﻿1
00:00:15,766 --> 00:00:18,433
‫آخر هفته تو مزارع معنایی نداره.

2
00:00:18,466 --> 00:00:20,633
‫برنامه کاری چهارشنبه با شنبه مو نمی‌زنه.

3
00:00:20,633 --> 00:00:21,966
‫برنامه کاری چهارشنبه با شنبه مو نمی‌زنه.

4
00:00:22,000 --> 00:00:25,133
‫کارهای سه‌شنبه و یکشنبه هم یکسانه.

5
00:00:26,666 --> 00:00:28,100
‫با این که احتمالا
‫زندگی کارمندان بانک...

6
00:00:28,133 --> 00:00:30,066
‫و حسابدارها به تقویم بستگی داره،

7
00:00:30,100 --> 00:00:34,066
‫زندگی مزرعه‌داران
‫فقط به تغییر فصول بستگی داره...

8
00:00:34,100 --> 00:00:37,266
‫و نقاط عطف زندگیشون رو
‫این شکلی بیان می‌کنن:

9
00:00:37,300 --> 00:00:39,200
‫«بهار ازدواج کرده بودیم.»

10
00:00:39,233 --> 00:00:43,600
‫یا: «پاییز به دنیا اومده بود.»

11
00:00:43,633 --> 00:00:48,900
‫یا شاید: «شوهرم داغ‌ترین روز...»

12
00:00:48,933 --> 00:00:54,633
‫«خشک‌ترین تابستون
‫تاریخ مونتانا برگشت پیشم.»

13
00:01:14,666 --> 00:01:15,666
‫چی شده؟

14
00:01:24,866 --> 00:01:26,366
‫برگشتن.
‫کارا، برگشتن!

15
00:01:26,400 --> 00:01:28,400
‫آره، خودم می‌بینم.

16
00:01:28,433 --> 00:01:30,666
‫خیلی خوشحال می‌شم یه بار هم که شده
‫عین اون دختر پرانرژی باشم.

17
00:01:30,700 --> 00:01:32,000
‫من که خوشحال نمی‌شم.

18
00:01:34,666 --> 00:01:36,633
‫ظاهرا یکی داره می‌دوه سمتت جک.

19
00:01:36,666 --> 00:01:38,366
‫متأسفانه زمین می‌خوره.

20
00:01:40,666 --> 00:01:42,066
‫بهتره بری پیشش پسرم.

21
00:01:42,100 --> 00:01:44,500
‫وگرنه باید با دماغ شکسته
‫باهات ازدواج کنه.

22
00:01:44,533 --> 00:01:45,933
‫بهتره 
‫بری پیشش جک.

23
00:01:45,966 --> 00:01:47,133
‫عمرا اگه بهم برسی.

24
00:01:47,166 --> 00:01:49,366
‫- وای!
‫- یوهو!

25
00:01:49,400 --> 00:01:51,700
‫راستی، مگه قانونمون از این قرار نبود
‫که اسب‌ها سمت طویله ندون؟

26
00:01:51,733 --> 00:01:53,333
‫قانون کل دنیا از همین قراره...

27
00:01:53,366 --> 00:01:55,066
‫که اسب‌ها سمت طویله ندون.

28
00:01:55,100 --> 00:01:58,666
‫گمون کنم ما تنها گروه نابکاری هستیم
‫که به قوانین توجه نمی‌کنیم.

29
00:01:58,700 --> 00:02:00,066
‫همه باید توجه کنن،

30
00:02:00,100 --> 00:02:02,066
‫آخه دفعه بعد ترجیح می‌دیم
‫آروم وارد طویله بشن.

31
00:02:02,100 --> 00:02:04,500
‫به وقتش بحثش رو پیش می‌کشیم زین.

32
00:02:04,533 --> 00:02:06,933
‫آخه خیلی مسخره است.

33
00:02:06,966 --> 00:02:09,366
‫این که همسرت اونجا نیست...

34
00:02:09,400 --> 00:02:10,900
‫و با خودش نمی‌گه
‫چرا همه جز تو...

35
00:02:10,933 --> 00:02:12,533
‫دارن با عجله برمی‌گردن
‫سمت مزرعه مسخره است. برو ببینم!

36
00:02:14,333 --> 00:02:15,600
‫با سرعت سمت همسر رفتن فرق می‌کنه،

37
00:02:15,633 --> 00:02:18,166
‫ولی با سرعت وارد طویله شدن...

38
00:02:18,200 --> 00:02:20,266
‫من هم حاضرم به اسبم بگم
‫واسه دیدن خانواده‌ام بدوه،

39
00:02:20,300 --> 00:02:22,133
‫ولی کنار طویله...

40
00:02:22,166 --> 00:02:23,433
‫که منتظرم نیستن.

41
00:02:24,800 --> 00:02:26,566
‫اگه سعی کنی
‫از اسبه بپری...

42
00:02:26,600 --> 00:02:29,366
‫و بدوی سمتم،
‫یه جاییت رو می‌شکنی‌ها.

43
00:02:29,400 --> 00:02:32,100
‫دیگه دوران از رو اسب پریدن
‫و دویدنم تموم شده عزیز دلم.

44
00:02:33,200 --> 00:02:35,000
‫راستش، بابت سفرتون نگران بودن.

45
00:02:35,033 --> 00:02:37,133
‫نمی‌دونم چرا.
‫خیلی نگران شده بودم.

46
00:02:37,166 --> 00:02:38,900
‫مقداری به مشکل خوردیم.

47
00:02:38,933 --> 00:02:40,733
‫فردا می‌رم دیدن کلانتر...

48
00:02:40,766 --> 00:02:41,966
‫و براش توضیح می‌دم.

49
00:02:42,000 --> 00:02:46,100
‫تو که تازه رسیدی خونه.
‫به این زودی می‌ری شهر؟

50
00:02:46,166 --> 00:02:48,633
‫نظرت چیه همگی با هم بریم شهر؟

51
00:03:09,100 --> 00:03:10,266
‫اسبت کو؟

52
00:03:10,300 --> 00:03:12,533
‫هنری. برو سراغ خانواده کمپبل.

53
00:03:12,566 --> 00:03:14,033
‫فرانک رو بیار اینجا.

54
00:03:14,066 --> 00:03:16,166
‫بعدش برو سراغ خانواده آرچر.

55
00:03:16,200 --> 00:03:17,466
‫بجنب پسر، برو دیگه!

56
00:03:35,566 --> 00:03:37,066
‫آخ...

57
00:03:39,733 --> 00:03:43,200
‫بنر، خدایا.
‫چی شده؟

58
00:03:44,433 --> 00:03:46,833
‫به خانواده داتون برخوردیم.

59
00:04:50,100 --> 00:04:52,800
‫اسمش «هات‌پوینت اتوماتیک»ـه.

60
00:04:52,800 --> 00:04:55,233
‫- چی می‌شوره؟
‫- لباس می‌شوره.

61
00:04:55,266 --> 00:04:57,066
‫وای! در تصورتون می‌گنجه؟

62
00:04:57,100 --> 00:04:58,100
‫چطوری می‌شوره؟

63
00:04:58,200 --> 00:05:03,866
‫صابون رو اینجا می‌ریزین
‫و هر لکه‌ای با تکونش پاک می‌شه.

64
00:05:03,900 --> 00:05:04,866
‫هوم.

65
00:05:05,933 --> 00:05:08,333
‫بخش بالاییش غذاها رو منجمد می‌کنه،

66
00:05:08,366 --> 00:05:10,100
‫بخش پایینیش هم...

67
00:05:10,133 --> 00:05:12,533
‫سه درجه سانتی‌گراده.

68
00:05:12,566 --> 00:05:15,400
‫- خب، این‌ها رو می‌فروشین؟
‫- اجاره‌شون می‌دیم.

69
00:05:15,433 --> 00:05:16,933
‫یعنی خودتون برق می‌فروشین،

70
00:05:16,966 --> 00:05:19,266
‫وسایل برقی رو هم اجاره می‌دین.

71
00:05:20,466 --> 00:05:21,600
‫تقریبا همین‌طوره.

72
00:05:21,633 --> 00:05:22,966
‫ولی ما که این وسایل رو لازم نداریم.

73
00:05:23,000 --> 00:05:24,700
‫خب، راحتی زندگی رو افزایش می‌دن.

74
00:05:24,733 --> 00:05:27,466
‫اگه ازشون استفاده کنین،
‫واسه باقی کارها فرصت پیدا می‌کنین.

75
00:05:27,500 --> 00:05:28,733
‫مثلا واسه چه کاری؟

76
00:05:28,766 --> 00:05:31,833
‫خب... مثلا کارهای خونگی دیگه.

77
00:05:31,866 --> 00:05:34,800
‫ولی واسه اون کارها هم
‫دستگاه اختراع می‌کنین، بعدش چیکار کنیم؟

78
00:05:34,833 --> 00:05:36,966
‫می‌رین پیک‌نیک.

79
00:05:37,000 --> 00:05:38,133
‫می‌رین شنا.

80
00:05:38,166 --> 00:05:39,300
‫می‌تونین برین سینما.

81
00:05:39,333 --> 00:05:41,666
‫می‌تونین از اوقات فراغت بیشتری لذت ببرین.

82
00:05:41,700 --> 00:05:43,266
‫ولی اون‌جوری اوقات فراغتمون بیشتر نمی‌شه،

83
00:05:43,300 --> 00:05:45,866
‫آخه باید بیشتر کار کنیم
‫که پول این وسایل رو بدیم.

84
00:05:45,900 --> 00:05:47,666
‫کم آوردی.

85
00:05:47,700 --> 00:05:49,366
‫آینده همین شکلیه.

86
00:05:49,400 --> 00:05:51,733
‫کل خونه‌های نیویورک برق دارن.

87
00:05:51,766 --> 00:05:53,200
‫یخچال دارن،

88
00:05:53,233 --> 00:05:55,766
‫بعضی‌هاشون حتی
‫فر برقی هم دارن.

89
00:05:55,800 --> 00:05:58,033
‫نه، جریان از این قراره
‫که اگه این وسایل رو بخریم،

90
00:05:58,066 --> 00:05:59,600
‫دیگه واسه خودمون کار نمی‌کنیم.

91
00:05:59,633 --> 00:06:00,700
‫واسه شما کار می‌کنیم.

92
00:06:05,633 --> 00:06:06,633
‫حالتون چطوره قربان؟

93
00:06:06,966 --> 00:06:11,500
‫[دفتر کلانتر مک‌داول]

94
00:06:11,566 --> 00:06:13,066
‫جیکوب، دیگه نمی‌شه اون شکلی...

95
00:06:13,100 --> 00:06:14,900
‫ملت رو تو جنگل دار بزنی.

96
00:06:14,933 --> 00:06:16,766
‫گاوچرون جماعت که عدالت رو
‫این شکلی برقرار نمی‌کنه.

97
00:06:16,800 --> 00:06:18,466
‫کجای کارم اشتباه بود؟

98
00:06:18,500 --> 00:06:19,833
‫باید می‌آوردیشون اینجا.

99
00:06:19,866 --> 00:06:22,066
‫اینجا هم لینچ می‌کردین
‫و دارشون می‌زدین دیگه.

100
00:06:22,100 --> 00:06:25,033
‫زحمت کلی آدم رو کم کردم.

101
00:06:25,066 --> 00:06:29,100
‫خودم به حد کافی آدم دار زدم
‫و تو هم کنارم بودی بیل.

102
00:06:29,133 --> 00:06:31,100
‫همین الانش هم گاودزدان وایومینگ...

103
00:06:31,133 --> 00:06:33,666
‫کلی دردسر درست کردن،
‫همین رو کم داریم که با گوسفندداران...

104
00:06:33,700 --> 00:06:34,633
‫سر زمین جنگ راه بندازیم.

105
00:06:34,666 --> 00:06:36,700
‫خودشون گوسفندهاشون رو
‫وارد زمینم کرده بودن...

106
00:06:36,733 --> 00:06:39,966
‫و وقتی بهشون رسیدیم،
‫بهمون حمله کردن.

107
00:06:40,000 --> 00:06:41,866
‫جنگ سر زمین همین الان هم شروع شده.

108
00:06:41,900 --> 00:06:43,900
‫چند سرکار بفرست اونجا...

109
00:06:43,966 --> 00:06:46,533
‫و کاری کن از زمین خودشون خارج نشن،

110
00:06:46,566 --> 00:06:48,366
‫وگرنه خودم دست به کار می‌شم.

111
00:06:49,600 --> 00:06:51,133
‫خودت که دیدی چطوری دست به کار می‌شم.

112
00:07:08,666 --> 00:07:10,233
‫وای.

113
00:07:10,266 --> 00:07:11,466
‫سلام.

114
00:07:11,500 --> 00:07:14,166
‫خدایا، جیک. اگه پیشرفت این شکلیه، نخواستیم.

115
00:07:14,200 --> 00:07:16,666
‫شش بلوک پیاده اومدم
‫و اولین آشنایی که دیدم خودتی.

116
00:07:16,700 --> 00:07:18,566
‫آدم باید سفر به شهر رو...

117
00:07:18,600 --> 00:07:20,433
‫جزو کارهایی که واسه همسرش می‌کنه
‫محسوب کنه.

118
00:07:20,466 --> 00:07:22,533
‫ای بابا، همسر من که دیگه به شهر نمیاد.

119
00:07:22,566 --> 00:07:25,533
‫اعتراف می‌کنم از برخی
‫شربت‌خانه‌هاش خوشم میاد.

120
00:07:25,566 --> 00:07:27,633
‫خب، ایرلندی هستی دیگه.

121
00:07:29,233 --> 00:07:30,900
‫گله‌ات چطوره؟

122
00:07:30,933 --> 00:07:33,166
‫لاغر شدن.
‫به عمرم این‌قدر خشکسالی ندیدم.

123
00:07:33,200 --> 00:07:34,266
‫گله خودت چطوره؟

124
00:07:34,300 --> 00:07:35,766
‫بردمشون ارتفاعات.

125
00:07:35,800 --> 00:07:37,900
‫گوسفندداران عوضی
‫کل چمن‌های ارتفاعات رو تموم کردن...

126
00:07:37,933 --> 00:07:39,766
‫و کاری به صاحب زمین ندارن.

127
00:07:39,800 --> 00:07:41,266
‫دارم حلش می‌کنم.

128
00:07:41,300 --> 00:07:43,966
‫خب، اگه کمک لازم داشتی،
‫بهم بگو.

129
00:07:44,000 --> 00:07:46,700
‫اگه کمک لازم داشته باشم،
‫خیلی دشوار می‌شه.

130
00:07:46,733 --> 00:07:49,033
‫با اون ها باید دشوار برخورد کرد.

131
00:07:49,066 --> 00:07:51,000
‫به خانواده‌ات سلام برسون.

132
00:07:51,033 --> 00:07:52,566
‫تو هم سلام برسون.

133
00:08:18,566 --> 00:08:20,266
‫جیکوبه.

134
00:08:20,300 --> 00:08:22,500
‫جیکوب، به خدا قسم
‫خودت رو با یکی...

135
00:08:22,533 --> 00:08:25,133
‫ارابه‌های موتوری به کشتن می‌دی.

136
00:08:25,166 --> 00:08:26,866
‫ببین، دیگه خیلی دیره
‫و نمی‌شه برگشت.

137
00:08:26,900 --> 00:08:28,300
‫امشب همین‌جا موندگاریم.

138
00:08:28,600 --> 00:08:30,000
‫تو هتل اتاق گرفتم.

139
00:08:30,033 --> 00:08:31,233
‫باشه، ولی شام چی بخوریم؟

140
00:08:31,266 --> 00:08:32,900
‫خب، شام هم دارن.

141
00:08:32,933 --> 00:08:34,633
‫ما که بیست نفریم.

142
00:08:34,666 --> 00:08:36,866
‫چهارده نفرشون مراقبت لازم ندارن.

143
00:08:40,433 --> 00:08:42,633
‫تو هتل بووزمن اتاق گرفتم.

144
00:08:42,666 --> 00:08:43,866
‫سپیده‌دم حرکت می‌کنیم.

145
00:08:57,333 --> 00:08:58,966
‫بعدش برگردیم هتل و...

146
00:09:31,800 --> 00:09:34,200
 حیله‌گریه.

147
00:09:34,233 --> 00:09:36,666
‫برعکس شیر که تعقیب می‌کنه
‫یا پلنگ که کمین می‌کنه،

148
00:09:36,700 --> 00:09:38,933
‫این کفتارها هر دو روش رو به کار می‌برن.

149
00:09:38,966 --> 00:09:40,600
‫آدم رو از مستراح تعقیب می‌کنن...

150
00:09:40,633 --> 00:09:42,400
‫و دنبال یکی دیگه تا چادرش می‌رن.

151
00:09:42,433 --> 00:09:45,700
‫یکی رو وسط روز، وقتی داشت
‫هشت کیلومتری اینجا...

152
00:09:45,733 --> 00:09:47,700
‫تو فاصله سه متری ماشینش
‫نقشه‌برداری می‌کرد، کشتن.

153
00:09:48,966 --> 00:09:51,466
‫کارشون الگویی نداره.

154
00:09:51,500 --> 00:09:53,566
‫سعی کردین براش طعمه بذارین؟

155
00:09:53,600 --> 00:09:55,100
‫این‌قدر بزه رو به درخت بستیم...

156
00:09:55,133 --> 00:09:57,400
‫که الان دیگه براش آب و غذا می‌بریم.

157
00:09:57,433 --> 00:09:58,700
‫یه هفته است بستیمش.

158
00:09:59,900 --> 00:10:01,700
‫البته اینجا کمبود غذا نیست.

159
00:10:03,800 --> 00:10:05,666
‫یا پیره، یا زخمی شده.

160
00:10:08,066 --> 00:10:09,866
‫ضمنا، تک و تنهاست،
‫گله‌ای نیستن.

161
00:10:09,900 --> 00:10:12,466
‫اگه گله بودن، فقط استخون طرف باقی می‌موند.

162
00:10:12,500 --> 00:10:15,933
‫این‌ها رو صرفا می‌کشه،
‫زیاد نمی‌خوره.

163
00:10:17,266 --> 00:10:18,866
‫انگار تفریحشه.

164
00:10:38,133 --> 00:10:41,433
‫شب‌ها آتش روشن می‌کنیم...

165
00:10:41,466 --> 00:10:43,700
‫و به افرادم گفتم
‫سه‌نفره گشت بزنن.

166
00:10:50,033 --> 00:10:52,866
‫بیشتر از همه نگران اینم
‫که کفتاره کسی رو بکشه...

167
00:10:52,900 --> 00:10:55,900
‫و شیرها جسدش رو پیدا کنن.

168
00:10:55,933 --> 00:10:58,200
‫در اون صورت یه گله شیر
‫به خونمون تشنه می‌شن.

169
00:11:02,500 --> 00:11:03,733
‫راهنماهام کی می‌رسن؟

170
00:11:03,766 --> 00:11:06,266
‫باید دیروز می‌رسیدن.

171
00:11:06,300 --> 00:11:07,733
‫روستاشون چقدر فاصله داره؟

172
00:11:07,766 --> 00:11:08,866
‫تقریبا شونزده کیلومتر.

173
00:11:08,900 --> 00:11:09,700
‫اونجا حمله‌ای رخ نداده؟

174
00:11:09,733 --> 00:11:10,866
‫خبر ندارم.

175
00:11:10,900 --> 00:11:13,466
‫کاش اطلاعات بیشتری داشتم،
‫ولی در اون صورت، خودم شکارچی می‌شدم.

176
00:11:47,066 --> 00:11:48,333
‫زیاد دور نشو.

177
00:11:51,100 --> 00:11:52,266
‫انگار واقعی نیست.

178
00:11:52,300 --> 00:11:54,466
‫انگار وارد یه نقاشی شدم.

179
00:12:00,766 --> 00:12:02,733
‫جای عجیبیه.

180
00:12:02,766 --> 00:12:04,700
‫هیچی به زیبایی طلوع خورشید...

181
00:12:04,733 --> 00:12:06,766
‫یا دم غروبش نیست؛

182
00:12:06,800 --> 00:12:08,666
‫ولی همون خورشید سر ظهر...

183
00:12:08,700 --> 00:12:09,800
‫بدجوری اذیت می‌کنه.

184
00:12:12,333 --> 00:12:14,433
‫تو حرف داروین رو قبول داری
‫که می‌گه ما از نسل میمون‌هاییم...

185
00:12:14,466 --> 00:12:16,400
‫و منشأ کل انسان‌ها همین‌جا بوده؟

186
00:12:17,833 --> 00:12:19,666
‫می‌تونم جایی رو نشونت بدم
‫که ردپای بچه‌ای...

187
00:12:19,700 --> 00:12:21,366
‫رو سنگ آتشفشانی مونده.

188
00:12:25,000 --> 00:12:26,533
‫نمی‌دونم منشأمون کجاست،

189
00:12:30,400 --> 00:12:33,700
‫ولی از وقتی اون سنگه نرم بوده،
‫همین‌جا بودیم.

190
00:12:33,733 --> 00:12:34,966
‫خیلی وقته.

191
00:12:37,533 --> 00:12:40,033
‫اگه تو آمریکا به حیوانی نزدیک بشیم،

192
00:12:40,066 --> 00:12:41,500
‫ازمون فرار می‌کنه.

193
00:12:41,533 --> 00:12:42,633
‫حالا هر حیوانی باشه...

194
00:12:44,766 --> 00:12:46,933
‫گرگ باشه، گوزن باشه، خرس باشه...

195
00:12:46,966 --> 00:12:49,333
‫ولی اینجا به چشم مزاحم
‫به آدم نگاه می‌کنن.

196
00:12:51,466 --> 00:12:53,666
‫انگار یه میلیون ساله
‫داریم اذیتشون می‌کنیم.

197
00:12:57,833 --> 00:12:59,500
‫هوم. احتمالا کرده باشیم.

198
00:13:00,600 --> 00:13:01,966
‫ردپائه خیلی دوره؟

199
00:13:08,466 --> 00:13:09,700
‫زیاد دور نیست.

200
00:13:12,100 --> 00:13:13,100
‫نشونم بده.

201
00:14:19,400 --> 00:14:20,500
‫اون‌ها چی‌ان؟

202
00:14:23,933 --> 00:14:25,033
‫ایمپالا هستن.

203
00:14:33,866 --> 00:14:34,966
‫شبیه بزن.

204
00:14:36,233 --> 00:14:37,533
‫احتمالا بز باشن.

205
00:15:07,666 --> 00:15:09,533
‫می‌خوام سوالی ازت بپرسم.

206
00:15:09,566 --> 00:15:10,533
‫بپرس.

207
00:15:10,566 --> 00:15:12,033
‫اخیرا خیلی راجع بهش فکر کردم...

208
00:15:12,066 --> 00:15:13,633
‫انگار سوال شومیه.

209
00:15:13,700 --> 00:15:17,766
‫الکساندرا خیلی طولانیه.
‫کلا می‌گم.

210
00:15:17,800 --> 00:15:18,866
‫از اسمم خوشت نمیاد.

211
00:15:18,900 --> 00:15:19,866
‫خیلی قشنگه، ولی...

212
00:15:19,900 --> 00:15:21,166
‫اگه لازم باشه سرت داد بزنم...

213
00:15:21,200 --> 00:15:22,266
‫واسه چی باید لازم باشه سرم داد بزنی؟

214
00:15:22,300 --> 00:15:23,800
‫سر خودت که نه،
‫بخوام صدات کنم.

215
00:15:23,833 --> 00:15:26,033
‫مثلا اگه شیری ببینم...

216
00:15:26,066 --> 00:15:28,766
‫و بگم «الکساندرا، مواظب باش،
‫شیر اومده»، خیلی...

217
00:15:28,800 --> 00:15:30,766
‫اگه شیر دیدی، اسمم رو صدا نکن،
‫کافیه بگی «شیر اومده».

218
00:15:30,800 --> 00:15:32,466
‫آخه ادا کردنش خیلی طول می‌کشه،
‫امیدوار بودم بتونم...

219
00:15:32,500 --> 00:15:33,500
‫الکس صدات کنم.

220
00:15:36,466 --> 00:15:37,933
‫پس الکس صدام کن.

221
00:15:39,100 --> 00:15:41,033
‫توافق خوبیه.

222
00:15:41,066 --> 00:15:42,533
‫- خوشحالم که به توافق رسیدیم.
‫- اوهوم.

223
00:15:45,566 --> 00:15:46,966
‫خب، اگه این‌قدر سختت بود
‫که پیشنهاد اسم خودمونی بدی،

224
00:15:47,000 --> 00:15:48,800
‫حالا حالاها منتظر خواستگاری نمی‌مونم.

225
00:15:51,266 --> 00:15:52,800
‫خواستگاری؟

226
00:15:52,833 --> 00:15:55,266
‫باید اعتراف کنم تو 
‫خیلی زرنگ‌تر جلوه می‌کردی.

227
00:15:57,133 --> 00:15:58,633
‫خواستگاری ازدواج رو می‌گم دیگه.

228
00:15:59,900 --> 00:16:00,900
‫حالا حالا منتظرش نمی‌مونه.

229
00:16:02,433 --> 00:16:04,166
‫ای بابا، همین الان خواستگاری می‌کنم.

230
00:16:04,200 --> 00:16:05,633
‫جدی می‌گم.

231
00:16:08,466 --> 00:16:11,800
‫به نظرم بهتره واسه چنین کاری
‫بیش از یه روز صبر کنیم.

232
00:16:11,833 --> 00:16:12,866
‫چرا؟

233
00:16:14,700 --> 00:16:16,433
‫واسه چی؟

234
00:16:16,466 --> 00:16:18,533
‫نگرانی خصوصیاتی داشته باشم
‫که ازشون خوشت نیاد؟

235
00:16:21,900 --> 00:16:23,466
‫می‌تونم بهت قول بدم
‫که از این خصوصیات زیاد دارم.

236
00:16:26,766 --> 00:16:29,033
‫من که نشنیدم خواستگاری کنی.

237
00:16:29,066 --> 00:16:30,433
‫باهام ازدواج کن.

238
00:16:30,466 --> 00:16:31,800
‫این که جمله خبری بود.

239
00:16:31,833 --> 00:16:33,133
‫جمله امری بود.

240
00:16:34,766 --> 00:16:36,566
‫شما آمریکایی‌ها خیلی وحشی هستین.

241
00:16:37,833 --> 00:16:39,333
‫بریم.

242
00:16:51,400 --> 00:16:56,000
‫راست می‌گی، ردپای بچه است.
‫اینجا تک و تنها بوده.

243
00:16:56,033 --> 00:16:57,833
‫پاش انگشت نداره.

244
00:16:57,866 --> 00:16:59,400
‫شاید اون موقع انگشت پا نداشتیم.

245
00:17:00,566 --> 00:17:01,666
‫شاید صندل پاش بوده.

246
00:17:18,666 --> 00:17:20,466
‫تا حالا این‌قدر احساس خرد بودن نکرده بودم.

247
00:17:25,266 --> 00:17:26,533
‫تا حالا حس نکرده بودم عمرم...

248
00:17:34,133 --> 00:17:36,500
‫عمرمون تو این دنیا
‫عین یه چشم به هم زدنه.

249
00:17:37,666 --> 00:17:39,966
‫یه بار نفس می‌کشیم
‫و بعدش می‌میریم.

250
00:17:40,000 --> 00:17:41,600
‫واسه همین اصلا باهات
‫وقت تلف نمی‌کنم.

251
00:18:19,500 --> 00:18:20,600
‫به نظرم واقعی نیستن.

252
00:18:23,000 --> 00:18:28,600
‫انگار خدا همین‌جوری
‫اشکال ابرها رو در نظر گرفته...

253
00:18:28,633 --> 00:18:30,133
‫و باهاشون حیوان ساخته.

254
00:18:31,500 --> 00:18:33,066
‫در این حد با عقلم جور در نمیان.

255
00:18:36,866 --> 00:18:39,433
‫والدینم با تمام وجود
‫ازت متنفر می‌شن.

256
00:18:39,466 --> 00:18:41,433
‫والدین من عاشقت می‌شن.

257
00:18:41,466 --> 00:18:43,100
‫والدین هم داری؟

258
00:18:43,133 --> 00:18:46,666
‫خیال می‌کردم همین‌جوری
‫از دل حیات وحش آمریکا بیرون اومدی.

259
00:18:49,666 --> 00:18:51,766
‫از خیالات خودم بیشتر خوشم میاد.

260
00:20:17,266 --> 00:20:19,566
‫الکس، دستم رو بگیر.

261
00:20:19,600 --> 00:20:21,166
‫الکس؟

262
00:20:21,200 --> 00:20:23,200
‫دستم رو بگیر.

263
00:20:23,233 --> 00:20:24,933
‫چیزی نیست، دستم رو بگیر، بیا.

264
00:20:26,000 --> 00:20:27,400
‫الکس؟

265
00:20:28,500 --> 00:20:30,833
‫کمکم کن. آماده‌ای؟

266
00:20:30,866 --> 00:20:32,500
‫هل بده.

267
00:20:32,533 --> 00:20:34,966
‫هل بده.

268
00:20:35,000 --> 00:20:36,766
‫خیلی‌خب، وایستا.
‫وایستا.

269
00:21:05,466 --> 00:21:06,766
‫حالا چیکار کنیم؟

270
00:21:11,600 --> 00:21:14,433
‫نمی‌شه شبانه اینجا پیاده بریم.

271
00:21:15,733 --> 00:21:20,633
‫به علاوه، یه شام چهارده تنی
‫واسه حیوانات فراهم کردیم.

272
00:21:24,566 --> 00:21:25,733
‫باید از اون درخت بالا بریم.

273
00:21:35,800 --> 00:21:37,433
‫آفرین.

274
00:21:45,800 --> 00:21:46,833
‫ای خدا.

275
00:21:55,300 --> 00:21:56,166
‫باید اعتراف کنم...

276
00:21:56,200 --> 00:21:58,600
‫گمون نمی‌کردم امروز این شکلی تموم بشه.

277
00:22:00,866 --> 00:22:02,266
‫بامزه نیست.

278
00:22:02,300 --> 00:22:03,700
‫عزیز دلم، اصلا نمی‌شه
‫شرایط وخیممون رو...

279
00:22:03,733 --> 00:22:05,600
‫با کلمات توصیف کرد.

280
00:22:05,633 --> 00:22:06,633
‫خیلی وخیمه؟

281
00:22:07,733 --> 00:22:09,066
‫باید از درخت بلندتری بالا بریم.

282
00:22:15,466 --> 00:22:16,666
‫بلندترین درخت اینجا که همینه.

283
00:22:16,933 --> 00:22:18,366
‫چیکار کنیم؟

284
00:22:18,400 --> 00:22:19,700
‫تا صبح همین‌جا صبر می‌کنیم.

285
00:22:19,733 --> 00:22:21,633
‫ دعا می‌کنیم گله شیرها
‫یا پلنگی نخوان...

286
00:22:21,666 --> 00:22:23,600
‫از این درخت بالا بیان.

287
00:22:23,633 --> 00:22:27,533
‫به نظرت اگه خودمون این بالا باشیم
‫هم می‌خوان بالا بیان؟

288
00:22:29,833 --> 00:22:31,500
‫به خاطر خودمون بالا میان دیگه.

289
00:22:33,566 --> 00:22:34,700
‫هوم.

290
00:22:40,900 --> 00:22:42,900
‫از اینجا خیلی قشنگ‌تره.

291
00:22:46,433 --> 00:22:48,233
‫امشب ممکنه آخرین شب عمرمون باشه.

292
00:22:49,900 --> 00:22:52,066
‫- نمی‌ذارم باشه.
‫- ولی ممکنه باشه.

293
00:22:54,633 --> 00:22:55,933
‫نمی‌ذارم باشه.

294
00:23:30,633 --> 00:23:32,266
‫صدای چیه؟

295
00:23:32,333 --> 00:23:33,366
‫کفتارها اومدن.

296
00:24:19,400 --> 00:24:20,400
‫صدات درنیاد.

297
00:24:29,200 --> 00:24:30,266
‫رفتن؟

298
00:24:30,300 --> 00:24:32,400
‫تا صبح همین شکلیه.

299
00:24:54,833 --> 00:24:56,066
‫وای خدا!

300
00:25:24,933 --> 00:25:26,100
‫ما اینجاییم!

301
00:25:28,200 --> 00:25:29,766
‫ما اینجاییم!

302
00:25:36,033 --> 00:25:37,666
‫ما اینجاییم.

303
00:25:47,866 --> 00:25:48,800
‫اسپنسر؟

304
00:25:48,833 --> 00:25:49,866
‫بالای درختیم.

305
00:25:54,566 --> 00:25:55,766
‫یا خدا.

306
00:25:55,800 --> 00:25:57,833
‫واقعا یا خدا.

307
00:25:57,866 --> 00:26:00,400
‫دستم رو بگیر.

308
00:26:00,433 --> 00:26:02,433
‫الکس رو می‌فرستم پایین.

309
00:26:02,466 --> 00:26:03,733
‫- الکس؟
‫- نامزدمه.

310
00:26:05,366 --> 00:26:07,233
‫هنوز هم نامزدمی؟

311
00:26:07,266 --> 00:26:09,000
‫تو ماشین صحبت می‌کنیم.

312
00:26:22,566 --> 00:26:24,900
‫احیانا نمی‌خوای پایین بیای؟

313
00:26:24,933 --> 00:26:26,766
‫یه گله شیر تو فاصله پونزده متریمونه.

314
00:26:28,700 --> 00:26:31,133
‫اومدم.

315
00:26:31,166 --> 00:26:33,133
‫بیا.

316
00:26:46,033 --> 00:26:48,000
‫خدایا.
‫خودم برات طناب می‌خرم.

317
00:26:48,033 --> 00:26:50,566
‫نه.
‫این یکی شانس میاره.

318
00:27:06,366 --> 00:27:09,100
‫من با مرگ چشم تو چشم شدم،
‫ولی احساس سرزندگی نکردم اسپنسر.

319
00:27:10,666 --> 00:27:12,566
‫فقط وحشت کردم.

320
00:27:12,600 --> 00:27:14,100
‫ولی حسی بهت دست داد دیگه.

321
00:27:16,100 --> 00:27:17,633
‫من که اصلا نگفته بودم خوش می‌گذره.

322
00:27:19,200 --> 00:27:21,100
‫فقط گفتم حسی بهت دست می‌ده.

323
00:27:21,133 --> 00:27:22,833
‫نمی‌خوام چنین حسی بهم دست بده.

324
00:27:26,033 --> 00:27:28,766
‫می‌فهمی چی می‌گم؟

325
00:27:28,800 --> 00:27:31,100
‫دیگه اصلا نمی‌خوام
‫چنین حسی بهم دست بده.

326
00:27:31,133 --> 00:27:34,366
‫مدت خیلی زیادی بود
‫که جور دیگه‌ای حسی بهم دست نمی‌داد.

327
00:27:34,400 --> 00:27:36,833
‫ولی بعدش با تو آشنا شدم.

328
00:27:36,866 --> 00:27:39,966
‫خودم هم دیگه نمی‌خوام
‫چنین حسی بهم دست بده.

329
00:27:40,000 --> 00:27:41,900
‫پس به توافق رسیدیم.

330
00:27:41,933 --> 00:27:43,433
‫فردا شغل دیگه‌ای پیدا می‌کنی.

331
00:27:46,133 --> 00:27:49,133
‫عزیز دلم، شغلم که اون شکلی نیست.

332
00:27:49,166 --> 00:27:51,533
‫صرفا داشتیم دوتایی
‫تو مناطق روستایی دور می‌زدیم.

333
00:27:51,566 --> 00:27:54,800
‫شاید بهتر باشه دیدگاهم رو تغییر بدم.

334
00:27:54,833 --> 00:27:56,700
‫به جای دو بار بازی تو یه روز زیر آفتاب...

335
00:27:56,733 --> 00:27:59,866
‫حمله کردن یه گله شیره.

336
00:27:59,900 --> 00:28:02,166
‫سه بار.

337
00:28:02,200 --> 00:28:04,100
‫امروز هنوز تموم نشده.

338
00:28:05,300 --> 00:28:07,200
‫حس می‌کنم بهتره بگم...

339
00:28:07,233 --> 00:28:10,100
‫که کل حرف‌هاتون رو می‌شنوم.

340
00:28:17,866 --> 00:28:19,000
‫جیکوب؟

341
00:28:20,800 --> 00:28:24,566
‫جیکوب، چیکار می‌کنی؟

342
00:28:24,600 --> 00:28:27,000
‫می‌خوام ببینم این پیرمردی...

343
00:28:27,033 --> 00:28:28,566
‫که تو آینه بهم زل زده کیه.

344
00:28:29,933 --> 00:28:31,800
‫چه وقتی این شکلی شدم؟

345
00:28:38,400 --> 00:28:40,166
‫من که تا حالا طرف رو ندیدم.

346
00:28:50,800 --> 00:28:52,600
‫ما همراه ارابه می‌ریم.

347
00:28:52,633 --> 00:28:53,900
‫شما برگردین مزرعه.

348
00:28:53,933 --> 00:28:55,366
‫بذارین چند گاوچرون باهاتون بفرستم.

349
00:28:55,400 --> 00:28:56,866
‫خودتون زودتر می‌رین.

350
00:28:56,900 --> 00:28:58,966
‫اگه مشکلی پیش بیاد،
‫اول خر خودتون رو می‌گیره.

351
00:28:59,000 --> 00:29:00,033
‫چشم جناب.

352
00:29:01,533 --> 00:29:03,200
‫بریم.

353
00:29:37,666 --> 00:29:40,533
‫بالاخره آسمون ابری شد.
‫شاید بارون بیاد.

354
00:29:40,566 --> 00:29:41,966
‫بارون لازم داریم.

355
00:29:42,000 --> 00:29:44,533
‫ولی بهتره وقتی سوار ارابه‌ایم، نیاد.

356
00:29:44,566 --> 00:29:48,933
‫بارون لازم داریم و هر وقت
‫خدا بارون بباره، سپاس‌گزار می‌شیم.

357
00:29:48,966 --> 00:29:50,466
‫بهتره زودتر بارون بباره.

358
00:29:52,400 --> 00:29:54,966
‫آروم، آروم، آروم.

359
00:29:55,000 --> 00:29:56,800
‫صدای شلیک از این طرف بود.

360
00:29:56,833 --> 00:29:57,866
‫آره.

361
00:30:03,033 --> 00:30:03,933
‫از ارابه پیاده بشین!

362
00:30:04,000 --> 00:30:05,100
‫از ارابه پیاده بشین!

363
00:30:35,633 --> 00:30:36,733
‫کمک کنین!

364
00:31:05,033 --> 00:31:07,166
‫جک! جک!

365
00:31:08,400 --> 00:31:09,500
‫آروم، آروم، آروم!

366
00:31:14,933 --> 00:31:16,200
‫بریم!

367
00:31:24,066 --> 00:31:25,166
‫دیگه تیراندازی نمی‌کنن.

368
00:31:25,200 --> 00:31:26,666
‫دارن سوار می‌شن.

369
00:31:31,433 --> 00:31:32,566
‫اومدن.

370
00:31:32,600 --> 00:31:33,866
‫حواستون به مهماتتون باشه.

371
00:31:41,566 --> 00:31:43,100
‫پناه بگیرین. پناه بگیرین.

372
00:31:49,866 --> 00:31:50,866
‫گندش بزنن!

373
00:31:57,000 --> 00:31:58,933
‫- جیک...
‫- جیکوب.

374
00:32:27,933 --> 00:32:29,333
‫جیک داتون!

375
00:32:35,366 --> 00:32:37,666
‫من سر قولم می‌مونم!

376
00:32:38,366 --> 00:32:39,400
‫فرار کنین.

377
00:33:31,400 --> 00:33:32,800
‫تیر خوردی.

378
00:33:32,833 --> 00:33:34,433
‫جفتمون تیر خوردیم.

379
00:33:34,466 --> 00:33:36,433
‫برو ارابه رو بیار.
‫لازممون می‌شه.

380
00:34:05,300 --> 00:34:07,533
‫جان! جان!

381
00:34:07,566 --> 00:34:09,166
‫نه، نه.
‫بهتره شاهدش نباشی.

382
00:34:09,200 --> 00:34:10,566
‫شاهد چی نباشم؟

383
00:34:13,000 --> 00:34:14,433
‫جیکوب...

384
00:34:14,466 --> 00:34:16,000
‫فقط نفس بکش.

385
00:34:55,166 --> 00:34:57,666
‫وایستین. وایستین!
‫یه لحظه وایستین!

386
00:34:59,766 --> 00:35:02,533
‫اگه چنین کاری بکنین،
‫می‌رین جهنم خانم.

387
00:35:02,566 --> 00:35:04,166
‫خب؟ من رو ببرین نزدیک‌ترین کلانتری...

388
00:35:04,200 --> 00:35:06,133
‫که خودشون اعدامم کنن.

389
00:35:06,166 --> 00:35:08,366
‫این‌جوری هم خودتون
‫عدالت رو اجرا کردین،

390
00:35:08,400 --> 00:35:10,600
‫هم در بهشت رو روتون نمی‌بندن.

391
00:35:10,633 --> 00:35:12,133
‫تو از بهشت چی سرت می‌شه؟

392
00:35:48,433 --> 00:35:49,766
‫- ببریمش اتاق‌خواب؟
‫- ببرینش آشپزخونه.

393
00:35:58,966 --> 00:36:00,166
‫بذارینش رو میز.

394
00:36:02,266 --> 00:36:04,300
‫الیزابت رو روی اون یکی میز بذارین.

395
00:36:05,466 --> 00:36:07,466
‫تو کشوی بالایی قیچی هست.
‫دوتا قیچی داریم.

396
00:36:07,500 --> 00:36:08,933
‫جفتشون رو بیارین.

397
00:36:08,966 --> 00:36:12,333
‫کارل، کارل، سمت چپ
‫اون در پارچه تمیز داریم.

398
00:36:12,366 --> 00:36:13,766
‫یه سطل هم هست،
‫بیارش اینجا.

399
00:36:14,800 --> 00:36:15,966
‫ممنون.

400
00:36:27,433 --> 00:36:28,433
‫وای!

401
00:36:28,666 --> 00:36:29,800
‫بیا. بیا.

402
00:36:29,866 --> 00:36:31,200
‫محکم فشار بدین.

403
00:36:31,233 --> 00:36:33,100
‫جیک، چیزیت نمی‌شه.

404
00:36:33,133 --> 00:36:34,666
‫همه‌شون رو کشتین؟

405
00:36:34,700 --> 00:36:35,966
‫یکیشون فرار کرد.

406
00:36:36,000 --> 00:36:37,566
‫در اسرع وقت یکی رو می‌فرستم
‫سراغ کلانتر.

407
00:36:37,600 --> 00:36:39,133
‫کلانتر نمی‌خواد.

408
00:36:39,166 --> 00:36:41,733
‫اگه بفهمن چه بلایی سرم آوردن،

409
00:36:41,766 --> 00:36:43,766
‫میان اینجا رو تصاحب کنن.

410
00:36:43,800 --> 00:36:48,233
‫بانک‌ها، معدن‌دارها...

411
00:36:48,266 --> 00:36:50,033
‫و دزدها میان.

412
00:36:50,066 --> 00:36:52,133
‫کلانتر نمی‌خواد.

413
00:36:52,166 --> 00:36:54,966
‫وای... کارا.

414
00:36:55,766 --> 00:36:57,966
‫فایده‌ای نداره.

415
00:36:58,000 --> 00:37:00,833
‫هنوز داری حرف می‌زنی.
‫هنوز حرف می‌زنی.

416
00:37:00,866 --> 00:37:02,300
‫عزیز دلم...

417
00:37:02,333 --> 00:37:03,733
‫من دست نمی‌کشم.

418
00:37:09,933 --> 00:37:12,866
‫اسپنسر باید زود بیاد خونه.

419
00:37:12,900 --> 00:37:14,633
‫بگو بیاد خونه.

420
00:37:17,700 --> 00:37:19,300
‫کارا، بگو بیاد خونه.

421
00:37:57,800 --> 00:37:58,866
‫خدا به دادمون برسه.

422
00:38:01,333 --> 00:38:03,500
‫تو به دختره برس.
‫من و تو به ایشون می‌رسیم.

423
00:38:04,833 --> 00:38:05,833
‫کارا، برو کنار.

424
00:38:08,300 --> 00:38:09,666
‫کارا، فرصت نداریم.

425
00:38:10,866 --> 00:38:12,200
‫برو بیرون!

426
00:38:12,233 --> 00:38:13,666
‫زود باش!

427
00:38:41,766 --> 00:38:45,433
‫«سلام اسپنسر، برادرت رو کشتن.»

428
00:38:45,466 --> 00:38:47,633
‫«گمون کنم تا این نامه به دستت برسه،»

429
00:38:47,666 --> 00:38:50,700
‫«عموت رو هم کشته باشن.»

430
00:38:50,733 --> 00:38:53,833
‫«برادرزاده‌ات مجروح شده.»

431
00:38:53,866 --> 00:38:57,833
‫«این مزرعه و میراثت به خطر افتاده.»

432
00:38:57,866 --> 00:39:01,100
‫«جنگ به جون این مزرعه
‫و خانواده‌ات افتاده.»

433
00:39:01,133 --> 00:39:04,700
‫«باید جنگ درون خودت رو
‫فعلا متوقف کنی.»

434
00:39:04,733 --> 00:39:07,600
‫«باید بیای خونه
‫و تو این جنگ شرکت کنی.»
