﻿1
00:00:35,533 --> 00:00:36,733
‫وایستا!

2
00:00:36,966 --> 00:00:38,433
‫یه لحظه وایستا.

3
00:00:40,333 --> 00:00:43,166
‫اگه چنین کاری بکنی
‫شک نکن می‌ری جهنم خانم.

4
00:00:43,533 --> 00:00:45,133
‫من رو ببر نزدیکترین کلانتری،

5
00:00:45,233 --> 00:00:46,900
‫بذار کلانتر اعدامم کنه.

6
00:00:46,966 --> 00:00:48,533
‫این‌جوری به عدالت می‌رسی،

7
00:00:48,566 --> 00:00:50,566
‫بدون اینکه درهای بهشت رو
‫به روی خودت ببندی.

8
00:00:50,933 --> 00:00:52,900
‫تو از بهشت چی سرت می‌شه؟

9
00:01:22,366 --> 00:01:25,500
‫خشونت همیشه دامن‌گیر این خانواده بوده.

10
00:01:26,100 --> 00:01:28,466
‫ما رو از ارتفاعات اسکاتلند،

11
00:01:28,566 --> 00:01:30,300
‫و زاغه‌های دوبلین تعقیب می‌کرد.

12
00:01:30,600 --> 00:01:33,733
‫ما رو روی کشتی‌های تابوت ایرلند تباه کرد.

13
00:01:34,033 --> 00:01:37,466
‫توی سواحل نیوجرسی زمین‌گیر کرد،

14
00:01:37,766 --> 00:01:41,766
‫توی میادین جنگ شیلو و آنتی‌تام بلعید.

15
00:01:42,766 --> 00:01:44,900
‫و تا اینجا دنبالمون اومده.

16
00:01:45,466 --> 00:01:48,666
‫زیر کاج‌ها و توی رودخونه‌ها
‫واسه‌مون کمین کرده.

17
00:01:55,633 --> 00:01:58,433
‫و جایی که دیگه دنبالمون نکنه،
‫ما سایه‌اش رو با تیر می‌زنیم.

18
00:01:59,933 --> 00:02:01,400
‫میفتیم دنبالش.

19
00:03:05,100 --> 00:03:06,600
‫آهای.

20
00:03:13,033 --> 00:03:14,533
‫آره.

21
00:03:31,600 --> 00:03:32,666
‫خودشه؟

22
00:03:34,966 --> 00:03:36,000
‫همونه که دنبالش بودیم.

23
00:03:39,866 --> 00:03:41,466
‫خودشه.

24
00:04:11,366 --> 00:04:14,133
‫پدر من سه فرزند داشت.

25
00:04:15,000 --> 00:04:17,600
‫فقط یکی‌شون اونقدر زنده موند
‫که صاحب فرزندی بشه.

26
00:04:20,066 --> 00:04:22,833
‫فقط یکی‌شون دودمان
‫این خانواده رو ادامه داد.

27
00:04:22,900 --> 00:04:25,233
‫توی دوران رکود،

28
00:04:26,066 --> 00:04:29,700
‫و هر مصیبت دیگه‌ای که
‫قرن بیستم به سرشون آوار کرد.

29
00:05:29,666 --> 00:05:31,733
‫بعد از فوت پدرم،

30
00:05:32,300 --> 00:05:34,400
‫مادرم برای عموم نامه‌ای نوشت.

31
00:05:34,666 --> 00:05:36,033
‫التماسش کرد تا خانواده‌اش رو...

32
00:05:36,100 --> 00:05:38,766
‫برای نجات خانوادۀ ما به این برهوت بیاره.

33
00:05:40,400 --> 00:05:42,000
‫باید از اینجا ببریمشون.

34
00:05:43,433 --> 00:05:44,933
‫ببریم کجا؟

35
00:05:51,266 --> 00:05:55,400
‫یک سال بعد اومد و مادرم رو در حالی که
‫توی برف منجمد شده بود پیدا کرد،

36
00:05:55,466 --> 00:05:58,666
‫جفت پسرهاش نیمه‌گرسنه بودن
‫و حتی به سختی صحبت می‌کردن.

37
00:05:59,566 --> 00:06:01,800
‫مثل پسرهای خودش بزرگشون کرد،

38
00:06:02,233 --> 00:06:06,066
‫و از رویای پدر من برای خودش امپراتوری ساخت.

39
00:06:08,500 --> 00:06:09,833
‫و بعد اون امپراتوری فرو ریخت.

40
00:07:13,966 --> 00:07:18,233
‫فصل اول — قسمت اول

41
00:08:21,233 --> 00:08:23,633
‫[ممنوعیت برای مونتانا]

42
00:08:33,366 --> 00:08:34,100
‫ممنوعیت ! ممنوعیت !

43
00:08:34,100 --> 00:08:36,633
‫ممنوعیت فوری!
‫ممنوعیت برای مونتانا.

44
00:08:36,700 --> 00:08:38,766
‫توی جنبش ما شرکت کنید خانم‌ها.

45
00:08:38,833 --> 00:08:41,400
‫امیدوارم اومده باشید این
‫لانۀ فساد رو تعطیل کنید.

46
00:08:41,466 --> 00:08:43,100
‫روی تابلوش که نوشته نوشیدنی فروشی.

47
00:08:43,166 --> 00:08:45,133
‫روی تابلوی کافه هم نوشته سالن رقص.

48
00:08:45,266 --> 00:08:46,433
‫شوخی نکن.

49
00:08:46,500 --> 00:08:47,966
‫اگه وارد اون مکان بشید،

50
00:08:48,066 --> 00:08:50,033
‫یعنی عقل خانمتون
‫از شما بیشتره جناب کمیسر.

51
00:08:50,600 --> 00:08:52,366
‫عقل اون از شما بیشتره!

52
00:08:57,766 --> 00:08:58,966
‫سلام.

53
00:08:59,033 --> 00:09:01,333
‫گمونم از وقتی من اومدم اینجا بارونی نیومده.

54
00:09:01,566 --> 00:09:03,566
‫اینجا فقط ملخ می‌باره.

55
00:09:03,666 --> 00:09:05,100
‫دلستر بدم؟

56
00:09:05,200 --> 00:09:06,933
‫همون نوشابه رو بده.

57
00:09:07,000 --> 00:09:11,100
‫اگه من دلستر بخوام چی؟
‫از اون دلستر های واقعی.

58
00:09:11,200 --> 00:09:13,133
‫در اون صورت می‌گم برو یه جای دیگ.

59
00:09:14,633 --> 00:09:16,366
‫از همون مال خودتون بده.

60
00:09:16,600 --> 00:09:18,600
‫چوپان‌ها دارن حسابی کفری می‌شن.

61
00:09:18,666 --> 00:09:21,233
‫دست‌گلیه که خودشون به آب دادن.

62
00:09:21,333 --> 00:09:24,800
‫نمی‌شه که گوسفندهاشون
‫توی علفزار یکی دیگه بچرن.

63
00:09:24,900 --> 00:09:27,733
‫باید خدا رو شکر کنن به چوپان‌ها رحم کردن.

64
00:09:27,800 --> 00:09:31,600
‫سعی کن همین حرف رو یه خرده
‫ملایم‌تر توی کاخ شهرداری بزنی جیک.

65
00:09:33,966 --> 00:09:35,600
‫چند تا معاون همراهت داری؟

66
00:09:35,700 --> 00:09:37,400
‫اندازۀ کافی ندارم.

67
00:09:37,466 --> 00:09:39,433
‫سی‌صد نفر از اونا توی خیابون،

68
00:09:39,533 --> 00:09:41,033
‫سرشون با مسابقات مشت‌زنی گرمه.

69
00:09:41,133 --> 00:09:42,733
‫یادداشت‌برداری می‌کنن،
‫می‌گیری چی می‌گم؟

70
00:09:42,833 --> 00:09:44,066
‫نگران مشت خوردن از کسی نیستم.

71
00:09:44,133 --> 00:09:46,000
‫بیشتر نگران تیر خوردنم.

72
00:09:46,100 --> 00:09:47,800
‫قلدر جماعت.

73
00:09:47,866 --> 00:09:52,433
‫قلدر جماعتی که مدام از عواقب
‫قوانینی که زیر پا می‌ذارن می‌نالن.

74
00:09:53,366 --> 00:09:54,500
‫بیا بریم.

75
00:09:55,566 --> 00:09:58,300
‫بریم قضیه رو فیصله بدیم.

76
00:10:07,333 --> 00:10:08,766
‫خیلی‌خب رفقا، راه بیفتید.

77
00:10:46,133 --> 00:10:48,766
‫گوسفندهای ما رو کشتن.

78
00:10:50,033 --> 00:10:51,700
‫همه‌شون رو راهی جنگل کردن.

79
00:10:51,800 --> 00:10:53,133
‫گذاشتن اونجا بپوسن.

80
00:10:53,233 --> 00:10:54,833
‫بعد شما بابتش چی کار کردید؟

81
00:10:54,933 --> 00:10:56,000
‫هیچ کاری!

82
00:10:56,100 --> 00:10:57,666
‫نمی‌دونیم کار کی بوده.

83
00:10:58,533 --> 00:11:00,833
‫همه می‌دونن کار کی بوده.

84
00:11:00,966 --> 00:11:03,300
‫کار اون ایرلندی‌های کثافته که اونجا نشستن.

85
00:11:03,433 --> 00:11:04,866
‫بیا تو روی خودم بگو مردک پرمدعا.

86
00:11:04,933 --> 00:11:06,433
‫معلومه که می‌گم خوک‌صفت.

87
00:11:10,700 --> 00:11:12,133
‫خیلی داره خوب پیش می‌ره.

88
00:11:15,133 --> 00:11:17,066
‫بشینید!

89
00:11:17,400 --> 00:11:19,333
‫وگرنه امشب رو آب‌خنک می‌خورید.

90
00:11:19,366 --> 00:11:20,533
‫بشینید.

91
00:11:23,333 --> 00:11:25,066
‫من حقمه جواب بگیرم.

92
00:11:25,166 --> 00:11:27,466
‫خودتونم می‌دونید کی
‫گوسفندهای من رو کشته،

93
00:11:27,500 --> 00:11:30,966
‫چون می‌دونید چراگاهی که
‫جنازه‌شون توش افتاده مال کیه.

94
00:11:31,066 --> 00:11:33,733
‫پس اعتراف می‌کنی توی
‫چراگاه کس دیگه‌ای بودی.

95
00:11:34,300 --> 00:11:36,800
‫گوسفندن دیگه. پرسه می‌زنن.

96
00:11:37,066 --> 00:11:40,033
‫اون‌ها که نمی‌فهمن کدوم چراگاه مال کیه.

97
00:11:40,233 --> 00:11:41,833
‫پس چرا هر کسی برای خودش چراگاه داره؟

98
00:11:41,933 --> 00:11:43,400
‫گوسفندها تا ریشه فقط می‌خورن.

99
00:11:43,500 --> 00:11:46,100
‫جوری علفزار رو خراب می‌کنن
‫که گاوها نمی‌تونن چیزی بخورن.

100
00:11:46,200 --> 00:11:48,900
‫حتی می‌شه گفت توئم دام‌های اون رو کشتی،

101
00:11:49,000 --> 00:11:50,900
‫ولی مرگشون لحظه‌ای نبوده.

102
00:11:52,100 --> 00:11:55,266
‫تا موقعی که بارون نیومده
‫خبری از چروندن توی این دره نیست.

103
00:11:55,466 --> 00:11:59,000
‫چمنی که توی کوهستان مونده
‫تمام دار و ندارمونه.

104
00:11:59,066 --> 00:12:02,166
‫اگه جیرۀ گوسفندت زیادیه،
‫چندتاشون رو بفروش.

105
00:12:02,266 --> 00:12:05,466
‫بفروشم؟

106
00:12:05,566 --> 00:12:07,300
‫آخه به کی بفروشم؟

107
00:12:07,400 --> 00:12:09,966
‫جنگ تموم شده. دیگه کسی نیست گوسفند بخره.

108
00:12:10,066 --> 00:12:11,533
‫شرایط همه‌مون همینه.

109
00:12:11,600 --> 00:12:14,866
‫پیشنهادم اینه قبل اینکه
‫گذر همه‌مون دوباره به انگلیس بیفته،

110
00:12:14,966 --> 00:12:16,233
‫با همدیگه همکاری کنیم.

111
00:12:16,333 --> 00:12:19,100
‫همۀ ما اینجا روی هم رفته،

112
00:12:19,200 --> 00:12:21,366
‫واسه هر شاخه علف
‫باید مثل چی جون بکنیم،

113
00:12:21,466 --> 00:12:24,900
‫اونم وقتی که جنابعالی
‫برای خودت رشته‌کوه داری.

114
00:12:24,966 --> 00:12:28,766
‫زمینش رو داری، چراگاهش رو داری،
‫همه‌چیزش رو داری.

115
00:12:28,866 --> 00:12:31,300
‫من چیزی رو دارم که
‫خانواده‌ام واسش جنگیده.

116
00:12:31,666 --> 00:12:33,500
‫تو هم می‌خوای سرش باهام بجنگی؟

117
00:12:35,000 --> 00:12:37,166
‫همون بهتر نکنی.

118
00:12:37,600 --> 00:12:40,333
‫اگه زمین بیشتر می‌خوای،
‫باید چراگاه بیشتر می‌گرفتی.

119
00:12:47,466 --> 00:12:50,100
‫مگه هدف جلسه این نبود
‫که آرومشون کنیم جیک؟

120
00:12:50,133 --> 00:12:51,833
‫هدف تو این بود.

121
00:12:51,900 --> 00:12:54,100
‫هدف من این بود جنگ دامداری به پا نشه.

122
00:13:04,100 --> 00:13:06,100
‫چوپان‌ها بیرون منتظرن.

123
00:13:19,200 --> 00:13:21,000
‫می‌خوای چی کار کنی بنر؟

124
00:13:21,066 --> 00:13:22,200
‫وسط خیابون باهام گلاویز بشی؟

125
00:13:22,300 --> 00:13:25,866
‫گوسفند هم دام محسوب می‌شه.
‫این رو یادت نره.

126
00:13:25,966 --> 00:13:28,400
‫منم مثل گاوداران عضو دامدارانم.

127
00:13:28,466 --> 00:13:31,400
‫عضویت در جایی به معنی
‫نادیده گرفتن قوانین نیست.

128
00:13:31,466 --> 00:13:33,300
‫تو تمام علف‌های خودت رو تموم کردی،

129
00:13:33,333 --> 00:13:35,533
‫گله‌ات رو بردی سمت علف یکی دیگه.

130
00:13:35,600 --> 00:13:37,366
‫علف من رو ملخ‌ها خوردن.

131
00:13:37,433 --> 00:13:39,433
‫ملخ‌ها علف همه رو خوردن.

132
00:13:39,533 --> 00:13:41,700
‫همه‌مون داریم عذاب می‌کشیم.
‫گله‌ات رو ببر بالاتر.

133
00:13:41,800 --> 00:13:44,333
‫اون‌وقت به جای گاوچرون‌ها
‫قربانی خرس‌ها می‌شن.

134
00:13:44,400 --> 00:13:47,100
‫دیگه چی بگم بنر؟

135
00:13:47,200 --> 00:13:48,633
‫سعی کن با دامداری کنار بیای.

136
00:13:52,700 --> 00:13:53,833
‫بیا اینجا.

137
00:13:57,266 --> 00:13:59,266
‫چهار به دوازده شانسی ندارید جیکوب.

138
00:13:59,466 --> 00:14:01,700
‫یازده نفر دیگه واسه من مهم نیست.

139
00:14:02,233 --> 00:14:03,266
‫فقط خودت.

140
00:14:03,366 --> 00:14:05,133
‫آهای!

141
00:14:05,766 --> 00:14:07,566
‫توی شهر من از این خبرها نیست.

142
00:14:07,633 --> 00:14:09,700
‫ناسلامتی این مرد مأمور دولته.

143
00:14:09,766 --> 00:14:12,466
‫یه بار دیگه تهدیدش کنی،
‫تا یک ماه روی زمین بتنی می‌خوابی.

144
00:14:12,566 --> 00:14:14,033
‫شیرفهم شدی؟

145
00:14:14,133 --> 00:14:17,733
‫دزدیدن علف یکی دیگه،
‫مثل دزدیدن دام یکی دیگه‌ست.

146
00:14:17,833 --> 00:14:19,666
‫دوباره توی علفزار یکی دیگه چرا کنی،

147
00:14:19,866 --> 00:14:23,566
‫کل گله‌ات رو ازت می‌گیرم.
‫و شک نکن سر حرفم می‌مونم.

148
00:14:26,133 --> 00:14:28,100
‫علف‌دزدی؟

149
00:14:28,966 --> 00:14:31,366
‫آدم‌ها صاحب علف نیستن.

150
00:14:31,466 --> 00:14:33,500
‫کوهستان صاحب علفه.

151
00:14:33,600 --> 00:14:35,933
‫خدا صاحب علفه.

152
00:14:36,033 --> 00:14:38,900
‫جنابعالی هم خدا نیستی جیکوب داتون.

153
00:14:39,166 --> 00:14:40,966
‫خدا نیستی!

154
00:14:47,433 --> 00:14:50,133
‫دوست دارم ببینم اگه بحث
‫سر زمین خودش بود چی کار می‌کرد.

155
00:14:50,266 --> 00:14:52,233
‫درجا بهشون شلیک می‌کرد.

156
00:14:52,266 --> 00:14:54,533
‫پول فشنگش هم از دامداره می‌گرفت.

157
00:15:06,666 --> 00:15:09,233
‫مک‌کلود بیشتر اسب‌هاش رو
‫به کوهستان کریزیز منتقل کرده.

158
00:15:09,500 --> 00:15:12,066
‫از اینجا تا مایلز سیتی حتی
‫یک شاخه علف هم نیست.

159
00:15:12,300 --> 00:15:14,000
‫با این قیمت‌ها نمی‌شه چیزی فروخت.

160
00:15:14,366 --> 00:15:16,400
‫نمی‌فهمم چطوری تموم شدن جنگ،

161
00:15:16,500 --> 00:15:18,500
‫می‌تونه انقدر بازار رو کساد کنه.

162
00:15:18,566 --> 00:15:20,600
‫ناسلامتی کل سربازها برگشتن خونه.

163
00:15:20,733 --> 00:15:22,866
‫مگه اینجا غذا نمی‌خورن؟
‫فقط خارج از کشور می‌خورن؟

164
00:15:22,933 --> 00:15:25,666
‫از گوسالۀ خودشون می‌خورن.
‫نیازی ندارن مال ما رو بخرن.

165
00:15:25,700 --> 00:15:27,366
‫چرا توی زمین دهقان‌ها چرا نکنیم؟

166
00:15:27,466 --> 00:15:29,066
‫دیگه بانک صاحب کل زمین‌هاشون شده.

167
00:15:29,133 --> 00:15:30,333
‫شک دارم واسه‌شون مهم باشه.

168
00:15:30,366 --> 00:15:31,900
‫من شک دارم حتی متوجه بشن.

169
00:15:31,966 --> 00:15:33,633
‫بانک متوجه همه‌چیز می‌شه.

170
00:15:33,833 --> 00:15:37,333
‫زمینش رو من دارم. جای مرتفعیه.

171
00:15:37,666 --> 00:15:40,466
‫ولی خرس‌ها و گرگ‌ها اذیتمون می‌کنن.

172
00:15:40,533 --> 00:15:42,066
‫باید کل تابستون با گله بمونیم.

173
00:15:42,300 --> 00:15:46,266
‫من می‌گم گله‌ها رو یکی کنیم.
‫ببریمشون اون بالا،

174
00:15:46,366 --> 00:15:47,966
‫صبر کنیم تا پاییز از راه برسه.

175
00:15:48,066 --> 00:15:49,700
‫می‌دونی چندتا گاوچرون لازمه...

176
00:15:49,733 --> 00:15:51,833
‫تا کل تابستون از گله‌ای
‫به اون وسعت نگهداری کنه؟

177
00:15:51,933 --> 00:15:52,966
‫خودم می‌دونم.

178
00:15:53,033 --> 00:15:54,733
‫من همین‌جوریش کمبود گاوچرون دارم.

179
00:15:54,766 --> 00:15:57,400
‫اگه به گله‌ات علف نرسونی،
‫کمبود گاو و گوساله هم میاری.

180
00:15:57,500 --> 00:15:58,900
‫زمستون چطوری بهشون غذا بدیم؟

181
00:15:59,000 --> 00:16:01,500
‫حالا بذار اول تابستون رو رد کنیم.

182
00:16:01,966 --> 00:16:03,766
‫بابتش اجاره‌ای نمی‌گیرم،

183
00:16:04,033 --> 00:16:07,266
‫ولی خودتون جمع بشید و
‫سر مقداری یونجه قرار بذارید.

184
00:16:07,333 --> 00:16:11,600
‫شنیدم توی اورگن خبری از ملخ نیست...
‫البته فعلاً.

185
00:16:12,066 --> 00:16:14,766
‫نمی‌دونم جیک. نصف دام من انقدر ضعیف‌ان
‫که نمی‌تونن کوچ کنن.

186
00:16:15,166 --> 00:16:16,366
‫آروم کوچ می‌کنیم.

187
00:16:16,466 --> 00:16:18,600
‫همه‌شون رو کنار رودخونه می‌چرونیم.

188
00:16:18,666 --> 00:16:20,400
‫بعد تا بوستان می‌بریمشون بالا.

189
00:16:21,066 --> 00:16:23,633
‫خب، اگه به امید سال‌های آسوده نبود،

190
00:16:23,633 --> 00:16:25,700
‫عمرم رو با سال‌های
‫پر از سختی تلف نمی‌کردم.

191
00:16:26,066 --> 00:16:29,633
‫من از سال ۱۸۹۴ اینجام کلایو.

192
00:16:29,733 --> 00:16:32,766
‫یادم نمیاد اینجا
‫رنگ سال آسوده رو دیده باشم.

193
00:16:32,866 --> 00:16:34,300
‫ندیدی؟

194
00:16:34,433 --> 00:16:36,333
‫نه.

195
00:16:38,600 --> 00:16:41,066
‫آره، همینه!

196
00:16:46,633 --> 00:16:47,833
‫بچسب بهش!

197
00:16:50,800 --> 00:16:51,833
‫یوهو!

198
00:16:56,666 --> 00:16:57,966
‫یوهو!

199
00:16:58,266 --> 00:17:00,366
‫راه بیفتید، مگه اومدید نمایش؟
‫ببرش اون سمتی.

200
00:17:00,466 --> 00:17:02,066
‫مجبورش کن بره چپ.

201
00:17:02,166 --> 00:17:04,666
‫خواهشاً یک هفته قبل عروسی به کشتنش نده.

202
00:17:04,800 --> 00:17:06,200
‫من که بهش گفتم این رو انتخاب نکنه.

203
00:17:06,300 --> 00:17:08,266
‫لابد واسه همین انتخابش کرده.

204
00:17:14,266 --> 00:17:15,833
‫دیروقته.

205
00:17:15,900 --> 00:17:17,633
‫اولین سواری‌مون توی شب نیست خانم.

206
00:17:17,733 --> 00:17:18,733
‫می‌دونم، ولی نگران می‌شم.

207
00:17:18,833 --> 00:17:21,333
‫می‌تونیم الآن بریم پیششون.

208
00:17:21,433 --> 00:17:22,533
‫ممنونم زین.

209
00:17:23,433 --> 00:17:25,200
‫البته وقتی نمایشش با کره‌اسبش تموم شد.

210
00:17:25,300 --> 00:17:28,233
‫اینجا وقت برای توقف نداریم.

211
00:17:28,300 --> 00:17:29,166
‫یالا!

212
00:17:31,133 --> 00:17:34,266
‫هیچ‌وقت نفهمیدم چرا مرد جماعت
‫انقدر از خطر کردن لذت می‌بره.

213
00:17:40,666 --> 00:17:42,400
‫- همینه.
‫- زودباش جک!

214
00:17:42,500 --> 00:17:43,600
‫واسه امروز بسه جک.

215
00:17:43,666 --> 00:17:45,633
‫یه اسب درست‌حسابی بردار.

216
00:17:45,733 --> 00:17:47,033
‫می‌ریم پدرت رو پیدا کنیم.

217
00:17:47,100 --> 00:17:49,633
‫- گم شده؟
‫- شک دارم.

218
00:17:49,733 --> 00:17:51,233
‫پس واسه چی بریم پیداش کنیم؟

219
00:17:51,333 --> 00:17:54,066
‫چون من خواستم.
‫از تو هم می‌خوام مواظب باشی.

220
00:17:54,166 --> 00:17:56,600
‫هیچ‌کس دلش نمی‌خواد ببینه
‫روز عروسیت یه جاییت رو گچ گرفتی،

221
00:17:56,700 --> 00:17:58,066
‫مخصوصاً عروس خانم.

222
00:17:58,166 --> 00:18:00,700
‫خدا هنوز اسبی نیافریده که
‫بتونه من رو زمین بندازه عمه جون.

223
00:18:00,766 --> 00:18:03,100
‫- اوهوم.
‫- الکی نگران نباش عمه کارا.

224
00:18:03,166 --> 00:18:05,666
‫در عرض یک هفته می‌تونی با این اسب
‫بری توی باغ سیب بچینی.

225
00:18:05,766 --> 00:18:07,900
‫نمی‌خواد زحمت بکشی،
‫من به همون درشکه راضی‌ام.

226
00:18:08,000 --> 00:18:10,633
‫امروز کارت حرف نداشت جک.

227
00:18:25,600 --> 00:18:27,833
‫مواد تشکیل‌دهندۀ صابون رو نام ببر.

228
00:18:29,633 --> 00:18:31,466
‫نام ببر.

229
00:18:31,533 --> 00:18:33,933
‫چربی، قلیاب، آب.

230
00:18:34,033 --> 00:18:36,133
‫چه نوعی از چربی؟

231
00:18:36,200 --> 00:18:37,700
‫هر نوعی.

232
00:18:40,666 --> 00:18:42,500
‫مایلم محترمانه جواب سوالم رو بشنوم.

233
00:18:42,566 --> 00:18:45,433
‫حالا بگو ببینم، چه نوع چربی؟

234
00:18:46,466 --> 00:18:48,866
‫می‌شه از چربی گیاهی یا پیه استفاده کرد.

235
00:18:48,966 --> 00:18:50,200
‫پیه از کجا به دست میاد؟

236
00:18:50,300 --> 00:18:52,033
‫- از دنبه حیوانی
‫- چطوری به دست میاد؟

237
00:18:52,133 --> 00:18:54,333
‫با جوشوندن دنبه.

238
00:18:54,966 --> 00:18:56,233
‫قلیاب چیه؟

239
00:18:58,600 --> 00:19:00,033
‫از...

240
00:19:03,433 --> 00:19:05,833
‫از خاکستر میاد.

241
00:19:05,933 --> 00:19:08,800
‫از چه خاکستری؟

242
00:19:12,800 --> 00:19:14,400
‫قلیایی؟

243
00:19:14,466 --> 00:19:16,133
‫قلیا.

244
00:19:16,166 --> 00:19:17,400
‫چطوری قلیا به دست میاد؟

245
00:19:21,700 --> 00:19:23,033
‫چطوری؟

246
00:19:23,133 --> 00:19:25,266
‫نمی‌دونم.

247
00:19:25,366 --> 00:19:27,366
‫چرا نمی‌دونی؟ توی درس دیروز بود.

248
00:19:27,433 --> 00:19:29,800
‫- یادم نمیاد...
‫- چرا، یادته.

249
00:19:29,866 --> 00:19:31,833
‫یادم نیست. نیست!

250
00:19:31,933 --> 00:19:33,200
‫آخ.

251
00:19:35,233 --> 00:19:38,266
‫اجازه نداری با اون زبان کفرآمیز توی...

252
00:19:54,400 --> 00:19:57,833
‫در عجبم چی باعث شده
‫به شما حمله کنن خواهر مری.

253
00:19:58,233 --> 00:20:01,200
‫خودمم نمی‌دونم پدر.

254
00:20:01,266 --> 00:20:03,666
‫این دختر حیوان سرکشیه.

255
00:20:06,033 --> 00:20:07,333
‫دست‌هات رو نشون بده دختر.

256
00:20:14,800 --> 00:20:18,433
‫برای جواب دادن به سوال ساده‌ای
‫که کل کلاس جواب دادن،

257
00:20:18,500 --> 00:20:22,066
‫باید این بچه رو مثل چی کتک زد.

258
00:20:22,166 --> 00:20:25,100
‫سوالی که نتونستی جواب بدی چی بود؟

259
00:20:25,166 --> 00:20:26,666
‫داشت ازم درمورد صابون می‌پرسید.

260
00:20:26,733 --> 00:20:29,566
‫من به جای قلیا گفتم قلیایی.

261
00:20:37,933 --> 00:20:39,700
‫خواهر مری، بی‌زحمت بیا جلو.

262
00:20:52,866 --> 00:20:55,100
‫می‌شه دستت رو بذاری روی میز؟

263
00:21:03,600 --> 00:21:07,833
‫می‌شه آیۀ اول فصل سیزدهم
‫از رسالۀ اول قرنتیان رو قرائت کنی؟

264
00:21:11,333 --> 00:21:13,666
‫«اگر به زبان آدمیان...»

265
00:21:18,200 --> 00:21:19,600
‫ادامه بده.

266
00:21:22,100 --> 00:21:23,866
‫«...و فرشتگان صحبت کنم،

267
00:21:25,633 --> 00:21:28,933
‫اما محبت نداشته باشم...»

268
00:21:29,033 --> 00:21:31,833
‫آیه رو تلاوت کن خواهر.

269
00:21:33,233 --> 00:21:36,900
‫«گونگی پر سر و صدا
‫یا سنجی بیش نیستم...

270
00:21:36,966 --> 00:21:38,200
‫سنجی ناموزون نیستم.

271
00:21:38,300 --> 00:21:40,233
‫اگر قادر به نبوّت باشم،

272
00:21:40,333 --> 00:21:41,766
‫و تمام اسرار جهان را درک کنم...»

273
00:21:41,866 --> 00:21:43,500
‫سریع‌تر خواهر.

274
00:21:43,600 --> 00:21:44,800
‫«...و ایمانی داشته باشم،»

275
00:21:44,900 --> 00:21:46,300
‫سریع‌تر!

276
00:21:46,366 --> 00:21:48,000
‫«که کوه را جا به جا کند،»

277
00:21:48,033 --> 00:21:48,866
‫سریع‌تر!

278
00:21:48,966 --> 00:21:50,733
‫«اما محبت نداشته باشم

279
00:21:50,800 --> 00:21:52,166
‫اما محبت نداشته باشم...»

280
00:21:52,266 --> 00:21:54,233
‫بسه، بسه، بسه!

281
00:21:56,033 --> 00:21:57,433
‫لطفاً پدر. لطفاً.

282
00:21:58,500 --> 00:22:00,900
‫نگاه کن خواهر مری.

283
00:22:01,800 --> 00:22:03,533
‫تو بچه‌ای رو زدی،

284
00:22:03,566 --> 00:22:05,800
‫که حاضره از جانب تو طلب آمرزش کنه.

285
00:22:06,266 --> 00:22:07,766
‫شاید بهتره اون معلم تو باشه.

286
00:22:08,433 --> 00:22:09,933
‫نه؟

287
00:22:26,866 --> 00:22:30,933
‫من میل حمله به خواهری که...

288
00:22:31,033 --> 00:22:32,566
‫کمبود شفقت داره رو درک می‌کنم، ولی...

289
00:22:35,300 --> 00:22:38,266
‫اگه تو حمله کنی،

290
00:22:38,333 --> 00:22:40,233
‫همه حمله می‌کنن.

291
00:22:46,966 --> 00:22:48,833
‫من نسبت بهت حس شفقت دارم فرزندم.

292
00:22:50,800 --> 00:22:51,900
‫واقعاً می‌گم.

293
00:22:56,533 --> 00:22:58,366
‫لطفاً دست‌هات رو روی قفسه بذار.

294
00:23:10,733 --> 00:23:14,933
‫شفقت دارم، اما...

295
00:23:15,033 --> 00:23:17,966
‫هیچ رحمی ندارم.

296
00:23:34,133 --> 00:23:35,533
‫حوله‌هاتون رو بردارید، تا کنید،
‫و بذارید کنار وان حمامتون.

297
00:23:35,533 --> 00:23:39,200
‫حوله‌هاتون رو بردارید، تا کنید،
‫و بذارید کنار وان حمامتون.

298
00:23:40,900 --> 00:23:42,566
‫وارد وان بشید.

299
00:23:49,933 --> 00:23:54,900
‫صابون رو بردارید و روی لیف حمامتون بمالید.

300
00:23:57,066 --> 00:23:58,566
‫از گردنتون شروع کنید.

301
00:24:07,700 --> 00:24:09,533
‫زیر هر دو بازو رو بمالید.

302
00:24:16,000 --> 00:24:17,400
‫و در نهایت پاهاتون.

303
00:24:20,466 --> 00:24:22,333
‫انقدر تمیز کنید تا من بگم کافیه.

304
00:24:28,200 --> 00:24:30,766
‫کافیه.

305
00:24:31,066 --> 00:24:34,966
‫لیف حمامتون رو کنار لگن بذارید.

306
00:24:40,133 --> 00:24:42,666
‫حوله‌هاتون رو دوباره بردارید.

307
00:25:00,300 --> 00:25:01,733
‫چقدر بد بود؟

308
00:25:03,400 --> 00:25:04,800
‫بد بود.

309
00:25:08,933 --> 00:25:10,066
‫نشونم بده.

310
00:25:16,466 --> 00:25:18,200
‫بهتره روش عسل و شیره سدر بمالی.

311
00:25:18,900 --> 00:25:29,166
‫فردا صبح می‌رم سراغ کندو و درخت سدر.

312
00:25:29,300 --> 00:25:34,333
‫جدی میگم. باید یه اقدامی بکنی.

313
00:25:34,900 --> 00:25:37,100
‫جای زخمش می‌مونه.

314
00:25:39,533 --> 00:25:46,333
‫به نظرت اونقدر زنده می‌مونیم
‫ که شوهر پیدا کنیم؟

315
00:25:46,800 --> 00:25:49,800
‫فقط یه سال دیگه مونده.

316
00:25:50,900 --> 00:25:54,333
‫هرکسی که می‌شناختیم و رفته
‫ گفته بود نامه می‌نویسه.

317
00:25:55,033 --> 00:25:57,500
‫چند تا نامه گرفتی؟

318
00:25:59,466 --> 00:26:00,966
‫هیچی.

319
00:26:01,700 --> 00:26:07,500
‫فامیل و دوست‌هامون بودن.

320
00:26:08,266 --> 00:26:10,533
‫بهمون دروغ نمیگن.

321
00:26:12,466 --> 00:26:15,033
‫پس نامه‌ها چی شد؟

322
00:26:17,633 --> 00:26:22,233
‫شاید راهبه‌ها نگهشون می‌دارن.

323
00:26:22,400 --> 00:26:26,566
‫شاید اصلا نرفتن خونه که نامه بنویسن.

324
00:26:28,066 --> 00:26:31,766
‫باید از اینجا بریم بیرون...

325
00:27:39,333 --> 00:27:41,766
‫آهای جیکوب.

326
00:27:41,866 --> 00:27:43,600
‫کی می‌خوای ادامه بدیم؟

327
00:27:43,666 --> 00:27:46,000
‫زین... فردا جمعشون کن.

328
00:27:46,066 --> 00:27:47,900
‫چهارشنبه ادامه می‌دیم.

329
00:27:48,866 --> 00:27:51,433
‫یعنی سه روز دیگه، چند روز معطلشون کنیم؟
‫دو روز؟

330
00:27:51,933 --> 00:27:53,366
‫یه همچین چیزی.

331
00:27:53,466 --> 00:27:56,133
‫اینطوری سر وقت به کلیسا نمی‌رسه.

332
00:27:56,333 --> 00:27:57,966
‫فکر می‌کردم عروسی شنبه باشه.

333
00:27:58,066 --> 00:27:59,633
‫چهارشنبه‌ست قربان.

334
00:27:59,733 --> 00:28:01,533
‫کدوم آدمی چهارشنبه‌ ازدواج می‌کنه؟

335
00:28:01,633 --> 00:28:03,366
‫نمی‌دونم قربان، گمونم فقط خودم.

336
00:28:03,466 --> 00:28:04,766
‫چرا چهارشنبه رو انتخاب کردی؟

337
00:28:04,866 --> 00:28:07,300
‫انتخابش با من نبوده قربان.

338
00:28:07,366 --> 00:28:08,766
‫ای‌بابا، نمیشه گله یه هفته منتظر باشه که.

339
00:28:08,866 --> 00:28:09,900
‫می‌دونم.

340
00:28:10,000 --> 00:28:11,600
‫من یه گروه جمع می‌کنم و کوچشون میدم.

341
00:28:11,700 --> 00:28:13,266
‫اگه قراره کوچ کنیم من هم میام.

342
00:28:13,333 --> 00:28:17,533
‫وظیفمه، و همین الانش نیرو کمه.

343
00:28:17,600 --> 00:28:19,300
‫یا باید عروسی رو به تعویق بندازیم.

344
00:28:19,400 --> 00:28:22,166
‫یا باید کوچ رو تعویق بندازیم که نمیشه.

345
00:28:22,266 --> 00:28:24,866
‫پس باید به عروست بگی که عروسیش
‫یه هفته به تعویق می‌افته...

346
00:28:24,966 --> 00:28:27,000
‫که تو روی زمین بخوابی و گله رو کوچ بدی.

347
00:28:27,100 --> 00:28:29,066
‫داره با یه دامدار ازدواج می‌کنه.

348
00:28:29,133 --> 00:28:30,966
‫دلیلی نداره که این ازدواج...

349
00:28:31,066 --> 00:28:33,366
‫با ازدواج‌های دیگه فرقی بکنه.
‫قراره همین باشه.

350
00:28:34,800 --> 00:28:36,133
‫دقیقا همینطوری بهش بگو پسر.

351
00:28:36,233 --> 00:28:38,033
‫می‌خوام ببینم واکنشش چیه.

352
00:28:38,100 --> 00:28:41,166
‫ولی حقیقت داره دیگه. چند تا از جشن‌
‫ تولدهاتون رو تا الان از دست دادین؟

353
00:28:41,233 --> 00:28:43,166
‫ممکنه حقیقت داشته باشه،
‫ولی باید یه شیوه بهتر پیدا کنی...

354
00:28:43,233 --> 00:28:46,733
‫که بهش بگی، وگرنه اصلا از عروسی خبری نیست.

355
00:28:46,800 --> 00:28:48,300
‫بذار اول با رئیس حرف بزنم...

356
00:28:48,366 --> 00:28:49,600
‫بعد می‌بینیم چی می‌شه.

357
00:28:50,900 --> 00:28:52,200
‫خدایا...

358
00:28:53,000 --> 00:28:53,933
‫ای‌بابا...

359
00:29:04,866 --> 00:29:06,200
‫ببخشید.

360
00:29:09,100 --> 00:29:10,633
‫دیر کردی.

361
00:29:10,700 --> 00:29:12,000
‫یکم طول کشید.

362
00:29:14,900 --> 00:29:17,066
‫چطور بود؟

363
00:29:17,133 --> 00:29:21,800
‫آدم‌های زیادی که کار نمی‌کنن.

364
00:29:21,900 --> 00:29:23,800
‫منتظر نامه نهضت مخالفت
‫هستیم.

365
00:29:23,900 --> 00:29:26,766
‫خیلی مقاومت می‌کنن.

366
00:29:26,866 --> 00:29:28,366
‫آره.

367
00:29:28,466 --> 00:29:31,300
‫باید گله رو ببرم کوهستان.

368
00:29:31,366 --> 00:29:35,833
‫گله‌ی همسایه هم همینطور.

369
00:29:35,900 --> 00:29:37,733
‫اگه نبرم همشون تلف می‌شن.

370
00:29:37,833 --> 00:29:40,433
‫کی باید ببری؟

371
00:29:40,533 --> 00:29:42,033
‫فردا جمعشون می‌کنم.

372
00:29:44,000 --> 00:29:47,133
‫عروسی یه هفته دیگه‌ست جیک.

373
00:29:47,233 --> 00:29:49,566
‫یعنی نمی‌تونی بیای؟

374
00:29:49,666 --> 00:29:51,566
‫هیچکس قرار نیست بیاد.

375
00:29:51,666 --> 00:29:52,833
‫کل مردم می‌خوان گله رو کوچ بدن.

376
00:29:52,933 --> 00:29:55,566
‫اوه...

377
00:29:55,666 --> 00:29:58,933
‫پس فردا با مادر دختره حرف می‌زنم.

378
00:29:59,000 --> 00:30:02,366
‫گمون نکنم دو هفته تاخیر عیبی داشته باشه.

379
00:30:02,466 --> 00:30:04,933
‫جک گفت ترتیبش رو میده.

380
00:30:05,033 --> 00:30:07,633
‫خیلی‌خب جیکوب.

381
00:30:07,733 --> 00:30:10,066
‫عروسی خودشه.

382
00:30:10,166 --> 00:30:12,166
‫مراسم عروسی مال زن‌هاست جیک.

383
00:30:12,233 --> 00:30:14,866
‫اگه مال مرد‌ها بود
‫کف دستمون تف می‌کردیم...

384
00:30:14,933 --> 00:30:17,500
‫و به هم دست می‌دادیم.
‫و روی اولین چیزی که...

385
00:30:17,600 --> 00:30:22,400
‫وزنمون رو تحمل می‌کرد شام میخوردیم  

386
00:30:22,466 --> 00:30:24,200
‫مگه همین‌کار رو نکردم عزیزم؟

387
00:30:28,800 --> 00:30:30,866
‫این تنها روز زندگی یه زنه...

388
00:30:30,966 --> 00:30:33,500
‫که کاملا مختص اونه.

389
00:30:33,566 --> 00:30:35,133
‫و می‌خوای پسره بهش بگه که...

390
00:30:35,233 --> 00:30:38,300
‫کوچ دادن گله مهم تره.

391
00:30:38,400 --> 00:30:41,833
‫پدر دختره هم دامداره عزیزم.

392
00:30:41,933 --> 00:30:44,200
‫گمون نکنم خیلی غافلگیر بشه.

393
00:30:50,200 --> 00:30:51,533
‫خب چقدر طول می‌کشه؟

394
00:30:51,633 --> 00:30:53,500
‫یکی، دو هفته؟

395
00:30:53,600 --> 00:30:55,166
‫دو هفته؟

396
00:30:55,233 --> 00:30:56,666
‫پدرت دامداره دیگه عزیزم،
‫خودت می‌دونی چطوریه.

397
00:30:56,766 --> 00:30:58,066
‫این گله منتظره...

398
00:30:58,166 --> 00:30:59,466
‫و باید بهشون کمک کنیم.

399
00:30:59,566 --> 00:31:00,666
‫چرا من باید یه هفته صبر کنم؟

400
00:31:00,766 --> 00:31:02,133
‫چرا گله نمی‌تونه یه هفته صبر کنه؟

401
00:31:02,200 --> 00:31:04,600
‫چون گله تا هفته دیگه تلف میشه.

402
00:31:04,700 --> 00:31:06,766
‫ببین، خودم هم بی‌صبرانه منتظرم عروسی کنیم،

403
00:31:06,866 --> 00:31:09,433
‫اگه مهم نبود ازت نمی‌خواستم.

404
00:31:09,533 --> 00:31:11,833
‫مهم؟

405
00:31:11,900 --> 00:31:14,433
‫آره جک، راجع به مهم بودن گله حرف بزن.

406
00:31:14,533 --> 00:31:15,966
‫اصلا حالا که انقدر مهم هستن...

407
00:31:16,033 --> 00:31:18,400
‫چرا با یکیشون ازدواج نمی‌کنی؟

408
00:31:18,466 --> 00:31:20,733
‫و وقتی رسیدید بالای تپه...

409
00:31:20,833 --> 00:31:22,133
‫واسه خودتون ماه عسل بگیرید.

410
00:31:35,966 --> 00:31:37,266
‫گمونم دیر کردم.

411
00:31:37,633 --> 00:31:39,233
‫خیلی بد پیش رفت؟

412
00:31:39,333 --> 00:31:41,633
‫خب، بهم گفت که...

413
00:31:41,733 --> 00:31:45,366
‫با یه گاو ازواج کنم و ببرمش روی تپه...

414
00:31:45,466 --> 00:31:47,300
‫و...

415
00:31:47,366 --> 00:31:49,433
‫خب تصورش جالبه.

416
00:31:49,500 --> 00:31:52,900
‫برو، برگرد به مزرعه.
‫من درستش می‌کنم.

417
00:31:53,000 --> 00:31:54,900
‫گمونم بهتر باشه که بمونم.
‫محض اینکه بخواد من رو ببینه.

418
00:31:55,000 --> 00:31:56,133
‫درسته. می‌خواد تو رو ببینه...

419
00:31:56,233 --> 00:31:58,100
‫و بعدش تو یه چیز احمقانه میگی.

420
00:31:58,166 --> 00:32:00,000
‫و این باعث میشه دیگه نخواد ببینت.

421
00:32:00,100 --> 00:32:01,366
‫خیلی نگرانم عمه.

422
00:32:01,433 --> 00:32:02,400
‫توی مزرعه خیلی بدردبخور نیستم.

423
00:32:02,500 --> 00:32:03,800
‫باید هم نگران باشی.

424
00:32:03,866 --> 00:32:05,833
‫زودباش. برگرد مزرعه.

425
00:32:05,933 --> 00:32:07,200
‫برو، زود. برو ببینم.

426
00:32:12,366 --> 00:32:13,366
‫برو دیگه.

427
00:32:20,600 --> 00:32:21,833
‫من اصلا نمی‌خوام...

428
00:32:23,966 --> 00:32:25,233
‫خانم داتون.

429
00:32:25,900 --> 00:32:27,233
‫بعدازظهر بخیر.

430
00:32:27,333 --> 00:32:28,966
‫خب، قطعا بعدازظهر خوبی نیست.

431
00:32:30,233 --> 00:32:32,033
‫پدر و مادرت هستن؟

432
00:32:32,533 --> 00:32:34,700
‫پدرم داره به گله رسیدگی می‌کنه.

433
00:32:35,500 --> 00:32:38,533
‫مادرم هم رفته بووزمن، که آمادگی...

434
00:32:39,700 --> 00:32:41,900
‫می‌دونم. می‌دونم.

435
00:32:42,500 --> 00:32:44,000
‫میشه حرف بزنیم الیزابت؟

436
00:32:45,633 --> 00:32:46,466
‫بله.

437
00:32:56,500 --> 00:33:00,166
‫می‌دونی، من تحسینت می‌کنم.

438
00:33:00,633 --> 00:33:03,733
‫و فرصت‌هایی که داشتی رو تحسین می‌کنم.

439
00:33:04,100 --> 00:33:07,633
‫پشیمونم که جک رو واسه
‫ تحصیل نفرستادیم شرق.

440
00:33:07,700 --> 00:33:09,066
‫گاهی اوقات حس می‌کنم باعث شدیم...

441
00:33:09,133 --> 00:33:10,700
‫نتونه اون تجربیات بی‌شماری که...

442
00:33:10,800 --> 00:33:13,133
‫تو به دست آوردی رو به دست بیاره.

443
00:33:13,600 --> 00:33:15,533
‫ولی چیزی که بلد نیستی...

444
00:33:15,800 --> 00:33:18,133
‫دانش مربوط به روش زندگیه.

445
00:33:19,466 --> 00:33:23,166
‫قراره واسه گله چیزهایی از عروسی
‫بزرگ‌تر هم فدا کنی عزیزم.

446
00:33:23,700 --> 00:33:26,533
‫اگه حین فصل زایمانشون بچه دار بشی...

447
00:33:26,566 --> 00:33:30,133
‫یه ماهی طول می‌کشه که بیاد بچه‌ش رو ببینه.

448
00:33:30,633 --> 00:33:33,800
‫اگه توی پاییز بچه دار بشی
‫ که بیشتر هم طول می‌کشه.

449
00:33:34,266 --> 00:33:37,500
‫باید تا زانو توی گِل فرو بری که
‫به یه کره گاو مریض رسیدگی کنی.

450
00:33:37,600 --> 00:33:39,766
‫مجبور میشی حین طوفان با
‫ واگن‌هایی پر یونجه...

451
00:33:39,866 --> 00:33:42,600
‫بری پیششون و وقتی که بهشون نزدیک میشی...

452
00:33:42,666 --> 00:33:44,366
‫ببینی که واسه قدردانی جیغ می‌کشن.

453
00:33:46,600 --> 00:33:49,733
‫و آزادی‌ای به دست میاری که...

454
00:33:49,766 --> 00:33:52,800
‫اکثر مردم نمی‌تونن به دستش بیارن.

455
00:33:57,566 --> 00:34:00,900
‫حالا اگه این زندگی‌ای نیست که می‌خوای...

456
00:34:01,066 --> 00:34:03,433
‫باید همین الان به پسره بگی.

457
00:34:03,633 --> 00:34:05,900
‫چون نباید فقط از پسره خوشت بیاد.

458
00:34:05,966 --> 00:34:07,400
‫باید از این سبک زندگی هم خوشت بیاد.

459
00:34:09,100 --> 00:34:11,000
‫چون توی این سبک زندگی بحثی نیست که...

460
00:34:11,133 --> 00:34:13,100
‫کدوم مهم تره، عروسی یا گله.

461
00:34:13,266 --> 00:34:14,666
‫جواب همیشه گله‌ست.

462
00:34:19,166 --> 00:34:22,200
‫وقتی می‌بینمش از خود‌بی‌خود میشم.

463
00:34:22,466 --> 00:34:24,333
‫و بدون اون نمی‌تونم زندگی کنم.

464
00:34:27,500 --> 00:34:28,966
‫این سبک زندگی رو بلد نیستم.

465
00:34:30,733 --> 00:34:32,266
‫ولی یاد می‌گیرمش.

466
00:34:33,133 --> 00:34:35,266
‫تموم شد پس.

467
00:34:35,566 --> 00:34:38,200
‫دو هفته بعد از شنبه
‫عروسی رو برگزار می‌کنیم.

468
00:34:39,600 --> 00:34:40,533
‫خیلی‌خب.

469
00:34:42,733 --> 00:34:44,066
‫اون رفت.

470
00:34:44,133 --> 00:34:45,800
‫آره، رفت.

471
00:34:45,833 --> 00:34:47,566
‫خب، خیلی کله‌شقه.

472
00:34:47,733 --> 00:34:50,000
‫میشه من رو ببرید پیشش لطفا؟

473
00:34:50,066 --> 00:34:52,133
‫واسه پدرت یه یادداشت می‌ذاریم.

474
00:35:02,733 --> 00:35:03,466
‫دیدمش.

475
00:35:03,466 --> 00:35:03,966
‫خب از کجا معلوم؟

476
00:35:04,066 --> 00:35:05,566
‫می‌شه وایستید؟

477
00:35:05,666 --> 00:35:07,766
‫وقتی سر و روش رو تمیز کرد
‫ توی خونه می‌بینیمش.

478
00:35:07,833 --> 00:35:09,200
‫بوی گندش تا اینجا اومد.

479
00:35:11,200 --> 00:35:12,533
‫اون دختر منه؟

480
00:35:12,533 --> 00:35:15,266
‫خب اگه نباشه برادرزاده‌م
‫باید قضیه رو توضیح بده.

481
00:35:15,400 --> 00:35:17,266
‫به‌هرحال یه توضیحی بدهکاره.

482
00:35:17,300 --> 00:35:19,033
‫هنوز که ازدواج نکردن.

483
00:35:19,133 --> 00:35:20,866
‫رابطه الانشون با زن و شوهر فرقی نداره باب.

484
00:35:20,900 --> 00:35:22,300
‫منظورت چیه؟

485
00:35:22,566 --> 00:35:25,933
‫طبق تجربه شخصیم بخوام بگم،
‫وقتی بچه اولشون به دنیا اومد...

486
00:35:25,933 --> 00:35:30,600
‫سعی نکن بشینی حساب و کتاب کنی.

487
00:35:33,233 --> 00:35:34,266
‫خدای من.

488
00:36:27,533 --> 00:36:29,233
‫حصار اینجا چیکار می‌کنه؟

489
00:36:29,433 --> 00:36:32,200
‫نمی‌دونم. نباید اینجا باشه.

490
00:36:32,700 --> 00:36:36,200
‫ولی خب هست.

491
00:36:37,266 --> 00:36:39,066
‫داتون عوضی.

492
00:36:39,433 --> 00:36:42,933
‫دور چمنی که خودش بهش نمی‌رسه هم حصار کشیده.

493
00:36:43,133 --> 00:36:45,133
‫من نمی‌شینم اینجا گله‌م بمیره...

494
00:36:45,166 --> 00:36:47,866
‫اون هم درحالی که چنین چمن
‫ بکر و بلندی اینجاست.

495
00:36:50,366 --> 00:36:51,500
‫بِبُریدش.

496
00:37:11,466 --> 00:37:12,900
‫ردشون کنید.

497
00:38:14,166 --> 00:38:17,000
‫[ایستگاه نایروبی]

498
00:39:29,333 --> 00:39:31,600
‫خیلی زیادن، باید عقب‌نشینی کنیم.

499
00:39:31,700 --> 00:39:34,700
‫- نمی‌تونم. پام شکسته.
‫- باید فرار کنیم!

500
00:40:20,766 --> 00:40:22,566
‫به نایروبی رسیدیم قربان.

501
00:40:22,666 --> 00:40:23,966
‫مسیر تموم شد آقا.

502
00:40:24,066 --> 00:40:27,300
‫اینجا مقصد شماست.

503
00:40:37,266 --> 00:40:38,666
‫من مقصدی ندارم.

504
00:40:40,400 --> 00:40:41,433
‫بلیط نایروبی دارید؟

505
00:40:41,533 --> 00:40:43,133
‫همین‌طوره.

506
00:40:43,200 --> 00:40:45,100
‫پس به مقصد رسیدید آقا.

507
00:40:45,166 --> 00:40:46,600
‫فقط به ایستگاه بعدیم رسیدم. همین.

508
00:40:47,733 --> 00:40:50,133
‫ببخشید که ترسوندمت.

509
00:40:50,433 --> 00:40:52,533
‫آدم بد خوابیم.

510
00:40:52,633 --> 00:40:54,400
‫نه آقا، اصلا اینطور نیست.

511
00:41:48,433 --> 00:41:49,733
‫انقدر چادر ها رو محکم کوبیدیم...

512
00:41:49,833 --> 00:41:51,466
‫که موریانه هم نمی‌تونه بره زیرشون.

513
00:41:51,566 --> 00:41:54,900
‫کیسه خواب ها رو وسط هر یک چهارم بخش گذاشتم.

514
00:41:55,000 --> 00:41:56,133
‫مطمئنی همون پلنگه؟

515
00:41:56,233 --> 00:41:57,666
‫اندازش رو ببین.

516
00:42:00,300 --> 00:42:02,400
‫آره، همون پلنگه.

517
00:42:02,566 --> 00:42:04,133
‫سعی کرده وارد این چادر بشه.

518
00:42:06,300 --> 00:42:09,066
‫مهمان بهش شلیک کرده.

519
00:42:10,666 --> 00:42:12,733
‫رد خونی نیست؟

520
00:42:12,833 --> 00:42:14,566
‫تیرش خطا رفته.

521
00:42:14,633 --> 00:42:17,600
‫شانس آورده تیرش نخورده به
‫ کسی که توی اون چادر بوده.

522
00:42:17,833 --> 00:42:19,266
‫واسه همین مهمون‌ها رو می‌برم
‫به ارودگاه رودخانه.

523
00:42:19,366 --> 00:42:22,600
‫تا وقتی که تو از شر این موجود خالخالی
‫ خلاص بشی.

524
00:42:22,666 --> 00:42:24,233
‫ترجیح می‌دم نبری.

525
00:42:24,333 --> 00:42:26,700
‫داری همه طعمه‌‌ها رو می‌بری.

526
00:42:26,766 --> 00:42:29,200
‫نه، چند تا بز واست آوردم.

527
00:42:29,300 --> 00:42:32,200
‫بز که جواب نمیده، میده؟

528
00:42:32,300 --> 00:42:34,166
‫وقتی یه بار آدم بخورن،
‫از اون به بعد فقط آدم می‌خورن.

529
00:42:35,766 --> 00:42:37,333
‫لازم نیست نگران بشی هالند.

530
00:42:37,433 --> 00:42:40,433
‫خودمون طعمه می‌شیم.

531
00:42:40,533 --> 00:42:41,700
‫واست اونجا یه چادر آماده کردم.

532
00:42:41,800 --> 00:42:43,700
‫دور از بقیه‌ست؟

533
00:42:43,800 --> 00:42:45,433
‫اگه می‌خوای از این بیشتر توی جنگل باشه...

534
00:42:45,533 --> 00:42:47,133
‫باید از آسمون پرتش کنی.

535
00:43:15,700 --> 00:43:17,766
‫به خدا تو روانی‌ای رفیق.

536
00:43:17,833 --> 00:43:20,166
‫پیشنهاد می‌کنم از بزها استفاده کنی داتون.

537
00:43:20,366 --> 00:43:22,233
‫گمونم از خودمون استفاده کنیم.

538
00:43:22,566 --> 00:43:24,800
‫باشه خب، شام ساعت شیش سرو می‌شه.

539
00:43:25,233 --> 00:43:27,700
‫ترجیح میدم سر وقت سروش کنم.
‫چون احتمالا آخرین شامیه که می‌خوری.

540
00:43:30,400 --> 00:43:31,966
‫عمرا از دستش بدم.

541
00:43:46,766 --> 00:43:48,666
‫باید حادثه بدی بوده باشه.

542
00:43:48,700 --> 00:43:50,166
‫نه خانم، حادثه نبوده.

543
00:43:51,100 --> 00:43:52,366
‫یه آمریکایی.

544
00:43:52,533 --> 00:43:53,900
‫بدون شک یه گاوچرونی.

545
00:43:54,566 --> 00:43:55,733
‫اهل کجای آمریکایی؟

546
00:43:56,800 --> 00:43:57,966
‫نسخه کوهستانی همین‌جا.

547
00:43:58,466 --> 00:44:00,433
‫قهوه.

548
00:44:00,500 --> 00:44:02,633
‫قهوه اون هم عصر؟

549
00:44:02,733 --> 00:44:05,166
‫نه ممنونم. کل شب خوابم نمی‌بره.

550
00:44:05,266 --> 00:44:06,866
‫نقشه هم همینه.

551
00:44:06,966 --> 00:44:08,866
‫گمونم جای تعجب نداره.

552
00:44:13,600 --> 00:44:14,900
‫تنهایی اومدی سفر؟

553
00:44:15,033 --> 00:44:16,400
‫با شوهرشون اومدن آقا.

554
00:44:41,600 --> 00:44:45,000
‫کل شب بیدار باشی؟ چرا؟

555
00:44:46,400 --> 00:44:48,600
‫می‌خوام چیزی رو شکار کنم که
‫ می‌خواد شما رو شکار کنه.

556
00:44:48,700 --> 00:44:50,000
‫و چی می‌خواد ما رو شکار کنه؟

557
00:44:50,100 --> 00:44:53,466
‫یه پلنگ اندازه یه مبل.

558
00:44:53,566 --> 00:44:56,033
‫همین امروز رسیدیم. کسی به پلنگی اشاره نکرد.

559
00:44:56,766 --> 00:44:58,100
‫باید هم همین باشه.

560
00:44:59,666 --> 00:45:01,466
‫نگران نباشید، شما فردا می‌رید
‫ اردوگاه رودخانه.

561
00:45:01,733 --> 00:45:03,433
‫اونجا پلنگی نیست.

562
00:45:03,533 --> 00:45:06,666
‫اسب آبی و شیر و کروکودیل هست ولی...

563
00:45:06,766 --> 00:45:08,933
‫پلنگ نیست.

564
00:45:09,333 --> 00:45:11,333
‫خطرش که به نظر کمتر نشد.

565
00:45:12,933 --> 00:45:15,233
‫اینجا آفریقاست.

566
00:45:16,433 --> 00:45:17,533
‫همه‌چیز خطرناکه.

567
00:45:20,900 --> 00:45:22,466
‫خانم.

568
00:45:48,966 --> 00:45:50,933
‫ببینید چی آوردم.

569
00:45:51,033 --> 00:45:52,466
‫- ضرری نداره.
‫- نه.

570
00:45:55,100 --> 00:45:58,066
‫پلنگ ها وارد چادر نمیشن.

571
00:45:58,166 --> 00:45:59,466
‫از پشت شبیخون می‌زنن.

572
00:45:59,566 --> 00:46:03,000
‫شیرها وارد میشن.

573
00:46:03,066 --> 00:46:04,633
‫اون رد پلنگ بود که بیرون بود.

574
00:46:04,733 --> 00:46:06,833
‫و سی‌ و هفت تا هم توی
‫اردوگاه راه‌آهن بود.

575
00:46:06,900 --> 00:46:09,700
‫شیر بی‌رحمه.

576
00:46:09,766 --> 00:46:11,400
‫ولی پلنگ زیرکه.

577
00:46:11,466 --> 00:46:14,166
‫متوجه می‌شه که خیلی آسونه.

578
00:46:14,266 --> 00:46:16,233
‫همین الانش هم متوجه شده.

579
00:46:17,166 --> 00:46:19,433
‫سرتون پایین باشه.

580
00:46:19,533 --> 00:46:22,733
‫توی چادر بمونید.

581
00:46:22,866 --> 00:46:25,200
‫این انگلیسی ها ممکنه روانی بشن
‫ و سمت لولوخورخوره شلیک کنن.

582
00:47:59,833 --> 00:48:01,400
‫اون گله بروستره.

583
00:48:01,833 --> 00:48:03,100
‫آره.

584
00:48:04,266 --> 00:48:07,166
‫وای، چقدر گله‌های زیادی اومدن این طرف.

585
00:48:09,300 --> 00:48:11,566
‫هوی، پخش شید!

586
00:48:19,900 --> 00:48:21,366
‫هوی!

587
00:48:26,433 --> 00:48:28,633
‫- هوی، بیا!
‫- بیا گاو.

588
00:48:52,633 --> 00:48:54,466
‫تا حالا گله رو آورده بودی این ارتفاع؟

589
00:48:54,566 --> 00:48:57,533
‫هیچکس گله رو نمیاره توی این ارتفاع.

590
00:48:57,600 --> 00:48:59,433
‫امیدوارم با تفنگت تمرین کرده باشی.

591
00:48:59,533 --> 00:49:01,100
‫تفنگ لازم ندارم.

592
00:49:01,166 --> 00:49:03,866
‫به محض اینکه یه خرس گریزلی ببینم
‫به طناب می‌کشمش.

593
00:49:06,033 --> 00:49:07,700
‫منتظرم ببینم چطور پیش میره.

594
00:50:14,800 --> 00:50:16,500
‫گفتن یه هفته؟

595
00:50:16,500 --> 00:50:18,066
‫گفتن حدود یه هفته.

596
00:50:18,266 --> 00:50:20,500
‫یعنی نزدیک دو هفته.

597
00:50:21,400 --> 00:50:23,400
‫متنفرم که هردوشون انقدر
‫طولانی مدت خونه نباشن.

598
00:50:23,600 --> 00:50:25,866
‫من متنفرم که اصلا بیرون باشن.

599
00:50:25,900 --> 00:50:27,633
‫ولی گاوچرونن دیگه اِما. کارشون همینه.

600
00:50:28,833 --> 00:50:30,400
‫من میرم شام آماده کنم.

601
00:50:30,433 --> 00:50:33,766
‫لازم نیست. کسی نیست که بخوره.

602
00:50:34,800 --> 00:50:36,800
‫بیا ساندویچ بخوریم.

603
00:50:36,800 --> 00:50:40,300
‫نمیشه فقط ساندویچ درست کرد که.
‫ سوپ هم درست می‌کنم.

604
00:50:42,733 --> 00:50:44,333
‫نمیای؟

605
00:50:47,466 --> 00:50:48,933
‫نه.

606
00:50:49,500 --> 00:50:52,900
‫گمونم یکم این بیرون بمونم.

607
00:51:18,066 --> 00:51:20,033
‫اسپنسر عزیزم...

608
00:51:20,533 --> 00:51:22,733
‫تابستان رسیده و همراهش آفت ملخ...

609
00:51:22,766 --> 00:51:25,066
‫و خشکسالی میاد.

610
00:51:25,066 --> 00:51:25,200
‫و خشکسالی میاد.

611
00:51:25,866 --> 00:51:28,000
‫عمو و برادرت و جک جوان...

612
00:51:28,000 --> 00:51:30,600
‫دارن گله رو به سمت کوهستان می‌برن...

613
00:51:30,633 --> 00:51:32,900
‫که شاید اونجا چمن بهتری پیدا بشه.

614
00:51:33,333 --> 00:51:36,200
‫عروسی جک رو عقب انداختیم،
‫ چون همونطور که می‌دونی...

615
00:51:36,233 --> 00:51:38,333
‫گله از همه‌چیز مهم تره.

616
00:51:40,866 --> 00:51:42,800
‫وقتی خونه پره و مزرعه شلوغه...

617
00:51:42,833 --> 00:51:45,233
‫توی همهمه‌ش گم می‌شم...

618
00:51:45,300 --> 00:51:48,166
‫و فراموش می‌کنم که تو نیستی.

619
00:51:48,400 --> 00:51:51,866
‫ولی الان خانه سوت و کوره و
‫همه کارها رو انجام دادم.

620
00:51:52,033 --> 00:51:56,000
‫واسه همین به تو فکر می‌کنم.

621
00:51:56,166 --> 00:52:00,533
‫و برام سواله که چرا نمیای خونه پیشمون؟

622
00:52:56,700 --> 00:52:59,266
‫دو تان.

623
00:53:00,000 --> 00:53:03,066
‫نمی‌تونم این خیال رو از ذهنم بیرون کنم
‫که غیبتت یه جور مجازاته...

624
00:53:03,133 --> 00:53:06,566
‫که یه‌جورهایی بخاطر ماست که برنمی‌گردی.

625
00:53:07,433 --> 00:53:09,500
‫گمونم این خودخواهیه.

626
00:53:09,566 --> 00:53:12,500
‫می‌دونم که جنگ انسان‌ها رو عوض می‌کنه.

627
00:53:12,633 --> 00:53:14,466
‫فرضم بر اینه که تو به دنبال...

628
00:53:14,500 --> 00:53:16,600
‫اون بخشی از خودت هستی که گمش کردی.

629
00:53:16,800 --> 00:53:19,733
‫و من فقط می‌تونم امیدوار باشم
‫ که پیداش کنی...

630
00:53:20,066 --> 00:53:22,233
‫و برگردی پیشمون.

631
00:53:46,766 --> 00:53:48,866
‫درست گفتی. خیلی واسش آسون بود.

632
00:53:52,266 --> 00:53:54,300
‫اسپنسر، دو تا هستن!
