﻿1
00:00:04,295 --> 00:00:07,173
‫زندگی برای تو و امثال تو
‫توی مسکو تمام شده

2
00:00:07,173 --> 00:00:10,343
‫نباید هرگز از این هتل خارج بشی

3
00:00:10,343 --> 00:00:12,137
‫اگر خارج شدی، من منتظرتم

4
00:00:12,137 --> 00:00:14,472
‫واقعاً اگر بری بیرون
‫با تیر می‌زننت؟

5
00:00:14,472 --> 00:00:17,434
‫شاه‌کلیدی دارم که تمام
‫درهای هتل رو باز می‌کنه

6
00:00:17,434 --> 00:00:19,769
‫توی این هتل اتاق‌ پشت اتاق
‫و در پشت در وجود داره

7
00:00:19,769 --> 00:00:22,022
‫این هتل جای خطرناکیه
‫بخصوص برای شما

8
00:00:22,022 --> 00:00:25,692
‫تو نویسنده‌ی شعر سال 1913

9
00:00:25,692 --> 00:00:27,610
‫"اکنون هدف ما کجاست" هستی؟

10
00:00:27,610 --> 00:00:28,945
‫به من منتسب شده بود

11
00:00:34,576 --> 00:00:35,577
‫نیکولای!

12
00:00:35,618 --> 00:00:37,287
‫اگر جدی بگیرمش...

13
00:00:37,495 --> 00:00:39,330
‫ممکنه توی ناامیدی تیره و تاری بیفتم

14
00:00:39,330 --> 00:00:41,124
‫که راه خروجی ازش پیدا نمی‌کنم

15
00:00:52,469 --> 00:00:55,805
‫« سال 1922 »

16
00:00:55,805 --> 00:00:59,059
‫باید با یک نوع سرمایه‌داری دولتی ادامه بدیم

17
00:00:59,059 --> 00:01:00,769
‫تا پیشرفت رو تضمین کنیم!

18
00:01:01,102 --> 00:01:02,771
‫خوک باید برای ضیافت چاق و چله بشه

19
00:01:04,397 --> 00:01:06,066
‫باید واقع‌بین باشیم

20
00:01:06,066 --> 00:01:08,151
‫نمی‌تونیم کمونیسم تمام و کمال رو اجرا کنیم

21
00:01:08,151 --> 00:01:09,819
‫سیاست اقتصادی جدید لازمه...

22
00:01:10,361 --> 00:01:12,072
‫این کجاش جدیده

23
00:01:12,572 --> 00:01:13,865
‫هنوزم کارگرها جون می‌کنن

24
00:01:13,865 --> 00:01:16,826
‫ولی به‌جای زمین‌دارهای سابق
‫زمین‌دارهای جدید سود می‌برن

25
00:01:17,535 --> 00:01:19,162
‫شاید برای یک دوره‌ی گذرا...

26
00:01:19,162 --> 00:01:22,332
‫نه، بیش از حد زیر یوغ استبداد زجر کشیدیم

27
00:01:23,041 --> 00:01:26,336
‫برای انقلاب جنگیدیم
‫نه برای تغییرات آهسته

28
00:01:26,586 --> 00:01:29,380
‫می‌تونیم با همدیگه روسیه‌ی جدید رو بسازیم

29
00:01:29,380 --> 00:01:31,049
‫چند قدم بیشتر باهاش فاصله نداریم...

30
00:01:31,049 --> 00:01:32,759
‫ولی باید شجاعت به‌خرج بدیم

31
00:01:32,759 --> 00:01:35,220
‫قدم‌های آخر رو هم بریم و به دستش بیاریم

32
00:01:35,804 --> 00:01:36,429
‫میشکا

33
00:01:36,429 --> 00:01:38,264
‫نباید سازش کنیم

34
00:01:38,556 --> 00:01:40,266
‫می‌شناسیش؟

35
00:01:40,266 --> 00:01:40,809
‫آره

36
00:01:40,809 --> 00:01:44,020
‫باید دنیایی بسازیم
‫که همه فرصت برابر داشته باشن

37
00:01:45,939 --> 00:01:47,649
‫نمی‌تونیم اینطوری ادامه بدیم

38
00:01:47,649 --> 00:01:51,569
‫بچه‌ها دارن گرسنگی می‌کشن
‫خانواده‌ها دارن توی خونه‌هاشون

39
00:01:51,569 --> 00:01:53,279
‫از سرما یخ می‌زنن

40
00:01:53,613 --> 00:01:56,074
‫آره، اونقدر هست که به همه برسه

41
00:01:56,074 --> 00:01:58,743
‫ولی ثروتمندها هنوزم
‫دارن همه‌چیز رو می‌چاپن

42
00:02:00,620 --> 00:02:02,330
‫- اینطوری درست نیست
‫- نه!

43
00:02:02,330 --> 00:02:04,332
‫اینطوری درست نیست

44
00:02:04,791 --> 00:02:06,167
‫انسانیت‌مون کجا رفته

45
00:02:06,167 --> 00:02:08,336
‫عشق‌مون به هموطن‌هامون کجا رفته؟

46
00:02:19,806 --> 00:02:21,474
‫میشکا

47
00:02:26,813 --> 00:02:28,523
‫الکساندر ایلیچ

48
00:02:28,857 --> 00:02:30,567
‫خوشحالم دوباره می‌بینمت

49
00:02:30,817 --> 00:02:32,443
‫امیدوار بودم زودتر همو ببینیم

50
00:02:32,443 --> 00:02:34,154
‫آره، مشغول کارهای مهمی بودم

51
00:02:35,947 --> 00:02:39,200
‫میشه بهم یادآوری کنی، زیر یوغ
‫کدوم استبداد زجر کشیدی؟

52
00:02:41,369 --> 00:02:42,453
‫تا جایی که یادمه

53
00:02:42,453 --> 00:02:44,330
‫از اقامتت پیش خانواده‌م
‫در آیدل‌آور لذت می‌بردی

54
00:02:44,330 --> 00:02:45,748
‫درضمن، سوزوندنش

55
00:02:45,748 --> 00:02:47,208
‫می‌دونم

56
00:02:47,208 --> 00:02:49,544
‫از شنیدن اینکه کنتس
‫تونسته فرار کنه خوشحال شدم

57
00:02:51,045 --> 00:02:52,755
‫تو رو به خونه‌م راه دادم

58
00:02:53,756 --> 00:02:55,216
‫لباس تنت کردم، غذا بهت دادم

59
00:02:55,216 --> 00:02:56,926
‫لباس‌ها اندازه‌م نبودن

60
00:02:57,677 --> 00:02:58,928
‫تو دوستم بودی

61
00:02:58,928 --> 00:03:00,597
‫مثل برادر باهات رفتار می‌کردم

62
00:03:01,639 --> 00:03:03,349
‫از من خجالت می‌کشیدی

63
00:03:06,102 --> 00:03:07,770
‫دلیل خوبی برای خجالت کشیدن بهم دادی

64
00:03:11,482 --> 00:03:14,944
‫تمام اتفاقاتی که افتاد
‫به‌خاطر تو بود

65
00:04:21,594 --> 00:04:25,598
‫« نـجـیـب‌زاده‌ای در مـسـکـو »

66
00:05:05,388 --> 00:05:07,473
‫« روز 412 »

67
00:05:07,557 --> 00:05:09,225
‫یادم نمیاد خدمات اتاق سفارش داده باشم

68
00:05:12,603 --> 00:05:14,439
‫بی‌زحمت حالا که اونجایین

69
00:05:14,439 --> 00:05:16,149
‫یکم گردگیری بکنین

70
00:05:19,777 --> 00:05:21,195
‫دیگه هیچی حرمت نداره؟

71
00:05:21,195 --> 00:05:22,905
‫از طرف مادربزرگته

72
00:05:23,156 --> 00:05:24,866
‫اوه، ظاهراً که نداره

73
00:05:26,409 --> 00:05:27,869
‫خائن‌های در تبعید

74
00:05:27,869 --> 00:05:29,829
‫هنوزم رویای بازگشتی شکوهمند دارن

75
00:05:30,538 --> 00:05:32,582
‫که خاندان رمانوف رو به قدرت برگردونن

76
00:05:56,898 --> 00:05:59,025
‫میخائیل فیودوریویچ میندیچ

77
00:06:00,234 --> 00:06:01,944
‫می‌شناسیش؟

78
00:06:01,944 --> 00:06:04,155
‫آره، آشنایی دورادوری داریم

79
00:06:05,239 --> 00:06:06,949
‫توی دانشگاه با هم زندگی می‌کردین

80
00:06:08,201 --> 00:06:10,787
‫با وجود تفاوت‌هاتون
‫در سیاست و خانواده

81
00:06:10,787 --> 00:06:12,580
‫می‌تونم بگم صمیمی‌ترین دوستت بود

82
00:06:15,291 --> 00:06:17,001
‫پس چرا می‌پرسی؟

83
00:06:17,710 --> 00:06:20,922
‫چون در دروغ‌هایی که میگیم
‫میشه حقایقی پیدا کرد

84
00:06:23,216 --> 00:06:24,675
‫دوستان نزدیکی بودیم

85
00:06:24,675 --> 00:06:26,969
‫تا اینکه یه سری مسائل
‫بین‌مون فاصله انداخت

86
00:06:26,969 --> 00:06:28,679
‫چه مسائلی؟

87
00:06:28,888 --> 00:06:31,891
‫می‌خواست طبقه‌ای که من جزوش بودم رو
‫ از صحنه‌ی روزگار محو کنه

88
00:06:32,642 --> 00:06:34,394
‫شاید زمانی اینطوری بوده باشه

89
00:06:36,145 --> 00:06:39,941
‫میشکا اولین بار
‫توی دادگاهت توجهم رو جلب کرد

90
00:06:40,316 --> 00:06:43,069
‫ظاهراً توی حزب نفوذ داره

91
00:06:45,154 --> 00:06:46,864
‫به کمکت نیاز دارم...

92
00:06:47,990 --> 00:06:49,700
‫که بهتر درکش کنم

93
00:06:54,038 --> 00:06:55,748
‫مطمئن نیستم به دردت بخورم

94
00:06:56,416 --> 00:06:58,084
‫بیش از یک دهه می‌شناختیش

95
00:06:59,127 --> 00:07:01,671
‫حتماً اطلاعاتی در مورد شخصیتش داری

96
00:07:11,806 --> 00:07:15,351
‫گاهی اوقات یکم طول می‌کشه
‫تا مردم بفهمن اوضاع از چه قراره

97
00:07:17,895 --> 00:07:19,564
‫ولی در نهایت همیشه می‌فهمن

98
00:07:31,742 --> 00:07:34,537
‫ولی شاه‌دخت داشت می‌رفت
‫مجلس رقص توشین

99
00:07:34,912 --> 00:07:37,206
‫خب، دقیقاً
‫پس کاملاً حق داشته

100
00:07:37,206 --> 00:07:40,084
‫که راهش رو بکشه و بره

101
00:07:40,084 --> 00:07:43,296
‫به‌جاش، اصرار کرد که پیرزن رو

102
00:07:43,296 --> 00:07:45,089
‫ببره دیدن پسر آهنگرش

103
00:07:45,089 --> 00:07:47,967
‫در شهر کودروفو

104
00:07:47,967 --> 00:07:49,677
‫که بیش از 11 کیلومتر فاصله داشت

105
00:07:49,802 --> 00:07:51,012
‫بعد چی شد؟

106
00:07:51,012 --> 00:07:55,266
‫خانواده‌ی آهنگر دور کالسکه جمع شدن

107
00:07:55,266 --> 00:07:58,311
‫و پیرزن شاه‌دخت رو برای صرف چایی

108
00:07:58,311 --> 00:08:00,396
‫به خونه‌ی محقرشون دعوت کرد

109
00:08:01,481 --> 00:08:03,900
‫آهنگر جا خورد

110
00:08:03,900 --> 00:08:05,943
‫کالسکه‌ران نفس در سینه حبس کرد

111
00:08:05,943 --> 00:08:09,363
‫پسر آهنگر از شرمساری سرخ شد

112
00:08:10,031 --> 00:08:11,824
‫چرا؟

113
00:08:11,824 --> 00:08:13,242
‫چون اون یه شاه‌دخت بود

114
00:08:13,242 --> 00:08:16,162
‫و ورود به خونه‌ی یک کارگر
‫براش کسر شأن بود

115
00:08:16,704 --> 00:08:18,372
‫این داستان توئه یا من؟

116
00:08:18,831 --> 00:08:21,459
‫اینکه داستان‌ها متعلق به
‫ شخص خاصی هستن یا نه قابل‌بحثه

117
00:08:26,088 --> 00:08:29,175
‫شاه‌دخت گولتسین با متانت

118
00:08:29,175 --> 00:08:30,510
‫دعوت پیرزن رو قبول کرد

119
00:08:30,510 --> 00:08:32,595
‫با اینکه به این معنا بود
‫که فرصت رفتن

120
00:08:32,595 --> 00:08:33,971
‫به مراسم رقص توشین رو
‫ کاملاً از دست میده

121
00:08:33,971 --> 00:08:35,556
‫با پسر آهنگر ازدواج کرد؟

122
00:08:36,182 --> 00:08:38,142
‫خداوندا، معلومه که نه

123
00:08:38,142 --> 00:08:39,936
‫فنجان چاییش رو تمام کرد

124
00:08:39,936 --> 00:08:41,437
‫سوار کالسکه شد

125
00:08:41,437 --> 00:08:43,105
‫- و رفت خونه
‫- اوه

126
00:08:44,106 --> 00:08:46,901
‫ولی رفتارش درخور یک شاه‌دخت بود

127
00:08:47,068 --> 00:08:49,237
‫که موضوع این پنده

128
00:08:49,237 --> 00:08:50,279
‫ترجیح می‌دادم

129
00:08:50,279 --> 00:08:51,697
‫با پسر آهنگر ازدواج کنه

130
00:08:51,697 --> 00:08:53,407
‫گمونم پسره هم همینطور

131
00:09:06,504 --> 00:09:09,340
‫اولگا، لطفاً یه کاری بکن

132
00:09:14,929 --> 00:09:17,139
‫منظورم این بود که تربیت‌شون خوب نیست

133
00:09:18,307 --> 00:09:21,561
‫تربیت رو صاحب‌شون مشخص می‌کنه
‫نه نژادشون

134
00:09:23,437 --> 00:09:25,815
‫و به همین دلیل، سگ‌هایی که نژاد خوبی دارن

135
00:09:25,815 --> 00:09:27,692
‫باید کوتاه‌ترین افسار رو داشته باشن

136
00:09:27,692 --> 00:09:29,735
‫اوه، به‌نظر من
‫سگ‌هایی که بهترین نژاد رو دارن

137
00:09:29,735 --> 00:09:31,737
‫باید دست تواناترین آدم‌ها باشن

138
00:09:35,408 --> 00:09:37,076
‫آره، مطمئنم همین نظرو داری

139
00:09:40,246 --> 00:09:41,998
‫بازیگره

140
00:09:41,998 --> 00:09:43,708
‫آها

141
00:09:44,208 --> 00:09:45,501
‫فیلم‌هاشو دیدم

142
00:09:45,501 --> 00:09:47,878
‫چندان خوب نیستن

143
00:09:47,878 --> 00:09:49,589
‫همم

144
00:11:26,352 --> 00:11:28,062
‫کسی نیست؟

145
00:11:57,174 --> 00:11:58,843
‫همم

146
00:11:59,802 --> 00:12:01,721
‫خب، بی‌زحمت در رو باز کن، نینا

147
00:12:01,721 --> 00:12:03,639
‫- تا بتونیم شروع کنیم
‫- باشه

148
00:12:21,240 --> 00:12:23,576
‫آروم‌تر، آروم‌تر!

149
00:12:51,604 --> 00:12:52,813
‫خوبه

150
00:13:24,929 --> 00:13:26,847
‫تو و میشکا چطوری با هم آشنا شدین؟

151
00:13:27,807 --> 00:13:30,017
‫توی دانشگاه با هم دوست بودیم

152
00:13:30,434 --> 00:13:32,144
‫ولی دیگه نیستین

153
00:13:32,686 --> 00:13:35,439
‫یکی بین‌مون فاصله انداخت

154
00:13:35,439 --> 00:13:36,732
‫یک زن؟

155
00:13:36,732 --> 00:13:37,900
‫با هم دوئل کردین؟

156
00:13:37,900 --> 00:13:38,901
‫معلومه که نه

157
00:13:38,901 --> 00:13:40,611
‫جفتتون عاشقش بودین؟

158
00:13:43,405 --> 00:13:45,074
‫جفتمون دوستش داشتیم، ولی...

159
00:13:46,367 --> 00:13:48,077
‫نه به اون شکلی که تصور می‌کنی

160
00:13:52,373 --> 00:13:55,167
‫شاه‌دخت هرگز نمی‌تونه
‫با پسر آهنگر ازدواج کنه

161
00:13:59,713 --> 00:14:01,423
‫دیگه داره دیروقت میشه

162
00:14:02,258 --> 00:14:04,301
‫فردا سر ساعت همیشگی همو می‌بینیم

163
00:14:04,885 --> 00:14:05,970
‫طبیعتاً

164
00:14:05,970 --> 00:14:06,971
‫مرسی

165
00:14:06,971 --> 00:14:08,681
‫شب بخیر

166
00:15:18,334 --> 00:15:20,127
‫ممنون که وصله‌شون می‌زنی، مارینا

167
00:15:21,462 --> 00:15:23,088
‫پولش رو هم میدم

168
00:15:23,088 --> 00:15:24,882
‫دفعه‌ی بعد که رفتم اتاق خیاطی
‫اینا رو می‌دوزم

169
00:15:25,299 --> 00:15:28,010
‫دارم برای مدیر هتل، آقای هالتسکی
‫یه سری کارهای خانه‌داری انجام میدم

170
00:15:28,052 --> 00:15:29,762
‫عه، ترفیع گرفتی؟

171
00:15:29,762 --> 00:15:31,639
‫خب، مطمئنم کاملاً لیاقتشو داشتی

172
00:15:31,639 --> 00:15:33,432
‫یاشا، حتماً خیلی به مادرت افتخار می‌کنی

173
00:15:33,432 --> 00:15:34,391
‫یاشا، بذارش سر جاش

174
00:15:34,391 --> 00:15:36,769
‫اوه، اشکال نداره. اشکال نداره

175
00:15:41,398 --> 00:15:42,816
‫بیا بریم

176
00:15:42,816 --> 00:15:45,194
‫قراره کارکنان جشن شب سال نو بگیرن

177
00:15:45,194 --> 00:15:46,070
‫شما هم بیا

178
00:15:46,070 --> 00:15:47,696
‫خب، خیلی لطف داری

179
00:15:47,696 --> 00:15:49,406
‫خیلی ممنون

180
00:15:52,618 --> 00:15:54,495
‫ممنونم. ممنونم

181
00:15:55,496 --> 00:15:57,206
‫خداحافظ، آقا کوچولو

182
00:16:27,069 --> 00:16:28,779
‫پس یا تروتسکی جاشو می‌گیره
‫یا کامنف

183
00:16:30,531 --> 00:16:33,367
‫جفتشون اهمیت فیلم رو
‫ به عنوان یک رسانه درک می‌کنن

184
00:16:33,701 --> 00:16:35,536
‫و جفتشون حسابی طرفدارت هستن

185
00:16:37,454 --> 00:16:38,831
‫و از این بابت مطمئنی

186
00:16:38,831 --> 00:16:41,625
‫جفتشون به‌طور منظم
‫به وزارت فرهنگ سر می‌زنن

187
00:16:42,543 --> 00:16:44,253
‫زیاد با هم صحبت می‌کنیم

188
00:16:46,171 --> 00:16:47,715
‫و مرد پولادین چی؟

189
00:16:47,715 --> 00:16:48,757
‫نه، اون یه کله‌خره

190
00:16:48,841 --> 00:16:50,551
‫من با همشون دوست صمیمی هستم

191
00:16:50,926 --> 00:16:52,636
‫و می‌تونم...

192
00:16:53,554 --> 00:16:55,264
‫ترتیب آشنایی‌تون رو بدم

193
00:16:56,348 --> 00:16:58,726
‫توی این دنیای جدید
‫هرچیزی بهایی داره

194
00:17:01,186 --> 00:17:02,730
‫می‌خوام باهات شام بخورم

195
00:17:02,730 --> 00:17:04,440
‫و بعدش هم نوشیدنی بخوریم

196
00:17:05,482 --> 00:17:07,317
‫ناهار می‌خوریم

197
00:17:07,317 --> 00:17:08,402
‫با نوشیدنی

198
00:17:08,402 --> 00:17:10,112
‫خب، بالاخره باید یجوری تحملش کنیم

199
00:17:13,907 --> 00:17:15,617
‫مشتاقانه منتظرشم

200
00:17:16,118 --> 00:17:17,828
‫باهات تماس می‌گیرم

201
00:17:25,169 --> 00:17:26,879
‫واسیلی کجاست؟

202
00:17:27,254 --> 00:17:29,256
‫خانم، میشه لطف کنین اینو بگیرین؟

203
00:17:51,236 --> 00:17:52,946
‫خیلی‌خب

204
00:17:56,408 --> 00:17:58,994
‫جفتتون آروم باشین

205
00:18:03,165 --> 00:18:04,875
‫نه، خودم می‌تونم

206
00:18:08,629 --> 00:18:10,339
‫- حالا که فکرشو می‌کنم...
‫- آره

207
00:18:16,386 --> 00:18:18,055
‫آخ!

208
00:18:23,602 --> 00:18:25,312
‫هنوزم دعوا کردن بلد نیستی

209
00:18:25,979 --> 00:18:27,689
‫توام بلد نیستی دعوا نکنی

210
00:18:28,357 --> 00:18:30,025
‫دلیلش چی بود؟

211
00:18:30,818 --> 00:18:32,528
‫بی‌ادبی

212
00:18:32,861 --> 00:18:34,530
‫پس حق داشتی

213
00:18:42,621 --> 00:18:45,082
‫با دخالت کردن
‫خودتو به‌خطر انداختی

214
00:18:45,666 --> 00:18:47,376
‫توام اگر بودی
‫همین‌کارو برام می‌کردی

215
00:18:48,460 --> 00:18:50,379
‫شرایط جدیدت چطوره؟

216
00:18:51,463 --> 00:18:52,840
‫خب، اکثر دوست‌هام مردن

217
00:18:52,840 --> 00:18:54,758
‫خونه‌م مصادره و خاکستر شد

218
00:18:55,008 --> 00:18:57,261
‫مادربزرگم در تبعیده، به‌جز اینا...

219
00:18:57,261 --> 00:18:59,429
‫آره، خب، تزار بود
‫که به کازاک‌هاش دستور داد

220
00:18:59,429 --> 00:19:01,932
‫با اسب از روی زن‌ها
‫و بچه‌های بی‌گناه رد بشن

221
00:19:03,350 --> 00:19:05,060
‫پتروف مرده

222
00:19:06,311 --> 00:19:08,021
‫اون چه خطری داشت؟

223
00:19:08,689 --> 00:19:10,732
‫فقط دلش می‌خواست بشینه ویولن بزنه

224
00:19:12,276 --> 00:19:13,777
‫ساشا، همیشه تا دیروقت

225
00:19:13,777 --> 00:19:15,863
‫در مورد این حرف می‌زدیم
‫که چطور میشه دنیا رو بهتر کرد

226
00:19:15,863 --> 00:19:17,573
‫- بحث می‌کردیم
‫- نه، هم‌نظر بودیم

227
00:19:17,573 --> 00:19:18,699
‫تو زمانی باور داشتی

228
00:19:18,699 --> 00:19:21,160
‫که تمام مردم باید
‫ این فرصت و آزادی رو داشته باشن

229
00:19:21,160 --> 00:19:23,245
‫که توی زندگی به هرجا می‌خوان برسن

230
00:19:23,704 --> 00:19:25,455
‫هرکسی رویاهای خاص خودشو داره، میشکا

231
00:19:25,455 --> 00:19:27,916
‫فقط بچه‌ها وقتی بیدار میشن
‫رویاهاشون رو باور می‌کنن

232
00:19:28,625 --> 00:19:30,711
‫می‌دونم چقدر عاشق روسیه‌ای

233
00:19:31,170 --> 00:19:33,505
‫چقدر عاشق مردمشی
‫هم‌وطن‌هات

234
00:19:40,220 --> 00:19:44,141
‫به‌جای نگاه به گذشته
‫می‌تونیم به آینده چشم داشته باشیم

235
00:19:45,767 --> 00:19:48,228
‫به‌نظرت جفتمون به‌قدر کافی
‫هزینه ندادیم، ساشا؟

236
00:20:01,533 --> 00:20:03,619
‫- ببخشید
‫- بله واسیلی؟

237
00:20:04,203 --> 00:20:06,705
‫رفیق اوربانووا یک پیام براتون فرستاده

238
00:20:08,582 --> 00:20:10,667
‫صاحب اون دو سگ بزرگ

239
00:20:20,010 --> 00:20:22,596
‫برای قرارمون دیر کردی

240
00:20:29,811 --> 00:20:32,856
‫موقعیت نادری پیش اومده

241
00:20:32,856 --> 00:20:35,984
‫و متاسفانه باید بندازیمش برای فردا

242
00:20:35,984 --> 00:20:38,320
‫با هم قرار داشتیم
‫و باید باهات صحبت کنم

243
00:20:38,320 --> 00:20:40,739
‫تو گفتی بندازیمش فردا
‫قبول کردیم امروز باشه

244
00:20:40,739 --> 00:20:42,449
‫بهت 20 روبل میدم

245
00:20:43,200 --> 00:20:44,910
‫پنجاه؟

246
00:20:44,910 --> 00:20:47,371
‫خانم اوربانووا دارن می‌پرسن چرا

247
00:20:47,371 --> 00:20:49,122
‫پشت گلدون قایم شدین

248
00:20:51,083 --> 00:20:52,876
‫اجازه نداره از هتل خارج بشه

249
00:20:52,876 --> 00:20:54,044
‫چون مجرمه...

250
00:20:54,044 --> 00:20:55,754
‫- بسه، نینا. نینا، کافیه
‫- و برای مردم روسیه خطرناکه

251
00:20:55,754 --> 00:20:57,130
‫ممنونم

252
00:20:57,130 --> 00:20:59,091
‫- پس می‌شناسیش؟
‫- نه چندان

253
00:20:59,091 --> 00:21:00,759
‫بیشتر از چیزی که باب میلم باشه

254
00:21:07,057 --> 00:21:08,725
‫اتاق 317

255
00:21:09,351 --> 00:21:11,061
‫بیست دقیقه بهم وقت بده

256
00:21:13,939 --> 00:21:15,607
‫نینا؟

257
00:21:16,275 --> 00:21:17,943
‫نینا

258
00:21:40,215 --> 00:21:41,466
‫بله؟

259
00:21:42,467 --> 00:21:44,386
‫خانم منتظرمه

260
00:21:45,846 --> 00:21:48,181
‫رفیق اوربانووا الان میاد خدمتتون

261
00:22:02,112 --> 00:22:03,822
‫سلام، دخترها

262
00:22:31,475 --> 00:22:33,143
‫میشه درو باز کنی؟

263
00:22:34,936 --> 00:22:37,481
‫"تحسین" کلمه‌ی مناسبی
‫برای توصیفش نیست

264
00:22:38,899 --> 00:22:40,233
‫همم، ظاهراً قراره لنین

265
00:22:40,233 --> 00:22:42,319
‫ایجاد کشور شوروی جدید رو اعلام کنه

266
00:22:42,986 --> 00:22:44,780
‫البته اگر همین الانشم نمرده باشه

267
00:22:46,156 --> 00:22:47,741
‫خب، ببینیم چی برامون آورده؟

268
00:22:48,200 --> 00:22:50,327
‫همم

269
00:22:55,832 --> 00:22:57,542
‫خب...

270
00:22:59,294 --> 00:23:01,004
‫دو رستوران و یک‌ ...‌؟

271
00:23:01,213 --> 00:23:03,090
‫سه خبرنگار در عرض 3 ساعت

272
00:23:03,090 --> 00:23:04,758
‫هردفعه داستان‌های مشابهی رو تکرار می‌کردم

273
00:23:04,758 --> 00:23:06,051
‫جوری که انگار دفعه‌ی اولمه

274
00:23:06,051 --> 00:23:07,636
‫و بعد قرار ملاقاتی با یک کارگردان

275
00:23:07,636 --> 00:23:08,261
‫که سنش از بیشتر کفش‌هام کمتره

276
00:23:09,388 --> 00:23:12,432
‫گالوبف تصور می‌کنه نابغه‌ست

277
00:23:12,432 --> 00:23:15,602
‫ولی من به این قابلیتم افتخار می‌کنم

278
00:23:15,602 --> 00:23:18,397
‫که آدما رو خیلی خوب می‌شناسم

279
00:23:19,856 --> 00:23:21,525
‫مثلاً خود تو

280
00:23:22,109 --> 00:23:23,110
‫من؟

281
00:23:23,110 --> 00:23:24,945
‫یه آقای متمول

282
00:23:24,945 --> 00:23:26,655
‫خب، دیگه نیستم

283
00:23:26,988 --> 00:23:29,241
‫ولی در گذشته هیچ‌چیز کم نداشتی

284
00:23:29,241 --> 00:23:30,492
‫اوه، خیلی چیزها کم داشتم

285
00:23:30,492 --> 00:23:33,245
‫که هرگز فرصت تجربه‌ کردنشون رو پیدا نکردم

286
00:23:33,245 --> 00:23:34,955
‫ولی بخاطر بی‌پولی نبوده

287
00:23:37,374 --> 00:23:41,002
‫و مطمئنم خیلی چیزا بوده
‫که با کمال میل ازشون لذت بردی

288
00:23:43,213 --> 00:23:44,506
‫جوری که استخون اون ماهی رو درآوردی

289
00:23:44,506 --> 00:23:46,716
‫به‌نظرم دختر یه ماهیگیر باشی

290
00:23:49,594 --> 00:23:51,847
‫توی دهکده‌ای در سواحل دریای سیاه بزرگ شدم

291
00:23:52,139 --> 00:23:54,224
‫جایی که می‌تونی زندگی خودت رو فراموش کنی

292
00:23:56,977 --> 00:23:58,687
‫اونجا از همیشه شادتر بودم

293
00:23:59,980 --> 00:24:02,315
‫می‌رفتم دم ساحل
‫و به پدرم کمک می‌کردم تورها رو ترمیم کنه

294
00:24:03,108 --> 00:24:04,776
‫وقتی خیلی بچه بودی فوت کرده

295
00:24:05,068 --> 00:24:06,778
‫برای همین می‌خواستی فرار کنی

296
00:24:08,780 --> 00:24:09,990
‫برگردیم سراغ خودت

297
00:24:09,990 --> 00:24:11,700
‫درست میگم؟

298
00:24:52,032 --> 00:24:54,493
‫به‌نظرم یه عذرخواهی بهت بدهکارم

299
00:24:54,659 --> 00:24:58,705
‫یه قراری با هم داشتیم
‫و باید سر حرفم می‌موندم

300
00:24:58,872 --> 00:25:00,582
‫آره باید می‌موندی

301
00:25:01,416 --> 00:25:04,377
‫در حق دوستی‌مون کوتاهی کردم
‫کارم اشتباه بود

302
00:25:04,794 --> 00:25:07,464
‫آره اشتباه بود
‫خب دیگه آماده‌م

303
00:25:08,089 --> 00:25:08,924
‫آماده‌ی چی؟

304
00:25:08,924 --> 00:25:10,175
‫عذرخواهیت

305
00:25:10,175 --> 00:25:12,677
‫- ولی من که...
‫- گفتی یه عذرخواهی بهم بدهکاری

306
00:25:18,016 --> 00:25:19,684
‫معذرت می‌خوام، نینا

307
00:25:21,186 --> 00:25:22,854
‫عذرخواهیت رو می‌پذیرم

308
00:25:25,023 --> 00:25:27,484
‫- بریم صبحونه بخوریم؟
‫- همین‌جا می‌مونم

309
00:25:29,194 --> 00:25:31,363
‫وقتی سال نو برگردیم مسکو

310
00:25:32,656 --> 00:25:34,866
‫بابا میگه قراره برم مدرسه

311
00:25:35,700 --> 00:25:38,411
‫ظاهراً، ممکنه از راه بدر بشم

312
00:25:38,411 --> 00:25:41,081
‫جالب‌ترین آدم‌های زندگی
‫به‌ندرت سربه‌راه هستن

313
00:25:41,498 --> 00:25:44,084
‫اگر اینجا بمونم
‫خودت می‌تونی بهم درس بدی

314
00:25:45,627 --> 00:25:47,963
‫آره، ولی درس‌هایی در مورد شاه‌دخت‌ها

315
00:25:47,963 --> 00:25:49,673
‫دیگه چندان به‌درد نمی‌خورن

316
00:25:50,298 --> 00:25:53,051
‫تحصیل باعث میشه
‫دنیا رو درست‌و‌حسابی درک کنی

317
00:25:53,301 --> 00:25:55,804
‫آخه از اینجا خوشم میاد. کیف میده

318
00:25:55,804 --> 00:25:57,639
‫آره، ولی قضیه فقط این نیست که کجایی

319
00:25:57,639 --> 00:25:59,307
‫اینه که با چه افرادی آشنا میشی

320
00:25:59,307 --> 00:26:00,767
‫و توی مدرسه

321
00:26:00,767 --> 00:26:02,185
‫با بهترین دوست‌های عمرت آشنا میشی

322
00:26:02,185 --> 00:26:03,895
‫مثل تو و میشکا؟

323
00:26:05,981 --> 00:26:07,148
‫آره

324
00:26:42,183 --> 00:26:43,893
‫لطفاً، بفرما داخل

325
00:26:47,439 --> 00:26:50,734
‫می‌خوام در مورد اتفاقی باهات صحبت کنم

326
00:26:50,734 --> 00:26:52,444
‫که چند روز قبل پیش اومده

327
00:26:53,069 --> 00:26:55,155
‫آره. جنگ و صلح، بهترین اثر "تولستوی"ـه...

328
00:26:55,155 --> 00:26:57,324
‫درواقع، بهترین اثر بین تمام نویسنده‌هاست

329
00:26:57,324 --> 00:26:59,326
‫- خوندیش؟
‫- داستانش رو می‌دونم

330
00:27:01,620 --> 00:27:03,872
‫با یکی از مدیران کارخونه‌مون

331
00:27:03,872 --> 00:27:05,206
‫درگیر شدی

332
00:27:06,041 --> 00:27:07,375
‫نمی‌دونستم کیه

333
00:27:07,375 --> 00:27:09,127
‫و هیچ تفاوتی هم نمی‌کرد

334
00:27:11,588 --> 00:27:14,382
‫وقت کردی به صحبت قبلی‌مون فکر کنی؟

335
00:27:16,551 --> 00:27:18,762
‫چرا اینقدر به میشکا علاقه‌ پیدا کردی؟

336
00:27:18,928 --> 00:27:21,681
‫چون جایگاهش در حزب رو به‌خطر انداخت

337
00:27:21,848 --> 00:27:23,558
‫که جونت رو نجات بده

338
00:27:28,146 --> 00:27:29,439
‫از من چیزی

339
00:27:29,439 --> 00:27:31,816
‫در مورد میخائیل
‫فیودوروویچ میندیچ دستگیرت نمیشه

340
00:27:31,816 --> 00:27:34,319
‫که با ملاقات با خودش متوجه نشی

341
00:27:34,319 --> 00:27:35,862
‫بیش از اندازه وفاداره

342
00:27:35,862 --> 00:27:38,531
‫بهترین انسانیه
‫که میشه در بین بشر پیدا کرد

343
00:27:38,531 --> 00:27:41,034
‫پس چرا فکر کردی
‫در حد و اندازه‌ی خواهرت نیست؟

344
00:27:45,955 --> 00:27:49,250
‫چون به اشتباه فکر می‌کردم
‫نجابت یک حق ذاتیه

345
00:27:49,250 --> 00:27:51,586
‫چون یه بلشویک هرگز نمی‌تونه
‫یه نجیب‌زاده باشه؟

346
00:27:51,586 --> 00:27:53,380
‫مطمئنم در مورد همه‌شون صدق نمی‌کنه

347
00:27:53,755 --> 00:27:55,465
‫ من چی؟

348
00:27:57,759 --> 00:27:59,469
‫به‌نظرت من نجیب‌زاده‌م؟

349
00:28:03,223 --> 00:28:04,933
‫نمی‌شناسمت

350
00:28:06,893 --> 00:28:08,144
‫خب، بیا در این حد بگیم

351
00:28:08,144 --> 00:28:11,064
‫که مسئولیت زیر نظر داشتن
‫یک‌سری افراد خاص رو بهم محول کردن

352
00:28:12,941 --> 00:28:14,901
‫وقتی توی حبس خانگی هستن
‫به‌راحتی میشه انجامش داد

353
00:28:14,901 --> 00:28:17,153
‫وقتی خاک‌شون کنی از اونم راحت‌تر میشه

354
00:28:24,160 --> 00:28:25,870
‫شک ندارم دوباره صحبت می‌کنیم

355
00:28:26,496 --> 00:28:28,206
‫منم شک ندارم

356
00:28:33,545 --> 00:28:35,213
‫صبر کن

357
00:28:37,549 --> 00:28:39,259
‫قبل از اینکه بری...

358
00:28:41,886 --> 00:28:43,763
‫به‌عنوان هدیه‌ی کریسمس حسابش کن

359
00:28:45,557 --> 00:28:47,767
‫جشن گرفتن کریسمس غیرقانونی شده

360
00:29:12,208 --> 00:29:13,293
‫هم لنین و هم تروتسکی

361
00:29:13,293 --> 00:29:14,961
‫به‌شدت طرفدار گالوبف هستن

362
00:29:15,128 --> 00:29:17,005
‫دفعه‌ی بعد که اومد دیدن‌مون
‫حتماً ازت اسم می‌برم

363
00:29:21,968 --> 00:29:23,636
‫بله، میز همیشگیم، ممنونم

364
00:29:23,636 --> 00:29:25,346
‫بفرمایید

365
00:29:25,972 --> 00:29:27,932
‫عید بی‌اندازه لذت‌بخشی داشته باشید، جناب

366
00:29:30,477 --> 00:29:32,103
‫قراره کمی دیگه با پدر غذا بخورم

367
00:29:32,103 --> 00:29:34,481
‫برای همین فقط یک پیش‌غذا
‫برای خودم سفارش دادم

368
00:29:35,523 --> 00:29:36,566
‫پیش‌غذا؟

369
00:29:36,566 --> 00:29:37,358
‫بله

370
00:29:38,151 --> 00:29:39,611
‫می‌خواین لیست غذا رو ببینید؟

371
00:29:43,072 --> 00:29:44,741
‫چشم

372
00:29:49,120 --> 00:29:51,414
‫بدون من مشکلی برات پیش نمیاد؟

373
00:29:51,414 --> 00:29:53,374
‫اصلاً نیازی نیست نگران

374
00:29:53,374 --> 00:29:55,210
‫پیرمرد اُمُلی مثل من باشی

375
00:29:55,210 --> 00:29:56,920
‫با این‌حال، نگرانم

376
00:29:59,422 --> 00:30:02,008
‫- پیش‌غذات چطوره؟
‫- بی‌نظیره

377
00:30:02,467 --> 00:30:04,344
‫شنیدم ممکنه از پیش‌مون بری

378
00:30:05,929 --> 00:30:08,431
‫- خیلی حیف شد
‫- ممنونم

379
00:30:14,103 --> 00:30:19,067
‫به افتخار یک دوستی کاملاً غیرمنتظره
‫و حقیقتاً فوق العاده

380
00:30:20,109 --> 00:30:20,985
‫این چیزیه که...

381
00:30:21,569 --> 00:30:23,571
‫خواهرم وقتی هم‌سن تو بود

382
00:30:23,571 --> 00:30:25,281
‫خیلی ازش استفاده می‌کرد

383
00:30:32,413 --> 00:30:35,542
‫همیشه منو خیلی خوب می‌شناختی
‫حسابی ازش مراقبت می‌کنم

384
00:30:39,379 --> 00:30:41,089
‫داره دیروقت میشه

385
00:30:41,089 --> 00:30:42,590
‫بیا بریم

386
00:30:42,590 --> 00:30:44,592
‫نمی‌خوام پدرت رو منتظر بذاری

387
00:30:45,218 --> 00:30:47,220
‫و توام باید بری مهمونی

388
00:30:47,220 --> 00:30:48,972
‫کار درست و شرافتمندانه همینه

389
00:30:54,602 --> 00:30:56,312
‫از طرف دوشیزه خانم

390
00:30:58,481 --> 00:30:59,816
‫نینا، نیازی به اینقدر زحمت نبود

391
00:30:59,816 --> 00:31:03,695
‫باید قول بدی تا نیمه‌شب بازش نکنی

392
00:31:04,404 --> 00:31:06,114
‫بهت قول میدم

393
00:31:07,740 --> 00:31:09,784
‫خداحافظ، الکساندر ایلیچ

394
00:32:19,020 --> 00:32:20,772
‫ساشا!

395
00:32:21,397 --> 00:32:23,107
‫- بیا
‫- میشکا

396
00:32:26,069 --> 00:32:27,570
‫ممنونم

397
00:32:36,454 --> 00:32:37,246
‫اوه، این کیه؟

398
00:32:37,246 --> 00:32:42,043
‫این پسرم "ایلیا"ـست
‫سه ماهشه

399
00:32:42,043 --> 00:32:43,753
‫خدایا

400
00:33:12,407 --> 00:33:14,826
‫خیلی اوقات فکر می‌کنم
‫اگر جلوی وصلت‌تون رو نمی‌گرفتم

401
00:33:14,826 --> 00:33:16,202
‫الان هنوزم زنده بود یا نه

402
00:33:20,540 --> 00:33:22,250
‫شاید من نجیب‌زاده می‌شدم

403
00:33:23,251 --> 00:33:27,005
‫ازدواج می‌کردیم و الان جفتمون مرده بودیم

404
00:33:31,926 --> 00:33:34,679
‫واقعاً متاسفم که جلوی وصلت
‫تو و هلنا رو گرفتم

405
00:33:39,017 --> 00:33:41,436
‫می‌دونم برام چیکار کردی، میشکا
‫با اون شعر

406
00:33:44,397 --> 00:33:46,107
‫اگر تو نبودی الان اینجا نبودم

407
00:33:48,359 --> 00:33:50,194
‫جونم رو نجات دادی

408
00:33:50,194 --> 00:33:52,488
‫بهتره تا هنوز توان راه رفتن دارم، برم

409
00:33:53,740 --> 00:33:55,450
‫بازم میای دیدنم، میشکا؟

410
00:33:57,994 --> 00:33:59,662
‫اگر خودت بخوای
