﻿1
00:00:03,837 --> 00:00:06,506
‫کاری که داریم
‫توی دونتسک انجام میدیم، مهمه

2
00:00:06,506 --> 00:00:08,508
‫زندگی خودت چی؟

3
00:00:08,508 --> 00:00:10,218
‫هنوزم خیلی جوونی

4
00:00:10,468 --> 00:00:11,594
‫سرپیشخدمت روستوف

5
00:00:11,594 --> 00:00:13,138
‫می‌دونی چی هیچوقت

6
00:00:13,138 --> 00:00:15,807
‫روی زن‌ها جواب نمیده؟
‫اینکه اصلاً بهشون نگی

7
00:00:15,807 --> 00:00:17,267
‫چه حسی نسبت بهشون داری

8
00:00:17,267 --> 00:00:18,351
‫شوهرم توی دردسر افتاده
‫دستگیر شده

9
00:00:18,351 --> 00:00:20,645
‫به پنج سال کار تأدیبی محکوم شده

10
00:00:20,645 --> 00:00:22,856
‫نیاز دارم یکی از سوفیا مراقبت کنه

11
00:00:22,856 --> 00:00:24,524
‫تا اونجا اوضاعم رو سر و سامون بدم

12
00:00:24,691 --> 00:00:25,692
‫برمی‌گردم دنبالش

13
00:00:57,891 --> 00:00:59,601
‫خب، خب

14
00:01:01,436 --> 00:01:03,480
‫گمونم دیگه بهتره ببریمت توی رختخواب

15
00:01:07,025 --> 00:01:08,735
‫خیلی‌خب. از این طرف بیا

16
00:01:20,914 --> 00:01:22,624
‫سرپیشخدمت روستوف؟

17
00:01:48,525 --> 00:01:51,486
‫چیزی نیست
‫اونقدرام که به‌نظر میاد شیب‌ نداره

18
00:02:10,338 --> 00:02:12,006
‫اون سمته

19
00:02:28,523 --> 00:02:30,567
‫خیلی‌خب... رسیدیم

20
00:02:31,484 --> 00:02:34,028
‫خب...

21
00:02:34,487 --> 00:02:36,197
‫یکم همین‌جا بشین

22
00:02:36,364 --> 00:02:38,158
‫و...

23
00:02:38,158 --> 00:02:41,202
‫جاتو می‌اندازیم همین‌جا کنار خودم

24
00:04:19,634 --> 00:04:23,930
‫« نـجـیـب‌زاده‌ای در مـسـکـو »

25
00:05:50,350 --> 00:05:52,060
‫اوه

26
00:05:52,268 --> 00:05:53,978
‫آخ

27
00:05:59,942 --> 00:06:01,652
‫آها آره

28
00:06:03,112 --> 00:06:04,822
‫صبح بخیر، سوفیا

29
00:06:08,576 --> 00:06:10,912
‫بریم یه صبحونه‌ای برات پیدا کنیم؟

30
00:06:19,420 --> 00:06:21,130
‫خوشت نمیاد؟

31
00:06:26,844 --> 00:06:28,513
‫خب بگو ببینم

32
00:06:29,931 --> 00:06:31,599
‫اسم عروسکت چیه؟

33
00:06:32,392 --> 00:06:33,893
‫عروسکم اسم نداره

34
00:06:33,893 --> 00:06:35,269
‫چی؟

35
00:06:35,269 --> 00:06:36,938
‫اسم نداره؟

36
00:06:36,938 --> 00:06:39,315
‫ولی عروسکت که حتماً باید اسم داشته باشه

37
00:06:40,191 --> 00:06:43,444
‫- چرا؟
‫- که بشه مورد خطاب قرارش داد

38
00:06:43,945 --> 00:06:46,322
‫که بشه برای مراسم چای‌خوری دعوتش کرد

39
00:06:46,697 --> 00:06:48,533
‫که از اون سمت اتاق صداش کرد

40
00:06:48,533 --> 00:06:51,077
‫که وقتی نبود
‫بشه در موردش حرف زد

41
00:06:51,077 --> 00:06:53,121
‫و بشه براش دعا کرد

42
00:07:00,253 --> 00:07:01,963
‫اسمشو می‌ذارم "عروسک"

43
00:07:11,889 --> 00:07:14,016
‫مامان گفته بود یه اتاق مخفی داری

44
00:07:14,934 --> 00:07:16,978
‫آره، این اتاق مادرتم بود

45
00:07:37,498 --> 00:07:39,208
‫این برای منه؟

46
00:07:44,630 --> 00:07:46,340
‫اوه

47
00:07:49,010 --> 00:07:50,720
‫خب

48
00:07:51,888 --> 00:07:53,306
‫مگه چقدر می‌تونه سخت باشه؟

49
00:07:53,306 --> 00:07:54,599
‫آخ

50
00:07:54,599 --> 00:07:57,435
‫اوه، ببخشید

51
00:07:57,768 --> 00:07:59,479
‫آخ

52
00:08:01,939 --> 00:08:03,649
‫خب...

53
00:08:10,615 --> 00:08:12,325
‫روزتون خوش

54
00:08:12,700 --> 00:08:14,785
‫نه، می‌تونم ببینم سوفیا
‫چه وضعیت بغرنجی داره

55
00:08:15,786 --> 00:08:18,289
‫خب... آره واقعاً

56
00:08:18,289 --> 00:08:19,624
‫چه بلایی سر موهاش آوردی؟

57
00:08:19,624 --> 00:08:21,417
‫در توانم نبود

58
00:08:21,417 --> 00:08:23,127
‫تمام تلاشم رو کردم

59
00:08:27,131 --> 00:08:29,217
‫اگر قراره به‌طور مداوم کمک بگیری

60
00:08:29,217 --> 00:08:31,385
‫باید یکی دیگه رو پیدا کنی
‫خودم به‌قدر کافی دردسر دارم

61
00:08:31,385 --> 00:08:33,262
‫- با وجود کارهام و بچه‌م...
‫- یکی دیگه رو پیدا می‌کنم

62
00:08:33,262 --> 00:08:34,972
‫فقط یکم زمان لازم دارم

63
00:08:35,431 --> 00:08:37,141
‫سوفیا؟

64
00:08:37,308 --> 00:08:39,602
‫تا برمی‌گردم مارینا ازت مراقبت می‌کنه

65
00:08:39,602 --> 00:08:41,354
‫میشه از عروسک مراقبت کنی؟

66
00:08:41,938 --> 00:08:43,648
‫آفرین دختر خوب

67
00:08:44,315 --> 00:08:46,025
‫- ممنون
‫- سرپیشخدمت روستوف؟

68
00:08:49,278 --> 00:08:51,489
‫جناب مدیر هالتسکی
‫می‌خواد باهات صحبت کنه

69
00:08:55,785 --> 00:08:57,495
‫ممنونم

70
00:09:01,958 --> 00:09:03,793
‫این بچه کجا می‌خوابه؟

71
00:09:03,793 --> 00:09:05,503
‫توی زیرشیروونی، پیش من

72
00:09:06,045 --> 00:09:08,297
‫قبول دارم که شرایط ایده‌آلی نیست

73
00:09:08,297 --> 00:09:10,508
‫سازمان‌هایی برای مراقبت از
‫بچه‌های یتیم وجود دارن

74
00:09:10,508 --> 00:09:12,593
‫قطعاً باید با مسئولین مربوطه تماس بگیریم

75
00:09:12,593 --> 00:09:14,428
‫بچه‌ی یتیم نیست

76
00:09:14,428 --> 00:09:16,013
‫مادرش از دوستان قدیمیمه

77
00:09:16,013 --> 00:09:17,390
‫ممکنه بچه‌ی هرکسی باشه

78
00:09:17,390 --> 00:09:18,766
‫این وضع به‌شدت خلاف قاعده‌ست
‫جناب مدیر هالتسکی

79
00:09:18,766 --> 00:09:21,477
‫خیلی‌خب، یه لحظه... آروم بگیر

80
00:09:21,477 --> 00:09:23,187
‫باشه؟

81
00:09:24,730 --> 00:09:26,524
‫گمونم این وضعیت موقتیه؟

82
00:09:26,524 --> 00:09:28,859
‫معلومه. من نمی‌تونم هتل رو ترک کنم

83
00:09:28,859 --> 00:09:31,195
‫کسی مثل من
‫چطور می‌تونه یه بچه رو تربیت کنه؟

84
00:09:35,825 --> 00:09:37,535
‫بچه می‌تونه یک ماه بمونه

85
00:09:38,286 --> 00:09:40,496
‫بعدش از اون باید اطلاع بدیم به...

86
00:09:41,497 --> 00:09:42,456
‫می‌دونی

87
00:09:42,456 --> 00:09:44,292
‫یک ماه. ممنونم

88
00:09:45,418 --> 00:09:48,212
‫ولی اگر حضورش
‫مزاحم وظایفت بشه...

89
00:09:49,255 --> 00:09:51,132
‫مجبور می‌شیم تجدیدنظر کنیم

90
00:09:57,179 --> 00:10:00,141
‫لازمه بهت یادآوری کنم، لپلوسکی
‫که تو فعلاً معاون مدیری؟

91
00:10:04,186 --> 00:10:05,855
‫بله البته

92
00:10:13,529 --> 00:10:15,197
‫نینا رفته سوسلگ؟

93
00:10:15,197 --> 00:10:17,491
‫یه مشکلی برای شوهرش پیش اومده

94
00:10:18,618 --> 00:10:20,286
‫مطمئنم حل و فصلش می‌کنن

95
00:10:22,246 --> 00:10:23,914
‫خب...

96
00:10:23,914 --> 00:10:27,460
‫ای‌کاش می‌تونستم
‫امروز بعدازظهر رو بهت مرخصی بدم

97
00:10:27,460 --> 00:10:29,337
‫ولی تمام میزهای رستوران رزرو شده

98
00:10:30,129 --> 00:10:32,673
‫که برخی از...

99
00:10:32,673 --> 00:10:35,676
‫محترم‌ترین اعضای حزب هم جزوشون هستن

100
00:10:36,636 --> 00:10:37,928
‫"محترم"؟

101
00:10:37,928 --> 00:10:39,055
‫- همم
‫- آخرین باری که

102
00:10:39,055 --> 00:10:41,182
‫اون دو تا همزمان اینجا بودن
‫آخرش زد و خورد شد

103
00:10:41,182 --> 00:10:43,017
‫پس...

104
00:10:43,017 --> 00:10:44,560
‫باید با فاصله‌ی

105
00:10:44,560 --> 00:10:47,229
‫زیاد از هم بشینن و خدماتی که دریافت می‌کنن

106
00:10:47,229 --> 00:10:49,273
‫کاملاً مشابه هم باشه

107
00:10:52,026 --> 00:10:54,570
‫- میشه به تو بسپرمش؟
‫- آره، معلومه

108
00:10:54,904 --> 00:10:56,614
‫خوبه

109
00:11:08,125 --> 00:11:10,378
‫ساعت 1 بعدازظهر، خودت بیا داخل

110
00:11:10,378 --> 00:11:12,088
‫منتظرم

111
00:11:12,254 --> 00:11:13,964
‫یا خدا!

112
00:12:12,440 --> 00:12:13,524
‫بفرما

113
00:12:13,524 --> 00:12:15,234
‫نظرت چیه؟

114
00:12:16,694 --> 00:12:18,404
‫مامان به‌زودی برمی‌گرده؟

115
00:12:20,614 --> 00:12:22,324
‫هنوز یکم مونده تا برگرده

116
00:12:24,535 --> 00:12:26,203
‫یکم استراحت کن

117
00:12:35,337 --> 00:12:37,047
‫اوه

118
00:12:38,799 --> 00:12:40,509
‫شب بخیر، سوفیا

119
00:13:11,290 --> 00:13:13,000
‫بیداری؟

120
00:13:14,418 --> 00:13:16,128
‫خب، الان آره

121
00:13:17,922 --> 00:13:19,965
‫عروسک رو توی اتاق مارینا جا گذاشتم

122
00:14:43,424 --> 00:14:45,092
‫اوه. خیلی‌خب

123
00:14:54,059 --> 00:14:55,769
‫اوه

124
00:14:57,187 --> 00:14:58,230
‫یادم نبود

125
00:14:58,230 --> 00:15:00,774
‫خب، سوفیا
‫قراره یه بازی با هم بکنیم

126
00:15:00,774 --> 00:15:02,318
‫قوانینش خیلی ساده‌ست

127
00:15:02,318 --> 00:15:04,737
‫باید تا جای ممکن

128
00:15:04,737 --> 00:15:06,947
‫بی‌حرکت و ساکت بمونی

129
00:15:07,948 --> 00:15:09,658
‫می‌تونی این‌کارو بکنی؟

130
00:15:10,784 --> 00:15:12,494
‫آفرین

131
00:15:33,182 --> 00:15:34,934
‫ساعتت خرابه

132
00:15:35,809 --> 00:15:37,519
‫آره، به‌نظر همینطور میاد

133
00:15:37,519 --> 00:15:39,229
‫زنگ نخورد

134
00:15:39,438 --> 00:15:41,899
‫نه، ساعت دو زنگه

135
00:15:41,899 --> 00:15:44,026
‫فقط سر نیم‌روز زنگ می‌خوره

136
00:15:44,193 --> 00:15:45,861
‫و... نیمه‌شب

137
00:15:45,861 --> 00:15:47,363
‫چرا؟

138
00:15:47,363 --> 00:15:49,198
‫چون اینطوری طراحی شده

139
00:15:52,660 --> 00:15:54,203
‫چرا؟

140
00:15:54,203 --> 00:15:56,163
‫خب، بعداً برات میگم. سوفیا

141
00:15:56,163 --> 00:15:58,290
‫نیاز دارم این کتاب رو
‫برای یک قرار

142
00:15:58,290 --> 00:16:00,668
‫که امروز بعدازظهر
‫با یک مرد خیلی مهم دارم تموم کنم

143
00:16:08,175 --> 00:16:09,843
‫اوه. سوفیا

144
00:16:11,345 --> 00:16:13,597
‫معذرت می‌خوام
‫نمی‌خواستم ناراحتت کنم

145
00:16:15,516 --> 00:16:18,185
‫نظرت چیه یه داستان برات بگم؟ دوست داری؟

146
00:16:18,894 --> 00:16:20,437
‫آره؟ خب...

147
00:16:20,437 --> 00:16:21,897
‫اوه، این خوبه

148
00:16:21,897 --> 00:16:23,357
‫خیلی‌خب

149
00:16:23,357 --> 00:16:25,067
‫خب...

150
00:16:27,152 --> 00:16:28,862
‫"خانواده‌های شاد..."

151
00:16:29,071 --> 00:16:30,823
‫"همه شبیه هم هستن"

152
00:16:30,823 --> 00:16:34,994
‫"اما تمام خانواده‌های بدبخت
‫به‌ نحوه‌ی خاص خودشون بدبخت هستن"

153
00:16:38,163 --> 00:16:39,873
‫آره، شاید کتاب آنا کارنینا...

154
00:16:40,666 --> 00:16:42,418
‫برای الان مناسب نباشه

155
00:16:43,460 --> 00:16:45,170
‫خب...

156
00:16:45,921 --> 00:16:47,631
‫می‌خوای یه بازی بکنیم؟

157
00:16:48,507 --> 00:16:51,135
‫نه بازی "بی‌سروصدا و بی‌حرکت نشستن"

158
00:16:51,135 --> 00:16:52,886
‫نه، اون بازی رو نمیگم

159
00:16:54,221 --> 00:16:57,141
‫این انگشتانه، انگشتانه‌ی خیلی خاصیه

160
00:16:57,141 --> 00:16:59,018
‫مال مادربزرگم بوده

161
00:16:59,018 --> 00:17:02,980
‫و دوست داره گم بشه
‫تا بتونه دوباره پیدا بشه

162
00:17:03,230 --> 00:17:06,775
‫حالا، برو توی اتاق خواب
‫و تا 200 بشمار

163
00:17:06,775 --> 00:17:08,610
‫من اینجا می‌مونم

164
00:17:08,610 --> 00:17:11,864
‫و انگشتانه رو توی همین اتاق مخفی می‌کنم

165
00:17:13,198 --> 00:17:15,576
‫می‌تونی تا 200 بشماری، مگه نه؟

166
00:17:16,285 --> 00:17:18,037
‫نه

167
00:17:18,037 --> 00:17:20,789
‫ولی بلدم چطوری دو بار تا 100 بشمرم

168
00:17:21,498 --> 00:17:22,833
‫آفرین

169
00:17:22,833 --> 00:17:24,543
‫خیلی‌خب

170
00:17:30,674 --> 00:17:33,177
‫یک، دو، سه، چهار، پنج

171
00:17:33,177 --> 00:17:35,054
‫شش، هفت...

172
00:17:42,770 --> 00:17:45,314
‫نود و هفت، نود و هشت

173
00:17:45,314 --> 00:17:48,609
‫نود و نه، صد

174
00:17:49,276 --> 00:17:51,028
‫یک، دو...

175
00:17:56,283 --> 00:17:58,786
‫نود و هشت، نود و نه...

176
00:17:58,786 --> 00:18:00,162
‫صد!

177
00:18:00,162 --> 00:18:02,289
‫دارم میام! چه آماده باشی چه نباشی!

178
00:18:06,085 --> 00:18:07,795
‫عجله نکن

179
00:18:09,046 --> 00:18:10,089
‫عجله‌ای نیست

180
00:18:10,089 --> 00:18:11,799
‫- پیداش کردم
‫- چی؟

181
00:18:14,259 --> 00:18:15,969
‫اوه

182
00:18:18,138 --> 00:18:18,972
‫دوباره بازی کنیم؟

183
00:18:18,972 --> 00:18:19,890
‫نوبت توئه

184
00:18:19,890 --> 00:18:20,516
‫چی؟

185
00:18:20,516 --> 00:18:22,309
‫نوبت توئه که بگردی

186
00:18:22,309 --> 00:18:23,977
‫و نوبت منه که قایمش کنم

187
00:18:24,686 --> 00:18:26,563
‫نه، سوفیا

188
00:18:26,563 --> 00:18:28,690
‫آخه اونی که قایم می‌کنه منم

189
00:18:28,690 --> 00:18:31,193
‫و اونی که دنبالش می‌گرده تویی

190
00:18:31,193 --> 00:18:34,279
‫اگر همیشه تو قایمش کنی
‫و همیشه من دنبالش بگردم

191
00:18:34,279 --> 00:18:35,906
‫این که نشد یه بازی درست‌و‌حسابی

192
00:18:35,906 --> 00:18:37,032
‫خب...

193
00:18:37,032 --> 00:18:39,910
‫اینطوری تو می‌شینی سرجات
‫و من بازی می‌کنم

194
00:18:45,874 --> 00:18:47,584
‫خیلی‌خب. خیلی‌خب

195
00:18:50,546 --> 00:18:53,549
‫الکساندر، یواشکی نگاه نمی‌کنی؟

196
00:18:53,715 --> 00:18:55,300
‫یواشکی نگاه کنم؟

197
00:18:55,300 --> 00:18:57,344
‫در جریان باش که من یه روستوفم

198
00:18:57,344 --> 00:18:59,138
‫همین که این سوالو پرسیدی
‫بهم توهین شد

199
00:18:59,138 --> 00:19:00,347
‫حرفا می‌زنیا

200
00:19:00,347 --> 00:19:02,349
‫- روستوف چیه؟
‫- من

201
00:19:02,349 --> 00:19:03,142
‫منم

202
00:19:03,142 --> 00:19:04,351
‫من روستوفم

203
00:19:04,351 --> 00:19:06,770
‫الکساندر ایلیچ روستوف

204
00:19:06,770 --> 00:19:08,272
‫یواشکی نگاه نکنیا

205
00:19:08,272 --> 00:19:11,900
‫یک، دو، سه

206
00:19:11,900 --> 00:19:15,737
‫چهار، پنج، شش

207
00:19:15,737 --> 00:19:16,780
‫هفت

208
00:19:16,780 --> 00:19:20,242
‫هشت، نه، ده

209
00:19:20,784 --> 00:19:23,036
‫یازده، دوازده

210
00:19:26,957 --> 00:19:28,667
‫صد و هفتاد و هفت

211
00:19:33,463 --> 00:19:35,340
‫صد و هفتاد و هشت

212
00:19:35,340 --> 00:19:37,426
‫صد و هفتاد و نه...

213
00:19:42,139 --> 00:19:42,973
‫دارم میام!

214
00:19:42,973 --> 00:19:44,641
‫چه آماده باشی یا نباشی!

215
00:19:49,021 --> 00:19:50,731
‫عه

216
00:19:50,898 --> 00:19:52,608
‫خب...

217
00:19:53,609 --> 00:19:55,319
‫کجا می‌تونه باشه؟

218
00:19:56,111 --> 00:19:57,821
‫نمی‌دونم والا

219
00:20:01,950 --> 00:20:03,619
‫دارم بهش نزدیک میشم؟

220
00:20:06,121 --> 00:20:08,665
‫نزدیک‌تر شدم؟ نزدیک‌تر شدم؟

221
00:20:08,665 --> 00:20:10,334
‫همم؟

222
00:20:45,494 --> 00:20:46,370
‫تسلیم شدی؟

223
00:20:46,370 --> 00:20:48,038
‫به هیچ عنوان

224
00:21:01,885 --> 00:21:03,553
‫آها!

225
00:21:03,553 --> 00:21:05,555
‫ای ناقلا. پاشو ببینم

226
00:21:19,152 --> 00:21:20,696
‫آفرین

227
00:21:20,696 --> 00:21:22,406
‫تسلیم شدی؟

228
00:21:22,572 --> 00:21:24,283
‫اذعان به شکست می‌کنم

229
00:21:24,283 --> 00:21:25,993
‫این یعنی تسلیم شدی؟

230
00:21:26,868 --> 00:21:28,370
‫آره یعنی تسلیم شدم

231
00:21:28,370 --> 00:21:30,038
‫پس باید بگی تسلیم شدی

232
00:21:32,624 --> 00:21:34,876
‫من... تسلیمم

233
00:21:41,300 --> 00:21:42,884
‫این که عادلانه نیست!

234
00:21:42,884 --> 00:21:45,387
‫خودت گفتی
‫می‌تونم توی اتاق قایمش کنم

235
00:21:45,387 --> 00:21:46,638
‫وقتی قایمش کردم

236
00:21:46,638 --> 00:21:48,348
‫کتت توی اتاق بود

237
00:21:48,682 --> 00:21:50,851
‫صندلی... چرا جابه‌جاش کردی؟

238
00:21:51,059 --> 00:21:52,728
‫که اونجا رو بگردی

239
00:21:56,106 --> 00:21:58,191
‫آفرین، سوفیا

240
00:21:58,400 --> 00:22:00,110
‫احسنت

241
00:22:04,740 --> 00:22:05,741
‫خیلی‌خب

242
00:22:05,741 --> 00:22:07,409
‫خب دیگه...

243
00:22:09,995 --> 00:22:11,705
‫دوباره بازی کنیم؟

244
00:22:12,205 --> 00:22:13,915
‫چرا که نه؟

245
00:22:16,418 --> 00:22:18,128
‫عه

246
00:22:18,128 --> 00:22:19,963
‫دیدی؟

247
00:22:19,963 --> 00:22:21,631
‫دیدی گفتم خراب نیست؟

248
00:22:23,175 --> 00:22:25,927
‫جابه‌جا کردن صندلی
‫فقط برای ظاهرسازی بود

249
00:22:25,927 --> 00:22:27,346
‫تردستی‌ش فوق العاده بود

250
00:22:27,346 --> 00:22:29,056
‫خودمم نمی‌تونستم
‫بهتر از اون انجامش بدم

251
00:22:29,056 --> 00:22:30,891
‫مثل یه پدر بامحبت صحبت می‌کنی

252
00:22:31,224 --> 00:22:32,476
‫اول چکسلواکی رو می‌گیرن

253
00:22:32,476 --> 00:22:34,227
‫بعد میرن سراغ لهستان

254
00:22:34,227 --> 00:22:35,771
‫نازی‌ها جرات دارن پاشونو بذارن اینجا

255
00:22:35,771 --> 00:22:37,856
‫اعتراف می‌کنم یکم احساس افتخار می‌کنم
‫البته نمی‌تونم

256
00:22:37,856 --> 00:22:39,358
‫حیله‌گریش رو به‌پای خودم بنویسم

257
00:22:39,358 --> 00:22:41,068
‫تا خود دریای شمال پسشون می‌زنیم

258
00:22:41,068 --> 00:22:42,778
‫- دقیقاً
‫- یاشا و ایلیا

259
00:22:42,778 --> 00:22:45,030
‫اینجا آشپزخونه‌ست، نه پستو

260
00:22:45,030 --> 00:22:46,782
‫برگردین سر کاراتون. فوراً!

261
00:22:48,450 --> 00:22:50,160
‫جنگ. جنگ

262
00:22:51,036 --> 00:22:53,997
‫جز این در مورد هیچی صحبت نمی‌کنن
‫ولی روحشون هم خبر نداره

263
00:22:53,997 --> 00:22:55,040
‫که جنگ واقعاً یعنی چی

264
00:22:55,040 --> 00:22:56,750
‫تا تجربه‌ش نکرده باشی، چطور میشه فهمید؟

265
00:23:00,170 --> 00:23:01,546
‫موفق باشی

266
00:23:01,546 --> 00:23:03,256
‫باشه

267
00:23:03,590 --> 00:23:05,300
‫کتابت یادت نره

268
00:23:05,300 --> 00:23:06,343
‫اوه

269
00:23:06,343 --> 00:23:08,053
‫ممنون

270
00:23:12,641 --> 00:23:14,309
‫کتاب خیلی طولانی‌ایه

271
00:23:14,768 --> 00:23:16,895
‫آره. خب، زیاد به خودت سخت نگیر

272
00:23:16,895 --> 00:23:18,647
‫خیلیا نمی‌تونن تا آخرش بخونن

273
00:23:18,647 --> 00:23:20,440
‫همه‌شو خوندم

274
00:23:20,440 --> 00:23:21,400
‫خب، عالیه. آفرین بهت

275
00:23:21,400 --> 00:23:24,820
‫که در مورد سیستم سیاسی آمریکا بود
‫کند پیش می‌رفت

276
00:23:24,820 --> 00:23:28,532
‫آره، فصل اولش بیش از حد جزئیات داره

277
00:23:28,949 --> 00:23:31,034
‫ولی بخش دوم، در مورد جامعه‌شون

278
00:23:31,618 --> 00:23:33,328
‫جالبه

279
00:23:33,578 --> 00:23:36,039
‫مطمئنم تو تنها کسی نیستی
‫که اینطور فکر می‌کنه

280
00:23:36,039 --> 00:23:38,083
‫"عشق به رفاه"

281
00:23:38,083 --> 00:23:41,837
‫"اکنون ذائقه‌ی اصلی تمام مردم کشوره"

282
00:23:44,339 --> 00:23:46,049
‫بله درسته

283
00:23:47,300 --> 00:23:49,219
‫چه برداشتی میشه از این ادعا داشت

284
00:23:49,594 --> 00:23:52,597
‫که دموکراسی به‌طور خاص
‫برای صنایع مناسبه؟

285
00:23:52,597 --> 00:23:56,476
‫خب، اون... آره، اون بخش خوبی برای بررسیه

286
00:23:57,811 --> 00:23:59,521
‫برداشت تو ازش چی بود؟

287
00:23:59,729 --> 00:24:00,939
‫از تو پرسیدم

288
00:24:00,939 --> 00:24:02,524
‫آره، ولی به عنوان معلمت

289
00:24:02,524 --> 00:24:04,234
‫اصلاً درست نیست
‫قبل از اینکه فرصت کنی

290
00:24:04,234 --> 00:24:07,028
‫برداشت‌های خودتو داشته باشی
‫بخوام تحریف‌شون کنم

291
00:24:07,028 --> 00:24:08,738
‫اصلاً کتاب رو خوندی؟

292
00:24:13,785 --> 00:24:15,829
‫کلاً 87 صفحه‌ش رو خوندم

293
00:24:16,580 --> 00:24:18,874
‫شرایطی جلوی خوندنم رو گرفت

294
00:24:19,458 --> 00:24:21,585
‫شرایط غیرمنتظره

295
00:24:23,211 --> 00:24:24,921
‫دختربچه‌ای که پیشت اقامت داره

296
00:24:27,924 --> 00:24:29,759
‫آره، دختر یکی از دوستامه

297
00:24:30,510 --> 00:24:32,220
‫نینا کولیکووا؟

298
00:24:33,972 --> 00:24:35,724
‫شرایط تاسف‌برانگیزیه

299
00:24:36,725 --> 00:24:38,935
‫به‌دنبال شوهرش رفت سیبری

300
00:24:39,769 --> 00:24:41,480
‫اشتباه کرد

301
00:24:43,064 --> 00:24:47,402
‫دختربچه‌ها وقتی مادرشون
‫ترکشون می‌کنن می‌ترسن

302
00:24:49,070 --> 00:24:50,238
‫بهتره بری

303
00:24:52,157 --> 00:24:55,118
‫اوه. ممنون

304
00:24:57,913 --> 00:24:59,623
‫الکساندر؟

305
00:25:03,835 --> 00:25:05,337
‫دفعه‌ی بعد در موردش صحبت می‌کنیم

306
00:25:05,337 --> 00:25:07,047
‫و ازت انتظار دارم خونده باشیش

307
00:25:18,058 --> 00:25:19,768
‫شرمنده دیر کردم

308
00:25:21,937 --> 00:25:23,355
‫سوفیا

309
00:25:23,355 --> 00:25:24,689
‫نباید خواب باشی؟

310
00:25:24,689 --> 00:25:26,608
‫می‌خواست منتظرت بمونه

311
00:25:27,067 --> 00:25:29,236
‫درواقع خیلی هم اصرار داشت

312
00:25:29,569 --> 00:25:31,947
‫خب، ممنونم مارینا
‫با خدمتکارهای هتل صحبت کردم

313
00:25:31,947 --> 00:25:34,074
‫و وقتی نیاز بود برم سر کار

314
00:25:34,074 --> 00:25:35,450
‫ناتاشا از سوفیا مراقبت می‌کنه

315
00:25:35,450 --> 00:25:36,660
‫شب بخیر، سوفیا

316
00:25:36,660 --> 00:25:38,328
‫شب بخیر، خاله مارینا

317
00:25:40,539 --> 00:25:41,706
‫خاله مارینا؟

318
00:25:41,706 --> 00:25:43,416
‫پس با هم دوست شدین

319
00:25:45,043 --> 00:25:46,753
‫ساعت نیمه‌شب زنگ می‌زنه؟

320
00:25:46,753 --> 00:25:48,421
‫آره، می‌زنه

321
00:25:50,549 --> 00:25:52,259
‫می‌خوای بیشتر در موردش بدونی؟

322
00:25:55,345 --> 00:25:59,849
‫پدرم به "برگی" سفارش داده بود بسازتش

323
00:26:00,600 --> 00:26:02,852
‫بهترین ساعت‌ساز پاریس

324
00:26:04,271 --> 00:26:06,022
‫همیشه می‌گفت یک مرد نباید

325
00:26:06,022 --> 00:26:08,316
‫زیاد فکرشو مشغول ساعت کنه

326
00:26:08,316 --> 00:26:10,986
‫ولی باید صبح‌ها
‫سخت‌کوش و با پشتکار باشه

327
00:26:10,986 --> 00:26:13,780
‫و وقتی ساعت به 12 رسید

328
00:26:13,780 --> 00:26:15,031
‫باید تمام کارهایی

329
00:26:15,031 --> 00:26:17,325
‫که در اون روز نیاز بود رو انجام داده باشه

330
00:26:17,701 --> 00:26:19,411
‫بقیه‌ی روز چی؟

331
00:26:21,162 --> 00:26:22,831
‫عه

332
00:26:25,125 --> 00:26:27,294
‫خب، باید هوشمندانه
‫و به انتخاب خود فرد صرف بشه

333
00:26:27,294 --> 00:26:29,004
‫با خوندن کتاب و امثال این‌ها

334
00:26:29,421 --> 00:26:31,172
‫و زنگ دوم چی؟

335
00:26:31,172 --> 00:26:32,841
‫خب...

336
00:26:32,841 --> 00:26:36,553
‫قطعاً یه بازخواسته، یه سرزنشه

337
00:26:36,803 --> 00:26:38,513
‫چون هرکس صداشو می‌شنوه

338
00:26:39,180 --> 00:26:40,890
‫باید قبل از اون خوابیده باشه

339
00:26:42,892 --> 00:26:44,561
‫شب بخیر، دایی الکساندر

340
00:26:46,563 --> 00:26:47,814
‫اوه

341
00:26:47,814 --> 00:26:49,482
‫شب بخیر، سوفیا

342
00:26:49,691 --> 00:26:51,401
‫خوب بخوابی

343
00:27:00,994 --> 00:27:06,499
‫« روز 6215 »

344
00:27:10,295 --> 00:27:11,838
‫می‌خوای توام ورزش کنی؟

345
00:27:11,838 --> 00:27:13,548
‫خب پس بیا

346
00:27:14,507 --> 00:27:16,217
‫برو پایین...

347
00:27:29,230 --> 00:27:30,940
‫یا خدا

348
00:28:21,074 --> 00:28:22,742
‫و حدس بزن کی

349
00:28:22,742 --> 00:28:25,537
‫شاه‌دخت گولیتسین کور رو دید؟

350
00:28:26,037 --> 00:28:27,163
‫پسر آهنگر

351
00:28:27,163 --> 00:28:28,373
‫آره خود خودش بود

352
00:28:28,373 --> 00:28:30,625
‫و از اونجایی که مهربونی شاه‌دخت

353
00:28:30,625 --> 00:28:32,043
‫در سال‌ها قبل یادش بود

354
00:28:32,043 --> 00:28:33,920
‫اونو با خودش به خونه برد

355
00:28:33,920 --> 00:28:36,423
‫و تا آخر عمر با همدیگه زندگی کردن

356
00:28:37,716 --> 00:28:39,134
‫از پایان‌های خوش خوشم میاد

357
00:28:39,134 --> 00:28:40,844
‫منم همینطور

358
00:28:47,726 --> 00:28:49,394
‫ای‌کاش می‌شد بریم بیرون

359
00:28:54,649 --> 00:28:57,318
‫حس می‌کنم از رفتن مامانم خیلی گذشته

360
00:28:59,863 --> 00:29:01,865
‫وقتی مادرت بچه بود

361
00:29:01,865 --> 00:29:04,743
‫هرجای هتل می‌خواست می‌رفت

362
00:29:05,160 --> 00:29:06,161
‫هیچکس

363
00:29:06,161 --> 00:29:07,996
‫و هیچ‌چیز نمی‌تونست جلوش رو بگیره

364
00:29:07,996 --> 00:29:09,706
‫که جایی که می‌خواد نره

365
00:29:12,208 --> 00:29:13,877
‫ برمی‌گرده؟

366
00:29:15,587 --> 00:29:17,255
‫معلومه که برمی‌گرده

367
00:29:19,340 --> 00:29:21,092
‫واقعاً مسخره‌ست

368
00:29:21,092 --> 00:29:23,470
‫باید سوئیت خانم اوربانووا رو بهش بدین

369
00:29:24,512 --> 00:29:25,680
‫البته، اصولاً

370
00:29:25,680 --> 00:29:28,475
‫و مطمئنم خودتون اینو می‌دونین
‫این اتاق درواقع

371
00:29:28,475 --> 00:29:30,351
‫متعلق به رفیق اوربانووا نیست

372
00:29:30,351 --> 00:29:32,520
‫به اسم ایشون رزرو شده بوده

373
00:29:32,896 --> 00:29:34,773
‫خب، باید رزروها رو تغییر می‌دادیم

374
00:29:34,773 --> 00:29:36,524
‫سوئیت‌های متعدد دیگه‌ای داریم که مطمئنم...

375
00:29:36,524 --> 00:29:38,026
‫خب، توصیه می‌کنم مهمانی که

376
00:29:38,026 --> 00:29:39,944
‫گذاشتین توی سوئیت 317 رو

377
00:29:39,944 --> 00:29:41,654
‫ببرید به همون اتاق‌های دیگه

378
00:29:43,198 --> 00:29:45,116
‫همه عاشق آنا اوربانووا هستن

379
00:29:45,116 --> 00:29:48,953
‫بخصوص رفیق‌هامون در "پولیت‌برو"
‫(کمیته‌ی اجرایی حزب کمونیست)

380
00:29:49,954 --> 00:29:52,791
‫به‌نظر من "میلا فیدارووا" رو

381
00:29:52,791 --> 00:29:54,125
‫یکم بیشتر دوست دارن

382
00:29:54,125 --> 00:29:56,294
‫اخیراً ایشون رو
‫بازیگر زن اول افتخاری

383
00:29:56,294 --> 00:29:57,587
‫فدراسیون روسیه کردن

384
00:29:57,587 --> 00:29:59,589
‫واسیلی میشه با این... آقا صحبت کنی؟

385
00:29:59,589 --> 00:30:00,673
‫سوئیت‌های طبقه‌ی دوم

386
00:30:00,673 --> 00:30:01,841
‫واقعاً دلنشین هستن

387
00:30:01,841 --> 00:30:02,884
‫چه اتفاقی برای اتاقم افتاده؟

388
00:30:02,884 --> 00:30:05,428
‫اتاق 317 به شخص دیگه‌ای داده شده

389
00:30:09,808 --> 00:30:11,643
‫چمدون‌ها رو ببرید اتاقم

390
00:30:11,643 --> 00:30:13,937
‫باید برم به عزیزدل جدید استالین تبریک بگم

391
00:30:16,022 --> 00:30:17,732
‫میلا!

392
00:30:19,859 --> 00:30:21,528
‫ممنون

393
00:30:23,738 --> 00:30:25,406
‫بیا بریم

394
00:30:36,292 --> 00:30:38,002
‫طبقه‌ی دوم، لطفاً
‫زود باش. زودتر

395
00:30:46,010 --> 00:30:47,720
‫شبتون بخیر

396
00:30:48,429 --> 00:30:50,098
‫شبت بخیر، عزیزم

397
00:30:50,807 --> 00:30:54,018
‫دیدم با آنا اوربانووا اومدی هتل

398
00:30:55,103 --> 00:30:57,146
‫به‌نظرت امشب سرش خیلی شلوغه؟

399
00:30:57,146 --> 00:30:59,190
‫رفیق اوربانووا همیشه سرش شلوغه

400
00:31:04,779 --> 00:31:07,282
‫آخرین باری که موهای
‫این دختر بیچاره رو شستی کی بوده؟

401
00:31:07,782 --> 00:31:10,410
‫توی اتاقم یه روشویی ساده بیشتر ندارم

402
00:31:14,539 --> 00:31:16,207
‫بیا بریم، عزیزم

403
00:31:24,299 --> 00:31:26,009
‫ولی منظورت این نبود

404
00:31:33,182 --> 00:31:34,684
‫نقش منو گرفتی

405
00:31:34,684 --> 00:31:36,477
‫نقش رو به من پیشنهاد دادن

406
00:31:36,644 --> 00:31:39,063
‫نمی‌دونستم قولی بهت دادن

407
00:31:46,487 --> 00:31:48,156
‫خوش به حالت

408
00:31:52,327 --> 00:31:54,037
‫می‌تونی نقش ماتیلد رو بازی کنی

409
00:31:56,539 --> 00:31:57,957
‫نامه بنویس

410
00:31:57,957 --> 00:31:59,542
‫برای من

411
00:31:59,542 --> 00:32:01,210
‫هر ماه

412
00:32:04,255 --> 00:32:05,924
‫مراقب مامانم باش

413
00:32:09,010 --> 00:32:11,137
‫کار احمقانه‌ای نکن، همم؟

414
00:32:11,888 --> 00:32:15,433
‫و یادت نره کی هستی
‫یا از کجا اومدی

415
00:32:16,309 --> 00:32:18,019
‫هرگز نمی‌تونم فراموش کنم

416
00:32:18,728 --> 00:32:20,063
‫خداحافظ، بابا

417
00:32:33,701 --> 00:32:35,411
‫باید ولم کنی برم

418
00:33:24,085 --> 00:33:25,753
‫شاید باورش سخت باشه

419
00:33:25,753 --> 00:33:29,632
‫ولی این غذاخوری زمانی
‫مرکز گردهمایی طبقه‌ی اعیان مسکو بود

420
00:33:29,924 --> 00:33:32,552
‫بلندبالاترین خانواده‌های روسی
‫اینجا غذا می‌خوردن

421
00:33:32,552 --> 00:33:35,221
‫شاهزاده‌ها و شاه‌دخت‌ها اینجا همراه...

422
00:33:38,141 --> 00:33:39,851
‫سوفیا؟

423
00:33:45,690 --> 00:33:47,734
‫وقتی مامان رفت این آهنگ پخش می‌شد

424
00:33:53,322 --> 00:33:55,033
‫پس بیا برگردیم اتاقمون

425
00:33:58,703 --> 00:34:00,371
‫الکساندر روستوف؟

426
00:34:03,583 --> 00:34:06,711
‫هر لحظه ممکنه مامان سوفیا برگرده

427
00:34:06,711 --> 00:34:08,546
‫یا ممکنه دیگه خبری ازش نشه

428
00:34:09,005 --> 00:34:09,964
‫اونوقت چی میشه؟

429
00:34:09,964 --> 00:34:13,051
‫این دختر باید توی زیرشیروونی
‫با یه مجرم زندگی کنه؟

430
00:34:13,051 --> 00:34:16,262
‫کار به اونجا نمی‌رسه
‫و دوران خلافکاریم گذشته

431
00:34:16,637 --> 00:34:18,181
‫جون به جونت کنن مجرمی

432
00:34:18,181 --> 00:34:20,308
‫خواسته‌ی زیادی ازم داری، الکساندر

433
00:34:20,892 --> 00:34:23,561
‫خودت گفتی، اینجا...
‫اینجا جای خوبی برای زندگی بچه نیست

434
00:34:23,561 --> 00:34:25,146
‫- آره گفتم
‫- و توی همین اتاق

435
00:34:25,146 --> 00:34:27,732
‫گفتی نمی‌تونی تا همیشه
‫ازش مراقبت کنی

436
00:34:29,317 --> 00:34:30,735
‫بیشتر از یک ماه شده

437
00:34:30,735 --> 00:34:32,987
‫- نظرم عوض شده
‫- متاسفانه تصمیم

438
00:34:32,987 --> 00:34:34,697
‫گرفته شده

439
00:34:34,947 --> 00:34:37,617
‫شخصاً تصمیم گرفتم
‫با مقامات مربوطه تماس بگیرم

440
00:34:38,201 --> 00:34:39,660
‫امشب میان دنبال دختره

441
00:34:39,660 --> 00:34:40,870
‫من ازت نخواستم همچین کاری بکنی

442
00:34:40,870 --> 00:34:42,080
‫می‌خوان کجا ببرنش؟

443
00:34:42,080 --> 00:34:43,581
‫به مرکزی که تا زمان برگشتن مادرش

444
00:34:43,581 --> 00:34:46,250
‫ازش مراقبت میشه

445
00:34:46,250 --> 00:34:47,251
‫یتیم‌خونه؟

446
00:34:47,251 --> 00:34:49,921
‫استالین به تمام بچه‌های روسیه اهمیت میده

447
00:34:51,380 --> 00:34:54,342
‫قبول نداری، جناب مدیر هالتسکی؟

448
00:34:58,471 --> 00:35:00,181
‫خب...

449
00:35:02,350 --> 00:35:03,893
‫اگر از اعضای خانواده‌ی این بچه بودی

450
00:35:03,893 --> 00:35:06,562
‫طبیعتاً موضوع فرق می‌کرد

451
00:35:06,562 --> 00:35:08,272
‫ولی...

452
00:35:08,439 --> 00:35:10,108
‫در این وضعیت

453
00:35:11,192 --> 00:35:12,902
‫متاسفانه چاره‌ای ندارم

454
00:35:14,195 --> 00:35:15,196
‫دختره باید بره

455
00:35:39,470 --> 00:35:41,139
‫عروسک رو بخوابونم؟

456
00:35:46,602 --> 00:35:51,065
‫سوفیا، باید در مورد موضوعی صحبت کنیم

457
00:35:54,569 --> 00:35:56,237
‫کارکنان هتل...

458
00:35:57,613 --> 00:36:00,575
‫فکر می‌کنن بهتره
‫جای دیگه‌ای زندگی کنی

459
00:36:00,575 --> 00:36:03,286
‫جایی که بچه‌های زیادی هستن
‫که می‌تونی باهاشون بازی کنی

460
00:36:08,040 --> 00:36:09,709
‫توام قراره بیای اونجا؟

461
00:36:10,084 --> 00:36:13,212
‫خب، نکته‌ی اونجا اینه که

462
00:36:13,504 --> 00:36:16,132
‫فقط بچه‌ها حق دارن برن اونجا

463
00:36:18,634 --> 00:36:23,097
‫اگر جایی برای بچه‌هاست
‫پس کی مسئولشه؟

464
00:36:23,598 --> 00:36:26,100
‫خب، بزرگسال‌هایی هستن
‫که ازتون مراقبت کنن

465
00:36:26,100 --> 00:36:28,895
‫شاید حتی کسایی باشن که بدونن
‫چجوری موهاتو شونه بزنن

466
00:36:31,731 --> 00:36:33,691
‫ولی من می‌خوام پیش تو باشم

467
00:36:35,193 --> 00:36:36,903
‫و حالا موهامو خوب شونه می‌کنی

468
00:36:39,447 --> 00:36:42,325
‫می‌تونی با بچه‌های دیگه بازی کنی و...

469
00:36:44,202 --> 00:36:45,912
‫و بعد مادرت برمی‌گرده

470
00:36:46,287 --> 00:36:49,207
‫و می‌برتت پیش بابات

471
00:36:49,665 --> 00:36:51,459
‫سوار قطار میشین

472
00:36:55,421 --> 00:36:57,131
‫درکش برات سخته، ولی من...

473
00:37:00,218 --> 00:37:02,511
‫من مناسب‌ترین آدم برای مراقبت از تو نیستم

474
00:37:03,512 --> 00:37:06,224
‫نمی‌تونم تمام چیزهایی
‫که نیاز داری رو برات فراهم کنم

475
00:37:10,019 --> 00:37:13,397
‫لباس، تحصیلات

476
00:37:15,566 --> 00:37:17,276
‫آخه می‌دونی...

477
00:37:17,944 --> 00:37:20,112
‫من چیزی جز این اتاق ندارم

478
00:37:20,112 --> 00:37:22,240
‫و اینجا جای خوبی برای یک دختربچه نیست

479
00:37:22,240 --> 00:37:23,950
‫من...

480
00:37:26,577 --> 00:37:28,287
‫جای خوبی نیست

481
00:37:28,704 --> 00:37:30,414
‫و...

482
00:37:30,790 --> 00:37:33,167
‫مطمئن نیستم

483
00:37:33,167 --> 00:37:35,002
‫آدم مناسبی برات باشم

484
00:37:39,382 --> 00:37:41,092
‫مگه دوستم نداری؟

485
00:37:44,679 --> 00:37:46,764
‫دارم. معلومه که دوستت دارم

486
00:37:48,015 --> 00:37:49,725
‫پس چرا نمی‌تونم بمونم؟

487
00:37:51,102 --> 00:37:52,812
‫می‌خوام پیش تو بمونم

488
00:38:19,630 --> 00:38:20,798
‫اوناهاش

489
00:38:20,798 --> 00:38:22,550
‫نمی‌خوام شلوغ‌کاری بشه
‫بیا زود تمومش کنیم

490
00:38:23,926 --> 00:38:25,594
‫بیا بریم، سوفیا

491
00:38:25,594 --> 00:38:27,263
‫چیزی نیست

492
00:38:33,019 --> 00:38:35,104
‫از اینجا به بعد
‫خانم استراوینسکی ازش مراقبت می‌کنه

493
00:38:35,104 --> 00:38:36,814
‫وسایل بچه کجاست؟

494
00:38:37,898 --> 00:38:41,027
‫خواهرزاده‌م اینجا پیش من می‌مونه

495
00:38:41,319 --> 00:38:42,570
‫خواهرزاده‌ت؟

496
00:38:42,570 --> 00:38:44,447
‫خواهرزاده‌ش نیست
‫داره الکی میگه

497
00:38:44,905 --> 00:38:46,615
‫آقای هالتسکی؟

498
00:38:47,325 --> 00:38:50,077
‫خودت گفتی اگر عضو خانواده‌م باشه

499
00:38:50,077 --> 00:38:51,787
‫می‌تونه بمونه

500
00:38:53,539 --> 00:38:55,333
‫دایی الکساندر، خوابم میاد

501
00:38:55,333 --> 00:38:56,542
‫باید برم دنبال بچه‌های دیگه

502
00:38:56,542 --> 00:38:57,918
‫این بچه باهام میاد یا نه؟

503
00:38:57,918 --> 00:38:59,628
‫تو مدیر این هتلی

504
00:39:00,755 --> 00:39:02,381
‫به‌نظرم تصمیمش با توئه

505
00:39:02,381 --> 00:39:04,091
‫که کی می‌تونه توش اقامت داشته باشه

506
00:39:04,342 --> 00:39:06,052
‫میشه برش گردونم به اتاقم؟

507
00:39:12,391 --> 00:39:14,101
‫معلومه

508
00:39:14,435 --> 00:39:16,896
‫عذر می‌خوام، رفیق استراوینسکی

509
00:39:17,313 --> 00:39:19,148
‫ظاهراً اشتباهاً خبرتون کردن بیاین

510
00:39:19,148 --> 00:39:20,191
‫این دیگه چه مسخره‌بازیه

511
00:39:20,191 --> 00:39:21,233
‫بیا بریم، سوفیا

512
00:39:29,617 --> 00:39:31,744
‫بقیه خبردار میشن
‫امروز اینجا چه اتفاقی افتاده

513
00:39:31,744 --> 00:39:33,454
‫می‌تونی هرکاری خواستی بکنی

514
00:39:34,789 --> 00:39:35,956
‫برام مهم نیست

515
00:40:13,577 --> 00:40:15,287
‫خیلی‌خب، بیا ببریمت توی تخت‌خواب

516
00:40:16,789 --> 00:40:18,499
‫- میشه بخوابونیم؟
‫- معلومه

517
00:40:22,545 --> 00:40:24,213
‫اینم از این

518
00:40:31,971 --> 00:40:33,389
‫دایی الکساندر؟

519
00:40:33,389 --> 00:40:35,057
‫همم؟

520
00:40:35,808 --> 00:40:37,476
‫مامان فردا میاد؟

521
00:40:39,854 --> 00:40:41,564
‫نمی‌دونم

522
00:40:42,815 --> 00:40:44,525
‫اصلاً قراره برگرده؟

523
00:40:49,530 --> 00:40:51,240
‫نمی‌دونم

524
00:40:52,908 --> 00:40:54,702
‫ولی تا وقتی برگرده

525
00:40:54,702 --> 00:40:56,495
‫همین‌جا پیش من می‌مونی

526
00:40:57,079 --> 00:40:59,540
‫و تا هرموقع لازم باشه
‫ازت مراقبت می‌کنم

527
00:41:01,542 --> 00:41:03,252
‫حتی تا ابد؟

528
00:41:03,586 --> 00:41:05,337
‫حتی تا ابد

529
00:41:08,507 --> 00:41:11,510
‫خب دیگه، بخواب

530
00:41:14,305 --> 00:41:16,015
‫شب بخیر

531
00:41:26,108 --> 00:41:28,444
‫هفته‌ها بدون هیچ خبری گذشت

532
00:41:29,403 --> 00:41:31,489
‫هفته‌ها تبدیل به ماه‌ها شد

533
00:41:33,240 --> 00:41:35,367
‫ولی مادرم هیچوقت برنگشت دنبالم

534
00:41:41,790 --> 00:41:45,127
‫سال‌ها بعد، سعی کردم بفهمم
‫چه اتفاقی براش افتاده

535
00:41:46,170 --> 00:41:47,838
‫ولی هیچ سابقه‌ای ازش نبود

536
00:41:49,215 --> 00:41:51,759
‫شاید سوابقش
‫در هرج و مرج سال‌های بعدش گم شده بود

537
00:41:53,802 --> 00:41:55,513
‫اون تمام زندگیم بود

538
00:41:56,722 --> 00:41:58,599
‫و ناگهان از پیشم رفته بود

539
00:42:01,185 --> 00:42:03,521
‫هیچوقت نفهمیدم
‫دقیقاً چه اتفاقی براش افتاده

540
00:42:06,649 --> 00:42:11,320
‫فقط در سرزمین‌های پهناور
‫شرق روسیه ناپدید شد
