﻿1
00:01:04,760 --> 00:01:06,440
گفته می شود

2
00:01:06,640 --> 00:01:12,800
که در درون هر انسانی حیوانی وجود دارد، جانوری که می جوشد،

3
00:01:13,160 --> 00:01:16,440
در انتظار آشکار شدن

4
00:01:17,800 --> 00:01:21,760
این موجود در قفس پشت میله ها

5
00:01:22,320 --> 00:01:25,400
توسط والدین یا جامعه تعیین می شود

6
00:01:25,440 --> 00:01:27,440
نهادهای حاکم

7
00:01:29,280 --> 00:01:30,880
رابرت لوئیس استیونسون

8
00:01:30,920 --> 00:01:35,680
در سال 1885 در مورد چنین پدیده ای در کتاب نوشت.

9
00:01:36,000 --> 00:01:37,520
دکتر جکیل و آقای هاید

10
00:01:37,560 --> 00:01:43,040
افزایش آگاهی نسبت به این واقعیت است.

11
00:01:44,160 --> 00:01:46,320
این حیوان هرگز نباید

12
00:01:46,440 --> 00:01:48,840
از شخصیت میزبان خود سبقت بگیرد.

13
00:01:49,880 --> 00:01:52,560
باید محدود بماند.

14
00:01:53,320 --> 00:01:54,520
با این حال،

15
00:01:54,960 --> 00:01:59,360
اگر کلید قفس آن چرخانده شود، آنگاه جانور برمی خیزد

16
00:01:59,400 --> 00:02:02,360
با تنها هدف
برای تسلط بر اطراف خود

17
00:02:04,440 --> 00:02:06,840
اگر نیروهای خارجی این کلید را نگه دارند،

18
00:02:07,560 --> 00:02:11,240
هرج و مرج و بی نظمی حاکم خواهد شد.

19
00:02:14,000 --> 00:02:15,800
به همین دلیل است،

20
00:02:15,840 --> 00:02:18,520
و این به تنهایی،

21
00:02:18,560 --> 00:02:21,120
نظم و انضباط و خودآگاهی

22
00:02:21,400 --> 00:02:25,240
زندانبان باشند
که کلید قفس وحش را نگه می دارد.

23
00:02:27,200 --> 00:02:29,920
با هر دو این مقامات حاکم

24
00:02:30,240 --> 00:02:37,520
ریاست بر انتشار آن،
دیوید رادفورد چنین مردی است.

25
00:02:39,160 --> 00:02:43,240
او زندانبان جانور درونی خود است.

26
00:02:44,640 --> 00:02:46,040
با این حال،

27
00:02:46,800 --> 00:02:49,520
در این رابطه حضانت،

28
00:02:50,600 --> 00:02:53,360
فقط یک سوال باقی می ماند.

29
00:02:55,320 --> 00:02:57,760
چه کسی قدرت دارد؟

30
00:02:57,800 --> 00:02:59,960
آیا این جانور است یا آن است

31
00:03:00,000 --> 00:03:02,520
زندانبان؟

32
00:03:50,640 --> 00:03:55,760
این سفر من است.

33
00:04:11,920 --> 00:04:13,120
همسورث

34
00:04:14,400 --> 00:04:17,480
دهکده ای کوچک در یورکشایر غربی،

35
00:04:19,120 --> 00:04:21,560
تو در میان مانند برای مانند روستاها

36
00:04:21,600 --> 00:04:22,600
در آن منطقه

37
00:04:24,920 --> 00:04:29,080
همسورث اولین بار در گذشته به آن اشاره کرد
به عنوان کتاب Domesday،

38
00:04:29,680 --> 00:04:31,000
در سال 1086

39
00:04:32,480 --> 00:04:36,280
سپس در طول اعصار،
در اواسط قرن شانزدهم،

40
00:04:36,800 --> 00:04:40,440
می تواند به بیمارستان خود ببالد
و مدرسه

41
00:04:42,240 --> 00:04:47,680
با گذشت زمان در اواسط 19th
قرن، همسورث شد

42
00:04:47,720 --> 00:04:51,960
چیزی که به آن شهرک صنعتی می گفتند،

43
00:04:52,000 --> 00:04:54,400
و آن معدن زغال سنگ بود.

44
00:04:55,800 --> 00:04:58,600
اکنون، این تا اواسط دهه 1980 ادامه یافت،

45
00:04:59,240 --> 00:05:03,080
وقتی چاله ها بالاخره بسته شد

46
00:05:04,960 --> 00:05:06,560
آره، روستای پر جنب و جوشی بود.

47
00:05:06,600 --> 00:05:09,080
و سپس زمانی که
معادن در روستا بسته شد

48
00:05:10,360 --> 00:05:13,840
بسیاری از آنها مرد در گودال کار کردند.

49
00:05:14,040 --> 00:05:17,720
بنابراین همه برای شغل تلاش می کنند
و مثل یک افسردگی کوچک بود،

50
00:05:18,720 --> 00:05:21,640
می دانی،
و کل جامعه در حال مبارزه بود

51
00:05:21,960 --> 00:05:24,960
و در یک مرحله کلاس شد
به عنوان یکی از

52
00:05:25,000 --> 00:05:27,600
مناطق محروم در اروپا

53
00:05:28,080 --> 00:05:32,600
و سپس پول وارد می شود
و فقط آن را تقویت کرد و همه را دوباره زنده کرد.

54
00:05:36,360 --> 00:05:38,560
در حال حاضر، برخی از مردان مبارز به دنیا آمده اند.

55
00:05:39,720 --> 00:05:42,520
به این دنیا می آیند
لگد زدن و جیغ زدن،

56
00:05:43,240 --> 00:05:46,560
اعتراض، فریاد زدن علیه مدیریت
از مامای حاضر

57
00:05:48,360 --> 00:05:51,760
در 30 مه 1969.

58
00:05:52,920 --> 00:05:55,200
دیو رادفورد در عشق به دنیا آمد

59
00:05:55,240 --> 00:05:57,600
خانواده رادفورد،

60
00:05:58,240 --> 00:05:59,840
به عنوان مادرش شرلی

61
00:05:59,880 --> 00:06:02,760
و پدرش تری او را نگه داشت.

62
00:06:02,800 --> 00:06:05,840
آنها نمی دانستند یا حتی نمی توانستند باردار شوند

63
00:06:07,160 --> 00:06:10,920
چه سرنوشتی برایش در نظر گرفته بود

64
00:06:11,040 --> 00:06:13,640
همانطور که او در مورد پیچ ​​و خم زندگی مذاکره می کرد

65
00:06:15,600 --> 00:06:17,840
جایی که او ظهور می کرد

66
00:06:17,880 --> 00:06:20,120
میانه وزن بریتانیا شود

67
00:06:20,160 --> 00:06:23,360
قهرمان بند انگشت برهنه

68
00:06:23,400 --> 00:06:26,400
اما برای دیو، به همان اندازه که آن عنوان مهم است،

69
00:06:44,560 --> 00:06:48,680
آره، خوبه که برگشتی بابا.
امروز صبح سوار ماشین شدم

70
00:06:49,880 --> 00:06:51,800
از اینجا شروع شد، دیوید.

71
00:06:51,840 --> 00:06:57,720
شما در اینجا متولد شدید و ما چیزهای زیادی داشته ایم
خاطرات خوب را زنده می کند

72
00:06:57,880 --> 00:06:59,520
آره همه چی

73
00:06:59,560 --> 00:07:02,640
همه چیز از این حباب کوچک می آید
در اینجا، آیا می دانید منظور من چیست؟

74
00:07:02,960 --> 00:07:06,200
الان اومدم اینجا تا لباسامو بپوشم
اتاق خواب کوچک، و من فکر می کنم،

75
00:07:06,560 --> 00:07:08,320
خوب من سالهاست که نبودم

76
00:07:08,360 --> 00:07:10,040
اون اتاق خواب کوچولو مثل اون

77
00:07:10,080 --> 00:07:13,760
اون اتاق خواب من بود
می دانید، کاملاً درخشان است.

78
00:07:13,800 --> 00:07:15,720
اما، 50 سال عجیب و غریب از خاطرات

79
00:07:16,880 --> 00:07:18,560
آیا می توانید بنجی را به خاطر بیاورید؟

80
00:07:18,600 --> 00:07:19,680
اون سگ سیاه

81
00:07:20,440 --> 00:07:21,800
او در حال کشتن ماشین بود.

82
00:07:23,080 --> 00:07:24,760
یادت میاد کی گم شد؟

83
00:07:24,800 --> 00:07:27,760
وقتی او را به دامپزشکی بردی
و او گم شد

84
00:07:29,200 --> 00:07:30,280
در بارنزلی

85
00:07:30,320 --> 00:07:33,360
و دامپزشکان باید در را باز کرده باشند

86
00:07:33,400 --> 00:07:34,320
و او بیرون آمد

87
00:07:34,360 --> 00:07:36,760
و ما می چرخیدیم
برای مدت طولانی قدم زدن

88
00:07:36,800 --> 00:07:40,360
به اطراف نگاه می کند، او را فریاد می زند.
و ما 2 هفته نتوانستیم او را پیدا کنیم.

89
00:07:40,400 --> 00:07:44,360
و سپس ما به تماشای تلویزیون و او نشستیم
آنچه را که ما در تلاش برای نظارت بر آن بودیم قدم برداشتیم.

90
00:07:44,400 --> 00:07:45,880
داشتند با کسی مصاحبه می کردند

91
00:07:45,920 --> 00:07:48,240
و او راه می رفت،
او راه می رفت نه او!

92
00:07:48,840 --> 00:07:52,240
به هر حال ما او را پس گرفتیم.

93
00:07:53,280 --> 00:07:55,720
آره
همیشه به یاد دارم که قراضه هایم را جمع می کردم

94
00:07:55,760 --> 00:07:57,520
ضایعاتم را به خانه بیاورم،

95
00:07:58,800 --> 00:08:01,080
گرفتن همه در باغ وجود دارد، آن را مانند یک بود

96
00:08:01,480 --> 00:08:04,040
و بعد زنگ می زدم به گوردون،
و گوردون مرد را بالا می فرستد

97
00:08:04,080 --> 00:08:05,480
با پیکاپ و قرار دادن همه در.

98
00:08:06,280 --> 00:08:07,200
و من عادت داشتم

99
00:08:07,240 --> 00:08:10,280
کمی پول درآورید
در آن سن 14 سالگی

100
00:08:11,040 --> 00:08:13,240
اما آیا می توانید آن را به خاطر بسپارید
اسمش چیه ماشین

101
00:08:13,280 --> 00:08:14,440
آن فورد قدیمی؟

102
00:08:15,320 --> 00:08:16,360
ماشین قدیمی فورد

103
00:08:16,400 --> 00:08:18,400
ماشین اسقاط قدیمی.
آره ماشین اسقاط قدیمی

104
00:08:18,560 --> 00:08:23,200
و تو گفتی بابا، می
توانم در بزنم آن را تکه

105
00:08:23,240 --> 00:08:24,520
تکه کنید و اسکرپمن را
بیاورید و آن را بردارید.

106
00:08:24,560 --> 00:08:28,200
پس تو روی اون ماشین کار کردی
برای حدود دو هفته خرد کردن آن.

107
00:08:28,240 --> 00:08:30,640
قطعه قطعه و سپس شما برای اسکرپمن

108
00:08:30,680 --> 00:08:33,440
فرستاده اید و او می گوید 20

109
00:08:33,480 --> 00:08:34,160
لیوان، او گفت اگر آن را کامل

110
00:08:34,960 --> 00:08:38,200
پایین بیاوری، من
به شما 30 می دادم!

111
00:08:38,240 --> 00:08:40,680
و خرج کردم، دو هفته
وقت گذاشتم خرد کردن آن

112
00:08:44,680 --> 00:08:46,400
یادمه اومدم خونه و به تو
می گویم که قرار بود در

113
00:08:46,440 --> 00:08:48,920
آن ورزشگاه یک بوکسور
شوم، که در همسورث افتتاح شد.

114
00:08:49,320 --> 00:08:52,960
یادم می آید که شب اول پایین رفتم و هرگز
واقعا هیچوقت تو زندگیم دعوا نکردم

115
00:08:53,000 --> 00:08:57,520
فکر می کنم در مدرسه یکی داشتم و فقط برنده شدم
اون یکی چون حمله آسم داشت

116
00:08:59,360 --> 00:09:00,760
یک شب پایین رفت

117
00:09:00,800 --> 00:09:02,960
این دو جوان
فکر می کنم در آن زمان 16 سال داشتم

118
00:09:03,000 --> 00:09:04,480
دو تا پسر حدود 13 نفر بودند

119
00:09:04,880 --> 00:09:08,480
چیزی که قبلا جعبه شده بود و من وارد رینگ شدم
با یکی از آنها

120
00:09:08,520 --> 00:09:10,520
و فکر کردم، اینجا خوب می شوم

121
00:09:10,720 --> 00:09:15,040
و او به من مخفیگاه خوبی می دهد
و بعد وارد شدم

122
00:09:15,080 --> 00:09:16,840
با دیگری، و
او به من مخفیگاه خوبی می دهد

123
00:09:16,880 --> 00:09:20,640
من همیشه راه رفتن به خانه را به یاد خواهم آورد
فکر می کند دفعه بعد این کار را نمی کند.

124
00:09:20,680 --> 00:09:23,160
اما برای شش یا هفت ماه این اتفاق افتاد

125
00:09:23,440 --> 00:09:24,800
آنها متوجه می شوند که من چه کار می کنم.

126
00:09:24,840 --> 00:09:28,360
آره اما من هرگز فکر نمی کردم دیوید

127
00:09:29,400 --> 00:09:33,040
وقتی تو پسر کوچولو،
تو خیلی آرام بودی

128
00:09:34,040 --> 00:09:36,400
و پس آرام

129
00:09:36,440 --> 00:09:39,080
هرگز در وحشیانه ترین رویاهایم فکر نکردم
تو باید بوکسور می شدی

130
00:09:39,200 --> 00:09:41,600
من می دانم.
و من واقعاً خودم را نمی شناختم پدر.

131
00:09:41,640 --> 00:09:43,280
و بعد من نمی دانستم چه اتفاقی افتاده است

132
00:09:43,320 --> 00:09:45,720
من همیشه به یاد دارم که دعوا کرده ام

133
00:09:46,400 --> 00:09:50,160
کمی انجام دادن با کسی در کراس
هیلز و قرار نبود این اتفاق بیفتد

134
00:09:50,200 --> 00:09:51,000
و این اتفاق افتاد.

135
00:09:51,560 --> 00:09:53,000
و من این جوان را تحت تأثیر
قرار دادم و او به من گفت که

136
00:09:53,040 --> 00:09:56,280
در حال باز کردن است فردا،
دوشنبه، یک باشگاه بوکس و من

137
00:09:57,120 --> 00:09:59,200
با فکر به سمت خانه می رویم
او فکر می کند من سخت هستم

138
00:09:59,440 --> 00:10:03,400
و این تنها توضیحی است
که می توانم ارائه دهم نمی‌دانم

139
00:10:03,640 --> 00:10:06,680
منظورم چیست، اغلب به این
فکر می‌کنم دوستانم در مدرسه

140
00:10:06,720 --> 00:10:10,000
سالها و سالها آنها را ندیده
ام، اما آنها مانند خود شما هستند

141
00:10:10,040 --> 00:10:12,200
اونجا گفتی، هرگز فکرش را نمی کردم

142
00:10:12,240 --> 00:10:15,440
چه کسی فکرش را می کرد
که من یک مرد جنگنده بودم

143
00:10:15,480 --> 00:10:16,480
آیا می دانید منظور من
از بوکس تا جنگ در قفس

144
00:10:16,520 --> 00:10:20,200
چیست؟ مبارزه با بند
انگشت برهنه تا بوکس بدون

145
00:10:20,760 --> 00:10:22,840
مجوز، برای خودم غافلگیرکننده
بود، می‌دانی منظورم چیست.

146
00:10:23,720 --> 00:10:26,880
نمی‌دانم که آیا من استخراج
خود را در آنجا به ارث

147
00:10:26,920 --> 00:10:27,920
برده‌ام چند روز بعد از
اینکه بابا من را انجام داد،

148
00:10:27,960 --> 00:10:30,720
می‌دانی، پیپ جک کردن و
چیزهایی که قبلاً معدنچی بوده‌ای.

149
00:10:32,520 --> 00:10:33,360
آیا در پیت همسورث کار می کردید؟

150
00:10:33,400 --> 00:10:34,400
من در Hemsworth کار کردم فکر می

151
00:10:34,440 --> 00:10:36,200
کنم هفت سال در Hemsworth بودم.

152
00:10:36,880 --> 00:10:39,000
به آن گودال نان و شاه ماهی می گفتند.

153
00:10:39,040 --> 00:10:41,920
چون هیچ مکانیزمی وجود نداشت، فکر

154
00:10:41,960 --> 00:10:45,240
می‌کنم ما فقط اسب‌سواری
بودیم دو شفت داشت

155
00:10:46,080 --> 00:10:47,800
اون موقع اون پایین پونی بود؟

156
00:10:47,840 --> 00:10:50,120
ما نزدیک به 150 داشتیم

157
00:10:50,520 --> 00:10:52,400
و کلنگ و بیل بود.

158
00:10:53,520 --> 00:10:54,400
میدونی منظورم چیه

159
00:10:54,440 --> 00:10:56,760
فقط با الف به آن دیوار می کوبید
بچین و بیل بزن

160
00:10:56,800 --> 00:10:58,200
ما قبلاً کمی از ته تراشه می زدیم

161
00:10:58,240 --> 00:10:59,640
چه بودند،
آیا سر چوب بود

162
00:10:59,680 --> 00:11:01,240
بالای سرت چوب داشتی؟

163
00:11:01,280 --> 00:11:01,560
اوه بله.

164
00:11:01,600 --> 00:11:03,400
شما باید این کار را بکنید زیرا نتوانستید زغال سنگ خود را بردارید

165
00:11:03,440 --> 00:11:04,640
شما نمی توانید زغال سنگ را از بین ببرید.

166
00:11:05,080 --> 00:11:07,080
آره میدونی چی میگم  آره
من متوجه نشدم

167
00:11:07,120 --> 00:11:09,880
یا پونی ها را مانند داخل گودال پایین بیاورید
زمان شما و زمانی که بودید

168
00:11:09,920 --> 00:11:11,080
معدن.  بله همین است

169
00:11:11,120 --> 00:11:11,920
بچین و بیل بزن

170
00:11:11,960 --> 00:11:14,160
و بعد از همسورث رفتم

171
00:11:15,400 --> 00:11:16,560
چون برادران من

172
00:11:16,600 --> 00:11:18,360
دو برادر داشتم،
آنها در همسورث کار می کردند

173
00:11:18,400 --> 00:11:20,040
پدرم در همسورث کار می کرد

174
00:11:20,080 --> 00:11:22,920
و برادران پدرم در گریمتورپ کار می کردند

175
00:11:22,960 --> 00:11:25,880
آنها خانواده بزرگی از ما بودند
که در گریمتورپ کار می کرد.

176
00:11:27,320 --> 00:11:29,920
و من کم و بیش نزدیک به 20 سال انجام دادم

177
00:11:30,280 --> 00:11:31,600
با هر دو

178
00:11:44,240 --> 00:11:45,760
همانطور که دیو بزرگ شد

179
00:11:45,800 --> 00:11:48,280
هم دیو و هم همه اطرافیانش

180
00:11:48,920 --> 00:11:52,640
در واقع هیچ ایده ای نداشت
چه سرنوشتی برایش در نظر گرفته بود

181
00:11:53,600 --> 00:11:55,840
چه نقشی را باید ایفا کند

182
00:11:57,120 --> 00:12:01,960
بنابراین در این زمان او فقط باقی ماند
با بقیه دوستانش استتار کرد

183
00:12:02,000 --> 00:12:05,800
و همسالان، با تناسب بد
لباس، مربیان را بیرون کردند

184
00:12:06,200 --> 00:12:08,680
دوچرخه سواری که یک جهش بود.

185
00:12:11,000 --> 00:12:13,120
زندگی سخت بود

186
00:12:13,160 --> 00:12:16,440
خیلی کم تعریف کرد
و حتی کمتر هدیه می دهد.

187
00:12:17,360 --> 00:12:19,960
که همه جدا از مادرش بود.

188
00:12:21,280 --> 00:12:24,440
وقتی دیو از مدرسه به خانه برگشت
هر روز،

189
00:12:25,280 --> 00:12:28,000
او همین سوال را می پرسید

190
00:12:29,040 --> 00:12:32,720
و مرد کوچک من چیست
تا امروز بوده است؟

191
00:12:34,880 --> 00:12:37,680
آنچه را که کیف یا کیف پول

192
00:12:38,360 --> 00:12:41,200
نمی‌توانست برای تخیل دیو بپردازد و

193
00:12:41,720 --> 00:12:45,680
نه بیشتر از آن برای ورود به پاسخ

194
00:12:46,160 --> 00:12:48,920
همسورث به بسته کامل
ماجراجویی برای همه بچه ها

195
00:12:49,760 --> 00:12:53,200
یا، اساسا مجموعه ای از
ساختمان های متروک درست

196
00:12:53,240 --> 00:12:56,880
در آن طرف خیابان از
جایی که دیو زندگی می کرد.

197
00:12:58,880 --> 00:13:03,640
یک بار اینجا با
دوستانش، او به صفوف

198
00:13:03,680 --> 00:13:05,720
سربازانی ملحق می شد که
با نیروهای مهاجم می جنگیدند.

199
00:13:07,160 --> 00:13:09,080
حالا می توان گفت این سرنوشت

200
00:13:09,120 --> 00:13:13,400
بود، آماده کردن دیو برای نبردها

201
00:13:13,440 --> 00:13:15,680
که او قرار بود در آینده داشته باشد،
در حوضچه آجرپزی،

202
00:13:19,880 --> 00:13:21,680
در حوض آجرپزی،

203
00:13:21,720 --> 00:13:25,480
در کشتی هایش، با همسفرانش،
او با دزدان دریایی مبارزه می کرد

204
00:13:25,840 --> 00:13:30,320
و همچنین به عنوان هیولاهای دریایی تماشا کنید،
سعی کنید کشتی او را واژگون کنید.

205
00:13:31,880 --> 00:13:34,880
و در اینجا ضرورت شنا برطرف شد.

206
00:13:35,520 --> 00:13:38,080
باز هم سرنوشت بود

207
00:13:38,120 --> 00:13:41,200
آماده کردن دیو با قدرت بالاتنه؟

208
00:13:43,280 --> 00:13:46,000
دیو اسکلینگ، تحصیلات او.

209
00:13:46,040 --> 00:13:50,320
خوب، فکر می کنم منصفانه باشد که بگوییم
که تحصیلات دیو

210
00:13:50,360 --> 00:13:55,400
در مسیر بیشتر دست به کار شد
به جای مسیر مرسوم و آکادمیک.

211
00:13:56,640 --> 00:14:00,720
دروس او شامل قایق رانی بود.

212
00:14:00,760 --> 00:14:02,120
حالا، دوباره،

213
00:14:02,760 --> 00:14:05,720
این برای آماده کردن دیو بود
برای پرتاب وزنش

214
00:14:06,480 --> 00:14:11,080
برای حرکت دادن شانه هایش
در حالی که دست و پاش را مقابل آب قرار داده بود.

215
00:14:12,000 --> 00:14:14,360
اما فایده دیگری که این به دست آورد، دیو،

216
00:14:15,040 --> 00:14:17,840
یک جدول زمانی تا حدی منعطف بود

217
00:14:18,920 --> 00:14:20,120
که به او اجازه داد

218
00:14:20,160 --> 00:14:22,880
برای عقب نشینی یواشکی
از درهای مدرسه

219
00:14:23,600 --> 00:14:26,160
تا یک بار دیگر از در ورودی او عبور کنم

220
00:14:26,560 --> 00:14:27,720
در سکوت

221
00:14:29,160 --> 00:14:31,640
با هدف کمک به مادرش

222
00:14:31,960 --> 00:14:33,240
با کارهای خانه

223
00:14:34,080 --> 00:14:36,680
همانطور که خودش در طبقه بالا خوابیده است

224
00:14:37,360 --> 00:14:40,560
بعد از اتمام یک شیفت شب
در بیمارستان محلی

225
00:14:46,040 --> 00:14:49,680
در آن زمان در همسورث،
مردی بود که در خیابان زندگی می کرد.

226
00:14:49,720 --> 00:14:51,600
نام او سیریل بود.

227
00:14:52,160 --> 00:14:54,680
مردم یا در بهترین حالت از کنارش رد می شدند

228
00:14:54,920 --> 00:14:57,320
یا از جاده عبور کنید تا از او دوری کنید.

229
00:14:58,280 --> 00:14:59,920
نه دیو

230
00:15:01,160 --> 00:15:04,000
دیو به خانه می رفت، یک فنجان چای درست می کرد

231
00:15:04,480 --> 00:15:06,520
و آن را به سیریل برگردانید.

232
00:15:07,760 --> 00:15:09,680
سپس سیریل را می داد

233
00:15:09,720 --> 00:15:12,640
بهترین هدیه
یک انسان می تواند به دیگری بدهد.

234
00:15:13,440 --> 00:15:16,360
و این هدیه زمان بود.

235
00:15:17,080 --> 00:15:18,880
دیو می نشست و گوش می داد

236
00:15:18,920 --> 00:15:22,760
سیریل، به داستان ها گوش کن
که به پسر می گفت

237
00:15:24,680 --> 00:15:26,360
و در انجام این کار،

238
00:15:26,400 --> 00:15:29,880
تصدیق کنید که سیریل یک انسان بود.

239
00:15:44,000 --> 00:15:45,680
آره، این میخانه بل بل بود.

240
00:15:47,080 --> 00:15:51,440
من دعواهای زیادی در داخل و خارج داشته ام،
و روی این زمین

241
00:15:51,760 --> 00:15:55,280
هرگز باعث آن نشد،
من همیشه مجبور بودم از خودم دفاع کنم

242
00:15:57,080 --> 00:15:59,080
اولین مبارزه من در آنجا

243
00:15:59,120 --> 00:16:01,040
زمانی بود که خواهرم گیل با من تماس گرفت

244
00:16:01,080 --> 00:16:03,320
و او می گوید "تو باید اینجا پایین بیایی"

245
00:16:03,360 --> 00:16:04,720
"مشکلاتی وجود دارد"

246
00:16:05,240 --> 00:16:07,360
پس میام پایین

247
00:16:07,400 --> 00:16:08,640
و ارم،

248
00:16:08,680 --> 00:16:11,600
همه باندهای بزرگ باید در اطراف وجود داشته باشند
و همه چیز

249
00:16:11,640 --> 00:16:13,120
آنها با برادرم مشغول رفت و آمد بودند

250
00:16:13,160 --> 00:16:16,320
تمام شد،
این یارو

251
00:16:17,000 --> 00:16:20,320
گفتن میدونی
و همه می خندیدند و چیزهایی

252
00:16:23,760 --> 00:16:26,560
پس همانجا ایستادم و گفتم:
او با شما دعوا نمی کند، اما من می خواهم.

253
00:16:27,280 --> 00:16:28,240
خب اون موقع همه خندیدن

254
00:16:28,280 --> 00:16:30,200
یک چیز کوچک لاغر

255
00:16:30,240 --> 00:16:32,200
اما من هوشیار بودم

256
00:16:32,240 --> 00:16:34,160
بنا به دلایلی،
من نمی دانم از کجا آمده است

257
00:16:34,200 --> 00:16:35,960
ضربه ای به او زدم و او را به زمین زدم

258
00:16:46,280 --> 00:16:47,040
و همه بودند

259
00:16:47,080 --> 00:16:50,400
فقط ساکت شد، ساکت شد.

260
00:17:14,600 --> 00:17:20,360
تغییر در رویدادها،
برخورد شرایط

261
00:17:20,400 --> 00:17:24,040
اکنون مشهورترین
مردم می توانند این را ردیابی کنند

262
00:17:25,160 --> 00:17:29,080
سرنوشت بودن
آنها را وادار به گرفتن یک خاص کرد

263
00:17:29,120 --> 00:17:31,640
دوشاخه در جاده

264
00:17:32,120 --> 00:17:33,760
و مسیری را طی کنیم

265
00:17:33,800 --> 00:17:38,320
که آنها را به بدنامی خود سوق می دهد.

266
00:17:39,480 --> 00:17:43,600
دیو رادفورد جوان، بالا
تا این مرحله از زندگی اش

267
00:17:44,680 --> 00:17:46,560
استتار شده بود،

268
00:17:46,600 --> 00:17:49,080
در میان دوستانش گروه بندی شده است.

269
00:17:50,240 --> 00:17:53,440
برای اولین بار، دیو رادفورد

270
00:17:53,480 --> 00:17:57,320
صدای هیولا، هیولای درونی او را شنید

271
00:17:57,360 --> 00:18:00,640
همانطور که از قفس گذشت
و به میله ها چنگ زد

272
00:18:01,880 --> 00:18:03,640
در نقش دیو رادفورد جوان

273
00:18:03,680 --> 00:18:07,960
مشتش را به سمت آسمان گرفت و شگفت زده شد

274
00:18:08,000 --> 00:18:10,400
در آنچه به دست آورد

275
00:18:12,960 --> 00:18:13,600
باز هم،

276
00:18:13,640 --> 00:18:17,160
دست سرنوشت بازی کرده بود

277
00:18:17,200 --> 00:18:21,120
کسی را در آن جمعیت قرار داد،

278
00:18:21,160 --> 00:18:24,800
دوست دیو، شان هیگین باتوم.

279
00:18:26,280 --> 00:18:31,680
شان به دیو نزدیک شد و به او اطلاع داد
که پدرش سالن بوکس را باز کرده بود

280
00:18:32,800 --> 00:18:35,280
و به دیو توصیه کرد که شرکت کند.

281
00:18:36,840 --> 00:18:40,200
اما با خودم فکر می کردم
این پسر فکر می کند من سخت هستم

282
00:18:40,240 --> 00:18:43,120
میدونی منظورم چیه پس رفتم پایین و

283
00:18:43,160 --> 00:18:44,440
من به پایان رسیدم

284
00:18:44,480 --> 00:18:46,840
کار بوکسم را آنجا شروع کردم، اما

285
00:18:46,880 --> 00:18:49,120
نمی دونستم چجوری دستامو بگیرم یا چیز دیگه ای و

286
00:18:50,360 --> 00:18:52,600
هر شب که پایین می‌رفتم مخفیگاه خوبی داشتم

287
00:18:52,640 --> 00:18:54,360
و بعد شروع کردم به بهتر شدن و این

288
00:18:54,400 --> 00:18:57,760
و سپس وقتی همه چیز شروع به اتفاق افتادن کرد،
در حالی که من بودم

289
00:19:00,160 --> 00:19:02,600
می دانی، هنوز یک پسر کوچک لاغر،
یک پسر یازده سنگی

290
00:19:03,400 --> 00:19:05,520
بنابراین هر زمان که من بیرون بودم و مردم می گفتند

291
00:19:05,560 --> 00:19:07,200
او یک بوکسور است

292
00:19:07,240 --> 00:19:09,120
آنها آن را ندارند، این بچه های بزرگ

293
00:19:09,160 --> 00:19:10,720
و آنها برای همیشه

294
00:19:10,760 --> 00:19:12,040
میکی را از من بیرون کن،

295
00:19:12,080 --> 00:19:14,080
همیشه دعوا را تمام می کرد

296
00:19:14,120 --> 00:19:14,600
آیا می دانید منظورم چیست که در

297
00:19:14,640 --> 00:19:16,080
نهایت مجبور می شوم کسی را بزنم؟

298
00:19:18,960 --> 00:19:21,400
هر بار برای من کار می
کرد، می دانید، هر بار کار کرد

299
00:19:21,440 --> 00:19:22,560
اما، وقتی شروع کردم به مبارزه

300
00:19:22,600 --> 00:19:25,440
بدون بند انگشت و در یوتیوب و

301
00:19:26,000 --> 00:19:27,200
چیزهایی که مردم من را دیدند آمد و

302
00:19:27,240 --> 00:19:29,000
من می توانستم بیرون بروم و استراحت کنم.

303
00:19:29,280 --> 00:19:30,760
پس مردم، آن موقع

304
00:19:30,800 --> 00:19:32,040
نمی‌خواستند من را اذیت کنند.

305
00:19:32,080 --> 00:19:33,360
میدونی منظورم چیه اونوقت
نمیخواست منو اذیت کنه

306
00:19:33,400 --> 00:19:35,080
و نمی خواستند بدانند

307
00:19:35,120 --> 00:19:37,160
اما من به جای خیره شدن، دست

308
00:19:37,200 --> 00:19:38,680
دادن می گرفتم و خوب بود، و این

309
00:19:38,720 --> 00:19:41,000
من دردسر نمی خواستم، می دانید منظورم چیست؟

310
00:19:41,040 --> 00:19:41,720
اما، همانطور که من می

311
00:19:42,200 --> 00:19:42,840
گویم، لازم نیست به

312
00:19:43,520 --> 00:19:46,440
دنبال دردسر بروید، این

313
00:19:46,640 --> 00:19:47,440
هر زمانی اتفاق می افتد

314
00:19:47,480 --> 00:19:48,200
آیا می دانید منظورم چیست؟

315
00:20:07,320 --> 00:20:09,040
و وقتی آلن YMCA را

316
00:20:09,080 --> 00:20:10,480
باز کرد، البته این یک

317
00:20:10,520 --> 00:20:12,840
چیز جدید در دهکده بود.

318
00:20:13,080 --> 00:20:15,320
بنابراین همه می خواستند نگاهی

319
00:20:15,360 --> 00:20:16,240
بیندازند و من پایین رفتم و تو

320
00:20:16,880 --> 00:20:18,520
از در رد شدی و این زمانی بود

321
00:20:19,040 --> 00:20:20,280
که من برای اولین بار با تو

322
00:20:20,720 --> 00:20:23,480
آشنا شدم باکسر
نوعی چیز خواهد بود.

323
00:20:23,840 --> 00:20:25,760
ای کاش به سمت آلن می

324
00:20:25,800 --> 00:20:26,560
چرخیدی و می گفتی او ممنوع است!

325
00:20:26,920 --> 00:20:28,760
و من از آن عبور نمی کردم!

326
00:20:30,120 --> 00:20:31,880
اما بله منظورم این است که به گذشته نگاه

327
00:20:32,480 --> 00:20:34,600
می کنم حالا اینطوری
همدیگر را دیدیم و

328
00:20:34,640 --> 00:20:36,800
شروع کردیم، کارهای زیادی را در Alans

329
00:20:37,080 --> 00:20:38,440
انجام دادیم و سپس اگر به یاد داشته باشید،

330
00:20:38,480 --> 00:20:38,960
کمی تمرین را در مال شما شروع کردیم، ما

331
00:20:39,000 --> 00:20:40,520
قبلاً در طبقه بالا چند
کار با پد انجام می دادیم.

332
00:20:40,560 --> 00:20:42,160
آره طبقه بالا، تمام اتاق زیر
شیروانی را تغییر داده بودم.

333
00:20:42,200 --> 00:20:43,080
بله فرش پایین و

334
00:20:43,120 --> 00:20:43,960
دیوارهای انجام شده و

335
00:20:44,000 --> 00:20:45,880
کمی تمرین با وزنه انجام

336
00:20:46,640 --> 00:20:48,440
می شود و ما خیلی دوست

337
00:20:48,480 --> 00:20:50,440
نداشتیم، اما کمی کیسه

338
00:20:50,480 --> 00:20:52,120
پانچ را دوست نداشتیم، و

339
00:20:52,160 --> 00:20:52,760
پدهای دستی پدهای دستی،

340
00:20:52,800 --> 00:20:53,280
بله، همینطور بود.

341
00:20:53,480 --> 00:20:56,600
هر چند دو سالن
بدنسازی یا سه بار در هفته

342
00:20:56,640 --> 00:20:58,120
این چیزهای اضافی بود، اینطور نیست.

343
00:20:58,160 --> 00:20:59,920
بله، ورزشگاه های مختلف.  آره

344
00:21:03,120 --> 00:21:03,640
من بودم،

345
00:21:03,680 --> 00:21:07,200
یادم میاد از اون لحظه گفتی
می دانستم

346
00:21:07,840 --> 00:21:10,440
که قرار بود مبارز بشی،
میدونی من دوست داشتم

347
00:21:10,480 --> 00:21:11,440
آره همینو میدونستم

348
00:21:11,480 --> 00:21:12,520
آره  آره

349
00:21:12,560 --> 00:21:15,760
اما، شما من را با بازی حرفه ای دیدید

350
00:21:17,440 --> 00:21:18,880
جنگجوی دیگری که با آن همکار شدم

351
00:21:18,920 --> 00:21:21,320
فکر کنم اولین بارم بود
اولین مبارزه حرفه ای و

352
00:21:22,600 --> 00:21:24,000
او وارد رینگ شد و

353
00:21:24,040 --> 00:21:25,840
و چند نفر نظر می دهند که می دانی

354
00:21:27,240 --> 00:21:28,040
این پسره چیه

355
00:21:28,080 --> 00:21:29,600
مثل این است که یک وزنه سنگین با یک وزنه سنگین وارد می شود؟

356
00:21:30,040 --> 00:21:32,280
خب من با پدرت ایستاده بودم

357
00:21:33,080 --> 00:21:34,040
اول اومد بیرون

358
00:21:34,520 --> 00:21:37,120
مثل اینکه اول اومد بیرون
و او به سمت زنگ می رود

359
00:21:38,000 --> 00:21:41,040
به بابا نگاه می کنم،
بابا طوری به من نگاه می کند که انگار می خواهد بگوید

360
00:21:41,360 --> 00:21:43,040
او به مبارزه اشتباه آمده است

361
00:21:43,080 --> 00:21:45,160
او مطمئناً با دیو ما مبارزه نمی کند؟

362
00:21:45,200 --> 00:21:45,920
اما او بود...

363
00:21:47,080 --> 00:21:48,600
و آیا می توانی دیو را به یاد بیاوری

364
00:21:49,440 --> 00:21:52,920
مدیر گفت متاسفم دیو،
من دیگر این کار را با شما انجام نمی دهم.

365
00:21:53,120 --> 00:21:53,680
آره

366
00:21:54,360 --> 00:21:55,120
پس از آن

367
00:21:55,160 --> 00:21:57,360
من تعجب می کنم که او چند بار باید
بارها و بارها عذرخواهی کنید

368
00:21:57,400 --> 00:21:59,720
چون باید بیش از یک بار این کار را انجام دهم
پیت من این کار را نکردم

369
00:21:59,760 --> 00:22:00,840
آره آره

370
00:22:00,880 --> 00:22:01,280
اما

371
00:22:01,760 --> 00:22:03,360
دیو، تو هرگز در جنگ شکست نخوردی

372
00:22:04,040 --> 00:22:06,760
این 50/50 منصفانه بود، شما هرگز یکی را از دست ندادید.

373
00:22:07,000 --> 00:22:07,840
آره

374
00:22:07,880 --> 00:22:10,440
شما فقط در برابر بچه های بزرگتر شکست خوردید و

375
00:22:11,600 --> 00:22:13,040
اما چیزی که هست، دیو،

376
00:22:13,760 --> 00:22:18,320
آنها به رکورد بوکس نگاه می کنند و می گوید دیو
رادفورد توسط فلانی شکست خورد،

377
00:22:18,440 --> 00:22:21,680
اما فلانی نمی گوید
سه سنگ از دیو سنگین تر بودند.

378
00:22:21,720 --> 00:22:23,160
فقط گفته بود ضرب و شتم

379
00:22:23,200 --> 00:22:25,480
بنابراین آنها آن را نمی بینند، دیو می بینند

380
00:22:25,520 --> 00:22:27,920
آنها فقط یک رکورد می خوانند و به خدا فکر می کنند

381
00:22:27,960 --> 00:22:29,160
اونجا رو نگاه کن، منظورم رو میفهمی

382
00:22:29,200 --> 00:22:29,800
آره

383
00:22:29,840 --> 00:22:31,080
آنها حقیقت را نمی دانند

384
00:22:33,480 --> 00:22:34,680
آره چندتا داشتم

385
00:22:34,720 --> 00:22:37,120
چند ناهماهنگی بسیار بد داشت
پیت واقعا اینطور نبود...

386
00:22:37,160 --> 00:22:39,440
شرط می بندم، شرط می بندم،

387
00:22:39,480 --> 00:22:42,080
75 درصد از مبارزات دیو با هم مطابقت نداشتند

388
00:22:42,120 --> 00:22:42,880
آره

389
00:22:42,920 --> 00:22:45,080
اما به نفع تو نیست، دیو.

390
00:22:45,400 --> 00:22:47,680
همیشه به نفع حریفان ناسازگار بود.

391
00:22:48,440 --> 00:22:49,800
آن را بخواه، منظورم را بدان

392
00:22:49,840 --> 00:22:50,520
آره

393
00:22:50,760 --> 00:22:51,880
دو سنگ

394
00:22:52,440 --> 00:22:54,880
شرط می بندم که برخی از آنها دو سنگ و نیم سنگین تر بودند

395
00:22:55,480 --> 00:22:56,200
شما می دانید و

396
00:22:57,200 --> 00:22:58,080
خوب با آن می بینید

397
00:22:58,520 --> 00:23:00,480
اگر با پسری بجنگم دو سنگ سنگین تر است

398
00:23:00,520 --> 00:23:01,880
من همه چیز را در اختیار دارم
وزن گرفت

399
00:23:01,920 --> 00:23:03,480
من کلینچ را دارم همه چیز را دارم اما

400
00:23:05,040 --> 00:23:06,640
تنها چیزی که برای اوست این است که او مرا کتک می زند و

401
00:23:06,680 --> 00:23:08,080
او در اینجا رتبه بندی را بالا می برد

402
00:23:08,360 --> 00:23:10,040
و من پایین تر می روم زیرا

403
00:23:10,080 --> 00:23:11,040
من برنده نشدم اما

404
00:23:11,400 --> 00:23:13,640
این به شما نشان نمی دهد که من با یک پسر می جنگم

405
00:23:14,720 --> 00:23:15,640
من با همه چیز مخالفم

406
00:23:15,680 --> 00:23:16,520
میدونی منظورم چیه

407
00:23:16,560 --> 00:23:17,240
نه، آره

408
00:23:17,760 --> 00:23:19,000
نمی‌دانم دیو را به یاد
می‌آوری یا نه، ما به یک

409
00:23:19,040 --> 00:23:21,400
برنامه رفتیم و در آن وزن
شدیم آیا می‌توانی بچه‌ای

410
00:23:21,840 --> 00:23:25,360
به نام آلن پنینگتون را به
یاد بیاوری؟ از لیورپول؟

411
00:23:25,400 --> 00:23:26,320
درست کاسه گسترده؟

412
00:23:26,960 --> 00:23:27,440
نه، او روی ترازو

413
00:23:27,480 --> 00:23:30,320
می‌نشیند، جهنم را خفه

414
00:23:30,360 --> 00:23:31,400
می‌کند، chuffing hell I'm 11.

415
00:23:31,440 --> 00:23:32,120
4 درست است. بله

416
00:23:32,160 --> 00:23:32,760
گفت: خوب تو را به

417
00:23:33,360 --> 00:23:34,920
چه چیزی پایین آوردند؟

418
00:23:34,960 --> 00:23:35,800
11.2 آه خوب ادامه

419
00:23:36,120 --> 00:23:38,640
بده، ما آن را

420
00:23:38,680 --> 00:23:39,000
11.3 خواهیم کرد بله.

421
00:23:39,040 --> 00:23:43,240
بنابراین آنها او را
در 11.3 پایین آوردند

422
00:23:43,280 --> 00:23:44,680
و ما او را در 12 سنگ چهار روی ترازو دیدیم.

423
00:23:45,960 --> 00:23:47,280
بله، این اتفاق زیاد افتاده است.

424
00:23:47,720 --> 00:23:48,720
همیشه این اتفاق افتاد

425
00:23:48,760 --> 00:23:50,720
رسوایی است

426
00:23:51,080 --> 00:23:52,560
و این همه فقط برای اجازه دادن به

427
00:23:53,160 --> 00:23:54,640
برای اطمینان از وقوع دعوا در آن شب

428
00:23:54,680 --> 00:23:56,840
چون جمعیت برای ورود به آنجا پول داده بودند

429
00:23:56,880 --> 00:23:58,120
و اگر فقط 3 مبارزه وجود داشته باشد

430
00:23:58,160 --> 00:23:59,440
زمانی که باید 15 روشن باشد

431
00:24:00,600 --> 00:24:03,320
من فقط به نظر می رسید در انتهای عقب هستم
همیشه من واقعا این کار را نکردم

432
00:24:03,920 --> 00:24:04,280
منظورم اینه

433
00:24:04,320 --> 00:24:06,280
و تو هرگز یک بار از دیو شکایت نکردی

434
00:24:10,520 --> 00:24:12,320
من اشتباه مدیریت شدم میدونی
منظورم چیه اما

435
00:24:12,480 --> 00:24:13,880
بهترین اتفاقی که برای من افتاد این بود

436
00:24:14,680 --> 00:24:17,280
ملاقات با ترور کریگان،
میدونی عالیه

437
00:24:17,920 --> 00:24:22,000
دو مربی بزرگ آنجا،
جیمز واکر و ترور کاریگان.

438
00:24:22,880 --> 00:24:25,520
تنها چیزی که او را نگران می کرد بوکسورها بود.

439
00:24:25,560 --> 00:24:28,440
او نگران نبود،
می دانید، پول درآوردن یا هر چیز دیگری.

440
00:24:28,800 --> 00:24:30,320
و اینطور بود.

441
00:24:30,360 --> 00:24:34,720
خوب، اما منظورم این است که او Duran را برای من گرفت
مبارزه کن، تو مرا گرفتی، می‌دانی، کپنهاگ

442
00:24:34,760 --> 00:24:35,400
آره

443
00:24:35,440 --> 00:24:37,360
من با او مراقبت شدم،
او برای من بلفاست و

444
00:24:38,160 --> 00:24:38,640
آره

445
00:24:39,240 --> 00:24:41,680
او به شما چند مرکز داد که نه

446
00:24:41,720 --> 00:24:42,000
آره

447
00:24:42,040 --> 00:24:43,800
او مرا در کشور به 9 رساند.

448
00:24:47,160 --> 00:24:49,120
یکی از دعواهایی که در ذهنم مانده است

449
00:24:49,880 --> 00:24:51,280
وقتی با دیو لارکین جنگیدم

450
00:24:51,320 --> 00:24:51,880
دیو لارکین

451
00:24:51,920 --> 00:24:52,480
آره

452
00:24:52,520 --> 00:24:55,280
حالا دیو لارکین یک مدیر خوب و خوب داشت.

453
00:24:55,320 --> 00:24:56,320
فکر کنم میکی داف بود

454
00:24:57,800 --> 00:24:58,760
او بود

455
00:24:59,600 --> 00:25:01,440
بوکسور خیلی بهتر از من
و همه چیز چون

456
00:25:01,480 --> 00:25:02,760
او مدت زیادی این کار را انجام داده بود و

457
00:25:03,760 --> 00:25:05,960
او جنگید و به درستی مدیریت شد.

458
00:25:06,240 --> 00:25:07,640
حرفه آماتوری بسیار خوب.

459
00:25:08,800 --> 00:25:11,160
و من فکر می کردم،
من این یکی را برنده نمی شوم،

460
00:25:11,200 --> 00:25:11,640
اما

461
00:25:12,280 --> 00:25:13,720
من در این مورد اذیت نشدم

462
00:25:13,760 --> 00:25:14,920
روستاها بود

463
00:25:14,960 --> 00:25:16,080
میدونی چی میگم

464
00:25:16,120 --> 00:25:18,160
روستای او، روستای ما و چیزها و

465
00:25:19,240 --> 00:25:20,080
همیشه به یاد دارم،

466
00:25:20,360 --> 00:25:21,640
جمعیت زیاد، آره

467
00:25:21,680 --> 00:25:23,680
فقط بوکسور در مقابل بوکسور نبود،

468
00:25:23,720 --> 00:25:26,480
روستا در مقابل روستا بود، نه

469
00:25:26,520 --> 00:25:28,240
آره و داشتم با خودم فکر میکردم

470
00:25:28,280 --> 00:25:31,000
من این دعوا را نمی خواستم، دارم فکر می کنم، نه، نه، نه.

471
00:25:31,040 --> 00:25:32,960
اما، من مبارزه کردم.

472
00:25:34,120 --> 00:25:36,200
اگر همه را از دست می دادی
در غیر این صورت شما را له می کرد

473
00:25:36,240 --> 00:25:37,480
بله، بله

474
00:25:38,240 --> 00:25:40,080
من مثل دهکده گای فاکس بودم.

475
00:25:40,120 --> 00:25:40,800
اما خب

476
00:25:41,440 --> 00:25:43,360
به هر حال، وقتی این اتفاق افتاد،

477
00:25:44,040 --> 00:25:48,600
دیو، همانطور که گفتم، بسیار ماهر بود

478
00:25:49,440 --> 00:25:52,520
بوکسور و همه چیز و من فقط نمی توانستم آن شب

479
00:25:52,560 --> 00:25:54,960
را باور کنم
 راه من پیش رفت و در نهایت در

480
00:25:55,880 --> 00:25:57,520
امتیازها برنده شدم، اما فکر نمی کردم این اتفاق بیفتد.

481
00:26:04,040 --> 00:26:07,280
خوب ما قبلا در چند مورد تمرین می

482
00:26:07,600 --> 00:26:09,160
کردیم
 ما قبلاً این کار را انجام

483
00:26:09,200 --> 00:26:10,600
می‌دادیم، زمانی که برای اولین بار

484
00:26:10,640 --> 00:26:13,920
شروع کردیم و سپس به بتلی در دیوزبری

485
00:26:13,960 --> 00:26:16,640
رفتیم، با شما همکاری می‌کردیم، اما

486
00:26:16,680 --> 00:26:17,080
پس از آن، ما نیز خانه من را انجام می‌دادیم، نه.

487
00:26:17,120 --> 00:26:19,960
و سپس می توانید دیو را به خاطر
بیاورید وقتی بالای سر کینگ می رفتیم

488
00:26:20,520 --> 00:26:23,680
من و تو و سپس ادی چهره
شروع کرد به آمدن و آن

489
00:26:24,400 --> 00:26:25,400
اما همیشه پیت

490
00:26:25,440 --> 00:26:27,520
بود، همیشه بعد از

491
00:26:27,560 --> 00:26:27,920
کار بود، نه چون آره.

492
00:26:27,960 --> 00:26:30,320
هنوز باید کار می کرد، یک شیفت کاری هشت، نه

493
00:26:31,280 --> 00:26:32,080
ساعته انجام می داد
و می رفت مستقیم به

494
00:26:32,120 --> 00:26:34,920
خانه، حمام، دوباره
مستقیم به باشگاه، آیا

495
00:26:34,960 --> 00:26:36,520
می دانید منظور من
چیست، اکثر آنها بوکسورهای

496
00:26:36,560 --> 00:26:40,960
باشگاه هستند، آنها تمام روز
را در رختخواب بوده اند.

497
00:26:41,240 --> 00:26:41,640
آره

498
00:26:41,680 --> 00:26:44,120
بنابراین آنها انرژی بیشتری

499
00:26:44,800 --> 00:26:45,800
خواهند داشت نمی
کردند، و اینطور بود.

500
00:26:46,520 --> 00:26:48,320
در شب‌هایی که به باشگاه

501
00:26:48,360 --> 00:26:49,480
نمی‌رویم، من در اتاق شما در

502
00:26:49,520 --> 00:26:50,080
اتاق زیر شیروانی بیدار می‌شوم، بله.

503
00:26:50,120 --> 00:26:52,040
ما کمی وزنه های سبک انجام می دهیم.

504
00:26:52,080 --> 00:26:52,960
آره، کمی وزنه‌های سبک،

505
00:26:53,000 --> 00:26:54,880
همیشه به یاد دارم که هرگز

506
00:26:54,920 --> 00:26:57,240
وزنه‌های سنگین نبود، ما یک

507
00:26:57,280 --> 00:26:59,640
کیسه‌ی پانچ مثل کیسه‌ی

508
00:26:59,680 --> 00:27:00,800
پانچ بالا داشتیم و پدهای

509
00:27:01,480 --> 00:27:03,200
دستی هم کمی اسپارینگ،

510
00:27:03,240 --> 00:27:03,640
همیشه مورد علاقه
ماست، نه، پد دست آره

511
00:27:03,680 --> 00:27:05,400
این همیشه ورزش مورد
علاقه ما است، اینطور نیست.

512
00:27:05,440 --> 00:27:05,800
آره

513
00:27:06,880 --> 00:27:08,200
شما قدرت خود را از آنجا بیرون می آورید

514
00:27:08,240 --> 00:27:10,520
آره شما قدرت خود را بدست می آورید.
شما زمان بندی خود را دریافت می کنید.

515
00:27:10,560 --> 00:27:11,080
بله، شما سرعت خود را

516
00:27:11,120 --> 00:27:12,360
دریافت می کنید، خیلی

517
00:27:12,400 --> 00:27:13,600
هم به دست می آورید نه.

518
00:27:14,280 --> 00:27:15,520
اما بازگشت به سر کار،

519
00:27:16,160 --> 00:27:18,040
همانطور که گفتم با آن کار

520
00:27:18,080 --> 00:27:18,720
کرده ام تو در طول سالها اما خب،

521
00:27:19,320 --> 00:27:23,240
یادم می آید که در بارنزلی بودم
من آنجا لوله کشی می کردم

522
00:27:23,520 --> 00:27:24,760
من شیفت 10 ساعته بودم

523
00:27:25,280 --> 00:27:27,200
و من صبح بیدار می شوم و عادت داشتم

524
00:27:27,880 --> 00:27:30,600
یک 4، یک شش، یک هشت و یک 4
یک هفته اجرا کنید

525
00:27:30,800 --> 00:27:32,520
می دانید یک روز صبح من ساعت 5 صبح بیدار می شدم

526
00:27:32,560 --> 00:27:33,280
در حال اجرا

527
00:27:33,320 --> 00:27:34,320
برگرد، حمام کن

528
00:27:34,960 --> 00:27:37,200
من با ماشینم می رفتم،
شروع کار از ساعت 7 صبح

529
00:27:37,880 --> 00:27:39,000
ساعت 5 بعد از ظهر تمام می کنم

530
00:27:39,440 --> 00:27:40,320
سوار ماشین من شو

531
00:27:40,880 --> 00:27:42,880
هنوز در بارنزلی، می روم پایین
جاده و پارکش کن

532
00:27:42,920 --> 00:27:44,080
جیمز عادت داشت من را بگیرد

533
00:27:45,160 --> 00:27:48,720
و سپس از آنجا به هادرسفیلد می رفتم.

534
00:27:48,960 --> 00:27:51,000
Pro-Gym آنجا، من از قطار در آنجا استفاده کردم

535
00:27:51,720 --> 00:27:53,640
حدوداً نه نصف برمیگردم
در شب

536
00:27:53,680 --> 00:27:54,840
سوار ماشین شو و بیا خونه

537
00:27:54,880 --> 00:27:57,600
من بیرون از خانه بودم
بعضی اوقات 18 ساعت

538
00:27:57,640 --> 00:28:00,080
و تعداد زیادی بوکسور این کار را نکردند

539
00:28:00,120 --> 00:28:01,440
منظورم این است که سالهای زیادی اینطور نبود

540
00:28:02,280 --> 00:28:03,320
احتمالاً به عقب برگردیم،

541
00:28:03,960 --> 00:28:07,160
حدود 35 سال از زمانی که شما پیاده روی کردید
از آن در آن پایین

542
00:28:07,360 --> 00:28:08,400
آره آره

543
00:28:09,520 --> 00:28:10,880
دعوای بعدی کی است که می گویند

544
00:28:15,360 --> 00:28:16,680
من آن پایان را دوست دارم ...

545
00:28:17,040 --> 00:28:18,440
من آن پایان را دوست دارم ...

546
00:28:20,400 --> 00:28:22,280
هی فکر میکنی دارم شوخی میکنم؟

547
00:28:22,320 --> 00:28:23,040
شما نیستید

548
00:28:23,080 --> 00:28:24,760
فکر می کنی دارم شوخی می کنم؟

549
00:28:28,440 --> 00:28:30,840
اجازه نده میشل اینجا تو باشد،
اجازه نده میشل صدایت را بشنود

550
00:28:44,800 --> 00:28:46,640
اولین باشگاه من اینجا بود

551
00:28:46,680 --> 00:28:47,480
فکر کنم بودم

552
00:28:48,400 --> 00:28:48,880
شاید

553
00:28:50,120 --> 00:28:52,440
19/20 یا چیزی شبیه به آن

554
00:28:53,120 --> 00:28:55,000
اما خود این مکان

555
00:28:55,040 --> 00:28:57,400
محل نوشیدن من بود
وقتی جوانتر بودم

556
00:28:57,440 --> 00:28:59,200
و من اینجا دعواهای زیادی داشته ام
میدونی منظورم چیه

557
00:28:59,240 --> 00:29:02,080
مردم روستاهای دیگر که سرازیر می شوند،

558
00:29:02,120 --> 00:29:04,200
که نیاز به انضباط داشت،
میدونی منظورم چیه چون

559
00:29:05,360 --> 00:29:06,320
می آمدند و می آمدند

560
00:29:06,560 --> 00:29:08,520
یه پسر کوچولو مثل من رو ببین و

561
00:29:09,920 --> 00:29:11,000
نگاه کردن به شهرت من

562
00:29:11,040 --> 00:29:12,840
چیزی که من داشتم آنها نمی توانستند آن را باور کنند
گاهی اوقات

563
00:29:12,880 --> 00:29:13,920
میدونی منظورم چیه

564
00:29:13,960 --> 00:29:15,760
من دعواهای زیادی در این میخانه داشته ام و

565
00:29:15,960 --> 00:29:18,040
جورج و بل در آن سوی جاده

566
00:29:18,720 --> 00:29:20,480
اما آره من خیلی دعوا کردم
اینجا بالا اما

567
00:29:20,800 --> 00:29:21,800
یه روز یادمه

568
00:29:23,400 --> 00:29:26,480
فکر می کنم من و نیل بداخلاق بودیم
نیل کلمن ما بودیم

569
00:29:26,920 --> 00:29:28,200
دعوا روی زمین

570
00:29:28,840 --> 00:29:30,520
به هم می دادیم
چند مشت و بود

571
00:29:30,560 --> 00:29:31,520
غرق در خون

572
00:29:32,520 --> 00:29:33,400
و در باز شد

573
00:29:35,040 --> 00:29:37,040
و من فقط موفق شدم به آن نگاه کنم
سمت و وجود داشت

574
00:29:37,080 --> 00:29:38,080
رفیق با یک

575
00:29:38,120 --> 00:29:39,920
پسر جوان، شاید 12 یا 13.

576
00:29:41,120 --> 00:29:42,400
و وقتی دوباره نگاه کردم آنها بودند

577
00:29:43,400 --> 00:29:44,200
آنها اینطور بودند.

578
00:29:44,240 --> 00:29:45,920
و بعد ادامه دادیم

579
00:29:46,800 --> 00:29:47,800
و بعد تموم کردیم

580
00:29:48,960 --> 00:29:49,960
من می توانستم اینها را بشنوم

581
00:29:51,040 --> 00:29:51,720
پایین رفتن از پله ها

582
00:29:51,760 --> 00:29:53,760
بنابراین من پریدم و
به دنبال آنها رفت و گفت "هی"

583
00:29:54,160 --> 00:29:55,240
"به چه چیزی می خواهید بپیوندید؟"

584
00:29:55,800 --> 00:29:57,520
گفت من برای خودم اینجا آمده ام
پسر برای پیوستن، او گفت.

585
00:29:57,560 --> 00:29:59,560
او گفت، اما این مکان برای من اشتباه است.

586
00:29:59,600 --> 00:30:00,640
گفت جایش اشتباه است.

587
00:30:00,680 --> 00:30:02,720
اما من گفتم: نه، نه، نه.

588
00:30:02,920 --> 00:30:03,680
شما همه چیز را اشتباه گرفته اید.

589
00:30:03,720 --> 00:30:09,760
و من به او توضیح دادم، اما بله، من داشتم
برخی از جلسات مبارزه بسیار تند و زننده وجود دارد.

590
00:30:09,800 --> 00:30:11,520
میدونی چی میگم خیلی بد و بد

591
00:30:11,560 --> 00:30:13,120
نیل کلمن، گاو کین

592
00:30:13,160 --> 00:30:14,400
وجود دارد،

593
00:30:14,440 --> 00:30:15,800
من با جورج جوان شروع کردم،
یعنی،

594
00:30:15,840 --> 00:30:17,240
جورج پروبرت جوان اینجا بود

595
00:30:17,600 --> 00:30:18,360
مارک اوتس

596
00:30:18,800 --> 00:30:20,400
گاهی صبح یکشنبه

597
00:30:21,400 --> 00:30:23,400
من فریاد می زدم مارک یا مارک
من را فریاد بزن

598
00:30:24,200 --> 00:30:26,560
آیا دوست دارید چند
ساعت مثل اما، خوب

599
00:30:26,800 --> 00:30:29,880
و ثابت، هر دو موافق
بودیم خوب و ثابت

600
00:30:30,320 --> 00:30:31,760
بنابراین می‌توانم بگویم بله، به هر حال

601
00:30:32,200 --> 00:30:33,880
احتمالاً مارک من را درگیر می‌کند که ما روی

602
00:30:33,920 --> 00:30:35,040
زمین با هم دعوا می‌کردیم، سپس او مرا به

603
00:30:35,080 --> 00:30:37,440
حرکت واداشت و من نتوانستم
از این حرکت خارج شوم.

604
00:30:38,000 --> 00:30:39,240
و قرار نبود ضربه بزنم...

605
00:30:39,280 --> 00:30:41,400
تنها راهی که میتونستم ازش
بیرون بیام شاید سرش را انداخته بود

606
00:30:41,720 --> 00:30:43,040
بنابراین من سر را روی او می

607
00:30:43,080 --> 00:30:43,920
انداختم و تمام می شد و سپس 4

608
00:30:44,280 --> 00:30:44,720
یا 5 آرنج را به صورت ریز خرد

609
00:30:45,240 --> 00:30:47,720
می کردم او می خواست مرا

610
00:30:48,080 --> 00:30:49,400
بیاورد و بعد شام یکشنبه در سطل زباله باشد

611
00:30:49,440 --> 00:30:51,960
دوباره سوپ چون نتونستم باز کنم
دهان من برای گرفتن من

612
00:30:52,320 --> 00:30:53,880
شام را در خانه بجوید

613
00:30:54,320 --> 00:30:55,120
اما خب

614
00:30:55,640 --> 00:30:59,400
بله این کاملا بوده است
خدایا برای من بفرست

615
00:30:59,440 --> 00:31:01,320
میدونی که در آستان خودم هستم

616
00:31:07,160 --> 00:31:09,520
اکنون، دیو ممکن است اولین باشگاه ورزشی خود را پیدا کرده باشد

617
00:31:11,240 --> 00:31:12,640
مکانی که در آن

618
00:31:12,680 --> 00:31:16,680
توسعه نیافته
و ناهماهنگی اندام های این نوجوان

619
00:31:16,720 --> 00:31:19,280
جانور یاد می گرفت و رشد می کرد.

620
00:31:20,840 --> 00:31:23,680
مکان در طناب های گاو نر بود.

621
00:31:25,560 --> 00:31:27,400
قدرت آنها به دست آمد

622
00:31:27,960 --> 00:31:31,840
و حرکات آنها
با حفره زدن خود هماهنگ شده است

623
00:31:31,880 --> 00:31:34,320
در برابر حریفان برتر

624
00:31:36,000 --> 00:31:40,600
اکنون، پیشرفت دیو به عنوان یک بوکسور
به چنین نقطه ای رسید

625
00:31:41,000 --> 00:31:43,560
به موجب آن سرپرستی این مبارز جوان

626
00:31:43,920 --> 00:31:48,000
باید به کسی داده شود
که توانایی داشت

627
00:31:48,160 --> 00:31:50,560
برای دیدن پتانسیل کامل او،

628
00:31:52,240 --> 00:31:53,920
و همچنین استعداد

629
00:31:53,960 --> 00:31:58,840
و مهارت قرار دادن دیو بر روی a
صحنه جهانی

630
00:31:59,360 --> 00:32:04,360
جایی که همه می توانستند سطح را ببینند
او به دست آورده بود.

631
00:32:04,400 --> 00:32:08,560
حال، آن مرد، بودن
کسی جز جیمز واکر نیست

632
00:32:11,640 --> 00:32:14,800
ما یک پیشنهاد واقعی دریافت کردیم
برای دیو قدم بردارید

633
00:32:15,240 --> 00:32:17,000
و این مرد زنگ زد
دیوی جانسون

634
00:32:25,600 --> 00:32:28,400
همه در مورد او صحبت می کردند.
آنها فکر می کردند او جدید است

635
00:32:28,440 --> 00:32:30,920
هرول «بمب افکن»
گراهام در دسته میانی وزن.

636
00:32:31,560 --> 00:32:34,320
او بود، تو را زد و تو
هرگز او را نخوردی، او بود

637
00:32:34,360 --> 00:32:36,040
حرکت همه جانبه، مهارت های زیبا

638
00:32:36,080 --> 00:32:40,160
واقعاً واقعاً بوکسور خوبی
بود و ما با او می جنگیدیم

639
00:32:40,720 --> 00:32:43,200
فکر می کنم ده دور یا
هشت دور، یک دعوا بود.

640
00:32:43,240 --> 00:32:49,240
و ما شروع به شکست در مبارزه کردیم
زیرا دیوی جانسون بوکسور بهتری بود.

641
00:32:49,520 --> 00:32:50,480
بوکسور به مراتب بهتر

642
00:32:51,440 --> 00:32:52,320
اما

643
00:32:53,120 --> 00:32:56,240
عزم دیو و اعتقاد دیو.

644
00:32:56,640 --> 00:32:59,360
یادم می آید ما برای
راند بیرون رفتیم و او

645
00:33:00,320 --> 00:33:03,480
بود و دیوی جانسون تازه
داشت می رفت بهتر از او

646
00:33:04,280 --> 00:33:09,520
گفتم، تو باید به او برسی
و دیو را به زمین زد.

647
00:33:09,560 --> 00:33:13,280
و این قدرت مشت نبود، انباشته شدن

648
00:33:13,680 --> 00:33:17,320
تعداد زیادی بود از
مشت ها، می دانید

649
00:33:17,640 --> 00:33:21,920
و من به او گفتم عزم، عزم.

650
00:33:21,960 --> 00:33:23,920
و او کمی ناامید شد چون نتوانست

651
00:33:23,960 --> 00:33:27,080
و به هر حال، آنها به گوشه
ای درست بالای سر ما آمدند.

652
00:33:27,560 --> 00:33:30,760
و آنها آنجا بودند و
دیو فقط اجازه داد این سمت چپ برود

653
00:33:31,040 --> 00:33:34,080
و او تازه بلند شده بود، فقط پاپ
و تا آنجا پیش رفت

654
00:33:35,360 --> 00:33:38,520
و مچاله شد و او رفت و

655
00:33:40,360 --> 00:33:42,200
دیو می دانست که این به او صدمه می زند.

656
00:33:42,240 --> 00:33:45,200
و دیوی جانسون، او در نهایت خوب بود.

657
00:33:45,240 --> 00:33:49,240
متاسفانه رفت بیمارستان
اما باور نکردنی بود

658
00:33:49,280 --> 00:33:52,280
و مثل این بود، وای، خوب، می دانید،
این شگفت انگیز است

659
00:33:52,840 --> 00:33:54,560
و دیوی جانسون را شکست داد.

660
00:34:04,880 --> 00:34:06,160
او قدرت خود را داشت

661
00:34:06,200 --> 00:34:08,760
این قدرت او بود
عزم خود را داشت

662
00:34:09,160 --> 00:34:11,960
اما می توانست، دستانش دینامیت بود

663
00:34:12,000 --> 00:34:16,000
او می توانست با هر دو دست ضربه بزند و آنها این کار را کردند
و آنها دستان ضربه ای سنگین بودند.

664
00:34:16,320 --> 00:34:19,480
و دیو تپش فوق العاده ای داشت.

665
00:34:19,520 --> 00:34:21,160
یکی از بهترین جابجایی هایی که تا به حال دیده ام.

666
00:34:21,200 --> 00:34:23,200
ضربه محکم واقعی، آنها صدمه دیده اند.

667
00:34:23,440 --> 00:34:26,400
صدمه ای که به اندازه ی بیشتر مردم سخت است

668
00:34:26,440 --> 00:34:27,480
دست راست

669
00:34:39,360 --> 00:34:43,960
و بعد با بچه ای که زنگ زد دعوا کردیم

670
00:34:44,000 --> 00:34:45,080
مارتین جولی

671
00:34:45,360 --> 00:34:47,960
مارتین جولی چه پسر سرسختی بود

672
00:34:48,000 --> 00:34:49,080
طبقه بندی شده به عنوان یک کارآموز

673
00:34:49,120 --> 00:34:52,120
اما اگر مارتین جولی را شکست دهید
تو جنگجوی خوبی بودی

674
00:34:52,280 --> 00:34:56,120
او خیلی سرسخت بود و من می دانستم
قرار بود مبارزه سختی برای دیو باشد.

675
00:34:56,160 --> 00:34:58,840
می دانستم که اینطور است و
برای آن سخت تمرین کردیم.

676
00:34:59,240 --> 00:35:02,880
و دوباره، به او گفتم، همه
چیز در مورد آن ضربه است.

677
00:35:02,920 --> 00:35:03,880
همه چیز در مورد آن

678
00:35:03,920 --> 00:35:06,480
مشت ویرانگر است.

679
00:35:07,000 --> 00:35:10,440
و جولی و
 او جولی را بیمار کرد.

680
00:35:10,760 --> 00:35:14,160
و در پایان جولی به سمت من آمد
 در پایان مبارزه و او

681
00:35:14,600 --> 00:35:17,640
گفت، او می گوید، من هرگز به این سختی نبوده ام
 با ضربه

682
00:35:18,040 --> 00:35:22,880
زدن و جولی به عنوان اکثریت جنگیدند
 قهرمان میان وزن انگلیس.

683
00:35:23,080 --> 00:35:26,920
و او گفت: "من هرگز نبودم
محکم به همان شدت ضربه بزنید.

684
00:35:27,120 --> 00:35:33,000
و برای اینکه آن بچه بگوید
این شگفت انگیز بود

685
00:35:33,040 --> 00:35:36,160
و سپس ما تماس گرفتیم که به بلفاست برویم

686
00:35:36,920 --> 00:35:41,360
و ما رفتیم و داشتیم دعوا می کردیم
چیز بزرگ بعدی، دنی رایان

687
00:35:42,200 --> 00:35:45,960
و دنی می توانست با هر دو دست مشت بزند،
اما او کمی بود

688
00:35:46,000 --> 00:35:48,800
مثل دیوی جانسون، بسیار شیک،
بوکسور خیلی خوب

689
00:36:13,680 --> 00:36:16,360
اولین باری که با او جنگیدم،
من با او تساوی گرفتم.

690
00:36:16,920 --> 00:36:20,120
خیلی نزدیک بود و رسیدم
قرعه کشی اما من شکستم

691
00:36:20,680 --> 00:36:23,600
در دور دوم دستم بشکن
پس جنگیدم، جنگیدم

692
00:36:23,640 --> 00:36:26,840
4 دور دیگر با مشت شکسته،
فکر کنم مبارزه 6 دوری بود

693
00:36:27,640 --> 00:36:30,440
و آره، دنی پسر خوبی بود

694
00:36:32,960 --> 00:36:34,280
اما بعد به آفریقا رفتم،

695
00:36:34,320 --> 00:36:37,560
من از آفریقا برگشتم و پریدم
دوباره با دنی برای بار دوم

696
00:36:38,160 --> 00:36:40,360
و در دور دوم جلوی من را گرفت.

697
00:36:43,960 --> 00:36:44,840
و مرا زمین گذاشت.

698
00:36:44,880 --> 00:36:47,680
برگشتم و گفتم لیز خوردم
که فکر می کردم لیز خورده ام.

699
00:36:47,720 --> 00:36:52,160
اما وقتی الان دوباره آن را تماشا کردم
می دانم که او من را زمین می اندازد و سپس داور

700
00:36:52,200 --> 00:36:54,600
به ما ملحق شد، دوباره می جنگیم.  و

701
00:36:55,720 --> 00:36:58,000
او در نهایت من را متوقف کرد، داور او را متوقف کرد

702
00:36:59,280 --> 00:37:00,880
او پسری است دنی

703
00:37:00,920 --> 00:37:02,560
میدونی که حالم خوب بود

704
00:37:03,040 --> 00:37:05,480
یک گفتگوی خوب با او،
ما در مورد او صحبت کردیم

705
00:37:05,840 --> 00:37:09,480
واضح است که مادربزرگ من ایرلندی هستند
هر دو ایرلندی، بنابراین

706
00:37:10,040 --> 00:37:12,280
ما یک کرک خوب با هم داشتیم،
خوب بود

707
00:37:19,520 --> 00:37:22,520
بار دیگر، سرنوشت تلفن را شماره گیری کرد،

708
00:37:23,480 --> 00:37:27,000
اما این بار جیمز واکر خواهد بود
که آن را انتخاب می کند.

709
00:37:28,160 --> 00:37:30,320
و صدایی که از گوشی بیرون می آید

710
00:37:30,840 --> 00:37:34,760
به دیو یک اثر تاریخی ارائه می دهد
نقطه زندگی اش،

711
00:37:35,360 --> 00:37:38,080
و همچنین یک فرصت فوق العاده

712
00:37:38,360 --> 00:37:39,920
در حرفه بوکس خود

713
00:37:41,880 --> 00:37:43,520
بنابراین، البته، وقتی تلفن را کنار می گذارم،

714
00:37:44,760 --> 00:37:45,960
کجایی

715
00:37:46,160 --> 00:37:50,680
و اگر یادم باشد داشتم به اطراف زنگ می زدم
همه زنگ میزنن به بابات زنگ میزنن خونه

716
00:37:51,080 --> 00:37:52,560
و هیچ کس نمی دانست شما کجا هستید

717
00:37:53,120 --> 00:37:54,600
من در گچ کاری خواهرم بودم

718
00:37:54,640 --> 00:37:56,520
من یکی دو هفته مرخصی داشتم

719
00:37:56,560 --> 00:37:57,760
و او می خواست چند کار انجام دهد

720
00:37:58,600 --> 00:37:59,840
و داشتم آشپزخانه اش را گچ می زدم.

721
00:37:59,880 --> 00:38:01,360
و من در نیمه راه بودم
من آن را دریافت کردم

722
00:38:01,400 --> 00:38:02,920
من آن را به دیوار و همه چیز.

723
00:38:03,440 --> 00:38:04,600
فکر کنم زنگ زدی به میشل،

724
00:38:04,960 --> 00:38:06,720
شما گفتید، می دانید، من دارم
با شما دعوا کرد

725
00:38:07,120 --> 00:38:08,960
فردا باید پرواز کنیم،
آفریقای جنوبی است،

726
00:38:09,680 --> 00:38:10,800
من می گویم: "آفریقای جنوبی؟"

727
00:38:11,200 --> 00:38:12,200
او می گوید "آره"، من می گویم

728
00:38:12,880 --> 00:38:14,040
"آره، نگران نباش"، او رفت

729
00:38:14,080 --> 00:38:15,520
خب نمیخوای بدونی کیه
می جنگی؟

730
00:38:15,560 --> 00:38:16,440
می گویم با کی می جنگم؟

731
00:38:16,480 --> 00:38:18,840
او رفت، «روبرتو دوران» من
رفت، او مرا خواهد کشت!

732
00:38:34,160 --> 00:38:36,960
اما، تو به همان سرعتی که هست چمدانت را بسته ای

733
00:38:37,280 --> 00:38:40,320
و به اعتبار شما، هرگز نپرسیدید
کیف پول چقدر بود

734
00:38:40,360 --> 00:38:41,560
ما فقط پایین بودیم و

735
00:38:41,960 --> 00:38:43,800
و مستقیم به سمت هیترو

736
00:39:00,200 --> 00:39:01,960
و ما رانندگی کردیم

737
00:39:02,000 --> 00:39:04,440
از فرودگاه
به مرکز ژوهانسبورگ

738
00:39:04,840 --> 00:39:05,920
و از ون پیاده شدیم.  و

739
00:39:07,360 --> 00:39:07,920
و از ون پیاده شدیم.  و

740
00:39:09,120 --> 00:39:11,760
این ترسناک ترین چیز بود
من تا به حال در زندگی ام انجام داده ام

741
00:39:11,800 --> 00:39:13,160
راه رفتن اگر یادتان باشد

742
00:39:13,640 --> 00:39:14,760
یادم هست که بود

743
00:39:14,800 --> 00:39:18,800
خیلی جای ترسناکی بود، به من نگاه میکرد
شانه همیشه اینطور نبود

744
00:39:18,840 --> 00:39:20,000
خوب، آن را

745
00:39:20,040 --> 00:39:22,680
می شنیدی که آن تیراندازی ها را به یاد می آوری

746
00:39:22,960 --> 00:39:24,240
تمام وقت

747
00:39:35,920 --> 00:39:38,320
و بعد به موقع دستکش شد.

748
00:39:38,360 --> 00:39:40,680
آیا آن را به خاطر دارید؟
یادت هست چه زمانی دستکش ها رفتند؟

749
00:39:40,920 --> 00:39:41,840
آره اون موقع یادمه

750
00:39:41,880 --> 00:39:44,280
آن موقع بود که سرم به شکلی درآمد.

751
00:39:44,320 --> 00:39:46,720
و من درست گفتم، می دانید،
این الان است

752
00:39:46,760 --> 00:39:50,920
من دارم میرم جنگ و الان یادم اومد
من همیشه به آن حالت می روم،

753
00:39:50,960 --> 00:39:55,400
می دانید، وقتی دستکش را گذاشتم اما
میدونی خیلی عصبی بودم

754
00:39:56,600 --> 00:39:58,600
مهم نبود چون
آنها مردم مرا نمی شناختند

755
00:39:59,240 --> 00:40:02,000
اما این چیزی بود که من بودم
دعوا میدونی چی میگم

756
00:40:02,400 --> 00:40:04,160
و من فقط با خودم فکر می کنم
شما می دانید

757
00:40:05,160 --> 00:40:08,600
من این مرد را از تلویزیون تماشا کرده ام
و من همیشه فکر می کردم او یک جانور است

758
00:40:08,640 --> 00:40:11,160
میدونی منظورم چیه و بعد
وارد می شوم و با او می جنگم.

759
00:40:12,200 --> 00:40:13,400
پس بله، اما، من بودم

760
00:40:13,440 --> 00:40:14,960
خیلی خیلی عصبی

761
00:40:15,000 --> 00:40:19,760
منظورم این بود که صادق باشیم،
او شماره سه جهان بود.

762
00:40:20,520 --> 00:40:23,000
و تو بودی، نمی دانم،

763
00:40:23,360 --> 00:40:26,440
200 نفر در جهان در آن نقطه،
دنیای قبل از اینکه با او بجنگی

764
00:40:27,000 --> 00:40:31,000
بنابراین، پس از آن ضربه به در
آمد و وقت آن بود که ما وارد شویم.

765
00:40:31,040 --> 00:40:35,040
و نگهبان در را باز
کرد و فقط مورد اصابت

766
00:40:35,080 --> 00:40:37,680
دوربین ها قرار می
گیرد و چراغ ها و مردم

767
00:40:38,440 --> 00:40:41,440
و ما پایین آمدیم و ما
را از میان راه بردند.

768
00:40:41,480 --> 00:40:43,120
اما بله، آن را برای من گرفت.

769
00:40:43,160 --> 00:40:45,880
نگاه کردن به جمعیت نفس
گیر بود و همه چیز و آن اما

770
00:40:45,920 --> 00:40:49,440
پس از آن من در آنجا غر
می زنم ناگهان به کنار حلقه

771
00:40:49,480 --> 00:40:53,480
نگاه کردم و آنهایی که در
کنار رینگ بودند، یکی از من

772
00:40:53,640 --> 00:40:54,800
قهرمانان، ماروین هاگلر شگفت
انگیزی که از عیسی رنج می برد

773
00:40:55,160 --> 00:40:56,480
مات و مبهوت بودم

774
00:40:57,160 --> 00:40:59,240
و مانند زمانی که دوران وارد رینگ شد

775
00:41:00,080 --> 00:41:02,880
اولین چیزی که میخوام برم
و دستش را بفشار و بگو

776
00:41:02,920 --> 00:41:05,360
میدونی اون یکی از من بود
قهرمانان نیز و

777
00:41:05,680 --> 00:41:07,760
و من با او می جنگیدم، همینطور هم شد

778
00:41:07,800 --> 00:41:11,200
بنابراین مجبور شدم خودم را در آن منطقه نگه دارم
و می دانی،

779
00:41:11,600 --> 00:41:13,000
تمام روز را فراموش کن، همه را فراموش کن  و

780
00:41:14,320 --> 00:41:15,840
اما آره بود

781
00:41:16,920 --> 00:41:18,560
در آن حلقه بود

782
00:41:18,600 --> 00:41:20,920
این یک رویا بود، می دانید،
آنچه در تلویزیون می بینید

783
00:41:20,960 --> 00:41:23,480
و مبارزان وارد رینگ می شوند و وجود دارد
این همه جمعیت آنجا و همه چیز

784
00:41:23,760 --> 00:41:25,720
و برای من اتفاق افتاد
میدونی منظورم چیه و

785
00:41:25,760 --> 00:41:26,560
بله این بود

786
00:41:26,600 --> 00:41:27,800
شگفت انگیز، عالی بود

787
00:41:28,760 --> 00:41:29,960
اما برای مبارزه در آن گرما

788
00:41:30,960 --> 00:41:34,000
و برای مبارزه 3 دقیقه ای راند،
و برای مبارزه با دوران

789
00:41:34,800 --> 00:41:37,120
با خودم فکر می کردم این است
این به نظر خوب نیست

790
00:41:37,240 --> 00:41:39,240
این به خصوص خوب به نظر نمی رسد
با گرما اما

791
00:41:40,680 --> 00:41:43,120
همانطور که گفتم، دینگ دینگ، دور اول شروع شد

792
00:42:14,920 --> 00:42:18,800
زمانی که با دوران مبارزه می کردم، در حال مبارزه بودم
با گرما و تنفس

793
00:42:19,400 --> 00:42:22,480
اما کلاس متفاوتی بود

794
00:42:22,520 --> 00:42:25,320
می دانید، سطح عنوان
جهانی شما به یک عنوان

795
00:42:25,640 --> 00:42:28,720
انگلیسی کم و بیش از
نوع چیز یا کسی در ده بالا

796
00:42:30,240 --> 00:42:31,720
به نظر می رسید فقط حرکت بدنش بود

797
00:42:31,760 --> 00:42:34,760
که به سمت بدن آمده بود بکوب به

798
00:42:35,480 --> 00:42:37,360
بدن و تو تنش بودی، تو برای

799
00:42:37,400 --> 00:42:39,720
گرفتن این عکس باید تنش می‌کردم،

800
00:42:40,400 --> 00:42:42,800
بزرگ به شدت به بدنش شلیک کرد و

801
00:42:42,840 --> 00:42:44,040
بعد او کم و بیش می دانست که ممکن

802
00:42:44,760 --> 00:42:45,560
است به من ضربه بزند، زیرا می

803
00:42:46,200 --> 00:42:47,000
دانست که پس از آن می توانم نفس

804
00:42:47,360 --> 00:42:48,080
بکشم تا به محض اینکه باید هوای

805
00:42:48,760 --> 00:42:50,720
خود را بگیرم، نفس بکشم مرد شما

806
00:42:51,280 --> 00:42:53,000
از پله ها پایین می
آید و دوباره می آید.

807
00:42:53,040 --> 00:42:55,240
بدونی منظورم چیه و این بود

808
00:42:56,240 --> 00:42:57,640
سطح مهارت او

809
00:42:57,680 --> 00:42:59,920
دانستن زمان نفس کشیدن
وقتی نفس نمیکشیدم

810
00:43:00,920 --> 00:43:04,400
کی مرا بزنی، کی مرا نزنی،
وقتی به آن هوا نیاز داشتم

811
00:43:05,480 --> 00:43:07,880
مرد شما می افتد پایین و
دوباره بذارش تا من گرفتم

812
00:43:08,360 --> 00:43:09,800
نفس های کوتاه، می دانید منظورم چیست؟

813
00:43:09,840 --> 00:43:13,400
و این یک سطح متفاوت است،
میدونی قهرمان جهان

814
00:43:13,440 --> 00:43:14,880
میدونی منظورم چیه؟

815
00:43:15,200 --> 00:43:16,920
من فکر می کنم پنج بار قهرمان جهان.

816
00:43:17,520 --> 00:43:20,320
من بعد از آن عمل انجام می دهم.

817
00:43:20,560 --> 00:43:21,400
من به پایان رسیدم

818
00:43:21,440 --> 00:43:23,280
او مرا پایین زد، اوه،

819
00:43:23,320 --> 00:43:24,160
سه چهار بار

820
00:43:25,280 --> 00:43:27,160
وقتی داشتم متوجه شدم
در دوش من یک

821
00:43:27,200 --> 00:43:29,920
توده و من فکر می کنم،
میدونی این چیه

822
00:43:29,960 --> 00:43:31,400
دیوار شکمم را شکست

823
00:43:31,440 --> 00:43:33,080
و من در نهایت یک عمل جراحی انجام دادم.

824
00:43:34,200 --> 00:43:37,000
و بسیاری از مبارزان موافق خواهند بود
با من در این مورد

825
00:43:38,240 --> 00:43:40,760
شما می توانید از یک ضربه چانه خوب بلند شوید

826
00:43:40,800 --> 00:43:43,080
اما شما از آن بلند نمی شوید
یک عکس بدن خوب

827
00:43:43,480 --> 00:43:46,240
هنگامی که شما یکی را در
قفسه سینه وجود دارد

828
00:43:46,280 --> 00:43:49,840
یک شات خوب بدن شما نمی توانید
پشتیبان گیری از آن

829
00:43:49,880 --> 00:43:51,440
قبل از 10 میدونی منظورم چیه؟

830
00:43:51,840 --> 00:43:53,000
این یکی من رفتم

831
00:43:53,040 --> 00:43:54,800
سپس وارد اتاق رختکن شوید،

832
00:43:55,120 --> 00:43:57,600
ملاقات، ملاقات مناسب با او.

833
00:43:58,080 --> 00:43:59,080
آقایان مطلق

834
00:44:01,000 --> 00:44:01,920
این دستکش ها

835
00:44:02,800 --> 00:44:04,800
این دستکش ها که تو به من زدی
چند بار

836
00:44:06,200 --> 00:44:08,360
اینها دستکش های اصلی هستند

837
00:44:09,080 --> 00:44:11,000
من در این دستکش ها با روبرتو دوران جنگیدم.

838
00:44:11,040 --> 00:44:12,760
آن شب آنها را به من دادند.

839
00:44:12,800 --> 00:44:15,120
آنها را به من دادند تا بپوشم.

840
00:44:15,160 --> 00:44:17,640
به رختکن دوران رفتم

841
00:44:18,680 --> 00:44:20,520
و آنها موافقت کردند که من می توانم دستکش را داشته باشم.

842
00:44:20,560 --> 00:44:22,360
و مرد شما آنها را در آنجا امضا کرد

843
00:44:23,240 --> 00:44:24,760
آنها از هر چیزی بهتر هستند
میدونی منظورم چیه

844
00:44:24,800 --> 00:44:28,000
آنها از هر چیزی بهتر هستند
و آنها DNA او را دارند، DNA من را روشن کرده اند

845
00:44:28,400 --> 00:44:32,040
آنها همان دستکش های اصلی هستند که من با آنها جنگیدم
روبرتو دوران در، و

846
00:44:32,080 --> 00:44:34,240
آنها ممکن است کمی از DNA میشل را داشته باشند، دلیل

847
00:44:34,280 --> 00:44:36,280
او چند بار با آنها به من ضربه زد، مگر شما

848
00:44:41,840 --> 00:44:43,480
این یکی اینجا هست

849
00:44:43,520 --> 00:44:45,160
بوکسور همسورث، در آستانه ده نفر برتر

850
00:44:45,200 --> 00:44:46,400
من همیشه می خواستم

851
00:44:46,440 --> 00:44:48,640
من همیشه می خواستم در بین ده نفر اول قرار بگیرم،

852
00:44:48,680 --> 00:44:51,560
میدونی من قبلا اخبار بوکس میخریدم
و آن را بخوانید و

853
00:44:52,160 --> 00:44:53,880
به رتبه بندی ها و مواردی از این قبیل نگاه کنید و

854
00:44:54,520 --> 00:44:56,200
رویای من این بود که جزو ده تیم برتر باشم.

855
00:44:56,640 --> 00:44:59,960
و من با دوران جنگیدم و بعد
در نهایت جزو ده نفر اول شد.

856
00:45:00,440 --> 00:45:02,720
بنابراین من واقعاً از آن راضی بودم.

857
00:45:07,440 --> 00:45:11,560
مبارزه روبرتو دوران به پیش رانده شد
رتبه ها را بالا ببرید

858
00:45:12,600 --> 00:45:16,920
و موجی که سوار شد و اجازه داد
همه در دنیای بوکس او را ببینند.

859
00:45:19,000 --> 00:45:20,800
اما همانطور که می دانیم،

860
00:45:21,480 --> 00:45:24,800
همه امواج در یک نقطه باید
سقوط کردن

861
00:45:26,240 --> 00:45:28,120
و وقتی این کار را انجام می دهند،

862
00:45:28,680 --> 00:45:30,720
آنها چشم انداز را تغییر می دهند.

863
00:45:31,880 --> 00:45:34,360
وقتی موج دیو فرو ریخت،

864
00:45:35,600 --> 00:45:38,280
نگاهی به حرفه بوکس او

865
00:45:38,320 --> 00:45:39,640
برای همیشه تغییر کرد

866
00:45:44,600 --> 00:45:47,360
این تصادف استخوان های دیو را شکست،

867
00:45:48,720 --> 00:45:52,000
اما باعث شکست حرفه بوکس او نیز شد.

868
00:46:05,240 --> 00:46:07,640
وقتی در هادرسفیلد تصادف کردم

869
00:46:08,200 --> 00:46:09,960
که وضعیت بدی بود که

870
00:46:10,000 --> 00:46:11,040
آره آره

871
00:46:11,080 --> 00:46:13,160
خوب یادم می آید زمانی که این اتفاق افتاد

872
00:46:14,280 --> 00:46:15,240
گرفتن تماس تلفنی،

873
00:46:15,280 --> 00:46:19,320
همسر سابقت با من تماس گرفت و خواهم کرد
او را به بیمارستان ببرید، تصادف کرده اید.

874
00:46:20,240 --> 00:46:22,400
پس دوباره پرواز کردم

875
00:46:22,880 --> 00:46:23,800
دیدم آنجا دراز کشیده ای

876
00:46:24,200 --> 00:46:27,760
به دلیل جریمه کاملاً
ویران شده است مرد

877
00:46:27,920 --> 00:46:31,240
جوانی که آن روز سر کار رفت، در یک مکان

878
00:46:31,280 --> 00:46:32,240
وحشتناک بود، برای من
تو در آستانه مرگ بودی.

879
00:46:33,400 --> 00:46:34,760
آنها به این نتیجه رسیدند هر

880
00:46:34,920 --> 00:46:36,280
مرد معمولی را کشتند هر مرد

881
00:46:36,400 --> 00:46:37,960
معمولی را کشته بود احتمالاً.

882
00:46:38,640 --> 00:46:41,400
بگو من پایین بودم، پایین
شفت، عمق 48 فوت

883
00:46:42,160 --> 00:46:44,120
بنابراین ما در حال حفاری
هستیم، حفر می کنیم.

884
00:46:44,760 --> 00:46:47,320
و بعد هر از چند گاهی،
شما شفت را غرق می کنید

885
00:46:47,360 --> 00:46:49,000
شفت را از بالا فشار می دهید.

886
00:46:49,040 --> 00:46:53,440
اما هر بار که قفس را هل می دهیم
می آمد پایین، وارد قفس می شدیم.

887
00:46:53,840 --> 00:46:55,120
سپس ما از شفت بیرون می رویم

888
00:46:55,160 --> 00:46:58,840
اما به هر حال،
مرد بالا به توالت رفته بود

889
00:46:59,200 --> 00:47:02,680
و سپس پتسی برای من فریاد زد و گفت:
"ما فشار می آوریم"

890
00:47:02,720 --> 00:47:04,000
بنابراین من به او انگشت شست می دهم.

891
00:47:04,040 --> 00:47:07,320
ادامه دادم چون معمولا
حدود 5 دقیقه طول بکشد تا قفس پایین بیاید.

892
00:47:07,880 --> 00:47:11,360
بنابراین من دارم دور می شوم و سپس تمام یک
ناگهان چکش را داخل زمین گذاشتم

893
00:47:12,440 --> 00:47:13,840
و جان از دستگاه خارج شد

894
00:47:14,840 --> 00:47:15,240
و

895
00:47:16,280 --> 00:47:20,280
من هرگز به بالا نگاه نکردم، اما
منتظر بودم قفس بیاد پایین.

896
00:47:20,440 --> 00:47:22,040
سپس ناگهان، شفت سقوط کرد.

897
00:47:22,080 --> 00:47:22,440
رفت

898
00:47:24,840 --> 00:47:25,880
جان رفت "بورر"

899
00:47:26,360 --> 00:47:27,960
و من به او خندیدم، یادم می آید
به او می خندد

900
00:47:28,560 --> 00:47:30,040
اما نمی دانستم چه اتفاقی افتاده است

901
00:47:30,080 --> 00:47:31,880
پتسی به مردت گفت، من می روم فشار بیاورم

902
00:47:32,440 --> 00:47:32,920
خوب او انجام داد

903
00:47:33,600 --> 00:47:36,600
بالاترین انعام رفته بود،
رفت توالت

904
00:47:36,640 --> 00:47:39,200
بنابراین مهندس در حال قدم زدن است

905
00:47:40,040 --> 00:47:42,680
بنابراین او یک دکمه را فشار داد تا شفت را فشار دهد

906
00:47:43,800 --> 00:47:46,280
و ندانستن،
میدونی باید چیکار میکرد

907
00:47:47,480 --> 00:47:49,680
و همانطور که شفت سقوط کرد

908
00:47:49,720 --> 00:47:52,680
چند کفش فلزی بود که
فقط 2 سنگ وزن داشت

909
00:47:53,760 --> 00:47:54,520
و داخل افتادند

910
00:47:54,680 --> 00:47:56,720
چهار نفر بودند
اما دو نفر روی طناب بودند

911
00:47:58,080 --> 00:47:59,720
وزن آنها دو، دو و نیم سنگ بود

912
00:48:00,520 --> 00:48:01,160
اوه، یکی

913
00:48:01,680 --> 00:48:03,040
بالای سرم بزن

914
00:48:03,080 --> 00:48:04,880
اما خوشبختانه به اندازه کافی آنها کلاه ایمنی جورج

915
00:48:04,920 --> 00:48:06,880
میدونی منظورم چیه
شما فکر می کنید که آنها اکنون نیستند اما

916
00:48:06,920 --> 00:48:07,240
آره

917
00:48:07,280 --> 00:48:08,240
که نجاتم داد

918
00:48:08,280 --> 00:48:10,000
که بالای شانه ام

919
00:48:10,600 --> 00:48:12,760
برخورد کرد
 و شکست

920
00:48:12,800 --> 00:48:15,040
استخوان ترقوه ام را

921
00:48:15,760 --> 00:48:16,600
شکست، صفحه بزرگی در

922
00:48:16,880 --> 00:48:18,000
استخوان ترقوه ام

923
00:48:18,640 --> 00:48:21,360
فکم، شش مهره پشتم

924
00:48:21,400 --> 00:48:23,320
را له کردم، اما من

925
00:48:23,560 --> 00:48:26,000
خوش شانس بودم، جان

926
00:48:26,400 --> 00:48:29,560
برکت او، او در نهایت فلج شد.

927
00:48:29,600 --> 00:48:30,840
او اکنون روی ویلچر است، اما، نه، زمان غم انگیزی بود، دیدن دو مرد خوش اندام که

928
00:48:30,880 --> 00:48:32,480
یک روز سر کار می روند، وحشتناک بود، یک اشتباه از یک مرد که
 دو زندگی را خراب

929
00:48:32,520 --> 00:48:33,960
کرده است
 بیدار شدم و نگاه کردم و در این مورد بود
 آب زیادی در شفت همه قرمز بود

930
00:48:34,000 --> 00:48:36,080
امدادگران اینجا بودند،
پس نمی دانم چه مدت بیرون بودم.

931
00:48:36,120 --> 00:48:37,920
خب، آتش نشانی باید شما را بیرون می آورد.

932
00:48:37,960 --> 00:48:39,680
داشتم به اطراف نگاه می کردم و فکر می کردم
چه خبر است

933
00:48:39,720 --> 00:48:43,440
و سپس جان را در برانکارد انداخت
که او را بیرون آورد.

934
00:48:43,480 --> 00:48:48,040
به هر حال، داستان پشت آن،
وقتی هر پرس و جو، تحقیق

935
00:48:48,520 --> 00:48:49,760
آنها کفش آنچه در آن افتاد

936
00:48:50,840 --> 00:48:54,000
سنگ دو و نیم وزن داشت و
با سرعت 60 مایل در ساعت حرکت می کردند

937
00:48:54,040 --> 00:48:55,560
و کمی بیش از یک تن وزن داشت.

938
00:48:55,600 --> 00:48:56,560
خوب من به اندازه کافی خوش شانس هستم

939
00:48:56,600 --> 00:49:01,000
به اندازه کافی بدشانس هستم که به سایت مراجعه کنم
و من به شفت نگاه کردم

940
00:49:01,280 --> 00:49:03,160
و این بود، نمی دانم چگونه
چند متر بود

941
00:49:03,200 --> 00:49:07,200
اما این واقعیت ترسناک بود
آن چیزی به اندازه قابل توجهی

942
00:49:07,760 --> 00:49:12,000
و وزن می تواند از قوچ هیدرولیک بیفتد
که به آن متصل بود.

943
00:49:12,040 --> 00:49:15,520
می توانست یک سنجاق ایمنی ساده باشد
که آن را از انجام آن متوقف کرد

944
00:49:16,160 --> 00:49:17,200
نزدیک بود دو مرد را بکشد.

945
00:49:18,360 --> 00:49:19,440
فلج یک مرد، آن است

946
00:49:19,800 --> 00:49:20,360
آره

947
00:49:20,760 --> 00:49:23,680
اما به هر حال این کار بود
تجربه می کنی و زندگی می کنی و یاد می گیری

948
00:49:23,720 --> 00:49:25,840
این که می گویم من یک بودم

949
00:49:25,880 --> 00:49:27,320
جوان تناسب اندام پس از آن مجوز بوکس

950
00:49:27,640 --> 00:49:29,880
حرفه ای گرفته شد
بلافاصله پس از من

951
00:49:29,920 --> 00:49:30,800
هیچ مجوزی نداشتم، بدیهی است که مجوز

952
00:49:31,040 --> 00:49:33,560
شما گرفته شده است از
شما، مجوز بوکس شما.

953
00:49:33,600 --> 00:49:37,040
که عاشق بوکس، تمرین، مبارزه بودی.

954
00:49:37,720 --> 00:49:39,800
بنابراین باید به سراغ چیز دیگری می رفتید.

955
00:49:39,840 --> 00:49:42,240
خوب، چه می توانم
بکنم، هیئت بریتانیا

956
00:49:42,680 --> 00:49:44,120
کنترل بوکس گواهینامه شما را از شما گرفت.

957
00:49:44,280 --> 00:49:45,200
هرگز نپرسیدند که آیا می توانند

958
00:49:45,480 --> 00:49:48,360
نه، نه، مجبور
نبودند، با شرایط شما

959
00:49:56,000 --> 00:49:57,240
بالاخره رفتم

960
00:49:57,280 --> 00:50:01,600
وقتی می توانستم راه بروم و خودم را درست برگردانم،
باید سعی می کردم سرم را پاک کنم

961
00:50:01,640 --> 00:50:04,160
چون افسرده و افسرده بودم
چون نتونستم کار کنم

962
00:50:04,720 --> 00:50:06,480
من در نهایت به پیاده روی های طولانی رفتم.

963
00:50:06,520 --> 00:50:07,360
و من به یاد دارم

964
00:50:08,040 --> 00:50:11,600
یکشنبه صبح من را می برد دختر
برای پیاده روی، داشتم بکی را می بردم.

965
00:50:11,760 --> 00:50:13,960
به دروازه رسیدیم و من
به بن بست نگاه کرد

966
00:50:15,080 --> 00:50:16,440
و دیدم ماشینی در آتش میسوزد...

967
00:50:27,160 --> 00:50:29,280
بخشی از توانبخشی دیو

968
00:50:29,320 --> 00:50:31,560
تا به او کمک کند تا بهبودی کامل پیدا کند

969
00:50:32,000 --> 00:50:34,400
پیاده روی روزانه بود

970
00:50:35,720 --> 00:50:39,520
در یک صبح خاص،
او با دخترش ربکا به راه افتاد،

971
00:50:40,240 --> 00:50:42,880
با هدف پیاده روی به مغازه های محلی.

972
00:50:44,480 --> 00:50:48,680
حالا، وقتی دیو از دروازه جلویش خارج شد،
او معمولاً به راست می پیچید

973
00:50:50,640 --> 00:50:52,640
در این صبح خاص

974
00:50:52,680 --> 00:50:56,560
او در واقع چپ نگاه کرد

975
00:50:56,600 --> 00:50:58,880
آنجا در خیابان پارک شده بود

976
00:50:58,920 --> 00:51:02,080
ماشین ثابت بدون موتورش

977
00:51:03,200 --> 00:51:03,800
و او نتوانست

978
00:51:03,840 --> 00:51:07,240
بفهمد که چه چیزی توجه او را جلب کرده است
به سمت این ماشین

979
00:51:08,800 --> 00:51:14,680
اما با نزدیک شدن دیو،
او شروع به دیدن نوچه های نازک تند کرد

980
00:51:14,720 --> 00:51:17,680
دود خارج شده از وسیله نقلیه

981
00:51:18,200 --> 00:51:19,920
از طریق درزگیر پنجره

982
00:51:22,080 --> 00:51:26,560
وقتی دیو به ماشین نزدیک شد،
از شیشه سیاه شده نگاه کرد.

983
00:51:28,520 --> 00:51:31,720
منظره ای که در چشمانش قرار گرفت
قلبش را متوقف کرد

984
00:51:32,000 --> 00:51:34,640
و شکمش را بلند کرد.

985
00:51:34,960 --> 00:51:37,200
آنجا در صندلی کودک،

986
00:51:37,400 --> 00:51:40,320
بچه کوچکی بود بی حرکت

987
00:51:42,800 --> 00:51:45,080
دیو دیوانه وار در را باز کرد

988
00:51:45,520 --> 00:51:48,280
و با قدرت
که نمی توانست بفهمد،

989
00:51:48,320 --> 00:51:53,800
به کمک گرمای شعله های آتش،
دو طرف صندلی کودک را نگه داشت

990
00:51:53,840 --> 00:51:58,040
و ذوب را پاره کرد
تسمه های پلاستیکی از ماشین

991
00:51:58,080 --> 00:52:01,680
او کودک را در خیابان نگه داشت،
با آرزوی تازه،

992
00:52:01,720 --> 00:52:03,960
هوای پاک ریه های کودک را پر می کند.

993
00:52:04,960 --> 00:52:09,000
اقدام بعدی دیو دویدن بود
به عقب برگردید

994
00:52:09,560 --> 00:52:12,040
چند ثانیه قبل از آن، او بلند شده بود

995
00:52:13,160 --> 00:52:14,960
برای شماره گیری 999

996
00:52:15,000 --> 00:52:17,320
و با اورژانس تماس بگیرید.

997
00:52:25,760 --> 00:52:26,720
اکنون گفته می شود

998
00:52:27,400 --> 00:52:29,000
که برای همه ما یک برنامه وجود دارد

999
00:52:29,920 --> 00:52:32,040
یک فیلمنامه از پیش تعیین شده

1000
00:52:32,880 --> 00:52:35,320
که گاهی نمی توانیم بفهمیم

1001
00:52:37,160 --> 00:52:40,320
حالا اگر آن بلوک فولادی سقوط نکرده بود

1002
00:52:42,080 --> 00:52:45,160
یا اگر دیو در پایین نبود
از آن گودال

1003
00:52:46,760 --> 00:52:48,160
می شد هر کسی

1004
00:52:48,520 --> 00:52:51,920
تا آن کودک را از ماشین در حال سوختن بیرون بکشد.

1005
00:52:53,560 --> 00:52:58,480
و اگر، در واقع، وجود داشته باشد، خواهد بود
آنها قدرت داشته اند

1006
00:52:58,760 --> 00:53:02,160
برای پاره کردن صندلی کودک
از تسمه های لنگر.

1007
00:53:27,040 --> 00:53:29,240
یادم هست به دانکاستر رفتم

1008
00:53:29,880 --> 00:53:32,480
و من در رختکن بودم
من و نیل و گاوین فقط گفتیم

1009
00:53:33,040 --> 00:53:34,280
پس او گفت چه خبر است

1010
00:53:34,800 --> 00:53:36,120
مخالفان او حاضر نشدند.

1011
00:53:36,880 --> 00:53:37,880
رفتم اوه درسته

1012
00:53:37,920 --> 00:53:39,840
بنابراین من رفتم و به او گفتم:

1013
00:53:41,080 --> 00:53:42,760
او گفت: "حالت خوب است؟"
حریفان من حاضر نشدند

1014
00:53:43,560 --> 00:53:46,080
گفتم: وزنت چنده؟
او رفت، "14 سنگ"

1015
00:53:46,840 --> 00:53:50,320
من می گویم: "من 14 ساله هستم، با شما می جنگم"
او می گوید: "چی؟"

1016
00:53:50,360 --> 00:53:50,920
من می گویم

1017
00:53:50,960 --> 00:53:51,800
"چیست رفیق،

1018
00:53:51,840 --> 00:53:54,600
من به نمایش ها و مخالفانم رفته ام
در بوکس ظاهر نشد.

1019
00:53:54,640 --> 00:53:56,760
گفتم، اما می شود، ناراحت کننده است.

1020
00:53:56,800 --> 00:53:59,120
گفتم: اما کمی کار کردم
آموزش مبارزه در قفس

1021
00:53:59,840 --> 00:54:01,840
اما اگر می خواهید دعوا کنید
امشب با تو میجنگم

1022
00:54:02,000 --> 00:54:03,880
تو مرا برای شورت به سمت ماشین فرستادی

1023
00:54:05,280 --> 00:54:07,320
و من یک جفت کفش دارم

1024
00:54:08,320 --> 00:54:10,440
و منظورم این است که من کفش هایم را داشتم

1025
00:54:10,480 --> 00:54:11,160
رفته بودیم تماشا کنیم

1026
00:54:11,840 --> 00:54:13,280
سپس وارد شدم و

1027
00:54:13,600 --> 00:54:15,920
اولین دعوای قفسی که دادی
یک حساب خوب از خودتان

1028
00:54:16,120 --> 00:54:18,360
آره، من این مرد را کتک زدم،
اما خب

1029
00:54:19,400 --> 00:54:21,440
من دعواهای زیادی را در مدت کوتاهی انجام داده ام

1030
00:54:22,080 --> 00:54:22,560
وقتی دعوا کردم

1031
00:54:22,600 --> 00:54:24,840
مایکل بیسپینگ، این یکی دیگر بود.

1032
00:54:25,440 --> 00:54:27,880
متوجه می شوید که او ادامه داد
قهرمان UFC شود

1033
00:54:28,160 --> 00:54:29,400
او هرگز این کار را نکرد، نه؟

1034
00:54:30,760 --> 00:54:32,840
موضوع با شماست، شما به میدان بیایید

1035
00:54:33,120 --> 00:54:35,560
برایت مهم نیست که مرد طرف
مقابل چیست طرف، حریف شما.

1036
00:54:35,600 --> 00:54:36,880
شما فقط می آیید و خوب می روید.

1037
00:54:37,200 --> 00:54:38,680
حساب خوبی از خودت بده

1038
00:54:38,720 --> 00:54:40,360
همانطور که شما می گویید، اگرچه به او

1039
00:54:40,960 --> 00:54:42,480
باختید، او تبدیل به یکی از بزرگان شده است.

1040
00:54:43,280 --> 00:54:45,000
اما تو هنوز دعوا را رد نکردی...

1041
00:54:45,040 --> 00:54:46,600
نه، اما ای کاش متوقف
می شدم آن شب در خانه

1042
00:54:49,200 --> 00:54:51,000
خوب، شما آن را
دیدید که چگونه این اتفاق

1043
00:54:51,240 --> 00:54:52,600
افتاد، وقتی که به این
دعواهای برهنه می روید.

1044
00:54:52,640 --> 00:54:55,240
و زمانی که برای
اولین بار شروع شد مدت

1045
00:54:55,760 --> 00:54:58,160
زیادی است که به کلوپ
شبانه، F-club بازگشته است

1046
00:54:58,200 --> 00:55:00,240
می رفتی و حریفت
ظاهر می شود پس همینطور است

1047
00:55:00,680 --> 00:55:02,320
خوب شما هم اندازه او هستید، با او مبارزه می کنید.

1048
00:55:02,360 --> 00:55:04,680
شما هیچ چیز نمی دانید
مرد، اصلا هیچی  اما

1049
00:55:05,720 --> 00:55:06,320
اگر او

1050
00:55:06,360 --> 00:55:07,120
اگر بازی شما کافی است.

1051
00:55:07,160 --> 00:55:09,360
اگر می خواهید بجنگید دارید
دعوا و بس

1052
00:55:09,920 --> 00:55:10,160
این است

1053
00:55:10,640 --> 00:55:11,760
برد، باخت یا مساوی کرد

1054
00:55:11,800 --> 00:55:12,600
بله، این است

1055
00:55:13,360 --> 00:55:14,480
شرکت کردن و

1056
00:55:14,520 --> 00:55:16,400
داشتن یک قراضه قدیمی خوب

1057
00:55:16,440 --> 00:55:17,680
دور شدن و مردم می گویند

1058
00:55:18,200 --> 00:55:20,520
"این یک قراضه درست بود که"
آن زمان می دانید که آن زمان است

1059
00:55:21,320 --> 00:55:24,440
من می خواهم هر بار برنده شوم اما اگر نشد
تا زمانی که در مورد آن مبارزه صحبت شود، پیروز شوید

1060
00:55:24,480 --> 00:55:25,120
آیا می دانید منظورم چیست، این است

1061
00:55:25,600 --> 00:55:26,320
این است،

1062
00:55:27,000 --> 00:55:29,280
دادن ارزش پول به مردم،
میدونی منظورم چیه

1063
00:55:31,120 --> 00:55:32,920
دیو رادفورد در کنترل کناری اینجاست

1064
00:55:33,680 --> 00:55:35,000
و او ضربه زده است!  او ضربه خورده است!

1065
00:55:35,320 --> 00:55:37,400
مارک گدارد دارد چه کار می کند؟  نگاه کردن
در رینگ دختران؟

1066
00:55:37,600 --> 00:55:39,000
بیا مارک،
پسر ضربه زده است

1067
00:55:39,680 --> 00:55:40,280
اوه خوبه

1068
00:55:40,320 --> 00:55:42,440
و ما به آنجا برویم، او این را دیده است که اکنون وارد شده است

1069
00:55:45,000 --> 00:55:47,480
زیبا، زیبا در عرض یک ساعت

1070
00:55:49,240 --> 00:55:52,120
دیو با او در آنجا بوده است
همه، او یک مبارز خوب است

1071
00:55:52,160 --> 00:55:55,440
یک مرد سرسخت، یک مرد سخت،
مردی بسیار سخت، آفرین.

1072
00:55:56,800 --> 00:55:59,120
وقتی به داشتن همه اینها عادت کردی

1073
00:56:00,400 --> 00:56:02,160
خوب آیا من آن را مجازات می نامم؟

1074
00:56:02,200 --> 00:56:04,400
چیزی که من می گویم
آن همه، آن همه خشونت 

1075
00:56:04,440 --> 00:56:05,840
دعوا و اینجور چیزا

1076
00:56:06,240 --> 00:56:08,040
و سپس ناگهان
تا بگویم متوقف می شود

1077
00:56:08,080 --> 00:56:09,240
شما دیگر آن را انجام نمی دهید

1078
00:56:09,280 --> 00:56:10,440
فقط متوقف نمی شود

1079
00:56:10,480 --> 00:56:12,600
میدونی منظورم چیه
تو ادامه می دهی، آره

1080
00:56:13,040 --> 00:56:15,560
پس بله من مجوزی نگرفتم

1081
00:56:15,600 --> 00:56:18,520
بنابراین من به آموزش افراد

1082
00:56:18,560 --> 00:56:21,040
پایان دادم
 در واقع، و

1083
00:56:21,720 --> 00:56:22,720
سپس وقتی نیل و گاو کین

1084
00:56:22,760 --> 00:56:24,560
پایین آمدند، از من

1085
00:56:24,600 --> 00:56:27,320
پرسیدند، شما با کمی مهارت

1086
00:56:28,240 --> 00:56:29,120
در بوکس می دانید زیرا ما

1087
00:56:29,840 --> 00:56:30,920
مبارزان قفسی هستیم، و من

1088
00:56:30,960 --> 00:56:31,520
پرسید: "این قفس برای چی

1089
00:56:31,880 --> 00:56:36,320
دعوا می کنه؟"
 سخت تر از

1090
00:56:36,360 --> 00:56:37,720
اون چیزی که فکر میکردم

1091
00:56:38,200 --> 00:56:39,040
میدونی چی میگم
 و خب، سپس

1092
00:56:39,440 --> 00:56:41,800
من با آنها در محل اندی

1093
00:56:42,440 --> 00:56:43,920
تمرین کردم و چند جلسه بی

1094
00:56:44,240 --> 00:56:48,040
رحمانه داشتم،
 می دانید لگد زدن به ساق پا، مسدود کردن

1095
00:56:48,760 --> 00:56:49,840
اوه، وحشیانه بود اما

1096
00:56:50,280 --> 00:56:51,760
من پریدم و در نهایت دعوا کردم

1097
00:56:53,040 --> 00:56:54,400
ایان راش

1098
00:56:55,040 --> 00:56:56,680
و بعد با پسر دیگری دعوا کردم

1099
00:56:58,600 --> 00:57:00,880
اون بالا خوب بود اما
به اسمش فکر نمی کنم

1100
00:57:00,920 --> 00:57:02,640
اما وقتی من، وقتی که پریدم داخل
با ایان راش

1101
00:57:03,360 --> 00:57:05,600
مرد را زدم، مرد را زدم.

1102
00:57:06,800 --> 00:57:08,960
و بعد به دلایلی تمام کردم
دوباره با او مبارزه کرد

1103
00:57:10,040 --> 00:57:11,920
و چه شد، چه شد
با ایان راش

1104
00:57:12,160 --> 00:57:13,320
بار دوم با او دعوا کردم

1105
00:57:14,000 --> 00:57:16,440
او مرا در یک خفه گذاشت، الف
چوک برهنه عقب

1106
00:57:17,320 --> 00:57:19,280
و شروع کرد به فشردن و

1107
00:57:19,640 --> 00:57:22,280
معلومه که داری میخوابی
تو در راه تختت

1108
00:57:23,120 --> 00:57:24,200
و کاری که مرد شما انجام داد

1109
00:57:24,760 --> 00:57:26,840
او مرا در این خفه کرد من به خواب رفته بودم

1110
00:57:26,880 --> 00:57:29,240
فکر کردم، نیستم.  من ضربه نمی زنم.
من ضربه نمی زنم.

1111
00:57:29,640 --> 00:57:31,000
پس رفتم بخوابم

1112
00:57:31,040 --> 00:57:33,840
اما وقتی میام دور
می لرزیدم، می لرزیدم.

1113
00:57:34,480 --> 00:57:38,720
بنابراین همیشه با خودم فکر می کردم
اگر کسی دوباره مرا گرفتار آن خفقان کند،

1114
00:57:40,160 --> 00:57:41,600
احساس خجالت کردم.

1115
00:57:41,640 --> 00:57:44,600
بنابراین من فکر کردم، من میرم روبه روش 
قطعا ضربه بزنید.

1116
00:57:44,880 --> 00:57:47,880
و من واقعاً در آنجا
با این مرد دیگر جنگیدم

1117
00:57:48,560 --> 00:57:49,480
من نمی توانم نام او را
به یاد بیاورم، ماهر است.

1118
00:57:49,520 --> 00:57:51,640
و بعد مرا روی زمین نشاند و من را

1119
00:57:52,280 --> 00:57:53,880
برهنه در پشت سر گذاشت و او مرا در یک چوک

1120
00:57:54,320 --> 00:57:55,720
عقب گذاشت و من رو خواب میگیره

1121
00:57:56,000 --> 00:57:59,600
و من اینطور ضربه
زدم و او متوقف نمی شد

1122
00:57:59,640 --> 00:58:01,200
و به هر حال داشتم به رختخوابم می

1123
00:58:01,720 --> 00:58:03,000
رفتم که وقتی داور آن را متوقف کرد،

1124
00:58:03,320 --> 00:58:08,240
از جا پریدم و من راه
افتادم چون ول نکرد.

1125
00:58:08,280 --> 00:58:10,400
او به شما بی احترامی کرد،
اما او آن را به شما نشان داد.

1126
00:58:10,440 --> 00:58:10,920
بله، پس من از این

1127
00:58:10,960 --> 00:58:13,480
موضوع کمی اذیت شدم اما

1128
00:58:14,360 --> 00:58:15,520
ضربه زدم چون دفعه قبل

1129
00:58:15,920 --> 00:58:18,200
که خوابیدم خجالت کشیدم.

1130
00:58:18,240 --> 00:58:21,760
وقتی اومدم اطرافش داشتم
تکونش میدادم و من فقط نه.

1131
00:58:29,360 --> 00:58:31,280
نایجل بن، من با نایجل بن

1132
00:58:31,320 --> 00:58:33,560
وارد شدم این همه برای

1133
00:58:33,800 --> 00:58:34,560
خیریه، برای یک جوان

1134
00:58:34,800 --> 00:58:35,760
پسر جوان بود خدا خیرش بده 

1135
00:58:36,480 --> 00:58:39,840
و وقتی نایجل به من گفت:
سعی نکن منو ناک اوت کنی

1136
00:58:41,040 --> 00:58:43,880
من بلافاصله می
دانستم، من نیستم با

1137
00:58:43,920 --> 00:58:45,360
نایجل بن قاطی می‌شود وگرنه مرا می‌خواباند.

1138
00:58:45,400 --> 00:58:47,200
اگر او را در آن اتاق رختکن

1139
00:58:47,240 --> 00:58:48,680
تمرین در آن سالن بدنسازی دیده

1140
00:58:48,720 --> 00:58:50,000
بودید، با او سر و کله نمی زدید.

1141
00:58:50,240 --> 00:58:52,240
نه، این چیزی است
که من می گویم، من به

1142
00:58:52,280 --> 00:58:54,400
درستی می دانستم به همین دلیل فقط چیزهای

1143
00:58:54,440 --> 00:58:55,600
بازیگوشی بود زیرا می دانستم اگر سعی کنم یک

1144
00:58:56,000 --> 00:58:58,960
عکس احمقانه را امتحان
کنم با نایجل او مرا

1145
00:58:59,480 --> 00:59:01,840
روی تختم می گذاشت فوراً
می دانید منظور من چیست؟

1146
00:59:01,880 --> 00:59:02,320
بنابراین من فقط نه،

1147
00:59:02,360 --> 00:59:03,440
احترام آن در آن است.

1148
00:59:03,480 --> 00:59:04,880
و این اتفاق بزرگ است.

1149
00:59:04,920 --> 00:59:07,240
و این احترام یک پنی
نیست، می دانید منظور من

1150
00:59:07,280 --> 00:59:10,040
چیه و این، همین که 
است چرا بسیاری از این

1151
00:59:10,680 --> 00:59:12,680
مبارزان در مبارزه با بند انگشت برهنه یکسان

1152
00:59:13,040 --> 00:59:14,400
است، بسیاری از مردم به
من نگاه می کنند و فکر می کنند

1153
00:59:14,440 --> 00:59:16,160
شما باید آدم های وحشتناک
بدی باشید و چیزهایی از

1154
00:59:16,200 --> 00:59:18,160
این قبیل نه، این است،
شما مجبور نیستید بد رفتار

1155
00:59:18,200 --> 00:59:20,600
کنید جنگنده بودن وحشتناک
است میدونی منظورم چیه؟

1156
00:59:20,640 --> 00:59:24,320
اما مردم بعد از آن متوجه نمی شوند 

1157
00:59:24,360 --> 00:59:27,600
که حالم خوبه اولین روزی

1158
00:59:28,400 --> 00:59:30,200
که بیدار میشم روز بعد به

1159
00:59:30,720 --> 00:59:32,200
دلایلی همه چیز برای من خوب

1160
00:59:32,240 --> 00:59:33,280
است، روز سومی که من یک قراضه

1161
00:59:33,680 --> 00:59:35,360
خوب مثل جیمز مک‌کروری داشتم،

1162
00:59:35,800 --> 00:59:38,120
آره، جیمز مک‌کروری مبارزه دوم،

1163
00:59:38,520 --> 00:59:39,480
می‌دانی، وحشیانه بود و این داروی

1164
00:59:39,520 --> 00:59:41,280
من است که عشق توست، این چیزی است

1165
00:59:41,480 --> 00:59:43,760
که تو به آن نیاز داری، بله،
همین است، فقط عجیب است.

1166
01:00:07,400 --> 01:00:09,760
یک بار به هینکلی سفر
کردم با دیو رادفورد

1167
01:00:10,120 --> 01:00:11,400
او من را بلند کرد و دعوت شد آنها

1168
01:00:11,760 --> 01:00:12,720
چند نفر از مبارزان شناخته شده را

1169
01:00:13,280 --> 01:00:16,200
داشتند دور رینگ در یک باشگاه

1170
01:00:16,240 --> 01:00:18,480
مردان کارگری در هینکلی بود و دیو

1171
01:00:18,960 --> 01:00:20,080
گفت، خوب، من
مجبور نیستم پول بدهم.

1172
01:00:20,360 --> 01:00:22,560
در اینجا چون گفت آنها 

1173
01:00:22,600 --> 01:00:25,720
دانند که من دارم میایم
من یک صندلی کنار حلقه دارم.

1174
01:00:27,080 --> 01:00:29,080
من فکر کردم، خوب، من
یک حلقه صندلی می خواهم.

1175
01:00:29,600 --> 01:00:30,640
پس وقتی دیو به دری که

1176
01:00:30,680 --> 01:00:32,520
ماموران امنیتی بودند

1177
01:00:32,560 --> 01:00:34,320
رسید، فقط به او گفت: دیو رادفورد؟

1178
01:00:34,440 --> 01:00:36,440
آره گفت آره آره
من میدونم تو کی هستی رفیق

1179
01:00:36,480 --> 01:00:37,120
در ورود برو

1180
01:00:37,160 --> 01:00:38,240
گفتم: «مربی دیو رادفورد»

1181
01:00:38,280 --> 01:00:39,880
گفت آره تو برو، برو بشین.

1182
01:00:39,920 --> 01:00:44,400
بنابراین ما کار را تمام کردیم
هم نشستن کنار رینگ و هم

1183
01:00:46,200 --> 01:00:49,360
درست قبل از اولین
کلمه آمد

1184
01:00:49,400 --> 01:00:52,800
یکی از مبارزان نیامده بود و

1185
01:00:53,720 --> 01:00:55,200
دیو همین الان رفت...

1186
01:00:56,560 --> 01:00:59,520
فقط دارم سعی میکنم فکر کنم
اگر در ماشین شورت دارم

1187
01:01:00,080 --> 01:01:02,200
گفت، فقط من نمی خواهم،
من بهترین شلوار جینم را پوشیده ام

1188
01:01:02,240 --> 01:01:04,160
من نمی خواهم خون به آنها بخورد.

1189
01:01:04,200 --> 01:01:06,800
گفتم خب  چرا میخوای دعوا کنی؟

1190
01:01:06,920 --> 01:01:10,280
او گفت: خوب، اگر حاضر نشدی
مثل من برای او می ایستم.

1191
01:01:11,480 --> 01:01:13,520
گفتم: نمی دانی کیست
تو می جنگی، دیو.

1192
01:01:13,560 --> 01:01:14,160
او گفت

1193
01:01:14,200 --> 01:01:15,240
من در این مورد زحمت نمی کشم.

1194
01:01:15,280 --> 01:01:17,520
گفت: نه واقعا،
واقعا به من مربوط نیست

1195
01:01:18,720 --> 01:01:19,440
گفتم.

1196
01:01:19,600 --> 01:01:21,800
حتما میخوای بدونی  او گفت
نه من واقعا اذیت نمیشم

1197
01:01:21,840 --> 01:01:24,520
به هر حال معلوم شد
انگار یه مسابقه سنگین وزن بود

1198
01:01:26,440 --> 01:01:28,360
شهرت و جلال پسر من، شهرت و جلال.

1199
01:01:28,400 --> 01:01:30,480
انجامش بده رادفورد

1200
01:01:35,600 --> 01:01:39,320
و مردی که برنگشت
بالا داشت مبارزه می کرد

1201
01:01:40,040 --> 01:01:42,040
من در مورد 6 فوت 4 فکر می کنم

1202
01:01:42,400 --> 01:01:44,720
مردی که باید بوده باشد
حدود 17 سنگ

1203
01:01:45,440 --> 01:01:48,040
گفتم: اوه اما نگاه کن
اندازه او دیو.

1204
01:01:48,080 --> 01:01:48,760
گفتم

1205
01:01:50,000 --> 01:01:51,440
و من گفتم

1206
01:01:52,040 --> 01:01:54,160
اندازه او نگران نباش دیو؟
نه واقعا.

1207
01:01:54,200 --> 01:01:57,040
او گفت، من قبلاً با دشمن های بزرگ جنگیده ام،
او گفت که آنها حتی بزرگتر به نظر می رسند

1208
01:01:57,080 --> 01:01:58,840
میدونی کی در میزنی
آنها را بیرون می آورند و دراز می کشند.

1209
01:02:20,800 --> 01:02:22,560
من برای شما یک داستان تعریف می کنم.

1210
01:02:23,240 --> 01:02:27,240
وقتی در بارنزلی کار می کنم
مرکز شهر، یک شفت را غرق کرده بودیم

1211
01:02:27,800 --> 01:02:30,200
و به هر حال،
ما این شفت را غرق کردیم و کار را انجام دادیم.

1212
01:02:31,040 --> 01:02:33,360
و رئیس به من گفت
"چی، تو سنگفرش بلوک رو دوست داری؟"

1213
01:02:33,400 --> 01:02:34,920
گفتم، اوه، من عالی هستم، پس

1214
01:02:34,960 --> 01:02:37,280
واقعاً منطقه بزرگی بود
برای مسدود کردن سنگفرش

1215
01:02:38,160 --> 01:02:40,400
به هر حال شنبه بعدازظهر

1216
01:02:40,440 --> 01:02:42,600
من در آنجا کار می کنم و

1217
01:02:43,880 --> 01:02:46,320
ما این شمشیربازی بزرگ هریس را داریم
در اطراف، می دانید،

1218
01:02:46,360 --> 01:02:49,160
بدیهی است که مردم را متوقف کند
قدم زدن در کنار ما و چیزها

1219
01:02:49,800 --> 01:02:51,440
بنابراین وقتی در آنجا
کار می کنیم، می توانم این

1220
01:02:51,880 --> 01:02:53,600
کمی سر و صدا را شنیدم 
من روی زانوهایم در حال

1221
01:02:53,640 --> 01:02:55,120
گذاشتن بلوک ها بودم و سر و صداهایی میمود

1222
01:02:55,600 --> 01:02:57,160
به این ور و اونور نگاه کردم که یک مردی دیدم

1223
01:02:57,800 --> 01:02:59,720
پیرمرد عجیب وغریبی که اونجا وایساده بود

1224
01:02:59,840 --> 01:03:00,760
من خیره شده بود می‌دانی که چشم‌ها را به من

1225
01:03:01,160 --> 01:03:03,000
دوخته بود و تقریباً 6 تا بودن که
روی یک نیمکت نشسته بودند

1226
01:03:03,040 --> 01:03:04,080
از آنجا می آیند.

1227
01:03:05,720 --> 01:03:08,080
بنابراین، به هر حال، مرد شما کارش تموم شده

1228
01:03:08,400 --> 01:03:10,440
بود و من به دارن نگاه میکنن و گفتم، 

1229
01:03:11,280 --> 01:03:14,240
دوربین های مدار بسته اینجا کجا هستند؟
و او می گوید

1230
01:03:15,480 --> 01:03:16,840
نمی دانم چرا می گوید

1231
01:03:17,240 --> 01:03:19,520
و چون این اره در کنار من بود

1232
01:03:20,120 --> 01:03:21,160
من می توانستم این دو نفر را بشنوم

1233
01:03:21,400 --> 01:03:23,320
یارو با این دوستان دیگر صحبت می کند

1234
01:03:23,360 --> 01:03:24,160
و او می گوید

1235
01:03:25,080 --> 01:03:27,160
اگر آن اره را از روی او بردارم، می توانید آن را بفروشید؟

1236
01:03:28,000 --> 01:03:29,880
میگه بهت میگم
الان میتونم بفروشمش...

1237
01:03:30,240 --> 01:03:30,680
شما می دانید

1238
01:03:31,640 --> 01:03:32,200
گفت خوب

1239
01:03:33,400 --> 01:03:35,960
آن را  ازش بگیرید و ما پول خوبی ازش درمیاریم

1240
01:03:36,400 --> 01:03:38,360
سپس ناگهان پسر برگشت
اونور و او گفت

1241
01:03:39,320 --> 01:03:41,000
من میرم اونجا و میگرمش 
اونجا مخفیگاه خوبی است

1242
01:03:41,840 --> 01:03:43,120
و ما اره را می گیریم.

1243
01:03:44,040 --> 01:03:46,880
بنابراین من به آن طرف نگاه کردم و می گویم
"یک اره خوب به من بده؟"

1244
01:03:47,840 --> 01:03:48,680
او می گوید: "آره."

1245
01:03:49,360 --> 01:03:52,160
و من پریدم، کلاه خود را از سرم درآوردم،
بالا تنه ام را کشید

1246
01:03:52,200 --> 01:03:55,520
و به اطراف دوید و
مردی که اول از همه دیدم

1247
01:03:56,400 --> 01:03:57,840
او اول به سمت من آمد

1248
01:03:57,880 --> 01:03:59,680
و من او را با یک ضربه زدم
قلاب چپ زیبا

1249
01:04:00,240 --> 01:04:02,760
او به زمین افتاد،
دیگری که می آید

1250
01:04:02,960 --> 01:04:04,960
مستقیم به جلو او را زدم
با دست راست دوست داشتنی

1251
01:04:06,200 --> 01:04:09,240
و یکی دیگر مرا گرفت،
هر دو من را گرفتند

1252
01:04:09,280 --> 01:04:11,320
سعی می کرد گاز بگیرد
او این کار راانجام داد

1253
01:04:11,960 --> 01:04:12,280
اما

1254
01:04:13,040 --> 01:04:15,360
اتفاقی که افتاد کی بود
او سعی می کرد مرا گاز بگیرد

1255
01:04:15,400 --> 01:04:17,160
من او را دور می کردم و او
به سمت من میومد

1256
01:04:17,680 --> 01:04:19,000
مرد شما که من با قلاب چپ او را زده بودم

1257
01:04:19,640 --> 01:04:21,960
کسانی که در بانک متلاشی شدند،
سمت بانک

1258
01:04:22,840 --> 01:04:24,120
داشت بلند می شد؟!

1259
01:04:25,080 --> 01:04:27,520
به صورتش لگد زدم تا او را مجبور به توقف کنم

1260
01:04:28,440 --> 01:04:30,960
و همانطور که دوباره پایین رفت،

1261
01:04:32,000 --> 01:04:34,760
این مرد مرا می کشید
به سمت او و من فشار می آوردم

1262
01:04:34,800 --> 01:04:36,000
فقط با دستم رها کردم

1263
01:04:36,040 --> 01:04:36,480
بنگ!

1264
01:04:36,960 --> 01:04:37,920
با سر رفتم تو سرش

1265
01:04:38,440 --> 01:04:39,800
بنابراین همانطور که او به زمین افتاد،

1266
01:04:39,840 --> 01:04:42,240
روی حصار هریس افتاد.

1267
01:04:42,280 --> 01:04:46,280
بنابراین وقتی با آن قلاب چپ زدم، و
او را لگد کردم اون مرد هنوز میتوانست بلند شود

1268
01:04:46,640 --> 01:04:48,840
او در محوطه به سمت من پرید
و همانطور که او به داخل پرید

1269
01:04:49,560 --> 01:04:50,080
من این را شنیدم

1270
01:04:50,400 --> 01:04:53,000
کسی در حال صحبت کردن است و وقتی نگاه کردم
آن دو مامور راهنمایی و رانندگی بودند.

1271
01:04:53,480 --> 01:04:54,800
به این پسر گفتند

1272
01:04:55,360 --> 01:04:56,800
من اگه جای تو بودم رفیق نمیرفتم اونجا

1273
01:04:57,520 --> 01:04:58,520
به هر حال او به سمت من آمد

1274
01:04:58,560 --> 01:04:59,760
و من دست راست می دادم

1275
01:05:00,200 --> 01:05:02,080
به دست راست نگاه می کرد
و همین که به دست راستش نگاه کرد

1276
01:05:02,120 --> 01:05:03,640
بنگ با قلاب چپ رها کردم

1277
01:05:04,200 --> 01:05:05,640
بوشکا، او دوباره رفته بود

1278
01:05:06,480 --> 01:05:07,000
به هر حال

1279
01:05:07,480 --> 01:05:09,120
همانطور که من با شمشیربازی اینها درگیر هستم

1280
01:05:09,160 --> 01:05:10,480
سه جوان خود را بلند کردند

1281
01:05:10,840 --> 01:05:12,720
اما پلیس بود، پلیس داشت می آمد

1282
01:05:13,600 --> 01:05:16,360
به هر حال آنها فقط از این بچه ها فرار می کنند

1283
01:05:18,120 --> 01:05:21,240
و صبح یکشنبه، من بودم
من و دارن را کنار می گذارند

1284
01:05:22,480 --> 01:05:24,680
و این دو پلیس

1285
01:05:24,720 --> 01:05:27,240
بیا و مرد گفت

1286
01:05:28,280 --> 01:05:29,960
"مشکل دیگه ای داری؟
میخوای اونها بروند؟

1287
01:05:30,000 --> 01:05:31,800
گفتم: «نه» رفتم

1288
01:05:32,280 --> 01:05:33,080
آنها هرگز برنگشتند.

1289
01:05:33,120 --> 01:05:35,360
او گفت: نه آنها برنگشتند،
ما در را قفل کردیم

1290
01:05:35,400 --> 01:05:37,600
گفتم: "اوه، صدا، صدا."

1291
01:05:38,040 --> 01:05:40,320
او می‌گوید: «لعنتی، نمی‌توانی بجنگی؟»

1292
01:05:40,920 --> 01:05:43,120
پس گفتم
"آره من فقط از خودم دفاع می کردم."

1293
01:05:43,160 --> 01:05:45,160
گفت دیشب داشتیم با دوربین
مداربسته نگاه میکردیم و

1294
01:05:45,200 --> 01:05:48,040
به بالا اشاره میکرد درست
بالای سر ما بود، دوربین.

1295
01:05:48,520 --> 01:05:49,960
و من خندیدم و گفتم: "آیا

1296
01:05:50,760 --> 01:05:52,040
امکان کپی از ویدیو وجود

1297
01:05:52,080 --> 01:05:53,320
دارد؟" او گفت: شانس خود را فشار ندهید.

1298
01:05:56,760 --> 01:06:01,480
دیو اکنون کاملاً آگاه بود در
مورد حضور جانور درونی او.

1299
01:06:02,760 --> 01:06:07,960
او همچنین از توانایی آن
آگاه بود، توانایی آن برای ایجاد

1300
01:06:08,000 --> 01:06:11,760
نظم و انضباط برای کسانی که
به چنین درس زندگی نیاز داشتن.

1301
01:06:13,080 --> 01:06:14,000
حالا دیو زندانبان آن

1302
01:06:14,040 --> 01:06:16,560
خواهد بود این شخصیت پنهان

1303
01:06:17,880 --> 01:06:20,040
او بود که تصمیم می گرفت

1304
01:06:20,080 --> 01:06:23,440
کلید را بچرخانیم یا نه
در قفل در قفس

1305
01:06:23,920 --> 01:06:28,120
خلاف جهت عقربه های ساعت، اعطای
این جانور آزادی

1306
01:06:29,400 --> 01:06:32,760
سپس از نظم و انضباط شخصی استفاده می کرد
به عنوان داور

1307
01:06:33,440 --> 01:06:35,640
زمان را به آزادی خود فراخواند

1308
01:06:36,240 --> 01:06:40,560
قبل از چرخاندن مجدد کلید
در قفل در قفس

1309
01:06:41,440 --> 01:06:44,720
اما این بار در خواهد بود
جهت عقربه های ساعت

1310
01:06:46,280 --> 01:06:48,240
جانور به دلیل نیاز داشت.

1311
01:06:49,320 --> 01:06:50,720
او به یک خروجی نیاز داشت.

1312
01:06:52,280 --> 01:06:53,720
و محوطه ورزش

1313
01:06:53,760 --> 01:06:57,040
زندانبان کشف کرد، خوش فرم بود

1314
01:06:57,080 --> 01:06:59,200
از یک حلقه عدل،

1315
01:07:00,280 --> 01:07:02,040
عرصه ای برای 

1316
01:07:02,080 --> 01:07:03,560
مبارزه با بند انگشت

1317
01:07:06,720 --> 01:07:08,880
حال برای درک این ورزش،

1318
01:07:09,800 --> 01:07:14,520
و همچنین آیین نامه رفتار آن،
در واقع هیچ کس در موقعیت بهتری وجود ندارد

1319
01:07:14,560 --> 01:07:19,400
برای انجام این کار از آن مرد معروف
مروج بوکس

1320
01:07:20,160 --> 01:07:21,320
اندی تاپلیف.

1321
01:07:24,240 --> 01:07:26,000
این همه از کجا آمده است؟

1322
01:07:26,040 --> 01:07:30,360
اساساً شروع شد
با الیزابت اول

1323
01:07:30,720 --> 01:07:32,640
اکنون الیزابت اول

1324
01:07:32,680 --> 01:07:35,000
او به دزدان دریایی اجازه داد، درست است.

1325
01:07:35,240 --> 01:07:37,840
او به ملوانان خود اجازه داد

1326
01:07:37,880 --> 01:07:41,720
به این ترتیب، چنین چیزی وجود نداشت
به عنوان یک ارتش مزد بگیر در آن روزها.

1327
01:07:41,760 --> 01:07:44,280
زمانی که در جنگ بودید
حقوق می گرفتید و همین بود

1328
01:07:45,040 --> 01:07:49,280
و ما در جنگ بودیم با فرانسه
برای بیش از 100 سال.

1329
01:07:49,320 --> 01:07:51,600
بنابراین ما همیشه در
حال جنگ با فرانسه بودیم.

1330
01:07:51,640 --> 01:07:52,920
این فقط استاندارد است.

1331
01:07:53,960 --> 01:07:56,240
الیزابت اول، اولین باری که

1332
01:07:56,280 --> 01:07:58,760
به سر فرانسیس دریک و غیره

1333
01:07:59,160 --> 01:08:00,840
اجازه دزد دریایی شدن داد.

1334
01:08:02,080 --> 01:08:05,320
آنها این شمشیرهای
بزرگ را داشتند و آنها

1335
01:08:05,360 --> 01:08:06,560
نیزه های بزرگ بزرگی را
در کشتی های خود داشتند.

1336
01:08:06,600 --> 01:08:10,360
و آنها همه این سلاح های بزرگ و فانتزی را

1337
01:08:10,400 --> 01:08:11,760
داشتند که در میدان
جنگ شما را بترساند.

1338
01:08:12,360 --> 01:08:15,760
اما بریتانیایی ها به خوبی شناخته
شده بودند برای همیشه برنده شدن

1339
01:08:16,960 --> 01:08:19,720
و دلیل
چرا سر فرانسیس دریک،

1340
01:08:19,840 --> 01:08:23,320
او اساساً در ذهن خود کار کرد که

1341
01:08:24,240 --> 01:08:27,520
از شمشیرهای بزرگ استفاده نکنید از نیزه های بزرگ استفاده نکنید

1342
01:08:28,000 --> 01:08:31,360
فقط از شمشیرهای کوچک استفاده کنید

1343
01:08:31,680 --> 01:08:36,240
اما به تک تک افراد کشتی آموزش دهید
چگونه مبارزه کنیم

1344
01:08:36,840 --> 01:08:39,200
او باید بوکس زدن را بلد بود.

1345
01:08:39,240 --> 01:08:41,120
اگر اسلحه آنها روی زمین افتاد،
آنها باید می دانستند

1346
01:08:41,160 --> 01:08:45,880
چگونه می توان آن مرد را جذب کرد، او را گرم کرد،
او را ناک اوت کنید و کار را انجام دهید.

1347
01:08:45,920 --> 01:08:46,600
باشه

1348
01:08:48,800 --> 01:08:53,160
به هر حال وقتی اینها
سربازان همه به خانه برگشتند،

1349
01:08:54,080 --> 01:08:57,840
آنها کاری برای انجام دادن نداشتند زیرا
شما فقط زمانی که در جنگ بودید حقوق می گرفتید.

1350
01:08:58,160 --> 01:09:02,200
بنابراین اساساً راهی که آنها ساخته اند
پول آنها از دعوا در میخانه ها بود.

1351
01:09:02,680 --> 01:09:03,480
می دانید، میخانه ها

1352
01:09:06,040 --> 01:09:07,440
آنها به این میخانه ها می رفتند

1353
01:09:07,680 --> 01:09:10,400
و قبلاً مجبور بودند بجنگند
برای پول  اکنون،

1354
01:09:11,040 --> 01:09:14,360
وقتی جنگ داخلی اتفاق افتاد، آنها متوجه شدند

1355
01:09:14,800 --> 01:09:16,880
که آنها به چیزی در اینجا بودند.

1356
01:09:18,160 --> 01:09:20,720
چیزی ساختند
ارتش مدل جدید نامیده می شود.

1357
01:09:20,760 --> 01:09:22,760
و آن سلطنت طلبان بودند.

1358
01:09:22,800 --> 01:09:24,720
و سپس شما نمایندگان مجلس را داشتید.

1359
01:09:25,760 --> 01:09:28,440
حالا هر سرباز مجبور بود

1360
01:09:28,480 --> 01:09:30,680
یاد بگیرید چگونه بجنگید

1361
01:09:31,120 --> 01:09:34,520
اگر سلاح بدست آمد
در میدان جنگ رها شد

1362
01:09:35,640 --> 01:09:37,840
اگر اسلحه خود را رها کردند،
آنها باید یاد می گرفتند.

1363
01:09:37,880 --> 01:09:39,720
و به آن آسیاب می گفتند.

1364
01:09:41,040 --> 01:09:43,040
و این به خاطر آسیابان های قدیمی بود

1365
01:09:43,080 --> 01:09:45,640
سالها و سالها پیش،
آنها آدم های سرسختی بودند

1366
01:09:46,240 --> 01:09:50,040
و آسیاب با بریتانیایی ها باقی ماند
از آن زمان در ارتش بریتانیا

1367
01:09:51,200 --> 01:09:54,280
و چه بود وقتی این بچه ها

1368
01:09:54,320 --> 01:09:58,880
از ارتش بیرون آمد، همانطور که گفتم، می دانید،
آنها این جنگ داخلی بزرگ را داشتند.

1369
01:09:59,000 --> 01:10:01,920
و در پایان جنگ داخلی،
این همه سرباز وجود داشت

1370
01:10:01,960 --> 01:10:07,360
که هر هفته خیلی خوب بودند
 فرز یا بوکس

1371
01:10:07,920 --> 01:10:10,160
و بوکس هرگز قبلاً مبارزه با دستکش نبود.

1372
01:10:10,200 --> 01:10:13,760
و قبلاً برهنه بود
میدونی که بوکس بود

1373
01:10:15,800 --> 01:10:20,240
این سربازان وقتی بیرون آمدند،
کاری نداشتند

1374
01:10:20,280 --> 01:10:24,520
و دوباره دقیقاً همان چیزی است که در
دوران الیزابت

1375
01:10:24,560 --> 01:10:26,480
با ملوانان سر فرانسیس دریک

1376
01:10:27,520 --> 01:10:28,240
می دانی،

1377
01:10:28,280 --> 01:10:31,640
کشور در این زمان بود
کاملا سرگردان بود

1378
01:10:32,040 --> 01:10:34,320
با سربازان سابق

1379
01:10:34,680 --> 01:10:37,840
میدونی نماینده مجلس
سربازانی که آسیاب می کردند.

1380
01:10:38,040 --> 01:10:40,680
بنابراین آنها در این زمان،

1381
01:10:41,080 --> 01:10:43,560
متفاوت بود چون تعدادشان زیاد بود

1382
01:10:44,760 --> 01:10:47,640
شما قهرمانان خود را بدست
آوردید و شما شروع به شناخت

1383
01:10:47,920 --> 01:10:50,840
شما، ابرقهرمانان خود کردید و
بچه های واقعا شناخته شده شما

1384
01:10:50,880 --> 01:10:55,960
و قبل از اینکه بدانی،
ممکن است روزنامه هایی

1385
01:10:56,000 --> 01:10:57,440
در مورد برخی از جنگنده
های خال خالی بنویسند.

1386
01:11:01,120 --> 01:11:05,320
وقتی کوچکتر بودم همیشه مطالعه می
کردم در مورد روزهای قدیم و بدون زانو زدن

1387
01:11:05,360 --> 01:11:08,640
میدونی اون موقع و
ساعت ها دعوا می کردند

1388
01:11:08,680 --> 01:11:09,840
اما آنها مردان شرافتمندی بودند.

1389
01:11:09,880 --> 01:11:12,080
میدونی منظورم
چیه آنها آقایان بودند

1390
01:11:12,120 --> 01:11:14,600
و وقتی پیروز شدند،

1391
01:11:14,960 --> 01:11:16,600
اینجا کمی پارچه داشتند

1392
01:11:17,120 --> 01:11:18,600
مرد شما پارچه را برمی داشت.

1393
01:11:18,840 --> 01:11:21,200
که به نوعی جام بود.

1394
01:11:22,400 --> 01:11:24,920
فکر می کنم باب فیتزسیمونز به ذهنم می رسد.

1395
01:11:24,960 --> 01:11:28,080
من فکر می کنم او شاید حدود 106 مبارزه داشت

1396
01:11:39,480 --> 01:11:44,200
آره اندی تاپلیف، او اولین مرد بود
برای بازگرداندن بوکس بدون بند انگشت، به طور عمومی

1397
01:11:44,240 --> 01:11:45,880
از اواخر دهه 1800

1398
01:11:46,600 --> 01:11:48,600
او قوانین بسیار بیشتری را در آن وضع کرد

1399
01:11:48,640 --> 01:11:50,880
اگر بگوییم آن را بسیار ایمن تر تنظیم کنید.

1400
01:11:50,920 --> 01:11:52,960
اگر ناک داون شدید تا 20 بشمارید.

1401
01:11:53,360 --> 01:11:56,280
و او مراقب مبارزان بود و او
به مبارزان فکر کرد

1402
01:11:56,320 --> 01:11:57,760
او برای پول آنجا نبود.

1403
01:11:58,240 --> 01:12:00,400
او مانند من در ورزش پیشرفت کرد،

1404
01:12:00,440 --> 01:12:02,880
او در مبارزه با بند انگشت برهنه بسیار آموزش دیده بود

1405
01:12:27,080 --> 01:12:33,080
دیو رادفورد، قهرمان میان‌وزن جدید، قهرمان بریتانیا!

1406
01:12:36,560 --> 01:12:37,960
من برای اولین بار با دیو رادفورد ملاقات کردم

1407
01:12:38,440 --> 01:12:40,520
در واقع داستان بسیار جالبی است.

1408
01:12:40,560 --> 01:12:43,440
من از دیو رادفورد شنیده
بودم سالهای بسیار زیاد

1409
01:12:44,480 --> 01:12:48,640
اساساً، او کمی به یک افسانه تبدیل
شده بود برای من، می‌دانی، وقتی

1410
01:12:49,000 --> 01:12:53,160
کوچکتر بودم می‌خواستم با او بجنگم، با
وجود اینکه من آن پسر را نمی شناختم.

1411
01:12:54,360 --> 01:12:56,440
او تنها نامی بود که مدام می شنیدم.

1412
01:12:56,480 --> 01:13:01,080
میدونی این دیو
رادفورد است، می دانید؟

1413
01:13:01,120 --> 01:13:03,080
اما اولین باری که با او
ملاقات کردم، بار هری بود،

1414
01:13:03,480 --> 01:13:06,680
او از آسانسور بالا اومد و
به محض اینکه او را دیدم،

1415
01:13:07,120 --> 01:13:12,640
گونه های
بزرگ بلند، لبخند بزرگ روی او

1416
01:13:12,680 --> 01:13:17,160
چون اون یه لبخند دوست داشتنی داره
و او چه مردی است، می دانید؟

1417
01:13:17,520 --> 01:13:18,320
آره آره

1418
01:13:18,360 --> 01:13:22,120
سلام رفیق من، میدونی، دست بزرگ تکون بخوره،
میدونی که بود

1419
01:13:22,480 --> 01:13:25,160
به هر حال برای من لحظه خوبی بود.

1420
01:13:26,160 --> 01:13:29,080
و گفت برای او هم هست.

1421
01:13:29,120 --> 01:13:32,640
بنابراین وقتی با جیمز مک کروری مبارزه کرد،

1422
01:13:33,680 --> 01:13:37,800
او شبیه اندی بود، می دانید،
مطمئن شوید که کسی را برای من به دست می آورید که

1423
01:13:37,840 --> 01:13:42,240
خوبه چون هیچوقت نمیتونم کسی رو پیدا کنم
میدونی هرکسی رو که پیدا میکنم

1424
01:13:42,280 --> 01:13:44,840
من فقط می توانم، می توانم آنها را فوراً حذف کنم.

1425
01:13:44,880 --> 01:13:47,080
من یک دعوای مناسب می خواهم، می دانید؟

1426
01:13:47,520 --> 01:13:49,720
باشه پس من هر کاری که بتونم انجام میدم

1427
01:13:49,760 --> 01:13:52,880
اکنون، دیو رادفورد همیشه می‌گفت، اندی،
تو همان مردی

1428
01:13:53,560 --> 01:13:55,200
که همیشه مرا شکست می دهد!

1429
01:13:56,440 --> 01:13:57,760
گفت، گفت

1430
01:13:58,240 --> 01:14:00,760
در هر زمان دیگری، او می گوید، من برنده خواهم شد.

1431
01:14:01,400 --> 01:14:04,240
میگه ولی تو مثل من دیو هستی

1432
01:14:04,480 --> 01:14:08,480
میدونی ما داریم میخندیم
میدونی چون متاسفانه

1433
01:14:08,520 --> 01:14:10,680
هر بار که روی من می ایستد

1434
01:14:11,560 --> 01:14:14,080
گودال من، او گم شده است

1435
01:14:14,120 --> 01:14:15,560
اما اینطور نیست،

1436
01:14:15,600 --> 01:14:19,880
میدونی، اشتباه نکن، رادفورد، او یکی از
سخت ترین مردانی است که می شناسم.

1437
01:14:19,920 --> 01:14:22,280
می دانید، او یک افسانه است، تا
جایی که به من مربوط می شود.

1438
01:14:22,520 --> 01:14:25,040
برای بند انگشت برهنه، مرد
می تواند درد را تحمل کند.

1439
01:14:25,840 --> 01:14:28,160
میدونی، خوشحالم که باهاش ​​دعوا نکردم.

1440
01:14:28,200 --> 01:14:33,880
صادقانه بگویم، زیرا، خدای من، اگه اینطوری باشه وقتی

1441
01:14:34,240 --> 01:14:37,240
سنش باشه خدا میدونه چطوری بوده زمانی که او یک مرد جوان بود.

1442
01:14:37,280 --> 01:14:37,920
میدونی چی میگم...

1443
01:14:39,520 --> 01:14:40,960
او مک‌کروری را برعهده گرفت، فکر می‌کنم، فکر

1444
01:14:41,000 --> 01:14:44,560
می‌کنم کمی چشم‌پوش بود زمانی که او باخت

1445
01:14:46,480 --> 01:14:49,080
و در واقع چشم او بود

1446
01:14:49,120 --> 01:14:51,880
که او را له کرد زیرا متاسفانه

1447
01:14:52,840 --> 01:14:55,920
جایی که مک کروری روپوش پوشیده بود

1448
01:14:56,920 --> 01:14:58,760
میدونی چشمش رو بسته

1449
01:14:59,000 --> 01:14:59,960
خیلی بد

1450
01:15:00,640 --> 01:15:02,040
در واقع زمانی است که او

1451
01:15:02,560 --> 01:15:06,280
می دانید، به این دلیل تماس گرفته شد
چشمش خیلی بد بود

1452
01:15:07,320 --> 01:15:10,120
و او فقط رفت  یادم می آید،
خیلی براش متاسف شدم

1453
01:15:10,160 --> 01:15:12,400
و او فقط بازویش را بالا گرفت

1454
01:15:14,080 --> 01:15:17,880
پسر و خوشبختانه بچه هایی که آمدند
با او، آنها نمی توانستند آن را باور کنند.

1455
01:15:17,920 --> 01:15:20,040
می دانید، آن مرد هرگز مورد ضرب و شتم قرار نگرفته بود.

1456
01:15:20,480 --> 01:15:23,320
می دانید، برای همه ما شوکه کننده بود.

1457
01:15:24,520 --> 01:15:26,160
برای من شوکه کننده بود.

1458
01:15:26,200 --> 01:15:28,480
من شوکه شدم.  من احساس کردم، من برای او احساس کردم.

1459
01:15:28,520 --> 01:15:33,640
اما ما یک قهرمان جدید داشتیم، جیمز مک کروری،
شما می دانید، بازی جوانمردانه، شما می دانید.

1460
01:15:34,000 --> 01:15:36,000
اما پس از آن، رادفورد دوباره آن را خواست

1461
01:15:36,640 --> 01:15:38,680
و خدای من آیا او اجرا کرد؟

1462
01:15:59,720 --> 01:16:04,040
او متوجه نشد، اما زندگی همین است،
اما او هنوز هم افسانه است و هنوز

1463
01:16:04,760 --> 01:16:07,280
و این است که چگونه افسانه ها را به شما می شناسند.

1464
01:16:07,320 --> 01:16:09,120
برای اسطوره شدن هنوز لازم نیست برنده شوید

1465
01:16:10,040 --> 01:16:12,760
گاهی اوقات این مرد است که می بازد

1466
01:16:13,480 --> 01:16:15,560
شاید کمی بیشتر دل ببندید، می دانید

1467
01:16:16,320 --> 01:16:17,600
منظورم اوست

1468
01:16:18,160 --> 01:16:18,720
لعنتی 

1469
01:16:19,240 --> 01:16:21,200
دعوای دومی که با مک کروری داشت

1470
01:16:22,720 --> 01:16:25,840
هرگز دعوای آن را ندیده بودم،
هرگز دعوای آن را ندیده بودم

1471
01:16:28,080 --> 01:16:29,640
عجب  دعوایی

1472
01:16:35,200 --> 01:16:37,280
اگر فقط ماشین زمان داشتم.

1473
01:16:49,440 --> 01:16:50,160
آره میدونم

1474
01:16:50,200 --> 01:16:52,280
میدونم برات سخت بود

1475
01:16:52,320 --> 01:16:54,440
من هرگز، هرگز تو را در دعواهایم نخواستم.

1476
01:16:54,480 --> 01:16:56,600
اما تو گفتی در خانه بودن سخت تر است

1477
01:16:58,040 --> 01:17:00,600
چون میدونی، خودت
فکر کردن همانطور که او می جنگید و در عین حال همانطور که او

1478
01:17:00,640 --> 01:17:02,440
وارد شده، آیا او صدمه دیده است و
چیزهایی از این قبیل، اما،

1479
01:17:03,040 --> 01:17:03,960
وقتی آمدی

1480
01:17:04,840 --> 01:17:07,080
فقط گفتم خب میتونی بیای داخل

1481
01:17:07,160 --> 01:17:09,000
فکر کنم 3 دعوای آخر بود؟
شما بودی؟

1482
01:17:09,720 --> 01:17:10,280
آره

1483
01:17:10,720 --> 01:17:13,000
اما تو نمی خواستی ببینی

1484
01:17:13,040 --> 01:17:14,280
من نمی خواستم تو را آنجا ببینم

1485
01:17:14,320 --> 01:17:15,960
نمیخواستم بدونی
شما در آنجا هستید

1486
01:17:16,000 --> 01:17:18,280
و من گفتم تو این راه را کنار بگذار، اما،

1487
01:17:19,000 --> 01:17:20,280
برای تو چطور بود، چه کردی

1488
01:17:21,120 --> 01:17:23,160
ترجیح دادم اونجا باشم

1489
01:17:23,400 --> 01:17:26,960
فکر می کنم خیلی سخت بود در خانه
نشستن فقط منتظر تماس تلفنی بودن

1490
01:17:27,200 --> 01:17:28,280
و اگر کسی زنگ نزد

1491
01:17:28,320 --> 01:17:30,560
اوه، آیا به این دلیل است
که شما صدمه دیده اید یا نه؟

1492
01:17:30,600 --> 01:17:32,520
آره، به نظرم خیلی سخت بود.

1493
01:17:35,480 --> 01:17:40,000
من می دانم که او به چه حدی خواهد
رفت، او هرگز در یک مبارزه تسلیم نمی شود.

1494
01:17:40,600 --> 01:17:43,080
و او فقط یک جنگجوی واقعی است.

1495
01:17:55,680 --> 01:17:58,120
من و دیو امسال ده

1496
01:17:58,360 --> 01:17:59,160
ساله با هم هستیم

1497
01:18:01,120 --> 01:18:07,400
من فکر می کنم بسیاری از مردم متوجه
نمی شوند چه مرد مهربان دوست داشتنی است

1498
01:18:08,320 --> 01:18:10,520
اما همچنین فکر می‌کنم وقتی می‌شنوید،

1499
01:18:10,560 --> 01:18:13,560
اوه، شما می‌توانید قضاوت در مورد مردم

1500
01:18:13,720 --> 01:18:17,280
بسیار آسان باشد با
یک بند انگشت برهنه

1501
01:18:17,720 --> 01:18:22,560
و این و فکر کن اوه میدونی
او چه جور آدمی است

1502
01:18:23,000 --> 01:18:26,920
اما او مهربان ترین و دوست داشتنی
ترین مردی است که  من تا به حال ملاقات کرده ام.

1503
01:18:27,280 --> 01:18:30,840
و زمان زیادی از من گرفت
برای پیدا کردن یک مرد خوب

1504
01:18:30,880 --> 01:18:32,720
و او قطعا فقط یکی است.

1505
01:18:48,800 --> 01:18:52,080
این اواخر دوران حرفه ای من
بود آخرین ورزش من باید بگویم.

1506
01:18:52,560 --> 01:18:55,120
همین بالا، بالای آلفا.

1507
01:18:55,480 --> 01:18:57,200
چیدمان عالی، من رینگ کامل بوکس را

1508
01:18:57,240 --> 01:18:59,560
در آنجا داشتم، کیف‌های سایز کامل

1509
01:18:59,600 --> 01:19:00,400
آنجا بودند و در نهایت کمی دویدیم

1510
01:19:00,760 --> 01:19:02,840
باشگاه بوکس آماتور و 

1511
01:19:02,880 --> 01:19:05,280
چند پسرکه  بودند در روستایی
 چند دعوا داشتن.

1512
01:19:05,600 --> 01:19:07,320
که خوب بودند، اما من تمرینات جهنمی

1513
01:19:07,760 --> 01:19:10,560
زیادی برای خودم انجام دادم بند

1514
01:19:10,600 --> 01:19:12,840
انگشت برهنه اینجا با
کریگ اسمیت دعوا می کند.

1515
01:19:13,200 --> 01:19:15,680
میدونی جنگ من با
اون میدونی منظورم

1516
01:19:16,040 --> 01:19:19,200
چیه، جای دیگه ای
که خون زیادی ریختم

1517
01:19:19,680 --> 01:19:22,760
اینجا هم هست  اما بهترین چیز، بهترین

1518
01:19:23,080 --> 01:19:23,680
چیز چیست همیشه
برای من اتفاق افتاده

1519
01:19:24,040 --> 01:19:26,640
است، اگر چند نفر خوب در این میخانه

1520
01:19:26,840 --> 01:19:28,280
داشته باشم، آیا می
دانید منظورم چیست،

1521
01:19:28,560 --> 01:19:30,760
من روی جونز جونیور
اسموکین، جو فریزر،

1522
01:19:31,680 --> 01:19:33,680
باور نکردنی است یکی از
مردان اصلی من که به اینجا آمد

1523
01:19:33,720 --> 01:19:36,560
روبرتو دوران، او برای باز کردن اینجا آمده است
ورزشگاه من، آیا می دانید منظورم چیست؟

1524
01:19:37,680 --> 01:19:39,480
تیم ویترسپون بزرگ اینجا بوده است

1525
01:19:40,080 --> 01:19:41,800
من کارهای زیادی با تیم ویترسپون انجام داده ام

1526
01:19:41,840 --> 01:19:44,320
خیلی خوب بود، تولد پدرم بود
هفته دیگر

1527
01:19:44,640 --> 01:19:47,640
و تیم برایش پیامک فرستاد،
تولدت مبارک، تری

1528
01:19:47,680 --> 01:19:49,720
پس این بود، پدرم بود

1529
01:19:49,920 --> 01:19:51,880
واقعا با این مثل خفه شدم
میدونی منظورم چیه

1530
01:20:26,240 --> 01:20:27,480
کریگ، چند بار

1531
01:20:28,240 --> 01:20:31,200
ما اینجا بودیم و
می دانید جلسه مناسبی است

1532
01:20:32,040 --> 01:20:33,720
چند بار تا به حال
اینجا دماغم را شکافتی؟

1533
01:20:34,080 --> 01:20:36,480
خوب است، اینطور نبود

1534
01:20:36,520 --> 01:20:40,280
مشکل این بود، ما این کار را کردیم
دورهای زیاد و اگر بینی شما شکسته نبود

1535
01:20:40,680 --> 01:20:41,480
تو خوشحال نبودی

1536
01:20:41,520 --> 01:20:42,720
من می دانم که، بله

1537
01:20:42,880 --> 01:20:44,800
مجبور شدم دماغت را بشکنم یا
بینی خود را یا

1538
01:20:44,800 --> 01:20:46,840
دندان خود را درآورید وگرنه
تو خوشحال نبودی؟

1539
01:20:47,000 --> 01:20:48,920
شما هرگز، مجبور نیستید برای آن نیز هزینه کنید.

1540
01:20:49,080 --> 01:20:49,680
چقدر بود؟

1541
01:20:50,320 --> 01:20:52,000
مطمئنم 1200 پوند بود

1542
01:20:54,080 --> 01:20:54,720
بهت گفتم!

1543
01:20:54,760 --> 01:20:57,400
من آن را به یاد دارم، آن زمانی که

1544
01:20:57,960 --> 01:20:59,560
تو منو برداشتی و میگی

1545
01:20:59,600 --> 01:21:01,800
می دانی، ساعت 10 صبح با شما ملاقات خواهم کرد، مرا برداشت

1546
01:21:02,400 --> 01:21:03,080
تو منو بلند کردی

1547
01:21:03,520 --> 01:21:05,520
من فقط روز قبل دندونام رو درست کردم

1548
01:21:07,040 --> 01:21:09,080
به هر حال تا بالای سر کینگ پایین می رود.

1549
01:21:10,080 --> 01:21:11,360
و من گفتم، اوم،

1550
01:21:12,600 --> 01:21:14,400
آه جان، سپرم را فراموش کردم.

1551
01:21:14,440 --> 01:21:16,880
من فکر می کنم یک دستکش به دست کردم، من
می گوید محافظ آدامس را فراموش کرده ام

1552
01:21:16,920 --> 01:21:21,280
او رفت، اشکالی ندارد، ما آن را آرام خواهیم کرد،
ما آن را راحت خواهیم کرد، شرط می بندم که 60 ثانیه نبود

1553
01:21:22,040 --> 01:21:23,680
دندانش کنده شد!

1554
01:21:23,720 --> 01:21:24,160
دندان بیرون!

1555
01:21:24,200 --> 01:21:24,680
بود!

1556
01:21:25,080 --> 01:21:26,400
برای من هم فوق العاده بود، بودن برای من

1557
01:21:26,440 --> 01:21:28,600
افتخار بود در آنجا
با شما همراه باشید

1558
01:21:28,640 --> 01:21:30,680
زیرا من به شما نگاه
کردم، شما قهرمان من

1559
01:21:30,720 --> 01:21:32,720
بودید من تا آخر راه
تو را دنبال کردم از

1560
01:21:33,320 --> 01:21:36,640
کودکی و فقط برای
من خوب بود که یاد بگیرم.

1561
01:21:36,960 --> 01:21:38,800
و من باید یاد می گرفتم یا

1562
01:21:38,840 --> 01:21:40,440
در غیر این صورت کار سختی بود.

1563
01:21:40,480 --> 01:21:42,200
آره اما با هم میایم

1564
01:21:42,240 --> 01:21:45,800
همانطور که گفتم، ما اسپارینگ
 انجام دادیم و سپس به

1565
01:21:46,200 --> 01:21:47,840
مرحله ای رسید که ما واقعاً می
توانستیم با یکدیگر خوب پیش برویم.

1566
01:21:47,880 --> 01:21:49,880
آره، بعد از اینکه به من اجازه
دادی 3 سال بهت ضربه زد

1567
01:21:51,280 --> 01:21:53,920
اما من گفتم موضوع این است که

1568
01:21:54,400 --> 01:21:55,480
بعد از مدت ها

1569
01:21:56,160 --> 01:21:59,120
چهار یا پنج دور به شما می دهم،
آن وقت من درست می گویم،

1570
01:21:59,160 --> 01:22:00,400
میدونی بیا یه کم بریم بالا

1571
01:22:00,440 --> 01:22:04,440
اما ما آن را افزایش دادیم و زمانی که آن را افزایش دادیم
تا آن موقع، ما، می‌دانی، همه چیز در جریان بود.

1572
01:22:04,800 --> 01:22:07,680
و اینگونه آموخته ام و همین است
چگونه یاد گرفته اید

1573
01:22:08,000 --> 01:22:11,120
آماده شدن برای دعوا و چیزها
مثل بند انگشت برهنه،

1574
01:22:11,160 --> 01:22:12,560
می دانی، بند انگشت برهنه می جنگد،

1575
01:22:12,600 --> 01:22:16,600
من بدون تو نمی توانستم این کار را انجام دهم زیرا
فقط یک تماس تلفنی، شما برای یک اسپار آنجا بودید.

1576
01:22:16,800 --> 01:22:18,800
و این زمانی بود که من به آن اسپارینگ نیاز داشتم

1577
01:22:18,840 --> 01:22:21,800
و می دانید، من در کوتاه مدت دعوا می کنم و

1578
01:22:23,440 --> 01:22:25,120
آره  اون 2 هفته اخطار

1579
01:22:25,640 --> 01:22:26,800
اخطار 2 هفته!

1580
01:22:26,840 --> 01:22:27,920
پس کمی می دانستی

1581
01:22:27,960 --> 01:22:31,400
با گذشت زمان من اشکال را گرفتم
و همه، بنابراین من آن را نیز دریافت کردم.

1582
01:22:31,720 --> 01:22:33,400
تو به من حشره، بیماری را می دهی.

1583
01:22:33,440 --> 01:22:35,960
آره  آره آره

1584
01:22:36,000 --> 01:22:36,840
خوب بود نه

1585
01:22:36,880 --> 01:22:38,400
آره، اما ما

1586
01:22:39,080 --> 01:22:40,760
همانطور که گفتم ما گفتیم

1587
01:22:41,280 --> 01:22:42,480
هیچ کس نمی داند

1588
01:22:42,840 --> 01:22:45,960
مثل زمانی که ما به اینجا می آمدیم، در
 قفل

1589
01:22:46,320 --> 01:22:47,280
می‌شد چون کسی وارد نمی‌شد، ما از اینجا بیرون

1590
01:22:47,320 --> 01:22:50,720
می‌رفتیم
 غرق در خون و چیزهایی از این قبیل.

1591
01:22:50,760 --> 01:22:54,880
و مردم فکر می کنند اینجا چه خبر است،

1592
01:22:55,720 --> 01:22:56,840
آنها نمی دانستند و فقط شما تشنه دارو هستید.

1593
01:22:56,880 --> 01:22:58,440
میدونی منظورم چیه و
 این طور است اما ما چیزهای

1594
01:22:58,480 --> 01:23:02,680
خوبی داشته ایم
 و ما بوده ایم، می دانید، دعواهای

1595
01:23:03,120 --> 01:23:06,120
خوبی را دیده ایم و تماشا کرده ایم
 دعواهای خوبی

1596
01:23:06,720 --> 01:23:08,400
داشتی و تو دعوای من را دیدی و در نهایت مرد گوشه من شدی

1597
01:23:08,440 --> 01:23:09,480
اوه عزیزم

1598
01:23:09,720 --> 01:23:11,600
و بعد، که خوب بودند.

1599
01:23:12,160 --> 01:23:14,440
تنها چیزی که هر بار پشیمان بودم یا بودم
به گوشه برگشتم

1600
01:23:14,480 --> 01:23:17,720
تو مرا با آب خفه می کنی

1601
01:23:17,760 --> 01:23:20,160
شما به آب نیاز دارید، شما به آب نیاز دارید، این است
برای مغزتان خوب است مقداری آب بخورید

1602
01:23:20,200 --> 01:23:21,800
حتی نمی خواستی بنوشی
آب دادی؟

1603
01:23:21,840 --> 01:23:22,200
من می دانم

1604
01:23:22,240 --> 01:23:23,880
من هرگز نخواستم آب بخورم، نه.

1605
01:23:24,880 --> 01:23:26,880
افسانه مطلق این مرد

1606
01:23:26,920 --> 01:23:28,640
آن روز با روبرتو دوران جنگید.

1607
01:23:28,680 --> 01:23:31,720
اما باید بگویم که چه پسر دوست داشتنی است.

1608
01:23:31,760 --> 01:23:33,360
جنتلمن واقعی

1609
01:23:33,400 --> 01:23:35,520
خود مرد آنجا، جیمز مک‌کروری.

1610
01:23:38,880 --> 01:23:41,000
جیمز کمربندهایش را در آنجا حمل می کند.

1611
01:23:43,000 --> 01:23:45,880
دو پسر که الان به هم نزدیکند،
یک دست دادن سخت، در آغوش گرفتن.

1612
01:23:45,920 --> 01:23:47,280
دو تا بچه خوب اونجا

1613
01:23:48,000 --> 01:23:50,320
آره وقتی با جیمز مک کروری جنگیدم

1614
01:23:51,600 --> 01:23:54,400
من این را در اینجا، و همچنین این را شکستم

1615
01:23:55,680 --> 01:23:57,880
اما شما قبلاً در آن زمان می دانید

1616
01:23:57,920 --> 01:23:59,520
تنها چیزی که می شنوم این است که شما فریاد می زنید uppercut

1617
01:23:59,560 --> 01:24:02,280
چون این تنها چیزی بود که میتونستم
او را با بنگ بنگ، با قلاب چپ بگیرید.

1618
01:24:02,920 --> 01:24:03,960
و کار می کرد

1619
01:24:04,520 --> 01:24:06,640
اما هر بار داشتم آن را می آوردم
آپرکات داشتم فکر میکردم

1620
01:24:06,680 --> 01:24:08,280
ارغ، دارم فکر میکنم...

1621
01:24:08,840 --> 01:24:11,080
از طریق آپرکات نرو،
نکن از طریق آپرکات

1622
01:24:11,120 --> 01:24:12,800
و تنها چیزی که می شنیدم این بود که

1623
01:24:12,960 --> 01:24:14,480
فریاد می زدی اوپرکات، هوک چپ، آپرکات!

1624
01:24:15,000 --> 01:24:16,680
اما این بسیار طبیعی است زیرا طبیعی

1625
01:24:16,960 --> 01:24:20,600
است که شما فریاد
بزنید، می دانستید

1626
01:24:21,280 --> 01:24:22,720
آنچه را که باید انجام می دادم و آنچه

1627
01:24:23,040 --> 01:24:24,120
را که باید انجام می دادم، اما دست تو

1628
01:24:24,160 --> 01:24:26,120
شکست، اما تو چیزهایی را فراموش می کنی.

1629
01:24:26,160 --> 01:24:28,320
آه، یا عیسی زجر کشیده بنگ، بنگ.

1630
01:24:28,800 --> 01:24:30,440
مدام فکر می کردم،
نکن دوباره پرتش کن

1631
01:24:30,480 --> 01:24:32,440
و تو فریاد می‌زنی، و جورج

1632
01:24:32,480 --> 01:24:32,960
فریاد می‌زند می‌دانی،

1633
01:24:33,000 --> 01:24:34,440
آپرکات چرا آپرکات را انداختی؟!

1634
01:24:34,480 --> 01:24:36,240
و سپس به گوشه برمی گردیم

1635
01:24:36,280 --> 01:24:38,280
و سپس من در حال صحبت کردن

1636
01:24:38,320 --> 01:24:41,040
و تو منو باهاش ​​مرتب میکنی
بریدگی ها یا هر چیز دیگری و من هستم

1637
01:24:42,200 --> 01:24:42,720
نه، نه

1638
01:24:42,760 --> 01:24:46,200
هر چیزی در مورد دست من بگو، اما تو می توانی
ببین دستم را از پایین نگاه می کنم و دستم را تکان می دهم

1639
01:24:47,160 --> 01:24:48,360
در نیمه راه مبارزه، اما

1640
01:24:49,320 --> 01:24:51,440
رفت و تمام شد
مجبور شدم

1641
01:24:51,480 --> 01:24:52,240
دستم را بالا بگیرم

1642
01:24:52,280 --> 01:24:53,280
میدونی، من نمیتونم

1643
01:24:53,320 --> 01:24:54,440
این جنگی بود که ...

1644
01:25:18,840 --> 01:25:21,040
به ما خیلی خوش گذشت
در اینجا می دانید منظور من چیست؟

1645
01:25:22,480 --> 01:25:25,440
از من یک مرد ساخت.  تو مرا مرد کردی

1646
01:25:26,080 --> 01:25:27,720
اما شما باید آن را در درون خود کریگ داشته باشید.

1647
01:25:27,760 --> 01:25:29,520
حتما تو خودت داشتی

1648
01:25:29,560 --> 01:25:31,440
مثل خودم است، هرگز

1649
01:25:31,480 --> 01:25:34,440
هرگز وارد بازی مبارزه نشدم
وقتی جوانتر بودم و همه چیز اما

1650
01:25:34,480 --> 01:25:38,640
چیزی در یک مرد وجود دارد که بتواند انجام دهد
من چیکار کردم میدونی منظورم چیه؟

1651
01:25:38,680 --> 01:25:40,280
همینطور با خودتان، ما داریم

1652
01:25:40,320 --> 01:25:42,880
جلسات وحشتناکی انجام داد، آیا می دانید؟
منظورم این است که داشته ایم

1653
01:25:42,920 --> 01:25:45,440
آنها بد بودند، جلسات سنگینی بودند.

1654
01:25:45,680 --> 01:25:47,200
و خون زیادی ریخته شد.

1655
01:25:47,240 --> 01:25:49,560
و احترام بزرگ، بزرگ،
دوستان بزرگ وجود داشت.

1656
01:25:49,920 --> 01:25:53,240
و شما وقتی به کسی نگاه
می کنید مثل اینکه من به تو

1657
01:25:53,280 --> 01:25:54,920
نگاه کردم، این برای من
یک امتیاز بود در آنجا با شما

1658
01:25:54,960 --> 01:25:56,120
آره، این جادویی است.

1659
01:25:56,160 --> 01:25:58,760
و به اشتراک بگذارید رفیق،
صادقانه بود مثل تولد من!

1660
01:25:58,800 --> 01:25:59,760
آره آره

1661
01:26:01,960 --> 01:26:03,680
وقت داشتی که من شروع کنم

1662
01:26:03,720 --> 01:26:05,840
آره چون داشتی کمکم میکردی

1663
01:26:05,880 --> 01:26:06,600
بله، اما می دانم، اما بعد، به

1664
01:26:06,640 --> 01:26:10,440
مرحله ای رسید که
شما کمی از راه حل!

1665
01:26:10,480 --> 01:26:13,040
این همان چیزی بود که او در تمام مدت برای آن
برنامه ریزی می کرد، فقط تعمیر خود را دریافت می کند.

1666
01:26:13,080 --> 01:26:15,440
طبق معمول ضربه خوردن، همین است
تمام کاری که او دوست دارد انجام دهد

1667
01:26:15,480 --> 01:26:17,800
او حوصله کتک زدن کسی را ندارد،
او نمی خواهد به کسی صدمه بزند

1668
01:26:17,960 --> 01:26:18,960
او فقط دوست دارد ضربه بخورد!

1669
01:26:19,440 --> 01:26:21,600
تشنه دارو

1670
01:26:40,720 --> 01:26:44,000
تقریباً چند مبارزه
با دیو داشته اید

1671
01:26:44,520 --> 01:26:46,080
منظورم این است که جهنم خونین، تو رفته

1672
01:26:46,120 --> 01:26:47,720
ای، من 163 دعوا داشته ام، پس باید خیلی

1673
01:26:47,760 --> 01:26:49,440
به جهنم رفته ای چون با من شروع کردی و

1674
01:26:50,040 --> 01:26:52,120
می دانی، خیلی وقت
پیش، چند تا دعوا رفتی؟

1675
01:26:52,160 --> 01:26:56,880
من به شما می گویم درست
است، من میانگین گرفتم

1676
01:26:56,920 --> 01:26:59,520
چند سال پیش، ما در هر فصل
100 تا 120 مبارزه داشتیم.

1677
01:26:59,560 --> 01:26:59,920
جیز.

1678
01:26:59,960 --> 01:27:00,320
لایک و چند تا دعوا داشته

1679
01:27:00,800 --> 01:27:01,680
ام؟ من بوده ام هر

1680
01:27:01,720 --> 01:27:04,440
دعوایی که تا به حال داشته اید

1681
01:27:04,680 --> 01:27:05,360
آره

1682
01:27:05,600 --> 01:27:08,600
می دانید، منظورم این است که 
جهنم دعواهای زیاد، اینطور نیست؟

1683
01:27:08,640 --> 01:27:09,280
موضوع همین است.

1684
01:27:09,320 --> 01:27:11,360
و این مانند هر چیز دیگری است،

1685
01:27:12,000 --> 01:27:14,240
این دعوا نیست آسیب بسیار به

1686
01:27:14,880 --> 01:27:17,320
163 مبارزه ای است که قبلا داشته اید.

1687
01:27:17,840 --> 01:27:19,120
همه چیز، دعوا می کند وقتی سال

1688
01:27:19,160 --> 01:27:22,280
به سال می جنگید، میگیره نه

1689
01:27:22,320 --> 01:27:24,880
این کار بله. من میدونم،
به من آسیب رساند

1690
01:27:24,920 --> 01:27:29,320
من از راه آنها آسیب دیده ام
خاطرات من، خاطرات وحشتناک

1691
01:27:29,880 --> 01:27:31,920
اما ، 163 مبارزات اما
شما باید برای آن نیز حساب

1692
01:27:32,720 --> 01:27:35,760
کنید تمام مبارزه ای که
من برای آنها انجام داده ام.

1693
01:27:35,800 --> 01:27:36,600
اوه، آره

1694
01:27:36,920 --> 01:27:39,480
شاید 8 یا 9 راند در هر شب اسپارینگ.

1695
01:27:39,960 --> 01:27:40,280
آره

1696
01:27:40,320 --> 01:27:42,760
و این بدون حرفه شماست
فقط دعوا کردن نیست

1697
01:27:42,800 --> 01:27:44,120
و این خیلی جهنم است

1698
01:27:44,280 --> 01:27:46,240
همانطور که من می گویم، همه چیز جمع

1699
01:27:46,680 --> 01:27:48,280
می شود و تنبیه زیادی است، اینطور نیست.

1700
01:27:48,320 --> 01:27:48,800
اوه، قطعا.

1701
01:27:48,840 --> 01:27:50,840
تنبیه های زیادی که در
طول سال ها متحمل می شوید.

1702
01:27:51,160 --> 01:27:52,120
و مثل این است که من
همیشه گفته ام که چقدر یک

1703
01:27:52,600 --> 01:27:55,960
مرد پنج ساله سال
ها پیش می تواند پنج سال

1704
01:27:56,000 --> 01:27:58,160
بعد کاملاً متفاوت باشد،
مانند یک سگ دونده است.

1705
01:27:58,200 --> 01:28:00,360
می تواند فوق العاده
باشد. زانوهای زنبور عسل

1706
01:28:00,480 --> 01:28:03,680
پنج سال بعد، چیز
دیگری است در مجموع

1707
01:28:03,720 --> 01:28:05,480
در مورد مرد مبارز هم
همینطور است، اینطور نیست.

1708
01:28:05,520 --> 01:28:08,680
شما فقط آن مجموعه را
دارید زمان و بس، این نیست.

1709
01:28:08,720 --> 01:28:10,640
شما می توانید مدت زیادی
در بازی مبارزه بمانید.

1710
01:28:11,200 --> 01:28:12,680
الان خودم هم همینطوره
که همیشه میگم من کاری

1711
01:28:12,720 --> 01:28:15,840
را که انجام می دهم کمی
تمرین می کنم، اما همیشه

1712
01:28:16,040 --> 01:28:21,240
من گفته ام که درست
است، من 10 دقیقه خوب در

1713
01:28:21,520 --> 01:28:22,600
خودم دارم، اما شما همیشه
باید آن را داشته باشید،

1714
01:28:22,840 --> 01:28:24,440
همیشه داشتن آن، کمی 
به شما آموزش می‌دهم چون

1715
01:28:24,480 --> 01:28:27,800
اگر نام من نیست اکنون با
این جنگ، همه می خواهند

1716
01:28:27,840 --> 01:28:30,800
کمی حرکت کنند آیا می
دانید منظور من چیست و شما

1717
01:28:31,080 --> 01:28:33,920
آن را انجام دادید؟ هیچ
چیزی برای اثبات وجود ندارد

1718
01:28:33,960 --> 01:28:38,120
این را سالها پیش به شما گفتم و اگر شما
یادت باشه مدام بهت میگفتم بازنشسته شو

1719
01:28:38,160 --> 01:28:41,800
نگفتم، چون تو با
برخی دعوا کرده ای

1720
01:28:41,840 --> 01:28:43,640
نبردهای حماسی نبردهای گیج کننده مناسب.

1721
01:28:44,240 --> 01:28:46,920
و از بین تمام
دعواهایی که دیده ام و

1722
01:28:46,960 --> 01:28:49,720
من صدها و صدها و صدها دعوای جدی دیده ام

1723
01:28:49,960 --> 01:28:50,400
باید فکر کنی که من به اولین مبارزه

1724
01:28:50,440 --> 01:28:53,440
با بند انگشتم رفتم
وقتی 11 ساله بودم

1725
01:28:53,760 --> 01:28:54,560
درسته

1726
01:28:54,920 --> 01:28:59,640
و حماسی ترین نبردی که
خودنمایی می کند بدون هیچ شکی

1727
01:28:59,760 --> 01:29:04,480
وقتی شما و جیمز جیپسی بو
مک کروری در باشگاه F جنگید.

1728
01:29:04,680 --> 01:29:06,680
این یک دعوای جهنمی بود.

1729
01:29:06,720 --> 01:29:08,880
و من شرکت کردم با 
تعداد زیادی از مردان مبارز

1730
01:29:09,120 --> 01:29:13,520
و بسیاری از مردان می گویند
این یک نبرد حماسی جهنمی بود.

1731
01:29:13,560 --> 01:29:15,240
وقتی برای تماشای یک دعوا
پول می دهید، این مبارزه

1732
01:29:15,280 --> 01:29:17,360
ای است که می خواهید تماشا
کنید، میدونی منظورم چیه؟

1733
01:29:17,400 --> 01:29:20,120
بیایید با آن روبرو شویم،
اکنون 20 سال گذشته است.

1734
01:29:20,160 --> 01:29:23,600
ما اکنون نزدیکترین دوستان
بودیم 20 سال، درسته؟

1735
01:29:23,640 --> 01:29:28,000
سپتامبر 2005، وقتی مردم را

1736
01:29:28,040 --> 01:29:28,760
خریدم تا با تو بجنگم آره، آره.

1737
01:29:28,760 --> 01:29:31,600
و مرد من کتک زده بود
مردان زیادی در آن زمان

1738
01:29:31,680 --> 01:29:32,840
توده بزرگ یک مرد نیز.

1739
01:29:32,880 --> 01:29:34,120
توده بزرگ یک مرد

1740
01:29:34,560 --> 01:29:37,800
و همانطور که من با آن می گویم،
شما در پایان نزدیک بود مرد من را بکشی.

1741
01:29:37,840 --> 01:29:38,560
آره آره

1742
01:29:38,600 --> 01:29:40,720
او به من گفت، او سوار

1743
01:29:41,040 --> 01:29:42,560
ون شد و به من گفت:

1744
01:29:42,600 --> 01:29:43,840
"آیا او اینجاست

1745
01:29:43,880 --> 01:29:45,400
پلاتسی؟" گفتم: "او اینجاست."

1746
01:29:45,440 --> 01:29:47,760
او می گوید من می خواهم اون 
را بکشم. درسته، اون مرد من بود.

1747
01:29:48,000 --> 01:29:49,440
و سپس، همانطور که من با آن

1748
01:29:50,160 --> 01:29:51,680
می گویم، شما با آن مبارزه

1749
01:29:51,720 --> 01:29:53,160
کردید و با مرد من این کار را نکردید.

1750
01:29:54,280 --> 01:29:57,360
شما زندگی ورزشی مناسبی داشته اید.

1751
01:29:58,080 --> 01:30:01,560
شما ناپلئون ورزش جنوب هستید و این مایه

1752
01:30:01,840 --> 01:30:04,960
افتخار است تا دوست
خوبی برای شما باشم

1753
01:30:05,000 --> 01:30:05,560
مرد خوب دیو

1754
01:30:05,600 --> 01:30:06,560
دوباره میبینمت پسرم

1755
01:30:06,600 --> 01:30:07,320
موفق باشی، خداحافظ

1756
01:30:07,360 --> 01:30:08,960
در رویداد ورزشی بعدی

1757
01:30:09,000 --> 01:30:09,720
مرد خوب

1758
01:30:26,520 --> 01:30:29,520
آره، من الان بازنشسته شدم...

1759
01:30:30,280 --> 01:30:31,040
من نقل مکان کرده ام

1760
01:30:31,800 --> 01:30:34,560
شغل من که شمال بود و نقل مکان کردم
از کار به پایین

1761
01:30:34,600 --> 01:30:37,040
کنت، بنابراین من در کنت کار می کنم
خیلی وقته

1762
01:30:37,800 --> 01:30:41,040
بنابراین کاری که من انجام داده ام،
من این مکان را در آیلسبری دارم

1763
01:30:41,320 --> 01:30:44,200
و این یک مکان دوست داشتنی، پد دوست داشتنی است.

1764
01:30:45,840 --> 01:30:49,160
آره دلم تنگ شده، دلم برای بازی جنگی تنگ شده،
منظورم اینه

1765
01:30:50,680 --> 01:30:52,840
اما، من با شما صادق خواهم بود، 
به هیچ نمایشی نرو

1766
01:30:52,880 --> 01:30:56,640
چون من هنوز خواهم پرید،
میدونی منظورم چیه ولی

1767
01:30:57,400 --> 01:30:59,000
دلم براش تنگ شده، خیلی

1768
01:31:10,560 --> 01:31:13,240
اما عمدتاً اکنون روی کارم متمرکز هستم،

1769
01:31:13,280 --> 01:31:16,320
که من همیشه انجام داده ام  من
مدام میگم بازنشسته شدم

1770
01:31:16,360 --> 01:31:20,400
یکی دو نفر هستند که دوست دارم با آنها مبارزه کنم
چه کسی می تواند آن مبارزه خوب را به من بدهد.

1771
01:31:20,440 --> 01:31:22,720
اما آن زمان مرخصی از کار است.

1772
01:31:23,200 --> 01:31:26,240
این پول نیست،
می دانید، برای دعوا و چیزها.

1773
01:31:26,280 --> 01:31:29,760
اما من فقط دلم براش تنگ شده

1774
01:31:29,880 --> 01:31:30,960
دلم براش تنگ شده

1775
01:31:32,800 --> 01:31:36,720
دیو رادفورد، قهرمان میان‌وزن جدید، قهرمان بریتانیا!

1776
01:31:39,000 --> 01:31:41,880
آن روز یکی برایم فریاد زد:
از من خواست که بجنگم

1777
01:31:43,200 --> 01:31:44,840
و پولی که به من پیشنهاد کردند.

1778
01:31:44,880 --> 01:31:46,800
من به هر حال یک ماه دیگر سر کار هستم.

1779
01:31:47,200 --> 01:31:49,160
و بنابراین این برای من جالب نیست.

1780
01:31:49,200 --> 01:31:50,720
و من برای پول نمیجنگم.

1781
01:31:50,760 --> 01:31:54,200
من برای لذت میجنگم، خنده
دار به نظر می رسد گفتن لذت.

1782
01:31:54,240 --> 01:31:56,800
من دوست دارم

1783
01:31:57,200 --> 01:31:59,920
یک قطعه قدیمی

1784
01:32:00,720 --> 01:32:02,600
خوب داشته باشم

1785
01:32:02,640 --> 01:32:03,440
تا مردم در

1786
01:32:03,480 --> 01:32:04,400
مورد آن صحبت کنند.

1787
01:32:04,440 --> 01:32:08,280
اما اگر وحشیانه دارید،
 می دانید، قراضه های قدیمی خوب،

1788
01:32:08,880 --> 01:32:12,520
پس از آن برای مدت طولانی در مورد آن صحبت می شود
 مردم

1789
01:32:12,560 --> 01:32:14,680
خواهند گفت، مبارزه دوم با جیمز مک کروری، مبارزه درخشان.

1790
01:32:14,720 --> 01:32:18,080
اگر می توانستم دوباره بجنگم، آن
را می خواهم دقیقاً همان دعوای آن

1791
01:32:18,120 --> 01:32:18,560
اتفاق بیفتد

1792
01:32:19,200 --> 01:32:22,400
و این چیزی است که مرا می سازد
هنوزم میخوام دوباره بجنگم چون

1793
01:32:23,480 --> 01:32:25,200
من فکر می کنم یک زوج دیگر وجود دارد
از دعواهای باقی مانده در من

1794
01:32:25,240 --> 01:32:28,280
اما این زمان را دارد
از کار و چیزها

1795
01:32:28,880 --> 01:32:31,120
من به نوعی از کار راضی هستم

1796
01:32:31,160 --> 01:32:34,760
اما من با بازی مبارزه ای اینطور هستم.

1797
01:33:00,720 --> 01:33:02,880
برنامه های من در حال حاضر برای آینده این است که

1798
01:33:03,600 --> 01:33:07,600
می دانید، من همیشه 100٪ با کار بوده ام
بنابراین من از کار راضی خواهم بود

1799
01:33:07,760 --> 01:33:08,600
من زیاد دارم

1800
01:33:08,640 --> 01:33:10,600
جهنم زیادی برای انجام دادن با این مکان
اینجا پایین، ما داریم

1801
01:33:10,880 --> 01:33:12,080
ما در داخل انجام داده ایم.

1802
01:33:12,480 --> 01:33:16,000
و اکنون جهنم کار زیادی وجود دارد
در خارج، در زمین انجام دهید.

1803
01:33:16,560 --> 01:33:19,200
من در آنجا خرده‌های جاده‌ای دارم.

1804
01:33:19,240 --> 01:33:20,920
وجود دارد، تنها 60 تن وجود دارد.

1805
01:33:20,960 --> 01:33:23,000
بنابراین من مدت زیادی با چرخ دستی نمی روم.

1806
01:33:23,040 --> 01:33:26,280
مشکل این است که ممکن است  شما را متناسب کند
ممکن است بخواهد از دوران بازنشستگی خارج شود.

1807
01:33:27,320 --> 01:33:27,880
اما پس از آن ما

1808
01:33:27,920 --> 01:33:30,920
در عرض چند سال آینده به نتیجه رسید
ما در حال برنامه ریزی برای عروسی هستیم

1809
01:33:30,960 --> 01:33:31,600
آره آره

1810
01:33:31,600 --> 01:33:33,800
جورج بهترین مرد من باشد،
جمجمه جیغ

1811
01:33:34,400 --> 01:33:37,720
ما گفتیم که می‌خواهیم
یک عروسی آرام داشته باشید، اما،

1812
01:33:39,120 --> 01:33:41,520
شما نمی توانید یک عروسی آرام داشته باشید
وقتی خانواده ای مثل من داری

1813
01:33:51,840 --> 01:33:57,080
اکنون از شما می خواهم که به گذشته فکر کنید
تا ابتدای این بیوگرافی،

1814
01:33:57,840 --> 01:34:00,040
به سوالی که مطرح شد،

1815
01:34:01,200 --> 01:34:04,120
آن موجود، چه کسی قدرت را در دست دارد؟

1816
01:34:05,400 --> 01:34:08,160
آیا این جانور است یا زندانبان؟

1817
01:34:10,400 --> 01:34:11,360
با این حال،

1818
01:34:12,320 --> 01:34:14,960
هر کسی که قدرت نگه داشتن کلید را در دست دارد

1819
01:34:15,720 --> 01:34:17,720
که به جانور آزادی می بخشد

1820
01:34:19,240 --> 01:34:21,800
اجازه دادن به آن افزایش یابد، آشکار شود

1821
01:34:22,600 --> 01:34:24,680
به یکی از دو دلیل ...

1822
01:34:26,360 --> 01:34:28,560
یا در دفاع از دیگران،

1823
01:34:29,280 --> 01:34:32,400
یا برای مواجهه با یک چالش متقابل.

1824
01:34:34,680 --> 01:34:35,600
اما مطمئن باش

1825
01:34:36,920 --> 01:34:39,560
این نشان دهنده عمل نهایی نیست

1826
01:34:39,960 --> 01:34:43,400
یا آخرین صفحه ورق شد

1827
01:34:43,440 --> 01:34:45,840
فصل های دیگری نیز در راه است.

1828
01:34:49,040 --> 01:34:52,920
مانند بسیاری از چیزهای زندگی،
اغلب یک هشدار وجود دارد،

1829
01:34:53,480 --> 01:34:58,320
صلب مسئولیت، و دیو رادفورد
یکی را خودش نگه می دارد

1830
01:35:01,200 --> 01:35:05,160
یکی که بهتر است گفته شود از آن استفاده کنید
حرف های خودش

1831
01:35:06,480 --> 01:35:08,560
اون کلمات بودن

1832
01:35:09,280 --> 01:35:11,600
لطفا مهربانی من را نشانه ضعف

1833
01:35:11,640 --> 01:35:12,840
نگیرید
