﻿1
00:00:19,375 --> 00:00:21,125
‫یوهووو!

2
00:00:25,375 --> 00:00:27,875
‫بیا اینجا، بیا!

3
00:00:52,041 --> 00:00:53,125
‫اسکای؟

4
00:02:05,958 --> 00:02:07,375
‫نترس.

5
00:02:08,833 --> 00:02:10,208
‫تو اینو ساختی؟

6
00:02:13,000 --> 00:02:14,708
‫چرا با بقیه بازی نمی‌کنی؟

7
00:02:19,208 --> 00:02:20,458
‫همم.

8
00:02:20,958 --> 00:02:24,000
‫تنهایی معمولاً پیامد
‫داشتن یه ذهن مستعده.

9
00:02:24,625 --> 00:02:25,625
‫این چیه؟

10
00:02:26,458 --> 00:02:30,583
‫هوم؟ آهان. این «ریو»ـه

11
00:02:30,708 --> 00:02:33,333
‫یه گونهٔ جهش‌یافتهٔ نادره که پرورش‌ـش دادم.

12
00:02:34,208 --> 00:02:35,083
‫اینو بهش بده.

13
00:02:35,875 --> 00:02:37,500
‫بیا.

14
00:02:57,000 --> 00:02:58,000
‫همم.

15
00:02:58,083 --> 00:03:00,750
‫داره می‌میره.

16
00:03:01,708 --> 00:03:06,833
‫سعی دارم جلوش رو بگیرم.
‫جهش و جهش‌زایی باید ادامه پیدا کنه.

17
00:03:07,583 --> 00:03:08,458
‫کمکی از من بر میاد؟

18
00:03:09,458 --> 00:03:11,125
‫می‌خوای کمکم کنی؟

19
00:03:12,750 --> 00:03:13,958
‫بسیارخب.

20
00:03:17,583 --> 00:03:18,875
‫می‌تونیم با هم تنها و گوشه‌گیر باشیم.

21
00:03:35,208 --> 00:03:37,458
‫خوبه که می‌بینم یه‌سری چیزا تغییر نکرده‌ن.

22
00:03:38,583 --> 00:03:42,583
‫انگار همین دیروز بود که اینجا
‫به یه محقق جوان و مشتاق

23
00:03:42,708 --> 00:03:44,000
‫اهل شهر پایین برخوردم

24
00:03:44,500 --> 00:03:47,833
‫که توی مأمن فولادی‌ش غرق فکر بود.

25
00:03:48,833 --> 00:03:51,000
‫در مورد بیماری‌ت باخبر شدم.

26
00:03:51,708 --> 00:03:53,333
‫خیلی ناراحت شدم پسرم.

27
00:03:55,708 --> 00:03:57,958
‫به مرگ فکر می‌کنی پروفسور؟

28
00:03:58,833 --> 00:04:00,500
‫فقط به مرگ دوستانم.

29
00:04:01,250 --> 00:04:03,708
‫به‌گمونم میراث‌ـت جاش حسابی امن باشه.

30
00:04:03,833 --> 00:04:05,958
‫به‌عنوان یکی از بنیان‌گذاران پیلتوور

31
00:04:06,083 --> 00:04:08,583
‫چه دستاوردی بوده که توی
‫زندگی تحسین‌برانگیزت نداشتی مگه؟

32
00:04:12,625 --> 00:04:16,458
‫ویکتور،‌ باید به چیزهایی که
‫به‌دست آوردی افتخار کنی.

33
00:04:20,500 --> 00:04:21,833
‫یه مشت وهم و خیال.

34
00:04:21,875 --> 00:04:26,083
‫کارهای من عمر بلندی ندارن،
‫حتی توی خاطرات شما.

35
00:04:27,250 --> 00:04:29,333
‫من کلی دانشجو دید‌م.

36
00:04:30,250 --> 00:04:35,583
‫حقیقت تلخی‌ـه که اونایی که بیشتر از همه
‫می‌درخشن، سریع‌ـتر از بقیه هم می‌سوزند.

37
00:05:55,500 --> 00:05:57,041
‫نمی‌دونستم نقاشی.

38
00:05:59,791 --> 00:06:02,875
 خیلی چیزا هست که در موردم نمی‌دونی.

39
00:06:04,416 --> 00:06:07,125
‫گوش‌کن، شرمنده‌م که دیشب غیب‌ـم زد.

40
00:06:07,666 --> 00:06:10,000
‫کار داشتی دیگه.

41
00:06:19,750 --> 00:06:20,875
‫ویکتور داره می‌میره.

42
00:06:28,625 --> 00:06:31,500
‫فکر کنم یه ربطی به گازهای داخل
‫شکاف معادنِ جایی که توش بزرگ شده داره.

43
00:06:31,625 --> 00:06:34,250
‫دقیقاً همون‌چیزی که
‫می‌خواستیم با هکستک حل کنیم.

44
00:06:36,375 --> 00:06:40,666
‫بهبود زندگی مردم. حل‌کردن مشکلات واقعی،
‫نه فقط درگیری‌ها و مشکلات تجاری.

45
00:06:42,000 --> 00:06:43,750
‫ویکتور یه‌بار جون‌ـم رو نجات داد.

46
00:06:43,875 --> 00:06:46,416
‫حالا که به من احتیاج داره،
‫کاری از دست‌ـم بر نمیاد.

47
00:06:47,041 --> 00:06:49,166
‫متنفرم از این‌که این‌قدر
‫احساس به‌درد نخوری می‌کنم.

48
00:06:50,041 --> 00:06:51,625
‫نمی‌دونستم این‌قدر با هم صمیمی هستین.

49
00:06:52,250 --> 00:06:53,750
‫اون مثل برادرمه.

50
00:06:57,375 --> 00:06:59,166
‫چرا در این مورد اومدی با من حرف بزنی؟

51
00:06:59,666 --> 00:07:00,625
‫فقط...

52
00:07:01,250 --> 00:07:03,750
‫وقتی پیش توئم،
‫هیچ چیزی غیرممکن به‌نظر نمیاد.

53
00:07:07,791 --> 00:07:10,041
‫خونواده‌م منو از خودشون رونده‌ن.

54
00:07:10,125 --> 00:07:11,000
‫چی؟

55
00:07:11,625 --> 00:07:12,500
‫چرا؟

56
00:07:13,125 --> 00:07:15,500
‫در حد استانداردهای «مداردا» نبودم.

57
00:07:15,541 --> 00:07:18,125
‫یه‌لحظه‌م باورم نمی‌شه.

58
00:07:19,250 --> 00:07:20,250
‫تو چی؟

59
00:07:22,500 --> 00:07:24,500
‫باید پیش اون باشی جیس.

60
00:07:25,125 --> 00:07:27,375
‫نمی‌تونیم چیزی که تقدیر برامون
‫در نظر گرفته رو تغییر بدیم،

61
00:07:27,500 --> 00:07:31,375
‫ولی لازم نیست تنهایی باهاش مواجه بشیم.

62
00:07:33,125 --> 00:07:34,666
‫نقاشی زیبایی‌ـه.

63
00:08:38,000 --> 00:08:39,791
‫چاک!

64
00:08:41,916 --> 00:08:44,750
‫«تیرام»، اسمم تیرام‌ـه

65
00:08:44,791 --> 00:08:46,250
‫تلاش خوبی بود چاک.

66
00:08:49,166 --> 00:08:50,416
‫این همه بیا و برو واسه چیه؟

67
00:08:50,500 --> 00:08:53,000
‫رئیس می‌خواد که رو بگیریم.

68
00:08:53,125 --> 00:08:55,250
‫یکی؟ هر کی؟

69
00:08:55,375 --> 00:08:57,625
‫- کی رو می‌گیرین؟
‫- چندتا دختر.

70
00:08:58,166 --> 00:09:00,416
‫یعنی، من که...
‫دخترا رو نمی‌گیرم.

71
00:09:00,500 --> 00:09:03,500
‫به‌غیر از...اون دست دخترا...به‌نظرم.

72
00:09:03,541 --> 00:09:07,000
‫تمرکز کن. کی هستن؟
‫چرا منو به مهمونی دعوت نکردن؟

73
00:09:07,041 --> 00:09:08,750
‫نمی‌دونم.

74
00:09:08,791 --> 00:09:12,250
‫اونا...با «سویکا» درگیر شدن.
‫یه درس درست و حسابی بهش دادن.

75
00:09:12,291 --> 00:09:14,125
‫نه بابا؟ کدوم درس؟

76
00:09:14,250 --> 00:09:16,000
‫یه‌جور ضرب‌المثلـه...

77
00:09:16,625 --> 00:09:18,916
‫داری عالی پیش میری چاک.

78
00:09:19,000 --> 00:09:20,666
‫بیا، بابت زحماتت.

79
00:09:39,041 --> 00:09:40,791
‫ارازل سیلکو خیلی ازمون فاصله ندارن.

80
00:09:41,500 --> 00:09:42,500
‫باید ادامه بدیم.

81
00:09:47,125 --> 00:09:48,625
‫این دیگه چه کوفتیه؟

82
00:09:48,750 --> 00:09:49,791
‫نماد.

83
00:09:51,166 --> 00:09:53,250
‫ولش کن، فقط کمک کن برم لبه پرتگاه.

84
00:10:05,625 --> 00:10:07,291
‫می‌تونی تنهایی...

85
00:10:24,750 --> 00:10:26,291
‫یالا!

86
00:10:30,916 --> 00:10:32,541
‫یالا، بریم!

87
00:10:38,541 --> 00:10:39,750
‫گمش کردیم.

88
00:10:42,500 --> 00:10:43,500
‫کی رو گم کردین؟

89
00:11:19,291 --> 00:11:22,541
‫حس می‌کنم موقع آشنایی‌مون
‫اون دستت اشتباهی قطع شده.

90
00:11:25,000 --> 00:11:26,625
‫شاید بهتره اون‌یکی رو قطع کنیم؟

91
00:11:28,125 --> 00:11:31,875
‫نیازی نیست.
‫قضیه خواهرته.

92
00:11:33,875 --> 00:11:36,500
‫برگشته. دنبال‌ـت می‌گرده.

93
00:11:37,166 --> 00:11:39,000
‫چیزی که فکر می‌کنی نیست.

94
00:11:39,041 --> 00:11:42,375
‫همراه یه دختر مأموره.
‫انگار که جایگزین‌ـت کرده.

95
00:11:43,166 --> 00:11:45,000
‫دروغ میگی!

96
00:11:45,125 --> 00:11:47,041
‫چرا بگم؟

97
00:11:47,125 --> 00:11:50,500
‫با برگشتن اون به شهر،
‫فقط مسئله زمانه قبل از این‌که تو داغون بشی

98
00:11:50,541 --> 00:11:52,916
‫و سیلکو بالاخره دوهزاری‌ش میفته که

99
00:11:53,000 --> 00:11:55,916
‫همون‌قدری واسه هدف‌ـمون به ‌درد می‌خوری
‫که به درد خونواده‌ت خوردی.

100
00:11:56,000 --> 00:11:58,000
‫نحس.

101
00:12:05,500 --> 00:12:08,000
‫نمره‌ت بیسته دختر جون!

102
00:12:08,041 --> 00:12:12,041
‫فکر کنم خودم بدونم چطور دوهزاری‌ش رو بندازم

103
00:12:43,125 --> 00:12:46,750
‫عه، بابایی بالاخره اومد پیش‌مون.

104
00:12:47,250 --> 00:12:51,000
‫اون‌قدر سرت شلوغ بود
‫که «رن» کوچولو منو دعوت کرد داخل.

105
00:13:05,666 --> 00:13:06,750
‫بیا بیرون حرف بزنیم.

106
00:13:07,875 --> 00:13:09,375
‫نمی‌بینی داریم بازی می‌کنیم؟

107
00:13:10,250 --> 00:13:13,750
‫رفیق شفیق‌ـمون وای رو که یادته، مگه نه؟

108
00:13:13,791 --> 00:13:17,250
‫دختر وندر.
‫تقریباً هم‌سن تو بود.

109
00:13:17,375 --> 00:13:22,375
‫پدرش یه مسافرت طولانی رفت،
‫و بابایی‌ـت بهم قول داد دخترش هم باهاش رفته

110
00:13:23,750 --> 00:13:27,625
‫ولی به‌نظر نتونسته بره پیش باباش.
‫ناراحت‌کننده نیست؟

111
00:13:28,166 --> 00:13:31,875
‫می‌تونی تصور کنی که از بابات جدا شدی؟

112
00:13:33,375 --> 00:13:36,541
‫اون...یه جای امنه.

113
00:13:36,625 --> 00:13:38,416
‫اومده به لینز.

114
00:13:39,625 --> 00:13:40,750
‫امکان نداره.

115
00:13:40,791 --> 00:13:46,625
‫یه مأمور باهاشه، یه دختر.
‫تقریباً هم سن هم هستن.

116
00:13:46,666 --> 00:13:51,166
‫کیتلین. اون یه کرامان‌ـه. درست مثل اونا
‫هر کاری که بخواد می‌کنه.

117
00:13:51,250 --> 00:13:53,250
‫من...نمی‌تونم کنترل‌ش کنم.

118
00:13:55,541 --> 00:13:57,875
‫پس به چه دردی می‌خوری؟

119
00:13:59,250 --> 00:14:00,250
‫پیداش می‌کنم.

120
00:14:01,125 --> 00:14:02,541
‫می‌تونم حل‌ـش کنم.

121
00:14:03,750 --> 00:14:05,000
‫لطفاً.

122
00:14:06,125 --> 00:14:08,500
‫همه اشتباه می‌کنن، درسته؟

123
00:14:09,500 --> 00:14:13,000
‫مهم اینه که تکرارشون نکنیم.

124
00:14:13,625 --> 00:14:15,875
آدمام دارن رد وای و این...

125
00:14:15,916 --> 00:14:20,041
‫کیتلین رو می‌گیرن.
‫نباید دوباره سر و کله‌شون پیدا بشه.

126
00:14:21,041 --> 00:14:22,541
‫زبون هم دیگه رو می‌فهمیم؟

127
00:14:23,875 --> 00:14:24,666
‫هوم.

128
00:14:36,666 --> 00:14:37,666
‫همم.

129
00:14:39,875 --> 00:14:44,125
‫آخ! ببخشید، اتفاقه دیگه.

130
00:14:53,916 --> 00:14:54,916
‫نگاه کن.

131
00:15:01,625 --> 00:15:04,500
‫به مادهٔ آلی واکنش نشون میده.

132
00:15:14,125 --> 00:15:15,125
‫بی‌نظیره.

133
00:15:15,875 --> 00:15:18,375
‫قبلاً مثل اینو ندیده بودیم جیس.

134
00:15:18,416 --> 00:15:23,000
‫این...ممکنه راه حل افزایش عملکرد اندام‌ها،
‫افزایش طول عمر

135
00:15:23,125 --> 00:15:26,041
‫و درمان تو باشه

136
00:15:29,875 --> 00:15:31,125
‫واسه همه اتفاق میفته.

137
00:15:32,500 --> 00:15:34,000
‫دلیل‌ش رو نمی‌تونم متوجه بشم.

138
00:15:35,375 --> 00:15:38,791
‫دگردیسی رو پس می‌زنن.

139
00:15:46,875 --> 00:15:49,125
‫- حل‌ش می‌کنیم.
‫- ممکنه وقتی نباشه.

140
00:15:49,625 --> 00:15:52,166
‫توی وضعیت نامعینی قرار داریم و...

141
00:15:53,250 --> 00:15:56,875
‫می‌تونم حس کنم که بدنم...داره تحلیل میره.

142
00:15:58,625 --> 00:16:01,750
‫به اسکای میگم که «هایمردینگر» رو بیاره.
‫شاید یه چیزی بدونه که کمک کنه.

143
00:16:01,875 --> 00:16:05,000
‫در این حین، کاری که توش
‫ماهر هستیم رو انجام میدیم.

144
00:16:18,625 --> 00:16:20,125
‫اینجا دیگه کجاست؟

145
00:16:20,250 --> 00:16:21,625
‫جایی که شما شهر بالایی‌ها

146
00:16:21,750 --> 00:16:25,541
‫نمی‌خواید کارتون به اینجا ختم بشه.

147
00:16:36,500 --> 00:16:38,250
‫هیچ وقت به‌این بزرگی نبوده ولی.

148
00:16:40,750 --> 00:16:41,666
‫اونجا.

149
00:17:19,666 --> 00:17:21,416
‫می‌دونم که یه‌سری شک و تردید
‫در موردم داری

150
00:17:21,500 --> 00:17:24,000
‫ولی فقط وقتی که بتونیم به هم
‫اعتماد کنیم، جواب میده.

151
00:17:24,125 --> 00:17:26,500
‫جواب نمیده، هیچ وقت نداده.

152
00:17:26,541 --> 00:17:28,500
‫شهر‌بالایی‌ها همیشه یه
‫راهی پیدا می‌کنن اذیتمون کنن.

153
00:17:28,541 --> 00:17:31,875
‫انگار شهرِ بالا مقصر تمام بدبختی‌هات‌ـه.

154
00:17:33,000 --> 00:17:35,000
‫نه.

155
00:17:36,250 --> 00:17:37,750
‫نه همه‌شون.

156
00:17:37,791 --> 00:17:40,875
‫ما که هیولا نیستیم.
‫ما هم مثل شما آدم هستیم.

157
00:17:41,375 --> 00:17:43,500
‫تو هیچی در مورد من نمی‌دونی.

158
00:17:46,125 --> 00:17:47,375
‫نباید تنهات می‌ذاشتم.

159
00:17:48,291 --> 00:17:52,375
‫اشکال نداره.
‫با وجود همهٔ این جریانا، مشخصه که...

160
00:17:53,500 --> 00:17:54,875
‫دلت پاکه.

161
00:17:56,000 --> 00:17:58,625
‫تو دلت پاکه

162
00:18:03,916 --> 00:18:05,250
‫اون چیه؟

163
00:18:07,750 --> 00:18:09,541
‫اسم‌ش رو گذاشتم «هکس‌کور»

164
00:18:10,916 --> 00:18:16,291
‫یه ماتریکس رونی تطابق‌پذیره.
‫هکس‌تک‌ـی که به‌تدریج تکامل پیدا می‌کنه.

165
00:18:17,500 --> 00:18:19,125
‫انقلابیه.

166
00:18:19,250 --> 00:18:22,375
‫چیزی که هیجان‌انگیزتره
‫اینه که به مواد بیولوژیکی واکنش نشون میده.

167
00:18:22,500 --> 00:18:25,541
‫داستان‌هایی از جادوی التیام‌بخش هست.
‫البته که نمونه‌های ما تا الان همه نابود شدن..

168
00:18:32,916 --> 00:18:34,375
‫باید نابودش کنید.

169
00:18:34,500 --> 00:18:35,750
‫چی؟

170
00:18:37,375 --> 00:18:41,791
‫لطفاً، اگه تا حالا به راهنمایی‌هام
‫باور داشتین، به حرف‌ـم گوش کنید.

171
00:18:41,875 --> 00:18:45,291
‫ملت‌هایی رو دیده‌م که فقط با یه دانه
‫نابود شده‌ن، و این دقیقاً...

172
00:18:46,500 --> 00:18:48,291
‫شبیه اونه.

173
00:18:48,375 --> 00:18:50,666
‫پروفسور، این ممکنه جون ویکتور رو نجات بده.

174
00:18:52,166 --> 00:18:56,916
‫ویکتور، یه‌چیزی عوض شده.
‫تغییر کردی، چکار کردی؟

175
00:18:57,000 --> 00:18:59,000
‫خب...منظورت چیه پروفسور؟

176
00:19:00,666 --> 00:19:04,375
‫به‌خاطر اونه،
‫باید نابود بشه!

177
00:19:04,916 --> 00:19:07,375
‫- صبر کن!
‫- نه، بهت اجازه نمی‌دم.

178
00:19:07,416 --> 00:19:11,000
‫جیس، این نقض منشور اخلاق‌ـه.

179
00:19:11,125 --> 00:19:14,666
‫هر جوری شده نابودش می‌کنم.

180
00:19:15,250 --> 00:19:17,666
‫این نظر توئه.
‫ببینیم شورا چی میگه

181
00:19:28,875 --> 00:19:31,000
‫شاید یکی دیگه رو بشناسم که بتونه کمک کنه.

182
00:19:31,125 --> 00:19:34,250
‫هر کاری که لازمه رو انجام بده.
‫باید آماده بشم.

183
00:19:36,375 --> 00:19:37,250
‫واسه چی؟

184
00:19:50,291 --> 00:19:52,250
‫حال‌ش خوبه؟

185
00:19:53,375 --> 00:19:55,125
‫وایسا، وایسا، آروم!

186
00:19:55,166 --> 00:19:57,166
‫اون وای‌ـه درسته؟

187
00:19:59,000 --> 00:20:01,125
‫من از دوستاش‌ـم.

188
00:20:02,750 --> 00:20:07,041
‫یا حداقل بودیم...
‫یعنی...جونم رو مدیون‌ـشم.

189
00:20:07,625 --> 00:20:09,791
‫شایدم بیشتر.

190
00:20:10,500 --> 00:20:11,500
‫فکر کنم.

191
00:20:12,250 --> 00:20:14,916
‫خون‌ریزی داره. دکتر لازمه.

192
00:20:15,916 --> 00:20:18,375
‫دکتر به این راحتیا این‌طرفا پیدا نمی‌شه

193
00:20:18,500 --> 00:20:19,875
‫ببین.

194
00:20:19,916 --> 00:20:21,291
‫ببخشید.

195
00:20:21,375 --> 00:20:27,250
‫راستی...یکی رو می‌شناسم،
‫که شاید بتونه کمک کنه.

196
00:20:27,750 --> 00:20:29,791
‫باهام بیا.

197
00:20:40,000 --> 00:20:42,666
‫چه بیماری‌ای داره؟

198
00:20:42,750 --> 00:20:44,166
‫چیزه...

199
00:20:46,625 --> 00:20:48,375
‫چاقو خورده.

200
00:20:53,625 --> 00:20:55,250
‫اون معجون درست می‌کنه.

201
00:20:55,291 --> 00:20:57,250
‫به آدمای اینجا واسه...

202
00:20:57,291 --> 00:20:59,500
‫این مشکل کمک می‌کنه.

203
00:21:00,500 --> 00:21:03,666
‫شیمر. چرا چیزی رو مصرف کردی
‫که همچین بلایی سرت میاره؟

204
00:21:05,250 --> 00:21:09,250
‫فقط....می‌خواستم ببینم چه حسی داره...

205
00:21:09,291 --> 00:21:13,291
‫که یه کسی باشی واسه خودت.
‫که بقیه ازت بترسن.

206
00:21:14,291 --> 00:21:15,500
‫به‌جای...

207
00:21:15,541 --> 00:21:17,875
‫مبادله.

208
00:21:45,750 --> 00:21:48,000
‫ممنون. واقعا...

209
00:21:49,125 --> 00:21:52,750
‫بیا بریم. فکر کنم وای از دیدن
‫یه چهرهٔ آشنا خوشحال بشه.

210
00:21:52,875 --> 00:21:56,166
‫نه،‌ نه. خودت برو.

211
00:21:56,250 --> 00:21:58,625
‫اون منو وقتی می‌شناخت که هنوز...

212
00:21:59,125 --> 00:22:02,791
‫بگذریم، نمی‌خوام منو این‌جوری ببینه.

213
00:22:03,291 --> 00:22:09,250
‫بگذریم، فقط بگو که شرمنده‌م.
‫واسه همه چی.

214
00:22:09,291 --> 00:22:10,750
‫خب؟

215
00:22:24,291 --> 00:22:26,375
‫اینو روی یکی از فایرلایت‌ها پیدا کردم.

216
00:22:26,500 --> 00:22:30,125
‫با قطعاتی که بیرون آزمایشگاه‌تون
‫و در هکس‌گیت پیدا کردیم مطابقت داره.

217
00:22:32,000 --> 00:22:35,875
‫شک ندارم که برنامه حملات بیشتری رو ریختن.

218
00:22:36,541 --> 00:22:38,750
‫خب، چطور تا الان به
‫این خطر بی‌توجهی شده؟

219
00:22:39,250 --> 00:22:42,625
‫از اون‌جایی که هکس‌گیت تکمیل شد،
‫دیگه معادن اولویت‌ـمون نبوده‌ن.

220
00:22:42,666 --> 00:22:46,125
‫بعداً حل‌ش می‌کنیم. فعلاً باید
‫جلوی حملات آتی رو بگیریم.

221
00:22:46,250 --> 00:22:49,750
‫چون داریم تک تک افرادی که از پل‌ها رد
‫می‌شن رو بازرسی می‌کنیم، کمبود نیرو داریم‌.

222
00:22:49,791 --> 00:22:51,500
‫نمی‌دونم چطور بشه انجامش داد.

223
00:22:52,625 --> 00:22:54,000
‫پس همون کارو می‌کنیم.

224
00:22:54,041 --> 00:22:58,750
‫- مطمئنید؟ همچین دستوراتی...
‫- انجامش بده. باید از شهر محافظت کنیم.

225
00:23:05,500 --> 00:23:06,500
‫یه چیز دیگه.

226
00:23:06,625 --> 00:23:09,750
‫دیدم که کیتلین کیرمان یه زندانی رو
‫به فرمان تو آزاد کرده بود.

227
00:23:11,500 --> 00:23:13,375
‫کاری هست که بتونم انجام بدم؟

228
00:23:15,375 --> 00:23:18,791
‫نه، نه. حل‌ش کردیم.

229
00:23:20,291 --> 00:23:23,750
‫نمایندگان، ما راهمون رو گم کردیم.

230
00:23:25,041 --> 00:23:28,750
‫این شهر قبلاً مهدِ روشن‌گری بود.

231
00:23:28,791 --> 00:23:33,250
‫در دنیایی که خودش رو
‫به‌خاطر قدرت و غرور نابود کرد.

232
00:23:33,875 --> 00:23:35,250
‫ولی ما فراموش‌کار شدیم.

233
00:23:35,375 --> 00:23:39,500
‫برای داشتن راحتی و آسودگی،
‫بی‌خیال خط ‌قرمزهای اخلاقی‌ـمون شدیم.

234
00:23:39,541 --> 00:23:41,875
‫شرف‌ـمون رو با جایگاه و شهرت معامله کردیم.

235
00:23:42,541 --> 00:23:44,041
‫یه زمانی یه قوم متحد بودیم.

236
00:23:44,875 --> 00:23:47,291
‫حالا هر کدوم خاندانی جدا شدیم.

237
00:23:47,791 --> 00:23:54,291
‫باورم اینه که، اگه حرص و غرورمون رو
‫کنار بذاریم، دوباره می‌تونیم متحد بشیم.

238
00:23:54,875 --> 00:23:58,375
‫این‌کار هوشیاری می‌خواد.
‫باید به هم جواب پس بدیم.

239
00:23:58,500 --> 00:24:00,000
‫و تو به کی جواب پس میدی؟

240
00:24:00,666 --> 00:24:01,875
‫چی؟

241
00:24:02,000 --> 00:24:04,041
‫شیمر مثل مور و ملخ توی شهر پایین ریخته.

242
00:24:04,125 --> 00:24:07,125
‫حملاتی به هکس‌گیت و آکادمی شده.

243
00:24:07,250 --> 00:24:11,750
‫مأمورین جرأت ندارن پاشون رو توی لینز بذارن.
‫و همه‌شم تحت نظارت تو بوده.

244
00:24:12,375 --> 00:24:14,625
‫جیس، جایگاه خودت رو یادت رفته.

245
00:24:14,750 --> 00:24:15,750
‫شرمنده پروفسور

246
00:24:15,791 --> 00:24:18,000
‫ولی درمان این شهر فقط با
‫سخن‌رانی امکان‌پذیر نیست.

247
00:24:18,625 --> 00:24:21,750
‫مراتب بسیاری بوده که بهمون هشدار دادی
‫چه‌کارهایی رو نکنیم.

248
00:24:21,791 --> 00:24:26,375
‫ولی اجازه بدین اینو بپرسم،
‫برنامهٔ شما واسه حل این مشکل چیه؟

249
00:24:26,500 --> 00:24:28,500
‫می‌دونم جریان چیه.

250
00:24:28,541 --> 00:24:32,000
‫پروژه‌های هکس‌تک تو زمان بیشتری لازم دارن.
‫حمایت و حفاظت بیشتری می‌خوان.

251
00:24:32,125 --> 00:24:37,000
‫انسان‌ها مثل تو چند قرن عمر نمی‌کنن.
‫نمی‌تونیم منتظر پیشرفت باشیم.

252
00:24:37,625 --> 00:24:42,041
‫ما یه رهبر لازم داریم که
‫روی آینده تمرکز کنه، نه گذشته.

253
00:24:42,625 --> 00:24:44,375
‫تو پدر واقعی پیلتوور هستی

254
00:24:45,000 --> 00:24:47,375
‫و سال‌ها خدمت‌رسانی‌ـت
‫رو نمی‌شه هیچ‌جوره جبران کرد.

255
00:24:48,875 --> 00:24:51,916
‫به‌نظرم وقتش شده که به
‫مؤسس عزیز شهرمون...

256
00:24:52,666 --> 00:24:54,500
‫یه بازنشستگی در خور هدیه بدیم.

257
00:24:55,125 --> 00:24:57,166
‫جیس، این‌کارو نکن.

258
00:24:58,500 --> 00:24:59,416
‫همم.

259
00:25:07,041 --> 00:25:10,125
‫باید به اتفاق آرا باشه.
‫همه موافقن؟

260
00:25:17,000 --> 00:25:20,500
‫با کمال احترام و قدردانی پروفسور.

261
00:25:51,541 --> 00:25:52,416
‫وای

262
00:26:06,125 --> 00:26:09,291
‫آروم، آروم.

263
00:26:12,541 --> 00:26:14,125
‫باید دوباره رو به راه بشی.

264
00:26:14,916 --> 00:26:17,916
‫اسمی که سویکا بهت داد چی بود؟
‫جینکس؟

265
00:26:22,750 --> 00:26:25,541
‫درسته. جینکس.
‫چطور یادم بره؟

266
00:26:25,625 --> 00:26:27,625
‫باید الان بیشتر مراقب باشیم.

267
00:26:27,750 --> 00:26:30,125
‫سیلکو حواسش به...

268
00:26:41,875 --> 00:26:43,125
‫تو قبلا اینجا زندگی می‌کردی؟

269
00:26:43,916 --> 00:26:45,750
‫پاودر کیه؟

270
00:26:48,000 --> 00:26:51,541
‫خواهرم. فکر کردم مرده، ولی نه.

271
00:26:52,041 --> 00:26:53,416
‫باید پیداش کنم.

272
00:26:54,291 --> 00:26:56,625
‫چطور نمی‌دونی خواهرت زنده‌ست یا مرده؟

273
00:26:57,166 --> 00:27:00,416
‫سخته وقتی پشت میله‌های زندون باشی
‫و از بقیه هم خبر داشته باشی.

274
00:27:00,500 --> 00:27:02,250
‫یعنی... پدر و مادری نداری؟

275
00:27:03,000 --> 00:27:06,291
‫نه! مأمورین اونا رو کشتن.

276
00:27:31,416 --> 00:27:33,291
‫اعجوبهٔ وندر.

277
00:27:41,166 --> 00:27:44,791
‫حسرت‌ش رو خوردم که هیچ وقت
‫فرصت نشد صحبت کنیم.

278
00:27:50,500 --> 00:27:52,375
‫با خواهرم چکار کردی؟

279
00:27:53,250 --> 00:27:55,791
‫آزادش کردم.

280
00:27:55,875 --> 00:28:00,125
‫راستش رو بخوای، فکر می‌کردم تو
‫گل سرسبد خونوادهٔ بی‌چاره‌ت باشی.

281
00:28:00,625 --> 00:28:01,875
‫ولی جینکس...

282
00:28:03,416 --> 00:28:05,625
‫اون بزرگ‌تر از چیزیه که فکرش رو می‌کردم.

283
00:28:15,291 --> 00:28:20,125
‫پیداش می‌کنم و هر چرت و پرتی که تو مغزش
‫فرو کردی رو پاک می‌کنم.

284
00:28:20,250 --> 00:28:24,750
‫ولی اول، می‌خوام امپراتوری مزخرف‌ت رو
‫رو سرت خراب کنم

285
00:28:27,250 --> 00:28:30,375
‫همیشه پات از گلیمت درازتره دختر جون.
‫همین وندر رو به کشتن داد.

286
00:28:30,500 --> 00:28:34,625
‫همین خواهرت رو ازت دور کرد.
‫و واسه همینه که الان اینجام.

287
00:28:36,125 --> 00:28:37,500
‫آره، خب..

288
00:28:40,125 --> 00:28:41,625
‫تو هم زیادی حرف می‌زنی.

289
00:29:20,166 --> 00:29:23,250
‫هر جا بودی، روشن‌ش کن،
‫و پیدات می‌کنم.

290
00:31:28,666 --> 00:31:30,416
‫ریو، زنده می‌مونه.

291
00:31:31,125 --> 00:31:32,125
‫تو این کارو کردی؟

292
00:31:32,166 --> 00:31:37,750
‫فکر کردم درک می‌کنی.
‫جهش باید ادامه‌دار باشه.

293
00:32:04,625 --> 00:32:06,375
‫الان درک می‌کنم.

294
00:32:21,625 --> 00:32:25,125
‫مگه یه دختر چه‌قدر می‌تونه مایهٔ دردسر بشه؟

295
00:32:33,416 --> 00:32:35,958
‫[دروغ‌گو]

296
00:33:06,750 --> 00:33:08,250
‫پاودر؟

297
00:33:20,875 --> 00:33:22,541
‫وای؟

298
00:33:22,625 --> 00:33:23,750
‫وای پاودر.

299
00:33:34,791 --> 00:33:36,500
‫خیلی شرمنده‌م پاودر، من...

300
00:33:36,625 --> 00:33:40,416
‫سعی کردم برگردم، به‌خدا برگشتم.
‫ولی...دستگیرم کردن.

301
00:33:40,500 --> 00:33:41,750
‫مارکوس؟

302
00:33:41,875 --> 00:33:43,666
‫نمی‌دونم. دیگه...اهمیتی نداره.

303
00:33:43,750 --> 00:33:46,000
‫فقط...فکر نمی‌کردم دیگه ببینمت.

304
00:33:48,541 --> 00:33:50,125
‫واقعاً خودتی؟

305
00:33:51,750 --> 00:33:56,041
‫آره، البته، خودمم.
‫«وای» خواهرت.

306
00:33:56,125 --> 00:33:58,125
‫من اینجام. همین‌جام.

307
00:33:59,375 --> 00:34:03,791
‫وقتی رفتی یه‌سری چیزا عوض شد.
‫من عوض شدم.

308
00:34:04,750 --> 00:34:09,125
‫می‌دونم پاودر جونم، می‌دونم.
‫کاری که واسه زنده موندن لازم بود رو کردی.

309
00:34:09,625 --> 00:34:12,916
‫منم. اشکال نداره.

310
00:34:13,000 --> 00:34:15,375
‫مهم اینه که با همیم.

311
00:34:23,750 --> 00:34:25,125
‫اون کیه؟

312
00:34:25,166 --> 00:34:26,000
‫تو کی هستی؟

313
00:34:26,125 --> 00:34:28,500
‫چیزی نیست. یه دوسته.

314
00:34:28,625 --> 00:34:32,375
‫سویکا دروغ نمی‌گفت؟
‫با یه مأموری؟

315
00:34:35,375 --> 00:34:37,250
‫خواهرت جینکسه؟

316
00:34:37,375 --> 00:34:40,500
‫کیتلین، فقط گوش کن،
‫می‌تونیم حل‌ش کنیم.

317
00:34:40,625 --> 00:34:43,500
‫این یه حقه‌ست!
‫داری منو بازی میدی!

318
00:34:43,625 --> 00:34:46,125
‫خفه‌شو!
‫الان حوصله ندارم.

319
00:34:46,750 --> 00:34:47,791
‫ما که چیزی نگفتیم.

320
00:34:47,875 --> 00:34:49,041
‫با تو حرف نمی‌زدم!

321
00:34:49,125 --> 00:34:50,750
‫پاودر، چیزی نیست.

322
00:34:50,791 --> 00:34:52,750
‫این‌قدر به من نگو پاودر.

323
00:34:52,791 --> 00:34:56,166
‫من دیگه جینکس‌ـم.
‫پاودر دیگه مرد.

324
00:34:56,250 --> 00:34:57,375
‫تو جینکس (نحس) نیستی.

325
00:34:57,416 --> 00:34:59,916
‫- خدایا، هیچ وقت نباید اینو میـ...
‫- مثل بچه‌ها با من حرف نزن!

326
00:35:00,000 --> 00:35:01,666
‫واسه همین اومدی؟

327
00:35:01,750 --> 00:35:03,500
‫واسه این سنگ مسخره؟

328
00:35:03,625 --> 00:35:06,541
‫نه، اصلاً نمی‌دونم اون چیه، من..

329
00:35:06,625 --> 00:35:09,291
‫عالی نقش بازی می‌کنی خواهر.

330
00:35:09,375 --> 00:35:13,541
‫خواهری که فکر کردم دلم براش تنگ شده.
‫خودتم بودی دلت واسه‌ش تنگ نمی‌شد

331
00:35:13,625 --> 00:35:16,875
‫پاودر! من واسه تو اومدم اینجا. فقط تو.

332
00:35:17,000 --> 00:35:19,666
‫می‌تونی شلیک کنی اگه می‌خوای،
‫ولی من جایی نمیرم.

333
00:35:19,750 --> 00:35:22,166
‫دیگه به‌امون خدا ولت نمی‌کنم.

334
00:35:25,541 --> 00:35:28,250
‫همه خفه‌شن، باید فکر کنم.

335
00:35:28,291 --> 00:35:30,250
‫شنیدی؟

336
00:37:07,791 --> 00:37:10,041
‫پاودر؟

337
00:37:18,250 --> 00:37:19,750
‫پاودر!

338
00:37:35,166 --> 00:37:37,375
‫ببرش.

339
00:37:58,625 --> 00:37:59,791
‫وای؟

340
00:38:01,791 --> 00:38:03,041
‫نه!
