﻿1
00:00:52,761 --> 00:00:55,305
‫- سلام، حالتون چطوره؟
‫- خوبم، مرسی

2
00:00:55,430 --> 00:00:56,681
‫بنویسم برای کی؟

3
00:00:56,806 --> 00:00:58,183
‫برای بابی با «آی»

4
00:01:02,520 --> 00:01:04,814
‫توی مقدمه اشاره کردین این
‫کتاب رو به این دلیل نوشتین که

5
00:01:04,939 --> 00:01:06,649
‫درک بهتری از مرگ پیدا کنین
‫و باهاش کنار بیایین

6
00:01:07,484 --> 00:01:08,610
‫آم...

7
00:01:08,777 --> 00:01:10,862
‫آره. آخه برام طبیعی نیست

8
00:01:10,987 --> 00:01:13,490
‫نمی‌تونم بپذیرم که
‫هر موجود زنده‌ای محکوم به مرگـه

9
00:01:13,656 --> 00:01:14,657
‫ممنون

10
00:01:15,825 --> 00:01:16,743
‫- اینگرید
‫- بله؟

11
00:01:16,868 --> 00:01:18,244
‫وقت‌مون تموم شد

12
00:01:18,369 --> 00:01:19,746
‫در واقع طولانی‌تر هم شد

13
00:01:19,871 --> 00:01:21,873
‫آخه هنوز کلی آدم توی صف هست

14
00:01:21,998 --> 00:01:23,833
‫باشه. هر چی تو بگی

15
00:01:24,000 --> 00:01:25,043
‫میشه کتابِ منو امضا کنی؟

16
00:01:25,168 --> 00:01:27,420
‫استلا! ندیدمت!

17
00:01:27,545 --> 00:01:29,130
‫چرا همون اول نیومدی پیشم؟

18
00:01:29,297 --> 00:01:30,632
‫خجالت می‌کشیدم

19
00:01:30,757 --> 00:01:32,008
‫چقدر طرفدار پیدا کردی!

20
00:01:32,175 --> 00:01:33,343
‫- یه عالمه جوون اومده
‫- ممنون

21
00:01:33,468 --> 00:01:34,928
‫فقط هم زن نیستن

22
00:01:35,053 --> 00:01:36,930
‫استلا، ایشون آن هستن.
‫آن، ایشون دوستم استلا هستن

23
00:01:37,055 --> 00:01:38,556
‫- خوش‌وقتم
‫- خوش‌وقتم

24
00:01:38,681 --> 00:01:40,308
‫من می‌مونم تا برای همه امضا کنم

25
00:01:40,433 --> 00:01:42,602
‫باشه. فقط حواسم هست که
‫کسی دیگه به صف اضافه نشه

26
00:01:42,727 --> 00:01:44,479
‫باشه

27
00:01:44,604 --> 00:01:46,564
‫وای! خیلی وقته ندیدمت

28
00:01:46,689 --> 00:01:48,066
‫الان دیگه بوستون زندگی می‌کنم

29
00:01:48,191 --> 00:01:49,609
‫اومدم دیدن پسرم

30
00:01:49,734 --> 00:01:51,319
‫و گفتم ملاقاتِ مارتا هم برم

31
00:01:53,238 --> 00:01:55,031
‫می‌دونی که سرطان داره، نه؟

32
00:01:55,156 --> 00:01:56,116
‫بدخیم هم هست

33
00:01:56,241 --> 00:01:57,408
‫مارتا؟

34
00:01:57,534 --> 00:01:58,451
‫مارتا هانت؟

35
00:01:58,576 --> 00:01:59,953
‫آره

36
00:02:00,078 --> 00:02:01,496
‫توی مرکز سرطان مموریال منهتن بستریه

37
00:02:01,663 --> 00:02:03,248
‫فکر می‌کردم خبر داری

38
00:02:03,373 --> 00:02:05,083
‫نه، راستش رو بخوای چندین ساله ندیدمش

39
00:02:05,208 --> 00:02:07,377
‫جدی مارتا مریض شده؟
‫اصلاً باورم نمیشه

40
00:02:07,544 --> 00:02:09,838
‫اگه بری ملاقاتش، حسابی خوشحال میشه

41
00:02:10,004 --> 00:02:11,506
‫آره، حتماً

42
00:02:11,673 --> 00:02:13,550
‫حتماً میرم

43
00:02:13,675 --> 00:02:16,553
‫آم، خیلی ممنونم که اومدی.
‫واقعاً لطف کردی

44
00:02:16,719 --> 00:02:17,720
‫تبریک میگم

45
00:02:17,846 --> 00:02:18,930
‫مرسی

46
00:02:19,055 --> 00:02:19,931
‫- به زودی می‌بینمت
‫- مرسی

47
00:02:20,056 --> 00:02:21,057
‫- خداحافظ
‫- خداحافظ

48
00:02:23,935 --> 00:02:24,936
‫سلام

49
00:02:27,063 --> 00:02:29,274
‫- به اسم کی بنویسم؟
‫- فرانسس

50
00:02:30,650 --> 00:02:33,153
‫- اسمِ خودتونه؟
‫- نه، دوست‌مه

51
00:02:33,278 --> 00:02:34,946
‫خیلی شما رو دوست داره

52
00:02:35,071 --> 00:02:36,656
‫- منم همین‌طور
‫- مرسی

53
00:02:40,076 --> 00:02:42,996
‫میشه بنویسید
‫«دیگه تکرار نمیشه»؟

54
00:02:45,540 --> 00:02:47,667
‫چرا که نه

55
00:02:47,792 --> 00:02:50,170
‫آره. ممنون. دیگه تکرار نمیشه

56
00:02:52,547 --> 00:02:53,506
‫امیدوارم

57
00:03:09,731 --> 00:03:12,233
‫سلام. من اومدم ملاقاتِ مارتا هانت

58
00:03:12,400 --> 00:03:13,943
‫گمونم طبقه شونزدهم باشن

59
00:03:14,110 --> 00:03:15,320
‫باشه. یه لحظه صبر کنین

60
00:03:17,906 --> 00:03:20,158
‫بله. اتاق 1614

61
00:03:20,283 --> 00:03:22,410
‫آسانسور انتهای راهرو سمت چپه

62
00:03:22,535 --> 00:03:23,661
‫- مرسی
‫- خواهش می‌کنم

63
00:03:45,975 --> 00:03:46,935
‫مارتا؟

64
00:03:48,269 --> 00:03:49,354
‫اینگرید!

65
00:03:50,521 --> 00:03:52,982
‫غافلگیرم کردی

66
00:03:53,107 --> 00:03:55,235
‫- از کجا باخبر شدی؟
‫- اتفاقی استلا رو دیدم

67
00:03:55,360 --> 00:03:57,904
‫- اون بهم گفت
‫- ای وای!

68
00:03:58,029 --> 00:04:00,949
‫واقعاً شرمنده، اصلاً خبر نداشتم مریض شدی

69
00:04:01,115 --> 00:04:03,660
‫ای بابا! تو مشغله‌های خودت رو
‫داشتی، منم مشغله‌های خودم رو

70
00:04:03,785 --> 00:04:06,371
‫اصلاً نفهمیدیم زمان چطور گذشت

71
00:04:06,496 --> 00:04:08,081
‫آره و من پاریس زندگی می‌کردم

72
00:04:08,206 --> 00:04:10,959
‫آره، شنیدم.
‫خبرهات رو دارم

73
00:04:11,125 --> 00:04:13,086
‫می‌دونم یه کتابِ دیگه منتشر کردی

74
00:04:13,211 --> 00:04:14,921
‫و فروش خوبی داره

75
00:04:15,046 --> 00:04:16,589
‫مرسی

76
00:04:17,215 --> 00:04:18,216
‫خب...

77
00:04:19,342 --> 00:04:21,469
‫اوضاعت چطوره؟

78
00:04:21,594 --> 00:04:24,597
‫مطمئنم خسته شدی از بس جوابِ این سوال رو دادی

79
00:04:24,722 --> 00:04:28,017
‫خب سرطانه
‫و مرحله سه هست

80
00:04:28,142 --> 00:04:30,895
‫نمیشه جراحی کرد ولی تحت درمانم و خلاصه...

81
00:04:31,020 --> 00:04:34,315
‫قرار نیست به این زودیا بمیرم

82
00:04:34,440 --> 00:04:39,529
‫الانم یه موش آزمایشگاهی شدم

83
00:04:39,696 --> 00:04:41,906
‫و نتایج بهتر از چیزیه
‫که دکترها انتظار داشتن

84
00:04:42,031 --> 00:04:43,741
‫- این که عالیه!
‫- آره

85
00:04:43,866 --> 00:04:46,244
‫عالیه! به نظر روحیه‌ت هم خوبه

86
00:04:46,369 --> 00:04:49,539
‫راستش بین سرخوشی و افسردگی در نوسانم

87
00:04:49,664 --> 00:04:50,957
‫وای! متأسفم

88
00:04:51,082 --> 00:04:52,375
‫نه، یه چیز طبیعیه

89
00:04:52,542 --> 00:04:54,794
‫و دکترها هم از قبل بهم گفته بودن

90
00:04:54,919 --> 00:04:56,254
‫- بالا و پایین داره
‫- اوهوم

91
00:04:57,130 --> 00:04:58,172
‫اوهوم

92
00:04:59,173 --> 00:05:00,883
‫مسخره‌ست ولی

93
00:05:01,050 --> 00:05:06,347
‫بعد از این همه تلاش
‫برای پذیرش و مواجهه با مرگ،

94
00:05:06,514 --> 00:05:09,100
‫زنده موندن یه جورایی ناامید کننده‌ست

95
00:05:09,225 --> 00:05:10,393
‫این‌جوری نگو

96
00:05:10,518 --> 00:05:12,270
‫نه، واقعاً آمادگیِ مرگ رو داشتم

97
00:05:15,189 --> 00:05:19,235
‫حقیقتش همون اول که بیماریم رو تشخیص دادن،

98
00:05:19,402 --> 00:05:20,653
‫اصلاً دلم نمی‌خواست تحت درمان قرار بگیرم

99
00:05:20,778 --> 00:05:22,113
‫خوشحالم که نظرت عوض شد

100
00:05:23,614 --> 00:05:26,409
‫چون اصلاً حتی فکرشم نمی‌تونم بکنم که...

101
00:05:26,534 --> 00:05:28,119
‫و اینکه من بی‌خبر می‌موندم...

102
00:05:28,244 --> 00:05:31,039
‫خلاصه متوجه شدم که...

103
00:05:31,164 --> 00:05:35,335
‫هنوز زوده بخوام از این دنیا دل بِکَنم

104
00:05:35,460 --> 00:05:39,505
‫ولی واقعا دیگه باهاش کنار اومده بودم

105
00:05:39,630 --> 00:05:42,300
‫خب گمونم خوبه که باهاش کنار اومدی

106
00:05:42,425 --> 00:05:44,927
‫ولی همچنان امیدواری، درست میگم؟

107
00:05:45,053 --> 00:05:46,429
‫تو جنگ‌های زیادی رو از نزدیک دیدی، یادته؟

108
00:05:47,513 --> 00:05:49,223
‫یه روز هم فراموش‌شون نمی‌کنم

109
00:05:52,268 --> 00:05:55,313
‫اینگرید، خیلی از دیدنت خوشحالم

110
00:05:55,438 --> 00:05:57,648
‫چندین بار می‌خواستم بهت زنگ بزنم

111
00:05:57,774 --> 00:05:59,317
‫- منو ببخش
‫- منم همین‌طور

112
00:05:59,442 --> 00:06:01,069
‫مسخره‌ست که تمام این
‫مدت از هم بی‌خبر بودیم

113
00:06:01,235 --> 00:06:03,488
‫قول میدم این‌قدر بیام ملاقاتت
‫که حالت از قیافه‌م بهم بخوره!

114
00:06:03,613 --> 00:06:04,947
‫جدی؟

115
00:06:05,073 --> 00:06:06,407
‫قول میدی؟

116
00:06:06,532 --> 00:06:08,034
‫روی قولت حساب می‌کنم

117
00:06:08,159 --> 00:06:09,619
‫گمونم دخترت هم در جریان باشه

118
00:06:10,828 --> 00:06:11,829
‫آره

119
00:06:13,498 --> 00:06:17,377
‫اولش که تصمیم گرفتم از درمان صرف نظر کنم

120
00:06:17,502 --> 00:06:18,586
‫بهش گفتم...

121
00:06:19,921 --> 00:06:21,339
‫اونم فقط گفت:

122
00:06:22,298 --> 00:06:23,424
‫«تصمیمش با خودته»

123
00:06:24,634 --> 00:06:25,968
‫تموم شد و رفت!

124
00:06:26,094 --> 00:06:29,013
‫انگار که یه موضوعِ بی‌اهمیته

125
00:06:29,138 --> 00:06:30,973
‫و اصلاً به اون ربطی نداره

126
00:06:32,642 --> 00:06:34,143
‫اوضاع بین‌تون چطوره؟

127
00:06:34,310 --> 00:06:36,270
‫مثل همیشه

128
00:06:36,437 --> 00:06:37,772
‫زیاد از همدیگه خبر نداریم

129
00:06:37,897 --> 00:06:39,232
‫شغلش چیه؟

130
00:06:39,357 --> 00:06:40,733
‫شغلِ خوبی داره

131
00:06:40,858 --> 00:06:43,945
‫مدیر برنامه‌ی یه نوازنده موسیقی کلاسیکه

132
00:06:47,156 --> 00:06:48,574
‫می‌دونم وحشتناکه

133
00:06:50,451 --> 00:06:53,162
‫ولی حس می‌کنم اصلاً دخترِ من نیست

134
00:06:55,289 --> 00:06:58,543
‫خیلی وقتا به این فکر می‌کنم
‫نکنه موقع به دنیا اومدن، جابه‌جا شده باشه

135
00:06:58,668 --> 00:07:00,294
‫چی؟

136
00:07:00,461 --> 00:07:02,672
‫این حرفا چیه؟
‫عینِ خودته

137
00:07:02,797 --> 00:07:04,006
‫قیافه‌ش به تو رفته

138
00:07:05,675 --> 00:07:08,553
‫هیچ‌وقت به چشم یه مادر بهم نگاه نکرده

139
00:07:09,637 --> 00:07:10,763
‫آخه چرا؟

140
00:07:10,888 --> 00:07:12,890
‫وقتی به دنیا اومد، خودم یه دختر نوجوون بودم

141
00:07:14,392 --> 00:07:17,687
‫چیزی از بچه‌داری سرم نمی‌شد

142
00:07:17,812 --> 00:07:21,065
‫اون موقعی که کارمون رو توی
‫مجله پی‌پر شروع کردیم یادته؟

143
00:07:21,190 --> 00:07:23,359
‫عملاً هر شب بیدار بودیم

144
00:07:23,484 --> 00:07:25,445
‫نیویورک رو توی دهه 80 یادته؟

145
00:07:25,570 --> 00:07:26,863
‫آره

146
00:07:26,988 --> 00:07:28,781
‫همه‌ی اتفاقات مهم شب‌ها می‌افتاد

147
00:07:32,493 --> 00:07:35,913
‫بعدش دیگه خبرنگار جنگ شدم

148
00:07:36,038 --> 00:07:37,707
‫و دائم توی سفر بودم

149
00:07:37,832 --> 00:07:40,251
‫و این باعث شد رابطه‌مون بدتر بشه

150
00:07:40,376 --> 00:07:42,712
‫کل زندگیم شد کار

151
00:07:46,340 --> 00:07:49,844
‫هیچ‌وقت نتونستم به وظایف مادریم برسم

152
00:07:52,138 --> 00:07:55,600
‫ولی میشل خیلی قبل‌تر از این اتفاقات

153
00:07:55,725 --> 00:07:57,560
‫ازم متنفر شده بود

154
00:07:59,854 --> 00:08:01,606
‫یادمه از همون بچگیش

155
00:08:01,731 --> 00:08:03,191
‫ازم دلخور بود

156
00:08:06,569 --> 00:08:08,529
‫همون اول منظورش رو واضح رسوند

157
00:08:13,367 --> 00:08:17,788
‫براش سخت بود پدری بالاسرش نباشه

158
00:08:19,624 --> 00:08:22,543
‫بقیه دخترها رو همراهِ پدرهاشون دیده بود

159
00:08:22,668 --> 00:08:24,962
‫و می‌خواست بدونه پدرش کیه

160
00:08:27,673 --> 00:08:30,426
‫اولش وانمود کردم نمی‌‌دونم کیه ولی...

161
00:08:32,970 --> 00:08:34,430
‫اوضاع بدتر شد

162
00:08:36,933 --> 00:08:38,059
‫داشتم بهش دروغ می‌گفتم

163
00:08:39,936 --> 00:08:41,479
‫معلومه که می‌دونستم پدرش کیه

164
00:08:42,438 --> 00:08:43,856
‫اسمش فرد بود

165
00:08:50,154 --> 00:08:51,531
‫یه چندماهی باهم بودیم

166
00:08:52,031 --> 00:08:55,785
‫یه سال بعد که برگشت...

167
00:08:55,952 --> 00:08:57,328
‫از این رو به اون رو شده بود

168
00:08:57,453 --> 00:08:59,747
‫فرد! چی شده؟

169
00:08:59,872 --> 00:09:01,666
‫داغون شده بود

170
00:09:03,334 --> 00:09:05,670
‫ببین منو. چیزی نیست

171
00:09:05,795 --> 00:09:07,588
‫من اینجام.
‫دیگه تموم شد، فرد

172
00:09:07,713 --> 00:09:08,965
‫الان برگشتی خونه

173
00:09:09,090 --> 00:09:10,466
‫ولی برای من تموم نشده

174
00:09:13,344 --> 00:09:15,388
‫هنوز جنگ جلوی چشم‌هامه

175
00:09:17,723 --> 00:09:19,058
‫نمی‌تونم از شرش خلاص شم

176
00:09:21,352 --> 00:09:23,437
‫هر روز توهم می‌زنم

177
00:09:26,440 --> 00:09:28,985
‫و عملا تمام مدت روی مواد بودم

178
00:09:33,573 --> 00:09:35,449
‫نمی‌دونم دارم با زندگیم چیکار می‌کنم

179
00:09:36,951 --> 00:09:38,411
‫ولی قرار نیست اینجا بمونم

180
00:09:43,124 --> 00:09:44,166
‫اشکالی نداره

181
00:09:45,710 --> 00:09:48,254
‫هر کاری دوست داری، بکن

182
00:09:48,379 --> 00:09:50,298
‫ببین چه کاری به صلاحته

183
00:09:54,594 --> 00:09:55,595
‫باشه

184
00:09:57,805 --> 00:09:58,848
‫مرسی

185
00:10:01,767 --> 00:10:03,561
‫- میشل اینو می‌دونه؟
‫- وای!

186
00:10:05,646 --> 00:10:07,815
‫به محض اینکه حرف زدن یاد گرفت

187
00:10:07,982 --> 00:10:09,734
‫سراغِ باباش رو می‌گرفت

188
00:10:12,945 --> 00:10:16,324
‫ولی چیزی نیست که بشه به بچه توضیح داد، خب؟

189
00:10:17,992 --> 00:10:21,412
‫وقتی به سن بلوغ رسید، دیگه کلاً غریبه شدیم

190
00:10:21,537 --> 00:10:23,497
‫و این فاصله، نوجوونیش رو شکل داد

191
00:10:25,583 --> 00:10:28,586
‫ولی اون موقع دیگه من پیشش نبودم

192
00:10:28,711 --> 00:10:32,048
‫با تو توی نیویورک بودم و زندگیم رو می‌کردم

193
00:10:34,550 --> 00:10:36,636
‫یه شب با فرد قرار گذاشتم

194
00:10:36,802 --> 00:10:38,721
‫تا وضعیت رو بهش توضیح بدم

195
00:10:38,846 --> 00:10:41,766
‫خب من یه دوره کمک‌های اولیه رفتم

196
00:10:41,891 --> 00:10:44,644
‫و از اونجایی که سابقه حضور در جنگ دارم،
‫تونستم توی یه بیمارستان

197
00:10:44,810 --> 00:10:45,811
‫توی سن دیگو استخدام بشم

198
00:10:48,189 --> 00:10:49,732
‫خبر خوبیه، نه؟

199
00:10:51,359 --> 00:10:53,027
‫منم یه خبرایی برات دارم

200
00:10:54,904 --> 00:10:55,905
‫من حامله‌م

201
00:10:57,823 --> 00:11:00,618
‫- حامله‌ای؟
‫- آره

202
00:11:02,828 --> 00:11:05,206
‫ولی من می‌خواستم هفته دیگه برم سن دیگو

203
00:11:07,583 --> 00:11:09,043
‫حالا چیکار کنیم؟

204
00:11:09,210 --> 00:11:12,004
‫هر تصمیمی که بگیرم،
‫والدینم ازم حمایت می‌کنن...

205
00:11:12,713 --> 00:11:13,714
‫پس تنها نمی‌مونم

206
00:11:16,008 --> 00:11:16,967
‫هوم

207
00:11:19,303 --> 00:11:20,930
‫به نظرم با توجه به روحیه‌ی بدی که داشت

208
00:11:21,055 --> 00:11:23,933
‫کار کردن توی بیمارستان
‫اصلا انتخاب خوبی نبود

209
00:11:24,058 --> 00:11:25,434
‫این نزدیک‌ترین چیز به جنگه

210
00:11:26,602 --> 00:11:28,604
‫باید می‌رفت سراغ روانشناس و مرکز بازپروری

211
00:11:28,729 --> 00:11:30,898
‫آره، اینا منظقی‌تر بود

212
00:11:32,358 --> 00:11:34,026
‫ولی می‌خواست آدمِ مفیدی باشه

213
00:11:35,444 --> 00:11:37,363
‫تا از عذاب وجدان خلاص بشه

214
00:11:37,530 --> 00:11:41,659
‫معتقد بود کمک کردن به آدمایی
‫که بین مرگ و زندگی گیر افتادن

215
00:11:41,784 --> 00:11:45,705
‫بهترین فرصت برای اینه که
‫دوباره آرامشش رو به دست بیاره

216
00:11:47,415 --> 00:11:51,168
‫تنها کاری که از دستم برمیومد
‫این بود که مسئولیتی گردنش نندازم

217
00:11:51,293 --> 00:11:54,004
‫قبل از به دنیا اومدنِ میشل رفت

218
00:11:54,130 --> 00:11:55,131
‫هیچ‌وقت دخترش رو ندید

219
00:11:58,300 --> 00:12:01,762
‫حتی یه بارم زنگ نزد سراغش رو بگیره

220
00:12:03,597 --> 00:12:05,391
‫کی به میشل گفتی؟

221
00:12:05,516 --> 00:12:07,184
‫وقتی حدوداً 12 سالش بود

222
00:12:08,894 --> 00:12:12,273
‫می‌خواست بدونه باباش کجا زندگی می‌کنه...

223
00:12:12,398 --> 00:12:13,899
‫و منم دیگه ازش بی‌خبر بودم

224
00:12:15,443 --> 00:12:17,903
‫این‌قدر اصرار کرد که

225
00:12:18,070 --> 00:12:20,698
‫یکی از دوستانِ قدیمی دبیرستانِ باباش رو

226
00:12:20,823 --> 00:12:21,741
‫پیدا کردم

227
00:12:23,284 --> 00:12:27,872
‫و اون بهم گفت فرد ازدواج کرده بوده

228
00:12:27,997 --> 00:12:29,874
‫و به تازگی هم از دنیا رفته

229
00:12:31,584 --> 00:12:34,962
‫ازش خواستم شماره زنش رو بهم بده

230
00:12:36,046 --> 00:12:38,340
‫و بعد بهش زنگ زدم

231
00:12:38,466 --> 00:12:40,050
‫می‌خواستم بدونم چی شده

232
00:12:41,802 --> 00:12:46,265
‫زنش گفت داشتن از سفر برمی‌گشتن

233
00:12:49,351 --> 00:12:50,519
‫دوده؟

234
00:12:51,812 --> 00:12:52,813
‫آره

235
00:12:53,981 --> 00:12:56,150
‫یه چیزی آتیش گرفته

236
00:12:56,275 --> 00:12:57,359
‫خونه‌هه آتیش گرفته

237
00:13:00,237 --> 00:13:02,448
‫باید زنگ بزنیم آتش‌نشانی

238
00:13:08,871 --> 00:13:10,873
‫- بزن کنار
‫- فرد...

239
00:13:17,713 --> 00:13:19,173
‫داری چیکار می‌کنی؟

240
00:13:19,298 --> 00:13:20,883
‫- میرم یه نگاهی بندازم
‫- نه!

241
00:13:21,008 --> 00:13:22,968
‫احمقانه‌ست! فرد!

242
00:13:23,093 --> 00:13:25,471
‫- شاید یه نفر داخل باشه
‫- فرد! وایسا! وایسا!

243
00:13:25,596 --> 00:13:28,891
‫نرو! خطرناکه!
‫منو نگاه کن! من اینجام

244
00:13:29,016 --> 00:13:30,518
‫بیا یه پمپ بنزین پیدا کنیم

245
00:13:30,643 --> 00:13:31,811
‫و از اونجا زنگ بزنیم آتش‌نشانی.
‫تو رو خدا

246
00:13:31,936 --> 00:13:33,312
‫صدای داد و فریادش رو نمی‌شنوی؟

247
00:13:33,479 --> 00:13:35,272
‫نه، من هیچ صدایی نمی‌شنوم

248
00:13:37,441 --> 00:13:40,110
‫فرد، تو رو خدا! فرد! فرد!

249
00:13:41,237 --> 00:13:42,571
‫فرد، نرو اونجا!

250
00:13:45,616 --> 00:13:47,034
‫صدای داد و فریاد رو نمی‌شنوی؟

251
00:13:47,201 --> 00:13:49,078
‫یه نفر توی خونه‌ست و کمک می‌خواد

252
00:13:51,163 --> 00:13:52,206
‫فرد!

253
00:14:04,051 --> 00:14:06,220
‫آقا! آقا!

254
00:14:06,345 --> 00:14:08,264
‫لطفاً کمکم کنین

255
00:14:08,389 --> 00:14:10,641
‫- آقا! آقا لطفاً!
‫- بیایین بریم

256
00:14:10,766 --> 00:14:12,935
‫- تو رو خدا، شوهرم توی خونه‌ست
‫- نردبون رو بیارین

257
00:14:13,060 --> 00:14:14,603
‫آقا! شوهرم داخله

258
00:14:14,728 --> 00:14:16,146
‫شوهرم داخله!

259
00:14:16,272 --> 00:14:17,565
‫گفت صدای یه نفر رو شنیده که کمک می‌خواسته

260
00:14:17,690 --> 00:14:18,983
‫دوتا شلنگ هم اون پشت بذارین، بچه‌ها

261
00:14:19,108 --> 00:14:20,693
‫رفت توی خونه تا

262
00:14:20,860 --> 00:14:22,403
‫اونی که توی آتیش گیر کرده رو نجات بده

263
00:14:22,570 --> 00:14:23,445
‫خیلی‌خب، برگردین توی ماشین.
‫به ساختمون نزدیک نشین

264
00:14:23,571 --> 00:14:24,864
‫همین‌جا می‌مونم. باشه

265
00:14:24,989 --> 00:14:26,448
‫لطفاً خانم.
‫کسی دیگه هم توی خونه هست؟

266
00:14:26,574 --> 00:14:27,616
‫- نه، نمی‌دونم
‫- نردبون رو آماده کنین رفقا! یالا!

267
00:14:27,741 --> 00:14:28,993
‫یه نفر داخل خونه‌ست

268
00:14:29,118 --> 00:14:30,202
‫خانم لطفاً برگردین توی ماشین‌تون

269
00:14:32,037 --> 00:14:33,205
‫بسیارخب، برین داخل

270
00:14:33,330 --> 00:14:35,541
‫از پنجره بالایی وارد شین

271
00:14:35,666 --> 00:14:38,460
‫همینه! داره خاموش میشه

272
00:14:41,046 --> 00:14:42,089
‫آفرین پسرها!

273
00:14:51,807 --> 00:14:53,392
‫شرمنده، کاری از دستمون ساخته نبود

274
00:14:56,437 --> 00:14:59,315
‫اصلاً به طبقه دوم نرسیده بود

275
00:14:59,440 --> 00:15:01,692
‫احتمالاً دود و آتیش باعث شده بیهوش بشه

276
00:15:01,817 --> 00:15:03,027
‫بقیه جسدها چی؟

277
00:15:03,152 --> 00:15:04,653
‫کسی دیگه نبود

278
00:15:04,778 --> 00:15:06,614
‫این خونه خیلی وقته متروکه‌ست

279
00:15:06,739 --> 00:15:07,781
‫فقط شوهر شما داخل بود

280
00:15:07,948 --> 00:15:10,326
‫آخه شوهرم...

281
00:15:10,451 --> 00:15:12,870
‫بهم گفت صدای یه نفر رو
‫شنیده که کمک می‌خواسته

282
00:15:12,995 --> 00:15:14,330
‫امکان نداره خانم

283
00:15:15,456 --> 00:15:16,498
‫کسی دیگه نبوده

284
00:15:17,583 --> 00:15:18,584
‫درسته

285
00:15:20,628 --> 00:15:22,880
‫منم صدای داد و فریادی نشنیدم

286
00:15:24,632 --> 00:15:27,468
‫می‌خواستم جلوش رو بگیرم ولی...

287
00:15:28,844 --> 00:15:29,845
‫نشد

288
00:15:29,970 --> 00:15:31,972
‫شوهرتون خیلی شجاع بود

289
00:15:32,097 --> 00:15:33,807
‫همه‌ی اینا رو به میشل گفتی؟

290
00:15:33,933 --> 00:15:36,644
‫مجبور شدم با تمام جزئیات بگم

291
00:15:36,810 --> 00:15:39,647
‫حتی شماره‌ی زنِ باباش رو بهش دادم

292
00:15:39,813 --> 00:15:41,148
‫می‌دونی چیه؟

293
00:15:41,273 --> 00:15:42,983
‫پاشو روی تخت دراز بکش. خسته شدی

294
00:15:43,108 --> 00:15:44,443
‫باشه ولی باید اینو بهت بگم

295
00:15:44,568 --> 00:15:46,737
‫بعداً هم می‌تونیم صحبت کنیم

296
00:15:47,821 --> 00:15:49,740
‫خلاصه یه روز...

297
00:15:52,201 --> 00:15:54,912
‫- زنِ فرد بهم زنگ زد
‫- خیلی‌خب

298
00:15:55,037 --> 00:15:56,664
‫و بهم گفت

299
00:15:56,789 --> 00:15:58,916
‫- یه آدرس می‌خواد
‫- اوهوم

300
00:15:59,041 --> 00:16:00,584
‫می‌خواست یه چیزی برام بفرسته

301
00:16:00,709 --> 00:16:01,919
‫اوهوم

302
00:16:02,044 --> 00:16:04,338
‫و چند روز بعدش

303
00:16:04,505 --> 00:16:07,549
‫یه یادداشت و نامه به دستم رسید

304
00:16:09,218 --> 00:16:11,345
‫که میشل برای زنه فرستاده بود

305
00:16:12,638 --> 00:16:14,390
‫میشل توی نامه خودشو معرفی کرده بود

306
00:16:14,515 --> 00:16:16,392
‫و گفته بود اون بوده،

307
00:16:17,184 --> 00:16:18,769
‫دختر فرد،

308
00:16:18,894 --> 00:16:21,188
‫که توی آتیش‌شوزی بوده

309
00:16:22,481 --> 00:16:25,651
‫«اون می‌خواسته منو نجات بده.»

310
00:16:25,818 --> 00:16:30,072
‫«به خاطر من بود که مُرد...»

311
00:16:30,197 --> 00:16:32,700
‫میشل اینا رو برای زنه نوشته بود

312
00:16:32,866 --> 00:16:34,201
‫باورم نمیشه!

313
00:16:34,326 --> 00:16:35,327
‫آره

314
00:16:43,335 --> 00:16:44,878
‫سلام!

315
00:16:45,004 --> 00:16:46,422
‫منم، مارتای مزاحم

316
00:16:46,547 --> 00:16:48,382
‫مزاحم نیستی

317
00:16:48,507 --> 00:16:49,925
‫حالت چطوره؟

318
00:16:50,050 --> 00:16:51,593
‫خوبم. اومدم خونه

319
00:16:51,719 --> 00:16:53,971
‫بیمارستان یه چند روزی بین جلسات درمان

320
00:16:54,096 --> 00:16:55,806
‫بهم استراحت داده و خلاصه الان خونه‌م

321
00:16:55,931 --> 00:16:57,850
‫خوشحال میشم بیای بهم سر بزنی

322
00:16:58,017 --> 00:17:00,769
‫وای! الان درگیرِ اسباب‌کشی هستم

323
00:17:00,894 --> 00:17:03,564
‫پس خیلی سرت شلوغه، نه؟

324
00:17:03,731 --> 00:17:06,650
‫خب می‌دونی که اسباب‌کشی چطوریه

325
00:17:06,775 --> 00:17:10,904
‫ولی اگه تنهایی می‌تونم یه سر بیام پیشت

326
00:17:11,030 --> 00:17:12,573
‫و توی پارک قدم بزنیم

327
00:17:12,698 --> 00:17:15,117
‫بعید می‌دونم انرژی پیاده‌روی داشته باشم

328
00:17:15,242 --> 00:17:18,287
‫آم، خیلی‌خب، می‌دونی چیه؟
‫بذار...

329
00:17:18,412 --> 00:17:21,957
‫بذار کارم رو تموم کنم بعد میام پیشت

330
00:17:22,082 --> 00:17:25,294
‫مرسی عزیزم ولی اجباری در کار نیست

331
00:17:49,777 --> 00:17:52,988
‫- این رو برای تو گرفتم
‫- خیلی ماهی!

332
00:17:53,113 --> 00:17:54,531
‫دوتا کتاب هم برات آوردم

333
00:17:54,656 --> 00:17:56,366
‫وای! ممنون!

334
00:17:56,492 --> 00:17:57,659
‫نوشیدنی می‌خوری؟

335
00:17:57,785 --> 00:17:59,912
‫چای می‌خورم

336
00:18:00,079 --> 00:18:02,206
‫- اگه دمنوش داری برام بیار
‫- حتماً

337
00:18:02,331 --> 00:18:04,333
‫- این رو می‌ذارم توی گلدون
‫- باشه

338
00:18:05,626 --> 00:18:08,087
‫و همه‌ی اینا رو برای تو حاضر کردم

339
00:18:08,212 --> 00:18:09,630
‫باید تا ته بخوری‌شون!

340
00:18:09,755 --> 00:18:11,965
‫وای! تمام تلاشم رو می‌کنم

341
00:18:12,132 --> 00:18:13,592
‫من عاشق میوه‌م

342
00:18:17,763 --> 00:18:19,223
روی کتابِ جدیدی کار می‌کنی؟

343
00:18:19,348 --> 00:18:21,183
‫آره، راستش شروع کردم

344
00:18:21,308 --> 00:18:24,603
‫دارم روی رابطه‌ی پر فراز
‫و نشیب دورا کرینگتونِ نقاش

345
00:18:24,728 --> 00:18:26,855
‫با... آم...

346
00:18:26,980 --> 00:18:29,650
‫لیتن استرچیِ نویسنده کار می‌کنم

347
00:18:29,775 --> 00:18:31,777
‫- اوهوم.
‫- اینه

348
00:18:32,903 --> 00:18:33,987
‫دورا...

349
00:18:34,988 --> 00:18:36,865
‫بیشتر به خاطر

350
00:18:36,990 --> 00:18:39,284
‫رابطه نامتعارف و عجیبش با استرچی شناخته شده

351
00:18:41,578 --> 00:18:44,456
‫17 سال از زندگیش رو وقفِ اون مرد کرد

352
00:18:44,581 --> 00:18:45,791
‫- عجب!
‫- اوهوم

353
00:18:45,916 --> 00:18:48,293
‫قراره یه زندگی‌نامه تخیلی و داستانی باشه

354
00:18:48,418 --> 00:18:51,338
‫واسه همین یه چیزهایی
‫رو هم از خودم اضافه می‌کنم

355
00:18:51,505 --> 00:18:55,342
‫هیچ‌وقت نتونستم به خودم
‫اجازه‌ی این کار رو بدم

356
00:18:55,467 --> 00:18:58,303
‫خب امیدوارم نداده باشی

357
00:18:58,428 --> 00:19:00,180
‫آخه تو خبرنگار جنگی

358
00:19:00,305 --> 00:19:02,307
‫آره، باید...

359
00:19:02,432 --> 00:19:03,976
‫می‌دونی، نباید احساساتی بشی

360
00:19:04,101 --> 00:19:07,938
‫باید احساساتت رو سرکوب کنی
‫تا بتونی کارت رو انجام بدی

361
00:19:08,063 --> 00:19:10,649
‫تمرکزت روی زمان حال و
‫اون جهنمی که توشی باشه

362
00:19:10,774 --> 00:19:13,193
‫اصلاً شاید بهتره درباره تو بنویسم،
‫نه کرینگتون

363
00:19:13,318 --> 00:19:14,695
‫بعید می‌دونم خوشت بیاد

364
00:19:14,820 --> 00:19:16,530
‫درباره بیماری و دوره‌های درمانی بنویسی.

365
00:19:16,655 --> 00:19:19,449
‫- هوم. اشتباه می‌کنی
‫- من یه خبرنگار ساده‌م

366
00:19:19,575 --> 00:19:22,286
‫که معتاد جنگ و آدرنالینم

367
00:19:22,411 --> 00:19:23,495
‫فکر کردی این جذاب نیست؟

368
00:19:25,873 --> 00:19:27,416
‫همشم غم و سیاهی نبود

369
00:19:27,541 --> 00:19:28,917
‫می‌دونی، زندگی مسیر خودش رو طی می‌کرد

370
00:19:31,003 --> 00:19:34,339
‫یه گزارشی بود که یه
‫جاهاییش رو خودم اضافه کردم

371
00:19:34,923 --> 00:19:35,966
‫جدی؟

372
00:19:36,091 --> 00:19:38,218
‫راستش هیچ‌وقت منتشرش نکردم

373
00:19:40,220 --> 00:19:42,139
‫در طول جنگ عراق بود

374
00:19:42,264 --> 00:19:45,601
‫روز آخر، قبل از اینکه از بغداد بریم

375
00:19:45,767 --> 00:19:47,352
‫مطمئنی راه رو درست اومدیم؟

376
00:19:47,477 --> 00:19:50,272
‫آره همین‌جا بپیچ سمت چپ و برو توی کوچه

377
00:19:51,607 --> 00:19:52,858
‫بیا سریع بریم سر اصل مطلب

378
00:19:56,403 --> 00:19:57,404
‫همین‌جا. وایسا

379
00:20:07,748 --> 00:20:10,375
‫مارتین، اومدی بغداد چیکار؟

380
00:20:12,628 --> 00:20:14,004
‫چه خوشتیپ شدی. عالی شدی

381
00:20:14,129 --> 00:20:15,130
‫مرسی

382
00:20:15,255 --> 00:20:17,049
‫آره، ببخشید. پاکو، ایشون مارتینه

383
00:20:17,216 --> 00:20:18,592
‫اونم مثل من عضو فرقه کرملی‌هاست

384
00:20:18,717 --> 00:20:20,510
‫خوش‌وقتم. بذارین با مارتا آشناتون کنم

385
00:20:20,636 --> 00:20:22,888
‫یکی از خبرنگارهای
‫بااستعدادِ نیویورک تایمز هستن

386
00:20:24,306 --> 00:20:25,349
‫اینا همون کرملی‌هایی هستن

387
00:20:25,474 --> 00:20:26,642
‫که بهت گفته بودم

388
00:20:26,808 --> 00:20:28,101
‫از آشنایی با هردوتون خوشحالم

389
00:20:28,268 --> 00:20:30,062
‫قصد دارین توی بغداد بمونین؟

390
00:20:30,187 --> 00:20:31,438
‫بله، می‌بینید که همین‌جاییم

391
00:20:31,563 --> 00:20:33,106
‫ولی تنهایین

392
00:20:33,232 --> 00:20:35,525
‫تمام سازمان‌های مردم‌نهاد و صلیب سرخ رفتن

393
00:20:36,151 --> 00:20:37,402
‫می‌دونم

394
00:20:37,527 --> 00:20:39,279
‫اوضاع از کنترل خارج شده

395
00:20:39,446 --> 00:20:40,697
‫خیلی خطرناکه

396
00:20:40,822 --> 00:20:42,115
‫خودتونم هم که اینجایین

397
00:20:42,282 --> 00:20:43,825
‫آره ولی ما مسافریم

398
00:20:43,992 --> 00:20:45,702
‫به محض اینکه مصاحبه‌مون
‫با شما تموم بشه از اینجا میریم

399
00:20:45,827 --> 00:20:47,537
‫نمی‌تونیم توی این وضعیت
‫پشت‌شون رو خالی کنیم

400
00:20:47,663 --> 00:20:49,206
‫الان مردم بیشتر از هر
‫وقت دیگه بهمون نیاز دارن

401
00:20:49,331 --> 00:20:53,001
‫درسته ولی بازم خیلی خطرناکه

402
00:20:54,670 --> 00:20:56,338
‫ولی خودتون می‌دونین

403
00:20:56,463 --> 00:20:58,590
‫نمی‌تونیم پشت‌شون رو خالی کنیم خانم

404
00:21:00,050 --> 00:21:01,551
‫میشه یه عکس ازتون بگیریم

405
00:21:01,677 --> 00:21:03,470
‫تا نشون بدیم وضعیت مأموریت به چه صورته؟

406
00:21:05,013 --> 00:21:06,306
‫باشه

407
00:21:06,431 --> 00:21:08,558
‫می‌تونین از من و وضعیت مأموریت عکس بگیرین

408
00:21:08,684 --> 00:21:11,979
‫ولی اون نمی‌خواد خانواده‌ش
‫توی اسپانیا ببیننش و دردسر بشه

409
00:21:12,145 --> 00:21:13,689
‫- نگرانش میشن
‫- باشه، حتماً

410
00:21:13,855 --> 00:21:15,274
‫کاملاً درک می‌کنم
‫ولی اگه بتونیم از یکی‌تون عکس بگیریم

411
00:21:15,399 --> 00:21:16,608
‫عالی میشه

412
00:21:16,733 --> 00:21:18,110
‫- خیلی‌خب
‫- حتماً

413
00:21:19,528 --> 00:21:20,904
‫- اینجا؟
‫- آره

414
00:21:21,029 --> 00:21:23,657
‫یه قدم بیا جلو...

415
00:21:23,824 --> 00:21:25,492
‫آره، خوبه
‫تا بتونم اثراتش رو هم نشون بدم

416
00:21:31,415 --> 00:21:32,457
‫ردیف شد

417
00:21:35,043 --> 00:21:36,920
‫از آخرین باری که همدیگه رو دیدیم...

418
00:21:37,045 --> 00:21:38,338
‫چقدر گذشته؟

419
00:21:38,463 --> 00:21:40,048
‫پنج سال

420
00:21:40,173 --> 00:21:41,383
‫پنج سال

421
00:21:42,509 --> 00:21:43,552
‫عجب!

422
00:21:44,928 --> 00:21:46,013
‫لیبریا رو یادته؟

423
00:21:46,930 --> 00:21:48,056
‫مگه میشه یادم بره؟

424
00:21:50,225 --> 00:21:53,895
‫ببین، یه سری عکس ازت
‫دارم که منتشرشون نکردیم

425
00:21:54,062 --> 00:21:55,939
‫یه آدرس بهم بده تا برات بفرستم

426
00:21:56,064 --> 00:21:57,024
‫یا مثلاً بفرستم برای سفارت

427
00:21:57,190 --> 00:21:58,859
‫نه، نگه‌شون دار

428
00:21:59,026 --> 00:22:00,736
‫این‌جوری من همیشه همراهتم

429
00:22:01,862 --> 00:22:02,821
‫باشه

430
00:22:05,282 --> 00:22:06,658
‫خوشحال شدم دیدمت

431
00:22:07,534 --> 00:22:08,493
‫مراقب خودت باش

432
00:22:08,618 --> 00:22:09,870
‫- خداحافظ
‫- مراقب خودت باش

433
00:22:14,708 --> 00:22:16,001
‫اون کرملی رو از کجا می‌شناسی؟

434
00:22:19,254 --> 00:22:20,297
‫توی سیرالئون آشنا شدیم

435
00:22:22,591 --> 00:22:24,426
‫همون‌جا رفیق همدیگه شدیم

436
00:22:24,593 --> 00:22:26,178
‫- جدی؟
‫- آره

437
00:22:27,471 --> 00:22:29,514
‫بعدش بازم همدیگه رو دیدیم

438
00:22:29,639 --> 00:22:31,892
‫همیشه هم جاهایی همدیگه
‫رو می‌دیدیم که جنگ شده

439
00:22:31,892 --> 00:22:33,810
‫با این همه چیزهای
‫وحشتناکی که توی جنگ می‌بینی

440
00:22:33,935 --> 00:22:35,562
‫عذاب وجدان گرفتن به خاطر خوشحالی

441
00:22:35,687 --> 00:22:36,855
‫خیلی بی‌معنی میشه

442
00:22:38,023 --> 00:22:39,066
‫و دیگه بهش عادت می‌کنی

443
00:22:40,233 --> 00:22:41,318
‫می‌دونم

444
00:22:44,738 --> 00:22:46,365
‫ماجراشون رو نوشتم

445
00:22:46,490 --> 00:22:48,825
‫روایت عشق‌شون رو طبق تخیل خودم نوشتم

446
00:22:50,077 --> 00:22:51,661
‫ولی توی کامپیوترم موند

447
00:22:53,872 --> 00:22:58,126
‫خب پس قراره درباره‌ی عشقِ عجیب‌وغریبِ
‫دورا کرینگتون بنویسی

448
00:22:58,251 --> 00:22:59,544
‫اوهوم

449
00:22:59,669 --> 00:23:01,004
‫و رابطه‌ش با ویرجینیا وولف

450
00:23:01,129 --> 00:23:04,132
‫که استرچی هم بهش علاقه داشت

451
00:23:04,299 --> 00:23:05,634
‫عجب گروهی بودن!

452
00:23:05,759 --> 00:23:08,136
‫واقعاً آزادی‌شون رو تحسین می‌کنم

453
00:23:08,261 --> 00:23:09,888
‫استرچی 18 سال بعد از آشنایی با دورا

454
00:23:10,013 --> 00:23:12,182
‫بر اثر سرطان معده مُرد

455
00:23:12,307 --> 00:23:15,060
‫و دورا تقریباً دو ماه بعد

456
00:23:15,185 --> 00:23:17,354
‫با شلیک به شکمش خودکشی کرد

457
00:23:17,479 --> 00:23:20,023
‫فقط 38 سالش بود

458
00:23:20,148 --> 00:23:23,151
‫واقعا این تقارن و شباهت برام جالبه

459
00:23:23,318 --> 00:23:24,528
‫اون سرطان معده گرفت

460
00:23:24,653 --> 00:23:26,613
‫و دورا هم به شکمش شلیک کرد

461
00:23:26,738 --> 00:23:29,032
‫همینو بگو، برای منم جالبه

462
00:23:29,157 --> 00:23:33,412
‫دوست دارم بدونم نظر ویرجینیا
‫وولف درباره مرگِ کرینگتون چی بوده؟

463
00:23:33,537 --> 00:23:35,997
‫شاید ویرجینیا یه‌جور...

464
00:23:36,164 --> 00:23:37,249
‫هشدار رو دیده بود

465
00:23:37,374 --> 00:23:39,918
یا مثلاً تصویری احتمالی از سرنوشت خودش رو؟

466
00:23:40,043 --> 00:23:41,253
‫انگار که تقدیرشون این بوده؟

467
00:23:43,839 --> 00:23:45,757
‫به نظرت تقدیر منم همینه؟

468
00:23:45,882 --> 00:23:48,593
‫نه! البته که نه!

469
00:23:48,718 --> 00:23:51,179
‫من تا حالا آدمی به سرزندگیِ تو ندیدم

470
00:23:51,304 --> 00:23:53,849
‫این هفته قراره یه دوره درمانی آزمایشی

471
00:23:53,974 --> 00:23:56,143
‫- به اسم ایمنی‌درمانی رو شروع کنم
‫- آهان

472
00:23:56,268 --> 00:23:57,978
‫قبلاً امتحانش کردن

473
00:23:58,103 --> 00:24:00,063
‫و ظاهراً در درمان سرطان نتایج خوبی داشته

474
00:24:00,188 --> 00:24:02,858
‫- خب این که خیلی خوبه
‫- آره

475
00:24:02,983 --> 00:24:04,234
‫بهم خبر بده کی می‌تونم بیام ملاقاتت

476
00:24:04,359 --> 00:24:05,527
‫- باشه؟
‫- حتماً

477
00:24:07,863 --> 00:24:10,240
‫- حالا که بحثِ تقارن و شباهت شد...
‫- اوهوم

478
00:24:10,365 --> 00:24:11,408
‫تو...

479
00:24:12,451 --> 00:24:13,660
‫دیمین کانینگ‌هام رو یادته؟

480
00:24:14,703 --> 00:24:16,496
‫مگه میشه یادم بره؟

481
00:24:16,663 --> 00:24:19,124
‫از تو بهم به ارث رسید

482
00:24:19,249 --> 00:24:20,917
‫همون دوست مشترک

483
00:24:21,042 --> 00:24:22,461
‫- خب...
‫- باید اعتراف کنم که...

484
00:24:22,586 --> 00:24:24,254
‫خیلی دلم شکست وقتی فهمیدم
‫بعد از اینکه رابطه‌مون تموم شد

485
00:24:24,379 --> 00:24:25,630
‫با تو رفت توی رابطه

486
00:24:25,755 --> 00:24:27,215
‫در واقع همزمان با هردومون نبود

487
00:24:27,382 --> 00:24:28,550
‫چون تو باهاش کات کرده بودی

488
00:24:28,717 --> 00:24:29,676
‫و رفته بودی خارج

489
00:24:29,801 --> 00:24:31,219
‫امکان نداشت دوباره برگردم بهش

490
00:24:31,344 --> 00:24:34,139
‫و راستش رو بخوای بهش هم وفادار نبودم

491
00:24:34,264 --> 00:24:39,019
‫ولی عشقِ پر شور و حرارتی داشت

492
00:24:39,144 --> 00:24:41,146
‫و امیدوارم برای تو هم همین‌طور بوده باشی

493
00:24:41,271 --> 00:24:42,314
‫من که شکایتی نداشتم

494
00:24:58,079 --> 00:24:59,080
‫سلام

495
00:25:01,750 --> 00:25:02,751
‫چی شده؟

496
00:25:04,794 --> 00:25:05,795
‫جواب نداده

497
00:25:07,047 --> 00:25:09,049
‫سرطان به کبد

498
00:25:09,216 --> 00:25:11,009
‫- و به استخوان‌هامم رسیده
‫- ای وای، مارتا!

499
00:25:11,134 --> 00:25:13,011
‫باید به حس غریزی اولیه‌م اعتماد می‌کردم

500
00:25:13,136 --> 00:25:15,680
‫نباید خودمو این‌قدر عذاب می‌دادم

501
00:25:15,805 --> 00:25:18,225
‫این همه اسهال و استفراغ
‫و بی‌حالی رو تحمل کردم

502
00:25:18,391 --> 00:25:20,477
‫که آخرش به هیچ نتیجه‌ای نرسه

503
00:25:20,602 --> 00:25:22,687
‫نباید به خودم امید واهی می‌دادم

504
00:25:22,812 --> 00:25:24,105
‫خیلی‌خب. خیلی‌خب.

505
00:25:24,231 --> 00:25:26,024
‫خب، دکتر چی گفت؟

506
00:25:26,149 --> 00:25:27,317
‫بهم بگو

507
00:25:27,442 --> 00:25:29,861
‫اینکه ممکنه تا چند ماهِ آینده

508
00:25:29,986 --> 00:25:31,863
‫یا شاید یه سالِ دیگه زنده بمونم

509
00:25:31,988 --> 00:25:34,074
‫ازم می‌خواد درمان رو ادامه بدم

510
00:25:34,241 --> 00:25:35,659
‫حتی با اینکه هیچ امیدی بهش نیست

511
00:25:35,784 --> 00:25:37,160
‫شاید این دفعه جواب بده

512
00:25:37,285 --> 00:25:39,287
‫نمی‌خوام بشینم واسه خودم دلسوزی کنم

513
00:25:45,377 --> 00:25:48,088
‫آخه من آدمِ صبوری نیستم. شرمنده

514
00:25:48,213 --> 00:25:52,300
‫نمی‌خوام این درد طاقت‌فرسا
‫رو به خودم تحمیل کنم

515
00:25:52,425 --> 00:25:54,844
‫آدم وقتی زجر می‌کِشه،
‫نمی‌تونه خودش رو کنترل کنه

516
00:25:55,804 --> 00:25:57,806
‫حتی نمی‌تونه درست فکر کنه

517
00:25:57,931 --> 00:25:59,599
‫فقط به یه چیز فکر می‌کنه...

518
00:25:59,724 --> 00:26:01,101
‫به اون سرطانِ کوفتی

519
00:26:03,979 --> 00:26:05,564
‫من همیشه مراقبِ سلامتیم بودم

520
00:26:06,606 --> 00:26:08,483
‫و حالا پشیمونم

521
00:26:08,608 --> 00:26:10,193
‫دکتر میگه قلبِ سالم و قوی‌ای دارم

522
00:26:10,318 --> 00:26:11,653
‫این دیگه یعنی چی؟

523
00:26:11,820 --> 00:26:13,822
‫یعنی بدنم به مبارزه ادامه میده

524
00:26:13,989 --> 00:26:16,866
‫در حالی که من همین‌جور تا
‫آخرین لحظه عذاب می‌کشم؟

525
00:26:18,159 --> 00:26:19,202
‫نمی‌دونم...

526
00:26:21,162 --> 00:26:22,706
‫نمی‌دونم چطور کمکت کنم

527
00:26:24,165 --> 00:26:25,208
‫خیلی متأسفم

528
00:26:29,963 --> 00:26:32,424
‫به نظرم حقمه مرگِ راحتی داشته باشم

529
00:26:35,051 --> 00:26:38,597
‫لااقل توی لحظات آخرم تشنج نکنم

530
00:26:38,722 --> 00:26:40,599
‫یه مرگ با عزت،

531
00:26:40,724 --> 00:26:42,309
‫تمیز و آبرومند داشته باشم

532
00:26:45,061 --> 00:26:47,022
‫ولی می‌دونم خواسته‌ی زیادیه

533
00:26:48,607 --> 00:26:49,441
‫مارتا، اینجا چیکار می‌کنی؟

534
00:26:49,566 --> 00:26:51,151
‫من دیگه حوصله ندارم

535
00:26:51,318 --> 00:26:53,111
‫- میشه لطفاً کمکش کنی؟
‫- حتماً

536
00:26:53,236 --> 00:26:54,529
‫برگرد توی تخت

537
00:26:54,654 --> 00:26:56,573
‫بیا. بذار کمکت کنم

538
00:26:57,991 --> 00:26:59,451
‫بیارش

539
00:26:59,576 --> 00:27:00,619
‫برو بریم

540
00:27:03,538 --> 00:27:05,498
‫آخرش معتاد از کار در میام

541
00:27:06,916 --> 00:27:08,835
‫گمونم همین الانم شدم

542
00:27:09,002 --> 00:27:11,671
‫چیزی نیست. جدی میگم

543
00:27:11,838 --> 00:27:13,798
‫بیا، این حالت رو بهتر می‌کنه

544
00:27:52,128 --> 00:27:53,171
‫هنوز همین‌جایی؟

545
00:27:54,714 --> 00:27:55,674
‫آره

546
00:27:59,135 --> 00:28:01,054
‫بگم شامت رو بیارن؟

547
00:28:02,472 --> 00:28:03,473
‫گشنه‌ت نیست؟

548
00:28:04,265 --> 00:28:05,225
‫نه

549
00:28:08,311 --> 00:28:09,312
‫اینگرید...

550
00:28:11,773 --> 00:28:13,817
‫به نظرت وقتشه با دوست‌های صمیمیم

551
00:28:13,942 --> 00:28:15,819
‫خداحافظی کنم؟

552
00:28:15,944 --> 00:28:18,196
‫به نظرم باید هر کاری دلت می‌خواد بکنی

553
00:28:19,322 --> 00:28:21,825
‫من فقط آرامش و سکوت می‌خوام

554
00:28:23,660 --> 00:28:26,913
‫به این فکر کردی می‌خوای وقتت رو صرف چی کنی؟

555
00:28:28,957 --> 00:28:30,667
‫و کجا بری؟

556
00:28:30,792 --> 00:28:32,460
‫جایی هست دوست داشته باشی بری؟

557
00:28:33,670 --> 00:28:34,671
‫نگاه کن

558
00:28:40,260 --> 00:28:41,803
‫دونه‌های برف صورتی

559
00:28:44,305 --> 00:28:47,392
‫بالاخره یه جنبه مثبت
‫توی تغییرات اقلیمی پیدا شد

560
00:28:49,602 --> 00:28:50,645
‫خب...

561
00:28:52,272 --> 00:28:53,898
‫من اون‌قدری زنده موندم تا ببینمش

562
00:28:58,987 --> 00:29:01,865
‫آخرِ داستانِ مردگانِ جیمز جویس رو یادته؟

563
00:29:01,990 --> 00:29:03,700
‫خیلی مبهم

564
00:29:05,160 --> 00:29:06,911
‫«برف می‌بارید،

565
00:29:08,621 --> 00:29:12,167
‫می‌بارید بر گورستان متروک

566
00:29:12,292 --> 00:29:15,253
‫به آرامی می‌بارید بر پهنه‌ی جهان

567
00:29:17,505 --> 00:29:20,091
و همچون فرود سرنوشت محتوم

568
00:29:20,216 --> 00:29:23,344
بر سر زندگان و مُردگان

569
00:29:25,472 --> 00:29:30,226
‫آرام می‌بارید.»

570
00:29:34,731 --> 00:29:36,274
‫دیگه داره دیر میشه...

571
00:29:37,567 --> 00:29:38,568
‫باید برم

572
00:29:46,659 --> 00:29:47,619
‫ممنونم

573
00:29:49,204 --> 00:29:50,747
‫فردا می‌بینمت

574
00:30:37,836 --> 00:30:40,505
‫هنوز نیم ساعت به شروع فیلم مونده

575
00:30:40,630 --> 00:30:42,757
‫بریم تا شلوغ نشده صندلی‌مون رو پیدا کنیم؟

576
00:30:42,924 --> 00:30:44,926
‫نه. می‌خوام یه چیزی رو بهت بگم

577
00:30:45,718 --> 00:30:47,053
‫باشه

578
00:30:47,220 --> 00:30:49,639
‫نمی‌خوام با رنجِ خفت‌بار از دنیا برم

579
00:30:49,764 --> 00:30:51,516
‫یه قرص اتانازی گرفتم

580
00:30:52,392 --> 00:30:53,810
‫نپرس چطوری

581
00:30:53,935 --> 00:30:56,354
‫توی دارک وب تقریباً همه‌چی میشه گیر آورد

582
00:30:56,479 --> 00:30:58,523
‫تازه کلی هم اُپیوئید برای وقتایی که درد دارم

583
00:30:58,648 --> 00:30:59,899
‫گرفتم

584
00:31:00,024 --> 00:31:01,484
‫این‌جوری هم نگاهم نکن

585
00:31:01,609 --> 00:31:03,570
‫نمی‌خوام منصرفم کنی

586
00:31:04,571 --> 00:31:06,531
‫اصلاً نمی‌دونم چی بگم

587
00:31:06,656 --> 00:31:07,991
‫امیدوار بودم موافقت کنی

588
00:31:09,033 --> 00:31:10,535
‫با چی موافقت کنم؟

589
00:31:10,660 --> 00:31:12,370
که کمکم کنی

590
00:31:13,079 --> 00:31:14,455
‫چه کمکی؟

591
00:31:15,790 --> 00:31:18,334
‫من بارها تا پای مرگ رفتم

592
00:31:18,459 --> 00:31:20,587
‫ولی همیشه یه نفر کنارم بوده

593
00:31:20,753 --> 00:31:24,048
‫ما خبرنگارها یه جور خانواده سیار شده بودیم

594
00:31:25,967 --> 00:31:27,552
‫اینم یه جنگ دیگه‌ست

595
00:31:28,636 --> 00:31:29,888
‫منم ازش نمی‌ترسم

596
00:31:30,471 --> 00:31:31,639
‫ولی...

597
00:31:31,764 --> 00:31:33,808
‫مثل بقیه وقتایی که تا پای مرگ رفتم

598
00:31:35,768 --> 00:31:37,729
‫نمی‌خوام تنها باشم، اینگرید

599
00:31:40,231 --> 00:31:41,608
‫ازت می‌خوام که...

600
00:31:42,525 --> 00:31:44,569
‫توی اتاق بغلیم باشی

601
00:31:45,987 --> 00:31:47,614
‫به نظرم بهتره بریم صندلی‌هامون رو پیدا کنیم

602
00:31:47,780 --> 00:31:50,491
‫آره حتماً ولی اگه اشکالی نداشته باشه

603
00:31:50,617 --> 00:31:51,743
‫ترجیح میدم به بحث‌مون ادامه بدیم

604
00:31:54,329 --> 00:31:55,788
‫خیلی‌خب. آم...

605
00:31:57,832 --> 00:31:59,334
‫هنوز تصمیم نگرفتی کی
‫می‌خوای انجامش بدی؟

606
00:32:00,293 --> 00:32:01,294
‫دقیقاً نه

607
00:32:02,337 --> 00:32:03,338
‫تا یه ماه دیگه؟

608
00:32:05,465 --> 00:32:09,427
‫قبل از اینکه وضعم بدتر بشه
‫و دیگه منو نشناسی

609
00:32:09,552 --> 00:32:13,389
‫توی چند هفته پیشِ رو حالم باید بهتر بشه

610
00:32:13,514 --> 00:32:15,183
‫ولی می‌خوام زودتر انجامش بدم

611
00:32:15,350 --> 00:32:17,435
‫دکترهام فکر می‌کنن که من قراره برگردم

612
00:32:17,560 --> 00:32:19,520
‫و دوره درمانم رو تکمیل کنم

613
00:32:19,646 --> 00:32:22,023
‫بهتره به چیزی شک نکنن

614
00:32:22,982 --> 00:32:24,734
‫کجا می‌خوای انجامش بدی؟

615
00:32:24,859 --> 00:32:26,152
‫نمی‌خوام توی خونه‌م باشم

616
00:32:28,613 --> 00:32:31,574
‫و نمی‌خوام جایی باشه
‫که قبلاً توش خوشحال بودم

617
00:32:34,118 --> 00:32:36,287
‫همیشه اشتباهه برگردی به جایی که

618
00:32:36,412 --> 00:32:37,956
‫یه زمانی توش واقعاً خوشحال بودی

619
00:32:38,081 --> 00:32:40,375
‫آخه این‌جوری گند می‌زنی
‫به خاطراتِ خوشِ اولیه‌ت

620
00:32:40,500 --> 00:32:42,126
‫نه، درک می‌کنم

621
00:32:42,251 --> 00:32:45,421
‫به نظرم اگه توی یه محیط غریب

622
00:32:45,546 --> 00:32:49,634
‫و ناآشنا باشم، راحت‌تر بتونم...

623
00:32:49,759 --> 00:32:51,594
‫از این دنیا دل بِکَنم

624
00:32:51,719 --> 00:32:53,763
‫چون در غیر این صورت
‫نمی‌تونم این کار رو بکنم

625
00:32:56,349 --> 00:32:59,310
‫ترجیح میدم یه جای غریب،

626
00:33:00,353 --> 00:33:02,230
‫راحت و امن باشه

627
00:33:03,189 --> 00:33:05,566
‫و زیاد هم دور نباشه

628
00:33:05,692 --> 00:33:07,819
‫می‌خوای کمکت کنم یه جا پیدا کنی

629
00:33:07,944 --> 00:33:10,113
‫یا کمکت کنم مستقر بشی؟

630
00:33:10,238 --> 00:33:12,323
‫نه، نه، نه

631
00:33:12,448 --> 00:33:13,950
‫نه، خودم ترتیب این قسمتش رو میدم

632
00:33:15,702 --> 00:33:18,579
‫فقط می‌خوام یه نفر همراهیم کنه

633
00:33:19,789 --> 00:33:21,249
‫و توی اتاق بغلی باشه

634
00:33:23,793 --> 00:33:25,670
‫ترجیح نمیدی یکی باشه که بهت نزدیک‌تر باشه؟

635
00:33:25,795 --> 00:33:27,130
‫ما خیلی بهم نزدیکیم

636
00:33:27,255 --> 00:33:29,215
‫نه، یعنی آره! البته!
‫معلومه که هستیم

637
00:33:29,340 --> 00:33:31,634
‫وای خدایا! ما خیلی به هم نزدیکیم. فقط...

638
00:33:31,759 --> 00:33:33,761
‫سال‌هایی بوده که اصلاً از هم خبر نداشتیم

639
00:33:34,971 --> 00:33:36,431
‫استلا چی؟

640
00:33:36,556 --> 00:33:37,807
‫یا مگی؟

641
00:33:37,932 --> 00:33:39,350
‫یا ونسا؟

642
00:33:39,475 --> 00:33:41,060
‫شماها از بچگی با هم دوست بودین

643
00:33:41,185 --> 00:33:43,521
‫راستش اول بهشون فکر کردم

644
00:33:44,564 --> 00:33:46,232
‫از هر سه‌تاشونم درخواست کردم

645
00:33:46,399 --> 00:33:49,652
‫همه‌شون ترسیدن و زیر بار نرفتن

646
00:33:50,987 --> 00:33:52,363
‫شرایط رو درک کردن

647
00:33:52,488 --> 00:33:54,323
‫ولی گفتن نمی‌خوان نقشی توی

648
00:33:54,449 --> 00:33:56,284
‫خودکشیم داشته باشن

649
00:33:56,409 --> 00:33:58,077
‫به هیچ وجه راضی نمی‌شدن

650
00:33:58,244 --> 00:34:00,163
‫- دخترت چی؟
‫- این‌جوری در حقش نامردی میشه

651
00:34:01,664 --> 00:34:03,666
‫من زیاد حضور پررنگی توی زندگیش نداشتم

652
00:34:03,791 --> 00:34:05,543
‫نمی‌خوام بار مرگم رو روی دوشش بذارم

653
00:34:05,668 --> 00:34:09,839
‫حداقل باهاش مشورت می‌کردی و
نظرش رو می‌پرسیدی

654
00:34:09,964 --> 00:34:11,674
‫اینگرید، ما عینِ دوتا غریبه هستیم

655
00:34:13,384 --> 00:34:15,094
‫همون اول که راجع به
‫تردیدم برای درمان بهش گفتم

656
00:34:15,261 --> 00:34:16,971
‫به وضوح منظورش رو رسوند

657
00:34:18,264 --> 00:34:20,016
‫گفت تصمیمش با خودمـه

658
00:34:21,684 --> 00:34:22,810
‫حق هم داره

659
00:34:23,478 --> 00:34:24,395
‫صحیح

660
00:34:51,130 --> 00:34:53,257
‫توی زندگی هر اتفاقی هم که بیفته

661
00:34:53,382 --> 00:34:55,551
‫آدما ازت انتظار دارن به مبارزه ادامه بدی

662
00:34:57,303 --> 00:35:01,015
‫بهمون یاد دادن همچین
‫دیدگاهی به سرطان داشته باشیم

663
00:35:01,140 --> 00:35:06,229
‫مثل یه نبرد...
‫بین بیمار و بیماری

664
00:35:06,354 --> 00:35:09,565
‫که به نوعی جدال خیر و شره

665
00:35:09,690 --> 00:35:11,818
‫اگه جون سالم به در ببری، بهت میگن قهرمان

666
00:35:12,944 --> 00:35:14,779
‫اگه نه،

667
00:35:16,405 --> 00:35:18,199
‫میگن حتما با تمام قوا مبارزه نکردی

668
00:35:20,827 --> 00:35:22,578
‫آدما خوش‌شون نمیاد از کلماتِ

669
00:35:22,703 --> 00:35:25,873
‫«لاعلاج» یا «غیرقابل درمان» استفاده کنن

670
00:35:25,998 --> 00:35:28,501
‫میگن این حرفا ناامیدکننده‌ست

671
00:35:28,668 --> 00:35:30,294
‫یه سری از بدترین حرفا رو آدم از

672
00:35:30,419 --> 00:35:32,922
‫جامعه‌ی حامیان سرطان می‎شنوه

673
00:35:33,047 --> 00:35:35,925
‫بعضی‌هاشون فکر می‌کنن سرطان یه جور موهبت

674
00:35:36,050 --> 00:35:38,719
‫و فرصتی برای رشد معنویه

675
00:35:38,886 --> 00:35:40,596
‫چه مزخرفاتی!

676
00:35:40,721 --> 00:35:43,808
‫آدما باید بفهمن که این
‫شیوه‌ی مقابله من با این بیماریه

677
00:35:45,977 --> 00:35:49,105
‫سرطان نمی‌تونه منو از پا در بیاره
‫اگه خودم زودتر تمومش کنم

678
00:35:51,858 --> 00:35:54,360
‫و اصلاً چه فایده این‌قدر صبر کنم

679
00:35:55,611 --> 00:35:56,946
‫وقتی که کاملاً آمادگی مرگ رو دارم؟

680
00:35:58,698 --> 00:36:00,908
‫کاملاً مطمئنی که آمادگیش رو داری؟

681
00:36:01,033 --> 00:36:02,827
‫کاملاً

682
00:36:02,952 --> 00:36:04,912
‫از همون اول که بیماریم رو تشخیص دادن

683
00:36:07,039 --> 00:36:09,417
‫می‌دونی، من به شدت از مرگ می‌ترسم

684
00:36:09,584 --> 00:36:10,585
‫می‌دونم

685
00:36:10,710 --> 00:36:12,003
‫کتابت رو خوندم

686
00:36:12,128 --> 00:36:14,172
‫برای همینم اولین نفر سراغ تو نیومدم

687
00:36:16,299 --> 00:36:17,842
‫ولی تو شرایطم رو درک می‌کنی، درسته؟

688
00:36:17,967 --> 00:36:19,635
‫آره، آره. بهت حسودیم میشه

689
00:36:19,760 --> 00:36:21,429
‫کنترل زندگیت دستِ خودته

690
00:36:21,596 --> 00:36:24,807
‫فقط می‌خوام روزهای آخرم کنارم باشی

691
00:36:24,932 --> 00:36:27,518
‫فرض کن رفتیم مسافرت

692
00:36:27,643 --> 00:36:30,146
‫فقط می‌خوام مظمئن باشم
‫وقتی دارم از این دنیا میرم

693
00:36:30,271 --> 00:36:32,315
‫یه نفر توی اتاق بغلی باشه

694
00:36:32,440 --> 00:36:33,900
‫مارتا، من می‌ترسم

695
00:36:34,066 --> 00:36:35,484
‫درک می‌کنم

696
00:36:35,610 --> 00:36:36,903
‫به نظرم کاملاً حق داری این کار رو بکنی

697
00:36:37,028 --> 00:36:38,738
‫و منم تحسینت می‌کنم

698
00:36:38,863 --> 00:36:40,531
‫ولی بعید می‌دونم طاقت داشته
‫باشم که با جنازه‌ت روبه‌رو بشم

699
00:36:40,656 --> 00:36:42,074
‫من اونقدرا قوی نیستم

700
00:36:42,200 --> 00:36:43,701
‫تو خیلی قوی‌تر از اونی هستی که فکر می‌کنی

701
00:36:46,329 --> 00:36:48,789
‫در هر صورت باید بهت رو می‌زدم

702
00:36:52,835 --> 00:36:54,420
‫مارتا، الان نمی‌تونم جواب بدم

703
00:36:54,587 --> 00:36:56,005
‫ولی بهت قول میدم که بهش فکر کنم

704
00:36:56,130 --> 00:36:58,674
‫الان خیلی گیج شدم و وحشت‌زده‌م

705
00:36:58,799 --> 00:37:00,301
‫متوجه‌م

706
00:37:00,426 --> 00:37:02,178
‫متوجه‌م که یهوییه

707
00:37:04,263 --> 00:37:05,932
‫و ناخوشاینده

708
00:37:10,519 --> 00:37:11,854
‫یکی دیگه رو پیدا می‌کنم

709
00:37:22,323 --> 00:37:24,700
‫- زیاده‌روی کردم؟
‫- نه، نه

710
00:38:04,699 --> 00:38:06,784
‫- مارتا؟
‫- سلام اینگرید

711
00:38:06,909 --> 00:38:08,244
‫من تصمیمم رو گرفتم

712
00:38:09,203 --> 00:38:09,245
‫خب توی صحبت‌هامون یه اشاره‌ای به تو شد

713
00:38:09,370 --> 00:38:12,331
‫- خاطراتِ خوبی ازت داره
‫- جدی؟

714
00:38:12,456 --> 00:38:14,834
‫رابطه‌ی ما بیشتر به صحبت خلاصه می‌شد

715
00:38:14,959 --> 00:38:17,628
‫همیشه عجله داشت که جایی بره

716
00:38:17,795 --> 00:38:22,091
‫واسه همین رابطه‌مون یه
‫حس اضطرار و شتاب داشت

717
00:38:22,258 --> 00:38:24,468
‫انگار داشتم با یه تروریست ارتباط برقرار می‌کردم

718
00:38:24,593 --> 00:38:26,095
‫همیشه حس آخرین بار رو داشت

719
00:38:26,262 --> 00:38:28,472
‫خب اون تو رو یکی از
‫بهترین دوستاش می‌دونه

720
00:38:28,597 --> 00:38:30,182
‫دوست دارم بدونم از نظر تو
‫چه‌جور دوستی بودم

721
00:38:30,308 --> 00:38:32,476
‫وای باورم نمیشه هنوز باهام اینجوری حرف می‌زنی

722
00:38:32,643 --> 00:38:35,146
‫- جدی میگم
‫- نه، نه، اصلاً هم این‌طور نیست

723
00:38:35,313 --> 00:38:37,815
‫الان موضوع جدی، وضعیتِ مارتاست

724
00:38:37,940 --> 00:38:40,318
‫و تو همچنان از مرگ می‌ترسی؟

725
00:38:40,484 --> 00:38:42,361
‫همین اواخر یه کتاب راجع بهش منتشر کردی

726
00:38:42,486 --> 00:38:44,488
‫با کمک کتاب نتونستی بهش غلبه کنی؟

727
00:38:44,613 --> 00:38:46,574
‫نه

728
00:38:55,458 --> 00:38:57,335
‫سلام. چطوری؟

729
00:38:58,002 --> 00:38:59,170
‫بهترم

730
00:38:59,295 --> 00:39:01,922
‫از وقتی قبول کردی خیلی بهترم

731
00:39:02,048 --> 00:39:03,674
‫کجایی؟ خونه‌ای؟

732
00:39:03,841 --> 00:39:04,925
‫آره

733
00:39:05,051 --> 00:39:06,677
‫دارم گلدون‌ها رو آب میدم

734
00:39:06,844 --> 00:39:09,263
‫فکر کردم یه نفر این کار رو برات انجام میده

735
00:39:09,388 --> 00:39:11,015
‫درسته

736
00:39:11,140 --> 00:39:13,642
‫ولی امروز دلم خواست خودم
‫بهشون آب بدم و دارم حال می‌کنم

737
00:39:13,768 --> 00:39:15,936
‫باشه. خوبه

738
00:39:16,062 --> 00:39:20,149
‫به نتیجه رسیدی که کجا بریم؟

739
00:39:20,274 --> 00:39:22,485
‫برای همین زنگ زدم

740
00:39:22,651 --> 00:39:24,070
‫یه جا نزدیکِ وودستاکه

741
00:39:24,195 --> 00:39:26,113
‫دو ساعت با شهر فاصله داره

742
00:39:26,238 --> 00:39:27,698
‫جای قشنگیه

743
00:39:27,823 --> 00:39:30,493
‫یکم گرونه ولی...

744
00:39:30,659 --> 00:39:32,995
‫نباید فرصت رو از دست داد

745
00:39:34,330 --> 00:39:36,499
‫خب می‌دونی چه مدتی...

746
00:39:36,624 --> 00:39:38,167
‫برای یه ماه اجاره‌ش کردم

747
00:39:38,292 --> 00:39:40,753
‫این‌جوری فرصت کافی دارم

748
00:39:40,878 --> 00:39:41,879
‫یه ماه؟

749
00:39:42,004 --> 00:39:44,256
‫آره، تعداد گلبول‌های خونم پایین اومده

750
00:39:44,382 --> 00:39:45,925
‫و باید قبل از شروع دوره درمان جدید

751
00:39:46,050 --> 00:39:47,510
‫استراحت کنم

752
00:39:47,635 --> 00:39:48,803
‫و تو تنها کسی هستی که می‌دونی

753
00:39:48,928 --> 00:39:51,222
‫دیگه قرار نیست برگردم بیمارستان

754
00:39:51,347 --> 00:39:53,557
‫این‌جوری نیست که تاریخِ
‫مشخصی مد نظر داشته باشم

755
00:39:53,682 --> 00:39:56,602
‫در واقع تو اصلاً قرار نیست از قبل بدونی

756
00:39:57,686 --> 00:39:59,980
‫ولی من آماده‌م

757
00:40:01,690 --> 00:40:04,276
‫در واقع عجله هم دارم

758
00:40:04,402 --> 00:40:06,112
‫من قراره دو هفته دیگه

759
00:40:06,237 --> 00:40:08,197
‫توی کالج بارد نزدیکِ وودستاک
‫سخنرانی کنم

760
00:40:08,322 --> 00:40:09,657
‫پس می‌تونیم همدیگه رو ببینیم

761
00:40:09,782 --> 00:40:11,534
‫بعید می‌دونم فکرِ خوبی باشه

762
00:40:11,659 --> 00:40:13,536
‫می‌خوام تمام مدت کنار مارتا باشم

763
00:40:13,661 --> 00:40:15,788
‫اگه تونستم بهت زنگ می‌زنم

764
00:40:15,913 --> 00:40:17,498
‫باید وکیل بگیری

765
00:40:17,623 --> 00:40:19,583
‫آره، باید به فکرش باشم

766
00:40:19,750 --> 00:40:22,753
‫بذار کمکت کنم وکیل پیدا کنی ولی باید
‫در جریان اوضاع قرار بگیره

767
00:40:22,878 --> 00:40:25,297
‫نه نه، پس اگه اینجوریه نه

768
00:40:25,423 --> 00:40:26,715
‫این مطلقاً یه رازه

769
00:40:26,882 --> 00:40:28,509
‫مارتا حتی نمی‌دونه که من بهت گفتم

770
00:40:28,634 --> 00:40:31,512
‫باشه. اما اگه چیزی لازم داشتی
‫باید بهم بگی

771
00:40:33,389 --> 00:40:34,682
‫من نگرانتم

772
00:40:35,641 --> 00:40:36,600
‫مرسی

773
00:41:34,825 --> 00:41:36,660
‫طبق این نقشه،

774
00:41:36,827 --> 00:41:39,079
‫از این پله‌ها می‌ریم بالا تا وارد خونه بشیم

775
00:41:39,205 --> 00:41:40,289
‫باشه

776
00:42:09,818 --> 00:42:10,945
‫اینو نگاه کن

777
00:42:26,168 --> 00:42:28,420
‫وای خیلی خوشگله

778
00:42:28,546 --> 00:42:31,799
‫خیلی قشنگ‌تر از عکساشه

779
00:42:35,553 --> 00:42:37,346
‫این واقعاً اثر «هاپر»ـه؟

780
00:42:37,513 --> 00:42:39,265
‫فکر نکنم اونو اینجا بذارنش.

781
00:42:40,182 --> 00:42:41,934
‫کپی خیلی خوبیه

782
00:42:42,059 --> 00:42:43,561
‫واقعی به نظر می‌رسه

783
00:43:06,458 --> 00:43:08,252
‫- صداشونو می‌شنوی؟
‫- اوهوم

784
00:43:08,377 --> 00:43:09,587
‫معرکه نیست؟

785
00:43:14,258 --> 00:43:17,344
‫و می‌تونیم زیر آفتاب دراز بکشیم
‫مثل نقاشی «هاپر»

786
00:43:18,846 --> 00:43:21,181
‫و از نسیم عصرگاهی لذت ببریم

787
00:43:26,812 --> 00:43:27,938
‫حالت خوبه؟

788
00:43:30,399 --> 00:43:31,400
‫خیلی خوشحالم

789
00:43:49,293 --> 00:43:51,170
‫می‌شه من این اتاق رو بردارم؟

790
00:43:51,295 --> 00:43:53,088
‫حتماً. خونه‌ی خودته

791
00:43:56,800 --> 00:43:58,802
‫این یکی یه کم کوچیکه

792
00:43:58,927 --> 00:44:00,137
‫می‌رم پایین رو ببینم

793
00:44:00,304 --> 00:44:01,180
‫باشه

794
00:44:19,073 --> 00:44:21,158
‫من اینو برمی‌دارم خب؟

795
00:44:21,992 --> 00:44:24,745
‫خیلی هم عالی!

796
00:44:24,870 --> 00:44:28,165
‫اشکالی نداره که اتاق بغلیت نیستم؟

797
00:44:28,332 --> 00:44:30,292
‫من صدای نفس کشیدنت رو هم می‌شنوم!

798
00:44:31,210 --> 00:44:33,170
‫بعدش هم داد بزن!

799
00:44:34,171 --> 00:44:36,256
‫باشه!

800
00:44:43,597 --> 00:44:45,557
‫خیلی خب

801
00:44:49,603 --> 00:44:51,397
‫بیا وسایلات رو از چمدون دربیاریم

802
00:44:51,522 --> 00:44:52,523
‫مرسی

803
00:44:53,399 --> 00:44:55,192
‫خودم بعداً درمیارم

804
00:44:55,317 --> 00:44:57,486
‫تو پرستار من نیستی اینگرید

805
00:44:57,611 --> 00:44:58,779
‫مهمون منی

806
00:44:59,530 --> 00:45:00,656
‫باشه

807
00:45:00,781 --> 00:45:03,492
‫پس میرم وسایلای خودمو درمیارم

808
00:45:20,718 --> 00:45:22,302
‫مارتا؟

809
00:45:27,558 --> 00:45:29,685
‫چی شده عزیزم؟

810
00:45:29,810 --> 00:45:31,186
‫- باورت نمی‌شه
‫- چی رو؟

811
00:45:31,311 --> 00:45:32,354
‫جا گذاشتمش!

812
00:45:32,479 --> 00:45:33,897
‫چی رو جا گذاشتی؟

813
00:45:34,022 --> 00:45:35,524
‫قرص رو، قرص اُتانازی رو!

814
00:45:35,691 --> 00:45:37,818
‫بقیه‌ی چیزها رو آوردم!
‫باید برگردیم

815
00:45:37,943 --> 00:45:39,903
‫اوه اشکال نداره
‫صبح اول وقت برمی‌گردیم

816
00:45:40,070 --> 00:45:41,238
‫- نه فردا نه!
‫- نگرانش نباش

817
00:45:41,405 --> 00:45:42,698
‫الان باید بریم!

818
00:45:42,865 --> 00:45:44,116
‫فقط باید مطمئن بشم...

819
00:45:44,241 --> 00:45:46,577
‫که گمش نکردم یا اشتباهی جایی نذاشتمش

820
00:45:46,660 --> 00:45:48,620
‫و فقط توی فکر و خیالم نبوده

821
00:45:49,538 --> 00:45:50,372
‫باشه

822
00:45:56,295 --> 00:45:59,089
‫خریدن یه قرصِ دیگه خیلی دردسر داره

823
00:46:01,508 --> 00:46:04,803
‫من یه دوستی دارم که یه آشنای ریاضیدان داره

824
00:46:05,179 --> 00:46:07,097
اون توی دارک‌وب پیداش کرد بود

825
00:46:08,432 --> 00:46:10,476
‫در کل خیلی ناجوره

826
00:46:10,601 --> 00:46:12,853
‫تازه علاوه بر این که غیرقانونی هم هست

827
00:46:16,064 --> 00:46:17,900
‫این که می‌دونی...

828
00:46:18,066 --> 00:46:19,985
‫همه‌ی اینا...

829
00:46:20,110 --> 00:46:22,321
‫ پشت صفحه‌ی کامپیوترهامون هستن ترسناکه

830
00:46:24,782 --> 00:46:26,241
‫احساس می‌کنم یه مجرمم

831
00:46:31,246 --> 00:46:33,665
‫هیچ‌وقت فکرشو نمی‌کردم دوباره برگردم اینجا

832
00:46:33,791 --> 00:46:35,918
‫با اون نماش از ساختمونای شهر

833
00:46:36,043 --> 00:46:38,253
‫زندگی همیشه غافلگیرت می‌کنه

834
00:46:38,420 --> 00:46:40,339
‫خیلی خب، بیا دست به کار شیم

835
00:46:40,464 --> 00:46:41,799
‫- باشه
‫- من از آشپزخونه شروع می‌کنم

836
00:46:41,924 --> 00:46:43,467
‫نگران نباش، پیداش می‌کنیم

837
00:46:43,592 --> 00:46:44,802
‫فقط... سعی کن به همه‌ی جاهایی
‫فکر کنی

838
00:46:44,927 --> 00:46:46,345
‫که معمولاً چیزی رو قایم می‌کنی

839
00:46:46,470 --> 00:46:48,013
‫این اولین چیزیه که تا حالا قایم کردم

840
00:46:48,138 --> 00:46:49,890
‫واقعاً؟

841
00:46:50,015 --> 00:46:52,226
‫تنها چیزی که یادم میاد اینه که
‫گذاشتم توی یه پاکت

842
00:46:52,351 --> 00:46:53,811
‫باشه

843
00:46:53,977 --> 00:46:55,562
‫چطوره از اتاق کارت شروع کنم؟

844
00:46:55,687 --> 00:46:57,314
‫- اشکال نداره؟ باشه
‫- باشه باشه

845
00:46:57,439 --> 00:46:59,608
‫کجا گذاشتمش؟ کجا گذاشتمش؟

846
00:47:18,460 --> 00:47:20,838
‫وای خدایا، هیچوقت پیداش نمی‌کنیم

847
00:48:14,474 --> 00:48:19,605
[خداحافظ]

848
00:48:35,370 --> 00:48:36,496
‫یه پاکت پیدا کردم

849
00:48:37,414 --> 00:48:38,332
‫خودشه!

850
00:48:39,207 --> 00:48:40,167
‫از کجا پیداش کردی؟

851
00:48:40,334 --> 00:48:41,752
‫توی میزت

852
00:48:41,877 --> 00:48:44,671
‫توی کشو یه کلید بود و من بازش کردم

853
00:48:44,796 --> 00:48:46,715
‫چطور یادم رفت آخه؟

854
00:48:46,882 --> 00:48:48,592
‫حتی کلید رو هم توش گذاشتم؟

855
00:48:48,717 --> 00:48:50,510
‫خب می‌خواستی لحظه‌ی آخر
‫برش داری، یادت رفته

856
00:48:50,636 --> 00:48:51,845
‫انقدرهام عجیب نیست

857
00:48:54,139 --> 00:48:55,349
‫مرسی

858
00:48:56,391 --> 00:48:58,393
‫چه احساس عجیبی

859
00:48:59,770 --> 00:49:01,605
‫انگار بعد مرگم هم اینجام

860
00:49:01,772 --> 00:49:03,941
‫وای خدا این حرف رو نزن

861
00:49:04,066 --> 00:49:06,568
‫خیلی واسه‌ت زوده که خودت رو روح بدونی

862
00:49:08,153 --> 00:49:10,280
‫بذار قبل رفتن خونه رو مرتب کم

863
00:49:10,447 --> 00:49:11,531
‫ممنون

864
00:50:06,294 --> 00:50:08,505
‫ببخشید اینهمه زحمتت دادم

865
00:50:08,672 --> 00:50:09,840
‫واقعاً شرمنده‌م

866
00:50:09,965 --> 00:50:12,509
‫اشکال نداره

867
00:50:12,634 --> 00:50:15,012
‫خیلی عالیه که برگشتیم همچین جایی

868
00:50:16,680 --> 00:50:18,557
‫یخچال مسخره

869
00:50:18,682 --> 00:50:20,017
‫کمک می‌خوای؟

870
00:50:22,811 --> 00:50:23,645
‫موفق شدم

871
00:50:30,902 --> 00:50:32,779
‫می‌دونی شاید...

872
00:50:32,904 --> 00:50:35,490
‫جا گذاشتن قرص یه جور نشونه بوده؟

873
00:50:37,200 --> 00:50:39,077
‫شاید اونقدرها که فکر می‌کنی آمادگیشو نداری

874
00:50:41,621 --> 00:50:43,874
‫بهت گفتم هیچوقت این حرف رو بهم نزنی

875
00:50:45,751 --> 00:50:47,335
‫یادم نمیاد اینو بهم گفته باشی

876
00:50:50,380 --> 00:50:52,299
‫فکر می‌کنم خیلی چیزها بهت گفتم

877
00:50:53,842 --> 00:50:57,471
‫به خاطر «مغز شیمیایی»ـه

878
00:50:57,596 --> 00:51:01,141
‫همه‌ش حافظه‌م در اشتباهه
‫و خیلی راحت حواسم پرت می‌شه

879
00:51:03,393 --> 00:51:06,813
‫حتی بعد از توقف درمان هم
‫می‌تونه ادامه پیدا کنه

880
00:51:06,855 --> 00:51:08,482
‫و تا چندین سال بمونه

881
00:51:09,733 --> 00:51:11,526
‫حداقل به این مشکل نمی‌خورم

882
00:51:14,362 --> 00:51:15,614
‫وقتی می‌نویسم...

883
00:51:16,823 --> 00:51:17,824
‫وقتی نوشتم...

884
00:51:19,785 --> 00:51:22,662
‫مجبور بودم هزار بار تصحیحش کنم

885
00:51:22,788 --> 00:51:25,082
‫دیگه نمی‌تونم به قضاوتم از هیچی اعتماد کنم

886
00:51:25,207 --> 00:51:26,917
‫خب...

887
00:51:27,084 --> 00:51:30,378
‫پس چرا به این تصمیمت اعتماد می‌کنی؟

888
00:51:30,545 --> 00:51:32,714
‫از کجا می‌دونی اینم تاثیر
‫«مغز شیمیایی» نیست؟

889
00:51:34,549 --> 00:51:36,468
‫من قرص رو تو کشو بالاییِ پاتختی...

890
00:51:36,593 --> 00:51:38,637
‫ جا گذاشتم.

891
00:51:38,762 --> 00:51:41,723
‫اگه فراموش کنم که بعید می‌دونم،

892
00:51:41,848 --> 00:51:43,934
‫تو یادم میندازی

893
00:51:44,059 --> 00:51:47,270
‫و من ترجیح میدم دیگه درموردش حرف نزنیم

894
00:51:47,437 --> 00:51:50,190
‫خب به منم ربط داره
‫اینطور فکر نمی‌کنی؟

895
00:51:53,777 --> 00:51:55,195
‫قطعاً. معلومه

896
00:51:57,656 --> 00:51:59,950
‫من یه نامه‌ی امضا شده برای پلیس می‌ذارم

897
00:52:00,075 --> 00:52:03,286
‫و همه چی رو بهشون می‌گم
‫به علاوه اسم قرص...

898
00:52:03,411 --> 00:52:04,913
‫و این که از کجا خریدمش

899
00:52:05,038 --> 00:52:09,126
‫اسم تو هیچ‌جا نمیاد

900
00:52:09,251 --> 00:52:12,963
‫تنها کاری که باید انجام بدی
‫اینه که بگی هیچی نمی‌دونی

901
00:52:13,088 --> 00:52:15,757
‫نظرت رو عوض نکن

902
00:52:15,882 --> 00:52:17,843
‫نمی‌خوام اطلاعات دیگه‌ای بهت بدم

903
00:52:17,968 --> 00:52:19,469
‫هر چی کمتر بدونی بهتره

904
00:52:21,471 --> 00:52:23,265
‫و این مهمه

905
00:52:28,937 --> 00:52:31,148
‫من در اتاق رو باز می‌ذارم می‌خوابم

906
00:52:31,314 --> 00:52:34,192
‫و روزی که دیدی بسته‌ست...

907
00:52:34,317 --> 00:52:36,778
‫همون روزیه که دیگه اون اتفاق افتاده

908
00:52:36,987 --> 00:52:39,322
‫این نشونه‌ست، درِ بسته

909
00:52:44,995 --> 00:52:46,663
‫می‌دونم سخته

910
00:52:49,499 --> 00:52:51,334
‫اما فقط فکر کن اومدیم مسافرت

911
00:52:53,044 --> 00:52:56,923
‫می‌تونی بنویسی، می‌تونیم بریم و بیایم...

912
00:52:57,048 --> 00:52:58,800
‫فکر نکنم بتونم تمرکز کنم

913
00:53:01,136 --> 00:53:02,387
‫و اگه بنویسم...

914
00:53:02,512 --> 00:53:03,638
‫ممکنه تو یه جاییش باشی...

915
00:53:03,805 --> 00:53:05,098
‫و نمی‌خوام این کارو بکنم

916
00:53:05,223 --> 00:53:07,976
‫آره اگه پلیس تحقیقات انجام بده

917
00:53:08,101 --> 00:53:09,853
‫این کار می‌تونه زندگیتو مختل کنه

918
00:53:10,020 --> 00:53:11,188
‫خب من این کارو نمی‌کنم

919
00:53:11,313 --> 00:53:12,564
‫تا مرگم صبر کن

920
00:53:12,689 --> 00:53:14,816
‫خدایا!

921
00:53:14,941 --> 00:53:18,904
‫می‌شه نگی «تا مرگم صبر کن» لطفاً؟

922
00:53:21,072 --> 00:53:22,157
‫قول میدم

923
00:53:24,826 --> 00:53:26,244
‫می‌خوام این اطراف یه باشگاه پیدا کنم

924
00:53:26,369 --> 00:53:27,954
‫که بتونم چند روز در هفته برم

925
00:53:30,332 --> 00:53:31,458
‫اینجا فقط من غذا می‌خورم

926
00:53:31,583 --> 00:53:32,626
‫و نمی‌خوام ۵ کیلو اضافه کنم...

927
00:53:32,751 --> 00:53:33,710
‫در حالی که تو کم می‌کنی

928
00:53:33,835 --> 00:53:35,253
‫بهم زمان بده

929
00:53:35,378 --> 00:53:36,546
‫بهت می‌رسم

930
00:53:40,300 --> 00:53:41,593
‫ببین، دارم می‌خورم

931
00:53:43,929 --> 00:53:46,473
‫عملاً مرگ تو دستای منه

932
00:53:48,433 --> 00:53:51,394
‫هیچ‌وقت تصور نمی‌کردم انقدر سبک باشه

933
00:54:27,597 --> 00:54:28,556
‫مارتا

934
00:54:33,061 --> 00:54:33,979
‫صبح بخیر

935
00:54:34,104 --> 00:54:35,772
‫صبح بخیر

936
00:54:35,897 --> 00:54:37,023
‫دارم صبحونه درست می‌کنم

937
00:54:38,316 --> 00:54:39,359
‫نون تست می‌خوای؟

938
00:54:39,484 --> 00:54:41,278
‫نه فقط یه کم قهوه

939
00:54:41,444 --> 00:54:42,696
‫نوش جان کن، آماده‌ست

940
00:54:42,821 --> 00:54:45,115
‫آبمیوه و میوه...

941
00:54:45,240 --> 00:54:46,491
‫ و هر چی که بخوای هست

942
00:54:52,080 --> 00:54:55,333
‫رفتار دیروزم غیرقابل‌قبول بود

943
00:54:55,458 --> 00:54:59,462
‫کاملاً درک می‌کنم که دیوونه‌ت کرد

944
00:54:59,629 --> 00:55:02,924
‫اما توی وضعیت فعلیم
‫نمی‌تونم هیچ قولی بدم

945
00:55:03,967 --> 00:55:05,093
‫واسه همین محض احتیاط...

946
00:55:08,013 --> 00:55:11,308
‫یه آرام‌بخش متوسط توی این کشو گذاشتم

947
00:55:11,433 --> 00:55:13,018
‫و اگه دیدی غیرقابل‌تحمل شدم،

948
00:55:13,143 --> 00:55:16,563
‫یکی بخور و آروم شو

949
00:55:16,688 --> 00:55:18,023
‫دیشب به کارم میومد

950
00:55:18,148 --> 00:55:19,941
‫تو...

951
00:55:20,066 --> 00:55:22,861
‫واقعاً نظیر نداری مارتا
‫واقعا... خیلی خوبی

952
00:55:24,654 --> 00:55:26,531
‫یه لیست خرید نوشتم

953
00:55:26,656 --> 00:55:27,949
‫یه چیزهایی لازم داریم

954
00:55:29,492 --> 00:55:30,952
‫چیزی می‌خوای بخرم؟

955
00:55:32,287 --> 00:55:33,371
‫فکر نکنم

956
00:55:34,789 --> 00:55:36,333
‫می‌خوای باهام بیای مغازه؟

957
00:55:38,335 --> 00:55:40,003
‫شاید یه روز دیگه

958
00:55:40,170 --> 00:55:42,630
‫اینجا خیلی قشنگه

959
00:55:42,756 --> 00:55:44,924
‫اگه اشکال نداره دوست دارم بمونم

960
00:55:45,050 --> 00:55:46,384
‫نه معلومه که نداره

961
00:55:48,636 --> 00:55:51,598
‫این اطراف یه باشگاه هم پیدا کردم

962
00:55:51,765 --> 00:55:53,099
‫چه عالی

963
00:55:53,224 --> 00:55:54,934
‫به نظرم فکر خیلی خوبیه

964
00:55:58,229 --> 00:56:00,774
‫خیلی خب...

965
00:56:00,899 --> 00:56:03,109
‫اگه چیزی لازم داشتی گوشیم پیشمه

966
00:56:03,985 --> 00:56:05,153
‫مرسی عزیزم

967
00:56:19,250 --> 00:56:20,877
[سلامت اندام مانتن‌شاپ]

968
00:56:21,044 --> 00:56:22,295
‫سلام

969
00:56:22,420 --> 00:56:23,630
‫می‌خواستم امروز از باشگاه استفاده کنم

970
00:56:23,755 --> 00:56:25,090
‫عضو هستین؟

971
00:56:25,215 --> 00:56:26,591
‫نه فقط مدت کوتاهی اینجام

972
00:56:26,591 --> 00:56:28,176
‫اگه مربی خصوصی بگیرین

973
00:56:28,301 --> 00:56:29,761
‫نیازی نیست عضو بشین

974
00:56:29,886 --> 00:56:32,180
‫باشه. پس مربی خصوصی می‌گیرم

975
00:56:32,347 --> 00:56:34,516
‫از جونا خوشتون میاد
‫حالا می‌بینید

976
00:56:34,891 --> 00:56:36,393
‫مرسی

977
00:56:36,559 --> 00:56:38,686
‫خب می‌خوای با استپ گرم کنی؟

978
00:56:38,853 --> 00:56:40,480
‫- باشه
‫- خوبه؟

979
00:56:40,605 --> 00:56:43,650
‫به نظرت می‌تونی ۳۰ ثانیه این کارو بکنی؟

980
00:56:43,775 --> 00:56:46,403
‫- حتماً باشه
‫- خیلی خب پس برو. امتحان کن

981
00:56:47,487 --> 00:56:49,948
‫برو بریم. خوبه آفرین

982
00:56:50,073 --> 00:56:51,324
‫- تمرکزت روی پات باشه
‫- اوهوم

983
00:56:51,449 --> 00:56:52,951
‫و اگه می‌تونی با هر قدم...

984
00:56:53,076 --> 00:56:54,411
‫- خب
‫- دستت رو تکون بده

985
00:56:55,662 --> 00:56:57,372
‫و تموم

986
00:56:57,497 --> 00:57:00,333
‫آفرین. خیلی قوی هستی خانوم

987
00:57:00,458 --> 00:57:02,168
‫من که نفسم بند اومده

988
00:57:02,293 --> 00:57:04,838
‫خب اگه می‌خوای حرکات دیگه‌ای هم هست
‫که می‌تونیم انجام بدیم

989
00:57:06,381 --> 00:57:08,091
‫مثلاً می‌تونی این کارو امتحان کنی

990
00:57:08,216 --> 00:57:09,801
‫می‌تونی عقب و جلو بری

991
00:57:09,926 --> 00:57:12,804
‫یا می‌تونی روش بپری و بری چپ

992
00:57:12,929 --> 00:57:15,598
‫و راست یا عقب و روی استپ

993
00:57:15,723 --> 00:57:17,392
‫- باشه باشه
‫- یه حرکت دیگه رو امتحان کن

994
00:57:17,517 --> 00:57:20,603
‫خوبه

995
00:57:20,728 --> 00:57:22,021
‫- روی مرکز بدنت تمرکز کن
‫- اوهوم

996
00:57:22,147 --> 00:57:24,816
‫و نفس بکش

997
00:57:24,941 --> 00:57:26,776
‫دم و بازدم

998
00:57:29,404 --> 00:57:30,447
‫عالیه. یه بار دیگه

999
00:57:34,659 --> 00:57:35,702
‫همه چی خوبه؟

1000
00:57:41,082 --> 00:57:43,793
‫وقتی تناسب اندام داشته باشی
‫دیرتر می‌میری

1001
00:57:46,337 --> 00:57:47,964
‫وقتی مرگ سر می‌رسه...

1002
00:57:48,089 --> 00:57:51,176
‫روح می‌خواد بره اما بدن می‌جنگه

1003
00:57:51,301 --> 00:57:54,053
‫ضربان قلب با هر نبضش می‌گه «نه»

1004
00:57:54,804 --> 00:57:56,264
‫خب...

1005
00:57:56,389 --> 00:57:59,392
‫همه‌ی اینا دلیلی برای اینه
‫که مراقب خودت باشی

1006
00:57:59,517 --> 00:58:00,810
‫من با یکی از دوستام زندگی می‌کنم
‫که داره می‌میره

1007
00:58:00,977 --> 00:58:01,978
‫متاسفم

1008
00:58:03,146 --> 00:58:05,023
‫بیا بریم بشینیم

1009
00:58:05,773 --> 00:58:06,608
‫بیا اینجا

1010
00:58:10,987 --> 00:58:12,906
‫کاری از دست من برمیاد؟

1011
00:58:19,204 --> 00:58:21,623
‫کاش می‌تونستم بغلت کنم

1012
00:58:21,748 --> 00:58:23,708
‫اما دیگه اجازه نداریم
‫مشتری‌ها رو لمس کنیم

1013
00:58:23,833 --> 00:58:26,085
‫به خاطر جریان شکایت و اینا

1014
00:58:29,380 --> 00:58:31,716
‫و این یه مشکله،

1015
00:58:31,841 --> 00:58:33,593
‫چون سخته که فقط با حرف...

1016
00:58:33,718 --> 00:58:35,470
‫حالت بدن بقیه رو اصلاح کنی

1017
00:58:35,637 --> 00:58:37,430
‫و لمس کردن خیلی مهمه

1018
00:58:38,806 --> 00:58:41,267
‫این دنیا پوچ و غیرانسانیه

1019
00:58:41,392 --> 00:58:43,686
‫من که فکر نمی‌کنم به این زودیا بهتر بشه

1020
00:58:46,064 --> 00:58:48,274
‫اما ممنونم احساس می‌کنم بغل شدم

1021
00:58:55,281 --> 00:58:58,451
‫ئه می‌خواستم این کتابه رو بخونم

1022
00:58:58,576 --> 00:59:01,329
‫می‌بینی عنوانش چه فوق‎العاده‌ست؟
‫«آوارگی »

1023
00:59:01,454 --> 00:59:02,539
‫می‌خوای بخریش؟

1024
00:59:04,749 --> 00:59:06,459
‫وقت نمی‌کنم تمومش کنم

1025
00:59:13,341 --> 00:59:15,260
‫از چینش اینا خوشم میاد

1026
00:59:15,385 --> 00:59:16,344
‫اوهوم

1027
00:59:16,511 --> 00:59:17,971
‫اوه نگاه کن

1028
00:59:18,096 --> 00:59:19,347
‫مارتا گلهورن

1029
00:59:20,390 --> 00:59:21,891
‫«نمایی از زمین»

1030
00:59:24,394 --> 00:59:28,606
‫نوشته: تو فقط یه جنگ رو
‫واقعاً دوست داری،

1031
00:59:28,731 --> 00:59:30,692
‫بعدش فقط داری وظیفه‌ت رو انجام میدی

1032
00:59:32,944 --> 00:59:34,320
‫مال تو کدوم بود؟

1033
00:59:35,989 --> 00:59:37,907
‫بدون شک، جنگ بوسنی

1034
00:59:43,705 --> 00:59:46,457
‫مبارزه‌ی مردم بوسنی برای زنده موندن

1035
00:59:46,583 --> 00:59:49,460
‫در مقابل یه ارتش کاملاً مجهز...

1036
00:59:49,586 --> 00:59:51,087
‫قلب همه‌ی ماهایی که...

1037
00:59:51,212 --> 00:59:53,631
‫شاهد قتل عام بودیم رو ربود

1038
00:59:53,756 --> 00:59:56,676
‫خبرنگارهای جنگی خانم خیلی کمن

1039
00:59:57,885 --> 01:00:00,346
‫جنگ یه چیز مردونه‌ست

1040
01:00:00,471 --> 01:00:02,557
‫یه جورایی باید مثل همون مردها بشی

1041
01:00:02,682 --> 01:00:04,517
‫و من هیچوقت باهاش مشکلی نداشتم

1042
01:00:04,642 --> 01:00:06,811
‫من همیشه مثل یه مرد زندگی کردم

1043
01:00:06,936 --> 01:00:11,774
‫راستش فکر می‌کنم چیزی که میشل
‫واقعاً کم داشت...

1044
01:00:11,941 --> 01:00:14,444
‫داشتن یه تصویر مادرانه توی زندگیش بود

1045
01:00:15,445 --> 01:00:18,573
‫و در این مورد باید اعتراف کنم

1046
01:00:18,740 --> 01:00:20,617
‫که درست می‌گفت

1047
01:00:20,908 --> 01:00:22,452
‫انقدر به خودت سخت نگیر

1048
01:00:27,165 --> 01:00:29,959
‫هی ببین کی داره میاد اینجا!

1049
01:00:30,084 --> 01:00:31,961
‫گل سرسبد!

1050
01:00:32,086 --> 01:00:33,963
‫«مگه جلو بردن زندگی با درستکاری

1051
01:00:34,130 --> 01:00:35,882
‫چقدر می‌تونه بد باشه؟»

1052
01:00:36,007 --> 01:00:37,383
‫دوست داری بری؟

1053
01:00:37,508 --> 01:00:38,885
‫نه می‌دونی چیه؟

1054
01:00:39,010 --> 01:00:40,762
‫دوست ندارم اون شب برام تکرار شه

1055
01:00:40,928 --> 01:00:43,181
‫همه‌مون فجایع شخصی خودمونو داریم

1056
01:00:43,306 --> 01:00:45,016
‫با من خیلی بهت بد می‌گذره؟

1057
01:00:45,141 --> 01:00:47,727
‫نه نه، منظورم اون بود
‫سخنرانی اون

1058
01:00:47,852 --> 01:00:49,646
‫بحران جهانی، تغییرات اقلیمی

1059
01:00:49,771 --> 01:00:50,647
‫آره

1060
01:00:51,147 --> 01:00:52,231
‫سلام

1061
01:00:52,482 --> 01:00:53,483
‫عاشق موهاتم

1062
01:00:54,108 --> 01:00:55,068
‫لطف داری

1063
01:00:55,360 --> 01:01:04,786
[کتابفروشی، قدیمی و جدید]

1064
01:01:06,162 --> 01:01:09,165
‫وقتی کابوس‌ها تو سرم هجوم میارن

1065
01:01:09,290 --> 01:01:11,793
‫به همه‌ی مردهایی که
‫دوستشون داشتم فکر می‌کنم

1066
01:01:11,959 --> 01:01:13,378
‫انگار شعر خوندی

1067
01:01:13,503 --> 01:01:15,296
‫یه شعر خوب

1068
01:01:17,840 --> 01:01:19,801
‫حتی اگه فقط یه شب بوده

1069
01:01:21,219 --> 01:01:24,013
‫گاهی وقتا به دیمین فکر می‌کنم

1070
01:01:29,102 --> 01:01:31,312
‫هنوزم فکر می‌کنم رابطه بهترین راه

1071
01:01:31,437 --> 01:01:33,523
‫برای دور کردن افکار غم‌انگیز مرگه

1072
01:01:35,108 --> 01:01:37,193
‫مثل اون کرملی‌های اسپانیایی

1073
01:01:39,237 --> 01:01:42,031
‫جنگ‌ها‌ من رو به زن بی‌بندوباری
‫ تبدیل کردن اینگرید

1074
01:01:42,198 --> 01:01:43,533
‫خوبه

1075
01:01:45,618 --> 01:01:46,953
‫هنوز باهاش در ارتباطی؟

1076
01:01:46,994 --> 01:01:49,122
‫- با کی؟
‫- دیمین

1077
01:01:50,248 --> 01:01:51,833
‫امم...

1078
01:01:51,999 --> 01:01:53,668
‫می‌دونی... هر از گاهی

1079
01:01:56,003 --> 01:01:58,548
‫«مگه چقدر می‌تونه بد بشه؟»

1080
01:02:00,383 --> 01:02:02,176
‫خب...

1081
01:02:02,301 --> 01:02:05,471
‫بدتر از چیزی که تصورشو بکنی دیمین جان

1082
01:02:09,225 --> 01:02:10,184
‫ببینم

1083
01:02:11,269 --> 01:02:12,270
‫حالت خوبه؟

1084
01:02:13,396 --> 01:02:14,647
‫سعی داشتم بنویسم

1085
01:02:16,107 --> 01:02:17,108
‫نمی‌تونم

1086
01:02:20,236 --> 01:02:24,407
‫توی این جنگ توانایی نوشتن هیچی رو ندارم

1087
01:02:24,574 --> 01:02:25,575
‫خوندن چی؟

1088
01:02:26,868 --> 01:02:27,869
‫توعاشق مطالعه بودی

1089
01:02:28,619 --> 01:02:29,787
‫سعیمو کردم

1090
01:02:31,622 --> 01:02:34,000
‫سعی کردم کتابای بعضی از
‫نویسنده‌های موردعلاقه‌م رو بخونم

1091
01:02:36,210 --> 01:02:38,671
‫دیگه اون جذابیت وجود نداره

1092
01:02:41,424 --> 01:02:43,217
‫دارم درمورد فاکنر حرف می‌زنم...

1093
01:02:44,635 --> 01:02:45,762
‫همینگوی...

1094
01:02:47,638 --> 01:02:49,056
‫نمی‌تونم تمرکز کنم

1095
01:02:50,641 --> 01:02:53,978
‫ذهنم یه دفعه خالی می‌شه

1096
01:02:55,271 --> 01:02:56,814
‫اگه خیلی خسته‌ای،

1097
01:02:58,316 --> 01:02:59,358
‫می‌تونم من برات بخونم

1098
01:03:02,445 --> 01:03:03,613
‫فقط خوندن نیست،

1099
01:03:05,031 --> 01:03:06,991
‫همه‌ی لذت‌ها کم شدن

1100
01:03:09,619 --> 01:03:10,828
‫دیگه دونستنش سخته که...

1101
01:03:10,953 --> 01:03:13,164
‫به چی باید توجه کنی

1102
01:03:16,292 --> 01:03:17,627
‫وقتم خیلی که...

1103
01:03:18,961 --> 01:03:20,296
‫و نمی‌خوام هدرش بدم

1104
01:03:22,298 --> 01:03:23,716
‫باشه

1105
01:03:27,136 --> 01:03:30,598
‫موسیقی چطور؟

1106
01:03:33,017 --> 01:03:36,312
‫فقط می‌تونم به آواز پرنده‌ها گوش بدم

1107
01:03:36,437 --> 01:03:39,565
‫خب خوشبختانه هر روز برامون
‫یه قطعه موسیقی عاشقانه می‌خونن

1108
01:03:39,690 --> 01:03:42,735
‫موسیقی تمرکزم رو از بین می‌بره

1109
01:03:42,860 --> 01:03:45,655
‫میاد بین من و هر کاری که دارم انجام میدم

1110
01:03:45,822 --> 01:03:47,323
‫حتی اگه اون کار فکر کردن باشه

1111
01:03:48,991 --> 01:03:51,911
‫شاید شیمی‌درمانی
‫داره روی شنواییم تاثیر می‌ذاره

1112
01:03:52,036 --> 01:03:54,330
‫اوه عزیزم

1113
01:03:54,455 --> 01:03:57,375
‫بخش خیلی کوچیکی ازم مونده

1114
01:04:05,842 --> 01:04:08,928
‫در حسرت آرامش ذهنی و جسمی‌ام

1115
01:04:11,722 --> 01:04:14,851
‫و در حسرت حرف زدن
‫هروقت که چیزی به خاطرم میاد

1116
01:04:16,102 --> 01:04:17,311
‫زیاد دارم حرف می‌زنم؟

1117
01:04:17,478 --> 01:04:19,438
‫نه نه نه، هر چقدر می‌خوای حرف بزن

1118
01:04:19,564 --> 01:04:21,023
‫من عاشق گوش دادن به حرفاتم

1119
01:04:38,040 --> 01:04:39,834
[پنج‌شنبه، ۲۵ آوریل
ساعت: ۶:۰۸]

1120
01:07:05,896 --> 01:07:07,690
‫چه خبر شده؟

1121
01:07:07,857 --> 01:07:09,400
‫چی شده؟

1122
01:07:12,028 --> 01:07:14,321
‫در اتاقت بسته بود واسه همین فکر کردم تو...

1123
01:07:15,865 --> 01:07:18,242
‫اوه واقعاً متاسفم

1124
01:07:18,367 --> 01:07:19,618
‫یکی از پنجره‌ها رو باز گذاشته بودم

1125
01:07:19,744 --> 01:07:22,455
‫حتماً باد اون رو بسته

1126
01:07:22,580 --> 01:07:23,706
‫وای خدای من!

1127
01:07:31,047 --> 01:07:32,715
‫به نظرت این انصافه
‫به خاطر این که هنوز زنده‌م...

1128
01:07:32,882 --> 01:07:34,467
‫از دستم عصبانی باشی؟

1129
01:07:37,845 --> 01:07:39,805
‫فکر کن یه جور تمرین بود

1130
01:07:41,390 --> 01:07:43,142
‫حالا می‌دونی قراره چه جوری باشه

1131
01:07:44,435 --> 01:07:46,187
‫می‌دونی قراره چه حسی داشته باشی

1132
01:07:47,897 --> 01:07:50,107
‫در اون صورت باید چند جا زنگ بزنی

1133
01:07:50,232 --> 01:07:53,694
‫و همه‌ی چیزهایی که گفتیم رو انجام بدی

1134
01:07:53,819 --> 01:07:55,654
‫و بگی از هیچی خبر نداشتی...

1135
01:07:56,739 --> 01:07:57,948
‫و اومده بودیم مسافرت...

1136
01:07:58,074 --> 01:07:59,784
‫لطفاً تمومش کن!

1137
01:08:01,577 --> 01:08:02,745
‫باشه

1138
01:09:05,975 --> 01:09:08,352
[نامه‌ی یک زن ناشناس]

1139
01:09:12,481 --> 01:09:13,858
‫واسه امشب کافیه؟

1140
01:09:14,859 --> 01:09:16,402
‫اوه!

1141
01:09:16,527 --> 01:09:18,779
‫یا خانم خانما می‌خواد بازم فیلم ببینه؟

1142
01:09:20,447 --> 01:09:23,367
‫بهم گفتی فیلم «مردگان» رو دارن؟

1143
01:09:24,618 --> 01:09:25,703
‫یا توی خیالاتم بود؟

1144
01:09:25,828 --> 01:09:27,788
‫آره دارنش

1145
01:09:27,955 --> 01:09:29,915
‫می‌خوای ببینیش؟

1146
01:09:30,708 --> 01:09:31,792
‫آره لطفاً

1147
01:09:31,959 --> 01:09:33,335
‫خیلی خب

1148
01:09:36,005 --> 01:09:37,047
‫ایناهش

1149
01:09:42,469 --> 01:09:44,096
[مردگان]

1150
01:09:47,558 --> 01:09:50,603
‫آری، روزنامه‌ها راست می‌گفتند

1151
01:09:50,728 --> 01:09:54,523
‫برف سراسر ایرلند را فرا گرفته است

1152
01:09:54,690 --> 01:09:58,402
‫بر همه‌‌ی نقاط تاریکِ دشت مرکزی می‌بارد

1153
01:09:58,527 --> 01:10:00,446
‫بر تپه‌های بی‌درخت

1154
01:10:01,655 --> 01:10:04,783
‫به نرمی بر مرداب آلن...

1155
01:10:04,909 --> 01:10:08,662
‫و به طرف باختر...

1156
01:10:08,787 --> 01:10:13,751
‫و در امواج تاریک و پرخروش رود شانون
‫ فرود می‌آید

1157
01:10:13,876 --> 01:10:16,921
‫حضور همه‌ی ما یکی یکی رنگ می‌بازد

1158
01:10:19,381 --> 01:10:22,593
‫برف می‌بارد

1159
01:10:22,718 --> 01:10:24,970
‫بر آن گورستان متروکی که...

1160
01:10:25,095 --> 01:10:26,972
‫«مایکل فیوری» آرمیده

1161
01:10:28,849 --> 01:10:31,018
‫به آرامی بر پهنه‌ی جهان می‌بارد

1162
01:10:31,185 --> 01:10:34,230
‫و آرام آرام...

1163
01:10:34,396 --> 01:10:36,857
‫همچون فرود سرنوشت محتوم

1164
01:10:38,359 --> 01:10:41,904
‫بر سر تمام زندگان و مردگان میبارد

1165
01:11:01,423 --> 01:11:02,299
‫صداشونو می‌شنوی؟

1166
01:11:03,008 --> 01:11:04,051
‫اوهوم

1167
01:11:12,601 --> 01:11:13,602
‫روز شده

1168
01:11:18,274 --> 01:11:19,525
‫و تو زنده‌ای

1169
01:11:30,119 --> 01:11:31,662
‫وای این واسه من سخته

1170
01:11:31,787 --> 01:11:32,955
‫- جدی؟
‫- سخت‌تر از چیزیه...

1171
01:11:33,122 --> 01:11:34,540
‫- که فکر می‌کردم
‫- باشه

1172
01:11:37,126 --> 01:11:38,377
‫فکر کنم نیاز دارم بشینم

1173
01:11:38,502 --> 01:11:41,130
‫باشه، بیا همینجا بشینیم

1174
01:11:41,255 --> 01:11:42,756
‫بیا، بذار کمکت کنم

1175
01:11:46,927 --> 01:11:49,430
‫من گرفتمت، بیا

1176
01:11:50,222 --> 01:11:51,265
‫بیا

1177
01:11:52,641 --> 01:11:53,767
‫خیلی خب

1178
01:11:55,269 --> 01:11:57,271
‫اوه!

1179
01:11:57,396 --> 01:11:59,481
‫- آخیش خیلی بهتر شد
‫- خوبه

1180
01:12:03,569 --> 01:12:06,655
‫قبل اومدن یه وصیت‌‌نامه‌ی جدید نوشتم

1181
01:12:06,780 --> 01:12:09,366
‫لطفاً الان درموردش حرف نزنیم

1182
01:12:10,993 --> 01:12:13,120
‫و آپارتمان رو با همه‌ی متعلقاتش...

1183
01:12:13,245 --> 01:12:14,872
‫برای تو و میشل می‌ذارم

1184
01:12:20,669 --> 01:12:23,797
‫من دفتر خاطرات جنگت رو توی میزت دیدم

1185
01:12:23,964 --> 01:12:26,300
‫می‌خوای باهاشون چی کار کنیم؟

1186
01:12:26,467 --> 01:12:28,177
‫اشکال نداره بخونمشون؟

1187
01:12:28,344 --> 01:12:29,720
‫معلومه که می‌تونی بخونیشون

1188
01:12:33,182 --> 01:12:34,850
‫می‌تونم داستانت رو تعریف کنم؟

1189
01:12:35,017 --> 01:12:36,268
‫می‌تونی هر کاری خواستی بکنی

1190
01:12:37,311 --> 01:12:38,604
‫اون موقع که اینجا نیستم

1191
01:12:40,689 --> 01:12:41,732
‫می‌تونم اینو بگم؟

1192
01:12:42,358 --> 01:12:43,359
‫نه

1193
01:12:44,568 --> 01:12:45,569
‫باشه

1194
01:13:39,748 --> 01:13:41,500
‫الان درموردش حرف نزنیم خب؟

1195
01:13:42,793 --> 01:13:45,295
‫باشه اونجا می‌بینمت، خداحافظ

1196
01:13:52,553 --> 01:13:54,388
‫اینگرید عزیز،

1197
01:13:54,513 --> 01:13:58,559
‫امروز انقدر روز قشنگیه که به نظرم...

1198
01:14:00,561 --> 01:14:01,437
‫سلام

1199
01:14:02,104 --> 01:14:03,063
‫سلام

1200
01:14:03,188 --> 01:14:05,065
‫- همه چی مرتبه؟
‫- آره

1201
01:14:05,190 --> 01:14:07,151
‫این نسیم خیلی دلچسبه

1202
01:14:07,276 --> 01:14:09,445
‫مراقب باش یه کم سرده

1203
01:14:10,988 --> 01:14:12,406
‫امم...

1204
01:14:12,531 --> 01:14:14,324
‫اگه کاری باهام نداری می‌خوام برم باشگاه

1205
01:14:14,450 --> 01:14:15,868
‫اما اگه می‌خوای می‌تونم بمونم

1206
01:14:15,993 --> 01:14:18,162
‫نه، برو لطفاً
‫نمی‌خوام ضدحال باشم

1207
01:14:18,287 --> 01:14:19,580
‫ضدحال نیستی

1208
01:14:19,705 --> 01:14:22,040
‫خیلی هم خوش‌اخلاقی

1209
01:14:22,166 --> 01:14:24,501
‫با مربیت درمورد من حرف زدی؟

1210
01:14:25,752 --> 01:14:27,045
‫امم...

1211
01:14:27,171 --> 01:14:29,965
‫خب... حرفت پیش اومد...

1212
01:14:30,090 --> 01:14:32,384
‫داشتم درمورد تناسب اندام...

1213
01:14:32,509 --> 01:14:35,387
‫و تپیدن قلب برای زنده موندن حرف می‌زدم

1214
01:14:35,512 --> 01:14:38,515
‫همه‌ی چیزهایی که توی بیمارستان
‫درموردشون حرف زدی

1215
01:14:38,640 --> 01:14:40,767
‫و اون جوری نگاهم کرد که انگار دیوونه‌م

1216
01:14:40,934 --> 01:14:43,312
‫منم بهش گفتم یه دوستی داشتم که مریض بود

1217
01:14:43,437 --> 01:14:45,564
‫همین

1218
01:14:45,689 --> 01:14:50,444
‫فقط یادت باشه تو از هیچی خبر نداری

1219
01:14:50,611 --> 01:14:51,612
‫اوهوم

1220
01:14:55,949 --> 01:14:57,659
‫بیا ببینم، یه بوس بده

1221
01:15:00,329 --> 01:15:01,622
‫- حالت خوبه؟
‫- آره

1222
01:15:24,603 --> 01:15:25,854
‫- سلام
‫- سلام

1223
01:15:31,068 --> 01:15:33,403
‫من بهش دروغ گفتم
‫از این کار خوشم نمیاد

1224
01:15:33,529 --> 01:15:34,780
‫خب باید تمرین کنی

1225
01:15:34,905 --> 01:15:36,698
‫دروغ گفتن رو؟

1226
01:15:36,823 --> 01:15:40,077
‫آره. تو رسماً از قصد مارتا خبر داری

1227
01:15:40,202 --> 01:15:41,662
‫آره

1228
01:15:41,828 --> 01:15:43,705
‫و اگه وکیل لازم داری من یکی رو پیدا کردم

1229
01:15:43,872 --> 01:15:45,832
‫مرسی. الان درموردش حرف نزنیم

1230
01:15:45,999 --> 01:15:48,919
‫سخنرانیت چطور پیش رفت؟

1231
01:15:49,044 --> 01:15:52,589
‫خب از این که هیچ سوالی رو
‫جواب نمی‌دادم خوششون نیومد

1232
01:15:54,091 --> 01:15:56,426
‫آخرش،

1233
01:15:56,552 --> 01:15:59,555
‫مردم همهمه کردن و یه نفر بهم گفت بزدل

1234
01:15:59,680 --> 01:16:01,348
‫این حرف اذیتم نمی‌کنه

1235
01:16:01,473 --> 01:16:03,475
‫من زمان زیادی رو...

1236
01:16:03,600 --> 01:16:06,311
‫صرف اهمیت دادن به آبروم کردم
‫اون‌وقت برای چی؟

1237
01:16:06,436 --> 01:16:08,689
‫حالا با اون همه زمانی که
‫برگردوندی چی کار می‌‌کنی؟

1238
01:16:08,814 --> 01:16:12,442
‫کاری که عاشقشی رو بیشتر انجام میدی؟

1239
01:16:12,568 --> 01:16:14,987
‫باید اعتراف کنم که هر چی سنم بالا میره

1240
01:16:15,112 --> 01:16:17,489
‫علاقه‌م به چیزهای مختلف کمتر می‌شه

1241
01:16:19,032 --> 01:16:21,368
‫چند روز پیش مارتا هم همین رو گفت

1242
01:16:21,493 --> 01:16:23,954
‫چیزهای خیلی کمی مونده
‫که واقعاً ازشون لذت می‌بره

1243
01:16:24,079 --> 01:16:25,872
‫درک می‌کنم

1244
01:16:27,082 --> 01:16:28,834
‫اما تو مریض نیستی

1245
01:16:28,959 --> 01:16:30,836
‫نه اما همین احساس رو دارم
‫مخصوصاً بعد از پاندمیک

1246
01:16:30,961 --> 01:16:33,255
‫سینما نمیرم یا موسیقی گوش نمیدم

1247
01:16:34,131 --> 01:16:35,757
‫من... خیلی مطالعه می‌کنم

1248
01:16:35,924 --> 01:16:37,759
‫اما فقط موضوعات مرتبط با سخنرانیم

1249
01:16:37,926 --> 01:16:40,262
‫هنوزم گالری میری؟
‫قبلاً عاشق این کار بودی

1250
01:16:40,387 --> 01:16:41,847
‫وقتی باهم بودیم همیشه می‌رفتیم

1251
01:16:41,972 --> 01:16:44,099
‫و درمورد این که هنر چقدر قدرتمنده
‫حرف می‌زدیم

1252
01:16:44,224 --> 01:16:46,268
‫هنوزم دوست داری؟

1253
01:16:46,393 --> 01:16:49,021
‫حتی اگه همه‌ی شاعرهای دنیا
‫می‌نشستن تا درمورد بحران اقلیمی

1254
01:16:49,146 --> 01:16:51,523
‫شعر بنویسن هیچ درختی نجات داده نمی‌شد

1255
01:16:51,648 --> 01:16:53,692
‫حداقل هنوز به درخت‌ها علاقه داری

1256
01:16:53,817 --> 01:16:55,444
‫من به رابطه هم علاقه دارم

1257
01:16:55,569 --> 01:16:57,154
‫خب پس اوضاعت اونقدرها هم خراب نیست

1258
01:16:57,279 --> 01:16:59,656
‫وقتی جوون بودم،

1259
01:16:59,781 --> 01:17:03,660
‫اگه یه روزم بدون رابطه سپری می‌شد
‫فکر می‌کردم یه چیزیش کمه

1260
01:17:03,785 --> 01:17:05,245
‫یادمه

1261
01:17:05,329 --> 01:17:09,916
‫حسرت نمی‌خورم اما دلم برای شبایی
‫که نوشیدنی می‌خوردیم...

1262
01:17:11,126 --> 01:17:13,670
‫و مواد می‌زدیم و باهم بودیم  تنگ شده

1263
01:17:13,795 --> 01:17:16,715
‫هیچکدومشون حواس ما رو از کاری که
‫واقعاً می‌خواستیم انجام بدیم پرت نمی‌کرد

1264
01:17:16,840 --> 01:17:19,217
‫تو نوشیدنی می‌خوردی و مواد می‌زدی

1265
01:17:19,343 --> 01:17:21,136
‫یعنی به هر حال بیشتر از من

1266
01:17:21,261 --> 01:17:23,221
‫نمی‌دونم تو چقدر نوشیدنی می‌خوردی

1267
01:17:23,347 --> 01:17:26,725
‫اما همیشه جوری رفتار می‌کردی
‫که انگار مثل بقیه‌مون خوردی 

1268
01:17:26,850 --> 01:17:29,853
‫اما تو جزء اساسی پارتی بودی

1269
01:17:29,978 --> 01:17:31,647
‫تا وقتی که حوصله‌ت سر رفت...

1270
01:17:31,813 --> 01:17:33,482
‫و رفتی اروپا رو کشف کنی

1271
01:17:34,941 --> 01:17:36,193
‫می‌خوای درموردش حرف بزنی؟

1272
01:17:37,486 --> 01:17:38,487
‫از سخنرانیت برام بگو

1273
01:17:40,280 --> 01:17:44,326
‫اعتراف می‌کنم یه جور وسواس جنون‌‌آمیز
‫به این موضوع پیدا کردم

1274
01:17:44,451 --> 01:17:46,328
‫پسرم دیگه باهام حرف نمی‌زنه

1275
01:17:46,453 --> 01:17:48,705
‫چون وحشتم رو از این که زنش
‫دوباره بارداره رو...

1276
01:17:48,830 --> 01:17:51,375
‫قایم نکردم

1277
01:17:51,500 --> 01:17:52,668
‫اون نمی‌خواد نزدیک زنش بشم

1278
01:17:52,834 --> 01:17:54,753
‫چون می‌ترسه سقط کنه

1279
01:17:54,878 --> 01:17:56,880
‫چی؟ چطور تونستی بهش بگی
‫که نباید دوباره بچه‌دار شه؟

1280
01:17:57,005 --> 01:17:59,299
‫- بچه‌ی سومشونه!
‫- چی...

1281
01:17:59,466 --> 01:18:01,468
‫پس کار منطقی جایگزینش چیه؟

1282
01:18:01,635 --> 01:18:03,011
‫این که مردم خودشونو بکشن؟

1283
01:18:03,053 --> 01:18:05,222
‫مردم یک بار برای همیشه باید بفهمن...

1284
01:18:05,347 --> 01:18:07,516
‫که شرایط سیاره‌ی کوفتی‌ای که
‫روش زندگی می‌کنن چه جوریه

1285
01:18:09,518 --> 01:18:12,479
‫خب شاید موضوع خیلی خوبی واسه تو نباشه

1286
01:18:12,604 --> 01:18:16,233
‫تو داری با یه زن رو به موت
‫توی دنیایی زندگی می‌کنی...

1287
01:18:16,358 --> 01:18:18,568
‫که خودش با مرگ دست و پنجه نرم می‌کنه

1288
01:18:21,405 --> 01:18:23,615
‫واقعاً فکر می‌کنی اوضاع انقدر وخیمه؟

1289
01:18:23,740 --> 01:18:28,161
‫آره درمورد علم مطالعه کن
‫و ببین دنیا داره باهاش چی کار می‌کنه

1290
01:18:28,286 --> 01:18:32,249
‫اونا بیشتر از قبل
‫کربن‌دی‌اکسید وارد هوا می‌کنن

1291
01:18:32,374 --> 01:18:34,167
‫دیر یا زود...

1292
01:18:34,334 --> 01:18:39,089
‫که می‌ترسم زود باشه،
‫کل دنیا به درک واصل می‌شه

1293
01:18:39,214 --> 01:18:42,718
‫هیچ چیز مثل ادامه‌ پیدا کردن «نئولیبرالیسم»

1294
01:18:42,884 --> 01:18:45,762
‫و قیام راست‌گرایان افراطی...

1295
01:18:45,887 --> 01:18:47,514
‫مرگ سیاره رو تسریع نمی‌کنه

1296
01:18:47,681 --> 01:18:51,435
‫و ما هردوشون رو اینجا داریم
‫که شونه به شونه‌ی هم رژه می‌رن

1297
01:18:54,771 --> 01:18:57,899
‫ببخشید نمی‌خواستم ضدحال بزنم اما...

1298
01:18:59,192 --> 01:19:01,194
‫این جریان منو آشفته می‌کنه

1299
01:19:01,361 --> 01:19:04,698
‫نمی‌تونی مدام بری اینور اونور
‫و به بقیه بگی امیدی نیست

1300
01:19:04,865 --> 01:19:06,408
‫غم‌انگیزه

1301
01:19:06,533 --> 01:19:09,077
‫و شاید اصلاً خوشایند نباشه که اینو بگم

1302
01:19:09,202 --> 01:19:11,413
‫اما من دیگه اصلاً باور ندارم که مردم...

1303
01:19:11,496 --> 01:19:13,331
‫بخوان کار درست رو انجام بدن

1304
01:19:13,373 --> 01:19:16,251
‫من هر روزم رو با انتظار دیدنِ
‫جنازه‌ی مارتا رو تختش سپری می‌کنم

1305
01:19:16,293 --> 01:19:20,172
‫اما این مانع لذت بردن
‫از تک تک لحظاتم با اون نمی‌شه

1306
01:19:20,297 --> 01:19:22,257
‫دقیقاً برعکسش

1307
01:19:22,382 --> 01:19:25,677
‫من دارم ازش یاد می‌گیرم
‫و تو هم باید همین کارو بکنی

1308
01:19:25,802 --> 01:19:28,722
‫چون راه‌های زیادی برای زندگی کردن
‫داخل یه تراژدی هست

1309
01:19:30,599 --> 01:19:33,143
‫البته که دردناکه

1310
01:19:33,268 --> 01:19:35,312
‫اما من می‌تونم تحملش کنم

1311
01:19:36,438 --> 01:19:38,607
‫و دارم تلاش می‌کنم...

1312
01:19:38,732 --> 01:19:41,276
مثل اون از زندگی لذت ببرم

1313
01:19:41,401 --> 01:19:44,237
‫و همونقدر قدردان باشم پس...

1314
01:19:44,404 --> 01:19:47,073
‫آخرین چیزی که بهش نیاز دارم
‫یه چیزی مثل سخنرانی توئه

1315
01:19:47,240 --> 01:19:49,075
‫من همیشه به خاطر این مسئله تحسینت کردم

1316
01:19:50,076 --> 01:19:51,661
‫چی؟

1317
01:19:51,787 --> 01:19:53,997
‫تو یکی از معدود آدمایی هستی
‫که بلده زجر بکشه...

1318
01:19:54,122 --> 01:19:56,708
‫بدون این که بابتش به بقیه احساس گناه بده

1319
01:20:33,912 --> 01:20:36,164
‫فکر می‌کنی خیلی طول می‌کشه؟

1320
01:20:36,289 --> 01:20:39,543
‫نه چیزی نمونده. همین روزاست که اتفاق بیفته

1321
01:20:40,877 --> 01:20:42,671
‫باید آماده باشی

1322
01:20:42,796 --> 01:20:44,130
‫من پلیس‌ها رو می‌شناسم

1323
01:20:44,256 --> 01:20:46,007
‫همه جور سوالی ازت می‌پرسن،

1324
01:20:46,132 --> 01:20:48,885
‫مثل زباله‌گردها
‫تا عمق رابطه‌تون رو ‌می‌گردن

1325
01:20:49,052 --> 01:20:50,720
‫یه جور فیلمنامه‌ی ذهنی نیاز داری

1326
01:20:50,887 --> 01:20:53,598
‫نه بهش فکر کردم، یه ذهنیتی دارم

1327
01:20:53,765 --> 01:20:56,601
‫خوبه، قوی بمون و بچسب به داستانت

1328
01:20:56,726 --> 01:20:58,228
‫و وقتی اتفاق افتاد،

1329
01:20:58,395 --> 01:21:00,814
‫قبل این که به من زنگ بزنی
‫باید با پلیس تماس بگیری

1330
01:21:00,939 --> 01:21:02,148
‫نه، باید به دخترش زنگ بزنم

1331
01:21:02,274 --> 01:21:03,775
‫باید قبل زنگ زدن به تو
‫به اون زنگ بزنم

1332
01:21:03,900 --> 01:21:06,236
‫باشه اما مراقب باش چی بهش میگی

1333
01:21:06,361 --> 01:21:08,947
‫من باید درمورد وضعیت
‫به  اون وکیله می‌گفتم

1334
01:21:09,072 --> 01:21:12,367
‫چرا  باید همه‌ی ین کارها رو انجام بدیم
‫انگار که مجرمیم؟

1335
01:21:12,492 --> 01:21:14,286
‫نباید کسایی که دارن می‌میرن
‫حق این رو داشته باشن...

1336
01:21:14,327 --> 01:21:15,495
‫که با عزت به زندگیشون پایان بدن؟

1337
01:21:15,620 --> 01:21:17,914
‫می‌تونن، اما وقتی که
‫سیستم بهداشت و درمانِ متزلزلمون...

1338
01:21:18,039 --> 01:21:19,499
‫ به کل از بین بره

1339
01:21:56,661 --> 01:21:57,704
‫مارتا؟

1340
01:22:17,474 --> 01:22:18,183
[اینگرید، پلیس]

1341
01:22:18,266 --> 01:22:20,101
‫اینگرید عزیز،

1342
01:22:20,226 --> 01:22:22,938
‫امروز روز خیلی قشنگیه

1343
01:22:23,063 --> 01:22:26,399
‫که به نظر میومد لحظه‌ی رفتن باشه

1344
01:22:26,524 --> 01:22:30,153
‫این که توی اتاقِ طبقه پایین نبودی
‫خیالم رو راحت کرد

1345
01:22:30,278 --> 01:22:32,489
‫حتی با این که قرار بود باشی

1346
01:22:32,614 --> 01:22:36,117
‫اما می‌دونی که من همیشه
‫ بداهه کارهام رو انجام میدم

1347
01:22:36,242 --> 01:22:37,994
‫و تقریباً خوشحالم که...

1348
01:22:38,119 --> 01:22:41,164
‫وقتی روی صندلی از دنیا میرم

1349
01:22:41,331 --> 01:22:43,041
‫تو توی دنیای بیرونی

1350
01:22:43,208 --> 01:22:47,128
‫و چیزی رو تجربه می‌کنی
‫که با مرگ من متفاوته

1351
01:22:47,253 --> 01:22:50,465
‫هیچکس نمی‌تونه تو رو به همدستی متهم کنه

1352
01:22:51,758 --> 01:22:53,385
‫تو همونقدری که یه انسان می‌تونه...

1353
01:22:53,510 --> 01:22:58,098
‫کسی رو همراهی کنه، همراهیم کردی

1354
01:22:58,223 --> 01:23:01,184
‫به دخترم زنگ بزن و بهش بگو متاسفم

1355
01:23:02,519 --> 01:23:04,896
‫و ازت متشکرم عزیزم

1356
01:23:30,588 --> 01:23:31,589
‫مارتا

1357
01:23:35,385 --> 01:23:36,970
‫هر کاری بخوای می‌کنم

1358
01:24:00,827 --> 01:24:02,996
[پلیس]

1359
01:24:04,456 --> 01:24:07,042
‫ما شام خوردیم و بعدش
‫یکی از فیلمای باستر کیتون رو دیدیم

1360
01:24:07,167 --> 01:24:08,543
‫اینا رو بهتون گفتم

1361
01:24:08,668 --> 01:24:10,712
‫و هیچ چیز عجیبی متوجه نشدید...

1362
01:24:10,837 --> 01:24:12,964
‫چیزی که باعث شه مشکوک بشید...

1363
01:24:15,550 --> 01:24:16,926
‫سعی کنید به خاطر بیارید

1364
01:24:17,052 --> 01:24:19,554
‫من خوب یادمه، شب لذت‌بخشی بود

1365
01:24:19,679 --> 01:24:22,307
‫هیچ اشاره‌ای نکرد؟
‫هیچ حرفی نزد؟

1366
01:24:22,432 --> 01:24:25,226
‫شب بخیر گفتیم و بعدش رفتم بالا

1367
01:24:25,351 --> 01:24:27,812
‫و تا دیروقت بیدار موندم و یه کتاب...

1368
01:24:27,937 --> 01:24:30,523
‫به اسم «آوارگی » خوندم
‫که مارتا پیشنهاد داده بود

1369
01:24:30,648 --> 01:24:33,359
‫درمورد الیزابت تیلور و ریچارد برتونه

1370
01:24:33,485 --> 01:24:34,986
‫- کتابه رو می‌شناسید؟
‫- نه

1371
01:24:35,153 --> 01:24:37,572
‫به نظر من و مارتا خیلی باحال بود

1372
01:24:37,697 --> 01:24:39,949
‫سعی کنید فقط سوالاتی که
‫من ازتون می‌پرسم رو جواب بدید

1373
01:24:43,995 --> 01:24:45,371
‫صبح روز بعدش چی کار کردید؟

1374
01:24:47,832 --> 01:24:49,876
‫واسه ناهار با یکی از دوستام رفتم بیرون

1375
01:24:50,001 --> 01:24:52,087
‫و وقتی برگشتم صداش زدم...

1376
01:24:52,212 --> 01:24:53,880
‫و وقتی جواب نداد،

1377
01:24:54,005 --> 01:24:55,757
‫رفتم اتاق خوابش

1378
01:24:55,882 --> 01:24:57,801
‫اما اونجا نبود

1379
01:24:57,967 --> 01:25:01,971
‫واسه همین رفتن حیاط خلوت
‫و اون موقع بود که دیدمش

1380
01:25:02,138 --> 01:25:04,891
‫اولش هم فکر کردم روی صندلی استراحت خوابیده

1381
01:25:05,016 --> 01:25:07,852
‫و خیلی استرس گرفتم و زنگ زدم آمبولانس

1382
01:25:07,977 --> 01:25:09,312
‫اونا هم خیلی زود اومدن اونجا

1383
01:25:09,479 --> 01:25:11,356
‫و بعدش تکنسین‌های پزشکی دیدنش

1384
01:25:11,481 --> 01:25:14,067
‫و گفتن کاری از دستشون برنمیاد

1385
01:25:14,192 --> 01:25:15,985
‫هیچکس اتفاقی این قرص‌ رو نمی‌خره

1386
01:25:16,111 --> 01:25:18,321
‫مگر اینه بخواد خودکشی یا قتل کنه

1387
01:25:18,446 --> 01:25:20,031
‫پس شما ازش خبر نداشتید؟

1388
01:25:20,156 --> 01:25:21,866
‫از چی؟

1389
01:25:21,991 --> 01:25:23,660
‫از این که ایشون این قرص غیرقانونی رو داره

1390
01:25:23,785 --> 01:25:27,247
‫نه اون بابت دردش دارو مصرف می‌کرد

1391
01:25:27,372 --> 01:25:29,207
‫قرص و چسب دارویی اما اون...

1392
01:25:29,332 --> 01:25:31,459
‫هیچوقت جزئیاتش رو بهم نگفت

1393
01:25:32,544 --> 01:25:34,254
‫عجیبه که...

1394
01:25:34,379 --> 01:25:35,755
‫اگه انقدر دوستای خوبی بودین...

1395
01:25:35,880 --> 01:25:39,008
‫هیچی بهتون نگفته باشه

1396
01:25:39,134 --> 01:25:43,638
‫نمی‌شه همینجوری بری توی داروخونه
‫و این قرص رو بخری

1397
01:25:44,806 --> 01:25:46,224
‫پیدا کردنش خیلی سخته

1398
01:25:47,684 --> 01:25:50,728
‫فکر کنم وقتی خونه رو اجاره کرد

1399
01:25:50,854 --> 01:25:53,439
‫می‌دونست که می‌خواد چی کار کنه نه؟

1400
01:25:53,565 --> 01:25:55,358
‫ممکنه،

1401
01:25:55,525 --> 01:25:57,902
‫اما به من چیزی نگفت

1402
01:25:58,069 --> 01:25:59,863
‫اون از درمان آخرش خیلی خسته شده بود...

1403
01:26:00,029 --> 01:26:01,573
‫و می‌خواست قبل برگشتن
‫ واسه دور بعدی شیمی‌درمانی

1404
01:26:01,698 --> 01:26:03,700
‫یه استراحتی بکنه

1405
01:26:03,867 --> 01:26:05,577
‫اون آدمی نبود که جا بزنه

1406
01:26:05,743 --> 01:26:07,662
‫گله‌ای نکرد؟

1407
01:26:07,787 --> 01:26:10,248
‫چیزی نگفت که احساس کنید...

1408
01:26:11,791 --> 01:26:13,418
‫آخر عمرشه؟

1409
01:26:13,543 --> 01:26:14,794
‫مسئولیت بزرگی برای شما بوده

1410
01:26:16,212 --> 01:26:17,797
‫بعض وقتا شکایت می‌کرد

1411
01:26:20,300 --> 01:26:24,762
‫از چی شکایت می‌کرد؟
‫چی گفت؟

1412
01:26:24,888 --> 01:26:28,141
‫می‌گفت ظرفیت توجهش رو از دست داده

1413
01:26:28,266 --> 01:26:32,270
‫مثلاً نمی‌تونست بخونه یا بنویسه

1414
01:26:34,189 --> 01:26:35,773
‫زندگیش به زنده موندن تبدیل شده بود

1415
01:26:35,899 --> 01:26:39,194
‫می‌دونید، باورش برای من خیلی سخته...

1416
01:26:39,319 --> 01:26:41,654
‫که هیچی نگفته که شک کنید آخر عمرشه

1417
01:26:41,779 --> 01:26:44,073
‫کاملاً مشهود بود که اون شدیداً مریضه

1418
01:26:44,199 --> 01:26:45,658
‫اما می‌خواست قبل برگشتن به بیمارستان

1419
01:26:45,783 --> 01:26:46,784
‫مسافرت بره

1420
01:26:46,951 --> 01:26:49,329
‫قبلاً این رو بهتون گفتم

1421
01:26:49,454 --> 01:26:54,834
‫ما با چند تا از دوستای نزدیک مارتا هم
‫صحبت کردیم

1422
01:26:56,586 --> 01:26:59,756
‫در کل حرف همه‌شون با اظهارات شما مطابقه

1423
01:27:01,799 --> 01:27:04,469
‫اما یکیشون، استلا برن،

1424
01:27:04,636 --> 01:27:07,055
‫بهمون گفت بعد این که مارتا
‫شیمی‌درمانیش رو تموم کرد

1425
01:27:07,180 --> 01:27:10,016
‫بهش پیشنهاد داد که باهاش...

1426
01:27:10,141 --> 01:27:12,477
‫بره توی یه خونه‌ی اطراف شهر...

1427
01:27:12,602 --> 01:27:15,521
‫که قصد داشته توش خودکشی کنه

1428
01:27:19,567 --> 01:27:21,694
‫ازش خواست که...
‫نقل قول می‌کنم:

1429
01:27:23,154 --> 01:27:24,489
‫«توی اتاق بغلی باش.»

1430
01:27:27,909 --> 01:27:30,203
‫دوستش هم قبول نکرده

1431
01:27:30,328 --> 01:27:33,206
‫من توی اتاق بغلی نبودم
‫اتاقم طبقه پایین بود

1432
01:27:33,331 --> 01:27:34,749
‫وقتی با خانم برن حرف زدم...

1433
01:27:34,874 --> 01:27:36,125
‫و از خودکشی مطلعش کردم

1434
01:27:36,251 --> 01:27:38,211
‫بهم گفت غافلگیر نشده

1435
01:27:38,336 --> 01:27:40,964
‫کار مارتا یه اسم دیگه‌ای هم داره،
‫بهش می‌گن اُتانازی

1436
01:27:41,089 --> 01:27:42,590
‫خب هر چی می‌خواین اسمشو بذارین

1437
01:27:42,715 --> 01:27:46,302
‫اما از نظر من دوست شما جرم کرده

1438
01:27:46,427 --> 01:27:49,472
‫و به عنوان یه مامور پلیس و یه انسان،

1439
01:27:49,597 --> 01:27:51,975
‫و یه مرد معتقد،

1440
01:27:52,141 --> 01:27:55,937
‫اساساً با هر کسی که مرتکب جرم بشه مخالفم

1441
01:27:56,062 --> 01:27:58,106
‫و البته با هر کسی که توی جرم کمک
‫و شراکت کنه

1442
01:28:11,077 --> 01:28:13,371
‫دیمین می‌شه لطفاً بیای کلانتری؟

1443
01:28:14,163 --> 01:28:15,456
‫تموم نمی‌شه

1444
01:28:15,581 --> 01:28:18,626
‫چه توضیحی برای این دارید که دوستتون مارتا

1445
01:28:18,835 --> 01:28:20,628
‫انقدر با خانم برن رک بودن

1446
01:28:20,670 --> 01:28:22,797
‫اما با این حال درمورد نیتشون
‫چیزی به شما نگفتن؟

1447
01:28:22,922 --> 01:28:24,424
‫من یه کلمه دیگه حرف نمی‌زنم

1448
01:28:24,549 --> 01:28:26,801
‫اگه بازداشتم، بگین اتهاماتم چیه

1449
01:28:26,926 --> 01:28:28,845
‫در غیر این صورت توی راهرو
‫منتظر وکیلم می‌مونه

1450
01:28:28,970 --> 01:28:30,346
‫چه آینده‌نگر!

1451
01:28:30,471 --> 01:28:32,307
‫چی باعث شد فکر کنید که
‫به وکیل نیاز پیدا می‌کنید؟

1452
01:28:32,432 --> 01:28:35,560
‫چرا از دوستتون
‫که شاهد بازجویی بود نمی‌پرسین؟

1453
01:28:35,685 --> 01:28:39,772
‫من فکر می‌کنم شما دارین دروغ می‌گین

1454
01:28:39,897 --> 01:28:41,941
‫و شما آدمی هستین که اگه دوستتون

1455
01:28:42,066 --> 01:28:44,569
‫برای خودکشی هم ازتون کمک بخواد نه نمیارین

1456
01:28:47,113 --> 01:28:48,197
‫بذارید بره

1457
01:28:57,290 --> 01:28:58,750
‫سلام

1458
01:28:58,916 --> 01:29:00,293
‫- سلام
‫- سلام

1459
01:29:00,418 --> 01:29:02,837
‫- چطوری؟
‫- خوبم

1460
01:29:02,962 --> 01:29:04,756
‫این وکیلم ساراست

1461
01:29:04,881 --> 01:29:06,591
‫- سلام، خوشوقتم
‫- مرسی که اومدین

1462
01:29:06,716 --> 01:29:08,343
‫خواهش می‌کنم
‫دیمین منو در جریان قرار داد

1463
01:29:08,468 --> 01:29:10,428
‫چیزی هست که نیاز باشه
‫درمورد بازجویی بدونم؟

1464
01:29:10,595 --> 01:29:12,347
‫خب اون جوری باهام رفتار کرد
‫که انگار قاتلم

1465
01:29:12,472 --> 01:29:14,182
‫- اما تو پیش من بودی
‫- براش مهم نیست

1466
01:29:14,307 --> 01:29:15,641
‫اصرار داره که من توش دخیلم

1467
01:29:15,767 --> 01:29:17,143
‫باشه اما...

1468
01:29:17,268 --> 01:29:19,270
‫با یکی از دوستای مارتا
‫به اسم استلا برن حرف زده

1469
01:29:19,437 --> 01:29:21,314
‫و بهش گفته که مارتا اول رفته سراغ اون

1470
01:29:21,439 --> 01:29:22,815
‫و اون قبول نکرده کمکش کنه

1471
01:29:22,940 --> 01:29:24,776
‫باشه، خب مطمئنم همه چی ضبط شده

1472
01:29:24,901 --> 01:29:26,486
‫اوهوم

1473
01:29:26,611 --> 01:29:29,364
‫این افسر پلیس شاهد همه چیز بود

1474
01:29:29,489 --> 01:29:30,782
‫می‌تونید بیاید داخل

1475
01:29:30,907 --> 01:29:32,408
‫من تنها میرم داخل
‫وکیلشم

1476
01:29:34,369 --> 01:29:36,037
‫نگران نباش، همه چی خیلی واضحه

1477
01:29:38,373 --> 01:29:39,499
‫مرسی که اومدی

1478
01:29:39,624 --> 01:29:41,292
‫باعث افتخارمه

1479
01:29:41,417 --> 01:29:43,586
‫خدای من! عجب عوضی‌ایه!

1480
01:29:43,711 --> 01:29:46,255
‫تا حالا کسی اینجوری باهام رفتار نکرده بود

1481
01:29:46,381 --> 01:29:48,800
‫از شانس بدت گیر یه مذهبی متعصب افتادی

1482
01:29:48,925 --> 01:29:50,218
‫اما دیگه اذیتت نمی‌کنه

1483
01:29:50,343 --> 01:29:51,511
‫می‌خوام ازش شکایت کنم

1484
01:29:51,636 --> 01:29:53,721
‫بابت همه چی خیلی ازت ممنونم

1485
01:29:53,846 --> 01:29:55,848
‫همچنان باید تا ۴۸ ساعت آینده در دسترس باشی

1486
01:29:55,973 --> 01:29:58,684
‫تا این که تشریفات پزشکی قانونی انجام بشه

1487
01:29:58,810 --> 01:30:00,812
‫بهشون گفتم در صورت لزوم بهم زنگ بزنن

1488
01:30:00,978 --> 01:30:02,355
‫من توی خونه‌م

1489
01:30:02,480 --> 01:30:03,398
‫هر اطلاعاتی که نیازه رو داری؟

1490
01:30:03,523 --> 01:30:05,358
‫آره، دیمین اطلاعات رو بهم داده

1491
01:30:05,483 --> 01:30:07,568
‫فقط هر چی شد بهم زنگ بزن خب؟

1492
01:30:07,693 --> 01:30:09,237
‫من برمی‌گردم دفتر

1493
01:30:09,362 --> 01:30:10,530
‫از ته دل بهت تسلیت می‌گم

1494
01:30:10,655 --> 01:30:11,906
‫- ممنونم
‫- مرسی سارا

1495
01:30:12,031 --> 01:30:13,825
‫خدانگهدار

1496
01:30:13,950 --> 01:30:15,701
‫باورم نمی‌شه استلا اینو بهش گفته

1497
01:30:15,827 --> 01:30:17,412
‫خب احتمالاً گذاشتتش لای منگنه

1498
01:30:17,537 --> 01:30:19,330
‫و اونا کامپیوتر و موبایل مارتا رو دارن

1499
01:30:19,455 --> 01:30:20,456
‫اوهوم

1500
01:30:20,623 --> 01:30:22,083
‫خبر داری حرف زدن یا نه؟

1501
01:30:22,208 --> 01:30:24,502
‫نه نمی‌دونم، اون هیچی بهم نگفت

1502
01:30:25,670 --> 01:30:27,422
‫می‌خوای چی کار کنی؟

1503
01:30:27,422 --> 01:30:29,632
‫باید برگردم خونه و وسایلای مارتا رو جمع کنم

1504
01:30:30,842 --> 01:30:31,717
‫ببخشید

1505
01:30:33,219 --> 01:30:34,720
‫الو؟

1506
01:30:34,846 --> 01:30:36,097
‫خودم هستم

1507
01:30:38,182 --> 01:30:39,475
‫میشله

1508
01:30:39,600 --> 01:30:40,768
‫دختر مارتا؟

1509
01:30:41,602 --> 01:30:42,812
‫آره حتماً

1510
01:30:42,937 --> 01:30:44,939
‫نه نه معلومه که می‌تونی بیای اونجا

1511
01:30:45,064 --> 01:30:48,317
‫منم الان دارم میرم اونجا
‫آدرسش رو برات پیامک می‌کنم

1512
01:30:49,694 --> 01:30:51,779
‫باشه به زودی می‌بینمت. خداحافظ

1513
01:30:53,781 --> 01:30:56,451
‫وای. وای

1514
01:30:56,576 --> 01:30:58,494
‫من برمی‌گردم شهر

1515
01:30:58,661 --> 01:31:01,456
‫پس هر وقت برگشتی بهم بگو
‫و توی جابجایی کمکت می‌کنم

1516
01:31:02,665 --> 01:31:04,542
‫بابت همه چی ممنونم

1517
01:31:07,378 --> 01:31:09,630
‫و می‌تونی برام تعریف کنی
‫که با میشل چطور گذشت

1518
01:31:10,256 --> 01:31:11,132
‫تعریف می‌کنم

1519
01:31:13,176 --> 01:31:15,386
‫- مرسی. بهت زنگ می‌زنم خب؟
‫- باشه مراقب خودت باش

1520
01:31:49,086 --> 01:31:50,296
‫سلام من میشلم

1521
01:31:51,172 --> 01:31:52,173
‫من اینگریدم

1522
01:31:53,299 --> 01:31:54,133
‫سلام

1523
01:31:57,720 --> 01:32:00,306
‫- بیا بریم تو خب؟
‫- باشه

1524
01:32:03,601 --> 01:32:04,602
‫بیا تو

1525
01:32:10,816 --> 01:32:12,485
‫می‌خوای اتاق مادرت رو ببینی؟

1526
01:32:12,610 --> 01:32:14,237
‫آره لطفاً

1527
01:32:14,403 --> 01:32:16,239
‫اون پایینه. انتهای پذیرایی

1528
01:32:44,350 --> 01:32:45,768
‫قهوه درست کردم

1529
01:32:45,893 --> 01:32:47,144
‫تو هم می‌خوری؟

1530
01:32:47,311 --> 01:32:48,896
‫چایی هم دارم

1531
01:32:49,021 --> 01:32:51,357
‫نه قهوه عالیه مرسی

1532
01:32:51,482 --> 01:32:52,483
‫بفرمایید

1533
01:32:57,071 --> 01:32:58,322
‫درمورد من چیزی بهتون گفته؟

1534
01:32:58,447 --> 01:33:01,659
‫معلومه که گفته

1535
01:33:01,784 --> 01:33:05,997
‫بهم گفت خیلی ناراحت بودی
‫که هیچوقت پدرت رو ندیدی

1536
01:33:06,122 --> 01:33:07,832
‫پس از پدرم برات گفته؟

1537
01:33:07,957 --> 01:33:09,292
‫آره گفته

1538
01:33:10,126 --> 01:33:12,169
‫به نظرت وقتی بابام از جنگ برگشت

1539
01:33:12,295 --> 01:33:14,046
‫اون نمی‌تونست کمکش کنه؟

1540
01:33:14,171 --> 01:33:16,632
‫اون تا جایی که می‌تونست کمکش کرد

1541
01:33:16,799 --> 01:33:19,844
‫پدرت خیلی بد آسیب دیده بود

1542
01:33:19,969 --> 01:33:22,555
‫و می‌‌خواست بره یه شهر دیگه
‫و زندگی جدیدی رو شروع کنه

1543
01:33:22,680 --> 01:33:26,434
‫تو یا مارتا هیچ‌وقت جزو برنامه‌هاش نبودید

1544
01:33:26,559 --> 01:33:30,271
‫مادرت هم پایان رابطه رو پذیرفت و...

1545
01:33:31,564 --> 01:33:33,190
‫و مادرت اون رو انقدر توی وضعیت بدی دید

1546
01:33:33,274 --> 01:33:35,359
‫که بغلش کرد تا آرومش کنه

1547
01:33:35,401 --> 01:33:37,612
‫و اون بغل فراتر رفت

1548
01:33:39,947 --> 01:33:41,824
‫و تو ثمره‌ی اون لحظه‌ای

1549
01:33:43,409 --> 01:33:46,162
‫مامانم هیچوقت درموردش چیزی بهم نگفت

1550
01:33:46,287 --> 01:33:48,414
‫توضیح دادنش برای بچه سخته

1551
01:33:48,539 --> 01:33:50,166
‫می‌تونست بعداً بهم بگه

1552
01:33:51,208 --> 01:33:52,877
‫تا اون موقع دیگه انقدر دور شده بودی

1553
01:33:52,918 --> 01:33:54,670
‫که احساس می‌کرد دیگه غیرممکنه

1554
01:33:55,963 --> 01:33:58,090
‫اون نوجوون بود،

1555
01:33:58,215 --> 01:33:59,425
‫تازه اول زندگیش بود،

1556
01:33:59,550 --> 01:34:02,053
‫و بابات رفت سن دیگو...

1557
01:34:02,178 --> 01:34:03,638
‫و هیچ تلاشی برای شناختنت نکرد

1558
01:34:14,732 --> 01:34:15,983
‫خب اینگرید،

1559
01:34:17,943 --> 01:34:21,739
‫به نظرت کاملاً درمورد مارتا اشتباه می‌کردم؟

1560
01:34:22,239 --> 01:34:25,076
‫بی‌انصافی کردی،

1561
01:34:25,201 --> 01:34:28,371
‫اما هیچ‌کس تو رو بابت این که
‫می‌خواستی بدونی بابات کیه سرزنش نمی‌کنه

1562
01:34:31,415 --> 01:34:32,750
‫ماجرای غم‌انگیزیه،

1563
01:34:32,875 --> 01:34:34,752
‫برای هردوتون خیلی دردناک بود

1564
01:34:38,798 --> 01:34:40,424
‫زیاد به خودت سخت نگیر

1565
01:34:40,591 --> 01:34:42,176
‫مارتا مادر بی‌نقصی نبود

1566
01:34:43,803 --> 01:34:45,096
‫نه نبود

1567
01:34:49,725 --> 01:34:51,310
‫می‌شه امشب اینجا بمونم؟

1568
01:34:51,560 --> 01:34:54,438
‫آره حتماً. اینجا خونه‌ی مادرته

1569
01:34:58,109 --> 01:35:00,486
‫مارتای عزیز،

1570
01:35:00,611 --> 01:35:03,197
‫فکر کردم شاید دوست داشته باشی بدونی
‫که من برگشتم خونه جنگلی...

1571
01:35:03,322 --> 01:35:04,824
‫تا وسایلات رو جمع کنم

1572
01:35:07,118 --> 01:35:09,578
‫دخترت اومد دیدنم

1573
01:35:09,745 --> 01:35:11,247
‫هنوز دارم می‌لرزم

1574
01:35:12,289 --> 01:35:15,042
‫اون خیلی شبیهته

1575
01:35:15,167 --> 01:35:18,504
‫ازم خواست بمونه
‫و روی تخت تو بخوابه...

1576
01:35:18,629 --> 01:35:20,214
‫و البته که منم اجازه دادم

1577
01:35:22,174 --> 01:35:24,635
‫فکر کنم مرگت اون رو بهت نزدیک‌تر کرده

1578
01:35:28,764 --> 01:35:31,392
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم اون رو به ارث ببرم

1579
01:35:31,517 --> 01:35:33,519
‫حتی شده یه روز

1580
01:35:34,770 --> 01:35:36,939
‫خونه سرشار از وجود توئه

1581
01:35:39,984 --> 01:35:43,654
‫وقتی بعد از حرف زدن با پلیس اومدم خونه

1582
01:35:43,779 --> 01:35:46,157
‫اولین چیزی که دیدم در اتاقت بود،

1583
01:35:47,616 --> 01:35:50,161
‫و اون باز بود

1584
01:35:50,286 --> 01:35:53,414
‫با خودم گفتم اون زنده‌ست

1585
01:36:27,364 --> 01:36:29,533
‫اومدم بیرون به صدای پرنده‌ها گوش بدم

1586
01:36:32,203 --> 01:36:33,996
‫مادرت اینجوری بیدار می‌شد

1587
01:36:35,164 --> 01:36:36,415
‫موقع طلوع آفتاب،

1588
01:36:37,666 --> 01:36:39,084
‫و اونجا دراز می‌کشید

1589
01:36:44,256 --> 01:36:46,967
‫ببین داره برف میاد

1590
01:36:56,018 --> 01:36:57,353
‫برف می‌بارد

1591
01:37:00,022 --> 01:37:01,357
‫بر استخر متروکی می‌بارد

1592
01:37:01,482 --> 01:37:02,775
‫که هرگز از آن استفاده نکردیم

1593
01:37:05,152 --> 01:37:06,403
‫بر جنگل می‌بارد

1594
01:37:07,488 --> 01:37:09,615
‫جنگلی که در آن قدم زدیم و تو...

1595
01:37:09,740 --> 01:37:12,117
‫خسته به روز زمین دراز کشیدی

1596
01:37:14,870 --> 01:37:17,039
‫برف بر سر من و دخترت می‌بارد

1597
01:37:20,417 --> 01:37:22,545
‫بر سر زندگان و مردگان

1598
01:37:45,025 --> 01:37:48,571
‫[بر اساس رمان «آنچه در زندگی
‫تجربه می کنی» نوشته سیگرید نونز]
