﻿1
00:01:19,370 --> 00:01:20,413
هیچ چیزی پیدا نکردم قربان

2
00:01:20,872 --> 00:01:22,916
! هیچ رَدّی از نایوبی یا گوست نیست

3
00:01:22,999 --> 00:01:24,501
*هیچی نیست به جز کپسول‌های آبی
«انسان‌های به خواب رفته و اسیر در ماتریکس»

4
00:01:24,793 --> 00:01:26,461
بهتر نیست که تلاش کنیم باهاشون تماس بگیریم ؟

5
00:01:26,544 --> 00:01:28,379
! بی‌فایده‌ست، حسَّم بهم میگه که مُردن

6
00:01:28,755 --> 00:01:29,839
پس باید برگردیم

7
00:01:29,923 --> 00:01:31,925
،نه، اگر اون هواناو هنوز بتونه پرواز کنه
ما بهش نیاز داریم

8
00:01:32,258 --> 00:01:33,259
! می‌ترسیدم همین رو بگی

9
00:01:33,551 --> 00:01:36,221
همه‌ی لوله‌ها، سوراخ‌ها و شکاف‌هایی رو
که می‌شناسیم بگردید

10
00:01:36,387 --> 00:01:38,848
جستجوتون هرچقدر که امکان داره
وسیع‌تر و سریع‌تر باشه

11
00:01:38,890 --> 00:01:41,267
قربان، اختاپوس‌ها مثل مور و ملخ
! ریختن توی مسیرها

12
00:01:41,309 --> 00:01:42,894
! پس هرچه زودتر پیداشون کنیم بهتره

13
00:01:49,275 --> 00:01:50,902
فکر کردم شاید بخوای چیزی بخوری

14
00:01:50,944 --> 00:01:52,278
! ممنون

15
00:01:52,987 --> 00:01:55,031
تغییری نکرد ؟

16
00:01:56,241 --> 00:01:58,034
! نه

17
00:01:59,494 --> 00:02:03,123
اون چطوره ؟ -
مشکلی براش پیش نمیاد -

18
00:02:03,498 --> 00:02:05,917
! حداقل تا وقتی که بیدار بشه

19
00:02:06,292 --> 00:02:07,669
منظورت چیه ؟

20
00:02:07,794 --> 00:02:10,255
فرمانده چندتا پرسش ازش داره

21
00:02:10,547 --> 00:02:12,715
به نفعشِ که پاسخ‌های خوبی براشون داشته باشه

22
00:02:12,966 --> 00:02:16,010
این بریدگی ها رو می‌بینی ؟
به نظرم " خود زنی " کرده

23
00:02:16,094 --> 00:02:17,178
چرا ؟

24
00:02:17,387 --> 00:02:20,306
 شاید بر اثر " وی.دی.تی "، نمی دونم
«نوعی اختلال که بر اثر آلوده شدن ذهن به وجود می‌آید»

25
00:02:20,390 --> 00:02:23,935
،اما همون‌طور که گفتم
به نفعشِ که پاسخ‌های خوبی داشته باشه

26
00:02:26,729 --> 00:02:29,983
رولند، می‌خوام دوباره ماتریکس رو بگردم

27
00:02:30,191 --> 00:02:31,401
برای چی ؟

28
00:02:31,693 --> 00:02:32,694
برای [پیدا کردن] نـئـو

29
00:02:32,777 --> 00:02:35,780
چطور ممکنه داخلِ ماتریکس باشه، قربان ؟
! اون که وصل نیست

30
00:02:35,947 --> 00:02:37,407
خواهش می‌کنم، بخاطر من

31
00:02:47,959 --> 00:02:50,503
این چیزیِ که باعث نگرانیم میشه

32
00:02:50,795 --> 00:02:52,672
چی ؟

33
00:02:53,548 --> 00:02:56,634
الگوی عملکرد عصبیش شبیه کسی نیست
که در حالت کُما باشه

34
00:02:56,885 --> 00:02:59,637
و عجیب اینه که من این الگوها رو همیشه می‌بینم

35
00:02:59,971 --> 00:03:03,141
کجا می‌بینی ؟ -
! توی کسی که به ماتریکس وصله -

36
00:03:14,819 --> 00:03:18,156
! خبر بزرگ
هیچی پیدا نشد، اون داخل نیست

37
00:03:18,323 --> 00:03:20,533
قربان من پیشبینی‌ها رو دریافت کردم -
چقدر طول میکشه ؟ -

38
00:03:20,825 --> 00:03:25,496
،با توجه به نقطه‌ی ورود و سرعتِ بارِ قبلی‌شون
ماشین‌ها تا بیست ساعت دیگه به مقصد اصلی خواهند رسید

39
00:03:25,663 --> 00:03:27,457
! یا عیسی مسیح

40
00:03:28,917 --> 00:03:30,752
باشه، بیاید هدفمند عمل کنیم

41
00:03:31,002 --> 00:03:33,087
اِی.کِی*، تو برو بالا و روی " تمام نگاری‌ " کار کن
«نام این شخصیت مانند نام بقیه‌ی خدمه‌ی»
«هواناوِ هَمِر،برگرفته از نام سلاح‌ها می‌باشد»

42
00:03:33,338 --> 00:03:36,174
ماوزر*، می‌خوام سلاح‌های جلو
و عقب همیشه آماده باشن
«اشاره به نام یک اسلحه‌ی معروف آلمانی»

43
00:03:36,549 --> 00:03:38,676
مطمئن شو که از کمترین مسیرهای ممکن گذر کنیم

44
00:03:38,885 --> 00:03:40,011
! بله قربان

45
00:03:40,678 --> 00:03:43,806
یه تماس داریم -
چی ؟ -

46
00:03:45,183 --> 00:03:47,143
! کاربر هستم

47
00:03:47,644 --> 00:03:49,520
! سِراف‌ـه

48
00:03:51,022 --> 00:03:54,525
: یک پیام از طرف اوراکل دارم
! همه‌تون باید همین الان بیاید این‌جا

49
00:04:07,330 --> 00:04:08,998
! صبح بخیر

50
00:04:09,290 --> 00:04:10,750
تو کي هستي ؟

51
00:04:10,875 --> 00:04:13,753
نام من " ساتی "ـه* ، نام تو هم نـئـو
«به معنی ذهن‌آگاهی،در آیین بودایی روشی است برای»
«افزایش خِرَد که نهایتاً منجربه کاهش حس رنج می‌شود»

52
00:04:13,920 --> 00:04:18,007
،بابام میگه تو قرار نبوده این‌جا باشی
اون میگه تو حتماً گم شدی

53
00:04:18,508 --> 00:04:24,180
تو گم شدي، نـئـو ؟
«نام ایستگاه که روی دیوار حک شده در واقع به معنی برزخ»
«می‌باشد که عمداً به صورت بهم ریخته نوشته شده و اشاره به»
«گیر افتادن نئو درجایی بین جهان واقعی و جهان ماتریکس دارد»

54
00:04:24,514 --> 00:04:25,515
من کجا هستم ؟

55
00:04:25,682 --> 00:04:28,393
اين‌جا یه ايستگاه قطارـه

56
00:04:31,312 --> 00:04:32,772
!اين‌جا ماتريکس نيست ؟

57
00:04:33,189 --> 00:04:34,482
اون‌جا، جاییه که این قطار میره

58
00:04:34,774 --> 00:04:37,944
جایيه که ما ميريم
ولي تو نمي‌توني همراه ما بياي

59
00:04:39,237 --> 00:04:40,488
چرا نمی‌تونم ؟

60
00:04:40,613 --> 00:04:42,073
! اون بهت اجازه نميده

61
00:04:43,199 --> 00:04:44,492
کي اجازه نميده ؟

62
00:04:44,492 --> 00:04:46,786
رئیس قطار، من ازش خوشم نمیاد

63
00:04:46,995 --> 00:04:50,290
ولی بابام میگه که هرچی
رئیس قطار بهمون میگه باید گوش کنیم

64
00:04:50,456 --> 00:04:54,502
،وگرنه اون ما رو این‌جا رها می‌کنه
! همیشه و تا ابد

65
00:05:09,017 --> 00:05:13,604
مورفیوس ، ترينيتي
ممنونم که اومديد

66
00:05:14,480 --> 00:05:16,566
... چیزی که در طول سال‌هاي زندگيم ياد گرفتم

67
00:05:16,941 --> 00:05:19,819
اینه که کارها همیشه طبق میل ما پیش نمیره

68
00:05:20,278 --> 00:05:21,779
تو کي هستي ؟

69
00:05:21,988 --> 00:05:23,573
! من " اوراکل " هستم

70
00:05:25,783 --> 00:05:30,079
کاش راه آسون‌تری هم برای توصیف
! این اتفاق وجود داشت، ولی وجود نداره

71
00:05:30,872 --> 00:05:33,124
متاسفم اما این اتفاق باید می‌افتاد

72
00:05:33,499 --> 00:05:36,878
متاسفم که نتونستم با همون چهره‌ای که شما
من رو به یاد میارید این‌جا بشینم

73
00:05:37,086 --> 00:05:38,713
ولی قرار نبود این‌طور بشه

74
00:05:38,880 --> 00:05:39,964
چه اتفاقي افتاده ؟

75
00:05:40,798 --> 00:05:45,094
من یک انتخاب کردم، ولی هزینه‌ی انتخابم
بیشتر از چیزی شد که انتظارش رو داشتم

76
00:05:45,595 --> 00:05:46,637
چه انتخابی ؟

77
00:05:47,305 --> 00:05:49,932
این‌که به شما کمک کنم
*این‌که نـئـو رو راهنمایی کنم
«علت اصلی تغییر بازیگر اوراکل،مرگ بازیگر قبلی بود»

78
00:05:50,308 --> 00:05:54,896
از اون‌جایی که آزمون واقعی برای هر انتخابی
... اینه که دوباره همون " انتخاب " رو انجام بدی

79
00:05:55,480 --> 00:05:59,025
در حالی که کاملاً از عواقب احتمالیش آگاهی داری

80
00:05:59,484 --> 00:06:01,778
به نظرم حس خوبی نسبت به اون " انتخاب " دارم

81
00:06:01,986 --> 00:06:06,240
چون این‌جا هستم
! و دوباره همون " انتخاب " رو انجام دادم

82
00:06:06,491 --> 00:06:08,201
می‌دونی چه اتفاقی برای نـئـو افتاده ؟

83
00:06:08,284 --> 00:06:09,410
بله

84
00:06:10,828 --> 00:06:15,166
اون در جایی بین این جهان
و جهانِ ماشین‌ها گیر افتاده

85
00:06:15,708 --> 00:06:19,670
راه ارتباطی به اون‌جا توسط نرم افزاری
به نام " رئیس قطار " کنترل میشه

86
00:06:19,962 --> 00:06:24,384
اون از این راه ارتباطی برای قاچاق نرم افزارها
به درون و بیرون از ماتریکس استفاده می‌کنه

87
00:06:24,550 --> 00:06:27,720
اگر اون پیش از شما، نـئـو رو پیدا کنه

88
00:06:27,887 --> 00:06:31,349
متاسفانه اون موقع " انتخاب "های سختی
پیش روی ما خواهد بود

89
00:06:31,724 --> 00:06:32,600
چرا ؟

90
00:06:32,642 --> 00:06:34,685
بخاطر کسی که رئیس قطار برای اون کار می‌کنه

91
00:06:35,019 --> 00:06:36,687
 " ! مِــرویــنــجــیــن "

92
00:06:36,896 --> 00:06:41,401
اون برای سرتون جایزه تعیین کرده
باید همیشه و همه‌جا مراقب باشید

93
00:06:41,901 --> 00:06:46,155
سِراف می‌دونه که چطور میشه
رئیس قطار رو پیدا کرد، اون همراه‌تون میاد

94
00:06:46,406 --> 00:06:50,076
سال‌هاست که اون از من محافظت کرده

95
00:06:50,243 --> 00:06:52,745
امیدوارم که بتونه همین کار رو
برای شما هم انجام بده

96
00:06:53,871 --> 00:06:56,582
لطفاً، دنبالم بیاید

97
00:07:01,504 --> 00:07:03,214
... اوراکل

98
00:07:03,381 --> 00:07:05,591
می‌دونم مورفیوس

99
00:07:05,758 --> 00:07:09,637
می‌تونم ببینم که پر از شَک شدی
و ابری از تردید روی تو سایه افکنده

100
00:07:09,804 --> 00:07:14,308
پس از تمام اتفاقاتی که افتاده، چطور از من
انتظار داری که بهت " باور " داشته باشم ؟

101
00:07:14,475 --> 00:07:16,227
! این انتظار رو ندارم

102
00:07:16,394 --> 00:07:19,063
: من چیزی رو انتظار دارم که همیشه داشتم

103
00:07:19,355 --> 00:07:23,734
انتخابِ " لعنتیِ خودت رو بکن "
چه به من باور داشته باشی و چه نداشته باشی

104
00:07:23,818 --> 00:07:28,990
همه‌ی کاری که می‌تونم بکنم اینه که بهتون بگم
دوست‌تون توی دردسر افتاده و به کمک شما نیاز داره

105
00:07:29,407 --> 00:07:32,702
! اون به همه‌ی کمکِ ما نیاز داره

106
00:07:33,369 --> 00:07:34,704
تو از ماتریکس اومدی ؟

107
00:07:34,829 --> 00:07:35,913
! آره

108
00:07:35,997 --> 00:07:37,290
! نه

109
00:07:37,457 --> 00:07:41,377
منظورم اینه که قبلاً اون‌جا بودم -
چرا اون‌جا رو ترک کردی ؟ -

110
00:07:42,253 --> 00:07:45,756
مجبور شدم -
منم مجبور شدم خونه‌ام رو ترک کنم -

111
00:07:46,132 --> 00:07:49,469
ساتی، بیا این‌جا عزیزم
! اون مرد بیچاره رو راحت بذار

112
00:07:49,760 --> 00:07:51,137
! چشم بابا

113
00:07:56,142 --> 00:07:59,645
عذر می‌خوام، اون هنوز هم خیلی کنجکاوه

114
00:08:00,271 --> 00:08:01,230
من شما رو می‌شناسم

115
00:08:01,314 --> 00:08:03,608
*بله،توی رستوران مرد فرانسوی[همدیگه رو دیدیم]
«منظور، مروینجین است»

116
00:08:03,900 --> 00:08:08,488
من " راما کاندرا "* هستم
ایشون همسرم " کامالا " و دخترم " ساتی " هستن
«اشاره به نام یکی از خدایان آیین هندوییسم»

117
00:08:08,988 --> 00:08:10,656
از آشنایی با شما خیلی خوشبختیم

118
00:08:11,365 --> 00:08:13,576
شما نرم افزار کامپیوتری هستید ؟ -
اوه، بله -

119
00:08:14,160 --> 00:08:18,080
من مدیر سیستم‌های نیروگاهی
برای عملیات بازیافت هستم

120
00:08:18,372 --> 00:08:22,335
همسرم برنامه نویسِ نرم افزارهای تعاملی هست
اون خیلی خلّاق‌ـه

121
00:08:22,627 --> 00:08:25,004
این‌جا چه کار می‌کنی ؟
تو به این‌جا تعلق نداری ؟

122
00:08:25,296 --> 00:08:27,965
کامالا، ازتون عذر می‌خوام

123
00:08:28,174 --> 00:08:30,009
همسرم گاهی اوقات خیلی رُک صحبت می‌کنه

124
00:08:31,469 --> 00:08:32,845
مشکلی نیست

125
00:08:33,304 --> 00:08:34,680
من پاسخی ندارم

126
00:08:34,972 --> 00:08:36,557
! من حتی نمی‌دونم که " این‌جا " کجاست

127
00:08:36,849 --> 00:08:38,601
! این‌جا، ناکجاست

128
00:08:38,893 --> 00:08:41,354
جایی بین جهانِ ما و جهانِ شماست

129
00:08:43,022 --> 00:08:45,858
رئیس قطار کیه ؟ -
اون برای " مرد فرانسوی " کار می‌کنه -

130
00:08:46,442 --> 00:08:48,277
چرا می‌دونستم که قراره این رو بگی ؟

131
00:08:48,569 --> 00:08:52,365
! مرد فرانسوی نه فراموش می‌کنه و نه می‌بخشه

132
00:08:52,907 --> 00:08:55,535
تو می‌شناسیش ؟ -
من فقط در حدی که نیاز دارم، می‌شناسمش -

133
00:08:55,701 --> 00:09:01,457
می‌دونم که اگر بخواهید چیزی که به جهان شما
تعلق نداره رو از جهان ما به جهان خودتون ببرید

134
00:09:01,624 --> 00:09:02,959
باید پیش " مرد فرانسوی " برید

135
00:09:03,251 --> 00:09:04,877
این کاریِ که شما دارید این‌جا انجام می‌دید ؟

136
00:09:05,002 --> 00:09:08,881
... راما لطفاً -
من نمي‌خوام سنگدل باشم، کامالا -

137
00:09:09,173 --> 00:09:11,634
احتمال داره که در بقیه‌ی زندگیش
! هیچ کس دیگه‌ای رو نبینه

138
00:09:12,176 --> 00:09:13,844
! ببخشید

139
00:09:14,136 --> 00:09:17,598
مجبور نیستی که به این پرسش، پاسخ بدی -
[نه، برام مهم نیست [که چه اتفاقی ممکنه بی‌افته -

140
00:09:18,015 --> 00:09:20,226
پاسخ، ساده‌ست

141
00:09:26,315 --> 00:09:28,192
من دخترم رو خيلي دوست دارم

142
00:09:28,484 --> 00:09:31,904
اون زیباترین چيزيِ که من تا حالا ديدم

143
00:09:32,196 --> 00:09:34,782
اما اینکه ما از کجا[به وجود] اومدیم کافی نیست

144
00:09:34,991 --> 00:09:37,618
هر نرم افزاری که به وجود میاد
باید هدفی داشته باشه

145
00:09:37,952 --> 00:09:41,163
اگر هدف نداشته باشه، پاک میشه

146
00:09:41,330 --> 00:09:45,001
من برای نجات دخترم، پیش مرد فرانسوی رفتم

147
00:09:46,586 --> 00:09:48,212
... تو درک نمی‌کنی

148
00:09:48,504 --> 00:09:49,922
... من فقط هرگز

149
00:09:50,089 --> 00:09:52,466
نشنیده بودی که یک نرم افزار
! از عشق صحبت کنه

150
00:09:53,217 --> 00:09:55,511
عشق، یه حس انسانی‌ـه

151
00:09:55,595 --> 00:09:57,513
نه، عشق یک واژه‌ست

152
00:09:57,763 --> 00:10:02,143
چیزی که مهمه رابطه‌ایه
که " واژه " بر اون دلالت داره

153
00:10:04,562 --> 00:10:07,565
می‌بینم که تو هم عاشق هستی

154
00:10:08,149 --> 00:10:12,111
می‌تونی بهم بگی برای حفظ اون رابطه
چه چیزهایی رو فدا می‌کنی ؟

155
00:10:12,695 --> 00:10:13,738
! همه چیز رو

156
00:10:13,904 --> 00:10:15,781
... پس شاید دلیل این‌جا بودنت

157
00:10:15,948 --> 00:10:19,243
با دلیل حضور من در این‌جا تفاوتی نداشته باشه

158
00:10:26,584 --> 00:10:28,878
! خودشه

159
00:10:29,962 --> 00:10:32,882
! دور بشید، از من دور بشید -
ما دنبال دردسر نیستم -

160
00:10:33,049 --> 00:10:35,968
گورتون رو از این‌جا گم کنید -
ما به کمکت نیار داریم -

161
00:10:36,135 --> 00:10:39,722
من نمی‌تونم کمک‌تون کنم
هیچ‌کس نمی‌تونه کمک‌تون کنه

162
00:11:30,690 --> 00:11:32,191
! اوه، نه

163
00:11:44,537 --> 00:11:46,163
! لعنتی

164
00:11:49,208 --> 00:11:53,212
قطار ساعت چند قراره بیاد ؟ -
همین الان هم دیر کرده -

165
00:11:53,379 --> 00:11:55,589
رئیس قطار اهل دیر کردن نیست

166
00:11:56,215 --> 00:11:58,217
به نظرت تاخیرش ربطی به من داره ؟

167
00:11:58,384 --> 00:11:59,719
! مطمئن نیستم

168
00:11:59,885 --> 00:12:02,722
چه کسی این‌طور چیزها رو می‌دونه ؟
! فقط اوراکل

169
00:12:02,888 --> 00:12:05,766
تو اوراکل رو می‌شناسی ؟ -
همه اوراکل رو می‌شناسند -

170
00:12:05,975 --> 00:12:08,686
من پیش از ملاقات با مرد فرانسوی
با اوراکل مشورت کردم

171
00:12:08,853 --> 00:12:11,564
اوراکل قول داده که بعد از رفتن ما
از ساتی مراقبت کنه

172
00:12:11,564 --> 00:12:13,566
بعد از رفتن‌تون ؟

173
00:12:13,733 --> 00:12:16,402
 شما همراهش نمی‌مونید ؟ -
 ممکن نیست -

174
00:12:16,569 --> 00:12:20,614
ما فقط برای موندن دخترمون
با مرد فرانسوی توافق کردیم

175
00:12:20,781 --> 00:12:22,992
من و همسرم باید به جهان خودمون برگردیم

176
00:12:23,200 --> 00:12:24,243
چرا ؟

177
00:12:24,535 --> 00:12:25,661
این کارمای ماست

178
00:12:25,828 --> 00:12:27,580
تو به " کارما "* اعتقاد داری ؟
«یکی از اعتقادات دینی هندوها که به تاثیر»
«اعمال انسان در آینده و سرنوشت او اشاره دارد»

179
00:12:27,621 --> 00:12:30,833
کارما هم یک واژه‌ست، مثل عشق

180
00:12:31,000 --> 00:12:32,793
: راهی برای گفتن اینکه

181
00:12:33,002 --> 00:12:35,212
" من برای انجام چه کاری این‌جا هستم "

182
00:12:35,379 --> 00:12:39,008
من از کارمای خودم ناراحت نیستم
من بخاطرش شکر گزارم

183
00:12:39,175 --> 00:12:42,636
من به خاطر وجود همسر فوق العاده
 و دختر زیبام شکر گزارم

184
00:12:42,803 --> 00:12:46,932
اون‌ها موهبت هستن و من هرکاری که لازمه
باید برای ارج گذاشتن به اون‌ها انجام بدم

185
00:12:48,517 --> 00:12:51,979
بابا قطار اومد -
اره، وسایلت رو بیار، زود باش -

186
00:12:55,024 --> 00:12:56,942
می‌شه این کیف رو من براتون بیارم ؟

187
00:12:58,152 --> 00:13:00,154
باشه

188
00:13:05,534 --> 00:13:06,869
زود باشید، دیرم شده

189
00:13:12,166 --> 00:13:13,250
تو دیگه کی هستی ؟

190
00:13:13,667 --> 00:13:15,211
یه دوسته -
! راما -

191
00:13:16,045 --> 00:13:18,798
من تو رو می‌شناسم

192
00:13:19,006 --> 00:13:22,676
پس این چیزیِ که اون‌ها دنبالش بودن -
من باید برگردم -

193
00:13:23,969 --> 00:13:26,222
هرچی بخوای بهت می‌پردازم

194
00:13:26,514 --> 00:13:28,849
من هر طور شده سوار این قطار میشم

195
00:13:29,183 --> 00:13:30,726
! نه، نه، نه

196
00:13:31,018 --> 00:13:33,813
تو دقیقاً همین جا می‌مونی
تا وقتی که مرونجین دستور دیگه‌ای بده

197
00:13:33,979 --> 00:13:35,481
و تا جایی که من اون رو می‌شناسم

198
00:13:35,648 --> 00:13:39,151
برای یه مدت خیلی، خیلی طولانی
! این‌جا موندگار هستی

199
00:13:39,568 --> 00:13:43,405
من نمي‌خوام بهت آسيبی برسونم -
انگار متوجه نیستی -

200
00:13:43,572 --> 00:13:46,158
من اين‌ مکان رو ساختم

201
00:13:46,325 --> 00:13:50,663
این پایین، من قانون وضع می‌کنم
این پایین، من تهدید می‌کنم

202
00:13:56,377 --> 00:13:59,171
! اين پائين من " خدا " هستم

203
00:14:01,590 --> 00:14:05,344
سوار قطار بشید
یا با اون همین‌جا می‌مونید

204
00:14:21,151 --> 00:14:24,113
بايد دوباره پيش اوراکل برگرديم
اون مي‌دونه که بايد چه کار کنيم

205
00:14:24,280 --> 00:14:27,032
نه، خودمون می‌دونیم که چه کاری باید انجام بشه

206
00:14:42,840 --> 00:14:44,133
! لعنتي

207
00:14:53,517 --> 00:14:55,978
! حتماً شوخیت گرفته

208
00:14:56,145 --> 00:14:58,188
! لعنتی، این که بی بال‌ـه

209
00:14:58,981 --> 00:15:00,524
! فهمیدم

210
00:15:00,691 --> 00:15:03,527
! باید آماده‌ی مرگ شده باشی

211
00:15:03,861 --> 00:15:05,362
باید با " اون " صحبت کنم

212
00:15:05,529 --> 00:15:10,200
تنها راهی که می‌تونی از این در رَد بشی
! از روی نعش گنده‌ی منه

213
00:15:10,993 --> 00:15:12,328
! پس بمير

214
00:15:34,016 --> 00:15:35,601
«نوشته روی دکمه : دوزخ»

215
00:15:35,684 --> 00:15:37,978
حمل سلاح توی کِلاب ممنوعه

216
00:15:38,145 --> 00:15:41,565
موقع پیاده شدن از آسانسور یه دختر هست
که لباس‌ها رو می‌گیره

217
00:15:41,857 --> 00:15:44,944
و اگر خوش اقبال باشیم
یه مرد هم هست که سلاح‌ها رو می‌گیره

218
00:15:45,527 --> 00:15:47,279
و اگر خوش اقبال نباشیم ؟

219
00:15:47,571 --> 00:15:49,323
! مردهای زیادی اون‌جا خواهند بود

220
00:17:33,135 --> 00:17:36,638
امیدوارم که این بار
درسِ خوبی گرفته باشه

221
00:17:36,805 --> 00:17:40,142
و یادش بمونه که هیچ عملِ
بدون " پیامدی " وجود نداره

222
00:17:40,309 --> 00:17:45,105
و اگر شما چیزی رو از من بگیرید
حتماً بهای اون رو پرداخت خواهید کرد

223
00:17:45,564 --> 00:17:48,400
می‌دونی که ما برای چی این‌جا هستیم ؟

224
00:17:48,984 --> 00:17:52,154
بیخیال، این دیگه چه سوالیه ؟
معلومه که می‌دونم

225
00:17:52,321 --> 00:17:54,406
کارِ من اینه که بدونم

226
00:17:54,573 --> 00:17:57,826
برخی ممکنه فکر کنن که این یه اتفاق عجیبه
اما من این‌طور فکر نمی‌کنم

227
00:17:58,243 --> 00:18:03,040
اگرچه کنجکاوم که بدونم واقعاً چطور این اتفاق افتاد

228
00:18:04,708 --> 00:18:06,835
شما می‌دونید ؟ -
 نه -

229
00:18:07,002 --> 00:18:08,754
نه ؟

230
00:18:08,921 --> 00:18:11,090
منم فکر می‌کردم که ندونید

231
00:18:11,256 --> 00:18:14,176
ولی همیشه خوبه که پرسیده بشه

232
00:18:14,343 --> 00:18:16,428
ما می‌خوایم معامله کنیم

233
00:18:17,930 --> 00:18:22,392
همیشه یکراست میری سر معامله
ها، مورفیوس ؟

234
00:18:22,559 --> 00:18:26,897
بسیار خب، من چیزی دارم که شما می‌خواید

235
00:18:27,064 --> 00:18:29,024
... و برای معامله کردن

236
00:18:29,191 --> 00:18:33,987
شما هم باید چیزی داشته باشید
که من بخوام، درسته ؟

237
00:18:34,947 --> 00:18:39,201
و بر حسب اتفاق یه چیزی هم هست
که من می‌خوام

238
00:18:39,368 --> 00:18:43,747
چیزی که از نخستین روزی
که اومدم این‌جا می‌خواستم

239
00:18:43,956 --> 00:18:46,708
میگن که نمیشه به دستش آورد

240
00:18:47,126 --> 00:18:49,461
فقط باید بهت داده بشه

241
00:18:49,628 --> 00:18:51,255
چه چیزی ؟

242
00:18:53,465 --> 00:18:55,968
! چشمان اوراکل

243
00:18:59,763 --> 00:19:03,308
پیش از این هم بهتون گفته بودم که از ماهیتِ هستی
هیچ راه فراری نیست

244
00:19:03,475 --> 00:19:06,228
و این همون ماهیت هستیِ
که شما رو دوباره پیش من برگردوند

245
00:19:06,395 --> 00:19:10,065
،چیزی که خیلی‌ها اون رو یک اتفاق در نظر می‌گیرن
*ولی من اون رو " پیامد " در نظر می‌گیرم
«اشاره ه به بحث "علت و معلول" که در قسمت قبل هم بود»

246
00:19:10,232 --> 00:19:12,526
... وقتی که دیگران " فرصت " رو می‌بینن

247
00:19:12,693 --> 00:19:16,238
من " هزینه " رو می‌بینم

248
00:19:18,407 --> 00:19:21,702
چشمان اوراکل رو برام بیارید

249
00:19:22,202 --> 00:19:25,164
و من هم ناجی‌تون رو بهتون بر می‌گردونم

250
00:19:25,789 --> 00:19:30,085
از نظر من این یک معامله‌ی
کاملاً عادلانه و عاقلانه‌ست

251
00:19:30,836 --> 00:19:32,171
آره ؟
نه ؟

252
00:19:34,631 --> 00:19:36,341
! من که برای این مزخرفات وقت ندارم

253
00:19:50,731 --> 00:19:53,275
می‌خوای معامله کنی ؟
این چطوره ؟

254
00:19:53,483 --> 00:19:57,529
،یا نـئـو رو بهم میدی یا همه‌مون می‌میریم
! همین‌جا، همین حالا

255
00:19:58,488 --> 00:20:01,408
! معامله‌ی جالبی‌ـه

256
00:20:03,660 --> 00:20:08,373
!واقعاً حاضری که برای این مرد بمیری ؟

257
00:20:09,583 --> 00:20:11,084
! باور کن که حاضرم

258
00:20:11,210 --> 00:20:12,377
اون این کار رو می‌کنه

259
00:20:12,878 --> 00:20:15,547
اگر مجبور بشه، تک‌تک ما رو می‌کشه

260
00:20:15,714 --> 00:20:17,424
! این زن عاشق‌ـه

261
00:20:18,133 --> 00:20:23,555
شگفت انگیزه که الگوی کدهای عشق
چقدر مشابه الگوی کدهای دیوانگی‌ـه

262
00:20:23,764 --> 00:20:25,224
! وقت تمامه

263
00:20:25,515 --> 00:20:26,934
!تصمیمت چیه مِرو ؟

264
00:20:31,688 --> 00:20:35,442
باشه، تو خودت رو آوردی این‌جا

265
00:20:35,609 --> 00:20:38,195
خودت هم می‌تونی خودت رو بیرون ببری

266
00:21:19,569 --> 00:21:20,904
برای خارج کردن ما آماده‌اید ؟

267
00:21:21,071 --> 00:21:24,032
تقریباً قربان، دستگاه‌های هک* قدیمی خوبی این‌جا دارن
«کامپیوترهایی که برای هک کردن و نفوذ»
«به شبکه ماتریکس از آن‌ها استفاده می‌شود»

268
00:21:24,199 --> 00:21:26,368
ولی شما نـئـو رو پیدا کردید ؟ -
نمی‌تونی ببینیش ؟ -

269
00:21:26,535 --> 00:21:29,454
نه قربان، یه چیزهایی رو داریم می‌بینیم
ولی نمی‌تونیم بگیم چیه

270
00:21:34,042 --> 00:21:35,544
هنوز نمي‌تونم اين‌جا رو ترک کنم

271
00:21:38,547 --> 00:21:40,882
باید اوراکل رو ببینم

272
00:21:41,550 --> 00:21:43,802
الان ؟

273
00:21:44,886 --> 00:21:46,305
این آخرین فرصت منه

274
00:21:48,932 --> 00:21:51,268
خودشه، راز کار همینه

275
00:21:51,435 --> 00:21:53,603
بايد از دست‌هات استفاده کني -
چرا ؟ -

276
00:21:54,104 --> 00:21:56,732
! کلوچه‌ها هم مثل بقیه چیزها نیاز به عشق دارن

277
00:21:58,525 --> 00:21:59,985
! نــئــو

278
00:22:00,360 --> 00:22:05,157
امیدوار بودم پیش از اومدنت
! این کلوچه‌ها آماده شده باشن

279
00:22:06,325 --> 00:22:09,369
ساتی عزیزم، فکر کنم وقت مزه کردن‌شون رسیده

280
00:22:09,661 --> 00:22:12,539
کاسه رو پیش سراف ببر و ببین آماده شدن یا نه

281
00:22:12,706 --> 00:22:14,833
باشه

282
00:22:15,459 --> 00:22:17,961
خوشحالم که بيرون اومدي -
منم همين‌طور -

283
00:22:21,840 --> 00:22:25,218
خب، من رو شناختی ؟

284
00:22:25,385 --> 00:22:28,597
*بخشی از شما رو شناختم -
خب همین‌طوریه -
«یعنی چهره‌ات عوض شده ولی رفتارت مثل قبل هست»

285
00:22:28,764 --> 00:22:31,600
یه بخش‌هایی رو از دست میدی
یه بخش‌هایی رو نگه می‌داری

286
00:22:31,767 --> 00:22:35,604
من هم توی آینه خودم رو نمی‌شناسم

287
00:22:37,189 --> 00:22:39,107
! ولي هنوز آب نبات دوست دارم

288
00:22:41,610 --> 00:22:42,944
نه ممنون

289
00:22:43,111 --> 00:22:46,281
یادت هست وقتی که برای نخستین بار
از در خونه‌ام وارد شدی چه شکلی بودی ؟

290
00:22:46,448 --> 00:22:51,244
،مثل یه سوسک وحشت زده و متلاطم بودی
اما حالا به خودت نگاه کن

291
00:22:51,703 --> 00:22:54,956
تو قطعاً من رو شگفت زده کردی
و هنوز هم شگفت زده‌ام می‌کنی

292
00:22:55,374 --> 00:22:58,418
! تو هم گاهی اوقات من رو شگفت زده کردی

293
00:22:58,585 --> 00:23:00,879
اميدوارم تونسته باشم کمک کنم

294
00:23:01,046 --> 00:23:04,466
،به من کمک کردي که این‌جا بيام
ولي سوالم اینه که چرا ؟

295
00:23:04,716 --> 00:23:06,426
این مسیر به کجا میره ؟

296
00:23:06,593 --> 00:23:09,137
کی به آخر می‌رسه ؟ -
نمی‌دونم -

297
00:23:09,429 --> 00:23:12,808
نمي‌دوني يا اینکه نمي‌خواي به من بگي ؟ -
... پیش از این هم گفتم -

298
00:23:13,308 --> 00:23:18,105
هیچ‌کس نمی‌تونه فراسوی انتخابی
! که درکش نمی‌کنه رو ببینه، حقیقتاً هیچ‌کس

299
00:23:18,939 --> 00:23:22,818
کدوم انتخاب ؟ -
مهم نیست، این انتخاب منه -

300
00:23:22,984 --> 00:23:25,487
من انتخاب‌های خودم رو دارم
همون‌طور که تو انتخاب‌های خودت رو داری

301
00:23:25,779 --> 00:23:28,657
این انتخاب‌ها شامل چیزهایی که
انتخاب می‌کنی به من بگی یا نگی هم میشه ؟

302
00:23:28,824 --> 00:23:30,075
البته که نه

303
00:23:30,242 --> 00:23:32,494
پس چرا راجع به " معمار " چيزي به من نگفتي ؟

304
00:23:32,619 --> 00:23:36,832
همچنین در مورد مقصد اصلی و افراد برگزیده پیش از من؟
چرا حقیقت رو به من نگفتی ؟

305
00:23:37,791 --> 00:23:41,670
چون برای تو زمانش نرسیده بود که بدونی -
چه کسی تصمیم گرفت که زمانش نرسیده ؟ -

306
00:23:42,129 --> 00:23:44,756
! خودت می‌دونی

307
00:23:45,757 --> 00:23:50,429
[نوشته روی تابلو : خودَت را بِشِناس]
«جمله‌ی معروف سُقراط، فیلسوف یونانی که در»
«قسمت نخست فیلم نیز به آن اشاره شد»

308
00:23:51,471 --> 00:23:53,682
من خودم رو شناختم

309
00:23:54,182 --> 00:23:57,519
پس فکر کنم وقتش رسیده
که چندتا چیز دیگه رو هم بدونم

310
00:23:57,686 --> 00:23:59,438
! من هم همين‌طور

311
00:23:59,771 --> 00:24:03,525
بگو چطور بدون وصل شدن به ماتریکس
تونستم ذهن و جسمم رو از هم جدا کنم ؟

312
00:24:03,692 --> 00:24:06,570
بگو چطور تونستم چهارتا اختاپوس رو
با ذهنم متوقف کنم ؟

313
00:24:07,070 --> 00:24:10,699
بگو چه اتفاق کوفتی‌ای داره برام می‌افته ؟

314
00:24:12,826 --> 00:24:16,371
قدرت شخص برگزیده فراتر
 از چهارچوب‌های این دنیاست

315
00:24:16,538 --> 00:24:20,083
قدرتش از این‌جا تا اون نقطه‌ای
که ازش اومده رو در بر می‌گیره

316
00:24:20,250 --> 00:24:21,251
تا کجا ؟

317
00:24:21,376 --> 00:24:22,502
! تا منبع

318
00:24:22,669 --> 00:24:27,340
این حسی بود که داشتی وقتی اون اختاپوس‌ها
رو لمس کردی، ولی آمادگیش رو نداشتی

319
00:24:27,841 --> 00:24:32,637
تو باید مُرده باشی ولی ظاهراً
! آمادگی اون رو هم نداشتی

320
00:24:35,390 --> 00:24:38,310
معمار بهم گفت که اگر به " منبع " برنگردم

321
00:24:38,393 --> 00:24:40,228
مقصد اصلی همین نیمه شب نابود میشه

322
00:24:40,395 --> 00:24:44,733
بی‌خیال، ممکنه من و تو نتونیم نتیجه‌ی
انتخاب‌های خودمون رو ببینیم

323
00:24:44,900 --> 00:24:47,652
ولی اون مرد هم نمی‌تونه
پیشینه‌ی هیچ انتخابی رو ببینه

324
00:24:48,153 --> 00:24:51,907
چرا نمی‌تونه ؟ -
اون درک‌شون نکرده، قادر نیست -

325
00:24:52,073 --> 00:24:54,743
برای اون، انتخاب‌ها مثل متغیرهای
 یک معادله‌ هستن

326
00:24:54,910 --> 00:24:58,955
متغیرها باید یکی‌یکی حل بشن
و در نهایت، پاسخ مشخص بشه

327
00:24:59,122 --> 00:25:02,834
این هدف [از ساخت] اون‌ـه
! متعادل کردن دو طرف معادله

328
00:25:03,251 --> 00:25:05,378
هدف تو چیه ؟

329
00:25:05,545 --> 00:25:07,589
! که نامتعادلش کنم

330
00:25:07,756 --> 00:25:09,841
چرا ؟
مگه تو چی می‌خوای ؟

331
00:25:10,425 --> 00:25:13,929
من همون چیزی رو می‌خوام که تو می‌خوای، نـئـو

332
00:25:14,095 --> 00:25:17,015
و قصد دارم تا وقتی که بهش برسی
در کنارت باشم

333
00:25:17,516 --> 00:25:20,018
هدف من پایان این جنگ‌ـه

334
00:25:20,602 --> 00:25:22,062
اصلاً قرار هست که به پایان برسه ؟

335
00:25:22,854 --> 00:25:25,148
به هر حال به پایان میرسه

336
00:25:25,524 --> 00:25:28,902
آیا میشه " مقصد اصلی " رو نجات داد ؟

337
00:25:29,277 --> 00:25:34,074
... متاسفم من پاسخی برای این پرسش ندارم، اما

338
00:25:34,950 --> 00:25:39,746
اگر پاسخی وجود داشته باشه
فقط در یک جا می‌تونی پیداش کنی

339
00:25:40,038 --> 00:25:42,707
کجا ؟ -
خودت می‌دونی -

340
00:25:44,668 --> 00:25:47,796
و اگر نتونی پاسخ رو پیدا کنی

341
00:25:47,963 --> 00:25:51,466
متاسفانه ممکنه فردایی برای
! هیچ‌کدوم از ما وجود نداشته باشه

342
00:25:53,134 --> 00:25:55,804
معنی این حرف چیه ؟

343
00:25:59,808 --> 00:26:03,436
... هر چیزی که آغازی داشته باشه

344
00:26:03,603 --> 00:26:06,064
پایانی هم داره

345
00:26:06,231 --> 00:26:09,150
من می‌بینم که پایان کار داره میرسه

346
00:26:09,317 --> 00:26:12,237
می‌بینم که تاریکی در حال گسترش‌ـه

347
00:26:12,404 --> 00:26:13,822
! مرگ رو می‌بینم

348
00:26:14,573 --> 00:26:18,118
و تو تنها کسی هستی که سر راهش قرار گرفتی

349
00:26:18,285 --> 00:26:19,619
" ! اِســمــیــت "

350
00:26:20,579 --> 00:26:24,916
به زودی، قدرت نابود کردن این جهان رو
به دست خواهد آورد

351
00:26:25,083 --> 00:26:27,836
اما به نظرم در اون نقطه متوقف نمیشه، نمی‌تونه

352
00:26:28,003 --> 00:26:31,089
اون تا زمانی که هیچ چیزی باقی نمونده باشه
از کارش دست بر نمی‌داره

353
00:26:31,339 --> 00:26:32,757
اون چیه ؟

354
00:26:32,924 --> 00:26:34,843
! اون، توئه

355
00:26:35,010 --> 00:26:37,470
نقطه‌ی مقابلِ تو، جهتِ منفیِ تو

356
00:26:37,637 --> 00:26:41,224
نتیجه‌ی معادله، تلاش می‌کنه
که خودش رو به تعادل برسونه

357
00:26:41,516 --> 00:26:43,351
و اگر نتونم متوقفش کنم ؟

358
00:26:43,435 --> 00:26:45,437
... در هر صورت، نـئـو

359
00:26:46,187 --> 00:26:49,482
این جنگ به پایان خواهد رسید

360
00:26:49,649 --> 00:26:54,446
امشب، آینده‌ی هر دو جهان
در دست تو خواهد بود

361
00:26:54,696 --> 00:26:56,489
! یا در دست اسمیت

362
00:27:13,006 --> 00:27:15,634
حالت چطوره ؟
خوبی ؟

363
00:27:22,724 --> 00:27:25,060
به زمان نیاز دارم

364
00:27:29,731 --> 00:27:33,318
... از ظاهرش مشخص‌‌ـه -
! فرمانده رولند -

365
00:27:33,485 --> 00:27:35,820
چه خبر شده مَگی ؟ -
بِـیـن، قربان ... اون به هوش اومده -

366
00:27:35,987 --> 00:27:38,156
خوبه، شاید اون پاسخی داشته باشه

367
00:27:45,246 --> 00:27:48,166
این بو رو دوست دارم

368
00:27:49,209 --> 00:27:52,253
مطمئنم که دلم براش تنگ خواهد شد

369
00:27:52,921 --> 00:27:55,965
! اوراکل -
می‌دونم -

370
00:27:56,174 --> 00:27:57,467
می‌دونم

371
00:27:57,676 --> 00:28:00,345
ساتي، عزيزم

372
00:28:01,429 --> 00:28:03,765
چند تا کلوچه بردار و همراه سِراف برو

373
00:28:03,932 --> 00:28:06,726
مي‌تونم برگردم ؟
دوست دارم باز هم این‌جا بیام

374
00:28:06,893 --> 00:28:10,271
من هم دوست دارم -
پس، فردا مي‌بينم‌تون -

375
00:28:12,691 --> 00:28:15,443
! اميدوارم عزيزم، اميدوارم

376
00:28:38,007 --> 00:28:39,467
! من مي‌ترسم سِراف

377
00:28:41,094 --> 00:28:43,012
! بیا

378
00:29:26,097 --> 00:29:28,892
! داره دنبال‌مون می‌کنه

379
00:29:33,062 --> 00:29:37,358
خب خب، خيلي وقته که همدیگه رو ندیدیم

380
00:29:38,359 --> 00:29:41,404
خاطرم هست که تعقيب کردن تو
! مثل تعقيب کردن یه شَبَح بود

381
00:29:41,780 --> 00:29:43,531
من پیش از این تو رو شکست دادم

382
00:29:44,032 --> 00:29:48,828
آره درسته، اما همون‌طور که می‌بینی
الان شرایط کمی عوض شده

383
00:29:50,413 --> 00:29:53,416
و تو باید آخرين تبعيدي باشي

384
00:29:54,042 --> 00:29:57,587
اوراکل درباره تو بهم گفته بود -
واقعاً ؟ -

385
00:29:57,796 --> 00:29:59,672
اون زن درباره‌ی من چي گفته بود ؟

386
00:30:00,048 --> 00:30:01,800
! که تو مَردِ بدي هستي

387
00:30:02,050 --> 00:30:06,805
وقتی که من رو بشناسی
! متوجه میشی که خیلی هم بد نیستم

388
00:30:35,416 --> 00:30:40,004
اوراکلِ بزرگ و قدرتمند
! سرانجام همدیگه رو ملاقات کردیم

389
00:30:42,882 --> 00:30:47,262
گمان کنم که انتظار اومدنم رو داشتی، درسته ؟

390
00:30:47,428 --> 00:30:49,848
اوراکلِ همه چیز دان، هرگز غافلگیر نمیشه

391
00:30:50,014 --> 00:30:53,184
چطور ممکنه غافلگیر بشه ؟
اون همه چیز رو می‌دونه

392
00:30:53,893 --> 00:30:58,064
،اما اگر این درسته
و اگر می‌دونسته که من دارم میام، پس چرا این‌جاست ؟

393
00:30:58,231 --> 00:31:00,275
چرا اين‌جا رو ترک نکرده ؟

394
00:31:05,780 --> 00:31:08,283
،شاید می‌دونستی که من میام این‌جا
شاید هم نمی‌دونستی

395
00:31:08,449 --> 00:31:12,036
اگر می‌دونستی یعنی که خودت اون کلوچه‌ها رو پختی
و اون بشقاب رو این‌جا گذاشتی

396
00:31:12,203 --> 00:31:13,913
عَمداً و تَعَمُداً

397
00:31:14,080 --> 00:31:18,126
و این یعنی که " عمداَ و تعمداً " اون‌جا نشستی

398
00:31:19,127 --> 00:31:21,004
چه بلایی سر " ساتی " آوردی ؟

399
00:31:21,713 --> 00:31:26,301
" کلوچه‌ها هم مثل بقیه‌ی چیزها نیاز به عشق دارن "

400
00:31:28,303 --> 00:31:29,804
! تو یه کثافتی

401
00:31:30,597 --> 00:31:32,974
*! تو این رو بهتر می‌دونی مامان
«اشاره به جمله‌ی " معمار " در قسمت پیشین»
«که گفت: اگر من پدر ماتریکس باشم»
«اون زن (اوراکل) مادر ماتریکس‌ است»

402
00:31:37,145 --> 00:31:39,147
کاری که برای انجامش اومدی رو انجام بده

403
00:31:39,647 --> 00:31:41,649
! چشم خانم

404
00:32:26,319 --> 00:32:30,865
از ته دل آرزو می‌کنم که کاش می‌تونستم کمک کنم
! اما هیچی رو به یاد نمیارم

405
00:32:32,533 --> 00:32:36,579
اون بریدگی‌های روی دستت چیه ؟
*اون بریدگی‌ها مربوط به بیش از یک روز پیش‌ـه
«یعنی در جنگی که دیروز رخ داده زخمی نشدی»
«و بریدگی‌ها مربوط به خودزنی هستن»

406
00:32:37,038 --> 00:32:39,666
آره، قطعاً همین‌طوره

407
00:32:39,832 --> 00:32:42,126
در این مورد حق با شماست، قربان

408
00:32:42,627 --> 00:32:45,964
به نظر میرسه که اون بریدگی‌ها " خود زنی " باشه

409
00:32:46,130 --> 00:32:50,385
اما چرا بايد همچین کاری رو با خودم بکنم ؟

410
00:32:50,551 --> 00:32:55,348
مگر اینکه در اون لحظه، خودم نبوده باشه

411
00:32:55,556 --> 00:33:00,228
ولي اگر من، خودم نيستم پس چه کسی هستم ؟

412
00:33:04,983 --> 00:33:07,652
آزمايش " وي.دي.تی " ازش گرفتید ؟

413
00:33:07,735 --> 00:33:09,112
بله قربان، منفي بود

414
00:33:09,821 --> 00:33:12,991
ولي واکنش‌هاي عصبيِ
غيرعاديِ زيادي رو نشون ميده

415
00:33:13,157 --> 00:33:16,494
مثل اختلال در " سیناپس"* مغز و نشانه‌های
یک ضربه‌ی شدید روحی که اخیراً اتفاق افتاده
«نوعی پل ارتباطی بین نورون‌های مغز که»
«مسئولیت کنترل حرکات و عملکرد بدن را دارند»

416
00:33:16,661 --> 00:33:20,498
همچنین یک فیبروز* تازه که
سرتاسر کورتکس مغز* رو فرا گرفته
«،فساد الیاف و انسداد شریان‌ها»
«لایه نازک خاکستری که سطح مغز را می‌پوشاند»

417
00:33:20,832 --> 00:33:25,503
من حقيقت رو مي‌خوام، برام مهم نیست
چه هزینه‌ای داره، مجبورش کنید به خاطر بیاره

418
00:33:47,066 --> 00:33:48,484
قربان، پيداش کرديم

419
00:33:48,568 --> 00:33:49,777
لوگوس رو ؟ -
بله قربان -

420
00:33:49,944 --> 00:33:52,030
! بالاخره يه خبر لعنتیِ خوش شنيديم

421
00:34:22,143 --> 00:34:25,146
حسگرهای گرامایی نشونه‌ای
از حیات رو پیدا کردن ؟

422
00:34:26,147 --> 00:34:27,815
نه قربان، هنوز هیچی پیدا نکردن

423
00:34:27,982 --> 00:34:29,484
هواناو در چه وضعیتی‌ـه ؟

424
00:34:29,567 --> 00:34:31,736
طبق " تمام نگاری "*، بدنه سالم و دست نخورده‌ست
«هولوگرافی یا تمام نگاری روشی از»
«تصویربرداری و تولید تصاویر سه‌بعدی است»

425
00:34:31,778 --> 00:34:33,780
فرود بیاید و یک نفر رو هم بذارید
توی برجک دیدبانی

426
00:34:33,780 --> 00:34:34,822
! بله قربان

427
00:34:45,166 --> 00:34:49,087
،به سریع‌ترین شکلی که یه انسان می‌تونه
اون هواناو رو بگردید

428
00:35:06,854 --> 00:35:08,189
مراقب باشيد قربان

429
00:35:08,606 --> 00:35:12,860
،اختاپوس‌ها حیوونای حقه بازی هستن
! ممکنه یه تله باشه

430
00:35:38,427 --> 00:35:40,388
اون چي بود ؟

431
00:35:42,431 --> 00:35:46,060
بچه‌ها می‌تونید اون آشغال‌ها رو دور کنید
تنها چیزی که هواناو نیاز داره یه تکون‌ـه

432
00:35:47,228 --> 00:35:48,271
! نايوبي

433
00:35:48,479 --> 00:35:49,730
! مورفيوس

434
00:35:54,235 --> 00:35:56,571
حالت خوبه ؟ -
آره خوبم -

435
00:35:56,737 --> 00:35:59,574
... نمي‌دونيم چه اتفاقي افتاد بعد از

436
00:36:01,409 --> 00:36:04,537
متاسفم -
مشکلی نيست -

437
00:36:04,704 --> 00:36:06,747
من هم از ديدنت خوشحالم

438
00:36:07,582 --> 00:36:09,500
نـئـو رو بيرون آوردي ؟ -
آره -

439
00:36:09,667 --> 00:36:11,836
چطور فهميدي ؟ -
از اوراکل -

440
00:36:12,003 --> 00:36:14,589
ديديش ؟ -
درست قبل از اينکه اختاپوس‌ها پيدامون کنن -

441
00:36:15,089 --> 00:36:19,260
چي بهت گفت ؟ -
همون چيزهايي که هميشه ميگه -

442
00:36:20,469 --> 00:36:23,264
دقيقاً همون چيزي که نیاز داشتم، بشنوم

443
00:36:24,891 --> 00:36:27,977
در کمتر از دوازده ساعت
ماشين‌ها به ديوارهای لنگرگاه نفوذ مي‌کنن

444
00:36:28,102 --> 00:36:32,440
هر حالتی رو که توی نرم افزار شبیه سازی کردیم
دیدیم به محض اینکه ماشین‌ها به داخل شهر نفوذ کنن

445
00:36:32,607 --> 00:36:35,276
شانس بقای ما به طرز چشمگیری کاهش پیدا می‌کنه

446
00:36:35,443 --> 00:36:41,073
پس هدف اصلیِ ما بايد از بين بردن
يا از کار انداختنِ حفارهاي لنگرگاه باشه

447
00:36:41,240 --> 00:36:45,453
اگر بتونیم این کار رو انجام بدیم
شاید بتونیم از ورودشون به شهر جلوگیری کنیم

448
00:36:45,620 --> 00:36:51,125
اگر نتونيم، تنها جايي که مي‌شه یک سد دفاعیِ
موثر تشکیل داد، وروديِ معبد خواهد بود

449
00:36:51,292 --> 00:36:54,045
اون ورودی به اندازه‌ای کوچک هست
که مجبورشون می‌کنه که از یه راه باریک عبور کنن

450
00:36:54,212 --> 00:36:57,298
و این به ما فرصت میده
تا روی سایر برنامه‌‌های دفاعی‌مون تمرکز کنیم

451
00:36:57,632 --> 00:37:00,676
ما متوجه هستیم که شما تقاضای
داوطلب‌های بیشتری رو دارید

452
00:37:00,843 --> 00:37:01,844
! درسته

453
00:37:01,928 --> 00:37:06,766
دقیقاً به چه تعداد نیرو جهت دفاع از هدف‌تون
در لنگرگاه نیاز دارید ؟

454
00:37:06,933 --> 00:37:10,478
در حال حاضر به تمام نیروی زرهی
و نیمی از پیاده نظام

455
00:37:10,645 --> 00:37:12,647
نيمي از پياده نظام ؟

456
00:37:12,730 --> 00:37:17,109
،اگر دست من بود به دست تمام مردان
زنان و کودکان اسلحه می‌دادم

457
00:37:17,276 --> 00:37:19,153
و هدایت‌شون می‌کردم به سمت لنگرگاه

458
00:37:19,320 --> 00:37:22,073
! شاید بهتر شد که این دست شما نیست

459
00:37:22,240 --> 00:37:24,242
زمان [درستی این حرف رو] مشخص خواهد کرد، مشاور

460
00:37:24,492 --> 00:37:27,161
فرمانده ، فقط يک پرسشِ ديگه

461
00:37:27,328 --> 00:37:29,830
خبري از نِبوکادنِزار رسيده ؟

462
00:37:29,914 --> 00:37:33,251
خیر و در این شرایط دلیلی هم وجود نداره
که انتظار داشته باشیم خبری ازشون بشه

463
00:37:33,417 --> 00:37:35,419
[شاید [حق با شما باشه

464
00:37:35,586 --> 00:37:37,004
اما می‌تونیم امیدوار باشیم

465
00:37:37,380 --> 00:37:40,591
متاسفانه " امیدوار بودن " یه چیز اضافی‌ـه
! که براش وقت ندارم

466
00:37:51,852 --> 00:37:54,730
معلوم هست که داری چه غلطی می‌کنی ؟

467
00:37:54,897 --> 00:37:58,442
... تصادفی بود قربان، من ندیدمش

468
00:37:58,609 --> 00:38:00,736
متاسفم -
تو دیگه کدوم خری هستی ؟ -

469
00:38:00,903 --> 00:38:03,197
! از واحدِ نیروهای داوطلب هستم قربان

470
00:38:03,823 --> 00:38:08,077
،یه داوطلبِ " بچه محفظه‌ایِ "* لاغر مُردنی مثل تو
به چه دردِ واحدِ من می‌خوره ؟
«افرادی که توسط ماشین‌ها و در محفظه متولد شده‌اند»

471
00:38:08,244 --> 00:38:11,747
،من هم می‌خوام وظیفه‌ام رو انجام بدم قربان
باید لنگرگاه رو حفظ کنیم

472
00:38:13,082 --> 00:38:15,209
تو چند سالته، بچه ؟ -
هجده سال -

473
00:38:15,376 --> 00:38:18,504
،باید می‌گفتی شانزده
! اون‌وقت شاید باور می‌کردم

474
00:38:18,754 --> 00:38:20,089
! باشه، من شانزده سالم‌ـه

475
00:38:20,256 --> 00:38:23,843
،حداقل سن برای پیوستن به ارتش هجده ساله
! شانزده سال خیلی کمه

476
00:38:24,010 --> 00:38:28,806
برای ماشین‌ها اهمیتی نداره که من چند سالم‌ـه
! من رو هم مثل بقیه می‌کُشن

477
00:38:29,473 --> 00:38:31,350
این هم یه حقیقتِ لعنتی‌ـه

478
00:38:31,851 --> 00:38:35,146
،یک فرصت به من بدید قربان
ناامیدتون نمی‌کنم

479
00:38:35,855 --> 00:38:37,231
... اگه ناامیدم کنی

480
00:38:37,440 --> 00:38:41,027
اون وقت می‌فهمی که من و ماشین‌ها
! اخلاق‌های مشترکی داریم

481
00:38:53,956 --> 00:38:56,625
خوبه، روشنش کن

482
00:39:02,798 --> 00:39:04,675
! دوباره به زندگی برگشت

483
00:39:05,009 --> 00:39:08,304
می‌خوای نرم افزارهای عملیاتی رو
دوباره برات راه اندازی کنیم، اسپارکی ؟

484
00:39:08,304 --> 00:39:11,640
آره عالی میشه، تا اون‌جایی می‌تونی شیشه‌ی
جلو رو هم تمیز کنی ؟

485
00:39:16,479 --> 00:39:19,065
سیستم راه اندازی شد
دارم دوباره به مدار برمی‌گردونمش

486
00:39:19,231 --> 00:39:21,984
... خوب به نظر می‌رسه، فقط

487
00:39:23,819 --> 00:39:25,863
منبع تغذیه‌ی ماتریکس یه مشکلی داره

488
00:39:26,030 --> 00:39:29,241
نه نداره، داری چیزی رو می‌بینی که ما می‌بینیم

489
00:39:29,408 --> 00:39:32,912
اون‌جا چه خبره ؟ -
هر چی هست، نمی‌تونه چیزِ خوبی باشه -

490
00:39:33,913 --> 00:39:35,998
ماشین‌ها نقطه‌ی اتصال شماره‌ی 21 رو گرفتن

491
00:39:36,832 --> 00:39:39,960
طوری که من توی نقشه می‌بینم
اگر از این‌جا ورود کنیم

492
00:39:40,127 --> 00:39:42,755
و مسیر 153 رو قطع کنیم
ممکنه بتونیم غافگیرشون کنیم

493
00:39:43,297 --> 00:39:47,510
ما اول وارد میشیم و تا جایی که می‌تونیم
پایین میریم، بعد " ای.اِم.پی " رو منفجر می‌کنیم

494
00:39:47,676 --> 00:39:51,680
به این امید که بتونیم سوراخی اون‌قدر بزرگ ایجاد کنیم
که شما بتونید ازش رد بشید

495
00:39:53,182 --> 00:39:57,978
راه خوبی نیست، ولی طوری که
به نظرم می‌رسه، این تنها راه بازگشته

496
00:39:58,187 --> 00:39:59,688
! نه، نیست

497
00:39:59,855 --> 00:40:02,942
یه راه دیگه هم هست، یه راه کمکی

498
00:40:03,109 --> 00:40:06,862
اختاپوس‌ها دقیقاً این‌جا قرار دارن
هزار متر پایین تر از ورودی 21

499
00:40:07,154 --> 00:40:11,075
اگر شانس بیاریم، می‌تونیم بدون
اینکه حتی متوجه بشن، فرار کنیم

500
00:40:11,242 --> 00:40:13,786
این یه مسیرِ مکانیکی‌ـه*، عبور ازش غیر ممکنه
«تونل‌های بسیار باریکی که توسط ماشین‌ها»
«برای جا به جایی استفاده می‌شوند»

501
00:40:13,828 --> 00:40:14,995
هیچ‌کس نمی‌تونه در این مسیر هواناو رو هدایت کنه

502
00:40:15,037 --> 00:40:16,038
! من می‌تونم

503
00:40:16,038 --> 00:40:18,040
! مزخرف میگی -
قبلاً انجامش دادم -

504
00:40:18,207 --> 00:40:21,460
اون مربوط به خیلی وقت پیش بود، نایوبی -
گفتم که می‌تونم -

505
00:40:21,627 --> 00:40:26,257
خب که چی؟ اگر هم بتونی، تو تنها کسی هستی که
تواناییش رو داره، ممکن نیست ما بتونیم دنبالت بیایم

506
00:40:28,717 --> 00:40:30,344
! سلام

507
00:40:31,971 --> 00:40:36,559
می‌دونم زمان همیشه بر علیه ماست
متاسفم که این‌قدر طول کشید تا خوب بشم

508
00:40:36,725 --> 00:40:40,521
ولی می‌خواستم مطمئن بشم -
از چی ؟ -

509
00:40:40,688 --> 00:40:42,815
می‌دونم که باید چه کار کنم -
چه کار ؟ -

510
00:40:42,982 --> 00:40:46,235
هیچ راه ساده‌ای برای گفتنش نیست
پس فقط میگمش

511
00:40:46,402 --> 00:40:49,071
من باید یکی از هواناو‌ها رو ببرم -
چی ؟ -

512
00:40:49,238 --> 00:40:50,990
که کجا بری ؟

513
00:40:51,907 --> 00:40:53,284
! به شهر ماشین‌ها

514
00:40:57,997 --> 00:41:00,082
می‌دونم که درک این موضوع سخته

515
00:41:00,249 --> 00:41:02,793
! نه سخت نیست، تو عقل لعنتیت رو از دست دادی

516
00:41:03,085 --> 00:41:04,420
با این وجود باز هم باید برم

517
00:41:04,587 --> 00:41:07,798
در صد سال گذشته هیچ هواناوی نتونسته
حتی به صد کیلومتریش برسه

518
00:41:08,007 --> 00:41:10,676
تو هرگز موفق نمیشی -
مجبورم تلاشم رو کنم -

519
00:41:10,843 --> 00:41:12,761
این چیزیِ که اوراکل بهت گفته ؟

520
00:41:13,262 --> 00:41:14,263
! نه

521
00:41:14,513 --> 00:41:17,516
! این احمقانه‌ست
اگر می‌خوای خودت رو به کشتن بدی، برو بده

522
00:41:17,641 --> 00:41:19,810
ولی این کار رو بدون از بین بردن
هواناوهای ما انجام بده

523
00:41:20,060 --> 00:41:22,730
شما باید حرفم رو باور کنید، من باید برم -
! مزخرف میگی -

524
00:41:22,897 --> 00:41:26,108
من فرمانده‌ی این هواناو هستم
من میگم که کجا باید بره

525
00:41:26,275 --> 00:41:30,112
و باور کن این هواناو میره به جهنم
! خیلی پیش از اینکه به تو اجازه بدم جایی ببریش

526
00:41:33,782 --> 00:41:35,534
اون می‌تونه هواناو من رو ببره

527
00:41:35,784 --> 00:41:37,786
! تو نمی‌تونی این کار رو بکنی

528
00:41:38,787 --> 00:41:42,833
حتی فکرشم نکن که به خودت زحمت بدی که به من بگی
چه کار می‌تونم یا نمی‌تونم با هواناوم بکنم

529
00:41:43,042 --> 00:41:44,335
! بعد اون سخنرانیِ کوتاهی که داشتی

530
00:41:44,376 --> 00:41:45,753
... ولی بخاطر خدا، نایوبی

531
00:41:45,794 --> 00:41:48,797
من این هواناو رو هدایت می‌کنم
اون می‌تونه مال من رو ببره

532
00:41:49,340 --> 00:41:52,968
اگر تا یک ساعت دیگه حرکت کنیم
می‌تونیم همزمان با ماشین‌ها به " مقصد اصلی " برسیم

533
00:41:53,135 --> 00:41:55,679
این از هر نقشه‌ای بهتره

534
00:41:55,846 --> 00:41:59,600
،این هدر دادنِ یه هواناوه
! یه هدر دادنِ لعنتی

535
00:42:05,147 --> 00:42:08,317
دو هواناو، دو مسیر

536
00:42:08,484 --> 00:42:11,654
انگار که مشیَّت این بوده، درسته مورفیوس ؟

537
00:42:12,321 --> 00:42:15,491
تو هیچ وقت به " فرد برگزیده " باور نداشتی -
! هنوزم ندارم -

538
00:42:15,658 --> 00:42:17,368
پس چرا داری این کار رو می‌کنی ؟

539
00:42:18,953 --> 00:42:20,996
! من به " اون " باور دارم

540
00:42:22,373 --> 00:42:24,416
! ممنونم

541
00:42:29,338 --> 00:42:32,341
این برای چیه ؟ -
بهت کمک می‌کنه آرامش داشته باشی -

542
00:42:32,508 --> 00:42:35,344
که به خاطر آوردن رو برات ساده‌تر کنه

543
00:42:36,011 --> 00:42:38,180
اگر نخوام که به خاطر بیارم، چی ؟

544
00:42:39,181 --> 00:42:41,267
چرا باید این رو بخوای ؟

545
00:42:41,433 --> 00:42:44,520
اگر من اون " ای.اِم.پی " رو
منفجر کرده باشم چی ؟

546
00:42:45,604 --> 00:42:47,523
... اگه من اون هواناوها رو خراب کرده باشم

547
00:42:47,690 --> 00:42:52,486
و مسئول مرگ تمام اون افراد باشم، چی ؟

548
00:42:54,530 --> 00:42:57,533
... اگر این کار رو کرده باشم

549
00:42:57,700 --> 00:43:01,453
این‌جا بودن برای من خیلی اَمن نیست، درسته ؟

550
00:43:11,297 --> 00:43:15,551
! البته ممکنه برای تو هم خیلی اَمن نباشه

551
00:43:23,392 --> 00:43:25,561
من آماده‌ام

552
00:43:26,645 --> 00:43:28,647
! ترینیتی

553
00:43:29,565 --> 00:43:32,234
یه چیزی هست که باید بگم

554
00:43:35,321 --> 00:43:38,157
چیزی که باید درک کنی

555
00:43:39,325 --> 00:43:42,202
می‌دونم که قراره برم

556
00:43:42,369 --> 00:43:44,663
... ولی گذشته از اون

557
00:43:45,664 --> 00:43:48,083
... نمی‌دونم

558
00:43:48,250 --> 00:43:52,171
! می‌دونم، فکر نمی‌کنی که بتونی برگردی

559
00:43:53,922 --> 00:43:58,719
،از لحظه‌ای که گفتی باید بری می‌دونستم
از چهره‌ات می‌تونستم بخونم

560
00:43:58,969 --> 00:44:01,639
دقیقاً مثل تو که از همون لحظه‌ای
... که بهم نگاه کردی

561
00:44:01,805 --> 00:44:04,183
می‌دونستی همراهت میام

562
00:44:06,310 --> 00:44:08,020
! من می‌ترسم ترین

563
00:44:08,354 --> 00:44:10,314
! من هم می‌ترسم

564
00:44:11,106 --> 00:44:14,777
! بستنِ بندِ یکی از چکمه‌هام ده دقیقه طول کشید

565
00:44:15,778 --> 00:44:17,863
ولی یه چیزی رو بهت می‌گم

566
00:44:18,030 --> 00:44:20,949
... شش ساعت پیش به " مرونجین " گفتم

567
00:44:21,116 --> 00:44:24,119
به خاطر تو آماده‌ام که
! از " هر چیز و همه چیز " بگذرم

568
00:44:26,622 --> 00:44:29,249
می‌دونی که در شش ساعتِ گذشته چی عوض شده ؟

569
00:44:29,416 --> 00:44:30,959
! نه

570
00:44:31,502 --> 00:44:32,836
! هیچ چیز

571
00:44:36,674 --> 00:44:39,051
بارگزاری مهمات تمام شد ؟ -
الان تمام میشه قربان -

572
00:44:39,176 --> 00:44:41,470
عجله کنید، وقتی برامون نمونده

573
00:44:41,679 --> 00:44:43,931
چیزی براشون نمی‌ذارید ؟

574
00:44:44,098 --> 00:44:46,266
اون گفت که بهشون نیاز نداره

575
00:44:50,187 --> 00:44:53,607
! نمی‌گم خدانگهدار، می‌گم موفق باشید

576
00:44:54,024 --> 00:44:55,859
! سپاس

577
00:45:00,698 --> 00:45:03,617
فقط امیدوارم که بدونی داری چه کار می‌کنی

578
00:45:03,784 --> 00:45:05,202
! خودم هم همین‌طور

579
00:45:09,415 --> 00:45:10,958
باعث افتخار بود، قربان

580
00:45:15,212 --> 00:45:17,297
نه، برای من باعث افتخاره

581
00:45:31,145 --> 00:45:34,231
حاضریم قربان -
! تقریباً به موقع -

582
00:45:35,441 --> 00:45:39,027
همین الان هم دیر کردیم
! پس بزن بریم فرمانده

583
00:45:42,740 --> 00:45:44,658
خدانگهدار عزیزم

584
00:45:44,825 --> 00:45:46,660
! مراقب‌شون باش

585
00:46:08,474 --> 00:46:10,267
آماده‌ای ؟

586
00:46:18,025 --> 00:46:20,068
موتور هنوز مشکل داره

587
00:46:20,277 --> 00:46:22,863
باید از فیوز باشه
میرم بررسیش کنم

588
00:46:36,794 --> 00:46:39,171
! باید می‌دونستم که اول معشوقه ش رو می‌فرسته

589
00:46:39,338 --> 00:46:40,672
! بِــیــن

590
00:46:40,839 --> 00:46:43,967
تا حالا هیچ‌کس به اندازه‌ی تو
! از دست من فرار نکرده

591
00:46:44,134 --> 00:46:46,136
هر بار فکر می‌کردم که دیگه این آخرین باره

592
00:46:46,303 --> 00:46:50,140
،هر بار مطمئن بودم که توی چنگم هستی
ولی باز از بین انگشتام لیز می‌خوردی و در می‌رفتی

593
00:46:50,307 --> 00:46:54,895
واقعاً نمی‌تونم توصیف کنم
که این چقدر می‌تونه خشم‌آور باشه

594
00:46:55,562 --> 00:46:58,232
داری در مورد چی حرف می‌زنی ؟

595
00:46:58,398 --> 00:47:03,195
فکر کنم از کشتنِ تو هم به اندازه‌ی
کشتنِ اون لذت ببرم

596
00:47:18,502 --> 00:47:21,588
،نـئـو، بــیــن این‌جاست
! اون روانی شده

597
00:47:22,422 --> 00:47:25,008
تقاص این کارت رو پس میدی

598
00:47:26,176 --> 00:47:29,096
بیست و هفت کیلومتر دیگه باقی مونده -
فرمانده، یک مورد اضطراری پیش اومده -

599
00:47:29,263 --> 00:47:31,765
چی شده " اِی.کِی " ؟ -
در مورد " مگی "‌ـه قربان -

600
00:47:31,932 --> 00:47:34,142
! مُرده، به قتل رسیده، فکر کنم کار بِــیــن بوده

601
00:47:34,309 --> 00:47:36,812
! لعنتی

602
00:47:38,730 --> 00:47:42,150
می‌دونستم، می‌دونستم عقل لعنتیش رو از دست داده

603
00:47:42,317 --> 00:47:44,111
خودش "ای.اِم.پی" رو شلیک کرده بود

604
00:47:44,278 --> 00:47:47,948
لعنتی، باید به زور از زیر زبونش حرف می‌کشیدم

605
00:47:48,115 --> 00:47:51,034
،تمام هواناو رو گشتیم فرمانده
! بِــیــن این‌جا نیست

606
00:47:52,703 --> 00:47:55,038
می‌دونم اون کجاست -
" توی " لوگوس -

607
00:47:56,707 --> 00:47:58,458
باید برگردیم -
خیلی دیر شده -

608
00:47:58,625 --> 00:48:01,545
اگر به کمک ما نیاز داشته باشم، چی ؟ -
خیلی خطرناکه -

609
00:48:01,712 --> 00:48:02,713
چرا ؟

610
00:48:02,796 --> 00:48:05,799
چون اگر اون‌ها رو کشته باشه
کنترل یه " ای.اِم.پی " دیگه هم توی دستش‌ـه

611
00:48:06,884 --> 00:48:10,721
،از حالا به بعد فقط به خودشون متکی هستن
! درست مثل ما

612
00:48:12,306 --> 00:48:13,974
! آقای اندرسون

613
00:48:14,850 --> 00:48:18,812
*می‌بینم که در این جهان هم مثل اون جهان
قابل پیش‌بینی هستی
«جهان مجازیِ ماتریکس»

614
00:48:19,271 --> 00:48:20,814
چی ؟ -
اون عقلش رو از دست داده -

615
00:48:20,981 --> 00:48:23,233
شاید این‌طور به نظر برسه

616
00:48:23,317 --> 00:48:26,987
اما من و آقای اندرسون می‌دونیم
که ظاهر می‌تونه فریبنده باشه

617
00:48:27,154 --> 00:48:30,991
گیج شدی آقای اندرسون ؟
ظرف یک لحظه همه چیز واضح می‌شه

618
00:48:31,158 --> 00:48:34,411
از اینکه برام تفنگ آوردی سپاس‌گزارم
می‌تونی بذاریش اون‌جا

619
00:48:34,578 --> 00:48:36,663
! این کار رو نکن

620
00:48:36,830 --> 00:48:38,165
! شلیک کن، همین حالا شلیک کن

621
00:48:38,332 --> 00:48:41,043
،آره شلیک کن، سُرخ‌مون کن
! زنده‌زنده ما رو بسوزون

622
00:48:41,251 --> 00:48:44,504
شلیک کن، اگر نکنی اون هر دو نفرمون رو می‌کُشه

623
00:48:45,589 --> 00:48:49,676
بهش نگاه کن، اون می‌دونه که باید
این کار رو بکنه ولی نمی‌کنه

624
00:48:49,843 --> 00:48:52,846
نمی‌تونه -
شلیک کن -

625
00:49:00,437 --> 00:49:03,857
از اسلحه دور شو و بچرخ

626
00:49:10,864 --> 00:49:12,199
بذار اون بره

627
00:49:25,379 --> 00:49:28,423
این موقعیت یه جورایی آشناست، نه ؟

628
00:49:28,590 --> 00:49:32,761
،ما قبلاً هم در همچین موقعیتی بودیم
من و تو، خاطرت هست ؟

629
00:49:32,928 --> 00:49:36,556
من به خاطر دارم
به هیچ چیز دیگه‌ای جز این فکر نمی‌کنم

630
00:49:41,103 --> 00:49:44,231
تو کی هستی ؟ -
هنوز من رو نشناختی ؟ -

631
00:49:45,399 --> 00:49:49,903
اعتراف می‌کنم حتی فکر محصور شدن
در این تیکه گوشتِ گندیده هم سخته

632
00:49:50,070 --> 00:49:55,867
،بوی تَعَفُنش با هر نفس وارد بدن میشه
یک ابر خفه کننده که نمیشه ازش گریخت

633
00:49:58,578 --> 00:50:00,497
! چندش آوره

634
00:50:00,664 --> 00:50:03,375
می‌بینی که به چه طرز رقت انگیزی شکننده‌ست

635
00:50:03,667 --> 00:50:06,461
هیچ چیزی به این ضعیفی نمی‌تونه زنده بمونه

636
00:50:11,758 --> 00:50:15,095
چی می‌خوای ؟ -
همون چیزی رو که تو می‌خوای -

637
00:50:18,181 --> 00:50:22,561
! آره، همینه آقای اندرسون

638
00:50:22,728 --> 00:50:24,688
وَرای این جسم رو نگاه کن

639
00:50:24,855 --> 00:50:30,652
توی چشم‌های نرم و ژله‌ایه
این گاوِ کودن نگاه کن و دشمنت رو ببین

640
00:50:32,279 --> 00:50:35,282
! نه -
! اوه بله، آقای اندرسون -

641
00:50:35,657 --> 00:50:38,577
نمیشه -
جایی وجود نداره که من نتونم برم -

642
00:50:38,744 --> 00:50:41,621
جایی وجود نداره که من نتونم پیدات کنم

643
00:50:41,788 --> 00:50:45,876
! غیر ممکنه -
! غیر ممکن نیست -

644
00:50:46,460 --> 00:50:47,961
! اجتناب ناپذیره

645
00:50:49,796 --> 00:50:51,798
! بدرود آقای اندرسون

646
00:50:51,965 --> 00:50:53,633
همینه، باید همین باشه

647
00:51:39,304 --> 00:51:40,347
! اوه، نه

648
00:51:58,532 --> 00:52:02,452
کاش می‌تونستی خودت رو ببینی آقای اندرسون

649
00:52:06,873 --> 00:52:11,711
! مسیحِ نابینا

650
00:52:13,380 --> 00:52:16,716
تو یک نماد از تمام هم نوعان خودت هستی

651
00:52:19,553 --> 00:52:21,721
... دَرمانده

652
00:52:24,057 --> 00:52:26,268
... رقت انگیز

653
00:52:29,146 --> 00:52:33,483
فقط منتظری تا از این بیچارگی خلاصت کنن

654
00:52:38,780 --> 00:52:40,240
من می‌تونم ببینمت

655
00:52:49,082 --> 00:52:51,918
! این [نبرد] هنوز تمام نشده آقای اندرسون

656
00:52:52,085 --> 00:52:54,004
! تمام نشده

657
00:53:07,392 --> 00:53:08,810
! ترینیتی

658
00:53:09,311 --> 00:53:10,812
! نـئـو

659
00:53:12,355 --> 00:53:13,815
! نـئـو

660
00:53:16,776 --> 00:53:19,946
! اوه نه، چشم‌هات

661
00:53:20,113 --> 00:53:22,282
حالم خوبه

662
00:53:23,617 --> 00:53:25,785
مشکلی نیست، ترین

663
00:53:27,537 --> 00:53:30,457
ولی فکر کنم تو باید هواناو رو هدایت کنی

664
00:53:37,047 --> 00:53:40,175
با توجه به سرعت حرکت‌شون
تا 22 دقیقه دیگه به دیوارها نفوذ می‌کنن

665
00:53:40,342 --> 00:53:44,012
*،نمی‌تونن بفهمن که ما " ای.اِم.پی " نداریم
مجبورن حملاتِ کوچک و مداوم انجام بدن
«چون اگر بمب الکترو مغناطیس منفجر شود»
«تمام اختاپوس‌های اطراف آن از کار می‌افتند»

666
00:53:44,179 --> 00:53:46,264
تمرکز سد دفاعی ما باید
روی ماشین‌های حفار باشه

667
00:53:46,473 --> 00:53:48,850
دستورِ قرار گیری واحد زرهی
در موقعیت رو صادر کن

668
00:53:49,059 --> 00:53:50,560
بله، قربان

669
00:54:55,208 --> 00:54:56,876
! خیلی خوب

670
00:54:57,043 --> 00:54:58,878
بالاخره وقتش رسید

671
00:54:59,045 --> 00:55:03,842
،همه‌ی شما من رو می‌شناسید
پس به ساده‌ترین شکلی که می‌تونم حرفم رو مبگم

672
00:55:04,884 --> 00:55:08,722
،اگر زمان مُردن ما فرا رسیده
پس وقتش شده دیگه

673
00:55:08,888 --> 00:55:13,685
تنها چیزی که می‌خوام اینه که اگر قراره
در برابر این کثافتا کشته بشیم

674
00:55:14,561 --> 00:55:17,397
قبل از مُردن، این جا رو براشون جهنم کنیم

675
00:55:17,647 --> 00:55:19,566
! آره

676
00:55:34,372 --> 00:55:37,250
ترسیدی " چارا " ؟ -
! لعنتی، آره -

677
00:55:38,251 --> 00:55:39,836
... ولی می‌خوام یه قرار باهات بذارم

678
00:55:40,503 --> 00:55:43,548
تو خشاب‌ها رو پر کن
من شلیک می‌کنم

679
00:55:45,759 --> 00:55:47,677
! قبوله

680
00:55:57,103 --> 00:56:00,106
یا خدا، این رو ببین -
! ساکت -

681
00:56:00,565 --> 00:56:03,485
چقدر تا ورودی باقی مونده ؟ -
مسافت 1.4 کیلومتر -

682
00:56:03,693 --> 00:56:06,237
ما هنوز هم داریم گرمای زیادی تولید می‌کنیم

683
00:56:06,321 --> 00:56:08,365
*گوست، همه‌ی سیستم‌های کمکی رو خاموش کن
«تا توسط حسگرهای حرارتی شناسایی نشوند»

684
00:56:08,531 --> 00:56:11,409
حالت کنترل کاملاً دستی رو فعال کن
چهارتا از " پَــد "ها رو خاموش کن

685
00:56:11,451 --> 00:56:13,286
! به زمین برخورد می‌کنه

686
00:56:22,295 --> 00:56:25,632
آروم عزیزم -
هفتصد متر -

687
00:56:28,134 --> 00:56:30,845
... اگر بتونیم به اندازه کافی نزدیک بشیم

688
00:56:35,350 --> 00:56:36,726
ششصد متر

689
00:56:37,811 --> 00:56:39,479
! اون‌جاست

690
00:56:47,028 --> 00:56:48,655
! گَندش بزنن

691
00:56:50,990 --> 00:56:53,410
سریع بپرید بالا پشت اسلحه‌ها، دارن میان -
موتور رو با تمام قدرت فعال کن -

692
00:56:53,576 --> 00:56:56,371
پشت همه‌ی اون اسلحه‌های لعنتی نیرو بذار

693
00:56:56,538 --> 00:56:58,832
گوست تو بهترین تیرانداز ما هستی
همراه‌شون برو

694
00:56:58,832 --> 00:57:00,250
مورفیوس جاش رو بگیر

695
00:57:17,559 --> 00:57:20,019
! دارم میام عزیزم

696
00:57:26,818 --> 00:57:28,820
! دارن میان

697
00:57:33,116 --> 00:57:37,245
سرعتت رو کم کن، این لوگوس نیست -
! به ناهارت فکر کن رولند، داریم میریم -

698
00:57:44,043 --> 00:57:47,172
یا خدا، نمی‌دونستم این هواناو
! می‌تونه همچین کاری کنه

699
00:58:39,015 --> 00:58:40,558
نفوذ کردن، به لنگرگاه نفوذ کردن

700
00:59:01,538 --> 00:59:03,540
! اسلحه‌ها بالا

701
00:59:16,803 --> 00:59:18,471
! به خاطر همه

702
01:01:26,599 --> 01:01:28,351
! گَندش بزنن

703
01:01:33,147 --> 01:01:35,316
بیخیال[ترس]، برن بریم

704
01:01:41,030 --> 01:01:42,448
! اسلحه‌ها بالا

705
01:01:57,547 --> 01:01:58,923
خشاب‌ها رو پر کنید

706
01:02:00,633 --> 01:02:02,552
خشاب شماره نُـه رو پر کن

707
01:02:09,225 --> 01:02:10,560
برو، برو
حرکت کن، حرکت کن

708
01:02:22,905 --> 01:02:24,574
مراقب به سمت چپ باشید

709
01:02:25,658 --> 01:02:27,910
نذارید عبور کنن

710
01:02:30,913 --> 01:02:32,457
! زوکا

711
01:03:07,325 --> 01:03:09,118
! اوه، خدای من

712
01:03:22,632 --> 01:03:26,302
پس این " پیاده نظام " کدوم جهنمی‌ـه ؟
می‌خوام اون ماشینِ لعنتی از کار بی‌افته

713
01:03:58,084 --> 01:03:59,418
! اگه می‌تونی این رو حَفر کن

714
01:04:03,589 --> 01:04:04,924
! اوه، لعنتی

715
01:04:23,484 --> 01:04:24,569
مته‌ی دوم داره از محل نفوذ وارد میشه

716
01:04:24,652 --> 01:04:25,778
! لعنت بهش

717
01:04:59,562 --> 01:05:03,024
از من دورشون کنید -
! یا خدا، مثل یه طوفان از کثافت هجوم آوردن -

718
01:05:34,889 --> 01:05:35,890
فرمانده، دیدیش ؟

719
01:05:35,932 --> 01:05:37,808
می‌خوان برن سراغ بی‌سیم*، جلوشون رو بگیرید
«اگر بی‌سیم از کار بی‌افتد،وقتی‌که هواناو به شهر برسد»
«نمی‌تواند درخواستِ گشودن دروازه را ارسال کند»

720
01:05:45,358 --> 01:05:46,651
!‍ لعنتی

721
01:06:11,509 --> 01:06:12,969
! آره

722
01:06:24,689 --> 01:06:26,565
کمربندم رو بگیر

723
01:06:36,993 --> 01:06:38,452
فقط به یک شلیک بی‌نقص نیاز دارم

724
01:06:45,292 --> 01:06:47,044
! لعنتی

725
01:07:05,021 --> 01:07:06,605
! چارا

726
01:07:11,527 --> 01:07:14,238
مهمون داریم قربان -
! لنگرگاه ما همین الان هم پر از مهمون‌ـه -

727
01:07:14,405 --> 01:07:16,866
درسته قربان، ولی این فرق داره قربان -
چی ؟ -

728
01:07:17,533 --> 01:07:19,243
! فکر می‌کنم این خودی باشه قربان

729
01:07:19,410 --> 01:07:22,371
غیر ممکنه -
واحد " تمام نگاری " در حال تلاش برای تایید هویتش‌ـه -

730
01:07:22,538 --> 01:07:24,457
باهاشون تماس بگیر
من رمز ورود رو می‌خوام

731
01:07:24,540 --> 01:07:27,001
! داریم تلاش می‌کنیم قربان، پاسخ نمیدن

732
01:07:28,335 --> 01:07:31,047
،این یه حقه‌ست، اون یکی از ما نیست
! نمی‌تونه باشه

733
01:07:31,213 --> 01:07:35,051
،اون یه مسیر مکانیکی‌ـه
هیچ‌کس نمی‌تونه هواناو رو اون‌جا هدایت کنه

734
01:07:45,311 --> 01:07:48,564
تغییر زاویه، سی درجه روی هشتاد درصد -
سی درجه، هشتاد -

735
01:07:51,567 --> 01:07:54,653
زاویه سمت راست، شصت درجه روی بیست درصد -
... شصت درجه -

736
01:07:57,490 --> 01:08:00,493
گندش بزنن، زود باش، سریع‌تر -
! دارم تلاشم رو می‌کنم -

737
01:08:20,429 --> 01:08:23,182
قربان، واحد " تمام نگاری " تایید می‌کنه
اون هواناو " هـَمِـر " هست

738
01:08:23,682 --> 01:08:25,017
!چطور ممکنه ؟

739
01:08:25,184 --> 01:08:27,186
بهش حمله شده و داره آسیب شدیدی می‌بینه

740
01:08:27,353 --> 01:08:30,147
ولی با سرعتی که الان داره
تا دوازده دقیقه‌ی دیگه به دروازه‌ی سه می‌رسه

741
01:08:30,314 --> 01:08:32,691
قربان، " ای.اِم.پی " اون‌ها می‌تونه
تمام اختاپوس‌ها رو از کار بندازه

742
01:08:33,526 --> 01:08:36,946
،چیزی بیشتر از اختاپوس‌ها رو از کار می‌ندازه
تمام سیستم دفاعیِ ما رو از کار خواهد انداخت

743
01:08:37,113 --> 01:08:39,365
اگر یه " ای.اِم.پی " رو داخل شهر منفجر کنیم
لنگرگاه رو از دست خواهیم داد

744
01:08:39,949 --> 01:08:41,826
قربان، ما همین الان هم لنگرگاه رو از دست دادیم

745
01:08:45,996 --> 01:08:47,331
دروازه رو باز کنید

746
01:08:49,125 --> 01:08:53,379
دروازه‌ی سه عمل نمی‌کنه
ما آسیب شدیدی دیدیم

747
01:08:53,546 --> 01:08:55,798
کنترل دروازه رو از دست دادیم
نمی‌تونیم بازش کنیم

748
01:09:05,558 --> 01:09:06,892
خروجی اون‌جاست

749
01:09:07,059 --> 01:09:10,521
با علامت من، موتور رو با تمام قدرت فعال کن
و نود درجه تغییر زاویه‌ی سمت راست

750
01:09:10,980 --> 01:09:12,773
تمام قدرت

751
01:09:13,023 --> 01:09:14,358
نود درجه

752
01:09:20,656 --> 01:09:21,991
! حالا

753
01:09:29,456 --> 01:09:31,500
طاقت بیار عزیزم

754
01:09:34,170 --> 01:09:36,005
! لعنتی، زن تو واقعاً می‌تونی هدایتش کنی

755
01:09:36,172 --> 01:09:38,174
،هنوز به خونه نرسیدیم
دروازه چی شد ؟

756
01:09:40,801 --> 01:09:42,303
اختاپوس‌ها داخل لنگرگاه هستن

757
01:09:43,679 --> 01:09:44,972
یعنی واقعاً دیر رسیدیم ؟

758
01:10:14,543 --> 01:10:17,296
چندتا " اِی.پی.یو " فعال داریم ؟ -
سیزده تا قربان -

759
01:10:17,463 --> 01:10:19,548
اونی که از همه به دروازه‌ی سه
نزدیکتره باهاش تماس بگیر

760
01:10:47,826 --> 01:10:49,119
! پُرش کنید

761
01:10:49,328 --> 01:10:50,913
! پوکه‌ها مثل چی ازش میریزن پایین

762
01:10:54,083 --> 01:10:55,709
! برو

763
01:11:33,372 --> 01:11:35,165
سرها بالا، دارن میان

764
01:11:48,137 --> 01:11:49,722
! پشت سرته

765
01:12:03,235 --> 01:12:05,112
! گیر کرده

766
01:12:10,826 --> 01:12:13,579
! فراموشش کن بچه، بزن به چاک

767
01:12:14,663 --> 01:12:16,332
جا رفت

768
01:12:44,860 --> 01:12:46,695
! " فرمانده " میـفـونـه

769
01:12:49,823 --> 01:12:51,742
! اوه، نه

770
01:12:52,242 --> 01:12:57,039
اون‌ها دارن میان

771
01:12:58,791 --> 01:13:00,125
هَــمِــر

772
01:13:00,667 --> 01:13:02,044
چی ؟

773
01:13:02,461 --> 01:13:05,255
باید اون دروازه رو باز کنی

774
01:13:06,006 --> 01:13:08,133
وزنه‌های تعادلِ دروازه رو قطع کن

775
01:13:09,885 --> 01:13:11,220
تو می‌تونی انجامش بدی

776
01:13:12,054 --> 01:13:14,765
عجله کن، وقتی باقی نمونده

777
01:13:15,974 --> 01:13:17,559
! فرمانده

778
01:13:17,726 --> 01:13:20,104
من هنوز دوره‌ی آموزشی رو تمام نکردم

779
01:13:23,482 --> 01:13:25,109
! منم تمامش نکردم

780
01:13:47,423 --> 01:13:49,591
اون دریچه رو ببندید

781
01:13:50,008 --> 01:13:53,137
،موفق نمیشیم
باید "ای.اِم.پی " رو همین الان منفجر کنیم

782
01:13:53,303 --> 01:13:56,432
زود باشید، یه نفر دروازه رو باز کنه
! خواهش می‌کنم

783
01:14:11,155 --> 01:14:13,031
وزنت رو بنداز رو به جلو

784
01:14:15,033 --> 01:14:16,869
به سبکی پَر حرکت کن

785
01:14:21,165 --> 01:14:25,169
فرمانده، تمام نگاری گزارش داد که "ای.پی. یو"ی
فرمانده میفونه به سمت دروازه سه در حال حرکته

786
01:14:31,175 --> 01:14:33,260
ماشه رو خیلی فشار نده

787
01:14:43,979 --> 01:14:45,981
اِی.پی.یو "ی فرمانده میفونه "
همین الان به دروازه سه رسید

788
01:14:46,148 --> 01:14:48,942
چقدر وقت داریم ؟ -
! دو دقیقه -

789
01:14:49,651 --> 01:14:53,447
فرمانده میفونه، صدای من رو میشنوید ؟ -
فکر کنم بی‌سیمش افتاده قربان -

790
01:14:53,614 --> 01:14:55,073
... میفونه

791
01:14:55,240 --> 01:14:56,867
من " لاک " هستم

792
01:14:57,075 --> 01:14:59,953
،نمی‌دونم که می‌تونی صدام رو بشنوی یا نه
ولی اگر میشنوی

793
01:15:00,120 --> 01:15:02,456
هَمِر دو دقیقه دیگه می‌رسه

794
01:15:02,998 --> 01:15:07,211
دو دقیقه وقت داری فرمانده
تا اون دروازه رو باز کنی

795
01:15:08,837 --> 01:15:10,255
! لینک

796
01:15:10,756 --> 01:15:13,008
برو به اتاق کنترل لینک ،" ای.اِم.پی " رو
 آماده کن

797
01:15:49,628 --> 01:15:51,296
! انجامش بده بچه

798
01:15:55,300 --> 01:15:58,220
! نـئـو، من بهت باور دارم

799
01:16:07,271 --> 01:16:09,314
آره -
می‌تونیم موفق بشیم ؟ -

800
01:16:10,649 --> 01:16:13,151
! ما این همه راه رو طی نکردیم که موفق نشیم

801
01:16:24,496 --> 01:16:26,748
! تقریباً رسیدیم خونه

802
01:16:46,184 --> 01:16:47,769
! منفجرش کن لینک

803
01:17:11,918 --> 01:17:14,880
تو انجامش دادی -
! نه -

804
01:17:15,213 --> 01:17:16,882
! ما انجامش دادیم

805
01:17:17,924 --> 01:17:19,301
! تو بهترین خلبانی

806
01:17:21,928 --> 01:17:25,223
بعضی چیزها توی این جهان هرگز تغییر نمی‌کنن

807
01:17:25,515 --> 01:17:26,933
ولی بعضی چیزها تغییر می‌کنن ؟

808
01:17:28,477 --> 01:17:30,187
... خوشبختانه

809
01:17:30,395 --> 01:17:32,314
بعضی چیزها تغییر می‌کنن

810
01:17:43,909 --> 01:17:45,243
! لینک

811
01:17:45,952 --> 01:17:47,579
 !زی؟ زی -
!لینک -

812
01:17:54,586 --> 01:17:57,422
می‌دونستم برمی‌گردی، می‌دونستم

813
01:17:58,090 --> 01:17:59,633
قول داده بودم

814
01:18:04,888 --> 01:18:06,932
سه فرمانده، یک هواناو

815
01:18:07,099 --> 01:18:11,103
می‌تونم فرض کنم که هواناوهای دیگه
در موقعیت‌های بیهوده‌ی مشابهی از دست رفتنه‌اند

816
01:18:11,269 --> 01:18:12,896
! من هم از دیدنت خوشحالم جیسون

817
01:18:13,063 --> 01:18:15,399
شورا در انتظارِ شنیدن توضیحات شماست

818
01:18:15,565 --> 01:18:19,736
حتماً من رو برای عدم حضورم می‌بخشید
چون باید برای درست کردن این افتضاح تلاش کنم

819
01:18:20,487 --> 01:18:23,073
چیزی رو از قلم انداختم فرمانده ؟
! فکر کردم یکم پیش لنگرگاه رو نجات دادیم

820
01:18:23,240 --> 01:18:25,075
! مشکل شما همین‌ـه

821
01:18:25,242 --> 01:18:27,828
شما به عواقب کارهاتون فکر نمی‌کنید

822
01:18:28,120 --> 01:18:31,707
اون " ای.اِم.پی " تقریباَ تمام
سخت افزارها و واحد زرهی ما رو از بین برد

823
01:18:31,873 --> 01:18:34,835
اگر من جای ماشین‌ها بودم الان همه‌ی
اختاپوس‌هایی که داشتم رو به این‌جا می‌فرستادم

824
01:18:35,127 --> 01:18:36,753
لنگرگاه رو نجات دادید فرمانده ؟

825
01:18:36,837 --> 01:18:39,256
شما لنگرگاه رو توی یک سینی نقره‌ای
! بهشون تقدیم کردید

826
01:18:44,511 --> 01:18:46,513
! زود باش، بِبُرش

827
01:18:48,098 --> 01:18:49,433
پل، پاک‌سازی شد

828
01:18:52,018 --> 01:18:53,937
اون صدا رو می‌شنوی ؟

829
01:18:56,273 --> 01:18:57,816
اون سیم رو راه بنداز

830
01:18:58,024 --> 01:19:01,820
می‌خوام سیستم دوباره راه بی‌افته -
فرمانده، از لنگرگاه تماس گرفتن، مهمون دارن -

831
01:19:03,113 --> 01:19:05,490
به همه دستور بده عقب نشینی کنن

832
01:19:05,657 --> 01:19:08,368
اون محور رو مسدود کنید، همین حالا

833
01:19:09,119 --> 01:19:10,787
حرکت کنید

834
01:19:14,166 --> 01:19:15,792
! اوه، خدای من

835
01:19:23,967 --> 01:19:26,136
تخلیه انجام شد -
بزن -

836
01:19:26,303 --> 01:19:28,472
برو، زود باش، بُدو

837
01:19:44,780 --> 01:19:46,364
حالا نوبت شماست

838
01:19:47,491 --> 01:19:49,201
پس شما هواناوتون رو به نـئـو دادید

839
01:19:49,659 --> 01:19:53,830
درسته جناب مشاور، این کار رو کردم -
می‌دونستید برنامه داره که باهاش چیکار کنه ؟ -

840
01:19:55,499 --> 01:19:57,334
و اوراکل هم چیزی در این مورد نگفته بود ؟

841
01:19:58,335 --> 01:20:02,839
اوراکل گفت که نئو به کمک من نیاز پیدا خواهد کرد
و من باید انتخاب کنم که بهش کمک کنم یا نه

842
01:20:03,215 --> 01:20:07,677
اما یک هواناو تک و تنها چه امیدی می‌تونه
در برابر کل سیستم دفاعی اون‌ها داشته باشه ؟

843
01:20:07,844 --> 01:20:11,056
هیچی، موفقیتش کاملاً غیر ممکنه
ولی نـئـو گوش نمی‌داد

844
01:20:11,223 --> 01:20:15,519
،اون حتی مهمات هم با خودش نبُرد
! عقل لعنتیش رو کاملاً از دست داده بود

845
01:20:15,685 --> 01:20:18,730
نه، نـئـو عقلش رو از دست نداده بود

846
01:20:20,357 --> 01:20:23,026
نـئـو کاری رو انجام میده
که باور داره باید انجام بده

847
01:20:24,402 --> 01:20:27,656
،نمی‌دونم کاری که می‌کنه درسته یا نه
... نمی‌دونم

848
01:20:27,823 --> 01:20:30,450
که به شهر ماشین‌ها می‌رسه یا نه

849
01:20:30,617 --> 01:20:33,870
و اگر هم برسه نمی‌دونم که برای
نجات ما چه کاری می‌تونه بکنه

850
01:20:35,205 --> 01:20:39,918
ولی می‌دونم تا زمانی که نفس می‌کشه

851
01:20:41,378 --> 01:20:43,421
دست از تلاش بر نخواهد داشت

852
01:20:44,714 --> 01:20:46,216
و ما هم نمی‌تونیم دست برداریم

853
01:20:52,681 --> 01:20:54,057
دما در حال کم شدن‌ـه

854
01:20:57,561 --> 01:20:58,895
! برو که رفتیم

855
01:21:38,435 --> 01:21:41,187
بالای کشتزارها* هستیم، درسته ؟
«،محل تولید انسان‌ها و بهره‌وری از گرمای بدن‌شان»
«محلِ آغازِ " خود شناسی " نـئـو»

856
01:21:41,605 --> 01:21:42,939
!از کجا فهمیدی ؟

857
01:21:43,690 --> 01:21:45,567
می‌تونم احساس‌شون کنم

858
01:21:54,326 --> 01:21:55,952
اون‌جا

859
01:21:56,786 --> 01:22:00,624
مسیر ما از اون‌جاست، می‌تونی ببینیش ؟
سه تا خط

860
01:22:00,790 --> 01:22:02,125
خطوط برق

861
01:22:03,126 --> 01:22:04,878
دنبال‌شون کن

862
01:22:21,811 --> 01:22:23,688
دارن چه کار می‌کنن ؟

863
01:22:23,855 --> 01:22:25,565
! نمی‌دونم

864
01:22:26,483 --> 01:22:28,360
سُتوان ؟

865
01:22:43,500 --> 01:22:44,834
! لعنتی

866
01:22:45,168 --> 01:22:46,503
حالا چه کار کنیم فرمانده ؟

867
01:22:51,174 --> 01:22:53,301
دیر یا زود این اتفاق می‌افته

868
01:22:54,052 --> 01:22:56,554
ماشین‌ها به اِستحکاماتِ شهر نفوذ خواهند کرد

869
01:22:57,889 --> 01:23:02,352
پیشنهاد می‌کنم که اعضای شورا به سایر
افراد غیر نظامی که داخل معبد هستن، ملحق بشن

870
01:23:03,019 --> 01:23:04,396
چقدر وقت داریم ؟

871
01:23:04,854 --> 01:23:07,565
دو ساعت، شاید هم کمتر

872
01:23:09,317 --> 01:23:13,530
نیروهای من ورودی شهر رو با تعداد مناسبی توپ
مسحکم کردن تا آخرین سَد دفاعی‌مون رو تشکیل بدیم

873
01:23:15,407 --> 01:23:17,909
فراتر از این، کار دیگه‌ای وجود نداره
که من بتونم انجام بدم

874
01:23:18,410 --> 01:23:21,871
فرمانده، آیا فکر می‌کنید که
شانسی برای زنده ماندن داریم ؟

875
01:23:23,581 --> 01:23:26,042
اگر جای شما بودم، این سوال رو از من نمی‌پرسیدم

876
01:23:27,210 --> 01:23:28,545
! از ایشون می‌پرسیدم

877
01:23:29,421 --> 01:23:33,091
چرا ؟ -
! چون اون کسی‌ـه که به معجزه اعتقاد داره -

878
01:23:40,348 --> 01:23:42,892
اون‌جا، پیش اون کوه‌ها

879
01:23:43,810 --> 01:23:45,645
! همون‌ـه

880
01:23:48,982 --> 01:23:50,900
می‌بینی اون بیرون چی هست ؟ -
آره -

881
01:23:51,401 --> 01:23:54,070
،اگر بگی از عهده‌ی انجامش بر میایم
حرفت رو باور می‌کنم

882
01:23:54,237 --> 01:23:55,905
! از عهده‌اش بر میایم

883
01:23:58,908 --> 01:24:00,618
! مجبوریم

884
01:25:13,900 --> 01:25:15,610
! اختاپوس‌ها

885
01:25:26,996 --> 01:25:28,331
خیلی زیادن

886
01:25:45,014 --> 01:25:46,349
! گرفتمت

887
01:25:47,058 --> 01:25:49,352
زود باش نـئـو، به کمکت نیاز دارم -
نمی‌تونم شکست‌شون بدم -

888
01:25:49,435 --> 01:25:51,855
چه کار کنیم ؟ -
برو بالا، بالای سرشون -

889
01:25:52,105 --> 01:25:55,108
چی ؟ -
آسمان، این تنها راه‌ـه -

890
01:25:57,068 --> 01:25:58,820
پس میر‌یم بالا

891
01:26:34,063 --> 01:26:35,899
! چه زیباست

892
01:26:57,795 --> 01:27:00,423
،سوخت رو پمپ کن توی موتور
هواناو روشن میشه

893
01:27:07,847 --> 01:27:10,308
دوباره، آهسته

894
01:27:13,269 --> 01:27:14,771
! حالا

895
01:27:40,296 --> 01:27:41,798
تـریـن ؟

896
01:27:43,841 --> 01:27:48,388
تریـنـیـتـی ؟

897
01:27:49,555 --> 01:27:51,641
من این‌جا هستم -
کجا ؟ -

898
01:27:51,933 --> 01:27:53,142
این‌جا

899
01:28:03,486 --> 01:28:04,821
ما از عهده‌اش بر اومدیم

900
01:28:06,572 --> 01:28:08,408
گفته بودی که می‌تونیم

901
01:28:10,702 --> 01:28:13,162
باور نکردنی‌ـه، ترین

902
01:28:14,163 --> 01:28:15,832
همه‌جا نور هست

903
01:28:16,165 --> 01:28:19,002
! طوری که انگار همه چیز از نور ساخته شده

904
01:28:19,669 --> 01:28:22,255
کاش چیزی که من می‌بینم رو تو هم می‌دیدی

905
01:28:23,506 --> 01:28:25,508
تا همین جا هم خیلی چیزها رو بهم نشون دادی

906
01:28:27,760 --> 01:28:31,097
چی شده ترینیتی ؟
چه مشکلی پیش اومده ؟

907
01:28:32,473 --> 01:28:34,976
نمی‌تونم همراهت بیام نـئـو

908
01:28:36,644 --> 01:28:38,438
تا جایی که تونستم همراهت اومدم

909
01:28:39,022 --> 01:28:40,106
چی ؟

910
01:28:43,026 --> 01:28:44,527
! اوه، نه

911
01:28:45,361 --> 01:28:47,113
! اوه، نه، نه، نه

912
01:28:47,864 --> 01:28:49,532
چیزی نیست

913
01:28:50,908 --> 01:28:52,535
! وقتش رسیده

914
01:28:54,120 --> 01:28:56,622
من هرکاری از دستم برمی‌اومد، انجام داد

915
01:28:57,832 --> 01:29:00,209
حالا تو باید بقیه‌اش رو انجام بدی

916
01:29:00,960 --> 01:29:03,046
تو باید به پایان برسونیش

917
01:29:03,379 --> 01:29:05,548
تو باید " همه رو" رو نجات بدی

918
01:29:06,049 --> 01:29:07,717
! من نمی‌تونم

919
01:29:08,176 --> 01:29:11,512
بدون تو نمی‌تونم -
چرا می‌تونی -

920
01:29:12,055 --> 01:29:13,723
تو نجاتش میدی

921
01:29:14,766 --> 01:29:17,894
من باور دارم که نجاتش میدی، همیشه داشتم

922
01:29:20,396 --> 01:29:22,023
! ترینیتی

923
01:29:24,275 --> 01:29:27,737
ترینیتی، تو نباید بمیری

924
01:29:29,781 --> 01:29:33,743
! نمی‌تونی بمیری

925
01:29:33,910 --> 01:29:36,079
چرا، می‌تونم بمیرم

926
01:29:39,248 --> 01:29:41,667
تو یک بار من رو به زندگی برگردوندی

927
01:29:43,878 --> 01:29:45,963
ولی این بار دیگه نمیشه

928
01:29:51,844 --> 01:29:53,763
یادت میاد

929
01:29:55,556 --> 01:29:58,476
،روی اون پشت بام
... بعد از اینکه من رو گرفتی

930
01:30:00,061 --> 01:30:01,854
آخرین حرفی که بهت زدم چی بود ؟

931
01:30:04,607 --> 01:30:06,109
" گفتی: " متاسفم

932
01:30:07,443 --> 01:30:09,570
کاش نمی‌گفتم

933
01:30:12,615 --> 01:30:14,909
اون آخرین فکرم بود

934
01:30:17,328 --> 01:30:20,123
آرزو می‌کردم که کاش یه فرصت دیگه داشتم

935
01:30:21,040 --> 01:30:23,292
تا چیزی که واقعاً اهمیت داشت رو می‌گفتم

936
01:30:25,878 --> 01:30:28,714
! تا بگم که چقدر عاشقت هستم

937
01:30:31,092 --> 01:30:34,470
تا بگم که چقدر بابت هر لحظه
در کنار تو بودن، شکرگذار هستم

938
01:30:37,306 --> 01:30:42,311
اما درست وقتی که فهمیدم چطور چیزی که
توی دلم هست رو بیان کنم، خیلی دیر شده بود

939
01:30:48,276 --> 01:30:50,820
اما تو من رو به زندگی برگردوندی

940
01:30:53,739 --> 01:30:55,992
تو آرزوی من رو برآورده کردی

941
01:30:59,287 --> 01:31:03,332
یک فرصت دیگه برای گفتن چیزی که
واقعاً می‌خواستم بگم

942
01:31:08,004 --> 01:31:09,881
! من رو دوست داشته باش

943
01:31:12,842 --> 01:31:14,635
یک بار دیگه

944
01:31:23,269 --> 01:31:25,354
اون مهمات رو بگذارید سر جاشون

945
01:31:25,521 --> 01:31:27,356
موقع جنگ فقط یک فرصت دارید
که این کار رو درست انجام بدید

946
01:31:28,024 --> 01:31:29,859
! اون لعنتی رو سوار کن

947
01:31:34,864 --> 01:31:37,450
عجله کن -
زود باشید -

948
01:31:52,298 --> 01:31:53,674
!... نـئـو

949
01:31:53,966 --> 01:31:56,385
،اگر قراره کاری بکنی
بهتره که زودتر انجامش بدی

950
01:34:05,181 --> 01:34:07,266
من فقط می‌خوام
چیزی که برای گفتنش اومدم رو بگم

951
01:34:07,433 --> 01:34:11,270
پس از اون، هر کاری که می‌خوای بکن
من تلاش نمی‌کنم که متوقفت کنم

952
01:34:15,399 --> 01:34:16,734
! بگو

953
01:34:17,485 --> 01:34:20,446
نرم افزار " اسمیت " پیشرفت کرده و از کنترل شما خارج شده
«در واقع اسمیت آنتی ویروسی بود که جهت کنترل و»
«جلوگیری از خراب شدن ماتریکس به وجود آمده بود اما در»
«نهایت خودش تبدیل به یک ویروس مخرب برای سیستم شد»

954
01:34:20,613 --> 01:34:24,033
به زودی [مثل یک ویروس] در این شهر هم
پخش میشه همون‌طوری که در ماتریکس پخش شد

955
01:34:24,200 --> 01:34:25,534
شما نمی‌تونید متوقفش کنید

956
01:34:27,620 --> 01:34:29,955
اما من می‌تونم -
ما به تو نیاز نداریم -

957
01:34:30,956 --> 01:34:33,292
ما به هیچ چیز نیاز نداریم

958
01:34:34,377 --> 01:34:38,297
اگه این واقعیت داره پس من اشتباه کردم
و الان شما باید من رو بکشید

959
01:34:43,386 --> 01:34:45,262
خواسته‌ات چیه ؟

960
01:34:46,639 --> 01:34:47,932
! صُــلــح

961
01:35:13,749 --> 01:35:15,668
دارن چه کار می‌کنن ؟

962
01:35:21,257 --> 01:35:23,259
!داری چه کار می‌کنی ؟

963
01:35:26,429 --> 01:35:28,347
! مورفیوس

964
01:35:52,705 --> 01:35:54,874
و اگر شکست بخوری چی ؟

965
01:35:56,959 --> 01:35:58,961
! نمی‌خورم

966
01:36:20,399 --> 01:36:21,984
! نـئـو

967
01:36:22,151 --> 01:36:23,778
! اون داره برای ما می‌جنگه

968
01:37:05,528 --> 01:37:08,447
! آقای اندرسون، خوش آمدید

969
01:37:08,614 --> 01:37:10,783
! دل‌مون براتون تنگ شده بود

970
01:37:14,870 --> 01:37:17,790
از کاری که با این‌جا کردم خوش‌تون میاد ؟

971
01:37:18,374 --> 01:37:20,084
! امشب همه چیز به پایان می‌رسه

972
01:37:21,043 --> 01:37:24,046
*می‌دونم که به پایان می‌رسه، من دیدمش
«چون اوراکل را تسخیر کرده»
«توانایی دیدن آینده را به دست آورده است»

973
01:37:24,213 --> 01:37:27,967
به همین دلیل مابقیِ من
... فقط از نمایش لذت خواهند برد

974
01:37:28,133 --> 01:37:31,804
چون ما از قبل می‌دونیم که
این من هستم که تو رو شکست میدم

975
01:39:24,083 --> 01:39:27,002
*می‌تونی احساسش کنی، آقای اندرسون ؟
«اشاره به دیالوگ اسمیت در قسمت نخست»
«در مورد " اجتناب ناپذیر " بودن»

976
01:39:27,169 --> 01:39:29,588
داره بهت نزدیک و نزدیک‌تر میشه

977
01:39:29,755 --> 01:39:31,924
! اوه، من می‌تونم حسش کنم

978
01:39:33,258 --> 01:39:37,388
،من واقعاً باید به خاطرش ازت تشکر کنم
چون گذشته از همه چیز، این زندگی تو بود

979
01:39:37,554 --> 01:39:41,183
که به من " هدف زندگی " رو آموخت

980
01:39:41,600 --> 01:39:45,104
! هدف زندگی، به پایان رسیدن‌ـه

981
01:43:20,986 --> 01:43:22,905
چرا آقای اندرسون ؟

982
01:43:23,071 --> 01:43:26,909
چرا، چرا، چرا ؟

983
01:43:27,075 --> 01:43:28,410
چرا این کار رو می‌کنی؟

984
01:43:29,161 --> 01:43:31,163
چرا ؟
چرا بلند می‌شی ؟

985
01:43:31,330 --> 01:43:33,165
چرا به مبارزه ادامه میدی ؟

986
01:43:34,666 --> 01:43:37,169
آیا باور داری که برای چیز مهمی می‌جنگی ؟

987
01:43:37,336 --> 01:43:40,005
برای چیزی مهم‌تر از بقای خودت ؟

988
01:43:40,172 --> 01:43:43,467
می‌تونی بهم بگی که اون چیز چیه ؟
اصلاً می‌دونی چیه ؟

989
01:43:46,929 --> 01:43:48,680
آزادی یا حقیقت ؟

990
01:43:48,847 --> 01:43:51,225
شاید برای صلح باشه ؟
ممکنه برای عشق باشه ؟

991
01:43:51,391 --> 01:43:54,895
! این‌ها توهمی بیش نیستند، آقای اندرسون
! تخیلاتی مبهم

992
01:43:55,187 --> 01:43:58,273
ساخته‌هایی موقت توسط خِرَد ضعیف بشر

993
01:43:58,440 --> 01:44:03,320
که ناامیدانه تلاش می‌کنه تا وجودِ یک موجودِ
*بدون معنی و بدون هدف رو توجیه کنه
«طبق منطق فیلم هر نرم‌افزار بدون هدفی باید حذف‌شود»
«و چون اسمیت توانایی درک عواطف انسانی را ندارد»
«لذا کارهایی که بشر از روی عشق و... انجام میدهد را»
«بدون هدف میداند پس وجود بشر برای او بی‌معنی است»

994
01:44:03,487 --> 01:44:06,907
و همه‌ی این‌ها به اندازه خودِ ماتریکس ساختگی هستن
«طبق منطق فیلم هر نرم‌افزار بدون هدفی باید حذف‌شود»
«و چون اسمیت توانایی درک عواطف انسانی را ندارد»
«لذا کارهایی که بشر از روی عشق و... انجام میدهد را»
«بدون هدف میداند پس وجود بشر برای او بی‌معنی است»

995
01:44:07,074 --> 01:44:11,870
اگرچه فقط ذهن یک انسان می‌تونه
چیزی بی‌معنی مثل عشق رو ابداع کنه

996
01:44:15,707 --> 01:44:17,834
باید بتونی این رو درک کنی آقای اندرسون

997
01:44:18,001 --> 01:44:22,547
باید تا الان فهمیده باشی، تو نمی‌تونی برنده بشی
ادامه دادن به مبارزه بی معنی‌ـه

998
01:44:25,300 --> 01:44:28,553
چرا آقای اندرسون، چرا ؟
چرا این‌قدر سماجت می‌کنی ؟

999
01:44:31,807 --> 01:44:34,851
چون انتخاب کردم که این کار رو انجام بدم

1000
01:45:38,999 --> 01:45:42,085
این جهانِ منه، جهانِ من

1001
01:46:06,735 --> 01:46:08,487
! صبر کن

1002
01:46:08,653 --> 01:46:10,822
این صحنه رو قبلاً دیدم

1003
01:46:11,990 --> 01:46:14,326
! خودشه، این پایان ماجرا ست

1004
01:46:15,994 --> 01:46:19,915
آره، تو دقیقاً اون‌جا دراز کشیده بودی
درست مثل الان

1005
01:46:20,082 --> 01:46:22,417
و من ... من

1006
01:46:22,584 --> 01:46:27,381
من اینجا ایستاده بودم، درست همین‌جا
و من باید یه چیزی بگم

1007
01:46:28,590 --> 01:46:30,258
: من میگم

1008
01:46:30,425 --> 01:46:33,929
" هر چیزی که آغازی داره، پایانی هم داره، نـئـو "

1009
01:46:42,687 --> 01:46:46,441
چی ؟
من الان چی گفتم ؟

1010
01:46:51,780 --> 01:46:55,617
،نه، نه، این درست نیست
این نمی‌تونه درست باشه

1011
01:47:03,125 --> 01:47:04,793
! از من دور شو

1012
01:47:04,960 --> 01:47:06,378
از چی هراس داری ؟

1013
01:47:07,129 --> 01:47:08,463
! این یه حقه‌ست

1014
01:47:09,131 --> 01:47:11,383
حق با تو بود اسمیت

1015
01:47:12,300 --> 01:47:14,136
همیشه حق با تو بود

1016
01:47:17,472 --> 01:47:19,141
! این اتفاق " اجتناب ناپذیر " بود

1017
01:47:50,922 --> 01:47:52,507
تمام شد ؟

1018
01:48:23,538 --> 01:48:25,916
اوه، نه، نه، نه

1019
01:48:26,082 --> 01:48:27,626
نه، این منصفانه نیست

1020
01:49:21,930 --> 01:49:24,266
تمام شد

1021
01:49:56,214 --> 01:49:58,550
! این منطقی نیست

1022
01:50:02,470 --> 01:50:04,139
اون انجامش داد

1023
01:50:04,889 --> 01:50:09,561
اون ما رو نجات داد

1024
01:50:10,145 --> 01:50:13,398
،تمام شد
اون انجامش داد

1025
01:50:13,648 --> 01:50:14,983
اون انجامش داد
همه چیز تمام شد

1026
01:50:15,150 --> 01:50:17,652
همه چیز تمام شد
اون انجامش داد

1027
01:50:17,819 --> 01:50:21,323
چیه؟ چه اتفاقی افتاده؟ -
قربان، اون انجامش داد، نـئـو، اون انجامش داد -

1028
01:50:21,489 --> 01:50:23,199
چی رو انجام داد ؟ -
اون جنگ رو تمام کرد -

1029
01:50:23,366 --> 01:50:25,076
ماشین‌ها، اون‌ها رفتن

1030
01:50:25,243 --> 01:50:28,580
جنگ به پایان رسید قربان
جنگ به پایان رسید

1031
01:50:30,081 --> 01:50:32,083
! جنگ تمام شد

1032
01:50:46,806 --> 01:50:49,726
من این لحظه رو در خیال خودم تصور کرده بودم

1033
01:50:50,226 --> 01:50:52,520
برای یک مدت طولانی

1034
01:50:56,399 --> 01:50:58,193
این واقعیت داره ؟

1035
01:51:06,993 --> 01:51:09,829
... نـئـو، هر جایی که هستی

1036
01:51:10,830 --> 01:51:12,916
ازت سپاس‌گزارم

1037
01:51:46,658 --> 01:51:47,992
صبح بخیر

1038
01:52:09,264 --> 01:52:13,184
خب، حالا به نظرت این یه غافلگیری نیست ؟

1039
01:52:13,601 --> 01:52:15,770
تو بازی خیلی خطرناکی رو انجام دادی

1040
01:52:15,937 --> 01:52:18,189
تغییر، همیشه خطرناکه

1041
01:52:18,773 --> 01:52:22,110
به نظرت این صلح چقدر دوام میاره ؟

1042
01:52:23,445 --> 01:52:25,697
هرچقدر که بتونه

1043
01:52:28,950 --> 01:52:30,952
بقیه چی میشن ؟

1044
01:52:32,620 --> 01:52:34,038
کدوم بقیه ؟

1045
01:52:34,205 --> 01:52:35,874
افرادی که می‌خوان خارج بشن

1046
01:52:36,624 --> 01:52:38,710
واضحه که آزاد خواهند شد

1047
01:52:39,294 --> 01:52:40,962
بهم قول میدی ؟

1048
01:52:41,129 --> 01:52:44,883
فکر می‌کنی من چی هستم ؟
انسان هستم [که روی قولم نمونم] ؟

1049
01:53:02,817 --> 01:53:04,986
نگران بودیم که نتونیم پیدات کنیم

1050
01:53:05,153 --> 01:53:07,822
حالا همه چی رو به راهه

1051
01:53:08,323 --> 01:53:10,074
! ببین، ببین

1052
01:53:10,658 --> 01:53:13,077
فقط بهش نگاه کن

1053
01:53:13,745 --> 01:53:16,414
! چه زیباست

1054
01:53:17,332 --> 01:53:19,751
تو اون کار رو انجام دادی ؟

1055
01:53:20,084 --> 01:53:22,253
! برای نـئـو

1056
01:53:22,587 --> 01:53:24,589
خیلی خوبه

1057
01:53:24,756 --> 01:53:26,424
مطمئنم که خوشش میاد

1058
01:53:27,091 --> 01:53:29,385
دوباره نـئـو رو خواهیم دید ؟

1059
01:53:29,677 --> 01:53:32,430
... شاید ببینیمش

1060
01:53:32,597 --> 01:53:34,307
یه روزی

1061
01:53:39,103 --> 01:53:40,897
همیشه می‌دونستی که این اتفاق می‌افته ؟

1062
01:53:41,064 --> 01:53:44,359
اوه نه، نه، نمی‌دونستم

1063
01:53:44,859 --> 01:53:47,445
[ولی باور داشتم [که این‌طور میشه

1064
01:53:48,363 --> 01:53:50,782
! باور داشتم
