﻿1
00:00:54,345 --> 00:00:56,598
‫رفیق، من که عذرخواهی کردم

2
00:01:00,727 --> 00:01:02,896
‫ببخشید، رِن!

3
00:01:04,856 --> 00:01:07,358
‫وای، یعنی می‌خوای تا ابد باهام قهر باشی؟

4
00:01:09,652 --> 00:01:11,654
‫خدایی؟!

5
00:01:11,654 --> 00:01:15,825
‫وای خدایا! خیلی ناراحتم!

6
00:01:15,825 --> 00:01:17,786
‫منو ول کردی رفتی

7
00:01:17,786 --> 00:01:21,456
‫می‌دونم. می‌دونم. فکر می‌کردم بغل دستمی

8
00:01:21,456 --> 00:01:25,502
‫- نخیر
‫- می‌دونم

9
00:01:25,502 --> 00:01:28,296
‫- توی فروشگاه بودم
‫- می‌دونم بابا!

10
00:01:28,296 --> 00:01:31,716
‫تازه یه پیرزنی مدام ازم
‫می‌پرسید گم شدم یا نه

11
00:01:31,716 --> 00:01:34,469
‫و منم می‌گفتم نه ولی باز
‫سوالش رو تکرار می‌کرد

12
00:01:34,469 --> 00:01:36,805
‫و دهنش بوی باتری می‌داد

13
00:01:38,473 --> 00:01:40,308
‫باتری قلمی؟

14
00:01:41,768 --> 00:01:43,478
‫ببین، رِن

15
00:01:45,230 --> 00:01:47,023
‫من واقعاً معذرت می‌خوام

16
00:01:47,023 --> 00:01:49,651
‫دیگه هرگز تکرار نمیشه

17
00:01:49,651 --> 00:01:52,987
‫- قول؟
‫- قول!

18
00:01:52,987 --> 00:01:57,492
‫دیگه هرگز توی فروشگاه ولت نمی‌کنم و برم

19
00:01:57,492 --> 00:02:01,162
‫- هیچ‌وقت ولم نمی‌کنی بری؟
‫- هیچ‌وقت ولت نمی‌کنم

20
00:02:01,162 --> 00:02:03,581
‫- مطمئن؟
‫- مطمئن!

21
00:02:03,581 --> 00:02:05,333
‫باشه

22
00:02:06,584 --> 00:02:10,088
‫هیچ‌وقت تنهات نمی‌ذارم. قول میدم

23
00:02:28,982 --> 00:02:33,027
‫رِن، مامان رفت

24
00:02:43,288 --> 00:02:45,915
‫دیویس هستم. آره

25
00:02:45,915 --> 00:02:49,294
‫خیلی‌خب، کلیولند.
‫بسیارخب، از پروازتون لذت ببرین

26
00:02:49,294 --> 00:02:52,088
‫- ممنون
‫- بسیارخب، بعدی

27
00:03:00,013 --> 00:03:01,890
‫سلام. دوباره منم...

28
00:03:01,890 --> 00:03:03,933
‫فقط می‌خوام قبل از پروازت
‫باهات صحبت کنم

29
00:03:03,933 --> 00:03:06,769
‫اینجا کلی کار سرمون ریخته

30
00:03:06,769 --> 00:03:08,813
‫و الان واقعاً به کمکت نیاز دارم

31
00:03:10,940 --> 00:03:13,484
‫سلام رِن، کوین هستم

32
00:03:13,484 --> 00:03:15,570
‫گوش کن ببین چی میگم

33
00:03:15,570 --> 00:03:20,825
‫می‌خوام بهت ترفیع بدم تا
‫سرپرست بشی. باعثِ افتخاره

34
00:03:20,825 --> 00:03:25,747
‫چند روزی بهش فکر کن و تصمیم
‫بگیر. بهت زنگ می‌زنم. خب؟

35
00:03:25,747 --> 00:03:29,083
‫سلام رفیق، منم، بابات

36
00:03:29,083 --> 00:03:31,419
‫دارم پروازت رو چک می‌کنم، اگه نظرت عوض شد

37
00:03:31,419 --> 00:03:33,630
‫بهم خبر بده بیام دنبالت

38
00:03:33,630 --> 00:03:37,217
‫خوشحالم داری میای خونه

39
00:03:54,901 --> 00:03:56,569
‫اون بیرون خبری نیست؟

40
00:03:58,613 --> 00:04:00,907
‫- جانم؟!
‫- گفتم اون بیرون خبری نیست؟

41
00:04:02,575 --> 00:04:04,285
‫- نه
‫- ای بابا! حیف شد

42
00:04:04,285 --> 00:04:08,122
‫دلم می‌خواست یه آدم فضایی یا
‫ربات یا رباتِ فضایی اون بیرون باشه!

43
00:04:08,122 --> 00:04:09,707
‫می‌دونی چی میگم؟

44
00:04:09,707 --> 00:04:13,169
‫آره ولی خدا رو شکر از هیچ‌کدوم خبری نیست!

45
00:04:13,169 --> 00:04:15,880
‫تو می‌خوای کسی مزاحمت نشه

46
00:04:15,880 --> 00:04:19,509
‫و منم یه آدمی‌ام که از هواپیما می‌ترسه

47
00:04:19,509 --> 00:04:22,845
‫و واقعاً دلم می‌خواد این موقعیت به
‫یکی از فیلم‌های مایکل بی تبدیل بشه

48
00:04:26,140 --> 00:04:28,893
‫- کدوم فیلمش؟
‫- دقیق بخوام بگم «هواپیمای محکومین»

49
00:04:28,893 --> 00:04:31,396
‫عجب!

50
00:04:31,396 --> 00:04:34,399
‫راستش فکر نکنم کارگردانش مایکل بی باشه

51
00:04:34,399 --> 00:04:35,692
‫چی؟

52
00:04:37,360 --> 00:04:39,654
‫باشه خب آره، ولی بازم فیلم خوبیه...

53
00:04:39,654 --> 00:04:41,823
‫هواپیمای محکومین فیلم خوبیـه؟!

54
00:04:41,823 --> 00:04:44,242
‫تمام فیلم‌های اکشنِ دهه نود خوبن

55
00:04:44,242 --> 00:04:46,327
‫- خیلی‌خب، پس از هواپیما می‌ترسی
‫- آره

56
00:04:46,327 --> 00:04:50,498
‫بعد فکر می‌کنی کلِ فیلم‌های
‫اکشن دهه‌ی نود خوبن؟

57
00:04:50,498 --> 00:04:54,502
‫- البته
‫- آره، فکر کنم اوضاع بهتر از این نمیشه

58
00:04:54,502 --> 00:04:57,380
‫ولی هنوز چیزی از تو نمی‌دونم

59
00:04:57,380 --> 00:05:01,009
‫- خب بپرس
‫- وای، از این حرفت پشیمون میشی!

60
00:05:01,009 --> 00:05:05,179
‫من خیلی سوال می‌پرسم. باشه پس.
‫چه سبک موسیقی‌ای گوش میدی؟

61
00:05:05,179 --> 00:05:08,891
‫از سگ‌ها خوشت میاد؟
‫اگه نه که همین‌جا تمومش کنیم!

62
00:05:08,891 --> 00:05:10,435
‫شغلت چیه؟

63
00:05:10,435 --> 00:05:12,353
‫کلیولند مقصد نهاییـته؟

64
00:05:12,353 --> 00:05:14,856
‫اهل اونجایی؟
‫و اسمت چیه؟

65
00:05:14,856 --> 00:05:18,359
‫خب اگه همه رو یادم مونده
‫باشه، به ترتیب جواب میدم.

66
00:05:18,359 --> 00:05:20,945
‫آهنگ‌های پاپِ غم‌انگیزِ انگلیسی گوش میدم

67
00:05:20,945 --> 00:05:24,699
‫سگ‌ها رو هم که دوست دارم.
‫به نظرم از آدم‌ها بهترن.

68
00:05:24,699 --> 00:05:28,244
‫من... نویسنده‌ام

69
00:05:28,244 --> 00:05:31,039
‫توی کلیولند به دنیا اومدم و بزرگ شدم

70
00:05:31,039 --> 00:05:33,207
‫آم، اسمم هم رنـه

71
00:05:34,876 --> 00:05:36,627
‫نوبت توئه

72
00:05:36,627 --> 00:05:39,464
‫- من اهلِ کلیولند نیستم
‫- خیلی هم عالی

73
00:05:39,464 --> 00:05:42,258
‫و برای کنفرانس کاری میرم اونجا

74
00:05:42,258 --> 00:05:43,926
‫اسمم زوئیـه

75
00:05:46,429 --> 00:05:48,806
‫آماده فرود باشید

76
00:05:48,806 --> 00:05:51,309
‫می‌بینم که داری از هوایِ
‫زیبایِ کلیولند لذت می‌بری

77
00:05:51,309 --> 00:05:53,728
‫- آره
‫- آره، خیلی بده

78
00:05:55,563 --> 00:05:59,484
‫آره

79
00:05:59,484 --> 00:06:03,071
‫- خانمی زنگ زده؟
‫- نه، خواهرمـه

80
00:06:03,071 --> 00:06:05,406
‫آهان. اومدی خونه خانواده‌ت رو ببینی

81
00:06:05,406 --> 00:06:08,993
‫- آره. یه‌جورایی
‫- خیلی‌خب

82
00:06:08,993 --> 00:06:10,411
‫راستش نه

83
00:06:10,411 --> 00:06:11,579
‫بسیارخب، خیلی مبهم جواب دادی

84
00:06:11,579 --> 00:06:12,622
‫و باعث میشه بخوام

85
00:06:12,622 --> 00:06:13,831
‫هزارتا سوالِ دیگه ازت بپرسم

86
00:06:13,831 --> 00:06:18,586
‫ولی اومدن دنبالم پس...

87
00:06:18,586 --> 00:06:21,464
‫آره. خب تو زیاد با شهر آشنا نیستی

88
00:06:21,464 --> 00:06:26,094
‫اگه دنبالِ رستورانی جایی بودی...

89
00:06:26,094 --> 00:06:28,012
‫می‌خوای... یعنی... یعنی
‫حالا اجباری در کار نیست‌ها!

90
00:06:28,012 --> 00:06:30,431
‫- نه. گوشیت رو بده بیاد
‫- باشه

91
00:06:30,431 --> 00:06:31,724
‫آره

92
00:06:34,310 --> 00:06:37,188
‫هیچ‌وقت یاد نمی‌گیرم چطوری شماره بگیرم

93
00:06:37,188 --> 00:06:40,108
‫- نه، ردیف بود
‫-  آره

94
00:06:40,108 --> 00:06:41,484
‫- آره
‫- خیلی

95
00:06:41,484 --> 00:06:44,362
‫- بفرما
‫- می‌بینمت

96
00:06:46,489 --> 00:06:48,658
‫میشه لطفاً از مسیر طولانی‌تر برین؟

97
00:06:48,658 --> 00:06:50,451
‫چی؟

98
00:06:50,451 --> 00:06:54,497
‫اگه میشه از مسیر طولانی‌تر بریم مقصد

99
00:06:54,497 --> 00:06:56,791
‫چه درخواستِ عجیب‌وغریبی.
‫گرون‌تر در میاد

100
00:06:56,791 --> 00:07:01,337
‫ولی آره، حتماً. چرا که نه.
‫فقط بهم پنج ستاره بده

101
00:07:02,088 --> 00:07:03,673
‫مرسی

102
00:07:11,055 --> 00:07:13,307
‫- چیه؟
‫- دست‌هات رو نشون بده

103
00:07:13,307 --> 00:07:19,397
‫- مامان! قاشقِ قهوه‌خوری رو کِش رفتی؟
‫- چی؟

104
00:07:19,397 --> 00:07:22,525
‫همون قاشق قهوه‌خوری
‫که گفتی گارسون برات بیاره

105
00:07:22,525 --> 00:07:24,735
‫هر چند که اصلاً قهوه سفارش ندادی، همون میگم!

106
00:07:24,735 --> 00:07:27,071
‫- آهان اون رو میگی!
‫- آره

107
00:07:27,071 --> 00:07:30,575
‫- خب چی شده مگه؟
‫- نباید از رستوران‌ها قاشق قهوه‌خوری کِش بری

108
00:07:30,575 --> 00:07:32,702
‫- ببین، آمادگیش رو دارن
‫- کی‌ها؟

109
00:07:32,702 --> 00:07:34,829
‫- کلی از اینا دارن. رستوران‌دارها رو میگم
‫- این حرفا چیه می‌زنی؟

110
00:07:34,829 --> 00:07:38,040
‫کلی قاشقِ اضافی دارن. اصلاً
‫خوشحال هم میشن ازشون کِش بری.

111
00:07:38,040 --> 00:07:39,542
‫- خوشحال میشن؟
‫- آره

112
00:07:39,542 --> 00:07:41,002
‫بعد اونوقت چرا خوشحال میشن؟

113
00:07:41,002 --> 00:07:42,378
‫چون نیاز دارن ازشون قاشق کِش بری

114
00:07:42,378 --> 00:07:45,256
‫- قاشقِ زیادی دارن
‫- زیادی دارن!

115
00:07:45,256 --> 00:07:47,008
‫- آره
‫- دیگه جا ندارن براشون!

116
00:07:47,008 --> 00:07:48,759
‫اگه این‌جوری بگی منطقی‌تره

117
00:07:48,759 --> 00:07:51,053
‫- تو مثل رابین‌هودِ قاشق‌هایی
‫- آره

118
00:07:51,053 --> 00:07:54,682
‫خیلی هم عالی. خب تو عاشقِ دزدی‌کردنی
‫واسه همین نمی‌دونم چی بهت بگم!

119
00:07:56,017 --> 00:07:57,727
‫باورم نمیشه!

120
00:08:00,313 --> 00:08:02,106
‫بازم دزدی کردی!

121
00:08:02,106 --> 00:08:06,235
‫- یه قاشق برداشتم بابا! سخت نگیر!
‫- لبخند بزن

122
00:08:06,235 --> 00:08:09,572
‫مامانم خلافکاره! خیلی‌خب، بزن بریم

123
00:08:28,007 --> 00:08:29,926
‫بله، الان میام

124
00:08:31,135 --> 00:08:32,345
‫بله؟

125
00:08:34,514 --> 00:08:36,807
‫- سلام
‫- سلام

126
00:08:37,892 --> 00:08:39,936
‫متوجه نشدم اومدی

127
00:08:39,936 --> 00:08:44,607
‫آره، نه... همین الان رسیدم.
‫خیلی طول کشید تا از فرودگاه رسیدم

128
00:08:44,607 --> 00:08:47,818
‫- خودم میومدم دنبالت
‫- گفتم سرت شلوغه و...

129
00:08:47,818 --> 00:08:50,446
‫بابا می‌خواست بیاد دنبالت

130
00:08:50,446 --> 00:08:52,615
‫لی، چیزی نیست. خب؟

131
00:08:52,615 --> 00:08:55,618
‫- الان که اومدم دیگه پس...
‫- باشه

132
00:08:57,119 --> 00:08:59,247
‫- خوبی؟
‫- چی؟

133
00:08:59,247 --> 00:09:00,873
‫حالت خوبه؟

134
00:09:02,333 --> 00:09:05,253
‫آره... خوبم

135
00:09:08,214 --> 00:09:11,300
‫بسیارخب، دیگه مزاحمت نمیشم

136
00:09:11,300 --> 00:09:13,135
‫- آره. فقط...
‫- آره

137
00:09:13,135 --> 00:09:15,263
‫داشتم فکر می‌کنم

138
00:09:15,263 --> 00:09:18,975
‫بهتره فردا ساعت نه راه بیفتیم

139
00:09:18,975 --> 00:09:21,102
‫چون خیلی کار داریم

140
00:09:21,102 --> 00:09:23,604
‫- نُه.
‫- ساعت نه. خیلی هم عالی

141
00:09:23,604 --> 00:09:24,855
‫باشه

142
00:09:26,023 --> 00:09:27,525
‫خوشحالم اومدی خونه

143
00:09:27,525 --> 00:09:29,151
‫از دیدنت خوشحال شدم

144
00:09:30,403 --> 00:09:32,405
‫این حرفا چیه می‌زنم؟!

145
00:09:51,757 --> 00:09:53,509
‫اونجا نیست

146
00:09:53,509 --> 00:09:57,847
‫مشروب‌ موردعلاقه‌ت رو جابه‌جا کردم

147
00:09:57,847 --> 00:10:00,975
‫خودم میومد فرودگاه دنبالت

148
00:10:00,975 --> 00:10:04,604
‫- می‌دونم
‫- دوست داری از مسیر طولانی بیای

149
00:10:06,063 --> 00:10:07,773
‫خب اوضاعت چطوره؟

150
00:10:11,902 --> 00:10:14,530
‫آره، ردیفم

151
00:10:14,530 --> 00:10:18,075
‫- خودت چطوری؟
‫- من چطورم؟

152
00:10:18,075 --> 00:10:20,328
‫بابا، بی‌خیال. 15 سال شوهرش بودی

153
00:10:20,328 --> 00:10:22,538
‫نگرانِ من نباش، خب؟
‫الان تو مهمی

154
00:10:22,538 --> 00:10:25,207
‫کار و بار چطوره؟
‫اوضاع خونه و زندگیت چطوره؟

155
00:10:25,207 --> 00:10:28,169
‫چیزه... آم...

156
00:10:28,169 --> 00:10:32,089
‫خوبه دیگه بابا... قضیه چیه؟

157
00:10:36,385 --> 00:10:38,012
‫چیه؟

158
00:10:39,221 --> 00:10:41,849
‫حس می‌کنم دارم ناامیدت می‌کنم

159
00:10:41,849 --> 00:10:45,936
‫- منظورت چیه؟
‫- که دارم... ناامیدت می‌کنم

160
00:10:45,936 --> 00:10:47,563
‫- این‌جوری نیست
‫- آره خب حسم که این‌جوری میگه

161
00:10:47,563 --> 00:10:49,440
‫حس می‌کنم باید

162
00:10:49,440 --> 00:10:52,443
‫یه حرفِ دلگرم‌کننده و پر معنا بهت بزنم

163
00:10:52,443 --> 00:10:55,196
‫- مثلاً چی؟
‫- چه می‌دونم! یه جمله از ثورو بگم مثلاً

164
00:10:55,196 --> 00:10:57,406
‫راستش نمی‌دونم نویسنده‌ی مناسبی باشه

165
00:10:57,406 --> 00:11:00,576
‫- همون یارو عشقِ جنگلـه؟
‫- آره. رفت کنار برکه

166
00:11:00,576 --> 00:11:03,120
‫- چرا باید یه جمله از اون بگی؟
‫- چون روالش همینه

167
00:11:03,120 --> 00:11:06,624
‫چون خودمون توی همچین
‫موقعیت‌هایی نمی‌دونیم چی بگیم

168
00:11:06,624 --> 00:11:09,085
‫پس از یکی دیگه نقل‌قول می‌کنیم

169
00:11:09,085 --> 00:11:12,421
‫نه. بابا، نیازی نیست برای آروم کردنم از
‫همچین چیزهایی نقل‌قول کنی. من ردیفم

170
00:11:12,421 --> 00:11:16,926
‫تو هم که ردیفی، لی هم که لیـه
‫و خلاصه همه ردیفیم

171
00:11:16,926 --> 00:11:22,973
‫نه، هیچ هم ردیف نیستیم. خب؟
‫رسماً داغونیم. جدی میگم

172
00:11:22,973 --> 00:11:26,227
‫مثلاً الان اوضاع‌مون رو ببین

173
00:11:26,227 --> 00:11:28,604
‫الان همچین لحظه‌ی
‫پدر پسریِ فوق‌العاده‌ای داریم

174
00:11:28,604 --> 00:11:32,316
‫پشت میز آشپزخونه نشستیم
‫و شبونه نوشیدنی می‌خوریم

175
00:11:32,316 --> 00:11:34,276
‫و من نمی‌دونم چی بگم که

176
00:11:34,276 --> 00:11:36,112
نفهمی همین چند دقیقه پیش
‫توی گوگل سرچ کردم

177
00:11:36,112 --> 00:11:38,572
‫«چطور عزیزت رو دلداری بدی»

178
00:11:40,116 --> 00:11:41,325
‫جدی سرچ کردی؟

179
00:11:42,493 --> 00:11:43,744
‫آره

180
00:11:45,287 --> 00:11:48,582
‫ببخشید. حالا نتیجه چی شد؟

181
00:11:48,582 --> 00:11:51,919
‫- که دارم گند می‌زنم
‫- این‌جوری نیست

182
00:11:51,919 --> 00:11:55,840
‫باشه؟ الان اینجایی. نوشیدنی
‫موردعلاقه‌م رو برام آوردی

183
00:11:55,840 --> 00:11:59,593
‫- رفتی توی گوگل سرچ کردی که...
‫- چطور عزیزت رو دلداری بدی

184
00:11:59,593 --> 00:12:03,097
‫سرچ کردی چطور عزیزت رو دلداری بدی.
‫دیدی؟ عالی پیش میری

185
00:12:03,097 --> 00:12:05,182
‫- عالی؟
‫- خب، خوب پیش میری

186
00:12:05,182 --> 00:12:06,851
‫آهان. خوب

187
00:12:06,851 --> 00:12:08,853
‫- آره
‫- تقریباً یعنی ریدم

188
00:12:08,853 --> 00:12:12,106
‫نه، چون اگه خیلی عالی بودی، عجیب می‌شد

189
00:12:12,106 --> 00:12:15,109
‫من... من... این‌جوری بهتره

190
00:12:15,109 --> 00:12:17,153
‫نیازی نیست حرفه‌ای باشی

191
00:12:18,404 --> 00:12:20,948
‫خب، مرسی

192
00:12:20,948 --> 00:12:23,534
‫که باعث شدی حالم بهتر بشه

193
00:12:23,534 --> 00:12:27,037
‫قربونت. واسه همین اینجام

194
00:12:31,041 --> 00:12:33,836
‫خیلی‌خب. اوه

195
00:12:33,836 --> 00:12:37,173
‫آره، خیلی هم عالی

196
00:12:38,215 --> 00:12:39,300
‫خیلی‌خب

197
00:12:39,300 --> 00:12:40,968
‫شب بخیر

198
00:12:42,011 --> 00:12:43,721
‫تا دیروقت بیدار نمون

199
00:12:43,721 --> 00:12:45,890
‫عمراً. خیلی خسته‌م

200
00:13:18,714 --> 00:13:20,341
‫باید اعتراف کنم که یه‌جورایی عجیبه که

201
00:13:20,341 --> 00:13:22,676
‫اون رفیقِ دهن گشادِ

202
00:13:22,676 --> 00:13:24,887
‫نفرت‌انگیزمون بین‌مون نیست!

203
00:13:24,887 --> 00:13:26,430
‫آره. وای خدا، دلم براش تنگ شده

204
00:13:26,430 --> 00:13:29,517
‫دلم براش تنگ شده، آره.
‫خیلی دلتنگشم

205
00:13:29,517 --> 00:13:31,727
‫ولی الان که اینجا نیست دیگه

206
00:13:31,727 --> 00:13:34,563
‫- خوشگل شدی
‫- گفتم خوشگل کنم

207
00:13:34,563 --> 00:13:38,108
‫توی هواپیما خیلی داغون بودم

208
00:13:38,108 --> 00:13:39,485
‫- به جز این حرفی نداری؟
‫- انتظار داری چی بگم؟

209
00:13:39,485 --> 00:13:42,613
‫- آخه کلیولنده دیگه
‫- چطور... چی بگم...

210
00:13:42,613 --> 00:13:46,075
‫بیشتر از اینا. مجبورم می‌کنی ازت حرف بکشم

211
00:13:46,075 --> 00:13:48,494
‫از بیمارهام هم افتضاح‌تری

212
00:13:48,494 --> 00:13:50,746
‫- بیمارهات؟
‫- اوهوم

213
00:13:50,746 --> 00:13:52,957
‫دکتری؟

214
00:13:52,957 --> 00:13:56,252
‫- روان‌شناسم
‫- وای نه

215
00:13:56,252 --> 00:13:58,462
‫خب پس بد شد. دیگه باید جمع کنم برم

216
00:13:58,462 --> 00:14:01,173
‫- ولی خوش گذشت
‫- بس کن!

217
00:14:01,173 --> 00:14:03,801
‫دو ساعته باهم هستیم و
‫الان بهم میگی روان‌شناسی؟

218
00:14:03,801 --> 00:14:08,013
‫- واقعاً می‌خوای جواب سوالت رو بدم؟
‫- نه، راستش نه

219
00:14:08,013 --> 00:14:08,973
‫اوهوم

220
00:14:08,973 --> 00:14:10,516
‫خب پس

221
00:14:10,516 --> 00:14:12,935
‫اونجایی که زندگی می‌کنی

222
00:14:12,935 --> 00:14:14,812
‫نشست‌های روانشناسی برگزار نمیشه؟

223
00:14:14,812 --> 00:14:17,982
‫وای چرا. چرا میشه. میشه. آره

224
00:14:17,982 --> 00:14:19,942
‫پس چرا کلیولند؟

225
00:14:19,942 --> 00:14:22,611
‫اول من سوال پرسیدم.
‫هنوز جوابِ سوالِ منو ندادی

226
00:14:22,611 --> 00:14:25,531
‫دوران کودکیت توی کلیولند چطوری بود؟

227
00:14:25,531 --> 00:14:28,951
‫آره، جوابش رو دادم. ولی باشه...

228
00:14:28,951 --> 00:14:33,706
‫پاتوقت میشه زیرزمینِ یه بنده‌خدایی. توی
‫زیرزمینِ یه بنده‌خدایی هم یکی رو بوس می‌کنی

229
00:14:33,706 --> 00:14:37,001
‫می‌دونی کلی فعالیت‌های زیرزمینی
‫میشه انجام داد

230
00:14:37,001 --> 00:14:39,670
‫- اوهوم
‫- و همین دیگه. می‌دونی...

231
00:14:39,670 --> 00:14:42,381
‫با خانواده‌ت وقت می‌گذرونی

232
00:14:42,381 --> 00:14:45,092
‫- با رفیق‌هات وقت می‌گذرونی
‫- اوهوم

233
00:14:46,010 --> 00:14:50,306
‫همین دیگه. نوبت توئه.

234
00:14:50,306 --> 00:14:54,310
‫خب من برای یه کنفرانس
‫روانشناسی اومدم اینجا پس...

235
00:14:54,310 --> 00:14:56,562
‫آره ولی...

236
00:14:59,523 --> 00:15:02,401
‫ولی قراره طلاق بگیرم

237
00:15:02,401 --> 00:15:05,905
‫نمی‌دونستم مردم میان کلیولند طلاق بگیرن

238
00:15:05,905 --> 00:15:09,241
‫نمیان. ولی وقتی میان کلیولند

239
00:15:09,241 --> 00:15:11,243
‫که همسر سابق‌شون بالاخره از خونه رفته

240
00:15:11,243 --> 00:15:13,495
‫و نیاز دارن چند روزی از خونه دور باشن

241
00:15:13,495 --> 00:15:15,205
‫آره

242
00:15:15,205 --> 00:15:16,707
‫خب اگه فضولی نباشه

243
00:15:16,707 --> 00:15:19,043
‫دلیل مرگ چی بوده؟

244
00:15:19,043 --> 00:15:20,502
‫خب در واقع توی گواهی فوت دلیلش

245
00:15:20,502 --> 00:15:22,588
‫خیانت‌های آقا ذکر شده

246
00:15:22,588 --> 00:15:24,548
‫ولی به نظرم عین این می‌مونه که بگی

247
00:15:24,548 --> 00:15:27,384
‫صورت‌زخمی به خاطر افتادن از لبه مُرد

248
00:15:27,384 --> 00:15:30,220
‫نه به خاطر اون هزارتا گلوله‌ای که

249
00:15:30,220 --> 00:15:34,516
‫توی مسیر بهش خورد، می‌دونی چی میگم؟

250
00:15:34,516 --> 00:15:38,979
‫- عجب اشاره‌ی خفنی!
‫- مرسی

251
00:15:38,979 --> 00:15:42,775
‫خب متأسفم. خیلی ناجوره

252
00:15:43,776 --> 00:15:45,277
‫من متأسف نیستم

253
00:15:49,031 --> 00:15:51,200
‫- وای!
‫- وای!

254
00:15:51,200 --> 00:15:53,285
‫خب تو چی؟

255
00:15:53,285 --> 00:15:56,705
‫در واقع یادمه گفتی اومدی اینجا

256
00:15:56,705 --> 00:15:58,624
‫پیش خواهرت باشی

257
00:15:58,624 --> 00:16:02,211
‫خب پس گمونم باید بپرسم چرا اومدی خونه؟

258
00:16:04,088 --> 00:16:07,216
‫- دورهمی خانوادگی
‫- چه باحال

259
00:16:07,216 --> 00:16:09,134
‫آره

260
00:16:09,134 --> 00:16:13,263
‫خب، به سلامتی تو که وقتِ بیشتری رو
‫با خانواده‌ت می‌گذرونی

261
00:16:13,263 --> 00:16:15,557
‫- به سلامتی
‫- به سلامتی

262
00:16:15,557 --> 00:16:21,063
‫- خیلی خوش گذشت
‫- واقعاً هم خوش گذشت. ممنون

263
00:16:24,233 --> 00:16:25,943
‫یه نوشیدنی دیگه بگیریم؟ یکی دیگه

264
00:16:25,943 --> 00:16:27,987
‫- آره
‫- باشه

265
00:16:47,131 --> 00:16:49,133
‫پروازت چطور بود؟

266
00:16:51,510 --> 00:16:53,512
‫خوب بود

267
00:16:53,512 --> 00:16:54,805
‫غذا خوردی؟

268
00:16:55,973 --> 00:16:58,308
‫نه

269
00:16:58,308 --> 00:16:59,810
‫خب اگه گرسنه‌ت شد

270
00:16:59,810 --> 00:17:01,270
‫اونجا غذا هست

271
00:17:01,270 --> 00:17:03,022
‫توی رستوران؟

272
00:17:03,022 --> 00:17:04,690
‫آره. البته که توی رستوران غذا هست

273
00:17:04,690 --> 00:17:07,151
‫گفتم اگه برات سوال شده بدونی

274
00:17:07,151 --> 00:17:11,447
‫نه گشنه‌م نیست. کی‌ها میان؟

275
00:17:11,447 --> 00:17:16,160
‫مامانت، لی، من، تو و ریک

276
00:17:16,160 --> 00:17:18,120
‫- ریک؟
‫- خوشحالی قراره ریک رو ببینی؟

277
00:17:18,120 --> 00:17:22,374
‫آره. دل تو دلم نیست!
‫یه خانواده‌ی بزرگ خوشحال، نه؟

278
00:17:22,374 --> 00:17:24,960
‫خب خوشحال یا ناراحت، خانواده‌ست دیگه

279
00:17:24,960 --> 00:17:28,630
‫دقیقاً چیزیه که مامانت
‫توی این شرایط نیاز داره

280
00:17:30,132 --> 00:17:32,217
‫- خانواده و یه معجزه
‫- تو که نمی‌دونی هنوز!

281
00:17:32,217 --> 00:17:34,053
‫آره... من تحقیقات رو دیدم

282
00:17:34,053 --> 00:17:35,637
‫خب اگه اشتباه کرده باشی...

283
00:17:35,637 --> 00:17:37,681
‫مطالعات موردی رو دیدم...
‫دست بردار بابا

284
00:17:37,681 --> 00:17:39,975
‫اگه اشتباه کرده باشی، چه
‫ضرری داره خوش‌بین باشی؟

285
00:17:39,975 --> 00:17:41,894
‫یعنی خودم رو بزنم به اون راه؟

286
00:17:44,688 --> 00:17:47,483
‫تظاهر کنم؟ بابا، بی‌خیال

287
00:17:47,483 --> 00:17:50,194
‫می‌دونم که راهِ سختی در پیشـه

288
00:17:50,194 --> 00:17:54,156
‫و نمیگم خودت رو بزن به اون راه یا تظاهر کن

289
00:17:54,156 --> 00:17:58,911
‫حرفم اینه که نباید برنامه‌ت
‫این باشه که قراره از دستش بدی

290
00:17:58,911 --> 00:18:03,332
‫چون به نظرم هنوز می‌تونی
‫خاطراتِ زیادی باهاش داشته باشی

291
00:18:03,332 --> 00:18:05,417
‫که ممکنه از دست‌شون بدی

292
00:18:06,710 --> 00:18:08,337
‫باشه

293
00:18:11,215 --> 00:18:15,219
‫- وی‌لند
‫- در واقع به اسم بارونا رزرو شده

294
00:18:15,219 --> 00:18:16,845
‫- سلام
‫- سلام

295
00:18:16,845 --> 00:18:18,097
‫- از دیدنت خوشحالم
‫- از دیدنت خوشحالم

296
00:18:19,056 --> 00:18:23,393
‫- نمی‌خوام اوضاع ناجور بشه
‫- باشه

297
00:18:23,393 --> 00:18:25,521
‫فکر کنم قانون دوم رو شکستی

298
00:18:30,692 --> 00:18:32,194
‫- اوه
‫- چی گرفتی؟

299
00:18:32,194 --> 00:18:33,862
‫- برات نوشیدنی سفارش دادم

300
00:18:33,862 --> 00:18:34,822
‫میشه به منم از همین بدین؟

301
00:18:34,822 --> 00:18:36,115
‫مرسی مامان

302
00:18:38,117 --> 00:18:40,744
‫- باید یه بطری می‌گرفتیم
‫- می‌دونم

303
00:18:40,744 --> 00:18:43,705
‫- خب پروازت چطور بود؟
‫- هوم

304
00:18:43,705 --> 00:18:48,001
‫پروازم... خوب بود. طولانی بود

305
00:18:48,001 --> 00:18:50,671
‫دو دقیقه بعد از بلند شدن هواپیما،
‫بغل‌دستیم تصمیم گرفت

306
00:18:50,671 --> 00:18:51,839
‫کفش‌هاش رو در بیاره

307
00:18:51,839 --> 00:18:53,423
‫- چی؟
‫- وای نه

308
00:18:53,423 --> 00:18:55,384
‫- بعدشم جوراب‌هاش رو در آورد
‫- نـه!

309
00:18:55,384 --> 00:18:57,511
‫بعد یکم که گذشت

310
00:18:57,511 --> 00:19:00,013
‫یه پلاستیک تخم‌مرغِ آبپز در آورد

311
00:19:00,013 --> 00:19:01,515
‫و شروع کردن به پوست کَندن...

312
00:19:01,515 --> 00:19:04,017
‫- نه! دروغ نگو!
‫- کی با خودش تخم‌مرغ میاره توی هواپیما؟

313
00:19:04,017 --> 00:19:06,270
‫به خدا راست میگم!

314
00:19:06,270 --> 00:19:09,356
‫میگما رفیق، خیلی خوشحالم می‌بینمت

315
00:19:11,233 --> 00:19:14,069
‫آره. منم همینطور

316
00:19:14,069 --> 00:19:16,405
‫و خیلی ممنون که امروز همراهم اومدی

317
00:19:16,405 --> 00:19:18,115
‫- خیلی لطف کردی
‫- خواهش می‌کنم

318
00:19:18,115 --> 00:19:19,867
‫سلام

319
00:19:19,867 --> 00:19:21,910
‫سلام به همگی

320
00:19:21,910 --> 00:19:23,203
‫- سلام
‫- خیلی‌خب

321
00:19:23,203 --> 00:19:25,372
‫- گمونم ما...
‫- سلام

322
00:19:25,372 --> 00:19:26,999
‫- اشکالی نداره
‫- روزِ عجیبی بود

323
00:19:29,001 --> 00:19:32,171
‫چیه؟ توی بار بودم. داشتم
‫با یکی تلفنی صحبت می‌کردم

324
00:19:32,171 --> 00:19:33,672
‫- خوبه
‫- چی رو از دست دادم؟

325
00:19:33,672 --> 00:19:34,923
‫هیچی. داشتم به لی می‌گفتم

326
00:19:34,923 --> 00:19:36,466
‫که خیلی ازش ممنونم

327
00:19:36,466 --> 00:19:38,468
‫امروز همراهم اومد کلینیک

328
00:19:38,468 --> 00:19:40,929
‫و منم گفتم: «خواهش می‌کنم»

329
00:19:40,929 --> 00:19:44,016
‫آره. مرسی. ببخشید من نتونستم بیام

330
00:19:48,520 --> 00:19:50,439
‫مشکلی نیست. درک می‌کنم

331
00:19:50,439 --> 00:19:53,817
‫بسیارخب، به سلامتی بزنیم

332
00:19:53,817 --> 00:19:57,487
‫مرسی از همگی که امشب اومدین

333
00:19:57,487 --> 00:19:59,615
‫می‌خواستم بهتون بگم که چقدر ازتون ممنونم

334
00:19:59,615 --> 00:20:01,992
‫که اینجا پیشم هستین

335
00:20:01,992 --> 00:20:05,829
‫و می‌دونم چند ماهِ آینده

336
00:20:05,829 --> 00:20:07,206
‫قراره خیلی سخت باشه

337
00:20:12,044 --> 00:20:15,005
‫قانون شماره یک رو زیر پا گذاشتم

338
00:20:15,005 --> 00:20:16,632
‫- چی؟
‫- خیلی مسخره‌م!

339
00:20:18,050 --> 00:20:20,219
‫مهم نیست

340
00:20:20,219 --> 00:20:27,309
‫♪ تولـدت مبـارک ♪
‫♪ تولـدت مبـارک ♪

341
00:20:27,309 --> 00:20:32,272
‫♪ تولدت مبارک، تولـدت... ♪

342
00:20:32,272 --> 00:20:35,776
‫♪ مبـارک ♪

343
00:20:42,824 --> 00:20:45,160
‫هوم

344
00:20:52,292 --> 00:20:55,837
‫- بگو می‌شنوم
‫- از اینجا میریم بیمارستان وسایلش رو بگیرم

345
00:20:55,837 --> 00:20:58,340
‫بعد میریم موسسه کفن‌ودفن تا ریک رو ببینیم

346
00:21:01,051 --> 00:21:04,137
‫بعد هم میریم پیشِ کشیش

347
00:21:04,137 --> 00:21:05,806
‫چی؟

348
00:21:05,806 --> 00:21:07,724
‫کشیش

349
00:21:07,724 --> 00:21:09,518
‫- کشیش؟
‫- کشیش دیگه!

350
00:21:09,518 --> 00:21:12,562
‫- کشیشِ واقعی؟
‫- آره

351
00:21:12,562 --> 00:21:15,983
‫- مامان یهودیه
‫- ریک گفت خواسته کشیش بیاد

352
00:21:15,983 --> 00:21:17,818
‫- کشیش؟
‫- آره؟

353
00:21:17,818 --> 00:21:19,987
‫- توی مراسم ختمش؟
‫- آره

354
00:21:19,987 --> 00:21:22,572
‫- با اینکه عملاً یهودیه
‫- اینو یه بار گفتی

355
00:21:22,572 --> 00:21:25,367
‫- احمقانه‌ست
‫- چی بگم. ریک گفت

356
00:21:25,367 --> 00:21:28,203
‫که مامانِ یهودی‌مون گفته
‫کشیش بیارن توی مراسمش؟

357
00:21:29,329 --> 00:21:33,750
‫توی این 28 سالی که از خدا عمر گرفتم

358
00:21:33,750 --> 00:21:36,837
‫یه بارم نشنیدم مامان بگه:

359
00:21:36,837 --> 00:21:39,006
‫«می‌دونی، وقتی مُردم

360
00:21:39,006 --> 00:21:41,216
‫حواست باشه یه کشیشِ کوفتی پیدا کنی

361
00:21:41,216 --> 00:21:43,510
‫تا توی مراسم ختمم سخنرانی کنه.»

362
00:21:43,510 --> 00:21:45,345
‫نمی‌دونم. تصمیمش با ریکـه

363
00:21:45,345 --> 00:21:47,264
‫آخه چطوری؟ ما بچه‌هاشیم

364
00:21:47,264 --> 00:21:49,516
‫- چون اون خرج مراسم رو میده
‫- وای خدای من

365
00:21:49,516 --> 00:21:51,518
‫- خیلی حرفِ مسخره‌ای زدی
‫- چطور مگه؟

366
00:21:51,518 --> 00:21:54,021
‫چون این‌جوری نیست که بگی
‫«چون من پول شام رو میدم

367
00:21:54,021 --> 00:21:55,522
‫و دلم گل پیاز سوخاری می‌خواد

368
00:21:55,522 --> 00:21:57,441
‫پس بریم استیک‌فروشیِ اوت‌بک!»

369
00:21:57,441 --> 00:21:59,735
‫بحثِ زندگیشه

370
00:21:59,735 --> 00:22:05,741
‫- بسیارخب، اینم از پنکیک‌تون
‫- چه مرگتـه؟

371
00:22:05,741 --> 00:22:11,038
‫بیکن خیلی ترد هم داریم

372
00:22:11,038 --> 00:22:15,917
‫اینم از طالبی و ماست. همه‌چی ردیفه؟

373
00:22:15,917 --> 00:22:17,711
‫- مرسی
‫- هورا

374
00:22:17,711 --> 00:22:22,883
‫بسیارخب، باشه. بعد از کشیش چی؟

375
00:22:22,883 --> 00:22:26,136
‫بعد میریم خونه‌ی مامان
‫تا لباس‌هاش رو برداریم...

376
00:22:26,136 --> 00:22:27,846
‫برای تابوتش؟

377
00:22:27,846 --> 00:22:29,639
‫با اینکه دوست داشت سوزونده بشه

378
00:22:29,639 --> 00:22:32,059
‫- تو که نمی‌دونی
‫- از اینجا متنفر بود

379
00:22:32,059 --> 00:22:35,103
‫- از اینجا متنفر نبود
‫- لی. لی!

380
00:22:35,103 --> 00:22:38,398
‫از اینجا متنفر بود. حالا درسته
‫شاید اینجا رو دوست داشت چون

381
00:22:38,398 --> 00:22:40,984
‫اینجا به دنیا اومده بود و
‫بزرگ شده بود و خونه‌ش بود

382
00:22:40,984 --> 00:22:44,279
‫ولی نه. نه، از اینجا متنفر بود

383
00:22:44,279 --> 00:22:46,573
‫و حالا قراره تا ابد

384
00:22:46,573 --> 00:22:51,161
‫بره زیرِ خاکِ سردِ کلیولند

385
00:22:51,161 --> 00:22:53,830
‫خب اگه یه بار از اون سی باری که
‫در چند روز گذشته

386
00:22:53,830 --> 00:22:55,916
‫بهت زنگ زدم و پیام دادم، جواب داده بودی

387
00:22:55,916 --> 00:22:58,668
‫می‌تونستی نقشی توی تصمیم‌گیری‌ها داشته باشی

388
00:23:00,295 --> 00:23:01,797
‫اصلاً به درک

389
00:23:01,797 --> 00:23:05,342
‫بیا برای این نعمت فراوان از خدا تشکر کنیم

390
00:23:05,342 --> 00:23:07,928
‫ممنون بابتِ این غذا. آمین

391
00:23:07,928 --> 00:23:09,805
‫خیلی‌خب

392
00:23:11,139 --> 00:23:13,600
‫کشیش بهتر کارش رو انجام می‌داد

393
00:24:09,281 --> 00:24:13,410
‫- می‌تونی کمکم کنی؟
‫- آره، ببخشید

394
00:24:13,410 --> 00:24:16,496
‫خب توی دانشگاه ایالتی اوهایو
‫یه درمانی براش پیدا کردن

395
00:24:16,496 --> 00:24:18,206
‫و نتایج امیدوارکننده‌ای داره

396
00:24:18,206 --> 00:24:21,376
‫- آره، از کجا می‌دونی؟
‫- اینجا نوشته

397
00:24:21,376 --> 00:24:23,545
‫آره ولی همه میگن نتایج خوبه

398
00:24:23,545 --> 00:24:28,675
‫در واقع اونا... آخه از کجا بدونیم
انتخابِ مناسبیه؟

399
00:24:34,681 --> 00:24:37,684
‫یه دونه هم توی
‫مرکز سرطان ام.دی. اندرسون هست

400
00:24:37,684 --> 00:24:40,395
‫شاید بتونم به لیسا زنگ بزنم و...

401
00:25:12,135 --> 00:25:14,721
‫عاشق اون عروسک بود

402
00:25:14,721 --> 00:25:16,848
‫هر شب باهاش می‌خوابید

403
00:25:19,726 --> 00:25:23,605
‫- شما باید رن باشی
‫- بله، سلام

404
00:25:23,605 --> 00:25:26,900
‫- خوشحالم که بالاخره دیدمت
‫- سلام

405
00:25:26,900 --> 00:25:31,279
‫- وای عزیزم! تسلیت میگم
‫- مرسی

406
00:25:31,279 --> 00:25:35,242
‫رن، با کیم آشنا شدی؟
‫خیلی مراقبِ مامان بود

407
00:25:35,242 --> 00:25:38,453
‫همیشه یواشکی براش دسر می‌آورد

408
00:25:38,453 --> 00:25:41,748
‫آشنایی با مادرت باعث افتخار بود

409
00:25:42,707 --> 00:25:44,417
‫خب، دنبالم بیا

410
00:25:44,417 --> 00:25:46,962
‫بقیه وسایلش رو جمع کردم

411
00:25:54,344 --> 00:25:56,555
‫ممنون، اتـاق

412
00:26:15,282 --> 00:26:17,492
‫لی؟

413
00:26:17,492 --> 00:26:21,162
‫لی، میشه یه جا وایسیم لطفاً؟

414
00:26:21,162 --> 00:26:26,418
‫- نه، باید به برنامه‌مون برسیم
‫- فقط یه دقیقه

415
00:26:35,385 --> 00:26:39,306
‫- خب جان چطوره؟
‫- خوبه

416
00:26:39,306 --> 00:26:42,267
‫- کی میاد؟
‫- نمی... نمی‌دونم

417
00:26:42,267 --> 00:26:45,103
‫- یه کاریش می‌کنه
‫- یعنی چی؟

418
00:26:45,103 --> 00:26:47,272
‫یعنی یه سری کارها
‫داره که باید انجام‌شون بده

419
00:26:47,272 --> 00:26:49,024
‫و وقتی بتونه میاد

420
00:26:51,067 --> 00:26:52,819
‫باشه. از دستم عصبانی‌ای؟

421
00:26:54,988 --> 00:26:57,032
‫- نه
‫- مطمئنی؟

422
00:26:57,032 --> 00:26:59,659
‫- آره
‫- چون واقعاً حس می‌کنم از دستم ناراحتی

423
00:26:59,659 --> 00:27:03,371
‫حالا چی شده یهو به احساساتِ من اهمیت میدی؟

424
00:27:03,371 --> 00:27:06,791
‫بیا... بیا بحث رو عوش کنیم

425
00:27:06,791 --> 00:27:08,126
‫خیلی‌خب. جان چطوره؟

426
00:27:08,126 --> 00:27:09,294
‫ببین، توی دنیای کمدی

427
00:27:09,294 --> 00:27:10,795
‫بهش میگن ارجاع به شوخیِ قبلی

428
00:27:10,795 --> 00:27:14,215
‫نمی‌خوام هم درباره‌ی کمدی صحبت کنم

429
00:27:14,215 --> 00:27:18,178
‫وایسا. باید درباره‌ی برنامه صحبت کنیم

430
00:27:18,178 --> 00:27:20,305
‫- چی شده؟
‫- باید یه تغییری توش بدیم

431
00:27:20,305 --> 00:27:24,059
‫- چرا؟
‫- باید کراوات بخرم

432
00:27:24,059 --> 00:27:26,519
‫- کراوات نیاوردی؟
‫- من اصلاً کراوات ندارم

433
00:27:26,519 --> 00:27:29,773
‫- کراوات نداری؟
‫- مشکی ندارم

434
00:27:29,773 --> 00:27:31,900
‫چیزی ندارم مناسبِ مراسم ختم باشه

435
00:27:31,900 --> 00:27:34,986
‫آره. خیلی‌خب. باشه

436
00:27:34,986 --> 00:27:36,655
‫چرا اینقدر عصبانی شدی؟

437
00:27:36,655 --> 00:27:39,199
‫بعداً می‌تونی با ماشینِ من بری.
‫اشکالی نداره

438
00:27:39,199 --> 00:27:40,700
‫مرسی؟

439
00:27:48,541 --> 00:27:49,834
‫میشه الان ماشینت رو بهم قرض بدی؟

440
00:27:49,834 --> 00:27:51,169
‫اینجا خیلی دلگیره

441
00:27:51,169 --> 00:27:53,338
‫می‌خوام با ماشین برم توی دیوار

442
00:27:55,924 --> 00:27:58,468
‫دیدم‌ها!
‫- چی رو؟

443
00:28:00,053 --> 00:28:02,347
‫- خندیدی
‫- نخیر!

444
00:28:02,347 --> 00:28:04,057
‫یعنی چی؟ مگه تازه از یه سیاره‌ی دیگه اومدم؟

445
00:28:04,057 --> 00:28:07,018
‫- آره، دیدم خندیدی
‫- یه لبخند کوچولو بود

446
00:28:07,018 --> 00:28:11,231
‫- به‌هرحال خندیدی دیگه
‫- باشه، خندیدم!

447
00:28:11,231 --> 00:28:13,525
‫خیلی‌خب، من میرم دنبالِ ریک. نگو «اَه»!

448
00:28:13,525 --> 00:28:16,528
‫باشه، برو. من همین‌جا توی شهر دلگیر می‌مونم

449
00:28:27,580 --> 00:28:30,208
‫[از دست دادنِ عزیزانت به معنیِ
‫از دست دادنِ خودت نیست]

450
00:28:38,883 --> 00:28:41,469
‫- طلاق بگیرم؟
‫- مامان، باید یه کاری بکنی

451
00:28:41,469 --> 00:28:45,557
‫نمی‌تونم از ریک طلاق بگیرم.
‫الان نمیشه

452
00:28:45,557 --> 00:28:50,270
‫- چرا نمیشه؟
‫- چون... چون...

453
00:28:50,270 --> 00:28:53,398
‫خب می‌خوای تا آخرش تحمل کنی؟
‫این که افتضاحه

454
00:28:53,398 --> 00:28:55,942
‫خب عزیزم، چاره چیه؟

455
00:28:55,942 --> 00:28:59,738
‫این‌جوری میشم یه زنِ کلیولندیِ 56 ساله‌ای

456
00:28:59,738 --> 00:29:02,741
‫که دوبار طلاق گرفته

457
00:29:02,741 --> 00:29:06,661
‫- اوهوم
‫- این غم‌انگیزترین جمله‌ایه که به زبون آوردم

458
00:29:06,661 --> 00:29:08,455
‫آره. تنها قسمت غم‌انگیزش

459
00:29:08,455 --> 00:29:09,956
‫کلیولندی بودنت بود!

460
00:29:09,956 --> 00:29:12,417
‫آخه باید از اینجا بزنی بیرون

461
00:29:12,417 --> 00:29:16,463
‫برو پاریس. برو... آلاسکا

462
00:29:16,463 --> 00:29:18,339
‫برو رُم

463
00:29:18,339 --> 00:29:20,592
‫- رم؟
‫- آره. باید یه جایی بری

464
00:29:20,592 --> 00:29:22,594
‫- وای خدای من!
‫- هرجایِ دیگه‌ای

465
00:29:22,594 --> 00:29:24,596
‫برو «بخور، عبادت کن، عشق بورز»
‫(نامِ فیلمی از رایان مورفی)

466
00:29:24,596 --> 00:29:26,848
‫می‌دونی، البته به جز عبادت کردن!

467
00:29:26,848 --> 00:29:30,935
‫آره. و به جز عشق چون دیگه از این خبرها نیست

468
00:29:30,935 --> 00:29:33,480
‫- خب دیگه چی ازش می‌مونه؟
‫- هنوز «خوردن» رو داری

469
00:29:33,480 --> 00:29:35,774
‫- بخور، بخور
‫- بخور، بخور. بهتر از این نمیشه

470
00:29:35,774 --> 00:29:37,734
‫- آره
‫- ولی جدی میگم

471
00:29:37,734 --> 00:29:39,360
‫خدایی مامان، باید بری

472
00:29:39,360 --> 00:29:42,697
‫- نه، نمیشه. کارم چی؟
‫- استعفا بده

473
00:29:42,697 --> 00:29:45,950
‫نه، نمی‌تونم استعفا بدم
‫چون باید پول خونه رو بدم

474
00:29:45,950 --> 00:29:49,120
‫و بعد ماشین دارم و
‫زندگیم اینجاست. آره.

475
00:29:49,120 --> 00:29:53,166
‫نمی‌تونم... نمی‌تونم برم.
‫هر چقدر هم که دلم بخواد نمیشه...

476
00:29:53,166 --> 00:29:55,043
‫خب پس من برمی‌گردم خونه

477
00:29:55,043 --> 00:29:58,880
‫خودم کمکت می‌کنم طلاق بگیری، باشه؟

478
00:29:58,880 --> 00:30:04,469
‫- دوتایی طلاق می‌گیریم
‫- می‌خوای شاهدِ دوتا طلاقِ مامانت باشی؟

479
00:30:04,469 --> 00:30:08,181
‫بعد یه آدمِ خوب برات پیدا می‌کنیم

480
00:30:08,181 --> 00:30:10,725
‫یه آدمِ خیلی خوب که کنارش باشی

481
00:30:10,725 --> 00:30:14,646
‫مثل این یارو که اینجاست.
‫به نظر آدمِ دنیادیده‌ایه

482
00:30:14,646 --> 00:30:17,857
‫و انگار زندگیِ خیلی خوبی داشته، می‌دونی؟

483
00:30:17,857 --> 00:30:20,068
‫قطعاً از اخبار روز باخبره و...

484
00:30:20,068 --> 00:30:22,987
‫- قطعاً کیس‌های بهتری هم هست
‫- بانمکـه

485
00:30:22,987 --> 00:30:25,490
‫آره، اونم هست که گویا پارتنر داره

486
00:30:25,490 --> 00:30:29,160
‫ریک همچین آدم بدی نبود.
‫باور کن نبود

487
00:30:29,160 --> 00:30:31,329
‫آدم باحالی بود

488
00:30:31,329 --> 00:30:37,043
‫البته. آره ولی جدی من
‫می‌تونم برگردم و کمکت کنم...

489
00:30:37,043 --> 00:30:39,420
‫نه، از این خبرها نیست

490
00:30:40,421 --> 00:30:43,383
‫نه. به زندگیت برس

491
00:30:43,383 --> 00:30:47,220
‫باید به نوشتن ادامه بدی.
‫نویسنده‌ی خوبی هستی

492
00:30:47,220 --> 00:30:53,434
‫قول بده به نوشتن ادامه میدی. قول بده

493
00:30:53,434 --> 00:30:55,562
‫- خدایی؟
‫- اوهوم

494
00:30:57,730 --> 00:31:00,275
‫- قول؟
‫- قول!

495
00:31:00,275 --> 00:31:03,444
‫- مطمئن؟
‫- مطمئن

496
00:31:03,444 --> 00:31:05,738
‫رِن، رِن

497
00:31:08,741 --> 00:31:10,368
‫طبقه‌ی پایین

498
00:31:37,478 --> 00:31:39,105
‫خب، برنامه چیه؟

499
00:31:39,105 --> 00:31:42,233
‫توی اتاق مشاوره چه خبره؟

500
00:31:42,233 --> 00:31:46,321
‫خب، مسئول کفن‌ودفن
‫داره تابوت‌ها رو آماده می‌کنه

501
00:31:46,321 --> 00:31:49,198
‫نمی‌دونم. باید منتظر بمونیم

502
00:31:50,408 --> 00:31:54,078
‫- آماده می‌کنه؟
‫- آره

503
00:31:54,078 --> 00:31:58,666
‫- یعنی برای نمایش تابوت؟
‫- نمایش تابوت

504
00:31:59,876 --> 00:32:02,921
‫مثل نمایشگاه تابوت؟

505
00:32:02,921 --> 00:32:06,382
‫آره. چندتا سوالِ دیگه داری رن؟

506
00:32:08,301 --> 00:32:10,595
‫- چندتا تابوت؟
‫- سه‌تا

507
00:32:10,595 --> 00:32:13,598
‫در واقع، بودجه‌م به سه‌تا می‌رسید

508
00:32:13,598 --> 00:32:18,311
‫- بودجه‌ی تابوت داری؟
‫- آره، دارم

509
00:32:18,311 --> 00:32:20,939
‫شاید تابوت دستِ دوم با گارانتی داشته باشن

510
00:32:20,939 --> 00:32:23,566
‫مثل همین جدیدها ولی با قیمت پایین‌تر

511
00:32:25,068 --> 00:32:28,947
‫ببخشید رن، دوست داری کمک کنی؟

512
00:32:28,947 --> 00:32:33,201
‫شاید بتونی کمی از پولی که با
‫نویسندگی جمع کردی بهمون بدی؟

513
00:32:34,953 --> 00:32:36,621
‫خب این دیگه خیلی نامردی بود

514
00:32:36,621 --> 00:32:40,291
‫خیلی‌خب کافیه. با جفت‌تونم

515
00:32:40,291 --> 00:32:44,462
‫الان و اینجا جاش نیست.
‫ریک، مسئول کفن‌ودفن کیه؟

516
00:32:44,462 --> 00:32:48,508
‫چه می‌دونم. یه یاروی
‫عجیب‌وغریبیه که صاحبِ اینجاست

517
00:32:48,508 --> 00:32:53,888
‫- نه، میگم اسمش چیه؟
‫- بـاب

518
00:32:53,888 --> 00:32:57,058
‫- سلام. بیـل هستم
‫- خوشوقتم

519
00:32:57,058 --> 00:32:58,810
‫- فرمودین اسم‌تون چیه؟
‫- بیل

520
00:32:58,810 --> 00:33:01,813
‫بیل، درسته.
‫خوشوقتم، بیل

521
00:33:01,813 --> 00:33:06,901
‫یه لحظه منو ببخشید. خانم دانلان،
‫خانواده‌تون توی اون تابوت عاشق‌تون میشن

522
00:33:06,901 --> 00:33:10,154
‫یه خونه‌ی ابدیه

523
00:33:10,154 --> 00:33:13,825
‫خیلی‌خب، بذارین بهتون نشون بدم چی‌ها داریم

524
00:33:13,825 --> 00:33:15,493
‫آپشن‌های خیلی خوبی دارین

525
00:33:15,493 --> 00:33:18,371
‫بیل، یه سوال درباره‌ی
‫اون تابوتِ سمت راست دارم

526
00:33:18,371 --> 00:33:20,581
‫میشه چیزی روش نوشت؟

527
00:33:20,581 --> 00:33:22,375
‫مثل یه پیام اختصاصی

528
00:33:22,375 --> 00:33:25,044
‫یا به طور استاندارد روش نوشته
‫«خدا رحمتت کنه»؟

529
00:33:25,044 --> 00:33:28,589
‫چرا که نه. حتماً. می‌تونین
‫هرچی بخواین سفارش بدین

530
00:33:28,589 --> 00:33:30,425
‫اسم. تاریخ

531
00:33:30,425 --> 00:33:32,218
‫- حتی جملات موردعلاقه
‫- حتی جملات موردعلاقه

532
00:33:32,218 --> 00:33:32,885
‫درسته.

533
00:33:32,927 --> 00:33:35,013
‫باهم گفتیم! مثلاً «یولو»
‫(فقط یه بار زندگی می‌کنی)

534
00:33:35,013 --> 00:33:36,556
‫رن

535
00:33:36,556 --> 00:33:38,558
‫اگه خودش بود می‌خندید. بی‌خیال

536
00:33:38,558 --> 00:33:40,727
‫- اونا حرف اول اسم‌شون بوده؟
‫- بهش توجه نکنین

537
00:33:40,727 --> 00:33:42,854
‫سمت چیه جالبه

538
00:33:42,854 --> 00:33:46,441
‫- خب، خیلی خواهان داره
‫- مشخصه، بیل

539
00:33:46,441 --> 00:33:49,444
‫عاشقِ شعله‌هایی هستم که روی تابوت کار شده

540
00:33:49,444 --> 00:33:51,863
‫این‌جوری یه پیام قاطعانه
‫به عزیزت می‌رسونی که

541
00:33:51,863 --> 00:33:53,406
‫می‌دونی قراره کجا بره!

542
00:33:53,406 --> 00:33:55,867
‫رن

543
00:33:55,867 --> 00:33:59,412
‫آره، البته. پس همین رو می‌خواین؟

544
00:33:59,412 --> 00:34:01,748
‫- هوم
‫- نه، همچنان به ایشون توجه نکنین

545
00:34:01,748 --> 00:34:03,583
‫آره، به من توجه نکن

546
00:34:03,583 --> 00:34:06,961
‫- من میگم وسطی
‫- موافقم

547
00:34:10,882 --> 00:34:15,261
‫- شنیدی چی گفت
‫- خب، بریم؟

548
00:34:18,806 --> 00:34:23,394
‫یه تختت کمه؟ دارم بهت ترفیع
‫میدم که سرپرست حقوق و دستمزد بشی

549
00:34:23,394 --> 00:34:26,939
‫- می‌دونم
‫- باعثِ افتخاره

550
00:34:26,939 --> 00:34:30,651
‫در واقع بقیه دنبال همچین موقعیتی هستن.
‫مثل گری

551
00:34:30,651 --> 00:34:34,238
‫واقعاً دنبالشـه. می‌تونی کلی پول به جیب بزنی

552
00:34:34,238 --> 00:34:40,912
‫تو همونی هستی که می‌خوایم.
‫سرپرست حقوق و دستمزد

553
00:34:40,912 --> 00:34:45,792
‫می‌تونیم صبر کنیم. بهش فکر کن

554
00:34:45,792 --> 00:34:49,087
‫- باهات تماس می‌گیرم
‫- باشه. مرسی

555
00:34:50,630 --> 00:34:52,632
‫[کوین - محل کار]

556
00:34:54,926 --> 00:34:58,971
‫- همه‌چی مرتبه؟
‫- آره، ردیفه

557
00:34:58,971 --> 00:35:00,181
‫خب، برنامه‌ریزیت عالی بود

558
00:35:00,181 --> 00:35:01,516
‫از موسسه کفن‌ودفن

559
00:35:01,516 --> 00:35:03,392
‫رسیدیم به گهواره‌ی مرگ

560
00:35:04,727 --> 00:35:06,771
‫مودب رفتار کن. طرف کشیشه

561
00:35:06,771 --> 00:35:10,483
‫آره و واضح یه اهریمن دنبالش
‫اومده خونه و اینجا جا خوش کرده

562
00:35:10,483 --> 00:35:13,319
‫اون یکی عروسک آنابله اونجا افتاده؟

563
00:35:13,319 --> 00:35:15,029
‫- عروسکِ آنابل نیست
‫- چرا. نگاه کن...

564
00:35:15,029 --> 00:35:16,781
‫- نه
‫- عروسکِ آنابله...

565
00:35:16,781 --> 00:35:19,617
‫- شاید خواهرزاده داره
‫- که چی؟ اونا جا گذاشتن؟

566
00:35:19,617 --> 00:35:21,452
‫شاید نمی‌دونه اونا جاش گذاشتن

567
00:35:21,452 --> 00:35:24,956
‫حدس می‌زنم یه آدم معمولی
‫با چشم‌های معمولی باشه

568
00:35:24,956 --> 00:35:29,544
‫شاید چشم‌هاش رو توی دعوا با اهریمنی
‫که تا خونه دنبالش کرده، از دست داده

569
00:35:30,461 --> 00:35:32,338
اوه لعنتی

570
00:35:32,338 --> 00:35:34,632
‫- نه
‫- اول که خندیدی، بعدم شوخی می‌کنی!

571
00:35:34,632 --> 00:35:37,135
‫آخه برای آدمی که تا همین یه ساعتِ پیش
‫نمی‌خواست درباره‌ی کمدی حرف بزنه،

572
00:35:37,135 --> 00:35:38,719
‫حرکتِ خفنی حساب میشه!

573
00:35:38,719 --> 00:35:40,805
‫- بدعادت نشی
‫- وای داری تغییر می‌کنی

574
00:35:40,805 --> 00:35:42,223
‫دارم می‌بینم

575
00:35:42,223 --> 00:35:44,559
‫خب، اومدش. درست به موقع

576
00:35:46,853 --> 00:35:48,563
‫مزدا میاتا

577
00:35:50,273 --> 00:35:51,774
‫صاف زد وسطِ پیاده‌رو

578
00:35:53,651 --> 00:35:57,071
‫گزارشش میدم جریمه‌ش کنن

579
00:35:57,071 --> 00:36:01,492
‫- آبمیوه گرفتی؟
‫- آبمیوه اسموتی

580
00:36:01,492 --> 00:36:07,165
‫- آبمیوه اسموتی دیگه چیه؟
‫- آبمیوه اسموتی دیگه. رژیم گرفتم

581
00:36:07,165 --> 00:36:08,541
‫خب، ظاهرت که عالیه

582
00:36:09,876 --> 00:36:12,545
‫- ریک، سلام. سلام.
‫- پدر دَن

583
00:36:12,545 --> 00:36:14,505
‫شما هم باید رن و لی باشین.
‫از دیدن‌تون خوشحالم

584
00:36:14,505 --> 00:36:17,049
‫تسلیت میگم. الان وسطِ کلاسِ درسم

585
00:36:17,049 --> 00:36:21,220
‫ولی بیایین تو. بیایین. خوش اومدین.

586
00:36:23,598 --> 00:36:27,560
‫بسیارخب آدام، به تمرین ادامه بده.
‫داری عالی پیش میری

587
00:36:27,560 --> 00:36:29,854
‫شارون، داره عالی پیش میره. عالی می‌زنه

588
00:36:29,854 --> 00:36:31,230
‫خیلی خوبه

589
00:36:31,230 --> 00:36:32,440
‫خوشحالم بالاخره تونستین

590
00:36:32,440 --> 00:36:33,858
‫پدر دن رو ملاقات کنین

591
00:36:33,858 --> 00:36:35,359
‫- بالاخره؟
‫- آره

592
00:36:35,359 --> 00:36:38,946
‫پدر دن توی همه‌ی این سختی‌ها،

593
00:36:38,946 --> 00:36:43,284
‫ واقعاً مثل یه قهرمان کنارمون بوده

594
00:36:43,284 --> 00:36:46,454
‫نه جدی، یه قهرمان معنویه

595
00:36:46,454 --> 00:36:50,958
‫که هر چقدر هم اوضاع بد می‌شد،
‫ناامیدمون نمی‌کرد

596
00:36:50,958 --> 00:36:56,464
‫خیلی ارزشمنده که تا آخرش کنارمون خواهد بود

597
00:36:56,464 --> 00:36:59,258
‫ممنونم، ریک. لطف داری

598
00:36:59,258 --> 00:37:02,470
‫خیالم راحت شد که شنیدم
‫مادرمون رو می‌شناختین

599
00:37:02,470 --> 00:37:04,513
‫من خبر نداشتم

600
00:37:05,932 --> 00:37:08,935
‫ایشون مامان‌تون رو نمی‌شناسن.
‫اصلاً مامان‌تون رو ندیده

601
00:37:08,935 --> 00:37:11,395
‫بیشتر قهرمانِ معنویِ منـه

602
00:37:11,395 --> 00:37:13,314
‫- قهرمان!
‫- ولی از اینجا دیگه شما وارد عمل میشین

603
00:37:13,314 --> 00:37:17,235
‫من از قبل کلی چیزها
‫راجع به مادرتون بهش گفتم

604
00:37:17,235 --> 00:37:20,446
‫از علایقش، غذای موردعلاقه‌ش و این چیزها

605
00:37:20,446 --> 00:37:22,114
‫ولی الان مایلن که

606
00:37:22,114 --> 00:37:24,617
‫جدا جدا با شما صحبت کنن

607
00:37:24,617 --> 00:37:25,785
‫یه سری اطلاعات جمع کنن

608
00:37:25,785 --> 00:37:27,119
‫و بعد این اطلاعات رو

609
00:37:27,119 --> 00:37:28,412
‫با اطلاعاتِ من ترکیب کنن

610
00:37:28,412 --> 00:37:31,916
‫و سخنرانی مراسم رو براساسش انجام بدن

611
00:37:33,000 --> 00:37:35,586
‫شبیه لحافی که از چند تیکه ساخته شده

612
00:37:35,586 --> 00:37:39,423
‫می‌دونم داری سعی می‌کنی
‫بامزه‌بازی در بیاری ولی آره. دقیقاً!

613
00:37:39,423 --> 00:37:41,425
‫شبیه همون لحاف که گفتی

614
00:37:41,425 --> 00:37:44,136
‫من بیرون کار دارم و واسه همین میرم دیگه

615
00:37:44,136 --> 00:37:47,682
‫دیگه این بچه‌ها رو می‌سپارم به شما

616
00:37:47,682 --> 00:37:49,642
‫بسیارخب

617
00:37:49,642 --> 00:37:51,519
‫- بسیارخب، مرسی ریک
‫- مرسی از شما

618
00:37:51,519 --> 00:37:54,146
‫- خدانگهدار ریک
‫- بسیارخب

619
00:37:59,193 --> 00:38:00,695
‫ببخشید تمیزکاری نکردم

620
00:38:00,695 --> 00:38:03,030
‫واقعاً امروز فرصت نشد

621
00:38:04,156 --> 00:38:06,784
‫واقعاً داره پیشرفت می‌کنه

622
00:38:06,784 --> 00:38:09,453
‫دو ماه پیش زیاد تعریفی نداشت

623
00:38:09,453 --> 00:38:12,707
‫ولی کوچولو هر روز داره پیشرفت می‌کنه

624
00:38:12,707 --> 00:38:14,542
‫- آره
‫- آره، نه، خیلی کارش خوبه

625
00:38:14,542 --> 00:38:19,088
‫- خیلی خوبه
‫- مرسی. خب با کی شروع کنیم؟

626
00:38:28,264 --> 00:38:30,057
‫- رن؟
‫- ببخشید

627
00:38:30,057 --> 00:38:32,518
‫میشه سوال‌تون رو تکرار کنین؟

628
00:38:32,518 --> 00:38:34,270
‫چیزه... آهان!

629
00:38:37,189 --> 00:38:38,441
‫حالت چطوره؟

630
00:38:40,026 --> 00:38:41,861
‫خوبم

631
00:38:45,239 --> 00:38:47,199
‫خب روال کارت چه‌جوریه؟

632
00:38:47,199 --> 00:38:50,995
‫قراره یه سری سوال درباره‌ی
‫اوضاع‌واحوالم بپرسی

633
00:38:50,995 --> 00:38:52,663
‫یا من همین‌جور به چرت‌وپرت گفتن ادامه بدم؟

634
00:38:52,663 --> 00:38:55,166
‫خب همیشه قبل از شروع کار

635
00:38:55,166 --> 00:38:56,917
‫دوست دارم بپرسم کسی
‫که دارم باهاش صحبت می‌کنم

636
00:38:56,917 --> 00:39:00,087
‫ترجیح میده خودش توی مراسم صحبت کنه یا نه

637
00:39:00,087 --> 00:39:02,256
‫- نـه
‫- متوجه‌م

638
00:39:02,256 --> 00:39:06,052
‫بی‌اغراق کارِ سختیه

639
00:39:06,052 --> 00:39:07,219
‫آره

640
00:39:07,219 --> 00:39:08,095
‫ولی بازم دوست دارم بپرسم

641
00:39:08,095 --> 00:39:09,221
‫تا قبل از شروع کار

642
00:39:09,221 --> 00:39:11,557
‫خیالم راحت بشه

643
00:39:11,557 --> 00:39:13,267
‫باشه

644
00:39:13,267 --> 00:39:17,730
‫آره. نه. مرسی. همچنان جوابم منفیه.

645
00:39:17,730 --> 00:39:19,398
‫باشه

646
00:39:20,483 --> 00:39:23,527
‫شاید بهتر باشه از اینجا شروع کنیم که

647
00:39:23,527 --> 00:39:26,947
‫یکم درباره‌‌ی مادرت برام بگی

648
00:39:26,947 --> 00:39:28,407
‫درباره‌ی لیلی کاترین بهم بگو

649
00:39:30,743 --> 00:39:32,161
‫لیلی کاترین!

650
00:39:35,748 --> 00:39:37,750
‫کنجکاو شدم بدونم ریک چی گفته

651
00:39:37,750 --> 00:39:39,543
‫اون درباره‌ی مامانم چی گفته؟

652
00:39:39,543 --> 00:39:41,337
‫خب ترجیح میدم درباره‌ی اظهارت پدرت چیزی نگم

653
00:39:41,337 --> 00:39:43,255
‫- ناپدری
‫- ناپدریت. ببخشید

654
00:39:43,255 --> 00:39:46,550
‫کاری به اظهاراتِ ناپدری و خواهرت نداریم

655
00:39:48,010 --> 00:39:49,637
‫خب پس یعنی سخنرانی مراسم فردا

656
00:39:49,637 --> 00:39:52,640
‫قراره یه غافلگیری باشه؟

657
00:39:52,640 --> 00:39:54,642
‫از نظر من این‌جوری نیست

658
00:39:54,642 --> 00:39:57,728
‫ولی به نظرم همیشه بهتره که آدم

659
00:39:57,728 --> 00:40:00,564
‫خودش به عزیزش فکر کنه

660
00:40:00,564 --> 00:40:03,943
‫اینه طرف هرجور بخواد عزیزش رو
‫ببینه، بدون اینکه تحت تاثیر حرف بقیه باشه

661
00:40:03,943 --> 00:40:06,237
‫پس از مادرت بگو، رن

662
00:40:06,237 --> 00:40:10,658
‫از سرگرمی‌هاش، فیلم محبوبش یا
‫خاطره‌ی موردعلاقه‌ت از مادرت

663
00:40:10,658 --> 00:40:15,079
‫آره، نمی‌دونم. الان چیزی به ذهنم نمی‌رسه

664
00:40:15,079 --> 00:40:17,415
‫وقتی به مادرت فکر می‌کنی،

665
00:40:17,415 --> 00:40:18,958
‫اولین چیزی که به ذهنت میاد، چیه؟

666
00:40:21,085 --> 00:40:23,212
‫که اگه اینجا بود از این کارها بدش میومد

667
00:40:24,463 --> 00:40:25,840
‫منظورت چیه؟

668
00:40:27,883 --> 00:40:30,094
‫اینکه اینجا بشینه و درباره‌ی مرگش

669
00:40:30,094 --> 00:40:33,097
‫با قهرمانِ معنویِ ریک صحبت کنه

670
00:40:33,097 --> 00:40:35,182
‫دلخور نشی‌ها

671
00:40:35,182 --> 00:40:37,143
‫چرا باید بدش بیاد؟

672
00:40:37,143 --> 00:40:40,187
‫چون بدش میومد بقیه راجع بهش حرف بزنن

673
00:40:40,187 --> 00:40:42,106
‫آخه واسه همین به هیچ‌کس نمی‌گفت

674
00:40:42,106 --> 00:40:44,984
‫که چی بهش می‌گذره

675
00:40:44,984 --> 00:40:50,156
‫همه‌چیز رو ریخت توی خودش.
‫هیچ‌کس نباید باخبر می‌شد

676
00:40:51,824 --> 00:40:53,033
‫که اینطور

677
00:40:54,702 --> 00:40:56,787
اون از شنیدن نظرات بقیه متنفر بود

678
00:40:56,787 --> 00:40:58,456
متنفر بود بشنوه یه خاله و دایی یه نفر

679
00:40:58,456 --> 00:41:01,834
یه قرص جادویی خورده و خوب شده

680
00:41:04,420 --> 00:41:06,964
شاید اینجا جای بهتری واسه شروعه

681
00:41:06,964 --> 00:41:09,049
اینکه سرگرمی و غذای موردعلاقه‌ات

682
00:41:09,049 --> 00:41:10,968
و این چرت ها رو به کسی نگی

683
00:41:10,968 --> 00:41:16,474
.شرمنده. بی‌ادبی کردم
چیزهایی که دوست داشت

684
00:41:16,474 --> 00:41:20,895
.چون کسی براش مهم نیست
دوباره شرمنده

685
00:41:22,771 --> 00:41:25,316
ولی چیزهایی که ازشون متنفر بود رو بهم میگفت

686
00:41:25,316 --> 00:41:29,403
یکی رو پیدا کن که به اندازه‌ی اون
از این متنفر باشه

687
00:41:29,403 --> 00:41:31,322
که توی بازار آدم آشنا ببینه

688
00:41:33,449 --> 00:41:35,910
فکر کنم توصیف خوبی از مادرم بود

689
00:41:35,910 --> 00:41:41,874
.تمام چیزهایی که متنفر بود
آدم‌ها و صحبت کردن

690
00:41:41,874 --> 00:41:46,754
.و این
از این خیلی متنفر میشد

691
00:41:51,717 --> 00:41:53,844
چیکار کردی؟ -
چی؟ -

692
00:41:53,844 --> 00:41:55,346
چی؟ -
چی برداشتی؟ -

693
00:41:55,346 --> 00:41:58,933
.وای خدا
من هیچ کاری نکردم

694
00:41:58,933 --> 00:42:00,684
فقط یه فنجون برداشتم، باشه؟

695
00:42:00,684 --> 00:42:03,437
...یه فنجون
وای خدا. بازم این کار رو کردی

696
00:42:03,437 --> 00:42:05,773
.لِی، آروم باش
مردم همیشه توی رستوران این کار رو میکنن

697
00:42:05,773 --> 00:42:08,609
.واسه همین اضافه دارن
بازم از اونا دارن. چیزی نیست

698
00:42:08,609 --> 00:42:11,904
آره، همینطوره -
اصلا هم اینطور نیست. واقعیت نداره -

699
00:42:11,904 --> 00:42:14,615
نعلبکی هم برداشتی؟ -
آره. یه قاشق هم برداشتم -

700
00:42:14,615 --> 00:42:17,451
ست کامل رو برداشتی؟

701
00:42:17,451 --> 00:42:19,745
نمیشه که یه مورد از ست رو برداشت -
دقیقا -

702
00:42:19,745 --> 00:42:21,705
دستگیرتون میکنن -
بیخیال -

703
00:42:21,705 --> 00:42:23,040
واستون وثیقه نمیذارم

704
00:42:23,040 --> 00:42:24,375
چرا اینقدر استرس گرفتی؟

705
00:42:24,375 --> 00:42:25,876
چون امروز حتی یدونه چیز

706
00:42:25,876 --> 00:42:27,795
رو هم جدی نگرفتی

707
00:42:27,795 --> 00:42:29,713
حتی یه لحظه هم مثل خودت نبودی

708
00:42:29,713 --> 00:42:31,215
و داره میره رو اعصابم

709
00:42:31,215 --> 00:42:32,258
مثل خودم بودم

710
00:42:32,258 --> 00:42:34,134
نه، نبودی. نبودی

711
00:42:34,134 --> 00:42:35,761
همه‌اش حالی به حالی میشدی

712
00:42:35,761 --> 00:42:36,762
انگار اصلا اینجا نیستی

713
00:42:36,762 --> 00:42:38,222
اینجام، خیلی خب؟

714
00:42:38,222 --> 00:42:40,516
ولی میشه بذاری عکس‌العمل خودم رو داشته باشم

715
00:42:40,516 --> 00:42:41,600
و خودم یه فکری براش بکنم؟

716
00:42:41,600 --> 00:42:42,977
فکری براش نمیکنی

717
00:42:42,977 --> 00:42:44,103
داری در موردش شوخی میکنی

718
00:42:44,103 --> 00:42:45,062
هیچی حس نمیکنی

719
00:42:45,062 --> 00:42:46,230
کی اهمیت میده؟

720
00:42:46,230 --> 00:42:47,940
همه‌اش چرته

721
00:42:47,940 --> 00:42:49,733
چرت نیست، رن -
غذای مورد علاقه‌اش؟ -

722
00:42:49,733 --> 00:42:51,068
چرت نیست، چون داره اتفاق می‌افته

723
00:42:51,068 --> 00:42:53,112
واقعا داره اتفاق می‌افته

724
00:42:53,112 --> 00:42:55,447
روزی که ازش می‌ترسیدیم
،و در موردش فکر کردیم

725
00:42:55,447 --> 00:42:56,949
بالاخره رسیده

726
00:42:56,949 --> 00:42:58,492
و نمیتونی بازم

727
00:42:58,492 --> 00:43:00,077
مریض بودنش رو نادیده بگیری
چون دیگه مرده

728
00:43:00,077 --> 00:43:01,912
نادیده‌اش نمیگیرم -
اون مرده -

729
00:43:01,912 --> 00:43:03,747
می‌شنوی دارم چی میگم؟ -
آره، می‌شنوم -

730
00:43:03,747 --> 00:43:05,332
اون مرده -
می‌شنوم -

731
00:43:05,332 --> 00:43:07,001
خب پس یه عکس‌العملی نشون بده

732
00:43:07,001 --> 00:43:08,794
دارم عکس‌العمل نشون میدم دیگه

733
00:43:08,794 --> 00:43:11,589
دارم داد میزنم، نه؟
اینم یه عکس‌العمله

734
00:43:11,589 --> 00:43:15,926
فقط چون نمی‌بینیش
معنیش این نیست که انجامش نمیدم

735
00:43:15,926 --> 00:43:17,761
رن، من خیلی خوب می‌شناسمت

736
00:43:17,761 --> 00:43:19,847
و داری همون کاری رو میکنی

737
00:43:19,847 --> 00:43:21,974
،که همیشه انجامش دادی
یعنی مشکلاتت رو نادیده میگیری

738
00:43:21,974 --> 00:43:24,101
.نمیخوای چیزی حس کنی
نمیخوای در موردش حرف بزنی

739
00:43:24,101 --> 00:43:25,769
فهمیدم -
خب، پس یه سوال بپرس -

740
00:43:25,769 --> 00:43:27,354
چی مثلا؟

741
00:43:27,354 --> 00:43:28,522
چطوری قراره بدون مادرت

742
00:43:28,522 --> 00:43:29,815
به زندگیت برسی؟

743
00:43:29,815 --> 00:43:32,151
چطوری قراره به زندگی ادامه بدی؟

744
00:43:32,151 --> 00:43:33,819
،لازم نیست جواب این سوالات رو بدونی

745
00:43:33,819 --> 00:43:36,447
ولی اینا رو باید از خودت بپرسی

746
00:43:36,447 --> 00:43:38,115
نه

747
00:43:38,115 --> 00:43:39,658
پس بازم به همینجا برمیگردیم

748
00:43:39,658 --> 00:43:41,660
،برمیگردیم اینجا، شاید شش ماه دیگه

749
00:43:41,660 --> 00:43:43,120
،یه سال دیگه، شش سال دیگه

750
00:43:43,120 --> 00:43:45,039
دقیقا همین مکالمه رو انجام میدیم

751
00:43:45,039 --> 00:43:48,667
و وقتی بهت زنگ میزنم ردش میکنی

752
00:43:48,667 --> 00:43:50,502
تو که مطمئن نیستی

753
00:43:53,380 --> 00:43:56,008
باشه -
باشه -

754
00:44:48,310 --> 00:44:51,063
میرم بالا کمدش رو ببینم
تا یه چیزی واسه فردا پیدا کنم

755
00:44:51,063 --> 00:44:53,732
باشه -
نمیخوام زیاد اینجا بمونم -

756
00:44:53,732 --> 00:44:56,485
فردا برمیگردیم تا باقی وسایلش رو برداریم

757
00:47:13,831 --> 00:47:16,625
سلام، رفیق. چیکار میکنی؟

758
00:47:41,441 --> 00:47:43,110
لی؟

759
00:48:39,333 --> 00:48:41,960
گم شدی؟

760
00:48:41,960 --> 00:48:43,879
ببخشید. گم شدی؟

761
00:48:45,464 --> 00:48:47,758
چی؟ -
گم شدی؟ -

762
00:48:47,758 --> 00:48:50,594
شرمنده. یه کراوات لازم دارم

763
00:48:50,594 --> 00:48:55,182
.لباس مردانه
اون طرفه

764
00:49:09,321 --> 00:49:11,323
لعنتی

765
00:49:17,746 --> 00:49:18,872
چیزی لازم ندارین؟

766
00:49:24,628 --> 00:49:26,797
رن؟ -
تف توش -

767
00:49:28,340 --> 00:49:31,635
هی. هی -
رن، رفیق -

768
00:49:31,635 --> 00:49:33,553
چه خبرا، پسر؟ لس‌آنجلس چطوره؟

769
00:49:33,553 --> 00:49:35,097
نویسندگی چطور پیش میره؟

770
00:49:35,097 --> 00:49:37,641
در جریانم بذار -
خوبه. لس‌آنجلس خوبه -

771
00:49:37,641 --> 00:49:40,143
تازگیا چیزی نوشتی؟
چیزی که ممکنه دیده باشم؟

772
00:49:40,143 --> 00:49:44,064
نه، هنوز نه. زیاد به جلسه و مصاحبه میرم

773
00:49:44,064 --> 00:49:46,483
چه بد. مطمئنم اوضاع بهتر میشه

774
00:49:46,483 --> 00:49:49,152
راستش پسرعموم هم رفت لس‌آنجلس تا بازیگر بشه

775
00:49:49,152 --> 00:49:52,364
قیافه‌اش خیلی عجیب و غریبه

776
00:49:52,364 --> 00:49:53,824
آره، قیافه‌اش جوریه که انگار

777
00:49:53,824 --> 00:49:55,409
از پشت تو سرش کوبیدن و تعجب کرده

778
00:49:55,409 --> 00:49:59,246
و صورتش همونجوری مونده

779
00:49:59,246 --> 00:50:00,664
متاسفم که اینو میشنوم -
آره -

780
00:50:00,664 --> 00:50:02,082
راستش فکر کنم یه قرارداد

781
00:50:02,082 --> 00:50:06,378
واسه بازی توی آگهی شوینده‌ی لباس بسته

782
00:50:06,378 --> 00:50:09,756
دارم از من می‌پرسی؟
من نمی‌شناسمش

783
00:50:11,508 --> 00:50:14,886
آره، همینطوره. آگهی شوینده‌ی لباس بود

784
00:50:14,886 --> 00:50:18,849
بگذریم، یارو یه روز کار کرد
و 20 هزار دلار به جیب زد

785
00:50:18,849 --> 00:50:20,851
یه روز و 20 هزار تا؟

786
00:50:20,851 --> 00:50:23,270
نه، شنیدم آگهی‌های بازرگانی پول خوبی میدن

787
00:50:23,270 --> 00:50:26,565
.آره، دیوونگیه
تو هم باید واسه اونا کار کنی، پسر

788
00:50:28,066 --> 00:50:29,693
آره، اینطوری باید بزنم تو کار تبلیغات

789
00:50:29,693 --> 00:50:31,778
ولی حتما در نظرش می‌گیرم

790
00:50:31,778 --> 00:50:34,364
آره، میدونی، در نظر داشته باش

791
00:50:34,364 --> 00:50:37,951
...بگذریم، چطوری، پسر؟ اوضاعت

792
00:50:37,951 --> 00:50:41,830
.خبرها رو شنیدم
در مورد مادرت شنیدم

793
00:50:43,373 --> 00:50:46,043
آره. آره

794
00:50:46,585 --> 00:50:48,378
...امم

795
00:50:48,378 --> 00:50:52,799
آره، خوبی؟ -
آره، خوبم. خوبم -

796
00:50:53,675 --> 00:50:55,302
...لعنتی. من

797
00:50:55,302 --> 00:50:57,054
میدونی، مادرت رو یادمه

798
00:50:57,054 --> 00:51:01,058
خانم خیلی مهربونی بود

799
00:51:01,058 --> 00:51:04,644
آره. ممنون -
...اون -

800
00:51:04,644 --> 00:51:07,272
یادمه همیشه دیر میومد مدرسه دنبالت

801
00:51:07,272 --> 00:51:10,609
آره، درسته

802
00:51:10,609 --> 00:51:12,944
ببخشید، احتمالا خاطره‌ی خیلی خوبی نبود

803
00:51:12,944 --> 00:51:14,279
که الان یادت بندازم

804
00:51:14,279 --> 00:51:16,990
نه، خوب بود

805
00:51:16,990 --> 00:51:20,077
راستش یادمه مادر خودم هم

806
00:51:20,077 --> 00:51:21,745
یه بار دیر اومد دنبالم

807
00:51:21,745 --> 00:51:23,497
چون پدرم تازه از کار اخراج شده بود

808
00:51:23,497 --> 00:51:25,415
و زود اومده بود خونه

809
00:51:25,415 --> 00:51:27,459
و بعدش پدر و مادرم دعواشون شده بود

810
00:51:27,459 --> 00:51:29,920
و فکر کنم چون خیلی عصبانی بود
مادرم از خونه رفته بود

811
00:51:29,920 --> 00:51:31,963
و یادش رفته بود بیاد دنبالم

812
00:51:31,963 --> 00:51:35,175
،یادمه مادرت اومد سراغم و گفت

813
00:51:35,175 --> 00:51:37,302
هی، اندی، من جای تو منتظرش می‌مونم"

814
00:51:37,302 --> 00:51:39,638
.بیا تو ماشین. آهنگ گوش میدیم
"خوش میگذره

815
00:51:39,638 --> 00:51:41,932
بعدش با تو و مادرت سوار ماشین شدم

816
00:51:41,932 --> 00:51:44,351
...و بعدش آهنگِ

817
00:51:44,351 --> 00:51:47,187
پال سایمون -
پال سایمون گذاشت -

818
00:51:47,187 --> 00:51:49,523
عاشق پال سایمون بود

819
00:51:49,523 --> 00:51:52,275
بعدش خودمون سه تا بودیم

820
00:51:52,275 --> 00:51:53,819
من و تو و مادرت توی ماشین نشسته بودیم

821
00:51:53,819 --> 00:51:55,487
و به پال سایمون گوش میکردیم

822
00:51:55,487 --> 00:51:57,489
بعدش مادرم اومد دنبالم

823
00:51:57,489 --> 00:51:59,950
و منو برد خونه و... وای

824
00:51:59,950 --> 00:52:01,952
پدر و مادرم دوباره دعواشون رو ادامه دادن

825
00:52:01,952 --> 00:52:04,162
کل شب رو دعوا میکردن

826
00:52:04,162 --> 00:52:06,206
و دلم نمیخواست دیگه صداشون رو بشنوم

827
00:52:06,206 --> 00:52:09,376
دزدکی رفتم پایین و سی‌دی‌هاشون رو گشتم

828
00:52:09,376 --> 00:52:11,378
و همون سی‌دی رو پیدا کردم

829
00:52:11,378 --> 00:52:13,672
بعدش برگشتم به اتاق کوچیکم

830
00:52:13,672 --> 00:52:15,298
و هدفون گذاشتم

831
00:52:15,298 --> 00:52:18,885
بقیه‌ شب دیگه صدای دعواشون رو نشنیدم

832
00:52:18,885 --> 00:52:23,390
آره -
مامانت این خوبی رو در حقم کرد -

833
00:52:23,390 --> 00:52:27,686
خانم خیلی مهربونی بود

834
00:52:31,398 --> 00:52:32,691
ممنون

835
00:52:34,234 --> 00:52:36,069
متافم، پسر. آره

836
00:52:38,488 --> 00:52:39,698
از دیدنت خوشحال شدم

837
00:52:56,882 --> 00:52:58,383
گل رز تقدیم به تو -
الان برمیگردم -

838
00:52:58,383 --> 00:52:59,551
اوه

839
00:52:59,551 --> 00:53:01,261
سلام -
قابل نداشت -

840
00:53:01,261 --> 00:53:03,263
حق با تو بود. پشیمون شدم
که اینجا به دیدنت اومدم

841
00:53:03,263 --> 00:53:05,557
...پس من دیگه -
نه، نه، نه، دیگه دیره -

842
00:53:05,557 --> 00:53:06,975
حالا باید بیای با دوست‌هام آشنا بشی

843
00:53:06,975 --> 00:53:09,895
نمیتونی بری. بیا

844
00:53:09,895 --> 00:53:13,064
بچه‌ها، این رن‌ـه -
اوه، رن -

845
00:53:13,064 --> 00:53:15,400
سلام. سلام -
سلام. سم هستم -

846
00:53:15,400 --> 00:53:17,652
سلام. پارکر هستم. از آشناییت خوشحالم -
سلام. از آشناییت خوشحالم -

847
00:53:17,652 --> 00:53:19,905
.کارت خیلی خوب بود
اجرات خیلی خوب بود

848
00:53:19,905 --> 00:53:23,116
خیلی خوب بود. شک نکن بهترین اجرای امشب میشه

849
00:53:23,116 --> 00:53:26,161
خب، هدف امشبم اینه تو رو ببرم روی صحنه

850
00:53:26,161 --> 00:53:29,623
نه، نه، نه. باید نوشیدنی بخورم
تا برم اون بالا

851
00:53:29,623 --> 00:53:32,000
از این خبرا نیست -
الان برمیگردم -

852
00:53:32,000 --> 00:53:33,919
آره -
وای خدا -

853
00:53:35,420 --> 00:53:37,422
وایسا ببینم، زوئی رو از کجا میشناسی؟

854
00:53:37,422 --> 00:53:40,675
وقتی توی هواپیما با ربات‌های بیگانه
مبارزه میکردیم، آشنا شدیم

855
00:53:40,675 --> 00:53:42,969
خیلی خب، پس یکی از بیمارهاش هستی؟

856
00:53:42,969 --> 00:53:45,513
آره. آره. شما از کجا میشناسینش؟

857
00:53:45,513 --> 00:53:47,349
از دوست‌های قدیمیش هستین؟ -
نه -

858
00:53:47,349 --> 00:53:49,142
امروز صبح توی همایش آشنا شدیم

859
00:53:49,142 --> 00:53:51,603
آره، ولی الانش هم عاشقشیم -
آره. مگه میشه عاشقش نشد؟ -

860
00:53:51,603 --> 00:53:54,773
آره -
داشتین در مورد من حرف میزدین؟ -

861
00:53:54,773 --> 00:53:57,692
آره، ولی حرف‌های خوبی میزدیم -
خیلی خب، ادامه بدین -

862
00:53:57,692 --> 00:53:59,110
وای

863
00:53:59,319 --> 00:54:00,820
خیلی خب

864
00:54:01,029 --> 00:54:03,531
به سلامتی شرکت کردن

865
00:54:04,074 --> 00:54:06,284
و شهر زیباتون، کلیولند

866
00:54:06,284 --> 00:54:08,787
به سلامتی کلیولند و شرکت کردن -
به سلامتی کلیولند -

867
00:54:08,787 --> 00:54:10,622
!به سلامتی کلیولند

868
00:54:23,468 --> 00:54:24,844
یه سر میرم بیرون -
حله -

869
00:54:24,844 --> 00:54:26,304
چرا مزه‌اش فرق میکنه؟

870
00:54:26,304 --> 00:54:28,473
...راستش بعد از پنجمی دیگه

871
00:54:39,526 --> 00:54:42,946
!کلیولند

872
00:54:46,491 --> 00:54:49,911
سلام -
پس حساس مورد علاقه‌ام چطوره؟ -

873
00:54:51,538 --> 00:54:53,123
دو ثانیه مونده تا خالکوبیِ

874
00:54:53,123 --> 00:54:56,167
گروه موسیقی «داشبورد کنفشنال» رو
روی ساق پاش بزنه

875
00:54:56,167 --> 00:54:57,627
!اوه -
آره -

876
00:54:59,004 --> 00:55:02,799
پس انگار وقت‌گذرونی با خانواده برات سخت بوده

877
00:55:02,799 --> 00:55:05,135
آره، میشه گفت

878
00:55:06,511 --> 00:55:08,972
امروز چیکار کردین؟

879
00:55:08,972 --> 00:55:12,267
امروز چیکار کردیم؟

880
00:55:12,267 --> 00:55:16,396
به سردخونه و بیمارستان رفتیم

881
00:55:16,396 --> 00:55:20,692
.با یه کشیش ملاقات کردیم
به یه کشیش توهین کردیم

882
00:55:20,692 --> 00:55:22,986
با خواهرم دعوا کردم

883
00:55:22,986 --> 00:55:26,573
و توی کمد زد زیر گریه

884
00:55:26,573 --> 00:55:29,868
بعدش یه کراوات خریدم. حالا هم اینجام

885
00:55:32,245 --> 00:55:35,665
حس میکنم بعد از این حرف‌ها
بیشتر از چهار تا سوال برات پیش اومده

886
00:55:38,043 --> 00:55:39,878
نه، فقط یه سوال دارم

887
00:55:42,797 --> 00:55:44,799
چرا برگشتی خونه؟

888
00:55:48,219 --> 00:55:50,305
آره، این سوال درستیه

889
00:55:50,972 --> 00:55:52,182
...امم

890
00:55:55,977 --> 00:55:57,854
مامانم فوت کرده

891
00:55:59,022 --> 00:56:01,441
خدای من -
آره -

892
00:56:01,441 --> 00:56:03,735
رن، خیلی متاسفم

893
00:56:05,403 --> 00:56:07,447
آره، ممنون

894
00:56:11,117 --> 00:56:12,786
چرا بهم نگفتی؟

895
00:56:15,288 --> 00:56:17,123
...نمیدونم. من

896
00:56:17,123 --> 00:56:18,875
،به گمونم فکر کردم اگه به زبون نیارم

897
00:56:18,875 --> 00:56:20,418
اونوقت واقعی نمیشه

898
00:56:21,503 --> 00:56:23,630
درک میکنم

899
00:56:23,630 --> 00:56:26,633
ولی واقعیه

900
00:56:26,633 --> 00:56:32,097
اون مرده و فردا مراسم ختمشه

901
00:56:32,097 --> 00:56:37,143
وای، وقتی به زبون میارم خیلی عجیب میشه

902
00:56:39,187 --> 00:56:42,232
فردا به مراسم ختم مادرم میرم

903
00:56:47,779 --> 00:56:49,155
متاسفم

904
00:56:55,620 --> 00:56:59,040
خوبم. خوبم

905
00:57:00,625 --> 00:57:04,337
واقعی خوبی؟ من جات بودم خوب نبودم

906
00:57:08,633 --> 00:57:13,263
آره. نه، خوب نیستم

907
00:57:13,263 --> 00:57:17,809
و نمیدونم چرا همه‌اش اینو میگم

908
00:57:19,602 --> 00:57:22,647
حس میکنم انگار کل این ماجرا واقعی نیست

909
00:57:22,647 --> 00:57:27,986
و نمیدونم چطوری باهاش کنار بیام

910
00:57:27,986 --> 00:57:32,073
واسه همین همه‌اش نادیده‌اش میگیرم
و ازش دوری میکنم

911
00:57:33,992 --> 00:57:38,037
نگرانم که برای همیشه اینطوری بمونم

912
00:57:41,749 --> 00:57:46,337
آره. میدونم حس میکنی اینطوریه

913
00:57:46,337 --> 00:57:50,467
...ولی نهایتاً

914
00:57:50,467 --> 00:57:54,929
...ممکنه خیلی تدریجی باشه، ولی نهایتاً

915
00:57:56,890 --> 00:58:02,270
توی کنار اومدن و زندگی باهاش بهتر میشی

916
00:58:05,148 --> 00:58:06,816
،نمیدونم چطوری توضیحش بدم

917
00:58:06,816 --> 00:58:10,945
ولی حس میکنم دو نیمه توی زندگیم هست

918
00:58:11,946 --> 00:58:13,406
نیمه‌ی خوب

919
00:58:13,406 --> 00:58:16,201
قبل از اینکه این ماجراها شروع بشه
و مادرم مریض بشه

920
00:58:16,201 --> 00:58:21,498
،و بعدش نیمه‌ی آشغال هست
،به استثنای تو

921
00:58:21,498 --> 00:58:25,543
نیمه‌ایه که نمیخوام توی کنار اومدن باهاش
بهتر بشم

922
00:58:25,543 --> 00:58:29,547
فقط میخوام برگردم به قبل
و دستکش پوشیدنش رو نگاه کنم

923
00:58:29,547 --> 00:58:31,674
چون دست‌هاش خیلی خشک شده بود

924
00:58:31,674 --> 00:58:35,887
یا کمکش کنم یه کلاه‌گیس انتخاب کنه

925
00:58:37,263 --> 00:58:39,265
یا به کدوم بیمارستان بره

926
00:58:39,265 --> 00:58:40,850
که نهایتا جونش رو نجات نمیده

927
00:58:40,850 --> 00:58:42,268
فقط میخوام باهاش

928
00:58:42,268 --> 00:58:44,020
به حیاط یه بار مثل اینجا برگردم

929
00:58:44,020 --> 00:58:47,190
فقط حرف بزنیم و بخندیم

930
00:58:50,193 --> 00:58:53,279
دوباره نیمه‌ی خوب رو میخوام

931
00:58:54,280 --> 00:58:55,782
...و عجیبه، انگار

932
00:58:55,782 --> 00:59:00,203
گاهی لحظاتی از نیمه‌ی خوب رو می‌بینم

933
00:59:00,203 --> 00:59:04,624
ولی الان حس میکنم خیلی ازم دور شدن

934
00:59:08,169 --> 00:59:10,630
انگار میتونم ببینمشون. خب؟

935
00:59:10,630 --> 00:59:13,716
ولی نمیتونم لمسشون کنم

936
00:59:16,219 --> 00:59:18,388
فقط تماشا میکنم

937
00:59:20,598 --> 00:59:23,601
...من

938
00:59:23,601 --> 00:59:29,232
.توش شرکت نمیکنم
و این خیلی ناراحت‌کننده‌اس

939
00:59:29,232 --> 00:59:33,570
...فقط تمام مدت به گوشیم نگاه میکنم

940
00:59:33,570 --> 00:59:35,738
فکر میکنم یه پیام میده
،و یا تماس میگیره و میگه

941
00:59:35,738 --> 00:59:41,494
"سلام، رفیق. شوخی کردم. حالم خوبه"

942
00:59:42,787 --> 00:59:47,834
...ولی... میدونم که این

943
00:59:47,834 --> 00:59:49,544
این اتفاق نمی‌افته

944
00:59:50,336 --> 00:59:51,963
...و

945
00:59:53,590 --> 00:59:56,843
به جاش رئیسم بهم زنگ میزنه

946
00:59:56,843 --> 00:59:59,345
واسه شغلی که نمیخوام

947
00:59:59,345 --> 01:00:01,931
و خواهرم بهم زنگ میزنه

948
01:00:01,931 --> 01:00:03,600
و کارهایی که باید بکنیم رو یادم می‌اندازه

949
01:00:03,600 --> 01:00:07,437
چون... مادرمون مرده

950
01:00:10,023 --> 01:00:15,862
و همه‌اش نادیده‌اشون میگیرم
...و ازشون دوری میکنم و

951
01:00:18,239 --> 01:00:19,699
گند میزنم به همه چی

952
01:00:19,699 --> 01:00:22,201
ببخشید. زیاد حرف زدم

953
01:00:22,201 --> 01:00:28,374
نه. به نظرم به همه چی گند نمیزنی

954
01:00:28,374 --> 01:00:32,295
آره خب، فکر کنم کارم خیلی خوب نیست

955
01:00:34,839 --> 01:00:37,800
آره، به نظرم نباید هم کارت خوب باشه

956
01:00:41,054 --> 01:00:42,639
ممنون

957
01:00:45,683 --> 01:00:50,313
هی، میتونم فردا بیام؟

958
01:00:57,945 --> 01:01:00,657
به مراسم ختممادرم بیای؟ -
عجیب به نظر میاد -

959
01:01:00,657 --> 01:01:03,326
یه جورایی عجیبه -
...ولی من... من -

960
01:01:03,326 --> 01:01:06,537
نمیدونم. میخوام اونجا کنارت باشم

961
01:01:08,706 --> 01:01:10,875
خوشحال میشم، آره

962
01:01:11,918 --> 01:01:15,254
خوبه -
خوبه -

963
01:01:22,470 --> 01:01:23,846
فکر کنم آماده‌ام

964
01:01:26,391 --> 01:01:27,684
واسه چی آماده‌ای؟

965
01:01:30,770 --> 01:01:33,231
منظورت هر چی که هست برام جالبه

966
01:01:33,231 --> 01:01:36,859
بریم -
باشه. چی؟ -

967
01:01:46,327 --> 01:01:50,873
♪ با تمام نفسم رو به جلو میرم ♪

968
01:01:52,667 --> 01:01:58,548
♪ عشق‌ تو هیچوقت اولویت دوم نبود ♪

969
01:01:58,548 --> 01:02:03,469
♪ دیدم دنیات کنار چهره‌ات از هم می‌پاشید ♪

970
01:02:03,469 --> 01:02:05,430
♪ دیدمش ♪

971
01:02:05,430 --> 01:02:09,726
♪ هیچوقت فرق بین خوب و بد رو نمیدونستم ♪

972
01:02:09,726 --> 01:02:14,480
!یالا
♪ دنیا رو متوقف میکنم و با تو آمیخته میشم ♪

973
01:02:16,983 --> 01:02:18,943
♪ تفاوت رو دیدی ♪

974
01:02:18,943 --> 01:02:22,989
♪ و داره همیشه بهتر میشه ♪

975
01:02:22,989 --> 01:02:27,285
♪ چیزی نیست که من و تو انجامش ندیم ♪

976
01:02:29,120 --> 01:02:33,124
♪ دنیا رو متوقف میکنم و با تو آمیخته میشم ♪

977
01:03:16,209 --> 01:03:19,962
امروز اینجا جمع شدیم تا آخرین احتراممون رو

978
01:03:19,962 --> 01:03:22,799
به لیلی کاترین ادا کنیم

979
01:03:22,799 --> 01:03:28,930
معلم، دوست، خواهر، همسر

980
01:03:29,764 --> 01:03:31,849
و مادر

981
01:03:33,768 --> 01:03:39,148
لیلی کاترین سرشار از نور و خنده بود

982
01:03:39,148 --> 01:03:42,401
خنده‌ای داشت که میتونست اتاق رو پر کنه

983
01:03:42,401 --> 01:03:46,656
،شوهر عزیزش، عشق زندگیش، ریک

984
01:03:46,656 --> 01:03:52,245
گفت لیلی بیشتر از همه چیز عاشق آدم‌ها بود

985
01:03:52,245 --> 01:03:54,831
در واقع، میگه اون عاشق این میشد

986
01:03:54,831 --> 01:03:56,415
که امروز همه‌اتون رو اینجا ببینه

987
01:03:56,415 --> 01:03:59,836
باهاتون حرف بزنه و دستتون رو بگیره

988
01:03:59,836 --> 01:04:02,880
و در مورد زندگیتون بشنوه

989
01:04:02,880 --> 01:04:05,424
،عاشق این بود با دوست‌هاش احوالپرسی کنه

990
01:04:05,424 --> 01:04:08,886
در مورد فیلم‌های موردعلاقه‌اش حرف بزنه
...که یکیشون

991
01:04:10,763 --> 01:04:12,056
ببخشید

992
01:04:17,562 --> 01:04:18,604
چیه؟

993
01:04:44,797 --> 01:04:48,050
الان فقط میتونم به یه خاطره ازش فکر کنم

994
01:04:48,050 --> 01:04:50,428
...و کاش یه چیز باحال بود، مثلا

995
01:04:51,429 --> 01:04:52,805
پریدن از یه هواپیما

996
01:04:52,805 --> 01:04:56,893
،یا کوهنوردی
ولی اینطور نیست

997
01:04:56,893 --> 01:04:59,270
من و اون هستیم

998
01:04:59,270 --> 01:05:02,940
از بازار داریم به خونه برمیگردیم

999
01:05:02,940 --> 01:05:06,027
نه سالمه و عصبانیم

1000
01:05:09,113 --> 01:05:12,241
چون منو توی لباس‌فروشی جا گذاشته بود

1001
01:05:12,241 --> 01:05:15,745
بهم گفت توی مغازه‌ی «ان تیلور» بشینم
و منتظر بمونم

1002
01:05:15,745 --> 01:05:19,165
کمیک سوپرمن رو بخونم منتظر بمونم

1003
01:05:19,165 --> 01:05:25,004
تا چند هزار نوع لباس رو امتحان کنه

1004
01:05:25,004 --> 01:05:28,007
لی میدونه، این سرگرمی موردعلاقه‌اش بود

1005
01:05:28,007 --> 01:05:30,468
،لباس‌های جدید میخرید

1006
01:05:30,468 --> 01:05:32,845
برچسبشون رو میذاشت بمونه
و پسشون میداد

1007
01:05:32,845 --> 01:05:35,097
...بگذریم

1008
01:05:35,097 --> 01:05:37,433
اون زیاد این کار رو میکرد

1009
01:05:37,433 --> 01:05:41,145
و توی خاطره‌ای که میگم، یه پلیور خریده بود

1010
01:05:41,145 --> 01:05:45,775
پلیور رو خرید و رفت بیرون

1011
01:05:45,775 --> 01:05:48,611
...منم روی نیمکت نشسته بودم و

1012
01:05:48,611 --> 01:05:51,948
منتظر بودم برگرده

1013
01:05:51,948 --> 01:05:53,950
...چند ساعت بعد برگشت و

1014
01:05:53,950 --> 01:05:56,160
،با عجله اومد

1015
01:05:56,160 --> 01:06:00,790
،همه‌اش ازم معذرت‌خواهی میکرد
ولی هنوز عصبانی بودم

1016
01:06:02,667 --> 01:06:05,503
"یه پیرزن همه‌اش ازم می‌پرسید، "گم شدی؟

1017
01:06:05,503 --> 01:06:10,341
.موضوع اینه گم نشده بودم
دقیقا همونجایی بودم که باید می‌بودم

1018
01:06:11,842 --> 01:06:14,929
منو اونجا جا گذاشته بود

1019
01:06:16,180 --> 01:06:17,807
،وقتی الان بهش فکر میکنم

1020
01:06:17,807 --> 01:06:21,102
فقط حس حسادت میکنم

1021
01:06:22,395 --> 01:06:25,314
چون میگم کاش اون روز رو دوباره تجربه میکردم

1022
01:06:25,314 --> 01:06:27,858
کاش بازم میتونستم بازم توی اون مغازه

1023
01:06:27,858 --> 01:06:32,655
روی اون نیمکت بشینم و کمیک سوپرمن بخونم

1024
01:06:32,655 --> 01:06:35,700
به اون پسر نه ساله حسادت میکنم

1025
01:06:35,700 --> 01:06:38,285
...چون اگه میتونستم بازم

1026
01:06:39,620 --> 01:06:42,206
...اگه بازم اون روز رو تجربه میکردم یعنی

1027
01:06:44,709 --> 01:06:46,502
مادرم برمیگرده

1028
01:07:02,393 --> 01:07:04,103
ببخشید

1029
01:08:21,347 --> 01:08:23,808
سلام -
داستان زیبایی رو تعریف کردی، رن -

1030
01:08:23,808 --> 01:08:25,309
مطمئن نیستم

1031
01:08:25,309 --> 01:08:26,977
مادرت اگه بود بهت افتخار میکرد

1032
01:08:26,977 --> 01:08:28,479
ممنون

1033
01:08:28,479 --> 01:08:30,147
اگه چیزی لازم داشتی بهم بگو

1034
01:08:30,147 --> 01:08:32,066
آره، حتما

1035
01:08:33,651 --> 01:08:34,777
ممنون که اومدی

1036
01:08:34,777 --> 01:08:37,947
آره، ممنون که گذاشتی به خاطرت اینجا باشم

1037
01:08:42,159 --> 01:08:46,539
می‌بینم که با خواهرم آشنا شدی -
آره، لی -

1038
01:08:46,539 --> 01:08:48,791
خیلی مهربونه -
"!من گفتم "جاز -

1039
01:08:48,791 --> 01:08:51,710
آره -
"!به این میگن جاز" -

1040
01:08:54,338 --> 01:08:58,008
ببخشید، یه لحظه -
آره، البته -

1041
01:09:03,806 --> 01:09:08,686
سخنرانی خوبی کردی، رن

1042
01:09:10,187 --> 01:09:12,815
آره، تو هم جک خوبی تعریف میکنی، ریک

1043
01:09:12,815 --> 01:09:16,068
خب، آدم‌ها به روش‌های خودشون
عزاداری میکنن، رن

1044
01:09:16,068 --> 01:09:20,573
آره. ظاهراً بعضی‌ها هم اصلا عزاداری نمیکنن

1045
01:09:20,573 --> 01:09:23,909
فکر میکنی عزاداری نمیکنم؟ -
چشم و گوش دارم. پس آره -

1046
01:09:23,909 --> 01:09:26,662
بچه‌ها، الان وقتش نیست -
چیزی نیست. فقط حرف میزنیم -

1047
01:09:26,662 --> 01:09:30,166
،خیلی خب، چون اون طرف غمگین نشستی

1048
01:09:30,166 --> 01:09:33,043
معنیش اینه تو بیشتر از من دوستش داشتی؟

1049
01:09:33,043 --> 01:09:34,879
آره. آره، هم به این خاطر

1050
01:09:34,879 --> 01:09:37,006
و هم به خاطر این که

1051
01:09:37,006 --> 01:09:39,383
دو سال اخیر رو کنارش نبودی

1052
01:09:39,383 --> 01:09:41,051
ده سال قبل از اون هم همینطور -
رن -

1053
01:09:41,051 --> 01:09:42,595
،یا وقتی شیمی‌درمانی رو شروع کرد

1054
01:09:42,595 --> 01:09:44,680
،یا وقتی رو زمین حموم میخوابید

1055
01:09:44,680 --> 01:09:47,683
چون انرژی کافی نداشت که به تختش برگرده

1056
01:09:47,683 --> 01:09:49,518
وقتی که به خاطر مسکن‌ها
شروع به توهم دیدن کرد

1057
01:09:49,518 --> 01:09:51,353
یادته دیگه، لی؟ -
وای، رن -

1058
01:09:51,353 --> 01:09:52,855
خیلی باحال بود، چون آدم‌هایی رو

1059
01:09:52,855 --> 01:09:54,273
از گذشته‌اش می‌دید که اونجا نبودن

1060
01:09:54,273 --> 01:09:55,858
و بعدش میزد زیر گریه

1061
01:09:55,858 --> 01:09:57,234
چون آدم‌هایی رو از گذشته‌اش می‌دید

1062
01:09:57,234 --> 01:09:58,360
که اونجا نبودن

1063
01:09:58,360 --> 01:09:59,820
واسه هیچکدومش حضور نداشتی

1064
01:09:59,820 --> 01:10:01,530
پس آره، برات ناراحتم

1065
01:10:01,530 --> 01:10:04,366
و امیدوارم وجدانت راحتت بذاره

1066
01:10:04,366 --> 01:10:06,869
واقعا؟ اونوقت توی این موارد تخصص داری؟

1067
01:10:06,869 --> 01:10:10,039
توی مریض شدن عزیزانت تخصص داری؟

1068
01:10:10,039 --> 01:10:12,041
چون خودت چیکار کردی؟
برگشتی خونه؟

1069
01:10:12,041 --> 01:10:14,043
کنارش موندی؟ -
آره، اومدم خونه -

1070
01:10:14,043 --> 01:10:16,045
خیلی خب -
یکی دو بار اومدی خونه -

1071
01:10:16,045 --> 01:10:17,546
مادرم رو خیلی هم زیاد دیدم

1072
01:10:17,546 --> 01:10:18,964
و هر شب باهاش حرف زدم

1073
01:10:18,964 --> 01:10:20,132
در ضمن، در مورد من حرف نمی‌زنیم

1074
01:10:20,132 --> 01:10:21,467
در مورد تو حرف می‌زنیم

1075
01:10:21,467 --> 01:10:23,594
نه. در مورد تو حرف می‌زنیم

1076
01:10:23,594 --> 01:10:25,804
چون متوجه بشی یا نشی، وقتی مریض شد

1077
01:10:25,804 --> 01:10:28,974
،و منظورم موقعیه که حالش کاملا بد شد
تو هم کنارش نبودی

1078
01:10:28,974 --> 01:10:30,601
خواهرت بود، ولی تو نبودی

1079
01:10:30,601 --> 01:10:31,810
آره، مگه خودت بودی؟

1080
01:10:31,810 --> 01:10:33,437
آره -
بودی؟ -

1081
01:10:33,437 --> 01:10:36,398
در مقایسه با تو خیلی بیشتر کنارش بودم

1082
01:10:36,398 --> 01:10:38,067
بچه‌ها، شاید بهتر باشه فعلا تمومش کنین -
چیزی نیست -

1083
01:10:38,067 --> 01:10:41,570
داره به نوع عزاداریم گیر میده

1084
01:10:41,570 --> 01:10:45,574
من به فرار کردنت و دور موندنت

1085
01:10:45,574 --> 01:10:46,867
و نویسندگیت گیر نمیدم

1086
01:10:48,702 --> 01:10:51,997
بهم گفت نیام -
تو هم به حرفش گوش کردی -

1087
01:10:51,997 --> 01:10:54,083
یه زن مریض بهت گفت نیای

1088
01:10:54,083 --> 01:10:56,585
و تو هم بهش گوش کردی
چون همین رو میخواستی بشنوی

1089
01:10:56,585 --> 01:10:59,964
میخواستم بیام خونه -
ولی نیومدی -

1090
01:10:59,964 --> 01:11:02,633
گوش کن، واقعا فکر میکنی
دلش نمیخواست برگردی خونه؟

1091
01:11:02,633 --> 01:11:06,679
واقعا فکر میکنی دلش نمیخواست کنارش باشی؟

1092
01:11:06,679 --> 01:11:10,808
.تو بچه‌ی موردعلاقه‌اش بودی، رن
متاسفم. حقیقت داره

1093
01:11:10,808 --> 01:11:13,602
نمیخواست من کنارش باشم، واسه همین نبودم

1094
01:11:13,602 --> 01:11:15,938
میخواست تو کنارش باشی و نبودی

1095
01:11:15,938 --> 01:11:19,149
چون کنارش نبودی نتونستی باهاش خداحافظی کنی

1096
01:11:19,149 --> 01:11:21,944
شاید موضوع همینه

1097
01:11:21,944 --> 01:11:23,946
به خاطرش متاسفم -
ریک -

1098
01:11:23,946 --> 01:11:25,489
امیدوارم وجدانت راحتت بذاره

1099
01:11:25,489 --> 01:11:28,075
یالا، برو دیگه

1100
01:11:40,004 --> 01:11:42,548
متا... متاسفم

1101
01:11:48,220 --> 01:11:50,848
ببخشید -
متاسفم -

1102
01:11:57,146 --> 01:12:00,149
خیلی ممنون که تشریف آوردین -
آره -

1103
01:12:00,149 --> 01:12:02,192
مراقب خودتون باشین

1104
01:12:11,243 --> 01:12:13,662
ممنون

1105
01:12:16,540 --> 01:12:19,585
همم

1106
01:12:20,627 --> 01:12:22,546
چطوری این کار رو میکنی؟

1107
01:12:24,048 --> 01:12:26,425
چیکار؟

1108
01:12:26,425 --> 01:12:30,179
همیشه به خودت مسلطی

1109
01:12:31,889 --> 01:12:35,851
خیلی قوی هستی

1110
01:12:35,851 --> 01:12:41,273
رن، اوضاعم خیلی هم داغونه. جدی میگم

1111
01:12:42,524 --> 01:12:45,569
نمیدونستم -
آره -

1112
01:12:45,569 --> 01:12:49,907
فکر کردم گریه‌ات توی کمد
فقط یه بار اتفاق افتاد

1113
01:12:51,575 --> 01:12:54,411
متاسفم که دست‌تنهات گذاشتم

1114
01:13:00,292 --> 01:13:05,089
از روزی حرف زدی که مامان
توی بازار تنهات گذاشت

1115
01:13:05,089 --> 01:13:07,925
اون روز رو یکم متفاوت یادم میاد

1116
01:13:07,925 --> 01:13:13,097
تو اونجا نبودی -
آره، دقیقا. دلم میخواست باشم -

1117
01:13:13,097 --> 01:13:14,890
و میدونم که توی مغازه ولت کرد

1118
01:13:14,890 --> 01:13:17,684
و خیلی برات ترسناک بود، درک میکنم

1119
01:13:19,520 --> 01:13:21,688
ولی هیچوقت منو دعوت نکرد بیام

1120
01:13:23,816 --> 01:13:28,112
متاسفم -
اشکالی نداره -

1121
01:13:28,112 --> 01:13:31,573
ریک یه عوضیه و در مورد خیلی چیزها اشتباه میکنه

1122
01:13:31,573 --> 01:13:35,202
،و یکم دیگه میتونیم در موردش حرف بزنیم
...ولی

1123
01:13:35,202 --> 01:13:37,287
تنها چیزی که در موردش حق داشت

1124
01:13:37,287 --> 01:13:41,291
این بود که تو بچه‌ی موردعلاقه‌ی مامان بودی

1125
01:13:41,291 --> 01:13:44,503
خودتم میدونی شخصیت‌های اونا رو به ارث بردیم

1126
01:13:44,503 --> 01:13:47,589
و گاهی ریک سعی میکرد مثل تو رفتار کنه

1127
01:13:47,589 --> 01:13:49,842
و گاهی مامان سعی میکرد مثل من رفتار کنه

1128
01:13:49,842 --> 01:13:53,762
ولی اوضاع همینطوری بود

1129
01:13:53,762 --> 01:13:57,349
واسه همین تو رو به گردش می‌برد و منو نمی‌برد

1130
01:13:57,349 --> 01:14:01,854
.واسه این نبود که دوستم نداشت
میدونم دوستم داشت

1131
01:14:01,854 --> 01:14:06,942
ولی واسه این بود که با دور بودن از من
از ریک دوری میکرد

1132
01:14:09,820 --> 01:14:16,076
خاطراتی که توی بچگی باهاش داشتی رو من ندارم

1133
01:14:17,327 --> 01:14:20,998
...ولی دارمشون
الان دیگه دارمشون

1134
01:14:22,458 --> 01:14:23,750
خاطرات یه ماه پیش رو دارم

1135
01:14:25,419 --> 01:14:28,297
توی اتاق بیمارستان کنارش می‌نشستم

1136
01:14:28,297 --> 01:14:32,176
،برنامه‌ی «دِ ویو» رو می‌دیدیم
پاسور بازی میکردیم

1137
01:14:32,176 --> 01:14:35,137
،و آره، شاید خاطرات خوش و خرمی نباشن

1138
01:14:35,137 --> 01:14:40,434
...ولی خاطراتم با مامان بودن و

1139
01:14:41,894 --> 01:14:43,812
مال من هستن

1140
01:14:47,941 --> 01:14:52,696
تو نیمه‌ی خوب رو باهاش داری
...و نیمه‌ی بد با منه، ولی

1141
01:14:54,364 --> 01:14:57,493
نیمه‌ی خودم رو با کل دنیا عوض نمیکنم

1142
01:14:59,536 --> 01:15:01,997
آره

1143
01:15:01,997 --> 01:15:03,832
...تو هم نیومدی خونه و می‌فهمم

1144
01:15:03,832 --> 01:15:06,376
می‌فهمم که به خاطرش حس گناه میکنی

1145
01:15:06,376 --> 01:15:08,003
ولی ریک در این مورد اشتباه میکنه

1146
01:15:08,003 --> 01:15:11,673
چون مامان دقیقا همین رو میخواست

1147
01:15:11,673 --> 01:15:14,218
با دور بودن از تو از خودش دوری میکرد

1148
01:15:14,218 --> 01:15:18,388
...چون اگه می‌اومدی خونه

1149
01:15:18,388 --> 01:15:20,182
اونوقت قضیه واقعی میشد

1150
01:15:24,269 --> 01:15:26,522
پس میتونی بشینی و زانوی غم بغل بگیری
،و میتونی گریه کنی

1151
01:15:26,522 --> 01:15:30,234
و میتونی به آهنگ‌های گروه «اسمیت» گوش کنی
و هر کار دیگه‌ای

1152
01:15:30,234 --> 01:15:36,615
،ولی جات باشم این کار رو نمیکنم
چون مامان نمیخواست اینطوری باشی

1153
01:15:43,080 --> 01:15:46,375
به یاد مامان -
به یاد مامان -

1154
01:15:54,341 --> 01:15:58,887
.خیلی خیلی ترسناک بودی
تو روش وایستادی

1155
01:15:58,887 --> 01:16:02,099
چشم‌های دیوونه‌ها رو داره

1156
01:16:05,644 --> 01:16:08,230
چیه؟

1157
01:16:08,230 --> 01:16:11,650
حالا چی شده؟ -
ریک گور به گور شده -

1158
01:16:11,650 --> 01:16:14,820
ریک نمیذاره بریم خونه؟ -
درسته؟ -

1159
01:16:14,820 --> 01:16:16,947
گفت وسایلمون رو برامون میفرسته؟ -
درسته -

1160
01:16:16,947 --> 01:16:19,575
و اینا وسایلیه که فرستاده؟ -
درسته -

1161
01:16:19,575 --> 01:16:23,328
این دو تا جعبه و یه کیسه زباله؟ -

1162
01:16:23,328 --> 01:16:24,955
آره -

1163
01:16:24,955 --> 01:16:26,748
یعنی ریک تصمیم میگیره چه خاطرات کودکیمون

1164
01:16:26,748 --> 01:16:28,667
رو توی دو تا جعبه بذاره

1165
01:16:28,667 --> 01:16:30,419
و یه کیسه زباله

1166
01:16:30,419 --> 01:16:32,337
وسایل مامان چی؟ -
هنوز توی خونه‌اس -

1167
01:16:32,337 --> 01:16:34,631
و ما نمیتونیم بریم تو خونه

1168
01:16:34,631 --> 01:16:38,427
آره، واقعا آشغال بازی در آورده. لعنتی

1169
01:16:38,427 --> 01:16:40,178
میخوام ته اقیانوس غرقش کنم

1170
01:16:40,178 --> 01:16:42,514
میخوام داد بزنم -
میخوام یه آدمکش سراغش بفرستم -

1171
01:16:42,514 --> 01:16:45,517
.میتونیم علیهش شکایت کنیم
پرونده‌ای نداریم

1172
01:16:45,517 --> 01:16:49,688
دو دقیقه هم نمیتونم توی زندان دوام بیارم -
نمیتونی -

1173
01:16:49,688 --> 01:16:52,357
ریک عوضی

1174
01:16:55,652 --> 01:16:58,363
خیلی خب، یه کار میتونیم بکنیم

1175
01:16:58,363 --> 01:17:01,908
و به نظرم یه نفر به خاطرش بهمون افتخار میکنه

1176
01:17:10,751 --> 01:17:12,628
نه، نه، نه، نه، نه -
آره -

1177
01:17:12,628 --> 01:17:14,046
نه -
آره، آره، آره -

1178
01:17:14,046 --> 01:17:17,299
نه، نه، نه، نه، نه

1179
01:17:20,969 --> 01:17:22,929
به نظر نمیاد کسی خونه باشه

1180
01:17:27,434 --> 01:17:29,227
اگه نگهبان داشته باشن چی؟

1181
01:17:29,227 --> 01:17:31,647
بابا، نگهبان کجا بود؟

1182
01:17:34,858 --> 01:17:37,653
لعنتی

1183
01:17:37,653 --> 01:17:42,157
خیلی خب، محض اطلاع میخوام بگم
این بدترین نقشه‌ی تاریخه

1184
01:17:42,157 --> 01:17:45,994
،مخالفش نیستم، موافقش هم نیستم
فقط میخوام گفته باشم

1185
01:17:45,994 --> 01:17:47,579
یادمون می‌مونه. خب، بیاین نقشه رو مرور کنیم

1186
01:17:47,579 --> 01:17:49,706
«خیلی خب. «چگونه دزدکی وارد یک خانه شویم

1187
01:17:49,706 --> 01:17:50,832
وای خدا. ببخشید

1188
01:17:50,832 --> 01:17:52,000
،قبل از اینکه جلوتر بریم

1189
01:17:52,000 --> 01:17:53,543
پدر توی این وضعیت کنارمونه

1190
01:17:53,543 --> 01:17:54,836
و مثلا باید ما رو سر عقل بیاره

1191
01:17:54,836 --> 01:17:56,755
ولی خودش هم با این نقشه موافقه؟

1192
01:17:56,755 --> 01:18:00,008
آره. ولی کاش کفش‌های راحتیم رو
واسه دزدی نمی‌پوشیدم

1193
01:18:00,008 --> 01:18:03,679
ولی مهم‌ترین چیز اینه که شما دو تا
به یه پایان‌بندی و رشد شخصی برسین

1194
01:18:03,679 --> 01:18:07,432
.این مهمه
و از ریک انتقام بگیریم. چون خیلی آشغاله

1195
01:18:07,432 --> 01:18:10,352
این موارد شامل دزدی میشه؟

1196
01:18:10,352 --> 01:18:13,355
.گفتیم یه دزدی خفیف
واسه دزدی خفیف توافق کردیم، درسته؟

1197
01:18:13,355 --> 01:18:15,857
خیلی خب، لطفا اینقدر نگین دزدی -
باشه. ولی توافق کردیم -

1198
01:18:15,857 --> 01:18:17,859
ولی آره، قراره خفیف باشه

1199
01:18:17,859 --> 01:18:20,070
میشه لطفا نقشه رو مرور کنیم؟

1200
01:18:22,155 --> 01:18:25,951
.باشه. موافق نیستم
فقط... قدم اول چیه؟

1201
01:18:25,951 --> 01:18:28,620
در مورد قدم‌های نقشه کنجکاوم

1202
01:18:28,620 --> 01:18:32,249
«آیا کسی خونه هست؟» -
خدای من -

1203
01:18:32,249 --> 01:18:34,793
آره، نمیگفت هم معلوم بود -
مشخصه دیگه -

1204
01:18:34,793 --> 01:18:36,461
ولی بازم نکته‌ی اصلیه

1205
01:18:36,461 --> 01:18:38,714
بذارین بگیم احتمالا کسی خونه نیست

1206
01:18:38,714 --> 01:18:42,718
احتمالا؟ -
خیلی خب، احتمالا نه، میریم به قدم دوم -

1207
01:18:42,718 --> 01:18:45,721
«میدونیم خونه دزدگیر داره یا نه؟»

1208
01:18:45,721 --> 01:18:49,099
فکر نکنم همین امروز یه سیستم کامل دزدگیر
نصب کرده باشه

1209
01:18:49,099 --> 01:18:50,892
و قبلا هم همچین چیزی نداشتیم

1210
01:18:50,892 --> 01:18:52,602
پس منم میگم احتمالا نه

1211
01:18:52,602 --> 01:18:55,939
نه یا در این مورد احتمالا نه

1212
01:18:55,939 --> 01:18:58,650
میریم سراغ قدم چهارم

1213
01:18:58,650 --> 01:19:00,569
لعنتی -
چیه؟ -

1214
01:19:00,569 --> 01:19:02,779
.روی یه تبلیغات کلیک کردم
داره تبلیغات پخش میشه

1215
01:19:02,779 --> 01:19:05,449
از دست تو، بابا. بیخیال -
میخوای چیکار کنم، رن؟ -

1216
01:19:05,449 --> 01:19:07,492
آخه کی توی سایت آموزش دزدی تبلیغ میکنه؟

1217
01:19:07,492 --> 01:19:10,328
.انگار یه بازی ویدئوییه
خیلی باحاله

1218
01:19:10,328 --> 01:19:12,581
یه دنیای زیر آبه و پری دریایی و اسب آبی داره

1219
01:19:12,581 --> 01:19:14,166
نمیتونی تبلیغ رو ببندی؟ -
نه -

1220
01:19:14,166 --> 01:19:15,584
ضربدر رو بزن -
...نه، نه، نمیذاره -

1221
01:19:15,584 --> 01:19:17,127
ببندش. عجبا

1222
01:19:17,127 --> 01:19:18,503
دارم ضربدر رو میزنم دیگه -
صد در صد می‌افتیم زندان -

1223
01:19:18,503 --> 01:19:20,464
ببین، حله. تموم شد. تموم شد

1224
01:19:20,464 --> 01:19:25,093
تموم شد. خب؟
برمیگردم به قدم چهارم

1225
01:19:25,093 --> 01:19:29,431
«دنبال یه پنجره‌ی باز بگردین» -
یه پنجره‌ی باز -

1226
01:19:29,431 --> 01:19:31,266
پنجره‌ی باز؟ بریم -
نه، نه، نه -

1227
01:19:31,266 --> 01:19:34,269
ببینم پنجره‌ای بازه یا نه -
در رو نکوب -

1228
01:19:34,269 --> 01:19:36,438
باید تمرینش میکردیم -
تمرینش میکردیم؟ -

1229
01:19:36,438 --> 01:19:40,233
نمیدونم. خیلی بی‌احتیاطیه

1230
01:19:43,487 --> 01:19:45,155
خیلی خب

1231
01:19:45,155 --> 01:19:48,074
اون یکی طرف -
عجب -

1232
01:19:50,535 --> 01:19:52,746
اصلا هم مشکوک به نظر نمیاد

1233
01:20:20,982 --> 01:20:23,527
کجا رفت؟ یه ساعت شد -
نه، نشده -

1234
01:20:23,527 --> 01:20:24,986
داره میاد. داره میاد

1235
01:20:24,986 --> 01:20:28,365
...وای. این

1236
01:20:28,365 --> 01:20:30,492
خیلی خب. چه بد پنجره باز نبود. بریم. درسته؟

1237
01:20:30,492 --> 01:20:33,203
پنجره‌ی آشپزخونه بازه -
همونی که بالای سینکه؟ -

1238
01:20:33,203 --> 01:20:40,585
آره. قدم پنجم چیه؟ -
«قدم پنجم. «از اون پنجره برین داخل -

1239
01:20:41,586 --> 01:20:43,421
بعدش چی؟

1240
01:20:44,464 --> 01:20:46,508
دزدی کنین؟ -
قدم دیگه‌ای نداره؟ -

1241
01:20:46,508 --> 01:20:48,343
یه مقاله در مورد دزدی از خونه‌هاست

1242
01:20:48,343 --> 01:20:51,179
احتمالا وقتی وارد خونه شدی
یه مقاله‌ی دیگه لازم داری

1243
01:20:51,179 --> 01:20:52,514
خدای من -
باید توی گوگل بگردیم -

1244
01:20:52,514 --> 01:20:53,723
نه -
خیلی خب، پس یعنی -

1245
01:20:53,723 --> 01:20:55,767
به محض اینکه وارد شدی، دزدی کن

1246
01:20:55,767 --> 01:20:57,352
نه، نه. نمیتونی بری و وسایل رو بدزدی

1247
01:20:57,352 --> 01:20:59,437
اگه وسایل رو بدزدی، متوجهشون میشه

1248
01:20:59,437 --> 01:21:01,439
و به پلیس زنگ میزنه و همه‌امون دستگیر میشیم

1249
01:21:01,439 --> 01:21:03,859
خدای من -
میتونی بری داخل و چیزهای جزئی بدزدی -

1250
01:21:03,859 --> 01:21:05,569
ولی نمیتونی وسایل بزرگ بدزدی، خب؟

1251
01:21:05,569 --> 01:21:07,362
اگه منم باشم، اگه همه‌امون اینکار رو بکنیم

1252
01:21:07,362 --> 01:21:09,573
پس باید این مورد کاملا مشخص باشه

1253
01:21:09,573 --> 01:21:10,740
باشه، مشخصه -
آره -

1254
01:21:10,740 --> 01:21:11,867
وسایل بزرگ نه، فقط دو سه تا وسایل کوچیک

1255
01:21:11,867 --> 01:21:13,577
نه، نه، نه، وسایل کوچیک نه، چیزهای جزئی

1256
01:21:13,577 --> 01:21:15,203
به جای عمل کردن داری به کلمات گیر میدی؟

1257
01:21:15,203 --> 01:21:17,080
حس نمیکنی داره معطل میکنه؟ -
نه -

1258
01:21:17,080 --> 01:21:18,915
حس میکنم داریم معطل میشیم -
آره، همینطوره. من معطل میکنم -

1259
01:21:18,915 --> 01:21:21,960
.من معطل‌کننده‌ی رسمی هستم
وقت پدری کردنه. سر عقلتون میارم

1260
01:21:21,960 --> 01:21:26,756
.ببینین، این حس بدی داره
همه‌امون میدونیم کار اشتباهیه. خب؟

1261
01:21:26,756 --> 01:21:29,259
احتمالا باید یه چیزی بگم تا جلوتون رو بگیرم

1262
01:21:29,259 --> 01:21:32,679
و هیچی به ذهنم نمیاد تا بگم

1263
01:21:33,513 --> 01:21:35,181
پس این کار رو میکنیم؟

1264
01:21:36,683 --> 01:21:38,602
خیلی خب -
باشه -

1265
01:21:38,602 --> 01:21:41,229
با شماره‌ی سه چیزهای جزئی می‌دزدیم

1266
01:21:41,229 --> 01:21:43,231
با شماره‌ی سه چیزهای جزئی می‌دزدیم -
یک، دو، سه -

1267
01:21:43,231 --> 01:21:45,942
چیزهای جزئی می‌دزدیم -
چیزهای جزئی -

1268
01:21:45,942 --> 01:21:47,652
چیزهای جزئی

1269
01:21:49,154 --> 01:21:53,074
چیکار میکنی؟ لی. لی -
منم میرم -

1270
01:21:53,074 --> 01:21:54,492
نه، نه، نه، نه، نه

1271
01:21:54,492 --> 01:21:55,911
اوه

1272
01:21:57,454 --> 01:21:58,955
...همم

1273
01:21:58,955 --> 01:22:01,708
واسشون خوبه. واسشون خوبه

1274
01:22:02,500 --> 01:22:04,169
خدای من

1275
01:22:05,337 --> 01:22:07,756
خیلی خب. اینجام -
هی -

1276
01:22:07,756 --> 01:22:09,382
چیه؟ -
میخوای جلوم رو بگیری؟ -

1277
01:22:09,382 --> 01:22:11,134
نه -
خیلی خب -

1278
01:22:11,134 --> 01:22:12,427
!وای خدا

1279
01:22:14,387 --> 01:22:18,099
مراقب باش. ساکت باش. فقط دستگیر نشو

1280
01:22:18,099 --> 01:22:19,726
باشه

1281
01:23:11,319 --> 01:23:12,779
به یاد مامان

1282
01:23:12,779 --> 01:23:14,906
به یاد مامان -
به یاد لیلی -

1283
01:23:18,493 --> 01:23:19,911
چیزی اونجا می‌بینی؟

1284
01:23:21,705 --> 01:23:26,292
چیز هیجان‌انگیزی نیست -
چه بد -

1285
01:23:26,292 --> 01:23:28,461
همینو بگو

1286
01:23:28,461 --> 01:23:29,838
سلام -
سلام -

1287
01:23:29,838 --> 01:23:33,008
یه گیلاس نوشیدنی لطفا

1288
01:23:33,008 --> 01:23:36,219
چه باکلاس -
دوست دارم فضاسازی کنم -

1289
01:23:38,263 --> 01:23:42,267
هی، یادته یه چیزِ

1290
01:23:42,267 --> 01:23:45,020
شخصی و سخت بهم گفتی؟

1291
01:23:45,020 --> 01:23:46,646
در مورد اینکه چرا به کلیولند اومدی

1292
01:23:46,646 --> 01:23:48,690
و منم در مقابل دروغ گفتم

1293
01:23:48,690 --> 01:23:51,109
و گفتم واسه جشن تجدید دیدار مدرسه اومدم؟

1294
01:23:51,109 --> 01:23:55,613
آره -
فکر کنم به خاطرش معذرت‌خواهی نکردم -

1295
01:23:55,613 --> 01:23:58,158
پس فقط میخوام بگم واقعا متاسفم

1296
01:23:59,743 --> 01:24:01,119
ممنون -
آره -

1297
01:24:01,119 --> 01:24:02,746
و به خاطر جر و بحث بلندی

1298
01:24:02,746 --> 01:24:05,373
که با پدر ناتنی‌ام داشتم هم عذر میخوام

1299
01:24:05,373 --> 01:24:07,792
دیوونگی بود

1300
01:24:07,792 --> 01:24:10,211
.اشکالی نداره
یکی از قدم‌های سوگواریه

1301
01:24:10,211 --> 01:24:13,798
چی؟ داد زدن سر والدین ناتنی‌ات؟ -
خشم -

1302
01:24:13,798 --> 01:24:15,341
نه، آره، آره، آره -
آره -

1303
01:24:15,341 --> 01:24:18,720
تصمیم گرفتم توی انکار حرفه‌ای بشم

1304
01:24:18,720 --> 01:24:19,888
رکوردهای بزرگی به جا میذارم

1305
01:24:24,267 --> 01:24:28,563
پس... حالت خوبه؟

1306
01:24:30,690 --> 01:24:32,150
نه -
نه؟ -

1307
01:24:32,150 --> 01:24:33,401
نه

1308
01:24:34,694 --> 01:24:37,238
ولی خوب میشم

1309
01:24:39,908 --> 01:24:41,826
حس میکنم دو نفریم

1310
01:24:41,826 --> 01:24:44,037
که الان نباید باهم قرار بذارن

1311
01:24:44,037 --> 01:24:46,206
آره. آره، قطعا

1312
01:24:46,206 --> 01:24:48,666
بوس خوبی بود. ولی من کاملا داغونم

1313
01:24:48,666 --> 01:24:50,710
پس احتمالا حق با توـه

1314
01:24:50,710 --> 01:24:52,212
صد در صد. منم همینطور

1315
01:24:52,212 --> 01:24:54,047
،اگه خودم روان‌شناس خودم بودم، میگفتم

1316
01:24:54,047 --> 01:24:56,091
دختر، بلند شو و بزن به چاک"

1317
01:24:56,091 --> 01:24:58,426
"و یه سال دیگه بهش پیام بده

1318
01:24:58,426 --> 01:25:02,764
.آره، منم سه روز صبر میکنم تا جواب بدم
تا خونسرد به نظر بیام

1319
01:25:02,764 --> 01:25:06,267
خیلی خب. انگار میتونی سه روز صبر کنی
تا جواب پیامم رو بدی

1320
01:25:06,267 --> 01:25:09,687
.نه. یه روز هم نمیتونم
فوری جواب میدم

1321
01:25:09,687 --> 01:25:11,731
امیدوارم

1322
01:25:11,731 --> 01:25:14,651
.نوشیدنی به موقع
خیلی ممنون

1323
01:25:19,989 --> 01:25:23,201
به یاد مامانت -
به یاد لیلی -

1324
01:25:34,629 --> 01:25:36,089
گندش بزنن

1325
01:25:38,049 --> 01:25:41,386
یادتون باشه شاهد همدیگه هستیم

1326
01:25:41,386 --> 01:25:45,306
خیلی خب، فکر کنم دلیلی واسه
به تاخیر انداختنش نیست

1327
01:25:45,306 --> 01:25:48,017
اومدم عذرخواهی کنم

1328
01:25:50,019 --> 01:25:52,480
نباید از خونه بیرونتون می‌انداختم

1329
01:25:52,480 --> 01:25:55,608
میخواستم یه کادوی آشتی بیارم

1330
01:26:07,954 --> 01:26:11,082
خیلی خب، اینم از این

1331
01:26:11,082 --> 01:26:15,628
اگه چیز دیگه‌ای لازم داشتین، بهم خبر بدین

1332
01:26:15,628 --> 01:26:18,464
...یهم زنگ بزنین یا -
فقط برو، ریک -

1333
01:26:18,464 --> 01:26:20,300
داری قانون شماره دو رو زیر پا میذاری

1334
01:26:20,300 --> 01:26:24,762
چه قانونی؟
از چیزی خبر ندارم؟

1335
01:26:24,762 --> 01:26:29,893
نگرانش نباش -
خیلی خب. خداحافظ -

1336
01:26:31,477 --> 01:26:33,438
خداحافظ، ریک -
خداحافظ -

1337
01:26:40,028 --> 01:26:42,780
عمرا این همه‌ی وسایل مامان باشه

1338
01:26:42,780 --> 01:26:44,073
نه

1339
01:26:45,742 --> 01:26:49,913
هر چی گیرمون بیاد قبوله -
آره. آفرین به ریک -

1340
01:27:23,655 --> 01:27:27,450
فقط زمانی که گم بشیم"
شروع به درک خودمون میکنیم

1341
01:27:27,450 --> 01:27:30,787
"هنری دیوید تورو. مرد جنگلی

1342
01:27:35,250 --> 01:27:37,043
[کوین]

1343
01:27:37,460 --> 01:27:39,837
رن، هی

1344
01:27:39,837 --> 01:27:43,174
.سر تصمیمم هستم، کوین
به نویسندگی ادامه میدم

1345
01:27:44,509 --> 01:27:46,219
واسه پول در آوردن چیکار میکنی؟

1346
01:27:46,219 --> 01:27:50,014
نمیدونم، ولی یه فکری میکنم

1347
01:27:50,014 --> 01:27:52,225
خب، موفق باشی

1348
01:27:52,225 --> 01:27:55,353
دلمون برات تنگ میشه -
ممنون -

1349
01:28:02,026 --> 01:28:05,863
خیلی خب -
خیلی خب -

1350
01:28:10,076 --> 01:28:15,999
بیا از مسیر طولانی‌تر بریم -
باشه. باشه -

1351
01:28:28,511 --> 01:28:32,307
دوستت دارم -
ممنون -

1352
01:28:45,570 --> 01:28:47,822
چی توی آستینت داری؟

1353
01:28:52,076 --> 01:28:54,078
اینو بهت دادن؟ -
نه -

1354
01:28:54,078 --> 01:28:56,456
نه؟

1355
01:28:56,456 --> 01:28:58,791
دزدیدیش؟ -
آره -

1356
01:28:59,584 --> 01:29:01,336
میشه ببینمش؟

1357
01:29:02,879 --> 01:29:06,382
فکر خیلی خوبی نیست که دزدی کنی

1358
01:29:06,382 --> 01:29:09,469
باشه -
پس دیگه این کار رو نکن -

1359
01:29:09,469 --> 01:29:12,555
ولی فقط همین یه بار، مال تو

1360
01:29:12,555 --> 01:29:14,766
باشه -
فقط همین یه بار -

1361
01:29:14,766 --> 01:29:16,851
آماده‌ای بریم؟ -
آره -

1362
01:29:17,435 --> 01:29:18,478
خیلی خب

1363
01:29:34,952 --> 01:29:39,749
خیلی خب. بزن بریم
