﻿1
00:00:58,000 --> 00:01:02,958
‫[سه دوست]

2
00:01:06,791 --> 00:01:09,750
‫لیون مکان اصلی این داستان است.

3
00:01:11,208 --> 00:01:13,750
‫وقایع در اینجا رخ می‌دهند.

4
00:01:13,791 --> 00:01:15,750
‫یه سری وقایع

5
00:01:16,791 --> 00:01:17,750
‫و اینجا.

6
00:01:19,791 --> 00:01:20,750
‫همچنین اینجا.

7
00:01:21,791 --> 00:01:23,750
‫اینجا هم رخ می‌دهند.

8
00:01:23,791 --> 00:01:27,750
‫همچنین اینجا.

9
00:01:32,125 --> 00:01:33,750
‫این آقا رو می‌بینید؟

10
00:01:33,791 --> 00:01:36,750
‫اون من نیستم.

11
00:01:36,791 --> 00:01:38,750
‫اصلا من نیستم.

12
00:01:39,791 --> 00:01:40,750
‫اسمش توماسه.

13
00:01:40,791 --> 00:01:42,750
‫خبر نداره که...

14
00:01:42,791 --> 00:01:45,750
‫در این داستان شخص مهمیه.
‫البته شخصیت اصلی نیست.

15
00:01:45,791 --> 00:01:48,750
‫درواقع شخصیت اصلی همین نزدیکیه.

16
00:01:48,791 --> 00:01:49,750
‫یه لحظه صبر کنید.

17
00:01:50,791 --> 00:01:51,750
‫ایناهاش.

18
00:01:51,791 --> 00:01:52,750
‫یعنی...

19
00:01:52,791 --> 00:01:54,750
‫ایشونه.

20
00:01:54,791 --> 00:01:56,750
‫ببینید چطور خودشون رو معرفی می‌کنن.

21
00:01:56,791 --> 00:01:57,750
‫اسمش رو بهش می‌گه.

22
00:01:57,791 --> 00:01:59,750
‫جوآن بلیر.

23
00:01:59,791 --> 00:02:01,750
‫اون هم می‌گه توماس دوال.

24
00:02:02,791 --> 00:02:04,750
‫می‌گه که انگلیسی درس می‌ده.

25
00:02:05,791 --> 00:02:06,750
‫می‌تونم همین‌جا...

26
00:02:07,791 --> 00:02:10,750
‫وایستم و به صورتش خیره بمونم.

27
00:02:10,791 --> 00:02:14,750
‫ولی به زودی کلاس‌ها شروع می‌شن.
‫باز هم ایشون رو می‌بینیم.

28
00:02:15,791 --> 00:02:16,750
‫این هم...

29
00:02:16,791 --> 00:02:18,750
‫یکی از دوستان صمیمی جوآنه.

30
00:02:18,791 --> 00:02:21,750
‫تاریخ و جغرافیا درس می‌ده.

31
00:02:21,791 --> 00:02:23,750
‫اسمش آلیسه.

32
00:02:24,791 --> 00:02:27,750
‫امروز توماس با خیلی‌ها آشنا
‫می‌شه چون که جدیده.

33
00:02:27,791 --> 00:02:29,750
‫اومده که جایگزین من بشه.

34
00:02:29,791 --> 00:02:32,750
‫ممکنه متوجه شده باشید که یه سری
‫ از ملاقات باهاش خیلی خوشحالن...

35
00:02:32,791 --> 00:02:37,750
‫مثلا این معلم فرانسوی که کتاب
‫ تحسین‌برانگیزی نوشته.

36
00:02:38,791 --> 00:02:39,750
‫داره وارد کلاس من می‌شه.

37
00:02:41,791 --> 00:02:43,750
‫یعنی کلاس سابقم.

38
00:02:44,791 --> 00:02:46,750
‫پشت میز سابقم می‌شینه.

39
00:02:49,791 --> 00:02:51,750
‫چه خاطراتی زنده شد!

40
00:02:51,791 --> 00:02:53,750
‫باید اعتراف کنم که دلم واسه
‫شاگردهام تنگ شده.

41
00:02:54,791 --> 00:02:57,750
‫واقعا عاشق شغلم بودم و بچه‌ها
‫هم من رو دوست داشتن.

42
00:02:58,791 --> 00:03:01,750
‫البته اون داستانش جداست.
‫یعنی واسه شما جداست.

43
00:03:02,791 --> 00:03:05,750
‫از نظر من این داستان قبل‌تر شروع شد.

44
00:03:05,791 --> 00:03:07,750
‫حدود یه سال قبل.

45
00:03:07,791 --> 00:03:09,750
‫کمی بیشتر از یه سال.

46
00:03:09,791 --> 00:03:14,750
‫گاهی‌اوقات تشخیص شروع یه داستان سخته.

47
00:03:15,791 --> 00:03:17,750
‫اصلا شروع وقایع کجاست؟

48
00:03:18,791 --> 00:03:20,750
‫فکر نمی‌کنم بهترین انتخاب این باشه.

49
00:03:20,791 --> 00:03:22,750
‫ولی همین لحظه رو انتخاب می‌کنم.

50
00:03:22,791 --> 00:03:23,750
‫سلام!

51
00:03:24,791 --> 00:03:25,750
‫شرمنده، من عجله دارم.

52
00:03:25,791 --> 00:03:27,750
‫وقتی میام می‌ری؟

53
00:03:27,791 --> 00:03:29,750
‫ملاقات مهمی دارم.

54
00:03:29,791 --> 00:03:30,750
‫کاریه؟

55
00:03:30,791 --> 00:03:32,750
‫- نه.
‫- با آقای ایکس.

56
00:03:32,791 --> 00:03:35,750
‫- آقای ایکس؟
‫- لقبش شده.

57
00:03:35,791 --> 00:03:36,750
‫اسمش آدرینه.

58
00:03:36,791 --> 00:03:40,750
‫- فردا قراره شام بخوریم دیگه؟
‫- فردا نمی‌تونم!

59
00:03:40,791 --> 00:03:42,750
‫- اصلا دیگه وقتت خالی نیست.
‫- ببخشید، من...

60
00:03:42,791 --> 00:03:43,750
‫دوباره آقای ایکسه؟

61
00:03:43,791 --> 00:03:46,500
‫دوباره؟ انقدر زیاد که نمی‌بینمش.

62
00:03:46,500 --> 00:03:49,041
‫در مورد اون یارو متاهله خیلی
‫ بااحتیاط رفتار می‌کنه، نه؟

63
00:03:49,083 --> 00:03:52,041
‫سعی می‌کنم قضاوت نکنم.

64
00:03:54,083 --> 00:03:56,041
‫تو هم این روزها عجیبی.

65
00:03:56,083 --> 00:03:57,041
‫واقعا؟

66
00:03:58,083 --> 00:03:59,041
‫به نظر خسته میای.

67
00:03:59,083 --> 00:04:01,041
‫انگار حواست پرته.

68
00:04:01,083 --> 00:04:03,041
‫ویکتور گفت خصوصی تدریس می‌کنی.
‫درسته؟

69
00:04:04,083 --> 00:04:06,041
‫راجع به این‌جور چیزها حرف می‌زنین؟

70
00:04:06,083 --> 00:04:09,041
‫پیدا کردن داوطلب سخت شده.

71
00:04:10,083 --> 00:04:11,041
‫چطور از پسش برمیای؟

72
00:04:11,083 --> 00:04:15,041
‫همین که کل روز دانش‌آموزها
‫ رو می‌بینی خسته نمی‌شی؟

73
00:04:15,083 --> 00:04:19,041
‫مسئله تدریس نیست. اخیرا نخوابیدم.

74
00:04:19,083 --> 00:04:21,041
‫یه مدتی می‌شه بی‌خوابی دارم.

75
00:04:22,083 --> 00:04:24,041
‫سرت زیادی شلوغ نیست؟

76
00:04:27,083 --> 00:04:28,041
‫جوآن...

77
00:04:29,083 --> 00:04:30,041
‫چی شده؟

78
00:04:30,083 --> 00:04:32,041
‫می‌تونی به من بگی.

79
00:04:33,083 --> 00:04:34,041
‫قضیه جدیه؟

80
00:04:35,083 --> 00:04:38,041
‫می‌ترسم در موردم فکر بد کنی.

81
00:04:39,083 --> 00:04:42,041
‫و حس می‌کنم اگه بگمش دیگه جدی می‌شه.

82
00:04:43,083 --> 00:04:44,041
‫تصمیمش با خودته.

83
00:04:46,083 --> 00:04:49,041
‫شاید اگه حرف بزنی حالت بهتر بشه.

84
00:04:52,083 --> 00:04:54,041
‫دیگه عاشق نیستم.

85
00:04:54,083 --> 00:04:56,041
‫عاشق ویکتور؟

86
00:04:57,083 --> 00:04:59,041
‫چی شده؟ کاری کرده؟

87
00:04:59,083 --> 00:05:02,041
‫نه، اصلا. خیلی خوبه.

88
00:05:02,083 --> 00:05:04,041
‫با کسی آشنا شدی؟

89
00:05:04,083 --> 00:05:06,041
‫نه. اگه اینطوری بود آسون بود.

90
00:05:06,083 --> 00:05:09,041
‫دلیل خوبی واسه کارم داشتم.

91
00:05:10,083 --> 00:05:12,041
‫شاید واسه همین خیلی سخته.

92
00:05:12,083 --> 00:05:14,041
‫نمی‌دونم چی شده.

93
00:05:15,083 --> 00:05:17,041
‫تغییرات رو درک نمی‌کنم.

94
00:05:17,083 --> 00:05:20,041
‫انگار که یهویی یه چیزی...

95
00:05:21,083 --> 00:05:22,041
‫درونم ناپدید شده.

96
00:05:23,083 --> 00:05:25,041
‫احساس شرم دارم.

97
00:05:25,083 --> 00:05:27,041
‫ما با هم بچه داریم.
‫نباید چنین حسی داشته باشم.

98
00:05:28,083 --> 00:05:29,041
‫باید راضی باشم.

99
00:05:30,041 --> 00:05:31,041
‫ولی نیستم.

100
00:05:31,083 --> 00:05:33,041
‫آره خب، عشق بالا و پایین داره.

101
00:05:33,083 --> 00:05:35,625
‫به مرور زمان اشتیاق زوج‌ها کم می‌شه.
‫طبیعیه.

102
00:05:36,625 --> 00:05:37,583
‫و باید ترکش کنم.

103
00:05:37,625 --> 00:05:39,583
‫نینا خیلی سنش واسه این چیزها کمه.

104
00:05:40,625 --> 00:05:42,583
‫و واسه ویکتور هم منصفانه نیست.

105
00:05:42,625 --> 00:05:43,583
‫جوآن...

106
00:05:43,625 --> 00:05:46,583
‫نمی‌تونی بخاطر کمبود علاقه
‫کسی رو ترک کنی که.

107
00:05:47,625 --> 00:05:48,583
‫خب چرا!

108
00:05:49,625 --> 00:05:52,583
‫راستش من هم اصلا عاشق اریک نبودم.

109
00:05:52,625 --> 00:05:54,583
‫منظورت چیه؟

110
00:05:54,625 --> 00:05:55,583
‫واضحه دیگه.

111
00:05:55,625 --> 00:05:59,583
‫واسم عزیز هست، ولی نمی‌شه
‫ اسمش رو عشق گذاشت.

112
00:05:59,625 --> 00:06:02,583
‫قبل اریک دو بار عمیقا عاشق بودم.

113
00:06:03,625 --> 00:06:04,583
‫ولی عاشق اریک نیستم.

114
00:06:05,083 --> 00:06:06,916
‫و عاشق بودن زیبا بود.

115
00:06:06,916 --> 00:06:09,708
‫شلوار کوچولوی من، دوستت دارم

116
00:06:09,750 --> 00:06:11,708
‫تو بامزه‌ترین شلوارم هستی

117
00:06:11,750 --> 00:06:13,708
‫وقتی بسته‌بندیت کردم که بریم...

118
00:06:13,750 --> 00:06:15,708
‫تبدیل به سوغاتی شدی...

119
00:06:16,750 --> 00:06:19,708
‫وقتی پیر بشم و موهام مثل برف سفید بشه.

120
00:06:19,750 --> 00:06:23,708
‫آقایی که می‌بینید که به
‫ جوآن نگاه می‌کنه، ویکتوره.

121
00:06:24,750 --> 00:06:26,708
‫و ویکتور من هستم.

122
00:06:29,750 --> 00:06:32,708
‫یعنی چند وقت پیش من بودم.

123
00:06:33,750 --> 00:06:37,708
‫البته خیلی به من توجه نکنید.
‫شخصی که اهمیت داره...

124
00:06:38,750 --> 00:06:39,708
‫یعنی واقعا خیلی مهمه...

125
00:06:40,750 --> 00:06:41,708
‫اونه.

126
00:06:42,750 --> 00:06:45,708
‫اونه که باید تماشا بشه.

127
00:06:47,750 --> 00:06:49,708
‫کاش از اولش بلد بودم.

128
00:06:49,750 --> 00:06:51,708
‫می‌دیدم که چقدر سخت تلاش می‌کنه.

129
00:06:52,750 --> 00:06:54,708
‫کاش کمتر حماقت می‌کردم.

130
00:07:02,666 --> 00:07:04,625
‫- خوبی؟
‫- آره، ببخشید دیر کردم.

131
00:07:04,708 --> 00:07:05,125
‫چه بوی خوبی می‌دی!

132
00:07:05,166 --> 00:07:06,125
‫عطریه که واسم خریدی.

133
00:07:07,166 --> 00:07:08,125
‫- خوشم اومد.
‫- من هم.

134
00:07:09,083 --> 00:07:09,916
‫- سفارش ندادید که ما بیاییم؟
‫- معلومه.

135
00:07:09,958 --> 00:07:10,916
‫چه قشنگ.

136
00:07:12,500 --> 00:07:14,458
‫آلیس؟

137
00:07:14,958 --> 00:07:17,041
‫من...

138
00:07:18,500 --> 00:07:20,458
‫چیه؟ چیزی می‌خوای بگی؟

139
00:07:22,500 --> 00:07:24,458
‫یه لیوان آب می‌خوای بذارم کنار تختت؟

140
00:07:24,500 --> 00:07:27,458
‫آره، حتما. ممنون عزیزم.

141
00:07:48,541 --> 00:07:53,500
‫چهره‌اش رو یادم نیست.
‫موهاش قهوه‌ای یا روشن بود.

142
00:07:53,541 --> 00:07:56,500
‫فقط کشش دوطرفه بینمون رو یادمه.

143
00:07:57,541 --> 00:07:59,500
‫آروم و جادویی بود.

144
00:08:00,541 --> 00:08:03,500
‫ شماره‌اش رو بهم داد.

145
00:08:04,541 --> 00:08:05,500
‫یادته؟

146
00:08:06,541 --> 00:08:07,500
‫یادداشتش کردم.

147
00:08:07,541 --> 00:08:08,500
‫عمرا!

148
00:08:08,541 --> 00:08:10,500
‫باورم نمی‌شه!

149
00:08:10,541 --> 00:08:12,500
‫شاید شماره یه آشنا باشه.

150
00:08:13,541 --> 00:08:15,500
‫نه، مخاطبینم رو بررسی کردم.

151
00:08:15,541 --> 00:08:16,500
‫بهش زنگ بزن!

152
00:08:16,541 --> 00:08:18,500
‫واسه چی؟ مزاحم تلفنی بشیم؟

153
00:08:18,541 --> 00:08:20,500
‫دیگه نوجوان نیستیم که.

154
00:08:20,541 --> 00:08:21,500
‫بهشون تدریس می‌کنی!

155
00:08:22,541 --> 00:08:23,500
‫دستت رو بکش آقا!

156
00:08:23,541 --> 00:08:25,500
‫خجالت بکش.

157
00:08:25,541 --> 00:08:28,500
‫ممکنه شماره یه مرد باشه.

158
00:08:28,541 --> 00:08:32,500
‫اگه شماره واقعی باشه از لحاظ آماری
‫ پنجاه درصد احتمال داره که مرد باشه.

159
00:08:32,541 --> 00:08:36,500
‫تا زنگ نزنی مطمئن نمی‌شی.
‫فکر کن مرد رویاهات باشه.

160
00:08:36,541 --> 00:08:39,500
‫رویایی ندارم و نمی‌خوام هم خیانت کنم.

161
00:08:39,541 --> 00:08:42,500
‫اصلا کنجکاو نیستی؟ امتحان کن!

162
00:08:42,541 --> 00:08:44,500
‫با این و اون بودم و بهش علاقه‌ای ندارم.

163
00:08:46,333 --> 00:08:48,291
‫تو چی جوآن؟ نظر تو چیه؟

164
00:08:48,333 --> 00:08:50,291
‫من؟ نمی‌دونم.

165
00:08:51,333 --> 00:08:54,291
‫در مورد رابطه و صخره‌نوردی و سرگیجه...

166
00:08:54,333 --> 00:08:56,291
‫ملایمت و آرامش حرف می‌زنین...

167
00:08:57,333 --> 00:08:58,291
‫در مورد عشق نیست.

168
00:08:59,333 --> 00:09:02,291
‫یه رابطه که به قصد سرگرمی شروع شه
‫ هم ممکنه منجر به عشق بشه.

169
00:09:02,333 --> 00:09:04,291
‫تو دنبال عشق می‌گردی.

170
00:09:06,333 --> 00:09:09,291
‫از نظر من عشق یه چیز بدیهیه.

171
00:09:10,333 --> 00:09:13,291
‫یه چیزیه که آشکاره.

172
00:09:13,333 --> 00:09:14,291
‫آره.

173
00:09:14,333 --> 00:09:17,291
‫چیزی که در مقابلش چاره‌ای نداری.

174
00:09:17,333 --> 00:09:18,291
‫احساس این که...

175
00:09:19,333 --> 00:09:21,291
‫سرنوشت داره وارد عمل می‌شه.

176
00:09:23,333 --> 00:09:25,291
‫می‌دونم، یه سری کار داره.

177
00:09:25,333 --> 00:09:30,291
‫پدرم می‌تونه بهم پول قرض بده،
‫مامانت هم گفت کمکمون می‌کنه.

178
00:09:30,333 --> 00:09:34,291
‫و به عنوان کارمند دولتی راحت
‫ می‌تونیم وام بگیریم.

179
00:09:36,333 --> 00:09:38,291
‫خوب نیست؟

180
00:09:38,333 --> 00:09:42,291
‫- نمی‌دونم.
‫- آینده رو نمی‌بینی.

181
00:09:42,333 --> 00:09:45,291
‫ولی وقتی درست بشه می‌بینی راحت بود.

182
00:09:45,333 --> 00:09:47,291
‫واسه من ترسناک نیست.

183
00:09:47,333 --> 00:09:48,291
‫و یه پروژه‌ست دیگه.

184
00:09:48,333 --> 00:09:51,291
‫جای نینا اینجا خیلی بهتره.

185
00:09:52,333 --> 00:09:54,291
‫دیدی اتاقش چقدره؟

186
00:09:55,333 --> 00:09:58,291
‫بیا ببین جوآن! باغ داره.

187
00:09:58,333 --> 00:10:01,291
‫شانس آوردیم اینجا رو پیدا کردیم.

188
00:10:01,333 --> 00:10:03,291
‫ما اولین نفری هستیم ازش بازدید کرده.

189
00:10:04,333 --> 00:10:06,291
‫کسی قبل ما ندیدتش.

190
00:10:06,333 --> 00:10:08,291
‫و این...

191
00:10:08,333 --> 00:10:11,291
‫این هم اتاق ما می‌شه.

192
00:10:11,333 --> 00:10:14,291
‫البته تو دفتر خودت رو داری.

193
00:10:17,333 --> 00:10:19,291
‫گربه زبونت رو خورده؟

194
00:10:19,333 --> 00:10:20,291
‫یکم شوکه شدم.

195
00:10:20,583 --> 00:10:23,541
‫خونه رو دوست نداری؟

196
00:10:23,583 --> 00:10:24,541
‫یا...

197
00:10:25,583 --> 00:10:27,541
‫چنین کاری رو دوست نداری؟

198
00:10:28,583 --> 00:10:30,541
‫لازم نیست الان جواب بدی.

199
00:10:31,583 --> 00:10:33,541
‫اگه می‌خوای فکر کنی.

200
00:10:33,583 --> 00:10:36,541
‫روش فکر کن. نمی‌خوام روت فشار بیارم.

201
00:10:36,583 --> 00:10:39,541
‫گمون نکنم چنین چیزی بخوام.

202
00:10:43,583 --> 00:10:46,541
‫همون‌‌طور که گفتم، قبل جواب دادن فکر کن.

203
00:10:47,583 --> 00:10:50,541
‫و اگه چنین چیزی نخواستی.

204
00:10:50,583 --> 00:10:52,541
‫شاید بخاطر اینه که...

205
00:10:53,583 --> 00:10:55,541
‫شاید اطمینان نداری.

206
00:10:55,583 --> 00:10:57,541
‫و نمی‌دونم، شاید یه روزی.

207
00:10:57,583 --> 00:10:59,541
‫شاید یه روزی خواستی. از کجا معلوم؟

208
00:10:59,583 --> 00:11:00,541
‫ویکتور؟

209
00:11:00,583 --> 00:11:03,541
‫نمی‌خوام امیدوار باشی.

210
00:11:04,583 --> 00:11:06,541
‫من با امید مشکلی ندارم.

211
00:11:06,583 --> 00:11:09,541
‫راحت نیستم که بهت امید الکی بدم.

212
00:11:14,583 --> 00:11:16,541
‫- نکن.
‫- متاسفم.

213
00:11:16,583 --> 00:11:20,541
‫کاری که خواستی رو کردم.
‫سه ماه صبر کردم

214
00:11:20,583 --> 00:11:22,541
‫روت فشاری نیاوردم.

215
00:11:22,583 --> 00:11:27,541
‫حتی جلوی خودم رو گرفتم
‫ و بهت ابراز علاقه نکردم...

216
00:11:27,583 --> 00:11:30,541
‫با وجود این‌که مایل بودم بکنم.

217
00:11:30,583 --> 00:11:34,541
‫همش بخاطر این‌که تو احساس
‫سرکوب شدن نداشته باشی...

218
00:11:35,583 --> 00:11:37,541
‫که راحت‌ باشی و دوباره به خودت بیای.

219
00:11:37,583 --> 00:11:41,541
‫و حالا می‌گی همه اون شب‌هایی که
‫ بی‌خوابی کشیدم فایده نداشته؟

220
00:11:41,583 --> 00:11:43,541
‫می‌دونم که تلاشت رو کردی.

221
00:11:43,583 --> 00:11:46,541
‫البته که متوجه شدم. من هم تلاش کردم.

222
00:11:46,583 --> 00:11:50,041
‫سعی کردم خودم رو قانع کنم
‫که گذراست. که می‌گذره.

223
00:11:50,583 --> 00:11:52,541
‫ولی می‌بینم که دارم تو رو اذیت می‌کنم.

224
00:11:55,583 --> 00:11:58,541
‫هر چی بیشتر از احساسم بهت می‌گم
‫ بیشتر تو اذیت می‌شی.

225
00:11:59,583 --> 00:12:03,541
‫کاش اوضاع درست می‌شد،
‫ولی نمی‌تونم تظاهر کنم که شده.

226
00:12:04,583 --> 00:12:08,541
‫ولی تو داری بخاطر من تظاهر می‌کنی
‫و اذیت می‌شی.

227
00:12:08,583 --> 00:12:12,541
‫- بدون من خیلی حالت بهتره.
‫- نه، درست نیست! اصلا.

228
00:12:15,583 --> 00:12:17,541
‫من نمی‌تونم زندگیم رو بدون تو تصور کنم.

229
00:12:17,583 --> 00:12:21,541
‫بدون تو زندگی با عقل جور در نمیاد.
‫اصلا زندگی نیست.

230
00:12:21,583 --> 00:12:23,541
‫نینا رو داری.

231
00:12:23,583 --> 00:12:26,541
‫زن‌های دیگه هم هستن.
‫ممکنه زود یه نفر دیگه رو پیدا کنی.

232
00:12:27,583 --> 00:12:29,541
‫یا اصلا کسی رو پیدا نکنم!

233
00:12:29,583 --> 00:12:31,541
‫یه سری بعد جدا شدن اصلا
‫دیگه میلی به زندگی ندارن.

234
00:12:32,083 --> 00:12:34,041
‫ولم کن!

235
00:12:35,083 --> 00:12:37,041
‫ولم کن! نه، الان نمی‌تونم.

236
00:12:37,083 --> 00:12:38,041
‫خیلی فشار رومه!

237
00:12:38,083 --> 00:12:41,041
‫نزدیکم نیا. برو!

238
00:12:47,083 --> 00:12:49,041
‫آخرین فرصت رو بهت می‌دم.
‫همین الان، همین‌جا.

239
00:12:50,083 --> 00:12:53,041
‫بگو می‌خوای اوضاع رو درست کنیم،
‫ وگرنه من می‌رم.

240
00:12:53,083 --> 00:12:57,041
‫می‌تونیم حرف بزنیم ویکتور.
‫لازم نیست انقدر سخت بگیری.

241
00:12:57,083 --> 00:12:59,041
‫تعجبی نداره. حتما شک کردی.

242
00:13:00,083 --> 00:13:02,041
‫کجا می‌ری؟

243
00:13:02,083 --> 00:13:04,041
‫نمی‌دونم. بعدا تصمیم می‌گیرم.

244
00:13:08,083 --> 00:13:10,041
‫چند ثانیه وقت داری...

245
00:13:10,083 --> 00:13:12,041
‫که تصمیمت رو بگیری.

246
00:13:22,083 --> 00:13:24,041
‫وقتت تموم شد.

247
00:13:30,083 --> 00:13:31,041
‫باشه.

248
00:13:35,083 --> 00:13:36,041
‫جوآن...

249
00:13:38,083 --> 00:13:41,041
‫حداقل می‌تونی سعی کنی جلوم رو بگیری.

250
00:13:42,083 --> 00:13:44,041
‫سعیت رو بکن.

251
00:15:07,333 --> 00:15:10,875
‫ولی اریک اون شب با آلیس حرف نزد.

252
00:15:10,916 --> 00:15:14,875
‫بخاطر من. چیزی نگفت.

253
00:15:17,916 --> 00:15:21,875
‫کلاس نهمی‌ها بیست دقیقه‌ست
‫ که منتظر ویکتورن.

254
00:15:21,916 --> 00:15:22,875
‫توی راهه؟

255
00:15:23,916 --> 00:15:24,875
‫حتما هست دیگه.

256
00:15:24,916 --> 00:15:28,875
‫- با هم نیومدین؟
‫- امروز نه.

257
00:15:28,916 --> 00:15:30,875
‫مریضه؟

258
00:15:30,916 --> 00:15:32,875
‫فکر نکنم. بهش زنگ زدی؟

259
00:15:32,916 --> 00:15:36,875
‫جواب نمی‌ده. گفتم شاید تو خبر داشته باشی.

260
00:15:36,875 --> 00:15:38,833
‫- جوآن بلیر؟
‫- خودم هستم.

261
00:15:38,875 --> 00:15:41,833
‫شما شریک زندگی آقای ویکتور آرزویان هستید؟

262
00:15:41,875 --> 00:15:42,833
‫بله.

263
00:15:45,875 --> 00:15:47,833
‫بشینید لطفا.

264
00:15:48,875 --> 00:15:50,833
‫بله. گمونم مشخصه.

265
00:15:51,875 --> 00:15:54,833
‫این آقای پلیس اومده که بگه من فوت کردم.

266
00:15:56,875 --> 00:15:58,833
‫البته به این شکل بیانش نمی‌کنه.

267
00:15:58,875 --> 00:16:02,833
‫اول بهش می‌گه که من شب تصادف کردم.

268
00:16:03,875 --> 00:16:04,833
‫یه تصادف شدید.

269
00:16:04,875 --> 00:16:09,833
‫که نتونستن من رو احیا کنن.
‫و کالبدشکافی داره انجام می‌شه.

270
00:16:10,875 --> 00:16:11,833
‫و این که متاسف هستند.

271
00:16:16,875 --> 00:16:18,833
‫من هم متاسفم.

272
00:16:21,875 --> 00:16:22,833
‫عجب احمقی بودم.

273
00:16:25,875 --> 00:16:27,833
‫خوشحال می‌شدم که به جوآن بگم...

274
00:16:27,875 --> 00:16:29,833
‫چقدر متاسف هستم.

275
00:16:48,208 --> 00:16:51,166
‫باید بگم که تصورم از مرگم یه چیز دیگه بود.

276
00:16:52,208 --> 00:16:56,166
‫البته فرض می‌کردم که ناراحت بشن
‫ و دلشون برام تنگ بشه.

277
00:16:57,208 --> 00:16:59,166
‫و واقعا هم همین شد.

278
00:17:00,208 --> 00:17:03,166
‫البته اون‌طوری که فکر می‌کردم
‫ هم رضایت‌بخش نبود.

279
00:17:04,208 --> 00:17:06,166
‫نه، خوشم نیومد.

280
00:17:07,208 --> 00:17:10,166
‫یعنی مورد عشق قرار گرفتن حس خوبی داشت.

281
00:17:10,208 --> 00:17:14,166
‫و مهمه که آدم واسه عزیزانش سوگواری کنه.

282
00:17:14,208 --> 00:17:17,166
‫ولی می‌خواستم بهشون بگم که گریه نکنن.

283
00:17:17,208 --> 00:17:19,166
‫که دیگه حالم خوبه.

284
00:17:55,208 --> 00:17:56,166
‫برخلاف تصور همه...

285
00:17:57,208 --> 00:17:59,166
‫جوآن خیلی زود برگشت سرکارش.

286
00:18:01,208 --> 00:18:02,166
‫سلام جوآن.

287
00:18:03,208 --> 00:18:04,166
‫خوبی؟ قوی باش.

288
00:18:04,208 --> 00:18:05,166
‫ممنون.

289
00:18:05,208 --> 00:18:08,166
‫فکر می‌کرد مقصر مرگ من اونه...

290
00:18:08,208 --> 00:18:13,166
‫و احتمالا فکر می‌کرد که لیاقت این محبتی
‫که دیگران بهش می‌کنند رو نداره.

291
00:18:15,208 --> 00:18:17,166
‫دلسوزی مردم براش یا
‫ دلسوزی خودش واسه خودش...

292
00:18:18,208 --> 00:18:20,166
‫احساس بی‌صداقتی و بی‌احترامی نسبت
‫به من رو واسش داشت.

293
00:18:20,208 --> 00:18:23,166
‫- خوشحال شدم دیدمت. چیزی خواستی بگو.
‫- ممنون.

294
00:18:23,208 --> 00:18:25,166
‫سلام.

295
00:18:26,208 --> 00:18:27,166
‫سلام خانم.

296
00:18:34,208 --> 00:18:38,166
‫احساس می‌کرد لیاقت این
‫رفتارهای خوب رو نداره.

297
00:18:52,208 --> 00:18:55,166
‫چون احساس می‌کرد نینا رو
‫ از پدرش محروم کرده...

298
00:18:55,208 --> 00:18:59,166
‫سعی کرد توجه‌ای که من
‫بهش می‌کردم رو جایگزین کنه.

299
00:19:00,208 --> 00:19:03,166
‫من و نینا اکثرا با هم سینما می‌رفتیم.

300
00:19:03,208 --> 00:19:05,166
‫جوآن خیلی اهل فیلم دیدن نبود.

301
00:19:06,208 --> 00:19:07,166
‫ولی شروع کرد به سینما رفتن...

302
00:19:08,208 --> 00:19:09,166
‫و ازش خوشش اومد.

303
00:19:14,208 --> 00:19:17,166
‫ نمی‌خواست
‫ کسی براش دلسوزی کنه.

304
00:19:17,208 --> 00:19:20,166
‫اما برخلاف این تحسین دوستانش رو جلب کرد.

305
00:19:23,208 --> 00:19:26,166
‫تحسینی که به آلیس و ربکا
‫ اطمینان خاطر می‌داد...

306
00:19:27,208 --> 00:19:28,166
‫و در این حال باعث ناراحتیشون می‌شد.

307
00:19:29,208 --> 00:19:32,166
‫چون که زندگی خودشون در مقابل
‫زندگی جوآن تحسین‌برانگیز نبود.

308
00:19:36,208 --> 00:19:41,166
‫بله. مرگ من سلسله عواقبی به
‫همراه داشت که تصور نمی‌کردم.

309
00:20:00,208 --> 00:20:01,166
‫الو؟

310
00:20:19,208 --> 00:20:20,166
‫بله؟

311
00:20:20,208 --> 00:20:22,166
‫شما به من زنگ زدید.

312
00:20:24,208 --> 00:20:28,166
‫بله. واسه این‌که راهی برای صرفه‌جویی در
‫ مصرف انرژی کسب و کارتون پیشنهاد بدم.

313
00:20:28,208 --> 00:20:31,166
‫اشتباه گرفتید. من کسب و کاری ندارم.

314
00:20:31,208 --> 00:20:34,166
‫شماره من رو از کجا آوردید؟

315
00:20:34,208 --> 00:20:37,166
‫من تماس‌های تبلیغاتیم رو مسدود کردم.

316
00:20:39,208 --> 00:20:40,166
‫توی خوابم بهم رسید.

317
00:20:41,208 --> 00:20:42,166
‫جانم؟

318
00:20:42,208 --> 00:20:46,166
‫بله، من چیزی واسه ارائه ندارم.
‫یعنی از لحاظ تبلیغاتی.

319
00:20:46,208 --> 00:20:49,166
‫درواقع اصلا چیزی واسه ارائه ندارم.

320
00:20:49,208 --> 00:20:52,166
‫چندین باری خواب شما رو دیدم.

321
00:20:53,208 --> 00:20:56,166
‫ببخشید، یعنی چندین بار توی
‫خوابم شماره تلفن شما رو دیدم.

322
00:20:57,208 --> 00:20:59,166
‫یه دوستم پیشنهاد کرد که باهاتون تماس بگیرم.

323
00:21:00,208 --> 00:21:02,166
‫من رو سرکار گذاشتید؟

324
00:21:02,208 --> 00:21:08,166
‫نه، صرفا می‌خواستم ببینم
‫ صاحب این شماره تلفن کیه.

325
00:21:08,208 --> 00:21:10,166
‫واقعا ببخشید که مزاحم شدم.

326
00:21:10,208 --> 00:21:13,166
‫خواهش می‌کنم، درک می‌کنم.

327
00:21:15,208 --> 00:21:18,166
‫احتمالا اگه من هم بودم
‫همین‌ کار رو می‌کردم.

328
00:21:21,208 --> 00:21:23,166
‫آیا این هم از اثرات مرگ من بود؟

329
00:21:23,208 --> 00:21:27,166
‫اریک و ربکا جرئت نکردن که مدتی هم رو ببینن.

330
00:21:27,208 --> 00:21:30,166
‫زندگی به نحوی شکننده شده بود.

331
00:21:30,208 --> 00:21:33,166
‫واسه همین سعی کردن از
‫ زمانشون با هم لذت ببرن...

332
00:21:33,208 --> 00:21:37,166
‫انگار که اگر همه‌چیز ناگهان متوقف می‌شد...

333
00:21:37,208 --> 00:21:40,166
‫چیزی واسه خودشون باقی مونده باشه.

334
00:21:41,208 --> 00:21:43,166
‫یه پیشنهاد کاری دریافت کردم.

335
00:21:44,208 --> 00:21:45,166
‫عالیه!

336
00:21:48,208 --> 00:21:50,166
‫خیلی خوشحال به نظر نمیای.

337
00:21:50,208 --> 00:21:53,166
‫آخه باید نقل مکان کنم.

338
00:21:53,208 --> 00:21:54,166
‫داخل دیژونه.

339
00:21:57,208 --> 00:21:58,166
‫اونجا خانواده دارم.

340
00:21:58,208 --> 00:22:01,166
‫حتی یکی از دوستان نزدیک بچگیم اونجاست.

341
00:22:01,208 --> 00:22:04,166
‫و شنیدم شهر خوبیه.

342
00:22:05,208 --> 00:22:06,166
‫پیشنهاد رو قبول کردی؟

343
00:22:07,208 --> 00:22:08,166
‫هنوز نه.

344
00:22:09,208 --> 00:22:10,166
‫چرا؟

345
00:22:10,208 --> 00:22:12,166
‫منتظر بودم که با تو حرف بزنم.

346
00:22:12,208 --> 00:22:14,166
‫که ببینم نظرت چیه.

347
00:22:15,208 --> 00:22:17,166
‫مطمئن نیستم که نظر من مهم باشه.

348
00:22:17,208 --> 00:22:20,166
‫خیلی وقته دنبال چنین چیزی بودی.

349
00:22:20,208 --> 00:22:23,166
‫اگه قبول کنم مشکلی نداری؟

350
00:22:24,208 --> 00:22:26,166
‫آخرهفته‌ها وقتم خالیه، ولی...

351
00:22:26,208 --> 00:22:28,166
‫وقت تو نیست، نه؟

352
00:22:29,208 --> 00:22:32,166
‫تا کی انتظار دارن جواب بدی؟

353
00:22:32,208 --> 00:22:34,166
‫مطمئن نیستم، ولی...

354
00:22:34,208 --> 00:22:36,166
‫فردا یا پس‌فردا.

355
00:22:43,208 --> 00:22:45,166
‫انقدر اخم نکن. قبول نمی‌کنم.

356
00:22:50,583 --> 00:22:51,541
‫سلام.

357
00:22:52,583 --> 00:22:53,541
‫من رو می‌شناسی؟

358
00:22:54,583 --> 00:22:56,541
‫آره، توی مدرسه هم رو دیدیم.

359
00:22:57,583 --> 00:22:59,541
‫- اینجا زندگی می‌کنی؟
‫- آره.

360
00:23:00,583 --> 00:23:02,541
‫من دارم میام طبقه پنجم زندگی کنم.

361
00:23:02,583 --> 00:23:05,541
‫باید زودی یه جایی رو پیدا می‌کردم.
‫جاهای زیادی رو ندیدم.

362
00:23:05,583 --> 00:23:07,541
‫- تازه اومدین لیون؟
‫- آره.

363
00:23:07,583 --> 00:23:10,541
‫خب، بیایید برگردیم اول.

364
00:23:10,583 --> 00:23:14,541
‫خب راستش حالا که اینجاییم،
‫ نیازی نیست برگردیم عقب.

365
00:23:14,583 --> 00:23:18,541
‫می‌تونستم با چیزی به جز
‫ رسیدن توماس شروع کنم.

366
00:23:18,583 --> 00:23:20,541
‫ولی همین مناسب به نظر می‌اومد.

367
00:23:20,583 --> 00:23:23,541
‫می‌دونم سخت به نظر میاد که...

368
00:23:23,583 --> 00:23:25,541
‫برید سراغ یه شاهکار کلاسیک.

369
00:23:26,583 --> 00:23:28,541
‫مخصوصا اگه 446 صفحه باشه.

370
00:23:30,583 --> 00:23:31,541
‫ناهار بخوریم؟

371
00:23:31,583 --> 00:23:34,541
‫دارم با تلفن حرف می‌زنم.
‫یه ده دقیقه دیگه تموم می‌شه.

372
00:23:34,583 --> 00:23:37,541
‫من خیلی وقت ندارم.
‫بعدا ببینمت؟

373
00:23:37,583 --> 00:23:39,541
‫باشه، خوبه. می‌بینمت!

374
00:23:40,583 --> 00:23:44,541
‫ببخشید، دوستم می‌خواست با هم ناهار بخوریم.

375
00:23:44,583 --> 00:23:46,541
‫می‌تونیم بعدا حرف بزنیم.

376
00:23:47,583 --> 00:23:48,541
‫نه، رفت دیگه!

377
00:23:49,583 --> 00:23:51,541
‫و من هم یه ساندویچ خریدم دیگه...

378
00:24:03,666 --> 00:24:05,625
‫کسی خونه هست؟

379
00:24:09,666 --> 00:24:10,625
‫توماس؟

380
00:24:10,666 --> 00:24:12,625
‫اینجا!

381
00:24:14,666 --> 00:24:17,625
‫این رو پیدا کردم. کافیه؟

382
00:24:17,666 --> 00:24:19,625
‫عالیه.

383
00:24:20,666 --> 00:24:21,625
‫ممنون. می‌شه تا فردا دستم باشه؟

384
00:24:22,666 --> 00:24:23,625
‫آره. لازمش ندارم.

385
00:24:23,666 --> 00:24:25,625
‫خیلی ممنون.

386
00:24:26,666 --> 00:24:27,625
‫بچه داری؟

387
00:24:28,666 --> 00:24:30,625
‫یه دختر هشت ساله.
‫بچه تو چند سالشه؟

388
00:24:30,666 --> 00:24:32,625
‫اون هم تقریبا هشت سالشه.

389
00:24:32,666 --> 00:24:34,625
‫عالیه! شاید با هم دوست شدن.

390
00:24:35,666 --> 00:24:36,625
‫واسه اون اومدم لیون.

391
00:24:37,666 --> 00:24:40,625
‫آره. مامانش سه سال پیش اومد اینجا.

392
00:24:40,666 --> 00:24:44,625
‫من هم می‌خواستم بیشتر ببینمش.
‫قصد حضانت مشترک داشتیم.

393
00:24:44,666 --> 00:24:46,625
‫امیدوارم عادت کنه.

394
00:24:46,666 --> 00:24:49,625
‫باید برم و اتاقش رو حاضر کنم.

395
00:24:49,666 --> 00:24:51,625
‫حتما خیلی وقته ندیدیش.

396
00:24:51,666 --> 00:24:53,625
‫سعی کردم توی زندگیش حضور داشته باشم.

397
00:24:53,666 --> 00:24:55,625
‫ولی از رفت و آمد خسته شدم.

398
00:24:56,666 --> 00:24:59,625
‫و چهار سالی هم می‌شه که جدا شدیم.
‫اون ترکم کرد.

399
00:25:00,666 --> 00:25:04,625
‫واسه عشق اولش.
‫ ظاهرا هم رو فراموش نکرده بودن.

400
00:25:04,666 --> 00:25:05,625
‫متاسفم.

401
00:25:06,666 --> 00:25:07,625
‫اشکالی نداره. ازش گذر کردم.

402
00:25:08,666 --> 00:25:09,625
‫الان با هم کنار میاییم...

403
00:25:09,666 --> 00:25:12,625
‫و خوشحاله که وقت بیشتری داره که تنها باشه.

404
00:25:12,666 --> 00:25:13,625
‫آره، خوبه.

405
00:25:14,666 --> 00:25:19,625
‫تو هم با پدر دخترت زندگی می‌کنی؟
‫اگه دوست نداری جواب نده.

406
00:25:19,666 --> 00:25:20,625
‫نه، اون رفته.

407
00:25:20,666 --> 00:25:21,625
‫یعنی جدا شدین؟

408
00:25:21,666 --> 00:25:23,625
‫نه، فوت شده.

409
00:25:24,666 --> 00:25:27,625
‫همون معلمی بود که تو
‫توی مدرسه جایگزینش شدی.

410
00:25:27,666 --> 00:25:30,625
‫ببخشید. خبر داشتم، ولی نمی‌دونستم که...

411
00:25:31,666 --> 00:25:32,625
‫اشکالی نداره.

412
00:25:34,666 --> 00:25:36,625
‫شنیدم کتاب می‌نویسی و...

413
00:25:36,666 --> 00:25:38,625
‫یکم معروفی.

414
00:25:38,666 --> 00:25:40,625
‫خب، یک کتابی نوشتم و خوش شانس بودم.

415
00:25:40,666 --> 00:25:42,625
‫احتمالا بخاطر عنوانش بود.

416
00:25:42,666 --> 00:25:43,625
‫عنوانش چی بود؟

417
00:25:43,666 --> 00:25:45,625
‫«پیچیدگی خوش‌شانس»

418
00:25:45,666 --> 00:25:48,625
‫گمونم ملت عنوان‌های
‫ پر زرق و برق رو دوست دارن.

419
00:25:48,666 --> 00:25:50,625
‫پرواز کردم!

420
00:25:50,666 --> 00:25:52,625
‫رفتم طبقه سه.

421
00:25:52,666 --> 00:25:54,625
‫من هم پرواز کردم!
‫رفتم طبقه چهار!

422
00:25:54,666 --> 00:25:57,625
‫انگار از بچگی هم رو می‌شناختن.

423
00:25:57,666 --> 00:25:59,625
‫نوشیدنی می‌خوای؟

424
00:25:59,666 --> 00:26:00,625
‫حتما.

425
00:26:00,666 --> 00:26:02,625
‫کتابت رو شروع کردم.

426
00:26:02,666 --> 00:26:04,625
‫حوصله‌ات سر نرفت؟

427
00:26:04,666 --> 00:26:06,625
‫نه، خوندنش راحته.

428
00:26:06,666 --> 00:26:09,625
‫عنوانش خوشایند نبود،
‫ولی لذت‌بخشه.

429
00:26:09,666 --> 00:26:11,625
‫و محتواش؟

430
00:26:11,666 --> 00:26:13,625
‫محتواش...

431
00:26:14,666 --> 00:26:18,625
‫مطمئن نیستم که مثل تو مشتاق باشم.

432
00:26:18,666 --> 00:26:20,625
‫من مشتاقم؟

433
00:26:21,666 --> 00:26:24,625
‫تو ظاهرا از مصیبت‌های زندگی
‫به سادگی گذر می‌کنی.

434
00:26:25,666 --> 00:26:27,625
‫و عنوانش هم هست دیگه.

435
00:26:27,666 --> 00:26:29,625
‫«پیچیدگی خوش‌شانس» اینطوریه
‫که انگار داری می‌گی...

436
00:26:29,666 --> 00:26:31,625
‫«بی‌رحمی خو‌ش‌شانس»

437
00:26:32,666 --> 00:26:36,625
‫حتما لزومی نداره که در مصیبت، مصیبت باشه،
‫یا در درد هم درد باشه.

438
00:26:36,666 --> 00:26:38,625
‫نمی‌دونم.

439
00:26:39,666 --> 00:26:43,625
‫می‌خوای هلوییز اینجا پیش نینا
‫ باشه که به کارهات برسی؟

440
00:26:43,666 --> 00:26:47,625
‫من خیلی پیشش نیستم،
‫اگه تو کاری داری من مواظبشون هستم.

441
00:26:47,666 --> 00:26:50,625
‫آره، کلی برگه هست که باید تصحیح کنم.

442
00:27:05,666 --> 00:27:08,625
‫امیدوارم نظرم در مورد کتابت
‫ ناراحتت نکرده باشه.

443
00:27:08,666 --> 00:27:12,625
‫نه، جالب بود و من رو به فکر فرو برد.

444
00:27:12,666 --> 00:27:16,625
‫واسم سوال شد که آیا می‌نویسم
‫که احساس گناه نکنم؟

445
00:27:16,666 --> 00:27:17,625
‫مگه احساس گناه می‌کنی؟

446
00:27:19,666 --> 00:27:22,625
‫نه، ولی خیلی دوست دارم بکنم.
‫گمونم مثل همه آدم‌ها.

447
00:27:22,666 --> 00:27:24,625
‫حالا شاید یکم بیشتر از آدم‌های معمولی.

448
00:27:25,666 --> 00:27:26,625
‫احساس گناه در مورد چی؟

449
00:27:27,666 --> 00:27:31,625
‫حس می‌کنم می‌تونستم بهتر باشم
‫ و یا این‌که مغرورم.

450
00:27:32,666 --> 00:27:33,625
‫تا حالا چنین حسی داشتی؟

451
00:27:36,666 --> 00:27:38,625
‫من احساس گناه نمی‌کنم.

452
00:27:39,666 --> 00:27:40,625
‫واقعا گناهکارم.

453
00:27:41,666 --> 00:27:43,625
‫منظورت چیه؟

454
00:27:47,666 --> 00:27:54,708
‫روزی که پدر نینا تصادف کرد،
‫من ترکش کرده بودم.

455
00:27:56,666 --> 00:27:58,625
‫خبر نداشتم.

456
00:28:01,666 --> 00:28:02,625
‫متاسفم.

457
00:28:09,666 --> 00:28:12,625
‫به نظرم منصفانه نیست که تو احساس گناه کنی.

458
00:28:14,666 --> 00:28:21,500
‫من مستقیما مقصرم دیگه.
‫همینه.

459
00:28:23,666 --> 00:28:24,625
‫آره، بخاطر من.

460
00:28:26,666 --> 00:28:29,625
‫ببخشیدها. خودش تصمیم گرفت نوشیدنی بخوره.

461
00:28:30,666 --> 00:28:33,625
‫اگه واقعا گناهکار بودی الان زندان بودی.

462
00:28:34,666 --> 00:28:36,625
‫ترک کردن آدم‌ها که جرم نیست.

463
00:28:37,666 --> 00:28:39,625
‫اگه احساسم عوض نمی‌شد چی؟

464
00:28:40,666 --> 00:28:42,625
‫اگه...

465
00:28:42,666 --> 00:28:44,625
‫دلسرد نمی‌شدم؟

466
00:28:47,666 --> 00:28:49,625
‫یا یکم بیشتر خودم رو وادار میکردم.

467
00:28:52,666 --> 00:28:56,625
‫تعطیلات دیگه تموم شده.
‫وقتشه وسایلمون رو جمع کنیم...

468
00:28:56,666 --> 00:28:58,625
‫و جدا بشیم.

469
00:28:59,666 --> 00:29:03,625
‫قول بده که واسم نامه می‌نویسی و
‫ تابستون سال دیگه هم رو...

470
00:29:03,666 --> 00:29:05,625
‫توی درخت گنده می‌بینیم.

471
00:29:06,666 --> 00:29:09,625
‫می‌خوام خودم بخونمش مامانی.

472
00:29:10,666 --> 00:29:11,625
‫خیلی‌خب.

473
00:29:11,666 --> 00:29:12,625
‫فقط پنج دقیقه.

474
00:29:12,666 --> 00:29:13,625
‫دوستت دارم.

475
00:29:35,666 --> 00:29:40,625
‫از دوستم که سبزیجات گرفتم، خودش پرورش
‫می‌ده. یکم واسه امشب می‌خوای؟

476
00:29:41,666 --> 00:29:44,625
‫ممنون، ولی من و نینا شام خوردیم.

477
00:29:44,666 --> 00:29:46,625
‫پس فردا میام، اشکالی نداره.

478
00:29:47,666 --> 00:29:48,625
‫باشه.

479
00:29:48,666 --> 00:29:50,625
‫نینا چطوره؟

480
00:29:51,666 --> 00:29:54,625
‫الان بردم خوابوندمش.
‫گفت که هلوییز بهترین دوستشه.

481
00:29:55,666 --> 00:29:59,625
‫شانس آوردم. بخاطر دخترت حالا
‫اون هم دوست داره بیاد اونجا.

482
00:30:00,666 --> 00:30:01,625
‫عالیه!

483
00:30:03,666 --> 00:30:05,625
‫و خواستم بگم که...

484
00:30:07,666 --> 00:30:10,625
‫ببخشید اگه بی‌ادبی کردم.

485
00:30:10,666 --> 00:30:13,625
‫بی‌ادبی؟ یادم نیست.

486
00:30:14,666 --> 00:30:18,625
‫کردم دیگه. در مورد پدر دخترت بد حرف زدم.

487
00:30:22,666 --> 00:30:24,625
‫حق با تو بود.

488
00:30:24,666 --> 00:30:27,625
‫خوبه که چنین حرف‌هایی رو بشنوم.

489
00:30:28,666 --> 00:30:30,625
‫پس حالم بهتره.

490
00:30:30,666 --> 00:30:33,625
‫امیدوارم با مسائل شخصیم اذیتت نکرده باشم.

491
00:30:34,666 --> 00:30:39,625
‫نه، فرصتی شد که نظرم رو بگم
‫ و مخاطبم رو جذب کنم.

492
00:30:39,666 --> 00:30:43,625
‫حق هم داری. حرف‌هات من رو جذب می‌کنن!

493
00:30:44,666 --> 00:30:46,625
‫ممنون که تشویقم می‌کنی.

494
00:30:49,666 --> 00:30:50,625
‫پس زودی می‌بینمت دیگه؟

495
00:30:52,666 --> 00:30:53,625
‫آره، می‌بینمت.

496
00:30:53,666 --> 00:30:55,625
‫شب خوبی داشته باشی.

497
00:31:30,666 --> 00:31:34,625
‫یه سری از دوست‌هام مزرعه و حیوانات دارن.
‫واسه قدم زدن خوبه...

498
00:31:35,666 --> 00:31:38,625
‫می‌تونیم آخرهفته بعدی با دخترها بریم.

499
00:31:38,666 --> 00:31:39,625
‫همین آخرهفته؟

500
00:31:41,666 --> 00:31:44,625
‫- نمی‌دونم...
‫- تو رو خدا مامانی! می‌خوام برم!

501
00:31:45,666 --> 00:31:47,625
‫می‌خوایم بریم!

502
00:31:47,666 --> 00:31:48,625
‫یه لحظه صبر کن.

503
00:31:50,166 --> 00:31:53,125
‫برو دیگه! خوب می‌شه نینا یه دوری بزنه.

504
00:31:53,166 --> 00:31:54,125
‫اون ممکنه یه فکری بکنه.

505
00:31:55,166 --> 00:31:57,125
‫بذار بکنه! تو که تعهدی نداری.

506
00:31:57,166 --> 00:31:59,125
‫نمی‌خوام سو تفاهمی پیش بیاد.

507
00:32:00,166 --> 00:32:01,125
‫مرد باهوشیه.

508
00:32:01,166 --> 00:32:04,125
‫شاید صرفا دوستانه برخورد می‌کنه،
‫قصد خاصی نداره.

509
00:32:04,166 --> 00:32:06,125
‫شاید ازش خوشت میاد ولی نمیتونی اعتراف کنی.

510
00:32:07,166 --> 00:32:09,125
‫محکوم نیستی که مجرد باشی که.

511
00:32:09,166 --> 00:32:11,125
‫در هر صورت از این توماس خوشم میاد.

512
00:32:11,166 --> 00:32:13,125
‫- من هم میاد.
‫- تو اصلا ندیدیش!

513
00:32:13,166 --> 00:32:17,125
‫همچنان می‌تونم نظر بدم.
‫به نظرم خیلی خوبه.

514
00:32:17,166 --> 00:32:20,125
‫- حس خوبی بهش ندارم.
‫- چرا؟ چون ممکنه چیزی پیش بیاد؟

515
00:32:21,166 --> 00:32:22,125
‫در مورد چی حرف می‌زنین؟

516
00:32:22,166 --> 00:32:26,125
‫اصلا به فکرم هم خطور نکرد.
‫صرفا خوشم میاد باهاش حرف بزنم.

517
00:32:26,166 --> 00:32:28,125
‫می‌تونه این‌طوری شروع بشه.

518
00:32:28,166 --> 00:32:32,125
‫می‌دونم تو به مردها فکر نمی‌کنی...

519
00:32:32,166 --> 00:32:34,125
‫ولی کنار نذارش...

520
00:32:35,166 --> 00:32:38,125
‫- می‌فهمی منظورم چیه؟
‫- معلومه می‌فهمم.

521
00:32:39,166 --> 00:32:41,125
‫ممنون، ولی قصدی ندارم.

522
00:32:41,166 --> 00:32:45,125
‫حتی گفتی که عشق نباید مرکز چیزی باشه.

523
00:32:45,166 --> 00:32:47,125
‫کی در مورد عشق حرفی زد؟

524
00:32:47,166 --> 00:32:50,125
‫ممکنه یه رابطه ساده باشه.

525
00:32:52,166 --> 00:32:54,125
‫حداقل بخاطر دخترت برو.

526
00:32:54,166 --> 00:32:58,125
‫خوشش میاد با مادرش و یه دختر همسنش باشه.

527
00:32:58,166 --> 00:33:02,125
‫چرا شما هم نیایید؟ ما که در هر صورت توی
‫ جنگلیم. می‌تونم بگم شما هم میایین.

528
00:33:02,166 --> 00:33:05,125
‫نه، ما این آخرهفته کار داریم.

529
00:33:05,166 --> 00:33:08,125
‫آره، داریم می‌ریم دیدن دوستمون توی تولوز.

530
00:33:08,166 --> 00:33:09,125
‫جدی؟ کی؟

531
00:33:31,875 --> 00:33:33,833
‫خیلی بزرگه. چه بامزه!

532
00:34:18,916 --> 00:34:21,875
‫- دخترها کجان؟
‫- با دوستات رفتن توی باغ.

533
00:34:22,916 --> 00:34:23,875
‫عالیه.

534
00:34:26,916 --> 00:34:28,875
‫در هر صورت ممنون.

535
00:34:28,916 --> 00:34:30,875
‫واسه چی؟

536
00:34:31,916 --> 00:34:33,875
‫واسه امروز.

537
00:34:35,916 --> 00:34:36,875
‫از تو هم ممنونم.

538
00:34:36,916 --> 00:34:38,875
‫من که کاری نکردم!

539
00:34:38,916 --> 00:34:40,875
‫تو برنامه‌ریزیش کردی.

540
00:34:40,916 --> 00:34:43,875
‫اگه نمی‌اومدی ازم تشکر نمی‌کردی.

541
00:34:43,916 --> 00:34:46,875
‫پس آخرهفته رو برنامه‌ریزی
‫کردی که ازت تشکر بشه.

542
00:34:46,916 --> 00:34:49,875
‫دقیقا. هر کاری می‌کنم که ازم تشکر بشه.

543
00:34:51,916 --> 00:34:52,875
‫ممنون.

544
00:35:27,375 --> 00:35:28,333
‫بیا.

545
00:35:28,375 --> 00:35:29,333
‫ممنون.

546
00:35:30,375 --> 00:35:32,333
‫دوست‌هات هم میان؟

547
00:35:33,375 --> 00:35:35,333
‫نه، فردا زود بیدار می‌شن.

548
00:35:39,208 --> 00:35:41,166
‫مشکل از تو نیست.

549
00:35:41,208 --> 00:35:43,166
‫خوشم میاد که پیشت باشم.

550
00:35:43,208 --> 00:35:45,166
‫خوشم میاد که باهات حرف بزنم.

551
00:35:45,208 --> 00:35:47,166
‫که با بچه‌ها سرگرم باشیم.

552
00:35:48,208 --> 00:35:50,166
‫امروز واقعا بهم خوش گذشت.

553
00:35:50,208 --> 00:35:52,166
‫خیلی وقت بود چنین تجربه‌ای نداشتم.

554
00:35:53,208 --> 00:35:55,166
‫ولی هنوز آماده...

555
00:35:55,208 --> 00:35:56,166
‫چیز...

556
00:35:56,208 --> 00:35:57,166
‫آماده عاشقی؟

557
00:35:58,208 --> 00:35:59,166
‫آره.

558
00:36:01,208 --> 00:36:02,166
‫متاسفم.

559
00:36:03,208 --> 00:36:04,166
‫طبیعیه. نباش.

560
00:36:04,208 --> 00:36:07,166
‫شاید به وقت بیشتری نیاز داری.

561
00:36:07,208 --> 00:36:08,166
‫نمی‌دونم.

562
00:36:10,208 --> 00:36:11,166
‫واقعا نمی‌دونم.

563
00:36:12,208 --> 00:36:15,166
‫نمی‌خوام که دوستیمون خراب بشه.

564
00:36:17,208 --> 00:36:19,166
‫اشکالی نداره. حق داریم اشتباه کنیم.

565
00:36:19,208 --> 00:36:22,166
‫و تو همیشه دوستم می‌مونی.

566
00:36:23,208 --> 00:36:24,166
‫فکر کن...

567
00:36:24,583 --> 00:36:26,541
‫اذیت نمی‌شدی؟

568
00:36:27,583 --> 00:36:28,541
‫نه، گمونم درک می‌کردم.

569
00:36:29,583 --> 00:36:32,541
‫و اگه ناراحت می‌شدم سعی می‌کردم
‫که با آرامش برخورد کنم.

570
00:36:34,583 --> 00:36:37,541
‫ولی هیچ‌وقت به خودم اجازه نمی‌دادم
‫ که ازش متنفر بشم. هرگز.

571
00:36:37,583 --> 00:36:38,541
‫به نظرت ممکنه؟

572
00:36:39,583 --> 00:36:40,541
‫البته.

573
00:36:41,583 --> 00:36:45,541
‫همه زوج‌ها باید به خاطر داشته باشن
‫ که عشق ابدی نیست.

574
00:36:45,583 --> 00:36:47,541
‫یا به خودشون این آزادی رو بدن.

575
00:36:48,583 --> 00:36:49,541
‫شاید...

576
00:36:53,583 --> 00:36:55,541
‫از دستم عصبانی نیستی؟

577
00:36:57,583 --> 00:36:59,541
‫معلومه که نه. درکت می‌کنم.

578
00:37:11,750 --> 00:37:13,458
‫دوستت سوفی خوب بود؟

579
00:37:14,500 --> 00:37:16,458
‫آره، خیلی خوب بود.

580
00:37:18,500 --> 00:37:20,458
‫خوشحال شدم پسرش رو دیدم.

581
00:37:22,000 --> 00:37:23,458
‫برونو چی؟

582
00:37:24,625 --> 00:37:28,458
‫برونو هم خب...
‫خوب شد که هم رو دیدیم.

583
00:37:28,500 --> 00:37:30,458
‫سلام رسوند.

584
00:37:32,500 --> 00:37:33,458
‫بیا.

585
00:37:34,500 --> 00:37:35,458
‫نه، ممنون عزیزم.

586
00:37:36,500 --> 00:37:38,458
‫به نظر خوشمزه میاد، ولی گرسنه نیستم.

587
00:37:39,500 --> 00:37:41,458
‫زیاد خوردی؟

588
00:37:41,500 --> 00:37:43,458
‫آره، خیلی.

589
00:37:46,458 --> 00:37:47,416
‫خواهش می‌کنم!

590
00:37:48,458 --> 00:37:49,416
‫بسه دخترها!

591
00:37:49,458 --> 00:37:51,416
‫با لباست خیلی خوشگل می‌شی

592
00:37:52,458 --> 00:37:54,416
‫- می‌رقصیم و می‌رقصیم.
‫- تا ساعت چهار صبح.

593
00:37:55,458 --> 00:37:56,416
‫لباس‌های خوشگل دارم.

594
00:38:01,458 --> 00:38:02,416
‫پیتزا اومد.

595
00:38:02,458 --> 00:38:04,416
‫عروسی کنین! عروسی کنین!

596
00:38:05,458 --> 00:38:08,416
‫بسه دیگه دخترها.
‫خنده دار نیست.

597
00:38:08,458 --> 00:38:10,416
‫تو رو خدا بابایی، عروسی کنین.

598
00:38:11,458 --> 00:38:13,416
‫دستتون رو بشورید وگرنه از پیتزا خبری نیست.

599
00:38:13,458 --> 00:38:16,416
‫منصفانه نیست.

600
00:38:17,458 --> 00:38:18,416
‫قضیه ازدواج چیه؟

601
00:38:18,458 --> 00:38:20,416
‫تصمیم گرفتن خواهر بشن دیگه.

602
00:38:21,458 --> 00:38:23,416
‫آهان، که این‌طور.

603
00:38:24,458 --> 00:38:25,416
‫نظر تو چیه؟

604
00:38:25,458 --> 00:38:26,416
‫چی؟

605
00:38:26,458 --> 00:38:29,416
‫قاشق و چنگال بیارم یا با دست بخوریم؟

606
00:38:29,458 --> 00:38:31,416
‫دستمال بیارم؟

607
00:38:32,458 --> 00:38:33,416
‫هر طور دوست داری.

608
00:38:34,458 --> 00:38:35,416
‫دستمال میارم.

609
00:39:02,291 --> 00:39:03,250
‫سلام!

610
00:39:04,291 --> 00:39:05,250
‫چطوری؟

611
00:39:05,291 --> 00:39:06,250
‫سلام!

612
00:39:09,291 --> 00:39:10,250
‫نقاشی‌هات کجان؟

613
00:39:10,291 --> 00:39:12,250
‫نقاشی‌ها؟ یه نقاشیه.

614
00:39:12,291 --> 00:39:14,250
‫نمایش گروهیه. چهل نفریم.

615
00:39:14,291 --> 00:39:16,250
‫واسه همین اجازه دادن یه کار بیارم.

616
00:39:16,291 --> 00:39:18,250
‫این یکیه.

617
00:39:21,416 --> 00:39:24,375
‫- تصمیم نگرفتی کجا زندگی کنی؟
‫- هنوز نه.

618
00:39:24,416 --> 00:39:26,375
‫توماس گفت از اورلئانز رفتی.

619
00:39:26,416 --> 00:39:30,375
‫دنبال یه تغییر بودم. اما نمی‌دونستم چی.

620
00:39:30,416 --> 00:39:32,375
‫گفتم فرصت واسم تصمیم بگیره.

621
00:39:33,416 --> 00:39:37,375
‫یه فرصت کاری پیش اومد و توماس اینجا بود.
‫گفتم یه دوستی اینجا دارم.

622
00:39:38,416 --> 00:39:41,375
‫توی کدوم محله دنبال خونه‌ای؟

623
00:39:41,416 --> 00:39:43,375
‫هنوز نمی‌دونم.

624
00:39:43,416 --> 00:39:46,375
‫اصلا شهر رو نمی‌شناسم.
‫تازه اومدم اینجا.

625
00:39:46,416 --> 00:39:49,375
‫اگه کمکی نیاز داشتی بگو.

626
00:39:50,416 --> 00:39:52,375
‫ممکنه بگم.

627
00:39:53,416 --> 00:39:54,375
‫چون هیچی نمی‌دونم

628
00:40:08,416 --> 00:40:10,375
‫تو هم معلمی؟

629
00:40:10,416 --> 00:40:12,375
‫آره، معلم موسقیم.

630
00:40:13,416 --> 00:40:15,375
‫ولی صرفا واسه این که خرجم در بیاد.

631
00:40:15,416 --> 00:40:17,375
‫دیگه چیکار می‌کنی؟

632
00:40:17,416 --> 00:40:19,375
‫توی کار موسیقیم.

633
00:40:19,416 --> 00:40:21,375
‫- چه سازی می‌زنی؟
‫- هیچی.

634
00:40:22,416 --> 00:40:24,375
‫موسیقی می‌نویسم.

635
00:40:24,416 --> 00:40:26,375
‫پس سازنده‌ای.

636
00:40:26,416 --> 00:40:27,375
‫چه باحال.

637
00:41:30,416 --> 00:41:31,375
‫بابت غذا ممنون.

638
00:41:33,416 --> 00:41:34,375
‫بابت اومدنت ممنون.

639
00:41:35,416 --> 00:41:36,375
‫بابت موسیقی ممنون.

640
00:41:38,416 --> 00:41:40,375
‫بابت تعریفاتت ممنون.

641
00:41:48,416 --> 00:41:49,375
‫شب بخیر.

642
00:41:50,416 --> 00:41:51,375
‫شب بخیر.

643
00:42:26,875 --> 00:42:28,833
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

644
00:42:28,875 --> 00:42:30,833
‫خوابیدنت رو تماشا می‌کردم.

645
00:42:32,875 --> 00:42:33,833
‫خیلی وقته اینجایی؟

646
00:42:34,875 --> 00:42:35,833
‫همین اطراف بودم.

647
00:42:39,875 --> 00:42:40,833
‫ویکتور...

648
00:42:40,875 --> 00:42:42,833
‫واقعا متاسفم.

649
00:42:43,875 --> 00:42:45,833
‫نباید باشی.

650
00:42:46,875 --> 00:42:49,833
‫کاش می‌دونستی من چقدر شرمنده‌ام.

651
00:42:51,875 --> 00:42:54,833
‫من خیلی اذیتت کردم!

652
00:42:57,875 --> 00:42:58,833
‫حقیقت نداره.

653
00:42:58,875 --> 00:43:00,833
‫همش تقصیر منه.

654
00:43:01,875 --> 00:43:03,833
‫خودم حماقت کردم.

655
00:43:05,875 --> 00:43:07,833
‫ولی الان نگران توئم.

656
00:43:07,875 --> 00:43:09,833
‫- جدی؟
‫- آره.

657
00:43:10,875 --> 00:43:11,833
‫الان دیگه همه‌چیز رو می‌بینم.

658
00:43:13,875 --> 00:43:14,833
‫زندگی من رو تماشا می‌کنی؟

659
00:43:14,875 --> 00:43:16,833
‫آره، و می‌بینم که خیلی نگرانی.

660
00:43:16,875 --> 00:43:18,833
‫نگرانی فایده نداره.

661
00:43:18,875 --> 00:43:22,833
‫می‌ترسم که تصمیمات اشتباه بگیرم
‫ و باعث اذیت بیشتری بشم.

662
00:43:22,875 --> 00:43:25,833
‫هیچ‌کس نمی‌تونه همه تصمیماتش رو درست بگیره.

663
00:43:25,875 --> 00:43:26,833
‫هیچ‌کس.

664
00:43:27,875 --> 00:43:29,833
‫از من بپرس دیگه.

665
00:43:35,875 --> 00:43:38,833
‫گاهی‌اوقات حس می‌کنم داری تماشام می‌کنی.

666
00:43:42,875 --> 00:43:44,833
‫درسته. اکثرا تماشات می‌کنم.

667
00:43:51,875 --> 00:43:55,833
‫اگه با یه مرد دیگه وارد رابطه
‫ بشم عصبانی می‌شی؟

668
00:43:56,875 --> 00:43:57,833
‫نه.

669
00:43:57,875 --> 00:43:59,833
‫اصلا حسادت نمی‌کنم.

670
00:44:00,875 --> 00:44:02,833
‫اگه خوشحال باشی من هم خوشحالم.

671
00:44:03,875 --> 00:44:05,833
‫حتی با یه مرد دیگه.

672
00:44:07,875 --> 00:44:09,833
‫پس دیگه دوستم نداری؟

673
00:44:22,875 --> 00:44:25,833
‫همچنان دوستت دارم.
‫ولی به یه شیوه دیگه.

674
00:44:28,875 --> 00:44:29,833
‫این‌طوری قشنگ‌تره...

675
00:44:29,875 --> 00:44:31,833
‫عمیق‌تره.

676
00:44:33,875 --> 00:44:35,833
‫اتفاقی که با اون تصادف واسم رخ داد...

677
00:44:35,875 --> 00:44:39,833
‫مثل یه روانکاوی ناگهانی بود. متوجه هستی؟

678
00:44:40,875 --> 00:44:43,833
‫انگار که ناگهان کامل شدم.

679
00:44:43,875 --> 00:44:46,833
‫قبلا مالکانه برخورد می‌کردم.

680
00:44:46,875 --> 00:44:49,833
‫تو رو به هر قیمتی که شده
‫واسه خودم می‌خواستم.

681
00:44:49,875 --> 00:44:50,833
‫می‌خواستم یا واسه من باشی...

682
00:44:50,875 --> 00:44:52,833
‫یا هیچ‌کس.

683
00:44:53,875 --> 00:44:55,833
‫دیگه نمی‌تونم داشته باشمت...

684
00:44:55,875 --> 00:44:57,833
‫ولی می‌تونم ببینمت.

685
00:44:58,875 --> 00:45:00,833
‫اگه فقط می‌دونستی...

686
00:45:00,875 --> 00:45:03,833
‫که چقدر همچنان عاشق خیره شدن بهت هستم.

687
00:45:03,875 --> 00:45:05,833
‫اگه می‌دونستی...

688
00:45:06,875 --> 00:45:09,833
‫چقدر دوست دارم خوشحالیت رو ببینم.

689
00:45:12,875 --> 00:45:15,833
‫من هم معمولا بهت فکر می‌کنم ویکتور.

690
00:45:16,875 --> 00:45:18,833
‫اون روز داشتم به این فکر می‌کردم که...

691
00:45:18,875 --> 00:45:21,833
‫با هم رفته بودیم انگلیس. خنده‌ام گرفته بود!

692
00:45:22,875 --> 00:45:26,833
‫دنده‌ام شکسته بود و لهجه‌ انگلیسیت
‫ من رو می‌خندوند.

693
00:45:28,875 --> 00:45:30,833
‫خیلی من رو خندوندی...

694
00:45:30,875 --> 00:45:32,833
‫و در عین حال درد هم داشت.

695
00:45:33,875 --> 00:45:34,833
‫یادته؟

696
00:45:36,875 --> 00:45:40,833
‫چون به هتل گفتم واسم مسیج اومده؟

697
00:45:40,875 --> 00:45:44,833
‫و شماره تلفن ماساژور بهم دادن.

698
00:45:44,875 --> 00:45:48,833
‫و می‌گفتن ماساژ؟
‫و من هم می‌گفتم آره، مسیج.

699
00:45:49,375 --> 00:45:50,333
‫دلم برات تنگ شده.

700
00:45:51,375 --> 00:45:53,333
‫نینا هم دلش برات تنگ شده.

701
00:45:54,375 --> 00:45:55,333
‫بهش بگو دوستش دارم.

702
00:45:56,375 --> 00:45:58,333
‫و خیلی خیلی دلم براش تنگ شده.

703
00:45:59,375 --> 00:46:01,333
‫به اون هم خیلی فکر می‌کنم.

704
00:46:19,375 --> 00:46:22,333
‫شانس آوردید، شما اولین کسی
‫ هستید که ازش بازدید می‌کنه.

705
00:46:22,375 --> 00:46:24,333
‫یه نگاهی بندازید.

706
00:46:24,375 --> 00:46:27,333
‫من برم کلیدها رو برگردونم دفتر.

707
00:46:27,375 --> 00:46:31,333
‫اگه اشکالی نداشته باشه،
‫زود برمی‌گردم، خب؟

708
00:46:31,375 --> 00:46:36,333
‫در هر صورت یه نگاهی بندازید.
‫واسه زوجی مثل شما خوبه.

709
00:46:36,375 --> 00:46:38,333
‫اجاره‌اش خوبه.

710
00:46:40,375 --> 00:46:42,333
‫بسیارخب، می‌بینمتون.

711
00:47:12,375 --> 00:47:14,333
‫خوشت اومد؟

712
00:47:14,375 --> 00:47:15,333
‫آره.

713
00:47:19,375 --> 00:47:21,333
‫به نظرت بگیرمش؟

714
00:47:31,875 --> 00:47:33,833
‫زنگ نزدم، ولی یهویی تصمیم گرفتم.

715
00:47:33,875 --> 00:47:35,833
‫می‌ترسیدم نظرم عوض بشه.

716
00:47:36,875 --> 00:47:37,833
‫- خوبی؟
‫- آره.

717
00:47:38,875 --> 00:47:39,833
‫دیگه نمی‌تونم با این‌ها زندگی کنم.

718
00:47:40,875 --> 00:47:43,833
‫انگار خود استفان پیشمونه.
‫باید از شرشون خلاص بشم.

719
00:47:43,875 --> 00:47:46,041
‫ارزششون خیلی زیاده!
‫می‌شه باهاشون خونه خرید.

720
00:47:46,583 --> 00:47:48,541
‫با ترس زندگی می‌کنم.

721
00:47:50,583 --> 00:47:51,541
‫با ترس؟

722
00:47:52,583 --> 00:47:54,541
‫از ترس این‌که می‌خواد ترکم کنه،
‫ولی جرئتش رو نداره.

723
00:47:55,583 --> 00:47:58,541
‫که تظاهر می‌کنه که عاشقمه.
‫مثل من که سال‌ها تظاهر می‌کردم.

724
00:47:58,583 --> 00:48:00,541
‫تازه...

725
00:48:00,583 --> 00:48:03,541
‫نمی‌دونم در مورد خیانتش چه واکنشی نشون بدم.

726
00:48:03,583 --> 00:48:07,541
‫اذیتم می‌کنه. نمی‌دونم چیکار کنم.

727
00:48:09,583 --> 00:48:13,541
‫فکر نمی‌کنم در حال خیانت باشه.

728
00:48:14,583 --> 00:48:16,541
‫- واقعا؟
‫- نه.

729
00:48:16,583 --> 00:48:18,541
‫از کجا می‌دونی؟

730
00:48:19,583 --> 00:48:22,541
‫راستش اون روز حرف زدیم.

731
00:48:22,583 --> 00:48:23,541
‫در مورد تو حرف زدیم.

732
00:48:24,583 --> 00:48:26,541
‫گفت خیلی خوش‌شانسه که تو رو داره.

733
00:48:26,583 --> 00:48:29,541
‫بچه‌ها داشتن همون نزدیکی بازی می‌کردن.

734
00:48:29,583 --> 00:48:33,541
‫و گفت که
‫«شاید آلیس هم راضی بشه که بچه‌دار بشیم.»

735
00:48:34,583 --> 00:48:36,541
‫همین رو گفت؟

736
00:48:37,583 --> 00:48:39,541
‫خیلی تحت‌تاثیر قرار گرفته بود.

737
00:48:39,583 --> 00:48:41,541
‫خیلی صادقانه گفت، خیلی...

738
00:48:41,583 --> 00:48:43,500
‫ولی نگو من گفتم.
‫به من اعتماد کرده بود.

739
00:48:43,500 --> 00:48:45,458
‫آره، حتما.

740
00:48:45,500 --> 00:48:46,458
‫باور کن.

741
00:48:46,500 --> 00:48:48,458
‫واقعا خیلی عاشقته.

742
00:48:49,500 --> 00:48:53,458
‫یعنی آلیس، خیلی عاشقه.

743
00:48:58,500 --> 00:48:59,458
‫ممنونم.

744
00:49:00,500 --> 00:49:02,458
‫دوستت دارم.
‫واقعا لازم بود چنین چیزی رو بشنوم.

745
00:49:03,500 --> 00:49:05,458
‫به من مربوط نیست. من هم دوستت دارم.

746
00:49:08,500 --> 00:49:11,458
‫شرمنده. من فقط در مورد خودم حرف می‌زنم.

747
00:49:11,500 --> 00:49:13,458
‫داستان تو چطور پیش می‌ره؟

748
00:49:14,500 --> 00:49:16,458
‫تموم شد.

749
00:49:17,500 --> 00:49:18,458
‫چیزی نمونده.

750
00:49:19,500 --> 00:49:21,458
‫دیگه هم رو نمی‌بینیم.

751
00:49:22,500 --> 00:49:23,458
‫اصلا!

752
00:49:24,500 --> 00:49:26,458
‫واقعا؟ چرا؟

753
00:49:29,500 --> 00:49:31,458
‫- راستش...

754
00:49:31,500 --> 00:49:32,458
‫نه فقط...

755
00:49:32,500 --> 00:49:34,458
‫بخاطر خودش.

756
00:49:34,500 --> 00:49:36,458
‫سردرگم بود.

757
00:49:36,500 --> 00:49:38,458
‫واقعا...

758
00:49:40,500 --> 00:49:41,458
‫زندگی همینه دیگه.

759
00:49:41,500 --> 00:49:42,458
‫مهم نیست.

760
00:49:43,500 --> 00:49:45,458
‫نباید قاطی چنین چیزی می‌شدیم.

761
00:49:59,500 --> 00:50:00,458
‫خب، چطور بود؟

762
00:50:00,500 --> 00:50:03,458
‫نمایشگاه کتاب؟
‫حس می‌کردم جام اونجا نیست.

763
00:50:04,500 --> 00:50:08,458
‫حس می‌کردم یه مورچه پیش بقیه مورچه‌هام.
‫پر نویسنده بود.

764
00:50:08,500 --> 00:50:10,458
‫تو چی؟ آپارتمانی دیدی؟

765
00:50:10,500 --> 00:50:12,458
‫یکی هم پیدا کردم.

766
00:50:12,500 --> 00:50:15,458
‫- واقعا؟ چه خوب.
‫- البته به لطف جوآن.

767
00:50:15,500 --> 00:50:17,458
‫- کمکت کرد؟
‫- بیشتر از کمک.

768
00:50:17,500 --> 00:50:19,458
‫عالیه، نه؟

769
00:50:19,500 --> 00:50:20,458
‫واقعا حرف نداره.

770
00:50:21,500 --> 00:50:22,458
‫با هم صمیمی‌این؟

771
00:50:23,500 --> 00:50:24,458
‫خیلی خوب با هم کنار میاییم.

772
00:50:25,500 --> 00:50:28,458
‫واقعا. دخترهامون هم دوستن.

773
00:50:40,916 --> 00:50:42,875
‫نگهشون نداشت؟

774
00:50:45,916 --> 00:50:46,875
‫متاسفم.

775
00:50:49,916 --> 00:50:50,875
‫انتظار چنین چیزی نداشتم...

776
00:50:51,916 --> 00:50:54,875
‫یعنی حتی اگه حس می‌کردم
‫اخیرا کمتر توجه می‌کنه...

777
00:50:55,916 --> 00:51:00,875
‫ولی وقتی یه چیزی رو حس کنی،
‫ناخودآگاه امیدوار می‌شی، طبیعیه.

778
00:51:00,916 --> 00:51:03,875
‫حتی اگه امیدی هم نباشه
‫ گاهی‌اوقات یه امیدی پیدا می‌کنی.

779
00:51:03,916 --> 00:51:05,875
‫این‌طور که... مشخص نیست دیگه.

780
00:51:06,916 --> 00:51:07,875
‫ولی در این مورد...

781
00:51:08,916 --> 00:51:09,875
‫برنامه‌ای نداشتم.

782
00:51:09,916 --> 00:51:12,875
‫صرفا خوشحال بودم که دوباره می‌بینمش.

783
00:51:15,916 --> 00:51:16,875
‫خیلی خوب با هم کنار می‌اومدیم.

784
00:51:21,916 --> 00:51:22,875
‫لطف کردی اومدی.

785
00:51:23,916 --> 00:51:24,875
‫ممنون از تو.

786
00:51:25,916 --> 00:51:29,875
‫نه که ناامیدش کرده باشی،
‫اتفاقا برعکس.

787
00:51:29,916 --> 00:51:30,875
‫ولی...

788
00:51:31,916 --> 00:51:34,875
‫آلیس خواست عکس‌ها رو بیارم
‫ و به جاش حرف بزنم.

789
00:51:34,916 --> 00:51:35,875
‫ولی...

790
00:51:35,916 --> 00:51:39,875
‫کل مسیر به این فکر کردم که چی بگم...

791
00:51:39,916 --> 00:51:41,875
‫که کمی دلداریت بدم.

792
00:51:42,916 --> 00:51:43,875
‫نمی‌دونم.

793
00:51:44,916 --> 00:51:45,875
‫متاسفم.

794
00:51:45,916 --> 00:51:47,875
‫نباش.

795
00:51:48,916 --> 00:51:52,875
‫مسیر طولانی‌ای اومدی. من میزبان خوبی نیستم.
‫نوشیدنی میل داری؟

796
00:51:53,916 --> 00:51:54,875
‫حتما.

797
00:51:54,916 --> 00:51:56,875
‫پس من هم یکی می‌خورم.

798
00:51:57,916 --> 00:52:00,875
‫چطوری با هم آشنا شدین؟

799
00:52:01,916 --> 00:52:02,875
‫داستانش طولانیه.

800
00:52:02,916 --> 00:52:05,875
‫برام تعریف کن. بدم نمیاد بشنومش.

801
00:52:15,916 --> 00:52:19,875
‫بعد گرفتن مدرک هنرم وارد تاریخ هنر شدم.
‫همچنین عاشق نقاشی کردن بودم.

802
00:52:19,916 --> 00:52:24,875
‫دوست داشتم که برم مدرسه هنر،
‫ولی اعتماد به نفسش رو نداشتم.

803
00:52:24,916 --> 00:52:26,875
‫الان چی؟ الان چیکار می‌کنی؟

804
00:52:26,916 --> 00:52:27,875
‫خیلی کارها!

805
00:52:28,916 --> 00:52:29,875
‫مثلا همچنان نقاشی می‌کشم.

806
00:52:30,916 --> 00:52:32,875
‫و هنر تدریس می‌کنم. نقاشی.

807
00:52:33,916 --> 00:52:35,875
‫در موردت با شاگردهام حرف زدم.

808
00:52:35,916 --> 00:52:39,875
‫البته وقتی که شاگرد دارم.
‫چون الان مشغول تدریس نیستم.

809
00:52:39,916 --> 00:52:42,875
‫در هر صورت افتخار بزرگیه که اینجا باشم.

810
00:52:43,916 --> 00:52:45,875
‫واقعا آثارتون رو دوست دارم.

811
00:52:45,916 --> 00:52:46,875
‫لطف داری.

812
00:52:47,916 --> 00:52:48,875
‫این یکی موردعلاقمه.

813
00:52:49,916 --> 00:52:50,875
‫و اون یکی.

814
00:52:50,916 --> 00:52:52,875
‫آخه همشون رو دوست دارم.

815
00:52:52,916 --> 00:52:54,875
‫خیلی خوش شانسم که اینجام.

816
00:52:54,916 --> 00:52:56,875
‫این یکی هم خیلی خوشگله.

817
00:52:57,916 --> 00:53:01,875
‫راستش یکم بهم برخورد که
‫ آلیس هدایام رو پس فرستاد.

818
00:53:01,916 --> 00:53:04,875
‫درک می‌کنم‌.
‫خیلی دوستشون داشت.

819
00:53:04,916 --> 00:53:05,875
‫مطمئن نیستم.

820
00:53:05,916 --> 00:53:09,875
‫حس می‌کردم که به نقاشی علاقه‌ای نداره.

821
00:53:10,916 --> 00:53:14,875
‫ببخشید، شما نباید به قطار برگشت برسید؟

822
00:53:15,916 --> 00:53:16,875
‫چرا، ولی راستش.

823
00:53:16,916 --> 00:53:20,875
‫بلیت برگشت نگرفتم.
‫نمی‌دونستم کی برمی‌گردم.

824
00:53:20,916 --> 00:53:22,875
‫- ولی می‌رم.
‫- صبر کن.

825
00:53:22,916 --> 00:53:24,875
‫خانواده منتظرتن؟

826
00:53:24,916 --> 00:53:25,875
‫نه.

827
00:54:19,791 --> 00:54:22,750
‫پیتزا، پیتزا، پیتزا!

828
00:54:24,791 --> 00:54:26,750
‫بریم پیتزا بخوریم؟

829
00:54:26,791 --> 00:54:28,750
‫نه، دیر شده.

830
00:54:29,791 --> 00:54:31,750
‫فردا مدرسه دارین.

831
00:54:31,791 --> 00:54:33,750
‫نه دیگه!

832
00:54:33,791 --> 00:54:36,750
‫یه وقت دیگه بچه‌ها.
‫جوآن راست می‌گه، فردا مدرسه دارین.

833
00:54:47,791 --> 00:54:50,750
‫ببخشید، نینا کتش رو اینجا جا گذاشت؟

834
00:54:51,791 --> 00:54:53,750
‫آره، اینجاست.

835
00:54:54,791 --> 00:54:55,750
‫- بیا.
‫- مرسی.

836
00:54:56,791 --> 00:54:57,750
‫یه نوشیدنی می‌خوای؟

837
00:54:57,791 --> 00:55:00,750
‫نه ببخشید، کلی کار دارم.

838
00:55:02,791 --> 00:55:04,750
‫- همه چیز مرتبه؟
‫- آره، حتما.

839
00:55:05,791 --> 00:55:08,750
‫اخیرا رفتارت عجیب شده.
‫انگار ذهنت مشغوله.

840
00:55:08,791 --> 00:55:10,750
‫جدا؟

841
00:55:10,791 --> 00:55:11,750
‫آره.

842
00:55:14,791 --> 00:55:15,750
‫بخاطر اینه که...

843
00:55:17,791 --> 00:55:19,750
‫این که...

844
00:55:20,791 --> 00:55:22,750
‫یه اتفاقی رخ داد...

845
00:55:23,791 --> 00:55:26,750
‫که واقعا انتظارش رو نداشتم.

846
00:55:27,791 --> 00:55:31,750
‫انقدر سریع رخ داد که جرئت نکردم
‫ در موردش با تو حرف بزنم.

847
00:55:31,791 --> 00:55:33,750
‫خیلی غافلگیر شده بودم.

848
00:55:35,791 --> 00:55:36,750
‫چی شد؟

849
00:55:39,791 --> 00:55:41,750
‫از واکنشت می‌ترسم.

850
00:55:41,791 --> 00:55:43,750
‫می‌ترسی؟ دلیلی نداره که بترسی.

851
00:55:43,791 --> 00:55:45,750
‫متوجه نمی‌شم.

852
00:55:54,791 --> 00:55:57,750
‫گفتی که می‌تونی بدون قضاوت کردن...

853
00:55:57,791 --> 00:56:00,750
‫درکم کنی.

854
00:56:00,791 --> 00:56:02,750
‫حتما.

855
00:56:05,791 --> 00:56:06,750
‫خب...

856
00:56:07,791 --> 00:56:09,750
‫یعنی...

857
00:56:09,791 --> 00:56:11,750
‫اتفاقی که رخ داد اینه.

858
00:56:15,791 --> 00:56:16,750
‫و حالا نقش بازی می‌کنه که مُرده.

859
00:56:17,791 --> 00:56:19,750
‫کلی پیام گذاشتم.

860
00:56:20,791 --> 00:56:23,750
‫متوجه نمی‌شم. زنگ می‌زنم ولی جواب نمی‌ده.

861
00:56:26,791 --> 00:56:28,750
‫چی باید بگم؟

862
00:56:29,791 --> 00:56:31,750
‫چیکار بکنم؟

863
00:56:34,791 --> 00:56:35,750
‫نمی‌دونم.

864
00:56:35,791 --> 00:56:38,750
‫به عنوان دوستم باهات حرف می‌زنم.

865
00:56:38,791 --> 00:56:40,750
‫مارتین حرفی نزد؟

866
00:56:40,791 --> 00:56:42,750
‫نه.

867
00:56:45,791 --> 00:56:47,750
‫هیچی نگفت؟

868
00:56:47,791 --> 00:56:50,750
‫واسه چی به من می‌گی؟
‫می‌تونستی مخفیش کنی.

869
00:56:51,791 --> 00:56:54,750
‫متوجه هستی چه تاثیری روی من داره؟

870
00:56:54,791 --> 00:56:55,750
‫نه، نیستی.

871
00:56:57,791 --> 00:56:58,750
‫ببخشید.

872
00:56:58,791 --> 00:57:03,750
‫می‌گی نمی‌خوای کسی رو ناراحت کنی،
‫ولی فقط به فکر خودتی.

873
00:57:15,791 --> 00:57:17,750
‫توماس توی راهه؟

874
00:57:17,791 --> 00:57:18,750
‫نمی‌دونم.

875
00:57:18,791 --> 00:57:20,750
‫همچنان همسایه‌اید؟

876
00:57:20,791 --> 00:57:21,750
‫آره.

877
00:57:21,791 --> 00:57:24,750
‫امروز با هم اومدید؟

878
00:57:24,791 --> 00:57:25,750
‫امروز صبح نه.

879
00:57:25,791 --> 00:57:28,750
‫تماس نگرفت و تلفن رو هم جواب نمی‌ده.

880
00:57:28,791 --> 00:57:30,750
‫می‌فرستمشون سالن مطالعه.

881
00:57:30,791 --> 00:57:33,750
‫آقای دوال نیومدن. برید اتاق 204.

882
00:57:45,791 --> 00:57:46,750
‫چه خبر شده؟

883
00:57:49,791 --> 00:57:50,750
‫خوبی جوآن؟

884
00:57:54,791 --> 00:57:56,750
‫خوبی؟

885
00:58:17,458 --> 00:58:18,208
‫ببخشید.

886
00:58:18,208 --> 00:58:20,375
‫ناراحت شده بودم. خودخواهانه برخورد کردم.
‫من رو ببخش.

887
00:58:20,416 --> 00:58:23,375
‫- ببخشید.
‫- به قولی که دادم عمل نکردم.

888
00:58:23,416 --> 00:58:25,375
‫هیچ قولی ندادی.

889
00:58:25,416 --> 00:58:26,375
‫چرا، دادم.

890
00:58:27,416 --> 00:58:31,375
‫قول دادم که ازت متنفر نشم،
‫به آرامی هضم کنم و درک کنم.

891
00:58:31,416 --> 00:58:32,375
‫نتونستم.

892
00:58:33,416 --> 00:58:37,375
‫نمی‌خواستم باهات وارد رابطه بشم
‫که بهت آسیب نزنم.

893
00:58:37,416 --> 00:58:38,375
‫ولی...

894
00:58:39,416 --> 00:58:40,375
‫شکست خوردم.

895
00:58:44,416 --> 00:58:47,375
‫شاید مارتین نمی‌خواد ببینت...

896
00:58:48,416 --> 00:58:50,375
‫چون من بهش گفتم که عاشقتم.

897
00:58:54,416 --> 00:58:55,375
‫چنین حرفی بهش زدی؟

898
00:58:56,416 --> 00:58:57,375
‫آره.

899
00:59:02,416 --> 00:59:04,375
‫می‌خوای بهش زنگ بزنم؟

900
00:59:05,416 --> 00:59:06,375
‫نه.

901
00:59:10,416 --> 00:59:11,375
‫ببخشید.

902
00:59:42,416 --> 00:59:47,375
‫شما با مارتین تماس گرفتید.
‫لطفا پیغام بگذارید.

903
00:59:51,416 --> 00:59:52,375
‫منم.

904
00:59:53,416 --> 00:59:55,375
‫خواستم بهت بگم...

905
00:59:56,416 --> 00:59:58,375
‫که الان می‌دونم چرا جواب نمی‌دی.

906
00:59:59,416 --> 01:00:01,375
‫با توماس حرف زدم...

907
01:00:02,416 --> 01:00:04,375
‫و بهم چیزی رو گفت که...

908
01:00:04,416 --> 01:00:06,375
‫به تو گفته بود.

909
01:00:07,416 --> 01:00:09,375
‫اگه دلیلت اونه جای نگرانی نیست.

910
01:00:09,416 --> 01:00:12,375
‫توماس از ما خبر داره...

911
01:00:13,416 --> 01:00:14,375
‫و درک می‌کنه.

912
01:00:14,416 --> 01:00:16,375
‫همین.

913
01:00:17,416 --> 01:00:19,375
‫حیف می‌شه که...

914
01:00:19,416 --> 01:00:21,375
‫بخاطر این دیگه هم رو نبینیم.

915
01:00:21,416 --> 01:00:24,375
‫مخصوصا حالا که دیگه مشکلی نیست.

916
01:00:26,416 --> 01:00:28,375
‫امیدوارم حالت خوب باشه.

917
01:00:54,625 --> 01:00:57,958
‫در سال 1818 به دنیا اومد و در سال 1848 مرد.

918
01:00:58,291 --> 01:01:01,291
‫تمام زندگیش رو در
‫یورک‌شایر سپری کرده بود.

919
01:01:01,333 --> 01:01:02,333
‫یورک‎شر.

920
01:01:02,458 --> 01:01:03,458
‫یورک‌شر.

921
01:01:03,916 --> 01:01:08,333
‫یک رمان‌نویس انگلیسی
‫و همچنین نمایش‌نامه‌نویس رمانتیک بود.

922
01:01:08,625 --> 01:01:14,083
‫از آن‌جایی که آثار زنان منتشر نمی‌شد
‫ وی با نام «الیس بل» فعالیت می‌کرد.

923
01:01:14,250 --> 01:01:18,125
‫و اسم واقعیش تا سال 1850 منتشر نشده بود.

924
01:01:18,750 --> 01:01:21,875
‫وی فرزند یکی مانده به آخر از 6 فرزند بود.

925
01:01:22,125 --> 01:01:25,250
‫خواهرانش آن و شارلوت نیز نویسنده بودند.

926
01:01:25,666 --> 01:01:28,833
‫وی از سن پایینی با مرگ
‫دست و پنجه نرم می‌کرد زیرا...

927
01:01:28,833 --> 01:01:32,041
‫که مادرش و خواهرانش
‫ماریا و الیزابت مُرده بودند.

928
01:01:32,708 --> 01:01:35,500
‫وی خواندن و نوشتن
‫رو توسط عمه‌ها و پدرش...

929
01:01:35,541 --> 01:01:39,708
‫ببخشید. می‌شه تلفنم رو
‫جواب بدم؟ زود تموم می‌شه.

930
01:01:40,416 --> 01:01:43,375
‫سلام. پیامت رو دریافت کردم.

931
01:01:44,416 --> 01:01:46,375
‫تماس نگرفتم چون راحت نبودم.

932
01:01:46,416 --> 01:01:48,375
‫یعنی بخاطر توماس.

933
01:01:48,416 --> 01:01:51,375
‫واقعا نمی‌دونستم چی بگم. ولی...

934
01:01:51,416 --> 01:01:52,375
‫چطوری بگم؟

935
01:01:52,416 --> 01:01:56,375
‫همچنین راحت نبودم چون
‫ که حس می‌کردم تو خیلی...

936
01:01:57,416 --> 01:02:00,375
‫یعنی قطعا چیزی بین ما بوده.

937
01:02:01,416 --> 01:02:03,375
‫در حالی که من کمتر...

938
01:02:04,416 --> 01:02:06,375
‫نمی‌دونم چطور بهت بگم.

939
01:02:08,416 --> 01:02:09,375
‫من رو ببخش جوآن.

940
01:02:10,416 --> 01:02:11,375
‫واقعا.

941
01:02:12,416 --> 01:02:16,375
‫امیدوارم این توی دوستیمون
‫ خدشه‌ای وارد نکنه.

942
01:02:18,416 --> 01:02:19,375
قربانت

943
01:03:16,000 --> 01:03:17,958
‫- بیا.
‫- لطف کردی. ممنون.

944
01:03:18,000 --> 01:03:18,958
‫قابلی نداره.

945
01:03:25,000 --> 01:03:25,958
‫ربکا میلارد؟

946
01:03:26,000 --> 01:03:26,958
‫بله!

947
01:03:37,000 --> 01:03:37,958
‫تویی که.

948
01:03:39,000 --> 01:03:40,958
‫آره، منم.

949
01:03:41,000 --> 01:03:41,958
‫ببخشید، خبر نداشتم.

950
01:03:42,000 --> 01:03:43,958
‫اگه خبر داشتم لغوش می‌کردم.

951
01:03:45,000 --> 01:03:46,958
‫رزومه‌ات عکس نداشت.

952
01:03:47,000 --> 01:03:48,958
‫ربکا... من...

953
01:03:49,000 --> 01:03:50,958
‫راستش...

954
01:03:51,000 --> 01:03:53,958
‫به نظرم منصفانه نیست که مردم
‫رو از قیافه‌شون قضاوت کنن.

955
01:03:54,000 --> 01:03:57,958
‫اگه کارفرما بدون عکس تماس بگیره،
‫ نشانه خوبیه.

956
01:03:58,000 --> 01:03:59,958
‫- ولی در این مورد...
‫- متوجه‌ام.

957
01:04:00,000 --> 01:04:01,958
‫حالا می‌خوای مصاحبه بدی؟

958
01:04:02,000 --> 01:04:03,958
‫رئیسم سرش شلوغه. واسه همین من رو فرستاده.

959
01:04:04,000 --> 01:04:06,958
‫نه، در هر صورت سابقه خوبی ندارم.

960
01:04:07,000 --> 01:04:08,958
‫با دروغ به اینجا رسیدم.

961
01:04:09,000 --> 01:04:11,958
‫یه جا خونده بودم که زن‌ها وقتی...

962
01:04:12,000 --> 01:04:13,958
‫نود درصد تجربیات لازم رو داشته باشن
‫جرئت ندارن درخواست بدن...

963
01:04:14,000 --> 01:04:16,958
‫درحالی که مردها با کمتر از
‫ سی درصد هم درخواست می‌دن.

964
01:04:18,000 --> 01:04:19,958
‫خوشحال می‌شم توی نشریه کار کنم...

965
01:04:20,000 --> 01:04:23,958
‫حتی اگه تجربه لازمش رو نداشته باشم.

966
01:04:24,000 --> 01:04:24,958
‫درواقع اصلا تجربه‌ای ندارم.

967
01:04:26,000 --> 01:04:27,958
‫ولی نقاشی می‌کشی؟

968
01:04:30,000 --> 01:04:30,958
‫آره، من...

969
01:04:31,000 --> 01:04:34,958
‫داستان‌های مصور می‌کشم.
‫حالا خیلی خوب نه، ولی باز هم آره.

970
01:04:42,000 --> 01:04:43,958
‫مجبور نیستی تظاهر کنی خوشت میاد.
‫دروغ نگو.

971
01:04:45,000 --> 01:04:45,958
‫خیلی خوشم اومد.

972
01:04:47,000 --> 01:04:47,958
‫بابت دفعه آخر تو داری عذرخواهی می‌کنی...

973
01:04:49,000 --> 01:04:50,958
‫ولی من بودم که رفتارم بد بود.

974
01:04:51,000 --> 01:04:55,958
‫تا حالا سر چنین قراری نرفته بودم.
‫راستش مایل نبودم که جواب بده.

975
01:04:56,000 --> 01:04:57,958
‫ببین، به نظرم کارت خوبه.

976
01:04:58,000 --> 01:05:01,958
‫یه نگاهی می‌اندازم و
‫با رئیسم حرف می‌زنم که...

977
01:05:02,000 --> 01:05:02,958
‫جلسه بذاریم و صحبت کنیم.

978
01:05:05,000 --> 01:05:07,958
‫ببین، من نمی‌خوام خیلی امیدوار بشم.

979
01:05:08,000 --> 01:05:10,958
‫پس ترجیح می‌دم که...

980
01:05:11,000 --> 01:05:13,958
‫حقیقت رو بهم بگی.
‫اگه امیدی نیست بهم بگو.

981
01:05:14,000 --> 01:05:16,958
‫واقعا از کارت خوشم اومده.

982
01:05:17,000 --> 01:05:18,958
‫اگه وقت داری بمون.

983
01:05:19,000 --> 01:05:21,958
‫دوباره یه نگاهی می‌اندازم و ببیشتر می‌گم.

984
01:05:55,000 --> 01:05:56,958
‫گوجه. بابایی؟

985
01:05:57,000 --> 01:05:58,958
‫آره عزیزم.

986
01:05:59,000 --> 01:06:00,958
‫- یکم واسه بقیه بذار.
‫- نگران نباش.

987
01:06:03,000 --> 01:06:03,958
‫سلام!

988
01:06:04,000 --> 01:06:07,958
‫- تنها اومدی؟
‫- نگران نباش. می‌بینیش.

989
01:06:08,000 --> 01:06:08,958
‫به نظر نگران میام؟

990
01:06:09,000 --> 01:06:10,958
‫ببینیش بهتر می‌شی.

991
01:06:11,000 --> 01:06:12,958
‫خب؟

992
01:06:13,000 --> 01:06:13,958
‫سلام!

993
01:06:15,000 --> 01:06:16,958
‫- چطوری؟
‫- بده‌اش من.

994
01:06:17,000 --> 01:06:17,958
‫گرفتمش.

995
01:06:18,000 --> 01:06:18,958
‫سلام!

996
01:06:19,000 --> 01:06:19,958
‫خوبی؟

997
01:06:21,000 --> 01:06:23,958
‫- خب کجاست؟
‫- بس کنین! خودم کافی نیستم مگه؟

998
01:06:24,000 --> 01:06:24,958
‫واقعا میاد؟

999
01:06:25,000 --> 01:06:25,958
‫سلام لئو!

1000
01:06:26,000 --> 01:06:27,958
‫- خوبی؟
‫- آره، تو چی؟

1001
01:06:28,000 --> 01:06:29,958
‫- ممنون که اومدی.
‫- ممنون از شما.

1002
01:06:30,000 --> 01:06:30,958
‫جوآن، این لئوئه.

1003
01:06:32,250 --> 01:06:34,208
‫فهمیدمش آلیس.

1004
01:06:34,250 --> 01:06:36,208
‫چی رو؟

1005
01:06:36,250 --> 01:06:38,208
‫چیزی که خیلی وقت پیش بهم گفتی.

1006
01:06:38,250 --> 01:06:40,208
‫چی بهت گفتم؟

1007
01:06:41,250 --> 01:06:43,208
‫این که عشق واسه همه نیست.

1008
01:06:44,250 --> 01:06:50,208
‫که وقتی یه شخص خوب رو پیدا می‌کنی
‫ باید در کنارش تظاهر کنی.

1009
01:06:50,250 --> 01:06:51,208
‫من گفتم؟

1010
01:06:51,250 --> 01:06:52,208
‫آره، گفتم.

1011
01:06:52,250 --> 01:06:55,208
‫گمونم کمی زیاده‌روی کردم.

1012
01:06:55,250 --> 01:06:58,208
‫نه، به نظرم درست می‌گی.

1013
01:06:59,250 --> 01:07:01,208
‫به نظرم الان...

1014
01:07:01,250 --> 01:07:03,208
‫می‌خوام امتحانش کنم.

1015
01:07:05,250 --> 01:07:07,208
‫آلیس، ببخشید، یخ داری؟

1016
01:07:08,250 --> 01:07:09,208
‫آره، صبر کن.

1017
01:07:10,250 --> 01:07:11,208
‫الان برمی‌گردم.

1018
01:07:11,250 --> 01:07:12,208
‫صبر کن.

1019
01:07:33,250 --> 01:07:35,208
‫یه تیکه کیک می‌خوای؟

1020
01:07:37,250 --> 01:07:38,208
‫حتما.

1021
01:07:41,250 --> 01:07:42,208
‫ممنون.

1022
01:07:44,250 --> 01:07:45,208
‫بریم بشینیم؟

1023
01:07:47,250 --> 01:07:48,208
‫حتما.
