﻿1
00:00:13,720 --> 00:00:15,000
‫شش ماه

2
00:00:17,200 --> 00:00:19,960
‫شش ماه طول کشید تا مارتا رو گزارش کنم.

3
00:00:23,000 --> 00:00:24,000
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

4
00:00:24,080 --> 00:00:25,760
‫باید با تری شروع می‌کردم،

5
00:00:25,840 --> 00:00:28,480
‫درباره‌ی این‌که چطور مارتا
‫دیروز بهش حمله کرد، اما اینکارو نکردم.

6
00:00:28,560 --> 00:00:31,960
‫می‌خوام یه چیزی رو گزارش بدم.
‫باید چیکار کنم؟

7
00:00:32,040 --> 00:00:33,560
‫چه چیزی رو می‌خواید گزارش بدین؟

8
00:00:34,080 --> 00:00:36,520
‫باید به زور گفتنش اشاره می‌کردم،
‫اما نکردم.

9
00:00:36,600 --> 00:00:40,520
‫نمی‌دونم چطور باید بهتون بگم، اما من...
‫اما دارم تعقیب می‌شم.

10
00:00:40,600 --> 00:00:42,480
‫- توسط یه مرد یا زن؟
‫- یه زن

11
00:00:42,560 --> 00:00:45,600
‫باید به اسم، مقالات، جرایم قبلیش اشاره می‌کردم،

12
00:00:45,680 --> 00:00:46,720
‫اما این‌کارو نکردم.

13
00:00:46,800 --> 00:00:49,240
‫ببینید، من... واقعاً نگرانم.

14
00:00:50,720 --> 00:00:51,880
‫فکرمی‌کنم کمک لازم داره

15
00:00:52,760 --> 00:00:56,040
‫- و زمانی که پلیس پرسید...
‫- چرا انقدر طول کشیده که گزارش بدین؟

16
00:00:58,760 --> 00:01:00,760
‫...همه‌چی دوباره برگشت.

17
00:01:01,160 --> 00:01:02,360
« سریال « بچه گوزن

18
00:01:12,040 --> 00:01:15,200
‫حدود پنج سال پیش، به فستیوال ادینبرگ رفتم.

19
00:01:15,280 --> 00:01:18,040
‫همیشه آرزوم این بود که
‫اونجا نمایش داشته باشم،

20
00:01:18,120 --> 00:01:20,960
‫به هیاهوی اجراکننده‌ها و هنرمندهای خیابونی بپیوندم

21
00:01:21,040 --> 00:01:23,360
‫روی شانس برای شهرت ریسک کنم.

22
00:01:24,320 --> 00:01:26,960
‫می‌دونستم یه روز باید بیام اینجا و
‫از شانس خودم استفاده کنم.

23
00:01:27,560 --> 00:01:29,880
‫نویسندگی، بازیگری، کمدی، هرچی که لازم باشه.

24
00:01:30,440 --> 00:01:32,600
‫فقط همچین آزادی‌ای توی زندگی می‌خواستم

25
00:01:32,680 --> 00:01:36,560
‫که فقط با رویاپردازی میاد
‫و برای رسیدن بهش هیچی جلوشو نمیگیره.

26
00:01:40,160 --> 00:01:41,160
‫بنابراین وقتی به محل برگزاری توی حومه‌ی شهر رسیدم

27
00:01:41,160 --> 00:01:42,080
‫اجراکننده.

28
00:01:44,400 --> 00:01:45,400
‫دری که اونجاست

29
00:01:46,120 --> 00:01:47,040
‫ممنونم

30
00:01:58,600 --> 00:02:00,680
‫منظورت در خاصیه یا...

31
00:02:00,760 --> 00:02:03,320
‫برو اون گوشه.
‫میز رو بزن کنار

32
00:02:03,400 --> 00:02:06,440
‫چی؟ صحنه‌ی من اینه؟
‫اینجا؟ توی سالن اصلی؟

33
00:02:06,520 --> 00:02:07,440
‫درسته

34
00:02:07,520 --> 00:02:09,760
‫خب، تلویزیون روشن می‌مونه؟

35
00:02:09,840 --> 00:02:11,400
‫صداشو قطع می‌کنیم.

36
00:02:12,840 --> 00:02:15,760
‫- و مشتری‌ها؟
‫- اگه بخوای می‌تونی بگی برن

37
00:02:15,840 --> 00:02:17,200
‫اه، نه، نمی‌تونم اونکارو کنم.

38
00:02:17,280 --> 00:02:19,680
‫اونا 12 ماه سال اینجان.
‫من فقط یه بار اومدم.

39
00:02:20,800 --> 00:02:22,000
‫شما می‌تونی ازشون بخوای برن؟

40
00:02:22,600 --> 00:02:23,600
‫نه.

41
00:02:23,960 --> 00:02:26,920
‫خب، اصلاً می‌خوان کمدی ببینن؟

42
00:02:27,680 --> 00:02:29,080
‫فقط یه راه برای فهمیدنش هست

43
00:02:31,320 --> 00:02:33,560
‫خیلی‌خب. بهتره شروع کنیم. آره

44
00:02:34,640 --> 00:02:37,800
‫سلام، خانم‌ها و آقایان، به کمدی خوش‌اومدین.

45
00:02:38,440 --> 00:02:41,120
‫زمانی که پریدم بیرون، همه‌تون هیجان‌زده شید
‫و بهم خوش‌آمد بگید.

46
00:02:41,200 --> 00:02:42,200
‫چطور به نظرمی‌رسه؟

47
00:02:42,960 --> 00:02:44,840
‫عالیه. یه نفر

48
00:02:45,360 --> 00:02:47,040
‫خیلی‌خب، بزن بریم.

49
00:02:53,000 --> 00:02:56,760
‫خانم‌ها و آقایون، لطفاً خوش‌آمد بگید به

50
00:02:56,840 --> 00:02:58,200
‫دانی دان!

51
00:02:59,840 --> 00:03:03,080
‫ایول همینه! بذارید صداتونو بشنوم

52
00:03:12,240 --> 00:03:13,760
‫خب مامانم امروز مرد.

53
00:03:17,320 --> 00:03:18,880
‫واقعاً؟ هیچی؟

54
00:03:20,040 --> 00:03:23,760
‫ببینید، شروع بامزه‌ایه
‫وقتی میگم مامانم امروز مرد، نه؟

55
00:03:25,080 --> 00:03:26,240
‫تضاد؟

56
00:03:32,520 --> 00:03:34,160
‫نمایش‌ها افتضاح بودن.

57
00:03:35,320 --> 00:03:38,080
‫بیش‌تر روزا، مجبور شدم لغو کنم
‫چون هیچ‌کس نگاه نمی‌کرد.

58
00:03:39,080 --> 00:03:40,840
‫یه بار مجبور شدم زود تموم کنم

59
00:03:40,920 --> 00:03:43,120
‫چون یه سری بچه اومدن سراغم.

60
00:03:43,200 --> 00:03:44,600
‫- بده‌ش من! هی، هی!
‫- اینجا

61
00:03:45,680 --> 00:03:46,520
‫نه، نه!

62
00:03:46,600 --> 00:03:49,360
‫نه، لطفاً! برای باقی ماه لازمش دارم.

63
00:03:53,880 --> 00:03:56,000
‫بعضی روزا، هیچ آگهی‌ای پخش نکردم

64
00:03:56,080 --> 00:03:57,600
‫به امید این‌که کسی نیاد.

65
00:03:59,320 --> 00:04:02,600
‫یک هفته بود که اومده بودم، و
‫حس می‌کردم که مثل بی‌ارزش‌های عرصه نمایش بودم.

66
00:04:02,680 --> 00:04:05,720
‫روز قبل عمل کردم.
‫فقط باید یه قیچی بزرگ پیدا می‌کردم

67
00:04:05,800 --> 00:04:07,480
‫می‌دونید که منظورم چیه؟ نه؟

68
00:04:07,560 --> 00:04:09,720
‫دارم میگم که قلب بزرگی دارم.

69
00:04:10,760 --> 00:04:13,080
‫هیچی؟ نه؟ واقعاً؟ باشه، اشکال نداره.

70
00:04:13,160 --> 00:04:14,160
‫ام... اوه

71
00:04:14,240 --> 00:04:16,720
‫برای میوه رفتم فروشگاه.
‫با اینا برگشتم.

72
00:04:16,800 --> 00:04:19,000
‫خدای من! خوب گولم زد، نه؟

73
00:04:19,080 --> 00:04:21,480
‫آره؟ چندتا میوه رو به یه گیاه چسب زد.

74
00:04:23,640 --> 00:04:26,840
‫برام سوال شد که اگه می‌رفتم خونه، کسی متوجه می‌شد

75
00:04:27,840 --> 00:04:29,400
‫کسی اهمیت می‌داد.

76
00:04:29,480 --> 00:04:32,600
‫خیلی‌خب، خانم‌ها و آقایون، وقت نمایشه!

77
00:04:40,480 --> 00:04:42,000
‫من با یه سطل کنار در وایمیسم

78
00:04:42,080 --> 00:04:46,400
‫و منتظر حمایت‌هاتون هستم.
‫اون مقداری که به ارزش نمایش می‌خوره رو بدین

79
00:04:49,960 --> 00:04:52,200
‫فکرمی‌کنم از دیروز بهتر بود.

80
00:04:52,280 --> 00:04:53,600
‫دیروز چی بود؟

81
00:04:53,680 --> 00:04:55,240
‫دکمه 

82
00:04:58,160 --> 00:04:59,440
‫احمق‌ بودن درسته؟

83
00:05:00,840 --> 00:05:03,360
‫آره، اگرچه اولین برخورد منم افتضاح بود.

84
00:05:03,440 --> 00:05:06,040
‫شوکه کننده‌ست. دیگه هیچ‌وقت
‫توی صنعت کار نمی‌کنی

85
00:05:07,560 --> 00:05:09,200
‫شانس چیز خوبیه.

86
00:05:10,240 --> 00:05:12,560
‫- اون مرد اونجارو می‌بینی؟
‫- آره

87
00:05:12,640 --> 00:05:15,440
‫اون کاتن موث رو نوشته.
‫واقعاً شگفت‌انگیزه. دیدیش؟

88
00:05:15,520 --> 00:05:17,840
‫- چیزای کوچیک. اهلش نیستم
‫- پس روانی‌ای

89
00:05:17,920 --> 00:05:20,200
‫پسر، متنفرم از این‌که به نظرش اهمیت میدم

90
00:05:22,000 --> 00:05:23,000
‫چیکار می‌کنی؟

91
00:05:23,440 --> 00:05:27,360
‫اه، من وقتی می‌خندن یه کمدین هستم
‫و زمانی که نمی‌خندن، یه هنرمند اجرا

92
00:05:27,960 --> 00:05:30,080
‫- امشب چطور بودن؟
‫- برای هنر اومدن

93
00:05:31,360 --> 00:05:32,240
‫اه، یعنی...

94
00:05:32,320 --> 00:05:33,240
‫کاتن موث

95
00:05:33,320 --> 00:05:36,120
‫- چی؟ اما... اما پس کی...
‫- دستیار نویسنده‌م

96
00:05:36,200 --> 00:05:38,560
‫دستیار نویسنده سابق، حالا می‌دونم داره کارم رو می‌دزده

97
00:05:38,640 --> 00:05:41,240
‫خیلی متاسفم
‫اون چیزا راجع به بازیگرا شوخی بود

98
00:05:41,320 --> 00:05:44,840
‫می‌دونستم کی هستی. نویسندگی بهترین بخش برنامه بود.

99
00:05:44,920 --> 00:05:45,960
‫- نگران نباش.

100
00:05:46,000 --> 00:05:47,960
‫- همین الان گفتی ازش خوشت نمیاد
‫- نمیاد

101
00:05:48,040 --> 00:05:50,200
‫چرا برنامه‌ای رو انجام دادی که خوشت نمیاد؟

102
00:05:50,280 --> 00:05:54,320
‫من یه همه کاره تلویزیونی هستم.
‫هرچی که بهم بدن رو می‌گیرم

103
00:05:56,640 --> 00:05:58,480
‫خب، یه کمدین بازنده چطوره؟

104
00:05:59,040 --> 00:06:02,320
‫خانم‌ها و آقایون، لطفاً خوش‌آمد بگید

105
00:06:02,400 --> 00:06:07,360
‫به مردی که خنده رو وارد پروپرانولول  کرده...

106
00:06:08,800 --> 00:06:09,920
‫احتمالاً اون تیکه رو حذف می‌کنیم.

107
00:06:10,000 --> 00:06:12,040
‫...دانی دان!

108
00:06:26,600 --> 00:06:30,200
‫آره!

109
00:06:31,600 --> 00:06:33,240
‫خب مامانم امروز مرد.

110
00:06:36,480 --> 00:06:39,560
‫فکرمی‌کنم این چیزیه که می‌خواست.
‫این‌که منم باهاش بمیرم

111
00:06:41,480 --> 00:06:44,160
‫ام، کی می‌خواد دوستم پرسی رو ببینه؟

112
00:06:45,920 --> 00:06:47,400
‫خیلی‌خب. آره، باشه

113
00:06:47,920 --> 00:06:49,200
‫این پرسیه.
‫ما همکار عروسکی هستیم

114
00:06:49,200 --> 00:06:51,400
‫سلام، پرسی، حالت چطوره؟

115
00:06:51,480 --> 00:06:53,600
‫خوبم، ممنون. تو؟

116
00:06:55,040 --> 00:06:56,760
‫امروز چیکارا کردی، پرسی؟

117
00:07:06,000 --> 00:07:07,920
‫اه، وای، عالیه. ممنون

118
00:07:08,000 --> 00:07:08,920
‫اوه، ایول!

119
00:07:09,000 --> 00:07:11,120
‫ممنون که اومدین

120
00:07:11,200 --> 00:07:12,200
‫ممنونم

121
00:07:13,640 --> 00:07:16,640
‫- خدای من، یه بیست تایی
‫- دیشب یه خداحافظی بهم نرسید

122
00:07:16,720 --> 00:07:20,240
‫- برای همین فکرکردم الان بیام و بگیرم
‫- اه، درسته، خب، اه، خداحافظ

123
00:07:20,320 --> 00:07:21,240
‫اه.

124
00:07:21,320 --> 00:07:23,160
‫نه، نه، وایسا، شوخی کردم. ببخشید

125
00:07:24,040 --> 00:07:25,040
‫تو عجیبی.

126
00:07:25,600 --> 00:07:27,040
‫واقعاً؟ 

127
00:07:27,120 --> 00:07:29,920
‫نگران نباش.
‫با یکم عجیب بودن مشکلی ندارم

128
00:07:31,160 --> 00:07:34,880
‫بیا حرف بزنیم. یه سری نکته دارم
‫که این برنامه رو به سطح دیگه‌ای ببره

129
00:07:34,960 --> 00:07:37,560
‫وای. آره، خب... خب، اون عالی می‌شه، آره

130
00:07:37,640 --> 00:07:40,800
‫- پس تا بعد
‫- آره، تابعد، کابوی

131
00:07:46,160 --> 00:07:48,280
‫برای چند هفته‌ی بعدی دارین وارد برنامه شد

132
00:07:48,360 --> 00:07:51,080
‫راجع به بخش‌هایی که جواب می‌دادن و نمی‌دادن نصیحتم کرد

133
00:07:52,320 --> 00:07:53,960
‫...و ارتباط چشمی رو حفظ کن

134
00:07:54,040 --> 00:07:56,760
‫تمامی ساعات تمرین می‌کردیم
‫تا همه‌چی درست بشه

135
00:07:57,280 --> 00:07:58,120
‫نگام کن.

136
00:07:58,200 --> 00:07:59,360
‫سه ردیف جلو

137
00:07:59,440 --> 00:08:02,640
‫خیلی زود تلویزیون‌ها خاموش شدن
‫و جهت صندلی‌ها درست شد

138
00:08:02,720 --> 00:08:06,360
‫حتی کارکن‌های کافه مشتری‌هایی که
‫می‌پرسیدن فوتبال کی پخش می‌شه رو مرخص می‌کردن.

139
00:08:08,600 --> 00:08:10,240
‫و نمایش‌ها شکوفا شدن.

140
00:08:10,320 --> 00:08:14,040
‫خانم‌ها و آقایون، لطفاً خوش‌آمد بگید به

141
00:08:14,120 --> 00:08:16,080
‫دانی دان!

142
00:08:21,200 --> 00:08:22,480
‫خب مامانم امروز مرد.

143
00:08:25,120 --> 00:08:27,520
‫آره، فکرمی‌کنم این چیزیه که اون می ‌خواست.

144
00:08:27,600 --> 00:08:28,680
‫این‌که منم باهاش بمیرم.

145
00:08:31,320 --> 00:08:34,040
‫شاید داشت استراحت می‌کرد
‫یا یه جایی توی تعطیلات بود،

146
00:08:34,120 --> 00:08:35,280
‫اما حس عجیبی داشت.

147
00:08:36,400 --> 00:08:38,960
‫برام سوال شد که
‫این یه رویای دیوونه کننده بوده

148
00:08:40,680 --> 00:08:42,680
‫یا اصلاً اتفاق افتاده.

149
00:08:43,240 --> 00:08:44,320
‫دلم برای دارین تنگ شد.

150
00:08:45,600 --> 00:08:49,000
‫دلم برای اعتماد به نفسی که بهم داده بود، حس ارتباط

151
00:08:49,080 --> 00:08:52,000
‫امید به این‌که ممکنه
‫یه روزی زندگیم به یه جایی برسه تنگ شده بود.

152
00:08:54,040 --> 00:08:57,760
‫حالا، یه جسم در دریای سیاهی شدم، دوباره
‫حس می‌کردم که هیچی نیستم

153
00:08:57,840 --> 00:09:01,200
‫انگار توی دنیایی که
‫تازه داشتم طعمشو می‌چشیدم آب رفته بودم و کوچیک شده بودم.

154
00:09:03,560 --> 00:09:04,600
‫دانی.

155
00:09:05,200 --> 00:09:06,200
‫میای؟

156
00:09:07,640 --> 00:09:08,480
‫آره

157
00:09:27,520 --> 00:09:29,080
‫ببخشید، باید جواب بدم.

158
00:09:32,840 --> 00:09:34,880
‫چطوری، رفیق؟ آره

159
00:09:34,960 --> 00:09:36,720
‫نه، حس عالی‌ایه که دارم صداتو می‌شنوم.

160
00:09:36,800 --> 00:09:40,520
‫آره، آره، نه. من... من... عاشقشم.
‫واقعاً دارم لذت می‌برم

161
00:09:40,600 --> 00:09:44,840
‫ام، ببین، می‌شه زمان دیگه‌ای صحبت کنیم؟
‫راستش الان وسط کلاسم

162
00:09:45,360 --> 00:09:48,280
‫چی؟ جدی میگی؟
‫می‌خوای باهات بنویسم؟

163
00:09:48,360 --> 00:09:52,880
‫خب، آره، رفیق. هزاران بار آره.
‫البته، خب...

164
00:10:10,160 --> 00:10:11,000
‫دانی براسکو

165
00:10:11,080 --> 00:10:12,160
‫شینید اوکانر

166
00:10:13,520 --> 00:10:15,280
‫خوبه که می‌بینمت.
‫حالت خوبه؟

167
00:10:15,360 --> 00:10:17,760
‫آره، بیا داخل

168
00:10:17,840 --> 00:10:18,840
‫ممنون، باشه

169
00:10:19,800 --> 00:10:22,240
‫وای، اینجا فوق‌العاده‌ست

170
00:10:30,320 --> 00:10:31,920
‫اوه، وای، یه گربه داری

171
00:10:32,000 --> 00:10:34,640
‫فرگس. کاملاً عاشق همدیگه‌ایم

172
00:10:34,720 --> 00:10:35,920
‫تعجبی هم نداره

173
00:10:36,720 --> 00:10:39,760
‫واقعاً دوست‌داشتنی هستی، فرگس کوچولو.
‫سلام رفیق

174
00:10:40,760 --> 00:10:41,760
‫چای می‌خوری؟

175
00:10:42,200 --> 00:10:46,320
‫خب، راستش چندتا صحنه نوشتم

176
00:10:46,400 --> 00:10:50,600
‫ام، چیز خاصی نیست.
‫هنوز یه مقدار کار داره

177
00:10:53,000 --> 00:10:54,000
‫خیلی‌خب

178
00:10:59,040 --> 00:11:00,480
‫شصت صفحه

179
00:11:00,560 --> 00:11:02,240
‫آره، خیلی طول نکشید

180
00:11:03,320 --> 00:11:04,320
‫بذار یه چی بهت بگم

181
00:11:05,600 --> 00:11:08,520
‫چرا لپ کلام رو نمیگی؟
‫درس خوبی برای بازارگرمی می‌شه

182
00:11:10,080 --> 00:11:13,640
‫باشه، خب، درباره‌ی یه مرد به اسم نایجله،

183
00:11:13,720 --> 00:11:16,680
‫یه وکیل بلندپرواز که تصمیم می‌گیره، توی سن 50 سالگی

184
00:11:16,760 --> 00:11:18,880
‫شانسش رو توی کشتی حرفه‌ای امتحان کنه.

185
00:11:20,440 --> 00:11:21,960
‫یه جورایی جالبه

186
00:11:22,040 --> 00:11:23,160
‫واقعاً؟

187
00:11:23,240 --> 00:11:26,640
‫آره. بعد از سن شیش سالگی
‫دیگه کی کشتی نگاه می‌کنه؟

188
00:11:27,240 --> 00:11:29,720
‫آره، نه، من که نه

189
00:11:31,840 --> 00:11:32,680
‫ادامه بده

190
00:11:34,800 --> 00:11:40,840
‫به‌هرحال، اساساً، غورباقه‌ش رو قورت میده
‫و بیش‌تر و بیش‌تر وارد کشتی می‌شه

191
00:11:40,920 --> 00:11:44,160
‫خیلی زود توی حفظ تعادل بین دو دنیا
‫به مشکل می‌خوره

192
00:11:44,240 --> 00:11:47,480
‫مثلاً با چشمای سیاه توی دادگاه حاضر می‌شه

193
00:11:47,560 --> 00:11:50,400
‫یا ... یادش رفته که صورتش رو پاک کنه، و ام...

194
00:11:51,200 --> 00:11:53,160
‫خب، حالا باید تصمیم بگیره

195
00:11:54,080 --> 00:11:55,800
‫به عنوان وکیل زندگی کنه

196
00:11:55,880 --> 00:11:57,120
‫یا هنگمن هری بشه،

197
00:11:57,200 --> 00:12:01,400
‫دعوا کننده‌ی گنده
‫غول گنده آستین، تگزاس

198
00:12:04,200 --> 00:12:06,040
‫هنگمن هری اسم کشتی‌گیریشه

199
00:12:08,800 --> 00:12:09,800
‫بیش‌تر کار داره

200
00:12:10,800 --> 00:12:12,640
‫اوه، اما... تو که نخوندیش

201
00:12:12,720 --> 00:12:14,360
‫وقتی بفروشیش بهم می‌خونمش

202
00:12:14,880 --> 00:12:18,360
‫- می‌تونم بشینم توی اون یکی اتاق و سعی کنم...
‫- می‌خوای تفریح کنی؟

203
00:12:21,240 --> 00:12:22,800
‫- چی، اینجا؟
‫- آره، چرا که نه؟

204
00:12:22,880 --> 00:12:26,240
‫می‌تونیم بعداً بریم بیرون و نوشیدنی بخوریم.
‫دوباره مثل ادینبورگ

205
00:12:28,360 --> 00:12:29,760
‫آره، حتماً

206
00:12:36,560 --> 00:12:37,280
‫- متوسط

207
00:12:37,280 --> 00:12:39,960
‫نه، جدی نمیگی.
‫اونا فوق‌العادن

208
00:12:40,040 --> 00:12:43,480
‫آخه، بعضی‌هاشون حتمی جزو پنج تا مهمون برتر لیستم هستن

209
00:12:43,560 --> 00:12:44,560
‫تاحالا اون بازی رو بازی کردی؟

210
00:12:44,640 --> 00:12:47,920
‫می‌تونی هرکی که می‌خوای رو برای شام دعوت کنی
‫اما فقط پنج نفر

211
00:12:48,000 --> 00:12:51,360
‫اه، وحشتناک به نظرمی‌رسه.
‫خونم یه فضای مقدسه

212
00:12:52,280 --> 00:12:54,320
‫باید فرد مقابل خیلی خاص باشه
‫تا بتونه بیاد

213
00:12:55,600 --> 00:12:57,920
‫بیخیال، این یه جواب سربالاست
‫اونا کین؟

214
00:12:58,960 --> 00:13:00,720
‫خب، سلبریتی‌ها نیستن

215
00:13:01,240 --> 00:13:03,520
‫رهبرها، گوروها و کسایی که از نظر روحی بیدارن

216
00:13:04,600 --> 00:13:06,160
‫اون یا خودم توی هرمکان

217
00:13:06,240 --> 00:13:10,760
‫شیش تا از خودت توی یه مهمونی. خدایا
‫می‌تونم تصورکنم چقدر مواد قراره باشه

218
00:13:15,040 --> 00:13:16,040
‫مال خودم رو بهت میگم

219
00:13:16,080 --> 00:13:18,680
‫جرویس، ساشا بارون کوهن، جولیا دیویس

220
00:13:18,760 --> 00:13:22,120
‫کوگان یا پرایر، و نمی‌دونم
‫گاندی یا یه همچین شخصی

221
00:13:22,200 --> 00:13:24,120
‫چون باید با فضیلت به نظربرسی.

222
00:13:28,920 --> 00:13:31,640
‫- واقعاً می‌خوای تفریح کنی؟
‫- البته که آره

223
00:13:31,720 --> 00:13:34,200
‫نه، واقعاً خیلی 

224
00:13:34,920 --> 00:13:36,040
‫حتماً

225
00:13:43,280 --> 00:13:45,920
‫- به‌هرحال، رازشون چیه؟
‫- منظورت چیه؟

226
00:13:46,000 --> 00:13:48,080
‫چیکار کردن
‫که به جای امروزیشون رسیدن؟

227
00:13:48,160 --> 00:13:50,200
‫بهم گوش کن

228
00:13:52,240 --> 00:13:53,240
‫جدی میگم

229
00:13:54,200 --> 00:13:56,560
‫اونا خودشون رو انداختن
‫توی هرچی که ازشون خواستم

230
00:13:59,360 --> 00:14:01,080
‫وای، اون... اون فوق‌العاده‌ست

231
00:14:01,680 --> 00:14:02,920
‫بیا. بشین کنارم

232
00:14:07,040 --> 00:14:08,040
‫این چیه؟

233
00:14:15,480 --> 00:14:19,040
‫اولین بارش اصلاً
‫شبیه هیچ‌کدوم از چیزایی که تجربه کرده بودم نبود

234
00:14:19,120 --> 00:14:21,840
‫مثل یه پرتوی نور الهی
‫که از فضا فرود از داخل سقف

235
00:14:21,920 --> 00:14:24,240
‫خونه دارین، به داخل اتاق پذیراییش

236
00:14:24,320 --> 00:14:25,760
‫دقیقاً جایی که نشسته بودم فرود اومده بود

237
00:14:26,280 --> 00:14:29,040
‫انگار که موج‌های گرم اقیانوس هند
‫به بدنم برخورد می‌کردن

238
00:14:30,880 --> 00:14:33,120
‫و روی اون مبل، دارین راجع به استعدادهام

239
00:14:33,200 --> 00:14:35,560
‫توی همون مسیری که تمام کمدی‌های قهرمانم
‫رشد کرده بودن صحبت کرد

240
00:14:35,640 --> 00:14:37,600
‫آینده‌ی بزرگی درپیش داری

241
00:14:37,680 --> 00:14:39,640
‫یه آینده‌ی خیلی بزرگ

242
00:14:39,720 --> 00:14:42,240
‫با هرجمله‌ای که می‌گفت و هرموادی که مصرف می‌کردم

243
00:14:42,320 --> 00:14:44,680
‫باورش کردم، حسش کردم

244
00:14:44,760 --> 00:14:45,760
‫حتی چشیدمش

245
00:14:45,800 --> 00:14:47,960
‫این‌که رویاهام قابل دسترس هستن

246
00:14:48,040 --> 00:14:51,080
‫انگار که جلوی چشمم گره‌شون باز می‌شد
‫و می‌تونستم بگیرمشون

247
00:14:51,160 --> 00:14:53,200
‫زمانی برای انتظار وجود نداره

248
00:15:02,320 --> 00:15:04,000
‫مشکلی که نداری؟

249
00:15:04,080 --> 00:15:05,080
‫نه

250
00:15:16,120 --> 00:15:17,120
‫چیه؟

251
00:15:21,920 --> 00:15:23,000
‫چی شده؟

252
00:15:29,960 --> 00:15:32,160
‫فکرکنم دارم بالا میارم

253
00:15:32,240 --> 00:15:34,960
‫نه. توی ظرف گربه نه

254
00:15:44,240 --> 00:15:45,320
‫تو خوبی؟

255
00:15:48,600 --> 00:15:52,480
‫- بذار بزنم روی پشتت
‫- اه، ممنون، خیلی متاسفم

256
00:15:57,240 --> 00:15:59,680
‫اه، خدایا، خیلی متاسفم

257
00:16:08,600 --> 00:16:09,760
‫شیر بادوم خوبه؟

258
00:16:20,520 --> 00:16:22,720
‫بیا. اون حالتو جا میاره

259
00:16:28,040 --> 00:16:29,440
‫واقعاً معذرت می‌خوام

260
00:16:30,680 --> 00:16:32,560
‫اشکال نداره. دفعه بعد آروم‌تر میریم

261
00:16:51,120 --> 00:16:53,800
‫خیلی دوست دارم وانمود کنم که تا همینجا پیش رفت

262
00:17:04,680 --> 00:17:06,360
‫سلام، رفیق. اوضاع چطوره؟

263
00:17:07,480 --> 00:17:10,560
‫آره، آره
‫نه، من... من... من خوبم

264
00:17:10,640 --> 00:17:13,000
‫ببین، دارم میرم سرکلاس، پس اگه...

265
00:17:13,840 --> 00:17:14,840
‫چی؟

266
00:17:16,160 --> 00:17:18,400
‫چی؟ کانال هنگمن هری رو پخش می‌کنه؟

267
00:17:19,640 --> 00:17:23,840
‫خدای من. عاشقش شدن؟
‫اون واقعاً...

268
00:17:23,920 --> 00:17:25,880
‫آره، آره، محشره، من...

269
00:17:27,200 --> 00:17:28,280
‫اوه، می‌خوای که من...

270
00:17:29,200 --> 00:17:31,840
‫آره، آره، آره، آره
‫نه، منطقیه

271
00:17:32,360 --> 00:17:34,560
‫آره، نه، حتماً، آره، میام

272
00:17:34,640 --> 00:17:36,960
‫-واقعاً بزرگه
‫- آره، عالیه. ممنون

273
00:17:37,040 --> 00:17:40,320
‫یه کانال بزرگ همین اوایل کارت ازت حمایت می‌کنه

274
00:17:40,400 --> 00:17:42,720
‫دارین توی تمام چیزایی که کانال گفت همراهیم کرد

275
00:17:42,760 --> 00:17:44,040
‫و من سراپا گوش بودم

276
00:17:44,120 --> 00:17:46,520
‫وقتی داشت راجع به کمیسیون‌های سریال و انتخابات

277
00:17:46,600 --> 00:17:48,520
‫و تموم چیزای شگفت‌آوری که نمی‌فهمیدم، حرف می‌زد

278
00:17:54,640 --> 00:17:56,400
‫فکرمی‌کردم تموم شده

279
00:17:58,200 --> 00:17:59,080
‫چی؟

280
00:17:59,160 --> 00:18:00,160
‫این

281
00:18:00,760 --> 00:18:01,760
‫وقتی بالا آوردم

282
00:18:04,640 --> 00:18:05,640
‫احمق نباش

283
00:18:07,360 --> 00:18:11,000
‫بیش‌تر از یه استفراغ لازمه
‫تا بیخیال استعدادهات بشم

284
00:18:15,240 --> 00:18:16,240
‫ممنونم

285
00:18:17,960 --> 00:18:19,280
‫خیلی ممنون

286
00:18:21,520 --> 00:18:23,120
‫اگه چیزی هست که می‌تونم انجام بدم...

287
00:18:24,520 --> 00:18:27,720
‫فقط... رویاپردازی رو ادامه بده

288
00:18:30,240 --> 00:18:31,240
‫اه

289
00:18:33,440 --> 00:18:34,440
‫آسونه

290
00:18:36,440 --> 00:18:39,440
‫حالا دیگه تنها مسئله زمانه

291
00:18:41,360 --> 00:18:44,360
‫بعد هردوشنبه به حالت سرد و بی حس خودش برمی‌گشت

292
00:18:44,440 --> 00:18:47,160
‫یادداشت‌های بی‌رحمانه بهم می‌داد
‫و مجبورم می‌کرد بازنویسی‌های یک شبه انجام بدم

293
00:18:47,240 --> 00:18:48,880
‫بدون هیچ پولی

294
00:18:48,960 --> 00:18:51,440
‫درحالی که داشتم سر عفونت گلوم سرفه می‌کردم

295
00:18:53,040 --> 00:18:54,400
‫و بازم برگشتم

296
00:18:54,480 --> 00:18:58,040
‫- نمی‌خوای تولدم رو پیشم بگذرونی؟
‫- نه، میرم پیش دارین

297
00:18:58,120 --> 00:19:00,960
‫چه مرگته، دانی؟
‫این ماجرا یکمی برات عجیب نیست؟

298
00:19:01,040 --> 00:19:03,680
‫نمی‌خوام پیش دوستات باشم.
‫از پسش برنمیام

299
00:19:03,720 --> 00:19:06,640
‫پس به جاش میری خونه‌ی یه نویسنده‌ی پیر
‫تا مواد مصرف کنی

300
00:19:06,720 --> 00:19:09,720
‫می‌دونم برات منطقی نیست.
‫اما داره توی شغلم کمکم می‌کنه

301
00:19:09,800 --> 00:19:12,680
‫اصلاً چیکار کرده؟ از وقتی اومدی لندن
‫توی کافه مشغول بودی

302
00:19:12,760 --> 00:19:16,360
‫- داری رایگان همه‌کاری براش می‌کنی
‫- برای این مکالمه وقت ندارم

303
00:19:32,680 --> 00:19:35,000
‫بذار موسیقی تورو ببره
‫جایی که می‌خوای

304
00:19:55,920 --> 00:19:57,440
‫"چطور وارد کمدی شدی؟"

305
00:20:04,520 --> 00:20:06,440
‫بهم بگو که چی می‌بینی

306
00:20:07,440 --> 00:20:11,920
‫رنگ‌های درخشان.
‫طرح کلی یه چیزی

307
00:20:14,480 --> 00:20:16,320
‫یهویی، از یه جایی

308
00:20:16,400 --> 00:20:18,640
‫این فکر قوی و واضح وارد ذهنم شد

309
00:20:19,280 --> 00:20:20,760
‫- "اون داره سعی می‌کنه ذهنت رو کنترل کنه"

310
00:20:20,760 --> 00:20:22,160
‫چیزی نیست. خوبه. تولد دوباره‌ست

311
00:20:22,240 --> 00:20:25,280
‫- نمی‌تونم ببینم. نمی‌تونم هیچی ببینم.
‫- جات پیشم امنه

312
00:20:26,680 --> 00:20:29,880
‫ناخودآگاهم که تموم این مدت داشتم سرکوبش می‌کردم

313
00:20:29,960 --> 00:20:33,960
‫سرشو بالا آورد
‫تا واضح‌ترین نور رو توی این وضعیت افتضاح نشونم بده.

314
00:20:46,480 --> 00:20:47,480
‫چه اتفاقی برات افتاده؟

315
00:20:48,040 --> 00:20:51,480
‫- این بده. بهم میگن که بده.
‫- پارانویاست

316
00:20:51,560 --> 00:20:53,600
‫- باهاش مبارزه کن
‫- موسیقی رو خاموش کن.

317
00:20:53,680 --> 00:20:54,720
‫خاموشه، خاموشه

318
00:20:54,800 --> 00:20:56,760
‫اه!

319
00:21:02,160 --> 00:21:05,920
‫موسیقی... اه خدایا! موسیقی مزخرف

320
00:21:09,560 --> 00:21:10,400
‫اینو بخور

321
00:21:10,480 --> 00:21:12,120
‫قبلاً خوردی. آرومت می‌کنه

322
00:21:13,240 --> 00:21:14,480
‫نه، نه، سعی کن نگهش داری

323
00:21:15,000 --> 00:21:16,800
‫قورتش بده، قورتش بده

324
00:21:18,080 --> 00:21:19,720
‫خوبه. خوبه

325
00:21:21,160 --> 00:21:23,880
‫قوی بود! قوی بود

326
00:21:23,960 --> 00:21:25,360
‫باشه. باشه

327
00:21:25,440 --> 00:21:26,360
‫آروم

328
00:21:26,440 --> 00:21:29,600
‫توی دستم نفس بکش. نفس بکش

329
00:21:43,920 --> 00:21:44,960
‫چیزی نیست.

330
00:21:45,040 --> 00:21:47,880
‫چیزی نیست. اینم بخشی از رونده

331
00:21:48,480 --> 00:21:49,480
‫همه‌ی اینا جزوشه

332
00:22:34,840 --> 00:22:36,000
‫چطور پیداش کردی؟

333
00:22:39,120 --> 00:22:41,880
‫باید دوش بگیری.
‫یه دوش آب گرم حالتو جا میاره

334
00:23:14,200 --> 00:23:15,200
‫بیا اینجا

335
00:23:21,600 --> 00:23:23,360
‫خیلی دوست دارم بگم رفتم

336
00:23:23,880 --> 00:23:27,520
‫این‌که از اونجا زدم بیرون و هیچ‌وقت برنگشتم.
‫اما تا چند روز بعدش موندم

337
00:23:28,080 --> 00:23:30,080
‫درحقیقت، دوشنبه‌ی بعدش، عفونت چشمی گرفتم

338
00:23:30,160 --> 00:23:32,680
‫و روی زمین دراز کشیدم
‫درحالی که توی آب نمک شستشوش میداد

339
00:23:33,240 --> 00:23:35,800
‫سه‌شنبه، به گربه‌ش غذا دادم
‫درحالی که تلفن‌هارو جواب می‌داد

340
00:23:36,480 --> 00:23:38,200
‫چهارشنبه، بالاخره رفتم خونه

341
00:23:58,440 --> 00:23:58,960
‫باشه

342
00:24:08,720 --> 00:24:11,080
‫بعد از این‌که کیلی رفت، من خرد شدم

343
00:24:11,600 --> 00:24:15,120
‫حالا تنها چیزی که مونده بود
‫خیره شدن به خاطره‌ی چیزیه که اتفاق افتاده

344
00:24:17,880 --> 00:24:20,800
‫حس می‌کردم یه سردرگمی شدید

345
00:24:20,880 --> 00:24:22,160
‫داشت بدنم رو نابود می‌کرد.

346
00:24:25,680 --> 00:24:28,480
‫فکرمی‌کردم می‌گذره، اما به یک ناامنی تبدیل شد

347
00:24:28,560 --> 00:24:30,960
‫که درونم به یه جنون خشمگین تبدیل شد.

348
00:24:32,760 --> 00:24:35,480
‫هیچ‌وقت نتونستم بگم که این احساسات به خاطر اون بوده

349
00:24:36,000 --> 00:24:38,080
‫یا همیشه در اعماق وجودم، حضور داشتن

350
00:24:38,800 --> 00:24:42,320
‫همه‌ی اینا به خاطر این‌که
‫یه سری حس اشتباه می‌دادم اتفاق افتادن؟

351
00:24:43,000 --> 00:24:45,040
‫یا اتفاقی که افتاد این‌طوریش کرد؟

352
00:24:46,160 --> 00:24:48,360
‫حس می‌کردم تمام کسانی که نگام می‌کردن

353
00:24:48,440 --> 00:24:50,200
‫می‌دیدن که چی رو پشت سر گذاشتم.

354
00:24:50,280 --> 00:24:52,120
‫انگار داشتن به روحم نگاه می‌کردن،

355
00:24:52,200 --> 00:24:54,560
‫اعتیاد، شک‌ها و سردرگمی رو می‌دیدن.

356
00:24:54,640 --> 00:24:55,960
‫انگار چشمام پنجره‌هایی بودن

357
00:24:56,040 --> 00:24:58,440
‫که عمیق‌ترین راز زندگیم رو نشون میدن

358
00:24:59,040 --> 00:25:00,520
‫رویای کشتنش رو توی سرم داشتم

359
00:25:01,040 --> 00:25:04,480
‫این زبونش قطع کنم،
‫هرکدوم که بیش‌ترین آسیب رو بهم زده بود

360
00:25:05,040 --> 00:25:07,080
‫و بدنش رو بسوزونم و به خاکستر تبدیل کنم

361
00:25:10,640 --> 00:25:11,880
‫اما اهمیت داشت.

362
00:25:12,960 --> 00:25:15,080
‫اهمیت داشت چون این چیزیه که اون می‌خواست

363
00:25:15,600 --> 00:25:17,480
‫این چیزیه که تموم مدت درون من می‌دید

364
00:25:18,440 --> 00:25:21,520
‫بعد یه احساس خیلی تلخ
‫توی گلوم شکل گرفت

365
00:25:23,200 --> 00:25:24,960
‫این‌که به نحوی کارش رو ثابت کرد

366
00:25:31,320 --> 00:25:34,720
‫می‌دونی توی مایورکا، میان ازت می‌پرسن که می‌خوای
‫ایروبیک آبی انجام بدی؟

367
00:25:34,800 --> 00:25:36,960
‫لازم نیست پنج میلیون بار ازم بپرسی...

368
00:25:37,040 --> 00:25:39,760
‫ببخشید، معذرت. می‌تونم... فقط یه سر باید برم دستشویی

369
00:25:39,840 --> 00:25:41,520
‫زود برمی‌گردم، باشه؟

370
00:25:43,880 --> 00:25:46,560
‫همون‌طور که تک‌تکشون رو رد کردم
‫و بیخیالشون شدم

371
00:25:48,520 --> 00:25:49,520
‫تا این‌که...

372
00:25:54,040 --> 00:25:55,200
‫سلام

373
00:25:55,280 --> 00:25:57,320
جذاب تر از عکساتی

374
00:25:59,400 --> 00:26:01,360
‫راستش، با کسایی که شام میرفتم بیرون

375
00:26:01,440 --> 00:26:04,440
‫ 15سال بزرگ‌تر از عکسشون بودن

376
00:26:05,680 --> 00:26:09,000
‫اون تموم چیزی بود که می‌خواستم.
‫همه‌چی که لازم داشتم

377
00:26:09,080 --> 00:26:10,920
‫باهوش، بامزه، با اعتماد به نفس، قوی

378
00:26:11,000 --> 00:26:12,640
‫حس کوبنده‌ای از شرم و خشم میومد سراغم

379
00:26:13,280 --> 00:26:15,120
‫که حس می‌کردم داشتم عاشقش می‌شدم

380
00:26:15,840 --> 00:26:18,320
‫و دیگه نمی‌تونستم توی گمنامی مخفی شم

381
00:26:18,400 --> 00:26:19,600
‫فقط به تونی نگو

382
00:26:24,640 --> 00:26:26,640
‫و شاید تلخ‌تر از همه،

383
00:26:27,480 --> 00:26:31,040
‫که شاید این حس رو نداشتم

384
00:26:32,360 --> 00:26:33,520
‫داشتن اون ساختار استخونی باید غیرقانونی بشه.

385
00:26:33,600 --> 00:26:35,800
‫باید به خاطرش مالیات بگیرن ازت. مرد مالیات

386
00:26:36,360 --> 00:26:38,600
‫مارتا اون‌طوری که می‌خواستم منو می دید.

387
00:26:41,200 --> 00:26:43,720
‫برای همین وقتی به نقطه‌ی رفتن پیش پلیس رسیدم

388
00:26:43,800 --> 00:26:48,200
‫نمی‌تونستم اینو تحمل کنم که این زن رو گزارش کنم
‫اما اون مرد رو نه

389
00:26:49,680 --> 00:26:50,720
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

390
00:26:50,800 --> 00:26:54,800
‫همیشه یه حسی بود که اون مریضه،
‫و نمی‌تونسته کاریش کنه

391
00:26:54,880 --> 00:26:58,800
‫درحالی که اون یه آرایشگر مخرب و کنترل‌گر بود

392
00:27:00,040 --> 00:27:02,400
‫اعتراف کردن این زن مثل اعتراف کردن اون مرده

393
00:27:03,040 --> 00:27:05,280
‫و من هنوز اونو پیش هیچ‌کس اعتراف نکردم

394
00:27:06,000 --> 00:27:09,480
‫- پس وقتی پلیس پرسید...
‫- چرا انقدر طولش دادی که گزارشش کنی؟

395
00:27:16,320 --> 00:27:17,320
‫نمی‌دونم.

396
00:27:19,520 --> 00:27:21,960
‫برو خونه، ایمیل‌هاش رو بررسی کن

397
00:27:22,040 --> 00:27:24,720
‫و زمانی که چیز مهمی پیدا کردی، برگرد.

398
00:27:25,480 --> 00:27:28,080
‫تا اون موقع، تا زمانی که مدرک مناسبی نبینیم

399
00:27:28,160 --> 00:27:29,480
‫هیچ‌کاری نیست که بتونیم انجام بدیم.

400
00:27:31,600 --> 00:27:34,200
‫و با اون، برگشتم به جایگاه اول.
