﻿1
00:04:23,083 --> 00:04:24,666
‫[نانوایی]
‫[قنادی]

2
00:04:24,875 --> 00:04:28,916
‫[بخشش]

3
00:04:37,208 --> 00:04:40,625
‫ژرمی، ممنون که اومدی.

4
00:04:41,375 --> 00:04:43,666
.نمی‌دونی چقدر از دیدنت خوشحال شدم

5
00:04:44,333 --> 00:04:47,083
‫ واقعاً منو ناراحت کرد.
‫خیلی دوستش داشتم، می‌دونی که.

6
00:04:47,291 --> 00:04:48,625
‫آره، میدونم.

7
00:05:14,375 --> 00:05:16,291
‫میخوای ببینیش؟

8
00:05:16,791 --> 00:05:17,500
‫بیا.

9
00:06:03,458 --> 00:06:05,875
‫ فرزند این سرزمین، پسر یک دهقان،

10
00:06:07,125 --> 00:06:09,791
‫ژان-پیر خیلی زود رفت سرکار
‫تا حرفه نانوایی رو یاد بگیره.

11
00:06:11,125 --> 00:06:13,541
‫او زندگی‌اش رو وقف این کرد
‫که به ما نان بده.

12
00:06:15,041 --> 00:06:19,625
‫دوست داشت به من بگه که،
‫کارش وظیفه مقدسی براش بود.

13
00:06:22,250 --> 00:06:25,791
‫ژان-پیر عاشق شما بود،
‫به زبان حال با شما صحبت میکنم

14
00:06:27,166 --> 00:06:29,583
‫چرا که عشق، هیچوقت فراموش نمیکنه،
‫چرا که ابدی‌ست.

15
00:06:31,208 --> 00:06:34,625
‫  ما مسیحیان،
‫باور داریم که مرگ پایان نیست.

16
00:06:35,083 --> 00:06:41,875
‫ما باور داریم که مرگ، فقط مسیری‌ست
‫به سوی پادشاهی عشق و نور.

17
00:06:44,208 --> 00:06:48,333
‫برادران و خواهران گرامی،
‫ممنون که با حضوری پر تعداد آمدید.

18
00:06:50,250 --> 00:06:54,208
‫ ممنون ژان-پیر،
‫تو که اکنون در برابر پروردگار ما هستی،

19
00:06:55,291 --> 00:06:59,458
‫همسر عزیزت را شفاعت کن،

20
00:06:59,458 --> 00:07:03,166
‫همینطور پسر عزیزت،
‫و جامعه ما.

21
00:07:05,083 --> 00:07:08,375
‫ما بینهایت به عشق نیاز داریم.

22
00:07:11,500 --> 00:07:12,791
‫ممنون ژان-پیر.

23
00:07:42,083 --> 00:07:43,291
‫خیلی خب، من دیگه میرم.

24
00:07:47,541 --> 00:07:48,125
.فعلا

25
00:07:48,500 --> 00:07:49,000
‫خداحافظ.

26
00:07:49,333 --> 00:07:49,916
.عصر بخیر

27
00:07:50,333 --> 00:07:50,875
‫خداحافظ.

28
00:07:54,541 --> 00:07:56,000
.خب ما هم دیگه زیاد نمی‌مونیم

29
00:07:57,250 --> 00:07:58,458
‫بازیت رو تموم کردی؟

30
00:07:59,833 --> 00:08:00,583
‫کیلیان؟

31
00:08:01,416 --> 00:08:02,750
‫به تولوز برمیگردی؟

32
00:08:03,083 --> 00:08:03,666
‫آره.

33
00:08:04,833 --> 00:08:06,833
‫ می‌خوای الان راه بیفتی؟

34
00:08:06,833 --> 00:08:08,083
‫با این حالی که داری؟

35
00:08:08,083 --> 00:08:09,458
‫ عیب نداره، می‌تونم برم تولوز دیگه.

36
00:08:09,708 --> 00:08:11,125
‫به هر حال راه دور و طولانیه.

37
00:08:12,208 --> 00:08:14,416
‫حالا حتما باید امشب برگردی،
‫کسی منتظرته؟

38
00:08:17,583 --> 00:08:19,875
‫اتاق ونسان هنوز هست،
‫میتونی اینجا بخوابی.

39
00:08:20,625 --> 00:08:21,916
‫خب، راستش، نمی‌خوام مزاحم بشم.

40
00:08:22,500 --> 00:08:26,250
‫اگه فکر می‌کنی دلم می‌خواد تنها بمونم
‫و غصه بخورم، سخت اشتباه می‌کنی.

41
00:08:28,750 --> 00:08:29,916
‫اتاقت هیچ تغییری نکرده.

42
00:08:34,250 --> 00:08:36,166
‫ازدواج کردی؟

43
00:08:36,208 --> 00:08:36,916
‫نه.

44
00:08:38,833 --> 00:08:40,666
‫بچه هم نداری؟

45
00:08:40,750 --> 00:08:41,541
‫اونم نه.

46
00:08:42,333 --> 00:08:43,291
‫ولی نامزد که داری، نه؟

47
00:08:44,208 --> 00:08:46,125
‫آره، ولی رابطه‌مون به هم خورده،
‫داریم جدا می‌شیم.

48
00:08:46,708 --> 00:08:48,333
‫ خب، چند روزیه که دیگه خونه نمی‌خوابه.

49
00:08:49,541 --> 00:08:50,125
‫خوبی؟

50
00:08:54,083 --> 00:08:55,708
‫خیلی دووم نیاورد.

51
00:08:56,083 --> 00:08:57,500
‫چند وقته؟

52
00:08:58,041 --> 00:08:58,875
‫سه سال.

53
00:08:59,333 --> 00:09:00,666
.تقریباً چهار

54
00:09:07,791 --> 00:09:10,208
‫یادته تمام شب یامز بازی می‌کردم؟

55
00:09:10,541 --> 00:09:11,500
‫اوه، دیگه نه تا اون حد.

56
00:09:12,375 --> 00:09:13,666
‫پیش می‌اومد که تا دیروقت اینجا بمونیم.

57
00:09:15,208 --> 00:09:17,291
‫حوصله داری یه دست بازی کنیم بعدش من برم؟

58
00:09:17,291 --> 00:09:18,250
‫ نه، زیاد حالش رو ندارم.

59
00:09:18,791 --> 00:09:20,791
‫ شاید دوباره بریم پایین
‫به مادرت یه سر بزنیم؟

60
00:09:42,625 --> 00:09:44,250
‫ببین چقدر خوشتیپ بوده اینجا.

61
00:09:47,250 --> 00:09:48,250
‫چند وقت پیشه؟

62
00:09:50,208 --> 00:09:51,041
‫یه سال پیش.

63
00:09:52,375 --> 00:09:54,458
‫هنوز مریضیش معلوم نشده بود.

64
00:10:40,000 --> 00:10:40,833
‫صبح بخیر.

65
00:10:41,041 --> 00:10:41,791
‫صبح بخیر.

66
00:10:42,041 --> 00:10:42,708
‫خوبی؟

67
00:10:43,375 --> 00:10:44,583
‫خوبم، ممنون.

68
00:10:47,791 --> 00:10:49,541
‫خوب خوابیدی؟

69
00:10:49,541 --> 00:10:50,500
‫آره، خیلی خوب.

70
00:10:51,208 --> 00:10:52,500
‫و شما چی؟

71
00:10:52,500 --> 00:10:54,291
‫من نتونستم چشم رو هم بذارم.

72
00:10:55,791 --> 00:10:58,666
‫صبحونه چی میل داری؟

73
00:10:58,666 --> 00:11:00,041
‫من یه قهوه میخورم.

74
00:11:42,000 --> 00:11:43,375
‫کسی هست؟

75
00:11:51,333 --> 00:11:52,875
‫ چی می‌خواستی؟

76
00:11:52,875 --> 00:11:54,500
‫دلم میخواست تو رو یه بار دیگه
‫یه جای آروم ببینم.

77
00:11:56,833 --> 00:11:58,625
‫برای چی میخواستی من رو دوباره ببینی؟

78
00:11:58,625 --> 00:11:59,833
‫اون موقع‌ها یه کم همدیگه رو می‌دیدیم.

79
00:12:00,833 --> 00:12:02,333
‫خیلی با هم رفت و آمد نداشتیم.

80
00:12:03,333 --> 00:12:05,083
‫باید بگم که بیشتر آدم تنهایی بودی.

81
00:12:05,791 --> 00:12:06,958
‫ ولی من ازت خوشم می‌اومد.

82
00:12:09,041 --> 00:12:11,333
‫نمی‌خوای یه روز بریم یه نوشیدنی بخوریم؟

83
00:12:13,291 --> 00:12:14,291
‫آه، چرا که نه.

84
00:12:15,458 --> 00:12:16,458
‫الان بریم؟

85
00:12:18,041 --> 00:12:19,541
‫الان دیگه ساعت یازده،
‫باید برم یه جایی کار دارم.

86
00:12:19,583 --> 00:12:21,208
‫قبل از اینکه بسته شه باید اونجا باشم.

87
00:12:21,666 --> 00:12:23,250
‫  می‌تونیم بعد از کارت بریم یه چیزی بخوریم.

88
00:12:25,625 --> 00:12:26,583
‫ترجیح میدم یه روز دیگه بریم.

89
00:12:28,541 --> 00:12:29,458
‫باشه، موافقم.

90
00:12:31,250 --> 00:12:33,125
‫اینجا خیلی می‌مونی؟

91
00:12:33,708 --> 00:12:34,708
‫نمی‌دونم

92
00:12:35,250 --> 00:12:36,250
‫دوست دارم اینجا باشم.

93
00:12:38,083 --> 00:12:39,541
‫می‌دونی قارچ‌ها دراومدن یا نه؟

94
00:12:40,125 --> 00:12:41,125
‫آه، آره.

95
00:12:41,708 --> 00:12:42,708
‫باید هم زیاد دراومده باشن.

96
00:12:42,750 --> 00:12:43,958
‫ با این بارونی که اومده.

97
00:12:44,500 --> 00:12:46,000
‫شاید امروز بعد از ظهر برم.

98
00:12:49,541 --> 00:12:50,541
‫خیلی خب.

99
00:12:51,708 --> 00:12:52,708
‫به امید دیدار.

100
00:12:54,000 --> 00:12:55,000
.به سلامت

101
00:13:59,458 --> 00:14:00,958
‫امروز قارچ پیدا نمی‌کنی.

102
00:14:02,208 --> 00:14:03,458
‫تا وقتی که ماه عوض نشده.

103
00:14:04,166 --> 00:14:05,416
‫کی عوض میشه؟

104
00:14:05,416 --> 00:14:06,625
‫نمی‌دونم، نگاه نکردم.

105
00:14:07,791 --> 00:14:09,416
‫تو کارت تموم شده مگه؟

106
00:14:09,416 --> 00:14:11,291
‫تازه دارم میرم،
‫میدونی ساعت چند باید سرکار باشم؟

107
00:14:11,291 --> 00:14:12,583
‫نه، نمیدونم، ساعت چند؟

108
00:14:12,625 --> 00:14:13,625
‫ساعت پنج.

109
00:14:13,916 --> 00:14:14,916
‫آه، آره، چقدر زود.

110
00:14:15,208 --> 00:14:17,250
‫من رفتم پیش والتر،
‫بهم گفت تو هم رفته بودی دیدنش.

111
00:14:18,458 --> 00:14:19,791
‫تو والتر رو خیلی دوست داشتی.

112
00:14:22,250 --> 00:14:25,083
‫باشه، من بیشتر حس می‌کردم
‫تو تحقیرش می‌کردی.

113
00:14:25,500 --> 00:14:27,041
‫چرا همچین فکری کردی؟

114
00:14:27,041 --> 00:14:29,458
‫نمی‌دونم، زیاد خوشت نمی‌اومد من برم .دیدنش

115
00:14:29,458 --> 00:14:31,666
‫تو نمی فهمیدی چرا من
‫این همه وقت رو با اون می گذروندم.

116
00:14:32,416 --> 00:14:34,083
‫جدی؟

117
00:14:34,291 --> 00:14:35,291
‫آره.

118
00:14:36,291 --> 00:14:38,500
‫نمی‌دونم، شاید یکم حسودی می‌کردی.

119
00:14:39,875 --> 00:14:41,875
‫که می‌خواست منو فقط واسه خودش نگه داره.

120
00:14:43,625 --> 00:14:44,750
‫ورزیده شدی، ها؟

121
00:14:45,458 --> 00:14:46,958
‫نشون بده ببینم هنوزم مثل قبل چابکی؟

122
00:14:49,500 --> 00:14:50,500
‫چیکار میکنی؟

123
00:15:10,333 --> 00:15:12,416
‫اینطوری دنبال قارچ میگردین؟

124
00:15:15,458 --> 00:15:18,958
‫نه من دنبال چیزی نیستم،
‫وقتش رو ندارم، این داره می‌گرده.

125
00:15:20,000 --> 00:15:21,208
‫یه نگاه بندازین ببینین چی پیدا کردم.

126
00:15:21,250 --> 00:15:22,750
‫اوه، چه خوبن!

127
00:15:24,500 --> 00:15:25,708
مگه نه؟

128
00:15:27,166 --> 00:15:30,125
‫خب من رفتم،
‫می‌رم کیلیان رو بیارم.

129
00:15:39,166 --> 00:15:40,791
‫چرا داشتید دعوا میکردید؟

130
00:15:41,125 --> 00:15:42,958
‫الکی بود، داشتیم خوش می‌گذروندیم.

131
00:15:43,708 --> 00:15:46,375
‫ولی امیدوارم ربطی
‫به دیدن والتر نداشته باشه.

132
00:15:48,500 --> 00:15:50,583
‫چی باعث شده همچین فکری بکنید؟

133
00:15:51,375 --> 00:15:53,833
‫میخوای زیاد پیش ما بمونی؟

134
00:15:54,416 --> 00:15:55,416
‫نمی‌دونم.

135
00:15:56,375 --> 00:15:58,166
‫مارتین که خیلی خوشحاله تو اینجا موندی.

136
00:15:58,791 --> 00:16:00,166
‫شاید هم دلش بخواد تنها باشه.

137
00:16:00,583 --> 00:16:02,583
‫فکر نکنم، اهل این صحبت‌ها نیست.

138
00:16:03,625 --> 00:16:04,875
‫اون تو رو خیلی دوست داره.

139
00:16:11,500 --> 00:16:13,750
‫دلت نمیخواد کار نونوایی رو شروع کنی؟

140
00:16:16,125 --> 00:16:18,625
‫من یه مدت زیادی رو تو نونوایی صنعتی گذروندم

141
00:16:19,083 --> 00:16:20,333
‫یکم دستم کند شده.

142
00:16:22,000 --> 00:16:23,541
‫با این اوضاعم مزاحمت شدم.

143
00:16:24,500 --> 00:16:26,625
‫حتماً دلت می‌خواد برگردی تولوز.

144
00:16:28,125 --> 00:16:29,166
‫فعلاً می‌تونم بمونم.

145
00:16:30,333 --> 00:16:31,416
‫امشب؟

146
00:16:32,833 --> 00:16:34,000
‫حتی چند روز.

147
00:16:37,666 --> 00:16:40,666
‫همیشه این روستا رو دوست داشتم.
‫دلم میخواد کمی بمونم.

148
00:16:41,708 --> 00:16:43,208
‫و میخوام در مورد نونوایی فکر کنم.

149
00:16:44,625 --> 00:16:46,000
‫سه ماهی هست که بسته شده.

150
00:16:46,208 --> 00:16:48,416
‫الان، مردم عادت کردن نون رو از ویلنوو بخرن.

151
00:16:48,875 --> 00:16:50,583
‫اما شنیدم که زیاد خوب نیست.

152
00:16:51,375 --> 00:16:53,875
‫و بعدش پانزده کیلومتر راهه تا بری نون بخری.

153
00:16:54,166 --> 00:16:56,666
‫آره بابا، اصلاً از لِکلرک می‌خرن،
‫مثل بقیه چیزا.

154
00:16:57,333 --> 00:16:58,750
‫تو اینطور فکر نمیکنی؟

155
00:16:58,750 --> 00:16:59,708
‫نه.

156
00:16:59,708 --> 00:16:59,750
‫خب دیگه تموم شده،
‫دورانی که هر دهکده‌ای یه نونوایی داشت.
‫نه.

157
00:16:59,750 --> 00:17:02,125
‫خب دیگه تموم شده،
‫دورانی که هر دهکده‌ای یه نونوایی داشت.

158
00:17:03,208 --> 00:17:04,625
‫دیگه حتی یه کافه هم نداریم.

159
00:17:06,250 --> 00:17:07,708
‫تابستون یه کم کار میکنی؟

160
00:17:08,333 --> 00:17:09,375
‫یه کاری میتونی دست و پا کنی.

161
00:17:10,583 --> 00:17:12,125
‫خب، هر کاری دلت می‌خواد بکن.

162
00:17:12,791 --> 00:17:15,375
‫تو چقدر منفی بافی؟
‫اصلاً امکان نداره.

163
00:17:15,458 --> 00:17:16,458
‫آره.

164
00:17:17,333 --> 00:17:18,625
‫خب، کیلیان، بریم؟

165
00:17:21,500 --> 00:17:22,083
‫هوی!

166
00:17:22,291 --> 00:17:23,125
میای؟

167
00:17:27,416 --> 00:17:28,416
‫خداحافظ.

168
00:17:28,875 --> 00:17:30,291
‫خداحافظی نمیکنی؟

169
00:17:33,166 --> 00:17:34,166
‫خیلی‌خب.

170
00:17:35,416 --> 00:17:37,000
‫شاید ما بریم یه چیزی بخوریم.

171
00:17:38,291 --> 00:17:40,500
‫واقعاً مزاحم نیستم اگه بمونم؟

172
00:17:41,750 --> 00:17:42,750
‫اصلاً.

173
00:18:13,958 --> 00:18:15,500
‫ژرمی؟ تویی؟

174
00:18:16,625 --> 00:18:17,500
‫آره؟

175
00:18:18,291 --> 00:18:19,458
‫داری چیکار میکنی؟

176
00:18:23,291 --> 00:18:24,250
‫تشنه‌ام بود.

177
00:18:52,416 --> 00:18:54,041
‫چی شده؟

178
00:18:55,166 --> 00:18:56,166
‫هیچی.

179
00:18:56,416 --> 00:18:59,416
دلم می‌خواست قبل اینکه
.برم سرکار ببینمت

180
00:19:01,083 --> 00:19:02,000
‫برای چی؟

181
00:19:02,250 --> 00:19:04,333
واقعا می‌خوای نونوایی رو شروع کنی؟

182
00:19:07,083 --> 00:19:09,291
‫هیچی نمیدونم، نه، فکر نکنم.

183
00:19:09,708 --> 00:19:12,708
‫پس خوب میشه که مامانم رو
‫زیاد امیدوار نکنی، باشه؟

184
00:19:13,333 --> 00:19:14,875
‫من چیزی نگفتم...

185
00:19:14,875 --> 00:19:16,333
‫چرا اینجا موندی؟

186
00:19:18,541 --> 00:19:19,500
‫این هیچ ارتباطی به اون نداره.

187
00:19:20,583 --> 00:19:21,750
‫نه بابا؟

188
00:19:22,333 --> 00:19:24,166
‫از مامانم خوشت میاد؟

189
00:19:25,500 --> 00:19:26,500
‫آره.

190
00:19:28,458 --> 00:19:30,083
‫آره، ولی...

191
00:19:32,416 --> 00:19:34,000
‫من باید برم سرکار.

192
00:20:20,208 --> 00:20:20,708
‫بله؟

193
00:20:20,750 --> 00:20:21,458
‫صبح بخیر.

194
00:20:23,166 --> 00:20:26,208
‫وَنسان، داشتم میرفتم.
‫تقریباً به موقع اومدی.

195
00:20:26,791 --> 00:20:28,125
.بیشتر اومدم خودت رو ببینم

196
00:20:29,083 --> 00:20:31,000
‫یه نوشیدنی تعارفم میکنی؟

197
00:20:32,791 --> 00:20:34,333
‫بفرما، بیا تو.

198
00:20:39,583 --> 00:20:41,666
‫چی میخوری؟

199
00:20:41,708 --> 00:20:42,833
هرچی که هست 

200
00:20:44,041 --> 00:20:45,041
‫بفرما تو.

201
00:20:53,708 --> 00:20:54,291
‫اوه.

202
00:21:00,083 --> 00:21:02,083
‫تو این خونه به این بزرگی تنها زندگی میکنی؟

203
00:21:02,375 --> 00:21:03,375
‫آره.

204
00:21:04,375 --> 00:21:06,041
‫ازدواج نکردی؟

205
00:21:06,041 --> 00:21:06,625
‫نه.

206
00:21:09,583 --> 00:21:11,958
‫میدونی که، من همیشه با زن‌ها‌ مشکل داشتم.

207
00:21:20,791 --> 00:21:22,375
‫پدر و مادرت هنوز هستند؟

208
00:21:24,000 --> 00:21:25,416
.پنج سال پیش مرده‌اند

209
00:21:26,000 --> 00:21:27,666
تو جوونی مردن؟

210
00:21:27,833 --> 00:21:28,833
‫نه خیلی دیر.

211
00:21:29,375 --> 00:21:30,750
‫تو خونواده ما، زیاد عمر نمی‌کنیم.

212
00:21:31,583 --> 00:21:32,875
‫تو چی؟

213
00:21:32,875 --> 00:21:34,041
‫پدر و مادرم هنوز هستند.

214
00:21:35,000 --> 00:21:36,375
‫و ازدواج هم نکردی.

215
00:21:38,625 --> 00:21:39,625
‫وَنسان بهم گفت.

216
00:21:40,458 --> 00:21:42,458
‫شما، هر دوتون در مورد من صحبت می‌کنید؟

217
00:21:48,916 --> 00:21:50,125
‫هوا گرمه.

218
00:22:00,875 --> 00:22:01,875
‫باز برات بریزم؟

219
00:22:05,291 --> 00:22:06,291
‫بفرما.

220
00:22:09,916 --> 00:22:11,500
‫تو مزرعه کار میکنی؟

221
00:22:12,166 --> 00:22:13,125
‫نه دیگه.

222
00:22:14,041 --> 00:22:15,666
‫پس چطوری زندگی رو میچرخونی؟

223
00:22:16,041 --> 00:22:18,041
‫میدونی که، چیز زیادی نیاز ندارم.

224
00:22:18,041 --> 00:22:20,125
‫اجاره نمیدم.
‫تعطیلات نمیرم.

225
00:22:21,000 --> 00:22:22,375
‫حوصله‌ا‌ت سر نمیره؟

226
00:22:22,375 --> 00:22:23,375
‫زمین کافی نداشتم.

227
00:22:23,791 --> 00:22:25,791
،باید همه‌چیز رو مدرن می‌کردم
.قرض می‌کردم

228
00:22:26,125 --> 00:22:28,208
‫چیکار باید کرد که مثل خر کار نکنی؟

229
00:22:28,208 --> 00:22:29,458
‫فکر میکنی ارزششو داره؟

230
00:22:31,041 --> 00:22:32,666
‫قارچ پیدا کردی؟

231
00:22:33,708 --> 00:22:34,750
‫تو این کار استعداد ندارم.

232
00:22:38,250 --> 00:22:39,458
‫استعداد نمیخواد.

233
00:22:39,708 --> 00:22:41,083
‫فقط کافیه به زمین چشم بدوزی.

234
00:22:42,125 --> 00:22:43,166
‫همه‌اش همینه.

235
00:22:43,875 --> 00:22:45,083
‫فقط باید ازش خوشت بیاد.

236
00:23:07,125 --> 00:23:07,666
‫بیا.

237
00:23:07,750 --> 00:23:10,208
‫این اطراف آشنا زیاد داری،
‫تو به اون نیازی نداری، نه؟

238
00:23:10,416 --> 00:23:12,208
‫اگه من دلم بخواد اونو ببینم چی؟

239
00:23:12,666 --> 00:23:14,791
‫نمی‌بینی داره از تنهاییت سوء استفاده میکنه؟

240
00:23:14,791 --> 00:23:17,250
‫ دیگه چی میخوای بگی؟

241
00:23:17,250 --> 00:23:18,708
‫دیگه چی بهت میگه که بمونه؟

242
00:23:18,708 --> 00:23:20,166
‫ازم میپرسه میتونه بمونه یا نه.

243
00:23:20,500 --> 00:23:21,958
‫و تو هیچ سوالی از خودت نمیپرسی؟

244
00:23:22,833 --> 00:23:24,916
‫معلومه که میپرسم، ولی خب...

245
00:23:24,916 --> 00:23:26,916
‫- می‌بینی که...
‫- دلیلی نداره که بیرونش کنم.

246
00:23:27,166 --> 00:23:28,000
‫وَنسان!

247
00:23:28,875 --> 00:23:30,250
‫وَنسان ، آروم باش.

248
00:23:31,416 --> 00:23:32,125
‫وَنسان!

249
00:23:32,833 --> 00:23:35,250
‫ونسان، آروم باش کسی کار اشتباهی نمیکنه.

250
00:23:35,958 --> 00:23:37,166
‫داری میری؟

251
00:23:37,166 --> 00:23:38,458
‫اینجا چیکار میکنی؟

252
00:23:38,458 --> 00:23:39,875
‫داشتم قدم میزدم، تازه رسیدم.

253
00:23:40,250 --> 00:23:41,750
‫آره، گوش وایساده بودی؟

254
00:23:41,750 --> 00:23:42,666
!ونسان

255
00:23:42,666 --> 00:23:43,625
‫کافیه دیگه!

256
00:23:45,166 --> 00:23:46,166
‫وَنسان!

257
00:24:25,083 --> 00:24:26,500
‫نمی‌تونستم بخوابم.

258
00:24:26,916 --> 00:24:28,000
‫منم همینطور.

259
00:24:29,166 --> 00:24:30,291
‫یه کم نوشیدنی میخوای؟

260
00:24:31,791 --> 00:24:32,791
‫آره.

261
00:24:38,125 --> 00:24:40,041
‫داشتی عکس‌ها رو نگاه میکردی؟

262
00:24:41,708 --> 00:24:44,958
‫داشتم فکر میکردم، نگاتیوها رو نگه داشتید؟

263
00:24:45,916 --> 00:24:48,000
‫اممم. برای چی؟

264
00:24:48,666 --> 00:24:50,666
‫دوست دارم از یه عکس یه کپی داشته باشم.

265
00:24:51,625 --> 00:24:53,625
‫آهان، آره، حتما یه جایی دارمشون.

266
00:24:55,833 --> 00:24:56,833
‫کدوم؟

267
00:25:06,083 --> 00:25:07,916
‫هنوز دوستش داشتی؟

268
00:25:10,250 --> 00:25:11,250
‫آره.

269
00:25:12,125 --> 00:25:14,208
‫حتی بعد از اینهمه سال؟

270
00:25:15,250 --> 00:25:16,250
‫آره.

271
00:25:17,875 --> 00:25:19,375
.نمی‌تونم بهش فکر نکنم

272
00:25:22,541 --> 00:25:24,875
‫و هیچوقت نتونستی بهش بگی؟

273
00:25:25,416 --> 00:25:25,958
‫نه.

274
00:25:44,458 --> 00:25:45,333
!ژرمی

275
00:25:49,875 --> 00:25:51,083
‫ژرمی، در رو باز کن!

276
00:26:28,333 --> 00:26:31,125
‫چطوری؟
‫ناراحت نیستی در اتاق خودم رو قفل میکنی؟

277
00:26:31,333 --> 00:26:32,083
‫انگار بچه ای.

278
00:26:32,166 --> 00:26:33,375
‫هر شب میری خونه مادرت؟

279
00:26:33,375 --> 00:26:35,041
‫همون اندازه که خونه اونه،
‫خونه من هم هست.

280
00:26:35,250 --> 00:26:37,666
‫حتی بیشتر از تو به من تعلق داره
‫به هر حال خوشحال شدم یه شب موندی.

281
00:26:38,500 --> 00:26:40,625
‫دو شب دیگه خیلیه،
‫ولی دیگه نباید اینجا بمونی.

282
00:26:41,000 --> 00:26:42,333
‫تصمیمش با تو نیست.

283
00:26:42,791 --> 00:26:44,625
‫چشمات نشون میده آدم درستی نیستی،
‫اینو میدونی.

284
00:26:44,791 --> 00:26:46,291
‫چی تو چشمهای من میبینی؟

285
00:26:46,291 --> 00:26:47,625
‫که میخوای با مادرم باشی

286
00:26:50,083 --> 00:26:51,708
‫همیشه اینو تو نگاهت حس میکردم.

287
00:26:53,291 --> 00:26:54,458
‫ولم میکنی یا نه؟

288
00:26:55,500 --> 00:26:57,166
‫مادرت هر کسی رو که بخواد
‫میتونه دعوت کنه خونه‌اش.

289
00:26:57,166 --> 00:26:58,666
‫آها، فکر میکنی دعوت شدی؟

290
00:26:58,958 --> 00:26:59,583
‫آره.

291
00:27:00,416 --> 00:27:01,708
‫اون اینو به من نگفت.

292
00:27:03,166 --> 00:27:04,041
‫برو به درک.

293
00:27:24,250 --> 00:27:25,375
‫وسایلتو برمیداری،

294
00:27:25,708 --> 00:27:27,916
‫اتاقم رو خالی میکنی،
‫بی سر و صدا برمیگردی تولوز، باشه؟

295
00:27:30,666 --> 00:27:31,750
‫باشه؟

296
00:27:36,458 --> 00:27:37,291
‫باشه.

297
00:28:14,041 --> 00:28:14,625
‫نه.

298
00:28:15,625 --> 00:28:17,291
‫این یکی رو امتحان کن.

299
00:28:30,125 --> 00:28:31,458
‫آه، این خوبه.

300
00:28:32,166 --> 00:28:33,958
‫حتی لازم نیست دوباره لبه‌شو بدوزم.

301
00:28:35,375 --> 00:28:35,958
‫خوبه.

302
00:28:38,458 --> 00:28:40,000
‫بقیه‌اش هم باید هم اندازه باشه.

303
00:28:43,250 --> 00:28:46,333
‫میشه لطفا چند تا زیرپوش و جوراب
‫هم بهم قرض بدید؟

304
00:28:48,250 --> 00:28:50,750
‫میرم ببینم، فکر کنم نو داشته باشم.

305
00:29:47,875 --> 00:29:49,166
‫من هنوزم اینجام.

306
00:29:49,458 --> 00:29:50,666
‫لعنتی، تو دیگه خیلی...

307
00:29:52,125 --> 00:29:55,083
‫این کارو کردم که نشونت بدم
‫که تو سورپرایز مهمونی ها از تو بهترم.

308
00:29:57,000 --> 00:29:58,250
‫دست از سر من بردار.

309
00:29:58,791 --> 00:30:00,250
‫شب گردی، حتی تو جنگل.

310
00:30:00,250 --> 00:30:02,250
‫هرکاری دلم بخواد باهات میکنم، فهمیدی؟

311
00:30:03,416 --> 00:30:04,250
‫فهمیدی؟

312
00:30:05,750 --> 00:30:06,291
‫باشه.

313
00:30:06,958 --> 00:30:07,541
‫فهمیدم.

314
00:30:08,208 --> 00:30:08,708
‫فهمیدم.

315
00:30:09,250 --> 00:30:09,916
‫عالی.

316
00:30:15,041 --> 00:30:16,291
‫شانس آوردی که وقت ندارم.

317
00:30:17,000 --> 00:30:17,666
‫حیف باید برم سر کار.

318
00:30:17,750 --> 00:30:18,541
‫آره بابا. برو سر کار.

319
00:30:37,833 --> 00:30:39,083
‫خیلی سحرخیزید.

320
00:30:39,166 --> 00:30:40,291
‫نمیتونستم بخوابم.

321
00:30:40,625 --> 00:30:41,583
‫رفتم یه دوری بزنم.

322
00:30:42,416 --> 00:30:43,708
.شما هم خیلی سحرخیزید

323
00:30:44,291 --> 00:30:45,791
من که میدونی
.کار همیشگیمه

324
00:30:46,041 --> 00:30:47,916
‫یه مراسم دارم اون سرِ بخش.

325
00:30:48,125 --> 00:30:48,875
‫دو ساعت دیگه.

326
00:30:52,500 --> 00:30:54,416
‫میتونم به یه قهوه دعوتتون کنم؟

327
00:30:54,541 --> 00:30:55,916
‫ممنون، من میرم دوباره بخوابم.

328
00:30:56,666 --> 00:30:57,583
‫خوابم میاد.

329
00:31:00,333 --> 00:31:01,500
‫پس براتون شب خوبی رو آرزو میکنم.

330
00:31:02,666 --> 00:31:03,750
‫و روز خوبی داشته باشید.

331
00:31:15,791 --> 00:31:17,000
‫هی، یواش‌تر بابا.

332
00:31:17,875 --> 00:31:19,041
‫دارم کم کم از حال میرم.

333
00:31:19,250 --> 00:31:21,666
‫بزن بریم، مگه با هم خوب نیستیم؟

334
00:31:24,458 --> 00:31:26,416
‫از طرف من، ناراحت نمیشم
‫اگه دوباره شروعش کنی.

335
00:31:26,791 --> 00:31:28,291
‫ولی مطمئن نیستم که عملی باشه.

336
00:31:28,458 --> 00:31:29,500
‫معلومه که عملیه.

337
00:31:30,000 --> 00:31:32,541
‫همه مشتری های بورنازل
‫و حتی اوروکبرون رو جذب میکنی.

338
00:31:33,208 --> 00:31:35,458
‫مخصوصاً که تو ویلنوو،
‫نوناشون اونقدر هم خوب نیست.

339
00:31:35,875 --> 00:31:38,208
‫آره ولی مردم امروزه،
‫براشون مهم نیست، فریز میکنن.

340
00:31:38,333 --> 00:31:41,500
‫ها؟ نه بابا.
‫اونا هنوزم نون تازه رو دوست دارن.

341
00:31:41,958 --> 00:31:44,208
‫صف جلوی نونوایی ها رو صبح یکشنبه دیدی؟

342
00:31:44,750 --> 00:31:45,875
‫- ولی با این حال...
‫- هیس.

343
00:31:51,625 --> 00:31:53,333
‫ونسانه، پاشو.

344
00:31:54,333 --> 00:31:56,041
‫نمیخوام ببینه اینجا داری خوش میگذرونی.

345
00:31:56,333 --> 00:31:58,166
‫بیا. لیوانت رو بگیر.

346
00:32:07,250 --> 00:32:09,333
‫اوه، سلام ونسان، چطوری؟

347
00:32:09,333 --> 00:32:10,416
‫نه، خوب نیستم، اصلاً.

348
00:32:11,166 --> 00:32:11,666
‫اوه.

349
00:32:13,500 --> 00:32:14,833
‫میخوای دفتر کارتو پس بگیری؟

350
00:32:16,333 --> 00:32:18,333
‫امروز صبح دیدمش،
‫از اون شوخی‌های خرکی بابام رو کرد.

351
00:32:19,916 --> 00:32:21,250
‫نه بابا؟

352
00:32:22,041 --> 00:32:24,041
‫بعد از ظهری ندیدیش؟

353
00:32:24,041 --> 00:32:25,250
‫نه، چرا باید ببینمش؟

354
00:32:26,083 --> 00:32:28,083
‫نمیدونم، بهم گفتن داره اینطرفا میچرخه.

355
00:32:28,250 --> 00:32:29,291
‫کی بهت گفته؟

356
00:32:31,375 --> 00:32:33,583
‫نمیدونم این یارو تمام روز این
‫دور و برا چیکار میکنه.

357
00:32:33,750 --> 00:32:35,333
‫فکر کنم کلاً رد داده.

358
00:32:35,875 --> 00:32:36,583
‫و مادرت؟

359
00:32:37,791 --> 00:32:38,958
‫اون چی میگه؟

360
00:32:38,958 --> 00:32:40,333
‫در مورد...

361
00:32:40,958 --> 00:32:43,291
‫مخش رو زده، حسابی فریبش داده.

362
00:32:45,875 --> 00:32:47,458
‫نمیدونم چرا همه این عوضی رو دوست دارن.

363
00:32:47,583 --> 00:32:49,333
‫فکرش رو بکن، لباسهای بابام رو داده بهش

364
00:32:49,333 --> 00:32:51,333
‫اونم جلوی من میپوشه، انگار نه انگار.

365
00:32:51,666 --> 00:32:53,583
‫بیا بشین یه چیزی بخور، بیا.

366
00:32:54,083 --> 00:32:56,333
‫نه، نه، نه، ممنون. زیاد نمیمونم.

367
00:32:58,000 --> 00:32:58,916
‫من میرم، والتر.

368
00:32:59,166 --> 00:32:59,708
‫مطمئنی؟

369
00:32:59,791 --> 00:33:00,375
‫آره.

370
00:33:19,333 --> 00:33:20,333
‫یالا، بپر بالا.

371
00:33:21,250 --> 00:33:22,250
‫سوار شو.

372
00:33:30,833 --> 00:33:32,416
‫والتر بهت زنگ زد؟

373
00:33:33,333 --> 00:33:34,416
‫تو خونه‌اش بودی؟

374
00:33:36,500 --> 00:33:38,166
‫اینجا اتفاقی پیدات شد؟

375
00:33:40,500 --> 00:33:42,125
‫میخواستم یه چیزی رو چک کنم.

376
00:34:30,625 --> 00:34:32,000
‫خب دیگه، الان راحت میشیم.

377
00:40:34,083 --> 00:40:36,041
‫کجا بودی؟

378
00:40:36,041 --> 00:40:37,458
‫داشتم از نگرانی می‌مردم.

379
00:40:40,708 --> 00:40:41,875
‫من خونه والتر بودم.

380
00:40:42,166 --> 00:40:43,791
‫نمیتونی وقتی این کارا رو میکنی خبر بدی.

381
00:40:44,833 --> 00:40:46,541
‫یه زنگ زدن که کاری نداره.

382
00:40:46,875 --> 00:40:49,750
‫فکر نمیکردم اینقدر طول بکشه.

383
00:40:49,750 --> 00:40:50,625
‫یادم رفت بهتون زنگ بزنم.

384
00:40:53,250 --> 00:40:54,208
‫آنی بهم زنگ زد.

385
00:40:54,750 --> 00:40:57,333
‫وَنسان دیشب برنگشته
‫امروز صبح هم سرکار نرفته.

386
00:40:57,708 --> 00:40:58,583
‫از نگرانی داره میمیره.

387
00:40:59,750 --> 00:41:02,125
‫والتر میگه دیروز آخرای بعد از ظهر دیدتش.

388
00:41:02,708 --> 00:41:04,625
‫تو اتفاقی ندیدیش؟

389
00:41:06,125 --> 00:41:08,541
‫راستی، والتر بهم نگفت که دیشب خونش بودی.

390
00:41:09,083 --> 00:41:11,000
‫معلومه که نمیخواست بهتون بگه،

391
00:41:12,791 --> 00:41:14,000
‫بعداً بهتون توضیح میدم.

392
00:41:14,125 --> 00:41:15,416
‫دیشب رو اونجا موندی؟

393
00:41:18,541 --> 00:41:21,333
.داغونم، سردمه
.میرم دراز بکشم

394
00:42:08,500 --> 00:42:09,041
‫صبح بخیر

395
00:42:09,500 --> 00:42:10,375
‫صبح بخیر.

396
00:42:11,125 --> 00:42:12,625
‫خبری نشد؟

397
00:42:12,625 --> 00:42:15,125
‫والتر صبح رو تو جاده‌ی میو گذروند،

398
00:42:15,250 --> 00:42:16,791
‫همه جا رو زیر و رو کرد.

399
00:42:18,500 --> 00:42:20,416
‫اگه تصادف کرده بود، حتماً یکی دیده بودتش.

400
00:42:20,875 --> 00:42:22,125
‫همیشه اینو به خودمون می‌گیم.

401
00:42:22,708 --> 00:42:25,708
‫خیلی‌ها رو هم دیدم روزهای متمادی
‫ازشون خبری نشده آخر هم ته دره پیداشون کردن.

402
00:42:25,708 --> 00:42:28,500
‫اگه به سمت میو نرفته باشه چی؟

403
00:42:28,500 --> 00:42:30,250
‫اگه سر کار نرفته باشه چی؟

404
00:42:30,750 --> 00:42:31,958
‫شما که خوب می‌دونید چطوریه.

405
00:42:32,000 --> 00:42:33,875
‫نه، ولی سال‌هاست که آروم شده.

406
00:42:35,083 --> 00:42:37,083
.ارزشش رو داره جاده‌های دیگه رو هم بگردیم

407
00:42:37,250 --> 00:42:38,541
‫ ولی کجا می‌تونه رفته باشه؟

408
00:42:41,375 --> 00:42:43,041
‫دیشب وقتی رد می‌شد یه جوری بود.

409
00:42:44,125 --> 00:42:45,250
‫از زمین و زمان طلبکار بود.

410
00:42:45,750 --> 00:42:47,750
‫ ببخشید والتر، ولی این حالت عادیشه.

411
00:42:48,083 --> 00:42:49,250
‫ نه، این دفعه فرق داشت.

412
00:42:50,625 --> 00:42:52,875
اون حتی منو سرزنش کرد که
.ژرمی رو راه دادم خونه

413
00:42:54,291 --> 00:42:55,916
ولی تو چی؟ اومدی اصلا؟

414
00:42:55,916 --> 00:42:56,916
!یه شب هم نموندی

415
00:42:58,083 --> 00:42:59,625
!چه برسه دو شب پیش من باشی

416
00:43:02,833 --> 00:43:04,625
‫حتی نخواست یه نوشیدنی بخوره و...

417
00:43:05,333 --> 00:43:07,083
‫حرفاشو زد و بعدش...

418
00:43:07,083 --> 00:43:07,875
‫و بعدش رفت.

419
00:43:08,958 --> 00:43:10,541
‫ هیچ وقت اینجوری ندیده بودمش.

420
00:43:11,541 --> 00:43:12,791
‫ولی باید زنگ می‌زد.

421
00:43:13,666 --> 00:43:14,708
‫ حداقل امروز صبح.

422
00:45:14,000 --> 00:45:15,958
‫- هیچی پیدا نکردید؟
‫- نه.

423
00:45:16,166 --> 00:45:17,125
‫فکر نکنم قارچ‌ها در بیان.

424
00:45:18,333 --> 00:45:20,333
‫‏   همین الان یه زن و شوهر رو دیدم
‫که یه سبد پر داشتن.

425
00:45:20,750 --> 00:45:22,541
‫حداقل دو کیلویی میشد
‫قارچ‌های تیره سر فوق‌العاده.

426
00:45:22,625 --> 00:45:23,541
‫کجا؟

427
00:45:23,541 --> 00:45:24,583
‫اونطرف، زیاد دور نیست.

428
00:45:25,083 --> 00:45:26,541
‫ شاید از جلوی شما رد شدن.

429
00:45:27,333 --> 00:45:28,666
‫ خیلی وقته؟

430
00:45:28,666 --> 00:45:29,666
‫پنج دقیقه بیشتر نیست.

431
00:45:35,833 --> 00:45:36,750
‫بارون میاد.

432
00:45:37,500 --> 00:45:39,000
‫ می‌خواید از ماشین من استفاده کنید؟

433
00:45:39,375 --> 00:45:41,333
‫نه، یکم دیگه دنبال قارچ می‌گردم.

434
00:45:42,208 --> 00:45:43,000
‫سعی کردم بهت هشدار بدم.

435
00:46:02,208 --> 00:46:03,083
‫والتر!

436
00:46:54,125 --> 00:46:55,125
‫اوه، دنبالت می‌گشتم.

437
00:46:55,833 --> 00:46:56,916
‫منم دنبال تو می‌گشتم.

438
00:46:57,125 --> 00:46:58,916
‫ درسته که دیشب رو تو دل طبیعت گذروندی؟

439
00:46:59,041 --> 00:46:59,708
‫اوهوم.

440
00:47:00,250 --> 00:47:01,208
‫ اینقدر نوشیده بودی؟

441
00:47:02,166 --> 00:47:03,708
‫به خاطر بارون هم بود.

442
00:47:04,375 --> 00:47:05,666
‫‏زود رسیدی اونجا.

443
00:47:06,208 --> 00:47:07,333
‫ آهان، چطور مگه؟

444
00:47:08,250 --> 00:47:09,666
‫دیشب احمق بودم.

445
00:47:10,125 --> 00:47:11,791
‫ همون موقع فهمیدم چه غلطی کردم،
‫ پرتم کردن بیرون.

446
00:47:12,916 --> 00:47:14,375
‫ماشین رو برداشتم تا پیدات کنم.

447
00:47:15,625 --> 00:47:16,708
‫قایم شده بودم.

448
00:47:17,583 --> 00:47:19,125
‫  احمقی، چرا قایم شدی؟

449
00:47:19,125 --> 00:47:21,583
‫ متوجه نیستی چقدر ترسناک شده بودی؟

450
00:47:21,583 --> 00:47:23,333
‫حتی فکر کردم اومدی کارمو تموم کنی.

451
00:47:24,166 --> 00:47:26,458
‫اگه می‌خواستم بکشمت،
‫باور کن الان اینجا نبودی.

452
00:47:28,250 --> 00:47:29,375
‫گوش کن، لعنتی، نمی‌دونم چی بگم،

453
00:47:29,458 --> 00:47:30,583
‫ نمی‌دونم چی شد.

454
00:47:32,750 --> 00:47:34,291
‫تو آدم خوبی هستی،

455
00:47:34,333 --> 00:47:35,541
‫باهات مشکلی هم ندارم.

456
00:47:35,791 --> 00:47:37,000
‫ ازت خوشم هم میاد.

457
00:47:38,791 --> 00:47:40,208
‫ لعنتی، ولی تو هم آدم عجیبی هستی.

458
00:47:55,083 --> 00:47:57,083
‫ماشین ونسان رو پیدا کردیم.

459
00:47:59,791 --> 00:48:00,750
‫کجا بود؟

460
00:48:00,750 --> 00:48:02,833
‫تو پارکینگ ایستگاه قطار، توی میو.

461
00:48:04,291 --> 00:48:05,041
‫عالیه.

462
00:48:06,125 --> 00:48:07,083
‫چرا عالیه؟

463
00:48:08,958 --> 00:48:10,416
‫برای اینکه ته یه دره نیست.

464
00:48:17,708 --> 00:48:19,083
‫هیچی بهت نگفت؟

465
00:48:21,458 --> 00:48:22,375
‫درباره‌ی چی؟

466
00:48:23,125 --> 00:48:25,166
‫درباره‌ی جایی که میخواسته بره.

467
00:48:28,000 --> 00:48:31,083
‫نمی‌فهمم چرا باید من بیشتر از شما بدونم،
‫من زیاد باهاش حرف نمی‌زدم.

468
00:48:31,458 --> 00:48:34,250
‫خب دقیقا برای همین، ممکنه چیزهایی رو
‫به تو گفته باشه که به ما نمی‌گفت.

469
00:48:38,208 --> 00:48:40,500
‫ژاندارمری اعلامیه مفقودی رو پخش کرده؟

470
00:48:40,500 --> 00:48:43,916
‫میگن که بزرگساله و واکسن زده
‫حق داره چند روزی نباشه.

471
00:48:45,208 --> 00:48:46,958
‫با وِل کردن زن و بچه؟

472
00:48:48,000 --> 00:48:50,708
‫اگه کس دیگه‌ای بود،
‫تا الان زمین و زمان رو زیر و رو کرده بودن.

473
00:48:51,250 --> 00:48:52,583
‫این حرفو نزن مارتین.

474
00:48:52,791 --> 00:48:56,208
‫اتفاقا، خیلی خوشحال می‌شد
‫اگه می‌تونست برای همیشه ناپدید بشه.

475
00:48:57,125 --> 00:49:00,791
‫حق با ژاندارم‌هاست، هر کسی حق داره
‫یه زندگی خصوصی داشته باشه، مگه نه؟

476
00:49:05,000 --> 00:49:08,000
‫والتر میگه که از خونه‌ش خیلی دیر برنگشتی.

477
00:49:08,083 --> 00:49:08,625
‫درسته.

478
00:49:10,166 --> 00:49:13,583
‫نکنه دوتایی رفتین خوشگذرونی؟

479
00:49:13,583 --> 00:49:15,250
‫با ونسان؟

480
00:49:15,250 --> 00:49:18,416
‫باور کردنش سخته که تمام شب رو
‫تو اون طویله بزرگ گذرونده باشی، نه؟

481
00:49:18,416 --> 00:49:20,166
‫آخه جاهای راحت‌تری
‫از اون دخمه هم پیدا میشه.

482
00:49:20,500 --> 00:49:22,875
‫بماند که نصفه شب بخوای پیداش کنی.

483
00:49:36,041 --> 00:49:37,708
‫منو توی جاده پیدا کرد.

484
00:49:38,083 --> 00:49:39,958
‫بعد از اینکه والتر منو انداخت بیرون.

485
00:49:42,291 --> 00:49:44,375
‫داشت برمی‌گشت خونه والتر،
‫دقیقا به خاطر اینکه...

486
00:49:44,416 --> 00:49:46,500
‫شک داشت که من اونجام و می‌خواست مطمئن شه.

487
00:49:48,583 --> 00:49:49,791
‫می‌خواست از چی مطمئن شه؟

488
00:49:51,083 --> 00:49:52,791
‫ خیلی درباره‌ی پدرش حرف زدیم.

489
00:49:52,916 --> 00:49:54,666
‫مرگش خیلی چیزها رو یادآوری می‌کنه.

490
00:49:55,833 --> 00:49:58,500
‫دقیقا درباره‌ی پدرش چی گفت؟

491
00:50:00,250 --> 00:50:01,375
‫خیلی یادم نیست.

492
00:50:02,958 --> 00:50:04,875
‫چرا، یه لحظه بهم گفت که احساس یتیمی می‌کنه.

493
00:50:05,291 --> 00:50:06,416
‫می‌تونستی به من بگی.

494
00:50:07,000 --> 00:50:09,208
‫به هر حال یه چیز بین من و اون بود، مگه نه؟

495
00:50:09,208 --> 00:50:11,500
‫آره، ولی خب، مهمه که ما هم بدونیم.

496
00:50:13,208 --> 00:50:16,666
‫ولی اگه مرده پیداش کرده بودیم،
‫باشه، بهتون می‌گفتم، ولی الان...

497
00:50:17,041 --> 00:50:19,000
‫یه لحظه دیگه دوباره پیداش می‌شه.

498
00:50:19,625 --> 00:50:21,375
‫و برای همینه که همه‌ چیز رو بهمون نمیگی؟

499
00:50:23,000 --> 00:50:24,708
‫خب، تقریباً همه‌ی چیزی بود
‫که می‌خواستم بگم.

500
00:50:27,166 --> 00:50:28,833
‫و چرا فقط صبح برگشتی؟

501
00:50:34,041 --> 00:50:35,041
‫منو تو میو پیاده کرد.

502
00:50:37,583 --> 00:50:39,333
‫و بهم گفت که به سن-مارسیال برنگردم.

503
00:50:41,000 --> 00:50:42,500
‫دیگه نمی‌خواست دور و بر شما باشم.

504
00:50:42,625 --> 00:50:44,375
‫آه، باورم نمیشه!

505
00:50:44,583 --> 00:50:45,708
‫دقیقاً همینطوری گفت.

506
00:50:46,625 --> 00:50:48,041
‫نه، زده به سرش؟

507
00:50:48,416 --> 00:50:51,958
‫حتی پیشنهاد نداد که تو رو تا
‫اینجا برسونه تا ماشینت رو برداری.

508
00:50:52,208 --> 00:50:55,666
‫هیچی نمیخواست بدونه و بهم گفت
‫که وقت نداره و باید بره سر کار.

509
00:51:26,958 --> 00:51:28,708
‫من بودم که اینجوری جیغ زدم؟

510
00:51:30,791 --> 00:51:31,833
‫حرف زدم؟

511
00:51:32,000 --> 00:51:34,833
‫نه، فقط جیغ زدی، ولی خیلی ترسناک بود.

512
00:51:37,583 --> 00:51:38,791
‫می‌خوای برام تعریف کنی؟

513
00:51:40,541 --> 00:51:42,041
‫تعریف کردن حال آدم رو خوب می‌کنه.

514
00:51:44,458 --> 00:51:47,041
‫نه، خیلی... نه، من...

515
00:51:47,500 --> 00:51:48,416
‫ نمی‌تونم.

516
00:51:50,875 --> 00:51:52,625
‫نمی‌خوام تنها بمونم.

517
00:51:53,375 --> 00:51:55,375
‫من همین‌جا پیش تو می‌مونم.

518
00:51:56,541 --> 00:51:58,833
‫تا وقتی که خوابت ببره. باشه؟

519
00:51:58,833 --> 00:51:59,541
‫باشه.

520
00:51:59,833 --> 00:52:01,625
‫خب. چراغ رو خاموش می‌کنم.

521
00:52:28,666 --> 00:52:29,791
‫ژرمی؟

522
00:52:33,166 --> 00:52:36,666
‫چیزی هست که نمی‌تونی درباره ونسان بهم بگی؟

523
00:52:38,083 --> 00:52:38,541
‫هوم.

524
00:52:41,416 --> 00:52:43,958
‫فکر می‌کنی آنی رو ترک کرده؟

525
00:52:45,458 --> 00:52:46,041
‫آره.

526
00:52:49,625 --> 00:52:51,375
‫می‌دونی کجا رفته؟

527
00:53:44,708 --> 00:53:47,250
‫آه لعنتی، امیدوار بودم
‫این گوشه مخفی بمونه

528
00:53:48,083 --> 00:53:48,958
‫قارچ مورل هستش.

529
00:53:49,541 --> 00:53:50,875
‫قشنگن، نه؟

530
00:53:53,291 --> 00:53:55,625
‫خب، ولی وقت داره می‌گذره،
‫باید ساعت 11 سن-ژان باشم.

531
00:53:55,875 --> 00:53:56,875
‫خیلی خب، من میرم.

532
00:54:39,000 --> 00:54:39,791
‫خداحافظ، بِلا.

533
00:54:50,833 --> 00:54:52,166
‫داری چه غلطی می‌کنی اینجا؟

534
00:54:54,583 --> 00:54:56,250
‫چرا قایم شدی؟

535
00:54:56,875 --> 00:54:58,250
‫نمی‌خواستم مزاحمتون بشم.

536
00:54:59,250 --> 00:55:01,416
‫خب، نمی‌تونستی زنگ بزنی؟
‫بهت می‌گفتم مزاحمی یا نه.

537
00:55:02,791 --> 00:55:03,833
‫می‌خواستم تو رو تنها ببینم.

538
00:55:04,125 --> 00:55:05,250
‫خب، خوشبختانه منم همینطور.

539
00:55:06,083 --> 00:55:07,458
‫رفتی اونجا چی تعریف کردی؟

540
00:55:07,833 --> 00:55:11,250
‫خب، اتفاقا اومدم بهت بگم که
‫مجبور شدم یه چیزایی رو بهشون بگم.

541
00:55:12,083 --> 00:55:13,916
‫مجبور بودی حسادتت رو بگی؟

542
00:55:13,916 --> 00:55:15,458
‫و اینکه می‌ترسیدم ونسان
‫تو رو تو خونه من پیدا کنه؟

543
00:55:15,458 --> 00:55:18,000
‫خوشحال باش که درباره‌ی تفنگ دهنم رو بستم.

544
00:55:18,833 --> 00:55:20,583
‫خب، حالا اون هر چیزی
‫رو درباره‌ت تصور می‌کنه.

545
00:55:22,041 --> 00:55:24,458
‫گوش کن، من دارم هر جوری که
‫می‌تونم این ماجرا رو جمع می‌کنم.

546
00:55:25,208 --> 00:55:28,291
‫و اینجوری نیست که به قتل رسیده باشه و
‫ما مجبور باشیم به سوالات پلیس جواب بدیم.

547
00:55:28,875 --> 00:55:31,000
‫ولی اتفاقا، کم‌کم داریم بهش فکر می‌کنیم.

548
00:55:32,708 --> 00:55:34,833
‫آره، این ماشین تو ایستگاه قطار عادی نیست.

549
00:55:35,041 --> 00:55:36,916
‫ازش بعید نیست که برای همیشه فرار کنه.

550
00:55:37,166 --> 00:55:39,250
‫ولی یه چیزی هست که هیچوقت
‫ترکش نمی‌کنه، اونم ماشینشه.

551
00:55:40,666 --> 00:55:43,583
‫یه بار تا بارسلون و آمستردام
‫رفت، ولی هیچوقت سوار قطار نشد.

552
00:55:44,250 --> 00:55:48,125
‫وقتی اینجوری میره یه جای دور،
‫تمام لذتش توی رانندگیه، تو ماشینشه

553
00:55:48,500 --> 00:55:52,000
‫و بعدش، درست بعد از مرگ پدرش فرار نمی‌کنه.

554
00:55:52,708 --> 00:55:54,041
‫یه همچین کاری نمی‌کنه.

555
00:55:57,083 --> 00:55:58,750
‫خب، یه نوشیدنی باهام می‌خوری؟

556
00:56:02,333 --> 00:56:03,916
‫آره، خوب می‌فهمم که حالت خوب نبود.

557
00:56:14,708 --> 00:56:15,916
‫فکرش رو بکن.

558
00:56:16,250 --> 00:56:19,416
‫ده ساله برنگشته بودیم و الان،
‫دیگه نمی‌شه این وضع رو ادامه داد.

559
00:56:19,500 --> 00:56:21,416
‫این من نبودم که بهتون پیشنهاد دادم.

560
00:56:21,958 --> 00:56:24,416
‫آره، ولی خودش خواست ازتون که بمونه؟

561
00:56:24,750 --> 00:56:25,375
‫نه.

562
00:56:26,250 --> 00:56:28,666
‫ روت نمی‌شه؟ می‌خوای من حرف بزنم؟

563
00:56:29,375 --> 00:56:32,250
‫منم قرار نیست تا آخر سال بمونم.

564
00:56:33,208 --> 00:56:35,791
‫ولی خودت که می‌فهمی این حرفها
‫بیشتر ونسان رو عصبی می‌کنه؟

565
00:56:36,166 --> 00:56:38,125
‫آره، البته.

566
00:56:42,500 --> 00:56:43,750
‫خبری نشد؟

567
00:56:44,166 --> 00:56:45,166
.‫هنوز هیچی

568
00:56:47,166 --> 00:56:48,750
‫خب، دیگه میرم.

569
00:56:50,125 --> 00:56:50,833
‫تا فردا.

570
00:56:51,541 --> 00:56:52,208
‫خداحافظ آنی.

571
00:56:52,291 --> 00:56:53,083
‫تا فردا.

572
00:56:58,208 --> 00:56:59,333
‫خب، ام...

573
00:57:00,208 --> 00:57:02,250
‫ببین فیلیپ چی برامون آورده.

574
00:57:03,041 --> 00:57:05,250
‫تو پیدا کردن قارچ کارش حرف نداره.

575
00:58:51,333 --> 00:58:53,083
‫باید اعتراف کنم.

576
00:58:56,708 --> 00:58:57,833
‫ولی من کشیش نیستم.

577
00:58:57,875 --> 00:59:00,208
‫خیلی پیچیده نیست، از پسش برمیای.

578
00:59:05,041 --> 00:59:07,291
‫اون دریچه کوچیک رو می‌بینی؟

579
00:59:16,333 --> 00:59:19,083
‫چرا انقدر نیاز داری که اعتراف کنی؟

580
00:59:20,083 --> 00:59:22,625
‫من قاتل ونسان رو به ژاندارمری گزارش ندادم.

581
00:59:27,916 --> 00:59:30,125
‫از کجا می‌دونی که به قتل رسیده؟

582
00:59:30,458 --> 00:59:31,208
‫می‌دونم.

583
00:59:32,833 --> 00:59:34,541
‫می‌ترسی اشتباه کنی؟

584
00:59:35,166 --> 00:59:37,500
‫راستش رو بخوای، دلم نمی‌خواد گزارش کنم.

585
00:59:39,250 --> 00:59:40,000
‫چرا؟

586
00:59:41,083 --> 00:59:43,583
‫زندانی کردن قاتل، ونسان رو زنده نمی‌کنه.

587
00:59:44,625 --> 00:59:48,166
‫به علاوه، فکر می‌کنم زندان از مرگ بدتره.

588
00:59:51,583 --> 00:59:53,333
‫ولی داری به چی فکر می‌کنی؟

589
00:59:53,625 --> 00:59:56,250
‫ اگه می‌شد آدم کشت
‫بدون اینکه مجازات بشی چی؟

590
00:59:56,541 --> 00:59:58,875
‫فکر نمی‌کنم بالقوه یه قاتل باشه.

591
01:00:00,500 --> 01:00:02,333
‫وقتی کسی کشته میشه، یه قاتل وجود داره.

592
01:00:03,125 --> 01:00:05,041
‫تو ذاتش نیست، منظورم اینه.

593
01:00:05,666 --> 01:00:08,250
‫فکر نمی‌کنم برای جامعه خطرناک باشه.

594
01:00:10,958 --> 01:00:12,583
‫نمی‌تونی تا ابد با این راز زندگی کنی.

595
01:00:13,250 --> 01:00:14,166
‫همینطوره.

596
01:00:14,791 --> 01:00:16,958
‫یه لحظه بالاخره میرسه
‫که دیگه تحملش سخت میشه.

597
01:00:17,708 --> 01:00:21,333
‫واقعا به فایده مجازات
‫کردن قاتل‌ها اعتقاد داری؟

598
01:00:23,083 --> 01:00:25,625
‫بیشتر از همه فکر می‌کنم سخته که یه
‫همچین رازی رو تنهایی به دوش بکشی.

599
01:00:27,250 --> 01:00:28,166
‫نه واقعا تنها.

600
01:00:30,958 --> 01:00:33,375
‫احتمالا قاتل خودش اعتراف می‌کنه.

601
01:00:34,458 --> 01:00:35,666
‫فکر نمی‌کنم.

602
01:00:38,208 --> 01:00:40,458
‫دروغ گفتنِ مداوم باید خسته‌کننده باشه.

603
01:00:42,083 --> 01:00:44,166
‫زندگی کردن با ترس از اینکه اشتباه کنی.

604
01:00:45,791 --> 01:00:47,500
‫یا حتی با یادآوری یه جنایت.

605
01:00:48,666 --> 01:00:51,250
‫یه جنایت نباید مانع ادامه زندگی بشه.

606
01:00:53,208 --> 01:00:54,958
‫امروز گفتنش برات آسونه.

607
01:00:56,458 --> 01:00:58,500
‫ولی فردا چی فکر می‌کنی؟

608
01:00:59,041 --> 01:01:00,958
‫چی قراره تمام زندگیت تو رو درگیر کنه؟

609
01:01:02,125 --> 01:01:03,416
‫خوشحالی دیدن قاتل.

610
01:01:03,708 --> 01:01:04,583
‫هر روز.

611
01:01:09,750 --> 01:01:12,958
‫از کجا معلوم قاتل ونسان رُز
‫اصلاً بخواد هر روز تو رو ببینه؟

612
01:01:14,416 --> 01:01:15,083
‫معلوم نیست.

613
01:01:17,250 --> 01:01:18,916
‫میدونی، خیلی عذاب‌آوره که
‫ کسی دوستت داشته باشه

614
01:01:18,916 --> 01:01:21,041
‫ ولی تو دوستش نداشته باشی؟

615
01:01:22,375 --> 01:01:24,125
‫فکر میکنی قاتل از من متنفره؟

616
01:01:24,166 --> 01:01:25,291
‫نه، منظورم این نیست.

617
01:01:27,750 --> 01:01:28,541
‫احتمالش هست...

618
01:01:30,000 --> 01:01:32,250
‫که اون تو رو اونجوری که
‫تو دوستش داری، دوست نداشته باشه.

619
01:01:33,625 --> 01:01:35,500
‫یا اونجوری که دلت میخواد دوستت داشته باشه.

620
01:01:38,666 --> 01:01:39,916
‫من حواسم هست.

621
01:01:42,375 --> 01:01:44,083
‫یاد گرفتم یک‌طرفه دوست داشته باشم.

622
01:01:46,583 --> 01:01:48,791
‫میتونم تا ابد بدون توقع دوستش داشته باشم.

623
01:01:55,250 --> 01:01:55,958
‫خیلی ممنون.

624
01:01:58,833 --> 01:02:00,166
‫خیلی خوب بودید.

625
01:02:52,208 --> 01:02:53,541
‫بشین، منتظرت بودیم.

626
01:02:54,750 --> 01:02:55,708
‫نوشیدنی؟

627
01:03:01,625 --> 01:03:04,041
‫یکی دیگه میل دارید؟

628
01:03:04,916 --> 01:03:06,708
‫برای به سلامتی زدن باهاش، محشره آقا.

629
01:03:08,250 --> 01:03:10,041
‫پس اهل تولوز هستید؟

630
01:03:13,750 --> 01:03:15,708
‫هنوز تو نونوایی کار میکنید؟

631
01:03:15,708 --> 01:03:16,541
‫الان بیکارم.

632
01:03:17,000 --> 01:03:18,166
‫خیلی وقته؟

633
01:03:18,166 --> 01:03:18,875
‫نه، زیاد نه.

634
01:03:19,333 --> 01:03:21,250
‫سه ماه نشده که از کار قبلیم اومدم بیرون.

635
01:03:21,916 --> 01:03:23,000
‫نباید زیاد طولش بدی.

636
01:03:23,375 --> 01:03:25,083
‫فکر میکنی وقت داری،
‫بعد یه سال بیکار میمونی.

637
01:03:26,250 --> 01:03:28,250
‫یه حفره تو رزومه ایجاد میشه،
‫کارفرماها مشکوک میشن

638
01:03:28,250 --> 01:03:30,166
‫و از خودشون میپرسن
‫چرا این همه وقت بیکار بودی.

639
01:03:30,625 --> 01:03:32,375
‫خب، سه ماه تو این زمونه هنوز قابل قبوله.

640
01:03:32,916 --> 01:03:34,041
‫اون همیشه کار کرده.

641
01:03:34,041 --> 01:03:37,416
‫خیلی زود شروع کرده،
‫حق داره سه ماه استراحت کنه.

642
01:03:42,375 --> 01:03:44,750
‫دارید درباره گم شدن ونسان تحقیق میکنید؟

643
01:03:46,708 --> 01:03:48,625
‫شما چیز مشکوکی ندیدید؟

644
01:03:48,625 --> 01:03:49,166
‫نه.

645
01:03:50,166 --> 01:03:52,291
‫خب، اون شب اتفاقای عجیبی افتاد، ولی...

646
01:03:52,916 --> 01:03:54,125
‫برامون تعریف کردن.

647
01:03:56,500 --> 01:03:58,958
‫و شما بیشتر شب رو با اون گذروندید، درسته؟

648
01:04:00,541 --> 01:04:01,166
‫بله.

649
01:04:02,125 --> 01:04:05,083
‫گفتید یه نوشیدنی خوردید. کجا رفتید؟

650
01:04:06,583 --> 01:04:07,958
‫من نگفتم نوشیدنی خوردیم.

651
01:04:09,125 --> 01:04:11,041
‫ونسان دلش میخواست
‫یه نوشیدنی تو میو بخوره،

652
01:04:11,083 --> 01:04:12,916
‫ولی وقتی رسیدیم، همه جا بسته بود.

653
01:04:17,125 --> 01:04:21,208
‫ساعت چند بود که آقای
‫پونشون شما رو... بیرون کرد؟

654
01:04:21,875 --> 01:04:24,250
‫نمیدونم...ساعت شش و نیم؟ یا هفت؟

655
01:04:25,625 --> 01:04:27,625
‫میتونید مسیرتون رو برامون بگید؟

656
01:04:30,083 --> 01:04:32,250
‫خیلی پیچیده‌ست، اون میخواست حرف بزنه...

657
01:04:33,541 --> 01:04:35,208
‫رفتیم لگوئیل،

658
01:04:36,041 --> 01:04:37,750
‫ بعد دوباره برگشتیم ویگان...

659
01:04:38,583 --> 01:04:42,458
‫بعد تو جاده‌های فرعی
‫پیچید، من کاملا گم شده بودم...

660
01:04:43,250 --> 01:04:45,583
‫یه لحظه دیدیم فلوراکیم
‫و از اونجا رفتیم میلو.

661
01:04:46,458 --> 01:04:48,750
‫اگه همه جا بسته بود، چطور
‫بعد از ساعت یک رسیدید؟

662
01:04:49,458 --> 01:04:50,750
‫من به ساعت نگاه نکردم.

663
01:04:51,208 --> 01:04:55,125
‫ببینید، سه‌شنبه‌ها ساعت یازده صبح، گاهی
‫اوقات پیش میاد که دیگه کسی اونجا نباشه.

664
01:04:56,875 --> 01:04:58,166
‫خب، قبول میکنیم.

665
01:04:59,250 --> 01:05:01,500
‫شما ساعت یازده می‌رسید به میو،

666
01:05:01,583 --> 01:05:03,458
‫در حالی که ساعت چهار صبح راه افتادید.

667
01:05:04,375 --> 01:05:08,166
‫راه زیادیه تا برسی به میو،
‫حتی با اینکه از ایستگاه قطار و لوزر رد بشی.

668
01:05:09,833 --> 01:05:13,041
‫ آره کلی راهه.
‫تازه اونم همه‌اش جاده‌های فرعی و باریک.

669
01:05:14,041 --> 01:05:15,833
‫و خانم رِگال به ما گفت که

670
01:05:15,833 --> 01:05:17,875
‫ شما فردای اون روز صبح،
‫حدود ساعت نه رسیدید.

671
01:05:19,625 --> 01:05:22,541
‫اگه از اینجا تا میو پیاده بریم،
‫چقدر راهه؟ چهار ساعت؟

672
01:05:22,541 --> 01:05:23,375
‫خب، بیشتر از پنج ساعت.

673
01:05:24,500 --> 01:05:26,625
‫ولی می‌شه تصور کرد که تو اینجور مواقع،
‫آدم تند راه می‌ره.

674
01:05:27,083 --> 01:05:28,125
‫آره، ولی اگه تند راه بری.

675
01:05:30,208 --> 01:05:32,416
‫خب. قبول میکنیم. پنج ساعت پس.

676
01:05:33,041 --> 01:05:36,458
‫اینجوری باید حدودای چهار صبح از میو راه بیفتید.

677
01:05:37,000 --> 01:05:38,750
‫اینجوری پنج ساعت توی میو علافیم.

678
01:05:40,250 --> 01:05:42,458
‫به اضافه ساعت‌هایی
‫که تا لوزر رانندگی کردید،

679
01:05:44,041 --> 01:05:45,291
‫شب طولانی‌ای میشه.

680
01:05:52,916 --> 01:05:56,250
‫منظورم اینه که،
‫شما فقط رانندگی نکردید و حرف نزدید.

681
01:05:58,000 --> 01:05:58,791
‫چرا!

682
01:06:01,416 --> 01:06:03,458
‫با ونسان چه جور دوستی‌ایی داشتید؟

683
01:06:04,458 --> 01:06:06,666
‫همدیگه رو از کالج میشناختیم،
‫ولی دیگه همدیگه رو نمیدیدیم.

684
01:06:06,958 --> 01:06:08,625
‫ولی الان دوباره همدیگه رو دیدید؟

685
01:06:09,125 --> 01:06:10,416
‫آره، ولی همین.

686
01:06:10,583 --> 01:06:11,625
‫یعنی چی، همین؟

687
01:06:12,958 --> 01:06:16,458
‫وقتی میومد خونه مادرش باهاش حرف میزدم،
‫ ولی من حتی خونش نمیرفتم.

688
01:06:17,541 --> 01:06:19,791
‫ظاهراً، اون زیاد از حضورت خوشش نمیومد.

689
01:06:20,833 --> 01:06:23,833
‫یا بهتره بگم، از اینکه شما
‫پیش مادرش زیاد بمونید خوشش نمیومد.

690
01:06:25,958 --> 01:06:28,250
‫اون فکر میکرد که، معذرت میخوام،

691
01:06:30,000 --> 01:06:32,208
‫که شما میخواستید با مادرش باشید

692
01:06:34,500 --> 01:06:35,666
‫آره، اون اینطوری فکر میکرد.

693
01:06:43,625 --> 01:06:45,916
‫و روابط شما با کشیش گریزل چطوره؟

694
01:06:47,500 --> 01:06:49,666
‫گاهی اوقات اینجا همدیگه رو میبینیم.

695
01:06:52,250 --> 01:06:55,041
‫به ما گفتن که شما دوتا خیلی
‫همدیگه رو تو جنگل میبینید.

696
01:06:57,333 --> 01:07:00,375
‫آره، ما مثل بقیه میریم قارچ
‫جمع کنیم، ولی جدا جدا میریم.

697
01:07:01,041 --> 01:07:02,250
‫و همدیگه رو پیدا میکنید؟

698
01:07:02,875 --> 01:07:05,333
‫آره، یکی دو بار اتفاق
‫افتاده، ولی تصادفی بوده.

699
01:07:05,583 --> 01:07:07,333
‫و چرا درباره اون با من حرف میزنید؟

700
01:07:07,875 --> 01:07:09,708
‫ما فکر میکنیم اون یه
‫چیزی رو از ما پنهون میکنه.

701
01:07:11,083 --> 01:07:12,375
‫درباره ونسان؟

702
01:07:12,791 --> 01:07:13,625
‫یا درباره شما.

703
01:07:15,250 --> 01:07:17,791
‫و چه چیزی رو ممکنه از شما پنهون کنه؟

704
01:07:18,833 --> 01:07:19,791
‫خب، نمیتونیم بدونیم.

705
01:07:19,958 --> 01:07:21,500
‫چون حداقل اون داره از ما پنهونش میکنه.

706
01:07:24,166 --> 01:07:25,833
‫در این مورد...

707
01:07:29,125 --> 01:07:30,083
‫ممنون بابت نوشیدنی.

708
01:07:31,291 --> 01:07:32,916
‫همین دور و برا میمونی؟

709
01:07:35,125 --> 01:07:36,000
‫بله.

710
01:07:58,958 --> 01:08:00,500
‫راستش رو بگو ژرمی...

711
01:08:51,916 --> 01:08:53,708
‫نکنه میخوای فرار کنی؟

712
01:08:54,208 --> 01:08:56,000
‫خوابم نمیبرد. میخواستم از فرصت استفاده کنم

713
01:08:56,041 --> 01:08:57,833
‫و برم خونه یه سری وسایل بردارم.

714
01:08:58,125 --> 01:08:59,375
‫فکر نمی‌کنم ایده خوبی باشه.

715
01:09:00,416 --> 01:09:01,666
‫فقط یه رفت و برگشته.

716
01:09:02,000 --> 01:09:03,791
‫اگه بری دیگه برنمیگردی.

717
01:09:04,208 --> 01:09:06,125
‫و اين باعث ميشه که بهتون مشکوک بشن

718
01:09:07,833 --> 01:09:09,500
‫ اما خب، موندن من هم به همون اندازه عجیبه.

719
01:09:10,125 --> 01:09:11,750
‫حتی مارتین هم داره شک میکنه.

720
01:09:11,833 --> 01:09:14,375
‫معلومه. اون حس میکنه که
‫یه چیزی رو ازش مخفی میکنی.

721
01:09:14,625 --> 01:09:16,625
‫دقیقاً. اون می‌خواد من بمونم
‫تا از زیر زبونم حرف بکشه؟

722
01:09:16,708 --> 01:09:17,375
‫  نه.

723
01:09:18,250 --> 01:09:20,333
‫میخواد پیشش باشی چون دوستت داره.

724
01:09:22,666 --> 01:09:25,208
‫این حرفا رو ول کن،
‫اوضاع به اندازه کافی پیچیده هست.

725
01:09:26,708 --> 01:09:28,708
‫یه چیزی بخوریم؟

726
01:09:30,541 --> 01:09:33,291
‫ من یه راه حل عالی برای بی‌خوابی دارم.

727
01:09:36,583 --> 01:09:37,750
‫اینو موافقم.

728
01:09:41,375 --> 01:09:42,125
‫ژرمی؟

729
01:09:42,666 --> 01:09:44,333
‫داری چیکار میکنی؟

730
01:09:47,208 --> 01:09:48,583
‫برای چی ماشینت رو برداشتی؟

731
01:09:51,125 --> 01:09:52,625
‫میخواستی بری مگه نه؟

732
01:09:53,041 --> 01:09:54,583
‫خب من رفتم بخوابم.

733
01:09:57,083 --> 01:09:59,375
‫منم میرم بالا. شب بخیر فیلیپ.

734
01:09:59,416 --> 01:10:00,083
‫شب بخیر.

735
01:10:05,583 --> 01:10:06,666
‫نمیای؟

736
01:10:18,541 --> 01:10:20,500
‫تا فردا؟

737
01:11:08,833 --> 01:11:09,583
‫صبح بخیر.

738
01:11:11,250 --> 01:11:12,291
‫بهمون نشون میدی؟

739
01:11:18,333 --> 01:11:19,375
‫آه، خیلی خوشگلن.

740
01:11:20,875 --> 01:11:24,083
‫می‌بینید، اینقدر که روزهاتون رو توی جنگل می‌گذرونید،
‫بالاخره نتیجه میده.

741
01:11:26,500 --> 01:11:29,000
‫چرا پیش خانم رگال میمونی؟

742
01:11:29,333 --> 01:11:32,166
‫اول اینکه اینجا، تو
‫این دهکده، راحتم و اونم میخواد بمونم.

743
01:11:33,875 --> 01:11:35,208
‫نمیخواد تنها بمونه.

744
01:11:36,166 --> 01:11:38,041
‫و میفهمین که این
‫قضیه ممکنه پسرش رو ناراحت کنه؟

745
01:11:39,041 --> 01:11:41,708
‫شما حداقل به اندازه‌ی ما می‌شناسیدش،

746
01:11:41,750 --> 01:11:44,291
‫می‌دونید که خلق و خوی، چطور بگم، تندی داره.

747
01:11:44,333 --> 01:11:45,333
‫منظورم رو گرفتی؟

748
01:11:46,750 --> 01:11:48,208
‫مارتین بهتون گفت؟

749
01:11:48,375 --> 01:11:50,250
‫چی رو باید بهمون میگفت؟

750
01:11:50,250 --> 01:11:52,041
‫در مورد دعوا؟

751
01:11:54,000 --> 01:11:56,083
‫با ونسان سه‌شنبه شب، تو میو دعوامون شد.

752
01:11:57,333 --> 01:11:58,000
‫بالاخره!

753
01:11:58,791 --> 01:12:00,541
‫غیر از رانندگی و حرف زدن،
‫یه کار دیگه هم کردید.

754
01:12:00,916 --> 01:12:01,833
‫ خیالم راحت شد.

755
01:12:02,500 --> 01:12:03,833
‫چرا دعوا کردین؟

756
01:12:04,333 --> 01:12:06,958
‫از بس گیر داد که
‫من میخوام با مامانش باشم رو مخم بود.

757
01:12:07,875 --> 01:12:09,750
‫تهش چی شد این دعوا؟

758
01:12:10,333 --> 01:12:12,875
‫منم که زیاد اهل دعوا نیستم، حسابی کتکم زد.

759
01:12:13,708 --> 01:12:14,958
‫منو همونجا ول کرد و رفت.

760
01:12:15,416 --> 01:12:17,416
‫پس خیلی طول نکشید؟

761
01:12:17,416 --> 01:12:19,250
‫چرا، یکم طول کشید، چون سعی کردم از دستش

762
01:12:19,250 --> 01:12:21,041
‫فرار کنم، اونم تو خیابونای میو دنبالم کرد.

763
01:12:21,916 --> 01:12:23,416
‫چرا هیچی نگفتین؟

764
01:12:24,083 --> 01:12:26,000
‫یه چیز بین خودمونه، به بقیه ربطی نداره.

765
01:12:26,208 --> 01:12:27,500
‫ولی به مادرش گفتین.

766
01:12:28,250 --> 01:12:29,916
‫چرا به اون گفتین؟

767
01:12:31,291 --> 01:12:34,708
‫چون اون باور نمیکرد
‫که فقط داشتیم رانندگی میکردیم و حرف میزدیم.

768
01:12:35,833 --> 01:12:37,291
‫داشت یه چیزایی واسه خودش تصور میکرد.

769
01:12:38,708 --> 01:12:40,333
‫اونم دعوا رو باور کرد؟

770
01:12:41,833 --> 01:12:43,083
‫چرا باور نکنه؟

771
01:12:43,583 --> 01:12:45,416
‫فکر نمیکنین ممکنه داره...

772
01:12:45,458 --> 01:12:47,375
‫تصور میکنه که اون رفته
‫یه زندگی جدید شروع کنه؟

773
01:12:49,250 --> 01:12:50,958
‫به نظرتون این امکان وجود نداره؟

774
01:12:51,583 --> 01:12:53,500
‫تک فرزندها
‫معمولاً پدر و مادرشون رو ترک نمیکنن.

775
01:12:54,208 --> 01:12:56,583
‫حالا اگه پدرشون هم فوت کرده باشه چی؟

776
01:12:57,000 --> 01:12:58,458
‫بعدش هم این قضیه ماشین هست.

777
01:12:59,125 --> 01:13:01,625
‫همکار جوان من همون
‫اول به فکرش رسید که بره ایستگاه قطار.

778
01:13:01,666 --> 01:13:03,083
‫میدونین چرا؟

779
01:13:03,875 --> 01:13:05,375
‫چون قاتلها همیشه
‫ماشین قربانی هاشون رو

780
01:13:05,375 --> 01:13:06,791
‫تو محل‌های خروج و عزیمت میذارن.

781
01:13:06,916 --> 01:13:08,583
‫یه ایستگاه قطار، یه فرودگاه...

782
01:13:09,000 --> 01:13:10,750
‫خب، ما داستان دعوای شما رو باور میکنیم،

783
01:13:11,375 --> 01:13:12,458
‫ولی اینم در مورد ونسان میدونیم...

784
01:13:12,500 --> 01:13:14,125
‫معمولا دعوای ونسان رگال
‫بیشتر از پنج دقیقه طول نمیکشه.

785
01:13:14,625 --> 01:13:15,333
‫و تازه....

786
01:13:16,125 --> 01:13:18,541
‫ وقتی پنج دقیقه تمام کتک خوردید،
‫می‌فهمید چی می‌گم.

787
01:13:19,166 --> 01:13:20,208
‫منو تعقیب کرد.

788
01:13:20,500 --> 01:13:22,125
‫ما همه به اندازه کافی
‫تو خیابونا دویدیم که بدونیم

789
01:13:22,166 --> 01:13:23,916
‫بعد یه ربع دیگه آدم دیگه جون نداره.

790
01:13:26,250 --> 01:13:27,500
‫یه چیز دیگه،

791
01:13:28,250 --> 01:13:30,458
‫پیدا کردن قارچ موری
‫تو پاییز خیلی نادره.

792
01:13:31,666 --> 01:13:34,125
‫باید یه چک بکنم، ولی فکر کنم تا
‫حالا اصلا همچین چیزی دیده نشده.

793
01:13:36,541 --> 01:13:37,541
‫خب؟

794
01:13:44,125 --> 01:13:45,125
‫سلام!

795
01:13:46,125 --> 01:13:47,458
.اوه، پدر

796
01:13:48,750 --> 01:13:50,333
‫میشه لطفا ما رو تنها بذارین؟

797
01:13:50,333 --> 01:13:52,000
‫آقای پاستور میخواست یه چیزی بهمون بگه.

798
01:13:52,291 --> 01:13:54,750
‫خودم بهتون میگم. اینجوری برای همه بهتره.

799
01:13:55,583 --> 01:13:58,125
‫ژرمی شب سه‌شنبه رو با من گذروند.

800
01:14:01,750 --> 01:14:03,666
‫یه حدس‌هایی زده بودیم که یه همچین چیزی هست.

801
01:14:05,041 --> 01:14:07,916
‫واسه همینه دارین
‫این داستانای عجیب غریب رو سر هم میکنین؟

802
01:14:08,333 --> 01:14:10,458
‫نمیخواستم برای آقای کشیش بد بشه.

803
01:14:10,875 --> 01:14:11,916
‫از این چیزا زیاد دیدیم.

804
01:14:12,083 --> 01:14:14,333
‫بازم روتون حساب میکنم که چیزی جایی نگین.

805
01:14:16,166 --> 01:14:18,458
‫خب، آقای پونشون شما رو میندازه بیرون،

806
01:14:18,500 --> 01:14:20,625
‫ تو جاده راه میفتین و  میرین خونه کشیش.

807
01:14:20,791 --> 01:14:22,291
‫دقیقاً اینجوری که میگین نشد.

808
01:14:22,458 --> 01:14:24,250
‫میخوام حرفای آقای پاستور رو هم بشنوم.

809
01:14:27,000 --> 01:14:29,125
‫راستش، خیلی قبل
‫از اینکه به سن مارسیال برسیم،

810
01:14:29,125 --> 01:14:31,458
‫آقای کشیش تو جاده منو
‫دید و منو رسوند خونش.

811
01:14:32,291 --> 01:14:34,833
‫چرا مستقیم نرفتین خونه خانم رگال؟

812
01:14:34,833 --> 01:14:38,583
‫میخواستم یه آبی به
‫سر و صورتم بزنم. کثیف بودم، صورتم خونی بود.

813
01:14:39,875 --> 01:14:41,250
‫یعنی شما، یه غریبه ازتون میخواد...

814
01:14:41,250 --> 01:14:42,250
‫غریبه نیست.

815
01:14:42,875 --> 01:14:45,041
‫خب، یه مردی که زیاد نمیشناسینش،

816
01:14:45,541 --> 01:14:46,875
‫ازت میپرسه میتونه بیاد

817
01:14:46,875 --> 01:14:49,000
‫خونه کشیش دوش
‫بگیره، در صورتی که اصلا کارتن خواب نیست،

818
01:14:49,000 --> 01:14:50,041
‫و شما هم بدون هیچ مشکلی قبول میکنین.

819
01:14:51,750 --> 01:14:53,791
‫تو اون جاده چیکار میکردین؟

820
01:14:53,791 --> 01:14:55,375
‫اتفاقی اونجا بودین؟

821
01:14:56,375 --> 01:14:59,958
من معمولا یک‌جوری برنامه‌ریزی می‌کنم
.که سر راه ژرمی قرار بگیرم

822
01:15:03,708 --> 01:15:04,541
‫خب،

823
01:15:07,458 --> 01:15:08,458
‫آقایون.

824
01:15:27,625 --> 01:15:30,500
‫اگه میخوای چیزی بخوری،
‫کالباس و اینجور چیزا تو یخچاله.

825
01:15:30,541 --> 01:15:32,750
.تخم‌مرغ و پنیرم هست

826
01:15:35,291 --> 01:15:36,625
‫چی شده؟

827
01:15:37,916 --> 01:15:39,416
‫چطور مگه چی شده؟

828
01:15:40,000 --> 01:15:42,583
‫همینجوری وایسادی هیچی نمیگی؟ نگاهم نمیکنی؟

829
01:15:44,166 --> 01:15:45,458
‫باز کجا بودی؟

830
01:15:45,541 --> 01:15:46,541
‫تمام روز رو کجا میچرخیدی؟

831
01:15:48,166 --> 01:15:49,708
‫با کشیش بودم.

832
01:15:50,166 --> 01:15:51,291
‫رفتیم بالای کلیسا.

833
01:15:52,500 --> 01:15:53,500
‫اوه، اون!

834
01:15:53,750 --> 01:15:56,750
‫بهتره به جای این چرخیدن‌ها،
‫مراسم مذهبی رو انجام بده.

835
01:16:04,333 --> 01:16:06,500
‫با جسد ونسان رگال چیکار کردین؟

836
01:16:07,625 --> 01:16:09,583
‫منو با این قضیه راحت بذار.

837
01:16:11,458 --> 01:16:13,416
‫فقط کافیه با بله یا نه جواب بدین.

838
01:16:15,083 --> 01:16:16,083
‫دفنش کردین؟

839
01:16:16,958 --> 01:16:18,125
‫همونجا بود دیگه.

840
01:16:19,791 --> 01:16:22,166
‫تو جنگل دفنش کردین؟

841
01:16:23,750 --> 01:16:24,750
‫درسته؟

842
01:16:32,000 --> 01:16:33,208
‫اینجا چیکار میکنین؟

843
01:16:33,208 --> 01:16:34,291
‫هیس!

844
01:16:34,291 --> 01:16:35,416
‫خانم رگال رو بیدار میکنین.

845
01:16:35,416 --> 01:16:36,541
‫اصلا برام مهم نیست! مارتین!

846
01:16:36,666 --> 01:16:37,666
‫مارتین!

847
01:16:38,125 --> 01:16:39,208
‫مارتین!

848
01:16:49,708 --> 01:16:50,875
‫چی شده باز؟

849
01:16:50,875 --> 01:16:53,250
‫ژاندارم اینجا بود، اومد
‫تو خواب ازم یازجویی کنه.

850
01:16:53,375 --> 01:16:56,083
‫چی داری میگی؟ من که حتما میشنیدم!

851
01:16:56,083 --> 01:16:57,083
‫قسم میخورم!

852
01:16:58,958 --> 01:17:00,500
‫باز حتما کابوس دیدی!

853
01:17:00,500 --> 01:17:01,958
‫نه، کابوس نبود!

854
01:17:02,875 --> 01:17:04,125
‫پاشو برو دوباره بخواب.

855
01:17:05,208 --> 01:17:06,500
‫نه بابا، نگران نباش.

856
01:17:08,000 --> 01:17:09,000
‫برو بخواب.

857
01:17:40,833 --> 01:17:42,333
‫آقای کشیش؟

858
01:17:43,625 --> 01:17:44,750
.منم، ژرمی

859
01:18:42,625 --> 01:18:44,166
‫نمیتونین این کارو بکنین.

860
01:18:44,666 --> 01:18:46,041
‫دیگه نمیشه، همه میدونن.

861
01:18:46,625 --> 01:18:47,708
‫زیاده روی نکن.

862
01:18:48,125 --> 01:18:49,208
‫نه، میدونن.

863
01:18:49,791 --> 01:18:52,708
‫ژاندارم دیشب اومد،
‫میخواست تو خواب حرف از دهنم بکشه.

864
01:18:53,583 --> 01:18:55,958
‫اصلا، حتی اگه اینم نبود،
‫بالاخره جنازه رو پیدا میکنن.

865
01:18:56,583 --> 01:18:57,666
‫و بعدش هم جنایتکار رو.

866
01:19:00,208 --> 01:19:01,791
‫حتی اگه جنازه رو هم پیدا نکنن،

867
01:19:02,291 --> 01:19:03,708
‫حتی اگه مطمئن بشن که من بی گناهم،

868
01:19:03,916 --> 01:19:06,291
‫چطوری میتونم با این عذاب وجدان زندگی کنم؟

869
01:19:06,958 --> 01:19:09,333
‫فقط یه هفته گذشته ولی انگار یه عمره.

870
01:19:09,958 --> 01:19:11,250
‫باشه، سخته.

871
01:19:11,583 --> 01:19:13,750
‫ولی فکر میکنم اون لحظه یه دلایلی داشتی.

872
01:19:14,125 --> 01:19:15,833
‫نه، کاش دلیل داشتم.

873
01:19:16,208 --> 01:19:17,166
‫ولی خودم رو باختم.

874
01:19:17,375 --> 01:19:19,000
‫چرا خودتو باختی؟

875
01:19:19,000 --> 01:19:20,875
‫نمیدونم، خشونت منو با خودش برد.

876
01:19:21,458 --> 01:19:22,708
‫وسوسه اینکه کارشو تموم کنم.

877
01:19:23,000 --> 01:19:24,708
‫پس تو واقعا میخواستی بکشیش.

878
01:19:24,958 --> 01:19:26,500
‫آره، ولی تو اون لحظه جوگیر شدم.

879
01:19:26,791 --> 01:19:28,041
‫تو همون لحظه خاص.

880
01:19:28,666 --> 01:19:29,958
‫پشیمونی؟

881
01:19:30,625 --> 01:19:31,750
‫خب، آره دیگه، یه کم.

882
01:19:32,708 --> 01:19:35,000
‫اگه یه حبس طولانی یا اعدام...

883
01:19:35,458 --> 01:19:36,833
‫باعث میشد ونسان دوباره زنده شه،

884
01:19:36,916 --> 01:19:38,416
‫قبول میکردی؟

885
01:19:39,708 --> 01:19:40,708
‫نه.

886
01:19:40,750 --> 01:19:43,041
‫پس بالاخره با عذاب وجدانت کنار میای.

887
01:19:43,541 --> 01:19:45,208
‫و روز به روز هم بهتر میشه.

888
01:19:45,291 --> 01:19:46,708
‫چه حرفهایی خوبی میزنید.

889
01:19:47,208 --> 01:19:48,791
‫از کجا انقدر مطمئنی؟

890
01:19:49,541 --> 01:19:51,416
‫خودت تونستی با عذاب وجدانت کنار بیای؟

891
01:19:51,416 --> 01:19:52,791
‫همه اینکار رو بلدن.

892
01:19:54,000 --> 01:19:56,333
‫این همه مردمی که دارن شکنجه میشن رو دیدی؟

893
01:19:56,333 --> 01:19:58,125
‫این همه بچه که از گشنگی میمیرن؟

894
01:19:58,125 --> 01:20:00,458
‫این همه بی خانمان تو خیابونها؟

895
01:20:00,458 --> 01:20:02,083
‫دنیا داره به فنا میره.

896
01:20:02,541 --> 01:20:04,208
‫میشه فکر کرد که تا چند دهه دیگه

897
01:20:04,333 --> 01:20:05,750
‫دیگه اصلا زندگی
‫رو کره زمین وجود نخواهد داشت

898
01:20:05,750 --> 01:20:07,833
‫ولی با این حال هیچکس دست از سینما رفتن

899
01:20:07,833 --> 01:20:09,333
‫یا فوتبال دیدن بر نمیداره.

900
01:20:09,916 --> 01:20:11,916
‫ولی اونا که کسی رو نکشتن؟

901
01:20:11,916 --> 01:20:14,250
‫چرا. هممون مسئول این کشتاریم.

902
01:20:14,833 --> 01:20:16,041
‫و هممون هم اینو میدونیم.

903
01:20:16,375 --> 01:20:18,083
‫ولی دوره، جلوی چشممون نیست.

904
01:20:18,458 --> 01:20:19,916
‫با دستای خودمون که نمیکشیمشون.

905
01:20:20,083 --> 01:20:22,333
‫مطمئنی که فرق زیادی میکنه؟

906
01:20:24,000 --> 01:20:25,666
‫مرگ چیز بدی نیست.

907
01:20:26,166 --> 01:20:27,208
‫بالاخره زندگی باید یه جا تموم شه.

908
01:20:27,875 --> 01:20:29,791
‫و ممکنه هر لحظه تموم شه،

909
01:20:29,875 --> 01:20:32,458
‫چه جوون باشی، چه پیر، چه مریض، چه سالم.

910
01:20:33,458 --> 01:20:35,666
‫ما به مرگ های ناگهانی نیاز داریم.

911
01:20:36,291 --> 01:20:37,791
‫ما به تصادف نیاز داریم.

912
01:20:38,208 --> 01:20:39,833
‫ما به قتل نیاز داریم.

913
01:20:41,375 --> 01:20:44,250
‫پس چرا نمیخوای من خودمو بندازم پایین؟

914
01:20:44,250 --> 01:20:46,875
‫همیشه آسون ترین راه تو لحظه های ناامیدیه.

915
01:20:48,250 --> 01:20:50,166
‫ولی تو واقعا نمیخوای این کارو بکنی.

916
01:20:50,625 --> 01:20:53,916
‫اصلا قبل از اینکه
‫من برسم داشتی به چی فکر میکردی؟

917
01:20:55,041 --> 01:20:57,791
‫داشتی فکر میکردی که چیزی رو جا نذاشتی؟

918
01:20:58,250 --> 01:21:01,708
‫یه آرزوی آخری نیست که ارزش
‫داشته باشه به خاطرش ادامه بدی؟

919
01:21:02,208 --> 01:21:04,375
‫یه دلیلی برای چسبیدن به زندگی.

920
01:21:05,500 --> 01:21:09,583
‫و خب، تو مورد من،
‫دلیل اصلیش اینه که نمیخوام از دستت بدم.

921
01:21:11,833 --> 01:21:13,458
‫ولی نمیخوام تمام عمر پیشت بمونم.

922
01:21:13,541 --> 01:21:14,750
‫ولی برام مهم نیست.

923
01:21:15,666 --> 01:21:17,041
‫یه گپ و گفت،

924
01:21:17,166 --> 01:21:18,875
‫گهگاهی یه شام،

925
01:21:19,541 --> 01:21:20,833
‫یه قدم زدن.

926
01:21:21,666 --> 01:21:22,541
‫همین؟

927
01:21:23,625 --> 01:21:25,125
‫یاد میگیری که منو دوست داشته باشی.

928
01:21:26,375 --> 01:21:27,666
.زوری که نمیشه

929
01:21:27,666 --> 01:21:29,708
‫چرا میشه. خیلی هم خوب میشه.

930
01:21:30,125 --> 01:21:31,208
‫از من بشنو.

931
01:21:31,625 --> 01:21:33,916
‫اولش سخت بود، ولی دارم یاد میگیرم.

932
01:21:34,625 --> 01:21:36,625
‫دارم یاد میگیرم همه رو دوست داشته باشم.

933
01:21:37,125 --> 01:21:39,333
‫و باور کن بعضیاشون خیلی سخت بودن.

934
01:21:42,416 --> 01:21:45,208
‫بیا، میتونی به خاطر من به زندگی ادامه بدی.

935
01:22:39,875 --> 01:22:43,375
‫یکی دیده ماشین ونسان
‫سه شنبه شب رفته سمت جنگل.

936
01:22:45,208 --> 01:22:47,500
‫دارن یه گروه جستجو تشکیل میدن.

937
01:22:51,041 --> 01:22:54,458
‫آخه ژرمی، مگه میشه کسی بیاد تو
‫خونه و من نفهمم؟

938
01:22:54,791 --> 01:22:57,166
‫مگه چه اشکالی داره من
‫تو خونه کشیش بخوابم؟

939
01:22:59,458 --> 01:23:01,875
‫بعضی وقتا حس میکنم میخوای ازم فرار کنی.

940
01:23:05,250 --> 01:23:07,333
.‫شما که تمام روز رو با هم هستین

941
01:23:07,416 --> 01:23:09,583
‫نمیتونی یه شب رو هم اینجا بگذرونی؟

942
01:23:09,916 --> 01:23:12,250
‫مارتین راست میگه، فردا همدیگه رو میبینیم.

943
01:23:14,333 --> 01:23:15,333
‫شب بخیر.

944
01:23:18,208 --> 01:23:21,083
‫ممنون فیلیپ. ممنون
‫واسه همه چی.

945
01:23:21,333 --> 01:23:22,375
‫شب بخیر.

946
01:23:27,333 --> 01:23:30,000
‫کلید هم پیش من میمونه. خوشحالی؟

947
01:23:30,625 --> 01:23:32,166
‫اگه من خواستم برم بیرون چی؟

948
01:23:32,666 --> 01:23:34,083
‫بری پیش فیلیپ؟

949
01:23:34,458 --> 01:23:35,916
‫نه لزوما، ولی معلوم نیست.

950
01:23:36,541 --> 01:23:40,125
‫خب از من بخواه. بیا بریم بخوابیم.

951
01:25:22,375 --> 01:25:23,625
‫منتظرت بودم.

952
01:25:23,750 --> 01:25:25,958
‫ژاندارم خونه مارتینه، بهش کلید داده.

953
01:25:26,250 --> 01:25:27,708
‫عالیه. بیا بالا.

954
01:25:28,458 --> 01:25:29,833
‫در رو قفل نمیکنی؟

955
01:25:29,833 --> 01:25:31,916
‫نه اصلا. بذار بیاد.

956
01:25:35,666 --> 01:25:37,166
‫بیا تو تخت من بخواب.

957
01:25:38,291 --> 01:25:39,083
‫ولی...

958
01:25:39,083 --> 01:25:40,458
‫بیا دیگه!

959
01:26:20,833 --> 01:26:22,375
‫ادامه بده، چیزی نیست.

960
01:28:35,125 --> 01:28:36,666
‫منو باهاش تنها بذار.

961
01:28:37,291 --> 01:28:39,375
‫نمیخوای کمکت کنم ببریش اونجا؟

962
01:28:39,416 --> 01:28:40,875
‫بهتره تو ندونی.

963
01:28:45,250 --> 01:28:46,625
‫تو خونه کشیش منتظرم باش.

964
01:28:47,750 --> 01:28:50,250
‫اگه کسی اومد نمیخوای خودم رو
‫بزنم به خوش و بش کردن؟

965
01:28:50,333 --> 01:28:51,541
‫نگران نباش.

966
01:28:55,791 --> 01:28:58,916
‫اگه یه جای آروم
‫تو این ساعت وجود داشته باشه، اون قبرستونه.

967
01:29:05,250 --> 01:29:06,375
‫در رو ببند.

968
01:29:38,416 --> 01:29:39,875
‫کجا بودی؟

969
01:29:41,208 --> 01:29:42,958
‫چند ساعته دنبالت میگردم.

970
01:29:43,791 --> 01:29:45,625
‫ژاندارم شب اومد، من فرار کردم.

971
01:29:46,083 --> 01:29:47,541
‫رفتم خونه کشیش پناه گرفتم.

972
01:29:48,166 --> 01:29:49,708
‫ژاندارم حتی اونجا هم اومد.

973
01:29:50,375 --> 01:29:52,125
‫ولی من رفتم اونجا، کسی نبود.

974
01:29:53,375 --> 01:29:55,916
‫آخه فیلیپ یه جلسه تو کلیسا داشت.

975
01:29:55,916 --> 01:29:58,458
‫اونم سحرخیزه، خیلی زود باید میرفت.

976
01:29:59,375 --> 01:30:01,958
‫اگه انقدر میترسیدی،
‫باید در خونه کشیش رو قفل میکردی.

977
01:30:02,125 --> 01:30:04,166
‫ولی ژاندارم
‫میتونه هر دری رو که بخواد باز کنه.

978
01:30:05,125 --> 01:30:06,416
‫حتما یه شاه کلید داره.

979
01:30:13,791 --> 01:30:14,791
‫خب.

980
01:30:15,291 --> 01:30:16,291
‫بیا بریم بخوابیم.

981
01:30:25,791 --> 01:30:27,583
‫میتونم پیشت بخوابم.

982
01:31:00,083 --> 01:31:01,083
‫خیلی خب.

983
01:31:01,666 --> 01:31:02,666
‫چراغ رو خاموش میکنم.

984
01:31:03,750 --> 01:31:04,750
‫شب بخیر.

985
01:31:05,458 --> 01:31:06,458
‫شب بخیر.
