﻿1
00:00:10,093 --> 00:00:15,306
‫[ آنچه گذشت... ]
‫- سعی کردم بکشمش
‫- اوه، شک دارم
‫نمی‌دونستم اینقدر ضعیفن

2
00:00:15,306 --> 00:00:16,975
‫فکر می‌کردم می‌فرها قوی‌ان

3
00:00:16,975 --> 00:00:19,352
‫می‌فرها؟ اون دختر
‫دیشبی هم یه می‌فر بود؟

4
00:00:19,352 --> 00:00:21,104
‫نمونه خونی که
‫فرستادی رو آزمایش کردم،

5
00:00:21,104 --> 00:00:22,897
‫نتیجه‌ی آزمایش ژنتیکی غیرانسانی بود

6
00:00:23,023 --> 00:00:24,065
‫به کمکش نیاز دارم

7
00:00:24,065 --> 00:00:25,859
‫گفتم شاید دوست داشته باشی
‫اینجا باشی وقتی بیدارش می‌کنم

8
00:00:25,859 --> 00:00:27,235
‫اون هیچی نمی‌دونه

9
00:00:27,235 --> 00:00:29,112
‫باشه. یه راهی پیدا می‌کنیم

10
00:00:29,112 --> 00:00:31,239
‫- با سپرین تماس گرفتی
‫- میشه لطفاً بیایی اینجا؟

11
00:00:31,239 --> 00:00:33,742
‫آلیشا مُرده.
‫درست مثل گیفورد

12
00:00:33,742 --> 00:00:35,577
‫لشر چی می‌خواد؟

13
00:00:35,702 --> 00:00:36,619
‫اصلاً نمی‌دونستم

14
00:00:36,619 --> 00:00:38,246
‫یالا. باید کارهای زیادی انجام بدی

15
00:00:38,246 --> 00:00:39,998
‫و الان دیگه برای من کار می‌کنی

16
00:01:35,220 --> 00:01:36,846
‫خون روی لباسته؟

17
00:01:38,723 --> 00:01:40,809
‫آره

18
00:01:40,934 --> 00:01:44,229
‫امشب مشغول
‫چه کاری بودی، رفیق؟

19
00:01:44,354 --> 00:01:45,980
‫هی، تو دوست من نیستی

20
00:01:46,106 --> 00:01:48,316
‫اوه...

21
00:01:48,441 --> 00:01:50,693
‫قراره اینطور رفتار کنی؟

22
00:01:58,118 --> 00:01:59,494
‫تو چه موجودی هستی؟

23
00:01:59,619 --> 00:02:02,247
‫خودت چه جونوری هستی؟

24
00:02:04,999 --> 00:02:06,334
‫نمی‌دونم

25
00:02:11,506 --> 00:02:14,425
‫یادمه دعا می‌کردم...

26
00:02:16,094 --> 00:02:18,263
‫و...

27
00:02:18,388 --> 00:02:21,558
‫روی زمین سرد کلیسا زانو می‌زدم،

28
00:02:21,724 --> 00:02:23,810
‫طلب بخشش می‌کردم

29
00:02:26,020 --> 00:02:28,565
‫شاید یه کشیش بودم.
‫برای همین چنین احساسی دارم

30
00:02:28,690 --> 00:02:31,526
‫احساس گناه داری

31
00:02:31,693 --> 00:02:34,112
‫یه حس انسانیه

32
00:02:34,237 --> 00:02:37,490
‫باعث میشه مثل
‫گوسفند رفتار کنن...

33
00:02:37,615 --> 00:02:40,201
‫کشتنشون آسون میشه

34
00:02:40,326 --> 00:02:42,245
‫به نظر من آسون نیست

35
00:02:46,166 --> 00:02:49,544
‫اوه، با گذشت زمان آسون میشه

36
00:02:49,669 --> 00:02:52,005
‫برای من که آسون شد

37
00:02:52,130 --> 00:02:54,382
‫اما، آه...

38
00:02:54,507 --> 00:02:57,093
‫من معلم خوبی داشتم

39
00:02:57,218 --> 00:02:59,012
‫چرا؟ چی بهت گفت؟

40
00:03:01,556 --> 00:03:03,766
‫لطفاً...

41
00:03:03,892 --> 00:03:06,102
‫بهم بگو چی گفته

42
00:03:06,227 --> 00:03:08,730
‫وظیفه‌ی ما کاهش جمعیته

43
00:03:08,855 --> 00:03:12,525
‫یه اتفاق طبیعیه.
‫همانطور که آقای داروین توضیح داد

44
00:03:12,650 --> 00:03:14,569
‫- اما من مثل تو نیستم
‫- معلومه که نیستی

45
00:03:14,736 --> 00:03:17,906
‫از چند کیومتری بوی تو رو حس کردم...

46
00:03:18,031 --> 00:03:21,993
‫یه بویی میدی که قبلاً
‫اصلاً به مشامم نخورده بود

47
00:03:22,118 --> 00:03:23,661
‫پس هیچکس دیگه‌ای شبیه من نیست؟

48
00:03:23,786 --> 00:03:25,788
‫تو یه موجود جدیدی...

49
00:03:25,914 --> 00:03:28,416
‫با قوانین جدید

50
00:03:28,541 --> 00:03:31,961
‫به اشتهات و غرایزت گوش بده

51
00:03:32,086 --> 00:03:33,796
‫فقط همین کار رو می‌تونی بکنی

52
00:03:33,922 --> 00:03:36,382
‫اگه طبق قوانین اونا زندگی کنی...

53
00:03:36,507 --> 00:03:38,343
‫تو...

54
00:03:38,468 --> 00:03:39,886
‫دیوونه میشی

55
00:04:24,472 --> 00:04:27,767
‫« جـادوگـران مـی‌فـر »

56
00:04:34,983 --> 00:04:39,195
‫دو نفر از خانواده‌ی خودمون، آره،
‫طی چند ساعت

57
00:04:39,320 --> 00:04:41,322
‫آره، خب، میگن به‌خاطر
‫دلایل طبیعی مُردن،

58
00:04:41,447 --> 00:04:42,865
‫اما ذهن آشفته میشه

59
00:04:42,991 --> 00:04:45,034
‫آخه اصلاً طبیعی نیست

60
00:04:45,159 --> 00:04:47,912
‫و خودمون می‌دونیم یه طلسم
‫چطور عمل می‌کنه، مگه نه، پسرعمو؟

61
00:04:48,037 --> 00:04:51,916
‫پس روآن میگه همه توی
‫خیابون اول جمع بشیم

62
00:04:52,041 --> 00:04:55,003
‫تا یه طلسم محافظتی بنوشیم

63
00:04:55,128 --> 00:04:57,297
‫اوه، آره، آره، آره،
‫البته که نوشیدنی 

64
00:04:57,422 --> 00:04:58,798
‫و گوشت هم داریم...

65
00:04:58,923 --> 00:05:00,425
‫چی گفتی؟

66
00:05:03,636 --> 00:05:06,097
‫خب، آره، آه...

67
00:05:06,222 --> 00:05:08,141
‫خب، فکر کنم

68
00:05:10,310 --> 00:05:12,312
‫آره، نظر منم همینه

69
00:05:12,437 --> 00:05:14,647
‫خیلی‌خب. به زودی می‌بینمت

70
00:05:14,814 --> 00:05:17,942
‫نظر تو هم همونه؟ درمورد چی؟

71
00:05:18,067 --> 00:05:22,280
‫اوه، خب، گفت قراره لشر جوان هم
‫حضور داشته باشه

72
00:05:22,405 --> 00:05:26,159
‫و بالاخره می‌تونن ببیننش یا نه

73
00:05:26,284 --> 00:05:28,036
‫و؟

74
00:05:28,161 --> 00:05:30,621
‫خب، گفتم قراره حاضر باشه

75
00:05:33,041 --> 00:05:35,335
‫چند نفری ازم پرسیدن

76
00:05:35,460 --> 00:05:37,920
‫کورتلند، به فامیل‌ها قول دادی

77
00:05:38,046 --> 00:05:39,714
‫که می‌تونن لشر رو ببینن؟

78
00:05:39,839 --> 00:05:42,050
‫خب، باعث میشه بیان اینجا

79
00:05:42,175 --> 00:05:43,760
‫آره، و وقتی حقیقت رو بهشون بگم

80
00:05:43,760 --> 00:05:45,386
‫اوضاع خیلی بدتر میشه

81
00:05:45,511 --> 00:05:47,055
‫چرا اینقدر به حقیقت گیر دادی؟

82
00:05:47,180 --> 00:05:48,848
‫از وقتی بچه بودن،

83
00:05:48,973 --> 00:05:51,059
‫درمورد اومدن لشر
‫براشون داستان می‌گفتن،

84
00:05:51,184 --> 00:05:53,561
‫درمورد دگرگونی‌ها، معجزات،

85
00:05:53,686 --> 00:05:55,897
‫و نون‌ها و ماهی‌ها
‫(خوراک دادن به هزاران نفر با چند تکه نان
‫و چند ماهی توسط عیسی مسیح)

86
00:05:56,022 --> 00:05:57,982
‫اگه بهشون بگی لشر
‫داره همه رو می‌کشه،

87
00:05:58,107 --> 00:06:02,487
‫هزارتا داستان برات میگن تا بهت ثابت کنن
‫که اشتباه می‌کنی، یا بدتر

88
00:06:02,612 --> 00:06:06,032
‫و میندازنش گردن خودت

89
00:06:06,157 --> 00:06:08,201
‫فقط کاری که بهت گفتم رو انجام بده

90
00:06:08,326 --> 00:06:10,328
‫اصلاً بحث اون رو پیش نکش، باشه؟

91
00:06:12,246 --> 00:06:14,374
‫باشه

92
00:06:14,499 --> 00:06:16,042
‫رئیس تویی

93
00:06:26,844 --> 00:06:28,638
‫خب، سلام...

94
00:06:30,223 --> 00:06:33,518
‫گفتنش برام دردناکه،
‫اما برادرم درست میگه

95
00:06:33,643 --> 00:06:36,145
‫لشر خدای اوناست

96
00:06:36,270 --> 00:06:39,774
‫اگه بهشون بگی چیکار کرده،
‫تو رو ترک می‌کنن، نه اون رو

97
00:06:48,574 --> 00:06:50,660
‫می‌خوای چطور انجامش بدی؟

98
00:06:50,785 --> 00:06:52,995
‫وحشیانه، مثل کاری
‫که با خواهرم کردی؟

99
00:06:53,121 --> 00:06:54,288
‫نمی‌دونم درمورد چی حرف می‌زنی

100
00:06:54,414 --> 00:06:57,667
‫اوه، فکر می‌کنم می‌دونی

101
00:06:57,834 --> 00:07:00,920
‫فقط خوشحالم که بالاخره
‫داری همه‌چی رو واضح می‌بینی

102
00:07:01,045 --> 00:07:03,548
‫خداروشکر

103
00:07:03,673 --> 00:07:06,134
‫اصلاً نمی‌دونی چه برنامه‌ای دارم

104
00:07:06,259 --> 00:07:08,886
‫خودت رو قاطی ماجرا نکن

105
00:07:09,011 --> 00:07:12,432
‫امیدوارم وقتی زمانش می‌رسه،

106
00:07:12,557 --> 00:07:15,435
‫اونقدر قوی باشی
‫که بتونی انجامش بدی

107
00:07:39,834 --> 00:07:42,795
‫مطمئنم که موافقه

108
00:07:42,962 --> 00:07:46,466
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم

109
00:07:46,591 --> 00:07:49,677
‫- یکی از خودمونه؟
‫- نه، اما رئیسش از خودمونه

110
00:07:49,844 --> 00:07:51,846
‫باید آماده باشیم

111
00:07:51,971 --> 00:07:53,973
‫تونستی چیزی بفهمی؟

112
00:07:57,727 --> 00:07:59,353
‫برخلاف میل خودش نبوده

113
00:07:59,479 --> 00:08:00,146
‫اوهوم

114
00:08:00,146 --> 00:08:02,565
‫بعدش، خونریزیش شروع شده

115
00:08:02,690 --> 00:08:04,650
‫آخرین خاطره‌اش اینه
‫که لشر اونجا مونده

116
00:08:04,775 --> 00:08:06,569
‫و مرگش رو تماشا می‌کنه

117
00:08:06,694 --> 00:08:08,446
‫فقط مونده و نگاه کرده؟

118
00:08:08,571 --> 00:08:10,323
‫انگار حتی براش عجیب هم نبوده

119
00:08:10,448 --> 00:08:11,866
‫هوم

120
00:08:11,991 --> 00:08:13,868
‫خب، ارزش داره چندتا زنگ بزنم،

121
00:08:14,035 --> 00:08:15,620
‫بفهمم کَس دیگه‌ای هم
‫توی سردخونه هست

122
00:08:15,745 --> 00:08:17,079
‫که چنین مرگی داشته یا نه

123
00:08:17,205 --> 00:08:18,998
‫اوه، داییم بود

124
00:08:19,123 --> 00:08:22,710
‫روآن داره برای محافظت ازمون
‫همه‌ی آشناها رو جمع می‌کنه

125
00:08:22,835 --> 00:08:24,212
‫نگفت در برابر چی؟

126
00:08:24,337 --> 00:08:26,339
‫چرا، یه نفرین

127
00:08:26,339 --> 00:08:28,090
‫- تو هم میری؟
‫- شوخی می‌کنی؟

128
00:08:28,090 --> 00:08:31,010
‫نمی‌تونم ببینم چطور از مرگ مادرم

129
00:08:31,010 --> 00:08:32,637
‫برای منفعت خودش استفاده می‌کنه

130
00:08:32,762 --> 00:08:34,013
‫هوم

131
00:08:34,138 --> 00:08:36,098
‫خب، درسته بد به نظر می‌رسه،

132
00:08:36,224 --> 00:08:38,559
‫اما اگه می‌خوای قاتل مادرت رو
‫به سزای اعمالش برسونی،

133
00:08:38,684 --> 00:08:40,645
‫باید بری

134
00:08:40,770 --> 00:08:43,397
‫تنها نیستی.
‫ما کمکت می‌کنیم

135
00:08:53,324 --> 00:08:56,536
‫اوه، بگیر، از این استفاده کن.
‫خطری نداره

136
00:08:56,661 --> 00:08:58,746
‫گل ختمی

137
00:08:58,871 --> 00:09:01,374
‫برای یه طلسم محافظتی؟

138
00:09:01,499 --> 00:09:03,209
‫فکر نمی‌کنم جواب بده

139
00:09:03,334 --> 00:09:04,835
‫صبر کن

140
00:09:05,002 --> 00:09:07,046
‫دنبال دستور طلسم جولین می‌گردم

141
00:09:07,171 --> 00:09:08,464
‫بهش نیاز نداریم

142
00:09:08,589 --> 00:09:10,258
‫برام مهم نیست که اثر داره یا نه،

143
00:09:10,383 --> 00:09:12,134
‫فقط می‌خوام بی‌خطر باشه

144
00:09:12,260 --> 00:09:14,428
‫فقط این مهمه که بیاریمشون اینجا
‫و همین‌جا بمونن

145
00:09:14,554 --> 00:09:16,556
‫اصلاً چرا می‌خوای اینجا باشن؟

146
00:09:16,681 --> 00:09:19,267
‫اگه اون ماجرای
‫بویایی درست باشه،

147
00:09:19,392 --> 00:09:22,603
‫پس لشر هم به اینجا کشیده میشه

148
00:09:22,728 --> 00:09:24,522
‫درسته

149
00:09:24,647 --> 00:09:27,650
‫و وقتی بیاد اینجا،
‫من مسحورش می‌کنم

150
00:09:27,775 --> 00:09:32,238
‫توی یه رویای بی‌پایان
‫توی این خونه گیر می‌افته

151
00:09:32,363 --> 00:09:34,949
‫چند وقت پیش این بلا رو
‫سر من آورد، پس...

152
00:09:35,116 --> 00:09:36,450
‫فکر کن کارماست

153
00:09:36,576 --> 00:09:38,411
‫و بعدش؟

154
00:09:40,288 --> 00:09:42,331
‫نه، نه

155
00:09:42,456 --> 00:09:44,625
‫بهم نگو

156
00:09:44,750 --> 00:09:47,628
‫خیلی احتمال داره که
‫این کار به مشکل بخوره

157
00:09:47,753 --> 00:09:49,380
‫خب، تو باشی چیکار می‌کنی؟

158
00:09:49,505 --> 00:09:51,591
‫این آدم‌ها حاضرن به‌خاطر اون
‫از صخره بپرن پایین

159
00:09:51,716 --> 00:09:53,801
‫می‌خوام اونا رو
‫از دست خودشون نجات بدم

160
00:09:56,846 --> 00:09:59,140
‫میشه اون توده‌ی
‫استخونی رو برام بیاری؟

161
00:09:59,265 --> 00:10:01,642
‫زانوهام دیگه توان قبل رو ندارن

162
00:10:01,767 --> 00:10:03,185
‫توده‌ی استخونی، توده‌ی استخونی

163
00:10:03,311 --> 00:10:05,354
‫از کجا یه در بازکن پیدا کنم

164
00:10:05,479 --> 00:10:08,482
‫خب، دخترعموی
‫موردعلاقه‌ام اینجاست

165
00:10:08,608 --> 00:10:11,193
‫به همه زنگ زدی؟

166
00:10:11,319 --> 00:10:12,612
‫آره، زدم

167
00:10:12,737 --> 00:10:16,240
‫خواهرم چی؟ بهش زنگ زدی؟

168
00:10:16,365 --> 00:10:19,410
‫یه پیغام صوتی براش گذاشتم

169
00:10:19,535 --> 00:10:22,663
‫شاید بخوای پیگیری کنی

170
00:10:22,788 --> 00:10:25,499
‫خوش‌شانسی که روآن
‫فکر کرده به درد می‌خوری

171
00:10:25,625 --> 00:10:27,668
‫اگه من جاش بودم،

172
00:10:27,793 --> 00:10:30,463
‫زیر همون ملحفه
‫توی زیرزمین نگهت می‌داشتم

173
00:10:32,131 --> 00:10:33,674
‫می‌دونی، اگه اشکالی نداره،

174
00:10:33,799 --> 00:10:36,218
‫می‌خوام برگردم به خونه‌ام
‫و لباس‌هام رو عوض کنم

175
00:10:36,344 --> 00:10:38,304
‫امکان نداره

176
00:10:38,429 --> 00:10:40,723
‫هر کاری که گفتی رو انجام دادم

177
00:10:40,848 --> 00:10:43,643
‫اگه می‌خوای نقشم رو بازی کنم،
‫باید شبیه همیشه باشم

178
00:10:43,768 --> 00:10:46,103
‫توی اتاق پدرت یه صندوق
‫پر از لباس وجود داره

179
00:10:46,228 --> 00:10:48,522
‫مطمئنم که می‌تونی
‫یه لباس مناسب پیدا کنی

180
00:10:48,648 --> 00:10:51,317
‫- لباس‌های پدرم؟
‫- اوهوم

181
00:10:53,986 --> 00:10:56,781
‫ها! امکان نداره

182
00:11:47,790 --> 00:11:49,917
‫با دفتر نیو اورلینز تماس گرفتید

183
00:11:50,084 --> 00:11:51,961
‫اوه، آره، سلام.
‫کورتلند مِی‌فر هستم

184
00:11:52,086 --> 00:11:55,464
‫با آلبرت اِشر کار دارم

185
00:11:55,589 --> 00:11:58,300
‫لطفاً منتظر بمونید

186
00:12:01,846 --> 00:12:03,681
‫بله

187
00:12:03,806 --> 00:12:05,808
‫تماس کورتلند می‌فر رو وصل نکن

188
00:12:05,933 --> 00:12:07,601
‫دیگه نیازش نداریم.
‫برامون بی‌فایده‌ست

189
00:12:07,727 --> 00:12:09,895
‫اوهوم

190
00:12:10,020 --> 00:12:11,939
‫ایان

191
00:12:12,106 --> 00:12:13,941
‫آره، پاسپورت اینجاست

192
00:12:14,066 --> 00:12:16,986
‫اوهوم

193
00:12:17,153 --> 00:12:20,448
‫متاسفم. آقای اِشر توی یه جلسه‌ست

194
00:12:20,573 --> 00:12:23,409
‫اوه. خیلی‌خب، من بعداً...

195
00:12:33,753 --> 00:12:35,045
‫توی موقعیتید؟

196
00:12:35,212 --> 00:12:36,672
‫آره، آماده‌ایم

197
00:12:36,797 --> 00:12:38,174
‫دریافت شد

198
00:12:49,894 --> 00:12:52,438
‫خیلی‌خب، وقتی رسیدم
‫بهت زنگ می‌زنم

199
00:12:52,563 --> 00:12:53,606
‫باشه؟

200
00:12:55,316 --> 00:12:56,692
‫آره. باشه. خداحافظ

201
00:12:58,569 --> 00:12:59,987
‫با کی حرف می‌زدی؟

202
00:13:00,154 --> 00:13:03,491
‫اوه، آمستردام بود

203
00:13:03,616 --> 00:13:05,493
‫یه گزارش کامل می‌خواست

204
00:13:05,493 --> 00:13:08,204
‫یه مامور اسکورت
‫در حالت آماده‌باش دارن،

205
00:13:08,204 --> 00:13:11,916
‫آماده‌ست که به محض گرفتن لشر،
‫سوار هواپیما بشه

206
00:13:12,041 --> 00:13:13,793
‫یه مامور اسکورت

207
00:13:13,918 --> 00:13:16,045
‫- که ببرنش کجا؟
‫- به یه خونه‌ی امن

208
00:13:16,212 --> 00:13:18,923
‫- چیزی دستگیرت شد؟
‫- چه خونه‌ی امنی؟

209
00:13:19,048 --> 00:13:20,674
‫سپرین، شرمنده

210
00:13:20,800 --> 00:13:23,677
‫ازشون اجازه خواستم تا این موضوع رو
‫باهات در میون بذارم

211
00:13:23,803 --> 00:13:26,305
‫ولی جواب منفی دادن

212
00:13:28,849 --> 00:13:30,726
‫دلیلش رو نگفتن؟

213
00:13:36,690 --> 00:13:39,944
‫در این زمان، برخورد اونا با من
‫از حد بی‌احترامی گذشته

214
00:13:40,069 --> 00:13:42,196
‫و دیگه خسته شدم

215
00:13:42,321 --> 00:13:44,490
‫بهتره حرفه‌ای رفتار کنیم، هوم؟

216
00:13:44,615 --> 00:13:46,534
‫توی این پرونده
‫خیلی سختی کشیدم،

217
00:13:46,659 --> 00:13:48,285
‫و همیشه حرفه‌ای بودم

218
00:13:51,247 --> 00:13:53,332
‫اما مسئله شخصی هم هست

219
00:13:53,457 --> 00:13:55,584
‫واقعاً هست

220
00:13:57,711 --> 00:14:00,089
‫وقتی بچه بودم
‫از کنار اون خونه رد می‌شدم

221
00:14:00,256 --> 00:14:01,757
‫می‌دونستی؟

222
00:14:01,882 --> 00:14:04,510
‫درمورد ساکنان اون خونه
‫کنجکاو بودم

223
00:14:06,136 --> 00:14:09,056
‫و خودم ساکن اون خونه شدم

224
00:14:09,181 --> 00:14:11,725
‫من بخشی از این داستانم

225
00:14:11,851 --> 00:14:13,435
‫این پرونده‌ی منه

226
00:14:13,561 --> 00:14:15,396
‫باید همه چیز رو بدونم

227
00:14:15,521 --> 00:14:17,565
‫اوهوم

228
00:14:17,690 --> 00:14:20,484
‫خب، اگه می‌خوای کنار بکشی،
‫کنار بکش

229
00:14:28,325 --> 00:14:29,702
‫هوم

230
00:15:53,327 --> 00:15:55,287
‫چی براتون بیارم؟

231
00:15:55,454 --> 00:15:57,039
‫شیر دوست دارم

232
00:15:58,624 --> 00:16:00,000
‫هی، مامان

233
00:16:00,125 --> 00:16:02,461
‫بازم زنگ زد

234
00:16:02,461 --> 00:16:04,713
‫[ دالی جین ]

235
00:16:05,965 --> 00:16:08,592
‫شرمنده، عزیزم

236
00:16:08,717 --> 00:16:12,012
‫شیر، دو لیوان بزرگ

237
00:16:12,137 --> 00:16:14,348
‫اولین باره چنین چیزی می‌شنوم

238
00:16:14,515 --> 00:16:17,518
‫اما باشه، الان دو لیوان شیر میارم

239
00:16:56,473 --> 00:16:58,308
‫گندش بزنن

240
00:17:21,040 --> 00:17:23,792
‫- سلام
‫- شرمنده که خیلی طول کشید

241
00:17:23,917 --> 00:17:25,294
‫هکتور توی رستوران
‫«فلر د لیس» اصرار داشت

242
00:17:25,419 --> 00:17:27,838
‫که یه سینی شیرینی
‫با گوشت خرچنگ درست کنه

243
00:17:27,963 --> 00:17:28,881
‫وای، خدا

244
00:17:29,006 --> 00:17:30,424
‫نیاز نبوده این همه زحمت بکشه

245
00:17:30,549 --> 00:17:32,009
‫اگه می‌خوای این خانواده اینجا بمونن،

246
00:17:32,134 --> 00:17:33,761
‫بهتره که مقدار زیادی نوشیدنی پروسکو
‫و پاته‌ داشته باشی

247
00:17:33,886 --> 00:17:35,888
‫- تازه بقیه‌ش توی ماشینه
‫- باشه، من میرم میارمشون

248
00:17:36,013 --> 00:17:37,598
‫صبر کن

249
00:17:37,723 --> 00:17:39,725
‫می‌خواستم دافنی رو
‫از اون خونه بیارم بیرون

250
00:17:39,850 --> 00:17:41,268
‫چون پزشکی قانونی اونجا بود

251
00:17:41,435 --> 00:17:44,271
‫شوکه شده.
‫اصلاً حرف نمی‌زنه

252
00:17:44,396 --> 00:17:46,482
‫اون پشت نشسته
‫و داخل نمیاد

253
00:17:46,607 --> 00:17:47,983
‫می‌تونی کمکم کنی؟

254
00:17:48,108 --> 00:17:50,110
‫- آره، البته
‫- باشه

255
00:17:50,235 --> 00:17:53,405
‫هی، جوجو، فقط...

256
00:17:56,575 --> 00:17:59,119
‫خیلی متاسفم

257
00:17:59,244 --> 00:18:02,331
‫پدرت... پدرمون طبقه‌ی بالاست

258
00:18:02,456 --> 00:18:03,874
‫شرمنده

259
00:18:03,999 --> 00:18:05,834
‫توی چشم‌هام نگاه کردی

260
00:18:05,959 --> 00:18:07,711
‫- بهم قول دادی
‫- می‌دونم

261
00:18:07,836 --> 00:18:10,047
‫- مجبور بودم... باید این کار رو می‌کردم
‫- چـ...

262
00:18:10,172 --> 00:18:12,758
‫من و تو نمی‌تونستم
‫همه‌ی آشناها رو جمع کنیم،

263
00:18:12,883 --> 00:18:14,426
‫هر چقدر هم شیرینی
‫با گوشت خرچنگ درست می‌کردیم

264
00:18:14,593 --> 00:18:15,511
‫فایده‌ای نداشت

265
00:18:15,511 --> 00:18:17,805
‫و وقتی بهت خیانت کنه
‫می‌خوای چیکار کنی؟

266
00:18:17,930 --> 00:18:19,848
‫اونوقت...

267
00:18:19,973 --> 00:18:21,934
‫آتیشش می‌زنم

268
00:18:37,324 --> 00:18:39,701
‫سلام

269
00:18:39,868 --> 00:18:42,830
‫می‌خوای بیایی داخل؟

270
00:18:42,955 --> 00:18:44,832
‫منتظر خواهرمم

271
00:18:44,957 --> 00:18:46,834
‫میشه منم پیشت منتظر بمونم؟

272
00:18:55,759 --> 00:18:58,095
‫مرگ مامانت رو تسلیت میگم

273
00:18:58,220 --> 00:19:02,057
‫وقتی مامان من مرد،
‫حس می‌کردم همه دارن حرف می‌زنن،

274
00:19:02,182 --> 00:19:05,185
‫اما در واقع کسی چیزی نمی‌گفت

275
00:19:05,310 --> 00:19:06,895
‫مدتی طول کشید تا فهمیدم

276
00:19:06,895 --> 00:19:09,481
‫که همه می‌خواستن بهم بگن
‫چقدر دوستش داشتن

277
00:19:09,481 --> 00:19:12,276
‫و اینکه چقدر ناراحتن

278
00:19:12,401 --> 00:19:14,903
‫چه اتفاقی برای مامانم افتاد؟

279
00:19:15,028 --> 00:19:17,281
‫جوجو گفت مثل خاله گیفورد بوده،

280
00:19:17,406 --> 00:19:21,493
‫اما نگفت چه اتفاقی
‫برای خاله گیفورد افتاده

281
00:19:23,245 --> 00:19:24,496
‫خب...

282
00:19:26,915 --> 00:19:31,003
‫هر دوشون دچار آسیب‌های داخلی شدن

283
00:19:31,128 --> 00:19:33,213
‫واگیرداره؟

284
00:19:33,338 --> 00:19:35,299
‫نه

285
00:19:35,424 --> 00:19:37,176
‫و اجازه نمیدم برای
‫کَس دیگه‌ای این اتفاق بیُفته

286
00:19:37,176 --> 00:19:39,136
‫قول میدم

287
00:19:40,846 --> 00:19:44,141
‫به کسی نگو...

288
00:19:44,266 --> 00:19:46,143
‫اما توی آشپزخونه
‫شیرینی شکلاتی دارم،

289
00:19:46,143 --> 00:19:48,353
‫و خودبه‌خود خورده نمیشن

290
00:19:50,689 --> 00:19:52,065
‫ممنون، روآن

291
00:19:56,778 --> 00:19:59,364
‫بفرمایید داخل.
‫لیلیا، دزموند، بیایید داخل

292
00:19:59,489 --> 00:20:01,366
‫- میزبان رو می‌شناسید
‫- سلام

293
00:20:01,366 --> 00:20:04,745
‫- روآن، اینا بچه‌های عمو رِمی هستن
‫- حالتون خوبه؟

294
00:20:04,912 --> 00:20:06,788
‫سلام. خیلی ممنون
‫که تشریف آوردید

295
00:20:06,914 --> 00:20:07,873
‫حالتون چطوره؟

296
00:20:07,873 --> 00:20:10,292
‫توی سالن پذیرایی
‫نوشیدنی هست، اگه مایلید

297
00:20:10,417 --> 00:20:13,212
‫از این طرف

298
00:20:13,337 --> 00:20:16,423
‫جورفین، میشه لطفاً
‫یه لحظه حرف بزنیم؟

299
00:20:18,759 --> 00:20:21,511
‫روآن، باید باهاش حرف بزنی

300
00:20:21,637 --> 00:20:24,181
‫آره، اون اتفاق نمی‌افته

301
00:20:26,850 --> 00:20:28,477
‫لشر کجاست؟

302
00:20:28,602 --> 00:20:30,562
‫فکر می‌کردم اینجاست

303
00:20:32,689 --> 00:20:34,107
‫به زودی میاد پایین

304
00:20:34,107 --> 00:20:35,817
‫شرمنده که می‌پرم وسط حرفتون

305
00:20:35,817 --> 00:20:37,986
‫به دالی جین قول دادم
‫که آینه‌ها رو می‌پوشونم

306
00:20:37,986 --> 00:20:41,323
‫- چون ممکنه باعث ضعیف شدن طلسم بشه
‫- آره، دنبالم بیا

307
00:20:41,448 --> 00:20:42,699
‫چند تا ملحفه بهت میدم

308
00:20:49,915 --> 00:20:51,833
‫- کجا بودی؟
‫- شرمنده

309
00:20:51,959 --> 00:20:53,710
‫ببخشید که اینقدر دیر اومدم

310
00:20:53,835 --> 00:20:57,005
‫مجبورم کردن بمونم
‫و چندتا کاغذ پر کنم

311
00:21:03,679 --> 00:21:04,763
‫پسرعمو اریک میگه

312
00:21:04,763 --> 00:21:07,391
‫من مجبورم با یه مشت
‫غریبه زندگی کنم

313
00:21:07,516 --> 00:21:11,186
‫پسرعمو اریک خیلی احمقه

314
00:21:11,311 --> 00:21:13,188
‫نمی‌ذارم اون اتفاق بیُفته

315
00:21:13,313 --> 00:21:15,148
‫باشه

316
00:21:15,274 --> 00:21:17,943
‫نظرت چیه بری مِیبری رو پیدا کنی؟

317
00:21:18,110 --> 00:21:20,070
‫و منم یه‌کم دیگه میام پیشت

318
00:21:20,195 --> 00:21:21,947
‫- باشه
‫- آره

319
00:21:26,118 --> 00:21:29,496
‫باید به زودی اینا رو پخش کنی

320
00:21:29,621 --> 00:21:31,665
‫همه‌ی زن‌ها نیومدن هنوز

321
00:21:31,790 --> 00:21:34,543
‫کی نیومده؟

322
00:21:34,668 --> 00:21:37,004
‫همه‌ی اینا

323
00:21:37,170 --> 00:21:40,882
‫دورین و مارجری توی مهمونی‌های
‫خودشون هم دیر می‌رسن

324
00:21:41,008 --> 00:21:42,551
‫اونا میان

325
00:21:42,676 --> 00:21:44,594
‫اِولین چی؟

326
00:21:46,138 --> 00:21:48,348
‫بهش زنگ زدم

327
00:21:48,473 --> 00:21:50,517
‫- باز هم بهش زنگ می‌زنم
‫- لطفاً

328
00:21:50,642 --> 00:21:52,519
‫باشه

329
00:21:52,644 --> 00:21:54,896
‫سلام

330
00:21:55,063 --> 00:21:56,732
‫چطوری؟

331
00:21:56,857 --> 00:21:58,191
‫خوبم

332
00:21:58,317 --> 00:21:59,526
‫شرمنده که مجبور شدم
‫اونقدر سریع برم

333
00:21:59,526 --> 00:22:01,653
‫- کِی قراره بری؟
‫- فردا صبح

334
00:22:01,778 --> 00:22:06,575
‫الان توی یه کافه‌ی
‫کوچیک بی‌نظیر توی کوارترم

335
00:22:06,700 --> 00:22:10,412
‫و ظاهراً من...
‫عاشق موسیقی ترومپتم

336
00:22:10,537 --> 00:22:13,582
‫- می‌خوای بیایی پیشم؟
‫- اوه...

337
00:22:13,707 --> 00:22:16,168
‫کاش می‌تونستم. نمی‌تونم

338
00:22:16,293 --> 00:22:18,628
‫مسئله‌ی خانوادگیه

339
00:22:18,754 --> 00:22:22,299
‫آره، اما شاید بتونی
‫پروازت رو کنسل کنی

340
00:22:22,424 --> 00:22:23,967
‫کار من احتمالاً
‫فردا صبح تموم میشه،

341
00:22:23,967 --> 00:22:25,302
‫و بعدش بیکارم

342
00:22:25,302 --> 00:22:28,347
‫می‌تونیم بریم به اون
‫کافه‌ی کوچیک بی‌نظیرت

343
00:22:28,472 --> 00:22:30,599
‫می‌دونی چیه؟ چرا که نه؟

344
00:22:30,724 --> 00:22:32,476
‫پرواز رو کنسل می‌کنم

345
00:22:32,601 --> 00:22:35,771
‫اینجا صبحونه هم میدن،
‫پس ممکنه همین‌جا بمونم

346
00:22:35,896 --> 00:22:37,647
‫وقتی بیدار شدی بهم پیام بده

347
00:22:37,773 --> 00:22:39,149
‫باشه

348
00:22:39,274 --> 00:22:40,609
‫آره، پیام میدم

349
00:22:40,734 --> 00:22:42,694
‫باشه

350
00:22:46,907 --> 00:22:48,617
‫از کجا اینقدر مطمئنی

351
00:22:48,742 --> 00:22:50,869
‫که تا فردا تموم میشه؟

352
00:22:56,541 --> 00:22:57,876
‫ممنون

353
00:22:58,001 --> 00:23:00,087
‫رفیق، حالت چطوره؟
‫نوشیدنی برات بیارم؟

354
00:23:00,253 --> 00:23:01,671
‫نه، امشب چیزی نمی‌خوام

355
00:23:01,797 --> 00:23:03,840
‫باید آماده باشم،
‫چون ممکنه پلیس تماس بگیره

356
00:23:03,965 --> 00:23:05,592
‫اوه، دارن دنبالش می‌گردن

357
00:23:05,717 --> 00:23:07,219
‫خدایا، امیدوارم

358
00:23:07,344 --> 00:23:08,887
‫می‌تونی توی چشم‌هاشون ببینیش

359
00:23:09,012 --> 00:23:11,807
‫اونا فکر می‌کنن اون بیرون
‫توی یه مهمونیه، اما...

360
00:23:11,932 --> 00:23:13,433
‫لوسی من اونطور آدمی نیست

361
00:23:13,558 --> 00:23:15,977
‫آره، خب، معلومه که نگرانی

362
00:23:18,397 --> 00:23:20,732
‫یکی اون کوفتی رو خاموش کنه

363
00:23:20,857 --> 00:23:22,859
‫ببین، متاسفم. ببخشید

364
00:23:22,859 --> 00:23:24,945
‫بن، سلام

365
00:23:25,070 --> 00:23:26,863
‫- سلام
‫- روآن هستم

366
00:23:26,988 --> 00:23:29,116
‫ماجرای دخترت رو شنیدم

367
00:23:29,282 --> 00:23:30,909
‫حتماً خیلی نگرانی

368
00:23:31,034 --> 00:23:32,744
‫ممنون

369
00:23:32,869 --> 00:23:35,872
‫خوشحالم که بالاخره دیدمت

370
00:23:35,997 --> 00:23:38,417
‫لوسی هم مشتاقانه
‫منتظر آشنایی باهات بود،

371
00:23:38,542 --> 00:23:41,628
‫برنامه‌هایی برای تحصیل
‫توی رشته‌ی پزشکی داره...

372
00:23:41,753 --> 00:23:43,338
‫ولی...

373
00:23:43,463 --> 00:23:44,297
‫آره، فکر نکنم...

374
00:23:45,257 --> 00:23:47,801
‫مطمئنم که سخته،
‫اما خیلی هیجان‌زده‌ست،

375
00:23:47,926 --> 00:23:50,512
‫و تو الگوشی

376
00:23:52,639 --> 00:23:54,641
‫خیلی از آشنایی باهات خوشحال شدم.
‫ممنون. ببخشید

377
00:24:36,933 --> 00:24:40,520
‫هی، آقای شیرخور، سفارش آخره

378
00:24:40,645 --> 00:24:43,190
‫آقای شیرخور نیستم.
‫آقای داروین هستم

379
00:24:43,356 --> 00:24:44,524
‫باشه

380
00:24:44,649 --> 00:24:47,944
‫یه لیوان دیگه می‌خوای یا نه؟

381
00:24:48,069 --> 00:24:50,697
‫فقط به شرطی که موقع
‫خوردنش کنارم بشینی

382
00:24:50,822 --> 00:24:52,657
‫اون اتفاق نمی‌افته

383
00:24:54,993 --> 00:24:58,038
‫- چشم‌هات خیلی جذابن
‫- ولم کن

384
00:25:01,666 --> 00:25:04,419
‫صورت‌حسابت رو میارم

385
00:25:07,005 --> 00:25:08,882
‫باشه

386
00:25:25,398 --> 00:25:29,361
‫داره تو رو تضعیف می‌کنه،
‫نیروهایش رو جمع می‌کنه

387
00:25:32,822 --> 00:25:35,200
‫آره، شرمنده.
‫اینجا داشتم کمک روآن می‌دادم

388
00:25:35,367 --> 00:25:37,911
‫نمی‌تونه لشر رو کنترل کنه

389
00:25:38,036 --> 00:25:39,454
‫اَندرو

390
00:25:39,579 --> 00:25:41,164
‫- سلام
‫- سلام

391
00:25:41,164 --> 00:25:43,333
‫خیلی ممنون که تشریف آوردی

392
00:25:43,458 --> 00:25:46,545
‫شنیدم که متخصص شجره‌نامه‌ی
‫خانواده‌ی مِی‌فِر هستی

393
00:25:46,670 --> 00:25:49,130
‫باید بگم که ما یه درخت

394
00:25:49,297 --> 00:25:51,049
‫با ظاهر خیلی عجیب
‫و غریب درست می‌کنیم

395
00:25:51,174 --> 00:25:52,926
‫وقتی اوضاع آروم شد،
‫می‌خوام بیام پیشت

396
00:25:53,051 --> 00:25:54,928
‫- و همه چیز رو بشنوم
‫- البته

397
00:25:55,053 --> 00:25:56,346
‫خوشحال میشم

398
00:25:56,471 --> 00:25:58,306
‫خب، کِی می‌تونیم ببینیمش؟

399
00:25:58,431 --> 00:25:59,849
‫آره...

400
00:25:59,975 --> 00:26:02,602
‫روآن، کِی می‌تونیم ببینیمش؟

401
00:26:08,066 --> 00:26:09,442
‫آم...

402
00:26:13,697 --> 00:26:15,532
‫می‌دونم همه‌تون برای
‫دیدنش هیجان‌زده‌اید

403
00:26:15,657 --> 00:26:16,658
‫اما موضوع اینه که...

404
00:26:16,658 --> 00:26:18,785
‫داره به همه‌مون دروغ میگه

405
00:26:18,910 --> 00:26:20,036
‫لشر اصلاً اینجا نیست

406
00:26:20,161 --> 00:26:21,830
‫همه‌جا رو دنبالش گشتم

407
00:26:21,955 --> 00:26:23,248
‫نه، موضوع اینه
‫که نمی‌دونیم کجاست

408
00:26:23,415 --> 00:26:23,999
‫چی؟

409
00:26:23,999 --> 00:26:26,501
‫فکر که نمی‌کنی اون
‫به این ماجرا ربطی داشته باشه؟

410
00:26:26,501 --> 00:26:29,170
‫وای، نه، نه، نه، رایان عزیز

411
00:26:29,337 --> 00:26:33,174
‫توی این حالت عاطفی، تو...
‫اشتباه متوجه شدی

412
00:26:33,300 --> 00:26:35,343
‫چندین قرنه که لشر
‫از این خانواده محافظت می‌کنه

413
00:26:35,468 --> 00:26:37,596
‫به‌خاطر نبودن اونه

414
00:26:37,596 --> 00:26:41,182
‫که ما اینطور آسیب‌پذیر شدیم

415
00:26:41,308 --> 00:26:44,269
‫حقیقت داره، روآن؟

416
00:26:44,436 --> 00:26:46,688
‫آره، درسته

417
00:26:46,813 --> 00:26:48,648
‫مویرا، می‌تونم توی اون
‫یکی اتاق باهات حرف بزنم؟

418
00:26:50,442 --> 00:26:52,569
‫ببین، خیلی بابت مرگ مادرت متاسفم

419
00:26:52,694 --> 00:26:54,154
‫می‌دونی، وقتی تسا
‫درمورد تو بهم گفت،

420
00:26:54,279 --> 00:26:55,488
‫در واقع فکر کردم

421
00:26:55,488 --> 00:26:57,866
‫شاید یه مِی‌فر دیگه هست
‫که درک می‌کنه

422
00:26:57,866 --> 00:27:00,785
‫چقدر این خانواده داغونه،
‫اما معلومه که اونطور نیست

423
00:27:02,996 --> 00:27:04,873
‫لشر مادر شما و گیفورد رو کشته

424
00:27:07,292 --> 00:27:09,336
‫آره

425
00:27:09,461 --> 00:27:12,047
‫پس فقط به من نگو

426
00:27:12,172 --> 00:27:14,257
‫برگرد اونجا و به همه‌ی خانواده بگو

427
00:27:14,257 --> 00:27:16,343
‫اونوقت پا میشن و میرن.
‫خودت می‌دونی که میرن

428
00:27:16,384 --> 00:27:18,136
‫و می‌خوام همه‌شون اینجا باشن
‫تا بتونم ازشون محافظت کنم

429
00:27:18,261 --> 00:27:19,304
‫مزخرف نگو

430
00:27:19,304 --> 00:27:20,722
‫این موضوع رو از ۱۰۰ جهت
‫مختلف بررسی کردم

431
00:27:20,722 --> 00:27:22,641
‫و تنها راه ممکن اینه
‫که همه اینجا باشن

432
00:27:22,766 --> 00:27:24,684
‫تا لشر حتماً بیاد اینجا

433
00:27:24,809 --> 00:27:27,687
‫و وقتی میاد،
‫می‌تونم بکشمش

434
00:27:27,854 --> 00:27:29,147
‫تو می‌تونی بکشیش؟

435
00:27:29,272 --> 00:27:30,440
‫آره

436
00:27:32,359 --> 00:27:33,652
‫باشه

437
00:27:33,777 --> 00:27:35,028
‫آم...

438
00:27:35,153 --> 00:27:36,446
‫تو جادوگر اونی

439
00:27:36,446 --> 00:27:38,865
‫- من جادوگرش نیستم
‫- اما مادرشی

440
00:27:38,990 --> 00:27:40,992
‫قدرت خیلی زیادی بهت میده

441
00:27:48,792 --> 00:27:49,626
‫خیلی‌خب

442
00:27:52,212 --> 00:27:54,297
‫دارم حقیقت رو بهت میگم

443
00:27:54,422 --> 00:27:55,965
‫بخون دیگه

444
00:27:57,425 --> 00:27:58,968
‫باشه

445
00:28:10,605 --> 00:28:11,898
‫- آه!
‫- چیه؟

446
00:28:12,023 --> 00:28:13,900
‫- چیکار کردی؟
‫- هیچی

447
00:28:14,025 --> 00:28:15,068
‫چیه؟

448
00:28:15,235 --> 00:28:16,695
‫هیچوقت این اتفاق نیُفتاده

449
00:28:16,820 --> 00:28:19,280
‫انگار یه چاقو کردن توی مغزم

450
00:28:19,406 --> 00:28:21,991
‫یعنی...

451
00:28:22,117 --> 00:28:23,660
‫حدس می‌زنم خوندن ذهن آدم‌هایی

452
00:28:23,660 --> 00:28:25,620
‫که جادوی قوی‌تری دارن، سخت‌تره

453
00:28:28,790 --> 00:28:32,627
‫ببین، قسم می‌خورم،

454
00:28:32,752 --> 00:28:34,921
‫به محض اینکه وارد این خونه بشه،

455
00:28:35,046 --> 00:28:36,172
‫حسابش رو می‌رسم

456
00:28:36,172 --> 00:28:38,466
‫می‌دونم چقدر قدرتمندی، مویرا

457
00:28:38,591 --> 00:28:40,093
‫من دشمنت نیستم، باشه؟

458
00:28:44,431 --> 00:28:45,974
‫باشه

459
00:28:47,767 --> 00:28:49,269
‫باشه

460
00:29:02,615 --> 00:29:03,700
‫سلام؟

461
00:29:05,702 --> 00:29:06,953
‫سلام

462
00:29:07,078 --> 00:29:08,830
‫لشر گم شده

463
00:29:08,955 --> 00:29:11,499
‫توی خونه نیست

464
00:29:11,624 --> 00:29:14,085
‫- روآن می‌دونه کجاست؟
‫- نه

465
00:29:14,252 --> 00:29:16,171
‫اوه...

466
00:29:16,254 --> 00:29:18,923
‫دوست دارم باور کنم،
‫اما نمی‌دونم

467
00:29:19,048 --> 00:29:21,426
‫نظر تو چیه؟

468
00:29:21,551 --> 00:29:24,596
‫منم نمی‌دونم

469
00:29:24,721 --> 00:29:26,765
‫به نظرم باید طبق نقشه پیش بریم

470
00:29:29,017 --> 00:29:30,518
‫ من...

471
00:29:30,643 --> 00:29:33,271
‫دارم به تو اعتماد می‌کنم

472
00:29:33,438 --> 00:29:35,482
‫فقط...

473
00:29:35,607 --> 00:29:38,526
‫اگه دارم کار درست رو می‌کنم
‫بهم بگو

474
00:29:38,651 --> 00:29:40,361
‫داری کار درست رو می‌کنی

475
00:29:40,487 --> 00:29:41,988
‫ناامیدت نمی‌کنم

476
00:29:56,503 --> 00:29:59,214
‫مویرا میگه لشر توی خونه نیست

477
00:29:59,339 --> 00:30:01,800
‫قرار نیست موقع خروج بگیریمش

478
00:30:01,925 --> 00:30:04,219
‫باید موقع رفتن به خونه بگیریمش

479
00:30:04,344 --> 00:30:05,678
‫ها

480
00:30:05,804 --> 00:30:08,014
‫و تو؟

481
00:30:08,139 --> 00:30:10,016
‫تو توی تیم مایی؟

482
00:30:12,060 --> 00:30:14,479
‫اینجام، نه؟

483
00:30:14,604 --> 00:30:16,523
‫هوم

484
00:30:18,316 --> 00:30:22,153
‫فکر می‌کنم از این کار لذت می‌بری

485
00:30:35,041 --> 00:30:37,919
‫باید شروع کنیم.
‫کجاست؟

486
00:30:38,044 --> 00:30:39,838
‫براش چند تا پیغام گذاشتم

487
00:30:39,963 --> 00:30:42,382
‫با پسرش حرف زدم

488
00:30:42,507 --> 00:30:44,217
‫می‌دونه که اینجا جمع شدیم

489
00:30:44,342 --> 00:30:46,594
‫می‌دونه که مهمه

490
00:30:46,761 --> 00:30:49,264
‫چه چیزی رو بهم نمیگی؟

491
00:30:49,389 --> 00:30:53,059
‫فکر می‌کنم به درستی تصور می‌کنه...

492
00:30:53,184 --> 00:30:55,061
‫که کورتلند اینجاست

493
00:30:58,356 --> 00:31:02,277
‫هوم، خیلی چیزها هستن
‫که تو ازشون خبر نداری

494
00:31:03,611 --> 00:31:05,613
‫کافیه بدونی که...

495
00:31:07,615 --> 00:31:09,576
‫بینشون اتفاقاتی افتاده

496
00:31:11,244 --> 00:31:13,997
‫اِولین حاضر نیست
‫با اون توی یه اتاق باشه

497
00:31:14,122 --> 00:31:16,291
‫چرتا زودتر بهم نگفتی؟

498
00:31:16,416 --> 00:31:19,085
‫خب...

499
00:31:19,210 --> 00:31:22,171
‫به حرف‌های کورتلند گوش می‌دادی...

500
00:31:22,297 --> 00:31:25,466
‫نه به حرف‌های من

501
00:31:25,592 --> 00:31:27,051
‫باشه

502
00:31:32,432 --> 00:31:34,350
‫- سلام. آلونزو
‫- سلام

503
00:31:34,475 --> 00:31:37,228
‫ازت می‌خوام بری خونه‌ی
‫اِولین مِی‌فر و بیاریش اینجا

504
00:31:37,228 --> 00:31:38,396
‫همه چی خوبه؟

505
00:31:38,521 --> 00:31:39,856
‫آره، فقط...
‫اگه سوالی درمورد کورتلند پرسید،

506
00:31:39,856 --> 00:31:42,025
‫بهش بگو که اینجا نیست، باشه؟

507
00:31:42,150 --> 00:31:44,152
‫- باشه
‫- باشه، ممنون

508
00:31:45,528 --> 00:31:46,905
‫ازش حمایت کنم؟

509
00:31:47,030 --> 00:31:48,865
‫کی همه‌ی اینا رو
‫جمع کرده اینجا؟ من

510
00:31:48,990 --> 00:31:50,408
‫کی ازش دفاع کرد؟

511
00:31:50,575 --> 00:31:53,536
‫کی به آشناها نگفته

512
00:31:53,703 --> 00:31:56,039
‫که پسرش چه کارهایی کرده؟

513
00:31:56,164 --> 00:31:59,167
‫لشر؟ تو همدست اون بودی

514
00:31:59,292 --> 00:32:00,752
‫تو کمکش کردی
‫که به این دنیا بیاد

515
00:32:00,877 --> 00:32:02,795
‫این ماجرا تقصیر توئه

516
00:32:02,921 --> 00:32:05,673
‫اوه، جوجو، عزیزم، لطفاً،

517
00:32:05,798 --> 00:32:08,051
‫تصمیم بگیر که درمورد
‫چه چیزی عصبانی هستی

518
00:32:08,176 --> 00:32:09,218
‫هوم؟

519
00:32:09,344 --> 00:32:10,887
‫یا نگیر

520
00:32:11,012 --> 00:32:13,932
‫بیخیال، بیا بریم طبقه‌ی پایین
‫و مثل آدم‌های متمدن حرف بزنیم

521
00:32:14,057 --> 00:32:16,142
‫خودت می‌دونی چقدر...

522
00:32:16,267 --> 00:32:18,478
‫چقدر از این اتاق متنفرم

523
00:32:18,645 --> 00:32:20,188
‫آره، چون اتاق پدرت بود

524
00:32:20,313 --> 00:32:22,148
‫و تو خیلی با پدرت فرق داری

525
00:32:22,273 --> 00:32:23,232
‫آره

526
00:32:23,232 --> 00:32:25,151
‫اون آدم وحشتناکی بود که...

527
00:32:25,151 --> 00:32:28,863
‫از لشر استفاده کرد تا قدرت
‫زن‌های این خانواده رو بدزده

528
00:32:31,866 --> 00:32:35,870
‫می‌دونی، من مدام به اون روز
‫فکر می‌کنم که...

529
00:32:35,995 --> 00:32:39,207
‫اون روزی که...

530
00:32:39,332 --> 00:32:41,542
‫زیر درخت کریپ مایرتل نشستیم

531
00:32:41,542 --> 00:32:44,629
‫و تو دستم رو گرفتی

532
00:32:44,754 --> 00:32:46,464
‫و گفتی از تصمیمم حمایت می‌کنی

533
00:32:46,589 --> 00:32:47,548
‫درسته

534
00:32:47,548 --> 00:32:49,050
‫اینکه تنها خواسته‌ات اینه

535
00:32:49,175 --> 00:32:52,804
‫که من خود واقعیم باشم

536
00:32:52,929 --> 00:32:56,349
‫احساس می‌کردم خیلی
‫بهم عشق ورزیده میشه

537
00:32:59,352 --> 00:33:01,562
‫حالا فکر می‌کنم عشق نبوده

538
00:33:01,688 --> 00:33:04,273
‫تو یه دختر می‌خواستی،
‫چون توی این خانواده،

539
00:33:04,399 --> 00:33:06,025
‫- دخترها قدرتمندترن
‫- درست نیست

540
00:33:06,150 --> 00:33:08,444
‫جوجو، می‌‌تونم باهات حرف بزنم؟

541
00:33:08,569 --> 00:33:09,904
‫روآن، اینجایی.
‫به کمکت نیاز دارم

542
00:33:09,904 --> 00:33:10,905
‫می‌تونی سر عقل بیاریش؟

543
00:33:11,030 --> 00:33:12,657
‫نه، تو نه. نه

544
00:33:12,824 --> 00:33:16,327
‫امیدوارم به یه مجسمه‌ی
‫کوتوله تبدیلت کته!

545
00:33:20,665 --> 00:33:23,042
‫صبر کن. روآن

546
00:33:23,167 --> 00:33:24,460
‫روآن، شوخی می‌کنی؟

547
00:33:24,585 --> 00:33:25,962
‫اِولین به‌خاطر تو نمیاد اینجا،

548
00:33:26,087 --> 00:33:27,714
‫اما خودت می‌دونستی!

549
00:33:27,839 --> 00:33:30,258
‫حاضر بودی اون رو همون بیرون،
‫به صورت آسیب‌پذیر تنها بذاری

550
00:33:30,383 --> 00:33:32,176
‫نه، نه، نه!
‫اونجوری که فکر می‌کنی نیست!

551
00:33:35,638 --> 00:33:37,056
‫روآن، بهم نیاز داری، لطفاً

552
00:33:37,181 --> 00:33:38,808
‫لطفاً در رو باز کن

553
00:33:43,062 --> 00:33:45,356
‫شب بخیر، اِستو.
‫فردا می‌بینمت

554
00:33:50,445 --> 00:33:51,863
‫می‌خوایم ببندیمش

555
00:34:17,180 --> 00:34:19,974
‫چیکار می‌کنی؟

556
00:34:20,099 --> 00:34:21,934
‫خیلی خوب ازم پذیرایی نمی‌کنی

557
00:34:21,934 --> 00:34:24,395
‫چون دوست ندارم اینجا باشی

558
00:34:26,856 --> 00:34:29,192
‫دیوید!

559
00:34:29,317 --> 00:34:31,694
‫دیوید! دیوید!

560
00:34:40,787 --> 00:34:43,456
‫دیوید، فرار کن!

561
00:34:52,173 --> 00:34:54,133
‫ببخشید

562
00:34:54,258 --> 00:34:55,968
‫خیلی متاسفم

563
00:35:02,850 --> 00:35:04,602
‫آلونزو، سلام

564
00:35:04,727 --> 00:35:07,814
‫لشر به اِولین و پسرش حمله کرده

565
00:35:07,939 --> 00:35:09,565
‫حالشون خوبه؟

566
00:35:09,565 --> 00:35:11,692
‫اما انگار حالش خوب میشه

567
00:35:11,859 --> 00:35:14,904
‫باشه. یه لطفی بهم بکن
‫و پیششون بمون

568
00:35:14,904 --> 00:35:17,073
‫و اگه کاری داشتن
‫بهشون کمک بده، باشه؟

569
00:35:17,198 --> 00:35:18,783
‫باشه

570
00:35:18,950 --> 00:35:20,493
‫روآن...

571
00:35:20,618 --> 00:35:22,245
‫مراقب باش

572
00:35:22,370 --> 00:35:25,039
‫احتمالاً داره میاد اونجا

573
00:35:25,164 --> 00:35:26,707
‫باشه

574
00:35:38,803 --> 00:35:40,513
‫هی، گوش کنید!

575
00:35:44,892 --> 00:35:47,728
‫خبرهایی دارم که باید
‫باهاتون در میون بذارم

576
00:35:52,567 --> 00:35:55,027
‫لشر...

577
00:35:55,153 --> 00:35:57,238
‫آلیشیا و گیفورد رو کشت

578
00:35:57,405 --> 00:35:58,656
‫لشر؟

579
00:35:58,781 --> 00:36:01,742
‫خیلی خیلی شرمنده‌ام
‫که به همه‌تون دروغ گفتم

580
00:36:01,868 --> 00:36:03,703
‫چرا این رو ازمون پنهون کردی؟

581
00:36:03,703 --> 00:36:06,247
‫می‌خواستم همه‌تون اینجا باشید
‫تا بتونم ازتون محافظت کنم

582
00:36:06,414 --> 00:36:07,874
‫دیگه چه چیزی رو بهمون نمیگی؟

583
00:36:07,874 --> 00:36:10,042
‫برای لوسی هم
‫همین اتفاق افتاده، مگه نه؟

584
00:36:10,168 --> 00:36:11,627
‫لشر اون رو کشته؟

585
00:36:13,296 --> 00:36:15,047
‫آره

586
00:36:15,173 --> 00:36:17,967
‫لشر یه نفرین برای این خانواده‌ست

587
00:36:18,926 --> 00:36:21,304
‫ما صدها ساله
‫که تحت سلطه‌ی اونیم

588
00:36:21,470 --> 00:36:23,556
‫ولی اون فقط ازمون
‫سوءاستفاده کرده

589
00:36:23,681 --> 00:36:26,517
‫- و حالا داره ما رو می‌کشه
‫- صبر کنید، لطفاً بمونید

590
00:36:26,642 --> 00:36:28,352
‫اما من برای محافظت
‫از همه‌مون یه نقشه‌ای دارم،

591
00:36:28,477 --> 00:36:29,729
‫لطفاً این طلسم رو بنوشید

592
00:36:29,854 --> 00:36:31,814
‫روآن...

593
00:36:31,939 --> 00:36:33,482
‫بهم دروغ گفتی

594
00:36:33,482 --> 00:36:36,903
‫دافنی، می‌خواستم
‫ازت محافظت کنم

595
00:36:37,028 --> 00:36:39,363
‫دافنی، نه!

596
00:36:39,488 --> 00:36:41,073
‫جوجو، نذار بره!

597
00:36:43,701 --> 00:36:45,244
‫از خونه خارج نشید!

598
00:36:48,956 --> 00:36:50,374
‫جوجو

599
00:36:58,841 --> 00:37:00,676
‫چه بلایی سرشون آوردی؟

600
00:37:03,095 --> 00:37:05,014
‫می‌خواستم جلوشون رو بگیرم

601
00:37:05,139 --> 00:37:07,934
‫اونا رو مسحور کردی، مگه نه؟

602
00:37:17,193 --> 00:37:19,862
‫لشر اینجاست

603
00:37:19,987 --> 00:37:21,697
‫داخل خونه بمونید

604
00:37:57,525 --> 00:37:59,068
‫بکشش

605
00:38:00,820 --> 00:38:02,280
‫لطفاً

606
00:38:02,405 --> 00:38:03,281
‫همین الان!

607
00:38:05,032 --> 00:38:07,076
‫خواهش می‌کنم، مادر

608
00:38:13,416 --> 00:38:15,293
‫خواهش می‌کنم

609
00:38:19,672 --> 00:38:21,716
‫نه!

610
00:38:40,818 --> 00:38:42,278
‫لشر

611
00:38:43,654 --> 00:38:45,740
‫لشر

612
00:38:45,865 --> 00:38:47,116
‫نه

613
00:38:47,283 --> 00:38:48,826
‫بریم. بندازیدش توی ماشین

614
00:38:50,578 --> 00:38:52,413
‫بزنید بریم

615
00:39:22,777 --> 00:39:23,569
‫اونا گیر افتادن

616
00:39:23,569 --> 00:39:25,071
‫[ آنچه در قسمت بعد خواهید دید... ]

617
00:39:25,071 --> 00:39:27,740
‫بدون لشر قدرت
‫درست کردنش رو ندارم

618
00:39:27,865 --> 00:39:30,409
‫من رو فرستادن که لشر رو
‫تا محل نگهداریش اسکورت کنم

619
00:39:30,534 --> 00:39:32,620
‫زندانی شما اینجا نیست

620
00:39:32,745 --> 00:39:35,790
‫جولین... تمام عمرش رو
‫صرف لشر کرده

621
00:39:35,915 --> 00:39:39,126
‫اگه بری اونجا، مجبوری هر کاری
‫که اون میگه رو انجام بدی

622
00:39:39,293 --> 00:39:41,295
‫حالا مصمم هستم که کمک کنم،

623
00:39:41,462 --> 00:39:44,423
‫چه به نفعم باشه،
‫چه من رو به جهنم بفرسته

624
00:39:44,548 --> 00:39:46,175
‫نه! نه! نه!
