﻿1
00:00:37,840 --> 00:00:39,080
‫مقامات دولت چین

2
00:00:39,240 --> 00:00:40,080
... ‫در حال تلاش برای

3
00:00:40,240 --> 00:00:41,080
.‫کنترل میزان شیوع ویروس هستند

4
00:00:41,240 --> 00:00:43,000
‫در بعضی از بخش‌های چین

5
00:00:43,040 --> 00:00:47,080
‫

6
00:00:47,200 --> 00:00:48,680
... ‫سفیر دولت چین

7
00:00:48,760 --> 00:00:51,640
.‫از برخی کشورها به دلیل واکنش بیش از حد، انتقاد کرد

8
00:00:51,680 --> 00:00:55,000
‫او گفت که شیوع آنفلونزا زمستانی در آمریکای شمالی

9
00:00:55,040 --> 00:00:57,400
.‫خطر جدی‌تری نسبت به ویروس کرونا در پی دارد

10
00:00:57,520 --> 00:01:00,000
.‫درسته، نگهداری

11
00:01:00,080 --> 00:01:01,520
.‫دروازه ساختمون

12
00:01:03,400 --> 00:01:05,680
.‫اوه، کیر توش

13
00:01:12,200 --> 00:01:14,920
.‫درسته و کارمون تمومه

14
00:01:15,000 --> 00:01:16,200
.‫زدم تو خال

15
00:01:22,840 --> 00:01:23,840
.‫اوه، نه

16
00:01:27,480 --> 00:01:29,840
‫کاملاً دروازه رو نپوشونده؟ مگه نه؟

17
00:01:38,640 --> 00:01:39,840
.‫اینو ببین

18
00:01:39,920 --> 00:01:41,240
‫دروازه اندازه نبود

19
00:01:41,280 --> 00:01:44,920
.‫پس یه دیوار سنگی درست کردم، اولین دیوارم رو

20
00:01:45,000 --> 00:01:47,120
‫گفتم که راحت تره تا همچین شغلی رو قرار بدی

21
00:01:47,200 --> 00:01:49,000
.‫و بعدش نمیتونی اونو به قلاب بندازی

22
00:01:54,920 --> 00:01:57,120
‫همون کاری رو می‌کنی که پسر بچه‌ها توی مسیر انجام میدن

23
00:01:57,240 --> 00:01:59,760
‫یکی دو مورد دیگه هم دارم
‫اگه بخوام از بحث خارج بشم

24
00:01:59,840 --> 00:02:01,280
... ‫فقط اینکه ما

25
00:02:08,840 --> 00:02:11,440
.‫76 تا گوسفند. درست خورد به هدف

26
00:02:15,560 --> 00:02:16,800
‫یک خوشه قابل توجه از مبتلایان

27
00:02:16,840 --> 00:02:18,000
... ‫در کره جنوبی

28
00:02:18,040 --> 00:02:20,800
.‫ژاپن و ایران ظاهر شده است

29
00:02:20,840 --> 00:02:22,280
... ‫کره جنوبی در نظر دارد تا آزمایش

30
00:02:22,360 --> 00:02:25,960
‫لذت‌های خیلی معدودی تو زندگی وجود داره

31
00:02:26,000 --> 00:02:29,400
‫که قابل مقایسه با باز کردن در یخچال باشه

32
00:02:29,560 --> 00:02:33,280
‫و پیدا کردن یه تیکه گوشت بره که نمیدونستی اونجاست

33
00:02:34,680 --> 00:02:36,240
‫برشش بزن

34
00:02:36,280 --> 00:02:38,400
‫نون سفید، یک لایه نازک از کره

35
00:02:38,560 --> 00:02:40,120
‫و چاتنی؟
‫یک نوع ترشی

36
00:02:40,160 --> 00:02:41,760
.‫نه، چون نمیتونی مزه گوشت بره رو حس کنی

37
00:02:45,840 --> 00:02:48,800
‫سه، چهار، پنج، شش، هفت

38
00:02:57,000 --> 00:02:59,280
‫همین که فوریه جای خودشو به ماه مارس داد

39
00:02:59,400 --> 00:03:01,840
‫فهمیدم که فقط یک چیز وجود داره که

40
00:03:01,880 --> 00:03:03,680
‫باید در موردش نگران باشم

41
00:03:03,720 --> 00:03:06,680
.‫به دنیا اومدن قریب‌الوقوع بره هام

42
00:03:08,000 --> 00:03:10,440
‫ولی بعد، یهویی

43
00:03:10,560 --> 00:03:12,800
.‫چیز دومی هم بود که باید نگرانش می‌شدم

44
00:03:27,800 --> 00:03:31,640
.‫از عصر امروز، دستورالعمل ساده ای رو به مردم بریتانیا اعلام می‌کنم

45
00:03:32,280 --> 00:03:34,000
.‫باید توی خونه بمونید

46
00:03:36,560 --> 00:03:38,120
... ‫ویروس کرونا، بزرگ‌ترین تهدیدی است

47
00:03:38,240 --> 00:03:41,960
.‫که این کشور در طول چند دهه اخیر با آن مواجه شده است

48
00:03:42,000 --> 00:03:44,920
.‫ویروس استثنا قائل نمی‌شود

49
00:03:45,000 --> 00:03:48,120
‫مهم نیست که کی هستید، کجا هستید

50
00:03:48,160 --> 00:03:50,920
.‫یا چند ساله هستید

51
00:03:51,000 --> 00:03:52,800
‫تمامی بخش‌های کشور

52
00:03:52,840 --> 00:03:56,280
.‫در وضعیت اضطراری قرار گرفته است

53
00:04:03,800 --> 00:04:04,960
... ‫وقتی کل کشور

54
00:04:05,000 --> 00:04:06,560
‫به خواب زمستانی رفت

55
00:04:06,680 --> 00:04:09,480
‫تصمیم گرفتم که میزبان یک جلسه با
‫رعایت فاصله‌گذاری اجتماعی باشم

56
00:04:09,560 --> 00:04:11,720
‫با تیم مدیریتی مزرعه

57
00:04:15,840 --> 00:04:16,840
‫حالت چطوره؟

58
00:04:18,720 --> 00:04:20,600
‫خب، از ترس به خودم ریدم

59
00:04:20,720 --> 00:04:21,720
‫واقعاً؟

60
00:04:21,800 --> 00:04:23,720
... ‫-تو 22 سالته
.‫21 سالمه

61
00:04:23,800 --> 00:04:26,040
‫بیست و یک. من دارم می‌رسم به 60 سالگی

62
00:04:26,160 --> 00:04:28,440
‫250 هزارتا سیگار کشیدم

63
00:04:28,920 --> 00:04:31,360
‫قبلاً ذات‌الریه داشتم پس ریه هام آسیب دیدن

64
00:04:31,480 --> 00:04:32,800
... ‫اگه کرونا بگیرم

65
00:04:32,920 --> 00:04:35,360
.‫آره، امید زیادی به زنده موندنت نیست

66
00:04:35,400 --> 00:04:36,920
‫این نگران کننده است

67
00:04:37,000 --> 00:04:38,480
‫تنها چیزی که در موردش عصبانیم

68
00:04:38,600 --> 00:04:40,040
.‫اینکه موهام رو فر نکردم

69
00:04:40,120 --> 00:04:41,120
‫چی؟

70
00:04:41,160 --> 00:04:43,160
.‫موهام رو فر نکردم

71
00:04:43,240 --> 00:04:45,720
‫دیروز، قرار بود که موهام رو فر کنم

72
00:04:45,800 --> 00:04:46,920
.‫ولی لغو شد

73
00:04:47,040 --> 00:04:48,160
‫چی، سلمونی لغوش کرد؟

74
00:04:48,240 --> 00:04:49,800
.‫آره، بخاطر ویروس کرونا

75
00:04:49,920 --> 00:04:51,840
‫قرار بود که مدل موی جدیدت باشه

76
00:04:51,920 --> 00:04:54,920
.‫آره، قرار بود که قدم بعدی برای کیلیب جدید باشه

77
00:04:55,040 --> 00:04:58,240
‫آره، خب مطمئن نیستم که لغوشدن
.‫فر موهات تو اخبار اعلام بشه

78
00:04:58,280 --> 00:05:01,400
‫بگذریم، مسئله اینکه تو و من، به شکل عجیب و غریبی

79
00:05:01,480 --> 00:05:03,480
‫به عنوان کارگران کلیدی، اسممون ثبت شده

80
00:05:03,560 --> 00:05:04,760
‫پس دولت گفته که

81
00:05:04,920 --> 00:05:06,360
‫اگه شما توی تولید غذا دخیل هستین

82
00:05:06,400 --> 00:05:07,720
..‫-که ما دخیل هستیم
.‫-آره، آره

83
00:05:07,800 --> 00:05:08,720
... ‫کشاورزی

84
00:05:08,800 --> 00:05:09,720
‫هنوز اجازه فعالیت داره

85
00:05:09,800 --> 00:05:10,920
‫آخه خیلی خنده‌داره

86
00:05:11,000 --> 00:05:13,360
‫دولت سه هفته قبل گفت

87
00:05:13,480 --> 00:05:16,720
‫به نظر دولت، این تفکر که کشاورزان بریتانیایی

88
00:05:16,800 --> 00:05:19,400
.‫غذای مردم بریتانیا را تامین می‌کنند، از رده خارج و مسخره است

89
00:05:19,480 --> 00:05:20,720
‫غذا تون رو از خارج کشور بخرین

90
00:05:20,800 --> 00:05:22,000
‫و بعدش ما هم کل مناطق روستایی رو

91
00:05:22,040 --> 00:05:23,440
.‫به پارک طبیعی تبدیل می‌کنیم

92
00:05:23,560 --> 00:05:24,960
‫الان ببین دارن چی میگن

93
00:05:25,600 --> 00:05:27,560
‫فک می‌کنم که اگه اینقدر فاصله داشته باشیم

94
00:05:27,600 --> 00:05:28,840
‫همیشه

95
00:05:28,920 --> 00:05:30,600
‫همه چیز رو هم ضدعفونی کنیم

96
00:05:30,720 --> 00:05:33,720
‫تیم فیلمبرداری رو هم دور نگه داریم

97
00:05:33,800 --> 00:05:35,920
‫خب، تو تراختور خودت رو برون، همون لامبورگینی رو

98
00:05:36,000 --> 00:05:37,240
.‫و منم تراکتور خودمو میرونم

99
00:05:37,280 --> 00:05:39,280
‫راستش، فکر بدی نیست

100
00:05:39,360 --> 00:05:42,480
.‫فکر خیلی خوبیه. از الان هر کس تراکتور خودش رو میرونه

101
00:05:42,560 --> 00:05:44,360
.‫کارکنان کلیدی

102
00:05:44,400 --> 00:05:45,920
.‫قراره که ملت رو نجات بدیم

103
00:05:46,000 --> 00:05:47,480
‫تو هم داری دیوونه‌وار وسایل می‌خری؟
.‫منظورش همون خرید دیوانه‌وار دستمال توالته

104
00:05:47,560 --> 00:05:49,560
.‫اون روز، پنج تا کنسرو ساردین خریدم

105
00:05:49,600 --> 00:05:51,040
‫-اینم حساب میشه؟
.‫-نه زیاد

106
00:05:51,120 --> 00:05:52,720
‫-تو خرید دیوونه‌وار داشتی؟
.‫نه

107
00:05:58,600 --> 00:06:00,000
‫در حالی که کارگر کلیدی، کیلیب

108
00:06:00,040 --> 00:06:03,400
‫دوباره برگشت سر کار با تراکتور

109
00:06:03,480 --> 00:06:07,560
.‫من راهی مرکز فرماندهی رویداد بزرگ بعدیمون شدم

110
00:06:08,680 --> 00:06:10,120
‫همگی، خوش اومدین

111
00:06:10,160 --> 00:06:13,160
.‫به بیمارستان جدیدی که برای گوسفندها ساختیم

112
00:06:13,240 --> 00:06:15,840
.‫بخش  مادران  هم اینجا هستن

113
00:06:15,920 --> 00:06:18,920
‫74 گوسفند  اینجا هستند

114
00:06:19,040 --> 00:06:22,360
‫ما الن چوپان رو اینجا خواهیم داشت

115
00:06:22,400 --> 00:06:23,800
‫میتونیم بگیم خانم چوپان؟

116
00:06:23,840 --> 00:06:25,400
‫نمیدونم که این روزها میشه همچین چیزی گفت یا نه؟

117
00:06:25,480 --> 00:06:27,800
.‫به هرحال، متخصص گوسفند

118
00:06:27,840 --> 00:06:31,000
‫قراره که اینجا باشه، ولی نه همیشه

119
00:06:31,040 --> 00:06:32,400
‫پس باید یاد بگیرم

120
00:06:32,480 --> 00:06:34,840
‫و با تماشای اون قرار که یاد بگیرم

121
00:06:34,920 --> 00:06:37,680
:‫فک کن بعد این کار، چقدر مهارت دارم

122
00:06:37,720 --> 00:06:41,000
‫دریفت کشیدن موقع داد زدن

123
00:06:41,040 --> 00:06:42,360
‫قابله بودن

124
00:06:43,600 --> 00:06:44,600
‫کار اول

125
00:06:44,720 --> 00:06:46,720
‫این بود که مطمئن شم که مادرها  

126
00:06:46,840 --> 00:06:49,840
.‫بطور یکنواختی در آغل‌های جداگانه، تقسیم شده باشن

127
00:06:51,480 --> 00:06:55,360
‫هفت، هشت، ده، دوازده

128
00:06:57,480 --> 00:06:59,240
‫حالا چرا همه تون میرین اونطرف؟

129
00:07:02,280 --> 00:07:04,360
‫چرا اینکارو کردن؟

130
00:07:07,160 --> 00:07:09,160
... ‫در نهایت همه چیز آماده

131
00:07:09,240 --> 00:07:12,800
‫ورود 138 بره بود

132
00:07:14,600 --> 00:07:17,480
‫و الان، باید منتظر مادر طبیعت می موندیم

133
00:07:17,600 --> 00:07:19,920
.‫تا آستین هاش رو بالا بزنه

134
00:07:22,120 --> 00:07:27,000
‫شمار قربانیان ویروس کرونا در بریتانیا، افزایش چشمگیری داشته است

135
00:07:27,840 --> 00:07:29,120
‫دولت اسکاتلند

136
00:07:29,160 --> 00:07:30,920
‫پیشنهاد داد تا مردم صورت خود را بپوشانند

137
00:07:31,040 --> 00:07:34,160
... ‫در مواقع معدودی که امکان فاصله گذاری اجتماعی

138
00:07:34,240 --> 00:07:38,600
.‫روزها سپری شد و خبری از بره‌ها نبود

139
00:07:38,720 --> 00:07:42,120
‫ولی بعد، یک روز صبح که داشتم به مرغ‌ها غذا می‌دادم

140
00:07:42,160 --> 00:07:43,600
!‫با همدیگه دعوا نکنین

141
00:07:46,120 --> 00:07:48,480
‫سلام؟

142
00:07:48,600 --> 00:07:50,560
‫چی؟

143
00:07:50,600 --> 00:07:51,920
.‫دارم میام، دارم میام

144
00:07:52,000 --> 00:07:56,360
‫داره بره میاد ... پیش بسوی بره‌ها

145
00:07:56,480 --> 00:07:57,920
‫همونطور که انتظارش می‌رفت، یکی از گوسفندها

146
00:07:58,040 --> 00:08:00,720
‫صبر کرده تا الن چوپون، برگرده خونه

147
00:08:00,800 --> 00:08:03,800
.‫و بعد تصمیم گرفته که زایمان  کنه

148
00:08:05,360 --> 00:08:06,600
‫برو که بریم

149
00:08:06,680 --> 00:08:08,720
‫داره میشینه

150
00:08:08,800 --> 00:08:10,240
‫و اگه کم کم جلو بری

151
00:08:10,280 --> 00:08:11,920
‫بهت عادت میکنه

152
00:08:12,000 --> 00:08:13,160
‫توی یک دنیای ایده آل

153
00:08:13,240 --> 00:08:14,680
‫باید خودش بتونه از پس زایمان بربیاد

154
00:08:14,720 --> 00:08:17,360
... ‫من فقط اینجام

155
00:08:17,480 --> 00:08:18,480
.‫که پشتیبانی کنم

156
00:08:20,800 --> 00:08:22,320
... ‫داره سعی میکنه

157
00:08:23,920 --> 00:08:26,480
‫نگاش کن

158
00:08:26,600 --> 00:08:29,360
‫اوه، خدایا، یه چیزی داره ازش میاد بیرون

159
00:08:29,400 --> 00:08:31,400
‫جرمی، فقط مطئن شو که اول سرش بیاد بیرون

160
00:08:31,480 --> 00:08:33,240
... ‫آخه چطوری قراره که ببینم اگه

161
00:08:33,360 --> 00:08:36,360
.‫اوه، بلند شد، بره بیرونه، بره بیرونه، بره بیرونه

162
00:08:36,440 --> 00:08:37,960
!‫آره، نگاش کن

163
00:08:41,000 --> 00:08:43,480
‫اوه، این خیلی عالیه

164
00:08:43,600 --> 00:08:46,320
.‫خیلی هیجان زده ام

165
00:08:50,360 --> 00:08:53,480
.‫اون یه کیسه بزرگ خونه

166
00:08:53,480 --> 00:08:58,560
‫کل پروسه زایمان، در عین حال که
.‫دوست داشتنیه ولی حال بهم زن هم هست

167
00:09:00,560 --> 00:09:03,800
‫صحنه جلو، مثل عکس کارت تبریک عید هستش

168
00:09:04,480 --> 00:09:06,080
.‫به همچین چیز حال بهم زنی فک نکرده

169
00:09:07,480 --> 00:09:08,600
‫اولین تولد دیدلی اسکواتی مون

170
00:09:08,600 --> 00:09:10,240
.‫خوب پیش رفت

171
00:09:10,960 --> 00:09:14,120
.‫هیچ نشانه ای از بره دوم به چشم نمی‌خورد

172
00:09:14,240 --> 00:09:15,640
‫واضح بود که یه مشکلی وجود داره

173
00:09:15,760 --> 00:09:18,120
‫و زنگ زدن به کیلیب هم هیچ فایده ای نداشت

174
00:09:18,240 --> 00:09:21,600
‫چون که خیلی رک و راست گفته
.‫بود که به این موضوع علاقه ای نداره

175
00:09:21,640 --> 00:09:23,640
.‫میدونی، زیاد با گوسفندها میونه خوبی ندارم

176
00:09:23,720 --> 00:09:25,120
:‫جرمی باید منتظر این باشه

177
00:09:25,120 --> 00:09:26,840
‫توی تابستون، وقتی که هوا خیلی گرمه

178
00:09:26,880 --> 00:09:29,000
‫اونم سرش با تراکتور گرمه تا ذرت‌ها رو بکاره

179
00:09:29,000 --> 00:09:30,720
‫یه دفعه، از دور میبینه که

180
00:09:30,760 --> 00:09:32,360
‫یکی از گوسفندهاش داره به خودش میپیچه

181
00:09:32,360 --> 00:09:34,120
:‫پس با خودش میگه
‫باید برم بهش سر بزنم

182
00:09:34,240 --> 00:09:36,520
.‫و یهویی میبینه که ازش داره لارو مگس بیرون میریزه

183
00:09:36,560 --> 00:09:39,560
‫یا سرش توی حصار گیر کرده و خوشو به کشتن داده

184
00:09:39,640 --> 00:09:42,640
.‫چون قطعاً میدونی که این چیزا اتفاق می افته

185
00:09:42,720 --> 00:09:44,000
‫وقتی دارن بره میارن، همه چیز خوبه

186
00:09:44,120 --> 00:09:46,760
‫اوه، به اون بره خوشگل نگاه کن
‫ولی صبر کن

187
00:09:46,840 --> 00:09:48,240
‫تابستون که بیاد، همشون دارن فرار میکنن

188
00:09:48,360 --> 00:09:49,520
‫و می‌دون بیرون

189
00:09:49,600 --> 00:09:52,240
:‫و جرمی هم قراه بگه
!‫گوسفند

190
00:09:52,360 --> 00:09:53,880
... ‫خوشبختانه، توی انباری

191
00:09:54,000 --> 00:09:57,360
.‫الن به موقع رسید تا اوضاع رو مرتب کنه

192
00:10:03,240 --> 00:10:05,760
... ‫خب، ما اینجا داریم

193
00:10:05,840 --> 00:10:08,000
‫یدونه سر و هیچ پایی

194
00:10:08,000 --> 00:10:08,800
‫آو، مشکل این بود؟

195
00:10:09,080 --> 00:10:10,720
.‫خودش این کارو میکنه

196
00:10:11,240 --> 00:10:12,600
‫-گیر کرده بودن؟
.‫-آره

197
00:10:12,600 --> 00:10:13,880
‫مثل جاده A40 میمونه

198
00:10:14,000 --> 00:10:16,360
.‫وقتی که دوتا ماشین میخوان برن توی یه جاده

199
00:10:16,360 --> 00:10:17,600
.‫آره

200
00:10:21,880 --> 00:10:23,720
... ‫چند روز بعدی

201
00:10:23,840 --> 00:10:26,520
‫آغل میش‌ها و بره‌ها، آروم آروم داشت پر می‌شد

202
00:10:28,720 --> 00:10:30,480
.‫ببین، نی خوب
.‫منظورش پاهای نازک بره است

203
00:10:34,600 --> 00:10:36,120
‫و الن خیلی خوب بهم اموزش داد

204
00:10:36,240 --> 00:10:38,480
‫تا همه کارهای لازم رو یاد بگیرم

205
00:10:38,600 --> 00:10:39,920
‫این خوبه؟

206
00:10:39,960 --> 00:10:41,920
.‫تا وقتی که با یُد پوشیده شده باشه، مشکلی نیست

207
00:10:43,560 --> 00:10:44,920
‫در حقیقت

208
00:10:44,960 --> 00:10:47,320
‫بعضی از کارها خوب پیش نرفت

209
00:10:47,400 --> 00:10:48,680
.‫نه

210
00:10:48,800 --> 00:10:51,440
.‫فک کنم مریض شده 

211
00:10:51,560 --> 00:10:54,400
.‫و بقیه هم یه کارهایی کردن که فک ام باز بمونه

212
00:10:55,440 --> 00:10:56,560
‫دارم بهشون حلقه وصل می‌کنم

213
00:10:56,680 --> 00:10:58,800
‫یه حلقه به دمشون وصل می‌کنم

214
00:10:58,920 --> 00:11:01,200
‫پس وقتی که بزرگ‌تر شدن و هوا گرم‌تر شد

215
00:11:01,280 --> 00:11:03,560
.‫مگس دور و اطرافش، پرسه نمیزنه

216
00:11:03,600 --> 00:11:05,320
‫اوکی، پس وصلشون می‌کنی به دمشون؟

217
00:11:05,400 --> 00:11:07,920
همینطور اون یکی هارو

218
00:11:08,040 --> 00:11:08,920
‫ببخشید؟

219
00:11:09,040 --> 00:11:10,560
همرو واسشون از اینا میزاریم

220
00:11:10,680 --> 00:11:12,920
... ‫ بره‌های نر رو هم همین طور 

221
00:11:13,520 --> 00:11:15,280
.‫رفیق، اصلاً سورپرایز نشدم

222
00:11:15,320 --> 00:11:16,520
.‫اوه

223
00:11:16,560 --> 00:11:18,280
‫همین الان به دنیا اومده

224
00:11:18,400 --> 00:11:21,040
خوب اذیت نمیشه ؟

225
00:11:21,160 --> 00:11:23,760
.‫اوه، نه، اون خانمه بند پلاستیکی دورشون میبنده

226
00:11:23,800 --> 00:11:25,240
‫میخوای برگردی پیش مامانت؟

227
00:11:25,240 --> 00:11:27,880
.‫لئو و وین رو که می‌شناسی، الان توی مزرعه هستن

228
00:11:27,960 --> 00:11:29,040
... ‫اونا هم میرن سراغ همدیگه

229
00:11:29,120 --> 00:11:30,240
‫وقتی که ما نگاشون نمی‌کنیم؟

230
00:11:30,280 --> 00:11:31,400
‫همیشه این کارو نمیکنن

231
00:11:31,520 --> 00:11:33,120
‫ولی هرازگاهی، شاید این کارو بکنن

232
00:11:33,240 --> 00:11:36,720
.‫ولی هنوز هم میدونن که وقتی گوسفند ماده دیدن، باید چیکار کنن

233
00:11:36,760 --> 00:11:39,240
... ‫گوسفندهای ماده
‫اونا هم این کارو میکنن؟

234
00:11:39,280 --> 00:11:42,520
.‫نه زیاد. نه

235
00:11:42,600 --> 00:11:44,520
.‫پس کارهای  دیگه کمتری رو شاهد هستیم

236
00:11:44,640 --> 00:11:45,880
.‫آره

237
00:11:46,000 --> 00:11:48,160
... ‫پس مثل اینترنت نیست

238
00:11:51,320 --> 00:11:52,760
‫مشتاق بودم که هر چه سریع‌تر

239
00:11:52,840 --> 00:11:55,720
‫از اتاقک شکنجه بره‌ها فرار کنم

240
00:11:55,760 --> 00:11:58,120
... ‫پس رفتم سراغ زمین و یه چیزی

241
00:11:58,160 --> 00:12:00,000
.‫بنام غلتانک رو آتیش کردم

242
00:12:02,120 --> 00:12:04,760
... ‫خفن ترین ماشینی که

243
00:12:04,840 --> 00:12:07,960
.‫توی کل انبارم داشتم

244
00:12:08,000 --> 00:12:09,400
... ‫اوه، من میخوام

245
00:12:09,520 --> 00:12:11,160
.‫می‌خواستم بگم که یکی از اینارو میخوام

246
00:12:11,240 --> 00:12:14,120
.‫در حقیقت، یکی از اینا رو خریدم
.‫ازش خوشم میاد

247
00:12:14,160 --> 00:12:16,880
‫چرا تا حالا ازش استفاده نکرده بودم؟

248
00:12:19,720 --> 00:12:21,880
‫امروز، دارم یه کار مهمی رو انجام میدم

249
00:12:22,000 --> 00:12:25,640
.‫چون که یه نقشه استادانه طرح کردم

250
00:12:27,240 --> 00:12:29,280
‫این قسمت از زمین قرار بود که جو بهاره کاشته بشه

251
00:12:29,360 --> 00:12:32,760
‫ولی فک می‌کنم که هیچ دلیلی نداره که اونو بکارم

252
00:12:32,840 --> 00:12:34,000
:‫به دو دلیل

253
00:12:34,040 --> 00:12:35,360
،‫دلیل اول

254
00:12:35,400 --> 00:12:36,840
‫همه بارها و رستوران‌ها بسته شدن

255
00:12:36,880 --> 00:12:38,120
‫پس تقاضا برای شربت پایین اومده

256
00:12:38,160 --> 00:12:40,480
‫و از جو بهاره، شربت میگیرن

257
00:12:40,520 --> 00:12:42,120
‫و خب، دلیل دوم

258
00:12:42,240 --> 00:12:44,360
‫زمستون بسیار مرطوب بود

259
00:12:44,400 --> 00:12:47,640
‫و خیلی از کشاورزها دارن توی بهار، کاشت میکنن

260
00:12:47,720 --> 00:12:50,040
.‫جو بهاره میکارن، پس قراره که بازار جو اشباع بشه

261
00:12:50,120 --> 00:12:53,520
.‫مقدار زیادی محصول، به دنبال یه بازار کوچیک میره

262
00:12:55,880 --> 00:12:57,360
... ‫پس، علیرغم هشدارهای

263
00:12:57,480 --> 00:12:59,640
‫کیلیب و چارلی خندون

264
00:12:59,720 --> 00:13:01,600
‫که به نظرم احمقانه بود

265
00:13:01,640 --> 00:13:04,280
‫می‌خواستم که چهار جریب سبزیجات بکارم

266
00:13:04,360 --> 00:13:07,120
‫به این دلیل که در یک دنیای قرنطینه شده

267
00:13:07,240 --> 00:13:10,600
.‫ذخیره سبزیجات وارداتی، خیلی زود کم میشه

268
00:13:12,240 --> 00:13:13,640
... ‫کاری که الان میخوام بکنم اینکه

269
00:13:13,720 --> 00:13:17,120
‫تیکه‌های بزرگ و خشک گِل رو بشکنم

270
00:13:17,240 --> 00:13:20,800
.‫تا بستر مناسبی برای دونه های سبزیجاتم درست کنم

271
00:13:22,040 --> 00:13:25,880
‫یکمی نگرانم که کرونا رو می‌گیرم

272
00:13:25,960 --> 00:13:31,640
‫اون روز یه جایی خوندم که 90 درصد
‫از 570 میلیون زمین کشاورزی توی دنیا

273
00:13:31,720 --> 00:13:35,840
.‫یا بوسیله یک مرد اداره میشن یا یک خانواده

274
00:13:35,880 --> 00:13:39,280
‫پس اگه اون مرد یا خونواده کرونا بگیرن

275
00:13:39,360 --> 00:13:41,600
‫زمین کشاورزی از بین میره

276
00:13:41,640 --> 00:13:43,880
‫راستش کشاورزها رو مجبور میکنن
‫که خاطرات روزانه شون رو بنویسن

277
00:13:44,000 --> 00:13:46,120
‫تا اگه قرار باشه یکی بیاد

278
00:13:46,160 --> 00:13:48,520
‫و جای اونا رو بگیره، بدونه که باید چیکار کنه

279
00:13:48,600 --> 00:13:51,040
‫ولی حرف من اینکه آخه توی
‫دفترچه خاطرات، من چی بنویسم؟

280
00:13:51,120 --> 00:13:53,400
‫به کی بگم؟

281
00:13:53,520 --> 00:13:56,120
‫همه نشستن توی خونه هاشون و دارن جو ویکس میبینن
.‫جو ویکس: مربی تناسب اندام

282
00:13:56,160 --> 00:13:59,120
.‫و کون هاشون رو با دستمال توالت پاک میکنن

283
00:14:01,960 --> 00:14:04,400
‫در نهایت، کارهای مقدماتی به پایان رسید

284
00:14:04,520 --> 00:14:08,240
‫و چند روز بعد هم مجموعه سبزیجات رسید

285
00:14:08,360 --> 00:14:12,000
.‫به همراه ماشین قدیمی کاشت گیاه جترو تال

286
00:14:13,760 --> 00:14:18,240
‫اگه بیای این پشت، بهت نشون میدم که چطوری کار میکنه

287
00:14:18,280 --> 00:14:20,720
‫اوکی، سه نفر میشینه اینجا

288
00:14:20,760 --> 00:14:22,480
‫زیر این پوشش محافظ

289
00:14:22,520 --> 00:14:24,840
‫و توسط یک تراکتور، کشیده میشه

290
00:14:24,880 --> 00:14:26,840
‫سبزیجات اینجا ذخیره میشن

291
00:14:26,880 --> 00:14:29,880
‫یکی شون رو برمیداری، میزاریش توی این محفظه وی شکل

292
00:14:29,960 --> 00:14:31,640
‫و سبزی بعدی رو توی محفظه بعدی

293
00:14:31,760 --> 00:14:33,880
‫یک زنجیر، اینا رو دور میگردونه

294
00:14:33,960 --> 00:14:35,480
‫و بعد سبزیجات اون پایین

295
00:14:35,520 --> 00:14:37,360
.‫زیر صندلی تون، کاشته میشن

296
00:14:37,480 --> 00:14:41,000
‫فقط یک مشکل کوچولو هست

297
00:14:41,120 --> 00:14:44,520
.‫دو متر فاصله گذاری اجتماعی

298
00:14:44,640 --> 00:14:45,840
‫هممم

299
00:14:47,040 --> 00:14:51,480
‫ولی یه مشکل دیگه هم وجود داشت

300
00:14:51,520 --> 00:14:53,160
‫داری چیکار می‌کنی؟

301
00:14:53,240 --> 00:14:56,160
.‫غیرممکنه که بتونی اینو به اون وصل کنی

302
00:14:56,240 --> 00:14:57,720
.‫-نه
‫-چرا نه؟

303
00:14:57,760 --> 00:14:59,120
!‫به پهناش نگاه کن

304
00:14:59,160 --> 00:15:00,520
‫-چ؟
.‫-به پهناش نگاه کن

305
00:15:00,600 --> 00:15:02,400
.‫اوه، تایرها سبزی‌ها رو له میکنن

306
00:15:02,520 --> 00:15:04,520
.‫-آره
.‫-آره، زیادی توی زمین فرو میریم

307
00:15:04,640 --> 00:15:07,000
‫خب یه دور سبزی‌ها رو می‌کاری، بعدش دور می‌زنی

308
00:15:07,040 --> 00:15:08,000
‫دوباره برمیگردی

309
00:15:08,120 --> 00:15:09,880
‫و بعدش تایرهای تراکتورت

310
00:15:10,000 --> 00:15:12,640
.‫اون قسمتی که سبزی توش کاشتی رو صاف میکنه

311
00:15:12,720 --> 00:15:14,720
‫باید از اون تراکتور مدل فرگوسن استفاده کنی

312
00:15:14,760 --> 00:15:16,240
‫همون تراختور کوچولو قرمز رنگه؟

313
00:15:16,280 --> 00:15:17,440
.‫-آره. همون تراکتور قرمز کوچولوئه
.‫-مَسی منو میگه

314
00:15:17,440 --> 00:15:18,160
‫میخوای بری و مَسی رو بیاری اینجا؟

315
00:15:18,280 --> 00:15:19,720
‫شاید بهتر باشه تو

316
00:15:19,760 --> 00:15:21,640
‫یا من رو صندلی جلو بشینیم تا
‫یکم وزن اضافه شه به تراکتور

317
00:15:21,720 --> 00:15:23,480
‫اوه، من اون عقب سبزی
‫می‌کارم و تراکتور رو نمیرونم؟

318
00:15:23,520 --> 00:15:24,760
.‫آره، من تراکتور رو میرونم

319
00:15:24,800 --> 00:15:26,520
‫-جدی؟
.‫-آره، آره

320
00:15:26,560 --> 00:15:29,040
‫-از الان تصمیمت رو گرفتی؟
.‫-گرفتم. من راننده تراکتورم

321
00:15:29,160 --> 00:15:31,000
.‫بیا رای گیری کنیم
.‫من رانندگی می‌کنم

322
00:15:31,040 --> 00:15:32,760
.‫من رانندگی می‌کنم

323
00:15:32,800 --> 00:15:35,520
‫منم که مشهورم به رانندگی کردن

324
00:15:35,560 --> 00:15:36,560
.‫آره

325
00:15:38,760 --> 00:15:41,160
‫دستگاه کاشت سبزی آقای تالز رو

326
00:15:41,240 --> 00:15:43,240
‫به تراکتور 60 ساله لیسا وصل کردیم

327
00:15:43,280 --> 00:15:46,280
‫و باهاش تک چرخ زدیم رفتیم تو زمین

328
00:15:46,320 --> 00:15:49,720
‫آماده کشاورزی توی یک عصر آروم و ساکت بودیم

329
00:15:49,760 --> 00:15:51,720
‫به روش سنتی

330
00:15:51,760 --> 00:15:52,960
‫برو که بریم

331
00:15:53,000 --> 00:15:55,000
‫

332
00:15:59,000 --> 00:16:02,440
‫مطمئن نیستم که ... دستهام، بازوهام
‫قراره که از جاشون کنده شن یا نه

333
00:16:08,320 --> 00:16:11,720
‫100 یارد مشقت بار رو پشت سر گذاشتیم

334
00:16:11,760 --> 00:16:15,040
.‫وایسادیم تا نتیجه کار رو بررسی کنیم

335
00:16:15,200 --> 00:16:16,280
‫یکی اینجاست

336
00:16:17,760 --> 00:16:19,440
‫یکی هم اونجاست

337
00:16:19,520 --> 00:16:21,160
.‫واقعاً داریم غذا می‌کاریم

338
00:16:21,240 --> 00:16:23,040
.‫اصلاً نمیدونم این غذایی که می‌کاریم، چیه

339
00:16:25,440 --> 00:16:29,400
‫بعد از اینکه قژقز های بی وقفه
‫دستگاه، شنوایی مون رو کاملاً از بین برد

340
00:16:34,280 --> 00:16:35,680
... ‫موجب آسایش خاطر بود که

341
00:16:35,760 --> 00:16:38,040
‫دوباره برگردم به بخش زایمان

342
00:16:40,200 --> 00:16:42,000
... ‫اگرچه بدبختانه

343
00:16:42,040 --> 00:16:44,160
.‫اونجا تک و تنها بودم

344
00:16:45,320 --> 00:16:47,000
.‫اوه، خدای من

345
00:16:49,680 --> 00:16:50,760
.‫این یه نشونه است

346
00:16:50,800 --> 00:16:53,040
‫وقتی سم هاشون رو به زمین میکوبن

347
00:16:53,160 --> 00:16:54,800
‫که میخوان زایمان کنن

348
00:16:54,920 --> 00:16:56,760
.‫الان نه، خواهش می‌کنم الان نه، الان نه

349
00:16:56,800 --> 00:16:58,440
‫خواهش می‌کنم وایسا تا الن بیاد

350
00:16:58,520 --> 00:17:00,200
.‫نگه اش دار

351
00:17:00,280 --> 00:17:01,520
.‫نگه اش دار، ای گوسفند

352
00:17:05,320 --> 00:17:07,000
.‫اوه، خدای من

353
00:17:07,040 --> 00:17:08,480
‫میدونستم این اتفاق می افته

354
00:17:08,520 --> 00:17:10,720
‫میدونستم که این اتفاق می افته
‫و خودم اینجا دست تنها میشم

355
00:17:10,760 --> 00:17:13,040
‫و یکی شون شروع میکنه به زایمان کردن

356
00:17:13,160 --> 00:17:15,040
... ‫یدونه سر داره میاد بیرون

357
00:17:15,200 --> 00:17:17,320
.‫خیلی خب، دختر، اوکی

358
00:17:17,480 --> 00:17:19,520
... ‫برو که رفتم

359
00:17:19,560 --> 00:17:20,680
‫نگا کن، می‌بینی؟

360
00:17:20,680 --> 00:17:22,720
.‫اومدیم پیشت

361
00:17:22,760 --> 00:17:24,720
.‫بفرما

362
00:17:24,760 --> 00:17:26,960
!‫بفرما، اوه، تو زنده ای

363
00:17:27,000 --> 00:17:29,880
!‫یه کاری کردم

364
00:17:29,960 --> 00:17:31,440
‫این کار کرد

365
00:17:31,480 --> 00:17:33,760
‫ببین، نگاش کن، بدون داروی بی حسی

366
00:17:33,920 --> 00:17:37,880
:‫بدون «آو، آو، آو»، بدون اینکه یکی داد بزنه
‫«ازت متنفرم، ازت متنفرم»

367
00:17:37,960 --> 00:17:40,160
.‫خیلی آروم و ساکت، کارشو راه انداختم

368
00:17:40,240 --> 00:17:40,840
‫اوه، سلام، دومی داره میرسه

369
00:17:40,840 --> 00:17:42,440
‫بزار دهنت رو تمیز کنیم، بفرما، تو زنده ای

370
00:17:42,520 --> 00:17:44,160
‫تو زنده ای، یکی دیگه رو بیرون آوردم

371
00:17:44,240 --> 00:17:45,560
!‫اوه، نگاه کن

372
00:17:45,720 --> 00:17:47,000
‫یالا، بزار از توی کیسه آب، درت بیاریم

373
00:17:47,040 --> 00:17:48,520
.‫بیا، مادر خانم

374
00:17:48,560 --> 00:17:50,800
.‫بیا، مامانی. بیا، مامانی

375
00:17:50,920 --> 00:17:52,720
!‫آره، نگاه کن

376
00:17:52,760 --> 00:17:54,520
‫

377
00:17:56,960 --> 00:18:01,520
‫الان، 22 دیقه شه

378
00:18:01,560 --> 00:18:04,160
‫و داره راه میره

379
00:18:04,240 --> 00:18:05,520
‫مثل نگاه کردن به ماشین فورد کورتیناست

380
00:18:05,560 --> 00:18:07,560
‫که کارشو توی دهه 60 شروع کرد

381
00:18:07,680 --> 00:18:11,280
‫

382
00:18:11,400 --> 00:18:12,720
‫خدایا، تو یه روز معمولی

383
00:18:12,760 --> 00:18:15,200
‫می‌رفتم و توی کافه، اینو جشن می‌گرفتم

384
00:18:15,240 --> 00:18:17,240
.‫ولی همه کافه ها تعطیل شدن

385
00:18:22,520 --> 00:18:23,560
... ‫در حقیقت

386
00:18:23,720 --> 00:18:26,200
.‫وقت نمی‌شد که برم به کافه

387
00:18:28,760 --> 00:18:30,200
‫چون که عصر همون روز

388
00:18:30,240 --> 00:18:31,600
‫بره‌ها، پی در پی داشتند به دنیا می اومدن

389
00:18:31,600 --> 00:18:34,200
!‫آره! آره! تو زنده ای

390
00:18:38,680 --> 00:18:45,280
‫و حتی بعد از رفتن گروه فیلمبرداری و الن به خونه
‫هاشون، باز هم بره‌ها داشتن به دنیا می اومدن

391
00:18:48,960 --> 00:18:51,200
‫الان نصف شبه و اونجا یدونه بره هست

392
00:18:51,360 --> 00:18:54,680
‫توی دوربین مداربسته دیدمش
‫همینجا به دنیا اومده

393
00:18:56,960 --> 00:18:59,080
‫درسته. ولی تخت خوابمون ته کشیده

394
00:19:03,160 --> 00:19:06,680
‫لیسا پشت دوربین بود و منم داشتم آغل جدید درست می‌کردم

395
00:19:06,720 --> 00:19:08,720
‫اوضاع بخوبی داشت پیش می‌رفت

396
00:19:08,840 --> 00:19:09,880
... ‫اما بعدش

397
00:19:09,920 --> 00:19:11,680
‫اوه، یدونه بره بیرون اومده

398
00:19:11,720 --> 00:19:13,440
.‫یکی دیگه هم اونجاست، نگاه کن

399
00:19:13,560 --> 00:19:15,600
.‫همه جا بره هست

400
00:19:17,440 --> 00:19:19,880
.‫جرمی، این بره اون گوسفنده نیست

401
00:19:19,920 --> 00:19:21,320
... ‫خب، این

402
00:19:21,400 --> 00:19:23,160
.‫نه، داره به یکی شون حمله میکنه

403
00:19:23,200 --> 00:19:25,400
.‫خیلی پریشون شده، اون بره، بچه اش نیست

404
00:19:25,440 --> 00:19:26,600
‫

405
00:19:26,680 --> 00:19:28,160
.‫عزیزم، نگاش کن، داره بهش کله میزنه

406
00:19:28,200 --> 00:19:30,680
.‫قندعسلم، بیا اینجا، بیا اینجا

407
00:19:30,720 --> 00:19:31,720
.‫بیا اینجا. دیگه رفتیم

408
00:19:31,840 --> 00:19:33,720
‫ولی آخه کجا بزاریمش؟

409
00:19:33,840 --> 00:19:35,960
.‫هیچ مامانی نداره

410
00:19:36,080 --> 00:19:39,120
... ‫باورنکرنی بود که بره هنوز معتقد بود که

411
00:19:39,160 --> 00:19:41,720
.‫میش مهاجم، مادرشه

412
00:19:41,880 --> 00:19:43,200
‫پس قبل از این که اوضاع بریزه بهم

413
00:19:43,320 --> 00:19:47,880
.‫باید خیلی زود، مادر اصلی رو پیدا می‌کردم

414
00:19:47,920 --> 00:19:49,960
.‫دوقلو، دوقلو، دوقلو

415
00:19:50,080 --> 00:19:52,760
.‫دوقلو. دوقلو

416
00:19:52,880 --> 00:19:54,200
‫اگه همه اینا دوقلو دارن

417
00:19:54,320 --> 00:19:56,080
‫یکی اونجاست که فقط یدونه بره داره

418
00:19:56,120 --> 00:19:57,360
‫به نظرت باید بزارمش پیش اون میش عه؟

419
00:19:57,440 --> 00:19:58,440
.‫-آره
.‫-آره

420
00:19:58,560 --> 00:20:01,320
.‫آره

421
00:20:01,400 --> 00:20:02,920
.‫نمیزاره شیر بخوره. بره اون نیست

422
00:20:02,960 --> 00:20:05,320
.‫دقیقاً

423
00:20:05,360 --> 00:20:06,800
.‫اوکی، این خوبه

424
00:20:06,920 --> 00:20:09,640
‫خب، یجورایی اون بره رفته بود اونجا

425
00:20:09,680 --> 00:20:10,920
.‫خیلی ترسناک بود

426
00:20:10,960 --> 00:20:13,240
.‫خدایا، خوب شد که اومدیم

427
00:20:13,360 --> 00:20:16,080
‫42, 43, 44, 45, 46

428
00:20:16,160 --> 00:20:17,680
.‫47, 48, 49, 50

429
00:20:17,760 --> 00:20:20,560
.‫دقیقاً پنجاه تا گوسفند مونده که هنوز زایمان نکردن

430
00:20:22,400 --> 00:20:24,880
.‫هنوز نصف راه رو هم نیومدیم

431
00:20:31,400 --> 00:20:34,200
‫وقتی که زندگی من رو گوسفندها اداره میکردن

432
00:20:34,320 --> 00:20:35,640
... ‫کیلیب، کارگر کلیدی، داشت

433
00:20:35,680 --> 00:20:39,880
.‫تک تک ساعت‌هایی که بیدار بود رو در زمین میگذروند

434
00:20:59,160 --> 00:21:01,000
‫و این بدین معنی بود که میتونست

435
00:21:01,120 --> 00:21:02,640
‫همه اشتباهاتی که کردم رو ببینه

436
00:21:02,680 --> 00:21:06,560
‫وقتی که چهارماه قبل، محصولات زراعی رو داشتم می‌کاشتم

437
00:21:06,600 --> 00:21:10,120
‫که یه اشتباه خیلی بزرگ هم شامل این قضیه بود

438
00:21:14,560 --> 00:21:16,960
‫چرا اون تیکه رشد نکرده؟

439
00:21:17,080 --> 00:21:18,960
‫چون که فن رو روشن نکردی

440
00:21:19,080 --> 00:21:22,080
‫تا اجازه بدی دونه خارج بشه و روی زمین قرار بگیره

441
00:21:22,120 --> 00:21:23,560
‫خب، فن از کجا میدونست که باید اونجا

442
00:21:23,680 --> 00:21:25,160
‫و اونجا روشن بشه؟

443
00:21:25,200 --> 00:21:26,640
‫راستش خودمم تعجب کردم که
‫اون همه مسافت رو تونستی طی کنی

444
00:21:26,680 --> 00:21:28,160
‫چون که فن شروع می‌کرد به هشدار دادن

445
00:21:28,240 --> 00:21:30,680
‫اوه، هشدار داد. اوه، اینجا بود که شروع کرد به هشدار دادن

446
00:21:30,720 --> 00:21:33,320
.‫آره. 18 و بعدش هم یدونه 18 دیگه

447
00:21:33,400 --> 00:21:35,080
‫بعدش شروع کرد به غر زدن

448
00:21:35,160 --> 00:21:36,400
‫در مورد خطوط راهنمایی که

449
00:21:36,480 --> 00:21:39,600
‫برای سم پاش ایجاد کرده بودم

450
00:21:39,680 --> 00:21:42,280
‫خب وقتی وسط این خط راهنما وایمیسم

451
00:21:42,760 --> 00:21:44,920
‫-درست وسطشم دیگه؟
.‫-آره

452
00:21:45,000 --> 00:21:47,200
‫اگه 24 متر اون طرف راه برم

453
00:21:47,320 --> 00:21:48,400
‫آره

454
00:21:48,480 --> 00:21:51,320
‫و بعدش باید برسم به وسط خط راهنمای بعدی

455
00:21:51,640 --> 00:21:53,680
... ‫چون که داری میگی که محصولات رو سم پاش

456
00:21:53,760 --> 00:21:55,600
‫آره، وقتی که دارم روی خط راهنما میام پایین زمین

457
00:21:55,680 --> 00:21:57,680
‫12 متر از سمت راست و 12 متر
‫از سمت چپ دستگاه رو سم پاشی می‌کنم

458
00:21:57,720 --> 00:21:59,560
... ‫اگرچه

459
00:21:59,640 --> 00:22:01,840
‫چون که تو یه احمقی و به حرف من گوش نکردی

460
00:22:01,920 --> 00:22:03,920
‫الان 18 متر اون سمت دارم

461
00:22:03,960 --> 00:22:06,560
‫پس باید یه بخش از بازوی سم پاش رو خاموش کنم

462
00:22:06,640 --> 00:22:08,360
‫تا به محصول‌ها آسیب نزنم

463
00:22:08,400 --> 00:22:11,160
‫مصمم بودم که ثابت کنم این اشتباه فقط یکبار رخ داده

464
00:22:11,200 --> 00:22:14,440
‫شروع کردم به اندازه گیری فاصله تا خط راهنمای بعدی

465
00:22:14,560 --> 00:22:16,480
‫شش، هفت

466
00:22:16,600 --> 00:22:17,880
‫یکم هم اینجا رد کردی

467
00:22:17,920 --> 00:22:20,000
‫ده

468
00:22:20,120 --> 00:22:21,840
‫بیست. بیست و یک

469
00:22:21,920 --> 00:22:24,480
‫23, 24

470
00:22:24,600 --> 00:22:26,120
‫و این همه راه باید بیای تا بهش برسی

471
00:22:26,160 --> 00:22:31,240
.‫25 ,26, 27, 28. 29, 30

472
00:22:31,360 --> 00:22:32,760
... ‫درسته، این یکمی

473
00:22:32,880 --> 00:22:35,840
‫اعتراف می‌کنم که یکمی بینشون فاصله هست

474
00:22:35,920 --> 00:22:37,000
‫اوه، نه، وایسا

475
00:22:37,120 --> 00:22:38,400
‫اینجاست، مگه نه؟

476
00:22:38,440 --> 00:22:41,200
‫آره. این چقدر بود، 40 تا؟

477
00:22:41,320 --> 00:22:44,960
‫این یکی حدود 34 تا 35 متر بود

478
00:22:45,080 --> 00:22:46,920
‫ولی من مشکل رو حل کردم

479
00:22:46,960 --> 00:22:48,120
‫بفرما

480
00:22:48,160 --> 00:22:50,840
‫خب، یادته که نگران کسایی بودی که از جاده اصلی عبور میکردن

481
00:22:51,160 --> 00:22:53,600
‫و خطوط راهنمای اشتباه رو میدیدن

482
00:22:53,680 --> 00:22:55,000
.‫-که اونا این خطوط رو دیدن
‫-چی؟

483
00:22:55,120 --> 00:22:56,480
.‫-اونا این خطوط رو دیدن
.‫-نه

484
00:22:56,600 --> 00:22:57,600
.‫-آره
... ‫-نه چون من

485
00:22:57,680 --> 00:22:59,360
!‫پرچین رو کوتاه نکردم! ها ها

486
00:22:59,400 --> 00:23:01,080
‫نگاه کن، داره یه ون میاد، درسته؟

487
00:23:01,160 --> 00:23:03,360
:‫نگاه کن، داره یه ون میاد، پشت کلزاها، اون با خودش میگه

488
00:23:03,400 --> 00:23:05,160
.‫اوه، اینا کلزای خوبی ان، کلزاهای خوبی ان

489
00:23:05,240 --> 00:23:06,560
:‫میرسه به این زمین و با خودش فک میکنه

490
00:23:06,640 --> 00:23:08,680
‫اوه، واسم سواله که کارش توی این زمین چطور بوده

491
00:23:08,720 --> 00:23:11,320
.‫و بعدش نمیتونم ببینم و نمیتونم ببینم

492
00:23:11,400 --> 00:23:16,680
‫نگاه کن، اون نمیتونه زمین رو ببینه چون
.‫شیشه ماشین اش پایین‌تر از پرچین قرار گرفته

493
00:23:16,760 --> 00:23:18,400
!‫بیخیال

494
00:23:18,440 --> 00:23:21,000
.‫اینجوری مشکل رو حل میکنن

495
00:23:23,160 --> 00:23:25,440
‫خوشبختانه، چند روز بعد

496
00:23:25,560 --> 00:23:29,160
‫کارگر کلیدی، یه بهانه دیگه به جز من داشت تا در موردش غر بزنه

497
00:23:29,200 --> 00:23:31,560
‫چون که بذرپاشش خراب شده بود

498
00:23:33,560 --> 00:23:35,440
‫به اون چیز قرمز کف دستگاه نگاه کن

499
00:23:35,960 --> 00:23:37,120
‫درست کف دستگاه

500
00:23:37,160 --> 00:23:39,720
‫اون چیز قرمز رو میبنی که میچرخه؟

501
00:23:39,840 --> 00:23:41,600
.‫-آره
.‫-موش‌ها اونو جویدن

502
00:23:41,680 --> 00:23:44,480
‫موش، چی، یعنی از اونجا پریدن این بالا؟

503
00:23:44,600 --> 00:23:45,840
‫از مخروطی دستگاه بالا رفتن

504
00:23:45,920 --> 00:23:48,320
‫خب، چطوری میشه از اون بالا اومد؟

505
00:23:48,400 --> 00:23:51,400
‫حتی سیلوستر استالونه هم نمیتونه این تیکه رو بالا بیاد

506
00:23:51,440 --> 00:23:52,640
.‫نمیدونم

507
00:23:52,680 --> 00:23:53,840
‫موش نیست

508
00:23:53,920 --> 00:23:55,600
.‫موشه، به جون خودم

509
00:23:55,680 --> 00:23:56,720
!‫نیست

510
00:23:56,840 --> 00:23:58,200
‫اگه ویروس کرونا اینجا نبود

511
00:23:58,320 --> 00:24:00,680
‫خودم می‌پریدم اون بالا و حرفمو بهت ثابت می‌کردم

512
00:24:00,720 --> 00:24:02,680
‫حالا که حرفش شد، جرالد رو دیدی؟

513
00:24:02,760 --> 00:24:05,880
.‫نه، ندیدمش. فک کنم خودش رو کامل قرنطینه کرده

514
00:24:05,920 --> 00:24:07,400
‫نمیتونم باهاش تماس بگیرم

515
00:24:07,440 --> 00:24:09,560
.‫لازمش دارم تا اون دیوار رو بسازه
... ‫نه اون

516
00:24:09,640 --> 00:24:13,560
‫به نظرم جرالد فک میکنه که
‫گوشی تلفن هم کرونا رو منتقل میکنه

517
00:24:13,640 --> 00:24:15,360
‫چون که جواب تلفن رو نمیده

518
00:24:17,560 --> 00:24:21,440
‫پس، جرالد و بذرپاش از رده خارج شده بودند

519
00:24:22,320 --> 00:24:25,160
‫و یه مشکل دیگه هم بود

520
00:24:25,200 --> 00:24:27,320
... ‫اینجا نوشته که مرغ‌ها از

521
00:24:27,400 --> 00:24:28,320
،‫کوپز توی لسترز واقع در لینکن شایر

522
00:24:28,400 --> 00:24:29,880
‫یورک شایر و کاردیف، دزدیده شده

523
00:24:29,920 --> 00:24:32,080
‫ملت موقع کمبود غذا، سعی کردن که تخم مرغ‌ها رو غارت کنن

524
00:24:32,160 --> 00:24:35,160
‫ولی راستش تخم مرغ‌ها مشکل نیستن

525
00:24:35,200 --> 00:24:36,680
‫اینا مشکل هستن

526
00:24:36,720 --> 00:24:38,840
‫معلوم شد که فقط سه جا توی کل اروپا وجود داره

527
00:24:38,920 --> 00:24:40,000
‫که شونه تخم مرغ توشون ساخته میشه

528
00:24:40,120 --> 00:24:43,960
‫و دوتاشون تعطیل شدند

529
00:24:44,080 --> 00:24:48,000
‫این یکی از اون چیزهای کوچیکی هستش که

530
00:24:48,120 --> 00:24:50,000
‫موقع قرنطینه اصلاً به ذهنت نمیرسه

531
00:24:50,120 --> 00:24:52,640
‫آخه شونه تخم مرغ هام رو میخوام از کجا بیارم؟

532
00:24:53,960 --> 00:24:55,480
... ‫اگرچه حقیقتاً

533
00:24:55,600 --> 00:24:59,880
‫مسئله مواد غذایی که در اخبار نشون
.‫داده می‌شد، بزرگ‌تر از این حرف‌ها بود

534
00:24:59,920 --> 00:25:01,200
‫بعضی از سوپرمارکت‌ها

535
00:25:01,320 --> 00:25:02,640
... ‫همین الانش هم محدودیت‌هایی رو

536
00:25:02,680 --> 00:25:04,960
‫بر تعداد خرید بعضی از کالاهای خاص، اعلام کردند

537
00:25:05,160 --> 00:25:06,600
‫خرید کردن بیشتر از چیزی که نیازتون هست

538
00:25:06,680 --> 00:25:09,920
.‫به این معنیه که شاید بعضی‌ها دست خالی به خونه برگردن

539
00:25:09,960 --> 00:25:14,840
‫پس روز بعد، یک تصمیم اجرایی گرفتم

540
00:25:14,920 --> 00:25:16,400
... ‫شرایط یجوری که

541
00:25:16,440 --> 00:25:18,160
‫خریدهای غیرضروری از رو ترس در جریانه

542
00:25:18,240 --> 00:25:19,480
‫اینم افتاد

543
00:25:19,600 --> 00:25:21,160
‫خریدهای غیرضروری از رو ترس در جریانه

544
00:25:21,200 --> 00:25:24,120
‫برای مواد غذایی و دستمال توالت

545
00:25:24,160 --> 00:25:25,920
‫صف‌های بزرگی توی سوپرمارکت‌ها درست شده

546
00:25:25,960 --> 00:25:27,560
‫تو فکرشم که دوباره فروشگاه رو باز کنم

547
00:25:27,640 --> 00:25:28,880
‫میدونم که نباید این کارو بکنم

548
00:25:28,920 --> 00:25:30,360
‫بخاطر مشکلات مجوز

549
00:25:30,400 --> 00:25:31,920
‫ولی الان چیزهای مهم تری داریم

550
00:25:32,000 --> 00:25:33,080
‫که در موردشون فک کنیم

551
00:25:33,160 --> 00:25:36,160
!‫اگه بخوام رک و پوست کنده بگم. اوه

552
00:25:39,840 --> 00:25:41,920
‫اینو ببین. به همه گفتن که بمونین خونه

553
00:25:42,000 --> 00:25:44,640
‫مگر اینکه سفر ضروری داشته باشن

554
00:25:44,680 --> 00:25:47,680
!‫ولی این شامل دورچرخه سوارها نمیشه

555
00:25:47,720 --> 00:25:49,600
‫تابلوئه

556
00:25:49,680 --> 00:25:50,960
‫پارکینگ رو درستش کردم

557
00:25:52,840 --> 00:25:54,200
‫متاسفانه خیلی زود بود که

558
00:25:54,320 --> 00:25:56,480
‫تا سبزیجاتی که کاشته بودم رو به فروش برسونم

559
00:25:58,880 --> 00:26:02,840
‫ولی هنوز یه عالمه سیب زمینی داشتم

560
00:26:02,920 --> 00:26:04,400
‫که اونا رو گذاشته بودم توی یه انبار سرد

561
00:26:04,480 --> 00:26:07,360
‫وقتی که مجبورم کردن که فروشگاه رو ببندم

562
00:26:08,680 --> 00:26:10,680
‫و موقعی که دوباره سیب زمینی‌ها برگشتن به ویترین فروشگاه

563
00:26:10,760 --> 00:26:14,640
‫وقتش بود که فروشگاه رو به سبک کرونایی باز کنیم

564
00:26:18,440 --> 00:26:20,640
‫سلام؟ حالتون چطوره؟

565
00:26:20,680 --> 00:26:22,160
‫اومدم سیب زمینی بخرم

566
00:26:22,240 --> 00:26:24,920
‫خوبه، فقط همینو دارم

567
00:26:25,000 --> 00:26:26,120
‫اینا رو می‌زارم اینجا

568
00:26:26,160 --> 00:26:30,080
‫و اونم سطل مخصوص گذاشتن پوله

569
00:26:30,160 --> 00:26:32,960
.‫خیلی خب، یه پنج پوندی، ممنون

570
00:26:33,080 --> 00:26:34,440
‫مواظب خودت باش، بعداً می‌بینمت

571
00:26:36,440 --> 00:26:38,640
‫1.5 پوند. اگه میشه بندازش توی اون سطل

572
00:26:40,120 --> 00:26:41,480
‫میدونم که مسخره است

573
00:26:41,600 --> 00:26:44,560
‫ولی تنها راهی بود که به ذهنمون رسید

574
00:26:44,640 --> 00:26:46,160
... ‫و بعدش پول‌ها رو می‌زاریم

575
00:26:46,240 --> 00:26:48,840
.‫توی فریزر خیلی سرد برای دو هفته بمونه

576
00:26:50,360 --> 00:26:52,400
‫بعد از رفتن چندتا مشتری اول

577
00:26:52,480 --> 00:26:55,960
‫وصعیت فروشمون خیلی هم سکه نشد

578
00:27:04,960 --> 00:27:06,240
‫پس مثل بقیه مردم

579
00:27:06,360 --> 00:27:08,680
‫توی اوایل قرنطینه

580
00:27:08,760 --> 00:27:12,480
‫مجبور بودیم که با همون چیزی که داشتیم، بسازیم

581
00:27:12,600 --> 00:27:15,360
‫و چیزی که داشتیم، یه پارکینگ جدید بود

582
00:27:17,840 --> 00:27:21,200
!‫-اوه
.‫-اینطور که معلومه، کلاً به درد نخوری

583
00:27:21,320 --> 00:27:23,120
‫دارم گرم می‌کنم، اینو ببین

584
00:27:23,160 --> 00:27:24,920
‫خودمم زیادی تعریفی نیستم

585
00:27:25,000 --> 00:27:27,440
‫مشتری جدید؟
‫اون یه مشتریه؟

586
00:27:27,560 --> 00:27:29,400
.‫نه نیست

587
00:27:36,000 --> 00:27:38,880
‫خب، چقد سیب زمینی فروختیم؟

588
00:27:38,920 --> 00:27:41,680
‫-امروز؟
.‫-آره

589
00:27:41,760 --> 00:27:44,080
‫آه، 12.5 پوند

590
00:27:46,480 --> 00:27:47,880
‫قبلاً ها یکم بیشتر از 12.5 پوند توی برنامه

591
00:27:47,960 --> 00:27:49,720
‫کی میخواد میلیونر بشه، حقوق می‌گرفتم

592
00:27:49,840 --> 00:27:51,880
‫-واقعاً؟
.‫-آره

593
00:27:51,960 --> 00:27:52,040
... ‫اوه، نه، ببین چی پیدا کردم

594
00:27:57,600 --> 00:27:59,400
‫زندگی عالیه ولی من عاشقشم

595
00:28:02,120 --> 00:28:03,280
‫یه ذات الریه کوچیک

596
00:28:03,400 --> 00:28:05,680
.‫قبل اینکه ذات الریه واقعی برسه اینجا

597
00:28:05,720 --> 00:28:05,800
‫اگه شرایط نرمال بود، الان شب جمعه بود

598
00:28:13,840 --> 00:28:17,120
‫اوکی، گوسفندها، توجه کنین، توجه کنین

599
00:28:21,280 --> 00:28:23,080
‫به این میگن گروه کُر صبحگاهی

600
00:28:25,840 --> 00:28:27,960
‫آره

601
00:28:28,080 --> 00:28:29,840
... ‫اوی! ندو سمت

602
00:28:29,880 --> 00:28:32,280
‫اون بره اینجا چیکار میکنه؟

603
00:28:32,360 --> 00:28:34,040
‫مامانت کجاست؟

604
00:28:34,120 --> 00:28:36,280
‫خب، معلومه که این یکی همین الان به دنیا اومده

605
00:28:36,360 --> 00:28:38,920
‫بدون اینکه کسی بفهمه

606
00:28:39,040 --> 00:28:40,800
‫از 74 تا گوسفند حامله

607
00:28:40,920 --> 00:28:43,360
‫49 تاشون زایمان کردن

608
00:28:43,400 --> 00:28:46,600
.‫بخش زایمان یکم داشت شلوغ می‌شد

609
00:28:49,800 --> 00:28:53,320
‫الان، میرین توی یه ماشین. ازش خوستون میاد

610
00:28:53,360 --> 00:28:55,880
‫خوشبختانه، اون بره‌هایی که اول از همه به دنیا اومده بود

611
00:28:55,960 --> 00:29:00,200
‫به اندازه کافی بزرگ شده بودند که
.‫منتقلشون کنیم به زمین‌های مزرعه

612
00:29:00,320 --> 00:29:01,440
.‫یالا، بره‌ها

613
00:29:01,560 --> 00:29:04,520
‫به این علف‌های تازه نگاه کنین

614
00:29:04,600 --> 00:29:07,360
!‫آره، اینو ببینین

615
00:29:07,400 --> 00:29:08,920
.‫یالا، بچه‌ها

616
00:29:10,920 --> 00:29:12,840
.‫یالا، قرمز شماره دو

617
00:29:12,880 --> 00:29:14,680
‫اوه، نه، ترسیدن

618
00:29:14,800 --> 00:29:16,440
‫نه، نه، نه، یالا، میدونم

619
00:29:16,560 --> 00:29:19,560
.‫ماشین ها خوبن ولی مطمئنم که عاشق اون بیرون میشین

620
00:29:19,640 --> 00:29:22,560
.‫ازش خوشتون میاد، مطمئن باشین

621
00:29:27,720 --> 00:29:30,840
‫این بره‌ها رو ببین

622
00:29:30,880 --> 00:29:32,560
‫این دوتا همونایی هستن که من به دنیاشون آرودم

623
00:29:32,640 --> 00:29:34,160
‫مامانتون کجا رفته؟

624
00:29:34,280 --> 00:29:36,640
.‫نمیتونین که همینجوری تنها بمونین
.‫کلاغ‌ها میخورنتون

625
00:29:36,680 --> 00:29:38,880
‫خب، چشماتون رو که میخورن

626
00:29:38,960 --> 00:29:41,920
.‫کلاغ‌ها معمولاً این کارو میکنن

627
00:29:42,040 --> 00:29:43,920
‫یه بره نشون بده که اونجوری صاف، دراز کشیده

628
00:29:44,040 --> 00:29:45,400
‫کلاغ‌ها چشاش رو درمیارن

629
00:29:45,520 --> 00:29:46,840
‫دفعه بعدی که میام این بیرون

630
00:29:46,880 --> 00:29:49,960
‫تفنگم رو هم با خودم میارم
‫مطمئن باش

631
00:29:53,880 --> 00:29:55,520
‫اون چیزیه که باید نگرانش باشی

632
00:29:55,600 --> 00:29:58,080
‫یدونه بره که تنهایی واسه خودش دارز کشیده

633
00:29:58,120 --> 00:30:00,840
‫مثل اینکه طعمه رو برای کلاغ‌ها آماده کرده باشی

634
00:30:02,160 --> 00:30:03,200
‫حالت خوبه؟

635
00:30:04,920 --> 00:30:05,600
... ‫حالت خوب نی

636
00:30:09,960 --> 00:30:11,800
‫مادره اومد

637
00:30:11,880 --> 00:30:13,280
‫آره، بیاد مادرجان

638
00:30:15,520 --> 00:30:17,160
.‫این بهتره

639
00:30:18,840 --> 00:30:23,280
‫این لحظه بسیار خوب، با ورود الن، قطع شد

640
00:30:23,360 --> 00:30:25,800
‫چونکه بهم توی انباری، نیاز داشت

641
00:30:25,880 --> 00:30:29,280
.‫تا توی یک دروغ بزرگ، مشارکت کنم

642
00:30:30,640 --> 00:30:32,120
‫اوکی، الان مشکل اینکه

643
00:30:32,160 --> 00:30:33,800
‫اون گوسفنده داره سه قلو میاره

644
00:30:33,880 --> 00:30:35,720
‫و اون فقط مادر 2 تا  باشه

645
00:30:35,840 --> 00:30:37,840
‫پس، کاری که ما باید بکنیم اینکه

646
00:30:37,880 --> 00:30:39,200
‫منتظر بمونیم تا یکی از این گوسفندها

647
00:30:39,320 --> 00:30:41,560
‫یدونه بره بیاره

648
00:30:41,560 --> 00:30:44,080
‫بعد ما یکی از این سه تا رو می‌گیریم

649
00:30:44,120 --> 00:30:49,360
‫و اونو توی مایع کیسه آب مادر جدیدش، می‌غلتونیم

650
00:30:49,440 --> 00:30:52,320
:‫و امیدواریم که اون مادر جدیدش اینطوری فکر کنه که

651
00:30:52,360 --> 00:30:54,160
!‫اوه، انگاری دوتا بره زاییدم

652
00:30:54,280 --> 00:30:58,160
‫و بره یه گوسفند دیگه رو بزرگ کنه

653
00:30:58,280 --> 00:31:00,560
... ‫حیله کارانه است ولی

654
00:31:01,880 --> 00:31:03,160
... ‫معذرت میخوام، دارم با تو حرف می‌زنم اونم با

655
00:31:07,120 --> 00:31:08,120
... ‫من فقط

656
00:31:10,880 --> 00:31:12,840
‫بره موقتاً یتیم رو

657
00:31:12,960 --> 00:31:15,240
‫تا آخر اون روز، سیر نگه داشتیم

658
00:31:15,320 --> 00:31:18,800
‫یه گوسفند دیگه، تک قلو زایید

659
00:31:21,960 --> 00:31:24,520
‫اوکی، داره میاد بیرون، احسنت

660
00:31:24,600 --> 00:31:27,480
‫بعد، فریبکاری شروع شد

661
00:31:27,560 --> 00:31:29,760
‫اوه، آره، همه مایع رو ازش بچلون

662
00:31:29,800 --> 00:31:31,240
‫آره

663
00:31:31,280 --> 00:31:31,400
‫همینه، ببین، آره. من چیکار کنم؟

664
00:31:32,960 --> 00:31:34,480
‫الان لازمه که یکی از سه قلو ها رو بزاریم تو سطل

665
00:31:34,640 --> 00:31:36,200
‫-آره
‫-مستقیم بزارمش تو سطل؟

666
00:31:36,280 --> 00:31:37,200
.‫کله و همه بدنش رو

667
00:31:37,280 --> 00:31:38,800
.‫اوکی

668
00:31:38,840 --> 00:31:40,600
‫یه حموم گرم و خوب واست میشه

669
00:31:40,680 --> 00:31:43,400
‫شرمنده، عزیزم، ولی باید سرت رو هم بکنی توی مایع

670
00:31:43,440 --> 00:31:44,840
‫همینه

671
00:31:44,920 --> 00:31:46,760
‫الان باید چیکار کنیم؟

672
00:31:46,800 --> 00:31:48,800
‫اگه الان اینطور بگیریمش

673
00:31:48,840 --> 00:31:51,680
‫میتونه بلند شه و راه بره و لیسش نزنه

674
00:31:51,760 --> 00:31:53,280
‫پس باید پاهاشو به همدیگه ببندیم

675
00:31:53,320 --> 00:31:55,240
‫-پاهاشو بهم دیگه ببندیم؟
.‫-آره

676
00:31:55,320 --> 00:31:57,480
.‫اوه، چون روی کاغذ، مثلاً هنوز نباید راه رفتن رو بلد باشه

677
00:31:57,640 --> 00:31:59,320
.‫-آره
.‫-گرفتم چی میگی

678
00:31:59,400 --> 00:32:01,120
‫خب، این زیاد بسته نمیمونه

679
00:32:01,200 --> 00:32:03,680
‫تا وقتی رو پاهاش میمونه که
‫مادر جدیده باهاش ارتباط برقرار کنه

680
00:32:03,760 --> 00:32:04,720
‫اوکی

681
00:32:04,800 --> 00:32:07,280
‫سه قلو جلوشه

682
00:32:07,320 --> 00:32:09,760
.‫آره، اینم بچه شما

683
00:32:09,800 --> 00:32:11,800
.‫بچه جدید شما

684
00:32:11,880 --> 00:32:15,120
‫بفرما

685
00:32:15,200 --> 00:32:16,200
‫داره لیسش میزنه

686
00:32:16,960 --> 00:32:18,200
‫داره لیسش میزنه

687
00:32:20,200 --> 00:32:22,440
.‫احسنت، دوقلو به دنیا آوردی

688
00:32:27,600 --> 00:32:29,400
‫توی دنیای بدون گوسفندها

689
00:32:29,440 --> 00:32:32,920
‫می‌خواستم وظیفه خودم رو برای سالمندهای روستا به جا بیارم

690
00:32:33,080 --> 00:32:37,800
!‫اونم با اهدای سیب زمینی‌های غیرقابل فروش ام

691
00:32:38,800 --> 00:32:39,920
.‫سلام. نه، همینقدر فاصله کافیه

692
00:32:40,080 --> 00:32:42,160
‫آره. حالتون چطوره؟

693
00:32:42,240 --> 00:32:43,440
.‫خیلی خوبم. براتون یکم سیب زمینی آوردم

694
00:32:43,480 --> 00:32:44,960
.‫چه خوب، خیلی از شما ممنونم

695
00:32:46,800 --> 00:32:48,240
‫سلام؟

696
00:32:48,320 --> 00:32:50,800
.‫ممنون

697
00:32:50,880 --> 00:32:52,240
‫حال جرالد خوبه؟

698
00:32:52,320 --> 00:32:55,360
.‫آره ولی فک کنم رفته بیرون

699
00:32:55,440 --> 00:32:57,600
‫آره خب، چند هفته میشه که ندیدمش

700
00:32:57,840 --> 00:32:59,960
،‫با خودم فک کردم الان که بارها تعطیله
‫بازی‌های منچستریونایتد هم تعطیله

701
00:33:00,120 --> 00:33:01,360
.‫شاید جرالد علائم خماری از خودش بروز بده
(‫)چون که معتاد بار و منچستریونایتد بوده

702
00:33:01,440 --> 00:33:04,440
... ‫خب، یکم خل شده ولی

703
00:33:04,600 --> 00:33:07,480
‫خب، میتونه یکم واسه خودش سیب زمینی بپزه

704
00:33:07,560 --> 00:33:08,800
.‫تا وقتی که سلامته، مشکلی نیست

705
00:33:08,880 --> 00:33:10,120
.‫خیلی عالی، آره، ممنونم

706
00:33:10,200 --> 00:33:11,440
.‫-خوبه
.‫-اوکی

707
00:33:11,480 --> 00:33:13,200
‫-زودی می‌بینمت. خدافظ
.‫-ازت ممنونم

708
00:33:15,360 --> 00:33:19,600
‫اگرچه، رابطه من با مردم محلی، همیشه این قدر صلح و صفا نبود

709
00:33:34,920 --> 00:33:38,120
‫اینا کپه‌های کاه قدیمی بودن که ازشون سیلو درست کرده بودیم

710
00:33:38,200 --> 00:33:39,440
‫تا بتونیم غله انبار کنیم

711
00:33:39,600 --> 00:33:44,320
‫و جلوی دور دور بچه‌ها رو توی این زمین قدیمی رو بگیریم

712
00:33:45,800 --> 00:33:47,280
‫من کاراگاه نیستم

713
00:33:47,320 --> 00:33:48,480
‫ولی اونجا روی زمین

714
00:33:48,640 --> 00:33:50,480
‫کاغذ رول سیگار ریخته

715
00:33:51,320 --> 00:33:52,800
‫پس چیزی که دارم بهش فکر می‌کنم اینکه

716
00:33:52,880 --> 00:33:57,600
‫گروهی از نوجوون ها تصمیم گرفتن که بیخیال قرنطینه بشن

717
00:33:57,680 --> 00:34:00,640
.‫و کپه کاه منو به آتیش بکشن

718
00:34:02,200 --> 00:34:03,680
‫و از این مطمئنیم که آتش سوزی عمدی بوده

719
00:34:03,760 --> 00:34:05,400
‫چون که اون یکی رو هم آتیش زدن

720
00:34:08,320 --> 00:34:10,080
.‫صبح بخیر، چارلی

721
00:34:10,160 --> 00:34:11,840
‫دود تا کجا رفته؟

722
00:34:11,920 --> 00:34:14,800
.‫خب، یکسره از جاده اصلی تا شهر بافورد، جریان داره

723
00:34:14,840 --> 00:34:16,880
... ‫چون که داشتم اون طرفی می‌رفتم

724
00:34:16,920 --> 00:34:18,760
‫اوه، پس از همین دود فهمیدی که آتیش سوزی شده؟

725
00:34:18,800 --> 00:34:19,920
.‫آره

726
00:34:21,920 --> 00:34:25,920
‫بعدش کیلیب مجبور شد سم پاشی رو متوقف کنه

727
00:34:25,960 --> 00:34:27,680
.‫و بیاد و آتیش رو خاموش کنه

728
00:34:32,280 --> 00:34:34,320
!‫این خیلی خوشحالش کرد

729
00:34:42,320 --> 00:34:44,160
‫خواستم که کپه‌ها رو از مسیر سیمانی، هل بدم اون طرف

730
00:34:44,240 --> 00:34:45,880
‫ولی احساس کردم سرم داره میترکه

731
00:34:45,920 --> 00:34:47,680
‫و حالت تهوع بهم دست داد بخاطر دود

732
00:34:47,760 --> 00:34:49,240
‫چون که مستقیم داشت می اومد تو کابین ماشین

733
00:34:50,440 --> 00:34:51,640
:‫یه احمق اومده و با خودش گفته

734
00:34:51,760 --> 00:34:53,080
... ‫اوه، میدونی، خیلی خنده داره اگه

735
00:34:53,160 --> 00:34:54,640
‫برم و اون کپه‌های کاه رو

736
00:34:54,720 --> 00:34:56,120
.‫با فندکم به آتیش بکشم

737
00:34:56,200 --> 00:34:58,200
.‫و بعدش راهشون رو کشیدن و رفتن خونه

738
00:34:58,280 --> 00:34:59,600
.‫چون که احمق هستن

739
00:35:02,080 --> 00:35:05,920
‫یکم که به حرف‌های مامور خدمات اجتماعی
‫دیدلی اسکوات (همون کیلیب) گوش دادم

740
00:35:06,080 --> 00:35:09,800
.‫بعدش رفتم تا بره‌ها رو ببینم و حال خودمو خوب کنم

741
00:35:14,160 --> 00:35:16,680
‫شماره 32 آبی، خیلی حیوون خشنیه، نگاش کن

742
00:35:16,760 --> 00:35:20,320
‫تنها کاری که میخواد بکنه، زدن بقیه حیوون هاست

743
00:35:22,760 --> 00:35:23,880
‫می‌خوام این طرف بدوم

744
00:35:23,920 --> 00:35:26,080
‫و به این یکی بره هم کله بزنم
‫برو که رفتیم

745
00:35:36,160 --> 00:35:38,240
‫با اینکه چندتا میش هنوز حامله بودند

746
00:35:38,400 --> 00:35:44,080
.‫ولی 120 تا بره اونم فقط توی سه هفته، به دنیا اومده بود

747
00:35:44,120 --> 00:35:46,080
‫اتفاقی که داره امشب به وقوع میپیونده اینکه

748
00:35:46,120 --> 00:35:47,760
‫دوتا بره دیگه هم به دنیا اومدن

749
00:35:47,920 --> 00:35:51,760
‫یکی اونجا و یکی هم اینجا

750
00:35:51,920 --> 00:35:54,240
‫اکثر تولدها، موفقیت آمیز بوده

751
00:35:54,280 --> 00:35:56,480
.‫آره، نگاش کن

752
00:35:56,560 --> 00:35:59,040
‫بعضی هاش هم بگی نگی

753
00:35:59,120 --> 00:36:00,240
‫نفس نمیکشه

754
00:36:03,120 --> 00:36:05,560
‫یالا، نفس بکش دیگه

755
00:36:05,600 --> 00:36:06,560
‫موفق شدیم

756
00:36:06,600 --> 00:36:08,040
!‫آفرین الن

757
00:36:08,120 --> 00:36:10,240
‫راستش فک کردم این یکی به درد نمیخوره

758
00:36:10,400 --> 00:36:12,080
!‫ووهوو

759
00:36:12,120 --> 00:36:13,680
‫حالش خوبه

760
00:36:13,720 --> 00:36:16,760
‫و متاسفانه، چندتا بره هم زنده نموندن

761
00:36:18,880 --> 00:36:20,040
‫توی شکم مادره مرده

762
00:36:25,440 --> 00:36:29,440
‫گذشته از اینکه فهمیدم مراسم
‫ختم یک بره، چندان ابهتی نداره

763
00:36:32,440 --> 00:36:34,400
‫اینو هم کشف کردم که ... اون بیرون توی زمین‌ها

764
00:36:34,480 --> 00:36:38,720
‫بعضی از گوسفندهای مادر، چندان رفتار مادرانه ای ندارن

765
00:36:38,880 --> 00:36:43,000
‫که به همین خاطر، مجبور شدیم یکی از همسایه‌های
.‫پرورش دهنده گوسفند مون رو صدا بزنیم

766
00:36:43,080 --> 00:36:44,920
‫داره اونو میخوره؟

767
00:36:45,000 --> 00:36:47,600
‫نه، فک میکنه که داره میخورتش

768
00:36:47,640 --> 00:36:48,600
‫این رفیق کوچولو توی زمین پیدا شد

769
00:36:48,640 --> 00:36:49,920
‫حدود یه ساعت قبل

770
00:36:50,000 --> 00:36:52,120
‫مادرش اونو رها کرده

771
00:36:52,160 --> 00:36:55,120
‫و جرمی همسایه هم داره یه لوله رو توی گلوش فرو میکنه

772
00:36:55,160 --> 00:36:58,600
‫تا گلوکوز و شیر خشک بهش برسونه

773
00:36:58,640 --> 00:37:00,760
.‫چون که خیلی خیلی ضعیفه

774
00:37:00,920 --> 00:37:05,080
‫هفته پیش همینجا متوجه شدیم که مادره

775
00:37:05,120 --> 00:37:08,120
‫زیاد رفتار خوبی نداره

776
00:37:08,160 --> 00:37:11,040
‫و حالا هم اونو همینطوری ولش کرده

777
00:37:11,760 --> 00:37:14,280
‫یالا، بچه شیطون کوچولو

778
00:37:14,440 --> 00:37:16,720
‫امیدوار بودیم که مراقبت‌های دلسوزانه جرمی

779
00:37:16,760 --> 00:37:19,960
‫رفیق کوچولومون رو دوباره سرپا کنه

780
00:37:20,040 --> 00:37:21,240
‫ولی همونطور که روز به پایان می‌رسید

781
00:37:21,400 --> 00:37:23,520
... ‫تصمیم گرفتیم که اون باید به

782
00:37:23,760 --> 00:37:26,200
.‫به بخش مراقبت‌های ویژه منتقل بشه

783
00:37:28,720 --> 00:37:31,960
‫یه آغل ساختیم، کاه تازه است، بخاری رو هم روشن کردیم

784
00:37:32,040 --> 00:37:36,240
‫و بفرمایین
.‫اینو ببین

785
00:37:36,280 --> 00:37:37,680
‫میخوام بزارمت اینجا

786
00:37:37,720 --> 00:37:39,520
.‫یکم نرم تره

787
00:37:39,600 --> 00:37:41,000
‫بفرما

788
00:37:41,080 --> 00:37:42,720
.‫بره خوب

789
00:37:42,760 --> 00:37:44,440
‫درسته

790
00:37:44,520 --> 00:37:46,880
‫سه ساعت مونده تا وعده غذای بعدی

791
00:37:51,720 --> 00:37:55,200
‫در طول شب، بره ضعیف‌تر شد

792
00:37:56,640 --> 00:37:59,040
.‫یالا، یالا، یالا، یالا

793
00:37:59,120 --> 00:38:01,400
... ‫یالا، یالا، ای بره

794
00:38:01,480 --> 00:38:02,720
‫با اینکه بالاخره تونستیم

795
00:38:02,880 --> 00:38:06,440
‫یکم بهش غذا برسونیم

796
00:38:06,520 --> 00:38:08,920
‫راستش نمیدونم چیکار باید
‫براش میکردین که نکردین

797
00:38:09,960 --> 00:38:12,440
.‫خب، اون خوراک مغذی عه

798
00:38:14,200 --> 00:38:17,240
.‫در نهایت، این همه کار هیچ فایده ای نداشت

799
00:38:25,920 --> 00:38:29,960
‫از دست دادن بره، غم انگیز بود

800
00:38:30,040 --> 00:38:32,600
‫و همچنین یک ضربه مالی هم به حساب می اومد

801
00:38:32,680 --> 00:38:34,160
‫ولی عجیب اینکه

802
00:38:34,240 --> 00:38:36,960
‫حداقل ضربه مالی چندان بزرگی نبود

803
00:38:37,040 --> 00:38:39,160
‫با اینکه میتونست باشه

804
00:38:39,240 --> 00:38:40,800
‫ارزششون نصف شده، مگه نه؟

805
00:38:40,840 --> 00:38:42,200
‫دوباره ارزششون کم شده

806
00:38:42,240 --> 00:38:44,120
‫شب قبل نگاه کردم، 52 پوند بود

807
00:38:44,160 --> 00:38:45,600
‫آره

808
00:38:45,640 --> 00:38:47,000
‫چون که همه رستوران‌ها بسته شدن

809
00:38:47,080 --> 00:38:48,920
‫آره و رستوران‌های زنجیره ای هم بسته شدن

810
00:38:49,000 --> 00:38:50,280
‫اوه، میشه هنوز صادرشون کرد؟

811
00:38:50,440 --> 00:38:51,600
.‫نه

812
00:38:51,680 --> 00:38:53,120
‫نمیتونیم به رستوران‌ها بفروشیمشون

813
00:38:53,160 --> 00:38:55,480
‫نمیتونیم به بارها بفروشیمشون

814
00:38:55,560 --> 00:38:58,440
‫یه هفته قبل، یه بره 100 پوند قیمت داشت

815
00:38:58,520 --> 00:39:00,920
‫و الان 52 پونده و نصف شده

816
00:39:01,000 --> 00:39:02,600
.‫آره

817
00:39:02,640 --> 00:39:04,040
‫خیلی هم عالی

818
00:39:11,000 --> 00:39:12,280
‫از طرف دیگه

819
00:39:12,440 --> 00:39:15,280
‫فصل بره زایی موفقیت آمیزی به شمار می‌رفت

820
00:39:17,080 --> 00:39:18,600
‫

821
00:39:20,040 --> 00:39:22,600
‫از 138 تا بره ای که انتظارشو می‌کشیدیم

822
00:39:22,640 --> 00:39:26,920
‫134 تاشون با موفقیت به دنیا اومدن

823
00:39:30,880 --> 00:39:34,520
‫این فکر که زمین با دستشویی های کوچیکی که افتادن

824
00:39:34,600 --> 00:39:38,600
‫کثیف و آلوده شده، یکم ترسناک به نظر میرسه

825
00:39:41,520 --> 00:39:44,160
‫علیرغم الودگی های  دورریخته شده

826
00:39:44,240 --> 00:39:46,120
... ‫این بره‌ها، مزرعه منو

827
00:39:46,280 --> 00:39:49,200
‫به چیزی تبدیل کردن که عکس اش
‫روی کارت پستی بهاری چاپ میشه

828
00:39:49,240 --> 00:39:53,280
‫عکسی از کشور بریتانیا که چطوری
‫میتونه و شاید چطوری باید باشه

829
00:39:55,280 --> 00:39:58,640
‫عاشق اینم که اونا رو دور و بر خودم داشته باشم

830
00:39:58,720 --> 00:40:03,840
‫اینجا توی این مزرعه اشتراکی کوچیک و عجیب
‫دیدلی اسکواتی مون اونم توی این شرایط قرنطینه

831
00:40:17,800 --> 00:40:20,720
‫پناهگاه مخصوص بمباران هوایی واسه دوران جنگ جهای دوم

832
00:40:22,880 --> 00:40:27,200
‫اگه کووید-19 زیاد بشه، اینجا، جایی که من میام

833
00:40:30,120 --> 00:40:32,560
‫من چراغ ترمز رو نشکوندم، تو این کارو کردی

834
00:40:32,640 --> 00:40:34,560
‫نه، راستش، صد درصد کار خودت بوده

835
00:40:34,640 --> 00:40:36,560
‫چی؟ منظورت چیه که کار من بوده؟

836
00:40:36,640 --> 00:40:39,280
‫

837
00:40:39,360 --> 00:40:40,720
‫به مدت شش هفته، اجازه نداشتیم

838
00:40:40,800 --> 00:40:43,600
‫که این محل رو ترک کنیم

839
00:40:43,680 --> 00:40:48,120
‫درون خودروتون بمونید، خواهش می‌کنم، درون خودروتون بمونید

840
00:40:48,200 --> 00:40:49,880
‫و میدونی چیه؟

841
00:40:50,000 --> 00:40:51,920
.‫دلمم نمی‌خواست که اینجا رو ترک کنم

842
00:40:58,600 --> 00:41:00,080
‫راستش رو بخوام بگم

843
00:41:00,160 --> 00:41:03,040
‫شادترین دوران زندگیم بود

844
00:41:08,400 --> 00:41:09,800
‫ولی یکبار دیگه

845
00:41:09,880 --> 00:41:13,640
‫قرار بود که اوضاع بطور وحشتناکی خراب بشه

846
00:41:15,680 --> 00:41:18,800
‫شش، هفت هفته است که بارون نباریده

847
00:41:18,880 --> 00:41:20,760
‫-نه
.‫-بیاین دیگه، دخترا

848
00:41:21,080 --> 00:41:22,720
‫شرایط ایده آلی نیست

849
00:41:22,800 --> 00:41:24,480
‫محصول تحت فشار قرار گرفته

850
00:41:24,560 --> 00:41:26,320
‫اجازه دارم که یکم نگران بشم؟

851
00:41:26,400 --> 00:41:28,040
.‫به نظرم یه چالش درست و حسابی خواهد بود
