﻿1
00:00:05,964 --> 00:00:07,674
‫خیلی‌خب، دُب اکبر رو می‌بینی؟

2
00:00:07,757 --> 00:00:10,260
‫حالا، به سمت این دو ستاره رو به بالا برو

3
00:00:10,343 --> 00:00:13,346
‫روی همون خطی که شبیه دسته‌ی تابه‌ست

4
00:00:13,430 --> 00:00:14,431
‫آها

5
00:00:14,514 --> 00:00:16,683
‫همینطور ادامه بده.
‫اولین ستاره‌ای که می‌بینی.

6
00:00:16,766 --> 00:00:18,518
‫- خیلی‌خب، فهمیدم
‫- خودشـه

7
00:00:18,601 --> 00:00:20,895
‫اون دی‌ایکس3906ـه

8
00:00:23,314 --> 00:00:25,108
‫اون دی‌ایکس3906 نیست

9
00:00:26,651 --> 00:00:30,780
‫چرا، خودشه. انجمن نجوم
‫با تلسکوپ‌شون مشخصش کردن

10
00:00:30,864 --> 00:00:32,949
‫نه. نه، این اون نیست

11
00:00:35,243 --> 00:00:37,037
‫خودشه. وقتی مدارکش رسید

12
00:00:37,120 --> 00:00:39,497
‫موقعیتش رو با چیزی که توی اتحادیه
‫بین‌المللی اخترشناسی ثبت شده مطابقت دادم

13
00:00:39,581 --> 00:00:41,541
. یعنی زاویه‌ی ژرف‌نمایی رو
‫در نظر نگرفتم؟

14
00:00:45,754 --> 00:00:48,590
‫رفیق، آخه من از کجا بدونم کدومش
‫دی‌ایکس3906ـه؟

15
00:00:48,673 --> 00:00:50,550
‫- عجب عوضی‌ای هستی
‫- نه، نه، نه

16
00:00:50,633 --> 00:00:52,677
‫اون دی‌ایکس3905ـه!

17
00:00:52,761 --> 00:00:54,095
‫عجب ادمی هستی

18
00:00:55,889 --> 00:00:57,474
‫وای

19
00:00:59,893 --> 00:01:00,894
‫چقدر فاصله داره؟

20
00:01:01,895 --> 00:01:04,647
‫401/5 سال نوری

21
00:01:06,775 --> 00:01:09,527
‫به نوری که الان ستاره‌ی جین
‫داره از خودش ساطع می‌کنه فکر کن

22
00:01:09,611 --> 00:01:12,530
‫یعنی، تا برسه اینجا،
‫سان‌تی هم اینجاست

23
00:01:12,614 --> 00:01:14,074
‫خرابش نکن

24
00:01:16,409 --> 00:01:17,869
‫راستش یجورایی قرمزه

25
00:01:19,079 --> 00:01:20,497
‫واسه همین انتخابش کردم

26
00:01:21,039 --> 00:01:22,832
‫با چشم غیرمسلح هم دیده میشه

27
00:01:23,416 --> 00:01:25,877
‫می‌خواستم بتونه به
‫آسمونِ شب نگاه کنه و بگه

28
00:01:26,461 --> 00:01:27,879
‫«اون یکی مال منـه»

29
00:01:28,379 --> 00:01:30,423
‫الان همچین کار دیوونه‌واری
‫انجام دادی، خوشحالی؟

30
00:01:31,132 --> 00:01:32,467
‫19.5 میلیون خرج ِ...

31
00:01:32,550 --> 00:01:34,135
‫19/5 میلیون

32
00:01:34,928 --> 00:01:36,596
‫و آره، خوشحالم

33
00:01:36,679 --> 00:01:38,807
‫واسه خرج کردن اون پول
‫جای بهتری پیدا نکردی؟

34
00:01:38,890 --> 00:01:39,891
‫نه

35
00:01:43,311 --> 00:01:45,355
‫می‌تونی بهش بگی کار تو بوده

36
00:01:45,438 --> 00:01:47,190
‫- بهش نمیگم
‫- اگه می‌گفتی...

37
00:01:47,232 --> 00:01:49,234
‫- بهش نمیگم
‫- ولی از کجا معلوم؟

38
00:01:49,234 --> 00:01:51,027
‫تو هم حق نداری بهش بگی

39
00:01:51,111 --> 00:01:52,904
‫باید قبلش از طرف
‫قول بگیری که رازداری کنه...

40
00:01:52,946 --> 00:01:57,867
‫قول بده که هرگز بهش نمیگی

41
00:02:03,248 --> 00:02:04,958
‫هر چی تو بگی، رفیق

42
00:02:12,507 --> 00:02:13,383
‫ویل

43
00:02:17,137 --> 00:02:20,056
‫ویل؟ آهای. بیدار شو رفیق.
‫یالا. بیدار شو.

44
00:02:21,516 --> 00:02:23,601
‫ویل؟ ویل!

45
00:02:37,615 --> 00:02:39,409
‫الان اونجایی دیگه؟
‫احوالش چطوره؟

46
00:02:39,450 --> 00:02:40,743
‫- خوبه
‫- جدی؟

47
00:02:40,827 --> 00:02:42,662
‫آره. راستش از خوب هم بهتره

48
00:02:42,745 --> 00:02:43,872
‫آهای ویل. اینجا رو نگاه

49
00:02:43,955 --> 00:02:46,666
‫ببین کی اینجاست.
‫الان از «ویلی نلسون» هم نشئه‌تره.

50
00:02:46,749 --> 00:02:49,711
‫خودت از ویلی نلسون چـِت‌تری

51
00:02:49,794 --> 00:02:50,795
‫سلام

52
00:02:50,837 --> 00:02:51,921
‫سلام جین

53
00:02:52,005 --> 00:02:53,631
‫سلام ویل

54
00:02:53,715 --> 00:02:55,091
‫حالت چطوره؟

55
00:02:55,175 --> 00:02:57,468
‫«هیچ خطر اضطراری‌ای نیست»

56
00:02:57,552 --> 00:03:00,221
‫دکتر همین رو گفت

57
00:03:00,305 --> 00:03:01,931
‫هیچ خطر جدی‌ای نیست

58
00:03:02,432 --> 00:03:04,434
‫چند نفر با اطمینان می‌تونن این رو بگن؟

59
00:03:04,517 --> 00:03:05,977
‫- قطعاً من که نه
‫- اوه!

60
00:03:06,060 --> 00:03:08,438
‫- واقعاً اتاق خوبیـه
‫- آره

61
00:03:10,398 --> 00:03:12,275
‫- اینجا رو نگاه
‫- نه. بهش دست نزن

62
00:03:12,358 --> 00:03:13,443
‫- واو
‫- نگاه

63
00:03:13,526 --> 00:03:14,986
‫- همه‌اش واسه منـه
‫- حقتـه

64
00:03:15,028 --> 00:03:16,279
‫- خیلی‌خب. استراحت کن، باشه؟
‫- آره

65
00:03:16,279 --> 00:03:17,030
‫خودت استراحت کن

66
00:03:17,113 --> 00:03:19,115
‫خیلی‌خب رفیق.
‫جین میره استراحت کنه.

67
00:03:19,199 --> 00:03:21,242
‫آره. یه مدتی اینجا هستیم

68
00:03:21,326 --> 00:03:23,244
‫احتمالاً بعداً ریک و مورتی ببینیم

69
00:03:23,328 --> 00:03:25,121
‫- عالیه
‫- خب...

70
00:03:27,999 --> 00:03:29,709
‫هر وقت تونستی بیا

71
00:03:33,213 --> 00:03:34,631
‫آره، میام

72
00:03:34,714 --> 00:03:35,715
‫ممنون، ساول

73
00:03:36,549 --> 00:03:37,550
‫می‌بینمت

74
00:03:42,972 --> 00:03:44,140
‫یه بسته برات اومده

75
00:03:49,896 --> 00:03:52,857
‫پشمام. مگه اینا قیمت‌شون فضایی نیست؟
‫[ستاره‌ی دی‌ایکس3906 به نام جین چانگ]

76
00:03:53,816 --> 00:03:55,151
‫اصلاً معلوم نیست از طرف کیه؟

77
00:03:55,235 --> 00:03:56,736
‫نه

78
00:03:57,946 --> 00:04:00,740
‫خب، گمونم کلی خواستگار پولدار داری

79
00:04:00,823 --> 00:04:01,824
‫آره

80
00:04:02,492 --> 00:04:04,410
‫ولی هیچ‌کدوم همچین پولی ندارن

81
00:04:04,494 --> 00:04:06,663
‫از جک به بعد همچین کسی نداشتم توی زندگیم

82
00:04:07,247 --> 00:04:08,581
‫شاید وِید اینو بهت داده؟

83
00:04:08,665 --> 00:04:10,959
‫اون‌وقت چرا باید همچین کاری بکنه؟

84
00:04:11,042 --> 00:04:12,210
‫چون دلش رو بردی؟

85
00:04:13,586 --> 00:04:15,546
‫- بیخیال
‫- نه، تو بیخیال

86
00:04:15,630 --> 00:04:19,342
‫جین، انگار حالیت نیست
‫این چقدر عجیبـه

87
00:04:19,425 --> 00:04:20,426
‫این عجیبـه؟

88
00:04:21,177 --> 00:04:23,680
‫این شاید 28اُمین چیز عجیبی باشه
‫که این ماه دیدم

89
00:04:23,763 --> 00:04:25,640
‫معیارهای عجیب دونستنت رو عوض کن

90
00:04:26,975 --> 00:04:31,187
‫یه پولدار روانی برام یه ستاره خریده،
‫یا یکی داره سر به سرم می‌ذاره.

91
00:04:32,397 --> 00:04:34,816
‫تقریباً مطمئنم یکی داره
‫ الکی این کارو میکه

92
00:04:34,899 --> 00:04:37,026
‫به هر حال، وقت ندارم نگرانش باشم

93
00:04:37,110 --> 00:04:39,612
‫این مسخره‌ست. هیچکس
‫صاحبِ یه ستاره نیست.

94
00:04:40,238 --> 00:04:42,156
‫خب، طبق این اسناد

95
00:04:42,240 --> 00:04:45,868
‫تو مالکِ قانونی ستاره‌ی
‫دی‌ایکس3906 هستی

96
00:04:48,538 --> 00:04:51,457
‫الان چندین ساله که دکتر دمیکوف
‫موفق شده

97
00:04:51,541 --> 00:04:54,294
‫تحت شرایط سخت، موجودات رو
‫زنده نگه داره

98
00:05:04,304 --> 00:05:06,556
‫- دکتر چانگ؟
‫- ها؟

99
00:05:07,307 --> 00:05:08,725
‫حرفی داری؟

100
00:05:10,727 --> 00:05:11,728
‫خب...

101
00:05:12,770 --> 00:05:15,189
‫برامون سؤال بود جای ما
‫توی این جلسه‌ هست یا نه

102
00:05:16,024 --> 00:05:17,525
‫اگه با یک درصدِ سرعتِ نور سفر کنیم

103
00:05:17,608 --> 00:05:20,320
‫چقدر طول می‌کشه «کاوشگرِ پلکان»
‫به ناوگانِ سان‌تی برسه؟

104
00:05:20,403 --> 00:05:21,779
‫200 سال

105
00:05:21,863 --> 00:05:24,741
‫اون‌وقت در این مدت چه اتفاقی
‫برای سرنشین کاوشگر میفته؟

106
00:05:24,824 --> 00:05:26,451
‫- مرگ
‫- می‌بینی؟

107
00:05:26,534 --> 00:05:28,161
‫توی این جلسه بهتون نیازه

108
00:05:30,872 --> 00:05:35,001
‫این مدت چالش‌های زیادی داشتیم و
‫بارها شکست خوردیم، ولی موفق شدیم

109
00:05:46,596 --> 00:05:47,513
‫زنده‌ست؟

110
00:05:47,597 --> 00:05:49,849
‫نمُرده. زنده هم نیست

111
00:05:49,932 --> 00:05:52,185
‫یه جایی اون وسطاست

112
00:05:53,019 --> 00:05:54,312
‫الان یه ماه شده

113
00:05:57,065 --> 00:05:59,275
‫تا چه مدت می‌تونه اینطوری بمونه؟

114
00:05:59,359 --> 00:06:01,069
‫تا وقتی که بخوایم

115
00:06:08,076 --> 00:06:11,579
‫سلول‌های کولیا با محافظ بافت و
‫ضد یخ شسته شدن

116
00:06:11,662 --> 00:06:14,874
‫و تا منفی 150 درجه سانتی‌گراد سرد شدن

117
00:06:14,957 --> 00:06:18,753
‫سرعت ضربانش تا هزار برابر
‫پایین اومده ولی متوقف نشده

118
00:06:36,437 --> 00:06:40,358
‫اگه روی کولیا جواب بده،
‫روی آدمیزاد هم جواب میده

119
00:06:45,655 --> 00:06:48,032
‫سلام، کولیا

120
00:06:54,288 --> 00:06:55,456
‫اوهوم

121
00:07:02,296 --> 00:07:03,548
‫سلام کن، کولیا

122
00:07:04,882 --> 00:07:05,925
‫پسر خوب

123
00:07:18,646 --> 00:07:19,647
‫کولیا

124
00:07:19,856 --> 00:07:22,150
‫مربع نارنجی رو لمس کن

125
00:07:31,951 --> 00:07:33,786
‫آه

126
00:07:33,870 --> 00:07:35,663
‫هنوز نه

127
00:07:36,873 --> 00:07:41,502
‫دایره‌ای که داخل چهارتا
‫مربع هست رو لمس کن

128
00:07:48,593 --> 00:07:51,053
‫پسر خوب، کولیا

129
00:08:11,240 --> 00:08:13,493
‫عوارض جانبی رایجشـه

130
00:08:14,577 --> 00:08:15,620
‫اینم از این

131
00:08:15,703 --> 00:08:16,662
‫بلیت‌مون به آخرالزمان

132
00:08:16,746 --> 00:08:19,790
‫قطار روز قیامت به ایستگاه رسید

133
00:08:21,167 --> 00:08:22,960
‫می‌تونید همگی پشت سرم صف بایستید

134
00:08:26,964 --> 00:08:28,716
‫فکر می‌کردم مسئله سرِ مسافر کاوشگره

135
00:08:29,675 --> 00:08:32,386
‫- قراره خودت به خواب زمستونی بری؟
‫- به محض اینکه بتونم

136
00:08:32,470 --> 00:08:34,138
‫- کی اینجا رو مدیریت می‌کنه؟
‫- خودم

137
00:08:34,222 --> 00:08:37,433
‫هر سال یه هفته بیدار میشم، گندکاری‌ها رو
‫جمع می‌کنم، یه سری به مامان می‌زنم

138
00:08:37,517 --> 00:08:40,937
‫نیرو استخدام می‌کنم، اخراج می‌کنم، میرم
‫مسابقات ویمبلدون و بعدش برمی‌گردم به خواب

139
00:08:41,020 --> 00:08:42,021
‫واسه 400 سال؟

140
00:08:42,063 --> 00:08:44,106
‫وقتی می‌رسن اینجا باید یکی باشه
‫که ازشون استقبال کنه

141
00:08:44,148 --> 00:08:45,691
‫ضمناً باید یکی باشه که
‫نذاره برنامه منحرف بشه

142
00:08:45,775 --> 00:08:48,152
‫می‌تونی یکی رو آموزش بدی که
‫پلکان رو مدیریت کنه

143
00:08:48,236 --> 00:08:50,530
‫پلکان پروژه‌ست، برنامه که نیست

144
00:08:50,613 --> 00:08:51,948
‫حتی تو هم می‌تونی مدیریتش کنی

145
00:08:52,031 --> 00:08:54,617
‫کلی آدم هست که می‌تونن
‫روی پروژه نظارت داشته باشن

146
00:08:54,700 --> 00:08:56,869
‫فقط یه نفر روی زمین هست که
‫می‌تونه روی برنامه نظارت کنه

147
00:08:56,953 --> 00:08:58,204
‫روی زمین؟ یه‌کم زیاده‌روی نکردی؟

148
00:08:58,287 --> 00:09:01,374
‫به نظر ارسطو تواضع ِکاذب
‫دست کمی از غرور نداره

149
00:09:01,457 --> 00:09:04,961
‫ارسطو خیال می‌کرد سنگ‌ها به پایین
‫سقوط می‌کنن چون زمین رو دوست دارن

150
00:09:05,628 --> 00:09:07,255
‫چرا فقط تو؟ چرا کس دیگه‌ای نه؟

151
00:09:07,338 --> 00:09:08,631
‫هیچکس دیگه‌ای از پسش برنمیاد

152
00:09:08,714 --> 00:09:12,134
‫این طرح بی‌نظیر چیه که
‫هیچکس جز تو از پسش برنمیاد؟

153
00:09:12,969 --> 00:09:14,637
‫فقط پیشرفت

154
00:09:16,889 --> 00:09:19,350
‫- نمی‌دونم معنیش چیه
‫- به وقتش می‌‌فهمی

155
00:09:20,393 --> 00:09:22,562
‫آینده مثل قبل دور نیست

156
00:09:23,563 --> 00:09:24,897
‫نه واسه ما

157
00:09:30,987 --> 00:09:32,989
‫کاوشگر پلکان به یه بادبان نیاز داره

158
00:09:33,739 --> 00:09:37,785
‫یه بافت نانو الیاف، شبیه به هیچ کدوم
‫از چیزهایی که تا الان ساختیم نباشه

159
00:09:37,868 --> 00:09:39,412
‫خیلی پیچیده‌تره

160
00:09:39,495 --> 00:09:41,998
‫باید تحمل گرما و فشار رو هم در نظر بگیریم

161
00:09:42,081 --> 00:09:44,709
‫الیاف باید کاوشگر رو به بادبان وصل کنه و...

162
00:09:44,792 --> 00:09:46,460
‫اون‌وقت می‌تونی موفق بشی؟

163
00:09:49,922 --> 00:09:52,592
‫آره می‌تونم با موفقیت انجامش بدم

164
00:09:53,843 --> 00:09:54,844
‫خوشحالم اینجایی

165
00:09:56,929 --> 00:09:59,015
‫می‌دونی چرا این کار رو شروع کردم؟

166
00:10:01,976 --> 00:10:05,855
‫آدمایی که اطرافم دیدم،
‫خانواده‌ی مادرم...

167
00:10:08,608 --> 00:10:10,693
‫دیدم دنیا چه بلایی سرشون آورد

168
00:10:11,611 --> 00:10:13,654
‫می‌خواستم یه چیزی براشون بسازم

169
00:10:16,866 --> 00:10:18,951
‫از طرف اشتباهی سر در آوردم

170
00:10:22,121 --> 00:10:24,123
‫توی طرف اشتباه نیستی

171
00:10:24,206 --> 00:10:26,250
‫به زودی ممکنه با یه انتخاب روبرو بشیم

172
00:10:26,334 --> 00:10:28,002
‫بریم یا بمیریم

173
00:10:28,085 --> 00:10:29,879
‫400 سال شد به زودی؟

174
00:10:29,962 --> 00:10:31,213
‫یه چشم به هم زدنـه

175
00:10:31,255 --> 00:10:34,508
‫و اگه زحماتِ ما نباشه،
‫اصلاً انتخابی در کار نیست

176
00:10:35,051 --> 00:10:37,762
‫داریم یه چیزی برای همه می‌سازیم.
‫واسشون یه آینده می‌سازیم.

177
00:10:38,679 --> 00:10:39,847
‫خودت به این باور داری؟

178
00:10:40,514 --> 00:10:41,766
‫تو نداری؟

179
00:10:41,849 --> 00:10:45,186
‫دلم می‌خواد. یه روزهایی
‫فکر می‌کنم امکانش هست

180
00:10:47,229 --> 00:10:51,525
‫و یه روزهایی، فکر می‌کنم آدم‌هایی که
‫ضربه می‌خورن همیشه بازم قراره ضربه بخورن

181
00:10:53,444 --> 00:10:55,988
‫اونا همیشه توی صف آخرن

182
00:10:56,906 --> 00:10:59,075
‫و هیچ‌کدومشون نمی‌تونن
‫با سفینه سفر کنن

183
00:11:08,000 --> 00:11:09,001
‫ویل؟

184
00:11:10,836 --> 00:11:11,962
‫ویل؟

185
00:11:13,047 --> 00:11:14,507
‫ویلبر؟

186
00:11:15,466 --> 00:11:18,010
‫ویل، صدام رو می‌شنوی؟

187
00:11:20,554 --> 00:11:21,555
‫ویل؟

188
00:11:27,520 --> 00:11:28,896
‫خوبی عزیزم؟

189
00:11:28,979 --> 00:11:30,606
‫از کجا فهمیدید اینجام؟

190
00:11:31,399 --> 00:11:33,442
‫از بیمارستان باهامون تماس گرفتن

191
00:11:34,235 --> 00:11:36,320
‫رکسان جزو بستگان درجه اولت بوده

192
00:11:37,196 --> 00:11:38,280
‫حالت چطوره؟

193
00:11:40,282 --> 00:11:43,119
‫خب دارم می‌میرم. قضیه اینه

194
00:11:47,832 --> 00:11:48,916
‫خیلی وقت بود ندیده بودم‌تون

195
00:11:49,542 --> 00:11:52,420
‫همینطوره. می‌دونم.
‫ما هم ناراحتیم.

196
00:11:52,503 --> 00:11:53,421
‫آره

197
00:11:53,504 --> 00:11:59,051
‫می‌دونی ویل، شغلم باعث شد
‫بریم اسپانیا و بعدشم دوبی

198
00:11:59,135 --> 00:12:00,970
‫زندگی خارج از کشور رو دوست نداشتی؟

199
00:12:01,971 --> 00:12:06,559
‫خب، توی دنیای بازاریابی دیجیتال،
‫اوضاع می‌تونه خیلی سریع سیاسی بشه

200
00:12:06,642 --> 00:12:11,063
‫یعنی، مسئله مهارت‌هات نیست.
‫موضوع بازی کردنـه.

201
00:12:11,147 --> 00:12:13,399
‫آره، احتمالاً توی شغل تو
‫هم همینطوره، ویل

202
00:12:13,482 --> 00:12:14,900
‫فیزیک و این چیزا

203
00:12:15,443 --> 00:12:17,445
‫تو همیشه باهوش‌ترین بودی

204
00:12:18,237 --> 00:12:23,325
‫واسه همین بابا و مامان تو رو فرستادن مدرسۀ
‫خصوصی و بعد هم دانشگاه و بازم دانشگاه

205
00:12:25,244 --> 00:12:28,956
‫ولی هیچ‌وقت به جایگاهی که حقت بود
‫نرسیدی چون اهل بازی نیستی

206
00:12:30,624 --> 00:12:32,668
‫دقیقاً به جایی که حقم بود رسیدم

207
00:12:33,544 --> 00:12:35,880
‫جلوتر از این نتونستم برم
‫چون به قدر هوش کافی نداشتم

208
00:12:35,963 --> 00:12:38,841
‫خب، اونقدری باهوش بودی که
‫تقریباً همه کاری بکنی

209
00:12:38,924 --> 00:12:40,634
‫می‌تونستی توی شهر مشغول به کار بشی

210
00:12:40,718 --> 00:12:43,763
‫می‌تونستی کسب و کار خودت رو راه بندازی.
‫تو باهوش‌ترین آدمی بودی که می‌شناختیم.

211
00:12:45,806 --> 00:12:47,516
‫من نتونستم فیزیک بخونم

212
00:12:48,642 --> 00:12:53,105
‫مجبور شدم برم پیش‌خدمتی کنم
‫یا توی بایگانی کار کنم و...

213
00:12:53,189 --> 00:12:55,191
‫خب

214
00:12:56,525 --> 00:12:58,360
‫می‌خوایم تشکیل خانواده بدیم، ویل

215
00:12:59,111 --> 00:13:00,946
‫می‌خوایم بتونیم خونه بخریم

216
00:13:01,030 --> 00:13:03,824
‫ببین، درسته توی روزای سخت
‫کنار همدیگه نبودیم

217
00:13:03,908 --> 00:13:07,244
‫می‌دونم و سهم خودم رو
‫از تقصیراتش می‌پذیرم

218
00:13:08,204 --> 00:13:10,581
‫اتفاقی که برات افتاده اصلاً انصاف نیست

219
00:13:12,208 --> 00:13:14,001
‫و خیلی وحشتناکـه

220
00:13:16,045 --> 00:13:17,505
‫ولی شده دیگه

221
00:13:21,300 --> 00:13:23,135
‫و خودت گفتی که داری می‌میری

222
00:13:23,928 --> 00:13:28,599
‫پس ما اومدیم که ازت بخوایم،
‫از اونجا که کسی رو نداری...

223
00:13:28,682 --> 00:13:30,976
‫کی میگه کسی رو ندارم؟

224
00:13:31,060 --> 00:13:32,895
‫- خب، داری؟
‫- شاید داشته باشم

225
00:13:34,271 --> 00:13:37,149
‫- اگه یکی رو دوست داشته باشم چی؟
‫- خب، اون دختر هر کی که هست...

226
00:13:37,233 --> 00:13:38,651
‫شاید پسره

227
00:13:38,734 --> 00:13:40,820
‫هر چی. من...

228
00:13:40,903 --> 00:13:42,571
‫برام مهم نیست کیه

229
00:13:42,655 --> 00:13:45,366
‫اگه کسی رو هم داری،
‫خیلی وقت نیست که داریش

230
00:13:45,449 --> 00:13:47,451
‫و ما خانواده‌ات هستیم، ویل

231
00:13:49,036 --> 00:13:50,871
‫شاید چندان خانواده‌ی خوبی نباشیم، ولی...

232
00:13:52,164 --> 00:13:53,290
‫همینه دیگه

233
00:13:54,291 --> 00:13:55,584
‫و هر چی که مامان برات باقی گذاشته،

234
00:13:57,211 --> 00:13:58,587
‫باید به ما برسه

235
00:14:07,721 --> 00:14:08,806
‫حق با توئـه

236
00:14:11,350 --> 00:14:13,227
‫زندگی من چندان پر بار نبوده

237
00:14:14,144 --> 00:14:16,564
‫هیچ‌وقت کسی رو دوست نداشتم که
‫اون هم منو دوست داشته باشه

238
00:14:20,359 --> 00:14:22,111
‫هر چی مامان برام گذاشته واسه شماست

239
00:14:22,778 --> 00:14:24,572
‫به یه قرونش هم دست نمی‌زنم

240
00:14:33,330 --> 00:14:36,417
‫هزارتا بمب واسه پلکان لازم داشتیم

241
00:14:36,500 --> 00:14:39,086
‫فقط 300 و خورده‌ای تا داریم.
‫بیشتر از این نمیشه.

242
00:14:40,379 --> 00:14:43,716
‫کوچیک‌ترین دستگاه خواب زمستانی‌ای
‫که می‌تونم آماده کنم وزنش بالای یک تُنـه

243
00:14:43,799 --> 00:14:46,427
‫اگه بخوایم کاوشگر رو
‫به سرعت مورد نیاز برسونیم

244
00:14:46,510 --> 00:14:48,512
‫با پیشرانه‌ای که در دسترس‌مونـه...

245
00:14:48,596 --> 00:14:51,974
‫سنگین‌ترین باری که می‌تونه
‫حمل کنه، زیر دو کیلوگرمـه

246
00:14:52,057 --> 00:14:53,934
‫آخه آدم دو کیلویی میشه؟

247
00:14:55,519 --> 00:14:58,188
‫از نظر من، انسان یعنی
‫الگوهای نورون‌های عصبی

248
00:14:58,272 --> 00:15:00,232
‫داخل مغزشـه، که مدام در حال تغییره

249
00:15:00,316 --> 00:15:02,568
‫اگه اون الگو وجود داشته باشه،
‫اون انسان هم وجود داره

250
00:15:03,861 --> 00:15:07,573
‫هر چند مجبوریم اون مغز رو
‫از جمجمه‌شون جدا کنم

251
00:15:08,157 --> 00:15:09,950
‫براشون اونقدری هست که
‫بقیه‌شو از نو بسازن

252
00:15:10,034 --> 00:15:12,620
‫اگه این کار رو بکنن،
‫یه جاسوس بین‌شون داریم

253
00:15:12,703 --> 00:15:14,788
‫ببخشید. داریم راجع به کُشتن یه نفر
‫سر این قضیه صحبت می‌کنیم؟

254
00:15:14,830 --> 00:15:16,498
‫مگه قبل از این موضوع همین نبود؟!

255
00:15:22,796 --> 00:15:24,423
‫سان‌تی

256
00:15:24,506 --> 00:15:25,883
‫بیرونی، سلام

257
00:15:26,800 --> 00:15:27,676
‫داخلی، سلام

258
00:15:27,760 --> 00:15:30,137
‫سوفون‌هات هر جایی که هستن

259
00:15:30,930 --> 00:15:32,473
‫ویکی‌پدیا رو که خوندی

260
00:15:33,265 --> 00:15:36,852
‫کل ماجرای چنگیز خان و جنبش کیو اِنان
‫و داستانِ گِنجی رو می‌دونی

261
00:15:36,936 --> 00:15:38,729
‫رسوایی رئیس‌جمهور بولیوی
‫و باب سیگر

262
00:15:38,812 --> 00:15:41,148
‫ولی نمی‌دونی جای ما بودن چه حسی داره

263
00:15:41,649 --> 00:15:43,067
‫همه‌ی وجود ما توی مغزمونـه

264
00:15:44,234 --> 00:15:47,655
‫بشریت همون افکاریـه که توی ذهن‌مونـه

265
00:15:47,738 --> 00:15:49,323
‫می‌خوای ما رو بفهمی؟

266
00:15:49,406 --> 00:15:53,619
‫باید دست، شاخک یا
‫هر چیز دیگه‌ای که داری رو

267
00:15:53,702 --> 00:15:54,954
‫بذاری روش

268
00:15:55,037 --> 00:15:56,956
‫نگران نباش. یه آدم باهوش برات می‌فرستیم

269
00:15:57,039 --> 00:16:00,834
‫یکی رو لازم داری که واقعاً
‫افرادِ تصمیم‌گیرنده‌ی زمین رو بشناسه

270
00:16:00,918 --> 00:16:04,755
‫یکی که بتونه تو رو درک کنه.
‫یکی مثل افراد داخل این اتاق.

271
00:16:10,177 --> 00:16:11,178
‫چطوره؟

272
00:16:12,888 --> 00:16:13,764
‫من میرم

273
00:16:13,847 --> 00:16:14,890
‫- تو کی هستی؟
‫- ادگار

274
00:16:14,974 --> 00:16:17,518
‫خنگ‌بازی در نیار، ادگار.
‫منظورم آدمای جدیـه.

275
00:16:18,352 --> 00:16:19,937
‫نظرتون چیه، اصل کاری‌ها؟

276
00:16:20,020 --> 00:16:22,272
‫کی می‌خواد با دشمن ملاقات کنه؟

277
00:16:24,733 --> 00:16:26,777
‫هان؟ البته که قبول نمی‌کنید

278
00:16:26,860 --> 00:16:28,821
‫چیزای زیادی واسه از دست دادن دارید.
‫نمی‌خواید برید.

279
00:16:28,904 --> 00:16:31,073
‫من هم اجازه‌اش رو نمیدم.
‫زیادی باارزش هستید.

280
00:16:31,156 --> 00:16:35,494
‫ولی یکی رو می‌خوایم که فیزیک و
‫شیمی و هوافضا حالیش باشه

281
00:16:35,577 --> 00:16:38,414
‫یکی که حاضر باشه بمیره.
‫به احتمال زیاد واسه هیچ و پوچ.

282
00:16:38,497 --> 00:16:40,958
‫که احتمالاً یعنی یکی که
‫الان هم در حال مُردنـه

283
00:16:43,085 --> 00:16:45,337
‫هیچ‌کدوم‌تون یه نفر رو
‫با این مشخصات نمی‌شناسید؟

284
00:16:53,887 --> 00:16:55,556
‫ما به پروژه‌ی پلکان نیاز داریم

285
00:16:55,639 --> 00:16:57,766
‫پیشرانه، سرد شناسی، علوم مواد...

286
00:16:57,850 --> 00:17:00,269
‫این پروژه ما رو توی
‫همه‌شون دو نسل جلوتر می‌بره

287
00:17:00,352 --> 00:17:02,021
‫حتی اگه شکست بخوره

288
00:17:02,104 --> 00:17:04,565
‫ولی ما یه دلیل برای وجود
‫داشتنِ پروژه می‌خوایم

289
00:17:04,648 --> 00:17:05,858
‫و شخصی که داخل کاوشگره...

290
00:17:05,941 --> 00:17:07,151
‫کله‌ی کوفتی جدا شده‌ای که داخلشـه

291
00:17:07,234 --> 00:17:09,153
‫دلیلش همون شخصی‌ـه که داخلشـه

292
00:17:09,236 --> 00:17:10,988
‫دوست‌تون ویل همون دلیلـه

293
00:17:11,071 --> 00:17:14,199
‫و اگه پیداش کنن، می‌تونه چیزایی رو بفهمه
‫که ما فقط در صورتی می‌فهمیدیم که اونا

294
00:17:14,283 --> 00:17:16,869
‫پاشون به اینجا برسه و کار از کار بگذره

295
00:17:16,952 --> 00:17:18,537
‫فقط پیشرفت

296
00:17:18,620 --> 00:17:21,790
‫«فقط پیشرفت»؟ این دیگه چجور
‫حدس شعبده‌واریـه؟

297
00:17:21,874 --> 00:17:24,626
‫مهم نیست ویل چی می‌فهمه.
‫چطور می‌خواد به کسی بگه؟

298
00:17:24,710 --> 00:17:26,003
‫به نظر که به قدر کافی باهوشـه

299
00:17:26,086 --> 00:17:27,379
‫اونا دارن به همه چی گوش میدن

300
00:17:27,421 --> 00:17:29,631
‫نمی‌تونی پیش‌دستی کنی.
‫نمی‌تونی علیه‌شون توطئه کنی.

301
00:17:29,715 --> 00:17:30,549
‫شاید اون بتونه

302
00:17:30,632 --> 00:17:33,343
‫- نه، نمی‌تونه. همچین آدمی نیست
‫- به هر حال یه گپی باهاش می‌زنم

303
00:17:33,427 --> 00:17:35,763
‫خدا می‌دونه توی مغز ظریفِ
‫یک و نیم کیلوییش چی می‌گذره

304
00:17:35,804 --> 00:17:38,140
‫تو نه. نمی‌شناسیش

305
00:17:38,223 --> 00:17:40,809
‫درسته. تو هم همینطور.
‫یا سان‌تی.

306
00:17:40,893 --> 00:17:43,437
‫فقط ویل داونینگ واقعاً
‫ویل داونینگ رو می‌شناسه

307
00:17:48,025 --> 00:17:49,109
‫چیه؟

308
00:17:51,236 --> 00:17:53,113
‫دارم به یه عدد بین یک تا هزار فکر می‌کنم

309
00:17:53,197 --> 00:17:54,406
‫می‌دونید اون عدد چیه؟

310
00:17:55,532 --> 00:17:57,493
‫- نه
‫- درسته. نمی‌دونید

311
00:17:58,952 --> 00:18:00,204
‫اونا هم نمی‌دونن

312
00:18:00,287 --> 00:18:01,622
‫باید یه تماس بگیرم

313
00:18:01,705 --> 00:18:03,082
‫نمی‌تونی به زور مجبورش کنی

314
00:18:03,123 --> 00:18:05,125
‫اگه به زور بیارمش که فایده نداره

315
00:18:05,209 --> 00:18:08,087
‫- ما بهش می‌گیم قبول نکنه
‫- حتماً این کار رو بکنید

316
00:18:14,301 --> 00:18:16,178
‫بهش می‌گیم این کار رو نکنه.
‫حرفمون رو گوش میده.

317
00:18:16,220 --> 00:18:18,847
‫به حرف تو گوش میده.
‫نیازی به من نداری.

318
00:18:19,681 --> 00:18:21,558
‫- البته که بهت نیاز دارم
‫- نمی‌تونم بمونم

319
00:18:22,726 --> 00:18:26,063
‫اصلاً نباید می‌اومدم واسه اون مرد کار کنم.
‫یا هر کدوم از این مردها.

320
00:18:26,146 --> 00:18:28,732
‫گند زدم. خودم هم باید درستش کنم

321
00:18:29,942 --> 00:18:30,984
‫من دارم میرم

322
00:18:35,823 --> 00:18:38,158
‫خداحافظ، رئیس

323
00:18:42,538 --> 00:18:43,789
‫وِید هستم

324
00:18:44,790 --> 00:18:46,792
‫چه کمکی ازم برمیاد، آقای وید؟

325
00:18:46,834 --> 00:18:49,962
‫یه پروژه‌ی جدید دارم که قراره
‫به مشارکت همه نیاز داشته باشه

326
00:18:50,045 --> 00:18:50,879
‫همه

327
00:18:50,963 --> 00:18:53,966
‫می‌خوام این پروژه رو رهبری کنی و
‫همه رو دور هم جمع کنی

328
00:18:54,049 --> 00:18:55,425
‫سرم خیلی شلوغه، آقای وید

329
00:18:55,509 --> 00:18:57,803
‫آره. این روزا همه سرشون شلوغه

330
00:19:03,183 --> 00:19:04,893
‫از پروژه‌ات برام بگو

331
00:19:06,687 --> 00:19:09,481
‫با اصطلاح «والفیسر» آشنا هستی؟

332
00:19:29,793 --> 00:19:32,004
‫«هارت اسنچر» تو بودی پس؟

333
00:19:32,087 --> 00:19:36,216
‫فقط داری الکی دکمه می‌زنی.
‫باید فنون ترکیبی یاد بگیری.

334
00:19:37,259 --> 00:19:38,260
‫اوهوم

335
00:19:40,012 --> 00:19:41,013
‫چه خبرا؟

336
00:19:49,563 --> 00:19:51,273
‫«فرار بزرگ» دیگه چیه؟

337
00:19:52,274 --> 00:19:55,235
‫شرکتِ من. شرکت من و الی

338
00:19:56,028 --> 00:19:58,822
‫قانونیـه. یه شرکت مسئولیت
‫محدود خصوصی تأسیس کردیم.

339
00:19:58,906 --> 00:20:01,491
‫چطور این کار رو کردی؟
‫پول به وکیل‌ها دادی؟

340
00:20:01,575 --> 00:20:04,077
‫یه یارویی توی یوتیوب توضیح داد.
‫برو توی وبسایت.

341
00:20:05,037 --> 00:20:06,455
‫داریم روی بخش ارائه کار می‌کنیم

342
00:20:06,538 --> 00:20:09,333
‫آینده‌ای امن برای فرزندان شما در مریخ

343
00:20:09,416 --> 00:20:12,085
‫یا سایر سیارات قابل سکونت.»

344
00:20:12,169 --> 00:20:14,713
‫ایده‌های برندینگ هم صفحه‌ی بعده

345
00:20:16,882 --> 00:20:17,883
‫این...

346
00:20:18,884 --> 00:20:20,093
‫طراحیش خیلی خوبه

347
00:20:20,177 --> 00:20:21,845
‫درجه یکه، نه؟

348
00:20:21,929 --> 00:20:23,013
‫آره

349
00:20:23,764 --> 00:20:28,227
‫چطور قراره یه نفر با
‫ماهیانه 40 پوند بره فضا؟

350
00:20:28,310 --> 00:20:29,603
‫مثل یه حساب بازنشستگیـه

351
00:20:29,686 --> 00:20:32,231
‫هر ماه توش پول می‌‌ذاری و
‫سود میده و پول بیشتری ایجاد میشه

352
00:20:32,231 --> 00:20:35,025
‫پس ماه بعدش، پول بیشتری هست
‫که روش سود میاد

353
00:20:35,108 --> 00:20:37,069
‫و می‌دونی، خودت دو دو تا چهار تا کن

354
00:20:37,945 --> 00:20:40,906
‫- خودت دو دو تا چهار تا کردی؟
‫- داریم ترتیب ملاقات‌ها رو می‌دیم

355
00:20:40,989 --> 00:20:43,575
‫یه بابایی به اسم دنیس پورلاک علاقه‌منده

356
00:20:43,659 --> 00:20:46,203
‫طرف کار درستـه. اسمش رو سرچ کن.
‫دنیس با س.

357
00:20:46,995 --> 00:20:50,123
‫انگشت به دهن شدم، رج،
‫که همه‌ی این کارها رو تنهایی کردی.

358
00:20:51,833 --> 00:20:52,834
‫انگشت به دهن شدم

359
00:20:53,585 --> 00:20:55,254
‫جدی؟

360
00:21:05,097 --> 00:21:06,390
‫واقعی نیست

361
00:21:07,933 --> 00:21:09,351
‫کمکم کن واقعیش کنم

362
00:21:14,106 --> 00:21:15,732
‫بلد نیستم چطور

363
00:21:19,361 --> 00:21:23,407
‫پس این، همه‌ی اینا، واقعیـه؟

364
00:21:24,366 --> 00:21:27,077
‫چون اگه واقعیت اینـه، علاقه‌ای بهش ندارم

365
00:21:39,589 --> 00:21:42,884
‫در هرصورت، با این دنیای
‫جدیدی که توش هستیم

366
00:21:42,968 --> 00:21:45,429
‫متأسفانه دیگه نمی‌تونم بیش از این صبر کنم

367
00:21:46,972 --> 00:21:49,808
‫می‌خواستم رو در رو بهت بگم.
‫حس می‌کنم این رو بهت مدیونم.

368
00:21:50,851 --> 00:21:52,686
‫ممنونم، دنیس. لطف داری

369
00:21:52,769 --> 00:21:56,273
‫حتماً متوجه هستی دیگه.
‫من در این مورد حق انتخابی نداشتم

370
00:21:57,107 --> 00:21:58,817
‫همه حق انتخاب دارن

371
00:22:01,486 --> 00:22:03,947
‫تا به‌حال انقدر از یه تصمیم کاری
‫ناراحت نشده بودم،

372
00:22:04,031 --> 00:22:06,491
‫ولی پتانسیل کار برای آینده...

373
00:22:08,910 --> 00:22:10,829
‫مجبورم این کارو انجام بدم

374
00:22:15,459 --> 00:22:17,502
‫توییت‌زدنت تموم شد، بگو

375
00:22:17,586 --> 00:22:19,379
‫منم دارم کاری که مجبورم رو می‌کنم

376
00:22:20,297 --> 00:22:22,341
‫کاری که از روز اول باید انجام می‌دادم

377
00:22:22,424 --> 00:22:24,551
‫و پروژه‌ام رو هم با خودم می‌برم

378
00:22:25,218 --> 00:22:26,720
‫اون پروژه مال تو نیست، آگی

379
00:22:28,597 --> 00:22:29,598
‫آره نیست

380
00:22:30,766 --> 00:22:31,933
‫نبایدم باشه، نه؟

381
00:22:32,017 --> 00:22:34,895
‫اون می‌تونه زندگی رو برای آدمایی که
‫بهش نیاز دارن بهتر کنه

382
00:22:34,978 --> 00:22:36,855
‫نباید متعلق به یک آدم خاص باشه

383
00:22:37,481 --> 00:22:39,274
‫باید مال همه‌ی مردم باشه

384
00:22:39,358 --> 00:22:41,068
‫متأسفانه سیستم کار ما این‌جوری نیست

385
00:22:41,193 --> 00:22:43,195
‫اگه من بهشون بدمش، این‌جوری میشه

386
00:22:43,695 --> 00:22:45,655
‫تمام تحقیقات‌مون، مشخصات تجهیزات‌مون

387
00:22:45,739 --> 00:22:47,783
‫پژوهشات‌مون روی بزرگ‌نمایی و کاربری،

388
00:22:48,700 --> 00:22:52,371
‫همه‌شونو روی ویکی‌لیکس و آرکایوز
‫و چندتا پلتفرم اوپن‌سورسِ دیگه آپلود کردم

389
00:22:53,580 --> 00:22:54,498
‫همچین کاری نمی‌کنی

390
00:22:54,581 --> 00:22:55,832
‫دیگه کردم

391
00:23:05,467 --> 00:23:06,718
‫هیچکی نمی‌تونه ازش استفاده کنه

392
00:23:07,469 --> 00:23:09,805
‫مالکیت اون برای شرکت ماست،
‫و سرمایه‌گذارامون ازشون شکایت می‌کنن

393
00:23:09,805 --> 00:23:11,556
‫خب می‌تونن از «طراحی اتاق تمیز» استفاده کنن
‫[نوعی مهندسی معکوس برای دور زدن کپی‌رایت]

394
00:23:11,598 --> 00:23:13,308
‫طراح‌هاشون رو از آی‌پی شما جدا می‌کنن،

395
00:23:13,308 --> 00:23:15,852
‫و حق نشری رو نقض نمی‌کنن

396
00:23:15,936 --> 00:23:17,562
‫دستورالعمل این کار رو هم براشون گذاشتم

397
00:23:18,480 --> 00:23:19,648
‫جواب نمی‌ده

398
00:23:19,731 --> 00:23:22,484
‫جلوی آی‌بی‌ام که جواب داد.
‫و جلوی اَپل و همین‌طور سونی

399
00:23:22,567 --> 00:23:25,070
‫ولی هر طور راحتی. از همه شکایت کنید

400
00:23:25,153 --> 00:23:27,280
‫از تمام دولت‌های در حال توسعه شکایت کنید

401
00:23:27,364 --> 00:23:28,782
‫خیلی معروف می‌شید

402
00:23:28,865 --> 00:23:30,617
‫شاید از خود تو شروع کنم

403
00:23:32,702 --> 00:23:34,204
‫میفتی گوشۀ هلفدونی

404
00:23:34,287 --> 00:23:36,957
‫پس بهتره که زودتر دستگیرم کنن.
‫چون پروازم سه ساعت دیگه می‌پره

405
00:23:37,958 --> 00:23:40,585
‫پس برنامه‌ات برای پروژۀ مهم زندگیت اینه؟
‫و برای کل زندگیت؟

406
00:23:40,752 --> 00:23:43,088
‫با خاک یکسانش کنی و بری بشینی زندگیتو نابود کنی؟

407
00:23:44,798 --> 00:23:45,799
‫برای خودم نیست

408
00:23:48,260 --> 00:23:49,261
‫ولی...

409
00:23:50,137 --> 00:23:53,682
‫نگفت که... کجا داره میره؟

410
00:23:53,765 --> 00:23:54,766
‫نه

411
00:23:57,102 --> 00:23:58,478
‫پس همه‌ش واقعیت داره؟

412
00:24:01,857 --> 00:24:03,108
‫- آره

413
00:24:03,567 --> 00:24:06,319
‫چی بود اسمش؟
‫«پلکانی به بهشت»؟ (آهنگ معروف لِد زپلین)

414
00:24:06,403 --> 00:24:08,655
‫«پروژۀ پلکان». آره

415
00:24:08,738 --> 00:24:10,198
‫بهش نمی‌خوره واقعی باشه

416
00:24:10,282 --> 00:24:11,950
‫به هیچ‌کدوم از این اتفاقا نمیاد واقعی باشن

417
00:24:12,033 --> 00:24:14,327
‫یه چشم بزرگ توی آسمون که
‫ماها رو حشره خطاب می‌کنه

418
00:24:14,411 --> 00:24:15,787
‫علمی‌تخیلیـه

419
00:24:15,871 --> 00:24:16,997
‫هوم

420
00:24:17,080 --> 00:24:18,373
‫قصۀ پریون

421
00:24:23,628 --> 00:24:24,629
‫[قصۀ پریان]

422
00:24:24,629 --> 00:24:26,465
‫- اینو هنوز داری؟
‫- معلومه

423
00:24:28,467 --> 00:24:29,718
‫کِی بهت دادمش؟

424
00:24:29,801 --> 00:24:33,221
‫دهم ژوئن ۲۰۱۵، چهار روز بعد از روز تولدم

425
00:24:39,311 --> 00:24:43,190
‫خب... این پروژۀ پلکان
‫منو مثل کی می‌کنه؟

426
00:24:43,857 --> 00:24:47,235
‫شاید مثل یکی از کاراکترهای داستان زیبای خفته؟

427
00:24:51,907 --> 00:24:53,742
‫بی‌خیال، کاری نداره

428
00:24:53,992 --> 00:24:55,911
‫به وید میگی که نمی‌خوای این‌کارو بکنی

429
00:24:56,786 --> 00:24:58,747
‫یک درصدِ سرعت نور؟

430
00:24:59,623 --> 00:25:01,750
‫چیزی حدود سه هزار کیلومتر بر ثانیه می‌شه

431
00:25:03,043 --> 00:25:04,544
‫همیشه کارای بزرگ می‌کردی

432
00:25:05,253 --> 00:25:07,005
‫نه، کار من نبود

433
00:25:07,088 --> 00:25:08,632
‫من فقط حساب‌کتابش رو انجام دادم

434
00:25:08,715 --> 00:25:10,509
‫آها، همین پس

435
00:25:11,384 --> 00:25:13,553
‫ولی دستاورد شگفت‌انگیزی می‌شدا

436
00:25:15,847 --> 00:25:18,433
‫یه دستاورد تاریخ‌ساز

437
00:25:19,309 --> 00:25:20,310
‫آره

438
00:25:21,186 --> 00:25:22,312
‫آره همین‌طوره

439
00:25:24,397 --> 00:25:27,609
‫ولی نیازی نیست نگران این قضیه باشی
‫چون یه نفر دیگه رو پیدا می‌کنیم

440
00:25:27,692 --> 00:25:28,860
‫چه گزینۀ دیگه‌ای دارید؟

441
00:25:28,944 --> 00:25:30,028
‫چندتا گزینه داریم

442
00:25:30,946 --> 00:25:33,448
‫می‌دونم اصلی‌ترین ویژگیم که
‫منو واجد شرایط می‌کنه اینه که دارم می‌میرم،

443
00:25:33,532 --> 00:25:36,326
‫ولی هرکسی رو که نمی‌شه فرستاد

444
00:25:36,409 --> 00:25:37,410
‫پس...

445
00:25:38,078 --> 00:25:39,162
‫دیگه کی رو دارید؟

446
00:25:39,246 --> 00:25:41,122
‫متأسفانه محرمانه‌ست

447
00:25:41,206 --> 00:25:43,124
‫و بقیه چیزایی که بهم گفتی محرمانه نبود؟

448
00:25:43,208 --> 00:25:45,085
‫اجازه ندارم درموردش صحبت کنم

449
00:25:48,088 --> 00:25:49,798
‫هیچکسی رو ندارید

450
00:25:51,258 --> 00:25:55,804
‫پس اگه مسافری ندارید،
‫جواب نمی‌ده، مگه نه؟

451
00:26:12,487 --> 00:26:14,072
‫تو همیشه کارای بزرگ می‌کردی

452
00:26:15,407 --> 00:26:16,408
‫من نتونستم

453
00:26:16,449 --> 00:26:18,201
‫خیلی دلم می‌خواست، ولی نتونستم

454
00:26:18,285 --> 00:26:20,328
‫- ابزار مناسبش رو نداشتم
‫- بس کن

455
00:26:20,412 --> 00:26:22,914
‫اشکالی نداره. با این قضیه کنار اومدم

456
00:26:24,791 --> 00:26:26,710
‫ولی الان هردومون می‌تونیم
‫یه کار بزرگ انجام بدیم

457
00:26:27,335 --> 00:26:28,545
‫نه این‌جوری

458
00:26:32,716 --> 00:26:33,883
‫چیه؟

459
00:26:34,593 --> 00:26:36,386
‫چرا زل زدی بهم؟

460
00:26:37,762 --> 00:26:38,763
‫زل نزدم

461
00:26:40,515 --> 00:26:41,891
‫دارم تو رو می‌بینم

462
00:26:45,562 --> 00:26:49,774
‫بعضی‌وقتا که خیلی نشئه‌ای،
‫آدما رو می‌بینی

463
00:26:51,943 --> 00:26:53,862
‫یا شایدم وقتی که داری می‌میری

464
00:26:57,365 --> 00:26:58,617
‫ولی دارم می‌بینمت

465
00:27:03,079 --> 00:27:04,289
‫و خیلی علاقه دارم

466
00:27:10,337 --> 00:27:11,463
‫و عیبی نداره

467
00:27:21,139 --> 00:27:23,099
‫اگه تو بگی این کارو نکنم، نمی‌کنم

468
00:27:31,274 --> 00:27:32,275
‫طوری نیست

469
00:27:37,364 --> 00:27:40,116
‫[نظریۀ بازی]

470
00:27:41,785 --> 00:27:44,496
‫[پارادوکس فرمی]

471
00:28:25,161 --> 00:28:26,496
‫دکتر یی هستم

472
00:28:28,289 --> 00:28:30,291
‫می‌دونم که نمی‌خوای منو ببینی

473
00:28:32,043 --> 00:28:33,878
‫ولی باید باهات صحبت کنم

474
00:28:48,226 --> 00:28:49,352
‫راهشو گم کرده

475
00:28:50,645 --> 00:28:52,897
‫چه اهمیتی داره؟ یه حشره‌س

476
00:28:52,939 --> 00:28:54,107
‫[یک فرزند عزیز - ورا یی]

477
00:28:57,861 --> 00:28:59,446
‫ورا می‌دونست تو چی‌کار کردی

478
00:29:01,156 --> 00:29:02,532
‫می‌دونست که تو اونا رو کشوندی اینجا

479
00:29:07,328 --> 00:29:11,124
‫اصلاً با عقل جور در نمیومد.
‫این‌که سر اون پروژه خودکشی کرده باشه

480
00:29:11,750 --> 00:29:16,629
‫حتماً یه چیزی دیده، نمی‌دونم،
‫یه ایمیلی یا پیامی چیزی

481
00:29:17,547 --> 00:29:19,048
‫و بعد تحقیق کرده

482
00:29:19,966 --> 00:29:22,761
‫همیشه می‌گفت که تو از همه باهوش‌تری

483
00:29:23,636 --> 00:29:25,555
‫سعیمو کردم که ازش مخفی کنم

484
00:29:26,306 --> 00:29:28,850
‫می‌خواستم ازش محافظت کنم، ولی نتونستم

485
00:29:29,851 --> 00:29:31,519
‫اونم مثل تو باهوش بود

486
00:29:32,687 --> 00:29:34,272
‫به ماجرا پی برد

487
00:29:36,316 --> 00:29:37,317
‫تو ناامیدش کردی

488
00:29:38,109 --> 00:29:40,695
‫من آدمای بی‌شماری رو ناامید کردم

489
00:29:42,071 --> 00:29:43,656
‫چطور می‌تونی تحمل کنی؟

490
00:29:44,407 --> 00:29:46,409
‫یکم دیگه تحمل کنم تموم می‌شه

491
00:29:50,205 --> 00:29:54,083
‫برای چی به‌جای تأسیس آزمایشگاه خودت
‫داشتی وردست ورا کار می‌کردی؟

492
00:29:55,293 --> 00:29:58,129
‫من فیزیکم خوب بود، ولی هیچ‌وقت علاقه مند نبودم

493
00:29:59,214 --> 00:30:01,007
‫فکر کنم به همین خاطر
‫آخرشم به جایی نرسیدم

494
00:30:01,382 --> 00:30:04,719
‫درآخر، همه‌مون به یک‌جا می‌رسیم

495
00:30:07,597 --> 00:30:09,808
‫دوست داری یه جوک بگم برات؟

496
00:30:19,400 --> 00:30:21,194
‫اینشتین می‌میره

497
00:30:21,778 --> 00:30:25,782
‫می‌بینه که رفته بهشت،
‫ویولن‌اش هم همراهشـه

498
00:30:25,865 --> 00:30:28,993
‫کِیف می‌کنه. چون عاشق ویولن‌شه

499
00:30:29,077 --> 00:30:30,870
‫بیشتر از فیزیک

500
00:30:30,954 --> 00:30:32,413
‫حتی بیشتر از خانم‌ها

501
00:30:33,289 --> 00:30:36,876
‫مشتاقـه که ببینه تو بهشت
‫چقدر حرفه‌ای می‌تونه ویولن بزنه

502
00:30:36,960 --> 00:30:39,921
‫خیال می‌کنه که عالی بنوازه

503
00:30:40,004 --> 00:30:43,508
‫خلاصه شروع می‌کنه به کوک‌کردن سازش،
‫و فرشته‌ها با عجله میان پیشش

504
00:30:43,591 --> 00:30:45,426
‫بهش میگن: «داری چی‌کار می‌کنی؟»

505
00:30:45,510 --> 00:30:47,470
‫میگه: «دارم آماده می‌شم ویولن بزنم»

506
00:30:47,554 --> 00:30:50,640
‫«این کارو نکن. خدا خوشش نمیاد»

507
00:30:50,723 --> 00:30:52,267
‫«ایشون نوازندۀ ساکسوفون‌ـه»

508
00:30:52,350 --> 00:30:54,644
‫بعد اینشتین دست از ساز می‌کشه

509
00:30:55,186 --> 00:30:57,814
‫نمی‌نوازه، ولی براش سخته

510
00:30:57,897 --> 00:31:02,527
‫اون عاشق موسیقیـه،
‫و توی بهشت هم سرگرمی خاصی وجود نداره

511
00:31:03,653 --> 00:31:08,324
‫و کمی بعد، از عرش صدای ساکسوفون می‌شنوه

512
00:31:08,408 --> 00:31:10,994
‫داشت ترانۀ «قطار آ رو سوار شو»
‫رو می‌نواخت. بلدیش؟

513
00:31:11,077 --> 00:31:12,579
‫آره. شنیدمش

514
00:31:13,079 --> 00:31:15,623
‫اینشتین هم بلد بود. با خودش گفت:

515
00:31:16,291 --> 00:31:20,128
‫«الان می‌نوازم. باهاش هم‌نوازی می‌کنم»

516
00:31:20,211 --> 00:31:22,589
‫«هم‌نوازی‌مون خیلی قشنگ میشه»

517
00:31:23,131 --> 00:31:25,842
‫بعد اونم شروع می‌کنه به نواختن
‫ترانه «قطار آ رو سوار شو»

518
00:31:26,676 --> 00:31:29,804
‫صدای ساکسوفون قطع میشه
‫و خداوند ظاهر میشه

519
00:31:29,888 --> 00:31:33,057
‫بدو بدو میاد سراغ اینشتین
‫و صاف می زنه توی سرش،

520
00:31:33,141 --> 00:31:34,767
‫که درد هم داره، حتی توی بهشت

521
00:31:34,851 --> 00:31:39,522
‫بعدش ویولن عزیزِ اینشتین رو
‫برمی‌داره و پودرش می‌کنه

522
00:31:39,606 --> 00:31:41,858
‫محروم از موسیقی تا ابد

523
00:31:41,941 --> 00:31:44,485
‫بهشت برای اینشتین جهنم می‌شه

524
00:31:44,569 --> 00:31:49,449
‫و درحالی‌که از درد روی زمین به خودش می‌پیچید
‫وسرش رو گرفته بود،

525
00:31:49,532 --> 00:31:54,662
‫یه فرشته میاد بالا سرش
‫و بهش میگه: «بهت هشدار داده بودیم»

526
00:31:54,746 --> 00:31:57,749
‫«هرگز با خدا بازی نکن» (با خدا هم‌نوازی نکن)

527
00:32:05,924 --> 00:32:07,467
‫هرگز با خدا بازی نکن؟

528
00:32:08,259 --> 00:32:09,761
‫خوشت نیومد؟

529
00:32:09,844 --> 00:32:11,846
‫نه، نه که خوشم نیاد. فقط...

530
00:32:13,598 --> 00:32:15,350
‫هرگز با خدا بازی نکن

531
00:32:17,936 --> 00:32:21,522
‫طنز، خیلی شخصیـه

532
00:32:22,065 --> 00:32:25,318
‫بعضی‌ها متوجه‌اش می‌شن، بعضی‌ها هم نه

533
00:32:26,778 --> 00:32:31,032
‫بعضی جوکا انقدر شخصی‌ان که
‫فقط دو نفر می‌فهمنش

534
00:32:32,450 --> 00:32:34,494
‫ولی جوک خیلی مهمه

535
00:32:36,037 --> 00:32:38,873
‫ما بدون جوک زنده نمی‌مونیم

536
00:32:42,251 --> 00:32:43,419
‫موافق نیستی؟

537
00:32:51,094 --> 00:32:52,303
‫من باید برم

538
00:32:53,554 --> 00:32:55,014
‫مراقب خودت باش، ساول

539
00:32:55,682 --> 00:32:58,309
‫امیدوارم جوکم اذیتت نکرده باشه

540
00:33:13,324 --> 00:33:16,953
‫خب، جواب آزمایش‌هات خوبه،
‫هم از نظر دانشی، و هم ذهنی

541
00:33:17,036 --> 00:33:18,329
‫تعجبی هم نداره

542
00:33:18,705 --> 00:33:20,081
‫یه مورد دیگه،

543
00:33:20,164 --> 00:33:22,667
‫یه چیز... فرمالیته

544
00:33:24,252 --> 00:33:25,378
‫سوگند وفاداری

545
00:33:26,295 --> 00:33:27,714
‫باید اینو امضاش کنی

546
00:33:31,300 --> 00:33:34,053
‫«بدین‌وسیله، سوگند یاد می‌کنم که تمام تلاش‌هایم

547
00:33:34,137 --> 00:33:37,682
‫در جهت تحکیم وفاداری‌ام به گونۀ انسان باشد،

548
00:33:37,765 --> 00:33:42,061
‫هم‌اکنون و تا به ابد،
‫و این وفاداری نسبت به بقیه ارجح باشد

549
00:33:42,145 --> 00:33:44,981
‫اینجانب هرگز دانسته کاری انجام نخواهم داد

550
00:33:45,690 --> 00:33:51,362
‫یا اطلاعاتی را فاش نخواهم کرد
‫که به بشر آسیبی وارد شود»

551
00:33:55,074 --> 00:33:56,367
‫نه. من اینو امضا نمی‌کنم

552
00:33:57,535 --> 00:33:58,453
‫چرا؟

553
00:33:58,536 --> 00:34:01,622
‫چون‌که من وفاداری‌ای به نژاد بشر حس نمی‌کنم

554
00:34:02,206 --> 00:34:04,125
‫پس چرا داری این‌کارو انجام میدی؟

555
00:34:04,208 --> 00:34:06,127
‫خب، درهرحال دارم می‌میرم دیگه

556
00:34:06,669 --> 00:34:07,795
‫کسی چمیدونه؟

557
00:34:07,879 --> 00:34:10,381
‫شاید بعداً معلوم شد اونا از ما بهترن

558
00:34:11,215 --> 00:34:13,634
‫چرا باید سوگند وفاداری به بشر بخورم

559
00:34:14,218 --> 00:34:16,429
‫اگر بعداً کاشف به عمل بیاد
‫که اونا برتر از مان؟

560
00:34:17,889 --> 00:34:19,223
‫اونا به خاک ما تجاوز کردن

561
00:34:19,307 --> 00:34:22,602
‫دارن میان سیاره‌مون رو فتح کنن.
‫و احتمالاً ما رو ریشه‌کن کنن

562
00:34:23,770 --> 00:34:24,854
‫این‌طور میگن

563
00:34:25,480 --> 00:34:27,398
‫و تو نمی‌خوای بهمون کمک کنی
‫جلوی این فاجعه رو بگیریم؟

564
00:34:28,066 --> 00:34:29,734
‫جین صلاح می‌دونه که من باید این‌کارو انجام بدم

565
00:34:30,318 --> 00:34:31,611
‫و من به اون اعتماد دارم

566
00:34:32,320 --> 00:34:35,948
‫اگه بخواین می‌تونم سوگند وفاداریم
‫به اون رو امضا کنم

567
00:34:36,908 --> 00:34:38,534
‫ولی وفاداری به بشر؟

568
00:34:39,786 --> 00:34:40,787
‫نه

569
00:34:49,921 --> 00:34:52,799
‫از زمانی که در اختیار من گذاشتید متشکرم، آقای داونینگ

570
00:34:57,553 --> 00:34:59,430
‫شما برای پروژۀ پلکان عالی‌ای

571
00:34:59,514 --> 00:35:02,308
‫مراحل بعد رو به‌زودی باهاتون هماهنگ می‌کنیم

572
00:35:06,521 --> 00:35:07,522
‫هی!

573
00:35:09,273 --> 00:35:11,734
‫واسه چی برای این پروژه عالیه؟
‫سوگندنامه رو امضا نکرد

574
00:35:11,818 --> 00:35:13,611
‫اون آدم ماست چون‌که آدم ما نیست

575
00:35:14,612 --> 00:35:15,655
‫واقعاً احتمال داره که نباشه

576
00:35:15,738 --> 00:35:17,490
‫بله می‌دونم. واقعاً احتمالش هست

577
00:35:17,573 --> 00:35:20,243
‫برای همین هرطورشده اونو به خدمت می‌گیرن

578
00:35:45,226 --> 00:35:48,062
‫هجوم زنجره‌واران امسال در آمریکا

579
00:35:48,146 --> 00:35:50,857
‫گمان می‌رود که...

580
00:35:50,940 --> 00:35:53,359
‫

581
00:35:53,442 --> 00:35:56,237
‫

582
00:35:56,320 --> 00:35:58,656
‫

583
00:35:58,739 --> 00:36:00,283
‫

584
00:36:00,366 --> 00:36:02,201
‫

585
00:36:02,285 --> 00:36:03,703
‫سلام، تاتیانا

586
00:36:12,920 --> 00:36:15,381
‫شنیده بودم دیگه با ما حرف نمی‌زنی

587
00:36:17,758 --> 00:36:19,635
‫گفتن که گذاشتی اوانز بمیره

588
00:36:20,261 --> 00:36:22,471
‫ما دیگه صحبتی با اون نداشتیم

589
00:36:22,555 --> 00:36:24,891
‫اما هنوز با تو صحبت داریم

590
00:36:26,392 --> 00:36:27,935
‫چی.. مگه من کی‌ام؟

591
00:36:29,770 --> 00:36:30,938
‫من هیچی نیستم

592
00:36:32,940 --> 00:36:33,983
‫یه حشره‌ام

593
00:36:34,734 --> 00:36:36,277
‫ما خوب می‌دونیم تو چی هستی

594
00:36:37,236 --> 00:36:40,573
‫تو جزوی از یک برنامۀ بزرگ‌تر از خودت هستی

595
00:36:41,365 --> 00:36:42,617
‫تو جزوی از ما هستی

596
00:36:44,160 --> 00:36:45,411
‫و ما بهت احتیاج داریم

597
00:36:57,089 --> 00:36:59,800
‫پرواز هواپیماییِ کاتای پاسیفیک به پکن

598
00:36:59,884 --> 00:37:05,431
‫به شماره پرواز سی‌ایکس۲۵۲،
‫آمادۀ پذیرش مسافران است

599
00:37:06,057 --> 00:37:10,603
‫مسافران محترم لطفاً به گیت سی۱۱ مراجعه نمایند

600
00:37:25,785 --> 00:37:28,829
‫سلام. من دکتر یی هستم

601
00:37:32,208 --> 00:37:33,334
‫ببخشید. شما رو می‌شناسم؟

602
00:37:34,377 --> 00:37:37,213
‫من صندلیم رو تغییر دادم که
‫بغل شما بشینم

603
00:37:37,296 --> 00:37:39,090
‫امیدوارم ایرادی نداشته باشه

604
00:37:40,549 --> 00:37:43,052
‫بد نیست یه هم‌صحبت داشته باشیم

605
00:37:47,014 --> 00:37:49,267
‫آره. پروازش طولانیـه

606
00:37:56,565 --> 00:38:02,071
‫خب، جناب داونینگ، ما باید ۵ مرتبه
‫اجازۀ شما رو برای این عمل بگیریم

607
00:38:02,154 --> 00:38:07,285
‫سؤالات طوری طراحی شدن که
‫احتمال دادن رضایتِ تصادفی به صفر برسه

608
00:38:07,326 --> 00:38:08,995
‫[مایلید به زندگی خود پایان دهید؟
‫اگر بله، کلید ۵ را فشار دهید
‫اگر خیر، کلید ۲ را فشار دهید]

609
00:38:09,078 --> 00:38:10,871
‫اصلاً عجله نکنید

610
00:38:12,164 --> 00:38:13,457
‫ممنونم

611
00:38:22,049 --> 00:38:23,592
‫اینجا چقدر...

612
00:38:24,427 --> 00:38:25,428
‫جای خوبیه

613
00:38:25,886 --> 00:38:27,096
‫آره

614
00:38:33,686 --> 00:38:34,937
‫جین...

615
00:38:35,021 --> 00:38:36,689
‫خودم بهش گفتم نیاد

616
00:38:42,737 --> 00:38:44,447
‫دارم میرم «دماغه کاناورال»

617
00:38:45,197 --> 00:38:47,283
‫اولین موشک بالستیک قاره‌پیمامون
‫جمعه پرتاب میشه

618
00:38:47,366 --> 00:38:49,785
‫از اونجا، و همین‌طور شهرهای بایکونور و جیوچوان

619
00:38:49,869 --> 00:38:52,455
‫بمب‌های پلکانی هم چند روز دیگه
‫در موقعیت قرار می‌گیرن،

620
00:38:52,538 --> 00:38:55,333
‫و آماده می‌شیم که داوطلب‌مون رو
‫راهیِ سفرش بکنیم

621
00:38:56,125 --> 00:38:57,460
‫روزهای هیجان‌انگیزی در پیشه

622
00:39:00,379 --> 00:39:01,589
‫میرم که به کارت برسی

623
00:39:02,256 --> 00:39:06,260
‫راستی، هی یادم میره بپرسم...
‫فرصت کردی ازش تشکر کنی؟

624
00:39:06,469 --> 00:39:07,595
‫یعنی، شخصاً

625
00:39:09,638 --> 00:39:11,015
‫برای ستاره‌ات

626
00:39:14,810 --> 00:39:16,395
‫ویل ستاره رو داده به من؟

627
00:39:17,355 --> 00:39:19,231
‫عه، بهت نگفته

628
00:39:19,315 --> 00:39:21,108
‫بله، یه‌مقدار پول به ارث برده

629
00:39:21,859 --> 00:39:23,986
‫یه تیکه کاغذ بی‌ارزشـه

630
00:39:24,487 --> 00:39:27,448
‫قیمت رو بیار پایین و بفروشش،
‫وگرنه پشیزی دستتو نمی‌گیره

631
00:39:32,119 --> 00:39:35,623
‫- نه‌خیر. کافه «کینگز آرمز» بود
‫- نه، مؤسسه‌ی «عقاب و کودک» بود

632
00:39:35,706 --> 00:39:37,249
‫باور کن. آخه اون موقع...

633
00:39:37,333 --> 00:39:39,627
‫ببین. تو داشتی با اون
‫داف بلوند مسیحی صحبت می‌کردی،

634
00:39:39,710 --> 00:39:42,838
‫که داشت حاضر می‌شد بخاطر تو
‫خیلی غیرمسیحی بشه،

635
00:39:42,922 --> 00:39:46,342
‫تا لحظه‌ای که بهش گفتی
‫بنظرت سی.اس. لوئیس نویسندۀ بدی هست

636
00:39:46,425 --> 00:39:48,427
‫آها. و احساس کرد توهین کردم

637
00:39:48,511 --> 00:39:51,514
‫چون ما توی اتاقی بودیم که
‫قبلاً لوئیس با تالکین مشروب می‌خوردن

638
00:39:51,597 --> 00:39:52,890
‫- باشه، حق با توئه
‫- ممنونم

639
00:39:52,890 --> 00:39:54,392
‫همون «عقاب و کودک» بود

640
00:39:55,142 --> 00:39:56,644
‫و اونم واقعاً نویسندۀ مزخرفی بود

641
00:40:10,908 --> 00:40:11,909
‫خب...

642
00:40:13,327 --> 00:40:15,162
‫وقت زیادی ندارم

643
00:40:21,043 --> 00:40:21,877
‫ویل

644
00:40:24,255 --> 00:40:28,050
‫[مایلید به زندگی خود پایان دهید؟
‫اگر بله، کلید ۵ را فشار دهید
‫اگر خیر، کلید ۲ را فشار دهید]

645
00:40:30,511 --> 00:40:32,930
‫اوکی، ولی حالا جدی...

646
00:40:36,725 --> 00:40:39,770
‫باید خوب به این موضوع فکر کنی،
‫به اینکه چه اتفاقی قراره بیفته

647
00:40:39,854 --> 00:40:43,065
‫قراره توی یک فضای منجمد بی‌انتها غوطه‌ور شی

648
00:40:43,607 --> 00:40:46,402
‫نه زنده، و نه... مُرده

649
00:40:47,653 --> 00:40:50,865
‫شاید تا هزاران سال. شاید برای همیشه

650
00:40:50,948 --> 00:40:53,576
‫و در تمام این مدت خودم خبر ندارم

651
00:40:53,659 --> 00:40:57,455
‫پس عملاً فرقی با مُردن نداره،
‫که بهرحال قراره به‌زودی برام اتفاق بیفته

652
00:41:01,375 --> 00:41:02,668
‫نه، ویل این...

653
00:41:03,586 --> 00:41:05,129
‫این تازه بهترین حالتشـه

654
00:41:05,629 --> 00:41:07,715
‫چون اگه تو رو پیدات کنن، بازسازیت می‌کنن

655
00:41:08,424 --> 00:41:11,051
‫و شاید... شاید اونا...
‫به یه پروژه تبدیلت کنن،

656
00:41:11,135 --> 00:41:13,679
‫و از طریق یک رابط کاربری
‫باهات ارتباط برقرار کنن

657
00:41:13,762 --> 00:41:17,099
‫تو چیزی نمی‌بینی. چیزی...
‫چیزی نمی‌شنوی. چیزی هم حس نمی‌کنی

658
00:41:17,183 --> 00:41:20,603
‫مثل یه محفظه‌ی ایزوله.
‫سؤال وارد، و جواب خارج میشه.

659
00:41:20,686 --> 00:41:21,937
‫چه خوشت بیاد، چه نیاد

660
00:41:22,563 --> 00:41:24,148
‫اونا ذهنت رو می‌خونن

661
00:41:24,231 --> 00:41:26,317
‫یعنی رمان «خاطرات هیچکس» رو می‌خونن

662
00:41:27,109 --> 00:41:29,862
‫بعدش منو خاموش می‌کنن
‫و برمی‌گردم به دنیای مُردگان

663
00:41:34,116 --> 00:41:37,786
‫باشه، ولی.. شاید یه محفظۀ ایزوله نباشه

664
00:41:39,288 --> 00:41:42,917
‫ویل، اونا می‌خوان صفر تا صدِ
‫انسان‌بودن رو درک کنن

665
00:41:43,000 --> 00:41:46,629
‫و شاید تنها راهش این باشه که
‫با تو تعامل داشته باشن

666
00:41:47,713 --> 00:41:49,089
‫برای همینم برت می‌گردونن

667
00:41:50,508 --> 00:41:52,384
‫روت آزمایش انجام میدن تا متوجه بشن

668
00:41:53,636 --> 00:41:55,387
‫احساسات ما چطور کار می‌کنه

669
00:41:55,721 --> 00:41:58,182
‫- چی خوشحال‌مون می‌کنه
‫- داره جالب می‌شه

670
00:41:58,265 --> 00:42:00,017
‫چی ناراحت‌مون می‌کنه

671
00:42:02,353 --> 00:42:06,232
‫چی انقدر ناراحت‌مون می‌کنه که
‫میشه ازش علیه‌مون استفاده کرد

672
00:42:06,982 --> 00:42:08,692
‫چطوری احساس خستگی می‌کنیم؟

673
00:42:08,776 --> 00:42:10,778
‫چطوری احساس ترس می‌کنیم؟

674
00:42:10,861 --> 00:42:12,780
‫چطور درد رو احساس می‌کنیم؟

675
00:42:12,863 --> 00:42:14,240
‫چطوری عذاب رو احساس می‌کنیم؟

676
00:42:14,740 --> 00:42:16,742
‫آستانۀ تحمل‌مون چقدره؟

677
00:42:16,825 --> 00:42:18,577
‫هرکاری بخوان می‌تونن باهات بکنن

678
00:42:18,661 --> 00:42:22,498
‫می‌تونن تا آستانۀ تحملت و حتی فراتر
‫بهت فشار بیارن، ولی حتی نمی‌تونی بمیری

679
00:42:23,624 --> 00:42:25,417
‫اگه مُردی، به راحتی دوباره زنده‌ات می‌کنن

680
00:42:25,501 --> 00:42:27,586
‫و می‌تونن یک ماهِ تمام این‌کارو ادامه بدن

681
00:42:27,670 --> 00:42:31,215
‫یا تا یک قرن، یا حتی تا ده هزار سال
‫می‌تونن این‌کارو ادامه بدن

682
00:42:31,298 --> 00:42:33,300
‫ساول، برای چی باید همچین کاری بکنن؟

683
00:42:33,384 --> 00:42:35,886
‫خب.. من چمیدونم...

684
00:42:36,637 --> 00:42:38,514
‫ما نمی‌دونیم اونا چه موجوداتی‌ان

685
00:42:39,890 --> 00:42:41,725
‫و شاید اصلاً نتونیم اینو کشف کنیم

686
00:42:42,518 --> 00:42:44,812
‫ولی در مقایسه با ما،
‫دقیقاً همون‌جوریه که بهمون گفتن

687
00:42:44,895 --> 00:42:46,272
‫ما حکم حشره رو داریم

688
00:42:48,566 --> 00:42:51,777
‫حشره‌ها که نمی‌دونن اتفاقات بد
‫چرا براشون پیش میاد. حشره‌ان دیگه

689
00:42:52,444 --> 00:42:55,531
‫درسته؟ شاید مأمور سم‌پاشـه.
‫شاید کلاس علوم باشه

690
00:42:55,614 --> 00:42:59,326
‫اصلاً شاید یه پسربچۀ بی‌رحمه
‫که داره برای خوش‌گذرونی بال‌هاشونو می‌کَنه

691
00:43:00,828 --> 00:43:02,246
‫سعی نکن کشف‌شون کنی

692
00:43:03,622 --> 00:43:05,207
‫فقط ازشون دوری کن

693
00:43:11,922 --> 00:43:15,342
‫[مایلید به زندگی خود پایان دهید؟
‫اگر بله، کلید ۲ را فشار دهید
‫اگر خیر، کلید ۴ را فشار دهید]

694
00:43:21,015 --> 00:43:22,433
‫چند رو زدی؟

695
00:43:22,766 --> 00:43:23,851
‫چهار

696
00:43:27,313 --> 00:43:29,189
‫بعدی سؤال آخره

697
00:43:31,317 --> 00:43:33,193
‫شاید اصلاً اون‌قدرا بد نباشه

698
00:43:33,277 --> 00:43:36,405
‫شاید مثلاً براشون...
‫حکم حیوون خونگی رو داشته باشم

699
00:43:38,866 --> 00:43:41,368
‫یا شایدم براشون سرگرم‌کننده باشم

700
00:43:45,539 --> 00:43:47,249
‫تو برای سرگرم‌شدن چی‌کار می‌کنی؟

701
00:43:49,001 --> 00:43:50,669
‫فیلم موردعلاقه‌ت چیه؟

702
00:43:52,630 --> 00:43:53,839
‫فیلم «درخشش»

703
00:44:08,103 --> 00:44:10,314
‫چنین فرصتی گیرِ چند نفر میاد؟

704
00:44:15,152 --> 00:44:17,571
‫این‌که بتونی درست‌وحسابی
‫با رفیقت خداحافظی کنی

705
00:44:20,199 --> 00:44:21,325
‫افراد کمی

706
00:44:26,830 --> 00:44:28,540
‫من هیچ‌وقت دوستای زیادی نداشتم

707
00:44:29,625 --> 00:44:33,253
‫ولی به لطف شما بچه‌ها،
‫هیچ‌وقت احساس کمبود نکردم

708
00:44:39,301 --> 00:44:42,054
‫ویل، من.. دلم برات تنگ میشه، داداش

709
00:44:50,979 --> 00:44:51,980
‫خوبه

710
00:44:55,401 --> 00:44:57,903
‫اگه منو برگردوندن، دل منم برات تنگ می‌شه

711
00:45:11,583 --> 00:45:14,211
‫[مایلید به زندگی خود پایان دهید؟
‫اگر بله، کلید ۶ را فشار دهید
‫اگر خیر، کلید ۱ را فشار دهید]

712
00:47:42,317 --> 00:47:44,319
‫اینجا رو پیاده میرم

713
00:47:44,820 --> 00:47:48,574
‫اگه اشکال نداره، می‌شه چند دقیقه تنها باشم؟

714
00:47:52,703 --> 00:47:53,704
‫آره، باشه

715
00:47:53,787 --> 00:47:56,415
‫- ممنونم
‫- ده دقیقه دیگه میام بالا

716
00:49:33,303 --> 00:49:34,930
‫سلام، دکتر یی

717
00:49:42,270 --> 00:49:43,522
‫تاتیانا

718
00:49:44,106 --> 00:49:45,774
‫خوشحالم می‌بینمت

719
00:49:46,775 --> 00:49:48,360
‫مأمور کالینز کجاست؟

720
00:49:50,070 --> 00:49:51,613
‫اسمش این بود؟

721
00:49:56,284 --> 00:49:58,745
‫فکر می‌کردم کارِ «پروردگار» با ما تموم شده

722
00:49:59,454 --> 00:50:00,497
‫با همه‌مون، نه

723
00:50:14,928 --> 00:50:19,808
‫ببخشید که مجبور شدی این همه راه برای
‫انجام کاری بیای اینجا، که خودم قرار بود انجامش بدم

724
00:50:35,198 --> 00:50:36,324
‫نه

725
00:50:36,950 --> 00:50:39,244
‫نمی‌شه

726
00:50:39,327 --> 00:50:42,164
‫این سقوط خیلی وحشتناکـه

727
00:50:44,124 --> 00:50:46,334
‫شاید حتی فوری اتفاق نیفته

728
00:50:57,179 --> 00:50:58,346
‫خواهش می‌کنم

729
00:50:59,222 --> 00:51:01,016
‫من می‌تونم گزینۀ بهتری پیش روت بذارم

730
00:51:03,810 --> 00:51:05,437
‫یه راه بدون درد

731
00:51:06,938 --> 00:51:08,398
‫یه راه قشنگ

732
00:51:15,614 --> 00:51:17,199
‫میشه یه دقیقه بشینیم؟

733
00:51:18,116 --> 00:51:19,242
‫بله حتماً

734
00:51:28,835 --> 00:51:34,007
‫وقتی هم‌سن تو بودم، اینجا
‫یکی از زیباترین کشورهای جهان بود

735
00:51:36,468 --> 00:51:39,179
‫وقتی «پروردگار» برسه اینجا همه‌چیز بهتر میشه

736
00:51:45,435 --> 00:51:46,686
‫حتماً همین‌طوره

737
00:51:50,774 --> 00:51:53,568
‫پروردگار بهت گفته که چرا
‫تو رو فرستاده سراغ من؟

738
00:52:00,325 --> 00:52:01,326
‫تو اطلاع داری؟

739
00:52:04,788 --> 00:52:06,498
‫شاید زمانت فرا رسیده

740
00:52:07,833 --> 00:52:09,626
‫وظیفه‌ات رو انجام دادی

741
00:52:17,801 --> 00:52:18,802
‫خب...

742
00:52:20,220 --> 00:52:22,681
‫خوشحالم که پروردگار فراموشم نکرده

743
00:52:24,766 --> 00:52:26,601
‫بله. منم همین‌طور

744
00:52:33,024 --> 00:52:36,820
‫دلم می‌خواست یک بار دیگه
‫غروب آفتاب رو از اینجا تماشا کنم

745
00:52:38,697 --> 00:52:40,407
‫می‌شه باهمدیگه تماشاش کنیم؟

746
00:52:41,992 --> 00:52:43,618
‫خیلی هم عالی

747
00:52:51,418 --> 00:52:53,211
‫تو مدت‌هاست که

748
00:52:54,713 --> 00:52:55,922
‫داری زحمت می‌کشی

749
00:53:00,802 --> 00:53:02,596
‫حق داری استراحت کنی
