﻿1
00:00:44,169 --> 00:00:45,503
‫[نمی‌خوام باهات حرف بزنم]

2
00:00:54,262 --> 00:00:57,474
‫«پرندۀ سیاه»
‫«فصل اول: قسمت آخــر»

3
00:01:06,316 --> 00:01:09,319
‫«این مجموعه برگرفته از داستانی واقعی‌ست»

4
00:01:19,120 --> 00:01:20,121
‫ایول!

5
00:01:26,711 --> 00:01:30,757
‫پدرم همیشه می‌گفت که
.می‌خواد موفق بشم

6
00:01:30,840 --> 00:01:31,883
‫دوستت دارم.

7
00:01:33,009 --> 00:01:35,887
‫اما توی چشاش می‌دیدم که اینطور نیست.

8
00:01:38,348 --> 00:01:39,349
‫"موفق."

9
00:01:41,226 --> 00:01:43,269
‫- نه.
‫- گرفتمت.

10
00:01:43,353 --> 00:01:45,688
‫خوبه جیمی.
‫چه پرتاب بلندی.

11
00:01:45,772 --> 00:01:47,065
‫بنازم پسر!

12
00:01:49,567 --> 00:01:50,652
‫ای ناقلا.

13
00:01:51,486 --> 00:01:53,488
‫می‌دونی چی رو هرگز بهت نمیگن؟

14
00:01:54,197 --> 00:01:57,367
‫بهت نمیگن که عشق زندگیـت....

15
00:01:58,868 --> 00:02:00,286
‫می‌تونه بچه‌ات باشه.

16
00:02:03,456 --> 00:02:07,043
‫تو برای سلامت روان هیچ کدوم از
‫بیماران من تهدیدی محسوب میشی؟

17
00:02:07,127 --> 00:02:10,338
‫تو یک تهدیدی؟

18
00:02:10,839 --> 00:02:13,258
‫سلام.
‫داری کجا میری؟

19
00:02:15,135 --> 00:02:16,261
‫فقط می‌خوام برم خونه.

20
00:02:16,344 --> 00:02:17,846
‫نمی‌تونی.
‫قول دادی.

21
00:02:17,929 --> 00:02:19,389
‫هیچ وقت هیچ قولی ندادم.

22
00:02:19,472 --> 00:02:20,473
‫چرا دادی.

23
00:02:22,433 --> 00:02:23,434
‫دادی.

24
00:02:25,436 --> 00:02:26,729
‫قول دادی.

25
00:02:32,777 --> 00:02:33,778
‫هی، جیمز.

26
00:02:33,862 --> 00:02:34,863
‫چیـه؟

27
00:02:41,077 --> 00:02:42,078
‫جیمز.

28
00:02:43,746 --> 00:02:44,914
‫هی، جیمز.

29
00:02:45,415 --> 00:02:46,457
‫جیمز.

30
00:02:52,797 --> 00:02:56,467
‫داشتی خواب می‌دیدی.

31
00:02:59,721 --> 00:03:00,972
‫تو خواب حرف زدم؟

32
00:03:01,055 --> 00:03:04,392
‫نه. اما به این فکر افتادم که شاید
‫داستان‌هایی که دیروز برات تعریف کردم

33
00:03:04,475 --> 00:03:06,477
‫ممکنه باعث کابوس دیدنـت شده باشن.

34
00:03:11,649 --> 00:03:12,650
‫داستان‌ها؟

35
00:03:15,862 --> 00:03:17,322
‫آره داستانن.

36
00:03:18,489 --> 00:03:19,824
‫گاهی داستان تعریف می‌کنم.

37
00:03:21,284 --> 00:03:22,577
‫به دوستات دروغ میگی؟

38
00:03:24,037 --> 00:03:24,871
‫هان؟

39
00:03:25,872 --> 00:03:27,165
‫چی؟
‫نه.

40
00:03:27,248 --> 00:03:28,791
‫خودت الان گفتی بهم دروغ گفتی.

41
00:03:34,547 --> 00:03:37,675
‫پس یا به دوستات دروغ میگی،

42
00:03:37,759 --> 00:03:41,137
‫یا به کسایی که دوستت نیستن دروغ میگی.

43
00:03:41,221 --> 00:03:44,682
‫هر کدوم هم که باشه، بهم می‌فهمونه
‫جایگاهـم کجاست.

44
00:03:45,767 --> 00:03:46,893
‫اینطور نیست.

45
00:03:48,353 --> 00:03:49,354
‫خب پس.

46
00:03:51,481 --> 00:03:52,482
‫خیلی خب...

47
00:03:53,483 --> 00:03:54,609
‫اشکالی نداره، ببین...

48
00:03:54,692 --> 00:03:58,029
‫آروم باش لری.
‫غافلگیر نشدم.

49
00:04:05,620 --> 00:04:08,206
‫چی داری میگی؟

50
00:04:09,832 --> 00:04:12,919
‫احتمالاً اگه بیشتر بهش فکر می‌کردم،
‫می‌فهمیدم دروغ می‌گفتی.

51
00:04:13,002 --> 00:04:16,631
‫من دروغ نمیگم. بهش میگن قصه پردازی.
‫من دروغگو نیستم، قصه گو هستم.

52
00:04:17,298 --> 00:04:18,633
‫ببین حالا هرچی.

53
00:04:18,716 --> 00:04:21,511
‫جزئیاتت دقیق نبود،
‫و مهم‌ترین چیز جزئیاتـه.

54
00:04:24,806 --> 00:04:28,059
‫باشه.
‫منظورت از "جزئیات" چیـه؟

55
00:04:30,186 --> 00:04:32,397
‫- گفتی از بچگی قبر می‌کندی.
‫- همینطوره.

56
00:04:33,022 --> 00:04:36,276
‫هنوز که یکی برای جسیکا روچ حفر نکردی.

57
00:04:40,405 --> 00:04:43,074
‫دیدی؟
‫از همینجا می‌فهمم که چرت میگی.

58
00:04:46,828 --> 00:04:51,958
حتما می‌دونی یه قبر

59
00:04:52,041 --> 00:04:54,627
‫باید توی خاک مناسب کنده بشه.

60
00:04:54,711 --> 00:04:56,004
‫آره.

61
00:04:56,087 --> 00:04:58,589
‫و پیدا کردن خاک مناسب توی تاریکی سختـه.

62
00:04:58,673 --> 00:04:59,799
‫البتـه.

63
00:04:59,882 --> 00:05:04,262
‫و یه یارویی هم توی جاده
‫جلوی ونـم زد کنار.

64
00:05:04,345 --> 00:05:06,597
‫آره، اون یارو.
‫تو همه داستان‌ها هست.

65
00:05:11,477 --> 00:05:13,688
‫می‌خواستم برگردم.

66
00:05:13,771 --> 00:05:15,648
‫اما وقتـش رو نداشتم.

67
00:05:15,732 --> 00:05:18,943
‫لری، اشکالی نداره.

68
00:05:22,363 --> 00:05:23,990
‫- چرا داره.
‫- مشکلی نیست.

69
00:05:24,073 --> 00:05:27,785
‫همه اینجا واسه خودشون داستان سرهم می‌کنن.
‫خودم به همه میگم که توی دانشگاه ایالت اوهایو بازی...

70
00:05:27,869 --> 00:05:28,911
‫مشکل داره!

71
00:05:32,415 --> 00:05:33,416
‫من...

72
00:05:40,798 --> 00:05:42,967
‫من دارم حقیقت رو میگم.

73
00:05:44,761 --> 00:05:46,220
‫خودت گفتی یک داستان بوده.

74
00:05:46,804 --> 00:05:48,014
‫دروغ گفتم که داستان بوده.

75
00:05:48,097 --> 00:05:49,265
‫دروغ این بود؟

76
00:05:49,349 --> 00:05:50,350
‫آره.

77
00:05:55,730 --> 00:05:59,817
‫من دروغ نمیگم، جیمز.

78
00:06:10,703 --> 00:06:12,288
‫تو یه قاتل نیستی، مرد.

79
00:06:12,372 --> 00:06:13,790
‫هستم.

80
00:06:14,791 --> 00:06:16,626
‫چشمای قاتل‌ها رو دیدم.

81
00:06:19,295 --> 00:06:20,838
‫و تو چشات مثل اونا نیست.

82
00:06:27,678 --> 00:06:29,389
‫چشام مثل کیاست؟

83
00:06:32,683 --> 00:06:33,684
‫یه قاتل‌نما.

84
00:06:40,274 --> 00:06:43,027
‫- بعداً بیا نجاری ببینـتم.
‫- چرا؟

85
00:06:47,031 --> 00:06:49,450
‫می‌خوام بهت نشون بدم چه چشایی دارم.

86
00:06:52,078 --> 00:06:53,204
‫غذا، بدردنخورا.

87
00:07:26,737 --> 00:07:28,823
‫خـفـه خون!

88
00:08:10,656 --> 00:08:12,366
‫همیشه میتونستی درخواست بازداشت حمایتی بدی.

89
00:08:27,465 --> 00:08:28,883
‫بهتره در رو باز کنی، جیم.

90
00:08:40,853 --> 00:08:41,938
‫میشه بیام داخل؟

91
00:08:42,021 --> 00:08:43,731
‫ترجیح میدم من بیام بیرون.

92
00:08:55,910 --> 00:08:57,119
‫دوستت کجاست؟

93
00:08:57,912 --> 00:08:59,997
‫اون همونیـه که قراره جاسوسیـش رو بکنی؟

94
00:09:01,999 --> 00:09:03,834
‫چون اگه اینطوری باشه من پشتتـم.

95
00:09:06,796 --> 00:09:10,925
‫یه بچه کش؟ دستم انداختی، جیم؟
‫اگه اینطوری باشه من پشتتـم.

96
00:09:11,926 --> 00:09:14,178
‫- جدا؟
‫- حامیـت میشم، رفیق.

97
00:09:17,348 --> 00:09:18,516
‫چه هزینه‌ای برام داره؟

98
00:09:19,433 --> 00:09:20,434
‫هیچی.

99
00:09:22,186 --> 00:09:23,187
‫جدی میگم.

100
00:09:23,813 --> 00:09:25,398
‫یه چیزایی از خودمون واجب‌تر هستن

101
00:09:25,481 --> 00:09:28,651
‫و همه موافقیـم که اون 
‫باید گیر بیوفته.

102
00:09:35,116 --> 00:09:37,201
‫خب برای کی کار می‌کنیم؟

103
00:09:41,872 --> 00:09:43,499
‫منظورت اینـه من برای کی کار می‌کنم؟

104
00:09:45,793 --> 00:09:50,006
‫آره، توی این قضیه با همیم.

105
00:09:50,089 --> 00:09:54,302
‫و شاید اگه کارم رو خوب انجام دادم،
‫برام بشه مثل یک آزمون آزمایشی.

106
00:09:54,385 --> 00:09:56,387
‫و بعدش می‌تونم با مارشال‌ها کار کنم.

107
00:09:59,098 --> 00:10:01,809
‫شاید اگه من با مارشال‌ها کار می‌کردم
‫این اتفاق می‌افتاد.

108
00:10:01,892 --> 00:10:03,185
‫پس برای کی کار می‌کنی؟

109
00:10:08,357 --> 00:10:10,192
‫بهت میگم چیکار کنی، آقای کارتر.

110
00:10:10,276 --> 00:10:11,277
‫چی؟

111
00:10:12,987 --> 00:10:14,614
‫یک هفته این پاچه‌گیرها رو ازم دور نگه دار...

112
00:10:16,032 --> 00:10:17,700
‫چرا باید این کار رو بکنم، جیم؟

113
00:10:21,203 --> 00:10:23,456
‫- که بفهمم می‌تونی.
‫- و تو چیکار خواهی کرد؟

114
00:10:27,752 --> 00:10:30,004
‫- بهت میگم برای کی کار می‌کنم.
‫- خب بگو.

115
00:10:30,671 --> 00:10:34,091
‫از الان یک هفتـه.
‫اگه سالـم بمونـم.

116
00:10:36,302 --> 00:10:37,887
‫اینطوری...

117
00:10:39,096 --> 00:10:41,098
‫رابطه‌مون اینطوری جواب نمیده، جیم.

118
00:10:41,182 --> 00:10:43,100
‫فکر نکنم تو بتونی کسی رو ازم دور کنی.

119
00:10:43,184 --> 00:10:44,685
‫تو چطور می‌خوای من رو از خودت دور کنی؟

120
00:10:49,857 --> 00:10:51,776
‫خب، تو جلوی تماس‌هام رو گرفتی.

121
00:10:53,361 --> 00:10:55,529
‫و آمارم رو به بقیه دادی.

122
00:10:59,784 --> 00:11:01,035
‫دیگه می‌خوای چیکار کنی؟

123
00:11:02,370 --> 00:11:04,246
‫- دلت نمی‌خواد بفهمی.
‫- چرا.

124
00:11:08,876 --> 00:11:09,919
‫دلم می‌خواد.

125
00:11:17,843 --> 00:11:18,886
‫باشه پس.

126
00:11:20,096 --> 00:11:21,222
‫از روزت لذت ببر.

127
00:11:23,265 --> 00:11:24,308
‫حالشو ببر.

128
00:11:32,024 --> 00:11:33,693
‫- پای تلفن بودم.
‫- آره.

129
00:11:33,776 --> 00:11:35,861
‫سه ساعت منتظر بودم.

130
00:11:36,320 --> 00:11:37,321
‫سه ساعت...

131
00:11:38,239 --> 00:11:42,284
‫حتی نمی‌دونستم که موقع صبحانه‌ست
‫یا ناهار.

132
00:11:42,368 --> 00:11:43,494
‫موقع ناهاره.

133
00:11:45,162 --> 00:11:46,163
‫و همش...

134
00:11:47,081 --> 00:11:48,082
‫بفرمایید.

135
00:11:48,374 --> 00:11:53,379
‫همش هم بهم میگن فردا زنگ بزن
‫که با فلانی حرف بزنی.

136
00:11:53,462 --> 00:11:58,008
‫فلانی‌ای که می‌تونه بهم بگه چرا
‫پول‌های جیمی مسدود شدن.

137
00:11:58,092 --> 00:12:00,594
‫خب می‌دونی، می‌خوای دوباره برو اونجا

138
00:12:00,678 --> 00:12:02,304
‫و بشین زل بزن به زندان.

139
00:12:02,388 --> 00:12:03,597
‫بیخیال.
‫بس کن.

140
00:12:04,765 --> 00:12:06,559
‫مسئله جدیـه.

141
00:12:06,642 --> 00:12:08,269
‫می‌دونم.
‫چی می‌خوری؟

142
00:12:12,356 --> 00:12:13,399
‫یه چرگر.

143
00:12:14,608 --> 00:12:17,987
‫- چی؟
‫- چیزربرگر.

144
00:12:18,070 --> 00:12:19,280
‫نه، گفتی "چرگر."

145
00:12:20,823 --> 00:12:22,616
‫- جدا؟
‫- آره.

146
00:12:23,284 --> 00:12:25,369
‫سلام دوستان.
‫چیزی برای شروع می‌خواید براتون بیارم؟

147
00:12:25,619 --> 00:12:28,956
‫سلام. آره.
‫چای سرد می‌خوام.

148
00:12:29,039 --> 00:12:30,040
‫عزیزم؟

149
00:12:32,293 --> 00:12:35,671
‫یه قنجون فهوه و یه چرگر.

150
00:12:36,756 --> 00:12:39,300
‫لعـ... نمی‌دونم
‫چیز... 

151
00:12:39,383 --> 00:12:41,427
‫زنگ بزن آمبولانس.
‫داره سکتـه می‌کنه.

152
00:12:41,510 --> 00:12:42,678
‫- اوه خدا.
‫- چی؟

153
00:12:42,762 --> 00:12:44,388
‫- آمبولانس.
‫- باشه.

154
00:12:44,472 --> 00:12:45,473
‫باشه.

155
00:12:45,556 --> 00:12:46,557
‫چیزی نیست.
‫چیزی نیست.

156
00:13:15,294 --> 00:13:18,839
‫یکی از دوستای خوبم
‫سرطان لوزالمعده گرفت.

157
00:13:21,217 --> 00:13:23,302
‫دکتر بهش گفت چهار ماه زنده می‌مونه.

158
00:13:25,846 --> 00:13:31,727
‫یک هفته بعدش وقتی داشت از پله‌های یخ زدۀ
‫یک کلیسا می‌رفت بالا لیز خورد، فکرشو بکن،

159
00:13:32,978 --> 00:13:34,688
‫و سرش ضربه خورد.

160
00:13:36,857 --> 00:13:40,945
‫درست جلوی زنـش و یکی از بچه‌هاش مُرد.

161
00:13:44,198 --> 00:13:45,908
‫قبل از این که از خونریزی

162
00:13:47,368 --> 00:13:51,038
‫روی پله‌های سنت آگوستین بمیره
‫آخرین حرفش چی بوده؟

163
00:14:01,382 --> 00:14:05,719
‫"هیچ وقت.. نمی‌دونی کی میمیری"

164
00:15:37,269 --> 00:15:38,604
‫چطوری اومدی داخل اینجا؟

165
00:15:40,147 --> 00:15:41,357
‫در باز بود.

166
00:15:47,988 --> 00:15:48,989
‫داری روی چی کار می‌کنی؟

167
00:15:56,413 --> 00:15:57,790
‫جیمز.

168
00:16:01,877 --> 00:16:03,087
‫تمومـشون کردم.

169
00:16:08,759 --> 00:16:11,679
‫بیست و یک؟
‫چرا؟

170
00:16:14,098 --> 00:16:15,474
‫چون کنده کاری کردن رو دوست دارم.

171
00:16:17,434 --> 00:16:20,396
‫نه.
‫چرا بیست و یک؟

172
00:16:21,605 --> 00:16:23,691
‫چرا 20تا یا یه تعداد دیگه نه؟

173
00:16:30,698 --> 00:16:33,075
‫خوب کنده کاری می‌کنم، می‌بینی؟

174
00:16:40,249 --> 00:16:42,251
‫خیلی بده که نمی‌تونم خوب رنگ کنم.

175
00:16:43,877 --> 00:16:45,462
‫می‌سپرمش به گری.

176
00:16:48,048 --> 00:16:49,675
‫گری سیاه‌شون می‌کنه.

177
00:16:50,259 --> 00:16:52,302
‫سیاه‌تر از هر سیاهـی که تاحالا دیدی.

178
00:16:54,847 --> 00:16:56,056
‫اینا رو برای گری می‌فرستی؟

179
00:16:58,225 --> 00:16:59,226
‫برای خونه، آره.

180
00:17:03,355 --> 00:17:05,190
‫می‌دونی اونا برای چی هستن، جیمز؟

181
00:17:07,651 --> 00:17:08,694
‫نه.

182
00:17:13,323 --> 00:17:14,658
‫مراقب مُرده‌ها هستن.

183
00:17:19,663 --> 00:17:21,540
‫از روحـشون محافظت می‌کنن

184
00:17:22,666 --> 00:17:24,043
‫تا مطمئن بشن که حالـشون خوبـه.

185
00:17:31,925 --> 00:17:33,927
‫اینا چشم‌هایی هستن که می‌خواستی من ببینم؟

186
00:17:34,803 --> 00:17:36,513
‫خب اینا هم هستن.

187
00:17:40,851 --> 00:17:41,852
‫صحیح.

188
00:17:44,104 --> 00:17:45,564
‫می‌دونی جیمز.

189
00:17:47,775 --> 00:17:50,569
‫تو فکر می‌کنی من دروغ گفتم

190
00:17:51,737 --> 00:17:54,073
‫و این باعث شد حالم بد بشه.

191
00:17:55,532 --> 00:17:59,161
‫چون شاید بعدش هم فکر کنی که
‫کاری که می‌کنم رو جدی نمی‌گیرم.

192
00:18:00,746 --> 00:18:03,999
‫باید با دقت انجام بشه.

193
00:18:04,500 --> 00:18:08,087
‫حرفم اینـه که، نباید همینطوری
‫سرسری انجامـش داد.

194
00:18:10,964 --> 00:18:12,257
‫فقط انجام دادی ، لری.

195
00:18:13,050 --> 00:18:14,468
‫هیچ وقت فقط یه چیز نیست.

196
00:18:16,929 --> 00:18:19,556
‫تمام تعاملاتت با انسان‌ها، به دلیل خاصی هستن.

197
00:18:19,640 --> 00:18:21,600
‫این چیزیـه که به...

198
00:18:23,393 --> 00:18:24,686
‫دنیا مدیونیـم.

199
00:18:24,770 --> 00:18:25,771
‫به تاریخ.

200
00:18:25,854 --> 00:18:27,856
‫بعضی وقتا فقط یه کاره.

201
00:18:27,940 --> 00:18:28,941
‫نه.

202
00:18:31,443 --> 00:18:33,904
‫اگه بخوایم با همه دنبال یه چیز خاص باشیم

203
00:18:33,987 --> 00:18:35,906
‫همه‌مون دیوونه می‌شیم، لری.

204
00:18:38,033 --> 00:18:40,744
‫نه.
‫می‌شنوی چی میگم؟

205
00:18:40,828 --> 00:18:42,329
‫نه.

206
00:18:43,413 --> 00:18:45,207
‫خفه شو و به من گوش بده

207
00:18:46,708 --> 00:18:48,210
‫ما جزئی از چیزی هستیم.

208
00:18:49,545 --> 00:18:53,423
‫من جزئی از چیزی هستم.

209
00:18:54,758 --> 00:18:57,302
‫وقتی اون لباس‌ها رو تا کردم

210
00:18:57,886 --> 00:19:01,640
‫اون یه حرکت محبت آمیز از جانب...

211
00:19:03,517 --> 00:19:04,518
‫معبود بود.

212
00:19:07,479 --> 00:19:08,522
‫لباس‌های کی؟

213
00:19:10,941 --> 00:19:12,234
‫داری درمورد کی صحبت می‌کنی؟

214
00:19:16,697 --> 00:19:18,532
‫لباس‌های تریشیا رایتلر.

215
00:19:21,952 --> 00:19:23,745
‫همه داشتن دنبالـش می‌گشتن.

216
00:19:25,164 --> 00:19:26,165
‫هنوز هم دارن می‌گردن.

217
00:19:27,875 --> 00:19:29,459
‫اونـم اومد توی ونـت؟

218
00:19:36,842 --> 00:19:38,135
‫واقعاً کنترلـش سخت بود.

219
00:19:39,386 --> 00:19:40,971
‫مثل یک مرد مشت می‌زد.

220
00:19:41,555 --> 00:19:44,349
‫و من نمی‌خواستم بهش چاقو بزنم، جیمز.

221
00:19:44,433 --> 00:19:48,604
‫از قصد...
‫بهش چاقو نزدم.

222
00:19:48,687 --> 00:19:51,023
‫بهش چاقو زدم که جلوی
‫کتک زدن‌هاش رو بگیرم، مرد.

223
00:19:55,777 --> 00:19:57,112
‫اما جواب نداد.

224
00:19:58,322 --> 00:20:00,407
‫دائم تلاش می‌کرد بهم صدمه بزنه.

225
00:20:02,659 --> 00:20:03,869
‫مجبور شدم خفه‌اش کنم.

226
00:20:07,206 --> 00:20:08,790
‫بهش چاقو زدی بعد خفه‌اش کردی؟

227
00:20:08,874 --> 00:20:11,084
‫عجب دختر وحشی بود.

228
00:20:11,168 --> 00:20:15,255
‫بعدش از هوش رفتم. وقتی بیدار شدم
‫اونجا دراز کشیده بود.

229
00:20:15,339 --> 00:20:16,465
بدون لباس

230
00:20:19,051 --> 00:20:20,093
‫ضربان نداشت.

231
00:20:22,262 --> 00:20:25,766
‫اما در پاسخ به چیزی که گفتی، جیمز...

232
00:20:30,562 --> 00:20:32,481
‫براش یه قبر کندم.

233
00:20:33,523 --> 00:20:35,067
‫می‌دونم یکم پیش مسخره‌ام کردی.

234
00:20:35,150 --> 00:20:39,947
‫اما از وقتی که بچه بودم
‫صدها قبر کندم.

235
00:20:44,034 --> 00:20:47,454
‫توی سرما قبر کندم.
‫توی گرمای سوزان قبر کندم.

236
00:20:49,623 --> 00:20:51,959
‫توی بارون قبر کندم.

237
00:20:53,502 --> 00:20:56,088
‫وقتی بارون خاک رو گل کرده بود.

238
00:20:56,588 --> 00:20:58,715
‫می‌دونم یه قبر خوب چطوریـه.

239
00:20:59,424 --> 00:21:01,009
‫می‌دونم، جیمز.

240
00:21:01,093 --> 00:21:03,262
‫و قبر تریشیا یکی از بهترین
‫قبرهایی هست که تاحالا کندم.

241
00:21:03,345 --> 00:21:04,972
‫هیچ وقت کسی پیداش نمی‌کنـه.

242
00:21:10,394 --> 00:21:11,728
‫اما تو می‌دونی کجاست.

243
00:21:14,022 --> 00:21:15,565
‫تک تکـشون رو می‌دونم.

244
00:21:18,902 --> 00:21:21,530
‫همه یه چیز مشترک رو توی این زندگی می‌خوان.

245
00:21:26,201 --> 00:21:27,452
‫که دیده بشن.

246
00:21:33,792 --> 00:21:35,585
‫من می‌بینمـشون جیمز.

247
00:21:35,669 --> 00:21:37,170
‫این خواسته‌شون رو برآورده می‌کنم.

248
00:21:37,254 --> 00:21:42,259
‫و تا وقتی که من زنده‌ام،
‫اونا معنی‌ای دارن.

249
00:21:45,178 --> 00:21:46,305
‫این...

250
00:21:47,514 --> 00:21:49,266
‫پنج دقیقه، بچه‌ها.

251
00:22:00,819 --> 00:22:02,112
‫می‌تونی چیزای بیشتری بهشون بدی.

252
00:22:04,364 --> 00:22:05,490
‫متوجه‌ نمیشم.

253
00:22:07,993 --> 00:22:12,497
‫می‌تونی بهشـون آرامش بدی.

254
00:22:12,998 --> 00:22:15,167
‫حداقل به خانواده‌هاشون.

255
00:22:17,044 --> 00:22:18,462
‫می‌تونی نقشه رو بدی بهشـون.

256
00:22:21,757 --> 00:22:22,758
‫نقشه؟

257
00:22:23,467 --> 00:22:24,468
‫آره؟

258
00:22:27,429 --> 00:22:28,430
‫اما چرا؟

259
00:22:32,392 --> 00:22:33,602
‫که بتونن راحت بخوابن.

260
00:22:35,562 --> 00:22:36,688
‫مردگانـشون دفن می‌کنن.

261
00:22:37,856 --> 00:22:40,442
‫اگه آرامش رو بهشون برگردونی،

262
00:22:42,527 --> 00:22:45,113
‫اگه به دخترا...

263
00:22:45,947 --> 00:22:47,491
‫دخترا...

264
00:22:47,574 --> 00:22:50,744
.منظورت اینـه بهتون جاها رو بگم و اعتراف کنم

265
00:22:50,827 --> 00:22:55,457
‫بعدش‌ همه‌چیز درست میشه.

266
00:22:56,083 --> 00:22:58,752
‫همه‌چی خوبه.
‫همه‌چی در سعادتـه.

267
00:23:01,004 --> 00:23:03,715
‫اگه چیزی که می‌دونی رو بهشون بدی

268
00:23:04,591 --> 00:23:07,427
‫بعدش پدر و مادرهاشون...

269
00:23:07,511 --> 00:23:10,722
‫می‌فهمن دخترهاشون کجان.

270
00:23:12,391 --> 00:23:13,558
‫بعدش می‌تونن به زندگی ادامه بدن.

271
00:23:14,976 --> 00:23:17,229
‫جیمز، اصلاً نظرات منطقی‌ای نمیدی.

272
00:23:17,312 --> 00:23:19,606
‫اگه همچین کاری بکنم، بعد دیگه
‫هیچ‌ وقت نمی‌تونم از اینجا بیام بیرون.

273
00:23:20,482 --> 00:23:21,858
‫می‌تونی.

274
00:23:21,942 --> 00:23:25,362
‫اگه یکی دیگه آدرس‌ها رو...

275
00:23:25,445 --> 00:23:29,408
‫به صورت ناشاناس برای مقامات بفرسته چی؟

276
00:23:32,160 --> 00:23:33,203
‫چرا؟

277
00:23:33,286 --> 00:23:34,704
‫اونا پیداشون می‌کنن.

278
00:23:34,788 --> 00:23:38,959
‫بعدش خانواده هاشون با خبر میشن.
‫بعدش آروم میشن.

279
00:23:43,004 --> 00:23:45,090
‫چرا باید آروم بشن؟

280
00:23:46,591 --> 00:23:50,637
‫احتمالاً دارن بدجوری اذیت میشن، لری.

281
00:24:02,065 --> 00:24:03,692
‫جیمز!

282
00:24:04,734 --> 00:24:07,070
‫جیمز!

283
00:24:07,154 --> 00:24:09,698
‫مدام دستم می‌ندازی.
‫مدام باهام شوخی می‌کنی.

284
00:24:09,781 --> 00:24:11,032
‫درست مثل گری.

285
00:24:12,159 --> 00:24:13,160
‫اوه خدای من.

286
00:24:16,329 --> 00:24:18,707
‫باید به این آدما رهایی بدی.

287
00:24:21,168 --> 00:24:23,086
‫چی گفتی؟
‫دوباره میگی؟

288
00:24:29,259 --> 00:24:30,844
‫یکم به این آدما رهایی بده.

289
00:24:35,307 --> 00:24:36,349
‫هرگز.

290
00:24:37,893 --> 00:24:38,894
‫چرا؟

291
00:24:43,315 --> 00:24:47,402
‫چون دارم درخواست تجدیدنظر رو برنده میشم.

292
00:24:48,612 --> 00:24:53,408
‫و دوباره از اون در ها میرم بیرون زندگیـم رو می‌کنم.

293
00:25:08,048 --> 00:25:09,716
‫تو قرار نیست درخواست تجدیدنظر رو برنده بشی.

294
00:25:15,764 --> 00:25:20,894
‫عـمـراً!

295
00:25:29,528 --> 00:25:30,904
‫جیمز، چرا رفتارت...

296
00:25:30,987 --> 00:25:32,489
‫تو هیچ وقت از اینجا بیرون نمیری.

297
00:25:34,199 --> 00:25:36,368
‫تو بچه‌هایی که گریه می‌کنن و مادرشون
‫رو می‌خوان رو می‌کشی.

298
00:25:38,036 --> 00:25:41,540
‫هیولای روانیِ کوفتی!

299
00:25:45,669 --> 00:25:47,629
‫بومانت تو رو فرستاده، مگه نه؟

300
00:25:51,424 --> 00:25:52,842
‫اون فرستاده، نه؟

301
00:25:57,222 --> 00:25:58,848
‫- بومانت تو رو فرستاده!
‫- نگهبان!

302
00:25:59,808 --> 00:26:01,184
‫بومانت تو رو فرستاده.

303
00:26:01,935 --> 00:26:03,937
‫بومانت تو رو فرستاده، مگه نه؟

304
00:26:04,020 --> 00:26:05,730
‫- هی!

305
00:26:07,857 --> 00:26:09,442
‫
‫- تمومـش کن!

306
00:26:12,404 --> 00:26:15,198
‫بومانت تو رو فرستاده!

307
00:26:16,950 --> 00:26:19,911
‫می‌دونم قبلاً چیکار کردی!

308
00:26:39,014 --> 00:26:41,016
‫باید با دکتر زیکرمن صحبت کنم.

309
00:26:42,684 --> 00:26:44,060
‫نه، امشب.

310
00:26:45,145 --> 00:26:46,396
‫امکانش نیست.

311
00:26:46,479 --> 00:26:48,607
‫میشه یه تلفن بزنم؟
‫خیلی سریع.

312
00:26:49,899 --> 00:26:51,776
‫تماس تلفنی؟
‫بیخیال زندانی.

313
00:26:51,860 --> 00:26:53,570
‫امکان تماس تلفنی هم نیست.

314
00:26:54,404 --> 00:26:55,405
‫خواهش می‌کنم.

315
00:26:56,531 --> 00:26:59,367
‫ببین، فردا صحبت  می‌کنم.
‫باشه؟

316
00:27:00,410 --> 00:27:01,453
‫ممنونـم.

317
00:28:20,573 --> 00:28:22,826
‫- نه. به دکتر زیکرمن نیاز دارم.
‫- آروم باش.

318
00:28:22,909 --> 00:28:24,703
‫- دکتر زیکرمن رو برام بیا... نه!
‫- بیا!

319
00:28:24,786 --> 00:28:27,497
‫شماره‌اش 6125711 هست

320
00:28:27,580 --> 00:28:30,542
‫شماره‌اش 6125711 هست.

321
00:28:30,625 --> 00:28:33,378
‫همین! فقط همین رو می‌خوام.
‫همین!

322
00:28:33,461 --> 00:28:36,297
‫6125711.

323
00:28:36,381 --> 00:28:39,008
‫نه. باشه. بزارید با سرپرست صحبت کنم.

324
00:28:39,092 --> 00:28:42,554
‫- بزارید با سرپرست صحبت کنم.
‫- خفه شو!

325
00:28:42,637 --> 00:28:44,305
‫- خفه!
‫- نه!

326
00:28:44,389 --> 00:28:45,390
‫برو داخل.

327
00:28:48,143 --> 00:28:50,562
‫نه!

328
00:28:53,481 --> 00:28:56,025
‫هی.
‫فقط یه مداد می‌خوام.

329
00:28:56,109 --> 00:28:59,279
‫اگه پتو، بالشـت و دستمال توالت بیشتری می‌خوای

330
00:28:59,362 --> 00:29:02,157
‫باید یه لطف بزرگ در حقـمون بکنی
‫و خفه شی، زندانی.

331
00:29:02,657 --> 00:29:03,950
‫نه، من...

332
00:30:00,423 --> 00:30:03,426
‫یه خودکار می‌خوام. یه مداد.
‫یه مداد شمعی. یا هرچی که بود!

333
00:30:03,510 --> 00:30:04,719
‫برگرد، خواهش می‌کنم!

334
00:30:04,803 --> 00:30:06,596
‫خواهش می‌کنم، برگرد!

335
00:30:20,527 --> 00:30:21,861
‫کاش می‌تونستم از یه مداد استفاده کنم.

336
00:30:21,945 --> 00:30:24,072
‫می‌تونی اینجا پیشـم بمونی حتی موقع...

337
00:31:04,612 --> 00:31:06,281
‫مایعات بدن، همه‌شون...

338
00:31:07,156 --> 00:31:10,910
‫همه‌شون وظیفه‌ خاص خودشون رو دارن.

339
00:31:10,994 --> 00:31:15,915
‫مثلاً بزاق هدف خاص خودش رو داره
‫و خون هم یک هدف دیگه داره.

340
00:32:00,710 --> 00:32:03,004
‫[گری هال
‫واباش، ایندیانا]

341
00:32:51,928 --> 00:32:53,137
‫تمام روز کارش همینـه؟

342
00:32:54,931 --> 00:32:55,932
‫بستگی داره.

343
00:32:57,934 --> 00:32:59,310
‫اون همه چیز باید بسوزونه؟

344
00:32:59,852 --> 00:33:03,189
‫گاهی آره.
‫شاخه و کلی گل خشک شده.

345
00:33:03,690 --> 00:33:07,652
‫گرچه بیشتر این کارا رو از روی عادت می‌کنه،
‫مثلاً خیره میشه به آتیش، نوشیدنی می‌خوره.

346
00:33:11,239 --> 00:33:12,490
‫چند سال پیش هم رو دیدیم.

347
00:33:12,573 --> 00:33:13,950
‫- یادمه.
‫- آره.

348
00:33:14,033 --> 00:33:15,076
‫اون رو هم یادمـه.

349
00:33:17,996 --> 00:33:18,997
‫برایان میلر.

350
00:33:20,164 --> 00:33:24,961
‫لورن مک کاولی، اف‌بی‌آی.
‫فکر نمی‌کردم هنوزم اینجا زندگی کنید.

351
00:33:25,545 --> 00:33:26,838
‫نمی‌کنم.

352
00:33:26,921 --> 00:33:28,548
‫گهگاهی برای کمک میام.

353
00:33:29,716 --> 00:33:31,467
‫موهات رو کاری کردی؟

354
00:33:32,844 --> 00:33:33,845
‫نه.

355
00:33:33,928 --> 00:33:35,304
‫رنگی چیزی؟

356
00:33:36,139 --> 00:33:37,140
‫نخیر.

357
00:33:39,809 --> 00:33:41,102
‫خوشکل شدی.

358
00:33:42,061 --> 00:33:45,565
‫لطف داری، گری.
‫میشه داخل صحبت کنیم؟

359
00:33:46,899 --> 00:33:48,109
‫حکم دارید؟

360
00:33:52,655 --> 00:33:53,906
‫پس از هوای تازه لذت ببرید.

361
00:34:19,432 --> 00:34:20,767
‫اینجا آداب و رسوم خودش رو داره.

362
00:34:31,694 --> 00:34:32,695
‫ممنون.

363
00:34:33,362 --> 00:34:34,363
‫خواهش می‌کنم.

364
00:34:39,911 --> 00:34:42,497
‫شما که برای بقیه عمرش انداختیدش زندان.

365
00:34:43,456 --> 00:34:44,832
‫نه اگه با درخواستش موافقت بشه.

366
00:34:44,916 --> 00:34:45,917
‫آره.

367
00:34:46,000 --> 00:34:49,337
‫شما بجز یه سری حدس و گمان
‫هیچ مدرکی ازش نداشتید.

368
00:34:49,420 --> 00:34:51,089
‫نه، دوتا اعتراف داریم.

369
00:34:51,172 --> 00:34:53,674
‫بله، وکلیـش که گفت "اجباری" بوده.

370
00:34:53,758 --> 00:34:55,635
‫دادگاه اول باهاش موافقت کرده.
‫اگه فکر نمی‌کردی که دادگاه دوم هم می‌خواد موافقت کنه

371
00:34:55,718 --> 00:34:57,929
‫نمی‌اومدی اینجا مزاحم ما بشی.

372
00:34:58,012 --> 00:34:59,430
‫و بعدش برمیگرده خونه.

373
00:35:03,476 --> 00:35:04,602
‫آره.

374
00:35:04,685 --> 00:35:06,312
‫برمی‌گرده سراغ کارهای قبلیـش.

375
00:35:09,649 --> 00:35:11,692
‫میره سر شغل قبلیـش و مشکلی پیش نمیاد.

376
00:35:11,776 --> 00:35:16,614
‫آره. شاید با یه دختر خوب آشنا بشه،
‫ازدواج کنه، یه خانواده تشکیل بده.

377
00:35:16,697 --> 00:35:17,698
‫هی.

378
00:35:18,282 --> 00:35:20,618
‫- چیـه؟
‫- نکن.

379
00:35:20,701 --> 00:35:22,495
‫- چیکار نکنم؟
‫- من و خانواده‌ام رو مسخره نکن.

380
00:35:22,578 --> 00:35:25,832
‫- هیچکس تو رو مسخره نمی‌کنه، گری.
‫- نه، معلومـه که تو می‌کنی. مزخرف میگی.

381
00:35:25,915 --> 00:35:28,251
‫برمیگردی میگی "لری قراره یه زندگی معمولی داشته باشه،
‫زن و بچه داشته باشه."

382
00:35:28,334 --> 00:35:30,086
‫چی باعث میشه فکر کنی اینا رو نخواهد داشت؟

383
00:35:33,214 --> 00:35:34,757
‫آره، می‌خواید از من بشنوید که بگم

384
00:35:34,841 --> 00:35:37,051
‫چون برادرم توانایی داشتن یک
‫خانواده معمولی رو نداره،

385
00:35:37,135 --> 00:35:38,386
‫معنیش اینـه که مردم رو می‌کشه؟

386
00:35:38,970 --> 00:35:40,138
‫خب، این کار رو می‌کنه؟

387
00:35:41,848 --> 00:35:44,475
‫ببین، لری یه سری کارای وحشتناک کرده،
‫معلومـه، خب کی نکرده؟

388
00:35:45,476 --> 00:35:47,145
‫اما هیچ وقت هیچکس رو نکشتـه.

389
00:35:47,687 --> 00:35:51,399
‫اون از این که یکی توی زندگی برای یک دفعه هم
‫که شده اون رو ببینـه، ناامید شده.

390
00:35:52,733 --> 00:35:54,068
‫اون رو به عنوان یه چی ببینـه؟

391
00:35:54,152 --> 00:35:55,153
‫یه انسان.

392
00:35:55,736 --> 00:35:58,948
‫یکی که می‌تونه بانمک باشه، باهوش باشه
‫کسی که می‌تونه به مردم کمک کنـه.

393
00:36:02,118 --> 00:36:06,038
‫می‌دونم برادرت رو دوست داری، گری،
‫اما اون زده اون دخترا رو کشته.

394
00:36:06,122 --> 00:36:06,998
‫نه.

395
00:36:07,081 --> 00:36:08,332
‫فکر می‌کنم توام خبر داری.

396
00:36:36,402 --> 00:36:37,528
‫اون برای توئـه.

397
00:36:38,696 --> 00:36:41,157
‫اون آدمی که تو این عکس‌ها هست،
‫یه حیوون بی رحم نیست.

398
00:36:43,910 --> 00:36:45,077
‫ادامه بده، نگاه‌شون کن.

399
00:36:53,628 --> 00:36:57,757
‫تو ساکت بودی.
‫ما به سکوت پاداش می‌دیم.

400
00:36:58,841 --> 00:37:02,094
‫چیزی لازم داری؟
‫هرچی؟

401
00:37:04,472 --> 00:37:05,806
‫فقط نگو خودکار.

402
00:37:15,233 --> 00:37:19,654
‫من مثل بعضی از آدم‌های
‫اینجا دیوونه نیستم.

403
00:37:20,988 --> 00:37:22,615
‫هیچ وقت همچین برداشتی درموردت نداشتم.

404
00:37:22,698 --> 00:37:26,160
‫من برای اعتراف گرفتن از
‫زندانی هال فرستاده شدم اینجا.

405
00:37:26,661 --> 00:37:28,204
‫چه جور اعترافی؟

406
00:37:28,704 --> 00:37:30,164
‫اون دخترا رو می‌کشه.

407
00:37:30,248 --> 00:37:32,541
‫من فرستاده شدم اینجا تا بفهمم
‫کجا دفنـشون کرده،

408
00:37:32,625 --> 00:37:35,086
‫و یه نقشه دیدم و...

409
00:37:35,169 --> 00:37:37,421
‫- کی تو رو فرستاده اینجا؟
‫- اف‌بی‌آی.

410
00:37:37,505 --> 00:37:39,006
‫- اف‌بی‌آی.
‫- آره.

411
00:37:39,090 --> 00:37:41,133
‫- باید یه پیام براشون بفرستم.
‫- برای اف‌بی‌آی؟

412
00:37:41,217 --> 00:37:42,593
‫آره.

413
00:37:42,677 --> 00:37:44,887
‫قبل از این که یادم بره
‫جسدها کجا هستن.

414
00:37:46,097 --> 00:37:47,974
‫قبل از این که دیگه نتونم به خانواده‌ام کمک کنم..

415
00:37:51,686 --> 00:37:53,020
‫قبل از این که بی‌فایده بشم.

416
00:37:54,605 --> 00:37:56,857
‫- اسمـت جیم هست، درسته؟
‫- آره، جیمی.

417
00:37:56,941 --> 00:37:58,985
‫- آره.
‫- جیمی.

418
00:38:00,403 --> 00:38:04,365
‫دیگه هیچ وقت اسم ‌اف‌بی‌آی رو
‫جلوی من نیار. می‌شنوی؟

419
00:38:07,076 --> 00:38:09,870
‫- جوابـم رو بده.
‫- بله، می‌شنوم.

420
00:38:13,916 --> 00:38:16,210
‫چقد توی این ماشین‌هایی که با
‫کارتون ساختید با نمک شدید.

421
00:38:16,294 --> 00:38:17,336
‫اینجا 12 سالتونـه؟

422
00:38:17,420 --> 00:38:18,421
‫یازده.

423
00:38:19,505 --> 00:38:23,968
‫آره، لری درستـشون کرده. کارش توی هرچی که
‫به کمانیک ربط داشته باشه خوبـه.

424
00:38:28,264 --> 00:38:29,724
‫پدرتـون کجا رفت؟

425
00:38:31,475 --> 00:38:34,353
‫چه بدونم.
‫ولچرخی، نوشیدنی بخوره

426
00:38:35,980 --> 00:38:38,399
‫دزدیدن ساعت از یه جسد.
‫اینطور مزخرفاتـی.

427
00:38:38,482 --> 00:38:40,568
‫مامانـتون چی؟
‫هنوز در قید حیاط هستن؟

428
00:38:40,651 --> 00:38:41,944
‫آره، داخلـه.

429
00:38:42,028 --> 00:38:44,822
‫زیاد نمی‌تونه اینور اونور بره.

430
00:38:44,905 --> 00:38:49,577
‫یه تخت و یه مبل راحتی داره،
‫دستشوییـش هم توی همون اتاقـه.

431
00:38:50,911 --> 00:38:52,371
‫برای اون راحتـه.

432
00:38:52,455 --> 00:38:53,456
‫مریضـه؟

433
00:38:54,040 --> 00:38:55,166
‫چاقـه.

434
00:39:00,046 --> 00:39:02,173
‫چه "کارهای وحشتناکی"؟

435
00:39:03,341 --> 00:39:06,093
‫خودت گفتی، ما همه کار‌های وحشتناکی
‫انجام دادیم، حتی لری.

436
00:39:06,177 --> 00:39:08,012
‫برام سوال شد اون چیزا چی هستن.

437
00:39:08,095 --> 00:39:09,930
‫چی؟
‫پس می‌خوای یچی دیگه‌ هم به اتهام هاش اضافه کنی؟

438
00:39:10,014 --> 00:39:11,557
‫نه، فقط برام سوال شد گری.

439
00:39:11,640 --> 00:39:14,894
‫هیچ وقت کار وحشتناکی توی زندگیـت نکردی؟
‫باکلاس‌تر از این حرفایی؟

440
00:39:16,562 --> 00:39:20,232
‫منظورت کارای کلی‌ای که ممکنه
‫من کرده باشم نبود، گری.

441
00:39:21,859 --> 00:39:24,403
‫داشتم درمورد یک کار خاص
‫که لری کرده صحبت می‌کردی.

442
00:39:26,989 --> 00:39:27,990
‫نه.

443
00:39:41,670 --> 00:39:44,215
‫فقط همون یه اتفاق برادرت رو
‫تبدیل به یه قاتل نکرده.

444
00:39:44,298 --> 00:39:46,967
‫- هیچ وقت نگفتم که اون یک قاتلـه.
‫- اما تو می‌دونستی.

445
00:39:47,051 --> 00:39:48,260
‫نمی‌دونم.
‫نمی‌دونستم.

446
00:39:48,344 --> 00:39:49,428
‫همیشه می‌دونستی.

447
00:40:03,067 --> 00:40:04,068
‫گری.

448
00:40:07,279 --> 00:40:08,280
‫گری.

449
00:40:13,536 --> 00:40:14,912
‫اگه برادرت آزاد بشه،

450
00:40:15,413 --> 00:40:17,164
‫و برگرده اینجا،

451
00:40:18,207 --> 00:40:19,875
‫و کاره قبلیـش رو پس بگیره،

452
00:40:20,376 --> 00:40:22,336
‫و زندگی به حالت قبل خودش برگرده

453
00:40:25,423 --> 00:40:30,386
‫می‌تونی باقی شب‌های عمرت رو بیدار بمونی

454
00:40:30,469 --> 00:40:33,139
‫که مطمئن باشی برادرت جلوی چشتـه؟

455
00:41:13,387 --> 00:41:15,431
‫هی جیمی.
‫پاشو.

456
00:41:15,514 --> 00:41:16,599
‫پاشو.
‫کمک می‌خوام.

457
00:41:17,850 --> 00:41:19,310
‫زودباش.
‫اینـم از این.

458
00:41:21,479 --> 00:41:23,689
‫- قرار بود بهم بگن، جیمی.
‫- چی؟

459
00:41:23,772 --> 00:41:26,775
‫قرار بودی موقعی که توی تعطیلات هستم
‫اگه بهم نیاز داشتی، بهم خبر بدن.

460
00:41:26,859 --> 00:41:27,860
‫یه مداد می‌خوام.

461
00:41:27,943 --> 00:41:31,071
‫باشه. گوش کن رفتار‌های دکتر هکت
‫بررسی میشن...

462
00:41:31,155 --> 00:41:33,115
‫- اهمیتی نداره. مداد می‌خوام!
‫- باشه.

463
00:41:33,199 --> 00:41:35,910
‫- جیمی، درستـش می‌کنیم.
‫- مداد می‌خوام.

464
00:41:39,288 --> 00:41:40,372
‫میرم کاغذ بیارم.

465
00:42:47,189 --> 00:42:48,440
‫نقطه‌ها چیـن؟

466
00:42:50,234 --> 00:42:51,318
‫جای اجساد.

467
00:42:53,445 --> 00:42:54,446
‫جانم؟

468
00:42:56,240 --> 00:42:58,325
‫اجساد.
‫21تا هستن.

469
00:42:58,409 --> 00:43:00,077
‫- یه نقشه داشت.
‫- یه نقشه داشت؟

470
00:43:00,160 --> 00:43:03,163
‫تمام کسایی که کشتـه. دیدمش.
‫همینـه. اما این خیلی بده.

471
00:43:03,247 --> 00:43:04,456
‫چیزی نیست.

472
00:43:05,040 --> 00:43:06,041
‫جیمی.

473
00:43:09,795 --> 00:43:11,297
‫روی این نقشه کار می‌کنیم، جیمی.

474
00:43:12,464 --> 00:43:14,091
‫ببینیم چیکار می‌تونیم بکنیم.

475
00:43:14,675 --> 00:43:15,676
‫کمک می‌کنه.

476
00:43:24,560 --> 00:43:25,811
‫از دوتا کمربند استفاده کرده.

477
00:43:32,276 --> 00:43:33,277
‫چی؟

478
00:43:39,199 --> 00:43:42,620
‫روی جسیکا روچ. از دوتا کمربند
‫چسبیده به هم برای کشتنـش استفاده کرده.

479
00:43:48,917 --> 00:43:50,085
‫خودش این رو بهت گفت؟

480
00:43:53,505 --> 00:43:54,590
‫مفصل.

481
00:44:00,012 --> 00:44:01,180
‫دیگه چی بهت گفته؟

482
00:44:07,353 --> 00:44:10,981
‫گفت لباس‌های تریشیا رایتلر رو تا کرده
‫و گوشواره‌اش رو گذاشته روشون.

483
00:44:18,947 --> 00:44:20,324
‫پس گیرش انداختیم، جیمی.

484
00:44:22,368 --> 00:44:23,494
‫تو گیرش انداختی.

485
00:44:32,503 --> 00:44:34,213
‫[ایالت میزوری]

486
00:44:34,296 --> 00:44:37,633
‫[ایالت ویسکانسین]
‫[ایالت ایلینوی]

487
00:44:57,820 --> 00:45:01,281
‫آقای کین، آخرین باری که در
‫محضر این دادگاه ایستادید

488
00:45:01,365 --> 00:45:03,450
‫یک احساس خودکامگی داشتید.

489
00:45:04,493 --> 00:45:05,494
‫کل وجودت رو...

490
00:45:05,577 --> 00:45:08,872
‫درست مثل لباسی که پوست رو می‌پوشونه،
‫پوشونده بود.

491
00:45:10,374 --> 00:45:11,583
‫اون احساس کجا رفتـه، پسرم؟

492
00:45:13,293 --> 00:45:14,545
‫نمی‌دونم، قربان.

493
00:45:17,047 --> 00:45:20,134
‫با توجه به خلاصه‌ای که جناب بومانت
‫به بنده ارائه دادن

494
00:45:20,217 --> 00:45:21,927
‫فکر می‌کنم اون خودکامگی رو

495
00:45:22,010 --> 00:45:25,222
‫توی جهنمی که به خاطر این پرونده
‫واردش شده بودی، جا گذاشتی.

496
00:45:29,601 --> 00:45:31,645
‫آقای کین، دادگاه بدینوسیله توی محکومیت

497
00:45:31,729 --> 00:45:34,231
‫120 ماهه شما به جرم قاچاق موارد مخدر رو تحفیف میده.

498
00:45:34,314 --> 00:45:36,608
‫این تخفیف بدون قید و شرط هست،

499
00:45:36,692 --> 00:45:38,235
‫و بلافاصله اعمال میشه.

500
00:45:41,113 --> 00:45:42,614
‫شما یک مرد آزاد هستید، آقای کین.

501
00:45:55,043 --> 00:45:56,044
‫ممنونـم.

502
00:46:08,182 --> 00:46:09,850
‫جسدها رو براتون پیدا نکردم.

503
00:46:12,227 --> 00:46:13,395
‫خیلی کارا کردی.

504
00:46:17,566 --> 00:46:19,693
‫هی جیمی، می‌خوام با یکی آشنا بشی.

505
00:46:21,278 --> 00:46:22,488
‫برایان میلر، جیم.

506
00:46:25,449 --> 00:46:26,909
‫تو اولین اعتراف رو گرفتی.

507
00:46:28,118 --> 00:46:29,203
‫تو پیداش کردی اونو...

508
00:46:30,370 --> 00:46:33,874
‫جسیکا روچ رو.
‫آره، من پیداش کردم.

509
00:46:34,792 --> 00:46:36,126
‫- جسیکا.
‫- آره.

510
00:46:36,710 --> 00:46:37,711
‫آره.

511
00:46:38,879 --> 00:46:41,048
‫فقط می‌خواستم بخاطر کاری که کردی
‫ازت تشکر کنم.

512
00:46:45,552 --> 00:46:47,763
‫هیچ وقت نمی‌فهمید کجا دفن شدن.

513
00:46:48,764 --> 00:46:50,724
‫تو کاری کردی مطمئن بشیم
‫دیگه کسی رو دفن نمی‌کنه.

514
00:47:02,152 --> 00:47:05,322
‫ادعای خواهان مبنی بر اعترافات تحت فشار،

515
00:47:05,405 --> 00:47:07,407
‫و همچنین ادعایی مبی بر این که خواهان

516
00:47:07,491 --> 00:47:10,619
‫توانایی ذهنی درک اتهاماتی که
‫پذیرفته‌ است رو نداشته است،

517
00:47:10,702 --> 00:47:12,704
‫قابل بررسی نیست.

518
00:47:14,289 --> 00:47:15,874
‫به علاوه خوانده

519
00:47:15,958 --> 00:47:19,169
‫در حین کار روی پرونده و شواهد موجود

520
00:47:19,253 --> 00:47:22,714
‫منابع بیشتری را ارائه کرده است که تایید می‌کند

521
00:47:22,798 --> 00:47:25,217
‫خواهان از جرایمی که با آنها اعتراف کرده است
‫جزئیاتی می‌دانند

522
00:47:25,300 --> 00:47:28,929
‫که تنها مرتکب واقعی می‌تواند از آنها اطلاع داشته باشد.

523
00:47:30,055 --> 00:47:32,349
‫این دادگاه تصمیم گرفته است

524
00:47:32,432 --> 00:47:34,643
‫که حکم دادگاه کیفری را اجرا کند.

525
00:47:35,227 --> 00:47:37,646
‫درخواست تجدیدنظر خواهان رد می‌شود.

526
00:47:38,146 --> 00:47:40,148
‫نگهبان‌ها، لطفاً زندانی رو از اینجا ببرید

527
00:47:40,232 --> 00:47:43,277
‫و مستقیماً اون رو به جایی که
‫بهش تعلق داره برگردونید.

528
00:47:43,819 --> 00:47:45,153
‫پایان دادگاه.

529
00:48:00,836 --> 00:48:06,466
‫پس از رد شدن درخواست تجدیدنظرش،
‫لری هال اقدام به خودکشی کرد.

530
00:48:06,550 --> 00:48:10,012
‫خودکشی او ناموفق بود.

531
00:48:26,820 --> 00:48:28,071
‫- می‌بینیـش؟
‫- می‌بینمـش.

532
00:48:44,379 --> 00:48:45,380
‫سلام.

533
00:48:56,141 --> 00:48:57,267
‫در 25 نوامبر سال 2004

534
00:48:57,267 --> 00:48:59,353
‫بیگ جیم کین به دلیل سکته قلبی از دنیا رفت.

535
00:48:59,353 --> 00:49:03,273
‫پنج سال تمام بعد از آزادی پسرش از زندان.

536
00:49:06,860 --> 00:49:07,861
‫ممنون.

537
00:50:03,208 --> 00:50:04,209
‫خوبی؟

538
00:50:06,962 --> 00:50:08,171
‫نمی‌تونم بخوابم.

539
00:50:10,257 --> 00:50:12,509
‫وقتی می‌خوابم، انگار اصلاً خواب نیستم.

540
00:50:12,592 --> 00:50:15,429
‫بخاطر بیماری "آپنه" ـست، لری.
‫قرار بود درمانش کنن.
‫[قطع موقت تنفس]

541
00:50:18,682 --> 00:50:19,975
‫می‌خوای چیکار کنی؟

542
00:50:20,642 --> 00:50:24,521
‫باید بهشون بگی درمانت کنن، لری.
‫گفتن همین یکی از دلایل اصلیـش بوده.

543
00:50:26,023 --> 00:50:27,107
‫عوامـ...

544
00:50:30,068 --> 00:50:31,695
‫تلاشـت برای خودکشی رو میگم.

545
00:50:32,571 --> 00:50:34,948
‫چی؟
‫بخاطر اون این کار رو نکردم.

546
00:50:36,283 --> 00:50:37,576
‫پس چرا کردی؟

547
00:50:43,582 --> 00:50:46,418
‫- من به اینجا تعلق ندارم.
‫- چرا، داری.

548
00:50:46,501 --> 00:50:48,378
‫من لیاقت این ظلم...

549
00:50:50,297 --> 00:50:52,716
‫گفتی دارم؟
‫چی؟

550
00:50:53,300 --> 00:50:54,301
‫به اینجا تعلق داری.

551
00:50:54,801 --> 00:50:58,305
‫انقد توی سرت مونده که پوسیده شده، مرد.
‫داره از بین می‌برتت.

552
00:51:00,140 --> 00:51:01,183
‫چی؟

553
00:51:02,684 --> 00:51:04,895
‫- دخترا رو میگم، لری.
‫- نه.

554
00:51:04,978 --> 00:51:06,438
‫- دخرا. آره.
‫- نه.

555
00:51:06,521 --> 00:51:09,649
‫باید به مردم بگی چیکار کردی.
‫باید ازش خلاص بشی.

556
00:51:13,403 --> 00:51:17,157
‫تو برادرمـی.

557
00:51:18,450 --> 00:51:22,579
‫و ناامیدت کردم.
‫درست ازت مراقبت نکردم.

558
00:51:24,372 --> 00:51:28,668
‫اگه آنفولانزا بگیری، باید برات دارو بیارم.

559
00:51:29,211 --> 00:51:32,798
‫اگه سرما بخوری، و من فقط یک پتو داشته باشم،
‫باید باهات تقسیمـش می‌کردم.

560
00:51:33,381 --> 00:51:35,008
‫اگه طرز فکر اشتباهی کردی،

561
00:51:35,092 --> 00:51:37,010
‫باید کمکت می‌کردم که کارای بدی انجام ندی.

562
00:51:37,094 --> 00:51:39,262
‫نه.

563
00:51:39,805 --> 00:51:42,766
‫نه، گری.
‫تو نه.

564
00:51:45,435 --> 00:51:46,436
‫من...

565
00:51:50,982 --> 00:51:51,983
‫ببین، من...

566
00:51:54,861 --> 00:51:56,822
‫من اینجا باید کاری که درستـه رو انجام بدم، لری.

567
00:52:00,951 --> 00:52:02,244
‫و نه برای اونا.

568
00:52:02,786 --> 00:52:05,247
‫برای اونا نه،
‫بلکه برای تو.

569
00:52:07,791 --> 00:52:09,876
‫تا وقتی که اعتراف نکنی،

570
00:52:11,002 --> 00:52:12,963
‫عذاب تموم نمیشـه.

571
00:52:14,172 --> 00:52:15,173
‫گری.

572
00:52:19,136 --> 00:52:20,637
‫تو نه، گری.

573
00:52:20,720 --> 00:52:24,724
‫خواهش می‌کنم.
‫هی. خواهش می‌کنم.

574
00:52:26,560 --> 00:52:27,853
‫باید بزاری کمکـت کنم.

575
00:52:35,902 --> 00:52:39,072
‫خانم‌ها و آقایون زمان پرواز ما تا گرند رپیدز

576
00:52:39,156 --> 00:52:41,825
‫حدود 55دقیقه می‌باشد.

577
00:52:41,908 --> 00:52:43,994
‫خلبان علامت کمربند صندلی رو خاموش کردن،

578
00:52:44,077 --> 00:52:46,204
‫پس می‌تونید راحت باشید
‫و از پرواز لذت ببرید.

579
00:52:56,381 --> 00:52:57,841
‫می‌تونم چیزی براتون بیارم، جناب؟

580
00:52:59,217 --> 00:53:00,594
‫نوشیدنی لطفاً.

581
00:53:35,462 --> 00:53:38,757
‫گری هال سر انجام برادرش را متقاعد به

582
00:53:38,840 --> 00:53:41,051
‫اعتراف به 15 قتل کرد.

583
00:53:43,470 --> 00:53:48,266
‫لری هال خیلی زود تمام 15 اعترافش را پس گرفت.

584
00:53:50,810 --> 00:53:54,731
‫تا به این تاریخ هیچکدام از
‫محل‌های تدفین کشف نشده است.

585
00:53:56,900 --> 00:53:58,610
‫جیمی کین پس از آزادیش از اسپرینگفیلد،

586
00:53:58,693 --> 00:54:00,987
‫یک تجارت موفق را راه اندازی کرد.

587
00:54:03,323 --> 00:54:08,620
‫وی به کمک به مجریان قانون در شناسایی قاتلان زنجیره‌ای ادامه می‌دهد.

588
00:54:11,039 --> 00:54:12,874
‫لری هال همچنان در زندان است.

589
00:54:12,958 --> 00:54:16,336
‫وی تا پایان عمرش واجد شرایط آزادی مشروط نخواهد بود.

590
00:54:20,632 --> 00:54:23,635
‫لری هال - جیمی کین
