﻿1
00:01:16,117 --> 00:01:18,328
‫هرمن‌ها واقعاً بدترین بچه ها

2
00:01:18,328 --> 00:01:20,538
‫تو طول تاریخ جهانن.

3
00:01:24,209 --> 00:01:25,502
‫دروغ می‌گفتن.

4
00:01:30,340 --> 00:01:31,674
‫دزدی می‌کردن.

5
00:01:34,803 --> 00:01:35,804
‫برگرد ببینم!

6
00:01:41,267 --> 00:01:43,645
‫سیگار می‌کشیدن.

7
00:01:47,774 --> 00:01:49,275
‫حتی دختراشون.

8
00:01:50,527 --> 00:01:52,529
‫بچه کوچولو ها رو میـزدند.

9
00:01:52,529 --> 00:01:54,447
‫حتی اگه اونا ازشون بزرگ تر بودَند

10
00:01:55,115 --> 00:01:56,533
‫هی!

11
00:02:02,413 --> 00:02:04,624
‫بی احترامی می کردن.
‫-اوه خدای من!

12
00:02:11,381 --> 00:02:12,924
‫به معلما فحش میـدادن.

13
00:02:18,763 --> 00:02:19,973
‫حتی یه انبار قدیمی

14
00:02:19,973 --> 00:02:23,434
‫فِرد کفش ساز رو آتیش زدن.

15
00:02:23,434 --> 00:02:25,353
‫البته، واقعا انبار زشتی بود

16
00:02:25,353 --> 00:02:28,022
‫و به هر حال داشت نابود می شد.

17
00:02:28,022 --> 00:02:30,275
‫بابام گفت: آتیش زدن اون انبار

18
00:02:30,275 --> 00:02:32,527
‫تنها کار خوبی بود که هردمن ها انجام دادن

19
00:02:32,527 --> 00:02:34,279
‫و اگه می‌دونستن کار خوبی بوده

20
00:02:34,279 --> 00:02:37,198
‫هرگز این کارو نمیکردن.

21
00:02:37,198 --> 00:02:39,742
‫خیلی بچه های بدی بودن که

22
00:02:39,742 --> 00:02:42,203
‫باور نمی‌کردی واقعاً وجود دارن.

23
00:02:42,203 --> 00:02:44,330
‫هیچکس نمی‌دونست چرا اینجوری بودن.

24
00:02:44,330 --> 00:02:47,250
‫انگار از همون اول بدجنس به دنیا اومده بودن.

25
00:02:47,250 --> 00:02:48,835
‫حالا که حرف از به دنیا اومدن شد،

26
00:02:48,835 --> 00:02:51,588
‫ما بچه‌ها هیچ‌وقت والدینشون رو ندیدیم.

27
00:02:51,588 --> 00:02:54,048
‫بعضیا فکر می‌کردن رها کردن و فرار کردن.

28
00:02:54,048 --> 00:02:55,508
‫نظریه من اینه که اونا

29
00:02:55,508 --> 00:02:57,427
‫اولین والدینی بودن که ربوده شدن،

30
00:02:57,427 --> 00:03:00,305
‫دست و پاشونو بستن و بچه هاشون
‫ازشون دزدی کردن.

31
00:03:00,805 --> 00:03:02,015
‫رالف،

32
00:03:02,015 --> 00:03:03,933
‫لیروی،

33
00:03:03,933 --> 00:03:05,602
‫کلاود،

34
00:03:05,602 --> 00:03:07,020
‫آلی،

35
00:03:07,020 --> 00:03:08,563
‫گلادیس،

36
00:03:08,563 --> 00:03:12,108
‫و پوست کلفت ترینشون، ایموجین.

37
00:03:12,108 --> 00:03:13,151
‫همه شبیه هم بودن،

38
00:03:13,151 --> 00:03:14,402
‫فقط جثه های متفاوتی داشتن

39
00:03:14,402 --> 00:03:15,778
‫و جای کبودی‌هاشون باهم فرق داشت

40
00:03:15,778 --> 00:03:17,989
‫جایی که همدیگه رو زده بودند.

41
00:03:17,989 --> 00:03:20,200
‫خب، همه، برید سر جاتون.

42
00:03:20,200 --> 00:03:22,452
‫امیدوارم برای "نمایش و تعریف" آماده باشید.

43
00:03:22,452 --> 00:03:25,288
‫اولین کسی که نمایش و تعریف داره...

44
00:03:25,288 --> 00:03:26,539
‫منم.

45
00:03:28,082 --> 00:03:30,376
‫خب. اولی هردمن اول میاد.

46
00:03:30,376 --> 00:03:32,128
‫منم... صبر کن.

47
00:03:32,128 --> 00:03:33,671
‫این گربه‌ ی منه.

48
00:03:33,671 --> 00:03:34,631
‫اسپایک.

49
00:03:58,404 --> 00:03:59,447
‫نمی‌تونم ببینم.

50
00:03:59,447 --> 00:04:00,698
‫منم.

51
00:04:01,991 --> 00:04:02,992
‫هی!

52
00:04:02,992 --> 00:04:04,577
‫ گفتم گه دزدی هم میکنن؟

53
00:04:09,999 --> 00:04:11,251
‫چی می‌خوای؟

54
00:04:11,251 --> 00:04:12,669
‫این گردنبند؟

55
00:04:13,378 --> 00:04:14,837
‫یا گردنت؟

56
00:04:14,837 --> 00:04:15,672
‫هوم؟

57
00:04:15,672 --> 00:04:17,006
‫من گردنم رو انتخاب کردم.

58
00:04:17,006 --> 00:04:19,342
‫معمولاً از دردسر دوری می‌کردم، اما ظاهراً

59
00:04:19,342 --> 00:04:21,552
‫گردنبند محبوبم توجه ش رو جلب کرده بود.

60
00:04:22,720 --> 00:04:25,390
‫ایموجین رهبر بی‌رقیبشون بود.

61
00:04:25,390 --> 00:04:28,518
‫ترس مرگباری به دل هر کسی که سر راهش بود می‌انداخت،

62
00:04:28,518 --> 00:04:30,520
‫حتی آدم بزرگ ها.

63
00:04:30,520 --> 00:04:32,647
‫به‌خصوص از آلیس خوشش نمی‌اومد.

64
00:04:32,647 --> 00:04:34,440
‫- هی، شپش.
‫- آخ!

65
00:04:34,440 --> 00:04:35,775
‫شاید چون آلیس

66
00:04:35,775 --> 00:04:38,278
‫کاملاً برعکس ایموجین بود.

67
00:04:39,737 --> 00:04:41,072
‫تا اونجایی که...

68
00:04:41,072 --> 00:04:43,366
‫دستات دوباره بوی صابون می‌ده.

69
00:04:43,366 --> 00:04:44,534
‫داری شپش هاتو قایم می‌کنی؟

70
00:04:44,534 --> 00:04:45,660
‫شپش سر بود،

71
00:04:45,660 --> 00:04:47,704
‫و فقط یک بار تو کمپ تابستونی بود.

72
00:04:47,704 --> 00:04:50,540
‫ولی ایموجین هیچ وقت فراموش نمی‌کنه

73
00:04:55,670 --> 00:04:57,839
‫- هردمن‌ها فقط...
‫- می‌دونم.

74
00:05:00,049 --> 00:05:02,343
‫هردمن‌ها واقعاً
‫بدترین بچه‌ها هستن

75
00:05:02,343 --> 00:05:03,886
‫در تاریخ جهان.

76
00:05:06,889 --> 00:05:09,517
‫حالا چیکار کردن عزیزم؟

77
00:05:09,517 --> 00:05:12,228
‫مامانم اون گردنبند رو بهم داده بود

78
00:05:12,228 --> 00:05:13,521
‫هیچی.

79
00:05:14,397 --> 00:05:16,065
‫همون کارای همیشگی.

80
00:05:16,065 --> 00:05:17,275
‫چیزی رو آتیش زدن؟

81
00:05:17,275 --> 00:05:19,777
‫آب صابون تو راهرو مدرسه ریختن؟

82
00:05:19,777 --> 00:05:21,404
‫ناهارت رو دزدیدن و بعدش
‫کتکت زدن؟

83
00:05:21,404 --> 00:05:23,448
‫چون آب‌نبات نداری؟

84
00:05:23,448 --> 00:05:25,491
‫یه چیزی تو همین مایه‌ها.

85
00:05:25,491 --> 00:05:27,577
‫امشب تکالیفت رو انجام بده.
‫فردا روز بزرگیه.

86
00:05:27,577 --> 00:05:29,746
‫- درخت کریسمس رو می‌گیریم.
‫- عالیه، بابا.

87
00:05:29,746 --> 00:05:33,124
‫مطمئنم که هردمن‌ها یه راهی پیدا می‌کنن که خرابش کنن.

88
00:05:35,126 --> 00:05:36,210
‫خیلی خوشحال‌کننده نیست.

89
00:05:37,879 --> 00:05:41,632
‫خدایا، این یه دعای خودخواهانه‌ست.

90
00:05:42,550 --> 00:05:44,552
‫می‌دونم
‫نباید این دعا رو کنم، ولی...

91
00:05:45,887 --> 00:05:47,555
‫میشه هرد من ها رو
‫یه جای دور بفرستی

92
00:05:47,555 --> 00:05:48,598
‫تا وقت که بزرگ بشم؟

93
00:05:51,142 --> 00:05:53,061
‫یه جایی که آدم زیاد نباشه.

94
00:05:54,103 --> 00:05:56,898
‫شاید یه جزیره
‫که اصلاً آدم نداشته باشه.

95
00:05:57,940 --> 00:06:00,109
‫و موجودات خطرناک و وحشی.

96
00:06:01,110 --> 00:06:02,487
‫یا این کار رو بکن،

97
00:06:02,487 --> 00:06:04,697
‫یا من رو تا وقتی که
‫دانشگاه برم نامرئی کن.

98
00:06:05,615 --> 00:06:06,949
‫این مشکل رو حل می‌کنه.

99
00:06:08,451 --> 00:06:09,744
‫مرسی، خدا.

100
00:06:11,496 --> 00:06:13,623
‫برای این دعای وحشتناک متاسفم.

101
00:06:13,623 --> 00:06:14,791
‫ما فکر می‌کردیم هردمن‌ها

102
00:06:14,791 --> 00:06:16,250
‫هردمن ها از طریق زندان های ایالتی

103
00:06:16,250 --> 00:06:18,002
‫ مستقیم به جهنم میرن

104
00:06:18,002 --> 00:06:20,505
‫تا وقتی که با مادرم درگیر شدن

105
00:06:20,505 --> 00:06:22,715
‫کلیسای ما، و نمایش بزرگ کریسمس ما شدن

106
00:06:31,724 --> 00:06:32,850
‫این خانواده منه

107
00:06:32,850 --> 00:06:35,478
‫پدرم، باب، حسابدار تمام وقت

108
00:06:35,478 --> 00:06:37,522
‫مادرم، گریس، مادر تمام وقت

109
00:06:37,522 --> 00:06:39,440
‫برادرم، چارلی، همیشه زرنگ و باهوش

110
00:06:43,069 --> 00:06:44,195
‫هر سال وضعیت همینه.

111
00:06:44,195 --> 00:06:46,823
‫باشه. عزیزم.

112
00:06:49,575 --> 00:06:51,994
‫یه کم کمکم کن، لطفاً.
‫عزیزم؟

113
00:06:53,955 --> 00:06:56,999
‫یه خانواده معمولی
‫توی یه شهر معمولی

114
00:06:59,252 --> 00:07:00,628
‫و این شهر ماست

115
00:07:01,295 --> 00:07:03,005
‫چیز زیادی نداره

116
00:07:03,005 --> 00:07:05,091
‫تنها چیزی که
‫شهر ما به خاطرش مشهوره

117
00:07:05,091 --> 00:07:07,510
‫نمایش سالانه کریسمس کلیسای ما بوده

118
00:07:07,510 --> 00:07:09,387
‫ یه نکته خیلی مهم بود

119
00:07:09,387 --> 00:07:12,056
‫امسال حتی مهم‌تر
‫به خاطر سالگردش

120
00:07:13,766 --> 00:07:15,560
‫هرچیزی که باید
‫ در باره ی مراسم امانوئل بدونی

121
00:07:15,560 --> 00:07:17,437
‫بهت میگم

122
00:07:19,439 --> 00:07:20,731
‫این اولین سالنامه‌ست

123
00:07:20,731 --> 00:07:23,025
‫سالی که کلیسا و شهرمون افتتاح شد

124
00:07:23,025 --> 00:07:25,695
‫افسانه میگه که نمایشنامه
‫یه زمانی معنی داشت

125
00:07:25,695 --> 00:07:27,864
‫و همه توی شهر
‫برای دیدنش هیجان‌زده بودن

126
00:07:27,864 --> 00:07:29,115
‫می‌خواستن زیبایی داستان کریسمس

127
00:07:29,115 --> 00:07:31,451
‫یادآوری شه

128
00:07:31,451 --> 00:07:32,660
‫اما مطمئن نیستم که نمایشنامه

129
00:07:32,660 --> 00:07:34,203
‫دیگه اونقدر
‫زیبا باشه.

130
00:07:35,246 --> 00:07:36,539
‫این ما هستیم سال گذشته.

131
00:07:36,539 --> 00:07:38,416
‫اون آلیسه،
‫که قبلاً باهاش آشنا شدین،

132
00:07:38,416 --> 00:07:40,001
‫تو سال سومش
‫که نقش مریم رو بازی می‌کرد.

133
00:07:40,751 --> 00:07:42,545
‫و این خانم آرمسترانگه،

134
00:07:42,545 --> 00:07:44,797
‫کسی که برای همیشه این نمایش رو کارگردانی کرده

135
00:07:44,797 --> 00:07:48,384
‫و مطمئن میشه
‫که هیچ‌چیزی هیچ‌وقت تغییر نکنه.

136
00:07:48,384 --> 00:07:51,179
‫به نظر من، بعد از هفتاد و چهارمین
‫نمایش تکراری،

137
00:07:51,179 --> 00:07:54,557
‫همه‌اش به عمق و شادی
‫یه کارت کریسمس بازیافتی بود.

138
00:07:54,557 --> 00:07:55,933
‫اما همون‌طور نگه داشتنش

139
00:07:55,933 --> 00:07:58,394
‫دقیقاً همون چیزیه که شهر می‌خواست.

140
00:07:59,979 --> 00:08:01,606
‫چون هفتاد و پنجمین سالگرد بود،

141
00:08:01,606 --> 00:08:03,149
‫حتی بیشتر از همیشه توجه جلب کرده بود.

142
00:08:03,149 --> 00:08:05,276
‫آدم‌ها از شهرهای دیگه می‌اومدن.

143
00:08:05,276 --> 00:08:06,569
‫اعضای سابق گروه بازیگری.

144
00:08:06,569 --> 00:08:07,987
‫حتی توی روزنامه هم بود.

145
00:08:07,987 --> 00:08:10,031
‫و انجمن بانوان کمک می‌کردن که لباس‌ها

146
00:08:10,031 --> 00:08:11,908
‫ از همیشه قشنگ‌تر بشن.

147
00:08:21,042 --> 00:08:23,544
‫- صافه؟
‫- به سمت چپ کج شده.

148
00:08:23,544 --> 00:08:24,712
‫چطور...

149
00:08:24,712 --> 00:08:25,922
‫- حالا چطور؟
‫- بدتر شد.

150
00:08:25,922 --> 00:08:27,507
‫نهایتاً... چی؟

151
00:08:27,507 --> 00:08:29,467
‫...در اخبار محلی، فصل یادآوریه

152
00:08:29,467 --> 00:08:30,760
‫نمایش سالانه کریسمس

153
00:08:30,760 --> 00:08:32,386
‫در شهر امانوئل

154
00:08:32,386 --> 00:08:34,972
‫که امسال واقعاً در روز کریسمس برگزار می‌شه.

155
00:08:34,972 --> 00:08:36,933
‫الان دارن تو تلویزیون تبلیغ می‌کنن؟

156
00:08:36,933 --> 00:08:39,143
‫حضور و کمک‌ها در کلیسا کم شده.

157
00:08:39,143 --> 00:08:40,770
‫شهر به بازدیدکننده نیاز داره.

158
00:08:40,770 --> 00:08:43,189
‫فکر کنم خیلی ناامید شدن.

159
00:08:43,189 --> 00:08:44,690
‫باشه، فقط بهم بگو کی درسته.

160
00:08:44,690 --> 00:08:45,942
‫تو لازم نیست به من بگی که اشتباهه.

161
00:08:45,942 --> 00:08:47,109
‫من فقط فرض می‌کنم که اشتباهه،

162
00:08:47,109 --> 00:08:49,278
‫و هر وقت درست شد بگین کی درست شد.

163
00:08:49,278 --> 00:08:50,321
‫درسته.

164
00:08:51,405 --> 00:08:52,615
‫این‌ها یه جورایی داغن.

165
00:08:52,615 --> 00:08:53,866
‫صبر کن. چی؟

166
00:08:57,161 --> 00:08:58,579
‫اونجا. اوه! اونا...

167
00:08:58,579 --> 00:08:59,789
‫پس، وقتشه

168
00:08:59,789 --> 00:09:01,541
‫که یه چیزی درباره مادرم بهت بگم

169
00:09:01,541 --> 00:09:03,251
‫سخته که تویه یه جمله بگم دقیقا

170
00:09:03,251 --> 00:09:05,002
‫ چی کار می‌کنه

171
00:09:05,002 --> 00:09:06,462
‫چه در حال انجام دادن

172
00:09:06,462 --> 00:09:08,047
‫تزئینات سالانه کریسمس بودیم

173
00:09:08,047 --> 00:09:10,341
‫یا مطمئن می‌شدیم که در نمایش کریسمس شرکت می‌کنیم،

174
00:09:10,341 --> 00:09:11,926
‫حتی اگر نمی‌خواستیم،

175
00:09:11,926 --> 00:09:14,053
‫اون خانواده ی ما رو در مسیر نگه می‌داشت.

176
00:09:14,053 --> 00:09:16,806
‫این تمرکز اصلی زندگی‌اش بود،

177
00:09:16,806 --> 00:09:20,601
‫اما این قرار بود همین الان تغییر کند.

178
00:09:23,229 --> 00:09:25,356
‫- مواظب باش.
‫- چه خبره؟

179
00:09:25,356 --> 00:09:26,691
‫به نظرت آتش سوزی هردمنه ؟

180
00:09:26,691 --> 00:09:28,317
‫خونه آرمسترانگه.

181
00:09:33,364 --> 00:09:34,991
‫اوه، نه.

182
00:09:34,991 --> 00:09:37,702
‫خانم وندلکن.
‫مامان آلیس،

183
00:09:37,702 --> 00:09:39,912
‫ملکه زنبورهای شهر

184
00:09:39,912 --> 00:09:41,831
‫ که با یه نگاه...

185
00:09:41,831 --> 00:09:43,082
‫همین نگاه

186
00:09:43,082 --> 00:09:44,625
‫...می‌تونست به مامانم حس حقارت دست بده

187
00:09:44,625 --> 00:09:45,710
‫پیراهنت رو توی شلوارت بذار.

188
00:09:45,710 --> 00:09:47,295
‫- زیر کتمه.
‫ - اوه.

189
00:09:48,838 --> 00:09:50,047
‫تو حالت خوب میشه.

190
00:09:51,882 --> 00:09:53,342
‫هلن، خیلی درد داری؟

191
00:09:53,801 --> 00:09:54,969
‫آره. وحشتناک.

192
00:09:54,969 --> 00:09:56,637
‫خیلی متاسفم. چی شد؟

193
00:09:56,637 --> 00:09:58,514
‫افتادم. بی‌خیالش چطوری.

194
00:09:58,514 --> 00:09:59,724
‫هر دو پاشو شکسته.

195
00:09:59,724 --> 00:10:01,350
‫هر دو تا؟

196
00:10:01,350 --> 00:10:02,643
‫آره، هر دو.

197
00:10:02,643 --> 00:10:04,645
‫به آقای آرمسترانگ
‫تو کارخونه زنگ بزن.

198
00:10:04,645 --> 00:10:06,439
‫و اجاق زیر سیب‌زمینی‌هامو خاموش کنین

199
00:10:06,439 --> 00:10:08,441
‫وگرنه کل خونه
‫آتش می‌گیره.

200
00:10:08,441 --> 00:10:11,694
‫لطفاً به خانم‌های خیریه اطلاع بدهید،
‫من در جلسه حضور نخواهم داشت.

201
00:10:11,694 --> 00:10:13,738
‫باید یک جایگزین برای بازار پیدا کنیم.

202
00:10:13,738 --> 00:10:15,781
‫- خب، این خیلی زیاده.
‫- و کمیته غذای مشترک.

203
00:10:15,781 --> 00:10:17,033
‫و کمیته زیباسازی.

204
00:10:17,033 --> 00:10:19,869
‫- البته.
‫- و نمایش کریسمس.

205
00:10:21,162 --> 00:10:23,247
‫کسی رو می‌خوام که بتونه طبق برنامه‌ام پیش بره.

206
00:10:23,998 --> 00:10:25,249
‫- ربکا؟
‫- بله.

207
00:10:25,249 --> 00:10:27,835
‫تو می‌تونی این کار رو انجام بدی. مخصوصاً به خاطر آلیس.

208
00:10:27,835 --> 00:10:29,837
‫من نمی‌تونم، واضحه.

209
00:10:29,837 --> 00:10:31,964
‫خیلی سرم شلوغه با کارم و کمیته‌های دیگه.

210
00:10:31,964 --> 00:10:34,800
‫نگران نباش، هلن.
‫یکی رو پیدا می‌کنیم.

211
00:10:35,468 --> 00:10:36,552
‫فکر کنم می‌تونم امتحان کنم.

212
00:10:37,970 --> 00:10:39,347
‫اشکالی نداره، گریس.

213
00:10:39,347 --> 00:10:43,684
‫امسال نمایش خیلی مهمه.

214
00:10:43,684 --> 00:10:45,436
‫تو می‌تونی بیسکویت ها رو بیاری. این کار توئه.

215
00:10:45,436 --> 00:10:48,064
‫ببخشید، "کار من"؟

216
00:10:48,064 --> 00:10:49,982
‫آوردن بیسکویت ها "کار من"ه؟

217
00:10:49,982 --> 00:10:54,153
‫خب، اون بیسکویت های آماده‌ای که پارسال آوردی خیلی خوشمزه بودن.

218
00:10:55,655 --> 00:10:57,239
‫تو عالیی.

219
00:10:57,239 --> 00:10:59,909
‫یکی رو پیدا می‌کنیم، هلن.

220
00:11:03,996 --> 00:11:05,748
‫یه چیز دیگه هم درباره مامانم،

221
00:11:05,748 --> 00:11:07,416
‫اون زندگی ساده رو ترجیح می‌داد.

222
00:11:07,416 --> 00:11:11,045
‫ولی اگه یکی از مامان‌های قضاوت‌گر شهر به چالش می‌کشیدش،

223
00:11:11,045 --> 00:11:13,130
‫هر کاری می‌کرد.

224
00:11:13,130 --> 00:11:13,964
‫حتی...

225
00:11:13,964 --> 00:11:16,467
‫- خانم آرمسترانگ؟
‫- چی کار کردی؟

226
00:11:16,467 --> 00:11:18,469
‫اوه...

227
00:11:18,469 --> 00:11:20,930
‫تو داوطلب شدی که نمایش کریسمس رو کارگردانی کنی؟

228
00:11:20,930 --> 00:11:22,056
‫اون نیاز به کمک داشت.

229
00:11:22,056 --> 00:11:23,974
‫خانم وندلکن می‌خواست پیدا کنه...

230
00:11:23,974 --> 00:11:25,476
‫خانم وندلکن لازم نیست همه کارها رو خودش انجام بده

231
00:11:25,476 --> 00:11:28,646
‫و اون خانم‌ها باید بدونن که من کاملاً توانمندم...

232
00:11:28,646 --> 00:11:29,939
‫می‌دونی اون زن آرمسترانگ

233
00:11:29,939 --> 00:11:32,108
‫قراره روزی ده بار به این خونه زنگ بزنه؟

234
00:11:32,108 --> 00:11:34,527
‫شماره تلفنمون رو بهش ندادی، دادی؟

235
00:11:35,986 --> 00:11:37,446
‫قول دادی که هیچ وقت بهش نمی دی.

236
00:11:37,446 --> 00:11:39,532
‫بعد از اینکه خانم وندلکن گفت که می‌تونم فقط بیسکویت بیارم،

237
00:11:39,532 --> 00:11:40,783
‫همه چیز برام تار شد.

238
00:11:40,783 --> 00:11:42,284
‫حالا فکر کنم باید شرکت کنم.

239
00:11:42,284 --> 00:11:45,413
‫و دوباره چارلی چوپان رو ببینم که لباس خواب من رو پوشیده.

240
00:11:45,413 --> 00:11:47,915
‫اوه، نه. کسی مرده؟

241
00:11:47,915 --> 00:11:49,417
‫از اون بدتره، پسرم.

242
00:11:51,377 --> 00:11:55,214
‫مامانت داره نمایش کریسمس رو اجرا می‌کنه.

243
00:11:56,340 --> 00:11:58,342
‫شرط می‌بندم همتون فکر می‌کنید
‫این خیلی بامزه‌ست

244
00:11:58,342 --> 00:12:01,137
‫ولی نمایش کریسمس
‫یه سنت هست،

245
00:12:01,137 --> 00:12:04,140
‫و مهمه
‫و من می‌تونم به خوبی از پسش بربیام.

246
00:12:04,140 --> 00:12:06,308
‫در واقع، به خانم آرمسترانگ گفتم

247
00:12:06,308 --> 00:12:10,062
‫این بهترین نمایش کریسمس خواهد بود.

248
00:12:10,062 --> 00:12:11,689
‫اوه!

249
00:12:11,689 --> 00:12:12,940
‫نمی‌دونم کیه.

250
00:12:16,819 --> 00:12:18,362
‫این خوب نبود.

251
00:12:18,362 --> 00:12:20,865
‫نمایش امسال باید عالی می‌بود

252
00:12:20,865 --> 00:12:22,950
‫و هرچقدر هم که تشویق می‌ کردم که جلو اومده بود و اینو قبول کرد

253
00:12:22,950 --> 00:12:25,035
‫اما مامان تا حالا هیچ‌وقت همچین کاری نکرده بود

254
00:12:25,035 --> 00:12:27,705
‫و نمی‌دونست با چی یا کی طرفه.

255
00:12:27,705 --> 00:12:29,081
‫نمی‌تونستم تحمل کنم ببینم شکست می‌خوره

256
00:12:29,081 --> 00:12:30,666
‫اونم جلوی کل شهر.

257
00:12:30,666 --> 00:12:32,543
‫- اما...
‫- تو می‌تونی مامان.

258
00:12:35,796 --> 00:12:38,841
‫خدایا، لطفاً نمایش رو موفقیت آمیز کن

259
00:12:38,841 --> 00:12:40,509
‫تا مامان مقصر نشه.

260
00:12:40,509 --> 00:12:42,762
‫حالا چرا اینقدر وقت گذاشتم

261
00:12:42,762 --> 00:12:44,513
‫تا همه چیز رو درباره هردمن‌ها بهتون بگم

262
00:12:44,513 --> 00:12:47,558
‫و نمایشنامه تکراری کریسمس شهرمون؟

263
00:12:47,558 --> 00:12:50,186
‫چه ربطی می‌تونه به هم داشته باشن؟

264
00:12:51,437 --> 00:12:53,189
‫خودتون خواهید دید.

265
00:12:53,189 --> 00:12:55,775
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

266
00:12:55,775 --> 00:12:56,984
‫همونطور که می‌دونید،

267
00:12:56,984 --> 00:12:59,445
‫ماه یک بار،

268
00:12:59,445 --> 00:13:01,781
‫از مدرسه یکشنبه می‌خواهیم

269
00:13:01,781 --> 00:13:04,116
‫که برای ۱۵ دقیقه اول اینجا حضور داشته باشن

270
00:13:04,116 --> 00:13:06,619
‫آواز بخونن،
‫یه داستان تعریف کنن،

271
00:13:06,619 --> 00:13:09,038
‫یا چند آیه از کتاب مقدس بخون.

272
00:13:09,038 --> 00:13:10,498
‫قبل از اینکه اونا رو بیاریم،

273
00:13:11,499 --> 00:13:12,792
‫مطمئنم شنیدید

274
00:13:12,792 --> 00:13:15,961
‫خانم آرمسترانگ
‫یه حادثه بد داشت.

275
00:13:15,961 --> 00:13:17,630
‫داره بهتر میشه.

276
00:13:17,630 --> 00:13:23,552
‫ولی می‌خوام به گرِیس
‫یه تشکر ویژه بکنم،

277
00:13:23,552 --> 00:13:27,389
‫که داوطلب شده
‫نمایش کریسمس رو کارگردانی کنه.

278
00:13:31,644 --> 00:13:33,354
‫همه‌مون خیلی قدردانیم،

279
00:13:33,354 --> 00:13:34,897
‫به‌خصوص با
‫همه توجهی که

280
00:13:34,897 --> 00:13:36,565
‫جشنواره امسال برگزار می‌شود.

281
00:13:36,607 --> 00:13:39,068
‫پس موفق باشی. بدون فشار.

282
00:13:40,444 --> 00:13:41,445
‫بسیار خب،

283
00:13:41,445 --> 00:13:43,572
‫این ماه،
‫خانم وارن از بچه‌ها خواست

284
00:13:43,572 --> 00:13:46,450
‫بهترین چیزی که در مورد کلیسا دوست دارند را به اشتراک بگذارند.

285
00:13:46,450 --> 00:13:48,244
‫خانم وارن.

286
00:13:48,244 --> 00:13:49,328
‫برو جلو عزیزم.

287
00:13:49,328 --> 00:13:52,039
‫فقط اون بالا. آره، با صدای بلند.

288
00:13:52,039 --> 00:13:54,124
‫چیزی که من در مورد مدرسه یکشنبه‌ای

289
00:13:54,124 --> 00:13:56,752
‫بیشتر دوست دارم، حس خوبی ی که وقتی به اونجا می‌رم، می‌گیرم.

290
00:13:56,752 --> 00:13:59,421
‫آخی.

291
00:14:01,423 --> 00:14:03,300
‫خوب، مینی، نوبت توئه.
‫برو جلو.

292
00:14:03,300 --> 00:14:04,343
‫صدات بلند باشه.

293
00:14:04,343 --> 00:14:07,763
‫من عاشق سرودهای مذهبی‌ام،
‫و عاشق عیسی‌ام.

294
00:14:09,765 --> 00:14:11,517
‫خیلی بامزه‌ست.

295
00:14:11,517 --> 00:14:13,644
‫چارلی، تو چی میگی؟

296
00:14:16,939 --> 00:14:19,525
‫چیزی که بیشتر از همه
‫در مورد کلیسا دوست دارم اینه که

297
00:14:20,317 --> 00:14:23,237
‫هیچ هردمنی اینجا نیست.

298
00:14:32,955 --> 00:14:36,125
‫چارلی دفعه بعد چیزهای دیگه‌ای که دوست داره رو میگه.

299
00:14:39,044 --> 00:14:40,713
‫یکشنبه خوبی داشته باشید.

300
00:14:41,881 --> 00:14:43,090
‫همم.

301
00:14:44,133 --> 00:14:47,136
‫چی؟ چیزای دیگه‌ای هم هست که دوست دارم

302
00:14:47,136 --> 00:14:49,430
‫ولی گفت، "چیزی که بیشتر از همه دوست داری."

303
00:14:49,430 --> 00:14:52,975
‫و چیزی که بیشتر از همه دوست دارم اینه که هرمن‌ها نباشن.

304
00:14:52,975 --> 00:14:56,520
‫هی، این خیلی احساس مسیحی نیست.

305
00:14:56,520 --> 00:14:59,732
‫این حقیقته. و تو میگی، "همیشه حقیقت رو بگو."

306
00:15:03,819 --> 00:15:06,322
‫وقتی بابات اینو میگه،

307
00:15:06,322 --> 00:15:10,367
‫منظورش اینه که نه به قیمت مهربونی.

308
00:15:10,367 --> 00:15:12,494
‫- عالی گفتی.
‫- از کجا آوردی...

309
00:15:12,494 --> 00:15:14,955
‫حقیقت این بود، سه روز گذشته پشت سر هم

310
00:15:14,955 --> 00:15:16,707
‫لروی هردمن از جعبه ناهار چارلی

311
00:15:16,707 --> 00:15:18,042
‫دسر رو دزدید

312
00:15:19,335 --> 00:15:21,670
‫بی‌خیال شو، چارلی!

313
00:15:21,712 --> 00:15:22,880
‫چرا چارلی؟

314
00:15:22,880 --> 00:15:24,506
‫فکر کنم نوبت اون بود این ماه.

315
00:15:33,849 --> 00:15:37,227
‫روز سوم محاصره، چارلی تسلیم شد.

316
00:15:37,227 --> 00:15:40,356
‫باشه، بگیرش. برام مهم نیست.

317
00:15:40,356 --> 00:15:42,900
‫من همه خوراکی‌هایی که می‌خوام رو از کلیسا می‌گیرم.

318
00:15:42,900 --> 00:15:44,860
‫چه جور خوراکی‌هایی؟

319
00:15:44,860 --> 00:15:47,196
‫کیک شکلاتی، شکلات‌های تخته‌ای،

320
00:15:47,196 --> 00:15:51,867
‫بیسکویت ها، کول‌اید،
‫بستنی، دونات،

321
00:15:51,867 --> 00:15:53,535
‫پاپ‌کورن توپی.

322
00:15:53,994 --> 00:15:55,204
‫پس ادامه بده.

323
00:15:55,204 --> 00:15:57,748
‫کلیسا به من
‫همه چیزهایی که نیاز دارم رو میده.

324
00:15:57,748 --> 00:15:59,208
‫خیلی بد که تو هیچ‌وقت نمی‌فهمی.

325
00:15:59,208 --> 00:16:02,670
‫اگه یه روزی تو کلیسا ظاهر بشی،
‫آب میشی.

326
00:16:02,670 --> 00:16:04,797
‫دروغ چارلی
‫نمیتونست بدتر از این بشه

327
00:16:04,797 --> 00:16:07,216
‫ به این شکل فوق‌العاده.

328
00:16:07,216 --> 00:16:09,259
‫اون یکشنبه
‫روز جمع‌آوری غذا بود.

329
00:16:09,259 --> 00:16:11,178
‫صبح بخیر. ممنون که اومدید. خوشحالم که می‌بینمتون.

330
00:16:11,887 --> 00:16:13,055
‫سلام.

331
00:16:13,055 --> 00:16:14,848
‫خیلی خوشحالم که می‌بینمت. ممنون که اومدی.

332
00:16:19,144 --> 00:16:21,438
‫مطمئنی جای درستی اومدیم؟

333
00:16:21,438 --> 00:16:22,564
‫اونا اینجان.

334
00:16:23,691 --> 00:16:25,234
‫وای خدای من.

335
00:16:26,151 --> 00:16:27,403
‫ما می‌تونیم این کار رو انجام بدیم.

336
00:16:28,737 --> 00:16:30,197
‫فقط لبخند بزن.

337
00:16:30,197 --> 00:16:32,741
‫- کیک رو از کجا می‌گیری؟
‫- کیک؟

338
00:16:34,618 --> 00:16:35,995
‫آره. درست اونجا، همونه.

339
00:16:35,995 --> 00:16:38,414
‫ایده خوبی بود، لروی. می‌تونیم با این کار کنیم.

340
00:16:38,414 --> 00:16:40,624
‫تو برای کلاس یکشنبه اینجایی

341
00:16:40,624 --> 00:16:44,878
‫آها! می‌گه مدرسه بیشتر. می‌دونستم یه کلکی تو کاره.

342
00:16:44,878 --> 00:16:46,296
‫بیا بریم از اینجا.

343
00:16:46,296 --> 00:16:48,882
‫نه، نه، نه. این...
‫مثل مدرسه معمولی نیست.

344
00:16:49,758 --> 00:16:51,218
‫درباره عیسی یاد می‌گیری

345
00:16:51,218 --> 00:16:53,053
‫و درباره‌اش آهنگ می‌خونی.

346
00:16:53,053 --> 00:16:55,097
‫- والدینت اینجا هستن؟
‫- مامانم سر کاره.

347
00:16:55,097 --> 00:16:56,974
‫به ما گفتن
‫که دسر هست.

348
00:16:56,974 --> 00:16:58,809
‫دسر رایگان برای هر کسی
‫که بخواد.

349
00:16:58,809 --> 00:17:01,020
‫مطمئنم می‌تونم
‫یه چیزی برات پیدا کنم

350
00:17:01,020 --> 00:17:03,272
‫چیزی خاص بعد از مراسم،

351
00:17:03,272 --> 00:17:04,690
‫اگه دوست داری بمونی.

352
00:17:06,108 --> 00:17:08,235
‫نشونت میدم کجاست.

353
00:17:10,279 --> 00:17:12,448
‫وای، پسر.

354
00:17:12,448 --> 00:17:16,910
‫♪ عیسی منو دوست داره، اینو می‌دونم ♪

355
00:17:16,910 --> 00:17:20,914
‫ ♪ چون کتاب مقدس اینو میگه ♪

356
00:17:24,376 --> 00:17:25,794
‫اوه‌ اوه.

357
00:17:28,422 --> 00:17:31,800
‫بت، خوشحال میشی اگه کنار تو بشینن، درسته؟

358
00:17:33,677 --> 00:17:35,387
‫عالیه. بیا حالا.

359
00:17:49,193 --> 00:17:50,861
‫خب، هنوز آب نشدیم.

360
00:17:52,196 --> 00:17:53,405
‫اونا موندن.

361
00:17:53,405 --> 00:17:55,157
‫♪ عیسی منو دوست داره... ♪

362
00:17:55,199 --> 00:17:57,993
‫اونا هیچ سرودی نخوندن.

363
00:17:57,993 --> 00:17:59,661
‫♪ چون کتاب مقدس... ♪

364
00:17:59,661 --> 00:18:01,163
‫ای پدر ما که در آسمانی...

365
00:18:01,163 --> 00:18:02,498
‫...یا دعا نکردن.

366
00:18:03,874 --> 00:18:05,375
‫ عیسی بچه ی...

367
00:18:06,752 --> 00:18:09,546
‫اما مهارت‌های نقاشی‌شون را تمرین کردند.

368
00:18:17,054 --> 00:18:18,764
‫و یه کمم پول به جیب زدن.

369
00:18:20,057 --> 00:18:21,266
‫خیلی خب، بچه‌ها.

370
00:18:21,266 --> 00:18:23,268
‫ما به زودی تمرین‌ها رو شروع می‌کنیم

371
00:18:23,268 --> 00:18:25,104
‫برای نمایش کریسمس‌مون.

372
00:18:25,104 --> 00:18:27,606
‫پس لطفاً حتماً به والدینتون بگید

373
00:18:27,606 --> 00:18:29,191
‫که باید بعد از کلیسا

374
00:18:29,191 --> 00:18:31,527
‫هفته آینده با شما بمونن

375
00:18:31,527 --> 00:18:34,029
‫برای تمام جزئیات.

376
00:18:34,029 --> 00:18:36,657
‫امیدوارم امسال هم توی گروه کر باشی.

377
00:18:36,657 --> 00:18:38,117
‫- صدات، خیلی...
‫ - آروم باش، آلیس.

378
00:18:38,117 --> 00:18:40,119
‫نمی‌خوام نقش مریم رو بازی کنم

379
00:18:40,119 --> 00:18:42,746
‫فقط به خاطر اینکه مادرم نمایش رو اداره می‌کنه.

380
00:18:42,746 --> 00:18:44,915
‫سلام، نمایش تاریخی چیه؟

381
00:18:44,915 --> 00:18:46,416
‫- یه نمایش.
‫- نمایش؟

382
00:18:46,416 --> 00:18:48,460
‫می‌دونی، مثل یه فیلم.

383
00:18:48,460 --> 00:18:50,879
‫- ولی جلوی مردم.
‫- فیلم، آره؟

384
00:18:52,798 --> 00:18:54,883
‫هرمن‌ها خیلی اهل فیلم دیدن بودن.

385
00:18:56,218 --> 00:18:57,719
‫بیا اینجا، نیم وجبی...

386
00:18:57,719 --> 00:18:59,012
‫هرچند هیچ‌وقت خودشون پول نمی‌دادن.

387
00:18:59,012 --> 00:19:01,181
‫هی! هی! هی! وایسا! وایسا! وایسا!

388
00:19:01,181 --> 00:19:03,517
‫آی! آی! هی. نکن... وایسا. وایسا.

389
00:19:03,517 --> 00:19:06,145
‫دعوا نکنید. هی! باشه. باشه!

390
00:19:06,145 --> 00:19:07,813
‫هی! بسه دیگه! عزیزم. هی!

391
00:19:19,158 --> 00:19:20,742
‫همه میان
‫تا تماشا کنن.

392
00:19:20,742 --> 00:19:22,077
‫در مورد عیسیه.

393
00:19:25,539 --> 00:19:28,333
‫همه چیز اینجا همینه.

394
00:19:28,333 --> 00:19:29,918
‫بعد از اون نظر،

395
00:19:29,918 --> 00:19:31,461
‫فکر کردم زیاد براش
‫نمایش کریسمس مهم نیست.

396
00:19:31,461 --> 00:19:32,963
‫ولی اشتباه می‌کردم.

397
00:19:32,963 --> 00:19:35,090
‫و توی اردو تابستونی،
‫یه قایق خیلی سریع دارن.

398
00:19:35,090 --> 00:19:37,092
‫خیلی سریع‌تر از یه ماشینه.

399
00:19:37,092 --> 00:19:38,302
‫من فقط تا حالا
‫توی یه قایق پارویی بودم.

400
00:19:38,302 --> 00:19:40,220
‫و بعد یه قایق هست که از روش می‌پریم.

401
00:19:40,220 --> 00:19:41,763
‫می‌تونم شیرجه قو بزنم.

402
00:19:41,805 --> 00:19:42,681
‫به نظر جالب میاد.

403
00:19:42,681 --> 00:19:44,308
‫و بعدش یه خرس میاد و می‌خورتت.

404
00:19:45,893 --> 00:19:50,606
‫خب، شپشو، گوشه گیر، آماده‌اید برای این؟

405
00:19:50,606 --> 00:19:52,399
‫امسال قراره توی نمایش تون شرکت کنم.

406
00:19:53,400 --> 00:19:55,527
‫- چی گفتی؟
‫ -شپشو شنید.

407
00:19:55,527 --> 00:19:57,613
‫قراره توی نمایش کتاب مقدستون باشم.

408
00:19:57,613 --> 00:20:00,449
‫چی؟ نمی‌تونی توی نمایش باشی.

409
00:20:00,449 --> 00:20:02,618
‫قراره مامان بچه عیسی باشم.

410
00:20:02,618 --> 00:20:05,954
‫ها! تو خیلی کثیفی که بخوای نقش
‫مریم رو بازی کنی، ایموجین هردمن.

411
00:20:05,954 --> 00:20:07,581
‫همه می‌دونن.

412
00:20:07,581 --> 00:20:08,665
‫آلیس!

413
00:20:09,458 --> 00:20:12,669
‫- مریم کیه؟
‫- مادر عیسی مسیح.

414
00:20:12,669 --> 00:20:14,504
‫اینو همه می‌دونن
‫به جز تو.

415
00:20:14,504 --> 00:20:16,256
‫و من همیشه مریم هستم
‫در نمایش

416
00:20:16,256 --> 00:20:18,634
‫و هیچ کاری نمی‌تونی بکنی.

417
00:20:19,259 --> 00:20:21,386
‫عزیزم،

418
00:20:21,386 --> 00:20:23,347
‫بهشون می‌گی
‫نمی‌خوای این کارو بکنی.

419
00:20:24,014 --> 00:20:25,265
‫می‌خوای من مریم باشم.

420
00:20:25,265 --> 00:20:26,767
‫چرا باید این کار رو بکنم؟

421
00:20:26,767 --> 00:20:29,311
‫چون اگه نکنی،
‫بهار بعدی،

422
00:20:29,311 --> 00:20:31,313
‫وقتی که بیدمشک‌ها
‫بیرون میان،

423
00:20:31,313 --> 00:20:32,731
‫یه بیدمشک رو

424
00:20:32,731 --> 00:20:35,067
‫اونقدر توی
‫گوش خوشگلت فرو می‌کنم،

425
00:20:35,067 --> 00:20:36,902
‫که نتونن
‫درش بیارن.

426
00:20:36,902 --> 00:20:40,697
‫اونجا جوانه می‌زنه
‫و رشد می‌کنه و رشد می‌کنه.

427
00:20:40,697 --> 00:20:42,532
‫و بقیه عمرت رو

428
00:20:42,532 --> 00:20:44,159
‫با یه بوته بیدمشک

429
00:20:44,159 --> 00:20:45,869
‫که از سرت بیرون زده
‫می‌گذرونی.

430
00:20:47,162 --> 00:20:49,081
‫باور کنی یا نه، قبلاً این کار رو کرده بود.

431
00:20:49,081 --> 00:20:52,251
‫- ولم کن!
‫- باشه. فقط یه لحظه. یه لحظه.

432
00:20:55,462 --> 00:20:57,464
‫چی؟

433
00:21:01,218 --> 00:21:02,427
‫آه...

434
00:21:05,681 --> 00:21:07,349
‫به چی نگاه می‌کنی؟

435
00:21:07,391 --> 00:21:10,477
‫چرا اصلاً می‌خوای توی نمایش شرکت کنی؟

436
00:21:10,477 --> 00:21:11,853
‫به تو ربطی نداره.

437
00:21:22,239 --> 00:21:24,366
‫وقتی بچه‌های کوچیک همه خسته بودن،

438
00:21:24,366 --> 00:21:25,867
‫و بچه‌های بزرگ همه گرسنه بودن،

439
00:21:25,867 --> 00:21:27,995
‫و مامان ها همه می‌خواستن برن خونه و شام درست کنن

440
00:21:27,995 --> 00:21:29,579
‫بابا ها همه می‌خواستند برن به خونه

441
00:21:29,579 --> 00:21:31,123
‫و بازی را در تلویزیون ببینند،

442
00:21:31,123 --> 00:21:35,252
‫هردمن‌ها ساکت نشسته بودند، منتظر بودند مادرم شروع کند.

443
00:21:35,252 --> 00:21:37,546
‫ من دعا می‌کردم برای یه معجزه

444
00:21:37,546 --> 00:21:39,006
‫که ایموجین ساکت بشه

445
00:21:39,006 --> 00:21:40,799
‫و هردمن‌ها چیزی را آتش نزنن

446
00:21:40,799 --> 00:21:42,050
‫و تمرین مامانم رو خراب نکنن

447
00:21:42,050 --> 00:21:44,094
‫و جلوی همه ما رو شرمنده نکنن.

448
00:21:45,220 --> 00:21:47,723
‫ خب، این سه تا معجزه است.

449
00:21:50,642 --> 00:21:52,019
‫خب، سلام به همه.

450
00:21:53,812 --> 00:21:56,231
‫این زیاد طول نمی‌کشه.

451
00:21:56,231 --> 00:21:58,400
‫باشه، فقط یه لحظه.

452
00:21:58,400 --> 00:22:02,237
‫این از تماس‌های زیادیه که این هفته داشتیم.

453
00:22:02,237 --> 00:22:04,573
‫باشه.

454
00:22:04,573 --> 00:22:07,826
‫اول، همونطور که خانم آرمسترانگ همیشه می‌گه،

455
00:22:07,826 --> 00:22:11,621
‫"هیچ نقش کوچیکی وجود نداره، فقط بازیگرای کوچیک."

456
00:22:15,167 --> 00:22:16,168
‫این یعنی چی؟

457
00:22:17,336 --> 00:22:18,920
‫راستش رو بخوای نمی‌دونم.

458
00:22:19,880 --> 00:22:21,715
‫خب، ما تمرین‌های زیادی نداریم،

459
00:22:21,715 --> 00:22:24,134
‫پس همه‌تون باید سعی کنید توی هر کدوم حاضر باشید.

460
00:22:25,802 --> 00:22:29,806
‫- اگه مریض بشیم چی؟
‫- مریض نمی‌شید.

461
00:22:29,806 --> 00:22:35,062
‫حالا، شما بچه‌های کوچولو
‫اینجا، شما فرشته می‌شید.

462
00:22:35,062 --> 00:22:37,230
‫"پسرها و دخترهای بزرگتر
‫چوپان می‌شن

463
00:22:37,230 --> 00:22:40,650
‫"و مهمان‌های مهمانسرا
‫و اعضای گروه کر.

464
00:22:40,650 --> 00:22:42,527
‫"و ما به مریم و یوسف نیاز داریم،

465
00:22:42,527 --> 00:22:45,280
‫"سه مرد دانا،
‫و فرشته خداوند.

466
00:22:45,280 --> 00:22:49,117
‫"نقش‌ها سخت نیستن،
‫ولی نقش‌های مهمی‌ان."

467
00:22:49,117 --> 00:22:50,827
‫اوه. "پس اون بچه‌ها باید

468
00:22:50,827 --> 00:22:53,997
‫"حتما به هر تمرین بیان."

469
00:22:53,997 --> 00:22:55,499
‫اگه مریض بشن چی؟

470
00:22:55,499 --> 00:22:57,793
‫اونا مریض نمی‌شوند.
‫اما اگر مریض شدند چی؟

471
00:22:57,793 --> 00:22:59,669
‫هیچکس مریض نمیشه، دیوید.

472
00:23:00,462 --> 00:23:02,464
‫"ما همیشه با مریم شروع می‌کنیم.

473
00:23:02,464 --> 00:23:04,966
‫"باید ماریم را با دقت انتخاب کنیم

474
00:23:04,966 --> 00:23:08,178
‫"چون ماریم
‫مادر عیسی ـه.

475
00:23:08,178 --> 00:23:12,641
‫"اون باید دختری شیرین و
‫شاد باشد که..."

476
00:23:13,767 --> 00:23:17,020
‫باشه، بسه دیگه.

477
00:23:17,020 --> 00:23:20,315
‫می‌دونم خیلی‌هاتون دوست دارید
‫نقش مریم رو توی نمایش ما بازی کنید،

478
00:23:20,315 --> 00:23:22,526
‫اما فقط یکی رو نیاز داریم.

479
00:23:22,526 --> 00:23:24,236
‫ایموجین،
‫سوالی داری؟

480
00:23:24,236 --> 00:23:27,072
‫نه. من می‌خوام مریم باشم.

481
00:23:27,072 --> 00:23:29,157
‫و رالف می‌خواد جو باشه.

482
00:23:29,157 --> 00:23:31,368
‫مثل یه فیلم کارآگاهی بود

483
00:23:31,368 --> 00:23:32,661
‫که یه پیرزن مهربون

484
00:23:32,661 --> 00:23:33,912
‫یه تفنگ رو از شیشه ی پنجره ی بانک میاره تو

485
00:23:33,912 --> 00:23:35,288
‫و می‌گه، "همه پول‌هاتون رو بدین به من،"

486
00:23:35,288 --> 00:23:36,706
‫و تو نمی‌تونی باور کنی.

487
00:23:36,706 --> 00:23:38,667
‫مامانم نمی‌تونست باور کنه.

488
00:23:38,667 --> 00:23:41,670
‫باید به همه یه فرصت بدیم.

489
00:23:41,670 --> 00:23:44,214
‫کسی دیگه‌ای هست که بخواد برای نقش یوسف داوطلب بشه؟

490
00:23:46,425 --> 00:23:49,386
‫المر؟ تو معمولاً دوست داری نقش یوسف رو بازی کنی.

491
00:23:49,386 --> 00:23:51,513
‫المر از بازی کردن نقش یوسف متنفر بود.

492
00:23:51,513 --> 00:23:52,848
‫ولی باباش کشیش بود،

493
00:23:52,848 --> 00:23:54,975
‫وقتی کس دیگه ای داوطلب نشد.
‫اونو اجبار کرد.

494
00:23:56,518 --> 00:23:59,020
‫هیچ‌کس دیگه هیچ‌وقت داوطلب نمی‌شد.

495
00:24:00,313 --> 00:24:03,900
‫خب، این خیلی عجیبه. کسی دیگه‌ای هست؟

496
00:24:06,278 --> 00:24:07,279
‫خیلی خب.

497
00:24:08,363 --> 00:24:10,282
‫رالف یوسف ما میشه.

498
00:24:10,282 --> 00:24:13,994
‫کسی هست که بخواد برای نقش مریم داوطلب بشه؟

499
00:24:13,994 --> 00:24:16,121
‫آلیس، نمی‌خوای امسال داوطلب بشی؟

500
00:24:18,248 --> 00:24:20,167
‫نه، نه

501
00:24:23,336 --> 00:24:24,713
‫کسی هست؟

502
00:24:24,754 --> 00:24:27,382
‫مامان توی یه وضعیت خیلی بد بود.
‫تو بد ترین وضعیت ممکن.

503
00:24:27,382 --> 00:24:31,595
‫والدین، جشنواره، کلیسا، کل شهر،

504
00:24:31,595 --> 00:24:34,723
‫همه مامان رو مقصر می‌دونستن اگه جشنواره خراب می‌شد.

505
00:24:34,723 --> 00:24:36,391
‫الان من قدم بر می‌داشتم که کمک کنم؟

506
00:24:37,601 --> 00:24:39,144
‫کاری که بعدش انجام می‌دادم

507
00:24:39,144 --> 00:24:43,148
‫سرنوشت جشنواره رو تا به امروز تعیین می‌کرد.

508
00:24:51,323 --> 00:24:52,782
‫باشه.

509
00:24:52,782 --> 00:24:55,952
‫ایموجین مریم ما خواهد بود.

510
00:25:00,582 --> 00:25:03,043
‫ما مردان دانا رو داریم بعدی.

511
00:25:03,043 --> 00:25:05,003
‫لروی، کلود و اولی
‫می‌خوان بازی کنن.

512
00:25:05,003 --> 00:25:07,964
‫باشه، حالا باید به همه
‫یه فرصت بدیم، ایموجین.

513
00:25:07,964 --> 00:25:10,383
‫همه فرصت خودشون رو داشتن.

514
00:25:10,383 --> 00:25:13,053
‫اونا همه جور فرصتی داشتن.

515
00:25:13,053 --> 00:25:15,347
‫- و فرشته خداوند؟
‫- گلادیس.

516
00:25:15,347 --> 00:25:17,265
‫من!

517
00:25:17,933 --> 00:25:21,436
‫رابی! رابی!

518
00:25:22,562 --> 00:25:24,439
‫میشل.

519
00:25:24,439 --> 00:25:25,815
‫دستتو بالا ببر.

520
00:25:27,442 --> 00:25:30,070
‫فرض کن که همین بود.

521
00:25:31,404 --> 00:25:33,281
‫اوه، ما به چوپان‌ها نیاز داریم.

522
00:25:33,281 --> 00:25:34,824
‫چارلی، تو واردی.

523
00:25:35,325 --> 00:25:36,368
‫دیوید و رابی؟

524
00:25:36,368 --> 00:25:39,621
‫تازه یادم افتاد،
‫ما داریم میریم فیلادلفیا.

525
00:25:39,621 --> 00:25:42,123
‫- ما نمیـریم!
‫- احتمالاً حالم بد میشه.

526
00:25:42,123 --> 00:25:44,501
‫هر دوی شما رو می‌نویسم
‫کار از محکم کاری عیب نمیکنه.

527
00:25:44,501 --> 00:25:46,711
‫مامان، گلادیس هردمن
‫خیلی محکم می‌زنه.

528
00:25:46,711 --> 00:25:49,673
‫خدای من، گلادیس قرار نیست
‫کسی رو بزنه.

529
00:25:49,673 --> 00:25:50,966
‫چه حرفیه که میزنی!

530
00:25:51,675 --> 00:25:52,884
‫فرشته خداوند

531
00:25:52,884 --> 00:25:54,511
‫به چوپان‌ها در صحرا
‫سر می‌زند

532
00:25:54,511 --> 00:25:56,596
‫و به اونا میگه که
‫که عیسی به دنیا آمده.

533
00:25:56,596 --> 00:25:57,889
‫و بعد هم اونا رو کتک می‌زنه.

534
00:25:57,889 --> 00:25:59,849
‫نمی‌خوام دیگه
‫حرفی دربارش بشنوم.

535
00:25:59,849 --> 00:26:02,352
‫هیچ چوپانی استعفا نمی‌ده
‫یا مریض نمی‌شه.

536
00:26:02,352 --> 00:26:03,853
‫یا به فیلادلفیا نمی‌ره.

537
00:26:03,853 --> 00:26:05,480
‫آخ!

538
00:26:06,856 --> 00:26:08,316
‫برای مامانم خیلی ناراحت شدم.

539
00:26:08,316 --> 00:26:10,735
‫ و بعضی از اونا تقصیر من بود.

540
00:26:10,735 --> 00:26:12,195
‫پنج دقیقه بود که جای

541
00:26:12,195 --> 00:26:13,863
‫ خانم آرمسترانگ نشسته بود

542
00:26:13,863 --> 00:26:16,700
‫و هردمن‌ها کل نمایش را به دست گرفته بودند.

543
00:26:16,700 --> 00:26:19,244
‫می‌ترسیدم که همون نمایش قدیمی باشه،

544
00:26:19,244 --> 00:26:22,205
‫و حالا حاضرم هر کاری بکنم که دوباره خسته‌کننده باشد.

545
00:26:24,708 --> 00:26:26,793
‫خبر اتفاقات خیلی سریع‌تر

546
00:26:26,793 --> 00:26:29,087
‫از آتیشی که هردمن‌ها تو چمن‌زار به پا کرده بودند دست به دست میشد.

547
00:26:29,087 --> 00:26:31,673
‫بچه‌ها به والدینشون گفتن، والدین به همسایه‌ها زنگ زدند

548
00:26:31,715 --> 00:26:33,717
‫و همسایه‌ها به اقوامشان زنگ زدن.

549
00:26:42,434 --> 00:26:45,353
‫چطور گذاشتی این اتفاق بیـفته؟ چطور...

550
00:26:46,813 --> 00:26:50,275
‫چطور ممکنه...

551
00:26:50,275 --> 00:26:52,527
‫کسی یه کیسه کاغذی داره؟

552
00:26:52,527 --> 00:26:53,945
‫منصفانه نیست که یه خانواده کامل

553
00:26:53,945 --> 00:26:55,196
‫که حتی به کلیسای ما نمی‌رن

554
00:26:55,196 --> 00:26:56,865
‫یهویی اومدن و نمایش رو گرفتن.

555
00:26:56,865 --> 00:26:58,533
‫نامردی شد.

556
00:26:58,575 --> 00:27:02,245
‫همه‌مون موافقیم که این یه فاجعه بود.

557
00:27:02,245 --> 00:27:04,914
‫چون هردمن‌ها برای نمایش داوطلب شدن؟

558
00:27:04,914 --> 00:27:07,125
‫اون داره به حمله شدید

559
00:27:07,125 --> 00:27:09,711
‫به فرآیند بی‌طرفانه انتخاب بازیگر دیروز اشاره می‌کنه.

560
00:27:09,711 --> 00:27:11,421
‫با تمام احترامی که قائلم،

561
00:27:11,421 --> 00:27:12,964
‫هیچ چیزی در این فرآیند

562
00:27:12,964 --> 00:27:15,800
‫هرگز بی‌طرف نبوده،
‫خانم آرمسترانگ.

563
00:27:15,800 --> 00:27:18,386
‫و در مورد حمله شدید،

564
00:27:18,386 --> 00:27:22,057
‫من واقعاً از بچه‌هاتون خواهش کردم که شرکت کنن.

565
00:27:22,057 --> 00:27:24,434
‫ما از شوک فلج شدیم.

566
00:27:24,893 --> 00:27:26,102
‫اما شما صحبت کردید.

567
00:27:26,853 --> 00:27:28,229
‫این به همین جوری اومد تو دهنم.

568
00:27:30,774 --> 00:27:32,484
‫ببخشید، اما...

569
00:27:32,484 --> 00:27:33,902
‫ما از کلمات خیلی بزرگ استفاده می‌کنیم

570
00:27:33,902 --> 00:27:35,278
‫صحبت کردن درباره یک نمایش

571
00:27:35,278 --> 00:27:38,073
‫که بچه‌ها فقط باید

572
00:27:38,073 --> 00:27:39,616
‫همون جای که هر سال بودن وایستن.

573
00:27:39,616 --> 00:27:42,077
‫ما اینو جدی می‌گیریم.

574
00:27:42,077 --> 00:27:45,872
‫منم همینطور، خانم اسلوکام،
‫به همین دلیل داوطلب شدم.

575
00:27:45,872 --> 00:27:49,501
‫با توجه به اینکه کی رو برای نقش مریم انتخاب کردی، ظاهراً اینطور نیست.

576
00:27:51,044 --> 00:27:52,754
‫ربکا...

577
00:27:52,754 --> 00:27:54,964
‫بنظرت ممکنه که به عنوان مادر آلیس،

578
00:27:54,964 --> 00:27:57,509
‫شخصاً علاقه‌مندم که کی نقش مریم رو بازی کنه؟

579
00:27:57,509 --> 00:28:00,136
‫این نمایش مقدسه.

580
00:28:00,136 --> 00:28:03,807
‫وایستا
‫نمایش مقدسه؟

581
00:28:03,807 --> 00:28:05,975
‫- معلومه که هست.
‫- درباره جامعه است.

582
00:28:05,975 --> 00:28:07,769
‫- و جمع‌آوری کمک.
‫- و مادر مریم.

583
00:28:07,769 --> 00:28:09,354
‫و سنت.

584
00:28:09,354 --> 00:28:10,563
‫شما چی پیشنهاد می‌کنید؟

585
00:28:10,563 --> 00:28:12,941
‫که هرمن‌ها رو از نمایش کریسمس بندازم بیرون

586
00:28:12,941 --> 00:28:14,984
‫و نذارم بیان کلیسا؟

587
00:28:15,777 --> 00:28:16,945
‫بله.

588
00:28:33,753 --> 00:28:36,005
‫منظورم اینه، نمی‌تونم همین‌جوری بندازمشون بیرون.

589
00:28:36,005 --> 00:28:38,925
‫ولی حق با اوناست. ممکنه با هرمن‌ها خراب کاری کنن.

590
00:28:38,925 --> 00:28:41,970
‫حالا، این یه نمایشیه که واقعاً دوست دارم ببینم.

591
00:28:41,970 --> 00:28:43,596
‫مادر مریم داره سیگار می‌کشه،

592
00:28:43,596 --> 00:28:46,725
‫چوپان‌ها دارن با چوباشون همدیگه رو می‌زنن.

593
00:28:46,725 --> 00:28:48,935
‫پنج دلار شرط می‌بندم که طویله رو آتیش می‌زنن.

594
00:28:48,935 --> 00:28:50,019
‫چرا باید بهشون می‌گفتی

595
00:28:50,019 --> 00:28:52,188
‫که تو کلیسا غذا می‌دن، احمق؟

596
00:28:52,188 --> 00:28:53,523
‫چون فکر نمی‌کردم واقعاً

597
00:28:53,523 --> 00:28:55,066
‫وارد ساختمون کلیسا بشن!

598
00:28:55,066 --> 00:28:57,110
‫تعجب می‌کنم که اونجا رو آتیش نزدن.

599
00:28:57,861 --> 00:28:59,654
‫ببخشید که داوطلب نشدم.

600
00:29:01,156 --> 00:29:02,907
‫به نظرت من نمایش رو خراب کردم؟

601
00:29:02,907 --> 00:29:06,453
‫وای، نه عزیزم! نه!

602
00:29:07,996 --> 00:29:10,165
‫بث، بهت میگم
‫همون چیزی که به

603
00:29:10,165 --> 00:29:12,500
‫اون آدمای از خود راضی و
‫کنترل‌گر

604
00:29:12,500 --> 00:29:13,835
‫از کلیسا گفتم،

605
00:29:13,835 --> 00:29:15,587
‫که در حالی که هلن آرمسترانگ
‫ممکنه تعجب کنه

606
00:29:15,587 --> 00:29:16,838
‫که خورشید هر روز صبح طلوع می‌کنه

607
00:29:16,880 --> 00:29:18,256
‫حتی اگه اون اونجا نباشه
‫تا نظارتش کنه،

608
00:29:18,256 --> 00:29:20,008
‫اون تنها زن این دنیا نیست

609
00:29:20,008 --> 00:29:21,384
‫که بتونه
‫یه نمایش کریسمس رو برگزار کنه.

610
00:29:21,384 --> 00:29:23,178
‫اگر فکر می‌کنند

611
00:29:23,178 --> 00:29:24,846
‫که من نمی‌تونم انجامش بدم،

612
00:29:24,846 --> 00:29:26,389
‫اونا یک درس عبرت بزرگ در پیش دارند.

613
00:29:27,098 --> 00:29:28,933
‫همه اینا رو گفتی؟

614
00:29:28,933 --> 00:29:31,478
‫خب، نه همه‌اش.

615
00:29:32,729 --> 00:29:34,522
‫- هیچکدومش؟
‫- بی‌خیال.

616
00:29:34,522 --> 00:29:37,025
‫شب اولین تمرین بود.

617
00:29:37,025 --> 00:29:39,486
‫شب بزرگی برای مامان بود تا ثابت کند که میتونه این کار را انجام بده.

618
00:29:39,486 --> 00:29:41,905
‫من آماده بودم که به هر طریقی که شده بهش کمک کنم.

619
00:29:41,905 --> 00:29:43,990
‫اما اول، مثل همیشه، بچه‌ها را فرستادن بیرون

620
00:29:43,990 --> 00:29:45,325
‫فکر کنم بیشتر از اینکه درباره دعا باشه

621
00:29:45,325 --> 00:29:46,910
‫می‌خواستن همه‌مون

622
00:29:46,910 --> 00:29:49,370
‫انرژی‌مون رو تخلیه کنیم که بعداً رفتار خوبی داشته باشیم.

623
00:29:49,412 --> 00:29:50,580
‫ولی بعدش...

624
00:30:04,260 --> 00:30:05,386
‫حالا.

625
00:30:22,779 --> 00:30:24,072
‫بسه.

626
00:30:25,406 --> 00:30:28,743
‫هی بچه‌ها. تا یه دقیقه دیگه آماده‌تون می‌کنن.

627
00:30:28,743 --> 00:30:29,828
‫تمرین خوبی داشته باشین.

628
00:30:51,432 --> 00:30:52,809
‫اولین تمرین معمولاً

629
00:30:52,809 --> 00:30:55,645
‫به اندازه یه سفر سه ساعته با اتوبوس مدرسه سرگرم‌کننده بود.

630
00:30:55,645 --> 00:30:57,897
‫شلوغ و پرجمعیت بود.

631
00:30:57,897 --> 00:30:59,858
‫اما بعد از چیزی که باهاش روبرو شده بودیم،

632
00:30:59,858 --> 00:31:01,067
‫هیچ‌کس صدایی در نیاورد

633
00:31:01,067 --> 00:31:02,986
‫و ما فقط ساکت منتظر موندیم ببینیم

634
00:31:02,986 --> 00:31:05,530
‫چه کار وحشتناکی ممکنه از هردمن‌ها سر بزنه.

635
00:31:05,530 --> 00:31:08,199
‫به همین دلیله که نباید می‌اومدن.

636
00:31:08,199 --> 00:31:10,118
‫بنظرتون کشیش هاپکینز درباره وقتی که عیسی گفت،

637
00:31:10,118 --> 00:31:12,203
‫"بگذارید بچه‌ها نزد من بیایند" صحبت نکرد؟

638
00:31:12,203 --> 00:31:15,081
‫آره، خب، عیسی هردمن‌ها رو تحمل نمی‌کرد.

639
00:31:15,081 --> 00:31:17,041
‫- باشه.
‫- مامان؟

640
00:31:17,876 --> 00:31:19,294
‫کمک میخوای؟

641
00:31:19,294 --> 00:31:21,546
‫امروز قراره همه چیز رو نادیده بگیریم
‫حتی اینکه مامانتم.

642
00:31:22,630 --> 00:31:23,673
‫قراره زود شروع کنم.

643
00:31:23,673 --> 00:31:25,091
‫حالا برو بشین کنار ایموجین.

644
00:31:25,758 --> 00:31:26,759
‫مامان!

645
00:31:28,469 --> 00:31:31,180
‫شاید سکوتت بهش سرایت کنه.

646
00:31:36,269 --> 00:31:38,438
‫خب، همه ساکت بشید.

647
00:31:40,815 --> 00:31:42,609
‫خیلی خوب، پس.

648
00:31:43,985 --> 00:31:45,278
‫باشه.

649
00:31:45,278 --> 00:31:48,698
‫خوش آمدید، همه. خوشحالیم که همتون رو می‌بینیم.

650
00:31:48,698 --> 00:31:50,283
‫این ممکنه بزرگترین دروغی بوده باشه

651
00:31:50,283 --> 00:31:52,535
‫که تا حالا تو کلیسا بلند گفته شده.

652
00:31:52,535 --> 00:31:53,953
‫اول، بخش آسونش.

653
00:31:53,953 --> 00:31:55,538
‫اوه، بیاید همه رو به فرشته‌ها

654
00:31:55,538 --> 00:31:58,166
‫و چوپان‌ها و مهمان‌های مهمانسرا جدا کنیم.

655
00:31:58,166 --> 00:32:00,460
‫چوپان‌ها کی بودن؟
‫ از کجا اومده بودن؟

656
00:32:00,460 --> 00:32:02,170
‫- مهمانسرا چیه؟
‫- مثل یه متل

657
00:32:02,170 --> 00:32:04,005
‫جایی که مردم میرن تا شب رو بگذرونن.

658
00:32:04,005 --> 00:32:05,381
‫چه مردمی؟ عیسی؟

659
00:32:05,381 --> 00:32:08,259
‫اوه، واقعاً! عیسی هنوز به دنیا نیومده بود!

660
00:32:08,259 --> 00:32:10,136
‫مریم و یوسف به آنجا رفتند.

661
00:32:10,136 --> 00:32:12,055
‫- چرا؟
‫- اول چه اتفاقی افتاد؟

662
00:32:12,055 --> 00:32:14,724
‫- از اول شروع کن.
‫- از همون اول اول؟

663
00:32:14,724 --> 00:32:17,101
‫این واقعاً همه رو ترسوند چون شروع میشه

664
00:32:17,101 --> 00:32:19,103
‫ (کتاب پیدایش)

665
00:32:19,103 --> 00:32:20,605
‫جایی که می‌گه
‫"در ابتدا."

666
00:32:20,605 --> 00:32:23,441
‫و اگه از اونجا شروع کنیم،
‫سال‌ها اینجا خواهیم بود.

667
00:32:23,441 --> 00:32:26,486
‫بیایید از آغاز داستان کریسمس شروع کنیم.

668
00:32:27,403 --> 00:32:30,698
‫همه ما اینو میلیون بار شنیدیم.

669
00:32:30,740 --> 00:32:31,824
‫فکر می‌کنم ایده خوبی هستش.

670
00:32:31,824 --> 00:32:33,660
‫برای همه‌مون
‫تا دوباره بشنویمش.

671
00:32:33,660 --> 00:32:36,412
‫یادآوری خوبیه از اینکه
‫کریسمس درباره‌ی چیه.

672
00:32:37,372 --> 00:32:39,832
‫"و یوسف هم از
‫جلیل رفت،

673
00:32:39,832 --> 00:32:41,334
‫"از شهر ناصره

674
00:32:41,334 --> 00:32:42,710
‫"به یهودیه...

675
00:32:42,710 --> 00:32:46,381
‫"به شهر داوود،
‫که بهش بیت‌لحم می‌گن،

676
00:32:46,381 --> 00:32:49,217
‫"چون او از خاندان
‫و نسل داوود بود،

677
00:32:49,217 --> 00:32:53,262
‫"تا با مریم،
‫همسر محبوبش، باشه،

678
00:32:53,262 --> 00:32:55,223
‫"که باردار بود."

679
00:32:55,223 --> 00:32:56,599
‫"باردار بود"؟

680
00:32:56,599 --> 00:32:59,102
‫- حامله بوده، احمق.
‫- رالف، بسه دیگه.

681
00:32:59,102 --> 00:33:01,312
‫خیلی خوب نیست بگی
‫که مریم حامله بود.

682
00:33:01,312 --> 00:33:03,231
‫مامانم نمی‌خواد ما
‫در مورد این چیزا حرف بزنیم.

683
00:33:03,272 --> 00:33:05,650
‫حقیقت داشت.
‫خانم وندلکن خوشش نمی‌اومد

684
00:33:05,650 --> 00:33:07,527
‫گربه‌ها بچه‌دار بشن
‫یا پرنده‌ها تخم بذارن،

685
00:33:07,527 --> 00:33:09,153
‫و نمی‌ذاشت
‫آلیس با کسی که دو تا خرگوش داره بازی کنه.

686
00:33:09,153 --> 00:33:10,989
‫خفه می‌شی؟

687
00:33:10,989 --> 00:33:12,281
‫می‌خوام بشنوم.

688
00:33:12,907 --> 00:33:14,117
‫باورم نمی‌شد.

689
00:33:15,535 --> 00:33:18,079
‫ هردمن‌ها معروف بودن به اینکه هیچ‌وقت آروم نمی‌نشستن

690
00:33:18,079 --> 00:33:20,206
‫و هیچ‌وقت به کسی توجه نمی‌کردن،

691
00:33:20,206 --> 00:33:22,583
‫معلم‌ها، والدین، پلیس.

692
00:33:22,583 --> 00:33:25,253
‫اما یه چیزی توی داستان کریسمس

693
00:33:25,253 --> 00:33:27,088
‫باعث شده بود که به هر کلمه گوش بدن.

694
00:33:27,130 --> 00:33:29,298
‫مریم و یوسف مجبور شدن برن توی طویله

695
00:33:29,298 --> 00:33:33,094
‫چون جایی براشون تو مهمانخانه نبود.

696
00:33:33,094 --> 00:33:34,846
‫خدایا!

697
00:33:34,846 --> 00:33:36,097
‫حتی برای عیسی هم جا نبود؟

698
00:33:36,139 --> 00:33:38,808
‫ما اسم خدا رو اینجوری استفاده نمی‌کنیم، ایموجین.

699
00:33:38,808 --> 00:33:40,268
‫یک آخور چیه؟

700
00:33:40,268 --> 00:33:42,270
‫مثل تخت خوابه
‫برای بچه؟

701
00:33:42,270 --> 00:33:44,105
‫چرا باید توی طویله
‫تخت خواب داشته باشن؟

702
00:33:44,105 --> 00:33:46,899
‫خب، اصل موضوع همینه،
‫در واقع، لروی.

703
00:33:46,899 --> 00:33:48,609
‫توی طویله تخت خواب نداشتن.

704
00:33:48,609 --> 00:33:50,236
‫باید از هرچی که بود استفاده می‌کردن.

705
00:33:50,236 --> 00:33:52,447
‫تو چیکار می‌کردی
‫اگه یه بچه تازه به دنیا اومده داشتی

706
00:33:52,447 --> 00:33:54,115
‫و تخت خوابی برای گذاشتن بچه نداشتی؟

707
00:33:54,115 --> 00:33:55,825
‫ما گلادیس رو توی کشوی کمد گذاشتیم.

708
00:33:57,744 --> 00:33:59,162
‫بفرما.

709
00:33:59,162 --> 00:34:00,371
‫مریم بچه عیسی رو گذاشت

710
00:34:00,371 --> 00:34:02,915
‫توی یه آخور سنگی
‫برای حیوانات.

711
00:34:02,915 --> 00:34:05,168
‫اون لباس‌های مچاله شده چی بودن؟

712
00:34:05,168 --> 00:34:07,712
‫گفتی که اون رو توی لباس‌های مچاله شده پیچید.

713
00:34:07,712 --> 00:34:09,338
‫قنداق.

714
00:34:10,131 --> 00:34:11,758
‫قبلاً بچه‌هاشون رو محکم می‌پیچیدن

715
00:34:11,758 --> 00:34:13,176
‫توی یه تکه پارچه بزرگ

716
00:34:13,176 --> 00:34:14,385
‫که نتونن تکون بخورن.

717
00:34:14,385 --> 00:34:17,346
‫اون رو بستن و گذاشتنش توی یه جعبه؟

718
00:34:17,346 --> 00:34:18,890
‫سازمان حمایت از کودکان کجا بود؟

719
00:34:22,143 --> 00:34:23,978
‫و ناگهان، فرشته‌ی خداوند

720
00:34:23,978 --> 00:34:25,354
‫بر آن‌ها نازل شد

721
00:34:25,354 --> 00:34:27,982
‫و بزرگی خداوند بر آن‌ها تابید.

722
00:34:27,982 --> 00:34:29,358
‫شزم!

723
00:34:30,151 --> 00:34:31,402
‫شزم؟

724
00:34:31,402 --> 00:34:34,072
‫از دل شب سیاه با انتقامی وحشتناک،

725
00:34:34,072 --> 00:34:36,157
‫مارو قدرتمند ظاهر شد!

726
00:34:36,157 --> 00:34:38,367
‫این بیشترین حرفیه که تا حالا زده.

727
00:34:39,452 --> 00:34:41,162
‫این یه کتاب کمیکه.

728
00:34:41,162 --> 00:34:42,663
‫آه.

729
00:34:43,164 --> 00:34:45,416
‫خب، پس، بله.

730
00:34:45,416 --> 00:34:47,043
‫فکر می‌کنم فرشته خداوند

731
00:34:47,043 --> 00:34:49,378
‫یه جورایی شبیه
‫یه قهرمان کتاب‌های کمیکه.

732
00:34:51,422 --> 00:34:52,673
‫"حالا...

733
00:34:52,673 --> 00:34:55,635
‫"...وقتی که عیسی در بیت‌لحم یهودیه به دنیا اومد،

734
00:34:55,635 --> 00:34:59,388
‫"در روزهای هیرود پادشاه، ببین،

735
00:34:59,388 --> 00:35:02,850
‫"مردان دانا از شرق به اورشلیم آمدند."

736
00:35:02,850 --> 00:35:06,229
‫اون تویی، لروی. کلود، اولی، توجه کنید.

737
00:35:06,229 --> 00:35:08,731
‫چطور دانا؟ اونا معلم بودن یا چی؟

738
00:35:08,731 --> 00:35:10,983
‫نه، کله‌پوک، اونا مثل رئیس‌جمهوران هستن.

739
00:35:10,983 --> 00:35:12,693
‫بیاین دعوا نکنیم.

740
00:35:12,693 --> 00:35:15,321
‫تقریبا درسته.
‫اونا پادشاه بودن.

741
00:35:15,321 --> 00:35:16,531
‫خب، چه عجب.

742
00:35:16,531 --> 00:35:18,366
‫شاید بالاخره یکی بگه

743
00:35:18,366 --> 00:35:20,243
‫به اون مهمانخانه‌دار
‫بگه

744
00:35:20,243 --> 00:35:22,411
‫بره اون بچه رو
‫از طویله بیاره بیرون.

745
00:35:24,872 --> 00:35:26,707
‫"و وقتی وارد خانه شدند،

746
00:35:26,707 --> 00:35:30,211
‫"کودک را با مریم، مادرش دیدند،

747
00:35:30,211 --> 00:35:32,547
‫"و به زمین افتادند
‫و او را پرستش کردند.

748
00:35:32,547 --> 00:35:34,215
‫"و وقتی گنجینه‌هایشان را باز کردند،

749
00:35:34,215 --> 00:35:37,218
‫"آنها به او هدیه دادند،

750
00:35:37,218 --> 00:35:39,887
‫"طلا، کندر و مر."

751
00:35:39,887 --> 00:35:41,889
‫صبر کن. اون چیزا چیه؟

752
00:35:41,889 --> 00:35:43,474
‫روغن و عطر.

753
00:35:43,474 --> 00:35:47,562
‫روغن؟ چه جور پادشاه بدبختی روغن میده؟

754
00:35:47,562 --> 00:35:50,481
‫تو پناهگاه آتش‌نشان‌ها هدیه‌های بهتری می‌گیری.

755
00:35:50,481 --> 00:35:53,317
‫در واقع، اون شاه هیرود بود.

756
00:35:53,317 --> 00:35:56,445
‫او مردان خردمند را فرستاد تا نوزاد عیسی را پیدا کنند.

757
00:35:56,445 --> 00:35:59,157
‫ اون بود که هدیه‌های بی‌ارزش فرستاده بود؟

758
00:35:59,157 --> 00:36:00,741
‫در واقع، بدتر از اون بود.

759
00:36:00,741 --> 00:36:03,494
‫هیرود تصمیم داشت
‫بچه عیسی رو بکشه.

760
00:36:03,494 --> 00:36:05,246
‫- خدای من!
‫- ایموجین.

761
00:36:05,246 --> 00:36:06,581
‫اصلاً کی نقش هیرود رو بازی می‌کنه؟

762
00:36:06,581 --> 00:36:08,541
‫ما هیرود رو تو نمایش‌مون نشون نمی‌دیم.

763
00:36:08,541 --> 00:36:10,585
‫چی؟

764
00:36:10,585 --> 00:36:12,420
‫- بیا دیگه!
‫- نه!

765
00:36:12,420 --> 00:36:14,505
‫باید نشون بدین که آخرش کتک می‌خوره.

766
00:36:14,505 --> 00:36:15,673
‫چارلی می‌تونه هیرود باشه.

767
00:36:15,673 --> 00:36:17,466
‫- نمی‌خوام هیرود باشم.
‫- نه!

768
00:36:17,466 --> 00:36:19,135
‫یکی باید اون مهمان‌دار رو هم بگیره.

769
00:36:19,135 --> 00:36:20,428
‫گلادیس، از قدرت فرشته‌ات استفاده کن.

770
00:36:20,428 --> 00:36:22,555
‫نه عزیزم،
‫فکر نمی‌کنم ما...

771
00:36:26,976 --> 00:36:29,562
‫خیلی خب، کافیه.
‫کافیه! کافیه.

772
00:36:31,939 --> 00:36:34,233
‫باشه، باشه.

773
00:36:36,152 --> 00:36:38,821
‫لطفاً، ازتون می‌خوام
‫آروم بگیرید.

774
00:36:38,821 --> 00:36:41,490
‫- شاید عیسی بتونه هیرود رو بکشه.
‫- شزم!

775
00:37:03,137 --> 00:37:05,890
‫- نقاشی قشنگیه، نه؟
‫- حدس می‌زنم.

776
00:37:07,850 --> 00:37:11,604
‫اون مریم،
‫خیلی سرسخت بود.

777
00:37:11,604 --> 00:37:13,231
‫سرسخت؟

778
00:37:13,231 --> 00:37:15,399
‫آره. خیلی چیزها رو
‫تحمل کرد.

779
00:37:15,399 --> 00:37:16,734
‫چالش‌های بزرگی را پشت سر گذاشتند

780
00:37:16,734 --> 00:37:18,569
‫تا کودکی را به دنیا بیاورند.

781
00:37:20,488 --> 00:37:23,115
‫هوم. به نظر سخت نیست.

782
00:37:23,115 --> 00:37:25,743
‫فقط شیرین و زیبا به چشم میاد.

783
00:37:25,743 --> 00:37:28,663
‫آره. توی اون نقاشی،
‫فکر کنم، آره.

784
00:37:30,873 --> 00:37:32,416
‫چرا اسم شهرمون رو

785
00:37:32,416 --> 00:37:33,834
‫بالای نقاشی گذاشتند؟

786
00:37:34,835 --> 00:37:36,671
‫می‌دونی امانوئل یعنی چی؟

787
00:37:36,671 --> 00:37:37,713
‫نه.

788
00:37:39,173 --> 00:37:40,841
‫یعنی "خدا با ماست."

789
00:37:42,134 --> 00:37:43,636
‫کودک عیسی همین بود.

790
00:37:44,845 --> 00:37:45,846
‫و تو...

791
00:37:46,931 --> 00:37:50,142
‫نقشی که داوطلب شدی بازی کنی

792
00:37:50,142 --> 00:37:51,644
‫به تحقق اون کمک کرد.

793
00:37:52,979 --> 00:37:53,980
‫خیلی جالب بود.

794
00:37:56,190 --> 00:37:57,400
‫فکر کنم.

795
00:38:01,404 --> 00:38:02,613
‫به هر حال...

796
00:38:03,906 --> 00:38:04,865
‫ببین، من...

797
00:38:07,660 --> 00:38:11,497
‫همه شما امشب سوالات خوبی پرسیدید.

798
00:38:13,249 --> 00:38:16,043
‫و این باعث شد که فکر کنم...

799
00:38:17,211 --> 00:38:20,214
‫شاید اگر تماشا گر باشی بیشتر لذت میبری

800
00:38:20,214 --> 00:38:21,507
‫تا اینکه توش ایفای نقش کنی.

801
00:38:22,800 --> 00:38:25,386
‫می‌دونی، می‌تونی واقعاً
‫همه چیز رو جذب کنی،

802
00:38:25,386 --> 00:38:26,554
‫همه جزئیات رو ببینی.

803
00:38:26,554 --> 00:38:28,097
‫می‌دونی چی می‌گم؟

804
00:38:31,267 --> 00:38:33,686
‫نه. من این کار رو می‌کنم.

805
00:38:36,856 --> 00:38:37,857
‫فکر می‌کنم شخصیت من

806
00:38:37,857 --> 00:38:39,358
‫باید اون مهمان‌خانه رو آتیش می‌زد.

807
00:38:39,358 --> 00:38:40,901
‫آره. شاید توی نمایش، بتونی

808
00:38:40,901 --> 00:38:42,737
‫مهمان‌دار رو تا کشور بعدی دنبال کنی.

809
00:38:46,115 --> 00:38:48,576
‫ایموجین...

810
00:38:48,576 --> 00:38:50,661
‫واقعا نیاز دارم که اونا خوب رفتار کنن.

811
00:38:50,661 --> 00:38:51,954
‫اگه بتونی
‫کمکم کنی تو این مورد،

812
00:38:51,954 --> 00:38:53,456
‫میتونم مطمئن بشم که
‫وقتی نمایش تموم شد

813
00:38:53,456 --> 00:38:55,249
‫هر دسر که بخوای برات فراهم کنم. نظرت چیه؟

814
00:38:55,249 --> 00:38:57,752
‫قبلاً اینو شنیدم.

815
00:38:59,587 --> 00:39:00,963
‫ایموجین، بریم!

816
00:39:02,006 --> 00:39:03,007
‫باید برم.

817
00:39:16,437 --> 00:39:18,189
‫اوه...

818
00:39:18,189 --> 00:39:20,983
‫- چی به سرت اومده؟
‫- هردمن‌ها.

819
00:39:20,983 --> 00:39:21,859
‫آه.

820
00:39:21,859 --> 00:39:24,570
‫بازم سعی کردن منو بکشن...

821
00:39:24,570 --> 00:39:26,572
‫اینم از دنیای نمایش، رفیق.

822
00:39:34,205 --> 00:39:35,790
‫من گیج شدم.

823
00:39:35,790 --> 00:39:38,626
‫هیچ کبودی نمی‌بینم. این یه پیروزیه.

824
00:39:38,626 --> 00:39:40,002
‫ما حتی تمرین هم نکردیم.

825
00:39:40,002 --> 00:39:41,629
‫اون فقط داستان کریسمس رو تعریف کرد.

826
00:39:41,629 --> 00:39:43,047
‫هرمن‌ها هیچ‌وقت نشنیده بودنش.

827
00:39:43,047 --> 00:39:45,299
‫فرض کن که هیچ چیزی دربارش نمی‌دونستی،

828
00:39:45,299 --> 00:39:46,801
‫و یکی برات تعریفش می‌کرد.

829
00:39:46,842 --> 00:39:48,969
‫من بیشتر در مورد بابانوئل گیج می‌شدم.

830
00:39:50,638 --> 00:39:52,181
‫نظر تو چیه؟

831
00:39:52,181 --> 00:39:54,642
‫خب، کل قضیه یه کابوس مهمان‌نوازیه.

832
00:39:54,642 --> 00:39:56,811
‫خیلی ضعیفه که یه زن باردار میاد

833
00:39:56,811 --> 00:39:58,771
‫و تنها جایی که براش پیدا می‌کنی تو طویله‌ست.

834
00:39:58,771 --> 00:40:00,648
‫دقیقاً همون چیزی که هردمن‌ها گفتن.

835
00:40:00,648 --> 00:40:02,983
‫تا حالا بهش فکر نکرده بودم. واقعاً بده.

836
00:40:02,983 --> 00:40:04,985
‫ما همه‌اش درباره این طویله چیز های خوب می‌شنویم

837
00:40:04,985 --> 00:40:07,488
‫با حیوانات و کاه خوشبو.

838
00:40:07,488 --> 00:40:10,491
‫اوه. پسرعموهام توی یه مزرعه بزرگ شدن.

839
00:40:10,491 --> 00:40:12,326
‫بویی که میاد اصلاً خوشایند نیست.

840
00:40:12,326 --> 00:40:15,496
‫باید اعتراف کنم، ته دلم،

841
00:40:15,496 --> 00:40:17,623
‫شاید اون بچه‌ها تو دلشون
‫ آدم های خوبی باشن.

842
00:40:17,623 --> 00:40:20,000
‫اونا می‌خواستن هیرود رو زنده زنده بسوزونن، مامان.

843
00:40:21,377 --> 00:40:23,587
‫گفتم "ته دلم."

844
00:40:23,587 --> 00:40:26,465
‫اونا آدم بد درست رو انتخاب کردن. این خودش یه چیزیه مثبته، نه؟

845
00:40:26,465 --> 00:40:28,843
‫چی به سر هیرود اومد؟ حتی نمی‌دونم.

846
00:40:30,970 --> 00:40:32,763
‫کی ممکنه این وقت شب زنگ بزنه...

847
00:40:34,640 --> 00:40:36,350
‫- خانم آرمسترانگ.
‫- خانم آرمسترانگ.

848
00:40:36,350 --> 00:40:38,060
‫این پنجمین باره تو این ساعته.

849
00:40:38,060 --> 00:40:41,063
‫وندلکن بهش گفت که تو هنوز هردمن‌ها رو ننداختی بیرون.

850
00:40:41,063 --> 00:40:43,190
‫باید بدونه چرا اینقدر طول کشیده.

851
00:40:44,775 --> 00:40:47,278
‫عزیزم، بوی این فقط منو یاد

852
00:40:47,278 --> 00:40:48,863
‫این میندازه که تو... تو مشغولی.

853
00:40:50,573 --> 00:40:51,824
‫خدایا...

854
00:40:53,033 --> 00:40:56,954
‫یه حسی دارم که این یه فاجعه واقعی میشه.

855
00:40:59,623 --> 00:41:00,958
‫بیداری، بچه؟

856
00:41:08,507 --> 00:41:09,884
‫چطوری با همه اینا کنار میای؟

857
00:41:09,884 --> 00:41:12,970
‫مطمئنیم که مامان نمی‌تونه هردمن‌ها رو جایگزین کنه؟

858
00:41:12,970 --> 00:41:14,763
‫فکر کنم یه کم دیر شده برای این کار.

859
00:41:14,763 --> 00:41:15,931
‫همش تقصیر منه،

860
00:41:15,931 --> 00:41:19,059
‫چون دست فلج م رو بالا نبردم.

861
00:41:19,059 --> 00:41:22,563
‫یه مردی بود که خیلی
‫عاقل‌تر از من بود و یه بار گفت،

862
00:41:22,563 --> 00:41:25,399
‫"با نگرانی درباره‌ی هر چیزی."

863
00:41:25,399 --> 00:41:27,860
‫"نمی‌تونی حتی یه ساعت
‫به عمرت اضافه کنی

864
00:41:27,860 --> 00:41:30,404
‫و این شامل اجرای نمایش کریسمس هم میشه.

865
00:41:30,404 --> 00:41:31,780
‫اون هرگز هردمن‌ها رو ندیده بود.

866
00:41:33,199 --> 00:41:35,409
‫در واقع...

867
00:41:35,409 --> 00:41:37,661
‫اون اونا رو بهتر از هر کسی می‌شناسه.

868
00:41:37,661 --> 00:41:40,539
‫به هر حال، با من میای؟

869
00:41:40,539 --> 00:41:41,582
‫صبح
‫یه کاری انجام بدیم؟

870
00:41:41,582 --> 00:41:43,083
‫چه کاری؟

871
00:41:43,667 --> 00:41:46,170
‫یه جورایی یه ماموریت.

872
00:41:46,170 --> 00:41:49,590
‫فکر کنم برات خوبه که بری. و کل خانواده.

873
00:41:49,590 --> 00:41:50,925
‫یه چیزی هست که می‌خوام ببینی.

874
00:41:52,426 --> 00:41:53,427
‫باشه.

875
00:41:55,137 --> 00:41:56,764
‫برو بخواب.

876
00:41:56,764 --> 00:41:58,015
‫- کریسمس مبارک.
‫- کریسمس مبارک.

877
00:41:58,015 --> 00:42:00,100
‫اوان. گرفتی؟

878
00:42:00,726 --> 00:42:02,269
‫آره، آره.

879
00:42:06,357 --> 00:42:07,441
‫ممنون، باب.

880
00:42:07,441 --> 00:42:08,817
‫ممنون. کریسمس مبارک.

881
00:42:11,946 --> 00:42:14,448
‫- اینا چیه؟
‫- می‌خوای بدونی؟

882
00:42:22,623 --> 00:42:24,416
‫هیچ وقت نمی‌دونستم که تو یه بابانوئل مخفی هستی.

883
00:42:24,416 --> 00:42:25,793
‫خب، دقیقاً مخفی نیست.

884
00:42:25,793 --> 00:42:27,503
‫کمیته کارهای خیریه کلیسا

885
00:42:27,503 --> 00:42:29,088
‫دهه‌هاست که این کار رو انجام می‌ده.

886
00:42:29,088 --> 00:42:32,716
‫این یه راه خوبه برای اینکه از منطقه راحتی‌مون بیرون بیایم و قدمی برداریم.

887
00:42:32,716 --> 00:42:34,134
‫به علاوه، فکر کردم که شماها

888
00:42:34,134 --> 00:42:36,720
‫به یکی از توقف‌هام به‌خصوص علاقه‌مند می‌شید.

889
00:42:45,771 --> 00:42:47,690
‫فکر کنم بعضی از همکلاسی‌هات اینجا زندگی می‌کنن.

890
00:42:47,690 --> 00:42:50,943
‫واقعاً؟ این یکی از ایستگاه‌هاتونه؟

891
00:42:50,943 --> 00:42:53,654
‫هیچ وقت نگفتی که به هردمن‌ها سر می‌زنی.

892
00:42:53,654 --> 00:42:55,155
‫تا امسال به نظر مهم نمی‌اومد.

893
00:42:55,864 --> 00:42:56,907
‫بث، می‌خوای بیای؟

894
00:42:56,907 --> 00:42:58,534
‫فکر نکنم ایده خوبی باشه.

895
00:42:58,534 --> 00:43:00,202
‫باشه.

896
00:43:00,202 --> 00:43:03,998
‫ولی همه باید یادمون باشه که کریسمس برای همه میاد.

897
00:43:24,602 --> 00:43:26,145
‫- مرد ژامبون اومده! - منم می‌خوام!

898
00:43:26,145 --> 00:43:27,438
‫روز ژامبونه!

899
00:43:27,438 --> 00:43:28,522
‫بهم یه تیکه ژامبون بده! بدهش!

900
00:43:28,522 --> 00:43:29,565
‫روز ژامبونه!

901
00:43:29,565 --> 00:43:31,692
‫هی! هی! هی!

902
00:43:31,692 --> 00:43:33,611
‫اون ژامبون
‫برای کریسمسه

903
00:43:33,611 --> 00:43:35,237
‫و اگه کسی
‫قبل از اون دست بزنه،

904
00:43:35,237 --> 00:43:38,073
‫یه شکنجه مخصوص براتون اختراع می‌کنم!

905
00:43:40,868 --> 00:43:43,329
‫- مامانت خونه‌ست؟
‫- وقتی خورشید بالا نیست.

906
00:43:44,872 --> 00:43:46,915
‫- بابت اون متاسفم.
‫- اشکالی نداره.

907
00:43:46,915 --> 00:43:48,000
‫بلدم آشپزی کنم.

908
00:43:48,000 --> 00:43:49,251
‫مطمئنم بلدی.

909
00:43:52,171 --> 00:43:55,215
‫خب... اوه، لطفاً بهش بگو که من سر زدم.

910
00:43:55,215 --> 00:43:57,051
‫بزرگترین ژامبون رو برای شما آوردم.

911
00:44:03,349 --> 00:44:04,808
‫کریسمس مبارک.

912
00:44:12,399 --> 00:44:13,942
‫بده به من! من اولین گاز رو می‌خوام!

913
00:44:13,942 --> 00:44:15,486
‫بده به من!

914
00:44:15,486 --> 00:44:16,737
‫ برو عقب، ایموجین!

915
00:44:16,737 --> 00:44:18,572
‫از من دور شو، رالف!

916
00:44:18,572 --> 00:44:20,574
‫ برو عقب! برو عقب!

917
00:44:24,787 --> 00:44:27,247
‫نه مامان و نه بابا خونه نیستن.

918
00:44:27,247 --> 00:44:28,791
‫کشیش هاپکینز می‌گه که نمی‌دونن

919
00:44:28,791 --> 00:44:30,459
‫جایی که مامانشون هست
‫نصفه وقت.

920
00:44:30,459 --> 00:44:32,294
‫شنیدم،
‫وقتی گلادیس دو سالش شد،

921
00:44:32,294 --> 00:44:34,588
‫آقای هردمن سوار
‫قطار شد

922
00:44:34,588 --> 00:44:36,298
‫و دیگه برنگشت.

923
00:44:36,298 --> 00:44:37,716
‫هیچ‌کس نمی‌تونه سرزنشش کنه.

924
00:44:37,716 --> 00:44:39,134
‫باشه، بث،
‫کافیه.

925
00:44:41,303 --> 00:44:43,972
‫نمی‌تونم باور کنم
‫به حرف‌های اون زن‌ها گوش دادم.

926
00:44:45,140 --> 00:44:46,392
‫چی تو فکرت هست؟

927
00:44:48,769 --> 00:44:50,270
‫چیزی که تو فکرم هست اینه که

928
00:44:50,270 --> 00:44:52,940
‫خانم آرمسترانگ
‫و خانم وندلکن

929
00:44:52,940 --> 00:44:55,484
‫و بقیه هم می‌تونن برن پی کارشون.

930
00:44:56,610 --> 00:44:57,861
‫وای.

931
00:44:57,861 --> 00:44:59,780
‫به هر حال،

932
00:44:59,822 --> 00:45:02,241
‫اونا دستاشونو بالا بردن،
‫و هیچ‌کس دیگه این کارو نکرد.

933
00:45:02,991 --> 00:45:04,284
‫همین و بس.

934
00:45:30,811 --> 00:45:32,104
‫آخ. چی؟

935
00:45:32,104 --> 00:45:34,314
‫چطور می‌تونی یه کتاب
‫از کتابخونه بگیری؟

936
00:45:34,314 --> 00:45:36,775
‫اوم... خب، باید
‫یه کارت داشته باشی.

937
00:45:36,775 --> 00:45:38,527
‫- کارت داری؟
‫- آره.

938
00:45:38,527 --> 00:45:39,611
‫بده به من.

939
00:45:40,863 --> 00:45:43,157
‫اینطوری کار نمی‌کنه.

940
00:45:43,157 --> 00:45:45,117
‫الان میام پیشت.

941
00:45:46,368 --> 00:45:47,411
‫وای، خدای من.

942
00:45:48,704 --> 00:45:51,123
‫اینجا پول نگه نمی‌دارم، اگه دنبال اون هستی.

943
00:45:51,123 --> 00:45:54,042
‫این کتابخونه‌ست، درسته؟ جایی که کتاب‌ها هستن؟

944
00:45:54,877 --> 00:45:56,336
‫ما اون یکی رو می‌خوایم که توش عیسی هست.

945
00:45:56,795 --> 00:45:58,172
‫و مادرش.

946
00:45:58,172 --> 00:46:00,924
‫- و مردان دانا.
‫- و هیرودس احمق.

947
00:46:01,800 --> 00:46:03,093
‫همونیه که تو کلیسا استفاده می‌کنن.

948
00:46:03,093 --> 00:46:04,511
‫منظورت انجیل هست؟

949
00:46:04,511 --> 00:46:06,430
‫سلام، خانم گربنر.

950
00:46:06,430 --> 00:46:07,681
‫ایموجین و برادراش

951
00:46:07,681 --> 00:46:08,849
‫می‌خوان کارت کتابخونه بگیرن.

952
00:46:08,849 --> 00:46:10,184
‫منم همینطور!

953
00:46:10,893 --> 00:46:11,977
‫و خواهرش.

954
00:46:11,977 --> 00:46:14,188
‫بث! اوه، اوف!

955
00:46:14,188 --> 00:46:16,148
‫- فکر کردم که...
‫- آروم باش، خانم.

956
00:46:16,148 --> 00:46:17,983
‫فقط باید یه سری چیزا رو چک کنیم.

957
00:46:18,942 --> 00:46:20,235
‫ایموجین و رالف توی نمایش

958
00:46:20,235 --> 00:46:22,029
‫نقش مریم و یوسف توی نمایش  بازی می‌کنن.

959
00:46:22,029 --> 00:46:23,530
‫آره، می‌دونم.

960
00:46:23,530 --> 00:46:27,868
‫بلیط خریدم.
‫قبل از اینکه بفهمم.

961
00:46:27,868 --> 00:46:29,620
‫هیچ پولی
‫پس نمی‌دن.

962
00:46:29,620 --> 00:46:33,457
‫و حالا،
‫کارت کتابخونه می‌خوای؟

963
00:46:33,457 --> 00:46:34,708
‫تو؟

964
00:46:36,043 --> 00:46:37,628
‫برای قرض گرفتن انجیل؟

965
00:46:39,213 --> 00:46:42,674
‫حالا دیگه همه چی دیدم.
‫هرمن‌ها تو کتابخونه.

966
00:46:45,177 --> 00:46:47,721
‫داستان کریسمس هست.

967
00:46:48,972 --> 00:46:51,391
‫عکس‌ها کجان؟

968
00:46:52,351 --> 00:46:53,435
‫اوه.

969
00:47:01,485 --> 00:47:05,405
‫بعضی از این کلمات عجیب غریبن
‫ولی این چیزا با ارزش اند.

970
00:47:05,405 --> 00:47:08,867
‫- رالف، برو یه کتاب هیرود پیدا کن.
‫- چطوری؟

971
00:47:08,867 --> 00:47:10,077
‫بهت نشون میدم
‫کاتالوگ کارت‌ها رو.

972
00:47:10,077 --> 00:47:12,913
‫چیزی نخر!

973
00:47:12,913 --> 00:47:15,249
‫این از اون کاتالوگا نیست.

974
00:47:18,168 --> 00:47:21,672
‫مامان بث راست می‌گفت.
‫این مریم یه کم سر سخته.

975
00:47:25,551 --> 00:47:27,052
‫هردمن‌ها
‫کتاب‌ها رو زیر و رو کردن

976
00:47:27,052 --> 00:47:28,387
‫کتاب پشت کتاب،

977
00:47:28,387 --> 00:47:30,222
‫دنبال جواب هر سوالی
‫که به ذهنشون می‌رسید.

978
00:47:30,222 --> 00:47:33,100
‫انگشتام مثل یه ساندویچ بوقلمون
‫بریده بریده شده بود

979
00:47:33,100 --> 00:47:35,102
‫از بس که به فهرست کتاب ها برگشتم.

980
00:47:46,530 --> 00:47:48,699
‫- عکس‌ها.
‫- عکس‌ها تو خیلی از کتاب‌ها.

981
00:47:50,367 --> 00:47:52,411
‫خیلی مشق  داشتم

982
00:47:52,411 --> 00:47:54,288
‫که مجبور بودم برم کتابخونه

983
00:47:54,288 --> 00:47:57,291
‫اما فکر نمی‌کنم هیچ وقت  چیزی

984
00:47:57,291 --> 00:47:59,668
‫به اندازه ایموجین به داستان کریسمس علاقه‌مند بوده باشم.

985
00:47:59,668 --> 00:48:01,169
‫صدای منو می‌شنوی؟

986
00:48:01,169 --> 00:48:03,714
‫چوپان‌ها فقط مشغول کار خودشون بودن،

987
00:48:03,714 --> 00:48:05,883
‫و بوم!

988
00:48:05,883 --> 00:48:08,510
‫آره، می‌فهمم.
‫ولی ما مردان دانا هستیم.

989
00:48:08,510 --> 00:48:10,512
‫ما فقط با یه جعبه آشغال می‌ریم جلو.

990
00:48:10,512 --> 00:48:12,472
‫چرا داری ما رو مجبور می‌کنی
‫همه این کارها رو انجام بدیم؟

991
00:48:16,685 --> 00:48:19,354
‫آلی، اون فیلمی که دوست داری و توش نهنگه، چیه؟

992
00:48:19,354 --> 00:48:20,355
‫زمین هو!

993
00:48:20,355 --> 00:48:22,357
‫فکر می‌کنی اون کاپیتان توی زمین هو!

994
00:48:22,357 --> 00:48:24,276
‫همین‌طوری از خودش درآورد
‫که چطور یه قایق بسازه؟

995
00:48:24,276 --> 00:48:25,694
‫- نه بابا.
‫- درسته.

996
00:48:25,694 --> 00:48:27,946
‫باید مطالعه می‌کرد.

997
00:48:27,946 --> 00:48:29,740
‫فکر کردم این کار رو برای کیک انجام می‌دیم.

998
00:48:29,740 --> 00:48:31,199
‫موضوع کیک هم هست.

999
00:48:31,199 --> 00:48:34,286
‫ولی همچنین، مثل اینکه،
‫ما می‌تونیم یه فیلم بسازیم.

1000
00:48:35,495 --> 00:48:38,290
‫توی فیلم‌هایی که می‌بینیم،
‫بازیگره می‌تونه...

1001
00:48:39,750 --> 00:48:43,503
‫همه بازیگرها
‫می‌تونن کسی دیگه باشن.

1002
00:48:43,503 --> 00:48:45,339
‫اونا می‌تونن تغییر بدن
‫که کی هستن

1003
00:48:45,339 --> 00:48:46,673
‫و یه زندگی متفاوت داشته باشن.

1004
00:48:46,673 --> 00:48:49,676
‫اونا می‌تونن از زندگی بدبختشون فرار کنن

1005
00:48:49,676 --> 00:48:51,553
‫و آدم جدید بشن.

1006
00:48:52,304 --> 00:48:53,639
‫این همون کاریه که ما می‌تونیم انجام بدیم.

1007
00:48:56,058 --> 00:48:57,059
‫آره.

1008
00:48:57,059 --> 00:49:00,020
‫پس من می‌تونم یه پادشاه باشم.

1009
00:49:00,020 --> 00:49:02,356
‫آره. شب کریسمس، می‌تونی.

1010
00:49:02,356 --> 00:49:04,691
‫نه، گلادیس نمی‌تونه فرشته باشه.

1011
00:49:04,691 --> 00:49:05,984
‫چرا، می‌تونم!

1012
00:49:05,984 --> 00:49:08,570
‫حداقل می‌تونی امتحان کنی.

1013
00:49:08,570 --> 00:49:12,449
‫عالیه. و من فقط می‌تونم یه آدم بیچاره باشم که با تو ازدواج کرده.

1014
00:49:14,785 --> 00:49:16,161
‫اون کسیه که به اندازه کافی مهمه

1015
00:49:16,161 --> 00:49:17,537
‫که درباره‌اش توی کتاب‌ها نوشتن.

1016
00:49:17,537 --> 00:49:21,875
‫و من می‌تونم یه دختر شیرین و خوشگل باشم...

1017
00:49:26,254 --> 00:49:28,173
‫ما می‌تونیم همه ی غذایی که دارن رو بگیریم.

1018
00:49:28,173 --> 00:49:31,426
‫به علاوه، الان یه مجوز کتاب دارم!

1019
00:49:33,720 --> 00:49:34,888
‫داری اونجا خفه می‌شی؟

1020
00:49:36,348 --> 00:49:37,391
‫باید برم خونه.

1021
00:49:37,391 --> 00:49:39,309
‫هیچ‌کس ازت نخواست بمونی.

1022
00:49:42,062 --> 00:49:43,397
‫کلود مجوزش رو دوست داره.

1023
00:49:44,564 --> 00:49:46,900
‫این نزدیک‌ترین چیزی به تشکر بود

1024
00:49:46,900 --> 00:49:48,860
‫که تا حالا ازش گرفتم.

1025
00:49:51,738 --> 00:49:55,367
‫ببخشید دیر کردم.

1026
00:49:55,367 --> 00:49:58,412
‫خیلی خوب، بیایید بریم تو گروه‌هامون. فرشته‌ها، شما...

1027
00:49:59,746 --> 00:50:01,248
‫اوو...

1028
00:50:01,248 --> 00:50:03,291
‫باشه، خوبه.
‫و بقیه...

1029
00:50:05,252 --> 00:50:08,547
‫خب... ممنون که
‫سر وقت اومدید.

1030
00:50:09,881 --> 00:50:10,966
‫بله، کلود؟

1031
00:50:10,966 --> 00:50:12,634
‫میتونیم هیرود رو دار بزنیم؟

1032
00:50:12,634 --> 00:50:13,719
‫نه، کلود.

1033
00:50:15,262 --> 00:50:17,305
‫هیچکس تو این نمایشنامه
‫نمی‌میره.

1034
00:50:20,225 --> 00:50:21,518
‫امشب کلی کار داریم،

1035
00:50:21,518 --> 00:50:23,895
‫- پس بریم سراغش.
‫-ببخشید.

1036
00:50:25,772 --> 00:50:28,442
‫چرا هنوز اینجا هستن؟

1037
00:50:28,442 --> 00:50:31,945
‫چون اونا توی نمایش هستن، ربکا.

1038
00:50:31,945 --> 00:50:33,697
‫و همین‌طور هم می‌مونه.

1039
00:50:33,697 --> 00:50:34,614
‫اوه، واقعاً؟

1040
00:50:34,614 --> 00:50:36,283
‫و دوست داری به من بگی

1041
00:50:36,283 --> 00:50:39,411
‫خانم آرمسترانگ، خانم اسلوکام و بقیه مادرها چی بگم؟

1042
00:50:39,411 --> 00:50:41,204
‫می‌تونی بهشون بگی که

1043
00:50:41,204 --> 00:50:43,707
‫بهترین نمایش کریسمس تا حالا خواهد بود.

1044
00:50:43,707 --> 00:50:44,750
‫هوم.

1045
00:50:44,750 --> 00:50:46,752
‫می‌خوام با هردمن‌ها درستش کنم.

1046
00:50:48,086 --> 00:50:49,463
‫همه آماده باشن.

1047
00:50:50,839 --> 00:50:52,382
‫♪ آره ♪

1048
00:50:52,382 --> 00:50:55,385
‫♪ هی، آره ♪

1049
00:50:55,385 --> 00:50:57,220
‫♪ آره، آره ♪

1050
00:50:58,430 --> 00:51:00,974
‫♪ اوه، چه راه زیبایی ♪

1051
00:51:00,974 --> 00:51:03,685
‫مگه فرشته خدا نباید چیزی بگه؟

1052
00:51:03,685 --> 00:51:04,978
‫هی!

1053
00:51:06,813 --> 00:51:08,356
‫آره،
‫اونا هنوز هردمن بودن

1054
00:51:08,356 --> 00:51:10,275
‫و بعضی‌ها
‫نمی‌خواستن

1055
00:51:10,275 --> 00:51:11,902
‫حتی برای یه لحظه فراموش کنن.

1056
00:51:11,902 --> 00:51:13,320
‫♪ باشه ♪

1057
00:51:13,320 --> 00:51:16,948
‫♪ اوه، چه راه زیبایی ♪

1058
00:51:18,575 --> 00:51:21,703
‫♪ برای بیان خودت ♪

1059
00:51:21,703 --> 00:51:24,581
‫♪ دونستن اینکه کریسمس عشقه ♪

1060
00:51:24,581 --> 00:51:25,957
‫برو. برو، برو، برو.

1061
00:51:25,957 --> 00:51:26,958
‫♪ آره، آره، آره ♪

1062
00:51:26,958 --> 00:51:28,668
‫از بچه دور شو!

1063
00:51:28,668 --> 00:51:31,588
‫ایموجین، مردان دانا اینجان
‫که اون گرامی بدارن

1064
00:51:31,588 --> 00:51:33,715
‫نه اینکه به اون آسیب بزنن،
‫به خاطر خدا.

1065
00:51:33,715 --> 00:51:36,259
‫چی می‌شد اگر به خونه
‫از یه راه دیگه نمی‌رفتیم؟

1066
00:51:36,259 --> 00:51:38,428
‫چی می‌شد اگر به پادشاه
‫می‌گفتیم بچه کجاست؟

1067
00:51:38,428 --> 00:51:42,390
‫- هیرود پیر می‌خواست اونو بکشه.
‫- نه نمی‌خواست!

1068
00:51:42,390 --> 00:51:43,809
‫بعداً بهش فکر کردم،

1069
00:51:43,809 --> 00:51:46,019
‫و تصمیم گرفتم که اگر هیرود، یک پادشاه،

1070
00:51:46,019 --> 00:51:49,397
‫تصمیم به کشتن عیسی، پسر بچه یه نجار، بگیره،

1071
00:51:49,397 --> 00:51:51,942
‫و اون می‌دونست کجاست، این کار رو می‌کرد.

1072
00:51:51,942 --> 00:51:54,194
‫پس، لروی یه چیزی برای فکر کردن به ما داد.

1073
00:51:54,194 --> 00:51:55,862
‫- بس کن!
‫-  عیسی نه. هرگز.

1074
00:51:55,862 --> 00:51:57,614
‫باشه. بیا یکم آروم‌ترش کنیم، باشه؟

1075
00:51:57,614 --> 00:51:59,658
‫بلند شید. بلند شید.
‫نمی‌تونم صداتون رو بشنوم

1076
00:51:59,658 --> 00:52:01,118
‫وقتی همه‌تون با هم حرف می‌زنید.

1077
00:52:01,118 --> 00:52:02,577
‫آلیس به وضوح فکر نمی‌کرد

1078
00:52:02,577 --> 00:52:05,038
‫چیزی از هردمن‌ها ارزش فکر کردن داشته باشد.

1079
00:52:05,038 --> 00:52:07,207
‫آیا راهی هست که اونو بخندونیم؟

1080
00:52:07,207 --> 00:52:08,708
‫نه، اون این کار را نمی‌کند.

1081
00:52:08,708 --> 00:52:11,294
‫اما حداقل به نظر دیگران می‌رسید که تلاش می‌کنند...

1082
00:52:11,294 --> 00:52:13,713
‫به روش‌های غیرمنتظره.

1083
00:52:13,713 --> 00:52:17,926
‫♪ بزارید همه تو آرامش باشیم ♪

1084
00:52:17,926 --> 00:52:21,304
‫♪ و برای همه. ♪

1085
00:52:21,304 --> 00:52:23,014
‫♪ همه جنگ‌ها تموم شه ♪

1086
00:52:23,014 --> 00:52:25,058
‫خب. همه در جای خودتون باشید!

1087
00:52:25,058 --> 00:52:26,351
‫♪ آره ♪

1088
00:52:27,519 --> 00:52:29,604
‫با کی باید درباره بازنویسی‌ها صحبت کنم؟

1089
00:52:29,604 --> 00:52:31,481
‫شنیدم توی فیلم‌ها بازنویسی می‌کنن.

1090
00:52:33,567 --> 00:52:36,236
‫♪ بذار دنیا فکر کنه و در آرامش هم باشه ♪

1091
00:52:36,236 --> 00:52:38,446
‫باشه، خدایا.

1092
00:52:39,239 --> 00:52:41,116
‫حالا داره ترسناک‌تر می‌شه.

1093
00:52:42,367 --> 00:52:44,953
‫پس لطفاً یه کاری کن که به مامان کمک کنی

1094
00:52:44,953 --> 00:52:46,454
‫و نمایش رو نجات بدی.

1095
00:52:47,164 --> 00:52:48,373
‫همین.

1096
00:52:49,166 --> 00:52:50,167
‫آمین.

1097
00:52:54,087 --> 00:52:56,423
‫تمرین آخر همون شب قبلش بود

1098
00:52:56,423 --> 00:52:57,883
‫شام دورهمی هم بود.

1099
00:52:57,883 --> 00:53:00,385
‫کل کلیسا پر از بچه‌ها و والدین بود

1100
00:53:00,385 --> 00:53:02,220
‫و اعضای کمیته دورهمی.

1101
00:53:02,220 --> 00:53:05,932
‫یعنی خانم اسلوکام فرصت داشت یه کم جاسوسی کنه

1102
00:53:05,932 --> 00:53:08,351
‫تا چیزی پیدا کنه که ازش خوشش نیاد.

1103
00:53:12,397 --> 00:53:13,857
‫سلام، خانم اسلوکام.

1104
00:53:14,316 --> 00:53:15,817
‫سلام!

1105
00:53:17,027 --> 00:53:18,486
‫ببخشید بابت این همه شلوغی.

1106
00:53:18,486 --> 00:53:21,072
‫این... این فقط به خاطر اینه که این موقع سال کار زیاده،

1107
00:53:21,072 --> 00:53:23,158
‫کمیته غذای تیمی تصمیم گرفت
‫امشب بیاد

1108
00:53:23,158 --> 00:53:25,076
‫تا غذا رو آماده کنه.

1109
00:53:25,076 --> 00:53:26,411
‫امیدوارم مزاحمتون نشیم.

1110
00:53:26,411 --> 00:53:28,622
‫نه، نمی‌شید. ما حتی نزدیک آشپزخونه هم نمی‌شیم.

1111
00:53:28,622 --> 00:53:29,998
‫حتی نمی‌فهمید که ما اینجاییم.

1112
00:53:29,998 --> 00:53:31,583
‫مامان اشتباه می‌کرد.

1113
00:53:31,583 --> 00:53:34,377
‫همه می‌دونستن که ما اونجا بودیم
‫قبل از اینکه شب تموم بشه.

1114
00:53:35,754 --> 00:53:39,925
‫خب، همه، این یه تمرین لباسه.

1115
00:53:39,925 --> 00:53:40,967
‫کی می‌دونه این یعنی چی؟

1116
00:53:41,009 --> 00:53:42,469
‫- لباس‌ها.
‫- لباس پوشیدن.

1117
00:53:42,469 --> 00:53:44,804
‫بله، برای بعضی‌هاتون.

1118
00:53:44,804 --> 00:53:47,140
‫من هیچ‌جور لباسی ندارم.

1119
00:53:47,140 --> 00:53:50,810
‫لباس حمام باباتو بپوش. من همیشه این کارو می‌کنم.

1120
00:53:50,810 --> 00:53:52,479
‫بابام لباس حمام نداره.

1121
00:53:52,479 --> 00:53:54,272
‫پس تو خونه چی می‌پوشه؟

1122
00:53:54,272 --> 00:53:55,523
‫زیرپوشش.

1123
00:53:55,523 --> 00:53:58,193
‫باشه. اشکالی نداره.

1124
00:53:58,193 --> 00:53:59,653
‫امسال به خاطر سالگرد،

1125
00:53:59,653 --> 00:54:02,155
‫خانم‌های کمک‌کننده با لباس‌های قشنگ‌تر کمک کردن.

1126
00:54:22,092 --> 00:54:23,802
‫می‌تونی مهربون باشی.

1127
00:54:26,638 --> 00:54:28,848
‫سلام، ایموجین.

1128
00:54:28,848 --> 00:54:30,934
‫نباید الان لباس پوشیده باشی؟

1129
00:54:31,476 --> 00:54:32,852
‫می‌پوشم.

1130
00:54:33,228 --> 00:54:34,354
‫نقش مریم رو بازی می‌کنم.

1131
00:54:34,354 --> 00:54:37,482
‫اوه... نمی‌تونستم تشخیص بدم.

1132
00:54:37,482 --> 00:54:40,568
‫شبیه هیچ مریم دیگه‌ای که دیدم نیستی.

1133
00:54:43,863 --> 00:54:46,616
‫خب، باید برم شام دسته‌جمعی رو آماده کنم.

1134
00:54:46,616 --> 00:54:49,119
‫برای ۵۰۰ نفره.

1135
00:54:59,254 --> 00:55:01,006
‫باعث میشه چشم‌هام توی نوری بدرخشه.

1136
00:55:01,006 --> 00:55:04,217
‫حالا، نکته اصلی تمرین لباس پوشیدن

1137
00:55:04,217 --> 00:55:05,593
‫لباس نمایش نیست.

1138
00:55:05,593 --> 00:55:07,345
‫موضوع اینه که نمایش رو

1139
00:55:07,345 --> 00:55:09,306
‫بدون توقف اجرا کنیم. فهمیدی؟

1140
00:55:09,306 --> 00:55:10,890
‫- فهمیدم.
‫- باشه.

1141
00:55:10,890 --> 00:55:12,892
‫من میرم بالا توی تماشاچی‌ها می‌شینم.

1142
00:55:15,353 --> 00:55:16,479
‫شروع کن!

1143
00:55:16,479 --> 00:55:17,814
‫هورا!

1144
00:55:18,231 --> 00:55:19,232
‫آره.

1145
00:55:22,110 --> 00:55:23,737
‫لبخند بزنید.

1146
00:55:24,404 --> 00:55:25,989
‫به نرده‌ها بچسب.

1147
00:55:27,115 --> 00:55:28,074
‫خوبه.

1148
00:55:29,534 --> 00:55:32,078
‫اوه. وای خدای من، وقت نمایشه!

1149
00:55:32,871 --> 00:55:33,872
‫ایموجین.

1150
00:55:34,748 --> 00:55:36,124
‫چی شده؟ لباس نمایشت کجاست؟

1151
00:55:36,124 --> 00:55:38,543
‫بچه کجاست؟

1152
00:55:38,543 --> 00:55:40,462
‫بچه‌ای نیست. داریم از یه عروسک استفاده می‌کنیم.

1153
00:55:40,462 --> 00:55:41,921
‫آره، می‌دونم.

1154
00:55:41,921 --> 00:55:44,341
‫چون به خاطر من نتونستید یه واقعی بگیرید.

1155
00:55:44,341 --> 00:55:46,760
‫- نه.
‫-درسته

1156
00:55:46,760 --> 00:55:48,970
‫اولش کلی بچه پیشنهاد شده بود.

1157
00:55:48,970 --> 00:55:50,889
‫از یوجین اسلوپر،

1158
00:55:50,889 --> 00:55:52,557
‫که گزینه‌ی امیدوارکننده‌ای بود...

1159
00:55:53,975 --> 00:55:57,520
‫...تا جونیور کاتل،
‫که تقریباً چهار ساله بود.

1160
00:55:57,520 --> 00:55:59,439
‫پدرش گفت
‫می‌تونه جمع بشه.

1161
00:55:59,439 --> 00:56:01,733
‫شنیدم به یه بچه نیاز داریم.
‫می‌تونم کمک کنم.

1162
00:56:01,733 --> 00:56:03,777
‫واقعاً؟ عالیه. کی؟

1163
00:56:03,777 --> 00:56:05,278
‫همیشه دو یا سه تا بچه دارن

1164
00:56:05,320 --> 00:56:07,280
‫توی کالسکه‌ها
‫توی سوپرمارکت.

1165
00:56:07,280 --> 00:56:08,615
‫فقط یکی رو برمی‌دارم.

1166
00:56:08,615 --> 00:56:11,785
‫ایموجین،
‫امیدوارم شوخی کنی.

1167
00:56:11,785 --> 00:56:14,579
‫تو می‌دونی که نمی‌تونی همین‌طوری
‫بچه‌ی یکی رو برداری.

1168
00:56:14,579 --> 00:56:16,623
‫شک دارم ایموجین
‫این رو می‌دونست.

1169
00:56:16,623 --> 00:56:18,124
‫اون همه چیز دیگه رو هم برداشته بود.

1170
00:56:20,794 --> 00:56:23,380
‫اما وقتی همه‌ی والدین
‫در مورد هردمن‌ها شنیدن

1171
00:56:23,380 --> 00:56:24,964
‫بچه‌هاشون رو برداشتن و رفتن.

1172
00:56:32,430 --> 00:56:34,015
‫- ما امید داشتیم.
‫- الو؟

1173
00:56:34,015 --> 00:56:36,184
‫برنیس تول داشت
‫یه بچه‌ی سه ماهه رو نگه می‌داشت.

1174
00:56:36,184 --> 00:56:38,561
‫نه، مهم نیست
‫که اون چینیه!

1175
00:56:39,312 --> 00:56:40,563
‫مرسی، برنیس!

1176
00:56:40,563 --> 00:56:41,856
‫بله!

1177
00:56:41,856 --> 00:56:43,400
‫بچه رو به فرزندی قبول کردن

1178
00:56:43,400 --> 00:56:44,818
‫و برنیس گفت خیلی زوده

1179
00:56:44,818 --> 00:56:45,985
‫که بخوایم بچه رو پس بگیریم.

1180
00:56:45,985 --> 00:56:48,279
‫- خب، همین بود.

1181
00:56:49,697 --> 00:56:51,449
‫فکر کنم بث از ماشین آوردش.

1182
00:56:51,449 --> 00:56:53,701
‫بریم ازش بپرسیم.

1183
00:56:53,701 --> 00:56:56,162
‫برادرای ایموجین عروسک رو قایم کرده بودن

1184
00:56:56,162 --> 00:56:57,580
‫چون فکر می‌کردن شبیه عیسی نیست،

1185
00:56:57,580 --> 00:56:58,998
‫هر چی که معنیش بود.

1186
00:56:58,998 --> 00:57:02,043
‫ولی بعد از یه جستجوی بی‌نتیجه، مجبور شدیم شروع کنیم.

1187
00:57:03,545 --> 00:57:04,671
‫♪ دور از هیاهو در آخور ♪

1188
00:57:04,671 --> 00:57:07,340
‫♪ ای شهر کوچک بیت‌لحم... ♪

1189
00:57:07,340 --> 00:57:10,051
‫- ♪ تختخوابی برای خواب نیست... ♪
‫- ♪ چقدر آرام می‌بینیم... ♪

1190
00:57:10,051 --> 00:57:11,136
‫بس کن. بس کن.

1191
00:57:11,136 --> 00:57:14,806
‫ردیف عقب... "دور از هیاهو در آخور" اول میاد.

1192
00:57:16,057 --> 00:57:17,350
‫من بچه رو دارم.

1193
00:57:17,350 --> 00:57:20,395
‫بالاخره. بدون تشکر از شما احمق‌ها.

1194
00:57:20,395 --> 00:57:21,896
‫بهش دست نزن!

1195
00:57:21,896 --> 00:57:23,064
‫این بچه عیسیه.

1196
00:57:23,064 --> 00:57:25,233
‫حالا، ایموجین، نباید چیزی بگی.

1197
00:57:25,233 --> 00:57:29,028
‫خب، مردان دانا، باید آروم برید بیرون!

1198
00:57:29,028 --> 00:57:31,865
‫این خیلی مهمه، همه. یادتون میاد چی گفتم؟

1199
00:57:31,865 --> 00:57:35,326
‫هیچ‌کس تو نمایش ما چیزی نمی‌گه

1200
00:57:35,326 --> 00:57:37,704
‫به جز فرشته‌ی خداوند

1201
00:57:37,704 --> 00:57:39,456
‫و البته، گروه کر آوازخوان.

1202
00:57:39,456 --> 00:57:41,624
‫مریم، یوسف،
‫و بقیه

1203
00:57:41,624 --> 00:57:43,751
‫یه تصویر قشنگ برای ما می‌سازن که نگاه کنیم

1204
00:57:43,751 --> 00:57:46,463
‫وقتی به کریسمس و معنیش فکر می‌کنیم.

1205
00:57:46,463 --> 00:57:47,797
‫معنیش چیه؟

1206
00:57:47,797 --> 00:57:49,549
‫یواش یواش داره یادم میره.

1207
00:57:49,549 --> 00:57:51,718
‫باشه، بیا از اول شروع کنیم...

1208
00:57:52,343 --> 00:57:53,553
‫ایموجین،

1209
00:57:53,595 --> 00:57:54,971
‫نمی‌تونی موقع اجرا گوشواره بندازی.

1210
00:57:54,971 --> 00:57:56,639
‫می‌دونی که مریم گوشواره نمیندازه.

1211
00:57:56,639 --> 00:57:58,558
‫- باید اینا رو بندازم.
‫- چرا؟

1212
00:57:58,558 --> 00:57:59,893
‫گوشامو سوراخ کردم

1213
00:57:59,893 --> 00:58:01,644
‫و نمی‌خوام به هم بچسبن.

1214
00:58:01,644 --> 00:58:03,021
‫تو یه ساعت و نیم
‫به هم نمی‌چسبن.

1215
00:58:03,021 --> 00:58:04,731
‫- بهتره بذارمشون بمونن.
‫- دکتر اینو گفت؟
‫- چه دکتری؟

1216
00:58:06,983 --> 00:58:10,069
‫- کی گوشتاتو سوراخ کرد؟
‫- گلادیس.

1217
00:58:12,238 --> 00:58:13,990
‫باشه.

1218
00:58:13,990 --> 00:58:16,743
‫یه جفت کوچیک‌تر برای جشن پیدا می‌کنیم.

1219
00:58:16,743 --> 00:58:18,286
‫از اول شروع کنیم. خب، پس...

1220
00:58:18,286 --> 00:58:20,246
‫فکر کنم باید بهشون بگم
‫چه اسمی براش گذاشتم.

1221
00:58:20,246 --> 00:58:22,749
‫نه. یادت باشه،
‫مریم اسم بچه رو انتحاب نمیکنه.

1222
00:58:22,749 --> 00:58:24,667
‫بهت گفتم. من اسمشو گذاشتم!

1223
00:58:24,667 --> 00:58:27,545
‫نه. نه! یوسف هم
‫اسمشو انتخاب نمیکنم.

1224
00:58:27,545 --> 00:58:29,672
‫خدا یه فرشته می‌فرسته
‫تا به مریم بگه

1225
00:58:29,672 --> 00:58:30,882
‫اسمش چی باید باشه.

1226
00:58:30,882 --> 00:58:32,425
‫من اسمش رو بیل می‌ذاشتم.

1227
00:58:32,425 --> 00:58:33,801
‫صبر کن،

1228
00:58:33,801 --> 00:58:36,554
‫گلدیس به مریم گفت
‫بچه‌اش رو چی صدا کنه؟

1229
00:58:36,554 --> 00:58:38,431
‫نه، گلدیس فرشته‌ست

1230
00:58:38,431 --> 00:58:39,891
‫که میاد
‫به چوپان‌ها میگه،

1231
00:58:39,891 --> 00:58:41,601
‫"برای شما کودکی به دنیا آمده."

1232
00:58:41,601 --> 00:58:44,646
‫برای من! نه اونا. برای من.

1233
00:58:44,646 --> 00:58:46,564
‫من کسی‌ام که بچه رو به دنیا آوردم.

1234
00:58:46,564 --> 00:58:49,526
‫این یعنی که عیسی برای تمام جهانه.

1235
00:58:49,526 --> 00:58:52,779
‫برای همه‌ی ما کودکی به دنیا آمده،

1236
00:58:52,779 --> 00:58:54,906
‫حتی آدمای فقیر مثل...

1237
00:58:58,159 --> 00:59:00,745
‫می‌دونی،
‫چوپان‌هایی که بازی می‌کنین.

1238
00:59:00,745 --> 00:59:03,623
‫چرا نذاشتن مریم
‫خودش اسم بچه‌اش رو بذاره؟

1239
00:59:03,623 --> 00:59:05,792
‫فرشته چی کار کرد،
‫فقط اومد و گفت،

1240
00:59:05,792 --> 00:59:07,168
‫"اسمش رو بذارید 'عیسی'"؟

1241
00:59:08,211 --> 00:59:10,797
‫- بله.
‫- این درست نیست.

1242
00:59:10,797 --> 00:59:13,466
‫فرشته می‌گه،
‫"اسمش باید باشه

1243
00:59:13,466 --> 00:59:14,801
‫"شگفت‌انگیز، مشاور...

1244
00:59:14,801 --> 00:59:17,804
‫"خدای قدرتمند،
‫پدر جاودان،

1245
00:59:17,804 --> 00:59:20,139
‫- "شاهزاده صلح."
‫- وای خدای من!

1246
00:59:20,139 --> 00:59:21,975
‫اگر مجبور بود همه اینا رو بگه

1247
00:59:21,975 --> 00:59:24,769
‫اصلا کلاس اول رو تموم نمیکرد.

1248
00:59:26,813 --> 00:59:28,982
‫خیلی متاسفم.

1249
00:59:28,982 --> 00:59:32,902
‫داشتم رد می‌شدم و گفتم
‫یه نگاهی بندازم.

1250
00:59:32,902 --> 00:59:36,197
‫بهتره برم اون کیک سیب‌زمینی رو چک کنم.

1251
00:59:40,368 --> 00:59:42,495
‫ایموجین، بهت گفتم که
‫اسم خدا رو بی‌جا نبری.

1252
00:59:42,495 --> 00:59:45,331
‫چطور می‌تونی مریم باشی
‫اگه همه رو ناراحت می‌کنی؟

1253
00:59:46,833 --> 00:59:48,835
‫فکر کنم باید
‫یه استراحت کنیم.

1254
00:59:48,835 --> 00:59:51,254
‫بیایید پنج دقیقه دیگه
‫اینجا همدیگه رو ببینیم

1255
00:59:51,254 --> 00:59:52,422
‫و دوباره شروع کنیم.

1256
00:59:54,674 --> 00:59:56,384
‫گفتم بهت
‫فاجعه میشه.

1257
01:00:01,764 --> 01:00:03,683
‫فقط می‌خوام بدونین
‫ که هر وقت لازم بود می‌تونم

1258
01:00:03,683 --> 01:00:05,351
‫نقش مریم رو بازی کنم.

1259
01:00:06,978 --> 01:00:08,271
‫خوبه که گفتی، آلیس.

1260
01:00:10,356 --> 01:00:12,275
‫ایموجین، می‌تونم...

1261
01:00:12,275 --> 01:00:13,359
‫دارم میرم دستشویی،

1262
01:00:13,359 --> 01:00:15,361
‫و این لباس مسخره رو عوض می‌کنم.

1263
01:00:23,911 --> 01:00:26,873
‫اینم دخترم
‫. چیزی لازم نداری؟

1264
01:00:26,873 --> 01:00:29,959
‫یه جورایی... همه چی اشتباهه.

1265
01:00:30,918 --> 01:00:33,379
‫مثل اینکه،
‫همه چیز داره از هم می‌پاشه.

1266
01:00:33,379 --> 01:00:36,215
‫من مطمئن نیستم که اصلاً از اولش
‫ استوار بود یا نه.

1267
01:00:36,215 --> 01:00:38,217
‫نمی‌تونیم به جای مری، آلیس رو بذاریم؟

1268
01:00:38,217 --> 01:00:40,762
‫نمی‌تونیم بذاریم
‫هردمن‌ها اینو خراب کنن

1269
01:00:40,762 --> 01:00:42,722
‫برای کلیسا
‫یا تو رو شرمنده کنن.

1270
01:00:44,057 --> 01:00:47,143
‫فکر کنم فکر ایموجین داره اذیتش می‌کنه.

1271
01:00:47,143 --> 01:00:48,561
‫فقط باید این تمرین رو بگذرونیم.

1272
01:00:48,561 --> 01:00:49,646
‫ما می‌تونیم این کار رو انجام بدیم.

1273
01:00:49,646 --> 01:00:52,231
‫آتش!

1274
01:00:53,107 --> 01:00:54,275
‫دوباره چی شده؟

1275
01:00:56,611 --> 01:00:57,987
‫چرا؟ چرا؟

1276
01:00:57,987 --> 01:01:00,281
‫دود غلیظی از دستشویی میاد!

1277
01:01:02,033 --> 01:01:04,744
‫باشه، باشه، باشه. همه دست همدیگه رو بگیرین.

1278
01:01:04,744 --> 01:01:06,120
‫دست بغل دستی تون رو بگیرین و...

1279
01:01:06,120 --> 01:01:07,955
‫خیلی خوب، بث، بچه ها رو ببر بیرون.

1280
01:01:07,955 --> 01:01:09,874
‫همه، کت‌هاتون رو بردارین.

1281
01:01:09,874 --> 01:01:12,251
‫آلیس؟ آلیس؟

1282
01:01:12,293 --> 01:01:13,628
‫بث، عزیزم...

1283
01:01:13,628 --> 01:01:15,588
‫همه، بیاین. بیاین.

1284
01:01:15,588 --> 01:01:17,006
‫حالت خوبه، عزیزم؟

1285
01:01:18,257 --> 01:01:20,134
‫وقتی وارد شدم بوی دود حس کردم.

1286
01:01:20,134 --> 01:01:21,761
‫بوی دود از توی دستشویی اومد؟

1287
01:01:21,761 --> 01:01:22,804
‫هوم.

1288
01:01:22,804 --> 01:01:25,098
‫با بابات برو.

1289
01:01:26,474 --> 01:01:29,602
‫- می‌دونیم چی شده؟
‫- اتفاقات هردمن‌ها.

1290
01:01:29,602 --> 01:01:31,062
‫بیاین. بیاین، فرشته‌ها.

1291
01:01:31,062 --> 01:01:33,189
‫- ایموجین، حالت خوبه؟
‫- آره.

1292
01:01:34,357 --> 01:01:37,694
‫ برو کنار.
‫یه آتش‌سوزی دیگه از هردمن‌ها.

1293
01:01:37,694 --> 01:01:39,821
‫- من ترسیدم.
‫- می‌دونم عزیزم. می‌دونم، می‌دونم.

1294
01:01:39,821 --> 01:01:44,492
‫- هردمن‌ها؟ توی کلیسا؟
‫- آره. همشون.

1295
01:01:44,492 --> 01:01:46,160
‫خدا به همه‌مون رحم کنه.

1296
01:01:46,160 --> 01:01:48,913
‫چه فاجعه‌ای.
‫فقط دردسر.

1297
01:01:59,132 --> 01:02:01,676
‫بث، می‌خوام بری
‫و هردمن‌ها رو پیدا کنی، باشه؟

1298
01:02:01,676 --> 01:02:03,344
‫- باشه. خیلی خوب.
‫- باشه، برو بیارشون.

1299
01:02:04,011 --> 01:02:07,515
‫ایموجین؟ ایموجین؟

1300
01:02:15,565 --> 01:02:18,067
‫ تو ایموجین هردمن رو
‫توی دستشویی دیدی؟

1301
01:02:18,067 --> 01:02:19,318
‫اوهوم. اونجا بود.

1302
01:02:19,318 --> 01:02:21,362
‫و همه می‌دونن اون بچه‌ها سیگار می‌کشن.

1303
01:02:21,362 --> 01:02:22,238
‫پس این اتفاق افتاد.

1304
01:02:22,238 --> 01:02:25,158
‫مامان، نمی‌تونم هردمن‌ها رو پیدا کنم.

1305
01:02:25,158 --> 01:02:27,118
‫خب، همین‌جا بودن، نبودن؟

1306
01:02:27,118 --> 01:02:29,370
‫من همه جا رو گشتم.  اونا رفتن.

1307
01:02:29,370 --> 01:02:31,998
‫و بعد دیانا ایموجین رو می‌بینه
‫که اونجا وایساده.

1308
01:02:31,998 --> 01:02:34,500
‫همه جا پر از دود شده.

1309
01:02:34,500 --> 01:02:37,962
‫سلام؟ اون سیگار کشیده.
‫اون آتیش رو یه کاری کرد که گُر بگیره .

1310
01:02:37,962 --> 01:02:39,881
‫این باید آخرین ضربه باشه.

1311
01:02:39,881 --> 01:02:43,009
‫بیا زود قضاوت نکنیم، ربکا.

1312
01:02:43,009 --> 01:02:44,594
‫این جوری برات خوشایند نیست؟

1313
01:02:46,429 --> 01:02:48,097
‫مریم این کار رو کرد!

1314
01:02:48,097 --> 01:02:49,891
‫و میلیون‌ها کار دیگه، کشیش.

1315
01:02:49,891 --> 01:02:51,184
‫دوست داری بشنوی؟

1316
01:02:51,184 --> 01:02:55,813
‫- حالا چی میشه، مامان؟
‫- راستش رو بخوای، نمی‌دونم.

1317
01:02:55,813 --> 01:02:57,356
‫حالا اونا کنسلش می‌کنن؟

1318
01:02:58,858 --> 01:03:00,234
‫ممکنه تلاش کنن.

1319
01:03:00,234 --> 01:03:02,111
‫گریس گفت: فرشته‌ی خداوند

1320
01:03:02,111 --> 01:03:03,988
‫مثل یه قهرمان کمیک بوکه.

1321
01:03:03,988 --> 01:03:06,199
‫این همون چیزیه که فکر می‌کنم؟
‫یه کار هرمن؟

1322
01:03:06,199 --> 01:03:07,992
‫شنیدم کل مدت درباره‌ی لباس حرف می‌زنن.

1323
01:03:07,992 --> 01:03:10,661
‫ببخشید. بچه‌های هرمن
‫درباره‌ی لباس 

1324
01:03:10,661 --> 01:03:12,038
‫در طول تمرین‌ها حرف نمی‌زنن.

1325
01:03:12,038 --> 01:03:13,456
‫اون یه پسر دیگه بود.

1326
01:03:13,456 --> 01:03:16,876
‫آلیس می‌گه که اونا درباره‌ی
‫کشته شدن عیسی حرف زدن.

1327
01:03:16,876 --> 01:03:19,045
‫این توی کتاب مقدسه.

1328
01:03:19,045 --> 01:03:20,505
‫خب، واقعاً نباید اینجا باشن.

1329
01:03:20,505 --> 01:03:21,422
‫- نه.
‫- موافقم.

1330
01:03:21,422 --> 01:03:23,049
‫هر جا دود باشه،
‫آتش هم هست.

1331
01:03:23,049 --> 01:03:27,386
‫- یعنی، واقعاً.
‫- باشه، باشه، همگی. لطفاً.

1332
01:03:29,555 --> 01:03:33,392
‫تو کسی هستی که همه‌ی کارها رو انجام دادی، نه اونا.

1333
01:03:33,392 --> 01:03:36,562
‫اگه بتونی بهم بگی که این خوب پیش میره، بهت اعتماد می کنم.

1334
01:03:38,189 --> 01:03:40,608
‫متاسفم،
‫نمی‌تونم اینو بهت بگم.

1335
01:03:42,109 --> 01:03:43,444
‫کشیش هاپکینز،
‫ما منبع دود رو پیدا کردیم.

1336
01:03:43,444 --> 01:03:44,654
‫بله، قربان؟

1337
01:03:46,072 --> 01:03:48,449
‫کیک سیب‌زمینی من!

1338
01:03:48,449 --> 01:03:51,452
‫اما من دود رو دیدم
‫که از دستشویی می‌اومد.

1339
01:03:51,452 --> 01:03:53,079
‫به همین دلیل زنگ زدم.

1340
01:03:53,079 --> 01:03:54,872
‫هیچ آتیشی توی دستشویی نبود.

1341
01:03:54,872 --> 01:03:56,666
‫اما وقتی همه اینجا بودن،

1342
01:03:56,666 --> 01:03:58,501
‫کیک سوخت.

1343
01:03:58,501 --> 01:04:01,629
‫ممنون، آقایون. برید خونه.

1344
01:04:01,629 --> 01:04:03,047
‫کارمون اینجا تمومه. باشه؟

1345
01:04:03,047 --> 01:04:06,050
‫تمرین لباس تموم شد.

1346
01:04:08,427 --> 01:04:11,264
‫الان درست گفتم؟
‫"همه چی تمومه"؟

1347
01:04:12,932 --> 01:04:14,350
‫آره، درست گفتی.

1348
01:04:16,978 --> 01:04:18,771
‫هیچ‌کس حتی نمیگه ببخشید؟

1349
01:04:20,940 --> 01:04:22,400
‫بیا بریم خونه.

1350
01:04:34,787 --> 01:04:36,038
‫اوه...

1351
01:04:37,039 --> 01:04:38,249
‫سلام عزیزم.

1352
01:04:39,417 --> 01:04:40,418
‫سلام.

1353
01:04:48,301 --> 01:04:50,386
‫فکر کنم داری کار فوق‌العاده‌ای می‌کنی، مامان.

1354
01:04:51,971 --> 01:04:55,308
‫هوم. مرسی عزیزم.

1355
01:04:55,308 --> 01:04:57,810
‫هرچند فکر نمی‌کنم کسی دیگه با تو موافق باشه.

1356
01:05:02,607 --> 01:05:03,608
‫احتمالاً نه.

1357
01:05:07,278 --> 01:05:10,489
‫فقط فکر کردم
‫می‌تونم یه جوری انجامش بدم.

1358
01:05:10,489 --> 01:05:12,742
‫و اینکه می‌تونه
‫بهترین نمایش تا الان باشه،

1359
01:05:12,742 --> 01:05:14,493
‫حتی با هرمن‌ها.

1360
01:05:16,037 --> 01:05:18,873
‫الانم خیلی دیر شده که اونا بخوایم رو جایگزین کنیم؟

1361
01:05:18,873 --> 01:05:21,167
‫فکر نمی‌کنم این کار درست باشه عزیزم.

1362
01:05:22,710 --> 01:05:24,503
‫همچنین نحوه صـحبت اون زنا

1363
01:05:24,503 --> 01:05:27,214
‫درباره هردمن ها درست باشه

1364
01:05:30,176 --> 01:05:31,344
‫فراموش نکن.

1365
01:05:34,889 --> 01:05:37,183
‫کل نکته داستان اینکه...

1366
01:05:38,643 --> 01:05:41,604
‫همونقدر که برای ما به دنیا اومد

1367
01:05:41,604 --> 01:05:43,356
‫همون قدر هم عیسی برای هردمن‌ها به دنیا اومد

1368
01:05:45,608 --> 01:05:47,693
‫اگه اونا رو دور کنیم

1369
01:05:47,693 --> 01:05:49,111
‫اصل داستان رو از دست میدیم

1370
01:05:49,111 --> 01:05:51,197
‫اما اگه اونا همه‌چیز رو برای تو خراب کنن چی؟

1371
01:05:53,240 --> 01:05:55,242
‫احتمالاً این کار رو می‌کنن.

1372
01:05:58,037 --> 01:05:59,664
‫اما موضوع من نیستم.

1373
01:06:07,254 --> 01:06:10,299
‫داری کار فوق‌العاده‌ای انجام می‌دی، مامان.

1374
01:06:14,095 --> 01:06:16,555
‫بذار اول ببینیم فردا شب چی می‌شه.

1375
01:06:53,843 --> 01:06:55,428
‫چی شده عزیزم؟

1376
01:07:07,106 --> 01:07:09,191
‫مامان؟

1377
01:07:09,191 --> 01:07:11,861
‫در موردش دعا کردم،
‫و باهات موافقم.

1378
01:07:13,195 --> 01:07:14,739
‫باید با هردمن‌ها بمونی.

1379
01:07:16,657 --> 01:07:17,783
‫مرسی عزیزم.

1380
01:07:19,035 --> 01:07:21,662
‫ولی نمی‌تونم با خونه هردمن‌ها تماس بگیرم.

1381
01:07:21,662 --> 01:07:26,167
‫- قطع شده؟
‫- فکر نمی‌کنم.

1382
01:07:26,167 --> 01:07:27,710
‫امیدوارم نشنیده باشن
‫که مردم

1383
01:07:27,710 --> 01:07:29,712
‫چی در موردشون می‌گفتن.

1384
01:07:29,712 --> 01:07:32,298
‫صبر کن. ایموجین شونه خالی کرده؟

1385
01:07:33,215 --> 01:07:35,426
‫- نمی‌دونم.
‫- چطور می‌تونه شونه خالی کنه؟

1386
01:07:35,426 --> 01:07:38,304
‫- اون نمی‌تونه این کارو با تو بکنه!
‫- همه چی درست می‌شه، بث.

1387
01:07:38,304 --> 01:07:41,849
‫آلیس می‌دونه چطور نقش مریم رو بازی کنه.
‫همه چی خوب می‌شه.

1388
01:07:41,849 --> 01:07:43,476
‫یا، خب، می‌دونی،

1389
01:07:43,476 --> 01:07:45,394
‫یا میشه همون چیزی بود که همیشه بود.

1390
01:07:45,394 --> 01:07:47,313
‫نمی‌تونه همون چیزی باشه
‫که همیشه بوده!

1391
01:07:49,565 --> 01:07:51,067
‫بث، کجا داری میری؟

1392
01:07:51,067 --> 01:07:53,402
‫بث؟

1393
01:07:53,402 --> 01:07:55,613
‫این یکی رو برام توضیح بده.

1394
01:07:55,613 --> 01:07:58,032
‫قبلاً، تنها راهی که نمایش جواب میداد

1395
01:07:58,032 --> 01:07:59,450
‫بدون هردمن‌ها بود.

1396
01:07:59,450 --> 01:08:02,036
‫حالا، تنها راهی که می‌شد جواب بده، با اونا بود.

1397
01:08:02,036 --> 01:08:04,497
‫شاید مامانم رئیس کمیته‌ نبود یا کسب و کار نمی‌چرخوند

1398
01:08:04,497 --> 01:08:07,291
‫یا لباس شیک و مجلسی خرید نمی کرد

1399
01:08:07,291 --> 01:08:10,711
‫اما وقتی هیچکس دیگه‌ای کار درست رو انجام نمیداد، اون کار درست رو انجام میداد.

1400
01:08:10,711 --> 01:08:12,588
‫پس حالا، من باید این کار رو می‌کردم.

1401
01:08:12,588 --> 01:08:17,301
‫و این یعنی باید به تنهایی با ایموجین هردمن روبرو می‌شدم.

1402
01:08:40,908 --> 01:08:42,535
‫سلام، گلادیس.

1403
01:08:44,411 --> 01:08:46,539
‫باید با ایموجین صحبت کنم.

1404
01:08:50,626 --> 01:08:53,420
‫باشه، پس.

1405
01:08:57,341 --> 01:08:58,509
‫چی می‌خوای؟

1406
01:08:58,509 --> 01:08:59,885
‫بعد از این همه سواری،

1407
01:08:59,885 --> 01:09:01,720
‫فکر می‌کردم باید بفهمم چی بگم.

1408
01:09:01,720 --> 01:09:03,889
‫میلیون‌ها چیز توی سرم می‌چرخید.

1409
01:09:03,889 --> 01:09:06,767
‫اما وقتی در رو باز کرد، تنها چیزی که تونستم بگم این بود...

1410
01:09:06,767 --> 01:09:07,852
‫سلام.

1411
01:09:09,895 --> 01:09:10,896
‫صبر کن!

1412
01:09:12,940 --> 01:09:14,441
‫چرا دیشب رفتی؟

1413
01:09:14,984 --> 01:09:16,235
‫هوا سرد بود.

1414
01:09:16,235 --> 01:09:17,361
‫داشتن سعی می‌کردن بفهمن چی شده.

1415
01:09:17,361 --> 01:09:19,405
‫یه مشت احمق دور هم وایساده بودن،

1416
01:09:19,405 --> 01:09:20,823
‫ که خودشونو  می خاروندن.

1417
01:09:20,823 --> 01:09:23,450
‫فهمیدن که کار ما بوده، بعد شروع کردن به گشتن.

1418
01:09:23,450 --> 01:09:24,869
‫نه، نه، یه کیک سوزوندن.

1419
01:09:24,869 --> 01:09:26,996
‫مهم نیست چی شد. می‌دونستن کار من بوده.

1420
01:09:26,996 --> 01:09:29,874
‫فکر می‌کنن سیگار می‌کشی. فقط فرض کردن...

1421
01:09:29,874 --> 01:09:31,250
‫البته که این کارو کردن.

1422
01:09:31,250 --> 01:09:34,879
‫خب، داشتی سیگار برگ می‌کشیدی؟

1423
01:09:34,879 --> 01:09:36,297
‫آره.

1424
01:09:36,839 --> 01:09:37,840
‫اوه.

1425
01:09:38,799 --> 01:09:41,468
‫ام... خب، نباید سیگار بکشی.

1426
01:09:41,468 --> 01:09:44,805
‫- فهمیدم. خداحافظ.
‫- صبر کن!

1427
01:09:44,805 --> 01:09:47,224
‫- می‌خوای توی نمایش شرکت کنی؟
‫- نه.

1428
01:09:47,224 --> 01:09:48,851
‫- چی؟
‫- نمی‌خوام شرکت کنم.

1429
01:09:48,851 --> 01:09:52,396
‫ولی فکر می‌کردم می‌خوای کس دیگه‌ای باشی. مثل توی فیلم.

1430
01:09:52,396 --> 01:09:55,024
‫چیزها تغییر کرده. خداحافظ.

1431
01:09:56,650 --> 01:10:00,029
‫- اشکالی داره؟
‫- بله. اشکال داره. خیلی هم داره!

1432
01:10:00,029 --> 01:10:05,159
‫مادرم برای تو ایستاد.
‫او برای تو جنگید.

1433
01:10:05,159 --> 01:10:07,578
‫تقریباً همه شهر ازش متنفرن به خاطر این.

1434
01:10:07,578 --> 01:10:11,457
‫ولی او این کار رو کرد. چون به تو اهمیت می‌ده.

1435
01:10:11,457 --> 01:10:12,708
‫تو به چی اهمیت می‌دی؟

1436
01:10:12,708 --> 01:10:14,960
‫شما نمی‌خواستید من توی نمایش باشم.

1437
01:10:15,961 --> 01:10:16,962
‫درسته؟

1438
01:10:17,671 --> 01:10:20,132
‫- اوضاع عوض شده.
‫- واقعاً؟

1439
01:10:21,467 --> 01:10:24,011
‫مامانم می‌خواد تو مریم باشی.

1440
01:10:25,679 --> 01:10:26,680
‫باشه؟

1441
01:10:26,680 --> 01:10:29,934
‫بله، بهش گفتم
‫اجازه نده تو این کار رو بکنی.

1442
01:10:31,560 --> 01:10:33,354
‫ولی بهت یه فرصت داد.

1443
01:10:34,230 --> 01:10:35,814
‫مردم از همه جا دارن میان

1444
01:10:35,814 --> 01:10:37,942
‫و دیگه خیلی دیره
‫که همه نقش‌ها رو عوض کنیم

1445
01:10:37,942 --> 01:10:40,027
‫و امیدوار باشیم که همون
‫نمایش قدیمی و خسته‌کننده باشه...

1446
01:10:40,027 --> 01:10:41,654
‫نمی‌تونم انجامش بدم!

1447
01:10:41,654 --> 01:10:43,405
‫من هیچ‌وقت دختری که توی نقاشیه نخواهم بود.

1448
01:10:43,405 --> 01:10:45,491
‫اما نمی‌تونیم یه نقاشی روی صحنه داشته باشیم.

1449
01:10:45,491 --> 01:10:46,825
‫ما به یه آدم واقعی نیاز داریم.

1450
01:10:46,825 --> 01:10:50,996
‫- آلیس انجامش می‌ده.
‫- درسته. "آلیس انجامش می‌ده."

1451
01:10:50,996 --> 01:10:52,873
‫همه مریم رو دوست دارن

1452
01:10:52,873 --> 01:10:55,876
‫چون مهربونه و خوشگله.

1453
01:10:55,876 --> 01:10:57,503
‫و من هیچ‌وقت مثل اون نمیشم...

1454
01:11:01,507 --> 01:11:03,342
‫فکر نمی‌کنی می‌تونی مهربون باشی

1455
01:11:03,342 --> 01:11:05,678
‫چون خیلی سرسختی.

1456
01:11:05,678 --> 01:11:07,805
‫ سرسختی بچه ی تو دنیا، درسته؟

1457
01:11:09,098 --> 01:11:13,102
‫اما اگه از نمایش انصراف بدی،
‫نه مهربون می‌شی و نه سرسخت.

1458
01:11:14,061 --> 01:11:16,021
‫علاوه بر این، مریم،

1459
01:11:16,021 --> 01:11:20,943
‫مریم واقعی، براش مهم نبود
‫که دیگران چی فکر می‌کنن

1460
01:11:20,943 --> 01:11:24,113
‫و کار سخت رو انجام داد،
‫حتی اگه وحشتناک بود.

1461
01:11:27,533 --> 01:11:29,660
‫تو هم یه جورایی
‫مثل اون هستی،

1462
01:11:32,913 --> 01:11:34,581
‫لطفاً بیا نمایش رو اجرا کن.

1463
01:11:36,375 --> 01:11:37,668
‫برای مامانم؟

1464
01:11:40,546 --> 01:11:43,048
‫حتی اگه فقط برای اینه که
‫همه رو عصبانی کنی؟

1465
01:11:44,925 --> 01:11:49,054
‫متاسفم. من یه هردمنم.
‫من  اون نیستم. (اشاره به مریم)

1466
01:12:01,692 --> 01:12:04,862
‫شمع‌هامون حداقل عالی به نظر می‌رسن.

1467
01:12:06,280 --> 01:12:07,489
‫خب...

1468
01:12:08,991 --> 01:12:09,992
‫ما اینجاییم.

1469
01:12:12,161 --> 01:12:14,747
‫تو موفق شدی. بهش افتخار کن.

1470
01:12:15,456 --> 01:12:16,665
‫درسته، بث؟

1471
01:12:17,791 --> 01:12:20,669
‫ما هیچ‌وقت کل نمایش رو تمرین نکردیم.

1472
01:12:20,669 --> 01:12:23,339
‫نمی‌دونم امشب چی میشه.

1473
01:12:23,339 --> 01:12:24,757
‫اگه هردمن‌ها بیان،

1474
01:12:24,757 --> 01:12:26,050
‫ممکنه اولین نمایش کریسمس در تاریخ باشه

1475
01:12:26,050 --> 01:12:27,926
‫که یوسف و مردان دانا با هم دعوا کنن.

1476
01:12:27,926 --> 01:12:30,429
‫مریم یه سیگار روشن می‌کنه و با بچه فرار می‌کنه.

1477
01:12:31,597 --> 01:12:33,807
‫- اشکالی نداره؟
‫- نه.

1478
01:12:35,642 --> 01:12:38,562
‫- موفق باشی.
‫- ممنون.

1479
01:12:38,562 --> 01:12:40,189
‫اون واقعاً اینو نمیگه.

1480
01:12:40,189 --> 01:12:41,607
‫این چیزی ـه که تو تئاتر می‌گن.

1481
01:12:41,648 --> 01:12:43,984
‫خانم آرمسترانگ تو کتاب یادداشت‌هاش دربارش نوشته.

1482
01:12:43,984 --> 01:12:46,195
‫هی، به خودت نگاه کن.

1483
01:12:46,195 --> 01:12:48,072
‫اوه... خیلی تنگه.

1484
01:12:49,948 --> 01:12:52,034
‫خیلی خوب به نظر می‌رسی. می‌تونی بری پشت صحنه.

1485
01:12:55,913 --> 01:12:57,164
‫فکر نکنم بیان.

1486
01:13:06,799 --> 01:13:08,133
‫فکر کنم به آلیس نیاز دارم.

1487
01:13:11,970 --> 01:13:12,971
‫فهمیدم.

1488
01:13:13,514 --> 01:13:14,723
‫آلیس؟

1489
01:13:18,769 --> 01:13:21,021
‫شاید امشب لازم باشه نقش مریم رو بازی کنی.

1490
01:13:43,544 --> 01:13:45,712
‫- خب، شروع شد.
‫- آره.

1491
01:13:45,712 --> 01:13:47,840
‫بال شرلی به من خورد.

1492
01:13:48,424 --> 01:13:49,466
‫چیزی نیست، عزیزم.

1493
01:13:49,466 --> 01:13:50,884
‫وقتی برگشت، فقط خم شو.

1494
01:13:50,884 --> 01:13:52,094
‫باشه.

1495
01:13:58,517 --> 01:14:01,019
‫مری و جوزف لباس پوشیدن و آماده رفتن هستن.

1496
01:14:02,521 --> 01:14:03,856
‫عالیه، آلیس.

1497
01:14:34,887 --> 01:14:36,972
‫ممنون از همگی که اومدین.

1498
01:14:42,269 --> 01:14:44,813
‫به مدت ۷۵ سال

1499
01:14:44,813 --> 01:14:48,984
‫این نمایش فرصتی بوده

1500
01:14:50,861 --> 01:14:54,406
‫تا به ما یادآوری کنه کریسمس درباره کیه.

1501
01:14:56,617 --> 01:14:59,411
‫امسال، اوه،

1502
01:14:59,411 --> 01:15:00,746
‫یه کم متفاوت شده

1503
01:15:00,746 --> 01:15:02,331
‫از اونچه که برنامه‌ریزی کرده بودیم.

1504
01:15:03,749 --> 01:15:06,752
‫که باید بگم، برای اولین باره که این جشنواره اینطوری شده.

1505
01:15:12,424 --> 01:15:13,967
‫راستش،

1506
01:15:16,803 --> 01:15:21,058
‫خیلی چیزها اتفاق افتاده تا ما به اینجا برسیم،

1507
01:15:22,976 --> 01:15:25,979
‫که واقعاً نمی‌دونم امشب چی می‌خواد بشه.

1508
01:15:28,899 --> 01:15:30,943
‫اما شاید این چیز بدی نباشه.

1509
01:15:32,069 --> 01:15:35,197
‫چون مریم و یوسف هم خیلی مطمئن نبودن.

1510
01:15:38,951 --> 01:15:40,911
‫ممنون که اومدید.

1511
01:15:42,663 --> 01:15:44,331
‫و کریسمس مبارک.

1512
01:15:59,805 --> 01:16:02,975
‫- حالت خوبه؟
‫- هیچ ایده‌ای ندارم.

1513
01:16:02,975 --> 01:16:04,977
‫باشه.

1514
01:16:24,538 --> 01:16:27,833
‫♪ در یک آخور ♪

1515
01:16:27,833 --> 01:16:31,712
‫♪ بدون گهواره برای خواب ♪

1516
01:16:31,712 --> 01:16:35,591
‫♪ عیسی کوچولو ♪

1517
01:16:35,591 --> 01:16:38,927
‫♪ سر شیرینش رو گذاشت ♪

1518
01:16:38,927 --> 01:16:40,887
‫♪ ستاره‌ها در آسمان روشن... ♪

1519
01:16:40,887 --> 01:16:42,723
‫اون داره چیکار می‌کنه؟

1520
01:16:42,723 --> 01:16:44,391
‫♪ نگاه کرد به جایی که خوابیده بود... ♪

1521
01:16:44,391 --> 01:16:46,059
‫چی شده؟

1522
01:16:46,059 --> 01:16:49,896
‫♪ عیسی کوچولو ♪

1523
01:16:49,896 --> 01:16:54,067
‫♪ خوابیده روی کاه ♪

1524
01:16:54,067 --> 01:16:57,863
‫♪ گاوها دارن صدا میکنن ♪

1525
01:16:57,863 --> 01:17:01,533
‫♪ بچه بیدار میشه ♪

1526
01:17:01,575 --> 01:17:04,911
‫♪ اما عیسی کوچولو... ♪

1527
01:17:15,589 --> 01:17:17,549
‫اون چی پوشیده؟

1528
01:17:17,549 --> 01:17:19,676
‫یه چیزی از خونه آورده.

1529
01:17:19,676 --> 01:17:20,969
‫گفت اگه می‌خواد این کارو بکنه،

1530
01:17:20,969 --> 01:17:22,763
‫می‌خواد شبیه مریم واقعی باشه.

1531
01:17:22,763 --> 01:17:26,224
‫اونا شبیه پناهنده‌ها به نظر می‌رسن. اوه.

1532
01:17:27,559 --> 01:17:28,810
‫آره.

1533
01:17:30,228 --> 01:17:31,229
‫درسته.

1534
01:17:34,316 --> 01:17:36,943
‫در زمان سزار آگوستوس،

1535
01:17:36,943 --> 01:17:41,114
‫حکمی صادر شد که همه دنیا باید مالیات بدن.

1536
01:17:41,114 --> 01:17:44,159
‫و یوسف با مریم، همسرش به بیت‌لحم رفت...

1537
01:17:54,086 --> 01:17:58,090
‫♪ ای شهر کوچک بیت‌لحم ♪

1538
01:17:58,090 --> 01:18:03,053
‫♪ چقدر آرام دراز کشیده‌ای ♪

1539
01:18:03,053 --> 01:18:07,974
‫♪  بالا خواب عمیق و بی‌رویای تو ♪

1540
01:18:07,974 --> 01:18:12,813
‫♪ ستاره‌های خاموش می‌گذرند ♪

1541
01:18:12,813 --> 01:18:16,191
‫♪ اما در خیابان‌های تاریک تو می‌درخشد ♪

1542
01:18:18,610 --> 01:18:21,446
‫♪ نور جاودانه... ♪

1543
01:18:21,446 --> 01:18:22,948
‫چرا داری عروسک رو آروغ می‌زنی؟

1544
01:18:22,948 --> 01:18:26,076
‫اینطوری به گلادیس کمک می‌کردم وقتی بچه بود.

1545
01:18:27,661 --> 01:18:30,205
‫♪ امشب در تو ملاقات می‌کنند... ♪

1546
01:18:30,205 --> 01:18:31,998
‫واقعا که!

1547
01:18:31,998 --> 01:18:34,793
‫آروغ گرفتن عیسی نوزاد
‫انگاریی که باد گلو داشته.

1548
01:18:34,793 --> 01:18:36,795
‫این قطعاً
‫توی برنامه نبود.

1549
01:18:36,795 --> 01:18:38,130
‫خب، من خوشم میاد.

1550
01:18:38,130 --> 01:18:40,632
‫فکر می‌کنی عیسی کوچولو
‫نیاز به آروغ نداشت؟

1551
01:18:40,632 --> 01:18:42,467
‫اون...

1552
01:18:42,467 --> 01:18:45,470
‫و در آن منطقه، چوپانانی در صحرا بودند،

1553
01:18:45,470 --> 01:18:48,932
‫که شبانه بر گله‌ هایشان نظارت می‌کردند.

1554
01:18:54,604 --> 01:18:58,275
‫♪ در حالی که چوپانان شبانه بر گله‌ها نظارت می‌کردند ♪

1555
01:18:58,275 --> 01:19:03,280
‫♪ همه نشسته بر زمین بودند ♪

1556
01:19:03,280 --> 01:19:08,285
‫♪ فرشته‌ی خدا فرود آمد ♪

1557
01:19:08,285 --> 01:19:13,415
‫♪ و بزرگی درخشید ♪

1558
01:19:14,875 --> 01:19:18,462
‫و فرشته‌ای از خدا بر آن‌ها نازل شد.

1559
01:19:27,345 --> 01:19:30,891
‫و فرشته‌ای از خدا بر آن‌ها نازل شد.

1560
01:19:38,607 --> 01:19:40,442
‫هی!

1561
01:19:42,444 --> 01:19:45,489
‫برای شما کودکی به دنیا آمده!

1562
01:19:48,074 --> 01:19:52,496
‫منتظر چی هستی؟
‫برو بچه رو ببین!

1563
01:20:05,300 --> 01:20:06,551
‫آه.

1564
01:20:13,308 --> 01:20:14,100
‫زود باشید!

1565
01:20:36,373 --> 01:20:40,961
‫♪ ما سه پادشاه از شرق هستیم ♪

1566
01:20:40,961 --> 01:20:45,298
‫♪ با هدیه‌ها از دوردست‌ها می‌آییم ♪

1567
01:20:45,298 --> 01:20:47,884
‫♪ دشت و چشمه ♪

1568
01:20:47,884 --> 01:20:49,553
‫♪ دشت و کوه... ♪

1569
01:20:49,553 --> 01:20:51,638
‫می‌دونستم این اتفاق می‌افته.

1570
01:20:51,638 --> 01:20:53,056
‫اونا کندر ندارن

1571
01:20:53,056 --> 01:20:54,975
‫و یا مر و طلا.

1572
01:20:54,975 --> 01:20:56,601
‫یه چیز دیگه آوردن

1573
01:20:56,601 --> 01:20:59,896
‫و من بلافاصله فهمیدم از کجا اومده.

1574
01:20:59,896 --> 01:21:02,649
‫احتمالاً حتی ژامبون هم دوست ندارن.

1575
01:21:02,649 --> 01:21:05,777
‫چرا، دوست دارن. عاشق ژامبونن.

1576
01:21:09,698 --> 01:21:11,449
‫ژامبون من توی نمایش ـه.

1577
01:21:14,411 --> 01:21:16,037
‫و وقتی عیسی به دنیا آمد،

1578
01:21:16,037 --> 01:21:19,624
‫مردان دانا از شرق آمدند تا او را پرستش کنند،

1579
01:21:19,624 --> 01:21:24,379
‫و هدایایی از طلا و کندر و مر را آوردند.

1580
01:21:33,805 --> 01:21:35,265
‫قرار بود برن.

1581
01:21:35,265 --> 01:21:36,850
‫دارن همه چیزو خراب می‌کنن.

1582
01:21:36,850 --> 01:21:38,852
‫کاملاً منطقیه که مردان دانا

1583
01:21:38,852 --> 01:21:40,186
‫بشینن و استراحت کنن.

1584
01:21:40,186 --> 01:21:42,105
‫راه درازی اومدن.

1585
01:21:42,105 --> 01:21:44,608
‫انتظار داری ژامبون رو بدن و برن؟

1586
01:21:44,608 --> 01:21:46,484
‫اونا ژامبون نیاوردن!

1587
01:21:51,448 --> 01:21:56,536
‫♪ این کودک کیست که آرام گرفته است ♪

1588
01:21:56,536 --> 01:22:01,333
‫♪ بر زانوی مریم، خوابیده است؟ ♪

1589
01:22:01,333 --> 01:22:02,626
‫♪ که فرشتگان... ♪

1590
01:22:04,169 --> 01:22:06,171
‫در مورد خراب کردن همه چیز،

1591
01:22:06,171 --> 01:22:08,798
‫به نظرم که هردمن‌ها

1592
01:22:08,798 --> 01:22:11,051
‫نمایش را خیلی بهتر کردند.

1593
01:22:12,344 --> 01:22:14,638
‫فقط با انجام دادن کاری که طبیعی بود.

1594
01:22:14,638 --> 01:22:17,307
‫مثل آروغ زدن بچه، مثلاً.

1595
01:22:17,307 --> 01:22:19,851
‫یا فکر کردن که ژامبون هدیه بهتری می‌شه

1596
01:22:19,851 --> 01:22:21,436
‫تا خیلی از عطر یا روغن.

1597
01:22:33,156 --> 01:22:35,909
‫معمولاً وقتی ترانه به «شب خاموش» می‌رسیدیم،

1598
01:22:35,909 --> 01:22:37,369
‫از کل ماجرا خسته می‌شدم،

1599
01:22:37,369 --> 01:22:40,497
‫نمی‌تونستم صبر کنم که تموم شه.

1600
01:22:40,497 --> 01:22:43,249
‫اما این بار اینطور احساس نمی‌کردم.

1601
01:22:46,378 --> 01:22:48,546
‫تقریباً آرزو داشتم که نمایش

1602
01:22:48,546 --> 01:22:51,383
‫با هدایت هرمن‌ها ادامه پیدا کند،

1603
01:22:51,383 --> 01:22:53,385
‫فقط برای اینکه ببینم دیگر چه کار می‌کنند.

1604
01:23:32,132 --> 01:23:34,467
‫فهمیدم که من واقعاً هرگز

1605
01:23:34,467 --> 01:23:37,429
‫تولد مسیح را ندیده بودم.

1606
01:23:37,429 --> 01:23:41,683
‫ولی ایموجین داشت کمکم می‌کرد
‫که دقیق تر از همیشه ببینم.

1607
01:23:53,570 --> 01:23:57,282
‫♪ شب خاموش ♪

1608
01:23:57,282 --> 01:24:00,660
‫♪ شب مقدس ♪

1609
01:24:00,660 --> 01:24:04,164
‫♪ همه جا آرام ♪

1610
01:24:04,164 --> 01:24:07,459
‫♪ همه جا روشن ♪

1611
01:24:07,459 --> 01:24:12,589
‫♪ دور آن مادر و کودک... ♪

1612
01:24:12,589 --> 01:24:15,550
‫و بعدش
‫اتفاق افتاد.

1613
01:24:15,550 --> 01:24:18,178
‫همه این مدت منتظر بودند
‫تا هردمن‌ها

1614
01:24:18,178 --> 01:24:21,306
‫یه کار کاملاً غیرمنتظره انجام بدن.

1615
01:24:21,306 --> 01:24:23,433
‫و واقعاً...

1616
01:24:23,433 --> 01:24:24,476
‫نگاه کن.

1617
01:24:29,230 --> 01:24:30,732
‫اون داره گریه می‌کنه.

1618
01:24:32,108 --> 01:24:34,277
‫مریم داره گریه می‌کنه.

1619
01:24:39,908 --> 01:24:41,367
‫در اون لحظه...

1620
01:24:41,367 --> 01:24:45,080
‫ایموجین هردمن داستان واقعی کریسمس رو تجربه کرد

1621
01:24:45,080 --> 01:24:46,790
‫خودشم برای اولین بار.

1622
01:24:50,877 --> 01:24:52,837
‫و ما هم همینطور.

1623
01:26:00,822 --> 01:26:04,409
‫♪ در زمان تولدت ♪

1624
01:26:08,955 --> 01:26:10,582
‫خب...

1625
01:26:10,582 --> 01:26:13,918
‫این بهترین نمایش کریسمس بود که تا حالا دیدیم.

1626
01:26:37,984 --> 01:26:39,068
‫ تعظیم کن.

1627
01:26:41,321 --> 01:26:44,407
‫تعظیم کن. دارن برات دست می‌زنن.

1628
01:27:47,762 --> 01:27:49,764
‫همه موافق بودن که بهترین بود

1629
01:27:49,764 --> 01:27:53,601
‫اما هیچ‌کس دقیقاً نمی‌دونست چرا.

1630
01:27:53,601 --> 01:27:55,478
‫یه چیزی که می‌دونستم،

1631
01:27:55,478 --> 01:27:57,355
‫به خاطر مادرم و درک اون

1632
01:27:57,355 --> 01:27:58,606
‫از داستان کریسمس،

1633
01:27:58,606 --> 01:28:00,316
‫هرمن‌ها بالاخره به

1634
01:28:00,316 --> 01:28:02,652
‫چیزی که همیشه لازم داشتن رو به دست آوردن.

1635
01:28:03,069 --> 01:28:04,779
‫یه جامعه.

1636
01:28:04,779 --> 01:28:08,700
‫چیزی به ما دادند که همیشه بهش نیاز داشتیم.

1637
01:28:08,700 --> 01:28:10,827
‫سال‌ها به شگفتی کریسمس فکر می‌کردم

1638
01:28:10,827 --> 01:28:12,412
‫و راز تولد عیسی

1639
01:28:12,412 --> 01:28:13,997
‫و هیچ‌وقت واقعاً درکش نکردم.

1640
01:28:13,997 --> 01:28:19,168
‫اما حالا، دیگه به نظر نمی‌رسید که خیلی مرموز باشه.

1641
01:28:19,168 --> 01:28:22,088
‫وقتی ایموجین از من پرسید که نمایش درباره چیه،

1642
01:28:22,088 --> 01:28:24,215
‫بهش گفتم درباره عیسیه.

1643
01:28:24,215 --> 01:28:26,676
‫اما این فقط بخشی از ماجرا بود.

1644
01:28:27,427 --> 01:28:28,803
‫درباره یه نوزاد جدید بود

1645
01:28:28,803 --> 01:28:31,180
‫و مادر و پدر فقیرش

1646
01:28:31,180 --> 01:28:32,974
‫در دردسر بزرگی بودند.

1647
01:28:32,974 --> 01:28:35,852
‫نه پولی، نه جایی برای رفتن،
‫نه دکتری،

1648
01:28:35,852 --> 01:28:39,230
‫نه کسی که بشناسند، نه احترامی.

1649
01:28:39,230 --> 01:28:41,733
‫اما آن‌ها کسانی بودند
‫که خدا انتخاب کرد

1650
01:28:41,733 --> 01:28:43,609
‫تا به تغییر دنیا کمک کنند.

1651
01:28:48,239 --> 01:28:49,907
‫در مورد ایموجین،

1652
01:28:49,907 --> 01:28:53,745
‫کریسمس به یکباره به سراغش آمد.

1653
01:29:20,313 --> 01:29:22,857
‫ممنون که برگشتی.

1654
01:29:23,524 --> 01:29:24,776
‫تو منو مجبور کردی.

1655
01:29:26,611 --> 01:29:28,112
‫فکر نمیکنم.

1656
01:29:31,157 --> 01:29:33,785
‫بفرما اینم ژامبون ت
‫وسیله اجرای عالی بود.

1657
01:29:33,785 --> 01:29:37,705
‫-وسیله اجرا نبود.
‫-یه هدیه از طرف پسر ها بود.

1658
01:29:42,126 --> 01:29:43,169
‫و...

1659
01:29:44,170 --> 01:29:45,630
‫من یه چیز دیگه هم دارم.

1660
01:29:47,382 --> 01:29:49,592
‫فهمیدم وقتشه که اینو
‫بهت برگردونم

1661
01:29:59,060 --> 01:30:00,228
‫ممنونم

1662
01:30:01,604 --> 01:30:05,149
‫پس الان که نمایش تموم شد،

1663
01:30:06,526 --> 01:30:09,028
‫احتمالا تو قصد نداری دوباره اینجا بیای.

1664
01:30:09,987 --> 01:30:12,824
‫ولی شاید هفته دیگه بتونی بیای؟

1665
01:30:15,451 --> 01:30:17,203
‫تا وقتی که خوراکی باشه، میام.

1666
01:30:23,501 --> 01:30:25,169
‫دقیقاً درسته.

1667
01:30:26,170 --> 01:30:27,255
‫مگه نه؟

1668
01:30:28,131 --> 01:30:29,173
‫ چی؟

1669
01:30:30,174 --> 01:30:31,175
‫نقاشی.

1670
01:30:32,760 --> 01:30:35,680
‫منظورش از "دقیقاً درسته" چی بود؟

1671
01:30:35,680 --> 01:30:37,014
‫نمی‌دونم.

1672
01:30:40,351 --> 01:30:46,649
‫فکر کنم ایموجین از ایده مریم توی نقاشی خوشش اومده بود.

1673
01:30:48,401 --> 01:30:50,528
‫خیلی پاک و معصوم به نظر می‌رسید.

1674
01:30:50,528 --> 01:30:53,114
‫انگار هیچ کار دیگه‌ای نکرده

1675
01:30:53,114 --> 01:30:56,033
‫جز اینکه شب کریسمس عیسی رو به دنیا آورده.

1676
01:30:58,494 --> 01:31:00,371
‫ایموجین یه بار بهم گفت،

1677
01:31:00,371 --> 01:31:03,207
‫"من اون نیستم."

1678
01:31:05,460 --> 01:31:06,878
‫اما برای من...

1679
01:31:08,546 --> 01:31:11,883
‫مریم همیشه شبیه ایموجین هردمن میمونه.

1680
01:31:15,094 --> 01:31:17,305
‫به همین دلیل...

1681
01:31:17,305 --> 01:31:21,184
‫ما هنوز هم از این پتو استفاده می‌کنیم
‫حتی بعد از این همه سال.

1682
01:31:26,439 --> 01:31:30,109
‫خب، دوستان،

1683
01:31:30,693 --> 01:31:33,070
‫حالا که می‌دونید چرا

1684
01:31:33,070 --> 01:31:36,199
‫این نمایش برامون اینقدر مهمه...

1685
01:31:36,199 --> 01:31:40,077
‫نمی‌دونم، کسی دوست داره نقشی بازی کنه؟

1686
01:31:41,037 --> 01:31:42,205
‫وای،

1687
01:31:42,205 --> 01:31:43,915
‫چه دست‌های زیادی!

1688
01:31:43,915 --> 01:31:46,375
‫خوشبختانه، ما کلی نقش داریم

1689
01:31:46,375 --> 01:31:50,505
‫و هیچ نقشی کوچیکی نیست.

1690
01:31:50,505 --> 01:31:53,466
‫خب، والدین عزیز،
‫اگه می‌خواید،

1691
01:31:53,466 --> 01:31:55,301
‫همه رو ببرید به سالن اصلی،(سالن محراب)

1692
01:31:55,301 --> 01:31:57,553
‫همه رو مرتب می‌کنیم.

1693
01:31:57,553 --> 01:31:58,930
‫نقش‌ها رو بهتون می‌دیم

1694
01:31:58,930 --> 01:32:02,266
‫و اولین تمرینمون رو شروع می‌کنیم.

1695
01:32:02,266 --> 01:32:03,309
‫خب، برید بیرون.

1696
01:32:49,939 --> 01:32:51,899
‫می‌تونم اونو رو تنم کنم؟

1697
01:32:56,821 --> 01:32:59,490
‫اوه، هوم...

1698
01:32:59,490 --> 01:33:02,785
‫خب، اونا بال‌های گلادیس بودن.

1699
01:33:02,785 --> 01:33:04,787
‫اون نمی‌ذاره کسی دیگه اونا رو بپوشه.

1700
01:33:04,787 --> 01:33:07,832
‫ولی اگه بری پایین،

1701
01:33:07,832 --> 01:33:10,418
‫یه دست جدید برات پیدا می‌کنیم.

1702
01:33:27,184 --> 01:33:30,980
‫"هی. نزد شما کودکی متولد شده."

1703
01:33:50,583 --> 01:33:55,046
‫♪ برو بگو روی کوه‌ها ♪

1704
01:33:55,046 --> 01:33:59,425
‫♪ از تپه‌ها و همه جا ♪

1705
01:33:59,425 --> 01:34:03,721
‫♪ برو بگو روی کوه‌ها ♪

1706
01:34:03,721 --> 01:34:06,974
‫♪ که عیسی مسیح به دنیا اومده ♪

1707
01:34:09,602 --> 01:34:14,148
‫♪ پایین توی آخور فقیرانه ♪

1708
01:34:14,148 --> 01:34:17,777
‫♪ مسیح فروتن ما به دنیا اومد ♪

1709
01:34:18,903 --> 01:34:22,782
‫♪ و خدا نجات رو برامون فرستاد ♪

1710
01:34:22,782 --> 01:34:26,827
‫♪ اون صبح مبارک کریسمس ♪

1711
01:34:26,827 --> 01:34:31,916
‫♪ و من گفتم برو بگو روی کوه ♪

1712
01:34:31,916 --> 01:34:36,253
‫♪ بالای تپه‌ها و همه جا ♪

1713
01:34:36,253 --> 01:34:40,132
‫♪ برو بگو روی کوه ♪

1714
01:34:40,132 --> 01:34:44,845
‫♪ که عیسی مسیح به دنیا اومده ♪

1715
01:34:44,845 --> 01:34:48,933
‫♪ وقتی چوپان‌ها نگهبانی می‌دادن ♪

1716
01:34:48,933 --> 01:34:53,688
‫♪ بر فراز گله‌های خاموش در شب ♪

1717
01:34:53,688 --> 01:34:57,733
‫♪ ببین در سراسر آسمان‌ها ♪

1718
01:34:57,733 --> 01:35:01,821
‫♪ نوری مقدس درخشید ♪

1719
01:35:01,821 --> 01:35:06,951
‫♪ و من گفتم برو بگو بر کوه ♪

1720
01:35:06,951 --> 01:35:11,080
‫♪ بر فراز تپه‌ها و همه جا ♪

1721
01:35:11,080 --> 01:35:15,042
‫♪ برو بگو بر کوه ♪

1722
01:35:15,042 --> 01:35:18,587
‫♪ که عیسی مسیح به دنیا آمد ♪

1723
01:35:35,646 --> 01:35:37,440
‫♪ حالا گوش کن به من ♪

1724
01:35:37,440 --> 01:35:38,649
‫- ♪ برو... ♪
‫- ♪ برو... ♪

1725
01:35:38,691 --> 01:35:40,651
‫♪ ...بگو بر کوه ♪

1726
01:35:40,651 --> 01:35:41,902
‫♪ روی کوه ♪

1727
01:35:41,902 --> 01:35:46,240
‫♪ بر فراز تپه‌ها و همه جا ♪

1728
01:35:46,240 --> 01:35:47,241
‫- ♪ برو... ♪
‫- ♪ برو... ♪

1729
01:35:47,241 --> 01:35:49,994
‫♪ ...بگو روی کوه ♪

1730
01:35:49,994 --> 01:35:54,707
‫♪ که عیسی مسیح به دنیا آمده ♪

1731
01:35:54,707 --> 01:35:59,128
‫♪ برو بگو روی کوه ♪

1732
01:35:59,128 --> 01:36:03,674
‫♪ بر فراز تپه‌ها و همه جا ♪

1733
01:36:03,716 --> 01:36:07,136
‫♪ برو بگو روی کوه ♪

1734
01:36:07,136 --> 01:36:13,225
‫♪ که عیسی مسیح به دنیا آمده ♪

1735
01:36:16,020 --> 01:36:17,146
‫♪ هوو! ♪

1736
01:36:21,150 --> 01:36:24,987
‫♪ برو بگو به کوه ها ♪

1737
01:36:42,213 --> 01:36:47,384
‫♪ ای همه وفاداران بیایید ♪

1738
01:36:47,384 --> 01:36:51,764
‫♪ شاد و پیروز ♪

1739
01:36:51,764 --> 01:36:56,435
‫♪ بیایید، ای بیایید ♪

1740
01:36:56,435 --> 01:37:00,356
‫♪ به بیت لحم ♪

1741
01:37:01,732 --> 01:37:06,028
‫♪ بیایید و او را ببینید ♪

1742
01:37:06,028 --> 01:37:10,366
‫♪ پادشاه فرشتگان زاده شد ♪

1743
01:37:10,366 --> 01:37:25,005
‫♪ بیایید او را بپرستیم ♪

1744
01:37:25,005 --> 01:37:28,217
‫♪ مسیح خداوند ♪

1745
01:37:36,433 --> 01:37:40,938
‫♪ بخوانید گروه‌های فرشتگان ♪

1746
01:37:40,938 --> 01:37:45,317
‫♪ با شادی بخوان ♪

1747
01:37:45,317 --> 01:37:50,114
‫♪ ای همه شهروندان ♪

1748
01:37:50,114 --> 01:37:54,326
‫♪ از بهشت بالا ♪

1749
01:37:55,327 --> 01:38:00,040
‫♪ جلال بر خدا ♪

1750
01:38:00,040 --> 01:38:04,044
‫♪ جلال در بالاترین ♪

1751
01:38:04,044 --> 01:38:18,309
‫♪ بیا، بیایید او را بپرستیم ♪

1752
01:38:18,309 --> 01:38:22,187
‫♪ مسیح خداوند ♪

1753
01:38:25,733 --> 01:38:30,321
‫♪ بیا و او را ببین ♪

1754
01:38:30,321 --> 01:38:34,325
‫♪ پادشاه فرشتگان زاده شد ♪

1755
01:38:34,325 --> 01:38:48,881
‫♪ بیا، بیایید او را بپرستیم ♪

1756
01:38:48,881 --> 01:38:52,509
‫♪ مسیح خداوند ♪

1757
01:38:55,012 --> 01:38:59,558
‫♪ اوه، مسیح... ♪

1758
01:39:00,601 --> 01:39:02,186
‫♪ خداوند ♪
