﻿1
00:00:55,930 --> 00:00:57,515
‫«پرندۀ سیاه»
‫«فصل اول: قسمت سوم»

2
00:01:07,525 --> 00:01:10,528
‫«این مجموعه برگرفته از داستانی واقعی‌ست»

3
00:01:30,965 --> 00:01:34,135
[روانپزشک ارشد، دکتر زاکرمن]

4
00:01:34,719 --> 00:01:35,970
‫هفتۀ اول چطوری بود؟

5
00:01:44,437 --> 00:01:45,438
‫گیج کننده

6
00:01:49,359 --> 00:01:50,568
‫توی تصمیمی که گرفتی تردید داری؟

7
00:01:53,780 --> 00:01:54,864
‫کم نه

8
00:01:55,949 --> 00:01:58,284
‫خب، ما با هم توی یه قایقیم

9
00:02:00,703 --> 00:02:03,790
‫اما می‌دونم اینجا جاییـه که لری هال باید باشه

10
00:02:04,374 --> 00:02:06,126
‫هرگز نباید برگرده اون بیرون

11
00:02:09,254 --> 00:02:13,174
‫گذاشتمت توی همون بخشی که هال هست.
‫درست رو به روی سلولش

12
00:02:15,176 --> 00:02:16,928
‫تمام آدم‌های اون بخش، دارو مصرف می‌کنن

13
00:02:19,347 --> 00:02:21,266
‫برات یه داروی ضد افسردگی تجویز می‌کنم

14
00:02:22,016 --> 00:02:24,227
‫وگرنه بهت شک می‌کنن

15
00:02:25,937 --> 00:02:27,438
‫من که هیچ مرگم نیست

16
00:02:29,566 --> 00:02:30,733
‫پس زندون رو تحمل کن

17
00:02:34,779 --> 00:02:37,157
‫باشه.
‫دارو هارو می‌گیرم

18
00:02:40,034 --> 00:02:41,953
‫به هر حال، اومدنت به اینجا رو به حداقل برسون

19
00:02:42,036 --> 00:02:44,747
‫جلسات زیاد باعث میشه بهت شک کنن

20
00:02:58,761 --> 00:03:03,474
‫بیشتر زندان‌ها بعد از یه تایم
‫قابل پیش‌بینی می‌شن

21
00:03:08,229 --> 00:03:09,564
‫یه ریتم پیدا می‌کنن

22
00:03:16,821 --> 00:03:19,908
‫تنها ریتم اسپرینگفیلد
‫قیر قابل پیش‌بینی بودنشه

23
00:03:28,708 --> 00:03:32,587
‫این تو رو می‌بلعه.
‫روی خوابت تاثیر می‌زاره

24
00:03:33,338 --> 00:03:34,380
‫روی آرامشت هم همینطور

25
00:03:34,464 --> 00:03:36,841
‫برای نفر قبلی‌ای که توی سلول من بوده هم
‫همین اتفاق افتاده؟

26
00:03:42,513 --> 00:03:45,850
‫زندانی قبلی میل آسیب زدن
‫به خودش رو داشت

27
00:03:48,436 --> 00:03:49,938
‫خیلی خب.
‫وقتمون برای امروز تموم شد

28
00:03:53,441 --> 00:03:54,567
‫وایسا

29
00:03:55,401 --> 00:03:59,364
‫اگه یه روز وضعیت خراب شد،
‫چطوری به شما یا نگهبان خبر بدم؟

30
00:03:59,447 --> 00:04:01,366
‫فقط باید درخواست صحبت کردن باهام رو بکنی

31
00:04:02,408 --> 00:04:04,118
‫نگهبان ها خیلی از درخواست کردن خوششون نمیاد

32
00:04:09,666 --> 00:04:10,833
‫حافظه‌ات چطوره؟

33
00:04:11,751 --> 00:04:12,752
‫درجه یک

34
00:04:13,461 --> 00:04:17,048
‫612-5711

35
00:04:19,801 --> 00:04:21,302
‫این شماره خونۀ منـه

36
00:04:21,886 --> 00:04:24,472
‫فقط در صورتی خودم این شماره رو بهت بدم
‫می‌تونی داشته باشیش

37
00:04:25,431 --> 00:04:28,184
‫همین باید برای متقاعد کردن هر نگهبانی
‫برای تماس با من کافی باشه

38
00:04:30,353 --> 00:04:32,689
‫612-5711

39
00:04:35,149 --> 00:04:37,402
‫612-5711

40
00:04:37,485 --> 00:04:40,488
‫612-5711

41
00:04:42,615 --> 00:04:44,701
‫اینم از این.
‫باز کن

42
00:04:46,452 --> 00:04:47,537
‫بعدی

43
00:04:48,997 --> 00:04:49,998
‫حرکت کنید

44
00:04:52,166 --> 00:04:53,167
‫عالیه

45
00:04:54,085 --> 00:04:55,086
‫باز کن

46
00:04:57,922 --> 00:04:58,923
‫بعدی

47
00:05:01,217 --> 00:05:02,468
‫احوالت چطوره؟

48
00:05:02,552 --> 00:05:03,594
‫باز کن

49
00:05:06,306 --> 00:05:08,308
‫- باز کن
‫- بهت چه قرصی می‌دن

50
00:05:11,311 --> 00:05:12,478
‫یالا

51
00:05:14,856 --> 00:05:15,940
‫باز کن

52
00:05:16,816 --> 00:05:17,900
‫گپ خوبی بود

53
00:05:17,984 --> 00:05:20,611
‫بخور، زندانی

54
00:05:31,914 --> 00:05:32,915
‫باز کن

55
00:05:41,591 --> 00:05:42,592
‫باز کن

56
00:05:44,844 --> 00:05:46,721
‫کی رو گذاشتی بپای هال؟

57
00:05:49,724 --> 00:05:53,478
‫جیمی کین. دلال مواد، خوش صحبتـه.
‫مردم ازش خوششون میاد

58
00:05:53,978 --> 00:05:56,689
‫چرا از یه مامور مخفی استفاده نکردی؟
‫یه آدم با تجربه؟

59
00:05:56,773 --> 00:05:58,024
‫هال متوجه می‌شد

60
00:05:59,484 --> 00:06:01,652
‫خب، اگه اون داخل اتفاقی بیوفته چی؟

61
00:06:03,446 --> 00:06:05,615
‫اتفاق های خطرناک همیشه توی زندون می‌افته

62
00:06:06,115 --> 00:06:08,910
‫اگه کین وقتی شروع کرده به فروختن
‫کوکائین به نصف ناحیه سیسرو این رو نمی‌دونسته

63
00:06:08,993 --> 00:06:10,370
‫گور پدرش، باید می‌دونست

64
00:06:10,495 --> 00:06:12,121
‫توی یک دهۀ گذشته، تا قبل از
‫دستگیریش بررسی می‌کنم

65
00:06:12,205 --> 00:06:17,168
‫بعد می‌خوام تمام پرونده های قتل حل نشدۀ
‫ایالت های ایندیانا، ایلینویز، اوهایو و میسوری رو

66
00:06:17,251 --> 00:06:19,545
‫با روزهای مرخصی هال از کار سرایداریش مقایسه کنم

67
00:06:20,088 --> 00:06:21,089
‫- همین؟
‫- خیر

68
00:06:21,172 --> 00:06:22,757
‫بعد می‌خوام تمام گزارش های مبنی بر گم شدن افراد

69
00:06:22,840 --> 00:06:24,175
‫که همزمان با

70
00:06:24,258 --> 00:06:27,261
‫نمایش‌های بازسازی جنگ داخلی و جنگ انقلاب آمریکا بوده
‫رو بررسی کنم

71
00:06:27,345 --> 00:06:30,973
‫این یکی روی برای گزارش های سال 1994 انجام دادیم.
‫تقریباً همۀ این کارها رو قبلاً انجام دادیم

72
00:06:31,057 --> 00:06:32,683
‫خب دوباره هم انجام می‌دیم

73
00:06:37,355 --> 00:06:39,941
‫دیشب یه نگاه به پروندۀ جسیکا روچ انداختم

74
00:06:40,024 --> 00:06:43,694
‫چیز خاصی به چشم نخورد، اما...
‫بعدش به پروندۀ رایتلر نگاه کردم

75
00:06:43,778 --> 00:06:46,239
‫می‌دونی پلیس ماریون

76
00:06:47,073 --> 00:06:50,284
‫شب قبل از این که من لری و دستگیر کنم
‫و برسونمش به ایلینوی چیکار کرده؟

77
00:06:50,368 --> 00:06:51,369
‫نه

78
00:06:51,953 --> 00:06:56,207
‫دوباره بردنش برای گشت زنی برای
‫پیدا کردن جسد رایتلر

79
00:06:57,083 --> 00:07:02,463
‫تنها چیزی که پلیس های ماریون می‌گفتن
‫این بود که لری داره وقتشون رو تلف می‌کنه

80
00:07:03,589 --> 00:07:05,967
‫از قرار معلوم دوباره میرن سوارش می‌کنن
‫و اجازه می‌دن وقتشون رو تلف کنه

81
00:07:06,050 --> 00:07:08,469
‫- و چیزیم پیدا کردن؟
‫- نه. هیچی

82
00:07:09,720 --> 00:07:12,974
‫روز بعدش لری رو برگردوندم به ایلینوی

83
00:07:13,057 --> 00:07:17,395
‫اما دیگه اون آدم روز قبل نبود.
‫قبلش یه آدم...

84
00:07:17,478 --> 00:07:20,731
‫نمی‌دونم، ضعیف و مطیع و غمگین بود

85
00:07:21,274 --> 00:07:23,109
‫اما اون روز صبح، چشم هاش برق می‌زد

86
00:07:24,318 --> 00:07:26,487
‫بدجوری اعتماد به نفس پیدا کرده بود

87
00:07:27,155 --> 00:07:28,281
‫احساس مهم بودن می‌کرد

88
00:07:28,364 --> 00:07:31,492
‫پلیس ماریون بهش گفته بوده که
‫فقط یه مظنون ـه

89
00:07:33,369 --> 00:07:36,497
‫پلیس واباش گفت که اون یه
‫قاتل سریالی احتمالیـه

90
00:07:39,125 --> 00:07:40,793
‫بعد اون لری دیگه هیچوقت راجع‌به

91
00:07:40,877 --> 00:07:42,879
‫شبی که جسیکا روچ رو کشته بود باهام حرف نزد

92
00:07:43,754 --> 00:07:45,631
‫فقط آواز خوند

93
00:07:45,715 --> 00:07:46,716
‫♪ ساحل نیوانگلند ♪

94
00:07:46,799 --> 00:07:48,843
‫♪ ما گاوآهن، زمین‌ها

95
00:07:48,926 --> 00:07:51,762
‫♪ همسران و فرزندان عزیزمان را رها می کنیم... ♪

96
00:07:51,846 --> 00:07:55,224
‫اما دیگه هیچ‌وقت چیزی درمورد
‫قتل نگفت

97
00:07:55,308 --> 00:07:56,476
‫صندلی نارجی جیرجیر می‌کنه

98
00:07:59,645 --> 00:08:00,771
‫معلومه می‌کنه

99
00:08:08,529 --> 00:08:10,573
‫مامانت می‌دونه چطوری روغن ماشین رو عوض کنه؟

100
00:08:10,656 --> 00:08:11,866
‫خیلی سخت نیست

101
00:08:12,450 --> 00:08:15,745
‫مامان من قرار نیست روغن ماشین رو عوض کنه، لری.
‫اون تقریباً کور ـه

102
00:08:15,828 --> 00:08:17,914
‫می‌تونه کسی رو بیاره که بهش کمک کنه؟

103
00:08:17,997 --> 00:08:20,750
‫اصلاً... چرا...
‫چرا داریم در این مورد صحبت می‌کنیم؟

104
00:08:20,833 --> 00:08:23,044
‫خب، اهمیت داره.
‫ماشینـتـه، مهمه

105
00:08:23,127 --> 00:08:25,129
‫بس کن. باشه؟ خیلی خب.
‫خواهش می‌کنم، فقط تمومش کن!

106
00:08:25,213 --> 00:08:27,006
‫خیلی خب، اگه نمی‌تونه روغن رو عوض کنه

107
00:08:27,089 --> 00:08:30,176
‫حداقل می‌تونه بنزینش رو تخلیه کنه؟

108
00:08:30,259 --> 00:08:31,802
‫- یه شلنگ می‌خواد...
‫- بسه!

109
00:08:32,595 --> 00:08:35,097
‫خب مطمئنم دلت نمی‌خواد بنزین
‫مخزن سوختت رو بخوره

110
00:08:39,894 --> 00:08:41,646
‫بنزین می‌تونه مخزن سوخت رو داغون کنه

111
00:08:47,318 --> 00:08:48,611
‫ممکنه مخزن سوخت رو بخوره

112
00:08:50,446 --> 00:08:51,447
‫هی

113
00:08:56,953 --> 00:08:58,162
‫به نظر خیلی آشفته می‌اومد

114
00:09:03,251 --> 00:09:04,544
‫بهرحال، من جیمی هستم

115
00:09:51,173 --> 00:09:52,174
‫جیمی

116
00:09:54,885 --> 00:09:57,221
‫رفقا.
‫تماس بدنی ممنوعه

117
00:09:57,305 --> 00:10:00,558
‫اوه، درسته، ببخشید.
‫شرمنده

118
00:10:02,643 --> 00:10:04,604
‫تو باید درحال استراحت باشی

119
00:10:04,687 --> 00:10:06,522
‫نه.
‫استراحت به درد من نمی‌خوره

120
00:10:07,231 --> 00:10:11,485
‫من باید ذهنم رو، می‌دونی
‫فعال نگه دارم

121
00:10:12,403 --> 00:10:14,572
‫چطوری اومدی داخل؟
‫امروز روز ملاقات نیست

122
00:10:15,156 --> 00:10:19,452
‫افراد اینجا بهم یه حالی دادن.
‫نشانم رو بهشون نشون دادم، می‌دونی؟

123
00:10:20,244 --> 00:10:22,371
‫پدر، یا خدا

124
00:10:22,455 --> 00:10:25,416
‫این پسرا، مراقبتن

125
00:10:25,499 --> 00:10:29,920
‫این.. این.. این...
‫فرقی نمی‌... نمی‌... نمی...کنـه

126
00:10:30,004 --> 00:10:35,801
‫بیرون باشی یا توی زندان.
‫پلیس ها هوای همدیگه رو دارن

127
00:10:37,553 --> 00:10:42,600
‫قرار نبود من یه خانواده داشته باشم
‫تو لو دادی که من پسر یه پلیس هستم

128
00:10:45,436 --> 00:10:46,771
‫ادامه بده

129
00:10:48,939 --> 00:10:53,152
‫اوه، خدای من.

130
00:10:56,864 --> 00:10:59,116
‫من...

131
00:10:59,200 --> 00:11:00,201
‫خدا

132
00:11:01,702 --> 00:11:02,703
‫فراموش کردم

133
00:11:03,329 --> 00:11:05,498
‫- اشکالی نداره
‫- داره... نه، نه اشکال داره

134
00:11:06,123 --> 00:11:09,335
‫اشکال داره.
‫انگار...

135
00:11:09,418 --> 00:11:13,547
‫مغزم...
‫داغون شده

136
00:11:15,591 --> 00:11:18,511
‫نمی‌تونم مسائل رو کنار هم بزارم

137
00:11:19,387 --> 00:11:22,056
‫به فنا 
دادمت

138
00:11:22,556 --> 00:11:23,557
‫مشکلی برام پیش نمیاد

139
00:11:23,641 --> 00:11:24,642
‫نه

140
00:11:25,393 --> 00:11:26,394
‫چرا میاد

141
00:11:27,978 --> 00:11:29,063
‫میاد

142
00:11:32,566 --> 00:11:33,734
‫پدر، من رو نگاه کن

143
00:11:35,152 --> 00:11:36,153
‫پدر

144
00:11:37,154 --> 00:11:38,572
‫پدر، من رو ببین

145
00:11:40,324 --> 00:11:41,659
‫هرکار که تاحالا کردم...

146
00:11:43,119 --> 00:11:44,370
‫باعث شده تو به فنا بری

147
00:11:46,914 --> 00:11:48,457
‫هی.
‫حق با تو بود

148
00:11:50,209 --> 00:11:51,460
‫اینجا ترسناکـه

149
00:11:53,504 --> 00:11:54,964
‫بدجوری وحشتناکـه

150
00:11:57,883 --> 00:11:59,760
‫و مطمئن نیستم بتونم از پس

151
00:11:59,844 --> 00:12:00,970
‫کاری که ازم خواستن بر بیام

152
00:12:03,222 --> 00:12:04,265
‫من ترسیدم

153
00:12:07,143 --> 00:12:12,231
‫اما بعدش به خودم گفتم، خجالت بکش، ترسو
‫ناسلامتی پسر جیم کین گنده هستی

154
00:12:13,691 --> 00:12:15,359
‫وقتی بچه بودم

155
00:12:16,527 --> 00:12:19,488
‫بیشتر وقت ها با لباس فرم می‌اومدی خونه

156
00:12:21,031 --> 00:12:25,995
‫بدجوری گنده بودی.
‫و قوی

157
00:12:29,248 --> 00:12:32,668
‫تو کل روز رو بدون این که هیچی نصیب خودت بشه
‫جونت رو می‌گرفتی کف دستت و می‌رفتی بیرون

158
00:12:34,920 --> 00:12:36,088
‫و من با خودم فکر می‌کردم...

159
00:12:38,841 --> 00:12:40,468
‫"منم یه روز مثه اون میشم"

160
00:12:43,137 --> 00:12:44,388
‫اون روز رسیده، پدر

161
00:12:45,514 --> 00:12:48,893
‫سمی و من همین اطراف می‌مونیم

162
00:12:51,020 --> 00:12:54,857
‫یه هتل پیدا کردم که اتاق هاش رو هفتگی کرایه می‌ده

163
00:12:54,940 --> 00:12:56,484
‫پدر، نه

164
00:12:58,235 --> 00:13:00,905
‫همین اطراف می‌مونم

165
00:13:01,530 --> 00:13:02,823
‫همین اطرافم

166
00:13:04,784 --> 00:13:05,785
‫خیلی خب

167
00:13:06,285 --> 00:13:09,413
‫اما پدر، دفعه بعد

168
00:13:09,497 --> 00:13:11,832
‫توی ساعات ملاقات بیا

169
00:13:12,625 --> 00:13:14,877
‫خیلی خب، جیمی.
‫وقت رفتنـه

170
00:13:37,566 --> 00:13:39,276
‫میشه ببین خودمون بمونه؟

171
00:13:39,860 --> 00:13:41,320
‫که پدرت یه پلیسـه؟

172
00:13:41,403 --> 00:13:42,488
‫پلیس سابق

173
00:13:44,657 --> 00:13:48,285
‫کلی از آدمای اینجا بچه‌های پلیس ها هستن.
‫چه داخل چه بیرون

174
00:13:48,369 --> 00:13:49,495
‫نگرانش نباش

175
00:13:49,995 --> 00:13:52,790
‫اما در هر صورت کسی حرف های من
‫براش مهم نیست، درسته؟

176
00:13:53,958 --> 00:13:55,334
‫ممنونم

177
00:13:55,417 --> 00:13:56,585
‫خواهش می‌کنم

178
00:14:06,345 --> 00:14:09,265
‫یه پیرمرده هست که توی حیاط دائم
‫درمورد تو می‌پرسه

179
00:14:09,765 --> 00:14:11,976
‫تاحالا اسم وینسنت جایگانته
‫که بهش میگن "چین" به گوشت خورده

180
00:14:13,602 --> 00:14:14,812
‫همون مافیا ـه؟

181
00:14:16,063 --> 00:14:19,859
‫همون یارو که توی محله ایتالیای کوچک
‫خودش رو جای دیوونه‌ها جا می‌زد؟ همون رو میگی؟

182
00:14:19,942 --> 00:14:22,152
‫توی محله گرینیچ ویلج بود،
‫اما آره

183
00:14:22,653 --> 00:14:25,948
‫باید اعتراف کنم حرکت درخشانی بود

184
00:14:26,031 --> 00:14:27,700
‫چندین سال طول کشید تا مامورهای فدرال
‫تونستن دستگیرش کنن

185
00:14:28,200 --> 00:14:29,743
‫اون همون پیرمرده‌ست که میگی؟

186
00:14:30,327 --> 00:14:32,538
‫خودت رو بهش معرفی کن.
‫اسم منم بیار

187
00:14:32,621 --> 00:14:34,582
‫اینجا اون بهترین آدمیـه که
‫می‌تونی باهاش آشنا بشی

188
00:14:35,875 --> 00:14:36,876
‫ممنونم

189
00:14:39,378 --> 00:14:41,547
‫پدر من بیست سال شغلش همین بود

190
00:14:42,131 --> 00:14:43,632
‫همیشه می‌گفت

191
00:14:43,716 --> 00:14:47,261
‫"چیزی که قضیه رو سخت می‌کنه
‫اینه که آدما به هم سخت می‌گیرن

192
00:14:47,344 --> 00:14:48,888
‫نباید اینطوری باشه"

193
00:14:50,848 --> 00:14:52,182
‫من با پدرم موافقم

194
00:14:57,104 --> 00:14:59,773
‫"در 27 مارس 1993

195
00:14:59,857 --> 00:15:01,942
‫راینا ریسون 16 ساله بعد از

196
00:15:02,026 --> 00:15:04,570
‫ترک محل کارش در یک بیمارستان دامپزشکی

197
00:15:04,653 --> 00:15:06,030
‫در لا پورتِ ایندیانا ناپدید شد

198
00:15:08,490 --> 00:15:11,577
‫خب این میشه سه روز قبل از
‫به قتل رسیدن تریشیا رایتلر

199
00:15:12,077 --> 00:15:15,164
‫"جسد راینا ریسون دو ماه بعد
‫در برکه پیدا شد"

200
00:15:15,247 --> 00:15:18,542
‫علت مرگش خفگی بوده؟

201
00:15:20,711 --> 00:15:23,213
‫"پلیس محلی تمرکز را روی برادر شوهرِ سابقِ
‫ریسون گذاشت"

202
00:15:24,048 --> 00:15:26,842
‫اما دادستان بخاطر نبودن شواهد کافی
‫اون رو از تمام اتهامات مبرا کرد

203
00:15:26,926 --> 00:15:28,802
‫چیِ برادر شوهرِ نظرشون رو جلب کرده؟

204
00:15:28,886 --> 00:15:31,472
‫به این متهم شده بوده که وقتی راینا
‫12 سال بوده بهش تجاوز می‌کرده

205
00:15:36,685 --> 00:15:38,020
‫و این چه ربطی به هال داره؟

206
00:15:38,103 --> 00:15:41,148
‫"یک قوطی از قرص های ضد بارداری راینا ریسون

207
00:15:41,231 --> 00:15:42,858
‫در ون هال پیدا شد"

208
00:15:42,942 --> 00:15:44,401
‫یه قوطی؟

209
00:15:44,485 --> 00:15:47,196
‫اینجا اینطوری نوشته.
‫منظورشون جعبه بوده

210
00:15:48,072 --> 00:15:49,365
‫تو جعبه نگهشون می‌دارید؟

211
00:15:50,074 --> 00:15:51,533
‫آره.
‫شما کجا نگهشون می‌دارید؟

212
00:15:51,659 --> 00:15:54,870
‫"در ماریون جلوی هال که توی
‫ون کثیفش بوده رو می‌گیرن"

213
00:15:54,954 --> 00:15:56,205
‫نه اون تمیزه

214
00:15:57,122 --> 00:15:58,165
جدی؟

215
00:15:58,248 --> 00:16:00,250
‫"وسایل پیدا شده در ون شامل:
‫قرص های ضد بارداری

216
00:16:02,336 --> 00:16:07,299
‫چاقوی شکاری، کلاف‌های طناب،
‫کلاه اسکی، دستکش

217
00:16:08,467 --> 00:16:12,137
‫و یک آگهی دعا برای پیدا شدن تریشیا رایتلر بوده"

218
00:16:14,431 --> 00:16:16,225
‫با وجود این همه مدرک، آخرش چیکار کردن؟

219
00:16:17,017 --> 00:16:19,645
‫هیچی، دستگیرش می‌کنن و بعدش ولش می‌کنن

220
00:16:22,147 --> 00:16:24,316
‫- وایسا. کی اعتراف کرده؟
‫- همون عصرش

221
00:16:24,400 --> 00:16:26,485
‫دوازده ساعت نگهش داشتن
‫بعدش هم آزادش کردن

222
00:16:26,568 --> 00:16:28,737
‫گفتن کسیه که الکی
‫اعتراف می‌کنه

223
00:16:30,948 --> 00:16:32,116
‫عجب استعدادی

224
00:16:32,866 --> 00:16:35,119
‫طرف داره به ملت میگه آدم کشته

225
00:16:35,202 --> 00:16:37,204
‫اما کسی حرفش رو باور نمی‌کنه

226
00:16:48,007 --> 00:16:49,008
‫مراقب باش

227
00:16:51,969 --> 00:16:53,470
‫اینم ازاین

228
00:16:54,054 --> 00:16:55,264
‫تو ایتالیایی هستی، درسته؟

229
00:16:56,890 --> 00:16:57,891
‫آره

230
00:16:59,268 --> 00:17:00,352
‫چقد ایتالیایی هستی؟

231
00:17:00,853 --> 00:17:01,854
سه چهارم

232
00:17:05,274 --> 00:17:06,525
‫پس بازی بوچی رو بلدی؟

233
00:17:08,277 --> 00:17:10,696
‫آره. وقتی بچه بودم با یکی از پدربزرگ هام

234
00:17:10,779 --> 00:17:11,864
‫بازیش می‌کردیم

235
00:17:12,364 --> 00:17:13,365
‫کدوم پدربزرگت؟

236
00:17:14,950 --> 00:17:16,118
‫ایرلندی ـه

237
00:17:19,413 --> 00:17:21,081
‫- جدی میگی؟
‫- آره

238
00:17:23,375 --> 00:17:24,501
‫می‌دونی من کی هستم؟

239
00:17:24,585 --> 00:17:25,586
‫آره

240
00:17:26,670 --> 00:17:27,921
‫باهام شوخی نکن

241
00:17:28,630 --> 00:17:29,631
‫خیلی خب

242
00:17:33,052 --> 00:17:37,639
‫خب، خیلی از بچه ها حاضرن هرکاری بکنن
‫تا من باهاشون بوچی بازی کنم

243
00:17:39,475 --> 00:17:42,728
‫هیچکدوم هم نمی‌دونن من شونه‌ام مشکل داره

244
00:17:43,854 --> 00:17:46,607
‫حالا تو می‌دونی که شونۀ من مشکل داره

245
00:17:47,733 --> 00:17:50,444
‫پس اگه بشنوم یکی داره درمورد شونۀ
‫من حرف میزنه

246
00:17:50,527 --> 00:17:52,404
‫می‌دونم که تو دهنت رو باز کردی

247
00:17:53,906 --> 00:17:55,657
‫بعدش زبونت رو می‌بُرم

248
00:17:55,741 --> 00:17:57,159
‫و لب‌هات رو می‌دوزم

249
00:18:01,580 --> 00:18:02,581
‫فهمیدی؟

250
00:18:04,875 --> 00:18:05,959
‫بله آقای جیگانته

251
00:18:08,462 --> 00:18:12,883
‫حالا تو باهام بازی می‌کنی.
‫تمام پرتاب های بلند رو می‌زنی

252
00:18:13,467 --> 00:18:16,470
‫شونه‌ام مانع زدن پرتاب های دقیق نمیشه

253
00:18:17,221 --> 00:18:18,972
‫پس هیچکس نباید چیزی بفهمه

254
00:18:21,642 --> 00:18:23,393
‫شبیه یه نقشه ست، اقای جیگانته

255
00:18:25,521 --> 00:18:26,730
‫خودم می‌دونم

256
00:18:27,523 --> 00:18:28,816
‫خودم نقشه‌اش رو کشیدم

257
00:18:32,861 --> 00:18:34,238
‫اما ازت خوشم میاد، بچه جون

258
00:18:35,280 --> 00:18:36,448
‫تو مودب هستی

259
00:18:37,491 --> 00:18:38,492
‫از اینت خوشم میاد

260
00:18:41,328 --> 00:18:42,871
پس خراب نکن

261
00:18:43,831 --> 00:18:45,749
‫اینطوری ساعات خوشی خواهی داشت

262
00:18:46,792 --> 00:18:48,210
‫به نظر خوب میاد، آقای جیگانته

263
00:18:54,007 --> 00:18:58,220
‫حالا نشون بده پدربزرگت چی یادت داده

264
00:19:05,519 --> 00:19:07,521
‫اون پدربزرگت که ایرلندی نیست
‫اهل کجاست؟

265
00:19:08,438 --> 00:19:10,315
‫سان جیووانی توی تدوچی

266
00:19:11,733 --> 00:19:16,738
‫برو گمشو ببینم.
‫پدر و مادر من اهل ماریانلا بودن

267
00:19:17,656 --> 00:19:18,866
‫میشه دقیقاً بغلش

268
00:19:20,576 --> 00:19:22,911
‫تو چه مرگته؟
‫ایتالیا رو نمی‌شناسی؟

269
00:19:22,995 --> 00:19:24,830
‫- راستش نه
‫- چطور؟

270
00:19:26,039 --> 00:19:27,416
‫توی ویسکانسین بزرگ شدم

271
00:19:28,625 --> 00:19:29,751
‫ای خدا

272
00:19:31,128 --> 00:19:33,297
‫این به بدی همون ایرلندی‌ایـه که گفتی

273
00:19:57,863 --> 00:19:59,656
‫هی، میشه یه چیزی ازت بپرسم؟

274
00:20:02,701 --> 00:20:05,579
‫از من خوشت نمیاد یا چی، مرد؟

275
00:20:06,580 --> 00:20:08,290
‫همین رو می‌خواستی ازم بپرسی؟

276
00:20:08,874 --> 00:20:11,877
‫نه. می‌خواستم بپرسم اینجاها برای سرگرمی چیکارا می‌کنی؟

277
00:20:22,304 --> 00:20:23,639
‫اینجا جای کسیه؟

278
00:20:23,722 --> 00:20:24,723
‫هی

279
00:20:30,771 --> 00:20:32,231
‫چی نگاه می‌کنید، بچه ها؟

280
00:20:33,607 --> 00:20:35,192
‫برنامه‌مون رو

281
00:20:39,488 --> 00:20:40,697
‫به هیوستون خوش برگشتید

282
00:20:46,620 --> 00:20:49,248
‫اما سه سال قبل،
‫زنی که توی این خونه زندگی می‌کرد

283
00:20:49,331 --> 00:20:53,001
‫به گاراژ رفت و با قاتل رو به رو شد

284
00:21:06,765 --> 00:21:07,849
‫جزو 20 تا بهترین ها میشی

285
00:21:14,690 --> 00:21:16,066
‫داشتیم نگاه می‌کردیم

286
00:21:16,650 --> 00:21:18,110
‫آره، حالا دیگه نمی‌کنید

287
00:21:40,674 --> 00:21:42,926
‫اما در سال 1987، پلیس هیوستون گفت...

288
00:21:43,010 --> 00:21:44,678
‫خودت الان برش می‌گردونی

289
00:21:46,263 --> 00:21:49,057
‫نه، برنمی‌گردونم

290
00:21:49,725 --> 00:21:52,102
‫همین الان

291
00:21:56,523 --> 00:22:00,193
‫آه! آروم باش.
‫چی... بس کن

292
00:22:03,655 --> 00:22:06,366
‫به نظرت من شبیه به کنترل تلوزیون هستم؟

293
00:22:07,326 --> 00:22:11,330
‫گریه کن! 
‫من شبیه به کنترل...

294
00:22:11,413 --> 00:22:13,415
‫از اینجا ببرش بیرون!

295
00:22:13,498 --> 00:22:16,835
‫- ولم کن!
‫- خیلی خب!

296
00:22:16,918 --> 00:22:19,588
‫تیم پزشکی رو بیارید بالا توی اتاق تلوزیون

297
00:22:19,671 --> 00:22:21,798
‫یه زندانی درگیر شده

298
00:23:03,965 --> 00:23:05,092
‫گذاشتن بیای بیرون؟

299
00:23:05,842 --> 00:23:07,135
‫بعد از یه شب.
‫آره

300
00:23:15,811 --> 00:23:17,896
‫چرا از ما حمایت کردی؟

301
00:23:18,939 --> 00:23:21,400
‫بخاطر دفاع از شماها نبود

302
00:23:28,990 --> 00:23:29,991
‫جیمی

303
00:23:38,041 --> 00:23:39,334
‫لری

304
00:23:45,882 --> 00:23:48,218
‫هی، چرا اون یارو اون روز انقد آشفته بود؟

305
00:23:49,469 --> 00:23:51,930
‫همون که داشتی باهاش درمورد
‫ماشینش صحبت می‌کردی؟

306
00:23:52,013 --> 00:23:54,516
‫اها پرسی.
‫زود عصبانی میشه

307
00:23:55,600 --> 00:23:59,771
‫داشتم بهش می‌گفتم به یکی که بیرونـه
‫بگه که مراقب ماشینش باشه

308
00:24:01,898 --> 00:24:03,150
‫پس چرا قاطی کرد؟

309
00:24:04,192 --> 00:24:08,238
‫خب، پرسی فکر می‌کنه دیگه هیچ‌وقت
‫قرار نیست ماشینش رو ببینه

310
00:24:11,032 --> 00:24:12,826
‫چون حبس ابد گرفته

311
00:24:16,371 --> 00:24:19,332
‫خب...
‫ماشین تو چیه؟

312
00:24:20,500 --> 00:24:21,626
‫اون بیرون؟

313
00:24:23,336 --> 00:24:25,255
‫کامرو اس‌اس مدل 1967

314
00:24:25,922 --> 00:24:27,048
‫اوه

315
00:24:27,841 --> 00:24:31,344
‫مشکی مات با رینگ های 60 اینچی
‫مدل کراگر

316
00:24:33,054 --> 00:24:34,389
‫من ون دوست دارم

317
00:24:42,063 --> 00:24:43,106
‫جدی؟

318
00:24:44,191 --> 00:24:45,734
‫تزئینش هم می‌کنی؟

319
00:24:45,817 --> 00:24:48,862
‫صندلی هواپیمایی بزاری توش
‫فرش پهن کنی کفش یا...

320
00:24:55,785 --> 00:24:58,205
‫خوب نیست آدم مثل پرسی فکر کنه

321
00:25:01,249 --> 00:25:02,584
‫همیشه امیدی هست

322
00:25:08,632 --> 00:25:09,841
‫یه لحظه وقت داری، جیمی؟

323
00:25:10,425 --> 00:25:11,426
‫آره

324
00:25:13,011 --> 00:25:14,471
‫هی، از آشنایی باهات خوشبخت شدم، لری

325
00:25:29,194 --> 00:25:30,278
‫چقد تو بی اعصابی

326
00:25:32,322 --> 00:25:34,449
‫زود با یه نفر دعوا کن
‫وگرنه بعداً باید با همه شون دعوا کنی

327
00:25:34,533 --> 00:25:36,868
‫حرف حکیمانه‌ای بود

328
00:25:37,661 --> 00:25:40,872
‫هی، شنیدم چن ازت خوشش اومده

329
00:25:42,165 --> 00:25:44,376
‫کسایی مثه اون خیلی خفنن

330
00:25:44,459 --> 00:25:48,213
‫تا وقتی یکی از اونا باشی
‫زمان برات راحت جلو میره

331
00:25:49,965 --> 00:25:51,216
‫تو یکی از اونایی، جیمی؟

332
00:25:52,842 --> 00:25:55,428
اینکه قاطیشون بشم؟
‫نه. نه

333
00:25:55,929 --> 00:25:59,182
‫نه.
‫آره، می‌دونم

334
00:25:59,266 --> 00:26:03,687
‫منظورم اینه تو کسی هستی که اون بتونه بهش اعتماد کنه؟

335
00:26:04,729 --> 00:26:06,439
‫اگه باشی ازت مراقبت می‌کنه

336
00:26:08,191 --> 00:26:09,693
‫اگه نباشی زبونت رو می‌بره

337
00:26:12,070 --> 00:26:13,446
‫خودتو آماده کن

338
00:26:15,073 --> 00:26:16,157
‫منظورت چیه؟

339
00:26:16,241 --> 00:26:19,911
‫پدرت... حتماً پلیس خوبی بوده

340
00:26:20,787 --> 00:26:24,416
‫دو دقیقه هم طول نکشید که تمام
‫پوششت رو به باد هوا داد

341
00:26:26,960 --> 00:26:28,169
‫می‌دونی

342
00:26:28,253 --> 00:26:34,509
‫تنها دلیلی که یه آدم با یه هویت فرضی
‫میاد اینجا دلیلش اینه که...

343
00:26:37,429 --> 00:26:39,180
‫خبرچین باشه

344
00:26:40,890 --> 00:26:43,810
‫حالا این که اینجا داری خبرچینی
‫کی رو می‌کنی اهمیتی نداره

345
00:26:43,893 --> 00:26:46,521
‫همین که برای خبرچینی اینجایی اهمیت داره

346
00:26:47,022 --> 00:26:52,319
‫خب، حالا تو یا جیمی، قاچاقچی اسلحه
‫اهل ویسکانسین هستی

347
00:26:53,653 --> 00:26:57,157
‫یا جیمی دلال مواد و پسر یک پلیس
‫از شیکاگو هستی

348
00:26:57,657 --> 00:27:00,535
‫حالا اگه تو جیمی اولی باشی،
‫مشکلی نیست

349
00:27:01,703 --> 00:27:05,790
‫اما اگه گندش در بیاد که تو جیمی دوم هستی
‫که خودت رو جای جیمی اول جا زدی...

350
00:27:06,708 --> 00:27:07,834
‫اوه...

351
00:27:09,794 --> 00:27:12,964
‫برای جفت جیمی ها خیلی بد میشه

352
00:27:13,048 --> 00:27:14,341
‫چی می‌خوای؟

353
00:27:14,424 --> 00:27:16,426
‫رفیق، می‌خوام بهت کمک کنم

354
00:27:16,509 --> 00:27:20,889
‫می‌خوام مطمئن بشم همه باز هم تو رو
‫به عنوان جیمی قاچاقچی اسلحه بشناسن

355
00:27:22,515 --> 00:27:24,601
‫- اما...
‫- به کمک خودتم نیاز دارم

356
00:27:24,684 --> 00:27:28,855
‫آخه نمیشه که توی این رابطه همیشه
‫من کارای خوب رو بکنم

357
00:27:28,938 --> 00:27:30,774
‫بدون اینکه در ازاش چیزی گیرم بیاد

358
00:27:30,857 --> 00:27:34,819
‫آره. آره، نمی‌خواستم حس کنی
‫دارم ازت استفاده می‌کنم

359
00:27:38,531 --> 00:27:39,532
‫جیمی

360
00:27:44,079 --> 00:27:45,372
‫جیمی، جیمی، جیمی

361
00:27:48,416 --> 00:27:52,379
‫فکر نکن می‌تونی به من بی احترامی کنی

362
00:27:54,047 --> 00:27:55,382
آمارتو رو در آوردم

363
00:27:56,049 --> 00:27:59,094
‫توی شیکاگو یه بازیکن بزرگ بودی.
‫زندگی خوبی داشتی

364
00:27:59,719 --> 00:28:04,099
‫واسه همین یه وام کوچیک می‌خوام. بخاطر قدردانی.
‫زیاد هم نیست. برای تو زیاد نیست

365
00:28:04,182 --> 00:28:07,936
‫اما برای من توی شرایط الان، برام خیلیه.
‫و سریع بهش نیاز دارم

366
00:28:08,645 --> 00:28:09,813
‫- چقد؟
‫- 10 هزارتا

367
00:28:09,896 --> 00:28:12,232
‫من اینجا ده هزار دلار از کدوم گوری بیارم؟

368
00:28:12,899 --> 00:28:14,234
‫با باباییت صحبت کن

369
00:28:14,317 --> 00:28:18,196
‫من که هیچ دلال موادی رو نمی‌شناسم که برای
‫روزهای که وضعیت بهم می‌ریزه پول قایم نکرده باشه

370
00:28:18,279 --> 00:28:22,617
‫به پدرت بگو 10 هزار دلار من رو بیاره.
‫مثه دیروز

371
00:28:26,162 --> 00:28:27,664
‫باید باهاش تماس بگیرم

372
00:28:28,373 --> 00:28:29,541
‫من قبلاً گرفتم

373
00:28:30,083 --> 00:28:32,127
‫فردا میاد اینجا

374
00:28:33,878 --> 00:28:35,046
‫تا ظهر

375
00:28:37,257 --> 00:28:42,053
‫اوه و...
‫این دفعه باهاش مهربون تر باش، جیمی

376
00:28:43,096 --> 00:28:44,305
‫ناسلامتی پدرته

377
00:28:44,806 --> 00:28:47,308
‫دقعه آخری بنده خدا رو خیلی اذیت کردی

378
00:28:48,351 --> 00:28:49,352
‫کارتر

379
00:28:52,480 --> 00:28:54,315
‫قبلش یه آقا هم بگو

380
00:28:55,734 --> 00:28:57,527
‫- آقای کارتر
‫- بله؟

381
00:29:00,196 --> 00:29:01,990
‫اکه دستم به پول نرسه چی؟

382
00:29:02,782 --> 00:29:04,284
‫اون موقع دیگه دست هات بدرد چی می‌خوره؟

383
00:29:42,822 --> 00:29:44,199
‫میشه بیام داخل؟

384
00:30:00,173 --> 00:30:01,341
‫اون تویی؟

385
00:30:03,384 --> 00:30:04,469
‫آره

386
00:30:05,804 --> 00:30:07,055
‫کجا گرفتی؟

387
00:30:07,138 --> 00:30:08,973
‫یه نمایش بازسازی ـه

388
00:30:10,058 --> 00:30:14,020
‫چند نفری دور هم جمع می‌شدیم و
‫نبردهای معروف جنگ داخلی بازسازی می‌کردیم

389
00:30:16,022 --> 00:30:17,357
‫این چونه ریش هم برای همونه؟

390
00:30:18,066 --> 00:30:23,988
‫ریش بدون چونه.
‫اونا زمانا... ژنرال ها اینطوری ریش می‌گذاشتن

391
00:30:25,698 --> 00:30:29,118
‫اون رو می‌بینی کنارمه؟
‫اون بردارمه، گری

392
00:30:29,202 --> 00:30:32,163
‫- ما دوقلوهای همسان هستیم
‫- جداً؟

393
00:30:33,498 --> 00:30:34,666
‫اون بزرگتر به نظر می‌رسه

394
00:30:35,875 --> 00:30:39,420
‫وقتی توی شکم مادرمون بودیم
‫از من تغذیه می‌کرده

395
00:30:40,463 --> 00:30:46,094
‫اون تمام مواد مغذی من رو گرفت
‫و بزرگ و قوی شد...

396
00:30:48,179 --> 00:30:51,808
‫و فکر کنم من یه جورایی پژمرده شدم

397
00:30:51,891 --> 00:30:52,892
‫چی؟

398
00:30:54,686 --> 00:30:55,979
‫به نظر من که مشکلی نداری

399
00:30:56,855 --> 00:30:58,231
‫هممم

400
00:30:58,314 --> 00:31:00,275
‫پنج دقیقه دیگه خاموشیه، خانما

401
00:31:05,446 --> 00:31:09,492
‫چرا با من خوبی؟

402
00:31:11,870 --> 00:31:14,205
‫نمی‌دونم چطوری میشه توی همچین جایی بدون دوست

403
00:31:14,289 --> 00:31:16,040
‫وقت گذروند

404
00:31:17,417 --> 00:31:19,544
‫و ما هم که سلول هامون جلوی همه، پس...

405
00:31:22,463 --> 00:31:23,548
‫شب بخیر، لری

406
00:31:27,844 --> 00:31:30,972
‫اون کیفی که وقتی می‌خواستن به
‫خانه گلد کوست حمله کنن بهم دادی؟

407
00:31:31,055 --> 00:31:32,056
‫آره

408
00:31:33,558 --> 00:31:35,268
‫تموم شد، جیمی

409
00:31:35,351 --> 00:31:39,480
‫من... ما...
‫منظورم اینه ما هم باید غذا بخوریم بلاخره

410
00:31:39,564 --> 00:31:41,691
‫هشتاد هزار دلار توی اون کیف بود

411
00:31:41,774 --> 00:31:43,401
‫تقریباً هفتاد هزارتا بود

412
00:31:44,235 --> 00:31:46,446
‫و دو کیلو مواد هم بود.
‫اونا چی شدن؟

413
00:31:47,238 --> 00:31:48,990
‫دادمشون به دنی که بفروشه

414
00:31:49,073 --> 00:31:53,036
‫گفت چندتا آدم اهل نیکاراگوئه یا اکوادور

415
00:31:53,119 --> 00:31:54,329
‫یکی شون رو دزدیده

416
00:31:55,204 --> 00:31:56,956
‫دنی قابل اعتماد نیست، پدر.
‫باشه؟

417
00:31:57,999 --> 00:32:01,544
‫- از کی تاحالا؟
‫- از توی گهواره

418
00:32:01,628 --> 00:32:03,880
‫خیلی خب

419
00:32:06,549 --> 00:32:09,677
‫- یه جعبه کفش توی اتاق...
‫- اتاق لباسشویی، آره

420
00:32:10,970 --> 00:32:11,971
‫آره

421
00:32:13,348 --> 00:32:15,058
‫جیمی، آخه ببین...

422
00:32:15,141 --> 00:32:20,355
‫من باید پول دارو بدم، هزینه های کارم،
‫هزینه های خونه. اینا هم هستن

423
00:32:20,438 --> 00:32:24,025
‫پدر، اگه ده هزار دلار جور نکنم...

424
00:32:26,986 --> 00:32:28,112
دخلم رو میارن

425
00:32:29,113 --> 00:32:30,740
‫خیلی خب.
‫چیکار کنیم؟

426
00:32:32,241 --> 00:32:37,664
‫توی خونۀ کانکاکی، توی زیرزمین،
‫یه بلندگوی دیواری برای تلوزیون هست

427
00:32:37,747 --> 00:32:39,540
‫اون خونه رو که زیر و رو کردن

428
00:32:39,624 --> 00:32:43,086
‫حواسم بهشون بود.
‫به اسپیکر ها دست نزدن

429
00:32:43,836 --> 00:32:46,714
‫توی اسپیکر وسطی،
‫یه کیلو مواد هست

430
00:32:48,466 --> 00:32:50,051
‫بیارش برای من، منم...

431
00:32:51,928 --> 00:32:53,930
‫ببینم چطوری اینجا می‌تونم روش حرکتی بزنم

432
00:33:03,648 --> 00:33:04,899
‫خیلی خب، انجامش می‌دم

433
00:33:06,359 --> 00:33:08,111
‫می‌دونی که من ازت نخواستم اینکار رو بکین اگه یوقت...

434
00:33:08,194 --> 00:33:10,488
‫نمی‌کنم...
‫ناامیدت نمی‌کنم

435
00:33:20,957 --> 00:33:22,625
‫چندتا پیغام براتون گذاشتیم

436
00:33:23,209 --> 00:33:24,544
‫آره، برنامه ریخته بودم که جوابشون رو بدم

437
00:33:24,627 --> 00:33:26,921
‫می‌خواید درمورد راینا ریسون صحبت کنید؟

438
00:33:27,005 --> 00:33:28,006
‫بله

439
00:33:28,923 --> 00:33:30,550
‫مظنون اصلی آزاد شد

440
00:33:31,676 --> 00:33:32,677
‫چرا؟

441
00:33:33,344 --> 00:33:36,222
‫حقیقت؟
‫شواهد کافی نداشتیم

442
00:33:36,305 --> 00:33:38,558
‫اما بیشتر افرادی که روی پرونده کار کردن
‫مطمئن بودن که کار خودشه

443
00:33:38,641 --> 00:33:41,227
‫- شما چی؟
‫- اون موقع؟ آره

444
00:33:42,812 --> 00:33:44,731
‫اما حالا فکر می‌کنم کار...

445
00:33:44,814 --> 00:33:48,693
‫یه پسره بوده که دو سه سال قبل می‌دیدتش

446
00:33:49,986 --> 00:33:52,697
‫که یهو زده به سرش و یه کار وحشتناک کرده

447
00:33:54,073 --> 00:33:56,784
‫و فعلاً ازش قسر در رفته

448
00:33:57,285 --> 00:34:00,955
‫در رابطه با پرونده اسم لری هال رو به خاطر دارید؟

449
00:34:03,750 --> 00:34:04,876
‫من هال رو کنار گذاشتم

450
00:34:05,668 --> 00:34:07,420
‫- اما اون اعتراف کرده بود
‫- همینطوره

451
00:34:09,422 --> 00:34:13,342
‫شما توی ون هال شواهدی پیدا کردید
‫که اون رو به ریسون وصل می‌کرد

452
00:34:16,471 --> 00:34:18,514
‫قرص های ضد بارداری که اسم
‫ریسون روشون بوده؟

453
00:34:18,598 --> 00:34:20,600
‫یه قوطی قرص ضد بارداری

454
00:34:21,851 --> 00:34:24,854
‫افسر مک‌کالی شما هم قرص های
‫ضد بارداریتون رو توی بطری نگه می‌دارید؟

455
00:34:26,147 --> 00:34:29,484
‫فکر می‌کنم اشتباه نوشته و می‌خواسته
‫بنویسه "بسته" یا "جعبه"

456
00:34:29,567 --> 00:34:33,696
‫نه. یه بطری بود با برچسب مشکوک.
‫بفرما

457
00:34:36,282 --> 00:34:39,118
‫من تمام داروخانه‌های توی فاصله 75 مایلی رو بررسی کردم

458
00:34:39,952 --> 00:34:44,457
‫هیچ نسخه برای قرص‌های ضد بارداری به
‫اسم ریسون ثبت نشده بود

459
00:34:45,500 --> 00:34:47,752
‫بعدش خونش رو چک کردیم

460
00:34:48,377 --> 00:34:54,425
‫آثاری از آکوتان، مقداری استامینوفن
‫و مقداری تی‌اچ‌سی دیدیم

461
00:34:54,509 --> 00:34:58,012
‫اما خبری از قرص های
ضد بارداری نبود

462
00:34:58,096 --> 00:35:00,056
‫اما کی از هال بازجویی کردید؟

463
00:35:00,139 --> 00:35:03,226
‫گیج شده بود.
‫یه داستان خیلی معرکه گفت

464
00:35:03,810 --> 00:35:05,853
‫انقد داستان متقاعد کننده بود که به خودم گفتم

465
00:35:05,937 --> 00:35:10,608
‫اگه این دیوونه این داستان رو برای

466
00:35:10,691 --> 00:35:12,902
‫یک پلیس یا خبرنگار زود باور تعریف می‌کرد چی؟"

467
00:35:13,402 --> 00:35:16,948
‫به خودم گفتم "باید حواسم به خودم باشه"

468
00:35:17,824 --> 00:35:22,578
‫نگاه کردی ببینی شبی که ریسون کشته شد
‫هال کجا بوده؟

469
00:35:23,371 --> 00:35:24,831
‫هنوز متوجه‌ نشدیم

470
00:35:25,998 --> 00:35:27,333
‫من شدم

471
00:35:27,416 --> 00:35:30,795
‫اون توی نمایش بازسازی جنگ انقلاب آمریکا توی اوهایو بوده.
‫چند صد مایل اون طرف تر

472
00:35:31,963 --> 00:35:35,716
‫شاهد پیدا کردیم،
‫حتی عکس هم پیدا کردیم

473
00:35:35,800 --> 00:35:38,344
‫من یه عکس از هال و شاهد دارم

474
00:35:38,928 --> 00:35:44,225
‫چون من 600 مایل سفر کردم و بیش از
‫صد ساعت روی پرونده هال کار کردم

475
00:35:44,809 --> 00:35:47,270
‫شیش ماه بعدش مجبور شدم جلوی کمیته بودجه بشینم

476
00:35:47,353 --> 00:35:51,440
‫و توضیح بدم چرا مالیاتِ مالیات دهنده ها رو صرف کردم

477
00:35:51,524 --> 00:35:54,902
‫تا بی گناهی یه اعتراف کننده سریالی رو ثابت کنم

478
00:35:56,320 --> 00:35:57,572
‫خیلی جالب بود

479
00:35:58,489 --> 00:36:00,700
‫لری هال توی جنایتی که توش هیچکس به اون شک نداشت

480
00:36:00,783 --> 00:36:03,202
‫اعتراف الکی کرد

481
00:36:04,287 --> 00:36:07,832
‫از خودتون بپرسید، کدوم آدمی همچین کاری می‌کنه؟

482
00:36:16,924 --> 00:36:18,593
‫کمان های واقعی؟

483
00:36:19,427 --> 00:36:22,388
‫اونا سرتاسر جنگل پشت خونۀ
‫پدر و مادرم بودن

484
00:36:23,598 --> 00:36:28,728
‫پس اینطوری شد که؛ چندتا هندی، عین صدها سال پیش

485
00:36:28,811 --> 00:36:30,563
‫تیر زدن به یه آهو
‫و خطا رفت

486
00:36:30,646 --> 00:36:33,191
‫و اون تیر رو توی درخت کاج پیدا کردی؟

487
00:36:33,274 --> 00:36:36,986
‫خب، بیشتر عین 150 160 سال پیشه

488
00:36:38,154 --> 00:36:41,490
‫میامی توی سال 1812 توی
‫نبرد میسیسینوا نابود شد

489
00:36:42,575 --> 00:36:44,076
‫اینا رو از کجا می‌دونی؟

490
00:36:45,244 --> 00:36:49,165
‫من...
‫خب از طرف پدرم میامی‌ای هستم

491
00:36:51,125 --> 00:36:53,377
‫از طرف مادری هم اهل فورت لادردیل هستم

492
00:37:00,134 --> 00:37:02,511
‫پس چندتا تیر پیدا کردی؟

493
00:37:04,972 --> 00:37:07,058
‫و سکه های کوچولو

494
00:37:08,643 --> 00:37:13,773
‫و پایه لامپ.
‫باید 100 سالی قدمت داشته باشه

495
00:37:17,276 --> 00:37:22,823
‫مگر اینکه توی نیویورک سیتی
‫یا شیکاگو باشی، اونجا کلی زمین صاف هست

496
00:37:23,574 --> 00:37:26,160
‫اونا همه جا هستن.
‫پشت هرچیزی

497
00:37:28,704 --> 00:37:32,667
‫این دفعه که رفتی توی هواپیما،
‫باید پایین رو نگاه کنی

498
00:37:33,584 --> 00:37:37,672
‫انگار صرفا تکه زمین‌هایی به هم وصل شدن

499
00:37:41,342 --> 00:37:45,137
‫زیر کل اون زمین‌ها هم چیزهایی هست

500
00:37:46,430 --> 00:37:50,268
‫زیرشون تاریخ نهفته است
‫کافیه حفاریشون کنیم

501
00:37:52,853 --> 00:37:56,899
‫وای، دلم واسه بوی زمین‌ها
‫تو زمستون تنگ شده

502
00:37:56,983 --> 00:37:58,526
‫می‌شه گفت بوی فلزی می‌دن

503
00:37:58,609 --> 00:38:02,321
‫هوم. آره، دل من هم واسه بوی
‫اکتبر و نوامبر تنگ شده

504
00:38:02,905 --> 00:38:07,326
‫بوی درخت‌ها
‫بوی کپه برگ‌های خیس

505
00:38:07,994 --> 00:38:12,623
‫گاهی اوقات گذر از زمینی
‫حوالی هالووین دشوار می‌شه، متوجهی؟

506
00:38:16,419 --> 00:38:19,505
‫جمعه شب‌ها هم سخته.
‫بابت فوتبال آمریکایی می‌گم

507
00:38:21,173 --> 00:38:22,174
‫اِم... آها

508
00:38:24,260 --> 00:38:25,594
‫آخه خودم فوتبال آمریکایی بازی مـ...

509
00:38:27,388 --> 00:38:28,723
‫آره، فقط از همون...

510
00:38:30,725 --> 00:38:32,018
‫چه بدونم.

511
00:38:34,729 --> 00:38:36,147
‫دروغ خیلی خوشم می‌اومد

512
00:38:37,940 --> 00:38:39,775
‫واسه چی می‌گی دروغ بوده؟

513
00:38:41,319 --> 00:38:43,154
‫می‌گفتن زندگی همیشه
‫به همون خوبی می‌مونه

514
00:38:45,072 --> 00:38:46,449
‫می‌گفتن به دختر محبوبم می‌رسم

515
00:38:47,074 --> 00:38:49,076
‫می‌گفتن داستانمون پایان خوشی داره...

516
00:38:49,160 --> 00:38:51,954
‫و تا ابد عاشقم می‌مونه

517
00:38:55,374 --> 00:38:57,626
‫اسم دختره چی بود؟
‫کدوم دختر رو می‌گی؟

518
00:38:59,003 --> 00:39:03,507
‫نمی‌دونم. اصلا باهاش آشنا نشدم.
‫ولی فکر می‌کردم قراره اون شکلی بشه

519
00:39:04,216 --> 00:39:08,804
‫فکر می‌کردم اگه آدم تو کاری ماهر باشه،
‫دخترها از تماشا کردن کارش خوششون میاد...

520
00:39:10,806 --> 00:39:12,600
‫و بعدش سر و کله دختر محبوبش پیدا می‌شه

521
00:39:15,311 --> 00:39:17,521
‫بعدش هم تا آخر عمرش باهاش زندگی می‌کنه

522
00:39:26,113 --> 00:39:28,949
‫چی بگم؟
‫اوج زندگیم تو دبیرستان بود

523
00:39:29,867 --> 00:39:32,161
‫خب، حداقل واسه تو دبیرستان بوده

524
00:39:33,871 --> 00:39:36,248
‫تقریبا مطمئنم دوران اوج زندگی خودم
‫تو زهدان بوده

525
00:39:44,757 --> 00:39:46,801
‫عه. چی شده آقای کارتر؟

526
00:39:46,884 --> 00:39:49,178
‫بازی هاکی دیشبمون
‫کمی خشن شد

527
00:39:49,261 --> 00:39:51,430
‫واسه همین بهتره دیگه هاکی بازی نکنی

528
00:39:51,514 --> 00:39:53,974
‫بیا لری
‫باید ساعت دو خودت رو برسونی

529
00:39:57,812 --> 00:39:59,772
‫می‌شه یه چیزی لای کتاب بذاری؟

530
00:39:59,855 --> 00:40:01,273
‫- باشه، حتما پسر
‫- ممنون

531
00:40:13,786 --> 00:40:17,498
‫استخوان گونه‌ام رو شکوندن که بتونم
‫به کارم ادامه بدم. پولم کجاست؟

532
00:40:17,581 --> 00:40:20,334
‫پول نیست. محصولاتیه
‫که باید جابه‌جاش کنم

533
00:40:21,752 --> 00:40:23,546
‫چطوری می‌خوای چنین کاری بکنی جیمی؟

534
00:40:23,629 --> 00:40:27,049
‫اگه بتونم واردش کنم، سریع جابه‌جاش می‌کنم.
‫ده هزار دلارت رو یه روزه جور می‌کنم

535
00:40:27,133 --> 00:40:29,218
‫خب "سلاطین لاتین" چی؟
‫"گوریل‌های سیاه" چی؟

536
00:40:29,301 --> 00:40:31,804
‫اون‌ها که هنوز دو گرم نفروختی،
‫به خدمتت می‌رسن

537
00:40:31,887 --> 00:40:34,140
‫به همون‌ها می‌فروشم دیگه.
‫نمی‌خوام گرمی بفروشم

538
00:40:34,223 --> 00:40:38,978
‫می‌خوام یه کیلو رو با تخفیف
‫به یه نفر بفروشم

539
00:40:40,604 --> 00:40:41,981
‫کی می‌رسه؟

540
00:40:44,358 --> 00:40:45,484
‫امیدوارم فردا برسه

541
00:40:45,568 --> 00:40:49,113
‫دیگه گند بالا نمیاری‌ها.
‫دیگه نقشه‌مون رو تغییر نمی‌دی

542
00:40:52,658 --> 00:40:53,909
‫اسمش جیمیه؟

543
00:40:56,537 --> 00:40:58,664
‫نمی‌دونست بازسازی وقایع تاریخی یعنی چی،

544
00:40:58,747 --> 00:41:00,082
‫من هم دارم براش تعریف می‌کنم

545
00:41:01,500 --> 00:41:02,668
‫چه‌جور آدمیه؟

546
00:41:03,544 --> 00:41:04,753
‫بزرگ‌جثه است

547
00:41:05,337 --> 00:41:08,382
‫تو دبیرستان فوتبال آمریکایی بازی می‌کرد

548
00:41:09,091 --> 00:41:12,052
‫از اون‌جور آدم‌هاست، متوجهین؟

549
00:41:12,761 --> 00:41:15,598
‫اِم...

550
00:41:18,100 --> 00:41:19,310
‫چیه؟

551
00:41:20,019 --> 00:41:22,229
‫می‌شه راحت باهاش حرف زد

552
00:41:24,732 --> 00:41:26,942
‫چه خصوصیتی داره
‫که می‌شه راحت باهاش حرف زد؟

553
00:41:31,697 --> 00:41:34,575
‫عادی نگاهم می‌کنه،
‫سعی نمی‌کنه افکارم رو بخونه

554
00:41:36,744 --> 00:41:38,496
‫خیلی هم بامزه است

555
00:41:41,415 --> 00:41:42,917
‫ظاهرا اتفاق مثبتی رخ داده

556
00:41:44,919 --> 00:41:46,420
‫انگار داری دوست پیدا می‌کنی

557
00:41:51,759 --> 00:41:54,595
‫چه‌جور آدمی بابت جرمی
‫که کسی نمی‌خواد...

558
00:41:56,096 --> 00:41:57,515
‫برایان، چه‌جور آدمی چنین کاری می‌کنی؟

559
00:41:59,558 --> 00:42:01,644
‫آدم به شدت درب و داغونیه دیگه

560
00:42:01,727 --> 00:42:03,187
‫- ولی ممکنه دلیل بشه که...
‫- نه‌خیر

561
00:42:04,146 --> 00:42:06,524
‫خب؟ لری دروغ می‌گه
‫معلومه که دروغ می‌گه

562
00:42:06,607 --> 00:42:09,235
‫دروغ می‌گه. دزدی می‌کنه.
‫احتکار می‌کنه

563
00:42:09,318 --> 00:42:12,154
‫دخترها رو هم می‌کشه
‫کلی دختر کشته

564
00:42:15,824 --> 00:42:18,369
‫برادر خودش اعتراف‌کننده
‫زنجیره‌ای خطابش می‌کنه

565
00:42:18,536 --> 00:42:21,330
‫دریزدیل هم موافقه
‫واقعا هم هست، خب؟ هست

566
00:42:21,413 --> 00:42:25,209
‫ولی قاتل زنجیره‌ای هم هست
‫و دلیل نمی‌شه فقط یکیشون باشه

567
00:42:25,292 --> 00:42:27,545
‫چند وقته که داریم
‫کل این پرونده‌ها رو از نو بررسی می‌کنیم

568
00:42:28,045 --> 00:42:30,381
‫چیزی دستگیرمون نشده
‫که معلوم بشه کار هال بوده

569
00:42:31,549 --> 00:42:35,928
‫آخه سرایداریه که ونش
‫پر از حلال‌های شیمیاییه

570
00:42:36,053 --> 00:42:36,303
واقعا می‌کشه؟

571
00:42:36,387 --> 00:42:40,140
‫وقتی لری کسی رو می‌کشه،
‫ردی از خودش باقی نمی‌ذاره...

572
00:42:40,224 --> 00:42:44,436
‫و اجسادشون رو در اعماق جنگل‌ها، مزارع...

573
00:42:44,520 --> 00:42:48,857
‫و زیر کارخونه‌های خرابه‌ای دفن می‌کنه
‫که کسی بهشون سر نمی‌زنه...

574
00:42:48,941 --> 00:42:50,109
‫تا نتونیم پیداشون کنیم.

575
00:42:53,904 --> 00:42:55,948
‫لری تو این کار خیلی ماهره

576
00:42:58,826 --> 00:43:00,494
‫شاید هم صرفا
‫خوشش میاد داستان تعریف کنه

577
00:43:01,036 --> 00:43:02,746
‫اشکالی نداره بیایم این پایین؟

578
00:43:03,247 --> 00:43:05,082
‫حواسم به آب‌گرم‌کن هست

579
00:43:05,583 --> 00:43:07,501
‫تو شهر خودمون سرایدار بودم

580
00:43:08,669 --> 00:43:09,837
‫خب، حضور من اشکالی نداره؟

581
00:43:11,797 --> 00:43:12,923
‫تو همراه خودمی دیگه

582
00:43:13,549 --> 00:43:14,550
‫خیلی‌خب

583
00:43:27,855 --> 00:43:30,524
‫واسه چی اومدی اینجا؟
‫یعنی چرا انداختنت اسپرینگفیلد؟

584
00:43:32,818 --> 00:43:36,989
‫بابت فروش سلاح بدون مجوز
‫و بروز رفتار ضداجتماعی

585
00:43:37,489 --> 00:43:39,658
‫عجب

586
00:43:43,245 --> 00:43:47,541
‫خب، اینجا دفتر منه

587
00:43:48,042 --> 00:43:49,209
‫بشین

588
00:43:50,961 --> 00:43:53,047
‫اینجا خیلی کله‌گنده‌ای‌ها

589
00:43:53,964 --> 00:43:59,637
‫تو زندان صرفا زمین رو تمیز می‌کنم
‫و وسایل رو تعمیر می‌کنم. اهمیت زیادی نداره

590
00:44:04,016 --> 00:44:06,602
‫خب، بدترین کثافتی که به عمرت
‫تمیز کردی چی بوده؟

591
00:44:10,397 --> 00:44:13,025
‫بدترین کثافتی که... هه

592
00:44:17,112 --> 00:44:19,073
‫یه بار باید کف کارخونه‌ای رو تمیز می‌کردم

593
00:44:20,449 --> 00:44:23,786
‫یه چیزی مرده بود،
‫احتمالا صاریغی مرده بود

594
00:44:23,869 --> 00:44:25,746
‫بعدش هم موش‌ها خوردنش...

595
00:44:25,829 --> 00:44:31,126
‫و اجزای سفت و پشمالوی جسدش
‫همه‌جا پخش شده بود. خیلی چندش بود

596
00:44:31,710 --> 00:44:37,007
‫احمقی تصمیم گرفته بود روش تی بکشه،
‫ولی بعدش بی‌خیال شده بود

597
00:44:37,091 --> 00:44:38,425
‫خلاصه کلی...

598
00:44:40,010 --> 00:44:41,887
‫کلی کثافت به بار اومده بود...

599
00:44:43,764 --> 00:44:45,432
‫و انگار به زمین چسبیده بود، متوجهی؟

600
00:44:47,267 --> 00:44:48,644
‫خب، چیکار کردی؟

601
00:44:48,727 --> 00:44:50,437
‫سلاح خفنم رو به کار بردم

602
00:44:50,521 --> 00:44:52,856
‫زمین‌شوی صنعتی آوردم

603
00:44:52,940 --> 00:44:56,568
‫یعنی پنج تا ده درصد
‫سدیم هیدروکسید داشت

604
00:44:56,652 --> 00:45:00,072
‫اتانول‌آمین و اتانول هم داشت.
‫محلولی سمی بود

605
00:45:00,155 --> 00:45:03,909
‫سعی کردم کمی ماسه هم توش بریزم

606
00:45:04,451 --> 00:45:07,788
‫این‌جوری اجزای سفت هم باز می‌شن

607
00:45:07,871 --> 00:45:09,832
‫می‌دونی ماده سریش چیه؟

608
00:45:11,125 --> 00:45:12,876
‫ادراره

609
00:45:13,627 --> 00:45:16,255
‫همیشه تو سطله هست
‫ظاهرا همیشه جواب می‌ده

610
00:45:17,840 --> 00:45:19,216
‫انگار مایعات بدن انسان...

611
00:45:19,717 --> 00:45:23,637
‫هر کدوم کاربرد خاصی دارن

612
00:45:23,721 --> 00:45:28,517
‫مثلا بزاق کاربرد خودش رو داره،
‫خون کاربرد خودش رو داره

613
00:45:29,977 --> 00:45:32,563
‫عرق کاربرد داره
‫جرم گوش کاربرد داره

614
00:45:32,646 --> 00:45:33,814
‫جرم گوش مایع محسوب می‌شه؟

615
00:45:35,607 --> 00:45:38,527
‫نمی‌دونم. حس می‌کنم باید بشه

616
00:45:41,447 --> 00:45:44,533
‫- ما می‌گیم مایعه، خب که چی؟
‫- خب که چی؟

617
00:45:48,871 --> 00:45:50,622
‫- برادرم...
‫- گری رو می‌گی

618
00:45:52,332 --> 00:45:53,333
‫آره، گری رو می‌گم

619
00:45:58,464 --> 00:45:59,965
‫به نظرم از خودت درمیاری

620
00:46:02,301 --> 00:46:03,343
‫گری هم از خودش درمیاره؟

621
00:46:05,846 --> 00:46:06,847
‫خب، چه بدونم

622
00:46:09,808 --> 00:46:10,893
‫خودم می‌دونم

623
00:46:15,147 --> 00:46:16,231
‫وقت دوش گرفتنه بچه‌ها

624
00:46:16,315 --> 00:46:17,357
‫کی؟

625
00:46:23,906 --> 00:46:25,491
‫دادیش به کارتر؟

626
00:46:26,700 --> 00:46:28,160
‫اونجا چیزی نیست جیمی؟

627
00:46:30,287 --> 00:46:32,039
‫باز هم برو

628
00:46:32,539 --> 00:46:35,584
‫چراق‌قوه ببر
‫ممکنه کمی عقب رفته باشه

629
00:46:36,126 --> 00:46:37,795
‫چراق‌قوه داشتم

630
00:46:37,878 --> 00:46:39,129
‫از نردبون بالا رفتم

631
00:46:39,213 --> 00:46:42,299
‫سانت به سانت هر سه بلندگو رو گشتم

632
00:46:42,382 --> 00:46:43,717
‫چپ و راست و وسطشون رو گشتم

633
00:46:43,801 --> 00:46:45,302
‫اونجا چیزی نیست جیمی

634
00:46:50,057 --> 00:46:51,350
‫به چی می‌خندی؟

635
00:46:54,144 --> 00:46:55,270
‫واقعا دارم می‌خندم؟

636
00:46:57,231 --> 00:46:58,941
‫دیگه کی وارد خونه شده بود؟

637
00:47:00,025 --> 00:47:03,195
‫خودم می‌رم لوله‌کشیش رو بررسی کنم

638
00:47:03,278 --> 00:47:06,281
‫برادرت هم واسه همین می‌ره.
‫همین و بس

639
00:47:07,032 --> 00:47:08,909
‫- همین؟
‫- آها...

640
00:47:10,077 --> 00:47:12,454
‫دنی یه آخر هفته اونجا مونده بود

641
00:47:13,664 --> 00:47:14,665
‫کدوم آخر هفته؟

642
00:47:15,165 --> 00:47:16,834
‫همون آخر هفته‌ای
‫که خودت اجازه داده بودی

643
00:47:16,917 --> 00:47:18,794
‫من اصلا اجازه نداده بودم
‫دنی خونه‌ام بمونه

644
00:47:18,877 --> 00:47:20,212
‫نداده بودی؟

645
00:47:21,630 --> 00:47:22,840
‫می‌کشمش

646
00:47:23,465 --> 00:47:25,008
‫گذاشته بودی دو کیلو ازم بقاپه،

647
00:47:25,092 --> 00:47:27,719
‫بعدش هم گذاشتی آخرین بسته
‫یه کیلوییم رو از خونه‌ام بقاپه؟

648
00:47:27,803 --> 00:47:29,012
‫نه جیمی!

649
00:47:29,096 --> 00:47:30,806
‫من رو این‌جوری "جیمی" خطاب نکن!

650
00:47:35,894 --> 00:47:37,521
‫قراره اینجا بمیرم

651
00:47:39,147 --> 00:47:40,357
‫چی گفتی؟

652
00:47:44,194 --> 00:47:45,946
‫- برو خونه
‫- نه

653
00:47:46,029 --> 00:47:47,239
‫- برو
‫- جیمی، می‌رم...

654
00:47:47,322 --> 00:47:49,449
‫تو هتلی که شونزده کیلومتری
‫اینجاست اقامت دارم!

655
00:47:50,200 --> 00:47:53,912
‫شب‌ها که این دیوارها رو می‌بینی،
‫می‌فهمی خودم اون طرفشون هستم

656
00:47:55,247 --> 00:47:56,707
‫شک نکن!

657
00:47:57,416 --> 00:47:58,667
‫- جـ...
‫- کارتر کجاست؟

658
00:47:59,543 --> 00:48:01,295
‫واسه آقای کارتر مشکل ضروری پیش اومد.

659
00:48:01,837 --> 00:48:03,046
‫تو دیگه کی هستی؟

660
00:48:04,548 --> 00:48:05,632
‫برو رد کارت!

661
00:48:55,098 --> 00:49:00,187
‫[موپار]

662
00:49:02,481 --> 00:49:05,275
‫خب، از قطعات "موپار" خوشم میاد

663
00:49:05,359 --> 00:49:11,031
‫از پیدا کردن ماشین‌هایی اوراقی
‫که ملت زیر درخت یا پشت خونه‌شون...

664
00:49:11,114 --> 00:49:13,533
‫ولشون کردن و دارن می‌پوسن
‫خوشم میاد

665
00:49:13,617 --> 00:49:16,620
‫بعدش هم ممکنه
‫فروشگاه قطعاتی رو بلد باشم...

666
00:49:16,703 --> 00:49:19,456
‫که دنبال لوله اگزوز
‫یا فیلتر خاصیه

667
00:49:20,749 --> 00:49:23,794
‫بیست دلار می‌خرمشون
‫و می‌تونم سی و پنج دلار بفروشمشون

668
00:49:23,877 --> 00:49:25,837
‫حتما خیلی پشت فرمون می‌شینی

669
00:49:25,921 --> 00:49:29,383
‫آره بابا. چندین کیلومتر می‌رونم
‫ولی از رانندگی خوشم میاد

670
00:49:54,783 --> 00:49:56,410
‫باهاش ارتباط برقرار کردی؟

671
00:49:58,328 --> 00:50:00,288
‫حرفی از قتل‌ها نزده؟

672
00:50:00,914 --> 00:50:01,957
‫نه

673
00:50:03,125 --> 00:50:04,584
‫هنوز به اون سطح نرسیدیم

674
00:50:12,801 --> 00:50:14,428
‫به نظرت هیچ‌کدوم از قتل‌ها
‫کار خودش بوده؟

675
00:50:16,346 --> 00:50:18,390
‫- چی؟
‫- ممکنه بی‌شعوری روانی باشه...

676
00:50:18,473 --> 00:50:22,436
‫که خوشش میاد اعتبار کارهای بقیه رو
‫به نام خودش ثبت کنه؟

677
00:50:25,647 --> 00:50:26,648
‫نه

678
00:50:27,482 --> 00:50:29,401
‫- طرف قاتله
‫- از کجا مطمئنی؟

679
00:50:29,484 --> 00:50:30,777
‫شما اطلاعاتی دارین
‫که من ازش بی‌خبرم؟

680
00:50:39,202 --> 00:50:42,164
‫اگه ده هزار دلار به یکی
‫از نگهبان‌ها ندم، لوم می‌ده

681
00:50:42,914 --> 00:50:44,583
‫حتی شاید الان هم
‫کار از کار گذشته باشه

682
00:50:44,666 --> 00:50:46,501
‫جیمی، من که نمی‌تونم
‫ده هزار دلار برات جور کنم

683
00:50:47,461 --> 00:50:48,962
‫اف‌بی‌آی اصلا تأیید نمی‌کنه

684
00:50:49,838 --> 00:50:51,089
‫خب، پس چیکار کنم؟

685
00:50:52,090 --> 00:50:53,383
‫می‌تونیم آزادت کنیم

686
00:50:55,218 --> 00:50:57,262
‫- امروز؟
‫- نه

687
00:50:57,345 --> 00:50:59,890
‫نه. احتمالا چند هفته
‫و بلکه بیشتر طول بکشه

688
00:51:00,682 --> 00:51:02,476
‫ولی می‌تونی حبس تحت محافظت بگیری
‫یا بری انفرادی

689
00:51:02,559 --> 00:51:05,437
‫طرف نگهبانه‌ها
‫گیرم میاره

690
00:51:12,486 --> 00:51:16,782
‫فرض کنیم با حبس تحت محافظت زنده بمونم،
‫بعدش چی می‌شه؟

691
00:51:17,491 --> 00:51:19,367
‫برمی‌گردی میلان و ده سال حبست رو می‌کشی

692
00:51:19,451 --> 00:51:21,203
‫هال رو می‌گم. هال چی می‌شه؟

693
00:51:23,497 --> 00:51:25,999
‫اگه حکم دادگاه استیناف هم
‫عین اون یکی قاضیه باشه...

694
00:51:26,083 --> 00:51:28,668
‫و بگن مجبورش کردن اعتراف کنه، خب...

695
00:51:28,752 --> 00:51:31,296
‫فرصتتون تموم شد

696
00:51:31,379 --> 00:51:33,340
‫باشه، باشه. داره تموم می‌شه

697
00:51:34,591 --> 00:51:35,592
‫- چی می‌شه؟
‫- آزاد می‌شه

698
00:51:35,675 --> 00:51:37,886
‫واسه خودش تو دنیا می‌چرخه

699
00:51:53,777 --> 00:51:55,070
‫پس همین‌جا می‌مونم

700
00:51:58,698 --> 00:51:59,908
‫همین‌جا می‌مونم

701
00:52:02,077 --> 00:52:04,246
‫- من نمی‌تونم ازت محافظت کنم...
‫- خودم می‌دونم.

702
00:52:04,329 --> 00:52:05,330
‫اِم...

703
00:52:05,956 --> 00:52:09,042
‫پس حبس تحت محافظت بگیر
‫که بتونیم برات انتقالی بگیریم

704
00:52:11,169 --> 00:52:12,170
‫نمی‌شه

705
00:52:13,255 --> 00:52:14,506
‫کاش می‌شد، باور کنین

706
00:52:15,507 --> 00:52:16,716
‫جیمی، ببین چی می‌گم

707
00:52:21,304 --> 00:52:23,765
‫هال به جرمی که می‌دونیم
‫مرتکب نشده، اعتراف کرده بود

708
00:52:28,270 --> 00:52:30,730
‫- خب که چی؟
‫- خب، کل این جریانات مشکوک می‌شه دیگه

709
00:52:30,814 --> 00:52:31,982
‫نه‌خیر، نمی‌شه

710
00:52:33,358 --> 00:52:36,069
‫اگه اینجا بلایی سرت بیاد
‫و طرف قاتل نباشه...

711
00:52:36,153 --> 00:52:37,529
‫طرف قاتله

712
00:52:39,322 --> 00:52:43,160
‫نباید فرض دیگه‌ای داشته باشم.
‫اصلا نمی‌شه

713
00:52:43,243 --> 00:52:44,536
‫طرف قاتله

714
00:52:47,914 --> 00:52:51,168
‫کارت رو سریع‌تر پیش ببر

715
00:52:52,377 --> 00:52:55,881
‫کاری کن هال محل دفن اون اجساد رو بهت بگه
‫که بتونیم آزادت کنیم

716
00:53:05,140 --> 00:53:06,558
‫گوشیت رو خاموش نکن لارن

717
00:54:02,197 --> 00:54:07,619
‫[به یاد دوست عزیزمون، ری لیوتا
‫متولد 18 دسامبر 1954، متوفی 26 مه 2022]
