﻿1
00:01:05,648 --> 00:01:09,652
‫« نجیب‌زاده‌ای در مسکو »

2
00:01:14,824 --> 00:01:18,411
‫« انقلاب سال 1917 و اعدام خاندان سلطنتی »

3
00:01:18,411 --> 00:01:21,414
‫« یک‌شبه چهره‌ی روسیه را تغییر داد »

4
00:01:21,915 --> 00:01:25,710
‫« در طی 4 سال بعد، پیروان لنین
‫کشور را دگرگون کردند »

5
00:01:25,710 --> 00:01:27,879
‫« طبقه‌ی اشرافی تزاری ریشه‌کن شد »

6
00:01:27,879 --> 00:01:30,173
‫« روسیه متعلق به مردمش بود »

7
00:01:30,173 --> 00:01:33,384
« نظام قدیم رفت و نظامی جدید آمد »

8
00:01:39,599 --> 00:01:42,268
‫نه. تو رو خدا

9
00:01:44,270 --> 00:01:46,189
‫صبر کنین! تو رو خدا!

10
00:02:11,965 --> 00:02:14,342
‫اسمت رو بگو

11
00:02:14,342 --> 00:02:17,178
‫الکساندر ایلیچ روستوف

12
00:02:17,178 --> 00:02:18,471
‫آدرس؟

13
00:02:18,471 --> 00:02:20,014
‫در چهار سال اخیر

14
00:02:20,014 --> 00:02:23,476
‫در سوئیت 317
‫هتل متروپل اقامت داشتم

15
00:02:23,476 --> 00:02:24,894
‫چرا؟

16
00:02:24,894 --> 00:02:28,148
‫خونه‌م سوخته بود

17
00:02:28,148 --> 00:02:29,732
‫شغل؟

18
00:02:29,732 --> 00:02:33,403
قرار نیست ‫نجیب‌زاده‌ها شغل داشته باشن

19
00:02:35,655 --> 00:02:39,075
‫ظاهراً متوجه وخامت اوضاعت نیستی

20
00:02:39,075 --> 00:02:42,120
‫نه، متاسفانه کاملاً درکش می‌کنم

21
00:02:42,120 --> 00:02:45,832
‫در بهار 1914 روسیه رو
‫به مقصد پاریس ترک کردی؟

22
00:02:45,832 --> 00:02:48,418
‫آره، یادمه درخت‌ها
‫شکوفه‌ی سیب زده بودن

23
00:02:48,418 --> 00:02:51,171
‫احتمال زیاد بهار بود، آره

24
00:02:51,171 --> 00:02:53,506
‫چیزی که برامون اهمیت داره

25
00:02:53,506 --> 00:02:55,925
‫بازگشتت در سال 1918ـه

26
00:02:55,925 --> 00:02:59,637
‫چرا یک‌سال بعد از انقلاب برگشتی؟

27
00:02:59,637 --> 00:03:02,223
‫حتماً می‌دونستی با مردی به...

28
00:03:02,223 --> 00:03:04,934
‫نجیب‌زادگی شما چه برخوردی میشه

29
00:03:06,060 --> 00:03:07,437
‫دلم برای آب‌و‌هوا تنگ شده بود

30
00:03:07,437 --> 00:03:09,939
‫آیا شما شاعر

31
00:03:09,939 --> 00:03:12,192
‫این شعر در سال 1913 بودین؟

32
00:03:12,192 --> 00:03:15,195
"اکنون هدف ما کجاست؟"

33
00:03:21,159 --> 00:03:24,204
‫شاعرش تو بودی؟

34
00:03:26,331 --> 00:03:29,167
‫به من منتسب شده بود، بله

35
00:03:29,667 --> 00:03:33,171
‫بساری مضمون این شعر رو

36
00:03:33,171 --> 00:03:35,215
‫دعوت به اقدامات انقلابی می‌دونن

37
00:03:35,215 --> 00:03:36,883
‫برامون سخته اونو به پای مردی بنویسیم

38
00:03:36,883 --> 00:03:40,553
‫که به‌وضوح تسلیم فساد طبقه‌ش شده

39
00:03:40,553 --> 00:03:44,557
‫و حالا تهدیدی برای روسیه و مردمشه

40
00:03:44,557 --> 00:03:46,226
‫منم یکی از مردمشم

41
00:03:46,226 --> 00:03:47,644
‫بودی

42
00:03:47,644 --> 00:03:51,522
‫تمایل داریم بدیمت دست جوخه‌ی آتش

43
00:03:54,901 --> 00:03:58,112
‫ولی عده‌ای از مقامات بلندپایه‌ی حزب

44
00:03:58,112 --> 00:04:00,281
‫به‌خاطر شعرت

45
00:04:00,281 --> 00:04:03,868
‫تو رو جزو قهرمانان انقلاب می‌دونن

46
00:04:03,868 --> 00:04:06,329
‫بنابراین، این کمیته حکم می‌کنه

47
00:04:06,329 --> 00:04:09,374
‫حالا که متروپل
‫کاملاً تحت کنترل حزب قرار داره

48
00:04:09,374 --> 00:04:12,293
‫به هتلی که اینقدر بهش علاقه داری
‫برگردونده بشی

49
00:04:12,293 --> 00:04:15,880
‫و تا آخر عمرت همون‌جا بمونی

50
00:04:20,093 --> 00:04:21,886
‫و اشتباه نکن

51
00:04:21,886 --> 00:04:26,349
‫اگر یک‌بار دیگه
‫پات رو از متروپل بیرون بذاری

52
00:04:26,349 --> 00:04:28,059
‫با تیر می‌زننت

53
00:04:44,909 --> 00:04:47,912
‫آقایون، فکر کنم خودم راهمو بلد باشم

54
00:04:49,330 --> 00:04:50,915
‫راه بیفت

55
00:04:57,380 --> 00:04:59,757
‫« مسکو، سال 1921 »

56
00:05:07,015 --> 00:05:11,311
‫اون روز، جناب کنت
‫فکر می‌کرد زندگیش به پایان رسیده

57
00:05:11,311 --> 00:05:14,314
‫ولی درواقع، تازه داشت آغاز می‌شد

58
00:05:14,314 --> 00:05:18,735
‫نه فقط زندگی اون، بلکه همچنین زندگی من

59
00:05:18,735 --> 00:05:20,611
‫و در سال‌های پس از اون

60
00:05:20,611 --> 00:05:26,117
‫کنت الکساندر روستوف
‫برام ارزشی بی‌اندازه پیدا ‌کرد

61
00:05:44,302 --> 00:05:47,096
‫عالیجناب، فکر نمی‌کردیم شما...

62
00:05:47,096 --> 00:05:48,681
‫خوشحالم می‌بینمت، واسیلی

63
00:05:53,686 --> 00:05:56,522
‫سوئیت من توی طبقه‌ی سومه، آقایون

64
00:05:56,522 --> 00:05:58,858
‫با آسانسور بریم یا پله؟

65
00:05:59,692 --> 00:06:01,361
‫چطوری قراره در میدان نبرد پیروز بشیم

66
00:06:01,361 --> 00:06:04,447
‫وقتی نمی‌تونیم
‫بین آسانسور و پله تصمیم بگیریم؟

67
00:06:04,447 --> 00:06:06,616
‫تابه‌حال توی میدان نبرد بودی؟

68
00:06:06,616 --> 00:06:09,702
‫پس از پله میریم

69
00:06:54,789 --> 00:06:58,751
‫چشم‌انداز زیبایی
‫ از تالار بولشوی داره، مگه نه؟

70
00:07:14,809 --> 00:07:17,645
‫تمام این‌ها مال توان؟

71
00:07:17,645 --> 00:07:21,858
‫به‌جز کف‌پوش و تخت، آره

72
00:07:29,073 --> 00:07:30,741
‫شعرت رو خوندم

73
00:07:30,741 --> 00:07:32,243
‫لحن صدات نشون میده

74
00:07:32,243 --> 00:07:34,328
‫که چندان باب میلت نبوده

75
00:07:34,328 --> 00:07:35,663
‫باورش برام سخته

76
00:07:35,663 --> 00:07:39,459
‫که اون کلمات
‫از دهن کسی مثل تو دراومده باشه

77
00:07:39,459 --> 00:07:40,835
‫هدف از این کارا چیه؟

78
00:07:40,835 --> 00:07:42,837
‫اومدم محل اقامتت رو بهت نشون بدم

79
00:07:42,837 --> 00:07:45,465
‫محل اقامتم همین‌جاست

80
00:08:44,690 --> 00:08:46,025
‫اینجا دیگه کجاست؟

81
00:08:46,025 --> 00:08:48,569
‫قبل از انقلاب، این اتاق‌ها

82
00:08:48,569 --> 00:08:51,822
‫مخصوص خدمتکارهای مهمانان هتل بودن

83
00:09:04,627 --> 00:09:07,004
‫خب، حداقل پنجره داره

84
00:09:09,590 --> 00:09:11,759
‫و این تخت هم اندازمه

85
00:09:12,885 --> 00:09:15,137
‫فکر کنم نت "سل دیز" باشه

86
00:09:15,137 --> 00:09:20,518
‫آره. همین‌جا عالیه، ممنون

87
00:09:21,227 --> 00:09:23,896
شرایطت بهت اجازه نمیده

88
00:09:23,896 --> 00:09:26,232
‫تمام اموالت رو نگه داری

89
00:09:26,232 --> 00:09:29,277
‫ولی من بهت اجازه میدم
‫چند تا از وسایل شخصیت رو برداری

90
00:09:29,277 --> 00:09:30,570
‫بقیه‌ش چی؟

91
00:09:30,570 --> 00:09:33,573
‫جزو بیت‌المال میشه

92
00:09:33,573 --> 00:09:35,449
‫اینم اضافه کنم که پول‌هات رو

93
00:09:35,449 --> 00:09:36,492
‫از گاوصندوق هتل آزاد کردیم

94
00:09:36,492 --> 00:09:38,911
‫غذا و سرپناه برات فراهم میشه

95
00:09:38,911 --> 00:09:43,541
‫زندگی تو و امثال تو
‫توی مسکو به پایان رسیده

96
00:09:44,375 --> 00:09:48,379
‫نباید هرگز از این هتل خارج بشی

97
00:09:51,841 --> 00:09:54,302
‫اگر خارج بشی...

98
00:09:54,302 --> 00:09:56,429
‫من منتظرتم

99
00:10:00,182 --> 00:10:01,434
‫عذر می‌خوام

100
00:10:01,434 --> 00:10:03,436
‫حواسم نبود اسمت رو بپرسم

101
00:10:03,436 --> 00:10:06,647
‫اسم من به تو ارتباطی نداره

102
00:10:07,273 --> 00:10:10,526
‫خب، ازت ممنونم
‫وظایفت رو به مودبانه‌ترین شکلی

103
00:10:10,526 --> 00:10:13,571
‫که برات امکان‌پذیر بود انجام دادی

104
00:10:48,648 --> 00:10:50,816
‫در رو باز می‌کنی

105
00:10:50,816 --> 00:10:52,610
‫وزنه‌ها رو می‌بری بالا

106
00:10:54,612 --> 00:10:57,448
‫هفته‌ای یک‌بار

107
00:11:01,827 --> 00:11:04,330
‫یادت نره‌ها، الکساندر

108
00:11:34,610 --> 00:11:36,570
‫هلنا

109
00:12:06,767 --> 00:12:10,146
‫« روز اول »

110
00:13:34,730 --> 00:13:36,649
‫شبت خوش، آندری

111
00:13:36,649 --> 00:13:38,567
‫عالیجناب، شبتون خوش

112
00:13:38,567 --> 00:13:41,654
‫مطمئن نبودم قراره امشب
‫با ما شام بخورید یا نه

113
00:13:41,654 --> 00:13:44,490
‫تضمین کردن غذا و سرپناهم مهیا میشه

114
00:13:44,490 --> 00:13:46,826
‫می‌برمتون سر میز

115
00:13:52,498 --> 00:13:54,291
‫ممنونم

116
00:14:04,176 --> 00:14:06,095
‫احمق‌ها

117
00:14:06,637 --> 00:14:11,851
‫برای پخت سالتیمبوکا باید گوشت گوساله رو
‫ توی ژامبون پروشوتو پیچید

118
00:14:11,851 --> 00:14:14,061
‫پروشوتو کجاست؟
‫مریم‌گلی کجاست؟

119
00:14:14,061 --> 00:14:16,814
‫اصلاً پروشوتو نداریم، سرآشپز
‫یا مریم‌گلی

120
00:14:16,814 --> 00:14:18,190
‫پس این سالتیمبوکا نیست!

121
00:14:18,190 --> 00:14:20,651
‫- نه، سرآشپز
‫- چیزی جز گوشت گوساله‌ی نپخته نیست

122
00:14:20,651 --> 00:14:24,613
‫ببخشید، سرآشپز، گوشت گوساله تمام کردیم

123
00:14:26,365 --> 00:14:29,243
‫بایدم گوشت گوساله تموم کرده باشیم!

124
00:14:29,243 --> 00:14:33,581
‫سالتیمبوکا برای میز 7

125
00:14:33,581 --> 00:14:36,041
‫برای جناب کنت

126
00:14:36,041 --> 00:14:37,877
‫کنت؟

127
00:14:37,877 --> 00:14:39,837
‫اینجاست؟

128
00:14:52,016 --> 00:14:54,101
‫- چیکار داره می‌کنه؟
‫- به‌نظرم

129
00:14:54,101 --> 00:14:56,520
‫داره جلوی مغلوب شدن مقاومت می‌کنه

130
00:14:59,315 --> 00:15:03,611
‫همه‌چیز طبق میل‌تون بود، عالیجناب؟

131
00:15:03,611 --> 00:15:06,322
‫سالتیمبوکا...

132
00:15:07,031 --> 00:15:08,532
‫به‌جای گوشت گوساله مرغ ریختین؟

133
00:15:08,532 --> 00:15:09,742
‫اوهوم

134
00:15:09,742 --> 00:15:12,536
‫و به جای پروشوتو

135
00:15:12,536 --> 00:15:14,914
‫یک لایه‌ گوشت خوک اوکراینی بود؟

136
00:15:14,914 --> 00:15:16,081
‫به جای مریم‌گلی

137
00:15:16,081 --> 00:15:18,459
‫و حقیقتش یکم طول کشید متوجه بشم

138
00:15:18,459 --> 00:15:21,420
‫ولی فکر کنم گزنه ریختین

139
00:15:28,385 --> 00:15:32,222
‫یک مردم خوش‌ذوق
‫این‌روزها کم پیدا میشه

140
00:15:32,222 --> 00:15:34,141
‫بله گزنه بوده، عالیجناب

141
00:15:34,141 --> 00:15:37,478
‫حس چشایی‌تون هنوز هم لنگه نداره

142
00:15:37,478 --> 00:15:38,354
‫احسنت، جناب

143
00:15:47,363 --> 00:15:49,365
‫عالیجناب

144
00:15:49,365 --> 00:15:51,784
‫انتظار نداشتم تشریف بیارین

145
00:15:51,784 --> 00:15:55,245
‫یاروسلاف، برای تو
‫با کمال میل صبر می‌کنم

146
00:16:58,392 --> 00:17:04,398
‫« روز چهل و هفتم »

147
00:17:12,573 --> 00:17:14,742
‫سلام

148
00:17:15,325 --> 00:17:16,452
‫سلام

149
00:17:16,452 --> 00:17:18,120
‫از سبیلت خوشم میاد

150
00:17:18,120 --> 00:17:19,621
‫اوه

151
00:17:19,621 --> 00:17:22,166
‫منم از... موهات خوشم میاد

152
00:17:26,670 --> 00:17:27,504
‫الکساندر ایلیچ؟

153
00:17:27,504 --> 00:17:30,340
‫شاهزاده نیکولای، دوست عزیزم
‫خیلی از دیدنت...

154
00:17:30,340 --> 00:17:33,177
‫الان نیکولای خالی هستم

155
00:17:34,011 --> 00:17:36,472
‫به‌نظر سرحال میای

156
00:17:36,472 --> 00:17:38,766
‫حال و احوالت چطوره؟

157
00:17:40,559 --> 00:17:42,978
‫یکم دیگه میام

158
00:17:43,687 --> 00:17:44,980
‫همه‌چی رو بهم بگو

159
00:17:44,980 --> 00:17:48,025
‫آخرین باری که دیدمت
‫داشتی توی یکی از مراسم‌های شام مادربزرگت

160
00:17:48,025 --> 00:17:49,193
‫باخ می‌زدی

161
00:17:49,193 --> 00:17:51,904
‫گمونم هنوزم دارم
‫توی مهمونی‌های شام باخ می‌زنم

162
00:17:51,904 --> 00:17:53,906
‫اکثر هفته‌ها همین‌جام

163
00:17:53,906 --> 00:17:56,575
‫و مادر و خواهرت هم خوبن؟

164
00:17:56,575 --> 00:17:58,786
‫اونا رفتن سوئیس

165
00:17:58,786 --> 00:18:02,039
‫اوه، آره، فکر کنم اینو شنیده بودم

166
00:18:03,791 --> 00:18:07,544
‫هنوزم... توی قصر قدیمی‌تون زندگی می‌کنی؟

167
00:18:07,544 --> 00:18:09,171
‫اونا مصادره‌ش کردن

168
00:18:09,171 --> 00:18:11,840
‫ولی... بهم اجازه میدن
‫توی یک اتاقش بمونم

169
00:18:12,716 --> 00:18:15,344
‫خب، حداقل بدن‌هامون سلامته

170
00:18:19,640 --> 00:18:21,141
‫خب، بهتره دیگه برم

171
00:18:21,141 --> 00:18:24,561
‫البته. معذرت می‌خوام
‫نمی‌خواستم معطلت کنم

172
00:18:24,561 --> 00:18:28,273
‫شاید بتونیم 
‫یک لیوان با هم بنوشیم

173
00:18:28,273 --> 00:18:30,359
‫بعد از اینکه شام خوردم

174
00:18:31,527 --> 00:18:34,029
‫خیلی خوشحال میشم

175
00:18:36,657 --> 00:18:37,825
‫نیکولای

176
00:18:37,825 --> 00:18:42,538
‫می‌تونن خونه‌ت یا اتاق‌هات رو ازت بگیرن

177
00:18:42,538 --> 00:18:46,041
‫ولی نمی‌تونن هویتت رو ازت بگیرن

178
00:19:10,899 --> 00:19:13,694
‫فکر می‌کردم رفتی پاریس

179
00:19:13,694 --> 00:19:16,029
‫آخه چرا برگشتی به این دیوونه‌خونه؟

180
00:19:16,029 --> 00:19:20,951
‫که مادربزرگم رو سوار کشتی کنم
‫و به سلامت بفرستم انگلستان

181
00:19:21,994 --> 00:19:24,037
‫آدریوس، یکی دیگه از همینا بهمون میدی؟

182
00:19:24,121 --> 00:19:24,663
‫ممنون

183
00:19:27,457 --> 00:19:30,919
‫بابت شنیدن خبر خواهرت ناراحت شدم

184
00:19:33,672 --> 00:19:37,009
‫آخه چرا هنوز اینجاییم؟

185
00:19:37,301 --> 00:19:39,803
‫وقتی بچه بودم

186
00:19:39,803 --> 00:19:43,640
‫کمی بعد از فوت والدینم
‫مادربزرگم، خانم کنتس

187
00:19:43,640 --> 00:19:46,059
‫پسری رو از عمارت کناری
‫ دعوت کرد بیاد خونه‌مون

188
00:19:46,059 --> 00:19:48,187
‫فکر کرد شاید حالمو بهتر کنه

189
00:19:48,187 --> 00:19:49,521
‫اسمش "اوبلنسکی" بود

190
00:19:49,521 --> 00:19:53,692
‫توی بازی چکرز شکستم داد

191
00:19:53,692 --> 00:19:55,068
‫واکنش خوبی نشون ندادم

192
00:19:55,068 --> 00:19:57,321
‫اشک‌هایی ریخته شد
‫مهره‌ها پخش شد

193
00:19:57,321 --> 00:19:59,031
‫حتی شاید فحشی هم داده باشم

194
00:19:59,990 --> 00:20:01,200
‫اواخر همون شب

195
00:20:01,200 --> 00:20:03,243
‫دید هنوز وجودم پر از خشمه

196
00:20:03,243 --> 00:20:04,411
‫و گفت

197
00:20:04,411 --> 00:20:07,956
‫"نمیشه هیچ‌چیز خوشایندی در مورد شکست گفت"

198
00:20:07,956 --> 00:20:11,585
‫"و اون پسره اوبلنسکی قطعاً
‫پسر اعصاب‌ خردکنیه"

199
00:20:11,585 --> 00:20:15,380
‫"ولی، ساشا، عزیزدلم، آخه چرا باید"

200
00:20:15,380 --> 00:20:18,717
‫با خرد کردن اعصاب خودت
‫ دل اونو خوش کنی؟"

201
00:20:22,554 --> 00:20:24,389
‫اوبلنسکی...

202
00:20:24,389 --> 00:20:27,184
‫ولادیمیر اوبلنسکی که نیست، هست؟

203
00:20:27,184 --> 00:20:28,936
‫از اوبلنسکی‌های اهل "نیژنی"؟

204
00:20:28,936 --> 00:20:30,479
‫- آره، خودشه
‫- اوه

205
00:20:30,479 --> 00:20:33,357
‫مادربزرگت درست میگه
‫طرف خیلی اعصاب خردکنه

206
00:20:33,357 --> 00:20:35,317
‫بود

207
00:20:35,317 --> 00:20:38,737
‫توی خونه‌ش زنده‌زنده سوزوندنش

208
00:20:39,821 --> 00:20:43,033
‫بیخیال نمیشن، ساشا

209
00:20:48,372 --> 00:20:52,584
‫کسی رو می‌شناسم که می‌تونه...

210
00:20:52,584 --> 00:20:56,922
‫مدارکی رو برای گذر امن تهیه کنه

211
00:20:58,048 --> 00:21:00,259
‫می‌تونیم از کشور خارج بشیم

212
00:21:00,259 --> 00:21:02,928
‫مگر اینکه توی راه ما رو بشناسن

213
00:21:02,928 --> 00:21:04,429
‫خب، مجبوری سبیلت رو بزنی

214
00:21:04,429 --> 00:21:06,932
‫نه، همین تنها
‫دلیل خوبی برای موندنه

215
00:21:06,932 --> 00:21:09,101
‫ساشا، چطوری می‌تونی شوخی کنی؟

216
00:21:09,601 --> 00:21:11,478
‫چون اگر جدی بگیرمش

217
00:21:11,478 --> 00:21:16,233
‫ممکنه توی ناامیدی تیره و تاری بیفتم
‫که راه خروجی ازش پیدا نمی‌کنم

218
00:21:16,233 --> 00:21:18,485
‫اون سمت درها هیچ میله‌ای نیست

219
00:21:18,485 --> 00:21:20,862
‫وقتی از هتل خارج شدی
‫می‌تونیم ناپدید بشیم

220
00:21:20,862 --> 00:21:23,365
‫بریم شرق، بریم غرب

221
00:21:23,365 --> 00:21:24,992
‫می‌تونیم از نو شروع کنیم

222
00:21:24,992 --> 00:21:27,494
‫به عنوان کی؟ به عنوان چی؟

223
00:21:27,494 --> 00:21:30,872
‫مگه اهمیتی داره؟ درهرحال زنده‌ایم

224
00:21:33,375 --> 00:21:36,586
‫اینجا هنوزم کشور منه

225
00:21:42,884 --> 00:21:45,345
‫حالا فقط خودمون موندیم؟

226
00:21:54,229 --> 00:21:57,524
‫آره، خیلی خوبی

227
00:22:28,847 --> 00:22:30,807
‫امروز چیکار کنیم، عالیجناب؟

228
00:22:30,807 --> 00:22:34,144
‫همون مدل همیشگی، اگر لطف کنی

229
00:22:35,312 --> 00:22:36,188
‫نفر بعدی من بودم

230
00:22:36,188 --> 00:22:40,192
‫یک لحظه‌ی دیگه میام خدمتت، جناب

231
00:22:40,192 --> 00:22:41,443
‫من قبل از این آقا اینجا بودم

232
00:22:41,443 --> 00:22:43,653
‫اوه، من نوبت دائمی دارم

233
00:22:43,653 --> 00:22:45,197
‫ساعت 12 سه‌شنبه‌ها

234
00:22:45,197 --> 00:22:46,823
‫اگر میشه لطفاً منتظر بمونید

235
00:22:46,823 --> 00:22:48,909
‫چرا باید منتظر بمونم؟
‫چرا باید اون قبل از من بشینه؟

236
00:22:48,909 --> 00:22:50,535
‫خب، همونطور که توضیح دادم، من...

237
00:22:50,535 --> 00:22:52,871
‫ایشون نوبت دائمی داره

238
00:22:53,413 --> 00:22:56,583
‫من قبل از تو اینجا بودم

239
00:22:57,542 --> 00:22:59,836
‫به‌زودی نوبت توام میشه

240
00:22:59,836 --> 00:23:01,838
‫عالیجناب

241
00:23:06,510 --> 00:23:08,261
‫هی!

242
00:23:16,269 --> 00:23:16,812
‫ممنونم

243
00:23:24,361 --> 00:23:27,781
‫اوه، نیازی به لیست نیست
‫تمامش رو حفظم

244
00:23:27,781 --> 00:23:32,244
‫اوه، شما باید مهمان طبقه‌ی آخر باشید

245
00:23:32,244 --> 00:23:35,664
‫بله، از آشناییت خوشبختم

246
00:23:38,625 --> 00:23:39,918
‫اوه...

247
00:23:39,918 --> 00:23:42,796
‫خب، باشه
‫فیله‌ی ماهی حلوا می‌خورم

248
00:23:42,796 --> 00:23:47,968
‫یک لیوان نوشیدنی هم
‫با ماهی‌تون میل دارین؟

249
00:23:48,176 --> 00:23:48,802
‫بله چشم

250
00:23:48,802 --> 00:23:51,513
‫ممنون

251
00:23:59,855 --> 00:24:00,981
‫ماهی‌تون، جناب

252
00:24:00,981 --> 00:24:02,232
‫به‌نظر خوشمزه میاد، ممنون...

253
00:24:06,027 --> 00:24:07,737
‫همم

254
00:24:09,573 --> 00:24:12,242
‫- کجا رفت؟
‫- جانم؟

255
00:24:12,242 --> 00:24:14,995
‫- سبیلت
‫- خب...

256
00:24:14,995 --> 00:24:17,456
‫حقیقت داره که تو "کنت" هستی؟

257
00:24:17,456 --> 00:24:20,000
‫- آره
‫- هیچ شاه‌دختی می‌شناختی؟

258
00:24:20,000 --> 00:24:21,751
‫شاه‌دخت‌های زیادی رو می‌شناختم

259
00:24:21,751 --> 00:24:23,253
‫شاه‌دخت بودن خیلی سخت بود؟

260
00:24:23,253 --> 00:24:27,924
‫به‌شدت. به‌خصوص از زمان انقلاب شکوهمندمون

261
00:24:35,974 --> 00:24:37,142
‫همم

262
00:24:37,142 --> 00:24:40,562
‫خب، یه شاه‌دخت
‫روزش رو چطوری می‌گذروند؟

263
00:24:40,562 --> 00:24:42,481
‫مثل هر دخترخانم دیگه‌ای

264
00:24:42,481 --> 00:24:44,357
‫صبح، تعلیم می‌دید

265
00:24:44,357 --> 00:24:46,526
‫بعدازظهر، می‌رفت دیدن دوست‌هاش

266
00:24:46,526 --> 00:24:49,362
‫و سر شام، سبزیجاتش رو می‌خورد

267
00:24:51,823 --> 00:24:54,534
‫تابه‌حال توی دوئلی شرکت داشتی؟

268
00:24:56,119 --> 00:24:58,705
‫نه چندان

269
00:25:03,335 --> 00:25:05,879
‫ولی پدربزرگم در بیشتر از یک دوئل

270
00:25:05,879 --> 00:25:07,672
دستیار بود

271
00:25:07,672 --> 00:25:08,965
‫- دستیار؟
‫- وقتی دو اشراف‌زاده

272
00:25:08,965 --> 00:25:11,927
‫دوئل رو می‌پذیرن
‫هرکدوم دستیاری رو تعیین می‌کنن

273
00:25:11,927 --> 00:25:15,180
‫نایب‌هایی که
‫روی قوانین مبارزه توافق می‌کنن

274
00:25:15,180 --> 00:25:17,349
‫چجور قوانین مبارزه‌ای؟

275
00:25:17,349 --> 00:25:19,768
‫زمانش، مکانش
‫اینکه از چه اسلحه‌هایی استفاده کنن

276
00:25:19,768 --> 00:25:23,563
‫اگر تپانچه‌ست، چند قدم فاصله بگیرن

277
00:25:23,563 --> 00:25:26,149
‫یکی از دوئل‌هایی
‫که پدربزرگم توش دستیار بود

278
00:25:26,149 --> 00:25:28,151
‫از بحثی نشأت گرفت

279
00:25:28,151 --> 00:25:32,989
‫که توی همین هتل
‫بین یک دریاسالار و یک شاهزاده درگرفته بود

280
00:25:32,989 --> 00:25:35,992
‫که یک شب توی لابی
‫به‌دلیل اختلاف‌هاشون درگیر شدن

281
00:25:35,992 --> 00:25:37,953
‫همیشه پای یک زن درمیونه

282
00:25:37,953 --> 00:25:39,746
‫آره، خب، دلیلش هرچی که بود
‫در اون زمان

283
00:25:39,746 --> 00:25:42,874
‫فردی به اسم "کفلر"
‫مدیریت هتل رو به‌عهده داشت

284
00:25:42,874 --> 00:25:44,543
‫و همه می‌دونستن که توی دفترش

285
00:25:44,543 --> 00:25:46,086
‫پشت یک نقاشی
‫دو تا تپانچه‌ی عتیقه نگه می‌داره

286
00:26:00,517 --> 00:26:02,477
‫ممنون که تشریف آوردین

287
00:26:02,477 --> 00:26:03,728
‫خواهش می‌کنم

288
00:26:03,728 --> 00:26:05,772
‫در جریان قرار گرفتم

289
00:26:05,772 --> 00:26:08,984
‫که برخی از کارکنان هتل

290
00:26:08,984 --> 00:26:10,277
‫موقع صحبت با شما

291
00:26:10,277 --> 00:26:13,363
‫باز هم از یک‌سری...

292
00:26:13,363 --> 00:26:17,534
‫القاب استفاده می‌کنن

293
00:26:17,534 --> 00:26:19,494
‫القاب؟

294
00:26:19,494 --> 00:26:22,080
‫بله، مثل عالیجناب و این‌ها

295
00:26:22,080 --> 00:26:23,748
‫آها. بله

296
00:26:23,748 --> 00:26:26,167
‫- گمونم همینطوره
‫- همم

297
00:26:26,167 --> 00:26:31,172
‫خب، اگر... می‌دونین
‫اگر به من بود

298
00:26:31,172 --> 00:26:33,133
‫می‌دونین، طبیعتاً...

299
00:26:33,133 --> 00:26:34,968
‫خب، می‌دونین
‫نیازی به گفتن نیست

300
00:26:34,968 --> 00:26:36,928
‫ولی با وجود...

301
00:26:38,013 --> 00:26:42,017
‫عناوین در دوران خودشون
‫چیزهای برازنده‌ای بودن

302
00:26:42,017 --> 00:26:46,605
‫ولی... به‌نظر میاد
‫دوران مفید بودنشون به‌سر اومده

303
00:26:46,605 --> 00:26:50,650
‫کار دوران عوض شدنه، آقای هالتسکی

304
00:26:50,650 --> 00:26:53,945
‫و آقایون هم باید باهاش عوض بشن

305
00:26:53,945 --> 00:26:55,488
‫بله دقیقاً

306
00:26:56,031 --> 00:27:01,202
‫میشه بپرسم کی این رو بهتون گفته؟

307
00:27:04,497 --> 00:27:06,249
‫می‌دونین چرا اجازه دادن

308
00:27:06,249 --> 00:27:08,501
‫این هتل به کارش ادامه بده

309
00:27:08,501 --> 00:27:11,463
‫و به مشتری‌های خاصش سرویس ارائه کنه؟

310
00:27:11,463 --> 00:27:14,966
‫تا بشه همه رو زیر نظر گرفت

311
00:27:15,800 --> 00:27:18,553
‫تا بتونن افرادی که به حزب
‫وفادار نیستن رو پیدا کنن

312
00:27:18,553 --> 00:27:21,097
‫از زمان انقلاب همین وضع بوده

313
00:27:21,097 --> 00:27:23,224
‫به مرور زمان بدتر هم میشه

314
00:27:23,224 --> 00:27:25,101
‫این هتل جای خطرناکیه

315
00:27:25,101 --> 00:27:26,186
‫به‌خصوص برای شما

316
00:27:27,354 --> 00:27:28,772
‫همونطور که می‌بینی، واسیلی

317
00:27:28,772 --> 00:27:29,814
‫وسط صحبت

318
00:27:29,814 --> 00:27:31,274
‫با یکی از مهمان‌هامون هستم

319
00:27:31,274 --> 00:27:32,692
‫از جفتتون عذر می‌خوام

320
00:27:32,692 --> 00:27:36,279
‫ولی اگر میشه
‫یک لحظه تشریف بیارید...

321
00:27:36,738 --> 00:27:39,115
‫خیلی‌خب

322
00:29:41,404 --> 00:29:42,614
‫پیشنهاد می‌کنی

323
00:29:42,614 --> 00:29:44,073
‫چطوری انجامش بدیم؟

324
00:29:44,073 --> 00:29:45,533
‫باید لباس مبدل بپوشیم

325
00:29:45,533 --> 00:29:48,787
‫می‌تونم چند تا کت

326
00:29:48,787 --> 00:29:52,540
‫از سربازهای ارتش سرخی
‫که توی خونه‌م اقامت دارن بدزدم

327
00:29:59,547 --> 00:30:02,342
‫اگر با اعتماد به‌نفس راه بری
‫هیچکس بهمون توجهی نمی‌کنه

328
00:30:02,342 --> 00:30:05,303
‫- فکر می‌کنن یه سرباز بلشویک معمولی هستی
‫- آره

329
00:30:11,935 --> 00:30:14,854
‫ترتیبی میدم بیرون
‫یک ماشین منتظرمون باشه

330
00:30:14,854 --> 00:30:17,315
‫و بعد از اون، میریم ایستگاه قطار

331
00:30:17,315 --> 00:30:21,236
‫همه‌جای مسکو پر از
‫سربازهای ارتش سرخه، ولی...

332
00:30:21,236 --> 00:30:22,237
‫این مدارک

333
00:30:22,237 --> 00:30:23,530
‫که می‌تونم بدم آماده کنن

334
00:30:23,530 --> 00:30:26,449
‫باید بتونن ما رو تا قطار برسونن

335
00:31:05,738 --> 00:31:07,448
‫از اونجا به بعد

336
00:31:07,448 --> 00:31:09,075
‫نشان‌های ارتش سرخمون رو درمیاریم

337
00:31:09,075 --> 00:31:13,246
‫...و 320 کیلومتر تا مینسک پیاده میریم

338
00:31:14,622 --> 00:31:17,333
‫و به آزادی می‌رسیم

339
00:31:22,755 --> 00:31:25,508
‫متعلقات‌مون چی؟

340
00:31:25,508 --> 00:31:27,635
‫نه

341
00:31:27,635 --> 00:31:31,347
‫نمی‌تونیم هیچی با خودمون ببریم
‫که ممکنه بابتش لو بریم

342
00:31:39,355 --> 00:31:41,774
‫حتی هلنا

343
00:31:47,530 --> 00:31:49,657
‫چقدر نیاز داری؟

344
00:31:52,243 --> 00:31:54,120
‫به‌نظرت اینقدر کافیه؟

345
00:31:54,120 --> 00:31:57,248
‫- خب، شاید... یکم...
‫- اوه

346
00:31:57,248 --> 00:31:58,750
‫ممنونم

347
00:31:59,083 --> 00:32:01,586
‫« روز شصت و پنجم »

348
00:32:05,423 --> 00:32:07,133
‫واقعاً اگر بری بیرون

349
00:32:07,133 --> 00:32:08,384
‫با تیر می‌زننت؟

350
00:32:08,384 --> 00:32:11,721
‫مثل ارواح پدیدار و ناپدید میشی

351
00:32:11,721 --> 00:32:14,766
‫- اسمت چیه؟
‫- نینا کالیکووا

352
00:32:14,766 --> 00:32:18,227
‫بنده کنت الکساندر ایلیچ روستوف هستم

353
00:32:18,227 --> 00:32:21,189
‫- پدرت کجاست؟
‫- مشغول کاره

354
00:32:21,189 --> 00:32:22,690
‫همیشه مشغول کاره

355
00:32:22,690 --> 00:32:24,943
‫- مادرت چی؟
‫- مرده

356
00:32:24,943 --> 00:32:27,070
‫اوه، متاسفم که اینو می‌شنوم

357
00:32:27,070 --> 00:32:30,823
‫منم حدوداً در همین سن
‫پدر و مادرم رو از دست دادم

358
00:32:30,823 --> 00:32:32,784
‫کسی از دست نمیره

359
00:32:32,784 --> 00:32:34,744
‫از ما گرفته میشن

360
00:32:40,124 --> 00:32:41,334
‫آه، نینا کوچولو

361
00:32:41,334 --> 00:32:44,504
‫چطوری قراره از این روزهای بی‌پایانی
‫که توی این هتل گیر افتادیم

362
00:32:44,504 --> 00:32:46,673
‫
‫جون سالم‌ به‌در ببریم؟

363
00:32:48,132 --> 00:32:50,677
‫راهی برای فرار پیدا کردم

364
00:32:56,599 --> 00:33:00,520
‫شاه‌کلیدی دارم
‫که تمام درهای هتل رو باز می‌کنه

365
00:33:04,232 --> 00:33:06,943
‫باید یادت باشه که
‫توی این هتل اتاق پشت اتاق

366
00:33:06,943 --> 00:33:08,486
‫و در پشت در وجود داره

367
00:33:08,486 --> 00:33:10,488
‫بجنب

368
00:33:11,197 --> 00:33:13,950
‫- داریم کجا میریم؟
‫- به‌زودی می‌بینی

369
00:33:15,076 --> 00:33:16,786
‫اینجا بهترین جا

370
00:33:16,786 --> 00:33:18,705
‫برای نابود کردن پیام‌های مخفیانه

371
00:33:18,705 --> 00:33:19,872
‫و نامه‌های عاشقانه‌ی ممنوعه‌ست

372
00:33:19,872 --> 00:33:23,042
‫برای توام نامه‌های
‫ عاشقانه‌ی ممنوعه می‌فرستن، کنت؟

373
00:33:23,042 --> 00:33:24,627
‫معلومه

374
00:33:24,627 --> 00:33:26,212
‫بازم هست

375
00:33:33,011 --> 00:33:35,680
‫- فکر نکنم فکر خوبی...
‫- اینقدر اُمُل نباش

376
00:33:35,680 --> 00:33:36,556
‫ببین، می‌تونیم یواشکی
‫سالن رقص رو دید بزنیم

377
00:33:36,556 --> 00:33:37,181
‫بیا بریم

378
00:33:37,181 --> 00:33:39,392
‫اگر این اهرم رو بکشی، باعث میشه سالن رقص

379
00:33:39,392 --> 00:33:41,686
‫کاملاً تاریک بشه

380
00:33:41,686 --> 00:33:43,813
‫از این طرف

381
00:33:51,821 --> 00:33:54,532
‫عه، همون خدمتکاریه که قبلاً

382
00:33:54,532 --> 00:33:55,950
‫ملافه‌‌هام رو عوض می‌کرد

383
00:33:55,950 --> 00:33:58,578
‫- چشماتو ببند، چشماتو ببند
‫- اسمش "مارینا"ـست

384
00:33:58,578 --> 00:34:01,122
‫هر روز ته‌مانده‌های غذا رو جمع می‌کنه

385
00:34:01,122 --> 00:34:03,416
‫که برای پسرکوچولوش
‫ضیافت برگزار کنه

386
00:34:04,751 --> 00:34:06,377
‫اسمش "یاشا"ـست

387
00:34:10,506 --> 00:34:12,884
‫ اینا تمام رمان‌ها
‫و کتابچه‌های راهنمای سفریه

388
00:34:12,884 --> 00:34:15,553
‫که مهمان‌های هتل جا می‌ذارن

389
00:34:16,804 --> 00:34:19,807
‫این صندلی موردعلاقه‌ی پدرخوانده‌م بود

390
00:34:19,807 --> 00:34:22,310
‫یه مشت وسیله بیشتر نیستن

391
00:34:32,195 --> 00:34:34,864
‫تمام خاطراتم در این‌ها نهفته‌ست

392
00:34:44,665 --> 00:34:46,918
‫از این طرف

393
00:34:58,513 --> 00:35:01,557
‫بجنب، چیزهای بیشتری هست
‫که باید بهت نشون بدم

394
00:35:01,557 --> 00:35:02,809
‫بجنب

395
00:35:13,653 --> 00:35:15,363
‫ببین

396
00:35:18,991 --> 00:35:21,536
‫نمی‌دونستم این‌ها اینجان
‫ اینا برای چی هستن؟

397
00:35:21,536 --> 00:35:23,663
‫بابا میگه یه سری کارهای دولتی

398
00:35:23,663 --> 00:35:26,457
‫زیادی مهم هستن
‫حتی برای کرملین

399
00:35:39,846 --> 00:35:41,931
‫بجنب، بیا بریم

400
00:35:44,142 --> 00:35:45,977
‫قایم شو

401
00:35:49,480 --> 00:35:50,857
‫فردا باید

402
00:35:50,857 --> 00:35:53,234
‫- چند تا رو بررسی کنیم؟
‫- صبح 14 تا

403
00:35:53,234 --> 00:35:55,945
‫- و بعدازظهر 12 تا
‫- فقط 12؟

404
00:35:55,945 --> 00:35:58,489
‫اونایی هستن که تونستیم
‫بر علیهشون مدرک جمع کنیم

405
00:35:58,489 --> 00:36:01,159
‫مدرک؟ چه مدرکی نیاز دارین؟

406
00:36:01,159 --> 00:36:04,370
‫یکی رو بهم بده
‫تا جرمش رو برات پیدا کنم

407
00:36:04,370 --> 00:36:06,080
‫پنج تا اسم دیگه جور کنین

408
00:37:15,274 --> 00:37:18,277
‫« روز شصت و هفتم »

409
00:37:26,369 --> 00:37:28,120
‫دارن افراد بیشتری رو دستگیر می‌کنن

410
00:37:28,120 --> 00:37:29,622
‫می‌برن محاکمه‌شون می‌کنن

411
00:37:29,622 --> 00:37:31,666
‫براشون مهم نیست

412
00:37:31,666 --> 00:37:33,834
‫جرمی صورت گرفته یا نه

413
00:37:34,293 --> 00:37:37,213
‫اینم دلیل دیگه‌ای برای اینه که بریم

414
00:37:37,213 --> 00:37:38,422
‫دلیلی برای رفتن توئه

415
00:37:38,422 --> 00:37:40,508
‫و باید تا فرصتش رو داری به‌سرعت بری

416
00:37:40,508 --> 00:37:43,719
‫اسمت رو توی یک لیست دیدم

417
00:37:44,262 --> 00:37:45,805
‫امروز مدارک رو تحویل گرفتم

418
00:37:45,805 --> 00:37:48,432
‫چند هفته‌ی دیگه صبر کنیم
‫همه‌چیز برای فرارمون آماده میشه

419
00:37:48,432 --> 00:37:51,560
‫چند هفته وقت نداریم
‫ممکنه چند روز دیگه بیان

420
00:37:51,560 --> 00:37:52,979
‫چند ساعت دیگه

421
00:37:52,979 --> 00:37:54,230
‫باید همین الان بری

422
00:37:54,230 --> 00:37:56,607
‫ولی توام باید باهام بیای

423
00:37:57,692 --> 00:37:59,944
‫نمی‌تونم

424
00:38:01,445 --> 00:38:04,991
‫به همون دلیلی
‫ که قبل از این نمی‌تونستم برم

425
00:38:06,826 --> 00:38:08,786
‫هلنا؟

426
00:38:08,786 --> 00:38:10,871
‫آره

427
00:38:14,375 --> 00:38:18,004
‫فایده‌ای نداره بخوام بهت بگم ولی...

428
00:38:18,004 --> 00:38:20,923
‫اگر اون بود
‫دلش می‌خواست زندگیتو بکنی

429
00:38:21,465 --> 00:38:24,468
‫شاید لیاقت زندگی کردن رو ندارم

430
00:38:33,978 --> 00:38:36,939
‫اگر نظرت عوض شد...

431
00:38:39,108 --> 00:38:41,569
‫با این‌ها می‌تونی بی‌خطر سفر کنی

432
00:38:41,986 --> 00:38:44,780
‫تو یه دوست واقعی هستی

433
00:38:46,657 --> 00:38:48,868
‫ولی نه

434
00:38:50,411 --> 00:38:53,914
‫دیگه باید بری. همین امشب

435
00:38:57,335 --> 00:38:59,712
‫میرم

436
00:39:00,796 --> 00:39:05,634
‫بعد از اینکه برای آخرین بار
‫توی خاک روسیه آهنگ "راخمانینف" رو زدم

437
00:39:29,033 --> 00:39:31,202
‫می‌دونستی، نینا

438
00:39:31,202 --> 00:39:34,705
‫نیکولای پتروف یک شاهزاده‌ی واقعیه؟

439
00:39:34,705 --> 00:39:35,998
‫آره

440
00:39:35,998 --> 00:39:38,042
‫پدرش یک ژنرال مشهور بود

441
00:39:38,042 --> 00:39:40,044
‫ولی جنگیدن توی خونش نبود

442
00:39:40,044 --> 00:39:42,004
‫عشق حقیقیش موسیقی بود

443
00:39:42,004 --> 00:39:44,215
‫و میگن از 3 سالگیش تا الان

444
00:39:44,215 --> 00:39:48,552
‫میزان زمانی که ویولن دستش بوده
‫از خالی بودن دست‌هاش بیشتره

445
00:41:24,148 --> 00:41:25,816
‫نیکولای

446
00:41:28,068 --> 00:41:29,904
‫نیکولای!

447
00:41:32,114 --> 00:41:34,325
‫نیکولای!

448
00:42:11,904 --> 00:42:14,532
‫دوستت با شخصی داد و ستد داشته

449
00:42:14,532 --> 00:42:16,909
‫که ما زیر نظر داشتیم

450
00:42:17,409 --> 00:42:22,957
‫برام سواله چرا
‫دو سری مدارک سفر نیاز داشته

451
00:42:37,721 --> 00:42:40,641
‫سال‌ها بعد، کنت بهم گفت

452
00:42:40,641 --> 00:42:43,269
‫که آرزو می‌کرده ای‌کاش
‫شجاعت داشت کار بیشتری انجام بده

453
00:42:43,269 --> 00:42:46,313
‫ولی در حقیقت
‫اگر اون شب از هتل خارج می‌شد

454
00:42:46,313 --> 00:42:50,109
‫چند ثانیه بعد خودش هم
‫در خیابان کشته می‌شد

455
00:42:50,109 --> 00:42:54,154
‫و من الان زنده نبودم
‫که این داستان رو تعریف کنم
