﻿1
00:01:50,777 --> 00:01:54,489
‫در اواخر دوره شووا گنروکو، رشد
‫اقتصادی سریع این کشور، شروع به کاهش کرد

2
00:01:54,572 --> 00:01:58,701
‫طوفان آشوبی که جنبش‌های
‫دانشجویی به پا کرده بودن، فروکش کرد

3
00:01:58,785 --> 00:02:02,831
‫در آینده نزدیک، کشور به سمت یه دوره
‫پوچ از اقتصاد حبابی و تجملاتی کشیده میشه

4
00:02:02,914 --> 00:02:05,125
‫دوره‌ای که با توهمات زودگذر مشخص میشه

5
00:02:05,834 --> 00:02:07,919
‫1973

6
00:02:08,962 --> 00:02:14,175
‫یه موجودیت مرموز ظاهر شد،
‫شبیه "پیله‌ای" از یه گونه جدید انسان

7
00:02:19,973 --> 00:02:23,643
‫فقط یه جعبه مقوایی؟ فقط یه سطل آشغال؟

8
00:02:24,477 --> 00:02:27,105
‫یه آدم بدبخت که از زندگی جا مونده...

9
00:02:29,983 --> 00:02:31,776
‫خب، هر جور دوست دارین فکر کنین

10
00:02:32,277 --> 00:02:34,821
‫راحت باشین، مسخره‌م کنین

11
00:03:08,646 --> 00:03:11,399
‫ولی حقیقت برعکسه

12
00:03:12,150 --> 00:03:15,195
‫این شمایین که دارین مسخره میشین

13
00:03:16,154 --> 00:03:19,115
‫من همه چیز رو خوب می‌بینم

14
00:03:20,617 --> 00:03:23,786
‫اون جعبه‌ی ساختگی که بهش اعتقاد دارین

15
00:03:24,621 --> 00:03:28,625
‫این شمایین که توش گیر افتادین

16
00:03:36,883 --> 00:03:40,011
‫من همه چیزای تقلبی رو دور ریختم

17
00:03:40,511 --> 00:03:43,139
‫و به جاش چیزای واقعی رو به دست آوردم

18
00:03:44,224 --> 00:03:48,102
‫و حالا می‌بینم

19
00:03:48,728 --> 00:03:51,606
‫شکل واقعی شما رو

20
00:03:52,982 --> 00:03:56,945
‫و شکل واقعی پنهان دنیا رو

21
00:03:56,986 --> 00:04:00,365
‫مرد جعبه‌ای

22
00:04:17,548 --> 00:04:22,762
‫با این جعبه، دنیا کاملاً از نو متولد میشه

23
00:04:34,357 --> 00:04:37,819
‫من مرد جعبه‌ای هستم

24
00:04:39,487 --> 00:04:42,073
‫من یک طرفه شما رو تماشا می‌کنم

25
00:04:47,203 --> 00:04:49,580
‫هویتم رو کاملاً پاک می‌کنم

26
00:04:55,545 --> 00:04:59,924
‫حتی وقتی منو می‌بینین، متوجهم نمیشین

27
00:05:13,438 --> 00:05:15,231
‫فقط وانمود می‌کنین که نمی‌بینین

28
00:05:26,409 --> 00:05:28,911
‫حتی وقتی چیزی که نیاز دارم رو قرض می‌گیرم

29
00:05:29,412 --> 00:05:31,456
‫اهمیتی نمیدین

30
00:05:31,956 --> 00:05:34,250
‫که این برای من عالیه

31
00:05:40,214 --> 00:05:43,676
‫با این حال، درست مثل خود من

32
00:05:51,184 --> 00:05:54,645
‫اگه کسی زیادی به مرد جعبه‌ای توجه کنه...

33
00:05:58,858 --> 00:06:00,651
‫خودش تبدیل به مرد جعبه‌ای میشه

34
00:06:09,994 --> 00:06:13,748
‫و تو شرایطی که هیچ هویتی نداشته باشی

35
00:06:14,248 --> 00:06:18,044
‫زنده یا مرده بودن، هیچ فرقی نمی‌کنه

36
00:06:31,349 --> 00:06:35,686
‫مرد جعبه‌ای می‌تونه هر لحظه
‫کشته بشه، بدون اینکه عجیب باشه

37
00:06:35,770 --> 00:06:38,022
‫حتی نقش کسی که باید
‫کشته بشه رو به عهده می‌گیره

38
00:06:38,898 --> 00:06:41,109
‫به عنوان پادشاه این دنیا

39
00:07:38,958 --> 00:07:41,627
‫اونایی که از مرد جعبه‌ای آگاه میشن

40
00:07:41,711 --> 00:07:43,379
‫خودشون تبدیل به مرد جعبه‌ای میشن

41
00:09:23,437 --> 00:09:25,648
‫چیزی که دنبالش بودم

42
00:09:26,983 --> 00:09:28,401
‫انزوای کامل

43
00:09:29,860 --> 00:09:31,862
‫گمنامی مطلق

44
00:09:33,030 --> 00:09:37,910
‫و یه تاریکخونه و غار مخصوص خودم

45
00:09:40,037 --> 00:09:46,252
‫این تاریکی و روشنایی
‫یه تصویر جدید از دنیا برام می‌سازه

46
00:10:54,862 --> 00:10:56,113
‫ببخشید

47
00:10:57,156 --> 00:10:59,950
‫دیگه مهم نیست اون یارو الان کجاست، مگه نه؟

48
00:11:01,494 --> 00:11:02,662
‫همین جا، همین حالا

49
00:11:06,290 --> 00:11:09,585
‫چشمام همش چرک می‌کنه. چرا اینجوریه؟

50
00:11:10,086 --> 00:11:14,215
‫خب، بیماریت داره بدتر میشه

51
00:11:14,298 --> 00:11:16,759
‫باید هر چه زودتر درمانش کنی

52
00:11:17,259 --> 00:11:17,843
‫این، اینجا...

53
00:11:18,427 --> 00:11:21,555
‫می‌خوام برام پاکش کنی

54
00:11:39,198 --> 00:11:44,328
‫تو برای همیشه اینجا می‌مونی
‫و چشمام رو برام پاک می‌کنی، مگه نه؟

55
00:11:45,371 --> 00:11:48,749
‫اگه لازم باشه، همین الان می‌تونم شروع کنم

56
00:12:03,389 --> 00:12:04,265
‫آه، یه لحظه، یه لحظه

57
00:12:04,348 --> 00:12:08,352
‫آه... ممنون، پسر خدمتکار

58
00:12:09,437 --> 00:12:13,399
‫آه، معذرت می‌خوام. شما دکتر بودین، درسته؟

59
00:12:15,526 --> 00:12:18,195
‫قلابی، ولی خب.

60
00:12:21,073 --> 00:12:23,951
‫با این حال، این روزا، اونایی
‫که مجوز ندارن، قلابی‌ها،

61
00:12:24,034 --> 00:12:26,746
‫از واقعی‌ها مثل شما واقعی‌ترن.

62
00:12:28,581 --> 00:12:32,877
‫این حسش شبیه اونه.

63
00:12:35,713 --> 00:12:38,007
‫آه، فقط یه چیزی رو می‌خوام مطمئن شم.

64
00:12:38,507 --> 00:12:40,176
‫لطفاً مطمئن شین که وصیت‌نامه

65
00:12:40,259 --> 00:12:42,386
‫درست توسط شما نوشته شده.

66
00:12:47,183 --> 00:12:51,604
‫نگرانی زیادی من، از کنترل خارج شده بود.

67
00:12:52,938 --> 00:12:57,109
‫در نهایت، خودم رو توی اتاقم حبس کردم.

68
00:12:57,777 --> 00:13:03,449
‫حس می‌کردم می‌خوام خودم رو از گرسنگی بکشم
‫یا خودم رو دار بزنم.

69
00:13:05,117 --> 00:13:05,868
‫اما...

70
00:13:06,869 --> 00:13:11,290
‫فکر کردم تحمل مردن در حالی که
‫دنیا رو فریب دادم غیرقابل تحمله.

71
00:13:25,679 --> 00:13:27,515
‫مرد جعبه‌ای واقعی

72
00:13:27,932 --> 00:13:30,476
‫باید بر هر درد جسمی و هر خطری غلبه کنه.

73
00:13:30,518 --> 00:13:33,229
‫خارش، درد، اینا هنوز در حد یه بچه‌ست.

74
00:13:34,146 --> 00:13:40,194
‫شکایت‌هایی مثل اینا چیزی بیشتر از
‫گریه‌های یه نوزاد نیست.

75
00:14:21,443 --> 00:14:25,197
‫آره، حتی مقاماتی که نظم
‫عمومی رو اجرا می‌کنن.

76
00:14:25,865 --> 00:14:28,325
‫قاتل‌های حرفه‌ای استخدام می‌کنن.

77
00:14:28,409 --> 00:14:31,954
‫دشمن اصلی من، گدای واپن.

78
00:16:15,182 --> 00:16:18,310
‫این عشق و نفرته؟ یا فقط یه بازیه؟

79
00:16:26,610 --> 00:16:28,487
‫این جدیه. خیلی نرم بودم!

80
00:17:48,067 --> 00:17:50,027
‫تک‌تیرانداز کیه؟

81
00:17:51,487 --> 00:17:53,989
‫یکی که به مرد جعبه‌ای آلوده شده،

82
00:17:54,031 --> 00:17:56,492
‫یکی که از مرد جعبه‌ای متنفر شده،
‫یعنی منِ قبلی بوده؟

83
00:17:58,577 --> 00:18:04,541
‫اگه اینطوره، پس تحمل درد توی قلبش
‫در واقع بار سنگین خودشه.

84
00:18:10,130 --> 00:18:13,342
‫یه بیمارستان این نزدیکیه.

85
00:18:56,301 --> 00:18:58,512
‫ارزش داره که دعوت رو قبول کنم.

86
00:19:05,060 --> 00:19:06,562
‫کتت رو در میارم.

87
00:19:06,562 --> 00:19:08,063
‫کمکم کن.

88
00:19:20,617 --> 00:19:21,702
‫- بیا یکم بلندش کنیم.
‫- باشه.

89
00:19:22,286 --> 00:19:23,579
‫ببخشید.

90
00:19:30,419 --> 00:19:33,380
‫این بازی‌های مسخره
‫این روزا دیگه خیلی بد شدن، نه؟

91
00:19:41,180 --> 00:19:42,598
‫به پلیس خبر دادی؟

92
00:19:44,391 --> 00:19:45,184
‫نه.

93
00:19:46,768 --> 00:19:49,396
‫خب، شاید این تصمیم عاقلانه‌تری باشه.

94
00:19:49,980 --> 00:19:52,482
‫نمیشه مطمئن بود که کینه به دل نگیرن.

95
00:19:53,442 --> 00:19:56,904
‫به هر حال، من مطمئن میشم که بتونم
‫فوراً یه گزارش پزشکی صادر کنم.

96
00:19:56,987 --> 00:20:00,407
‫ضمناً این قسمت داره عفونت میکنه،
‫پس بیا سریع درمانش کنیم.

97
00:20:01,700 --> 00:20:03,493
‫این یه بی‌حس کننده موضعیه.

98
00:20:04,828 --> 00:20:05,621
‫بذار دراز بکشه.

99
00:20:05,954 --> 00:20:07,122
‫ببخشید.

100
00:20:11,835 --> 00:20:13,295
‫یکم میسوزونه.

101
00:20:34,483 --> 00:20:36,985
‫اونایی که از مرد جعبه‌ای خبردار میشن

102
00:20:38,403 --> 00:20:40,155
‫خودشون مرد جعبه‌ای میشن.

103
00:21:00,133 --> 00:21:01,885
‫همه چیز...

104
00:21:05,180 --> 00:21:06,765
‫بی معنیه.

105
00:21:14,940 --> 00:21:19,486
‫زمان همینطور میگذره.

106
00:22:01,653 --> 00:22:02,821
‫خودشه!

107
00:23:43,922 --> 00:23:48,802
‫این یه گزارش درباره مرد جعبه‌ایه.

108
00:23:49,845 --> 00:23:53,723
‫من الان دارم این گزارش رو
‫از داخل جعبه مینویسم...

109
00:24:24,754 --> 00:24:29,885
‫روز به روز، بیشتر و بیشتر نمیتونستم

110
00:24:32,596 --> 00:24:34,598
‫از وجودش فرار کنم.

111
00:25:17,057 --> 00:25:20,519
‫اونایی که از مرد جعبه‌ای خبردار میشن

112
00:25:20,602 --> 00:25:22,187
‫خودشون مرد جعبه‌ای میشن.

113
00:25:48,964 --> 00:25:50,715
‫لطفاً دراز بکشید.

114
00:25:55,762 --> 00:25:57,305
‫شغلت چیه؟

115
00:26:01,518 --> 00:26:03,645
‫معمولاً همچین سوالایی نمی‌پرسم.

116
00:26:06,314 --> 00:26:07,357
‫عکاسی.

117
00:26:11,278 --> 00:26:14,364
‫فکر کردم نویسنده‌ای چیزی هستی.

118
00:26:14,906 --> 00:26:18,034
‫تو خواب داشتی چیزایی زمزمه می‌کردی،
‫انگار داشتی یه رمان تعریف می‌کردی.

119
00:26:21,371 --> 00:26:25,542
‫داشتی عکس می‌گرفتی؟ حتی وقتی بهت شلیک شد؟

120
00:26:27,544 --> 00:26:28,670
‫از منظره.

121
00:26:31,590 --> 00:26:32,716
‫از آدما؟

122
00:26:37,554 --> 00:26:39,055
‫از آدما عکس نمی‌گیری؟

123
00:26:43,685 --> 00:26:44,436
‫آره.

124
00:26:49,733 --> 00:26:54,321
‫ممکنه کسی که بهت آسیب زده
‫یه بی‌خانمان با یه جعبه باشه؟

125
00:26:58,158 --> 00:26:59,743
‫نشنیدی؟

126
00:26:59,784 --> 00:27:01,911
‫ظاهراً این روزا پیداشون شده.

127
00:27:05,582 --> 00:27:06,625
‫می‌دونم.

128
00:27:09,336 --> 00:27:15,300
‫عکاس‌ها دید زن هستن،
‫پس بیشتر چیزا رو می‌دونن.

129
00:27:16,259 --> 00:27:18,011
‫میگن پرخاشگره.

130
00:27:20,388 --> 00:27:22,057
‫اون جعبه تنش نبود.

131
00:27:28,813 --> 00:27:29,773
‫ولی...

132
00:27:31,691 --> 00:27:35,445
‫شاید مرد جعبه‌ای

133
00:27:37,447 --> 00:27:39,449
‫یه عکاسه که من می‌شناسم.

134
00:27:42,118 --> 00:27:47,290
‫اون فقط از قسمت‌های پنهان شهر
‫عکس می‌گیره.

135
00:27:48,958 --> 00:27:52,545
‫یه دیدزن؟ مرد جعبه‌ای؟

136
00:27:54,339 --> 00:27:58,093
‫میگن جوری نگاه می‌کنه که
‫انگار داره با چاقو می‌بُره.

137
00:28:00,637 --> 00:28:04,808
‫حتی لباس‌هایی که تنته رو هم
‫می‌تونه ازت دربیاره.

138
00:28:09,521 --> 00:28:11,272
‫فکر کنم من باهاش مشکلی نداشته باشم.

139
00:28:13,066 --> 00:28:16,653
‫من مدت زیادیه که مدل هستم.

140
00:28:18,905 --> 00:28:23,910
‫می‌تونستم ضربان قلب و
‫احساسات تماشاچی‌ها رو حس کنم.

141
00:28:24,703 --> 00:28:26,496
‫برام رضایت‌بخش شد.

142
00:28:27,997 --> 00:28:30,333
‫به لطف اون شرایط دکتر خوب شدم.

143
00:28:32,544 --> 00:28:36,339
‫و در عوض، اون یه چیزی علیه تو داره؟

144
00:28:41,720 --> 00:28:43,930
‫مفید بودن حس خوبی داره، نه؟

145
00:28:44,639 --> 00:28:47,684
‫من کارم به عنوان پرستار رو خیلی دوست دارم.

146
00:28:49,060 --> 00:28:52,439
‫مدلینگ هم کار سختیه.

147
00:28:57,819 --> 00:28:59,487
‫بین خودمون بمونه...

148
00:29:02,490 --> 00:29:04,534
‫من اصلاً مدرکی ندارم.

149
00:29:05,243 --> 00:29:06,369
‫من تقلبی‌ام.

150
00:29:12,667 --> 00:29:15,378
‫یه خواهشی درباره مرد جعبه‌ای دارم.

151
00:29:18,798 --> 00:29:21,676
‫اگه کاری از دستم بربیاد.

152
00:29:37,150 --> 00:29:39,027
‫من اون جعبه رو می‌خوام.

153
00:29:43,198 --> 00:29:47,702
‫می‌تونی به مرد جعبه‌ای بگی
‫که می‌خوام جعبه‌ش رو بخرم؟

154
00:30:02,217 --> 00:30:03,384
‫مراقب خودت باش.

155
00:30:13,603 --> 00:30:18,483
‫کمکم کن... باشه؟

156
00:31:36,227 --> 00:31:37,854
‫فکر کنم خوب پیش رفت.

157
00:31:39,772 --> 00:31:40,773
‫ممنون.

158
00:31:47,989 --> 00:31:49,240
‫کدوم رو ترجیح میدی؟

159
00:31:50,992 --> 00:31:52,118
‫این یکی، فکر کنم.

160
00:32:13,848 --> 00:32:16,100
‫ببخشید، یه چیزی یادم رفت.

161
00:32:19,354 --> 00:32:22,732
‫زودی تموم میشه، بهم اعتماد کن.

162
00:33:05,483 --> 00:33:07,360
‫ورود ممنوع

163
00:33:40,560 --> 00:33:41,602
‫یوکو-سان.

164
00:33:44,272 --> 00:33:45,440
‫یوکو-سان.

165
00:33:48,860 --> 00:33:49,902
‫از این طرف.

166
00:34:05,918 --> 00:34:09,547
‫همه این‌ها فقط تو ذهن خودت نیست؟

167
00:35:07,105 --> 00:35:09,857
‫قاتل همون دکتره.

168
00:35:11,150 --> 00:35:15,822
‫ولی آیا اون (مونث) دست نشونده دکتره؟

169
00:35:17,323 --> 00:35:18,825
‫یا...

170
00:35:19,909 --> 00:35:22,954
‫واقعاً دنبال نجات از طرف منه؟

171
00:35:49,480 --> 00:35:50,314
‫آره.

172
00:35:53,776 --> 00:35:54,777
‫آره.

173
00:36:03,202 --> 00:36:05,371
‫من خوشحالم.

174
00:36:06,664 --> 00:36:08,624
‫همه چی برام حل شده.

175
00:36:15,214 --> 00:36:17,508
‫حتی مرگ، می‌دونی.

176
00:36:19,385 --> 00:36:23,139
‫تا اون موقع، همه چیز طبق برنامه پیش میره.

177
00:36:41,866 --> 00:36:44,118
‫ببخشید. زود تموم میشه.

178
00:36:45,453 --> 00:36:49,040
‫وقتی تموم شد... باید چیکار کنم؟

179
00:36:50,166 --> 00:36:53,753
‫منظورت چیه؟ وقتی اون یارو بره، تمومه دیگه.

180
00:36:54,253 --> 00:36:55,463
‫چرا؟

181
00:36:56,964 --> 00:37:00,468
‫از وقتی با مرد جعبه‌ای درگیر شدی، عوض شدی.

182
00:37:01,093 --> 00:37:02,136
‫چی؟

183
00:37:08,017 --> 00:37:09,060
‫دفترچه، هان.

184
00:37:09,769 --> 00:37:10,519
‫چیه؟

185
00:37:10,519 --> 00:37:12,730
‫نه، اون یارو خیلی
‫دفترچه رو جدی می‌گیره...

186
00:37:29,830 --> 00:37:31,791
‫دکتر، شما هم می‌خواین جعبه بپوشین؟

187
00:37:34,252 --> 00:37:38,506
‫خب، اگه برای یه جنایت کامل لازم باشه، شاید.

188
00:37:43,386 --> 00:37:46,722
‫نمی‌فهمم. اصلاً نمی‌فهمم.

189
00:38:13,666 --> 00:38:17,128
‫چرا گفت این جعبه رو می‌خواد؟ (مونث)

190
00:38:18,296 --> 00:38:20,381
‫واضحه که یه تله‌ست.

191
00:38:21,382 --> 00:38:25,594
‫چون دلیلی برای شک کردن بهش نبود، قبول کردم؟

192
00:38:27,179 --> 00:38:28,931
‫چون اون (مونث) بود، قبول کردم؟

193
00:38:31,517 --> 00:38:33,436
‫جای قرار همین‌جاست.

194
00:38:34,478 --> 00:38:35,438
‫البته،

195
00:38:36,022 --> 00:38:40,151
‫شرط می‌بندم خودش طبق قرار اینجا پیداش میشه.

196
00:38:42,153 --> 00:38:43,154
‫اما...

197
00:38:44,113 --> 00:38:48,701
‫اگه دکتر باز بخواد منو هدف بگیره...

198
00:38:50,202 --> 00:38:53,831
‫این دفترچه و عکس‌های منفی
‫رو به عنوان مدرک می‌ذارم.

199
00:38:55,499 --> 00:39:02,298
‫اینا ثابت می‌کنن که قاتل
‫پرونده مرد جعبه‌ای اونه.

200
00:39:18,856 --> 00:39:20,441
‫بهت اعتماد دارم.

201
00:39:21,567 --> 00:39:23,319
‫رسید نمی‌خوام.

202
00:39:24,362 --> 00:39:26,655
‫دور انداختن جعبه رو می‌سپرم به تو.

203
00:39:28,032 --> 00:39:29,450
‫تا صبح،

204
00:39:30,659 --> 00:39:33,037
‫حتم اً کامل از شر جعبه خلاص شو.

205
00:40:22,711 --> 00:40:25,506
‫فکر نمی‌کنی داری این
‫جعبه رو دست کم می‌گیری؟

206
00:40:29,802 --> 00:40:32,221
‫تو فقط داری توسط اون
‫دکتر آزمایش میشی، مگه نه؟

207
00:40:33,973 --> 00:40:36,016
‫توی اون بیمارستان گیر افتادی؟

208
00:40:38,394 --> 00:40:40,646
‫تو نیستی که واقعاً گیر افتادی؟

209
00:40:41,689 --> 00:40:45,568
‫اون... فقط یه جعبه مقواییه، مگه نه؟

210
00:40:46,652 --> 00:40:47,820
‫نه!

211
00:40:49,363 --> 00:40:51,449
‫این یه راه خروج به یه دنیای دیگه‌ست.

212
00:40:54,201 --> 00:40:59,123
‫شاید تو هم با من بیای...

213
00:41:05,087 --> 00:41:07,006
‫پول رو قبول می‌کنی.

214
00:41:08,007 --> 00:41:10,885
‫بعد به قولت عمل می‌کنی
‫و جعبه رو دور می‌ندازی.

215
00:41:12,678 --> 00:41:14,680
‫زیاد بهش فکر نکن.

216
00:41:18,559 --> 00:41:20,102
‫این واقعاً خواسته‌ی قلبیته؟

217
00:41:28,527 --> 00:41:32,531
‫می‌دونی حقیقت کجاست؟

218
00:42:37,888 --> 00:42:42,851
‫نمی‌خوای... کمکم کنی؟

219
00:43:13,048 --> 00:43:14,883
‫ولی چون جعبه سرش بود،

220
00:43:14,967 --> 00:43:17,136
‫نمی‌تونستم صورتش رو ببینم،
‫و از همیشه ترسناک‌تر بود.

221
00:43:18,220 --> 00:43:20,055
‫خب، من فقط دارم بازسازیش می‌کنم.

222
00:43:20,139 --> 00:43:21,515
‫نیازی نیست بترسی.

223
00:43:41,493 --> 00:43:42,620
‫دکتر؟

224
00:43:55,549 --> 00:43:56,592
‫چی شده؟

225
00:43:57,926 --> 00:44:01,055
‫وقتی جعبه رو پوشیدم، مطمئن شدم

226
00:44:02,556 --> 00:44:06,435
‫مهم نگاه کردن نیست، دفترچه مهمه

227
00:44:09,438 --> 00:44:10,522
‫دفترچه...

228
00:44:13,275 --> 00:44:15,069
‫عمل نوشتنش

229
00:44:16,445 --> 00:44:19,657
‫اینه که اونو تبدیل به مرد جعبه‌ای می‌کنه

230
00:44:23,702 --> 00:44:25,954
‫آهان... پس به خاطر همینه

231
00:44:26,538 --> 00:44:29,375
‫قبل از اینکه جعبه و دفترچه رو
‫دور بندازه، باید یه کاری بکنیم.

232
00:45:00,531 --> 00:45:04,368
‫همچنان دارم به این فکر می‌کنم که چرا
‫اون توسط دکتر تحت تأثیر قرار گرفته.

233
00:45:09,206 --> 00:45:11,834
‫این جور کارها اصلاً به شخصیتش نمیخوره.

234
00:45:13,919 --> 00:45:16,338
‫اگه جعبه یه تونل بود،

235
00:45:17,131 --> 00:45:20,300
‫اون نوری میشد که از انتهای تونل میتابه.

236
00:45:22,344 --> 00:45:26,807
‫نوری که کمک میکنه مرد
‫جعبه‌ای جعبه‌ش رو کنار بذاره؟

237
00:45:33,439 --> 00:45:37,067
‫نمیخوام فقط بخندی یا عصبانی بشی.

238
00:45:38,444 --> 00:45:40,112
‫مهم اینه که

239
00:45:41,155 --> 00:45:43,949
‫این تویی که داری میخندی یا عصبانی میشی.

240
00:45:44,742 --> 00:45:47,119
‫این چیزیه که اهمیت داره.

241
00:47:45,445 --> 00:47:49,867
‫من تصمیم گرفتم که خودم بمیرم. حتی
‫اگر شواهدی مبنی بر قتل وجود داشته باشه.

242
00:48:41,126 --> 00:48:44,212
‫همه ش تقصیر بی عرضگی خودم بود.

243
00:49:05,484 --> 00:49:06,610
‫اصلا مهم نیست

244
00:49:26,171 --> 00:49:27,214
‫آخ!

245
00:49:27,923 --> 00:49:29,383
‫- لعنتی!
‫- بگیر اینو!

246
00:49:34,763 --> 00:49:36,431
‫با من در نیفت!

247
00:49:37,599 --> 00:49:39,685
‫عوضی!

248
00:49:43,397 --> 00:49:45,649
‫کوفت!

249
00:49:46,525 --> 00:49:47,985
‫درد داره!

250
00:49:54,574 --> 00:49:56,076
‫فرار نکن!

251
00:49:56,159 --> 00:49:59,037
‫دروغگو! در نرو!

252
00:50:07,337 --> 00:50:08,213
‫دکتر!

253
00:50:10,716 --> 00:50:11,967
‫خب!

254
00:50:28,483 --> 00:50:29,776
‫کجا رفت؟

255
00:50:34,823 --> 00:50:36,450
‫لعنتی!

256
00:50:40,662 --> 00:50:41,872
‫چشمام!

257
00:50:56,219 --> 00:50:57,512
‫بمیر.

258
00:51:12,652 --> 00:51:16,073
‫الان داری چیکار میکنی،
‫و کجایی؟

259
00:51:19,743 --> 00:51:21,411
‫همونطور که میبینی،

260
00:51:24,164 --> 00:51:25,874
‫دارم باهات میجنگم.

261
00:51:27,834 --> 00:51:29,252
‫و من بردم.

262
00:51:31,713 --> 00:51:35,217
‫پس این دفترچه رو کی داره مینویسه؟

263
00:51:35,717 --> 00:51:37,719
‫این یه اتفاقیه که توی دفترچه نوشته شده.

264
00:51:38,220 --> 00:51:40,097
‫اگه نویسنده‌ای نداشته باشه که عجیبه.

265
00:51:43,517 --> 00:51:47,270
‫اون... منم.

266
00:51:48,188 --> 00:51:51,608
‫پس تویی که الان اینجا وایسادی کی هستی؟

267
00:51:55,237 --> 00:51:56,780
‫فهمیدم.

268
00:51:57,489 --> 00:52:00,325
‫بالاخره دارم هویت واقعیت رو میفهمم.

269
00:52:01,076 --> 00:52:04,496
‫هم تو و هم این بیمارستان رقت‌انگیز،

270
00:52:05,163 --> 00:52:09,626
‫حتی خودت، همه اینا فقط
‫یه داستان از توهمات منه.

271
00:52:10,210 --> 00:52:11,586
‫همین ثابت میکنه که من

272
00:52:11,586 --> 00:52:14,339
‫مرد جعبه‌ای واقعی هستم.

273
00:52:15,799 --> 00:52:20,428
‫یا شاید یه نفر دیگه داره مینویسدش.

274
00:52:20,971 --> 00:52:22,722
‫شاید من.

275
00:52:25,267 --> 00:52:28,812
‫این داستان منه.

276
00:52:29,521 --> 00:52:34,151
‫یا شاید یه نفر داره
‫اختراعش میکنه و مینویسدش.

277
00:52:39,990 --> 00:52:41,867
‫من مرد جعبه‌ای هستم!

278
00:52:41,950 --> 00:52:44,161
‫منم!

279
00:52:45,912 --> 00:52:46,997
‫بس کن!

280
00:53:26,828 --> 00:53:30,415
‫این کیه...؟!

281
00:53:33,376 --> 00:53:37,464
‫من کی هستم؟!

282
00:54:05,867 --> 00:54:07,035
‫اشکال نداره.

283
00:54:08,578 --> 00:54:09,704
‫لطفاً تمومش کن.

284
00:54:09,788 --> 00:54:12,916
‫من با زندگی کردن اینجا مشکلی
‫ندارم، تا وقتی که با اون شخص باشم.

285
00:54:15,085 --> 00:54:16,878
‫یه چیزی تسخیرش کرده.

286
00:54:18,380 --> 00:54:19,256
‫این بده.

287
00:54:19,756 --> 00:54:22,884
‫این داستانی نیست که بشه
‫توی یه رمان کارآگاهی گنجوند.

288
00:54:22,968 --> 00:54:24,511
‫این یه جنایت کامله.

289
00:54:24,594 --> 00:54:26,721
‫ببین، چیزی که مردم میفهمن اینه:

290
00:54:26,805 --> 00:54:30,016
‫یه دیوونه که تبدیل به مرد
‫جعبه‌ای ناشناس خارج از قانون شده

291
00:54:30,100 --> 00:54:32,143
‫تصادفاً توی دریا میفته و میمیره. همین.

292
00:54:32,185 --> 00:54:34,771
‫ولی با این حال، نیازی نیست تو کاری بکنی.

293
00:54:35,814 --> 00:54:38,942
‫اگه میخواد بمیره، بذار خودش این کارو بکنه.

294
00:54:40,652 --> 00:54:43,029
‫اون مرگ با رحمت میخواد.

295
00:54:43,071 --> 00:54:45,323
‫ولی این قبلاً توی دفترچه نوشته شده.

296
00:54:45,323 --> 00:54:48,326
‫مسئله اینه که الان، دفترچه‌اش قوی‌تره.

297
00:54:48,410 --> 00:54:50,453
‫پس باید دوباره بنویسمش.

298
00:54:50,537 --> 00:54:54,457
‫اینجوری، مرگ با رحمت به
‫عنوان یه جنایت کامل محقق میشه.

299
00:54:57,210 --> 00:54:59,045
‫اون شخص دیگه زیاد دووم نمیاره.

300
00:54:59,754 --> 00:55:01,047
‫میتونم بفهمم.

301
00:55:01,881 --> 00:55:03,341
‫بوی مرگ میاد.

302
00:55:08,221 --> 00:55:11,725
‫پس لطفاً، کار خطرناکی نکن.

303
00:55:12,225 --> 00:55:14,060
‫مشکلی نیست!

304
00:55:16,396 --> 00:55:19,607
‫میدونی، من از اون دکتر واقعی بهترم.

305
00:55:19,691 --> 00:55:22,235
‫محاله اینو به عنوان یه حادثه
‫غرق شدن جا بزنم، درسته؟

306
00:55:22,319 --> 00:55:25,655
‫علاوه بر این، ما تا حالا
‫مدارکی جمع کردیم، بین تو و من.

307
00:55:25,739 --> 00:55:29,075
‫و در آخر، مدرک بی‌گناهی مرد
‫جعبه‌ای رو هم به این اضافه میکنیم.

308
00:55:31,286 --> 00:55:32,704
‫باشه، درسته؟

309
00:55:32,787 --> 00:55:35,540
‫فقط یه فیلم استریمینگ نگاه کن، باشه؟

310
00:55:38,168 --> 00:55:40,253
‫قدم بعدی سناریو برای اعترافه.

311
00:55:40,337 --> 00:55:41,963
‫فقط... صبر کن...

312
00:55:49,929 --> 00:55:51,014
‫وایسا...

313
00:56:11,034 --> 00:56:11,868
‫خب.

314
00:56:17,916 --> 00:56:19,834
‫چیزی که الان میخوام بگم همش حقیقته.

315
00:56:19,834 --> 00:56:21,378
‫درباره جسدی که به طرز
‫عجیبی توی ساحل پیدا شده،

316
00:56:22,420 --> 00:56:25,673
‫من چند تا سوال درباره جسد
‫عجیبی که روی ساحل شسته شده دارم

317
00:56:42,190 --> 00:56:44,025
‫مدرکی پیدا شده؟

318
00:56:44,109 --> 00:56:45,693
‫هنوز چیزی پیدا نشده.

319
00:56:46,361 --> 00:56:47,737
‫بذار یه نگاهی بندازم.

320
00:57:11,010 --> 00:57:12,804
‫اخیراً، چند نفر شاهد بودن که

321
00:57:12,804 --> 00:57:16,266
‫یه بی‌خانمان با جعبه روی
‫سرش توی شهر پرسه میزده.

322
00:57:16,766 --> 00:57:19,018
‫به نظر میاد تصادفاً افتاده توی دریا.

323
00:57:19,727 --> 00:57:22,105
‫جسد خراش‌های زیادی داره

324
00:57:22,188 --> 00:57:24,607
‫و آب دریا توی ریه‌هاش پیدا شده.

325
00:57:25,400 --> 00:57:27,861
‫به جز مقوایی که دور جسد پیچیده شده بود،

326
00:57:27,944 --> 00:57:30,947
‫وسایل همراهش یه دفترچه ضخیم که به
‫نظر میاد خاطرات روزانه باشه و یه ساعت بود.

327
00:57:31,531 --> 00:57:35,452
‫کالبدشکافی نشون میده که زمان مرگ تقریباً...

328
00:57:36,077 --> 00:57:37,120
‫30 ساعت پیشه.

329
00:57:47,714 --> 00:57:50,425
‫متوفی مدت‌ها در معرض خطر خودکشی بود.

330
00:57:51,009 --> 00:57:51,926
‫خودکشی؟

331
00:57:52,510 --> 00:57:55,763
‫بله، ما توی بیمارستانمون
‫معمولاً بهش میگفتیم "دکتر نظامی".

332
00:57:57,640 --> 00:57:59,642
‫دلیلش این بود که، این شخص...

333
00:57:59,642 --> 00:58:03,146
‫بعد از بازنشستگی از نیروهای دفاع ملی،
‫مطب خصوصی سلفش رو تحویل گرفت...

334
00:58:03,146 --> 00:58:05,815
‫و توی مناطق جنگی به
‫کمک‌های پزشکی مشغول بود.

335
00:58:06,316 --> 00:58:07,817
‫اولین باری که باهاش
‫آشنا شدم توی یه اردوگاه

336
00:58:07,817 --> 00:58:09,569
‫پناهندگی تو داداب، نزدیک
‫مرز سومالی با کنیا بود...

337
00:58:09,569 --> 00:58:12,113
‫و اینجوری بود که باهاش آشنا شدم.

338
00:58:20,079 --> 00:58:21,164
‫متوجه شدم.

339
00:58:22,624 --> 00:58:27,253
‫با این حال، شما بدون مجوز به
‫عنوان پزشک جایگزین کار می‌کردید.

340
00:58:27,253 --> 00:58:28,546
‫خب، راستش...

341
00:58:29,631 --> 00:58:33,134
‫همونطور که اشاره کردید،
‫من مجوز پزشکی ندارم.

342
00:58:33,635 --> 00:58:36,804
‫در مورد این موضوع،
‫منتظر تصمیم‌گیری می‌مونم.

343
00:58:37,305 --> 00:58:42,268
‫ولی می‌خوام درباره اتفاقاتی که در
‫رابطه با دکتر نظامی افتاد صحبت کنم.

344
00:58:42,268 --> 00:58:43,603
‫بفرمایید.

345
00:58:45,104 --> 00:58:49,526
‫من با تمام وجودم به عنوان یه پرستار از دکتر
‫نظامی که حجم کاریش سنگین بود حمایت می‌کردم.

346
00:58:50,235 --> 00:58:54,697
‫ولی متأسفانه، دکتر نظامی
‫به یه بیماری عجیب مبتلا شد.

347
00:58:55,782 --> 00:58:57,742
‫در حین ارائه خدمات
‫پزشکی، مشغول تحقیق هم بود

348
00:58:57,825 --> 00:58:59,911
‫تا از یه گیاه بومی آفریقا
‫مواد دارویی استخراج کنه.

349
00:58:59,994 --> 00:59:02,455
‫توی وسواس این تحقیقات، مدام از خودش
‫به عنوان نمونه آزمایشی استفاده می‌کرد،

350
00:59:02,539 --> 00:59:06,292
‫و اینجوری بود که به این
‫بیماری عجیب مبتلا شد.

351
00:59:06,376 --> 00:59:08,127
‫این دلیل وضعیتش بود.

352
00:59:08,628 --> 00:59:11,798
‫ولی این بیماری عجیب،
‫چون یه بیماری ناشناخته بود،

353
00:59:11,881 --> 00:59:14,884
‫هیچ درمان مؤثری براش وجود نداشت،
‫و تنها گزینه باقی‌مونده تسکین درد بود.

354
00:59:14,968 --> 00:59:18,555
‫به عبارت دیگه، تنها کاری که می‌شد
‫کرد استفاده از مواد مخدر پزشکی بود.

355
00:59:19,556 --> 00:59:23,434
‫بله، واقعاً مواد دارویی
‫توی جریان خونش پیدا شد.

356
00:59:23,935 --> 00:59:24,769
‫درسته.

357
00:59:30,233 --> 00:59:33,069
‫از اون به بعد، سرنوشتمون عوض شد.

358
00:59:33,570 --> 00:59:36,406
‫نمی‌تونستم دکتر نظامی رو رها کنم،

359
00:59:36,489 --> 00:59:39,117
‫پس باهاش برگشتم کشور تا
‫به بهبود وضعیتش کمک کنم.

360
00:59:39,617 --> 00:59:43,329
‫بعد از اون، توی کلینیک خصوصی دکتر
‫نظامی که دوباره باز شده بود کار کردم،

361
00:59:43,413 --> 00:59:46,916
‫ولی متأسفانه، وضعیتش بهتر نشد؛ فقط بدتر شد.

362
00:59:47,000 --> 00:59:49,961
‫کم کم، رفتارهای عجیب و غریبش به
‫خاطر داروها بیشتر به چشم می‌اومد.

363
00:59:50,920 --> 00:59:53,006
‫پس، شما به دادن مواد مخدر ادامه دادید؟

364
00:59:53,506 --> 00:59:56,718
‫خب، می‌دونید، اگه دوستی
‫واقعی وجود داشته باشه،

365
00:59:56,801 --> 00:59:59,721
‫می‌فهمم که شک دارید چرا روی
‫درمان اعتیادش تمرکز نکردم،

366
00:59:59,804 --> 01:00:02,140
‫ولی حقیقت اینه که دارویی
‫که دکتر نظامی مصرف می‌کرد

367
01:00:02,223 --> 01:00:04,601
‫میزان اعتیادش نزدیک به صفر بود.

368
01:00:04,684 --> 01:00:09,397
‫یعنی در واقع، گرفتن دارو از دکتر نظامی

369
01:00:09,939 --> 01:00:12,817
‫چیزی جز تشویق به خودکشیش نبود.

370
01:00:13,901 --> 01:00:14,944
‫می‌فهمم.

371
01:00:17,363 --> 01:00:20,575
‫با این حال، این دلیلی برای
‫طبابت بدون مجوز شما نمیشه.

372
01:00:21,951 --> 01:00:23,494
‫درک می‌کنم.

373
01:00:25,622 --> 01:00:29,542
‫راستش، از همون اول، توی دوره کمک‌های پزشکی،

374
01:00:29,626 --> 01:00:33,171
‫دکتر نظامی مخفیانه وظایف
‫پزشکی رو به من سپرد.

375
01:00:33,254 --> 01:00:34,922
‫به خاطر بیماری عجیب و داروها بود.

376
01:00:35,423 --> 01:00:39,302
‫می‌دونید، دکتر نظامی در شرایطی
‫نبود که بتونه درمان درستی ارائه بده.

377
01:00:39,802 --> 01:00:44,223
‫ولی، خب، خوشبختانه یا متأسفانه،

378
01:00:44,807 --> 01:00:48,436
‫من مهارت پزشکی کافی داشتم
‫که از دکتر نظامی هم بهتر باشم.

379
01:00:50,855 --> 01:00:53,941
‫خب، به همین خاطر، از وقتی برگشتیم کشور،

380
01:00:53,941 --> 01:00:56,694
‫مسئولیت محافظت از دکتر
‫نظامی رو داشتم، و اینجوری بود که

381
01:00:56,778 --> 01:00:58,738
‫مجبور شدم به نقش دکتر قلابی ادامه بدم.

382
01:00:59,238 --> 01:01:01,658
‫البته می‌دونم که این توجیه خوبی نیست.

383
01:01:01,741 --> 01:01:02,700
‫ولی،

384
01:01:03,201 --> 01:01:06,996
‫برای حفظ جونش لازم بود.

385
01:01:08,623 --> 01:01:09,832
‫فهمیدم.

386
01:01:10,500 --> 01:01:13,961
‫اما در نهایت دکتر نظامی از دنیا رفت.

387
01:01:14,504 --> 01:01:16,172
‫و یه جعبه مقوایی سرش بود.

388
01:01:18,049 --> 01:01:21,052
‫متوجه پرسه زدن‌های اخیرش توی شهر نشدید؟

389
01:01:24,263 --> 01:01:26,307
‫خب، راستش،

390
01:01:26,808 --> 01:01:30,853
‫اخیراً علائم اعتیاد دکتر
‫نظامی بدتر شده بود.

391
01:01:31,521 --> 01:01:34,691
‫یه اتاق جداگانه توی کلینیک بود،

392
01:01:34,774 --> 01:01:36,818
‫و خودش رو اونجا حبس کرده بود،

393
01:01:36,818 --> 01:01:40,154
‫از زندگی روزمره ما فاصله گرفته بود.

394
01:01:40,697 --> 01:01:41,906
‫خب، بعدش،

395
01:01:42,407 --> 01:01:45,493
‫هم من و هم کارکنان سرمون شلوغ بود،

396
01:01:46,035 --> 01:01:50,206
‫پس کاملاً از همه چیز خبر نداشتیم.

397
01:01:51,207 --> 01:01:53,584
‫به نظر میاد چیزی هست که نمی‌گید.

398
01:01:54,085 --> 01:01:56,504
‫پنهان کردن چیزی به نفعتون نیست.

399
01:01:56,921 --> 01:02:00,049
‫نه... نه، نه، نه، فقط...

400
01:02:00,550 --> 01:02:02,885
‫من هرگز کسی رو که مرگ
‫رو انتخاب کرده تحقیر نمی‌کنم...

401
01:02:02,969 --> 01:02:04,345
‫لطفاً حرف بزنید.

402
01:02:09,934 --> 01:02:12,603
‫خب، راستش...

403
01:02:13,104 --> 01:02:16,399
‫دکتر نظامی منو تهدید می‌کرد.

404
01:02:18,151 --> 01:02:22,321
‫فقط به خاطر اینکه دارو می‌خواست
‫مدام به خودکشی اشاره می‌کرد.

405
01:02:22,405 --> 01:02:24,949
‫تهدید می‌کرد که کارهای پزشکی
‫غیرقانونی منو افشا می‌کنه.

406
01:02:25,032 --> 01:02:27,452
‫و بعد، فقط مسئله داروها نبود...

407
01:02:28,619 --> 01:02:31,456
‫اون از قبل هم عجیب بود،

408
01:02:31,956 --> 01:02:35,042
‫ولی شخصیت عجیبش 
‫انگار از کنترل خارج شده بود.

409
01:03:52,286 --> 01:03:55,331
‫مقدمات غرق شدن آماده شده.

410
01:03:55,832 --> 01:03:58,125
‫همونطور که خواستی.

411
01:04:00,878 --> 01:04:02,255
‫بالاخره...

412
01:04:05,967 --> 01:04:07,510
‫این چه لباسیه پوشیدی؟

413
01:04:09,554 --> 01:04:12,014
‫می‌خوای نقش بازپرس جلاد رو بازی کنی؟

414
01:04:13,182 --> 01:04:15,852
‫تو در واقع مُردی.

415
01:04:16,352 --> 01:04:19,021
‫تو هیچوقت قصد خودکشی معمولی نداشتی.

416
01:04:19,939 --> 01:04:23,693
‫کی اهمیت میده اگه کسی
‫تو رو از هستی محو کنه؟

417
01:04:24,193 --> 01:04:26,904
‫اگه مرد جعبه‌ای باشه، اون
‫بهترین گزینه برای این کاره.

418
01:04:29,448 --> 01:04:30,700
‫نه.

419
01:04:31,742 --> 01:04:34,203
‫من به عنوان مرد جعبه‌ای میمیرم.

420
01:04:34,912 --> 01:04:38,749
‫این لذت نهایی این نمایشه.

421
01:04:40,334 --> 01:04:43,504
‫اگه توسط مرد جعبه‌ای
‫کشته بشم، حتی جالب‌تر میشه.

422
01:04:47,258 --> 01:04:48,801
‫یوکو چطوره؟

423
01:04:49,969 --> 01:04:51,888
‫الان حال اونو می‌پرسی؟

424
01:04:54,599 --> 01:04:58,769
‫اون می‌خواد کنار من باشه

425
01:05:00,271 --> 01:05:03,524
‫باید کنجکاوی سیری‌ناپذیرش رو برطرف کنم.

426
01:05:04,191 --> 01:05:05,902
‫داری التماس زندگی می‌کنی؟

427
01:05:06,819 --> 01:05:09,196
‫زندگی و مرگ مهم نیست.

428
01:05:10,573 --> 01:05:13,159
‫مهم اینه که آیا می‌تونم
‫خوش و مدهوش بشم یا نه.

429
01:05:17,872 --> 01:05:21,208
‫اشکالی نداره، من تو رو کامل می‌کشم.

430
01:05:21,292 --> 01:05:23,586
‫توی دفترچه نوشته شده.

431
01:05:25,922 --> 01:05:29,759
‫فکر می‌کردی نمی‌تونم انجامش بدم، مگه نه؟

432
01:05:31,928 --> 01:05:34,013
‫اگه نذاری بکشمت، ثابت میشه که من قلابی‌ام.

433
01:05:34,096 --> 01:05:37,642
‫تهدید کردی که به مردم
‫میگی و با ما بازی کردی.

434
01:05:38,351 --> 01:05:43,689
‫در نهایت، استفاده از مرد جعبه‌ای
‫برای خودکشی، یه جنایت کامل غیرممکنه.

435
01:05:44,649 --> 01:05:46,859
‫از همون اول، تو فقط...

436
01:05:50,279 --> 01:05:51,948
‫چقدر کسل‌کننده.

437
01:05:53,324 --> 01:05:55,576
‫همونطور که تصمیم گرفتی انجامش بده.

438
01:05:59,163 --> 01:06:01,707
‫شاهد لازم نبود.

439
01:06:02,833 --> 01:06:07,463
‫اگه تو رو بکشم و مرد جعبه‌ای
‫بشم، یه جنایت کامل میشه.

440
01:06:18,933 --> 01:06:21,102
‫همونطور که گفتی.

441
01:06:21,644 --> 01:06:24,105
‫من بالاخره واقعی میشم.

442
01:07:36,510 --> 01:07:37,595
‫دکتر.

443
01:07:40,806 --> 01:07:42,099
‫دکتر!

444
01:07:45,436 --> 01:07:46,812
‫من دکتر نیستم.

445
01:07:47,188 --> 01:07:48,314
‫پس چی هستی؟

446
01:07:49,273 --> 01:07:52,276
‫من مرد جعبه‌ای هستم. واقعیش.

447
01:07:54,695 --> 01:07:55,863
‫چرا؟

448
01:07:58,491 --> 01:07:59,950
‫تو الان آزادی.

449
01:08:01,577 --> 01:08:02,912
‫منم همینطور.

450
01:11:00,256 --> 01:11:04,009
‫تو کی هستی؟

451
01:11:07,137 --> 01:11:12,559
‫داری تو همه چیز سرک می‌کشی،
‫هان؟ این دورترین چیز از یه مرد جعبه‌ایه.

452
01:11:15,479 --> 01:11:18,274
‫تو یه مرد جعبه‌ای قلابی بودی.

453
01:11:23,028 --> 01:11:25,072
‫اگه می‌خوای واقعی بشی،

454
01:11:30,995 --> 01:11:34,164
‫چرا از اینجا دنبال جواب نمی‌گردی؟

455
01:11:38,585 --> 01:11:41,005
‫دیگه بهش نیازی ندارم.

456
01:11:43,590 --> 01:11:47,845
‫این دفترچه‌ایه که من نوشتم.

457
01:11:48,345 --> 01:11:51,390
‫یا شاید یکی دیگه نوشته.

458
01:13:08,926 --> 01:13:10,219
‫چی می‌خوای؟

459
01:13:13,222 --> 01:13:15,015
‫یه کاری مونده که باید انجام بدم.

460
01:13:40,999 --> 01:13:42,167
‫اون یارو...

461
01:13:44,128 --> 01:13:46,713
‫چیزی نوشت که بیشتر شبیه من بود تا خودم.

462
01:13:48,298 --> 01:13:50,384
‫اون مرد جعبه‌ای واقعی شد.

463
01:13:56,098 --> 01:13:59,184
‫برنمی‌گرده، دکتر؟

464
01:14:01,895 --> 01:14:03,105
‫من...

465
01:14:06,191 --> 01:14:08,360
‫نمی‌تونم واقعی بشم؟

466
01:14:11,572 --> 01:14:15,200
‫چرا این چیز کثیف رو درنمیاری؟

467
01:14:26,128 --> 01:14:28,088
‫تا کی می‌خوای ادامه بدی؟

468
01:14:30,799 --> 01:14:36,054
‫چیزی... هست که بتونی بهم قرض بدی بپوشم؟

469
01:14:37,389 --> 01:14:38,765
‫آخه لباس ندارم

470
01:14:48,525 --> 01:14:50,569
‫واقعاً خجالت می‌کشی؟

471
01:16:30,961 --> 01:16:33,046
‫من اشتباه نمی‌کنم.

472
01:16:34,464 --> 01:16:38,385
‫شاید شکست خورده باشم، ولی پشیمون نیستم.

473
01:16:41,054 --> 01:16:43,515
‫صدای بسته شدن در توسط اون

474
01:16:44,182 --> 01:16:48,979
‫پر از دلسوزی و محبت عمیق بود.

475
01:17:10,459 --> 01:17:15,297
‫اون صدا، صدای رفتنش نبود.

476
01:17:19,176 --> 01:17:23,889
‫اون به دنیای بیرون فرار نکرد،

477
01:17:24,806 --> 01:17:28,393
‫وارد دنیای عمیق‌تر داخل جعبه شد.

478
01:17:42,991 --> 01:17:44,534
‫حرف از جعبه که میشه،

479
01:17:45,452 --> 01:17:50,874
‫هر چقدر بیشتر تقلا کنی،
‫هزارتوهای بیشتری داخلش درست می‌کنی.

480
01:17:51,667 --> 01:17:54,628
‫مثل یه دنیای سیاه چاله میمونه
‫که هیچ راه خروجی نداره.

481
01:17:58,674 --> 01:18:03,136
‫اون فقط یه جایی اون تو گم شده.

482
01:22:10,467 --> 01:22:13,178
‫همینطور که به این دنیا سرک می‌کشه،

483
01:22:15,347 --> 01:22:17,766
‫این دنیا رو تو ذهنش تصور می‌کنه،

484
01:22:20,101 --> 01:22:21,978
‫این دنیا رو می‌سازه،

485
01:22:24,105 --> 01:22:26,066
‫چیزی که کنترلش می‌کنه اینه که...

486
01:22:36,785 --> 01:22:41,665
‫تو این توهم، همه آدما دروغی بودن.

487
01:22:42,958 --> 01:22:46,252
‫اونا فقط ساخته و پرداخته تخیل بودن.

488
01:22:48,546 --> 01:22:52,717
‫و مرد جعبه‌ای واقعی

489
01:22:53,218 --> 01:22:56,304
‫همیشه داشت یواشکی نگاه می‌کرد،
‫و تنهایی از همه چی لذت می‌برد،

490
01:22:57,764 --> 01:23:00,433
‫شادی و ناامیدی رو با هم حس می‌کرد.

491
01:23:05,355 --> 01:23:06,356
‫آره.

492
01:23:07,899 --> 01:23:09,693
‫مرد جعبه‌ای،

493
01:23:11,194 --> 01:23:12,696
‫یعنی،

494
01:23:17,283 --> 01:23:18,743
‫تو.
