﻿1
00:00:02,961 --> 00:00:04,045
‫امروز اعلامیه جدیدی از،

2
00:00:04,045 --> 00:00:05,630
‫یک کشف علمی در...

3
00:00:05,797 --> 00:00:07,048
‫موسسه مطالعات فرافضایی منتشر شد

4
00:00:07,048 --> 00:00:08,633
‫پژوهشگران متوجه وجود...

5
00:00:08,800 --> 00:00:10,719
‫منابع جدید انرژی در...

6
00:00:10,885 --> 00:00:12,595
‫.بعد های ناشناخته‌ تازه‌ای شدند

7
00:00:12,762 --> 00:00:14,305
‫.امشب، در برنامه بنی انگر

8
00:00:14,347 --> 00:00:16,391
‫با توجه به افزایش تنش ها
‫با اتحادیه جماهیر شوروی،

9
00:00:16,558 --> 00:00:18,351
‫دانشمندان ساعت قیامت رو

10
00:00:18,518 --> 00:00:20,186
‫به شصت ثانیه قبل از
‫نیمه شب جا‌به‌جا کردند.

11
00:00:20,395 --> 00:00:23,356
‫آیا ما واقعا اینقدر
‫به نابودی هسته‌ای نزدیک هستیم؟

12
00:00:23,523 --> 00:00:25,817
‫اما در بهره اول، از شهروندان عادی ،می‌پرسیم

13
00:00:25,984 --> 00:00:27,736
‫"آیا آمریکا آماده جنگه؟"

14
00:00:27,902 --> 00:00:29,404
‫خب، گزت یه مقاله...

15
00:00:29,571 --> 00:00:31,197
‫.درباره این عملیات حمله هسته‌ای داره

16
00:00:31,364 --> 00:00:32,907
‫،که میگه اعضای مرحوم یک خانواده

17
00:00:32,907 --> 00:00:34,367
‫،باید در کیسه های زباله پیچیده بشن

18
00:00:34,534 --> 00:00:36,286
‫و بیرون از خونه
‫برای جمع آوری گذاشته بشن.

19
00:00:36,494 --> 00:00:38,538
‫به نظر می‌رسه آمریکا داره
‫برای جنگ آماده میشه،

20
00:00:38,705 --> 00:00:40,707
‫و این یعنی آمریکایی ها دارند
‫برای مرگ آماده میشن.

21
00:00:40,874 --> 00:00:42,959
‫.برای مرگ آماده میشن

22
00:01:41,976 --> 00:01:50,318
‫نگهبانان

23
00:01:52,362 --> 00:01:56,574
‫قسمت دوم

24
00:02:08,962 --> 00:02:11,589
‫کار زیباییه.

25
00:02:11,756 --> 00:02:15,635
‫امیدوارم اون کشتی
‫خوب در ماجراجوییش سرد نگهش داره.

26
00:02:15,802 --> 00:02:17,178
‫اگر پوسیده شه...

27
00:02:17,345 --> 00:02:19,347
‫جایی که داره میره خیلی سرده.

28
00:02:19,514 --> 00:02:21,683
‫بعد از دو سال در این جزیره لعنتی،

29
00:02:21,850 --> 00:02:23,226
‫و ساختن این
‫...اون حواسش هست که

30
00:02:23,351 --> 00:02:25,687
‫قبل از نمایش بزرگش خراب نشه.

31
00:02:25,854 --> 00:02:27,772
‫اما، خانم منیش،

32
00:02:27,981 --> 00:02:30,275
‫فکر می‌کردم خوشحال بشید
‫که پشت اون چیز رو ببینید،

33
00:02:30,400 --> 00:02:32,235
‫نه عقبشو نقاشی کنید.

34
00:02:32,402 --> 00:02:34,028
‫خب، آقای شیا،

35
00:02:34,195 --> 00:02:36,114
‫من فقط چند تا طرح نهایی،

36
00:02:36,281 --> 00:02:37,740
‫از مجموعه روییش می‌خواستم،

37
00:02:37,949 --> 00:02:40,493
‫مخصوصا اون ساختار شگفت انگیز منقارش.

38
00:02:40,660 --> 00:02:42,162
‫شگفت انگیز؟

39
00:02:42,328 --> 00:02:44,539
‫شبیه دانشمندای اون پایین حرف می‌زنی.

40
00:02:44,706 --> 00:02:46,875
‫اونقدر شیفته دستاورد های خودشون هستند،

41
00:02:47,083 --> 00:02:50,003
‫که وحشت و ترسناک بودن
‫این فاجعه ای که،

42
00:02:50,170 --> 00:02:51,462
‫ما رویاپردازیش کردیم،

43
00:02:51,629 --> 00:02:55,133
‫و کابوسی که ساختند رو نمی‌بینند.

44
00:02:55,300 --> 00:02:56,801
‫برای بینش و ایده یک مرد،

45
00:02:57,010 --> 00:02:58,678
‫ما تا جهنم رفتیم و برگشتیم.

46
00:02:59,971 --> 00:03:01,598
‫اما می‌تونیم برگردیم؟

47
00:03:03,975 --> 00:03:05,768
‫به نظرت می‌ذاره از این جزیره بریم؟

48
00:03:05,977 --> 00:03:07,896
‫ما توافق‌نامه های
‫عدم افشای اطلاعات امضا کردیم.

49
00:03:08,104 --> 00:03:09,814
‫به خوبی بهمون حقوق دادند.

50
00:03:10,023 --> 00:03:12,984
‫و کشتیمون به مقصد سرزمین اصلی
‫چند روز دیگه می‌رسه.

51
00:03:13,151 --> 00:03:15,236
‫چرا اینقدر افکار تاریکی داری، مکس؟

52
00:03:15,403 --> 00:03:17,864
‫اوه، خب، آره.
‫مطمئنم حق با توئه.

53
00:03:18,072 --> 00:03:19,532
‫حدس می‌زنم تو تمام این صنعت،

54
00:03:19,699 --> 00:03:21,826
‫شباهت های تلخ بیشتری به،

55
00:03:22,035 --> 00:03:24,287
‫داستان کامیکی که قدیم نوشتم داره.

56
00:03:26,164 --> 00:03:32,045
‫یه تکه کوچک زشت از
‫.قصه های کشتی باری سیاه

57
00:03:32,212 --> 00:03:34,339
‫،از فرط سرگردانی و گرسنگی

58
00:03:34,505 --> 00:03:38,426
‫،تاریک‌ترین افکارم جوشید و سر رفت

59
00:03:38,593 --> 00:03:42,388
‫و از مغز تا قلبم مانند مرکب سیاه سرازیر .شد

60
00:03:42,555 --> 00:03:43,640
‫تاکسی!

61
00:03:46,726 --> 00:03:48,436
‫،من دیویدزتاون رو تصور می کنم

62
00:03:48,603 --> 00:03:52,482
‫که توسط شیطان های خالکوبی دار
‫کشتی باری اشغال شده است.

63
00:03:52,607 --> 00:03:53,858
‫همه چیز داره به نابودی میره.

64
00:03:54,067 --> 00:03:55,777
‫- به این نگاه کن. به این نگاه کن...
‫- همم.

65
00:03:55,944 --> 00:03:59,072
‫من اجساد باد کرده
‫همسفرانم را تصور می‌کردم.

66
00:03:59,239 --> 00:04:00,907
‫،دکتر منهتن از سیاره رفته

67
00:04:00,907 --> 00:04:02,617
‫...و کوسه پوسیده...

68
00:04:02,617 --> 00:04:04,369
‫.روس ها در مسیر جنگ هستند

69
00:04:04,452 --> 00:04:06,579
‫قایقم رو به سمت فراموشی می‌برند...

70
00:04:06,746 --> 00:04:08,915
‫- حمله به آزمندیاس...
‫.همه مردند

71
00:04:09,040 --> 00:04:10,541
‫بهتون گفتم.

72
00:04:10,708 --> 00:04:12,293
‫همش شبیه تیتر های ده سال پیشه،

73
00:04:12,335 --> 00:04:14,963
‫قبل از اینکه تمام انتقام جویان
‫نقاب‌دار رو تو سال 77 ممنوع کردن.

74
00:04:15,171 --> 00:04:17,882
‫حالا که صحبتش شد، این
‫بخش رورشاک رو دیدی؟

75
00:04:18,091 --> 00:04:20,343
‫بالاخره هفته پیش دستگیر کردند.

76
00:04:20,510 --> 00:04:23,805
‫معلوم شد یکی از مشتریای اینجا بوده هاه؟

77
00:04:23,972 --> 00:04:28,351
‫رور... یعنی، والتر کواکس؟
‫جالبه.

78
00:04:28,518 --> 00:04:29,644
‫فوق‌العاده است، مگه نه؟

79
00:04:29,811 --> 00:04:30,812
‫- ممنون.
‫- آره.

80
00:04:30,979 --> 00:04:32,188
‫باعث میشه فکر کنی

81
00:04:32,355 --> 00:04:35,692
‫چی باعث میشه کسی مثل
‫رورشاک از کوره در بره؟

82
00:04:35,858 --> 00:04:38,152
‫ممکنه هر لحظه منفجر شه.

83
00:04:38,319 --> 00:04:41,364
‫،عاقبت در مواجه با افکار هولناک

84
00:04:41,531 --> 00:04:42,865
‫،و اجتناب ناپذیرم

85
00:04:43,950 --> 00:04:47,745
‫.جنون را برگزیدم

86
00:05:15,898 --> 00:05:17,442
‫هی، آروم بگیرید.

87
00:05:19,569 --> 00:05:21,029
‫هی، رورشاک.

88
00:05:21,237 --> 00:05:23,865
‫خیلی این حوالی معروف شدی.

89
00:05:24,032 --> 00:05:27,493
‫قطعا دوست دارم ازت امضا بگیرم.

90
00:05:27,660 --> 00:05:29,120
‫یه خودکار اینجا دارم.

91
00:05:33,416 --> 00:05:35,668
‫اون عوضیو بگیرید! بکشیدش!

92
00:05:35,835 --> 00:05:37,462
‫بیا اینجا آشغال...

93
00:05:38,963 --> 00:05:40,631
‫بگیریدش!

94
00:05:43,509 --> 00:05:44,802
‫این یارو رو پاره کنید!

95
00:05:44,969 --> 00:05:46,262
‫وقت حساب پس دادنه، رورشاک.

96
00:05:47,638 --> 00:05:49,432
‫بکشیدش!

97
00:05:49,599 --> 00:05:51,017
‫کافیه، کواکس.

98
00:05:51,059 --> 00:05:52,185
‫دراز بکش رو زمین!

99
00:05:52,352 --> 00:05:53,936
‫خوابوندمش رو زمین!
‫پشتیبانی خبر کنید.

100
00:05:54,145 --> 00:05:55,355
‫اینجا قراره منفجر شه.

101
00:05:55,521 --> 00:05:56,898
‫اون آشغال بگیرید!

102
00:05:57,065 --> 00:05:57,774
‫تو مردی، رورشاک. مرده!

103
00:05:57,940 --> 00:05:59,442
‫هیچکدومتون درک نمی‌کنید.

104
00:05:59,609 --> 00:06:01,861
‫من اینجا با شما زندانی نیستم.

105
00:06:02,028 --> 00:06:03,988
‫شما اینجا با من زندانی اید.

106
00:06:36,354 --> 00:06:37,355
‫دن؟

107
00:06:39,107 --> 00:06:40,483
‫اه، دن؟

108
00:06:41,526 --> 00:06:43,111
‫دن، تو اون پایینی؟

109
00:06:53,496 --> 00:06:54,664
‫اوه...

110
00:06:56,332 --> 00:06:57,333
‫واو.

111
00:07:21,774 --> 00:07:22,817
‫واوو!

112
00:07:23,985 --> 00:07:25,027
‫لعنت!

113
00:07:26,654 --> 00:07:29,282
‫- لوری؟ لوری؟ لوری!
‫- دن!

114
00:07:29,449 --> 00:07:30,741
‫- لوری؟
‫- دن!

115
00:07:30,908 --> 00:07:32,452
‫- لوری!
‫- دن!

116
00:07:32,618 --> 00:07:33,453
‫یا خدا!

117
00:07:33,619 --> 00:07:34,954
‫صبر کن.

118
00:07:39,250 --> 00:07:41,085
‫لوری، تو خوبی؟

119
00:07:41,294 --> 00:07:42,545
‫من خیلی متاسفم.

120
00:07:42,712 --> 00:07:44,046
‫من دنبالت می‌گشتم و بعد...

121
00:07:44,046 --> 00:07:44,755
‫نه، نه. من...
‫من فقط توی...

122
00:07:44,922 --> 00:07:46,299
‫تو...تو خوبی؟

123
00:07:46,466 --> 00:07:48,259
‫فکر کنم تصادفی یه دکمه رو تو...

124
00:07:48,342 --> 00:07:49,927
‫من داشتم آرچی رو سر هم می‌کردم،

125
00:07:49,927 --> 00:07:51,637
‫- و روشن ولش کردم...
‫- ببخشید، آرچی؟

126
00:07:51,804 --> 00:07:53,139
‫آره.
‫ناو جغدی.

127
00:07:53,347 --> 00:07:55,600
‫اون..اون...
‫تو آسیب دیدی؟

128
00:07:55,766 --> 00:07:57,602
‫واقعا...

129
00:07:57,768 --> 00:07:59,270
‫- اوه.
‫- من خوبم.

130
00:07:59,437 --> 00:08:01,272
‫ببخشید. ام...

131
00:08:01,439 --> 00:08:03,816
‫من..خب..
‫من یکم...

132
00:08:04,817 --> 00:08:06,402
‫اخیرا حساس شدم.

133
00:08:06,569 --> 00:08:08,362
‫نمی‌خواستم بگم.

134
00:08:08,529 --> 00:08:10,531
‫منظورم اینه، از اونجایی که
‫گذاشتی کل هفته اینجا بمونم.

135
00:08:10,573 --> 00:08:11,866
‫اما، آره،

136
00:08:12,033 --> 00:08:13,367
‫تو به سایه ها هم می‌پریدی.

137
00:08:13,534 --> 00:08:15,036
‫نمی‌خواستم دربارش صحبت کنم.

138
00:08:16,370 --> 00:08:18,664
‫فقط...

139
00:08:18,831 --> 00:08:20,791
‫بعد از اینکه کمدین مرد...

140
00:08:20,958 --> 00:08:24,378
‫جان، ادرین و رورشاک
‫طی چند روز مورد حمله قرار گرفتن.

141
00:08:24,545 --> 00:08:26,339
‫دارم نگران میشم...

142
00:08:26,506 --> 00:08:29,050
‫تو قضیه چرت و پرت
‫نقاب‌کش رورشاک رو که جدی نگرفتی،

143
00:08:29,217 --> 00:08:31,219
‫- گرفتی؟
‫- خب....

144
00:08:32,220 --> 00:08:33,679
‫اوه، نه.

145
00:08:40,645 --> 00:08:42,104
‫اوه، دن. ببخشید.

146
00:08:42,313 --> 00:08:44,232
‫نه، نه. مشکلی نیست.

147
00:08:45,983 --> 00:08:49,946
‫دوران خوبی توی این لباس داشتم اما...

148
00:08:50,112 --> 00:08:52,823
‫اون زمان ها خیلی وقت پیش
‫دود شد و از بین رفت...

149
00:08:52,990 --> 00:08:54,367
‫دلت برای اون زمان تنگ میشه؟

150
00:08:54,534 --> 00:08:56,160
‫نه.

151
00:08:56,369 --> 00:08:58,621
‫وقتی به قبلا فکر می‌کنم،
‫خیلی خجالت آور بود واقعا.

152
00:08:59,830 --> 00:09:01,499
‫فانتزی یه بچه مدرسه‌ای.

153
00:09:05,419 --> 00:09:09,131
‫خب، حداقل تو فانتزیت رو زندگی می‌کردی.

154
00:09:10,341 --> 00:09:11,926
‫من فانتزی مادرم رو زندگی می‌کردم.

155
00:09:12,093 --> 00:09:16,180
‫خب، یجورایی، رویای من هم توسط،

156
00:09:16,389 --> 00:09:18,558
‫ماجراهای مینت‌من
‫شکل گرفته بود.

157
00:09:18,724 --> 00:09:20,351
‫هالیس رو الگوم قرار داده بودم،

158
00:09:20,518 --> 00:09:23,354
‫که با نقشه های پدرم
‫برای زندگیم مغایرت داشت.

159
00:09:23,521 --> 00:09:25,189
‫اووه! بهم بگو.

160
00:09:25,398 --> 00:09:29,777
‫خب...پدرم داشت من رو سوق می‌داد
‫تا شغل کارمند بانک خودشو ادامه بدم؛

161
00:09:29,944 --> 00:09:34,156
‫اما من ترجیح می‌دادم به جای پول،
‫کارت های امتیازی از مبارزان جرم و جنایت جمع کنم.

162
00:09:34,365 --> 00:09:38,077
‫در هر صورت، حواسم رو جمع نگه می‌داشت،
‫و تونستم وارد هاروارد بشم.

163
00:09:38,244 --> 00:09:42,748
‫وقتی که از دنیا رفت داشتم رشته هوانوردی
‫و جانورشناسی می‌خوندم.

164
00:09:42,915 --> 00:09:45,876
‫و پول خیلی زیادی برای من به یادگار گذاشت.

165
00:09:46,043 --> 00:09:47,878
‫و چون کسی نبود من رو
‫از فکر این کار بیرون بیاره،

166
00:09:48,045 --> 00:09:50,298
‫این اتفاق افتاد.

167
00:09:50,506 --> 00:09:53,050
‫تو رویاهات رو واقعی کردی.

168
00:09:53,217 --> 00:09:54,719
‫یک رویای واقعی شده،

169
00:09:54,885 --> 00:09:57,638
‫تبدیل به واقعیتی آشفته میشه، مگه نه؟

170
00:09:57,805 --> 00:09:59,307
‫اما، آره،

171
00:09:59,515 --> 00:10:03,019
‫وقتی تو لحظه بودم، مال خودم کردمش.

172
00:10:03,185 --> 00:10:05,146
‫فکر می‌کنم هردومون مال خودمون کردیمش.

173
00:10:13,154 --> 00:10:15,114
‫اون کمد سوغاتی رو می‌بینی؟

174
00:10:15,281 --> 00:10:17,033
‫من کارت های امتیازی خودم رو،

175
00:10:17,199 --> 00:10:19,785
‫جدا از ماجراجویی های
‫جغد شب هالیس نگه می‌داشتم.

176
00:10:19,952 --> 00:10:22,997
‫تاریخچه آینده خودم رو می‌نوشتم.

177
00:10:26,500 --> 00:10:29,920
‫نمی‌تونستم صبر کنم تا همه‌ی این چیزای
‫دوران ماجراجوییم رو دور بندازم.

178
00:10:30,087 --> 00:10:33,090
‫همونطور که می‌تونی حدس بزنی
‫دو جعبه از اموالم،

179
00:10:33,257 --> 00:10:35,843
‫تازه از اخراج راکفلر برام رسیدن.

180
00:10:36,010 --> 00:10:37,470
‫حقیقتا، من تعجب کردم که
‫زحمت دادن به خودشون،

181
00:10:37,553 --> 00:10:40,264
‫و بعد از جداییمون چیزی برام فرستادن.

182
00:10:41,557 --> 00:10:43,809
‫دلت برای جان تنگ میشه؟

183
00:10:43,976 --> 00:10:46,062
‫مدام فکر می‌کنم که باید بشه.

184
00:10:46,228 --> 00:10:50,566
‫حتی وقتی باهاش بودم،
‫اون واقعا اونجا نبود.

185
00:10:50,733 --> 00:10:53,527
‫برخلاف تمام مامورین دولتی
‫که حواسشون به ما بود.

186
00:10:54,487 --> 00:10:56,489
‫که چطور جان رو خوشحال نگه می‌داشتم.

187
00:10:59,825 --> 00:11:03,371
‫اما هی، من فقط می‌تونم
‫خواب چیزی که اینجا داری رو ببینم.

188
00:11:03,579 --> 00:11:05,915
‫تو خوش شانسی که حریم شخصی خودتو داری.

189
00:11:06,832 --> 00:11:08,167
‫آره...

190
00:11:08,834 --> 00:11:10,628
‫خوش شانس.

191
00:11:10,795 --> 00:11:12,797
‫یه واقعیت آشفته دیگه، آره؟

192
00:11:12,963 --> 00:11:14,799
‫نوع دیگه‌ای وجود داره؟

193
00:11:16,050 --> 00:11:17,301
‫و این روز ها این حسو میده که،

194
00:11:17,510 --> 00:11:20,554
‫واقعیت داره در اطرافمون فرو می‌ریزه.

195
00:11:20,721 --> 00:11:22,807
‫حالا دوباره شبیه رورشاک حرف می‌زنی.

196
00:11:22,973 --> 00:11:25,768
‫دن، این فرضیه نقاب‌کش منطقی نیست.

197
00:11:25,935 --> 00:11:27,728
‫جان با میل خودش از زمین رفت.

198
00:11:27,895 --> 00:11:30,564
‫رورشاک هنگام ارتکاب قتل دستگیر شد.

199
00:11:30,731 --> 00:11:32,149
‫توطئه کجاست؟

200
00:11:32,316 --> 00:11:34,944
‫رورشام جوری نیست که همینجوری
‫به یک نفر شلیک کنه.

201
00:11:35,111 --> 00:11:36,112
‫خیلی ساده است.

202
00:11:36,278 --> 00:11:37,613
‫و اون وقایع اینقدر
‫نزدیک به هم رخ دادن،

203
00:11:37,780 --> 00:11:39,240
‫حمله به ادرین،

204
00:11:39,407 --> 00:11:41,367
‫و قتل کمدین،
‫خیلی تصادفیه.

205
00:11:41,534 --> 00:11:43,994
‫رورشاک از روز اول خبر داشت.

206
00:11:45,788 --> 00:11:49,709
‫ببین، من می‌دونم اون ماسک
‫طی سال ها مغزشو خورده،

207
00:11:49,875 --> 00:11:50,876
‫اما ما باهم کار کردیم.

208
00:11:51,043 --> 00:11:54,004
‫رورشاک همیشه یک محقق قوی
‫و یه متخصص با تدبیر بود.

209
00:11:54,130 --> 00:11:55,715
‫به همین خاطر، نمی‌تونم به این فکر نکنم،

210
00:11:55,881 --> 00:11:59,635
‫که شاید اون مدارکی پیدا کرده بود
‫که تمام این اتفاقات رو به هم وصل می‌کرد.

211
00:11:59,802 --> 00:12:01,929
‫فقط آرزو می‌کنم می‌تونستم
‫بفهمم تو مغزش چه خبره.

212
00:12:05,599 --> 00:12:06,851
‫خیلی خب، والتر.

213
00:12:07,017 --> 00:12:08,602
‫حالا، فکر می‌کنم بدونی این چیه؟

214
00:12:08,769 --> 00:12:11,105
‫می‌خوام بهش نگاه کنی
‫و بهم بگی چی می‌بینی.

215
00:12:13,441 --> 00:12:14,734
‫بهش نگاه می‌کنی، والتر؟

216
00:12:15,735 --> 00:12:17,319
‫برام اینکارو می‌کنی؟

217
00:12:17,528 --> 00:12:18,654
‫چی می‌بینی؟

218
00:12:23,117 --> 00:12:24,368
‫یه پرنده زیبا.

219
00:12:24,577 --> 00:12:26,454
‫عالیه.

220
00:12:26,662 --> 00:12:27,788
‫بیا یکی دیگه رو امتحان کنیم، باشه؟

221
00:12:29,540 --> 00:12:30,791
‫چی می‌بینی؟

222
00:12:37,673 --> 00:12:40,092
‫- یه پروانه زیبا.
‫- فوق‌العاده است والتر.

223
00:12:40,259 --> 00:12:43,095
‫به عنوان جلسه اولمون
‫خیلی خوب داره پیش میره.

224
00:12:43,262 --> 00:12:44,680
‫این خیلی بهم کمک می‌کنه،

225
00:12:44,847 --> 00:12:46,599
‫درباره سلامت روانت برای دادگاه صحبت کنم.

226
00:12:47,475 --> 00:12:48,476
‫بیا ادامه بدیم.

227
00:12:50,311 --> 00:12:52,188
‫روی این کارت چی می‌بینی؟

228
00:12:53,230 --> 00:12:54,690
‫و راحت باش که هر تصویریر که

229
00:12:54,857 --> 00:12:56,567
‫به ذهنت می‌رسه رو توصیف کنی.

230
00:12:56,650 --> 00:12:58,360
‫کجا داری میری آشغال؟

231
00:12:58,527 --> 00:12:59,820
‫بهش دست نزن!

232
00:12:59,987 --> 00:13:01,655
‫عوضی حتما بیماری داره.

233
00:13:01,864 --> 00:13:03,073
‫درسته، آشغال...

234
00:13:04,617 --> 00:13:05,659
‫برو کنار!

235
00:13:09,246 --> 00:13:11,499
‫خب، والتر؟

236
00:13:11,665 --> 00:13:13,083
‫تو توش چی می‌بینی؟

237
00:13:13,250 --> 00:13:14,585
‫هی بهم میگی والتر.

238
00:13:15,419 --> 00:13:16,670
‫ازت خوشم نمیاد.

239
00:13:16,879 --> 00:13:19,507
‫اه... از من خوشت نمیاد؟

240
00:13:19,673 --> 00:13:21,217
‫چون چاقی. خرپولی.

241
00:13:21,383 --> 00:13:23,260
‫فکر می‌کنی می‌دونی درد چیه.

242
00:13:23,427 --> 00:13:25,179
‫بهت درباره درد میگم، دکتر.

243
00:13:25,346 --> 00:13:26,347
‫بهت درباره....

244
00:13:27,056 --> 00:13:28,390
‫رورشاک میگم.

245
00:13:28,432 --> 00:13:30,226
‫زندان ایالتی تو سن ده سالگی.

246
00:13:30,392 --> 00:13:35,064
‫بعد از به قتل رسیدن مادر،
‫فقط یک پشیمونی از بچگی داشتم.

247
00:13:35,231 --> 00:13:37,274
‫اینکه اونجا نبودم تا رو
‫جسدش تف کنم.

248
00:13:39,485 --> 00:13:42,238
‫توی یک تولیدی پوشاک
‫به عنوان کارگر استخدام شدم،

249
00:13:42,404 --> 00:13:43,948
‫سفارش مخصوص دوخت یک
‫پیراهن زنونه،

250
00:13:44,114 --> 00:13:47,117
‫از جنس یک پارچۀ ساخت
‫دکتر منهتن دریافت کردم.

251
00:13:47,284 --> 00:13:49,995
‫یک جور مایع لزج، وسط دو
‫لایۀ لاتکس،

252
00:13:50,162 --> 00:13:52,122
‫،حساس به گرما و فشار

253
00:13:52,289 --> 00:13:55,584
‫مشتری، کیتی جنوس بود که
‫هیچوقت سفارشو تحویل نگرفت.

254
00:13:55,793 --> 00:13:57,419
‫نمی‌دونستم چرا.

255
00:13:57,586 --> 00:14:00,714
‫سیاه و سفید تغییر شکل می‌دادند
‫اما مخلوط نمی‌شدند.

256
00:14:00,923 --> 00:14:02,341
‫.خاکستری نداشت

257
00:14:02,508 --> 00:14:05,094
‫.خیلی خیلی زیبا بود

258
00:14:05,261 --> 00:14:08,931
‫.روز بعد، فهمیدم کیت جنوس به قتل رسیده

259
00:14:09,014 --> 00:14:10,307
‫.هیچکس کاری نکرد
‫هیچکس به پلیس زنگ نزد.

260
00:14:10,474 --> 00:14:11,934
.‫بعضیاشون حتی تماشا هم کردند

261
00:14:12,142 --> 00:14:13,519
!‫اونا تماشا کردند

262
00:14:13,686 --> 00:14:15,479
،‫اونجا بود که فهمیدم مردم

263
00:14:15,646 --> 00:14:17,690
.‫پشت این همه خود فریبی چی هستند

264
00:14:19,692 --> 00:14:22,695
،‫شرمسار از بشریت
.‫رفتم خونه

265
00:14:22,862 --> 00:14:24,947
،‫لباس کیتی رو برداشتم

266
00:14:25,155 --> 00:14:27,783
‫و ازش چهره‌ای ساختم که
.‫طاقت نگاه کردن بهش توی آینه رو داشته باشم

267
00:14:29,827 --> 00:14:32,621
.‫سال 1975، روی یک پرونده آدم ربایی کار کردم

268
00:14:32,788 --> 00:14:37,084
.‫بلیر روش. شش سال سن داشت

269
00:14:37,251 --> 00:14:38,544
.‫از خبرچین ها بازجویی کردم

270
00:14:38,711 --> 00:14:40,296
.‫یکیشون با خون ریزی جواب پس داد

271
00:14:40,462 --> 00:14:41,797
.‫یک آدرس

272
00:14:41,964 --> 00:14:43,674
.‫یه خیاطی از کار افتاده در بروکلین

273
00:14:46,468 --> 00:14:49,013
.‫اون موقع فقط کواکس بودم
.‫تظاهر به رورشاک بودن می‌کردم

274
00:14:50,097 --> 00:14:53,517
.‫هیچی به جز تکه هاش نبود
،‫خاکستر هایی در اجاق

275
00:14:55,394 --> 00:14:58,981
.‫خون رو تخته آشپزخونه
.‫استخون برای سگ ها

276
00:14:58,981 --> 00:15:00,357
.‫اون توسط شرارت بلعیده شده بود

277
00:15:02,234 --> 00:15:05,529
.‫هیچ شانسی نداشت
.‫همونطور که کواکس نداشت

278
00:15:05,738 --> 00:15:08,616
،‫بالاخره با درک ظرفیت حقیقی انسان برای وحشت

279
00:15:08,782 --> 00:15:10,743
.‫کواکس چشم هاش رو بست

280
00:15:12,536 --> 00:15:15,205
.‫اون رورشاک بود که دوباره چشم هاش رو باز کرد

281
00:15:20,502 --> 00:15:23,422
.‫سگ هارو راحت کشتم
.‫چیز بهتری سرشون نمیشد

282
00:15:25,049 --> 00:15:26,300
‫چی...نه. هی!

283
00:15:26,467 --> 00:15:27,801
.‫اون رو با تمام قوا کشتم

284
00:15:27,968 --> 00:15:29,553
.‫من بهت گفتم من هیچکاری با اون دختر نکردم

285
00:15:30,721 --> 00:15:32,056
‫تو هیچی بر علیهم نداری.

286
00:15:32,222 --> 00:15:33,641
‫بیخیال، پسر داری چیکار می‌کنی؟

287
00:15:33,849 --> 00:15:35,392
‫این چیه؟

288
00:15:35,559 --> 00:15:37,144
‫سعی نکن دستبند هات رو برش بزنی.

289
00:15:37,186 --> 00:15:39,813
‫- به موقع نمی‌تونی انجام بدی.
‫- اوه خدای من تو دیوونه ای!

290
00:15:39,980 --> 00:15:41,357
‫چی..چی، تو می‌خوای منو بسوزونی؟

291
00:15:41,523 --> 00:15:44,360
‫تو نمی‌تونی اینکارو کنی.
‫وایسا! نه! اوه، خدا! نه!

292
00:15:48,822 --> 00:15:49,907
‫نه! نه!

293
00:15:54,119 --> 00:15:55,496
،‫هنگامی که یک مرد دیده

294
00:15:55,663 --> 00:15:57,456
،‫دیگه نمی‌تونه چشم پوشی کنه

295
00:15:57,623 --> 00:15:59,583
،‫و تظاهر کنه وجود نداره

296
00:15:59,792 --> 00:16:02,086
‫اهمیتی نداره کی بهش دستور میده
‫تا چشم پوشی کنه.

297
00:16:02,252 --> 00:16:05,047
‫من اینکارو انجام نمیدم چون اجازه‌اش هست.

298
00:16:05,214 --> 00:16:07,883
‫من انجامش میدم چون مجبورم.

299
00:16:08,050 --> 00:16:10,844
‫انجامش میدم چون مقیدم.

300
00:16:12,221 --> 00:16:15,391
‫می‌بینم...

301
00:16:15,557 --> 00:16:18,102
‫نه. تو نمی‌بینی.

302
00:16:18,268 --> 00:16:19,561
‫اما صبر داشته باش، دکتر.

303
00:16:20,396 --> 00:16:21,563
‫خواهی دید.

304
00:16:24,400 --> 00:16:26,902
‫چطور ادرین انجامش میده؟

305
00:16:27,069 --> 00:16:30,406
‫اون سنش خیلی از من بیشتر نیست
‫...اما بدنش الان

306
00:16:30,572 --> 00:16:33,367
‫از هرچیزی که من در زمان
‫جغد شب بودنم بودم بهتره.

307
00:16:33,534 --> 00:16:36,620
‫وقتی از آزمندیاس بودن بازنشسته شد،

308
00:16:36,829 --> 00:16:40,916
‫من و جان رو برد تا گوشه عزلت بزرگش
‫رو در قطب ببینیم.

309
00:16:41,083 --> 00:16:42,584
‫خیلی خودنماست.

310
00:16:42,793 --> 00:16:45,337
‫تو کارنک رو دیدی؟
‫تو...تو بوبستیس رو دیدی؟

311
00:16:45,504 --> 00:16:46,922
‫آره. اون من رو فرستاد

312
00:16:47,089 --> 00:16:48,549
‫تا با گربه خونگی خیلی بزرگش بازی کنم.

313
00:16:48,549 --> 00:16:50,801
‫سیاهگوش اصلاح شده ژنتیکی، در واقع.

314
00:16:50,968 --> 00:16:52,678
‫جذابه.

315
00:16:52,886 --> 00:16:57,099
‫تنها جذبه اونجا چیزی که بین
‫جان و ادرین وجود داشت بود.

316
00:16:57,266 --> 00:16:58,267
‫بدون وقفه حرف می‌زدن.

317
00:17:00,686 --> 00:17:03,439
‫اون از ثروت شرکت وایت استفاده می‌کنه،

318
00:17:03,605 --> 00:17:04,815
‫تا علم رو پیشرفت بده.

319
00:17:04,982 --> 00:17:06,900
‫- تهوع آوره.
‫- و به خیریه کمک کنه.

320
00:17:07,067 --> 00:17:08,902
‫کاری می‌کنه خیلی آسون به نظر بیاد.

321
00:17:09,069 --> 00:17:12,406
‫اون از یه فانتزی بازنشسته شد
‫و فقط...یکی دیگه ساخت.

322
00:17:12,573 --> 00:17:16,410
‫اون...با پاسخ زاده شد که...

323
00:17:16,577 --> 00:17:20,247
‫هیچ پول و قدرت و خانواده‌ای نمی‌تونه بهت بده.

324
00:17:20,414 --> 00:17:21,623
‫پاسخ به چی؟

325
00:17:21,832 --> 00:17:23,375
‫بعد از درآوردن ماسک،

326
00:17:24,585 --> 00:17:25,878
‫تو کی هستی؟

327
00:17:29,006 --> 00:17:31,633
‫به سلامتی ادرین، مرد با پاسخ.

328
00:17:35,512 --> 00:17:37,347
‫هی، چی...
‫چی تو جیبته؟

329
00:17:37,514 --> 00:17:41,060
‫اوه، من...از آتیش نجاتشون دادم.

330
00:17:41,226 --> 00:17:43,228
‫عینک جغدی یدکیم.
‫کجا بود؟

331
00:17:43,395 --> 00:17:46,065
‫داخل...آرچی.

332
00:17:46,231 --> 00:17:49,109
‫- آرچی؟
‫- خب، خیلی خوبه که شما بعد از

333
00:17:49,276 --> 00:17:51,653
‫متحد شدن برای نابود کردن مخفیگاهم
‫اینقدر با هم آشنا هستید.

334
00:17:53,447 --> 00:17:56,742
‫بیا. امتحانشون کن.
‫دید جغدیم رو تجربه کن.

335
00:17:56,950 --> 00:17:58,619
‫،مهم نیست چقدر تاریک میشه

336
00:17:58,786 --> 00:18:01,747
‫وقتی از درون اینا نگاه می‌کنی
‫همه چیز مثل روز روشنه.

337
00:18:01,955 --> 00:18:05,084
‫چرا، آقای درایبرگ...

338
00:18:09,171 --> 00:18:10,881
‫خب، خب، خب.

339
00:18:11,048 --> 00:18:12,716
‫سلام، رورشاک.

340
00:18:12,883 --> 00:18:14,885
‫زمان طولانی گذشته.

341
00:18:15,052 --> 00:18:17,096
‫گنده‌لات، دنیا کوچیکه.

342
00:18:18,847 --> 00:18:21,225
‫دنیا کوچیکه. خوشم اومد.

343
00:18:22,518 --> 00:18:24,394
‫می‌دونی، بعد از 20 سال،

344
00:18:24,561 --> 00:18:25,979
‫حدس می‌زدم اینکه،

345
00:18:25,979 --> 00:18:27,106
‫با من چیکار کردی یادت بره.

346
00:18:27,314 --> 00:18:30,025
‫تو و اون مرد جغدی لعنتی.

347
00:18:30,234 --> 00:18:31,443
‫خنده داره که این چیزا،

348
00:18:31,610 --> 00:18:33,487
‫برمی‌گردن تا مارو شکار کنن، آره؟

349
00:18:33,654 --> 00:18:36,657
‫حالا که حرفش شد،
‫اونی که سوزوندی داره می‌میره.

350
00:18:38,951 --> 00:18:41,995
‫شاید فردا،
‫شاید روز بعدش.

351
00:18:42,204 --> 00:18:45,582
‫اما می‌بینی، اون دوستای زیادی اینجا داشت.

352
00:18:45,749 --> 00:18:47,251
‫و وقتی می‌میره،

353
00:18:47,417 --> 00:18:50,629
‫اینجا می‌ترکه
‫و بعدش تو...

354
00:18:50,796 --> 00:18:52,965
‫با فاصله کمی می‌میری.

355
00:18:53,132 --> 00:18:54,258
‫خواسته بزرگیه.

356
00:18:54,424 --> 00:18:55,801
‫زرنگ خان!

357
00:18:55,968 --> 00:18:56,802
‫یه سوراخ جدید تو این یارو درمیارم.

358
00:18:56,969 --> 00:18:59,096
‫هی، هی، هی. عجله ای نیست.

359
00:18:59,304 --> 00:19:01,306
‫من 20 سال صبر کردم.

360
00:19:01,473 --> 00:19:05,644
‫به‌زودی بهش می‌رسه.
‫و هیچکس اهمیتی نمیده.

361
00:19:05,811 --> 00:19:08,730
‫می‌شنوم حتی رواشناسش امروز استعفا داد.

362
00:19:08,897 --> 00:19:12,109
‫تو توی کوچه سایه ها تنهایی، رورشاک،

363
00:19:12,317 --> 00:19:14,862
‫جایی که گذشته‌ات دسترسی زیادی داره.

364
00:19:15,028 --> 00:19:17,865
‫و تنها چیز بین من و تو،

365
00:19:18,031 --> 00:19:21,160
‫یه...قفل...نکبته.

366
00:19:22,077 --> 00:19:23,287
‫دربارش فکر کن.

367
00:19:26,290 --> 00:19:28,458
‫امیدوارم به خاطر چیزی که
‫اتفاق افتاد نباشه.

368
00:19:29,793 --> 00:19:31,962
‫به خاطر نقاب‌کشه.

369
00:19:32,129 --> 00:19:34,381
‫چهارتامون از بین رفتن،

370
00:19:34,548 --> 00:19:36,717
‫جنگ تو افق در کمینه،

371
00:19:36,884 --> 00:19:39,720
‫من ترسیدم، همش به هم مربوطه،

372
00:19:39,887 --> 00:19:41,305
‫و بدترین هنوز از راه نرسیده.

373
00:19:41,471 --> 00:19:44,975
‫و نمی‌تونم کاری کنم تا جلوشو بگیرم.

374
00:19:45,142 --> 00:19:48,145
‫همش باعث میشه حس...

375
00:19:48,353 --> 00:19:51,481
‫ناتوانی کنم.

376
00:19:52,482 --> 00:19:53,942
‫تو جدی هستی؟

377
00:19:54,109 --> 00:19:57,613
‫من یه انتقام جوی نقاب دار بودم، یادته.

378
00:19:57,779 --> 00:19:59,239
‫من عادت دارم سه صبح برم بیرون.

379
00:19:59,239 --> 00:20:00,741
‫و کار احمقانه‌ای بکنم.

380
00:20:08,248 --> 00:20:11,293
‫وایسا، من...من لباست رو سوزوندم یادته؟

381
00:20:13,754 --> 00:20:16,423
‫عینک یدکی،
‫لباس یدکی.

382
00:20:25,432 --> 00:20:26,808
‫امیدوارم گیر نیفتیم.

383
00:20:45,118 --> 00:20:46,119
‫واو!

384
00:21:10,644 --> 00:21:12,646
‫این عالیه.
‫خیلی عالیه.

385
00:21:12,646 --> 00:21:13,689
‫دن، سمت راستت مشکل هست.

386
00:21:25,575 --> 00:21:27,369
‫ساختمون به نظر امن میاد.

387
00:21:27,536 --> 00:21:28,537
‫نه، صبر کن.

388
00:21:28,704 --> 00:21:29,496
‫- اونجا!
‫- یکی لطفا!

389
00:21:36,420 --> 00:21:37,671
‫لطفا آروم بمونید.

390
00:21:37,838 --> 00:21:39,298
‫ما اینجاییم تا نجاتتون بدیم.

391
00:21:39,464 --> 00:21:40,841
‫از پنجره عقب برید.

392
00:21:42,134 --> 00:21:42,718
.‫دمت گرم، ممنون

393
00:21:43,427 --> 00:21:44,594
‫بزن بریم.

394
00:21:48,890 --> 00:21:50,309
‫- خوش اومدید.
‫- هی!

395
00:21:50,559 --> 00:21:51,935
‫جغد سیاه!

396
00:21:52,144 --> 00:21:54,146
‫کی می‌خواد آهنگ بشنوه؟

397
00:22:04,364 --> 00:22:05,782
‫اوه!

398
00:22:05,949 --> 00:22:07,534
‫- سلامت باشید.
‫- ممنون.

399
00:22:07,701 --> 00:22:08,785
.‫ممنون

400
00:22:08,952 --> 00:22:10,245
‫چه اتفاقی الان افتاد؟

401
00:22:10,454 --> 00:22:11,246
‫این واقعا اتفاق افتاد؟

402
00:22:11,413 --> 00:22:12,247
‫می‌دونی ممکنه مارو کنار...

403
00:22:12,247 --> 00:22:13,540
‫آره.

404
00:22:13,707 --> 00:22:15,459
‫و جنگ جهانی سوم فردا شروع شه.

405
00:22:18,045 --> 00:22:19,629
‫در هیاهوهام

406
00:22:19,838 --> 00:22:21,757
‫از فرط نیاز به
‫هم‌صحبت،

407
00:22:21,923 --> 00:22:25,677
.‫با همسفران مرده‌ام سخن گفتم

408
00:22:25,886 --> 00:22:29,556
.‫صدا هایشان از زیر قایق سخن می‌گفتند

409
00:22:29,765 --> 00:22:33,769
...‫گفت و گو با مردگان، دلگیر

410
00:22:33,935 --> 00:22:35,562
‫اوه پسر.
‫ده روز تا جنگ اتمی مونده، درف.

411
00:22:35,562 --> 00:22:37,022
‫تلخ....
‫- این چیزیه که تو تلویزیون گفتن

412
00:22:37,064 --> 00:22:38,398
.‫... بی نهایت غمگین بود

413
00:22:38,565 --> 00:22:41,401
‫اوه خدا، درف،
‫فقط چند تا کیتی بهم بده.

414
00:22:41,568 --> 00:22:43,278
‫تا بتونم نعشه شم، پسر.

415
00:22:43,445 --> 00:22:48,408
‫اخبار شوم، با ماهی های ریز مردارخوار
.‫از دهانشان بیرون می‌ریخت

416
00:22:49,326 --> 00:22:50,577
‫اوه! روزنامه تازه رسید.

417
00:22:50,744 --> 00:22:52,204
‫یه شورش تو زندان شده.

418
00:22:53,497 --> 00:22:54,581
‫- بهم بدش!
‫- واو هی!

419
00:22:54,581 --> 00:22:56,041
‫ما اونجا رفیق داریم.

420
00:22:56,208 --> 00:22:58,502
‫"پارتیزان شورش در زندان شروع کرد."
‫"پنج نفر مرده."

421
00:22:58,668 --> 00:23:00,087
‫دوباره رورشاک.

422
00:23:00,253 --> 00:23:01,505
‫تیتر خبر ها میشه،

423
00:23:01,671 --> 00:23:03,298
‫بعد از اینکه چند ابرقهرمان دیگه،

424
00:23:03,465 --> 00:23:04,633
‫به خاطر نجات آپارتمان از آتش، تو اخبار بودن.

425
00:23:04,716 --> 00:23:05,926
‫نقاب‌دارای لعنتی!

426
00:23:06,134 --> 00:23:07,469
‫بیخیال.
‫بیاید جمع کنیم بچه ها.

427
00:23:07,636 --> 00:23:09,388
‫تاوان این خیلی زیاد قراره باشه.

428
00:23:09,554 --> 00:23:12,682
‫اگر بیشتر سرم نمی‌شد،
‫می‌گفتم همش به هم مربوطه.

429
00:23:12,849 --> 00:23:14,184
،‫ما با هم صحبت کردیم

430
00:23:14,226 --> 00:23:16,144
،‫من و دوستان پوسیده‌ام

431
00:23:16,311 --> 00:23:17,854
...‫درباره زندگی

432
00:23:18,063 --> 00:23:19,731
.‫یک روزنامه فروش اینارو حس می‌کنه

433
00:23:19,731 --> 00:23:20,982
....‫....و پایان ها

434
00:23:20,982 --> 00:23:22,859
.‫همش نشان از دردسره

435
00:23:23,068 --> 00:23:25,195
‫...از مجازات مخوفی که

436
00:23:25,362 --> 00:23:27,114
.‫در کمین همه ماست

437
00:23:30,367 --> 00:23:33,203
‫پلیسا یا خلافکارا مارو وسط
‫هرج و مرج به قتل می‌رسونن.

438
00:23:33,370 --> 00:23:35,455
‫- در هر حال....
‫- نه، وایسا. ببین.

439
00:23:35,622 --> 00:23:37,457
‫ما برنامه این رو داشتیم
‫که حواس نگهبانا رو پرت کنیم.

440
00:23:37,499 --> 00:23:39,626
‫شورش زندان اینکار رو برامون می‌کنه.

441
00:23:39,793 --> 00:23:41,461
‫می‌تونم به رادیوی پلیس گوش کنم،

442
00:23:41,628 --> 00:23:42,629
‫جایگاه و استراتژی ها بگیریم.

443
00:23:42,796 --> 00:23:44,256
‫این بلیطمون به داخله.

444
00:23:44,423 --> 00:23:46,133
‫اون یه قاتل روانیه،

445
00:23:46,299 --> 00:23:49,886
‫که تو امیدواری این فرضیه
‫دور از ذهن تو رو تایید کنه.

446
00:23:51,847 --> 00:23:54,057
‫واقعا می‌ارزه جونمون رو
‫برای آزاد کردن رورشاک به خطر بندازیم؟

447
00:23:55,142 --> 00:23:56,143
‫ممم.

448
00:23:56,226 --> 00:23:57,811
‫جون تو که جاش امنه

449
00:24:00,689 --> 00:24:03,358
‫اگر نباشه  پاره می‌کنم.

450
00:24:06,486 --> 00:24:07,487
‫هالیس؟

451
00:24:09,030 --> 00:24:11,032
‫اوه، با خودم فکر کردم بهت سر بزنم،

452
00:24:11,199 --> 00:24:12,451
‫بعد از اینکه برای نوشیدنی خوریمون نیومدی.

453
00:24:12,534 --> 00:24:13,994
‫ببخشید، هالیس.

454
00:24:14,161 --> 00:24:15,996
‫درگیر خوندن یه کتاب شدم. خوابم برد.

455
00:24:17,080 --> 00:24:17,789
‫قهوه می‌خوری؟

456
00:24:17,998 --> 00:24:19,082
‫حتما.

457
00:24:22,294 --> 00:24:24,713
‫خب...اخبار رو اخیرا دیدی؟

458
00:24:24,880 --> 00:24:26,089
‫نمیشه تیتر های...

459
00:24:26,256 --> 00:24:27,757
‫این جنگی که میگن در راهه ندید.

460
00:24:27,924 --> 00:24:30,093
‫یه داستان کوچک‌تر دیروز منتشر شد،

461
00:24:30,260 --> 00:24:31,887
‫درباره آتش‌سوزی یه آپارتمان،

462
00:24:32,095 --> 00:24:34,389
‫و یه نجات خیلی غیرمعمولی.

463
00:24:39,478 --> 00:24:42,647
‫نه.نه.

464
00:24:42,814 --> 00:24:44,024
‫- نه.
‫- حالا وایسا.

465
00:24:44,191 --> 00:24:45,775
‫- اها.
‫- وایسا، وایسا، وایسا، وایسا، وایسا.

466
00:24:45,942 --> 00:24:47,402
‫تو میگی رفتن دکتر منهتن

467
00:24:47,569 --> 00:24:49,696
‫از سیاره برنامه‌ریزی شده بود؟

468
00:24:49,863 --> 00:24:51,198
‫زمان بندی شده بود بین حمله های،

469
00:24:51,364 --> 00:24:53,074
‫بلیک، ادرین و رورشاک، آره.

470
00:24:53,241 --> 00:24:55,035
‫زیادی تصادفیه.

471
00:24:55,202 --> 00:24:57,913
‫حمله رسانه‌ای به جان برای
‫سرطان قطعا باید ساختگی می‌بود.

472
00:24:58,121 --> 00:24:59,414
،‫لوری باهاش زندگی می‌کرد

473
00:24:59,581 --> 00:25:00,832
.‫و اون هیچوقت در معرض سرطان نبود

474
00:25:00,957 --> 00:25:02,459
.‫اما من کمی تحقیق کردم

475
00:25:02,626 --> 00:25:04,961
‫قربانی های سرطانی که
‫در نوا اکسپرس نام برده شده بودند.

476
00:25:05,170 --> 00:25:07,547
‫همشون در یک زمان معین
‫کارمند یک شرکت بودند.

477
00:25:07,714 --> 00:25:09,424
‫دوباره، خیلی تصادفی.

478
00:25:09,591 --> 00:25:13,887
‫فکر می‌کنم یه نفر از این آدما ‫و مطبوعات
استفاده کرد تا ‫تبعید جان رو کلید بزنه.

479
00:25:14,095 --> 00:25:15,972
‫و فکر می‌کنم بخشی از یک نقشه،

480
00:25:16,181 --> 00:25:18,767
‫برای آغاز کردن جنگ جهانی سومه.

481
00:25:18,934 --> 00:25:21,311
‫واو!
‫این خیلی فرضیه دور از ذهنیه.

482
00:25:21,478 --> 00:25:22,979
‫لوری هم همینو گفت.

483
00:25:23,188 --> 00:25:25,273
‫و این شرکت،
‫ربط دادن قربانی ها به هم،

484
00:25:25,440 --> 00:25:26,274
‫اونا کین؟

485
00:25:26,441 --> 00:25:27,526
‫و چطوری مرتبط میشن به...

486
00:25:27,692 --> 00:25:29,361
‫بلیک، ادرین و رورشاک؟

487
00:25:29,528 --> 00:25:31,488
‫اسم شرکت گسترش ابعادی‌ئه.

488
00:25:31,655 --> 00:25:34,324
،‫بعد از اسمش تو تحقیق درباره

489
00:25:34,491 --> 00:25:36,576
.‫ساختار شرکتیشون به بن بست خوردم

490
00:25:36,743 --> 00:25:37,953
‫ادرین چی؟

491
00:25:38,161 --> 00:25:39,704
،‫اون خوب با دنیای شرکت ها در ارتباطه

492
00:25:39,871 --> 00:25:40,914
.‫و قطعا انگیزه کمک کردن داره

493
00:25:40,914 --> 00:25:43,166
‫بدون مدرک قوی تر،

494
00:25:43,333 --> 00:25:45,752
‫گفتن این فرضیه توطئه
‫به کسی تو جایگاه اون،

495
00:25:45,919 --> 00:25:47,671
‫ممکنه تو شرایط بدی قرارش بده.

496
00:25:47,837 --> 00:25:51,591
‫یعنی، اون..اون ممکنه مارو گزارش بده اما...

497
00:25:51,758 --> 00:25:53,176
‫دارم روی یه سرنخ دیگه کار می‌کنم.

498
00:25:53,343 --> 00:25:55,929
‫که به‌زودی نمایان میشه.

499
00:25:56,137 --> 00:25:58,598
‫مطمئنم پرونده رو حل می‌کنی، پسرک.

500
00:25:58,765 --> 00:26:00,850
‫باورت دارم.

501
00:26:01,017 --> 00:26:02,435
‫و ممنون که این
‫جزئیات رو بهم گفتی.

502
00:26:02,602 --> 00:26:03,853
‫مم.

503
00:26:04,020 --> 00:26:05,272
‫دوباره حس قدیم هارو میده.

504
00:26:06,773 --> 00:26:08,358
‫هی، ما جغد شب ها
‫باید کنار هم بمونیم.

505
00:26:08,400 --> 00:26:11,319
‫خب، به خاطر همینه که اومدم پیشت، دن.

506
00:26:11,486 --> 00:26:13,446
‫اگه من بتونم بفهمم کی،

507
00:26:13,613 --> 00:26:14,948
‫مردم رو از آتش آپارتمان نجات داد،

508
00:26:15,156 --> 00:26:16,241
‫قطعا پلیس هم می‌تونه.

509
00:26:20,161 --> 00:26:21,997
‫لعنت. زمانمون تموم شده.

510
00:26:49,733 --> 00:26:50,734
‫خب، حالا هیچ راه برگشتی نیست.

511
00:26:51,693 --> 00:26:53,528
‫اگه این پرونده رو حل نکنیم،

512
00:26:53,695 --> 00:26:55,614
‫ممکنه هیچ بازگشتی برای هیچکدوممون نباشه.

513
00:27:00,493 --> 00:27:02,954
‫برو، برو، برو.
‫تیراندازی شد.

514
00:27:03,121 --> 00:27:04,623
‫یک افسر از پا دراومد!
‫ضلع جنوب غربی!

515
00:27:04,664 --> 00:27:06,458
‫تسلیم شید یا بهتون شلیک میشه!

516
00:27:06,499 --> 00:27:09,127
‫خوشحال نیستی که تو تنهایی نگهت می‌دارن؟

517
00:27:09,294 --> 00:27:11,046
‫حالا تجدید دیدارمون توسط،

518
00:27:11,212 --> 00:27:12,922
‫گروه اون بیرون خراب نمیشه.

519
00:27:13,089 --> 00:27:14,758
‫لارنس، زود باش و جوشکار الکتریکی رو بیار.

520
00:27:18,386 --> 00:27:21,765
‫مشکل چیه، رورشاک؟
‫اون داخل خیلی گرمه؟

521
00:27:21,931 --> 00:27:24,267
‫خب، قراره خیلی گرم‌تر بشه.

522
00:27:24,476 --> 00:27:26,102
‫آره. می‌بینی یک دفعه چطوری،

523
00:27:26,269 --> 00:27:28,855
‫بهت دیگه نمیگه
‫"گنده‌لات، دنیا کوچیکه"؟

524
00:27:29,022 --> 00:27:31,232
‫شاید وقتی این میله هارو بریدیم بفهمه،

525
00:27:31,441 --> 00:27:32,984
‫قراره کوتاه ترش کنیم.

526
00:27:33,151 --> 00:27:34,319
‫کور خوندی.

527
00:27:34,527 --> 00:27:36,488
‫کور؟  نکبت!

528
00:27:36,655 --> 00:27:39,449
‫ما یه زندان پر از آدمایی داریم
‫که ازت به شدت متنفرن.

529
00:27:39,616 --> 00:27:40,617
‫تو چی داری؟

530
00:27:40,784 --> 00:27:42,494
‫دست های تو رو دارم.

531
00:27:42,661 --> 00:27:43,870
‫هی! این چه کوفتیه؟

532
00:27:44,037 --> 00:27:45,497
‫لارنس،  احمق!

533
00:27:45,664 --> 00:27:46,665
‫حالا نمی‌تونیم به قفل برسیم.

534
00:27:46,706 --> 00:27:48,041
‫ببخشید، فیگر.

535
00:27:48,208 --> 00:27:49,542
‫مایکل هنوز می‌تونه میله هارو ببره.

536
00:27:49,584 --> 00:27:50,627
‫طول می‌کشه.

537
00:27:50,669 --> 00:27:51,795
‫شورش اونقدر طول نمی‌کشه.

538
00:27:51,961 --> 00:27:53,296
‫و من نمی‌خوام کسی مزاحمم شه.

539
00:27:53,296 --> 00:27:54,631
‫- ببخشید، لارنس...
‫- نه!

540
00:27:54,673 --> 00:27:56,174
‫....اما تو سر راه انتقامم هستی.

541
00:27:56,341 --> 00:27:58,259
‫- نه، رئیس!
‫- مایکل، لارنس رو ببر.

542
00:27:58,468 --> 00:28:00,804
‫- نه، نه صبر کن!
‫- شخصی نیست، لری.

543
00:28:00,970 --> 00:28:02,806
‫وایسا!هی!

544
00:28:10,814 --> 00:28:12,065
‫یک هیچ.

545
00:28:12,232 --> 00:28:13,692
‫نوبت شماست.

546
00:28:13,858 --> 00:28:14,859
‫بیا و من رو بگیر.

547
00:28:16,986 --> 00:28:18,446
‫این چیز مال ما نیست.

548
00:28:18,571 --> 00:28:19,155
‫شلیک کنید!

549
00:28:19,322 --> 00:28:21,157
‫وسیله هواییت رو فرود بیار
‫و ما از نیروی مرگبار استفاده می‌کنیم.

550
00:28:21,157 --> 00:28:23,576
‫رادیوی پلیس میگه این منطقه
‫توسط زندانی ها کنترل میشه.

551
00:28:23,743 --> 00:28:25,161
‫محافظ های گوش رو بذار.
‫فریاد زن هارو فعال می‌کنم.

552
00:28:27,455 --> 00:28:28,581
‫اه!

553
00:28:32,711 --> 00:28:34,045
‫به اون چیز شلیک کنید!

554
00:28:37,048 --> 00:28:38,508
‫زود باش قفل رو باز کن.

555
00:28:38,633 --> 00:28:40,927
‫می‌خوام پخته شدن این
‫ رو بو بکشم.

556
00:28:41,136 --> 00:28:44,013
‫و بعدش مثل بوقلمون روز شکرگزاری
‫کنده کاریش می‌کنم.

557
00:28:44,931 --> 00:28:46,141
‫رفتیم داخل.

558
00:28:47,809 --> 00:28:49,144
‫نگاهش کن،

559
00:28:49,310 --> 00:28:51,980
‫مثل یه بچه ترسو میره بالا تختش.

560
00:28:52,188 --> 00:28:54,232
‫حالا گرفتیمت آشغال کوچولو.

561
00:29:11,666 --> 00:29:14,043
‫تا حالا فاضلاب رو با
‫توالت از بین نبرده بودم.

562
00:29:14,252 --> 00:29:15,253
‫واضح بود واقعا.

563
00:29:15,837 --> 00:29:17,172
‫دو هیچ.

564
00:29:17,338 --> 00:29:18,381
‫نوبت شماست.

565
00:29:25,096 --> 00:29:26,639
‫چطوری بین همه اینا پیداش کنیم؟

566
00:29:26,806 --> 00:29:28,016
‫با تصور اینکه نمرده باشه.

567
00:29:28,224 --> 00:29:29,601
‫اون این وحشت و جنون رو جذب می‌کنه.

568
00:29:29,726 --> 00:29:30,310
‫این جاییه که زندگی می‌کنه.

569
00:29:30,310 --> 00:29:31,978
‫کمک! یکی اینو بگیره! کمک!

570
00:29:32,187 --> 00:29:33,480
‫هی، رورشاک!

571
00:29:36,441 --> 00:29:37,442
‫هی!

572
00:29:37,525 --> 00:29:38,568
‫کمک!

573
00:29:44,741 --> 00:29:48,286
‫ام...فکر کنم یکم به خاطر...

574
00:29:48,453 --> 00:29:49,954
‫از دست دادن خونه ناراحتم.

575
00:29:50,121 --> 00:29:51,915
‫بهتره با ناو ارتباط برقرار کنم.

576
00:29:53,333 --> 00:29:54,459
‫کاری که باید انجام میشد رو کردم.

577
00:29:54,626 --> 00:29:55,835
‫الان می‌تونیم بریم.

578
00:29:55,835 --> 00:29:56,920
‫همین حالا وسیله هواییت رو فرود بیار!

579
00:29:57,128 --> 00:29:59,464
‫تکرار می‌کنم!
‫وسیله‌ات رو فرود بیار!

580
00:30:02,300 --> 00:30:04,928
‫همه این بالا دنبالمون می‌گردن.

581
00:30:05,136 --> 00:30:07,764
‫من یه جا برای قایم شدن
‫و نقشه کشی برای حرکت بعدیمون می‌شناسم.

582
00:30:07,931 --> 00:30:09,849
‫خوشحالم که تو لباس کار
‫می‌بینمت، دنیل.

583
00:30:10,058 --> 00:30:12,268
‫مثل قدیم ها.

584
00:30:12,435 --> 00:30:14,729
‫هیچوقت از لباس کارت
‫خوشم نیومد، خانم یوزپچیک.

585
00:30:14,896 --> 00:30:16,272
‫- شخصی نیست.
‫- اه!

586
00:30:16,439 --> 00:30:18,149
‫باورم نمیشه رو یه چیز توافق داریم.

587
00:30:18,316 --> 00:30:20,819
‫یا خدا.

588
00:30:21,027 --> 00:30:23,071
‫- سلام.
‫- جان.

589
00:30:23,238 --> 00:30:24,739
‫گفتن تو مریخ هستی.

590
00:30:24,906 --> 00:30:26,324
‫من مریخ هستم.

591
00:30:26,491 --> 00:30:28,743
‫قراره ما اونجا حرف بزنیم.

592
00:30:28,910 --> 00:30:30,745
‫تو سعی خواهی کرد
‫تا من رو متقاعد کنی،

593
00:30:30,912 --> 00:30:33,039
‫که این دنیا رو نجات بدم.

594
00:30:33,206 --> 00:30:35,750
‫تا...من باید تو رو متقاعد کنم؟

595
00:30:35,917 --> 00:30:39,045
‫جان، ما واقعا به کمکت رو زمین نیاز داریم.

596
00:30:39,212 --> 00:30:41,297
‫دوباره مثل قهرمان داستان اومد.

597
00:30:41,464 --> 00:30:44,551
‫خدای خارج از ماشین.
‫آره فکر کنم اسمش همینه.

598
00:30:45,426 --> 00:30:46,886
‫در هر حال،

599
00:30:47,095 --> 00:30:49,222
‫یک ساعت در آینده،
‫ما در حال صحبت در مریخ هستیم.

600
00:30:49,389 --> 00:30:51,975
‫- مریخ؟ ما وقت نداریم...
‫- دن.

601
00:30:52,183 --> 00:30:53,810
‫فکر می‌کنم بهتره باهاش برم.

602
00:30:53,977 --> 00:30:56,187
‫شاید راهی برای دراومدن
‫از این آشفتگی پیدا کنیم.

603
00:30:56,354 --> 00:30:57,105
‫مشکلی برام پیش نمیاد.

604
00:30:57,105 --> 00:30:58,231
‫لوری، صبر کن.

605
00:30:58,314 --> 00:30:59,649
‫مواظب باش.

606
00:31:03,862 --> 00:31:05,405
‫حیف که با ما کار نمی‌کنن.

607
00:31:06,322 --> 00:31:08,992
‫آره، آره حیف.

608
00:31:14,998 --> 00:31:17,750
‫یا خدا.

609
00:31:17,959 --> 00:31:21,045
‫این جاییه که درباره
‫سرنوشت زمین بحث می‌کنیم.

610
00:31:28,636 --> 00:31:33,016
...‫به راستی که زندگی جهنم است

611
00:31:33,182 --> 00:31:37,937
‫و دست سرد مرگ، تنها دستاویز
‫نجاتمان است.

612
00:31:38,104 --> 00:31:41,774
.‫دیگر تحمل سخنان مردگان را ندارم

613
00:31:41,983 --> 00:31:44,319
.‫دیگر خبری از لعن و لعنت نیست

614
00:31:44,485 --> 00:31:46,613
.‫دیگر قضاوتی برای گناهان ما نیست

615
00:31:48,615 --> 00:31:50,408
...‫پارتیزان شناخته شده به اسم جغد شب

616
00:31:50,408 --> 00:31:51,242
...‫وارد شورش شد و مضنون به قتل

617
00:31:51,409 --> 00:31:52,577
..‫والتر کواکس

618
00:31:52,744 --> 00:31:54,287
.‫ملقب به رورشاک رو آزاد کرد

619
00:31:54,454 --> 00:31:56,664
.‫هردو از اسارت پلیس با وسیله هوایی فرار کردند

620
00:31:56,873 --> 00:31:58,541
‫آه!

621
00:31:58,708 --> 00:32:00,043
.‫اطلاعات جدید به زودی منتشر می‌شود

622
00:32:00,084 --> 00:32:01,461
‫- خدا لعنتش کنه!
‫- درف! چته؟

623
00:32:01,628 --> 00:32:02,795
‫هی، هی، هی.

624
00:32:03,004 --> 00:32:04,047
‫هیچ دردسری این اطراف نمی‌خوایم.

625
00:32:04,088 --> 00:32:05,423
‫خفه شو، پیر خرفت.

626
00:32:05,590 --> 00:32:07,050
‫این عوضی های ابرقدرت دار
‫از زیر همه چیز درمیرن،

627
00:32:07,091 --> 00:32:08,718
‫وقتی بچه های ما
‫داخل شورش دهنشون سرویس میشه.

628
00:32:08,927 --> 00:32:10,553
‫عادلانه نیست!

629
00:32:10,720 --> 00:32:14,223
‫در عین وحشت از درد خفگی..
‫درون آن جهیدم...

630
00:32:14,390 --> 00:32:16,017
.‫هی، یارو اخبارگو به جغد شب اشاره کرد

631
00:32:16,059 --> 00:32:20,355
‫...نخست پایم در مرگ
‫سرد و خیس فرو رفت.

632
00:32:20,521 --> 00:32:22,649
‫درف، اون کسیه که اون کتاب
‫درباره نقاب‌دار هارو نوشت.

633
00:32:22,649 --> 00:32:24,609
‫پدرم ماشینش رو می‌بره تعمیرگاهش.

634
00:32:24,776 --> 00:32:26,235
‫- می‌دونی کجاست؟
‫- آره.

635
00:32:26,402 --> 00:32:27,820
‫پایین خیابونه....

636
00:32:28,029 --> 00:32:29,280
...‫ولی عمق اقیانوس

637
00:32:29,322 --> 00:32:31,824
.‫از بلعیدنم امتناع ورزید

638
00:32:32,033 --> 00:32:34,953
‫نگاه منگم را به سوی
...‫آسمان و آخرت گرداندم

639
00:32:35,119 --> 00:32:37,288
...‫.و در عوض، زمین را دیدم

640
00:32:37,455 --> 00:32:39,123
‫این یارو دوست داره
‫تو شورش ها شرکت کنه...

641
00:32:39,290 --> 00:32:41,042
.‫من به مقصدم رسیدم

642
00:32:41,084 --> 00:32:42,752
‫...پس بیاید بهش شورش بدیم.

643
00:32:42,752 --> 00:32:43,628
‫آره.
‫آره. بیاید این یارو رو پاره کنیم!

644
00:32:43,628 --> 00:32:45,129
‫- آره!!
‫- باه!

645
00:32:45,296 --> 00:32:46,965
.‫مرا رها کردند تا بمیرم

646
00:32:47,090 --> 00:32:50,259
‫همان شیاطینی که بی‌تردید خانواده‌ام را
.‫سلاخی کردند

647
00:32:50,426 --> 00:32:54,597
‫اما من سوار بر قایق لاش های خود
....‫بازگشته بودم

648
00:32:54,806 --> 00:32:56,975
‫شبحی کینه توز که سوار بر
.‫امواج، به سوی خانه می‌شتابد

649
00:33:01,771 --> 00:33:03,731
‫خیلی خب، خیلی خب.
‫می‌فهمم چی میگی.

650
00:33:03,898 --> 00:33:05,525
‫دیگه در نزنید.

651
00:33:05,566 --> 00:33:06,818
‫یه لحظه صبر کن.

652
00:33:07,819 --> 00:33:09,779
‫اون سگو بگیرید!

653
00:33:09,946 --> 00:33:11,781
‫نگران خودت باش، تن لش.

654
00:33:21,249 --> 00:33:22,625
‫نه.

655
00:33:24,168 --> 00:33:25,420
‫- درف!
‫- اوه پسر.

656
00:33:25,461 --> 00:33:27,005
‫درف! بسه!

657
00:33:27,171 --> 00:33:29,674
‫اون مرده.
‫باید از اینجا بزنیم بیرون!

658
00:33:34,262 --> 00:33:36,973
‫تو..درباره من و دن می‌دونی؟

659
00:33:37,140 --> 00:33:40,685
‫نه. اما در چند لحظه آینده به من خواهی گفت.

660
00:33:40,852 --> 00:33:44,731
‫اه! جان من الان تحمل این
‫پیشگویی هات رو ندارم.
‫

661
00:33:44,772 --> 00:33:46,065
‫منطقی نیست،

662
00:33:46,232 --> 00:33:47,692
‫که چیزی تو رو غافل گیر کنه،

663
00:33:47,734 --> 00:33:48,776
‫وقتی می‌تونی زمان رو در هر جهتی ببینی.

664
00:33:49,736 --> 00:33:52,071
‫قدیمی ترین خاطره‌ات چیه؟

665
00:33:53,531 --> 00:33:54,532
‫نمی‌دونم.

666
00:33:55,908 --> 00:33:57,952
‫نمی‌دونم. فکر کنم برگرده
‫به زمان جدایی پدرو مادرم

667
00:33:58,119 --> 00:33:59,370
...‫اون نمی‌تونست درک کنه

668
00:33:59,370 --> 00:34:00,663
...‫که چرا عقده داشتم

669
00:34:00,872 --> 00:34:02,415
‫یادمه بحث می‌کردند اما...

670
00:34:02,582 --> 00:34:04,834
.‫براش متفاوت بود

671
00:34:05,001 --> 00:34:07,462
‫و نمی‌تونستم این خشم
‫رو بیشتر از این نگه دارم.

672
00:34:07,462 --> 00:34:09,088
.‫خدای من! تو روانشناس نیاز داری

673
00:34:09,130 --> 00:34:11,674
‫نه. یادم نیست.

674
00:34:11,674 --> 00:34:13,384
‫نه، یادت هست.

675
00:34:14,385 --> 00:34:15,553
‫هنوز اونجا هست.

676
00:34:15,762 --> 00:34:17,221
‫به خودت اجازه بده ببینی.

677
00:34:18,973 --> 00:34:20,308
،‫ببین، برای شروع

678
00:34:20,391 --> 00:34:22,060
‫اون اونجا بود، خب؟

679
00:34:22,226 --> 00:34:23,644
.‫و اون خیلی نجیب بود

680
00:34:23,853 --> 00:34:26,439
‫من پنج سالم بود، فکر کنم.

681
00:34:26,606 --> 00:34:29,692
‫می‌دونی نجابت برای کسی..

682
00:34:29,901 --> 00:34:31,319
‫مثل اون چطوری بود؟

683
00:34:31,486 --> 00:34:32,820
،‫من یواشکی رفتم پایین

684
00:34:32,862 --> 00:34:34,655
.‫تا با گوی برفی بازی کنم

685
00:34:34,864 --> 00:34:36,783
‫معناش یه ازدواج شکست خورده...

686
00:34:36,949 --> 00:34:38,993
‫و آینده‌ای نامشخص برای بچمونه.

687
00:34:39,160 --> 00:34:42,330
‫بچه‌ی من! اینا همش درباره همینه یادته؟

688
00:34:42,497 --> 00:34:43,873
،‫پدرم همیشه

689
00:34:43,915 --> 00:34:45,166
‫- روی من داد می‌زد.
‫- لارل جین!

690
00:34:45,333 --> 00:34:46,542
‫....چون می‌دونست
.‫من بچش نیستم

691
00:34:46,542 --> 00:34:47,710
‫این پایین چیکار می‌کنی؟

692
00:34:49,462 --> 00:34:51,964
‫تقریبا مطمئنم پدر واقعیم
‫عدالت نقاب‌دار بود،

693
00:34:52,131 --> 00:34:53,716
‫دوست قدیمی مادرم.

694
00:34:55,384 --> 00:34:56,469
‫به هر حال، من...

695
00:34:56,636 --> 00:34:58,721
‫پدرم یه قلدر سلطه‌گر بود.

696
00:35:21,911 --> 00:35:24,205
‫این پایین داخل کثافت قایم شدیم

697
00:35:24,372 --> 00:35:27,458
‫فقط داریم یه مشت اسم روی صفحه ظاهر می‌کنیم.

698
00:35:27,625 --> 00:35:29,418
‫کامپیوتر لازم نیست.

699
00:35:29,585 --> 00:35:32,505
‫این چهره تنها چیزیه که لازم دارم.

700
00:35:32,672 --> 00:35:34,465
‫انگشت کوچیکه‌ی یک نفرو بذار توی دستم.

701
00:35:34,632 --> 00:35:37,051
‫برات بهتر از کامپیوتر
‫ازش اطلاعات بیرون می‌کشم.

702
00:35:37,218 --> 00:35:39,178
‫هی، تو تیکه پارچه‌تو لازم داشتی،

703
00:35:39,345 --> 00:35:40,888
‫منم زمان واسه ی تحقیق لازم داشتم.

704
00:35:41,055 --> 00:35:43,516
‫و حالا باید سر این با هم همفکری کنیم.

705
00:35:43,683 --> 00:35:45,726
‫گفتی کمدین به مولاک درمورد یه جزیره گفته،

706
00:35:45,935 --> 00:35:47,103
‫و یک دسیسه علیه جان،

707
00:35:47,270 --> 00:35:48,563
‫و فکر می‌کنم اون توطئه باید...

708
00:35:48,729 --> 00:35:50,273
‫همون حمله سرطان محور رسانه‌ای باشه،

709
00:35:50,439 --> 00:35:51,691
‫که جان رو از سیاره بیرون کشوند.

710
00:35:51,899 --> 00:35:53,276
‫حالا اینو داشته باش.

711
00:35:53,442 --> 00:35:54,777
‫بالاخره تو تحقیق درمورد شرکت...

712
00:35:54,986 --> 00:35:56,696
‫"توسعه ابعادی" به یه نتیجه رسیدم.

713
00:35:56,904 --> 00:35:59,532
‫همون شرکتی که قربانیان سرطان جان
‫ توش کار می‌کردن.

714
00:35:59,699 --> 00:36:02,743
‫و اونا همچنین مالک
‫"موسسه مطالعات فرافضایی" هم بودن.

715
00:36:02,910 --> 00:36:04,996
‫و ببین، "نوا اکسپرس" هم مرتبطه.

716
00:36:05,163 --> 00:36:06,664
‫اونا لیست سرطان ها رو منتشر کردن.

717
00:36:06,873 --> 00:36:09,125
‫و به نظر می‌رسه که همه‌ی این شرکت ها،

718
00:36:09,292 --> 00:36:10,960
‫توسط "حمل و نقل اهرام" تامین مالی میشن.

719
00:36:11,127 --> 00:36:12,253
‫حمل و نقل اهرام؟

720
00:36:12,420 --> 00:36:13,963
‫ این اسم برات معنای خاصی داره؟

721
00:36:14,130 --> 00:36:16,382
...‫داروهای غیرقانونی مالاک

722
00:36:16,549 --> 00:36:18,259
.‫توسط "اهرام" تحویل داده می‌شدن

723
00:36:18,426 --> 00:36:21,971
‫خدایا، مالاک توی عمق ماجرا بوده.
‫و احتمالا خبر هم نداشته.

724
00:36:22,138 --> 00:36:23,890
‫اگر خونه‌ش توسط این شرکتا شنود می‌شده...

725
00:36:23,931 --> 00:36:26,184
‫از ملاقاتش با کمدین باخبر بودن.

726
00:36:26,350 --> 00:36:28,394
‫و از اینکه کمدین توطئه ی علیه جان رو
‫ کشف کرده بود.

727
00:36:28,561 --> 00:36:30,062
‫وقتی راجع به تحقیقاتم می‌دونی،

728
00:36:30,229 --> 00:36:31,731
‫می‌دونی چطور برام تله بذاری.

729
00:36:31,939 --> 00:36:33,566
‫- ولی تکلیف وایت چی میشه؟
‫- هوم.

730
00:36:33,733 --> 00:36:36,277
‫ترور کردن ادرین جور درنمیاد...

731
00:36:36,444 --> 00:36:38,112
‫وایسا... وایسا.

732
00:36:38,279 --> 00:36:40,072
."‫به آدرس تعمیرات اتومبیل "میسون

733
00:36:40,406 --> 00:36:41,699
‫هالیس؟

734
00:36:41,908 --> 00:36:43,284
..‫نیاز به واحدای بیشتری برای

735
00:36:43,326 --> 00:36:44,535
‫گشتن منطقه
‫و پیدا کردن کله‌گره ها داریم.

736
00:36:44,535 --> 00:36:45,745
‫در حال عبور از گوشه -
‫- نه.

737
00:36:45,953 --> 00:36:47,496
...‫جسد شناسایی شد

738
00:36:47,663 --> 00:36:49,165
‫- نه.
‫- ...هالیس میسون.

739
00:36:49,332 --> 00:36:50,333
‫اوه خدا! هالیس؟

740
00:36:50,416 --> 00:36:52,627
‫خدای من! نه!

741
00:36:53,211 --> 00:36:54,545
‫متاسفم.

742
00:36:54,712 --> 00:36:55,838
‫اون مرد خوبی بود.

743
00:36:56,047 --> 00:36:57,673
‫من اونجا نبودم.

744
00:36:57,840 --> 00:37:00,218
‫من باید...
‫من باید اونجا می‌بودم.

745
00:37:00,384 --> 00:37:01,719
‫میتونسته یه قتل تصادفی باشه.

746
00:37:01,719 --> 00:37:03,638
‫یا
‫یک نقابدارکشی دیگه.

747
00:37:03,804 --> 00:37:07,558
‫زیرزمین رو زیر و رو می‌کنیم،
‫به جوابامون می‌رسیم. انتقام می‌گیریم.

748
00:37:07,725 --> 00:37:09,060
‫نه.
‫زمان کافی نداریم.

749
00:37:09,185 --> 00:37:10,186
‫ما باید...

750
00:37:10,269 --> 00:37:11,604
‫تقصیر خودش بود.

751
00:37:11,771 --> 00:37:14,482
‫برای مدت زیادی تنبلی کرد.
‫مهارتاشو از یاد برد.

752
00:37:14,649 --> 00:37:17,026
‫تنبلی کرد؟ تنبلی؟

753
00:37:17,193 --> 00:37:18,736
‫فکر می‌کنی کدوم خری هستی؟

754
00:37:18,945 --> 00:37:21,489
‫تو از مردم جدا افتادی
‫و در عین حال بهشون توهین می‌کنی.

755
00:37:21,656 --> 00:37:23,157
‫و تنها دلیلی که کسی اعتراضی نداره،

756
00:37:23,324 --> 00:37:25,826
‫اینه که همه فکر می‌کنن
‫ یه روان‌پریش لعنتی ای!

757
00:37:30,748 --> 00:37:35,211
‫می‌دونی دوست بودن باهات چقدر دشواره؟

758
00:37:39,548 --> 00:37:42,677
‫دنیل،
‫تو دوست خوبی هستی.

759
00:37:43,386 --> 00:37:44,762
‫اینو می‌دونم.

760
00:37:44,971 --> 00:37:48,391
‫متاسفم که بعضی وقتا سخت میشه.

761
00:37:52,561 --> 00:37:55,022
‫نه، من کسیم که باید متاسف باشه.

762
00:37:55,189 --> 00:37:56,357
‫نباید اون حرفا رو می‌زدم.

763
00:37:57,400 --> 00:37:58,651
‫بیا فراموشش کنیم، باشه؟

764
00:37:58,818 --> 00:38:00,486
‫وقت واسه این کارا نداریم.

765
00:38:00,653 --> 00:38:02,780
‫موافقم. پایان نزدیکه.

766
00:38:02,989 --> 00:38:04,365
‫و کسی که می‌خواسته ادرین بمیره،

767
00:38:04,532 --> 00:38:06,575
‫تکه ی بعدی این پازله.

768
00:38:06,742 --> 00:38:08,202
‫بیا امیدوار باشیم
‫باهوش‌ترین آدم جهان،

769
00:38:08,369 --> 00:38:10,371
‫قبل از اینکه دیر شه،

770
00:38:10,538 --> 00:38:11,664
‫می‌تونه تو فهمیدنش
‫کمکمون کته.

771
00:38:23,009 --> 00:38:24,635
‫جناب رییس جمهور،

772
00:38:24,802 --> 00:38:26,429
‫تانک های روس به بهانه‌ی
‫، "آماده‌باش غربی"

773
00:38:26,512 --> 00:38:28,556
‫توی آلمان شرقی مستقر شدن.

774
00:38:28,723 --> 00:38:30,474
‫سازمان سیا فکر می‌کنه این جدیه.

775
00:38:30,641 --> 00:38:32,560
‫جفت کشور ها این هفته
‫ در حالت آماده‌باش بودن.

776
00:38:32,560 --> 00:38:34,312
‫یک جرقه، و کل دنیا میره رو هوا.

777
00:38:34,478 --> 00:38:37,023
‫طبق تحلیل ما احتمال موفقیت
‫... در حمله ی اولیه

778
00:38:37,189 --> 00:38:38,607
‫...به تاسیسات هسته ای دشمن بالاست.

779
00:38:38,774 --> 00:38:41,277
‫تلفات از سمت ما
‫بین 10 تا 20 میلیون نفر برآورد میشه.

780
00:38:41,444 --> 00:38:42,903
‫خب راستش، فقط در موج اول انقدره.

781
00:38:43,112 --> 00:38:45,323
‫نیروهای تاکتیکی و استراتژیک ما
‫... در سرتاسر جهان

782
00:38:45,489 --> 00:38:47,908
‫...در وضعیت اضطراری 2 قرار دارن.

783
00:38:48,117 --> 00:38:49,452
‫دستور شما چیه،
‫جناب رئیس جمهور؟

784
00:38:49,493 --> 00:38:50,828
‫هوم.

785
00:38:51,912 --> 00:38:54,957
‫همینجا می‌نشینیم و منتظر می‌مونیم.

786
00:39:01,213 --> 00:39:05,760
‫ببین، جان. ما وقت نداریم بریم
‫مریخ گشت و گذار.

787
00:39:05,926 --> 00:39:08,262
‫و این بحث هم به هیچ وجه سریع پیش نمیره.

788
00:39:08,387 --> 00:39:10,639
‫و خیابون ها رو پر از جنازه خواهم دید.

789
00:39:10,806 --> 00:39:13,225
‫اما جزئیات مبهم هستن.

790
00:39:13,392 --> 00:39:14,393
‫ببخشید؟

791
00:39:14,560 --> 00:39:16,103
‫منظورت چیه که "مبهم" ان؟

792
00:39:16,270 --> 00:39:19,648
‫نوعی اختلال وجود داره
‫ که آینده رو نامشخص کرده،

793
00:39:19,815 --> 00:39:22,360
‫مانع از درک واضح من میشه.

794
00:39:22,568 --> 00:39:25,404
‫به طور بالقوه، پالس الکترومغناطیسی ناشی از
‫انفجار کلاهک های جنگی،

795
00:39:25,613 --> 00:39:26,947
‫با قدرت بالا میتونه
‫علت این باشه.

796
00:39:27,114 --> 00:39:28,282
‫وای، خدایا.

797
00:39:28,741 --> 00:39:31,660
‫بشریت ممکنه رو لبه‌ی انقراض باشه.

798
00:39:31,827 --> 00:39:33,871
‫این اذیتت نمی‌کنه؟

799
00:39:34,038 --> 00:39:36,082
‫نه، لوری.
‫این اذیتم نمی‌کنه.

800
00:39:36,290 --> 00:39:39,877
‫زندگی پدیده ایه که
‫بیش از حد بهش اهمیت داده شده.

801
00:39:40,044 --> 00:39:44,215
‫مریخ بدون هیچ موجود زنده ای کاملا راحته.

802
00:39:44,382 --> 00:39:48,302
‫سطحش یک نقشه ی توپوگرافی دائما متغیره.

803
00:39:48,469 --> 00:39:53,724
‫با موج هایی به طول 10 هزار سال،
‫جریان داره و جابه‌جا میشه.

804
00:39:53,891 --> 00:39:56,352
‫بهش میگن عوارض آشفته.

805
00:39:56,519 --> 00:40:00,231
‫آره، خب، زندگی های ما هم عوارض آشفته داره.

806
00:40:00,398 --> 00:40:01,816
‫منظورم اینه که،
‫به بار اولی که همو دیدیم فکر کن.

807
00:40:02,233 --> 00:40:03,901
‫هیچ معنی ای نمیده!

808
00:40:04,068 --> 00:40:06,237
‫یادته همه‌ش چطور از هم پاشید؟

809
00:40:06,404 --> 00:40:08,364
.‫وقتی رفتی حتی آشفته‌تر هم شد

810
00:40:09,407 --> 00:40:10,658
‫لورل جین، درسته؟
‫بچه ی سلی؟

811
00:40:11,951 --> 00:40:13,202
‫آه... آره.

812
00:40:13,411 --> 00:40:16,580
‫خب، تو خودت هم بد چیزی از آب درنیومدی.

813
00:40:16,747 --> 00:40:18,249
‫لطف دارین.

814
00:40:18,457 --> 00:40:21,127
‫ببینم، مامانت از من هیچ حرف می‌زنه؟

815
00:40:21,293 --> 00:40:22,294
‫عام، نه خیلی.

816
00:40:22,378 --> 00:40:24,046
‫معلومه.

817
00:40:24,630 --> 00:40:25,881
‫تو دل برو.

818
00:40:26,048 --> 00:40:27,925
‫اون دست کثیفتو بکش!

819
00:40:28,092 --> 00:40:29,218
‫سلام، سل.
‫دلم تنگ شده بود.

820
00:40:29,385 --> 00:40:30,219
‫تو حتی ذره‌ای شرم و حیا نداری؟

821
00:40:30,386 --> 00:40:32,847
‫به خدا فقط داشتیم حرف می‌زدیم.
‫یعنی آدم نمی‌تونه با چیزش...

822
00:40:33,013 --> 00:40:34,306
‫یعنی دوست قدیمیش حرف هم بزنه؟

823
00:40:34,473 --> 00:40:35,683
‫فکر می‌کنی من چجور آدمیم؟

824
00:40:35,891 --> 00:40:37,184
‫من می‌دونم چجور آدمی هستی،
‫ادوارد بلیک!

825
00:40:37,351 --> 00:40:38,853
‫بیست و پنج ساله که می‌دونم!

826
00:40:39,019 --> 00:40:41,230
‫اینو هیچوقت یادت نره.

827
00:40:41,397 --> 00:40:43,649
‫خیال می‌کردم خیلی وقته که
‫کدورت ها رو رفع کردیم.

828
00:40:43,858 --> 00:40:45,693
‫اون کاری که تو کردی،
‫هیچوقت رفع نمیشه.

829
00:40:45,901 --> 00:40:48,195
‫و قرار هم نیست
‫برای دخترم تکرار برای دخترم تکرار شه.

830
00:40:48,362 --> 00:40:50,489
‫زود باش.
‫همین الان از اینجا می‌ریم.

831
00:40:53,659 --> 00:40:55,786
،‫البته که در اون لحظه

832
00:40:55,995 --> 00:40:57,872
.‫خبر نداشتم اون چیکار کرده

833
00:40:58,038 --> 00:41:00,124
...‫مامان سه تا چهارراه رانندگی کرد

834
00:41:01,375 --> 00:41:02,960
‫...یکدفعه ماشینو متوقف کرد

835
00:41:03,127 --> 00:41:05,337
‫و بعد همه ی دغ دل‌شو خالی کرد.

836
00:41:06,380 --> 00:41:09,717
‫تمام دردها و ترسای تمام عمرش،

837
00:41:09,925 --> 00:41:12,553
‫و بلایی که بلیک سرش اورده بود.

838
00:41:12,720 --> 00:41:15,639
‫برای سال‌ها اون درد رو با خودم حمل کردم.

839
00:41:16,140 --> 00:41:17,808
‫حداقل به نظر اون موقع،

840
00:41:17,975 --> 00:41:20,769
‫عوارض آشفته‌ی زندگی هامون رو درک می‌کردی.

841
00:41:20,936 --> 00:41:22,646
‫چرا الان کم اهمیت تره؟

842
00:41:23,564 --> 00:41:25,524
‫من اتم ها رو مطالعه می‌کنم، لوری.

843
00:41:25,691 --> 00:41:27,276
‫من منظره ی کهن و باشکوهی رو که،

844
00:41:27,443 --> 00:41:29,653
‫مبدا پیدایش جهان زیر پای ماست، می‌بینم.

845
00:41:29,820 --> 00:41:34,116
‫در برابر این عظمت،
‫عمر انسان کوتاه و ناچیزه.

846
00:41:45,711 --> 00:41:46,921
‫خیلی خب دیگه بسه.

847
00:42:01,310 --> 00:42:05,940
‫لوری، تو شاکی هستی که من
‫حاضر نیستم دنیا رو از دید انسان ها ببینم.

848
00:42:06,148 --> 00:42:09,735
‫الگوی زندگی رو ببینی،
‫اونوقت درک می‌کنی.

849
00:42:09,902 --> 00:42:14,865
‫در عوض، کاملا درک خودت رو
‫رد می‌کنی، انگار که ترسیدی.

850
00:42:15,032 --> 00:42:15,741
...‫دردش

851
00:42:15,908 --> 00:42:16,909
‫من نمی‌ترسم.

852
00:42:17,034 --> 00:42:18,077
.‫و کاری که بلیک باهاش کرد

853
00:42:19,119 --> 00:42:22,248
‫فقط دیگه نمی‌خوام خاطرات
‫احمقانه‌ام رو به یاد بیارم.

854
00:42:22,414 --> 00:42:25,000
.‫سال ها با خودم نگهش داشتم

855
00:42:25,209 --> 00:42:26,669
‫من می‌دونم تو چی هستی، ادوارد بلیک.

856
00:42:26,835 --> 00:42:28,379
‫من 25 ساله که می‌دونم.

857
00:42:30,381 --> 00:42:32,758
‫چیزی که اتفاق افتاد 40 سال پیش بود.

858
00:42:32,925 --> 00:42:36,136
‫- گذشته ها گذشته.
‫- فقط یک بار...

859
00:42:36,303 --> 00:42:37,805
‫من نمی‌ترسم.

860
00:42:37,972 --> 00:42:39,181
...‫حتی بخش های کثیفش

861
00:42:39,223 --> 00:42:40,558
‫من...

862
00:42:40,558 --> 00:42:41,100
.‫کم کم دارن روشن تر میشن

863
00:42:41,141 --> 00:42:41,934
.‫خدای من! تو نیاز به رواشناس داری

864
00:42:42,101 --> 00:42:43,435
!‫دخترم

865
00:42:43,644 --> 00:42:44,311
،‫پدرم همیشه

866
00:42:44,478 --> 00:42:45,062
...‫سرم داد می‌زد

867
00:42:45,229 --> 00:42:46,480
‫لورل جین!

868
00:42:46,689 --> 00:42:47,940
.‫چون می‌دونست، بچش نیستم

869
00:42:48,023 --> 00:42:49,650
‫لورل جین، درسته؟
‫بچه سلی؟

870
00:42:49,817 --> 00:42:51,569
‫یه مرد نمی‌تونه با
‫دختر دوست قدیمیش صحبت کنه؟

871
00:42:52,236 --> 00:42:53,904
‫اون...

872
00:42:54,071 --> 00:42:54,697
.‫تو خودت هم بد چیزی از آب درنیومدی

873
00:42:54,780 --> 00:42:56,740
‫مامانت، درباره من زیاد صحبت نکرد؟

874
00:42:56,740 --> 00:42:58,200
‫نه.

875
00:42:58,409 --> 00:43:00,327
.‫و دیگه نمی‌تونستم اون خشم رو تحمل کنم
‫

876
00:43:00,494 --> 00:43:01,912
.‫و اون واقعا نجیب بود

877
00:43:02,079 --> 00:43:03,956
‫فکر می‌کردم مدت ها پیش
‫حل و فصلش کرده بودیم.

878
00:43:03,998 --> 00:43:05,332
،‫وقتی پیر میشی

879
00:43:05,499 --> 00:43:06,834
.‫دید جدیدی پیدا می‌کنی

880
00:43:07,001 --> 00:43:08,502
...‫نمیشه یه مرد با

881
00:43:08,669 --> 00:43:11,589
‫دختر دوست قدیمیش صحبت کنه؟

882
00:43:14,675 --> 00:43:15,718
‫نه.

883
00:43:16,760 --> 00:43:19,888
‫نه!

884
00:43:20,556 --> 00:43:22,141
‫نه، نه، نه.

885
00:43:22,308 --> 00:43:23,559
‫بلیک آشغال!

886
00:43:25,561 --> 00:43:29,356
‫من هیچوقت به تو نمیگم پدر!

887
00:43:46,040 --> 00:43:47,041
‫حق با توئه.

888
00:43:48,917 --> 00:43:49,918
‫زندگی من یه شوخیه.

889
00:43:51,754 --> 00:43:54,465
‫زندگی من...همه‌ی زندگی...

890
00:43:55,841 --> 00:43:56,967
‫بی معنیه.

891
00:43:57,176 --> 00:43:58,844
‫مخالفم.

892
00:43:59,053 --> 00:44:01,138
‫چی؟

893
00:44:02,681 --> 00:44:05,100
‫فکر نمی‌کنم زندگیت بی معنیه.

894
00:44:07,061 --> 00:44:09,813
‫اما..چرا؟

895
00:44:09,980 --> 00:44:12,816
‫تو...نظر من رو عوض کردی.

896
00:44:14,318 --> 00:44:15,986
‫در تمام وجودیتم،

897
00:44:16,195 --> 00:44:19,823
‫تا حالا معجزه‌ای ترمودینامیکی ندیده بودم،

898
00:44:19,990 --> 00:44:23,535
‫واقعه ای با کلی احتمال اتفاق نیفتادن علیهش،

899
00:44:23,869 --> 00:44:26,080
‫از هزاران میلیون بچه‌ای که،

900
00:44:26,246 --> 00:44:27,998
‫برای باروری رقابت می‌کنند،

901
00:44:28,874 --> 00:44:29,958
‫تو بودی،

902
00:44:31,001 --> 00:44:33,420
‫فقط تو که به دنیا اومدی.

903
00:44:34,963 --> 00:44:37,675
‫برای تقطیر یک فرم خاص،

904
00:44:37,841 --> 00:44:40,386
‫از آن هیاهوی نامحتمل،

905
00:44:40,594 --> 00:44:43,972
‫مانند تبدیل هوا به طلاست.

906
00:44:44,139 --> 00:44:47,059
،‫چیزی نزدیک به محال

907
00:44:48,310 --> 00:44:51,313
.‫معجزه ترمودینامیک

908
00:44:51,522 --> 00:44:53,732
...‫اما اگر من

909
00:44:53,899 --> 00:44:58,112
،‫اگر تولد من، یک معجزه ترمودینامیکه

910
00:44:58,278 --> 00:45:03,117
‫پس می‌تونی این رو درباره
.‫هرکسی توی این دنیا بگی

911
00:45:03,283 --> 00:45:06,787
،‫اما این دنیا اینقدر پرجمعیته

912
00:45:06,954 --> 00:45:09,331
،‫اینقدر پر از معجزه است

913
00:45:09,540 --> 00:45:11,041
.‫که عادی می‌شوند

914
00:45:12,000 --> 00:45:13,460
...‫و ما یادمون میره

915
00:45:13,669 --> 00:45:17,673
.‫من یادم میره واقعا چی هستند

916
00:45:19,258 --> 00:45:22,761
،‫حالا، از نقطه نظر تو

917
00:45:22,928 --> 00:45:24,388
.‫من زمین رو می‌بینم

918
00:45:26,098 --> 00:45:27,975
،...‫لوری، اشک‌هات رو پاک کن

919
00:45:28,142 --> 00:45:31,103
،‫که زندگی تو از یک کوارک نادر تر

920
00:45:31,270 --> 00:45:34,857
.‫و از رویا های هایزنبرگ هم نامحتمل تره

921
00:45:35,023 --> 00:45:38,318
‫کپه گلی هستی که
...‫کوزه گر تمام دنیا

922
00:45:38,485 --> 00:45:40,988
.‫اثر انگشت واضحش رو روی تو به جا گذاشته

923
00:45:42,990 --> 00:45:46,869
‫اشک هات رو پاک کن،
‫و بیا بریم خونه.

924
00:45:53,167 --> 00:45:55,502
‫شبیه اون نیست.
‫ساختمون خالی شده.

925
00:45:55,711 --> 00:45:58,839
‫- هر شب تا دیروقت اینجا کار می‌کنه.
‫- دفتر برنامه ریزی روزانه‌اش رو پیدا کردم.

926
00:45:59,006 --> 00:46:03,177
‫مطلب دیروز...
‫"به مقصد کارنک برو."

927
00:46:03,343 --> 00:46:05,721
‫کارنک پایگاه مخفیش تو قطب جنوبه.

928
00:46:05,888 --> 00:46:07,681
‫اینم از کمک خواستن ازش.

929
00:46:07,848 --> 00:46:11,602
‫این نمودار،
‫تحلیل بحران های جهانی.

930
00:46:11,769 --> 00:46:14,813
‫جنگ، قحطی، مشکلات محیطی.

931
00:46:14,980 --> 00:46:16,899
‫نمودار پیش‌بینی بحران
‫ تا اواسط دهه 90.

932
00:46:17,065 --> 00:46:18,358
‫خوش‌بینانه‌ست.

933
00:46:18,525 --> 00:46:20,319
‫اگر نتونیم رد حمل‌ونقل اهرام رو بزنیم،

934
00:46:20,486 --> 00:46:22,112
‫این یک دهه زودتر رخ میده.

935
00:46:26,950 --> 00:46:28,160
لعنتی

936
00:46:31,038 --> 00:46:34,958
‫شرکت هلدینگ وایت متشکل از حمل‌و‌نقل اهرام،

937
00:46:35,125 --> 00:46:37,211
‫توسعه ی ابعادی،

938
00:46:37,377 --> 00:46:38,837
‫ ،نووا اکسپرس

939
00:46:39,004 --> 00:46:41,256
‫موسسه مطالعات فرازمینی.

940
00:46:41,423 --> 00:46:43,967
‫آدرین صاحب همشونه، رورشاک.

941
00:46:44,134 --> 00:46:47,721
‫همه‌شون تحت اختیارشن.

942
00:46:47,888 --> 00:46:49,431
‫وایت که خودش هدف بود.

943
00:46:50,682 --> 00:46:52,810
‫شاید، شاید نه.

944
00:46:52,976 --> 00:46:55,354
‫باید هر چه سریعتر آدرینو پیدا کنیم.

945
00:47:01,652 --> 00:47:02,694
،‫دفترچه خاطرات رورشاک

946
00:47:02,736 --> 00:47:04,863
.‫یکم نوامبر 1985

947
00:47:05,030 --> 00:47:06,657
.‫آخرین یادداشت

948
00:47:06,824 --> 00:47:08,617
.‫درایبرگ قانع شده که وایت پشت همه چیزه

949
00:47:08,784 --> 00:47:11,161
.‫هیچ رقیبی خطرناک تر از این نمیشه

950
00:47:11,328 --> 00:47:12,871
.‫از هرکدوممون چابک تره

951
00:47:13,038 --> 00:47:15,082
.‫می‌تونه جفتمونو اونجا توی برف بکشه

952
00:47:15,249 --> 00:47:16,917
.‫هیچکس هرگز هیچ بویی نمی‌بره

953
00:47:17,084 --> 00:47:18,710
‫بازگشت از این ماموریت
.‫محتمل به نظر نمیاد

954
00:47:20,712 --> 00:47:22,214
‫امیدوارم دنیا به قدری باقی بمونه

955
00:47:22,381 --> 00:47:24,091
،‫که کسی بتونه این رو بخونه

956
00:47:24,258 --> 00:47:26,593
‫که مردم بتونن حقیقت رو در مورد آدرین وایت

957
00:47:26,802 --> 00:47:29,388
.‫و مسئیولیتش توی این دسیسه بفهمن

958
00:47:29,555 --> 00:47:32,015
،‫به سهم خودم
.‫از هیچی پشیمون نیستم

959
00:47:32,182 --> 00:47:34,142
.‫تمام عمرم رو فارغ از سازگار بودن گذروندم

960
00:47:36,061 --> 00:47:40,148
‫و حالا بدون هیچ گلایه ای
.‫ پا به تاریکی می‌ذارم

961
00:48:07,050 --> 00:48:09,344
‫از اون برف هایی نیست
،‫ که تو کالیفرنیا بهش عادت دارین

962
00:48:09,344 --> 00:48:11,138
.‫آقای راث

963
00:48:11,305 --> 00:48:14,099
،‫از شوخی آدرین وایت مشهور

964
00:48:14,266 --> 00:48:16,018
‫همونقدر خوشحال شدم

965
00:48:16,184 --> 00:48:19,730
.‫که از دعوت سخاوتمندانه‌تون به کارناک

966
00:48:19,897 --> 00:48:21,899
،‫پناهگاه شما در قطب جنوب

967
00:48:22,065 --> 00:48:23,650
.‫واقعا نفس‌گیره

968
00:48:23,859 --> 00:48:25,277
.‫و همچنین نامش، کارناک

969
00:48:25,444 --> 00:48:27,029
‫ریشه ی مصری داره، درست میگم؟

970
00:48:27,195 --> 00:48:29,656
.‫بله. مشخصا تحقیقت رو کردی

971
00:48:29,865 --> 00:48:32,826
.‫قطعا نه به قدری که پیش شما کم نیارم

972
00:48:32,993 --> 00:48:34,578
‫سلام، آقای وایت.

973
00:48:34,786 --> 00:48:36,788
‫خوشحال میشید که بدونید

974
00:48:36,955 --> 00:48:38,290
‫مرسوله سالم و سلامت رسید.

975
00:48:38,457 --> 00:48:40,334
‫عجب اخباری، دوست من.

976
00:48:40,500 --> 00:48:42,836
‫من براتون یه بطری نوشیدنی فوق‌العاده
‫آوردم تا جشن بگیریم.

977
00:48:43,003 --> 00:48:47,007
‫،رامسس دوم، ملقب به آزمندیاس

978
00:48:47,174 --> 00:48:48,967
.‫لقبتون به عنوان یک ابرقهرمان

979
00:48:49,134 --> 00:48:51,470
‫بیشتر درمورد مسیرتون
.‫ در تبدیل شدن به آزیمندیاس بهمون بگید

980
00:48:52,304 --> 00:48:53,931
.‫اوه، حتما

981
00:48:54,097 --> 00:48:58,518
‫من باشم میگم
.‫ماجراجوییم درست بعد از فوت والدینم آغاز شد

982
00:48:58,685 --> 00:49:00,145
‫اونا با مقدار زیادی پول
.‫تنهام گذاشتن

983
00:49:00,312 --> 00:49:02,689
.‫اما وقتی 17 ساله بودم همشو به خیریه بخشیدم

984
00:49:02,898 --> 00:49:06,234
‫می‌خواستم ثابت کنم که می‌تونم
...‫به هر چیزی که می‌خوام برسم

985
00:49:06,401 --> 00:49:08,946
‫- برای شام آماده شیم؟
‫- نه.

986
00:49:09,112 --> 00:49:10,614
‫اول کار.

987
00:49:10,822 --> 00:49:12,908
...‫تنها راهنمایم الهام از

988
00:49:13,075 --> 00:49:15,953
‫یک انسان بود که باهاش
،‫احساس خیشاوندی می‌کردم

989
00:49:17,454 --> 00:49:19,331
.‫اسکندر مقدونی

990
00:49:19,498 --> 00:49:21,541
،‫به عنوان یک فرمانده جوان و فوق‌العاده نظامی

991
00:49:21,708 --> 00:49:23,669
،‫اسکندر کشور های بسیاری رو فتح کرد

992
00:49:23,877 --> 00:49:25,671
،‫بدون کشتار حکمرانی کرد

993
00:49:25,879 --> 00:49:27,839
...‫و بزرگترین مرکز علم‌آموزی جهان رو

994
00:49:27,881 --> 00:49:29,424
.‫در مصر ساخت

995
00:49:29,591 --> 00:49:31,051
،‫با عزم مقایسه موفقیت خودم با او

996
00:49:31,093 --> 00:49:32,386
...‫قدم های قهرمانم رو دنبال کردم

997
00:49:32,552 --> 00:49:33,887
‫مصاحبه نوا اکسپرس

998
00:49:34,012 --> 00:49:36,556
‫برای بازبینی شما قبل از پخش آماده‌ است.

999
00:49:36,723 --> 00:49:38,558
‫سیاره در حال حاضر پر از حادثه است،

1000
00:49:38,725 --> 00:49:40,727
‫و من باید همشونو بازبینی کنم.

1001
00:49:40,936 --> 00:49:43,689
‫من این اطلاعات رو در
‫مترمکز ترین حالتش می‌خوام.

1002
00:49:43,897 --> 00:49:45,607
..‫بعضیا حتی میگن که شما یاد گرفتید

1003
00:49:45,816 --> 00:49:47,734
‫چطوری با دستان خالیتون
‫یک گلوله رو متوقف کنید!

1004
00:49:47,943 --> 00:49:51,071
‫ما برای لذت بردن از هدیه‌ی
‫سخاوتمندانه شما می‌ریم.

1005
00:49:51,238 --> 00:49:54,032
‫می‌دونیم که ترجیح می‌دید
‫این پایین تنها باشید.

1006
00:49:54,825 --> 00:49:56,201
‫بله.

1007
00:49:56,368 --> 00:49:57,077
..‫اسکندر دنیای متمدن رو متحد کرد

1008
00:49:57,244 --> 00:49:58,245
‫کاملا تنها.

1009
00:49:58,412 --> 00:49:59,413
.‫اما فقط وقتی زنده بود

1010
00:49:59,454 --> 00:50:00,872
‫فقط من و دنیا.

1011
00:50:01,039 --> 00:50:01,832
،‫دانش فراعنه

1012
00:50:01,999 --> 00:50:03,375
،‫به دنیا برای نسل ها

1013
00:50:03,542 --> 00:50:05,002
.‫بعد از مرگشون الهام بخشید

1014
00:50:05,043 --> 00:50:06,753
،‫با گرفتن نام یونانی رامسس دوم

1015
00:50:06,962 --> 00:50:08,338
،‫و سبک راهزنی اسکندر

1016
00:50:08,505 --> 00:50:11,383
.‫من راه خودم برای فتح رو آغاز کردم

1017
00:50:11,550 --> 00:50:13,593
،‫اما نه فتح انسان ها

1018
00:50:13,760 --> 00:50:15,554
.‫بلکه فتح شرارتی که آنها رو احاطه کرده

1019
00:50:19,933 --> 00:50:22,310
‫کانال ها هر 100 ثانیه عوض میشن،

1020
00:50:22,477 --> 00:50:24,312
‫و تصویر های تصادفی تشکیل میدن،

1021
00:50:24,479 --> 00:50:27,399
‫و اشارات ناخودآگاهی به آینده رو نشون میدن.

1022
00:50:27,566 --> 00:50:29,818
‫یک مدل پازل از آینده.

1023
00:50:29,985 --> 00:50:31,570
‫من کنار گرفتن تصاویری از،

1024
00:50:31,737 --> 00:50:34,614
‫خشونت رضایت‌بخش
‫و تصاویر کودکانه رو می‌بینم،

1025
00:50:34,781 --> 00:50:40,412
‫که نشان از میل به پسرفت،
‫و آزاد از مسئولیت‌پذیری است.

1026
00:50:41,246 --> 00:50:42,873
‫این همش نشان از جنگه.

1027
00:50:46,543 --> 00:50:48,086
‫طبق شرایط مایه خواهم گذاشت.

1028
00:50:51,339 --> 00:50:53,800
‫همه ترسیدند.
‫می‌تونی حسش کنی.

1029
00:50:53,967 --> 00:50:55,260
،‫حساب کردم که

1030
00:50:55,427 --> 00:50:56,845
...‫خیلی از دیویدزتاون دور نیستم

1031
00:50:57,012 --> 00:50:58,764
‫منتظر بمب های اتمم که بریزن.

1032
00:50:58,930 --> 00:51:00,432
،‫مطمئن بودم که تا اون موقع

1033
00:51:00,432 --> 00:51:03,268
‫این مکان توسط دزدان کشتی باری
‫به تاراج برده شده بود.

1034
00:51:03,435 --> 00:51:05,145
،‫در پایان ماجراجویی‌ام

1035
00:51:05,312 --> 00:51:08,732
...‫تنها چیزی که برایم مانده بود، انتقام از

1036
00:51:08,899 --> 00:51:13,111
،‫کسانی که خانواده و خدمه‌ام را کشته بودند

1037
00:51:13,278 --> 00:51:15,238
.‫و مرا به مرگ خود رها کردند، بود

1038
00:51:16,948 --> 00:51:21,411
‫دیویدزتاون خفته و
.‫غرق در سکوت بود

1039
00:51:21,620 --> 00:51:23,914
‫باورش سخته که بالاخره داریم میریم خونه.

1040
00:51:24,081 --> 00:51:25,707
‫به سلامتیش می‌نوشم.

1041
00:51:27,793 --> 00:51:31,129
.‫به خانه سابقم رسیدم

1042
00:51:31,296 --> 00:51:34,633
‫محتاطم که قصاب هایی که
‫آن را اشغال کرده بودند بیدار نشوند.

1043
00:51:42,057 --> 00:51:45,894
،‫نمی‌دانستد که حال
،‫مرگ در میانشان ایستاده

1044
00:51:45,936 --> 00:51:52,067
‫و در تاریکی نمی‌فهمیدند که
‫چرا بر سرشان نازل شده.

1045
00:51:54,653 --> 00:51:56,363
.‫یک نفرشان بیدار بود

1046
00:51:58,115 --> 00:52:01,034
‫،از بیم آنکه مبادا او
‫خفتگان را بیدار کند، به او حمله کردم.

1047
00:52:01,201 --> 00:52:04,538
.‫در تاریکی مطلق، او را به باد کتک گرفتم

1048
00:52:04,579 --> 00:52:07,207
.‫جیغ های زنانه‌ و روی اعصابی داشت

1049
00:52:07,374 --> 00:52:11,169
.‫هیچ دزدی نیامد، اما بدتر از آن آمد

1050
00:52:11,336 --> 00:52:14,005
،‫چهره هایشان برایم آشنا بود

1051
00:52:14,172 --> 00:52:16,007
...‫از وحشتشان بگذریم

1052
00:52:16,174 --> 00:52:18,385
.‫بچه ها شیون می‌کردند

1053
00:52:18,593 --> 00:52:20,846
.‫آن کس را که زیرم افتاده بود، نگریستم

1054
00:52:21,012 --> 00:52:25,684
،‫بر لبهای متورم و خون‌آلودش
.‫نامم را جاری ساخت

1055
00:52:25,851 --> 00:52:32,774
‫،آن چنان حقیقت عظیمی مغزم را اشغال کرد
‫که دیگر جایی برای عقل باقی نگذاشت.

1056
00:52:32,941 --> 00:52:37,320
‫هر چه می‌دویدم، ولی باز
،‫وقوف به ملعون بودنم

1057
00:52:37,320 --> 00:52:42,450
‫از خودم پیشی می‌گرفت و پیروزی
.‫موحشش را به رخم می‌کشید

1058
00:52:42,659 --> 00:52:45,620
‫صدای دور دست جماعت خشمگین را
.‫از پشت سر می‌شنیدم

1059
00:52:45,787 --> 00:52:49,457
.‫سرانجام به ساحلی خاکستری رسیدم

1060
00:52:49,666 --> 00:52:53,128
‫اقیانوسی سیاه و ملال‌انگیز و بی‌انتها
.‫پیش رویم گسترده بود

1061
00:52:53,295 --> 00:53:00,886
،‫در حالی که یگانه راهنمایم عشق بود و بس
‫چگونه به چنین جا و چنین حال هولناکی رسیدم؟

1062
00:53:01,970 --> 00:53:06,266
‫چگونه نیت شرافتمندانه‌ام مرا به
‫قساوت واداشته بود؟

1063
00:53:17,277 --> 00:53:22,365
،‫ایستادم، نفس‌زنان، گریه کنان

1064
00:53:22,532 --> 00:53:27,746
‫...به صداي تعقیب کنندگانم گوش سپردم که
.‫نزدیک‌تر می‌شدند

1065
00:53:27,913 --> 00:53:34,044
،‫در فکر راهی برای ادامه فرار
.‫سرم را بلند کردم و او را دیدم

1066
00:53:34,211 --> 00:53:38,256
،‫کشتی باری سیاه و ساکنان نفرین شده آن

1067
00:53:38,423 --> 00:53:42,052
،‫به نظر می‌رسید که منتظر بودند
.‫منتظر من

1068
00:53:42,219 --> 00:53:43,845
،‫به دیویدزتاون آمده بودند

1069
00:53:44,012 --> 00:53:46,848
‫تا تنها جایزه‌ای که برای آن
.‫ارزش قائل بودند را بگیرند

1070
00:53:47,015 --> 00:53:50,477
‫تا تنها روحی که تا به حال
.‫واقعا خواستار آن بودند را بگیرند

1071
00:53:51,353 --> 00:53:53,939
،‫من یک وحشت بودم

1072
00:53:54,105 --> 00:53:58,235
.‫میان وحشت ها، باید ساکن می‌شدم

1073
00:53:58,401 --> 00:54:00,904
.‫به سوی لنگرهای کشتی شنا کردم

1074
00:54:02,322 --> 00:54:03,782
.‫طنابی به پایین افتاد

1075
00:54:04,783 --> 00:54:07,827
.‫آن را به چنگ گرفتم

1076
00:54:07,994 --> 00:54:10,538
،‫و از عرشه فوقانی، صدای هلهله‌ای

1077
00:54:12,123 --> 00:54:15,293
.‫چندش و سیاه به گوش رسید

1078
00:54:15,460 --> 00:54:18,880
.‫بوی تعفنش بهشت را آزار می‌داد

1079
00:54:19,005 --> 00:54:22,300
.‫پایان

1080
00:54:38,692 --> 00:54:39,693
‫بی‌ادب.

1081
00:54:45,907 --> 00:54:46,992
‫حالا.

1082
00:54:48,118 --> 00:54:49,744
‫چیکار می‌تونم براتون بکنم؟

1083
00:54:49,911 --> 00:54:52,831
‫می‌دونیم همه چیز زیر سر توئه.

1084
00:54:52,998 --> 00:54:55,625
‫قتل کمدین، تبعید جان.

1085
00:54:55,834 --> 00:54:56,960
‫خدایا! ادرین،

1086
00:54:57,127 --> 00:54:59,629
‫ما به خاطر تو در آستانه
‫جنگ جهانی سوم هستیم.

1087
00:54:59,838 --> 00:55:01,506
‫خب، نیکسون و سگ مهاجمش، بلیک،

1088
00:55:01,673 --> 00:55:03,800
‫در این رابطه نقش بیشتری داشتند.

1089
00:55:03,967 --> 00:55:05,343
‫تا حالا آخرین سخنرانی که،

1090
00:55:05,510 --> 00:55:06,761
‫کندی قرار بود انجام بده رو خوندی؟

1091
00:55:12,475 --> 00:55:15,478
‫"ما در این کشور، در این نسل،"

1092
00:55:15,645 --> 00:55:19,149
‫"نه به میل خود،
‫بلکه به اراده سرنوشت،"

1093
00:55:19,316 --> 00:55:22,027
‫"نگهبانان دیوار آزادی هستیم."

1094
00:55:22,193 --> 00:55:26,197
‫اما در دنیایی از استبداد،
‫شلیک گلوله، اون رو تماشا کرد.

1095
00:55:26,364 --> 00:55:27,615
‫احتمالا گلوله‌ی بلیک.

1096
00:55:27,824 --> 00:55:30,076
‫هدفت از این حرفا چیه، ادرین؟

1097
00:55:30,243 --> 00:55:32,162
‫اونجا بود که شروع به فهمیدن کردم،

1098
00:55:32,329 --> 00:55:34,414
‫ماجراجویی من...

1099
00:55:34,581 --> 00:55:37,083
‫جهادی پوچ در برابر چنین نیروهایی بود.

1100
00:55:37,250 --> 00:55:41,588
‫یک کمدی سیاه که
‫شخص کمدین، سال 66 شفافش کرد.

1101
00:55:41,796 --> 00:55:44,132
،‫مطمئنم که آبرو ریزی جنایت‌شکنان رو یادتونه

1102
00:55:44,132 --> 00:55:45,925
‫زمانی که اجتناب‌ناپذیر بودن
‫جنگ اتمی رو مطرح کرد.

1103
00:55:47,469 --> 00:55:49,554
.‫اون چشمانم رو به سوی حقیقت باز کرد

1104
00:55:49,763 --> 00:55:51,806
‫تنها بهترین کمدین ها
‫می‌تونن اینکارو انجام بدن.

1105
00:55:51,973 --> 00:55:55,477
‫اون زمان بود که فهمیدم
‫باید چیکار کنم.

1106
00:55:55,685 --> 00:55:58,396
‫روش های اسکندر،
‫متحد کردن با فتح،

1107
00:55:58,563 --> 00:56:02,942
‫  نمی‌تونه رقابت مشترک شرق و غرب
‫رو برای نابودی متوقف کنه.

1108
00:56:03,109 --> 00:56:04,486
‫اما اسکندر علاوه بر این برای،

1109
00:56:04,694 --> 00:56:07,405
‫باز کردن گره کور گوردی،

1110
00:56:08,531 --> 00:56:10,075
‫با پاره کردنش به
‫وسیله شمشیر هم شناخته میشد.

1111
00:56:10,241 --> 00:56:14,746
‫همون راه حل نامتعارف برای
‫حل کردن مشکل جهانی ما لازمه.

1112
00:56:15,538 --> 00:56:19,334
‫و شمشیر من،
‫بزرگ‌ترین شوخی خرکی تاریخ خواهد بود.

1113
00:56:19,501 --> 00:56:21,711
‫شوخی کشف شده توسط کمدین.

1114
00:56:23,922 --> 00:56:25,882
‫بلیک داشت با سفینه
‫از نیکاراگوا برمی‌گشت،

1115
00:56:26,049 --> 00:56:28,134
‫وقتی جزیره شخصی من رو دید.

1116
00:56:28,301 --> 00:56:31,137
‫اون تحقیق کرد و هنرمندان
‫و دانشمندان من رو در حال،

1117
00:56:31,304 --> 00:56:34,849
‫ساخت یک هیولای زنده جدید
‫از طریق تغییرات ژنتیکی،

1118
00:56:35,016 --> 00:56:36,476
.‫و تحقیقاتمون برای تلپورت کردن رو پیدا کرد

1119
00:56:37,310 --> 00:56:38,895
‫تلپورت؟

1120
00:56:39,062 --> 00:56:40,730
‫اما فقط جان می‌تونه تلپورت کنه.

1121
00:56:40,897 --> 00:56:45,610
‫جان امکان انجام دادنش و جذاب تر بودنش از
‫وسیله های برقی که می‌ساخت رو اثبات کرد.

1122
00:56:45,819 --> 00:56:48,071
،‫بنابراین، من از تلاش هاش بهره بردم

1123
00:56:48,238 --> 00:56:53,118
‫با درآمد حاصل از توسعه هیدرانت های جرقه‌ای عمومی
‫که وسایل نقلیه‌اش رو تامین می‌کنه.

1124
00:56:53,284 --> 00:56:58,289
‫گسترش ابعادی و موسسه مطالعات فرافضایی
‫رو تامین مالی کردم.

1125
00:56:58,456 --> 00:57:03,461
‫هردو فناوری های جدیدی از
‫نتیجه تحقیقات جان در دولت ساختند.

1126
00:57:03,628 --> 00:57:05,797
،‫اما بدون ذهن راهنمایِ او

1127
00:57:05,964 --> 00:57:08,925
‫تلپورت کردن محدود بود.

1128
00:57:09,092 --> 00:57:11,428
‫هرچیز زنده‌ای بعد از
‫رسیدن منفجر میشد و می‌مرد.

1129
00:57:11,594 --> 00:57:13,263
‫تکرار مکررات می‌کنی.

1130
00:57:13,430 --> 00:57:15,723
‫تو کمدین رو کشتی
‫تا ساکت نگهش داری.

1131
00:57:15,890 --> 00:57:17,267
‫متاسفانه برای بلیک،

1132
00:57:17,434 --> 00:57:19,269
،‫من خونه مولاک رو زیر نظر داشتم

1133
00:57:19,436 --> 00:57:22,105
،‫وقتی بدبینی عملیش از کنترل خارج شد

1134
00:57:22,272 --> 00:57:25,150
.‫و شروع به لو دادن تکه‌هایی از نقشه‌ام کرد

1135
00:57:25,316 --> 00:57:27,861
.‫من از دخالت تصادفیش پشیمونم

1136
00:57:28,027 --> 00:57:31,072
‫با در خطر بودن سرنوشت جهان
‫و سرنوشت انسانیت،

1137
00:57:31,239 --> 00:57:34,659
‫نمی‌تونستم خطر برملا شدن کامل
‫نقشه‌ام توسط بلیک به هیچکس رو به جون بخرم.

1138
00:57:34,659 --> 00:57:35,785
‫...مخصوصا به جان.

1139
00:57:36,244 --> 00:57:39,706
‫برای جا شدن در نقشه من خیلی
‫قدرتمند و غیرقابل پیشبینی بود.

1140
00:57:39,914 --> 00:57:41,958
.‫نقشه کنار گذاشتنش رو سال ها کشیدم

1141
00:57:42,125 --> 00:57:43,918
،‫به همین علت همکاران قدیمی‌اش

1142
00:57:44,085 --> 00:57:46,045
‫در معرض تشعشع قرار گرفتند
‫و به عنوان سلاح در برابر

1143
00:57:46,087 --> 00:57:50,049
‫وابستگی بسیار شکننده جان
‫به بشریت استفاده شدند.

1144
00:57:50,216 --> 00:57:52,552
،‫با خنثی شدن جان و بلیک

1145
00:57:52,719 --> 00:57:56,222
.‫تحقیقات نقاب‌کش تو باید متوقف میشد

1146
00:57:56,389 --> 00:57:58,308
،‫من اقدام به ترور خودم رو برنامه‌ریزی کردم

1147
00:57:58,475 --> 00:58:01,853
‫تا من رو فراتر از هرگونه شک قرار بده
.‫و به تئوریت لطمه شک بزنه

1148
00:58:02,020 --> 00:58:05,190
،‫به قاتل بی خبری که استخدام کردم
.‫سیانور داده شد

1149
00:58:05,356 --> 00:58:07,942
‫و برای رورشاک به خاطر
.‫قتل مولاک پاپوش دوخته شد

1150
00:58:08,109 --> 00:58:09,444
.‫تا انتهای نخ ها گره بخوره

1151
00:58:12,363 --> 00:58:14,282
‫ادرین تو داری درباره تلپورت معیوب،

1152
00:58:14,407 --> 00:58:17,285
‫هیولاهای ژنتیکی و تموم کردن جنگ حرف می‌زنی.

1153
00:58:17,452 --> 00:58:21,122
‫چطوری هیچکدوم از این
‫دانش دیووانه وار قراره معنی بده؟

1154
00:58:21,289 --> 00:58:23,082
‫نقشه‌ من بسیار ساده است.

1155
00:58:23,249 --> 00:58:25,168
‫هیولام رو به نیویورک تلپورت می‌کنم.

1156
00:58:25,335 --> 00:58:28,171
‫انفجار حاصل از این کار
‫نصف شهر رو از بین می‌بره.

1157
00:58:28,338 --> 00:58:30,465
‫عواقب این اتفاق
‫دولت های زمین رو متقاعد می‌کنه،

1158
00:58:30,632 --> 00:58:33,259
‫که ما توسط یه دنیای دیگه
‫مورد حمله قرار گرفتیم.

1159
00:58:33,426 --> 00:58:35,345
‫به جای جنگیدن با یکدیگر،

1160
00:58:35,512 --> 00:58:39,307
‫برای اولین بار، نژاد بشر
‫مقابل یک دشمن مشترک متحد میشن،

1161
00:58:39,474 --> 00:58:43,019
‫و عصر جدیدی از صلح جهانی شروع میشه.

1162
00:58:47,524 --> 00:58:49,275
‫ادرین، بهم گوش کن.

1163
00:58:49,984 --> 00:58:51,361
‫تو حالت خوب نیست.

1164
00:58:51,528 --> 00:58:52,904
‫تو کمک لازم داری.

1165
00:58:53,071 --> 00:58:56,574
‫من فقط خوشحالم که قبل از اینکه
‫کاری بخوای انجام بدی ما رسیدیم اینجا.

1166
00:58:57,325 --> 00:58:58,785
‫بخوام انجام بدم؟

1167
00:58:58,993 --> 00:59:01,663
‫دن، من یه شخصیت شرور
‫تو کتاب های کامیکی نیستم.

1168
00:59:01,829 --> 00:59:04,123
‫واقعا فکر می‌کنی من
‫نقشه بزرگم رو توضیح می‌دادم،

1169
00:59:04,290 --> 00:59:06,042
‫اگر یک ذره احتمال این وجود داشت که شما،

1170
00:59:06,209 --> 00:59:07,502
‫روی نتیجه‌اش تاثیر بذارید؟

1171
00:59:08,545 --> 00:59:10,213
‫من 35 دقیقه پیش انجامش دادم.

1172
00:59:22,183 --> 00:59:23,184
‫همم.

1173
00:59:25,228 --> 00:59:29,691
‫خب، ساعت 11:25 ئه،
‫وقتشه ببندیم، پسرک.

1174
00:59:29,857 --> 00:59:32,277
‫هی، چند دفعه می‌خوای
‫اون آشغال رو بخونی؟

1175
00:59:32,443 --> 00:59:34,404
‫این داستان منطقی نیست، پسر.

1176
00:59:34,571 --> 00:59:36,072
‫برای همینه که باید دوباره بخونمش.

1177
00:59:36,239 --> 00:59:38,992
‫و اسم من برنی‌ئه،
‫نه "پسرک".

1178
00:59:39,158 --> 00:59:40,785
‫برنی؟
‫مخفف برنارد؟

1179
00:59:40,952 --> 00:59:42,328
‫شوخی نمی‌کنی.

1180
00:59:42,495 --> 00:59:44,163
‫این اسم من هم هست.

1181
00:59:44,205 --> 00:59:45,206
‫واو...

1182
00:59:53,172 --> 00:59:54,215
‫چه خبره...

1183
01:00:01,514 --> 01:00:02,849
‫یا...

1184
01:00:48,186 --> 01:00:50,063
‫یا خدا!

1185
01:00:57,111 --> 01:00:59,280
‫اون....اون چه کوفتی بود؟

1186
01:00:59,447 --> 01:01:02,575
‫من پیشبینی می‌کردم
‫زودتر به زمین برگردیم.

1187
01:01:02,825 --> 01:01:04,786
‫مشخص شد انفجار یک کلاهک هسته‌ای نبوده.

1188
01:01:05,787 --> 01:01:06,829
‫تکیان ها.

1189
01:01:06,996 --> 01:01:08,456
‫انبوهی از تکیان ها.

1190
01:01:08,623 --> 01:01:10,625
‫اما از کجا می‌تونن اومده باشن؟

1191
01:01:10,833 --> 01:01:14,170
‫من تقریبا حس خوب
‫نامطمئن بودن رو فراموش کرده بودم.

1192
01:01:14,337 --> 01:01:16,089
‫جان...

1193
01:01:16,255 --> 01:01:19,217
‫من دارم پالس قوی از
‫منطقه قطب جنوب دریافت می‌کنم.

1194
01:01:19,384 --> 01:01:21,177
‫جان، منو از اینجا ببر بیرون، لطفا.

1195
01:01:22,387 --> 01:01:23,388
‫حتما.

1196
01:01:25,932 --> 01:01:27,392
،‫هیچکس تردید نمی‌کنه

1197
01:01:27,558 --> 01:01:30,520
،‫که زمین با چنین نیروی مهاجم مخوفی مواجه شده

1198
01:01:30,728 --> 01:01:35,900
‫که مجبوره برای مقابله باهاش
‫تمام خصومت ها رو کنار بذاره.

1199
01:01:37,652 --> 01:01:40,446
‫هیچکس هرگز نباید حقیقت رو بفهمه.

1200
01:01:40,655 --> 01:01:43,282
‫کسانی که دخیل بودند، مردند.

1201
01:01:43,449 --> 01:01:47,370
‫قاتلین توسط قاتلینی
‫که هم رو به قتل رسوندند، به قتل رسیدند.

1202
01:01:47,537 --> 01:01:49,205
‫یک هرم مرگ‌بار.

1203
01:01:50,456 --> 01:01:53,334
‫و ما چی؟

1204
01:01:56,963 --> 01:02:00,633
‫اون حتما احتمال کشف شدن
‫نتیجه‌اش رو چند وقتیه که پیشبینی کرده.

1205
01:02:00,800 --> 01:02:03,970
‫تمام اون چیزای نیویورک،
‫ادرین نقشه‌اش رو کشیده بود؟

1206
01:02:04,137 --> 01:02:06,806
‫آره. اون بلیک و نیمی از نیویورک رو کشت.

1207
01:02:07,932 --> 01:02:09,225
‫ببخشید، رورشاک.

1208
01:02:09,434 --> 01:02:11,561
‫دارم به لوری ده ثانیه پیش اطلاع میدم.

1209
01:02:11,728 --> 01:02:13,646
‫این تکیان ها دارند به همه چیز گند می‌زنن.

1210
01:02:13,813 --> 01:02:14,814
‫جان، صبر کن!

1211
01:02:16,190 --> 01:02:18,651
‫- جان!
‫- نه!

1212
01:02:18,818 --> 01:02:20,027
‫باید جلوشو بگیری.

1213
01:02:20,194 --> 01:02:21,696
‫بلیک و نیمی از نیویورک رو کشت.

1214
01:02:21,863 --> 01:02:24,282
‫آره. اون بلیک و نیمی از نیویورک رو کشت.

1215
01:02:24,490 --> 01:02:25,783
‫ببخشید، رورشاک.

1216
01:02:25,950 --> 01:02:28,161
‫دارم به لوری ده ثانیه پیش اطلاع میدم.

1217
01:02:28,327 --> 01:02:31,456
‫این تکیان ها دارند به همه چیز گند می‌زنن.

1218
01:02:40,506 --> 01:02:43,885
‫پشت این همه تکیان قایم شدن
‫هوشمندانه بود، وایت.

1219
01:02:44,051 --> 01:02:46,637
‫اما این بازی احمقانه‌است.

1220
01:02:49,348 --> 01:02:50,892
‫بسیار خب.

1221
01:02:51,058 --> 01:02:53,019
‫اگر باید این رو تا پایانی تلخ دنبال کنم...

1222
01:03:08,075 --> 01:03:09,368
‫دن.

1223
01:03:17,627 --> 01:03:20,087
‫بوبستیس، من رو ببخش.

1224
01:03:23,841 --> 01:03:25,218
‫وایت، نکن!

1225
01:03:36,145 --> 01:03:39,065
‫هاه. مطمئن نبودم این کار بده.

1226
01:03:39,774 --> 01:03:41,150
‫تو یه عوضی هستی.

1227
01:03:55,331 --> 01:03:56,999
‫اوه، لعنت.

1228
01:04:00,878 --> 01:04:02,380
‫چیز دیگه ای که ازش مطمئن نبودم...

1229
01:04:06,342 --> 01:04:08,886
‫مأیوسم کردی، وایت.

1230
01:04:09,053 --> 01:04:10,555
‫خیلی مأیوسم کردی.

1231
01:04:22,358 --> 01:04:26,320
‫بازسازی خودم یکی از اولین
‫حقه هایی بود که یاد گرفتم.

1232
01:04:26,487 --> 01:04:28,322
‫واقعا فکر کردی منو می‌کشه؟

1233
01:04:29,615 --> 01:04:31,951
‫من روی خورشید راه رفتم.

1234
01:04:32,118 --> 01:04:34,662
‫من وقایع بسیار کوچک و سریعی رو دیدم،

1235
01:04:34,829 --> 01:04:37,498
‫که حتی به سختی میشه گفت اتفاق افتادند.

1236
01:04:37,665 --> 01:04:38,416
‫اما تو؟

1237
01:04:38,583 --> 01:04:41,252
‫تو فقط یه انسانی.

1238
01:04:41,419 --> 01:04:47,466
‫و برای من باهوش ترین فرد جهان
‫با باهوش ترین موریانه جهان فرقی نداره.

1239
01:04:49,343 --> 01:04:51,137
‫اون چیه، وایت؟

1240
01:04:51,304 --> 01:04:53,306
‫یه سلاح نهایی دیگه؟

1241
01:04:53,472 --> 01:04:55,433
‫یه همچین چیزی.

1242
01:04:55,600 --> 01:04:56,726
...‫اخبار تازه رسیده

1243
01:04:56,726 --> 01:04:57,852
...‫تصاویر هولناکی داریم

1244
01:04:57,977 --> 01:05:00,104
‫اوه، خدا...

1245
01:05:00,271 --> 01:05:01,981
.‫چیزی که قراره ببینید شمارو شوکه می‌کنه

1246
01:05:02,148 --> 01:05:04,150
.‫...صحنه‌ای کاملا وحشتناک اینجا هست

1247
01:05:04,191 --> 01:05:06,777
.‫...یک موسسه تحقیق درباره ابعاد دیگر

1248
01:05:06,986 --> 01:05:08,863
.‫...میلیون ها نفر غروب در اینجا فوت کردند

1249
01:05:08,863 --> 01:05:11,574
‫نه! نه!

1250
01:05:11,741 --> 01:05:13,284
‫آیا می‌تونه موجودی فضایی باشه؟

1251
01:05:13,326 --> 01:05:14,869
‫آیا به زمین حمله شده؟

1252
01:05:14,994 --> 01:05:16,329
...‫نگرانی های جهانی در حال افزایش

1253
01:05:16,495 --> 01:05:18,122
..‫...و رهبران جهانی در حال

1254
01:05:18,289 --> 01:05:19,832
‫انتشار اعلامیه های حمایتی
.‫در سراسر جهان هستند

1255
01:05:20,041 --> 01:05:21,375
،‫ما می‌شنویم که رهبر روسیه

1256
01:05:21,417 --> 01:05:23,127
،‫گورباچو گفته

1257
01:05:23,294 --> 01:05:25,129
‫آنها در حال ارزیابی
...‫تهدید جدید در نیویورک هستند

1258
01:05:25,171 --> 01:05:27,298
...‫...تماس ها برای یک نشست فوری صلح

1259
01:05:27,465 --> 01:05:29,008
...‫...در ژنو از سوی رهبران جهان

1260
01:05:29,175 --> 01:05:30,885
.‫در تلاشی جهانی و نگران کننده در حال افزایشه

1261
01:05:31,093 --> 01:05:32,970
‫حتی روسیه در حال متوقف کردن
.‫اقدامات نظامی خود می‌باشد

1262
01:05:33,012 --> 01:05:35,097
.‫خانم ها و آقایان، خبر خوب

1263
01:05:35,264 --> 01:05:36,474
.‫جنگ تمام شد

1264
01:05:36,641 --> 01:05:38,309
.‫جنگ تمام شد

1265
01:05:38,476 --> 01:05:40,019
.‫جنگ تمام شد

1266
01:05:41,187 --> 01:05:42,480
‫من انجامش داد. من انجامش دادم!

1267
01:05:42,480 --> 01:05:45,399
‫من زمین رو از جهنم نجات دادم!

1268
01:05:45,566 --> 01:05:48,569
‫و سپس اون رو به سمت بهشت بلند می‌کنم.

1269
01:05:48,611 --> 01:05:50,613
‫واقعا فکر کردی می‌تونی
‫از این اعمالت قسر در بری؟

1270
01:05:53,741 --> 01:05:55,451
‫اگر کارم رو فاش کنید،

1271
01:05:55,660 --> 01:05:58,579
‫صلحی که میلیون ها نفر
‫برای به دست اوردنش مردند رو از بین می‌برید.

1272
01:05:59,455 --> 01:06:01,165
‫اگر من رو بکشید،

1273
01:06:01,332 --> 01:06:03,751
‫باعث وجود تحقیقاتی می‌شید
‫که اتفاق های افتاده رو برملا می‌کنه.

1274
01:06:05,169 --> 01:06:07,421
‫اون راست میگه.

1275
01:06:07,630 --> 01:06:09,048
‫فاش کردن نقشه‌اش،

1276
01:06:09,215 --> 01:06:12,802
‫خرابی بزرگتری روی زمین به بار میاره.

1277
01:06:12,969 --> 01:06:16,472
‫در مریخ، تو ارزش زندگی رو نشون دادی.

1278
01:06:16,681 --> 01:06:20,768
‫اگه بخوایم زندگی رو اینجا حفظ کنیم،
‫باید ساکت بمونیم.

1279
01:06:23,104 --> 01:06:26,357
‫تو راست میگی. وای خدا.

1280
01:06:33,114 --> 01:06:34,115
‫رورشاک...

1281
01:06:35,032 --> 01:06:37,243
‫ما...ما...

1282
01:06:39,537 --> 01:06:41,539
‫ما باید با این موضوع کنار بیایم.

1283
01:06:44,417 --> 01:06:46,669
‫نه.

1284
01:06:46,836 --> 01:06:49,005
‫نه حتی اگر پای قیامت وسط باشه.

1285
01:06:49,171 --> 01:06:50,840
‫هیچوقت کنار نیا.

1286
01:06:53,509 --> 01:06:56,554
‫خب، به احتمال زیاد، نتیجه‌ای نداره.

1287
01:06:56,762 --> 01:06:59,515
‫رورشاک به سختی یک شاهد معتمده.

1288
01:07:00,933 --> 01:07:01,934
‫همچنان...

1289
01:07:05,312 --> 01:07:08,733
‫من برای مراقبه به آسمان‌نمام میرم.

1290
01:07:08,899 --> 01:07:10,818
‫جان؟

1291
01:07:17,450 --> 01:07:18,576
‫تو کجا میری؟

1292
01:07:18,784 --> 01:07:20,161
‫برمی‌گردم آمریکا.

1293
01:07:20,327 --> 01:07:22,830
‫باید به مردم گفته شه.
‫شرارت باید مورد مجازات قرار بگیره.

1294
01:07:22,997 --> 01:07:25,666
‫می‌دونی، نمی‌تونم بذارم
‫این کار رو انجام بدی.

1295
01:07:28,002 --> 01:07:31,589
‫صدالبته.
‫برای حفاظت از بهشت جدید وایت.

1296
01:07:31,797 --> 01:07:35,760
‫یک جسد دیگه در میان پایه ها
‫تفاوت خاصی ایجاد نمی‌کنه.

1297
01:07:37,178 --> 01:07:38,179
‫خب...

1298
01:07:39,764 --> 01:07:40,806
‫منتظر چی هستی؟

1299
01:07:42,099 --> 01:07:43,392
‫انجامش بده.

1300
01:07:45,936 --> 01:07:47,313
‫رورشاک...

1301
01:07:52,443 --> 01:07:53,444
‫انجامش بده.

1302
01:07:57,907 --> 01:07:58,908
‫انجامش بده!

1303
01:08:10,336 --> 01:08:11,879
‫سلام، جان.

1304
01:08:13,798 --> 01:08:15,424
‫امیدوار بودم که فرصت
‫کنیم دوباره صحبت کنیم.

1305
01:08:17,802 --> 01:08:22,640
‫می‌دونم من برای نجات بشریت
‫از مرز های کشتن بی‌گناهان عبور کردم.

1306
01:08:24,016 --> 01:08:29,230
‫اما یکی باید بار این جنایت
‫ضروری و زشت رو به دوش می‌کشید.

1307
01:08:29,396 --> 01:08:32,483
‫برخلاف رورشاک، من درک می‌کنم،

1308
01:08:33,776 --> 01:08:36,487
‫بدون بخشش یا محکوم کردن،

1309
01:08:36,654 --> 01:08:40,741
‫امور بشریت دیگه بیشتر از این
‫نمی‌تونه برای من مهم باشه.

1310
01:08:40,908 --> 01:08:46,080
‫من این کهکشان رو به مقصد
‫کهکشانی...کمتر پیچیده ترک می‌کنم.

1311
01:08:46,247 --> 01:08:49,125
‫اما تو دوباره به حیات انسان علاقه‌مند شدی.

1312
01:08:49,291 --> 01:08:51,335
‫آره، شدم.

1313
01:08:53,295 --> 01:08:54,922
‫شاید چند تا برای خودم خلق کنم.

1314
01:08:57,258 --> 01:08:57,967
‫خدانگهدار، ادرین.

1315
01:08:58,175 --> 01:08:59,510
‫قبل از اینکه بری،

1316
01:09:01,387 --> 01:09:02,888
‫من کار درست رو انجام دادم،
‫مگه نه؟

1317
01:09:04,682 --> 01:09:05,850
‫همه چیز در نهایت جواب داد.

1318
01:09:07,518 --> 01:09:08,727
‫در نهایت؟

1319
01:09:10,312 --> 01:09:12,106
‫هیچ چیز به انتها نمی‌رسه، ادرین.

1320
01:09:14,483 --> 01:09:16,068
‫هیچ چیز هیچوقت تموم نمیشه.

1321
01:09:34,420 --> 01:09:38,507
‫خیلی خوشحالم که
‫لورل کوچولوم برگشته پیشم.

1322
01:09:38,674 --> 01:09:41,635
‫- رنگ مو به کنار.
‫- مامان یادته؟

1323
01:09:41,802 --> 01:09:43,804
‫ساندرا و سم هالیس هستیم الان.

1324
01:09:43,971 --> 01:09:45,598
‫آخی!

1325
01:09:45,764 --> 01:09:49,059
‫هالیس خیلی خوشحال می‌شد
‫که اسمش رو روی خودت گذاشتی.

1326
01:09:49,226 --> 01:09:52,646
‫کمترین کاری بود که
‫می‌تونستم برای گرامیداشتش بکنم.

1327
01:09:52,813 --> 01:09:54,815
‫اون مثل پدر دوم من بود.

1328
01:09:54,982 --> 01:09:57,693
‫و به خاطر همین بود
‫که می‌خواستم سر بزنم.

1329
01:09:59,612 --> 01:10:03,824
‫مامان، من فهمیدم پدر واقعیم کی بود.

1330
01:10:05,826 --> 01:10:07,578
‫اوه، خدای من.

1331
01:10:07,745 --> 01:10:10,331
‫اوه، لورل.
‫خیلی ببخشید.

1332
01:10:10,539 --> 01:10:11,957
‫مامان...

1333
01:10:12,041 --> 01:10:14,460
‫زندگی آدم ها اونارو
‫به جاهای عجیبی می‌بره.

1334
01:10:15,502 --> 01:10:16,879
‫کار های عجیبی می‌کنن،

1335
01:10:17,087 --> 01:10:18,923
‫و بعضی وقتا نمی‌تونن دربارش صحبت کنن.

1336
01:10:21,091 --> 01:10:22,176
‫می‌دونم چه حسی داره.

1337
01:10:25,429 --> 01:10:27,223
‫دوست دارم، مامان.

1338
01:10:27,223 --> 01:10:30,351
‫خدانگهدار، سم. خدانگهدار، ساندرا.

1339
01:10:30,517 --> 01:10:32,144
‫خیلی برای بچه دار شدن صبر نکنید.

1340
01:10:32,311 --> 01:10:33,729
‫من زن پیری ام.

1341
01:10:33,812 --> 01:10:36,106
‫- خدافظ مامان.
‫- خدافظ خانم ژوپیتر.

1342
01:10:36,273 --> 01:10:38,984
‫می‌دونی، شاید مادرت
‫ایده‌ی بدی هم نداده باشه که...

1343
01:10:39,151 --> 01:10:40,486
‫فراموشش کن.

1344
01:10:40,653 --> 01:10:42,112
‫هنوز نه.

1345
01:10:42,279 --> 01:10:43,739
‫تو دوباره درباره ماجراجویی کردن صحبت کردی،

1346
01:10:43,739 --> 01:10:45,407
‫و من قرار نیست بمونم خونه
‫و پوشک عوض کنم.

1347
01:10:47,159 --> 01:10:49,578
‫جغد شب و شبح ابریشمی
‫خیلی باحال به نظر می‌رسن.

1348
01:10:49,745 --> 01:10:52,081
‫- فکر کنم اسم جدیدی می‌خوام.
‫- همم؟

1349
01:10:52,248 --> 01:10:54,291
‫و یه کاستوم بهتر برای محافظت.

1350
01:10:54,458 --> 01:10:57,211
‫- همم
‫- یه چیز چرمی.

1351
01:10:57,378 --> 01:10:58,504
‫حتما.

1352
01:10:58,671 --> 01:10:59,964
‫و یه ماسک.

1353
01:11:00,130 --> 01:11:01,882
‫اه..

1354
01:11:02,049 --> 01:11:03,926
‫- شاید یه تفنگ.
‫- هم...

1355
01:11:11,392 --> 01:11:12,559
‫سیمور، کجا بودی؟

1356
01:11:12,559 --> 01:11:14,103
‫بعد ایکس؟

1357
01:11:14,270 --> 01:11:15,312
‫تازه از برگرز اند بورشت ناهار گرفتم.

1358
01:11:15,354 --> 01:11:16,730
‫اسمشو به زبون نیار!

1359
01:11:16,814 --> 01:11:18,524
‫اجازه نمیدم تو این دفتر روسی صحبت شه.

1360
01:11:18,524 --> 01:11:20,150
‫توافقنامه صلح باشه یا نه.

1361
01:11:20,317 --> 01:11:21,986
‫داری چیکار می‌کنی؟

1362
01:11:22,027 --> 01:11:23,612
‫خب، می‌خواستم ناهارم رو بخورم.

1363
01:11:23,737 --> 01:11:25,155
‫سه میلیون نفر تو نیویورک مردند،

1364
01:11:25,197 --> 01:11:26,323
‫و تو جزوشون نبودی.

1365
01:11:26,407 --> 01:11:27,950
‫سیمور، لعنت!

1366
01:11:28,117 --> 01:11:30,160
‫قبل از اینکه بخوری،
‫باید دو صفحه دیگه پر کنی.

1367
01:11:30,327 --> 01:11:31,328
‫فکر می‌کردم سر مقاله‌تون...

1368
01:11:31,370 --> 01:11:32,621
‫خب، اشتباه فکر کردی.

1369
01:11:32,788 --> 01:11:34,373
‫هیشکی دیگه حق نداره،

1370
01:11:34,540 --> 01:11:36,500
‫راجب رفقای جون جونی روسیمون بد حرف بزنه.

1371
01:11:36,500 --> 01:11:38,252
‫در نتیجه، دو صفحه سرمقاله به فنا رفت.

1372
01:11:38,419 --> 01:11:39,461
‫یه چیزی پیدا کن باهاش پرشون کن.

1373
01:11:39,545 --> 01:11:41,046
‫رابرت ردفورد میگه،

1374
01:11:41,213 --> 01:11:42,673
‫که سال 88 کاندید رئیس جمهور میشه.

1375
01:11:42,881 --> 01:11:46,385
‫سیمور،  به اخبار چرند با
‫پوشش دادنشون اعتبار نده.

1376
01:11:46,552 --> 01:11:48,470
‫هیچکس نمی‌خواد یه بازیگر
‫گاوچرون تو کاخ سفید باشه.

1377
01:11:48,637 --> 01:11:51,765
‫خب پس باید یه چیزی
‫از پوشه عوام باشه؟

1378
01:11:51,974 --> 01:11:53,434
‫آره، آره.

1379
01:11:53,600 --> 01:11:55,936
‫هرکاری که به عقل ناقصت می‌رسه بکن...

1380
01:11:56,103 --> 01:11:59,398
‫...و برای اولین بار تو زندگیت
‫مسئولیت پذیر باش.

1381
01:11:59,565 --> 01:12:01,442
‫هرچیزی دوست داری بنویس.

1382
01:12:01,608 --> 01:12:05,154
‫کاملا می‌ذارمش به اختیار خودت.
