﻿1
00:01:32,625 --> 00:01:36,041
‫[دبیرستان ییتس]

2
00:01:36,791 --> 00:01:39,750
‫« پـرنده سـفـیـد »

3
00:02:07,208 --> 00:02:10,625
‫[مدرسه بیچر پرپ]
‫[یادتونـه؟]

4
00:02:26,291 --> 00:02:27,250
‫عذر می‌خوام

5
00:02:29,416 --> 00:02:30,458
‫آهای؟

6
00:02:30,541 --> 00:02:32,250
‫سلام.
‫اینجا جای کسی هست؟

7
00:02:33,250 --> 00:02:35,166
‫آه، نه

8
00:02:35,250 --> 00:02:37,333
‫- تازه اومدی اینجا، درستـه؟
‫- آره

9
00:02:40,125 --> 00:02:41,208
‫چهارشنبه بیکاری؟

10
00:02:42,583 --> 00:02:43,750
‫من و دوستام یه کلاب جدید راه انداختیم

11
00:02:43,791 --> 00:02:46,000
‫و همیشه دنبال اعضای جدید هستیم

12
00:02:46,083 --> 00:02:47,750
‫حتی اگه علاقه‌ای به این مبحث نداری

13
00:02:47,833 --> 00:02:49,958
‫راه خوبـی برای آشنایـی
‫با آدم‌های جدیده

14
00:02:50,041 --> 00:02:51,416
‫درحال حاضر داریم ترتیب یه اردو

15
00:02:51,458 --> 00:02:52,750
‫به واشنگتن برای شرکت در یک
‫گردهمایی حقوق بشری بزرگ هستیم

16
00:02:54,291 --> 00:02:55,333
‫بهرحال ممنون

17
00:02:55,416 --> 00:02:56,916
‫خب، اگه نظرت عوض شد...

18
00:02:56,958 --> 00:02:58,333
‫هی

19
00:02:58,416 --> 00:03:00,625
‫تو جولیان هستی، درستـه؟

20
00:03:00,708 --> 00:03:01,791
‫من دیلون هستم

21
00:03:01,875 --> 00:03:03,583
‫مامان‌هامون با هم تنیس بازی می‌کنـن

22
00:03:03,625 --> 00:03:05,083
‫مامانـت بهم گفت هوات رو داشته باشم

23
00:03:05,541 --> 00:03:07,083
‫اوه. باشه.

24
00:03:07,166 --> 00:03:09,083
‫هی، قبلاً نمی‌رفتی مدرسه بیچر پرپ؟

25
00:03:09,166 --> 00:03:10,458
‫آره.
‫خیلی وقت پیش.

26
00:03:10,541 --> 00:03:12,416
‫برای راهنمایی رفتـم به مدرسه یونین تِک

27
00:03:12,500 --> 00:03:14,916
‫یونین؟ مرد، همیشه توی مسابقات منطقه‌ای
‫پوستتون رو کندیم

28
00:03:15,000 --> 00:03:16,625
‫آره، خیلی بد بودیم. خب...

29
00:03:16,708 --> 00:03:18,083
‫بگذریم...

30
00:03:18,125 --> 00:03:20,625
‫اگه مامانـت پرسید،
‫بگو که بهت سر زدم، خب؟

31
00:03:20,708 --> 00:03:24,291
‫و یه نصیحت، این میزِ بازنده‌هاست

32
00:03:24,375 --> 00:03:26,416
‫اگه بخوای فردا می‌تونی
‫بیای پیش ما بشینی

33
00:03:27,416 --> 00:03:29,375
‫اوه، باشه. شاید...

34
00:05:10,041 --> 00:05:11,875
‫هی، مدرسه جدید چطوره؟

35
00:05:43,166 --> 00:05:47,000
‫[تا ساعت 10 برمی‌گردیم خونه]
‫[با بوس و بغل، مامان]

36
00:05:54,000 --> 00:05:55,083
‫کسی اونجاست؟

37
00:05:59,041 --> 00:06:00,916
‫مادربزرگ، زهره‌ام رو ترکوندی

38
00:06:02,291 --> 00:06:03,583
‫ببخشید عزیزم

39
00:06:03,666 --> 00:06:05,708
‫نتونستم جلوی خودم رو بگیرم

40
00:06:06,958 --> 00:06:09,583
‫خب، بیا اینجا، بیا!

41
00:06:12,458 --> 00:06:13,583
‫من این همه راه از پاریس اومدم

42
00:06:13,666 --> 00:06:15,041
‫و این بهترین استقبالیـه که می‌تونی
‫ازم بکنـی؟

43
00:06:20,208 --> 00:06:22,000
‫انتظار نداشتـی بیام؟

44
00:06:22,083 --> 00:06:24,125
‫نه، می‌دونستم که داری میای،
‫فقط یادم رفتـه بود امروز می‌رسی

45
00:06:24,208 --> 00:06:25,291
‫اهمم

46
00:06:25,375 --> 00:06:26,583
‫تازه پدر و مادرت رو دیدم

47
00:06:26,625 --> 00:06:29,291
‫باید با همکارهای پدرت می‌رفتن

48
00:06:29,375 --> 00:06:31,083
‫به یه شب نشینی شیک

49
00:06:31,166 --> 00:06:33,166
‫آره. کار همیشه‌ شونـه.

50
00:06:35,500 --> 00:06:37,666
‫واسه همین یه میز دو نفره چیدم

51
00:06:46,750 --> 00:06:48,416
‫پدر گفت دارن توی موزه متروپولیتن

52
00:06:48,458 --> 00:06:50,125
‫نمایشگاه نقاشی‌هات رو می‌ذارن

53
00:06:50,208 --> 00:06:52,416
‫بازنگری

54
00:06:52,500 --> 00:06:56,083
‫بازنگری یه روش مودبانـه
‫برای گفتن "تو پیری" هست

55
00:06:59,750 --> 00:07:03,083
‫مادربزرگ، من فقط 15 سالمـه

56
00:07:04,125 --> 00:07:06,458
‫خب، درمورد خودت بهم بگو

57
00:07:06,541 --> 00:07:08,500
‫مدرسه جدیدت چطوره؟

58
00:07:10,916 --> 00:07:12,916
‫فقط یه هفته گذشته

59
00:07:13,000 --> 00:07:14,750
‫واسه همین هنوز هیچکس رو
‫خوب نمی‌شناسم

60
00:07:17,375 --> 00:07:19,583
‫امروز یه پسری رو دیدم
‫که به نظر خوب بود

61
00:07:19,625 --> 00:07:21,500
‫اهل ورزش و ایناست

62
00:07:22,958 --> 00:07:24,083
‫بهم گفت که اگه بخوام
‫می‌تونم با اون

63
00:07:24,166 --> 00:07:25,500
‫و دوستاش وقت بگذرونـم

64
00:07:25,583 --> 00:07:27,583
‫خب، خوبـه، مگه نه؟

65
00:07:29,416 --> 00:07:31,083
‫نمی‌دونم.
‫فکر کنم باشه.

66
00:07:33,166 --> 00:07:35,833
‫الان فقط دارم سعی می‌کنم
‫سازگار بشم

67
00:07:35,916 --> 00:07:36,916
‫از زمانی که مدرسه قدیمیـم رو

68
00:07:37,000 --> 00:07:38,750
‫ترک کردم، این شده شعارم

69
00:07:38,833 --> 00:07:39,833
‫همم

70
00:07:41,875 --> 00:07:43,000
‫چیـه؟

71
00:07:44,166 --> 00:07:46,333
‫جولیان، تو مدرسه قدیمیـت رو ترک نکردی

72
00:07:46,416 --> 00:07:48,666
‫تو اخراج شدی

73
00:07:48,750 --> 00:07:51,083
‫چون یه پسری رو اذیت کردی

74
00:07:52,750 --> 00:07:54,375
‫حالا هرچی.
‫خودت می‌دونـی منظورم چیـه.

75
00:07:56,333 --> 00:07:57,583
‫اگه یه چیز از گذشته
‫یاد گرفتـه باشـم

76
00:07:57,625 --> 00:08:01,500
‫اینـه که سرم به کار خودم باشه

77
00:08:01,583 --> 00:08:02,958
‫نه جدی باشم، نه مهربون

78
00:08:03,041 --> 00:08:05,416
‫فقط... عادی باشم

79
00:08:09,083 --> 00:08:11,416
‫و این چیزی هست که یاد گرفتی؟

80
00:08:11,458 --> 00:08:13,208
‫که عادی باشی؟

81
00:08:14,833 --> 00:08:16,166
‫مگه عادی بودن چشـه؟

82
00:08:17,916 --> 00:08:19,250
‫هیچی

83
00:08:21,958 --> 00:08:23,416
‫و خیلی چیزاش

84
00:08:25,458 --> 00:08:28,833
‫منـم وقتی هم سن تو بودم
‫دلـم می‌خواست عادی باشم، اما...

85
00:08:31,083 --> 00:08:32,166
‫اما چی؟

86
00:08:33,708 --> 00:08:35,583
‫مطمئنـم پدرت برات تعریف کرده که

87
00:08:35,625 --> 00:08:38,416
‫وقتی یه دختر جوان بودم
‫چه اتفاقاتی برام افتاده

88
00:08:39,541 --> 00:08:40,958
‫یه چیزایی

89
00:08:41,041 --> 00:08:42,500
‫میگه خیلی دوست نداری درموردش حرف بزنـی

90
00:08:42,583 --> 00:08:43,583
‫دوست ندارم

91
00:08:44,916 --> 00:08:48,833
‫اما حالا فکر می‌کنم که
‫محض خاطر تو باید حرف بزنـم

92
00:08:51,833 --> 00:08:54,125
‫اون وزنه‌ی زینتی رو می‌بینی؟

93
00:08:54,208 --> 00:08:55,833
‫میشه برام بیاریـش؟

94
00:08:59,041 --> 00:09:00,416
‫اسم روستایی که توی فرانسه

95
00:09:00,458 --> 00:09:01,666
‫داخلـش بزرگ شدم رو می‌دونـی؟

96
00:09:03,166 --> 00:09:05,625
‫آبردین یه چیزی؟

97
00:09:05,708 --> 00:09:08,416
‫اوبرویلیر او بوآ

98
00:09:10,458 --> 00:09:13,083
‫توی کوه‌های مارژرید هست

99
00:09:13,166 --> 00:09:17,333
‫و توسط یه جنگل باستانی
‫به اسم مرنوئیت احاطه شده

100
00:09:21,166 --> 00:09:25,250
‫مرنوئیت یه جای تاریک و ترسناک بود

101
00:09:25,291 --> 00:09:27,791
‫مردم همیشه افسانه‌هایی
‫درمورد گرگ‌های غول پیکری می‌گفتن

102
00:09:27,875 --> 00:09:30,250
‫که در زمستان‌های سخت
‫توی جنگل پرسه می‌زدن

103
00:09:32,333 --> 00:09:35,666
‫اما در بهار، درخت‌ها پوشیده از برگ می‌شدن

104
00:09:35,750 --> 00:09:39,875
‫و پرنده‌ها برمی‌گشتن
‫و جنگل جون تازه‌ای می‌گرفت

105
00:09:40,916 --> 00:09:42,083
‫بعد در اوایل ماه مِی

106
00:09:42,166 --> 00:09:44,625
‫شگفت انگیز ترین اتفاق رخ می‌داد

107
00:09:44,708 --> 00:09:47,750
‫گل‌های ناقوس آبی شکوفه می‌زدند

108
00:09:49,250 --> 00:09:50,333
‫آه

109
00:09:50,416 --> 00:09:52,375
‫جادویی بود

110
00:09:52,416 --> 00:09:54,833
‫جادویی

111
00:09:55,125 --> 00:09:58,125
‫این احتمالاً دوست‌داشتنی ترین
‫خاطره دوران کودکی من هست

112
00:10:00,291 --> 00:10:04,708
‫پیکنیک با پدر و مادرم
‫در میان گل‌های افسانه‌ای

113
00:10:18,916 --> 00:10:20,250
‫تبدیلـم کن به پرنده، بابا

114
00:10:21,041 --> 00:10:22,250
‫دوباره؟

115
00:10:22,291 --> 00:10:25,041
‫- اما این دفعه سریع‌تر
‫- باشه، باشه

116
00:10:25,125 --> 00:10:27,875
‫♪ پرنده کوچولو، پرنده کوچولو ♪

117
00:10:27,958 --> 00:10:30,333
‫♪ تا چقد می‌تونی بری بالا؟ ♪

118
00:10:30,416 --> 00:10:32,791
‫♪ به بلندی آسمان ♪

119
00:10:32,833 --> 00:10:34,625
‫♪ تا جایی که آسمان هست ♪

120
00:10:34,666 --> 00:10:37,166
‫♪ پرنده کوچولو، پرنده کوچولو ♪

121
00:10:37,250 --> 00:10:39,291
‫♪ چقدر سریع می‌تونی بری ♪

122
00:10:39,333 --> 00:10:41,708
‫♪ به تندی یک کلاغ ♪

123
00:10:41,791 --> 00:10:43,416
‫♪ به تندی یک کبوتر ♪

124
00:10:43,458 --> 00:10:46,375
‫♪ پرنده کوچولو، پرنده کوچولو ♪

125
00:10:46,458 --> 00:10:49,375
‫♪ تا کجا رو می‌تونی ببینـی؟ ♪

126
00:10:49,458 --> 00:10:52,708
‫♪ هرچقدر که دلـم بخواد ♪

127
00:10:52,791 --> 00:10:56,333
‫♪ فعلاً من آزادم ♪

128
00:10:56,416 --> 00:10:58,333
‫ما توی یه خونه‌ی قشنگ زندگی می‌کردیم

129
00:10:58,416 --> 00:11:00,166
‫در یک بخش دوست داشتنی از شهر

130
00:11:00,250 --> 00:11:02,291
‫پدرم یه دکتر بود،
‫یه جراح

131
00:11:02,333 --> 00:11:04,625
‫و مامانـم ریاضیات تدریس می‌کرد

132
00:11:05,875 --> 00:11:07,125
‫ما پولدار نبودیم

133
00:11:07,166 --> 00:11:08,833
‫اما قطعاً فقیر هم نبودیم

134
00:11:10,750 --> 00:11:13,708
‫اعتراف می‌کنـم که یخورده لوس بودم

135
00:11:13,791 --> 00:11:16,875
‫البته هرچند که خودم
‫اینطوری تفسیرش نمی‌کردم

136
00:11:22,166 --> 00:11:23,125
‫آروم دخترا

137
00:11:25,375 --> 00:11:28,458
‫وقتی زندگیـت به خوبی
‫زندگی‌ای باشه که من داشتم

138
00:11:28,500 --> 00:11:30,833
‫متوجه خیلی چیزا نمیشی

139
00:11:36,958 --> 00:11:40,250
‫[پاییز 1942]

140
00:11:40,291 --> 00:11:41,500
‫اکنون دو سال است که فرانسه

141
00:11:41,583 --> 00:11:42,958
‫به دست آلمان افتاده است

142
00:11:43,000 --> 00:11:44,000
‫و برای جشن گرفتن این مناسبت

143
00:11:44,083 --> 00:11:45,458
‫شخص آقای هیتلر

144
00:11:45,500 --> 00:11:47,458
‫از شهر ما دیدن کردند

145
00:11:47,541 --> 00:11:49,333
‫خب، الان بهت نگاه کرد

146
00:11:49,416 --> 00:11:50,916
‫نه نکرد

147
00:11:51,833 --> 00:11:53,291
‫الان دوباره هم نگاه کرد

148
00:12:09,125 --> 00:12:11,958
‫ما می‌ریم داخل زیرزمین

149
00:12:12,000 --> 00:12:15,041
‫اگه کسی سراغـم رو گرفت،
‫بگو سرما خوردم، رفتـم خونه

150
00:12:15,125 --> 00:12:16,625
‫خب؟

151
00:12:19,458 --> 00:12:21,625
‫به نظر بهتر شده

152
00:12:21,666 --> 00:12:23,458
‫غلتک فشار رو عوض کردم

153
00:12:25,250 --> 00:12:26,958
‫اوه

154
00:13:12,750 --> 00:13:13,791
‫هی

155
00:13:14,250 --> 00:13:15,458
‫خب؟

156
00:13:15,500 --> 00:13:17,791
‫وایسا. ژاکت جدیدتـه؟
‫دوستـش دارم.

157
00:13:17,875 --> 00:13:19,333
‫به نظر خیلی گرون میاد

158
00:13:19,416 --> 00:13:21,458
‫لَنگـه لنگ لنگان اومد

159
00:13:21,541 --> 00:13:24,000
‫چوبـش رو بگیر

160
00:13:24,083 --> 00:13:25,500
‫همینـه

161
00:13:25,583 --> 00:13:26,791
‫مثه خرگوش لی لی کن

162
00:13:28,375 --> 00:13:30,791
‫خوراکـه سیرکـه.
‫بیارش سگـه.

163
00:13:30,875 --> 00:13:33,041
‫اَه! حتـی عصاش هم بوی گند میده

164
00:13:33,833 --> 00:13:35,500
‫هی تورتو، بیا مسابقه بدیم

165
00:13:35,583 --> 00:13:37,041
‫تورتوی بیچاره

166
00:13:37,125 --> 00:13:38,333
‫چقد بدجنسـن

167
00:13:38,416 --> 00:13:39,791
‫مگه تقصیر اونـه که از باباش
‫فلج اطفال گرفته؟

168
00:13:39,875 --> 00:13:42,875
‫اینطوری نگرفته.
‫فقط یه بدشانسی بوده.

169
00:13:42,958 --> 00:13:44,500
‫خب، مامانـم میگه چون باباش

170
00:13:44,583 --> 00:13:46,958
‫توی فاضلاب کار می‌کنـه گرفته

171
00:13:47,000 --> 00:13:49,291
‫بوی بدش که قطعاً بخاطر همینـه

172
00:13:50,958 --> 00:13:53,375
‫من حتی اسمـش رو نمی‌دونستم

173
00:13:53,458 --> 00:13:55,958
‫همه فقط صداش می‌کردیم تورتو

174
00:13:56,041 --> 00:14:00,291
‫که به معنی خرچنگـه،
‫بخاطر طزر راه رفتنـش بود

175
00:14:00,333 --> 00:14:03,541
‫راستـش اصلاً به تورتو فکر هم نمی‌کردم

176
00:14:05,416 --> 00:14:07,708
‫فقط لباس‌های خودم برام مهم بودن

177
00:14:07,791 --> 00:14:09,208
‫و زندگی اجتماعیـم

178
00:14:10,041 --> 00:14:12,750
‫و اون علاقه مخفیانه‌ام

179
00:14:13,833 --> 00:14:15,333
‫یعنی کارهای هنریـم

180
00:14:15,416 --> 00:14:17,375
‫"بگذار از خوشی های زودگذر خود

181
00:14:17,458 --> 00:14:19,458
‫در بهترین روز های حیات لذت ببریم

182
00:14:19,541 --> 00:14:22,541
‫چه بسا تعدای شوربخت ضجه کنان
‫به تو دعا می‌کنند

183
00:14:22,625 --> 00:14:24,666
‫ای زمان، جاری شو و آنها را رها ساز

184
00:14:24,750 --> 00:14:25,791
‫برای آن‌ها سریع‌تر بگذر

185
00:14:25,833 --> 00:14:27,500
‫و دلواپسی‌های غاصبـشان را نیز با خود ببر

186
00:14:27,583 --> 00:14:29,791
‫برو، اما خوشبختان را به حال خود بگذار "

187
00:14:29,833 --> 00:14:30,958
‫ممنون کلود

188
00:14:31,041 --> 00:14:32,875
‫خیلی خوب خوندی

189
00:14:34,083 --> 00:14:36,583
‫لامارتین یکی از شاعرهای رمانتیک ماست

190
00:14:39,625 --> 00:14:42,500
‫اون بخشی از جنبشی بود که
‫رنگ مایه

191
00:14:42,583 --> 00:14:44,291
‫و حس جدیدی رو در شعر فرانسه
‫بوجود آورد

192
00:14:44,375 --> 00:14:46,458
‫چطوره یکم توجه کنـی، سارا

193
00:14:50,291 --> 00:14:51,958
‫بله مادمازل پوتیژان

194
00:14:53,375 --> 00:14:56,125
‫شاعر درماندگی بشر در مقابل
‫زمان رو بیان می‌کنـه

195
00:14:56,166 --> 00:14:59,000
‫همه می‌خوایم زمان رو کنترل کنیم،
‫اما البته که نمی‌تونیم

196
00:15:01,208 --> 00:15:02,916
‫خیلی خب، فردا می‌بینمتون

197
00:15:07,208 --> 00:15:09,750
‫سارا، میشه یه لحظه بمونـی؟

198
00:15:19,083 --> 00:15:20,708
‫بابت اون نوشته متاسفم

199
00:15:20,791 --> 00:15:22,708
‫نقاشی پرنده...

200
00:15:23,416 --> 00:15:24,541
‫میشه دوباره ببینمـش؟

201
00:15:43,833 --> 00:15:45,708
‫اینا رو به کسی نشون دادی؟

202
00:15:47,083 --> 00:15:49,041
‫فقط پدر و مادرم

203
00:15:50,416 --> 00:15:51,916
‫وقتی من هم سن تو بودم

204
00:15:52,833 --> 00:15:54,625
‫خیلی دوست داشتم بنویسم

205
00:15:54,666 --> 00:15:56,041
‫شعر، داستان...

206
00:15:57,166 --> 00:15:59,458
‫اما هیچ وقت بروز ندادمـش

207
00:15:59,541 --> 00:16:01,791
‫فکر می‌کردم اگه دوستانـم بفهمن

208
00:16:01,833 --> 00:16:04,000
‫یا خدایی نکرده پسرا

209
00:16:04,083 --> 00:16:06,291
‫اذیتـم می‌کنـن

210
00:16:06,375 --> 00:16:08,750
‫دخترای پرطرفدار از این کارا نمی‌کردن، می‌دونی؟

211
00:16:11,583 --> 00:16:14,458
‫باید برای استعدادت ارزش قائل بشی، سارا

212
00:16:15,416 --> 00:16:17,541
‫هیچ وقت دست از نقاشی کشیدن
‫بر ندارد

213
00:16:17,625 --> 00:16:19,166
‫باشه؟

214
00:16:19,250 --> 00:16:21,375
‫مثل پدرم حرف می‌زنید

215
00:16:22,500 --> 00:16:24,125
‫ایشالله که تعریف بود

216
00:16:26,583 --> 00:16:28,875
‫دنیای حقیقی محدودیت‌های خودش رو داره

217
00:16:29,625 --> 00:16:31,833
‫اما دنیای تخیل

218
00:16:31,916 --> 00:16:33,416
‫بی حد و مرز

219
00:16:35,291 --> 00:16:36,625
‫فردا می‌بینمت

220
00:16:53,916 --> 00:16:55,208
‫سلام مادام بالو

221
00:16:55,916 --> 00:16:56,958
‫سلام پیِر

222
00:16:59,625 --> 00:17:01,416
‫یه شیرینی شکلاتـی، لطفاً

223
00:17:09,000 --> 00:17:09,958
‫بیا

224
00:17:10,541 --> 00:17:12,041
‫ممنون

225
00:17:14,041 --> 00:17:16,083
‫فقط بگیرش و برو

226
00:17:30,750 --> 00:17:33,333
‫[به یهودیان خدمات داده نمی‌شود]

227
00:17:34,333 --> 00:17:35,291
‫چی؟

228
00:17:36,125 --> 00:17:37,125
‫کِی؟

229
00:17:39,666 --> 00:17:40,625
‫امروز

230
00:17:41,708 --> 00:17:42,708
‫امروز صبح

231
00:17:44,750 --> 00:17:45,875
‫نگران نباش

232
00:17:46,791 --> 00:17:48,125
‫یه کار دیگه پیدا می‌کنـم

233
00:17:48,208 --> 00:17:50,166
‫بهرحال دانشگاه داشت یخورده
‫حوصله‌ام رو سر می‌برد

234
00:17:50,250 --> 00:17:52,291
‫چطور تونستن همچین کاری کنن؟

235
00:17:52,333 --> 00:17:54,791
‫تو بهترین استاد ریاضی‌شون هستی

236
00:17:56,125 --> 00:17:58,125
‫پیچیده‌ست، سارا

237
00:17:59,208 --> 00:18:00,541
‫نه راستـش

238
00:18:01,291 --> 00:18:02,791
‫مکس، نکن

239
00:18:05,375 --> 00:18:06,458
‫چی شده؟

240
00:18:13,583 --> 00:18:16,458
‫امروز صبح یه تابلو روی
‫در شیرینی فروشی دیدم

241
00:18:18,000 --> 00:18:20,791
‫نوشته بود "ورود یهودیان ممنوع"

242
00:18:20,875 --> 00:18:23,875
‫احتمالاً قراره اون تابلوها بیشترم بشن

243
00:18:25,041 --> 00:18:27,625
‫گفتی که همچین اتفاقی
‫اینجا نمی‌افته

244
00:18:27,708 --> 00:18:30,125
‫گفتی اینجا منطقه‌ی اشغال نشده‌ست

245
00:18:30,208 --> 00:18:31,791
‫گفتی منطقه آزاده

246
00:18:34,333 --> 00:18:36,875
‫متاسفانه اشتباه می‌کردم

247
00:18:36,958 --> 00:18:39,500
‫مثل یک طوفان بدخیم می‌مونـه، سارا

248
00:18:39,583 --> 00:18:41,083
‫باید طاقت بیاریم

249
00:18:41,958 --> 00:18:43,625
‫و بلاخره تموم میشه

250
00:18:45,375 --> 00:18:46,541
‫ماه گذشته در پاریس

251
00:18:46,625 --> 00:18:51,666
‫پلیس تقریباً 13هزار یهودی رو دستگیر کرده

252
00:18:51,750 --> 00:18:53,458
‫خیلی‌هاشون بچه بودن

253
00:18:53,541 --> 00:18:55,708
‫توی پیست دوچرخه سواری
‫جمع‌شون کردن

254
00:18:55,791 --> 00:18:57,625
‫و فرستادن‌شون به شهر درانسی،
‫به یک اردوگاه کار اجباری

255
00:18:57,708 --> 00:18:58,958
‫مکس، کافیـه!

256
00:19:00,666 --> 00:19:02,208
‫پلیس فرانسه؟

257
00:19:02,916 --> 00:19:05,166
‫دیگه فرانسه‌ای وجود نداره

258
00:19:05,250 --> 00:19:07,375
‫شهر ویشی دستوراتـش رو از آلمان می‌گیره

259
00:19:07,458 --> 00:19:08,916
‫داری می‌ترسونیـش

260
00:19:10,333 --> 00:19:12,291
‫معلومـه که هنوز هم فرانسه‌ای هست

261
00:19:12,375 --> 00:19:14,500
‫ما شهروندان فرانسه هستیم
‫و برای اثباتـش مدارکی هم داریم

262
00:19:14,583 --> 00:19:16,166
‫متاسفم...

263
00:19:16,250 --> 00:19:18,291
‫اما باید بدونـه داره چه اتفاقی می‌افته

264
00:19:20,291 --> 00:19:22,625
‫توی شهر لیون، یهودی‌ها باید
‫ستاره‌های زردی به خودشون بزنـن

265
00:19:22,708 --> 00:19:24,791
‫درست مثل منطقه اشغال شده

266
00:19:24,875 --> 00:19:26,333
‫فقط یهودی‌های متولد خارج.
‫یهودیان مذهبی.

267
00:19:26,416 --> 00:19:27,750
‫نه رز، چرا چرند میگی!

268
00:19:29,208 --> 00:19:32,125
‫فکر می‌کنی برای این عوضی ها
‫اهمیتی داره که کجا به دنیا اومدیم؟

269
00:19:32,166 --> 00:19:35,250
‫یا... یا... یا به کنیسه می‌ریم یا نه؟

270
00:19:36,166 --> 00:19:37,625
‫از نگاه اونـا ما فرانسوی نیستیم

271
00:19:37,666 --> 00:19:39,208
‫از نظرشون ما جانورهای موذی هستیم،
‫یک بیماری که باید ریشه کن بشه

272
00:19:39,291 --> 00:19:40,458
‫کافیـه!

273
00:19:45,416 --> 00:19:46,958
‫مامان؟

274
00:19:51,208 --> 00:19:54,125
‫مشکلی پیش نمیاد، سارا

275
00:19:54,166 --> 00:19:56,708
‫اینجا کشور ماست،
‫و همیشه هم خواهد موند

276
00:19:58,916 --> 00:19:59,916
‫بهش بگو!

277
00:20:01,250 --> 00:20:03,416
‫بهش بگو که همه‌چی درست میشه

278
00:20:17,000 --> 00:20:18,541
‫همه‌چی درست میشه

279
00:20:30,291 --> 00:20:31,625
‫زندگی وحشی در آفریقا

280
00:20:31,708 --> 00:20:33,458
‫نسبت به زندگی ما در فرانسه،
‫خیلی متفاوت هست

281
00:20:33,500 --> 00:20:36,541
‫اونا غزال دارن، کفتار دارن..

282
00:20:38,375 --> 00:20:40,125
‫خیلی خب، حتماً اطلاعات
‫روی تخته رو

283
00:20:40,208 --> 00:20:42,875
‫حفظ کنید، چون هفته
‫آینده بحث رو ادامه می‌دیم

284
00:21:05,875 --> 00:21:06,875
‫سارا؟

285
00:21:08,541 --> 00:21:09,833
‫عذر می‌خوام

286
00:21:09,916 --> 00:21:11,458
‫وای خدا، داره چیکار می‌کنـه؟

287
00:21:11,541 --> 00:21:13,041
‫داره میاد اینجا؟

288
00:21:14,416 --> 00:21:16,416
‫این رو زیر نیمکتـت پیدا کردم

289
00:21:17,625 --> 00:21:19,291
‫گفتم حتماً جاش گذاشتی

290
00:21:19,791 --> 00:21:20,791
‫ممنون

291
00:21:21,875 --> 00:21:23,083
‫خواهش می‌کنـم

292
00:21:31,125 --> 00:21:32,958
‫یکی رو خانم کراش زده

293
00:21:33,000 --> 00:21:34,000
‫اون دوست‌تون هست؟

294
00:21:34,083 --> 00:21:36,875
‫هان؟ آم، نه

295
00:21:36,958 --> 00:21:40,125
‫تو کلاس یچی رو جا گذاشته بودم،
‫آوردش

296
00:21:41,333 --> 00:21:42,875
‫چی بود؟

297
00:21:43,666 --> 00:21:45,125
‫هیچی

298
00:21:46,750 --> 00:21:47,791
‫میشه ببینـم؟

299
00:21:47,875 --> 00:21:49,333
‫آه نه، نکن رفیق

300
00:21:49,416 --> 00:21:51,041
‫تورتو با دست‌های خرچنگیـش
‫بهش دست زده

301
00:21:51,125 --> 00:21:53,416
‫جروم، عجب عوضی ای هستی

302
00:21:54,041 --> 00:21:55,208
‫میشه؟

303
00:22:13,916 --> 00:22:15,500
‫تو همه اینا رو کشیدی؟

304
00:22:15,583 --> 00:22:17,375
‫فقط وقتی حوصله‌ام سر میره

305
00:22:17,458 --> 00:22:19,166
‫مسخره‌ان

306
00:22:19,250 --> 00:22:20,583
‫شکسته نفسی نکن

307
00:22:27,791 --> 00:22:28,791
‫این منـم؟

308
00:22:29,625 --> 00:22:31,041
‫آم...

309
00:22:31,458 --> 00:22:33,666
‫ازش خوشـم میاد

310
00:22:33,750 --> 00:22:35,041
‫نباید انقد از استعدادت خجالت بکشی

311
00:22:35,125 --> 00:22:36,125
‫اینا خیلی خوب هستن

312
00:22:38,875 --> 00:22:39,875
‫برای یه یهودی

313
00:22:54,666 --> 00:22:56,625
‫اونجا!
‫اونجاست جناب افسر.

314
00:22:56,666 --> 00:22:59,625
‫همون یهودی که با حیله و نیرنگ
‫پول‌مون رو گرفته

315
00:22:59,666 --> 00:23:02,375
‫یهودی؟ یهودی کجا بوده؟
‫من که یهودی نیستم

316
00:23:03,875 --> 00:23:05,333
‫[ورود یهودیان ممنوع]

317
00:23:06,125 --> 00:23:07,625
‫پول‌شون رو پس بده، یهودی

318
00:23:11,000 --> 00:23:12,875
‫[اطلاعیه عمومی] [منع رفت و آمد]
‫[رانندگی در محدوده شهر، بدون مجوز ممنوع است]

319
00:23:13,083 --> 00:23:14,458
‫این حالیت می‌کنـه که دیگه از

320
00:23:14,500 --> 00:23:16,458
‫آدم‌های درست‌کار چیزی ندزدی

321
00:23:16,500 --> 00:23:17,708
‫یهودیـه ....

322
00:23:20,500 --> 00:23:22,625
‫خاک فرانسه باید از وجود تمام یهودی‌ها
‫
‫[ورود یهودیان ممنوع]

323
00:23:22,666 --> 00:23:24,958
‫کمونیست‌ها و طرفداران دوگل
‫پاک سازی شود

324
00:23:25,000 --> 00:23:27,125
‫زمان بازسازی کشورمان فرا رسیده

325
00:23:27,166 --> 00:23:30,208
‫اینطوری ما هم ممکن هست افتخاری
‫که در برلین حس می‌کنند رو حس کنیم

326
00:23:30,291 --> 00:23:31,875
‫در مونیخ...

327
00:23:33,541 --> 00:23:34,833
‫از بندر مارسی اومده

328
00:23:34,916 --> 00:23:36,708
‫ارون و لوسی دستگیر شدن

329
00:23:38,083 --> 00:23:39,083
‫چی؟

330
00:23:39,916 --> 00:23:41,458
‫اما اونجا که منطقه آزاده

331
00:23:42,458 --> 00:23:43,541
‫یه جمع‌آوری انجام دادن

332
00:23:43,625 --> 00:23:44,625
‫ظاهراً بردنشون به یک کمپ در شمال

333
00:23:44,708 --> 00:23:46,958
‫در نزدیکی کومپین

334
00:23:50,250 --> 00:23:51,666
‫مارشال پتن داره دارناند رو مسئول

335
00:23:51,750 --> 00:23:54,291
‫پلیس ملی می‌کنـه

336
00:23:54,375 --> 00:23:56,125
‫یه فاشیست که با اس‌اسِ هیتلر هم دستـه

337
00:23:56,208 --> 00:23:57,583
‫شده مسئول اداره پلیس

338
00:24:03,916 --> 00:24:05,750
‫زمانـش رسیده، رز

339
00:24:09,000 --> 00:24:11,125
‫باید تا فرصت هست فرار کنیم

340
00:24:11,166 --> 00:24:13,250
‫مثل خاخام برنشتاین و همسرش

341
00:24:14,333 --> 00:24:16,458
‫خب پس...
‫فقط...

342
00:24:16,500 --> 00:24:18,791
‫خونه‌مون رو ترک کنیم؟

343
00:24:18,875 --> 00:24:21,833
‫هرچی که صاحبـش هستیم،
‫هرچی که بخاطرش کار کردیم رو؟

344
00:24:21,916 --> 00:24:23,291
‫- نه، من فقط.. رز
‫- می‌دونم

345
00:24:23,375 --> 00:24:25,708
‫فقط یخورده بیشتر زمان می‌خوام

346
00:24:27,000 --> 00:24:29,125
‫که همه‌چی رو جمع و جور کنـم

347
00:24:29,166 --> 00:24:31,125
‫و خداحافظی بکنیم

348
00:24:31,166 --> 00:24:33,250
‫نمیشه خداحافظی بکنیم، رز

349
00:24:34,083 --> 00:24:35,291
‫خودتـم می‌دونـی

350
00:24:36,583 --> 00:24:37,958
‫هیچکس نباید بدونـه

351
00:24:57,958 --> 00:24:59,583
‫قشنگـه، سارا

352
00:25:01,750 --> 00:25:04,125
‫چرا مردم انقد از ما متنفر هستن؟

353
00:25:13,500 --> 00:25:14,958
‫همه مردم ازمون متنفر نیستن

354
00:25:15,916 --> 00:25:17,208
‫باید این رو یادت بشه

355
00:25:17,291 --> 00:25:18,541
‫اما بعضی‌هاشون متنفرن

356
00:25:18,625 --> 00:25:20,416
‫بعضی‌هاشون.
‫بعضی‌هاشون چرا.

357
00:25:26,291 --> 00:25:28,333
‫اعتقاد من اینـه که

358
00:25:28,416 --> 00:25:31,500
‫همه آدم‌ها یک روشنایی
‫درون‌شون دارن

359
00:25:31,583 --> 00:25:35,125
‫و اون نور بهشون این اجازه رو میده
‫از قلب بقیه پی ببرن

360
00:25:36,333 --> 00:25:38,875
‫اما بعضی‌ها از دستـش دادن

361
00:25:38,958 --> 00:25:40,833
‫درونشون تاریکیـه

362
00:25:40,916 --> 00:25:42,958
‫پس درون بقیه هم فقط تاریکی می‌بینن

363
00:25:44,375 --> 00:25:46,791
‫چون نمی‌تونن درون ما رو ببینـن
‫ازمون متنفرن

364
00:25:48,208 --> 00:25:50,541
‫تا زمانی که نورِ درون خودمون رو
‫روشن نگه داریم

365
00:25:51,833 --> 00:25:53,125
‫برنده می‌شیم

366
00:26:01,208 --> 00:26:03,375
‫متاسفیم، سارا

367
00:26:03,458 --> 00:26:06,208
‫می‌دونیم که قراره خیلی برات سخت باشه

368
00:26:06,291 --> 00:26:08,291
‫کی باید بریم؟

369
00:26:08,333 --> 00:26:09,291
‫چقد زود؟

370
00:26:09,875 --> 00:26:11,041
‫زود

371
00:26:12,208 --> 00:26:14,041
‫حداکثر تا هفته آینده

372
00:26:15,166 --> 00:26:17,208
‫برای همیشه نیست

373
00:26:17,291 --> 00:26:18,375
‫قول میدی؟

374
00:26:20,125 --> 00:26:21,125
‫قول میدم

375
00:26:25,750 --> 00:26:27,791
‫حالا می‌خوام توام یه قول بدی

376
00:26:30,416 --> 00:26:34,291
‫ازت می‌خوام باز هم که توی مدرسه
‫بوت‌های زمستونیـت رو بپوشی

377
00:26:35,166 --> 00:26:37,125
‫چی؟

378
00:26:37,166 --> 00:26:39,208
‫تمام زمستون منتظر بودم
‫کفش‌های جدیدم رو بپوشـم

379
00:26:39,875 --> 00:26:41,458
‫خواهش می‌کنم، پرنده کوچولو

380
00:26:42,208 --> 00:26:43,208
‫چرا؟

381
00:26:44,708 --> 00:26:46,625
‫چون من ازت می‌خوام

382
00:26:47,875 --> 00:26:49,416
‫باشه؟

383
00:26:50,250 --> 00:26:51,666
‫باشه

384
00:26:51,750 --> 00:26:53,958
‫- قول میدی؟
‫- آره

385
00:26:56,416 --> 00:26:57,541
‫ممنون

386
00:27:02,000 --> 00:27:03,208
‫شب بخیر سارا

387
00:27:03,875 --> 00:27:05,125
‫دوستـت داریم

388
00:27:29,958 --> 00:27:31,958
‫- صبح بخیر شبان لوک
‫- صبح بخیر خانم بلوم

389
00:27:55,166 --> 00:27:56,458
‫خب پس، ای به توان دو

390
00:27:56,541 --> 00:27:58,458
‫بعلاوه بی به توان دو

391
00:27:58,541 --> 00:28:00,458
‫مساوی است با
‫سی به توان دو

392
00:28:00,500 --> 00:28:01,458
‫بفرمایید

393
00:28:03,958 --> 00:28:06,416
‫مادمازل پوتیژان،
‫میشه باهاتون صحبت کنـم؟

394
00:28:07,291 --> 00:28:08,375
‫البته

395
00:28:15,958 --> 00:28:18,000
‫آره

396
00:28:18,083 --> 00:28:19,958
‫بچه‌ها، من باید چند دقیقه‌ای برم

397
00:28:20,000 --> 00:28:21,625
‫می‌خوام تا برمی‌گردم ساکت باشید

398
00:28:21,708 --> 00:28:22,833
‫سارا، روث

399
00:28:22,916 --> 00:28:25,291
‫می‌خوام باهام بیایید.
‫سریع لطفاً.

400
00:28:25,333 --> 00:28:27,041
‫و کت‌هاتون رو هم بیارید

401
00:28:28,083 --> 00:28:29,083
‫سریع

402
00:28:30,208 --> 00:28:31,208
‫چرا؟

403
00:28:31,291 --> 00:28:33,291
‫بیرون همه‌چی رو توضیح میدم

404
00:28:33,375 --> 00:28:35,375
‫بقیه روی صندلی‌هاتون بمونید

405
00:28:38,000 --> 00:28:39,166
‫توی اوبرولییه-او-بوا

406
00:28:39,250 --> 00:28:40,458
‫یهودیا رو جمع‌آوری کردن

407
00:28:40,500 --> 00:28:41,666
‫فکر می‌کنیم که افسرهای آلمانی

408
00:28:41,750 --> 00:28:43,166
‫- دارن میان اینجا
‫- اینجا؟

409
00:28:43,250 --> 00:28:44,458
‫یکی از نیروهای مقاومت قراره

410
00:28:44,500 --> 00:28:45,375
‫شما و بقیه بچه‌های یهودی رو

411
00:28:45,458 --> 00:28:46,500
‫توی جنگل پنهان کنـه

412
00:28:49,833 --> 00:28:51,500
‫سارا، کتـت کو؟

413
00:28:51,583 --> 00:28:52,958
‫توی کلاس نقاشی جاش گذاشتم

414
00:28:53,000 --> 00:28:54,416
‫بیا، این رو بگیر

415
00:28:56,041 --> 00:28:57,041
‫باشه

416
00:29:03,541 --> 00:29:04,708
‫- من ترسیدم
‫- منم همینطور

417
00:29:04,791 --> 00:29:06,375
‫می‌دونم که ترسیدید،
‫اما چیزی نمیشه

418
00:29:11,916 --> 00:29:13,208
‫شما دوتا، سریع باشید.
‫بیایید.

419
00:29:18,791 --> 00:29:20,791
‫بچه‌ها، ایشون آنتونی هست

420
00:29:20,875 --> 00:29:22,833
‫اون نمی‌ذاره بهتون آسیبی برسه

421
00:29:22,916 --> 00:29:24,625
‫اما باید هرکار که میگه رو
‫مو به مو انجام بدید

422
00:29:24,708 --> 00:29:25,833
‫متوجه شدید؟

423
00:29:25,916 --> 00:29:27,625
‫از همه‌تون می‌خوام که خیلی ساکت باشید

424
00:29:27,708 --> 00:29:29,125
‫و خیلی سریع بدوئید

425
00:29:29,166 --> 00:29:30,583
‫می‌تونید؟

426
00:29:52,500 --> 00:29:54,375
‫برید توی اون یکی حیاط!

427
00:29:55,291 --> 00:29:56,625
‫سریع! سریع!

428
00:30:26,625 --> 00:30:28,416
‫حالا!

429
00:30:34,416 --> 00:30:35,708
‫اوه، متاسفم

430
00:30:35,791 --> 00:30:39,125
‫هیچ‌کدوم‌ از این بچه‌ها
‫امروز نیومدن مدرسه

431
00:30:39,166 --> 00:30:40,916
‫حتماً یکی بهشون خبر داده

432
00:30:43,083 --> 00:30:45,208
‫معلم‌ها بردنشون

433
00:30:45,291 --> 00:30:46,791
‫هنوزم یجایی توی محوطه هستن

434
00:30:48,500 --> 00:30:51,291
‫ممنون مرد جوان

435
00:30:51,333 --> 00:30:54,125
‫معلم هاتون باید ازت الگو بگیرن

436
00:30:54,208 --> 00:30:56,291
‫پیداشون کنید

437
00:31:24,625 --> 00:31:26,458
‫ولـش کن!

438
00:31:29,416 --> 00:31:30,458
‫پشت سرت!

439
00:31:30,500 --> 00:31:31,625
‫یکی دیگه!

440
00:31:33,416 --> 00:31:34,708
‫یکی هم اینجاست!

441
00:32:00,958 --> 00:32:02,041
‫دختر کوچولو!

442
00:32:03,583 --> 00:32:04,875
‫کسی رو دیدی که این طرف بیاد؟

443
00:32:04,958 --> 00:32:06,416
‫خب حالا دیگه برگردید به کلاس

444
00:32:06,458 --> 00:32:07,791
‫همین حالا از پنجره فاصله بگیرید

445
00:32:07,875 --> 00:32:09,208
‫همین حالا برگردید روی صندلی‌هاتون

446
00:32:27,708 --> 00:32:28,791
‫زنده‌ باد انسانیت

447
00:33:15,875 --> 00:33:17,708
‫چیزی نیست

448
00:33:17,791 --> 00:33:19,708
‫داریم می‌بریم‌تون پیش
‫پدر و مادرتون

449
00:33:19,791 --> 00:33:21,666
‫همه سوار بشن لطفاً

450
00:34:03,541 --> 00:34:05,625
‫محض رضای خدا، ولشون کن،
‫بهت التماس می‌کنـم

451
00:34:06,250 --> 00:34:07,458
‫دروغگوی آشغال

452
00:34:07,541 --> 00:34:09,000
‫باید همین الان یه تیر حرومـت کنـم

453
00:34:09,083 --> 00:34:10,666
‫نکنید، خواهش می‌کنـم

454
00:34:10,750 --> 00:34:12,541
‫این کار رو نکنید.
‫اونا فقط بچه‌ان.

455
00:34:12,625 --> 00:34:14,125
‫یهودی هستن

456
00:34:14,208 --> 00:34:16,125
‫ما دستوراتی داریم

457
00:34:16,166 --> 00:34:17,958
‫اگه عقل تو کله‌تون باشه،
‫برمی‌گردید داخل

458
00:34:18,041 --> 00:34:19,625
‫و سرتون رو می‌کنید توی کار خودتون

459
00:34:19,666 --> 00:34:21,666
‫کار ما این بچه‌ها هستن

460
00:34:21,750 --> 00:34:24,958
‫نه، اونا دانش آموزان من هستن.
‫من پیش‌شون می‌مونـم

461
00:34:25,000 --> 00:34:25,958
‫مری...

462
00:35:31,041 --> 00:35:32,958
‫یکی از بچه‌ها گم شده

463
00:35:37,583 --> 00:35:40,125
‫چهارده‌تا اسم توی لیست ما هست

464
00:35:40,166 --> 00:35:43,458
‫اما فقط 13 تا بچه جمع شدن

465
00:35:44,416 --> 00:35:45,791
‫یکی گم شده

466
00:36:03,416 --> 00:36:04,458
‫سارا

467
00:36:04,500 --> 00:36:06,500
‫سربازها هنوز دارن دنبالـت می‌گردن

468
00:36:06,583 --> 00:36:08,625
‫باید همین حالا باهام بیای

469
00:36:09,333 --> 00:36:10,625
‫یه راه خروج بلدم

470
00:37:05,208 --> 00:37:07,250
‫متاسفم.
‫این امن‌ترین راهـه.

471
00:37:07,875 --> 00:37:10,000
‫کجا هستیم؟

472
00:37:10,083 --> 00:37:12,000
‫پدرم یبار این راه رو نشونـم داد

473
00:37:12,083 --> 00:37:14,291
‫سال‌ها توی این فاضلاب‌ها کار می‌کرده

474
00:37:22,916 --> 00:37:25,416
‫فقط تا زانوت میره توی آبـش

475
00:37:30,291 --> 00:37:31,458
‫فکر کنـم

476
00:37:46,208 --> 00:37:47,500
‫بیا

477
00:37:47,583 --> 00:37:49,125
‫خوبـم

478
00:37:49,750 --> 00:37:51,791
‫داری یخ می‌زنی

479
00:37:51,833 --> 00:37:54,083
‫هنوز شش کیلومتر تا ژنویلیه راهـه

480
00:37:55,458 --> 00:37:57,291
‫توی ژنویلیه چه خبره؟

481
00:37:58,208 --> 00:37:59,625
‫خونه‌مون اونجاست

482
00:38:01,458 --> 00:38:03,000
‫پدر و مادرم چی؟

483
00:38:03,083 --> 00:38:04,375
‫اگه اتفاق بدی براشون افتاده باشه چی؟

484
00:38:04,458 --> 00:38:06,333
‫مطمئنـم حال‌شون خوبـه.
‫خب؟

485
00:38:06,416 --> 00:38:08,958
‫سارا خواهش می‌کنم،
‫واقعاً باید به راهمون ادامه بدیم

486
00:39:08,291 --> 00:39:12,041
‫اون خونه‌ی اونوره انبار کاه رو می‌بینی؟
‫اون خونه‌ی ماست

487
00:39:12,125 --> 00:39:15,333
‫فقط فکر می‌کنم ممکنـه داخل خونه
‫برات امن نباشه

488
00:39:15,416 --> 00:39:18,541
‫خونه‌ی یه زوج پیر، کنار خونه‌مون هست

489
00:39:18,625 --> 00:39:20,291
‫پدرم فکر می‌کنـه مخبر‌های نازی هستن

490
00:39:21,875 --> 00:39:23,625
‫نگران نباش

491
00:39:23,666 --> 00:39:24,916
‫توی انبار کاه جات امنـه

492
00:40:00,875 --> 00:40:02,916
‫متاسفم

493
00:40:03,500 --> 00:40:05,625
‫یه موش

494
00:40:05,708 --> 00:40:07,291
‫اگه داخل خونه برات امن بود، تو...

495
00:40:07,333 --> 00:40:09,625
‫خوبـه. واقعاً میگم.

496
00:40:10,583 --> 00:40:11,791
‫خوبـه

497
00:40:19,916 --> 00:40:21,125
‫اون چیـه؟

498
00:40:21,833 --> 00:40:22,916
‫اون.. اون صدا؟

499
00:40:25,125 --> 00:40:27,750
‫حتماً خفاش‌ها هستن

500
00:40:29,000 --> 00:40:30,166
‫بعضی وقتـا توی سقف لونه می‌کنـن

501
00:40:30,250 --> 00:40:31,916
‫قسم می‌خورم که بی آزار هستن

502
00:40:35,333 --> 00:40:36,458
‫اوه، علف‌ها اینجان

503
00:40:36,541 --> 00:40:38,125
‫فکر کردم اینجا می‌تونی پنهان بشی

504
00:40:39,500 --> 00:40:40,583
‫آم...

505
00:40:59,625 --> 00:41:02,375
‫خودم می‌تونـم

506
00:41:02,458 --> 00:41:04,125
‫قوی‌تر از چیزی هستم که به نظر می‌رسم

507
00:41:29,541 --> 00:41:31,000
‫چندتا بسته علف می‌ذاریم کناره‌ها

508
00:41:31,083 --> 00:41:32,375
‫بعد دیگه کاملاً پنهان میشی

509
00:41:34,500 --> 00:41:35,541
‫باشه؟

510
00:41:36,375 --> 00:41:37,791
‫زود برمی‌گردم

511
00:41:37,875 --> 00:41:38,958
‫داری میری؟

512
00:41:39,000 --> 00:41:41,083
‫فقط می‌خوام برم به پدر و مادرم
‫بگم چه خبره

513
00:41:43,958 --> 00:41:45,458
‫تورتو؟

514
00:41:45,916 --> 00:41:47,208
‫من...

515
00:41:47,291 --> 00:41:48,916
‫می‌خواستم که...

516
00:41:52,125 --> 00:41:53,125
‫خب، اگه تو نبودی...

517
00:41:54,125 --> 00:41:55,458
‫چیزی نیست

518
00:41:56,875 --> 00:41:58,416
‫الان دیگه جات امنـه

519
00:42:00,500 --> 00:42:02,125
‫فقط یه چیزی

520
00:42:02,208 --> 00:42:03,958
‫بله؟

521
00:42:04,000 --> 00:42:07,041
‫میشه به جای تورتو اسم واقعیـم رو بگی؟

522
00:42:08,500 --> 00:42:11,125
‫من.. البته

523
00:42:11,166 --> 00:42:13,291
‫خب، می‌دونم که فامیلت بومیر هست

524
00:42:13,375 --> 00:42:16,458
‫چون همیشه ما رو کنار هم
‫می‌شونن، اما...

525
00:42:19,375 --> 00:42:20,708
‫اسمـم جولیان هست

526
00:42:22,958 --> 00:42:23,958
‫ببخشید

527
00:42:25,083 --> 00:42:26,416
‫ممنون جولیان

528
00:42:41,750 --> 00:42:43,458
‫جولیان؟

529
00:42:45,541 --> 00:42:48,708
‫پدرت می‌دونست که اون اسم
‫چقد برام خاصـه

530
00:42:51,041 --> 00:42:52,416
‫خب بعدش چه اتفاقی افتاد؟

531
00:42:53,708 --> 00:42:55,291
‫بعدش با پدر و مادرش آشنا شدم

532
00:42:56,791 --> 00:43:00,458
‫ویوین و ژان پل

533
00:43:00,500 --> 00:43:03,583
‫هرکار که از دست‌مون بر بیاد
‫برای پیدا کردن پدر و مادرت می‌کنیم

534
00:43:05,041 --> 00:43:07,208
‫تا اون موقع پیش ما می‌مونی، خب؟

535
00:43:15,375 --> 00:43:16,458
‫اینجا مثل اون هتل باکلاس‌ها نیست

536
00:43:16,541 --> 00:43:18,750
‫اما می‌تونیم یخورده درستـش کنیم

537
00:43:19,583 --> 00:43:21,083
‫مگه نه، جولیان؟

538
00:43:24,291 --> 00:43:25,416
‫بیا

539
00:43:27,541 --> 00:43:29,250
‫سعی کن یه چیزی بخوری

540
00:43:36,208 --> 00:43:39,958
‫من برات یه تخت درست می‌کنـم

541
00:43:57,875 --> 00:43:59,750
‫مامان، بابا، کجا هستید؟

542
00:44:24,250 --> 00:44:26,500
‫از ترس اینکه یوقت اون همسایه فضولـه

543
00:44:26,583 --> 00:44:29,208
‫پیدام نکنـه، بهم گفته بودن

544
00:44:29,291 --> 00:44:32,458
‫که تحت هیچ شرایطی از انبار کاه
‫بیرون نیام

545
00:44:32,500 --> 00:44:33,791
‫خانواده لافلور

546
00:44:36,416 --> 00:44:39,375
‫هیچکس از وجود من خبر نداشت

547
00:45:27,583 --> 00:45:28,750
‫سارا؟

548
00:45:39,250 --> 00:45:40,291
‫من...

549
00:45:41,291 --> 00:45:42,458
‫یه چیزی برات آوردم

550
00:45:53,500 --> 00:45:55,291
‫یادمـه چقد دوست داری نقاشی بکشـی

551
00:46:02,291 --> 00:46:03,291
‫بیا

552
00:46:11,916 --> 00:46:13,291
‫ممنون جولیان

553
00:46:17,791 --> 00:46:22,500
‫چندتا کتاب هم آوردم

554
00:46:22,583 --> 00:46:26,541
‫و تکالیف مدرسه که عقب نیوفتی

555
00:46:27,750 --> 00:46:30,291
‫اگه بخوای می‌تونم درس
‫امروز رو یادت بدم

556
00:46:34,041 --> 00:46:35,125
‫یا نه

557
00:46:37,416 --> 00:46:38,958
‫تو خیلی باهام مهربونی

558
00:46:40,291 --> 00:46:43,125
‫من هیچ وقت خیلی باهات مهربون نبودم

559
00:46:43,166 --> 00:46:45,083
‫دوستام که اصلاً نبودن

560
00:46:47,708 --> 00:46:49,125
‫همیشه حس می‌کردم که تو...

561
00:46:50,583 --> 00:46:51,875
‫نمی‌دونم...

562
00:46:52,916 --> 00:46:54,125
‫فرق داری

563
00:46:56,750 --> 00:46:58,125
‫شاید اشتباه می‌کنـی

564
00:46:59,541 --> 00:47:00,791
‫شک دارم

565
00:47:01,583 --> 00:47:02,625
‫من خیلی باهوشـم

566
00:47:04,791 --> 00:47:05,875
‫که اینطور

567
00:47:05,958 --> 00:47:07,666
‫خب دوست ندارم لاف بزنـم، اما...

568
00:47:07,750 --> 00:47:09,375
‫اوه، نه، معلومـه که نه

569
00:47:21,500 --> 00:47:24,125
‫ویوین و ژان پل تمام تلاش‌شون رو کردن

570
00:47:25,125 --> 00:47:26,666
‫هفته‌ها هم گذشت

571
00:47:26,750 --> 00:47:29,291
‫اما هنوز خبری از مادر و پدرم نبود

572
00:47:36,250 --> 00:47:39,125
‫گذر زمان از دستـم در رفته بود

573
00:47:40,625 --> 00:47:43,166
‫هر روزم مثل هم بود

574
00:47:43,250 --> 00:47:45,791
‫فقط یه چیز بود که می‌تونستم
‫چشم انتظارش باشم

575
00:47:46,625 --> 00:47:49,291
‫درسـم با جولیان

576
00:47:49,333 --> 00:47:53,125
‫پس اگه ای و بی نقطه‌های ناهمسان باشن

577
00:47:53,166 --> 00:47:58,625
‫و آسی بعلاوه سی‌بی
‫بشه آ و ب

578
00:47:58,708 --> 00:48:00,791
‫پس سی باید روی

579
00:48:01,500 --> 00:48:02,583
‫آ و ب قرار بگیره

580
00:48:03,083 --> 00:48:04,500
‫بدم نیست، بلوم

581
00:48:05,833 --> 00:48:07,458
‫خیلی خب، پس از این اطلاعات می‌فهمیم

582
00:48:07,500 --> 00:48:09,541
‫که سی‌ای‌بی یک مثلث قائم الزاویه هست

583
00:48:09,625 --> 00:48:10,708
‫- و این اطلاعات...
‫- هی، این چیـه؟

584
00:48:10,791 --> 00:48:12,250
‫یعنی که سی... اوه

585
00:48:15,000 --> 00:48:16,958
‫من...

586
00:48:17,041 --> 00:48:19,208
‫فکر کردم شاید دوست داشته باشی
‫بزنیـش به دیوار

587
00:48:19,291 --> 00:48:21,041
‫تا اینجا یخورد بیشتر
‫حال اتاق خواب بگیره

588
00:48:22,041 --> 00:48:23,291
‫دوستـش دارم

589
00:48:23,333 --> 00:48:24,833
‫چارلی چاپلین مورد علاقه‌ی منـه

590
00:48:24,916 --> 00:48:25,958
‫می‌دونم

591
00:48:26,416 --> 00:48:28,375
‫واقعاً؟

592
00:48:28,458 --> 00:48:30,541
‫آخه اون مورد علاقه‌ی همه ست، درسته؟

593
00:48:30,625 --> 00:48:32,208
‫باید برگردیم سر درس

594
00:48:32,291 --> 00:48:33,333
‫یه لحظه وایسا

595
00:48:33,416 --> 00:48:34,833
‫اولـش بهم قول دادی خبرا رو بهم بدی

596
00:48:34,916 --> 00:48:36,125
‫یادتـه؟

597
00:48:36,708 --> 00:48:37,833
‫بله که قول دادم

598
00:48:37,916 --> 00:48:40,625
‫بذار ببینـم...

599
00:48:40,666 --> 00:48:41,958
‫درمورد ژان مارک حق با تو بود

600
00:48:42,041 --> 00:48:43,625
از سایمون خوشش میاد

601
00:48:43,666 --> 00:48:45,125
‫شنیدم توی کلاس زیست شناسی
‫داشت به لوک می‌گفت

602
00:48:45,166 --> 00:48:47,208
‫میدونستم. دیگه چی؟

603
00:48:47,291 --> 00:48:48,958
‫بذار فکر کنـم

604
00:48:49,000 --> 00:48:50,458
‫یوت و اگنس هنوز دارن سر

605
00:48:50,500 --> 00:48:51,875
‫تک خوانی اجرای بهاره کل کل می‌کنن

606
00:48:51,958 --> 00:48:53,875
‫- مثل همیشه
‫- مثل همیشه

607
00:48:53,958 --> 00:48:55,291
‫کریستوف هم سر خروپف کردن

608
00:48:55,333 --> 00:48:56,791
‫سر کلاس مادام لوسینـه توی دردسر افتاد

609
00:48:56,875 --> 00:48:58,583
‫اوه! و بلاخره فهمیدن کی اون

610
00:48:58,625 --> 00:49:00,625
‫ماهی ساردین رو گذاشته بوده
‫توی میر موسیو گیلوت

611
00:49:00,666 --> 00:49:01,791
‫- کار...
‫- یوجین بوده

612
00:49:03,083 --> 00:49:04,208
‫هفته پیش بهم گفتی که

613
00:49:04,291 --> 00:49:06,125
‫توی امتحان یهویی که
‫گیلوت گرفته نمره کم آورده

614
00:49:06,166 --> 00:49:07,791
‫تازه، پدرش هم توی کارخونه
‫کنسرو سازی کار می‌کنـه

615
00:49:09,208 --> 00:49:10,291
‫بابا باریکلا

616
00:49:10,333 --> 00:49:12,291
‫ریاضیات ساده‌ست

617
00:49:12,333 --> 00:49:13,708
‫حالا که حرف ریاضیات شد...

618
00:49:13,791 --> 00:49:15,458
‫باشه

619
00:49:15,541 --> 00:49:17,791
‫خیلی خب، پس اگه زاویه ای
‫و زاویه بی

620
00:49:17,833 --> 00:49:19,875
‫متمم باشن

621
00:49:19,958 --> 00:49:22,166
‫- و زاویه ای دو...
‫- جولیان...

622
00:49:22,250 --> 00:49:23,458
‫بازم بابت این ازت ممنونـم

623
00:49:26,875 --> 00:49:28,625
‫خوشحالـم که ازش خوشـت اومده

624
00:49:34,083 --> 00:49:35,625
‫توی شهر، وضعیت

625
00:49:35,666 --> 00:49:38,333
‫تازه داشت بدتر هم میشد

626
00:49:38,416 --> 00:49:40,875
‫وینسنت و بقیه رفیق‌هاش توی مدرسه

627
00:49:40,958 --> 00:49:44,125
‫برای ملحق شدن به ملیس
‫انتخاب شده بودن

628
00:49:44,166 --> 00:49:46,333
‫یعنی نیروی شبه نظامیـه نازی

629
00:49:46,416 --> 00:49:50,000
‫مسلح‌شون کرده بودن و برای گشت زنی
‫به منطقه‌های شهر فرستاده بودنـشون

630
00:49:50,083 --> 00:49:53,458
‫با این دستور که هر رفتار مشکوکی رو
‫گزارش کنن

631
00:49:57,541 --> 00:49:58,666
‫همینطور که گروه‌های مقاوت

632
00:49:58,750 --> 00:50:00,291
‫در گوشه و کنار فرانسه
‫درحال شکل گیری هستند

633
00:50:00,375 --> 00:50:01,833
‫آلمان اخطار داده است که هر نوع تلاش

634
00:50:01,916 --> 00:50:04,125
‫برای تضعیف تصرف را
‫سرکوب خواهد کرد

635
00:50:06,416 --> 00:50:07,708
‫جولیان...

636
00:50:07,791 --> 00:50:09,625
‫اگه کسی سراغـم رو گرفت

637
00:50:10,333 --> 00:50:11,625
‫خودت می‌دونی چی بگی

638
00:50:43,125 --> 00:50:45,291
‫توی حومه شهر، برتری داریم

639
00:50:45,333 --> 00:50:47,625
‫بهترین مسیرها برای کمین رو می‌شناسیم

640
00:50:47,708 --> 00:50:49,041
‫رابطـم توی تولوز میگه

641
00:50:49,125 --> 00:50:50,791
‫دارن برامون مهمات بیشتری می‌فرستن

642
00:50:58,916 --> 00:51:01,166
‫اما چند روز دیگه طول می‌کشه

643
00:51:01,250 --> 00:51:02,875
‫نه، باید زودتر باشه

644
00:51:04,625 --> 00:51:06,166
‫جواب منفیـه

645
00:51:08,833 --> 00:51:10,125
‫زیرزمین فقط مختص اونایی هست

646
00:51:10,208 --> 00:51:11,791
‫که حاضرن بخاطر آزادی جون بدن

647
00:51:14,208 --> 00:51:16,041
‫بخاطر این نمی‌خواستم ببینمـت

648
00:51:18,666 --> 00:51:20,041
‫پس چی؟

649
00:51:24,333 --> 00:51:25,583
‫به کمکـت احتیاج دارم

650
00:51:27,083 --> 00:51:28,958
‫مطمئنـی که می‌تونی به این
‫مرد اعتماد کنـی؟

651
00:51:29,041 --> 00:51:30,250
‫خوش بینـم

652
00:51:31,500 --> 00:51:33,000
‫گفت چند روزی طول می‌کشـه که اون زنـه

653
00:51:33,083 --> 00:51:35,166
‫که می‌ناستـش، مدارک شناسایی
‫رو جعل کنـه

654
00:51:35,250 --> 00:51:36,291
‫اما وقتی به دست‌مون برسن

655
00:51:36,375 --> 00:51:37,958
‫جورج ترتیب بردنـت به یک

656
00:51:38,000 --> 00:51:40,458
‫صومعه توی لِموستیر رو میده

657
00:51:40,500 --> 00:51:41,958
‫راهبه‌های اونجا مدتـی هست دارن ترتیب

658
00:51:42,000 --> 00:51:43,250
‫رفتن به سوئیس رو میدن

659
00:51:43,791 --> 00:51:44,791
‫سوئیس؟

660
00:51:46,625 --> 00:51:48,458
‫پنج روز توی رشته‌ کوه‌های آلپ
‫پیاده روی داره

661
00:51:48,500 --> 00:51:50,958
‫اما کلـی یهودی رو از این طریق
‫انتقال دادن

662
00:51:51,041 --> 00:51:52,791
‫تنها نیستی

663
00:51:52,833 --> 00:51:54,875
‫راستـش اینجا بیشتر احساس امنیت می‌کنـم

664
00:51:55,500 --> 00:51:56,916
‫اوه عزیزم

665
00:51:57,750 --> 00:51:59,458
‫مطمئن نیستم اینجا جات امن باشه

666
00:52:06,166 --> 00:52:08,333
‫بعد از پیروزیـش در اورلئان

667
00:52:08,416 --> 00:52:09,958
‫جان می‌تونست چارلز هفتم
‫رو قانع کنـه...

668
00:52:10,041 --> 00:52:11,041
‫سعی کرد چارلز هفتم رو قانع کنـه

669
00:52:11,125 --> 00:52:12,125
‫که بهش اجازه بده به ارتش ملحق بشه

670
00:52:12,208 --> 00:52:14,375
‫ارتشی که توسط دوک النسون
‫رهبری می‌شده

671
00:52:14,458 --> 00:52:16,041
‫ارتشی که توسط دوک النسون
‫رهبری می‌شده

672
00:52:16,125 --> 00:52:17,125
‫با هدف بازپس گیریـه

673
00:52:17,208 --> 00:52:18,291
‫پل‌ها در طول رود لوآر

674
00:52:18,333 --> 00:52:19,291
‫با هدف بازپس گیریـه

675
00:52:19,375 --> 00:52:20,458
‫پل‌ها در طول رود لوآر

676
00:52:20,541 --> 00:52:21,708
‫جان بعدش رهبر یک...

677
00:52:21,791 --> 00:52:23,250
‫تاحالا رفتی اونجا؟

678
00:52:23,708 --> 00:52:24,750
‫رود لوآر؟

679
00:52:25,416 --> 00:52:26,583
‫سوئیس

680
00:52:28,583 --> 00:52:30,458
‫تاحالا حتی پاریس هم نرفتم

681
00:52:36,375 --> 00:52:37,666
‫خودتـم می‌دونی که اگه

682
00:52:37,750 --> 00:52:39,250
‫سرعت‌تون رو کم نمی‌کردم
‫خودم هم باهات می‌اومدم

683
00:52:43,000 --> 00:52:44,458
‫واقعاً تاحالا نرفتی پاریس؟

684
00:52:45,666 --> 00:52:47,041
‫تاحالا پام رو از ژنویلیه بیرون نگذاشتم

685
00:52:47,125 --> 00:52:48,416
‫مگر برای رفتن به مدرسه

686
00:52:52,791 --> 00:52:53,791
‫چیـه؟

687
00:52:58,208 --> 00:52:59,958
‫چیـه؟

688
00:53:00,041 --> 00:53:01,583
‫کجا داری میری؟

689
00:53:02,625 --> 00:53:03,750
‫سارا؟

690
00:53:04,791 --> 00:53:05,833
‫خب؟

691
00:53:05,916 --> 00:53:07,791
‫تا اینجا نظرت درمورد پاریس چیـه؟

692
00:53:10,833 --> 00:53:11,791
‫عا...

693
00:53:13,625 --> 00:53:15,208
‫عالیـه

694
00:53:15,291 --> 00:53:16,875
‫یکم جلوتر می‌رسیم به میدان اِتوال

695
00:53:16,958 --> 00:53:18,125
‫می‌بینیـش؟

696
00:53:19,416 --> 00:53:20,958
‫بله؟

697
00:53:22,291 --> 00:53:24,625
‫جولیان.
‫بیا، بشین پشت فرمون.

698
00:53:27,666 --> 00:53:28,708
‫یالا

699
00:53:31,000 --> 00:53:33,625
‫فقط از تخیلـت استفاده کن

700
00:53:33,666 --> 00:53:35,916
‫با چشم ذهنـت تصورش کن...

701
00:53:37,750 --> 00:53:39,875
‫طاق پیروزی

702
00:53:39,958 --> 00:53:41,625
‫یه گذرگاه طاقدار

703
00:53:41,666 --> 00:53:43,125
‫با بیشتر از 50 متر طول هست

704
00:53:44,125 --> 00:53:45,625
‫و اونجا...

705
00:53:45,708 --> 00:53:47,083
‫میدان کنکورد

706
00:53:50,125 --> 00:53:52,458
‫اون کافه‌های دوست داشتنی رو می‌بینی؟

707
00:53:59,500 --> 00:54:00,625
‫گل فروشی‌ها؟

708
00:54:06,541 --> 00:54:07,583
‫جولیان؟

709
00:54:10,083 --> 00:54:11,958
‫واقعاً دلـت می‌خواد بگم آره، نه؟

710
00:54:13,875 --> 00:54:15,500
‫خب اگه تلاشـت رو بکنـی بامزه میشه

711
00:54:15,583 --> 00:54:18,500
‫دنیای حقیقی محدویت‌های خودش رو داره

712
00:54:18,583 --> 00:54:20,833
‫دنیای تخیل بی حد و مرزه

713
00:54:20,916 --> 00:54:23,833
‫بازم تلاش کن

714
00:54:23,916 --> 00:54:27,125
‫داریم توی یک خیابون قدیمی

715
00:54:27,208 --> 00:54:29,291
‫توی منطقه ۶ پاریس رانندگی می‌کنیم

716
00:54:31,916 --> 00:54:34,208
‫حالا داریم می‌پیچیم....

717
00:54:34,291 --> 00:54:36,708
‫در امتداد ساحل رود سن

718
00:54:39,166 --> 00:54:40,458
‫اون پل سن-میشل هست

719
00:54:40,541 --> 00:54:41,750
‫اونجا رو میگم

720
00:54:47,791 --> 00:54:49,791
‫- وایسا، یجورایی دارم می‌بینمـش
‫- جداً؟

721
00:54:50,916 --> 00:54:52,375
‫- واقعاً؟
‫- واقعاً

722
00:54:56,750 --> 00:54:59,375
‫و اونجا سمت چپ کلیسای نوتردام هست

723
00:55:04,500 --> 00:55:05,875
‫خارق‌العاده نیست؟

724
00:55:06,958 --> 00:55:08,041
‫آره واقعاً

725
00:55:15,666 --> 00:55:17,666
‫به یه چیز خجالت آور اعتراف بکنـم؟

726
00:55:17,750 --> 00:55:19,791
‫هفته‌ای حداقل سه دفعه این کار رو می‌کنـم

727
00:55:21,250 --> 00:55:23,125
‫بهرحال هر روز خدا توی
‫انبار کاه باید یجوری بگذره

728
00:55:23,208 --> 00:55:24,541
‫حواسـت به خانمـه باشه!

729
00:55:29,416 --> 00:55:31,291
‫به همین خاطر، بیخیال برج ایفل می‌شیم

730
00:55:31,333 --> 00:55:32,333
‫نه

731
00:55:32,416 --> 00:55:34,625
‫خواهش می‌کنـم.
‫برج ایفل نه.

732
00:55:36,291 --> 00:55:37,416
‫باشه

733
00:55:49,250 --> 00:55:50,458
‫از اونجا تا سه هفته بعدش

734
00:55:50,541 --> 00:55:52,291
‫خیلی عجیب گذشت

735
00:55:53,375 --> 00:55:55,250
‫زمان به نظر کند می‌گذشت

736
00:55:58,791 --> 00:56:02,958
‫و در عین حال به نظر
‫خیلی سریع می‌گذشت

737
00:56:04,083 --> 00:56:05,958
‫یجورایی زیادی سریع

738
00:56:12,125 --> 00:56:13,791
‫اون پلنگ رو اونجا می‌بینی؟

739
00:56:13,875 --> 00:56:15,375
‫می‌بینی همه خال هاش گرد هستن؟

740
00:56:15,458 --> 00:56:16,625
‫آره

741
00:56:16,666 --> 00:56:18,625
‫بخاطر این هست که توی
‫شرق آفریقا هستیم

742
00:56:18,666 --> 00:56:20,375
‫تو جنوب، خال‌هاشون مربعی هست

743
00:56:23,208 --> 00:56:25,500
‫- داری از خودت در میاری
‫- اصلاً هم اینطور نیست

744
00:56:25,583 --> 00:56:27,708
‫دنگ

745
00:56:27,791 --> 00:56:29,125
‫وایسا، سارا، سارا،
‫اونجا رو می‌بینی؟

746
00:56:29,208 --> 00:56:30,958
‫ می‌بینی‌شون؟
‫اونا گوره‌خر هستن

747
00:56:31,833 --> 00:56:33,125
‫اوه، چقد قشنگـن

748
00:56:38,250 --> 00:56:39,458
‫اونجا چیـه؟

749
00:57:33,375 --> 00:57:37,291
‫بابت رفتن به سوئیس مضطرب بودم

750
00:57:37,375 --> 00:57:40,083
‫می‌دونستم دلـم برای عصرها
‫با جولیان تنگ میشه

751
00:57:40,958 --> 00:57:42,708
‫انگاری...

752
00:57:42,791 --> 00:57:46,375
‫حتی با اینکه که دنیای بیرون

753
00:57:46,458 --> 00:57:50,208
‫تاریک و تاریک‌تر میشد،
‫ما دنیای خودمون رو ساخته بودیم

754
00:57:53,333 --> 00:57:54,625
‫جورج، منـم

755
00:57:55,416 --> 00:57:56,833
‫اومدم دنبال مدارک

756
00:58:10,708 --> 00:58:11,833
‫داشتن توطئه‌ می‌کردن

757
00:58:11,916 --> 00:58:14,541
‫اینجا چی داریم؟

758
00:58:18,625 --> 00:58:19,916
‫این رو ببین

759
00:58:39,041 --> 00:58:40,666
‫باید یه پیام براشون بذاریم

760
00:58:40,750 --> 00:58:43,041
‫این چیزی هست که سر
‫خائنین میاد

761
00:58:48,958 --> 00:58:50,375
‫بریم

762
00:58:54,833 --> 00:58:55,875
‫عجله کنید!

763
00:58:57,208 --> 00:58:58,291
‫بریم. بریم.

764
00:59:15,166 --> 00:59:17,125
‫واو!

765
00:59:23,958 --> 00:59:26,083
‫واو!

766
00:59:46,250 --> 00:59:47,458
‫مراقب باش!

767
01:00:00,958 --> 01:00:02,875
‫ازشون متنفرم

768
01:00:02,958 --> 01:00:04,208
‫خیلی ازشون متنفرم

769
01:00:06,750 --> 01:00:08,250
‫خیلی متاسفم، جولیان

770
01:00:09,333 --> 01:00:10,333
‫من فقط...

771
01:00:10,416 --> 01:00:11,791
‫باورم نمیشه که مُرده

772
01:00:16,041 --> 01:00:17,791
‫اون پرنده که درموردش
‫بهت گفتم رو یادت هست؟

773
01:00:20,125 --> 01:00:23,291
‫برات کشیدمـش،
‫که توام بتونی ببینیـش

774
01:00:33,833 --> 01:00:35,583
‫همیشه وقتی بهش نیاز دارم میاد

775
01:00:36,541 --> 01:00:38,041
‫برام امید میاره

776
01:00:44,625 --> 01:00:48,166
‫♪ پرنده کوچولو، پرنده کوچولو ♪

777
01:00:48,250 --> 01:00:51,750
‫♪ تا چقد می‌تونی بری بالا؟ ♪

778
01:00:51,791 --> 01:00:54,916
‫♪ به بلندی آسمان ♪

779
01:00:54,958 --> 01:00:57,083
‫♪ تا جایی که آسمان هست ♪

780
01:00:58,458 --> 01:01:00,958
‫♪ پرنده کوچولو، پرنده کوچولو ♪

781
01:01:02,125 --> 01:01:05,041
‫♪ تا کجا رو می‌تونی ببینـی؟ ♪

782
01:01:06,458 --> 01:01:09,375
‫♪ هرچقدر که دلـم بخواد ♪

783
01:01:10,916 --> 01:01:12,625
‫♪ فعلاً ♪

784
01:01:13,416 --> 01:01:15,875
‫♪ من آزادم ♪

785
01:01:21,250 --> 01:01:22,458
‫ممنون

786
01:01:29,166 --> 01:01:31,333
‫برنامه‌ من برای رفتن قاچاقی

787
01:01:31,416 --> 01:01:33,541
‫همراه با جورج، ناپدید شد

788
01:01:33,625 --> 01:01:36,125
‫حمله به سینما فقط آغاز

789
01:01:36,208 --> 01:01:38,958
‫فاز بسیار تاریک‌تری
‫از اشغال بود

790
01:01:39,708 --> 01:01:41,041
‫کشتار آغاز شده بود

791
01:01:41,125 --> 01:01:43,041
‫توجه!

792
01:01:43,125 --> 01:01:45,125
‫آلمان‌ها درست توی ژنویلیه

793
01:01:45,166 --> 01:01:47,458
‫مقرهای جدیدی برپا کرده بودن

794
01:01:51,250 --> 01:01:52,541
‫نازی‌ها همه جا بودن

795
01:01:52,625 --> 01:01:55,750
‫در تمام مسیرهای ورودی و خروجی روستا

796
01:01:55,833 --> 01:01:59,000
‫هیچ راهی وجود نداشت که اون موقع
‫بتونم به سوئیس برسم

797
01:02:00,625 --> 01:02:02,750
‫خانواده بومیر سعی می‌کردن که زندگی من

798
01:02:02,833 --> 01:02:04,750
‫تا حد امکان قابل تحمل بشه

799
01:02:04,833 --> 01:02:07,750
‫ویوین دائم بهم غذا می‌داد

800
01:02:07,833 --> 01:02:09,833
‫لباس تمیز برام می‌آورد

801
01:02:09,875 --> 01:02:12,625
‫و البته، یکی دو ساعتی پیشـم می‌موند

802
01:02:13,458 --> 01:02:16,375
‫اما در حین تابستانی که اومد و رفت

803
01:02:16,458 --> 01:02:19,958
‫بازدیدهای شبانه‌ی جولیان بود
‫که من رو سرپا نگه می‌داشت

804
01:02:22,875 --> 01:02:25,458
‫انبار کاه شده بود تمام دنیای من

805
01:02:26,291 --> 01:02:28,458
‫و جولیان، مرکزش بود

806
01:02:31,208 --> 01:02:32,458
‫لعنتی. بیا.

807
01:02:34,625 --> 01:02:36,875
‫سر یک چیز مهم با هم اشتراک داشتیم

808
01:02:40,833 --> 01:02:44,500
‫هر دو دیده بودیم که مردم قادرن
‫تا چه حدی تنفر بورزن

809
01:02:48,166 --> 01:02:51,666
‫و چقدر مهربان بودن دشواره

810
01:02:53,625 --> 01:02:56,625
‫چون وقتی که مهربانی کردن
‫ممکنـه به قیمت جونـت تموم بشه

811
01:02:58,583 --> 01:03:01,291
‫تبدیل به یک معجزه میشه

812
01:03:06,625 --> 01:03:09,208
‫این میشه همون روشنایی در تاریکی

813
01:03:09,291 --> 01:03:11,083
‫که بابا بهم گفته بود

814
01:03:14,041 --> 01:03:17,541
‫کم کم نگاهـم به جولیان داشت تبدیل
‫به چیزی فراتر از نجات دهنده‌ام

815
01:03:17,625 --> 01:03:18,958
‫یا حتی دوستم میشد

816
01:03:20,791 --> 01:03:22,000
‫اون نور من بود

817
01:03:31,041 --> 01:03:33,166
‫امشب یک سفر خاص داریم مادمازل بلوم

818
01:03:33,250 --> 01:03:34,500
‫چه خوب

819
01:03:34,583 --> 01:03:35,958
‫این دفعه کجا می‌ریم؟

820
01:03:38,708 --> 01:03:39,833
‫خودت می‌بینـی

821
01:03:44,958 --> 01:03:46,375
‫چشمات رو ببند، باشه؟

822
01:03:59,000 --> 01:04:00,833
‫نظرت چیـه امشب از نیویورک دیدن کنیم؟

823
01:04:01,625 --> 01:04:03,000
‫چی؟

824
01:04:03,041 --> 01:04:04,000
‫حتماً

825
01:04:04,875 --> 01:04:05,833
‫باشه پس

826
01:04:06,833 --> 01:04:08,500
‫چشات رو باز کن

827
01:04:22,666 --> 01:04:23,666
‫وای جولیان

828
01:04:24,791 --> 01:04:26,291
‫این خیلی قشنگـه

829
01:04:53,625 --> 01:04:55,000
‫اوه، اون سالن‌های تئاتر رو ببین

830
01:05:13,250 --> 01:05:14,583
‫اون چیـه؟

831
01:05:14,666 --> 01:05:16,166
‫ساختمان امپایر استیتـه

832
01:05:30,916 --> 01:05:31,916
‫تورتو

833
01:05:33,625 --> 01:05:34,666
‫حموم نمیری؟

834
01:05:34,708 --> 01:05:36,833
‫فکر می‌کردم خرچنگ‌ها آب رو دوست دارن

835
01:05:36,875 --> 01:05:38,125
‫موسیو بومیر

836
01:05:39,708 --> 01:05:42,083
‫میشه در دفترم با هم
‫صحبت کنیم؟

837
01:05:42,166 --> 01:05:44,333
‫معلمین و من صحبت‌هایی داشتیم

838
01:05:44,416 --> 01:05:48,291
‫و تصمیم گرفتیم که شما رو در کلاس
‫ریاضایات پیشرفته بذاریم

839
01:05:49,333 --> 01:05:51,541
‫اونجا در کنار بچه‌های بزرگتر از خودت هستی

840
01:05:51,625 --> 01:05:53,833
‫اما فکر می‌کنم اونا هستن که
‫باید تلاش کنن بهت برسن

841
01:05:55,083 --> 01:05:56,125
‫ممنون آقا

842
01:05:57,833 --> 01:06:00,000
‫ممنون از تو جولیان

843
01:06:00,041 --> 01:06:02,458
‫بعد از مدت‌ها این اتفاق
‫باعث شادیم شده

844
01:06:08,166 --> 01:06:09,750
‫حالا می‌تونی برگردی سرکلاس

845
01:06:30,833 --> 01:06:31,916
‫خداحافظ

846
01:06:32,000 --> 01:06:33,000
‫خداحافظ

847
01:07:32,958 --> 01:07:34,000
‫زودتر اومدی

848
01:07:34,041 --> 01:07:35,500
‫همه چی مرتبه؟

849
01:07:37,208 --> 01:07:38,416
‫دفتر طراحیـم!

850
01:07:47,333 --> 01:07:48,791
‫چقد اون موقع‌ها احمق بودم

851
01:07:55,125 --> 01:07:56,291
‫دارم میگم دیگه

852
01:07:57,500 --> 01:07:58,875
‫- چی...
‫- هیش!

853
01:08:01,000 --> 01:08:02,166
‫برو اون پشت و قایم شو

854
01:08:02,250 --> 01:08:04,083
‫هرچی هم شد نیا بیرون.
‫سریع برو.

855
01:08:16,666 --> 01:08:17,750
‫اون داخلـه

856
01:08:21,833 --> 01:08:22,958
‫تورتو؟

857
01:08:26,458 --> 01:08:27,791
‫هی، تورتو

858
01:08:30,875 --> 01:08:32,208
‫چه خبره، تورتو؟

859
01:08:35,500 --> 01:08:37,041
‫اینجا...
‫اینجا چیکار می‌کنـی؟

860
01:08:45,541 --> 01:08:47,041
‫فقط داشتم روی ماشین پدرم کار می‌کردم

861
01:08:48,666 --> 01:08:50,458
‫دیدم که یواشکی از دفتر شبان لوک

862
01:08:50,500 --> 01:08:51,916
‫با یه چیزی اومدی بیرون

863
01:08:53,541 --> 01:08:55,458
‫چی؟

864
01:08:55,500 --> 01:08:57,541
‫خودتو به اون راه نزن، چلاق

865
01:08:57,625 --> 01:08:59,291
‫کتابـم رو جا گذاشته بودم.
‫خب که چی؟

866
01:08:59,333 --> 01:09:00,625
‫- آره، چرت میگی
‫- قسم می‌خورم

867
01:09:00,708 --> 01:09:02,291
‫خواهش می‌کنم، داخل خونه‌ست.
‫الان بهتون نشونـش میدم.

868
01:09:02,375 --> 01:09:03,500
‫- ازم خواستن درستـش کنم
‫- دروغگوی بدی هستی

869
01:09:03,583 --> 01:09:04,958
‫خواهش می‌کنم. نه.

870
01:09:18,416 --> 01:09:19,708
‫چی از شبان لوک دزدیدی؟

871
01:09:19,791 --> 01:09:22,041
‫هیچی.
‫فقط کتابـم رو جا گذاشته بودم.

872
01:09:23,291 --> 01:09:24,958
‫فکر کردی از همه باهوش‌تری، نه؟

873
01:09:25,666 --> 01:09:26,666
‫نه

874
01:09:26,750 --> 01:09:27,791
‫تو رقت انگیز هستی، می‌دونستی؟

875
01:09:29,083 --> 01:09:30,291
‫ضعیف، ناقص، بی مصرف

876
01:09:30,375 --> 01:09:31,875
‫می‌دونی نازی‌ها با آدم‌هایی
‫مثل تو چیکار می‌کنن؟

877
01:09:32,666 --> 01:09:33,791
‫می‌دونی؟

878
01:09:37,125 --> 01:09:39,375
‫مثل یهودی‌ها منقرض‌شون می‌کنن

879
01:09:42,000 --> 01:09:44,541
‫باید یه لطف در حق نژاد بشر بکنم...

880
01:09:44,625 --> 01:09:45,916
‫و همین الان بدبختی‌هات رو تموم کنـم

881
01:09:52,375 --> 01:09:53,666
‫خب دیگه یه درس حسابی گرفت، وینسنت

882
01:09:53,750 --> 01:09:54,958
‫دهنـت رو ببند!
‫هنوز درس نگرفته!

883
01:09:59,791 --> 01:10:00,916
‫به چی نگاه می‌کنی مرتیکه عجیب؟

884
01:10:06,833 --> 01:10:07,916
‫زنده باد انسانیت

885
01:10:12,458 --> 01:10:13,708
‫چی گفتی؟

886
01:10:22,375 --> 01:10:23,375
‫چی...

887
01:10:24,916 --> 01:10:26,291
‫این دیگه چیـه؟

888
01:10:26,333 --> 01:10:28,458
‫خفاش هستن!
‫بیا از اینجا بریم بیرون!

889
01:10:48,333 --> 01:10:49,375
‫چیزی نیست، چیزیت نشده

890
01:10:49,458 --> 01:10:50,958
‫برگرد به زیر شیروانی

891
01:10:51,000 --> 01:10:52,208
‫- ممکنـه برگردن
‫- چیزی نیست

892
01:10:52,291 --> 01:10:55,291
‫- رفتن. تموم شد.
‫- گفتم برگرد به زیر شیروانی!

893
01:10:55,333 --> 01:10:58,333
‫- چی؟
‫- مگه خری؟ میگم برو!

894
01:10:58,416 --> 01:11:00,791
‫- فقط می‌خواستم...
‫- برام مهم نیست چی می‌خوای

895
01:11:00,875 --> 01:11:03,958
‫قضیه همیشه تو نیستی

896
01:11:04,041 --> 01:11:06,208
‫می‌دونی اگه اینجا پیدات کنن چی میشه؟

897
01:11:06,291 --> 01:11:09,541
‫می‌دونی؟
‫پدر و مادرم رو دستگیر می‌کنن

898
01:11:09,625 --> 01:11:11,958
‫اعدام‌شون می‌کنن!
‫می‌فهمی؟

899
01:11:12,041 --> 01:11:14,291
‫- فکر نمی‌کردم...
‫- آره معلومـه که نمی‌کردی

900
01:11:14,333 --> 01:11:17,041
‫فقط به فکر خودتی

901
01:11:17,125 --> 01:11:19,041
‫تو هنوز همون بچه‌ی لوس و ننر هستی

902
01:11:19,125 --> 01:11:20,958
‫که پنج سال تمام کنارم می‌نشست

903
01:11:21,041 --> 01:11:22,625
‫و حتی اسمـم رو نمی‌دونست

904
01:11:23,791 --> 01:11:24,916
‫خواهش می‌کنم

905
01:11:25,625 --> 01:11:28,041
‫خواهش می‌کنم.
‫متاسفم.

906
01:11:28,500 --> 01:11:29,583
‫خواهش می‌کنم

907
01:11:31,958 --> 01:11:32,958
‫جولیان

908
01:11:40,333 --> 01:11:44,291
‫فقط برگرد به زیر شیروانی، سارا.
‫خواهش می‌کنم.

909
01:12:41,916 --> 01:12:43,416
‫چند روزی هست نیومده

910
01:12:46,875 --> 01:12:48,916
‫فقط یخورده زمان نیاز داره
‫که حالـش خوب بشه

911
01:12:49,791 --> 01:12:51,125
‫خیلی از دستـم عصبانی شد

912
01:12:52,125 --> 01:12:54,708
‫همونقدر از خودش هم عصبانی بوده

913
01:12:54,791 --> 01:12:57,958
‫در واقع هیچ وقت نباید دفتر
‫طراحی تو رو برمی‌داشت

914
01:12:58,000 --> 01:12:59,958
‫برای همه‌مون خیلی خطرناک بود

915
01:13:01,875 --> 01:13:03,125
‫بخاطر من این کار رو کرده

916
01:13:06,291 --> 01:13:07,625
‫در دوران تاریک

917
01:13:09,416 --> 01:13:12,791
‫این چیزهای کوچیک، انسانیت رو یادمون می‌اندازن

918
01:13:14,708 --> 01:13:15,958
‫زنده باد انسانیت

919
01:13:20,833 --> 01:13:22,291
‫زنده باد انسانیت

920
01:13:26,583 --> 01:13:28,208
‫یک هفته دیگه‌ام گذشت...

921
01:13:28,291 --> 01:13:29,958
‫بعد یه هفته دیگه

922
01:13:30,000 --> 01:13:32,125
‫و بازم جولیان ازم دوری می‌کرد

923
01:13:38,333 --> 01:13:40,083
‫برو دور وسطی

924
01:13:40,875 --> 01:13:43,458
‫بعد بالا و تموم

925
01:13:44,333 --> 01:13:45,875
‫اطراف..

926
01:14:11,166 --> 01:14:12,208
‫تو

927
01:14:17,416 --> 01:14:19,291
‫- میشه درمورد...
‫- ترجیح میدم صحبت نکنیم

928
01:14:20,000 --> 01:14:21,250
‫باشه

929
01:14:27,416 --> 01:14:28,625
‫متنفرم...

930
01:14:30,416 --> 01:14:32,041
‫از اینکه تو اینطوری من رو دیدی
‫متنفرم

931
01:14:32,916 --> 01:14:33,958
‫چطوری؟

932
01:14:34,000 --> 01:14:35,208
‫مثه یه موجود ضعیف

933
01:14:36,666 --> 01:14:38,166
‫یه موجود رقت انگیز بیچاره‌ی ضعیف

934
01:14:38,250 --> 01:14:39,750
‫- جولیان...
‫- می‌دونم باورش سخته

935
01:14:39,791 --> 01:14:41,291
‫اما من یه زمانی خیلی سریع می‌دوئیدم

936
01:14:43,375 --> 01:14:44,833
‫قبل از اینکه فلج اطفال بگیرم،
‫سریع ترین بچه

937
01:14:44,916 --> 01:14:45,958
‫توی کل کلاس بودم

938
01:14:50,500 --> 01:14:51,791
‫و هنوزم یادم هست که اونطوری دویدن

939
01:14:51,875 --> 01:14:52,958
‫چه حسی داشت

940
01:14:54,166 --> 01:14:55,875
‫- قوی بودن رو یادمـه
‫- هنوزم قوی هستی

941
01:14:55,958 --> 01:14:57,541
‫واقعاً هستی

942
01:14:58,375 --> 01:14:59,541
‫تو شجاعی

943
01:15:00,916 --> 01:15:02,500
‫تو شجاع‌ترین آدمی هستی
‫که توی زندگیـم دیدم

944
01:15:02,583 --> 01:15:04,125
‫چرا؟ چون با عصا راه میرم؟

945
01:15:06,166 --> 01:15:07,458
‫یه عصا شجاعـم نمی‌کنـه،

946
01:15:07,541 --> 01:15:08,833
‫فقط کمک می‌کنـه راه برم

947
01:15:08,916 --> 01:15:10,541
‫منظورم این نبود

948
01:15:10,625 --> 01:15:12,291
‫میشه تمومـش کنی لطفاً؟

949
01:15:21,458 --> 01:15:22,916
‫درمورد چیزی که گفتی فکر کردم

950
01:15:24,375 --> 01:15:25,791
‫- که چقدر خودخواهـم
‫- فقط اعصابـم خرد بود

951
01:15:25,875 --> 01:15:27,416
‫- منظوری نداشتـم
‫- حقیقتـه

952
01:15:30,791 --> 01:15:32,791
‫حقیقت اینـه که اگه تو اونـی بودی
‫که نیاز به کمک داشت

953
01:15:32,875 --> 01:15:34,458
‫احتمالاً من کمکـت نمی‌کردم

954
01:15:36,375 --> 01:15:38,250
‫- از کجا می‌دونی
‫- نه، نمی‌کردم

955
01:15:42,208 --> 01:15:43,375
‫و متاسفم

956
01:15:49,291 --> 01:15:51,500
‫اما بهرحال تو سعی کردی که کمکـم کنـی

957
01:15:51,583 --> 01:15:53,458
‫ممکن بود جفت‌مون رو به کشتن بدم

958
01:15:53,500 --> 01:15:54,625
‫احتمالاً

959
01:15:57,166 --> 01:15:58,625
‫باز هم از شجاعتـت بود

960
01:16:01,583 --> 01:16:04,541
‫- باور کن
‫- باشه

961
01:16:04,625 --> 01:16:06,458
‫- ممنون
‫- اینـم از این

962
01:16:06,500 --> 01:16:08,416
‫حالا باید برگردیم سر بازی؟

963
01:16:09,041 --> 01:16:10,041
‫باشه

964
01:16:13,708 --> 01:16:15,708
‫میشه یه چیز دیگه‌ام بگم؟

965
01:16:16,458 --> 01:16:17,541
‫چی؟

966
01:16:19,791 --> 01:16:20,791
‫برنده شدم

967
01:16:23,000 --> 01:16:25,375
‫چه عجب خانم بلاخره یه دست برد

968
01:16:25,458 --> 01:16:27,458
‫اگه من بودم زیاد بهش عادت نمی‌کردم

969
01:16:30,541 --> 01:16:34,333
‫زمستان از راه رسید و همراه باهاش
‫کلـی تغییر بوجود اومد

970
01:16:34,416 --> 01:16:37,375
‫سرباز ها بیشتر و بیشتر شدند

971
01:16:37,458 --> 01:16:41,041
‫جاده اصلی خطرناک‌تر شده بود

972
01:16:41,125 --> 01:16:44,875
‫واسه همین جولیان از یه راه
‫خیلی دورتر به مدرسه می‌رفت

973
01:16:48,666 --> 01:16:50,541
‫تغییرات دیگه‌ای هم بوجود اومدن

974
01:17:25,000 --> 01:17:28,125
‫خیلی سریع دوباره بهار از راه رسید

975
01:17:29,416 --> 01:17:31,291
‫غیرممکن به نظر می‌رسید

976
01:17:31,333 --> 01:17:33,833
‫اما بیش از یک سال بود
‫که پنهان شده بودم

977
01:17:53,625 --> 01:17:57,958
‫♪ تولدت مبارک ♪

978
01:17:59,583 --> 01:18:06,000
‫♪ تولدت مبارک، سارای عزیز ♪

979
01:18:06,083 --> 01:18:11,125
‫♪ تولدت مبارک ♪

980
01:18:11,208 --> 01:18:12,583
‫حتی یادم نبود که امروزه

981
01:18:15,333 --> 01:18:16,958
‫تولدت مبارک عزیزم

982
01:18:17,000 --> 01:18:18,666
‫این واقعاً شکلاتـه؟

983
01:18:18,750 --> 01:18:20,500
‫ویوین چند ماهی داشت
‫کارت‌های جیره بندی رو

984
01:18:20,583 --> 01:18:21,791
‫بخاطرش کنار می‌گذاشت

985
01:18:23,458 --> 01:18:24,791
‫یه آرزو بکن، بلوم

986
01:18:32,250 --> 01:18:33,458
‫ممنون

987
01:18:41,583 --> 01:18:42,625
‫قشنگـه

988
01:18:44,416 --> 01:18:46,583
‫درستـه، بیایید یکم کیک بخوریم

989
01:18:50,625 --> 01:18:52,750
‫چطوری از جلوی خانواده لافلور
‫ردش کردید؟

990
01:18:52,750 --> 01:18:54,708
‫یکم شیطونـی کردیم...

991
01:18:55,541 --> 01:18:57,291
‫خدا ما رو ببخشـه

992
01:18:57,375 --> 01:18:59,958
‫هفته پیش دندونـم رو کشیدم

993
01:19:00,000 --> 01:19:01,958
‫و دکتر بخاطر دردم بهم پودر خواب داد

994
01:19:03,916 --> 01:19:05,291
‫یکم اضافی آوردم

995
01:19:05,333 --> 01:19:06,500
‫بعد مامان امروز بعد از ظهر

996
01:19:06,583 --> 01:19:08,625
‫ریختشون توی شیرشون

997
01:19:08,708 --> 01:19:10,541
‫از دیوار صدای خروپف‌شون می‌اومد

998
01:19:14,708 --> 01:19:17,875
‫بهم گفته بودن رقص هم
‫تو برنامه هست

999
01:19:18,500 --> 01:19:21,375
‫بله که هست

1000
01:19:30,166 --> 01:19:31,250
‫مادام

1001
01:19:35,083 --> 01:19:36,333
‫رادیو لندن این برنامه راه

1002
01:19:36,416 --> 01:19:38,833
‫قطع می‌کند تا خبر جدید را
‫به حضور شما برسانـد

1003
01:19:38,875 --> 01:19:41,708
‫مونته کاسینو توسط متفقین آزاد شد

1004
01:19:42,333 --> 01:19:43,833
‫لشکر 1 چتر نجات آلمان

1005
01:19:43,916 --> 01:19:45,166
‫نابود شد...

1006
01:19:45,208 --> 01:19:47,916
‫بدین ترتیب راه متفقین به
‫رم باز شده است

1007
01:19:48,000 --> 01:19:48,875
‫بعدش فرانسه‌ست

1008
01:19:51,166 --> 01:19:53,166
‫این یعنی جنگ به زودی تموم میشه

1009
01:19:54,416 --> 01:19:56,208
‫اروپای اشغال شده از

1010
01:19:56,250 --> 01:19:57,708
‫چنگال هیلتر نجات پیدا خواهد کرد

1011
01:19:57,791 --> 01:19:59,041
‫و حالا...

1012
01:19:59,125 --> 01:20:00,875
‫رادیو به حالت عالی باز می‌گردد

1013
01:20:16,500 --> 01:20:17,708
‫سارا

1014
01:20:22,958 --> 01:20:24,541
‫اینجا چیکار می‌کنـی؟

1015
01:20:24,625 --> 01:20:26,625
‫حتماً از نیمه شب هم گذشته

1016
01:20:26,708 --> 01:20:28,208
‫یه کادوی دیگه برات آوردم

1017
01:20:41,708 --> 01:20:42,875
‫یه پیاده روی؟

1018
01:21:02,083 --> 01:21:03,458
‫تو خوبی؟

1019
01:21:05,416 --> 01:21:07,125
‫آره

1020
01:21:07,208 --> 01:21:08,708
‫الان چند ماهه بیرون نبودم...

1021
01:21:11,166 --> 01:21:12,208
‫بیا

1022
01:21:14,166 --> 01:21:16,166
‫تاحالا شب‌ها نرفته بودم اونجا

1023
01:21:17,333 --> 01:21:19,250
‫همیشه داستان‌های گرگ‌های غول پیکر

1024
01:21:19,333 --> 01:21:20,833
‫من رو می‌ترسوند

1025
01:21:24,416 --> 01:21:25,666
‫اما اون شب...

1026
01:21:26,708 --> 01:21:28,541
‫هیچ ترسی احساس نمی‌کردم

1027
01:21:41,750 --> 01:21:42,833
‫جنگل مرنوئیت

1028
01:21:47,500 --> 01:21:48,708
‫تولدت مبارک

1029
01:22:08,375 --> 01:22:10,083
‫یه چیزی..

1030
01:22:10,166 --> 01:22:11,541
‫یه چیزی هست که باید بهت بگم

1031
01:22:11,583 --> 01:22:12,625
‫و حس می‌کنم اگه الان بهت نگم

1032
01:22:12,708 --> 01:22:14,000
‫دیگه هیچ وقت نمی‌تونم

1033
01:22:19,583 --> 01:22:20,833
‫قضیه از این قراره که...

1034
01:22:22,375 --> 01:22:25,000
‫اگه واقعاً قراره جنگ به زودی
‫تموم بشه

1035
01:22:27,166 --> 01:22:28,208
‫پس وقتی تموم بشه

1036
01:22:29,375 --> 01:22:31,125
‫می‌خوام بدونی که در آینده‌ای که

1037
01:22:31,208 --> 01:22:33,458
‫برای خودم می‌بینم، من...

1038
01:22:37,333 --> 01:22:38,541
‫توام یک بخشی ازش هستی

1039
01:22:38,583 --> 01:22:40,500
‫- می‌خواستم بدونم اگه...
‫- آره

1040
01:22:43,083 --> 01:22:44,875
‫حتی هنوز سوالـم رو نپرسیدم

1041
01:22:46,416 --> 01:22:47,541
‫جواب رو می‌دونم

1042
01:22:49,375 --> 01:22:50,666
‫بله

1043
01:23:07,458 --> 01:23:08,791
‫زنده باد انسانیت

1044
01:23:16,791 --> 01:23:19,541
‫قبلاً از شب‌ می‌ترسیدم

1045
01:23:19,625 --> 01:23:21,750
‫اما الان به عنوان زمانی برای گوش کردن

1046
01:23:21,833 --> 01:23:23,166
‫به آوای روح دنیا بهش نگاه می‌کنـم

1047
01:23:23,208 --> 01:23:26,000
‫که دائم رازهاش رو بهم میگه

1048
01:23:26,541 --> 01:23:28,041
‫آوازگونه بهم میگه

1049
01:23:28,125 --> 01:23:29,583
‫تو عاشق جولیان هستی

1050
01:23:30,500 --> 01:23:32,333
‫تو عاشق جولیان هستی

1051
01:23:32,416 --> 01:23:34,833
‫منم جواب میدم بله. می‌دونم.

1052
01:23:35,750 --> 01:23:36,833
‫من عاشق جولیان هستم

1053
01:23:37,666 --> 01:23:38,666
‫واقعی بود

1054
01:23:39,958 --> 01:23:41,000
‫عاشقـش بودم

1055
01:23:42,458 --> 01:23:45,833
‫به اندازه کافی شجاع نبودم
‫که اونشب بهش اقرار کنم

1056
01:23:45,875 --> 01:23:48,666
‫اما تصمیم گرفته بودم که شب بعد
‫انجامش بدم

1057
01:23:50,291 --> 01:23:53,166
‫و شاید اون هم در جواب می‌گفت
‫منم دوستت دارم

1058
01:23:54,125 --> 01:23:55,333
‫دوستت دارم سارا بلوم

1059
01:24:08,208 --> 01:24:11,666
‫جولیان، مدرسه‌ات دیر میشه

1060
01:24:15,083 --> 01:24:16,875
‫صبح بخیر مامان

1061
01:24:16,958 --> 01:24:18,375
‫یکی کوکـش کوکه

1062
01:24:18,458 --> 01:24:21,458
‫چرا که نه؟ خورشید داره می‌درخشه،
‫ناقوس‌های آبی دارن شکوفه می‌زنن

1063
01:24:22,458 --> 01:24:24,500
‫ناقوس‌های آبی؟

1064
01:24:24,583 --> 01:24:26,000
‫امشب می‌بینمت مامان

1065
01:24:28,625 --> 01:24:30,541
‫مطمئن نیستم که چی باعث شد جولیان

1066
01:24:30,625 --> 01:24:32,500
‫اون صبح از راه اصلی به مدرسه بره

1067
01:24:33,750 --> 01:24:35,583
‫شاید احساس شجاعت می‌کرد

1068
01:24:37,166 --> 01:24:39,333
‫شایدم چیزای دیگه توی سرش بود

1069
01:24:51,541 --> 01:24:52,541
‫توی صف وایستید خانم

1070
01:24:58,916 --> 01:25:00,291
‫کوتاه تر از...

1071
01:25:11,500 --> 01:25:12,833
‫هی تو!
‫چلاق!

1072
01:25:14,416 --> 01:25:15,458
‫مدارکت رو بده

1073
01:25:23,166 --> 01:25:25,500
‫فقط دارم میرم مدرسه،
‫مدرسه اکول لافایت

1074
01:25:26,541 --> 01:25:27,500
‫باید ببریمـت

1075
01:25:28,833 --> 01:25:29,833
‫وایسا. کیفـم.

1076
01:25:31,000 --> 01:25:32,833
‫یالا، تکون بخور.
‫برو داخل.

1077
01:25:40,458 --> 01:25:41,500
‫یالا

1078
01:26:24,458 --> 01:26:25,500
‫ژان پل

1079
01:26:27,208 --> 01:26:29,375
‫پسرت، جولیان

1080
01:26:29,458 --> 01:26:30,500
‫چیه؟ چی شده؟

1081
01:26:30,583 --> 01:26:32,125
‫پلیس‌ها بردنـش

1082
01:27:24,666 --> 01:27:25,833
‫اسمـت سارا هست، درسته؟

1083
01:27:28,916 --> 01:27:30,500
‫دختر کوچولوی یهودی که گم شده

1084
01:29:26,666 --> 01:29:28,166
‫نه، تکون نخور، تکون نخور،
‫تکون نخور!

1085
01:29:30,291 --> 01:29:31,375
‫پس تمام مدت اینجا بودی

1086
01:29:31,458 --> 01:29:33,541
‫توی انبار کاه تورتو قایم شده بودی؟

1087
01:29:33,625 --> 01:29:35,000
‫اسمـش جولیانـه

1088
01:29:38,041 --> 01:29:39,833
‫دستات رو بگیر بالا.
‫بگیرشون بالا!

1089
01:29:42,166 --> 01:29:43,166
‫خواهش می‌کنم

1090
01:29:44,791 --> 01:29:45,833
‫بچرخ

1091
01:29:46,958 --> 01:29:48,166
‫بچرخ!

1092
01:29:52,791 --> 01:29:54,375
‫بزدل

1093
01:31:23,208 --> 01:31:24,250
‫ایست!

1094
01:31:24,333 --> 01:31:25,458
‫کامیون رو نگه دار!

1095
01:31:27,958 --> 01:31:29,250
‫داری کجا میری؟

1096
01:31:33,583 --> 01:31:35,250
‫- بار رو بررسی کنید
‫- چرا وایسادیم؟

1097
01:31:49,583 --> 01:31:51,583
‫ویوین؟ ژان پل؟

1098
01:32:03,166 --> 01:32:04,666
‫ویوین؟ ژان پل؟

1099
01:32:07,333 --> 01:32:08,833
‫همونجا که هستی وایسا

1100
01:32:08,875 --> 01:32:10,583
‫اگه یه قدم دیگه برداری
‫شلیک می‌کنم

1101
01:32:10,666 --> 01:32:11,833
‫باشه، اما خواهش می‌کنم...

1102
01:32:11,916 --> 01:32:13,166
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

1103
01:32:13,250 --> 01:32:15,000
‫من دوست جولیان بومیر هستم

1104
01:32:15,083 --> 01:32:17,208
‫از ما چی می‌خوای؟

1105
01:32:17,291 --> 01:32:19,125
‫هیچی. فقط باید ویوین رو پیدا کنم

1106
01:32:20,416 --> 01:32:21,708
‫خواهش می‌کنم

1107
01:32:21,791 --> 01:32:24,000
‫- مجبورم نکن شلیک کنم
‫- همونجا وایسا

1108
01:32:26,125 --> 01:32:27,125
‫سارا؟

1109
01:32:30,541 --> 01:32:31,666
‫خاخام برانشتاین؟

1110
01:32:31,708 --> 01:32:33,166
‫برانشتاین، این دختر رو می‌شناسی؟

1111
01:32:33,250 --> 01:32:34,583
‫این سارا بلومـه

1112
01:32:34,666 --> 01:32:36,625
‫خانواده‌اش پایین خیابون‌مون زندگی می‌کردن

1113
01:32:37,416 --> 01:32:38,416
‫متوجه نمیشم

1114
01:32:39,583 --> 01:32:40,583
‫لافلور خواهش می‌کنم

1115
01:32:41,125 --> 01:32:42,416
‫اسلحه رو بگیر پایین

1116
01:32:44,291 --> 01:32:46,875
‫سارا، اینجا چیکار می‌کنی؟

1117
01:32:46,958 --> 01:32:49,000
‫خانواده بومیر من رو توی انبار کاه
‫قایم کرده بودن

1118
01:32:49,083 --> 01:32:51,833
‫فکر می‌کردن که شما
‫مخبرین نازی‌ها هستید

1119
01:32:51,916 --> 01:32:54,416
‫سارا، خانواده لافلور تقریباً دو سال

1120
01:32:54,500 --> 01:32:56,583
‫ما رو توی زیر شیروانی قایم کرده بودن

1121
01:32:58,458 --> 01:32:59,916
‫امروز ارتش یهود

1122
01:33:00,000 --> 01:33:01,375
‫داره ما رو قاچاقی رد می‌کنـه

1123
01:33:01,458 --> 01:33:02,625
‫تو باید باهامون بیای

1124
01:33:04,791 --> 01:33:06,916
‫نه، نمی‌تونم.
‫باید ویوین رو پیدا کنم.

1125
01:33:07,000 --> 01:33:08,333
‫جولیان دستگیر شده

1126
01:33:08,416 --> 01:33:10,333
‫بهتون که گفتم

1127
01:33:10,375 --> 01:33:12,208
‫امروز دستگیری‌ای نداشتیم

1128
01:33:12,291 --> 01:33:13,291
‫داری دروغ میگی

1129
01:33:14,875 --> 01:33:16,666
‫نه، فقط اعصابـش بهم ریخته

1130
01:33:16,750 --> 01:33:18,708
‫- اون..
‫- متاسفم

1131
01:33:18,791 --> 01:33:19,791
‫چیزی نیست

1132
01:33:24,416 --> 01:33:25,750
‫مادام. مادام.

1133
01:33:28,583 --> 01:33:29,750
‫من پسر شما رو می‌شناسم

1134
01:33:30,750 --> 01:33:32,166
‫امروز صبح بردنـش

1135
01:33:33,208 --> 01:33:34,666
‫همراه با چندتا از
‫بیمارهای بیمارستان

1136
01:33:34,708 --> 01:33:36,333
‫گذاشتنـش پشت یه کامیون

1137
01:33:37,625 --> 01:33:38,666
‫دارن میرن به سمت اردوگاه زندانیان

1138
01:33:38,750 --> 01:33:40,333
‫توی کوهستان‌ها

1139
01:33:40,416 --> 01:33:41,666
‫هنوزم می‌تونید نجاتـش بدید

1140
01:33:42,375 --> 01:33:43,500
‫در ازای پول خوب

1141
01:33:44,666 --> 01:33:46,083
‫ای پسر بیچاره

1142
01:33:47,291 --> 01:33:49,666
‫برانشتاین، ما خیلی وقت نداریم

1143
01:33:49,708 --> 01:33:51,208
‫پایین پله‌ها منتظره

1144
01:33:51,291 --> 01:33:54,333
‫تا وقتی که خانواده بومیر
‫برگردن از دختره مراقبت می‌کنیم

1145
01:33:55,083 --> 01:33:56,333
‫موفق باشی دوست قدیمی من

1146
01:33:59,500 --> 01:34:02,541
‫وقتی به اورشلیم رسیدید
‫برامون نامه بنویسید

1147
01:34:02,625 --> 01:34:05,500
‫خدا مهربانی تو رو یادش می‌مونـه

1148
01:34:31,916 --> 01:34:32,916
‫ویوینـه

1149
01:34:33,541 --> 01:34:34,500
‫ویوین!

1150
01:34:37,000 --> 01:34:38,375
‫- سارا!
‫- ویوین!

1151
01:34:38,458 --> 01:34:39,875
‫چیزی نیست

1152
01:34:39,958 --> 01:34:41,958
‫خانواده لافلور داشتن خانواده برانشتاین
‫رو پنهان می‌کردن

1153
01:34:41,958 --> 01:34:43,000
‫باید بریم

1154
01:34:43,083 --> 01:34:44,875
‫چقد پول لازم دارید؟

1155
01:34:44,958 --> 01:34:47,166
‫خیلی بیشتر از چیزی که داریم

1156
01:35:04,500 --> 01:35:06,166
‫با ماشین من می‌ریم

1157
01:35:06,208 --> 01:35:08,875
‫سارا، باید بری بالا توی زیر شیرونی

1158
01:35:08,958 --> 01:35:09,958
‫بریم

1159
01:35:34,458 --> 01:35:35,500
‫همه بیان بیرون!

1160
01:35:35,541 --> 01:35:37,083
‫یالا!
‫همه بیان بیرون!

1161
01:35:37,958 --> 01:35:39,833
‫بیرون!
‫یالا!

1162
01:35:41,875 --> 01:35:43,916
‫- بیرون
‫- چه خبره؟

1163
01:35:44,000 --> 01:35:46,041
‫این جاده بسته است واسه همین
‫از یه مسیر دیگه می‌رید

1164
01:35:46,125 --> 01:35:48,083
‫خودتو آماده پیاده‌روی کن

1165
01:35:48,166 --> 01:35:50,333
‫یالا! بیرون!
‫سریع!

1166
01:35:50,375 --> 01:35:51,541
‫- همه بیان بیرون!
‫- تکون بخورید!

1167
01:35:51,625 --> 01:35:52,833
‫- بیرون! یالا! تکون بخور!
‫- سریع

1168
01:35:52,875 --> 01:35:54,166
‫بیرون، همه، سریع.
‫دنبالـش برید

1169
01:35:54,208 --> 01:35:56,000
‫برید!

1170
01:35:57,708 --> 01:35:59,500
‫- خودشه
‫- برید

1171
01:36:38,250 --> 01:36:40,416
‫ما نه نفریم، اونا سه نفر

1172
01:36:40,500 --> 01:36:42,291
‫به بقیه بگو

1173
01:36:44,416 --> 01:36:45,666
‫یالا، سریع‌تر

1174
01:37:04,708 --> 01:37:05,791
‫خواهش می‌کنم

1175
01:37:06,500 --> 01:37:08,250
‫پسر من توی اون کامیونـه

1176
01:37:09,166 --> 01:37:10,250
‫خواهش می‌کنم

1177
01:37:10,333 --> 01:37:12,916
‫دیگه نیست.
‫بقیه راه رو پیاده میرن

1178
01:37:18,166 --> 01:37:21,000
‫نه، نه، نه، نه

1179
01:37:21,041 --> 01:37:22,166
‫خواهش می‌کنم

1180
01:37:22,208 --> 01:37:23,291
‫خواهش می‌کنم، من پول دارم

1181
01:37:25,625 --> 01:37:27,291
‫پول در ازای آزادیـش

1182
01:37:37,041 --> 01:37:38,083
‫بیایید

1183
01:37:48,000 --> 01:37:51,000
‫♪ پرنده کوچولو ♪

1184
01:37:51,041 --> 01:37:52,791
‫♪ پرنده کوچولو ♪

1185
01:37:54,000 --> 01:37:59,500
‫♪ تا چقد می‌تونی بری بالا؟ ♪

1186
01:37:59,541 --> 01:38:05,166
‫♪ به بلندی آسمان ♪

1187
01:38:05,208 --> 01:38:09,416
‫♪ تا جایی که آسمان هست ♪

1188
01:38:09,500 --> 01:38:10,625
‫برو

1189
01:38:17,333 --> 01:38:20,125
‫♪ پرنده کوچولو ♪

1190
01:38:20,166 --> 01:38:22,916
‫♪ پرنده کوچولو ♪

1191
01:38:23,000 --> 01:38:27,166
‫♪ چقدر سریع می‌تونی بری ♪

1192
01:38:28,500 --> 01:38:31,458
‫♪ به تندی یک کلاغ ♪

1193
01:38:31,500 --> 01:38:33,750
‫♪ به تندی یک کبوتر ♪

1194
01:38:40,916 --> 01:38:41,916
‫بدوید!

1195
01:38:42,875 --> 01:38:44,458
‫دارن فرار می‌کنن!

1196
01:38:44,500 --> 01:38:47,000
‫♪ پرنده کوچولو ♪

1197
01:38:47,041 --> 01:38:48,500
‫♪ پرنده کوچولو ♪

1198
01:38:49,666 --> 01:38:52,583
‫- ♪ تا کجا رو می‌تونی... ♪
‫- نه! نه!

1199
01:38:52,666 --> 01:38:53,666
‫♪ ببینـی ♪

1200
01:38:55,291 --> 01:38:56,333
‫♪ تا هرجا که ♪

1201
01:38:56,416 --> 01:38:58,458
‫نه!

1202
01:38:58,541 --> 01:39:01,250
‫♪ دلـم بخواد ♪

1203
01:39:01,333 --> 01:39:05,333
‫♪ فعلاً من آزادم ♪

1204
01:39:12,166 --> 01:39:18,166
‫♪ فعلاً من آزادم ♪

1205
01:39:23,333 --> 01:39:24,416
‫نه!

1206
01:39:24,500 --> 01:39:26,166
‫جولیان!

1207
01:39:41,291 --> 01:39:43,750
‫- ویوین!
‫- همین حالا برش گردون توی ماشین

1208
01:39:43,833 --> 01:39:45,833
‫برش گردون وگرنه شلیک می‌کنم

1209
01:39:45,875 --> 01:39:48,500
‫نه، نه، نه!
‫خواهش می‌کنم، نه، نه

1210
01:39:49,208 --> 01:39:50,208
‫خواهش می‌کنم

1211
01:39:50,291 --> 01:39:51,333
‫ویوین

1212
01:39:52,208 --> 01:39:53,666
‫برگرد به ماشین

1213
01:39:53,750 --> 01:39:56,791
‫خواهش می‌کنم.
‫می‌ریم.

1214
01:39:58,666 --> 01:39:59,750
‫سریع، سریع، سریع

1215
01:41:06,375 --> 01:41:08,250
‫وقتی که سربازها از اونجا دور شدن

1216
01:41:08,333 --> 01:41:09,666
‫جولیان!

1217
01:41:09,708 --> 01:41:11,583
‫خانواده بومیر برگشتن به جنگل

1218
01:41:11,666 --> 01:41:14,583
‫تمام اون شب و کلی از روزهای بعدش رو

1219
01:41:14,666 --> 01:41:16,500
‫به دنبال جولیان گشتن

1220
01:41:17,000 --> 01:41:18,500
‫جولیان!

1221
01:41:18,541 --> 01:41:20,166
‫به این امید مونده بودن که

1222
01:41:20,250 --> 01:41:22,500
‫شاید جولیان فرار کرده باشه

1223
01:41:22,541 --> 01:41:23,833
‫جولیان؟

1224
01:41:23,875 --> 01:41:26,291
‫اما در عمق وجودشون،
‫بهتر از همه حقیقت رو می‌دونستن

1225
01:41:35,458 --> 01:41:39,125
‫بازم هم هرطور شده اندوه بی‌اندازه‌شون
‫رو کنار گذاشتن

1226
01:41:39,958 --> 01:41:41,500
‫تا از من مراقب کنـن

1227
01:41:43,750 --> 01:41:46,333
‫من تا آخر جنگ پیش اونا موندم

1228
01:41:46,416 --> 01:41:47,666
‫البته پنهانی

1229
01:41:51,666 --> 01:41:53,000
‫اما نه توی انبار کاه

1230
01:41:55,791 --> 01:41:58,500
‫دیگه هیچ وقت نمی‌تونستم
‫پام رو اونجا بگذارم

1231
01:42:03,750 --> 01:42:05,083
‫در نهایت با تسلیم شدن

1232
01:42:05,166 --> 01:42:06,875
‫دولت نازی

1233
01:42:06,958 --> 01:42:08,166
‫در ماه آگست

1234
01:42:08,208 --> 01:42:11,583
‫اشغال نازی به پایان رسید

1235
01:42:11,666 --> 01:42:14,500
‫آلمانی‌ها از فرانسه بیرون انداخته شدن

1236
01:42:14,583 --> 01:42:16,083
‫و وقتی که نیرو‌های متفقین در

1237
01:42:16,166 --> 01:42:17,375
‫طاق پیروزی دور هم جمع شدن

1238
01:42:17,458 --> 01:42:20,333
‫می‌تونستی صدای خوشحالی
‫تمام جهان رو بشنوی

1239
01:42:26,416 --> 01:42:29,083
‫من باز هم پیش خانواده بومیر زندگی کردم

1240
01:42:29,166 --> 01:42:30,833
‫که مثل خانواده‌ام شده بودن

1241
01:42:32,875 --> 01:42:34,875
‫از برگشت به مدرسه خوشحال بودم

1242
01:42:36,125 --> 01:42:38,541
‫اما دیگه هیچی مثل قبل نبود

1243
01:42:40,833 --> 01:42:43,958
‫هفته‌ها در گیجی گذشت

1244
01:42:44,041 --> 01:42:47,375
‫نمی‌تونستم به تمام اتفاقاتی که
‫برام افتاده بود فکر نکنـم

1245
01:42:49,500 --> 01:42:51,500
‫و به جولیان

1246
01:43:02,333 --> 01:43:05,208
‫اما یک روزی در اوایل نوامبر...

1247
01:43:08,625 --> 01:43:09,666
‫پدرم اومد

1248
01:43:10,666 --> 01:43:11,875
‫اون برگشته بود

1249
01:43:29,416 --> 01:43:31,958
‫گفت که هنوز هم داره دنبال مامان می‌گرده

1250
01:43:32,041 --> 01:43:34,708
‫گفت که اون و یه دکتر دیگه
‫با پنهان شدن توی سردخانه

1251
01:43:34,791 --> 01:43:36,041
‫از جمع‌آوری فرار کردن

1252
01:43:38,541 --> 01:43:41,041
‫به خانواده بومیر معرفیـش کردم

1253
01:43:41,125 --> 01:43:43,500
‫یعنی کسانی که بی اندازه ازشون متشکر بود

1254
01:43:45,666 --> 01:43:47,708
‫اون شب بابا منو به گوشه‌ای برد

1255
01:43:49,416 --> 01:43:52,041
‫یجورایی می‌دونستم که درمورد مامانـم هست

1256
01:43:53,083 --> 01:43:54,416
‫سارا...

1257
01:43:54,500 --> 01:43:55,916
‫سعی کرده بود که حقیقت رو بهم نگه

1258
01:43:56,000 --> 01:43:57,541
‫اما دیده بود که نمی‌تونـه

1259
01:43:59,291 --> 01:44:01,375
‫توضیح داد که توی روز جمع‌آوری...

1260
01:44:01,458 --> 01:44:02,541
‫تو!

1261
01:44:02,625 --> 01:44:03,750
‫مامان دستگیر شده

1262
01:44:03,833 --> 01:44:05,708
‫وایسا!
‫همونجا وایسا!

1263
01:44:05,750 --> 01:44:08,208
‫با قطار فرستاده بودنـش به درانسی

1264
01:44:10,541 --> 01:44:11,750
‫و از اونجا به

1265
01:44:11,833 --> 01:44:15,291
‫اردوگاه کار اجباری آشویتز

1266
01:44:15,375 --> 01:44:18,708
‫نمی‌دونست که برای چه مدتی
‫اونجا نگهش داشته بودن

1267
01:44:18,750 --> 01:44:22,166
‫فقط می‌دونست که اونجا جایی هست
‫که مامان به کام مرگ رفته

1268
01:44:23,500 --> 01:44:27,375
‫فکر می‌کنم که بخشی از من
‫می‌دونست که اون نجات پیدا نکرده

1269
01:44:27,416 --> 01:44:31,083
‫درون پرنده سفید، همیشه روحـش رو حس می‌کردم

1270
01:44:31,166 --> 01:44:33,708
‫که موقعی‌های که خالی از
‫امید میشدم، بهم امید می‌داد

1271
01:44:35,791 --> 01:44:37,750
‫بابا و من برای مدت کوتاهی

1272
01:44:37,833 --> 01:44:39,041
‫پیش خانواده بومیر موندیم

1273
01:44:39,125 --> 01:44:42,041
‫تا زمانی که یک کار توی
‫یک بیمارستان توی پاریس پیدا کرد

1274
01:44:42,083 --> 01:44:44,375
‫شهری که خونه‌ی جدید من شد

1275
01:44:45,458 --> 01:44:47,625
‫همیشه من رو جای مادرت بدون

1276
01:44:58,291 --> 01:44:59,500
‫دوستـت دارم

1277
01:45:20,625 --> 01:45:23,041
‫بارها برای دیدن خانواده بومیر برگشتم

1278
01:45:23,916 --> 01:45:25,166
‫تمام زندگیـم

1279
01:45:27,291 --> 01:45:29,291
‫و وقتی که با پدربزرگـت ازدواج کردم

1280
01:45:30,291 --> 01:45:32,666
‫اونا همراه با بابام اومدن

1281
01:45:34,125 --> 01:45:35,708
‫و من رو در راهروی صومعه همراهی کردن

1282
01:45:56,166 --> 01:45:57,583
‫تبریک!

1283
01:46:06,875 --> 01:46:08,875
‫توی زندگی‌ خیلی چیزا رو فراموش می‌کنـی

1284
01:46:10,250 --> 01:46:13,541
‫[آرامگاه ویوین و ژان پل بومیر] 
‫اما هرگز مهربانی رو فراموش نمی‌کنـی

1285
01:46:15,416 --> 01:46:17,208
‫مثل عشق...

1286
01:46:18,916 --> 01:46:20,708
‫همیشه با تو می‌مونـه

1287
01:46:32,666 --> 01:46:36,333
‫خب عزیزم، فکر می‌کنم
‫همینجا به پایانـش می‌رسه

1288
01:46:42,666 --> 01:46:44,000
‫بهمت ریختـم؟

1289
01:46:47,166 --> 01:46:49,041
‫آره، اما به شکل خوبـش

1290
01:46:52,000 --> 01:46:54,791
‫حالا فهمیدی چرا لازم بود الان

1291
01:46:54,875 --> 01:46:56,875
‫این داستان رو برات تعریف کنـم؟

1292
01:47:23,125 --> 01:47:24,125
‫اوه

1293
01:47:25,041 --> 01:47:26,541
‫چیزی نیست، من دم می‌کنـم

1294
01:47:26,583 --> 01:47:28,125
‫مرسی عزیزم

1295
01:48:18,500 --> 01:48:20,291
‫همه او را

1296
01:48:20,375 --> 01:48:23,625
‫بخاطر مجموعه آثار به شدت تاثیر گذارش

1297
01:48:23,708 --> 01:48:25,875
‫که در تمام موزه‌های دنیا
‫پیدا می‌شوند، می‌شناسند

1298
01:48:44,916 --> 01:48:46,458
‫اما امروز...

1299
01:48:46,541 --> 01:48:50,041
‫مفتخریم که حاصل یک عمر کار هنری اون را

1300
01:48:50,125 --> 01:48:53,875
‫در بخشی که به "کنش گری" در هنر
‫اختصاص داده ایـم، داشته باشیم

1301
01:48:53,958 --> 01:48:55,541
‫لطفاً همراه با من

1302
01:48:56,208 --> 01:48:57,333
‫سارا بلوم بی همتا را

1303
01:48:58,125 --> 01:48:59,291
‫تشویق کنید

1304
01:49:02,458 --> 01:49:04,000
‫روز خوبی داشته باشید.
‫ممنون که اومدید.

1305
01:49:06,958 --> 01:49:08,541
‫سلام. مرسی.

1306
01:49:12,791 --> 01:49:14,291
‫سلام دوستان گلـم

1307
01:49:14,375 --> 01:49:18,375
‫باعث افتخارم است که امروز
‫در کنار شما هستم

1308
01:49:18,458 --> 01:49:20,958
‫می‌دونید که پیش از این هم
‫سخنرانی‌های این چنینی داشته‌ام

1309
01:49:21,041 --> 01:49:23,041
‫ورژن‌های مختلفی را از داستانـم گفته‌ام

1310
01:49:23,833 --> 01:49:25,208
‫اما برای بیشتر زندگیـم

1311
01:49:25,291 --> 01:49:29,208
‫به شدت ترجیح می‌دادم که اجازه بدم
‫هنرم به جای من صحبت کنـه

1312
01:49:29,291 --> 01:49:31,166
‫فکر می‌کنم به همین خاطر هست
‫که هنرمند شدم

1313
01:49:33,458 --> 01:49:35,708
‫برای فرار از دردی که باهاش آشنا هستم

1314
01:49:37,208 --> 01:49:38,208
‫اما شب گذشته داشتم با

1315
01:49:38,291 --> 01:49:40,125
‫نوه جوانـم صحبت می‌کردم

1316
01:49:40,208 --> 01:49:41,625
‫و متوجه یک چیزی شدم

1317
01:49:42,541 --> 01:49:43,541
‫متوجه شدم...

1318
01:49:44,666 --> 01:49:47,541
‫دیگه نمی‌خوام فرار کنم

1319
01:49:49,666 --> 01:49:51,041
‫می‌دونید که زندگی من عادی نبوده

1320
01:49:54,083 --> 01:49:55,541
‫تنفر عادی نیست

1321
01:49:56,791 --> 01:49:58,583
‫ظلم عادی نیست

1322
01:49:58,666 --> 01:49:59,666
‫شرمنده

1323
01:50:00,833 --> 01:50:02,916
‫عشق عادی است

1324
01:50:03,000 --> 01:50:04,541
‫مهربانی عادی است

1325
01:50:07,000 --> 01:50:08,958
‫اما تنها دونستـن این کافی نیست

1326
01:50:09,875 --> 01:50:11,458
‫باید به اشتراک گذاشته شود

1327
01:50:12,333 --> 01:50:14,000
‫باید تمرین شود

1328
01:50:24,541 --> 01:50:25,541
‫عذر می‌خوام

1329
01:50:27,208 --> 01:50:28,208
‫سلام، آه...

1330
01:50:29,666 --> 01:50:31,625
‫فقط می‌خواستم بگم که بابت
‫دیروز متاسفم

1331
01:50:32,500 --> 01:50:34,708
‫یخورده باهات تند برخورد کردم

1332
01:50:34,750 --> 01:50:37,041
‫یجورایی. دیگه گذشته.
‫چیزی نیست.

1333
01:50:39,208 --> 01:50:41,375
‫- بهرحال اسم من جولیان هست
‫- من رهمیا هستم

1334
01:50:41,416 --> 01:50:42,750
‫گاهی کوچیک‌ترین حرکات...

1335
01:50:42,833 --> 01:50:44,125
‫به کلاب ما ملحق بشید

1336
01:50:44,208 --> 01:50:46,458
‫می‌تونه پدید آورنده‌ی بزرگترین
‫تغییرات بشه

1337
01:50:46,541 --> 01:50:49,583
‫خب می‌خوام با کلاب ما
‫بیای واشنگتن دی‌سی؟

1338
01:50:49,666 --> 01:50:50,708
‫آه، آره

1339
01:50:51,208 --> 01:50:52,708
‫آره

1340
01:50:52,750 --> 01:50:55,875
‫مارتین لوتر کینگِ به شدت خردمند،
‫جایی گفته

1341
01:50:55,916 --> 01:50:58,708
‫تاریکی نمی‌تواند تاریکی را از بین ببرد

1342
01:50:58,791 --> 01:51:01,041
‫تنها روشنایی قادر به این کار است

1343
01:51:02,333 --> 01:51:05,125
‫این چیزی هست که پدرم هم
‫بهش باور داشت

1344
01:51:05,208 --> 01:51:09,750
‫همه ما باید از روشنایی درونمون استفاده کنیم

1345
01:51:09,833 --> 01:51:13,208
‫تا نا عدالتی‌های دنیا را از بین ببریم

1346
01:51:13,250 --> 01:51:15,041
‫تنها اون موقع‌ست که می‌توانیم
‫مطمئن باشیـم

1347
01:51:15,125 --> 01:51:19,500
‫که تاریکی گذشته دوباره تکرار نخواهد شد

1348
01:51:20,791 --> 01:51:22,041
‫و اون‌هایی که...

1349
01:51:27,958 --> 01:51:31,708
‫اون‌هایی که جانشان رو در راه
‫مبارزه با تاریکی دادند

1350
01:51:33,000 --> 01:51:35,208
‫هدفشان داشتن فردایی
‫روشن‌تر بوده است

1351
01:51:37,125 --> 01:51:38,958
‫زنده باد انسانیت!

1352
01:51:41,000 --> 01:51:42,958
‫زنده باد انسانیت!

1353
01:51:43,041 --> 01:51:44,083
‫زنده باد انسانیت!

1354
01:51:44,166 --> 01:51:45,208
‫زنده باد انسانیت!

1355
01:51:45,291 --> 01:51:48,375
‫زنده باد انسانیت!
‫زنده باد انسانیت!

1356
01:51:48,458 --> 01:51:51,875
‫زنده باد انسانیت!
‫زنده باد انسانیت!

1357
01:51:56,083 --> 01:51:58,041
‫زنده باد انسانیت!
‫زنده باد انسانیت!

1358
01:52:01,083 --> 01:52:06,041
‫« پرنده سفید ادامه‌ای بود بر سرگذشت جولیان در فیلم شگفتی »
‫(Wonder 2017)

1359
01:52:06,041 --> 01:52:09,041
‫« پس از تماشای این فیلم، دیدن شگفتی نیز خالی از لطف نخواهد بود »
