﻿1
00:01:09,486 --> 00:01:11,571
‫از سال 1965 تا سال 1973،

2
00:01:11,571 --> 00:01:14,324
‫یک عکاس از اعضای باشگاه موتورسواران
‫در ایالت‌های میانه، مصاحبه کرد.

3
00:01:14,365 --> 00:01:16,951
‫این فیلم برگرفته از کتابی‌ست که او نوشته.

4
00:01:19,496 --> 00:01:21,039
‫چیه؟

5
00:01:24,375 --> 00:01:27,337
‫باید از روی جنازه‌ام رد بشین
‫تا این جلیقه رو درارین.

6
00:01:30,715 --> 00:01:33,468
‫از روی جنازه‌ی این جِقِله بچه؟

7
00:01:43,478 --> 00:01:45,105
‫بیا اینجا ببینم.

8
00:01:47,482 --> 00:01:49,067
‫پائولی، اون کوتاه نمیادا.

9
00:01:49,109 --> 00:01:50,777
‫بلند بشه، دعوا رو ادامه میده.

10
00:01:52,946 --> 00:01:54,614
‫بهتره کوتاه بیای دیگه.

11
00:01:55,198 --> 00:01:56,825
‫خودم مجبورت می‌کنم کوتاه بیای.

12
00:01:58,034 --> 00:01:59,119
‫این موتور مال توئه؟

13
00:02:06,000 --> 00:02:06,376
‫هنری!

14
00:02:12,465 --> 00:02:14,134
‫از وقتی با بنی آشنا شدم...

15
00:02:14,134 --> 00:02:15,385
‫همه‌اش دردسر بوده.

16
00:02:19,514 --> 00:02:21,099
‫بیشتر از قبل زندان رو دیدم...

17
00:02:21,141 --> 00:02:23,309
‫بیشتر توی دادگاه بودم و
‫با وکیلای بیشتری ملاقات کردم.

18
00:02:23,351 --> 00:02:24,978
‫پس این نمی‌تونه عشق باشه.

19
00:02:24,978 --> 00:02:26,896
‫بیشتر یه نوع حماقت‌ـه.

20
00:02:27,021 --> 00:02:32,735
«موتورسواران»

21
00:02:38,783 --> 00:02:40,910
[مصاحبه‌ی کتی]
[ سال 1965]

22
00:02:40,994 --> 00:02:42,495
‫تهشم میگن بخاطر بچه‌هاست
‫می‌گیرید چی میگم؟

23
00:02:42,662 --> 00:02:44,497
‫میگن همه باید بچه‌هاشون رو بیارن.

24
00:02:44,497 --> 00:02:47,000
‫ما بچه‌هامون رو میاریم
‫و شوهرا حسابی خوش می‌گذرونن

25
00:02:47,041 --> 00:02:48,751
‫و زنای بدبختشون هم
‫حسابی بهشون غر می‌زنن.

26
00:02:48,793 --> 00:02:50,003
‫به نظر من که خوب نیست.

27
00:02:50,044 --> 00:02:51,504
‫- بخوایم بچه‌ها رو بیاریم
‫- هان؟

28
00:02:51,504 --> 00:02:52,505
‫آوردن بچه‌ها خوب نیست.

29
00:02:52,797 --> 00:02:53,173
‫آره.

30
00:02:53,339 --> 00:02:54,549
 مخصوصا وقتی که مردامونم هستن

31
00:02:54,549 --> 00:02:56,634
‫خب، جانی اسمش رو گذاشته
‫"پیک‌نیک با خانواده"

32
00:02:56,676 --> 00:02:58,052
‫قراره بچه‌های خودشم بیاره.

33
00:02:58,052 --> 00:03:00,180
‫آره، ولی اون اونقدر نیست که
‫بهش خوش نگذره.

34
00:03:00,180 --> 00:03:01,639
‫نه، ولی پارسال، دینگی هم بود

35
00:03:01,681 --> 00:03:02,891
‫راستش من هیچ‌کدوم از...

36
00:03:02,932 --> 00:03:04,684
‫آدم‌های اونجا رو نمی‌شناسم، خب؟

37
00:03:04,726 --> 00:03:07,562
‫کتی اون موقع رو یادته که بهم گفتی...

38
00:03:07,604 --> 00:03:09,022
‫وقتی اولین بار اون‌ها رو دیدی...

39
00:03:09,063 --> 00:03:10,523
‫- آره
‫- اینکه تو چطوری...

40
00:03:10,565 --> 00:03:12,525
‫خب، الان عوض شدم.
‫و اینجوریم.

41
00:03:12,525 --> 00:03:14,485
‫خیلی‌خب، چرا درباره‌اش باهام حرف نمی‌زنی؟

42
00:03:14,527 --> 00:03:16,196
‫خب، توی یک سال...
‫منظورم سال گذشته است...

43
00:03:16,196 --> 00:03:17,780
‫چیه؟
می‌خوای از همون اولش شروع کنم؟

44
00:03:17,822 --> 00:03:19,741
‫پارسال
‫دوستم باهام تماس گرفت...

45
00:03:19,782 --> 00:03:21,910
‫بهم گفت بیا به سمت
‫خیابان «گرند اند دیویژن»

46
00:03:21,951 --> 00:03:25,038
‫یکم پول لازم داشت
‫و گفت یه کافه اونجاست.

47
00:03:41,346 --> 00:03:42,764
‫رفیق، اون پسر خوشگله...

48
00:03:42,805 --> 00:03:44,933
‫- که پشت میز بیلیاردـه، کیه؟
‫- اوه

49
00:03:44,974 --> 00:03:46,309
‫کتی،
‫عمراً دلت بخواد با اون بری بیرون.

50
00:03:46,309 --> 00:03:47,810
‫برای چی؟

51
00:03:47,810 --> 00:03:49,187
‫هیچ شباهتی به بقیه این حیوونا نداره.

52
00:03:49,229 --> 00:03:51,022
‫چون هیچکس دلش نمی‌خواد با اون بره بیرون.

53
00:03:51,064 --> 00:03:52,482
‫برای چی؟

54
00:03:52,523 --> 00:03:54,400
‫چون با موتورش تصادف می‌کنه.

55
00:03:54,817 --> 00:03:56,110
‫هربار که سوارش میشه تصادف میکنه

56
00:03:56,110 --> 00:03:57,612
‫
‫ عه، باشه

57
00:03:58,404 --> 00:04:00,573
‫بذار برم برات کیک بیارم.

58
00:04:06,621 --> 00:04:07,247
‫سلام.

59
00:04:07,455 --> 00:04:09,123
‫من بنی‌ام.

60
00:04:09,457 --> 00:04:10,166
‫سلام.

61
00:04:18,216 --> 00:04:19,467
‫الان داریم چیکار می‌کنیم؟

62
00:04:19,509 --> 00:04:20,635
‫مثلاً...

63
00:04:21,803 --> 00:04:23,596
‫داریم با هم گپ می‌زنیم؟

64
00:04:25,473 --> 00:04:26,474
‫آره، به گمونم.

65
00:04:30,103 --> 00:04:31,771
‫خب، من باید برم خونه.

66
00:04:32,605 --> 00:04:33,314
‫اوه.

67
00:04:34,190 --> 00:04:34,774
‫خیلی‌خب.

68
00:04:49,789 --> 00:04:50,623
‫تو باید بری.

69
00:05:03,177 --> 00:05:05,054
‫اینجا دیگه کجاست، مگه رستورانِ گردون‌ـه؟
(رستورانی سلف سرویسی که میز غذاش می‌چرخه)

70
00:05:05,888 --> 00:05:06,973
‫اسمت چیه؟

71
00:05:07,307 --> 00:05:08,308
‫کتی.

72
00:05:09,726 --> 00:05:11,686
‫خب، کتی...

73
00:05:13,521 --> 00:05:14,272
‫نگران نباش!

74
00:05:15,148 --> 00:05:16,357
‫نگران چی نباشم؟

75
00:05:17,942 --> 00:05:18,526
‫هیچی.

76
00:05:19,861 --> 00:05:22,989
‫من جانی‌ام، رئیس این باشگاه.
‫و اینکه...

77
00:05:23,031 --> 00:05:26,159
‫این بچه‌ها، فقط می‌خوان یکم خوش بگذرونن
‫باشه؟

78
00:05:28,786 --> 00:05:31,247
‫ولی من نمی‌ذارم اتفاقی برات بیفته.

79
00:05:31,289 --> 00:05:32,999
‫عه، جداً؟
‫مگه قراره چه اتفاقی برام بیفته؟

80
00:05:33,291 --> 00:05:34,417
‫هیچی.

81
00:05:34,459 --> 00:05:36,544
‫هه هه، باشه
‫خب، بابتش ممنونم.

82
00:05:36,586 --> 00:05:39,380
‫از آشناییت خوشحال شدم.
‫من باید برم، خداحافظ.

83
00:05:44,635 --> 00:05:46,262
‫یه گوشه منتظر اتوبوس وایسادم
‫و با خودم گفتم...

84
00:05:46,304 --> 00:05:47,805
‫خدایا، می‌دونی چیه!

85
00:05:47,847 --> 00:05:49,807
‫انگار، قراره یه اتفاقی برام بیفته.

86
00:06:27,261 --> 00:06:28,888
‫- هی، یالا سیندرلا خانم
‫- خدای من

87
00:06:28,888 --> 00:06:30,223
‫بیا بریم موتورسواری.

88
00:06:30,264 --> 00:06:31,307
‫یالا دیگه...

89
00:06:31,349 --> 00:06:33,101
‫بیا بریم موتورسواری!

90
00:06:33,142 --> 00:06:34,143
‫نترس.

91
00:06:34,185 --> 00:06:35,395
‫سیندرلا!
‫سیندرلا!

92
00:06:37,355 --> 00:06:39,899
‫باشه، باشه.

93
00:06:39,899 --> 00:06:41,859
‫- باشه، باشه، باشه، باشه
‫- بهت آسیب نمی‌زنه

94
00:06:41,901 --> 00:06:43,236
‫- باشه
‫- جداً؟

95
00:06:43,277 --> 00:06:45,363
‫- برو موتورسواری
‫- نترس باشه؟

96
00:06:45,405 --> 00:06:46,906
‫فکر می‌کنین اینکار رو می‌کنه؟

97
00:06:51,953 --> 00:06:53,746
‫هی، توی بزرگراه می‌بینیمتون.

98
00:06:53,913 --> 00:06:55,873
‫و اون تمام چراغ راهنماها رو رد کرد

99
00:06:55,915 --> 00:06:57,625
‫احتمالاً هم دلیلش این بود که
‫یه وقت من پیاده نشم.

100
00:06:57,667 --> 00:06:59,168
‫هرچند منم نمی‌خواستم پیاده بشم.

101
00:06:59,210 --> 00:07:00,503
‫خیلی ترسیده بودم.

102
00:07:00,545 --> 00:07:01,796
‫تاحالا توی تمام عمرم...

103
00:07:01,838 --> 00:07:03,381
‫سوار موتور نشده بودم.

104
00:07:03,423 --> 00:07:06,217
‫و بالاخره رفتیم توی بزرگراه...

105
00:07:06,259 --> 00:07:07,635
‫و همون موقع بود که این اتفاقا افتاد.

106
00:07:07,677 --> 00:07:09,762
‫همون موقع بود که
‫همشون رو برای اولین بار دیدم.

107
00:07:09,804 --> 00:07:11,722
‫منظورم اینه که، واقعاً دیدمشون.

108
00:07:58,019 --> 00:07:59,520
‫دیدی کتی؟

109
00:07:59,562 --> 00:08:01,397
‫بهت گفتم نیاز نیست نگران باشی.

110
00:08:01,439 --> 00:08:03,816
‫بچه‌هامون فقط می‌خواستن باهات برن بیرون
‫همین.

111
00:08:13,367 --> 00:08:14,452
‫نوشیدنی می‌خوری؟

112
00:08:16,871 --> 00:08:18,331
‫اما من تا نزدیکای چهار صبح...

113
00:08:18,372 --> 00:08:19,832
‫نرفتم خونه.

114
00:08:19,832 --> 00:08:22,335
‫و قسم خوردم
‫دیگه هیچ‌ وقت باهاشون بیرون نرم.

115
00:08:22,376 --> 00:08:24,420
‫چون مثل یه مشت حیوون بودن.

116
00:08:24,462 --> 00:08:26,380
‫آخه مثل من حرف نمی‌زدن.

117
00:08:26,422 --> 00:08:28,007
‫همش می‌گفتن فلان و بیسار ...

118
00:08:28,007 --> 00:08:30,718
‫ولی وقتی شب تموم شد
‫حس کردم دیگه گوشم پر شده از...

119
00:08:30,760 --> 00:08:33,304
‫گوش دادن به لاف زدن و خالی بندیاشون.

120
00:08:33,346 --> 00:08:34,805
‫خب، بنی من رو بُرد خونه

121
00:08:34,847 --> 00:08:37,892
‫و نامزدم
‫تو ایوان، منتظرم نشسته بود.

122
00:08:37,934 --> 00:08:39,685
‫خیلی‌خب.

123
00:08:39,727 --> 00:08:41,521
‫شب بخیر.
‫خداحافظ.

124
00:08:42,772 --> 00:08:44,357
‫کدوم گوری بودی؟

125
00:08:44,357 --> 00:08:46,025
‫دیگه دلم نمی‌خواد اونا رو ببینم.

126
00:08:46,025 --> 00:08:47,693
‫واقعاً احمق بودن.

127
00:09:57,430 --> 00:09:59,348
‫بنی تمام شب رو همونجا موند

128
00:09:59,390 --> 00:10:01,559
‫و نرفت خونه.

129
00:10:09,984 --> 00:10:11,152
‫عجب دیوونه‌ای‌ـه...

130
00:10:11,819 --> 00:10:12,903
‫اگه نامزدم از سرکار برگرده

131
00:10:12,945 --> 00:10:16,032
‫و تو هنوز اونجا نشسته باشی
‫به شدت عصبی میشه.

132
00:10:48,773 --> 00:10:50,441
‫بهش گفتم بره
‫ولی اون نرفت.

133
00:10:50,483 --> 00:10:52,276
‫بهتره یه جوری از شرش خلاص بشی.

134
00:10:52,318 --> 00:10:55,154
‫خودت برو از شرش خلاص شو.
‫من قبلاً تلاشم رو کردم.

135
00:10:56,864 --> 00:10:57,740
‫
‫ کجا میری؟

136
00:10:57,865 --> 00:11:00,034
‫حوصله‌ی این بازی‌ها رو ندارم
‫فهمیدی؟

137
00:11:00,076 --> 00:11:01,452
‫حوصله‌ی چی رو نداری؟

138
00:11:01,494 --> 00:11:02,745
‫خب میگی من چیکار کنم؟

139
00:11:02,787 --> 00:11:04,038
‫دیگه نیستم.

140
00:11:04,080 --> 00:11:06,207
‫- کجا داری میری؟
‫- من دیگه نیستم

141
00:11:55,005 --> 00:11:55,965
‫می‌خوای بری دورهمی؟

142
00:12:00,386 --> 00:12:02,471
‫پنج هفته بعدش، باهاش ازدواج کردم.

143
00:12:17,778 --> 00:12:19,238
‫آروم برو.

144
00:12:49,602 --> 00:12:51,187
‫وو-هو!

145
00:13:05,493 --> 00:13:08,496
‫وای،
‫نه، نه، نه، نه، نه.

146
00:13:23,677 --> 00:13:24,720
‫عه.

147
00:13:52,665 --> 00:13:54,458
‫چندین ماشین پلیس...

148
00:13:54,500 --> 00:13:57,586
‫اون رو در بزرگراه 64،
‫و بین زمین‌های کشاورزی، متوقف کنن.

149
00:14:02,258 --> 00:14:04,385
‫بنجامین کراس...

150
00:14:04,426 --> 00:14:05,886
‫بنجامین؟

151
00:14:05,928 --> 00:14:06,929
‫چه باکلاس!

152
00:14:06,929 --> 00:14:09,640
‫بنجامین کراس از پارک الموود...

153
00:14:09,682 --> 00:14:13,644
‫به 18 تخلف راهنمایی و رانندگی
‫متهم و دستگیر شد.

154
00:14:13,686 --> 00:14:15,271
‫صرف نظر از سابقه‌های قبلی او...

155
00:14:15,271 --> 00:14:17,523
‫در این عملیات تعقیب و گریز
‫او از هفت چراغ قرمز عبور کرده

156
00:14:17,565 --> 00:14:20,317
‫با سرعت بیش از 85 مایل در ساعت،
‫موتورسواری کرده

157
00:14:20,359 --> 00:14:23,404
‫آن هم در دو منطقه‌ی نزدیک به مدرسه
‫که باید سرعت 20 مایل در ساعت داشته باشد

158
00:14:23,445 --> 00:14:26,282
‫و به چهار عدد از
‫خودروهای شهرداری...

159
00:14:26,323 --> 00:14:28,450
‫خسارت وارد کرده است.

160
00:14:28,492 --> 00:14:31,453
‫کراس با قید وثیقه 2500 دلاری آزاد شده

161
00:14:31,495 --> 00:14:34,874
‫و قرار است در نهم دسامبر
‫در دادگاه جرائم رانندگی شهر پارک ریج

162
00:14:34,915 --> 00:14:36,417
‫محاکمه شود.

163
00:14:36,458 --> 00:14:37,459
‫هی بچه جون.

164
00:14:37,501 --> 00:14:39,545
‫چند تا چراغ قرمز رو رد کردی؟

165
00:14:40,963 --> 00:14:42,631
‫اونا میگن هفت تا
‫ولی خب...

166
00:14:44,758 --> 00:14:45,759
‫خب چی؟

167
00:14:45,801 --> 00:14:47,803
‫منم فکر کنم همین حدودا باشه.

168
00:14:49,722 --> 00:14:51,473
‫ولی حس کردم بیشتره.

169
00:14:53,225 --> 00:14:55,561
‫جانی همیشه بنی رو دوست داشت.

170
00:14:56,937 --> 00:14:58,480
‫برای چی؟

171
00:14:58,522 --> 00:15:01,483
‫خب، چون جانی همیشه
‫چیزی که بنی داشت رو می‌خواست.

172
00:15:01,525 --> 00:15:02,818
‫و اون چی بود؟

173
00:15:02,860 --> 00:15:05,404
‫که به هیچ چیزی اهمیت نده.
‫هی!

174
00:15:05,446 --> 00:15:08,782
‫دینگی، به بچه‌ها بگو
‫موتوراشون رو از روی چمن بردارن

175
00:15:08,824 --> 00:15:11,410
‫خدای من.
‫هه.

176
00:15:11,452 --> 00:15:14,330
‫خانواده‌ی دوست قبلیم
‫ اون طرف خیابون زندگی می‌کنن.

177
00:15:14,371 --> 00:15:16,332
‫و همیشه این موتورها رو می‌بینن.

178
00:15:16,332 --> 00:15:18,500
‫هی، میشه یکم بیشتر درباره‌ی جانی بهم بگی.

179
00:15:18,500 --> 00:15:20,502
‫- مثلاً چی بگم؟
‫- نمی‌دونم.

180
00:15:20,544 --> 00:15:22,379
‫مثلاً اینکه چطوری اون باشگاه رو راه انداخت!

181
00:15:22,421 --> 00:15:23,756
‫می‌دونی چطوری باشگاه رو راه انداخت؟

182
00:15:23,797 --> 00:15:25,466
‫اینطور که شنیدم
‫داشته تلویزیون می‌دیده.

183
00:15:25,507 --> 00:15:28,010
‫می‌دونی، جانی مثل بقیه این بچه‌ها نیست.

184
00:15:28,010 --> 00:15:29,386
‫می‌دونی که اون‌ها چقدر مُفت‌خور و عَلافن؟

185
00:15:29,428 --> 00:15:31,388
‫اون یه خنگ با افکار قدیمی نیست.

186
00:15:31,430 --> 00:15:33,349
‫ولی جانی کار خوبی داره. خب؟

187
00:15:33,349 --> 00:15:35,392
‫و از وقتی هم که می‌شناسمش این شغلش رو داره.

188
00:15:35,434 --> 00:15:37,269
‫- چه شغلی؟
‫- راننده کامیون‌ـه

189
00:15:37,311 --> 00:15:38,646
‫اون راننده کامیون‌ـه.

190
00:15:38,687 --> 00:15:40,397
‫مسیرهای کوتاهی هم میره.
‫مثل ایالت‌های میانه.

191
00:15:40,439 --> 00:15:41,941
‫ولی خب، خانواده هم داره.

192
00:15:41,982 --> 00:15:43,025
‫- که اینطور
‫- آره

193
00:15:43,025 --> 00:15:44,944
‫دو تا دختر داره
‫و همسرش، بتی...

194
00:15:44,985 --> 00:15:46,570
‫اون خیلی خوبه و خوشگله.

195
00:15:46,612 --> 00:15:48,489
خیلی از این دخترا از این بابت شاکین...
‫اوف

196
00:15:48,530 --> 00:15:51,450
تحمل ندارم کنارشون باشم
‫چون همیشه اینجوری میگن که...

197
00:15:51,492 --> 00:15:54,870
‫اون مردِ من‌ـه.
‫به مرد من نگاه نکنین!

198
00:15:54,912 --> 00:15:56,497
‫اما بتی، اصلاً اینجوری نیست.

199
00:15:56,538 --> 00:15:59,375
‫منظورت چی بود وقتی گفتی
‫جانی داشت تلویزیون نگاه می‌کرد؟

200
00:15:59,375 --> 00:16:01,377
‫داشت یکی از فیلم‌های مارلون براندو رو
‫توی تلویزیون نگاه می‌کرد.

201
00:16:02,044 --> 00:16:04,088
‫که ایده‌ی باشگاه به ذهنش رسید.

202
00:16:04,129 --> 00:16:05,881
‫راستش این چیزی‌ـه که من شنیدم.

203
00:16:06,799 --> 00:16:09,134
‫همم، چی داری؟

204
00:16:09,134 --> 00:16:11,053
‫چی؟

205
00:16:12,388 --> 00:16:13,305
‫هیچی.

206
00:16:14,348 --> 00:16:15,808
‫اما اینکه چطوری این باشگاه واقعاً شکل گرفت

207
00:16:15,849 --> 00:16:17,476
‫باید بگم اولش یه باشگاه مسابقه‌ای بود.

208
00:16:36,745 --> 00:16:38,706
‫تاحالا مسابقه دادن جانی رو ندیدم...

209
00:16:38,747 --> 00:16:40,207
‫ولی میگن کارش خوبه.

210
00:16:40,249 --> 00:16:41,583
‫اون با جیمی گودپستر...

211
00:16:41,625 --> 00:16:43,669
‫یه باشگاهِ مسابقه موتورسواری داشتن.

212
00:16:43,711 --> 00:16:44,837
‫- گودپستر؟
‫- آره

213
00:16:44,837 --> 00:16:46,463
‫می‌شناسیش.

214
00:16:46,505 --> 00:16:49,550
‫اون یه مغازه لباس و تجهیزات
‫کنار هاید پارک داشت.

215
00:16:49,591 --> 00:16:50,676
‫اوه، آره، آره، آره.

216
00:16:50,718 --> 00:16:52,177
‫- سبیلو
‫- چی؟

217
00:16:52,177 --> 00:16:53,679
‫- یه سبیل نازک داشت.
‫- آره

218
00:16:53,679 --> 00:16:55,848
‫آره، اون‌ها با هم
‫یه باشگاه مسابقه‌ی موتورسواری داشتن.

219
00:16:55,848 --> 00:16:58,851
‫داشتم فکر می‌کردم
‫یه باشگاهِ مسابقه موتورسواری راه بندازیم.

220
00:16:58,851 --> 00:17:00,352
‫برای چی؟

221
00:17:00,394 --> 00:17:02,771
‫نمی‌دونم.
‫گفتم یه کاری بکنیم.

222
00:17:03,272 --> 00:17:04,732
‫خب برای چی می‌خوای
‫یه باشگاه موتورسواری تشکیل بدی؟

223
00:17:04,773 --> 00:17:06,692
‫تمام کاری که
‫این باشگاه‌ها انجام میدن اینه که...

224
00:17:06,734 --> 00:17:08,736
‫دور هم میشینن
‫و درباره‌ی موتور حرف می‌زنن.

225
00:17:09,695 --> 00:17:11,155
‫ما هم همینکار رو می‌کنیم دیگه.

226
00:17:11,196 --> 00:17:13,449
‫آره، درباره‌اش حرف می‌زنیم
‫و بعدش باهاشون مسابقه میدیم.

227
00:17:13,949 --> 00:17:15,075
آخه چه فاییده داره دربارشون حرف بزنی

228
00:17:15,117 --> 00:17:16,493
و باهاشون مسابقه ندی؟

229
00:17:16,535 --> 00:17:19,705
‫بعدش اون دو تا از هم جدا شدن
‫و تقریباً 12 نفر دور هم جمع شدن...

230
00:17:19,747 --> 00:17:20,831
‫و باشگاه وَندال رو تشکیل دادن
‫(باشگاه خراب‌کاران)

231
00:17:20,873 --> 00:17:22,207
‫اون‌ها اولین عضو گروه بودن.

232
00:17:22,207 --> 00:17:23,333
‫و همین شد که بچه‌ها...

233
00:17:23,375 --> 00:17:24,835
‫حداقل اولین اعضای باشگاه...

234
00:17:24,877 --> 00:17:26,211
‫اولین اعضا از اینجا پیداشون شد.

235
00:17:26,253 --> 00:17:27,546
‫از باشگاه مسابقه موتورسواری.

236
00:17:27,546 --> 00:17:28,172
‫- جداً؟
‫- اوهوم

237
00:17:28,172 --> 00:17:29,631
‫حالا اولین اعضا کیا بودن؟

238
00:17:30,507 --> 00:17:32,843
‫خب واهو و کورکی بودن.
‫اینا رو می‌دونم.

239
00:17:33,385 --> 00:17:35,054
‫اسم من واهوئه.

240
00:17:35,054 --> 00:17:36,638
یه موتور مدل «هارلی دو گلاید» می‌رونم

241
00:17:37,264 --> 00:17:39,391
‫من اهل ایالت ایلینوی توی شیکاگوئم.

242
00:17:39,391 --> 00:17:41,685
‫پنج سالی میشه که عضو گروه وندالم.

243
00:17:42,770 --> 00:17:44,229
‫به من میگن کورکی.

244
00:17:44,271 --> 00:17:45,481
‫منم روی موتورش سوار میشم

245
00:17:48,067 --> 00:17:49,193
‫اینکار رو نمی‌کنه.

246
00:17:49,234 --> 00:17:51,487
‫ همه می‌خوان بخشی از یه چیزی باشن.

247
00:17:53,822 --> 00:17:55,365
‫نمی‌تونم این رو به والدینم توضیح بدم.

248
00:17:55,365 --> 00:17:57,743
‫اون‌ها سبک زندگی من رو درک نمی‌کنن.

249
00:17:59,036 --> 00:18:00,662
‫چون موتورسوارها...

250
00:18:02,289 --> 00:18:03,999
‫اکثر آدم‌ها فکر می‌کنن که...

251
00:18:04,041 --> 00:18:06,585
‫موتور به چیزهای منفی ختم میشه.

252
00:18:07,377 --> 00:18:09,338
‫فکر می‌کنن به همین دلیله که
‫بچه‌ها سوار موتور میشن.

253
00:18:09,379 --> 00:18:11,465
‫از نظرشون به یه چیز
‫بد و دلخراش ختم میشه.

254
00:18:12,132 --> 00:18:13,842
‫نمی‌دونم چرا، ولی...

255
00:18:14,927 --> 00:18:17,971
‫ولی کارهای غیراخلاقی
‫و موتور با هم ارتباط شدیدی دارن.

256
00:18:18,889 --> 00:18:21,058
‫به هر حال، این چیزی‌ـه که همه فکر می‌کنن.

257
00:18:21,058 --> 00:18:22,226
‫برای چی؟

258
00:18:22,267 --> 00:18:24,895
‫فکر کنم...

259
00:18:24,895 --> 00:18:27,147
‫همه به یه نفر نیاز دارن تا اذیتش کنن.

260
00:18:28,982 --> 00:18:30,859
‫به نظرت کسی بهتر از ما برای اینکار هست؟

261
00:18:32,277 --> 00:18:33,987
‫و کَل از کالیفورنیا هم بود.

262
00:18:33,987 --> 00:18:35,531
موتور اسکوتر اون رو دیدم
‫(نوعی موتور به سبک روروک)

263
00:18:35,656 --> 00:18:38,951
‫که کاملاً اصلاح شده بود پسر...

264
00:18:38,992 --> 00:18:41,703
‫هر قسمتِ روی اون رو،
‫یا خودش دست‌ساز درست کرده بود

265
00:18:41,703 --> 00:18:43,163
‫یا مخصوص اون خریده بودش.

266
00:18:44,164 --> 00:18:45,707
‫این رفیقمون رو که می‌بینی...

267
00:18:45,749 --> 00:18:47,376
‫اون رفیقمون یه خرابکاره.

268
00:18:47,417 --> 00:18:49,962
‫فرض کن که یه یارویی هست

269
00:18:50,003 --> 00:18:52,673
‫که یه موتور جدید
‫با برند «هارلی دیویدسون» می‌خره.

270
00:18:52,714 --> 00:18:54,633
‫و کامل مجهزش کرده. خب؟

271
00:18:55,968 --> 00:18:59,930
‫بعد تصور کن که یه یارو میاد

272
00:18:59,972 --> 00:19:03,058
‫و میگه: منم دقیقاً
‫یه موتور عین موتورت گرفتم.

273
00:19:03,058 --> 00:19:05,727
‫درسته که می‌تونه...

274
00:19:05,769 --> 00:19:07,229
‫دقیقاً یکی شبیهش رو بگیره.

275
00:19:07,271 --> 00:19:09,314
‫ولی تمام قطعاتشون با هم فرق داره.

276
00:19:09,356 --> 00:19:10,774
‫هر کدوم از قطعاتش فرق می‌کنه.

277
00:19:10,816 --> 00:19:12,860
‫مهم نیست اون‌ها رو چقدر شبیه هم درست کردی.

278
00:19:12,901 --> 00:19:14,236
‫- منظورمو می‌گیری؟
‫- اوهوم

279
00:19:14,278 --> 00:19:15,571
‫چون هوش همه آدم‌ها با هم فرق می‌کنه.

280
00:19:15,821 --> 00:19:19,241
‫وقتی 15 سالم بود

281
00:19:19,241 --> 00:19:20,409
‫پدرم برای من...

282
00:19:20,450 --> 00:19:22,161
‫یه چهار سیلندر هندی خرید.

283
00:19:23,287 --> 00:19:25,122
‫یه مدل موتور‌ـه.

284
00:19:25,164 --> 00:19:27,082
‫من عاشق اینم که کثیف بشم.

285
00:19:27,082 --> 00:19:29,751
‫و خب همه کار می‌کردم تا لباسام کثیف بشه.

286
00:19:29,751 --> 00:19:31,837
‫روی شلوارم خاک می‌ریختم
‫صورتم رو خاکی می‌کردم.

287
00:19:31,879 --> 00:19:34,756
‫موهام رو بهم می‌ریختم
‫و حشره‌ها رو می‌خوردم.

288
00:19:35,424 --> 00:19:37,134
‫خوردن حشره‌ها خیلی هم بد نیست.

289
00:19:37,176 --> 00:19:38,802
‫همه‌اش بستگی به افکار آدم داره.

290
00:19:38,844 --> 00:19:40,721
‫اگه یه ساندویچ گوشت خامِ گاو رو بخوری

291
00:19:40,762 --> 00:19:43,182
‫یا اینکه یه استیک خام رو بخوری

292
00:19:43,223 --> 00:19:44,766
‫دیگه خوردن حشره اذیتت نمی‌کنه.

293
00:19:44,808 --> 00:19:46,310
‫و زیپکو چی؟

294
00:19:46,351 --> 00:19:47,686
‫زیپکو چی؟

295
00:19:47,728 --> 00:19:49,438
‫چیزی درباره‌اش می‌دونی؟

296
00:19:49,479 --> 00:19:50,772
‫اوه، اون اهل جمهوری لتونی‌ـه.

297
00:19:50,772 --> 00:19:51,940
‫- آره
‫- خیلی‌خب

298
00:19:51,940 --> 00:19:54,776
‫می‌دونی اون کی عضو باشگاه شد؟

299
00:19:54,776 --> 00:19:56,445
‫زیپکو؟ خب، چِمی‌دونم.

300
00:19:56,445 --> 00:19:58,280
‫اون همیشه تو باشگاه بود.

301
00:19:58,322 --> 00:19:59,907
‫خب...

302
00:19:59,948 --> 00:20:02,075
‫درباره‌ی جانی بیشتر برام بگو.

303
00:20:02,117 --> 00:20:02,951
‫چی؟

304
00:20:06,413 --> 00:20:07,915
‫هیچ ‌وقت نفهمیدم.

305
00:20:07,956 --> 00:20:09,208
‫تمام این بچه‌هایی که توی گروه هستن

306
00:20:09,249 --> 00:20:10,792
‫هیچ‌کدومشون از قانونی پیروی نمی‌کنن

307
00:20:10,792 --> 00:20:11,960
‫تا باهاش جونشون رو نجات بدن.

308
00:20:12,002 --> 00:20:13,462
‫کل نکته‌ای که درباره‌ی این بچه‌ها هست

309
00:20:13,462 --> 00:20:15,797
‫اینه که نمی‌تونن از قانون پیروی کنن.

310
00:20:15,797 --> 00:20:17,174
‫بعد اون‌ها رو دور هم جمع کرد
‫و وارد این باشگاه شدن.

311
00:20:17,216 --> 00:20:19,176
‫و یهویی اون‌ها شروع می‌کنن
به ساختن تمام این قوانین

312
00:20:19,218 --> 00:20:20,761
‫تا همه آدم‌ها ازش پیروی کنن.

313
00:20:20,802 --> 00:20:21,637
‫مسخره است.

314
00:20:21,637 --> 00:20:23,472
‫واقعاً هم خیلی مسخره است.
‫میگیری چی میگم؟

315
00:20:24,014 --> 00:20:26,058
‫ولی یه بار
‫یکی جانی رو...

316
00:20:26,099 --> 00:20:28,018
‫بابت رهبریِ باشگاه به چالش کشید.

317
00:20:28,060 --> 00:20:30,062
‫یکی از اون قوانین احمقانه اینه که...

318
00:20:30,103 --> 00:20:32,856
‫هرکسی بخواد می‌تونه
‫رهبریت جانی رو به چالش بکشه

319
00:20:32,898 --> 00:20:34,358
‫ولی خب مشخصه
‫هیچ‌کسی نمی‌خواد اینکار رو بکنه.

320
00:20:34,399 --> 00:20:35,817
‫چون اون‌ها همشون یه مشت مُفت‌خورن.

321
00:20:35,817 --> 00:20:37,069
‫و هیچ‌کدومشون مسئولیت قبول نمی‌کنن.

322
00:20:37,110 --> 00:20:38,946
‫ولی اون سری
‫این یارو، جک...

323
00:20:38,987 --> 00:20:40,197
‫یه گنده‌بک...
‫که به معنای واقعی گنده بود

324
00:20:40,239 --> 00:20:42,324
‫که بهش می‌گفتن جک گندهه.

325
00:20:42,366 --> 00:20:43,992
‫- جک توپولو
‫- چی؟

326
00:20:43,992 --> 00:20:45,410
‫- مگه جک توپولو رو نمیگی؟
‫- نه

327
00:20:45,452 --> 00:20:46,912
‫اون یارو مال ایالت تولیدو بود.

328
00:20:46,954 --> 00:20:48,830
‫ولی این یارو مال...نمی‌دونم بابا.

329
00:20:48,830 --> 00:20:51,333
‫به هر حال، این یارو که
‫بهش می‌گفتن جک توپولوی گنده‌بک...

330
00:20:51,375 --> 00:20:52,834
‫هی، من یه سوال دارم.

331
00:20:52,876 --> 00:20:55,170
‫وایسا تا نوبتت بشه.
‫اول بذار حرفم رو تموم کنم.

332
00:20:57,089 --> 00:20:58,840
‫خب، قراره که تلفن رو...

333
00:20:58,882 --> 00:21:00,342
‫پشت اینجا نصب کنیم.

334
00:21:00,968 --> 00:21:02,970
‫ولی جانی باید اون رو
با حساب شخصیش بخره.

335
00:21:03,011 --> 00:21:05,013
‫- چرا باید اینکار رو بکنه؟
‫- خب...

336
00:21:05,013 --> 00:21:06,473
‫نمی‌دونـ...
‫چون فقط از این راه...

337
00:21:06,515 --> 00:21:07,891
‫مخابرات، تلفن رو راه‌اندازی می‌کنه.

338
00:21:07,933 --> 00:21:09,226
‫باشگاه باید هزینه‌ی اینکار رو پرداخت کنه.

339
00:21:09,268 --> 00:21:09,768
‫آره.

340
00:21:09,768 --> 00:21:11,937
‫اینجوری هروقت که بخوایم
‫می‌تونیم ازش استفاده کنیم.

341
00:21:11,937 --> 00:21:13,021
‫- اینجوری جواب نمیده
‫- چرا؟

342
00:21:13,063 --> 00:21:14,189
‫- برای چی؟
‫- یه لحظه خفه‌شید

343
00:21:14,231 --> 00:21:14,731
‫دهنتونو ببندید.

344
00:21:17,567 --> 00:21:18,652
‫گوش کنین.

345
00:21:19,528 --> 00:21:21,029
‫یه تلفن اون پشت می‌خوایم...

346
00:21:21,071 --> 00:21:23,490
‫برای موقعی که یکیمون به دردسر بیفتیم
‫خیلی‌خب؟

347
00:21:23,532 --> 00:21:24,992
‫چه موقعی که افتاده باشید زندان

348
00:21:25,033 --> 00:21:27,286
‫یا وقتی که وثیقه لازم دارید
‫زنگ می‌زنین اینجا.

349
00:21:27,327 --> 00:21:31,873
‫اگه با موتورتون جایی گیر کردین
‫زنگ می‌زنین اینجا.

350
00:21:31,915 --> 00:21:35,210
‫ولی به محض اینکه قبض تلفن بیاد

351
00:21:35,252 --> 00:21:38,171
‫و ببینیم با این تلفن
‫زنگ زدین به نامزدتون

352
00:21:38,213 --> 00:21:40,549
‫با همون خفتون می‌کنیم.

353
00:21:40,549 --> 00:21:41,550
‫مفهومه؟

354
00:21:41,550 --> 00:21:43,927
‫آره. ولی من یه سوال دارم.

355
00:21:43,969 --> 00:21:45,470
‫من یه سری دوست توی شهر میلواکی دارم.

356
00:21:45,512 --> 00:21:46,722
‫که خیلی با شما و کاراتون حال می‌کنن

357
00:21:46,722 --> 00:21:48,056
‫ازم خواستن که بپرسم
‫می‌تونن به ماها ملحق بشن

358
00:21:48,098 --> 00:21:50,392
‫و از راه دور به عنوان یکی از
‫نماینده‌های باشگاه وندال باشن؟

359
00:21:52,728 --> 00:21:53,854
‫نه.

360
00:21:54,021 --> 00:21:55,731
‫چرا نه؟

361
00:21:59,735 --> 00:22:01,236
‫چه نیازی داریم؟

362
00:22:01,278 --> 00:22:02,946
‫این باشگاهِ ماست.

363
00:22:02,988 --> 00:22:06,199
‫خب؟
‫ما توی این شهریم، اینجاییم.

364
00:22:06,241 --> 00:22:08,785
‫هممون اینجا با هم رفیقیم.

365
00:22:10,078 --> 00:22:12,080
‫ولی من اونا رو نمی‌شناسم.

366
00:22:12,122 --> 00:22:13,665
‫می‌شناسیشون.

367
00:22:13,707 --> 00:22:16,543
‫آخرین بار که به سمت شهر کلمبوس می‌رفتیم
‫باهاشون نوشیدنی خوردیم.

368
00:22:17,753 --> 00:22:19,921
‫اوه، آره.

369
00:22:20,964 --> 00:22:22,924
‫گفتم که، نه.

370
00:22:23,884 --> 00:22:26,636
‫من که میگم بهشون اجازه بدیم
‫به نمایندگیمون کارشون رو شروع کنن.

371
00:22:27,095 --> 00:22:29,723
‫هی، خودت گفتی اگه یکی از ماها باهات مخالفه

372
00:22:29,765 --> 00:22:31,558
‫اونوقت اجازه داره تو رو به چالش بکشه.

373
00:22:33,101 --> 00:22:34,644
‫خب که چی؟

374
00:22:34,853 --> 00:22:36,938
‫به نظرم دارم به چالش می‌کشمت.

375
00:22:43,987 --> 00:22:45,572
‫با مُشت؟

376
00:22:48,367 --> 00:22:50,285
‫یا با چاقو؟

377
00:22:53,038 --> 00:22:55,290
‫خب، دلم نمی‌خواد بُکشمت.

378
00:22:55,707 --> 00:22:57,834
‫خب انتخابت چیه؟
‫مُشت؟

379
00:22:59,669 --> 00:23:00,712
‫آره؟

380
00:23:01,421 --> 00:23:02,422
‫آره.

381
00:23:04,424 --> 00:23:05,926
‫یه پیک‌نیک بود.

382
00:23:05,967 --> 00:23:07,677
‫- یه پیک‌نیکِ بزرگ خانوادگی
‫- خیلی‌خب

383
00:23:08,929 --> 00:23:11,223
‫خوب یادمه
‫چون اون روز هوا خیلی سرد بود.

384
00:23:11,890 --> 00:23:14,559
‫- یالا
‫- نابودش کن

385
00:23:14,643 --> 00:23:16,061
‫ آخر روز...

386
00:23:16,103 --> 00:23:17,521
‫اونجا شبیه یه گودالِ گِلی بزرگ شده بود.

387
00:23:17,562 --> 00:23:19,523
‫و اونا همونجا کارشون رو انجام دادن.

388
00:23:42,045 --> 00:23:43,588
‫چیزی که درباره‌ی جانی هست اینه که...

389
00:23:43,588 --> 00:23:45,590
‫شاید اون همیشه از طرف مقابلش
‫توی دعوا گنده‌تر نباشه...

390
00:23:45,590 --> 00:23:47,426
‫ولی اون همیشه آدم بدجنس‌تری‌ـه.

391
00:23:59,938 --> 00:24:00,981
‫خوبی؟

392
00:24:01,022 --> 00:24:02,607
‫انگشت لعنتیمو شکستی.

393
00:24:02,607 --> 00:24:04,818
‫آره، آره.
‫خب کارمون تموم‌ـه؟

394
00:24:05,861 --> 00:24:06,736
‫هان؟

395
00:24:06,778 --> 00:24:08,655
‫حالا برو به دوستات که
‫توی شهر میلواکی‌ان بگو

396
00:24:08,697 --> 00:24:09,990
‫نمی‌تونن نماینده‌ای از ما باشن، باشه؟

397
00:24:10,031 --> 00:24:13,660
‫بهشون بگو خود جانی این رو گفت.
‫خیلی‌خب.

398
00:24:14,953 --> 00:24:16,913
‫حالت خوبه؟

399
00:24:18,915 --> 00:24:20,750
‫اگه می‌خوای بذاری اونا
‫نماینده‌ای از سمت ما باشن

400
00:24:20,792 --> 00:24:23,628
‫چرا به خودت زحمت دادی تا با اون مبارزه کنی؟

401
00:24:23,670 --> 00:24:25,255
‫اگه قرار باشه کسی ایده‌ای داشته باشه

402
00:24:25,297 --> 00:24:27,591
‫بهتره اون شخص خود من باشم، گرفتی؟

403
00:24:27,632 --> 00:24:28,967
‫الان، اون این موضوع رو درک می‌کنه.

404
00:24:28,967 --> 00:24:30,260
‫بعد از اون جریان
‫اعضای باشگاه هی بیشتر شد.

405
00:24:30,302 --> 00:24:32,721
‫خیلی سریع،
‫باشگاه، خیلی بزرگ شد.

406
00:24:37,267 --> 00:24:39,060
‫- خوبه؟
‫- باشه

407
00:24:56,161 --> 00:24:57,787
‫سر و کله‌ی نماینده‌ها...

408
00:24:57,829 --> 00:24:59,122
‫همه‌جا پیدا می‌شد.

409
00:24:59,164 --> 00:25:01,166
‫بقیه باشگاه‌ها هم،
‫درخواست دادن تا بهشون ملحق بشن.

410
00:25:38,995 --> 00:25:41,164
‫از توی خیابون گورتو گم کن اونور، بچه جون.

411
00:25:46,336 --> 00:25:47,295
‫خدا لعنتت کنه.

412
00:25:47,337 --> 00:25:48,797
‫داری چه غلطی می‌کنـ...

413
00:27:07,292 --> 00:27:10,086
‫به دوازدهمین نمایشگاهِ سالانه خودرو،
‫خوش‌آمدید.

414
00:27:30,523 --> 00:27:31,399
‫اینا رو باش.

415
00:27:36,237 --> 00:27:38,239
‫شبیه داداشمن.
‫داداشم رو می‌شناسی؟

416
00:27:39,282 --> 00:27:42,243
‫من و داداشم
‫جفتمون توی زندگی با هم هم‌مسیر بودیم

417
00:27:42,285 --> 00:27:44,371
‫تنها فرقمون این بود که
‫اون آزادی‌خواه بود.

418
00:27:44,412 --> 00:27:47,499
‫یه چیزایی تو فکرش بود
‫که اشتباه بود.

419
00:27:47,540 --> 00:27:49,376
‫ولی وقتی عصبی میشد
‫افکارش شبیه من میشد.

420
00:27:49,417 --> 00:27:51,461
‫وقتای دیگه، متفاوت با من فکر می‌کرد.

421
00:27:51,461 --> 00:27:53,004
‫منظورت از اینکه، آزادی‌خواه بود
‫چیه؟

422
00:27:53,755 --> 00:27:56,049
‫مگه قرار نیست عکس بگیری؟

423
00:27:56,091 --> 00:27:57,759
‫آره.

424
00:27:57,759 --> 00:28:00,345
‫پس چرا تمام مدت میکروفون گرفتی دستت؟

425
00:28:01,262 --> 00:28:02,931
‫نمی‌دونم.

426
00:28:02,931 --> 00:28:06,017
‫گفتم شاید بتونم حرفای آدما رو ضبط کنم.

427
00:28:06,059 --> 00:28:07,227
‫و در کنار تصویرشون ازش استفاده کنم.

428
00:28:07,268 --> 00:28:09,104
‫یه کتابی چیزی ازش بسازم.

429
00:28:09,145 --> 00:28:10,522
‫یه کتاب؟

430
00:28:10,563 --> 00:28:12,482
‫- آره، شاید
‫- باشه

431
00:28:13,274 --> 00:28:16,027
‫خب، منظورت از اینکه
‫گفتی اون یه آزادی‌خواه بود، چیه؟

432
00:28:16,069 --> 00:28:18,113
‫آزادی‌خواه بود دیگه.

433
00:28:18,154 --> 00:28:20,115
‫اهل درس و دانشگاه بود.

434
00:28:20,156 --> 00:28:21,783
‫اون‌ها کفش تنیس می‌پوشیدن
‫با شلوارای کوتاه...

435
00:28:21,783 --> 00:28:23,618
 ‫- می‌دونی که چیه
‫- آها

436
00:28:23,618 --> 00:28:26,788
‫- برادرت چیکار می‌کرد؟
‫- توی نیروی هوایی بود

437
00:28:27,455 --> 00:28:29,249
‫نوامبر سال دیگه، میره تایلند.

438
00:28:29,290 --> 00:28:30,291
‫توی نیروی هوایی
‫به عنوان مکانیک کار می‌کنه.

439
00:28:30,291 --> 00:28:31,751
‫اون رو بردن کشورشون.

440
00:28:31,793 --> 00:28:33,962
‫ولی من رو تو کشورشون راه نمیدن.

441
00:28:33,962 --> 00:28:37,716
‫اون رو قبول کردن چون ظاهرش
‫خیلی شبیه پسرای آمریکایی‌ـه.

442
00:28:37,757 --> 00:28:40,135
‫با اون شلوارک کوتاه و کفش تنیس...

443
00:28:40,176 --> 00:28:42,011
‫من میرم دستشویی.

444
00:28:42,053 --> 00:28:45,014
‫وقتی یکسال از دانشگاه رفتن برادرم گذشت
‫بهش گفتم...

445
00:28:45,056 --> 00:28:49,144
‫گفتم: تو نباید دانشگاه رو ول کنی.

446
00:28:49,185 --> 00:28:50,812
‫وگرنه سیلی میخوری.

447
00:28:51,229 --> 00:28:52,981
‫ولی اون انصراف داد.

448
00:28:52,981 --> 00:28:56,025
‫چون من بهش گفته بودم
‫هیچ آزادی‌خواهی رو توی خانوادمون نمی‌خوام.

449
00:28:56,067 --> 00:28:59,320
‫چون تحمل اینا رو ندارم.

450
00:28:59,320 --> 00:29:01,030
‫چون اگه نتونی به خودت تکیه کنی

451
00:29:01,072 --> 00:29:02,574
‫به هیچ دردی نمی‌خوری.

452
00:29:02,615 --> 00:29:04,659
‫هی، مرتیکه خر.

453
00:29:05,034 --> 00:29:06,119
چی میگه؟

454
00:29:07,162 --> 00:29:08,079
‫من نامرد نیستم.

455
00:29:08,705 --> 00:29:10,623
دوست دارم رو پای خودم باشم

456
00:29:11,291 --> 00:29:13,001
‫برای پول در آوردنم به شدت کار می‌کنم

457
00:29:13,168 --> 00:29:14,961
‫اوه، آره، آره.

458
00:29:17,088 --> 00:29:18,006
‫تو چیکار می‌کنی؟

459
00:29:18,965 --> 00:29:20,633
‫من رشته عکاسی می‌خونم.

460
00:29:20,925 --> 00:29:22,260
‫توی دانشگاه.

461
00:29:25,805 --> 00:29:27,557
‫چرا روی موتورم خط انداختی؟

462
00:29:27,599 --> 00:29:30,143
‫من روی موتورت خط ننداختم.

463
00:29:30,143 --> 00:29:32,479
‫خب، وقتی می‌رفتم
‫هیچ خطی روش نبود.

464
00:29:32,479 --> 00:29:33,730
‫الان اینجا دیدمت.

465
00:29:33,772 --> 00:29:35,398
‫و خیلی اتفاقی هم، روی موتورم خط افتاده.

466
00:29:35,440 --> 00:29:37,692
‫- خط؟
‫- چه خبره؟

467
00:29:38,860 --> 00:29:41,988
‫رفیق، داشتم کاربراتورِ موتور
‫این یارو رو نگاه می‌کردم.

468
00:29:42,030 --> 00:29:43,490
‫کاربراتورِ مدل جگوار داره.

469
00:29:43,531 --> 00:29:45,408
‫از اون کاربراتورهای بزرگِ ایتالیایی‌ـه.

470
00:29:45,450 --> 00:29:46,659
‫اوه، آره، آره، آره.

471
00:29:46,701 --> 00:29:48,828
‫و الان داره میگه روی موتورش خط انداختم.

472
00:29:48,870 --> 00:29:50,163
‫وای.

473
00:29:50,163 --> 00:29:52,165
‫من هیچ خطی روی این عتیقه‌ ننداختم.

474
00:29:52,874 --> 00:29:53,833
‫غلط کردی 

475
00:29:53,833 --> 00:29:56,169
‫می‌خوای عصبی بازی در بیاری؟
‫پس منم عصبی میشم.

476
00:29:56,169 --> 00:29:58,004
‫خیلی‌خب.
‫وایسا، وایسا، وایسا.

477
00:29:58,046 --> 00:30:01,633
‫نه.
‫نه.

478
00:30:03,051 --> 00:30:04,677
‫شما رفقا مال کدوم باشگاهین؟

479
00:30:07,931 --> 00:30:09,140
‫گری.

480
00:30:09,182 --> 00:30:11,142
‫خیلی‌خب.
‫می‌دونی...

481
00:30:12,060 --> 00:30:14,896
‫یه یارویی این اطراف هست به اسم «پیت»
‫می‌شناسیش؟

482
00:30:14,938 --> 00:30:16,898
‫مال همین طرفاست.

483
00:30:16,940 --> 00:30:18,066
‫آره.

484
00:30:18,107 --> 00:30:20,568
‫- آره، بعضی وقت‌ها باهامون موتورسواری می‌کنه
‫- اوه

485
00:30:20,568 --> 00:30:21,528
 از کجا می‌شناسیش؟

486
00:30:21,861 --> 00:30:24,489
‫من؟ بعضی وقت‌ها با «پیت» کار می‌کنم.

487
00:30:24,531 --> 00:30:25,782
‫تو کار کامیونیم.

488
00:30:26,533 --> 00:30:28,785
‫حدوداً از پنج سال پیش تاحالا.

489
00:30:31,746 --> 00:30:33,873
‫قراره دوستات تو دردسر بیفتن.

490
00:30:35,959 --> 00:30:38,169
‫اسم باشگاهِ خودتون چیه؟

491
00:30:38,169 --> 00:30:39,838
‫سرکش‌ها.

492
00:30:40,213 --> 00:30:41,631
‫- سرکش‌های گری
‫- آها

493
00:30:41,673 --> 00:30:43,007
‫چند تا عضو دارید؟

494
00:30:44,884 --> 00:30:46,219
‫خیلی زیاد نیست، مگه نه؟

495
00:31:47,697 --> 00:31:48,615
‫خدای من.

496
00:31:57,540 --> 00:31:58,833
‫نه، نه!

497
00:32:00,043 --> 00:32:01,210
‫بنی، نه.
‫وایسا، وایسا.

498
00:32:01,210 --> 00:32:03,755
‫نه، نه، نه.

499
00:32:03,796 --> 00:32:04,839
‫نه.

500
00:32:05,882 --> 00:32:07,091
‫نه، خیلی‌خب؟

501
00:32:09,886 --> 00:32:10,887
‫خوبه.

502
00:32:11,179 --> 00:32:13,348
‫اون بچه واقعاً دیوونه است.

503
00:32:14,557 --> 00:32:15,850
‫آره.

504
00:32:16,809 --> 00:32:18,519
‫من یه ماشین با کاربراتور چهار دهانه داشتم.

505
00:32:18,561 --> 00:32:21,940
‫هر موتورش 80 اینچ مکعب جا می‌گرفت

506
00:32:21,940 --> 00:32:25,193
‫همراه با سوپاپ دو اینچی
‫که خوراک جریان هوا بود.

507
00:32:25,234 --> 00:32:27,654
‫و بزرگترین «بادامک» موجود رو روش بسته بودم.

508
00:32:27,695 --> 00:32:30,365
‫بزرگترین میل بادامکی بود
‫که توی موتور جا میشه.

509
00:32:31,658 --> 00:32:32,951
‫چطوری روشنش کنی؟

510
00:32:32,951 --> 00:32:34,619
‫به کمک مکانیکم.

511
00:32:34,619 --> 00:32:36,454
‫مرتیکه 300 پوند وزنش بود.

512
00:32:36,496 --> 00:32:38,915
‫اون روشنش کرد.
‫با لگد کوبید بهش و روشن شد.

513
00:32:40,291 --> 00:32:42,961
‫اون موقع‌ها چیزای خوبی داشتی پس!

514
00:32:42,961 --> 00:32:44,754
‫خیلی خوب بودن.

515
00:32:44,796 --> 00:32:47,340
‫برای من که کافی بودن.
‫چون این من بودم که سوارشون می‌شدم.

516
00:32:47,382 --> 00:32:48,800
‫آره، ولی مشکلت دقیقاً همین بود.

517
00:32:48,841 --> 00:32:50,510
‫چون مجبور بودی اون یارو چاقالوئه رو هم
‫با خودت سوارشون کنی

518
00:32:50,551 --> 00:32:52,720
‫و مجبور می‌شدی بهش غذا بدی.

519
00:32:55,390 --> 00:32:57,517
‫چی با خودت فکر کردی؟

520
00:32:57,558 --> 00:32:58,601
‫که چی؟

521
00:32:59,727 --> 00:33:03,481
‫موقع دعوا.
‫وقتی اونجوری وارد دعوا شدی رو میگم.

522
00:33:05,400 --> 00:33:07,944
‫هیچی،
‫فقط اینکه دیدم داری با اونا دعوا می‌کنی.

523
00:33:08,194 --> 00:33:09,612
‫نیاز بود به چیزی جز این فکر کنم؟

524
00:33:12,991 --> 00:33:14,450
‫باشه.

525
00:33:15,368 --> 00:33:17,203
‫خودم و خودت رو عشقه، بچه جون.

526
00:33:19,497 --> 00:33:20,707
‫خودم و خودت رو عشقه، دیوونه‌.

527
00:33:21,791 --> 00:33:23,710
 اونا به همچین چیزی
‫توی باشگاهشون نیاز داشتن.

528
00:33:23,751 --> 00:33:24,711
‫چون می‌دونی چیه؟

529
00:33:24,711 --> 00:33:26,254
‫- نصف آدم‌های توی باشگاه، بزدل بودن
‫- هوم

530
00:33:27,380 --> 00:33:28,631
‫آدم‌های بزدلِ زیادی توی اون باشگاه عضون.

531
00:33:28,631 --> 00:33:29,632
‫آدم‌های بزدلِ زیادی توی اون باشگاه عضون.

532
00:33:30,299 --> 00:33:32,677
‫- می‌تونی با وجود اون راه بیای؟
‫- آره

533
00:33:34,345 --> 00:33:37,098
‫به محض اینکه وارد دعوا بشن،
‫از زیرش در میرن.

534
00:33:37,098 --> 00:33:39,684
‫یه کتک‌کاری حسابی یا همچین چیزی برن زندان.

535
00:33:39,726 --> 00:33:42,603
‫موتوراتون رو جابه‌جا می‌کنین؟

536
00:33:42,603 --> 00:33:43,521
‫بله، خانم.

537
00:33:43,563 --> 00:33:45,440
‫اوه، به‌به...

538
00:33:45,440 --> 00:33:47,942
‫از تمام اون جعبه،
‫فقط یه نوشیدنی برای من گذاشتین بمونه.

539
00:33:47,984 --> 00:33:49,360
‫چقدر مهربونین.

540
00:33:49,402 --> 00:33:50,653
‫از شهر بل در کالیفورنیا

541
00:33:50,695 --> 00:33:51,779
‫ریچارد کانلی رو داریم.

542
00:33:52,530 --> 00:33:53,573
‫این موتورها رو از حیاطم بردارید.

543
00:33:54,282 --> 00:33:55,783
‫بنی که اینجا نیست.

544
00:33:55,783 --> 00:33:57,744
‫و همه‌ی این عوضیا به جاش اومدن.

545
00:33:57,785 --> 00:33:58,995
‫چون هیچ‌جایی هم برای رفتن ندارن.
‫می‌بینی که.

546
00:33:59,037 --> 00:34:00,788
‫برای همین میان و همینجا می‌شینن.

547
00:34:00,830 --> 00:34:02,206
‫و باعث میشن اینجا بد دیده بشه.

548
00:34:02,248 --> 00:34:04,876
‫همسایه‌ها، این و اون رو می‌بینن.

549
00:34:08,963 --> 00:34:11,632
‫قبلاً آدم محترمی بودم.

550
00:34:14,010 --> 00:34:15,928
‫کتی، چرا فکر می‌کنی این آدم‌ها...

551
00:34:15,970 --> 00:34:17,513
‫وقتی پیش هم نیستن،
‫لباس‌ مخصوصشون رو نمی‌پوشن؟

552
00:34:17,555 --> 00:34:19,682
‫چون وقتی تنها هستن، می‌ترسن.

553
00:34:19,682 --> 00:34:21,350
‫چون آدم‌های زیادی دنبالشونن.

554
00:34:21,350 --> 00:34:22,602
‫بخاطر یه چیز!

555
00:34:22,643 --> 00:34:24,020
‫آدم‌های زیادی ازشون کینه دارن.

556
00:34:24,020 --> 00:34:25,605
‫برای همین اگه یکی، یکی گیرشون بیارن...

557
00:34:25,646 --> 00:34:27,565
‫این همون بلایی‌ـه که سر بنی اومد.

558
00:34:27,607 --> 00:34:30,359
‫بنی همیشه لباس مخصوصش رو می‌پوشید
‫و روزی که اون لباس رو پوشیده بود

559
00:34:30,359 --> 00:34:31,861
‫و خودش تنها بود، توی دردسر افتاد.

560
00:34:31,903 --> 00:34:33,613
‫حتماً درباره‌ی اتفاقایی که برای بنی
‫توی شهر لیکساید افتاد

561
00:34:33,654 --> 00:34:35,031
‫- شنیدی؟
‫- آره، آره

562
00:34:35,073 --> 00:34:36,866
‫همین دیگه.

563
00:34:36,908 --> 00:34:38,367
‫بنی تنها بود.

564
00:34:38,367 --> 00:34:40,620
‫و بخاطر هیچکسی
‫لباس مخصوص باشگاهش رو در نیاورد.

565
00:34:40,661 --> 00:34:42,330
‫و همین مشکل‌ساز میشه.

566
00:34:42,371 --> 00:34:43,706
‫شنیدی داداشم چی گفت؟

567
00:34:43,748 --> 00:34:45,625
‫توی این محله اجازه نداریم
‫همچین طرح لباسی بپوشیم.

568
00:34:50,838 --> 00:34:52,215
‫پائولی، اون کوتاه نمیادا.

569
00:34:52,381 --> 00:34:54,467
‫بلند بشه، دعوا رو ادامه میده.

570
00:34:54,801 --> 00:34:56,010
‫بهتره کوتاه بیای دیگه.

571
00:34:56,594 --> 00:34:58,638
‫خودم مجبورت می‌کنم کوتاه بیای.

572
00:34:58,679 --> 00:35:00,765
‫این موتور مال توئه؟

573
00:35:02,892 --> 00:35:03,476
‫هنری!

574
00:35:07,688 --> 00:35:09,524
‫- ای عوضی
‫- هنری

575
00:35:09,565 --> 00:35:11,400
‫هنری.

576
00:35:11,400 --> 00:35:12,610
‫آره، نگران نباش.

577
00:35:12,652 --> 00:35:14,529
الان نگهش میدارم

578
00:35:18,991 --> 00:35:22,870
«مصاحبه‌ی کتی»
«سال 1973»

579
00:35:22,995 --> 00:35:24,497
‫نزدیک بود پاش رو قطع کنه.

580
00:35:24,622 --> 00:35:26,165
‫بابام همیشه بهم می‌گفت...

581
00:35:26,165 --> 00:35:28,292
‫خیلی طول می‌کشه تا یه مرد گریه‌اش بگیره.

582
00:35:28,334 --> 00:35:30,044
‫و این خیلی افتضاحه.

583
00:35:30,086 --> 00:35:32,046
‫اینجوری نیست که تا یکی می‌زنه تو سرشون
‫بزنن زیر گریه.

584
00:35:32,046 --> 00:35:33,381
‫حداقل مردای واقعی اینجوری نیستن.

585
00:35:34,215 --> 00:35:36,551
‫من توی کل عمرم
‫دو بار دیدم که...

586
00:35:36,592 --> 00:35:39,011
‫بابام گریه می‌کنه.

587
00:35:39,053 --> 00:35:40,596
‫یه بار وقتی بود که پدرش فوت کرد.

588
00:35:40,638 --> 00:35:42,431
‫و یه بار هم وقتی بود که
‫تقریباً مادرم داشت می‌مُرد.

589
00:35:42,473 --> 00:35:44,433
‫منظورم یه گریه‌ی واقعیه.
‫می‌گیری چی میگم؟

590
00:35:44,475 --> 00:35:46,227
‫و من همیشه باور داشتم اون یه مرد واقعیه.

591
00:35:46,269 --> 00:35:48,229
‫در صورتی که بنی...

592
00:35:48,271 --> 00:35:51,399
‫وقتی با چماق به شدت کتک خورده بود، دیدمش.

593
00:35:51,399 --> 00:35:53,067
‫وقتی داشت بخیه می‌خورد هم دیدمش...

594
00:35:53,067 --> 00:35:54,443
‫و دیدم که هیچ اشکی در کار نبود.

595
00:35:54,485 --> 00:35:56,195
‫و دقیقاً مثل زمانی که داشتن بخیه‌اش می‌زدن

596
00:35:56,237 --> 00:35:58,072
‫در صورتی که اون کاملاً هوشیار بود

597
00:35:58,072 --> 00:36:00,616
‫امکان نداره ببینی که اون داره اشک می‌ریزه.

598
00:36:00,658 --> 00:36:03,077
‫تنها چیزی که دیدم نزدیک به گریه کردنش‌ـه
‫همون روز بود.

599
00:36:09,542 --> 00:36:12,837
‫نذار پام رو قطع کنن.

600
00:36:13,921 --> 00:36:15,089
‫باشه؟
‫بهشون این اجازه رو نده...

601
00:36:15,089 --> 00:36:16,924
‫که پام رو قطع کنن.

602
00:36:19,427 --> 00:36:22,430
‫اگه پام رو قطع کنن
‫دیگه نمی‌تونم موتورسواری کنم.

603
00:36:25,850 --> 00:36:27,101
‫دلیلش این بود.

604
00:36:27,101 --> 00:36:28,644
‫نمی‌خواست پاش رو از دست بده...

605
00:36:28,686 --> 00:36:30,605
‫چون بعدش دیگه نمی‌تونست موتورسواری کنه.

606
00:36:30,605 --> 00:36:32,440
‫ولی مهم نبود که به سرش ضربه خورده

607
00:36:32,440 --> 00:36:34,108
‫و تقریباً داشت پای این دیوونه قطع میشد

608
00:36:34,108 --> 00:36:35,443
‫اونم چون حاضر نبود
‫لباسش رو دراره.

609
00:36:35,484 --> 00:36:37,445
‫نه!
‫اینا مهم نبود...

610
00:36:37,445 --> 00:36:38,821
‫اون قرار نبود دیگه موتورسواری کنه...

611
00:36:38,863 --> 00:36:40,531
‫چون بخاطر اون موقعی که پلیس افتاد دنبالش...

612
00:36:40,573 --> 00:36:42,116
‫گواهی‌نامه‌اش به حالت تعویق درومده بود.

613
00:36:42,158 --> 00:36:44,785
‫باید بگم که...

614
00:36:44,785 --> 00:36:46,579
‫نه، نه، نه، نه.

615
00:36:46,621 --> 00:36:47,705
‫تمام چیزی که می‌تونه بهش فکر کنه...

616
00:36:47,747 --> 00:36:49,457
‫اینه که اون موتور مسخرش رو برونه.

617
00:36:49,498 --> 00:36:52,835
‫اگه اینقدر داستان غم‌انگیزی نبود
‫خیلی خنده‌دار میشد.

618
00:36:53,836 --> 00:36:55,463
‫جانی چی؟

619
00:36:58,758 --> 00:37:00,468
‫اوه، جانی.

620
00:37:01,510 --> 00:37:03,095
‫جانی دیوونه شد.

621
00:37:04,430 --> 00:37:06,891
‫جانی، بنی توی وضعیت بدیه.

622
00:37:06,933 --> 00:37:08,392
‫توی بیمارستان‌ـه.

623
00:37:08,434 --> 00:37:10,728
‫دو نفر بخاطر لباسش، ریختن سرش.

624
00:37:13,105 --> 00:37:15,066
‫تقریباً داشتن پاش رو قطع می‌کردن.

625
00:37:22,031 --> 00:37:23,574
‫کجا؟

626
00:37:25,159 --> 00:37:26,786
‫توی شهر لیکساید.

627
00:38:19,755 --> 00:38:21,632
‫دلم نمی‌خواد اینجا دردسری درست بشه.

628
00:38:25,511 --> 00:38:27,179
‫خب...

629
00:38:28,681 --> 00:38:31,642
‫اوایل امروز، یه پسر جوون
‫اینجا کتک خورده.

630
00:38:33,602 --> 00:38:34,812
‫و، عه...

631
00:38:34,854 --> 00:38:36,314
‫می‌دونی کار کی بوده؟

632
00:38:41,277 --> 00:38:43,070
‫دو تا از مشتری ثابت‌هام.

633
00:38:44,864 --> 00:38:46,615
‫دو تا مشتری ثابتت؟

634
00:38:47,950 --> 00:38:49,869
‫خیلی‌خب، باشه.

635
00:38:49,910 --> 00:38:52,288
‫اون مداد رو بردار...

636
00:38:52,330 --> 00:38:54,665
‫اسم و محل زندگیشون رو بنویس.

637
00:38:56,751 --> 00:38:58,586
‫بعدش می‌ذارم بری.

638
00:39:01,422 --> 00:39:03,883
‫اینجا کافه من‌ـه.
‫من صاحب اینجام.

639
00:39:38,125 --> 00:39:39,585
‫چند تا از بچه‌ها رو بفرست

640
00:39:39,585 --> 00:39:41,796
‫کاری کنین که اون‌ها دیگه نتونن راه برن.

641
00:39:45,091 --> 00:39:46,967
‫کافه چی میشه؟

642
00:39:47,009 --> 00:39:48,344
‫بسوزونیدش.

643
00:40:36,058 --> 00:40:37,643
‫باید بریم.

644
00:40:50,656 --> 00:40:51,740
‫نه، نباید بریم.

645
00:40:55,077 --> 00:40:56,829
‫اون‌ها ازمون می‌ترسن.

646
00:41:04,211 --> 00:41:06,630
‫به نظرم این موضوع، اون رو می‌ترسونه.

647
00:41:09,592 --> 00:41:12,845
‫اینکه بخاطر یه نفر اینقدر قدرتمند میشه.

648
00:41:12,845 --> 00:41:14,889
‫که مسئول تمام این اتفاقا میشه.

649
00:41:14,930 --> 00:41:16,724
‫این چیز‌ها باعث میشه فکرت درگیر بشه.

650
00:41:16,765 --> 00:41:19,059
‫- خامه بزنم؟
‫- نه

651
00:41:25,691 --> 00:41:27,693
‫بنی حالش بد بود.

652
00:41:28,486 --> 00:41:30,446
‫مجبور شدم سه هفته
‫توی یه مسافرخونه نگهش دارم.

653
00:41:30,654 --> 00:41:31,864
‫آخه نمی‌تونست راه بره.

654
00:41:31,864 --> 00:41:34,033
‫برای همین براش یه جا گرفتم
‫که پله نداشته باشه.

655
00:41:39,497 --> 00:41:40,206
‫سلام، کتی.

656
00:41:40,456 --> 00:41:42,208
‫بیا داخل.

657
00:41:43,209 --> 00:41:44,710
‫هی، نگاهش کن.

658
00:41:44,710 --> 00:41:46,378
‫کل روز رو لم دادی یه گوشه.

659
00:41:46,420 --> 00:41:47,630
‫مثل یه ملکه.

660
00:41:47,671 --> 00:41:49,423
‫به کی داری میگی ملکه؟

661
00:41:49,465 --> 00:41:52,343
‫خوب به نظر میای.
‫حالت خوبه انگاری.

662
00:41:52,384 --> 00:41:54,094
‫بچه‌ها فکر می‌کردن تو حال خودت نیستی.

663
00:41:54,136 --> 00:41:56,305
‫توی حال خودش نیست.
‫نمی‌تونه راه بره.

664
00:41:57,056 --> 00:41:58,516
‫جراحت چی گفت؟

665
00:41:58,557 --> 00:42:01,185
‫یکی از تاندون‌های پام رو قطع کردن.

666
00:42:01,227 --> 00:42:02,478
‫خدای من.

667
00:42:02,520 --> 00:42:04,021
‫یخمون تموم شده.

668
00:42:04,063 --> 00:42:05,064
‫عه، خیلی‌خب.

669
00:42:05,064 --> 00:42:06,440
‫قراره دوباره پیوندش بزنن یا چی؟

670
00:42:06,482 --> 00:42:08,067
‫- یه چیز تو همین مایه‌ها
‫- هوم

671
00:42:08,067 --> 00:42:10,402
‫- من میرم یکم یخ بیارم
‫- پس...

672
00:42:10,444 --> 00:42:12,488
‫تا کی قراره بخاطرش بیمارستان بمونی؟

673
00:42:12,530 --> 00:42:15,115
‫- سه یا چهار روز
‫- زمان زیادیه

674
00:42:28,754 --> 00:42:30,714
‫بچه‌ها می‌خوان
‫دوباره تو رو اون بیرون ببینن.

675
00:42:30,756 --> 00:42:32,466
‫قراره خیلی بزرگ باشه.

676
00:42:32,508 --> 00:42:33,759
‫شاید بزرگترینش تا الان باشه.

677
00:42:33,759 --> 00:42:35,302
‫بزرگترین چی؟

678
00:42:35,344 --> 00:42:37,096
‫پیک‌نیک.
‫جانی میگه همه قراره بیان.

679
00:42:37,137 --> 00:42:38,472
‫برای مسابقه‌ی شهر دایتون.

680
00:42:38,514 --> 00:42:40,224
‫اوه.

681
00:42:40,266 --> 00:42:41,684
‫چقدر وقت هست؟
‫سه هفته دیگه؟

682
00:42:41,725 --> 00:42:43,435
‫آره.

683
00:42:43,435 --> 00:42:45,312
‫تا اون موقع هنوز پام توی گچ‌ـه.
‫ولی...

684
00:42:45,354 --> 00:42:46,272
‫گچ؟

685
00:42:46,272 --> 00:42:48,107
‫گچ رو بیخیال.
‫می‌تونی با پای چپت دنده رو عوض کنی.

686
00:42:48,107 --> 00:42:49,358
‫می‌تونی به جای اینکه به پات فشار بیاری

687
00:42:49,400 --> 00:42:51,443
‫از ترمز جلو استفاده کنی.

688
00:42:52,319 --> 00:42:53,779
‫من بچه‌ها رو خوب می‌شناسم.
‫اون‌ها...

689
00:43:01,787 --> 00:43:03,789
‫نوشیدنی می‌خوری جانی؟

690
00:43:03,789 --> 00:43:05,499
‫نه مرسی.

691
00:43:05,541 --> 00:43:08,002
‫بچه‌ها اگه اون بیرون ببیننت،
‫خیلی خوشحال میشن.

692
00:43:08,752 --> 00:43:10,462
‫اون‌ها واقعاً نگرانتن.

693
00:43:11,338 --> 00:43:14,425
‫- خودمو می‌رسونم.
‫- خیلی‌خب.

694
00:43:15,676 --> 00:43:16,802
‫من دیگه برم.

695
00:43:16,844 --> 00:43:19,346
‫می‌ذارم تو هم استراحت کنی.

696
00:43:19,388 --> 00:43:21,265
‫خیلی‌خب.

697
00:43:21,307 --> 00:43:22,558
‫کتی.

698
00:43:35,446 --> 00:43:37,156
‫جدی که نمی‌خوای بعد از 3 هفته

699
00:43:37,156 --> 00:43:38,657
‫موتورسواری رو باز شروع کنی، نه؟

700
00:43:38,657 --> 00:43:40,784
‫دکتر گفت 3 تا 4 ماه بدون اینکه
‫هیچ فشاری بهش بیاری باید استراحت کنی.

701
00:43:40,826 --> 00:43:42,161
‫نمی‌دونم.

702
00:43:42,202 --> 00:43:44,204
‫میشه صدای تلویزیون رو زیاد کنی؟

703
00:43:46,665 --> 00:43:48,375
‫نمی‌خوام موتورسواری کنی.

704
00:43:50,377 --> 00:43:52,838
‫آره، منو می‌ترسونه، بویژه بعد از جراحی.

705
00:43:52,838 --> 00:43:54,298
‫خوشم نمیاد.

706
00:43:56,467 --> 00:43:58,761
‫- ازش خوشت نمیاد.
‫- می‌ترسم.

707
00:44:05,643 --> 00:44:07,394
‫باید برم.

708
00:44:08,729 --> 00:44:10,314
‫باید از اینجا برم.

709
00:44:10,356 --> 00:44:12,441
‫- چی؟
‫- نه، اینطوری بهتره.

710
00:44:12,483 --> 00:44:14,693
‫- اینطوری به نفع توئه.
‫- تموم کن. تمومش کن.

711
00:44:14,735 --> 00:44:16,862
‫مجبور نیستی از من مراقبت کنی.

712
00:44:16,904 --> 00:44:18,614
‫- نگران من باشی.
‫- نه.

713
00:44:18,656 --> 00:44:20,366
‫نه.

714
00:44:21,408 --> 00:44:24,078
‫وقتی خوب شدم، از اینجا میرم.

715
00:44:43,764 --> 00:44:47,393
‫از آزادراه خارج میشم
و به سمت ساحل گل یخ میرم

716
00:44:47,434 --> 00:44:48,936
‫نمی‌دونم می‌دونید گل یخ چیه یا نه.
‫(ساحلی در کالیفرنیا که این گل در آنجا رشد می‌کند)

717
00:44:48,977 --> 00:44:50,354
‫اگه رفتید کالیفرنیا

718
00:44:50,396 --> 00:44:51,689
‫خواستید به اونجا سر بزنید، اما...

719
00:44:51,730 --> 00:44:52,856
‫.سلام، کتی

720
00:44:52,898 --> 00:44:54,566
‫سلام، بروسی، گیل چطوره؟

721
00:44:54,608 --> 00:44:57,569
‫خوبه.
‫توی «اوک پارک» کاشت ناخن انجام میده.

722
00:44:57,611 --> 00:44:58,737
‫بهش سر میزنم.

723
00:44:58,779 --> 00:45:00,656
‫جانی، میشه صحبت کنیم؟

724
00:45:00,698 --> 00:45:02,491
‫اوهوم.

725
00:45:04,785 --> 00:45:07,538
‫همیشه این آقایون کنارت هستن
‫تا همه چیز رو بشنون؟

726
00:45:07,579 --> 00:45:09,915
‫- خب، چه حرفی برای گفتن داری؟
‫- یه حرفایی هست.

727
00:45:09,957 --> 00:45:11,667
‫اوه.

728
00:45:21,844 --> 00:45:23,095
‫نمی‌تونه باهات بیاد.

729
00:45:23,095 --> 00:45:24,555
‫کی؟

730
00:45:24,596 --> 00:45:26,432
‫دقیقاً می‌دونی درباره‌ی کی حرف میزنم.

731
00:45:26,432 --> 00:45:27,558
‫بنی.
‫نمی‌تونه باهات بیاد.

732
00:45:27,599 --> 00:45:29,601
‫باشگاه نمی‌تونه اونو داشته باشه.
‫اون مال منه.

733
00:45:29,601 --> 00:45:31,437
‫میدونی اگه به موتورسواری ادامه بده

734
00:45:31,437 --> 00:45:32,438
‫می‌میره.

735
00:45:32,438 --> 00:45:33,939
‫قطعاً اونو به کشتن میده.

736
00:45:33,939 --> 00:45:35,441
‫و میدونی که این اتفاق میفته.

737
00:45:35,482 --> 00:45:36,984
‫من الان باید چی کار کنم؟

738
00:45:37,025 --> 00:45:41,113
‫من برای بنی تصمیم نمی‌گیرم
‫همونطور که تو براش تصمیم گیرنده نیستی..

739
00:45:41,113 --> 00:45:44,074
‫هیچکس نمی‌تونه به اون بچه بگه
‫چی کار کنه یا نکنه.

740
00:45:44,116 --> 00:45:45,993
‫اون بزرگ شده.

741
00:45:46,869 --> 00:45:49,538
‫اگه بخواد موتور برونه، پس میرونه.

742
00:45:49,580 --> 00:45:50,831
‫خب، نه اگه تو بهش بگی، جانی.

743
00:45:50,873 --> 00:45:52,458
‫نه اگه بهش بگی
‫از باشگاه بیرون انداخته شده.

744
00:45:52,458 --> 00:45:55,085
‫- بی‌خیال.
‫- نه، اون مال منه جانی. مال منه.

745
00:45:55,127 --> 00:45:56,462
‫من زنشم، نه تو.

746
00:45:56,754 --> 00:45:58,130
‫این چه حرفی بود الان؟

747
00:45:58,130 --> 00:45:59,840
‫خب، می‌دونم تو دوستش داری.
‫منم دوستش دارم.

748
00:45:59,882 --> 00:46:02,050
‫به همین دلیل باید این کار رو بکنی

749
00:46:04,720 --> 00:46:06,472
‫عه...

750
00:46:08,807 --> 00:46:10,601
‫حرفات، حرفات تموم شد؟

751
00:46:11,894 --> 00:46:12,978
‫نمی‌دونم. تموم شد؟

752
00:46:13,145 --> 00:46:14,146
‫اوه، حرف دیگه‌ای برای گفتن داری؟

753
00:46:14,146 --> 00:46:15,481
‫نه، حرفم رو زدم.

754
00:46:15,522 --> 00:46:17,149
‫خیلی‌خب، پس، حرفت تموم شده.

755
00:46:17,149 --> 00:46:18,859
‫حرفت...

756
00:46:18,901 --> 00:46:20,194
‫حرفت تموم شده.

757
00:46:32,080 --> 00:46:33,832
‫نمی‌تونی داشته باشیش!

758
00:46:42,049 --> 00:46:44,510
‫دهن کثیفتو ببند!

759
00:46:44,551 --> 00:46:46,678
‫چرا تو خفه نمیشی؟

760
00:46:49,181 --> 00:46:50,766
‫در گاله رو ببند!

761
00:46:50,808 --> 00:46:52,476
‫بخدا قسم کل کار تو الکیه.

762
00:46:55,187 --> 00:46:57,189
‫باید اون دهنتو ببندم برات.

763
00:46:57,231 --> 00:46:58,690
‫اگه این کار رو بکنی
‫اولین کاریه

764
00:46:58,690 --> 00:47:00,442
‫- که تا حالا تمومش کردی.
‫- خفه خون بگیرید!

765
00:47:00,442 --> 00:47:01,610
‫از حرفات خسته شدم.

766
00:47:01,693 --> 00:47:02,903
‫...بی ارزش.

767
00:47:02,945 --> 00:47:05,447
‫همیشه یه طوری رفتار می‌کنی
‫انگار خیلی سرسختی.

768
00:47:05,489 --> 00:47:06,949
‫اگه بخاطر کمر دردم نبود

769
00:47:06,990 --> 00:47:08,659
سیاه و کبودت میکردم
‫- باشه، بذار جلیقه‌ام رو بردارم.

770
00:47:08,700 --> 00:47:09,910
‫همه‌اش میگی کمرم! کمرم!

771
00:47:09,952 --> 00:47:11,537
‫- گفتم خفه خون بگیرید!
‫- بیا اینجا!

772
00:47:11,537 --> 00:47:12,746
‫معلوم شد...

773
00:47:12,788 --> 00:47:14,039
‫بیا اینجا!
‫می‌خوام با این کمربند آشنات کنم!

774
00:47:14,081 --> 00:47:15,082
‫یه تیکه آشغال بی ارزشی!

775
00:47:15,123 --> 00:47:16,583
‫- نه، نه، نه!
‫- بخور!

776
00:47:16,625 --> 00:47:18,043
‫- گفتم، خفه خون بگیر!
‫- بهت گفتم!

777
00:47:20,629 --> 00:47:22,798
‫بهت گفته بودم، نه؟

778
00:47:22,840 --> 00:47:24,633
‫- بهت نگفته بودم؟
‫- نه.

779
00:47:24,675 --> 00:47:26,510
‫- تمومش کن! تمومش کن!
‫- نه!

780
00:47:26,552 --> 00:47:27,886
‫نه!

781
00:47:27,928 --> 00:47:30,222
‫بیا اینجا، بیا اینجا.

782
00:47:30,222 --> 00:47:31,682
‫- بجنب.
‫- نکن!

783
00:47:31,723 --> 00:47:33,225
‫نکن!

784
00:47:33,225 --> 00:47:36,144
‫نکن! داری می‌کُشیش!

785
00:47:36,186 --> 00:47:39,481
‫نکن! نکن!

786
00:47:42,025 --> 00:47:43,902
‫از اینجا گورتو گم کن!

787
00:47:43,902 --> 00:47:47,447
‫دیگه پاتو اینجا نذار!
‫به هیچ وجه!

788
00:47:55,622 --> 00:47:56,999
‫ببخشید.

789
00:47:57,040 --> 00:47:59,751
‫ببخشید.

790
00:47:59,751 --> 00:48:00,919
‫ببخشید.

791
00:48:00,961 --> 00:48:02,087
‫معذرت میخوام.

792
00:48:10,637 --> 00:48:12,431
‫کی میاد؟

793
00:48:38,165 --> 00:48:39,166
‫چی شده؟

794
00:48:42,127 --> 00:48:43,587
‫هی، هی.

795
00:48:45,923 --> 00:48:47,799
‫عضو باشگاه وندالی؟
‫(باشگاه خرابکاران)

796
00:48:47,841 --> 00:48:48,926
‫آفرین، درسته.

797
00:48:48,967 --> 00:48:50,344
‫خیلی‌خب، ما

798
00:48:50,385 --> 00:48:52,512
‫می‌خوایم عضو باشگاه شما بشیم.

799
00:48:52,554 --> 00:48:54,056
‫- می‌خواید عضو بشید...
‫- اوهوم.

800
00:48:54,097 --> 00:48:55,724
‫باید با رئیس حرف بزنید.

801
00:48:56,516 --> 00:48:58,435
‫جدی؟
‫حالا رئیس کیه؟

802
00:48:59,394 --> 00:49:01,355
‫رئیس کیه؟

803
00:49:05,943 --> 00:49:07,736
‫اون رئیسه.

804
00:49:10,614 --> 00:49:11,740
‫بجنب.

805
00:49:11,949 --> 00:49:14,534
‫هی، اینجا رو ببین.

806
00:49:14,576 --> 00:49:16,078
‫- خوش برگشتی.
‫- وای.

807
00:49:16,119 --> 00:49:18,163
‫کل راه رو با اون رانندگی کردی؟

808
00:49:18,205 --> 00:49:19,539
‫بسته بودمش به موتور.

809
00:49:19,581 --> 00:49:20,832
‫چون پاش شکسته بهش نیاز داره.

810
00:49:20,874 --> 00:49:22,125
‫- سلام، بتی.
‫- سلام، کتی.

811
00:49:22,167 --> 00:49:24,002
‫یه نوشیدنی میخوام.

812
00:49:24,044 --> 00:49:26,922
‫خب، موتورسواری با این چه حسی داره؟

813
00:49:44,898 --> 00:49:45,941
‫سلام، رفیق.

814
00:49:47,025 --> 00:49:48,944
‫بهم گفتن تو همونی هستی که
‫باید باهاش حرف بزنم.

815
00:49:50,737 --> 00:49:51,613
‫شاید.

816
00:49:52,614 --> 00:49:55,033
‫تا کالیفرنیا آوازه ‌ات پیچیده.

817
00:49:55,075 --> 00:49:58,161
‫شنیده بودم یه پیک‌نیک بزرگ هست
‫گفتم یه سر بزنم.

818
00:49:58,203 --> 00:50:00,038
‫گفتن تو مسئولشی.

819
00:50:01,164 --> 00:50:02,290
‫من سانی هستم.

820
00:50:03,208 --> 00:50:04,292
‫امیدوار بودم شاید...

821
00:50:05,669 --> 00:50:07,879
‫...یه خرده غذا، نوشیدنی...

822
00:50:08,839 --> 00:50:11,216
‫...یه جای خواب برای یکی دو شب گیرم بیاد.

823
00:50:11,258 --> 00:50:13,719
‫می‌خواستم یه خرده سخاوت نشون بدم
‫و توی این مراسم سهیم باشم.

824
00:50:13,760 --> 00:50:16,096
‫خیلی‌خب.
‫از خودت پذیرایی کن.

825
00:50:16,805 --> 00:50:18,348
‫این اینجا بروسی‌ـه.

826
00:50:18,348 --> 00:50:21,101
‫اینم که اینجا پوتین پوشیده بنی‌ـه.

827
00:50:21,143 --> 00:50:23,145
‫و منم جانی هستم.

828
00:50:23,186 --> 00:50:25,022
‫ما دسته‌ی وندال هستیم.

829
00:50:25,022 --> 00:50:26,273
‫خب...

830
00:50:27,149 --> 00:50:29,026
‫باعث خوشحالی منه
‫که چندتا خرابکار رو از نزدیک می‌بینم...

831
00:50:34,114 --> 00:50:36,241
‫اونا همیشه منو یه احمق فرض می‌کردن.

832
00:50:36,283 --> 00:50:38,660
‫تا وقتی که وارد ارتش نشدم

833
00:50:38,702 --> 00:50:40,454
‫حتی یه کتاب قصه هم نمی‌تونستم بخونم.

834
00:50:40,495 --> 00:50:42,622
‫کتاب دیگه چیه؟

835
00:50:42,664 --> 00:50:44,666
‫من توی کانادا به دنیا اومدم.

836
00:50:44,708 --> 00:50:46,251
‫منظورم اینه

837
00:50:46,293 --> 00:50:48,587
‫توی یه مدرسه‌ای که
‫کاملاً فرانسوی بود نه انگلیسی

838
00:50:48,628 --> 00:50:50,047
‫وارد کلاس چهارم شدم.

839
00:50:50,088 --> 00:50:51,965
‫و من، من همیشه در حال دست و پا زدن

840
00:50:52,007 --> 00:50:54,051
‫و تلاش برای یادگرفتن زبان بودن.

841
00:50:54,092 --> 00:50:56,178
‫- توی ارتش بودی؟
‫- آره.

842
00:50:56,219 --> 00:50:59,014
‫بخاطر پرخاشگر بودنم

843
00:50:59,014 --> 00:51:00,348
‫عذرمو خواستن.

844
00:51:00,390 --> 00:51:02,184
‫منم می‌خواستم توی ارتش خدمت کنم.

845
00:51:02,225 --> 00:51:05,395
‫همیشه دلم می‌خواست به ویتنام اعزام بشم.

846
00:51:08,065 --> 00:51:11,193
‫برای مصاحبه‌ی ورود به ارتش ثبت نام کردم.

847
00:51:11,234 --> 00:51:15,697
‫شب قبلش یه دورهمی بزرگ
‫توی ساحل برپا کرده بودن

848
00:51:15,739 --> 00:51:17,199
‫که منم رفته بودم.

849
00:51:17,240 --> 00:51:21,495
‫و طرفای ساعت 4 رفتم خونه.

850
00:51:22,746 --> 00:51:24,414
‫مامانم اومد خونه.

851
00:51:25,415 --> 00:51:27,000
‫گفت:
‫«هنوز نرفتی؟»

852
00:51:29,419 --> 00:51:31,213
‫«هنوز نرفتی؟»

853
00:51:31,838 --> 00:51:34,049
‫هشدار ساعتم صدا میداد، من هنوز خواب بودم بودم

854
00:51:34,091 --> 00:51:35,759
‫و سر و صورتم رو نشسته بودم

855
00:51:35,759 --> 00:51:37,427
‫و خب میدونین...

856
00:51:37,427 --> 00:51:39,596
‫...و مادرم، منو سوار یه تاکسی کرد

857
00:51:39,638 --> 00:51:42,474
‫منو رسوند اونجا و پیاده‌ام کرد.

858
00:51:44,184 --> 00:51:47,312
‫اونا، عه، اونا مرحله به مرحله
‫کارشون رو پیش بردن

859
00:51:47,354 --> 00:51:51,149
‫و تو هنوز اونجایی و مدام خوابت می‌بره.

860
00:51:54,111 --> 00:51:55,278
‫خب، آره، من قبول شدم.

861
00:51:55,278 --> 00:51:57,280
‫من از همه‌ی آزمون‌هاشون عبور کردم.

862
00:51:58,406 --> 00:52:00,492
‫و یارو می‌گفت
‫«هی، بخش جسمانی رو رد شدی.»

863
00:52:00,534 --> 00:52:04,246
‫گفتم: «چی میگی؟
‫بخاطر گوشام میگی؟

864
00:52:04,287 --> 00:52:06,623
‫«درست نمی‌شنیدم یا چی؟»

865
00:52:06,623 --> 00:52:08,333
‫گفت

866
00:52:08,375 --> 00:52:10,627
‫«نه، آزمون، عه، آزمون اعصاب و روان رو رد شدی»

867
00:52:12,379 --> 00:52:14,131
‫پس اون دکتر یه نابغه‌ست.

868
00:52:14,172 --> 00:52:16,174
‫آره من به اندازه‌ی

869
00:52:16,716 --> 00:52:18,635
‫یه گاوداری بو میدادم

870
00:52:18,677 --> 00:52:21,138
‫ولی، در جریانین که
‫جواب‌های خیلی خوبی بهش میدادم.

871
00:52:21,138 --> 00:52:23,807
بعدش اون گفت

872
00:52:23,807 --> 00:52:25,350
‫«همه چیز رو قبول شدی به جز این.»

873
00:52:25,392 --> 00:52:29,604
‫می‌گفت «شخصیت نامطلوبی داری.

874
00:52:32,440 --> 00:52:34,234
‫«تو رو نمیخوایم.»

875
00:52:35,318 --> 00:52:38,155
‫منم گفتم «میخوام برم»، فهمیدی؟

876
00:52:38,155 --> 00:52:40,157
‫و به اونی که
‫که این حرف رو بهم زد، فحش دادم.

877
00:52:48,582 --> 00:52:49,791
‫از اونجا اومدم بیرون.

878
00:52:49,833 --> 00:52:52,002
‫داشتم گریه می‌کردم.

879
00:52:52,919 --> 00:52:54,421
‫می‌خواستم اعزام بشم.

880
00:52:56,298 --> 00:52:58,341
‫آزادی‌خواهایی بودن که می‌خواستن اعزام بشن
‫ولی انتخاب نمی‌شدن

881
00:52:58,341 --> 00:53:00,010
‫و برگه‌ی مصاحبه‌شون رو پاره می‌کردن.

882
00:53:07,893 --> 00:53:09,769
‫در جریانی، اینکه با این وضعیتت اومدی اینجا

883
00:53:09,811 --> 00:53:12,230
‫خیلی باارزشه برامون یا نه؟

884
00:53:13,857 --> 00:53:15,734
‫به این فکر می‌کردم، عه...

885
00:53:16,860 --> 00:53:18,612
‫من نمی‌تونم تاابد این باشگاه رو اداره کنم.

886
00:53:18,653 --> 00:53:21,907
‫میخوام یه نفر رو پیدا کنم، اوم...

887
00:53:21,948 --> 00:53:23,783
‫تا بهش واگذارش کنم.

888
00:53:26,786 --> 00:53:28,538
‫نظرت درباره‌ی بروسی چیه؟

889
00:53:28,580 --> 00:53:29,706
‫بروسی.

890
00:53:29,748 --> 00:53:31,333
‫عه...

891
00:53:31,374 --> 00:53:32,959
‫خب، میدونی، بروسی رو
‫مثل یه برادر دوست دارم.

892
00:53:33,001 --> 00:53:35,337
‫ولی اون شخص بروسی نیست.
‫بروسی نیست، نه.

893
00:53:36,046 --> 00:53:38,715
‫اینا بروسی رو زنده زنده می‌خورن.

894
00:53:38,757 --> 00:53:41,301
‫باید یکی باشه که...

895
00:53:43,053 --> 00:53:44,804
‫...بهش احترام بذارن.

896
00:53:45,889 --> 00:53:47,349
‫باید کسی باشه که...

897
00:53:47,349 --> 00:53:49,559
‫زورش به اینا برسه.

898
00:53:54,564 --> 00:53:56,316
‫اون شخص تویی.

899
00:54:00,570 --> 00:54:01,780
‫بی‌خیال.

900
00:54:11,915 --> 00:54:13,458
‫ببین.

901
00:54:14,459 --> 00:54:16,294
‫من این باشگاه رو از هیچی ساختم، خب؟

902
00:54:16,336 --> 00:54:17,879
‫من ساختمش.

903
00:54:17,921 --> 00:54:19,381
‫من برای این باشگاه

904
00:54:19,422 --> 00:54:20,757
‫ بیشتر از خانواده‌ام مایه میذارم، خب؟

905
00:54:20,799 --> 00:54:21,925
‫این خانواده‌ی منه.

906
00:54:23,218 --> 00:54:25,095
‫نمیدونم چی قراره بعد از این پیش بیاد.

907
00:54:25,095 --> 00:54:27,555
‫ولی میدونم یه سری اتفاقات میفته...

908
00:54:27,597 --> 00:54:28,723
‫افراد جدید میان.

909
00:54:28,765 --> 00:54:29,933
‫افراد جوون بهمون اضافه شده.

910
00:54:29,975 --> 00:54:32,894
‫بعضی‌هاشون رو
‫حتی نمی‌شناسم، اما...

911
00:54:32,894 --> 00:54:35,397
‫اونایی رو که می‌شناسم
‫حرف هیچکس رو گوش نمیدن

912
00:54:35,397 --> 00:54:38,483
‫مگر کسی که از پس خودش بر بیاد
‫میدونی چی میگم؟

913
00:54:40,151 --> 00:54:41,278
‫من رو ببین.

914
00:54:44,572 --> 00:54:45,365
‫هوم.

915
00:54:45,407 --> 00:54:47,033
‫حتی نمی‌تونم حق عضویت
‫باشگاه رو پرداخت کنم.

916
00:54:47,075 --> 00:54:48,535
 حق عضویت چیه؟ 

917
00:54:54,749 --> 00:54:56,710
‫تو یه مرد بالغی.

918
00:54:58,128 --> 00:55:00,755
‫خونه داری.
‫شغل داری.

919
00:55:00,797 --> 00:55:02,132
‫من اینا رو نمی‌خوام.

920
00:55:02,382 --> 00:55:04,301
‫این چیزا برای من اهمیتی نداره.

921
00:55:08,430 --> 00:55:10,598
‫آره خب، میدونی.

922
00:55:10,640 --> 00:55:12,142
‫ببین...

923
00:55:12,142 --> 00:55:13,893
‫بخاطر همینه انتخابم تویی.

924
00:55:15,186 --> 00:55:15,895
‫چی؟

925
00:55:17,480 --> 00:55:20,150
‫کسی هستی که همه‌ی اینایی که اینجان

926
00:55:20,150 --> 00:55:22,610
‫همه‌شون سعی دارن باشن.

927
00:55:23,987 --> 00:55:25,530
‫می‌بینی؟

928
00:55:29,159 --> 00:55:31,411
‫- جانی...
‫- چیه؟

929
00:55:34,414 --> 00:55:35,874
‫مال خودته.

930
00:55:39,544 --> 00:55:40,920
‫هوم.

931
00:55:52,432 --> 00:55:53,892
‫هی، خب میدونی...

932
00:55:54,893 --> 00:55:57,771
‫بهش فکر کن.

933
00:56:13,912 --> 00:56:15,955
‫سانی، تو، عه...

934
00:56:17,290 --> 00:56:18,875
‫...تو، توی کالیفرنیا
‫موتورسواری می‌کنی، درسته؟

935
00:56:18,917 --> 00:56:21,044
‫- باشگاهت اونجاست؟
‫- اوهوم.

936
00:56:22,796 --> 00:56:24,506
‫پس برای چی اومدی اینجا؟

937
00:56:26,007 --> 00:56:27,509
‫بخاطر اون اومدم.

938
00:56:29,886 --> 00:56:31,638
‫هنوز شخصیت واقعیش رو نشون نداده.

939
00:56:32,555 --> 00:56:34,849
‫شنیدیم با یه باشگاه دیگه
‫موتورسواری می‌کنه.

940
00:56:36,601 --> 00:56:39,145
‫من رو فرستادن تا ادبش کنم.

941
00:56:41,731 --> 00:56:43,566
‫پس، قراره، قراره...

942
00:56:44,150 --> 00:56:46,403
‫قراره ادبش کنی؟

943
00:56:50,115 --> 00:56:51,282
‫نه خیر.

944
00:56:51,324 --> 00:56:52,951
‫از شماها خوشم اومده.

945
00:56:53,952 --> 00:56:56,579
‫امیدوارم بتونم چند وقتی با شماها باشم.

946
00:57:11,302 --> 00:57:12,595
چی میگید؟

947
00:57:17,142 --> 00:57:18,601
‫قیافه‌شو ببین.

948
00:57:21,604 --> 00:57:23,648
‫خدا لعنتت کنه.
‫لعنتی.

949
00:57:24,482 --> 00:57:27,485
‫یه بوهایی داره میاد.

950
00:57:31,739 --> 00:57:33,158
‫منظورم اینه... اون...

951
00:57:33,199 --> 00:57:35,118
‫میدونی، متوجهم.
‫آدم ترسناکیه.

952
00:57:46,296 --> 00:57:47,797
تنها چیزی که

953
00:57:47,839 --> 00:57:50,133
‫فکر می‌کردم بتونم انجام بدم
‫تغییر دادنش بود، خب؟

954
00:57:50,925 --> 00:57:52,969
‫خدای من.

955
00:57:53,011 --> 00:57:55,930
‫هر زنی فکر می‌کنه
‫میتونه یه مرد رو تغییر بده

956
00:57:55,972 --> 00:57:58,391
‫البته نه به شیوه‌ای که میخواد
‫ولی می‌تونه تغییری ایجاد کنه

957
00:57:58,433 --> 00:58:01,186
‫نه اینکه تغییر بزرگی ایجاد کنه‌ها،
‫بلکه...

958
00:58:01,227 --> 00:58:03,813
‫چمی‌دونم...
‫برای مثال،‌اون سرکش بود.

959
00:58:03,813 --> 00:58:06,191
‫فکر می‌کردم بهتر میشه، ولی...

960
00:58:06,232 --> 00:58:07,358
‫نشد.

961
00:58:08,276 --> 00:58:11,237
‫ولی بنی، همیشه درباره‌ی رفتن حرف میزنه.

962
00:58:11,279 --> 00:58:13,781
‫بعضی وقت‌ها آرزو می‌کنم کاش می‌رفت.

963
00:58:13,823 --> 00:58:15,158
‫چون هر بار که یه مشکلی براش پیش میاد

964
00:58:15,158 --> 00:58:16,951
‫اولین چیزی که به من میگه اینه که

965
00:58:16,993 --> 00:58:18,912
‫«خب، من میخوام برم»

966
00:58:18,953 --> 00:58:20,371
‫فکر می‌کنم اون این حرف رو بهم میزنه

967
00:58:20,413 --> 00:58:23,124
‫که بهش بگم، «نرو، نرو.»

968
00:58:23,166 --> 00:58:25,877
‫ولی داره به جایی میرسه که شاید بدون اینکه

969
00:58:25,919 --> 00:58:27,879
‫به من بگه بره،
‫فقط وسایلش رو برداره و بره.

970
00:58:27,921 --> 00:58:29,422
‫براش خیلی اذیت کننده نیست، میدونی؟

971
00:58:29,464 --> 00:58:32,967
‫ولی منم احساسات دارم.

972
00:58:33,009 --> 00:58:35,553
‫بنی هیچ احساسی نداره.
‫نمی‌دونم چرا اینطوری شده.

973
00:58:37,013 --> 00:58:39,224
‫شنیدم،‌ حتی وقتی پدرش فوت کرد

974
00:58:39,265 --> 00:58:40,850
‫هیچ احساساتی از خودش بروز نداد.

975
00:58:40,892 --> 00:58:42,143
‫گفت مردنش بهتر بود.

976
00:58:42,185 --> 00:58:43,978
‫بنی فکر می‌کنه وقتی می‌میری

977
00:58:44,020 --> 00:58:45,813
‫حالت از وقتی زنده‌ای بهتره.

978
00:58:45,855 --> 00:58:47,357
وقتی که پدرش مرد هم

979
00:58:47,398 --> 00:58:48,858
‫دقیقاً همین رو گفت.

980
00:58:48,858 --> 00:58:50,485
‫اینطوری براش بهتره.

981
00:58:50,527 --> 00:58:51,986
‫وقتی بروسی کشته شد

982
00:58:52,028 --> 00:58:54,030
‫گفت «اینطوری براش بهتره»

983
00:58:55,156 --> 00:58:56,157
‫بدون هیچ حسی.

984
00:58:58,034 --> 00:58:59,994
‫بروسی...
‫از وقتی بروسی مرد

985
00:59:00,036 --> 00:59:01,412
‫اوضاع گروه تغییر کرد.

986
00:59:01,454 --> 00:59:02,622
‫مگه نه؟

987
00:59:02,956 --> 00:59:04,290
‫اوهوم.

988
00:59:09,546 --> 00:59:11,339
‫دلم برای بروسی تنگ شده.

989
00:59:21,933 --> 00:59:22,725
‫هیچ مدرکی نیست.

990
00:59:23,184 --> 00:59:25,103
‫یهو تق.
‫همین.

991
00:59:26,604 --> 00:59:29,190
‫منظورم اینه، اینطوریه دیگه، میدونی.

992
00:59:29,232 --> 00:59:30,900
‫همیشه یکی هست.

993
00:59:31,776 --> 00:59:33,486
‫همیشه یکی هست که بیاد سراغت.

994
00:59:33,528 --> 00:59:34,988
‫یکی هست که میاد

995
00:59:35,029 --> 00:59:36,155
‫یکی که یهو از ناکجاآباد ظاهر میشه.

996
00:59:36,197 --> 00:59:37,448
‫همونیه که میاد سراغت.

997
00:59:37,448 --> 00:59:38,575
‫همین.

998
00:59:38,616 --> 00:59:39,951
‫یکی که از ناکجاآباد ظاهر میشه.

999
00:59:41,077 --> 00:59:41,869
‫هی، جانی.

1000
00:59:43,162 --> 00:59:44,497
‫بله.

1001
00:59:44,497 --> 00:59:46,249
‫یه تماس داشتیم.

1002
00:59:47,458 --> 00:59:48,626
‫کی بود؟

1003
00:59:49,669 --> 00:59:51,838
‫از محل تشییع جنازه.

1004
00:59:51,879 --> 00:59:53,423
‫اونا گل‌ها رو تحویل نمی‌گیرن.

1005
00:59:54,507 --> 00:59:56,009
‫چی؟

1006
00:59:56,050 --> 00:59:57,969
‫گل‌هایی که فرستادی رو تحویل نمی‌گیرن.

1007
00:59:57,969 --> 01:00:00,096
‫میگن خانواده‌اش گل‌ها رو نمیخوان.

1008
01:00:07,353 --> 01:00:08,062
‫
‫تو بفرستشون.

1009
01:00:08,104 --> 01:00:10,148
‫اگه نمی‌گیرنشون
‫می‌تونن بندازن دور.

1010
01:00:10,857 --> 01:00:11,816
‫باشه.

1011
01:00:13,693 --> 01:00:15,236
‫صبر کن.

1012
01:00:15,236 --> 01:00:17,780
‫بچه‌ها رو جمع کن،‌ باشه؟

1013
01:00:17,780 --> 01:00:20,450
‫خودمون می‌بریمشون.

1014
01:01:12,460 --> 01:01:13,920
‫از اینجا برید.

1015
01:01:21,302 --> 01:01:23,012
‫تدی سینگر

1016
01:01:23,054 --> 01:01:25,264
‫توی راه برگشت از

1017
01:01:25,306 --> 01:01:27,016
‫دعای روز سنت کریستوفر مُرد.

1018
01:01:27,058 --> 01:01:30,186
‫آره. از مسیرش منحرف شد و
‫به یه ماشین که نزدیک معدن سنگ

1019
01:01:30,228 --> 01:01:31,729
‫ پارک شده بود، برخورد کرد.

1020
01:01:32,563 --> 01:01:33,940
‫مرد خوبی بود.

1021
01:01:34,357 --> 01:01:38,444
‫آره، اون موتورِ، موتورِ

1022
01:01:38,486 --> 01:01:40,738
‫خوشگل «ناکلهدی» رو می‌روند،
‫که...

1023
01:01:40,780 --> 01:01:42,323
‫تماماً از کروم بود.
‫کلش از جنس کروم بود.

1024
01:01:42,407 --> 01:01:43,866
‫آره.

1025
01:01:46,160 --> 01:01:47,662
‫بعد از مرگ تدی

1026
01:01:47,704 --> 01:01:50,415
‫من، من به پدرش
‫پیشنهادی برای خرید موتور دادم

1027
01:01:50,415 --> 01:01:53,584
‫بخاطر اینکه،‌ خوشگل بود.

1028
01:01:55,336 --> 01:01:56,879
‫پول خوبی هم بهش پیشنهاد دادم.

1029
01:01:56,921 --> 01:01:59,173
‫ولی اون نمی‌خواست،
‫نمی‌خواست...

1030
01:02:00,883 --> 01:02:02,593
‫...نمی‌خواست بفروشتش.

1031
01:02:05,972 --> 01:02:07,306
‫می‌فهمید چی میگم؟

1032
01:02:09,267 --> 01:02:11,144
‫نمی‌خواست بفروشتش

1033
01:02:11,185 --> 01:02:13,604
‫حتی سوارش هم نمی‌شد.

1034
01:02:14,480 --> 01:02:15,898
‫موتور رو توی

1035
01:02:17,734 --> 01:02:19,152
‫زیرزمینش نگه داشت.

1036
01:02:20,528 --> 01:02:21,696
‫خب؟

1037
01:02:24,907 --> 01:02:25,908
‫متوجه میشین؟

1038
01:02:28,870 --> 01:02:30,079
‫آره؟

1039
01:02:33,458 --> 01:02:34,500
‫به هر حال.

1040
01:03:11,704 --> 01:03:13,164
‫من میخوام اینطوری بمیرم.

1041
01:03:13,289 --> 01:03:15,708
‫بی شک همینطوره.

1042
01:03:15,750 --> 01:03:18,544
‫مادرم، بهم میگه...

1043
01:03:18,586 --> 01:03:20,296
‫میگه «خب، توی این ماجرا غرق شدی.»

1044
01:03:20,338 --> 01:03:22,590
‫«منظورم اینه مرگ افراد دیگه رو دیدی

1045
01:03:22,632 --> 01:03:24,091
‫دیدی هر دو پسر عموهات با موتور فوت کردن.»

1046
01:03:24,091 --> 01:03:25,760
‫«تو هم خودتو به کشتن میدی.»

1047
01:03:26,636 --> 01:03:29,680
‫ولی من... من میخوام اینطوری بمیرم.

1048
01:03:29,722 --> 01:03:30,932
‫و میخوام با موتور بمیرم.

1049
01:03:31,641 --> 01:03:33,142
‫جانی.

1050
01:03:34,644 --> 01:03:36,270
‫سلام، میگن...

1051
01:03:36,312 --> 01:03:39,023
‫میگن برای ملحق شدن
‫به باشگاه باید با تو حرف بزنیم.

1052
01:03:40,233 --> 01:03:42,151
‫نه. ما...

1053
01:03:42,318 --> 01:03:43,569
‫ما بچه قبول نمی‌کنیم.

1054
01:03:43,611 --> 01:03:45,404
‫ولی من بچه نیستم.
‫20 سالمه.

1055
01:03:45,446 --> 01:03:46,614
‫بجنبید.
‫از اینجا برید.

1056
01:03:46,656 --> 01:03:48,324
‫خیلی‌خب؟

1057
01:03:49,242 --> 01:03:50,493
‫میشه فقط بیای یه نگاه به موتورهامون بندازی؟

1058
01:03:50,535 --> 01:03:51,661
‫خودمون سر همشون کردیم.

1059
01:03:51,702 --> 01:03:53,454
‫باشه.

1060
01:04:00,086 --> 01:04:02,296
‫بیا موتورهامون رو ببین.

1061
01:04:16,978 --> 01:04:18,938
‫خدای من.

1062
01:04:18,980 --> 01:04:20,690
‫اینا واقعاً آشغالن.

1063
01:04:20,731 --> 01:04:23,693
‫خب ما... تمام قطعات رو خودمون جمع کردیم.

1064
01:04:23,860 --> 01:04:26,404
‫ما از هیچی تمام کاراشون رو انجام دادیم.

1065
01:04:26,404 --> 01:04:28,489
‫تمام کاراشون رو خودمون کردیم.

1066
01:04:32,201 --> 01:04:33,744
‫خیلی هم عالی.

1067
01:04:34,829 --> 01:04:36,664
‫خودتون رو چی صدا می‌زنید؟

1068
01:04:36,664 --> 01:04:38,249
‫مُرتَدین.

1069
01:04:40,334 --> 01:04:42,670
‫از وقتی بچه بودیم،‌ موتورسواری کردیم.

1070
01:04:44,505 --> 01:04:47,884
‫ببین، هر کاری لازم باشه انجام میدیم، خوبه؟

1071
01:04:47,925 --> 01:04:50,261
‫اگه بخوای از کسی دزدی کنیم، می‌کنیم.

1072
01:04:50,303 --> 01:04:51,637
‫اگه بخوای با کسی

1073
01:04:51,637 --> 01:04:52,555
‫دعوا کنیم،‌ می‌کُشیمش.

1074
01:04:53,973 --> 01:04:57,101
‫کل چیزی که می‌خوایم اینه که
‫با شما موتورسواری کنیم.

1075
01:04:59,353 --> 01:05:01,898
‫خیلی برای این کار مشتاقی بچه جون، نه؟

1076
01:05:01,939 --> 01:05:03,024
‫آره.

1077
01:05:08,362 --> 01:05:10,072
‫شرط می‌بندم اگه بهت
‫پیشنهاد اداره‌ی این باشگاه رو بدم

1078
01:05:10,114 --> 01:05:13,409
‫ توی صدم ثانیه قبول می‌کنی، نه؟

1079
01:05:13,784 --> 01:05:15,077
‫چی؟

1080
01:05:18,080 --> 01:05:19,665
‫هیچی.

1081
01:05:21,083 --> 01:05:22,668
‫اوم...

1082
01:05:25,212 --> 01:05:27,256
‫باشه، تو عضو میشی.

1083
01:05:32,887 --> 01:05:34,096
‫ولی فقط تو.

1084
01:05:36,974 --> 01:05:39,560
‫باید رفیقات رو ول کنی.

1085
01:05:48,069 --> 01:05:49,195
‫باشه.

1086
01:05:50,780 --> 01:05:51,447
‫نه.

1087
01:05:51,489 --> 01:05:53,532
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه.

1088
01:05:53,866 --> 01:05:55,076
‫نه.

1089
01:05:58,245 --> 01:05:59,163
‫نه.

1090
01:05:59,497 --> 01:06:01,332
 از اینجا برو

1091
01:06:02,333 --> 01:06:05,086
‫تو دیگه کی هستی؟

1092
01:06:05,127 --> 01:06:08,297
‫اینطوری رفیقات رو ول می کنی؟

1093
01:06:11,008 --> 01:06:12,843
‫نه.

1094
01:06:12,885 --> 01:06:14,136
‫از اینجا برو.

1095
01:06:14,178 --> 01:06:15,638
‫دلم نمی‌خواد دیگه این اطراف ببینمت.

1096
01:06:19,433 --> 01:06:21,018
‫- جانی!
‫- هی!

1097
01:06:21,060 --> 01:06:22,436
‫- هی، تو...
‫- جانی، هی، هی!

1098
01:06:28,442 --> 01:06:30,236
‫این رو جمع کنید

1099
01:06:30,277 --> 01:06:31,862
‫و بزنید به چاک.

1100
01:06:35,282 --> 01:06:35,825
‫خدای من.

1101
01:06:44,208 --> 01:06:45,960
‫ولی تو رفتی.

1102
01:06:46,127 --> 01:06:47,670
‫چی؟

1103
01:06:47,753 --> 01:06:50,172
‫قبل از اینکه اوضاع خیلی خراب بشه، تو رفتی.

1104
01:06:51,257 --> 01:06:54,051
‫فکر کنم سال 1969 بود، پس...

1105
01:06:55,428 --> 01:06:56,804
‫خب، آره، مدرسه‌ام تموم شده بود

1106
01:06:56,846 --> 01:06:59,140
‫منم جمع کردم و رفتم نیویورک.

1107
01:07:00,933 --> 01:07:02,143
‫بخاطر همین می‌خواستم صحبت کنیم.

1108
01:07:02,184 --> 01:07:04,061
‫می‌خواستم ببینم
‫چه اتفاقی برای بچه‌ها افتاد.

1109
01:07:04,770 --> 01:07:06,772
‫چه بلایی سر باشگاه اومد.

1110
01:07:08,774 --> 01:07:11,027
‫کم و بیش، یک سال بعد از
‫مرگ بروسی، بعد از اینکه رفتی

1111
01:07:11,068 --> 01:07:12,945
‫اوضاع توی باشگاه خیلی تغییر کرد.

1112
01:07:12,987 --> 01:07:14,196
‫اونا...

1113
01:07:16,532 --> 01:07:18,451
‫باشگاه چند دسته شد.

1114
01:07:18,492 --> 01:07:20,453
‫بین افراد قدیمی و جدید

1115
01:07:20,494 --> 01:07:23,664
‫بین معتادها و بقیه تقسیم شد

1116
01:07:25,332 --> 01:07:26,792
‫و اون قوانین

1117
01:07:26,792 --> 01:07:28,753
‫فقط چند تا چیز من درآوردی بودن

1118
01:07:28,794 --> 01:07:30,337
‫ولی افراد جدید،‌ واقعاً بهشون ایمان داشتن.

1119
01:07:30,337 --> 01:07:33,090
‫انگار روی یه تیکه سنگ حک شده بودن.

1120
01:07:34,508 --> 01:07:35,342
یه یارویی هست که قبلاً.

1121
01:07:35,342 --> 01:07:36,886
‫
‫میگه قراره یه کتاب درست کنه.

1122
01:07:38,054 --> 01:07:39,472
‫بهش میگم...

1123
01:07:41,057 --> 01:07:43,017
‫«چیزی که همیشه می‌خواستم
‫اینه که مثل یه بربر وحشی

1124
01:07:43,059 --> 01:07:45,436
‫ لباس بپوشم و ازم عکس گرفته بشه.»

1125
01:07:45,478 --> 01:07:47,104
‫مثل یه بربر واقعی، میگیری چی میگم؟

1126
01:07:47,146 --> 01:07:49,774
‫با پوست و تبر یا یه چیز اینطوری.

1127
01:07:55,613 --> 01:07:57,323
‫بیشتر از این نمی‌تونم دیگه.

1128
01:07:57,364 --> 01:08:01,619
‫من واقعاً گیج شدم.

1129
01:08:01,619 --> 01:08:05,039
‫بنظر میاد این یارو می‌خواد
‫از موقعیت من سو‌استفاده کنه.

1130
01:08:05,081 --> 01:08:06,457
‫و من از این مسئله خوشم نمیاد.

1131
01:08:07,208 --> 01:08:08,501
‫این یارو منو ذله کرده دیگه.

1132
01:08:09,585 --> 01:08:11,045
‫هی،‌ بامزه

1133
01:08:11,045 --> 01:08:12,046
‫- یه خرده بی‌خیال اون نوشیدنی شو
‫- اوم.

1134
01:08:12,088 --> 01:08:13,714
‫«ببین، رفیق. بهت هشدار میدم

1135
01:08:13,714 --> 01:08:15,007
‫یه قدم دیگه نزدیکتر بشی

1136
01:08:15,007 --> 01:08:16,926
‫خوش شانس بود که عصبی نشدم‌، میدونی؟

1137
01:08:16,926 --> 01:08:18,511
‫این همه عضو جدید داشت

1138
01:08:18,511 --> 01:08:19,428
‫گفتم «قرار نیست هیچ قبرستونی بری 

1139
01:08:20,805 --> 01:08:22,014
‫من گرفتمت.»

1140
01:08:22,556 --> 01:08:24,558
‫«وقتی میری که من اجازه‌ی رفتنت رو بدم»

1141
01:08:26,268 --> 01:08:28,687
‫فهمیدی با آقای سوسکی چی کار کردن؟

1142
01:08:28,896 --> 01:08:30,564
‫ چی گفتی؟

1143
01:08:30,606 --> 01:08:32,191
‫پلیس موتورسوار.

1144
01:08:32,233 --> 01:08:35,945
‫همیشه می‌خواستم یه پلیس موتورسوار بشم.

1145
01:08:35,986 --> 01:08:37,780
‫به همین خاطر باید...

1146
01:08:38,906 --> 01:08:40,282
‫جلیقه‌ام رو پس بدم.

1147
01:08:41,450 --> 01:08:43,160
‫یعنی داری از باشگاه خارج میشی؟

1148
01:08:44,328 --> 01:08:45,454
‫آره.

1149
01:08:45,454 --> 01:08:47,665
‫چه شغلی بهتر از این، نه؟

1150
01:08:48,374 --> 01:08:50,501
‫چه شغلی بهتر از اینه که

1151
01:08:50,751 --> 01:08:54,797
‫برای کل روز نشستن روی
‫موتور «هارلی دیویدسون» حقوق بگیری؟

1152
01:09:02,138 --> 01:09:03,264
‫اونا اهل کجان؟

1153
01:09:03,305 --> 01:09:05,099
‫شهر کلمبوس.

1154
01:09:05,141 --> 01:09:07,601
‫از دست این بچه‌های تازه وارد.

1155
01:09:07,643 --> 01:09:09,103
‫بیشتر از این نمی‌تونم نگهش دارم.

1156
01:09:38,966 --> 01:09:40,676
‫خیلی قشنگه.

1157
01:09:41,594 --> 01:09:42,761
‫خیلی بهت میاد کتی.

1158
01:09:44,013 --> 01:09:45,472
‫بنی، بیا اینجا.

1159
01:09:52,188 --> 01:09:53,689
‫چه خبر شده؟

1160
01:10:00,571 --> 01:10:02,031
‫- دیدی کی این کار رو کرده؟
‫- نه.

1161
01:10:02,031 --> 01:10:03,282
‫خیلی‌خب، بیاید سوار ماشینش کنیم.

1162
01:10:03,324 --> 01:10:05,868
‫شما دوتا، باید ببریدش بیمارستان.

1163
01:10:05,868 --> 01:10:06,994
‫- بجنبید.
‫- باشه.

1164
01:10:07,036 --> 01:10:09,121
‫بجنبید،‌ بلندش کنید.

1165
01:10:09,205 --> 01:10:10,289
‫بنی!
‫بنی،‌ نه، نه.

1166
01:10:10,331 --> 01:10:11,665
‫چه کار میکنید؟

1167
01:10:12,082 --> 01:10:14,001
‫بی‌خیال،‌ داریم شوخی میکنیم.

1168
01:10:16,420 --> 01:10:17,504
‫بی‌خیال، مرد.

1169
01:10:17,671 --> 01:10:19,924
به ما گفتند یه دختر با لباس قرمز به ما فحش داده

1170
01:10:20,132 --> 01:10:21,425
‫فقط خواستیم یه خرده
‫کتکش بزنیم.

1171
01:10:21,467 --> 01:10:22,927
‫اونا گفتن دختر با لباس قرمز
‫بی احترامی کرده.

1172
01:10:25,971 --> 01:10:27,139
‫گورتو گم کن!

1173
01:10:29,516 --> 01:10:32,019
‫هی مرد.
‫اشتباه فهمیدی.

1174
01:10:40,069 --> 01:10:41,987
‫بنی کجاست؟

1175
01:10:44,240 --> 01:10:46,784
‫خب، نیستش...

1176
01:10:46,784 --> 01:10:48,953
‫اینجا نیست.
‫باید می‌رفت.

1177
01:10:51,372 --> 01:10:53,874
‫باشه.

1178
01:10:55,125 --> 01:10:56,919
‫چیزیت نیست.

1179
01:11:27,908 --> 01:11:28,742
‫جانی.

1180
01:11:33,706 --> 01:11:34,832
‫باید باهات حرف بزنم.

1181
01:11:38,711 --> 01:11:40,212
‫تنها.

1182
01:11:41,380 --> 01:11:44,216
‫دوتا از دنده‌هامو شکوندن.

1183
01:11:46,093 --> 01:11:47,469
‫این تازه واردها.

1184
01:11:49,346 --> 01:11:50,889
‫به نظرم دیوونه‌ان جانی.

1185
01:11:54,935 --> 01:11:58,105
‫به مادرم گفتم،‌ جلیقه‌ام رو پس میدم.

1186
01:12:01,150 --> 01:12:03,360
‫میخوام جلیقه‌ام رو پس بدم.

1187
01:12:05,529 --> 01:12:07,072
‫از باشگاه خارج بشم.

1188
01:12:09,742 --> 01:12:11,327
‫متوجهم.

1189
01:12:12,745 --> 01:12:14,788
‫ولی،‌ جانی
‫اینا...

1190
01:12:15,831 --> 01:12:16,790
‫تازه واردها

1191
01:12:20,586 --> 01:12:22,880
‫نگران اینم وقتی متوجه بشن،‌
‫من رو بکشن.

1192
01:12:25,924 --> 01:12:26,884
‫کمک نیاز دارم.

1193
01:12:30,471 --> 01:12:31,680
‫هوم.

1194
01:12:35,768 --> 01:12:37,394
‫خودم هواتو دارم.

1195
01:12:57,915 --> 01:12:59,458
‫یه اسلحه داری، درسته؟

1196
01:13:03,420 --> 01:13:04,755
‫آره

1197
01:13:04,797 --> 01:13:06,507
‫امشب با خودت بیارش.

1198
01:13:09,718 --> 01:13:11,428
‫قراره چی کار کنیم؟

1199
01:13:11,428 --> 01:13:13,430
‫باید بریم دیدن آقا سوسکِ.

1200
01:13:34,743 --> 01:13:36,286
‫بنی؟

1201
01:13:36,328 --> 01:13:37,955
‫- اینجایی؟
‫- آره.

1202
01:13:39,289 --> 01:13:40,749
‫چی کار می‌کنی؟

1203
01:13:42,543 --> 01:13:43,585
‫هیچی.

1204
01:13:47,297 --> 01:13:49,883
‫باید یه چیزی بهت بگم.

1205
01:13:49,925 --> 01:13:51,468
‫باید برم جایی.

1206
01:13:51,927 --> 01:13:54,346
‫خب،‌ همه‌ی ما یه جایی برای رفتن داریم،‌ نه؟

1207
01:13:58,559 --> 01:14:00,310
‫خیلی‌خب،‌ چی شده؟

1208
01:14:12,156 --> 01:14:14,158
‫دیگه نمی‌تونم اینطوری زندگی کنم.

1209
01:14:17,202 --> 01:14:19,455
‫و دیگه اینطوری زندگی نمی‌کنم.

1210
01:14:23,041 --> 01:14:26,378
‫خب،‌ تو اونجا نبودی، بنی.
‫تو هیچی ندیدی.

1211
01:14:26,420 --> 01:14:27,963
‫نمی‌دونم چی کار ممکن بود بکنم

1212
01:14:28,005 --> 01:14:29,339
‫اگه من رو برده بودن بالا

1213
01:14:29,339 --> 01:14:30,757
.و کتکم میزدن
‫من...

1214
01:14:30,799 --> 01:14:32,342
‫جانی گفت حلش می‌کنه.

1215
01:14:32,384 --> 01:14:33,927
‫- گفت هیچ اتفاقی نیفتاد.
‫- ولی واقعیت نداره.

1216
01:14:33,969 --> 01:14:36,013
‫تو اونجا نبودی.
‫چیزی ندیدی.

1217
01:14:36,054 --> 01:14:37,598
‫تو اونجا نبودی.

1218
01:14:37,639 --> 01:14:39,808
‫میدونم.
‫من معذرت میخوام.

1219
01:14:39,850 --> 01:14:41,518
‫اونجا نبودی!

1220
01:14:43,937 --> 01:14:45,481
‫اگه منو از شدت مشت کشته بودن

1221
01:14:45,522 --> 01:14:46,899
‫فکر کنم اسلحه‌ات رو برمی‌داشتم

1222
01:14:46,899 --> 01:14:48,358
‫و مغزمو می‌ترکوندم.

1223
01:14:48,358 --> 01:14:50,319
‫- بی‌خیال.
‫- جدی میگم.

1224
01:14:50,360 --> 01:14:52,488
‫همیشه میگم کسایی که

1225
01:14:52,529 --> 01:14:54,364
‫خودکشی می‌کنن، باید دیوونه باشن.

1226
01:14:54,364 --> 01:14:57,409
‫فکر کنم این دفعه ممکن بود من دیوونه بشم.

1227
01:14:59,578 --> 01:15:01,830
‫بعد از همچین اتفاقی
‫کی ممکنه تو رو بخواد دیگه؟

1228
01:15:01,872 --> 01:15:03,832
‫کی حتی حاضره بهت نگاه کنه؟

1229
01:15:06,543 --> 01:15:07,920
‫ازم میخوای چی کار کنم؟

1230
01:15:08,128 --> 01:15:11,590
‫ازت میخوام بی‌خیال موتورسواری بشی.
‫ازت میخوام بی‌خیال باشگاه بشی.

1231
01:15:13,383 --> 01:15:15,260
‫همچین چیزی ازم نخواه.

1232
01:15:16,845 --> 01:15:20,432
‫داشتم به این فکر می‌کردم
‫بریم یه جای دیگه. تو...

1233
01:15:20,474 --> 01:15:22,434
‫گفتی یه پسرعمو توی فلوریدا داری

1234
01:15:22,476 --> 01:15:23,936
‫یه گاراژ داره که میتونی اونجا کار کنی.

1235
01:15:23,936 --> 01:15:26,855
‫بیا بریم اونجا.
‫بیا فقط بریم یه جای دیگه بنی.

1236
01:15:30,234 --> 01:15:31,068
‫بنی.

1237
01:15:37,115 --> 01:15:39,409
‫- بنی!
‫- چیه؟

1238
01:15:42,079 --> 01:15:44,748
‫فکر می‌کنی به این راحتیه؟
‫هوم؟

1239
01:15:47,501 --> 01:15:50,420
‫تا حالا اصلاً بهش فکر کردی همچین چیزی
‫میتونه امکان پذیر باشه یا نه؟

1240
01:16:05,269 --> 01:16:06,645
‫بنی.

1241
01:16:09,398 --> 01:16:10,732
‫باید برم جانی رو ببینم.

1242
01:16:44,266 --> 01:16:46,560
‫هیچ کاری نکن.
‫فقط دنبالم بیا.

1243
01:17:27,225 --> 01:17:28,935
‫آماده‌ای؟

1244
01:17:31,855 --> 01:17:33,523
‫اسلحه رو بده من.

1245
01:17:46,203 --> 01:17:47,746
‫بذار خون‌ریزی کنه.

1246
01:17:50,040 --> 01:17:51,750
‫الان برو.

1247
01:17:52,709 --> 01:17:54,753
‫دیگه پیدات نشه.

1248
01:18:00,926 --> 01:18:02,594
‫بجنب.

1249
01:18:34,626 --> 01:18:36,086
‫این چه کاری بود؟

1250
01:18:39,464 --> 01:18:40,674
‫این...

1251
01:18:41,925 --> 01:18:44,803
‫این برای مراقبت از سوسکِ بود.

1252
01:18:50,308 --> 01:18:52,728
‫همونطور که از کتی مراقبت کردی؟

1253
01:18:58,817 --> 01:19:01,153
‫این چیزیه که این باشگاه بهش تبدیل شده؟

1254
01:19:05,449 --> 01:19:07,659
‫این چیزیه که ما الان هستیم؟

1255
01:19:12,456 --> 01:19:13,915
‫همینه.

1256
01:19:30,974 --> 01:19:32,934
‫بنی.
‫بنی.

1257
01:19:34,102 --> 01:19:36,313
‫اوم...

1258
01:19:41,526 --> 01:19:43,236
‫این تازه واردها.

1259
01:19:45,155 --> 01:19:46,865
‫این، عه...

1260
01:19:48,450 --> 01:19:50,911
‫این جوونا، اونا...

1261
01:19:55,832 --> 01:19:57,793
‫هیچ کدومشون، گوششون بدهکار نیست.

1262
01:20:00,337 --> 01:20:04,132
‫من... من نمی‌تونم
‫نمی‌تونم دیگه این باشگاه رو اداره کنم.

1263
01:20:10,555 --> 01:20:12,224
‫بهت...

1264
01:20:15,268 --> 01:20:16,895
‫بهت نیاز دارم.

1265
01:20:23,568 --> 01:20:25,237
‫میدونی...

1266
01:20:26,988 --> 01:20:29,282
هیچ‌وقت ‫از هیچکس هیچ چیزی نخواستم.

1267
01:20:32,118 --> 01:20:34,746
‫و از هیچکس هیچ چیزی نمیخوام.

1268
01:20:37,415 --> 01:20:39,417
‫اون شخص من نیستم.

1269
01:20:39,459 --> 01:20:42,087
‫هیچ‌وقت هم من نخواهم بود.

1270
01:20:52,055 --> 01:20:53,265
‫اوم.

1271
01:21:19,499 --> 01:21:20,959
‫بنی همیشه

1272
01:21:21,001 --> 01:21:22,460
‫درباره‌ی رفتن صحبت می‌کرد

1273
01:21:24,546 --> 01:21:26,214
‫و یهو غیبش زد.

1274
01:21:28,466 --> 01:21:30,051
‫مثل همون چیزی شد که سانی بامزه بهم گفت.

1275
01:21:30,093 --> 01:21:32,095
‫گفت «کتی، میخوام یه چیزی بهت بگم.»

1276
01:21:32,137 --> 01:21:34,097
‫می‌گفت «وقتی با کسی از
‫گروه وندال بیرون بری.»

1277
01:21:34,139 --> 01:21:37,309
‫«هیچ‌وقت سمت یه آدم دیگه نمیری.»

1278
01:21:37,309 --> 01:21:40,145
‫و بنظرم این حقیقت داره
‫چون بعد از یه مدت

1279
01:21:40,186 --> 01:21:41,938
‫دقیقاً مثل اونا میشی.

1280
01:21:41,980 --> 01:21:44,316
‫شروع می‌کنی به فکر کردن
‫و عمل کردن مثل اونا.

1281
01:21:44,357 --> 01:21:46,067
‫تو رو تغییر میدن.

1282
01:21:46,109 --> 01:21:48,194
‫و بنی بیشتر از یک سال می‌شد
‫رفته بود، چون سال 1971 بود.

1283
01:21:48,236 --> 01:21:51,156
‫زمانی بود که سر و کله‌ی یه بچه پیدا شد
‫و جانی رو به چالش دعوت کرد.

1284
01:21:54,034 --> 01:21:55,493
‫چیزی ازش نشنیده بودم.

1285
01:21:55,493 --> 01:21:57,829
‫یه بچه‌ی معمولی بود.

1286
01:22:00,248 --> 01:22:02,000
‫سلام.

1287
01:22:14,679 --> 01:22:16,306
‫من الان عضو وندال هستم.

1288
01:22:16,473 --> 01:22:18,350
‫عضو کدوم گروه نماینده‌ای؟

1289
01:22:18,558 --> 01:22:20,393
‫میلواکی.

1290
01:22:22,437 --> 01:22:24,230
‫همه‌ی هم باشگاهی‌هام درباره‌ی

1291
01:22:24,272 --> 01:22:26,316
‫اینکه دیگه نمی‌خوان تو همه چیز رو
‫اداره کنی حرف میزنن.

1292
01:22:29,527 --> 01:22:30,904
‫اومدم به چالش دعوتت کنم.

1293
01:22:35,033 --> 01:22:36,117
‫با مشت یا چاقو؟

1294
01:22:38,244 --> 01:22:39,287
‫چاقو.

1295
01:22:41,539 --> 01:22:43,124
‫هوم.

1296
01:22:46,544 --> 01:22:48,213
‫خیلی‌خب.
‫یه...

1297
01:22:50,173 --> 01:22:53,385
‫یه پارکینگ توی فولر هست.

1298
01:22:54,344 --> 01:22:55,637
‫نزدیک دریاچه.

1299
01:22:56,721 --> 01:22:58,390
‫فردا شب.

1300
01:22:59,307 --> 01:23:00,308
‫باشه.

1301
01:23:27,085 --> 01:23:28,670
‫ایده‌ای هم داری؟

1302
01:23:28,712 --> 01:23:31,297
‫چندتایی دارم.

1303
01:23:31,339 --> 01:23:34,217
‫ولی قبل از انجام دادنشون
‫میخوام یه نگاهی بندازم و آزمایششون کنم.

1304
01:23:36,011 --> 01:23:37,262
‫عصرت چطور بود؟

1305
01:23:37,262 --> 01:23:40,473
‫- دخترا کجان؟
‫- با دوستاشون بیرونن.

1306
01:23:41,683 --> 01:23:42,767
‫خیلی‌خب، باید برم بیرون.

1307
01:23:43,059 --> 01:23:45,270
‫شب بر می‌گردی؟

1308
01:23:45,270 --> 01:23:46,104
‫آره.

1309
01:23:46,438 --> 01:23:48,189
‫داری میای تخم مرغ میخری؟

1310
01:23:48,231 --> 01:23:50,108
‫نمیخوام دوباره برم بیرون.

1311
01:23:50,150 --> 01:23:52,610
‫بخاطر رفتارش معذرت میخوام استیو.

1312
01:23:52,610 --> 01:23:54,070
‫همیشه دیره.

1313
01:23:54,112 --> 01:23:55,280
‫کٍی مخالف بیرون اومدنمون بود.

1314
01:23:55,321 --> 01:23:56,698
‫- آره.
‫- خیلی هم خوشحال بود.

1315
01:24:46,539 --> 01:24:48,291
‫سلام جانی!

1316
01:24:51,920 --> 01:24:53,630
‫سلام کتی.

1317
01:25:06,726 --> 01:25:08,436
‫بنی برنگشته؟

1318
01:25:11,689 --> 01:25:13,233
‫نه.

1319
01:25:14,692 --> 01:25:18,071
‫نه، اگه برگرده فکر کنم
‫زودتر از من ببینیش.

1320
01:25:18,488 --> 01:25:19,697
‫نه.

1321
01:25:21,866 --> 01:25:26,371
‫آخرین خبری که ازش داریم اینه که
‫با چند نفر به سمت ایندیانا می‌رفت.

1322
01:25:28,456 --> 01:25:29,874
‫درسته.

1323
01:25:32,919 --> 01:25:34,504
‫چی میخوای؟

1324
01:25:38,424 --> 01:25:39,592
‫هیچی.

1325
01:25:47,433 --> 01:25:49,727
‫فکر کنم هیچ کدوممون دیگه نداریمش.

1326
01:25:54,774 --> 01:25:56,401
‫همینطوره.

1327
01:26:07,912 --> 01:26:09,414
‫میدونی...

1328
01:26:13,418 --> 01:26:16,379
‫هر کسی میتونه کل خودش رو صرف یه هدف بکنه.

1329
01:26:16,421 --> 01:26:19,257
‫آره، میتونی تمام خودت رو برای یه چیز بذاری.

1330
01:26:20,925 --> 01:26:23,761
‫ولی همچنان اتفاقی که باید بیفته،‌ میفته.

1331
01:26:26,848 --> 01:26:28,433
‫اوم.

1332
01:26:30,185 --> 01:26:33,438
‫چی؟
منظورت زندگی منه؟

1333
01:26:43,573 --> 01:26:45,658
‫بگو چی نیاز داری جانی؟

1334
01:26:51,915 --> 01:26:53,583
‫گفتم که.

1335
01:26:57,962 --> 01:26:59,589
‫هیچی.

1336
01:27:09,140 --> 01:27:11,309
‫به خودت سخت نگیر، کتی.

1337
01:27:15,813 --> 01:27:17,357
‫تو هم همینطور جانی.

1338
01:27:31,621 --> 01:27:32,997
‫آخرای اکتبر بود.

1339
01:27:32,997 --> 01:27:35,041
‫پس هوا سرد شده بود.

1340
01:27:36,417 --> 01:27:37,710
‫براساس چیزی که شنیدم
‫چند تا از اعضای قدیمی وندال

1341
01:27:37,752 --> 01:27:40,463
‫حتی موتورهاشون رو هم نبرده بودن.

1342
01:27:40,505 --> 01:27:43,091
‫همینطور توی ماشینشون
‫نشسته بودن و نگاه می‌کردن.

1343
01:27:43,132 --> 01:27:44,509
‫قانون هوبر.

1344
01:27:44,509 --> 01:27:46,511
‫چی؟
یه چیز آلمانیه؟

1345
01:27:47,178 --> 01:27:48,846
‫قانون هوبر برای وقتیه که میری کار می‌کنی

1346
01:27:48,888 --> 01:27:50,098
‫و شب رو میری زندان می‌خوابی.

1347
01:27:50,139 --> 01:27:52,558
‫منظورم این بود.

1348
01:27:52,600 --> 01:27:54,060
‫به اون حمال‌ها

1349
01:28:16,082 --> 01:28:18,668
‫خیلی‌خب، ‌بذار این داستان رو تموم کنم.

1350
01:28:21,546 --> 01:28:23,381
خردشون کن جانی

1351
01:28:33,683 --> 01:28:36,352
‫هوا داره خیلی سرد میشه.

1352
01:28:49,532 --> 01:28:50,783
‫دوست داری چطوری باشه بچه جون؟

1353
01:29:14,432 --> 01:29:17,018
‫یه موتورسوار بود، می گفت
‫کشته شدن جانی

1354
01:29:17,060 --> 01:29:20,021
‫پایان عصر طلایی موتورسواری بود.

1355
01:29:24,609 --> 01:29:26,194
‫بعدش، اون بچه همه چیز رو به دست گرفت.

1356
01:29:26,235 --> 01:29:28,821
‫از باشگاه وندال یه باند تبهکاری خوب ساخت.

1357
01:29:41,626 --> 01:29:43,628
‫حالا چه کنیم؟

1358
01:29:47,507 --> 01:29:49,175
‫هیچی.

1359
01:29:59,143 --> 01:30:01,145
‫باندشون حتی بزرگ‌تر هم شد.

1360
01:30:05,983 --> 01:30:08,528
‫الان سرتاسر سرزمین میانه نماینده‌هایی دارن.

1361
01:30:08,569 --> 01:30:10,279
‫حتی دورتر از اون هم.

1362
01:30:10,321 --> 01:30:12,949
‫شنیدم شروع کردن به قاچاق مواد از کانادا

1363
01:30:12,990 --> 01:30:15,451
‫و هر چیزی که فکرش رو بکنی.

1364
01:30:16,327 --> 01:30:18,204
‫شنیدم حتی آدم هم می‌کشن.

1365
01:30:23,918 --> 01:30:25,211
‫حرف از باشگاه‌های دیگه که میشه

1366
01:30:25,253 --> 01:30:26,671
‫آدم یاد سانی بامزه میفته، نه؟

1367
01:30:26,671 --> 01:30:28,047
‫از کالیفرنیا اومده بود.

1368
01:30:28,089 --> 01:30:30,007
‫این چیزا دیگه الان اتفاق نمیفته.

1369
01:30:30,049 --> 01:30:31,259
‫الان توی روز روشن

1370
01:30:31,300 --> 01:30:32,510
‫باشگاه‌ها به هم حمله می‌کنن.

1371
01:30:32,510 --> 01:30:34,137
‫مایه‌ی سرافکندگیه.

1372
01:30:36,514 --> 01:30:38,516
‫بقیه چی؟

1373
01:30:38,516 --> 01:30:40,351
‫برای بقیه چه اتفاقی افتاد؟

1374
01:30:40,393 --> 01:30:43,563
‫بعضی‌هاشون هنوز باهاشون موتورسواری می‌کنن.

1375
01:30:43,604 --> 01:30:46,357
‫واهو و کورکی هم همینطور.

1376
01:30:46,399 --> 01:30:48,359
‫هنوز عضو باشگاهن.

1377
01:30:53,364 --> 01:30:55,408
‫چون هوش افراد با هم متفاوته.

1378
01:30:55,450 --> 01:30:57,535
‫- کَل، مرد.
‫- مثل هم فکر نمی‌کنن.

1379
01:30:57,535 --> 01:30:59,078
‫میگن داشته

1380
01:30:59,120 --> 01:31:00,705
‫توی لٍیک‌وود خونه رنگ می‌کرده.

1381
01:31:00,705 --> 01:31:03,458
‫از روی پله افتاده و گردنش شکسته.

1382
01:31:04,417 --> 01:31:07,086
‫یکی بهم گفت
‫سانی بامزه برای ساعتی 5 دلار

1383
01:31:07,128 --> 01:31:08,546
‫بیرون یه سینما روی موتورش میشینه

1384
01:31:08,588 --> 01:31:12,175
‫تا مردم رو دعوت کنه
‫برن فیلم «ایزی رایدر» رو ببینن.

1385
01:31:14,510 --> 01:31:15,636
‫همه چیز خیلی

1386
01:31:15,636 --> 01:31:17,263
‫مسخره‌ست.

1387
01:31:18,389 --> 01:31:20,308
‫آقا سوسکِ برگشت خونه.

1388
01:31:20,349 --> 01:31:22,602
‫باورت میشه؟
‫الان یه پلیس موتورسواره.

1389
01:31:22,602 --> 01:31:24,896
‫آره،‌ اونم بعد از همه‌ی این داستان‌ها.

1390
01:31:26,522 --> 01:31:30,318
‫و زیپکو هم به تگزاس رفت
‫تا روی یه قایق صید میگو کار کنه.

1391
01:31:31,986 --> 01:31:34,197
‫بنی چی؟

1392
01:31:43,456 --> 01:31:44,832
‫هی بنی.

1393
01:31:44,874 --> 01:31:47,627
‫- هوم.
‫-شنیدی چی شده؟

1394
01:31:57,261 --> 01:32:00,765
‫الان بهم گفتن رئیس وندال کشته شده.

1395
01:32:00,806 --> 01:32:02,350
‫یه یارو به اسم جانی.

1396
01:32:04,018 --> 01:32:07,772
‫میگن یه بچه از راه رسیده و
‫توی پارکینگ بهش شلیک کرده.

1397
01:32:10,149 --> 01:32:12,777
‫قبلاً با اون یارو موتورسواری می‌کردی؟

1398
01:32:14,028 --> 01:32:15,196
‫اوم.

1399
01:32:18,741 --> 01:32:20,368
امان از ‫این بچه‌ها.

1400
01:33:31,355 --> 01:33:32,648
‫میدونی؟

1401
01:33:34,442 --> 01:33:36,027
‫هنوز موتورسواری می‌کنه؟

1402
01:33:36,068 --> 01:33:37,903
‫نه. نه.

1403
01:33:38,946 --> 01:33:41,782
‫نه، از وقتی جانی مرد

1404
01:33:41,782 --> 01:33:43,701
‫بنی دیگه موتورسواری نمی‌کنه.

1405
01:33:44,785 --> 01:33:46,120
‫و، میدونی، من...

1406
01:33:48,414 --> 01:33:50,249
‫فکر نکنم دلش براش تنگ شده باشه.

1407
01:33:56,839 --> 01:33:58,799
‫و همه چیز واقعاً خوبه.

1408
01:33:59,425 --> 01:34:01,761
‫حالمون خوبه.
‫خوشحالیم.

1409
01:34:02,470 --> 01:34:03,804
‫بنی با پسرعموش کار می‌کنه.

1410
01:34:03,846 --> 01:34:05,765
‫و همه چیز واقعاً عالیه.

1411
01:34:10,478 --> 01:34:12,146
‫خوشحالیم.

1412
01:34:15,274 --> 01:34:16,859
هرکاری تا الان کرده
اشتباه بوده

1413
01:34:16,901 --> 01:34:18,319
اصلاً قدر ماشینش رو نمی‌دونست

1414
01:34:18,361 --> 01:34:20,905
ازش خوب نگه‌داری نکرده
و درست مراقبش نبوده

1415
01:34:20,946 --> 01:34:23,366
‫بعدش اون عصبی شد و
‫سر من داد میزد...

1416
01:34:23,366 --> 01:34:24,825
‫و بعدش...
