﻿1
00:00:12,429 --> 00:00:16,349
[ اداره‌ی امنیت ساختمان ]

2
00:00:22,397 --> 00:00:24,399
‫ببخشید

3
00:00:25,358 --> 00:00:27,277
‫- می‌تونم کمک‌تون کنم؟
‫- واقعاً امیدوارم

4
00:00:27,277 --> 00:00:29,112
‫چه کمکی از دستم بر میاد؟

5
00:00:29,154 --> 00:00:32,949
‫شرکت من طرح‌های بانک مساورده رو آماده کرده

6
00:00:32,949 --> 00:00:34,576
‫داریم یه شعبه اینجا در لابوک می‌سازیم

7
00:00:34,576 --> 00:00:36,870
‫البته، فکر کنم دیدم که به دستمون رسیدن

8
00:00:36,870 --> 00:00:40,540
‫وقتی داشتم جمع و جور می‌کردم،
‫طرح‌هامون رو داخل شرکت مرتب می‌کردم،

9
00:00:40,540 --> 00:00:44,377
‫فهمیدم که یکی از نسخه‌های قدیمی رو گم کردم

10
00:00:44,377 --> 00:00:46,588
‫تغییرات لحظه آخری در ابعاد
‫اتاق کنفرانس داشتیم،

11
00:00:46,588 --> 00:00:48,339
‫پس نسخه‌های متفاوتی وجود داشت

12
00:00:48,339 --> 00:00:49,632
‫و اوضاع حسابی پیچیده شد

13
00:00:49,632 --> 00:00:50,884
‫ببخشید

14
00:00:51,885 --> 00:00:54,554
‫خب، خلاصه‌ش کنم، فکر کنم احتمالش هست

15
00:00:54,554 --> 00:00:57,557
‫نسخه‌ی اشتباهی رو بهتون ارائه کرده باشیم

16
00:00:57,557 --> 00:00:59,225
ای بابا -
‫- آره

17
00:00:59,225 --> 00:01:02,896
‫من نقشه‌های صحیح رو اینجا دارم،

18
00:01:02,896 --> 00:01:04,898
‫و فقط می‌خواستم تا یه نگاهی

19
00:01:04,898 --> 00:01:06,733
‫به نقشه‌های تاییدشده بندازم
‫تا مقایسه‌شون کنم،

20
00:01:06,733 --> 00:01:08,401
‫- تا فقط مطمئن بشم
‫- باشه باشه

21
00:01:08,401 --> 00:01:10,653
‫ولی اگه اشتباه باشن،
‫می‌دونی که مجبور میشی...

22
00:01:10,653 --> 00:01:12,655
‫دوباره تأییدش کنم، آره می‌دونم

23
00:01:12,655 --> 00:01:14,449
‫فقط می‌خوام مطمئن بشم که اونا واقعاً اشتباهن،

24
00:01:14,449 --> 00:01:17,410
‫قبل اینکه به رؤسام ارجاعشون بدم

25
00:01:17,410 --> 00:01:18,787
‫مشکلی نیست

26
00:01:18,787 --> 00:01:20,538
‫- مساورده؟
‫- بله

27
00:01:20,538 --> 00:01:21,664
‫آدرسش رو داری؟

28
00:01:21,664 --> 00:01:24,501
‫8783 خیابون بیلور

29
00:01:24,501 --> 00:01:26,503
‫- الان برمی‌گردم
‫- ممنون

30
00:01:36,221 --> 00:01:38,223
‫بفرمایین

31
00:01:41,476 --> 00:01:43,103
‫میام سمت تو

32
00:01:43,103 --> 00:01:45,105
‫خوبه. ممنون

33
00:01:48,900 --> 00:01:50,902
‫خیلی‌خب

34
00:01:51,319 --> 00:01:53,988
‫بله. تاریخش همونه. شروع خوبیه

35
00:01:53,988 --> 00:01:58,952
‫خیلی‌خب، اتاق کنفرانس
‫تو برگه‌ی اِی1.1 هست

36
00:02:04,124 --> 00:02:10,255
‫و ابعاد اتاق باید 15.6 در 12.6 باشه؟

37
00:02:10,255 --> 00:02:13,091
‫15.6 در 12.6 فوت

38
00:02:13,091 --> 00:02:14,259
‫عالیه

39
00:02:14,259 --> 00:02:16,261
‫شکسته یا پیچ خورده؟

40
00:02:16,302 --> 00:02:17,929
‫- ها؟
‫- پات

41
00:02:17,929 --> 00:02:19,931
‫پیچ خورده

42
00:02:19,931 --> 00:02:22,100
‫چند ماهی هست که برا دویدن میرم کوه،

43
00:02:22,100 --> 00:02:24,185
‫هفته پیش که رفتم بدوم، حواسم نبود،

44
00:02:24,185 --> 00:02:26,813
‫و پام گیر کرد به یه ریشه‌ی درخت،

45
00:02:26,813 --> 00:02:29,023
‫مچ پام پیچ خورد

46
00:02:29,023 --> 00:02:32,527
‫برای دیوار اون اتاق کنفرانس تورفتگی

47
00:02:32,527 --> 00:02:34,946
‫به اندازه‌ی 85 سانت داری؟

48
00:02:34,946 --> 00:02:38,158
‫بله، دیوار به طول 85 سانت تورفتگی داره

49
00:02:38,158 --> 00:02:40,160
تا الان که خوب بوده

50
00:02:41,119 --> 00:02:44,789
‫خیلی اذیتم نکرده جز اینکه
‫من یه بچه‌ی هشت ماهه دارم، پس...

51
00:02:44,998 --> 00:02:46,291
‫تبریک میگم

52
00:02:46,332 --> 00:02:47,709
‫ممنون

53
00:02:47,709 --> 00:02:50,879
‫می‌دونی، تنهایی ازش نگهداری می‌کنم،

54
00:02:50,879 --> 00:02:53,089
‫چون این روزا وقتم خیلی محدوده
‫برادرم داره کمکم میکنه،

55
00:02:53,089 --> 00:02:54,465
‫منو اینور اونور میبره و این چیزا

56
00:02:54,465 --> 00:02:56,968
‫خب، خوبه که خانواده اطرافت باشن

57
00:02:56,968 --> 00:03:00,305
‫آره. تو بیشتر بخش‌ها

58
00:03:00,305 --> 00:03:02,891
.سعیش رو می‌کنه
‫همینش مهمه، درسته؟

59
00:03:02,891 --> 00:03:05,185
‫- آره
‫- باشه

60
00:03:05,185 --> 00:03:07,187
‫فکر میکنم اینا عین همن

61
00:03:07,520 --> 00:03:09,522
‫چیزی رو جا ننداختم؟

62
00:03:16,321 --> 00:03:17,780
‫از نظر من عین همن

63
00:03:17,780 --> 00:03:19,157
‫عالیه

64
00:03:19,157 --> 00:03:20,617
‫- ایول!
‫- نیازی به تأیید دوباره نیست

65
00:03:20,617 --> 00:03:21,784
‫ممنون

66
00:03:21,784 --> 00:03:24,245
‫ممنون شرلی. خدایا

67
00:03:24,245 --> 00:03:25,330
‫خواهش میکنم

68
00:03:25,371 --> 00:03:26,748
‫تو جونم رو نجات دادی

69
00:03:26,748 --> 00:03:29,959
‫باور کن، رئیس‌هام منو می‌کشتن

70
00:03:29,959 --> 00:03:31,669
‫می‌فهمم

71
00:03:31,669 --> 00:03:34,005
‫می‌دونی، آدم که فقط خودش
،‫مسئول سازماندهی باشه

72
00:03:34,005 --> 00:03:36,216
‫یهو همه چیز تقصیرش میشه، درسته؟

73
00:03:36,216 --> 00:03:38,593
‫فکر کنم همه چی رو در این‌باره می‌دونی

74
00:03:39,427 --> 00:03:40,762
‫هی لیزی

75
00:03:40,762 --> 00:03:43,765
‫بیل. آیدان کجاست؟

76
00:03:43,765 --> 00:03:45,558
‫سلام خانم

77
00:03:45,558 --> 00:03:49,395
‫اون خوبه، ولی خیلی گرسنه‌ست

78
00:03:49,395 --> 00:03:51,522
‫- بیل بیل...
و مثل گاو غذا می‌خوره -

79
00:03:51,522 --> 00:03:53,399
‫- بیل...
میشه اینو برام بو کنی؟ -

80
00:03:53,399 --> 00:03:54,609
‫آیدان کجاست؟

81
00:03:54,609 --> 00:03:56,236
‫اون خوبه، تو ماشینه

82
00:03:56,236 --> 00:03:58,029
‫- فقط یه بو بکش چون...
‫- چی؟

83
00:03:58,029 --> 00:03:59,197
‫یکم بدبوئه.

84
00:03:59,197 --> 00:04:01,407
‫بچه‌م رو تو جیپت جا گذاشتی؟

85
00:04:01,449 --> 00:04:03,451
‫آره، شیشه رو کمی باز گذاشتم، تا...

86
00:04:03,451 --> 00:04:04,827
‫- بیل...
‫- چی؟

87
00:04:04,827 --> 00:04:06,371
‫- اینو ببین...
‫- سوئیچ رو بده بهم

88
00:04:06,371 --> 00:04:07,914
‫- من اینو نمی‌بینم!
‫- کجا میری؟

89
00:04:07,914 --> 00:04:10,041
‫میرم آیدان رو بیارم چون نمی‌تونی
‫یه بچه رو بذاری تو ماشین

90
00:04:10,041 --> 00:04:12,043
‫تو چه مرگته؟

91
00:04:12,460 --> 00:04:13,878
‫ای پسر

92
00:04:13,878 --> 00:04:15,755
‫- برو... برو...
‫- چی؟

93
00:04:15,755 --> 00:04:17,382
‫- برو بچه رو بگیر بیل
‫- من چیکار کردم؟

94
00:04:17,382 --> 00:04:19,384
‫- کمکش کن!
‫- خب، فقط یه دقیقه گذشته

95
00:04:19,384 --> 00:04:21,344
‫نمی‌دونستم!

96
00:04:21,344 --> 00:04:23,972
‫ببخشید

97
00:04:23,972 --> 00:04:25,348
میگی من چیکار کنم؟

98
00:04:25,348 --> 00:04:27,141
‫باید چیکار کنی؟

99
00:04:27,141 --> 00:04:29,227
‫تو باید پنج دقیقه تو ماشین
‫مواظب یه بچه میشدی

100
00:04:29,227 --> 00:04:30,436
‫این کجاش سخته؟

101
00:04:30,478 --> 00:04:32,522
‫- آروم‌تر
‫- دمپایی انگشتی پامه

102
00:04:43,616 --> 00:04:44,951
‫آیدان چطوره؟

103
00:04:44,951 --> 00:04:46,369
‫خوبه

104
00:04:46,369 --> 00:04:48,663
‫فقط یه دقیقه تنها بود، خدا رو شکر

105
00:04:48,663 --> 00:04:50,999
‫وایسا. چی... چی شد؟

106
00:04:50,999 --> 00:04:52,417
‫- شیرت...
‫- چی؟

107
00:04:52,417 --> 00:04:54,210
‫خب، اون... یجورایی همه جا ریخته

108
00:04:54,210 --> 00:04:56,296
‫- چی داری میگی...
‫- خیلی متاسفم

109
00:04:56,296 --> 00:04:58,298
‫- چی...
‫- خدای من

110
00:04:58,298 --> 00:05:00,925
‫وای خدای من
‫وای خدای من

111
00:05:00,925 --> 00:05:03,177
...من -
نه نه نه نه -

112
00:05:03,177 --> 00:05:05,221
شرلی، نمی‌تونم اینو نشونشون بدم -
‫- خیلی‌خب خیلی‌خب

113
00:05:05,221 --> 00:05:06,639
‫وای خدای من، اونا حتی نمی‌دونن
‫من تو تگزاس هستم!

114
00:05:06,639 --> 00:05:07,849
‫گوش کن، این کاریه که میکنیم

115
00:05:07,849 --> 00:05:09,434
‫این کاریه که میکنیم

116
00:05:09,434 --> 00:05:11,644
‫تو کپی‌ت رو به من میدی،

117
00:05:11,644 --> 00:05:13,813
‫و من می‌ذارمش جای این

118
00:05:13,813 --> 00:05:15,815
‫تو دردسر نمی‌افتی؟

119
00:05:15,815 --> 00:05:17,233
‫درست مثل همن

120
00:05:17,233 --> 00:05:18,818
‫هیچکس لازم نیست بفهمه

121
00:05:18,818 --> 00:05:21,070
‫مطمئنی؟

122
00:05:21,070 --> 00:05:22,905
‫- برو، بدش من
‫- باشه

123
00:05:22,905 --> 00:05:24,324
‫باشه

124
00:05:24,699 --> 00:05:26,576
‫خیلی‌خب، اگه مطمئنی

125
00:05:26,909 --> 00:05:29,037
‫شرلی...

126
00:05:29,037 --> 00:05:31,539
‫نمی‌تونم بهت بگم این چقدر برام ارزش داره

127
00:05:31,539 --> 00:05:33,499
‫جدی میگم، خیلی کمک بزرگی کردی

128
00:05:33,499 --> 00:05:36,044
‫باید هوای هم رو داشته باشیم

129
00:06:20,963 --> 00:06:22,548
وای خدا

130
00:06:41,275 --> 00:06:42,402
عمو هکتور

131
00:06:43,820 --> 00:06:45,113
لالو هستم

132
00:06:45,947 --> 00:06:47,740
منو می‌شناسی، مگه نه؟

133
00:06:54,956 --> 00:06:56,541
یه بار میزنه یعنی بله؟

134
00:06:56,874 --> 00:06:58,376
هیچی نزنه یعنی نه

135
00:07:02,505 --> 00:07:08,010
کی بیشترین جرعت رو تو شمال، جنوب
شرق یا غرب میشواکان داره؟

136
00:07:11,013 --> 00:07:12,640
!بله

137
00:07:12,932 --> 00:07:14,934
می‌دونستم هنوز حواست سر جاشه

138
00:07:17,979 --> 00:07:19,981
عمو هکتور

139
00:07:22,400 --> 00:07:25,403
می‌دونی امروز صبح داشتم درباره‌ی چی فکر می‌کردم؟

140
00:07:29,407 --> 00:07:35,037
بوی سوختن چرم و موی اسب. یادته؟

141
00:07:36,956 --> 00:07:38,958
هتل تولیپان

142
00:07:42,503 --> 00:07:46,507
خیلی با اون یارو مهربون بودی

143
00:07:48,509 --> 00:07:50,511
و اون بهت پشت کرد؟

144
00:07:52,430 --> 00:07:56,934
اون قضیه رو گنده کرد تا نشون بده نترسیده

145
00:08:00,980 --> 00:08:03,983
یادته قبل اینکه اونجا رو باز کنه
یه استاد دانشگاه بود؟

146
00:08:03,983 --> 00:08:07,987
همیشه مطرحش میکرد
استاد بزرگ دانشگاه

147
00:08:11,407 --> 00:08:13,409
خوب زجرش دادی

148
00:08:16,120 --> 00:08:18,623
و زنش داشت گوش میداد

149
00:08:24,670 --> 00:08:29,675
،اون احمق خیلی به اسپانیایی خوبش می‌بالید

150
00:08:30,176 --> 00:08:32,678
کتاب‌هاش، عتیقه‌هاش

151
00:08:35,014 --> 00:08:38,017
...ولی وقتی سوختن

152
00:08:39,352 --> 00:08:41,020
فقط بوی گند می‌دادن

153
00:08:45,066 --> 00:08:48,069
...هیچ‌وقت اینو بهت نگفتم، ولی

154
00:08:48,986 --> 00:08:50,988
برگشتم داخل

155
00:08:51,906 --> 00:08:56,494
از بین دود و آتیش رد شدم

156
00:08:58,037 --> 00:09:01,541
اونقدر داغ بود که یکم از چرمِ کفشم آب شد

157
00:09:02,875 --> 00:09:05,169
...آره، می‌دونم خیلی احمقانه بود، ولی

158
00:09:06,754 --> 00:09:08,339
من احساساتی‌ام

159
00:09:10,007 --> 00:09:12,009
یه یادگاری می‌خواستم

160
00:09:13,511 --> 00:09:15,513
همه‌ی این سال‌ها نگهش داشتم

161
00:09:16,055 --> 00:09:17,557
با خودم آوردمش

162
00:09:18,975 --> 00:09:20,393
میخوای ببینیش؟

163
00:09:39,996 --> 00:09:41,998
خاطرات گذشته رو زنده میکنه نه؟

164
00:09:44,041 --> 00:09:49,005
یادته که اون یارو اینو میزد و پادوش رو صدا میزد؟

165
00:09:53,050 --> 00:09:57,054
و تو؟ ختم دنیا بودی

166
00:09:58,973 --> 00:10:00,474
بیا عمو

167
00:10:00,975 --> 00:10:01,976
عالیه

168
00:10:02,435 --> 00:10:03,936
یه امتحان بکن

169
00:10:09,650 --> 00:10:11,152
یه بار دیگه عمو

170
00:10:12,069 --> 00:10:13,070
خوبه

171
00:10:13,487 --> 00:10:14,488
دوباره

172
00:10:23,998 --> 00:10:26,000
!این سالامانکائه

173
00:10:44,810 --> 00:10:48,230
هی، چرا نمیری یکم ژله بیاری؟

174
00:10:58,658 --> 00:11:00,951
عمو، بیا درباره‌ی شیلیایی صحبت کنیم

175
00:11:36,737 --> 00:11:38,155
‫همون هکتور همیشگی

176
00:11:38,155 --> 00:11:39,990
‫فقط میخواد همه رو بکشه

177
00:11:44,620 --> 00:11:47,873
‫می‌دونی، بزرگ‌ترین پنکیک بهترین
‫پنکیک نیست، یا اونطور که اونا میگن؛

178
00:11:47,873 --> 00:11:50,292
‫"بهترین پنکیکی که اتفاقاً بزرگ‌ترین هم هست"

179
00:11:50,292 --> 00:11:51,377
‫بریزم؟

180
00:11:51,377 --> 00:11:53,963
‫- ولی نه، اون...
‫- ممنون

181
00:11:53,963 --> 00:11:55,506
‫می‌تونم چیز دیگه هم براتون بیارم؟

182
00:11:55,506 --> 00:11:57,383
چیزی نمی‌خوایم. ممنون

183
00:11:57,383 --> 00:11:59,301
‫نه، یه همبرگر دیگه نمیخوای؟

184
00:11:59,301 --> 00:12:01,095
هر وقت انتخاب کردین بگین، عجله‌ای نیست

185
00:12:01,095 --> 00:12:02,596
‫خیلی‌خب ممنون

186
00:12:03,013 --> 00:12:05,641
‫بهتره دیگه نخوری

187
00:12:05,641 --> 00:12:08,561
‫هنوز حداقل یه ساعت دیگه راه داریم

188
00:12:08,561 --> 00:12:10,396
‫باید بیدار بمونم

189
00:12:10,396 --> 00:12:13,399
‫آره، ولی وقتی رسیدیم خونه هم
‫باید بتونی بخوابی

190
00:12:13,399 --> 00:12:15,901
‫- جلسه‌ی رسیدگیت ساعت چنده؟
‫- یازده

191
00:12:15,901 --> 00:12:19,989
‫هفته‌ی دیگه همین موقع
‫من دوباره میشم جیمز مک‌گیل، وکیل دادگستری

192
00:12:20,823 --> 00:12:23,868
‫و تو شغل جدیدم هم یه پیشرفت سریع کردم

193
00:12:23,868 --> 00:12:26,162
‫- جدی؟
‫- آره

194
00:12:26,162 --> 00:12:28,622
‫انعام غیرمنتظره از فروش
‫موبایل‌های یه بار مصرف،

195
00:12:28,622 --> 00:12:31,000
‫مشخص شد برای توسعه‌ی مشتری عالیه

196
00:12:31,000 --> 00:12:33,502
‫بله، فکر کنم درسته

197
00:12:33,502 --> 00:12:37,757
‫دیر یا زود، همه‌ی اون احمقا
‫یه وکیل لازمشون میشه

198
00:12:40,217 --> 00:12:42,344
‫البته، همشون منو به اسم
‫ساول گودمن می‌شناسن

199
00:12:42,344 --> 00:12:44,680
‫فقط همین رو می‌دونن

200
00:12:47,433 --> 00:12:50,352
...‫باید بگم، خیلی از آدما التماس میکنن

201
00:12:50,352 --> 00:12:53,230
کارشون مثل هیول بابنو راه بیفته

202
00:12:53,230 --> 00:12:55,232
‫و برا چی؟

203
00:12:55,816 --> 00:12:58,068
‫قدرت‌های ما...

204
00:12:58,068 --> 00:12:59,987
ترکیب شده با هم

205
00:12:59,987 --> 00:13:02,448
‫مردم بهمون بیشترین دستمزد رو میدن

206
00:13:02,448 --> 00:13:07,161
‫تا یه حکم سنگین احتمالی رو براشون لغو کنیم

207
00:13:07,203 --> 00:13:10,080
‫فکر کنم فقط باید از مهارت‌مون
‫در جهت خوب استفاده کنیم

208
00:13:10,080 --> 00:13:13,083
...از ساعت نُه امشب

209
00:13:13,083 --> 00:13:15,461
‫- کار خوب رو چی فرض می‌کنیم؟
‫- می‌دونی چیه؟

210
00:13:15,461 --> 00:13:17,087
‫همونطور که «پاتر استوارت» گفت

211
00:13:17,087 --> 00:13:18,714
‫تا ببینیم چی میشه

212
00:13:27,264 --> 00:13:31,727
‫ما 480 کیلومتر رانندگی کردیم
‫تا توی لابوک تگزاس کار خلاف کنیم،

213
00:13:31,727 --> 00:13:35,064
‫تا موکل تو بتونه شعبه‌ی بانکش 13٪ بزرگ‌تر بشه

214
00:13:35,064 --> 00:13:37,900
‫اشتباه برداشت نکن.
‫عاشق این لحظاتی هستم که با همیم.

215
00:13:37,900 --> 00:13:41,570
‫ولی اینکه میگی از مهارت‌مون
‫برای خوبی استفاده کنیم چطوریه؟

216
00:13:51,205 --> 00:13:53,207
‫خیلی‌خب باشه

217
00:13:53,707 --> 00:13:55,417
‫آره. ببینیم چی میشه

218
00:13:55,417 --> 00:13:57,378
‫خوشم میاد

219
00:13:57,378 --> 00:13:59,713
‫نقشه‌ایه که می‌تونم باهاش موافقت کنم

220
00:14:38,168 --> 00:14:40,170
خوبه

221
00:15:26,967 --> 00:15:29,261
‫من تو موقعیتم

222
00:15:29,261 --> 00:15:31,639
‫ما اینجا تقریباً آماده‌ایم. آماده باش

223
00:15:32,014 --> 00:15:34,016
‫دریافت شد

224
00:15:44,026 --> 00:15:45,694
‫چی شده؟

225
00:15:45,694 --> 00:15:47,279
‫معذرت میخوام

226
00:15:47,321 --> 00:15:50,741
‫- یه مشکل کوچیک داریم
‫- چقدر کوچیک؟

227
00:15:50,741 --> 00:15:52,576
‫چراغ قرمز

228
00:15:52,576 --> 00:15:56,288
‫یعنی... چی میگین بهش...

229
00:15:56,330 --> 00:16:00,709
‫تداوم جریان در مدار یکی از سه باتری‌ها نیست

230
00:16:00,709 --> 00:16:02,294
‫این نارنجیه

231
00:16:02,336 --> 00:16:04,797
‫شاید یه سیم جدا شده یا معیوب باشه

232
00:16:05,673 --> 00:16:08,133
‫میرم و بررسی میکنم

233
00:16:08,133 --> 00:16:11,261
‫فکر می‌کردم متخصص انفجار تویی

234
00:16:11,261 --> 00:16:13,263
‫این کار منه مایکل

235
00:16:21,355 --> 00:16:23,357
‫آماده باش

236
00:16:23,774 --> 00:16:26,193
‫دریافت شد. آماده‌ام

237
00:18:27,272 --> 00:18:29,274
خودت رو جمع و جور کن

238
00:18:30,317 --> 00:18:32,319
خودت رو جمع کن احمق

239
00:19:43,307 --> 00:19:44,933
الان امتحان کن

240
00:19:45,726 --> 00:19:47,853
‫فکر میکنم آماده‌ایم مایکل

241
00:20:06,705 --> 00:20:08,707
‫همه چراغا سبزه

242
00:20:09,041 --> 00:20:11,043
‫اینجا آماده‌ایم

243
00:20:11,043 --> 00:20:13,295
‫- آماده‌ام
‫- حرکت کن

244
00:20:13,295 --> 00:20:14,671
‫خبر بده

245
00:20:14,671 --> 00:20:16,673
‫راه افتادم

246
00:21:05,806 --> 00:21:07,683
‫5

247
00:21:07,724 --> 00:21:09,393
‫4

248
00:21:09,393 --> 00:21:11,061
‫3

249
00:21:11,061 --> 00:21:12,980
‫2

250
00:21:12,980 --> 00:21:14,356
‫1

251
00:21:14,356 --> 00:21:16,191
‫حالا!

252
00:21:26,201 --> 00:21:28,203
تموم شد و رفت

253
00:22:00,694 --> 00:22:02,696
‫چی تو ذهنته، همم؟

254
00:22:04,448 --> 00:22:06,450
‫راستش هیچی

255
00:22:07,409 --> 00:22:10,495
‫خوشحالم که انفجار خوب پیش رفت

256
00:22:10,495 --> 00:22:13,248
‫ساختار اینجا آسیبی ندید

257
00:22:13,248 --> 00:22:15,250
‫حادثه‌ی پیشبینی نشده نداشتیم

258
00:22:16,460 --> 00:22:18,337
‫بنظر خوشحال نمیای

259
00:22:18,337 --> 00:22:20,339
‫فقط خسته‌ام

260
00:22:22,799 --> 00:22:25,052
‫باید بدونم چه خبر شده

261
00:22:25,052 --> 00:22:27,387
‫خبری نیست!

262
00:22:32,517 --> 00:22:35,520
‫این کار داره بیشتر از اونی که
‫تخمین زده بودم طول کشیده

263
00:22:35,520 --> 00:22:38,148
‫- درسته
‫- و از استراحت و تمدد اعصاب ممنونم

264
00:22:38,148 --> 00:22:41,109
‫پسرا... خوش گذروندن

265
00:22:41,902 --> 00:22:43,904
‫ولی من...

266
00:22:50,327 --> 00:22:54,498
‫مایکل، تو زن داشتی؟

267
00:22:54,498 --> 00:22:56,500
‫- آره
‫- چه مدت؟

268
00:22:57,542 --> 00:22:59,086
‫22 سال

269
00:22:59,086 --> 00:23:00,504
‫شاید بفهمی

270
00:23:00,504 --> 00:23:03,090
‫- آوریل میشه 26 سال
‫- تبریک میگم

271
00:23:03,090 --> 00:23:04,633
‫همم

272
00:23:04,633 --> 00:23:06,635
‫زنم...

273
00:23:07,677 --> 00:23:09,679
‫من...

274
00:23:13,058 --> 00:23:16,978
‫من... بدون اون، من...

275
00:23:16,978 --> 00:23:19,106
‫- آواره
‫- آره. بدون اون آواره‌ام

276
00:23:19,106 --> 00:23:20,607
‫قبلاً هم ازش دور بودی

277
00:23:20,607 --> 00:23:22,776
‫آره البته. نه اینطوری

278
00:23:22,776 --> 00:23:26,113
‫کاری که شروع کردم رو تموم می‌کنم،
‫سوالی درش نیست

279
00:23:26,113 --> 00:23:29,241
‫بازم، همش برام سواله...

280
00:23:30,700 --> 00:23:32,494
‫نه، البته که نه

281
00:23:32,494 --> 00:23:34,496
‫- چی؟
‫- غیرممکنه

282
00:23:34,996 --> 00:23:36,998
‫گرچه...

283
00:23:40,377 --> 00:23:46,007
‫تا وقتی من برگردم
‫کای می‌تونه به کار نظارت کنه

284
00:23:46,007 --> 00:23:49,719
‫نمی‌خوام باعث دردسرت بشم،

285
00:23:49,719 --> 00:23:52,431
‫گرچه من همش...

286
00:23:52,431 --> 00:23:55,976
‫چهار روز میرم، یا شاید پنج، همش.

287
00:23:55,976 --> 00:23:58,770
‫داری میگی آخر هفته رو پرواز کنی به آلمان؟

288
00:23:58,770 --> 00:24:00,397
‫فقط یه سفر سریع

289
00:24:02,023 --> 00:24:07,362
‫می‌تونم آموزش‌های ریز به ریز رو بذارم

290
00:24:07,362 --> 00:24:09,865
‫خللی در کار ایجاد نمیشه

291
00:24:11,825 --> 00:24:13,827
‫میخوای زنت رو ببینی؟

292
00:24:14,911 --> 00:24:16,830
‫بیشتر از هر چیزی

293
00:24:16,830 --> 00:24:18,957
‫پس کارت رو تموم کن

294
00:24:21,209 --> 00:24:22,627
‫ورنر، از پسش بر میای

295
00:24:22,627 --> 00:24:26,131
‫سرت رو بنداز پایین، و کار رو جلو ببر

296
00:24:26,131 --> 00:24:29,134
‫وقتی تموم شد، از پولی که اینجا بدست آوردی،

297
00:24:29,176 --> 00:24:31,511
‫دیگه هیچوقت از زنت دور نمیشی

298
00:24:33,221 --> 00:24:36,057
‫البته

299
00:24:36,057 --> 00:24:38,143
‫البته که حق با توئه

300
00:24:38,143 --> 00:24:40,145
‫یه چیز نشدنی گفتم

301
00:24:42,230 --> 00:24:45,150
‫ببین چی میگم

302
00:24:45,150 --> 00:24:47,277
‫می‌ذاریم یه بار دیگه بهش زنگ بزنی

303
00:24:49,237 --> 00:24:51,239
‫فردا

304
00:24:52,866 --> 00:24:54,826
‫ممنون دوست من

305
00:25:00,415 --> 00:25:02,417
‫طاقت بیار

306
00:25:14,054 --> 00:25:15,472
‫آقای فرینگ؟

307
00:25:15,472 --> 00:25:17,682
‫بله لایل؟

308
00:25:17,682 --> 00:25:20,894
‫یه آقایی الان اومدن

309
00:25:20,894 --> 00:25:22,687
‫و می‌دونم که مدت زیادی گذشته،

310
00:25:22,687 --> 00:25:25,732
‫ولی به نظرم اومد که،
‫"این چقدر آشناست."

311
00:25:25,732 --> 00:25:27,609
‫فکر میکنم یکی از اونایی هست که می‌دونید،

312
00:25:27,609 --> 00:25:29,986
‫پارسال اون همه دردسر درست کرد

313
00:25:29,986 --> 00:25:31,655
‫نه... نفر اصلی رو نمیگم،

314
00:25:31,655 --> 00:25:33,907
‫برا همین کامل مطمئن نیستم

315
00:25:33,907 --> 00:25:35,283
‫فهمیدم

316
00:25:35,283 --> 00:25:36,743
‫گرچه کاری نمی‌کنه

317
00:25:36,743 --> 00:25:38,912
‫اون و یکی دیگه غذا سفارش دادن،

318
00:25:38,912 --> 00:25:40,247
‫و همینجوری نشستن،

319
00:25:40,247 --> 00:25:42,123
‫ولی من... گفتم شاید بخواین بدونین

320
00:25:42,123 --> 00:25:44,000
‫ممنون لایل

321
00:25:44,000 --> 00:25:46,002
‫بهش رسیدگی میکنم

322
00:26:06,648 --> 00:26:08,316
‫همه چی مطابق میل‌تونه؟

323
00:26:08,316 --> 00:26:10,443
‫شوخیت گرفته؟

324
00:26:10,443 --> 00:26:14,322
‫این بهترین جوجه‌ایه که تا حالا خوردم

325
00:26:14,322 --> 00:26:16,658
‫خب، خوشحالم که اینو می‌شنوم

326
00:26:16,658 --> 00:26:18,326
‫نه، واقعاً، جدی میگم

327
00:26:18,326 --> 00:26:22,247
‫تُرده، ولی خشک نیست،

328
00:26:22,247 --> 00:26:24,541
‫و ادویه‌هاش، خیلی...

329
00:26:24,541 --> 00:26:25,709
‫خوشمزه‌ست

330
00:26:25,709 --> 00:26:28,003
‫خب ممنونم

331
00:26:28,003 --> 00:26:29,588
‫کار دیگه‌ای هم از دستم برمیاد؟

332
00:26:29,588 --> 00:26:31,506
‫امکانش هست، و...

333
00:26:31,506 --> 00:26:36,052
‫می‌دونم که جوابش احتمالاً منفیه

334
00:26:36,052 --> 00:26:38,346
‫ولی امکانش هست که مالک اینجا رو ببینم؟

335
00:26:38,346 --> 00:26:39,764
‫من مالک هستم

336
00:26:39,764 --> 00:26:41,308
‫جدی!؟

337
00:26:41,349 --> 00:26:44,519
‫چقدر خوش‌شانسم!

338
00:26:44,519 --> 00:26:46,521
‫علاقه داری مجوز نمایندگی بدی؟

339
00:26:46,521 --> 00:26:49,107
‫چون خیلی مایلم سرمایه‌گذاری کنم

340
00:26:49,107 --> 00:26:52,360
‫خب، شاید بهتر باشه بریم دفترم
‫تا بیشتر در موردش صحبت کنیم

341
00:26:52,360 --> 00:26:54,613
‫عالیه

342
00:26:54,613 --> 00:26:57,032
‫- همش رو بخوری ها
‫- از اینطرف

343
00:26:59,951 --> 00:27:02,871
‫حالا، چیکار می‌تونم براتون بکنم، آقای...

344
00:27:03,538 --> 00:27:05,457
‫سالامانکا

345
00:27:05,457 --> 00:27:08,293
‫ادواردو سالامانکا. ولی می‌تونی لالو صدام کنی

346
00:27:09,002 --> 00:27:11,755
‫و شما گوستاوو فرینگ هستین

347
00:27:11,755 --> 00:27:14,799
‫سال‌هاست تو رو تحسین میکنم

348
00:27:14,799 --> 00:27:16,384
‫چند تا از این رستوران‌ها داری؟

349
00:27:16,384 --> 00:27:18,386
‫- هفت تا
‫- هفت تا!

350
00:27:18,762 --> 00:27:20,138
‫و از هیچی شروع کردی

351
00:27:20,138 --> 00:27:22,390
‫فوق‌العاده‌ست

352
00:27:22,390 --> 00:27:24,392
‫چه کمکی از دستم برمیاد؟

353
00:27:25,101 --> 00:27:28,229
‫من از طرف تمام خانواده‌م اینجا اومدم،

354
00:27:28,229 --> 00:27:30,106
‫تا کمال سپاسگزاری‌مون رو بهت برسونم

355
00:27:30,106 --> 00:27:31,399
‫خب برای چی؟

356
00:27:31,399 --> 00:27:32,942
‫برای چی؟

357
00:27:32,942 --> 00:27:34,944
‫برای نجات جون دون هکتور

358
00:27:34,944 --> 00:27:36,738
‫یکم پیش رفتم دیدنش

359
00:27:36,738 --> 00:27:38,156
،‫می‌دونی، وقتی اون مرد رو در اون حال دیدم

360
00:27:38,156 --> 00:27:40,784
‫نمی‌تونه حرف بزنه، به سختی حرکت میکنه...

361
00:27:40,784 --> 00:27:43,328
‫می‌خواستم اشک بریزم

362
00:27:43,328 --> 00:27:45,372
‫ولی می‌تونست بدتر باشه

363
00:27:45,372 --> 00:27:48,416
‫وارگا بهم میگه درحالیکه
‫بقیه هیچ کاری نمی‌کردن،

364
00:27:48,416 --> 00:27:51,503
تو ‫سریع رفتی سراغش، بهش شوک دادی
‫و دوباره زنده‌ش کردی

365
00:27:51,503 --> 00:27:53,713
‫یه غریزه‌ی ساده بود

366
00:27:53,713 --> 00:27:57,384
‫ولی بازم، با سابقه‌ی اختلافاتی
‫که بین شما دو تا بوده،

367
00:27:57,384 --> 00:28:00,512
‫کاری که کردی حرکتی از روی صلح بود

368
00:28:00,512 --> 00:28:02,639
‫یا حداقل ما اینطور می‌بینیمش

369
00:28:02,639 --> 00:28:04,641
‫خیلی از شنیدنش خوشحالم

370
00:28:06,351 --> 00:28:08,645
‫و الان اینجاییم، با هم گپ میزنیم

371
00:28:12,982 --> 00:28:16,986
تا حالا به فکرت خطور کرده که دون‌الادیو
یه عوضیه حیله‌گره؟

372
00:28:16,986 --> 00:28:20,699
شاید میخواد بین‌مون دشمنی باشه؟

373
00:28:21,533 --> 00:28:27,914
کنار استخرش می‌شینه، حموم آفتاب می‌گیره، دستور میده

374
00:28:28,248 --> 00:28:34,546
ولی کامیون‌های شما محصول رو جابجا میکنن
و آدم‌های سالامانکا همه رو سر جاشون نگه می‌دارن

375
00:28:34,671 --> 00:28:37,882
از نظر من دشمنی‌ای وجود نداره

376
00:28:38,800 --> 00:28:40,802
‫جدی؟

377
00:28:42,053 --> 00:28:45,557
‫بازم، اگه قراره حسابی با هم گرم بگیریم،

378
00:28:45,557 --> 00:28:47,809
‫مطمئنم الادیو خوشحال نمیشه، مگه نه؟

379
00:28:49,811 --> 00:28:51,813
‫من به وضعیت فعلی راضی هستم

380
00:28:53,523 --> 00:28:55,608
‫سر به سرت گذاشتم

381
00:28:55,608 --> 00:28:58,069
‫باید دیوونه باشی که علیه الادیو بشی

382
00:29:01,448 --> 00:29:03,408
‫ببین، تا یه مدت همین‌جا هستم،

383
00:29:03,408 --> 00:29:05,994
‫پس، می‌دونی، بازم حرف می‌زنیم

384
00:29:07,162 --> 00:29:08,496
‫بهت مدیونیم

385
00:29:08,538 --> 00:29:11,708
‫اگه یه لطف میخوای، سراغ من بیا

386
00:29:11,708 --> 00:29:14,169
‫همچنین. طبیعتاً

387
00:29:14,169 --> 00:29:16,421
‫و من برا اون جوجه برمی‌گردم، باشه؟

388
00:29:16,421 --> 00:29:18,590
‫خوشمزه‌تر از اونه که از دستش بدی

389
00:29:45,867 --> 00:29:48,536
‫میگی هفته‌ای شش کیلو ازش تحویل می‌گیرین؟

390
00:29:48,536 --> 00:29:50,121
‫آره

391
00:29:50,663 --> 00:29:52,499
کجا؟

392
00:29:52,499 --> 00:29:55,210
‫یه مرغداری بیرون از شهر داره

393
00:29:57,170 --> 00:29:59,172
‫نشونم بده

394
00:30:41,756 --> 00:30:43,591
‫آقای مک‌گیل، می‌تونید تشریف بیارید

395
00:30:43,591 --> 00:30:45,593
‫عالیه

396
00:30:47,136 --> 00:30:51,307
‫و بنظر میاد که شما «خدمت اجتماعی
‫جایگزین حبس»‌تون رو انجام دادید؟

397
00:30:51,391 --> 00:30:53,476
‫درسته. سه هفته و نیم پیش

398
00:30:53,476 --> 00:30:56,145
‫راستش، اگه به مدارک تکمیلی نگاه کنید،

399
00:30:56,145 --> 00:30:58,481
‫یه نامه از ناظر من «برد مارکام» هست.

400
00:30:58,982 --> 00:31:00,483
‫خوبه

401
00:31:02,944 --> 00:31:05,280
‫نوشتن که از تعهد شما بسیار راضی بودن

402
00:31:06,197 --> 00:31:09,158
‫و بیشتر سال پیش رو در
‫سی‌سی موبایل مشغول بودید؟

403
00:31:09,158 --> 00:31:10,410
‫یه موبایل‌فروشیه

404
00:31:10,410 --> 00:31:13,955
‫و دوباره، یه نامه از طرف مدیرم
‫آقای رابرت فین هست

405
00:31:14,038 --> 00:31:16,583
‫اون هم در مدارک تکمیلی موجوده

406
00:31:16,583 --> 00:31:18,585
‫همم

407
00:31:18,585 --> 00:31:20,420
‫اینجا نوشته که شما سه ماه مداوم

408
00:31:20,420 --> 00:31:23,423
‫بخشی از چیزی به اسم «سیلور سیرکل» بودید؟

409
00:31:23,423 --> 00:31:25,174
‫یه جایزه‌ی فروشه

410
00:31:25,174 --> 00:31:28,261
‫آقای فین و مدیران سی‌سی‌موبایل
‫خیلی بهم لطف داشتن

411
00:31:28,261 --> 00:31:32,015
‫نیاز نیست موبایل‌های زیادی بفروشین
‫تا وارد «سیلور» بشین، باور کنین

412
00:31:32,015 --> 00:31:34,726
‫چی باعث شد وارد این حوزه‌ی خاص بشید؟

413
00:31:34,726 --> 00:31:37,478
‫راستش، فقط... تا خرجیم رو در بیارم

414
00:31:37,478 --> 00:31:42,275
‫ولی من میگم که بهم یه
‫چشم‌انداز جدید درباره‌ی روابط مشتری داده

415
00:31:42,275 --> 00:31:45,486
‫منظورم اینه، بعد سر و کار داشتن
‫با این گوشی فروختن‌ها،

416
00:31:45,486 --> 00:31:48,531
‫توضیح دادن قانون برای موکلینم
‫باید آب خوردن باشه

417
00:31:49,824 --> 00:31:53,202
‫خب، به قول معروف قانون پیوسته در حال تغییره

418
00:31:53,202 --> 00:31:55,204
‫تو این مدت خودتون رو...

419
00:31:55,204 --> 00:31:57,040
‫با آخرین تغییراتش آپدیت کردین؟

420
00:31:57,040 --> 00:31:59,417
‫«بار ژورنال» رو می‌خوندم.

421
00:31:59,417 --> 00:32:02,670
‫می‌دونی، چیزی که اخیراً توجهم رو جلب کرد
‫پرونده‌ی کرافورد علیه واشنگتن بود.

422
00:32:02,670 --> 00:32:04,380
‫شما ازش اطلاع دارید؟

423
00:32:04,380 --> 00:32:07,467
‫اون باید مربوط به مقبولیت
‫دادگاه‌های حکم یک‌طرفه باشه؟

424
00:32:07,467 --> 00:32:09,427
‫اون... یه پرونده‌ی دادگاه عالی بود، مگه نه؟

425
00:32:09,427 --> 00:32:11,137
‫درسته. نتیجه‌ش چی شد؟

426
00:32:11,137 --> 00:32:13,723
‫" تنها نشانه‌ی اعتماد

427
00:32:13,723 --> 00:32:16,017
‫که بتونه درخواست‌های قانون رو پوشش بده

428
00:32:16,017 --> 00:32:18,686
‫همونیه که قانون درواقع تجویز میکنه...

429
00:32:18,686 --> 00:32:20,063
‫رویارویی"

430
00:32:20,063 --> 00:32:21,689
‫«اسکالیا»ی کلاسیک

431
00:32:21,689 --> 00:32:24,567
‫همش به قربانی‌هایی فکر میکنم

432
00:32:24,567 --> 00:32:26,819
‫که مجبورن تو دادگاه علنی با کسایی
‫که بهشون حمله کردن روبرو بشن

433
00:32:26,819 --> 00:32:30,573
‫ولی از طرف دیگه، اصلاحیه‌ی ششم
‫کاملاً اوضاع رو کنترل میکنه

434
00:32:30,949 --> 00:32:32,867
‫متاسفم

435
00:32:32,867 --> 00:32:36,537
‫فقط... سوالات مرتبط با قانون اساسی
‫که مطرح میشن، اختیارم رو از دست میدم

436
00:32:36,537 --> 00:32:39,874
‫خلاصه‌ش اینکه...
‫به بهترین شکل پیگیر کارم بودم.

437
00:32:42,210 --> 00:32:44,671
‫خب آقای مک‌گیل، چیزی هست
‫که بخوابید بهمون درباره‌ی...

438
00:32:44,671 --> 00:32:48,883
‫دلایلی که منجر به معلق شدن
‫شما از کار شد بگید؟

439
00:32:48,883 --> 00:32:53,388
‫سال گذشته، تقریباً تنها چیزی هست
‫که تو ذهنم مونده

440
00:32:53,388 --> 00:32:59,560
‫و حماقت محض اقداماتم منو خجالت‌زده میکنه

441
00:32:59,560 --> 00:33:02,313
اگه بگم ‫پشیمانی کم گفتم

442
00:33:02,313 --> 00:33:05,733
‫من نمیخوام بهانه بیارم، چون
‫برا کاری که کردم بهانه‌ای نیست

443
00:33:05,733 --> 00:33:07,485
‫ولی الان که اینجا نشستم،

444
00:33:07,485 --> 00:33:12,323
‫بهتون اطمینان میدم همچین اتفاقی
‫هیچوقت دوباره اتفاق نمیفته

445
00:33:13,491 --> 00:33:15,493
‫هیچوقت

446
00:33:16,744 --> 00:33:18,037
‫خب، باشه

447
00:33:18,037 --> 00:33:20,498
‫بنظر راضی‌کننده میرسه

448
00:33:20,498 --> 00:33:22,500
‫مگ، حرفی داری؟

449
00:33:24,627 --> 00:33:27,922
‫آقای مک‌گیل، قانون از نظر شما تعریفش چیه؟

450
00:33:31,718 --> 00:33:33,052
‫قانون؟

451
00:33:36,764 --> 00:33:38,891
‫‌آره. باشه

452
00:33:46,357 --> 00:33:51,529
‫گوش کن، بچه که بودم، وکیل شدن
‫آخرین چیزی بود که تو ذهنم بود

453
00:33:53,156 --> 00:33:55,825
‫حتی اگه می‌خواستم هم، من هوش...

454
00:33:55,825 --> 00:34:00,371
‫یا مهارت یا "پیگیر کارم بودن" رو نداشتم.

455
00:34:00,371 --> 00:34:05,084
‫ولی اتفاقی یه کار توی
‫یه شرکت وکالت گیر آوردم،

456
00:34:05,084 --> 00:34:09,088
‫و همش پیش خودم می‌گفتم،
‫"شاید از پسش بر بیام؟"

457
00:34:09,088 --> 00:34:14,177
‫یه چیزی درونم مجبورم کرد امتحان کنم

458
00:34:14,177 --> 00:34:17,597
‫حالا گوش کنین، تو دانش‌نامه‌م نوشته،

459
00:34:17,597 --> 00:34:20,391
‫"دانشگاه حقوق ساموئای آمریکایی"

460
00:34:20,391 --> 00:34:22,185
‫و دقیقاً همونطوریه که بنظر میاد.

461
00:34:22,185 --> 00:34:24,812
‫یه دانشگاه آموزش از راه دوره

462
00:34:24,812 --> 00:34:29,400
‫ایکاش نوشته بود «جرج‌تاون» یا «نورث‌وسترن».

463
00:34:29,400 --> 00:34:33,446
‫ولی دانشگاه ساموئای آمریکایی،
‫تنها جاییه که منو می‌پذیرفت،

464
00:34:33,446 --> 00:34:37,617
‫چون بذارید بهتون بگم،
‫من استعداد اینکارو رو نداشتم.

465
00:34:37,617 --> 00:34:40,787
‫یعنی، کلاس‌ها، درس خوندن،

466
00:34:40,787 --> 00:34:44,332
‫سعی در گذروندن امتحان وکالت،
‫عملاً داشت منو میکشت.

467
00:34:44,332 --> 00:34:47,627
‫ده دوازده باری انصراف دادم.

468
00:34:47,627 --> 00:34:51,464
‫ولی همش برگشتم سراغش،
‫و من... خیلی خوشحالم که برگشتم،

469
00:34:51,464 --> 00:34:55,343
‫چون وقتی با موکلین حقیقی
‫تو محل کارم روبرو شدم،

470
00:34:55,343 --> 00:34:58,471
‫چیز بهتری برام نبود.

471
00:34:58,471 --> 00:35:00,473
‫سیستم حقوقی ما پیچیده‌ست،

472
00:35:00,473 --> 00:35:02,642
‫و گاهی اوقات می‌تونه متزلزل باشه،

473
00:35:02,642 --> 00:35:06,813
‫ولی نزدیک‌ترین چیز به عدالت واقعیه که داریم

474
00:35:06,813 --> 00:35:11,275
‫و برای اینکه عملی بشه،
‫وکلای قوی و پراشتیاق لازمه،

475
00:35:11,275 --> 00:35:14,862
‫و می‌دونید، کمک به موکلینم،

476
00:35:14,862 --> 00:35:19,742
‫صحبت کردن از جانب اونا، بهترین
‫کاریه که تا حالا انجام دادم

477
00:35:21,661 --> 00:35:23,663
‫و این سال گذشته...

478
00:35:24,914 --> 00:35:26,916
‫خیلی دلم براش تنگ شده

479
00:35:34,674 --> 00:35:36,801
‫خیلی شیوا سخن گفتید

480
00:35:39,387 --> 00:35:43,057
تأثیر خاصی روی دیدگاه‌های شما داشته؟

481
00:35:46,644 --> 00:35:50,022
‫هر چیزی که خوبه رو باید ازش تعریف کرد

482
00:35:52,191 --> 00:35:54,527
‫دانشگاه ساموئای آمریکایی

483
00:35:55,319 --> 00:35:57,405
‫به پیش خرچنگ‌ها!

484
00:36:03,202 --> 00:36:04,787
‫سوال دیگه‌ای هم هست؟

485
00:36:04,787 --> 00:36:07,498
‫- نه. ممنون
‫- نه؟ خوبه

486
00:36:07,498 --> 00:36:10,418
‫فکر کنم همه‌ی صحبتا انجام شد

487
00:36:10,418 --> 00:36:13,296
‫تا چند روز آینده پاسخ ما رو دریافت خواهید کرد

488
00:36:14,338 --> 00:36:15,506
‫خیلی‌خب

489
00:36:15,506 --> 00:36:18,301
‫ممنون بابت وقت‌تون، همتون

490
00:36:47,121 --> 00:36:48,706
‫فکر کردم اونجا حق با اون بود، نه؟

491
00:36:48,706 --> 00:36:51,709
‫آره، نه، اون بخشی از روند بازبینی بود

492
00:36:51,709 --> 00:36:53,044
‫و قبلاً باهاش کار کردی

493
00:36:53,044 --> 00:36:55,338
‫- آدم خوبیه؟
‫- آره، واقعاً آدم خوبیه

494
00:36:59,342 --> 00:37:00,760
‫هی. سلام

495
00:37:00,760 --> 00:37:02,595
‫سلام. آقای مک‌گیل

496
00:37:02,595 --> 00:37:05,056
‫بله. می‌دونم گفتن که پاسخ رو می‌فرستن،

497
00:37:05,056 --> 00:37:08,100
‫ولی، فقط بین خودمون بمونه،
‫چه تصمیمی گرفتن؟

498
00:37:12,772 --> 00:37:14,357
‫باید شوخی‌تون گرفته باشه

499
00:37:14,357 --> 00:37:17,235
‫نه نه نه نه!

500
00:37:19,028 --> 00:37:21,030
‫وای نه!

501
00:37:27,078 --> 00:37:28,704
‫هی، یه دقیقه وایسا!

502
00:37:28,704 --> 00:37:30,414
‫منو رد می‌کنین!؟

503
00:37:30,414 --> 00:37:31,791
‫- من چه اشتباهی کردم؟
‫- آقای مک‌گیل؟

504
00:37:31,791 --> 00:37:33,167
‫- من چه اشتباهی کردم!؟
‫- من نمی‌تونم...

505
00:37:33,209 --> 00:37:34,502
‫آقای مک‌گیل، اینجا جای مناسبی نیست

506
00:37:34,502 --> 00:37:37,755
‫خیلی‌خب. من همه چیز رو
‫درست انجام دادم. لطفاً بهم بگید

507
00:37:37,755 --> 00:37:41,217
‫ببینین، این تصمیمات هیچوقت آسون نیستن

508
00:37:41,217 --> 00:37:43,594
.‫خیلی‌خب، دست بردار
‫لایق یه جواب هستم

509
00:37:46,180 --> 00:37:48,307
‫- خواهش میکنم!
‫-‌آقای مک‌گیل، من نمی‌تونم...

510
00:37:48,307 --> 00:37:50,309
‫من همه چیز رو درست انجام دادم

511
00:37:53,020 --> 00:37:55,815
مسئله‌ی صداقت بود

512
00:37:55,815 --> 00:37:57,900
‫چی؟

513
00:38:00,444 --> 00:38:03,155
‫برخی اعضای کمیته شما رو تا حدودی...

514
00:38:03,990 --> 00:38:05,992
‫ریاکار دونستن

515
00:38:07,660 --> 00:38:10,037
‫سال دیگه دوباره می‌تونین درخواست بدین

516
00:38:29,932 --> 00:38:31,058
‫سلام مایک

517
00:38:31,058 --> 00:38:33,060
‫سلام

518
00:38:34,061 --> 00:38:36,856
‫خب، شش مرد رذل چه میکنن؟

519
00:38:36,856 --> 00:38:38,441
‫والیبال بازی میکنن

520
00:38:38,441 --> 00:38:39,942
‫اون یارو کای تقلب میکنه

521
00:38:42,528 --> 00:38:44,739
‫ورنر هنوز داره حرف میزنه؟

522
00:38:44,780 --> 00:38:47,867
‫الان بیست دقیقه‌ای هست دارن خدافظی میکنن

523
00:38:47,867 --> 00:38:49,785
‫چیز خاصی گفتن؟

524
00:38:49,827 --> 00:38:53,539
‫یه سگ جدید گرفتن،
 ‫و هر جا میرسه دستشویی میکنه

525
00:38:54,832 --> 00:38:56,292
...سگ، خونه

526
00:38:56,292 --> 00:39:00,129
‫کمرش درد گرفته، پس وقتی برگشت
‫میخوان با هم برن به آب‌گرم «بادن‌بادن».

527
00:39:00,129 --> 00:39:02,006
‫- بنظر حرفای عادی میاد
‫- آره

528
00:39:03,215 --> 00:39:04,800
‫تقریباً یه ساعت و نیم میشه دارن حرف میزنن

529
00:39:04,800 --> 00:39:07,136
‫میخوای بهش بگم ده دقیقه‌ای تمومش کنه؟

530
00:39:07,386 --> 00:39:08,929
‫نه

531
00:39:08,929 --> 00:39:11,349
‫بذار تا هر وقت که میخواد حرف بزنه

532
00:39:11,349 --> 00:39:12,808
‫وایسا. باشه

533
00:39:12,850 --> 00:39:14,935
‫دارن تمومش میکنن

534
00:39:14,935 --> 00:39:16,812
زنش ‫میخواد بره گروه کتابی که عضوشه

535
00:39:16,812 --> 00:39:17,938
‫همم

536
00:39:19,607 --> 00:39:21,609
‫میرم محوطه رو بررسی کنم

537
00:40:27,758 --> 00:40:30,719
‫ما هیچ مشکلی با اون متن نداریم
‫و درستش می‌کنیم

538
00:40:30,719 --> 00:40:33,848
‫ما تو بند ب4 صفحه‌ی 15 نگرانی‌ای داریم

539
00:40:33,848 --> 00:40:35,599
‫پاراگراف سوم اینطوری شروع میشه،

540
00:40:35,599 --> 00:40:40,020
‫"حق پرداخت غرامت، پرداخت، بازپرداخت"

541
00:40:40,020 --> 00:40:42,523
‫- همه می‌شنون؟
‫- بله دارم می‌بینمش

542
00:40:42,523 --> 00:40:45,276
مشخصه که این شرط برای شکایت علیرغم آگاهیه

543
00:40:45,276 --> 00:40:49,113
‫تروی، این قید فقط در صورت مغایرت اظهار
به ما حق در خواست غرامت میده

544
00:40:49,113 --> 00:40:51,157
ولی مغایرتی وجود نداره

545
00:40:51,157 --> 00:40:54,076
‫حس میکنیم با توجه
‫به سرعت مذاکرات تا به اینجا،

546
00:40:54,076 --> 00:40:56,412
‫و وقت کمی که برای کامل کردن
‫تحقیقات‌مون داشتیم، لازمه.

547
00:40:56,412 --> 00:40:58,164
خودِ ‫مساورده سرعت کار رو تعیین کرده

548
00:40:58,164 --> 00:41:00,166
‫بعدشم، شما دارین با مطالبه‌ی

549
00:41:00,166 --> 00:41:02,710
‫وثیقه قرار دادن ‫بخشی از پرداختی‌های هدف
از حد خودتون فراتر میرین

550
00:41:02,710 --> 00:41:05,421
‫کیم وکسلر هستم، اگه میشه
‫با کمال احترام بهتون یادآوری کنم،

551
00:41:05,421 --> 00:41:07,339
‫مساورده بهتون اجازه داده تا یک بند رو

552
00:41:07,339 --> 00:41:10,217
نگه دارین که میگه مغایرت تضمین‌ها
باید "به طور مقتضی" باشن

553
00:41:10,217 --> 00:41:11,594
‫این متن استاندارده

554
00:41:11,594 --> 00:41:13,512
‫بله... مثل متن ما

555
00:41:13,512 --> 00:41:16,223
‫بجنبید. بچه‌ها، باهام راه بیاین

556
00:41:16,223 --> 00:41:18,100
‫باشه. پس مایلیم بحث کنیم که

557
00:41:18,100 --> 00:41:20,561
‫کلمه‌ی "علم" که در قرارداد هست
‫رو چطور تعریف می‌کنیم

558
00:41:20,561 --> 00:41:21,979
هر جور راحتین

559
00:41:21,979 --> 00:41:24,857
‫ما حس می‌کنیم که چیزی
‫که بنا کردیم بسیار منطقیه

560
00:41:24,857 --> 00:41:26,484
‫- موکلین ما دوست دارن تا...
‫- سلام

561
00:41:26,484 --> 00:41:27,985
‫بند "با علم فروشنده" رو به...

562
00:41:28,027 --> 00:41:30,279
تا حد اطلاع فروشنده" تغییر بدن"

563
00:41:30,279 --> 00:41:34,033
‫- آروم باش. آروم باش
‫- اشکالی نداره، ولی بهمون فرصت بدین...

564
00:41:57,264 --> 00:41:59,725
‫ریاکار! ریاکار!

565
00:41:59,725 --> 00:42:01,268
‫- جیمی، چی شده؟
‫- یه سال لعنتی!؟

566
00:42:01,268 --> 00:42:02,686
‫قراره یه سال چیکار کنم!؟

567
00:42:02,686 --> 00:42:04,104
‫جیمی!

568
00:42:04,104 --> 00:42:06,273
‫عمراً اگه یه سال دیگه هم
‫موبایل بفروشم. حالا ببین

569
00:42:06,273 --> 00:42:07,608
‫دقیقاً حرفشون چیه؟

570
00:42:07,608 --> 00:42:09,902
‫- چطور... چطور پیش...
‫- چه سخت گذشت!

571
00:42:09,902 --> 00:42:11,654
‫خیلی‌خب. لطفاً بهم نگو می‌تونم
‫درخواست دادگاه استیناف کنم

572
00:42:11,654 --> 00:42:14,281
‫چون همین‌که هیئت‌منصفه کلمه‌ی
‫"ریاکارانه" رو بشنوه، کارم تمومه

573
00:42:14,281 --> 00:42:16,700
‫- جیمی... جیمی...
‫- چطوری می‌تونم "ریاکارانه" رو رد کنم؟

574
00:42:16,700 --> 00:42:18,077
‫خواهش میکنم جیمی. یه نفس بگیر

575
00:42:18,077 --> 00:42:20,079
‫و لطفاً از اول شروع کن

576
00:42:20,871 --> 00:42:23,123
‫کارم خوب بود کیم

577
00:42:23,123 --> 00:42:26,460
‫یعنی... خودم رو نگرفته بودم، ولی
‫می‌دونستم چیکار باید بکنم، باشه؟

578
00:42:26,460 --> 00:42:28,671
‫"حین مدت تعلیقت چیکار می‌کردی؟"

579
00:42:28,671 --> 00:42:30,047
‫و "تغییرات قانون رو پیگیری می‌کردی؟"

580
00:42:30,047 --> 00:42:31,715
‫فلان بسار. همه چی مرتب بود

581
00:42:31,715 --> 00:42:35,427
‫و بعد یکی‌شون یهو
‫این سوال عجیب رو پرسید

582
00:42:35,469 --> 00:42:37,805
‫"قانون برات چه معنایی داره؟"

583
00:42:37,805 --> 00:42:39,056
‫این سوال مهمیه

584
00:42:39,056 --> 00:42:41,183
‫خیلی! و من عالی جوابش رو دادم!

585
00:42:41,183 --> 00:42:43,352
‫درباره‌ی معنی قانون حرف زدم

586
00:42:43,352 --> 00:42:45,563
‫و اینکه آدم خاکی و فروتنی بودم،

587
00:42:45,563 --> 00:42:48,232
‫و صادق بودم و اونا خیلی خوششون اومده بود.

588
00:42:49,233 --> 00:42:51,735
‫- پس...
‫- پس علیهم رای دادن

589
00:42:53,696 --> 00:42:55,698
‫خب، باید چیز دیگه‌ای هم باشه

590
00:42:56,156 --> 00:42:58,158
‫نیست

591
00:42:58,909 --> 00:43:00,160
‫من...

592
00:43:00,160 --> 00:43:02,580
‫وقتی درباره‌ی چاک حرف زدی چی گفتن؟

593
00:43:02,580 --> 00:43:05,916
‫چاک چه ربطی به این قضایا داره؟ چی؟

594
00:43:05,916 --> 00:43:07,710
‫خب، پس، تو حتی...

595
00:43:07,710 --> 00:43:09,712
‫چرا باید بزنم؟

596
00:43:13,048 --> 00:43:15,050
‫خیلی‌خب....

597
00:43:16,051 --> 00:43:17,845
‫خیلی‌خب گوش کن، درستش می‌کنیم

598
00:43:17,845 --> 00:43:19,888
‫و بله، تو تقاضای استیناف میکنی.

599
00:43:19,888 --> 00:43:21,807
‫- اونا الکی تأییدش می‌کنن...
‫- خب بهشون اجازه نمیدیم

600
00:43:21,807 --> 00:43:23,684
‫- هر چی درخواست داشته باشیم فقط...
‫- و یه راهی پیدا می‌کنیم

601
00:43:23,684 --> 00:43:25,769
‫- تا صادقانه بنظر برسه
‫- کیم، من صادقانه حرف زدم!

602
00:43:25,769 --> 00:43:27,479
‫می‌دونم. منظورم اینه درستش می‌کنیم

603
00:43:27,479 --> 00:43:30,149
‫شاید یکم چرند گفته باشم
‫ولی همه‌ی حرفام رو واقعاً گفتم

604
00:43:30,149 --> 00:43:31,734
‫میدونم

605
00:43:33,360 --> 00:43:35,321
‫منو باور نمی‌کنی

606
00:43:35,321 --> 00:43:36,530
‫- البته که می‌کنم
‫- خدایا

607
00:43:36,530 --> 00:43:38,282
‫قیافه‌ت تابلوئه

608
00:43:38,282 --> 00:43:40,784
‫فکر میکنی من یه آدم بی‌ارزشم، یه عوضی

609
00:43:40,784 --> 00:43:42,745
‫- چی!؟
‫- از اون وکلایی که خلافکارا می‌گیرن، درسته؟

610
00:43:42,745 --> 00:43:44,163
‫نه. جیمی، اینطور نیست...

611
00:43:44,163 --> 00:43:45,789
‫آره، بهم که نگاه میکنی،
‫«جیمی قالتاق» رو می‌بینی.

612
00:43:45,789 --> 00:43:47,166
‫من هیچوقت همچین حرفی نزدم!

613
00:43:47,166 --> 00:43:49,168
‫آره، ولی بهش فکر کردی!

614
00:43:50,753 --> 00:43:53,631
‫میخوای بدونی چرا کمیته بهت گفت ریاکار؟

615
00:43:53,631 --> 00:43:55,758
‫چون اسمی از چاک نیاوردی!

616
00:43:55,758 --> 00:43:57,176
‫این اصلاً چه ربطی داره...

617
00:43:57,176 --> 00:44:00,012
‫رونوشت‌ها رو خوندن. می‌دونن
‫چه اتفاقی افتاد جیمی

618
00:44:00,012 --> 00:44:01,764
‫منتظر بودن تا چیزی درباره‌ش بگی

619
00:44:01,764 --> 00:44:03,265
‫پس باید یه داستان دراز و طویل

620
00:44:03,265 --> 00:44:06,352
‫درباره‌ی برادر فوت‌شده‌م
تو جلسه‌ی استرداد پروانه‌م می‌گفتم؟

621
00:44:06,352 --> 00:44:08,354
‫این چیش صادقانه‌ست؟

622
00:44:08,354 --> 00:44:10,981
‫من به چاک فکر نمیکنم، باشه؟

623
00:44:10,981 --> 00:44:12,399
‫دلم برا چاک تنگ نشده!

624
00:44:12,399 --> 00:44:14,985
‫چاک زنده بود و الان مرده و تموم شد و رفت

625
00:44:14,985 --> 00:44:18,238
‫تمام. زنده ادامه داره. پس ازم شکایت کن

626
00:44:18,238 --> 00:44:20,574
‫دوباره همون نگاه

627
00:44:20,574 --> 00:44:23,744
‫- برا همین یه دفتر مشترک نداریم
‫- چی!؟ نه!

628
00:44:23,744 --> 00:44:25,621
‫فقط، می‌دونی، دوباره
‫بحث اون دفتر رو پیش نکش

629
00:44:25,621 --> 00:44:26,789
‫نمی‌خوام یه کلمه‌ی دیگه هم،

630
00:44:26,789 --> 00:44:28,248
‫درباره‌ی اون دفتر مسخره بشنوم

631
00:44:28,248 --> 00:44:30,876
‫دفتر مسخره؟ خیلی‌خب.
‫بیا بیا

632
00:44:30,876 --> 00:44:33,420
‫جیمی، از همون روز اول
‫که دیدمت طرف تو بودم!

633
00:44:33,420 --> 00:44:35,964
‫وقتی زنگ میزنی کی سریع میاد پیشت!؟

634
00:44:35,964 --> 00:44:38,133
‫کی گندهات رو تمیز میکنه!؟

635
00:44:38,133 --> 00:44:39,760
‫من خودم کار دارم،

636
00:44:39,760 --> 00:44:42,805
‫ولی هر دفعه همه چیزم رو برا تو ول میکنم...

637
00:44:42,805 --> 00:44:45,808
‫اعتراف به جرمت رو ضبط می‌کنن، من اونجام

638
00:44:45,808 --> 00:44:47,851
‫دادگاه کانون وکلا داری، وکیلت میشم

639
00:44:47,851 --> 00:44:52,147
‫بارها و بارها، بهم که نیاز داشتی، پیشت بودم

640
00:44:52,147 --> 00:44:53,774
‫ولی تو ذهن تو، تنها مقیاس

641
00:44:53,774 --> 00:44:56,527
‫احساسم به تو... یه دفتره؟

642
00:44:56,527 --> 00:44:58,362
‫من اونقدری خوبم که
باهاش ‫زندگی کنی 

643
00:44:58,362 --> 00:45:00,906
‫ولی خدا نکنه باهام
‫یه دفتر مشترک تاسیس کنی

644
00:45:00,906 --> 00:45:02,574
‫چی داری میگی... الان بهت گفتم که...

645
00:45:02,574 --> 00:45:04,284
‫یکم حوصله‌ت از زندگیت سر رفته،

646
00:45:04,284 --> 00:45:05,786
‫- پس میای و یه چرخ تو کار خلاف میزنی...
‫- این...

647
00:45:05,786 --> 00:45:07,913
‫- یکم با جیمی قالتاق خوش می‌گذرونی
‫- خوش می‌گذره؟

648
00:45:07,913 --> 00:45:10,040
‫- و بعد می‌ذاری میری
‫- خوش گذشتن مثل دروغ گفتن به معاون دادستان

649
00:45:10,040 --> 00:45:11,500
‫تا دوستت رو بیرون بیارم؟

650
00:45:11,500 --> 00:45:14,420
‫یا از اون خوش گذشتنا که با یه
‫لبخند که به زور رو صورتم بود ایستاده بودم

651
00:45:14,420 --> 00:45:16,630
‫درحالیکه تو بازی‌های ذهنی بچه‌گانه
‫با شریک حقوقیم می‌کردی؟

652
00:45:16,630 --> 00:45:20,634
‫اوه، چه اشتباهی بود که منو
‫با خودت به دفترت تو آسمون بردی!

653
00:45:20,676 --> 00:45:22,845
‫- هیچوقت دیگه اینکارو نکنی!
‫- آره شاید نکنم

654
00:45:22,845 --> 00:45:24,680
‫و شاید دفعه‌ی بعد که زنگ بزنی، نیام

655
00:45:24,680 --> 00:45:27,307
‫بفرما. تا یه مرد زمین خورده بهش لگد بزن

656
00:45:28,809 --> 00:45:31,186
‫جیمی، تو همیشه زمین خورده‌ای

657
00:47:13,413 --> 00:47:15,415
‫به همه چی گند زدم

658
00:47:30,597 --> 00:47:32,599
‫هنوز میخوای یه وکیل بشی؟

659
00:47:38,021 --> 00:47:40,023
‫آره

660
00:47:42,734 --> 00:47:44,736
‫خب، از همین می‌تونیم شروع کنیم

661
00:48:05,424 --> 00:48:07,384
‫سلام مایک

662
00:48:07,384 --> 00:48:09,386
‫سلام

663
00:48:11,805 --> 00:48:13,807
‫ممنون

664
00:48:16,059 --> 00:48:17,978
‫ممنون قربان

665
00:48:17,978 --> 00:48:20,772
‫خب، چی داریم؟

666
00:48:20,772 --> 00:48:22,274
‫کاملاً ساکته

667
00:48:22,274 --> 00:48:23,901
‫کای باز تا دیروقت بیدار بود

668
00:48:23,901 --> 00:48:25,485
‫تقریباً یه ساعت بعد اینکه رفت خوابید،

669
00:48:25,485 --> 00:48:27,487
‫ورنر چند دقیقه‌ای اومد بیرون

670
00:48:27,487 --> 00:48:30,282
‫بعدش کاسپر تا دو و نیم بیدار بود،

671
00:48:30,282 --> 00:48:32,618
‫یکم تلویزیون دید، برگشت خوابید

672
00:48:35,621 --> 00:48:37,623
‫شش چرا اونطوریه؟

673
00:48:38,457 --> 00:48:39,791
‫ها؟

674
00:48:39,833 --> 00:48:41,835
‫این.. اون چیه؟

675
00:48:42,711 --> 00:48:45,714
‫آره. پیکسل‌های سوخته

676
00:48:45,714 --> 00:48:46,924
‫دیروز نبودن

677
00:48:46,924 --> 00:48:49,134
‫یه نوسان برق داشتیم

678
00:48:49,134 --> 00:48:52,220
‫دوربین نزدیک بیست ثانیه
‫قطع شد، ولی باز وصل شد

679
00:48:52,220 --> 00:48:54,222
‫نوسان برق؟

680
00:48:55,474 --> 00:48:57,517
‫بقیه‌ی دوربین‌ها هم اینطوری شدن؟

681
00:49:02,064 --> 00:49:04,066
‫آره. 10

682
00:49:10,072 --> 00:49:12,157
‫دوربین‌های بیرون رو بهم نشون بده

683
00:49:22,834 --> 00:49:24,836
‫تو. بیا بریم

684
00:49:30,467 --> 00:49:32,052
‫چراغ‌ها رو بزن

685
00:50:07,629 --> 00:50:09,631
‫اون بالا! اونجا رو چک کن

686
00:50:09,631 --> 00:50:11,633
‫چی شده؟

687
00:50:13,010 --> 00:50:14,052
‫مایک؟
