﻿1
00:00:19,583 --> 00:00:20,583
‫بدویین!

2
00:00:21,041 --> 00:00:22,916
‫- بگیرین‌شون!
‫- چندنفرن؟

3
00:00:23,416 --> 00:00:24,625
‫پنج؟
‫شیش؟

4
00:00:25,750 --> 00:00:26,541
‫شاید هم بیشتر!

5
00:00:26,625 --> 00:00:28,250
‫سریع‌تر!
‫از این سمت!

6
00:00:38,291 --> 00:00:39,416
‫گم‌شون نکنین!

7
00:00:51,250 --> 00:00:52,333
‫بریم!
‫بریم!

8
00:00:52,416 --> 00:00:53,541
‫بجنبین!

9
00:00:54,125 --> 00:00:55,125
‫دارن در میرن!

10
00:00:55,250 --> 00:00:56,250
‫بجنبین!

11
00:00:57,750 --> 00:00:59,416
‫- بگیرین‌شون!
‫- برین! برین!

12
00:00:59,416 --> 00:01:00,583
‫پیداشون کردیم!

13
00:01:00,625 --> 00:01:01,833
‫اونجان!

14
00:01:09,500 --> 00:01:10,583
‫ووهو!

15
00:01:19,291 --> 00:01:22,666
‫صفحه‌های یخی پس.
‫تکنیک‌های جدیدی‌ بودن!

16
00:01:23,750 --> 00:01:25,958
‫دیده بودم که خاک‌افزارها
‫از این کارها می‌کنن.

17
00:01:25,958 --> 00:01:27,750
‫گفتم مدل آب‌افزاریش هم انجام بدم.

18
00:01:27,750 --> 00:01:29,750
‫قدرت کنترل عناصرت خیلی خوب شده.

19
00:01:29,833 --> 00:01:32,250
‫کلی حرکات جدید از خودت درآوردی.

20
00:01:32,291 --> 00:01:34,416
‫اینا نشونه‌های یه کنترل‌کنندۀ ماهره.

21
00:01:35,833 --> 00:01:37,750
‫اعتماد به‌نفسم زیاد بوده

22
00:01:37,791 --> 00:01:40,583
‫اما هرچی که میشد رو
‫از طومار مادربزرگ یاد گرفتم،

23
00:01:40,666 --> 00:01:43,750
‫برای همین باید خودم رو
‫به قبیلۀ آب شمالی برسونم.

24
00:01:43,791 --> 00:01:46,500
‫اونجا استادهای آب‌افزاری
‫می‌تونن به پیشرفتم کمک کنن.

25
00:01:46,500 --> 00:01:49,250
‫بیشتر از قبل
‫داریم با آتش‌افزارها روبرو میشیم.

26
00:01:49,333 --> 00:01:51,416
‫داریم به مرز کشور آتش
‫نزدیک‌تر میشیم.

27
00:01:51,500 --> 00:01:52,541
‫جلوش رو نمیشد گرفت،

28
00:01:53,000 --> 00:01:55,083
‫حتی اگه تلاش‌های فاجعه‌بار ساکا
‫برای مبارزه هم نبود.

29
00:01:55,083 --> 00:01:57,791
‫هی، از کجا باید می‌دونستم
‫که سرباز ملت آتشه؟

30
00:01:58,291 --> 00:01:59,916
‫ببین،
‫باید حواس‌مون رو جمع کنیم،

31
00:02:00,000 --> 00:02:02,208
‫حداقل تا وقتی که به شمال می‌رسیم،
‫جایی که...

32
00:02:02,875 --> 00:02:03,750
‫آنگ؟

33
00:02:33,791 --> 00:02:40,291
‫ « آواتار: آخرین بادافزار »

34
00:02:44,583 --> 00:02:49,750
‫« قسمت پنجم: شهر ارواح »

35
00:03:14,375 --> 00:03:15,750
‫کار ملت آتشه.

36
00:03:16,833 --> 00:03:18,125
‫چرا این کارها رو می‌کنن؟

37
00:03:18,666 --> 00:03:20,000
‫اصلاً چرا کاری می‌کنن؟

38
00:03:20,500 --> 00:03:21,750
‫همش تقصیر منه.

39
00:03:22,666 --> 00:03:25,125
‫محافظت از دنیای طبیعت
‫وظیفۀ آواتاره.

40
00:03:25,250 --> 00:03:29,791
‫اهمیت این موضوع به اندازه کمک کردن به مردم
‫و جنگیدن با آتش‌افزارهاس.

41
00:03:30,875 --> 00:03:33,500
‫چندتا جنگل به‌خاطر نبود من
‫از بین رفتن؟

42
00:03:33,541 --> 00:03:36,000
‫به‌خاطر این که نمی‌دونم
 دارم چی‌کار می‌کنم؟

43
00:04:11,041 --> 00:04:14,000
‫مامان‌بزرگ میگه...
‫زندگی یه چرخه‌اس.

44
00:04:15,166 --> 00:04:18,500
‫و زندگی جدید
‫از مرگ بیرون میاد.

45
00:04:20,000 --> 00:04:21,791
‫اینجا باز هم جنگل میشه.

46
00:04:22,750 --> 00:04:24,000
‫چیزی که باید ببینی اینه.

47
00:04:33,708 --> 00:04:34,708
‫سلام!

48
00:04:35,583 --> 00:04:37,833
‫نه، چیزی نیست.
‫کاریت ندارم.

49
00:04:39,958 --> 00:04:40,958
‫گم شدی؟

50
00:04:45,000 --> 00:04:46,000
‫ام...

51
00:04:47,458 --> 00:04:48,625
‫اسم من ساکاس...

52
00:04:49,416 --> 00:04:50,416
‫بر وزنِ...

53
00:04:51,833 --> 00:04:55,750
‫«آکا» و «واکا واکا».

54
00:04:59,375 --> 00:05:01,541
‫بهش می‌خوره خیلی شجاع باشه.
‫اسمی هم داره؟

55
00:05:03,250 --> 00:05:06,125
‫خب، شاید بتونیم یه اسم جدید
‫واسش بذاریم.

56
00:05:06,500 --> 00:05:07,833
‫نظرت درمورد...

57
00:05:09,583 --> 00:05:10,875
‫پیپین‌پدل آپسوکوپولیس چیه؟

58
00:05:12,416 --> 00:05:13,416
‫سوم.

59
00:05:17,750 --> 00:05:19,333
‫شی‌یونگ واسم درستش کرده.

60
00:05:20,208 --> 00:05:21,208
‫شی‌یونگ؟

61
00:05:22,375 --> 00:05:25,625
‫شی‌یونگ دوستته یا...

62
00:05:25,708 --> 00:05:27,250
‫ساکا!

63
00:05:28,333 --> 00:05:29,333
‫نه،
‫وایسا.

64
00:05:35,625 --> 00:05:36,625
‫اونجا.

65
00:05:39,125 --> 00:05:40,125
‫بالاخره اومدی.

66
00:05:40,708 --> 00:05:43,583
‫خودت که بهتر می‌دونی
‫نباید تنهایی از اینجا دور شی.

67
00:05:43,583 --> 00:05:45,083
‫این...
‫از دستش افتاد.

68
00:05:48,083 --> 00:05:49,750
‫نیومدیم دردسر درست کنیم...

69
00:05:50,708 --> 00:05:52,125
‫ترسیده بود.

70
00:05:59,583 --> 00:06:02,000
‫اتفاق بدی اینجا افتاده،
‫درسته؟

71
00:06:03,625 --> 00:06:05,583
‫ببخشید که رفتار بدی داشتم.

72
00:06:06,250 --> 00:06:08,958
‫- ممنون که به دخترم کمک کردین.
‫- نیازی به عذرخواهی نیست.

73
00:06:08,958 --> 00:06:12,000
‫درک می‌کنم که چون نزدیک کشورن آتشین
‫چقدر باید مراقب باشین.

74
00:06:12,000 --> 00:06:15,208
‫بله.
‫به اندازه کافی شاهد جنگ بودیم.

75
00:06:16,083 --> 00:06:18,583
‫اینطوری این جنگل نابود شد؟
‫توی جنگ؟

76
00:06:18,666 --> 00:06:19,750
‫نه.

77
00:06:19,833 --> 00:06:23,708
‫آتش‌افزارها موقع عبور از کوه‌ها
‫یه مسیر خالی می‌خواستن.

78
00:06:24,666 --> 00:06:26,625
‫و برای همین جنگل رو سوزوندن؟

79
00:06:27,333 --> 00:06:30,416
‫اما بعد از آتیش‌سوزی
‫اتفاقات عجیبی افتاد.

80
00:06:31,333 --> 00:06:34,416
‫محصولات‌مون کم کم خشک شدن.
‫حیوونامون... دیگه نتونستن علف بخورن.

81
00:06:34,416 --> 00:06:37,416
‫انگار خود زمین...
‫مریض شده بود.

82
00:06:38,666 --> 00:06:42,125
‫چند روز پیش، یه گروه فرستادیم
‫تا دنبال غذا بگردن.

83
00:06:42,583 --> 00:06:44,083
‫هیچوقت هم برنگشتن.

84
00:06:47,208 --> 00:06:48,666
‫پسرم،
‫شی‌یونگ.

85
00:06:50,416 --> 00:06:51,416
‫باهاشون بود.

86
00:06:53,625 --> 00:06:55,750
‫می‌دونیم با ترس زندگی کردن
‫چه شکلیه.

87
00:06:56,250 --> 00:06:59,291
‫اما این موضوع عمیق‌تریه.

88
00:07:00,750 --> 00:07:01,750
‫چیزی...

89
00:07:03,125 --> 00:07:04,708
‫فرای این دنیاس.

90
00:07:12,833 --> 00:07:16,208
‫حق با شماست.
‫مردم شما فرای این دنیان.

91
00:07:17,375 --> 00:07:19,583
‫اما من می‌تونم برشون گردونم.

92
00:07:26,000 --> 00:07:27,000
‫خبری نشد؟

93
00:07:27,333 --> 00:07:28,333
‫نه قربان.

94
00:07:28,875 --> 00:07:29,833
‫هیچی؟

95
00:07:29,875 --> 00:07:32,875
‫مگه یه گاومیش پرندۀ گنده‌بک
‫چه جاهایی می‌تونه قایم شه؟

96
00:07:33,625 --> 00:07:35,625
‫- گزارشی از مورد مشکوکی هم نیومده؟
‫- خیر.

97
00:07:37,125 --> 00:07:38,125
‫البته...

98
00:07:39,166 --> 00:07:40,333
‫البته چی؟

99
00:07:41,208 --> 00:07:43,666
‫یکی از تاجرای تامین تدارکات
‫یه چیزایی درمورد

100
00:07:43,666 --> 00:07:46,375
‫بازی کردن بچه‌ها با قالب‌های یخی
‫نزدیک مسیر سنلین می‌گفت،

101
00:07:46,375 --> 00:07:48,375
‫اما احتمالاً اشتباه کرده.

102
00:07:49,833 --> 00:07:52,083
‫یعنی یه نفر یه جا یخ دیده

103
00:07:52,166 --> 00:07:54,833
‫که امکان نداشته اونجا یخ باشه؟

104
00:07:56,458 --> 00:08:00,583
‫از نظر بیشتر آدم‌ها، مورد مشکوکیه،
‫مگه نه ستوان جی؟

105
00:08:00,666 --> 00:08:02,375
‫مگه این که احمق باشن.

106
00:08:08,250 --> 00:08:12,125
‫- چند نفر رو برای بررسی می‌فرستم.
‫- نه، کار خودمه.

107
00:08:12,208 --> 00:08:13,250
‫طبق معمول.

108
00:08:20,416 --> 00:08:22,416
‫کار فرمانده ژائو عالی بود...

109
00:08:24,708 --> 00:08:27,958
‫بدون این که کسی کمکش کنه،
‫تو یه منطقۀ دورافتاده کارش رو می‌کرد،

110
00:08:28,083 --> 00:08:30,875
‫اما تونست آواتار رو پیدا کنه.

111
00:08:35,583 --> 00:08:38,500
‫همیشه این طرز مدیریت فرمانده‌هاتون رو
‫ تحسین می‌کردم.

112
00:08:39,000 --> 00:08:42,708
‫انگار همیشه می‌دونین که چطور میشه
‫ از نهایت استعدادشون استفاده کرد.

113
00:08:45,250 --> 00:08:46,250
‫حالا...

114
00:08:47,666 --> 00:08:48,833
‫اگه دست من بود،

115
00:08:50,208 --> 00:08:52,958
‫امکانات بیشتری برای ژائو فراهم می‌کردم.

116
00:08:53,458 --> 00:08:55,916
‫ببینیم با یه کم کمک
‫چه‌کارهایی از پسش برمیاد.

117
00:08:57,750 --> 00:08:59,833
‫«به دونه‌های امیدوارکننده‌تر
‫ بیشتر آب بده.»

118
00:09:01,083 --> 00:09:02,166
‫خودتون این رو یادم دادین.

119
00:09:06,125 --> 00:09:07,416
‫شاید حق با تو باشه.

120
00:09:09,708 --> 00:09:12,333
‫به سرهنگ شینو بگو که
‫کماندارها رو مستقر کنه.

121
00:09:13,333 --> 00:09:16,583
‫به رئیس خزانه هم اعلام کن
‫که اهداف مالی جدیدی داریم.

122
00:09:19,666 --> 00:09:20,666
‫آزولا...

123
00:09:23,583 --> 00:09:26,083
‫ژائو آواتار رو پیدا نکرد.
‫کار زوکو بود.

124
00:09:27,083 --> 00:09:30,916
‫اون بود که استقامت
‫و تعهد خودش رو نشون داد.

125
00:09:31,666 --> 00:09:33,833
‫از وارث آینده یه همچین انتظاری دارم.

126
00:09:35,125 --> 00:09:38,166
‫نه چاپلوسی‌های منفعت‌طلبانه
‫و شیرین‌زبونی‌های درِگوشی.

127
00:09:53,375 --> 00:09:56,208
‫دنیایی که توش زندگی می‌کنیم
‫تنها دنیایی نیست که وجود داره.

128
00:09:56,333 --> 00:09:58,500
‫به جز دنیای ما
‫یه قلمری دیگه هم هست.

129
00:09:59,250 --> 00:10:00,250
‫دنیای ارواح.

130
00:10:01,333 --> 00:10:03,083
‫معمولاً از همدیگه جدا هستن،

131
00:10:03,166 --> 00:10:05,875
‫اما بعضی جاها
‫حصار بین‌شون خیلی باریک میشه.

132
00:10:06,916 --> 00:10:09,708
‫یعنی فکر می‌کنی این جنگل هم
‫یکی از اون جاهاس؟

133
00:10:09,833 --> 00:10:10,958
‫فکر نمی‌کنم.

134
00:10:11,083 --> 00:10:12,083
‫حسش می‌کنم.

135
00:10:12,750 --> 00:10:15,458
‫و معتقدم که آتیش این حصار رو
‫از این هم نازک‌تر می‌کنه.

136
00:10:16,000 --> 00:10:19,333
‫آواتار پل بین دنیای طبیعت
‫و دنیای ارواحه،

137
00:10:19,375 --> 00:10:21,583
‫و فاصلۀ کم بین‌‌شون رو هم حس می‌کنم.

138
00:10:22,708 --> 00:10:24,916
‫مثل یخی می‌مونه
‫که داره آروم‌آروم می‌شکنه.

139
00:10:25,708 --> 00:10:30,750
‫یعنی می‌خوای بپری تو این دنیای ارواح،
‫گم‌شده‌ها رو پیدا کنی و بپری بیرون؟

140
00:10:31,833 --> 00:10:33,375
‫یه همچین چیزی.
‫آره.

141
00:10:35,166 --> 00:10:37,750
‫قبلاًها با اطمینان بیشتری حرف می‌زدی.

142
00:10:37,833 --> 00:10:42,083
‫چون تموم این چیزها
‫تو حیطۀ مسئولیت منه.

143
00:10:42,083 --> 00:10:45,208
‫آره، باید خودم رو به شمال برسونم
‫تا آب‌افزارها رو نجات بدم،

144
00:10:45,916 --> 00:10:48,083
‫اما باید به این افراد هم کمک کنم

145
00:10:48,166 --> 00:10:50,708
‫تا خونه‌ها و عزیزان‌شون رو مثل من

146
00:10:52,625 --> 00:10:53,833
‫از دست ندن.

147
00:10:56,458 --> 00:10:58,875
‫اما غیر ممکنه که بتونی
‫تموم کارها رو بکنی.

148
00:10:59,666 --> 00:11:03,500
‫مثل حرفیه که بومی زد،
‫«آواتار باید غیرممکن‌ها رو انجام بده.»

149
00:11:08,250 --> 00:11:11,625
‫باید جایی رو پیدا کنم که
‫انرژی‌های روحی بیشتری هست.

150
00:11:12,458 --> 00:11:13,500
‫اون‌وقت کجا میشه؟

151
00:11:14,083 --> 00:11:15,583
‫هروقت پیداش کردم می‌فهمم.

152
00:11:16,458 --> 00:11:19,333
‫یه جوری گفتی انگار خبر داری.

153
00:11:25,083 --> 00:11:26,166
‫کاتارا؟

154
00:11:27,125 --> 00:11:28,125
‫آنگ؟

155
00:11:44,833 --> 00:11:48,000
‫معبدی به سمت ارواح جنگل.

156
00:11:49,500 --> 00:11:50,583
‫همینجاس.

157
00:11:58,500 --> 00:12:00,833
‫خب...
‫چی‌کار باید بکنیم؟

158
00:12:01,958 --> 00:12:02,958
‫مراقب آنگ می‌مونیم.

159
00:12:04,083 --> 00:12:06,875
‫به محض این که روحش عبور کنه،
‫بدنش آسیب‌پذیر میشه.

160
00:12:06,958 --> 00:12:08,250
‫باید ازش محافظت کنیم.

161
00:12:08,750 --> 00:12:09,750
‫آهان.

162
00:12:10,666 --> 00:12:12,916
‫از کجا می‌فهمیم
‫که این کار جواب میده؟

163
00:12:15,250 --> 00:12:16,250
‫مطمئن نیستم.

164
00:12:18,083 --> 00:12:20,833
‫- داره گشنم میشه.
‫- هی، چه خبره؟

165
00:12:21,375 --> 00:12:23,208
‫دارم تمرکز می‌کنم‌ها.

166
00:12:26,375 --> 00:12:27,375
‫هیس.

167
00:12:27,458 --> 00:12:29,916
‫هیس.

168
00:13:05,250 --> 00:13:07,833
‫ساکا،
‫فکر کنم جواب داد.

169
00:13:15,875 --> 00:13:16,875
‫کاتارا؟

170
00:13:25,250 --> 00:13:27,833
‫- چه اتفاقی داره می‌افته؟
‫- نمی‌دونم! آنگ!

171
00:13:27,833 --> 00:13:32,208
‫روحم رو از بدنم جدا کردم، اما نمی‌دونم
‫ چیشد که شماها هم با خودم آوردم.

172
00:13:32,208 --> 00:13:33,916
‫چطور ممکنه؟

173
00:13:33,916 --> 00:13:36,000
‫حتماً به‌خاطر انرژی‌های اینجا

174
00:13:36,083 --> 00:13:38,083
‫و باریکی حصار
‫و قدرت منه.

175
00:13:40,958 --> 00:13:44,083
‫خب ما رو برگردون!
‫همین حالا برمون گردون!

176
00:13:44,166 --> 00:13:45,625
‫ببخشید...

177
00:13:55,333 --> 00:13:56,833
‫وارد دنیای ارواح شدیم.

178
00:14:01,166 --> 00:14:04,375
‫از آواتار اسم نبر.
‫نباید بذاریم اسمش به گوش کسی برسه.

179
00:14:04,375 --> 00:14:06,833
‫موافقم.
‫بهتره هم با احتیاط قدم برداریم.

180
00:14:07,833 --> 00:14:09,875
‫شاید کنترل این سرزمین
‫دست کشور آتش باشه،

181
00:14:09,875 --> 00:14:11,916
‫اما هنوز یه منطقۀ خاک‌افزاریه.

182
00:14:12,000 --> 00:14:15,833
‫- نباید دردسر درست کنیم.
‫- مگه کی تاحالا دردسر درست کردم؟

183
00:14:18,833 --> 00:14:20,583
‫واقعاً کی دردسر درست کردی؟

184
00:14:34,833 --> 00:14:36,791
‫اینا اهل کشور آتشن.
‫نگاه‌شون کن.

185
00:14:36,833 --> 00:14:38,083
‫لباس‌هاشون رو نگاه.

186
00:14:42,833 --> 00:14:45,916
‫شنیدم که چند آب‌افزار
‫مدتی پیش این اطراف بودن.

187
00:14:46,000 --> 00:14:48,583
‫- ندیدی‌شون؟
‫- نه.

188
00:14:49,333 --> 00:14:52,333
‫- اما یادت میاد که یه چیزایی ازشون شنیدی.
‫- یه جورایی.

189
00:15:00,125 --> 00:15:04,083
‫شاید این بتونه...
‫کمک کنه.

190
00:15:05,958 --> 00:15:06,958
‫حالا بگو ببینم،

191
00:15:08,083 --> 00:15:10,083
‫آب‌افزارها رو دیدی یا نه؟

192
00:15:12,000 --> 00:15:13,166
‫نه.

193
00:15:15,958 --> 00:15:19,125
‫اما شنیدم که شاید آواتار
‫با چندتا آب‌افزار داره حرکت می‌کنه.

194
00:15:20,416 --> 00:15:21,958
‫- چی گفتی؟
‫- آواتار.

195
00:15:22,083 --> 00:15:23,750
‫پیش چندتا آب‌افزاره.

196
00:15:23,833 --> 00:15:25,333
‫مگه نه موکی؟

197
00:15:26,250 --> 00:15:28,875
‫چی؟‌ آواتار؟
‫دزدای دریایی گفتن.

198
00:15:28,958 --> 00:15:31,833
‫نه، دزدای دریایی نگفتن.
‫راهنمای دره گفت.

199
00:15:31,875 --> 00:15:34,416
‫گفتش که آواتار به کمک چندتا آب‌افزار

200
00:15:34,500 --> 00:15:36,333
‫با موجودات دره مبارزه کرده.

201
00:15:36,375 --> 00:15:39,166
‫این همونی نبود که گفت
‫چطوری جلوی آتش‌فشان رو گرفتن...

202
00:15:39,250 --> 00:15:41,083
‫انگار از آواتار خبر دارن.

203
00:15:41,166 --> 00:15:43,875
‫بعد این که با پادشاه دیوونۀ اوماشو
‫ مبارزه کردن.

204
00:15:48,458 --> 00:15:51,125
‫از دستم در میره،
‫همه‌چیز از دستم در میره!

205
00:15:53,333 --> 00:15:56,416
‫اگه اسمش به این پشتِ کوه هم رسیده،
‫یعنی همه خبر دارن.

206
00:15:56,500 --> 00:15:59,333
‫همۀ مردم سرزمین خاک.
‫همۀ مردم کشور آتش.

207
00:15:59,875 --> 00:16:03,250
‫شکارچی‌ها پیداشون میشه.
‫بوش به مشام همه می‌رسه.

208
00:16:05,375 --> 00:16:07,250
‫کمک!
‫اون دیوونس!

209
00:16:22,750 --> 00:16:24,166
‫یه وقت نمیری کودن.

210
00:16:24,541 --> 00:16:26,875
‫اگه بمیری فقط نصف پاداش گیرم میاد.

211
00:16:28,958 --> 00:16:30,416
‫به چی زل زدین؟

212
00:16:30,541 --> 00:16:32,333
‫یه جایزه‌بگیر بدبخت.

213
00:16:33,625 --> 00:16:36,375
‫بدبخت؟
‫نیم‌وجی چه حرفای قلمبه سلمبه‌ای می‌زنه.

214
00:16:41,541 --> 00:16:43,833
‫به‌خاطر بامزه بودن باباته که
‫چیزی بهت نمیگم.

215
00:16:47,875 --> 00:16:51,958
‫باید می‌دونستم که اینجا می‌ذارن
‫تاجرها هرغلطی که دل‌شون بخواد بکنن.

216
00:16:58,625 --> 00:17:01,541
‫گیاتسو یه بار بهم گفت
‫که دنیای ارواح و دنیای مادی

217
00:17:01,541 --> 00:17:02,541
‫به هم وصلن.

218
00:17:02,625 --> 00:17:06,916
‫هراتفاقی واسه یه دنیا بیفته، رو اون یکی هم 
‫اثر می‌ذاره. مثل روح آدم و بدنش می‌مونه.

219
00:17:07,583 --> 00:17:08,958
‫جدان ولی به هم وصلن.

220
00:17:09,791 --> 00:17:11,083
‫منطقیه.

221
00:17:11,166 --> 00:17:14,041
‫گیاتسو بلد بود یه جوری بگه
‫که راحت بشه فهمید.

222
00:17:14,875 --> 00:17:16,291
‫همه‌چی رو راحت می‌کرد.

223
00:17:18,083 --> 00:17:19,833
‫بهش می‌خوره بی‌نظیر باشه.

224
00:17:19,833 --> 00:17:21,541
‫همینطور هم بود.

225
00:17:21,541 --> 00:17:25,041
‫همیشه حس می‌کردم که
‫ خیلی با روح‌ها وفق پیدا می‌کنم.

226
00:17:25,083 --> 00:17:28,500
‫- شاید واسه همین روحم با تو منتقل شد.
‫- این قورباغه اس یا یچسز قورباغه ای؟

227
00:17:29,791 --> 00:17:31,791
‫اما نمی‌دونم این چطوری به اینجا رسیده.

228
00:17:32,291 --> 00:17:35,208
‫احتمالاً‌ روستایی‌ها دنبال یه راه
‫واسه خروجن.

229
00:17:35,291 --> 00:17:37,708
‫احتمال داره دنبال یه چیزی باشن
‫که آشنا باشه.

230
00:17:38,458 --> 00:17:40,458
‫البته اگه بدونن
‫که اینجا دنیاشون نیست.

231
00:17:40,458 --> 00:17:42,958
‫اینجا دنیای هیچ‌کدوم‌تون نیست.

232
00:17:43,583 --> 00:17:44,708
‫کی این رو گفت؟

233
00:17:45,416 --> 00:17:46,291
‫کی چی رو گفت؟

234
00:17:46,375 --> 00:17:50,708
‫اینجا دنیای هیچ آدمی نیست.

235
00:17:53,458 --> 00:17:55,041
‫عجب پرندۀ گنده‌بکیه.

236
00:17:55,083 --> 00:17:56,291
‫«پرنده»؟

237
00:17:56,333 --> 00:17:58,125
‫من پرنده نیستم.

238
00:17:58,208 --> 00:18:01,833
‫من روح دانش حقیقی‌ام.

239
00:18:01,916 --> 00:18:04,958
‫لطفاً ساکا رو ببخش.
‫منظوری نداشت.

240
00:18:05,041 --> 00:18:07,708
‫- آنگ، با کی داری حرف می‌زنی؟
‫- منظورت چیه؟

241
00:18:07,791 --> 00:18:10,291
‫چیزایی که تو می‌شنوی رو
‫نمی‌شنون.

242
00:18:15,791 --> 00:18:20,083
‫مغزهای کوچیک‌شون
‫ از درک سخن گفتن من عاجزن.

243
00:18:20,166 --> 00:18:21,625
‫اما من صدات رو می‌شونم.

244
00:18:21,625 --> 00:18:23,291
‫تو آواتاری.

245
00:18:23,333 --> 00:18:26,041
‫باید هم با اینجا ارتباط داشته باشی.

246
00:18:26,083 --> 00:18:28,833
‫اما این‌ها مزاحمن.

247
00:18:28,916 --> 00:18:31,333
‫هرچی هم بیشتر بمونن،

248
00:18:31,416 --> 00:18:34,583
‫خطر بیشتری براشون داره.

249
00:18:34,666 --> 00:18:35,666
‫خطر؟

250
00:18:36,083 --> 00:18:37,083
‫خطر؟

251
00:18:37,125 --> 00:18:39,083
‫پرنده‌هه که نمی‌خواد ما رو بخوره،
‫هان؟

252
00:18:39,166 --> 00:18:41,791
‫این باید کمترین نگرانیش باشه.

253
00:18:41,833 --> 00:18:45,541
‫اینجا موجوداتی هستن
‫که کارهای بدتری

254
00:18:45,625 --> 00:18:47,541
‫نسبت به بلعیدن‌تون می‌کنن.

255
00:18:47,625 --> 00:18:49,916
‫روح‌تون رو می‌خورن.

256
00:18:50,041 --> 00:18:51,458
‫آنگ؟
‫چی داره میگه؟

257
00:18:51,541 --> 00:18:53,375
‫میگه بهمون آسیب نمی‌زنه.

258
00:18:54,291 --> 00:18:56,375
‫ما فقط می‌خوایم
‫دوستامون که گم شدن رو پیدا کنیم،

259
00:18:56,375 --> 00:18:58,875
‫بعدش هم میریم.

260
00:18:59,166 --> 00:19:03,875
‫یکی هست که توی یه کلبۀ‌ سنگی زندگی می‌کنه
‫و فاصلۀ زیادی با جنگل نداره.

261
00:19:03,958 --> 00:19:07,333
‫شاید از سرنوشت دوستان‌تون مطلع باشه.

262
00:19:07,416 --> 00:19:09,791
‫از همین مسیر برین
‫تا پیداش کنین.

263
00:19:09,833 --> 00:19:13,291
‫وایسا ببینم.
‫منظورت از خطر چی بود؟

264
00:19:13,333 --> 00:19:14,875
‫چه بلایی ممکنه سرشون بیاد؟

265
00:19:16,166 --> 00:19:20,541
‫اینجا چیزهایی هست
‫که حقایق رو برای انسان‌ها فاش می‌کنه.

266
00:19:20,583 --> 00:19:23,666
‫حقایقی که هیچوقت برای
‫ رو در رو شدن باهاشون، آماده نیستن.

267
00:19:23,791 --> 00:19:27,666
‫ذات واقعی‌شون رو نشون‌‌شون میده،

268
00:19:27,791 --> 00:19:31,166
‫و این می‌تونه
‫درد خیلی زیادی داشته باشه.

269
00:19:31,875 --> 00:19:33,875
‫به امید دیدا آواتار.

270
00:19:34,583 --> 00:19:38,083
‫یادت هم باشه که
‫از مسیر خارج نشی.

271
00:19:42,041 --> 00:19:43,083
‫خدافظ پرنده.

272
00:19:44,041 --> 00:19:45,458
‫کافیه.

273
00:19:46,083 --> 00:19:49,041
‫تمرین تمومه اعلی‌حضرت.

274
00:19:49,125 --> 00:19:50,125
‫آزولا!

275
00:19:51,291 --> 00:19:52,416
‫آزولا!

276
00:19:54,666 --> 00:19:55,666
‫آزولا!

277
00:20:01,833 --> 00:20:04,541
‫حالت خوبه؟
‫بذار کمکت کنم.

278
00:20:05,125 --> 00:20:06,166
‫اوم،

279
00:20:06,291 --> 00:20:07,541
‫خیلی شدید بود.

280
00:20:07,583 --> 00:20:08,583
‫آره.

281
00:20:11,625 --> 00:20:14,125
‫- ممکن بود بود بهش آسیب برسونی.
‫- تقصیر خوشه.

282
00:20:14,125 --> 00:20:15,291
‫باید بیشتر تمرین می‌کرد.

283
00:20:15,291 --> 00:20:18,166
‫اما ربطی به مربی نداشت...درسته؟

284
00:20:23,791 --> 00:20:25,958
‫آزولا،
‫تو بهترینی.

285
00:20:26,541 --> 00:20:28,041
‫همه این رو می‌دونن.

286
00:20:29,166 --> 00:20:31,125
‫بی‌نظیری.

287
00:20:31,125 --> 00:20:33,166
‫کافی نیست.

288
00:20:37,583 --> 00:20:39,291
‫پس اینجایی.
‫کجا بودی؟

289
00:20:39,291 --> 00:20:42,875
‫ببخشید.
‫حواسم پرت تماشای یه بازی پای‌شو شد.

290
00:20:42,958 --> 00:20:46,083
،بازیکن‌های خیابونیِ اینجا
.کارشون حرف نداره

291
00:20:46,166 --> 00:20:47,666
.مطمئنم که همینطوره
.حالا بیا بریم

292
00:20:47,791 --> 00:20:49,833
...اون‌ها طبق تاکتیک‌های مرسوم عمل نمیکردن

293
00:20:49,833 --> 00:20:52,041
.ولی همین نقطه قوتشون بود

294
00:20:52,083 --> 00:20:56,041
عمو، میشه بقیه‌ش رو بذاری
توی کشتی تعریف کنی؟

295
00:20:56,083 --> 00:20:59,833
شاهزاده زوکو، چیزای زیادی هست که
.میتونی از بازیکن‌های پای‌شو یاد بگیری

296
00:21:00,541 --> 00:21:01,791
...اونا تعلیم‌دیده نیستن

297
00:21:01,875 --> 00:21:05,291
 ولی این یعنی
.ذهن‌شون میتونه ایده‌های جدید رو بپذیره

298
00:21:05,916 --> 00:21:08,958
،برای همین وقتی راهکاری پدیدار بشه
.اونا آماده ان

299
00:21:15,166 --> 00:21:16,166
!نه

300
00:21:16,208 --> 00:21:20,166
،جون توی کارِ پیدا کردن آدماست
.و توی کار خودش بهترینه

301
00:21:20,291 --> 00:21:23,041
.اون یه مزدوره
.وفاداریش قابل خرید و فروشه

302
00:21:23,083 --> 00:21:24,791
چطور میتونی به همچین کسی اعتماد کنی؟

303
00:21:24,833 --> 00:21:26,666
.جون توی کارش حرفه‌ایه

304
00:21:26,791 --> 00:21:30,666
اگه شکست بخوره، دستمزدی نمیگیره
.و غذا هم نمیخوره

305
00:21:36,166 --> 00:21:39,458
،شاهزاده زوکو
...میدونم همیشه باور داشتی

306
00:21:39,541 --> 00:21:42,708
،برای انجام هر کاری
.روش درست و روش غلط وجود داره

307
00:21:42,791 --> 00:21:44,666
این از خصوصیت‌های
...یه رهبر بزرگه

308
00:21:45,583 --> 00:21:48,083
.ولی اینجا قوانین متفاوته

309
00:21:49,166 --> 00:21:50,791
...فرمانده ژائو هم اینو میدونه

310
00:21:51,291 --> 00:21:56,041
،و ما تازه داریم تاس میندازیم
.اون داره حرکت می‌کنه

311
00:22:04,333 --> 00:22:07,416
.خب...درمورد آواتار برام بگو

312
00:22:15,916 --> 00:22:16,916
...اوه

313
00:22:25,666 --> 00:22:27,041
اینو دیدی؟ -
چیو؟ -

314
00:22:27,083 --> 00:22:28,416
اینو دیدین؟

315
00:22:29,916 --> 00:22:31,083
.ساکا، آروم باش

316
00:22:31,166 --> 00:22:33,958
جغد گفت تا وقتی که توی مسیر
.حرکت کنیم، در امانیم

317
00:22:34,041 --> 00:22:35,041
درسته، آنگ؟

318
00:22:35,916 --> 00:22:36,916
.درسته

319
00:22:37,583 --> 00:22:40,541
آنگ؟ جغده واقعاً چی گفت؟

320
00:22:42,583 --> 00:22:44,791
گفت اینجا بودن
.ممکنه برای شما خطرناک باشه

321
00:22:45,833 --> 00:22:48,291
گفت ممکنه مجبور بشید
.با حقیقت روبه‌رو بشید

322
00:22:50,541 --> 00:22:53,958
ولی مگه حقیقت چقدر میتونه بد باشه، نه؟

323
00:22:55,208 --> 00:22:56,291
.درسته

324
00:22:57,583 --> 00:22:58,833
درسته؟

325
00:22:58,916 --> 00:22:59,916
.حقیقت

326
00:23:00,958 --> 00:23:01,958
.خوبه

327
00:23:02,666 --> 00:23:04,333
.با حقیقت میتونم کنار بیام

328
00:23:04,833 --> 00:23:08,666
،با اینکه یه روح هیولای گنده منو بخوره
.نمیتونم کنار بیام

329
00:23:11,416 --> 00:23:14,541
حالا حتماً باید حرفش رو میزدی؟

330
00:23:21,833 --> 00:23:25,291
آنگ، تورو خدا بگو که این
...یه زبانِ ارواحه که فقط تو میتونی بفهمی

331
00:23:25,416 --> 00:23:28,416
،و الانم داره میگه «خوش اومدین رفقا
«کیک میل دارین؟

332
00:23:28,541 --> 00:23:30,166
.اینو نمیگه

333
00:23:33,666 --> 00:23:34,916
.فقط از مسیر منحرف نشید

334
00:23:35,041 --> 00:23:38,166
جغد گفت تا وقتی در مسیر
.حرکت کنیم، مشکلی پیش نمیاد

335
00:23:38,291 --> 00:23:41,041
.ما توی مسیر هستم. توی مسیر هستیم

336
00:23:41,166 --> 00:23:42,916
!توی مسیر هستیم. توی مسیر هستیم

337
00:23:42,958 --> 00:23:44,291
!از سر راه برین کنار

338
00:23:56,916 --> 00:23:58,708
.روح جنگله

339
00:23:59,416 --> 00:24:00,791
.زخمی شده

340
00:24:05,333 --> 00:24:08,166
.نمیتونم بادافزاری کنم
!نمیتونم بادافزاری کنم

341
00:24:08,208 --> 00:24:09,208
.منم نمیتونم

342
00:24:09,291 --> 00:24:10,291
!مراقب باش

343
00:24:20,208 --> 00:24:22,958
!هی، بوگندو 
!برو با هم قد خودت دربیفت

344
00:24:26,666 --> 00:24:28,208
.منظورم خودم نبود

345
00:24:30,791 --> 00:24:33,791
!ساکا -
!همه فرارکنید -

346
00:24:53,958 --> 00:24:54,958
.درد

347
00:24:56,166 --> 00:24:57,166
.درد

348
00:24:58,166 --> 00:24:59,791
.چه درد زیادی

349
00:25:01,541 --> 00:25:03,208
.راستش فقط چندتا خراش برداشتم

350
00:25:03,291 --> 00:25:05,583
.تو رو نمیگم
.هی بای رو میگم

351
00:25:07,041 --> 00:25:07,916
هی چی؟

352
00:25:08,041 --> 00:25:10,166
.هی بای
.همون روح

353
00:25:10,791 --> 00:25:12,083
.درد زیادی داره

354
00:25:13,416 --> 00:25:15,833
،حتماً محکم‌تر از چیزی که فکر میکردم
.خوردم زمین

355
00:25:16,291 --> 00:25:17,666
.یکم گیج میزنم

356
00:25:19,791 --> 00:25:20,666
.تو بامزه‌ای

357
00:25:20,791 --> 00:25:22,666
.تو هم یه روباه سخنگویی

358
00:25:23,916 --> 00:25:26,041
.البته امروز چیزهای عجیب‌تر هم دیدم

359
00:25:29,541 --> 00:25:32,333
،تا اون هیولا دوستام رو نخورده
.باید برم پیش‌شون

360
00:25:32,416 --> 00:25:34,458
.اون هیولا نیست
.آسیب دیده‌ست

361
00:25:35,166 --> 00:25:36,541
 .درد کشیدن همچین بلایی سرت میاره

362
00:25:36,583 --> 00:25:38,791
،تو رو به چیزی که نیستی
.تبدیل میکنه

363
00:25:39,291 --> 00:25:41,166
نمیدونی آسیب دیدن چه حسی داره؟

364
00:25:43,458 --> 00:25:46,583
خب، این خراش‌ها داره
...خلقم رو تنگ میکنه، پس

365
00:25:46,666 --> 00:25:50,166
همیشه وقتی نمیخوای درمورد
چیزی صحبت کنی، بساط شوخی رو باز میکنی؟

366
00:25:50,791 --> 00:25:52,375
چی؟ نه‌خیر، من
.همچین کاری نمیکنم

367
00:25:52,916 --> 00:25:57,083
.باید بری
.امیدوارم از گیجی دربیای

368
00:26:03,291 --> 00:26:04,458
.اینم از دنیای ارواح

369
00:26:06,291 --> 00:26:08,083
.اوه، مراقب باش

370
00:26:09,041 --> 00:26:12,416
.مِه ممکنه... خطرناک باشه

371
00:26:13,583 --> 00:26:14,583
ساکا؟

372
00:26:15,833 --> 00:26:16,833
آنگ؟

373
00:26:26,166 --> 00:26:27,416
آنگ؟

374
00:27:04,041 --> 00:27:05,041
.کاتارا

375
00:27:12,291 --> 00:27:13,708
مامان؟ -
.پس اینجا بودی -

376
00:27:13,708 --> 00:27:15,791
.همه‌جا رو دنبالت گشتم

377
00:27:19,541 --> 00:27:20,541
.غیرممکنه

378
00:27:21,958 --> 00:27:24,041
واقعاً خودتی؟ -
چی؟ -

379
00:27:29,541 --> 00:27:31,333
کاتارا، حالت خوبه؟

380
00:27:36,083 --> 00:27:37,791
.آخه خیلی وقته ندیدمت

381
00:27:44,166 --> 00:27:45,916
.بریم. دیرمون شده

382
00:27:52,416 --> 00:27:55,458
،اینو از من داشته باش
.چهارتا رشته محکم‌تره

383
00:27:55,541 --> 00:27:57,666
.منم نگفتم محکم‌تر نیست

384
00:27:57,791 --> 00:27:59,333
.گفتم اینطوری رشته‌ها هدر میره

385
00:28:00,833 --> 00:28:02,541
.کاتارا، تو چرا نمیبافی

386
00:28:02,583 --> 00:28:04,833
راستش، من هیچوقت توی این کارا
.خوب نبودم

387
00:28:06,083 --> 00:28:07,791
...ساکا منو دست مینداخت

388
00:28:10,666 --> 00:28:11,666
ساکا کجاست؟

389
00:28:11,791 --> 00:28:14,583
اون و پدرت دیگه باید کم کم
.از سفر ماهیگیری‌شون برگردن

390
00:28:22,958 --> 00:28:24,791
...کاتارا

391
00:28:36,041 --> 00:28:37,208
.نمیتونم آب‌افزاری کنم

392
00:28:37,833 --> 00:28:39,958
.بالاخره میتونی
.مطمئنم

393
00:28:41,208 --> 00:28:45,958
یه روز به کل دنیا نشون میدی
.چقدر قدرتمندی

394
00:28:47,583 --> 00:28:49,208
.تو از همه ما محافظت خواهی کرد

395
00:28:57,416 --> 00:28:59,583
!کشور آتش اومده
!فرار کنید

396
00:29:01,208 --> 00:29:02,208
.قایمش کن

397
00:29:32,041 --> 00:29:34,166
!آب‌افزار رو پیدا کنید -
!برید -

398
00:29:44,916 --> 00:29:47,041
!کاتارا، همین الان باید بریم داخل

399
00:29:47,166 --> 00:29:48,416
!نه، من نمیرم اون تو

400
00:29:59,666 --> 00:30:00,666
.قایم شو

401
00:30:01,458 --> 00:30:03,291
.به هیچ وجه نیا بیرون

402
00:30:08,208 --> 00:30:12,041
آب‌افزار کجاست؟
.میدونیم این روستا یه آب‌افزار داره

403
00:30:12,083 --> 00:30:15,583
به خاطر شماها، تمام آب‌افزارها
.یا مردن از اینجا رفتن

404
00:30:16,083 --> 00:30:17,083
.داری دروغ میگی

405
00:30:18,291 --> 00:30:19,708
.آب‌افزار رو تحویل بده

406
00:30:23,208 --> 00:30:24,416
.وگرنه می‌میری

407
00:31:07,416 --> 00:31:08,791
!صبر کن

408
00:31:09,666 --> 00:31:10,666
.منم

409
00:31:11,291 --> 00:31:12,833
.آب‌افزار منم

410
00:31:38,666 --> 00:31:41,166
.چقدر ترس

411
00:31:42,166 --> 00:31:44,958
.چقدر ناامیدی

412
00:31:56,958 --> 00:31:58,083
.اوه

413
00:31:59,416 --> 00:32:01,833
.عجب دنیای ارواحی
.بهتره بگیم دنیای گِلی

414
00:32:04,166 --> 00:32:06,416
بوی آپا رو میده که
.زیر بارون مونده باشه

415
00:32:16,208 --> 00:32:17,791
.خب، یه جای کار می‌لنگه

416
00:32:34,041 --> 00:32:35,166
بابا؟

417
00:32:40,333 --> 00:32:43,166
،ای ارواح آب
.شاهدِ این نشان‌گذاری باشید

418
00:32:43,791 --> 00:32:45,666
...به دلیل قدرت و رهبری که

419
00:32:45,708 --> 00:32:48,166
‫...در طول آزمونِ «گریز از یخ»
‫ از خودش نشون داده

420
00:32:48,958 --> 00:32:50,791
...من این «نشانِ خِرد» رو

421
00:32:53,291 --> 00:32:54,458
.به ساکا، اعطا میکنم

422
00:32:54,541 --> 00:32:56,041
.به پسرم

423
00:32:56,083 --> 00:32:57,083
!درود

424
00:32:59,791 --> 00:33:02,166
.امروز روز آزمون گریز از یخه

425
00:33:02,291 --> 00:33:04,916
امروز روزیه که
.آزمون گریز از یخ رو قبول شدی

426
00:33:05,791 --> 00:33:08,416
.درست مثل تمام جنگجویان خانواده ما

427
00:33:08,458 --> 00:33:11,041
.ولی خوب هیجان‌انگیزش کردی‌ها

428
00:33:13,166 --> 00:33:14,166
!باتو

429
00:33:14,916 --> 00:33:17,833
کنار اون کوه‌های یخ
 نزیک بود خراب کنی‌ها، مگه نه؟

430
00:33:21,708 --> 00:33:23,333
.آره، درسته
.کنترلم رو از دست دادم

431
00:33:23,416 --> 00:33:24,541
...من

432
00:33:24,666 --> 00:33:26,166
.نمی‌دونستم باید چی کار کنم

433
00:33:26,666 --> 00:33:29,666
اگه سوار قایق نبودی
...و وارد عمل نمیشدی

434
00:33:30,458 --> 00:33:32,083
.تهش که همه‌مون صحیح و سالمیم

435
00:33:32,166 --> 00:33:34,166
.فقط همینه که مهمه
مگه نه، هاکودا؟

436
00:33:36,666 --> 00:33:40,333
.بله، درسته
...و انتخاب خدمۀ مناسب

437
00:33:40,416 --> 00:33:42,333
خودش از خصوصیات
.یک رهبرِ خردمنده

438
00:33:42,416 --> 00:33:45,375
،برای همینه که ما به کمک دوستان‌مون
.در آزمون‌ها شرکت میکنیم

439
00:33:46,291 --> 00:33:47,333
متوجهی؟

440
00:33:47,416 --> 00:33:50,083
چطوره بری خواهرت رو پیدا کنی؟
.تا همه با هم جشن بگیریم

441
00:33:59,208 --> 00:34:00,541
.هی، ساکا

442
00:34:00,583 --> 00:34:02,083
قایقی که برای گریز از یخ
.استفاده کردی رو دیدیم

443
00:34:02,083 --> 00:34:03,708
.بهتره بگم جنازه‌ش رو پیدا کردیم

444
00:34:04,333 --> 00:34:05,791
...اگه قبول شدنت این شکلیه

445
00:34:05,916 --> 00:34:08,666
،اصلاً نمیخوام ببینم وقتی رد شدی
.چه بلایی سر قایقت آوردی

446
00:34:10,666 --> 00:34:11,708
.عجب دلقکی

447
00:34:12,541 --> 00:34:14,916
فکر نمیکردم انقدر زود
.توی دردسر بیفته

448
00:34:15,541 --> 00:34:17,833
،اگه تو نبودی
.ساکا قایق ما رو نابود کرده بود

449
00:34:18,791 --> 00:34:19,958
.شانس آوردیم زنده موندیم

450
00:34:20,041 --> 00:34:22,958
کار سختی بود. خودم هم لحظۀ آخر
.اون موج های بزرگ رو دیدم

451
00:34:23,041 --> 00:34:25,541
.نیازی نیست برای کار اون، توجیه بتراشی

452
00:34:27,291 --> 00:34:28,416
...من امیدوار بودم که

453
00:34:29,541 --> 00:34:32,041
وقتی لازم میشه شایستگی
...خودش رو اثبات کنه

454
00:34:34,041 --> 00:34:35,041
.بهتر از این عمل کنه

455
00:34:39,041 --> 00:34:41,791
...حقیقت اینه که، همه برای این ساخته نشدن

456
00:34:41,958 --> 00:34:43,791
.که جون مردم رو توی دستشون بگیرن

457
00:35:11,333 --> 00:35:14,041
.دربرابر ناامیدیت، تسلیم شو

458
00:35:21,916 --> 00:35:23,041
!کاتارا

459
00:35:23,791 --> 00:35:24,791
!ساکا

460
00:35:44,166 --> 00:35:45,166
.خونه

461
00:35:50,458 --> 00:35:51,541
.این واقعی نیست

462
00:35:52,166 --> 00:35:53,166
.این واقعی نیست

463
00:36:06,458 --> 00:36:07,666
اینجا چی داریم؟

464
00:36:08,166 --> 00:36:09,916
کسی که میتونه مقاومت کنه؟

465
00:36:10,541 --> 00:36:12,083
.غیرممکنه

466
00:36:12,666 --> 00:36:13,666
...مگه اینه

467
00:36:14,208 --> 00:36:16,708
.آه، البته

468
00:36:17,791 --> 00:36:21,833
.دوست قدیمیم اومده، آواتار

469
00:36:22,416 --> 00:36:24,291
 تو رو میشناسم؟

470
00:36:24,333 --> 00:36:26,041
.به نظر من که بله

471
00:36:26,083 --> 00:36:30,291
،یکی از تجسم‌های قبلی تو
.سعی کرد سلاخیم کنه

472
00:36:30,416 --> 00:36:32,708
چرا باید بخوام تو رو بکشم؟

473
00:36:32,791 --> 00:36:38,291
سر دزدیدنِ چهرۀ کسی که
.دوستش داشتی

474
00:36:38,416 --> 00:36:41,041
ولی تو توی دزدی خیلی
سررشته داری، مگه نه؟

475
00:36:41,708 --> 00:36:46,666
شاید اومدی چیزی رو که ازم دزدیدی
.بهم برگردونی

476
00:36:46,708 --> 00:36:50,916
.نمیدونم منظورت چیه
.فقط میخوام دوستام رو پیدا کنم

477
00:36:55,541 --> 00:36:57,666
دوستات؟

478
00:36:57,708 --> 00:37:03,166
حالا، بگو ببینم چرا باید
اجازه بدم با غذای من بازی کنی؟

479
00:37:41,916 --> 00:37:43,041
ببخشید؟

480
00:37:45,666 --> 00:37:46,666
آنگ؟

481
00:37:47,916 --> 00:37:49,291
گیاتسو؟

482
00:37:49,416 --> 00:37:51,291
!آنگ

483
00:37:51,416 --> 00:37:54,166
!بالاخره موفق شدی

484
00:37:58,583 --> 00:38:02,083
.این... این واقعی نیست
.غیرممکنه. یه حقۀ دیگه‌ست

485
00:38:02,166 --> 00:38:03,791
.یه توهم دیگه

486
00:38:03,916 --> 00:38:07,791
،میدونم باورش سخته
.ولی واقعاً خودمم

487
00:38:08,791 --> 00:38:12,916
،اینجا توهم های زیادی وجود داره
.ولی تو از مه خارج شدی

488
00:38:12,958 --> 00:38:14,583
.این واقعیه

489
00:38:15,916 --> 00:38:16,916
اینو شناختی؟

490
00:38:17,958 --> 00:38:20,166
یکی از آخرین بازی‌هاییه که
.با هم کردیم

491
00:38:25,958 --> 00:38:27,041
!هی

492
00:38:29,791 --> 00:38:30,791
.اه

493
00:38:32,166 --> 00:38:33,166
.نوبت توئه

494
00:38:37,166 --> 00:38:38,208
.ای متقلب

495
00:38:54,291 --> 00:38:56,083
.باورم نمیشه واقعاً خودت باشی

496
00:38:57,541 --> 00:38:58,916
 چطور ممکنه؟

497
00:38:59,041 --> 00:39:01,791
چطور ممکنه تو اینجا باشی؟

498
00:39:01,833 --> 00:39:03,458
...خب

499
00:39:06,291 --> 00:39:10,291
،وقتی از معبد باد جنوبی رفتی
.آتش‌افزارها حمله کردن

500
00:39:10,916 --> 00:39:13,291
.خیلی سریع و ناگهانی اتفاق افتاد

501
00:39:14,458 --> 00:39:17,291
بیشتر کشته‌شده‌ها، به حرکت
.توی «چرخه بزرگ» ادامه دادن

502
00:39:18,041 --> 00:39:20,833
.من مسیر متفاوتی انتخاب کردم

503
00:39:22,083 --> 00:39:25,291
تو تصمیم گرفتی که وارد
مرحله‌ی بعدیِ معرفت نشی؟

504
00:39:25,416 --> 00:39:26,583
چرا؟

505
00:39:26,666 --> 00:39:27,708
...چون

506
00:39:29,041 --> 00:39:31,041
.میدونستم به من نیاز پیدا میکنی

507
00:39:31,083 --> 00:39:32,458
.واقعا بهت نیاز دارم

508
00:39:33,416 --> 00:39:36,291
،من باید در نقش آواتار باشم
...و همه هم روی من حساب کردن

509
00:39:37,333 --> 00:39:40,541
.ولی خودم نمیدونم دارم چی کار میکنم

510
00:39:42,083 --> 00:39:43,583
!ولی حالا دیگه تو هستی

511
00:39:43,666 --> 00:39:46,041
آنگ، من نمیتونم بهت یاد بدم
.چطوری آواتار باشی

512
00:39:46,166 --> 00:39:47,791
.معلومه که میتونی

513
00:39:49,541 --> 00:39:52,916
آواتار کیوشی بهم گفت
...باید برم شمال

514
00:39:53,041 --> 00:39:55,208
.و جلوی وقوع یه تراژدی بزرگ رو بگیرم

515
00:39:55,791 --> 00:39:58,791
.ولی نمیدونم چطوری این کار رو بکنم

516
00:39:59,916 --> 00:40:01,416
.من هیچی نمیدونم

517
00:40:01,541 --> 00:40:03,416
تو خیلی بیشتر از چیزی که
 .فکر میکنی، میدونی

518
00:40:03,416 --> 00:40:04,083
.بعید میدونم

519
00:40:04,166 --> 00:40:06,916
یعنی، من چطوری باید
...دنیا رو نجات بدم

520
00:40:07,041 --> 00:40:08,291
...اگه حتی نتونم

521
00:40:11,208 --> 00:40:12,416
دوستام رو نجات بدم؟

522
00:40:12,458 --> 00:40:13,833
.اونا یه جایی توی مه هستن

523
00:40:13,916 --> 00:40:14,916
.آها

524
00:40:16,708 --> 00:40:19,541
.اینجا «مه ارواح گمشده»ست

525
00:40:20,083 --> 00:40:24,041
جایی که مردم رو توی
...سیاه‌ترین خاطرات‌شون زندانی میکنه

526
00:40:24,166 --> 00:40:29,291
.و اینجا شکارگاه «کوهِ» چهره دزده

527
00:40:29,333 --> 00:40:33,166
 کسایی رو که از شدت ناامیدی 
.و تردید فلج شدن، شکار میکنه

528
00:40:34,083 --> 00:40:37,791
.حتماً روستایی‌ها هم گرفته
.همونایی که اومدیم نجات بدیم

529
00:40:39,166 --> 00:40:41,666
.کوه» اونا رو به لونۀ خودش برده»

530
00:40:42,833 --> 00:40:46,458
تا وقتی آماده بشه که ازشون
.تغذیه کنه، اونجا نگه‌شون میداره

531
00:40:47,916 --> 00:40:49,041
...وقتی اون زمان برسه

532
00:40:49,958 --> 00:40:51,958
.روح‌شون برای همیشه گم میشه

533
00:40:55,416 --> 00:40:56,541
!باید نجات‌شون بدم

534
00:40:56,583 --> 00:40:59,541
.کوه یه روح باستانیه

535
00:40:59,583 --> 00:41:02,333
.یه شکارچی خطرناک و بی‌رحم

536
00:41:03,083 --> 00:41:05,041
.راهی برای شکست دادنش وجود نداره

537
00:41:05,166 --> 00:41:06,291
.باید سعی کنم

538
00:41:07,041 --> 00:41:08,458
.باید یه کاری بکنم

539
00:41:10,291 --> 00:41:11,291
.کوه

540
00:41:12,833 --> 00:41:14,291
.اون گفت منو میشناسه

541
00:41:14,333 --> 00:41:16,541
.گفت یه چیزی ازش گرفتم

542
00:41:16,583 --> 00:41:20,541
درسته. آواتارهای قبلی
.با کوه گلاویز شدن

543
00:41:21,458 --> 00:41:25,291
میگن روکو حتی یه بار تونسته
...به این روح غلبه کنه

544
00:41:25,916 --> 00:41:27,666
.ولی هیچکس نمی‌دونه دقیقاً چه اتفاقی افتاده

545
00:41:27,791 --> 00:41:28,791
.خیلی خب

546
00:41:28,791 --> 00:41:31,041
.پس باید با روکو صحبت کنم

547
00:41:31,791 --> 00:41:34,208
،من توی معبد آواتار کیوشی
.باهاش ارتباط برقرار کردم

548
00:41:34,291 --> 00:41:35,666
میتونم برای روکو هم
.همین کار رو بکنم

549
00:41:35,708 --> 00:41:38,666
ولی معبد روکو
.توی کشور آتش قرار داره

550
00:41:38,791 --> 00:41:41,583
.سفر خطرناکی خواهد بود -
.چاره‌ای ندارم -

551
00:41:42,791 --> 00:41:43,791
.برمیگردم

552
00:41:45,791 --> 00:41:46,791
!آنگ

553
00:41:49,041 --> 00:41:51,041
.باید یه چیزی رو بهت بگم

554
00:41:52,416 --> 00:41:58,208
،اگه پیش ما مونده بودی
.کاری از دستت برنمیومد

555
00:41:59,958 --> 00:42:02,458
نمی‌تونستی جلوی
.کشور آتش رو بگیری

556
00:42:03,916 --> 00:42:06,041
.نمی‌تونستی مانع وقوع جنگ بشی

557
00:42:07,416 --> 00:42:10,333
.فقط تو هم در کنار بقیه، کشته میشدی

558
00:42:11,708 --> 00:42:14,166
.تقصیر تو نیست

559
00:42:16,041 --> 00:42:18,041
.پس... رهاش کن

560
00:42:25,833 --> 00:42:28,291
میشه وقتی برگشتم درموردش صحبت کنیم؟

561
00:42:31,708 --> 00:42:32,708
.البته

562
00:42:34,291 --> 00:42:37,083
.باید عجله کنی
.کوه به زودی دوباره تغذیه میکنه

563
00:42:37,166 --> 00:42:41,291
،درسته. وقتی دوستام رو نجات بدم
.وقت بیشتری برامون می‌مونه

564
00:42:56,541 --> 00:42:57,541
.وقت

565
00:42:58,458 --> 00:43:00,416
.وقت چیز جالبیه

566
00:43:01,166 --> 00:43:02,958
...گذشته، آینده

567
00:43:03,708 --> 00:43:05,416
.همش با هم قاطی میشه

568
00:43:09,166 --> 00:43:11,708
فقط یه راه هست که
.گیج نشی

569
00:43:13,041 --> 00:43:16,416
باید یادت بمونه
.چی واقعاً اهمیت داره

570
00:43:27,916 --> 00:43:30,041
.امیدوارم بتونی کمکم کنی، آواتار روکو

571
00:43:35,708 --> 00:43:39,416
.میدونم داری درد میکشی
.روحت رو دیدم

572
00:43:52,166 --> 00:43:55,541
درستش میکنم
.و دوستام رو نجات میدم

573
00:43:56,166 --> 00:43:57,166
.قول میدم

574
00:44:02,416 --> 00:44:05,458
.شرمنده، رفیق
.این دفعه رو نمیتونی بیای

575
00:44:05,541 --> 00:44:07,208
.تو هم همینطور، مومو

576
00:44:09,916 --> 00:44:11,041
.زیادی خطرناکه

577
00:44:15,291 --> 00:44:17,208
مراقبشون باش تا برگردم، باشه؟

578
00:44:22,458 --> 00:44:27,291
البته، به خاطر سپردن اینکه
.چه چیزی مهمه، میتونه سخت باشه

579
00:44:29,666 --> 00:44:33,791
گاهی وقتا حس میکنیم
.قراره همیشه تنها بمونیم

580
00:44:44,833 --> 00:44:47,083
به خودمون میگیم که
.مشکل از ماست

581
00:44:51,458 --> 00:44:55,500
مخصوصاً وقتی اتفاقاتی که
.در کنترل ما نیستن، سر راه‌مون قرار میگیرن

582
00:45:07,958 --> 00:45:11,333
برای همین باید درد و حسرت‌هامون رو
...رها کنیم

583
00:45:13,458 --> 00:45:17,958
و یادمون بیاد که واقعاً
.برای چه هدفی می‌جنگیم

584
00:45:19,708 --> 00:45:22,333
.برای عزیزان‌مون

585
00:45:24,583 --> 00:45:29,000
اجازه بده این نوری باشه که
...در خطیرترین زمان‌ها 

586
00:45:34,333 --> 00:45:36,750
.و تاریک‌ترین شب‌ها، راهنمای تو باشه
