﻿1
00:04:55,416 --> 00:04:56,791
‫بعضی آدم‌ها به خاطر اسمشون شناخته می‌شن،

2
00:04:56,875 --> 00:04:58,875
‫در حالی که بعضی‌ها به خاطر کاراشون معروفن.

3
00:04:58,958 --> 00:05:00,500
‫اما کسایی هستن

4
00:05:00,583 --> 00:05:03,083
‫که با کارشون برای خودشون اعتبار می‌خرن.

5
00:05:03,166 --> 00:05:06,125
‫امروز ما با یکی از این جنگجوها آشنا می‌شیم،

6
00:05:06,208 --> 00:05:07,500
‫که سه سال پیش،

7
00:05:07,583 --> 00:05:08,916
‫از مهاراشترا به سرینگر اومد

8
00:05:09,000 --> 00:05:11,458
‫تا نقش مجری ارشد پلیس برای اس او جی رو به عهده بگیره.

9
00:05:11,541 --> 00:05:13,208
‫سرپرست ارشد پلیس،

10
00:05:13,291 --> 00:05:14,625
‫باجی‌راو سینگام.

11
00:06:45,458 --> 00:06:49,291
‫لطفاً می‌تونید به بینندگان ما بگید
‫اس او جی چطور کار می‌کنه؟

12
00:06:49,375 --> 00:06:51,333
‫اس او جی در سال 1994 تشکیل شد،

13
00:06:51,416 --> 00:06:53,958
‫در اوج جنبش‌های مسلحانه در منطقه.

14
00:06:54,041 --> 00:06:58,416
‫اون موقع، اس او جی پایگاه مشخصی نداشت.

15
00:06:58,500 --> 00:07:01,333
‫به جای اون، از تأسیسات باربری ایر ایندیا شروع به کار کرد.

16
00:07:01,416 --> 00:07:05,125
‫قرارگاه اس او جی هنوز هم به اسم باربری شناخته می‌شه.

17
00:07:07,125 --> 00:07:09,250
‫بیشتر مردم عادی نمی‌دونن

18
00:07:09,333 --> 00:07:12,833
‫که 80 درصد از کماندوهای اس او جی در واقع بومی هستن.

19
00:07:18,791 --> 00:07:20,458
‫هر وقت حمله‌ای اتفاق می‌افته،

20
00:07:20,958 --> 00:07:23,625
‫اس او جی جامو و کشمیر اول از همه به صحنه می‌رسه.

21
00:07:31,291 --> 00:07:34,666
‫ما شبکه اطلاعاتی خودمون و خودروهای ضدگلوله داریم.

22
00:07:39,708 --> 00:07:41,750
‫یکی از مأموریت‌های اصلی ما الان اینه که

23
00:07:41,833 --> 00:07:43,791
‫جلوی افراطی‌شدن بچه‌ها در منطقه رو بگیریم.

24
00:07:43,916 --> 00:07:45,791
‫شاید باور نکنید که

25
00:07:45,875 --> 00:07:49,375
‫حتی اعضای سابق جنبش‌های مسلحانه توی اس او جی کار می‌کنن،

26
00:07:49,458 --> 00:07:51,375
‫که حالا به کشور خدمت می‌کنن.

27
00:07:53,958 --> 00:07:55,375
‫یه سوال آخر:

28
00:07:55,458 --> 00:07:58,500
‫چرا تصمیم گرفتید افسر پلیس بشید؟

29
00:07:59,333 --> 00:08:02,666
‫خانم، چون ستاره‌ها تو آسمون زیباترن

30
00:08:03,208 --> 00:08:05,125
‫یا وقتی که شونه‌های مردان شجاع رو زینت می‌دن.

31
00:08:05,166 --> 00:08:13,750
‫" دوباره سینگهام "

32
00:08:28,625 --> 00:08:30,125
‫چطوری؟

33
00:08:30,208 --> 00:08:31,666
‫خوبم.

34
00:08:31,750 --> 00:08:33,083
‫شوریا؟

35
00:08:33,166 --> 00:08:34,291
‫اونم خوبه.

36
00:08:34,375 --> 00:08:36,041
‫خیلی دلتنگته.

37
00:08:36,125 --> 00:08:37,541
‫برای تولدش میای، درسته؟

38
00:08:37,625 --> 00:08:39,166
‫آره، میام.

39
00:08:39,250 --> 00:08:40,666
‫اگه نیای، یادت باشه

40
00:08:40,750 --> 00:08:42,583
‫من تو وزارت فرهنگ کار می‌کنم.

41
00:08:42,666 --> 00:08:45,583
‫می‌تونم با وزیر کشور حرف بزنم و شوهرمو منتقل کنم.

42
00:08:45,666 --> 00:08:47,500
‫خواهش می‌کنم این کار رو نکنید، خانم!

43
00:08:47,583 --> 00:08:49,000
‫من یه پلیس ساده‌ام.

44
00:08:49,083 --> 00:08:51,166
‫بس کن و زود بیا خونه.

45
00:08:51,750 --> 00:08:52,916
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

46
00:12:53,250 --> 00:12:56,791
‫عمر حفیظ، فکر نکنی داستان اینجا تموم می‌شه.

47
00:12:56,875 --> 00:12:59,666
‫می‌دونی من کجا هستم

48
00:12:59,750 --> 00:13:01,500
‫و به چه کارایی قادر هستم؟

49
00:15:37,000 --> 00:15:39,250
‫سنگ‌پراکنی قدیمی شده، آقا.

50
00:15:39,541 --> 00:15:42,083
‫این کشمیر جدیدیه تو یه هند جدید.

51
00:15:42,208 --> 00:15:43,708
‫ما همه پشت شما هستیم.

52
00:16:45,541 --> 00:16:47,083
‫عمر حفیظ.

53
00:16:48,083 --> 00:16:51,625
‫فکر نمی‌کردم سرنوشت این‌قدر با من مهربون باشه.

54
00:16:52,916 --> 00:16:54,458
‫دنبالت بودم

55
00:16:55,291 --> 00:16:56,625
‫و حالا اینجایی.

56
00:16:56,708 --> 00:16:57,875
‫فکر کردی واقعا

57
00:16:58,833 --> 00:17:01,791
‫این‌قدر آسونه که از شر باجی‌راو سینگام خلاص بشی؟

58
00:17:04,875 --> 00:17:07,250
‫دیدن هند جدید چه حسی داره؟

59
00:17:08,166 --> 00:17:12,916
‫مطمئنم داری از تصمیم فرارت از هند پشیمون می‌شی.

60
00:17:13,500 --> 00:17:15,500
‫ولی باید خوشحال باشی

61
00:17:16,791 --> 00:17:19,333
‫بعد از مرگ پسرت،

62
00:17:19,416 --> 00:17:22,250
‫تو هم به افتخار در این خاک دفن می‌شی.

63
00:17:22,333 --> 00:17:23,916
‫تو راست می‌گی.

64
00:17:25,916 --> 00:17:29,541
‫سرنوشت با تو مهربون بوده و به همین دلیله که هنوز زنده‌ای.

65
00:17:29,625 --> 00:17:31,416
‫اما یه چیز رو بهت قول می‌دم:

66
00:17:31,500 --> 00:17:34,708
‫آخرین نفس‌ت رو از تو می‌گیرم.

67
00:17:34,791 --> 00:17:37,708
‫چون مرگ تو و دوستات

68
00:17:39,375 --> 00:17:43,500
‫تنها هدف از دودمان عمر حفیظه.

69
00:17:44,666 --> 00:17:47,333
‫تو این نبرد تنها شدی، عمر.

70
00:17:48,166 --> 00:17:50,708
‫جوانان کشمیر دارن پیشرفت می‌کنن،

71
00:17:51,208 --> 00:17:53,583
‫و جوانان پاکستان دارن آگاه‌تر می‌شن.

72
00:17:54,250 --> 00:17:57,708
‫بچه‌هامون دیگه فریب شماها رو نمی‌خورن.

73
00:17:57,791 --> 00:18:02,916
‫برای همینه که پاکستان رو ترک کردی و به سری‌لانکا فرار کردی

74
00:18:03,041 --> 00:18:04,625
‫جایی که شروع کردی به فروختن مواد.

75
00:18:04,708 --> 00:18:08,791
‫فکر نکن که با دستگیر کردن من این جنگ رو بردی.

76
00:18:08,875 --> 00:18:10,875
‫من تنها نیستم.

77
00:18:11,875 --> 00:18:13,458
‫یه نفر هست...

78
00:18:14,166 --> 00:18:15,875
‫که داره مراسم تشییع تو رو برنامه‌ریزی می‌کنه.

79
00:18:15,958 --> 00:18:17,500
‫حتما میاد.

80
00:18:17,583 --> 00:18:20,458
‫من ایشون رو تو همون تابوت دفن می‌کنم

81
00:18:20,541 --> 00:18:23,750
‫اشتباه نکن و قدرتش رو دست کم نگیر، سینگام.

82
00:18:24,666 --> 00:18:26,916
‫او یه توفان آتشینه.

83
00:18:27,750 --> 00:18:32,333
‫غرور تو و کشورت رو به خاکستر تبدیل می‌کنه.

84
00:18:32,416 --> 00:18:35,208
‫چرا توفانش گیر داده به من؟

85
00:18:35,583 --> 00:18:36,916
‫فقط بگو کجاست.

86
00:18:39,000 --> 00:18:40,708
‫همونطور که می‌دونی،

87
00:18:40,791 --> 00:18:43,416
‫هند حالا وارد می‌شه و نابود می‌کنه.

88
00:18:43,500 --> 00:18:46,000
‫حیرت‌آوره.

89
00:18:56,500 --> 00:18:59,583
‫دستگیر شدن عمر حفیظ یه موفقیت بزرگه، سینگام.

90
00:18:59,666 --> 00:19:02,791
‫اما مهم‌تر اینه که تو سالمی.

91
00:19:02,875 --> 00:19:05,041
‫من ۲۰ ساله که این لباس رو تنم دارم، قربان.

92
00:19:05,208 --> 00:19:06,833
‫دیگه از مرگ نمی‌ترسم.

93
00:19:06,916 --> 00:19:10,708
‫اطلاعات ما سعی داره شبکه عمر رو پیدا کنه.

94
00:19:10,833 --> 00:19:13,000
‫یه بندری تو سری‌لانکا هست

95
00:19:13,083 --> 00:19:16,250
‫که تو یه بخش خصوصی کشتی‌ها رو تعمیر می‌کنن.

96
00:19:16,333 --> 00:19:18,625
‫مالک اونجا جان لوکاس، اصالتا روسیه ایه.

97
00:19:18,708 --> 00:19:20,958
‫اون با عمر حفیظ ارتباط داره.

98
00:19:21,041 --> 00:19:23,708
‫از مقامات سری‌لانکایی درخواست کردیم

99
00:19:23,791 --> 00:19:28,250
‫اما از وضعیت کنونی اونجا مطلع هستی.

100
00:19:31,458 --> 00:19:34,708
‫او تو چند روز شبکه مواد مخدرش رو خیلی سریع گسترش داده.

101
00:19:34,791 --> 00:19:37,500
‫مواد رو از افغانستان سفارش می‌ده که میان سری‌لانکا.

102
00:19:37,583 --> 00:19:41,875
‫از اونجا به مناطق ساحلی تامیل نادو می‌رن.

103
00:19:42,000 --> 00:19:45,125
‫و از اونجا تو کل هند پخش می‌شن.

104
00:19:45,958 --> 00:19:48,708
‫پولی که عمر درمیاره

105
00:19:48,791 --> 00:19:52,583
‫علیه کشور ما استفاده می‌شه.

106
00:19:52,666 --> 00:19:55,666
‫ببخشید، قربان، ولی این شکست شبکه اطلاعات ماست.

107
00:19:55,750 --> 00:19:57,791
‫تو هر ایالتی، افسرانی هستن

108
00:19:57,875 --> 00:20:03,333
‫که اطلاعات رو از پلیس‌های دیگه پنهان می‌کنن تا اعتبار بگیرن.

109
00:20:03,416 --> 00:20:06,791
‫به دلیل کمبود مدارک و محدودیت‌های قضایی،

110
00:20:06,875 --> 00:20:09,458
‫نیروها نمی‌تونن به‌طور مؤثر عمل کنن.

111
00:20:09,541 --> 00:20:13,833
‫به همین دلیله که آدمایی مثل عمر از این وضعیت سو استفاده می‌کنن.

112
00:20:13,916 --> 00:20:15,583
‫می‌دونم، سینگام.

113
00:20:15,791 --> 00:20:18,125
‫به همین خاطر رییس، به ما دستور داده

114
00:20:18,208 --> 00:20:20,958
‫یه نیروی جدید تشکیل بدیم.

115
00:20:21,291 --> 00:20:24,500
‫یه بورو جدید، مشابه CBI, IB, و R&AW.

116
00:20:24,583 --> 00:20:26,958
‫مستقیماً زیر نظر ما عمل می‌کنه

117
00:20:27,041 --> 00:20:31,458
‫و سینگام، تو رو به عنوان رئیس این بورو منصوب می‌کنم.

118
00:20:31,541 --> 00:20:34,583
‫تو تیم خودت و بودجه خودت رو خواهی داشت.

119
00:20:34,666 --> 00:20:36,375
‫برای تو قوه قضاییه‌ای وجود نداره.

120
00:20:36,458 --> 00:20:38,708
‫پلیس هر ایالت با تو کار می‌کنه

121
00:20:38,791 --> 00:20:40,875
‫و فقط به من گزارش می‌دی.

122
00:20:40,958 --> 00:20:42,166
‫اما چرا من، قربان؟

123
00:20:42,250 --> 00:20:43,791
‫خب، چون به خاطر تو

124
00:20:43,875 --> 00:20:48,416
‫افسرانی تو نیرو داریم که به عنوان سینگام بیهار،

125
00:20:48,500 --> 00:20:51,458
‫سینگام پنجاب، تامیل نادو،

126
00:20:51,541 --> 00:20:54,000
‫سینگام گجرات شناخته می‌شن،

127
00:20:54,125 --> 00:20:57,583
‫و همشون تو رو به عنوان قهرمانشون می‌بینن.

128
00:20:57,666 --> 00:20:58,666
‫یعنی هیچ غروری جلوی همکاری رو نمی‌گیره.

129
00:20:58,750 --> 00:21:00,333
‫در راه همکاری مانع نمی‌شود.

130
00:21:02,625 --> 00:21:04,041
‫قربان، نام این تیم چیه؟

131
00:21:05,750 --> 00:21:06,791
‫شیوا.

132
00:21:28,916 --> 00:21:31,791
‫فقط نه روزه برای کاوش در تاریخ کشوری

133
00:21:31,875 --> 00:21:35,375
‫که بیش از ۹۰۰۰ سال قدمت داره؟

134
00:21:35,833 --> 00:21:36,833
‫کافیه،

135
00:21:36,916 --> 00:21:39,208
‫چون این نمایش رام‌لیلا در طول نه روز

136
00:21:39,291 --> 00:21:43,291
‫قراره یه تجربه خیلی خاص و خانوادگی باشه.

137
00:21:43,375 --> 00:21:45,291
‫این جشن بزرگیه...

138
00:21:45,375 --> 00:21:47,333
‫از تاریخ غنی فرهنگ ما.

139
00:21:47,416 --> 00:21:50,125
‫می‌دونم خیلی از مردم هند باور دارن

140
00:21:50,208 --> 00:21:52,500
‫که رامایان صرفاً یه داستانه،

141
00:21:53,416 --> 00:21:54,750
‫و نه جزئی از تاریخ ما.

142
00:21:54,833 --> 00:21:56,291
‫در واقع، بعضی از اون افراد ممکنه

143
00:21:56,375 --> 00:21:58,333
‫الان تو جمع باشن،

144
00:21:58,500 --> 00:22:00,500
‫مثل پسرم، شوریا.

145
00:22:01,875 --> 00:22:03,208
‫سلام، شوریا.

146
00:22:06,125 --> 00:22:07,416
‫اما بهت اطمینان می‌دم،

147
00:22:07,500 --> 00:22:09,166
‫رامایان خاص ما

148
00:22:09,250 --> 00:22:10,875
‫به آیودیا محدود نمی‌شه.

149
00:22:10,958 --> 00:22:12,583
‫ردپاش رو پیدا می‌کنی

150
00:22:12,666 --> 00:22:15,416
‫تو جاهایی مثل پنج‌واتی در ناشیک

151
00:22:15,500 --> 00:22:16,875
‫و حتی در سری‌لانکا.

152
00:22:16,958 --> 00:22:18,375
‫ما شواهد همه چیزهایی که در این سفر اتفاق افتاد رو ارائه می‌دیم.

153
00:22:18,458 --> 00:22:20,416
‫که در این سفر رخ ‌دادن نشان خواهیم داد.

154
00:22:20,541 --> 00:22:22,500
‫از هامپی،

155
00:22:22,583 --> 00:22:24,875
‫جایی که لرد رام و لرد هانومان ملاقات کردن،

156
00:22:24,958 --> 00:22:27,833
‫تا ردپای لرد هانومان در سری‌لانکا.

157
00:22:27,916 --> 00:22:30,875
‫راز گیاهان معجزه‌گر رو که تو کوه‌ها پیدا می‌شن، کشف می‌کنیم،

158
00:22:30,958 --> 00:22:34,833
‫و یه جایی که ماهواره‌ها موقتا از کار می‌افتن به خاطر

159
00:22:34,916 --> 00:22:38,291
‫میدان گرانشی پایین.

160
00:22:38,375 --> 00:22:39,625
‫به شما قول می‌دیم،

161
00:22:39,708 --> 00:22:42,458
‫این یه تجربه‌ای میشه که هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنی.

162
00:22:45,708 --> 00:22:47,708
‫امروز با سویامور* (عروسی)
‫رام و سیتا شروع می‌کنیم.

163
00:22:47,791 --> 00:22:50,833
‫رام و سیتا.

164
00:22:50,916 --> 00:22:52,416
‫گوتام.

165
00:22:56,750 --> 00:22:59,041
‫اینجا جاناکپور،
‫قصر میتیلا هست،

166
00:22:59,125 --> 00:23:02,666
‫جایی که سویامور رام و سیتا
‫در اونجا برگزار شد.

167
00:23:02,750 --> 00:23:04,833
‫می‌دونی کجا واقع شده؟

168
00:23:04,916 --> 00:23:05,916
‫تو نپال هستش.

169
00:23:06,000 --> 00:23:08,416
‫مردم از دور و نزدیک میان
‫که این قصرو ببینن.

170
00:23:08,500 --> 00:23:12,416
‫ما هم به همین شکل به شما
‫مدارک جدیدی رو ارائه می‌کنیم.

171
00:23:19,375 --> 00:23:21,208
‫آونی، موفق باشید.

172
00:23:21,291 --> 00:23:22,583
‫سینگام کجاست؟

173
00:23:22,666 --> 00:23:23,958
‫واقعاً از من می‌پرسی؟

174
00:23:24,041 --> 00:23:25,958
‫به لطف تو، از وقتی که
‫تیم شیوا تشکیل شده،

175
00:23:26,041 --> 00:23:28,833
‫بیشتر به مأموریت میره و
‫کمتر خونه هست.

176
00:23:30,291 --> 00:23:31,375
‫- خواهش می‌کنم، بیا.
‫- خب.

177
00:23:31,458 --> 00:23:32,291
‫فقط برو و بهش بگو لیستی تهیه کنه

178
00:23:32,375 --> 00:23:34,083
‫- سوارا، آماده‌ای؟
‫- بله، خانم.

179
00:23:34,166 --> 00:23:35,708
‫شصت ثانیه مونده.

180
00:23:35,791 --> 00:23:38,791
‫خانم، مهمونای ویژه‌ای دارید -

181
00:23:38,875 --> 00:23:40,250
‫افسران تیم شیوا.

182
00:23:40,333 --> 00:23:41,416
‫سلام، خانم.

183
00:23:41,500 --> 00:23:43,041
‫نمایش خیلی عالی به نظر می‌رسه، خانم!

184
00:23:43,166 --> 00:23:44,083
‫موفق باشید.

185
00:23:44,166 --> 00:23:46,000
‫تلاش شما کاملاً نمایانه.

186
00:23:46,083 --> 00:23:48,500
‫آقای سینگام خیلی مشتاق بود بیاد.

187
00:23:49,750 --> 00:23:51,416
‫می‌دونم منظورت چیه.

188
00:23:51,500 --> 00:23:53,666
‫شوهرم رو خیلی خوب می‌شناسم.

189
00:23:53,750 --> 00:23:54,833
‫نتونست بیاد،

190
00:23:54,916 --> 00:23:56,333
‫پس شما دو نفر رو فرستاد
‫که به جاش باشین.

191
00:23:56,416 --> 00:23:57,833
‫نه، نه، خانم، اصلاً این‌طور نیست.

192
00:23:57,916 --> 00:24:01,000
‫خانم، آقا یه چیزی براتون فرستاده.

193
00:24:30,000 --> 00:24:33,541
‫رهبر یک سرزمین مقدس.

194
00:24:40,041 --> 00:24:41,083
‫باهوبالی

195
00:24:41,166 --> 00:24:42,541
‫دانا.

196
00:24:49,166 --> 00:24:50,625
‫غرش شجاعت.

197
00:24:50,708 --> 00:24:52,041
‫غرش فضیلت.

198
00:24:52,166 --> 00:24:53,291
‫یک رهبر.

199
00:24:53,375 --> 00:24:54,333
‫یک جنگجو.

200
00:24:54,416 --> 00:24:56,625
‫قدرتمند.

201
00:25:00,500 --> 00:25:02,708
‫دنیا اونو به نام رام می‌شناسه.

202
00:25:20,208 --> 00:25:21,916
‫پلیس اینجا چیکار می‌کنه؟

203
00:25:22,583 --> 00:25:23,875
‫پلیس نیست.

204
00:25:24,875 --> 00:25:26,250
‫این بابامه.

205
00:25:27,416 --> 00:25:30,916
‫شما دوتا عهد بستید که همیشه
‫منو خجالت بدید؟

206
00:25:31,041 --> 00:25:33,333
‫مامان، اون روز تو مراسم،

207
00:25:33,416 --> 00:25:36,375
‫منو جلوی همه نشون کردی!

208
00:25:36,875 --> 00:25:38,000
‫و امروز، بابا،

209
00:25:38,083 --> 00:25:40,458
‫زود اومدی
‫تو مهمونی مل‌وین بدون اطلاع!

210
00:25:40,541 --> 00:25:42,083
‫می‌دونی دوستام چی فکر می‌کردن؟

211
00:25:42,166 --> 00:25:44,708
‫اونا واقعاً حس کردن که
‫پلیس اینجا رو ریخته‌.

212
00:25:44,791 --> 00:25:46,458
‫خیلی شرم‌آور بود، مامان.

213
00:25:46,958 --> 00:25:48,041
‫عجیبه!

214
00:25:48,500 --> 00:25:51,166
‫حالا والدینت رو خجالت میدی؟

215
00:25:51,291 --> 00:25:52,541
‫خب بابا اومد اونجا، که چی؟

216
00:25:52,625 --> 00:25:54,208
‫نه مامان، این‌طور نیست.

217
00:25:54,333 --> 00:25:56,083
‫قبول دارم بابا واقعاً عالیه.

218
00:25:56,875 --> 00:25:57,916
‫عالی؟

219
00:25:58,000 --> 00:25:59,166
‫بهترین در همه زمانها.

220
00:25:59,291 --> 00:26:01,875
‫ولی بچه‌ها، منم زندگی خودمو دارم، مگه نه؟

221
00:26:01,958 --> 00:26:03,791
‫البته، اونم زندگی خودشو داره.

222
00:26:03,875 --> 00:26:06,541
‫واسه همین داره خانواده‌اش و کشورش
‫رو رها می‌کنه بره لندن!

223
00:26:06,625 --> 00:26:07,875
‫اوه خدایا، مامان!

224
00:26:08,083 --> 00:26:11,250
‫فکر نمی‌کنی کمی زیادی داری مسخره بازی درمیاری؟

225
00:26:11,333 --> 00:26:12,458
‫رامایانا، کشور...

226
00:26:12,541 --> 00:26:15,750
‫مامان، واقعاً باید از اعتقادات قدیمی‌ت
‫دست بکشی لطفاً.

227
00:26:15,833 --> 00:26:18,041
‫هی، شایوریا، درست رفتار کن!

228
00:26:18,250 --> 00:26:19,833
‫این مشکل نسلشه.

229
00:26:19,958 --> 00:26:21,416
‫فکر می‌کنن آداب و رسوم ما

230
00:26:21,500 --> 00:26:23,041
‫و فرهنگمون همه کهنه‌ست.

231
00:26:23,125 --> 00:26:26,208
‫بابت تو وقتی به دنیا اومدی کلی رؤیا داشتم!

232
00:26:26,291 --> 00:26:30,125
‫به پدرت گفتم که تو بزرگ میشی
‫و افسر پلیس میشی.

233
00:26:30,333 --> 00:26:32,041
‫باجیراو سینگام بعدی -

234
00:26:32,208 --> 00:26:35,583
‫پسری با استعداد، شایسته،
‫پسر خوب من، شایوریا!

235
00:26:35,750 --> 00:26:36,875
‫ولی نه،

236
00:26:37,000 --> 00:26:40,083
‫اون می‌خواد خانواده‌اش و کشورش
‫رو ول کنه بره لندن!

237
00:26:40,250 --> 00:26:43,250
‫بابا، می‌بینی چقدر داره نمایشی می‌کنه؟

238
00:26:43,375 --> 00:26:44,291
‫من رفتم.

239
00:26:44,416 --> 00:26:45,208
‫دیدی؟

240
00:26:45,291 --> 00:26:46,125
‫هی...

241
00:26:46,250 --> 00:26:49,125
‫من دارم باهاش حرف می‌زنم،
‫و اون داره راه میره و میره.

242
00:26:49,750 --> 00:26:51,291
‫قرص فشار خون منو می‌خوای؟

243
00:26:51,416 --> 00:26:52,958
‫می‌تونی بگیریش.

244
00:26:53,041 --> 00:26:54,666
‫تو هم بهتر نیستی.

245
00:26:54,750 --> 00:26:57,083
‫این روزا اصلا به خودت نمی‌رسی.

246
00:26:58,541 --> 00:27:01,166
‫چرا عصبانیت رو سر من خالی می‌کنی؟

247
00:27:03,875 --> 00:27:05,250
‫خیلی خجالت‌آوره.

248
00:27:05,333 --> 00:27:07,625
‫دیدی چطوری کل مهمونی جمع شد؟

249
00:27:07,708 --> 00:27:09,250
‫چرا انقدر عصبانی هستی؟

250
00:27:09,375 --> 00:27:11,708
‫راستش اگه بابام سینگام* بود،

251
00:27:11,791 --> 00:27:13,666
‫کاملاً ازش سوءاستفاده می‌کردم.

252
00:27:13,750 --> 00:27:16,500
‫اما چه شخصیت فوق‌العاده‌ای داره!

253
00:27:16,625 --> 00:27:18,791
‫همه تا دیدنش هشدار گرفتن.

254
00:27:20,125 --> 00:27:21,083
‫اُه، سلام عمو!

255
00:27:21,166 --> 00:27:22,291
‫سلام!

256
00:27:23,291 --> 00:27:24,291
‫چطور؟

257
00:27:24,625 --> 00:27:25,833
‫بابا؟ چی؟

258
00:27:25,916 --> 00:27:27,041
‫در زدی؟

259
00:27:33,958 --> 00:27:35,000
‫ببخشید.

260
00:27:38,291 --> 00:27:42,791
‫راستش نباید اینجوری که اومدم، می‌اومدم،

261
00:27:42,916 --> 00:27:44,291
‫اینجا و همچنین توی مهمونی دوستت.

262
00:27:45,833 --> 00:27:47,541
‫می‌دونم که حالا بزرگ شدی

263
00:27:48,166 --> 00:27:49,833
‫و به فضای خودت نیاز داری.

264
00:27:51,208 --> 00:27:52,208
‫اما مدتی بود ندیده بودمت،

265
00:27:52,291 --> 00:27:55,583
‫و تو داری چند روز دیگه میری،

266
00:27:56,458 --> 00:27:58,750
‫فکر کردم می‌تونیم با هم وقت بگذرونیم.

267
00:28:00,625 --> 00:28:02,541
‫ولی الان که من اینجام بابا

268
00:28:03,000 --> 00:28:05,083
‫و همیشه مشغول نجات دادن کشور هستی...

269
00:28:05,166 --> 00:28:06,791
‫برای همین خواستم سوپرایزت کنم.

270
00:28:07,666 --> 00:28:09,833
‫فکر کردم خوشحالت می‌کنم، ولی...

271
00:28:10,708 --> 00:28:12,541
‫ببخشید.

272
00:28:13,500 --> 00:28:14,500
‫ببخشید.

273
00:28:17,500 --> 00:28:18,583
‫اشکالی نداره، بابا.

274
00:28:19,916 --> 00:28:21,125
‫خب...

275
00:28:22,166 --> 00:28:23,250
‫دوستش داری؟

276
00:28:23,916 --> 00:28:25,083
‫نه کاملاً...

277
00:28:26,166 --> 00:28:27,458
‫یه جوراییه.

278
00:28:30,166 --> 00:28:31,458
‫یه جوراییه؟

279
00:28:31,958 --> 00:28:32,875
‫اون چیه؟

280
00:28:32,958 --> 00:28:34,791
‫خیلی سادست بابا.

281
00:28:35,916 --> 00:28:37,833
‫تو می‌دونی رابطه یعنی چی، نه؟

282
00:28:37,916 --> 00:28:39,125
‫- بله.
‫- خوب.

283
00:28:39,208 --> 00:28:40,416
‫توی رابطه،

284
00:28:40,500 --> 00:28:42,875
‫دو نفر درگیر عاطفی هستن و پایبندن.

285
00:28:42,958 --> 00:28:44,541
‫- بله.
‫- ولی توی یه جوراییه،

286
00:28:44,625 --> 00:28:47,500
‫اونجوری پایبند نیستن.

287
00:28:47,583 --> 00:28:49,000
‫پس چرا کلاً با هم هستن؟

288
00:28:49,083 --> 00:28:50,333
‫چون می‌خوان باهم باشن.

289
00:28:50,416 --> 00:28:51,208
‫پس چرا پایبند نیستن؟

290
00:28:51,291 --> 00:28:52,875
‫به خاطر موقعیت، بابا!

291
00:28:52,958 --> 00:28:54,666
‫و اونا می‌خوان که پایبند نباشن

292
00:28:54,750 --> 00:28:56,958
‫ولی به همدیگه علاقه داشته باشن.

293
00:29:00,166 --> 00:29:01,583
‫باورم نمیشه.

294
00:29:03,583 --> 00:29:05,041
‫باید بگم، سینگام*،

295
00:29:05,125 --> 00:29:08,166
‫آونی نمایش راملیلا رو
‫با این عظمت راه انداخته!

296
00:29:08,250 --> 00:29:10,375
‫خیلی ایده جالبیه.

297
00:29:10,458 --> 00:29:14,083
‫این از اون چیزایی نبود که کسی
‫بتونه به تنهایی اداره کنه.

298
00:29:14,166 --> 00:29:15,833
‫به دیدنش رفته‌ای؟

299
00:29:15,916 --> 00:29:17,791
‫نه، قربان، نتونستم.

300
00:29:17,875 --> 00:29:18,833
‫ولی یه روز یا دو روز دیگه میرم.

301
00:29:18,916 --> 00:29:20,791
‫حتماً برو.

302
00:29:20,875 --> 00:29:24,166
‫آونی از غیبتت گردن من انداخت.

303
00:29:24,625 --> 00:29:28,000
‫اونجا شوریا رو دیدم. واقعاً بزرگ شده.

304
00:29:28,083 --> 00:29:29,166
‫بله، قربان.

305
00:29:29,250 --> 00:29:32,875
‫اون داره میره لندن
‫و یه یکی رو دوست هم داره.

306
00:29:32,958 --> 00:29:34,791
‫اوه، تو رابطه‌ست؟

307
00:29:34,875 --> 00:29:37,666
‫نه کاملاً، قربان. یه جوراییه.

308
00:29:38,541 --> 00:29:39,791
‫یعنی چی؟

309
00:29:40,250 --> 00:29:42,875
‫خب، یه جوراییه یعنی...

310
00:29:43,500 --> 00:29:46,833
‫تو رابطه تعهد بیشتری هست،

311
00:29:46,916 --> 00:29:49,416
‫ولی تو یه جوراییه...

312
00:29:50,125 --> 00:29:51,083
‫بی‌خیال، قربان.

313
00:29:51,166 --> 00:29:53,041
‫ما نمیتونیم بفهمیم
‫که بچه‌ها چجوری فکر می‌کنن.

314
00:29:53,125 --> 00:29:56,083
‫نه، نه، سینگام،
‫تو شبکه‌های اجتماعی دیدم.

315
00:29:56,166 --> 00:29:57,583
‫بهش میگن گوستینگ.

316
00:29:57,666 --> 00:29:58,916
‫- گوستینگ؟
‫- بله.

317
00:29:59,000 --> 00:30:01,458
‫اون وقتی یک پسر و دختر
‫دارن با هم حرف میزنن،

318
00:30:01,541 --> 00:30:03,541
‫و یهو یکی‌شون غیب میشه.

319
00:30:03,625 --> 00:30:05,083
‫- یکی‌شون غیب میشه؟
‫- بله.

320
00:30:05,166 --> 00:30:06,625
‫و یه اصطلاح دیگه‌ای هم شنیدم،

321
00:30:06,708 --> 00:30:08,166
‫بهش میگن "بنچینگ"۱.

322
00:30:08,250 --> 00:30:09,083
‫- "بنچینگ"؟
‫- آره!

323
00:30:09,166 --> 00:30:11,708
‫"بنچینگ" یعنی یه دختر

324
00:30:11,791 --> 00:30:13,125
‫و یه پسر توی رابطه هستن،

325
00:30:13,208 --> 00:30:15,666
‫ولی یه دختر دیگه منتظره روی نیمکت.

326
00:30:15,750 --> 00:30:19,166
‫اگه دختر اول بره، دومی میاد جاگزین میشه.

327
00:30:19,500 --> 00:30:21,875
‫"سینگام" به من نگاه کن،

328
00:30:21,958 --> 00:30:25,000
‫بعد از 30 سال هنوز با همون زنم.

329
00:30:25,083 --> 00:30:27,000
‫دوران دانشجوئیمون عالی بود آقا.

330
00:30:27,083 --> 00:30:28,541
‫نه گوشی داشتیم...

331
00:30:28,625 --> 00:30:29,875
‫نه دوربین!

332
00:30:29,958 --> 00:30:32,791
‫فکر کن اگه داشتیم، سینگام...

333
00:30:36,708 --> 00:30:39,708
‫راستی، تیم شیواتون دوباره سر و صدا کرد.

334
00:30:39,791 --> 00:30:40,958
‫تبریک میگم!

335
00:30:41,041 --> 00:30:43,125
‫تنهایی این کار رو نکردیم آقا.

336
00:30:43,208 --> 00:30:44,625
‫اعتبارش میره به شما.

337
00:30:45,416 --> 00:30:48,208
‫دو ساله "عمر" رو گرفتیم ولی آقا،

338
00:30:48,916 --> 00:30:51,291
‫هنوز احساس میکنم که یکی داره

339
00:30:51,375 --> 00:30:53,208
‫عملیاتش رو مدیریت میکنه.

340
00:30:54,625 --> 00:30:56,708
‫از حرفایی که "عمر" زد،

341
00:30:57,500 --> 00:30:59,958
‫انگار کنترل رو به یکی دیگه سپرده.

342
00:31:00,750 --> 00:31:01,750
‫میدونم "سینگام".

343
00:31:02,791 --> 00:31:05,458
‫تیم اطلاعات خارجی (R&AW) اونجا هم دنبالشه.

344
00:31:05,708 --> 00:31:08,541
‫"سینگام"، از دلال‌هایی که دستگیرشون کردی

345
00:31:08,625 --> 00:31:11,416
‫تو اون یورش اطلاعاتی به دست آوردی؟

346
00:31:11,500 --> 00:31:12,416
‫نه آقا.

347
00:31:12,708 --> 00:31:14,833
‫تیم ما داره بازجویی میکنه،

348
00:31:14,916 --> 00:31:16,583
‫اما هنوز به نتیجه‌ای نرسیدیم.

349
00:31:18,708 --> 00:31:20,541
‫خودت هم بازجویی کردی؟

350
00:31:20,666 --> 00:31:21,666
‫نه آقا.

351
00:31:22,000 --> 00:31:23,041
‫اما امروز این کار رو میکنم.

352
00:31:34,500 --> 00:31:36,958
‫هی... بیاریدشون بیرون.

353
00:31:44,250 --> 00:31:47,250
‫چرا ما رو اینجا آوردید، خانم؟

354
00:31:49,375 --> 00:31:50,916
‫بزودی میفهمید.

355
00:32:05,958 --> 00:32:07,833
‫- "جای هند"، آقا.
‫- "جای هند"، آقا.

356
00:32:08,166 --> 00:32:09,333
‫"جای هند".

357
00:32:11,375 --> 00:32:13,250
‫چند روزه دارید بازجویی میکنید؟

358
00:32:13,333 --> 00:32:14,500
‫شش روزه، آقا.

359
00:32:15,250 --> 00:32:17,625
‫هی میگن از تامیل نادو اومدن

360
00:32:17,708 --> 00:32:19,291
‫و هیچ چی نمیدونن.

361
00:32:19,375 --> 00:32:21,583
‫با مواد مخدره به ارزش ۶۰۰۰ کرور۲ گرفتنشون،

362
00:32:21,666 --> 00:32:23,208
‫با این حال میگن چیزی نمیدونن.

363
00:32:23,625 --> 00:32:24,708
‫بده دست من.

364
00:32:27,541 --> 00:32:28,666
‫جدیدی اینجا؟

365
00:32:29,416 --> 00:32:32,416
‫نمیدونی که از اسلحه رسمی استفاده نمیکنیم واسه این کارا؟

366
00:32:33,958 --> 00:32:35,125
‫بده

367
00:32:45,958 --> 00:32:47,791
‫پس چیزی نمیدونی؟

368
00:32:47,875 --> 00:32:48,958
‫نه.

369
00:32:50,583 --> 00:32:51,541
‫باشه.

370
00:32:51,833 --> 00:32:53,000
‫برو.

371
00:32:55,916 --> 00:32:56,583
‫برو!

372
00:32:56,666 --> 00:32:57,625
‫- نه آقا
‫- لطفا آقا!

373
00:32:57,708 --> 00:32:58,666
‫خواهش میکنیم آقا.

374
00:32:58,750 --> 00:33:00,000
‫ما رو می‌کشید.

375
00:33:00,083 --> 00:33:01,791
‫پس چرا حرف نمیزنی؟

376
00:33:02,291 --> 00:33:03,583
‫برای کی کار میکنی؟

377
00:33:03,666 --> 00:33:05,250
‫اگه بهشون بفروشیم،

378
00:33:05,333 --> 00:33:07,791
‫خانواده‌مون رو نابود میکنه آقا.

379
00:33:08,041 --> 00:33:09,458
‫یه شبحه آقا.

380
00:33:10,666 --> 00:33:13,166
‫هیچ‌کس ندیدتش.

381
00:33:13,250 --> 00:33:16,750
‫کسی نمیدونه از کجا میاد یا کجا میره.

382
00:33:16,833 --> 00:33:19,208
‫اما اگه کسی سعی کنه درباره‌اش بپرسه

383
00:33:19,291 --> 00:33:21,166
‫به قتل میرسه.

384
00:33:21,250 --> 00:33:25,250
‫ما مسئولیت محافظت از شما و خانوادتون رو برعهده میگیریم.

385
00:33:25,333 --> 00:33:27,083
‫نمیتونید ما رو نجات بدید آقا.

386
00:33:27,166 --> 00:33:29,500
‫نه ما و نه خانواده‌هامون. حتی تمام نیروتونم کافی نیست

387
00:33:29,583 --> 00:33:31,833
‫اون یه دیوونه آقا.

388
00:33:33,833 --> 00:33:36,208
‫تنها نمیاد؛

389
00:33:37,041 --> 00:33:40,291
‫با هزاران نفر همراه میشه.

390
00:33:41,666 --> 00:33:44,208
‫خطر... خطر لانکا۳!

391
00:33:44,708 --> 00:33:46,583
‫داری چی کار می‌کنی؟

392
00:33:46,666 --> 00:33:48,541
‫خفه شو!

393
00:33:48,625 --> 00:33:51,750
‫فکر می‌کنی واقعا خانواده هامون زنده ن؟

394
00:33:51,875 --> 00:33:54,208
‫نه، بلافاصله کشتشون

395
00:33:54,291 --> 00:33:56,125
‫وقتی دستگیر شدیم.

396
00:33:56,208 --> 00:33:58,041
‫تجسم مرگه آقا.

397
00:33:58,125 --> 00:33:59,500
‫تجسم مرگه!

398
00:33:59,875 --> 00:34:02,833
‫اشتباهی نکن که دست کم بگیریش، "سینگام".

399
00:34:02,958 --> 00:34:04,666
‫مثل یک طوفان آتیشه.

400
00:34:04,750 --> 00:34:06,833
‫بهش میگن خطر لانکا.

401
00:34:06,916 --> 00:34:08,166
‫حق با اونه.

402
00:34:08,250 --> 00:34:10,083
‫هیچ‌کس تا حالا اونو ندیده.

403
00:34:10,166 --> 00:34:12,958
‫ولی اون سه تا همکار اصلی داره.

404
00:34:13,041 --> 00:34:14,166
‫سارات،

405
00:34:14,625 --> 00:34:16,083
‫رانگا،

406
00:34:16,166 --> 00:34:17,458
‫و بیجو.

407
00:34:18,208 --> 00:34:19,083
‫کجا می‌تونم این سه نفر رو پیدا کنم؟

408
00:34:19,166 --> 00:34:21,125
‫اونا از تامیل نادو نیستن؛

409
00:34:21,250 --> 00:34:23,416
‫اونا از سریلانکا هستن.

410
00:34:23,541 --> 00:34:26,666
‫توی مَدورای،
‫نزدیک معبد میناکشی،

411
00:34:37,583 --> 00:34:39,000
‫یه فالگیر به‌نام آیینگر هست.

412
00:34:39,083 --> 00:34:40,916
‫هر سه تاشون بدون هیچ سوالی
‫به اون ایمان دارن.

413
00:34:41,000 --> 00:34:42,791
‫چون مراسم پوجای دوی شروع میشه

414
00:34:42,875 --> 00:34:45,333
‫اونها میرن که باهاش ملاقات کنن

415
00:34:45,416 --> 00:34:47,166
‫قطعا خواهند رفت.

416
00:34:59,083 --> 00:35:00,541
‫مسئول اون منطقه کیه؟

417
00:35:00,625 --> 00:35:02,041
‫شاکتی شتی.

418
00:35:02,458 --> 00:35:04,291
‫خوب شد.

419
00:35:42,958 --> 00:35:44,291
‫هی افسر،

420
00:35:44,375 --> 00:35:46,250
‫همکارای تو همین چند لحظه پیش
‫رفته‌ان.

421
00:35:46,458 --> 00:35:47,708
‫تنها دلیلی که به تو آسیب نمی‌زنیم
‫اینه که زنی، وگرنه...

422
00:35:47,791 --> 00:35:49,916
‫خفه شو، احمق.

423
00:35:49,958 --> 00:35:52,583
‫دلیلی که تو به این دنیا اومدی یه زن بود،

424
00:35:52,666 --> 00:35:54,875
‫اگه عاقل باشی

425
00:35:54,958 --> 00:35:57,916
‫دلیل خروج تو از این دنیا هم یه زن خواهد بود.

426
00:36:56,166 --> 00:36:57,000
‫بله، قربان.

427
00:36:57,083 --> 00:36:58,375
‫اون خلافکارا رو گرفتم.

428
00:36:58,458 --> 00:36:59,625
‫خوبه.

429
00:36:59,708 --> 00:37:01,083
‫فردا همشونو اینجا بیار.

430
00:37:01,208 --> 00:37:02,083
‫باشه، قربان.

431
00:37:02,208 --> 00:37:05,500
‫و شاکتی، فقط همون کار که گفتم رو انجام بده، باشه؟

432
00:37:05,625 --> 00:37:07,125
‫من اونا رو زنده می‌خوام.

433
00:37:07,250 --> 00:37:09,916
‫همه اینا رو از شما یاد گرفتم، قربان.

434
00:37:10,125 --> 00:37:12,916
‫به خاطر همین گفتم
‫که زنده می‌خوامشون.

435
00:37:14,416 --> 00:37:15,666
‫بله، قربان.

436
00:37:16,708 --> 00:37:17,791
‫خانم شاکتی!

437
00:37:18,083 --> 00:37:19,333
‫ببین کی اینجاست!

438
00:37:19,500 --> 00:37:20,500
‫سلام، خانم!

439
00:37:20,583 --> 00:37:22,416
‫سنیها! اینجا چیکار می‌کنی؟!

440
00:37:22,500 --> 00:37:24,291
‫برای زیارت معبد اومدم.

441
00:37:24,458 --> 00:37:26,708
‫اصلا فکرشو نمی‌کردم همینجا به تون بخورم.

442
00:37:26,791 --> 00:37:29,375
‫مثل یه قهرمان وارد شدی - فوق‌العاده بود!

443
00:37:29,458 --> 00:37:30,666
‫هر دوشون بزرگترین طرفداراتن.

444
00:37:30,750 --> 00:37:32,625
‫سبو همیشه براش از تو داستان می‌گه.

445
00:37:32,708 --> 00:37:35,208
‫ممنون.

446
00:37:35,291 --> 00:37:36,083
‫خانم، باید بیای.

447
00:37:36,166 --> 00:37:37,375
‫فردا تولد کارتیکه.

448
00:37:37,458 --> 00:37:38,500
‫خوشحالمون می‌کنی اگه بیای.

449
00:37:38,583 --> 00:37:40,000
‫حتما میام.

450
00:37:40,166 --> 00:37:41,333
‫حتما میام.

451
00:37:42,750 --> 00:37:43,916
‫- سلام!
‫- سلام!

452
00:37:48,250 --> 00:37:49,875
‫- راوی، یه فنجون قهوه بده.
‫- بریم

453
00:37:50,000 --> 00:37:50,833
‫سبو!

454
00:37:53,083 --> 00:37:54,416
‫هی، شتی،

455
00:37:55,250 --> 00:37:56,708
‫دو راه داری.

456
00:37:57,250 --> 00:37:58,458
‫ولمون کن،

457
00:37:58,958 --> 00:38:00,000
‫و اونقدر پول در میاری

458
00:38:00,083 --> 00:38:02,541
‫که تو این ایستگاه پلیس جاش نمی‌شه.

459
00:38:03,333 --> 00:38:04,791
‫و گزینه دوم:

460
00:38:05,166 --> 00:38:07,291
‫ممکنه هیچ وقت یه ایستگاه پلیس نداشته باشی.

461
00:38:08,583 --> 00:38:10,166
‫اون رو نمی‌شناسی.

462
00:38:14,333 --> 00:38:15,708
‫داری منو تهدید می‌کنی؟

463
00:38:15,791 --> 00:38:17,875
‫داری به خطر لَنکا اشاره می‌کنی، درسته؟

464
00:38:18,708 --> 00:38:19,750
‫کجاست؟

465
00:38:21,291 --> 00:38:23,916
‫بهش بگو، خطر واقعی

466
00:38:24,000 --> 00:38:25,166
‫منتظرته.

467
00:38:25,250 --> 00:38:26,875
‫هر افسری که یونیفرم می‌پوشه فکر می‌کنه

468
00:38:26,958 --> 00:38:27,875
‫اون سینگام هست.

469
00:38:27,958 --> 00:38:31,125
‫بیا،

470
00:38:31,375 --> 00:38:33,958
‫اون مربی ماست.

471
00:38:34,458 --> 00:38:35,875
‫من سینگام نیستم،

472
00:38:36,708 --> 00:38:38,666
‫من لیدی سینگام هستم.

473
00:38:40,750 --> 00:38:42,500
‫این چه جاییه؟

474
00:38:42,583 --> 00:38:44,791
‫آره، این آیودیا هست.

475
00:38:44,875 --> 00:38:47,291
‫این زادگاه لرد رام است.

476
00:38:47,375 --> 00:38:49,500
‫اگه فقط تصمیم می‌گرفت
‫توی این کاخ زندگی کنه،

477
00:38:49,583 --> 00:38:51,791
‫امروز فقط به‌نام کاخ پادشاه شناخته می‌شد.

478
00:38:51,875 --> 00:38:53,500
‫یه جاذبه گردشگری.

479
00:38:54,125 --> 00:38:57,333
‫این زادگاه لرد رام شد

480
00:38:57,416 --> 00:38:59,833
‫چون اون رو رها کرد...

481
00:38:59,916 --> 00:39:01,666
‫برای ۱۴ سال طولانی.

482
00:39:02,583 --> 00:39:05,333
‫چی شد که الان هوس کردی پاو بهاجی از دادار بخوری؟

483
00:39:05,416 --> 00:39:07,541
‫یادآور شبای قرارامون می‌افته.

484
00:39:08,291 --> 00:39:10,625
‫- شو چطور بود؟
‫- عالی بود.

485
00:39:10,708 --> 00:39:12,500
‫فردا، همه درام شروع میشه،

486
00:39:12,583 --> 00:39:14,583
‫برای همینه که داریم آماده میشیم.

487
00:39:15,166 --> 00:39:16,666
‫فردا تو نمایش راملیلا،

488
00:39:16,750 --> 00:39:19,416
‫لرد رام شروع می‌کنه به تبعید ۱۴ ساله.

489
00:39:19,500 --> 00:39:21,041
‫مادر سیتا هم باهاش می‌ره.

490
00:39:21,125 --> 00:39:23,000
‫چه داستان عاشقانه قشنگی، نه؟

491
00:39:23,083 --> 00:39:24,416
‫قشنگ؟

492
00:39:24,500 --> 00:39:27,916
‫مامان، فکر نمی‌کنی
‫همش دراماته؟

493
00:39:28,125 --> 00:39:29,500
‫دراماتیک؟

494
00:39:29,708 --> 00:39:30,666
‫نسل شما حتی

495
00:39:30,750 --> 00:39:32,791
‫مفهوم عشق واقعی رو نمی‌فهمه.

496
00:39:32,875 --> 00:39:35,083
‫اون چی بود... "situationship"؟

497
00:39:35,958 --> 00:39:37,125
‫بابا...

498
00:39:37,958 --> 00:39:40,291
‫اما مامان، واقعاً فکر می‌کنی

499
00:39:40,375 --> 00:39:43,250
‫لرد رام فقط به خاطر مادر سیتا
‫تا لانکا رفت؟

500
00:39:43,333 --> 00:39:44,708
‫۳,۰۰۰ کیلومتر دورتر؟

501
00:39:44,791 --> 00:39:46,833
‫معلومه که این یه واقعیته.

502
00:39:47,000 --> 00:39:48,166
‫واقعیت.

503
00:39:49,375 --> 00:39:51,125
‫بنابراین، اگه یه روزی توسط

504
00:39:51,208 --> 00:39:52,958
‫شخصیتی مثل راوان دزدیده بشین...

505
00:39:53,208 --> 00:39:54,250
‫بابا، آیا می‌ری...

506
00:39:54,333 --> 00:39:55,166
‫که مامان رو نجات بدی؟

507
00:39:55,250 --> 00:39:56,416
‫ببخشید!

508
00:39:56,750 --> 00:39:59,083
‫فقط اسم باجیرو سینگام رو گوگل کن،

509
00:39:59,416 --> 00:40:01,666
‫و می‌فهمی پدرت چه کارایی بلده.

510
00:40:02,208 --> 00:40:04,875
‫او برای کسی که دوستش داره،
‫هرجا می‌ره...

511
00:40:05,333 --> 00:40:06,958
‫و کسی که ازش متنفره.

512
00:40:07,083 --> 00:40:08,833
‫دیالوگ، بابا!

513
00:40:09,125 --> 00:40:10,333
‫خوبه.

514
00:40:13,708 --> 00:40:14,708
‫راوان.

515
00:40:15,083 --> 00:40:18,250
‫مامان، واقعاً فکر می‌کنم راوان
‫خیلی باحاله.

516
00:40:19,125 --> 00:40:20,541
‫اون بیشتر منو متقاعد می‌کنه

517
00:40:20,625 --> 00:40:23,166
‫که رامایانا یه داستان اسطوره‌ایه.

518
00:40:28,958 --> 00:40:30,375
‫به چی نگاه می‌کنی؟

519
00:40:30,500 --> 00:40:32,583
‫آماده شو؛ فردا جلسه با سینگام سِر در مومبایی داری.

520
00:40:34,000 --> 00:40:34,958
‫واقعاً، تو بگو،

521
00:40:35,041 --> 00:40:36,500
‫چطور ممکنه کسی ده تا سر داشته باشه؟

522
00:40:36,583 --> 00:40:39,166
‫هنوز کلی آدم هست که مثل تو فکر می‌کنن.

523
00:40:39,500 --> 00:40:41,750
‫اوه نه، دارم دیر می‌کنم!

524
00:40:41,833 --> 00:40:43,541
‫- چی شده سِر؟
‫- تولّد پسرم همین الآن شروع شد

525
00:40:43,625 --> 00:40:45,333
‫- مواظب باشی، باشه؟
‫- باشه سِر.

526
00:40:46,583 --> 00:40:48,625
‫راوان یه جنگجوی بی‌خوف بود.

527
00:40:48,708 --> 00:40:49,791
‫چه خبره؟

528
00:40:50,250 --> 00:40:51,500
‫کلید اصلی رو چک کن.

529
00:40:52,250 --> 00:40:54,875
‫اون ده تا سر نشون‌دهنده

530
00:40:55,125 --> 00:40:58,208
‫دانش و حکمتش بود.

531
00:41:08,666 --> 00:41:10,000
‫خیلی قدرتمند...

532
00:41:15,458 --> 00:41:16,666
‫خیلی دانا...

533
00:41:18,125 --> 00:41:19,708
‫تسخیرناپذیر...

534
00:41:20,541 --> 00:41:21,666
‫راوان!

535
00:41:43,416 --> 00:41:44,833
‫با کنترل روم تماس بگیرین

536
00:41:44,916 --> 00:41:46,375
‫- همه پنجره‌ها رو سریع ببندین.
‫- بله سِر.

537
00:41:46,458 --> 00:41:47,375
‫تفنگ‌ها!

538
00:41:52,583 --> 00:41:54,125
‫تلفن رو بردار، بانو.

539
00:43:47,000 --> 00:43:52,875
‫لطفاً، سِر. لطفاً منو نکشین، سِر. لطفاً، سِر، لطفاً.

540
00:44:55,375 --> 00:44:57,541
‫شوهرم شما رو به چشم قهرمانش می‌دید.

541
00:45:00,625 --> 00:45:03,000
‫همیشه به پسرمون می‌گفت،

542
00:45:03,125 --> 00:45:06,416
‫"باید بزرگ شی که مثل خانم شاکتی بشی. "

543
00:45:08,916 --> 00:45:10,916
‫امروز تولد پسرمه.

544
00:45:15,625 --> 00:45:18,333
‫به پسر چهار سالم چی بگم؟

545
00:45:19,875 --> 00:45:23,083
‫هی می‌پرسه، "بابا کجاست؟

546
00:45:24,625 --> 00:45:26,125
‫بابام کجا رفته؟

547
00:45:26,208 --> 00:45:27,791
‫چی باید بهش بگم؟

548
00:45:33,375 --> 00:45:34,583
‫تو بهش بگو...

549
00:45:36,333 --> 00:45:38,333
‫تو به پسرم بگو،

550
00:45:39,166 --> 00:45:42,083
‫"پسر، بابات دیگه برنمی‌گرده

551
00:45:42,166 --> 00:45:44,083
‫چون من اونو اونجا تنها گذاشتم تا بمیره. "

552
00:45:44,166 --> 00:45:45,250
‫فقط اینو بگو!

553
00:45:48,166 --> 00:45:49,791
‫چرا... ؟

554
00:45:53,250 --> 00:45:57,541
‫اشکال نداره عزیزم؛ اینم می‌گذره. بیا بریم.

555
00:46:59,583 --> 00:47:01,500
‫ببخشید، سِر. شما رو ناامید کردم.

556
00:47:02,125 --> 00:47:03,500
‫نه، شاکتی.

557
00:47:04,250 --> 00:47:05,583
‫این تقصیر تو نیست.

558
00:47:06,833 --> 00:47:08,083
‫من اونو دست‌کم گرفتم،

559
00:47:08,166 --> 00:47:10,333
‫فکر می‌کردن که اون فقط
‫یه جنایتکار معمولیه.

560
00:47:11,041 --> 00:47:12,416
‫ولی اون خیلی بیشتر از ایناست.

561
00:47:12,500 --> 00:47:13,500
‫آقا.

562
00:47:13,583 --> 00:47:14,958
‫طبق اطلاعات،

563
00:47:15,041 --> 00:47:18,541
‫هر سه‌تاشون نزدیک پانایکولام دیده شدن، آقا.

564
00:47:18,625 --> 00:47:22,250
‫همه بازداشتی‌هایی که گرفتیم هم از همون روستا بودن.

565
00:47:22,833 --> 00:47:26,333
‫آقا، فکر می‌کنم باید نیروهامون رو به اونجا بفرستیم.

566
00:47:27,541 --> 00:47:31,125
‫شاکتی، تیم‌تو بردار

567
00:47:31,208 --> 00:47:32,625
‫و دنبالشون کن برو.

568
00:47:33,375 --> 00:47:34,541
‫آقا، من...؟

569
00:47:36,333 --> 00:47:38,500
‫آقا، هنوز به من اعتماد دارید؟

570
00:47:39,875 --> 00:47:42,166
‫آقا، من لایق اعتمادتون نیستم.

571
00:47:42,625 --> 00:47:45,208
‫تو نمی‌تونی اعتماد منو خراب کنی، شاکتی.

572
00:47:45,750 --> 00:47:47,500
‫تو فقط قهرمان اون افسر نیستی؛

573
00:47:48,500 --> 00:47:49,916
‫تو قهرمان من هم هستی.

574
00:47:50,000 --> 00:47:51,500
‫تو افتخار منی.

575
00:47:51,875 --> 00:47:54,500
‫هر افسر سینگهام
‫افتخار اونه.

576
00:47:55,166 --> 00:47:59,041
‫تاریخ شاهد بوده
‫که سینگهام هیچ‌وقت نباخته.

577
00:47:59,875 --> 00:48:03,500
‫و بانوی سینگهام
‫هم هیچ‌وقت نمی‌بازه.

578
00:48:05,583 --> 00:48:06,625
‫بله آقا.

579
00:48:07,625 --> 00:48:08,833
‫برو بگیرشون.

580
00:48:09,708 --> 00:48:11,500
‫زنده بیارشون اگه می‌تونی؛

581
00:48:11,875 --> 00:48:14,041
‫اگه نشد، اجازه‌اش با منه.

582
00:48:15,666 --> 00:48:17,291
‫یه شیر ترس ایجاد می‌کنه،

583
00:48:18,583 --> 00:48:21,958
‫ولی یه شیر زخمی خرابی به بار میاره.

584
00:48:23,541 --> 00:48:25,291
‫این حرف منه.

585
00:48:25,458 --> 00:48:28,416
‫همه چیزایی که می‌دونم
‫از تو یاد گرفتم.

586
00:48:29,291 --> 00:48:30,708
‫دارما چیه؟

587
00:48:30,791 --> 00:48:32,500
‫چی کارمای یه انسانو تعریف می‌کنه؟

588
00:48:32,583 --> 00:48:35,833
‫دارما اون نیروی نجیبیه که لایق
‫تعهد بی چون و چرای ماست،

589
00:48:35,916 --> 00:48:39,500
‫در حالی که کارما نوریه
‫که ما رو در مسیر مقدسش هدایت می‌کنه.

590
00:48:39,583 --> 00:48:42,416
‫بالاترین دارما اونیه
‫که با شجاعت راه پرخطر حقیقت رو طی می‌کنه.

591
00:48:42,541 --> 00:48:43,791
‫و ایده‌آل واقعی کسیه
‫که بدون ترس

592
00:48:43,875 --> 00:48:46,083
‫در برابر سختی‌ها ایستادگی می‌کنه.

593
00:48:46,166 --> 00:48:48,625
‫در برابر سختی‌ها ایستادگی می‌کنه.

594
00:48:48,666 --> 00:48:50,125
‫چطوری فیلم پاک شده؟

595
00:48:50,208 --> 00:48:51,708
‫نمی‌دونم، خانم.
‫منم نمی‌تونم بفهمم.

596
00:48:51,791 --> 00:48:53,416
‫باید یه نسخه پشتیبان
‫روی هارددیسک باشه.

597
00:48:53,500 --> 00:48:54,708
‫هارددیسک هم گم شده، خانم.

598
00:48:54,791 --> 00:48:56,791
‫باید راهی باشه
‫تا فیلمو برگردوند.

599
00:48:56,875 --> 00:48:58,625
‫متاسفانه، نه، خانم.

600
00:48:58,708 --> 00:49:01,083
‫باید بریم
‫رامشورام و دوباره فیلم بگیریم.

601
00:49:01,166 --> 00:49:03,500
‫خانم، من و گوتام
‫می‌تونیم فردا راه بیفتیم.

602
00:49:03,583 --> 00:49:07,208
‫نه، تو باید اینجا بمونی
‫برای جریان برنامه.

603
00:49:07,916 --> 00:49:09,041
‫من میرم.

604
00:49:09,541 --> 00:49:10,750
‫منم با تو میام.

605
00:49:10,833 --> 00:49:12,166
‫واقعا لازمه که بری؟

606
00:49:12,250 --> 00:49:13,333
‫باید برم.

607
00:49:13,416 --> 00:49:14,666
‫پس کی باهات میاد؟

608
00:49:14,708 --> 00:49:16,583
‫میریگیا داره با من میاد

609
00:49:16,833 --> 00:49:19,416
‫اما حالا فکر می‌کنم این احمق رو هم ببرم.

610
00:49:19,541 --> 00:49:20,500
‫نه!

611
00:49:20,583 --> 00:49:21,916
‫نه، نه، نه، مامان!

612
00:49:22,000 --> 00:49:23,500
‫نمی‌تونم باهات بیام.

613
00:49:23,583 --> 00:49:24,708
‫یکشنبه آخرین مسابقه فوتبال‌امو دارم.

614
00:49:24,791 --> 00:49:26,500
‫نمی‌تونم از دست بدمش.
‫خواهش می‌کنم.

615
00:49:27,583 --> 00:49:29,166
‫وقت برای مادرت نداری، نه؟

616
00:49:29,250 --> 00:49:31,750
‫بیا، پاشو بیا تو کمک کن وسیله جمع کنیم.

617
00:49:31,833 --> 00:49:33,458
‫- مامان...
‫- پاشو!

618
00:49:41,333 --> 00:49:42,291
‫چی شده، آقا؟

619
00:49:42,375 --> 00:49:44,208
‫یه چیزی درست نیست، دایا.

620
00:49:45,416 --> 00:49:48,250
‫رامشورام فقط چهار ساعت
‫با مادورای فاصله داره،

621
00:49:49,000 --> 00:49:51,708
‫و می‌دونی تو مادورای چی شد.

622
00:49:52,958 --> 00:49:56,500
‫هیولایی که می‌تونه
‫۱۵ پلیس رو بکشه

623
00:49:56,916 --> 00:49:59,458
‫و یه ایستگاه پلیس رو بسوزونه...

624
00:50:00,791 --> 00:50:02,416
‫می‌تونه هر کاری بکنه.

625
00:50:05,791 --> 00:50:07,375
‫نمی‌تونیم راحت بگیریمش.

626
00:50:09,041 --> 00:50:12,083
‫یه کاری بکن، با آونی برو.

627
00:50:12,166 --> 00:50:12,875
‫بله، آقا.

628
00:50:12,958 --> 00:50:14,791
‫پراکاش کیفتو پیدا کردی؟

629
00:50:14,875 --> 00:50:16,208
‫کیف بزرگ رو پیدا نمی‌کنم، خانم.

630
00:50:16,291 --> 00:50:18,000
‫باشه من یه نگاه میندازم تو اینو ببر داخل.

631
00:50:18,083 --> 00:50:19,041
‫آونی،

632
00:50:19,541 --> 00:50:20,958
‫دایا هم باهات میاد.

633
00:50:21,041 --> 00:50:23,041
‫دایا؟ چرا؟

634
00:50:26,958 --> 00:50:29,041
‫تو نگرانی به خاطر اونچه که اتفاق افتاده

635
00:50:29,458 --> 00:50:31,500
‫تو ایستگاه پلیس شاکتی، درست میگم؟

636
00:50:31,583 --> 00:50:33,583
‫زیادی به این موضوع فکر نمی‌کنی، سینگهام؟

637
00:50:33,666 --> 00:50:34,916
‫آونی، فقط کاری که می‌گم بکن.

638
00:50:35,541 --> 00:50:36,750
‫دایا رو با خودت ببر.

639
00:50:38,875 --> 00:50:39,791
‫باشه.

640
00:50:40,375 --> 00:50:41,458
‫بریم، دایا.

641
00:50:42,333 --> 00:50:43,333
‫حتما، خانم.

642
00:50:43,416 --> 00:50:45,208
‫فردا صبح تو فرودگاه می‌بینمتون.

643
00:50:45,291 --> 00:50:46,500
‫اوکی.

644
00:50:49,750 --> 00:50:52,416
‫اگه تو رامشورام اتفاق اضطراری افتاد، به ساتیا زنگ بزنید.

645
00:50:52,791 --> 00:50:53,833
‫بله، آقا.

646
00:51:27,375 --> 00:51:29,875
‫یه شهری در ماهاراشترا، نشیک.

647
00:51:29,958 --> 00:51:32,583
‫وقتی اسمش رو می‌شنوی، ممکنه فوراً به معبد شیرودی

648
00:51:32,666 --> 00:51:33,750
‫یا معبد تریمباکشوار فکر کنی—

649
00:51:33,833 --> 00:51:35,083
‫هر دو مکان مذهبی مهم.

650
00:51:35,166 --> 00:51:36,916
‫اما یه جای دیگه نزدیکه

651
00:51:37,000 --> 00:51:38,666
‫که یه اتفاق مهمی در اونجا افتاد،

652
00:51:38,708 --> 00:51:43,500
‫و به داستان شجاعت رام و تاریخ هند یه فصل جدید اضافه کرد.

653
00:51:43,583 --> 00:51:46,250
‫دارم از پنج‌وتی حرف می‌زنم.

654
00:51:46,666 --> 00:51:48,583
‫می‌دونی اینجا چی شده؟

655
00:51:49,333 --> 00:51:50,708
‫اینجا جاییه که مادر سیتا ربوده شد.

656
00:51:50,791 --> 00:51:52,833
‫هیچ‌فرقی نداره که یه جنگل چقدر زیبا باشه،

657
00:51:52,875 --> 00:51:53,833
‫اون باز هم جنگله.

658
00:51:53,958 --> 00:51:56,500
‫خطر تو هر قدمی کمین کرده؛ بدبیاری تو هر پیچ.

659
00:51:56,625 --> 00:51:58,875
‫گرسنگی، تشنگی، بارون،

660
00:51:58,958 --> 00:52:00,458
‫و گرما فقط چالش‌های کوچیکی بودن،

661
00:52:00,541 --> 00:52:01,875
‫اما اون‌ها نمی‌دونستن

662
00:52:01,958 --> 00:52:04,000
‫که سختی‌های واقعی هنوز در راهه.

663
00:52:04,041 --> 00:52:04,875
‫بله، خانم.

664
00:52:04,958 --> 00:52:06,583
‫همه فایل‌ها رو دانلود کردم.

665
00:52:06,666 --> 00:52:07,791
‫عالیه!

666
00:52:07,875 --> 00:52:10,125
‫فردا ظهر با پرواز برمی‌گردم.

667
00:52:10,208 --> 00:52:12,333
‫- راستی، اونجا اوضاع چطوره؟
‫- خوبه، خانم.

668
00:52:12,416 --> 00:52:14,791
‫داریم نزدیک میشیم به اجرای ربودن مادر سیتا.

669
00:52:15,166 --> 00:52:16,500
‫کاش منم اونجا بودم.

670
00:52:16,875 --> 00:52:17,916
‫موفق باشی!

671
00:52:19,208 --> 00:52:21,750
‫جذابیت حیرت‌انگیز یه آهوی براق،

672
00:52:21,833 --> 00:52:24,000
‫کنجکاوی جاناکی رو با خلوص جلب کرد.

673
00:52:24,083 --> 00:52:27,208
‫"ای خداوندگار، این چیه،
‫که انقدر زیبا و افسون‌کننده‌س؟"

674
00:52:27,291 --> 00:52:29,833
‫"لطفاً اون رو برام بیار، فوراً اونو می‌خوام."

675
00:52:30,291 --> 00:52:32,708
‫اما چیزی که پیدا کرد، صدای گریه آهو نبود؛

676
00:52:32,875 --> 00:52:36,083
‫بلکه صدای رام بود، یه درخواست که طنین‌انداز بود.

677
00:52:36,125 --> 00:52:38,125
‫برای محافظت از مادر سیتا،

678
00:52:38,166 --> 00:52:39,500
‫لکشمن یه خط محافظتی کشید،

679
00:52:39,583 --> 00:52:41,541
‫بعد بی‌معطلی به جنگل رفت.

680
00:52:44,083 --> 00:52:45,375
‫بله، مریگایا، کجایی؟

681
00:52:45,458 --> 00:52:47,125
‫- منتظریم.
‫- ببخشید، خانم،

682
00:52:47,208 --> 00:52:49,916
‫ولی ماشینم پشت خانه کلام خراب شد.

683
00:52:50,000 --> 00:52:52,750
‫میشه لطفاً دایا رو اینجا بفرستین؟

684
00:52:52,833 --> 00:52:53,916
‫خب باشه.

685
00:52:55,166 --> 00:52:57,000
‫خانم، خانه کلام از اینجا دور نیست.

686
00:52:57,083 --> 00:52:58,083
‫- باسکر.
‫- بله، آقا.

687
00:52:58,166 --> 00:52:59,625
‫تو اینجا با آونی خانم بمون.

688
00:52:59,708 --> 00:53:01,333
‫- زود برمی‌گردیم.
‫- آقا.

689
00:53:03,083 --> 00:53:04,458
‫- باسکر
‫- بله، خانم.

690
00:53:04,583 --> 00:53:06,208
‫میشه یه فنجون قهوه داغ بگیرم؟

691
00:53:06,333 --> 00:53:08,291
‫چرا که نه، خانم؟ همین الان میرم می‌گیرم.

692
00:53:27,750 --> 00:53:29,791
‫آونی باجیراو سینهام.

693
00:53:30,291 --> 00:53:32,750
‫شما برای
‫وزارت فرهنگ کار می‌کنید، درسته؟

694
00:53:32,833 --> 00:53:34,791
‫- بله.
‫- رامایان...

695
00:53:35,708 --> 00:53:37,833
‫منظورم اینه که شما
‫پروژه رام‌لیلا رو انجام می‌دین.

696
00:53:38,291 --> 00:53:39,416
‫تو اخبار دیدمتون.

697
00:53:39,541 --> 00:53:42,166
‫آها، اوکی.

698
00:53:42,750 --> 00:53:44,375
‫حال سینگهام آقا چطوره؟

699
00:53:45,625 --> 00:53:46,916
‫می‌شناسینش؟

700
00:53:47,000 --> 00:53:48,583
‫کی اونو نمی‌شناسه؟

701
00:53:50,416 --> 00:53:52,458
‫باید بهش افتخار کنید.

702
00:53:52,541 --> 00:53:53,750
‫البته که می‌کنم.

703
00:53:54,833 --> 00:53:57,250
‫راستی، شما... ؟

704
00:53:57,333 --> 00:54:01,541
‫میشه گفت منم مثلاً به وظایفم متعهد هستم، درست مثل شوهرتون.

705
00:54:03,208 --> 00:54:06,250
‫ولی اینو اشتباه برداشت نکن، آونی؛

706
00:54:06,375 --> 00:54:08,291
‫سینگهام هم اونقدر کامل نیست.

707
00:54:09,208 --> 00:54:13,250
‫مثل هر کسی دیگه‌ای، اونم نقص‌هایی داره.

708
00:54:14,833 --> 00:54:17,166
‫بزرگ‌ترین نقصش

709
00:54:17,791 --> 00:54:21,541
‫اینه که فکر می‌کنه فقط نظر خودش درسته.

710
00:54:22,208 --> 00:54:24,708
‫اونقدر به صداقت و وفاداری خودش افتخار می‌کنه

711
00:54:25,625 --> 00:54:31,958
‫که معمولاً احساسات دیگران رو نادیده می‌گیره.

712
00:54:32,833 --> 00:54:34,375
‫و می‌دونی چیه، آونی؟

713
00:54:35,500 --> 00:54:37,500
‫گاهی اوقات، غرور اینجور آدم‌های 'پاک'

714
00:54:37,583 --> 00:54:39,416
‫و اخلاقاً درست

715
00:54:40,250 --> 00:54:42,875
‫می‌تونه برای خونواده‌هاشون دردسر ایجاد کنه.

716
00:54:44,125 --> 00:54:48,500
‫راستی،
‫دایا و مریگایا کجا هستن؟

717
00:54:49,541 --> 00:54:52,416
‫آها، فکر کردی
‫مریگایا برای تو کار می‌کنه؟

718
00:55:21,541 --> 00:55:23,666
‫اینجا هیچکس نیست، آقا.

719
00:55:59,250 --> 00:56:01,083
‫آقا، فکر کنم ما رو گول زدن.

720
00:56:01,166 --> 00:56:02,500
‫همه جای پاناایکولام رو گشتیم،

721
00:56:02,583 --> 00:56:03,666
‫ولی اون سه نفر رو اینجا پیدا نکردیم.

722
00:56:03,750 --> 00:56:05,791
‫اونجا پیدا نمی‌کنی؛ این یه تله‌ست.

723
00:56:05,875 --> 00:56:07,541
‫اون‌ها آونی رو دزدیدن.

724
00:56:07,625 --> 00:56:08,583
‫چی؟!

725
00:57:15,500 --> 00:57:17,791
‫دایا، در رو بشکن!

726
00:59:58,916 --> 01:00:00,750
‫آفرین خانم!

727
01:00:01,416 --> 01:00:02,791
‫بهتون شلیک شده.

728
01:00:02,875 --> 01:00:04,958
‫نگران نباش، خوب می‌شم.

729
01:00:05,041 --> 01:00:06,125
‫ولی...

730
01:00:09,791 --> 01:00:11,041
‫خانم...

731
01:00:11,458 --> 01:00:12,666
‫او مادر منه.

732
01:00:13,333 --> 01:00:14,875
‫آشرام کالاری ما این نزدیکیه.

733
01:00:14,958 --> 01:00:16,125
‫آونی، حالت خوبه؟

734
01:00:16,666 --> 01:00:19,500
‫خوبم، ولی بهش شلیک شده.

735
01:00:22,625 --> 01:00:25,291
‫نگران نباش، حالش خوب می‌شه.

736
01:00:26,791 --> 01:00:27,875
‫بریم.

737
01:01:05,708 --> 01:01:07,916
‫اونو سریعاً با هلیکوپتر منتقل کنید.

738
01:01:08,708 --> 01:01:10,458
‫و شما باهاش بمونید.

739
01:01:10,541 --> 01:01:11,583
‫بله آقا.

740
01:01:43,708 --> 01:01:46,500
‫آقا، از طریق بی‌سیم پیامی از ساتیا سِر دریافت کردیم.

741
01:01:46,583 --> 01:01:48,333
‫خانم با اوست.

742
01:02:00,541 --> 01:02:02,833
‫زخمتون تا دو روز دیگه خوب می‌شه.

743
01:02:02,958 --> 01:02:04,791
‫چرا بهتر از خودتون مراقبت نمی‌کنید؟

744
01:02:04,916 --> 01:02:07,333
‫هَمیشه ناراحتتون می‌کنن، ولی باز هم توجه نمی‌کنید.

745
01:02:07,416 --> 01:02:09,333
‫چی کار کنم، روَتی اَما؟

746
01:02:09,416 --> 01:02:11,000
‫زخمام بیشتر به دعواتون نیاز داره

747
01:02:11,083 --> 01:02:12,916
‫تا این مرهم برای خوب شدن.

748
01:02:13,000 --> 01:02:14,500
‫متوجه‌ام.

749
01:02:15,041 --> 01:02:17,375
‫از کی کالاری درس میدی؟

750
01:02:17,500 --> 01:02:18,791
‫از وقتی که دختر کوچیک بودم.

751
01:02:18,958 --> 01:02:20,916
‫این آشرام مال پدرمه.

752
01:02:22,708 --> 01:02:25,333
‫برای همینه که پسرت مثل خودت شجاعه.

753
01:02:26,125 --> 01:02:29,208
‫با این که تیر خورده، هنوز می‌خنده.

754
01:02:30,541 --> 01:02:34,750
‫در واقع، ساتیا رو من به دنیا نیاوردم.

755
01:02:35,416 --> 01:02:36,375
‫چی می‌گی؟

756
01:02:36,666 --> 01:02:38,625
‫خیلی سال پیش،

757
01:02:38,666 --> 01:02:40,541
‫شفابخش آشرام ما،

758
01:02:40,666 --> 01:02:43,166
‫روتی اما،
‫از توی جنگل می‌گذشت

759
01:02:43,958 --> 01:02:47,208
‫که صدای گریه‌ی یه بچه رو دوردست‌ها شنید.

760
01:02:47,291 --> 01:02:48,791
‫وقتی نزدیک‌تر رفت،

761
01:02:48,875 --> 01:02:52,291
‫دید بچه کبود شده.

762
01:02:52,375 --> 01:02:54,791
‫بعد دید یه مار رد می‌شه.

763
01:02:56,208 --> 01:02:58,375
‫بچه رو برداشت،

764
01:02:58,500 --> 01:03:01,875
‫و به صورت یه معجزه بود

765
01:03:02,000 --> 01:03:03,458
‫کاملا حالش خوب بود.

766
01:03:03,583 --> 01:03:05,208
‫هیچ اتفاقی براش نیفتاد.

767
01:03:05,708 --> 01:03:09,250
‫اونو به این آشرام آورد.

768
01:03:09,375 --> 01:03:14,250
‫از اون موقع، بی‌شمار اتفاقات
‫معجزه‌آسا برای ساتیا افتاده

769
01:03:14,916 --> 01:03:17,333
‫که باورش برات ممکن نیست.

770
01:03:17,416 --> 01:03:22,166
‫واقعا باور دارم که تحت
‫حفاظت لرد شیواست.

771
01:03:24,875 --> 01:03:26,125
‫خوبی؟

772
01:03:26,208 --> 01:03:27,333
‫بله، خانم.

773
01:03:28,000 --> 01:03:29,583
‫راستی، اونا کیا بودن؟

774
01:03:29,666 --> 01:03:30,833
‫نمی‌دونم.

775
01:03:31,416 --> 01:03:33,750
‫این‌قدر می‌دونم که هرکی هست،

776
01:03:34,250 --> 01:03:35,625
‫دنبال سینگهامه.

777
01:03:37,083 --> 01:03:40,041
‫خیلی خوب روی این نقشه کار کرده بود.

778
01:03:40,250 --> 01:03:42,708
‫دستیار من، میریگایا هم براش کار می‌کنه...

779
01:03:46,958 --> 01:03:48,750
‫سینگهام درست گفته بود.

780
01:03:49,875 --> 01:03:51,625
‫فقط امیدوارم دایا حالش خوب باشه.

781
01:03:51,750 --> 01:03:53,083
‫اگه تو نیومده بودی...

782
01:03:53,166 --> 01:03:54,916
‫من چطور نمی‌اومدم، خانم؟

783
01:03:55,125 --> 01:03:57,625
‫اون سینگهام رو می‌پرسته، آونی.

784
01:03:57,916 --> 01:03:59,000
‫همیشه آرزوش بوده

785
01:03:59,083 --> 01:04:01,625
‫که باهاش کار کنه به عنوان همکارش.

786
01:04:04,000 --> 01:04:05,333
‫مثل اینکه سینگهام اینجاست.

787
01:08:13,458 --> 01:08:14,875
‫ساتیا!

788
01:09:55,291 --> 01:09:56,666
‫ساتیا!

789
01:10:08,500 --> 01:10:10,166
‫ساتیا!

790
01:12:22,916 --> 01:12:27,458
‫آقا، نیروهامونو توی رامشوارام
‫و در خروجی‌های نزدیک مستقر کردیم.

791
01:12:27,583 --> 01:12:29,750
‫همه ایستگاه‌های بازرسی
‫رو هم مطلع کردیم.

792
01:12:29,833 --> 01:12:31,791
‫تیم‌های ما هم‌اکنون در

793
01:12:31,875 --> 01:12:34,166
‫همه بیمارستان‌های منطقه مستقرن.

794
01:12:34,208 --> 01:12:36,250
‫فقط یه مسیر خروجی از اینجا هست، آقا.

795
01:12:36,333 --> 01:12:38,625
‫که به مادورایی از طریق شیواگانگا میره.

796
01:12:39,333 --> 01:12:40,750
‫شاکتی در کاره، آقا.

797
01:12:40,833 --> 01:12:42,708
‫بهش خبر دادم.

798
01:12:43,625 --> 01:12:45,541
‫خیلی متاسفم که نتونستم
‫متوقفش کنم، آقا.

799
01:12:47,083 --> 01:12:48,708
‫امیدوارم خانم آونی حالش خوب باشه.

800
01:12:55,166 --> 01:12:56,708
‫آونی خوب میشه.

801
01:12:58,291 --> 01:12:59,291
‫نگران نباش.

802
01:13:00,125 --> 01:13:01,208
‫بریم.

803
01:13:07,000 --> 01:13:09,250
‫- الو؟
‫- الو، سینگام.

804
01:13:09,333 --> 01:13:10,500
‫چطوری؟

805
01:13:12,541 --> 01:13:14,458
‫دنبال
‫دنجر لانکا هستی، درسته؟

806
01:13:15,125 --> 01:13:17,541
‫دنجر لانکا نامیه که
‫مردم بهم داده‌ان.

807
01:13:18,750 --> 01:13:21,083
‫می‌خوای بدونی
‫من واقعاً کی هستم؟

808
01:13:21,208 --> 01:13:23,791
‫یادت میاد وقتی عمر حفیظ گفت

809
01:13:23,916 --> 01:13:27,000
‫که این جنگ هدف اصلی
‫نسل اونه؟

810
01:13:27,083 --> 01:13:29,083
‫من همون توفانی‌ام که بهش اشاره کرد، سینگام.

811
01:13:29,166 --> 01:13:34,041
‫من زبیر حفیظم،
‫نوه عمر حفیظ.

812
01:13:40,583 --> 01:13:43,875
‫عمو رضا و من
‫بهترین سال‌های زندگیمون رو

813
01:13:43,958 --> 01:13:45,666
‫در دانشگاه لندن گذروندیم.

814
01:13:45,750 --> 01:13:47,208
‫و حالا تو هم داری میری
‫اونجا درس بخونی.

815
01:13:47,291 --> 01:13:49,750
‫اینجا قراره کلی اتفاق بیفته.

816
01:13:51,333 --> 01:13:53,041
‫اگر اتفاقی برام افتاد،

817
01:13:53,125 --> 01:13:56,041
‫بدون که آتش انتقام من رو به ارث بردی.

818
01:13:56,125 --> 01:13:58,083
‫نمی‌ذارم اتفاقی برات بیفته، بابابزرگ.

819
01:13:58,166 --> 01:14:01,958
‫با چشمای خودت می‌بینی که انتقاممون موفق میشه.

820
01:14:02,041 --> 01:14:03,583
‫قول میدم.

821
01:14:13,791 --> 01:14:17,750
‫من راوان داستان تو ام.

822
01:14:17,833 --> 01:14:20,333
‫می‌دونم آونی صدمه دیده،

823
01:14:21,000 --> 01:14:25,000
‫ولی تو باید بیشتر از من نگران جونش باشی.

824
01:14:25,375 --> 01:14:27,750
‫چون اگه چیزی براش اتفاق بیفته،

825
01:14:28,291 --> 01:14:32,125
‫زمانت شروع به حساب پس دادن می‌کنه.

826
01:14:32,208 --> 01:14:33,958
‫خیلی درباره تو شنیدم.

827
01:14:34,083 --> 01:14:36,625
‫سینگام این، سینگام اون.

828
01:14:36,708 --> 01:14:38,250
‫سینگام یه جنگجوئه.

829
01:14:38,333 --> 01:14:40,333
‫نماینده‌ی وفاداریه.

830
01:14:41,208 --> 01:14:44,333
‫اصول‌های لرد رام رو دنبال می‌کنه.

831
01:14:44,416 --> 01:14:47,916
‫اگه واقعاً شاگرد لرد رام هستی در این کالیوگا،

832
01:14:48,000 --> 01:14:52,166
‫افسرت سیمبا و سوریاوانشی رو با پدربزرگم بیار

833
01:14:52,250 --> 01:14:55,458
‫و بیا سراغ زنت.

834
01:14:55,541 --> 01:14:57,833
‫به جون مادرم، زبیر،

835
01:14:57,916 --> 01:15:00,666
‫اگه برای آونی نیام،

836
01:15:00,750 --> 01:15:03,500
‫اون وقت سینگام یه ماراگای واقعی نیست!

837
01:15:40,083 --> 01:15:41,791
‫حالش بهتر شده.

838
01:15:43,375 --> 01:15:45,666
‫زبیر، حالش بهتر شده.

839
01:16:10,750 --> 01:16:12,625
‫دو سال صبر کردم

840
01:16:12,708 --> 01:16:15,500
‫تا تو رو در این وضعیت ببینم.

841
01:16:15,583 --> 01:16:17,833
‫به نوه‌ام افتخار می‌کنم.

842
01:16:17,916 --> 01:16:20,583
‫اگه واقعاً مرد بود،
‫مستقیم سراغم میومد.

843
01:16:21,083 --> 01:16:23,791
‫فکر کردی تو و نوه‌ات زنده میمونین

844
01:16:23,875 --> 01:16:26,041
‫بعد از اینکه یه زن بی‌گناه رو به‌عنوان سپر استفاده کردید؟

845
01:16:26,125 --> 01:16:28,458
‫این جنگه، سینگام.

846
01:16:28,541 --> 01:16:31,041
‫و تو جنگ همه‌چیز منصفانه‌ست.

847
01:16:31,125 --> 01:16:34,000
‫تو چنگیز خان رو می‌شناسی، مگه نه؟

848
01:16:34,083 --> 01:16:35,833
‫یه بار گفت،

849
01:16:35,916 --> 01:16:41,000
‫"من تنبیه خدا هستم."

850
01:16:41,083 --> 01:16:46,541
‫زبیر همون تنبیهه، برای تو و دوستات.

851
01:16:46,625 --> 01:16:49,708
‫تو باجیراو سینگام رو نمی‌شناسی.

852
01:16:49,791 --> 01:16:53,000
‫باجیرا فقط دو عهد در زندگی‌اش کرده.

853
01:16:53,083 --> 01:16:55,041
‫اولین، وقتی یونیفرم رو پوشید:

854
01:16:55,125 --> 01:16:58,208
‫تا آخر عمرش به کشورش خدمت کنه.

855
01:16:58,291 --> 01:17:01,125
‫دومین، وقتی با اوانی ازدواج کرد:

856
01:17:01,208 --> 01:17:03,458
‫همیشه ازش محافظت کنه.

857
01:17:04,666 --> 01:17:07,250
‫امروز، یه عهد سوم می‌کنم.

858
01:17:07,333 --> 01:17:10,125
‫اگه به زنم آسیبی برسه،

859
01:17:10,250 --> 01:17:12,208
‫جسد نوه‌ات رو نمی‌گیری،

860
01:17:12,291 --> 01:17:15,208
‫همون‌طور که جسد پسرات رو نگرفتی.

861
01:17:19,000 --> 01:17:21,041
‫اون یه توفانه.

862
01:17:22,750 --> 01:17:24,416
‫همه می‌میرن.

863
01:17:26,083 --> 01:17:28,375
‫باید با مامان می‌رفتم.

864
01:17:28,458 --> 01:17:30,291
‫مامانت خوب میشه.

865
01:17:32,708 --> 01:17:36,041
‫دو ساله داره برنامه‌ریزی می‌کنه
‫در حالی که تو تامیل نادو قایم شده،

866
01:17:36,125 --> 01:17:38,375
‫و تیم ما حتی بویی نبرده؟

867
01:17:38,458 --> 01:17:40,041
‫باید اعتراف کنیم، سینگام،

868
01:17:40,125 --> 01:17:43,875
‫این بزرگ‌ترین شکست
‫شبکه اطلاعاتیه ماست.

869
01:17:43,958 --> 01:17:46,625
‫مهم نیست که زبیر کجای هند قایم بشه،

870
01:17:46,708 --> 01:17:48,791
‫نمی‌ذاریم بی‌مجازات بمونه.

871
01:17:48,875 --> 01:17:53,083
‫کل نیرو و منابع‌مون رو برای پیدا کردن آونی به کار می‌گیریم.

872
01:17:53,208 --> 01:17:56,500
‫قربان، اون همچنین خواسته که
‫ما سه‌تا به‌همراه عمر بریم.

873
01:17:56,625 --> 01:17:59,250
‫خیلی باهوشانه این نقشه رو اجرا کرده.

874
01:17:59,333 --> 01:18:02,041
‫مطمئنم اشتباه نمی‌کنه که تو هند بمونه.

875
01:18:02,125 --> 01:18:05,375
‫فکر می‌کنم راهش به طرف سری لانکاست.

876
01:18:39,458 --> 01:18:40,416
‫قربان...

877
01:18:41,708 --> 01:18:43,416
‫هرچی باشه،

878
01:18:43,500 --> 01:18:44,833
‫نمایش رام‌لیلا رو ادامه میدیم.

879
01:18:44,916 --> 01:18:46,458
‫هممون مامانو خوشحال می‌کنیم.

880
01:18:58,333 --> 01:18:59,750
‫ارتباط برقرار کن.

881
01:19:00,791 --> 01:19:03,083
‫پس کی شما سه تا دارید
‫پدربزرگمو میارید؟

882
01:19:03,166 --> 01:19:04,541
‫اول بگو کجا باید بیام

883
01:19:04,625 --> 01:19:06,333
‫بهت خبر میدم، سینگهام.

884
01:19:06,416 --> 01:19:10,000
‫فقط فعلاً ترتیب آزادی
‫پدربزرگمو بده.

885
01:19:10,083 --> 01:19:12,958
‫هیچکدوم از خواسته‌هاتون
‫برآورده نمیشه

886
01:19:13,083 --> 01:19:14,666
‫تا وقتی که مطمئن بشم آونی سالمه.

887
01:19:14,750 --> 01:19:19,458
‫اگه حرف منو گوش نکنی
‫جون زنت ممکنه به خطر بیفته.

888
01:19:22,875 --> 01:19:24,916
‫اگه اتفاقی برای زنم بیفته،

889
01:19:25,375 --> 01:19:27,708
‫سر پدربزرگتو قطع می‌کنم

890
01:19:28,250 --> 01:19:29,916
‫و سرشو می‌زنم به قلعه سرخ.

891
01:19:30,000 --> 01:19:32,750
‫وااای! کسی خیلی عصبانیه!

892
01:19:32,833 --> 01:19:34,875
‫ولی حق داری که عصبانی باشی.

893
01:19:34,958 --> 01:19:36,833
‫بالاخره یه مسئله خانوادگیه.

894
01:19:37,791 --> 01:19:40,166
‫و کی بهتر از ما می‌فهمه
‫درسته؟

895
01:19:40,250 --> 01:19:42,666
‫اول من تنها میام که آونی رو ببینم.

896
01:19:42,750 --> 01:19:44,291
‫سینگهام، می‌دونی اگه اینجا بیای،

897
01:19:44,375 --> 01:19:46,458
‫زنده بیرون نمی‌ری.

898
01:19:47,041 --> 01:19:50,041
‫و بعد دولتت
‫پدربزرگمو آزاد نمی‌کنه.

899
01:19:50,333 --> 01:19:51,916
‫بذار یه کاری بکنیم.

900
01:19:52,000 --> 01:19:54,458
‫محبوبت رو بفرست

901
01:19:55,291 --> 01:19:57,458
‫که ببینه آونی حالش خوبه یا نه.

902
01:19:59,416 --> 01:20:01,041
‫داره راجع به کی حرف می‌زنه آقا؟

903
01:20:17,041 --> 01:20:20,666
‫پلیس!

904
01:22:42,291 --> 01:22:44,291
‫می‌تونید بگید نه اگه نمی‌خواید.

905
01:22:45,083 --> 01:22:46,416
‫این یه ماموریت رسمی نیست؛

906
01:22:47,083 --> 01:22:47,875
‫شخصیه.

907
01:22:47,958 --> 01:22:49,166
‫شخصی؟

908
01:22:50,000 --> 01:22:51,541
‫پس من فقط "غیرشخصی‌ام"؟

909
01:22:51,625 --> 01:22:52,500
‫یعنی من برات هیچی نیستم؟

910
01:22:52,583 --> 01:22:54,291
‫یعنی زنت واسه من هیچی نیست؟

911
01:22:55,208 --> 01:22:56,750
‫منو ناراحت کردی، آقا.

912
01:22:58,708 --> 01:23:00,291
‫اونجوری نیست، سیمبا.

913
01:23:02,666 --> 01:23:04,000
‫فکر نمی‌کنم انصاف باشه.

914
01:23:05,500 --> 01:23:08,166
‫دارم جونت رو به خطر می‌اندازم
‫که آونی رو نجات بدی.

915
01:23:09,041 --> 01:23:10,291
‫یه ماموریت خطرناکه.

916
01:23:10,333 --> 01:23:11,958
‫خب که چی؟

917
01:23:12,041 --> 01:23:13,000
‫منم خطرناکم!

918
01:23:13,083 --> 01:23:15,000
‫تو پلیس فوق‌العاده‌ای؛
‫منم پلیس روباتی.

919
01:23:15,083 --> 01:23:17,000
‫ما اسلحه مرگباریم، آقا.

920
01:23:17,208 --> 01:23:18,833
‫فکر نمی‌کنی امروز زیاد انگلیسی حرف می‌زنی؟

921
01:23:18,916 --> 01:23:22,833
‫آره، چون احساسی به من آسیب می‌زنی، آقا.

922
01:23:22,958 --> 01:23:25,000
‫شخصی، هان؟
‫شخصی!

923
01:23:26,875 --> 01:23:28,375
‫باشه، ناراحت نشو.

924
01:23:29,875 --> 01:23:31,250
‫ولی یه درخواست دارم:

925
01:23:32,833 --> 01:23:34,208
‫انگلیسی رو کمتر کن.

926
01:23:37,250 --> 01:23:41,083
‫این اولین بار که سیمبا
‫فرصت پیدا کرده که به سینگهام کمک کنه، آقا.

927
01:23:41,166 --> 01:23:44,041
‫از جون دادن تا جون گرفتن،

928
01:23:44,125 --> 01:23:46,083
‫هر چی باشه، انجام شده‌.

929
01:23:47,541 --> 01:23:48,666
‫ببخشید.

930
01:23:49,833 --> 01:23:51,083
‫مواظب باش.

931
01:23:52,750 --> 01:23:54,416
‫به نظر میاد دیوانه‌ است.

932
01:23:55,041 --> 01:23:56,166
‫می‌بینیم، آقا.

933
01:24:14,041 --> 01:24:15,583
‫همپی، کارناتاکا

934
01:24:15,666 --> 01:24:19,666
‫جایی که معابد باستانی هنوز
‫شاهد خدایان میمون هستند.

935
01:24:19,791 --> 01:24:21,083
‫می‌دونی چرا؟

936
01:24:21,166 --> 01:24:22,708
‫چون همپی که امروز می‌شناسیم

937
01:24:22,791 --> 01:24:24,541
‫یک زمان به عنوان کیشکین‌ها
‫در ترتا یوگا، عصر نقره‌ای، شناخته می‌شد،

938
01:24:24,625 --> 01:24:27,083
‫قلمرویی که توسط پادشاهان میمون بلی
‫و سوگریوا حکمرانی می‌شد.

939
01:24:27,166 --> 01:24:30,541
‫نه چندان دور از اونجا یکی
‫از پنج دریاچه مقدس هند وجود دارد،

940
01:24:30,625 --> 01:24:31,791
‫پامپا ساروار،

941
01:24:31,875 --> 01:24:33,083
‫جایی که پروردگار رام

942
01:24:33,166 --> 01:24:35,500
‫و پروردگار هانومان برای اولین بار ملاقات کردند،

943
01:24:35,583 --> 01:24:39,750
‫که نشان‌دهنده شروع
‫یک فصل جدید از شجاعت و دلاوری بود.

944
01:24:40,333 --> 01:24:41,958
‫خبر در جنگل پیچیده

945
01:24:42,041 --> 01:24:45,375
‫که سیمبا اومده تا به شیر کمک کنه.

946
01:24:45,916 --> 01:24:48,166
‫سینگهام، پروازش فردا می‌ره.

947
01:24:48,250 --> 01:24:50,416
‫مطمئن شو که سیمبا سوار بشه.

948
01:24:51,375 --> 01:24:54,791
‫آدمای من منتظرش
‫تو فرودگاه خواهند بود.

949
01:24:54,875 --> 01:24:56,208
‫کلمبو.

950
01:24:57,291 --> 01:24:59,958
‫کلمبوس! کلمبوس! کلمبوس!

951
01:25:00,000 --> 01:25:01,541
‫کلمبوس کجا هست خانم؟ آمریکاست نه؟

952
01:25:01,625 --> 01:25:02,375
‫برنامه‌ پروازی طولانیه، درسته؟

953
01:25:02,458 --> 01:25:03,583
‫رئیس، من ترجیح می‌دم
‫در کلاس تجاری سفر کنم.

954
01:25:03,666 --> 01:25:05,666
‫پاهایم توی کلاس اقتصادی خواب می‌ره.

955
01:25:05,750 --> 01:25:07,166
‫نه کلمبوس؛ کلمبو است.

956
01:25:07,250 --> 01:25:08,833
‫کلمبو تو سریلانکاست.

957
01:25:10,041 --> 01:25:12,291
‫آه، فهمیدم - کشور همسایه‌مون،

958
01:25:12,375 --> 01:25:14,000
‫همون که تو جنوبه.

959
01:25:14,083 --> 01:25:15,041
‫خب، باشه،

960
01:25:15,125 --> 01:25:17,375
‫بزنیم بریم سریلانکا یه حالی بکنیم.

961
01:25:17,458 --> 01:25:20,208
‫همه نیروهامون تو سریلانکا رو فعال کن.

962
01:25:20,291 --> 01:25:21,333
‫بله قربان.

963
01:25:26,083 --> 01:25:27,125
‫بله قربان.

964
01:25:37,375 --> 01:25:38,291
‫آره، باشه.

965
01:25:38,375 --> 01:25:39,541
‫- جزئیات رو بگو لطفاً.
‫- بله، خانم.

966
01:25:39,625 --> 01:25:40,291
‫- دیلیپ؟
‫- بله، خانم؟

967
01:25:40,375 --> 01:25:41,833
‫- مختصات رو بررسی کن.
‫- حتماً، خانم.

968
01:25:41,916 --> 01:25:43,375
‫خانم، من دو ساعت و نیم طول می‌کشه تا به کلمبو برسم.

969
01:25:43,458 --> 01:25:45,166
‫بعدش برنامه چیه؟

970
01:25:45,291 --> 01:25:47,500
‫سیمبا، فکر می‌کنم همین که وارد بشی،

971
01:25:47,583 --> 01:25:49,958
‫آدمای زبیر می‌گیرنت و می‌ندازنت تو ماشین.

972
01:25:50,041 --> 01:25:51,458
‫چطور می‌تونین اینو بگین، خانم؟

973
01:25:51,541 --> 01:25:52,375
‫"بگیرنت و بندازنت"؟

974
01:25:52,458 --> 01:25:54,333
‫مگه من یه چمدون تحویل بگیریم؟

975
01:25:54,416 --> 01:25:55,625
‫نه، این نقشه من نیست.

976
01:25:55,708 --> 01:25:56,833
‫اما ممکنه نقشه زبیر باشه.

977
01:25:56,916 --> 01:25:58,541
‫یعنی چی ممکنه باشه؟

978
01:25:58,625 --> 01:26:00,291
‫اگه زبیر دنبال عمره،

979
01:26:00,958 --> 01:26:03,083
‫قطعاً تورو می‌بره پیش آونی.

980
01:26:03,708 --> 01:26:05,625
‫و از طریق مکان تو،

981
01:26:06,125 --> 01:26:07,291
‫می‌تونیم پیداش کنیم.

982
01:26:07,958 --> 01:26:09,000
‫قربان.

983
01:26:09,083 --> 01:26:11,041
‫اینم فید زنده از فرودگاه کلمبو.

984
01:26:11,458 --> 01:26:13,125
‫ماهواره‌هامون همش زیر نظر دارن

985
01:26:14,125 --> 01:26:15,583
‫تو رو هر لحظه از اینجا.

986
01:26:17,083 --> 01:26:18,041
‫تکنولوژی!

987
01:26:18,125 --> 01:26:20,208
‫اینتل هند مثل جیمز بانده، نه؟

988
01:26:20,291 --> 01:26:23,083
‫هند خودکفا! ذهن داره می‌ترکه!

989
01:26:23,500 --> 01:26:24,875
‫رئیس، یه شکی دارم.

990
01:26:24,958 --> 01:26:26,625
‫اگه نیاز به تماس اضطراری داشته باشم

991
01:26:26,708 --> 01:26:28,333
‫و اون خانمی که ماهواره رو مدیریت می‌کنه بگه،

992
01:26:28,416 --> 01:26:30,125
‫"سینگام رو خط دیگه است،"

993
01:26:30,250 --> 01:26:32,833
‫بعد زبیر منو نابود می‌کنه، نه؟

994
01:26:32,916 --> 01:26:33,833
‫نگران نباش، سیمبا.

995
01:26:33,916 --> 01:26:37,750
‫جناب سینگام تا زمانی که تو برسی به کلمبو، تو نگومبو خواهد بود.

996
01:26:38,000 --> 01:26:38,916
‫قربان، گارد ساحلی ما تو رو می‌بره

997
01:26:39,000 --> 01:26:41,583
‫روی یه تریالای نزدیک مرز سریلانکا

998
01:26:41,666 --> 01:26:42,750
‫که توسط تیم ما ترتیب داده شده.

999
01:26:42,833 --> 01:26:44,416
‫و تو به نگومبو می‌رسی

1000
01:26:44,500 --> 01:26:47,166
‫جایی که عوامل راو ما منتظرت هستن.

1001
01:26:47,541 --> 01:26:50,958
‫خب، اینم برنامه بازی.

1002
01:26:52,250 --> 01:26:56,541
‫کیلادی کجاست؟

1003
01:26:58,250 --> 01:26:59,875
‫وقت پیدا می‌کنی متوجه می‌شی.

1004
01:27:02,083 --> 01:27:04,291
‫قربان، واقعاً فکر می‌کنین فقط ما سه تا می‌تونیم این کارو انجام بدیم؟

1005
01:27:05,166 --> 01:27:06,958
‫کی گفت فقط سه‌تاییم؟

1006
01:27:08,791 --> 01:27:10,166
‫نه سینگام.

1007
01:27:11,541 --> 01:27:12,875
‫حس خوبی ندارم

1008
01:27:13,958 --> 01:27:16,875
‫این یه ماموریت انتحاریه.

1009
01:27:17,708 --> 01:27:21,166
‫بیام اول با دولت سریلانکا مشورت کنم.

1010
01:27:21,291 --> 01:27:22,583
‫نه قربان.

1011
01:27:22,750 --> 01:27:24,125
‫زبیر خیلی زرنگه.

1012
01:27:24,958 --> 01:27:26,416
‫اگه بفهمه

1013
01:27:26,791 --> 01:27:29,333
‫که دولت سریلانکا هم درگیره،

1014
01:27:29,416 --> 01:27:30,916
‫فرار می‌کنه.

1015
01:27:31,375 --> 01:27:32,875
‫این تنها شانسمونه که دستگیرش کنیم.

1016
01:27:32,958 --> 01:27:35,458
‫و آوینی؟ امنیتش چی؟

1017
01:27:36,791 --> 01:27:41,208
‫زبیر بی‌رحمانه 15 تا افسر پلیس رو تو مَدورایی کشت، قربان.

1018
01:27:41,750 --> 01:27:44,291
‫خانواده‌هاشون فقط بعد از انتقام‌مون آرامش پیدا می‌کنن.

1019
01:27:44,375 --> 01:27:46,416
‫برای آوینی،

1020
01:27:47,291 --> 01:27:49,166
‫اگه اینجا بود، اونم می‌گفت،

1021
01:27:49,291 --> 01:27:51,500
‫"اگه بخوام می‌میرم،

1022
01:27:51,791 --> 01:27:54,666
‫ولی هند با تروریست‌ها معامله نمی‌کنه."

1023
01:27:57,041 --> 01:27:58,958
‫اگه قراره بمیریم،

1024
01:27:59,041 --> 01:28:00,666
‫پس بزار اینطور بشه.

1025
01:28:00,750 --> 01:28:02,791
‫ولی قسم می‌خورم زبیر رو از بین می‌بریم.

1026
01:28:03,791 --> 01:28:06,041
‫پس فقط شما سه‌تا می‌خواین برین؟

1027
01:28:06,125 --> 01:28:08,166
‫کمی زیادی دراماتیک نیست که

1028
01:28:08,291 --> 01:28:09,791
‫فقط سه‌تایی بریم؟

1029
01:28:10,416 --> 01:28:12,666
‫نیاز به پشتیبانی نیروهای دیگه شما داریم.

1030
01:28:12,750 --> 01:28:14,916
‫باید از رییس اجازه بگیرم.

1031
01:28:15,000 --> 01:28:17,083
‫قبلاً دو بار این کارو کردیم.

1032
01:28:17,750 --> 01:28:19,041
‫بزاریم دعای خیر خدای هانومان رو بگیریم

1033
01:28:19,125 --> 01:28:21,000
‫و برای بار سوم این عملیات رو انجام بدیم.

1034
01:28:30,583 --> 01:28:32,583
‫چرا این کارو کردی، مریگیا؟

1035
01:28:33,916 --> 01:28:35,166
‫برای پول؟

1036
01:28:35,333 --> 01:28:36,125
‫چرا؟

1037
01:28:36,208 --> 01:28:37,958
‫آوینی، اسمش مریگیا نیست؛

1038
01:28:38,041 --> 01:28:39,416
‫ایقرا حفیظ هست.

1039
01:28:39,958 --> 01:28:41,208
‫اون خاله منه.

1040
01:28:41,333 --> 01:28:44,875
‫واقعا فکر می‌کنی ما این کار رو برای پول انجام می‌دیم؟

1041
01:28:46,041 --> 01:28:47,375
‫نه، خانم،

1042
01:28:48,083 --> 01:28:51,416
‫ما برای خانوادمون داریم انتقام می‌گیریم.

1043
01:28:52,375 --> 01:28:54,375
‫فقط بدونید،

1044
01:28:54,750 --> 01:28:56,500
‫من زبیر حفیظ هستم،

1045
01:28:57,375 --> 01:28:59,416
‫نوه عمر حفیظ.

1046
01:29:00,458 --> 01:29:02,791
‫اون همسرعموی من رضا هست،

1047
01:29:03,833 --> 01:29:07,041
‫که به دست همسر تو سینگام کشته شد.

1048
01:29:08,416 --> 01:29:13,083
‫فداکاری بلال نباید هدر بره.

1049
01:29:13,166 --> 01:29:14,250
‫باشه، پدر.

1050
01:29:15,916 --> 01:29:17,208
‫ممکنه امروز ما رو از بین ببرید، اما فردا،

1051
01:29:17,291 --> 01:29:18,916
‫صدها مثل ما بلند خواهند شد.

1052
01:29:19,916 --> 01:29:23,583
‫ریاض و رضا هر دو شهید شدند.

1053
01:29:34,625 --> 01:29:35,916
‫راستشو بگم،

1054
01:29:36,000 --> 01:29:39,625
‫یک لحظه وقتی تیر خوردی ترسیدم،

1055
01:29:40,166 --> 01:29:44,625
‫که دو سال برنامه‌ریزی من چی میشه.

1056
01:29:44,791 --> 01:29:46,041
‫اما باید بگم،

1057
01:29:47,000 --> 01:29:49,416
‫تو خیلی زن قوی‌ای هستی،

1058
01:29:50,416 --> 01:29:53,333
‫عین سیتا از رامایان.

1059
01:29:56,041 --> 01:29:57,791
‫راستی، من کاراکتر راوان

1060
01:29:57,875 --> 01:30:00,666
‫تو رامایان رو جالب‌ترین می‌دونم.

1061
01:30:01,958 --> 01:30:03,750
‫چون اون هیچ علاقه‌ای به آیودیا نداشت

1062
01:30:03,875 --> 01:30:05,625
‫و به خاطر دارما نمی‌جنگید.

1063
01:30:06,708 --> 01:30:09,875
‫اون فقط برای خانواده‌اش انتقام می‌خواست.

1064
01:30:11,041 --> 01:30:12,875
‫و من هم دارم همین کار رو می‌کنم.

1065
01:30:14,541 --> 01:30:16,458
‫نمی‌دونم این فقط یه داستانه

1066
01:30:17,625 --> 01:30:19,041
‫یا حقیقته،

1067
01:30:20,583 --> 01:30:22,041
‫ولی یه جایی خوندم

1068
01:30:23,500 --> 01:30:27,500
‫که راوان تو کل‌یوگ برمی‌گرده، دوران تاریکی.

1069
01:30:28,000 --> 01:30:29,625
‫خب، اینجاست.

1070
01:30:30,333 --> 01:30:32,791
‫اگر راوان برگشته، پس رام هم خواهد اومد

1071
01:30:32,916 --> 01:30:35,625
‫تا سیتا رو نجات بده.

1072
01:30:36,208 --> 01:30:38,333
‫تنها تفاوت

1073
01:30:39,250 --> 01:30:43,125
‫این بار اینه که راوان برنده می‌شه.

1074
01:30:45,000 --> 01:30:47,500
‫مهم نیست چند بار رامایان بازنویسی بشه،

1075
01:30:48,500 --> 01:30:50,458
‫همیشه رام برنده می‌شه.

1076
01:30:52,166 --> 01:30:54,291
‫این کل‌یوگ، آوینی، دوران تاریکی.

1077
01:30:54,875 --> 01:30:56,541
‫این بار،
‫راوان پیروز می‌شه.

1078
01:30:56,625 --> 01:31:00,416
‫حقیقت همیشه برنده است، مهم نیست تو چه زمانه‌ای زندگی کنیم.

1079
01:31:01,375 --> 01:31:02,666
‫ببینیم.

1080
01:31:14,041 --> 01:31:15,666
‫حتی اگه من برنگردم،

1081
01:31:15,750 --> 01:31:17,458
‫مامان تو قطعاً برمی‌گرده.

1082
01:31:18,125 --> 01:31:20,666
‫فقط با گوگل کردن اسم باجیراو سینگام، بابا،

1083
01:31:21,125 --> 01:31:23,708
‫می‌فهمید بابای من چه کارایی ازش بر می‌آد.

1084
01:31:23,791 --> 01:31:27,541
‫نه فقط مامان،
‫هر دوی شما باید برگردید.

1085
01:31:28,125 --> 01:31:32,166
‫چون اگه مادر سیتا بدون لرد رام برگرده، دیوالی معنایی نداره.

1086
01:31:42,416 --> 01:31:43,708
‫بابا... !

1087
01:31:45,875 --> 01:31:47,000
‫زنده باد هند!

1088
01:31:50,208 --> 01:31:51,666
‫زنده باد هند!

1089
01:32:54,000 --> 01:32:55,333
‫- زنده باد هند، آقا.
‫- زنده باد هند!

1090
01:32:55,416 --> 01:32:58,041
‫ما سه ساعت وقت داریم تا هواپیمای سیمبا بنشینه.

1091
01:32:58,125 --> 01:33:00,875
‫و تا اون موقع باید تو رو به یه جای امن ببریم.

1092
01:33:00,958 --> 01:33:02,875
‫و امن‌ترین جا

1093
01:33:02,958 --> 01:33:04,791
‫معبد سیتا آمان کوویل هست،

1094
01:33:05,708 --> 01:33:08,250
‫یا همون آشوک وتیکا،
‫همونطور که تو رامایان اومده.

1095
01:33:13,958 --> 01:33:17,583
‫میگن راوان مادر سیتا رو

1096
01:33:17,708 --> 01:33:20,625
‫به مدت یه سال اینجا نگه داشته بود.

1097
01:33:39,500 --> 01:33:41,000
‫اون با ماست.

1098
01:33:42,125 --> 01:33:45,791
‫این تنها معبد
‫در سریلانکاست که به مادر سیتا اختصاص داره.

1099
01:33:45,875 --> 01:33:49,333
‫اینجاست که لرد هانومان اولین بار
‫با مادر سیتا در لنکا ملاقات کرد.

1100
01:33:49,416 --> 01:33:52,041
‫هر جایی که لرد هانومان پا گذاشته،

1101
01:33:52,125 --> 01:33:54,750
‫یه جای پا از خودش گذاشته.

1102
01:33:54,833 --> 01:33:58,000
‫گویند این یکی از همون آثار پای هانومانه.

1103
01:34:19,166 --> 01:34:21,375
‫آقا، سیمبا نشسته.

1104
01:34:56,750 --> 01:34:58,708
‫آقا، سیمبا به کلمبو نشست.

1105
01:34:58,791 --> 01:35:00,250
‫دید ماهواره‌ای بی‌نقصه.

1106
01:35:00,333 --> 01:35:02,125
‫اطلاعات مکان‌یابی سیمبا رو برام بفرستید.

1107
01:35:02,208 --> 01:35:03,291
‫حرکاتش رو تعقیب می‌کنیم.

1108
01:35:03,375 --> 01:35:04,541
‫الان میفرستم، آقا.

1109
01:35:16,250 --> 01:35:17,583
‫چرا اینقدر جدی؟

1110
01:35:17,708 --> 01:35:18,750
‫اسم چیه؟

1111
01:35:36,125 --> 01:35:37,166
‫دوست داری؟

1112
01:35:38,000 --> 01:35:39,125
‫خوبه ...

1113
01:35:42,750 --> 01:35:44,583
‫هی! چه خبره!

1114
01:35:44,708 --> 01:35:47,416
‫اولین بارمه سریلانکا اومدم! بذار از منظره لذت ببرم حداقل!

1115
01:35:55,708 --> 01:35:57,833
‫گروه محافظ داره به سمت گاله حرکت می‌کنه، آقا.

1116
01:36:06,125 --> 01:36:10,041
‫آب، تنقلات، چیزی داری؟

1117
01:36:10,166 --> 01:36:11,416
‫جدی، هیچی؟

1118
01:36:19,125 --> 01:36:22,500
‫فقط خواستم بگم.
‫وقتی به یه فودکورت رسیدیم، میگم وایسی.

1119
01:36:33,291 --> 01:36:34,458
‫اوه هی!

1120
01:37:07,708 --> 01:37:10,333
‫وای خدای من،
‫کدوم یکی از این ماشینا مال سیمباست؟

1121
01:37:10,416 --> 01:37:11,916
‫سریع ماشینا رو ردیابی کن.

1122
01:37:12,000 --> 01:37:13,625
‫این مختصات رو یادداشت کن.

1123
01:37:27,958 --> 01:37:29,708
‫الان کدوم ماشین رو دنبال کنیم، قربان؟

1124
01:37:29,750 --> 01:37:30,791
‫صبر کن.

1125
01:37:46,208 --> 01:37:48,625
‫و اینجا قلعه سیگیریا
‫در سریلانکا رو داریم.

1126
01:37:48,750 --> 01:37:49,708
‫وقتی روش کربن‌سنجی کردن،

1127
01:37:49,791 --> 01:37:52,916
‫فهمیدن که نه تنها تاریخی
‫بلکه پیشاتاریخی هم هست.

1128
01:37:53,000 --> 01:37:54,125
‫ده هزار سال پیش،

1129
01:37:54,208 --> 01:37:56,791
‫اینجا فقط یه امپراتوری بود
‫با این عظمت،

1130
01:37:56,875 --> 01:37:58,500
‫و توسط کسی با ده سر -
‫دشَنَن لانکش حکومت می‌شد.

1131
01:37:58,625 --> 01:38:03,208
‫اینجا همون جاییه که لرد هانومان
‫بعد از دستگیری در اشوک وتیکا آورده شد.

1132
01:38:11,500 --> 01:38:13,000
‫هی، داری ظاهرمو خراب می‌کنی!

1133
01:38:13,083 --> 01:38:14,833
‫این ژاکت مورد علاقه‌مه. می‌خوامش.

1134
01:38:14,916 --> 01:38:16,375
‫همه‌شو پس می‌گیری. بیا بریم داخل.

1135
01:38:16,500 --> 01:38:17,458
‫بیا.

1136
01:38:20,708 --> 01:38:23,000
‫ترسوندمت! ترسوندمت، نه؟

1137
01:38:25,000 --> 01:38:27,000
‫هی، زن داداش!

1138
01:38:27,166 --> 01:38:28,166
‫سیمبا؟!

1139
01:38:28,458 --> 01:38:29,375
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

1140
01:38:29,416 --> 01:38:31,041
‫نگران من نباش؛
‫فقط بگو حالت چطوره.

1141
01:38:31,125 --> 01:38:32,125
‫خوبم، ولی تو...

1142
01:38:32,208 --> 01:38:34,333
‫آقای سینگهام منو فرستاد
‫که حالت رو بپرسم.

1143
01:38:34,416 --> 01:38:35,208
‫ممنون، زن داداش!

1144
01:38:35,291 --> 01:38:38,250
‫به خاطر تو، پاسپورت خالیم
‫بالاخره با یه ویزا مهر شد.

1145
01:38:39,791 --> 01:38:40,875
‫نگاه کن!

1146
01:38:40,958 --> 01:38:42,666
‫یه گلوله ۹ میلی‌متری خورد

1147
01:38:42,750 --> 01:38:45,291
‫و هنوز یه لبخند ۲۰۰ واتی داره!

1148
01:38:46,333 --> 01:38:49,000
‫امیدوارم خوب بهت غذا می‌دن.

1149
01:38:50,291 --> 01:38:51,458
‫اون خانم کیه؟

1150
01:38:51,541 --> 01:38:52,500
‫با اوناست؟

1151
01:38:53,916 --> 01:38:55,125
‫سلام، خانم.

1152
01:38:55,541 --> 01:38:58,416
‫سلام، خانم... یا هرچی!

1153
01:39:00,833 --> 01:39:01,916
‫نگران نباش...

1154
01:39:02,000 --> 01:39:03,458
‫سینگهام...

1155
01:39:03,666 --> 01:39:04,958
‫سینگهام...

1156
01:39:05,041 --> 01:39:06,166
‫- هی!
‫- چی؟

1157
01:39:06,250 --> 01:39:08,000
‫خب، بسه دیگه حرف زدن. بریم!

1158
01:39:08,083 --> 01:39:09,250
‫آره، بریم.

1159
01:39:09,333 --> 01:39:10,916
‫امیدوارم یه اتاق جدا برام
‫درست کرده باشی.

1160
01:39:11,000 --> 01:39:12,416
‫با کسی شریک نمی‌شم.

1161
01:39:12,916 --> 01:39:14,833
‫راستی، تو ماراتی بلدی؟

1162
01:39:16,291 --> 01:39:18,166
‫- نه.
‫- خانم، شما چی؟

1163
01:39:18,666 --> 01:39:19,916
‫نه؟

1164
01:39:20,750 --> 01:39:23,958
‫زن داداش، داداش بزرگ
‫و تیممون اینجان.

1165
01:39:24,041 --> 01:39:25,708
‫نگران نباش.

1166
01:39:25,791 --> 01:39:28,000
‫می‌خوایم حسابشونو برسیم.

1167
01:39:33,333 --> 01:39:35,458
‫زنده باد مهاراشترا!

1168
01:39:45,708 --> 01:39:47,333
‫پیرو وفادار سینگهام،

1169
01:39:47,583 --> 01:39:52,583
‫سانگرام بهالراو، معروف به سیمبا!

1170
01:39:53,958 --> 01:39:57,333
‫محبوب هر بچه‌ای در شیواگاد.

1171
01:39:57,416 --> 01:39:59,375
‫یه چیزی بگو که نمی‌دونم!

1172
01:39:59,500 --> 01:40:01,583
‫یه چیزی بگو که نمی‌دونم!

1173
01:40:01,666 --> 01:40:04,250
‫دیگه فقط یه افسانه محلی نیستم،
‫ملی شدم.

1174
01:40:04,333 --> 01:40:05,833
‫نه فقط بچه‌های شیواگاد؛

1175
01:40:05,916 --> 01:40:11,583
‫سیمبا حالا محبوب هر بچه‌ای
‫در هند شده!

1176
01:40:11,666 --> 01:40:15,375
‫وای! گبار سینگ!

1177
01:40:15,458 --> 01:40:17,333
‫یه ظاهر خطرناک داری، خطر.

1178
01:40:17,416 --> 01:40:19,666
‫مثل یه قهرمان از یه فیلم
‫جنوب هند به نظر می‌رسی

1179
01:40:19,750 --> 01:40:21,916
‫تو هم مورد علاقه من بودی

1180
01:40:22,000 --> 01:40:26,541
‫وقتی فکر می‌کردی وظیفه
‫و مسئولیت فقط شوخی‌ان

1181
01:40:26,625 --> 01:40:29,041
‫و فقط پول برات مهم بود.

1182
01:40:29,125 --> 01:40:30,291
‫هوم.

1183
01:40:30,375 --> 01:40:31,833
‫چی تغییر کرد، سیمبا؟

1184
01:40:39,000 --> 01:40:40,791
‫زندگی بهم یاد داد که

1185
01:40:42,291 --> 01:40:45,000
‫روابط و وظیفه از پول
‫مهم‌ترن.

1186
01:40:45,083 --> 01:40:47,291
‫و انتقام حتی مهم‌تره!

1187
01:40:48,125 --> 01:40:51,250
‫اینجا، مفاهیم درست و غلط،
‫خوب و بد واقعاً مهم نیستن.

1188
01:40:51,833 --> 01:40:54,791
‫چیزی که می‌خوای واقعاً مهمه.

1189
01:40:54,958 --> 01:40:59,166
‫راستی، کی یه آدم فاسد

1190
01:40:59,708 --> 01:41:01,833
‫که رشوه می‌گرفت شروع کرد
‫مثل یه شهروند درست‌کار لباس پوشیدن؟

1191
01:41:01,916 --> 01:41:03,166
‫بفرما!

1192
01:41:03,250 --> 01:41:04,958
‫اگه لباس بپوشم، مشکله؛

1193
01:41:05,041 --> 01:41:06,708
‫اگه نپوشم، اونم مشکله.

1194
01:41:06,791 --> 01:41:09,416
‫نمی‌دونم چیکار کنم!

1195
01:41:09,875 --> 01:41:11,708
‫زبیر، واقعاً --

1196
01:41:15,125 --> 01:41:16,916
‫نگاه کن، هان؟

1197
01:41:21,208 --> 01:41:23,833
‫تاریخت رو هم چک کردم.

1198
01:41:24,125 --> 01:41:25,458
‫بزرگ شده تو لندن،

1199
01:41:25,541 --> 01:41:29,125
‫مذهبی نیستی،
‫هیچ ارتباطی با جهاد نداری.

1200
01:41:29,250 --> 01:41:30,541
‫پس چی تغییر کرد؟

1201
01:41:30,666 --> 01:41:32,666
‫چرا وارد کار خانوادگی شدی؟

1202
01:41:34,625 --> 01:41:37,625
‫وقتی سرنوشت یه خانواده
‫با خون نوشته شده،

1203
01:41:39,000 --> 01:41:41,583
‫وارث چاره‌ای نداره
‫جز اینکه شمشیر رو بلند کنه.

1204
01:41:41,666 --> 01:41:47,041
‫آه، پس لنکا برای انتقام
‫خانواده‌ش اومده، هوم؟

1205
01:41:48,000 --> 01:41:51,583
‫ولی داداش، ببخشید که اذیتت کردیم،

1206
01:41:52,000 --> 01:41:55,541
‫این دفعه نه تو و نه
‫پدر بزرگ تروریستت نمی‌تونن در برن.

1207
01:41:55,625 --> 01:41:58,250
‫تو هیچ ایده‌ای نداری که چی داره میاد.

1208
01:41:58,333 --> 01:42:01,708
‫چرا؟ سینگام میاد نجاتت بده؟

1209
01:42:01,791 --> 01:42:04,375
‫سینگام نمیاد؛

1210
01:42:04,458 --> 01:42:07,250
‫اون همینجاست.

1211
01:42:07,958 --> 01:42:10,916
‫هی، ساختمانی، در رو باز کن

1212
01:42:11,083 --> 01:42:13,458
‫و بذار آقای سینگام
‫قبل از اینکه دیر بشه وارد بشه.

1213
01:42:16,625 --> 01:42:18,250
‫هیچکس اینجا نیست.

1214
01:42:19,916 --> 01:42:21,666
‫چی میگی که کسی اینجا نیست؟
‫دوباره چک کن.

1215
01:42:21,750 --> 01:42:23,083
‫گفتم که، هیچکس اینجا نیست.

1216
01:42:23,166 --> 01:42:24,708
‫انگار از اینجا می‌تونی ببینی!

1217
01:42:25,666 --> 01:42:27,083
‫می‌رم یه نگاهی بندازم.

1218
01:42:31,083 --> 01:42:34,500
‫انگار می‌خوام یه ضربه بخورم پشت سرم.

1219
01:42:35,541 --> 01:42:37,333
‫قول داده بود که میاد.

1220
01:42:37,375 --> 01:42:38,791
‫آقای سینگام چی گفت؟

1221
01:42:38,875 --> 01:42:40,250
‫"کی گفته که فقط سه تامون؟"

1222
01:42:40,375 --> 01:42:42,333
‫سه تا رو بی‌خیال؛
‫حتی یه دونه هم اینجا نیست.

1223
01:42:42,500 --> 01:42:44,916
‫بهشون گفتم از یک جممر ماهواره‌ای استفاده می‌کنن،

1224
01:42:45,000 --> 01:42:47,333
‫ولی اونا هیچ‌وقت به سیمبا گوش نمی‌دن!

1225
01:42:47,666 --> 01:42:49,375
‫افسر اطلاعاتیمون، دويكا هم همیشه می‌‌گه،

1226
01:42:49,500 --> 01:42:52,500
‫"بله، آقا. آقای سینگام. باشه، آقا.
‫هر چی شما بخواید، آقا."

1227
01:42:52,958 --> 01:42:55,375
‫می‌خواد از سینگام انتقام بگیره، دشمن سوریاوانشیه،

1228
01:42:55,458 --> 01:42:58,000
‫ولی حدس بزن کی در خطره؟
‫سیمبا!

1229
01:42:58,166 --> 01:42:59,333
‫چرا گفتی هیچکس اینجا نیست؟

1230
01:42:59,416 --> 01:43:01,375
‫- چون هیچکس اینجا نیست.
‫- خوب که چی؟

1231
01:43:01,541 --> 01:43:03,000
‫هی! هی، اون فرار کرد...

1232
01:43:03,916 --> 01:43:04,875
‫هی، ببخشید، ببخشید!

1233
01:43:04,958 --> 01:43:06,416
‫نه، من فقط... تو...

1234
01:43:58,708 --> 01:43:59,750
‫خانم.

1235
01:44:03,208 --> 01:44:04,833
‫وای، وای، سریع به آقا وصل شو

1236
01:44:07,875 --> 01:44:10,541
‫آقا، من یه انفجار تو بندر گال دیدم

1237
01:44:11,041 --> 01:44:12,916
‫و مطمئنم کار سیمباست.

1238
01:45:15,458 --> 01:45:16,791
‫ادامه بده... ادامه بده

1239
01:45:31,625 --> 01:45:32,750
‫این ماشین سیمباست.

1240
01:45:32,833 --> 01:45:34,333
‫امیدوارم حالش خوب باشه.

1241
01:45:34,541 --> 01:45:37,333
‫باید سریعاً این منطقه رو بررسی کنیم.

1242
01:45:37,416 --> 01:45:39,833
‫شما همه به اون سمت برید،
‫من اینجا رو می‌گردم.

1243
01:46:42,375 --> 01:46:46,333
‫تنها قدرت واقعی اینجا
‫باجیراو سینگامه!

1244
01:46:46,416 --> 01:46:47,583
‫مرسی.

1245
01:47:47,333 --> 01:47:48,333
‫این چیه؟

1246
01:47:48,791 --> 01:47:50,625
‫ببخشید برادر. ببخشید خواهر.

1247
01:47:50,708 --> 01:47:52,333
‫ببخشید که خراب کردیم.

1248
01:47:52,416 --> 01:47:54,791
‫بیاید هند،

1249
01:47:54,875 --> 01:47:57,541
‫دو تا پکیج تعطیلات رایگان به شما می‌دیم.

1250
01:47:57,583 --> 01:48:00,375
‫از کشمیر تا کانی‌یاکوماری،
‫هر جا بگید، ما مراقب شما هستیم.

1251
01:48:00,500 --> 01:48:01,583
‫مهمان عزیز خداست.

1252
01:48:01,666 --> 01:48:05,458
‫سیاست ما:
‫خدا... مهمانمون خدای ماست!

1253
01:48:06,875 --> 01:48:09,458
‫آونی؟
‫زن داداش حالشه خوب. نگران نباش.

1254
01:48:09,583 --> 01:48:10,750
‫اینجا تیر خورد،

1255
01:48:10,833 --> 01:48:12,083
‫ولی داره درمان میشه و حالش خوب میشه.

1256
01:48:12,166 --> 01:48:13,791
‫از خطر خارج شده.

1257
01:48:13,875 --> 01:48:15,125
‫حالا که حرف از خطر شد،

1258
01:48:15,208 --> 01:48:16,291
‫اون پسر خطر واقعاً خطرناکه.

1259
01:48:16,375 --> 01:48:18,416
‫یه ارتش عظیم اونجا داره.

1260
01:48:20,166 --> 01:48:21,583
‫- بیا.
‫- بریم.

1261
01:48:21,750 --> 01:48:26,666
‫آقا، بهشون قول دادم که هزینه تعطیلاتشون رو ما پوشش بدیم.

1262
01:48:28,375 --> 01:48:29,541
‫حالت خوبه؟

1263
01:48:29,625 --> 01:48:30,583
‫بله آقا.

1264
01:48:30,708 --> 01:48:32,583
‫سیمبا، تو توی بندر گاله بودی؟

1265
01:48:32,666 --> 01:48:35,125
‫نه، جایی بودم که قایق‌ ها و همه چیز پارک شده.

1266
01:48:35,208 --> 01:48:36,416
‫همون جا رو بهش می‌گن بندر.

1267
01:48:36,500 --> 01:48:38,250
‫پس زن داداش اونجاست.

1268
01:48:39,083 --> 01:48:40,291
‫آقا، پلیس.

1269
01:48:40,375 --> 01:48:41,458
‫شما دو تا باید برید.

1270
01:48:41,541 --> 01:48:42,916
‫ما با اونا برخورد می‌کنیم.

1271
01:48:43,000 --> 01:48:44,208
‫تیم رو آماده کنید

1272
01:48:44,333 --> 01:48:46,000
‫و مختصات برای بندر گال بفرستید.

1273
01:48:46,083 --> 01:48:47,166
‫بله آقا.

1274
01:48:52,250 --> 01:48:53,291
‫بپیچ به چپ.

1275
01:48:59,208 --> 01:49:01,500
‫آقا، ام... بپیچ به راست.

1276
01:49:01,583 --> 01:49:03,333
‫این اولین بارمه اینجا هستم، می‌فهمی.

1277
01:49:07,416 --> 01:49:09,666
‫اون کلی آدم داره، خیلی بیشتر از حد!

1278
01:49:09,750 --> 01:49:11,791
‫پیشنهاد می‌کنم بیرون منتظر بمونیم و یه چای بخوریم.

1279
01:49:11,875 --> 01:49:13,583
‫اون که به هر حال میاد پیشمون، درسته؟

1280
01:49:13,666 --> 01:49:15,625
‫بیرون منتظر می‌مونیم.

1281
01:49:15,708 --> 01:49:17,500
‫اون با هلیکوپتر میاد، مثل همیشه آویزون.

1282
01:49:17,583 --> 01:49:19,083
‫چرا همیشه ما دوتا باید همه کارا رو بکنیم، هان؟

1283
01:49:19,166 --> 01:49:21,416
‫بذار بیاد. بهش زنگ زدی، درسته؟

1284
01:49:21,958 --> 01:49:23,416
‫بهش زنگ زدی، درسته؟

1285
01:49:24,833 --> 01:49:27,083
‫لعنتی...

1286
01:49:32,041 --> 01:49:35,083
‫آقا، واقعاً فکر می‌کنم باید منتظر بمونیم.

1287
01:49:35,166 --> 01:49:37,208
‫نباید اینجوری بریم داخل.

1288
01:49:37,291 --> 01:49:38,625
‫بپیچ به راست.

1289
01:49:43,250 --> 01:49:44,166
‫سینگام!

1290
01:49:50,541 --> 01:49:52,375
‫درم گیر کرده، آقا.

1291
01:49:52,458 --> 01:49:53,375
‫شما برید، آقا.

1292
01:49:53,458 --> 01:49:54,791
‫من بهتون می‌رسم.

1293
01:50:35,375 --> 01:50:36,583
‫حالت خوبه؟

1294
01:50:38,458 --> 01:50:40,875
‫خوش اومدی به لنکا، سینگام.

1295
01:50:41,416 --> 01:50:44,875
‫باید بگم، چه شخصیتیه!

1296
01:50:44,958 --> 01:50:47,458
‫می‌تونم صادق باشم؟ اعتراف صادقانه:

1297
01:50:48,041 --> 01:50:52,958
‫همیشه فکر می‌کردم وقتی بالاخره رو در رو بشیم، چه واکنشی نشون می‌دم.

1298
01:50:53,125 --> 01:50:55,708
‫وقتی مردم برای اولین بار باجیراو سینگام رو می‌بینن،

1299
01:50:55,791 --> 01:50:57,333
‫یا سوت می‌زنن،

1300
01:50:57,583 --> 01:50:59,166
‫یا تشویق می‌کنن

1301
01:50:59,250 --> 01:51:00,916
‫یا بهش سلام نظامی می‌دن.

1302
01:51:01,000 --> 01:51:03,000
‫ولی من یه نقشه دیگه دارم.

1303
01:51:04,666 --> 01:51:06,083
‫می‌خوام بزنمت.

1304
01:51:07,250 --> 01:51:09,333
‫حالا فقط باید تصمیم بگیرم

1305
01:51:09,833 --> 01:51:11,458
‫که الان این کار رو بکنم،

1306
01:51:12,750 --> 01:51:14,875
‫یا صبر کنم تا عمر حفیظ برگرده.

1307
01:51:14,958 --> 01:51:17,875
‫اگه صبر کنی، چند ساعت دیگه زنده می‌مونی.

1308
01:51:20,125 --> 01:51:23,458
‫چی باعث شده اینقدر به خودت افتخار کنی، هان، سینگام؟

1309
01:51:23,583 --> 01:51:26,000
‫نقشه دولتت شکست خورده.

1310
01:51:26,375 --> 01:51:29,458
‫سیمبا اون پایین دراز کشیده.

1311
01:51:30,208 --> 01:51:32,250
‫تو اینجا وایسادی و به مرگ زل زدی.

1312
01:51:33,041 --> 01:51:35,500
‫زنت رو همینجوری دزدیدم،

1313
01:51:35,583 --> 01:51:38,125
‫و تو نتونستی کاری بکنی.

1314
01:51:38,166 --> 01:51:41,291
‫پس آونی، دقیقاً به چی اینقدر افتخار می‌کنه، هان؟

1315
01:51:42,250 --> 01:51:43,958
‫اشتباه بزرگی کردی.

1316
01:51:44,041 --> 01:51:45,375
‫من اشتباه کردم؟

1317
01:51:45,916 --> 01:51:47,875
‫فکر می‌کنی می‌تونی به من درست و غلط یاد بدی؟

1318
01:51:49,625 --> 01:51:52,166
‫ارتش هند پدرم رو کشت،

1319
01:51:52,250 --> 01:51:56,625
‫تو و دوستات خانوادم رو به گلوله بستید،

1320
01:51:56,708 --> 01:51:58,333
‫و جرات داری به من درس اخلاق بدی؟

1321
01:51:58,416 --> 01:52:02,083
‫وقتی پای خانواده وسطه، چیزی به اسم درست و غلط وجود نداره.

1322
01:52:03,041 --> 01:52:05,000
‫تو برای خانوادت اومدی اینجا، نه؟

1323
01:52:05,083 --> 01:52:06,875
‫برای زنت اومدی، نه؟

1324
01:52:07,000 --> 01:52:09,541
‫اونایی که کشتیم تروریست بودن،

1325
01:52:09,625 --> 01:52:11,708
‫و در آینده هم همین کار رو می‌کنیم.

1326
01:52:11,750 --> 01:52:14,125
‫اگه حتی به کشورمون نگاه کنی،

1327
01:52:14,208 --> 01:52:15,875
‫می‌کشیمت!

1328
01:52:15,958 --> 01:52:17,041
‫اگه حتی پات رو تو کشورمون بذاری،

1329
01:52:17,125 --> 01:52:18,416
‫می‌کشیمت!

1330
01:52:18,500 --> 01:52:20,458
‫و اگه سعی کنی فرار کنی و تو کشور دیگه‌ای قایم بشی،

1331
01:52:20,583 --> 01:52:22,500
‫اونجا هم پیدات می‌کنیم و می‌کشیمت!

1332
01:52:22,583 --> 01:52:24,791
‫به پدربزرگت هم همینو گفتم،

1333
01:52:24,875 --> 01:52:27,083
‫ولی پیرمرد نمی‌فهمید!

1334
01:52:27,166 --> 01:52:29,708
‫- هی!
‫- امروز هم به تو می‌گم.

1335
01:52:29,791 --> 01:52:31,791
‫کسی که جلوت وایساده

1336
01:52:31,875 --> 01:52:34,666
‫به مهاتما گاندی احترام می‌ذاره،

1337
01:52:34,750 --> 01:52:37,916
‫ولی کسی که می‌پرسته چاتراپاتی شیواجی مهاراجه!

1338
01:52:38,000 --> 01:52:41,500
‫بهت گفتم، من یه مراته‌ام!

1339
01:52:42,208 --> 01:52:45,583
‫قول دادم برای آونی بیام.

1340
01:52:45,666 --> 01:52:47,625
‫امروز یه قول دیگه بهت می‌دم -

1341
01:52:47,708 --> 01:52:49,250
‫به جون مادرم قسم،

1342
01:52:49,333 --> 01:52:51,458
‫قبل از اینکه برم، تیکه‌پارت می‌کنم.

1343
01:52:52,041 --> 01:52:53,708
‫بیا، دنجر بابا!

1344
01:52:53,791 --> 01:52:56,625
‫چطوری می‌خوای پدربزرگت رو ببینی اگه بری و اونا رو بکشی؟

1345
01:52:56,708 --> 01:52:57,666
‫آروم باش. بذار باهاش حرف بزنم.

1346
01:52:57,750 --> 01:52:58,833
‫باشه، من باهاش حرف می‌زنم.

1347
01:52:58,916 --> 01:53:01,083
‫عقلت رو از دست دادی یا چی؟

1348
01:53:01,166 --> 01:53:02,333
‫زن‌داداش، یه چیزی بهش بگو، باشه؟

1349
01:53:02,416 --> 01:53:04,416
‫آروم باش، مرد. آروم باش.

1350
01:53:04,500 --> 01:53:06,500
‫ببین، فردا آقای سوریاوانشی با پدربزرگت میاد اینجا.

1351
01:53:06,583 --> 01:53:07,791
‫ما سه‌تا می‌تونیم بشینیم و با هم اینو حل کنیم.

1352
01:53:07,875 --> 01:53:08,750
‫بی‌خیال اونا شو، باشه؟

1353
01:53:08,833 --> 01:53:09,666
‫تو... آروم باش.

1354
01:53:09,708 --> 01:53:10,958
‫هی، نوشیدنی سرد می‌خوای

1355
01:53:11,041 --> 01:53:11,958
‫یا بستنی؟

1356
01:53:12,041 --> 01:53:13,333
‫هی بیلدر، برو براش یه بستنی بیار.

1357
01:53:13,416 --> 01:53:14,458
‫خیلی خب، بستنی نخور.
‫نخور.

1358
01:53:14,541 --> 01:53:15,500
‫گفتم نخور.

1359
01:53:15,541 --> 01:53:17,083
‫کلی کالری داره، پس نخور.

1360
01:53:17,166 --> 01:53:17,958
‫گفتم من میرم همه‌چیزو چک کنم،

1361
01:53:18,041 --> 01:53:19,583
‫پس چرا اومدی اینجا؟

1362
01:53:19,666 --> 01:53:20,791
‫آره، منو بگیر و ببر تو.

1363
01:53:20,875 --> 01:53:21,708
‫ما رو هم با خودت ببر.

1364
01:53:21,791 --> 01:53:23,458
‫وای نه، گیر افتادیم!
‫گیر افتادیم!

1365
01:53:23,541 --> 01:53:24,666
‫بیا بریم.

1366
01:53:36,875 --> 01:53:37,666
‫متاسفم...

1367
01:53:39,083 --> 01:53:41,208
‫که به خاطر من باید این سختی‌ها رو تحمل کنی.

1368
01:53:43,583 --> 01:53:45,875
‫من زن باجیراو سینگام هستم.

1369
01:53:45,958 --> 01:53:48,208
‫این زخم‌های جزئی برام چیزی نیست.

1370
01:53:51,833 --> 01:53:53,250
‫تو قوت قلبمی.

1371
01:53:54,125 --> 01:53:55,083
‫و تو قوت قلب منی.

1372
01:53:56,000 --> 01:53:59,250
‫با دیدن خواهرزن، معلومه چرا مثل شیر رفتار می‌کنی.

1373
01:53:59,333 --> 01:54:01,583
‫آره، اگه تو نیرو هستی، اون سوپر نیروته.

1374
01:54:01,666 --> 01:54:03,708
‫اگه تو برگری، اون نونشه.

1375
01:54:03,791 --> 01:54:06,166
‫اگه تو آیفونی، اون شارژرته.

1376
01:54:06,250 --> 01:54:07,541
‫ببخشید، ادامه بدین.

1377
01:54:08,250 --> 01:54:09,541
‫شوریا چطوره؟

1378
01:54:11,833 --> 01:54:12,750
‫خوبه.

1379
01:54:14,083 --> 01:54:15,125
‫راستش،

1380
01:54:16,250 --> 01:54:18,625
‫نگران بودم چطور توضیح بدم

1381
01:54:19,375 --> 01:54:21,041
‫که چی به مادرش گذشته،

1382
01:54:22,625 --> 01:54:23,958
‫ولی اون به شجاعت رفتار کرد.

1383
01:54:26,166 --> 01:54:27,708
‫واقعا بزرگ شده،

1384
01:54:27,791 --> 01:54:28,708
‫و ما پیر شدیم.

1385
01:54:28,791 --> 01:54:30,666
‫اوه، اینو نگو رئیس.

1386
01:54:30,750 --> 01:54:32,500
‫این روزا نسل قدیمی

1387
01:54:32,583 --> 01:54:34,208
‫داره حسابی سر و صدا می‌کنه.

1388
01:54:34,291 --> 01:54:35,500
‫خفه شو سینگام

1389
01:54:36,583 --> 01:54:38,250
‫سلام آقای باجیراو سینگام،

1390
01:54:39,000 --> 01:54:40,750
‫ما اونقدرا هم پیر نشدیم

1391
01:54:41,958 --> 01:54:45,875
‫راستش، تو لحظه‌های سختی که دیدی
‫خیلی شجاعت نشون دادی

1392
01:54:46,958 --> 01:54:51,375
‫"باید کم‌کم عشق رو بیشتر کنیم!"

1393
01:54:51,500 --> 01:54:55,083
‫"ما باید فراتر بریم."

1394
01:54:55,166 --> 01:54:56,666
‫تو خیلی فیلمی

1395
01:54:56,750 --> 01:54:58,250
‫باید بازیگر می‌شدی.

1396
01:54:58,333 --> 01:54:59,416
‫چطور شد پلیس شدی؟

1397
01:54:59,541 --> 01:55:01,583
‫زن داداش، از بچگی عاشق فیلم بودم.

1398
01:55:01,666 --> 01:55:03,416
‫بلیط‌ها رو با قیمت بالا جلو سینما می‌فروختم.

1399
01:55:03,541 --> 01:55:06,250
‫یه بار رفتم فیلم ببینم،

1400
01:55:06,333 --> 01:55:09,541
‫اما واقعا اکشن اون بیرون سینما اتفاق افتاد.

1401
01:55:14,791 --> 01:55:16,875
‫و حالا حدس بزن کی قهرمانی می‌کنه؟

1402
01:55:16,958 --> 01:55:18,875
‫یکی و تنها سینگام!

1403
01:55:29,041 --> 01:55:30,958
‫اما زن داداش،
‫یه درخواست صمیمانه دارم.

1404
01:55:31,041 --> 01:55:32,958
‫به خانم سوریاوانشی هم میگم.

1405
01:55:33,041 --> 01:55:35,125
‫شما باید مراقب باشید.

1406
01:55:35,208 --> 01:55:36,791
‫وگرنه ممکنه دزدیده بشید،

1407
01:55:36,875 --> 01:55:37,916
‫و بعد همه باید دور هم جمع بشن.

1408
01:55:38,000 --> 01:55:40,666
‫هماهنگ کردن تاریخ‌ها کار سختی میشه.

1409
01:55:40,750 --> 01:55:43,791
‫آره، مردم معمولی تو عروسی و تولد همو می‌بینن.

1410
01:55:43,875 --> 01:55:47,166
‫ما تو بحرانا دور هم جمع میشیم.

1411
01:56:05,916 --> 01:56:09,041
‫اه، اه، چیکار می‌کنی، اه؟

1412
01:56:09,500 --> 01:56:10,375
‫اوه!

1413
01:56:10,541 --> 01:56:13,166
‫- سینگام، ما داریم عمر رو آزاد می‌کنیم.
‫- ولی، رئیس...

1414
01:56:13,291 --> 01:56:14,666
‫این یه دستوره، سینگام.

1415
01:56:14,791 --> 01:56:16,791
‫اما قول بده که:

1416
01:56:17,541 --> 01:56:22,166
‫عمر رو با آونی به هند برگردونی.

1417
01:56:25,375 --> 01:56:27,291
‫از شور و شوقت قدردانی می‌کنم، رئیس.

1418
01:56:27,666 --> 01:56:29,291
‫اما سوریاوانشی رو هم می‌خوام.

1419
01:56:29,375 --> 01:56:31,833
‫آره، آره، اونو هم می‌فرستم.

1420
01:56:31,916 --> 01:56:35,375
‫- آونی، حالت خوبه؟
‫- بله، رئیس.

1421
01:56:35,458 --> 01:56:37,375
‫- منم اینجام!
‫- آره، سیمبا.

1422
01:56:37,541 --> 01:56:39,500
‫عکس تو رو دیدم.

1423
01:56:39,583 --> 01:56:41,250
‫به نظر می‌رسه آماده‌ی جشن گرفتنی.

1424
01:56:41,416 --> 01:56:43,500
‫و آونی، فقط برای اینکه بدونی،

1425
01:56:43,583 --> 01:56:47,000
‫اجرای رام لیلات خیلی خوبه.

1426
01:56:48,291 --> 01:56:52,041
‫سینگهام، جنگ فردا شروع میشه.

1427
01:56:52,750 --> 01:56:54,833
‫جنگجوهای بزرگی می‌ان،

1428
01:56:55,458 --> 01:56:57,791
‫نه فقط لرد رام و لرد هانومان،

1429
01:56:58,458 --> 01:57:01,000
‫بلکه لاکشمن هم میاد،

1430
01:57:01,083 --> 01:57:03,625
‫سوگریو هم میاد،

1431
01:57:04,041 --> 01:57:07,333
‫و گارودا هم می‌پیونده.

1432
01:57:10,791 --> 01:57:12,666
‫بیچاره راوان!

1433
01:57:17,208 --> 01:57:21,916
‫از یه طرف گناه،
‫شر و اهریمنان برای شکست دادن هست،

1434
01:57:23,125 --> 01:57:27,416
‫از طرف دیگه،
‫یه مرد با یه قولی که باید نگه داره.

1435
01:57:30,041 --> 01:57:32,708
‫با این حال شجاعان این راه رو تنها نمی‌رن،

1436
01:57:33,875 --> 01:57:35,791
‫اونا در هر قدم جنگجویان خودشونو پیدا می‌کنن.

1437
01:57:35,875 --> 01:57:37,208
‫ارتش آمادست،

1438
01:57:37,291 --> 01:57:39,000
‫همه چیز داره به آتیش کشیده می‌شه،

1439
01:57:39,083 --> 01:57:41,125
‫فضیلت و رذیلت روبروی هم هستن،

1440
01:57:41,208 --> 01:57:43,750
‫یه نبرد حماسی دیگه داره رخ می‌ده.

1441
01:57:44,000 --> 01:57:46,333
‫هواپیمای عمر حفیظ از هند پرواز کرده.

1442
01:57:46,416 --> 01:57:49,000
‫فکر می‌کردم هند با تروریستا مذاکره نمی‌کنه.

1443
01:57:49,166 --> 01:57:50,416
‫پس چی شد؟

1444
01:57:50,916 --> 01:57:52,500
‫هند بالاخره تسلیم شد؟

1445
01:57:52,791 --> 01:57:54,875
‫در طول ۹۰۰۰ سال گذشته،

1446
01:57:55,333 --> 01:57:57,291
‫خیلی‌ها سعی کردن تاریخ کشور ما رو تغییر بدن.

1447
01:57:58,416 --> 01:58:00,958
‫امروز هیچ‌کس حتی اسم‌هاشون رو به یاد نمی‌آره.

1448
01:58:03,000 --> 01:58:06,000
‫اونایی که می‌خواستن آینده هند رو شکل بدن،

1449
01:58:07,000 --> 01:58:09,000
‫به تاریخ پیوستن.

1450
01:58:09,083 --> 01:58:10,750
‫باید بگم، سینگهام،

1451
01:58:10,833 --> 01:58:12,250
‫با اینکه جونت در خطره،

1452
01:58:12,333 --> 01:58:14,791
‫روحیه‌ی وطن‌پرستیت مثل همیشه قویه.

1453
01:58:14,875 --> 01:58:16,750
‫یه بار دیگه به این دوتا نگاه کن،

1454
01:58:18,416 --> 01:58:21,083
‫چون فقط با جسداشون برمی‌گردن.

1455
01:58:26,375 --> 01:58:29,166
‫می‌دونی چرا لرد رام حاضر نشد راوان رو ببخشه؟

1456
01:58:29,958 --> 01:58:31,875
‫چون لایق درس نبود؛

1457
01:58:31,958 --> 01:58:33,750
‫لایق مجازات بود.

1458
01:58:36,333 --> 01:58:37,458
‫سینگهام...

1459
01:58:38,625 --> 01:58:41,250
‫لطفاً قبل از گرفتن جونش یه فرصت بهش بده.

1460
01:58:43,083 --> 01:58:44,333
‫اون فقط یه بچه‌ست.

1461
01:58:44,416 --> 01:58:46,958
‫- اوه خدای من، توهین!
‫- بریم.

1462
01:58:47,833 --> 01:58:49,291
‫در دوران نقره‌ای (تریتا) یا عصر تاریکی (کالیوگ)،

1463
01:58:49,375 --> 01:58:50,583
‫جنگجویان سرزمین ما،

1464
01:58:50,666 --> 01:58:52,750
‫همون مانترا رو می‌خونن
‫و در جاشون می‌ایستن.

1465
01:58:57,833 --> 01:59:00,958
‫اونا به زنان احترام می‌ذارن،
‫احترامی واقعی.

1466
01:59:04,958 --> 01:59:08,125
‫اما وقتی به یه زن توهین بشه،
‫سر رو هم براش قطع می‌کنن.

1467
01:59:12,625 --> 01:59:15,500
‫همه می‌دونن کی‌ها دارن میان.

1468
01:59:15,583 --> 01:59:16,500
‫نمی‌دونی؟

1469
02:02:06,916 --> 02:02:09,125
‫وقتی ناگپاش خشم شدیدش رو فروکش کرد،

1470
02:02:09,208 --> 02:02:11,250
‫ناامیدی توی همه‌ی راه‌ها پیچید!

1471
02:02:11,333 --> 02:02:13,666
‫لرد هانومان، در وضعیت بدی،

1472
02:02:13,750 --> 02:02:15,875
‫از لرد ویشنو راهنمایی خواست.

1473
02:02:15,958 --> 02:02:19,333
‫هر وقت پیروزی باعث غرور ناحق بشه،

1474
02:02:19,416 --> 02:02:22,875
‫یه جنگجوی قدرتمند و شدید میاد.

1475
02:02:22,958 --> 02:02:26,375
‫همه چیز از بین می‌ره،
‫هیچ‌چیزی باقی نمی‌مونه،

1476
02:02:26,458 --> 02:02:31,250
‫وقتی گارودا دِو ابرها رو کنار می‌زنه
‫و راهش رو می‌گیره!

1477
02:02:49,958 --> 02:02:51,500
‫فقط بلده پز بده

1478
02:03:59,500 --> 02:04:01,208
‫صبح بخیر، زن داداش.

1479
02:06:10,958 --> 02:06:14,125
‫کنترل به اسکار یک
‫ماموریت نجات موفق بود،

1480
02:06:14,375 --> 02:06:16,000
‫برگشت به پایگاه.

1481
02:06:19,458 --> 02:06:21,291
‫آقا نمی‌تونیم اینجا پیداش کنیم.

1482
02:06:21,375 --> 02:06:22,750
‫- برو اون سمت رو چک کن.
‫- باشه آقا.

1483
02:06:27,208 --> 02:06:28,500
‫گلوله‌م تموم شده.

1484
02:06:28,666 --> 02:06:30,041
‫مال منم همینطور.

1485
02:06:30,833 --> 02:06:32,125
‫باید یه جایی همین اطراف باشه.

1486
02:06:32,333 --> 02:06:33,291
‫پیداش کردی؟

1487
02:06:33,458 --> 02:06:34,166
‫نه.

1488
02:06:34,333 --> 02:06:35,875
‫- برو اونجا رو چک کن.
‫- باشه.

1489
02:06:39,750 --> 02:06:41,291
‫- اسلحه رو بده.
‫- اسلحه رو بده.

1490
02:06:48,625 --> 02:06:50,125
‫کاتاپا!

1491
02:06:52,250 --> 02:06:54,041
‫کاتاپا نیست آقا، سیمباست!

1492
02:06:54,791 --> 02:06:56,208
‫می‌دونم.

1493
02:06:57,541 --> 02:06:59,333
‫این رو گفتم چون به من خیانت کردی.

1494
02:06:59,416 --> 02:07:00,291
‫نه، اینطور نیست.

1495
02:07:00,375 --> 02:07:03,083
‫من چپ دستم، برای همین دستم دراز شد
‫وقتی اون پرسید...

1496
02:07:03,166 --> 02:07:04,250
‫بله، دارم میام!

1497
02:07:04,333 --> 02:07:06,625
‫هیچ‌کس صداش نکرده،
‫ولی میگه دارم میام!

1498
02:07:12,500 --> 02:07:13,458
‫آقا!

1499
02:07:14,291 --> 02:07:15,541
‫می‌تونم یه چیزی بگم، آقا؟

1500
02:07:15,666 --> 02:07:18,916
‫سوریاوانشی آقا خیلی
‫"مانیکور" درباره‌ی شماست.

1501
02:07:19,000 --> 02:07:19,791
‫ناامن.

1502
02:07:19,875 --> 02:07:21,333
‫آره، درسته، خیلی "پدیکور"ه.

1503
02:07:21,458 --> 02:07:22,875
‫باید چهره‌شو می‌دیدی

1504
02:07:22,916 --> 02:07:24,291
‫وقتی اسلحه‌م رو به شما دادم.

1505
02:07:25,083 --> 02:07:26,875
‫حسابی داشت نگاه مرگ می‌کرد.

1506
02:07:26,958 --> 02:07:28,458
‫واقعا حسادت می‌کرد، ساده و بدون پیچیدگی.

1507
02:07:28,583 --> 02:07:30,375
‫بهش گفتم، "باشه،
‫شما احتمالا سوریاوانشی آقا هستی، "

1508
02:07:30,458 --> 02:07:33,250
‫"ولی سینگهام مثل داداش بزرگ منه،
‫لعنتی. "

1509
02:07:33,333 --> 02:07:34,166
‫نترس، ادامه بده.

1510
02:07:34,250 --> 02:07:35,750
‫کی ترسیده؟ من که نه، آقا.
‫اصلا نمی‌ترسم.

1511
02:07:35,833 --> 02:07:37,833
‫شاید بخوام بترسم،
‫ولی من ازش نمی‌ترسم.

1512
02:07:37,916 --> 02:07:39,625
‫اون هیچ وقت نمی‌تونه اسم منو درست بگه.

1513
02:07:39,708 --> 02:07:40,791
‫از سمبا، بمبا،

1514
02:07:40,875 --> 02:07:43,791
‫لامبا تا رامبا صدام می‌زنه به جز سیمبا.

1515
02:07:43,875 --> 02:07:47,500
‫وقتی می‌ره به رستوران و می‌خواد
‫'حلوای بادام' بخوره،

1516
02:07:47,583 --> 02:07:49,958
‫به 'جلوه صدام' سفارش می‌ده!

1517
02:07:50,041 --> 02:07:51,625
‫اون کاری که چند روز پیش کرد، واقعاً زیادی بود.

1518
02:07:51,708 --> 02:07:54,291
‫شنیدم بچه‌شو گذاشته دمِ مقرّ فرماندهی

1519
02:07:54,375 --> 02:07:55,708
‫و خودش رفته مدرسه.

1520
02:07:56,666 --> 02:07:59,000
‫چند روز پیش اومد یه جمله از فیلم رو برام گفت.

1521
02:07:59,083 --> 02:08:00,250
‫اونم خراب کرد!

1522
02:08:00,333 --> 02:08:03,041
‫"کسی که شکست بخوره و بعدش کتک بخوره، بهش می‌گن جادوگر. "

1523
02:08:03,666 --> 02:08:04,791
‫دیگه چی گفت؟

1524
02:08:04,875 --> 02:08:06,625
‫چیزی واسه اضافه کردن ندارم.

1525
02:08:06,833 --> 02:08:08,583
‫همیشه از هلیکوپتر آویزونه.

1526
02:08:08,666 --> 02:08:10,500
‫می‌گم چرا بلیت نمی‌خره،

1527
02:08:10,583 --> 02:08:12,083
‫راحت بشینه و از سفر لذت ببره؟

1528
02:08:12,166 --> 02:08:15,208
‫ولی نه، اصرار داره آویزون بشه!

1529
02:08:15,291 --> 02:08:18,458
‫دلم می‌خواد یه گلوله تو مغزت بزنم

1530
02:08:18,541 --> 02:08:19,833
‫و همین جا، همین الان، آویزونت کنم!

1531
02:08:20,583 --> 02:08:22,375
‫نه، یه کار مهم دارم که باید انجام بدم.

1532
02:08:22,458 --> 02:08:23,750
‫می‌رم سراغش.

1533
02:08:23,875 --> 02:08:25,625
‫- منم می‌یام!
‫- کیه اونجا؟

1534
02:08:25,916 --> 02:08:26,875
‫جناب.

1535
02:08:27,416 --> 02:08:28,375
‫چی شده؟

1536
02:08:28,458 --> 02:08:30,541
‫اون کاری که با شما کردن واقعاً اشتباه بود، جناب.

1537
02:08:30,708 --> 02:08:32,541
‫دارم گریه‌م می‌گیره، جناب. ببخشید جناب

1538
02:08:33,708 --> 02:08:36,791
‫بی‌غیرت، یه قطره اشک نریختی

1539
02:08:36,875 --> 02:08:38,083
‫و ادعا می‌کنی گریه‌ت گرفته.

1540
02:08:38,166 --> 02:08:39,083
‫داری از بدبختی من لذت می‌بری.

1541
02:08:39,166 --> 02:08:41,583
‫نه، جناب، من نه، اونا از بدبختی‌تون لذت می‌برن.

1542
02:08:42,833 --> 02:08:44,791
‫هی اسم‌ها رو فراموش می‌کنی، مگه نه، جناب؟

1543
02:08:44,875 --> 02:08:45,916
‫این‌طور نیست، تاتیا.

1544
02:08:46,041 --> 02:08:48,000
‫اسم تاتیا نیست، ساتیا، جناب!

1545
02:09:41,458 --> 02:09:42,625
‫چی شد الان؟

1546
02:09:44,166 --> 02:09:48,083
‫یا جایی مثل اینجا که
‫به خاطر نیروی جاذبه کم

1547
02:09:48,166 --> 02:09:51,458
‫برای مدتی ماهواره‌ها سیگنال‌شون رو از دست می‌دن.

1548
02:09:51,583 --> 02:09:54,208
‫دارم درباره منطقه اونواتونا
‫در سریلانکا صحبت می‌کنم.

1549
02:09:54,291 --> 02:09:57,125
‫طبق افسانه‌ها، زمانی که لرد هانومان
‫کوه دروناگیری رو حمل می‌کرد،

1550
02:09:57,208 --> 02:10:00,333
‫یه قسمتی از کوه اینجا، در اونواتونا، افتاد.

1551
02:10:00,416 --> 02:10:04,750
‫شایعه‌ست که به همین دلیل
‫این منطقه نیروی جاذبه کمتری داره.

1552
02:10:04,791 --> 02:10:07,708
‫در نتیجه، ماهواره‌های عبوری
‫از اینجا ممکنه با

1553
02:10:07,791 --> 02:10:11,041
‫اختلالاتی در ردیابی مواجه بشن.

1554
02:12:21,541 --> 02:12:23,041
‫اون غرورت کجاست حالا، هان؟

1555
02:12:23,916 --> 02:12:26,000
‫ارزشت همینه، بی‌شرف.

1556
02:12:26,083 --> 02:12:28,958
‫چطور جرأت کردی به زن من دست بزنی!

1557
02:12:29,500 --> 02:12:31,541
‫دلم می‌خواد همین جا دفنت کنم،

1558
02:12:32,125 --> 02:12:33,166
‫ولی این کارو نمی‌کنم.

1559
02:12:34,000 --> 02:12:37,875
‫برمی‌گردونمت هند
‫و زنده نگهت می‌دارم

1560
02:12:38,166 --> 02:12:40,666
‫تا همه دنیا ببینن
‫حالت چطوره،

1561
02:12:41,166 --> 02:12:44,083
‫و هیچ‌کس دیگه جرأت نمی‌کنه مثل تو باشه.

1562
02:12:44,500 --> 02:12:49,166
‫ترجیح می‌دم بمیرم تا زندگی‌ای که داری پیشنهاد میدی رو قبول کنم، سینگهام.

1563
02:12:50,750 --> 02:12:53,041
‫اشتباهتو با غرور قاطی نکن.

1564
02:12:53,083 --> 02:12:55,166
‫هیچی ازش به دست نمیاری.

1565
02:12:55,250 --> 02:12:58,666
‫این جنگ هیچ‌وقت
‫برای میل به چیزی نبود.

1566
02:12:59,458 --> 02:13:02,208
‫هدفم انتقام گرفتن از مردمم بود.

1567
02:13:04,791 --> 02:13:07,916
‫تو هرگز عزیزت رو از دست ندادی، سینگهام.

1568
02:13:08,458 --> 02:13:09,416
‫به خاطر همین...

1569
02:13:09,458 --> 02:13:12,791
‫هندی‌های بی‌گناهی که خانواده‌ات کشتن

1570
02:13:12,958 --> 02:13:14,500
‫همشون عزیزان من بودن.

1571
02:13:15,458 --> 02:13:17,458
‫تمام هند خانواده منه،

1572
02:13:17,541 --> 02:13:20,250
‫و من زبیر حفیظ هندم.

1573
02:13:20,333 --> 02:13:22,083
‫اگه صبرم تمام شه،

1574
02:13:22,208 --> 02:13:25,458
‫کله‌تو می‌برم
‫و با خودم به کشورم برمی‌گردونم.

1575
02:13:26,375 --> 02:13:27,541
‫ببریدش!

1576
02:13:55,083 --> 02:14:02,208
‫باجیراو!

1577
02:14:17,541 --> 02:14:19,750
‫غرور.

1578
02:14:21,291 --> 02:14:23,333
‫غرور.

1579
02:14:51,875 --> 02:14:53,041
‫ممنون.

1580
02:14:55,041 --> 02:14:56,375
‫نمی‌شنومش.

1581
02:14:56,458 --> 02:14:58,083
‫ممنون که جونم رو نجات دادی.

1582
02:14:59,916 --> 02:15:01,458
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

1583
02:15:01,541 --> 02:15:03,333
‫خب، همون‌ها جونم رو نجات دادن.

1584
02:15:04,250 --> 02:15:06,000
‫کر شدی؟ نمی‌تونی بشنویش؟

1585
02:15:06,458 --> 02:15:08,458
‫حالا می‌فهمی چه حسی داری وقتی
‫بعد از به خطر انداختن جانت،

1586
02:15:08,541 --> 02:15:12,416
‫زنت از کس دیگه‌ای تشکر می‌کنه، نه؟

1587
02:15:14,083 --> 02:15:16,625
‫راستی، اسمش چی بود؟

1588
02:15:19,791 --> 02:15:20,375
‫آونی!

1589
02:15:21,875 --> 02:15:23,166
‫زن داداشم، آونی!

1590
02:15:23,250 --> 02:15:26,458
‫می‌دونی، تو و من دقیقاً مثل همیم.

1591
02:15:26,541 --> 02:15:28,583
‫- واقعاً؟
‫- هر دو یتیمیم.

1592
02:15:29,708 --> 02:15:31,500
‫آدم به خاطر نداشتن رابطه یتیم نمی‌شه،

1593
02:15:31,583 --> 02:15:33,375
‫بلکه به خاطر نداشتن عزیزان.

1594
02:15:33,875 --> 02:15:35,083
‫تو یه برادر بزرگ داری،

1595
02:15:35,208 --> 02:15:38,958
‫یه خواهرشوهر،
‫و دوست‌هایی دور و برت.

1596
02:15:39,291 --> 02:15:41,375
‫بگو ببینم، چرا اومدی نجاتم بدی؟

1597
02:15:42,208 --> 02:15:44,166
‫چون ما یه خانواده‌ایم، قبوله؟

1598
02:15:44,208 --> 02:15:45,625
‫و یه خانواده دیوونه.

1599
02:15:46,000 --> 02:15:46,875
‫فهمیدی؟

1600
02:15:46,958 --> 02:15:48,500
‫آره.
‫و ببین...

1601
02:15:49,083 --> 02:15:50,791
‫خانوادمون داره بزرگ‌تر میشه.

1602
02:15:52,458 --> 02:15:54,208
‫- می‌تونم ببرمش، آقا؟
‫- بله.

1603
02:16:05,583 --> 02:16:08,500
‫اینطور نیست که همه بدی‌های
‫دنیا از بین برن.

1604
02:16:09,583 --> 02:16:12,375
‫دشمنای کشورمون
‫دوباره و دوباره سر بلند می‌کنن.

1605
02:16:12,500 --> 02:16:13,750
‫لحظاتی خواهد بود
‫که به نظر میاد بدی

1606
02:16:13,833 --> 02:16:16,000
‫نزدیک به پیروزیه،

1607
02:16:16,083 --> 02:16:18,625
‫اما هر بار که شب بدی نازل میشه،

1608
02:16:18,666 --> 02:16:21,916
‫خورشید صبح اون شورشی‌ها رو نشون میده
‫که حاضرن

1609
02:16:22,000 --> 02:16:23,875
‫جونشون رو به خطر بندازن

1610
02:16:24,000 --> 02:16:25,916
‫تا خوبی پیروز بشه.

1611
02:16:26,041 --> 02:16:27,791
‫این پیروزی خوبی بر بدی

1612
02:16:27,875 --> 02:16:31,791
‫بخشی از تاریخ و آینده هند هست.

1613
02:16:46,000 --> 02:16:49,000
...فیلم بعد از تیتراژ ادامه دارد

1614
02:18:28,500 --> 02:18:29,833
‫سینگام!

1615
02:18:32,375 --> 02:18:34,541
‫قرار نیست به استقبالم بیای؟

1616
02:18:36,333 --> 02:18:38,166
‫تفریح تازه داره شروع میشه!
