﻿1
00:00:59,434 --> 00:01:01,561
« سال ۱۹۵۰، بر فراز جلگه‌های مرتفع بالکان »

2
00:01:01,603 --> 00:01:05,065
« ارتفاع: ۱۵۲۴ متر »

3
00:01:05,065 --> 00:01:09,736
« مجموعه‌ی باغ‌های گیاه‌شناسیِ برتر »

4
00:01:58,910 --> 00:01:59,994
سی‌او۷اِس

5
00:02:00,036 --> 00:02:02,163
.پیام اضطراری دریافت شد
.مسیر رو به مختصات جدید تغییر بدید

6
00:02:02,205 --> 00:02:03,581
!منفی! منفی -
دماغه رو بگیر به سمت ۲۳۰ درجه -

7
00:02:03,581 --> 00:02:04,999
مسیر پرواز به سمت ۲۳۰ درجه -
!منفی -

8
00:02:04,999 --> 00:02:06,501
‫- ۹۰ متر ارتفاع بگیر
‫- امکانش نیست!

9
00:02:06,543 --> 00:02:09,170
.تغییر مسیر نده
.هر ثانیه فقط ۱۵ متر ارتفاع‌مون کم میشه

10
00:02:09,170 --> 00:02:10,839
،بیا اول اون بلندی رو رَد کنیم
بعدش دوباره ارزیابی می‌کنیم

11
00:02:10,839 --> 00:02:13,216
شاید یه محل برای سقوط پیدا کنیم که
شانس زنده موندن‌مون بیشتر باشه

12
00:02:13,258 --> 00:02:15,093
یه محل سقوط که شانس
زنده موندن‌مون بیشتر باشه؟

13
00:02:19,264 --> 00:02:21,099
!بهت گفته بودم! بهت هشدار دادم

14
00:02:21,141 --> 00:02:24,435
!آسفالت خیس بود! باند کوتاه بود
!سرعت باد عرضی ۲۵ گره بود! رعد و برق هم بود

15
00:02:24,477 --> 00:02:26,646
،با وجود احتمال بالای سنگ‌اندازی
اجازه ندادی که

16
00:02:26,688 --> 00:02:28,439
بررسی امنیتی رو درست و حسابی تکمیل کنم

17
00:02:28,439 --> 00:02:30,733
،مجبورم کردی هواپیما رو بلند کنم
،اذیتم کردی، دستم انداختی

18
00:02:30,775 --> 00:02:32,777
زور هم گفتی ولی
تونستم هواپیما رو به پرواز در بیارم

19
00:02:32,819 --> 00:02:35,613
لازم هم نیست تکرار کنم که
دوباره یکی که می‌خواست تو رو بکُشه

20
00:02:35,655 --> 00:02:38,283
هواپیما رو منفجر کرد و حالا
!در نهایت داریم سقوط می‌کنیم

21
00:02:38,324 --> 00:02:39,868
اگه زنده بمونیم، گزارشت رو

22
00:02:39,868 --> 00:02:41,995
به آژانس ایمنی هوانوردی فرااروپا میدم

23
00:02:42,745 --> 00:02:44,539
اخراجی -
چی گفتی؟ -

24
00:02:44,539 --> 00:02:45,456
چی گفتی؟ -
اخراجی -

25
00:02:45,498 --> 00:02:46,749
اخراجم؟ وسط یه

26
00:02:46,749 --> 00:02:48,209
...فرود اضطراریِ اجباری

27
00:02:50,253 --> 00:02:52,422
.کمک، وضعیت اضطراری
.سی‌او۷اِس

28
00:02:52,422 --> 00:02:53,840
درخواست مجوز فوری دارم

29
00:02:53,840 --> 00:02:57,135
دارم یه مزرعه‌ی ذرت و
به نظر یه مزرعه‌ی سویا می‌بینم

30
00:02:57,177 --> 00:02:58,595
کدوم نرم‌تره؟

31
00:02:59,387 --> 00:03:00,597
نامشخص

32
00:03:00,722 --> 00:03:02,891
ولش کن. تو مزرعه‌ی ذرت فرود میام

33
00:03:15,069 --> 00:03:16,779
در همین حین، تیم امداد و نجات

34
00:03:16,821 --> 00:03:19,157
سخت در تلاشند تا آتشِ خرابه‌های

35
00:03:19,199 --> 00:03:21,451
یک هواپیمای دو موتوره‌ی
،بداقبال را خاموش کنند

36
00:03:21,492 --> 00:03:24,621
تلاشی یحتمل ناموفق برای پیدا کردن و شناساییِ

37
00:03:24,621 --> 00:03:27,457
،بقایای آناتول ژاژا کوردا

38
00:03:27,540 --> 00:03:29,209
،تاجری بین‌المللی

39
00:03:29,542 --> 00:03:31,502
یکی از ثروتمندترین افرادِ اروپا

40
00:03:31,794 --> 00:03:34,839
این شمشین سقوطِ ثبت‌شده‌ی کوردا می‌باشد

41
00:03:35,006 --> 00:03:37,634
کوردا برای سالیان درازی
،با اتهاماتی همچون سودجویی

42
00:03:37,634 --> 00:03:40,345
فرار مالیاتی، دستکاری قیمت‌ها و
رشوه‌خواری دست و پنجه نرم می‌کرد

43
00:03:40,345 --> 00:03:42,013
کوردا همچنین تخصص ویژه‌ای در

44
00:03:42,055 --> 00:03:44,015
میانجی‌گریِ قراردادهای مخفیانه و سِری داشت

45
00:03:44,015 --> 00:03:47,685
در دنیای پول و تجارت
لقب او «آقای پنج درصد» بود

46
00:03:48,228 --> 00:03:50,021
،او دارای ده فرزند بود

47
00:03:50,063 --> 00:03:52,398
نُه پسر و یک دختر به نام لیزل که

48
00:03:52,440 --> 00:03:53,650
راهبه‌ای نوآموز است و

49
00:03:53,691 --> 00:03:55,860
سه همسرش که پیش از او فوت کردند

50
00:03:55,944 --> 00:03:59,280
چهره‌ای جنجالی که عده‌ای
برای مرگ او اشک خواهند ریخت و

51
00:03:59,280 --> 00:04:01,991
دیگران، به ناچار، خشنود خواهند شد

52
00:04:12,210 --> 00:04:13,711
این مرد که بود؟

53
00:04:14,337 --> 00:04:15,838
او را به چه می‌شناسیم؟

54
00:04:16,547 --> 00:04:18,424
اصلاً نام و نشانی دارد؟

55
00:04:19,676 --> 00:04:22,679
بیاید نگاهی به زندگی و
کارنامه‌ی اعمالش بیندازیم

56
00:04:23,429 --> 00:04:24,722
...پدر او فرد بی‌رحم و ناپاک‌سرشتی بود

57
00:04:24,722 --> 00:04:25,974
مادربزرگ

58
00:04:28,810 --> 00:04:30,687
چرا اینجاییم؟

59
00:04:34,107 --> 00:04:35,984
نمی‌شناسمت

60
00:04:36,442 --> 00:04:38,820
در خانه‌ای سرد و بی‌روح پا به جهان گشود و

61
00:04:39,237 --> 00:04:41,322
...همان سرمای زندگی را با خود به دوش کِشید

62
00:05:13,104 --> 00:05:14,772
خلبان، میشه بگید آقای کوردا

63
00:05:14,772 --> 00:05:17,692
در لحظات آخر عمرش دقیقاً چی کِشید؟

64
00:05:17,734 --> 00:05:19,027
،قبل از اینکه در آتش بسوزه

65
00:05:19,027 --> 00:05:21,863
در حالی که شما با صندلی‌تون به
سمت فضا شلیک شده بودید

66
00:05:21,863 --> 00:05:24,240
...بی‌شک صحنه‌ی وحشتناک و دلخراشی از

67
00:05:24,282 --> 00:05:25,867
راستش، نه. هنوز زنده‌ست

68
00:05:25,867 --> 00:05:27,118
آقای کوردا. آقا

69
00:05:27,160 --> 00:05:28,286
پشمام -
من خوبم -

70
00:05:28,328 --> 00:05:29,871
توی دست‌تون چیـه؟

71
00:05:29,912 --> 00:05:32,874
نمی‌دونم. گمونم یکی از
اندام‌های بلا‌استفاده‌ی بدنم

72
00:05:32,874 --> 00:05:34,542
سعی کردم دوباره برگردونمش داخل

73
00:05:34,542 --> 00:05:36,252
به اون آسونی که به نظر میاد نیست

74
00:05:39,172 --> 00:05:43,968
« کوردا زنده‌ست »
« آقای میلیاردر از تازه‌ترین فاجعه جان سالم به در برد »

75
00:08:42,271 --> 00:08:46,400
« طرح فنیقی »

76
00:08:50,279 --> 00:08:53,199
رئیس جلسه، مأمور اداره‌ی بالتیمور رو
به رسمیت می‌شناسه

77
00:08:53,241 --> 00:08:54,242
مچکرم

78
00:08:54,283 --> 00:08:56,786
،سوژه: ژاژا کوردا

79
00:08:56,827 --> 00:09:00,122
،دشمن واحد و مشترک‌مون که بی‌وقفه و پیوسته

80
00:09:00,164 --> 00:09:01,582
علیه منافع کشورهامون که

81
00:09:01,624 --> 00:09:02,959
با هم در رقابتن، فعالیت می‌کنه

82
00:09:03,000 --> 00:09:06,504
تنها چیزی که باعث میشه با هم همکاری کنیم

83
00:09:07,421 --> 00:09:09,340
سرِ بانک‌هامون کلاه می‌ذاره
(!کوردا سر انگلستان شیره مالید)

84
00:09:09,382 --> 00:09:11,175
تعرفه‌هامون رو دور می‌زنه
(!کوردا سر آمریکا هم شیره مالید)

85
00:09:11,217 --> 00:09:14,220
با شکایت‌ها و پرونده‌های استراتژیک و هدفمند
دادگاه‌ها رو مشغول نگه می‌داره
(محکوم شد؟ هنوز نه)

86
00:09:14,262 --> 00:09:16,055
،هم جنگ راه می‌ندازه
،هم صلح برقرار می‌کنه
(ژاژا افسار پاره می‌کند)

87
00:09:16,055 --> 00:09:17,431
که در تضاد کامل با برنامه‌ی
دیپلماسیِ مشترکِ ماست
(وقفه‌ی غیرمنتظره در دل درگیری‌ها)

88
00:09:17,431 --> 00:09:18,891
که در تضاد کامل با برنامه‌ی
دیپلماسیِ مشترکِ ماست
(آقای پنج درصد دوباره دست به کار شده)

89
00:09:18,975 --> 00:09:21,727
برنامه‌ی جدید سوژه‌ی مذکور
شدیداً به سرمایه‌ی شخصی متکیـه و

90
00:09:21,769 --> 00:09:23,813
حسابی فراتر از ظرفیت منابع نقدی‌اشـه

91
00:09:24,981 --> 00:09:27,275
:هدف ما، با موافقت شما

92
00:09:27,316 --> 00:09:29,485
مختل کردن، مانع‌تراشی، کُند کردن و

93
00:09:29,485 --> 00:09:32,613
زمین‌گیر کردنِ کسب و کارِ کوردا
،به هر روشِ ممکن

94
00:09:32,613 --> 00:09:34,740
با امکان لغو عملیات در صورت مرگ ناگهانی و

95
00:09:34,782 --> 00:09:36,284
محتمل سوژه

96
00:09:36,701 --> 00:09:38,452
کیا موافقن؟ -
!بله -

97
00:09:38,578 --> 00:09:42,915
« عمارت کوردا »
« حوالی ۱۵۸۵، کاخ داارجنتو نام داشت »

98
00:09:57,763 --> 00:09:58,806
کیف‌تون، خانم لیزل

99
00:09:58,848 --> 00:10:00,391
می‌ذارمش توی کمد -
مایلم پیش خودم بمونه -

100
00:10:00,433 --> 00:10:01,767
آره. نه، نه، پیشم باشه

101
00:10:01,767 --> 00:10:02,935
متوجه شدم

102
00:10:03,519 --> 00:10:04,604
بشینید

103
00:10:28,419 --> 00:10:31,255
لیزل. فکر کنم خبر مرگ من رو شنیدی

104
00:10:31,380 --> 00:10:33,924
اگرچه لازم نیست بگم که
گزارش‌ها اشتباه بودن

105
00:10:34,216 --> 00:10:36,177
بذار مستقیماً برم سر اصل مطلب

106
00:10:37,386 --> 00:10:39,096
« سند حق موروثی »

107
00:10:39,388 --> 00:10:41,891
من تو رو به عنوان تنها وارث
،دارایی‌هام منصوب کردم

108
00:10:41,932 --> 00:10:44,226
چیزی که ممکنـه زودتر از اونچه که
،فکرش رو می‌کنی بهش برسی

109
00:10:44,226 --> 00:10:45,728
،همچنین در صورت مرگِ واقعیم

110
00:10:45,728 --> 00:10:49,523
موقتاً مدیریت امور رو
به صورت آزمایشی به عهده میگیری

111
00:10:51,525 --> 00:10:53,110
چرا؟ -
چی چرا؟ -

112
00:10:53,110 --> 00:10:55,905
چرا زودتر از اونچه که فکرش رو بکنم؟
تو که دوباره زنده موندی

113
00:10:55,946 --> 00:10:57,490
درضمن چرا من تنها وارثم؟

114
00:10:57,490 --> 00:10:58,824
تا جایی که یادمـه ۸تا پسر داشتی

115
00:10:58,866 --> 00:11:00,951
نُه‌تا -
نُه‌تا پسر. اونا چی؟ -

116
00:11:01,035 --> 00:11:02,578
اونا وارث‌های من نیستن -
چرا؟ -

117
00:11:02,620 --> 00:11:04,372
دلایل خودم رو دارم -
چه دلایلی؟ -

118
00:11:04,413 --> 00:11:06,749
دلایلم؟ نمیگم

119
00:11:09,877 --> 00:11:11,504
گفتم که نمیگم

120
00:11:16,050 --> 00:11:18,344
از آخرین دیدارمون ۶ سال می‌گذره

121
00:11:18,344 --> 00:11:19,553
معذرت می‌خوام

122
00:11:20,346 --> 00:11:21,555
معذرت می‌خوام

123
00:11:24,225 --> 00:11:25,351
می‌بخشمت

124
00:11:25,434 --> 00:11:26,560
داری می‌میری؟

125
00:11:27,019 --> 00:11:28,979
ممنونم. نه

126
00:11:29,313 --> 00:11:32,316
،ولی مُدام به جونم سوءقصد میشه
،تا اینجا که نافرجام بوده

127
00:11:32,316 --> 00:11:34,985
من هم نمی‌تونم بذارم که
دشمنانم از مرگم سود ببرن

128
00:11:34,985 --> 00:11:37,571
در حال حاضر این مهم‌ترین اولویتِ زندگیمـه

129
00:11:37,697 --> 00:11:42,034
‫اگه من رو سربه‌نیست کردن،
‫تو باید انتقامم رو بگیری، موقتاً

130
00:11:42,493 --> 00:11:43,703
مثل یه آزمون

131
00:11:43,703 --> 00:11:45,121
مثل یه دوره‌ی آزمایشی

132
00:11:45,162 --> 00:11:46,622
آزمایش برای اینکه دخترِ تو باشم

133
00:11:46,664 --> 00:11:49,500
آزمایش برای اینکه تنها وارثِ
دارایی‌هام و مدیریت امور

134
00:11:49,542 --> 00:11:51,627
در صورت مرگِ واقعیِ من باشی

135
00:11:51,669 --> 00:11:54,630
قبول دارم که باید در مورد جنبه‌های شخصی و

136
00:11:54,672 --> 00:11:56,632
خانوادگیش بیشتر بحث کنیم ولی الان

137
00:11:56,632 --> 00:11:59,719
کلی چیز باید بهت توضیح بدم و
همشون هم توی جعبه‌های کفش هستن

138
00:12:01,512 --> 00:12:04,515
طرح زیرساخت‌های زمینی و دریایی فنیقیِ کوردا

139
00:12:04,765 --> 00:12:07,351
مهم‌ترین پروژه‌ی کل زندگیم

140
00:12:07,852 --> 00:12:09,311
ثمره‌ی ۳۰ سال تلاش

141
00:12:10,104 --> 00:12:12,857
می‌تونم پاشم؟ برم اونجا

142
00:12:13,691 --> 00:12:15,025
بری کجا؟

143
00:12:15,234 --> 00:12:16,610
بری اونجا؟ چرا؟

144
00:12:20,823 --> 00:12:22,616
میگن مادرم رو کُشتی

145
00:12:23,784 --> 00:12:26,162
چی؟ -
میگن مادرم رو کُشتی -

146
00:12:26,203 --> 00:12:28,539
کی همچین حرفی زده؟
کی این رو گفته؟

147
00:12:28,581 --> 00:12:30,499
اونا». همه میگن»

148
00:12:30,541 --> 00:12:31,876
حس کردم لازمـه بیانش کنم

149
00:12:31,876 --> 00:12:33,919
به همین دلیل قبول کردم امروز بیام اینجا

150
00:12:34,003 --> 00:12:36,005
...اونا» گفتن؟ خب»

151
00:12:36,046 --> 00:12:37,173
ببخشید

152
00:12:37,214 --> 00:12:38,883
می‌دونم آدم باایمانی هستی

153
00:12:38,966 --> 00:12:40,468
یه دروغ کثیفه

154
00:12:40,509 --> 00:12:43,012
من تابحال مادر هیچکس رو تو زندگیم نکُشتم

155
00:12:45,389 --> 00:12:47,725
خیلی‌خب. ناچارم حرفت رو باور کنم

156
00:12:47,725 --> 00:12:51,979
!من شخصاً کسی رو تو زندگیم نکُشتم

157
00:12:51,979 --> 00:12:53,481
پس شاید دستور دادی بقیه برات بکُشن

158
00:12:53,522 --> 00:12:55,191
حرف تو دهن من نذار

159
00:12:55,191 --> 00:12:57,193
معلومـه که نه این کار رو کردم، نه می‌کنم

160
00:12:57,443 --> 00:13:00,154
خیلی قدیم‌ها، گهگداری آدمای خشنی رو
استخدام می‌کردم تا

161
00:13:00,154 --> 00:13:02,114
کارهای خشونت‌آمیزی انجام بدن

162
00:13:02,281 --> 00:13:03,908
از این کار لذت نمی‌برم

163
00:13:05,034 --> 00:13:06,786
میگن تمام همسرانت رو کُشتی

164
00:13:06,994 --> 00:13:11,415
،پس باید از «اونا»، حالا هر کی که هستن
!به جرم تهمت و افترا شکایت کنم

165
00:13:15,544 --> 00:13:17,755
اگه بتونی بهم بگی کی هستن

166
00:13:18,464 --> 00:13:20,800
در حقیقت، من خیلی مادرت رو دوست داشتم و

167
00:13:20,841 --> 00:13:22,718
هرگز نمی‌تونستم تحت هیچ شرایطی

168
00:13:22,760 --> 00:13:24,553
دست به قتلش بزنم

169
00:13:24,970 --> 00:13:26,388
اصلاً اونقدر نمی‌شناختمش

170
00:13:26,889 --> 00:13:28,974
فکر کردم چون احضارت کردم اومدی

171
00:13:33,187 --> 00:13:34,814
من هدفم اینـه که راهبه بشم

172
00:13:35,815 --> 00:13:37,650
دیگه نه، درستـه؟

173
00:13:39,443 --> 00:13:41,111
برادرهات اونجان

174
00:13:42,071 --> 00:13:44,031
،جسپر، دیوید، فیلیپ، مایکل، هری

175
00:13:44,073 --> 00:13:46,116
جیمی، ساموئل، استیون و تامس

176
00:13:46,116 --> 00:13:47,326
سلام، پسرها

177
00:13:47,368 --> 00:13:48,911
برای ناهار بهمون ملحق میشن؟

178
00:13:49,078 --> 00:13:50,120
معلومـه که نه

179
00:13:50,162 --> 00:13:51,622
تو خوابگاهِ اون طرف خیابون زندگی می‌کنن

180
00:13:51,664 --> 00:13:53,082
نمی‌دونم اینجا چیکار می‌کنن

181
00:13:53,123 --> 00:13:55,167
آخر هفته‌ست؟
پس بگو چرا اینجان

182
00:13:57,169 --> 00:13:58,921
واسه جسپر کمانِ زنبورکی خریدم

183
00:13:59,630 --> 00:14:02,049
.مراقب چشمات باش
.نشونه‌گیریش حرف نداره

184
00:14:04,009 --> 00:14:06,095
متوجهی که این زندگیت رو تغییر میده؟

185
00:14:15,187 --> 00:14:16,564
با دقت گوش کن

186
00:14:21,652 --> 00:14:23,362
این جعبه‌ی کفش حاوی ایده‌ی من برای
(شرکت زیرساخت‌های زمینی و دریاییِ کوردا)

187
00:14:23,404 --> 00:14:25,281
سَدی هست که قراره بسازیم
(جعبه‌ی کفش یک)
(عبور از حوضه‌ی آبریز: سد خاکریز برق‌آبی)

188
00:14:25,698 --> 00:14:27,199
این جعبه‌ی کفش حاوی ایده‌ی من برای
(جعبه‌ی کفش دو)

189
00:14:27,241 --> 00:14:29,285
کانالی هست که در حال حفرش هستیم
(عبور از بیابان: مسیر آبی داخلی)

190
00:14:29,326 --> 00:14:31,036
این جعبه‌ی کفش حاوی ایده‌ی من برای
(جعبه‌ی کفش سه)

191
00:14:31,078 --> 00:14:32,872
تونلیـه که الان حفاریش تموم شده
(عبور از کوهستان: تونل راه‌آهن)

192
00:14:34,623 --> 00:14:35,875
گمونم تیزشون می‌کنه

193
00:14:35,875 --> 00:14:37,793
باید سرشون چسبونک داشته باشن

194
00:14:40,129 --> 00:14:42,298
این جعبه‌ی لباس حاوی نقشه‌ام برای
(پادشاهی مستقل فنیقیه‌ی جنوب‌غربی)

195
00:14:42,339 --> 00:14:44,633
جمع‌آوری نیروی عظیمِ لازم برای پروژه‌ست
(نیروی کارِ قراردادی)

196
00:14:44,675 --> 00:14:46,844
،خلاصه بگم، بَرده لازم داریم

197
00:14:46,886 --> 00:14:48,178
ولی واسمون کاری نداره

198
00:14:48,220 --> 00:14:49,930
این جعبه‌ی کلاه حاوی مذاکرات من با
(شُرکای اصلی)

199
00:14:49,972 --> 00:14:52,349
،بزرگان صنعت حمل و نقل دریایی
استخراج معدن و راه‌آهنـه
(لیلند، ریگان و مارتی)

200
00:14:52,349 --> 00:14:54,894
این جعبه‌های کوچیکِ جوراب حاوی قراردادهام با
(جعبه‌ی جوراب یک)
(ساسمن و کوردا، پادآرمان‌شهر کوچک، دخترعمو هیلدا)

201
00:14:54,894 --> 00:14:56,520
غول‌های بانکداری، املاک و
(جعبه‌ی جوراب دو: عمو نوبار)

202
00:14:56,562 --> 00:14:58,397
شبکه‌های زیرزمینی بازار سیاه هستن
(جعبه‌ی جوراب سه: پایگاه مارسی)

203
00:15:04,278 --> 00:15:05,654
ببخشید

204
00:15:21,962 --> 00:15:23,213
سلام

205
00:15:26,759 --> 00:15:27,927
آره

206
00:15:30,095 --> 00:15:31,847
!چیزی بهتون به ارث نمی‌رسه

207
00:15:36,852 --> 00:15:39,355
اون دیگه کیـه؟
فال‌گوش وایساده بوده

208
00:15:39,521 --> 00:15:41,190
من معلم خصوصی جدیدم

209
00:15:41,899 --> 00:15:43,317
آها، درستـه

210
00:15:43,609 --> 00:15:44,860
خوش اومدی

211
00:15:45,110 --> 00:15:46,528
دروغ‌سنج رو بیار

212
00:15:48,072 --> 00:15:50,491
من همیشه یه معلم خصوصی بین افرادم دارم تا

213
00:15:50,491 --> 00:15:52,117
در اوقات فراغت بهم درس بده

214
00:15:52,159 --> 00:15:54,995
قراره حشره‌شناسی و
مسائل مرتبط باهاش رو بهمون یاد بده

215
00:15:55,037 --> 00:15:56,538
توی این زمینه تخصص داره

216
00:15:56,538 --> 00:15:57,873
الان میایم پیشت

217
00:15:57,915 --> 00:15:59,249
ایشون دخترم لیزل هستن

218
00:15:59,249 --> 00:16:00,876
...ایشون هم پروفسور

219
00:16:00,876 --> 00:16:02,127
بیورن

220
00:16:02,336 --> 00:16:03,462
پروفسور بیورن

221
00:16:05,965 --> 00:16:07,007
!مراقب باش

222
00:16:12,596 --> 00:16:16,433
خلاصه اینکه، جعبه‌های روی این فرش در مجموع

223
00:16:16,433 --> 00:16:19,645
نقشه‌ی راه‌اندازیِ تجارت
توی یه سرزمینِ بالقوه ثروتمند که

224
00:16:19,687 --> 00:16:21,480
در حال حاضر خوابیده رو نشون میدن

225
00:16:21,522 --> 00:16:25,025
بعد از اون هم قراره پنج درصدِ منصفانه اما

226
00:16:25,067 --> 00:16:29,279
شدیداً باارزش از درآمدها رو
به مدت ۱۵۰ سالِ آینده نگه داریم

227
00:16:39,289 --> 00:16:40,749
...این واقعاً

228
00:16:41,750 --> 00:16:43,043
حماقتـه

229
00:16:43,335 --> 00:16:44,670
آره، اعتراف می‌کنم

230
00:16:44,670 --> 00:16:46,714
معجزه می‌خواد که جواب بده

231
00:16:47,798 --> 00:16:49,216
ولی قراره جواب بده

232
00:16:49,967 --> 00:16:51,385
تو جعبه‌ی دستکش‌ها چیـه؟

233
00:16:51,468 --> 00:16:52,636
« کمبود »

234
00:16:54,013 --> 00:16:55,389
اون کمبوده

235
00:16:56,015 --> 00:16:57,599
بعداً در موردش صحبت می‌کنیم

236
00:17:01,478 --> 00:17:03,230
هنوزم امضاش نکردی

237
00:17:03,272 --> 00:17:04,898
گفتم که، آخر ماه راهبه میشم

238
00:17:04,940 --> 00:17:06,692
گفتم که متأسفانه نمیشه

239
00:17:06,734 --> 00:17:09,028
نمی‌ذارم یه پاپاسی از ثروتم به کلیسا برسه

240
00:17:09,028 --> 00:17:11,280
اگه خواستی می‌تونی هنوزم
به خدا ایمان داشته باشی

241
00:17:11,905 --> 00:17:14,450
کبوترها آماده شدن -
من نمی‌خورم -

242
00:17:14,491 --> 00:17:16,368
روزها فقط چند تکه نون‌خشک می‌خورم

243
00:17:16,410 --> 00:17:18,954
تو چی؟ -
من؟ -

244
00:17:19,288 --> 00:17:22,207
من هر چی جلوم بذاری می‌خورم

245
00:17:22,207 --> 00:17:23,792
پس بیا با ما ناهار بخور

246
00:17:23,959 --> 00:17:25,169
ممنون، قربان

247
00:17:25,753 --> 00:17:27,129
انگشتت رو بیار جلو

248
00:17:30,174 --> 00:17:31,467
اسم کامل؟ -
بیورن لوند -

249
00:17:31,467 --> 00:17:32,551
محل تولد؟ -
اسلو -

250
00:17:32,593 --> 00:17:34,470
پاپیون زدی؟ -
آره -

251
00:17:35,095 --> 00:17:36,805
الان یا در گذشته برای کسی یا شرکتی

252
00:17:36,805 --> 00:17:38,932
جاسوسی کردی؟ -
نه، نه، نه -

253
00:17:38,932 --> 00:17:41,101
تا حالا کسی تو رو به عنوان
یه قاتل حرفه‌ای اجیر کرده؟

254
00:17:41,143 --> 00:17:42,436
خدایا، نه

255
00:17:47,733 --> 00:17:49,234
پُخته‌تره رو بده بهش

256
00:17:51,653 --> 00:17:53,572
نون‌خشک‌هاتون، خانم لیزل

257
00:17:53,822 --> 00:17:55,908
آرامش پروردگار بدرقه‌ی راهتان، مادر مقدس

258
00:17:55,949 --> 00:17:58,035
خبری دارم که برق از سرت می‌پَرونه

259
00:17:58,035 --> 00:17:59,536
حالا دیدی؟ مسمومـه

260
00:17:59,578 --> 00:18:01,205
مسمومـه -
چرا سیاه شد؟ -

261
00:18:01,205 --> 00:18:03,457
پدرم من رو به عنوان جانشین موقت و

262
00:18:03,499 --> 00:18:05,751
،وارث احتمالی ثروت عظیمش منصوب کرده

263
00:18:05,751 --> 00:18:08,879
ثروتی که خودت هم خوب می‌دونی
تماماً از راه نادرست به دست اومده

264
00:18:08,879 --> 00:18:11,298
دستمزد برده‌ها رو چطوری میدی؟

265
00:18:11,298 --> 00:18:13,467
اینطور که شنیدم یه حقوقِ بخورنمیر بهشون میدن

266
00:18:13,509 --> 00:18:14,635
تصمیمش با پادشاهـه

267
00:18:14,635 --> 00:18:16,053
دست من و تو نیست

268
00:18:16,053 --> 00:18:17,971
خدا احتمالاً یه چیزایی
در این باره گفته باشه

269
00:18:18,388 --> 00:18:20,140
توی کتاب مقدس خلافِ برده‌داری حرف زده؟

270
00:18:20,349 --> 00:18:21,517
من خودم مخالف برده‌داری‌ام

271
00:18:21,558 --> 00:18:24,269
حرفِ یه کلاه‌بردارِ شیاد
چقدر اعتبار داره؟

272
00:18:24,269 --> 00:18:26,313
تو این منطقه قحطی وحشتناکی در جریانـه

273
00:18:26,313 --> 00:18:28,357
منظورم این جعبه‌ی کفشـه -
می‌دونم. اونا ماییم -

274
00:18:28,440 --> 00:18:30,400
نمی‌فهمم تو سر این مَرد
بی‌کس و تنها چی می‌گذره

275
00:18:30,400 --> 00:18:32,820
از چه نظر این تویی؟ -
اون کارِ ماست -

276
00:18:32,861 --> 00:18:35,155
معمولاً فقر تو اون منطقه عادیـه ولی

277
00:18:35,155 --> 00:18:37,157
الان کنترل گندم دست ماست

278
00:18:37,199 --> 00:18:38,200
حالا دست به کار میشیم و

279
00:18:38,242 --> 00:18:39,827
مایحتاج رو طبق شروط خودمون تأمین می‌کنیم

280
00:18:39,868 --> 00:18:41,578
خدای من. این کار اخلاقیـه؟

281
00:18:41,578 --> 00:18:43,539
‫این کار لعن شده. سزاش جهنمـه

282
00:18:43,539 --> 00:18:45,332
با اینحال، پیش‌بینی می‌کنم

283
00:18:45,374 --> 00:18:47,459
...به لطف خدا

284
00:18:49,503 --> 00:18:52,089
بتونم با استفاده از منابع عظیمی که
،قراره در اختیارم بذاره

285
00:18:52,089 --> 00:18:54,383
کارهای خیری بزرگی انجام بدم

286
00:18:54,424 --> 00:18:55,509
این رمز رو حفظ کن

287
00:18:55,509 --> 00:18:56,927
نمی‌تونم بهت بگم گاوصندوق کجاست

288
00:18:56,927 --> 00:18:58,262
توی وصیت‌نامه‌ام می‌نویسم

289
00:18:58,887 --> 00:19:01,890
شاید هدف اصلیش همین باشه

290
00:19:03,392 --> 00:19:04,768
منشأش کجاست؟

291
00:19:04,893 --> 00:19:05,894
مکزیک

292
00:19:05,894 --> 00:19:07,521
کاکتوس رو نمیگم

293
00:19:07,563 --> 00:19:09,439
منظورم این وحشی‌گریِ بی‌رحمانه‌اتـه

294
00:19:09,439 --> 00:19:10,482
من رو نمی‌شناسی

295
00:19:10,524 --> 00:19:12,067
پسرات اون سر خیابون زندگی می‌کنن

296
00:19:12,067 --> 00:19:14,403
،تا جایی که من می‌بینم
این خونه رنگ عشق رو به خودش ندیده

297
00:19:14,403 --> 00:19:16,947
حضور پروردگار درش حس نمیشه. چرا؟

298
00:19:17,156 --> 00:19:19,158
با تمام وجود دلم نمی‌خواد
از راهبه‌ها جدا بشم و

299
00:19:19,158 --> 00:19:21,952
لحظه‌شماری می‌کنم که
برگردم عبادتگاه پیش‌شون

300
00:19:21,952 --> 00:19:23,620
به نظرم تقصیر من نیست

301
00:19:23,745 --> 00:19:26,707
وقتی از بچگی بهت برچسب بزنن همین میشه دیگه

302
00:19:26,748 --> 00:19:29,084
،جز پرستارم، نه کسی دوستم داشت
...نه بهم اهمیت میداد

303
00:19:29,126 --> 00:19:30,794
بنده‌خدا رو هم اخراج کردن و
آبروش رو بُردن

304
00:19:31,044 --> 00:19:33,630
برای چی؟ -
پاش رو از گلیمش درازتر کرد -

305
00:19:33,797 --> 00:19:35,090
چاره‌ای نداشتن

306
00:19:35,132 --> 00:19:37,593
،درضمن، پسرای بیچاره‌اش، برادرهام

307
00:19:37,634 --> 00:19:39,636
دل‌شون برای یه ذره محبت خواهرانه لک زده بود

308
00:19:39,636 --> 00:19:41,722
بال‌هاشون یه بویی دارن که
،اگه روی انگشت‌تون بشینن

309
00:19:41,722 --> 00:19:42,890
انگشت‌تون بو می‌گیره

310
00:19:42,931 --> 00:19:44,224
بعضی‌هاشون بوی لیمو میدن

311
00:19:44,266 --> 00:19:47,436
.بعضی‌هاشون بوی شکلات
.بعضی‌هاشون هم بوی بد

312
00:19:47,728 --> 00:19:49,897
به پروانه‌ها علاقه داری؟

313
00:19:50,689 --> 00:19:52,024
الان جدی پرسیدی؟

314
00:19:52,065 --> 00:19:53,483
داری نقش بازی می‌کنی؟

315
00:19:53,901 --> 00:19:56,278
من به رفاه و سلامتِ تمام موجودت علاقه‌مندم

316
00:19:56,778 --> 00:19:58,739
چقدر خوب. چقدر خوب

317
00:20:01,533 --> 00:20:02,951
چه نصیحتی برای

318
00:20:02,993 --> 00:20:04,870
بنده‌ی حقیرت، یعنی من، داری؟

319
00:20:05,162 --> 00:20:06,705
راستی، مادرت به قتل رسیده ها

320
00:20:06,955 --> 00:20:08,874
طبق چیزی که پلیس گفته خودکشی نکرده

321
00:20:09,166 --> 00:20:10,792
،فکر کنم می‌دونم کار کی بوده

322
00:20:11,251 --> 00:20:13,462
ولی سعی کردم خودم رو درگیرش نکنم

323
00:20:15,672 --> 00:20:16,965
پسرِ پدرم

324
00:20:17,299 --> 00:20:19,176
حدس می‌زنم که اون قاتلـه

325
00:20:19,426 --> 00:20:21,511
پسر پدرت؟

326
00:20:21,511 --> 00:20:22,721
همون برادرت دیگه

327
00:20:22,763 --> 00:20:24,306
برادر ناتنی -
عمو نوبار؟ -

328
00:20:24,348 --> 00:20:27,059
اون قاتل مادرمـه؟ -
حدس می‌زنم -

329
00:20:27,184 --> 00:20:29,269
از اول چشم دیدن همدیگه رو نداشتیم، ولی

330
00:20:29,394 --> 00:20:31,021
از طریق یه واسطه با هم

331
00:20:31,063 --> 00:20:33,857
همکاری می‌کنیم چون آدم خیلی زرنگیـه

332
00:20:33,899 --> 00:20:35,943
«آدم نکُشید» -
موافقم -

333
00:20:36,193 --> 00:20:37,527
،اگه حرفی که زدی حقیقت داره

334
00:20:37,527 --> 00:20:39,154
باید اون مرد رو به سزای عملش برسونیم

335
00:20:41,031 --> 00:20:42,157
بردکلاث

336
00:20:42,532 --> 00:20:43,659
دفتردارم رو بیدار کن

337
00:20:43,700 --> 00:20:44,868
بله، قربان

338
00:20:46,161 --> 00:20:48,247
...برگه‌ی جلوت رو امضاء کن

339
00:20:50,249 --> 00:20:52,459
من هم به شرافتم قسم می‌خورم که
(سند حق موروثی)

340
00:20:52,459 --> 00:20:54,461
انتقام سفت و سختی از

341
00:20:54,503 --> 00:20:57,256
،این قاتل بی‌رحم و سنگدل
یعنی عمو نوبار، بگیریم

342
00:20:57,589 --> 00:20:59,049
منظورت اینـه که تحویل پلیس بدیمش؟

343
00:21:00,634 --> 00:21:01,885
گمونم

344
00:21:01,969 --> 00:21:04,263
اون یکی از شُرکای اصلی‌مونـه
(جعبه‌ی جوراب دو: عمو نوبار)

345
00:21:04,388 --> 00:21:05,806
براش دعا می‌کنم

346
00:21:05,973 --> 00:21:08,892
خداوندا، لطفاً در این
تصمیم سخت یاری‌‌ام فرما

347
00:21:08,892 --> 00:21:10,227
آمین

348
00:21:10,644 --> 00:21:12,646
حتماً حکمتی داشته که الان اینجام

349
00:21:12,813 --> 00:21:15,857
برده، قحطی و خوابگاه تعطیل

350
00:21:16,275 --> 00:21:17,901
دوره‌ی آزمایشی‌ات شروع شد

351
00:21:24,408 --> 00:21:26,576
عهد مقدس‌تون باطل شده، خانم لیزل

352
00:21:26,660 --> 00:21:28,245
یک تسبیح غیرمذهبی از جواهرسازی

353
00:21:28,245 --> 00:21:29,538
امروز بعد از ظهر براتون میاد

354
00:21:29,538 --> 00:21:30,914
امیدوارم ازش خوش‌تون بیاد

355
00:21:32,791 --> 00:21:34,793
پی‌نوشت: روماتیسمت چطوره؟

356
00:21:36,420 --> 00:21:38,463
دعا می‌کنم که حالت بهتر بشه

357
00:21:44,219 --> 00:21:45,262
جسپر

358
00:21:45,429 --> 00:21:46,596
ما را و این نعماتت را که

359
00:21:46,638 --> 00:21:48,181
قرار است از آن‌ها تغذیه کنیم برکت دِه

360
00:21:48,223 --> 00:21:50,017
...ما برای فُقرا دعا می‌کنیم -
قضیه چیـه؟ -

361
00:21:50,183 --> 00:21:51,560
مذهبی‌شون نکن

362
00:21:51,560 --> 00:21:53,520
.دیگه دیره
.هر روز «سفر پیدایش» می‌خونیم

363
00:21:53,603 --> 00:21:55,772
در پیشگاه تو، به نام تو. آمین -
آمین -

364
00:21:55,814 --> 00:21:58,442
چرا باید کاری رو بکنن که من بهشون نگفتم؟

365
00:21:58,608 --> 00:22:01,403
این سوپ از آشپزخونه‌ی خودمونـه؟

366
00:22:01,695 --> 00:22:03,196
حس می‌کنم مزه‌اش بهتره

367
00:22:03,196 --> 00:22:04,531
معلومـه مزه‌اش بهتره

368
00:22:04,740 --> 00:22:06,908
آشپز من فرانسویـه، آشپز شما بلژیکی

369
00:22:12,289 --> 00:22:13,457
آره

370
00:22:14,207 --> 00:22:15,709
یعنی چی؟

371
00:22:17,336 --> 00:22:18,712
از چی می‌ترسید؟ -
نگران نباشید -

372
00:22:18,712 --> 00:22:21,590
،اونا فقط کِرم و جیرجیرک می‌خورن

373
00:22:21,631 --> 00:22:23,258
گاهی هم جفت‌شون رو

374
00:22:23,300 --> 00:22:25,344
ناسلامتی مَرد هستید، چرا عین موش می‌ترسید؟

375
00:22:25,677 --> 00:22:27,471
!باید مثل شیر شجاع باشید

376
00:22:30,265 --> 00:22:31,516
حشراتت رو از سر میز جمع کن

377
00:22:31,767 --> 00:22:32,851
ببخشید

378
00:22:33,101 --> 00:22:34,144
چشم

379
00:22:34,519 --> 00:22:35,562
بله، قربان؟

380
00:22:36,313 --> 00:22:37,647
حلزون‌ها خوش‌مزه شدن

381
00:22:38,106 --> 00:22:39,107
ممنونم، قربان

382
00:22:39,149 --> 00:22:40,317
خوش‌مزه شدن

383
00:22:40,609 --> 00:22:42,152
درضمن، پسرم از سوپت خوشش اومده

384
00:22:45,822 --> 00:22:47,240
تو وقتی بچه بودی

385
00:22:47,240 --> 00:22:48,867
با بابات شام می‌خوردی؟

386
00:22:50,369 --> 00:22:51,370
نه

387
00:22:51,370 --> 00:22:52,537
یه قانون جدید

388
00:22:52,537 --> 00:22:54,539
از امروز به بعد، هر کدوم‌تون اجازه دارید که

389
00:22:54,539 --> 00:22:56,792
حداکثر دوتا دوستِ رسمی داشته باشید

390
00:22:56,792 --> 00:22:58,210
یه لیست درست می‌کنیم

391
00:22:58,335 --> 00:23:00,629
،هر کس که توی لیست نباشه
حق نداره تحت هیچ شرایطی

392
00:23:00,629 --> 00:23:02,089
پاش رو اینجا بذاره

393
00:23:02,214 --> 00:23:03,965
:درضمن، یه شعار جدید

394
00:23:04,216 --> 00:23:07,052
«شکست بخورید اما تسلیم نشید»

395
00:23:12,766 --> 00:23:14,726
نمی‌دونستم زاغه‌نشینی

396
00:23:18,063 --> 00:23:19,189
نَشتی رو درست کن

397
00:23:22,150 --> 00:23:25,987
چرا این همه بچه به فرزندی می‌گیری و
وارد این زندگی نابسامون و مصیبت‌بار می‌کنی؟

398
00:23:26,029 --> 00:23:27,489
اینجوری شانسم میره بالاتر

399
00:23:27,697 --> 00:23:31,243
پسرای خودمم هستن ولی ممکنـه اونایی که
به سرپرستی می‌گیرم بهتر از آب در بیان

400
00:23:31,827 --> 00:23:34,788
تا جایی که ما می‌دونیم این پسر
ممکنـه از اینشتین هم باهوش‌تر باشه

401
00:23:36,456 --> 00:23:39,126
این یه پیچِ پرسیـه
(پیچ سازه‌ای با مقاومت بالا)

402
00:23:39,126 --> 00:23:41,962
شاید بشه گفت مؤثرترین وسیله‌ی مکانیکی‌ای که

403
00:23:41,962 --> 00:23:44,464
تابحال برای اتصال دائم دو تیر، میله، ستون و

404
00:23:44,506 --> 00:23:46,216
یا پایه ساخته شده

405
00:23:46,258 --> 00:23:48,427
،پایه و اساسِ علم مهندسیِ عمرانِ مدرنـه

406
00:23:48,468 --> 00:23:51,346
اگرچه استفاده ازش از عصر برنزی شروع شده

407
00:23:51,430 --> 00:23:53,765
قیمت معمولش، هر ۱۰تاش پنج سنتـه

408
00:24:24,004 --> 00:24:25,672
« افزایش قیمت پیچ پرسی »

409
00:24:37,017 --> 00:24:39,060
بیدار شو. هواپیمای جدید روی
باند فرودگاه آماده‌ست

410
00:24:39,102 --> 00:24:40,228
ده دقیقه‌ی دیگه میریم -
چی؟ -

411
00:24:40,228 --> 00:24:41,229
بیدار شو -
وایسا -

412
00:24:41,271 --> 00:24:43,023
چرا؟ کجا میریم؟

413
00:24:43,273 --> 00:24:45,233
تو هواپیما بهت میگم -
الان بگو -

414
00:24:45,275 --> 00:24:46,318
تو ماشین بهت میگم

415
00:24:46,359 --> 00:24:48,236
الان بگو -
حرفمو گوش کن -

416
00:24:48,236 --> 00:24:49,404
من که خوابیدم

417
00:24:49,404 --> 00:24:51,364
سنگ انداختن تو کارمون! ببین

418
00:24:51,406 --> 00:24:54,451
،در ۵۰ سال گذشته
قیمت هر بُشکه پیچ پرسی توی بازار

419
00:24:54,451 --> 00:24:57,078
به آرومی از ۳ دلار و ۲۵ سنت به

420
00:24:57,120 --> 00:24:59,456
‫۲۷ و نیم دلارِ آمریکایی رسیده

421
00:24:59,498 --> 00:25:02,626
دیشب، قیمت هر بشکه یهویی رسیده به ۹۰۰ دلار

422
00:25:02,667 --> 00:25:04,920
این یعنی چی؟ برای ما؟ -
یعنی کمبود سر به فلک کشیده -

423
00:25:04,920 --> 00:25:07,547
مردم دارن به سرعت پیچ، میخ و شن‌ریزه می‌خرن

424
00:25:07,547 --> 00:25:09,424
همه مدل مصالح ساختمانی

425
00:25:09,466 --> 00:25:11,468
در سراسر غربِ خاور نزدیک

426
00:25:11,510 --> 00:25:14,262
دشمن‌هام دارن بازاری که
ما دستکاری کردیم رو دستکاری می‌کنن

427
00:25:14,346 --> 00:25:15,514
اونا کی‌ان؟

428
00:25:15,555 --> 00:25:17,474
آتش‌افروز. استخدام‌شون کردم تا در صورت لزوم

429
00:25:17,516 --> 00:25:19,351
خونه رو آتیش بزنن تا از بیمه پولش رو بگیریم

430
00:25:19,392 --> 00:25:21,186
الان دارن خونه رو ارزیابی می‌کنن

431
00:25:22,479 --> 00:25:23,897
اون چمدون من نیست

432
00:25:23,939 --> 00:25:25,190
یه جدیدشو برات خریدم

433
00:25:25,190 --> 00:25:27,317
اون یکی برای این سفر مناسب نبود

434
00:25:27,359 --> 00:25:28,818
مثل سبد پیکنیک بود

435
00:25:28,860 --> 00:25:31,821
امروز، امشب و فردا با تمام غول‌های
توی جعبه‌های کفش قرار می‌ذاریم و

436
00:25:31,821 --> 00:25:34,658
وانمود می‌کنیم سر چیزهایی که قبلاً
توافق کردیم، توافق داریم ولی

437
00:25:34,699 --> 00:25:36,701
در واقع اینطوری نیست. نمی‌تونیم

438
00:25:36,743 --> 00:25:37,994
یکی باید کمبود رو پوشش بده

439
00:25:38,036 --> 00:25:39,037
کمبود چقدره؟

440
00:25:39,079 --> 00:25:40,497
کمبود؟ اینطوری نیست که فکر می‌کنی

441
00:25:40,497 --> 00:25:42,666
آره، مقداری کمبود بودجه نسبت به

442
00:25:42,666 --> 00:25:44,376
مقدار پیش‌بینی‌شده‌مون وجود داره ولی

443
00:25:44,376 --> 00:25:46,586
،وضعیت بدتر از این حرفاست
،درستـه مقداری از بودجه گم شده

444
00:25:46,628 --> 00:25:48,421
ولی بودجه‌ی در نظر گرفته شده
خیلی بیشتر از حد نیاز بوده

445
00:25:48,463 --> 00:25:49,965
منظورم مقدارشـه

446
00:25:51,716 --> 00:25:52,926
تمام دار و ندارمون

447
00:25:52,968 --> 00:25:55,345
تمام ثروت‌مون بعلاوه‌ی یکم بیشتر

448
00:25:56,596 --> 00:25:57,931
معلم خصوصی رو بیدار کن

449
00:25:58,890 --> 00:26:02,561
« جعبه‌ی کفش یک »
« شاهزاده فاروق و کنسرسیوم ساکرامنتو »

450
00:26:03,019 --> 00:26:03,937
« بالا رفتن قیمت پیچ پرسی »

451
00:26:03,979 --> 00:26:04,896
« کمبود سر به فلک کشید »

452
00:26:04,938 --> 00:26:05,564
« سنگ‌اندازی موفقیت‌آمیز بود »

453
00:26:05,605 --> 00:26:06,648
،همونطور که می‌بینید

454
00:26:06,648 --> 00:26:09,150
اقدامات اولیه‌مون نتایج
بسیار مثبتی در پِی داشتن

455
00:26:09,192 --> 00:26:11,528
سوژه در حال حاضر مشغول
یک عملیات ناامیدانه برای

456
00:26:11,528 --> 00:26:13,154
ملاقات مخفیانه با همکارهاست

457
00:26:14,322 --> 00:26:17,200
کل منطقه رو سفر می‌کنه تا
،رو در رو با شُرکای اصلی مذاکره کنه

458
00:26:17,242 --> 00:26:19,786
بلکه بتونه بندهای قرارداد اولیه رو
دوباره تثبیت کنه و

459
00:26:19,786 --> 00:26:21,162
کسب و کارش رو قبل از اینکه

460
00:26:21,162 --> 00:26:23,540
آخر ماه، همه چی رسمی بشه، نجات بده

461
00:26:23,582 --> 00:26:24,666
« فنیقیه‌ی بزرگ و مستقلِ امروزی »

462
00:26:24,708 --> 00:26:27,419
درضمن، گزارش پزشکی جدید نشون میده که

463
00:26:27,460 --> 00:26:31,089
سوژه ممکنـه دچار ضربه‌ی‌ مغزی ناشی از
آسیب شدید به سر شده باشه

464
00:26:31,256 --> 00:26:32,924
پیچ معمولی‌ان یا صنعتی؟

465
00:26:33,049 --> 00:26:34,050
احتمالاً هر دو

466
00:26:34,092 --> 00:26:36,595
احتمالاً طی چندین حادثه‌ی
مختلف به وجود اومدن

467
00:26:38,013 --> 00:26:40,890
« پرونده‌ی قتل مگدالنس کوردا »
« حل نشده »

468
00:26:45,228 --> 00:26:46,521
تو جعبه‌ی میوه چیـه؟

469
00:26:46,521 --> 00:26:47,981
« حامیان برجسته‌ی رنسانس والا »

470
00:26:48,023 --> 00:26:49,107
بیخیالش شو. شکننده‌ست

471
00:26:49,149 --> 00:26:50,650
داخلش چیـه؟ -
داخلش؟ -

472
00:26:50,650 --> 00:26:53,153
شکننده‌ست. بیخیال جعبه‌ی میوه شو

473
00:26:53,278 --> 00:26:55,030
ولی داخلش چیـه؟ -
...بیخیال -

474
00:26:55,447 --> 00:26:57,782
نارنجک. راضی شدی؟

475
00:26:58,033 --> 00:26:59,993
حالا قبول می‌کنی که
وقتی نزدیکشی مراقب باشی؟

476
00:26:59,993 --> 00:27:02,162
چرا داریم با یه جعبه پُر از
نارنجک سفر می‌کنیم؟

477
00:27:02,203 --> 00:27:04,539
...چون اضافه دارم
خیلی نارنجک دارم

478
00:27:04,873 --> 00:27:05,915
،در حال حاضر، برای من

479
00:27:05,957 --> 00:27:08,084
یه نارنجک قیمتش کمتر از یه گلوله میفته

480
00:27:09,336 --> 00:27:10,629
ازشون استفاده می‌کنی؟

481
00:27:12,130 --> 00:27:13,590
اینش مهم نیست

482
00:27:18,303 --> 00:27:19,471
انگشتت رو بیار جلو

483
00:27:23,475 --> 00:27:26,561
فعلاً میشی منشیِ اداریِ من

484
00:27:26,686 --> 00:27:29,105
همونطور که می‌دونی، نفر قبل از وسط نصف شد -
خارق‌العاده‌ست -

485
00:27:29,272 --> 00:27:31,608
،اون کیف که مسئولیتش با توئـه

486
00:27:31,650 --> 00:27:33,818
حاوی تمام پول نقدیـه که در حال حاضر دارم

487
00:27:33,860 --> 00:27:36,363
همیشه همراه خودت نگهش دار و گمش نکن

488
00:27:36,363 --> 00:27:38,239
!نهایت تلاشم رو می‌کنم. خدایا

489
00:27:38,490 --> 00:27:39,658
این رو ببین

490
00:27:39,699 --> 00:27:41,368
اینکه با این سرعت باد تونسته خودش رو

491
00:27:41,409 --> 00:27:42,952
نگه داره خارق‌العاده نیست؟

492
00:27:43,286 --> 00:27:44,913
چطوری با این سرعت باد خودش رو نگه داشته؟

493
00:27:45,121 --> 00:27:47,165
الان شروع کنم به تدریس یا باهاتون صحبت کنم؟

494
00:27:47,248 --> 00:27:49,417
گمونم در مورد کف پای حشرات
،اطلاعات داشته باشید

495
00:27:49,417 --> 00:27:53,380
همون موهای ریزی که مثل چنگک
به ناهمواری‌های خیلی ریز روی

496
00:27:53,380 --> 00:27:54,964
سطوح صاف چنگ می‌زنن

497
00:27:54,964 --> 00:27:57,634
ولی آسیابک‌ها همچنین یه
...لایه‌ی چسبنده‌ی نازک دارن

498
00:27:57,634 --> 00:27:58,927
یه لحظه وایسا

499
00:27:59,302 --> 00:28:01,054
به اسم بالشتک چسبنده

500
00:28:04,140 --> 00:28:05,558
آخرین بار کِی اعتراف کردی؟

501
00:28:07,018 --> 00:28:09,062
گمونم ۱۴ سالم بود -
خدایا -

502
00:28:09,354 --> 00:28:10,689
هنوز به خدا اعتقاد داری؟

503
00:28:11,564 --> 00:28:12,649
متأسفانه، نه

504
00:28:12,691 --> 00:28:13,900
آتئیستی؟

505
00:28:14,234 --> 00:28:15,318
دانشمندم

506
00:28:15,318 --> 00:28:16,486
پس آتئیستی

507
00:28:16,528 --> 00:28:17,654
پاک‌دامنی؟

508
00:28:18,488 --> 00:28:19,823
نه خیلی

509
00:28:19,823 --> 00:28:21,116
مهمـه؟

510
00:28:23,118 --> 00:28:24,369
واقعاً نمی‌دونم

511
00:28:25,370 --> 00:28:28,790
خودت پاک و معصومی؟

512
00:28:29,332 --> 00:28:31,042
طبیعتاً. چطور می‌تونی
همچین سؤالی بپرسی؟

513
00:28:31,042 --> 00:28:32,085
چشماتو وا کن

514
00:28:32,085 --> 00:28:33,378
ذره‌ای اهمیت نداره

515
00:28:33,420 --> 00:28:36,256
حتی اگه ارزون‌ترین دختر توی
کثیف‌ترین رقاصه خونه‌ی

516
00:28:36,297 --> 00:28:38,299
...درب و داغون‌ترین محله‌ی

517
00:28:38,341 --> 00:28:40,135
خدای من -
،این دنیای کوفتی بودی -

518
00:28:40,176 --> 00:28:42,846
بازم چیزی از زیباییت کم نمی‌کرد

519
00:28:46,391 --> 00:28:47,517
ممنون

520
00:28:47,559 --> 00:28:49,185
خواهش می‌کنم. حقیقت رو میگم

521
00:28:49,561 --> 00:28:50,770
من بوهمی‌ام

522
00:28:51,479 --> 00:28:53,189
مگه نگفتی اسلو به دنیا اومدی؟

523
00:28:53,231 --> 00:28:54,899
واقعاً که بوهمی نیستم

524
00:28:55,024 --> 00:28:57,318
راستش، یه بار بیشتر نرفتم رقاصه ‌خونه

525
00:28:57,444 --> 00:28:58,737
اصلاً حال نداد

526
00:28:59,654 --> 00:29:01,740
کم‌کم می‌خوایم فرود بیایم

527
00:29:02,115 --> 00:29:04,075
قبل از اینکه پیاده بشید
مدارک‌تون رو حاضر کنید تا

528
00:29:04,117 --> 00:29:05,827
برنامه‌ی زمانیِ من رو به تأخیر نندازید

529
00:29:05,827 --> 00:29:07,120
گذرنامه‌ها؟

530
00:29:08,371 --> 00:29:09,914
« گذرنامه‌ی نروژ »

531
00:29:09,956 --> 00:29:11,833
« گذرنامه‌ی سوئیس »

532
00:29:15,503 --> 00:29:16,671
گذرنامه‌ی خودت کجاست؟

533
00:29:18,715 --> 00:29:20,341
من گذرنامه ندارم

534
00:29:21,760 --> 00:29:23,553
آدمای معمولی دنبال حقوق اولیه‌ای هستن که

535
00:29:23,595 --> 00:29:26,014
هر شهروندی توی هر
کشور مستقلی باید داشته باشه

536
00:29:26,806 --> 00:29:27,891
من نه

537
00:29:28,266 --> 00:29:30,727
محل اقامت قانونیم یه کلبه توی پرتغالـه

538
00:29:30,852 --> 00:29:33,521
محل سکونت رسمیم یه کلبه کنار دریای سیاهـه

539
00:29:33,605 --> 00:29:36,316
محل اقامت رسمی و ثبت‌شده‌ام
یه کلبه‌ی چوبی روی لبه‌ی یه پرتگاه

540
00:29:36,357 --> 00:29:38,568
کنار جنگل‌های بارانیِ
زیر صحرای آفریقاست که

541
00:29:38,568 --> 00:29:40,278
فقط بُزها می‌تونن برن اونجا

542
00:29:40,862 --> 00:29:42,447
من هیچ جای مشخصی زندگی نمی‌کنم

543
00:29:42,739 --> 00:29:44,282
شهروند هیچ جا نیستم

544
00:29:45,575 --> 00:29:47,368
حقوق انسانیم رو هم نمی‌خوام

545
00:29:59,881 --> 00:30:00,965
صدای چی بود؟

546
00:30:01,466 --> 00:30:03,384
فکر کنم هیچی

547
00:30:03,426 --> 00:30:05,261
،همون صدایی بود که دفعه‌ی قبل

548
00:30:05,303 --> 00:30:08,890
،قبل از منفجر شدن هواپیما شنیدم
ولی این بار منفجر نشد

549
00:30:09,516 --> 00:30:11,768
پس، جای نگرانی نیست

550
00:30:13,311 --> 00:30:15,146
‫خودم که خیالم تختِ تختـه

551
00:30:20,193 --> 00:30:21,361
« برنامه‌ی جبران کمبود »

552
00:30:21,361 --> 00:30:23,863
« کنسرسیوم ساکرامنتو ۲۵ درصد »
« باب مارسی ۲۵ درصد »

553
00:30:23,863 --> 00:30:26,616
« شبکه‌های زیرزمینی نیوآرک ۲۵ درصد »
« دخترعمو هیلدا ۲۵ درصد »

554
00:30:26,658 --> 00:30:27,700
« عمو نوبار نامعلوم »

555
00:30:27,742 --> 00:30:30,703
« تونل راه‌آهن به منظور عبور از کوهستان »
« در دست ساخت »

556
00:30:30,745 --> 00:30:34,874
« بخش بالایی پادشاهی مستقل فنیقیه »

557
00:30:34,916 --> 00:30:40,046
« به تونل راه‌آهن خوش آمدید »

558
00:30:51,182 --> 00:30:53,142
سفر درازی در پیش داری، نه؟

559
00:30:53,268 --> 00:30:55,603
باید یه جای مناسب برای دفنش پیدا کنی

560
00:30:55,895 --> 00:30:57,564
آره

561
00:30:57,564 --> 00:31:00,149
راستی، من هرگز علاقه‌ام
به تو رو از دست ندادم

562
00:31:00,191 --> 00:31:02,861
همیشه با اشتیاق پیشرفتت رو دنبال می‌کردم

563
00:31:02,902 --> 00:31:04,404
چطوری دنبال می‌کردی؟ -
!بیورن -

564
00:31:05,113 --> 00:31:06,281
کیف کجاست؟

565
00:31:06,281 --> 00:31:07,615
توی ماشین

566
00:31:08,032 --> 00:31:09,325
چطوری دنبال می‌کردی؟

567
00:31:09,868 --> 00:31:12,871
خب، معمولاً چند نفر رو می‌فرستادم تا

568
00:31:12,912 --> 00:31:14,581
،فعالیت‌هات، گزارش‌هات

569
00:31:14,581 --> 00:31:15,957
،سوابق پزشکیت
،مکاتبات شخصیت

570
00:31:15,999 --> 00:31:18,501
و غیره رو بررسی کنن -
کل زندگیم جاسوسیم رو می‌کردی؟ -

571
00:31:18,585 --> 00:31:20,712
وقتی پدرِ یکی باشی که اسمش جاسوسی نیست

572
00:31:21,170 --> 00:31:22,630
اسمش مراقبت کردنـه

573
00:31:22,672 --> 00:31:24,757
یا در بدترین حالت، علاقه

574
00:31:30,179 --> 00:31:31,431
شاهزاده اومد

575
00:31:34,809 --> 00:31:37,103
راستش، فکر کنم کسای دیگه‌ای باشن

576
00:31:37,437 --> 00:31:40,106
گمونم آدمکُش باشن

577
00:31:40,523 --> 00:31:42,025
راننده، نارنجک‌ها رو بیار

578
00:31:43,484 --> 00:31:44,569
!راننده

579
00:31:59,417 --> 00:32:01,377
مسلح اومدی. آفرین، دختر خوب

580
00:32:01,586 --> 00:32:02,587
ای وای

581
00:32:02,629 --> 00:32:04,213
آدمکُش‌ها به راننده‌ات شلیک کردن

582
00:32:04,213 --> 00:32:06,549
قول میدم به نمایندگی از پادشاه
،خسارت خانوادش رو جبران کنم

583
00:32:06,591 --> 00:32:08,885
پادشاه هم از اینکه دزدای بی‌رحم توی
قلمروش هستن حسابی ناراحتـه

584
00:32:08,927 --> 00:32:11,346
فکر کنم اون آدمکُش رو می‌شناسم

585
00:32:11,471 --> 00:32:13,181
‫غلط نکنم قبلاً واسه من کار می‌کرد

586
00:32:15,350 --> 00:32:16,434
‫ایشون کیـه؟

587
00:32:16,434 --> 00:32:18,436
‫- دخترم، لیزل
‫- خوب هستید، اعلیحضرت؟

588
00:32:18,478 --> 00:32:20,480
‫چه حیف که عروس مسیحـه!

589
00:32:20,480 --> 00:32:21,773
‫با خودم صحبت کنید

590
00:32:21,773 --> 00:32:23,358
‫عذرخواهم. چقدر زیبایید

591
00:32:23,358 --> 00:32:25,234
‫- تشکر
‫- صاف زدن وسط موتورش

592
00:32:25,276 --> 00:32:26,945
‫- منظورم راننده‌ست
‫- طفلک

593
00:32:26,945 --> 00:32:28,905
‫- راحت مُرد
‫- بعید می‌دونم راحت مُرده باشه

594
00:32:28,905 --> 00:32:30,615
‫تحفه‌ای هرچند ناقابل از جانب رعایای پدرم

595
00:32:30,657 --> 00:32:32,367
‫به پاسِ زحمات قهرمانانه‌ی شما
‫در جهت شکوفایی

596
00:32:32,367 --> 00:32:34,118
‫سرزمین مشترکمون براتون آوردم

597
00:32:34,410 --> 00:32:35,495
‫یه چاقوی دیگه

598
00:32:35,536 --> 00:32:37,830
‫دخترم هم یکی زیر لباس رهبانیش داره.
‫نشونش بده.

599
00:32:37,997 --> 00:32:40,166
‫- یا خدا
‫- از فرودگاه خریدمش

600
00:32:40,208 --> 00:32:41,459
‫تعارف نکنید، یه نارنجک بردارید

601
00:32:41,501 --> 00:32:42,752
‫سپاس فراوان

602
00:32:52,637 --> 00:32:54,514
‫این تونل توی این مرحله از ساخت،

603
00:32:54,555 --> 00:32:56,349
‫چقدر قابل اطمینانـه؟

604
00:32:56,474 --> 00:32:57,684
‫صد درصد

605
00:32:57,684 --> 00:32:58,935
‫لرزشش رو نادیده بگیر

606
00:32:58,935 --> 00:33:00,561
‫- خانم لیزل...
‫- مایلید دستم رو بگیرید؟

607
00:33:00,895 --> 00:33:03,022
‫بنده هم می‌خواستم
‫همین پیشنهاد رو بدم

608
00:33:03,064 --> 00:33:04,065
‫تشکر از هر دوی شما

609
00:33:04,107 --> 00:33:05,441
‫تونلش حرف نداره

610
00:33:05,441 --> 00:33:07,110
‫خودم که خیالم تختِ تختـه

611
00:33:07,151 --> 00:33:08,486
‫بله، ولی شما هفت‌تا جون داری

612
00:33:08,486 --> 00:33:09,821
‫ایست!

613
00:33:11,364 --> 00:33:12,615
‫« ایست »

614
00:33:15,368 --> 00:33:16,661
‫عذر بنده رو پذیرا باشید

615
00:33:20,581 --> 00:33:21,791
‫بدون ذره‌ای تأخیر

616
00:33:41,561 --> 00:33:45,106
‫این اون سندی نیست که
‫برای تأییدش توافق کرده بودیم

617
00:33:45,356 --> 00:33:46,774
‫چی؟ خودِ خودشـه

618
00:33:46,816 --> 00:33:48,651
‫تو دستکاریش کری!

619
00:33:48,651 --> 00:33:50,278
‫قرارداد که نهایی شده

620
00:33:50,278 --> 00:33:51,362
‫این صرفاً یه جلسه‌ی نمادین

621
00:33:51,362 --> 00:33:52,655
‫برای وصل کردن ریل‌های ناتمومـه

622
00:33:52,697 --> 00:33:53,781
‫تشریفاتیـه

623
00:33:53,781 --> 00:33:54,949
‫دیگه نه

624
00:33:55,408 --> 00:33:57,160
‫تعارف نکنید، یه نارنجک بردارید

625
00:33:57,160 --> 00:33:58,911
‫دستکاریش کردی واقعاً؟

626
00:33:59,537 --> 00:34:00,580
‫خیلی جزئی

627
00:34:00,621 --> 00:34:02,290
‫- ای دروغگو! می‌دونم باهات چیکار کنم!
‫- واسه‌ی چی آخه...

628
00:34:02,331 --> 00:34:03,583
‫من بی‌تقصیرم!

629
00:34:07,837 --> 00:34:09,338
‫دروغگوی بی‌شرف!

630
00:34:09,422 --> 00:34:10,923
‫بالاخره یکی باید کمبود رو جبران کنه

631
00:34:10,923 --> 00:34:12,133
‫هر کی جز ما

632
00:34:12,175 --> 00:34:13,926
‫می‌کنمش عین روز اول. ما کوتاه میایم

633
00:34:13,968 --> 00:34:15,094
‫ما کنار می‌کشیم

634
00:34:15,136 --> 00:34:17,180
‫منابع خزانه‌ی غنی ما،
‫در خلال حفر این تونل باشکوه،

635
00:34:17,180 --> 00:34:18,473
‫به شدت تحلیل رفته...

636
00:34:18,514 --> 00:34:21,309
‫- این مشکل ما نیست
‫- مشکل ایشون و خود شماست

637
00:34:21,309 --> 00:34:22,351
‫خدانگهدار

638
00:34:25,396 --> 00:34:26,564
‫وایسید!

639
00:34:27,106 --> 00:34:29,358
‫بیاید عین ماجرای کلرادو
‫سر ادعای «فورت جانکشن»

640
00:34:29,358 --> 00:34:31,027
‫حل و فصلش کنیم

641
00:34:31,360 --> 00:34:33,863
‫دو به دو، تا پنج امتیاز

642
00:34:36,824 --> 00:34:38,701
‫« واگن شخصی قطار »

643
00:34:42,455 --> 00:34:44,540
اینجوری اونا دست بالاتر رو دارن

644
00:34:44,624 --> 00:34:46,209
‫اولین باره دارم همچین بازی‌ای می‌کنم

645
00:34:46,209 --> 00:34:47,668
‫هیچی از قوانینش نمی‌دونم

646
00:34:47,710 --> 00:34:50,797
‫درستـه که احتمال باختمون بالاست.
‫ولی من تهِ دلم روشنـه.

647
00:34:51,172 --> 00:34:53,800
آره، بسکتبال بزرگ‌ترین نقطه‌ی قوت‌شونـه ولی

648
00:34:53,800 --> 00:34:55,384
‫بزرگ‌ترین نقطه‌ضعف‌شون هم هست

649
00:34:55,635 --> 00:34:56,803
‫دوتا نوشیدنی بی‌زحمت

650
00:34:57,053 --> 00:34:58,096
‫من نمی‌خورم

651
00:34:58,096 --> 00:34:59,806
‫تا حالا لب به نوشیدنی نزدم،

652
00:34:59,806 --> 00:35:01,099
‫جز نوشیدنی عشای ربانی

653
00:35:01,307 --> 00:35:02,975
‫عشای ربانی که نوشیدنی حساب نمیشه

654
00:35:03,017 --> 00:35:06,562
‫بهرحال، توی این هوای گرم،
‫وسط یه تونل تَنگ و تاریک، نوشیدنی می‌چسبه

655
00:35:07,230 --> 00:35:08,731
‫پشیمون میشی ها

656
00:35:08,815 --> 00:35:10,525
‫خیلی‌خب. دوتا نوشیدنی 

657
00:35:21,744 --> 00:35:23,037
‫- شیر یا خط؟
‫- شیر

658
00:35:23,663 --> 00:35:24,747
‫شیر

659
00:35:41,681 --> 00:35:42,723
‫یک هیچ

660
00:35:43,558 --> 00:35:44,976
‫تلاشت قابل احترامـه

661
00:35:46,769 --> 00:35:48,271
‫لی‌آپ بک‌هند کلاسیک

662
00:35:56,237 --> 00:35:58,364
‫- چی فرمودید؟
‫- من که چیزی نگفتم

663
00:35:58,406 --> 00:36:00,491
‫شنیدی الان آقای ریگان بهم چی گفت؟

664
00:36:00,533 --> 00:36:02,660
‫مادر بنده میشه ملکه‌ی حاکم بر

665
00:36:02,660 --> 00:36:04,745
‫جمعیتی ده میلیونی از رعایای وفادار

666
00:36:04,787 --> 00:36:07,039
‫چیزی درباره‌ی ملکه‌ی حاکم نگفت

667
00:36:07,081 --> 00:36:09,292
‫بهش توجه نکن.
‫می‌خواد ذهنت رو به هم بریزه.

668
00:36:09,292 --> 00:36:10,418
‫بازیت رو بکن، فاروق

669
00:36:10,459 --> 00:36:11,711
‫اگه موردی نداره
‫اینجوری صداتون کنم، اعلیحضرت

670
00:36:11,711 --> 00:36:13,087
‫من چیزی از این بازی سر در نمیارم

671
00:36:13,129 --> 00:36:14,422
‫ذره‌ای اطلاعات ندارم

672
00:36:14,422 --> 00:36:16,924
‫- داری خوب پیش میری
‫- نخیر!

673
00:36:24,724 --> 00:36:25,766
‫دو صفر

674
00:36:26,434 --> 00:36:27,560
‫حسابـه؟

675
00:36:27,643 --> 00:36:30,730
‫حساب که نیست، ولی
‫اولین باره همچین حرکتی رو می‌بینم

676
00:36:30,938 --> 00:36:32,565
‫باید بزنی زمین و بری جلو

677
00:36:33,107 --> 00:36:34,734
‫پاک یادم رفت بهت بگم

678
00:36:35,443 --> 00:36:36,944
‫چقدر می‌شناسیش؟

679
00:36:37,361 --> 00:36:38,654
‫کی رو چقدر می‌شناسم؟

680
00:36:38,696 --> 00:36:41,032
‫آناتول کوردا، ژاژا رو میگم. پدرت

681
00:36:41,657 --> 00:36:43,659
‫نه‌ چندان. بیشتر آوازه‌اش رو شنیدم

682
00:36:43,784 --> 00:36:44,869
‫که اینطور

683
00:36:44,869 --> 00:36:46,662
‫با این اوصاف، دستور کارت چیـه؟

684
00:36:46,704 --> 00:36:49,040
‫- دستور کارم؟
‫- چیزی داری؟

685
00:36:49,665 --> 00:36:54,086
‫اگه اشتباه نکنم،
‫می‌خواد خودش رو بهم ثابت کنه

686
00:36:54,629 --> 00:36:55,922
‫همچنین، برعکس

687
00:36:55,963 --> 00:36:57,173
‫دارم فضولی می‌کنم؟

688
00:36:57,173 --> 00:36:58,216
‫داری فضولی می‌کنی؟

689
00:36:58,216 --> 00:36:59,967
‫شاید. نصف‌نصف

690
00:37:00,009 --> 00:37:02,303
‫نصفش از سر فضولیـه و
‫نصف دیگه‌اش به دلایل خودخواهانه،

691
00:37:02,345 --> 00:37:04,180
‫در اصل دغدغه‌ی من آینده‌ی شماست

692
00:37:04,263 --> 00:37:05,681
‫جامپ‌شات دوبل با عقب‌گرد

693
00:37:12,396 --> 00:37:13,814
‫- چه حسی داره؟
‫- کنجکاوم بدونم

694
00:37:13,856 --> 00:37:16,025
‫- منظورم آتیش گرفتن و سقوط کردنـه
‫- چند بار؟

695
00:37:16,067 --> 00:37:17,818
‫- تا حالا، شیش بار
‫- ای وای

696
00:37:17,818 --> 00:37:19,570
‫- جوانمردانه بازی کنید، آقایون
‫- بخشی از بازیـه

697
00:37:19,570 --> 00:37:21,072
‫هیچ خصومتی نداریم

698
00:37:21,822 --> 00:37:25,034
‫این دفعه گند نزن، احمق

699
00:37:29,622 --> 00:37:32,291
‫می‌تونی اون روزی رو ببینی که
‫عاشق یکی مثل من شدی؟

700
00:37:32,291 --> 00:37:34,293
‫فرضی دارم حرف می‌زنم

701
00:37:35,044 --> 00:37:36,963
‫سه لیوان نوشیدنی حالت رو بد کرده

702
00:37:37,004 --> 00:37:39,548
‫گمونم سؤالم جدیـه

703
00:37:39,590 --> 00:37:40,925
‫خواهران روحانی درگیر هیچگونه

704
00:37:40,925 --> 00:37:42,760
‫روابط عاشقانه‌ای نمیشن

705
00:37:42,802 --> 00:37:43,844
‫- جدی؟
‫- سوگند خوردیم

706
00:37:43,844 --> 00:37:45,638
‫پس اینقدر با اون شاهزاده تیک و تاک نزن!

707
00:37:47,682 --> 00:37:50,017
‫ضمن اینکه خیال می‌کردم
‫دیگه راهبه نیستی

708
00:37:50,059 --> 00:37:52,395
‫شما یه بانوی تاجری

709
00:37:55,314 --> 00:37:56,691
‫داری نقش بازی می‌کنی؟

710
00:37:57,108 --> 00:37:58,442
‫قبلاً هم این رو پرسیدی!

711
00:37:58,484 --> 00:38:00,194
‫متوجه منظورت نمیشم

712
00:38:02,947 --> 00:38:05,449
‫پرتاب چرخشی چشم‌بسته
‫با دست چپ از بالای شونه

713
00:38:10,579 --> 00:38:11,664
‫جونم!

714
00:38:16,544 --> 00:38:19,380
‫بدترین سقوطی بود که
‫ازش جون سالم به در بردم

715
00:38:20,798 --> 00:38:22,466
‫واقعیتش، فکر کنم

716
00:38:23,301 --> 00:38:25,344
‫حدوداً یک دقیقه‌ و نیم مُردم

717
00:38:25,678 --> 00:38:27,263
‫کم‌کم داره یادم میاد

718
00:38:29,849 --> 00:38:31,434
‫- چه خبره؟
‫- نمی‌دونم

719
00:38:31,434 --> 00:38:32,643
‫جا زدیم؟

720
00:38:34,061 --> 00:38:37,023
‫جناب ژاژا، همونطور که خودتون گفتید،
‫بازیتون رو بکنید

721
00:38:38,107 --> 00:38:39,734
‫من اصلاً اهل ورزش نیستم

722
00:38:40,484 --> 00:38:42,611
‫والا باغبونی بیشتر بهم حال میده

723
00:38:43,571 --> 00:38:45,156
‫دشمن‌هام دوره‌ام کردن

724
00:38:45,906 --> 00:38:47,533
‫می‌خوام دخترم بیاد پیشم

725
00:38:47,575 --> 00:38:49,076
‫توی واگن رستوران نشسته

726
00:38:49,076 --> 00:38:50,745
‫داره با منشی اداریت نوشیدنی می‌خوره

727
00:38:50,745 --> 00:38:51,954
‫راهبه رو بیارید

728
00:38:52,621 --> 00:38:54,248
‫در اصل معلم خصوصیـه

729
00:38:54,623 --> 00:38:56,167
‫در رابطه با حشرات و موضوعات مرتبط

730
00:38:56,208 --> 00:38:57,835
‫شرمنده اگه رفتارم به دور از ادب بود

731
00:38:57,877 --> 00:38:59,795
‫- نوشیدنیش  بدجور منو گرفته
‫- ساکت

732
00:39:03,799 --> 00:39:05,426
‫من موقع تولدت بودم

733
00:39:06,260 --> 00:39:08,596
‫قابله عجوزه‌ای بیش نبود

734
00:39:09,055 --> 00:39:10,097
‫بند ناف رو

735
00:39:10,139 --> 00:39:12,058
‫با قیچی باغبونی ساخت خودم بُریدم

736
00:39:12,808 --> 00:39:15,061
‫به قدری به مادرت علاقه داشتم که
‫محال ممکن بود که

737
00:39:15,102 --> 00:39:17,104
‫دست به قتلش بزنم

738
00:39:17,772 --> 00:39:19,065
‫چی شد که اینقدر مذهبی شدی؟

739
00:39:19,106 --> 00:39:22,026
‫پنج سالم که شد،
‫قَیمم من رو گذاشت صومعه

740
00:39:22,151 --> 00:39:23,694
‫برای اینکه از پسرها دور بشی

741
00:39:23,903 --> 00:39:25,821
‫توقع نداشتم شستشوی مغزی بدنت

742
00:39:26,655 --> 00:39:28,115
‫تو تنها فرزندی بودی که آرزو داشتم

743
00:39:28,115 --> 00:39:32,453
‫درست و حسابی براش پدری کنم ولی شدنی نبود

744
00:39:33,579 --> 00:39:35,206
‫اسم مادربزرگم رو روت گذاشتم

745
00:39:36,290 --> 00:39:37,750
‫ولی اون من رو نشناخت

746
00:39:38,918 --> 00:39:40,044
‫همیشه همینطوریـه؟

747
00:39:40,086 --> 00:39:41,420
‫تا جایی که من دیدم؟ اصلاً

748
00:39:41,420 --> 00:39:43,506
‫در حالت عادی میگم
‫این آقا زیرک‌ترین و

749
00:39:43,506 --> 00:39:45,049
‫کاردون‌ترین تاجر زنده‌ست

750
00:39:45,091 --> 00:39:46,133
‫عجب

751
00:39:46,634 --> 00:39:47,802
‫پرتاب آخر

752
00:39:48,844 --> 00:39:50,346
‫از تهِ ریل

753
00:39:52,181 --> 00:39:53,307
‫اگه فاروق موفق شد،

754
00:39:53,349 --> 00:39:55,434
‫معامله مطابق سند اصلی،
‫نه اونی که دستکاری کردم،

755
00:39:55,476 --> 00:39:56,560
‫پیش میره

756
00:39:56,560 --> 00:39:58,187
‫اما باید ده درصد کمبود رو جبران کنید و

757
00:39:58,229 --> 00:39:59,230
‫به شرافتم قسم...

758
00:39:59,271 --> 00:40:00,689
‫- ولی؟
‫- من؟

759
00:40:00,689 --> 00:40:02,358
‫- تو
‫- اگه موفق نشد،

760
00:40:02,358 --> 00:40:04,527
‫نیم میلیون فرانک سوئیسی که
‫توی اون کیف هست،

761
00:40:04,527 --> 00:40:05,778
‫میشه مال شما

762
00:40:06,278 --> 00:40:07,446
‫کیف

763
00:40:13,577 --> 00:40:16,414
‫خیلی‌خب، فاروق، اگه موردی نداره
‫اینطوری صداتون کنم، اعلیحضرت

764
00:40:16,455 --> 00:40:17,790
‫برو واسه پرتاب

765
00:40:44,233 --> 00:40:46,986
‫امکانش هست توپ رو اینطوری پرتاب کنم؟

766
00:40:53,868 --> 00:40:55,119
‫ما مادرت رو می‌شناختیم

767
00:40:57,413 --> 00:40:58,622
‫یه لحظه

768
00:41:01,333 --> 00:41:02,793
‫ای پدر آسمانی و بخشایش‌گر،

769
00:41:02,793 --> 00:41:04,795
‫لطفاً در پیشبُرد
‫معاملات تجاری پدرم با ساکرامنتو

770
00:41:04,837 --> 00:41:06,422
‫خوش‌اقبالی را رهرو مسیر ما بفرما

771
00:41:06,422 --> 00:41:10,509
‫« جعبه‌ی کفش دو »
‫« باب مارسی و شبکه‌ی زیرزمینی نیوآرک »

772
00:41:42,458 --> 00:41:43,584
‫همسرجان...

773
00:41:45,085 --> 00:41:46,754
‫چه برایمان آورده‌ای؟

774
00:41:49,590 --> 00:41:50,841
‫پول

775
00:41:57,598 --> 00:41:59,266
‫دخترِ تو نیست

776
00:42:00,226 --> 00:42:06,106
‫« اصالت مشکوک »

777
00:42:12,196 --> 00:42:13,948
‫چشم‌هات به خودم رفته

778
00:42:14,448 --> 00:42:16,242
‫کسی تا حالا بهت نگفته؟

779
00:42:17,409 --> 00:42:20,037
‫تابحال از کسی نشنیدم
‫به کسی رفته باشم

780
00:42:20,204 --> 00:42:21,664
‫به نظرم حق با شماست

781
00:42:23,541 --> 00:42:24,917
‫منتها چشم شما آبی نیست

782
00:42:26,335 --> 00:42:27,586
‫صدای چی بود؟
‫(هشدار)

783
00:42:27,628 --> 00:42:29,255
‫نمی‌دونم. برو ببین چیـه

784
00:42:34,134 --> 00:42:39,348
‫« عمو نوبار کوردا »
‫« شریک اصلی »

785
00:42:40,140 --> 00:42:42,101
‫چشم‌های اون هم شبیه منـه

786
00:42:42,184 --> 00:42:43,477
‫عمو نوبار رو میگم

787
00:42:45,020 --> 00:42:46,397
حیفِ اسم آدمیزاد

788
00:42:46,855 --> 00:42:48,148
بلای آسمونیـه

789
00:42:50,067 --> 00:42:51,735
‫دقیقاً چه دعایی کردی که

790
00:42:52,111 --> 00:42:54,947
‫شاهزاده فاروق ‫اون پرتاب غیرممکن رو گُل کنه؟

791
00:42:54,989 --> 00:42:56,865
‫من هم می‌دونم 
‫اگه خدا مداخله نمی‌کرد،

792
00:42:56,865 --> 00:42:58,242
‫عمراً اگه توپ رو گُل می‌کرد

793
00:42:58,659 --> 00:43:00,119
‫جادو و جنبل نیست

794
00:43:00,119 --> 00:43:02,746
‫یادم نیست چه دعایی کردم، ولی اهمیتی نداره

795
00:43:02,830 --> 00:43:05,541
‫فقط خلوص نیتِ عبادتتـه که مهمـه

796
00:43:09,878 --> 00:43:10,921
‫خودشـه

797
00:43:11,297 --> 00:43:12,464
‫چی خودشـه؟

798
00:43:12,506 --> 00:43:14,383
‫- خودشـه دیگه
‫- چی؟

799
00:43:16,260 --> 00:43:17,261
‫خودشـه

800
00:43:18,387 --> 00:43:20,180
‫خلبان میگه تماس تلفنی دارید

801
00:43:20,222 --> 00:43:21,974
‫- توی هواپیما
‫- کیـه؟

802
00:43:22,099 --> 00:43:24,852
‫یه آقای ساوارین موتراشه‌نامی

803
00:43:24,977 --> 00:43:26,645
‫باب مارسی

804
00:43:35,738 --> 00:43:36,864
‫سلام، رابرت

805
00:43:36,864 --> 00:43:37,990
‫سلام عرض شد

806
00:43:38,157 --> 00:43:39,408
!سلام، رابرت

807
00:43:39,783 --> 00:43:41,452
‫آره، همه چی امن و امانـه

808
00:43:41,910 --> 00:43:43,162
‫تونل؟

809
00:43:43,162 --> 00:43:44,455
‫عالی

810
00:43:44,496 --> 00:43:47,041
‫آره، برادرها موافقت کردن
‫کمبود رو جبران کنن

811
00:43:47,082 --> 00:43:48,584
‫آره، کُلش رو

812
00:43:48,917 --> 00:43:50,794
‫همه خوش و خرم‌ان

813
00:43:51,420 --> 00:43:52,630
‫شب می‌بینمت

814
00:43:52,671 --> 00:43:54,006
‫بوس بوس

815
00:43:59,386 --> 00:44:00,554
‫الان به باب مارسی گفتی

816
00:44:00,596 --> 00:44:02,598
‫کنسرسیوم ساکرامنتو
‫کمبود رو جبران می‌کنه؟

817
00:44:02,640 --> 00:44:04,016
‫- نه
‫- خودم شنیدم کُلش رو

818
00:44:04,058 --> 00:44:06,226
‫فرانسوی بلدم ها.
‫باز داری زرنگ‌بازی در میاری.

819
00:44:06,268 --> 00:44:07,770
‫خیلی‌خب، باشه، ولی
‫دارم با نقشه پیش میرم

820
00:44:07,811 --> 00:44:09,021
‫خوب گوش کن

821
00:44:09,063 --> 00:44:10,439
‫این مال خودمونـه؟

822
00:44:10,481 --> 00:44:12,316
‫زیر ترولی ناهار پیداش کردم

823
00:44:12,358 --> 00:44:14,401
‫- یا خدا
‫- چقدر از زمانش مونده؟

824
00:44:15,611 --> 00:44:16,737
‫۱۸‏ دقیقه

825
00:44:18,238 --> 00:44:20,282
‫بی‌خطره. تا ده دقیقه‌ی دیگه فرود میایم

826
00:44:20,616 --> 00:44:22,368
‫خودم که خیالم تختِ تختـه

827
00:44:29,249 --> 00:44:36,715
‫« برنامه‌ی جبران کمبود »
‫« کنسرسیوم ساکرامنتو ۱۰ درصد »

828
00:44:36,757 --> 00:44:41,929
‫« کلوب باب مارسی »

829
00:44:42,221 --> 00:44:43,305
‫یک، دو، سه

830
00:44:52,106 --> 00:44:53,982
‫کشتی باری موقع مَد کامل پهلو می‌گیره

831
00:44:54,024 --> 00:44:55,567
‫قرارِ ما، نیمه‌شب

832
00:44:55,609 --> 00:44:57,736
‫دوتا تاکسی بگیریم؟
‫شد دوتا تاکسی

833
00:44:58,070 --> 00:44:59,905
‫ضمناً ترتیب یه شام سبک رو هم دادم

834
00:44:59,905 --> 00:45:01,073
‫تعارف نکنید، یه نارنجک بردارید

835
00:45:01,115 --> 00:45:02,157
‫سپاس فراوان

836
00:45:02,199 --> 00:45:04,159
‫کوکتل میل می‌فرمایید؟

837
00:45:04,201 --> 00:45:05,536
‫من نمی‌خورم

838
00:45:05,577 --> 00:45:07,246
‫تا حالا لب به نوشیدنی نزدم،

839
00:45:07,287 --> 00:45:08,539
‫جز نوشیدنی و نوشیدنی عشای ربانی

840
00:45:08,580 --> 00:45:09,707
‫این که نوشیدنی حساب نمیشه

841
00:45:09,707 --> 00:45:13,043
‫یه معجون لذیذه با گیلاس و یه حبه قند

842
00:45:13,627 --> 00:45:15,462
‫خیلی‌خب، دوتا کوکتل 

843
00:45:16,630 --> 00:45:18,173
‫من مادرت رو می‌شناختم

844
00:45:39,069 --> 00:45:40,362
‫- خبر نداری؟
‫- نه

845
00:45:43,365 --> 00:45:46,577
‫« فوری »

846
00:46:01,258 --> 00:46:03,385
‫من دست‌خطت رو می‌شناسم

847
00:46:05,053 --> 00:46:06,138
‫کار توئـه

848
00:46:06,722 --> 00:46:08,849
‫معلومـه کنسرسیوم ساکرامنتو

849
00:46:08,891 --> 00:46:10,642
‫کمبود رو گردن نگرفته و
‫جنابعالی می‌خوای برای

850
00:46:10,684 --> 00:46:13,061
‫حفظ توافق، زیرپوستی از من اخاذی کنی

851
00:46:13,145 --> 00:46:14,813
‫حکماً زورگیریـه

852
00:46:14,855 --> 00:46:17,024
‫چقدر ناشیانه‌.
‫گرفتی دستکاریش هم کردی.

853
00:46:17,065 --> 00:46:18,192
‫مضحکـه

854
00:46:18,192 --> 00:46:19,526
‫مُهملـه

855
00:46:19,693 --> 00:46:21,487
‫این پرت و پلاها رو از کجات در میاری؟

856
00:46:21,612 --> 00:46:22,654
‫فرانسوی‌بازی در نیار

857
00:46:22,696 --> 00:46:24,823
‫از کجا می‌خواستیم بدونیم که قراره
‫یه نامه‌ی بی‌نام و نشون از وسط...

858
00:46:24,823 --> 00:46:26,617
‫خام حرف‌هات نمیشم

859
00:46:26,658 --> 00:46:29,077
‫مثل روز برام روشنـه که

860
00:46:29,077 --> 00:46:31,413
‫تو مسئول این نامه‌ی به قول خودت
‫بی‌نام و نشون هستی

861
00:46:31,455 --> 00:46:33,791
‫اگه دوباره منکرش بشی،
‫با اُردنگی میندازمت بیرون

862
00:46:35,167 --> 00:46:37,377
‫- تهدیدم کردی؟!
‫- یکی باید کمبود رو گردن بگیره دیگه!

863
00:46:37,419 --> 00:46:39,129
‫تو کارمون سنگ انداختن!
‫پیچ‌های پرسی!

864
00:46:39,129 --> 00:46:41,340
‫من بی‌تقصیرم!
‫یکی داره بازارها رو دستکاری می‌کنه...

865
00:46:43,091 --> 00:46:44,968
‫خب، باز هم میگم،
‫در مورد دست‌خط من اشتباه می‌کنی

866
00:46:45,010 --> 00:46:46,136
‫بیورن پاک‌نویسش کرد

867
00:46:46,178 --> 00:46:47,721
‫چرا همچین کاری کردی؟

868
00:46:47,721 --> 00:46:49,598
‫همین الان قبل اینکه
‫همه چی رو جلومون اعتراف کنی،

869
00:46:49,640 --> 00:46:50,933
‫قسممون دادی که تا آخر عمر

870
00:46:50,933 --> 00:46:52,726
‫حتی زیر شکنجه هم
‫حرفی از این فریبکاریت نزنیم

871
00:46:52,768 --> 00:46:54,895
‫- این بود نقشه‌ات؟
‫- خام نمیشه خب

872
00:46:54,937 --> 00:46:57,356
‫جدای پنج درصدِ دیگه‌ی فاروق،
‫اونا ده درصد کمبود رو جبران می‌کنن

873
00:46:57,439 --> 00:46:58,690
‫چی به سرت اومده؟

874
00:46:58,857 --> 00:47:01,068
‫گمونم سقوط‌هات کار دستت دادن

875
00:47:01,276 --> 00:47:03,362
‫من می‌کشم کنار. یه تاکسی

876
00:47:03,403 --> 00:47:05,531
‫می‌کنمش عین روز اول.
‫ما کوتاه میایم.

877
00:47:05,614 --> 00:47:06,907
‫- دیگه خیلی دیره
‫- نه، نه

878
00:47:07,032 --> 00:47:08,200
‫می‌کنمش عین روز اول

879
00:47:08,242 --> 00:47:09,785
‫- ما کوتاه میایم
‫- همچنان خیلی دیره

880
00:47:09,827 --> 00:47:11,453
‫نه، نه، نه

881
00:47:12,037 --> 00:47:13,330
‫می‌کنمش عین روز اول

882
00:47:13,956 --> 00:47:15,332
‫ما کوتاه میایم

883
00:47:18,627 --> 00:47:19,878
‫صدای چی بود؟

884
00:47:22,965 --> 00:47:24,675
‫کی هستن؟
‫من این تروریست‌ها رو نمی‌شناسم

885
00:47:24,675 --> 00:47:25,968
‫حتم دارم از خارج شهر اومدن

886
00:47:26,885 --> 00:47:29,471
‫عواید حاصل از این مصادره‌،
‫نه تنها صرفِ

887
00:47:29,513 --> 00:47:30,931
‫فعالیت‌های تشکیلاتی سازمان ما،

888
00:47:30,973 --> 00:47:32,724
‫بلکه صرف رفاه یتیمان و بیوگان،

889
00:47:32,766 --> 00:47:34,226
‫روشن‌دلان، بیماران، مجروحان،

890
00:47:36,144 --> 00:47:37,938
‫چرا سقف اینجا رو به تیر بسته؟!

891
00:47:37,980 --> 00:47:39,982
‫جیب مشتری‌هام رو خالی کنید و
‫بزنید به چاک دیگه!

892
00:47:40,023 --> 00:47:41,775
‫- بیورن، نارنجک‌ها رو بیار
‫- نه

893
00:47:43,277 --> 00:47:45,696
‫هیچ‌یک از وجوه حاصل از فروش اموال شما

894
00:47:45,696 --> 00:47:46,738
‫حیف و میل نمی‌شود

895
00:47:46,780 --> 00:47:48,907
‫این بروشورها شرح سیاست‌های سازمان ماست

896
00:47:50,158 --> 00:47:51,493
‫دیگه شورش رو در آورده

897
00:47:51,785 --> 00:47:53,954
‫جیبتون رو پُر کنید و گم شید بیرون!

898
00:47:54,413 --> 00:47:55,956
‫بیاید حرف بزنیم

899
00:47:58,542 --> 00:48:00,085
‫به خاطر من گلوله خورد

900
00:48:01,128 --> 00:48:03,338
‫- به خاطر تو گلوله خوردم
‫- خودم دیدم

901
00:48:03,380 --> 00:48:05,382
‫جلو چشمم اتفاق افتاد.
‫زخمش کجاست؟

902
00:48:05,424 --> 00:48:06,633
‫درست همین جایی که

903
00:48:06,675 --> 00:48:08,385
‫- داره ازش خون میاد
‫- خیلی‌خب

904
00:48:11,263 --> 00:48:13,056
‫حالا اونقدرهام بد نیست

905
00:48:14,850 --> 00:48:17,853
‫گمونم مدارک دیپلماتیکت
سرعت گلوله رو کم کرد

906
00:48:17,853 --> 00:48:18,896
‫ببخشید

907
00:48:19,187 --> 00:48:20,731
‫بابت اعمال خشونت بی‌مورد

908
00:48:21,607 --> 00:48:22,691
‫بهت شلیک کردن؟!

909
00:48:22,733 --> 00:48:26,028
‫به من شلیک کردن،
‫اما گمونم پدرت یه حرکت قهرمانانه زد

910
00:48:26,069 --> 00:48:28,071
‫جای این مردک

911
00:48:29,114 --> 00:48:30,407
‫درِش بیار

912
00:48:31,700 --> 00:48:32,910
‫من؟

913
00:48:33,160 --> 00:48:34,202
‫یالا

914
00:48:49,968 --> 00:48:51,011
‫نگهش دار

915
00:48:51,511 --> 00:48:53,889
‫گلوله‌ای که ازش قسر در رفتی

916
00:48:54,014 --> 00:48:55,599
‫خوشحالم

917
00:48:56,350 --> 00:48:57,893
‫جلسه نیمه‌شبـه

918
00:48:58,101 --> 00:48:59,937
‫هنوز هم می‌خوای کنار بکشی؟

919
00:49:00,103 --> 00:49:01,980
‫چطور می‌تونم آخه؟

920
00:49:02,940 --> 00:49:04,483
‫دوتا تاکسی

921
00:49:06,068 --> 00:49:13,533
‫« برنامه‌ی جبران کمبود »
‫« باب مارسی ۱۲ و نیم درصد »

922
00:49:13,575 --> 00:49:16,536
‫« مسیر آبی داخلی به منظور عبور از بیابان »
‫« در دست ساخت »

923
00:49:16,578 --> 00:49:20,707
‫« بخش پایینی پادشاهی مستقل فنیقیه »

924
00:49:20,749 --> 00:49:22,751
‫« شبکه‌ی زیرزمینی نیوآرک »
‫« آزبری پارک »

925
00:49:23,502 --> 00:49:25,003
‫به مارتی چیزی نگید

926
00:49:25,712 --> 00:49:27,172
‫درباره‌ی کمبود

927
00:49:27,255 --> 00:49:28,715
‫وانمود کنید
‫فقط برای جلب اعتماد و

928
00:49:28,757 --> 00:49:29,883
‫تحکیمش اومدیم

929
00:49:30,008 --> 00:49:31,301
‫بیورن!

930
00:49:31,426 --> 00:49:32,678
‫کیف کجاست؟

931
00:49:33,261 --> 00:49:35,764
‫نباید میذاشتمش توی تاکسی

932
00:49:45,983 --> 00:49:48,276
‫اینجا کسی به حشره‌کُش پودری حساسیت نداره؟
‫(ورودی قرنطینه)

933
00:49:48,318 --> 00:49:50,320
‫- معلومـه که نه
‫- کسی هست که با خودش سلاح گرم یا

934
00:49:50,362 --> 00:49:51,530
‫سرد داشته باشه؟

935
00:49:51,530 --> 00:49:52,572
‫من یه خنجر دارم

936
00:49:52,572 --> 00:49:53,991
‫هدف‌تون از حمل این نارنجک‌هایی که

937
00:49:54,032 --> 00:49:55,033
‫آوردید توی کِشتی چیـه؟

938
00:49:55,075 --> 00:49:57,285
‫هدیه‌ست به گمونم. زیادی داره

939
00:50:08,755 --> 00:50:10,132
‫خون‌لازمم؟

940
00:50:11,967 --> 00:50:14,261
‫به، سلام! بیا تو!
‫خوشحالم از دیدنت، رفیق

941
00:50:14,261 --> 00:50:15,846
‫بیا تو. حال و احوال؟

942
00:50:15,887 --> 00:50:17,889
‫بفرمایید. سلام به همه

943
00:50:18,140 --> 00:50:19,391
‫- بیاید
‫- تیر خوردم

944
00:50:19,391 --> 00:50:21,435
‫ولی مدارک دیپلماتیکم
سرعت گلوله رو کم کرد

945
00:50:21,476 --> 00:50:22,644
‫ایشون دختر بنده، لیزلـه

946
00:50:22,644 --> 00:50:23,937
‫لازمـه بهت خون بزنن؟

947
00:50:23,937 --> 00:50:26,148
‫من اُ منفی‌ام، می‌تونم به همه خون بدم،
‫اگه خواسته‌تون اینـه

948
00:50:26,148 --> 00:50:28,025
‫- کی بهش شلیک کرده؟
‫- یه تروریست غریبه

949
00:50:28,025 --> 00:50:29,735
‫- وای، رفیق. تو هم بهش شلیک کردی؟
‫- هنوز نه

950
00:50:29,776 --> 00:50:32,029
‫ایشون پروفسور بیورن،
‫منشی اداری بنده‌ست

951
00:50:32,029 --> 00:50:34,281
‫به کِشتی خوش اومدی.
‫راحت باش، رفیق. بفرمایید.

952
00:50:34,281 --> 00:50:35,866
‫شما اونجا بشین،
‫شما اونجا، شما اونجا،

953
00:50:35,907 --> 00:50:37,451
‫شما هم اونجا،
‫من اینجا می‌شینم

954
00:50:39,077 --> 00:50:40,579
‫ازم نخواه کمبود رو جبران کنم، رفیق

955
00:50:40,579 --> 00:50:41,872
‫از قضیه‌ی پیچ‌های پرسی خبر دارم

956
00:50:41,913 --> 00:50:43,790
‫این چه حرفیـه. جلسه‌مون نمادینـه

957
00:50:43,790 --> 00:50:45,500
‫تشریفاتیـه. یه چوب‌شور بده بهم

958
00:50:45,500 --> 00:50:47,335
‫- چشم
‫- تعارف نکنید، یه نارنجک بردارید

959
00:50:47,335 --> 00:50:48,628
‫سپاس فراوان

960
00:50:50,922 --> 00:50:52,215
‫- لعنتی!
‫- عزیزم!

961
00:50:52,257 --> 00:50:53,341
‫هی

962
00:50:55,594 --> 00:50:57,137
‫نصف‌شب با سر و صدای طبقه‌ی پایین

963
00:50:57,137 --> 00:50:58,680
‫از خواب پریدم

964
00:50:58,847 --> 00:51:01,266
‫صدای جیغ و کوبیدن در و
‫شکستن شیشه میومد

965
00:51:01,391 --> 00:51:03,602
‫عین تقلای یه گربه‌ی گیر افتاده توی کابینت

966
00:51:03,935 --> 00:51:05,145
‫بلند شدم و بی‌سر و صدا

967
00:51:05,187 --> 00:51:06,980
‫از دریچه‌ی مطبخ طبقه‌ی بالا رفتم بیرون

968
00:51:07,189 --> 00:51:08,648
‫آخه شب‌ها در رو به روم قفل می‌کردن

969
00:51:08,774 --> 00:51:10,692
‫از نرده‌های پیچ‌پیچی سُر خوردم پایین

970
00:51:11,026 --> 00:51:13,528
‫ددستاک، کمک‌خدمتکار اون موقع، من رو ندید

971
00:51:13,779 --> 00:51:15,864
‫از راهروی دراز جلوی اتاق رد شدم،

972
00:51:15,906 --> 00:51:18,366
‫توی این دستم بان‌بان و
‫اون یکی دستم موش‌موشی بود

973
00:51:18,617 --> 00:51:20,911
‫ناقوس ساعت ۳ صبح رو که شنیدم

974
00:51:20,911 --> 00:51:23,747
‫در باز شد و پدرم وارد شد

975
00:51:23,872 --> 00:51:26,416
‫پیژامه و لباس خواب سفید تنش بود

976
00:51:26,666 --> 00:51:29,878
‫طبق معمول، صورتش پُر از خط و
‫خراش‌های یه سقوط هواپیما بود

977
00:51:30,003 --> 00:51:31,296
‫موهاش ژولیده بود

978
00:51:33,507 --> 00:51:35,342
‫بهم گفتی برم بخوابم

979
00:51:35,801 --> 00:51:37,511
‫من سراغ مامان رو گرفتم

980
00:51:38,053 --> 00:51:39,596
‫گفتی خوابـه

981
00:51:40,013 --> 00:51:42,307
‫ولی حقیقت نداشت. اونجا بود

982
00:51:42,891 --> 00:51:45,018
‫توی انعکاس آینه‌ی چارچوب در،

983
00:51:45,018 --> 00:51:47,312
‫پشت سرت، تهِ اتاق ایستاده بود

984
00:51:48,271 --> 00:51:50,065
‫دستکش‌به‌دست، پالتو تنش بود

985
00:51:50,148 --> 00:51:51,775
‫دکمه‌های لباسش باز بود

986
00:51:51,983 --> 00:51:53,777
اماده رفتن بود

987
00:51:54,361 --> 00:51:56,780
‫برگشتی گفتی:
‫«مامانت دیگه پیش ما زندگی نمی‌کنه»

988
00:51:57,322 --> 00:51:58,657
‫«برو بخواب»

989
00:51:58,990 --> 00:52:01,618
‫تا دم پله‌ها عقبکی رفتم و
‫بعدش دویدم

990
00:52:02,953 --> 00:52:04,496
‫بهار من رو فرستادن صومعه

991
00:52:04,538 --> 00:52:06,248
‫اعتراض دارم، عالیجناب

992
00:52:06,748 --> 00:52:09,167
‫این روایتی بَس تحریف‌شده از
‫کل ماجراست

993
00:52:09,167 --> 00:52:11,128
‫از اونجایی که از زاویه‌ی دیدِ
‫یک کودک بیان شده،

994
00:52:11,128 --> 00:52:13,463
‫هرچند قابل اغماض، اما آزاردهنده‌ست

995
00:52:13,630 --> 00:52:15,382
‫دیگه ندیدمش

996
00:52:18,009 --> 00:52:20,178
‫متهم که من نیستم، هستم؟

997
00:52:29,020 --> 00:52:30,772
‫می‌خوام به یه چیز وحشتناکی اعتراف کنم که

998
00:52:30,814 --> 00:52:32,691
‫شاید هیچوقت نتونی من رو ببخشی

999
00:52:35,110 --> 00:52:36,403
‫برو پنج دقیقه استراحت، پسر

1000
00:52:39,739 --> 00:52:42,659
‫علت اینکه می‌دونم کی مادرت رو
‫به قتل رسونده که البته کار من نبوده،

1001
00:52:42,701 --> 00:52:44,327
‫اینـه که خودم مرتکب خطایی شدم که

1002
00:52:44,327 --> 00:52:46,204
‫شاید زمینه‌ساز اون اتفاق شد

1003
00:52:47,622 --> 00:52:49,374
‫مادرت مثل تو راهبه نبود

1004
00:52:49,708 --> 00:52:51,084
‫معشوقه داشت

1005
00:52:51,668 --> 00:52:54,838
‫یکیش... یکیش همین عمو نوبارت بود

1006
00:52:55,380 --> 00:52:57,174
‫با وجود خیانت‌های خودم،

1007
00:52:57,215 --> 00:52:58,425
‫از این توهین عمیقاً رنجیدم،

1008
00:52:58,425 --> 00:53:00,635
‫پس فریبش دادم،
‫نه با دست‌خط خودم،

1009
00:53:00,635 --> 00:53:03,013
‫جوری فریبش دادم که فکر کنه
‫مادرت داره دور از چشمش

1010
00:53:03,054 --> 00:53:06,558
‫با منشی اداری اون زمان من
‫بهش خیانت می‌کنه

1011
00:53:07,058 --> 00:53:10,478
‫گمونم نتیجه‌اش این شد که
‫جفت‌شون رو به قتل رسوند

1012
00:53:14,316 --> 00:53:15,525
‫عاشقش بودی؟

1013
00:53:17,736 --> 00:53:19,946
‫نه، فقط خیلی بهش علاقه داشتم

1014
00:53:23,033 --> 00:53:24,659
‫باید اون مرد رو
‫به سزای عملش برسونیم،

1015
00:53:24,701 --> 00:53:26,786
‫یعنی اگه حرفت صحت داشته باشه،
باید تحویل پلیس بدیمش

1016
00:53:26,786 --> 00:53:28,455
‫به شرافتم قسم...

1017
00:53:28,455 --> 00:53:30,665
‫- نه، بگذریم
‫- معذرت می‌خوام

1018
00:53:33,501 --> 00:53:34,711
‫می‌بخشمت

1019
00:53:36,296 --> 00:53:37,464
‫به همین راحتی؟

1020
00:53:37,631 --> 00:53:39,007
‫به فاجعه‌ی بزرگی اعتراف کردم

1021
00:53:39,049 --> 00:53:41,885
‫من یه دروغ مُهلکی گفتم و
‫حالا مادرت مُرده

1022
00:53:43,094 --> 00:53:45,263
‫توی ذهنم،
‫ازت یه هیولا ساخته بودم

1023
00:53:46,348 --> 00:53:47,974
‫می‌بخشمت. ما رو اینجوری بار آوردن

1024
00:53:53,521 --> 00:53:55,482
‫دیگه نمی‌تونیم پایبند شرایط دقیقی بمونیم که

1025
00:53:55,482 --> 00:53:57,317
‫در مورد تأییدش توافق کرده بودیم

1026
00:53:58,318 --> 00:54:00,612
‫اصلاحیه‌ی پیشنهاد جدیدمون
‫روی این برگه نوشته شده

1027
00:54:06,159 --> 00:54:07,494
دیگه بسـه، رفیق

1028
00:54:25,971 --> 00:54:27,264
‫- خجالت نمی‌کشی تو؟!
‫- خودت خجالت نمی‌کشی؟!

1029
00:54:27,264 --> 00:54:28,765
‫- ای دروغگو!
‫- یکی باید به دادم برسه یا نه؟!

1030
00:54:28,807 --> 00:54:30,225
‫چی باعث شده فکر کنی
‫اونقدر جنم و جُربزه داری که

1031
00:54:30,267 --> 00:54:31,309
‫از زیر هر چیزی قسر در بری، مرتیکه؟!

1032
00:54:31,351 --> 00:54:32,686
!سنگ انداختن تو کارمون

1033
00:54:33,270 --> 00:54:34,312
‫من بی‌تقصیرم!

1034
00:54:34,312 --> 00:54:35,522
‫در جریان ماجرای پیچ‌های پرسی هستم!

1035
00:54:35,563 --> 00:54:36,898
‫- گفتم که!
‫- تقصیر پیچ‌های پرسیـه

1036
00:54:38,483 --> 00:54:40,318
‫شاهزاده فاروق و پدرش
‫پنج درصد رو جبران می‌کنن

1037
00:54:40,360 --> 00:54:41,778
‫برادرهای ساکرامنتو ده درصد

1038
00:54:41,778 --> 00:54:43,280
‫باب مارسی با ۱۵ درصد موافقت کرد

1039
00:54:43,321 --> 00:54:44,572
‫تو از همه پولدارتری... پس ۲۵

1040
00:54:44,572 --> 00:54:46,157
‫چرا باید همچین کاری کنم؟

1041
00:54:46,157 --> 00:54:48,285
‫ما یه قرارداد محکم و قانونی بستیم

1042
00:54:48,326 --> 00:54:49,786
‫نه، من گفتم ۱۲ و نیم

1043
00:54:49,828 --> 00:54:51,579
‫۱۵‏، واسه اینکه به خاطرت گلوله خوردم

1044
00:54:52,455 --> 00:54:55,250
‫میگی چرا؟ چون اگه قبول نکنی،

1045
00:54:55,834 --> 00:54:57,752
‫ضامن رو نمیذارم سر جاش

1046
00:54:58,753 --> 00:55:00,630
‫یه نارنجک بدون ضامن

1047
00:55:00,672 --> 00:55:02,424
‫طرحش حرف نداره،
‫اگه نتیجه بده،

1048
00:55:02,465 --> 00:55:03,675
‫تا نسل‌ها به نفع همه‌ی

1049
00:55:03,675 --> 00:55:05,343
‫شرکای ما تموم میشه و ‫ما با افتخار

1050
00:55:05,343 --> 00:55:07,220
‫قدردان مشارکتت خواهیم بود

1051
00:55:07,262 --> 00:55:08,346
‫لیزل، بیرون

1052
00:55:08,388 --> 00:55:10,181
‫من نمیرم که نتونی به خاطر
‫یه تاکتیک تجاری خودتون رو

1053
00:55:10,223 --> 00:55:11,224
‫با نارنجک منفجر کنی

1054
00:55:11,266 --> 00:55:12,600
‫مگه نپرسیدی نقشه‌ام چیـه؟

1055
00:55:12,684 --> 00:55:14,853
‫- خب، این هم نقشه‌ی من
‫- جواب میده؟

1056
00:55:14,853 --> 00:55:16,980
‫نه تا وقتی که دخترم
‫در معرض اصابت ترکش‌هاست

1057
00:55:16,980 --> 00:55:18,732
‫- لیزل، بیرون
‫- باید بری

1058
00:55:18,773 --> 00:55:19,774
‫خودت باید بری

1059
00:55:19,816 --> 00:55:22,235
‫چرا الان نگم باشه و بعداً نزنم زیرش؟

1060
00:55:22,235 --> 00:55:24,237
‫ناسلامتی نارنجک گرفتی بالا سرم

1061
00:55:25,697 --> 00:55:26,906
‫بهت اعتماد دارم

1062
00:55:45,216 --> 00:55:47,177
‫گمونم من هم متقابلاً بهت اعتماد دارم

1063
00:55:47,302 --> 00:55:49,888
‫البته نه به خاطر راستگویی یا خوش قولیت،

1064
00:55:50,305 --> 00:55:53,767
‫بلکه تحت‌تأثیر این نمایش پوچت قرار گرفتم

1065
00:55:54,684 --> 00:55:55,852
‫من هم سهم میذارم، پسر

1066
00:55:55,894 --> 00:55:57,020
‫بیست درصد

1067
00:55:57,187 --> 00:55:59,647
‫روی سود خودم توی یه سرمایه‌گذاری

1068
00:55:59,647 --> 00:56:01,858
‫به شدت مخاطره‌آمیز قمار می‌کنم که

1069
00:56:02,275 --> 00:56:05,695
‫فقط هنرنمایی آخرت رو ببینم

1070
00:56:07,989 --> 00:56:09,407
‫ممنون بابت خون

1071
00:56:10,241 --> 00:56:11,618
‫خواهش می‌کنم

1072
00:56:16,581 --> 00:56:20,627
‫« جعبه‌ی کفش سه »
‫« دخترعمو هیلدا و پادآرمان‌شهر کوچک »

1073
00:56:20,627 --> 00:56:23,004
‫پیام رهگیری‌شده از سوژه‌ی در حال سفر
‫(دخترعموی عزیزم. سایز انگشترت چنده؟)

1074
00:56:23,004 --> 00:56:24,798
‫حاکی از ادغام استراتژیک احتمالی با

1075
00:56:24,839 --> 00:56:26,758
‫خاندان ساسمن کورداست

1076
00:56:26,800 --> 00:56:28,510
‫بعلاوه، گزارش رمزنگاری‌شده‌ی

1077
00:56:28,510 --> 00:56:31,221
‫مأمور مخفی به شرح ذیل می‌باشد:

1078
00:56:31,721 --> 00:56:33,848
‫«منابع هدف همچنان روند نزولی دارند

1079
00:56:33,890 --> 00:56:36,393
‫در حالی که شرکا
‫مشکوک‌تر و سردرگم‌تر می‌شوند

1080
00:56:37,185 --> 00:56:39,687
‫هدف مبلغ قابل توجهی از وجه نقد را

1081
00:56:39,687 --> 00:56:42,315
‫مستقیماً در اختیار مأمور قرار داده است

1082
00:56:42,524 --> 00:56:43,650
‫سعی در گم کردن آن شد

1083
00:56:43,691 --> 00:56:45,443
‫با اینحال، مأمور دل دزدیدن یا

1084
00:56:45,485 --> 00:56:47,070
‫نابودی را ندارد»

1085
00:56:47,153 --> 00:56:49,155
‫نوشته: «در چنین شرایطی،
‫شدیداً بی‌رحمانه است»

1086
00:56:49,155 --> 00:56:50,782
‫در این مورد باهاش صحبت می‌کنم

1087
00:56:51,282 --> 00:56:53,368
‫علاوه بر این: «هدف دختر خود را

1088
00:56:53,410 --> 00:56:54,744
‫جانشین رسمی خود منصوب نموده است

1089
00:56:54,869 --> 00:56:56,246
‫وی هم‌اکنون راهبه است

1090
00:56:56,788 --> 00:56:58,331
‫امیدوارم خیلی به درازا نکشد»

1091
00:57:02,627 --> 00:57:10,135
‫« پادشاه فنیقی ۵ درصد مازاد »
‫« سوژه‌ی بعدی دخترعمو هیلدا »

1092
00:57:10,176 --> 00:57:13,138
‫« سد خاکریز برق‌آبی به منظور عبور از حوضه‌ی آبریز »
‫« در دست ساخت »

1093
00:57:13,179 --> 00:57:17,308
‫« بخش شرقی پادشاهی مستقل فنیقیه »

1094
00:57:17,350 --> 00:57:19,310
‫« ساسمن کوردا »

1095
00:57:20,687 --> 00:57:22,063
‫لازمـه زانو بزنم؟

1096
00:57:24,983 --> 00:57:26,484
‫تنها شرطی که
‫من تعیین می‌کنم اینـه:

1097
00:57:26,484 --> 00:57:27,902
‫ازدواج ما، بر مبنای قانونی،

1098
00:57:27,944 --> 00:57:30,196
‫باید یک وصلت تماماً عاشقانه باشه

1099
00:57:30,572 --> 00:57:33,199
‫موظفم تک‌دخترم رو
‫تنها وارث اموالم نگه دارم

1100
00:57:43,418 --> 00:57:44,752
‫احتمالاً بدونی، نمی‌دونی؟

1101
00:57:44,961 --> 00:57:46,838
‫نه، تازه با خانوادم آشنا شدم

1102
00:57:47,255 --> 00:57:48,798
‫با همدیگه وارد بازار کار شدن

1103
00:57:48,840 --> 00:57:51,384
‫یه گاز سمی بسیار مؤثری رو تولید کردن

1104
00:57:51,426 --> 00:57:52,969
‫ده‌ها هزار سرباز رو کشتن

1105
00:57:52,969 --> 00:57:54,762
‫ده‌ها میلیون دلار به جیب زدن

1106
00:57:54,804 --> 00:57:56,097
‫یه روز، توی آزمایشگاهشون،

1107
00:57:56,097 --> 00:57:58,892
‫بحثی بالا می‌گیره و
‫تهش به زد و خورد کشیده میشه

1108
00:57:58,933 --> 00:58:00,268
‫اونا هم با دوزهای کُشنده‌ای از

1109
00:58:00,268 --> 00:58:03,897
‫نسخه‌ی آزمایشی جدید افشانه‌ی جنگی‌شون
‫به همدیگه حمله کردن که

1110
00:58:03,938 --> 00:58:05,023
‫خوشبختانه معلوم شد که

1111
00:58:05,023 --> 00:58:07,317
‫کمتر از ترکیب اصلی مؤثره

1112
00:58:07,317 --> 00:58:10,028
‫جفت‌شون زنده موندن ولی
‫این شد پایان شراکت‌شون

1113
00:58:10,445 --> 00:58:13,239
‫۴۰‏ سال بعد از پدرم که
‫توی بستر مرگ بود و

1114
00:58:13,239 --> 00:58:16,034
‫همچنان درگیر عوارض عصبی جزئی
‫اون حادثه بود، پرسیدم:

1115
00:58:16,242 --> 00:58:17,702
‫«بحثتون سر چی بود؟»

1116
00:58:17,994 --> 00:58:19,787
‫- می‌دونی چی گفت؟
نه -

1117
00:58:20,205 --> 00:58:22,290
‫«اینکه کی می‌تونه حریف اون یکی بشه،

1118
00:58:22,540 --> 00:58:23,833
‫یا کی حریف کدوم»

1119
00:58:24,792 --> 00:58:27,045
‫یعنی احتمالاً منشأ بیشتر مشکلات امروز ما

1120
00:58:27,045 --> 00:58:28,630
‫توی این زمین بایر همینـه

1121
00:58:29,005 --> 00:58:31,508
‫«کی حریف اون یکی یا گمونم کدوم یکی میشه»

1122
00:58:32,258 --> 00:58:33,927
‫«اگه چیزی سد راهت شد،

1123
00:58:34,010 --> 00:58:35,345
‫لِهش کن»

1124
00:58:35,678 --> 00:58:37,180
این آخرین نصحیت پدرم بود

1125
00:58:37,222 --> 00:58:38,806
بعدش هم از ارث محرومم کرد

1126
00:58:43,061 --> 00:58:45,605
‫اون وصیت کرد مومیایی و
‫توی یه هرم دفن بشه

1127
00:58:46,147 --> 00:58:49,984
‫ما زمین رو خریدیم و نقشه‌کشی‌ها
‫انجام شد، اما هیچوقت به مرحله‌ی ساخت نرسید

1128
00:58:50,610 --> 00:58:52,654
‫عوضش دادیم جسدش رو بسوزونن

1129
00:58:53,029 --> 00:58:54,739
‫حالا هم که دستش از این دنیا کوتاهـه

1130
00:58:55,156 --> 00:58:57,158
‫- این بدلـه؟
‫- معلومـه که آره

1131
00:58:57,200 --> 00:58:58,493
‫ولی موقتیـه

1132
00:58:58,535 --> 00:59:00,119
‫فعلاً وُسعم نمی‌رسه اصلش رو بخرم

1133
00:59:00,119 --> 00:59:01,996
‫اگه مایلی بخشی از پول من رو
‫از پیش پرداخت کنی،

1134
00:59:02,038 --> 00:59:03,915
‫- من بیش از...
‫- من هیچ پولی نمیدم

1135
00:59:03,915 --> 00:59:07,210
‫من یه اجاره‌نامه‌ی ۱۵۰ ساله برای ملک و
‫امتیاز آب رو تأیید می‌کنم

1136
00:59:07,252 --> 00:59:09,879
‫شاید ازدواج موقت با تو رو
‫به چشم یه تجربه،

1137
00:59:09,921 --> 00:59:11,047
‫مثل فصلی از یک کتاب و

1138
00:59:11,089 --> 00:59:13,007
‫بسته به نظر وکیل مالیاتیم،
‫در نظر بگیرم

1139
00:59:13,049 --> 00:59:15,009
‫اما قرار نیست
‫برای جبران کمبود مالیت قدمی بردارم

1140
00:59:15,051 --> 00:59:17,637
‫این خلاف منافع پادآرمان‌شهر منـه

1141
00:59:18,304 --> 00:59:20,682
،ازت درخواست نمی‌کنم
‫بلکه در جایگاه شوهر احتمالی آینده‌ات

1142
00:59:20,723 --> 00:59:22,141
‫دارم بهت میگم این کار رو بکنی

1143
00:59:22,141 --> 00:59:23,226
‫نه

1144
00:59:26,145 --> 00:59:27,730
‫ازت درخواست نمی‌کنم،

1145
00:59:27,939 --> 00:59:30,900
‫دارم التماست رو می‌کنم،
‫ناسلامتی فامیل دور مورد علاقه‌ات هستم

1146
00:59:30,942 --> 00:59:32,068
‫نه

1147
00:59:33,361 --> 00:59:34,571
‫حرفمو گوش کن

1148
00:59:37,448 --> 00:59:38,658
‫چرا؟

1149
00:59:45,081 --> 00:59:46,457
‫اگه جدی‌جدی باهام ازدواج کنه،

1150
00:59:46,499 --> 00:59:49,127
‫گمونم بتونیم راضیش کنیم
‫کسری بودجه رو برطرف کنه

1151
00:59:49,210 --> 00:59:52,714
‫به حوزه‌ی قضایی‌ ایالت
‫محل ازدواج مربوط میشه

1152
00:59:53,840 --> 00:59:55,508
‫واقعاً باور داری مرگ مادرم

1153
00:59:55,508 --> 00:59:57,552
‫طبق گزارش رسمی، خودکشی بوده؟

1154
01:00:01,347 --> 01:00:02,515
‫نه

1155
01:00:02,515 --> 01:00:04,183
‫پس در اون صورت،
‫کی اونو به قتل رسونده؟

1156
01:00:04,183 --> 01:00:05,476
‫به نظر تو؟

1157
01:00:05,852 --> 01:00:07,395
‫فقط حرف‌های بقیه رو شنیدم

1158
01:00:09,022 --> 01:00:10,690
‫واقعاً عموم بابامـه؟

1159
01:00:16,779 --> 01:00:20,783
‫« جعبه‌ی کفش ۳ و نیم »
‫« دستورالعمل اضطراری »

1160
01:00:21,909 --> 01:00:23,911
‫بسته‌ی دیپلماتیک رسید

1161
01:00:24,203 --> 01:00:25,371
‫بازش کن

1162
01:00:28,458 --> 01:00:29,542
‫فهرست محتویات:

1163
01:00:29,584 --> 01:00:32,211
‫یک: جوراب نو، ده جفت

1164
01:00:32,462 --> 01:00:33,921
‫دو: یک کتاب

1165
01:00:34,339 --> 01:00:37,592
‫«کَک‌های قاره‌ی آمریکا»
‫اثر «کارلسن و ویوت»

1166
01:00:37,592 --> 01:00:40,303
‫سه: گزارشات مالی، جهت مرور

1167
01:00:40,511 --> 01:00:42,555
‫چهار: صورت‌حساب‌هایی که
‫باید پرداخت بشن

1168
01:00:42,597 --> 01:00:45,516
‫پنج: دستورالعمل اضطراری، فوری

1169
01:00:45,516 --> 01:00:47,226
‫شش: یه بسته دستمال جیبی نو

1170
01:00:47,226 --> 01:00:48,353
‫برگرد به مورد پنجم

1171
01:00:48,561 --> 01:00:50,271
‫حتماً. به نظر مهم میاد

1172
01:00:50,313 --> 01:00:51,564
‫بیارش اینجا

1173
01:00:59,364 --> 01:01:00,865
‫بازم سنگ انداختن

1174
01:01:02,575 --> 01:01:04,661
‫اینو بده به خلبان.
‫مسیر جدید پروازه.

1175
01:01:04,702 --> 01:01:06,204
‫- کجا میریم؟
‫- خونه

1176
01:01:06,204 --> 01:01:08,665
‫یه مصوبه‌ی پارلمانی
‫همین الان تصویب شده که

1177
01:01:08,706 --> 01:01:09,999
‫مشخصاً برای ضربه زدن به من بوده

1178
01:01:10,041 --> 01:01:12,043
‫باید تا فردا ظهر
‫با یه دفتردار اونجا باشم

1179
01:01:12,043 --> 01:01:13,086
‫اگه نری چی میشه؟

1180
01:01:13,086 --> 01:01:14,420
‫میشم تابع بریتانیا

1181
01:01:14,462 --> 01:01:16,839
‫بعدش کل دارایی‌هامون رو
‫توی سراسر دنیا مصادره می‌کنن و

1182
01:01:16,839 --> 01:01:18,633
‫منو استرداد می‌کنن و می‌فرستن زندان

1183
01:01:18,925 --> 01:01:20,468
‫فهمیدم

1184
01:01:26,808 --> 01:01:28,184
‫این واسه توئـه

1185
01:01:28,267 --> 01:01:29,519
‫تولدت مبارک

1186
01:01:31,312 --> 01:01:32,563
‫چند سالتـه؟

1187
01:01:33,898 --> 01:01:35,149
‫۲۱

1188
01:01:35,441 --> 01:01:37,360
‫نمی‌تونیم دست‌خط شما رو بخونیم

1189
01:01:37,402 --> 01:01:39,237
‫این یکـه یا هفتـه؟

1190
01:01:39,362 --> 01:01:40,822
‫اون... تف توش

1191
01:01:40,905 --> 01:01:42,281
‫حرف «جی»ـه

1192
01:02:05,471 --> 01:02:07,432
‫«اون... داره...

1193
01:02:08,015 --> 01:02:09,392
‫باهاش ور میره»

1194
01:02:10,810 --> 01:02:11,936
‫چی؟

1195
01:02:11,978 --> 01:02:13,646
‫داری با کد مورس انگشتت رو می‌زنی

1196
01:02:14,772 --> 01:02:16,149
‫جدی؟ واقعاً؟

1197
01:02:16,190 --> 01:02:18,109
‫متوجه نشدم. چقدر عجیبـه

1198
01:02:18,151 --> 01:02:19,777
‫«اون... داره...

1199
01:02:21,529 --> 01:02:22,822
‫باهاش ور میره»

1200
01:02:23,239 --> 01:02:24,741
‫پس کد مورس بلدی

1201
01:02:24,824 --> 01:02:26,325
‫نه، نه، مسلط نیستم

1202
01:02:26,367 --> 01:02:28,369
‫دوران مدرسه یاد گرفتم

1203
01:02:29,245 --> 01:02:30,913
‫پس تو کد مورس بلدی

1204
01:02:30,955 --> 01:02:32,957
‫من توی صومعه‌مون کتابدارم

1205
01:02:32,999 --> 01:02:35,376
‫مسئول مجموعه‌ی طومارها و
‫نسخه‌های خطی لاتینی کلاسیک

1206
01:02:35,376 --> 01:02:36,544
‫رمزگشایی هم انجام میدم

1207
01:02:36,711 --> 01:02:37,920
‫چه محشر!

1208
01:02:41,799 --> 01:02:43,050
‫- گالی
‫- وای!

1209
01:02:43,176 --> 01:02:44,427
‫یکی نوشیدنیش رو مسموم کرده

1210
01:02:44,427 --> 01:02:45,470
‫باید تستش می‌کردیم

1211
01:02:45,511 --> 01:02:46,971
‫چطوری اجازه میدی
‫توی کابین خلبان نوشیدنی بخوره؟

1212
01:02:46,971 --> 01:02:48,181
‫فقط نوشیدنی بود

1213
01:02:48,222 --> 01:02:49,849
‫عقب وایستید و خودتون رو محکم بگیرید

1214
01:02:57,732 --> 01:03:01,319
‫چرا توی آسمون یه جنگنده افتاده دنبالم؟

1215
01:03:01,319 --> 01:03:02,820
‫من که زندگیم رو وقف خدمت الهی کردم

1216
01:03:12,872 --> 01:03:15,374
‫گمونم اون آدمکُش رو هم شناختم

1217
01:03:15,416 --> 01:03:17,460
‫اون هم قبلاً واسم کار می‌کرد

1218
01:03:17,668 --> 01:03:20,671
‫اسمت رو از شناسنامه‌ام حذف می‌کنم

1219
01:03:20,755 --> 01:03:23,549
‫چه حرف زشتی به پدرت زدی

1220
01:03:24,008 --> 01:03:25,635
‫اونم حین دوره‌ی آزمایشی‌ات

1221
01:03:25,635 --> 01:03:27,386
‫یا خدا! برگشت!

1222
01:03:30,890 --> 01:03:34,644
‫دفعه‌ی بعدی که رگبار رو گرفت رومون،
‫یه نارنجک بنداز سمتش

1223
01:03:47,114 --> 01:03:50,076
‫« پیغام محرمانه »

1224
01:03:59,335 --> 01:04:00,628
‫پس نقش بازی می‌کردی

1225
01:04:03,381 --> 01:04:06,551
‫من هیچ خصومتی نسبت به پدرت
‫یا منافعش ندارم

1226
01:04:06,592 --> 01:04:08,261
‫با اینحال، پدرت گهگاهی

1227
01:04:08,302 --> 01:04:10,429
‫خصومت قاطعانه‌ای نسبت
‫به دولت ایالات متحده و

1228
01:04:10,471 --> 01:04:12,223
‫هم‌پیمانان و حتی دشمنانش نشون داده

1229
01:04:12,431 --> 01:04:14,016
‫وظیفه‌ی من مشاهده، گزارش و حفظ...

1230
01:04:14,016 --> 01:04:15,601
‫پس جاسوسی

1231
01:04:15,977 --> 01:04:18,271
‫خب، گمونم داستان جالبی باشه

1232
01:04:18,312 --> 01:04:21,691
‫بعد از جنگ، چهره‌ای که از خودم
‫در قالب پروفسور بیورن نشون دادم،

1233
01:04:21,732 --> 01:04:23,359
‫تقریباً شخصیت اصلیم بوده

1234
01:04:23,359 --> 01:04:25,528
‫تحصیلاتم رو در دانشگاه
‫پرینستون تموم کردم و

1235
01:04:25,570 --> 01:04:27,822
‫در راه‌اندازی یه ژورنال
‫علمیِ مهاجران مشارکت داشتم که

1236
01:04:27,864 --> 01:04:30,867
‫شعر، طراحی و نثر اکولوژیکی منتشر می‌کرد

1237
01:04:30,908 --> 01:04:32,702
‫در نهایت، دولت ما پیشنهاد داد که

1238
01:04:32,702 --> 01:04:35,079
‫برای ترویج منافع فرهنگی آمریکا

1239
01:04:35,121 --> 01:04:36,706
‫از مجله حمایت مالی کنه،

1240
01:04:36,747 --> 01:04:38,291
‫ولی در واقع، فقط می‌خواستن

1241
01:04:38,291 --> 01:04:40,167
‫هممون مأمور اطلاعاتی بشیم

1242
01:04:41,586 --> 01:04:43,629
‫امیدوارم حس نکنید بهتون خیانت شده

1243
01:04:43,921 --> 01:04:46,549
‫می‌تونم همین الان دوباره
‫بشم همون آدم همیشگی،

1244
01:04:46,591 --> 01:04:47,592
‫اگه بخواید

1245
01:04:47,633 --> 01:04:50,428
‫فرق خاصی با چهره‌ای که
‫ازم می‌شناختید نداره

1246
01:05:10,781 --> 01:05:12,074
‫متوجه منظورم می‌شید؟

1247
01:05:12,074 --> 01:05:13,910
‫رسماً همون آدم هستم

1248
01:05:15,870 --> 01:05:17,538
‫نه، فرق کردی

1249
01:05:24,754 --> 01:05:26,380
‫راستش من بوهمی نیستم

1250
01:05:26,422 --> 01:05:28,633
‫از نظر سیاسی، من
‫یه محافظه‌کار میانه‌رو هستم

1251
01:05:29,175 --> 01:05:30,426
‫درضمن، اهل اسلو نیستم

1252
01:05:30,468 --> 01:05:32,678
‫اهل ویلمینگتونِ ایالت دِلاورم

1253
01:05:32,720 --> 01:05:34,430
‫بعلاوه، بلدم چطور نوشیدنی بخورم

1254
01:05:34,472 --> 01:05:37,683
‫ولی وقتی وانمود می‌کنم خیلی خوردم ،
‫کمتر خجالت می‌کشم

1255
01:05:38,517 --> 01:05:40,269
‫اون کتاب رو هم من نوشتم

1256
01:05:40,436 --> 01:05:42,188
‫قرار بود توصیه کنم بخونیمش

1257
01:05:42,647 --> 01:05:43,940
‫اون سبیل الکیـه؟

1258
01:05:43,981 --> 01:05:47,234
‫آره، طبق سبیل واقعیم که
‫معمولاً میذارم ساخته شده

1259
01:05:47,276 --> 01:05:48,611
‫پس واقعاً حس می‌کنم بهم خیانت شده

1260
01:05:48,736 --> 01:05:49,946
‫من هم همینطور

1261
01:05:51,155 --> 01:05:52,198
‫روانی!

1262
01:06:00,247 --> 01:06:02,041
‫واقعاً از ته دل متأسفم

1263
01:06:02,249 --> 01:06:05,211
‫شما با حُسن نیت منو استخدام کردید که
‫در مورد حشرات بهتون آموزش بدم

1264
01:06:05,252 --> 01:06:07,922
‫این محل واسه ادامه‌ی درس‌هامون بی‌نظیره

1265
01:06:07,964 --> 01:06:10,675
‫تو عمرم این همه حشره یه جا ندیده بودم

1266
01:06:10,675 --> 01:06:12,760
‫مگر شاید اون زباله‌دونی نزدیک رُم،

1267
01:06:12,802 --> 01:06:14,887
‫که اونم به‌نوبه‌ی خودش نفس‌گیر بود!

1268
01:06:21,102 --> 01:06:22,937
‫چرا پرسیدی که آیا فرضاً می‌تونم

1269
01:06:22,979 --> 01:06:24,522
‫عاشق مردی مثل تو بشم یا نه؟

1270
01:06:24,563 --> 01:06:26,440
‫- آره
‫- اینم جزوی از مأموریتت بود؟

1271
01:06:26,440 --> 01:06:28,484
‫نه، جزو هیچیم نبود

1272
01:06:28,567 --> 01:06:30,736
‫شاید بشه گفت داشتم سعی می‌کردم

1273
01:06:30,778 --> 01:06:33,406
‫به تجارت خانوادگی‌تون نفوذ کنم،
‫ولی راستشو بخوای،

1274
01:06:33,447 --> 01:06:35,533
‫اون سؤال واقعاً برام جدی بود و هست

1275
01:06:35,700 --> 01:06:37,910
‫هم به عنوان پروفسور بیورن و
‫هم به عنوان مأمور کارلسن

1276
01:06:37,952 --> 01:06:39,286
‫از واحد مخفی شمال آمریکا...

1277
01:06:39,286 --> 01:06:40,287
‫کمکم نکنید!

1278
01:06:48,129 --> 01:06:49,296
‫کمکم نکنید

1279
01:06:52,675 --> 01:06:54,135
‫اینو بپیچ دور تنه‌ی درخت

1280
01:06:54,510 --> 01:06:56,470
‫شاید چند لحظه‎‌ای برم زیر سطح،
‫ولی نجاتش میدم

1281
01:06:56,512 --> 01:06:58,973
‫نخیر، نمیدی. ‫خودم خودمو نجات میدم

1282
01:07:12,236 --> 01:07:14,030
‫ما و این عطایای مقدس تو را که

1283
01:07:14,030 --> 01:07:15,948
‫- چه خبر است؟
‫- در شُرف دریافتشان هستیم،

1284
01:07:15,990 --> 01:07:17,491
‫به واسطه‌ی رحمت بیکرانت، برکت ده

1285
01:07:17,533 --> 01:07:19,452
‫- با خضوع خود را در پیشگاه تو...
‫- از خدا هراس نداری؟

1286
01:07:19,452 --> 01:07:21,203
‫فروتن می‌سازیم، به نام تو. آمین

1287
01:07:21,203 --> 01:07:23,247
‫- آمین
‫- آمین

1288
01:07:25,583 --> 01:07:28,169
‫شما مخالف برده‌داری هستید؟
‫توی کتاب مقدس؟

1289
01:07:29,503 --> 01:07:32,048
‫این کار لعن شده. سزایش جهنم است

1290
01:07:33,132 --> 01:07:35,593
‫گمونم برده‌ها یه حق‌الزحمه‌ی حقوق بخورنمیری
‫دریافت می‌کنن

1291
01:07:46,937 --> 01:07:51,400
‫ثمره‌های ذُریه‌ی آدم، پسر یگانه‌ی مرا
‫به صلیب کشیدند

1292
01:07:52,693 --> 01:07:54,278
‫می‌دونم، می‌دونم

1293
01:07:54,361 --> 01:07:55,571
‫مسیح

1294
01:08:00,785 --> 01:08:02,119
‫من هنوز نمُردم

1295
01:08:06,499 --> 01:08:09,043
‫چرا نذاشتی غرق بشم؟
‫بی‌فایده بود

1296
01:08:09,335 --> 01:08:11,003
‫مأموریت ما اکیداً متمرکز بر سنگ‌اندازی در

1297
01:08:11,003 --> 01:08:12,213
‫منافع تجاری شماست

1298
01:08:12,254 --> 01:08:14,757
‫ما هرگز به خشونت خارج از
‫چهارچوب قانونی متوسل نمی‌شیم

1299
01:08:14,799 --> 01:08:15,925
‫من احمق نیستم

1300
01:08:15,966 --> 01:08:18,094
‫- می‌دونم
‫- هدف‌تون چی بود؟

1301
01:08:18,302 --> 01:08:20,846
‫نابودی کامل تشکلاتت و
‫چپاول تمام دارایی‌هات

1302
01:08:20,930 --> 01:08:23,182
‫وحشتناک بود. هرگز فراموش نمی‌کنم

1303
01:08:23,557 --> 01:08:26,268
‫تا روزی که بمیرم سنگینیش روی دلم می‌مونه

1304
01:08:26,268 --> 01:08:27,520
‫واقعاً؟

1305
01:08:27,561 --> 01:08:30,231
‫نمی‌دونم باید ناراحت باشم ‫یا افتخار کنم

1306
01:08:30,439 --> 01:08:31,774
‫یا جفتش

1307
01:08:31,857 --> 01:08:33,609
‫که مثلاً شاید برات یه ارزشی دارم

1308
01:08:35,027 --> 01:08:36,445
‫اونا باهات چیکار کردن؟

1309
01:08:36,570 --> 01:08:37,947
‫خانوادمون رو میگم

1310
01:08:38,239 --> 01:08:40,616
‫ببخشید که ترسوندمت.
‫دیگه تکرار نمیشه.

1311
01:08:45,996 --> 01:08:47,790
‫چطوری از پس تست دروغ‌سنجم بر اومدی؟

1312
01:08:47,832 --> 01:08:50,000
‫بهمون آموزش دادن.
‫سخت نیست.

1313
01:08:50,042 --> 01:08:51,710
‫- کاراته بلدی؟
‫- البته

1314
01:08:51,752 --> 01:08:53,212
‫اگه بخواید بهتون یاد میدم

1315
01:08:53,546 --> 01:08:55,548
‫نه، دیگه دیره

1316
01:08:58,217 --> 01:09:00,469
‫نمی‌دونم چند بار دیگه
‫می‌تونم برم اون دنیا و برگردم

1317
01:09:10,396 --> 01:09:11,522
‫عالیـه

1318
01:09:11,522 --> 01:09:12,898
چه خوشگلـه

1319
01:09:13,190 --> 01:09:15,776
‫اسم کوچیکِ واقعی‌ات چیـه، مأمور کارلسن؟

1320
01:09:20,322 --> 01:09:22,032
‫خوشحال میشم همون بیورن صدام بزنید

1321
01:09:29,331 --> 01:09:32,334
‫تنها خاطرات خوش من از یه کودکی غم‌انگیز،

1322
01:09:32,376 --> 01:09:34,003
‫زیرزمین شکل گرفتن

1323
01:09:34,587 --> 01:09:37,464
‫هفته‌ای یک بار اجازه داشتم
‫با خدمتکارها غذا بخورم

1324
01:09:38,048 --> 01:09:39,592
‫وانمود می‌کردن خیلی دوستم دارن

1325
01:09:39,842 --> 01:09:41,719
‫مگه چاره‌ی دیگه‌ای هم داشتن؟

1326
01:09:42,261 --> 01:09:45,556
‫تا همین امروز، آشپزی و
‫ظرف شستنم حرف نداره

1327
01:09:46,891 --> 01:09:49,894
‫ساعت ۶:۱۵. خروس قوقولی‌قوقو می‌کنه

1328
01:09:50,227 --> 01:09:51,687
‫سینه‌سرخ برای جوجه‌هاش

1329
01:09:51,729 --> 01:09:53,397
‫توی لونه‌ی لب پنجره‌ی اتاقم کِرم‌ میاره

1330
01:09:53,647 --> 01:09:56,233
‫خواهر مری ساعت ۷
‫پمپ آب رو به کار می‌ندازه

1331
01:09:56,483 --> 01:09:58,736
‫ناقوس دعای صبحگاهی نواخته میشه

1332
01:09:58,903 --> 01:10:01,405
‫شکل و روال هر روز،
‫عین روزهای دیگه‌ست

1333
01:10:01,822 --> 01:10:03,324
‫دوست داریم همینطوری باشه

1334
01:10:03,574 --> 01:10:06,827
‫بچه که بودم، کَک‌ها رو توی کیسه‌های
‫پلاستیکی توی اتاقم نگه می‌داشتم و

1335
01:10:06,827 --> 01:10:09,330
‫شب‌ها، مشغول بررسی شکل‌شناسی و
میکروسکوپی‌شون می‌شدم

1336
01:10:09,330 --> 01:10:11,165
‫با خواهرِ مادرم زندگی می‌کردم

1337
01:10:11,207 --> 01:10:13,459
‫پدر و مادرم خارج از کشور
‫به تحقیقات‌شون ادامه می‌دادن

1338
01:10:13,709 --> 01:10:15,211
‫خاله بث خیلی مهربون بود

1339
01:10:15,252 --> 01:10:16,921
‫ولی هیچوقت موافق کارهام نبود

1340
01:10:17,129 --> 01:10:19,006
‫خونه به طور منظم سم‌پاشی میشد و

1341
01:10:19,006 --> 01:10:21,258
‫این باعث از بین رفتن
‫تعداد زیادی از نمونه‌ها میشد

1342
01:10:22,801 --> 01:10:26,472
‫بعدش، از سر حسادت و تنهایی،
‫بهشون نارو زدم

1343
01:10:26,889 --> 01:10:28,265
‫کارکنان آشپزخونه رو میگم

1344
01:10:28,349 --> 01:10:29,975
‫حقیقت رو به پدرم گفتم

1345
01:10:30,142 --> 01:10:31,435
‫اونا دزدی می‌کردن

1346
01:10:31,727 --> 01:10:33,395
‫فکر می‌کردم باهام جفت و جور میشه

1347
01:10:33,604 --> 01:10:34,897
‫به جاش، مثل سگ کتکم زد و

1348
01:10:34,939 --> 01:10:37,566
‫تا ۹۰ روز یه کلمه هم باهام حرف نزد

1349
01:10:39,443 --> 01:10:41,070
‫همشون رو از دم اخراج کرد

1350
01:10:42,404 --> 01:10:44,406
‫من برمی‌گردم پیش خواهرها

1351
01:10:45,157 --> 01:10:47,368
‫نه، نمیری. مگه می‌تونی؟
‫اینجا گیر افتادیم

1352
01:10:47,409 --> 01:10:49,745
‫- درضمن، تو تنها وارث منی
‫- به طور آزمایشی

1353
01:10:49,787 --> 01:10:51,455
‫تموم شد. قبول شدی

1354
01:10:51,497 --> 01:10:53,457
‫در نهایت، نمی‌بخشمت. با اینکه
‫گفتنش برام مایه‌ی شرمـه

1355
01:10:53,499 --> 01:10:55,751
‫بعلاوه، باید از عمو نوبارت هم انتقام بگیریم

1356
01:10:55,834 --> 01:10:57,336
‫یا اگه بخوای، بسپاریمش دست قانون

1357
01:10:57,378 --> 01:10:58,963
‫اینو می‌سپارم به تو و وجدانت

1358
01:10:59,004 --> 01:11:00,256
‫من وجدان ندارم

1359
01:11:00,297 --> 01:11:02,383
‫تازه، برده‌های بیچاره و قحطی چی؟

1360
01:11:02,383 --> 01:11:03,926
‫من برمی‌گردم پیش خواهرها

1361
01:11:04,093 --> 01:11:06,637
‫دعا کنم، درس بخونم و با پشتکار
‫تلاش کنم تا ضعف‌های شخصیتم رو

1362
01:11:06,679 --> 01:11:09,139
‫پشت سر بذارم. ضعف‌هایی که
‫احتمالاً ژنتیکی‌ان

1363
01:11:10,140 --> 01:11:12,351
‫به عبارت دیگه،
‫دوباره همه چی افتاد گردن من

1364
01:11:13,185 --> 01:11:15,479
‫بعد که نجات پیدا کردیم،
‫می‌تونی خونه رو بسوزونی

1365
01:11:22,611 --> 01:11:24,071
‫آخر پیداتون کردم

1366
01:11:24,405 --> 01:11:26,240
‫دوباره سلام، اینجا وسط جنگل

1367
01:11:26,282 --> 01:11:27,866
‫عجب حسن تصادفی که

1368
01:11:27,908 --> 01:11:29,660
‫اتفاقی به محل سقوط هواپیماتون برخوردیم

1369
01:11:29,702 --> 01:11:31,328
‫سلام، سلام، سلام

1370
01:11:35,332 --> 01:11:36,792
‫من تاجر نیستم

1371
01:11:37,042 --> 01:11:39,211
‫برعکس. یه انقلابی کمونیست‌ام،

1372
01:11:39,211 --> 01:11:41,922
‫تا دندون مسلح، مقیم
‫اردوگاهی مخفی وسط جنگل،

1373
01:11:41,964 --> 01:11:43,424
‫همراه گروهی از مبارزان آزادی

1374
01:11:43,424 --> 01:11:45,634
‫با اینحال، حتی بر من هم
‫پوشیده نیست که طرحت

1375
01:11:45,676 --> 01:11:47,928
‫حداقل در ظاهر با
‫اصول ابتدایی اقتصاد در تضاده

1376
01:11:47,928 --> 01:11:49,638
‫واسه همین تابحال کسی انجامش نداده

1377
01:11:49,680 --> 01:11:51,640
‫طرح من به هیچ صراطی مستقیم نیست

1378
01:11:57,479 --> 01:11:59,398
‫ارتباط تو با شرکت چیـه؟

1379
01:11:59,398 --> 01:12:02,192
‫من؟ مثلاً منشی اداریش هستم،

1380
01:12:02,234 --> 01:12:03,235
‫ولی واقعاً معلم خصوصی‌ام

1381
01:12:03,235 --> 01:12:04,445
‫ولی راستش من

1382
01:12:04,445 --> 01:12:06,322
‫جاسوس دولت ایالات متحده‌ام

1383
01:12:06,989 --> 01:12:08,032
‫واو

1384
01:12:09,033 --> 01:12:11,201
‫مذهب، آهِ موجود ستم‌دیده‌ست

1385
01:12:11,243 --> 01:12:12,828
‫اعتراض به رنج و عذابـه

1386
01:12:12,828 --> 01:12:15,122
‫موافقم. تو آتئیست نیستی؟

1387
01:12:15,122 --> 01:12:16,498
‫معلومـه که هستم

1388
01:12:16,623 --> 01:12:19,084
‫ولی بعضی از همکارانم، فقط اداش رو در میارن

1389
01:12:22,129 --> 01:12:23,589
‫من یه زمان ارتش خصوصی داشتم

1390
01:12:23,630 --> 01:12:24,923
‫اول و آخرش دردسر بود

1391
01:12:29,720 --> 01:12:31,680
‫یه ربع وقت داریم.
دفتردار من کجاست؟

1392
01:12:31,680 --> 01:12:33,349
‫اثر انگشت و امضاء می‌خوایم

1393
01:12:33,390 --> 01:12:34,475
‫شما همگی شاهدان رسمی هستید

1394
01:12:34,475 --> 01:12:35,934
‫- مادر روحانی
‫- حتی این تروریست‌ها

1395
01:12:35,934 --> 01:12:37,478
‫در صلح و صفا باشی، فرزندم

1396
01:12:37,519 --> 01:12:39,021
‫یه جنگنده توی جنگل هواپیمامون رو زد

1397
01:12:39,021 --> 01:12:40,898
‫به لطف خدا، زنده موندیم

1398
01:12:41,190 --> 01:12:42,358
‫نامه‌ام به دستتون رسید؟

1399
01:12:42,399 --> 01:12:44,151
‫بله. بهت جواب دادم

1400
01:12:44,360 --> 01:12:46,153
‫من واسه سوگند یاد کردن آماده‌ام

1401
01:12:46,362 --> 01:12:48,280
‫اول اون نامه رو بخون

1402
01:12:48,906 --> 01:12:51,325
‫یه سند ازدواج و
‫قرارداد پیش از ازدواج به دستمون رسید

1403
01:12:51,617 --> 01:12:53,702
‫در جریان خواستگاری هستید دیگه؟

1404
01:12:54,453 --> 01:12:56,288
‫مطمئن نبودم جواب مثبت بده

1405
01:12:56,372 --> 01:12:58,916
‫اون تسبیح باکلاست رو که دیگه نگم

1406
01:12:59,249 --> 01:13:01,543
‫و این خنجر حیرت‌انگیز

1407
01:13:01,585 --> 01:13:03,212
‫هدیه‌ای از یه شاهزاده‌ست

1408
01:13:03,253 --> 01:13:05,464
‫مادر روحانی، زمانی سرزنشم می‌کنید که

1409
01:13:05,464 --> 01:13:08,217
‫بیش از هر چیزی،
‫به اعتماد و راهنمایی‌تون نیاز دارم

1410
01:13:12,388 --> 01:13:14,598
‫زینت‌های دنیوی، گاهی
‫در خدمت آدم‌های نیک‌ هستن،

1411
01:13:14,598 --> 01:13:16,100
‫برای اهداف نیک

1412
01:13:16,683 --> 01:13:18,685
‫سرنوشت‌ هممون این نیست که

1413
01:13:18,727 --> 01:13:20,312
‫از لذت‌های دنیوی چشم بپوشیم

1414
01:13:20,354 --> 01:13:22,856
‫بعضیا زیر سایه‌ی آرامش و
‫سادگی شکوفا میشن

1415
01:13:22,981 --> 01:13:26,610
‫بعضی‌ها هم زیبایی رو در رنگ،
‫شکوه و شادمانی می‌بینن

1416
01:13:27,111 --> 01:13:29,738
‫من سرزنشت نمی‌کنم، فرزندم

1417
01:13:29,863 --> 01:13:31,990
‫تو دختر ثروتمندی هستی، همیشه بودی

1418
01:13:32,491 --> 01:13:34,076
‫صد البته که قدردان

1419
01:13:34,118 --> 01:13:36,537
‫حمایت مستمر شما از صومعه خواهیم بود

1420
01:13:36,912 --> 01:13:38,997
‫فقط دیگه راهبه نیستی

1421
01:13:39,289 --> 01:13:41,708
‫خدا بیشتر به پولم علاقه‌منده یا روحم؟

1422
01:13:42,459 --> 01:13:44,086
‫من نمی‌تونم از زبونش حرف بزنم

1423
01:13:45,170 --> 01:13:46,839
‫شاید بتونم در این زمینه کمک کنم،

1424
01:13:46,839 --> 01:13:49,883
‫هم به عنوان یه پدر،
‫هم به عنوان یه میانجی‌ باتجربه

1425
01:13:49,967 --> 01:13:51,468
‫غلط نکنم پرتش کردی بیرون

1426
01:13:51,552 --> 01:13:55,431
‫دارم لیزل رو ترغیب می‌کنم
‫برگرده پیش خانوادش و اجتماع بزرگتر

1427
01:13:55,472 --> 01:13:57,141
‫مادر روحانی هنوز می‌خواد ما

1428
01:13:57,182 --> 01:13:59,560
‫هزینه ساخت تالار
‫غذاخوری جدید رو تقبل کنیم

1429
01:13:59,560 --> 01:14:01,603
‫- در کمال قدردانی
‫- البته

1430
01:14:05,357 --> 01:14:07,568
‫راستی، شما اجازه دارید

1431
01:14:07,609 --> 01:14:10,654
‫کسی رو غسل تعمید بدید
‫اگه بخواد کاتولیک بشه؟ مثلاً من؟

1432
01:14:10,946 --> 01:14:12,573
‫تو که آتئیستی

1433
01:14:12,614 --> 01:14:14,491
‫حس می‌کنم دچار
‫یجور بیداری مذهبی شدم،

1434
01:14:14,533 --> 01:14:16,076
‫اگه بشه این رو بهش اطلاق کرد

1435
01:14:16,410 --> 01:14:19,037
‫بگید ببینم این بیداری چطوری رخ داد

1436
01:14:19,371 --> 01:14:21,540
‫خب، گمونم

1437
01:14:21,540 --> 01:14:23,625
‫تا حدی به خاطر تجربه‌های نزدیک به مرگمـه

1438
01:14:23,625 --> 01:14:26,044
‫یه سری تصاویر اومد جلوی چشمم

1439
01:14:26,253 --> 01:14:27,337
‫جزئیاتش رو بیخیال

1440
01:14:27,337 --> 01:14:29,923
‫تا حدی هم به نفع مالی مربوط میشه

1441
01:14:29,965 --> 01:14:33,510
‫و خب عمدتاً، شاید
‫بتونم بگم حدود ۷۵ درصد

1442
01:14:33,677 --> 01:14:36,054
‫این بیداری به خاطر تأثیر دخترم بوده

1443
01:14:36,054 --> 01:14:38,182
‫تأثیری که واقعاً عمیق بوده

1444
01:14:38,265 --> 01:14:40,642
‫ضمناً به نظرم به خاطر سن و سالم

1445
01:14:41,268 --> 01:14:43,145
‫بهتره بالاخره طرف دخترم رو بگیرم

1446
01:14:49,693 --> 01:14:52,070
‫هدف، رهایی از گناهـه و پاک شدن

1447
01:14:52,112 --> 01:14:54,156
‫اگه دروغ بگی، این کار جواب نمیده

1448
01:14:54,698 --> 01:14:55,741
‫دروغ نمیگم

1449
01:14:56,241 --> 01:14:58,285
‫من توانایی و آمادگیش رو دارم که واقعاً

1450
01:14:58,327 --> 01:15:00,746
‫به چیزی بر خلاف
‫باورهای شخصیم ایمان بیارم

1451
01:15:01,163 --> 01:15:02,247
‫می‌تونم این کار رو بکنم

1452
01:15:02,289 --> 01:15:03,790
‫تحت شرایط خاصی

1453
01:15:08,253 --> 01:15:09,922
‫رمزش یادتـه؟

1454
01:15:23,018 --> 01:15:24,436
‫یه جعبه‌ی کفش دیگه

1455
01:15:24,561 --> 01:15:26,063
‫این یکی قدیمی‌تره

1456
01:15:29,066 --> 01:15:31,068
‫- داخلش چی هست؟
‫- نمی‌دونم

1457
01:15:31,235 --> 01:15:33,695
‫قاعدتاً، یه یادگار مقدس
‫از تاریخ خاندان‌مونـه

1458
01:15:33,737 --> 01:15:36,573
‫که حدود ده سال پیش توسط
‫دفتر‌دار پدرم مهر و موم شده

1459
01:15:36,865 --> 01:15:41,370
‫توی وصیت‌نامه‌ام به تو بخشیده بودمش،
‫ولی حالا که اینجاییم، برش دار

1460
01:15:43,747 --> 01:15:45,249
‫بعداً بازش می‌کنم

1461
01:15:47,834 --> 01:15:50,128
« برنامه‌ی جبران کمبود »
« کنسرسیوم ساکرامنتو ۱۰ درصد »
‫« پادشاه فنیقی ۵ درصد مازاد »

1462
01:15:50,170 --> 01:15:52,673
« باب مارسی ۱۵ درصد »
« شبکه‌ی زیرزمینی نیوآرک ۲۰ درصد »

1463
01:15:52,673 --> 01:15:55,342
« دخترعمو هیلدا ۰ درصد »
« عمو نوبار، هدف برای ۵۰ درصد »

1464
01:15:55,384 --> 01:15:58,554
‫« کاخ سلطنتی باشکوه کویری کالوسته کوردا »

1465
01:15:58,595 --> 01:16:00,764
‫پدرِ پدربزرگم این هتل رو ساخت

1466
01:16:00,806 --> 01:16:03,141
‫لیزل می‌تونست مالک نسل پنجم بشه

1467
01:16:03,183 --> 01:16:05,936
‫اگه پدرم هتل رو به یه شرکت
‫آمریکایی نمی‌فروخت

1468
01:16:05,978 --> 01:16:07,187
‫که صد البته، اونا گند زدن توش

1469
01:16:07,187 --> 01:16:08,855
‫« ساعت ۱۰ صبح: مراسم امضای سند رسمی
‫برای انجمن نیکوکاران زیرساختی »

1470
01:16:08,855 --> 01:16:09,856
‫« واقع در سالن بزرگ شماره‌ی چهار »

1471
01:16:12,943 --> 01:16:14,945
‫محل برگزاری در مرزی پرمخاطره

1472
01:16:14,945 --> 01:16:16,613
‫میانِ سه قلمرو واقع شده، که دو تای اونا

1473
01:16:16,613 --> 01:16:20,033
‫همچنان بعد از کودتای نظامی
‫تحت حکومت نظامی هستن

1474
01:16:20,200 --> 01:16:21,785
‫در ازای اینکه اجازه بدم

1475
01:16:21,827 --> 01:16:24,162
‫نقاشیِ داخل اون لوله‌ رو بدزدی،

1476
01:16:24,162 --> 01:16:26,456
‫تو و تروریست‌هات مسئول تأمین امنیت

1477
01:16:26,456 --> 01:16:28,917
‫کل گروه ما در طول رویداد میشی

1478
01:16:28,959 --> 01:16:30,335
‫اونا نقاشی رو دزدیدن

1479
01:16:30,377 --> 01:16:31,420
‫شما برگزارش می‌کنید

1480
01:16:31,461 --> 01:16:33,297
‫به لحاظ تجاری زمان‌بندیش خوبـه

1481
01:16:33,297 --> 01:16:34,464
‫سالن شماره پنج

1482
01:16:34,506 --> 01:16:37,092
‫طبق قوانین این قلمرو
‫رسماً مجاز اعلام شده...

1483
01:16:37,092 --> 01:16:39,553
‫حتی از یه طلاق آنی هم
‫ممکنـه چیزی به آدم بماسه

1484
01:16:41,888 --> 01:16:43,098
‫- باهاش تماس گرفتی؟
‫- بله

1485
01:16:43,098 --> 01:16:45,726
‫والا حضرت قبول نمی‌کنن به هیچ مقدار
‫کسری رو تقبل کنن

1486
01:16:45,726 --> 01:16:47,185
‫فلیکس رو می‌شناسم. مرغش یه پا داره

1487
01:16:47,227 --> 01:16:48,729
‫باید پیشنهادمون رو چرب و نرم‌تر کنیم

1488
01:16:51,356 --> 01:16:53,483
‫بهش بگید ۹ نفر دیگه هم میذارم روش

1489
01:16:54,234 --> 01:16:55,694
‫هنوزم جاسوس دشمنی؟

1490
01:16:55,694 --> 01:16:56,778
‫الان نه

1491
01:16:56,778 --> 01:16:59,031
‫حس کردم مأمور دوجانبه باشم
‫بیشتر به درد می‌خورم

1492
01:16:59,031 --> 01:17:00,574
‫پول اضافه ندارم بهت بدم

1493
01:17:00,699 --> 01:17:03,827
‫نه، طبعاً جزو دستمزد اولیه‌ام حساب میشه

1494
01:17:04,244 --> 01:17:06,955
‫افسر مافوق عملیاتی‌ام،
‫با اسم رمز «اکسکالیبور» شناخته میشه

1495
01:17:06,997 --> 01:17:08,707
‫- مأمور کارلسن
‫- اکسکالیبور

1496
01:17:08,790 --> 01:17:10,792
‫من از ریز و درشتِ پیچ‎های پرسی،

1497
01:17:10,792 --> 01:17:12,878
‫پیچ‌ها، میخ‌ها و شن‌ریزه‌ها باخبرم

1498
01:17:12,919 --> 01:17:15,339
‫این دفتر نمی‌تونه وجود چنین
‫اطلاعاتی رو تأیید یا تکذیب کنه

1499
01:17:15,339 --> 01:17:17,299
‫و نه در صورت موجود بودن،
‫اونو به رسمیت نمی‌شناسه

1500
01:17:17,341 --> 01:17:18,842
‫رسماً سنگ‌اندازیـه!

1501
01:17:18,967 --> 01:17:23,013
‫به شرفم قسم، نمی‌ذارم پیروز بشید

1502
01:17:24,598 --> 01:17:25,641
‫خندیدیم

1503
01:17:25,682 --> 01:17:27,809
‫راستی، هماهنگ کردم که رو در رو

1504
01:17:27,809 --> 01:17:28,810
‫عمو نوبارت رو متهم کنی

1505
01:17:28,852 --> 01:17:29,978
‫- واقعاً؟
‫- معلومـه

1506
01:17:30,020 --> 01:17:32,105
‫ضروریـه که با این پلیدی بزرگ روبرو بشیم

1507
01:17:32,189 --> 01:17:33,649
‫- درضـ... آمین
‫- آمین

1508
01:17:33,690 --> 01:17:35,150
‫درضمن، الان حتی از قبل هم

1509
01:17:35,192 --> 01:17:37,653
‫ضروری‌تره که جایگاه سرمایه‌گذاری
‫مالیش رو حفظ کنیم

1510
01:17:38,111 --> 01:17:39,196
‫همونطور که می‌دونید،

1511
01:17:39,196 --> 01:17:40,947
‫من هرگز احتمال شکست رو نه می‌پذیرم

1512
01:17:40,989 --> 01:17:43,158
‫و نه حتی واژه‌شو به کار می‌برم

1513
01:17:43,158 --> 01:17:44,618
‫شاید این نقطه‌ضعف محسوب بشه

1514
01:17:44,618 --> 01:17:47,120
‫درستـه مقداری از بودجه گم شده،
‫ولی بودجه‌ی در نظر گرفته شده

1515
01:17:47,162 --> 01:17:49,122
‫خیلی بیشتر از حد نیاز بوده...

1516
01:17:52,209 --> 01:17:54,127
‫فقط یه لرزش بود.
‫فقط یه لرزش بود.

1517
01:17:55,921 --> 01:17:57,589
‫خودم که خیالم تختِ تختـه

1518
01:18:03,261 --> 01:18:04,930
‫جناب نوبار رسیدن

1519
01:18:08,517 --> 01:18:11,228
‫از من نشنیدید، ولی شاید
کمبود بودجه بی‌انتها باشه
(جعبه‌ی کفش چهار)

1520
01:18:11,228 --> 01:18:12,938
‫در حد پرتگاه
(عمو نوبار و یادگار کوردا)

1521
01:18:13,605 --> 01:18:15,941
‫در واقع، حالا مشخص شده که
‫ماجرا ابعاد بیشتری داره

1522
01:18:15,941 --> 01:18:18,819
‫بُعدی فراتر از اونچه قبلاً تصور می‌کردم

1523
01:18:19,277 --> 01:18:20,904
‫شکاف و کمبود احساسی

1524
01:18:21,446 --> 01:18:22,656
‫اگه دستِ بر قضا...

1525
01:18:24,157 --> 01:18:25,701
‫تو قبلاً برام کار می‌کردی

1526
01:18:25,951 --> 01:18:27,035
‫- کی؟ اون؟
‫- کی؟

1527
01:18:27,035 --> 01:18:28,870
‫ببخشید. من؟ نه

1528
01:18:28,912 --> 01:18:30,455
‫تغییر چهره و هویت داده بودم

1529
01:18:30,539 --> 01:18:31,707
‫دکتر لانزمن

1530
01:18:31,707 --> 01:18:33,458
‫این آدمکُش رو می‌شناسم

1531
01:18:36,169 --> 01:18:37,629
‫کی استخدامت کرده که منو بکُشی؟

1532
01:18:40,132 --> 01:18:41,299
‫نه

1533
01:18:43,135 --> 01:18:44,636
‫قرص خودکشی

1534
01:19:00,610 --> 01:19:03,238
‫« سوئیت لوکس اختصاصی ۲۱۰-۱۲ »

1535
01:19:05,157 --> 01:19:08,660
‫اگه معلوم بشه تو دختر من نیستی،
‫میشه به فرزندی قبولت کنم؟

1536
01:19:09,327 --> 01:19:10,871
‫با اجازه‌ی خودت

1537
01:19:12,372 --> 01:19:13,707
‫آره

1538
01:19:15,208 --> 01:19:18,920
‫در اون صورت، هر اتفاقی که بیفته،
‫چیزی‌مون نمیشه

1539
01:19:24,092 --> 01:19:27,095
« پرونده‌ی قتل مگدالنس کوردا »
« حل نشده »

1540
01:19:36,521 --> 01:19:38,440
‫میشه دوباره دلیل اومدن‌تون رو بگید؟

1541
01:19:38,690 --> 01:19:40,984
‫دقیقاً طبق توافقی که کردیم، نوبار عزیزم

1542
01:19:41,151 --> 01:19:43,278
‫اعتبارسنجی سهام اختصاصی‌ات

1543
01:19:43,320 --> 01:19:46,156
‫بعد از پیش‌پرداخت ۵۵٪ بابت کسری موقتی

1544
01:19:46,323 --> 01:19:47,491
‫این یه جلسه‌ی نمادینـه

1545
01:19:47,532 --> 01:19:48,867
‫تشریفاتیـه

1546
01:19:50,202 --> 01:19:53,121
‫طبعاً همونطور که می‌دونی،
‫لیزل اهداف دیگه‌ای هم داره

1547
01:19:53,163 --> 01:19:55,832
‫پدرم قول داده بود که شرایطی فراهم کنه
‫تا بتونم رو در رو متهمت کنم

1548
01:19:55,832 --> 01:19:57,125
‫واسه همین اومدم

1549
01:19:58,585 --> 01:20:00,212
‫چرا من باید می‌کُشتمش؟

1550
01:20:00,587 --> 01:20:02,130
‫زنِ من که نبود

1551
01:20:03,590 --> 01:20:04,966
‫تعارف نکن، یه نارنجک بردار

1552
01:20:05,008 --> 01:20:06,968
‫سپاس فراوان. خودم دارم

1553
01:20:13,767 --> 01:20:15,727
‫گروه خونی‌ات چیـه، لیزل؟

1554
01:20:16,853 --> 01:20:17,896
‫نمی‌دونم

1555
01:20:17,938 --> 01:20:20,232
‫تا جایی که می‌دونم
‫هیچوقت آزمایش خون ندادم

1556
01:20:20,649 --> 01:20:22,150
‫چشمات به من رفته

1557
01:20:22,484 --> 01:20:23,985
‫بقیه تابحال اینو بهت نگفتن؟

1558
01:20:24,277 --> 01:20:26,905
تابحال از کسی نشنیده
به کسی رفته باشه

1559
01:20:29,115 --> 01:20:30,534
‫من بیرون منتظر می‌مونم

1560
01:20:33,537 --> 01:20:35,163
‫اون دختر تو نیست

1561
01:20:37,040 --> 01:20:38,416
‫برام مهم نیست

1562
01:20:44,172 --> 01:20:47,467
‫یه چیزی که هیچوقت
‫متوجهش نمیشی چون نمی‌تونی

1563
01:20:47,968 --> 01:20:49,261
‫حقیقتـه

1564
01:20:49,636 --> 01:20:51,346
‫هر چند به نظر من، احتمالاً

1565
01:20:51,346 --> 01:20:52,806
‫منشی اداری‌ات در اون زمان بوده

1566
01:20:52,848 --> 01:20:54,099
‫پدرش اونـه

1567
01:20:54,099 --> 01:20:55,684
‫راستش اطمینان دارم

1568
01:20:55,767 --> 01:20:57,310
‫واقعاً متعجبم که هنوز نفهمیدی

1569
01:20:57,310 --> 01:21:00,480
‫و اگه من اونو کُشته باشم،
‫محاله زیر بار برم

1570
01:21:00,522 --> 01:21:02,566
‫من اون دروغ رو از خودم بافتم

1571
01:21:02,566 --> 01:21:04,025
‫- تا گولت بزنم
‫- البته

1572
01:21:04,025 --> 01:21:05,402
‫ولی حقیقت داشت

1573
01:21:05,443 --> 01:21:07,612
‫گروه خونی اثباتش می‌کنه، احتمالاً

1574
01:21:07,654 --> 01:21:09,155
‫تو نمونه‌ی خون منو داری؟

1575
01:21:09,197 --> 01:21:12,033
‫- و مال لیزل رو؟
‫- من نمونه خون همه رو دارم

1576
01:21:12,033 --> 01:21:13,743
‫- نه، نداری
‫- چرا، دارم

1577
01:21:13,743 --> 01:21:15,495
‫- نه، نداری
‫- البته که دارم

1578
01:21:16,288 --> 01:21:17,706
‫نه، نداری

1579
01:21:17,747 --> 01:21:19,374
‫میگن تو همه‌ی زن‌هات رو به قتل رسوندی

1580
01:21:19,791 --> 01:21:21,084
‫وایسا

1581
01:21:22,085 --> 01:21:25,088
‫اینو به خودم وصل می‎‌کنم که
‫ببینید دروغ نمیگم

1582
01:21:25,714 --> 01:21:30,760
‫من اون همسرم، یعنی مادرت و
‫هیچ همسر دیگه‌ای رو نکُشتم

1583
01:21:30,802 --> 01:21:33,471
‫حتی در این حد میگم که
‫این کار ازم بر نمیاد،

1584
01:21:33,471 --> 01:21:35,891
‫حالا هر چی که «اونا» پشت سرم میگن،

1585
01:21:35,891 --> 01:21:37,434
‫هر کسی که هستن

1586
01:21:37,893 --> 01:21:40,812
‫به من هم یاد ندادن
‫دروغ‌سنج رو دور بزنم

1587
01:21:47,569 --> 01:21:48,904
‫اون از کجا اومده بود؟

1588
01:21:51,406 --> 01:21:52,741
‫یادم نیست

1589
01:21:54,784 --> 01:21:56,453
‫جعبه‌ی کفش رو باز می‌کنم

1590
01:22:08,298 --> 01:22:10,634
‫پدرم. موقع تولدش

1591
01:22:12,260 --> 01:22:14,721
‫عموم. نمرات عالی

1592
01:22:16,640 --> 01:22:19,225
‫مادرم. روز عروسیش

1593
01:22:21,436 --> 01:22:23,897
‫یه جعبه حاوی شش آمپول گاز سمی

1594
01:22:23,897 --> 01:22:27,025
‫یه تمبر کمیاب، یه سکه‌ی طلا و
‫یه کلید اسکلتی

1595
01:22:27,442 --> 01:22:28,985
‫نامه‌های محرمانه

1596
01:22:31,237 --> 01:22:32,530
‫پدربزرگم

1597
01:22:33,990 --> 01:22:35,992
‫یه مقداریش البته. فقط خاکستره

1598
01:22:37,953 --> 01:22:39,162
‫من یکی برمی‌دارم

1599
01:22:41,539 --> 01:22:43,708
‫پروژه‌ی خیلی بلندپروازانه‌ایـه

1600
01:22:43,708 --> 01:22:46,670
‫ولی کلاً وسط یه منطقه‌ست که دائماً جنگـه

1601
01:22:47,337 --> 01:22:49,422
‫برای ۱۵۰ سال آینده، ترجیح میدم

1602
01:22:49,422 --> 01:22:51,383
‫تفنگ و بمب و مهمات بفروشم

1603
01:22:51,675 --> 01:22:53,468
‫ناسلامتی تجارت خانوادگی‌مون همینـه

1604
01:22:53,468 --> 01:22:55,136
‫جواب منفی من، قطعیـه

1605
01:22:56,096 --> 01:22:59,474
‫عجب! پس کل سرمایه‌ات رو خارج می‌کنی و

1606
01:22:59,516 --> 01:23:01,643
‫می‌زنی زیر قولی که بهم دادی

1607
01:23:01,726 --> 01:23:05,021
‫یهویی و همزمان به همه از پشت خنجر می‎زنی

1608
01:23:05,021 --> 01:23:06,106
‫آره

1609
01:23:06,147 --> 01:23:08,483
‫خب پس چرا اومدی اینجا؟

1610
01:23:13,196 --> 01:23:14,781
‫نتونستم جلوی خودمو بگیرم

1611
01:23:22,414 --> 01:23:23,707
‫کار خودمـه

1612
01:23:24,040 --> 01:23:25,917
‫خودم کمبود بودجه رو جبران می‌کنم

1613
01:23:25,959 --> 01:23:27,961
‫دار و ندارمون رو میذارم وسط،
تمام ثروت‌مون

1614
01:23:27,961 --> 01:23:29,295
بعلاوه‌ی یکم بیشتر

1615
01:23:29,796 --> 01:23:31,506
‫من شریکِ پشت‌پرده‌ میشم،

1616
01:23:31,548 --> 01:23:33,425
‫دار و ندارم رو از دست میدم

1617
01:23:33,466 --> 01:23:35,719
‫بدون سر سوزنی امید به سوددهی آینده،

1618
01:23:35,760 --> 01:23:38,680
‫با اینحال، هنوزم باید جُور
‫تموم بدهی‌ها و ضررها رو بکشم

1619
01:23:38,680 --> 01:23:40,682
‫سگ خورد. خودم انجامش میدم

1620
01:23:40,807 --> 01:23:42,308
سگ خورد. خودم انجامش میدم

1621
01:23:43,018 --> 01:23:44,519
‫به برده‌ها حقوق داده میشه

1622
01:23:44,728 --> 01:23:46,312
‫به برده‌ها حقوق داده میشه

1623
01:23:46,354 --> 01:23:47,897
‫قحطی تموم میشه

1624
01:23:47,897 --> 01:23:49,607
‫قحطی تموم میشه

1625
01:23:49,649 --> 01:23:51,192
حساب اون مأمورهای دولت رو می‌رسیم

1626
01:23:51,192 --> 01:23:52,986
حساب اون مأمورهای دولت رو می‌رسیم

1627
01:23:53,069 --> 01:23:55,280
‫و مهم‌ترین پروژه‌ی عمرم

1628
01:23:55,280 --> 01:23:56,948
‫به ثمر می‌رسه…

1629
01:23:58,533 --> 01:23:59,909
‫ولی بدون ما

1630
01:24:02,746 --> 01:24:04,414
‫من ارث و ثروت نمی‌خوام

1631
01:24:07,250 --> 01:24:09,252
« طرح زیرساخت‌های زمینی و دریایی فنیقیِ کوردا »

1632
01:24:55,632 --> 01:24:59,552
‫« کوردا »
‫« طرح مفهومی از چندین پروژه »

1633
01:25:00,762 --> 01:25:02,931
‫هم‌اکنون، در این لحظه،

1634
01:25:02,972 --> 01:25:04,682
‫نخستین نمایش نمادین از

1635
01:25:04,724 --> 01:25:07,102
‫برداشتِ پُربار صحرایمان را تقدیم می‌کنم

1636
01:25:07,185 --> 01:25:09,395
‫حاصلی که زاده‌ی اعماق خاکِ غنی

1637
01:25:09,562 --> 01:25:10,897
‫عنصری...

1638
01:25:11,689 --> 01:25:13,817
‫جناب نوبار می‌خوان
‫دوباره باهاتون صحبت کنن

1639
01:25:13,983 --> 01:25:15,235
‫لعنتی

1640
01:25:16,361 --> 01:25:17,904
‫الان برمی‌گردم

1641
01:25:28,414 --> 01:25:30,708
‫بله، نوبار عزیزم؟
‫چه کمکی ازم ساخته‌ست؟

1642
01:25:30,750 --> 01:25:33,002
‫نظرم عوض شد.
‫خودم انجامش میدم.

1643
01:25:33,002 --> 01:25:34,921
‫محشره. می‌دونستم

1644
01:25:35,004 --> 01:25:37,590
‫نه، قرارداد تجاری رو نمیگم.
‫جواب منفی‌ام نهاییـه.

1645
01:25:37,841 --> 01:25:39,509
‫منظورم کُشتن تو بود

1646
01:26:00,113 --> 01:26:01,281
‫پس تو بودی

1647
01:26:01,322 --> 01:26:02,949
‫دشمنی که تمام مدت سعی داشت منو بکُشه

1648
01:26:02,991 --> 01:26:04,159
‫آره

1649
01:26:04,701 --> 01:26:05,910
‫پسرِ پدرم

1650
01:26:05,952 --> 01:26:07,412
‫- برادر ناتنی‌ام
‫- آره

1651
01:26:16,171 --> 01:26:17,881
‫- من نمونه خون همه رو دارم
‫- نه، نداری

1652
01:26:17,881 --> 01:26:18,882
‫- چرا، دارم
‫- نه، نداری

1653
01:26:18,923 --> 01:26:19,966
‫چرا، دارم

1654
01:26:32,645 --> 01:26:33,980
‫من بمیر نیستم

1655
01:26:34,272 --> 01:26:35,815
‫جون به عزرائیل نمیدم

1656
01:26:38,359 --> 01:26:39,903
‫« رختکن »

1657
01:26:46,743 --> 01:26:48,203
‫تو که از من هم بدتری

1658
01:26:48,203 --> 01:26:49,704
حیفِ اسم آدمیزاد

1659
01:26:49,704 --> 01:26:51,372
بلای آسمونی هستی

1660
01:27:09,599 --> 01:27:12,352
‫نمیشه بس کنی؟
‫نمیشه دست از سرم برداری؟

1661
01:27:13,228 --> 01:27:16,564
‫چه اصراریـه که همیشه‌ی خدا
‫به فکر کُشتن من باشی؟

1662
01:27:19,192 --> 01:27:20,860
‫خودت جوابش رو می‌دونی

1663
01:27:20,902 --> 01:27:22,237
‫لازم نیست بگم

1664
01:27:24,948 --> 01:27:26,991
‫«کی حریف اون یکی یا گمونم کدوم یکی میشه»

1665
01:27:29,410 --> 01:27:30,536
‫آره

1666
01:28:48,823 --> 01:28:50,033
‫بیا با حرف زدن حلش کنیم

1667
01:30:24,585 --> 01:30:26,587
‫وقتی دعا می‌کنم، هیچکس جواب نمیده

1668
01:30:26,587 --> 01:30:28,423
‫وانمود می‌کنم خدا جواب میده

1669
01:30:28,631 --> 01:30:31,717
بعدش کاری که احتمال میدم
خواسته باشه رو انجام میدم

1670
01:30:33,428 --> 01:30:34,971
‫معمولاً واضحـه

1671
01:30:39,892 --> 01:30:41,185
‫آمین

1672
01:30:41,936 --> 01:30:44,689
‫« جعبه‌ی کفش پنج »
‫« چه‌ژاژا »

1673
01:30:44,730 --> 01:30:47,608
‫« بخش پایانی »

1674
01:30:48,943 --> 01:30:50,528
‫در سایه‌ی صلح باشی، مادر روحانی

1675
01:30:50,570 --> 01:30:51,863
‫«بخش اول

1676
01:30:51,988 --> 01:30:53,156
‫سردریک هیچی نمی‌دونست از...»

1677
01:30:53,156 --> 01:30:55,032
‫اقامتگاه جدیدمون گرچه ساده، تنگ،

1678
01:30:55,074 --> 01:30:57,076
‫بی‌زرق‌وبرق و کهنه‌ست،
‫ولی با اینحال

1679
01:30:57,118 --> 01:30:58,411
‫دلنشین و چندمنظوره‌ست

1680
01:30:58,453 --> 01:31:00,788
‫«ولی بعدش وقتی بچه بود، پدرش مُرد...»

1681
01:31:00,830 --> 01:31:02,206
‫خوشحالم که پسرها

1682
01:31:02,206 --> 01:31:04,083
‫بالاخره کم‌کم شکوفا شدن

1683
01:31:04,250 --> 01:31:05,543
‫اینجا واقعاً هدف دارم

1684
01:31:05,585 --> 01:31:06,836
‫«بعد از مرگ پدرش،

1685
01:31:06,878 --> 01:31:08,337
‫سدریک فهمید صلاح بر اینـه که...»

1686
01:31:08,337 --> 01:31:10,465
‫مأمور کارلسن که
‫جاسوس دوجانبه بود، استعفاء داد و

1687
01:31:10,506 --> 01:31:13,009
‫توی مدرسه‌ی ابتدایی محلی‌مون مشغول شد

1688
01:31:13,009 --> 01:31:15,094
‫شکارچی‌ها، درست مثل دوست‌مون،
‫سوسک پلِبیجوس که

1689
01:31:15,094 --> 01:31:16,971
‫پوسته‌ای شبیه همین داره،

1690
01:31:17,013 --> 01:31:18,848
‫اصلاً از شکارچی‌ها نمی‌ترسه

1691
01:31:20,057 --> 01:31:21,517
‫نامادریم، ازدواج کوتاهش

1692
01:31:21,517 --> 01:31:22,894
‫با پدرم رو باطل کرد

1693
01:31:22,935 --> 01:31:27,648
‫و یک و دو و سه و چهار

1694
01:31:28,316 --> 01:31:30,943
‫انرژی‌های کارآفرینانه‌ی پدرم،

1695
01:31:30,943 --> 01:31:33,488
‫همچنان به طرزی نیرومند،
‫از ریاضتِ فقر ما نیرو می‌گیرن

1696
01:31:33,488 --> 01:31:35,406
‫بهش بگو قدمش روی چشم،
‫ولی نذار بره

1697
01:31:35,406 --> 01:31:38,117
‫من واقعاً استقامت و
‫جاه‌طلبیش رو تحسین می‌کنم

1698
01:31:38,993 --> 01:31:40,995
‫هرچند باور ندارم اینا از جانب خدا باشن

1699
01:31:42,497 --> 01:31:45,500
‫«طرح فنیقی» همچنان
‫در حال تعمیق و گسترشـه

1700
01:31:47,919 --> 01:31:50,630
‫شاید این حرکت،
‫عقب‌گرد بزرگی برای تمدن باشه

1701
01:31:50,671 --> 01:31:52,757
« حقوق برده‌ها پرداخت شد »
« قحطی تمام شد »

1702
01:31:52,798 --> 01:31:56,594
‫اما مطمئنم که آثار خوبی
‫از دلش بیرون میاد

1703
01:31:58,304 --> 01:32:00,765
‫‫می‌تونی اون روزی رو ببینی که
با مردی مثل من ازدواج کنی؟

1704
01:32:00,806 --> 01:32:02,558
‫جدی پرسیدم

1705
01:32:04,852 --> 01:32:05,937
‫بدلیـه؟

1706
01:32:06,020 --> 01:32:08,022
‫نه. آره. فکر کنم. نمی‌دونم

1707
01:32:08,022 --> 01:32:10,233
‫همونیـه که دخترعمو هیلدا پس فرستاد

1708
01:32:10,233 --> 01:32:11,651
‫از پدرت اجازه خواستم،

1709
01:32:11,692 --> 01:32:13,611
‫اون هم بهم قرضش داد که
‫بهت هدیه بدمش

1710
01:32:17,865 --> 01:32:19,408
‫پی‌نوشت: تا همین امروز،

1711
01:32:19,450 --> 01:32:20,952
‫اون آشپز معرکه‌ایـه

1712
01:32:23,704 --> 01:32:25,039
‫همینطور ظرف‌شور خوبیـه

1713
01:33:07,540 --> 01:33:08,749
‫دوتا نوشیدنی

1714
01:33:44,535 --> 01:33:45,828
‫جواب مثبت دادی؟

1715
01:33:47,830 --> 01:33:49,332
‫منوط به یه دوره‌ی آزمایشی

1716
01:33:58,466 --> 01:33:59,550
‫دل

1717
01:34:30,456 --> 01:34:36,837
‫« به یاد فؤاد میخائیل معلوف
‫متولد بیت‌لحم، درگذشته در لندن
‫که در سایه‌ی سدرهای لبنان زیست »
