﻿1
00:01:18,411 --> 00:01:21,206
‫خواهش میکنم جناب، میتونم برم دستشویی؟

2
00:01:21,247 --> 00:01:23,416
‫جیکوب. بازم؟

3
00:01:23,458 --> 00:01:26,711
‫پس صاف برو دستشویی، بعد سریع
‫برگرد به تختت. هیچ صدایی هم در نیار

4
00:01:26,753 --> 00:01:28,713
‫بله. ممنون جناب

5
00:01:42,393 --> 00:01:44,270
‫خواهش میکنم!

6
00:04:12,293 --> 00:04:15,255
‫- مدیر ثورن
‫- رایکرافت

7
00:04:15,296 --> 00:04:17,507
‫از دیدنتون خوشحالم جناب

8
00:04:17,548 --> 00:04:20,176
‫ایکاش در روز شادتری می‌دیدمتون

9
00:04:48,621 --> 00:04:50,164
‫این رد سُم حیوونه

10
00:04:53,126 --> 00:04:56,713
‫این یکی بیشتر شبیه «ترو» می‌مونه

11
00:05:00,633 --> 00:05:03,511
‫با عقل جور در نمیاد

12
00:05:03,970 --> 00:05:06,055
‫- اونجا رو یه نگاه بکن
‫- باشه

13
00:07:09,637 --> 00:07:10,888
‫خوب اینو کِش رفتی،

14
00:07:10,930 --> 00:07:12,890
‫درست از بیخ گوششون

15
00:07:12,932 --> 00:07:14,725
‫فکر نمی‌کردم جربزه‌ش رو داشته باشی

16
00:07:14,767 --> 00:07:16,894
‫خب، خیلی کارها بلدم که خبر نداری

17
00:07:16,936 --> 00:07:18,646
‫اوه، لاف زیادی نزن

18
00:07:18,688 --> 00:07:20,606
‫از تحویلی‌ها شروع میکنی و کم کم میای بالا،

19
00:07:20,648 --> 00:07:22,066
‫درست مثل بقیه

20
00:07:22,108 --> 00:07:23,943
‫میشی وردست «اونا»

21
00:07:23,985 --> 00:07:26,612
‫- اون راه و چاه رو نشونت میده
‫- از دیدنت خوشحالم

22
00:07:26,654 --> 00:07:31,284
‫ولی... اگه هر چیزی لازم داشتی،
‫هر چیزی،

23
00:07:31,325 --> 00:07:32,869
‫فقط بهم بگو

24
00:07:32,910 --> 00:07:35,496
‫میگم، باشه

25
00:07:37,582 --> 00:07:40,460
‫- بنظر مرد متشخصی میاد
‫- آره

26
00:07:40,501 --> 00:07:43,546
‫مراقب اون یکی باش

27
00:07:43,588 --> 00:07:44,714
‫چرا؟

28
00:07:44,755 --> 00:07:46,799
‫اون یک خودشیفته‌ی هوسبازه

29
00:07:46,841 --> 00:07:47,884
‫چی؟

30
00:07:47,925 --> 00:07:49,635
‫نه

31
00:07:49,677 --> 00:07:51,053
‫از کجا میدونی؟

32
00:07:51,095 --> 00:07:53,055
‫خودش بهم گفت

33
00:07:53,097 --> 00:07:55,141
‫اوه

34
00:07:55,183 --> 00:07:56,851
‫برادران و خواهران،

35
00:07:57,101 --> 00:08:00,771
‫انتظار داشتم که امروز صبح
‫آورنده‌ی اخبار خوبی باشم

36
00:08:00,813 --> 00:08:04,025
‫محموله‌ی اکسیر از جنگل‌های مگ‌مور

37
00:08:04,066 --> 00:08:07,695
‫ولی بنظر توسط شهربانی،

38
00:08:07,737 --> 00:08:10,656
‫توقیف شده

39
00:08:11,199 --> 00:08:13,743
‫یه جیرجیرک در بینمون داریم

40
00:08:13,784 --> 00:08:16,579
‫یکی جیر جیر کرده

41
00:08:18,831 --> 00:08:23,628
‫میدونم که کار ما
‫خیلی با زندگی قبلی‌مون تفاوت داره

42
00:08:23,669 --> 00:08:27,215
‫ما به زندگی در سایه عادت نداریم

43
00:08:27,256 --> 00:08:29,592
‫ما یاغی به دنیا نیومدیم

44
00:08:29,634 --> 00:08:32,720
‫انتخاب شدیم که خارج از قانون زندگی کنیم،

45
00:08:32,762 --> 00:08:35,223
‫چرا که قانون این شهر برای ما نیست

46
00:08:35,264 --> 00:08:38,309
‫از ما محافظت نمی‌کنه

47
00:08:38,351 --> 00:08:40,728
‫حتی تو،

48
00:08:40,770 --> 00:08:43,189
‫جیرجیرک کوچولوی من

49
00:08:45,358 --> 00:08:49,278
‫هر چیزی که بهت گفتن،
‫یه دروغ بوده

50
00:08:49,320 --> 00:08:52,114
‫ازت استفاده میکنن تا
‫برادران و خواهرانت رو نابود کنن،

51
00:08:52,156 --> 00:08:55,368
‫و بعد تو رو نابود میکنن

52
00:08:55,409 --> 00:08:58,371
‫دو تا حق انتخاب داری

53
00:08:58,412 --> 00:09:02,041
‫بهم نشون بده که میخوای پاک بشی

54
00:09:02,083 --> 00:09:04,460
‫بیا جلو، همین‌جا و همین الان،
‫و قسم می‌خورم،

55
00:09:04,502 --> 00:09:08,089
‫به سینت تیتانیا قسم می‌خورم،
‫هیچ آسیبی بهت نمی‌رسونم

56
00:09:14,011 --> 00:09:16,222
‫یا می‌تونی قایم بشی،

57
00:09:16,264 --> 00:09:20,059
‫مجبورم کنی تا شکارت کنم،

58
00:09:20,101 --> 00:09:23,646
‫و تو آسمون تیکه تیکه می‌کنمت،

59
00:09:23,688 --> 00:09:26,274
‫و خوراک مارماهی‌ها می‌کنمت،

60
00:09:26,482 --> 00:09:28,734
‫مثل زباله.

61
00:09:32,154 --> 00:09:34,657
‫کدومش؟

62
00:09:41,747 --> 00:09:43,332
‫خیلی‌خب

63
00:09:44,417 --> 00:09:47,378
‫باشد که خدایان بهت رحم کنن
‫جیرجیرک کوچولو

64
00:09:47,420 --> 00:09:50,131
‫من نمیکنم

65
00:10:01,767 --> 00:10:03,728
‫و برنامه‌ی تو برا امروز چیه برادر؟

66
00:10:03,769 --> 00:10:05,730
‫تو اداره با وکیلم جلسه دارم،

67
00:10:05,771 --> 00:10:09,400
‫تا تصمیم بگیریم از کدوم بانک وام بگیریم

68
00:10:09,442 --> 00:10:10,818
‫عجب

69
00:10:14,780 --> 00:10:18,159
‫اصلاً مطمئن نیستم که چه برداشتی
‫از اعتراض نکردنت بکنم

70
00:10:18,200 --> 00:10:20,161
‫من چی درباره‌ی این موضوعات می‌دونم؟

71
00:10:20,202 --> 00:10:23,956
‫صحبتام جز "چی بپوشم"
‫یا "کی با کی بوده" نیست.

72
00:10:28,336 --> 00:10:30,504
‫حرفم خیلی ناحق بود،

73
00:10:30,921 --> 00:10:33,341
‫و بابتش عذر میخوام

74
00:10:40,056 --> 00:10:43,309
‫اخم کردی. فکر نکن نمی‌فهمم

75
00:10:43,351 --> 00:10:45,478
‫فقط میدونم که برادرتون
‫از دستتون ناراحت میشه،

76
00:10:45,519 --> 00:10:48,564
‫وقتی بفهمه که یه جن کلاس‌بالا
رو برا چای دعوت کردین

77
00:10:48,606 --> 00:10:51,233
‫اگه ازرا باخبر بشه
‫شاخ‌هات رو میندازم تو دیگ

78
00:10:51,275 --> 00:10:53,069
‫پس چرا ریسکش رو میکنی؟

79
00:10:53,110 --> 00:10:54,737
‫چون چاره‌ای ندارم

80
00:10:54,779 --> 00:10:57,281
‫اون سقف بالا سرمون رو از دست میده،

81
00:10:57,323 --> 00:10:59,492
‫ولی منم که بی‌کفایتم

82
00:11:01,494 --> 00:11:03,287
‫برادرم برام عزیزه،

83
00:11:03,329 --> 00:11:04,955
‫ولی جنسش با پدرم فرق داره

84
00:11:04,997 --> 00:11:08,542
‫این اولین باری نمیشه که توی کسب و کار
‫ازش سوءاستفاده میکنن

85
00:11:08,584 --> 00:11:12,755
‫ولی آخرین باری هست که
‫خودم رو به ندیدن میزنم

86
00:11:14,757 --> 00:11:16,300
‫اینو بده به جن

87
00:11:16,342 --> 00:11:17,968
‫- چیه؟
‫- یه یادداشت

88
00:11:18,010 --> 00:11:19,804
‫که توضیح میده که ما وسط رنگ‌کاری هستیم،

89
00:11:19,845 --> 00:11:22,056
‫و لطفاً از ورودی خدمتکارها وارد بشه

90
00:11:22,098 --> 00:11:25,643
‫همسایه‌ها چه فکری میکنن اگه ببینن
‫یه جن از در اصلی‌مون وارد میشه؟

91
00:11:25,685 --> 00:11:28,771
‫پس چرا اصلاً بذاریم بیاد اینجا؟

92
00:11:28,813 --> 00:11:32,525
‫چون شدیداً دلش میخواد
‫تا جامعه‌ی متمدن بپذیرش

93
00:11:32,566 --> 00:11:35,945
‫تصور کن چه تشکری ازمون کنه
‫وقتی به خونه‌ی یکی از،

94
00:11:35,986 --> 00:11:38,948
‫مهم‌ترین خانواده‌های برگ دعوت شده

95
00:11:38,989 --> 00:11:41,826
‫شاید این قدردانیش برامون منافعی داشته باشه

96
00:11:41,867 --> 00:11:44,829
‫در ازای کیک میخواین ازش پول بگیرین؟

97
00:11:44,870 --> 00:11:46,914
‫اصلاً

98
00:11:46,956 --> 00:11:49,500
‫ولی شاید... دلبرانه بهش،

99
00:11:49,542 --> 00:11:54,171
‫سرمایه‌گذاری‌های ریسک‌پذیر
‫زیرکانه‌ی برادرم رو یادآوری کنم

100
00:11:54,213 --> 00:11:58,342
‫و شاید بخاطر اینکه دلش میخواد راضی‌مون کنه،
‫دم به تله بده

101
00:11:58,592 --> 00:12:03,556
‫ازرا بهتره از یه جن کلاس‌بالا پول بگیره،
‫تا اون کرکس‌های استیت استریت

102
00:12:11,981 --> 00:12:16,360
‫پسرا بهم میگن آدمی
‫که اینکارو کرد رو خوب دیدی

103
00:12:16,402 --> 00:12:18,529
‫هر چی که بود، یه آدم نبود

104
00:12:18,571 --> 00:12:20,030
‫ترو؟

105
00:12:20,489 --> 00:12:23,617
‫- از ترو بزرگ‌تر بود
‫- امکان نداره

106
00:12:23,659 --> 00:12:27,455
‫یه آدم یا یه ترو یا یه کوربولد لعنتی،

107
00:12:27,496 --> 00:12:31,292
‫- اصلاً چرا باید یه مسئول یتیم‌خونه‌ی پیر رو بکشه؟
‫- چرا باید یه سرگرم‌کننده‌ی پیکس رو بُکشه؟

108
00:12:31,333 --> 00:12:34,378
‫- یه دزد مُرده چه ربطی به این قضیه داره؟
‫- یه دزد نبود

109
00:12:34,420 --> 00:12:35,713
‫دکتر مورانژ؟

110
00:12:35,755 --> 00:12:37,298
‫کوفتگی‌های شدید

111
00:12:37,339 --> 00:12:39,550
‫چندین پارگی

112
00:12:39,592 --> 00:12:42,386
‫دلیل مرگ خونریزی شدید بوده

113
00:12:42,428 --> 00:12:45,306
‫درست مثل اون خواننده‌ی پری

114
00:12:45,347 --> 00:12:47,641
‫کی اون پیکس مُرده رو کالبدشکافی کرد؟

115
00:12:47,683 --> 00:12:50,561
‫- یه دوستم بهم لطف کرد
‫- دوستت کریچ بود. مگه نه؟

116
00:12:50,603 --> 00:12:52,813
‫یه جن. اگه فرقی داره

117
00:12:52,855 --> 00:12:55,232
‫قاتل...

118
00:12:55,274 --> 00:12:58,152
‫بنظر مشغول خوردن این بوده

119
00:12:58,194 --> 00:13:00,863
‫کبد قربانی

120
00:13:00,905 --> 00:13:02,865
‫ولی نمی‌تونم سر در بیارم
‫اون چاک‌های روش برا چیه

121
00:13:02,907 --> 00:13:04,867
‫کبد؟ مطمئنین؟

122
00:13:04,909 --> 00:13:07,286
‫بیماران من شاید اموات باشن کارآگاه،

123
00:13:07,328 --> 00:13:11,624
‫ولی بهتون اطمینان میدم میتونم فرق
‫یه کبد رو با باقی اعضا تشخیص بدم

124
00:13:11,665 --> 00:13:14,460
‫چرا یه قاتل باید کبد یکی رو در بیاره؟

125
00:13:14,502 --> 00:13:16,462
‫تا بُکششون

126
00:13:16,504 --> 00:13:18,923
‫فقط حدس میزنم

127
00:13:32,394 --> 00:13:34,605
‫کارآگاه. دیر کردی

128
00:13:34,647 --> 00:13:36,315
‫می‌دونستی من دارم میام؟

129
00:13:36,357 --> 00:13:41,654
‫سلوک «معبد» میتونه برای مومنین واقعی
‫پنجره‌ای به آینده باز کنه

130
00:13:41,695 --> 00:13:47,451
‫اون و عجله‌ت نشون میده که دیشب
‫سعی کردی یه گلوله به یه "موجود" بزنی

131
00:13:47,493 --> 00:13:49,829
‫مردم چی بهش میگن؟

132
00:13:49,870 --> 00:13:52,373
‫"نه انسانه نه پری؟"

133
00:13:52,414 --> 00:13:53,958
‫حالا حرفم رو باور میکنی؟

134
00:13:53,999 --> 00:13:56,168
‫کبد هر دو قربانی رو درآورده بودن. چرا؟

135
00:13:56,210 --> 00:13:57,795
‫که چی بشه؟

136
00:13:57,837 --> 00:14:00,464
‫من زن مقدسی هستم

137
00:14:00,506 --> 00:14:02,758
‫این‌ها موضوعات غیرمقدسی هستن

138
00:14:02,800 --> 00:14:06,929
‫متاسفانه فقط میتونم حدس بزنم
‫چجور موجود شروری بوده

139
00:14:06,971 --> 00:14:08,931
‫بفرما، حدس بزن

140
00:14:08,973 --> 00:14:11,976
‫شاید کبد جوری جایزه‌ست

141
00:14:12,017 --> 00:14:13,894
‫شاید جایزه‌ای تاریک

142
00:14:13,936 --> 00:14:17,106
‫چرا حس میکنم بیشتر از
‫چیزی که میگی میدونی؟

143
00:14:17,147 --> 00:14:18,941
‫چون میدونم

144
00:14:18,983 --> 00:14:21,735
‫ولی تا هرچقدر که باور میکنی بهت گفتم

145
00:14:24,572 --> 00:14:26,991
‫امتحانم کن

146
00:14:29,743 --> 00:14:32,705
‫داستانی در قدیمی‌ترین رسوم ما هست،

147
00:14:32,746 --> 00:14:35,416
‫از موجودی به اسم دارک‌اَشر

148
00:14:36,250 --> 00:14:38,377
‫دارک‌اَشر

149
00:14:38,711 --> 00:14:42,423
‫گولمی از گوشت، که با اعضای مُرده‌ها درست شده

150
00:14:42,464 --> 00:14:45,593
‫و به زندگی و هدفی جدید داده شده

151
00:14:45,634 --> 00:14:47,553
‫منظورت چیه؟

152
00:14:47,595 --> 00:14:50,973
‫یه وصله‌شده‌ی مُرده‌ها از مُرده‌ها برخاسته؟

153
00:14:51,015 --> 00:14:53,642
‫همونطور که خود سینت‌تیتانیا گفته،

154
00:14:53,684 --> 00:14:57,980
‫قدرت عجیبی در به هم پیوستن
‫چیزهای غیرعادی هست

155
00:15:02,151 --> 00:15:04,111
‫هنوزم حرفم رو باور نمیکنی

156
00:15:04,153 --> 00:15:06,238
‫بنظر خیلی بعید میاد

157
00:15:07,448 --> 00:15:11,410
‫چند تا جسد دیگه باید ببینی
‫تا دیگه بعید بنظر نیاد؟

158
00:15:11,452 --> 00:15:13,412
‫من مرد منطقی‌ای هستم میما

159
00:15:13,454 --> 00:15:15,414
‫باید خودم این چیزها رو ببینم

160
00:15:15,456 --> 00:15:18,417
‫من با هنرهای تاریک کاری ندارم

161
00:15:18,459 --> 00:15:20,002
‫مدرک میخوای،

162
00:15:20,044 --> 00:15:23,005
‫یه فالگیر تو میدان وکتیس مغازه داره

163
00:15:23,047 --> 00:15:25,341
‫برو سراغ اون

164
00:15:25,382 --> 00:15:27,635
‫شاید برم

165
00:15:27,676 --> 00:15:29,595
‫مراقب باش کارآگاه

166
00:15:29,637 --> 00:15:32,097
‫تردید شاید عاقل نگهت داره،

167
00:15:32,139 --> 00:15:35,309
‫ولی دلیل نمیشه زنده هم نگهت داره

168
00:15:57,623 --> 00:15:59,500
‫بعدازظهرتون بخیر

169
00:15:59,541 --> 00:16:02,086
‫شرمنده که مجبور شدین از در پشتی بیاین،

170
00:16:02,127 --> 00:16:05,881
‫ولی خانم ایموجن دارن
‫راهروی ورودی رو نقاشی میکنن

171
00:16:05,923 --> 00:16:08,175
‫مطمئنم درک می‌کنین

172
00:16:10,636 --> 00:16:12,346
‫کاملاً

173
00:16:15,432 --> 00:16:17,768
‫چه هوای بدی شده

174
00:16:17,810 --> 00:16:20,646
‫شانس بیاریم، تا رنزدی هوا صاف میشه

175
00:16:25,609 --> 00:16:28,028
‫بهم گفتن اهل نیو‌فری‌هولد هستین

176
00:16:28,070 --> 00:16:31,031
‫شهر قبلی بود که درش ساکن بودم، بله

177
00:16:31,073 --> 00:16:33,117
‫ولی البته، من اهل اونجا نیستم

178
00:16:33,158 --> 00:16:35,119
‫نه البته

179
00:16:35,160 --> 00:16:38,247
‫خویشاوندانم نسل‌ها در پویان
‫زغال‌سنگ استخراج می‌کردن

180
00:16:38,288 --> 00:16:42,584
‫و بعد جنگ شروع شد، و پکت
‫شروع کرد به سربازگیری هر کسی که می‌تونست

181
00:16:42,626 --> 00:16:44,920
‫من سریع فهمیدم که زندگی یه جن،

182
00:16:44,962 --> 00:16:47,589
‫ارزش بسیار کمی برای
‫دو ارتش در جال جنگ انسان‌ها داره،

183
00:16:47,631 --> 00:16:50,050
‫و بعد اومدم به نیوفری‌هولد

184
00:16:50,092 --> 00:16:51,677
‫که بالاخره در اون به زندگی خوبی رسیدین

185
00:16:51,677 --> 00:16:54,096
‫راستش جای متعفنی هست

186
00:16:54,138 --> 00:16:56,473
‫ولی درش فرصت دیدم، بله

187
00:16:59,393 --> 00:17:01,186
‫قند دارین؟

188
00:17:02,229 --> 00:17:03,772
‫بله

189
00:17:06,942 --> 00:17:08,527
‫ممنونم

190
00:17:11,739 --> 00:17:14,742
‫مطمئن باشم که فینیستره کراسینگ
‫انتظاراتتون رو برآورده میکنه؟

191
00:17:14,783 --> 00:17:18,412
‫زرق و برقش نظیر نداره

192
00:17:18,454 --> 00:17:23,208
‫ولی تنها ناامیدیم از اینه که،
‫هنوز ساکنینش رو ندیدم

193
00:17:24,543 --> 00:17:26,587
‫می‌دونین که یکم خجالتی هستن

194
00:17:26,628 --> 00:17:28,464
‫عین شما اینجا کمیابه

195
00:17:28,505 --> 00:17:31,550
‫بعضیا میگن دیدنمون محاله

196
00:17:31,592 --> 00:17:34,344
‫بالاخره بهتون نزدیک میشن. مطمئنم

197
00:17:34,386 --> 00:17:37,514
‫خب، ممنون که اولین نفر بودین

198
00:17:37,556 --> 00:17:40,309
‫بسیار لطف کردین و بسیار ممنونم

199
00:17:40,350 --> 00:17:42,811
‫ما اسپرنروزها خیلی ترقی‌گرا هستیم

200
00:17:42,853 --> 00:17:46,356
‫پدرم اولین نفری بود که
‫تو کراسینک یه آشپز پری آورد

201
00:17:46,398 --> 00:17:48,358
‫ولی استخدام کردن یه جن یه چیزه،

202
00:17:48,400 --> 00:17:50,611
‫و دعوت کردنش به چای یه چیز دیگه

203
00:17:50,652 --> 00:17:53,655
‫- ولی اینجایین!
‫- تنها چیزی که من...

204
00:17:53,697 --> 00:17:56,116
‫همش دوباره...

205
00:17:56,158 --> 00:17:58,202
‫به ذهنم میاد...

206
00:17:58,243 --> 00:18:00,621
‫اینه که چرا؟

207
00:18:00,662 --> 00:18:02,581
‫چرا؟

208
00:18:02,623 --> 00:18:05,292
‫باید اعتراف کنم، وقتی برای بار اول
‫دعوت‌نامه‌تون رو دریافت کردم،

209
00:18:05,334 --> 00:18:09,755
‫برام سوال شد که چرا این خانم جوان
‫باید همچین کاری بکنه؟

210
00:18:09,797 --> 00:18:15,302
‫و همسایه‌هاش چه فکری میکنن اگه ببینن
‫یه جن رو تو خونه‌ش پذیرا میشه؟

211
00:18:15,344 --> 00:18:16,845
‫همونطور که گفتم، ما ترقی‌گرا هستیم

212
00:18:16,887 --> 00:18:19,139
‫اصلاً برام مهم نیست همسایه‌ها چه فکری میکنن

213
00:18:19,181 --> 00:18:20,390
‫واقعاً؟

214
00:18:20,432 --> 00:18:22,601
‫پس چرا خواستین از در پشتی...

215
00:18:22,643 --> 00:18:24,937
‫که ورودی خدمتکارهاست بیام؟

216
00:18:26,480 --> 00:18:28,649
‫خب، خودتون دیدین که راهرو...

217
00:18:28,690 --> 00:18:33,278
‫بس کن زن! جفتمون می‌دونیم این
‫یه حیله بود و حیله‌ی ضعیفی هم بود

218
00:18:33,320 --> 00:18:36,490
‫فقط یه فکر به ذهنم میرسه
‫که چرا به اینجا دعوتم کردین

219
00:18:36,532 --> 00:18:39,827
‫- و اون چیه؟
‫- تفریح

220
00:18:41,078 --> 00:18:43,038
‫- تفریح؟
‫- میخواین تا دوستاتون رو دعوت کنین،

221
00:18:43,080 --> 00:18:46,458
‫و داستان‌هایی از جن مسخره که
‫دعوتش کردین براشون تعریف کنین

222
00:18:46,500 --> 00:18:48,794
‫خب بفرمایین

223
00:18:48,836 --> 00:18:52,506
‫من سه تا قند تو چاییم میندازم،
‫و اصلاً برام مهم نیست بقیه چی میگن

224
00:18:52,548 --> 00:18:54,174
‫ممنون میشم اینطور صحبت نکنین

225
00:18:54,216 --> 00:18:57,302
‫- خب، پس شاید بهتره برم
‫- شاید همینطور بهتر باشه

226
00:18:59,847 --> 00:19:02,808
‫این خط این نشون خانم ایموجن

227
00:19:02,850 --> 00:19:05,602
‫روزی میرسه که همسایه‌های خجالتی‌تون،

228
00:19:05,644 --> 00:19:09,148
‫سر دست دادن با من با هم دعوا کنن

229
00:19:20,659 --> 00:19:22,786
‫روی لانگربین و تمام،

230
00:19:22,828 --> 00:19:24,788
‫همکارهاش بپا داریم

231
00:19:24,830 --> 00:19:26,498
‫خیلی خوبه واینترات

232
00:19:26,540 --> 00:19:28,375
‫ما رو مطلع نگه دار

233
00:19:33,463 --> 00:19:36,008
‫دیشب خوابش رو دیدم

234
00:19:38,552 --> 00:19:42,139
‫اون تابستون کنار دریا. یادتونه؟

235
00:19:42,181 --> 00:19:46,560
‫اگه فقط تو خواب بتونم پسرم رو ببینم چی؟

236
00:19:47,102 --> 00:19:48,896
‫باید قوی بمونی

237
00:19:48,937 --> 00:19:50,981
‫درستش میکنم

238
00:19:51,023 --> 00:19:54,193
‫میدونیم که جونا دست لانگربین هست.
‫چرا همین الان دستگیرش نمیکنیم؟

239
00:19:54,234 --> 00:19:56,987
‫الان دستگیرش کنیم،
‫همه چی رو منکر میشه

240
00:19:57,029 --> 00:19:59,323
‫دیگه هیچوقت پسره رو نمی‌بینیم

241
00:19:59,364 --> 00:20:04,286
‫درک کن، لانگربین اینکارو
‫فقط برا عذاب دادن ما نمی‌کنه

242
00:20:04,328 --> 00:20:07,206
‫دنبال صدراعظمی هم هست

243
00:20:07,247 --> 00:20:11,418
‫چطور؟ بهم بگو

244
00:20:11,460 --> 00:20:14,755
‫وقتی تقاضای باج‌خواهی بکنه، طلا نمیخواد

245
00:20:16,256 --> 00:20:21,553
‫میخواد که در ازای بازگشت امن جونا
‫من کناره‌گیری کنم

246
00:20:21,595 --> 00:20:25,599
‫الان اعتراف نمیکنه که
‫پشت آدم‌ربایی هست، میکنه؟

247
00:20:25,641 --> 00:20:27,726
‫که یعنی میندازه گردن یکی دیگه

248
00:20:27,768 --> 00:20:30,812
‫شاید گروهی از کریچ‌های بدذات

249
00:20:30,854 --> 00:20:32,648
‫بهرحال اونا اسباب سرگرمی مورد علاقه‌ش هستن

250
00:20:32,689 --> 00:20:35,984
‫آره. شیطان مکاریه، اینو قبول دارم

251
00:20:36,026 --> 00:20:37,986
‫ولی مراقبش هستیم

252
00:20:38,028 --> 00:20:39,738
‫- آره
‫- همم؟

253
00:20:39,780 --> 00:20:42,324
‫امروز، وقتی تو پارلمان جلسه گذاشتیم،

254
00:20:42,366 --> 00:20:44,868
‫چیزی ازم گیر نمیاره

255
00:20:44,910 --> 00:20:48,080
‫بو نمی‌بره که پیداش کردیم

256
00:20:54,878 --> 00:20:56,838
‫اکثریت بنظر مصمم هستن،

257
00:20:56,880 --> 00:21:00,968
‫که اجازه بدن این کریچ،
‫تصویر شهرمون رو بازسازی کنه

258
00:21:01,426 --> 00:21:05,013
‫به خدا، به زودی،
‫تعداد اونا از ما بیشتر میشه!

259
00:21:05,347 --> 00:21:08,976
‫- کجا تموم میشه؟
‫- کجا تموم میشه؟

260
00:21:09,017 --> 00:21:10,602
‫خب، اصلاً باعث تعجب من نمیشه که،

261
00:21:10,644 --> 00:21:13,855
‫طولی نکشیده بریک‌اسپیر بگه که
‫کریچ باید حق رای داشته باشن

262
00:21:13,897 --> 00:21:15,899
‫هیچوقت!

263
00:21:15,941 --> 00:21:18,568
‫شاید این نقشه‌ی مخفیش
‫برای باقی موندن در قدرته

264
00:21:20,195 --> 00:21:23,156
‫سکو رو ترک کن! اندازه‌ی کافی شنیدیم!

265
00:21:23,198 --> 00:21:25,325
‫کریچ مثل یه جریان آب می‌مونه،

266
00:21:25,367 --> 00:21:26,827
‫که میاد،

267
00:21:26,868 --> 00:21:28,912
‫- و شهرمون رو زیر آب میبره
‫- بله!

268
00:21:28,954 --> 00:21:33,125
‫اشتباهی نکنین، اون‌ها از درون و بیرون
‫نابودمون میکنن

269
00:21:33,166 --> 00:21:36,086
‫به مردان بدون امید اکسیر می‌فرستن

270
00:21:36,128 --> 00:21:39,506
‫به ضعیف‌ترین در بین ما تن‌فروشی میکنن

271
00:21:39,548 --> 00:21:41,800
‫زیادی رو مُخم رفتی لانگربین

272
00:21:41,842 --> 00:21:43,802
‫سکو رو ترک کن!

273
00:21:43,844 --> 00:21:46,221
‫سکو رو ترک کن!

274
00:21:46,263 --> 00:21:48,807
‫اگه رای اینو دارین که منو ساکت کنین،

275
00:21:48,849 --> 00:21:50,809
‫رو کنیدش

276
00:21:52,394 --> 00:21:54,479
‫پسرم رو رو کن!

277
00:21:55,814 --> 00:21:57,774
‫پسرتون؟

278
00:21:57,816 --> 00:22:01,236
‫چی داری برا خودت میگی بریک‌اسپیر؟

279
00:22:03,447 --> 00:22:05,365
‫خوب میدونی

280
00:22:11,330 --> 00:22:13,332
‫چیکار کردم؟

281
00:22:14,791 --> 00:22:18,128
‫چرا نتونستم جلوی زبونم رو بگیرم؟

282
00:22:18,170 --> 00:22:21,173
‫لانگربین الان هیچوقت جونا رو بهم نمیده

283
00:22:21,214 --> 00:22:24,843
‫می‌تونست برابر یه اعتراف کامل باشه

284
00:22:24,885 --> 00:22:26,595
‫و من...

285
00:22:26,636 --> 00:22:29,639
‫من مثل یه احمق به همه گفتمش!

286
00:22:31,266 --> 00:22:33,935
‫تو مشاور من هستی واینترات

287
00:22:35,520 --> 00:22:37,689
‫بهم مشاوره بده!

288
00:22:38,732 --> 00:22:40,275
‫من رو ببخشید قربان، من...

289
00:22:40,317 --> 00:22:41,610
‫نمی‌تونم

290
00:22:41,651 --> 00:22:45,197
‫- دستگیرش کن!
‫- لانگربین رو بدون مدرک دستگیر کنیم؟

291
00:22:45,238 --> 00:22:47,657
‫همه جا پخشش کردی دیگه،
‫چاره‌ی دیگه‌ای داری؟

292
00:22:47,699 --> 00:22:51,912
‫هم‌حزبی‌هاش به دادگاه عالی اعتراض میکنن
‫نمی‌تونیم زیاد نگهش داریم

293
00:22:51,953 --> 00:22:54,498
‫اونقدری نگهش می‌داریم که بتونیم
‫محل پسرمون رو از دهنش بکشیم بیرون،

294
00:22:54,539 --> 00:22:56,792
‫هر طوری که لازم باشه

295
00:22:56,833 --> 00:22:59,294
‫وقتی جونا رو از چنگش درآوردی،

296
00:22:59,336 --> 00:23:02,547
‫جرمش برای همه نمایان میشه

297
00:23:04,341 --> 00:23:06,718
‫بله

298
00:23:08,220 --> 00:23:09,513
‫بله

299
00:23:13,683 --> 00:23:16,228
‫افعی رو بیارین اینجا

300
00:23:31,076 --> 00:23:33,120
‫- گفتی گم شدم
‫- شدی

301
00:23:33,161 --> 00:23:34,830
‫میدونم

302
00:23:38,333 --> 00:23:39,918
‫شده بودم

303
00:23:43,547 --> 00:23:46,675
‫بین دو دنیا در دام افتادم وینیت

304
00:23:48,093 --> 00:23:51,054
‫برای مدتی فکر می‌کردم
‫می‌تونم زندگی سومی انتخاب کنم

305
00:23:51,096 --> 00:23:53,223
‫زندگی‌ای با تو

306
00:23:54,599 --> 00:23:57,310
‫ولی این خودخواهانه بود

307
00:23:58,728 --> 00:24:01,148
‫دوست داشتن تو به معنی رها کردنت بود

308
00:24:03,567 --> 00:24:05,652
‫پس این کارو بکن

309
00:24:34,723 --> 00:24:37,267
‫خیلی ممنون

310
00:24:43,106 --> 00:24:44,816
‫کارآگاه

311
00:24:44,816 --> 00:24:47,027
‫چه کمکی از دستم برمیاد؟

312
00:24:47,027 --> 00:24:48,945
‫این چیه؟

313
00:24:53,283 --> 00:24:56,077
‫میخوای یه آبگوشت خوشمزه درست کنم، آره؟

314
00:24:56,411 --> 00:24:59,247
‫میخوام یه دارک‌اشر برام درست کنی

315
00:24:59,498 --> 00:25:04,753
‫- انگاری خودت اون جونور رو دیدی
‫- یه چیزی دیدم

316
00:25:04,794 --> 00:25:07,380
‫ولی باور نمی‌کنم که از مُرده‌ها برخاسته،

317
00:25:07,422 --> 00:25:09,424
‫تا خودم نبینم،

318
00:25:09,466 --> 00:25:11,676
‫اگه همچین پیوندی اصلاً ممکنه

319
00:25:11,718 --> 00:25:13,386
‫ها

320
00:25:13,428 --> 00:25:16,765
‫و میخوای این دو موجود بی‌جان رو یکی کنم،

321
00:25:16,806 --> 00:25:19,851
‫تا بعنوان یه موجود نفس بکشن؟

322
00:25:19,893 --> 00:25:21,478
‫چیزی که میخوای همچین ساده نیست

323
00:25:21,645 --> 00:25:23,063
‫پس مزخرفات کریچ هست، نه؟

324
00:25:23,104 --> 00:25:26,149
‫یه فالگیر پیر دیگه نمی‌تونه چونه بزنه؟

325
00:25:26,608 --> 00:25:28,193
‫چیزی که میخوای رو بهت میدم

326
00:25:28,235 --> 00:25:30,737
‫میتونی اینکارو کنی یا نه؟

327
00:25:30,779 --> 00:25:33,698
‫یه دارک‌اشر باید ارباب خودش رو داشته باشه

328
00:25:33,740 --> 00:25:35,867
‫تا وقت زنده بودنت،

329
00:25:35,909 --> 00:25:37,661
‫بهت می‌چسبه

330
00:25:37,702 --> 00:25:40,705
‫بنظر خیلی گذشته از زمانی که...
‫ماهی مولی داشتم

331
00:25:40,747 --> 00:25:42,082
‫چطوری بهم می‌چسبه؟

332
00:25:42,123 --> 00:25:45,085
‫با زندگی‌ای که باید بهش بدین

333
00:25:45,126 --> 00:25:48,421
‫- چی داری میگی؟
‫- من فقط...

334
00:25:48,463 --> 00:25:51,675
‫چیزی رو میخوام که سهم شما برای این
‫زندگی هست کارآگاه

335
00:25:52,717 --> 00:25:54,386
‫منظورت این نیست که...

336
00:26:50,525 --> 00:26:52,652
همه‌ی چیزای لازم در اختیارم عه

337
00:26:52,694 --> 00:26:54,654
‫چند روز دیگه برگرد

338
00:26:54,696 --> 00:26:58,908
‫همچین چیزهایی عجله‌ای نمیشه

339
00:27:01,119 --> 00:27:03,747
‫اگه این چیزا کلاه‌برداری باشه ساحره‌ی پیر،

340
00:27:03,788 --> 00:27:05,874
‫بدجور تقاص پس میدی

341
00:27:16,134 --> 00:27:17,177
‫درکش سخت نیست که

342
00:27:17,218 --> 00:27:20,096
‫قاصدها بسته‌ها رو در جاهایی از شهر
‫که علامت‌گذاری شده می‌ذارن

343
00:27:20,138 --> 00:27:22,015
‫گچ بهت میگه کجا ببری‌شون. به همین سادگی

344
00:27:22,015 --> 00:27:23,141
‫تو بسته‌ها چیه؟

345
00:27:23,183 --> 00:27:24,851
‫اکسیر. قاچاق

346
00:27:24,893 --> 00:27:26,478
‫بهتره نپرسی

347
00:27:26,519 --> 00:27:28,396
‫ببین، اول مسیر روزانه برات تعیین میکنن

348
00:27:28,396 --> 00:27:30,273
‫ولی تونستی سریع عوضش کن

349
00:27:30,315 --> 00:27:31,816
‫- شب‌ها سریع‌تر میتونی
‫- چرا؟

350
00:27:31,858 --> 00:27:33,526
‫میتونی بدون اینکه ببیننت پرواز کنی

351
00:27:33,568 --> 00:27:35,695
‫توی روز باید پیاده بری

352
00:27:35,737 --> 00:27:37,697
‫اگه حین پرواز ببیننت چی؟

353
00:27:37,739 --> 00:27:39,115
‫خب، با تیر نمی‌زننت

354
00:27:39,157 --> 00:27:41,534
‫ولی اگه بگیرنت دستور دارن
‫بال‌هات رو قیچی کنن

355
00:27:41,576 --> 00:27:43,536
‫چی میخوای بول؟

356
00:27:43,578 --> 00:27:45,038
‫فقط اون جدیده

357
00:27:45,080 --> 00:27:47,040
‫دالیا میخوادش

358
00:27:50,543 --> 00:27:52,420
‫وای خدا

359
00:27:52,462 --> 00:27:54,130
‫لطفاً، لطفاً

360
00:27:54,172 --> 00:27:56,257
‫اولین قانونی که بهت گفتم چی بود؟

361
00:27:56,299 --> 00:27:57,926
‫من با پلیس حرفی نزدم

362
00:27:57,967 --> 00:28:01,262
‫خب، این کاملاً نادرسته، اینطور نیست بولرو؟

363
00:28:01,304 --> 00:28:03,765
‫تو رو با اون کارآگاهه دیدم، اون خوشتیپه،

364
00:28:03,807 --> 00:28:07,560
‫توی راسته، وسط، مثل روز روشن بود

365
00:28:07,602 --> 00:28:09,104
‫اون کاره‌ای نیست

366
00:28:09,145 --> 00:28:10,814
‫قبلاً با هم جنگیدیم

367
00:28:10,855 --> 00:28:13,191
‫جنگیدن کنارشون جرمش کمتر از
‫حرف زدن باهاشون نیست دخترک

368
00:28:13,233 --> 00:28:15,777
‫در طول جنگ بود. اون‌موقع پلیس نبود

369
00:28:15,819 --> 00:28:17,862
‫خب، الان پلیسه، نیست؟

370
00:28:18,905 --> 00:28:22,492
‫- خب، درباره‌ی چی حرف زدین؟
‫- هیچی

371
00:28:22,534 --> 00:28:25,036
‫- فقط چرت و پرتای خودمون
‫- چرت و پرتای خودتون؟

372
00:28:25,078 --> 00:28:26,788
‫- عاشق اون آدم شدی؟
‫- نه

373
00:28:26,830 --> 00:28:29,082
‫ازش متنفرم، باور کن

374
00:28:29,124 --> 00:28:31,543
‫خب، پس آدرسش رو بهمون بده.
‫برات کلکش رو می‌کنیم، مگه نه؟

375
00:28:31,584 --> 00:28:33,753
‫- ندارم
‫- خیلی‌خب،

376
00:28:33,795 --> 00:28:35,213
‫- ثابت نگهش دار
‫- نه خواهش میکنم!

377
00:28:35,255 --> 00:28:38,133
‫- من جاسوس نیستم
‫- نه

378
00:28:38,174 --> 00:28:41,928
‫- برامون یه نقطه‌ضعفی
‫- نه خواهش میکنم. من یه مُهره‌ی باارزشم

379
00:28:41,970 --> 00:28:44,431
‫می‌تونم کمکتون کنم جیرجیرک رو پیدا کنین

380
00:28:44,472 --> 00:28:47,016
‫کجا رو میخوای بگردی؟
‫زیر بالش جانی برگ رو؟

381
00:28:47,058 --> 00:28:49,144
‫آخه چیکار داری چطور پیداش میکنم؟

382
00:28:53,356 --> 00:28:57,652
‫تا نیمه‌شب، بهتره با یه اسم
‫جلوم ایستاده باشی،

383
00:28:57,694 --> 00:29:00,655
‫یا وسط راه تیرنانوک باشی

384
00:29:07,495 --> 00:29:09,205
‫هیچوقت نباید تو رو سراغ اون کارها می‌فرستادم

385
00:29:09,247 --> 00:29:10,790
‫تقصیر تو نیست

386
00:29:10,832 --> 00:29:12,625
‫باید اینجا یه کار برات جور می‌کردم

387
00:29:12,667 --> 00:29:15,253
‫نه. نه حق با تو بود.
‫اینجا حس آزادی نداشتم

388
00:29:15,295 --> 00:29:16,504
‫حداقل زنده بودی

389
00:29:16,546 --> 00:29:18,590
‫هنوز نمُردم

390
00:29:18,631 --> 00:29:20,508
‫فقط باید اون خبرچین رو پیدا کنم

391
00:29:20,550 --> 00:29:22,510
‫چی؟ قبل از امشب؟

392
00:29:22,552 --> 00:29:24,846
‫- جدی که نمیگی، میگی؟
‫- چاره‌ی دیگه‌ای دارم؟

393
00:29:24,888 --> 00:29:26,806
‫خب، برای شروع چطوره که
‫فلنگت رو از این شهر ببندی؟

394
00:29:26,848 --> 00:29:28,850
‫نه، از فرار خسته شدم

395
00:29:30,518 --> 00:29:34,063
‫و محض رضای لوناسا، چطوری
‫میخوای بفهمی خبرچین کیه؟

396
00:29:34,105 --> 00:29:35,273
‫دارم روش کار میکنم

397
00:29:35,315 --> 00:29:38,943
‫- وینیت، این بلک ریون...
‫- منو نترسون

398
00:29:38,985 --> 00:29:41,988
‫از بدتر از اینش قسر در رفتم. خیلی بدتر

399
00:29:43,573 --> 00:29:45,533
‫تو شکست‌ناپذیر نیستی

400
00:29:48,870 --> 00:29:52,290
‫دردهای زیادی هست که باهاشون روبرو نشدی

401
00:29:52,332 --> 00:29:55,543
‫نذار مجبورت کنه کار احمقانه‌ای بکنی

402
00:29:55,585 --> 00:29:57,086
‫خواهش میکنم

403
00:29:57,128 --> 00:30:00,590
‫اگه بخاطر خودت نمیکنی، بخاطر من بکن،
‫چون خودم رو نمی‌بخشم،

404
00:30:00,632 --> 00:30:02,884
‫اگه این مزخرفات بلک ریون تو رو به کشتن بده

405
00:30:22,654 --> 00:30:26,407
‫دیدم که دانشگاه قبلیت
‫شروع به پذیرش زن‌ها کرده

406
00:30:26,449 --> 00:30:29,410
‫بدون شک کار بیهوده‌ایه

407
00:30:29,452 --> 00:30:32,288
‫یه زن دیگه چطوری می‌تونه
‫سر خودش رو گرم کنه؟

408
00:30:32,330 --> 00:30:35,875
‫تو به سن من که بودی،
‫دو تا سفر به قطب رفته بودی

409
00:30:35,917 --> 00:30:37,794
‫بله

410
00:30:37,836 --> 00:30:40,713
‫سفر اجباری ترسناکی بود

411
00:30:49,806 --> 00:30:53,184
‫شاید پاییز ثبت‌نام کنم

412
00:30:53,226 --> 00:30:55,812
‫بعد از جشن سبت

413
00:30:55,854 --> 00:30:58,898
‫بیورلندز رو بگردم

414
00:30:58,940 --> 00:31:01,401
‫یا جنوب و فارونیک کوست

415
00:31:01,442 --> 00:31:06,364
‫یه دریانوردی تابستونی در بین
‫گورهای غرق‌شده‌ی اجدادم

416
00:31:06,406 --> 00:31:08,116
‫اجدادت

417
00:31:08,157 --> 00:31:11,536
‫مادرت تو سفارت بالای خیابون دنیا اومد

418
00:31:11,786 --> 00:31:15,498
‫حتی نمی‌تونست اسم خودش رو
‫به فارونیک تلفظ کنه

419
00:31:15,832 --> 00:31:17,458
‫خب،

420
00:31:17,917 --> 00:31:20,169
‫خدا قهرش میاد اگه یه زن
‫بخواد بیشتر از این بدونه

421
00:31:20,211 --> 00:31:24,549
‫که بخواد چیزی از دنیای
‫بیرون از خونه‌ش رو هم ببینه

422
00:31:24,591 --> 00:31:26,593
‫بس کن سوفی

423
00:31:26,634 --> 00:31:28,678
‫خونه‌ت یه قلعه‌ست

424
00:31:28,720 --> 00:31:31,514
‫کتاب کافی تو کتابخونه‌ت نیست؟

425
00:31:31,556 --> 00:31:34,767
‫خیر، چرا که همشون رو خوندم

426
00:31:34,809 --> 00:31:36,144
‫دو بار

427
00:31:36,185 --> 00:31:38,021
‫پس دفعه‌ی دیگه آروم‌تر بخونشون

428
00:31:38,062 --> 00:31:41,149
‫چون قبر اجدادت تبدیل به خاک میشن،

429
00:31:41,190 --> 00:31:43,651
‫قبل از اینکه بهت اجازه بدم
‫از رو بوته‌های اینجا بپری

430
00:31:43,693 --> 00:31:45,528
‫چه برسه به کالج

431
00:31:49,949 --> 00:31:51,910
‫ازتون اجازه نگرفتم

432
00:32:22,231 --> 00:32:26,611
‫پس برو و ببین بدون اجازه‌م تا کجا میتونی بری

433
00:32:30,323 --> 00:32:32,951
‫هی، نمی‌تونین یهویی بیاین تو خونه‌ی نماینده

434
00:32:32,992 --> 00:32:35,036
‫نماینده لانگربین، صدراعظم میخواد شما رو ببینه

435
00:32:35,078 --> 00:32:37,080
‫برام مهم نیست چی میخواد!

436
00:32:37,121 --> 00:32:39,582
‫دستتون رو ازم بکشین.
‫نمی‌دونین کی هستم؟

437
00:32:39,624 --> 00:32:41,626
‫مسخره‌ست!

438
00:32:47,048 --> 00:32:49,008
‫کار خودت رو کردی بریک‌اسپیر

439
00:32:49,050 --> 00:32:52,387
‫از گارد صدارت بعنوان
‫گردن‌کلفت‌های شخصیت استفاده کردی

440
00:32:52,428 --> 00:32:54,889
‫بابت این کار از مقامت خلعت میکنم

441
00:32:57,058 --> 00:32:59,102
‫پسرم کجاست؟

442
00:33:00,561 --> 00:33:02,313
‫دیوونه شدی

443
00:33:02,355 --> 00:33:06,275
‫تو هم می‌شدی، اگه یکی
‫دارایی عزیزت رو ازت می‌دزدید

444
00:33:06,317 --> 00:33:08,611
‫جونا کجاست!؟

445
00:33:08,653 --> 00:33:10,488
‫نمی‌دونم درباره‌ی چی حرف میزنی

446
00:33:14,242 --> 00:33:17,078
‫کافیه آبسالوم!

447
00:33:17,120 --> 00:33:19,998
‫اگه مدام کتک بخوره نمی‌تونه چیزی بهمون بگه

448
00:33:20,039 --> 00:33:24,085
‫اصلاً نمی‌دونم شما دو تا
‫دارین درباره‌ی چی حرف می‌زنین

449
00:33:24,127 --> 00:33:26,671
‫ببرینش

450
00:33:26,713 --> 00:33:30,508
‫یه راهی پیدا می‌کنیم تا به حرف بیاریمش

451
00:33:47,275 --> 00:33:48,901
‫همونطور که خواستین اطراف رو دیدم

452
00:33:48,943 --> 00:33:50,445
‫یه چیزایی فهمیدم

453
00:33:50,486 --> 00:33:52,739
‫مثل؟

454
00:33:52,780 --> 00:33:55,158
‫ظاهراً برادرش در به در دنبال وام هست

455
00:33:55,199 --> 00:33:58,411
‫پس برای تفریح نبود

456
00:33:58,453 --> 00:34:00,747
‫قربان؟

457
00:34:00,788 --> 00:34:03,458
‫هیچی. کارت خوب بود فرگوس

458
00:34:03,499 --> 00:34:06,169
‫همیشه می‌دونستم می‌تونم روت حساب کنم

459
00:34:06,210 --> 00:34:08,337
‫دلم براشون می‌سوزه

460
00:34:08,379 --> 00:34:10,548
‫دختره پولدار باشه یا نه، دنبال وامه

461
00:34:10,590 --> 00:34:12,550
‫بله، تصور می‌کردم

462
00:34:25,146 --> 00:34:26,731
‫ریتر

463
00:34:26,773 --> 00:34:29,484
‫ریتر؟

464
00:34:29,525 --> 00:34:32,695
‫یه چیزی برای دردت

465
00:34:37,241 --> 00:34:39,202
‫پایتی

466
00:34:42,288 --> 00:34:44,874
‫خدا رو شکر که اومدی

467
00:34:44,916 --> 00:34:47,877
‫از آبسالوم خواهش کردم
‫که بذاره بعنوان مادر جونا،

468
00:34:48,503 --> 00:34:50,171
‫پیشت بیام

469
00:34:50,213 --> 00:34:51,839
‫خودت رو خسته نکن

470
00:34:51,881 --> 00:34:54,217
‫من اصلاً نمی‌دونم پسرت کجاست

471
00:34:54,258 --> 00:34:58,304
‫دیدن همچین شجاعتی در برابر
‫همچین خشمی کمیابه

472
00:34:58,346 --> 00:35:01,265
‫شوهرم بهت رحم نکرده

473
00:35:01,307 --> 00:35:03,518
‫این شجاعت نیست

474
00:35:03,559 --> 00:35:06,562
‫برا اینه که چیزی ندارم بگم

475
00:35:14,529 --> 00:35:16,614
‫آره، ولی اون اینو نمیدونه

476
00:35:23,079 --> 00:35:24,580
‫تو...

477
00:35:26,165 --> 00:35:27,708
‫دوباره میگی؟

478
00:35:27,750 --> 00:35:29,710
‫کجا نگهش داشتی؟

479
00:35:29,752 --> 00:35:31,796
‫چی؟

480
00:35:31,838 --> 00:35:33,881
‫حموم کوپلی؟

481
00:36:16,132 --> 00:36:18,176
‫چی شده؟

482
00:36:18,259 --> 00:36:20,469
‫شیطان حرف زد؟

483
00:36:20,511 --> 00:36:23,556
‫متاسفانه زیادی بهش فشار آوردی

484
00:36:23,598 --> 00:36:25,933
‫بدنش جواب کرد، و...

485
00:36:26,184 --> 00:36:28,019
‫جلوی چشمام تموم کرد

486
00:36:28,060 --> 00:36:31,147
‫خدا رو شکر که گذاشتی باهاش حرف بزنم

487
00:36:31,189 --> 00:36:32,773
‫اعتراف کرد؟

488
00:36:32,815 --> 00:36:35,610
‫حموم کوپلی قدیمی.
‫جونا رو اونجا نگه داشته

489
00:36:35,902 --> 00:36:38,154
‫مسخره‌ش رو درآوردین!

490
00:36:38,196 --> 00:36:40,364
‫من هیچ کاری نکردم!

491
00:36:40,406 --> 00:36:43,242
‫خب پس، نیاز نیست نگران چیزی باشی، هست؟

492
00:36:43,284 --> 00:36:46,287
‫همین‌جا منتظر بمون، کثافت

493
00:36:55,296 --> 00:36:57,256
‫هملن

494
00:36:57,298 --> 00:36:59,800
‫میخوای منو به کشتن بدی کارآگاه؟

495
00:36:59,842 --> 00:37:04,263
‫دالیا بعد اینکه رفیقت دومبی ‫محموله‌ی
اکسیر رو توقیف کرد رو دور افتاده

496
00:37:04,305 --> 00:37:05,973
‫دومبی رفیق من نیست،

497
00:37:06,015 --> 00:37:07,850
‫و مشکلات تو برا من مهم نیستن

498
00:37:07,892 --> 00:37:10,895
‫مشکل اینه که یه قاتل داره آزاد می‌چرخه

499
00:37:10,937 --> 00:37:13,189
‫خب، من نیستم، و ریون هم نیست

500
00:37:13,231 --> 00:37:16,067
‫تنها کسایی که اونا می‌کُشن،
‫اونایی هستن که بهشون نارو میزنن

501
00:37:16,108 --> 00:37:19,779
‫مثلاً بگم، وقت خبرچینی برا پلیس گیر بیفتن

502
00:37:19,820 --> 00:37:22,198
‫من دنیال یه فرشته‌ی غیرعادی هستم

503
00:37:22,240 --> 00:37:25,910
‫یجور... جانور که از چیزهای مُرده ساخته شده...

504
00:37:25,952 --> 00:37:28,579
‫جن، ترو و این چیزا

505
00:37:28,621 --> 00:37:30,289
‫شاید مسئول این کار بودن

506
00:37:32,291 --> 00:37:34,001
‫دیوونه شدی

507
00:37:36,045 --> 00:37:38,256
‫منتظر مدارکم

508
00:37:38,297 --> 00:37:42,301
‫ولی در همین حین، دارم فکر میکنم،
‫کی میتونه چند تا جسد جور کنه؟

509
00:37:42,343 --> 00:37:44,303
‫پزشک قانونی

510
00:37:44,345 --> 00:37:47,515
‫شاید لازم باشه یه صحبتی
‫با دوستتون دکتر مورانژ بکنین

511
00:37:47,556 --> 00:37:49,433
‫دارم با تو صحبت میکنم

512
00:37:49,475 --> 00:37:53,437
‫مورانژ پری مُرده رو کالبدشکافی نمی‌کنه

513
00:37:53,479 --> 00:37:56,148
‫ریون هم نمی‌کنه

514
00:37:56,190 --> 00:37:59,860
‫ولی... شنیدم یکی‌مون داره

515
00:37:59,902 --> 00:38:01,696
‫رن

516
00:38:01,737 --> 00:38:05,783
‫شاید یه کار جانبیش، بیرون آوردن
‫همین چیزایی که میگی باشه

517
00:38:05,825 --> 00:38:07,910
‫- برای کی؟
‫- یادم نیست

518
00:38:07,952 --> 00:38:10,288
‫زیاد ازش خوشم نیومد

519
00:38:10,329 --> 00:38:13,332
‫فکر کنم یه اسم مذهبی داشت

520
00:38:13,374 --> 00:38:16,043
‫باید با این رن صحبت کنم

521
00:38:16,085 --> 00:38:18,796
‫پس باید اونم از قبر بیرون بیاری

522
00:38:18,838 --> 00:38:21,590
‫دالیا دو شب پیش از سقف پرتش کرد پایین

523
00:38:21,632 --> 00:38:24,385
‫گفت اینکارو کرد چون دیگه بهش اعتماد نداشت،
‫ولی نظر منو بخوای،

524
00:38:24,427 --> 00:38:27,763
‫فکر میکنم بخاطر همین کارهاش بود

525
00:38:27,805 --> 00:38:30,433
‫پس...

526
00:38:30,474 --> 00:38:33,144
‫الان میشه از اینجا برم؟

527
00:38:33,185 --> 00:38:35,354
‫تا چند ساعت دیگه

528
00:38:35,396 --> 00:38:39,900
‫نمیخوایم که دالیا الان
‫به چیزی شک کنه، میخوایم؟

529
00:38:49,035 --> 00:38:51,370
‫تو نباید برگردی اینجا تورمالین

530
00:38:51,412 --> 00:38:53,122
‫و تو باید هر جایی باشی، آره؟

531
00:38:53,164 --> 00:38:55,875
‫اونطور که یادمه، تو بودی
‫که بهم گفتی فراموشش کنم

532
00:38:55,916 --> 00:38:59,545
‫هیچوقت بهت نگفتم مرگ خودت رو جعل کن.
‫فکر کردم واقعاً مُردی.

533
00:38:59,587 --> 00:39:02,131
‫به این آسونیا نبود،

534
00:39:02,173 --> 00:39:04,091
‫- و معذرت‌خواهی کردم
‫- نه میدونم

535
00:39:04,133 --> 00:39:07,011
‫ولی یکی از دوستای جدید بلک ریونش
‫شما دو تا رو با هم دید

536
00:39:07,053 --> 00:39:10,139
‫مطمئنم می‌تونی تصور کنی اینکه اونو
‫با یه پلیس دیدن براش چطور تموم شده

537
00:39:12,183 --> 00:39:14,435
‫حالش چطوره؟

538
00:39:14,477 --> 00:39:16,520
‫فکر میکنن همونیه که
‫برا شما خبرچینی می‌کرده

539
00:39:16,562 --> 00:39:20,149
‫خودش فکر میکنه بازم میتونه
‫مثل همیشه خودش رو نجات بده. من؟

540
00:39:20,191 --> 00:39:22,777
‫فکر میکنم تو توی این دردسر انداختیش
‫و خودتم میتونی خلاصش کنی

541
00:39:22,818 --> 00:39:26,072
‫- بهش گفتم عضو ریون‌ها نشه
‫- خب، شده

542
00:39:26,113 --> 00:39:28,616
‫و الان میخوام بهم بگی خبرچین کیه

543
00:39:32,078 --> 00:39:35,039
‫یا اون یا وینیت، فایلو

544
00:39:35,081 --> 00:39:38,250
‫این ریون‌ها شوخی ندارن

545
00:39:40,169 --> 00:39:42,129
‫ادگار هملن

546
00:39:43,172 --> 00:39:45,383
‫کارآگاه. پیداش کردن

547
00:39:45,424 --> 00:39:46,801
‫- کی؟
‫- پسر بریک‌اسپیر رو

548
00:39:46,842 --> 00:39:48,427
‫تو حموم کوپلی نگهش می‌داشتن

549
00:39:48,469 --> 00:39:49,845
‫نمی‌دونم آدم‌رباها چند نفر بودن

550
00:39:49,887 --> 00:39:51,889
‫سروان میخوان همه کمک کنن

551
00:40:01,482 --> 00:40:03,859
‫- همه جا رو بگردین!
‫- الساعه قربان!

552
00:40:03,901 --> 00:40:06,612
‫هر کسی که به لانگربین کمک میکنه
‫شاید هنوز پنهان شده باشه

553
00:40:07,863 --> 00:40:10,574
‫چیزی نیست. در امانی

554
00:40:10,616 --> 00:40:12,410
‫- خب؟
‫- رفتن قربان

555
00:40:12,451 --> 00:40:15,704
‫این لاشی‌ها حتماً تا الان از اینجا دور شدن

556
00:40:29,176 --> 00:40:30,886
‫خوبی پسرم؟

557
00:40:32,555 --> 00:40:33,889
‫اذیتت کرد؟

558
00:40:35,891 --> 00:40:37,393
‫می‌دونستم منو میارین خونه

559
00:40:37,435 --> 00:40:40,312
‫دنیا رو برات به آتیش می‌کشیدم

560
00:40:40,354 --> 00:40:42,481
‫ولی حقیقتش،

561
00:40:42,523 --> 00:40:44,900
‫باید از مادرت تشکر کنیم

562
00:40:44,942 --> 00:40:50,114
‫اون بود که ازم خواهش کرد
‫تا با فالگیر مشورت کنیم

563
00:41:13,304 --> 00:41:15,389
‫میخوام با بانوی شما حرف بزنم

564
00:41:15,431 --> 00:41:18,309
‫متاسفانه مایل به گفتگو با شما نیستن

565
00:41:18,350 --> 00:41:20,144
‫تویی ازرا؟

566
00:41:23,898 --> 00:41:26,275
‫چی میخوای؟

567
00:41:26,317 --> 00:41:27,776
‫اومدم معذرت‌خواهی کنم

568
00:41:27,818 --> 00:41:29,653
‫بخاطر رفتار امروزم

569
00:41:31,280 --> 00:41:33,282
‫عذرخواهی‌تون قبول شد. ممنونم

570
00:41:38,454 --> 00:41:40,164
‫موضوع چیه؟

571
00:41:40,206 --> 00:41:42,166
‫بهمون خیره شدن؟

572
00:41:42,208 --> 00:41:44,835
‫براشون سوال شده یه جن
‫جلوی در ورودی‌تون چیکار میکنه

573
00:41:46,837 --> 00:41:50,966
‫تصور کنین وقتی شما و برادرتون مجبور بشین
‫این خونه رو بفروشین چطور خیره بشن

574
00:41:52,176 --> 00:41:54,220
‫درباره‌ی کارهای ما چی میدونی؟

575
00:41:54,261 --> 00:41:56,222
‫فقط چیزایی که نوکران همسایه‌هاتون درباره‌ی،

576
00:41:56,263 --> 00:41:59,099
‫مسائلی که برادرتون
‫خودش رو درگیرشون کرده میگن

577
00:41:59,141 --> 00:42:01,977
‫متاسفم

578
00:42:02,019 --> 00:42:04,563
‫نمیتونم بطور کامل
‫درماندگی شما رو درک کنم

579
00:42:07,566 --> 00:42:10,194
‫همینه

580
00:42:10,236 --> 00:42:13,948
‫درماندگیه. حق دارید
‫این لفظ رو براش به کار ببرید

581
00:42:15,074 --> 00:42:18,786
‫من و برادرم، داریم غرق میشیم،

582
00:42:18,827 --> 00:42:21,413
‫و هیچوقت هم بهمون شنا یاد ندادن

583
00:42:21,455 --> 00:42:24,166
‫چه روراست هستین

584
00:42:24,208 --> 00:42:28,254
‫دعوتتون برای چای برای تفریح خودم نبود

585
00:42:28,295 --> 00:42:32,466
‫قصد داشتم وسعت سخاوت‌تون رو ببینم

586
00:42:33,467 --> 00:42:35,427
‫حس کردم،

587
00:42:35,469 --> 00:42:38,806
‫که جامعه‌ی اینجا شما رو هیچوقت
‫بطور مناسبی دعوت نکردن

588
00:42:38,847 --> 00:42:42,059
‫و گفتین سریع یه پولی ازم بتیغین

589
00:42:42,101 --> 00:42:45,312
‫متاسفم آقای آگریوس.
‫حماقت کردم. اینو می‌دونم

590
00:42:45,354 --> 00:42:46,397
‫جدی؟

591
00:42:46,689 --> 00:42:48,065
‫لطفاً منو مسخره نکنید

592
00:42:48,107 --> 00:42:50,067
‫هرگز

593
00:42:51,569 --> 00:42:55,364
‫دلیلی نمی‌بینم که چرا نتونیم
‫با هم کنار بیایم

594
00:42:57,783 --> 00:43:00,286
‫قدم اولش، البته...

595
00:43:03,080 --> 00:43:06,000
‫اینه که بذارین از در جلویی‌تون وارد بشم

596
00:43:37,239 --> 00:43:38,616
‫هملن

597
00:43:38,657 --> 00:43:40,618
‫درباره‌ی محموله می‌دونست

598
00:43:40,659 --> 00:43:43,203
‫اون پلیس جونت اینو بهت گفت؟

599
00:43:43,245 --> 00:43:46,373
‫حتماً حسابی تو مشتت داریش

600
00:43:46,415 --> 00:43:49,793
‫پس فقط یه کار مونده بکنیم

601
00:43:49,835 --> 00:43:51,795
‫میخوای من اینکارو بکنم؟

602
00:43:51,837 --> 00:43:55,466
‫چقدر آسونه که یه اسم بهم بدی
‫و خودت بری پشت وایسی

603
00:43:55,507 --> 00:43:57,926
‫نه، باید ثابت کنی که خودت باور داری

604
00:43:57,968 --> 00:43:59,428
‫من یه قاتل نیستم

605
00:43:59,470 --> 00:44:01,221
‫اون همه سال تو این کار بودی

606
00:44:01,263 --> 00:44:03,974
‫یه دختر سرسخت مثل تو
‫هیچوقت کسی رو نکشته؟

607
00:44:04,016 --> 00:44:05,225
‫حتی یکی؟

608
00:44:05,267 --> 00:44:06,977
‫هیچوقت هم‌نوعان خودم رو نکشتم

609
00:44:07,019 --> 00:44:08,812
‫چی بهت گفتم؟

610
00:44:08,854 --> 00:44:13,192
‫کسی که زمینی‌ها رو انتخاب میکنه،
‫جزء همون زمینی‌هاست

611
00:44:14,443 --> 00:44:16,904
‫اینو توش فرو کن

612
00:44:24,411 --> 00:44:26,914
‫و بال‌های اون عوضی رو برام بیار

613
00:44:36,131 --> 00:44:38,258
‫اونا گفت می‌خواستی منو ببینی

614
00:44:38,300 --> 00:44:39,510
‫آره

615
00:44:39,551 --> 00:44:42,179
‫چی شده؟ امشب سرم خیلی شلوغه

616
00:44:42,221 --> 00:44:45,432
‫یه چیزی درباره‌ت شنیدم و
‫میخوام بدونم حقیقت داره یا نه

617
00:44:45,474 --> 00:44:46,934
‫اوه

618
00:44:46,975 --> 00:44:49,353
‫چی شنیدی؟

619
00:44:49,395 --> 00:44:54,108
‫که به بقیه می‌گفتی که میخوای با من باشی

620
00:44:55,734 --> 00:44:58,487
‫این پری‌ها هر چیزی میگن

621
00:44:59,988 --> 00:45:02,700
‫پس نمیخوای اینکارو بکنی؟

622
00:45:02,741 --> 00:45:05,077
‫چیکار؟

623
00:45:06,495 --> 00:45:08,497
‫با من باشی؟

624
00:45:12,626 --> 00:45:14,837
‫نه، اینو نگفتم

625
00:45:17,339 --> 00:45:19,049
‫چشمات رو ببند

626
00:45:19,717 --> 00:45:21,301
‫چرا؟

627
00:45:21,760 --> 00:45:24,012
‫چون من بهت میگم

628
00:45:28,016 --> 00:45:31,478
‫مطمئنم جای راحت‌تری هم هست که بریم

629
00:45:31,520 --> 00:45:33,522
‫نه

630
00:45:36,775 --> 00:45:39,653
‫نمیخوام زیادی راحت باشه

631
00:46:48,847 --> 00:46:52,309
‫شما سوسولا همتون مثل همین،

632
00:46:52,351 --> 00:46:54,770
‫فکر می‌کنین چون قوی هستین زنده موندین

633
00:46:54,812 --> 00:46:56,188
‫ولی فقط خوش‌شانسین

634
00:46:58,690 --> 00:47:01,693
‫واقعآً فکر میکنی اولین پری‌ای هستی
‫که میخواد منو بکشه؟

635
00:47:01,735 --> 00:47:02,736
‫ها؟

636
00:47:04,780 --> 00:47:05,864
‫نه

637
00:47:05,906 --> 00:47:09,117
‫نمی‌تونی منو بُکشی خدمتکار

638
00:47:09,159 --> 00:47:12,704
‫و تو نفس آخرت آرزو می‌کنی
‫که ایکاش طبق برنامه پیش می‌رفتی،

639
00:47:15,582 --> 00:47:18,752
‫چون الان، واقعاً ناراحتم کردی

640
00:47:18,794 --> 00:47:23,715
‫و دلم میخواد ببینم چقدر آروم
‫میتونم کله‌ی خوشگلت رو قطع کنم

641
00:47:24,591 --> 00:47:25,801
‫خیلی آروم بودی

642
00:47:32,683 --> 00:47:35,060
‫خوبی؟

643
00:47:40,357 --> 00:47:42,025
‫وینیت

644
00:47:44,903 --> 00:47:47,281
‫باید بریم

645
00:47:47,322 --> 00:47:49,700
‫چطوری پیدام کردی؟

646
00:47:49,741 --> 00:47:50,868
‫تورمالین

647
00:47:50,909 --> 00:47:51,952
‫وای خدا

648
00:47:54,079 --> 00:47:56,707
‫با جسدش کمکم کن

649
00:48:10,262 --> 00:48:11,972
‫به کجا میرسه؟

650
00:48:13,599 --> 00:48:16,226
‫به رودخونه، بعد هم دریا

651
00:48:16,268 --> 00:48:18,812
‫اگه جسدش بیاد بالا چی؟

652
00:48:18,854 --> 00:48:23,233
‫یه گلوله‌ی شهربانی تو سینه‌ش
‫پیدا میکنن و بیخیالش میشن، گمونم

653
00:48:23,275 --> 00:48:25,777
‫اینجاها اینطوریه؟

654
00:48:26,778 --> 00:48:28,155
‫برگ،

655
00:48:28,196 --> 00:48:31,325
‫جای زشتی هست

656
00:48:31,366 --> 00:48:34,620
‫خونه‌ایه که انتخاب کردی

657
00:48:39,625 --> 00:48:42,252
‫جوری که رهات کردم درست نبود

658
00:48:44,296 --> 00:48:47,257
‫همش سعی داشتم به خودم بگم اینطور بود

659
00:48:47,299 --> 00:48:53,597
‫آخر قصه، یه مرد فقط باعث میشه
‫کسایی که دوست داره درد بکشن،

660
00:48:53,639 --> 00:48:56,975
‫و فقط سعی داره که درستش کنه

661
00:49:06,652 --> 00:49:09,488
‫هیچوقت نباید ازت می‌گرفتمش

662
00:49:13,408 --> 00:49:15,410
‫متاسفم

663
00:49:31,969 --> 00:49:33,178
‫راستش رو بگم،

664
00:49:33,220 --> 00:49:35,097
‫نمی‌دونستم کدومتون برمی‌گرده

665
00:49:35,138 --> 00:49:36,515
‫منم همینطور

666
00:49:36,556 --> 00:49:37,933
‫سریع و بی‌درد بود؟

667
00:49:37,975 --> 00:49:38,934
‫نه

668
00:49:38,976 --> 00:49:40,477
‫خوبه

669
00:49:44,272 --> 00:49:45,565
‫این چیه؟

670
00:49:45,607 --> 00:49:46,900
‫یه ترفیع

671
00:49:46,942 --> 00:49:48,485
‫هملن سردسته بود

672
00:49:48,527 --> 00:49:50,070
‫حالا تو هستی

673
00:49:50,112 --> 00:49:53,240
‫مسیر فینیستره رو بهت میدم

674
00:49:53,281 --> 00:49:55,701
‫میتونی بری

675
00:49:58,620 --> 00:50:01,289
‫با اون پلیسه مراقب باش

676
00:50:01,790 --> 00:50:03,959
‫وگرنه دفعه‌ی بعد، بال خودت روی این میزه

677
00:50:06,003 --> 00:50:09,423
‫نیاز نیست نگران اون باشین

678
00:50:27,482 --> 00:50:29,109
‫یادداشتم دستت رسید

679
00:50:29,818 --> 00:50:31,528
‫و بهرحال اومدم

680
00:50:34,114 --> 00:50:35,282
‫پورشیا،

681
00:50:35,323 --> 00:50:38,076
‫تو برام مهمی

682
00:50:39,745 --> 00:50:41,288
‫بیشتر از چیزی که نشون دادم

683
00:50:41,747 --> 00:50:44,416
‫لایق بهتر از این هستی

684
00:50:46,752 --> 00:50:49,004
‫میخوای به چی برسی فایلو؟

685
00:50:52,382 --> 00:50:54,968
‫تصمیم گرفتم یه دنیا انتخاب کنم

686
00:50:55,010 --> 00:50:57,554
‫این یعنی چی؟

687
00:50:59,139 --> 00:51:00,724
‫به ذهنم خطور کرد،

688
00:51:01,224 --> 00:51:03,977
‫تا حالا باهات بیرون نرفتم

689
00:51:14,321 --> 00:51:17,741
‫یادم نمیاد آخرین بار کی برام غذا آورد

690
00:51:17,783 --> 00:51:22,329
‫کسی یادم نمیاد از تو لایق‌تر باشه

691
00:51:24,372 --> 00:51:26,750
‫این خوبه

692
00:51:26,792 --> 00:51:28,919
‫ممنون که منو آوردی اینجا

693
00:51:34,508 --> 00:51:35,550
‫من بودم

694
00:51:35,759 --> 00:51:36,802
‫ببخشید؟

695
00:51:38,345 --> 00:51:40,931
‫اون دختره که اون روز ازم درباره‌ش پرسیدی

696
00:51:41,181 --> 00:51:44,309
‫من بودم که اذیتش کردم

697
00:51:47,562 --> 00:51:50,315
‫بعضی وقت‌ها کنار اومدن سخت‌تره،

698
00:51:50,315 --> 00:51:52,442
‫تا اینکه بیخیال بشی

699
00:52:29,020 --> 00:52:31,022
‫تمام شب اینجا بودی؟

700
00:52:35,110 --> 00:52:36,862
‫خوبی؟
