﻿1
00:02:54,766 --> 00:02:56,233
‫نمی‌خوام خونی بشه.

2
00:03:01,466 --> 00:03:03,733
‫چندین ماه طول می‌کشه
‫تا به مقصد برسه خانم.

3
00:03:03,766 --> 00:03:04,900
‫بهتره تلگراف کنیم.

4
00:03:04,933 --> 00:03:07,633
‫- نباید تلگراف کنیم.
‫- واسه چی؟

5
00:03:07,666 --> 00:03:10,600
‫در اون صورت کل دنیا خبردار می‌شن.

6
00:03:10,633 --> 00:03:12,666
‫این واقعه رو نادیده می‌گیریم.

7
00:03:13,600 --> 00:03:15,700
‫اصلا به کسی چیزی نمی‌گیم.

8
00:03:15,700 --> 00:03:17,233
‫خانم، من باید برم پیش کلانتر.

9
00:03:17,266 --> 00:03:19,700
‫- جیکوب گفت کلانتر رو خبر نکنیم.
‫- خودم می‌دونم چی گفت، ولی...

10
00:03:19,733 --> 00:03:21,733
‫کلانتر و مسئولین قانونی رو خبر نمی‌کنیم.

11
00:03:23,166 --> 00:03:26,266
‫خانم، انجمن دامداران
‫ماهی دو بار جلسه می‌ذارن.

12
00:03:26,300 --> 00:03:28,566
‫وقتی شرکت نکنه،
‫خودشون خبردار می‌شن.

13
00:03:30,566 --> 00:03:32,100
‫من به جاش شرکت می‌کنم.

14
00:03:33,533 --> 00:03:34,666
‫نامه رو پست کن.

15
00:03:37,900 --> 00:03:39,400
‫چشم خانم.

16
00:03:41,333 --> 00:03:43,066
‫حالش رو نپرسیدی.

17
00:03:44,333 --> 00:03:46,366
‫با خودم گفتم اگه بخواین بدونم،
‫خودتون بهم می‌گین.

18
00:03:47,966 --> 00:03:49,166
‫دیشب رو زنده موند.

19
00:03:51,200 --> 00:03:52,333
‫شروع خوبیه.

20
00:03:53,433 --> 00:03:55,700
‫حالا باید رو امشب تمرکز کنیم.

21
00:03:58,533 --> 00:04:00,966
‫امید خیلی خطرناکه خانم.

22
00:04:01,000 --> 00:04:02,733
‫ذهن آدم رو گول می‌زنه
‫تا دنیایی رو که هرگز...

23
00:04:02,766 --> 00:04:04,166
‫محقق نمی‌شه، تصور کنه.

24
00:04:05,766 --> 00:04:07,933
‫بهتره تا دیر نشده، باهاش خداحافظی کنین.

25
00:04:09,833 --> 00:04:13,166
‫این‌طور که پیداست،
‫اصلا به معجزه اعتقاد نداری.

26
00:04:13,200 --> 00:04:15,033
‫اعتقاد دارم خانم.

27
00:04:15,066 --> 00:04:17,000
‫ولی به عمرم ندیدم
‫آرزوی معجزه کسی محقق بشه.

28
00:04:30,433 --> 00:04:32,866
‫همین‌جا بمون.
‫تفنگت دستت باشه.

29
00:04:32,900 --> 00:04:34,466
‫هر غیرخودی‌ای که از این جاده اومد رو...

30
00:04:34,500 --> 00:04:36,400
‫از صحنه روزگار محو کن.

31
00:04:36,433 --> 00:04:37,433
‫چشم جناب.

32
00:04:50,000 --> 00:04:51,866
‫اعضای گروه کجان؟

33
00:04:51,900 --> 00:04:53,200
‫خب، فرستادیمشون برن.

34
00:05:08,000 --> 00:05:10,366
‫داره چیکار می‌کنه؟

35
00:05:10,400 --> 00:05:11,866
‫نمی‌دونم.

36
00:05:21,866 --> 00:05:23,266
‫حالا فهمیدم داره چیکار می‌کنه.

37
00:05:55,166 --> 00:05:57,500
‫خوب خوابید؟

38
00:05:57,533 --> 00:05:59,100
‫تکون نخورد.

39
00:06:11,066 --> 00:06:14,300
‫شانس آوردیم که دکتر میلر رو
‫هوشیار گیر آوردیم،

40
00:06:14,333 --> 00:06:15,866
‫وگرنه این خط صاف...

41
00:06:15,900 --> 00:06:17,900
‫الان عین علامت سوال می‌موند.

42
00:06:20,000 --> 00:06:21,800
‫مادرم خبر داره؟

43
00:06:23,800 --> 00:06:26,966
‫از تبت خوشم نمیاد،
‫ولی دکتر گفت بهت آسپیرین ندیم.

44
00:06:31,833 --> 00:06:33,100
‫برات حموم رو آماده کنم؟

45
00:06:34,666 --> 00:06:35,900
‫من آب میارم.

46
00:06:35,933 --> 00:06:38,133
‫نه، لزومی نداره چیزی حمل کنی.

47
00:06:38,166 --> 00:06:40,466
‫یه دستم سالمه.

48
00:07:38,200 --> 00:07:40,266
‫چرا کسی از اینجای آفریقا تعریف نمی‌کنه؟

49
00:07:40,300 --> 00:07:42,133
‫آخه از وجودش خبر ندارن.

50
00:07:46,800 --> 00:07:48,200
‫ما هم بهشون نمی‌گیم.

51
00:08:10,400 --> 00:08:11,400
‫سلام.

52
00:08:15,033 --> 00:08:16,433
‫تعقیبت کردن؟

53
00:08:16,466 --> 00:08:18,433
‫به ژرف‌دره که رسیدیم،
‫برگشتن.

54
00:08:18,466 --> 00:08:19,666
‫کس دیگه‌ای زنده نموند.

55
00:08:19,700 --> 00:08:21,700
‫باید از ایالت خارج بشیم.

56
00:08:21,733 --> 00:08:23,133
‫جایی نمی‌ریم.

57
00:08:23,166 --> 00:08:24,833
‫بنر، ارتش تشکیل می‌دن‌ها.

58
00:08:24,866 --> 00:08:27,000
‫بذار فکر کنم!

59
00:08:34,733 --> 00:08:37,266
‫خودمون ارتش بزرگ‌تری تشکیل می‌دیم.

60
00:08:37,300 --> 00:08:39,600
‫چطوری؟ سه نفر بیشتر نموندیم.

61
00:08:39,633 --> 00:08:42,833
‫ایالتمون با چی اداره می‌شه؟ ها؟

62
00:08:42,866 --> 00:08:46,933
‫با گاو اداره نمی‌شه.
‫با گوسفند اداره نمی‌شه.

63
00:08:46,966 --> 00:08:50,900
‫با طلا و نقره اداره می‌شه.

64
00:08:50,933 --> 00:08:52,600
‫لزومی نداره ارتش تشکیل بدیم.

65
00:08:55,200 --> 00:08:56,433
‫می‌تونیم ارتش قرض بگیریم.

66
00:09:23,833 --> 00:09:25,800
‫جیک داتون مرده؟

67
00:09:25,833 --> 00:09:27,800
‫مرده جناب.

68
00:09:30,933 --> 00:09:33,100
‫چطوری مرده؟

69
00:09:33,133 --> 00:09:34,266
‫مگه فرقی می‌کنه؟

70
00:09:34,300 --> 00:09:37,133
‫از منظر قانونی فرق می‌کنه.

71
00:09:37,166 --> 00:09:39,933
‫قانون؟ کدوم قانون؟
‫مگه اینجا قانون داره؟

72
00:09:39,966 --> 00:09:41,333
‫من که شاهد قانون نبودم.

73
00:09:43,266 --> 00:09:46,433
‫الان برادرزاده‌اش مزرعه‌شون رو می‌گردونه؟

74
00:09:46,466 --> 00:09:48,733
‫برادرزاده‌اش هم مرده.

75
00:09:48,766 --> 00:09:51,000
‫کدوم داتون مزرعه‌شون رو می‌گردونه؟

76
00:09:51,033 --> 00:09:52,266
‫زنانشون می‌گردونن.

77
00:09:52,300 --> 00:09:55,066
‫یعنی می‌شه گفت
‫کسی نمی‌گردوندش.

78
00:09:55,100 --> 00:09:58,266
‫تا شش ماه دیگه
‫خودم می‌گردونمش.

79
00:09:58,300 --> 00:10:01,300
‫خب، وقتی بگردونیش، چیکار می‌کنی؟

80
00:10:01,333 --> 00:10:05,733
‫اگه بخواین، حق استخراج مواد معدنیش رو
‫بهتون می‌سپارم.

81
00:10:06,900 --> 00:10:09,733
‫می‌خوام.

82
00:10:09,766 --> 00:10:12,666
‫سر قیمتش صحبت کنیم.

83
00:10:12,700 --> 00:10:15,633
‫شش ماه دیگه
‫سر قیمتش صحبت می‌کنیم.

84
00:10:15,666 --> 00:10:18,266
‫وقتی اداره‌اش رو به دست گرفتی، حرف می‌زنیم.

85
00:10:18,300 --> 00:10:20,333
‫آدم با کشتن پادشاه،
‫پادشاه نمی‌شه.

86
00:10:20,366 --> 00:10:23,433
‫آدمکش محسوب می‌شه.

87
00:10:23,466 --> 00:10:26,866
‫من هم تا حالا نشنیدم آدمکشی
‫جایی رو اداره کنه.

88
00:10:26,900 --> 00:10:30,333
‫بیشترین طلا، نقره و زغال‌سنگ مونتانا...

89
00:10:30,366 --> 00:10:34,400
‫تو کدوم ناحیه است؟

90
00:10:34,433 --> 00:10:36,133
‫تو یلواستونه.

91
00:10:37,600 --> 00:10:39,966
‫پیشنهادم از همین قراره.

92
00:10:42,566 --> 00:10:45,533
‫- مال خودت نیست که پیشنهادش بدی.
‫- می‌تونم تصاحبش کنم.

93
00:10:45,566 --> 00:10:47,466
‫پس واسه چی نمی‌کنی؟

94
00:10:47,500 --> 00:10:49,500
‫خودم دلیلش رو بهت می‌گم:

95
00:10:49,533 --> 00:10:52,866
‫چون پول خریدش رو نداری،

96
00:10:52,900 --> 00:10:55,266
‫افراد لازمه واسه تصاحبش رو هم نداری.

97
00:10:57,500 --> 00:10:59,166
‫خب، دنبال کدومشی؟

98
00:10:59,200 --> 00:11:01,400
‫دنبال پولی یا افراد؟

99
00:11:01,433 --> 00:11:03,733
‫برام فرقی نمی‌کنه.

100
00:11:03,733 --> 00:11:06,100
‫پولش رو بهت می‌دم.

101
00:11:06,133 --> 00:11:07,533
‫خودت افراد لازمه رو پیدا کن.

102
00:11:07,566 --> 00:11:09,200
‫وقتی تصاحبش کردی،

103
00:11:09,233 --> 00:11:12,766
‫هرجا رو خواستم می‌کنم
‫و هزینه‌اش رو هم از قبل دادم.

104
00:11:12,800 --> 00:11:14,966
‫تو هم گوسفندهات رو
‫هرجا خواستی ببر.

105
00:11:15,000 --> 00:11:17,266
‫کوهستان مال خودمه.

106
00:11:17,300 --> 00:11:18,800
‫قبوله.

107
00:11:23,200 --> 00:11:24,900
‫دست بدیم.

108
00:11:28,000 --> 00:11:29,900
‫بنز، از این بابت مطمئن باش:

109
00:11:29,933 --> 00:11:34,000
‫اگه بهم دروغ بگی،
‫اگه ازم دزدی کنی،

110
00:11:34,033 --> 00:11:35,433
‫صرفا خودت رو نمی‌کشم.

111
00:11:35,466 --> 00:11:37,533
‫همسرت رو می‌کشم.

112
00:11:37,566 --> 00:11:40,800
‫پوستش رو زنده زنده می‌کنم...

113
00:11:40,833 --> 00:11:45,033
‫و بچه‌هات رو لای پوستش دفن می‌کنم.

114
00:11:47,600 --> 00:11:48,933
‫فهمیدم.

115
00:11:50,633 --> 00:11:53,900
‫طرف ارتش لازم داره.
‫پولش رو بهش بده.

116
00:12:41,000 --> 00:12:42,666
‫بیاین.

117
00:12:46,300 --> 00:12:48,266
‫نشان بعضی از این گاوها فرق می‌کنه.

118
00:12:48,300 --> 00:12:50,066
‫فقط گاوهای یلواستون رو می‌دزدیم؟

119
00:12:50,100 --> 00:12:52,366
‫همه‌شون رو می‌دزدیم.

120
00:12:52,400 --> 00:12:54,333
‫باشه پس. برین!

121
00:13:16,366 --> 00:13:17,233
‫کجاست؟

122
00:13:17,266 --> 00:13:18,666
‫طبقه بالاست.

123
00:13:18,700 --> 00:13:19,900
‫من رو ببر پیشش.

124
00:13:33,566 --> 00:13:35,233
‫وای.

125
00:13:35,266 --> 00:13:37,400
‫چه آزمون سختی رو پشت سر گذاشتی.

126
00:13:40,500 --> 00:13:42,833
‫دکترش گفت می‌تونه سفر کنه یا نه؟

127
00:13:42,866 --> 00:13:44,433
‫حرفی از سفر نزد،
‫ولی گمون کنم...

128
00:13:44,466 --> 00:13:45,933
‫می‌گم خودرو بیارن.

129
00:13:45,966 --> 00:13:48,333
‫می‌برمت لیوینگ‌استون،
‫بعدش هم سوار قطار می‌شیم.

130
00:13:48,366 --> 00:13:52,100
‫قطار واسه چی؟
‫با قطار کجا برم؟

131
00:13:52,133 --> 00:13:54,333
‫برمی‌گردی سمت شرق
‫که بری بیمارستان.

132
00:13:54,366 --> 00:13:55,633
‫اینجا که نمی‌شه بهبود یافت.

133
00:13:55,666 --> 00:13:57,300
‫اینجا اصلا جای موندن نیست.

134
00:13:57,333 --> 00:13:59,533
‫پس عروسی چی می‌شه؟

135
00:13:59,566 --> 00:14:01,866
‫کدوم عروسی؟

136
00:14:01,900 --> 00:14:02,900
‫عروسی خودم.

137
00:14:05,633 --> 00:14:06,900
‫وقتی پدرت رو کشتن،

138
00:14:06,933 --> 00:14:08,200
‫عروسیت رو هم لغو کردن عزیز دلم.

139
00:14:12,233 --> 00:14:13,833
‫پیشنهاد می‌کنم اگه هنوز می‌خوای...

140
00:14:13,866 --> 00:14:15,666
‫باهاش ازدواج کنی،
‫وسایلت رو جمع کنی.

141
00:14:15,700 --> 00:14:18,733
‫من که دیگه دلیلی ندارم
‫تو این منطقه لامذهب زندگی کنم.

142
00:14:18,766 --> 00:14:23,333
‫احترامتون واجبه خانم استرافورد،
‫ولی من که با شما ازدواج نمی‌کنم.

143
00:14:23,366 --> 00:14:24,433
‫جک.

144
00:14:38,233 --> 00:14:41,466
‫خودم نوه برادرشوهرم رو ادب می‌کنم،
‫خیلی ممنون.

145
00:14:46,300 --> 00:14:47,300
‫شوهرم کجاست؟

146
00:14:47,333 --> 00:14:49,100
‫تو سردخونه است.
‫می‌برمت اونجا.

147
00:14:49,133 --> 00:14:50,333
‫خودم پیداش می‌کنم.

148
00:14:55,900 --> 00:15:00,000
‫خب، ظاهرا کلی حرف دارین.

149
00:15:08,266 --> 00:15:11,700
‫اگه خودت بخوای،
‫اینجا دیگه خونه خودته.

150
00:15:13,633 --> 00:15:14,833
‫می‌خوام.

151
00:15:41,700 --> 00:15:43,233
‫دختره می‌خواد بمونه،

152
00:15:44,433 --> 00:15:46,966
‫با نوه برادرشوهرم ازدواج کنه
‫و همین‌جا زندگی کنه.

153
00:15:48,833 --> 00:15:50,800
‫اجازه نمی‌دم.

154
00:15:50,833 --> 00:15:52,733
‫تصمیمش با تو نیست.

155
00:15:52,766 --> 00:15:54,300
‫ماشین می‌فرستم دنبالش.

156
00:15:55,433 --> 00:15:56,533
‫دم دروازه می‌گیم برگرده.

157
00:15:56,566 --> 00:15:57,933
‫دختر خودمه.

158
00:15:57,966 --> 00:16:00,466
‫شما اصلا حق ندارین سرنوشتش رو رقم بزنین!

159
00:16:00,500 --> 00:16:02,800
‫حقش چنین کاری فقط با خودمه!

160
00:16:02,833 --> 00:16:07,700
‫خودش می‌تونه بره، ولی تو نمی‌تونی ببریش.

161
00:16:07,733 --> 00:16:11,233
‫اینجا مزرعه استرافورد نیست،

162
00:16:11,266 --> 00:16:14,033
‫اینجا یلواستونه.

163
00:16:14,066 --> 00:16:15,733
‫تو هم اینجا حقی نداری.

164
00:16:34,333 --> 00:16:36,766
‫خب، فاجعه دیگه‌ای هم رخ داد.

165
00:16:39,733 --> 00:16:41,233
‫گاوهای چراگاه شرقیمون نیستن.

166
00:16:41,266 --> 00:16:42,333
‫نیستن؟

167
00:16:42,366 --> 00:16:43,433
‫ردپای اسب‌هایی رو به سمت شرق پیدا کردیم.

168
00:16:43,466 --> 00:16:44,600
‫دارن می‌برنشون وایومینگ...

169
00:16:44,633 --> 00:16:46,000
‫و تا شب سوار قطارشون می‌کنن.

170
00:16:46,033 --> 00:16:48,000
‫باید کل پسرها رو ببرم.

171
00:16:48,033 --> 00:16:50,600
‫چک، وایستا.

172
00:16:50,633 --> 00:16:52,733
‫همون‌جا وایستا ببینم!

173
00:16:58,833 --> 00:17:03,266
‫وسط مزرعه بهمون حمله می‌کنن،
‫الان هم گاوهامون رو دزدیدن؟

174
00:17:06,166 --> 00:17:08,933
‫اگه خودمون بهشون حمله نکنیم،
‫بهمون حمله می‌کنن.

175
00:17:08,966 --> 00:17:10,133
‫باید یه لحظه فکر کنم.

176
00:17:10,166 --> 00:17:12,433
‫- یه لحظه فرصت نداریم.
‫- باید یه لحظه فکر کنم.

177
00:17:14,766 --> 00:17:16,533
‫به نظرم حق دارم فکر کنم، موافق نیستی؟

178
00:17:18,800 --> 00:17:20,166
‫تکون نخور.

179
00:17:31,233 --> 00:17:32,666
‫اگه خودت بودی، چیکار می‌کردی؟

180
00:17:34,700 --> 00:17:38,266
‫وای... راهنماییم کن مریم مقدس.
‫راهنماییم کن.

181
00:17:40,466 --> 00:17:43,733
‫سارقان گاوهامون رو دزدیدن،
‫ولی ما ضعیفیم.

182
00:17:43,766 --> 00:17:45,466
‫رهبری نداریم.

183
00:17:46,933 --> 00:17:48,733
‫خودت رهبرمون باش.

184
00:17:53,800 --> 00:17:55,700
‫خودت رهبرمون باش.

185
00:18:01,133 --> 00:18:04,000
‫نمی‌ارزه به خاطر گاوهامون
‫کس دیگه‌ای جون بده.

186
00:18:04,033 --> 00:18:06,766
‫اگه از دستشون بدیم، خیلی بد می‌شه؟

187
00:18:06,800 --> 00:18:09,433
‫فقط اگه کس دیگه‌ای جون بده،
‫خیلی بد می‌شه.

188
00:18:14,933 --> 00:18:16,000
‫تا اسپنسر نرسیده اینجا...

189
00:18:18,300 --> 00:18:20,633
‫مبارزه نمی‌کنیم.

190
00:18:22,000 --> 00:18:23,333
‫بذار گاوهامون رو ببرن.

191
00:18:28,133 --> 00:18:30,133
‫کلا ازت قطع امید کرده بودم.

192
00:18:31,900 --> 00:18:33,900
‫به این راحتی‌ها از دستم خلاص نمی‌شی.

193
00:18:35,866 --> 00:18:38,200
‫بهت اجازه نمی‌دم بمیری.

194
00:18:38,233 --> 00:18:40,366
‫فهمیدی چی گفتم؟

195
00:18:40,400 --> 00:18:41,566
‫نمی‌میرم.

196
00:18:43,666 --> 00:18:46,133
‫بیش از حد کله‌شقم.

197
00:18:48,133 --> 00:18:49,466
‫زین رو بیار پیشم.

198
00:18:51,866 --> 00:18:54,833
‫- حرکت می‌کنیم.
‫- فرصت زیادی نداریم.

199
00:18:54,866 --> 00:18:56,566
‫می‌ذاریم گاوهامون رو ببرن.

200
00:18:58,033 --> 00:18:59,733
‫به ریسکش نمی‌ارزه.

201
00:18:59,766 --> 00:19:01,833
‫ای بابا!
‫نصف گله‌مون رو بردن!

202
00:19:01,866 --> 00:19:03,333
‫تصمیمش با شما نیست.

203
00:19:03,366 --> 00:19:05,466
‫می‌خواد باهات صحبت کنه.

204
00:19:14,400 --> 00:19:15,833
‫گوساله‌ها رو از شیر می‌گیریم،

205
00:19:18,266 --> 00:19:19,533
‫مامان‌هاشون رو می‌فروشیم.

206
00:19:22,500 --> 00:19:25,366
‫گاوهای نر و گاوهای ماده‌ای...

207
00:19:25,400 --> 00:19:26,466
‫که تا حالا زیاد نزاییدن رو...

208
00:19:28,100 --> 00:19:30,566
‫وقتی سیصد و بیست کیلو شدن...

209
00:19:30,600 --> 00:19:33,200
‫این‌جوری بانک رو ردیف می‌کنیم.

210
00:19:33,233 --> 00:19:36,700
‫کریتون دست‌بردار نیست.

211
00:19:36,733 --> 00:19:39,433
‫وقتی تو جلسه دامداران شرکت نکنین،

212
00:19:39,466 --> 00:19:40,833
‫همه‌شون حمله‌ور می‌شن.

213
00:19:40,866 --> 00:19:43,100
‫کارا رو بفرست.

214
00:19:43,133 --> 00:19:46,000
‫می‌گه رفتم وایومینگ...

215
00:19:46,033 --> 00:19:48,000
‫که سارقان رو گیر بندازم.

216
00:19:50,000 --> 00:19:51,700
‫بذاریم یه مدت نگران
‫این مسئله باشن.

217
00:19:54,633 --> 00:19:55,700
‫بهش می‌گم.

218
00:20:00,433 --> 00:20:03,166
‫به اسپنسر خبر دادین؟

219
00:20:06,166 --> 00:20:08,666
‫ممکنه یه سال طول بکشه
‫تا برگرده اینجا جیک.

220
00:20:11,000 --> 00:20:13,500
‫پس باید یه سال دوام بیاریم.

221
00:20:20,733 --> 00:20:22,200
‫من نمی‌خوام امیدوار باشم.

222
00:20:23,533 --> 00:20:25,300
‫نمی‌خوام.

223
00:20:28,700 --> 00:20:30,966
‫خودت احیاش کردی.

224
00:20:31,000 --> 00:20:33,100
‫اعتقاد پیدا می‌کنم.

225
00:20:35,100 --> 00:20:36,466
‫به کارت اعتماد می‌کنم.

226
00:20:44,766 --> 00:20:46,266
‫خانم داتون؟

227
00:20:57,466 --> 00:20:59,900
‫هر دعایی، سه جواب بیشتر نداره:

228
00:20:59,933 --> 00:21:04,533
‫«باشه»، «هنوز زوده»...

229
00:21:04,566 --> 00:21:07,566
‫و «خودم برنامه دیگه‌ای برات ریختم».

230
00:21:09,666 --> 00:21:11,566
‫سخت‌ترین مشکل بشر
‫اعتماد کردن...

231
00:21:11,600 --> 00:21:14,066
‫به «هنوز زوده»
‫یا «برنامه دیگه‌ای»...

232
00:21:15,500 --> 00:21:17,733
‫و اجتناب از امید احمقانه است.

233
00:21:19,500 --> 00:21:22,600
‫به درگاه هیچ و پوچ دعا می‌کنه
‫آرزوی بی‌جوابش محقق بشه.

234
00:21:24,733 --> 00:21:28,100
‫امید یعنی آدم اختیار رو کنار بذاره،
‫به سرنوشت دل ببنده...

235
00:21:28,133 --> 00:21:30,300
‫و به دست باد بسپاردش.

236
00:21:31,800 --> 00:21:34,966
‫خانواده من امیدوار نیستن.

237
00:21:35,000 --> 00:21:37,433
‫این‌قدر در راه باورهامون
‫مبارزه می‌کنیم تا یا محقق بشن،

238
00:21:38,800 --> 00:21:40,933
‫یا در همین حین نابود بشیم.

239
00:21:45,800 --> 00:21:50,766
‫دوران تعقیب بوفالوها تو مرغزار...

240
00:21:50,800 --> 00:21:55,766
‫و سوزوندن مدفوعشون
‫واسه گرما و آشپزی تموم شده.

241
00:21:55,800 --> 00:21:59,733
‫زمستون مملو از گرسنگی و عذاب
‫هم به اتمام رسیده.

242
00:21:59,766 --> 00:22:03,100
‫رسیدگی به روزی خداوند
‫رستگاریتون رو به ارمغان میاره.

243
00:22:03,133 --> 00:22:06,433
‫پایه و اساس استقلال از همین قراره.

244
00:22:06,466 --> 00:22:08,633
‫خودتون غذاتون رو تأمین می‌کنین...

245
00:22:08,666 --> 00:22:11,600
‫و دیگه بی‌هدف به امید
‫یافتن غذا ول نمی‌چرخین.

246
00:22:12,400 --> 00:22:13,566
‫امان از دستت دختر.

247
00:22:13,600 --> 00:22:15,300
‫این‌جوری  غذا رو  از ساقه می‌گنده.

248
00:22:15,333 --> 00:22:16,966
‫تیغش اذیت می‌کنه.

249
00:22:17,000 --> 00:22:21,133
‫حضرت عیسی تاجی تیغ‌دار سرش کرده بود،
‫ولی اصلا شکایت نکرد.

250
00:22:21,166 --> 00:22:22,833
‫من که حضرت عیسی نیستم.

251
00:22:22,866 --> 00:22:26,400
‫نه‌خیر، نیستی.

252
00:22:26,433 --> 00:22:28,266
‫میوه‌های وسطش رو جا نذار.

253
00:22:29,233 --> 00:22:30,233
‫وسطش رو جا نذار.

254
00:22:32,033 --> 00:22:34,633
‫این‌قدر نگران تیغش نباش،
‫نگران خودت باش.

255
00:22:34,666 --> 00:22:35,966
‫آخ!

256
00:22:37,333 --> 00:22:38,666
‫آخ!

257
00:22:41,233 --> 00:22:42,233
‫آخ!

258
00:22:57,866 --> 00:23:00,500
‫روح وحشیت به کشتنت می‌ده دختر.

259
00:23:01,966 --> 00:23:02,966
‫تو وحشی هستی.

260
00:23:03,866 --> 00:23:05,866
‫وحشی‌ای.

261
00:23:05,900 --> 00:23:09,233
‫یادآور زشتی از طرز زندگی همنوعانت...

262
00:23:09,266 --> 00:23:11,233
‫به دور از سایه خدایی.

263
00:23:11,266 --> 00:23:14,733
‫عین گله گرگ‌ها می‌موندین،
‫تو هم باید عین گرگ‌ها...

264
00:23:14,766 --> 00:23:17,466
‫سگ بشی،

265
00:23:17,500 --> 00:23:20,700
‫وگرنه نیست و نابود می‌شی.

266
00:23:20,733 --> 00:23:24,233
‫دارم سعی می‌کنم از دست...

267
00:23:24,266 --> 00:23:28,966
‫شنیع‌ترین دشمن دنیا که خودت باشی
‫نجاتت بدم فرزندم.

268
00:23:29,000 --> 00:23:31,500
‫بدترین دشمنت خودتی.

269
00:23:31,533 --> 00:23:34,100
‫باید تطهیر بشی فرزندم.

270
00:23:34,133 --> 00:23:38,200
‫باید با خون استحمام کنی
‫که نجات پیدا کنی.

271
00:23:38,233 --> 00:23:40,266
‫ولی باید خودت هم بخوای.

272
00:23:40,300 --> 00:23:42,100
‫باید بخوای نجات پیدا کنی.

273
00:23:44,000 --> 00:23:45,366
‫می‌خوای؟

274
00:23:48,433 --> 00:23:50,633
‫من هیچی ازتون نمی‌خوام.

275
00:23:57,133 --> 00:23:58,633
‫می‌خوای نجات پیدا کنی؟

276
00:23:58,666 --> 00:24:00,100
‫نه‌خیر، نمی‌خوام.

277
00:24:06,800 --> 00:24:07,866
‫شیطان تو وجودش رسوخ کرده!

278
00:24:17,000 --> 00:24:19,766
‫عه، جای نگرانی نیست.
‫باز هم دارم.

279
00:24:24,166 --> 00:24:25,266
‫خیلی‌خب. خیلی‌خب. خیلی‌خب.

280
00:24:26,266 --> 00:24:28,166
‫خیلی‌خب چی؟

281
00:24:29,366 --> 00:24:30,800
‫نجاتم بدین.

282
00:24:37,700 --> 00:24:41,266
‫و شاهد نزول فرشته‌ای از بهشت بودم...

283
00:24:41,300 --> 00:24:42,566
‫ابلیس پدیدار گشت...

284
00:24:42,600 --> 00:24:46,466
‫و به گودالی بی‌پایان تبعید شد،

285
00:24:46,500 --> 00:24:48,433
‫دهانش دوخته شد
‫و مانعی سد راهش قرار گرفت.

286
00:24:48,466 --> 00:24:52,633
‫سنگی بر حوضچه‌ای مملو از آتش انداخت...

287
00:24:52,666 --> 00:24:56,166
‫که هم آن موجود وحشی
‫و هم پیامبر دروغین...

288
00:24:56,200 --> 00:24:58,633
‫تا ابد و شبانه‌روزی...

289
00:24:58,666 --> 00:25:02,000
‫عذاب بکشند...

290
00:25:03,766 --> 00:25:06,000
‫هوشیار و شاهد باش،

291
00:25:06,033 --> 00:25:12,466
‫چرا که دشمنت، شیطان،
‫شیری سرگردان است...

292
00:25:12,500 --> 00:25:14,433
‫هر آن که گناه کند،
‫خود شیطان است،

293
00:25:14,466 --> 00:25:15,333
‫چرا که شیطان از آغاز گناه کرده بود...

294
00:25:20,066 --> 00:25:22,500
‫... دلت را پاک ساز.

295
00:25:22,533 --> 00:25:26,166
‫بنده خداوند شو،
‫وسوسه شیطان را رد کن...

296
00:25:26,200 --> 00:25:27,300
‫تا از تو دوری کند.

297
00:26:32,900 --> 00:26:34,000
‫داری می‌ری؟

298
00:26:34,033 --> 00:26:36,433
‫باهام بیا.

299
00:26:36,466 --> 00:26:38,266
‫پیدامون می‌کنن...

300
00:26:38,300 --> 00:26:39,566
‫و زندانیمون می‌کنن.

301
00:26:39,600 --> 00:26:42,233
‫کدوم قانونی حکم کرده
‫که یا باید خادم باشیم،

302
00:26:42,266 --> 00:26:44,666
‫یا کتک بخوریم؟

303
00:26:53,600 --> 00:26:54,600
‫[کتاب مقدس]

304
00:27:06,600 --> 00:27:08,466
‫کتاب مقدست رو برمی‌دارم.

305
00:27:08,500 --> 00:27:11,133
‫خواهر مری تا جون دارم، کتکم می‌زنه.

306
00:27:11,166 --> 00:27:13,033
‫نه‌خیر، نمی‌زنه.

307
00:27:18,200 --> 00:27:19,633
‫کجا می‌ری؟

308
00:27:20,233 --> 00:27:21,266
‫می‌رم خونه.

309
00:27:26,200 --> 00:27:27,966
‫چیکار می‌کنی؟

310
00:27:30,566 --> 00:27:32,200
‫جنگ راه می‌اندازم.

311
00:28:16,633 --> 00:28:21,133
‫بفهم که زبان من همینه.

312
00:28:21,166 --> 00:28:31,633
‫بفهم که زبان این سرزمین همینه.

313
00:28:31,666 --> 00:28:35,066
‫بفهم که من خود این سرزمینم.

314
00:28:35,266 --> 00:28:39,366
‫بفهم که همین سرزمین
‫داره تو رو می‌کشه...

315
00:28:40,033 --> 00:28:46,633
‫من خود این سرزمینم
‫و دارم می‌کشمت.

316
00:29:05,166 --> 00:29:11,133
‫حالا که این‌قدر خط‌کشه رو دوست داری،

317
00:29:11,166 --> 00:29:15,066
‫جاش تا ابد روت می‌مونه.

318
00:29:40,633 --> 00:29:42,000
‫[شهرداری]

319
00:29:43,800 --> 00:29:48,933
‫[شهرداری]

320
00:29:52,466 --> 00:29:53,833
‫راست می‌گن؟

321
00:29:53,866 --> 00:29:55,566
‫نمی‌دونم راست می‌گن یا نه...
‫الان می‌فهمم.

322
00:29:56,933 --> 00:29:59,233
‫زود باش ببین چه خبره.

323
00:29:59,266 --> 00:30:00,533
‫همسرش اومده.

324
00:30:00,566 --> 00:30:02,733
‫تنها اومده؟

325
00:30:02,766 --> 00:30:05,033
‫یه مشت گاوچرون هم اومدن.

326
00:30:05,066 --> 00:30:09,100
‫ولی جیک، جان یا جوانه نیومدن؟

327
00:30:09,133 --> 00:30:10,600
‫نه.

328
00:30:15,933 --> 00:30:17,000
‫اومد.

329
00:30:24,366 --> 00:30:25,600
‫سلام خانم.

330
00:30:26,333 --> 00:30:27,833
‫جیکوب کجاست؟

331
00:30:27,866 --> 00:30:29,800
‫همین مسئله رو مطرح می‌کنم.

332
00:30:36,100 --> 00:30:40,633
‫گاودزدان که تو مونتانا
‫از خشکسالی...

333
00:30:40,666 --> 00:30:43,000
‫یا آفت ملخ هم بدترن،

334
00:30:43,033 --> 00:30:46,200
‫به مزرعه ما هم حمله کردن.

335
00:30:46,233 --> 00:30:50,000
‫واسه همین، شوهرم رفته وایومینگ...

336
00:30:50,033 --> 00:30:51,200
‫که دنبال گاوهامون بگرده،

337
00:30:51,233 --> 00:30:53,600
‫خیلی‌هاشون هم مال
‫باقی اعضای...

338
00:30:53,633 --> 00:30:56,366
‫این انجمن هستن:
‫از جمله شما آقای بروستر...

339
00:30:56,400 --> 00:30:58,566
‫و شما آقای هوبرن.

340
00:30:58,600 --> 00:31:00,966
‫مال شما هم هستن آقای گرانت.

341
00:31:01,000 --> 00:31:06,233
‫ظاهرا این سارقان قاتل هم هستن...

342
00:31:06,266 --> 00:31:09,300
‫و باب استرافورد رو بی‌سلاح کشتن.

343
00:31:10,600 --> 00:31:11,866
‫دستگیرشون کنین!

344
00:31:13,166 --> 00:31:16,100
‫باید پاسخی قاطع،

345
00:31:16,133 --> 00:31:18,166
‫اما قانونی بدیم.

346
00:31:18,200 --> 00:31:20,900
‫خلاف خلاف میاره.

347
00:31:20,933 --> 00:31:25,133
‫وقتشه که به این سازمان
‫اختیار دستگیری بدن...

348
00:31:25,166 --> 00:31:28,533
‫و حوزه استحفاظیش کل ایالت رو شامل بشه.

349
00:31:28,566 --> 00:31:30,566
‫باید بهش اختیار صدور مجوز...

350
00:31:30,600 --> 00:31:34,233
‫و مجازات متخلفانی
‫که قول‌نامه‌ها رو رعایت نکرده...

351
00:31:34,266 --> 00:31:36,433
‫و دام می‌دزدن، بده.

352
00:31:36,466 --> 00:31:38,433
‫واسه همین از فرماندار درخواست کردیم.

353
00:31:38,466 --> 00:31:42,700
‫من از طرف شوهرم
‫از اعضای این انجمن می‌خوام...

354
00:31:42,733 --> 00:31:48,433
‫در راستای تشکیل چنین پلیسی
‫طبق درخواست...

355
00:31:48,466 --> 00:31:50,833
‫شوهرم از فرماندار...

356
00:31:50,866 --> 00:31:53,400
‫رأی‌گیری کنن.

357
00:31:53,433 --> 00:31:57,033
‫ازتون می‌خوام در راستای تشکیل...

358
00:31:57,066 --> 00:31:59,233
‫پلیسی تحت نظر ایالت جهت...

359
00:31:59,266 --> 00:32:02,033
‫مجازات چنین مجرمینی رأی‌گیری کنین.

360
00:32:03,433 --> 00:32:05,300
‫موافقین بگن «موافقم».

361
00:32:12,100 --> 00:32:13,466
‫شما که حق ندارین از اعضا...

362
00:32:13,500 --> 00:32:15,666
‫بخواین رأی‌گیری کنن.

363
00:32:15,700 --> 00:32:17,466
‫- آره.
‫- درسته.

364
00:32:17,500 --> 00:32:19,766
‫کمیسر همین انجمن اختیارش رو...

365
00:32:19,800 --> 00:32:22,400
‫به طور کتبی بهم داده و امضا کرده.

366
00:32:22,433 --> 00:32:25,100
‫شهادت می‌دین که امضای جیکوب داتونه؟

367
00:32:28,033 --> 00:32:29,033
‫می‌دم.

368
00:32:30,466 --> 00:32:33,133
‫موافقین بگن «موافقم».

369
00:32:33,166 --> 00:32:35,233
‫موافقم!

370
00:32:35,266 --> 00:32:36,933
‫مخالفین اعلام کنن.

371
00:32:36,966 --> 00:32:38,333
‫نه.

372
00:32:40,800 --> 00:32:43,733
‫موافقین بیشتر بودن.
‫پیشنهادمون تأیید شد.

373
00:32:43,766 --> 00:32:46,500
‫حقوق و مایحتاج افسران مربوطه...

374
00:32:46,533 --> 00:32:48,400
‫سالانه بیست و هفت دلار افزایش پیدا می‌کنه.

375
00:32:48,433 --> 00:32:52,033
‫جلسه به اتمام رسید،
‫جلسه بعدی یه ماه دیگه است.

376
00:32:52,066 --> 00:32:53,633
‫نه، دو هفته دیگه است.

377
00:32:53,666 --> 00:32:55,166
‫گفتم یه ماه دیگه است.

378
00:32:57,733 --> 00:32:59,166
‫جلسه به اتمام رسید.

379
00:32:59,966 --> 00:33:00,800
‫ممنون آقایون.

380
00:33:00,900 --> 00:33:02,633
‫[شهرداری]

381
00:33:09,733 --> 00:33:11,066
‫دروغ می‌گی.

382
00:33:13,033 --> 00:33:14,900
‫عین سگ دروغ می‌گی زن.

383
00:33:14,933 --> 00:33:16,866
‫همون‌جا می‌کشمت‌ها.

384
00:33:19,633 --> 00:33:21,966
‫- دروغ می‌گم؟
‫- آره.

385
00:33:22,000 --> 00:33:24,566
‫می‌خوای ثابت کنی؟
‫می‌خوای برگردیم تو...

386
00:33:24,600 --> 00:33:27,333
‫که راستش رو به کلانتر بگی؟

387
00:33:27,366 --> 00:33:30,600
‫نرفته وایومینگ.

388
00:33:30,633 --> 00:33:32,066
‫هیچ‌جایی نرفته.

389
00:33:32,100 --> 00:33:34,366
‫تو از کجا می‌دونی؟

390
00:33:34,400 --> 00:33:36,366
‫از کجا می‌دونی کجاست؟

391
00:33:38,900 --> 00:33:42,166
‫هیچ بانکی نمی‌ذاره
‫زن جماعت یادداشت بیاره.

392
00:33:43,500 --> 00:33:47,066
‫دولتی هم واسه زن جماعت
‫قول‌نامه نمی‌کنه.

393
00:33:47,100 --> 00:33:50,600
‫بازیت زیاد طول نمی‌کشه.

394
00:33:56,133 --> 00:33:58,633
‫بازیم که تموم بشه،
‫کار خودت هم تمومه.

395
00:33:59,633 --> 00:34:01,266
‫مرد جماعت با گلوله
‫و طناب بقیه رو می‌کشه،

396
00:34:01,300 --> 00:34:03,266
‫یعنی سریع می‌کشن.

397
00:34:03,300 --> 00:34:05,300
‫الان دیگه داری با من می‌جنگی.

398
00:34:05,333 --> 00:34:07,433
‫من خیلی آروم‌تر می‌کشم.

399
00:34:16,633 --> 00:34:18,733
‫ارتش مناسبی واسه این جنگ ندارین.

400
00:34:19,366 --> 00:34:21,666
‫پولش رو هم ندارین.

401
00:34:21,700 --> 00:34:23,066
‫من جفتش رو دارم.

402
00:34:23,100 --> 00:34:25,700
‫بی‌صبرانه مشتاقم
‫با برادرزاده شوهرم آشنا بشی.

403
00:34:25,733 --> 00:34:28,466
‫قبلا دیدمش.

404
00:34:28,500 --> 00:34:30,666
‫پسره اصلا عددی نیست.

405
00:34:30,700 --> 00:34:32,066
‫اون یکی رو نمی‌گم.

406
00:34:52,600 --> 00:34:53,933
‫اسپنسر...

407
00:34:57,000 --> 00:34:58,100
‫این‌ها چی‌ان؟

408
00:35:01,500 --> 00:35:02,900
‫کارا داتون.

409
00:35:05,266 --> 00:35:07,033
‫یادت رفته مسئله‌ای رو بهم بگی؟

410
00:35:09,200 --> 00:35:10,766
‫زن‌عمومه.

411
00:35:13,800 --> 00:35:15,133
‫واسه چی نمی‌خونیشون؟

412
00:35:16,000 --> 00:35:17,033
‫توضیحش دشواره.

413
00:35:17,500 --> 00:35:19,033
‫سعی کن توضیح بدی.

414
00:35:28,466 --> 00:35:29,600
‫جنگ زندگی نیست.

415
00:35:32,100 --> 00:35:33,600
‫جنگ...

416
00:35:36,933 --> 00:35:41,533
‫اگه می‌شد جنون رو لمس کرد،
‫جنگ همون شکلیه.

417
00:35:44,366 --> 00:35:46,966
‫آدم با خوندن نامه،
‫یه دقیقه از اون جهنم خارج می‌شه.

418
00:35:47,833 --> 00:35:49,033
‫ولی عین شمشیری دولبه است.

419
00:35:50,766 --> 00:35:54,600
‫دلتنگی واسه خونه و خیال‌پردازی
‫سربازان بیشتری رو به کشتن داده.

420
00:35:57,733 --> 00:35:59,200
‫اگه آدم مشتاق نامه باشه،

421
00:35:59,233 --> 00:36:00,533
‫تو جنگ تیر می‌خوره.

422
00:36:04,100 --> 00:36:05,666
‫این‌قدر واسه جان‌باخته‌ها
‫نامه می‌فرستادن...

423
00:36:05,700 --> 00:36:08,500
‫که جمعشون می‌کردیم
‫و باهاشون اثاثیه می‌ساختیم.

424
00:36:08,533 --> 00:36:11,366
‫به نظرم چون نخوندمشون، زنده موندم.

425
00:36:11,400 --> 00:36:13,966
‫بعدش جنگ تموم شد
‫و اندازه دو سال نامه رو دستم موند.

426
00:36:15,700 --> 00:36:17,100
‫بعدش عذاب وجدان گرفتم.

427
00:36:20,733 --> 00:36:22,566
‫الان نمی‌دونم چه حسی دارم. اکـ...

428
00:36:24,166 --> 00:36:26,500
‫اکثر اوقات سعی می‌کنم
‫عذاب وجدان نداشته باشم.

429
00:36:30,233 --> 00:36:31,766
‫بعدش با تو آشنا شدم.

430
00:36:38,766 --> 00:36:41,533
‫باید مسئله‌ای رو راجع به خودم بهت بگم.

431
00:36:41,566 --> 00:36:44,200
‫من عاشق خیلی حسودی‌ام.

432
00:36:44,233 --> 00:36:46,166
‫نمی‌ذارم احساسات بدت
‫تو رو باهام سهیم بشن.

433
00:36:49,366 --> 00:36:51,166
‫واسه همین باید پیداشون کنیم...

434
00:36:52,333 --> 00:36:54,433
‫و از شرشون خلاص بشیم.

435
00:36:58,966 --> 00:37:00,500
‫«سلام اسپنسر عزیزتر از جانم،»

436
00:37:04,066 --> 00:37:05,933
‫«اخبار حمله بهاره آلمان...»

437
00:37:05,966 --> 00:37:09,433
‫«به روستای کوچکمون تو مونتانا رسیده...»

438
00:37:09,466 --> 00:37:11,933
‫«و روایاتش وحشتناکه...»

439
00:37:11,966 --> 00:37:13,900
‫«جیکوب بهم می‌گه
‫افراد زیادی از ارتش آلمان...»

440
00:37:13,933 --> 00:37:16,866
‫«به لشکرتون حمله کردن
‫و گروهان شما...»

441
00:37:16,900 --> 00:37:19,333
‫«مفتخر شد دورشون بزنه...»

442
00:37:25,466 --> 00:37:27,433
‫«روایاتی از ماشین‌هایی وحشتناک خوندم...»

443
00:37:27,466 --> 00:37:31,433
‫«که چرخ‌هاشون زنجیریه
‫و توپ‌هاشون می‌چرخن...»

444
00:37:33,500 --> 00:37:38,133
‫«خوندم هواپیماهاشون بمب و سلاح دارن
‫و خواب رو ازم گرفتن.»

445
00:37:43,066 --> 00:37:46,300
‫«سرتیپمون از شجاعتت نوشته.»

446
00:37:46,333 --> 00:37:48,633
‫«از اراده راسخت نوشته.»

447
00:38:00,633 --> 00:38:02,466
‫«من به یاد جوانی می‌افتم...»

448
00:38:02,500 --> 00:38:06,033
‫«که ترجیح می‌داد جای جمع کردن گاوها،
‫دنبالشون کنه...»

449
00:38:07,833 --> 00:38:11,466
‫«و اون‌قدر با اسب‌ها سواری می‌کرد
‫که دیگه به درد کار نمی‌خوردن.»

450
00:38:12,666 --> 00:38:16,133
‫«با تمام وجود منتظرم اون پسر برگرده...»

451
00:38:17,433 --> 00:38:20,466
‫«و دعا می‌کنم همچنان زیبا لبخند بزنی.»

452
00:38:20,500 --> 00:38:24,633
‫«لبخندت سپیده‌دم زندگیمه
‫و با تمام وجود دلتنگشم.»

453
00:38:31,733 --> 00:38:34,133
‫«به تک‌تک خاطراتت چنگ می‌زنم...»

454
00:38:34,166 --> 00:38:36,733
‫«و منتظرم بیای خونه...»

455
00:38:36,766 --> 00:38:41,533
‫«تا بی‌شمار خاطره دیگه رقم بزنیم.
‫از طرف کارا.»

456
00:38:46,733 --> 00:38:48,866
‫ببخشید، نمی...

457
00:38:49,766 --> 00:38:51,466
‫اشتباه کردیم.
‫ببخشید.

458
00:38:54,333 --> 00:38:57,300
‫ادامه بده.

459
00:38:57,333 --> 00:38:58,333
‫بعدی رو بخون.

460
00:38:59,333 --> 00:39:00,500
‫خیلی‌خب.

461
00:39:02,766 --> 00:39:06,433
‫«اما داغون شده بود،
‫ولی جان صبح تا شب...»

462
00:39:06,466 --> 00:39:10,233
‫«کنارش موند تا بالاخره
‫جرئت کرد باز هم رنگ آفتاب رو ببینه.»

463
00:39:12,533 --> 00:39:13,900
‫«سنش از باردار شدن گذشته.»

464
00:39:16,066 --> 00:39:18,200
‫«خدا می‌خواست یه بچه داشته باشه.»

465
00:39:18,233 --> 00:39:19,966
‫«ولی چه بچه خاصیه.»

466
00:39:22,466 --> 00:39:25,433
‫«دختر دوست‌داشتنی‌ایه،
‫چشم بزرگی داره،»

467
00:39:25,466 --> 00:39:27,933
‫«موهاش به رنگ کاهه...»

468
00:39:27,966 --> 00:39:31,200
‫«و جک رو به هر سازش می‌رقصونه.»

469
00:39:31,233 --> 00:39:35,433
‫«تماشای قربون صدقه رفتنشون
‫سرگرمی جدیدمه.»

470
00:39:35,466 --> 00:39:37,633
‫«کلا بی‌خیال بافتنی شدم...»

471
00:39:37,666 --> 00:39:39,033
‫«و حواسم رو جمع اون‌ها کردم.»

472
00:39:58,000 --> 00:39:59,266
‫اسپنسر.

473
00:40:00,533 --> 00:40:01,466
‫چیه؟

474
00:40:01,500 --> 00:40:03,233
‫باید بخونیش.

475
00:40:03,866 --> 00:40:05,000
‫فردا می‌خونم.

476
00:40:06,033 --> 00:40:07,033
‫بخونش.

477
00:40:16,600 --> 00:40:18,066
‫خودت باید بخونیش.

478
00:40:20,466 --> 00:40:21,533
‫خودت بخونش.

479
00:40:26,700 --> 00:40:28,966
‫«سلام اسپنسر،»

480
00:40:29,000 --> 00:40:31,466
‫«برادرت رو کشتن.»

481
00:40:35,633 --> 00:40:38,866
‫«گمون کنم تا این نامه به دستت برسه،»

482
00:40:38,900 --> 00:40:42,500
‫«عموت رو هم کشته باشن.»

483
00:40:46,733 --> 00:40:48,566
‫«برادرزاده‌ات مجروح شده...»

484
00:40:51,833 --> 00:40:56,133
‫«این مزرعه و میراثت به خطر افتاده.»

485
00:40:59,433 --> 00:41:03,766
‫«جنگ به جون این مزرعه
‫و خانواده‌ات افتاده.»

486
00:41:07,300 --> 00:41:10,000
‫«باید جنگ درون خودت رو فعلا متوقف کنی.»

487
00:41:12,800 --> 00:41:16,233
‫«باید بیای خونه و تو این جنگ شرکت کنی.»

488
00:41:24,800 --> 00:41:26,033
‫تاریخش کیه؟

489
00:41:27,700 --> 00:41:29,033
‫تاریخش؟

490
00:41:29,066 --> 00:41:30,533
‫تاریخ نامه رو می‌گم.
‫کی نوشته بودش؟

491
00:41:35,633 --> 00:41:37,433
‫سه ماه پیش.
