﻿1
00:01:11,375 --> 00:01:16,625
‫دنیای شناخته شده مالامال است
.از قهرمانان و شگفتی

2
00:01:17,125 --> 00:01:20,000
‫اما دنیای تاریکی چه؟

3
00:01:20,875 --> 00:01:24,875
‫امروزه هیولاها در تاریکی زندگی می‌کنند،

4
00:01:24,916 --> 00:01:28,791
‫شانه به شانۀ کسانی که با مباهات
‫آن‌ها را شکار و قتل عام می‌کنند.

5
00:01:30,000 --> 00:01:33,291
در دنیا شکارچی‌ای قدرتمندتر
.از خانوادۀ بلاداستون وجود ندارد

6
00:01:33,375 --> 00:01:39,041
‫بزرگ خاندان آن‌ها مدت‌ها کنترل قدتمندترین
‫شی ماورا طبیعی را به دست داشته،

7
00:01:39,125 --> 00:01:43,250
‫بلاداستون، سلاحی بی مانند.

8
00:01:43,291 --> 00:01:47,750
‫اما حال، این سلاح ارباب جدیدی را طلب می‌کند،

9
00:01:47,791 --> 00:01:51,791
‫زیرا که «یولیسیز بلاداستون» مُرده است.

10
00:01:53,541 --> 00:01:57,000
‫امشب تشیییع جنازۀ او است.

11
00:01:59,000 --> 00:02:02,125
‫شکارچیان از سرتاسر کرۀ خاکی دور هم آمده اند،

12
00:02:03,625 --> 00:02:05,625
‫کسانی که تا امشب با هم غریب بوده اند

13
00:02:06,416 --> 00:02:09,375
‫آن‌ها جمع شده‌اند تا یک مراسم شکار را انجام بدهند

14
00:02:09,375 --> 00:02:12,375
‫که نگه دارندۀ بلاداستون را مشخص می‌کند.

15
00:02:14,166 --> 00:02:20,500
‫و وای به حال هیولایی که
‫خودش را در میان آن‌ها می‌یابد.

16
00:03:40,000 --> 00:03:41,250
‫السا اینجاست.

17
00:03:54,250 --> 00:03:55,875
‫زیباست، مگه نه؟

18
00:03:57,625 --> 00:03:59,916
‫خودم تاحالا 57 شکار تایید شده دارم.

19
00:04:03,125 --> 00:04:05,250
‫سال آینده 30مین فصلم هست.

20
00:04:05,500 --> 00:04:07,875
‫می‌تونم بوی خونِ روی دست‌هات رو حس کنم.

21
00:04:07,916 --> 00:04:10,000
‫ممنونـم.

22
00:04:10,250 --> 00:04:12,875
‫از آرایشـت خوشم میاد.

23
00:04:13,000 --> 00:04:14,250
‫نشان قاتل بودنـه.

24
00:04:14,375 --> 00:04:17,000
‫آره.
‫برای ادای احترام به اجدادم هست.

25
00:04:18,250 --> 00:04:21,000
‫آره. من زیاد اهل ادای دین به اجداد
‫و اینطور احساساتی بازیا نیستم.

26
00:04:21,125 --> 00:04:23,250
‫فقط می‌دونم بهت خیلی میاد.

27
00:04:23,291 --> 00:04:28,375
‫اهمیت ناشناس موندن توی
‫عرصه کاری‌مون رو درک می‌کنم

28
00:04:28,416 --> 00:04:31,250
‫اما آدم احساس تنهایی می‌کنه.

29
00:04:32,541 --> 00:04:34,125
‫فقط می‌خوام بگم افتخار می‌کنم

30
00:04:34,750 --> 00:04:37,291
‫امشب با تو اینجا تکریم
‫یولیسیز بزرگ رو برگزار می‌کنیم.

31
00:04:37,375 --> 00:04:39,750
‫یولیسیز، البته.
‫باور این که رفتـه سختـه.

32
00:04:39,791 --> 00:04:41,625
‫عحب .

33
00:04:42,916 --> 00:04:45,375
‫چه جای ساکتی برای خودش
‫دست و پا کرده، نه؟

34
00:04:46,500 --> 00:04:50,166
‫هیچ‌کدوم از این حیوون‌های کریه
‫که روی دیوار هستند کار تو هستن؟

35
00:04:52,166 --> 00:04:53,291
‫نه.

36
00:04:54,125 --> 00:04:58,625
‫نه اما... ما اون.
‫با اون چندباری مبارزه کردم.

37
00:04:59,625 --> 00:05:01,250
‫همون موقع هم زیاد زنده به نظر نمیومد.

38
00:05:13,000 --> 00:05:18,500
‫السا، بعد این بیست سال هم لازم نبود بیایی.

39
00:05:18,791 --> 00:05:23,125
‫خدا می‌دونه بقیه خوش‌شون نمیاد.
‫احتمالاً چقدر می‌مونی؟

40
00:05:23,291 --> 00:05:25,125
‫اگه چیزی که مال منـه رو بدی،
‫همین الان میرم.

41
00:05:25,791 --> 00:05:28,625
‫دقیقاً کدوم جنبۀ بلاداستون رو می‌خوای؟

42
00:05:28,750 --> 00:05:31,875
‫قدرتی که میده یا جنبۀ محافظتیش؟

43
00:05:32,625 --> 00:05:33,750
‫عمر طولانی...

44
00:05:33,875 --> 00:05:35,875
‫وروسا، این که وقتی به دستش بیارم
‫می‌خوام باهاش چیکار کنم

45
00:05:36,000 --> 00:05:37,416
‫هیچ ربطی به تو نداره.

46
00:05:37,500 --> 00:05:39,541
‫راستـش ممکنه بهترین قسمتـش هم همین باشه.

47
00:05:42,250 --> 00:05:46,541
‫شک دارم بتونی از پسـش بر بیای.
‫این همه سال بدون تمرین...

48
00:05:46,625 --> 00:05:48,291
‫بدون تمرینِ اون.

49
00:05:49,916 --> 00:05:51,250
‫بزار خودت می‌بینی.

50
00:05:51,875 --> 00:05:53,125
‫اهمم...

51
00:05:53,416 --> 00:05:55,666
‫وقتی داشتی بزرگ می‌شدی
‫خیلی امیدوار کننده بودی.

52
00:05:57,000 --> 00:06:01,000
‫همه معتقد بودیم که از پدرت هم بهتر میشی.

53
00:06:02,000 --> 00:06:05,916
‫اما در عوضـش به نظر می‌رسید که
‫از الگوبرداری کردنـت از مادرت راضی هستی.

54
00:06:07,000 --> 00:06:08,875
‫هرکار از دستم بر میومد رو برات کردم.

55
00:06:09,750 --> 00:06:11,125
‫حیف که فایده‌ای نداشت.

56
00:06:11,250 --> 00:06:13,000
‫انقدر به خودت نیا.

57
00:06:14,000 --> 00:06:16,541
‫تو بزرگترین ناامیدی زندگیش بودی.

58
00:06:24,541 --> 00:06:29,291
‫من حیث المجموع، بیش از 200 قتل.

59
00:06:31,041 --> 00:06:33,000
‫26تاش برای شماست.

60
00:06:34,000 --> 00:06:36,250
‫37 قتل.

61
00:06:36,541 --> 00:06:38,041
‫43 تا.

62
00:06:38,541 --> 00:06:42,125
‫و عدد چشمگیر 57 قتل.

63
00:06:42,541 --> 00:06:47,250
‫و تقریباً بیش از 100 قتل.

64
00:06:47,375 --> 00:06:48,500
‫بیش از 100 تا؟

65
00:06:48,666 --> 00:06:49,791
‫آره.

66
00:06:50,125 --> 00:06:53,500
‫مقدار زیادی پدید آوردندۀ مرگ در این اتاق هستند.

67
00:06:55,750 --> 00:06:57,166
‫وای، عزیز دل من!

68
00:07:04,375 --> 00:07:08,625
‫متشکر هستم که امشب برای
‫انجام مراسم دور هم جمع شدید

69
00:07:09,416 --> 00:07:16,125
‫و نقاب هاتون رو به احترام
‫یولیسیز بلاداستون در آوردید.

70
00:07:17,750 --> 00:07:18,916
‫او یک رهبر بود،

71
00:07:20,916 --> 00:07:22,250
‫یک دوست بود،

72
00:07:22,875 --> 00:07:26,541
‫یک ادم بی همتا بود.

73
00:07:29,750 --> 00:07:32,541
‫اون می‌دونست که روحـش در این شب در کنار ما نخواهد بود

74
00:07:32,625 --> 00:07:35,500
‫تا بتونه خواسته‌هایش برای
‫مراسم شکار رو بیان کنـه

75
00:07:35,625 --> 00:07:40,375
‫به همین دلیل حضورش رو به شکل دیگه‌ای هماهنگ کرد.

76
00:07:43,041 --> 00:07:45,375
‫آدم شدنی نیست.

77
00:08:17,125 --> 00:08:21,750
‫امیدوارم این حضورم باعث خوشحالی شما بشه.

78
00:08:23,750 --> 00:08:27,291
‫ممنون هستم وروسا برای این که
‫این کار رو انجام دادی

79
00:08:27,375 --> 00:08:30,625
‫و به هدف‌مون به بهترین شکل
‫جامۀ عمل پوشوندی.

80
00:08:30,791 --> 00:08:32,000
‫اوه!

81
00:08:32,166 --> 00:08:37,541
‫با مرگ من حالا وقتش رسیده که
‫برای پیکار علیه هیولاها

82
00:08:37,625 --> 00:08:41,000
‫یک رهبر جدید انتخاب بشه.

83
00:08:41,041 --> 00:08:45,541
‫این افتخار فقط نصیب

84
00:08:45,625 --> 00:08:50,250
‫قوی‌ترین و متعهدترینِ شخص
.نسبت به ماموریت‌مون میشه

85
00:08:50,750 --> 00:08:55,291
‫خیلی زود هیولایی که شبیه هیچ‌کدام
‫از اونایی که تاحالا دیدید نیست

86
00:08:55,375 --> 00:08:59,375
‫توی باغ‌های مقدس رها میشه.

87
00:09:00,125 --> 00:09:05,875
‫شکارچی‌ای که موفق به کشتن این جانور بشه
‫تبدیل به رهبر جدید ما میشه

88
00:09:06,250 --> 00:09:10,250
‫و مالکیت بلاداستون من رو بدست میاره.

89
00:09:10,375 --> 00:09:12,750
‫موفق باشید.

90
00:09:12,875 --> 00:09:16,916
‫بپوسم براتون.

91
00:09:22,291 --> 00:09:25,625
‫شرمنده، از شوخی‌های اینور دنیاییـه.

92
00:09:37,500 --> 00:09:40,250
‫تنها یک بلاداستون وجود داره

93
00:09:41,875 --> 00:09:45,500
‫و فقط می‌تونه یک مالک داشته باشه.

94
00:09:46,416 --> 00:09:52,041
‫دختر اون قرار بود مالکیت رو بدست بیاره،
‫اما به دلیل دو دهه غیبت

95
00:09:52,791 --> 00:09:56,500
‫السا از این حق طبیعی ساقط شده.

96
00:09:58,750 --> 00:10:00,875
‫سلاح‌هایی که امشب استفاده از اونا مجاز هست

97
00:10:00,916 --> 00:10:04,375
‫در سرتاسر باغ قرار گرفتن
‫تا پیداشون کنید.

98
00:10:06,541 --> 00:10:08,916
‫طبق خواستۀ همسرم

99
00:10:10,666 --> 00:10:15,625
‫سنگ به پشت هیولا وصل خواهد شد.

100
00:10:17,125 --> 00:10:18,916
‫تضعیفـش می‌کنـه.

101
00:10:19,791 --> 00:10:24,250
‫همچنین عصبانیـش هم می‌کنـه.

102
00:10:29,000 --> 00:10:30,000
‫وایسا.

103
00:10:30,041 --> 00:10:34,916
‫بلاخره‌ این سنگ در معرض رقابت قرار گرفته
‫و ما همه حق شکارش رو به دست آوردیم

104
00:10:35,000 --> 00:10:37,416
‫اما اون چرا باید یهویی بپره وسط
و همه‌چی رو خراب کنـه؟

105
00:10:37,500 --> 00:10:42,000
‫به نکته خوبی اشاره کرد.
‫مدال شما کجاست خانم دوست داشتنی؟

106
00:10:42,250 --> 00:10:43,875
‫ببین اون نیست.

107
00:10:43,916 --> 00:10:46,500
‫السا هم می‌تونه شرکت کنـه.

108
00:10:46,666 --> 00:10:51,000
‫و مثل مابقی شما، عادلانه بازی می‌کنه.

109
00:10:52,625 --> 00:10:55,916
‫پارتی بازی در کار نیست.

110
00:11:00,000 --> 00:11:01,875
‫کسانی که زنده نمونن

111
00:11:02,875 --> 00:11:07,000
‫به شکل درخوری مورد احترام قرار می‌گیرن.

112
00:11:10,291 --> 00:11:17,000
‫امشب، هر شکارچی تنهاست.

113
00:11:38,625 --> 00:11:40,500
‫خوش شانس 

114
00:11:41,250 --> 00:11:43,125
‫تو باید اول بری.

115
00:11:46,291 --> 00:11:48,291
‫مابقی به دنبال تو میان.

116
00:11:48,500 --> 00:11:50,416
‫همونحا، زودباش.

117
00:11:57,041 --> 00:11:58,416
‫بیارش بیرون.
‫بیارش بیرون!

118
00:11:58,500 --> 00:11:59,750
‫بریم.
‫دروازه رو ببندید.

119
00:12:04,541 --> 00:12:06,875
‫به نظر می‌رسه که سنگ سرجاش گذاشته شد.

120
00:12:08,875 --> 00:12:10,250
‫برو.

121
00:12:23,166 --> 00:12:25,041
‫و حالا سوگند یاد می‌کنیم.

122
00:12:26,125 --> 00:12:29,625
‫ما در راه شکار خون می‌ریزیم.

123
00:12:30,041 --> 00:12:35,166
‫برای سنگ و عقیده‌مان،
‫برای کسانی که شمشیر ما را ساختند.

124
00:12:35,250 --> 00:12:38,750
‫تا این سرزمین را از شر پلیدی‌هایش رها بسازیم.

125
00:12:40,166 --> 00:12:45,375
‫بدون خونریزی صلحی وجود ندارد،
‫و خون ریخه می‌شود.

126
00:12:45,875 --> 00:12:47,875
‫و خون ریخه می‌شود.

127
00:12:48,500 --> 00:12:50,375
‫و خون ریخه می‌شود.

128
00:12:51,125 --> 00:12:52,750
‫و خون ریخه می‌شود.

129
00:12:53,416 --> 00:12:55,625
‫و خون ریخه می‌شود.

130
00:12:56,166 --> 00:12:58,166
‫و خون ریخه می‌شود.

131
00:15:43,750 --> 00:15:47,625
‫بیا وانمود کنیم همدیگه رو ندیدیم.

132
00:15:47,750 --> 00:15:48,875
‫چی؟

133
00:15:50,541 --> 00:15:53,416
‫بیا وانمود کنیم همدیگه رو ندیدیم.

134
00:15:59,041 --> 00:16:03,000
‫سنگ.. مال..
‫منـه...!

135
00:16:19,125 --> 00:16:22,000
‫مرگ داره میاد سراغت لاسی!

136
00:20:00,625 --> 00:20:03,875
‫هی.
‫سلام، چخبر؟

137
00:20:04,875 --> 00:20:07,250
‫معلومه برای نجاتـت میومدم.

138
00:20:07,375 --> 00:20:09,041
‫البته. خوبی؟

139
00:20:11,000 --> 00:20:13,500
‫هر دفعه میگی مراقبی

140
00:20:13,541 --> 00:20:15,250
‫و بازم همون آش و همون کاسه‌ست.

141
00:20:15,291 --> 00:20:18,750
‫دیگه نمی‌تونی برای نجات پیدا کردند روی من حساب کنی.
‫این آخرین دفعه‌ست.

142
00:20:21,041 --> 00:20:23,666
‫می‌دونم.
‫درد داره؟

143
00:20:23,750 --> 00:20:26,375
‫داره ضعیفـت می‌کنه، درسته؟

144
00:20:27,125 --> 00:20:29,166
‫آره، گفتن که این سنگ این کار رو می‌کنه.

145
00:20:30,791 --> 00:20:33,000
‫نگران نباش، من یه نقشه دارم.

146
00:20:33,541 --> 00:20:37,500
‫ببین، این طور که میگن
‫این چیزای کوچولو منفجر میشن.

147
00:20:38,291 --> 00:20:40,375
‫پس با انفجار راه‌مون رو
‫به بیرون باز می‌کنیم.

148
00:20:40,500 --> 00:20:42,625
‫تنها کاری که باید بکنی
‫اینـه که نمیری.

149
00:20:42,666 --> 00:20:44,791
‫نمیری...
‫فقط زنده بمون.

150
00:20:45,041 --> 00:20:48,166
‫میرم بفهمم باید این رو کجا بزارم،
‫بعدش میام دنبالـت.

151
00:20:48,250 --> 00:20:49,916
‫پیدات می‌کنم دیگه.
‫نمی‌دونم.

152
00:21:06,041 --> 00:21:08,375
‫نه، نه، نه، در رو...

153
00:21:08,500 --> 00:21:09,500
‫نبند.

154
00:21:15,250 --> 00:21:16,791
‫خب معرکه شد.

155
00:21:28,250 --> 00:21:29,625
‫شبـت چطور پیش میره؟

156
00:21:29,666 --> 00:21:31,875
‫پیش میره دیگه.

157
00:21:33,791 --> 00:21:35,041
‫سخت.

158
00:21:36,625 --> 00:21:37,791
‫صدمه دیدی؟

159
00:21:38,166 --> 00:21:39,625
‫‌- می‌تونم کمکـت کنـم؟
‫- نه.

160
00:21:41,291 --> 00:21:42,416
‫باشه.

161
00:21:46,125 --> 00:21:47,375
‫اما داره خیلی خونریزی می‌کنه.

162
00:21:49,625 --> 00:21:52,125
‫باید درست و محکم ببندیش.

163
00:21:52,375 --> 00:21:53,875
‫وای، ممنون که گفتی.

164
00:21:55,250 --> 00:21:57,250
‫من باید از اینجا برم بیرون.

165
00:21:57,291 --> 00:21:58,500
‫اوه، فکر کردی من نباید برم؟

166
00:21:59,666 --> 00:22:02,500
‫من اومدم اینجا که سنگ رو بگیرم
‫چون می‌خوام از شر پدرم...

167
00:22:02,541 --> 00:22:05,791
‫نامادریم و همه اینا برای همیشه خلاص بشم.
‫حالا اینجا گیر افتادم با...

168
00:22:05,875 --> 00:22:06,875
‫محکمـه.

169
00:22:07,000 --> 00:22:08,000
‫میشه یه نگاه بندازم؟

170
00:22:09,500 --> 00:22:12,375
‫باید درست بسته بشه، چون اگه درست نبندی
‫فایده‌ای نداره.

171
00:22:26,875 --> 00:22:30,375
‫وقتی رسیدیم بهم نمی‌خواستی مبارزه کنی، مگه نه؟

172
00:22:31,541 --> 00:22:34,000
‫بعد هم اون دیوونه با تبرش اومد،
‫و تو مبارزه نکردی.

173
00:22:34,666 --> 00:22:37,625
‫نمی‌تونم باور کنم که تو تاحالا
‫هیولا شکار کرده باشی و کشته باشی.

174
00:22:37,750 --> 00:22:39,916
‫خب، من اونجور شکارچی‌ای نیستم.

175
00:22:40,750 --> 00:22:42,541
‫حداقل نه مثه اون وحشی‌هایی
‫که بیرون هستن.

176
00:22:42,750 --> 00:22:44,125
‫آره، منم نیستم.

177
00:22:46,375 --> 00:22:49,041
‫نه؟
‫توی خونـت نیست؟

178
00:22:53,875 --> 00:22:56,291
‫اگه شکارچی نیستی پس
‫سنگ رو واسه چی می‌خوای؟

179
00:23:01,625 --> 00:23:02,625
‫نمی‌خوام.

180
00:23:05,375 --> 00:23:07,250
‫واسه سنگ اینجا نیستم.

181
00:23:08,250 --> 00:23:10,250
‫می‌دونی، شاید بتونیم به هم کمک کنیم.

182
00:23:11,250 --> 00:23:14,625
‫اگه بهم کمک کنی که هیولا رو
‫زنده از اینجا ببرم بیرون

183
00:23:15,791 --> 00:23:17,041
‫منم سنگ رو میدم بهت.

184
00:23:18,541 --> 00:23:21,625
‫درسته آره. حتماً می‌خوای سریع یه
‫گپ باهاش بزنی،

185
00:23:21,666 --> 00:23:24,375
‫و قضیه رو حلـش کنی چون
‫دوست اون هیولا هستی؟

186
00:23:40,916 --> 00:23:42,875
‫خب، پس نمی‌خوای مثل پدرت باشی؟

187
00:23:42,916 --> 00:23:43,916
‫پسرخاله نشو.

188
00:23:44,750 --> 00:23:48,125
‫متوجه‌ام. حتماً بزرگ شدن
‫با این خانواده سختـه.

189
00:23:48,250 --> 00:23:50,291
‫تو هیچ ایده‌ای درمورد خانوادۀ من نداری.

190
00:23:50,416 --> 00:23:51,541
‫ندارم.

191
00:23:53,791 --> 00:23:55,750
‫می‌تونم بهت بگم که خانوادۀ من خیلی متفاوت بود.

192
00:23:57,291 --> 00:23:59,500
‫اما تمام خانواده‌ها یک چیز مشترک دارن.

193
00:24:01,291 --> 00:24:02,375
‫همیشه دنبالـمون هستن.

194
00:24:04,500 --> 00:24:09,625
‫هرچی بشه بازم هستن
‫انگار که هوا باشن.

195
00:24:12,625 --> 00:24:16,500
‫و بعضی‌ وقت ها فکر می‌کنیم که
‫با انجام دادن یک کار خیلی خاص

196
00:24:16,541 --> 00:24:19,750
‫می‌تونیم همه‌چیز رو تغییر بدیم،
‫و مثه اون‌ها نباشیم.

197
00:24:27,250 --> 00:24:29,625
‫یا بعضی وقتا کلاً روی اعصاب هستند

198
00:24:29,666 --> 00:24:31,750
‫و باید همیشۀ خدا نجاتـشون بدیم.

199
00:24:36,250 --> 00:24:37,291
‫نمی‌دونم.

200
00:24:38,750 --> 00:24:39,791
‫پیچیده‌ست.

201
00:24:43,750 --> 00:24:45,000
‫ممکنـه اینجا بمی‌ریم.

202
00:24:48,166 --> 00:24:49,916
‫تو و من در کنار خانواده‌ات.

203
00:24:51,166 --> 00:24:54,250
‫یه گزینه‌ست. انتخابـش نمی‌کنم
‫اما بهرحال یه گزینه‌ست.

204
00:25:18,791 --> 00:25:19,875
‫داری چیکار می‌کنی؟

205
00:25:20,000 --> 00:25:21,125
‫وقتی یه بچه بودم

206
00:25:21,166 --> 00:25:24,000
‫پدرم همیشه داستان‌های عمه فرانسیس دیوونه‌ام
‫رو برام تعریف می‌کرد.

207
00:25:31,541 --> 00:25:33,375
‫بهم می‌گفت اگه بد رفتار کنم

208
00:25:34,500 --> 00:25:36,250
‫مقبره‌اش رو باز می‌کنه

209
00:25:36,625 --> 00:25:39,625
‫و من رو برای یه مهمونی می‌بره
‫به قبر خودش.

210
00:25:40,375 --> 00:25:44,125
‫عمه‌ام یقین داشت که یه وقتی
‫از مرگ بلند میشه و می‌دونست...

211
00:25:45,250 --> 00:25:47,250
‫وقتی که این اتفاق بیوفته
‫نیاز داره به...

212
00:25:49,166 --> 00:25:50,291
‫بدک نیست.

213
00:25:52,875 --> 00:25:53,875
‫اوه!

214
00:25:56,500 --> 00:25:57,750
‫یه استراتژی برای خروج.

215
00:26:08,375 --> 00:26:11,625
‫آفرین السا.
‫بهرحال اسم من جک هست.

216
00:26:11,750 --> 00:26:14,375
‫باشه جک، تو دیوار رو بترکون
‫منم میارمش پیشت.

217
00:26:14,416 --> 00:26:18,000
‫باشه، بهت اعتماد دارم.
‫دارم بهت اعتماد می‌کنم، باشه؟

218
00:26:18,125 --> 00:26:19,625
‫فقط سنگ رو بده بهم
‫بعدش تمومـه.

219
00:26:20,416 --> 00:26:22,166
‫بعدش هرکی میره پی کار خودش.

220
00:26:25,750 --> 00:26:30,416
‫باشه. نزدیک ترین دیواری که پشتش به بیرون راه داره
‫اون طرفه، مستقیم بعد دوتا چپ و یک راست.

221
00:26:30,875 --> 00:26:32,875
‫تقریباً وسطش یه شکاف بزرگ داره.

222
00:26:32,916 --> 00:26:35,000
‫به محض این که رسیدی اونجا
‫بمب رو فعال کن.

223
00:26:35,041 --> 00:26:36,916
‫بندازش توی دیوار
‫بعد پناه بگیر.

224
00:26:37,000 --> 00:26:38,041
‫باشه.

225
00:26:38,125 --> 00:26:40,791
‫و جک، اگه بهم نارو بزنی
‫جفتـتون رو می‌کشم.

226
00:26:41,791 --> 00:26:42,875
‫باشه.

227
00:26:42,916 --> 00:26:46,000
‫هی، وقتی رسیدی بهش فقط...

228
00:26:47,416 --> 00:26:51,041
‫فقط مثه یه دوست قدیمی باهاش رفتار کن.
‫به اسم صداش کن.

229
00:26:51,125 --> 00:26:52,375
‫اسمـش چیـه؟

230
00:26:52,500 --> 00:26:54,875
‫تد.
‫بهش میگن تد.

231
00:26:56,541 --> 00:26:57,750
‫تد؟

232
00:26:58,375 --> 00:26:59,375
‫آره.

233
00:27:00,541 --> 00:27:03,166
‫این چطوری فعال میشه؟
‫چون دارم سعی می‌کنم...

234
00:27:05,000 --> 00:27:06,166
‫نه.

235
00:27:31,375 --> 00:27:32,416
‫هی!

236
00:27:55,375 --> 00:27:56,625
‫تد؟

237
00:27:58,500 --> 00:28:01,375
‫چه اسم قشنگی داری.

238
00:28:02,500 --> 00:28:06,916
‫و دوستت منتظرت هست.

239
00:28:50,000 --> 00:28:51,166
‫نه!

240
00:29:03,541 --> 00:29:04,750
‫وایسا!

241
00:29:51,750 --> 00:29:54,875
‫خب، اینجا رو ببین.

242
00:29:56,250 --> 00:29:58,375
‫بلاداستون این کار رو باهات کرد؟

243
00:29:59,250 --> 00:30:02,041
‫بر داشتش و بعد پرت شد عقب.

244
00:30:05,625 --> 00:30:06,791
‫خدای من.

245
00:30:10,166 --> 00:30:11,500
‫یه هیولاست.

246
00:30:13,541 --> 00:30:16,375
‫که تظاهر می‌کنه یکی از ماست.

247
00:30:17,250 --> 00:30:20,250
‫اون داره به این شب مقدس بی حرمتی می‌کنه.

248
00:30:25,250 --> 00:30:27,625
‫و تو؟
‫چه فکری کردی؟

249
00:30:27,916 --> 00:30:30,041
دوتا هیولا رو آزاد کردی؟

250
00:30:30,166 --> 00:30:31,541
‫روحـم هم خبر نداشت.

251
00:30:32,625 --> 00:30:33,666
‫خب.

252
00:30:35,875 --> 00:30:40,541
‫چقد مشتاقـم بفهمم تو چه نژادی از شیطان هستی.

253
00:30:42,375 --> 00:30:44,250
‫هیچ‌کدوم شما نباید سنگ رو داشته باشید.

254
00:30:44,666 --> 00:30:46,375
‫شکار مشخص می‌کنه!

255
00:30:53,625 --> 00:30:54,791
‫از قوانین خونـه‌ست.

256
00:31:17,625 --> 00:31:20,750
‫نه، نه،
‫نه، نه، نه...

257
00:31:21,125 --> 00:31:23,125
‫نه.

258
00:31:33,541 --> 00:31:34,750
‫السا؟

259
00:31:39,416 --> 00:31:42,375
‫السا، خوبی؟

260
00:31:44,791 --> 00:31:47,375
‫تا وقتی که گلوم رو پاره نکنی
‫فکر می‌کنم خوب باشم.

261
00:31:48,791 --> 00:31:52,500
‫من...
‫متاسفم...

262
00:31:53,375 --> 00:31:56,500
‫نمی‌تونستم بهت بگم، می‌دونی
‫امن نبود.

263
00:31:56,541 --> 00:31:59,000
‫چرا، می‌ترسیدی توی تصمیمـم تاثیر بزاره؟

264
00:31:59,416 --> 00:32:02,500
‫آره، می‌دونم یه احمق هستم.
‫می‌دونم.

265
00:32:03,791 --> 00:32:05,250
‫اما من هم یک انسان هستم.

266
00:32:06,875 --> 00:32:11,125
‫شاید توی دسته‌ای از انسان‌ها که شما
‫بهشون می‌گید انسان نباشم.

267
00:32:13,791 --> 00:32:17,166
می‌دونی، من برای صدمه‌هایی که
...ممکنه بزنم یه سیستم دارم

268
00:32:17,250 --> 00:32:20,000
‫سیستمت برام اهمیتی نداره.

269
00:32:20,041 --> 00:32:22,041
‫تا موقعی که می‌تونی ازم دور بمون.

270
00:32:22,125 --> 00:32:25,500
‫اما سیستمـم جواب میده. خودتم سوپرایز میشی.
‫واقعاً کار می‌کنن.

271
00:32:26,125 --> 00:32:27,375
‫چون من اینطوری نیستم.

272
00:32:28,500 --> 00:32:30,791
‫من اینطوری هستم، می‌دونی، من...

273
00:32:31,500 --> 00:32:34,625
‫من هیچ‌وقت به تو یا هیچ‌کدوم
‫از اونا صدمه‌ای نمی‌زنم.

274
00:32:35,125 --> 00:32:41,625
‫و هر صدمه‌ای که بزنم توسط قسمتی از من زده میشه
‫که من نیستم.

275
00:32:42,625 --> 00:32:44,916
‫و اونی که الان اینجا باهاشی
‫اون بخش من نیست.

276
00:32:48,791 --> 00:32:50,500
‫پس چیزی وجود نداره که نگرانش باشی.

277
00:32:50,916 --> 00:32:55,500
‫چون هرماه وقتی ماه کامل میشه
‫خودم رو حبس می‌کنم.

278
00:32:55,750 --> 00:32:57,000
‫همین.

279
00:32:57,125 --> 00:33:00,000
‫و تا ماه کامل بعدی 5 روز مونده.

280
00:33:00,041 --> 00:33:02,750
‫کلی وقت داریم برای این که
‫یه فکری بکنیم.

281
00:33:02,875 --> 00:33:04,541
‫تو متوجه نیستی، رفیق.

282
00:33:06,791 --> 00:33:08,916
‫فکر کردی چرا من رو با تو
‫انداختن این داخل؟

283
00:33:10,125 --> 00:33:11,250
‫پنج روز؟

284
00:33:11,875 --> 00:33:15,000
‫بلاداستون توانایی این رو داره که تو رو
‫توی 5 ثانیه تبدیل کنـه.

285
00:33:17,750 --> 00:33:19,875
‫پیشاپیش ازت بخاطر اینـکه
‫سریع انجام میدی تشکر می‌کنم.

286
00:33:37,750 --> 00:33:38,875
‫نه، نه.

287
00:33:45,500 --> 00:33:47,375
‫نباید ازت کمک می‌خواستم.

288
00:33:48,125 --> 00:33:49,916
‫آره خب، من نباید به کمکت نیازی می‌داشتم.

289
00:33:50,000 --> 00:33:52,750
‫- خیلی بد میشه.
‫- چقد احمقانه.

290
00:34:01,000 --> 00:34:02,875
‫خیلی خب.
‫خیلی خب.

291
00:34:03,625 --> 00:34:06,416
‫خب، اگه اتفاق افتاد باید بهم نگاه کنی، باشه؟

292
00:34:06,750 --> 00:34:08,500
‫هر اتفاقی هم که افتاد
‫ارتباط چشمی رو قطع نکن.

293
00:34:08,625 --> 00:34:10,125
‫داری درمورد چی حرف می‌زنی؟

294
00:34:11,583 --> 00:34:13,166
‫و این چه کاریـه؟

295
00:34:13,458 --> 00:34:15,416
‫باید به خاطر بسپرمـت.

296
00:34:16,541 --> 00:34:17,833
‫خب، جواب میده؟

297
00:34:21,916 --> 00:34:22,916
‫یبار...

298
00:34:30,541 --> 00:34:31,833
‫دارم ازتون درخواست می‌کنم، خواهش می‌کنم.

299
00:34:33,208 --> 00:34:34,458
‫خواهش می‌کنم این کار رو نکنید.

300
00:34:35,541 --> 00:34:36,666
‫اینطوری نه.

301
00:34:41,458 --> 00:34:42,916
‫فقط همینطوری که هستم من رو بکشید.

302
00:34:45,041 --> 00:34:47,166
‫وگرنه آمرزگاری درکار نخواهد بود.

303
00:35:07,708 --> 00:35:08,916
‫آمرزگاری؟

304
00:35:13,833 --> 00:35:15,416
‫شاید از حرفم غافلگیر بشی.

305
00:35:16,041 --> 00:35:20,208
‫تمام کار ما اینـه که آمرزگاری
‫رو برای شما به ارمغان بیاریم

306
00:35:21,166 --> 00:35:23,041
‫و برای امثال تو،

307
00:35:24,541 --> 00:35:28,666
‫همچنین تمام زندگی‌های بیگناهی
‫که می‌گیرید.

308
00:35:31,166 --> 00:35:34,458
‫دلت می‌خواد این رو ببینی، عزیزم.

309
00:35:34,916 --> 00:35:38,541
‫پدرت درحالی مُرد که متقاعد شده بود
تو هرگز به خونه برنمی‌گردی

310
00:35:38,541 --> 00:35:40,541
‫من به این امید زندگی کردم.

311
00:35:40,666 --> 00:35:43,083
دوست دارم بدونم حسش نسبت
.به اینکه داری من رو شکار می‌کنی چیـه

312
00:35:43,166 --> 00:35:45,458
‫حسی بهتر از حسی که نسبت به خیانت تو داشت.

313
00:35:46,416 --> 00:35:50,916
‫اما وقتی این قضیه تموم بشه
‫خودت خواهی دید که دست‌های من پاک هستند.

314
00:35:51,041 --> 00:35:54,666
‫دست‌های اون؟
‫نه زیاد.

315
00:35:59,541 --> 00:36:03,833
‫زمانـش رسیده که خودت رو نشون بدی.

316
00:36:27,166 --> 00:36:28,416
‫متاسفم، السا.

317
00:38:21,041 --> 00:38:22,416
‫دستم!

318
00:38:22,458 --> 00:38:26,333
‫ول نمی‌کنه! ول نمی‌کنه!
‫داره می‌کشتم داخل!

319
00:38:27,916 --> 00:38:28,958
‫بگیرش!

320
00:41:07,291 --> 00:41:09,041
‫نه!
‫نه، نه، نه!

321
00:43:09,916 --> 00:43:12,458
‫جک، هنوز هم اونجا هستی؟

322
00:44:32,625 --> 00:44:36,958
‫السا!
‫تو گذاشتی اون بره!

323
00:44:42,125 --> 00:44:46,000
‫حالا تو میمیری،
‫به عنوان همون آدمی که بودی

324
00:44:46,583 --> 00:44:49,958
‫یک ننگ برای یاد پدرت،

325
00:44:51,125 --> 00:44:53,958
‫و با نام مقدس بلاداستون!

326
00:45:17,500 --> 00:45:19,250
‫اون طرفی رفتی.

327
00:45:35,333 --> 00:45:36,708
‫اینجا هستید خانم.

328
00:45:38,500 --> 00:45:44,125
‫فقط می‌خواستم در خدمتـتون باشم.

329
00:45:44,958 --> 00:45:47,708
‫عالیه. حالا شروع کن به
‫تمیز کردن این کثافت کاریا.

330
00:46:32,833 --> 00:46:35,041
‫اوه، آره.
‫ممنون تد.

331
00:46:38,083 --> 00:46:39,083
‫ممنون مرد.

332
00:46:50,166 --> 00:46:51,166
‫حالـش خوبه؟

333
00:46:54,166 --> 00:46:55,708
‫خوبه.
‫خوبه.

334
00:47:10,916 --> 00:47:12,791
‫چی؟
‫نه بابا.

335
00:47:14,166 --> 00:47:17,916
‫نه، من کسی هستم که به کمکـت میاد.
‫چی داری میگی؟

336
00:47:18,541 --> 00:47:19,791
‫حالا هرچی.
‫نه.

337
00:47:23,291 --> 00:47:25,833
‫مرد، الان نمی‌تونم به غذا فکر کنم.
‫من...

338
00:47:28,291 --> 00:47:32,416
‫بریم سوشی بخوریم.
‫این رو بهت مدیونـم. آره.

339
00:47:34,041 --> 00:47:35,791
.آره، تو انتخاب کن
.آره
