﻿1
00:00:39,208 --> 00:00:44,416
‫از همون بچگی،
‫آرزو داشتم جای پای تو قدم بردارم

2
00:00:45,000 --> 00:00:47,541
‫پشت سرت توی مسیر

3
00:01:10,333 --> 00:01:14,416
‫"بابا، میشه برام یه قصه بگی؟"

4
00:01:15,500 --> 00:01:19,833
‫تو جواب می‌دادی "می‌تونیم بریم پیاده‌روی"

5
00:01:22,250 --> 00:01:24,458
‫می‌گفتی "به اطرافت نگاه کن"

6
00:01:25,375 --> 00:01:29,125
‫"اونقدر تند نرو که
‫یادت بره به اطراف نگاه کنی"

7
00:01:33,833 --> 00:01:37,875
‫برگشتم خونه تا باهات
‫تو یه سفر دیگه همراه بشم

8
00:01:38,250 --> 00:01:41,500
‫چون می‌خوام بهتر بشناسمت

9
00:01:43,708 --> 00:01:50,500
‫گفتی "یه سال وقت لازمه"
‫"اونوقت می‌فهمی"

10
00:03:19,125 --> 00:03:23,958
‫ای نوردفیورد، خونه‌ی زیبا و سخت من

11
00:03:23,958 --> 00:03:30,958
‫تو همیشه با من بودی
‫تو هر سرزمین و هر زمان

12
00:03:30,958 --> 00:03:34,916
‫صخره‌هات، قله‌هات، اوج‌هات رو می‌بینم
‫و تمام پل‌های برفیت رو

13
00:03:34,916 --> 00:03:42,708
‫تپه‌های پوشیده از جنگل
‫و یال‌های سبز و پر از علفت رو

14
00:03:42,708 --> 00:03:49,500
‫نه، هیچوقت فراموش نمی‌کنم
‫این فیورد درخشان رو

15
00:03:49,500 --> 00:03:54,666
‫که از میون کوه‌ها می‌گذره
‫با درخششی نقره‌ای

16
00:03:54,666 --> 00:04:02,083
‫چه باشکوه! چه آروم
‫آب‌هاش به ماسه‌هاش می‌خوره

17
00:04:02,083 --> 00:04:09,625
‫و به رودخونه‌های خروشان می‌پیونده
‫از دره‌ها و سرزمین‌های کوهستانی

18
00:04:10,125 --> 00:04:17,000
‫و حیاط خونه رو خیلی واضح می‌بینم

19
00:04:17,000 --> 00:04:24,000
‫کلبه و باغ و همه چیزهایی که
‫برامون عزیزن

20
00:04:24,166 --> 00:04:31,458
‫وقتی دور می‌شم، تو روحم جریان داره

21
00:04:31,458 --> 00:04:39,375
‫و خیلی زود،
‫افکارم منو به خونه می‌برن

22
00:04:39,375 --> 00:04:45,666
‫نصیحت‌های پدرم موقع رفتنم یادمه

23
00:04:45,666 --> 00:04:51,708
‫و اشک‌های مادرم، که از دلتنگی بود

24
00:04:52,250 --> 00:04:56,083
‫اونا بهترین چیزی که می‌دونستن
‫رو بهم دادن...

25
00:04:56,083 --> 00:04:59,250
‫نمی‌تونم ادامه بدم... خیلی سخته

26
00:05:11,958 --> 00:05:15,833
‫پدر و مادر پایه و اساس آدمن

27
00:05:19,625 --> 00:05:26,541
‫همه لحظات خوبی که با هم داشتیم
‫جلوی چشمام میاد

28
00:05:28,541 --> 00:05:30,541
‫منم همین حس رو دارم

29
00:05:30,708 --> 00:05:37,333
‫خیلی دوستتون دارم و می‌خوام تشکر کنم
‫که همیشه پشتم بودین

30
00:05:38,083 --> 00:05:44,000
‫با اینکه ۳۰ ساله که رفتم،
‫هنوزم اینجا رو خونه می‌دونم

31
00:05:45,791 --> 00:05:52,750
‫حس می‌کنم زمان داره می‌گذره
‫نمی‌تونم تصور کنم شما دو تا رو از دست بدم

32
00:05:53,375 --> 00:05:57,000
‫وقتی ما رفتیم، تو نباید...

33
00:05:57,000 --> 00:06:04,791
‫منظورم اینه که، حق داری غصه بخوری
‫ولی باید خاطرات خوب رو یادت بمونه

34
00:06:04,791 --> 00:06:07,333
‫اینجوری همه چی راحت‌تر میشه

35
00:06:08,916 --> 00:06:13,166
‫خودت رو تو غم غرق نکن، چون...

36
00:06:14,083 --> 00:06:18,708
‫نسل‌ها پشت سر هم میان
‫این اجتناب‌ناپذیره

37
00:06:19,583 --> 00:06:23,291
‫کاملاً طبیعیه. برای همه پیش میاد

38
00:06:23,291 --> 00:06:29,375
‫فقط لحظات شادی که با ما داشتی
‫رو به یاد بیار

39
00:06:29,375 --> 00:06:32,625
‫اینجوری زندگی خیلی راحت‌تر میشه

40
00:11:43,500 --> 00:11:46,791
‫"خورشید غروب زیبا لبخند می‌زنه..."

41
00:12:01,333 --> 00:12:07,666
‫مادر وقتی خورشید پشت کوه‌ها غروب می‌کرد
‫اغلب این رو می‌گفت

42
00:12:07,666 --> 00:12:11,083
‫"خورشید غروب زیبا لبخند می‌زنه..."

43
00:12:11,083 --> 00:12:15,333
‫آخرین پرتوهای خورشید
‫قله‌های کوه رو طلایی می‌کنه

44
00:12:51,875 --> 00:12:57,333
‫وقتی به دنیا اومدم، پاهام
‫تو جهت اشتباهی بودن

45
00:13:00,125 --> 00:13:05,666
‫دکتر هر هفته گچ تازه می‌گرفت
‫تا دو سالگیم

46
00:13:05,666 --> 00:13:10,208
‫بعد منو بردن اسلو برای عمل

47
00:13:11,750 --> 00:13:14,666
‫روز تولد دو سالگیم برگشتم خونه

48
00:13:14,666 --> 00:13:19,666
‫ولی اینا فقط چیزاییه که بهم گفتن
‫خودم هیچی یادم نمیاد

49
00:13:19,666 --> 00:13:23,625
‫هیچوقت متوجه نشدم
‫پاهام مشکلی داشته باشن

50
00:13:23,625 --> 00:13:27,416
‫از اون موقع تا حالا از راه رفتن نیفتادن

51
00:13:30,791 --> 00:13:33,416
‫هیچوقت آروم نمی‌گیرم. هیچوقت!

52
00:13:47,791 --> 00:13:53,875
‫میگن ۸۴ سالمه، ولی کی می‌دونه؟

53
00:14:00,666 --> 00:14:04,791
‫تو اون خونه پایینی به دنیا اومدم
‫خونه بچگیمه

54
00:14:11,500 --> 00:14:15,583
‫خانواده ما خیلی وقته که
‫تو اولدالن زندگی می‌کنن

55
00:14:15,583 --> 00:14:20,833
‫نسل به نسل

56
00:14:23,208 --> 00:14:30,041
‫اولین سند نوشته شده از این مزرعه
‫برمی‌گرده به سال ۱۶۰۳

57
00:14:35,375 --> 00:14:40,541
‫یادمه پدرم می‌گفت
‫که پدربزرگم

58
00:14:40,541 --> 00:14:44,916
‫پدرش آندرس، این درخت کاج رو کاشت

59
00:14:45,625 --> 00:14:51,708
‫باید قبل از ۱۹۰۰ بوده باشه
‫چون سال ۱۹۰۶ فوت کرد

60
00:15:01,083 --> 00:15:04,958
‫بهش می‌گفتن "کاج چراگاه"

61
00:15:05,791 --> 00:15:12,916
‫برادر پدرم زیر این درخت
‫به خواهر مادرم پیشنهاد ازدواج داد

62
00:15:12,916 --> 00:15:15,083
‫و اونم قبول کرد

63
00:15:48,333 --> 00:15:54,750
‫ای دهکده‌ای که بهت مدیونم
‫تو نوردفیورد زیبا

64
00:15:54,750 --> 00:15:59,916
‫ای کوه‌هایی که اولدن رو در آغوش گرفتین
‫خونه زمینی ما اونجاست

65
00:16:05,083 --> 00:16:10,375
‫وقتی فیورد و آب آروم می‌گیرن
‫یه قلمرو آروم منعکس میشه

66
00:16:11,333 --> 00:16:17,875
‫عمیقاً تو قلب و روح ما
‫دنیایی که دوستش داریم نمایان میشه

67
00:18:59,708 --> 00:19:06,708
‫سرزمینی می‌شناسم دور در شمال

68
00:19:06,708 --> 00:19:13,708
‫با شن‌های درخشان
‫بین کوه‌ها و فیوردها

69
00:19:13,708 --> 00:19:20,958
‫اونجا آرزو دارم مهمان باشم
‫اونجا قلبم گره خورده

70
00:19:20,958 --> 00:19:28,000
‫با زیباترین، زیباترین پیوند

71
00:19:28,791 --> 00:19:35,333
‫آه! یادمه! یادمه

72
00:19:35,333 --> 00:19:41,916
‫خیلی خوب این سرزمین رو به یاد دارم

73
00:28:11,125 --> 00:28:13,083
‫اون بالا شمال...

74
00:28:13,750 --> 00:28:18,416
‫... اونجاست که عزیزانم هستن

75
00:28:18,791 --> 00:28:24,625
‫می‌خوام برم اونجا،
‫وقتی از اینجا میرم

76
00:28:24,625 --> 00:28:29,041
‫به دلنشین‌ترین جای دنیا

77
00:28:30,291 --> 00:28:36,625
‫صدای پدرم رو می‌شنوم
‫همیشه با منه

78
00:28:38,000 --> 00:28:40,750
‫پدرم خیلی آواز می‌خوند...

79
00:28:55,875 --> 00:29:00,625
‫از دست دادنش خیلی سخت بود
‫خیلی سریع اتفاق افتاد

80
00:29:02,500 --> 00:29:07,708
‫وقتی در تابوتش رو باز کردیم
‫و پارچه روی صورتش رو برداشتیم

81
00:29:07,708 --> 00:29:12,666
‫برف و بارون می‌بارید
‫هوا خیلی بد بود

82
00:29:12,666 --> 00:29:15,916
‫اونجا وایساده بودیم و من گفتم: "نگاه کن!"

83
00:29:15,916 --> 00:29:19,625
‫یه پرتو نور صورتش رو روشن کرد

84
00:29:21,833 --> 00:29:24,333
‫هیچوقت فراموشش نمی‌کنم

85
00:29:39,541 --> 00:29:42,458
‫اگه خیلی تند نری و به اطرافت نگاه کنی

86
00:29:42,458 --> 00:29:45,000
‫این حس رو پیدا می‌کنی که

87
00:29:45,000 --> 00:29:48,666
‫ما خیلی کوچیکیم تو یه دنیای خیلی بزرگ

88
00:30:58,333 --> 00:31:02,916
‫میشه گفت پدربزرگم
‫آدم خیلی مذهبی‌ای بود

89
00:31:03,083 --> 00:31:09,458
‫با یکی از اهالی استاردالن
‫یه انجمن مذهبی تو اولدسکارت تاسیس کرد

90
00:31:09,458 --> 00:31:15,625
‫تا حدود سال ۱۹۴۵ ادامه داشت

91
00:31:20,916 --> 00:31:26,375
‫حوالی زمانی که نامزد شده بودن
‫یا حتی یکم قبل‌ترش

92
00:31:26,375 --> 00:31:32,500
‫پدربزرگم تو یه حادثه
‫یه انگشتش رو از دست داد

93
00:31:32,500 --> 00:31:37,291
‫یه نامه قشنگ
‫برای نامزدش نوشت

94
00:31:37,291 --> 00:31:44,000
‫پرسید که با وجود این نقص
‫هنوزم اونو می‌خواد یا نه

95
00:31:44,000 --> 00:31:46,625
‫حالا که یه انگشتش رو از دست داده

96
00:32:48,416 --> 00:32:52,625
‫پدرم آدم فوق‌العاده مهربونی بود

97
00:32:52,625 --> 00:32:57,625
‫ستون خانواده ما بود

98
00:32:57,625 --> 00:33:04,291
‫نکته درباره پدرم این بود که
‫وقتی فقط ۹ سالش بود پدرش رو از دست داد

99
00:33:04,291 --> 00:33:09,458
‫مجبور شد مسئولیت
‫خواهر و برادرهای کوچکترش رو به عهده بگیره

100
00:33:09,458 --> 00:33:16,000
‫مادربزرگم موند
‫با پنج تا بچه و بدون شوهر

101
00:33:16,000 --> 00:33:22,083
‫تو یه مزرعه شوخی نبود
‫مخصوصاً تو اون روزها

102
00:33:22,083 --> 00:33:28,000
‫پدرم یازده سالش بود که
‫سند مزرعه به نامش شد

103
00:33:37,333 --> 00:33:43,000
‫یه بار پدر یورگن بهم گفت
‫وقتی نشسته بودیم به کوه‌ها نگاه می‌کردیم...

104
00:33:43,833 --> 00:33:46,166
‫تو اولین نفری هستی که دارم اینو بهش میگم

105
00:33:48,083 --> 00:33:53,375
‫گفت "خوشحالم که یورگن با تو ازدواج کرد"

106
00:33:53,375 --> 00:33:56,833
‫گفتم "ممنون الینگ
‫چرا اینو میگی؟"

107
00:33:57,750 --> 00:34:01,541
‫"شادی رو تو چشماتون می‌بینم
‫وقتی همدیگه رو می‌بینید

108
00:34:01,541 --> 00:34:04,708
‫حتی اگه فقط یه لحظه از هم دور بوده باشید"

109
00:34:04,875 --> 00:34:07,041
‫الینگ اینو به من گفت

110
00:35:27,625 --> 00:35:31,041
‫وقتی به قله کوه می‌رسی

111
00:35:31,041 --> 00:35:35,875
‫و یه گل کوچیک می‌بینی
‫که از بین سنگ‌ها بیرون زده

112
00:35:35,875 --> 00:35:40,875
‫رنگ اون گل منحصر به فرده

113
00:35:40,875 --> 00:35:45,458
‫اون گل برای زنده موندن تلاش کرده

114
00:35:45,458 --> 00:35:50,958
‫این گل‌ها یه رنگ
‫فوق‌العاده زیبا دارن

115
00:35:50,958 --> 00:35:53,291
‫هیچوقت فراموشش نمی‌کنی

116
00:35:53,291 --> 00:35:56,833
‫این رو از مادرم به ارث بردم

117
00:35:56,833 --> 00:36:02,125
‫اونم عاشق گل‌ها بود

118
00:37:30,416 --> 00:37:34,416
‫یه روزی مثل امروز خاطره‌ای میسازه
‫که هیچوقت فراموش نمی‌کنی

119
00:37:39,958 --> 00:37:44,458
‫این منظره‌ایه که به ندرت می‌تونی ببینی

120
00:37:45,000 --> 00:37:49,291
‫خیلی کم پیش میاد به چنین قله‌هایی برسی

121
00:37:50,958 --> 00:37:56,291
‫و زیبایی طبیعت رو تجربه کنی

122
00:37:58,708 --> 00:38:01,000
‫اونطور که فقط می‌تونیم تصور کنیم

123
00:38:03,166 --> 00:38:08,916
‫امروز با هوا هم خیلی خوش شانس بودیم

124
00:38:15,375 --> 00:38:22,583
‫این یکی از اون پیاده‌روی‌هاییه که
‫برنامه‌ریزی می‌کنی بری، ولی نمیری

125
00:38:22,583 --> 00:38:25,416
‫ولی یهو، اتفاق می‌افته

126
00:38:26,875 --> 00:38:28,500
‫و بعد...

127
00:38:30,041 --> 00:38:34,750
‫این روز، و خود زندگی،
‫یهو خیلی باارزش‌تر میشن

128
00:38:34,750 --> 00:38:39,166
‫وقتی روزی مثل امروز رو تجربه می‌کنی...

129
00:38:39,166 --> 00:38:44,791
‫و طبیعت صحنه‌اش رو مهیا می‌کنه

130
00:43:36,541 --> 00:43:40,125
‫یه سری نوشته پیدا کردیم
‫که پدربزرگ پدربزرگم

131
00:43:40,125 --> 00:43:44,875
‫بعد از رانش بزرگ زمین
‫تو لودالن سال ۱۹۰۵ نوشته

132
00:43:47,541 --> 00:43:54,166
‫"با فکر کردن بهش
‫انگار سرم گیج میره

133
00:43:55,666 --> 00:43:59,208
‫رسیدم خونه باجناقم

134
00:43:59,583 --> 00:44:04,625
‫ولی کجا بودن همه اونایی که
‫همیشه منو می‌دیدن

135
00:44:04,625 --> 00:44:08,708
‫و گرم استقبال می‌کردن؟

136
00:44:08,708 --> 00:44:17,250
‫کجا بودن، اون دوستای خوب از بو- و نسدال؟
‫آره، الان کجا بودن؟"

137
00:44:22,083 --> 00:44:25,583
‫وقتی بخش‌هایی از کوه رامنفیلت
‫فرو ریخت

138
00:44:25,583 --> 00:44:33,791
‫مادربزرگ مادربزرگم ماری نسدال
‫برادرش و کل خانواده‌اش رو از دست داد

139
00:44:35,375 --> 00:44:43,750
‫۱۸ نفر از خانواده‌اش در اثر رانش زمین
‫و موج‌های بعدش کشته شدن

140
00:44:48,083 --> 00:44:53,708
‫کوه رامنفیلت دوباره
‫سال ۱۹۳۶ فرو ریخت

141
00:44:58,333 --> 00:45:02,291
‫پدرم همراه خیلی‌های دیگه
‫تو جستجو شرکت کرد

142
00:45:05,333 --> 00:45:12,208
‫جسد یه دختربچه رو پیدا کرد
‫که به یه چوب خشک کردن علوفه گیر کرده بود

143
00:45:20,375 --> 00:45:24,625
‫چیزی که بیشترین تأثیر رو روم گذاشت
‫شنیدن این بود که خانواده‌های کامل از بین رفتن

144
00:45:24,625 --> 00:45:28,416
‫و بازمانده‌ها هیچی براشون نموند

145
00:45:29,666 --> 00:45:34,625
‫خونه‌های ویران شده اونقدر جدی نیست

146
00:45:34,625 --> 00:45:40,625
‫که کل خانواده‌ها با هم از بین برن

147
00:45:40,625 --> 00:45:44,791
‫بیشترشون هیچوقت پیدا نشدن

148
00:45:44,791 --> 00:45:51,333
‫این فکرهای خیلی غمگینی به جا می‌ذاره

149
00:45:55,166 --> 00:46:01,000
‫از دست دادن همه عزیزانت
‫تو یه شب

150
00:46:01,000 --> 00:46:04,791
‫باید تجربه وحشتناکی باشه

151
00:46:58,041 --> 00:47:00,625
‫"سالو پ. نسدال"

152
00:47:01,750 --> 00:47:04,708
‫"پدر س. نسدال"

153
00:47:05,916 --> 00:47:08,708
‫"اولین م. نسدال"

154
00:47:09,541 --> 00:47:13,125
‫"ماری آ. نسدال"

155
00:47:13,125 --> 00:47:15,958
‫"یوهان آ. نسدال"

156
00:47:16,958 --> 00:47:19,291
‫"نوزاد بی‌نام"

157
00:47:20,458 --> 00:47:24,083
‫"سیورت یوهان پ. نسدال"

158
00:47:24,916 --> 00:47:29,791
‫"بریت اینگبورگ کامیلا پ. نسدال"

159
00:47:29,791 --> 00:47:34,250
‫"یوهانه سامولین پ. نسدال"

160
00:47:35,750 --> 00:47:38,083
‫"نوزاد بی‌نام"

161
00:47:40,083 --> 00:47:42,958
‫"آندرس س. نسدال"

162
00:47:43,708 --> 00:47:46,708
‫"آبراهام ج. نسدال"

163
00:47:47,750 --> 00:47:50,333
‫"آنه ل. نسدال"

164
00:47:52,000 --> 00:47:55,416
‫"یوهانس آ. نسدال"

165
00:47:55,416 --> 00:47:58,791
‫"لارس آ. نسدال"

166
00:47:58,791 --> 00:48:01,708
‫"مارتین آ. نسدال"

167
00:48:04,375 --> 00:48:07,083
‫"داگفین آ. نسدال"

168
00:48:07,083 --> 00:48:10,500
‫"اینگبورگ او. بودال"

169
00:48:10,500 --> 00:48:12,833
‫"ویلهلم ای. بودال"

170
00:48:13,916 --> 00:48:16,208
‫"پدر ک. نسدال"

171
00:48:16,208 --> 00:48:19,458
‫"مونس کریستیان او. نسدال"

172
00:48:20,125 --> 00:48:23,625
‫"کاترین تورین ب. نسدال"

173
00:48:24,125 --> 00:48:26,875
‫"اولاو م. نسدال"

174
00:48:26,875 --> 00:48:30,208
‫"آگنس م. نسدال"

175
00:48:30,208 --> 00:48:33,791
‫"بیارنه م. نسدال"

176
00:48:33,791 --> 00:48:36,750
‫"سولویگ م. نسدال"

177
00:51:52,166 --> 00:51:55,291
‫داشتن آرامش و صلح درونی...

178
00:52:03,083 --> 00:52:07,791
‫اگه شاد باشی، شاید آدم‌های
‫اطرافت هم شاد بشن

179
00:52:09,375 --> 00:52:14,458
‫مهم‌ترین چیز برای من
‫شاد بودن با همدیگه است

180
00:52:18,375 --> 00:52:25,916
‫فقط نشستن و به زندگی فکر کردن:
‫قسمت‌های خوب و بد

181
00:52:26,833 --> 00:52:31,166
‫می‌تونم کاری کنم که حتی بهتر بشه؟

182
00:54:56,250 --> 00:55:02,875
‫می‌دونیم برای هم چه معنایی داریم
‫این زندگی رو خیلی شادتر می‌کنه

183
00:55:04,541 --> 00:55:09,750
‫اون پسر منه
‫- نمی‌تونی به یه مرد پیر بگی پسرت

184
00:55:09,750 --> 00:55:14,416
‫چرا می‌تونم. تا وقتی که هنوز می‌تونم حرف بزنم
‫بهت میگم پسرم

185
00:55:14,416 --> 00:55:17,500
‫اینو بدون

186
00:55:20,458 --> 00:55:25,375
‫تو خیلی رمانتیکی
‫- وقتی که مناسب باشه

187
00:55:27,333 --> 00:55:31,583
‫اون بهترین چیزیه که دارم
‫هر اتفاقی هم که بیفته

188
00:56:14,375 --> 00:56:18,708
‫یخچال طبیعی اومده و رفته

189
00:56:18,708 --> 00:56:25,791
‫تو دهه ۱۹۵۰، خیلی کوچیک بود
‫ولی هنوز یکم از الان بزرگتر بود

190
00:56:25,791 --> 00:56:34,541
‫بعد رشد کرد، طوری که تو دهه ۱۹۹۰
‫کل این دریاچه رو پر کرده بود

191
00:56:37,583 --> 00:56:45,333
‫خیلی حیفه که
‫الان داره عقب می‌کشه

192
00:56:45,333 --> 00:56:52,958
‫ما میگیم یخچال زایمان می‌کنه
‫وقتی اون تکه‌های بزرگ یخ ازش جدا میشن

193
00:56:52,958 --> 00:56:59,291
‫از داستان‌هایی که طبیعت می‌تونه تعریف کنه
‫شگفت‌زده‌ام

194
01:00:30,958 --> 01:00:33,708
‫اون نه سال از من کوچکتره

195
01:00:34,541 --> 01:00:37,958
‫روی پاهاش چابکه، پس باید هر روز راه برم

196
01:00:37,958 --> 01:00:43,041
‫تا بتونم تا آخرش باهاش همراه باشم

197
01:00:44,750 --> 01:00:49,333
‫یه سنگ پیدا کردی؟
‫- می‌برمش خونه

198
01:00:51,166 --> 01:00:55,250
‫"مار" رو اونجا تو کوه می‌بینی؟
‫- آره

199
01:01:00,333 --> 01:01:05,083
‫آبشارها امشب سرریز شدن
‫- آره...

200
01:01:06,416 --> 01:01:08,583
‫این نادره

201
01:01:08,958 --> 01:01:12,333
‫هیچوقت اینطوری ندیده بودمشون

202
01:01:12,333 --> 01:01:16,791
‫آبشاری که از یخچال میریزه
‫احتمالاً هیچوقت اینقدر بزرگ نبوده

203
01:01:16,791 --> 01:01:19,916
‫آره، هیچوقت اینطوری ندیده بودمش

204
01:01:27,750 --> 01:01:30,083
‫همونطور که مادر می‌گفت:

205
01:01:30,708 --> 01:01:34,000
‫زندگی خوبه تا وقتی دو نفریم
‫- درسته

206
01:01:34,416 --> 01:01:38,708
‫داشتم فکر می‌کردم که من باید اول برم

207
01:01:49,208 --> 01:01:51,750
‫به این فکر می‌کردم

208
01:01:52,916 --> 01:01:56,916
‫حتی فکر از دست دادن یورگن
‫غیرقابل تحمله

209
01:01:56,916 --> 01:01:59,666
‫نظر تو چیه؟

210
01:02:01,041 --> 01:02:04,541
‫راستش خیلی بهش فکر نکردم

211
01:02:06,125 --> 01:02:13,375
‫زندگی بالاخره باید تموم بشه، برای هر دومون

212
01:02:13,791 --> 01:02:17,916
‫دست ما نیست که کی اول بره

213
01:02:17,916 --> 01:02:22,916
‫وقتی زمانش برسه باید
‫باهاش کنار بیایم

214
01:02:22,916 --> 01:02:29,000
‫کار دیگه‌ای نمی‌تونیم بکنیم
‫- واقعاً نمی‌تونیم

215
01:02:31,083 --> 01:02:34,833
‫ستون خانواده
‫اون طرف نشسته

216
01:02:50,708 --> 01:02:53,625
‫از سهممون راضی‌ایم

217
01:02:53,625 --> 01:02:56,750
‫تو هستی!
‫- آره

218
01:07:04,541 --> 01:07:09,541
‫سال ۱۹۴۶ آپاندیسم عود کرد

219
01:07:11,666 --> 01:07:19,291
‫آب یخ زده بود
‫و طوفان یخ‌ها رو شکست

220
01:07:20,750 --> 01:07:27,458
‫سه‌شنبه عصر مریض شدم
‫بعد از اون نمی‌تونستم غذا نگه دارم

221
01:07:27,458 --> 01:07:30,833
‫هر چی می‌خوردم بالا می‌آوردم

222
01:07:30,833 --> 01:07:34,250
‫تا شنبه تو تخت نگهم داشتن

223
01:07:34,250 --> 01:07:38,166
‫بعد فهمیدن چقدر جدیه
‫و دکتر رو خبر کردن

224
01:07:38,166 --> 01:07:43,500
‫دکتر گفت باید فوراً
‫منو به بیمارستان برسونن

225
01:07:43,666 --> 01:07:47,708
‫ولی کار آسونی نبود

226
01:07:48,791 --> 01:07:56,583
‫هوا خیلی بد بود
‫بارون و تگرگ می‌بارید

227
01:07:57,666 --> 01:08:01,875
‫پنج یا شش نفر باید منو می‌بردن

228
01:08:01,875 --> 01:08:09,375
‫از سراسر ساندویکا
‫احتمالاً ۱۰۰ متر عرض داشت

229
01:08:12,208 --> 01:08:18,416
‫ساندویکا بزرگترین توده برفیه
‫نزدیک اولدواتنت

230
01:08:18,416 --> 01:08:22,541
‫تو بدترین حالت می‌تونه
‫تقریباً ۳۰۰ متر عرض داشته باشه

231
01:08:22,916 --> 01:08:27,458
‫من کوچیک و سبک بودم
‫و بردنم خیلی سخت نبود، ولی...

232
01:08:28,708 --> 01:08:32,291
‫حدود ساعت ۱ بعدازظهر شنبه راه افتادیم

233
01:08:32,291 --> 01:08:37,583
‫و ساعت ۱۰ شب رسیدیم نوردفیوردید

234
01:08:38,500 --> 01:08:43,916
‫ساعت ۱ صبح یکشنبه جراحی شدم

235
01:08:45,375 --> 01:08:49,916
‫متأسفانه پدرم
‫یه پیراهن پشمی پوشیده بود

236
01:08:49,916 --> 01:08:52,625
‫که تا رون پاش می‌رسید

237
01:08:52,625 --> 01:09:00,458
‫خیلی خیس شد، و مجبور شد
‫تمام شب تو بیمارستان همونو بپوشه

238
01:09:00,458 --> 01:09:03,666
‫لباس اضافه نداشت

239
01:09:05,375 --> 01:09:11,541
‫یه هفته بعد، مجبور شدیم
‫براش دکتر بیاریم. برونشیت گرفت

240
01:09:11,541 --> 01:09:15,375
‫بعد از اون، دیگه کاملاً خوب نشد

241
01:09:16,458 --> 01:09:21,291
‫اغلب حالش خوب بود
‫ولی باید خیلی مراقب می‌بود

242
01:09:21,458 --> 01:09:24,500
‫چون مدام برونشیتش
‫عود می‌کرد

243
01:09:27,541 --> 01:09:31,458
‫با این حال پدرم ۸۶ سال عمر کرد

244
01:10:51,875 --> 01:10:56,750
‫موارد زیادی بود که
‫زندگی‌ها اینجا در خطر بودن

245
01:10:58,833 --> 01:11:05,333
‫خیلی‌ها رو اینجا از دست دادیم

246
01:11:05,333 --> 01:11:12,958
‫حدود سال ۱۸۵۰ یا ۶۰، یه بهمن
‫مزرعه همسایه رو نابود کرد

247
01:11:12,958 --> 01:11:16,791
‫هفت یا هشت نفر کشته شدن

248
01:11:18,291 --> 01:11:23,833
‫پس اولددالن همیشه
‫جای امنی نبوده

249
01:11:29,750 --> 01:11:33,541
‫پدرم بهم گفت که مرده‌ها رو

250
01:11:33,541 --> 01:11:38,625
‫بردن انبار علوفه
‫اینجا تو مزرعه ما

251
01:11:43,583 --> 01:11:49,333
‫یکی از اون آدم‌ها
‫کارگر مزرعه ما بود

252
01:11:49,333 --> 01:11:54,250
‫تنها بازمانده
‫از کل خانواده‌اش بود

253
01:17:13,541 --> 01:17:18,666
‫اولددالن همیشه جامعه منحصر به فردی بود
‫مجبور بودن با هم تلاش کنن

254
01:17:18,666 --> 01:17:23,750
‫یکی از اولین
‫روستاهای نوردفیورد بود

255
01:17:23,750 --> 01:17:28,166
‫که خطوط تلفن برای
‫همه ساکنینش نصب شد

256
01:17:28,166 --> 01:17:32,416
‫عمه‌ام تو مرکز تلفن کار می‌کرد

257
01:17:34,708 --> 01:17:38,583
‫هر شب کریسمس و شب سال نو

258
01:17:38,583 --> 01:17:43,416
‫همه تلفن‌های اولددالن رو
‫به هم وصل می‌کرد

259
01:17:43,416 --> 01:17:48,833
‫یکی ویولن می‌زد
‫و یکی دیگه سرود می‌خوند

260
01:17:49,000 --> 01:17:53,708
‫بعدش، همه با هم
‫حرف می‌زدن

261
01:17:53,708 --> 01:17:57,125
‫و کریسمس رو به هم تبریک می‌گفتن

262
01:17:57,125 --> 01:18:02,041
‫شب سال نو هم همین کار رو می‌کردن
‫سال نو رو به هم تبریک می‌گفتن

263
01:18:53,125 --> 01:18:56,875
‫پدرم بدون پدرش بزرگ شد

264
01:18:59,000 --> 01:19:05,875
‫شاید ارتباطش با پدرش رو
‫از طریق درخت صنوبری حفظ می‌کرد

265
01:19:05,875 --> 01:19:09,333
‫که پدربزرگم بالای کوه
‫کاشته بود

266
01:19:10,041 --> 01:19:16,833
‫همونطور که صنوبر بلندتر می‌شد، شاید
‫بیشتر به پدرش فکر می‌کرد

267
01:19:18,583 --> 01:19:23,750
‫چون خیلی درباره
‫اون درخت صنوبر حرف می‌زدیم

268
01:19:35,750 --> 01:19:40,833
‫درخت صنوبر ایستاده و
‫به خونه‌مون نگاه می‌کنه

269
01:19:40,833 --> 01:19:45,791
‫جایی که نسل‌های بعدی بزرگ شدن

270
01:19:48,708 --> 01:19:51,000
‫پس شاید اون...

271
01:19:51,000 --> 01:19:56,833
‫اون مذهبی بود
‫پس شاید خدا رو تو اون حس می‌کرد

272
01:19:57,583 --> 01:20:02,833
‫از درخت صنوبر
‫تا خونه‌مون تو اولددالن

273
01:20:04,291 --> 01:20:06,083
‫اوهوم...

274
01:20:08,375 --> 01:20:12,208
‫پس پدربزرگت همیشه اینجاست

275
01:20:12,625 --> 01:20:16,666
‫چون درخت صنوبر اونجاست

276
01:20:17,250 --> 01:20:18,875
‫آره

277
01:20:21,750 --> 01:20:24,583
‫و تو هم بخشی از همه اینایی

278
01:22:24,625 --> 01:22:28,708
‫هیچ طوفانی نمی‌تونه اینو از جا دربیاره
‫نه با این ریشه‌ها

279
01:22:51,750 --> 01:22:57,041
‫تا همینجا کافیه
‫فکر کنم اینجا جای خوبی باشه

280
01:23:00,833 --> 01:23:04,625
‫اینجا هم رطوبت کافی هست

281
01:23:04,625 --> 01:23:10,250
‫درخت‌ها به این نیاز دارن
‫وگرنه قبل از ریشه دووندن می‌میرن

282
01:28:46,541 --> 01:28:50,750
‫بهترین چیزهایی رو که می‌دونستن
‫به من دادن

283
01:28:52,166 --> 01:28:57,458
‫خدا کمکشون کنه و قوتشون بده
‫از اول تا آخر

284
01:28:58,458 --> 01:29:02,625
‫خدا نوردفیورد رو از یخچال تا دریا برکت بده

285
01:29:02,625 --> 01:29:09,083
‫و ممنون برای خونه قشنگی
‫که به من دادی

286
01:29:09,083 --> 01:29:13,708
‫خوشبختی برای هر مرد و زنی بیار

287
01:29:13,708 --> 01:29:19,041
‫تا شادی خونه هر نوردفیوردی رو
‫پر کنه
