﻿1
00:00:06,375 --> 00:00:09,000
‫آنچه گذشت...

2
00:00:09,125 --> 00:00:10,625
‫دلیلی داره که اون‌قدر پول لازمش بشه؟

3
00:00:10,791 --> 00:00:12,333
‫دلیل قانونی که نداره.

4
00:00:12,458 --> 00:00:15,083
‫باید بتونن بشناسنش.
‫هدفمون همینه.

5
00:00:15,208 --> 00:00:16,666
‫بنیاد جکسون مرسره.

6
00:00:16,708 --> 00:00:19,208
‫- پای فرینگ وسطه.
‫- آخ!

7
00:00:19,333 --> 00:00:20,708
‫قراره با همدیگه صحبت کنیم.

8
00:00:20,833 --> 00:00:21,958
‫باورت نمی‌شه،

9
00:00:22,083 --> 00:00:24,000
‫ولی همین الان اتفاقی
‫کاسیمیرو رو دیدم.

10
00:00:24,125 --> 00:00:25,750
‫دستش شکسته.

11
00:00:25,916 --> 00:00:27,250
‫تو به کارت تو سانتافه برس،

12
00:00:27,375 --> 00:00:29,083
‫امشب که رسیدی خونه،
‫تجدید قوا می‌کنیم.

13
00:00:29,208 --> 00:00:30,583
‫امروز عملی می‌شه.

14
00:02:24,125 --> 00:02:26,333
‫می‌خوام دوش بگیرم.

15
00:02:32,291 --> 00:02:34,041
‫مرسی.

16
00:06:25,291 --> 00:06:31,875
‫[رخت‌شوی‌خانه بریلانته]

17
00:06:57,791 --> 00:07:00,000
‫«من از مرگ نمی‌ترسم.»

18
00:07:00,000 --> 00:07:02,916
‫«مگه مرگ فراتر از تجربیاتم عمل می‌کنه؟»

19
00:07:02,916 --> 00:07:04,500
‫من که زندگی کردم.

20
00:07:04,500 --> 00:07:06,750
‫زندگی از همه‌چی بدتره.

21
00:07:06,750 --> 00:07:09,125
‫«از من بشنو،
‫من فیلسوفم.»

22
00:07:10,958 --> 00:07:12,916
‫«از من بشنو،
‫من فیلسوفم.»

23
00:07:12,916 --> 00:07:16,166
‫«از من بشنو،
‫من فیلسوفم.»

24
00:07:16,166 --> 00:07:18,583
‫«از من بشنو،
‫من فیلسوفم.»

25
00:07:19,875 --> 00:07:22,125
‫«از من بشنو،
‫من فیلسوفم.»

26
00:07:22,125 --> 00:07:23,500
‫«از من بشنو،
‫من فیلسوفم.»

27
00:07:23,500 --> 00:07:25,291
‫باید از پسش بربیای جو.

28
00:07:25,291 --> 00:07:26,666
‫حتما باید بربیای.

29
00:07:26,666 --> 00:07:29,000
‫«عشق یه پا تله است.»

30
00:07:29,000 --> 00:07:31,833
‫سوار شو!
‫باید مجددا فیلم‌برداری کنیم!

31
00:07:31,833 --> 00:07:35,125
‫اگه نود دقیقه بیای، بهت سیصد دلار می‌دم!
‫بیا دیگه!

32
00:07:35,125 --> 00:07:36,708
‫اِم، استراحتم یه ساعت دیگه است.

33
00:07:36,708 --> 00:07:39,083
‫- شاید هم...
‫- نه‌خیر، نمی‌فهمی چی می‌گم،

34
00:07:39,083 --> 00:07:41,625
‫اگه همین الان سوار بشی،
‫چهارصد دلار بهت می‌دم.

35
00:07:41,625 --> 00:07:43,500
‫ضمنا... اگه رئیست سرت غر زد،

36
00:07:43,500 --> 00:07:45,125
‫خودم بهش می‌گم جریان از چه قراره.

37
00:07:45,125 --> 00:07:48,208
‫اگه اخراجت کنه،
‫بابت اخراج غیرقانونی...

38
00:07:48,208 --> 00:07:50,875
‫و تبعیض سنی ازش شکایت می‌کنم.

39
00:07:50,875 --> 00:07:52,458
‫ببین، ببین، بیا ببینم، بیا ببینم.

40
00:07:52,458 --> 00:07:55,000
‫مگه چند بار فرصت می‌کنیم
‫هنرمون رو به کار بگیریم، ها؟

41
00:07:55,000 --> 00:07:58,166
‫مگه چند بار فرصت می‌کنیم
‫نقش شخص دیگه‌ای رو ایفا کنیم...

42
00:07:58,166 --> 00:08:01,416
‫و جادویی رو که دیگران به خواب می‌بینن،
‫واقعا به تصویر بکشیم؟

43
00:08:01,416 --> 00:08:03,375
‫خب، ببین چی می‌گم!

44
00:08:03,375 --> 00:08:05,333
‫از فرصتت استفاده کن.
‫دم را غنیمت شمار.

45
00:08:05,333 --> 00:08:08,000
‫نذار پشیمون بشی.

46
00:08:10,916 --> 00:08:12,500
‫«نذار چیزی سد راهت بشه.»

47
00:08:12,500 --> 00:08:15,083
‫تازه روحیه موفقیت پیدا کردی.

48
00:08:15,083 --> 00:08:16,625
‫سوار شو.
‫ولی کمربندت رو ببند.

49
00:08:16,625 --> 00:08:19,041
‫نمی‌خوام از شیشه جلو
‫پرت بشی بیرون و از دستت بدم.

50
00:08:31,791 --> 00:08:36,666
‫این دوربین «کانُن اِکس‌اِل2»ـه.

51
00:08:36,666 --> 00:08:40,875
‫سه افزاره رنگ‌بردار داره، خیلی پیشرفته است،
‫رقیب نداره.

52
00:08:40,875 --> 00:08:42,791
‫زوم اپتیکالش بیست برابره،

53
00:08:42,791 --> 00:08:46,166
‫ولی می‌شه لنز اِکس‌اِل هم روش انداخت.

54
00:08:46,166 --> 00:08:48,750
‫پایدارکننده نگاره داره،
‫فیلتر داخلی داره...

55
00:08:48,750 --> 00:08:53,000
‫فریم بر ثانیه‌اش متغیره،
‫نسبت تصویرش متغیره، دست خودتونه.

56
00:08:54,208 --> 00:08:55,625
‫البته...
‫اگه اجازه داشتین باهاش...

57
00:08:55,625 --> 00:08:58,333
‫کار کنین، دست خودتون می‌بود.

58
00:08:59,583 --> 00:09:02,416
‫این دوربین مال فیلم‌بردارهای حرفه‌ایه.

59
00:09:02,416 --> 00:09:04,000
‫این دوربین مال خلق آثار هنریه.

60
00:09:04,000 --> 00:09:07,208
‫مال شما نیست.

61
00:09:08,625 --> 00:09:11,583
‫این به درد شما می‌خوره.

62
00:09:11,583 --> 00:09:15,583
‫وضوح طولی تصویرش
‫سیصد و چهله،

63
00:09:15,583 --> 00:09:19,208
‫به درد فیلم‌برداری
‫از عروسی خواهرتون،

64
00:09:19,208 --> 00:09:21,750
‫جلسات هیئت مدیره شرکت‌های کوچک...

65
00:09:21,750 --> 00:09:25,125
‫یا پورن بدون داستان باشه.

66
00:09:25,125 --> 00:09:28,458
‫آها، ببخشید.
‫اجازه هست؟

67
00:09:28,458 --> 00:09:32,208
‫استاد تانیس گفته بودن
‫دوربین‌های خوب رو در اختیارمون می‌ذارین.

68
00:09:32,208 --> 00:09:33,500
‫عه.

69
00:09:33,500 --> 00:09:35,291
‫استاد تانیس چنین حرفی زده بود؟

70
00:09:35,291 --> 00:09:38,583
‫خب، استاد تانیس که سخنگوی...

71
00:09:38,583 --> 00:09:40,583
‫بخش تجهیزات نیست.

72
00:09:40,583 --> 00:09:42,500
‫سخنگوی بخش تجهیزات بنده هستم.

73
00:09:42,500 --> 00:09:45,291
‫خب؟
‫اینه که دوربین‌های «خوب»...

74
00:09:45,291 --> 00:09:47,208
‫مال افراد انگشت‌شماری هستن.

75
00:09:47,208 --> 00:09:48,500
‫مال افراد مفتخری هستن.

76
00:09:48,500 --> 00:09:50,375
‫مال مؤلفین هستن.

77
00:09:50,375 --> 00:09:52,625
‫مفهومه؟

78
00:09:55,291 --> 00:09:57,208
‫خیلی‌خب، این نمودارهای عمق میدان رو ببینین.

79
00:09:57,208 --> 00:09:58,625
‫بررسیشون کنین.

80
00:09:58,625 --> 00:10:00,375
‫اسیر دایره اغتشاش نشین.

81
00:10:00,375 --> 00:10:03,666
‫اگه فوکوس رو رعایت نکنین،
‫نمی‌تونین داستانتون رو روایت کنین.

82
00:10:03,666 --> 00:10:08,166
‫اِم، من هم باید به کار خیلی مهمی...

83
00:10:08,166 --> 00:10:10,250
‫تو دانشگاه برسم،
‫ولی برمی‌گردم.

84
00:10:10,250 --> 00:10:12,125
‫ضمنا، بهتون هشدار بدم
‫که قراره بعدا ازتون کوئیز بگیرم.

85
00:10:12,125 --> 00:10:13,500
‫احتمالا می‌گیرم.

86
00:10:13,500 --> 00:10:16,125
‫به تجهیزاتمون دست نزنین!
‫می‌فهمم‌ها.

87
00:10:16,125 --> 00:10:18,416
‫واسه چی کلاس برداشتی؟

88
00:10:18,416 --> 00:10:19,875
‫من که بهت گفته بودم
‫اصلا فرصت نداریم.

89
00:10:19,875 --> 00:10:21,458
‫فرصت داری راجع به دستمزدم صحبت کنیم؟

90
00:10:21,458 --> 00:10:23,750
‫«راجع به دستمزدت صحبت کنیم؟»
‫دستمزدت ثابته دیگه.

91
00:10:23,750 --> 00:10:26,458
‫درسته، ولی تحت چنین
‫شرایط اضطراری که من رو...

92
00:10:26,458 --> 00:10:28,125
‫از انجام وظایف دانشگاهیم منع کردی،

93
00:10:28,125 --> 00:10:30,458
‫- دستمزدم پونصد دلاره.
‫پونصد دلار؟! چی؟!

94
00:10:30,458 --> 00:10:32,958
‫هفته پیش که بابت همین کار
‫صد دلار گرفته بودی.

95
00:10:32,958 --> 00:10:34,625
‫اگه به نظرت همین کار بوده،
‫برو یکی دیگه رو پیدا کن.

96
00:10:34,625 --> 00:10:36,500
‫چی؟ نه بابا.
‫قبوله! پونصد دلار! ای خدا.

97
00:10:36,500 --> 00:10:38,416
‫پونصد دلار.
‫قول انگشتی می‌دی؟

98
00:10:38,416 --> 00:10:39,541
‫با کل انگشت‌هام قول می‌دم.

99
00:10:39,541 --> 00:10:41,458
‫فقط به بقیه چیزی نگو.

100
00:10:41,458 --> 00:10:42,875
‫تصمیم خوبی گرفتی.
‫بهترین شخص رو اجیر کردی.

101
00:10:42,875 --> 00:10:44,916
‫- خیلی اذیت کردی دیگه.
‫- بابت چنین کاری بیشتر پول می‌گیرم.

102
00:10:44,916 --> 00:10:47,125
‫خیلی‌خب.
‫می‌خوایم اینجا فیلم‌برداری کنیم،

103
00:10:47,125 --> 00:10:48,916
‫پس‌زمینه تصویرمون درخته،
‫ولی نذار تو فوکوس باشن.

104
00:10:48,916 --> 00:10:50,583
‫- ردیفه؟
‫- ردیفش می‌کنم.

105
00:10:50,583 --> 00:10:53,333
‫- عزیز دلم چطور شد؟
‫- به نظرم امروز بهتر شده.

106
00:10:53,333 --> 00:10:56,166
‫رنگ فاندیشنی که این دفعه زدم،
‫بیشتر به پوست خودش می‌خوره...

107
00:10:56,166 --> 00:10:58,708
‫و چسب مناسب‌تری پیدا کردم...

108
00:10:58,708 --> 00:11:00,416
‫که سبیلش طبیعی‌تر جلوه کنه.

109
00:11:00,416 --> 00:11:02,333
‫- خوشم اومد، خوب شده.
‫- آها، وایستا ببینم.

110
00:11:02,333 --> 00:11:04,083
‫راه «شایر» رو گم کردی؟

111
00:11:04,083 --> 00:11:05,833
‫داریم تمرین می‌کنیم.

112
00:11:05,833 --> 00:11:08,708
‫قراره فیلم موزیکال «بلور تاریک» رو بسازیم.

113
00:11:08,708 --> 00:11:10,750
‫من نقش گلفلینگه، کیرا رو بازی می‌کنم.

114
00:11:10,750 --> 00:11:12,500
‫من که مطمئنم «استفراغ‌لینگ» بوده.

115
00:11:12,500 --> 00:11:15,291
‫خیلی‌خب. کاریش نداشته باش.
‫تجهیزاتت رو علم کن.

116
00:11:15,291 --> 00:11:18,041
‫- باید برم وسایلم رو بیارم رئیس.
‫- نه، خودش آورده.

117
00:11:18,041 --> 00:11:21,208
‫- رسیدم! رسیدم!
‫- همین شکلی باش. جدی باش.

118
00:11:21,208 --> 00:11:23,750
‫همه‌چی رو آوردم.
‫سلام.

119
00:11:23,750 --> 00:11:26,666
‫سه فیلم ترای‌اِکس و پلاس‌اِکس آوردم،

120
00:11:26,666 --> 00:11:28,833
‫- آخه نمی‌دونستم کدومش به دردتون می‌خوره...
‫- وایستا ببینم، به وسایلم دست زدی؟

121
00:11:28,833 --> 00:11:31,333
‫- کسی جز خودم حق نداره به وسایلم دست بزنه!
‫- واقعا خیلی گل گفتی.

122
00:11:31,333 --> 00:11:34,291
‫خیلی‌خب. آماده شین.
‫فرصت نداریم.

123
00:11:35,708 --> 00:11:37,500
‫خدا رو شکر...

124
00:11:44,250 --> 00:11:46,625
‫از این بابت مطمئنی؟
‫کاملا مطمئنی؟

125
00:11:46,625 --> 00:11:49,291
‫- می‌خوایم مناسب باشه دیگه، مگه نه؟
‫- آره، می‌دونم، ولی خودم از پسش برمیام.

126
00:11:49,291 --> 00:11:52,166
‫من هم در حد خودت
‫با گچت آشنایی داشتم دیگه.

127
00:11:52,166 --> 00:11:54,250
‫بیا، این کیسه رو بده من.
‫خودت سوار ماشین شو،

128
00:11:54,250 --> 00:11:56,291
‫با حداکثر سرعت مجاز برون
‫تا به قرار ناهارت برسی.

129
00:11:56,291 --> 00:11:59,458
‫جیمی.
‫باید همین‌جا باشم.

130
00:11:59,458 --> 00:12:01,541
‫- نور سنجم رو هم آوردی؟
‫- آوردم.

131
00:12:01,541 --> 00:12:03,416
‫سلام لنی،
‫اِم، می‌شه...

132
00:12:03,416 --> 00:12:04,458
‫- دست چپت رو بدی؟
‫- دست چپم رو بدم؟

133
00:12:04,458 --> 00:12:05,833
‫معلومه.
‫چی شـ...؟

134
00:12:05,833 --> 00:12:07,291
‫دست شخصیتت الان شکسته.

135
00:12:07,291 --> 00:12:09,166
‫پیداش نمی‌کنم. پیداش نمی‌کنم.

136
00:12:09,166 --> 00:12:10,916
‫داستان پیچیده شد.
‫این‌جوری که همه‌چی عوض می‌شه.

137
00:12:10,958 --> 00:12:11,750
‫هیچی عوض نمی‌شه.

138
00:12:11,750 --> 00:12:13,500
‫- فیلترهای کاهنده نورم رو آوردی؟
‫- همه‌چی رو آوردم.

139
00:12:13,500 --> 00:12:14,916
‫خب، باید پیشینه داستانیم رو تغییر بدم.

140
00:12:14,916 --> 00:12:16,416
‫ولی می‌شه دستت رو تکون ندی؟

141
00:12:16,416 --> 00:12:17,791
‫- پیداشون نمی‌کنم.
‫- جیب کناریش رو بگرد.

142
00:12:17,791 --> 00:12:19,666
‫فرض کن شکستگی دستت نمادینه.

143
00:12:19,666 --> 00:12:21,541
‫- آها، فهمیدم. نمادینه.
‫- پیداشون کردم.

144
00:12:21,541 --> 00:12:23,416
‫- فیلم پلاس‌اِکس رو می‌اندازم.
‫- سعی کن صحبت نکنی لنی.

145
00:12:23,416 --> 00:12:26,291
‫انگیزه شخصیتت عین سابقه.

146
00:12:26,291 --> 00:12:28,916
‫داری مأموریتی سری رو عملی می‌کنی
‫که بسته‌ای مهم دریافت کنی...

147
00:12:28,916 --> 00:12:32,333
‫و می‌خوای عادی جلوه کنی،
‫ولی خودت خبر داری چی به چیه، متوجهی؟

148
00:12:32,333 --> 00:12:35,291
‫نقشی رازآلود، دسیسه‌آمیز
‫و توطئه‌آمیز ایفا می‌کنی...

149
00:12:35,291 --> 00:12:38,041
‫می‌دونی چیه؟ احتمالا بهتر باشه
‫خواب‌آلوده جلوه کنی.

150
00:12:38,041 --> 00:12:40,041
‫عه، عه، عه.
‫وایستین ببینم.

151
00:12:40,041 --> 00:12:41,583
‫مثلا الان دستش رو گچ گرفتین؟

152
00:12:41,583 --> 00:12:43,625
‫بجنبین بچه‌ها، فرصت نداریم.
‫بجنبین.

153
00:12:43,625 --> 00:12:45,916
‫- دستت رو بیار.
‫- مرسی.

154
00:12:45,916 --> 00:12:48,250
‫شوخیتون گرفته؟
‫بی‌خیال دیگه،

155
00:12:48,250 --> 00:12:50,833
‫نوار دوربین پارچه‌ایم رو سی و شش دلار
‫از «رافیک» خریدم.

156
00:12:50,833 --> 00:12:52,041
‫تو فاکتورت لحاظش کن.

157
00:12:56,708 --> 00:13:00,083
‫چیزی نمونده.
‫تکون نخورین.

158
00:13:00,083 --> 00:13:03,666
‫تکون نخورین!
‫نور صبحگاهی رو اعمال کنین!

159
00:13:06,958 --> 00:13:09,875
‫- رنگ‌بندی برگ‌ها حرف نداره.
‫- خیلی‌خب.

160
00:13:09,875 --> 00:13:11,125
‫شروع کنین!

161
00:13:11,125 --> 00:13:12,666
‫حرکت!

162
00:13:15,625 --> 00:13:17,125
‫نه بچه‌ها،
‫از اینجا معلوم نیست!

163
00:13:17,125 --> 00:13:18,833
‫باید برگردی که معلوم باشه!

164
00:13:18,833 --> 00:13:21,625
‫باید...
‫نه، برگرد که از اینجا معـ...

165
00:13:21,625 --> 00:13:22,875
‫نه، پاکته رو می‌گم...
‫وقتی داری...

166
00:13:22,875 --> 00:13:24,333
‫- چی؟!
‫- برگرد!

167
00:13:24,333 --> 00:13:26,666
‫چی؟
‫داره... چی داره می‌گه؟

168
00:13:29,000 --> 00:13:30,458
‫فیلم دوربین رو عوض می‌کنم!

169
00:13:30,458 --> 00:13:33,083
‫خیلی‌خب، اِم،
‫لنی، صرفا...

170
00:13:33,083 --> 00:13:35,625
‫خیلی‌خب، اِم، لنی،
‫نظرت چیه...

171
00:13:35,625 --> 00:13:39,708
‫که از پشت نیمکت بیای
‫و جیمی پاکت رو بهت بده؟

172
00:13:39,708 --> 00:13:41,791
‫آره، خوبه، ولی پاکت رو این شکلی بگیر...

173
00:13:41,791 --> 00:13:43,250
‫- نه، صاف بگیرش.
‫- صاف بگیرمش؟

174
00:13:43,250 --> 00:13:44,375
‫- که تو دوربین معلوم باشه.
‫- خیلی‌خب، باشه.

175
00:13:44,375 --> 00:13:47,250
‫- ولی خیلی تابلو نگیری‌ها.
‫- فهمیدم. برو.

176
00:13:47,250 --> 00:13:50,666
‫کفش!
‫کفشتون افتاد تو قاب!

177
00:13:50,666 --> 00:13:52,041
‫خاک بر سرم.

178
00:13:52,041 --> 00:13:54,208
‫خیلی‌خب. خیلی‌خب.

179
00:13:56,375 --> 00:13:59,458
‫خیلی‌خب. آماده‌ای؟

180
00:14:00,791 --> 00:14:03,208
‫خیلی‌خب، مجددا حرکت!

181
00:14:23,375 --> 00:14:25,583
‫چه شکلی شده؟

182
00:14:25,583 --> 00:14:28,083
‫نمی‌شه روند چاپ رو تسریع کرد.

183
00:14:33,041 --> 00:14:36,625
‫کافیه عکسش چاپ بشه،
‫لزومی نداره بی‌نقص باشه.

184
00:14:36,625 --> 00:14:39,541
‫نمی‌شه روند چاپ رو تسریع کرد.

185
00:14:44,875 --> 00:14:46,625
‫خیلی‌خب.

186
00:14:48,708 --> 00:14:50,500
‫- این یکی خوبه؟
‫- آها.

187
00:14:50,500 --> 00:14:54,041
‫- اون خوبه؟ این هم خوبه.
‫- خیلی‌خب.

188
00:14:54,041 --> 00:14:56,125
‫اون یکی خوبه.
‫اون یکی خوبه.

189
00:14:56,125 --> 00:14:58,458
‫آره. خوب افتاده.

190
00:14:58,458 --> 00:15:00,666
‫آره.

191
00:15:05,916 --> 00:15:08,375
‫خیلی‌خب.

192
00:15:12,166 --> 00:15:13,958
‫آها. ردیف شد.

193
00:15:26,916 --> 00:15:28,458
‫اون چیه؟

194
00:15:28,458 --> 00:15:30,583
‫نگرانش نباش.

195
00:15:30,583 --> 00:15:32,708
‫لزومی نداره از همه‌چی خبر داشته باشی.

196
00:16:02,416 --> 00:16:06,541
‫وای خدا، ای خدا، وای خدا.

197
00:16:12,750 --> 00:16:14,958
‫برو! برو!

198
00:17:05,750 --> 00:17:07,000
‫اِم...

199
00:17:07,000 --> 00:17:08,875
‫عذر می‌خوام جناب هملین.

200
00:17:08,875 --> 00:17:11,541
‫بهم گفته بودن باید قبل از آغاز جلسه،
‫یخچال رو پر کنم.

201
00:17:11,541 --> 00:17:12,958
‫اشکالی نداره.

202
00:17:12,958 --> 00:17:14,791
‫بیا.

203
00:17:14,791 --> 00:17:16,000
‫هوم.
‫بذار کمکت کنم.

204
00:17:17,208 --> 00:17:18,333
‫ممنون.

205
00:17:20,000 --> 00:17:22,666
‫اِم، اسمت... گری بود؟

206
00:17:22,666 --> 00:17:25,166
‫کری اندرسون هستم.

207
00:17:25,166 --> 00:17:28,916
‫هوم. آره دیگه. کری بودی.

208
00:17:30,625 --> 00:17:35,375
‫کری، وقتی قوطی نوشابه‌ای
‫از دست آدم بیفته یا تکون بخوره، چی می‌شه؟

209
00:17:37,166 --> 00:17:39,000
‫درسته.

210
00:17:39,000 --> 00:17:40,625
‫می‌پاشه.

211
00:17:40,625 --> 00:17:42,291
‫عذر می‌خوام، اِم...

212
00:17:42,291 --> 00:17:45,833
‫بیا. بذار حقه‌ای یادت بدم.

213
00:17:48,250 --> 00:17:50,666
‫تأثیر نیروی گریز از مرکزه.

214
00:17:50,666 --> 00:17:52,166
‫حباب‌های داخل قوطی رو از بین می‌بره...

215
00:17:52,166 --> 00:17:55,166
‫و جلوی پاشیدنش رو می‌گیره.

216
00:17:55,166 --> 00:17:57,833
‫ما که نمی‌خوایم موکلینمون
‫غافلگیر بشن، مگه نه؟

217
00:17:57,833 --> 00:17:59,875
‫واقعا تأثیر داره؟

218
00:18:04,750 --> 00:18:07,125
‫عه. ایول.

219
00:18:07,125 --> 00:18:09,375
‫می‌دونی این حقه رو
‫از کی یاد گرفتم؟

220
00:18:11,041 --> 00:18:13,583
‫ایشون قبلا از روی عادت
‫چنین کاری می‌کرد.

221
00:18:13,583 --> 00:18:17,208
‫می‌شه گفت همیشه ناخودآگاه
‫این شکلی بازشون می‌کرد.

222
00:18:17,208 --> 00:18:20,041
‫یه بار دلیلش رو ازش پرسیدم.

223
00:18:20,041 --> 00:18:22,375
‫صرفا می‌خواست همیشه
‫آمادگی هر اتفاق یهویی...

224
00:18:22,375 --> 00:18:24,541
‫یا برنامه‌ریزی شده رو داشته باشه.

225
00:18:24,541 --> 00:18:28,458
‫اِم، عذر می‌خوام،
‫من تازه اینجا مشغول به کار شدم.

226
00:18:28,458 --> 00:18:31,791
‫اطلاعی ندارم...
‫ایشون... ایشون کی هستن؟

227
00:18:31,791 --> 00:18:33,916
‫چارلز مک‌گیله.

228
00:18:33,916 --> 00:18:37,583
‫«اِمِ» شرکت «اچ‌اچ‌ام» به یاد ایشونه.

229
00:18:37,583 --> 00:18:40,333
‫به عمرم وکیلی به این باهوشی ندیده بودم.

230
00:18:40,333 --> 00:18:42,208
‫عجب.

231
00:18:42,208 --> 00:18:45,458
‫امیدوارم روزی از من هم
‫این شکلی تعریف کنن.

232
00:18:47,541 --> 00:18:49,791
‫خب،

233
00:18:49,791 --> 00:18:52,083
‫شاید مسائل مهم‌تری هم باشه.

234
00:18:53,583 --> 00:18:56,458
‫جناب جنیدوفسکی تشریف آوردن.

235
00:18:56,458 --> 00:18:58,666
‫- الان اومده؟
‫- بهشون گفتم جلسه دارین.

236
00:18:58,666 --> 00:19:01,666
‫- کل حضار اومدن؟
‫- ریچ شوایکارت و گروهش دیر کردن.

237
00:19:01,666 --> 00:19:04,250
‫همین الان تماس گرفتن،
‫تقریبا ده دقیقه دیگه می‌رسن.

238
00:19:04,250 --> 00:19:06,625
‫جنیدوفسکی نگفته چیکار داره؟

239
00:19:06,625 --> 00:19:09,125
‫صرفا گفتن پیشرفتی حاصل شده.

240
00:19:09,125 --> 00:19:11,041
‫گفتن خودتون متوجه منظورشون می‌شین.

241
00:19:20,625 --> 00:19:23,208
‫شرمنده.
‫همین الان چاپشون کردم.

242
00:19:23,208 --> 00:19:25,583
‫این چیه؟

243
00:19:25,583 --> 00:19:27,208
‫این عکس‌ها رو حوالی هفت صبح امروز گرفتم.

244
00:19:27,208 --> 00:19:29,166
‫مک‌گیل تو پارک ترامبل
‫رو نیمکت نشسته بود،

245
00:19:29,166 --> 00:19:30,791
‫بعدش سوژه‌ای که مشاهده می‌کنین،

246
00:19:30,791 --> 00:19:33,416
‫از کنار مک‌گیل رد شد،
‫بسته‌ای ازش تحویل گرفت...

247
00:19:33,416 --> 00:19:35,708
‫و لای گچش قایمش کرد.

248
00:19:35,708 --> 00:19:38,458
‫تا خودم عکس‌ها رو ندیده بودم،
‫نفهمیده بودم چه بسته‌ایه.

249
00:19:50,791 --> 00:19:53,541
‫وای خدایا.

250
00:19:53,541 --> 00:19:55,125
‫همون پاکته.

251
00:19:56,250 --> 00:19:57,625
‫خب، سبیلوئه کیه؟

252
00:19:57,625 --> 00:19:59,500
‫امیدوار بودم خودتون بشناسینش.

253
00:19:59,500 --> 00:20:01,500
‫نمی‌شناسمش، ولی...

254
00:20:01,500 --> 00:20:03,208
‫چه کاری در راستای
‫پیدا کردنش ازت برمیاد؟

255
00:20:03,208 --> 00:20:06,083
‫می‌دونم ماشینش میاتای نقره‌ایه
‫و بخشی از پلاکش رو یادداشت کردم.

256
00:20:06,083 --> 00:20:07,750
‫خیلی خوب نیست،
‫ولی می‌شه ردیفش کرد.

257
00:20:07,750 --> 00:20:09,375
‫کمی بیشتر طول می‌کشه...

258
00:20:09,375 --> 00:20:11,458
‫و احتمالا مجبور بشم سبیل چند تن
‫از کارکنان اداره وسایل نقلیه رو چرب کنم...

259
00:20:11,458 --> 00:20:13,375
‫بکن.

260
00:20:13,375 --> 00:20:15,333
‫هر کاری لازمه بکن.

261
00:20:15,333 --> 00:20:17,541
‫ردیفش می‌کنم.

262
00:20:21,833 --> 00:20:23,291
‫خب، رمز پخت...

263
00:20:23,291 --> 00:20:26,708
‫سوپ سیب‌زمینی
‫و تره‌فرنگی خوشمزه...

264
00:20:26,708 --> 00:20:29,250
‫به سیب‌زمینیش برنمی‌گرده،
‫به تره‌فرنگیش برمی‌گرده.

265
00:20:29,250 --> 00:20:31,250
‫باید کمی کلفت خرد بشه.

266
00:20:31,250 --> 00:20:33,125
‫آها، خب، من که خیلی تره‌فرنگی دوست دارم.

267
00:20:33,125 --> 00:20:34,416
‫راستی، سیر هم خوشمزه‌اش می‌کنه.

268
00:20:34,416 --> 00:20:35,875
‫ظاهرا خیلی خوشمزه می‌شه.

269
00:20:35,875 --> 00:20:37,500
‫واقعا امیدوارم فرصت
‫خوردنش بهم دست بده...

270
00:20:37,500 --> 00:20:39,875
‫سلام آیرین!
‫حالت چطوره عزیز دلم؟

271
00:20:39,875 --> 00:20:41,916
‫خیلی خوبم جناب هملین.

272
00:20:41,916 --> 00:20:44,125
‫ای بابا، خودت که بلدی
‫هاوارد صدام کنی.

273
00:20:44,125 --> 00:20:45,458
‫جولی رو هم که مسلما می‌شناسی.

274
00:20:45,458 --> 00:20:47,416
‫- آره.
‫- همین الان داشتم به آبرین می‌گفتم...

275
00:20:47,416 --> 00:20:49,291
‫لزومی نداره حرفی بزنه...

276
00:20:49,291 --> 00:20:51,541
‫و اصلا نمی‌خواد مضطرب باشه.

277
00:20:51,541 --> 00:20:53,833
‫خب، کلیف کاملا درست می‌گه.

278
00:20:53,833 --> 00:20:55,916
‫اِم، جولی، می‌شه واسه آیرین...

279
00:20:55,916 --> 00:20:58,250
‫یه فنجون چای بابونه با کمی عسل بریزی؟

280
00:20:58,250 --> 00:21:01,000
‫- همین شکلی دوست داری، مگه نه؟
‫- آره، ممنون.

281
00:21:01,000 --> 00:21:03,750
‫آیرین، بذار وقایع پیش‌رو رو
‫برات مرور کنم.

282
00:21:03,750 --> 00:21:05,041
‫قراره با آقای شوایکارت...

283
00:21:05,041 --> 00:21:06,666
‫و همکارانش که وکلای...

284
00:21:06,666 --> 00:21:08,250
‫سندپایپر هستن جلسه داشته باشی،

285
00:21:08,250 --> 00:21:11,166
‫همه‌چی هم خیلی مؤدبانه
‫و حرفه‌ای پیش می‌ره...

286
00:21:11,166 --> 00:21:13,583
‫- و جهت اطمینان حاصل کردن از این روند...
‫- اوهوم.

287
00:21:13,583 --> 00:21:16,375
‫میانجی مستقلی شرایط رو
‫به همین شکل نگه می‌داره.

288
00:21:16,375 --> 00:21:18,500
‫می‌شه گفت حکم داور رو داره.

289
00:21:18,500 --> 00:21:20,875
‫آره، قاضی بازنشسته مهربونی
‫اهل سانتافه...

290
00:21:20,875 --> 00:21:24,125
‫به نام قاضی کاسیمیروئه
‫که چندین ساله باهاش آشنام.

291
00:21:24,125 --> 00:21:26,125
‫وای، ممنون.
‫خیلی لطف داری.

292
00:21:26,125 --> 00:21:28,125
‫- خواهش.
‫- وای خدا جون.

293
00:21:28,125 --> 00:21:32,458
‫خیلی خوشحالم که همه‌چی
‫قراره به زودی تموم بشه.

294
00:21:32,458 --> 00:21:34,416
‫خب، همگی از قدیم شنیدیم که...

295
00:21:34,416 --> 00:21:37,458
‫«اجرای عدالت کند پیش می‌ره»،

296
00:21:37,458 --> 00:21:39,625
‫یعنی احتمالا همه‌چی
‫امروز تموم نشه.

297
00:21:39,625 --> 00:21:42,791
‫اِم، احتمالش هست تموم بشه،
‫ولی داریم با تمام قوا واسه احیای...

298
00:21:42,791 --> 00:21:44,916
‫حق شما و دوستانتون مبارزه می‌کنیم؛

299
00:21:44,916 --> 00:21:46,541
‫وکلای اون طرف هم دارن با تمام قوا
‫واسه موکلینشون مبارزه می‌کنن،

300
00:21:46,541 --> 00:21:50,708
‫اینه که الان داریم
‫قدمی مهم در مسیر...

301
00:21:50,708 --> 00:21:54,500
‫طولانی و کند اجرای عدالت برمی‌داریم.

302
00:21:54,500 --> 00:21:58,000
‫بین خودمون بمونه،
‫احتمالا چقدر طول بکشه کلیف؟

303
00:21:59,083 --> 00:22:02,208
‫به نظرم من که حداقل یک و نیم
‫تا دو سال طول می‌کشه.

304
00:22:02,208 --> 00:22:04,250
‫مسلما نماینده طبقه‌تون
‫خودتون هستین...

305
00:22:04,250 --> 00:22:07,000
‫- و اگه امروز از پیشنهادشون خوشتون اومد...
‫- نه بابا، نه، نه، نه.

306
00:22:07,000 --> 00:22:09,000
‫من هر کاری...

307
00:22:09,000 --> 00:22:11,416
‫خودتون بگین می‌کنم.

308
00:22:11,416 --> 00:22:13,750
‫خب، بهتون اطمینان می‌دم
‫با تمام قوا...

309
00:22:13,750 --> 00:22:15,083
‫بهتون مشورت بدیم.

310
00:22:15,083 --> 00:22:18,333
‫کل حضار تشریف آوردن،

311
00:22:18,333 --> 00:22:21,166
‫ارین هم افراد خارج از ایالت رو
‫با «پلیکام» گرفته.

312
00:22:21,166 --> 00:22:23,291
‫چه عالی.
‫قاضی کاسیمیرو چی شدن؟

313
00:22:23,291 --> 00:22:25,333
‫تو اتاق انتظارن
‫و وقتی آماده شدیم،

314
00:22:25,333 --> 00:22:27,500
‫تشریف میارن داخل.

315
00:22:27,500 --> 00:22:31,000
‫چه عالی.
‫خب، پس ردیف شد.

316
00:22:31,000 --> 00:22:33,500
‫- می‌گم یکی دیگه تو اتاق جلسه برات بیارن.
‫- ممنون.

317
00:22:39,666 --> 00:22:43,416
‫خب، بیا باکلاس ببریمت پایین.

318
00:22:43,416 --> 00:22:47,208
‫اِم، خودم می‌تونم بیام.

319
00:22:47,208 --> 00:22:48,500
‫معلومه.

320
00:22:48,500 --> 00:22:50,000
‫اگه روند کارها رو برات راحت‌تر کنم،

321
00:22:50,000 --> 00:22:52,500
‫خودم احساس بهتری پیدا می‌کنم.

322
00:22:58,125 --> 00:23:00,791
‫ممنون که روم رو زمین ننداختی آیرین.

323
00:23:00,791 --> 00:23:03,083
‫خب، کار دیگه‌ای که از دستم برنمیاد
‫که راحت‌تر باشی؟

324
00:23:03,083 --> 00:23:04,291
‫گرمت نشده؟

325
00:23:04,291 --> 00:23:06,833
‫نه، خیلی راحتم.

326
00:23:06,833 --> 00:23:08,708
‫شما گرمتون نیست؟

327
00:23:09,708 --> 00:23:12,291
‫اِم... من که گرمم نیست.

328
00:23:40,666 --> 00:23:43,916
‫فکر کنم دیگه به زودی شروع بشه...

329
00:23:43,916 --> 00:23:45,666
‫خب، تشریف آوردن.

330
00:23:45,666 --> 00:23:48,250
‫- سلام به همگی.
‫- گروهشون به همراه نماینده...

331
00:23:48,250 --> 00:23:50,166
‫طبقه‌تون، آیرین لاندری، وارد شدن.

332
00:23:50,166 --> 00:23:52,250
‫سلام هاوارد.

333
00:23:52,250 --> 00:23:53,875
‫- سلام کلیف، خوشحالم می‌بینمت.
‫- سلام ریچ.

334
00:23:53,875 --> 00:23:56,375
‫- آلوین و فیل رو که یادتونه...
‫- سلام.

335
00:23:56,375 --> 00:23:58,583
‫ایشون هم دنیلا و ادوینا
‫از سندپایپر هستن.

336
00:23:58,583 --> 00:24:00,208
‫معلومه، خوشحالم باز هم می‌بینمتون.

337
00:24:00,208 --> 00:24:02,041
‫ریچ، گمون نکنم با آیرین لاندری
‫آشنایی داشته بوده باشی.

338
00:24:02,041 --> 00:24:04,375
‫نه، نداشتم، ولی خوشحالم
‫که بالاخره می‌بینمتون.

339
00:24:04,375 --> 00:24:06,166
‫سلام خانم عزیز.
‫ریچ شوایکارت هستم.

340
00:24:06,166 --> 00:24:09,041
‫از دیدنت همگیتون خیلی خوشحالم.

341
00:24:09,041 --> 00:24:11,458
‫چقدر زیادن.

342
00:24:11,458 --> 00:24:13,458
‫جولی، به نظرم بهتره بگیم
‫میانجیمون تشریف بیارن.

343
00:24:13,458 --> 00:24:14,833
‫الان می‌گم.

344
00:24:14,833 --> 00:24:16,458
‫طاقت بیارین دوستان،

345
00:24:16,458 --> 00:24:18,166
‫حالا که کل حضار تشریف آوردن،

346
00:24:18,166 --> 00:24:19,458
‫می‌گن میانجی تشریف بیارن که...

347
00:24:19,458 --> 00:24:21,458
‫اِم...

348
00:24:21,458 --> 00:24:23,625
‫- باید تبریک بگیم.
‫- وای، الو؟

349
00:24:23,625 --> 00:24:25,875
‫- خونده بودم...
‫- الو؟ هنوز صدامون رو دارین؟

350
00:24:25,875 --> 00:24:28,291
‫پرونده خیلی مهمی بود.
‫ختم به خیر شد.

351
00:24:28,291 --> 00:24:30,625
‫الو؟
‫صدامون قطع شد؟

352
00:24:30,625 --> 00:24:33,000
‫خب، راستش رو بخوای،
‫زحماتش رو گردن آلوین انداخته بودم.

353
00:24:33,000 --> 00:24:36,083
‫خانم والکو از پروو
‫هنوز پشت خط هستین؟

354
00:24:36,083 --> 00:24:38,625
‫- قبل از اودوایر هم پرونده‌ای داشتم...
‫- سر حق تکثیر بود.

355
00:24:38,625 --> 00:24:41,500
‫- زرنگ بود.
‫- می‌شه صداتون رو وصل کنین و جواب بدین؟

356
00:24:41,500 --> 00:24:43,791
‫فیل، یه هفته بعد از ملحق شدنت به ما،
‫وکیل ثانویه...

357
00:24:43,791 --> 00:24:45,416
‫دادگاه اودوایر نشده بودی؟

358
00:24:45,416 --> 00:24:48,916
‫می‌شه گفت شده بودم.
‫یهو دل به دریا زده بودم.

359
00:24:48,916 --> 00:24:51,833
‫- آره، صداتون رو دارم خانم بریل.
‫- تمرین دادگاهی خوبیه.

360
00:24:51,833 --> 00:24:54,166
‫چه عالی. اِم، خب،
‫اگه تماستون قطع شد،

361
00:24:54,166 --> 00:24:56,125
‫همون شماره‌ای که بهتون
‫دادیم رو مجددا بگیرین،

362
00:24:56,125 --> 00:24:58,916
‫مجددا رمز عبورتون رو وارد کنین،
‫بعدش علامت مربع رو بزنین...

363
00:24:58,916 --> 00:25:00,458
‫- ولی پیشرفت خودت از همه سریع‌تر بود، مگه نه؟
‫- همون علامت مربعیه رو بزنین...

364
00:25:00,458 --> 00:25:02,791
‫که تماستون مجددا برقرار بشه.

365
00:25:02,791 --> 00:25:05,000
‫ظاهرا میانجیمون هم تشریف آوردن،

366
00:25:05,000 --> 00:25:08,000
‫- یعنی جلسه شروع می‌شه.
‫- صندلیتون رو سر میز گذاشتیم.

367
00:25:08,000 --> 00:25:10,000
‫چیزی نمی‌خواین
‫براتون بیارم؟

368
00:25:10,000 --> 00:25:12,166
‫ممنون، چیزی نمی‌خوام.

369
00:25:12,166 --> 00:25:15,875
‫من اهل کاغذ و خودکارم.

370
00:25:15,875 --> 00:25:18,083
‫چیز دیگه‌ای لازم ندارم.

371
00:25:18,083 --> 00:25:20,791
‫سلام.

372
00:25:22,500 --> 00:25:26,250
‫می‌دونم همگی می‌خواین
‫زودتر شروع کنیم،

373
00:25:26,250 --> 00:25:27,708
‫ولی متأسفانه مجبورین...

374
00:25:27,708 --> 00:25:31,000
‫حرف‌های همیشگیم رو تحمل کنین.

375
00:25:31,000 --> 00:25:33,166
‫بنده رند کاسیمیرو هستم...

376
00:25:33,166 --> 00:25:37,458
‫و میانجی جلساتتون هستم.

377
00:25:37,458 --> 00:25:40,916
‫واقعا خوشحالم که بین شما حضور دارم،
‫ولی امیدوارم در انتهای جلسه،

378
00:25:40,916 --> 00:25:42,333
‫تمامی حضار جلسه،

379
00:25:42,333 --> 00:25:46,833
‫و کسانی که از نقاط مختلف
‫دارن گوش می‌دن،

380
00:25:46,833 --> 00:25:48,750
‫از حضور من راضی نباشن.

381
00:25:48,750 --> 00:25:50,125
‫حالا چرا چنین حرفی می‌زنم؟

382
00:25:50,125 --> 00:25:54,416
‫چون سازش بهترین راه‌حله.

383
00:25:54,416 --> 00:25:57,666
‫سازش از جانب هر دو جناح.
‫هدف منم همینه.

384
00:25:57,666 --> 00:26:00,208
‫ولی به قول خانم خودم:

385
00:26:00,208 --> 00:26:02,833
‫سازش به این معنی نیست که
‫من راست می‌گم و اون اشتباه می‌کنه.

386
00:26:04,541 --> 00:26:07,875
‫بنابراین یک راست بریم سر...

387
00:26:09,625 --> 00:26:11,416
‫هاوارد؟

388
00:26:11,416 --> 00:26:16,083
‫اِم...

389
00:26:16,083 --> 00:26:17,208
‫عجب.

390
00:26:20,833 --> 00:26:24,250
‫من...

391
00:26:24,250 --> 00:26:26,000
‫معذرت می‌خوام.

392
00:26:26,000 --> 00:26:28,250
‫گمون نکنم امروز بشه
‫این مذاکرات رو ادامه داد.

393
00:26:28,250 --> 00:26:30,208
‫چرا نشه؟

394
00:26:30,208 --> 00:26:34,166
‫می‌شه گفت به علت شرایطی
‫که از کنترل ما خارجه.

395
00:26:34,166 --> 00:26:36,000
‫راستش من مصرّم که...

396
00:26:36,000 --> 00:26:37,583
‫جزئیات بیشتری ارائه بدی.

397
00:26:39,708 --> 00:26:44,333
‫خب، شخص میانجی جلسه ما
‫مدام کلمه «سازش» رو تکرار می‌کنه.

398
00:26:44,333 --> 00:26:47,125
‫درواقع خودش با یکی دیگه سازش کرده.

399
00:26:48,208 --> 00:26:49,291
‫چی فرمودین؟

400
00:26:49,291 --> 00:26:51,333
‫خودتون فهمیدین چی گفتم.

401
00:26:51,333 --> 00:26:53,541
‫هاوارد...

402
00:26:53,541 --> 00:26:57,208
‫ماشین شما یه میاتای نقره‌ایه، درسته؟

403
00:26:57,208 --> 00:26:58,500
‫درسته.

404
00:26:58,500 --> 00:27:01,166
‫امروز حوالی ساعت هفت صبح،

405
00:27:01,166 --> 00:27:03,416
‫اطراف پارک ترامبل قدم نزدین؟

406
00:27:03,416 --> 00:27:05,708
‫نه.

407
00:27:05,708 --> 00:27:07,958
‫یعنی امروز کنار پارک نزدین کنار؟

408
00:27:07,958 --> 00:27:10,000
‫نه خیر.

409
00:27:10,000 --> 00:27:13,041
‫صبح رسیدم آلباکورکی،
‫ولی ساعت هفت که نبود.

410
00:27:13,041 --> 00:27:15,791
‫- کنار پارک هم نزدم کنار.
‫- مطمئنین؟

411
00:27:15,791 --> 00:27:17,500
‫هاوارد اگه جناب قاضی می‌گه...

412
00:27:17,500 --> 00:27:19,458
‫معلومه که مطمئنم!

413
00:27:19,458 --> 00:27:23,041
‫اگه انقدر مهمه باید بگم
‫ساعت ده رسیدم اینجا،

414
00:27:23,041 --> 00:27:24,875
‫کنار پمپ بنزین زدم کنار.

415
00:27:24,875 --> 00:27:27,541
‫بعدش هم رفتم بطری فروشی
‫و هدیه‌ای تهیه کردم.

416
00:27:27,541 --> 00:27:30,416
‫بعدش توی مانال،
‫رفتم رستوران ستاره پرنده و...

417
00:27:30,416 --> 00:27:33,375
‫واسه ناهار سالاد خوردم.

418
00:27:33,375 --> 00:27:35,500
‫مجله بارونز رو خوندم.

419
00:27:35,500 --> 00:27:36,708
‫بعدش اومدم اینجا.

420
00:27:36,708 --> 00:27:38,416
‫هوم...

421
00:27:38,416 --> 00:27:39,541
‫لابد نیومده بودین که...

422
00:27:39,541 --> 00:27:41,125
‫آشنای مشترکمون به اسم...

423
00:27:41,125 --> 00:27:43,500
‫جیمز مورگان مک‌گیل رو ببینید؟

424
00:27:43,500 --> 00:27:45,333
‫البته شاید به اسم
‫سال گودمن بشناسینش.

425
00:27:46,583 --> 00:27:48,958
‫هیچ‌کدوم از اسامی که
‫گفتین رو نمی‌شناسم.

426
00:27:48,958 --> 00:27:51,125
‫که اینطور. قراره بازی کنیم؟

427
00:27:53,000 --> 00:27:54,875
‫جولی، بی‌زحمت یه سر برو دفترم.

428
00:27:54,875 --> 00:27:56,583
‫یه پاکتی هست که
‫توش چندتا عکسه.

429
00:27:56,583 --> 00:27:58,041
‫فورا واسم بیارش.

430
00:27:58,041 --> 00:27:59,916
‫چشم.

431
00:27:59,916 --> 00:28:01,375
‫هاوارد می‌شه خصوصی صحبت کنیم؟

432
00:28:01,375 --> 00:28:05,041
‫ببخشید، این عکس‌هایی که گفتی؛

433
00:28:05,041 --> 00:28:06,708
‫از من گرفته شدن؟

434
00:28:06,708 --> 00:28:09,291
‫تمام عرایض بنده توی
‫این تصاویر مشهودن.

435
00:28:09,291 --> 00:28:11,291
‫افتاده بودی دنبال من؟

436
00:28:13,166 --> 00:28:15,583
‫من کارآگاه خصوصی استخدام کرده بودم
‫که بره دنبال جیمی مک‌گیل.

437
00:28:15,583 --> 00:28:18,291
‫شما امروز صبح توی پارک
‫حین دریافت مبلغی که...

438
00:28:18,291 --> 00:28:21,083
‫تخمین می‌زنم بیست هزار دلار بوده،
‫توی عکس مشاهده شدین.

439
00:28:21,083 --> 00:28:24,375
‫ببخشید، ببخشید.
‫بحث داره خیلی...

440
00:28:26,666 --> 00:28:29,500
‫خودت این قاضی رو با توافق ما
‫به عنوان شخص میانجی پیشنهاد کردی.

441
00:28:29,500 --> 00:28:32,916
‫الآن می‌گی جیمی...

442
00:28:32,916 --> 00:28:35,750
‫جیمی مک‌گیل که خودش مسبب
‫این طرح دعاویه...

443
00:28:35,750 --> 00:28:37,500
‫- ...چی کار کرده؟
‫- درک می‌کنم،

444
00:28:37,500 --> 00:28:39,500
‫ممکنه حرفم منطقی نباشه،

445
00:28:39,500 --> 00:28:43,166
‫ولی همین که تصاویر رو ببینید،
‫قضیه واستون روشن می‌شه.

446
00:28:44,166 --> 00:28:47,000
‫من که بدجور مشتاقم ببینم.

447
00:28:59,375 --> 00:29:02,375
‫تصاویر رو آوردم آقای هملین.

448
00:29:02,375 --> 00:29:05,708
‫ممنون جولی.

449
00:29:05,708 --> 00:29:06,750
‫بفرمایید...

450
00:29:06,750 --> 00:29:08,708
‫نگاه کنین.

451
00:29:19,500 --> 00:29:22,041
‫الآن خیال کردی این منم؟

452
00:29:23,208 --> 00:29:25,041
‫راستش...

453
00:29:27,000 --> 00:29:29,708
‫این که...

454
00:29:29,708 --> 00:29:31,000
‫این که اون...

455
00:29:31,000 --> 00:29:32,666
‫جولی پاکت اشتباهی رو آوردی.

456
00:29:32,666 --> 00:29:34,833
‫- فقط همین روی میزتون بود.
‫- دوباره بگرد!

457
00:29:38,416 --> 00:29:39,750
‫حتما عوضشون کرده.

458
00:29:41,333 --> 00:29:42,666
‫- جاهاشون رو عوض کرده.
‫- هاوارد...

459
00:29:42,666 --> 00:29:45,375
‫نه، جیمی یه جوری
‫اومده توی دفتر و...

460
00:29:45,375 --> 00:29:46,791
‫اینا اون عکس‌هایی که من دیدم نیستن.

461
00:29:46,791 --> 00:29:49,416
‫آقای هملین، حالتون خوبه؟

462
00:29:49,416 --> 00:29:52,416
‫- آخه چشم‌هاتون...
‫- حالم خوبه!

463
00:29:53,958 --> 00:29:55,750
‫تمام این مسائل حل و فصل می‌شن،

464
00:29:55,750 --> 00:29:57,083
‫شک ندارم.

465
00:29:57,083 --> 00:29:59,083
‫بهتره چند دقیقه جلسه رو
‫به تعویق بندازیم.

466
00:30:01,958 --> 00:30:04,166
‫کسی بلند نشه!

467
00:30:04,166 --> 00:30:06,583
‫- مدارک دستکاری شدن!
‫- هاوارد جان، آروم باش.

468
00:30:10,833 --> 00:30:13,208
‫همیشه جلسات این شرکت
‫چنین روندی داره؟

469
00:30:13,208 --> 00:30:15,708
‫- این کارهات یعنی چی؟
‫- گفتم که.

470
00:30:15,708 --> 00:30:18,166
‫- اینا اقدامات جیمی برای نابود کردن منه.
‫- داری خرابش می‌کنی.

471
00:30:18,166 --> 00:30:20,166
‫یه نفس عمیق بکش بعد برگرد،

472
00:30:20,166 --> 00:30:22,041
‫- از تمام حضار عذخواهی کن.
‫- معلومه!

473
00:30:22,041 --> 00:30:24,125
‫الآن زنگ می‌زنم کارآگاهم.
‫نسخه اصلی دست خودشه.

474
00:30:24,125 --> 00:30:26,458
‫- یه لحظه گوش کن.
‫- نه، نه، کافیه تصاویر اصلی رو ببینن.

475
00:30:26,458 --> 00:30:28,500
‫- هاوارد...
‫- وایستا دیگه. نشونت می‌دم.

476
00:30:31,458 --> 00:30:35,250
‫خب. ظاهرا...

477
00:30:35,250 --> 00:30:36,791
‫خیلی‌خب، خودم می‌رم ببینم قضیه چی بوده.

478
00:30:38,583 --> 00:30:40,083
‫هاوارد.

479
00:30:47,875 --> 00:30:50,416
‫جناب قاضی، واقعا...

480
00:30:50,416 --> 00:30:51,583
‫نمی‌دونم چی باید بگم.

481
00:30:54,000 --> 00:30:56,250
‫گمونم...

482
00:30:56,250 --> 00:30:58,833
‫اصلا حرفی نمی‌مونه.

483
00:31:01,041 --> 00:31:02,541
‫موفق باشی کلیف.

484
00:31:03,791 --> 00:31:05,291
‫ترجیحا عزیزان شنونده،

485
00:31:05,291 --> 00:31:05,791
‫همچنان پشت خط بمونن.

486
00:31:05,791 --> 00:31:06,833
‫همچنان پشت خط بمونن.

487
00:31:06,833 --> 00:31:08,791
‫شرایط فعلی جلسه قابل تغییره،

488
00:31:08,791 --> 00:31:11,041
‫و حتما در اسرع وقت
‫شما رو در جریان می‌ذاریم.

489
00:31:11,041 --> 00:31:14,250
‫ما...

490
00:31:14,250 --> 00:31:16,083
‫درمورد موضع خودمون
‫تجدید نظر کردیم.

491
00:31:17,208 --> 00:31:20,083
‫قراره همون پیشنهاد قبلی رو قبول کنیم.

492
00:31:20,083 --> 00:31:22,375
‫که پیشنهادش فقط تا آخر امروزه.

493
00:31:22,375 --> 00:31:24,500
‫فردا تا یک میلیون کاهشش می‌دیم،

494
00:31:24,500 --> 00:31:27,750
‫پس‌فردا هم یک میلیون دیگه.

495
00:31:29,875 --> 00:31:32,291
‫با آرزوی بهترین‌ها برای هاوارد.

496
00:31:45,166 --> 00:31:46,708
‫زنگ زدی دکتر؟

497
00:31:46,708 --> 00:31:48,000
‫داره میاد.

498
00:31:48,000 --> 00:31:50,125
‫کلیف؟ خودتی؟

499
00:31:51,500 --> 00:31:53,916
‫من نه خُل شدم، نه مواد زدم.

500
00:31:53,916 --> 00:31:55,875
‫لطفا بیا تو.

501
00:31:58,750 --> 00:32:00,958
‫یه‌جوری، به هر طریقی،
‫این عوضی...

502
00:32:00,958 --> 00:32:02,625
‫موادی بهم زد که
‫مردمک چشمم گشاد شد.

503
00:32:02,625 --> 00:32:04,916
‫خودمم نمی‌دونم چی بوده،
‫ولی اثرش داره می‌پره.

504
00:32:04,916 --> 00:32:06,291
‫نگاه کن.

505
00:32:06,291 --> 00:32:08,916
‫پس می‌گی جیمی مک‌گیل
‫چیزخورت کرده.

506
00:32:08,916 --> 00:32:10,375
‫چطوری همچین کاری کرده؟

507
00:32:10,375 --> 00:32:14,375
‫اون تصاویر با یه چیزی
‫تر شده بودن.

508
00:32:14,375 --> 00:32:15,958
‫همون عکس‌های گم‌شده دیگه؟

509
00:32:15,958 --> 00:32:18,958
‫آره، جنیدوفسکی همون کارآگاهم،
‫باهاش همدست بوده.

510
00:32:18,958 --> 00:32:21,250
‫لابد چندتا عکس نشونم داده،

511
00:32:21,250 --> 00:32:23,666
‫بعد اینکه از دفتر رفتم، عوضشون کرده.

512
00:32:23,666 --> 00:32:25,458
‫- هاوارد...
‫- سه هفته پیش،

513
00:32:25,458 --> 00:32:27,875
‫از طرف دفتر کارآگاهی
‫با جولی تماس گرفتن.

514
00:32:27,875 --> 00:32:29,875
‫می‌خواستن اطلاعات ارتباطی
‫خودشون رو به روز کنن...

515
00:32:29,875 --> 00:32:32,125
‫مسلما جولی هم اطلاعات رو
‫از توی سیستم تغییر داد.

516
00:32:32,125 --> 00:32:34,083
‫ولی مشخص شد کار خودشون نبود.

517
00:32:34,083 --> 00:32:35,791
‫کار جیمی بود.

518
00:32:35,791 --> 00:32:38,375
‫یعنی وقتی من کارآگاه اجیر کردم
‫که بیفته دنبال جیمی،

519
00:32:38,375 --> 00:32:40,958
‫به شماره جعلی زنگ زدم و
‫شخص جعلی رو استخدام کردم.

520
00:32:40,958 --> 00:32:43,083
‫الآن با شماره قبلیه تماس گرفت،

521
00:32:43,083 --> 00:32:45,666
‫که مسلما دفتر اصلی گوشی رو برداشت،

522
00:32:45,666 --> 00:32:47,541
‫جای تعجبی هم نداره...

523
00:32:47,541 --> 00:32:50,833
‫که هیچ‌کس به اسم جنیدوفسکی
‫اونجا کار نمی‌کنه.

524
00:32:52,250 --> 00:32:54,125
‫من یه شیاد رو استخدام کردم.

525
00:32:54,125 --> 00:32:56,458
‫از همون اولش...

526
00:32:56,458 --> 00:32:58,500
‫بازیچه دستش شده بودم.

527
00:33:00,833 --> 00:33:04,291
‫می‌دونم انگار مسخره‌ست،
‫ولی باور کن راست می‌گم.

528
00:33:04,291 --> 00:33:06,666
‫اصلا...

529
00:33:06,666 --> 00:33:08,291
‫اصلا مهم نیست.

530
00:33:08,291 --> 00:33:09,958
‫ریچ برگشته سر پیشنهاد قبلی.

531
00:33:09,958 --> 00:33:12,875
‫منم به گروه توصیه می‌کنم
‫که پیشنهاد رو قبول کنیم.

532
00:33:12,875 --> 00:33:14,125
‫نه.

533
00:33:14,125 --> 00:33:16,333
‫امکان نداره.

534
00:33:16,333 --> 00:33:17,750
‫نباید بذاریم جیمی برنده بشه.

535
00:33:17,750 --> 00:33:20,000
‫اصلا چرا جیمی باید
‫چنین کاری بکنه؟

536
00:33:20,000 --> 00:33:23,416
‫خودش توی این پرونده سهیمه،
‫این‌طوری سهمش کمتر می‌شه...

537
00:33:23,416 --> 00:33:25,083
‫چون طرف بچه‌ست!

538
00:33:25,083 --> 00:33:26,500
‫پولش رو حی و حاضر می‌خواد.

539
00:33:26,500 --> 00:33:27,958
‫ماه‌ها پیش التماسم کرد
‫که تسویه‌اش کنم.

540
00:33:27,958 --> 00:33:29,791
‫- خودت که می‌شناسیش.
‫- واقعیت هرچی که باشه،

541
00:33:29,791 --> 00:33:32,708
‫دیگه باید بی‌خیال جایگاه سابقمون
‫قبل جلسه میانجی‌گری بشیم.

542
00:33:32,708 --> 00:33:35,625
‫باید حساب رو تسویه کنیم.

543
00:33:35,625 --> 00:33:37,583
‫من وکیل ارشدم.

544
00:33:37,583 --> 00:33:40,041
‫اصلا هم پیشنهادش رو تأیید نمی‌کنم.

545
00:33:40,041 --> 00:33:42,000
‫پس منم موظّفم برم پیش شرکا...

546
00:33:42,000 --> 00:33:43,750
‫و هرچی به چشم دیدم رو تعریف کنم.

547
00:33:43,750 --> 00:33:44,833
‫همه‌شو بگم.

548
00:33:46,791 --> 00:33:48,208
‫یعنی می‌خوای متقاعدشون کنی،

549
00:33:48,208 --> 00:33:50,166
‫که کار جیمی مک‌گیل بوده؟

550
00:33:52,333 --> 00:33:55,958
‫باشه پس. می‌کشیمش دادگاه.

551
00:33:55,958 --> 00:33:58,083
‫کلیف این پرونده خیلی سنگینه.

552
00:33:58,083 --> 00:34:00,166
‫اگه این موضوع رو جلوی
‫هیئت منصفه ارائه بدم...

553
00:34:00,166 --> 00:34:02,208
‫دغدغه من تو نیستی هاوارد.
‫دغدغه من جیمی نیست.

554
00:34:02,208 --> 00:34:04,541
‫دغدغه من زمان و هزینه و
‫نتیجه نامعلوم پرونده‌ست.

555
00:34:04,541 --> 00:34:06,666
‫دغدغه من موکلین خودمونن.

556
00:34:15,958 --> 00:34:17,750
‫سلام به همه.

557
00:34:17,750 --> 00:34:19,666
‫با عرض عذرخواهی ممنونم
‫که صبوری به خرج دادین.

558
00:34:19,666 --> 00:34:21,666
‫مشاور ارشد، کلیفورد مین صحبت می‌کنه،

559
00:34:21,666 --> 00:34:23,500
‫و خبرهای خوبی واستون دارم.

560
00:34:23,500 --> 00:34:26,250
‫پیشنهادی توسط خانم آیرین لاندری
‫ارائه و پذیرفته شد،

561
00:34:26,250 --> 00:34:30,500
‫که به عقیده بنده موجب
‫رضایت کامل شما می‌شه.

562
00:34:39,666 --> 00:34:40,833
‫سلام دُن الادیو.

563
00:34:41,250 --> 00:34:42,500
‫ببین کی اینجاست.

564
00:34:42,750 --> 00:34:44,916
‫خودمم! سالم و سلامت!

565
00:34:46,583 --> 00:34:51,750
‫اومدم مرکزشهر زیبای آلباکورکی.

566
00:34:52,041 --> 00:34:53,750
‫تقریبا الآن...

567
00:34:54,625 --> 00:34:55,916
‫چهار شبه که اینجام.

568
00:34:58,416 --> 00:35:02,333
‫لابد واست سواله چرا
‫اومدم این خراب‌شده.

569
00:35:02,458 --> 00:35:03,583
‫خب...

570
00:35:03,708 --> 00:35:06,833
‫یه فنچ کرواتی رازی رو بهم گفت.

571
00:35:08,458 --> 00:35:11,708
‫اولش کلی دست و پا زد،
‫ولی درنهایت بهم گفت.

572
00:35:12,750 --> 00:35:13,791
‫نگاه کن...

573
00:35:16,083 --> 00:35:18,541
‫می‌بینی؟ اونجا رو می‌گم.

574
00:35:18,875 --> 00:35:20,625
‫اینجا راز فرینگه.

575
00:35:21,333 --> 00:35:24,875
‫متوجه شدم فرینگ خیلی خوب
‫نگهبان‌هاش رو قایم کرده.

576
00:35:25,083 --> 00:35:28,916
‫ولی همه‌شون اونجان.
‫لباس کارکن‌های خشک‌شویی پوشیدن.

577
00:35:29,666 --> 00:35:31,250
‫دیدی؟ یکی‌شون اونجاست.

578
00:35:31,333 --> 00:35:34,541
‫تفنگ‌هاشون زیر یونیفرم مخفی شده،
‫ولی من می‌بینمش.

579
00:35:34,708 --> 00:35:37,708
‫دقیقا می‌دونم با چی طرفم.

580
00:35:40,958 --> 00:35:42,916
‫می‌تونم بهت بگم اون داخل چیه.

581
00:35:43,208 --> 00:35:47,875
‫گودال بزرگیه که ورنر زیگلر،
‫یه مهندس آلمانی...

582
00:35:48,250 --> 00:35:51,000
‫بهترین مخفی‌گاه ممکن رو برای...

583
00:35:51,250 --> 00:35:53,916
‫«مادر تمام آزمایشگاه‌های شیشه» طراحی کرده.

584
00:35:54,083 --> 00:35:55,166
‫خب.

585
00:35:55,416 --> 00:35:56,625
‫اینم از نقطه نظر من.

586
00:35:56,666 --> 00:36:00,708
‫فرینگ هم لابد نقطه نظر خودشو داره.
‫که خیلی هم جالبه.

587
00:36:00,958 --> 00:36:03,625
‫بولسا هم که پشتشه.
‫چون طرف به‌قولی...

588
00:36:04,041 --> 00:36:05,500
‫«کاسبی بلده».

589
00:36:05,833 --> 00:36:07,625
‫شب که شد...

590
00:36:07,791 --> 00:36:09,083
‫می‌رم داخل...

591
00:36:09,625 --> 00:36:11,541
‫نگهبان‌هاش رو می‌کشم...

592
00:36:11,791 --> 00:36:13,791
‫بعد به خودت نشونش می‌دم.

593
00:36:14,791 --> 00:36:16,041
‫بعدش هم...

594
00:36:16,750 --> 00:36:18,208
‫تصمیم با خودته.

595
00:36:19,041 --> 00:36:20,375
‫خداحافظ.

596
00:36:47,625 --> 00:36:48,916
‫با خانه آرامش تماس گرفتین.

597
00:36:48,958 --> 00:36:50,750
‫صبح بخیر. بخش پذیرش هستین؟

598
00:36:50,750 --> 00:36:51,833
‫شرمنده.

599
00:36:51,833 --> 00:36:54,666
‫می‌رم کسی که اسپانیایی بلده رو خبر کنم.

600
00:36:54,666 --> 00:36:56,000
‫نه، مشکلی نیست.

601
00:36:56,000 --> 00:36:58,083
‫می‌خواستم با یکی از
‫ساکنین اونجا صحبت کنم:

602
00:36:58,083 --> 00:36:59,333
‫هکتور سالامانکا.

603
00:36:59,333 --> 00:37:00,458
‫از نزدیکان ایشون هستم.

604
00:37:00,458 --> 00:37:02,333
‫به روی چشم، یک لحظه اجازه بدین.

605
00:37:49,333 --> 00:37:51,333
‫ای مرغ‌فروش زرنگ.

606
00:37:52,625 --> 00:37:54,708
‫ای مرغ‌فروش زرنگ.

607
00:38:25,333 --> 00:38:26,791
‫با خانه آرامش تماس گرفتین.

608
00:38:26,791 --> 00:38:29,000
‫بله ببخشید، فکر کنم تلفن قطع شد.

609
00:38:29,000 --> 00:38:31,333
‫می‌خواستم با هکتور سالامانکا صحبت کنم.

610
00:38:31,333 --> 00:38:33,000
‫بله، معذرت می‌خوام.

611
00:38:33,000 --> 00:38:35,041
‫بذارین دوباره صداش کنم.
‫یه لحظه لطفا.

612
00:38:43,375 --> 00:38:46,583
‫الو؟ بله.
‫هکتور اینجاست.

613
00:38:48,625 --> 00:38:51,125
‫هکتور؟

614
00:38:51,208 --> 00:38:52,541
‫منم. راحت صحبت کنم؟

615
00:38:53,666 --> 00:38:55,958
‫کاش خبرهای بهتری واست داشتم.

616
00:38:56,375 --> 00:38:58,208
‫نتونستم مدرک پیدا کنم.

617
00:38:58,916 --> 00:39:02,375
‫این مرغ‌فروشه اصلا
‫ردی به جا نذاشته.

618
00:39:02,458 --> 00:39:03,666
‫خبر بدم این بود.

619
00:39:03,666 --> 00:39:04,708
‫خبر خوب؟

620
00:39:04,750 --> 00:39:06,666
‫اینکه برمی‌گردم سر نقشه اصلی.

621
00:39:06,666 --> 00:39:08,333
‫امشب غافل‌گیرش می‌کنم.

622
00:39:09,791 --> 00:39:11,125
‫عمو، عمو.

623
00:39:11,166 --> 00:39:13,916
‫عمو جان، الادیو خوشش نمیاد.

624
00:39:14,125 --> 00:39:15,833
‫ولی راه درستش همینه.

625
00:39:20,375 --> 00:39:21,791
‫دوستت دارم عمو.

626
00:39:46,625 --> 00:39:48,000
‫آفرین.

627
00:39:48,625 --> 00:39:50,458
‫ببینم چی تو چنته داری.

628
00:40:04,625 --> 00:40:06,625
‫مایکل.

629
00:41:21,250 --> 00:41:22,708
‫خیلی خوب شد...

630
00:41:22,708 --> 00:41:24,833
‫اگه می‌شه کمی جمع‌تر بشین.

631
00:41:24,833 --> 00:41:27,916
‫اوهوم، به دست من نگاه کنین.
‫لبخند بزنین...

632
00:41:29,958 --> 00:41:31,833
‫عالی شد. ممنون از همگی.

633
00:41:31,833 --> 00:41:33,375
‫وای گوستاوو، دستت درد نکنه که انقدر...

634
00:41:33,375 --> 00:41:35,583
‫به مؤسسه پرورش جوانان لطف داری.

635
00:41:35,583 --> 00:41:36,958
‫فقط من که نیستم.

636
00:41:36,958 --> 00:41:39,291
‫تمام کارکن‌های پولوس هرمانوس...

637
00:41:39,291 --> 00:41:41,166
‫خودشون رو وقف این
‫جوانان می‌کنن تا...

638
00:41:41,166 --> 00:41:43,000
‫استعداد خودشون رو کشف کنن.

639
00:41:43,000 --> 00:41:45,958
‫می‌تونین بیشتر توضیح بدین
‫که چرا این مؤسسه رو انتخاب کردین؟

640
00:41:48,000 --> 00:41:51,166
‫به شیوه رهنمودی که خودم
‫در کودکی داشتم فکر می‌کنم.

641
00:41:51,166 --> 00:41:53,041
‫اگه بتونیم تأثیر مفیدی بذاریم،

642
00:41:53,041 --> 00:41:55,333
‫نه تنها به کودکان،
‫بلکه به کل دنیا کمک کردیم.

643
00:41:55,333 --> 00:41:56,958
‫اگه می‌شه یه لحظه به من اجازه بدین.

644
00:41:56,958 --> 00:41:58,583
‫حتما.

645
00:42:01,416 --> 00:42:03,291
‫اینکه برمی‌گردم سر نقشه اصلی.

646
00:42:03,833 --> 00:42:06,500
‫امشب غافل‌گیرش می‌کنم.

647
00:42:10,583 --> 00:42:11,958
‫مال کِیه؟

648
00:42:11,958 --> 00:42:14,375
‫بیست دقیقه پیش.

649
00:42:14,375 --> 00:42:16,500
‫بهتره این گردهمایی رو تموم کنی.

650
00:42:16,500 --> 00:42:18,250
‫اینجا پر آدم بی‌گناه و بچه‌ست.

651
00:42:18,250 --> 00:42:21,333
‫کلی آدم گذاشتم اون بیرون کشیک بدن،

652
00:42:21,333 --> 00:42:24,666
‫ولی شرایط فعلی غیرقابل کنترله.

653
00:42:26,000 --> 00:42:27,958
‫اینجا بهم حمله نمی‌کنه.

654
00:42:27,958 --> 00:42:29,750
‫هوم.

655
00:42:29,750 --> 00:42:32,750
‫می‌خوای واسه حدسیاتت
‫همه‌چی رو به خطر بندازی؟

656
00:42:32,750 --> 00:42:34,583
‫باید بازی رو بکشونیم تو زمین خودمون.

657
00:42:34,583 --> 00:42:36,166
‫که یعنی تو توی پناهگاه باشی،

658
00:42:36,166 --> 00:42:38,875
‫که اونم خیال کنه تنهایی.

659
00:42:38,875 --> 00:42:42,750
‫باید سوار ماشینت بشی،
‫با آرامش بری خونه.

660
00:42:42,750 --> 00:42:44,958
‫مثل روند همیشه.

661
00:42:44,958 --> 00:42:47,875
‫خودمون رو نشون نمی‌دیم،
‫ولی دائم دنبالت میاییم.

662
00:42:47,875 --> 00:42:50,583
‫به افرادی که روی اولویت‌های
‫پایین‌تر گذاشته بودم...

663
00:42:50,583 --> 00:42:52,541
‫- گفتم حواسشون به تو باشه.
‫- خشکشویی چی؟

664
00:42:52,541 --> 00:42:54,208
‫تایروس و افرادش اونجان.

665
00:42:55,166 --> 00:42:56,375
‫به علاوه اینکه...

666
00:42:56,375 --> 00:42:58,791
‫تمام قوای موجود
‫توی خونه خودت هستن.

667
00:42:58,791 --> 00:43:00,791
‫تله رو پهن کردیم.

668
00:43:00,791 --> 00:43:03,416
‫اگه سالامانکا پیداش بشه،

669
00:43:03,416 --> 00:43:05,041
‫درجا میفته توش.

670
00:43:29,166 --> 00:43:31,250
‫می‌شه بیام تو؟

671
00:43:31,250 --> 00:43:33,291
‫آره، بیا تو.

672
00:43:35,458 --> 00:43:36,750
‫سلام کیم.

673
00:43:36,750 --> 00:43:38,958
‫سلام هاوارد.

674
00:43:38,958 --> 00:43:40,000
‫حالت خوبه؟

675
00:43:40,000 --> 00:43:41,791
‫خوبم.

676
00:43:41,791 --> 00:43:45,125
‫ببخشید که مزاحم شدم...

677
00:43:45,125 --> 00:43:47,208
‫ولی واستون هدیه گرفته بودم.

678
00:43:47,208 --> 00:43:50,541
‫هدیه؟ به چه مناسبت؟

679
00:43:50,541 --> 00:43:52,875
‫من و برادرت همیشه بعد
‫دستاوردهای بزرگمون...

680
00:43:52,875 --> 00:43:56,708
‫یه سر می‌رفتیم پیش
‫«جناب مک‌آلن».

681
00:43:56,708 --> 00:43:58,916
‫معمولا وقت‌هایی که چاک
‫جمع‌بندی‌های استادانه می‌کرد...

682
00:43:58,916 --> 00:44:01,083
‫که اصلا گفتن نداره.

683
00:44:01,083 --> 00:44:02,708
‫اینم...

684
00:44:02,708 --> 00:44:05,166
‫اینم برای شماست.

685
00:44:05,166 --> 00:44:06,250
‫لیاقتش رو داری.

686
00:44:08,125 --> 00:44:10,250
‫بردی دیگه.

687
00:44:10,250 --> 00:44:11,875
‫بردم؟

688
00:44:11,875 --> 00:44:13,833
‫عه، دقیقا چی رو بردم؟

689
00:44:15,250 --> 00:44:17,666
‫می‌فهمم.

690
00:44:17,666 --> 00:44:20,083
‫شک نداشتم جفتتون
‫قراره کتمان کنین.

691
00:44:20,083 --> 00:44:22,375
‫توی کتمان کردن هم حرف ندارین.

692
00:44:22,375 --> 00:44:24,458
‫دیروقته هاوارد.

693
00:44:24,458 --> 00:44:26,333
‫می‌خوای بگی قضیه چیه؟

694
00:44:27,333 --> 00:44:29,458
‫خودمم چنین سوالی داشتم.

695
00:44:29,458 --> 00:44:31,708
‫که «قضیه واقعا چیه»؟

696
00:44:31,708 --> 00:44:34,666
‫یعنی خودتون چه جوابی دارین؟

697
00:44:36,166 --> 00:44:39,875
‫چه توجیه‌ای واسه این کارها دارین؟

698
00:44:39,875 --> 00:44:42,625
‫مثلا «هاوارد خیلی آشغاله.
‫حقشه خرابش کنیم»؟

699
00:44:42,625 --> 00:44:44,500
‫نمی‌خوریم.

700
00:44:44,500 --> 00:44:46,541
‫خب...

701
00:44:46,541 --> 00:44:49,708
‫بگین دیگه.

702
00:44:49,708 --> 00:44:53,083
‫چون زیادی طرف چاک بودم؟

703
00:44:53,083 --> 00:44:56,291
‫چون تو رو فرستادم
‫بخش بایگانی مدارک؟

704
00:44:56,291 --> 00:44:57,916
‫یا تمام موارد؟

705
00:44:57,916 --> 00:45:00,041
‫بابای هاوارد کمکش کرد
‫به جاهای خوبی برسه.

706
00:45:00,041 --> 00:45:02,708
‫ولی شما دو تا باید واسش زور می‌زدین.

707
00:45:02,708 --> 00:45:05,416
‫«هاوی چه پولداره، ما چه بی‌پولیم.»

708
00:45:05,416 --> 00:45:07,375
‫«بیا نشونش بدیم آدم خاصی نیست.»

709
00:45:09,375 --> 00:45:11,500
‫با چه دلیلی قانع شدین
‫باهام چنین کاری بکنین؟

710
00:45:11,500 --> 00:45:13,208
‫چون دیگه از شوخی گذشته.

711
00:45:13,208 --> 00:45:15,375
‫کاملا.

712
00:45:15,375 --> 00:45:18,208
‫این کارها دیگه پرت کردن
‫توپ بولینگ رو ماشین طرف نیست.

713
00:45:18,208 --> 00:45:20,125
‫واسش نقشه ریختین.

714
00:45:20,125 --> 00:45:21,375
‫هماهنگ بودین.

715
00:45:21,375 --> 00:45:23,125
‫چند هفته وقت گذاشتین؟

716
00:45:23,125 --> 00:45:25,458
‫یا اصلا چند ماه؟

717
00:45:25,458 --> 00:45:28,458
‫کار ساده‌ای که نیست.

718
00:45:28,458 --> 00:45:30,958
‫پس بگین دیگه... چرا؟

719
00:45:32,041 --> 00:45:33,875
‫چرا نقشه مفصل ریختین،

720
00:45:33,875 --> 00:45:36,541
‫که منو به خاک سیاه بنشونین؟

721
00:45:36,541 --> 00:45:38,416
‫تو رو به خاک سیاه بنشونیم؟

722
00:45:38,416 --> 00:45:40,666
‫بی‌خیال هاوارد. چیزی نشده.

723
00:45:40,666 --> 00:45:42,000
‫تو که همیشه درستش کردی.

724
00:45:42,000 --> 00:45:44,791
‫آره، حتما.
‫ماجرای سندپایپر؟

725
00:45:44,791 --> 00:45:48,875
‫شک نکن سهم «ه.ه.م»
‫قراره قابل توجه بشه.

726
00:45:48,875 --> 00:45:51,208
‫حتی با اینکه که آبروی خودم رو بردم.

727
00:45:51,208 --> 00:45:52,875
‫موکلین و دوستام زیرلب می‌گن:

728
00:45:52,875 --> 00:45:55,125
‫«هاوارد هملین معتاده».
‫راست می‌گی.

729
00:45:56,541 --> 00:45:58,416
‫روزهای بدتر از اینم به چشم دیدم.

730
00:45:58,416 --> 00:46:00,875
‫دوران قرض و افسردگی.

731
00:46:00,875 --> 00:46:03,083
‫دورانی که زندگی زناشوییم نابود شد.

732
00:46:04,791 --> 00:46:07,041
‫آره بابا.

733
00:46:07,041 --> 00:46:08,291
‫بهترین روزهای اون دوران...

734
00:46:08,291 --> 00:46:10,958
‫وقتی بود که وبال گردن بقیه بودم.

735
00:46:10,958 --> 00:46:14,875
‫اینم یکی از مواردیه که
‫هاوارد خان باید حلش کنه.

736
00:46:14,875 --> 00:46:18,125
‫ولی آره، همیشه خودم درستش کردم.

737
00:46:18,125 --> 00:46:21,125
‫اوضاعم روبه‌راه می‌شه.

738
00:46:21,125 --> 00:46:24,041
‫ولی اوضاع شما هیچ‌وقت نمی‌شه.

739
00:46:24,041 --> 00:46:27,458
‫شما دوتا...

740
00:46:27,458 --> 00:46:29,291
‫شما دوتا بی‌وجدانین.

741
00:46:30,875 --> 00:46:33,416
‫جیمی تو که دست خودت نیست.

742
00:46:33,416 --> 00:46:34,916
‫چاک هم می‌دونست.

743
00:46:34,916 --> 00:46:36,708
‫ذاتا مشکل داشتی.

744
00:46:36,708 --> 00:46:38,666
‫ولی تو چی؟

745
00:46:38,666 --> 00:46:40,875
‫یکی از باهوش‌ترین و
‫آینده‌دارترین...

746
00:46:40,875 --> 00:46:43,500
‫آدم‌هایی که دیدم
‫چنین زندگی دست و پا کرده؟

747
00:46:43,500 --> 00:46:45,625
‫خب دیگه،
‫با این وضع نمی‌تونی رانندگی کنی.

748
00:46:45,625 --> 00:46:47,458
‫- واست ماشین می‌گیرم.
‫- عالیه. بازم دلسوزی الکی.

749
00:46:47,458 --> 00:46:50,333
‫نه، شاید به ظاهر این‌طوری باشه،
‫ولی هنوز مونده.

750
00:46:50,333 --> 00:46:52,458
‫نه، نه، نه. دیگه بسه هاوارد.

751
00:46:52,458 --> 00:46:55,000
‫شرمنده، ولی وقتشه تمومش کنی،

752
00:46:55,000 --> 00:46:57,000
‫برگردی بری خونه.

753
00:46:58,750 --> 00:47:02,375
‫واقعا لنگه همدیگه‌این.

754
00:47:02,375 --> 00:47:04,666
‫نیمه گمشده همدیگه‌این.

755
00:47:05,625 --> 00:47:08,041
‫منو بگو فکر می‌کردم مسئله پوله...

756
00:47:08,041 --> 00:47:11,208
‫ولی الآن فهمیدم قضیه چیه.

757
00:47:11,208 --> 00:47:13,083
‫پول به درک،
‫واسه سرگرمی خودتون بوده.

758
00:47:13,083 --> 00:47:16,208
‫عشق کردین.
‫شما عین لئوپولد و لوب هستین.

759
00:47:16,208 --> 00:47:18,125
‫- دوتا جامعه‌ستیز.
‫- بسه دیگه.

760
00:47:18,125 --> 00:47:20,375
‫نه، خودتم می‌دونی هستین.
‫ولی جرأت نداری اقرار کنی.

761
00:47:20,375 --> 00:47:22,458
‫- آفرین. حالا دیگه برو.
‫- می‌رم همه جا جار می‌زنم.

762
00:47:22,458 --> 00:47:24,041
‫چون می‌خوام باقی عمرم رو...

763
00:47:24,041 --> 00:47:25,708
‫صرف این کنم که بقیه
‫متوجه واقعیت بشن.

764
00:47:27,250 --> 00:47:29,666
‫باور کنین.

765
00:47:29,666 --> 00:47:31,416
‫تا ابد نمی‌تونین
‫ذاتتون رو مخفی کنین.

766
00:47:39,916 --> 00:47:41,750
‫چطوری؟

767
00:47:41,750 --> 00:47:44,583
‫هاوارد.

768
00:47:44,583 --> 00:47:45,833
‫هاوارد.

769
00:47:45,833 --> 00:47:48,333
‫هاوارد زودباش برو.

770
00:47:48,625 --> 00:47:50,375
‫تو کی هستی؟

771
00:47:50,375 --> 00:47:53,125
‫من؟ یه آدم معمولی.

772
00:47:53,708 --> 00:47:55,625
‫اومدم با وکلام صحبت کنم.

773
00:47:55,625 --> 00:47:57,666
‫جدی؟ یه نصیحتی بهت بکنم؟

774
00:47:57,666 --> 00:47:59,208
‫بگرد دنبال وکیل درست حسابی.

775
00:47:59,208 --> 00:48:02,791
‫هاوارد، توروخدا.
‫راهت رو بکش...

776
00:48:02,791 --> 00:48:04,291
‫نه، نه، نه، نه.

777
00:48:04,750 --> 00:48:06,125
‫راحت باش.

778
00:48:06,458 --> 00:48:07,875
‫قضیه چیه؟

779
00:48:14,083 --> 00:48:15,916
‫توروخدا.

780
00:48:16,666 --> 00:48:17,958
‫تورو...

781
00:48:18,125 --> 00:48:20,541
‫توروخدا بگو چی می‌خوای.

782
00:48:22,333 --> 00:48:24,208
‫گفتم که.

783
00:48:24,583 --> 00:48:25,833
‫می‌خوام حرف بزنم.

784
00:48:26,625 --> 00:48:28,458
‫گمونم...

785
00:48:29,166 --> 00:48:30,791
‫مزاحم صحبتتون می‌شم.

786
00:48:30,791 --> 00:48:32,125
‫عه...

787
00:48:32,375 --> 00:48:34,250
‫واقعا نیازی نیست...

788
00:48:34,250 --> 00:48:35,708
‫وای خدا!

789
00:48:35,708 --> 00:48:37,541
‫- هاوارد!
‫- گندت بزنن!

790
00:48:37,541 --> 00:48:39,541
‫- وای خدا!
‫- توروخدا نزن!

791
00:48:39,541 --> 00:48:40,916
‫- وای خدا!
‫- هیس.

792
00:48:40,916 --> 00:48:42,250
‫- نه، نه!
‫- هیس، هیس...

793
00:48:42,250 --> 00:48:44,833
‫هیس...

794
00:48:48,291 --> 00:48:50,000
‫خیلی‌خب.

795
00:48:51,000 --> 00:48:52,125
‫حالا حرف بزنیم.

796
00:48:59,000 --> 00:49:00,166
‫اسمم پیچیده.

797
00:49:00,291 --> 00:49:03,166
‫موکل دست به‌نقد واسم اومده.

798
00:49:03,791 --> 00:49:07,041
‫تحویل بگیرین!
‫همیشه تهش به خشونت ختم می‌شه!

799
00:49:08,333 --> 00:49:10,000
‫خودت می‌دونی عاقبتش چیه.
