﻿1
00:02:05,125 --> 00:02:06,375
‫بعد از "دی" دیگه "اچ" نداره.

2
00:02:06,916 --> 00:02:07,916
‫نداره؟

3
00:02:08,375 --> 00:02:09,791
‫- نه!
‫- عه.

4
00:02:10,625 --> 00:02:13,166
‫نقطه و ویرگول بعد از
‫"پریادارشی نی" درسته، نه؟

5
00:02:14,375 --> 00:02:15,500
‫نقطه نداره!

6
00:02:17,625 --> 00:02:19,375
‫من دو سال سابقه کار رد می‌کنم، اوکیه؟

7
00:02:20,500 --> 00:02:21,500
‫دو سال؟

8
00:02:21,625 --> 00:02:23,000
‫برو بنویس ۴ سال!

9
00:02:23,625 --> 00:02:24,666
‫چهار سال؟

10
00:02:27,875 --> 00:02:28,875
‫نه اونجوری...

11
00:02:29,000 --> 00:02:30,416
‫۴ سال یه ذره زیاده، نه؟

12
00:02:30,416 --> 00:02:32,000
‫تو مصاحبه به مشکل بر نمی‌خوری؟

13
00:02:32,000 --> 00:02:33,000
‫عمراً!

14
00:02:33,000 --> 00:02:34,875
‫شماره تو رو میدم واسه راستی‌آزمایی!

15
00:02:35,250 --> 00:02:36,291
‫- اوه!
‫- فقط الان بزن ۴ سال.

16
00:02:39,875 --> 00:02:40,916
‫همه‌ی تعریف و تمجیدا بی‌نقصه، درسته؟

17
00:02:41,000 --> 00:02:42,000
‫سخت‌کوش...

18
00:02:42,000 --> 00:02:43,000
‫وظیفه‌شناس...

19
00:02:43,750 --> 00:02:44,750
‫چاپ!

20
00:02:47,875 --> 00:02:48,875
‫خیلی خب.

21
00:03:30,541 --> 00:03:31,541
‫- سلام!
‫- آقا!

22
00:03:32,041 --> 00:03:33,375
‫- من آنتونی هستم.
‫- کدوم آنتونی؟

23
00:03:33,375 --> 00:03:34,791
‫دیروز تو پارک همدیگه رو دیدیم، درسته؟

24
00:03:35,125 --> 00:03:36,375
‫- ایس کپیتال...
‫- آهان، آره.

25
00:03:36,375 --> 00:03:37,500
‫- فهمیدم!
‫- بله قربان.

26
00:03:37,541 --> 00:03:39,416
‫وام ماشینتون به مبلغ ۵۰ لاک، پیش‌تایید شده!

27
00:03:39,500 --> 00:03:40,500
‫اوه، ممنونم!

28
00:03:40,500 --> 00:03:42,916
‫خب، اگه ممکنه به دفتر ما یه سر بزنید، می‌تونیم کاراشو انجام بدیم، قربان.

29
00:03:42,916 --> 00:03:44,166
‫حتماً یه سر می‌زنم، آنتونی. من یه...

30
00:03:44,250 --> 00:03:45,541
‫جلسه دارم تا بعد از ظهر...

31
00:03:45,541 --> 00:03:46,541
‫بذارید...

32
00:03:46,625 --> 00:03:48,875
‫- یه کاری بکن؛ می‌تونی لوکیشنت رو برام بفرستی؟

33
00:03:48,916 --> 00:03:50,125
‫- من بعد اینکه کارم تموم شد یه سر می‌زنم.

34
00:03:50,125 --> 00:03:51,750
‫باشه قربان! لوکیشن رو تو واتساپ می‌فرستم.

35
00:03:51,750 --> 00:03:53,000
‫- باشه.
‫- باشه قربان! ممنون!

36
00:03:58,500 --> 00:03:59,541
‫اوه، نه!

37
00:04:09,125 --> 00:04:10,791
‫هیچ‌کس واقعاً نمی‌تونه جای کس دیگه‌ای رو بگیره.

38
00:04:10,916 --> 00:04:13,416
‫اگه اینقدر آسون بود، می‌شد با خمیر نون کیک پخت!

39
00:04:13,750 --> 00:04:14,875
‫روز خوبی داشته باشی!

40
00:04:18,500 --> 00:04:20,541
‫[ساروجینی چچی - موفق باشی. برات دعا می‌کنم]

41
00:04:35,875 --> 00:04:38,125
‫- [ویدیو روی گوشی] به پناهگاهی از طعم‌های سالم خوش آمدید،

42
00:04:38,166 --> 00:04:41,250
‫جایی که هر غذا جشنی از نعمت‌های طبیعته.

43
00:04:41,291 --> 00:04:42,750
‫- اَه!
‫- بخور دیگه!

44
00:04:42,750 --> 00:04:45,291
‫- اینجا، تو رستوران ارگانیکمون، ما به تغذیه هر دو اعتقاد داریم...

45
00:04:45,375 --> 00:04:46,500
‫کافیه، کافیه!

46
00:04:46,666 --> 00:04:49,375
‫- مواد اولیه ما از منابع محلی و پایدار تهیه می‌شه...

47
00:04:49,416 --> 00:04:50,750
‫شیر رو نمی‌خوری؟

48
00:04:50,750 --> 00:04:51,875
‫مگه نباید بری مدرسه؟

49
00:04:51,916 --> 00:04:53,750
‫مامان، مزه این شیر خوب نیست.

50
00:04:53,750 --> 00:04:55,500
‫خیلی آبکیه.

51
00:04:55,916 --> 00:04:57,250
‫- از بابات بپرس!
‫- اوه، نه!

52
00:04:57,750 --> 00:05:00,166
‫چرا مزه‌ش خوب نیست؟

53
00:05:00,666 --> 00:05:03,000
‫چون شیرِ امروز اونقدر خامه‌ای نیست. واسه همینه.

54
00:05:03,000 --> 00:05:04,750
‫- عزیزم، کلکاتو سوار نکن.
‫- نه...

55
00:05:04,791 --> 00:05:07,125
‫بهت گفتم شیر رو روی اجاق برقی نجوشون، درسته؟

56
00:05:07,166 --> 00:05:10,791
‫خب، تمیز و مرتبش کردی که از من قایم کنی، اینطور نیست؟

57
00:05:12,250 --> 00:05:13,250
‫مچتو گرفتم!

58
00:05:16,625 --> 00:05:18,125
‫- سلام قربان!
‫- هی، کجایی؟

59
00:05:18,125 --> 00:05:19,916
‫میای دفتر، یا امروز مأموریت میدانی داری؟

60
00:05:20,125 --> 00:05:21,250
‫من تا...

61
00:05:21,291 --> 00:05:22,666
‫نیم ساعت دیگه می‌رسم دفتر، قربان.

62
00:05:22,875 --> 00:05:24,625
‫خیلی خب! ببین، واسه این زنگ زدم که...

63
00:05:24,875 --> 00:05:26,416
‫مریدولا رو می‌شناسی، درسته؟

64
00:05:26,541 --> 00:05:29,500
‫- فکر نکنم این دفعه هم بتونه به هدفش برسه.

65
00:05:30,250 --> 00:05:31,500
‫داره تلاش می‌کنه...

66
00:05:31,541 --> 00:05:32,875
‫ولی نمی‌تونه!

67
00:05:33,291 --> 00:05:35,750
‫دیشب بهم زنگ زد و هی داشت گریه می‌کرد.

68
00:05:35,750 --> 00:05:38,000
‫منم دیگه نمی‌تونستم
‫اون ناراحتی رو تحمل کنم.

69
00:05:38,041 --> 00:05:40,041
‫- تو هم می‌تونی با
‫ناراحتیش همدلی کنی، نه؟

70
00:05:40,416 --> 00:05:41,416
‫فهمیدم قربان.

71
00:05:41,666 --> 00:05:44,041
‫می‌خواید دوباره دو تا
‫از مشتری‌هامو بهش بدم، درسته؟

72
00:05:44,041 --> 00:05:45,000
‫حتماً قربان.

73
00:05:45,041 --> 00:05:46,250
‫- همینه، درسته؟
‫- دقیقاً!

74
00:05:46,666 --> 00:05:49,041
‫هی، فقط دو تا از
‫مشتری‌هاتو پاس کن بره.

75
00:05:49,125 --> 00:05:51,125
‫ما همه‌مون فمینیستیم بالاخره، درسته؟

76
00:05:51,416 --> 00:05:54,125
‫و بله، ما در مورد
‫ترفیع رتبه تو تو جلسه بعدی صحبت می‌کنیم.

77
00:05:54,375 --> 00:05:55,375
‫- باشه قربان.
‫- باشه؟

78
00:05:57,750 --> 00:05:58,750
‫- بفرمایید!
‫- آره.

79
00:06:07,291 --> 00:06:10,625
‫ولی... از کجا فهمیدی من شیر رو روی گاز برقی جوشوندم؟

80
00:06:11,000 --> 00:06:13,791
‫وقتی داری تمیز میکنی، باید ته ظرف رو هم تمیز کنی دیگه.

81
00:06:13,875 --> 00:06:16,375
‫اگه از گاز معمولی استفاده کرده بودی، اون لایه کف کرده به تهش نمی چسبید.

82
00:06:17,625 --> 00:06:18,750
‫آهان! پس واسه همینه ریخت!

83
00:06:19,250 --> 00:06:20,541
‫آره، خیلی شیک و مجلسی.

84
00:06:21,125 --> 00:06:22,166
‫- خداحافظ!
‫- مامان، خدافظ!

85
00:06:22,166 --> 00:06:23,250
‫خداحافظ!

86
00:06:23,875 --> 00:06:24,875
‫اوکی.

87
00:06:32,416 --> 00:06:33,416
‫سلام!

88
00:06:33,666 --> 00:06:35,625
‫من دارم میرم مصاحبه. بعداً می بینمت!

89
00:06:35,625 --> 00:06:36,625
‫موفق باشی!

90
00:06:36,625 --> 00:06:37,666
‫ممنون!

91
00:07:17,750 --> 00:07:18,750
‫اوکی. لطفاً صبر کنید!

92
00:07:22,250 --> 00:07:23,250
‫سلام!

93
00:07:30,541 --> 00:07:31,541
‫تو اینجا چیکار می کنی؟

94
00:07:34,875 --> 00:07:37,125
‫تو هیچ وقت بهم نگفتی که تو هم
‫داری تو این مصاحبه شرکت می کنی!

95
00:07:38,000 --> 00:07:41,625
‫خب، فقط کسایی که سه سال سابقه دارن می تونن اینجا درخواست بدن، درسته؟

96
00:07:42,541 --> 00:07:45,000
‫من تونستم یه جورایی یه گواهی سابقه کار جور کنم.

97
00:07:46,875 --> 00:07:48,625
‫اینقدر تو خونه نشستم،
‫انگار دارم ریشه می دَوونم!

98
00:07:48,625 --> 00:07:49,625
‫واقعاً به یه کار احتیاج دارم!

99
00:07:49,750 --> 00:07:50,750
‫واسه همینه!

100
00:07:52,250 --> 00:07:53,291
‫استفی وارگس!

101
00:07:54,375 --> 00:07:55,375
‫موفق باشی!

102
00:08:12,750 --> 00:08:14,625
‫همسایه های جدید دارن اسباب کشی می کنن!

103
00:08:14,625 --> 00:08:16,666
‫اگه اونا هم مثل تو باشن، دیگه عالی میشه!

104
00:08:21,791 --> 00:08:22,791
‫هر چی!

105
00:09:15,250 --> 00:09:17,541
‫هی، مریدولا! انقدر احساساتی نباش.

106
00:09:17,791 --> 00:09:19,875
‫من دو تا از مشتری هام رو بهت دادم، درسته؟

107
00:09:19,875 --> 00:09:21,291
‫اینا اشک شوقه، آنتونی.

108
00:09:21,750 --> 00:09:24,041
‫تو تونستی شرایط من رو بفهمی، درسته؟

109
00:09:24,041 --> 00:09:26,250
‫همه مون یه سری مشکلات داریم که باید حلشون کنیم، مگه نه، مریدولا؟

110
00:09:26,250 --> 00:09:27,375
‫دقیقاً مثل کاری که الان داری میکنی...

111
00:09:27,375 --> 00:09:29,125
‫اگه جلوی مشتری هم اینجوری گریه می کردی،

112
00:09:29,166 --> 00:09:30,666
‫خیلی وقت پیش ها به هدفت رسیده بودی.

113
00:09:30,666 --> 00:09:32,125
‫باید بیشتر تلاش کنی، مریدولا!

114
00:09:32,250 --> 00:09:34,000
‫من بیشتر تلاش خواهم کرد، آنتونی.

115
00:09:34,000 --> 00:09:35,500
‫من خیلی زیاد تلاش خواهم کرد!

116
00:09:35,750 --> 00:09:37,375
‫آنتونی، وقتی با تو حرف می زنم،

117
00:09:37,375 --> 00:09:39,750
‫واقعاً حس راحتی دارم.

118
00:09:40,250 --> 00:09:41,250
‫در عوض،

119
00:09:41,250 --> 00:09:43,250
‫تو هم همین حس راحتی رو با من نداری؟

120
00:09:44,250 --> 00:09:45,250
‫الو؟

121
00:09:45,791 --> 00:09:47,375
‫- چرا ساکتی؟
‫- بهش بگو.

122
00:09:48,125 --> 00:09:50,375
‫- نمی دونم چرا. امروز حس خواب ندارم.

123
00:09:50,375 --> 00:09:52,500
‫- تو چی، آنتونی؟
‫- من خیلی خوابم میاد!

124
00:09:52,666 --> 00:09:53,791
‫- ها؟
‫- خیلی خب پس!

125
00:09:53,916 --> 00:09:55,375
‫- آنتونی! قطع نکن--
‫- باشه!

126
00:09:55,416 --> 00:09:57,166
‫اوف پسر! خیلی استرس زا بود!

127
00:09:57,375 --> 00:10:00,500
‫بیخود نیست که رئیس اینقدر علاقه نشون میده که کارش راه بیفته.

128
00:10:01,291 --> 00:10:03,250
‫آنتونی! با دادن مشتری هات به اون،

129
00:10:03,375 --> 00:10:04,875
‫داری خودت رو میندازی تو دردسر.

130
00:10:06,041 --> 00:10:07,500
‫هی، تو! دیگه بازی بسه!

131
00:10:08,125 --> 00:10:09,416
‫- برو بخواب!
‫- فقط یه بار دیگه!

132
00:10:09,416 --> 00:10:11,250
‫- هنوز تموم نشده مامان.
‫- بسه دیگه!

133
00:10:13,125 --> 00:10:15,250
‫- بیا اینجا!
‫- حرف های رئیس رو شنیدی دیگه، درسته؟

134
00:10:15,875 --> 00:10:19,000
‫من فقط به خاطر شرایط الان مون دارم با این قضیه کنار میام.

135
00:10:19,166 --> 00:10:20,541
‫باید سرو سامون بگیریم، درسته؟

136
00:10:20,625 --> 00:10:22,125
‫بیا از این خونه اجاره ای بریم.

137
00:10:22,291 --> 00:10:24,666
‫معلومه! مگه واسه همین نیست که منم دنبال کار می گردم؟

138
00:10:24,666 --> 00:10:25,750
‫آره!

139
00:10:26,666 --> 00:10:27,750
‫مصاحبه ات چطور بود؟

140
00:10:29,375 --> 00:10:30,750
‫خوب بود،

141
00:10:30,791 --> 00:10:32,250
‫ولی مطمئن نیستم که بتونم قبول بشم.

142
00:10:32,750 --> 00:10:33,875
‫ولی برنامه ریزی...

143
00:10:34,416 --> 00:10:35,916
‫هر روز داره اتفاق می افته، بدون هیچ کم و کاستی.

144
00:10:36,375 --> 00:10:37,375
‫هر روز!

145
00:11:40,250 --> 00:11:43,000
‫چه خبر، کریشنتتا؟ اینجا با این همه گل خیلی رنگارنگ شده!

146
00:11:43,416 --> 00:11:45,125
‫کلاً یه تغییر اساسی کرده!

147
00:11:46,250 --> 00:11:47,291
‫معلومه دیگه!

148
00:11:47,541 --> 00:11:49,666
‫تو وقتی از اینجا رفتی، اینقدر کوچولو بودی، درسته؟

149
00:11:50,125 --> 00:11:51,875
‫اوه!
‫اون هنوزم همونقدر کوچولوه!

150
00:11:54,791 --> 00:11:57,250
‫شوخ طبعی معلم ها اصلاً تغییر نکرده، مگه نه، کریشنتتا؟

151
00:11:58,125 --> 00:11:59,375
‫وقتی همش یه چیزی رو می شنوی، خسته کننده میشه.

152
00:11:59,375 --> 00:12:00,625
‫کاملاً طبیعیه!

153
00:12:00,875 --> 00:12:04,125
‫وقتی دیدم خونه رو دارن تعمیر می کنن، فکر کردم دارین یه مستاجر جدید میارین!

154
00:12:04,166 --> 00:12:07,666
‫وقتی آماچی (مادر) یه سری مشکلات پیدا کرد، یه تصمیم یهویی بود.

155
00:12:07,791 --> 00:12:08,916
‫این خونه به شهر نزدیک تره، درسته؟

156
00:12:09,000 --> 00:12:10,166
‫بیمارستان هم همین اطرافه.

157
00:12:10,375 --> 00:12:11,875
‫شما به صحبتتون ادامه بدین.

158
00:12:12,125 --> 00:12:13,500
‫بذار ببینم اوضاع از چه قراره.

159
00:12:13,500 --> 00:12:14,500
‫باشه.

160
00:12:17,750 --> 00:12:19,041
‫داره راجع به گروهشون حرف میزنه...

161
00:12:19,125 --> 00:12:20,125
‫تو واتساپ!

162
00:12:21,625 --> 00:12:23,500
‫همه الان تو این گروه ها هستن، مگه نه؟

163
00:12:23,541 --> 00:12:24,666
‫معلومه که هستیم!

164
00:12:26,625 --> 00:12:28,166
‫- نونوایی گریس تو شهر رو نمیشناسی؟

165
00:12:28,375 --> 00:12:29,375
‫مال اوناست.

166
00:12:29,625 --> 00:12:31,916
‫- بابای مانوئل این نونوایی رو تو یه مغازه یه اتاقه راه انداخت

167
00:12:32,000 --> 00:12:33,500
‫اون قدیما تو واکاتهاانام، شهرشون.

168
00:12:34,250 --> 00:12:36,166
‫- گریسی چیچی قبلاً اینجا تو راه آهن کار می کرد.

169
00:12:36,250 --> 00:12:37,541
‫وقتی نونوایی حسابی گرفت،

170
00:12:37,541 --> 00:12:39,625
‫برگشتن خونه پدریشون تو شهرشون.

171
00:12:39,625 --> 00:12:41,000
‫از وقتی باباش فوت کرده،

172
00:12:41,125 --> 00:12:42,666
‫- مانوئل داره مغازه رو می چرخونه.

173
00:12:43,000 --> 00:12:45,125
‫- خود مانوئل بود که یه شعبه هم تو شهر ما باز کرد.

174
00:12:45,250 --> 00:12:47,541
‫- نونوایی گریس بهترین نونوایی شهرمونه، درسته؟

175
00:12:47,625 --> 00:12:49,250
‫اسم اون خانومه گریسیه، درسته؟

176
00:12:52,625 --> 00:12:54,625
‫چهره‌ش هم پر از وقاره!

177
00:12:54,666 --> 00:12:55,666
‫آره!

178
00:12:56,625 --> 00:12:58,041
‫مانوئل شاگردم بود.

179
00:12:58,041 --> 00:13:00,000
‫من اون موقع هم «حمایتش» رو فهمیده بودم.

180
00:13:00,125 --> 00:13:02,291
‫- مگه تو مهدکودک بهش درس ندادی؟

181
00:13:02,375 --> 00:13:04,291
‫تو اون موقع «پتانسیلش» رو فهمیدی؟

182
00:13:10,375 --> 00:13:13,125
‫- کریشنتان داره شاگردتو از خستگی هلاک میکنه!

183
00:13:15,916 --> 00:13:17,541
‫- من اینو نمیگم چون شاگردمه.

184
00:13:17,541 --> 00:13:19,166
‫- چه پسر خوب و آقاییه.

185
00:13:19,166 --> 00:13:20,375
‫خیلی فروتنه!

186
00:13:20,416 --> 00:13:22,750
‫حتی خنده هاشم بچگونه و معصومانه‌ست، مگه نه؟

187
00:13:26,041 --> 00:13:27,541
‫چرا اینجوری نباشه، معلم؟

188
00:13:27,625 --> 00:13:29,500
‫- آخه از یه خانواده خیلی معروفیه، درسته؟

189
00:13:33,250 --> 00:13:35,000
‫- آخه از یه خانواده خیلی معروفیه، درسته؟

190
00:13:35,125 --> 00:13:37,750
‫چرا دوباره داری به پیغام صوتی خودت گوش میدی؟

191
00:13:38,125 --> 00:13:40,166
‫هی سولو! نظرت چیه تو رو با اون آشنا کنیم؟

192
00:13:40,375 --> 00:13:41,750
‫به نظر آدم خوبی میاد!

193
00:13:42,000 --> 00:13:43,375
‫هی، نه!
‫سولو به اون نمیاد.

194
00:13:44,500 --> 00:13:45,750
‫من اون پسره رو نمی خوام.

195
00:13:45,791 --> 00:13:47,041
‫خیلی حس عمویی میده!

196
00:13:50,166 --> 00:13:51,250
‫بابا!

197
00:13:52,000 --> 00:13:53,625
‫بازم دیرم شده، دارم میرم سر کار.

198
00:13:53,875 --> 00:13:55,500
‫پسرم، امروز هم مادرتو اذیت کردی؟

199
00:13:56,875 --> 00:13:58,625
‫این کیه؟ عروسِ پسرتونه؟

200
00:13:59,000 --> 00:14:01,041
‫نه. این استفیه. اینجا مستأجره.

201
00:14:01,291 --> 00:14:02,291
‫آها، باشه.

202
00:14:02,291 --> 00:14:03,875
‫- این مانوئله.
‫- می دونم.

203
00:14:04,750 --> 00:14:06,000
‫چطور... چطور میدونی؟

204
00:14:06,250 --> 00:14:07,375
‫از گروه فهمیدم!

205
00:14:07,375 --> 00:14:08,625
‫- آهان!
‫- اوه...

206
00:14:08,875 --> 00:14:10,916
‫- ساروجینی!
‫- آره آره، ساروجینی!

207
00:14:12,000 --> 00:14:13,000
‫میبینمتون پس!

208
00:14:13,125 --> 00:14:14,250
‫آپوتا، خداحافظ!

209
00:14:15,000 --> 00:14:16,500
‫الان دیگه اونا همدم ما شدن.

210
00:14:29,416 --> 00:14:30,416
‫تک فرزنده؟

211
00:14:30,625 --> 00:14:32,500
‫- نه، نه! یه دختر بزرگتر هم دارن.

212
00:14:32,500 --> 00:14:33,916
‫انگار نیوزیلنده یا یه همچین جایی.

213
00:14:39,750 --> 00:14:43,500
‫من از وقتی درس و مشقم تموم شد همیشه دلم می خواست یه کسب و کار راه بندازم.

214
00:14:43,500 --> 00:14:45,666
‫اوه! پس چرا راه ننداختی؟

215
00:14:45,666 --> 00:14:49,250
‫من و چند تا از دوستام داریم برنامه ریزی می کنیم یه رستوران ارگانیک تو شهر باز کنیم.

216
00:14:49,250 --> 00:14:50,000
‫کانی، شیطونی نکن!

217
00:14:50,000 --> 00:14:51,125
‫- ارگانیک؟
‫- آره!

218
00:14:51,916 --> 00:14:52,916
‫عجب ایده بکری!

219
00:14:54,250 --> 00:14:57,041
‫ولی الان دیگه هرچیزی که روش برچسب ارگانیک خورده الکیه.

220
00:14:57,625 --> 00:15:00,875
‫دقیقاً به خاطر همینه که دارم آنتونی رو هل میدم که یه رستوران اصل راه بندازه!

221
00:15:01,541 --> 00:15:03,416
‫اگه یه برنامه درست و حسابی داشته باشی، همه چی درست میشه.

222
00:15:03,416 --> 00:15:05,625
‫مخصوصاً وقتی پای کار رستوران وسط باشه.

223
00:15:05,625 --> 00:15:06,791
‫برنامه ریزی حرف اول رو میزنه، درسته؟

224
00:15:06,875 --> 00:15:08,500
‫چه ارگانیک باشه چه نباشه.

225
00:15:08,500 --> 00:15:09,500
‫دقیقا همینه!

226
00:15:09,625 --> 00:15:11,250
‫من باید برای این کار از شغلم استعفا بدم.

227
00:15:11,250 --> 00:15:12,666
‫نگرانی منم همینه.

228
00:15:12,750 --> 00:15:14,125
‫هی، نگران اونش نباش.

229
00:15:14,375 --> 00:15:18,250
‫- حتی وقتی بابای من کسب و کار نونوایی رو شروع کرد، سال 1985...

230
00:15:18,750 --> 00:15:20,041
‫اسمشو گذاشت نونوایی گریس،

231
00:15:20,125 --> 00:15:21,375
‫به اسم مادرم.

232
00:15:21,791 --> 00:15:24,375
‫- اون موقع که شروعش کرد، اونم با خیلی از اینجور چالش ها روبرو شد.

233
00:15:24,625 --> 00:15:27,041
‫- ولی وقتی دوستا با هم باشن...
‫- ولش کن! بیا!

234
00:15:27,125 --> 00:15:28,875
‫- آره، درسته. دوستا با من هستن دیگه، درسته؟

235
00:15:28,875 --> 00:15:30,000
‫پس من حمایت اونا رو دارم.

236
00:15:30,000 --> 00:15:31,750
‫- آره، دقیقا! تو به اون حمایت نیاز داری!

237
00:15:31,791 --> 00:15:33,375
‫برعکس، اگه بخوایم تنهایی انجامش بدیم،

238
00:15:33,375 --> 00:15:34,916
‫یه سری چالش های اول کار خواهیم داشت...

239
00:15:35,000 --> 00:15:36,875
‫هی! فکر کنم آماچی بیدار شده.

240
00:15:39,541 --> 00:15:40,541
‫کانی!

241
00:15:46,125 --> 00:15:47,250
‫آماچی!

242
00:15:50,625 --> 00:15:52,375
‫اینا همسایه‌هامونن.

243
00:15:53,125 --> 00:15:55,000
‫این پریاست، دختر پریا،

244
00:15:55,250 --> 00:15:56,750
‫و اونم شوهر پریاست، آنتونی.

245
00:15:58,750 --> 00:16:00,166
‫آماچی، داروهاتو خوردی؟

246
00:16:02,250 --> 00:16:03,500
‫این دوز بعد از ظهرشه، درسته؟

247
00:16:03,500 --> 00:16:04,500
‫دوز شب چی؟

248
00:16:07,125 --> 00:16:08,125
‫عینک‌تو بزن!

249
00:16:10,625 --> 00:16:11,666
‫بریم؟

250
00:16:11,791 --> 00:16:13,125
‫بذار اون برگرده! صبر کن.

251
00:16:27,041 --> 00:16:28,166
‫بیا، این آب رو بخور!

252
00:16:41,041 --> 00:16:43,625
‫من باید داروهاشو سر وقت به آماچی بدم، بدون هیچ غفلتی.

253
00:16:44,791 --> 00:16:48,291
‫- خب، تصمیم گرفتی که کلا کارت رو ول کنی و روی بیزینس تمرکز کنی؟

254
00:16:48,375 --> 00:16:50,000
‫فعلا که برنامه همینه.

255
00:16:50,000 --> 00:16:51,416
‫وقتی اون کار پیدا کنه...

256
00:16:51,500 --> 00:16:53,625
‫- و امتحانای استخدامی دولتیش هم چند روز دیگه است.

257
00:16:53,625 --> 00:16:55,291
‫اوه! دو روز دیگه است؟

258
00:16:55,375 --> 00:16:56,375
‫- آره!
‫- باشه.

259
00:16:57,625 --> 00:16:59,375
‫- اگه قبول شه، خیالتون راحت میشه.

260
00:17:13,375 --> 00:17:14,750
‫خیلی وقته منتظرم!

261
00:17:14,791 --> 00:17:16,166
‫زود باش دیگه! دیرمون شد!

262
00:17:16,625 --> 00:17:18,625
‫- وای خدا!
‫- کارت ورود به جلسه رو برداشتی؟

263
00:17:18,625 --> 00:17:20,125
‫اوه، سولو! همه‌چی رو برداشتم.

264
00:19:06,250 --> 00:19:07,375
‫بگیرش!

265
00:19:07,666 --> 00:19:09,250
‫- حالا بگیرش!
‫- سیسیلی چچی!

266
00:19:09,500 --> 00:19:10,500
‫بله!

267
00:19:11,500 --> 00:19:12,666
‫ممکنه لطفا شلنگ آبتون رو قرض بگیرم؟

268
00:19:12,666 --> 00:19:13,750
‫می‌خوام ماشینمو بشورم.

269
00:19:13,791 --> 00:19:15,125
‫حتما پسرم!

270
00:19:25,375 --> 00:19:26,875
‫- بفرمایید پسرم.
‫- آره!

271
00:19:27,125 --> 00:19:28,375
‫- غذا خوردی؟
‫- بله، بله.

272
00:19:58,166 --> 00:19:59,500
‫داری میری شهر، استفی؟

273
00:19:59,500 --> 00:20:00,500
‫آره!

274
00:20:00,500 --> 00:20:02,125
‫بپر بالا پس! منم دارم همونجا میرم.

275
00:20:11,875 --> 00:20:14,000
‫تو توی یه شرکت بیمه تو کودیماتا کار می‌کنی، درسته؟

276
00:20:14,375 --> 00:20:15,500
‫اونجا پیادت کنم؟

277
00:20:16,375 --> 00:20:17,416
‫تو از کجا می‌دونی؟

278
00:20:19,500 --> 00:20:20,625
‫تو فیسبوک دیدم.

279
00:20:22,250 --> 00:20:24,416
‫ولی تو توی لیست دوستای من تو فیسبوک نیستی، درسته؟

280
00:20:25,250 --> 00:20:26,250
‫عصبانی نشو.

281
00:20:27,041 --> 00:20:29,125
‫لازم نیست دوست باشیم که پروفایلت رو چک کنم، درسته؟

282
00:20:29,500 --> 00:20:30,875
‫فیسبوک پروفایلت رو بهم پیشنهاد داد.

283
00:20:31,250 --> 00:20:32,666
‫هی، من عصبانی نبودم.

284
00:20:33,666 --> 00:20:35,000
‫به عنوان یه مادر مجرد،

285
00:20:35,000 --> 00:20:36,750
‫تو فیسبوک با کلی مزاحمت روبرو میشم.

286
00:20:37,041 --> 00:20:38,125
‫واسه همین اینجوری جواب دادم.

287
00:20:38,125 --> 00:20:39,166
‫ببخشید!

288
00:20:39,291 --> 00:20:42,125
‫هی، استفی! هیچ وقت به خاطر زن قوی بودن معذرت نخواه!

289
00:20:42,375 --> 00:20:43,375
‫باشه؟

290
00:20:46,041 --> 00:20:48,000
‫حتی وقتی همه دارن سر اینستاگرام ذوق می‌کنن،

291
00:20:48,000 --> 00:20:51,291
‫من هنوز حس قدیمی و با ابهت فیسبوک رو دوست دارم.

292
00:20:52,125 --> 00:20:53,875
‫خب، اینستاگرام هم خوبه.

293
00:20:55,750 --> 00:20:56,750
‫به هرحال...

294
00:20:57,041 --> 00:20:59,875
‫انگار دقیقا می‌دونن چه کسی به چه کسی پیشنهاد بشه.

295
00:21:07,250 --> 00:21:08,250
‫ولی...

296
00:21:08,375 --> 00:21:09,666
‫حتی بعد از دیدن پروفایل،

297
00:21:09,750 --> 00:21:11,291
‫چرا برام درخواست دوستی نفرستادی؟

298
00:21:12,416 --> 00:21:13,416
‫الان می‌تونم بفرستم، درسته؟

299
00:21:41,916 --> 00:21:43,166
‫آب قطع شد!

300
00:21:45,791 --> 00:21:47,541
‫حتما برات خیلی خسته کننده است، درسته؟

301
00:21:48,250 --> 00:21:50,375
‫از الان به بعد می‌تونیم به طور منظم حرف بزنیم، درسته؟

302
00:22:09,375 --> 00:22:10,375
‫الو.

303
00:22:11,791 --> 00:22:14,000
‫نه، رسیدم خونه. دیگه بیرون نمیرم.

304
00:22:14,000 --> 00:22:15,291
‫آماچی تو خونه تنهاست، درسته؟

305
00:22:15,541 --> 00:22:16,541
‫باشه، پس.

306
00:22:26,875 --> 00:22:30,416
‫- مرحله بعدی اضافه کردن زرده تخم مرغه.

307
00:22:33,291 --> 00:22:35,000
‫حالا تخم مرغ‌ها رو جدا کنیم.

308
00:24:16,500 --> 00:24:19,375
‫خیلی وقته می‌خواستم برای همه‌تون یه مهمونی بگیرم از وقتی که اومدم اینجا.

309
00:24:19,375 --> 00:24:21,250
‫بالاخره امروز فرصتش پیش اومد.

310
00:24:27,791 --> 00:24:28,791
‫چچی...

311
00:24:29,250 --> 00:24:30,375
‫خیلی بوی خوبی میده.

312
00:24:30,541 --> 00:24:31,541
‫گوشت خوک هست؟

313
00:24:31,625 --> 00:24:32,791
‫بریم بخوریم؟

314
00:24:33,750 --> 00:24:36,166
‫یه چیزی رو تا حد مرگ زد و صبح داشت می‌بردش داخل.

315
00:24:36,166 --> 00:24:38,250
‫یه نوع راسوی خرما، بزمجه، یا یه همچین چیزی.

316
00:24:38,291 --> 00:24:39,750
‫نکنه از اون چیزا باشه؟

317
00:24:39,791 --> 00:24:40,791
‫عمراً!

318
00:24:40,875 --> 00:24:43,000
‫اجمل ایکای من از این چیزا نمیخوره.

319
00:24:47,875 --> 00:24:49,166
‫این گوشت گاو خیلی خوبه.

320
00:24:49,666 --> 00:24:51,250
‫باید یه کم هم به اسما بدم.

321
00:24:51,250 --> 00:24:53,291
‫احتمالاً تا حالا گوشت گاو به این خوشمزگی نخورده.

322
00:24:53,375 --> 00:24:54,291
‫فوق العادست!

323
00:24:54,375 --> 00:24:55,791
‫این یه دستور پخت ویژه‌ست.

324
00:24:56,000 --> 00:24:57,166
‫- مانوئل...
‫- بله.

325
00:24:57,250 --> 00:24:59,791
‫کیک برنج گوشت پرشده‌ی اسما تا الان بهترین غذا اینجا بود.

326
00:24:59,875 --> 00:25:01,166
‫این از اونم بهتره!

327
00:25:01,625 --> 00:25:02,750
‫هیچی نمیشه گفت!

328
00:25:04,125 --> 00:25:06,875
‫پس دعوتمون کن خونتون اجمل. یه مهمونی خانوادگی بگیریم.

329
00:25:06,875 --> 00:25:09,250
‫ببینیم کیک برنج گوشت پرشده‌ی اسما بهتره یا این.

330
00:25:09,291 --> 00:25:11,375
‫حتماً باید خونواده‌هامونم دعوت کنیم؟ الکیه.

331
00:25:12,416 --> 00:25:14,875
‫مگه آخر ماه تولد دخترت نیست؟

332
00:25:15,000 --> 00:25:16,791
‫اون موقع اینجایی یا میری سفر؟

333
00:25:16,791 --> 00:25:17,875
‫تو سفرم.

334
00:25:17,875 --> 00:25:18,875
‫- نمیتونم عوضش کنم.
‫- آهان.

335
00:25:20,250 --> 00:25:21,916
‫توماس چتا، برات یه نوشیدنی درست کنم؟

336
00:25:22,000 --> 00:25:23,000
‫اوه!

337
00:25:23,000 --> 00:25:24,000
‫نه، ممنون.

338
00:25:24,291 --> 00:25:25,750
‫چرا؟ تو که نوشیدنی نمیخوری ، چتا؟

339
00:25:26,000 --> 00:25:27,125
‫آره جون خودت!

340
00:25:27,125 --> 00:25:29,250
‫این قبل از اینکه بیاد اینجا حتماً خورده یکم.

341
00:25:29,291 --> 00:25:31,375
‫نوشدینی می‌خره و تو خونه تنهایی می‌خوره.

342
00:25:31,541 --> 00:25:32,625
‫نه بابا.

343
00:25:32,916 --> 00:25:35,375
‫من روزی که رفتم کلیسای پاناکاد، دیگه لب به نوشیدنی نزدم.

344
00:25:35,750 --> 00:25:37,625
‫تو و داستان طولانی بیماری تنفسی‌ت!

345
00:25:37,625 --> 00:25:39,416
‫بیماری تنفسی تو که هیچ جا نمیره.

346
00:25:39,500 --> 00:25:40,916
‫تو خودت خیلی نوشیدنی می‌زنی، درسته؟

347
00:25:41,000 --> 00:25:42,875
‫اونایی که نوشیدنی می‌زنن بالا میارن، بی عرضه!

348
00:25:43,000 --> 00:25:44,416
‫تو دیگه بیماری تنفسی نمیگیری!

349
00:25:44,416 --> 00:25:45,625
‫این چی میگه؟

350
00:25:45,791 --> 00:25:48,625
‫شنیدم گوشت بزمجه برای مشکلات تنفسی خیلی خوبه، توماسِتا.

351
00:25:48,625 --> 00:25:50,416
‫ولی اینجا گوشت بزمجه از کجا بیاریم؟

352
00:25:50,541 --> 00:25:51,541
‫آهان!

353
00:25:51,750 --> 00:25:52,750
‫درسته.

354
00:25:52,875 --> 00:25:53,875
‫هی مانوئل...

355
00:25:53,875 --> 00:25:57,541
‫من هر جور درمانی رو امتحان کردم، از آلوپاتی بگیر تا یونانی.

356
00:25:57,791 --> 00:25:59,000
‫و نتیجه‌ش چی بود؟

357
00:26:00,375 --> 00:26:03,291
‫یه بار رفتم کلیسای پاناکاد دعا کردم،

358
00:26:03,375 --> 00:26:04,500
‫خیلی بهتر شده.

359
00:26:04,666 --> 00:26:05,791
‫- واقعاً؟
‫- الان...

360
00:26:06,000 --> 00:26:09,041
‫من و سیسلی هر سه‌شنبه، بدون استثنا میریم اونجا.

361
00:26:10,666 --> 00:26:11,875
‫منم باید برم اونجا...

362
00:26:12,000 --> 00:26:13,375
‫برای آماچی‌م دعا کنم.

363
00:26:13,500 --> 00:26:15,500
‫آهان! پس سه‌شنبه‌ی دیگه با ما بیا.

364
00:26:17,041 --> 00:26:18,125
‫منم میام پس!

365
00:26:19,250 --> 00:26:20,500
‫تو چرا نمیخوری؟

366
00:26:20,500 --> 00:26:22,000
‫نه. من روزه‌ام.

367
00:26:22,000 --> 00:26:23,000
‫شماها بخورید.

368
00:26:23,166 --> 00:26:24,250
‫بخور.

369
00:26:27,791 --> 00:26:29,500
‫از خونه‌ی آنتونی دیده نمیشه.

370
00:26:29,750 --> 00:26:31,250
‫من از پشت بوم اونا هم چک کردم.

371
00:26:31,291 --> 00:26:32,750
‫پس لازم نیست نگران باشیم.

372
00:26:33,250 --> 00:26:35,541
‫ولی از خونه‌ی سیسلی چیچی قشنگ معلومه.

373
00:26:35,625 --> 00:26:36,791
‫نگاه کن!

374
00:26:37,375 --> 00:26:40,375
‫وقتی توماس چتان و سیسلی چیچی سه‌شنبه میرن کلیسا،

375
00:26:40,541 --> 00:26:42,291
‫تا بعد از ساعت دو برنمی‌گردن.

376
00:26:43,166 --> 00:26:46,250
‫تو اون موقع فقط زن آنتونی تو خونه‌ست، تو کل محل.

377
00:26:46,791 --> 00:26:48,416
‫پس اگه نقشه رو برای سه‌شنبه بذاریم،

378
00:26:48,500 --> 00:26:49,500
‫یه طرف امنه.

379
00:26:49,625 --> 00:26:51,125
‫چطوری ممکنه مانوئل؟

380
00:26:51,916 --> 00:26:53,250
‫صبح انجام دادن‌ش خطرناک نیست؟

381
00:26:53,250 --> 00:26:54,250
‫شب انجامش بدیم.

382
00:26:54,375 --> 00:26:57,000
‫اگه بدشانسی بیاریم و یه نفر ما رو ببینه، کارمون تمومه دیگه.

383
00:26:57,250 --> 00:26:58,916
‫اگه قراره با این نقشه پیش بریم، باید ریسکش رو قبول کنیم.

384
00:26:59,000 --> 00:27:01,000
‫واسه همینه که گفتم این نقشه جواب نمیده.

385
00:27:01,250 --> 00:27:03,416
‫اگه اونجوری که من میگم انجامش بدیم، خیلی ساده میشه عملیش کرد.

386
00:27:04,041 --> 00:27:05,250
‫هی! نه، نه!

387
00:27:05,500 --> 00:27:06,500
‫نه!

388
00:27:06,750 --> 00:27:07,750
‫نه.

389
00:27:07,875 --> 00:27:08,875
‫نقشه بی‌نظیریه.

390
00:27:09,250 --> 00:27:10,375
‫هیچ شکی توش نیست.

391
00:27:11,625 --> 00:27:13,416
‫پس بذار منتظر زمان مناسب باشیم، رفیق.

392
00:27:14,500 --> 00:27:15,500
‫آره، آره.

393
00:27:15,791 --> 00:27:17,041
‫حرف جان درسته.

394
00:27:17,625 --> 00:27:19,500
‫- بذار منتظر بمونیم.
‫- باریکلا پسرم!

395
00:27:35,666 --> 00:27:36,750
‫ببخشید بچه‌ها.

396
00:27:37,541 --> 00:27:38,541
‫خب،

397
00:27:38,625 --> 00:27:39,625
‫همه...

398
00:27:39,791 --> 00:27:41,625
‫لطفا یه تشویق حسابی
‫نثار کنید برای

399
00:27:41,625 --> 00:27:43,750
‫آنتونی و مریدولا!

400
00:27:44,291 --> 00:27:46,416
‫- بهترین های این فصل!
‫- ممنونم.

401
00:27:48,791 --> 00:27:50,791
‫مریدولا، کارت عالی بود.

402
00:27:51,500 --> 00:27:54,375
‫تونستی به همه ی
‫هدف های سه ماه گذشته برسی.

403
00:27:54,541 --> 00:27:57,750
‫دیگه نمیشه نادیده‌ش گرفت، نه شرکت و نه من شخصا.

404
00:27:57,750 --> 00:28:00,666
‫برای همین، شما مدیر
‫ارشد جدید ما هستید!

405
00:28:00,750 --> 00:28:02,750
‫- ممنونم! خیلی خیلی ممنونم قربان!
‫- تبریک میگم!

406
00:28:02,750 --> 00:28:03,875
‫افتخار نصیبم شد!

407
00:28:05,625 --> 00:28:06,625
‫تبریک میگم.

408
00:28:07,500 --> 00:28:08,500
‫آنتونی، پسر با استعدادم!

409
00:28:08,541 --> 00:28:10,125
‫تو یه استعداد واقعی هستی.

410
00:28:10,250 --> 00:28:12,625
‫ولی مهارت های تو بیشتر
‫به درد شمال میخوره تا اینجا.

411
00:28:12,625 --> 00:28:15,250
‫وقتی شرکت ازم خواست یه نفر رو
‫بفرستم تا اوضاع اونجا رو روبه‌راه کنه،

412
00:28:15,291 --> 00:28:16,291
‫راستش رو بخوای،

413
00:28:16,375 --> 00:28:18,250
‫اولین اسمی که به
‫ذهنم رسید اسم تو بود!

414
00:28:18,541 --> 00:28:20,500
‫برای همین، شما هم ترفیع گرفتید

415
00:28:20,500 --> 00:28:22,291
‫به عنوان مدیر ارشد برای...

416
00:28:22,416 --> 00:28:23,750
‫کوچ بیهار!

417
00:28:24,500 --> 00:28:27,375
‫- کوچ بهار؟
‫- خوشحالی دیگه؟ تبریک، تبریک!

418
00:28:41,875 --> 00:28:42,750
‫- الو؟
‫- الو.

419
00:28:42,750 --> 00:28:44,375
‫- شما پریادارشی نی کی.اس هستید؟
‫- بله.

420
00:28:44,500 --> 00:28:46,500
‫- من ساندیا موهان هستم
‫از شرکت ملام تماس میگیرم.

421
00:28:47,625 --> 00:28:49,541
‫- خانم، شما مصاحبه
‫تخصصی رو با موفقیت پشت سر گذاشتید.

422
00:28:49,625 --> 00:28:51,125
‫- تبریک میگم.
‫- هورا!

423
00:28:51,416 --> 00:28:54,375
‫- همونطور که میدونید، مصاحبه
‫در سطح مدیریت مرحله بعدیه.

424
00:28:54,666 --> 00:28:55,875
‫به زودی تاریخش رو بهتون اطلاع میدم.

425
00:28:56,000 --> 00:28:57,500
‫- ممنونم.
‫- باشه!

426
00:28:57,541 --> 00:28:58,541
‫- ممنون!
‫- باشه.

427
00:29:00,791 --> 00:29:02,000
‫هورا!

428
00:29:09,541 --> 00:29:11,250
‫هی، یه خبر خوش دارم.

429
00:29:11,250 --> 00:29:13,250
‫- من مصاحبه فنی
‫اون روز رو قبول شدم!

430
00:29:15,250 --> 00:29:17,291
‫[ساروجینی چچی - تبریک میگم]

431
00:29:26,125 --> 00:29:27,750
‫من مصاحبه فنی رو هم قبول شدم.

432
00:29:28,166 --> 00:29:30,750
‫برای همین، دارم
‫یه جشن بزرگ برنامه ریزی میکنم

433
00:29:30,750 --> 00:29:32,875
‫برای سالگرد
‫ازدواجمون امسال!

434
00:29:33,375 --> 00:29:36,041
‫همه اینجا و خانواده
‫هاتون از قبل دعوتید!

435
00:29:40,666 --> 00:29:43,375
‫- همه اینجا و خانواده
‫هاتون از قبل دعوتید!

436
00:29:45,125 --> 00:29:47,125
‫این پریاست.
‫خیلی زیاده روی میکنه، نه؟

437
00:29:47,125 --> 00:29:48,791
‫آخه کی سالگرد
‫ازدواجش رو جشن میگیره

438
00:29:48,875 --> 00:29:51,375
‫با دعوت کردن همه فقط
‫برای قبول شدن توی مصاحبه فنی؟

439
00:29:55,625 --> 00:29:57,125
‫منظورت از همه، دقیقا کیه؟

440
00:29:57,541 --> 00:29:59,500
‫فقط اعضای گروه
‫واتساپت هستن؟

441
00:29:59,750 --> 00:30:01,750
‫نه. فکر کنم همه
‫رو دعوت میکنه.

442
00:30:04,375 --> 00:30:05,375
‫کی هست تاریخش؟

443
00:30:05,500 --> 00:30:06,750
‫منم دوست دارم بیام.

444
00:30:07,291 --> 00:30:08,625
‫- بذار چک کنم.
‫- باشه.

445
00:30:10,041 --> 00:30:11,375
‫نوزدهم ماه بعد.

446
00:30:14,250 --> 00:30:15,250
‫تو میای؟

447
00:30:16,666 --> 00:30:17,666
‫میام.

448
00:30:20,875 --> 00:30:21,916
‫خیلی خب. دیگه برم؟

449
00:30:22,166 --> 00:30:23,500
‫- باشه.
‫- بعدا بهت زنگ میزنم.

450
00:30:28,166 --> 00:30:29,166
‫هی، استفی!

451
00:30:31,166 --> 00:30:32,291
‫ممنون.

452
00:30:36,750 --> 00:30:37,875
‫هی، میز رو تمیز کن!

453
00:30:38,500 --> 00:30:39,541
‫لطفا میز رو تمیز کن.

454
00:30:44,250 --> 00:30:45,250
‫چشم، عمو.

455
00:30:46,375 --> 00:30:47,416
‫میتونیم تاریخ رو مشخص کنیم.

456
00:31:00,875 --> 00:31:01,875
‫بفرمایید.

457
00:31:02,041 --> 00:31:03,416
‫پیراشکی؟ چه خبر شده؟

458
00:31:03,500 --> 00:31:05,625
‫مهمون من.
‫من مصاحبه رو قبول شدم.

459
00:31:05,625 --> 00:31:07,041
‫- عالیه!
‫- تا گرمه بخور.

460
00:31:08,250 --> 00:31:09,416
‫یه چیز دیگه هم هست.

461
00:31:09,500 --> 00:31:10,500
‫سالگرد ازدواج.

462
00:31:10,625 --> 00:31:11,791
‫میتونیم بریم.
‫سالگرد کی هست؟

463
00:31:12,750 --> 00:31:13,875
‫مال خودمون!

464
00:31:14,125 --> 00:31:15,625
‫من از قبل به همه
‫توی گروه گفتم

465
00:31:15,666 --> 00:31:17,250
‫که یه جشن
‫بزرگ خواهیم داشت.

466
00:31:17,500 --> 00:31:18,916
‫با بوفه و اینا...

467
00:31:20,666 --> 00:31:21,666
‫سرفه نکن.

468
00:31:23,250 --> 00:31:24,416
‫بیا، یکم آب بخور.

469
00:31:25,500 --> 00:31:26,500
‫بوفه نگیریم.

470
00:31:27,125 --> 00:31:28,625
‫یه چیز دیگه جور کنیم.

471
00:31:28,625 --> 00:31:31,375
‫ولی برنامه ریزی سالگردت
‫خیلی به موقع از آب درومد!

472
00:31:31,750 --> 00:31:33,125
‫من ترفیع گرفتم.

473
00:31:33,500 --> 00:31:35,375
‫ولی نه یه جای نزدیک.
‫توی کوچ بهاره.

474
00:31:36,750 --> 00:31:37,916
‫کوچ بهار؟

475
00:31:39,666 --> 00:31:40,875
‫خودتو اذیت نکن.

476
00:31:41,625 --> 00:31:44,291
‫مطمئن بودم مدیره برات دردسر درست میکنه.

477
00:31:46,375 --> 00:31:48,166
‫بالاخره اینجا جا افتاده بودیم.

478
00:31:49,000 --> 00:31:50,750
‫حالا باید این آدما رو ول کنیم و بریم؟

479
00:31:53,125 --> 00:31:55,750
‫اگه آزمون استخدامی دولتو یا مصاحبه رو قبول شم، برمیگردم همینجا.

480
00:31:55,750 --> 00:31:57,291
‫بگو با هم برمیگردیم!

481
00:31:58,875 --> 00:32:01,500
‫خوبه که به فکر جشن گرفتن سالگردمون افتادی.

482
00:32:01,750 --> 00:32:03,875
‫میتونیم قبل از رفتنمون به همه یه حالی بدیم، نه؟

483
00:32:04,041 --> 00:32:05,875
‫- نقشه م چطوره؟
‫- آره. خیلی خوبه!

484
00:32:06,500 --> 00:32:08,000
‫آره، خیلی خوبه! درسته عزیزم؟

485
00:32:08,166 --> 00:32:09,250
‫- آره.
‫- خیلی خوبه!

486
00:32:10,125 --> 00:32:12,000
‫- پفک میخوری؟
‫-  پیراشکی میل دارید دخترم؟

487
00:32:14,416 --> 00:32:16,250
‫- وای!
‫- خوبه؟

488
00:32:24,500 --> 00:32:28,291
‫ ای دنیای عزیز، آیا این شب دلپذیر

489
00:32:28,291 --> 00:32:31,875
‫ تا ابد ادامه خواهد داشت، بدون روشنایی صبح؟

490
00:32:31,875 --> 00:32:35,500
‫ آیا سرنوشت با طلوع روشن سحر تغییر خواهد کرد؟

491
00:32:35,541 --> 00:32:39,875
‫ آیا هر آنچه شنیده‌ام دروغ خواهد بود؟

492
00:32:39,875 --> 00:32:42,291
‫ صورتم را نپوشان

493
00:32:42,625 --> 00:32:44,500
‫ مرا به آغوش اعماق پرتاب نکن

494
00:32:44,500 --> 00:32:47,541
‫ چشمانم را نبند، و مرا در جنگلی رها نکن

495
00:32:47,625 --> 00:32:52,000
‫ آیا تمام آنچه برق می زند فقط درخشش های کم نور است؟

496
00:32:52,000 --> 00:32:55,125
‫ آیا راز واقعی از دید پنهان است؟

497
00:33:08,875 --> 00:33:11,750
‫مانوئل، چیزی از حرفاش فهمیدی؟

498
00:33:12,375 --> 00:33:13,750
‫هیچی سر در نیاوردم!

499
00:33:13,750 --> 00:33:15,166
‫انقدر منفی نباش بابا!

500
00:33:15,791 --> 00:33:17,375
‫ما در مورد این تصمیم گرفته بودیم، درسته؟

501
00:33:17,416 --> 00:33:18,291
‫خب...

502
00:33:18,291 --> 00:33:20,375
‫میشه لطفا به حرف کسی که تجربه داره گوش بدی؟

503
00:33:21,375 --> 00:33:23,750
‫عمو... اون تو انگلستان درس خونده، مگه نه؟

504
00:33:24,000 --> 00:33:25,416
‫- همه چی درست میشه.
‫- حق با توئه.

505
00:33:34,291 --> 00:33:36,375
‫چه چیزی شما دو تا رو به شیرینی فروشی فقیرانه من آورده؟

506
00:33:36,750 --> 00:33:38,291
‫فردا سالگرد ازدواجمونه.

507
00:33:38,291 --> 00:33:40,041
‫واسه همین خواستیم یه کیک برای این مناسبت انتخاب کنیم.

508
00:33:40,125 --> 00:33:41,625
‫پس کیک مهمون من.

509
00:33:42,041 --> 00:33:44,291
‫- هی، لازم نیست!
‫- بیا دیگه! باعث افتخارمه.

510
00:33:44,375 --> 00:33:46,041
‫لطفا با آماچی بیا.

511
00:33:46,125 --> 00:33:47,250
‫حتما.

512
00:33:47,375 --> 00:33:48,791
‫برو کیک رو انتخاب کن.

513
00:33:49,125 --> 00:33:51,291
‫- این خوبه، نه؟
‫- آره، همین رو بخریم.

514
00:33:51,500 --> 00:33:52,541
‫خب، اینم کیک شما.

515
00:33:52,666 --> 00:33:53,666
‫بعدا میبینمتون.

516
00:33:53,750 --> 00:33:55,875
‫ در لبه آسمان، ماه نشسته است

517
00:33:55,875 --> 00:33:59,541
‫ همه چیز را که در زیر رخ می دهد، سرگرم و خوشحال تماشا می کند

518
00:33:59,750 --> 00:34:01,291
‫- سلام!
‫- سالگردتون مبارک!

519
00:34:01,375 --> 00:34:02,375
‫ممنون!

520
00:34:03,500 --> 00:34:05,125
‫- این سولوئه.
‫- سلام! آره، میدونم

521
00:34:05,750 --> 00:34:06,875
‫اونجا بذارش.

522
00:34:06,916 --> 00:34:07,916
‫برو داخل.

523
00:34:07,916 --> 00:34:10,125
‫مورچه قرمز و مورچه سیاه رفتن...

524
00:34:10,166 --> 00:34:11,125
‫گوش کن...

525
00:34:11,125 --> 00:34:12,875
‫اونو منتقل کردن یه جای باکلاس!

526
00:34:13,791 --> 00:34:15,625
‫کوچ بیهار یا یه همچین جایی.

527
00:34:15,625 --> 00:34:16,625
‫آهان.

528
00:34:16,666 --> 00:34:18,000
‫این کوچ بیهار...

529
00:34:18,041 --> 00:34:20,250
‫باید یه جای کوچیک تو بیهار باشه، درسته؟

530
00:34:21,666 --> 00:34:23,375
‫نمیشه اگه نمیدونی ساکت باشی؟

531
00:34:23,375 --> 00:34:25,000
‫کوچ بیهار تو بنگال غربی هست.

532
00:34:27,625 --> 00:34:30,000
‫چرا اونا دارن میرن اونجا وقتی بنگالی ها دارن میان اینجا؟

533
00:34:30,000 --> 00:34:31,250
‫کی میدونه!

534
00:34:31,250 --> 00:34:33,250
‫ آیا این یک خواب نیمه شب است، آرام و روشن

535
00:34:33,291 --> 00:34:35,875
‫ یا رویایی که شب را پر از ترس می کند؟

536
00:34:36,125 --> 00:34:38,125
‫[استفی - نمیای واسه مراسم؟]

537
00:34:38,125 --> 00:34:39,541
‫ صورتم را نپوشان

538
00:34:39,541 --> 00:34:41,416
‫ مرا به آغوش اعماق پرتاب نکن

539
00:34:41,500 --> 00:34:44,666
‫ چشمانم را نبند، و مرا در جنگلی رها نکن

540
00:34:44,750 --> 00:34:46,166
‫- آره عمو.
‫- چه خبره؟

541
00:34:46,375 --> 00:34:48,500
‫نقشه سر جاشه. اگه چیزی شد بهم تکست بده.

542
00:34:49,000 --> 00:34:51,875
‫ آیا راز واقعی از دید پنهان است؟

543
00:34:58,875 --> 00:35:02,625
‫ ای دنیای عزیز، آیا این شب دلپذیر

544
00:35:02,625 --> 00:35:06,250
‫ تا ابد ادامه خواهد داشت، بدون روشنایی صبح؟

545
00:35:06,291 --> 00:35:10,000
‫ آیا سرنوشت با طلوع روشن سحر تغییر خواهد کرد؟

546
00:35:10,125 --> 00:35:14,375
‫ آیا هر آنچه شنیده‌ام دروغ خواهد بود؟

547
00:35:14,416 --> 00:35:16,500
‫ صورتم را نپوشان

548
00:35:17,041 --> 00:35:18,875
‫ مرا به آغوش اعماق پرتاب نکن

549
00:35:19,000 --> 00:35:21,791
‫ چشمانم را نبند، و مرا در جنگلی رها نکن

550
00:35:21,875 --> 00:35:26,375
‫ آیا تمام آنچه برق می زند فقط درخشش های کم نور است؟

551
00:35:26,416 --> 00:35:29,541
‫ آیا راز واقعی از دید پنهان است؟

552
00:35:30,416 --> 00:35:32,125
‫گفتن نداره به تو.

553
00:35:32,125 --> 00:35:34,125
‫- از عروسیتون تا حالا اینجوری جشن گرفتین؟

554
00:35:34,125 --> 00:35:35,250
‫مانوئل اینجاست.

555
00:35:35,541 --> 00:35:36,541
‫- کریشنتتا.
‫- بله.

556
00:35:36,625 --> 00:35:38,250
‫- حالت چطوره، توماس چتا؟
‫- خوبم.

557
00:35:38,875 --> 00:35:39,875
‫اوضاع چطوره؟

558
00:35:41,000 --> 00:35:42,041
‫تبریک میگم!

559
00:35:42,041 --> 00:35:43,625
‫تو که قبلا به ما کادو دادی، درسته؟

560
00:35:43,750 --> 00:35:46,041
‫اینم داشته باش!
‫واسه خوشحالی منه. بگیرش.

561
00:35:46,125 --> 00:35:48,291
‫- آماچی نیومده؟
‫- نه. زود خوابید.

562
00:36:12,416 --> 00:36:13,500
‫آنتونی!

563
00:36:25,000 --> 00:36:27,291
‫به تمام واحدهای گشتی، توجه فرمایید

564
00:36:27,791 --> 00:36:29,500
‫- یه پرونده زن گمشده داریم.
‫لطفا توجه فرمایید.

565
00:36:55,500 --> 00:36:57,625
‫یه مهمونی خونه همسایه‌مون بود.

566
00:36:57,625 --> 00:37:00,500
‫از اونجایی که آماچی خواب بود، فکر کردم
‫یه سر برم و زود برگردم.

567
00:37:00,750 --> 00:37:02,000
‫همون موقع این اتفاق افتاد.

568
00:37:02,125 --> 00:37:03,875
‫قبلا هم مادرتون گم شده بود؟

569
00:37:04,250 --> 00:37:05,875
‫نه. اولین باره.

570
00:37:06,000 --> 00:37:08,500
‫خونه فامیلاتون که نزدیکن رو نگشتین؟

571
00:37:09,000 --> 00:37:10,041
‫چرا.

572
00:37:10,125 --> 00:37:11,125
‫اونجا نرفته.

573
00:37:11,875 --> 00:37:14,250
‫به هر حال، ما اطلاعات رو به همه دادیم.

574
00:37:14,250 --> 00:37:15,250
‫صبر کنیم ببینیم چی میشه.

575
00:37:20,291 --> 00:37:21,291
‫جناب...

576
00:37:21,291 --> 00:37:23,750
‫انگار حاضر شده بره یه جایی و رفته،

577
00:37:23,791 --> 00:37:26,000
‫و احتمالا یادش رفته
‫اتو رو خاموش کنه.

578
00:37:27,291 --> 00:37:28,375
‫هی، مانوئل!

579
00:37:28,375 --> 00:37:29,375
‫بیا اینجا.

580
00:37:30,625 --> 00:37:32,291
‫وقتی این خانم گم شد

581
00:37:32,375 --> 00:37:35,250
‫- یه ساری و بلوز آبی روشن تنش بود.

582
00:37:35,666 --> 00:37:38,250
‫چرا بدون قفل کردن در رفتی مهمونی؟

583
00:37:40,291 --> 00:37:43,500
‫اثر داروی خواب‌آورش باعث میشد آماچی
‫خیلی راحت بخوابه.

584
00:37:44,000 --> 00:37:45,375
‫منم با این خیال رفتم.

585
00:37:45,500 --> 00:37:46,750
‫درِ بغلیه دیگه، مگه نه؟

586
00:37:46,750 --> 00:37:48,416
‫فکر کردم میرم و زود برمی‌گردم.

587
00:37:49,291 --> 00:37:51,166
‫- دکترش کیه؟
‫- پسرخالمه.

588
00:37:51,375 --> 00:37:52,625
‫دکتر جان پالاکال.

589
00:37:53,291 --> 00:37:55,375
‫جراح مغز و اعصابه
‫تو بیمارستان مارینا مدی‌سیتی.

590
00:37:56,166 --> 00:37:58,041
‫هیچ دوربینی تو خونه همسایه‌ها نیست؟

591
00:37:58,125 --> 00:37:59,250
‫اینجا که نیست، قربان.

592
00:37:59,250 --> 00:38:01,375
‫آخر این خیابون یه چهارراه هست، درسته؟

593
00:38:01,375 --> 00:38:03,500
‫اون سر پیچ، مغازه موبایل فروشی یه دونه داره.

594
00:38:03,500 --> 00:38:05,291
‫الان باید بسته باشه، درسته؟ خیلی دیره.

595
00:38:05,375 --> 00:38:06,375
‫آره. باید بسته باشه.

596
00:38:06,750 --> 00:38:08,125
‫میتونیم کاری کنیم در مغازه رو باز کنن.

597
00:38:08,125 --> 00:38:09,791
‫- اونو چک کن، سوجیت.
‫- باشه، قربان.

598
00:38:14,625 --> 00:38:17,000
‫به تمام واحدها. تمام واحدهای گشتی. توجه فرمایید

599
00:38:17,166 --> 00:38:21,291
‫- نیروهای سی آر وی اطلاع دادن که خانمی که پرونده
‫مفقود شدنش از پاسگاه چینگاوانام گزارش شده بود،

600
00:38:21,375 --> 00:38:23,041
‫نزدیک ایستگاه قطار پیدا شده.

601
00:38:23,666 --> 00:38:25,041
صبر کنید صبر کنید

602
00:38:25,125 --> 00:38:26,125
‫پیدا شده!

603
00:38:44,541 --> 00:38:45,416
‫گوش کن...

604
00:38:45,500 --> 00:38:47,416
‫میگن گریسی چچی آلزایمر داره.

605
00:38:47,916 --> 00:38:49,125
‫آلزایمر؟

606
00:38:49,416 --> 00:38:51,625
‫پس چرا اینو تا حالا به کسی نگفته؟

607
00:38:52,375 --> 00:38:54,875
‫به ما گفته بود یه کم
‫مشکل حافظه داره.

608
00:38:55,250 --> 00:38:56,916
‫ولی نمی‌دونستیم
‫اینقدر جدیه!

609
00:39:14,875 --> 00:39:16,166
‫قربان، مانوئل اینجاست.

610
00:39:16,375 --> 00:39:17,375
‫باشه.

611
00:39:18,666 --> 00:39:19,666
‫بیا.
‫اون توئه.

612
00:39:22,750 --> 00:39:23,750
‫بیا.

613
00:40:02,000 --> 00:40:03,000
‫آماچی، مراقب باش.

614
00:40:13,375 --> 00:40:14,750
‫بیا.
‫مراقب پله باش، آماچی.

615
00:40:48,041 --> 00:40:49,041
‫مانوئل...

616
00:40:49,375 --> 00:40:51,875
‫از این به بعد ریسکیه که آماچی رو
‫تنها بذاریم و بریم بیرون.

617
00:40:53,416 --> 00:40:55,000
‫بیاید یه پرستار استخدام کنیم.

618
00:40:55,666 --> 00:40:57,041
‫من یه مرکز نگهداری سراغ دارم.

619
00:40:57,250 --> 00:40:58,250
‫اونجا رو پرس و جو می‌کنم.

620
00:41:00,791 --> 00:41:02,375
‫یا یه خانمی رو میشناسم.

621
00:41:02,541 --> 00:41:03,541
‫لیسی چچی.

622
00:41:03,541 --> 00:41:06,125
‫بعد از زایمان پریا، حواسش
‫به پریا و دخترمون بود.

623
00:41:06,125 --> 00:41:07,041
‫خانم خوبیه.

624
00:41:07,125 --> 00:41:08,541
‫شمارشو تو گوشی قدیمیم دارم.

625
00:41:09,000 --> 00:41:10,000
‫براتون میفرستم.

626
00:41:10,125 --> 00:41:11,125
‫باشه.

627
00:41:11,291 --> 00:41:12,291
‫پریا، پاشو بریم.

628
00:41:13,166 --> 00:41:13,916
‫بریم؟

629
00:41:14,000 --> 00:41:15,250
‫- باشه.
‫- فردا میبینمتون.

630
00:41:27,541 --> 00:41:29,250
‫انگار مجبوریم ریسکش رو
‫تو روز قبول کنیم.

631
00:41:33,541 --> 00:41:35,291
‫روزی که توماس چتان میره کلیسا، درسته؟

632
00:41:35,875 --> 00:41:37,250
‫نباید به دایانا خبر بدیم؟

633
00:41:37,666 --> 00:41:38,666
‫آره.

634
00:41:44,875 --> 00:41:47,625
‫اون قدیما که آماچیِ مانوئل اینجا کار می‌کرد،

635
00:41:48,000 --> 00:41:51,250
‫اون موقع ها معمولاً جمعه‌ها بعد از کار، با قطار مسافربری می‌رفت خونه‌شون.

636
00:41:52,625 --> 00:41:54,875
‫میگن با همون خاطره رفت.

637
00:41:55,625 --> 00:41:58,000
‫یه مریضی که آلزایمر داره این چیزا رو یادش میمونه؟

638
00:41:59,541 --> 00:42:00,875
‫اصلا همه‌ اینا راسته؟

639
00:42:01,375 --> 00:42:03,500
‫کریشتتان میگفت واسه همینه که رفت اونجا.

640
00:42:05,916 --> 00:42:07,416
‫داشتم به مانوئل فکر می‌کردم.

641
00:42:07,750 --> 00:42:08,791
‫طفلکی.

642
00:42:09,541 --> 00:42:11,875
‫وقتی مانوئل رو دیدم که توی ایستگاه آماچی رو بغل کرده بود،

643
00:42:12,041 --> 00:42:13,500
‫خیلی تکونم داد.

644
00:42:19,750 --> 00:42:23,041
‫من هیچوقت حس نکردم آماچی مشکل حافظه داره.

645
00:42:24,250 --> 00:42:28,875
‫و اصلا نمی‌دونم چطوری از اینجا سر از ایستگاه قطار درآورد.

646
00:42:29,875 --> 00:42:31,250
‫به هرحال، برش گردوندیم، درسته؟

647
00:43:07,625 --> 00:43:08,916
‫[پریا] آب قطع شد!

648
00:43:09,125 --> 00:43:11,000
‫حتماً خیلی برات خسته‌کننده است، نه؟

649
00:43:11,125 --> 00:43:13,000
‫هی، فکر کنم آماچی بیدار شده.

650
00:43:40,166 --> 00:43:45,375
" میکروسکوپ "

651
00:44:20,166 --> 00:44:21,250
‫نه.

652
00:44:21,250 --> 00:44:23,666
‫هیچ جا نمیرم، تا وقتی یکی رو پیدا کنم اینجا بمونه.

653
00:44:23,875 --> 00:44:25,250
‫منم ترسیده بودم.

654
00:44:26,291 --> 00:44:28,125
‫یهو این جلسه فوری پیش اومد.

655
00:44:29,000 --> 00:44:30,625
‫نمی‌دونم چیکار کنم با این موضوع.

656
00:44:31,250 --> 00:44:34,000
‫اگه واقعاً فوریه، می‌تونم بعد از ظهر از اداره مرخصی بگیرم.

657
00:44:35,166 --> 00:44:36,166
‫هی!

658
00:44:36,666 --> 00:44:37,666
‫لازم نیست.

659
00:44:37,916 --> 00:44:39,125
‫کاملاً خوبه.

660
00:44:39,125 --> 00:44:40,125
‫من اینجا می‌مونم.

661
00:44:46,125 --> 00:44:47,125
‫خداحافظ مامان!

662
00:44:47,541 --> 00:44:48,541
‫به امید دیدار!

663
00:45:19,750 --> 00:45:21,916
‫این رو با یکم آبمیوه یا آب قاطی کن بده بهش.

664
00:45:23,000 --> 00:45:24,750
‫تا ۲۰ دقیقه دیگه خوابش میبره.

665
00:45:25,666 --> 00:45:26,666
‫آهان،

666
00:45:26,875 --> 00:45:27,875
‫این سمّه.

667
00:45:28,500 --> 00:45:29,916
‫خیلی مواظب این آشغال باش.

668
00:45:31,291 --> 00:45:33,125
‫همونجوری که خوابیده، میمیره.

669
00:45:38,750 --> 00:45:41,000
‫باید نقشه رو همون صبح سه‌شنبه اجرا کنیم.

670
00:45:42,125 --> 00:45:45,041
‫خیلی تحت فشارم که یکی رو برای مراقبت از آماچی استخدام کنم.

671
00:45:45,250 --> 00:45:47,875
‫اگه الان این کارو نکنم، مردم بهم شک می‌کنن.

672
00:45:49,041 --> 00:45:51,375
‫من و کریشنتتان صبح سه‌شنبه از خونه میریم بیرون.

673
00:45:51,666 --> 00:45:53,375
‫فقط استفی با آماچی تو خونه می‌مونه.

674
00:45:54,625 --> 00:45:55,875
‫من حسابشو میرسم.

675
00:45:56,541 --> 00:45:59,000
‫بقیه اش رو همونجوری که قرار گذاشتیم انجام بده، عمو.

676
00:45:59,250 --> 00:46:00,375
‫باشه.

677
00:46:03,875 --> 00:46:07,500
‫[از تلویزیون] ...یا ناتوانی در تشخیص افرادی که زیاد می‌بینند.

678
00:46:07,666 --> 00:46:10,375
‫علاوه بر این، عصبانیت و افسردگی هم

679
00:46:10,500 --> 00:46:13,875
‫از علائم شایع در بیماران آلزایمریه.

680
00:46:14,041 --> 00:46:17,416
این بیماری ممکنه گسترش پیدا کنه

681
00:46:59,416 --> 00:47:04,750
‫هنوز نفهمیدم چرا مانوئل به پلیس گفت آماچی آلزایمر داره.

682
00:47:05,916 --> 00:47:08,000
‫اون حتی از همه‌ ما هم حواس‌جمع‌تره،

683
00:47:08,125 --> 00:47:09,166
‫تو هر چیزی.

684
00:47:10,750 --> 00:47:13,750
‫اگه انقدر حواس‌جمعه، مگه اتوی روشن رو ول می‌کنه بره یه جای دیگه؟

685
00:47:14,500 --> 00:47:15,500
‫فکر نکنم.

686
00:47:16,041 --> 00:47:17,666
‫حتماً توهم زدی، پرییچی.

687
00:47:19,125 --> 00:47:21,041
‫بلده تو تاریکی کلید چراغ بالای تخت رو بزنه.

688
00:47:21,166 --> 00:47:23,916
‫بلده وقتی تانکر آب پر میشه، موتور رو خاموش کنه.

689
00:47:24,000 --> 00:47:26,875
‫حتی یادش نمیره وقتی از بیرون میاد دمپاییشو دربیاره.

690
00:47:28,375 --> 00:47:30,750
‫فقط دو روز زیر نظرش بگیر.

691
00:47:31,000 --> 00:47:33,500
‫اونوقت می‌فهمی حافظه آماچی از تو هم بهتر کار می‌کنه!

692
00:47:34,166 --> 00:47:35,166
‫واقعاً؟

693
00:47:36,291 --> 00:47:37,291
‫راستی!

694
00:47:37,500 --> 00:47:38,875
‫دیروز که نم نم بارون گرفت،

695
00:47:38,875 --> 00:47:41,750
‫قبل از اینکه من به پشت بومم برسم، پشت بوم مانوئل خالی بود.

696
00:47:41,875 --> 00:47:42,875
‫و مانوئل هم نبود.

697
00:47:43,625 --> 00:47:45,750
‫پس کی لباسایی که اونجا پهن بود رو جمع کرد؟

698
00:47:46,125 --> 00:47:47,500
‫حتماً استفی‌چی بوده.

699
00:47:47,791 --> 00:47:50,500
‫مانوئل دیروز وقتی رفت بیرون، مامانش رو پیش استفی‌چی گذاشت.

700
00:47:51,125 --> 00:47:52,625
‫- استفی اونجا بود؟
‫- آره.

701
00:48:00,625 --> 00:48:02,875
‫هی، هنوز باور نکردی، نه؟

702
00:48:03,541 --> 00:48:04,541
‫نزدیک ظهره.

703
00:48:04,666 --> 00:48:06,791
‫تو خونه مانوئل دارن آش رشته درست می‌کنن.

704
00:48:07,500 --> 00:48:08,791
‫همیشه این صدا رو می‌شنوم.

705
00:48:09,416 --> 00:48:11,625
‫تا حالا فقط یه بار صدای سوپاپ زودپز اومده، مگه نه؟

706
00:48:11,791 --> 00:48:12,500
‫آره.

707
00:48:12,500 --> 00:48:14,500
‫وایسا و ببین! بیشتر از چهار تا سوت نمیکشه!

708
00:48:14,750 --> 00:48:16,250
‫ببین! مانوئل بیرونه.

709
00:48:21,250 --> 00:48:22,250
‫دو!

710
00:48:30,125 --> 00:48:31,125
‫سه!

711
00:48:39,000 --> 00:48:40,000
‫چهار!

712
00:48:48,375 --> 00:48:49,916
‫سوت پنجم نزد، درسته؟

713
00:48:50,125 --> 00:48:51,125
‫دیدی!

714
00:48:52,750 --> 00:48:55,000
‫ولی اون الان رفت تو خونه، درسته؟

715
00:48:55,875 --> 00:48:58,666
‫هنوز اونقدر طول نکشیده که مانوئل بخواد برسه به آشپزخونه.

716
00:48:59,250 --> 00:49:01,250
‫مطمئنم این آماچی بود که خاموشش کرد.

717
00:49:01,500 --> 00:49:04,166
‫واسه همینه که میگم آماچی مشکل حافظه نداره.

718
00:49:06,125 --> 00:49:07,500
‫پس اون روز چی شد؟

719
00:49:08,291 --> 00:49:10,000
‫میشه از خود آماچی بپرسیم؟

720
00:49:11,375 --> 00:49:12,875
‫وقتی اون اینجاست نمیشه.

721
00:49:51,875 --> 00:49:53,500
‫من یکم آب انبه روی میز گذاشتم.

722
00:49:54,000 --> 00:49:55,791
‫حدود ساعت ۱۱ صبح به آماچی بده.

723
00:49:55,875 --> 00:49:57,125
‫- باشه.
‫- یادت نره.

724
00:49:57,666 --> 00:50:00,125
‫- نه.
‫- من برای تو هم آبمیوه درست کردم.

725
00:50:04,125 --> 00:50:05,125
‫بریم؟

726
00:50:13,375 --> 00:50:15,625
‫آره، حواست باشه هیچ کس دیگه ای وارد خونه نشه.

727
00:50:15,875 --> 00:50:17,250
‫آماچی قاطی می‌کنه.

728
00:50:18,000 --> 00:50:20,166
‫تنها کسی که میتونم بهش اعتماد کنم تویی، استفی.

729
00:50:25,166 --> 00:50:26,250
‫تو برای من قابل اعتمادی.

730
00:50:34,916 --> 00:50:36,750
‫[رفتیم]

731
00:50:52,500 --> 00:50:55,541
‫[برنامه آشپزی: آموزش کیک توی تلویزیون]

732
00:51:14,125 --> 00:51:15,166
‫آماچی!

733
00:51:15,500 --> 00:51:16,500
‫آبمیوه میخوری؟

734
00:51:24,750 --> 00:51:26,500
‫حقوق ماهانه ۱۵۰۰۰ روپیه میشه.

735
00:51:26,500 --> 00:51:27,875
‫و یه روز تعطیلی در هفته.

736
00:51:27,875 --> 00:51:28,875
‫- باشه.
‫- آماچی!

737
00:51:29,791 --> 00:51:30,791
‫یه کم آبمیوه بخوریم؟

738
00:51:33,250 --> 00:51:36,541
‫آماچی، مانوئل خیلی سفارش کرده بهم.

739
00:51:36,625 --> 00:51:37,625
‫لطفا اینو بخور.

740
00:51:38,416 --> 00:51:39,666
‫نمی‌خوام.

741
00:51:39,875 --> 00:51:40,875
‫نمی‌خوای؟

742
00:51:41,041 --> 00:51:42,125
‫نمیشه که.

743
00:51:42,416 --> 00:51:43,625
‫لطفا اینو بخور، آماچی.

744
00:51:53,250 --> 00:51:55,250
‫[مانوئل - آماچی آبمیوه رو خورد؟]

745
00:51:56,625 --> 00:51:59,000
‫- [دادم بهش، ولی نمیخوره]
‫- بیشتر کارای خونه رو اون انجام میده.

746
00:51:59,000 --> 00:52:00,750
‫ولی حتما آشپزی براش سخته.

747
00:52:00,791 --> 00:52:02,041
‫- ما...
‫- یه لحظه.

748
00:52:02,500 --> 00:52:03,541
‫اوه.

749
00:52:04,750 --> 00:52:07,291
‫ما هیچ کسی رو مجبور به آشپزی نمیکنیم.

750
00:52:07,375 --> 00:52:08,375
‫باشه.

751
00:52:10,750 --> 00:52:11,875
‫هی، استفی!

752
00:52:11,875 --> 00:52:14,166
‫میشه یه لحظه از آماچی دور شی؟

753
00:52:14,500 --> 00:52:15,500
‫باشه.

754
00:52:19,250 --> 00:52:20,250
‫بگو.

755
00:52:20,250 --> 00:52:21,250
‫خب...

756
00:52:21,291 --> 00:52:23,666
‫جلوی آماچی آبمیوه رو بخور بعد بهش بده.

757
00:52:23,750 --> 00:52:24,750
‫اون موقع میخوره.

758
00:52:25,750 --> 00:52:26,750
‫واقعا؟

759
00:52:27,166 --> 00:52:28,166
‫باشه.

760
00:52:34,750 --> 00:52:35,750
‫آماچی!

761
00:52:36,250 --> 00:52:38,000
‫اگه منم بخورم تو هم آبمیوه می خوری؟

762
00:52:40,875 --> 00:52:41,875
‫پس من میخورم.

763
00:52:54,750 --> 00:52:56,000
‫بفرمایید!
‫من خوردم!

764
00:53:07,250 --> 00:53:08,500
‫حالا تو بخور، آماچی.

765
00:53:25,500 --> 00:53:26,500
‫همشو بخور!

766
00:53:26,625 --> 00:53:28,500
‫از صبح هیچی نخوردی، درسته؟

767
00:53:28,916 --> 00:53:29,916
‫لطفا.

768
00:53:35,250 --> 00:53:36,416
‫آماچی آبمیوه رو خورد.

769
00:53:38,250 --> 00:53:39,625
‫باشه.
‫ممنون استفی.

770
00:53:51,416 --> 00:53:54,625
‫[آبمیوه رو خورد.
‫حداقل ۲۰ دقیقه برای اثر دارو]

771
00:54:14,625 --> 00:54:15,625
‫الو؟

772
00:54:17,875 --> 00:54:18,875
‫هی!

773
00:54:18,875 --> 00:54:21,166
‫اون دختر همسایه، پریا، الان اومد تو خونه ما.

774
00:54:22,000 --> 00:54:23,000
‫چرا اون لعنتی...

775
00:54:23,041 --> 00:54:24,041
‫داره میره اون تو؟

776
00:54:24,125 --> 00:54:25,125
‫کی میدونه!

777
00:54:25,625 --> 00:54:27,625
‫اون بین پونزده تا سی دقیقه دیگه خوابش می بره.

778
00:54:27,791 --> 00:54:29,500
‫قبل از اون، باید یه جوری پریا رو از اونجا بیرون کنیم.

779
00:54:29,500 --> 00:54:31,500
‫- آره.
‫- شما همونجا منتظر بمونید، عمو.

780
00:54:31,875 --> 00:54:33,125
‫تا وقتی نگفتم نرید.

781
00:54:33,250 --> 00:54:34,250
‫باشه.

782
00:54:42,375 --> 00:54:44,250
‫چرا این موقع ساعت با اتو اینجایی؟

783
00:54:44,250 --> 00:54:46,250
‫راستش، چون اتوی اینجا سوخته بود،

784
00:54:46,291 --> 00:54:49,166
‫آنتونی ازم خواست اتوی خودمونو برای مدتی بدیم اینجا.

785
00:54:49,625 --> 00:54:51,000
‫من کلا یادم رفته بود.

786
00:54:51,541 --> 00:54:54,541
‫تا وقتی مانوئل رو دیدم که با یه پیرهن چروک داشت میرفت یادم افتاد.

787
00:54:54,625 --> 00:54:56,166
‫واسه همین فکر کردم بیارمش.

788
00:55:07,041 --> 00:55:08,125
‫آماچی اینجا نیست؟

789
00:55:08,375 --> 00:55:09,375
‫آماچی...

790
00:55:09,625 --> 00:55:10,625
‫آماچی!

791
00:55:15,500 --> 00:55:17,125
‫[آنتونی] یا یه خانومی هست که می‌شناسم.

792
00:55:17,125 --> 00:55:18,125
‫لیسی چچی.

793
00:55:18,916 --> 00:55:20,500
‫شماره‌اش تو گوشی قدیمی‌مه.

794
00:55:20,916 --> 00:55:21,916
‫برات پیداش می‌کنم.

795
00:55:31,625 --> 00:55:32,625
‫سلام آماچی!

796
00:55:36,791 --> 00:55:37,791
‫همه چی خوبه؟

797
00:55:40,625 --> 00:55:42,375
‫منو نشناختی آماچی؟

798
00:55:53,541 --> 00:55:56,291
‫فکر کردم برای جشن سالگرد عروسیمون میای.

799
00:55:59,166 --> 00:56:00,375
‫چرا نیومدی؟

800
00:56:07,916 --> 00:56:09,875
‫مانوئل وقتی برای جشن اومده بود، بهمون گفت،

801
00:56:09,875 --> 00:56:11,291
‫که زود خوابت برد.

802
00:56:16,875 --> 00:56:18,666
‫یادته بعدش کی بیدار شدی؟

803
00:56:20,000 --> 00:56:21,250
‫هی، پریا!

804
00:56:21,375 --> 00:56:22,416
‫این آبمیوه رو بخور.

805
00:56:22,791 --> 00:56:24,500
‫مانوئل قبل از رفتن درستش کرد.

806
00:56:48,125 --> 00:56:50,125
‫اون شب چطوری خودتو به ایستگاه رسوندی؟

807
00:56:51,000 --> 00:56:52,541
‫- همه‌مون خیلی ترسیده بودیم.
‫- هی!

808
00:56:52,541 --> 00:56:54,041
‫آماچی حتماً خیلی خسته‌ست.

809
00:56:54,041 --> 00:56:55,250
‫بعداً حرف می‌زنیم

810
00:57:01,250 --> 00:57:02,375
‫خسته‌ای آماچی؟

811
00:57:02,375 --> 00:57:03,875
‫آره، خیلی خسته‌ست.

812
00:57:03,916 --> 00:57:05,250
‫- آماچی؟
‫- آره، آره!

813
00:57:05,416 --> 00:57:06,750
‫آبمیوه رو بخور!

814
00:57:12,416 --> 00:57:13,416
‫بشین استفی!

815
00:57:13,625 --> 00:57:15,625
‫می‌تونیم یه کم گپ بزنیم، مگه نه؟

816
00:57:32,000 --> 00:57:33,291
‫- الو؟
‫- آه!

817
00:57:33,875 --> 00:57:34,875
‫آنتونی!

818
00:57:45,500 --> 00:57:46,750
‫امروز مرخصی گرفتی، ها؟

819
00:57:47,250 --> 00:57:49,000
‫آره، که از آماچی مراقبت کنم.

820
00:57:53,750 --> 00:57:55,250
‫داروهات رو خوردی آماچی؟

821
00:57:58,875 --> 00:58:00,500
‫مانوئل باید بهش داده باشه...

822
00:58:00,500 --> 00:58:01,500
‫صبح.

823
00:58:03,166 --> 00:58:04,750
‫مگه ظهر نباید چیزی بخوره؟

824
00:58:04,875 --> 00:58:06,166
‫می‌دونی کجاست؟

825
00:58:06,291 --> 00:58:08,125
‫- یه نگاه بنداز.
‫- نمی‌دونم.

826
00:58:12,125 --> 00:58:12,750
‫آنتونی؟

827
00:58:12,750 --> 00:58:15,500
‫باید گوشی قدیمی من تو کمد یا کشوی راهرو باشه.

828
00:58:16,166 --> 00:58:18,500
‫گوشی رو بیار و شماره لیسی چچی رو از توش برام بفرست.

829
00:58:18,500 --> 00:58:19,500
‫برای مانوئله.

830
00:58:20,750 --> 00:58:23,125
‫- الان می‌خوای؟
‫- آره، عجله‌ایه. زود بفرستش.

831
00:58:23,291 --> 00:58:25,416
‫باشه.

832
00:58:30,166 --> 00:58:31,875
‫- استفی، من دارم میرم.
‫- باشه.

833
00:58:33,041 --> 00:58:34,041
‫بعداً می‌بینمت آماچی.

834
00:58:34,500 --> 00:58:35,500
‫باشه.

835
00:58:51,875 --> 00:58:53,750
‫- هی سولو.
‫- چه خبر؟ با آماچی حرف زدی؟

836
00:58:53,750 --> 00:58:56,125
‫نه. فکر نکنم آماچی وقتی استفی اینجاست حرف بزنه.

837
00:58:56,166 --> 00:58:57,625
‫- من از اونجا رفتم.
‫- حالا چیکار کنیم؟

838
00:58:57,625 --> 00:58:58,625
‫یه فکری می‌کنیم.

839
00:59:20,125 --> 00:59:21,125
‫مانوئل!

840
00:59:43,250 --> 00:59:44,375
‫مانوئل!

841
00:59:44,500 --> 00:59:46,583
‫مطمئنی که از اینجا پرستار خانگی لازم نداری؟

842
00:59:46,750 --> 00:59:48,250
‫نه، کریشنتتا. لیسی چچی می‌تونه.

843
00:59:48,250 --> 00:59:50,041
‫باید با آماچی مثل یه بچه رفتار کرد.

844
00:59:50,041 --> 00:59:51,750
‫بیا سر راهمون یه سر به شیرینی فروشی خودمون بزنیم.

845
01:00:51,541 --> 01:00:54,750
‫ظاهراً از روی ریل قطار نزدیک اتومانور پیدا شده.

846
01:00:56,416 --> 01:00:57,875
‫هویت طرف مشخص شده؟

847
01:00:58,125 --> 01:01:00,375
‫به نظر می‌رسه جسد همون سن و سالیه.

848
01:01:00,875 --> 01:01:02,041
‫چون یه تصادف قطار بوده،

849
01:01:02,125 --> 01:01:04,125
‫هنوز نتونستن هویت طرف رو تشخیص بدن.

850
01:01:04,375 --> 01:01:05,666
‫برای اینکه معلوم بشه گریسی چچی هست یا نه،

851
01:01:05,750 --> 01:01:07,625
‫پلیس مانوئل رو احضار کرده اونجا.

852
01:01:08,041 --> 01:01:09,916
‫پس استفی چچی هنوز اینو نمی‌دونه، درسته؟

853
01:01:10,000 --> 01:01:11,166
‫اون نمی‌دونه.

854
01:01:11,500 --> 01:01:13,541
‫فعلاً لازم نیست اینو بهش بگیم.

855
01:01:13,750 --> 01:01:15,416
‫حالش خودش به اندازه کافی بده.

856
01:01:50,041 --> 01:01:52,041
‫دراز بکش استفی، خودم میشورمش.

857
01:02:00,916 --> 01:02:05,083
‫من خیلی شک دارم به این داروهایی که مانوئل هر ساعت داره به آماچی میده.

858
01:02:06,083 --> 01:02:08,958
‫آخه کسی که آلزایمر نداره چرا باید داروی آلزایمر بخوره؟

859
01:02:10,208 --> 01:02:11,833
‫این سوالو از کی بپرسیم آخه؟

860
01:02:12,291 --> 01:02:14,541
‫خواستیم از خود آماچی بپرسیم که اون نقشه هم خراب شد.

861
01:02:17,208 --> 01:02:19,083
‫اگه اون روز از اونجا نرفته بودی،

862
01:02:19,166 --> 01:02:20,958
‫شاید آماچی گم نمیشد، درسته؟

863
01:02:23,541 --> 01:02:26,541
‫ باید گوشی قدیمی من تو کابینت یا کشوی راهرو باشه.

864
01:02:26,541 --> 01:02:28,791
‫اون گوشیو بیار و شماره لیسی چیچی رو از توش برام بفرست.

865
01:02:28,791 --> 01:02:29,833
‫برای مانوئله.

866
01:02:31,041 --> 01:02:34,916
‫ما همه فیلمای دوربین مداربسته رو از اینجا تا ایستگاه قطار بررسی کردیم.

867
01:02:36,291 --> 01:02:37,958
‫آماچی رو توش پیدا نکردیم.

868
01:02:38,958 --> 01:02:42,291
‫حتی وقتی تو محوطه هم پرس و جو کردیم، گفتن همچین آدمی رو ندیدن.

869
01:02:42,333 --> 01:02:44,583
‫شاید آماچی کلاً حافظه‌شو از دست داده،

870
01:02:44,666 --> 01:02:46,416
‫تو راه رفتن به ایستگاه قطار.

871
01:02:47,291 --> 01:02:49,041
‫فکر کنم کلاً گم شده.

872
01:02:49,041 --> 01:02:50,916
‫احتمالاً یه جایی اون دور و برا سرگردونه.

873
01:02:50,958 --> 01:02:55,166
‫ممکنه. ما بر اساس سابقه قبلیش دور و بر ایستگاه قطار رو گشتیم.

874
01:02:55,583 --> 01:02:56,666
‫- الو؟
‫- الو؟

875
01:02:56,833 --> 01:02:57,833
‫شما لیسی چیچی هستین؟

876
01:02:57,916 --> 01:02:59,583
‫- بله.
‫- چیه عزیزم پریا؟

877
01:02:59,666 --> 01:03:00,833
‫- بگو.
‫- چیچی...

878
01:03:00,833 --> 01:03:03,708
‫سه شنبه پیش کسی به اسم مانوئل بهتون زنگ زد؟

879
01:03:04,541 --> 01:03:06,583
‫وقتی گفت به یکی احتیاج داره که پیش مادرش بمونه،

880
01:03:06,666 --> 01:03:08,166
‫من شماره شما رو بهش دادم.

881
01:03:08,166 --> 01:03:10,916
‫مانوئل؟ نه عزیزم، همچین کسی بهم زنگ نزده.

882
01:03:11,083 --> 01:03:12,791
‫- مطمئنین؟
‫- نه، بهم زنگ نزده.

883
01:03:12,833 --> 01:03:14,583
‫- چی شده؟
‫- هیچی چیچی.

884
01:03:14,583 --> 01:03:15,666
‫خیلی خب عزیزم.

885
01:03:16,916 --> 01:03:17,916
‫چی شد چیچی؟

886
01:03:21,166 --> 01:03:23,208
‫اون بود که اون روز منو از اونجا فرستاد.

887
01:03:24,416 --> 01:03:25,958
‫درسته! ولی...

888
01:03:26,041 --> 01:03:28,041
‫لازم نیست شرایط همیشه شبیه هم باشه.

889
01:03:28,416 --> 01:03:29,583
‫ممکنه تغییراتی پیش بیاد.

890
01:03:30,291 --> 01:03:31,291
‫ببین،

891
01:03:31,333 --> 01:03:34,708
‫ممکنه گیر کنه رو هر خاطره‌ای از گذشته‌ش.

892
01:03:35,041 --> 01:03:36,916
‫من قبلاً با خیلی از اینجور موارد سروکله زدم.

893
01:03:38,916 --> 01:03:41,166
‫چرا انقدر زیرکانه منو از اونجا فرستاد بیرون؟

894
01:03:41,666 --> 01:03:43,416
‫چی میشه اگه کسی که پشت گم شدن آماچیه،

895
01:03:43,666 --> 01:03:44,916
‫خود مانوئل باشه؟

896
01:03:49,666 --> 01:03:51,666
‫اون روز رو میشه اینجوری در نظر گرفت که کسی رفتنشو ندید،

897
01:03:51,666 --> 01:03:52,958
‫چون شب بیرون رفت.

898
01:03:53,541 --> 01:03:55,583
‫ولی این دفعه وسط ظهره، تو روشنایی روز..

899
01:03:55,583 --> 01:03:57,041
‫و انگار هیچکی ندیدتش.

900
01:03:58,291 --> 01:04:00,416
‫هر چی باشه، آماچی خیلی پیره، درسته؟

901
01:04:00,666 --> 01:04:02,291
‫نمیتونه انقدر سریع راه بره، مگه نه؟

902
01:04:02,916 --> 01:04:04,083
‫الان چهار روز گذشته.

903
01:04:04,541 --> 01:04:07,041
‫با اینکه این همه دوربین مداربسته هست،

904
01:04:07,083 --> 01:04:08,791
‫تو هیچ کدومشون دیده نشده.

905
01:04:10,208 --> 01:04:11,458
‫این واقعاً گیج کننده‌ست.

906
01:04:13,541 --> 01:04:15,666
‫مانوئل از کجا میدونست من اونجا بودم؟

907
01:04:17,916 --> 01:04:19,166
‫از طریق استفی نبود.

908
01:04:24,708 --> 01:04:26,083
‫مانوئل این کارو تنها انجام نمیده.

909
01:04:40,083 --> 01:04:41,166
‫به نام پدر،

910
01:04:41,416 --> 01:04:42,416
‫پسر،

911
01:04:42,916 --> 01:04:45,291
‫و روح القدس،

912
01:04:45,916 --> 01:04:46,916
‫آمین!

913
01:04:47,791 --> 01:04:49,791
‫«بخواهید تا به شما داده شود،

914
01:04:49,958 --> 01:04:51,708
‫- خبر جدیدی نشد؟
‫- بجویید تا یابید»

915
01:04:51,791 --> 01:04:53,416
‫هنوز هیچ خبری نیست.

916
01:04:53,416 --> 01:04:55,666
‫ولی خواهش می‌کنم بفرمایید داخل. بقیه همه اون تو هستن.

917
01:04:56,166 --> 01:04:57,291
‫ای خداوند رحیم،

918
01:04:57,416 --> 01:04:58,791
‫که فرمودی؛

919
01:04:58,916 --> 01:05:02,333
‫«زیرا هر جا دو یا سه نفر به نام من جمع شوند،

920
01:05:02,458 --> 01:05:04,041
‫من در میان آنان حاضرم!»

921
01:05:04,041 --> 01:05:05,041
‫ای خداوند رحیم،

922
01:05:05,083 --> 01:05:06,416
‫که فرمودی؛

923
01:05:07,541 --> 01:05:10,791
‫به این خانواده که در غم از دست دادن

924
01:05:11,166 --> 01:05:14,916
‫گریسی آماچی عزیزمان سوگوارند، صبر عطا فرما.

925
01:05:15,291 --> 01:05:17,958
‫اوضاع اینجا خیلی عادی نیست.

926
01:05:19,541 --> 01:05:20,916
‫و در مورد زمین،

927
01:05:20,916 --> 01:05:21,916
‫یه خریدار پیدا کردیم،

928
01:05:22,041 --> 01:05:24,916
‫ولی... نمیتونیم به اون قیمتی که انتظار داشتیم بفروشیمش.

929
01:05:24,958 --> 01:05:27,458
‫برای همین، باید یه راه دیگه پیدا کنیم

930
01:05:27,583 --> 01:05:28,583
‫برای این صندوق.

931
01:05:29,041 --> 01:05:31,208
‫به هر حال، من دو روز دیگه برمیگردم.

932
01:05:31,291 --> 01:05:32,541
‫بلیط‌ها رو از قبل رزرو کردم.

933
01:05:32,666 --> 01:05:34,208
‫اصلاً دلم نمیخواد از دستش بدم.

934
01:05:34,208 --> 01:05:35,208
‫باشه؟

935
01:05:36,208 --> 01:05:38,583
‫باشه! بعداً باهاتون صحبت می‌کنم... خداحافظ!

936
01:05:39,458 --> 01:05:40,541
‫- سلام!
‫- هان؟

937
01:05:41,416 --> 01:05:42,666
‫تو خواهر مانوئل هستی، درسته؟

938
01:05:43,458 --> 01:05:44,791
‫- آره!
‫- من پریا هستم!

939
01:05:45,833 --> 01:05:47,541
‫شماها برای دعا نمیرید؟

940
01:05:47,583 --> 01:05:50,583
‫نه! با دعا که آماچی رو برنمی‌گردونیم، نه؟

941
01:05:53,041 --> 01:05:54,791
‫تو نیوزلند بیزینس داری، درسته؟

942
01:05:54,791 --> 01:05:55,791
‫آره...

943
01:05:56,041 --> 01:05:57,041
‫من نیوزلند زندگی می‌کنم.

944
01:05:57,083 --> 01:05:58,791
‫- اونجا یه استارت‌آپ دارم.
‫- آهان!

945
01:05:58,791 --> 01:06:00,208
‫یه شرکت برنامه‌ریزی عروسیه.

946
01:06:01,166 --> 01:06:02,166
‫باحاله!

947
01:06:02,166 --> 01:06:04,041
‫همین که آدم بتونه تو یه کشور دیگه کار پیدا کنه خودش خیلیه.

948
01:06:04,541 --> 01:06:06,541
‫چه برسه به اینکه اونجا بیزینس داشته باشی،

949
01:06:06,708 --> 01:06:08,041
‫حتماً حس خیلی خفنی داره، درسته؟

950
01:06:08,041 --> 01:06:09,166
‫خب... خوبه.

951
01:06:09,541 --> 01:06:10,541
‫بد نیست.

952
01:06:11,791 --> 01:06:13,166
‫تو کار می‌کنی پریا؟

953
01:06:13,916 --> 01:06:16,083
‫من فوق لیسانس میکروبیولوژی خوندم.

954
01:06:16,458 --> 01:06:17,708
‫دنبال کار می‌گردم؛

955
01:06:17,791 --> 01:06:19,041
‫تازه امتحان استخدامی دولتی رو دادم.

956
01:06:19,041 --> 01:06:20,666
‫- اوکی.
‫- همینطور،

957
01:06:20,666 --> 01:06:22,416
‫ما یه برنامه هم داریم که بریم یه کشور دیگه.

958
01:06:22,791 --> 01:06:24,166
‫نیوزلند یکی از گزینه‌هامونه.

959
01:06:24,166 --> 01:06:25,166
‫آهان، فهمیدم.

960
01:06:25,666 --> 01:06:27,333
‫جای خوبیه. می‌تونید با آرامش زندگی کنید.

961
01:06:27,458 --> 01:06:28,458
‫اوه، واقعاً؟

962
01:06:29,166 --> 01:06:31,291
‫اگه اینطوره، میشه شمارت رو بدی دایانا؟

963
01:06:31,458 --> 01:06:34,208
‫چی میشه اگه بخت و اقبال ما تو نیوزلند منتظرمون باشه؟

964
01:06:35,916 --> 01:06:36,958
‫هوم... باشه.

965
01:06:37,083 --> 01:06:38,708
‫خب... شماره رو بگیر.

966
01:06:39,208 --> 01:06:40,208
‫+6...

967
01:06:41,166 --> 01:06:42,166
‫444...

968
01:06:42,208 --> 01:06:43,583
‫444...

969
01:06:45,166 --> 01:06:46,333
‫- من اینجام!
‫- الان میام اونجا.

970
01:06:47,916 --> 01:06:49,041
‫8386.

971
01:06:49,833 --> 01:06:51,541
‫- ممنون!
‫- من دیگه برم.

972
01:06:51,541 --> 01:06:53,291
‫- باشه.
‫- اینجا مرزه؟

973
01:06:53,541 --> 01:06:54,666
‫آره، تا اون آخر.

974
01:06:54,708 --> 01:06:55,708
‫فهمیدم.

975
01:06:56,166 --> 01:06:57,166
‫- چی شده؟
‫- آقا!

976
01:06:57,541 --> 01:06:59,958
‫میگه فقط هشتاد میلیون روپیه برای هر سهم زمین می‌تونیم بگیریم.

977
01:07:00,041 --> 01:07:01,666
‫- فقط هشتاد میلیون؟
‫- بله، آقا.

978
01:07:01,916 --> 01:07:03,916
‫اگه حاضرید هشتاد میلیون بفروشید، من خریدار دارم.

979
01:07:04,666 --> 01:07:07,208
‫زمین ما تو اون شیبِ کومباناد هم الان صد میلیون می‌ارزه.

980
01:07:07,208 --> 01:07:08,333
‫چطور این انقدر کمه؟

981
01:07:08,416 --> 01:07:10,333
‫بهشون بگو اگه صد و بیست میلیون بدن معامله رو جوش می‌کنیم.

982
01:07:10,666 --> 01:07:11,916
‫صد و بیست غیر ممکنه، آقا.

983
01:07:12,291 --> 01:07:13,791
‫پس باید یه خریدار دیگه پیدا کنیم.

984
01:07:13,958 --> 01:07:14,958
‫خب برو پیدا کن دیگه!

985
01:07:15,083 --> 01:07:16,666
‫آخه عجله داریم، درسته؟

986
01:07:18,291 --> 01:07:19,916
‫خیله خب. شما نگران نباشید، آقا.

987
01:07:20,041 --> 01:07:22,958
‫من فقط با یه خریدار توپ برمی‌گردم خدمتتون. این قول پرساده!

988
01:07:23,166 --> 01:07:24,208
‫- حله؟
‫- اوکی!

989
01:07:24,791 --> 01:07:26,041
‫خیلی خب، پس. می‌بینمتون!

990
01:07:26,291 --> 01:07:27,291
‫باشه.

991
01:07:29,958 --> 01:07:31,666
‫بیا بریم غذا بخوریم. الان همه میرن.

992
01:07:32,166 --> 01:07:33,166
‫مانوئل!

993
01:07:33,541 --> 01:07:35,166
‫من که فردا برمی‌گردم.

994
01:07:36,916 --> 01:07:38,416
‫بهتره خودت به همه خبر بدی.

995
01:07:38,833 --> 01:07:40,083
‫خوشایند نیست اگه من بگم.

996
01:07:40,541 --> 01:07:41,583
‫من درستش می‌کنم.

997
01:07:41,708 --> 01:07:43,208
‫تو باید سریع برگردی، درسته؟

998
01:07:43,416 --> 01:07:44,416
‫بیا!

999
01:08:00,666 --> 01:08:02,458
‫اون منتظر نمی‌مونه تا آماچی پیدا بشه؟

1000
01:08:03,708 --> 01:08:04,708
‫نمی‌دونم.

1001
01:08:06,416 --> 01:08:08,166
‫چه خانواده خیلی خیلی جالبی.

1002
01:08:35,666 --> 01:08:36,666
‫نگهش دار.

1003
01:08:42,041 --> 01:08:43,041
‫ببندش!

1004
01:10:29,916 --> 01:10:31,041
‫آنتونی--

1005
01:10:40,708 --> 01:10:41,708
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

1006
01:10:42,666 --> 01:10:44,166
‫آنتونی، من آماچی رو دیدم!

1007
01:10:44,166 --> 01:10:45,166
‫هان؟

1008
01:10:46,791 --> 01:10:47,791
‫آماچی؟

1009
01:10:48,291 --> 01:10:49,291
‫کجا؟

1010
01:10:49,958 --> 01:10:50,958
‫اونجا!

1011
01:10:53,041 --> 01:10:54,666
‫خب، حتماً توهم زدی.

1012
01:10:56,416 --> 01:10:57,583
‫نه! واقعاً دیدمش.

1013
01:10:58,208 --> 01:10:59,666
‫اونجا، کنار اون پنجره.

1014
01:10:59,833 --> 01:11:01,041
‫شاید برگشته.

1015
01:11:03,708 --> 01:11:05,416
‫آنتونی، میشه به مانوئل زنگ بزنی و بپرسی؟

1016
01:11:05,583 --> 01:11:07,416
‫همین الان؟
‫پاشو بیا تو تخت دیگه!

1017
01:11:07,541 --> 01:11:08,791
‫صبح بهش زنگ میزنم.

1018
01:11:09,166 --> 01:11:10,166
‫یالا!

1019
01:11:22,458 --> 01:11:24,416
‫نگفتم بهت که
‫توهم زدی؟

1020
01:11:24,416 --> 01:11:26,041
‫هنوز آماچی پیدا نشده.
‫هنوز گمه.

1021
01:11:26,083 --> 01:11:27,333
‫هنوز دارن دنبالش میگردن.

1022
01:11:30,583 --> 01:11:31,791
‫پس من کیو دیدم؟

1023
01:11:38,083 --> 01:11:39,083
‫نه.

1024
01:11:39,291 --> 01:11:41,166
‫هیشکی چیزی در مورد
‫دیدن آماچی نگفته.

1025
01:11:41,458 --> 01:11:42,541
‫حتما توهم زدی.

1026
01:11:43,041 --> 01:11:45,166
‫اگه آماچی برگشته بود، الان دیگه همه
‫می دونستن.

1027
01:11:47,708 --> 01:11:48,791
‫ولی پریچی،

1028
01:11:49,166 --> 01:11:51,958
‫تو حداقل باید یه عکس
‫می گرفتی وقتی آماچی رو دیدی.

1029
01:11:52,541 --> 01:11:55,041
‫آره جونم! انگار چه موقعیت
‫فوق العاده ای بود عکس بگیرم!

1030
01:11:55,041 --> 01:11:57,958
‫ولی... چطوری پریا فهمید که
‫آماچی آلزایمر نداره؟

1031
01:11:57,958 --> 01:12:00,416
‫پریچی خیلی راحت فهمید،
‫فقط با چند تا سوت!

1032
01:12:00,916 --> 01:12:02,791
‫سوت؟ چطوری مگه؟

1033
01:12:02,791 --> 01:12:04,833
‫یعنی وقتی پریا سوت زد،
‫آماچی برگشت نگاه کرد یا چی؟

1034
01:12:04,916 --> 01:12:06,666
‫آره! بیخیال!
‫بیا دیگه!

1035
01:12:07,208 --> 01:12:08,416
‫پریا، منظورت چیه؟

1036
01:12:09,041 --> 01:12:11,541
‫یعنی مانوئل عمداً
‫آماچی رو اونجا حبس کرده؟

1037
01:12:11,541 --> 01:12:13,416
‫اگه اینطوری باشه که اون
‫می تونه داد بزنه، درسته؟

1038
01:12:13,708 --> 01:12:15,583
‫- همه‌مون میریم دیگه، درسته؟

1039
01:12:16,166 --> 01:12:18,166
‫اگه دهنشو بسته باشن چی؟

1040
01:12:18,291 --> 01:12:19,291
‫اونجوری که نمی تونه حرف بزنه.

1041
01:12:19,333 --> 01:12:20,333
‫عقل سلیم!

1042
01:12:20,583 --> 01:12:22,166
‫حالا من دقیقاً
‫چی باید بفهمم؟

1043
01:12:24,583 --> 01:12:25,791
‫عزیز دلم اسما!

1044
01:12:26,166 --> 01:12:28,833
‫مانوئل داره دروغ میگه که
‫آماچی خونه نیست.

1045
01:12:29,041 --> 01:12:30,541
‫فقط همین رو فعلاً بفهم.

1046
01:12:34,041 --> 01:12:35,291
‫ولی از کجا بدونیم؟

1047
01:12:56,666 --> 01:12:57,958
‫اونجا رو چه رنگی
‫می خوای بزنی؟

1048
01:12:57,958 --> 01:12:59,166
‫- زرد!
‫- پس زرد می زنیم!

1049
01:12:59,333 --> 01:13:01,833
‫- کجا رو بزنم؟ اینجا رو؟
‫- ببین، اون جعبه کوچیکه اونجا رو.

1050
01:13:19,208 --> 01:13:20,208
‫آنتونی!

1051
01:13:20,333 --> 01:13:21,333
‫بله!

1052
01:13:21,416 --> 01:13:22,416
‫غذا بخوریم؟

1053
01:13:22,416 --> 01:13:23,416
‫بله، بخوریم.

1054
01:13:34,541 --> 01:13:36,041
‫مطمئن شو همشو
‫می خوری، باشه؟

1055
01:13:37,041 --> 01:13:38,041
‫کاری!

1056
01:13:40,416 --> 01:13:41,416
‫بخور!

1057
01:13:42,083 --> 01:13:43,083
‫تو نمی خوری؟

1058
01:13:43,541 --> 01:13:44,541
‫من بعداً می خورم.

1059
01:13:44,666 --> 01:13:45,666
‫باشه.

1060
01:14:14,958 --> 01:14:16,583
‫هی سولو!
‫همه چی رو به راهه؟

1061
01:14:17,166 --> 01:14:20,166
‫پریچی، این کارو نکن. اگه کسی
‫ببینت، بدبخت می شیم.

1062
01:14:21,666 --> 01:14:23,541
‫می خوام بدونم چرا
‫مانوئل به ما دروغ گفت.

1063
01:14:23,791 --> 01:14:25,291
‫و فقط وقتی می تونم بفهمم
‫که برم اونجا و چک کنم.

1064
01:14:25,291 --> 01:14:26,416
‫- نپر!
‫عه، پریدی که؟

1065
01:14:26,416 --> 01:14:28,416
‫چرا کریشنتان رو نمی فرستیم
‫بره چک کنه؟

1066
01:14:29,208 --> 01:14:31,333
‫خفه شو فقط ببین
‫کسی داره میاد یا نه.

1067
01:14:31,333 --> 01:14:32,541
‫باشه!

1068
01:14:32,791 --> 01:14:34,083
‫ولی.. پریچی!

1069
01:14:34,083 --> 01:14:35,708
‫این دفعه یادت نره
‫عکس بگیری.

1070
01:14:36,541 --> 01:14:37,916
‫- باشه!
‫- باشه.

1071
01:14:38,583 --> 01:14:39,583
‫امن و امانه...

1072
01:14:40,041 --> 01:14:41,041
‫امنه!

1073
01:14:42,083 --> 01:14:43,083
‫برو جلو!

1074
01:14:45,541 --> 01:14:46,541
‫او نه!

1075
01:14:46,916 --> 01:14:47,916
‫چیه؟

1076
01:14:48,208 --> 01:14:49,208
‫دیدم کور شد.

1077
01:14:50,041 --> 01:14:51,166
‫بس کن سولو!

1078
01:15:00,541 --> 01:15:02,291
‫پریچی یهو پرید
‫رو دیوار مانوئل.

1079
01:15:02,291 --> 01:15:04,333
‫یا خدا!
‫این دیگه چشه؟

1080
01:15:04,416 --> 01:15:06,333
‫فقط چک کن ببین کسی
‫داره میاد یا نه.

1081
01:15:06,666 --> 01:15:08,666
‫حواست به خونه
‫سیسیلی چچی هم باشه.

1082
01:15:08,958 --> 01:15:10,833
‫لعنتی!
‫دارم سکته می کنم!

1083
01:15:11,416 --> 01:15:12,583
‫بهش بگو بپره پایین!

1084
01:15:12,833 --> 01:15:14,291
‫تو ایده دیگه ای داری؟

1085
01:15:14,791 --> 01:15:16,541
‫سولو، کی گفت اونو ادد کنی؟

1086
01:15:16,583 --> 01:15:17,666
‫عزیز دلم اسما!

1087
01:15:17,708 --> 01:15:20,166
‫پریچی دیگه نمی پره پایین!
‫تو سریع برو بیرون!

1088
01:15:23,166 --> 01:15:24,166
‫ایکا!

1089
01:15:27,666 --> 01:15:28,666
‫- چیه؟
‫- اینو بگیر.

1090
01:15:29,166 --> 01:15:30,208
‫فقط پیازو تفت بده...

1091
01:15:30,416 --> 01:15:31,541
‫باشه؟
‫الان برمی گردم.

1092
01:15:31,666 --> 01:15:32,666
‫کجا میری؟

1093
01:15:40,166 --> 01:15:41,166
‫او نه!

1094
01:15:41,416 --> 01:15:42,666
‫کارمون تمومه!
‫پریچی!

1095
01:15:43,083 --> 01:15:44,083
‫یه موتور داره میاد.

1096
01:15:46,708 --> 01:15:47,708
‫اوف! اون مانوئل نیست.

1097
01:15:47,791 --> 01:15:48,791
‫مانوئل نیست...

1098
01:15:49,833 --> 01:15:51,291
‫هی، مگه مانوئل جیپ سوار نمیشه؟

1099
01:15:51,708 --> 01:15:53,041
‫فقط چک کن ببین اون داره میاد یا نه!

1100
01:15:54,583 --> 01:15:56,208
‫- چی؟ رسیدی اونجا؟
‫- آره.

1101
01:15:59,291 --> 01:16:00,916
‫اوناهاش، داره میره!

1102
01:16:13,833 --> 01:16:14,916
‫اونجا...

1103
01:16:14,916 --> 01:16:16,166
‫چی؟ بگو دیگه!

1104
01:16:16,833 --> 01:16:19,541
‫- دهنتو باز کن یه چیزی بگو!
‫- هی، داره میره بالا!

1105
01:16:19,583 --> 01:16:20,583
‫چی؟ میره بالا؟

1106
01:16:21,666 --> 01:16:23,416
‫من آماچی رو توی اتاق بالا دیدم.

1107
01:16:24,916 --> 01:16:26,541
‫این دختره چه غلطی میخواد بکنه؟

1108
01:16:26,666 --> 01:16:29,083
‫پریچی، نرو اون بالا دردسر درست کنی!

1109
01:16:29,833 --> 01:16:30,958
‫وای خدا!

1110
01:16:31,291 --> 01:16:33,041
‫- غر زدن رو تموم کن و حرف بزن اسما!

1111
01:16:33,208 --> 01:16:34,541
‫آروم باش سولو.

1112
01:16:34,541 --> 01:16:35,916
‫بهت میگم.

1113
01:16:36,541 --> 01:16:38,041
‫پریچی، کجا رسیدی؟

1114
01:16:38,416 --> 01:16:39,416
‫داری میرسی؟

1115
01:16:39,958 --> 01:16:40,958
‫بگو دیگه!

1116
01:16:41,041 --> 01:16:42,166
‫- زود باش!
‫بگو دیگه!

1117
01:16:43,458 --> 01:16:45,166
‫اسما، تو مُردی یا چی؟

1118
01:16:45,541 --> 01:16:46,541
‫ها؟

1119
01:16:46,583 --> 01:16:47,583
‫نه، هنوز نه.

1120
01:17:02,208 --> 01:17:03,291
‫اوه نه!

1121
01:17:03,916 --> 01:17:04,958
‫ها؟

1122
01:17:09,041 --> 01:17:10,041
‫چه خبر شده؟

1123
01:17:10,166 --> 01:17:11,166
‫آماچی رو دیدی؟

1124
01:17:11,833 --> 01:17:12,833
‫الو؟

1125
01:17:13,083 --> 01:17:14,083
‫الو؟

1126
01:17:14,333 --> 01:17:15,916
‫الو؟ الو، الو؟

1127
01:17:16,166 --> 01:17:17,541
‫پریچی، حداقل یه صدایی از خودت در بیار!

1128
01:17:17,583 --> 01:17:18,666
‫اون تو خیلی تاریکه.

1129
01:17:41,708 --> 01:17:43,291
‫- الو!
‫- کجایی مرد؟

1130
01:17:43,541 --> 01:17:45,666
‫زود بیا! دختر همسایه

1131
01:17:45,666 --> 01:17:47,166
‫- رو پشت بوم خونه‌مونه.

1132
01:17:54,708 --> 01:17:56,083
‫ای وای من!

1133
01:17:56,416 --> 01:17:57,416
‫هی، توماس چتان!

1134
01:17:57,416 --> 01:17:59,416
‫- بچسب به دیوار.
‫- یا خدا!

1135
01:17:59,416 --> 01:18:01,208
‫چرا نمیتونه تو خونش بمونه و دعا کنه؟

1136
01:18:01,291 --> 01:18:02,291
‫اه!

1137
01:18:11,291 --> 01:18:12,333
‫بازم گند زد با این خوردنیش!

1138
01:18:19,708 --> 01:18:21,083
‫چیچی، بپر! مانوئل داره میاد!

1139
01:18:21,666 --> 01:18:22,666
‫ها؟

1140
01:18:25,416 --> 01:18:26,666
‫پریا، نپر!

1141
01:18:26,666 --> 01:18:27,666
‫توماس چتان!

1142
01:18:28,791 --> 01:18:29,791
‫تموم شد؟

1143
01:18:29,916 --> 01:18:31,208
‫به مامان بگو کمکت کنه دستاتو بشوری.

1144
01:18:31,541 --> 01:18:32,208
‫پریا!

1145
01:18:32,291 --> 01:18:35,416
‫- پریچی، بپر!
‫- نپر! توماس چتان بیرونه.

1146
01:18:36,958 --> 01:18:38,041
‫بپر! حالا بپر!

1147
01:18:38,083 --> 01:18:39,083
‫نپر!

1148
01:18:39,166 --> 01:18:40,791
‫- اون رسیده
‫بیرون خونه!

1149
01:18:44,916 --> 01:18:45,916
‫پریچی!

1150
01:18:46,041 --> 01:18:47,041
‫بپر!

1151
01:19:12,791 --> 01:19:14,083
‫یا خدا!

1152
01:19:28,791 --> 01:19:30,541
‫تو این وقت شب اینجا چیکار می‌کنی پریا؟

1153
01:19:34,166 --> 01:19:36,166
‫آنتونی میدونه تو اومدی اینجا؟

1154
01:19:41,916 --> 01:19:45,083
‫وقتی صاحبخونه نیست درست نیست بیای تو خونه، درسته؟

1155
01:19:46,416 --> 01:19:48,291
‫من فقط اومدم ببینم...

1156
01:19:48,833 --> 01:19:49,916
‫آماچی برگشته یا نه.

1157
01:19:51,833 --> 01:19:53,666
‫مگه نمیدونی آماچی گم شده پریا؟

1158
01:19:54,541 --> 01:19:56,666
‫به آنتونی گفته بودم وقتی صبح بهم زنگ زد.

1159
01:19:57,416 --> 01:19:59,041
‫پس من دیشب کیو دیدم؟

1160
01:20:02,333 --> 01:20:04,708
‫پریا، دو هفته است که آماچی گم شده.

1161
01:20:05,208 --> 01:20:06,916
‫و من واقعاً دارم دیوونه میشم!

1162
01:20:08,458 --> 01:20:09,833
‫تو این وضعیت بهم ریخته...

1163
01:20:11,833 --> 01:20:13,666
‫شاید تو تو پریدن از دیوار استاد باشی،

1164
01:20:15,166 --> 01:20:16,708
‫ولی این کارو با خونه ما امتحان نکن!

1165
01:20:17,291 --> 01:20:18,833
‫امیدوارم فهمیده باشی چی گفتم پریا.

1166
01:20:21,541 --> 01:20:22,541
‫برو دیگه!

1167
01:20:50,291 --> 01:20:51,958
‫من دنبال آماچی می‌گشتم...

1168
01:20:53,166 --> 01:20:54,916
‫مگه نگفتم اون اینجا نیست؟

1169
01:20:56,833 --> 01:20:58,291
‫این به نظرم توهین‌آمیزه.

1170
01:21:34,416 --> 01:21:35,458
‫هی! چی شد؟

1171
01:21:35,833 --> 01:21:36,833
‫اون چیزی دید؟

1172
01:21:37,166 --> 01:21:38,541
‫چرا رفت بالا رو سایه‌بون؟

1173
01:21:38,541 --> 01:21:39,833
‫- اینو می‌بینی؟
‫- هان؟

1174
01:21:40,333 --> 01:21:41,333
‫این چیه؟

1175
01:21:43,208 --> 01:21:44,916
‫اوه! لعنتی، مرد! این نشتیه؟

1176
01:21:45,666 --> 01:21:47,791
‫آخه جز نشتی دیگه چی می‌تونه باشه؟

1177
01:21:49,541 --> 01:21:50,541
‫مانوئل!

1178
01:21:53,166 --> 01:21:55,583
‫عمو بهم هشدار داده بود که این
‫نقشه پیچیده لازم نیست،

1179
01:21:55,666 --> 01:21:57,916
‫و اینکه می‌تونیم همینجوری
‫توی مزرعه کومباناد دفنش کنیم.

1180
01:22:00,833 --> 01:22:02,458
‫همش تقصیر تو بود، لعنتی!

1181
01:22:02,791 --> 01:22:03,916
‫تو از انگلیس پیدات شد،

1182
01:22:03,916 --> 01:22:06,791
‫شروع کردی به پز دادن از تجربه‌هات
‫و گفتی نقشه‌ت صد در صد بی‌نقصه.

1183
01:22:07,208 --> 01:22:09,041
‫هی، اینجوری با من حرف نزن!

1184
01:22:09,416 --> 01:22:11,041
‫من همین الانشم خیلی استرس دارم!

1185
01:22:11,416 --> 01:22:14,958
‫و... این جور حرف زدنا واقعاً
‫اذیتم می‌کنه، مرد!

1186
01:22:15,041 --> 01:22:16,041
‫تو باید...

1187
01:22:16,041 --> 01:22:18,333
‫برو با همون پرستارات
‫به زبون انگلیسی کوفتی حرف بزن!

1188
01:22:19,416 --> 01:22:21,291
‫چی دیدی که اینقدر شوکه شدی؟

1189
01:22:21,291 --> 01:22:22,708
‫چه شُکی، هان؟

1190
01:22:23,083 --> 01:22:25,333
‫وقتی داشتم اونجا
‫تنهایی کار می‌کردم،

1191
01:22:25,666 --> 01:22:27,166
‫یه سر از بیرون
‫پنجره ظاهر شد!

1192
01:22:28,541 --> 01:22:29,791
‫ریا، همسایتون!

1193
01:22:31,291 --> 01:22:32,541
‫ریا نیست، احمق!

1194
01:22:32,916 --> 01:22:33,916
‫پریا!

1195
01:22:34,916 --> 01:22:36,166
‫باشه، پریا!

1196
01:22:36,166 --> 01:22:37,166
‫هرچی!

1197
01:22:40,666 --> 01:22:42,291
‫ممکن بود همون لحظه
‫سکته کنم بمیرم!

1198
01:22:42,291 --> 01:22:43,291
‫می‌دونی؟

1199
01:22:44,333 --> 01:22:46,041
‫از اونجایی که پنج دقیقه بعدش
‫به خودم اومدم،

1200
01:22:46,041 --> 01:22:47,041
‫بهت زنگ زدم.

1201
01:22:47,208 --> 01:22:49,041
‫وگرنه، خودش همینجوری
‫می‌اومد تو.

1202
01:22:49,166 --> 01:22:50,416
باشه

1203
01:22:50,541 --> 01:22:51,708
‫پس یه راه حل بده!

1204
01:22:53,166 --> 01:22:54,958
‫اگه خطرناکه، جسد رو
‫از اینجا جابجا کنیم.

1205
01:22:55,041 --> 01:22:56,541
‫نمی‌تونیم جسد رو تکون بدیم!

1206
01:22:56,583 --> 01:22:57,583
‫کجا ببریم آخه؟

1207
01:23:01,916 --> 01:23:03,541
‫در این صورت، یه نقشه دیگه هست.

1208
01:23:05,291 --> 01:23:06,333
‫دیگه بسه نقشه‌هات!

1209
01:23:06,333 --> 01:23:08,166
‫من خودم درستش می‌کنم.
‫تو برو کارت رو انجام بده!

1210
01:23:22,416 --> 01:23:24,666
‫نیم ساعت وقت لازمه تا بره
‫تو اون لباس مسخره!

1211
01:23:25,666 --> 01:23:27,166
‫خودش و این نقشه به درد نخورش!

1212
01:23:27,416 --> 01:23:28,416
‫هان؟

1213
01:23:35,041 --> 01:23:36,416
‫نقشه به درد نخوری نیست!

1214
01:23:36,916 --> 01:23:37,916
‫چی؟

1215
01:23:39,791 --> 01:23:41,916
‫گفتم، نقشه به درد نخوری نیست!

1216
01:23:42,083 --> 01:23:43,958
‫فقط این کوفتی رو دربیار
‫حرف بزن!

1217
01:23:45,166 --> 01:23:47,458
‫نگاه کردن به همین قیافه
‫داغونت هم حرصم رو درمیاره!

1218
01:23:51,541 --> 01:23:52,541
‫ببین، مانوئل!

1219
01:23:52,666 --> 01:23:54,291
‫تو از بچگی همینجوری بودی.

1220
01:23:54,291 --> 01:23:55,958
‫آخرش همه تقصیرها
‫می‌افته گردن من.

1221
01:23:56,666 --> 01:23:58,333
‫دارم این کارو برات انجام میدم، داداش!

1222
01:24:01,791 --> 01:24:02,791
‫و ببین،

1223
01:24:02,833 --> 01:24:04,416
‫این نقشه بی‌نقصه.

1224
01:24:04,666 --> 01:24:06,791
‫تقصیر من نیست که لوله‌کشی
‫اینجا خرابه.

1225
01:24:09,041 --> 01:24:11,166
‫اینقدر ادا درنیار برو
‫کارتو انجام بده!

1226
01:25:03,208 --> 01:25:05,666
‫تو این گیر و دار، دوباره
‫داره از نیوزلند زنگ می‌زنه.

1227
01:25:05,708 --> 01:25:08,916
‫اگه شک کنه و بیاد اینجا،
‫باید همه چیو جمع کنیم و بزنیم به چاک.

1228
01:25:09,541 --> 01:25:11,416
‫به اون رفیقت از انگلیس بگو،

1229
01:25:11,416 --> 01:25:12,958
‫زودتر همه‌چیو تموم کنه
‫و بره پی کارش.

1230
01:25:12,958 --> 01:25:14,041
‫بهش گفتم.

1231
01:25:14,041 --> 01:25:15,541
‫با ماسکش رفته تو.

1232
01:25:16,458 --> 01:25:17,458
‫مانوئل!

1233
01:25:17,666 --> 01:25:19,416
‫مواظب پریا باش!

1234
01:25:19,833 --> 01:25:21,916
‫فکر کنم یه چیزایی بو برده.

1235
01:25:22,958 --> 01:25:23,958
‫می‌دونم.

1236
01:25:29,166 --> 01:25:30,916
‫پریاچی، چی شده؟
‫به دردسر افتادی؟

1237
01:25:30,916 --> 01:25:32,166
‫هیچی، فردا بهت می‌گم.

1238
01:25:32,166 --> 01:25:33,666
‫آنتونی از دستم عصبانیه.

1239
01:25:50,791 --> 01:25:52,333
‫پریا، تو همیشه همینجوری بودی.

1240
01:25:53,041 --> 01:25:54,708
‫اگه یه چیزی بیفته تو سرت،

1241
01:25:54,708 --> 01:25:55,916
‫ول کردنش برات
‫سخته.

1242
01:25:57,666 --> 01:25:59,041
‫آماچی! آماچی! آماچی!

1243
01:25:59,958 --> 01:26:01,541
‫اون آماچی (مادر) تو نیست، درسته؟

1244
01:26:04,916 --> 01:26:05,916
‫بیخیال شو!

1245
01:26:06,083 --> 01:26:07,333
‫با مانوئل حرف می‌زنم.

1246
01:26:07,583 --> 01:26:08,958
‫دیگه دنبال این قضیه نرو.

1247
01:26:09,916 --> 01:26:11,291
‫اینجوری برای دوتامون بهتره.

1248
01:26:12,416 --> 01:26:13,416
‫اوکی؟

1249
01:26:36,166 --> 01:26:37,416
‫چی شده مامان؟

1250
01:26:42,833 --> 01:26:45,291
‫انگار هیچکس حرفای
‫منو باور نمی‌کنه.

1251
01:26:45,791 --> 01:26:47,708
‫من باورِت دارم مامان!

1252
01:27:25,500 --> 01:27:28,125
‫آخ! ماموریتمون هنوز تموم نشده، درسته؟

1253
01:27:28,291 --> 01:27:30,750
‫اگه وقتی از اون سایه‌بون می‌پریدی پات می‌شکست،

1254
01:27:30,916 --> 01:27:32,750
‫این ماموریت کلاً یه بار برای همیشه تموم می‌شد!

1255
01:27:32,750 --> 01:27:35,250
‫- چرا اینجوری حرف می‌زنی؟
‫- خیلی ترسیدم!

1256
01:27:36,125 --> 01:27:38,000
‫این همه جرات رو از کجا آوردی، پریا؟

1257
01:27:38,166 --> 01:27:39,750
‫اون یه کلاهبردار حرفه‌ایه!

1258
01:27:40,375 --> 01:27:42,500
‫خیلی راحت بهم دروغ گفت!

1259
01:27:43,375 --> 01:27:45,000
‫حتی از دستم عصبانی هم نشد.

1260
01:27:45,666 --> 01:27:46,750
‫خوبه دیگه، مگه نه؟

1261
01:27:46,875 --> 01:27:47,875
‫اینطور نیست؟

1262
01:27:48,041 --> 01:27:50,250
‫- آره! تو هم این حس رو داشتی، درسته؟
‫- آره.

1263
01:27:50,416 --> 01:27:51,875
‫دقیقاً ترفندش همینه.

1264
01:27:52,125 --> 01:27:55,500
‫یه جوری منو گیر انداخته که دیگه نرم اونجا دنبال آماچی بگردم، درسته؟

1265
01:27:56,875 --> 01:27:59,125
‫باید همه دروغاشو رو کنم!

1266
01:27:59,250 --> 01:28:00,250
‫آره، آره!

1267
01:28:01,250 --> 01:28:03,375
‫اگه می‌خوای رسواش کنی، یه نکته‌ای به ذهنم رسیده.

1268
01:28:03,791 --> 01:28:04,875
‫می‌خوای بشنوی؟

1269
01:28:05,916 --> 01:28:08,416
‫وقتی رو سایه‌بون وایستاده بودی و دنبال آماچی می‌گشتی،

1270
01:28:08,625 --> 01:28:09,666
‫مانوئل برگشت خونه.

1271
01:28:09,750 --> 01:28:12,000
‫بدون اینکه بره تو خونه، مستقیم اومد پیش تو.

1272
01:28:12,000 --> 01:28:15,000
‫انگار یکی بهش زنگ زده و گفته تو تو خونه‌ای.

1273
01:28:15,625 --> 01:28:16,625
‫اون کی می‌تونه باشه؟

1274
01:28:18,416 --> 01:28:19,875
‫لازم نیست زیاد بهش فکر کنی.

1275
01:28:20,375 --> 01:28:21,916
‫من اون آدم رو پیدا کردم.

1276
01:28:23,000 --> 01:28:24,000
‫کیه؟

1277
01:28:24,625 --> 01:28:25,750
‫توماستان!

1278
01:28:26,000 --> 01:28:27,791
‫برو بابا، گمشو. دیدن این شیطونه...

1279
01:28:27,875 --> 01:28:29,291
‫اِ... ببخشید، پریچی.

1280
01:28:29,291 --> 01:28:31,625
‫از بس پریچی رو دید ترسید، تب کرد!

1281
01:28:32,000 --> 01:28:33,000
‫واقعاً؟

1282
01:28:33,000 --> 01:28:34,041
‫اون نیست.

1283
01:28:35,375 --> 01:28:36,500
‫پس کی می‌تونه باشه؟

1284
01:28:40,750 --> 01:28:41,750
‫من؟

1285
01:28:41,916 --> 01:28:44,375
‫از وقتی آماچی گم شده، مانوئل باهام حرف نزده.

1286
01:28:47,625 --> 01:28:48,625
‫این رو ببین.

1287
01:28:49,291 --> 01:28:52,291
‫مانوئل جوری رفتار می‌کنه انگار من باعث شدم اون گم بشه.

1288
01:28:57,000 --> 01:28:58,791
‫پس کی اینو به مانوئل گفته؟

1289
01:28:59,125 --> 01:29:00,291
‫نمی‌دونم!

1290
01:29:02,291 --> 01:29:04,500
‫مطمئنی آماچی رو دیدی؟

1291
01:29:05,666 --> 01:29:06,666
‫دیدمش!

1292
01:29:06,875 --> 01:29:08,375
‫خود آماچی بود، مطمئنم!

1293
01:29:09,916 --> 01:29:11,250
‫یه جور بازی داره در میاد!

1294
01:29:11,750 --> 01:29:12,750
‫یعنی چی؟

1295
01:29:14,625 --> 01:29:17,500
‫یه حدس قوی دارم که مانوئل آماچی رو گیر انداخته.

1296
01:29:28,000 --> 01:29:29,000
‫هی!

1297
01:29:30,041 --> 01:29:32,500
‫بعد از اینکه اون روز اون آبمیوه رو خوردی، چیزی حس کردی؟

1298
01:29:34,625 --> 01:29:35,625
‫چه حسی؟

1299
01:29:36,625 --> 01:29:38,750
‫من هیچ وقت بعد از ظهرها نمی‌خوابم.

1300
01:29:39,375 --> 01:29:40,375
‫ولی...

1301
01:29:40,500 --> 01:29:42,000
‫اون روز وقتی آبمیوه رو خوردم،

1302
01:29:42,666 --> 01:29:45,000
‫انگار کم کم چشمام داشت بسته می‌شد.

1303
01:29:46,416 --> 01:29:49,250
‫رفتم رو مبل نشستم، فقط وقتی دیگه نتونستم تحمل کنم.

1304
01:29:49,541 --> 01:29:52,375
‫و بعدش فقط وقتی صدای مانوئل رو شنیدم بیدار شدم.

1305
01:29:55,625 --> 01:29:57,541
‫می‌فهمی چی می‌گم؟

1306
01:30:00,625 --> 01:30:01,875
‫منم خوردم دیگه، درسته؟

1307
01:30:02,125 --> 01:30:03,375
‫هیچی حس نکردم.

1308
01:30:03,375 --> 01:30:04,375
‫واقعاً؟

1309
01:30:47,750 --> 01:30:51,125
‫راستش... بهت پیام دادم که راجع به یه چیزی حرف بزنیم.

1310
01:30:51,500 --> 01:30:52,500
‫اِ...

1311
01:30:52,541 --> 01:30:55,500
‫همه‌چی بین آماچی و مانوئل روبه‌راهه؟

1312
01:31:02,625 --> 01:31:04,291
‫شبی که تو رفتی،

1313
01:31:04,375 --> 01:31:06,166
‫آماچی رو تو خونه‌ی تو دیدم، دیانا.

1314
01:31:37,000 --> 01:31:38,791
‫باشه، الان یه کم سرم شلوغه.

1315
01:31:38,791 --> 01:31:40,291
‫بعداً باهات تماس می‌گیرم.

1316
01:31:43,125 --> 01:31:44,125
‫آها، باشه.

1317
01:31:44,375 --> 01:31:45,541
‫بعداً باهات حرف می‌زنم.

1318
01:31:47,250 --> 01:31:48,250
‫کیه؟

1319
01:31:49,791 --> 01:31:50,791
‫دایانا.

1320
01:32:13,291 --> 01:32:14,291
‫چیه؟
‫تو کی هستی؟

1321
01:32:14,416 --> 01:32:16,500
‫اومدم برای خوندن شماره کنتور برق.

1322
01:32:18,375 --> 01:32:19,375
‫انجامش بده.

1323
01:33:17,750 --> 01:33:20,125
‫نصف شبی یه کاری داره می‌کنه.

1324
01:33:24,000 --> 01:33:26,125
‫داره یه سری گونی اونجا رو هم می‌ذاره.

1325
01:33:27,375 --> 01:33:29,500
‫باید فردا صبح بریم اونجا رو چک کنیم.

1326
01:33:29,500 --> 01:33:30,541
‫آره.

1327
01:34:05,500 --> 01:34:06,916
‫هی، هی!
‫پاشو!

1328
01:34:07,000 --> 01:34:08,000
‫هی، تو!

1329
01:34:10,125 --> 01:34:10,875
‫چیه؟

1330
01:34:10,916 --> 01:34:12,500
‫داره میاد.
‫امشب میادش.

1331
01:34:12,541 --> 01:34:14,000
‫کجا؟
‫رو سایه‌بون؟

1332
01:34:14,500 --> 01:34:15,500
‫منظورت ریاست، درسته؟

1333
01:34:15,541 --> 01:34:17,625
‫نه بابا پریا، یارو از نیوزلند! داره میاد!

1334
01:34:17,666 --> 01:34:18,750
‫ها؟

1335
01:34:18,750 --> 01:34:20,291
‫- پس فردا نمیرسه؟
‫- آره!

1336
01:34:20,791 --> 01:34:22,000
‫اوه لعنتی، بابا!

1337
01:34:22,750 --> 01:34:24,125
‫هنوز کارم تموم نشده!

1338
01:34:25,750 --> 01:34:27,166
‫یه چیزی بگو جلوشو بگیر!

1339
01:34:27,875 --> 01:34:29,541
‫هر چی تونستم تلاش کردم قانعش کنم.

1340
01:34:29,875 --> 01:34:31,541
‫فکر نکنم دیگه بتونم
‫بیشتر از این نگهش دارم.

1341
01:34:31,916 --> 01:34:33,500
‫باید قبل از ظهر
‫همه‌چیو تموم کنی.

1342
01:34:34,291 --> 01:34:35,500
‫یه کاری بکن دیگه!

1343
01:34:46,125 --> 01:34:47,375
‫لعنتی!

1344
01:34:48,750 --> 01:34:50,791
‫تو باید بری فردا
‫خودت دنبالش.

1345
01:34:51,500 --> 01:34:54,750
‫تحت هیچ شرایطی نباید
‫با کسی غیر از تو تماس بگیره.

1346
01:34:54,750 --> 01:34:56,750
‫حتی اگه اینجا رو تمیز کنیم،
‫الان نمیتونم بیارمش اینجا.

1347
01:34:56,750 --> 01:34:57,875
‫همه‌چی خراب میشه.

1348
01:34:57,916 --> 01:34:59,375
‫پس یه جای
‫دیگه پیدا کنیم.

1349
01:34:59,625 --> 01:35:01,500
‫بقیه کارا رو تموم می‌کنیم
‫و همه‌چیو جمع می‌کنیم.

1350
01:35:01,541 --> 01:35:03,125
‫- تو همین الان شروع کن عمو روی.
‫- باشه.

1351
01:35:03,166 --> 01:35:04,416
‫باید همه‌چیو
‫تا شب تموم کنیم.

1352
01:35:04,500 --> 01:35:06,625
‫- من دیگه میرم.
‫بقیه اش با تو.

1353
01:35:06,625 --> 01:35:07,625
‫باشه.

1354
01:35:49,125 --> 01:35:51,541
‫امیدوارم حداقل نیم ساعت بره بیرون.

1355
01:35:53,375 --> 01:35:56,000
‫داره سعی می‌کنه یه چیزی
‫پشت اون گونی‌ها قایم کنه.

1356
01:35:56,375 --> 01:35:58,041
‫ولی کی می‌خواد
‫اصلا بره بیرون؟

1357
01:35:58,500 --> 01:36:00,416
‫خیلی وقته همینجوری
‫اینجا نشستیم!

1358
01:36:00,416 --> 01:36:01,500
‫اوه! اونم تموم شد!

1359
01:36:02,625 --> 01:36:03,625
‫بذار وایسیم.

1360
01:36:28,625 --> 01:36:29,625
‫هی! مانوئل همین الان رفت!

1361
01:36:31,791 --> 01:36:33,541
‫- بریم تو؟
‫- الان دیگه جای نگرانی نیست!

1362
01:36:34,125 --> 01:36:35,125
‫برو تو!

1363
01:36:48,000 --> 01:36:50,250
‫- نه از اونور! از اینور! بیا!
‫- اوه، نه!

1364
01:36:50,250 --> 01:36:51,500
‫سولو! وایستا سولو!

1365
01:36:52,166 --> 01:36:53,875
‫شجاع باش.
‫من که باهاتم، مگه نه؟

1366
01:36:54,375 --> 01:36:56,166
‫وقتی خونه بودم خیلی
‫شجاع بودم.

1367
01:36:57,041 --> 01:36:58,250
‫برگردیم؟

1368
01:36:58,666 --> 01:37:00,375
‫هی، الان وقت این
‫جور شوخی‌ها نیست!

1369
01:37:02,666 --> 01:37:04,500
‫و... وقتی رسیدیم اونجا،

1370
01:37:04,500 --> 01:37:06,125
‫فقط جوری رفتار کن
‫انگار داری زنگ میزنی.

1371
01:37:06,625 --> 01:37:08,500
‫فقط ادا؟
‫یعنی لازم نیست واقعا زنگ بزنم؟

1372
01:37:09,000 --> 01:37:10,000
‫اسما!

1373
01:37:13,125 --> 01:37:14,666
ها؟

1374
01:37:24,125 --> 01:37:25,791
‫چهچی، گونی‌ها رو جابه‌جا کنم ببینم؟

1375
01:37:26,250 --> 01:37:27,375
‫زود چک کن!

1376
01:37:34,750 --> 01:37:36,125
‫- اونجا چیکار می‌کنی؟
‫- اوه، نه!

1377
01:37:36,666 --> 01:37:37,666
‫اوه، نه!

1378
01:37:41,875 --> 01:37:43,416
‫هیچی، چهچی.
‫فقط داشتم...

1379
01:37:43,541 --> 01:37:44,541
‫گونی‌ها رو برمی‌داشتم.

1380
01:37:49,291 --> 01:37:50,291
‫ها؟

1381
01:37:51,500 --> 01:37:52,625
‫مانوئل اینجا نیست؟

1382
01:37:52,625 --> 01:37:54,375
‫نه. دیدم رفت بیرون.

1383
01:37:54,625 --> 01:37:56,250
‫اوه! پس دوتاشو من بردارم!

1384
01:37:56,250 --> 01:37:58,625
‫- وقتی اومد بهش بگو.
‫- باشه، وقتی دیدمش بهش میگم.

1385
01:37:58,625 --> 01:37:59,916
‫توماستن خونه نیست؟

1386
01:38:00,041 --> 01:38:01,291
‫رفته بازار.

1387
01:38:04,250 --> 01:38:05,250
‫لعنتی!

1388
01:38:06,875 --> 01:38:07,875
‫ها؟

1389
01:38:08,500 --> 01:38:09,500
‫اوه! شت، بابا!

1390
01:38:10,625 --> 01:38:12,375
‫چه کار کنیم!
‫چه کار کنیم؟

1391
01:38:12,625 --> 01:38:14,375
‫لعنت! لعنت! لعنت! لعنت!

1392
01:38:14,875 --> 01:38:15,875
‫کی؟ پریا؟

1393
01:38:15,916 --> 01:38:17,625
‫این اون نیست.
‫اینا دو تا دیگه ان!

1394
01:38:18,041 --> 01:38:20,125
‫چرا همه‌شون همینجوری
‫دارن میریزن تو خونه‌م؟

1395
01:38:20,875 --> 01:38:26,375
‫- الو؟
‫- ببرش دور.

1396
01:38:29,000 --> 01:38:30,666
‫برو اونجا، یه چیزی بگو
‫و از شرشون خلاص شو!

1397
01:38:31,166 --> 01:38:32,916
‫- باشه.
‫- دیگه نمیتونیم بیشتر از این اونجا بمونیم.

1398
01:38:33,166 --> 01:38:34,875
‫باید هر چه زودتر
‫اونجا رو ترک کنیم.

1399
01:38:41,375 --> 01:38:44,041
‫چهچی، یه قسمت کوچیکی از دیوار
‫تازه رنگ شده.

1400
01:38:44,375 --> 01:38:45,666
‫سعی کن اونجا رو خراش بدی.

1401
01:38:46,166 --> 01:38:47,166
‫باشه.

1402
01:38:52,625 --> 01:38:53,625
‫- هی!
‫- یا خدا!

1403
01:38:55,625 --> 01:38:56,666
‫تو کی هستی؟

1404
01:38:58,000 --> 01:38:59,000
‫چی شده؟

1405
01:39:00,666 --> 01:39:02,125
‫مگه مانوئل ایکا خونه نیست؟

1406
01:39:02,166 --> 01:39:03,166
‫ایکا؟

1407
01:39:04,750 --> 01:39:05,916
‫مانوئل اتان!

1408
01:39:06,125 --> 01:39:06,875
‫خونه نیست مگه؟

1409
01:39:06,875 --> 01:39:08,166
‫واسه همین زنگو هی فشار میدادی؟

1410
01:39:08,250 --> 01:39:09,916
‫- نه من...
‫- مانوئل رفته بیرون.

1411
01:39:10,625 --> 01:39:11,625
‫- کی میاد؟
‫- هی!

1412
01:39:12,250 --> 01:39:14,041
‫- اونجا چیکار میکنی؟
‫- اوه نه!

1413
01:39:14,625 --> 01:39:15,791
‫سلام سولو!

1414
01:39:15,791 --> 01:39:17,625
‫- تو اینجا چیکار میکنی؟
‫- سلام!

1415
01:39:17,666 --> 01:39:18,750
‫نمیدونم!

1416
01:39:19,250 --> 01:39:20,625
‫من اینجا چیکار میکنم؟

1417
01:39:25,250 --> 01:39:27,000
بیا، بیا

1418
01:39:27,000 --> 01:39:28,416
‫باید باهات حرف بزنم.

1419
01:39:28,500 --> 01:39:29,500
‫بریم؟

1420
01:39:30,416 --> 01:39:31,541
‫- باشه پس.
‫- چتا!

1421
01:39:31,666 --> 01:39:33,375
‫ما بعدا میایم.

1422
01:39:33,375 --> 01:39:34,375
‫خداحافظ.

1423
01:39:41,166 --> 01:39:42,625
‫- آنتونی؟
‫- میدونستی؟

1424
01:39:42,916 --> 01:39:43,916
‫آماچی پیدا شده!

1425
01:39:44,000 --> 01:39:45,291
‫همین الان مانوئل بهم زنگ زد.

1426
01:39:47,000 --> 01:39:48,625
‫دارن آماچی رو برمیگردونن خونه.

1427
01:39:49,250 --> 01:39:50,250
‫منم دارم میام اونجا.

1428
01:40:00,375 --> 01:40:01,916
‫کریشنتان بهم گفت که...

1429
01:40:02,041 --> 01:40:04,791
‫نزدیک یه کلیسا تو ناگامپادام پیداش کردن.

1430
01:40:04,875 --> 01:40:07,500
‫یه نفر اونجا بردتش یه خونه سالمندان نزدیک.

1431
01:40:07,500 --> 01:40:08,500
‫- واقعا؟
‫- آره.

1432
01:40:09,125 --> 01:40:10,541
‫اوه، دارن میان.

1433
01:40:54,875 --> 01:40:56,125
‫یه کم آب بهش بده، مانوئل.

1434
01:41:12,500 --> 01:41:15,625
‫آماچی نبود که بعد از سوت چهارم
‫اجاق گاز رو خاموش کرد.

1435
01:41:16,250 --> 01:41:17,375
‫در واقع خود مانوئل بود.

1436
01:41:18,541 --> 01:41:20,166
‫همش تصورات ما بود.

1437
01:41:21,250 --> 01:41:23,375
‫آخ! بیخودی بهش شک کردیم.

1438
01:41:24,166 --> 01:41:25,875
‫من هیچوقت به کسی شک نکردم.

1439
01:41:26,375 --> 01:41:27,916
‫پریا بهم گفت و منم باور کردم.

1440
01:41:28,000 --> 01:41:29,000
‫همین.

1441
01:41:30,916 --> 01:41:34,000
‫مگه نگفتی مانوئل وقتی فهمید
‫پریچی تو خونه‌ست برگشت؟

1442
01:41:35,666 --> 01:41:38,166
‫- الان حرفی واسه گفتن نداری؟
‫- من دیگه از این چیزا خسته شدم.

1443
01:41:39,125 --> 01:41:40,375
‫نمیخوام تحقیر بشم.

1444
01:41:42,250 --> 01:41:43,250
‫من دارم میرم.

1445
01:41:46,000 --> 01:41:47,375
‫ایکا، بریم؟

1446
01:41:47,375 --> 01:41:48,791
‫پاشیم بریم؟
‫باشه.

1447
01:41:50,791 --> 01:41:52,875
‫پریچی، منم دارم میرم.

1448
01:41:54,125 --> 01:41:55,875
‫آماچی برگشته، درسته؟
‫دیگه بی‌خیال شو.

1449
01:41:58,500 --> 01:42:00,791
‫- دوربین مداربسته نصب کنیم؟
‫- حتما باید نصب کنیم!

1450
01:42:14,791 --> 01:42:15,791
‫عمو!

1451
01:42:16,500 --> 01:42:18,375
‫داری فروت نینجا بازی میکنی؟

1452
01:42:20,250 --> 01:42:22,375
‫- آره.
‫- تا چه مرحله‌ای رفتی؟

1453
01:42:24,166 --> 01:42:25,750
‫ مرحله ۷

1454
01:42:37,041 --> 01:42:38,625
‫- حالش چطوره؟
‫- داره استراحت میکنه.

1455
01:42:39,875 --> 01:42:42,375
‫ما داریم همه‌ی وسایلمونو
‫از اینجا امشب جمع میکنیم.

1456
01:42:42,666 --> 01:42:45,041
‫میخوام با آماچی برگردم
‫به خونه‌ی اجدادیمون.

1457
01:42:45,250 --> 01:42:47,000
‫اونجا کسایی رو داریم که ازش مراقبت کنن.

1458
01:42:47,666 --> 01:42:49,125
‫نمیدونم اینجا چطوری از پسش برمیایم.

1459
01:42:49,250 --> 01:42:51,416
‫دکتر گفت باید داروهاشو مرتب بخوره.

1460
01:42:52,041 --> 01:42:53,875
‫حتی اگه بخوره هم...

1461
01:42:54,500 --> 01:42:55,916
‫مانوئل، میشه لطفا بیای؟

1462
01:43:03,666 --> 01:43:04,875
‫- چی؟
‫- راستش...

1463
01:43:05,666 --> 01:43:11,000
‫میدونم فکر میکنی گم شدن آماچی
‫تقصیر بی‌احتیاطی من بود.

1464
01:43:16,000 --> 01:43:17,791
‫- نمیدونم چی بگم...
‫- چی گفتی، پریا؟

1465
01:43:17,791 --> 01:43:19,375
‫- هان؟
‫- ببخشید!

1466
01:43:19,750 --> 01:43:20,750
‫چی گفتی، استفانی؟

1467
01:43:27,375 --> 01:43:29,166
‫این همه مدت کجا بودی، آماچی؟

1468
01:43:33,291 --> 01:43:34,750
‫حالت خوب نیست، آماچی؟

1469
01:43:37,750 --> 01:43:40,125
‫من اون شب دیدمت
‫وقتی دایانا رفت.

1470
01:43:42,125 --> 01:43:45,125
‫پس چرا مانوئل هی به همه میگفت
‫تو گم شدی؟

1471
01:43:46,500 --> 01:43:49,875
‫قسم میخورم، من نمیدونستم
‫آماچی رفته.

1472
01:43:50,750 --> 01:43:52,041
‫م... مانوئل؟

1473
01:43:53,375 --> 01:43:54,916
‫- چی داشتی میگفتی؟
‫- من... اِ...

1474
01:43:55,000 --> 01:43:56,541
‫اینکه هیچی نمیدونستی؟

1475
01:43:56,541 --> 01:43:57,625
‫آره.

1476
01:43:57,875 --> 01:43:58,875
‫همین، درسته؟

1477
01:43:59,125 --> 01:44:01,375
‫من میدونم آلزایمر نداری، آماچی.

1478
01:44:09,125 --> 01:44:10,750
‫تو اون جعبه چی هست، عمو؟

1479
01:44:14,500 --> 01:44:15,500
‫این...

1480
01:44:18,416 --> 01:44:20,000
‫از کی میترسی، آماچی؟

1481
01:44:23,000 --> 01:44:24,000
‫مانوئله؟

1482
01:44:25,125 --> 01:44:26,166
‫عیبی نداره.

1483
01:44:27,041 --> 01:44:28,166
‫عیبی نداره.

1484
01:44:30,875 --> 01:44:31,875
‫تموم شد حرفت؟

1485
01:44:32,625 --> 01:44:33,875
‫اگه آره، بهم بگو.

1486
01:44:37,541 --> 01:44:38,541
‫نترس.

1487
01:44:39,041 --> 01:44:40,500
‫هرچی هست،
‫فقط بهم بگو.

1488
01:44:41,166 --> 01:44:42,625
‫همه‌مون باهاتیم.

1489
01:44:45,791 --> 01:44:46,791
‫هان؟

1490
01:44:47,375 --> 01:44:48,541
‫سلام عمو!

1491
01:44:59,250 --> 01:45:00,250
‫کانی!

1492
01:45:00,291 --> 01:45:01,291
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

1493
01:45:01,375 --> 01:45:02,375
‫هیچی!

1494
01:45:02,875 --> 01:45:03,875
‫هی!

1495
01:45:13,375 --> 01:45:14,375
‫پریا!

1496
01:45:17,291 --> 01:45:18,500
‫آنتونی دنبالت می‌گرده.

1497
01:45:20,500 --> 01:45:21,791
‫فکر کنم آنتونی داره میره.

1498
01:45:32,416 --> 01:45:34,000
‫حتماً داری وسیله‌هاتونو
‫جمع می‌کنید، درسته؟

1499
01:45:34,000 --> 01:45:35,000
‫اِ... آره.

1500
01:45:35,291 --> 01:45:37,291
‫خیلی خب.
‫بریم عزیزم؟

1501
01:45:37,666 --> 01:45:38,666
‫- باشه.
‫- خداحافظی کن.

1502
01:45:39,041 --> 01:45:40,125
‫خداحافظ!

1503
01:45:40,666 --> 01:45:43,500
‫عمو تو بازی فقط به
‫لول ۷ رسیده.

1504
01:45:43,500 --> 01:45:44,625
‫جدی؟
‫تو چی؟

1505
01:45:44,625 --> 01:45:45,625
‫من به لول ۷۷ رسیدم.

1506
01:45:45,666 --> 01:45:47,791
‫اینقدر میوه قاچ نکن،
‫بیا اینارو جمع کن.

1507
01:45:51,625 --> 01:45:52,625
‫هی!

1508
01:45:53,541 --> 01:45:55,875
‫تو این دنیا هیچکی برای من
‫مهم‌تر از آماچی نیست.

1509
01:45:57,000 --> 01:45:59,000
‫می‌دونم که تو خیلی
‫آماچی رو دوست داری.

1510
01:46:00,500 --> 01:46:01,916
‫ولی لازم نیست نگران باشی، پریا.

1511
01:46:02,875 --> 01:46:03,875
‫آماچی حالش خوبه.

1512
01:46:08,500 --> 01:46:11,000
‫ممنون که انقدر
‫مهربونی.

1513
01:46:41,750 --> 01:46:45,375
‫دایانا، باید باهات حرف بزنم.
‫میشه الان بهت زنگ بزنم؟

1514
01:47:02,500 --> 01:47:03,625
‫میشه الان بهت زنگ بزنم؟

1515
01:47:11,250 --> 01:47:12,250
‫الان دیگه خیالت راحت شد؟

1516
01:47:12,625 --> 01:47:14,250
‫تو و این شک و شبهه‌های مسخرت.

1517
01:47:15,250 --> 01:47:16,750
‫- درسته عزیزم؟
‫- آره!

1518
01:47:56,625 --> 01:47:58,000
‫مصاحبه‌ت فردا کی هست؟

1519
01:48:01,625 --> 01:48:03,000
‫مصاحبه‌ت فردا کی هست؟

1520
01:48:03,875 --> 01:48:05,291
‫- ساعت ۳ بعد از ظهر.
‫- باشه.

1521
01:48:05,791 --> 01:48:07,791
‫دوستم سونیل رو تو
‫ارناکولام می‌شناسی دیگه، درسته؟

1522
01:48:08,250 --> 01:48:09,250
‫من پیش اون می‌مونم.

1523
01:48:09,750 --> 01:48:12,041
‫قرار با مشتری
‫پس فرداست، درسته؟

1524
01:48:12,250 --> 01:48:13,625
‫اگه خوب پیش بره،
‫کارم ردیف میشه!

1525
01:48:14,000 --> 01:48:15,000
‫امیدوارم خوب پیش بره.

1526
01:49:27,875 --> 01:49:29,250
‫باید اینجوری بذاریش.

1527
01:49:29,375 --> 01:49:30,375
‫جدی؟

1528
01:49:32,125 --> 01:49:33,750
‫اینم ببند.

1529
01:49:34,000 --> 01:49:35,500
‫- بازی کنیم؟
‫- باشه، بزن بریم.

1530
01:49:38,500 --> 01:49:40,250
‫سنگ، کاغذ، قیچی بازی کنیم.

1531
01:49:40,250 --> 01:49:41,625
‫خاله سولو ظهر میاد
‫دنبالت.

1532
01:49:41,666 --> 01:49:42,875
‫من باید برم مصاحبه.

1533
01:49:42,916 --> 01:49:43,916
‫باشه.

1534
01:49:45,000 --> 01:49:46,000
‫بله!

1535
01:50:20,916 --> 01:50:21,916
‫اینم پر کن.

1536
01:50:24,125 --> 01:50:25,125
‫باشه.

1537
01:51:09,750 --> 01:51:13,375
‫ شماره‌ای که
‫تلاش می‌کنید با آن تماس می گیرید خاموش است.

1538
01:51:13,416 --> 01:51:15,750
‫لطفا بعدا دوباره تلاش کنید.

1539
01:51:16,125 --> 01:51:19,875
‫شماره‌ای که با آن تماس می‌گیرید
‫در حال حاضر خاموش است. لطفا امتحان کنید...

1540
01:51:20,875 --> 01:51:21,875
‫هی!

1541
01:51:21,875 --> 01:51:23,541
‫فکر کنم دایانا نرفته.

1542
01:51:24,041 --> 01:51:26,666
‫وقتی بعد از فعال کردن تماس بین‌المللی
‫سعی کردم بهش زنگ بزنم،

1543
01:51:26,750 --> 01:51:28,625
‫پیغام "خاموش است" رو
‫به زبان مالایایی شنیدم.

1544
01:51:29,000 --> 01:51:31,625
‫چطور ممکنه؟
‫مگه ندیدیم داشت می‌رفت؟

1545
01:51:39,916 --> 01:51:41,791
‫دایانا به نیوزلند
‫برنگشته.

1546
01:53:20,541 --> 01:53:22,125
‫- سلام آدیتی.
‫- سلام.

1547
01:53:22,875 --> 01:53:23,875
‫ماشینم...

1548
01:53:24,125 --> 01:53:25,500
‫ماشینم خراب شده.

1549
01:53:25,625 --> 01:53:27,250
‫یکم طول می‌کشه تا برسم اونجا.

1550
01:53:27,375 --> 01:53:28,625
‫آها. باشه.

1551
01:53:28,916 --> 01:53:30,250
‫اِ... یه کاری کن.

1552
01:53:31,375 --> 01:53:32,666
‫من لوکیشنمو برات می‌فرستم.

1553
01:53:33,500 --> 01:53:34,875
‫میشه یه اوبر بگیری و بیای؟

1554
01:53:36,125 --> 01:53:37,125
‫باشه.

1555
01:54:25,625 --> 01:54:27,000
‫- ممنون.
‫- باشه.

1556
01:54:38,541 --> 01:54:39,541
‫سلام آدیتی.

1557
01:54:39,625 --> 01:54:40,625
‫سلام.

1558
01:54:41,500 --> 01:54:43,000
‫[به زبان تامیل]
‫دایانا باهات نیومده؟

1559
01:54:43,000 --> 01:54:44,041
‫اِ...

1560
01:54:44,250 --> 01:54:45,250
‫آدیتی، خواهش می‌کنم سوار شو.

1561
01:54:45,375 --> 01:54:47,125
‫دایانا با آماچی میاد شیرینی فروشی.

1562
01:54:47,125 --> 01:54:48,375
‫بریم اونجا.
‫خواهش می‌کنم.

1563
01:54:48,500 --> 01:54:49,500
‫اوه.

1564
01:54:51,875 --> 01:54:52,875
‫بیا.

1565
01:55:20,500 --> 01:55:21,875
‫امیدوارم سفرت خوب بوده باشه.

1566
01:55:22,500 --> 01:55:23,625
‫آره.

1567
01:55:26,416 --> 01:55:28,875
‫واقعا لازم نبود اینقدر هول هولکی بیای اینجا.

1568
01:55:30,541 --> 01:55:33,666
‫دایانا بعد از چند روز موندن پیش آماچی برمی‌گشت.

1569
01:55:34,625 --> 01:55:36,375
‫این چیزی نبود که دایانا بهم گفت.

1570
01:55:36,875 --> 01:55:40,291
‫اون بهم گفت که دیگه برنمی‌گرده و پیش مامانش می‌مونه.

1571
01:55:41,291 --> 01:55:44,791
‫خب، اگه کسی بخواد یه مدت با مامان خودش زندگی کنه، ایرادی داره مگه؟

1572
01:55:45,250 --> 01:55:46,750
‫اون این همه مدت با تو بود، درسته؟

1573
01:55:48,125 --> 01:55:50,125
‫هر کسی سلیقه خودشو داره، مگه نه؟

1574
01:55:50,375 --> 01:55:52,250
‫نمیشه بذاری اون جوری که خودش میخواد زندگی کنه؟

1575
01:55:53,875 --> 01:55:55,000
‫باشه، موردی نداره.

1576
01:55:55,500 --> 01:55:57,250
‫بذار دایانا خودش مستقیم بهم بگه.

1577
01:56:00,625 --> 01:56:03,916
‫دایانا قاطعانه بهم گفته بود که نمی‌خواد تو رو ببینه.

1578
01:56:04,500 --> 01:56:06,041
‫ولی این من بودم که بهش گفتم تو رو ببینه،

1579
01:56:06,291 --> 01:56:08,541
‫چون تو این همه راه رو زحمت کشیدی اومدی اینجا.

1580
01:56:09,416 --> 01:56:12,875
‫ببین! بیشتر از من، خود دایانا خیلی دلش می‌خواست یه دختر رو به فرزندی قبول کنه.

1581
01:56:13,291 --> 01:56:15,500
‫پس، چطور می‌تونه یه همچین تصمیمی بگیره؟

1582
01:56:15,625 --> 01:56:17,500
‫می‌دونی، امروز همون روز بود.

1583
01:56:17,916 --> 01:56:20,125
‫واسه همین، اون یه بلیط به نیوزلند خریده بود،

1584
01:56:20,250 --> 01:56:21,541
‫و حتی تا فرودگاه هم اومده بود.

1585
01:56:21,875 --> 01:56:24,291
‫چطور یهو می‌تونه بگه که به هیچ کدوم از اینا احتیاجی نداره؟

1586
01:56:24,500 --> 01:56:25,875
‫بدون اینکه منو ببینه،

1587
01:56:26,166 --> 01:56:27,666
‫بدون اینکه با من حرف بزنه...

1588
01:56:28,000 --> 01:56:29,000
‫می‌دونی...

1589
01:56:30,125 --> 01:56:31,625
‫می‌دونی من چقدر درد می‌کشم؟

1590
01:56:32,500 --> 01:56:33,791
‫نمی‌تونم هضمش کنم.

1591
01:56:35,375 --> 01:56:37,375
‫من واقعا می‌خوام ببینمش و باهاش حرف بزنم.

1592
01:56:37,625 --> 01:56:38,625
‫خواهش می‌کنم!

1593
01:56:38,625 --> 01:56:40,250
‫اینقدر احساساتی نباش، آدیتی.

1594
01:56:41,250 --> 01:56:42,250
‫من فقط داشتم می‌گفتم.

1595
01:56:43,250 --> 01:56:44,791
‫ما قراره دایانا رو حضوری ببینیم.

1596
01:56:45,125 --> 01:56:46,291
‫مستقیم باهاش حرف می‌زنی.

1597
01:56:47,125 --> 01:56:48,375
‫آروم باش، باشه؟

1598
01:56:50,375 --> 01:56:53,166
‫[تلفن مانوئل زنگ می‌خوره]

1599
01:56:54,625 --> 01:56:56,166
‫صبر کن.
‫بذار جواب این تلفن رو بدم.

1600
01:57:12,125 --> 01:57:13,416
‫- الو؟
‫- بله.

1601
01:57:13,416 --> 01:57:14,500
‫رسیدیم.

1602
01:57:15,166 --> 01:57:16,625
‫من خیلی استرس دارم.

1603
01:57:17,500 --> 01:57:20,291
‫تا این قضیه حل نشه، خیالم راحت نمیشه.

1604
01:57:21,375 --> 01:57:22,375
‫اون چی گفت؟

1605
01:57:22,500 --> 01:57:24,125
‫اون یه ذره هم کوتاه نمیاد.

1606
01:57:24,666 --> 01:57:26,750
‫میگه فقط بعد از اینکه دایانا رو ببینه میره.

1607
01:58:16,625 --> 01:58:17,625
‫چی شده؟

1608
01:58:28,166 --> 01:58:29,166
‫الو، آدیتی؟

1609
01:58:30,166 --> 01:58:31,166
‫سلام.

1610
01:58:31,916 --> 01:58:32,916
‫سلام.

1611
01:58:34,541 --> 01:58:36,791
‫آدیتی، تا حالا دایانا رو دیدی؟

1612
01:58:37,291 --> 01:58:40,375
‫نه. قراره دایانا رو تو شیرینی فروشی خانوادگیش ببینیم.

1613
01:58:44,750 --> 01:58:45,875
‫کی باهاته؟

1614
01:58:47,125 --> 01:58:48,125
‫مانوئل پیشته؟

1615
01:58:48,250 --> 01:58:49,250
‫آره.

1616
01:58:49,750 --> 01:58:51,125
‫چرا می‌پرسی؟

1617
01:58:53,000 --> 01:58:57,125
‫همه‌ی ما اینجا دیدیم که دایانا داشت میرفت فرودگاه که برگرده نیوزلند.

1618
01:58:58,125 --> 01:59:00,750
‫حتی بهم پیام داد و گفت که رسیده نیوزلند.

1619
01:59:03,250 --> 01:59:05,666
‫اِ... ولی... اون سوار هواپیما نشده.

1620
01:59:05,875 --> 01:59:08,625
‫مانوئل بود که بهش گفت آماچی برگشته.

1621
01:59:09,500 --> 01:59:11,375
‫بعد از اون، اون رفت خونه.

1622
01:59:11,416 --> 01:59:13,250
‫اون برنامه سفرشو به تعویق انداخت.

1623
01:59:15,291 --> 01:59:18,875
‫مانوئل به دایانا زنگ زد و گفت که آماچی پیدا شده؟

1624
01:59:19,125 --> 01:59:21,500
‫آره. واسه همین رفت خونه.

1625
01:59:23,416 --> 01:59:24,750
‫اِ... صبر کن.

1626
01:59:24,875 --> 01:59:27,166
‫بذار ویدئویی که آماچی واسش فرستاده رو برات بفرستم.

1627
01:59:40,125 --> 01:59:41,250
‫پریادارشیانی کی‌اِس؟

1628
01:59:54,250 --> 01:59:55,250
‫سلام. بفرمایید.

1629
01:59:55,916 --> 01:59:56,916
‫بفرمایید بشینید.

1630
01:59:57,000 --> 01:59:58,000
‫ممنون آقا.

1631
02:00:00,666 --> 02:00:01,875
‫خب، شروع کنیم.

1632
02:00:07,000 --> 02:00:08,000
‫پریادارشیانی،

1633
02:00:08,250 --> 02:00:10,625
‫شما چهار سال تو آتلانتا آیس کریم کار کردید، درسته؟

1634
02:00:11,291 --> 02:00:12,666
‫پس چرا مِلام رو انتخاب کردی؟

1635
02:00:14,625 --> 02:00:16,375
‫این شرکت بهتریه، درسته؟

1636
02:00:16,750 --> 02:00:18,500
‫پیشرفت شغلی هم اونجا هست.

1637
02:00:19,166 --> 02:00:20,166
‫همین؟

1638
02:00:21,750 --> 02:00:22,750
‫آره.

1639
02:00:27,125 --> 02:00:28,125
‫عزیزم...

1640
02:00:28,875 --> 02:00:31,500
‫خیلی وقته تو خوابگاه دانشگاه موندی.

1641
02:00:32,000 --> 02:00:33,875
‫دلم برات تنگ شده، عزیزم.

1642
02:00:34,291 --> 02:00:35,291
‫پریادارشیِنی!

1643
02:00:35,750 --> 02:00:37,000
‫می‌تونی سفر کنی؟

1644
02:00:37,875 --> 02:00:38,875
‫مِلام...

1645
02:00:39,666 --> 02:00:41,125
‫ زود بیا عزیزم.

1646
02:00:41,416 --> 02:00:42,916
‫خیلی حالم بده.

1647
02:00:43,000 --> 02:00:45,875
‫ مانوئل بود که بهش گفت آماچی برگشته.

1648
02:00:46,666 --> 02:00:49,250
‫ فقط دو روز حواست بهش باشه.

1649
02:00:49,250 --> 02:00:51,375
‫می‌فهمی که حافظه‌اش از تو تیزتره،

1650
02:00:51,375 --> 02:00:52,416
‫تو هر مسئله‌ای.

1651
02:00:52,500 --> 02:00:54,000
‫مانوئل تنها این کارو نمی‌کنه.

1652
02:00:54,000 --> 02:00:55,625
‫پس دیشب کی رو دیدم؟

1653
02:00:56,416 --> 02:00:57,416
‫پریا!

1654
02:00:58,625 --> 02:00:59,625
‫داری چیکار می‌کنی؟

1655
02:01:01,625 --> 02:01:02,625
‫ببخشید آقا.

1656
02:01:31,000 --> 02:01:32,000
‫باید چیکار کنم؟

1657
02:01:37,291 --> 02:01:39,166
‫ازم می‌پرسه باید چیکار کنه.

1658
02:01:55,625 --> 02:01:56,750
‫خب، حالا چیکار کنیم؟

1659
02:01:57,375 --> 02:01:58,791
‫اون می‌خواد دایانا رو ببینه، درسته؟

1660
02:01:59,500 --> 02:02:00,541
‫خب بذارید ببینه دیگه!

1661
02:02:19,125 --> 02:02:20,375
‫نمی‌خوای دیانا رو ببینی؟

1662
02:02:20,875 --> 02:02:21,875
‫آره!

1663
02:03:26,500 --> 02:03:27,500
‫دزدیده شده؟

1664
02:03:29,125 --> 02:03:30,916
‫اول آماچی، حالا هم دنبال دیانایی؟

1665
02:03:31,625 --> 02:03:33,250
‫زود برو پیش کانی.

1666
02:03:34,125 --> 02:03:35,500
‫هیچ کار احمقانه‌ای نکن.

1667
02:03:35,875 --> 02:03:36,875
‫خواهش می‌کنم!

1668
02:03:37,291 --> 02:03:38,291
‫باشه.

1669
02:04:18,375 --> 02:04:19,375
‫خانوم!

1670
02:04:35,666 --> 02:04:38,416
‫شماره‌ای که با آن تماس گرفته‌اید یا خاموش است،

1671
02:04:38,416 --> 02:04:40,291
‫یا در حال حاضر در دسترس نمی‌باشد.

1672
02:04:50,291 --> 02:04:52,125
‫- چقدر؟
‫- ۷۵ روپیه.

1673
02:05:05,666 --> 02:05:08,541
‫خانوم، این مربوط به افتتاح شعبه جدیدمونه.

1674
02:05:08,625 --> 02:05:09,625
‫آها، باشه.

1675
02:05:10,000 --> 02:05:11,000
‫ممنون.

1676
02:06:16,791 --> 02:06:18,250
‫چه خبر؟ نتیجه رو گرفتی؟

1677
02:06:18,250 --> 02:06:20,000
‫هی، این یه پرونده پیچیده‌ست.

1678
02:06:20,375 --> 02:06:21,500
‫نمونه‌ای که بهم دادی،

1679
02:06:21,541 --> 02:06:23,666
‫آثار اسید و سلول‌های استخوان انسان توش بود.

1680
02:06:23,666 --> 02:06:25,291
‫فقط از چیزای الکی دوری کن

1681
02:06:25,375 --> 02:06:26,750
‫و فوراً به پلیس اطلاع بده.

1682
02:07:04,541 --> 02:07:06,125
‫- الو، سلام. اتاق کنترل.
‫- الو؟

1683
02:07:06,625 --> 02:07:08,541
‫خانم، لطفاً هول نکنید. همونجا منتظر بمونید.

1684
02:07:08,916 --> 02:07:11,000
‫- باشه خانم.
‫- تیم ما فوراً به اونجا می‌رسه.

1685
02:08:59,541 --> 02:09:00,541
‫اون چیه؟

1686
02:09:18,125 --> 02:09:19,125
‫ها؟

1687
02:09:20,666 --> 02:09:22,541
‫- چه گندی بود، بابا!
‫- ببریمش یه جای دیگه!

1688
02:09:31,916 --> 02:09:33,000
‫تو...!!

1689
02:11:39,375 --> 02:11:41,791
‫بیا. من پریا هستم، دوست دایانا.

1690
02:11:42,375 --> 02:11:43,375
‫بیا.

1691
02:11:47,625 --> 02:11:48,666
‫خوبی؟

1692
02:11:52,375 --> 02:11:53,375
عیبی نداره

1693
02:12:14,875 --> 02:12:15,875
‫چه خبر شده؟

1694
02:12:16,000 --> 02:12:17,000
‫همه چی روبه‌راهه؟

1695
02:12:17,791 --> 02:12:19,000
‫همه چی داره خوب پیش می‌ره، درسته؟

1696
02:12:19,625 --> 02:12:20,750
‫خیلی هم روبه‌راه نیست.

1697
02:12:23,875 --> 02:12:25,666
‫کل نقشه‌تون به فنا رفت.

1698
02:12:26,500 --> 02:12:27,541
‫تو کی هستی؟

1699
02:12:28,125 --> 02:12:29,541
‫- کی حرف می‌زنه؟
‫- من پریا هستم.

1700
02:12:30,250 --> 02:12:31,375
‫منو یادت نمیاد؟

1701
02:12:32,250 --> 02:12:33,625
‫حالا دیگه عمراً منو یادت بره!

1702
02:12:38,750 --> 02:12:40,250
‫و اگه اون فراموش کرد،

1703
02:12:41,666 --> 02:12:42,916
‫فقط یادآوری کن من کیم!

1704
02:13:20,791 --> 02:13:22,666
‫در حال حاضر، فقط خانواده ما از این موضوع خبر داره.

1705
02:13:23,458 --> 02:13:25,666
‫اگه بیشتر از این صبر کنیم، کل شهر می‌فهمن.

1706
02:13:25,666 --> 02:13:28,666
‫آبروی خانوادگیمون، که با زحمت توسط اجدادمون ساخته شده،

1707
02:13:28,666 --> 02:13:30,541
‫داره به خاطر اون نابود می‌شه

1708
02:13:31,666 --> 02:13:33,291
‫من نمیذارم همچین اتفاقی بیفته.

1709
02:13:38,916 --> 02:13:40,916
‫مردم باید اومدن و رفتنش رو ببینن.

1710
02:13:41,291 --> 02:13:42,291
‫باید باور کنن.

1711
02:13:43,041 --> 02:13:44,208
‫وقتی که مطمئن شدن،

1712
02:13:44,416 --> 02:13:46,583
‫بعدش دیگه سروکله زدن با پلیسا آسون میشه.

1713
02:13:48,041 --> 02:13:49,291
‫بگو چی میخوای آماچی.

1714
02:13:50,416 --> 02:13:51,416
‫انجامش میدم.

1715
02:13:59,083 --> 02:14:00,083
‫مانوئل!

1716
02:14:00,416 --> 02:14:01,666
‫درخت چریش رو قطع کن.

1717
02:14:02,166 --> 02:14:03,166
‫باشه آماچی.

1718
02:14:14,458 --> 02:14:15,916
‫سوت پنجم زده نشد، درسته؟

1719
02:14:16,166 --> 02:14:17,166
‫دیدی!

1720
02:14:36,333 --> 02:14:37,333
‫هی استفی!

1721
02:14:37,666 --> 02:14:39,791
‫میشه یه لحظه از آماچی دور شی؟

1722
02:15:05,166 --> 02:15:06,833
‫از خونه آنتونی معلوم نیست.

1723
02:15:07,166 --> 02:15:08,458
‫از تراس اونا هم چک کردم.

1724
02:15:08,541 --> 02:15:11,583
‫تو روز سه شنبه که توماس چتان و سیسیلی چچی میرن کلیسا،

1725
02:15:11,583 --> 02:15:13,333
‫دیگه تا بعد از ساعت ۲ ظهر برنمیگردن.

1726
02:15:14,083 --> 02:15:17,166
‫تو اون تایم، فقط زن آنتونی تو خونه است، تو کل محله.

1727
02:15:17,416 --> 02:15:19,041
‫پس اگه نقشه رو برای سه شنبه بذاریم،

1728
02:15:19,041 --> 02:15:20,041
‫یه طرفش امن میشه.

1729
02:15:25,541 --> 02:15:27,416
‫میخوام یه بار ببینمت عزیزم.

1730
02:15:28,041 --> 02:15:29,583
‫خیلی حالم بده.

1731
02:15:29,958 --> 02:15:31,291
‫زود بیا اینجا عزیزم.

1732
02:15:49,541 --> 02:15:50,541
‫آنتونی...

1733
02:16:18,541 --> 02:16:20,916
‫هیچکس تو این دنیا برای من مهم تر از آماچی نیست.

1734
02:17:06,833 --> 02:17:09,541
‫هی، ۴۸ ساعت دیگه فرصت داریم

1735
02:17:09,791 --> 02:17:10,916
‫که در مورد تصمیممون تجدید نظر کنیم.

1736
02:17:10,916 --> 02:17:12,791
‫بعد از امروز دیگه راه برگشتی نیست!

1737
02:17:12,958 --> 02:17:14,333
‫نقشه هنوز همونه دیگه؟

1738
02:17:14,333 --> 02:17:16,041
‫همونه. دیگه سوال نپرس!

1739
02:17:16,208 --> 02:17:18,166
‫فقط حواست باشه که محلی ها دردسر درست نکنن.

1740
02:17:18,291 --> 02:17:19,291
‫نقشه بی نقصی یه!

1741
02:17:20,416 --> 02:17:21,791
‫نقشمون عالیه!

1742
02:17:22,666 --> 02:17:24,791
‫اگه بگیم من آلزایمر دارم دیگه زحمت نمیکشه بیاد.

1743
02:17:24,791 --> 02:17:27,416
‫تنها چیزی که اون عوضی رو میکشونه اینجا خبر مرگ منه.

1744
02:17:27,541 --> 02:17:31,083
‫فکر نکنم جای بهتری پیدا کنیم برای اجرای این نمایش آلزایمر.

1745
02:17:31,666 --> 02:17:34,166
‫مردهای اونجا تو هیچ کاری دخالت نمیکنن. خیلی ... هستن.

1746
02:17:35,291 --> 02:17:36,291
‫یعنی به درد نخورن!

1747
02:17:37,166 --> 02:17:38,208
‫ماشین رو روشن کن!

1748
02:17:41,666 --> 02:17:42,791
‫اوه!

1749
02:17:43,708 --> 02:17:45,333
‫- آآآی! احمق!
‫- لعنتی!

1750
02:17:45,416 --> 02:17:46,708
‫کدوم جهنمی رو نگاه میکردی؟

1751
02:17:46,791 --> 02:17:47,916
‫عیبی نداره. بریم!

1752
02:17:47,916 --> 02:17:48,916
‫باشه.
