﻿1
00:01:18,369 --> 00:01:21,372
[اوه، کانادا]

2
00:03:11,566 --> 00:03:13,985
‫من حین مرگ پدرم حضور نداشتم.

3
00:03:14,110 --> 00:03:16,070
‫یه هفته بعدش رسیدم.

4
00:03:16,154 --> 00:03:18,615
‫مریض بود ولی انتظار مرگش رو نداشتیم.

5
00:03:19,782 --> 00:03:21,576
‫توافق کرده بود که یه روز طولانی...

6
00:03:21,659 --> 00:03:23,953
‫با دانش‌آموزهای سابقش...

7
00:03:24,037 --> 00:03:26,164
‫در آپارتمان‌های قدیمیش در
‫ مونترال قدیمی مصاحبه کنه.

8
00:03:54,234 --> 00:03:56,319
‫ اصلا یادم نیست چرا قبول کردم
‫ چنین کاری بکنم.

9
00:03:57,820 --> 00:03:59,822
‫بگو چرا قبول کردم؟

10
00:03:59,906 --> 00:04:03,368
‫جناب فایف قبول کردن مصاحبه کنن...

11
00:04:03,493 --> 00:04:05,954
‫- چون که در زمینه سینما شهرتی دارن.
‫- آهان.

12
00:04:06,037 --> 00:04:08,081
‫و افراد مشهور باید مصاحبه کنن.

13
00:04:08,164 --> 00:04:09,332
‫اوهوم.

14
00:04:09,666 --> 00:04:10,541
‫اما کجاست؟

15
00:04:10,667 --> 00:04:11,668
‫اینجام.

16
00:04:15,088 --> 00:04:16,172
‫سلام.

17
00:04:22,095 --> 00:04:23,179
‫عالی شدی.

18
00:04:26,724 --> 00:04:28,601
‫اصلا احساس آرامش ندارم.

19
00:04:28,685 --> 00:04:29,727
‫آرامش ندارم.

20
00:04:30,853 --> 00:04:31,854
‫عزیزم...

21
00:04:33,564 --> 00:04:35,066
‫ما حاضریم.

22
00:04:35,191 --> 00:04:36,234
‫یه لحظه دیگه میاییم.

23
00:04:43,366 --> 00:04:44,575
‫می‌خوام گم شه بیاد اینجا.

24
00:04:44,701 --> 00:04:48,121
‫تنها دلیلم واسه قبول کردن این کار
‫ مسخره اون بوده.

25
00:04:48,204 --> 00:04:49,956
‫اگه نیاد تعطیلش می‌کنم.

26
00:04:50,081 --> 00:04:52,750
‫- اما میاد، اما میاد.
‫- درست پشتتم لئو.

27
00:04:52,875 --> 00:04:55,295
‫حرف‌هایی که دارم،
‫دوست ندارم تکرار کنم.

28
00:04:56,754 --> 00:04:59,507
‫اگه بدونم قراره با کی حرف بزنم...

29
00:04:59,590 --> 00:05:01,384
‫حرف زدن واسم خیلی راحت‌تر می‌شه.

30
00:05:01,467 --> 00:05:04,429
‫قراره راجع به ساخت فیلمی
‫با مالکوم حرف بزنی.

31
00:05:04,554 --> 00:05:06,014
‫نه، خودشون قراره فیلم بسازن...

32
00:05:06,097 --> 00:05:07,265
‫مالکوم و دیانا.

33
00:05:11,561 --> 00:05:12,937
‫- آهان.
‫- پروفسور فایف.

34
00:05:13,062 --> 00:05:14,105
‫به به...

35
00:05:19,610 --> 00:05:21,446
‫تبرک شدی دیگه.

36
00:05:21,571 --> 00:05:24,032
‫فضا رو واسه مصاحبه آماده کردیم.

37
00:05:24,115 --> 00:05:25,908
‫خودت هم عالی شدی.

38
00:05:27,160 --> 00:05:28,619
‫آره، از این بهتر نبودم.

39
00:05:30,163 --> 00:05:32,206
‫همکلاسی‌های سابقت رو یادته؟

40
00:05:32,290 --> 00:05:33,333
‫البته.

41
00:05:34,292 --> 00:05:36,085
‫مالکوم و دیانا.

42
00:05:36,169 --> 00:05:38,921
‫آقا و خانم کن برنز از کانادا.

43
00:05:39,005 --> 00:05:40,214
‫اذیتشون نکن.

44
00:05:40,298 --> 00:05:41,883
‫عادت داریم ام.

45
00:05:41,966 --> 00:05:44,218
‫دیانا قراره مسئول فیلمبرداری باشه...

46
00:05:44,302 --> 00:05:48,556
‫و واسه امروز دستیارمون ایشونه...
‫اسلون.

47
00:05:48,639 --> 00:05:51,434
‫فامیلی هم دارم. اسلون آمبروز.

48
00:05:51,517 --> 00:05:55,480
‫جای تو دقیق اینجا روی علامته.

49
00:05:56,272 --> 00:05:57,357
‫آره.

50
00:05:58,649 --> 00:06:00,735
‫عالی.

51
00:06:00,818 --> 00:06:03,529
‫بسیارخب، هر وقت حاضر بودی علامت بده.

52
00:06:03,654 --> 00:06:06,115
‫همون‌طور که حرفش رو زدیم،
‫قراره از پیشرفتت...

53
00:06:06,199 --> 00:06:09,410
‫از وقتی که به عنوان یه سرباز فراری
‫به کانادا پناهنده شدی...

54
00:06:09,535 --> 00:06:11,412
‫اون هم از طریق رشته‌ات که
‫ فیلمسازی بوده حرف بزنیم.

55
00:06:11,496 --> 00:06:14,499
‫فهرستی از 25 سوال آماده کردیم.

56
00:06:15,875 --> 00:06:19,337
‫حرفه شما تبدیل به نماد فیلمسازی سیاسی شده.

57
00:06:21,881 --> 00:06:23,883
‫قراره از تکنیک دوربینی استفاده کنیم...

58
00:06:24,008 --> 00:06:24,967
‫که خودتون در اون پیشگام بودید.

59
00:06:25,051 --> 00:06:26,803
‫زنم کجاست؟

60
00:06:26,886 --> 00:06:27,887
‫اینجام.

61
00:06:28,012 --> 00:06:31,057
‫فرض کنید ادای احترامی از
‫جانب یه شاگرد هستش.

62
00:06:31,140 --> 00:06:32,433
‫اعتراضی نیست.

63
00:06:32,558 --> 00:06:35,728
‫و این‌که لزومی نداره حتما امروز تمومش کنیم.

64
00:06:35,812 --> 00:06:37,355
‫می‌تونیم فردا ادامه بدیم.

65
00:06:42,235 --> 00:06:45,279
‫فقط بشین و صبر کن که من حرفم تموم بشه، خب؟

66
00:06:46,030 --> 00:06:47,532
‫باشه.

67
00:06:47,615 --> 00:06:50,868
‫واستون سوال‌های محشری پیدا کردیم.

68
00:06:50,993 --> 00:06:53,496
‫مطمئنم همین‌طوره.

69
00:06:53,621 --> 00:06:56,207
‫رنه گفت که اگه اما نیاد شما
‫مصاحبه رو قبول نمی‌کنید.

70
00:06:56,332 --> 00:06:57,417
‫حقیقت داره؟

71
00:06:59,419 --> 00:07:00,628
‫تقریبا بله. آره.

72
00:07:02,171 --> 00:07:03,965
‫ممکن بود قبول کنم،
‫ولی به شکلی دیگه.

73
00:07:05,007 --> 00:07:06,092
‫واسه چی؟

74
00:07:07,760 --> 00:07:08,803
‫واسه عموم.

75
00:07:09,595 --> 00:07:10,638
‫چه عمومی؟

76
00:07:12,140 --> 00:07:14,058
‫نمی‌دونم، مثل شهادت دادن.

77
00:07:15,935 --> 00:07:17,437
‫وقتی به تو می‌گم راحت‌تره.

78
00:07:20,231 --> 00:07:21,691
‫خیلی‌خب، شروع کنیم.

79
00:07:22,316 --> 00:07:23,443
‫نور لطفا.

80
00:07:29,031 --> 00:07:33,035
‫لئونارد فایف، دوازدهم دسامبر 2023...

81
00:07:36,497 --> 00:07:38,332
‫لئونارد، دوست دارم شروعمون...

82
00:07:38,458 --> 00:07:39,667
‫شروع داستان...

83
00:07:42,003 --> 00:07:47,425
‫شب سی‌ام مارس 1968 هستش.

84
00:07:47,550 --> 00:07:48,593
‫در ریچموندِ ویرجینیا.

85
00:07:53,639 --> 00:07:56,893
‫اولین بار اونجا بود که این گل مسموم
‫پرورش یافت.

86
00:07:59,604 --> 00:08:02,690
‫من و همسرم آلیشا رفته بودیم منزل والدینش.

87
00:08:05,401 --> 00:08:08,070
‫یه خرگوش مخملی بود.

88
00:08:08,154 --> 00:08:09,989
‫و اوایلش واقعا حرف نداشت.

89
00:08:10,114 --> 00:08:13,409
‫مثل همه خرگوش‌های دیگه چاق و تپل بود.

90
00:08:14,660 --> 00:08:16,579
‫پشم‌هاش لکه‌های قهوه‌ای و سفید داشت...

91
00:08:16,704 --> 00:08:18,080
‫و سیبیل‌هایی بلند و طولانی داشت...

92
00:08:18,164 --> 00:08:20,791
‫و گوش‌هاش هم مثل مخمل صورتی داشتن.

93
00:08:20,917 --> 00:08:22,251
‫صبح روز کریسمس...

94
00:08:26,339 --> 00:08:27,590
‫اوه.

95
00:08:27,715 --> 00:08:29,008
‫چه سریع خوابش برد.

96
00:08:35,973 --> 00:08:37,016
‫می‌شه من گوش کنم؟

97
00:08:48,069 --> 00:08:49,153
‫صدای پسرمون میاد.

98
00:08:49,237 --> 00:08:50,112
‫هان؟

99
00:08:50,196 --> 00:08:51,239
‫یا هم دخترمون.

100
00:08:52,198 --> 00:08:54,116
‫دختر می‌شه.

101
00:08:54,200 --> 00:08:55,701
‫و بعدش خانواده محشری می‌شیم.

102
00:08:55,785 --> 00:08:58,496
‫مامان، بابا، پسر و دختر.

103
00:08:58,621 --> 00:08:59,956
‫کاش می‌تونستم بمونم.

104
00:09:00,456 --> 00:09:01,457
‫اوهوم.

105
00:09:01,582 --> 00:09:02,500
‫پروازت کیه؟

106
00:09:02,583 --> 00:09:04,335
‫صبح زود.

107
00:09:04,418 --> 00:09:06,712
‫لازم نیست بیدار شی، تاکسی می‌گیرم.

108
00:09:06,796 --> 00:09:08,589
‫سلامم رو به استنلی و گلوریا برسون.

109
00:09:10,258 --> 00:09:12,343
‫عجب زوج غیرمنتظره‌ای.

110
00:09:12,426 --> 00:09:13,469
‫هنوز با همن.

111
00:09:14,262 --> 00:09:15,680
‫باید واسه شام برسم اونجا.

112
00:09:18,975 --> 00:09:20,351
‫بابا.

113
00:09:20,434 --> 00:09:22,228
‫عذر می‌خوام عزیزم.

114
00:09:22,353 --> 00:09:25,147
‫لئونارد، بیا یه صحبت خصوصی...

115
00:09:25,231 --> 00:09:26,232
‫قبل شام بکنیم.

116
00:09:26,315 --> 00:09:27,567
‫حتما.

117
00:09:27,692 --> 00:09:29,694
‫اتاق بازی. یه نوشیدنی بخوریم.

118
00:09:30,486 --> 00:09:31,612
‫یه ربع دیگه اونجام.

119
00:09:41,872 --> 00:09:43,249
‫لئونارد.

120
00:09:43,374 --> 00:09:44,584
‫بیا داخل.

121
00:09:44,709 --> 00:09:45,751
‫بشین.

122
00:09:47,712 --> 00:09:50,923
‫دوست داری یه سیگار معرکه...

123
00:09:51,674 --> 00:09:54,594
‫که توسط تبعیدی‌های کوبایی درست شده بکشی؟

124
00:09:54,719 --> 00:09:57,013
‫می‌دونین چیه، راستش...
‫دارم سعی می‌کنم ترک کنم...

125
00:09:57,096 --> 00:09:59,056
‫آخه آلیشا بارداره.

126
00:09:59,974 --> 00:10:01,017
‫ولی خب باشه.

127
00:10:02,685 --> 00:10:04,270
‫پس گمونم...

128
00:10:04,395 --> 00:10:07,440
‫این لحظه‌ی مهمی توی زندگیتونه.

129
00:10:07,565 --> 00:10:09,650
‫زندگی تو و آلیشا یعنی.

130
00:10:12,153 --> 00:10:14,447
‫بله آقا خب. خیلی...
‫تغییر بزرگیه.

131
00:10:14,572 --> 00:10:16,866
‫واسه همه‌مون.

132
00:10:16,949 --> 00:10:18,701
‫فاصله تا ریچموند خیلی زیاده...

133
00:10:18,784 --> 00:10:21,996
‫ولی... شما باید هر از گاهی بیایید
‫ورمانت بهمون سر بزنید.

134
00:10:22,455 --> 00:10:23,539
‫اغلب اوقات.

135
00:10:24,457 --> 00:10:25,750
‫تا حالا نرفتم اونجا.

136
00:10:25,833 --> 00:10:27,084
‫ورمانت.

137
00:10:27,209 --> 00:10:29,754
‫آره، ما سعی می‌کنیم تا جای ممکن
‫ بیاییم سر بزنیم.

138
00:10:29,837 --> 00:10:31,797
‫مخصوصا وقتی که من تدریس ندارم و...

139
00:10:31,922 --> 00:10:33,716
‫کالج تعطیله و...

140
00:10:33,799 --> 00:10:35,718
‫شنیدم کالج کوچیک و خوبیه.

141
00:10:36,093 --> 00:10:37,136
‫گدارد.

142
00:10:38,429 --> 00:10:42,266
‫اون طوری که آلیشا می‌گه انگار...

143
00:10:42,391 --> 00:10:43,809
‫یکی از کالج‌هایی هستش
‫ که رو به رشده.

144
00:10:44,393 --> 00:10:45,436
‫بله آقا.

145
00:10:46,854 --> 00:10:48,105
‫پدرم بهش نگفته که می‌تونه...

146
00:10:48,189 --> 00:10:51,150
‫سه سال دیگه در یو‌وی‌ای بمونه.

147
00:10:52,443 --> 00:10:54,153
‫به آلیشا هم نگفته.

148
00:10:58,699 --> 00:10:59,617
‫بیا داخل.

149
00:10:59,742 --> 00:11:02,036
‫از برادرم جکسون خواستم که بیاد پیشمون.

150
00:11:04,747 --> 00:11:06,374
‫بیا داخل جک. یه صندلی بیار.

151
00:11:06,499 --> 00:11:09,293
‫بهم گفته قراره فردا برین شمال.

152
00:11:10,670 --> 00:11:13,005
‫قرارداد خونه‌ای که خریدین رو بستین.

153
00:11:13,089 --> 00:11:14,215
‫بله درسته.

154
00:11:14,340 --> 00:11:16,050
‫می‌دونم.

155
00:11:16,133 --> 00:11:19,095
‫اونجا واسه خودت یه شغل
‫تدریسی دست و پا کردی.

156
00:11:19,178 --> 00:11:21,639
‫از پدربزرگ و مادربزرگ بچه‌هاتون
‫ خیلی دور می‌شین.

157
00:11:21,722 --> 00:11:23,891
‫خانواده خودت هنوز اونجا زندگی می‌کنن؟

158
00:11:24,016 --> 00:11:26,602
‫به مین نقل‌ مکان کردن.

159
00:11:26,686 --> 00:11:28,145
‫چقدر دور شدن بابا.

160
00:11:29,271 --> 00:11:32,817
‫پسر، بذار برم سر اصل مطلب.

161
00:11:32,942 --> 00:11:37,238
‫من و برادرم می‌خواستیم یه پیشنهادی بدیم...

162
00:11:37,321 --> 00:11:39,740
‫یه موقعیت کاری که خواستیم...

163
00:11:39,824 --> 00:11:42,201
‫قبل تصمیمتون مبنی به رفتن
‫ به شمال بهش فکر کنی.

164
00:11:42,284 --> 00:11:44,829
‫بیچ و نتلسون کلی شرکت داروسازی که...

165
00:11:44,912 --> 00:11:49,750
‫مالک‌هاشون خانواده‌های
‫پولدار بودن رو خریدن.

166
00:11:49,834 --> 00:11:53,003
‫دوست دارن دکتر تاد رو هم بخرن.

167
00:11:53,087 --> 00:11:55,464
‫پیشنهادشون خیلی بزرگه.

168
00:11:56,132 --> 00:11:57,174
‫میلیونیه.

169
00:11:58,384 --> 00:11:59,468
‫مشکل همینه.

170
00:12:02,471 --> 00:12:04,515
‫مشکل چیه؟

171
00:12:05,516 --> 00:12:08,144
‫مشکل نسل بعدیه.

172
00:12:08,227 --> 00:12:10,020
‫همه دخترن.

173
00:12:10,104 --> 00:12:12,481
‫بن یه دختر داره و من هم سه تا.

174
00:12:12,565 --> 00:12:14,650
‫هیچ‌کدوم از دخترهام یا شوهرهاشون...

175
00:12:14,734 --> 00:12:17,361
‫حتی مناسب اداره کردن یه گاری
‫ لیموناد فروشی هم نیستن.

176
00:12:17,445 --> 00:12:19,113
‫واسه همین از تو خوشمون اومد.

177
00:12:19,196 --> 00:12:21,031
‫خب یه کارآگاه خصوصی استخدام کردین.

178
00:12:21,115 --> 00:12:22,241
‫که فقط تو رو بپاییم.

179
00:12:22,324 --> 00:12:24,744
‫قبلا هم به آلیشا گفتم که قبلا زن داشتم.

180
00:12:24,869 --> 00:12:27,163
‫با یه بچه.

181
00:12:27,246 --> 00:12:29,331
‫خواستیم به موقعیتی فکر کنی که...

182
00:12:29,415 --> 00:12:34,003
‫من و بن اخیرا داشتیم در موردش
‫ با وکلامون حرف می‌زدیم.

183
00:12:34,086 --> 00:12:36,589
‫می‌خوایم که خرید ملکت...

184
00:12:36,672 --> 00:12:41,218
‫توی ورمانت رو لغو کنی و
‫ به دکتر تاد بپیوندی.

185
00:12:41,302 --> 00:12:44,972
‫می‌خوایم که تو رئیس اجرایی بشی.

186
00:12:45,055 --> 00:12:47,308
‫البته نه فورا، ولی به زودی.

187
00:12:48,476 --> 00:12:50,227
‫شاید خیلی زود.

188
00:12:51,979 --> 00:12:54,231
‫مدیر عامل اجرایی.

189
00:12:55,816 --> 00:12:58,194
‫دکتر تاد مال تو می‌شه لئونارد.

190
00:12:58,277 --> 00:13:00,154
‫واسه بیچ و نتلسون نمی‌شه.

191
00:13:02,072 --> 00:13:03,741
‫شرکت خانوادگی می‌مونه.

192
00:13:07,369 --> 00:13:08,412
‫خب؟

193
00:13:10,039 --> 00:13:11,207
‫نظرت چیه پسر؟

194
00:13:14,835 --> 00:13:18,422
‫جا خوردم و خیلی خوشحال شدم.

195
00:13:18,506 --> 00:13:22,718
‫اصلا به این فکر نکرده بودم که
‫واسه دکتر تاد کار کنم...

196
00:13:22,843 --> 00:13:25,554
‫چه برسه که مدیر عامل اجرایی بشم.

197
00:13:25,679 --> 00:13:27,598
‫صرفا مطمئن نیستم که سابقه‌ی من...

198
00:13:27,681 --> 00:13:31,101
‫اگه داری به جاه‌طلبی‌های ادبیت
‫فکر می‌کنی...

199
00:13:31,185 --> 00:13:32,478
‫لزومی نداره بی‌خیال اون بشی.

200
00:13:32,561 --> 00:13:34,188
‫شغل تمام وقت نیست.

201
00:13:34,939 --> 00:13:37,233
‫تی‌اس الیوت هم بانکدار بود.

202
00:13:37,358 --> 00:13:40,069
‫والاس استیونز شرکت بیمه‌ای...

203
00:13:40,194 --> 00:13:42,112
‫توی کنتیکت داشت.

204
00:13:42,196 --> 00:13:44,365
‫هرمن ملویل که خیلی دوستش داری...

205
00:13:44,448 --> 00:13:46,784
‫مامور شرکت گمرک بود.

206
00:13:46,951 --> 00:13:48,410
‫فهرستشون طولانیه.

207
00:13:50,871 --> 00:13:52,248
‫برادرم خوب تحقیق کرده.

208
00:13:53,374 --> 00:13:55,334
‫خب.

209
00:13:55,417 --> 00:13:57,294
‫قطعا خیلی چیزها هست که...

210
00:13:57,378 --> 00:13:59,380
‫باید بهشون فکر کنم...

211
00:13:59,463 --> 00:14:01,090
‫می‌خوام اول با آلیشا حرف بزنم.

212
00:14:01,215 --> 00:14:03,717
‫عجله نکن، عجله نکن.

213
00:14:03,801 --> 00:14:06,679
‫بزرگ‌ترین تصمیمیه که توی زندگیت می‌گیری.

214
00:14:06,762 --> 00:14:09,306
‫می‌تونیم یکی دو هفته‌ی دیگه...

215
00:14:09,390 --> 00:14:11,725
‫از بیچ و نتلسون زمان بگیریم.

216
00:14:13,060 --> 00:14:14,937
‫آخه احتمالا باید برم سرم رو
‫یه اصلاحی بکنم...

217
00:14:15,062 --> 00:14:16,021
‫سیبیلم رو بزنم.

218
00:14:16,105 --> 00:14:17,022
‫اوهوم.

219
00:14:19,984 --> 00:14:23,320
‫خیلی‌خب...
‫یه هفته بهم وقت بدین که تصمیم بگیرم.

220
00:14:31,620 --> 00:14:34,123
‫ممنون. خیلی... ازتون ممنونم.

221
00:14:37,626 --> 00:14:39,128
‫وقتی به اتاق مهمان برگشتم...

222
00:14:39,253 --> 00:14:41,547
‫سرم همچنان گیج می‌رفت.

223
00:14:41,630 --> 00:14:43,173
‫حین حملات ویت‌کنگ...

224
00:14:43,257 --> 00:14:44,884
‫در نواحی جنوبی ویتنام...

225
00:14:44,967 --> 00:14:48,304
‫اعضای عظیم ارتش ویتنام شمالی
‫که کنار هم جمع شدن...

226
00:14:57,104 --> 00:15:00,399
‫به آلیشا گفتم که پدرش چه پیشنهادی بهم داده.

227
00:15:00,482 --> 00:15:01,901
‫چی گفتن؟

228
00:15:01,984 --> 00:15:02,943
‫منظورت چیه؟

229
00:15:04,278 --> 00:15:05,487
‫کورنل چطوره؟

230
00:15:05,613 --> 00:15:06,864
‫آروم نمی‌گیره ولی اشکالی نداره.

231
00:15:09,783 --> 00:15:12,077
‫آره خب اون‌ها...

232
00:15:12,161 --> 00:15:16,665
‫بهم گفتن که اگه مدیرعامل بشم...

233
00:15:16,790 --> 00:15:20,586
‫دکتر تاد رو به بیچ و نتلسون نمی‌فروشن.

234
00:15:20,669 --> 00:15:22,755
‫نگهش می‌دارن که تغییرش بدن...

235
00:15:22,838 --> 00:15:23,881
‫و بعد...

236
00:15:25,466 --> 00:15:27,217
‫عملا شرکت رو تحویل من می‌دن.

237
00:15:28,886 --> 00:15:30,220
‫آره.

238
00:15:30,304 --> 00:15:34,266
‫راجع به پول و گزینه‌های سهام حرفی نزدن.

239
00:15:34,350 --> 00:15:36,518
‫یعنی نه که اصلا اهمیتی هم داشته باشه.

240
00:15:36,644 --> 00:15:38,437
‫- وای.
‫- وای.

241
00:15:38,520 --> 00:15:39,813
‫آره، وای.

242
00:15:39,897 --> 00:15:41,231
‫- وای.
‫- آره.

243
00:15:41,315 --> 00:15:44,526
‫اصلا انتظار چنین چیزی ازشون نداشتم.

244
00:15:44,652 --> 00:15:46,487
‫فکر می‌کردم که،
‫از دیدشون من...

245
00:15:46,570 --> 00:15:47,947
‫آدم عجیب و غریبی باشم.

246
00:15:48,030 --> 00:15:49,823
‫آخی، عزیزم.

247
00:15:49,907 --> 00:15:50,866
‫می‌دونن باهوشی.

248
00:15:50,991 --> 00:15:52,701
‫صرفا باید بهت عادت بکنن.

249
00:15:55,412 --> 00:15:57,539
‫آخه پیششون احساس راحتی ندارم.

250
00:15:58,999 --> 00:16:00,584
‫من...

251
00:16:00,668 --> 00:16:02,336
‫ثروت و رفتارشون.

252
00:16:04,672 --> 00:16:08,467
‫سیاست‌های سفیدپوستی جنوبی.

253
00:16:08,550 --> 00:16:09,969
‫می‌دونم خودت هم چنین حسی داری.

254
00:16:10,052 --> 00:16:11,971
‫هم... خب زمونه عوض می‌شه دیگه.

255
00:16:12,054 --> 00:16:13,138
‫مردم هم عوض می‌شن.

256
00:16:13,222 --> 00:16:14,932
‫کارآگاه خصوصی استخدام کردن.

257
00:16:15,057 --> 00:16:16,850
‫انقدر تکرار نکن دیگه.

258
00:16:16,934 --> 00:16:19,979
‫بابام در این مورد حتما با مامانم حرف زده.

259
00:16:20,062 --> 00:16:23,023
‫این یعنی قراره ریچموند زندگی کنیم.

260
00:16:23,107 --> 00:16:24,650
‫قراردادی که امضا نکردی دیگه؟

261
00:16:24,775 --> 00:16:26,193
‫صرفا یه توافق شفاهی بود.

262
00:16:29,571 --> 00:16:32,116
‫- شوخی می‌کنی دیگه؟
‫- آره، معلومه.

263
00:16:32,282 --> 00:16:33,367
‫معلومه شوخی کردم.

264
00:16:33,492 --> 00:16:34,493
‫آره.

265
00:16:35,786 --> 00:16:36,870
‫شوکه شدم.

266
00:16:38,664 --> 00:16:40,666
‫به نظرت یکم وسوسه‌انگیز نیست؟

267
00:16:42,668 --> 00:16:44,044
‫نه.

268
00:16:44,336 --> 00:16:45,212
‫نه، اصلا.

269
00:16:45,295 --> 00:16:47,172
‫نه.

270
00:16:47,172 --> 00:16:51,802
‫من قبل این‌که به اواسط سی سالگیم برسم
‫یا می‌میرم و یا الکلی می‌شم.

271
00:16:52,094 --> 00:16:55,389
‫بابام حتی روزی پنج ساعت هم
‫ به دکتر تاد رسیدگی نمی‌کنه.

272
00:16:55,597 --> 00:16:56,890
‫شرکت خودش رو اداره می‌کنه.

273
00:16:56,974 --> 00:16:58,976
‫می‌تونی نویسندگی رو ادامه بدی.

274
00:16:59,101 --> 00:17:00,477
‫ورمانت می‌شه خونه‌ی تابستونیمون.

275
00:17:03,063 --> 00:17:05,232
‫واقعا می‌خوای پیشنهادشون رو قبول کنم نه؟

276
00:17:06,984 --> 00:17:08,027
‫نه، معلومه نه.

277
00:17:09,403 --> 00:17:11,447
‫و دوست ندارم هم قبول نکنی.

278
00:17:11,697 --> 00:17:14,074
‫این‌طوری بچه‌ها هم حمایت می‌شن.

279
00:17:14,283 --> 00:17:16,618
‫پول کافی داریم که بفرستیمشون مدرسه‌ی خصوصی.

280
00:17:16,785 --> 00:17:18,662
‫می‌تونیم خودمون خونه بسازیم.

281
00:17:19,872 --> 00:17:21,248
‫می‌دونی چه پیشنهادیه دیگه.

282
00:17:23,375 --> 00:17:24,668
‫یعنی خانواده‌ای داری.

283
00:17:26,295 --> 00:17:27,379
‫آخرش چی شد؟

284
00:17:34,386 --> 00:17:35,846
‫بهشون گفتم باید با تو هم حرف بزنم.

285
00:17:39,183 --> 00:17:41,685
‫گفتم بعد این سفر به ورمانت نظرم رو می‌گم.

286
00:17:51,653 --> 00:17:52,696
‫مرسی.

287
00:17:54,364 --> 00:17:55,282
‫صبحونه؟

288
00:17:55,783 --> 00:17:57,785
‫نه، نه، می‌خوام زود راه بیفتم.

289
00:17:59,661 --> 00:18:00,621
‫کورنل بیدارم کرد.

290
00:18:00,871 --> 00:18:01,997
‫سلام.

291
00:18:02,372 --> 00:18:04,374
‫گفتم بیارمش باباش رو حین صبحونه ببینه.

292
00:18:04,458 --> 00:18:05,250
‫صبح بخیر.

293
00:18:05,459 --> 00:18:06,668
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

294
00:18:06,877 --> 00:18:07,836
‫سلام.

295
00:18:08,879 --> 00:18:09,713
‫اوه!

296
00:18:09,963 --> 00:18:11,548
‫یه وقت با تاکسی نری.

297
00:18:11,673 --> 00:18:12,883
‫آخه اصلا لزومی نداره که...

298
00:18:13,175 --> 00:18:14,927
‫شما این همه مسیر رو برید و برگردید.

299
00:18:15,177 --> 00:18:17,596
‫تا بردفیلد مسیر خیلی قشنگه.

300
00:18:17,846 --> 00:18:19,389
‫می‌خوای ریش‌تراش بنجامین رو واست بیارم؟

301
00:18:21,767 --> 00:18:23,227
‫عزیزم.

302
00:18:23,352 --> 00:18:24,645
‫اون یارو بی‌ثباته.

303
00:18:26,939 --> 00:18:28,565
‫خب بابایی... معلومه بی‌ثباته.

304
00:18:28,774 --> 00:18:30,109
‫کدوم مرد 22 ساله‌ای ثبات داره؟

305
00:18:32,152 --> 00:18:33,612
‫خودم هم دوست ندارم ثبات داشته باشه.

306
00:18:38,367 --> 00:18:39,284
‫باشه.

307
00:18:40,369 --> 00:18:41,870
‫نظر تو چیه کورنل؟

308
00:18:41,954 --> 00:18:43,122
‫- هوم؟
‫- هان؟

309
00:18:43,455 --> 00:18:44,289
‫باید...

310
00:18:44,456 --> 00:18:45,707
‫- خوبه.
‫- باشه.

311
00:18:47,376 --> 00:18:48,961
‫خیلی طول نمی‌کشه. زود برمی‌گردم.

312
00:19:19,950 --> 00:19:22,119
‫پدرم یه ژاکت خاکی پوشیده بود.

313
00:19:23,745 --> 00:19:25,414
‫سی سال گذشت و دیگه ندیدمش.

314
00:19:30,669 --> 00:19:32,546
‫می‌شه یه لحظه متوقف شیم؟

315
00:19:32,880 --> 00:19:34,590
‫هنوز به عوض کردن کارت نرسیدیم.

316
00:19:34,756 --> 00:19:35,799
‫واسه اسلونه.

317
00:19:35,966 --> 00:19:38,051
‫اسلون، میکروفون افتاده.

318
00:19:38,343 --> 00:19:39,136
‫میکروفون رو تنظیم کن.

319
00:19:39,553 --> 00:19:41,889
‫این دفعه از زیر پیرهن ردش کن.

320
00:19:44,266 --> 00:19:46,101
‫بوی خواست و خواهش می‌ده.

321
00:19:48,353 --> 00:19:49,354
‫من چه بویی می‌دم؟

322
00:19:50,772 --> 00:19:52,065
‫مخصوصا واسه یه زن جوان.

323
00:19:54,776 --> 00:19:56,862
‫بوی داروها رو متوجه می‌شه؟

324
00:19:58,655 --> 00:20:02,534
‫بوی ضدآندروژن‌ها و تاکسوتر رو.

325
00:20:03,577 --> 00:20:04,953
‫و بیس فسفونات‌ها که...

326
00:20:05,078 --> 00:20:08,457
‫باعث می‌شن استخوان‌هام زیر فشار وزنم نشکنن.

327
00:20:08,665 --> 00:20:12,002
‫بوی مدفوع خشکی که به پشتم چسبیده.

328
00:20:15,047 --> 00:20:18,592
‫دوباره بگو واسه چی از بیمارستان اومدم خونه؟

329
00:20:18,675 --> 00:20:21,678
‫خب مطمئنم اینجا خیلی بهتری.

330
00:20:21,678 --> 00:20:24,723
‫اما نزدیکته و همه‌چیز آشناست.

331
00:20:25,682 --> 00:20:27,100
‫زنم کدوم گوریه؟

332
00:20:27,976 --> 00:20:28,977
‫ببخشید.

333
00:20:29,144 --> 00:20:30,354
‫مجبور شدم برم بیرون.

334
00:20:30,646 --> 00:20:32,814
‫یه پیامی واسم اومد که مجبور بودم
‫فورا جواب بدم.

335
00:20:33,148 --> 00:20:37,444
‫خیلی‌خب لئو، گمونم یکم از مسیر منحرف شدیم.

336
00:20:37,778 --> 00:20:39,571
‫آره، پیوستگی رو به هم زدی.

337
00:20:39,655 --> 00:20:40,656
‫این‌جوری انگار تدوین شده.

338
00:20:40,948 --> 00:20:42,324
‫جانم؟

339
00:20:43,075 --> 00:20:45,077
‫به صحبت ادامه بده.

340
00:20:45,077 --> 00:20:47,496
‫من که در هر صورت اکثر حرفات رو شنیدم.

341
00:20:48,872 --> 00:20:50,666
‫نه نشنیدی. هیچیش رو نمی‌دونی.

342
00:20:51,083 --> 00:20:52,584
‫نه.

343
00:20:52,668 --> 00:20:54,544
‫یه سریش رو حتی به خودم هم نگفتم.

344
00:20:54,670 --> 00:20:55,754
‫یعنی...

345
00:20:58,548 --> 00:21:01,885
‫هدیه‌ای واسه توئه عشقم.

346
00:21:04,179 --> 00:21:05,222
‫قراره من رو بشناسی.

347
00:21:07,683 --> 00:21:10,394
‫تقریبا یه ساعته داری حرف می‌زنی.

348
00:21:10,477 --> 00:21:11,895
‫شاید بهتر باشه یه استراحتی بکنی.

349
00:21:12,896 --> 00:21:14,314
‫چند سالته اسلون؟

350
00:21:15,357 --> 00:21:16,441
‫بیست و چهار.

351
00:21:16,525 --> 00:21:17,359
‫چرا؟

352
00:21:19,236 --> 00:21:20,279
‫آره.

353
00:21:22,114 --> 00:21:24,074
‫من وقتی بیست و دو سالم بود...

354
00:21:25,575 --> 00:21:28,287
‫ازدواج کرده بودم و پدر یه بچه بودم...

355
00:21:28,370 --> 00:21:29,413
‫و طلاق گرفته بودم.

356
00:21:32,249 --> 00:21:33,959
‫وقتی همسن تو بودم اسلون...

357
00:21:34,084 --> 00:21:38,338
‫من... زندگیم رو تباه کرده بودم.

358
00:21:40,465 --> 00:21:44,344
‫فرض کن تمام اتفاقات خوبی که ممکن بود
‫واست رخ بده...

359
00:21:44,428 --> 00:21:45,721
‫تا الان رخ داده.

360
00:21:46,888 --> 00:21:48,473
‫شما یه قهرمان بودین.

361
00:21:48,598 --> 00:21:50,976
‫جلوی اعزام به جنگ ایستادگی کردین.

362
00:21:53,520 --> 00:21:55,147
‫واقعا باید چنین اعتقادی داشته باشه؟

363
00:21:59,234 --> 00:22:00,610
‫می‌خوام ادامه بدم.

364
00:22:00,694 --> 00:22:01,903
‫دوربین رو روشن کنین.

365
00:22:02,154 --> 00:22:02,988
‫نور لطفا.

366
00:22:03,071 --> 00:22:04,364
‫بیا. زود.

367
00:22:06,283 --> 00:22:08,994
‫خیلی‌خب، بیا از جایی ادامه بدیم که...

368
00:22:09,077 --> 00:22:10,912
‫به عنوان یه مخالف
‫ اعزام به کانادا رسیدی.

369
00:22:15,042 --> 00:22:19,212
‫لئونارد فایف، بیست و دوم 2023.

370
00:22:22,257 --> 00:22:26,553
‫توی واشینگتن دی‌سی هواپیمام رو عوض کردم...

371
00:22:26,636 --> 00:22:28,513
‫اون زمان اسمش واشینگتن نشنال بود.

372
00:22:29,973 --> 00:22:32,559
‫یه چک نقد به مبلغ 23 هزار دلار...

373
00:22:32,642 --> 00:22:35,729
‫از بانک فدرال رزرو ریچموند توی جیبم بود.

374
00:22:37,105 --> 00:22:39,900
‫قرار بود پول خونه‌ی ورمانت باشه...

375
00:22:39,983 --> 00:22:42,319
‫که قرار بود تنها به اسم...

376
00:22:42,402 --> 00:22:45,655
‫آلیشا ویولت چپمن تراست باشه.

377
00:22:56,416 --> 00:22:57,918
‫شاید فیلم هشت میلی‌متریش...

378
00:22:58,001 --> 00:23:00,212
‫هنوز یه جایی موجود باشه...

379
00:23:00,295 --> 00:23:04,841
‫مدرکی مبنی بر این که لئونارد فایف...

380
00:23:04,925 --> 00:23:07,636
‫در فرودگاه نشنال واشینگتن...

381
00:23:07,761 --> 00:23:12,974
‫در تاریخ 31 مارس 1968 در ساعت 10:58
‫دقیقه‌ی صبح رویت و ثبت شده.

382
00:23:17,687 --> 00:23:19,564
‫مسافرین پرواز 291 سوار شوند.

383
00:23:19,648 --> 00:23:22,859
‫تمامی مسافرین لطفا به گیت شماره چهار بروند.

384
00:23:26,488 --> 00:23:29,032
‫این مستند باعث می‌شه که لئونارد فایف...

385
00:23:29,116 --> 00:23:31,785
‫در یاد و خاطره کانادا به بزرگی...

386
00:23:31,868 --> 00:23:33,245
‫گلن گولد بشه.

387
00:23:33,328 --> 00:23:36,123
‫همه‌ی فیلم‌هاش رو احیا می‌کنه.

388
00:23:36,206 --> 00:23:38,917
‫باعث می‌شه عموم جامعه درباره‌ی...

389
00:23:39,042 --> 00:23:40,961
‫عبارت «هنرمند متعهد» بودن تجدیدنظر بکنن.

390
00:23:41,044 --> 00:23:42,754
‫از دیدگاهتون در مخالفت با جنگ...

391
00:23:42,838 --> 00:23:45,090
‫تا تازه‌ترین آثارتون.

392
00:23:45,173 --> 00:23:47,008
‫به نشانه‌ی احترام هست.

393
00:23:47,134 --> 00:23:50,137
‫باور کنید، همه باهات همدلی می‌کنن لئو.

394
00:23:51,513 --> 00:23:53,181
‫فیلم اون‌هاست لئو.

395
00:24:00,397 --> 00:24:01,481
‫همه‌چیز آمادست آقای فایف.

396
00:24:01,565 --> 00:24:02,649
‫پرواز خوبی داشته باشید.

397
00:24:02,774 --> 00:24:05,068
‫یهویی احساس گیجی کردم.

398
00:24:05,152 --> 00:24:08,113
‫انگار قرار بود یه اتفاقی رخ بده.

399
00:24:08,196 --> 00:24:12,534
‫پرده‌‌برداری بزرگی که روی زندگی
‫ همه توی هواپیما تاثیر داره.

400
00:24:12,617 --> 00:24:15,537
‫انگار که هواپیما قراره منفجر بشه...

401
00:24:15,620 --> 00:24:17,873
‫و من تنها بازمانده هستم.

402
00:24:22,627 --> 00:24:23,837
‫وایسا.

403
00:24:23,920 --> 00:24:26,465
‫توی هواپیما سیگار کشیدی؟

404
00:24:27,048 --> 00:24:28,717
‫ناسلامتی سال 1968 بود.

405
00:24:28,842 --> 00:24:30,302
‫آهان بله.

406
00:24:30,427 --> 00:24:31,761
‫البته، ببخشید.

407
00:24:31,845 --> 00:24:33,221
‫اجازه دارم ادامه بدم؟

408
00:24:33,305 --> 00:24:34,347
‫خواهش می‌کنم.

409
00:24:37,058 --> 00:24:39,769
‫من در استرافورد بزرگ شدم.

410
00:24:39,895 --> 00:24:42,564
‫تقریبا 30 کیلومتری شمال‌شرقی
‫مرز شهری بوستون.

411
00:24:44,524 --> 00:24:46,985
‫من، دارم به مونت‌پلیه در ورمانت می‌رم.

412
00:24:47,110 --> 00:24:48,361
‫کالج گدارد.

413
00:24:48,445 --> 00:24:49,988
‫بله بله، آموزشکده‌ی خوبیه.

414
00:24:50,113 --> 00:24:52,157
‫بله هست، اونجا یه موقعیت تدریسی گیر آوردم.

415
00:24:52,240 --> 00:24:53,366
‫می‌خوام یه خونه بخرم.

416
00:24:53,492 --> 00:24:56,077
‫احتمالا چند روز دیگه با ماشین برمی‌گردم.

417
00:25:00,332 --> 00:25:02,501
‫بعد کالج سمت جنوب حرکت کردم.

418
00:25:05,754 --> 00:25:08,548
‫توی یه بار در سنت‌پترزبوگ با ایمی آشنا شدم.

419
00:25:08,673 --> 00:25:09,925
‫رمان نوشتی؟

420
00:25:10,008 --> 00:25:10,926
‫نه، نه، نه.

421
00:25:11,009 --> 00:25:12,052
‫خیلی...

422
00:25:13,553 --> 00:25:15,514
‫خیلی مزخرف بود. آشغال بود.

423
00:25:15,597 --> 00:25:19,184
‫مزخرفات ادبی متظاهرانه بود.

424
00:25:19,267 --> 00:25:21,603
‫نمی‌دونم اصلا نسخه خطیش چی شد.

425
00:25:21,728 --> 00:25:22,771
‫وسایل...

426
00:25:23,772 --> 00:25:25,482
‫وسایل ناپدید می‌شن، گم می‌شن.

427
00:25:26,441 --> 00:25:27,484
‫جا می‌مونن.

428
00:25:29,319 --> 00:25:30,403
‫مثل آدم‌ها.

429
00:25:31,571 --> 00:25:33,448
‫یه زمان شخصی رو دوست داشتی که دوستت داشت.

430
00:25:39,287 --> 00:25:40,288
‫یه نویسنده.

431
00:25:41,665 --> 00:25:42,707
‫آره.

432
00:25:43,875 --> 00:25:46,461
‫مثل همه‌ی پسرهای بیست‌ ساله‌ی
‫خودمحور دیگه...

433
00:25:46,545 --> 00:25:49,548
‫که می‌خوان ازشون به عنوان نویسنده
‫یاد بشه...

434
00:25:49,673 --> 00:25:51,716
‫اون هم بیش از علاقه‌اش نسبت به خود نوشتن.

435
00:25:53,385 --> 00:25:55,053
‫آره، «از اینجا تا ابدیت»...

436
00:25:55,136 --> 00:25:57,347
‫به این می‌گن نویسندگی.

437
00:25:57,472 --> 00:25:58,515
‫مزخرفه بابا...

438
00:25:58,598 --> 00:25:59,808
‫کتابش رو توی یه روز خوندم.

439
00:25:59,891 --> 00:26:01,268
‫این که... نویسندگی نیست.

440
00:26:01,393 --> 00:26:02,894
‫صرفا نوشتنه.

441
00:26:04,896 --> 00:26:07,983
‫که نمی‌دونه چطور عشق رو توصیف کنه...

442
00:26:08,108 --> 00:26:09,734
‫چون تا حالا به کسی عشق نورزیده.

443
00:26:13,363 --> 00:26:14,531
‫دوستت دارم ایمی.

444
00:26:16,074 --> 00:26:17,325
‫دوستت دارم، قول می‌دم.

445
00:26:17,409 --> 00:26:19,286
‫هیچ‌وقت ترکت نمی‌کنم، خب؟

446
00:26:19,411 --> 00:26:20,412
‫قسم می‌خورم. دوستت دارم.

447
00:26:20,495 --> 00:26:22,080
‫- خواهشا لئو.
‫- دوستت دارم.

448
00:26:22,163 --> 00:26:23,206
‫خواهش می‌کنم.

449
00:26:24,374 --> 00:26:26,001
‫شاید اگه به اندازه کافی تکرارش کنه...

450
00:26:26,084 --> 00:26:27,168
‫واقعا به چنین حسی برسه.

451
00:26:46,938 --> 00:26:48,356
‫اسمش آماندا بود.

452
00:26:53,612 --> 00:26:55,989
‫ولی گوش نمی‌کنی چی می‌گم،
‫گوش نمی‌کنی.

453
00:26:56,114 --> 00:26:58,533
‫بدون احساس رنگی نیست. خب؟

454
00:26:58,658 --> 00:27:01,953
‫و بدون رنگ هم احساسی نیست. خب؟

455
00:27:02,037 --> 00:27:03,830
‫- فرانز کلاین دیگه؟
‫- ایمی کجاست؟

456
00:27:03,955 --> 00:27:05,457
‫- خونه‌ست.
‫- فرانز کلاین. فرانز کلاین.

457
00:27:05,540 --> 00:27:07,542
‫ببین، اگه رنگ نامرئی باشه...

458
00:27:08,585 --> 00:27:09,836
‫احساسی درکار نیست؟

459
00:27:09,919 --> 00:27:10,962
‫وای.

460
00:27:11,046 --> 00:27:14,007
‫هنر یعنی صبر کردن.
‫حتی حین نقاشی.

461
00:27:14,090 --> 00:27:15,717
‫مثلا لئو رو فرض کن.
‫اون منتظره.

462
00:27:15,800 --> 00:27:17,677
‫- نه نیستم، منتظر نیستم.
‫- مشغول نویسندگی نیستی.

463
00:27:17,761 --> 00:27:19,179
‫- بهش می‌گن منتظر بودن.
‫- می‌نویسم.

464
00:27:19,304 --> 00:27:21,640
‫- می‌رم نوشیدنی بیارم.
‫- می‌نویسه. می‌نویسه.

465
00:27:21,723 --> 00:27:24,559
‫خب؟ ببین، ببین، تاریخ منتظره دیگه؟

466
00:27:24,684 --> 00:27:26,561
‫نه؟ لئو... منتظر چی هستی؟

467
00:27:26,686 --> 00:27:28,688
‫اگه دائم حرف بزنی اصلا نقاش خوبی نمی‌شی.

468
00:27:28,772 --> 00:27:31,483
‫- گمشو بابا.
‫- خب من منتظرم که...

469
00:27:31,566 --> 00:27:33,818
‫همه‌چیز یه جورهایی بره جای مناسبش.

470
00:27:33,902 --> 00:27:35,654
‫آره، درسته، بفرما.

471
00:27:35,737 --> 00:27:39,491
‫دیدی؟ دیدی؟ چون هنر موضوعی نداره، خب؟

472
00:27:39,574 --> 00:27:42,202
‫مستندها موضوع دارن. خب؟

473
00:27:56,508 --> 00:27:57,926
‫اون چیه؟

474
00:27:58,051 --> 00:28:00,387
‫رمانیه که مشغول نوشتنش نیست.

475
00:28:00,512 --> 00:28:02,055
‫«اولین حرکتی که کرد...

476
00:28:02,138 --> 00:28:05,016
‫این بود که به سمت در شتافت
‫ و سپس کارهای دیگه‌اش.»

477
00:28:06,101 --> 00:28:07,602
‫بدک نیست.

478
00:28:07,727 --> 00:28:10,438
‫خب، خب... بیشتر هم هست.

479
00:28:11,690 --> 00:28:12,816
‫یه سیگار می‌دی؟

480
00:28:17,028 --> 00:28:19,114
‫این... این استنلی راینهارته.

481
00:28:19,197 --> 00:28:21,282
‫خیلی، نقاش بزرگیه.

482
00:28:22,659 --> 00:28:23,702
‫واقعا بزرگ.

483
00:28:25,829 --> 00:28:26,871
‫آماندام.

484
00:28:27,914 --> 00:28:28,998
‫کلارک.

485
00:28:46,808 --> 00:28:48,601
‫آماندا پیانیست جاز بود.

486
00:28:50,603 --> 00:28:53,940
‫می‌گفت که دوست جری مولیگانه.

487
00:28:54,023 --> 00:28:55,734
‫ولی همیشه در سفر بود.

488
00:29:09,539 --> 00:29:10,373
‫ایمی.

489
00:29:10,457 --> 00:29:11,541
‫آماندا.

490
00:29:11,624 --> 00:29:12,667
‫آلیشا.

491
00:29:13,293 --> 00:29:14,586
‫این همه «ا».

492
00:29:17,756 --> 00:29:19,090
‫بسه. کافیه دیگه.

493
00:29:19,215 --> 00:29:20,800
‫فورا تمومش کن.

494
00:29:27,682 --> 00:29:29,225
‫باید یه استراحتی بکنه.

495
00:29:29,309 --> 00:29:30,852
‫گیج شده.

496
00:29:30,935 --> 00:29:32,103
‫بخاطر داروشه.

497
00:29:32,187 --> 00:29:35,690
‫من جایزه جینی بردم،
‫همین‌طور هم جمینای.

498
00:29:37,108 --> 00:29:39,277
‫ما اسکار بردیم.

499
00:29:39,360 --> 00:29:41,154
‫یه جوری سرهم می‌کنه
‫ انگار داره خواب می‌بینه.

500
00:29:41,237 --> 00:29:43,323
‫ تصمیم اشتباهی بوده.

501
00:29:43,406 --> 00:29:45,909
‫اکثر خاطراتش رو یا به اشتباه یادشه...

502
00:29:46,034 --> 00:29:48,286
‫یا نصفش رو از خودش درآورده.

503
00:29:48,369 --> 00:29:51,498
‫ساخت چنین فیلمی اشتباهه مالکوم...

504
00:29:51,581 --> 00:29:53,458
‫حتی اگه ازش استفاده نکنی.

505
00:29:53,583 --> 00:29:55,502
‫حرفه من...

506
00:29:57,962 --> 00:29:59,714
‫این بوده...

507
00:29:59,798 --> 00:30:02,884
‫که حقیقت رو از مردم بیرون بکشم...

508
00:30:03,009 --> 00:30:05,720
‫مردمی که می‌گفتن به بقیه چیزی نمی‌گن.

509
00:30:08,264 --> 00:30:11,935
‫و حالا نوبت خودم شده.

510
00:30:12,018 --> 00:30:15,772
‫و اگه دوربین روشن نباشه نمی‌تونم
‫حقیقت رو بگم...

511
00:30:15,855 --> 00:30:17,899
‫و شما هم شاهد من هستید.

512
00:30:22,278 --> 00:30:23,988
‫این آخرین عبادت منه.

513
00:30:27,784 --> 00:30:30,286
‫که چه به خدا باور داشته باشید
‫و چه نداشته باشید...

514
00:30:32,872 --> 00:30:35,250
‫حین دعا دروغ نمی‌گید.

515
00:30:40,296 --> 00:30:42,215
‫ظاهرا می‌خواد ادامه بده.

516
00:30:43,007 --> 00:30:44,467
‫نور رو بزنین.

517
00:30:50,306 --> 00:30:53,393
‫تصویربرداری در مقابل زندگی.

518
00:30:56,646 --> 00:31:00,316
‫واقعیت در مقابل تصویر.

519
00:31:00,400 --> 00:31:04,153
‫«دربارهٔ عکاسی» اثر سوزان سانتاگ.

520
00:31:04,237 --> 00:31:07,115
‫یه اثر اولیه.

521
00:31:07,198 --> 00:31:09,367
‫شش مقاله داره. مطمئنم همه خوندینش.

522
00:31:09,492 --> 00:31:12,036
‫اگه نخوندین تا جلسه‌ی بعد می‌خونید.

523
00:31:12,996 --> 00:31:16,666
‫خیلی‌خب. بله.

524
00:31:16,749 --> 00:31:19,961
‫«بعد از پایان واقعه...»
‫سوزان گفته...

525
00:31:20,044 --> 00:31:21,337
‫«تصویر همچنان باقی می‌ماند...

526
00:31:21,421 --> 00:31:25,925
‫و به واقعه نوعی جاودانگی می‌بخشد...

527
00:31:26,009 --> 00:31:29,512
‫که در هیچ صورت دیگری وجود نمی‌داشت.

528
00:31:29,596 --> 00:31:32,807
‫درحالی که مردم واقعی اون بیرون
‫ مشغول کشتن مردم واقعی دیگری هستند...

529
00:31:32,891 --> 00:31:36,853
‫تصویربردار پشت دوربینش می‌ماند...

530
00:31:36,978 --> 00:31:42,191
‫و تصویری را خلق می‌کند که
‫از همه‌ی ما بیشتر عمر می‌کند.»

531
00:31:43,610 --> 00:31:45,361
‫جیمی، می‌شه چراغ رو خاموش کنی؟

532
00:31:51,743 --> 00:31:53,870
‫بسیارخب، عکس معروف.

533
00:31:57,040 --> 00:32:00,960
‫بله، این توسط عکاس خبری ادی آدامز
‫ ثبت شده...

534
00:32:01,044 --> 00:32:04,881
‫صبح اول فوریه 1968.

535
00:32:05,715 --> 00:32:08,217
‫اعدام زندانی ویت‌کنگ...

536
00:32:08,301 --> 00:32:11,888
‫نوین ون لم رو نشون می‌ده...

537
00:32:13,056 --> 00:32:17,977
‫توسط فرمانده نوین نیاک لوئن.

538
00:32:18,061 --> 00:32:22,690
‫در خیابان نوجیا در سایگان.

539
00:32:22,774 --> 00:32:25,777
‫این تصویر باعث شد آدامز برنده‌ی
‫جایزه‌ی پولیتزر بشه.

540
00:32:28,071 --> 00:32:29,739
‫ون لم هرگز نمی‌میره.

541
00:32:30,615 --> 00:32:32,909
‫فرمانده لوئن هرگز نمی‌میره.

542
00:32:32,992 --> 00:32:35,286
‫هر بار که این تصویر رویت بشه...

543
00:32:36,579 --> 00:32:37,914
‫دوباره زنده می‌شن.

544
00:32:42,126 --> 00:32:43,461
‫اما؟

545
00:32:43,586 --> 00:32:47,548
‫خانم فلین، مخالفی؟

546
00:32:47,632 --> 00:32:50,426
‫می‌شه یه جور دیگه هم بیانش کرد.

547
00:32:50,510 --> 00:32:53,054
‫ون لم قرار نیست تا ابد زندگی کنه.

548
00:32:53,137 --> 00:32:54,472
‫قراره تا ابد بمیره.

549
00:32:54,597 --> 00:32:56,808
‫هر باری که کسی این تصویر رو می‌بینه.

550
00:33:00,186 --> 00:33:01,688
‫یه سری چیزها رو قاطی کرده دیگه...

551
00:33:01,813 --> 00:33:05,024
‫خاطرات، فیلم‌ها، فانتزی‌ها،
‫داستان‌های افراد دیگه.

552
00:33:05,149 --> 00:33:07,568
‫اما بهتر از هرکسی داستان فایف رو بلده.

553
00:33:07,694 --> 00:33:10,279
‫سی سالی هست که باهاش زندگی می‌کنه.

554
00:33:10,363 --> 00:33:12,907
‫هر چیزی که لازم باشه رو می‌دونم.

555
00:33:13,032 --> 00:33:14,325
‫عجب‌ها، یه جوری در موردم حرف می‌زنین...

556
00:33:14,409 --> 00:33:15,994
‫انگار نه انگار خبر مرگم اینجا نشستم!

557
00:33:16,077 --> 00:33:18,621
‫صداتون میاد!

558
00:33:18,705 --> 00:33:21,541
‫ببخشید عزیزم.

559
00:33:25,003 --> 00:33:27,964
‫درسته. بخاطر داروها هم نیست.
‫اشتباه می‌کنه.

560
00:33:28,047 --> 00:33:29,090
‫اما اشتباه می‌کنه.

561
00:33:29,215 --> 00:33:31,551
‫هر چیزی که باید رو نمی‌دونه.

562
00:33:34,178 --> 00:33:36,180
‫تو حرفم رو باور می‌کنی، مگه نه رنه؟

563
00:33:38,016 --> 00:33:40,018
.فکر می‌کنم شما معتقدید که واقعیت داره

564
00:33:41,269 --> 00:33:42,311
‫بریم یه استراحتی بکنیم.

565
00:33:42,395 --> 00:33:44,689
‫نه، استراحت نه. نه، نه، کار می‌کنیم.

566
00:33:44,772 --> 00:33:46,024
‫بیا، بیایید ادامه بدیم.

567
00:33:46,107 --> 00:33:47,316
‫می‌شه؟

568
00:33:47,400 --> 00:33:49,527
‫خیلی‌خب، نور رو کم کنید.

569
00:33:49,610 --> 00:33:51,154
‫تاریک بشه، می‌خوام تاریک بشه.

570
00:33:51,237 --> 00:33:52,697
‫آهای. برو پشت اون دستگاهت.

571
00:33:52,780 --> 00:33:55,491
‫همون... ماس‌ماسک ارول موریسیت.
‫هر چیزی که اسمش هست.

572
00:33:55,616 --> 00:33:56,951
‫اینترترون.

573
00:33:57,076 --> 00:33:59,162
‫براساس همون تکنیکی ساخته شده
‫ که خودت پیشگامش بودی.

574
00:33:59,287 --> 00:34:00,329
‫من نبودم.

575
00:34:00,413 --> 00:34:02,707
.زیگموند فروید بوده

576
00:34:04,751 --> 00:34:06,461
‫مصاحبه‌کننده توی خط رویت نیست.

577
00:34:06,586 --> 00:34:09,005
‫به همین سادگیه، درسته؟

578
00:34:09,088 --> 00:34:12,008
‫خودت رو جایی قرار می‌دی که سوژه...

579
00:34:12,091 --> 00:34:16,804
‫فقط می‌تونه مستقیما به لنز خیره بشه.

580
00:34:18,890 --> 00:34:21,100
‫و اگه به اندازه کافی ساکت بمونی...

581
00:34:21,225 --> 00:34:24,062
‫اون وقت به اندازه کافی هم
‫نادیده باقی می‌مونی...

582
00:34:26,272 --> 00:34:28,649
‫مردم حرف خودشون رو می‌زنن،
‫دست خودشون نیست.

583
00:34:30,109 --> 00:34:31,736
‫فروید.

584
00:34:31,819 --> 00:34:33,988
‫روی صندلیش کنار جایگاه نشسته بود.

585
00:34:34,113 --> 00:34:36,157
‫این رو خوب می‌فهمید.

586
00:34:38,117 --> 00:34:39,577
‫گوش کنین.

587
00:34:41,662 --> 00:34:43,122
‫صبر کنین.

588
00:34:48,086 --> 00:34:49,837
‫لئو، یکم آب می‌خوای؟

589
00:34:58,096 --> 00:34:59,347
‫آره.

590
00:34:59,472 --> 00:35:01,099
‫آره، دیدمش...

591
00:35:02,433 --> 00:35:06,104
‫مستندی که در مورد چرنوبیل درست کرده بودی.

592
00:35:06,229 --> 00:35:07,855
‫آره، اشتباهاتت رو می‌تونستم...

593
00:35:07,980 --> 00:35:10,691
‫با هشت تا انگشت توی یه دست بشمرم.

594
00:35:12,276 --> 00:35:13,236
‫لئو.

595
00:35:13,361 --> 00:35:14,695
‫یکم آب واسش بیار اسلون.

596
00:35:14,779 --> 00:35:17,198
‫فقط کاری رو می‌کنم که همیشه کردم...

597
00:35:17,323 --> 00:35:20,159
‫حقیقت رو می‌گم. بله.

598
00:35:21,202 --> 00:35:22,453
‫ولی تو نه.

599
00:35:22,537 --> 00:35:24,705
‫نه، نه، نه.

600
00:35:25,748 --> 00:35:27,333
‫تو کلاهبرداری.

601
00:35:30,962 --> 00:35:32,213
‫دیگه نمی‌خوام ببینمت.

602
00:35:32,296 --> 00:35:33,381
‫کلاهبردار.

603
00:35:33,464 --> 00:35:34,465
‫کلاهبرداری!

604
00:35:35,883 --> 00:35:38,094
‫آره، می‌خوام اما رو اینجا ببینم.

605
00:35:38,219 --> 00:35:39,303
‫زنم رو می‌خوام.

606
00:35:39,428 --> 00:35:40,388
‫اما رو می‌خوام!

607
00:35:41,973 --> 00:35:44,392
‫آره. اما رو بذار اونجا.

608
00:35:50,898 --> 00:35:52,316
‫بشین.

609
00:35:54,026 --> 00:35:55,236
‫نور.

610
00:36:01,868 --> 00:36:03,578
‫اومدم لئو.

611
00:36:04,829 --> 00:36:06,455
‫اومدی؟ سلام.

612
00:36:06,581 --> 00:36:10,084
‫خیلی‌خب، بیا با «درون مه» شروع کنیم...

613
00:36:10,168 --> 00:36:13,296
‫مستند آزمایش‌های شیمیایی داو...

614
00:36:13,421 --> 00:36:16,340
‫عامل نارنجی در نیوبرانزویک
‫برای استفاده در ویتنام.

615
00:36:16,465 --> 00:36:18,134
‫که خودت بهش اشاره کردی.

616
00:36:18,509 --> 00:36:21,304
‫نزدیک بود بخاطرش بری زندان.

617
00:36:21,429 --> 00:36:23,598
‫راه بوستون تا مونت‌پلیه...

618
00:36:23,681 --> 00:36:27,643
‫از فنس می‌گذشت یعنی
‫ از شمال استرافورد...

619
00:36:27,768 --> 00:36:29,478
‫شهری که در اون بزرگ شدم.

620
00:36:49,415 --> 00:36:51,334
‫گفتم شاید بخوام در موردش چیزی بنویسم...

621
00:36:51,417 --> 00:36:54,837
‫واسه همین تصمیم گرفتم متوقف بشم
‫ و یه نقشه بگیرم.

622
00:37:34,335 --> 00:37:36,504
‫آقای لئونارد فایف!

623
00:37:36,587 --> 00:37:37,838
‫خیلی وقته ندیدیمت.

624
00:37:37,922 --> 00:37:38,881
‫خوشحالم می‌بینمت جیمی.

625
00:37:39,006 --> 00:37:40,216
‫زمان زود می‌گذره‌ها!

626
00:37:40,299 --> 00:37:42,593
‫خب حین بستنی‌فروشی که زود نمی‌گذره رفیق.

627
00:37:42,718 --> 00:37:43,886
‫همون همیشگی؟

628
00:37:43,970 --> 00:37:45,388
‫آره. اصلا چی بود؟

629
00:37:45,513 --> 00:37:48,015
‫قهوه و یه کیک سبوس‌دار.

630
00:37:48,099 --> 00:37:49,392
‫با کره، گرم هم باشه.

631
00:37:49,475 --> 00:37:51,769
‫خیلی‌خب، خوبه.

632
00:37:51,894 --> 00:37:53,562
‫راستی هیچ‌وقت واسم تعریف نکردی.

633
00:37:53,688 --> 00:37:55,106
‫کوبا چطوری بود؟

634
00:37:55,231 --> 00:37:56,732
‫کوبا؟

635
00:37:56,857 --> 00:37:58,317
‫لئو.

636
00:37:59,151 --> 00:38:00,528
‫همه‌چیز مرتبه؟

637
00:38:01,737 --> 00:38:03,406
‫آره، آره. با سواری اومدم.

638
00:38:03,489 --> 00:38:04,448
‫سواری؟

639
00:38:04,573 --> 00:38:06,575
‫از کالج؟

640
00:38:06,659 --> 00:38:08,077
‫اگه می‌خوای به قطار 09:27 برسی...

641
00:38:08,160 --> 00:38:09,996
‫باید عجله بکنی بابا.

642
00:38:13,416 --> 00:38:15,418
‫کلی حرف داریم.

643
00:38:20,631 --> 00:38:24,260
‫گوش کن لئونارد.

644
00:38:24,343 --> 00:38:27,430
‫نمی‌تونی چون دنیا این‌طوریه بی‌خیالش بشی.

645
00:38:28,264 --> 00:38:29,765
‫هیجده سالته...

646
00:38:29,849 --> 00:38:31,767
‫و بی‌خیال دنیا شدی چون که...

647
00:38:31,892 --> 00:38:34,312
‫اون‌طوری که می‌خوای ایده‌ال نیست؟

648
00:38:34,437 --> 00:38:35,896
‫ممکنه یکی دو دهه‌ی دیگه بشه...

649
00:38:35,980 --> 00:38:37,732
‫می‌فهمی برای کمک به نیازمندها...

650
00:38:37,815 --> 00:38:39,775
‫کار بیشتری از دستت برمی‌اومد...

651
00:38:39,859 --> 00:38:42,611
‫و باید توی کالج می‌موندی که مدرکت رو بگیری.

652
00:38:42,695 --> 00:38:45,573
‫یا حداقل این‌که بری خدمت.

653
00:38:45,656 --> 00:38:49,285
‫نه این‌که مثل یه جور بی‌خانمان
‫خانه به دوش بشی.

654
00:38:49,368 --> 00:38:50,786
‫تصمیم خودمه، پس خواهشا...

655
00:38:50,870 --> 00:38:53,664
‫انقدر بهم نگو که کالج رو ادامه بدم.

656
00:38:53,748 --> 00:38:58,336
‫چرا باید دکتری تاجری چیزی بشم؟

657
00:38:58,419 --> 00:39:00,504
‫جناب کشیش، گمونم بهتره
‫ به مادرم تسلی بدی...

658
00:39:00,629 --> 00:39:02,465
‫چون اون بوده که ازت خواسته بیای.

659
00:39:02,548 --> 00:39:05,760
‫می‌ری بیرون لئو؟

660
00:39:05,885 --> 00:39:08,804
‫نگران نباش برمی‌گردم،
‫تا ابد نمی‌رم.

661
00:39:08,929 --> 00:39:10,556
‫یعنی در هر صورت تا کریسمس نمی‌رم.

662
00:39:10,639 --> 00:39:12,850
‫بعد کریسمس کجا می‌ری؟

663
00:39:12,975 --> 00:39:15,061
‫آدمی که کالج و خونه‌اش رو ترک کنه...

664
00:39:15,186 --> 00:39:16,687
‫کجا داره که بره؟

665
00:39:18,230 --> 00:39:19,857
‫کوبا.

666
00:39:22,651 --> 00:39:23,736
‫کوبا.

667
00:39:23,819 --> 00:39:26,238
‫چه فکر محشری.

668
00:39:26,322 --> 00:39:27,865
‫وقتی همسن تو بودم...

669
00:39:27,948 --> 00:39:31,077
‫خیلی نزدیک بود که فرار کنم برم اسپانیا...

670
00:39:31,160 --> 00:39:33,412
‫که با گردان لینکلن بجنگم.

671
00:39:33,537 --> 00:39:36,123
‫یه سری از دوستام رفتن.

672
00:39:36,207 --> 00:39:37,792
‫کسب و کار خفنی هم در انتظارشون بود...

673
00:39:37,917 --> 00:39:41,003
‫با وجود این‌که کمونیست بودن.

674
00:39:41,087 --> 00:39:44,382
‫نمی‌خوای یه کراوات تیره‌تر امتحان کنی؟

675
00:39:46,759 --> 00:39:49,428
‫اونایی برگشتن فهمیدن که
‫به این آسونی نیست که...

676
00:39:49,512 --> 00:39:52,098
‫زندگی سابقت رو ادامه بدی.

677
00:39:52,848 --> 00:39:54,600
‫اوضاع عوض شده بود.

678
00:39:54,683 --> 00:39:57,103
‫روس‌ها، چینی‌ها...

679
00:39:58,229 --> 00:39:59,271
‫باید عجله کنی.

680
00:39:59,397 --> 00:40:02,149
‫ببین. چند تا کراوات که خوشت اومد رو...

681
00:40:02,274 --> 00:40:03,317
‫واسه برادر زنم انتخاب کن.

682
00:40:03,401 --> 00:40:04,402
‫ سلیقه خوبی داری.

683
00:40:04,485 --> 00:40:06,153
‫پسرم خیلی ازت خوشش میاد.

684
00:40:06,237 --> 00:40:07,738
‫امیدوارم ردت رو نزنه...

685
00:40:07,863 --> 00:40:09,990
‫و دنبالت تا کوبا نیاد یه وقت خدایی نکرده.

686
00:40:10,074 --> 00:40:12,076
‫من فردا برمی‌گردم.

687
00:40:15,538 --> 00:40:19,291
‫می‌گم، یه نامه پیشنهادی...

688
00:40:19,375 --> 00:40:20,709
‫به رامفورد نوشتم، می‌دونی دیگه؟

689
00:40:20,835 --> 00:40:22,878
‫بله قربان، می‌دونم.

690
00:40:23,003 --> 00:40:26,424
‫والدینت بهت افتخار می‌کنن لئو.
‫افتخار می‌کنن.

691
00:40:26,549 --> 00:40:29,301
‫فقط تو واسشون موندی.

692
00:40:29,385 --> 00:40:31,095
‫اگه تصمیم گرفتی برگردی رامفورد...

693
00:40:31,178 --> 00:40:33,013
‫شاید بتونم یه چند تا تماس واست بگیرم.

694
00:40:33,764 --> 00:40:34,932
‫بیا خونه‌ من.

695
00:40:35,057 --> 00:40:37,643
‫می‌تونیم یه چند تا نوشیدنی بخوریم
‫ و در موردش حرف بزنیم.

696
00:40:37,768 --> 00:40:39,186
‫یه صحبت مردونه.

697
00:40:39,270 --> 00:40:40,855
‫قول می‌دی بهم؟

698
00:40:40,938 --> 00:40:43,524
‫واقعا خیلی لطف دارین جناب کالاهان.

699
00:40:44,316 --> 00:40:46,026
‫ناامیدتون نمی‌کنم.

700
00:40:46,152 --> 00:40:47,361
‫نه.

701
00:40:47,445 --> 00:40:49,488
‫سال نوت مبارک.

702
00:40:49,572 --> 00:40:53,159
‫راستی. سلامم رو به آقای وارنی برسون و...

703
00:40:54,618 --> 00:40:56,120
‫یادت نره در رو قفل کنی.

704
00:40:58,622 --> 00:40:59,665
‫سال نو مبارک.

705
00:41:59,183 --> 00:42:00,518
‫یه لحظه وایسا.

706
00:42:00,601 --> 00:42:03,979
‫نمی‌فهمم، با عقل جور در نمیاد.

707
00:42:04,063 --> 00:42:06,190
‫چی؟ چی رو نمی‌فهمی؟

708
00:42:06,273 --> 00:42:07,900
‫خیلی... یه مثالی بزن.

709
00:42:07,983 --> 00:42:10,110
‫همش به هم متصله.

710
00:42:10,236 --> 00:42:11,987
‫خب به عنوان مثال لباس‌ها.

711
00:42:12,071 --> 00:42:13,697
‫لباس‌هایی که از مغازه بردی...

712
00:42:13,781 --> 00:42:16,033
‫دستکش‌ها و لباس‌های پشمی،
‫مال زمستون بودن.

713
00:42:16,116 --> 00:42:19,078
‫ظاهرا داشتی به جای کوبا
‫ داشتی می‌رفتی کانادا.

714
00:42:19,161 --> 00:42:21,080
‫اصلا رفتی کوبا؟

715
00:42:29,296 --> 00:42:32,049
‫نه، نه، قبل اینکه برسم اونجا تموم شده بود.

716
00:42:32,132 --> 00:42:33,634
‫هم...

717
00:42:34,677 --> 00:42:36,971
‫فلوریدا.

718
00:42:37,096 --> 00:42:40,391
‫من... تا فلوریدا رفتم.

719
00:42:40,474 --> 00:42:43,602
‫دختره باردار شد؟ هایدی رو؟

720
00:42:44,853 --> 00:42:45,729
‫ایمی.

721
00:42:46,897 --> 00:42:51,235
‫سفر سرتاسر کشور چی؟

722
00:42:51,360 --> 00:42:53,237
‫مالکوم یه کپی از «در جاده» بهم داد.

723
00:42:53,362 --> 00:42:55,030
‫گفت چنین سفری رفته بودی.

724
00:42:55,447 --> 00:42:57,533
‫اسلون!

725
00:42:57,616 --> 00:42:59,660
‫عجب وضعی بود...

726
00:42:59,743 --> 00:43:01,870
‫کار احمقانه‌ای بود، آره، رفتم.

727
00:43:01,954 --> 00:43:03,706
‫رفیقم، نیک د فینا.

728
00:43:03,789 --> 00:43:06,584
‫که یه کپی از «در جاده» بهش دادی.

729
00:43:06,709 --> 00:43:08,085
‫مطمئنم باهاش میره تو رابطه

730
00:43:08,210 --> 00:43:09,670
مطمعنم

731
00:43:09,753 --> 00:43:12,006
‫دیانا هم ازش خبر داره.

732
00:43:12,089 --> 00:43:14,341
‫اسلون فکر می‌کنه نمی‌دونه.

733
00:43:14,425 --> 00:43:18,053
‫خیال می‌کنه عاشق این مرد پنجاه ساله شده.

734
00:43:18,137 --> 00:43:20,055
‫معلومه که مخشو میزنه بابا.

735
00:43:21,140 --> 00:43:22,975
‫لیاقت دیانا بیشتر از این‌هاست.

736
00:43:24,935 --> 00:43:27,104
‫لیاقتش بیشتر از اونه.

737
00:43:27,229 --> 00:43:28,147
‫حالا از صفحه اول...

738
00:43:28,230 --> 00:43:31,400
‫می‌دونیم که بیوگرافیمون چطور
‫به پایان می‌رسه.

739
00:43:31,483 --> 00:43:33,527
‫سوژه می‌میره.

740
00:43:33,611 --> 00:43:36,071
‫ولی در مصاحبه...

741
00:43:36,155 --> 00:43:40,826
‫نه، نمی‌دونی که شرایط چطور پیش می‌رن.

742
00:43:40,951 --> 00:43:43,412
‫مالکوم اگه دیانا نبود به هیچ‌جا نمی‌رسید.

743
00:43:43,495 --> 00:43:45,414
‫مجبور بود توی وینیپگ...

744
00:43:45,497 --> 00:43:47,541
‫آگهی بازرگانی محلی درست بکنه.

745
00:43:47,625 --> 00:43:51,337
‫یا هم واسه خانه‌های اشتراکی
‫کارائیب مستند تبلیغاتی بسازه.

746
00:43:51,462 --> 00:43:54,673
‫قانعش کرد که استعداد خودش بیشتره.

747
00:43:55,341 --> 00:43:56,550
‫از کجا می‌دونم؟

748
00:43:56,634 --> 00:43:58,010
‫خب، اهل کجایی؟

749
00:43:58,093 --> 00:43:59,053
‫خب...

750
00:43:59,136 --> 00:44:00,679
‫چون خودم هم وقتی اغواش کردم...

751
00:44:00,763 --> 00:44:01,764
‫چنین کاری کردم.

752
00:44:01,847 --> 00:44:03,932
‫آره، آره، آره، بانیل،
‫والدینم هم اهل اونجان.

753
00:44:04,016 --> 00:44:05,893
‫آره. خوشم میاد که توی کلاس منی.

754
00:44:06,018 --> 00:44:08,312
‫من عاشق... عاشق این فرصتم...

755
00:44:08,437 --> 00:44:10,439
‫خیلی الهام‌بخشه.

756
00:44:11,649 --> 00:44:14,068
‫خب نیک، اون... نمی‌دونم.

757
00:44:14,151 --> 00:44:16,820
‫گمونم درباره شرایط احساس گناه می‌کنم...

758
00:44:16,945 --> 00:44:19,823
‫می‌ره پیش کشیش و اعتراف می‌کنه...

759
00:44:19,948 --> 00:44:23,577
‫در مورد ماشین و اون آدم پست کور...

760
00:44:23,661 --> 00:44:26,163
‫و کشیش هم زنگ می‌زنه به پلیس‌ها.

761
00:44:26,288 --> 00:44:28,582
‫و این پایانشه، پایان ماجرای بزرگمون.

762
00:44:28,707 --> 00:44:33,379
‫ما... می‌ریم خونه.

763
00:44:33,504 --> 00:44:35,631
‫من دیگه مثل قبلا نشدم.

764
00:44:37,800 --> 00:44:40,302
‫واسه من سخته لئو.

765
00:44:42,513 --> 00:44:47,309
‫یعنی، می‌دونم این من نیستم که مریضه...

766
00:44:47,393 --> 00:44:52,856
‫ولی این انگار مثل بعد از مرگه.

767
00:44:54,066 --> 00:44:55,776
‫خیلی خسته‌ای.

768
00:44:55,901 --> 00:45:00,280
‫داروها عقلت رو از کار انداختن عزیزم.

769
00:45:00,406 --> 00:45:02,533
‫گیج شدی.

770
00:45:02,616 --> 00:45:06,745
‫داری چیزهایی می‌گی که نباید
‫ جلوی دوربین بگی!

771
00:45:07,871 --> 00:45:11,917
‫می‌شه الان متوقفش کنیم...

772
00:45:12,042 --> 00:45:15,170
‫و دوباره حالت بهتر که شد ادامه بدیم؟

773
00:45:19,216 --> 00:45:21,051
‫وقتی حالم بهتر شد؟

774
00:45:22,594 --> 00:45:25,431
‫تا حالا انقدر حالم خوب نبوده،
‫خودت هم می‌دونی.

775
00:45:30,519 --> 00:45:32,438
‫یه کشیش تو و رفیقت رو تحویل پلیس داد.

776
00:45:32,563 --> 00:45:33,605
‫فکر می‌کردم...

777
00:45:33,689 --> 00:45:36,108
‫از وسط کشور با ماشین رد شدیم.

778
00:45:36,191 --> 00:45:38,360
‫درواقع به کالیفرنیا هم رسیده بودیم.

779
00:45:38,444 --> 00:45:39,778
‫می‌رفتیم استرالیا.

780
00:45:39,862 --> 00:45:41,864
‫اونجا که رفتیم...

781
00:45:42,614 --> 00:45:43,657
‫سر از یه انجمن مسیحی
‫مردان جوان هم درآوردیم.

782
00:45:43,782 --> 00:45:45,617
‫وقتشه کیسه‌ات رو عوض کنی آقای فایف.

783
00:45:45,701 --> 00:45:47,286
‫باید بری سرویس بهداشتی.

784
00:45:47,369 --> 00:45:48,662
‫یه استراحت بکنیم.

785
00:45:48,787 --> 00:45:51,457
‫میکروفون رو درست کن
‫ لطفا اسلون.

786
00:46:35,501 --> 00:46:37,211
‫بالا!

787
00:46:37,336 --> 00:46:40,672
‫همین. ژاکتت.

788
00:46:45,302 --> 00:46:47,137
‫خیلی‌خب.

789
00:46:47,596 --> 00:46:49,223
‫حالا.

790
00:46:49,348 --> 00:46:54,394
‫بیا کنار. آروم و یواش. خوبه.

791
00:46:54,520 --> 00:46:56,772
‫حالا شلوار.

792
00:46:59,191 --> 00:47:01,360
‫و بشین.

793
00:47:03,445 --> 00:47:04,905
‫خوبه.

794
00:47:04,988 --> 00:47:07,908
‫- خیلی‌خب.
‫- بسیارخب.

795
00:47:08,033 --> 00:47:09,743
‫هروقت آماده بودی تمیزت کنم صدام کن.

796
00:47:09,868 --> 00:47:10,994
‫باشه.

797
00:47:19,461 --> 00:47:21,046
‫می‌تونم ساکت شم...

798
00:47:21,129 --> 00:47:23,632
‫مثل همون وقتی که دیگه غذا نخوردم.

799
00:47:23,757 --> 00:47:25,843
‫بعد ناپدید می‌شم.

800
00:47:28,095 --> 00:47:32,057
‫هر چیزی که ازم باقی‌مانده در مغزمه.

801
00:47:32,140 --> 00:47:33,475
‫وقتی آینده‌ای نداری...

802
00:47:33,600 --> 00:47:36,228
‫فقط گذشته واست باقی‌مونده.

803
00:47:38,605 --> 00:47:41,775
‫و اگه گذشته‌ات مثل من دروغ باشه...

804
00:47:41,859 --> 00:47:44,236
‫مخصوصا واسه نزدیکانت...

805
00:47:44,319 --> 00:47:46,822
‫تخیل باشه...

806
00:47:46,947 --> 00:47:48,490
‫پس نمی‌تونی وجود داشته باشی...

807
00:47:48,574 --> 00:47:51,493
‫مگر به عنوان یه شخصیت تخیلی.

808
00:47:55,622 --> 00:47:57,291
‫محتوای خوبی گیرمون اومد.

809
00:47:57,374 --> 00:47:58,959
‫به نظرت واسه امروز بسه؟

810
00:47:59,042 --> 00:48:00,752
‫یا حداقل یه ناهاری بخوریم.

811
00:48:00,836 --> 00:48:03,422
‫من می‌تونم برم واسمون ساندویچ درست کنم.

812
00:48:03,505 --> 00:48:05,132
‫چرا چنین کاری می‌کنه؟

813
00:48:05,883 --> 00:48:07,092
‫چی؟

814
00:48:07,175 --> 00:48:08,552
‫همین.

815
00:48:09,344 --> 00:48:11,138
‫می‌خواد اعتراف کنه.

816
00:48:11,221 --> 00:48:12,723
‫چی؟

817
00:48:14,725 --> 00:48:18,353
‫که یه بزدله و هرگز کسی رو دوست نداشته.

818
00:48:18,478 --> 00:48:20,147
‫حقیقت داره؟

819
00:48:20,230 --> 00:48:22,024
‫نه.

820
00:48:22,149 --> 00:48:23,275
‫محتوای زیادی ضبط کردیم.

821
00:48:23,358 --> 00:48:25,027
‫گاهی‌اوقات نمی‌دونی قضیه چیه...

822
00:48:25,152 --> 00:48:27,529
‫تا وقتی که بعدش ببینیش.

823
00:48:27,654 --> 00:48:29,823
‫دیگه هرگز پسرش رو ندید؟

824
00:48:29,907 --> 00:48:33,285
‫حین یه پخش توی مونترال کورنل رو دید.

825
00:48:33,994 --> 00:48:35,996
‫من هم اونجا بودم.

826
00:48:36,079 --> 00:48:38,457
‫رنه؟

827
00:48:38,540 --> 00:48:40,918
‫تو خیلی واسش زحمت کشیدی اما.

828
00:48:42,461 --> 00:48:44,838
‫می‌رم یه چند تا ساندویچ درست بکنم.

829
00:48:48,759 --> 00:48:52,846
‫اگه دکترت ازت خواست سری بهش بزنی، نزن.

830
00:48:55,641 --> 00:48:57,059
‫نتایج آزمایش.

831
00:48:59,311 --> 00:49:00,687
‫سرطان؟

832
00:49:03,690 --> 00:49:05,150
‫چه نوعی؟

833
00:49:08,862 --> 00:49:10,697
‫نوع خوبی نیست.

834
00:49:14,284 --> 00:49:16,578
‫تو یه بازمانده‌ای لئو.

835
00:49:16,662 --> 00:49:18,580
‫با هم از پسش برمیاییم.

836
00:49:19,957 --> 00:49:21,667
‫ما یه گروهیم.

837
00:49:37,557 --> 00:49:39,101
‫کریسمس مبارک.

838
00:49:39,226 --> 00:49:41,311
‫تعطیلات مبارک.

839
00:49:41,395 --> 00:49:44,898
‫سانتاگ و فروید حین تعطیلات مردن.

840
00:49:45,774 --> 00:49:47,901
‫مرگ طاقت‌فرسایی داشتن.

841
00:49:53,490 --> 00:49:57,452
‫چطور ممکنه این همه رنج معنایی نداشته باشه؟

842
00:50:04,668 --> 00:50:07,087
‫بسیارخب.

843
00:50:07,170 --> 00:50:08,755
‫اما کجاست؟

844
00:50:08,839 --> 00:50:10,590
‫ناهار درست می‌کنه.

845
00:50:10,674 --> 00:50:11,800
‫خوبی؟

846
00:50:11,925 --> 00:50:14,886
‫آره فقط... بهم وقت بدین تمومش کنم.

847
00:50:21,018 --> 00:50:22,894
‫می‌دونم از دید شما تخیلیه.

848
00:50:23,020 --> 00:50:24,771
‫واسم مهم نیست.

849
00:50:24,855 --> 00:50:26,732
‫واسم مهم نیست وقتی که تموم شد...

850
00:50:26,857 --> 00:50:28,817
‫با داستانم چیکار می‌کنین.

851
00:50:28,900 --> 00:50:30,610
‫واسم مهم نیست.

852
00:50:32,070 --> 00:50:35,490
‫ببرید و سرهمش کنید.
‫هر کاری می‌خواید بکنین.

853
00:50:35,615 --> 00:50:38,410
‫آره، صدای پچ‌پچ‌هاتون رو شنیدم،
‫می‌میرم.

854
00:50:38,493 --> 00:50:39,911
‫هرکاری می‌خواین بکنین.

855
00:50:41,413 --> 00:50:45,000
‫ولی شما شاهدین که به زنم گفتم...

856
00:50:45,125 --> 00:50:46,501
‫به زن خوشگلم...

857
00:50:46,626 --> 00:50:48,795
‫که با چه مردی ازدواج کرده.

858
00:50:48,879 --> 00:50:50,589
‫تایید می‌کنه...

859
00:50:50,714 --> 00:50:54,468
‫که چنین صمیمیتی بین یه مرد
‫ و زنش وجود داشته.

860
00:50:56,303 --> 00:50:58,972
‫چنین صمیمیتی...

861
00:50:59,056 --> 00:51:02,768
‫بدون این دوربین و میکروفون امکان‌پذیر نبود.

862
00:51:05,937 --> 00:51:07,481
‫کجاست؟

863
00:51:07,606 --> 00:51:09,816
‫بی‌خیال، طبیعیه، من و تو.

864
00:51:09,900 --> 00:51:14,571
‫من می‌تونم مستند درست کنم ولی تو...

865
00:51:14,696 --> 00:51:16,156
‫تو مهارت ارتباطی داری.

866
00:51:19,743 --> 00:51:22,120
‫به نظرم گروه خوبی می‌شیم.

867
00:51:24,623 --> 00:51:26,291
‫اما!

868
00:51:27,751 --> 00:51:29,628
‫اما.

869
00:51:33,006 --> 00:51:34,966
‫کجاست؟

870
00:51:36,093 --> 00:51:37,177
‫ناهار حاضره.

871
00:51:37,260 --> 00:51:39,763
‫- بیا استراحت بکنیم.
‫- نه، الان نه.

872
00:51:39,888 --> 00:51:41,014
‫ادامه بدیم. نور رو بزن.

873
00:51:41,139 --> 00:51:42,099
‫بیایین.

874
00:51:42,182 --> 00:51:45,060
‫بیایین!

875
00:51:54,861 --> 00:51:56,029
‫خیلی‌خب.

876
00:51:56,947 --> 00:51:58,490
‫خیلی‌خب.

877
00:51:58,573 --> 00:51:59,908
‫سلام.

878
00:52:01,535 --> 00:52:02,494
‫کجا بودیم؟

879
00:52:02,619 --> 00:52:05,163
‫توی داروخانه‌ی فینی بودی.

880
00:52:05,247 --> 00:52:08,500
‫فینی، درسته. خیلی‌خب، آره.

881
00:52:08,583 --> 00:52:10,627
‫خیلی‌خب، وایسادم که یه نقشه بخرم.

882
00:52:12,129 --> 00:52:13,797
‫- بفرما.
‫- مرسی.

883
00:52:34,609 --> 00:52:38,780
‫مونت‌پلیه 200 کیلومتر با
‫شمال غربی استرافورد فاصله داشت.

884
00:52:42,200 --> 00:52:44,035
‫دوربرگردون بین ایالتی رو از دست دادم...

885
00:52:44,119 --> 00:52:46,454
‫و با جاده یو‌اس 4 به شمال رفتم.

886
00:53:09,519 --> 00:53:10,854
‫لئو؟

887
00:53:12,480 --> 00:53:14,983
‫خوبی؟

888
00:53:15,108 --> 00:53:18,778
‫نه، نه، من...

889
00:53:21,740 --> 00:53:24,159
‫وایسا، نمی‌دونم، از جای اشتباهی شروع کردم.

890
00:53:24,284 --> 00:53:25,702
‫اصلا نمی‌دونم کجا بودیم.

891
00:53:25,827 --> 00:53:26,953
‫گیج شدم!

892
00:53:28,663 --> 00:53:30,373
‫حالا...

893
00:53:31,833 --> 00:53:35,420
‫آره فقط...

894
00:53:40,175 --> 00:53:42,052
‫می‌خواستی از «درون مه» بشنوی دیگه؟

895
00:53:42,177 --> 00:53:43,929
‫- آره.
‫- آره.

896
00:53:46,890 --> 00:53:48,516
‫تصادفی بود.

897
00:53:49,684 --> 00:53:51,394
‫باورت می‌شه؟

898
00:53:53,897 --> 00:53:56,233
‫«مقابله با جنگ» هستیم.
‫کمکی از دستم برمیاد؟

899
00:53:56,358 --> 00:53:58,235
‫بعد این‌که رسیدم کانادا...

900
00:53:58,318 --> 00:54:01,821
‫با دوستی از اکلاهما آشنا شدم،
‫رالف دنیس.

901
00:54:06,076 --> 00:54:07,535
‫اهل کجایی؟

902
00:54:07,619 --> 00:54:09,788
‫نیوانگلند.

903
00:54:09,913 --> 00:54:12,123
‫- اومدی به کسی سر بزنی؟
‫- آره.

904
00:54:12,207 --> 00:54:13,875
‫عمو سام دنبالمه.

905
00:54:14,542 --> 00:54:16,169
‫فرانسوی بلدی؟

906
00:54:16,253 --> 00:54:18,380
‫آره، یه سالی توی دبیرستان خوندم.

907
00:54:18,463 --> 00:54:19,506
‫پس یه نفری که...

908
00:54:19,631 --> 00:54:21,591
‫همه استعدادها رو داره ولی مهارت نداره.

909
00:54:21,675 --> 00:54:22,926
‫و فرانسوی هم بلد نیستی.

910
00:54:23,009 --> 00:54:25,303
‫و اینجا هم ملکی نداری؟

911
00:54:26,012 --> 00:54:26,972
‫نه.

912
00:54:28,848 --> 00:54:30,392
‫وضعت خوب نیست رفیق.

913
00:54:30,475 --> 00:54:33,061
‫اگه می‌خوای توی کانادا بمونی
‫باید شهرت خوبی گیر بیاری.

914
00:54:33,144 --> 00:54:35,063
‫و چنین چیزی توی کبک پیش نمیاد.

915
00:54:35,146 --> 00:54:38,191
‫باید بری استانی که آمریکایی‌ها
‫ به کارشون میاد.

916
00:54:38,275 --> 00:54:40,068
‫یه یارویی رو می‌شناسم که
‫مدیر یه مزرعه کامیونی...

917
00:54:40,151 --> 00:54:42,570
‫توی گیج‌تاون نیوبرانزویکه.

918
00:54:42,654 --> 00:54:44,531
‫تابستون‌ها اونجا کار می‌کنم.

919
00:54:44,614 --> 00:54:46,449
‫تو هم می‌تونی بیای.

920
00:54:55,041 --> 00:54:56,835
‫با یه لک‌لک شروع شد.

921
00:54:56,960 --> 00:54:58,920
‫عکسبرداری از غبارهای رنگی متفاوت...

922
00:54:59,045 --> 00:55:01,923
‫و بعد با درست کردن یه مونتاژ سایکدلیک.

923
00:55:08,763 --> 00:55:12,767
‫[درون مه، سال 1970]

924
00:55:16,771 --> 00:55:18,440
‫حس می‌کردم متوهمانه به نظر میاد...

925
00:55:18,523 --> 00:55:21,526
‫ولی مشخص شد که یه آزمایش
‫ مخفیانه ارتش آمریکا بود....

926
00:55:21,651 --> 00:55:24,112
‫توسط دو، آزمایش عامل نارنجی.

927
00:55:24,195 --> 00:55:25,530
‫یه رسوایی بود.

928
00:55:25,613 --> 00:55:28,950
‫من هم کارگردان مستند بودم.

929
00:55:29,075 --> 00:55:33,163
‫و سپس یه کارگردان مستند خوب شدم.
‫[شرم کانادا، سال 1978]

930
00:55:35,957 --> 00:55:38,918
‫[قتل عام در یخ، سال 1985]

931
00:55:44,841 --> 00:55:47,552
‫وایسین یه لحظه،
‫چه خبر شده؟

932
00:55:48,636 --> 00:55:50,680
‫فکر نمی‌کنم من...

933
00:55:52,891 --> 00:55:53,933
‫ضبط می‌کنیم؟

934
00:55:54,017 --> 00:55:56,603
‫چه... چه خبره؟

935
00:56:00,023 --> 00:56:02,150
‫حتما فکر می‌کنن روانی شدم...

936
00:56:02,275 --> 00:56:04,319
‫یکی از اون اسکیزوفرنیای‌های بی‌خانمان...

937
00:56:04,402 --> 00:56:05,737
‫که واسه خودشون می‌چرخن...

938
00:56:05,820 --> 00:56:07,572
‫و زیرلب حرف می‌زنن.

939
00:56:08,114 --> 00:56:09,783
‫شاید ایده همینه،
‫که صرفا این که...

940
00:56:09,866 --> 00:56:12,577
‫دوربین مشغول فیلمبرداری باشه تا...

941
00:56:12,660 --> 00:56:14,829
‫که لئو فایف بیچاره جلوی دوربین...

942
00:56:14,913 --> 00:56:17,290
‫بمیره.

943
00:56:17,665 --> 00:56:19,167
‫مالکوم کجاست؟

944
00:56:19,250 --> 00:56:21,586
‫رفته دستشویی.

945
00:56:21,669 --> 00:56:23,963
‫بی‌خیال بابا، کل روز که وقت ندارم!

946
00:56:24,047 --> 00:56:25,423
‫بیا.

947
00:56:26,758 --> 00:56:29,135
‫مالکوم و دیانا.

948
00:56:29,260 --> 00:56:32,138
‫شما قهرمان می‌شین.

949
00:56:32,222 --> 00:56:34,140
‫همه‌تون مایه افتخار کانادا می‌شین.

950
00:56:36,976 --> 00:56:40,188
‫خیلی حرف وحشتناکی زدی لئو.

951
00:56:40,313 --> 00:56:42,982
‫- ببخشید که رفتم.
‫- خوش برگشتی.

952
00:56:43,066 --> 00:56:45,360
‫خیلی‌خب کجا بودیم؟
‫زود. بریم بقیش.

953
00:56:45,485 --> 00:56:48,613
‫خیلی‌خب، بریم.

954
00:56:48,696 --> 00:56:50,156
‫اسلون؟

955
00:56:52,367 --> 00:56:55,620
‫لئونارد فایف، 22 دسامبر 2023.

956
00:56:58,581 --> 00:57:00,500
‫آره، توی فرودگاه یه
‫ماشین کرایه کردم.

957
00:57:00,583 --> 00:57:01,835
‫دانشکده خوبیه.

958
00:57:01,918 --> 00:57:03,503
‫آره، اونجا یه شغل تدریس گیرم اومده.

959
00:57:03,586 --> 00:57:04,796
‫می‌خوام یه خونه بخرم.

960
00:57:04,879 --> 00:57:08,007
‫یه چند روز دیگه با ماشین برمی‌گردم.

961
00:57:09,217 --> 00:57:10,802
‫نقشه‌ام این بود که...

962
00:57:10,885 --> 00:57:13,054
‫خونه‌ی نقاش، استنلی راینهارت بمونم.

963
00:57:13,179 --> 00:57:14,848
‫دوستم از بوستون...

964
00:57:14,973 --> 00:57:17,809
‫همراه همسرش گلوریا.

965
00:57:38,121 --> 00:57:39,831
‫استنلی در گدارد تدریس می‌کرد.

966
00:57:39,914 --> 00:57:42,375
‫کمکم کرد که استخدام بشم و یه خونه پیدا کنم.

967
00:57:57,682 --> 00:57:58,850
‫سلام لئو!

968
00:57:59,851 --> 00:58:00,852
‫سلام!

969
00:58:05,857 --> 00:58:07,650
‫- خوش‌اومدی!
‫- خوبه!

970
00:58:33,301 --> 00:58:35,637
‫این بالا. ببین این رو.

971
00:58:44,562 --> 00:58:46,231
‫وای.

972
00:58:46,356 --> 00:58:47,774
‫هی رفیق. ببخشید انقدر طول دادم.

973
00:58:47,899 --> 00:58:49,859
‫بی‌خیالش.

974
00:58:55,323 --> 00:58:57,200
‫این کار جدیده؟

975
00:58:58,243 --> 00:59:00,870
‫آره، آره.

976
00:59:00,995 --> 00:59:03,039
‫به چندتا مشکل خورده بودم.

977
00:59:04,874 --> 00:59:06,793
‫من...

978
00:59:06,876 --> 00:59:09,254
‫ولی می‌دونی، خوشم میاد با دست‌هام کار کنم.

979
00:59:09,379 --> 00:59:10,713
‫همیشه همین بودم.

980
00:59:10,838 --> 00:59:12,632
‫و وقتی دنبال الهامم...

981
00:59:12,715 --> 00:59:16,261
‫یکم چوب خرد می‌کنم دیگه.

982
00:59:16,344 --> 00:59:18,346
‫دوست دارم قبل این‌که بخوابم تصور کنم...

983
00:59:18,429 --> 00:59:20,682
‫که چوب‌ها تمیز و مرتب چیده شدن، می‌دونی؟

984
00:59:27,730 --> 00:59:29,649
‫- بیا.
‫- مرسی.

985
00:59:29,732 --> 00:59:31,901
‫گلوریا... گلوریا چطوره؟

986
00:59:34,028 --> 00:59:36,322
‫داخله...

987
00:59:36,406 --> 00:59:39,117
‫احتمالا خوابه.

988
00:59:40,410 --> 00:59:42,078
‫آهان، خوابه پس.

989
00:59:43,746 --> 00:59:46,874
‫آره، وای. گمونم داستان طولانیه.

990
00:59:49,752 --> 00:59:54,632
‫من... سعی کردم متقاعدش کنم بره دیدن مشاور.

991
00:59:56,217 --> 00:59:58,303
‫حتی گفتم خودم هم همراهش می‌رم.

992
00:59:59,929 --> 01:00:02,724
‫واسه هر چیزی جوابی داره دیگه،
‫خودت می‌دونی.

993
01:00:02,807 --> 01:00:05,310
‫اوهوم.

994
01:00:05,393 --> 01:00:07,228
‫حقیقت اینه که مازوخیسته بابا...

995
01:00:07,312 --> 01:00:11,691
‫چون هر چی بیشتر از من
‫و این زندگی متنفر بشه...

996
01:00:11,774 --> 01:00:13,943
‫خوشبخت‌تر می‌شه.

997
01:00:15,778 --> 01:00:19,616
‫خیلی‌خب، مازوخیسته پس.

998
01:00:19,741 --> 01:00:23,661
‫آره رفیق. از صحبت کردنش معلومه.

999
01:00:27,999 --> 01:00:31,377
‫فکر می‌کردم کسی یا چیزی پیدا کرده.

1000
01:00:31,461 --> 01:00:38,051
‫بعد جلوی روم بهم خندید و...

1001
01:00:38,176 --> 01:00:40,386
‫اون شب با ماشین رفتم پلین‌فیلد...

1002
01:00:40,470 --> 01:00:45,016
‫و بعد... با یکی از دانشجوهام بودم

1003
01:00:53,983 --> 01:00:56,110
‫می‌دونی، نمی‌تونی این‌طوری ادامه بدی.

1004
01:01:04,327 --> 01:01:06,621
‫خب اگه تا سال دیگه چیزی بهتر نشه من...

1005
01:01:07,789 --> 01:01:10,833
‫سعی می‌کنم توی نیویورک دووم بیارم.

1006
01:01:10,958 --> 01:01:12,877
‫پس دانش‌آموزهایی که تدریس می‌کنی و...

1007
01:01:13,002 --> 01:01:15,421
‫از اعزام فرار می‌کنی چی می‌شن؟

1008
01:01:15,505 --> 01:01:18,299
‫یعنی می‌خوای همین‌طوری ترکشون کنی؟

1009
01:01:18,424 --> 01:01:19,509
‫بهم نیازی ندارن.

1010
01:01:21,219 --> 01:01:23,554
‫با این‌که من تنها مرد توی مرکزم...

1011
01:01:23,680 --> 01:01:25,306
‫که توی ارتش خدمت کرده...

1012
01:01:25,431 --> 01:01:26,808
‫مرز کانادا خیلی نزدیکه...

1013
01:01:26,891 --> 01:01:28,476
‫می‌تونن پیاده ازش رد بشن.

1014
01:01:28,601 --> 01:01:31,020
‫کانادایی‌ها با آغوش باز منتظرشونن.

1015
01:01:31,145 --> 01:01:34,315
‫درسته، ولی... ولی من و آلیشا چی؟

1016
01:01:34,399 --> 01:01:36,651
‫یعنی ما که قراره بیایم اینجا.

1017
01:01:40,071 --> 01:01:41,781
‫دارم خودم رو قانع می‌کنم بابا.

1018
01:01:44,450 --> 01:01:47,328
‫تازه اصلا آمادگی دیدن نیویورک رو ندارم.

1019
01:01:51,541 --> 01:01:54,210
‫- گلوریا.
‫- سلام لئو.

1020
01:01:54,293 --> 01:01:55,962
‫استنلی بهم گفت داری میای.

1021
01:01:58,297 --> 01:01:59,841
‫یه تماس گرفتن.

1022
01:02:00,591 --> 01:02:01,968
‫مادر آلیشا بود؟

1023
01:02:03,344 --> 01:02:05,722
‫بهشون گفتم بهشون زنگ می‌زنی.

1024
01:02:05,805 --> 01:02:07,682
‫- کجاست تلفن؟
‫- توی خونه.

1025
01:02:08,141 --> 01:02:09,183
‫باهام بیا.

1026
01:02:21,446 --> 01:02:22,822
‫ببخشید واسه غذا دیر اومدم.

1027
01:02:22,905 --> 01:02:24,490
‫اشکالی نداره.

1028
01:02:24,574 --> 01:02:25,742
‫یه چیزی واست درست می‌کنم.

1029
01:02:28,369 --> 01:02:30,288
‫- بله؟
‫- سلام بنجامین.

1030
01:02:30,371 --> 01:02:32,165
‫چیزه... لئوناردم.

1031
01:02:32,248 --> 01:02:33,958
‫ببخشید. تازه الان رسیدم.

1032
01:02:34,041 --> 01:02:35,042
‫چه خبره؟

1033
01:02:35,126 --> 01:02:37,795
‫استنلی گفت که جسی زنگ زده.

1034
01:02:37,920 --> 01:02:40,339
‫الان اوضاع مرتب شده.

1035
01:02:40,465 --> 01:02:42,175
‫یه لحظه ترسیده بودیم.

1036
01:02:42,300 --> 01:02:44,010
‫کورنل چیزیش شده؟

1037
01:02:44,135 --> 01:02:46,929
‫نه، نه، کورنل خوبه.

1038
01:02:47,054 --> 01:02:48,806
‫الان راحت گرفته خوابیده.

1039
01:02:52,518 --> 01:02:55,229
‫خیلی‌خب، چی... چی شده؟

1040
01:02:55,313 --> 01:02:57,607
‫- لئو؟ جسیم.
‫- جسی، چی شده؟

1041
01:02:58,566 --> 01:03:00,568
‫آلیشا خوبه.

1042
01:03:00,651 --> 01:03:02,695
‫امروز بعد از ظهر بچه‌اش افتاد.

1043
01:03:04,530 --> 01:03:06,032
‫وای.

1044
01:03:07,950 --> 01:03:09,744
‫حالش... چیز...

1045
01:03:10,161 --> 01:03:11,788
‫حالش...

1046
01:03:11,871 --> 01:03:12,789
‫حالش خوبه؟

1047
01:03:12,872 --> 01:03:13,956
‫آره.

1048
01:03:14,040 --> 01:03:17,460
‫و چیز... جنین...

1049
01:03:17,543 --> 01:03:19,462
‫جنین...

1050
01:03:20,630 --> 01:03:22,340
‫دختر بود لئو.

1051
01:03:22,423 --> 01:03:24,175
‫ولی سالم نبود، دکتر گفت که...

1052
01:03:24,300 --> 01:03:25,802
‫ناقص بود.

1053
01:03:25,885 --> 01:03:28,179
‫دکتر گلد آدم محشریه.

1054
01:03:28,262 --> 01:03:30,014
‫- یهودیه.
‫- زمین خورده؟

1055
01:03:30,139 --> 01:03:32,850
‫خیلی زود بعد از ناهار شروع شد.

1056
01:03:32,934 --> 01:03:35,311
‫خونریزی داشت و زنگ زدیم آمبولانس.

1057
01:03:36,312 --> 01:03:38,147
‫الان حالش خوبه.

1058
01:03:38,231 --> 01:03:39,232
‫احتمالا خیره.

1059
01:03:39,357 --> 01:03:42,151
‫چون که بچه... می‌دونی دیگه.

1060
01:03:42,235 --> 01:03:43,736
‫گفت بهت سلام برسونم...

1061
01:03:43,861 --> 01:03:46,072
‫و بگم که حالش خوبه. فقط خسته‌ست.

1062
01:03:46,155 --> 01:03:49,075
‫به نظرت باید که... باید که...

1063
01:03:49,200 --> 01:03:51,369
‫باید که فورا برگردم ریچموند؟

1064
01:03:51,494 --> 01:03:53,830
‫یعنی همین امشب برگردم؟

1065
01:03:53,913 --> 01:03:55,331
‫لزومی نداره.

1066
01:03:55,414 --> 01:03:57,416
‫الان دیگه همه‌چیز تموم و حل و فصل شده.

1067
01:03:57,500 --> 01:03:58,584
‫فردا بهت زنگ می‌زنه.

1068
01:04:00,837 --> 01:04:03,673
‫فقط شب خوب بخواب.

1069
01:04:03,798 --> 01:04:07,385
‫مرسی، مرسی جسی،
‫از بنجامین هم تشکر کن.

1070
01:04:07,510 --> 01:04:09,387
‫باشه، شب‌بخیر.

1071
01:04:31,242 --> 01:04:32,285
‫هی.

1072
01:04:34,120 --> 01:04:36,122
‫وای چقدر حیف شد رفیق.

1073
01:04:36,247 --> 01:04:37,290
‫چی؟

1074
01:04:41,627 --> 01:04:43,796
‫چیکار... می‌خوای چیکار کنی؟

1075
01:04:45,381 --> 01:04:47,633
‫نمی‌دونم، اون...

1076
01:04:50,261 --> 01:04:53,639
‫واقعا بچه رو دوست داشت و...

1077
01:04:54,599 --> 01:04:57,393
‫و خونه... و این‌که،
‫ وای...

1078
01:04:59,437 --> 01:05:00,563
‫آره.

1079
01:05:00,646 --> 01:05:02,982
‫گمونم بهتره صبح زود حرکت کنم.

1080
01:05:04,317 --> 01:05:05,818
‫- آره.
‫- آره.

1081
01:05:05,943 --> 01:05:06,944
‫خیلی‌خب.

1082
01:05:08,738 --> 01:05:09,906
‫خیلی‌خب.

1083
01:05:11,073 --> 01:05:12,283
‫بیا اینجا رفیق.

1084
01:05:12,825 --> 01:05:13,993
‫بیا بغلم.

1085
01:05:18,623 --> 01:05:20,499
‫شرمنده رفیق.

1086
01:05:31,802 --> 01:05:33,888
‫تخت‌خواب رو واست مرتب می‌کنم، خب؟

1087
01:05:34,263 --> 01:05:35,181
‫باشه.

1088
01:05:35,264 --> 01:05:36,307
‫مرسی رفیق.

1089
01:05:45,399 --> 01:05:49,028
‫تقریبا سی سالم بود که
‫تصمیم گرفتم پدرم رو پیدا کنم.

1090
01:05:49,111 --> 01:05:51,530
‫مادرم اصلا حرفش رو نزده بود.

1091
01:05:51,614 --> 01:05:53,699
‫آسون‌تر از چیزی بود که فکرش رو می‌کردم.

1092
01:05:53,783 --> 01:05:56,953
‫جدیدا کامپیوترها و بانک
‫داده‌هاشون وارد کار شده بودن.

1093
01:05:58,162 --> 01:06:00,373
‫خیلی پیش می‌اومد به این مسیر فکر کنم.

1094
01:06:00,456 --> 01:06:02,375
‫فکر کردن بهش و واقعا انجام دادنش...

1095
01:06:02,500 --> 01:06:03,709
‫دو چیز جدان.

1096
01:06:05,586 --> 01:06:06,754
‫«رنج دادن معصومین»...

1097
01:06:06,837 --> 01:06:08,923
‫در مورد کارهای اسقف مک‌کان...

1098
01:06:09,048 --> 01:06:12,301
‫و محاکمه‌اش در مونترال بود.

1099
01:06:12,426 --> 01:06:15,805
‫نیاز به تعادل تعهد جامعه...

1100
01:06:15,930 --> 01:06:18,724
‫برای محکوم کردن جلوگیری اقداماتی...

1101
01:06:18,849 --> 01:06:23,187
‫همچون اقدامات اسقف مک‌کان،
‫با حرفه‌ی مانند وی...

1102
01:06:23,270 --> 01:06:26,107
‫به عنوان رهبر روحانی‌ای برجسته...

1103
01:06:26,232 --> 01:06:27,942
‫- شیطان!
‫- و یک آموزگار.

1104
01:06:28,025 --> 01:06:30,444
‫بچه شیطان!

1105
01:06:30,528 --> 01:06:33,990
‫هیولایی که از جهنم اومده که
‫ معصومین رو بی‌حرمت کنه!

1106
01:06:34,699 --> 01:06:36,158
‫گفتم بی‌حرمت کته؟

1107
01:06:36,242 --> 01:06:38,703
‫برو به درک همینه!

1108
01:06:38,828 --> 01:06:40,329
زندگیم رو خراب کردی

1109
01:06:40,413 --> 01:06:43,290
‫کودکیم رو تباه کردی!

1110
01:06:43,374 --> 01:06:45,876
‫محشریش این بود، که همه یادشونه...

1111
01:06:46,002 --> 01:06:48,129
‫که هیچ‌وقت دوربین رو برنگردوندی روی قاضی.

1112
01:06:48,254 --> 01:06:50,214
‫روی اسقف مک‌کان موند.

1113
01:06:50,339 --> 01:06:52,967
‫نیاز خواهد بود که به صورت هفتگی...

1114
01:06:53,050 --> 01:06:55,553
‫به افسر عفو مشروط گزارش بده.

1115
01:06:55,678 --> 01:06:57,638
‫آزادی که این دادگاه رو ترک کنی.

1116
01:07:05,271 --> 01:07:09,817
‫[رنج دادن معصومین]

1117
01:07:11,193 --> 01:07:17,408
‫[کارگردان: لئونارد فایف]
‫[تهیه‌کننده: اما فایف]

1118
01:07:34,633 --> 01:07:36,927
‫خانم‌ها و آقایان، ممنون که تشریف آوردید.

1119
01:07:37,011 --> 01:07:39,972
‫مفتخرم که ساکن مونترال...

1120
01:07:40,056 --> 01:07:42,600
‫یعنی فیلمساز لئونارد فایف رو معرفی کنم.

1121
01:07:48,814 --> 01:07:50,316
‫مرسی. خیلی ممنون.

1122
01:07:50,775 --> 01:07:51,817
‫هم...

1123
01:07:52,359 --> 01:07:53,486
‫بیا اینجا اما.

1124
01:07:55,529 --> 01:07:59,950
‫همسر و شریکم در زندگی و هنر...

1125
01:08:00,034 --> 01:08:01,202
‫اما فایف.

1126
01:08:03,329 --> 01:08:05,664
‫بدون اون من هیچی نیستم.

1127
01:08:20,846 --> 01:08:22,890
‫اون یکی احتمالا... چی بود اما؟

1128
01:08:22,973 --> 01:08:24,225
‫دو سال روش کار کردیم؟

1129
01:08:27,311 --> 01:08:28,646
‫ممنون. لطف دارین.

1130
01:08:29,647 --> 01:08:31,190
‫تبریک می‌گم بابا.

1131
01:08:32,149 --> 01:08:33,818
‫چی؟

1132
01:08:33,901 --> 01:08:35,778
‫من پسرتم. کورنل.

1133
01:08:37,488 --> 01:08:40,032
‫- این کیه؟
‫- پسر آلیشاست.

1134
01:08:40,116 --> 01:08:41,158
‫درسته.

1135
01:08:42,326 --> 01:08:43,369
‫من پسرتم.

1136
01:08:49,500 --> 01:08:50,876
‫من پسری ندارم.

1137
01:08:52,753 --> 01:08:53,796
‫بهم نزدیک نشو.

1138
01:08:59,176 --> 01:09:00,886
‫مادرت چطوره؟

1139
01:09:01,011 --> 01:09:02,054
‫خوبه.

1140
01:09:02,179 --> 01:09:04,515
‫ازدواج کرده.

1141
01:09:04,598 --> 01:09:06,392
‫هنوز توی ریچمونده.

1142
01:09:06,475 --> 01:09:08,644
‫دو تا بچه دارن و زندگیش خوبه.

1143
01:09:10,896 --> 01:09:11,939
‫تو چی؟

1144
01:09:12,857 --> 01:09:14,441
‫- ازدواج کردی؟
‫- آره.

1145
01:09:15,609 --> 01:09:18,237
‫توی دانشگاه ویرجینیا کار می‌کنم.

1146
01:09:18,362 --> 01:09:19,947
‫بخش مدیریت.

1147
01:09:20,072 --> 01:09:21,991
‫- توی ریچمونده.
‫- شارلوتزویل.

1148
01:09:26,829 --> 01:09:28,247
‫پس اصلا بهت نگفته بود؟

1149
01:09:29,915 --> 01:09:32,710
‫خبر داشتم، به نوعی.

1150
01:09:40,384 --> 01:09:42,970
‫نمی‌دونم چی بگم.

1151
01:09:45,723 --> 01:09:47,850
‫ببخشید که مجبور شدی چنین چیزی رو تجربه کنی.

1152
01:09:50,060 --> 01:09:51,896
‫خوشحالم که پیداش کردم.

1153
01:09:51,979 --> 01:09:53,564
‫می‌دونی من...

1154
01:09:55,649 --> 01:09:57,318
‫چیزی که لازم بود رو دیدم.

1155
01:09:59,236 --> 01:10:00,321
‫چی بود؟

1156
01:10:02,573 --> 01:10:03,657
‫هم...

1157
01:10:08,245 --> 01:10:10,664
‫می‌تونم با تو در ارتباط باشم؟

1158
01:10:10,789 --> 01:10:12,124
‫آدرس ایمیلی داری که بهم بدی؟

1159
01:10:12,958 --> 01:10:14,293
‫نامه الکترونیک.

1160
01:10:17,004 --> 01:10:18,672
‫آره البته که ایمیل دارم.

1161
01:10:20,257 --> 01:10:23,427
‫تازه دارم کار با کامپیوتر رو یاد می‌گیرم.

1162
01:10:29,850 --> 01:10:31,101
‫از مونترال خوشت میاد؟

1163
01:10:33,562 --> 01:10:34,772
‫آره.

1164
01:10:37,024 --> 01:10:39,318
‫ما زندگی مشترک محشری داریم.

1165
01:10:39,401 --> 01:10:40,861
‫بهم وفاداره.

1166
01:10:42,363 --> 01:10:43,530
‫با هم خوبیم.

1167
01:10:49,370 --> 01:10:51,705
‫از صحبتمون بهش می‌گی؟

1168
01:10:55,292 --> 01:10:57,211
‫می‌بینم که چی می‌شه.

1169
01:12:04,778 --> 01:12:06,655
‫مطمئنی که صرفا خوابه؟

1170
01:12:07,656 --> 01:12:09,283
‫خیلی خسته‌ست.

1171
01:12:19,043 --> 01:12:21,754
‫تمام مخلوقات با یک دانه سلول انرژی
‫ آغاز شدن...

1172
01:12:21,837 --> 01:12:25,132
‫که منفجر شده و تبدیل به کیهان شده.

1173
01:12:26,800 --> 01:12:29,553
‫سرطان هم به همین شکل درست می‌شه.

1174
01:12:29,678 --> 01:12:34,016
‫یه سلول تنها و سرکش غده‌ای
‫ رو شکل می‌ده که متاستاز می‌کنه...

1175
01:12:34,141 --> 01:12:36,060
‫و هدفش بلعیدن بدنه...

1176
01:12:37,853 --> 01:12:39,646
‫و در نهایت هم اون رو می‌بلعه.

1177
01:12:45,527 --> 01:12:47,696
‫بسه دیگه، می‌خوام که برین.

1178
01:12:47,821 --> 01:12:50,449
‫گفتین که قراره یه ادای احترام باشه.

1179
01:12:50,532 --> 01:12:53,035
‫ما با سی‌بی‌سی قرارداد داریم.

1180
01:12:53,160 --> 01:12:54,578
‫لعنت به  قراردادتون.

1181
01:12:55,412 --> 01:12:57,664
‫تصمیم با خودش بوده.

1182
01:12:57,748 --> 01:12:59,333
‫اصلا نباید موافقت می‌کردم.

1183
01:13:01,043 --> 01:13:02,211
‫داره بیدار می‌شه.

1184
01:13:20,062 --> 01:13:22,314
‫- استنلی؟
‫- نه.

1185
01:13:22,398 --> 01:13:23,524
‫گلوریام.

1186
01:13:24,858 --> 01:13:27,152
‫واست یه پتوی اضافه آوردم...

1187
01:13:27,236 --> 01:13:30,280
‫چون وقتی آتیش خاموش بشه
‫ اینجا سرد می‌شه.

1188
01:13:33,033 --> 01:13:34,159
‫مرسی.

1189
01:13:41,708 --> 01:13:43,919
‫باز هم چوب هست که بندازم توی آتیش؟

1190
01:13:45,254 --> 01:13:46,296
‫هست.

1191
01:13:51,510 --> 01:13:54,012
‫آهان. خوبه.

1192
01:13:55,889 --> 01:13:59,560
‫امیدوارم سر و صدای صحبتم با
‫استنلی خوابت رو نپرونده باشه.

1193
01:13:59,643 --> 01:14:01,395
‫صدا از دیوارها رد نمی‌شه.

1194
01:14:02,479 --> 01:14:04,356
‫الان خوابیده؟

1195
01:14:04,440 --> 01:14:06,483
‫از دید کل دنیا مُرده.

1196
01:14:06,567 --> 01:14:09,069
‫اگه می‌خواستم هم نمی‌تونستم
‫ بیدارش کنم. و نمی‌خوام هم بکنم.

1197
01:14:10,821 --> 01:14:11,905
‫می‌خوای ولش کنی؟

1198
01:14:13,949 --> 01:14:15,367
‫آره، احتمالا.

1199
01:14:17,411 --> 01:14:18,704
‫که بری پیش یکی دیگه؟

1200
01:14:21,206 --> 01:14:23,041
‫که زندگی جدیدی شروع کنم.

1201
01:14:26,503 --> 01:14:28,213
‫خب به سلامتی زندگی جدیدت.

1202
01:14:34,303 --> 01:14:35,304
‫این دیگه ترسناک بود.

1203
01:14:35,429 --> 01:14:37,097
‫مطمئنی حالش خوبه؟

1204
01:14:37,973 --> 01:14:39,057
‫نه، حالش خوب نیست.

1205
01:14:39,141 --> 01:14:40,893
‫دیگه باید ببرمش.

1206
01:14:49,443 --> 01:14:51,487
‫فقط می‌خوام این درد تموم بشه.

1207
01:14:51,612 --> 01:14:52,779
‫اوهوم.

1208
01:14:54,156 --> 01:14:55,991
‫اشتهای سرطان.

1209
01:15:01,663 --> 01:15:03,999
‫کلی افکار جدید به سرم زده.

1210
01:15:12,341 --> 01:15:13,967
‫افکار محشر.

1211
01:15:21,725 --> 01:15:22,768
‫کافیه.

1212
01:15:23,936 --> 01:15:27,356
‫فقط... جمع کنین و برین.

1213
01:15:30,901 --> 01:15:31,944
‫بیا.

1214
01:15:53,090 --> 01:15:54,466
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب.

1215
01:16:07,479 --> 01:16:08,647
‫خیلی‌خب.

1216
01:16:12,109 --> 01:16:13,151
‫خوبم.

1217
01:16:27,624 --> 01:16:28,917
‫هی.

1218
01:16:29,042 --> 01:16:30,877
‫این رو ببر توی اتاق خواب.

1219
01:16:57,029 --> 01:16:58,530
‫چی می‌خوای؟

1220
01:16:58,614 --> 01:17:00,198
‫داریم وسایلمون رو جمع می‌کنیم.

1221
01:17:00,282 --> 01:17:01,617
‫کاری از دست ما برمیاد؟

1222
01:17:01,700 --> 01:17:02,618
‫نه.

1223
01:17:02,701 --> 01:17:03,994
‫برید فقط.

1224
01:17:22,846 --> 01:17:25,182
‫یه برچسب فنتانیل می‌زنم.

1225
01:18:36,086 --> 01:18:39,631
‫بقیشون چی داشتن؟
‫مردهایی که بهشون احترام می‌ذاشتم.

1226
01:18:39,715 --> 01:18:44,469
‫من چیکار نکردم که استنلی و رالف و نیک کردن؟

1227
01:18:45,762 --> 01:18:47,681
‫توی ارتش خدمت کردن.

1228
01:19:02,070 --> 01:19:03,363
‫شصت و هفت.

1229
01:19:05,240 --> 01:19:06,366
‫دوباره.

1230
01:19:09,995 --> 01:19:11,204
‫صد و سی و هشت.

1231
01:19:16,084 --> 01:19:17,878
‫این رو بگیر.

1232
01:19:17,961 --> 01:19:20,213
‫آقای فایف، لباس بپوش.

1233
01:19:20,297 --> 01:19:21,631
‫طبقه پایین بیا دیدنم.

1234
01:19:22,466 --> 01:19:24,843
‫حدود نود و شش.

1235
01:19:30,891 --> 01:19:31,933
‫بشین.

1236
01:19:39,649 --> 01:19:40,734
‫اسمت چیه؟

1237
01:19:41,443 --> 01:19:42,569
‫لئونارد فایف.

1238
01:19:43,320 --> 01:19:44,404
‫تاریخ تولد.

1239
01:19:46,698 --> 01:19:48,033
‫گمونم همه‌اش اونجا هست.

1240
01:19:48,116 --> 01:19:50,160
‫می‌خوام مطمئنم این پرونده خودته...

1241
01:19:50,243 --> 01:19:51,953
‫و واسه یه احمق دیگه نیست.

1242
01:19:52,788 --> 01:19:54,039
‫هم...

1243
01:19:55,832 --> 01:19:58,043
‫بیست و هفتم مارس...

1244
01:19:58,126 --> 01:20:00,337
‫بیست و هشتم مارس 1942.

1245
01:20:02,297 --> 01:20:03,715
‫محل اقامت.

1246
01:20:03,799 --> 01:20:05,509
‫استرافورد، ماساچوست.

1247
01:20:14,059 --> 01:20:15,268
‫آقای فایف...

1248
01:20:16,770 --> 01:20:18,480
‫شما مشکل خاصی دارید؟

1249
01:20:21,316 --> 01:20:22,442
‫نه قربان.

1250
01:20:22,859 --> 01:20:24,110
‫نه.

1251
01:20:28,240 --> 01:20:30,075
‫نه قربان، نه، نه.

1252
01:20:30,200 --> 01:20:31,201
‫کافیه.

1253
01:20:37,207 --> 01:20:40,585
‫تو 1-وای هستی آقای فایف.

1254
01:20:40,710 --> 01:20:42,546
‫یعنی فقط وقتی اعزام می‌شی...

1255
01:20:42,629 --> 01:20:45,465
‫که کل نیروها واسه اعزام بسیج بشن.

1256
01:20:45,549 --> 01:20:48,760
‫این فرم رو بگیر و به گروهبان گزارش بده.

1257
01:20:48,885 --> 01:20:51,638
‫وسایلت رو جمع کن و برو خونه.

1258
01:20:51,721 --> 01:20:54,641
‫تا چند روز دیگه برگه اعزامیت
‫با نامه واست ارسال می‌شه.

1259
01:20:58,520 --> 01:21:00,021
‫- آقای فایف؟
‫- هوم؟

1260
01:21:02,148 --> 01:21:04,693
‫خیلی بزدلی.

1261
01:21:36,349 --> 01:21:38,351
‫[دو راهی کانادا و ماساچوست]

1262
01:22:34,741 --> 01:22:36,868
‫احساس می‌کرد که انگار به سمت
‫ سیاهچاله‌ای کشیده می‌شه...

1263
01:22:36,952 --> 01:22:39,079
‫که حتی نور هم نمی‌تونه ازش فرار کنه.

1264
01:22:40,288 --> 01:22:41,581
‫در مقابل کشش‌اش مقاومت کرد.

1265
01:22:42,666 --> 01:22:44,834
‫سعی کرد که اینجا بمونه...

1266
01:22:44,960 --> 01:22:48,630
‫وسط مرز یه کشور و کشوری دیگه...

1267
01:22:48,755 --> 01:22:50,465
‫بین گذشته و آینده.

1268
01:22:52,300 --> 01:22:54,970
‫حین عصر چیزی در گلویش لرزید.

1269
01:22:55,637 --> 01:22:56,763
‫نفسی کشید.

1270
01:22:57,639 --> 01:22:59,099
‫بدنش تکانی خورد...

1271
01:23:00,517 --> 01:23:02,811
‫انگار که می‌خواست برگی خزانی را بندازد...

1272
01:23:03,478 --> 01:23:04,521
‫یا پری را.

1273
01:24:09,669 --> 01:24:12,589
.اوه، کانادا

1274
01:24:42,535 --> 01:24:49,375
‫[به یاد راسل بنکس 1940 - 2023]
