﻿1
00:00:13,640 --> 00:00:14,800
‫درست وسط تابستونه

2
00:00:14,880 --> 00:00:18,160
:‫و یه روز معمولی توی مزرعه، شبیه اینه

3
00:00:21,760 --> 00:00:24,920
‫ساعت 6:30 بیدار میشم و بعد از اینکه قهوه خوردم

4
00:00:25,000 --> 00:00:27,960
‫میرم سمت مرغدونی ها تا مرغ‌ها رو از لونه هاشون آزاد کنم

5
00:00:28,000 --> 00:00:29,000
‫صبح بخیر

6
00:00:29,120 --> 00:00:32,840
‫تو راه برگشت، یکم قارچ برای ناهارم می‌چینم

7
00:00:32,920 --> 00:00:35,400
‫و بعدش میرم به ماهی‌ها غذا میدم

8
00:00:37,720 --> 00:00:40,960
‫توی خونه، روی دستور پخت سس گوجه فرنگی کار می‌کنم

9
00:00:41,000 --> 00:00:43,320
‫که میخوام برای فروشگاه محلی آماده اش کنم

10
00:00:43,400 --> 00:00:45,920
‫یکم فلفل تند و گشنیز تازه اضافه می‌کنم

11
00:00:46,000 --> 00:00:48,000
... ‫و می‌زارم با دمای کم، جوش بیاد

12
00:00:49,040 --> 00:00:51,680
‫در حالی که داشتم حصاری رو تعمیر می‌کردم که

13
00:00:51,720 --> 00:00:53,760
‫که شکارچی می‌گفت توی زمستون خراب نشده

14
00:00:55,280 --> 00:00:57,280
‫بعدش گل های وحشی که کاشته بودم رو کوتاه می‌کنم

15
00:00:57,320 --> 00:00:59,320
‫چون که همه باغبون ها این کارو میکنن

16
00:00:59,360 --> 00:01:01,520
‫صبر میکنن تا گیاه‌ها به بهترین شکلشون برسن

17
00:01:01,600 --> 00:01:04,840
‫و بعد کوتاهشون میکنن تا زیاد قشنگ دیده نشن

18
00:01:06,040 --> 00:01:08,400
‫بعدش یکم سبزیجات برای لیسا می‌چینم

19
00:01:08,440 --> 00:01:10,920
‫تا به چندتا مشتری که تو آتلانتا داریم، بفروشتشون

20
00:01:11,000 --> 00:01:14,920
‫و حتی یه دسته ریواس چینی هم پیدا کردم، پس اونم می‌چینم

21
00:01:16,120 --> 00:01:18,280
‫و بعدش جنگی میرم فروشگاه

22
00:01:18,400 --> 00:01:20,640
‫این ریواس چینیه که باید شسته بشه

23
00:01:20,680 --> 00:01:23,920
‫وقتی همه چیزهایی که روز قبل چیده بودم رو بیرون می‌ریزم

24
00:01:24,000 --> 00:01:25,280
‫چون که اصلاً فروش نرفته
‫چون که هیشکی

25
00:01:25,280 --> 00:01:27,560
‫این روزا دیگه سبزیجات تازه دوست نداره

26
00:01:38,680 --> 00:01:41,440
‫بعدش سس گوجه فرنگی رو هم می‌زنم

27
00:01:41,520 --> 00:01:44,560
‫قبل از اینکه برم و به زنبورها سر بزنم

28
00:01:44,560 --> 00:01:46,280
.‫یالا، برو بیرون

29
00:01:47,320 --> 00:01:49,120
‫و گوسفندها و بره‌ها

30
00:01:50,520 --> 00:01:53,640
‫و بعدش کار بزرگ روز رو شروع می‌کنم

31
00:01:53,680 --> 00:01:55,400
‫همیشه یکی هست

32
00:01:55,520 --> 00:01:57,280
‫امروز باید همه کاه‌ها

33
00:01:57,280 --> 00:01:59,920
‫و همه کود‌های گوسفند رو از انبار تمیز کنم

34
00:01:59,960 --> 00:02:03,000
‫ولی چون یه سطل برای جلو تراختور ندارم

35
00:02:03,040 --> 00:02:06,280
‫باید از کیلیب بخوام که برف روب رو از انبار دیگه بیاره

36
00:02:06,400 --> 00:02:07,400
‫چرا خودت این کارو نمی‌کنی؟

37
00:02:07,480 --> 00:02:09,880
‫چون که لامبورگینی اینجا، جا نمیشه

38
00:02:10,000 --> 00:02:12,280
‫بلافاصله می تونم تشخیص بدم که اون خوشحال نیست

39
00:02:12,400 --> 00:02:15,520
‫چون که اون فکر میکنه که تراکتور من خیلی پیچیده است

40
00:02:15,560 --> 00:02:16,960
‫تراکتورت آشغاله

41
00:02:17,000 --> 00:02:20,040
‫و بعد وقتی که دارم قارچ‌ها رو می‌خورم

42
00:02:20,120 --> 00:02:21,280
‫که صبح چیده بودمشون

43
00:02:21,280 --> 00:02:24,520
‫و توی سس خامه ای پخته بودم و با نون تست سرو اش کرده بودم

44
00:02:24,560 --> 00:02:26,120
... ‫با یکم جعفری که از تو باغ اومده بود

45
00:02:26,600 --> 00:02:28,280
‫یه تماس از همکار هام دریافت می‌کنم

46
00:02:28,280 --> 00:02:32,000
.‫که میگه گوسفندها فرار کردن و الان توی جاده ان

47
00:02:33,560 --> 00:02:37,400
! ‫پس با ماشین میرم اونجا و می‌فهمم که گوسفند فرار نکرده

48
00:02:38,400 --> 00:02:40,560
‫ولی حداقل الان برف روب بخوبی

49
00:02:40,560 --> 00:02:42,400
‫جلوی تراکتور نصب شده

50
00:02:42,400 --> 00:02:44,800
‫پس میرم به انبار زایمان بره‌ها و بلافاصله

51
00:02:44,840 --> 00:02:47,400
‫کشف می‌کنم که تراکتور اونجا هم جا نمیشه

52
00:02:50,000 --> 00:02:52,560
‫بعدش یه تله مرگ 80 ساله رو

53
00:02:52,680 --> 00:02:55,840
‫به پشت تراکتور لیسا وصل می‌کنم و از اون استفاده می‌کنم

54
00:02:58,000 --> 00:02:59,680
‫داره کم کم دیر میشه، پس با عجله میرم خونه

55
00:02:59,680 --> 00:03:02,600
‫یکم ادویه به سس گوجه فرنگی اضافه می‌کنم

56
00:03:02,680 --> 00:03:06,120
‫قبل از اینکه دوباره برم و به ماهی‌ها غذا بدم

57
00:03:06,160 --> 00:03:07,400
‫و تخم مرغ‌ها رو جمع کنم

58
00:03:08,560 --> 00:03:11,840
‫و بعد میرم که بخوابم با دونستن اینکه به زودی

59
00:03:13,280 --> 00:03:15,680
‫اوضاع قراره که حسابی شلوغ پلوغ بشه

60
00:03:30,000 --> 00:03:32,720
‫یکی از وظایف اضافی توی زندگی شلوغ مون

61
00:03:32,840 --> 00:03:37,160
‫انجام روزانه تست رطوبت روی محصولات بوده

62
00:03:37,280 --> 00:03:42,400
،‫و حالا که چارلی رفته به تعطیلات
‫این وظیفه افتاده گردن من و کیلیب

63
00:03:42,440 --> 00:03:45,040
‫-الان، یه کشاور باتجربه
‫-خب

64
00:03:45,120 --> 00:03:47,920
‫میتونه بگه غلاف گیاه چقدر رطوبت داره

65
00:03:48,000 --> 00:03:49,600
‫فقط با جویدنش، میتونه؟

66
00:03:49,680 --> 00:03:50,960
‫آره، میتونن

67
00:03:51,000 --> 00:03:53,040
‫اونا غلاف رو باز میکنن، خودم دیدم که این کارو می‌کنم

68
00:03:53,120 --> 00:03:55,800
‫بازش میکنن، خیلی هم جدی هستن موقع این کار

69
00:03:55,840 --> 00:03:57,400
‫بعدش اینجوری و بعد میجونش

70
00:03:59,280 --> 00:04:00,560
‫ این 12 درصده 

71
00:04:00,600 --> 00:04:02,160
--‫و درست میگن؟ منظورم اینکه اونا میدونن

72
00:04:02,240 --> 00:04:03,720
‫آره، قطعاً

73
00:04:03,800 --> 00:04:06,720
‫ولی من نمیتونم این کارو بکنم چون مثل اونا باتجربه نیستم

74
00:04:07,000 --> 00:04:09,280
‫و تو هم نمیتونی چون بی تجربه
‫محسوب میشی در مقایسه با اونا

75
00:04:09,280 --> 00:04:10,720
‫پس ما دستگاهش رو داریم

76
00:04:10,840 --> 00:04:12,240
‫تا حالا از اینا استفاده کردی؟

77
00:04:12,280 --> 00:04:14,560
‫آه ... بزار فکر کنم

78
00:04:14,600 --> 00:04:16,120
‫اون تیکه رو می‌بینی، نگاه کن

79
00:04:16,160 --> 00:04:18,240
‫ما باید اون تیکه رو با کلزا پر کنیم

80
00:04:21,800 --> 00:04:22,720
‫پرش کنیم؟

81
00:04:22,800 --> 00:04:26,360
:‫میشه الان یه زیرنویس بریم
‫ «چند ساعت بعد»

82
00:04:27,760 --> 00:04:29,600
‫چند ساعت بعد

83
00:04:31,360 --> 00:04:32,360
‫یکم بیشتر می‌ریزی؟

84
00:04:35,160 --> 00:04:37,600
... ‫و این کارو می‌کنی، نگاه کن. و بعدش

85
00:04:38,360 --> 00:04:40,800
‫پس اگه این بگه کمتر از 6 درصد

86
00:04:40,920 --> 00:04:43,120
.‫بدجوری تو دردسر افتادیم
.‫نمیتونیم برداشت کنیم

87
00:04:43,160 --> 00:04:44,720
.‫-آره
‫-و اگه بگه بیشتر از

88
00:04:44,800 --> 00:04:46,240
‫نه درصده

89
00:04:46,280 --> 00:04:48,120
‫خیلی مرطوبه و اونا قبولش نمیکنن

90
00:04:48,160 --> 00:04:50,920
‫آماده ای؟ داره آزمایش میکنه

91
00:04:51,040 --> 00:04:53,720
‫

92
00:04:53,800 --> 00:04:55,000
... ‫خب، این

93
00:04:55,360 --> 00:04:57,400
... ‫هشت درصد رطوبته که یعنی

94
00:04:57,480 --> 00:04:59,480
.‫عالیه. باید همین الان برداشت کنیم

95
00:05:01,040 --> 00:05:02,600
! ‫بیا انجامش بدیم

96
00:05:04,040 --> 00:05:07,400
‫ولی راستش، نمیتونستیم انجامش بدیم

97
00:05:08,600 --> 00:05:10,680
‫برای برداشت کلزا

98
00:05:10,720 --> 00:05:14,120
‫من یه کمبباین دروگر لازم دارم و از اینا نخریدم

99
00:05:14,160 --> 00:05:16,680
‫چون که 250 هزار پوند قیمتشونه

100
00:05:16,720 --> 00:05:18,360
‫پس باید یکی اجاره کنم

101
00:05:19,160 --> 00:05:22,240
‫و مشکل اینکه هر کشاورز دیگه ای توی این ناحیه

102
00:05:22,280 --> 00:05:23,680
‫امروز صبح اومده بیرون

103
00:05:23,720 --> 00:05:25,800
‫رفته توی زمین‌ها، رطوب رو آزمایش کرده

104
00:05:25,840 --> 00:05:28,560
‫و همه اونا هم به نتیجه یکسانی رسیدن

105
00:05:28,600 --> 00:05:30,800
‫و اونا هم میخوان یکی از این کمباین‌ها رو اجاره کنن

106
00:05:34,280 --> 00:05:37,720
‫توی دفتر، بدترین ترس ام تبدیل به واقعیت شد

107
00:05:39,240 --> 00:05:40,240
‫سه روز؟

108
00:05:41,000 --> 00:05:42,720
‫قبل از اون کاری از دستت برنمیاد؟

109
00:05:42,840 --> 00:05:44,560
‫نه، نه من شماره اش رو دارم

110
00:05:46,840 --> 00:05:48,480
.‫آره، درست حدس زدی

111
00:05:48,560 --> 00:05:49,840
‫نه، میدونم

112
00:05:52,040 --> 00:05:55,160
... ‫اون داره
.‫اون داره مزرعه خودشو اول انجام میده

113
00:05:57,360 --> 00:05:59,720
.‫خیلی خب، باشه، نه، ممنون که وقت گذاشتی

114
00:06:05,800 --> 00:06:08,120
‫رفتم بیرون و هر جایی که نگاه می‌کردم

115
00:06:08,160 --> 00:06:10,600
‫یه یادآورد واضح و درخشان بود

116
00:06:10,600 --> 00:06:14,040
‫که من همون تازه کار توی منطقه بودم

117
00:06:14,120 --> 00:06:17,800
‫نگاه کن، یه کمباین اونجا و اونجاست

118
00:06:19,800 --> 00:06:21,360
‫آره، اینم یکی دیگه

119
00:06:21,400 --> 00:06:23,720
‫همه مزرعه‌ها کمباین دارن

120
00:06:26,480 --> 00:06:30,120
‫تا اواخر عصر، به هیچ نتیجه ای نرسیدم

121
00:06:30,160 --> 00:06:32,280
... ‫37, 42

122
00:06:32,360 --> 00:06:34,400
‫ولی بعدش کیلیب زد تو خال

123
00:06:34,480 --> 00:06:37,400
‫با اون رفیقش که من بایستی بهش بگم
‫ «مسیح»

124
00:06:37,480 --> 00:06:40,560
‫با ایکه اسم واقعیش سایمون بود

125
00:06:40,600 --> 00:06:43,040
... ‫امروز عصر ... اگه تموم بشه

126
00:06:43,120 --> 00:06:44,560
‫فقط دوتا زمین ام مونده که برداشت کنم

127
00:06:44,600 --> 00:06:46,840
‫پس در بهترین حالت، تا شب میتونم کارمو تموم کنم

128
00:06:46,920 --> 00:06:48,000
‫آره

129
00:06:48,040 --> 00:06:50,040
‫و بعدش، یجورایی فردا دستگاه رو بدمش به شما

130
00:06:50,120 --> 00:06:52,120
‫آره، بعدش هم ما میتونیم برداشت رو شروع کنیم

131
00:06:54,720 --> 00:06:56,040
‫صبح روز بعد

132
00:06:57,120 --> 00:07:00,920
‫کمباین جور شده بود و وقت عمل بود

133
00:07:01,040 --> 00:07:03,360
.‫-این عالیه
.‫-آره، هوا رو ببین

134
00:07:03,480 --> 00:07:04,280
‫میدونم

135
00:07:08,240 --> 00:07:10,840
‫خب، تراکتور ها قراره که کل روز از اینجا رد بشن

136
00:07:10,920 --> 00:07:14,040
‫پس میخوام که این دروازه رو جابجا کنم تا یکم کار راحت‌تر بشه

137
00:07:17,720 --> 00:07:20,920
‫این ... آره، منظور منم همین بود

138
00:07:21,000 --> 00:07:21,920
‫فک کنم اصلاً هیچ کاری نکردی

139
00:07:22,000 --> 00:07:23,800
... ‫کردم

140
00:07:27,240 --> 00:07:29,480
‫درسته، امروز روز مهمته، لامبو

141
00:07:30,720 --> 00:07:32,920
‫این چیزیه که انتظارشو می‌کشیدیم

142
00:07:41,120 --> 00:07:42,480
‫8.9

143
00:07:44,000 --> 00:07:45,720
‫میرم و متصل اش می‌کنم

144
00:07:47,360 --> 00:07:48,720
‫بعد از یک سال تمام

145
00:07:48,840 --> 00:07:51,600
‫نگاه کردن به کیلیب که چیزها رو به تراکتور وصل میکنه

146
00:07:51,680 --> 00:07:53,600
‫فکر کردم که دیگه هیچ مشکلی ندارم

147
00:07:53,680 --> 00:07:56,800
‫تا لامبو رو به تریلری وصل کنم که اجاره اش کرده بودم

148
00:07:58,600 --> 00:07:59,680
... ‫آم

149
00:08:01,720 --> 00:08:05,600
‫این کارو می‌کنم، بعدش این، بعدش این نه

150
00:08:05,680 --> 00:08:07,160
... ‫آم

151
00:08:12,600 --> 00:08:14,800
‫درسته. این قطعاً بیرون نمیاد

152
00:08:14,840 --> 00:08:17,160
‫خب، باید یه چیزی باشه که فراموش کردم انجامش بدم

153
00:08:17,240 --> 00:08:18,360
‫چی رو فراموش کردم؟

154
00:08:18,480 --> 00:08:19,840
... ‫آم

155
00:08:19,920 --> 00:08:20,800
‫این نه

156
00:08:21,600 --> 00:08:23,400
‫تنها یه راه بود

157
00:08:24,360 --> 00:08:25,920
‫کیلیب رو بیار تا انجامش بده

158
00:08:26,040 --> 00:08:28,240
‫راستش، وایسا، وایسا، وایسا

159
00:08:30,400 --> 00:08:32,440
‫خیلی خب، متصل شدی

160
00:08:34,480 --> 00:08:37,000
‫با تموم شدن این کار، رفتیم سمت فروشگاه محلی

161
00:08:37,080 --> 00:08:39,720
‫تا با عیسی ملاقات کنیم
*‫*منظورش همون همسایه کلیب عه

162
00:08:42,320 --> 00:08:46,600
‫امروز جمعه و الان ساعت 11:40 است

163
00:08:46,720 --> 00:08:50,120
‫یه جبهه هوا قرار که صبح یکشنبه برسه

164
00:08:50,240 --> 00:08:51,720
‫پس باید سعی کنیم

165
00:08:51,720 --> 00:08:55,480
‫یه عملیات برداشت 4 روزه رو توی یک روز و نیم تموم کنیم

166
00:08:57,240 --> 00:08:58,840
‫امروز، یه روز طولانی خواهد بود

167
00:09:07,720 --> 00:09:09,960
‫پنکه ام کار نمیکنه

168
00:09:10,000 --> 00:09:12,840
‫و اینقدر دستم بنده که الان نمیتونم درستش کنم

169
00:09:12,840 --> 00:09:15,240
‫یا اینجاست یا اونجا

170
00:09:15,960 --> 00:09:17,240
.‫اینجا خوبه

171
00:09:25,720 --> 00:09:30,360
‫خب، احتمالاً تمام شب رو کار می‌کنیم

172
00:09:30,440 --> 00:09:32,600
‫اونجا، چندتا دستمال توالت هست

173
00:09:32,600 --> 00:09:35,720
‫اگه کم آوردی، بهم خبر بده، باشه؟

174
00:09:35,720 --> 00:09:37,120
‫واقعاً با خودت دستمال توالت آوردی؟

175
00:09:37,120 --> 00:09:38,240
! ‫آره

176
00:09:38,240 --> 00:09:40,600
‫اولین بار نیست که توی همچین مخمصه ای گیر افتادم

177
00:09:41,240 --> 00:09:42,200
! ‫نگاه کن

178
00:09:43,480 --> 00:09:45,600
! ‫ما یه کمباین دروگر داریم

179
00:09:50,600 --> 00:09:51,600
‫بالاخره اینجاست

180
00:09:54,120 --> 00:09:56,480
.‫-اون سایمونه
.‫-اون سایمونه

181
00:10:09,360 --> 00:10:10,840
‫بهت گفته که چطوری باید باهاش کار کنی؟

182
00:10:10,840 --> 00:10:12,000
‫در حال حرکت این کارو می‌کنیم؟

183
00:10:12,080 --> 00:10:14,600
‫-تخلیه محصول در حال حرکت؟
.‫-آره

184
00:10:14,720 --> 00:10:16,120
‫بعدش در مورد موضوعی بحث کردیم

185
00:10:16,200 --> 00:10:18,720
‫که فشار بیشتری رومون اضافه می‌کرد

186
00:10:18,840 --> 00:10:22,600
‫امسال سال غیرعادی برای جو و کلزاست

187
00:10:22,720 --> 00:10:24,440
‫که توی زمان مشابهی آماده شدن

188
00:10:24,480 --> 00:10:25,960
.‫-آره، خیلی خیلی نامعموله

189
00:10:26,000 --> 00:10:27,120
‫تقریباً منحصر بفرده
‫اینطوری میتونم بگم

190
00:10:27,200 --> 00:10:29,000
... ‫معمولاً جو آماده میشه

191
00:10:29,080 --> 00:10:31,840
‫معمولاً جو دو سه هفته زودتر آماده میشه

192
00:10:32,000 --> 00:10:33,480
‫و بعد کلزا آماده میشه

193
00:10:33,600 --> 00:10:35,000
... ‫پس بخاطر بهار خشک بوده

194
00:10:52,600 --> 00:10:53,720
‫داره شروع میشه

195
00:11:02,000 --> 00:11:03,600
‫و آماده ایم

196
00:11:09,240 --> 00:11:10,880
‫اولین برداشت ام

197
00:11:14,480 --> 00:11:16,880
‫کمباین‌های لعنتی خیلی باهوش هستن، اینطور نیست؟

198
00:11:17,000 --> 00:11:18,120
.‫بدجنس ان

199
00:11:18,240 --> 00:11:20,720
‫حق با توئه، برای اینکه یه چیزی رو خرد کنه

200
00:11:20,840 --> 00:11:23,200
‫غلاف اش رو باز کنه، اون دونه های کوچولو رو

201
00:11:23,240 --> 00:11:26,000
‫اون ماشین عظیم، دونه های کوچولو رو در میاره و بعدش

202
00:11:26,080 --> 00:11:26,960
‫اینو لازم ندارم، اینو لازم ندارم

203
00:11:27,000 --> 00:11:30,000
‫اینو لازم ندارم
‫ولی اینو لازم دارم

204
00:11:30,000 --> 00:11:33,440
‫و اندازه میگیره که چقدر دونه خارج شده

205
00:11:33,480 --> 00:11:37,080
‫فقط-- کشاورزی واقعاً شگفت انگیزه، مگه نه؟

206
00:11:37,120 --> 00:11:39,240
.‫آدرنالین آدمو سر حال میکنه. من الان سرحالم

207
00:11:39,360 --> 00:11:40,880
‫میدونی، ساعت سه نصف شب اومدم اینجا

208
00:11:40,960 --> 00:11:43,000
‫و هنوز دارم به کارم ادامه میدم

209
00:11:43,000 --> 00:11:44,600
‫تو قراره که بیهوش بشی

210
00:11:47,480 --> 00:11:50,360
‫وقتی کمباین تقریباً پر شده بود

211
00:11:51,360 --> 00:11:53,520
‫کیلیب به موقعیت نزدیک شد

212
00:11:58,080 --> 00:11:59,480
‫اوکی، همونجا نگه اش دار

213
00:12:03,240 --> 00:12:05,480
‫دسته اول داره میاد

214
00:12:09,600 --> 00:12:10,640
‫وقتی که کامیون رو

215
00:12:10,720 --> 00:12:13,320
... ‫با دوتا محموله کمباین، پر کرد

216
00:12:19,240 --> 00:12:21,720
‫رفت سمت انبار تا اونا رو خالی کنه

217
00:12:24,240 --> 00:12:28,000
‫و وقتی که داشت با تریلر قرن 19 امی من سر و کله می‌زد

218
00:12:29,640 --> 00:12:31,000
‫اوه، خدای من

219
00:12:34,440 --> 00:12:37,880
‫منم داشتم خودمو آماده اولین دور ام می‌کردم

220
00:12:39,840 --> 00:12:41,080
‫این پشت دارم میرم

221
00:12:43,720 --> 00:12:44,960
‫چراغ زردش روشن شد

222
00:12:45,000 --> 00:12:48,360
‫که یعنی داره بهم میگه مخزن اش 80 درصد پر شده

223
00:12:48,440 --> 00:12:53,360
.‫من تو راهم. این همون لحظه موعوده

224
00:12:55,480 --> 00:12:57,200
‫دارم میام، دارم میام

225
00:12:57,240 --> 00:12:59,880
‫هنوز نرسیدم، هنوز نرسیدم

226
00:13:05,720 --> 00:13:08,840
‫میخوام عقب‌تر برم، عقب‌تر

227
00:13:09,840 --> 00:13:12,320
‫اوه، درسته، اول باید عقب تریلر رو پر کنم

228
00:13:12,360 --> 00:13:15,120
‫باید یه چشم اونجا باشه و یه چشم
‫جلو رو ببینه تا بدونم کجا دارم میرم

229
00:13:15,240 --> 00:13:16,240
‫باید مثل کبوتر باشم

230
00:13:17,240 --> 00:13:18,840
‫تمومه

231
00:13:18,960 --> 00:13:20,960
‫اوه، نه، من وایسادم

232
00:13:21,000 --> 00:13:22,120
‫به حرکت ادامه بده

233
00:13:22,240 --> 00:13:25,000
‫نمیتونم. اوه، نه

234
00:13:25,080 --> 00:13:27,720
‫باید جلو باشم
‫باید جلو باشم

235
00:13:27,840 --> 00:13:30,880
‫یه لحظه وایسا، باید چیکار کنم؟ سرعت رو کم می‌کنم

236
00:13:31,000 --> 00:13:33,360
‫آماده، در جای خود، در جای خود، برو

237
00:13:37,520 --> 00:13:40,480
‫احسنت، بیشترشو توی وسط تریلر جمع کردی

238
00:13:40,600 --> 00:13:43,360
! ‫خدای من، این خیلی سخته

239
00:13:44,000 --> 00:13:46,520
‫همه چی برعکس شده پس اگه من اینجا رو نگاه کنم

240
00:13:46,600 --> 00:13:49,480
:‫کنار شونه ام و فک کنم که
‫ آوه، نه، اون عقبه 

241
00:13:49,600 --> 00:13:52,240
‫باید سرعت ام رو بیارم پایین

242
00:13:52,360 --> 00:13:54,840
‫وقتی عقبه، سرعت رو بیار پایین

243
00:13:55,720 --> 00:13:58,120
.‫وقتی جلوئه، سرعت رو ببر بالا

244
00:14:01,480 --> 00:14:04,520
‫خوشبختانه توی دور بعدیم، خبری از گند کاری نبود

245
00:14:05,440 --> 00:14:06,720
‫کارها بخوبی پیش رفت

246
00:14:07,760 --> 00:14:10,480
‫همه راننده‌های مسابقه از دقت توی رانندگی حرف میزنن

247
00:14:10,520 --> 00:14:13,360
! ‫اونا قطعاً نمیدونن که این کلمه چه معنی داره

248
00:14:17,000 --> 00:14:19,840
‫بعدش با عجله رفتم تا محموله ام رو خالی کنم

249
00:14:19,880 --> 00:14:22,760
‫کاملاً آگاه بودم که برای سال‌ها داشتم غر می‌زدم که

250
00:14:22,840 --> 00:14:25,200
‫که تراکتور ها باعث ترافیک میشن

251
00:14:25,240 --> 00:14:29,080
‫الان خودم توی یه تراختور بودم و ترافیک ایجاد کرده بودم

252
00:14:30,240 --> 00:14:32,480
‫باید همه تون توی فروشگاه محلی توقف میکردین

253
00:14:32,520 --> 00:14:36,120
! ‫اون موقع دیگه اینجا گیر نکرده بودین، درسته؟

254
00:14:36,200 --> 00:14:38,000
‫توی مزرعه

255
00:14:38,000 --> 00:14:40,840
‫لازم بود که هر چه سریع‌تر دونه ها رو خالی بکنم

256
00:14:40,880 --> 00:14:43,240
‫تا دوباره بتونم برگردم به زمین

257
00:14:43,320 --> 00:14:45,520
‫قبل از اینکه کمباین دوباره پر بشه

258
00:14:46,360 --> 00:14:47,440
‫خیلی هم عالی

259
00:14:47,480 --> 00:14:51,720
‫بعدش، باید برم عقب-- یه لحظه
‫وایسا، اگه این طرفی فرمون رو بچرخونم

260
00:14:53,440 --> 00:14:54,520
... ‫عقب رفتن

261
00:15:03,640 --> 00:15:04,840
‫آره

262
00:15:06,120 --> 00:15:07,760
‫زاویه ورود اشتباه بود

263
00:15:11,200 --> 00:15:14,120
‫اگه برم عقب، اون طرف باید سمت راست باشه

264
00:15:14,200 --> 00:15:15,200
‫آره، همینه

265
00:15:21,080 --> 00:15:22,080
‫خدایا

266
00:15:23,520 --> 00:15:26,240
‫وایسا، وایسا، وایسا
.‫توجه کن، جرمی

267
00:15:26,320 --> 00:15:27,840
‫خب اگه این طرفی برم و عقبش رو بیرون نگه دارم

268
00:15:33,120 --> 00:15:36,760
‫اوه، محض رضای خدا، این کار غیر ممکنه

269
00:15:36,840 --> 00:15:38,720
‫بعد از شش بار تلاش

270
00:15:38,760 --> 00:15:41,120
... ‫که به راحتی می‌شد ادیت و از فیلم خارج شون کرد

271
00:15:42,360 --> 00:15:46,120
‫تریلر به روز و مدرن‌تر، رفت توی انبار

272
00:15:47,320 --> 00:15:48,840
‫اوه، آره

273
00:15:58,240 --> 00:16:01,320
‫خدای من، شانس آوردم، نباید در این مورد چیزی به کیلیب بگم

274
00:16:05,720 --> 00:16:07,000
‫با پایدار بودن هوا

275
00:16:07,120 --> 00:16:08,360
‫ما مثل یه تیم کار می‌کردیم

276
00:16:08,360 --> 00:16:10,600
‫تا هر چقدر که میتونیم، محصول از زمین برداشت کنیم

277
00:16:19,480 --> 00:16:24,480
‫درسته، این زمین، طبق نقشه ای که اینجا دارم، 54.8 جریب عه

278
00:16:24,600 --> 00:16:26,880
‫و اگه آب و هوا خوبی داشته باشیم

279
00:16:27,000 --> 00:16:31,760
‫میتونیم انتظار داشته باشیم 23500 پوند محصول کلزا بده

280
00:16:31,840 --> 00:16:33,720
‫من که فکر نمی‌کنم اینقدر باشه

281
00:16:33,840 --> 00:16:37,120
،‫دوست دارم که به چارلی زنگ بزنم و ازش بپرسم
‫ولی اون رفته تعطیلات

282
00:16:40,840 --> 00:16:43,360
‫خب، هر ساعت ده جریب رو برداشت می‌کنیم

283
00:16:43,480 --> 00:16:47,560
‫و همه کانادایی‌ها الان دارن از خنده
‫از روی صندلی شون می افتن پایین

284
00:16:51,080 --> 00:16:53,480
‫اینجا داره گرم میشه

285
00:16:53,600 --> 00:16:55,720
‫یکم کولرمو روشن کنم

286
00:17:00,440 --> 00:17:01,720
... ‫اون طرف برم

287
00:17:02,720 --> 00:17:03,760
... ‫ببرمش بیرون

288
00:17:05,000 --> 00:17:07,480
‫یعنی باید برم راست، پس میخوام اون سمتی برم

289
00:17:11,480 --> 00:17:14,000
‫وایسا، وایسا، فقط میخوام یه بار دیگه امتحانش کنم

290
00:17:19,640 --> 00:17:22,920
‫علیرغم شرایط کاری دلپذیر

291
00:17:22,960 --> 00:17:25,400
‫یه موضوعی ذهنمو درگیر کرده بود

292
00:17:25,440 --> 00:17:29,520
‫راستش چقدر دونه داریم برداشت می‌کنیم؟

293
00:17:29,680 --> 00:17:31,880
‫کامپیوتر داره چی میگه، سایمون؟

294
00:17:32,480 --> 00:17:34,480
‫مانتیور نشانگر بازده توی کمباین داره میگه

295
00:17:34,520 --> 00:17:36,680
‫که توی هر هکتار، 2.5 تن داره برداشت میشه

296
00:17:36,720 --> 00:17:38,480
.‫پس یک تن به ازای ار جریب

297
00:17:38,520 --> 00:17:41,640
.‫ولی چیزی که ما دنبالشیم، 1.5 تن به ازای هر جریب عه

298
00:17:41,720 --> 00:17:43,200
‫توی تیکه زمین‌ها وضعیت خوبه

299
00:17:51,920 --> 00:17:54,160
‫

300
00:17:57,000 --> 00:17:58,760
.‫1.3 درصد، وضعمون خوبه

301
00:17:59,680 --> 00:18:01,400
‫تا اونجایی که من میتونستم بگم

302
00:18:01,440 --> 00:18:04,400
‫بیشترین چیزی که ما برداشت می‌کردیم، گوش خیزک بود

303
00:18:04,480 --> 00:18:06,880
‫هزاران گوش خیزک اونجا بود

304
00:18:07,480 --> 00:18:11,880
‫ولی بهم گفته شده بود که این عادیه پس به کار ادامه دادیم

305
00:18:11,960 --> 00:18:14,520
‫خیلی خب، بزن بریم، کت ام رو هم پوشیدم

306
00:18:21,000 --> 00:18:22,280
‫زمین دومی فک کنم بازده

307
00:18:22,400 --> 00:18:25,200
‫بهتری نسبت به اولی داشت ... مطمئنم

308
00:18:30,400 --> 00:18:31,240
‫یه دیقه صبر کن

309
00:18:31,760 --> 00:18:34,640
‫عقبش رو اون طرف ببری، آره پس باید این طرف بری

310
00:18:39,760 --> 00:18:41,720
‫اوه، گندش بزنن، این سمت اشتباه بود

311
00:18:54,040 --> 00:18:55,120
‫مثل یه گردهمایی تراکتور هاست

312
00:18:55,160 --> 00:18:57,000
‫همینطوره

313
00:18:57,040 --> 00:18:59,520
.‫-خب، زمین پیکت پیس رو تموم کردیم
.‫آره

314
00:18:59,680 --> 00:19:01,920
‫الان داریم زمین واش پول پایینی رو برداشت می‌کنیم

315
00:19:02,000 --> 00:19:05,520
.‫و بعدش، زمین بری هیل شمالی رو داریم که 45.7 جریب عه

316
00:19:05,640 --> 00:19:07,480
.‫بهتره که راه بیوفتی، جرمی

317
00:19:07,520 --> 00:19:09,000
.‫-اوه، چراغاش روشنه
.‫-آره

318
00:19:34,760 --> 00:19:38,480
‫صبح روز بعد، وقتی که به برداشت ادامه می‌دادیم

319
00:19:38,520 --> 00:19:43,000
‫خالی کردن اولین محموله
‫گوش‌خیزک ام، پیچیده‌تر از همیشه شد

320
00:19:47,280 --> 00:19:49,480
‫اون وانت اش رو توی حیاط مزرعه پارک کرده

321
00:19:52,040 --> 00:19:54,000
‫حتماً یه مشکلی داره

322
00:20:02,640 --> 00:20:05,720
‫درسته، به این زودی نمیتونه وانت اش رو پیدا کنه

323
00:20:09,960 --> 00:20:11,960
‫اگرچه، پارک کردن رو مخ کیلیب

324
00:20:12,000 --> 00:20:14,520
‫کمترین مشکل من بود

325
00:20:14,640 --> 00:20:18,280
‫چون که برخلاف دیروز، امروز آسمون ابری شده بود

326
00:20:18,400 --> 00:20:19,960
‫این نشانه خوبی برای

327
00:20:20,000 --> 00:20:22,280
‫تست رطوبت صبحگاهی نبود

328
00:20:25,520 --> 00:20:27,240
‫ده درصد

329
00:20:29,520 --> 00:20:31,400
‫آره

330
00:20:31,480 --> 00:20:34,680
‫زیاده. دو درصد بیشتره. چرا مرطوب‌تر شده؟

331
00:20:34,720 --> 00:20:36,880
‫بارون که نباریده

332
00:20:36,920 --> 00:20:38,200
‫رطوبت توی جو زمینه؟

333
00:20:38,240 --> 00:20:39,680
‫احتمالاً رطوبت توی هواست

334
00:20:39,720 --> 00:20:41,720
‫راستش الان شرجی‌تر از

335
00:20:41,720 --> 00:20:42,680
‫امروز صبح ساعت 7 عه

336
00:20:42,720 --> 00:20:43,640
‫آره، آره

337
00:20:43,720 --> 00:20:45,000
‫خب، باید چیکار کنیم؟

338
00:20:46,440 --> 00:20:49,520
‫خوشبختانه، یه کار میتونستیم بکنیم

339
00:20:49,640 --> 00:20:50,720
‫بریم و جو رو تست کنیم

340
00:20:50,760 --> 00:20:53,400
‫تا ببینیم میشه اونو بجای کلزا برداشت کرد یا نه

341
00:20:56,160 --> 00:20:59,040
‫-چه خبر، رفیق؟
‫-14.7 درصد

342
00:20:59,200 --> 00:21:01,480
‫-حد اش چقدره؟
‫-15 درصد

343
00:21:01,520 --> 00:21:04,520
‫- پس به اندازه کافی خوبه؟
.‫-آره میتونیم برداشت کنیم. آره

344
00:21:21,280 --> 00:21:21,760
‫درسته

345
00:21:21,880 --> 00:21:24,000
‫من به این میگم یه تخلیه موفقیت آمیز

346
00:21:24,040 --> 00:21:28,760
.‫هوو- هو. شنیدی احمق خان؟ موفقیت آمیز بود

347
00:21:28,880 --> 00:21:30,880
‫سایمون، بیش از حد تشویقش نکن

348
00:21:33,760 --> 00:21:35,480
‫چیزی که الان توی تریلر دارم

349
00:21:35,520 --> 00:21:38,680
‫آذوقه یه سال ودرسپونز رو تامین میکنه
*ودرسپونز شرکت مهمان‌نوازی بریتانیایی است*

350
00:21:38,720 --> 00:21:40,760
! ‫این دونه برای تهیه دلستر

351
00:21:43,000 --> 00:21:44,960
‫اگرچه، وقتی رسیدم انبار

352
00:21:45,000 --> 00:21:47,400
‫متوجه شدم یه مشکل دیگه دارم

353
00:21:49,480 --> 00:21:52,040
‫خیلی خب، چقدر کلزا مونده؟

354
00:21:52,160 --> 00:21:55,040
‫یه زمین بزرگ مونده

355
00:21:55,160 --> 00:21:58,880
‫حدود 40 تا 50 تن کلزا هنوز مونده

356
00:22:00,720 --> 00:22:02,640
‫خب، جو رو کجا بزارم؟

357
00:22:06,880 --> 00:22:07,880
‫سلام

358
00:22:07,960 --> 00:22:10,880
‫کدوم خراب شده ای باید این جو رو انبار کنم؟

359
00:22:10,960 --> 00:22:13,880
‫انبار پر شده، نمیتونیم که قاطی شون کنیم، میتونیم؟

360
00:22:13,960 --> 00:22:17,480
‫نه، نه. باید توی فضای باز انبارشون کنی

361
00:22:17,560 --> 00:22:19,160
‫توی همون انبار بزرگی که ساختم

362
00:22:19,240 --> 00:22:22,000
‫میتونیم نزدیک 400 تن جو اونجا ذخیره کنیم

363
00:22:22,040 --> 00:22:24,160
‫آره، ولی نمیتونیم چون قراره بارون بیاد

364
00:22:24,240 --> 00:22:26,720
‫اگه بارون بیاد، نمیتونیم که بیرون ولش کنیم، میتونیم؟

365
00:22:26,720 --> 00:22:28,920
‫نه خیس میشه و اونا برش اش میگردونن

366
00:22:29,000 --> 00:22:30,880
‫باید فوراً بفروشیش

367
00:22:30,960 --> 00:22:31,960
‫منظورت چیه؟

368
00:22:32,000 --> 00:22:34,560
‫خب، نمیتونی انبارش کنی

369
00:22:34,680 --> 00:22:36,440
‫باید تلنبارش کنی

370
00:22:36,480 --> 00:22:38,240
‫و فوری بفروشیش

371
00:22:38,320 --> 00:22:39,320
‫چی، امروز؟

372
00:22:39,440 --> 00:22:41,640
‫خب، آره، ایده‌آل اش همین امروزه

373
00:22:41,720 --> 00:22:43,960
‫

374
00:22:44,800 --> 00:22:46,320
‫توی دفتر

375
00:22:46,440 --> 00:22:49,080
‫اوکی، خریدار جو

376
00:22:49,200 --> 00:22:50,440
‫سلام

377
00:22:50,480 --> 00:22:53,000
‫امروز یه واگن میخوام

378
00:22:53,040 --> 00:22:55,240
‫اصلاً نمیتونین کمک کنین؟

379
00:22:55,280 --> 00:22:59,520
‫بعد از چندتا تماس، بالاخره به نتیجه رسیدم

380
00:22:59,640 --> 00:23:02,920
‫اوه، داره موسیقی واسم پخش میکنه

381
00:23:03,000 --> 00:23:04,720
‫به سلامت، خدافظ

382
00:23:04,800 --> 00:23:07,040
‫واگن توی راهه

383
00:23:08,960 --> 00:23:12,240
‫بعدش دوباره به تاسیسات ذخیره سازی رفتم
‫که کیلیب بازسازیش کرده بود

384
00:23:12,280 --> 00:23:16,720
‫بعد از اینکه چندتا جوون دیوونه قرنطینه‌زده
‫ اون قبلی رو به آتیش کشیده بودن

385
00:23:27,080 --> 00:23:30,880
‫انگار 9 سالمه و دارم قلعه شنی درست می‌کنم. ازش خوشم میاد

386
00:23:35,440 --> 00:23:37,480
‫بعدش، کیلیب با محموله خودش رسید

387
00:23:39,000 --> 00:23:42,480
‫و بعد اون هم ماشین باری اومد که سفارشش داده بودم

388
00:23:44,320 --> 00:23:46,640
‫این یه ماشین باری هوشمنده

389
00:23:46,720 --> 00:23:48,680
‫وزن باری که توش میزاریم رو اندازه میگیره؟

390
00:23:48,720 --> 00:23:49,080
.‫آره

391
00:23:49,160 --> 00:23:50,760
.‫-واقعاً؟ 
.‫-آره

392
00:23:56,800 --> 00:23:59,160
‫اگرچه، وقتی بار زدن شروع شد

393
00:23:59,200 --> 00:24:02,160
‫یه عرق سردی رو بدنم نشست

394
00:24:02,200 --> 00:24:03,320
‫چون که متوجه شدم

395
00:24:03,400 --> 00:24:05,800
‫جویی که از ده جریب برداشت کرده بودیم

396
00:24:05,880 --> 00:24:08,240
.‫کاملاً ماشین باری رو پر می‌کرد

397
00:24:09,680 --> 00:24:13,880
‫و هنوز 140 جریب جو دیگه داشتیم

398
00:24:17,720 --> 00:24:21,480
‫تنها امیدم این بود که کیلیب متوجه نشه

399
00:24:21,520 --> 00:24:23,280
‫باید 20 تا ماشین باری رو تدارک می‌دیدی

400
00:24:23,400 --> 00:24:24,760
‫بیست تا؟

401
00:24:24,880 --> 00:24:27,000
‫باید همینطوری میرفتن و می اومدن
‫میرفتن و می اومدن

402
00:24:27,040 --> 00:24:28,240
‫-چی، 29 تن توی هر کدوم؟
.‫-آره

403
00:24:28,280 --> 00:24:30,200
‫الان شنبه ساعت 6 عصره

404
00:24:30,240 --> 00:24:33,160
‫قرار نیست ماشین باری بیشتری گیرم
.‫بیاد و فردا هم یکشنبه (تعطیله) است

405
00:24:33,880 --> 00:24:35,280
‫و امشبم قراره بارون بیاد

406
00:24:35,880 --> 00:24:37,560
‫مثل خر تو گل گیر گردیم؟

407
00:24:37,680 --> 00:24:38,760
‫آره

408
00:24:38,880 --> 00:24:42,280
... ‫کاملاً گیر کردیم، دیگه نمیتونیم جو برداشت کنیم چون که

409
00:24:43,960 --> 00:24:45,720
‫تنها کاری که باید می‌کردی

410
00:24:45,720 --> 00:24:47,280
‫این بود که تلفن ات رو دربیاری و بگی
‫ سلام 

411
00:24:47,320 --> 00:24:48,480
.‫-نه
‫-آره. آره. همینه

412
00:24:48,560 --> 00:24:51,680
‫اشتباهه، من 9 ماه پیش اشتباه کردم

413
00:24:51,720 --> 00:24:52,560
‫چی؟

414
00:24:52,680 --> 00:24:53,960
:‫وقتی که فک کردم
! ‫ اون انبار به قدر کافی بزرگه 

415
00:24:54,000 --> 00:24:55,960
(‫من کاملاً توی حالت یورکشایری بودم (خسیس بودم

416
00:24:56,000 --> 00:24:58,160
‫ نه، من بیشتر از 22 هزار پوند خرج نمی‌کنم 

417
00:24:58,200 --> 00:24:59,800
‫ اون انبار به قدر کافی بزرگه 

418
00:24:59,880 --> 00:25:00,880
.‫ همه چی اون تو جا میشه 

419
00:25:00,960 --> 00:25:03,240
‫من فک می‌کردم یه قسمت کوچیک داریم که کلزا میره اونجا

420
00:25:03,280 --> 00:25:04,920
‫گندم هم میره اونجا
‫جو هم میره اونجا

421
00:25:05,000 --> 00:25:08,240
‫اونا هرگز به من نگفتن، تو هرگز بهم نگفتی

422
00:25:08,320 --> 00:25:09,760
‫من بهت گفتم
‫ انبارت کوچیکه 

423
00:25:09,880 --> 00:25:11,640
:‫آره میدونم ولی باید می‌گفتی که

424
00:25:11,720 --> 00:25:12,960
‫ متوجه هستی که این انبار 

425
00:25:13,000 --> 00:25:15,000
.‫ کاملاً با کلزا پر میشه 

426
00:25:15,000 --> 00:25:16,240
! ‫-گفتم
.‫-اینو نگفتی

427
00:25:16,320 --> 00:25:19,640
.‫من گفتم. تو گوش نمیدی. تو گوش نمیدی

428
00:25:19,720 --> 00:25:21,240
‫نه، انگار که نمی‌شنوی

429
00:25:21,280 --> 00:25:22,520
‫احتمالاً الان هم نمی‌شنوی

430
00:25:22,640 --> 00:25:24,120
.‫احتمالاً الان هم نمیدونی که من دارم چی میگم

431
00:25:25,240 --> 00:25:26,560
‫الان چی گفتم؟

432
00:25:26,680 --> 00:25:28,480
.‫-یه چیزی در مورد نشنیدن
! ‫-دیدی

433
00:25:28,520 --> 00:25:30,440
‫حرفم اینه

434
00:25:31,160 --> 00:25:33,160
‫

435
00:25:33,240 --> 00:25:37,320
‫خب، به لطف من، همه کارها متوقف شد

436
00:25:40,680 --> 00:25:43,160
‫و کیلیب رفت خونه

437
00:25:52,720 --> 00:25:54,480
‫ماشین کوفتیم کجاست؟

438
00:26:01,960 --> 00:26:04,800
‫آهان، دیدمش، چراغ پشتش رو دیدم

439
00:26:24,160 --> 00:26:25,520
‫معلوم شد که

440
00:26:25,640 --> 00:26:28,880
‫روز بعد، به کلید تراکتورم نیازی نداشتم

441
00:26:42,760 --> 00:26:45,640
.‫واضح بود که نمیتونستیم توی بارون، برداشت کنیم

442
00:26:47,480 --> 00:26:49,280
‫و حتی وقتی که بارش بند اومد

443
00:26:49,400 --> 00:26:52,880
‫تا وقتی که محصول خشک نشده بود، نمیتونستیم کار رو شروع کنیم

444
00:26:54,240 --> 00:26:55,720
‫خب، وقتی منتظر بودیم

445
00:26:55,760 --> 00:26:58,480
‫از زمان استفاده کردیم تا یه کار دیگه رو از سر راه بردایم

446
00:27:01,240 --> 00:27:03,680
‫شروع سفر بره‌ها

447
00:27:03,720 --> 00:27:05,600
‫تا برسن به میز نهار رستوران

448
00:27:05,640 --> 00:27:09,360
‫بره‌های خوب و گوشتی داریم

449
00:27:09,440 --> 00:27:11,800
‫که یکم بیشتر از 44 کیلو وزن دارن

450
00:27:12,640 --> 00:27:14,160
‫آماده ان که برن به کشتارگاه

451
00:27:14,200 --> 00:27:15,520
‫تا ما هم گوشت خوبی داشته باشیم

452
00:27:26,120 --> 00:27:28,920
‫خب، چی داریم الن؟
‫وزن درست و مناسب؟

453
00:27:29,040 --> 00:27:30,560
‫78

454
00:27:34,360 --> 00:27:35,960
‫انگار میدونن

455
00:27:37,320 --> 00:27:40,720
‫این یه تبلیغات قدرتمند واسه گیاه خوار هاست

456
00:27:42,880 --> 00:27:47,120
‫ولی من دیدم که تبلیغات قدرتمند، سوار موج‌ها میشن
*‫*منظورش اینه الان گیاه خواری مده و تبلیغات به این سمت حرکت میکنن

457
00:27:47,200 --> 00:27:48,800
‫ولی من هنوز نمیخوام اینکارو بکنم

458
00:27:51,520 --> 00:27:53,520
... ‫وقتی بره‌ها رفتن

459
00:27:54,840 --> 00:27:57,480
‫و زمین‌ها خشک شدن

460
00:27:57,520 --> 00:28:00,480
‫کار برداشت کلزا دونه روغنی رو تموم کردیم

461
00:28:01,200 --> 00:28:02,600
.‫و همچنین جو رو

462
00:28:03,920 --> 00:28:07,320
.‫و چیزی که داشتیم رو به خریدار جو، فروختیم

463
00:28:13,840 --> 00:28:17,560
... ‫فقط یه محصول مونده بود

464
00:28:17,920 --> 00:28:18,920
‫گندم

465
00:28:19,560 --> 00:28:20,800
‫چه خبرا؟

466
00:28:20,920 --> 00:28:22,680
‫16.6

467
00:28:23,280 --> 00:28:24,160
‫پس، هنوز بالاست

468
00:28:24,240 --> 00:28:26,720
(‫بدون اینکه سبز باشه، هنوز یه هفته دیگه وقت میخواد (تا برسه

469
00:28:26,760 --> 00:28:28,160
‫درسته باید ولش کنیم

470
00:28:29,440 --> 00:28:33,720
‫متاسفانه، بعدش یه تماس نگران کننده دریافت کردم

471
00:28:34,320 --> 00:28:35,440
‫اوکی

472
00:28:37,000 --> 00:28:38,000
‫اوکی

473
00:28:39,560 --> 00:28:42,360
‫خیلی خب، من، من بعداً برمیگردم

474
00:28:42,480 --> 00:28:44,560
‫خیلی خب، ممنون. خدافظ

475
00:28:50,280 --> 00:28:51,680
.‫وین رونی مرده
(‫)منظورش یکی از همون قوچ هاست

476
00:28:58,960 --> 00:29:02,520
‫اینکه یکی از قوچ هام چطوریه مرده، یه راز بود

477
00:29:02,560 --> 00:29:07,040
‫پس، وقتی که اونو به شرافتمندانه‌ترین
نعش کشی که میتونسیتم پیداش کنیم، بار زدیم

478
00:29:09,520 --> 00:29:13,000
‫دامپزشک بردش تا کالبد شکافیش کنه

479
00:29:15,280 --> 00:29:19,800
.‫و بعدش زنگ زد و گفت که اون بخاطر پیچ خوردگی روده‌ها، مرده

480
00:29:30,320 --> 00:29:34,280
‫متعجبم که چقدر از مرگ وین ناراحتم

481
00:29:34,360 --> 00:29:36,760
‫چون که ... من ناراحتم

482
00:29:38,360 --> 00:29:39,600
‫اون به بخشی از

483
00:29:39,680 --> 00:29:41,520
‫یه آئین کوچولویی شده بود که صبح‌ها داشتم

484
00:29:41,560 --> 00:29:44,000
‫می‌رفتم پیاده روی و یکم براشون غذا می‌بردم

485
00:29:44,040 --> 00:29:45,440
‫و اونا هم اینور و اونور میدویدن

486
00:29:46,600 --> 00:29:47,760
‫الان اومدم اینجا

487
00:29:47,840 --> 00:29:51,680
‫چون که می‌خواستم مطمئن شم که حال لئو خوبه

488
00:29:51,760 --> 00:29:53,480
‫ولی اون یجورایی توی بوته‌ها قایم شده

489
00:29:55,280 --> 00:29:57,520
‫حتی واسه غذا خوردن هم بیرون نمیاد

490
00:30:01,600 --> 00:30:05,920
‫متاسفانه، باید تنها قوچ ام رو به
‫حال خودش میزاشتم تا عزاداری کنه

491
00:30:07,520 --> 00:30:11,920
‫چون که به زودی، میزان رطوبت گندم افت کرد

492
00:30:12,000 --> 00:30:13,160
‫چه خبرا؟

493
00:30:13,240 --> 00:30:14,800
‫14.4

494
00:30:15,200 --> 00:30:17,720
‫و ما میتونستیم بریم سر کارمون

495
00:30:32,720 --> 00:30:35,360
‫96 جریب گندم بود که باید برداشت می‌شد

496
00:30:35,480 --> 00:30:40,520
‫و ارزش اش به روش متفاوتی
‫نسبت به جو و کلزا، اندازه گیری می‌شد

497
00:30:42,360 --> 00:30:45,560
... ‫با گندم، حجمی که گیرتون میاد

498
00:30:45,680 --> 00:30:48,160
‫می‌خواستم بگم اهمیت نداره ولی اهمیت داره

499
00:30:48,240 --> 00:30:51,320
‫ولی به اندازه کیفیت اش اهمیت نداره

500
00:30:51,440 --> 00:30:53,960
‫خب، الان اون عقب نصف تریلی بار گندم دارم

501
00:30:54,000 --> 00:30:55,240
‫ولی نمیدونم که

502
00:30:55,280 --> 00:30:58,280
‫آیا نصف تریلی گندم خوب دارم

503
00:30:58,320 --> 00:30:59,400
‫که میشه باهاش نون درست کرد

504
00:30:59,440 --> 00:31:00,000
... ‫یا

505
00:31:00,600 --> 00:31:01,800
‫اینکه گندم خیلی بدی دارم

506
00:31:01,840 --> 00:31:03,760
‫که باید خوراک دام بشه

507
00:31:03,800 --> 00:31:06,240
‫

508
00:31:07,760 --> 00:31:09,760
‫در حالی که سخت مشغول کار بودیم

509
00:31:09,840 --> 00:31:10,800
‫کیلیب بی تاب

510
00:31:10,840 --> 00:31:13,000
‫قرار سلمونیش بود که خیلی وقته که منتظرشه

511
00:31:13,000 --> 00:31:16,320
‫رفت که آرایش موهاش رو دوباره مرتب کنه

512
00:31:21,480 --> 00:31:22,440
‫مو

513
00:31:22,960 --> 00:31:23,760
‫ازش خوشم میاد

514
00:31:25,160 --> 00:31:26,920
‫حداقل روی صورتم نمی افته

515
00:31:27,760 --> 00:31:30,240
‫اگرچه اندکی بعد از این ملاقات

516
00:31:30,280 --> 00:31:31,440
‫فضا عوض شد

517
00:31:31,520 --> 00:31:33,600
‫چون که گرت بیل (همون کیلیب) متوجه شد

518
00:31:33,680 --> 00:31:36,240
‫کشاورز همسایه توی دردسر افتاده

519
00:31:37,280 --> 00:31:38,320
‫به چپ ات نگاه کن، جرمی

520
00:31:38,360 --> 00:31:39,760
‫اوضاع اونجا زیاد خوب به نظر نمیاد

521
00:31:40,600 --> 00:31:42,160
‫یه چیزی آتیش گرفته، مگه نه؟

522
00:31:48,000 --> 00:31:50,960
‫این کابوس هر کشاورزیه

523
00:31:51,000 --> 00:31:54,680
‫آتیش سوزی محصول که به دلیل خرابی تجهیزات رخ میده

524
00:31:56,320 --> 00:31:57,520
‫دارم الان بررسیش می‌کنم

525
00:31:57,520 --> 00:32:00,040
‫فقط یکم دیگه صبوری کن، دو دیقه دیگه

526
00:32:01,000 --> 00:32:04,560
‫میدونم که الان دوتا ماشین اتش نشانی دارن میرن اونجا

527
00:32:04,680 --> 00:32:06,200
‫از کجا اینو میدونه؟

528
00:32:06,280 --> 00:32:08,440
‫از کجا میدونی؟

529
00:32:08,520 --> 00:32:10,160
‫همه جا آشنا دارم

530
00:32:12,720 --> 00:32:14,920
‫فرصت رو غنیمت شمردم تا خدا رو شکر کنم

531
00:32:15,000 --> 00:32:18,360
‫بخاطر ثبات بالایی که تراکتور لامبورگینی ام داشت

532
00:32:20,360 --> 00:32:22,560
‫و بعدش برگشتیم سر کار

533
00:32:23,800 --> 00:32:26,360
‫بزار گندم‌ها برن سمت عقبش

534
00:32:27,520 --> 00:32:29,440
‫به لطف آرامش سایمون

535
00:32:29,480 --> 00:32:32,000
... ‫و دستور العمل‌های شفافی که توی بی سیم می‌داد

536
00:32:32,000 --> 00:32:33,600
‫این خوبه، الان بیارش جلو

537
00:32:34,960 --> 00:32:37,760
‫داشتم توی روندن تراکتورم، ماهر می‌شدم

538
00:32:39,840 --> 00:32:40,520
... ‫تو یجورایی

539
00:32:40,520 --> 00:32:42,680
‫فقط بخش جلویی از وسط

540
00:32:42,720 --> 00:32:45,760
‫یکم به سمت خودت بچرخونش تا وسط قرار بگیره

541
00:32:48,520 --> 00:32:50,440
‫ولی، یکم بعد

542
00:32:50,520 --> 00:32:53,320
‫داشتم از انبار برمیگشتم

543
00:32:53,440 --> 00:32:57,600
‫و فهمیدم که سایمون با یکی از همکارهاش جایگزین شده

544
00:33:10,440 --> 00:33:13,720
.‫فقط نمیدونم ... نمیدونم داره چی میگه

545
00:33:13,760 --> 00:33:16,080
‫نمیدونم ازم چی میخواد که انجام بدم

546
00:33:16,520 --> 00:33:19,520
‫میخوای دور بعدی بیام کنارت؟

547
00:33:26,600 --> 00:33:28,920
‫چراغ اش رو روشن نکرده ولی لوله اش بیرونه

548
00:33:29,000 --> 00:33:30,440
‫پس من فرض می‌کنم که آماده است

549
00:33:36,720 --> 00:33:38,560
‫من عقبم

550
00:33:43,280 --> 00:33:44,320
‫هیچ ایده ای ندارم

551
00:33:53,360 --> 00:33:55,200
‫یه کلمه هم نفهمیدم، یه کلمه هم نفهمیدم

552
00:33:57,760 --> 00:34:01,040
‫در نهایت، با یه ریتمی هماهنگ شدیم

553
00:34:02,720 --> 00:34:05,280
‫میخوام بهت بگم که اون 72 سالشه، نگاش کن

554
00:34:05,360 --> 00:34:07,200
‫هفته قبل بهم می‌گفت

555
00:34:07,280 --> 00:34:11,360
‫برای 50 سال، این زمین رو درو کرده

556
00:34:11,400 --> 00:34:14,640
،‫و نمی‌خواست که امسال بخاطر کرونا
‫درو کردن این زمین رو از دست بده

557
00:34:14,720 --> 00:34:15,600
‫و اینم از جرالد

558
00:34:19,280 --> 00:34:21,680
‫منتظر میمونم تا چراغت روشن بشه، جرالد

559
00:34:21,760 --> 00:34:23,840
‫چراغت رو روشن کن، برمیگردم

560
00:34:23,880 --> 00:34:29,240
‫اوکی، ولی همونطور که گفتم، اگه اینقدر سریع نری

561
00:34:29,280 --> 00:34:31,600
‫بعدش من میتونم عقب تریلی رو ببینم

562
00:34:31,640 --> 00:34:33,920
‫و میتونم درو هم بکنم

563
00:34:35,600 --> 00:34:37,040
‫باشه، منظورت رو فهمیدم

564
00:34:37,120 --> 00:34:38,440
--‫نفهمیدم، ولی

565
00:34:50,280 --> 00:34:53,560
‫تا آخر ماه آگوست، کارمون تموم شده بود

566
00:34:55,880 --> 00:34:59,560
‫546 جریب زمین از محصول

567
00:34:59,640 --> 00:35:03,240
‫گندم، کلزا دونه روغنی و جو رو برداشت کرده بودیم

568
00:35:04,880 --> 00:35:08,400
‫و زمین‌ها الان یه نفس راحت میکشیدن

569
00:35:11,280 --> 00:35:13,840
.‫البته من نمیتونستم
‫باید گندم‌ها رو می‌فروختم

570
00:35:13,880 --> 00:35:15,360
... ‫پس، یه نمونه برداشتم

571
00:35:18,280 --> 00:35:20,840
‫و به چارلی زنگ زدم چون
‫که بالاخره تعطیلات خانوادگی اش

572
00:35:20,880 --> 00:35:23,160
‫تموم شده بود و دوباره
‫سر کار برگشته بود

573
00:35:24,080 --> 00:35:27,080
‫و یه جلسه توی آسیاب محلیم تشکیل دادم

574
00:35:28,080 --> 00:35:28,880
‫اینم از این

575
00:35:28,920 --> 00:35:30,440
‫کیسه نمونه

576
00:35:35,400 --> 00:35:37,840
‫امیدوار بودم که گندم بیاد اینجا

577
00:35:37,880 --> 00:35:40,600
‫و تبدیل بشه به آرد گندم

578
00:35:43,680 --> 00:35:46,600
‫چون که در این حالت پول بیشتری به جیب می‌زدم

579
00:35:49,360 --> 00:35:53,440
‫اگرچه اول باید تاییدیه پاول میلر رو بگیره

580
00:35:54,760 --> 00:35:56,160
--‫این

581
00:35:56,240 --> 00:35:58,880
... ‫درجه یک، در سطح لیگ جزیره

582
00:35:58,920 --> 00:35:59,800
‫لیگ جزیره

583
00:35:59,880 --> 00:36:02,280
‫گندم مخصوص آرد. لیگ دسته پنج نیست‌ها

584
00:36:02,360 --> 00:36:03,240
‫نه

585
00:36:03,280 --> 00:36:06,600
،‫انگار یه چیزی در سطح لیوپوله
‫میدونی، در سطح رتبه یک لیگ جزیره

586
00:36:06,680 --> 00:36:08,880
‫بدترین حالت، منچستر سیتی عه

587
00:36:08,920 --> 00:36:11,880
‫درسته، باشه. باید ببینیم که چیکار میتونیم بکنیم

588
00:36:12,040 --> 00:36:14,080
‫میرم اینو میدم به مسئول آزمایشگاه مون

589
00:36:14,160 --> 00:36:15,920
‫و بعدش نتیجه رو براتون میاریم

590
00:36:16,080 --> 00:36:18,800
‫-چقدر طول میکشه؟
‫-پنج دقیقه

591
00:36:18,880 --> 00:36:21,680
‫موفقیت یا شکست گندم طبق حرف‌های پاول

592
00:36:21,760 --> 00:36:25,600
‫درصد پروتئین گندم هستش

593
00:36:25,680 --> 00:36:28,280
.‫-هدف شما باید 13 درصد باشه
.‫13 درصد

594
00:36:28,360 --> 00:36:30,400
‫13 عدد مطلوبه

595
00:36:30,560 --> 00:36:33,440
‫به نظر من 13.4 درصده

596
00:36:33,600 --> 00:36:36,320
‫درسته. من میگم 12.6 تا 12.7 درصد

597
00:36:36,400 --> 00:36:37,880
--‫پاول، میخوایم بدونیم که آیا

598
00:36:38,040 --> 00:36:40,200
‫-آره، باید بدونیم

599
00:36:40,280 --> 00:36:41,760
‫اوکی. اجازه هست برم آزمایشش کنم؟

600
00:36:41,800 --> 00:36:43,400
.‫-آره، خواهش می‌کنم
‫-من-- آره

601
00:36:43,440 --> 00:36:45,400
‫-خوبه
‫-خدافظ. عاشق کلاهت ام

602
00:36:46,920 --> 00:36:48,240
‫در حالی که منتظر بودیم

603
00:36:48,240 --> 00:36:51,120
‫متخصص نان پاول، کارشو انجام بده

604
00:36:51,160 --> 00:36:52,640
‫مشتاق بودم که بفهمم موفقیت گندم

605
00:36:52,680 --> 00:36:55,080
‫در مقیاس پولی چه معنی داره؟

606
00:36:56,720 --> 00:36:58,320
‫هر تن گندم درجه یک چقدر می ارزه؟

607
00:36:58,360 --> 00:36:59,400
‫185 پوند
*‫*6.2 میلیون تومان

608
00:36:59,400 --> 00:37:01,280
... ‫درسته و اگه خوراک مرغ بشه

609
00:37:02,080 --> 00:37:03,800
‫-چقدر می ارزه؟
‫-150 تا 155 پوند

610
00:37:03,880 --> 00:37:07,360
‫خب، 185 پوند واسه هر تن اگه که کیفیتش خوب باشه

611
00:37:07,400 --> 00:37:10,600
‫-درسته
‫-اگه خوراک مرغ بشه، 155 پوند

612
00:37:10,680 --> 00:37:11,720
‫درسته

613
00:37:11,760 --> 00:37:14,000
‫خب، وقتی توافق کردیم که کیفیتش خوبه

614
00:37:14,120 --> 00:37:16,760
‫بعدش چونه زدن روی قیمت خرید رو شروع کنم؟

615
00:37:16,800 --> 00:37:17,800
‫خب، شاید بهتر باشه که ازش بپرسی

616
00:37:17,840 --> 00:37:19,400
‫که ارزشش چقدره

617
00:37:19,440 --> 00:37:22,360
:‫میشه بهش بگم
.‫ من واسه هر تن، 200 پوند میخوام 

618
00:37:22,400 --> 00:37:24,560
‫به نظرم رقم خوبیه، نیست؟

619
00:37:24,640 --> 00:37:25,400
‫عدد رندی عه

620
00:37:25,560 --> 00:37:29,640
‫هست. فقط-- فقط بگو 200 پوند واسه هر تن و بعدش

621
00:37:29,680 --> 00:37:31,280
.‫ باشه، من امروز نمی‌فروشمش 

622
00:37:31,320 --> 00:37:32,880
‫و سوار ماشینت شو و برو

623
00:37:32,920 --> 00:37:34,240
:‫خب، پس میتونیم بگیم که
‫ من نمی‌فروشمش 

624
00:37:34,280 --> 00:37:37,200
،‫ ما مایلیم که بفروشیمش، میدونی
... ‫میخوایم به تو بفروشیمش ولی 

625
00:37:37,560 --> 00:37:38,600
‫ولی لزوماً الان نمی‌فروشیم

626
00:37:38,680 --> 00:37:40,400
‫ لزوماً امروز نه 

627
00:37:40,560 --> 00:37:42,800
:‫خب، شاید اون بگه
.‫ باشه، اشکال نداره 

628
00:37:44,760 --> 00:37:45,800
‫آره احتمالاً میگه

629
00:37:46,760 --> 00:37:48,400
‫من واقعاً به درد چونه زدن نمی‌خورم

630
00:37:48,560 --> 00:37:52,200
‫زمان حدس و گمان به انتها رسیده بود

631
00:37:52,280 --> 00:37:53,600
.‫اوه، برگشت. اون برگشت

632
00:37:53,680 --> 00:37:58,760
‫میزان پروتئین مهم عبارت است از
‫عدد اولش یک عه

633
00:37:58,840 --> 00:37:59,840
‫آره

634
00:37:59,880 --> 00:38:01,400
‫عدد دوم سه هستش

635
00:38:01,560 --> 00:38:02,920
! ‫آره

636
00:38:03,080 --> 00:38:04,240
‫و بعدش یه ممیز داریم

637
00:38:04,280 --> 00:38:05,560
‫آره، صفر

638
00:38:05,640 --> 00:38:07,400
‫و عدد بعدی 5 عه

639
00:38:07,440 --> 00:38:09,160
‫اوه

640
00:38:09,240 --> 00:38:10,920
... ‫تقریباً درست گفته بودم

641
00:38:11,080 --> 00:38:13,400
‫-از کجا میدونستی؟
.‫-خب، از رنگش

642
00:38:13,560 --> 00:38:17,080
‫شاید بهترین گندمی باشه که تا حالا دیدم

643
00:38:18,800 --> 00:38:20,400
.‫-خیلی خوبه
.‫-احسنت، جرمی

644
00:38:20,560 --> 00:38:22,080
‫نه، افرین به اون و کیلیب

645
00:38:22,160 --> 00:38:25,600
‫بازم به چارلی میگم که ما داریم
‫می‌خریمش تا توی آسیاب، پودرش کنیم

646
00:38:25,680 --> 00:38:27,240
‫و بعدش میتونیم بخشی از آردش رو

647
00:38:27,280 --> 00:38:28,880
‫بفرستیم واسه جرمی تا توی فروشگاه محلیش بفروشه

648
00:38:28,920 --> 00:38:31,200
‫-آره، آره، آره
‫-خب، نه اول باید چونه بزنیم

649
00:38:31,280 --> 00:38:33,160
‫نه، نه، نه. من این قضیه رو راست و ریس کردم

650
00:38:33,240 --> 00:38:35,040
‫منظورت چیه راست و ریست اش کردی؟

651
00:38:35,120 --> 00:38:38,360
‫تو شاید قیمت ماشین‌ها رو بدونی
‫ولی منم قیمت گندم رو میدونم

652
00:38:38,400 --> 00:38:39,760
‫خب چقدره؟

653
00:38:39,800 --> 00:38:42,760
‫حدود 180، ماکزیمم 185 پوند

654
00:38:42,800 --> 00:38:44,280
‫این محشره

655
00:38:44,320 --> 00:38:46,280
.‫خب، راستش رو بگم، در سطح ستاره طلایی عه

656
00:38:46,360 --> 00:38:48,280
.‫-میخوام برم تو تو گندم‌ها حموم کنم
‫-هممم

657
00:38:48,360 --> 00:38:49,240
‫ممنون، پاول

658
00:38:50,760 --> 00:38:53,160
‫این راستش خبر خوبیه

659
00:38:57,120 --> 00:38:58,240
‫وقتی برداشت محصول تموم شد

660
00:38:58,280 --> 00:39:01,080
‫و چارلی هم داره با اعداد و ارقام سر و کله میزنه

661
00:39:01,120 --> 00:39:03,120
‫بهم یه نامه رسید

662
00:39:03,200 --> 00:39:04,760
‫که توش نتایج

663
00:39:04,800 --> 00:39:07,920
‫مربوط به آخرین آزمایش بطری‌های آب معدنیم نوشته شده بود

664
00:39:09,400 --> 00:39:10,280
... ‫همم

665
00:39:12,680 --> 00:39:16,760
‫آزمایش 22 درجه و 37 درجه دمایی باکتریایی، رد شد

666
00:39:16,800 --> 00:39:19,760
‫پس آب قابل فروش نیست

667
00:39:19,800 --> 00:39:23,440
‫ محض اطلاع، میزان کل میکروارگانیسم‌ها باید صفر باشه 

668
00:39:23,600 --> 00:39:27,040
.‫ و در نمونه شما، بیشتر از ده هزار بوده 

669
00:39:28,440 --> 00:39:30,640
‫این رد شدن نیست، این یه فاجعه است

670
00:39:30,720 --> 00:39:32,040
‫ده هزار؟

671
00:39:33,040 --> 00:39:36,400
‫این یعنی باید جنگی خودمو میرسوندم به فروشگاه محلی

672
00:39:36,560 --> 00:39:40,400
‫تا قبل از اینکه کسی آب معدنی
‫بخره، بطری‌ها رو از قفسه بردارم

673
00:39:40,440 --> 00:39:44,080
‫و خوشبختانه، ماشین مناسب این کار رو داشتم

674
00:39:45,320 --> 00:39:47,400
‫چون که دوباره

675
00:39:48,920 --> 00:39:50,600
‫یه دوست قدیمی بهم ملحق شده بود

676
00:39:58,120 --> 00:39:59,360
‫خوشامد میگم به همگی

677
00:39:59,400 --> 00:40:03,200
‫تا با ماشین واکنش سریع ددلی اسکوات آشنا بشین

678
00:40:10,240 --> 00:40:13,040
‫داشتن دوباره اش عالیه

679
00:40:16,280 --> 00:40:19,680
‫حقیقت اینکه اگه میتونه جاده‌های ماداگاسکار رو تحمل کنه

680
00:40:19,760 --> 00:40:21,560
‫قطعاً میتونه

681
00:40:21,600 --> 00:40:23,760
‫زمین‌های چیپینگ نورتون رو تحمل کنه و داره این کارو میکنه

682
00:40:34,840 --> 00:40:36,720
‫عجیبه که با این ماشین

683
00:40:36,760 --> 00:40:38,400
‫بیشتر از 8 مایل بر ساعت نرفتم

684
00:40:38,880 --> 00:40:39,880
! ‫الان منو ببین

685
00:40:44,800 --> 00:40:47,640
‫به معنی واقعی کلمه دارم با این کارم، جون بقیه رو نجات میدم

686
00:40:56,040 --> 00:40:57,760
‫اومدم آب ها رو ببرم

687
00:40:57,800 --> 00:40:58,760
‫چرا؟

688
00:40:59,200 --> 00:41:01,160
‫ولی این درست نیست

689
00:41:01,200 --> 00:41:02,800
‫توش پر از میکروبه

690
00:41:02,840 --> 00:41:04,360
‫نمیدونم چیه، باکتریه

691
00:41:04,480 --> 00:41:06,520
‫مدفوع واقعی توش نیست، باکتریه

692
00:41:06,560 --> 00:41:08,800
‫باید سیستم آب رسانی رو با پاک کننده بشوریم

693
00:41:08,840 --> 00:41:09,960
‫و دوباره بدیم آزامایشش کنن

694
00:41:11,000 --> 00:41:12,000
‫اینا دیگه چیه؟

695
00:41:12,080 --> 00:41:13,600
‫قارچ

696
00:41:13,680 --> 00:41:16,760
‫-چی؟
.‫-قارچ. قارچ بزرگ

697
00:41:16,800 --> 00:41:17,840
‫بزرگ؟

698
00:41:19,160 --> 00:41:20,640
‫-میدونی باید چیکارشون کنی

699
00:41:20,680 --> 00:41:22,640
‫تیکه تیکه شون می‌کنی و توی تخم مرغ غوطه ورش می‌کنی

700
00:41:22,680 --> 00:41:24,480
‫و بعد سرخش می‌کنی و مثل تست قارچی میشه

701
00:41:24,560 --> 00:41:25,800
‫نه، این قارچه

702
00:41:25,960 --> 00:41:27,320
‫آره، اونم قارچ بزرگه

703
00:41:27,480 --> 00:41:30,040
! ‫قارچ زمین‌های خودمون. اینو ببین آخه

704
00:41:31,280 --> 00:41:33,040
‫خارق العاده ان

705
00:41:34,280 --> 00:41:37,080
‫همه چیز توی فروشگاه محلی خارق العاده بود

706
00:41:37,160 --> 00:41:41,000
‫بالاخره تلاش هامون نتیجه
‫داد و یکم میوه به دستمون رسید

707
00:41:42,080 --> 00:41:46,280
‫روغن گیاهی دوست دار اورانگوتان‌ها
‫که از کلزای خودمون تهیه شده بود

708
00:41:46,320 --> 00:41:48,720
‫همین حالا توی قفسه فروش بود

709
00:41:50,240 --> 00:41:53,800
‫و چند روز بعد، بره هامون برگشتن

710
00:41:55,840 --> 00:41:58,240
.‫-گوشت شانه بدون استخوان و لول شده
.‫-آره

711
00:41:58,320 --> 00:42:01,200
‫گوشت سینه که شبیه گوشت
‫گردنه و برای کباب کردن مناسبه

712
00:42:01,240 --> 00:42:04,640
‫گوشت دنده، جگر و کلیه و گوشت چرخ کرده

713
00:42:04,680 --> 00:42:08,320
‫خب، من این بره رو به دنیاش آوردم، بزرگش کردم
‫بهش غذا دادم، ازش نگه داری کردم

714
00:42:08,480 --> 00:42:10,800
.‫-این کارو کردی
‫-دوسش داشتم

715
00:42:10,840 --> 00:42:12,120
‫دوستش داشتم

716
00:42:12,200 --> 00:42:13,640
‫تو کشتیش و تیکه تیکه اش کردی

717
00:42:13,680 --> 00:42:15,200
‫واست تیکه تیکه اش کردم، آره

718
00:42:15,280 --> 00:42:16,200
‫آماده خوردنه

719
00:42:17,600 --> 00:42:22,600
‫بزرگ گردن و سلاخی بره‌ها، پنج هزار دلار هزینه داشت

720
00:42:22,680 --> 00:42:24,640
... ‫ولی گوشت اونا بین اهالی خیلی پرطرفدار بود

721
00:42:24,680 --> 00:42:27,000
‫خب، اصولاً تو دوتا بره کامل
‫میخوای، که یعنی چهارتا نصف بره

722
00:42:27,080 --> 00:42:28,200
‫آره، اره

723
00:42:28,280 --> 00:42:29,160
... ‫انگار که ما

724
00:42:29,200 --> 00:42:31,960
‫میتونستیم چند صد پوندی از بره‌ها سود کنیم

725
00:42:32,000 --> 00:42:34,240
‫میبینمتون. خیلی ممنون. ممنون

726
00:42:35,080 --> 00:42:38,040
.‫خیلی ممنون که اومدین. امیدوارم لذت ببرین

727
00:42:38,120 --> 00:42:41,680
‫کی سوپرمارکت میخواد اخه؟
‫یه چیز، یه چیز بالاخره نتیجه داد

728
00:42:41,720 --> 00:42:43,080
‫صبح به خیر، صبح به خیر

729
00:42:46,040 --> 00:42:47,960
.‫-هفت تا مونده
.‫-خوبه

730
00:42:48,040 --> 00:42:49,160
‫همش همین مونده

731
00:42:49,200 --> 00:42:50,720
.‫-و هنوز ساعت 11:30 عه
‫-عالیه، باشه

732
00:42:51,520 --> 00:42:52,760
‫کسی دیگه ای بخاطر گوشت بره اومده؟

733
00:42:54,200 --> 00:42:56,840
‫فروشگاه به طرز عجیبی  شلوغه

734
00:42:57,000 --> 00:43:00,240
‫و مایه تاسفه که مجبور بشیم تعطیلش کنیم

735
00:43:00,320 --> 00:43:02,720
‫چون که شیر از هشت مایل اون طرف تر اومده

736
00:43:02,800 --> 00:43:04,520
‫که جزو بخش گلوسترشایره

737
00:43:04,600 --> 00:43:07,240
‫و ما اجازه داریم که که چیزهایی رو
‫بفروشیم که از آکسفوردشایر اومده باشه

738
00:43:16,960 --> 00:43:20,680
‫امسال، اولین سال کشاورزیم بود

739
00:43:23,480 --> 00:43:26,160
‫ولی با این حال، تصمیم گرفتم که جشن بگیرم

740
00:43:26,200 --> 00:43:27,760
‫به یه شیوه سنتی

741
00:43:29,720 --> 00:43:32,560
‫پس من و کیلیب رفتیم به انبار قدیمیم

742
00:43:32,640 --> 00:43:36,200
‫تا بافه گندم رو از تیرهای از جنس چوب بلوط سقف آویزون کنیم

743
00:43:36,720 --> 00:43:38,960
‫مثل بزرگداشته

744
00:43:39,040 --> 00:43:40,880
‫اتمام برداشت محصول، از اون بالا آویزونش کن

745
00:43:41,600 --> 00:43:44,000
‫همچنین کنار اویزون کردن گندم

746
00:43:44,080 --> 00:43:46,080
‫چیز دیگه ای وجود داشت که می‌شد بخاطرش جشن گرفت

747
00:43:48,000 --> 00:43:51,480
‫اونا از این قیچی‌ها استفاده کردن تا موهات رو فر کنن؟

748
00:43:51,560 --> 00:43:52,360
‫قشنگه

749
00:43:52,480 --> 00:43:54,280
‫قشنگ نیست، مسخره است

750
00:43:54,360 --> 00:43:55,760
‫بخاطرش پول دادی؟

751
00:43:55,840 --> 00:43:56,960
‫آره

752
00:43:57,040 --> 00:43:58,880
‫اوه، این-- من چطوری این کارو بکنم؟

753
00:43:59,000 --> 00:44:01,120
‫آخه چطوریه که نمیتونم این کارو درست انجام بدم؟

754
00:44:01,200 --> 00:44:03,600
‫میخوام بیام روی نردبون ولی نمیتونم

755
00:44:03,680 --> 00:44:04,560
‫چرا نمیتونی؟

756
00:44:04,640 --> 00:44:05,960
‫چون تیر خوردم

757
00:44:07,600 --> 00:44:08,680
‫چی؟

758
00:44:08,720 --> 00:44:10,680
‫به پام تیر خورده

759
00:44:10,760 --> 00:44:11,960
‫چی، واقعاً تیر خوردی؟

760
00:44:12,040 --> 00:44:13,280
‫آره، واقعاً، آره، اره

761
00:44:13,320 --> 00:44:15,840
‫من توی یه گروهی با رفقا بودم، دایره نشسته بودیم

762
00:44:15,880 --> 00:44:18,160
‫داشتیم فوتبال بازی می‌کردیم و اون تفنگ بادیش رو درآورد

763
00:44:18,200 --> 00:44:20,640
‫و اتفاقی  به پام شلیک کرد

764
00:44:21,040 --> 00:44:22,600
‫-داری شوخی می‌کنی؟
.‫-توی ساق پام

765
00:44:22,680 --> 00:44:23,520
.‫-نه
‫-با یه تفنگ بادی؟

766
00:44:23,600 --> 00:44:25,480
‫یه تفنگ بادی 0.22 کالیبر که از چهار متری بهم شلیک کرده

767
00:44:26,200 --> 00:44:27,240
‫ای وای

768
00:44:27,320 --> 00:44:29,360
‫الان روش دلمه بسته، نگاه کن، ساچمه هنوز توی پامه

769
00:44:29,480 --> 00:44:30,720
‫ساچمه هنوز اون توئه

770
00:44:31,200 --> 00:44:33,040
‫ولی رفیقت بوده که بهت شلیک کرده؟

771
00:44:33,120 --> 00:44:34,200
‫آره، یکی از رفیقا

772
00:44:34,280 --> 00:44:36,560
‫خب، تفنگش رو بیرون کشیده، توش ساچمه گذاشته

773
00:44:36,600 --> 00:44:38,080
‫و سمت تو نشونه رفته

774
00:44:38,120 --> 00:44:40,120
‫-آره
‫-و تو چی گفتی؟

775
00:44:40,200 --> 00:44:41,880
.‫ سمت من نگیرش 

776
00:44:42,000 --> 00:44:43,360
‫باهاش بگو مگو داشتی؟

777
00:44:43,480 --> 00:44:46,160
‫نه، نه. من بهترین رفیقش ام

778
00:44:46,200 --> 00:44:47,840
‫از زمان ابتدایی

779
00:44:47,880 --> 00:44:49,720
‫اون گفت اتفاقی بود، پس باید اینطور باشه

780
00:44:49,800 --> 00:44:51,120
‫خب، آخه چطوری میتونه اتفاقی باشه

781
00:44:51,200 --> 00:44:54,120
‫تفنگ رو سمت یکی بگیری و بعدش ماشه رو بکشی؟

782
00:44:54,200 --> 00:44:55,680
‫نمیدونم

783
00:44:55,720 --> 00:44:57,960
‫احتمال می‌دادم که گفتگوی بعدیم

784
00:44:58,000 --> 00:44:59,680
‫همینقدر دردسرساز باشه

785
00:45:01,080 --> 00:45:04,200
‫چون که وقتش بود که با چارلی خندون بشینیم

786
00:45:04,280 --> 00:45:08,480
‫و ببینیم که برداشت محصول چقدر درآمد داشته

787
00:45:09,560 --> 00:45:10,800
‫خب کارمون تمومه

788
00:45:10,880 --> 00:45:12,040
‫پایان برداشت محصول

789
00:45:12,120 --> 00:45:13,840
.‫-احسنت. خوبه
‫-خب، ممنونم

790
00:45:13,960 --> 00:45:15,200
‫چه حسی داری؟

791
00:45:15,240 --> 00:45:17,680
... ‫خب

792
00:45:17,720 --> 00:45:18,760
‫خب، چند دقیقه دیگه بهت میگم

793
00:45:18,800 --> 00:45:20,400
‫چون که قراره اعداد و ارقام رو بهم بگی

794
00:45:20,520 --> 00:45:22,360
‫قراره که نتیجه غایی رو بهم بگی

795
00:45:22,480 --> 00:45:23,360
...‫خب، همونطور که میدونی

796
00:45:23,480 --> 00:45:24,760
‫ همونطور که میدونیم 
‫دوباره شروع شد

797
00:45:24,840 --> 00:45:26,720
... ‫سال خوبی برای

798
00:45:28,200 --> 00:45:29,520
.‫برای کشاورزی نبوده، در کل

799
00:45:29,600 --> 00:45:31,880
‫دیروز توی روزنامه تایمز خوندم

800
00:45:32,000 --> 00:45:35,680
‫که بدترین سال از سال 1978 برای کشاورزها بوده

801
00:45:35,760 --> 00:45:37,800
‫تابستون خشک. میدونم، یادمه

802
00:45:37,880 --> 00:45:40,360
‫همون سالیه که قرار بود مدرک عمومیم رو
‫بگیرم. واسه همین نتونستم هیچ مدرکی بگیرم

803
00:45:40,480 --> 00:45:43,800
‫خب، میخوایم به این باکس‌های بالایی نگاه کنیم

804
00:45:43,880 --> 00:45:44,960
‫به آبی نگاه کن

805
00:45:45,040 --> 00:45:46,200
‫و الان میخوام بترسونمت

806
00:45:46,240 --> 00:45:49,520
‫سال قبل 226 هزار پوند از محصولات عایدی داشتیم

807
00:45:49,600 --> 00:45:50,800
‫قبل از اینکه هزینه‌ها رو دخیل کنیم

808
00:45:51,400 --> 00:45:53,400
‫خب 226 هزار پوند

809
00:45:55,200 --> 00:45:57,200
.‫-آره
‫-امسال شده 137 هزار پوند

810
00:45:57,280 --> 00:46:00,560
‫خب، 90 هزار پوند کاهش توی همون منطقه داشتیم

811
00:46:00,640 --> 00:46:01,960
... ‫این 9

812
00:46:03,720 --> 00:46:05,960
‫که واقعاً شگفت انگیزه چون که میدونی

813
00:46:06,000 --> 00:46:07,600
‫خب شگفت انگیز کلمه مناسبی نیست

814
00:46:07,640 --> 00:46:10,080
.‫-این 90 هزار پوند کاهش درامده
.‫-آره

815
00:46:10,600 --> 00:46:12,880
‫رقم هنگفتیه. 40 درصد کاهش درامد

816
00:46:13,000 --> 00:46:15,680
‫90 هزار پوند بخاطر آب و هوا به فنا رفته

817
00:46:16,760 --> 00:46:19,600
... ‫خب هزینه‌ها کجاست، چون که

818
00:46:19,680 --> 00:46:21,840
... ‫-اینم از هزینه‌ها، ما

819
00:46:21,880 --> 00:46:22,480
... ‫ما

820
00:46:22,520 --> 00:46:25,560
.‫14 هزار پوند برای بذر خرج کردیم
.‫-برای بذر

821
00:46:25,640 --> 00:46:30,480
‫34 هزار پوند برای کود و 20 هزار پوند برای سم پاشی

822
00:46:30,560 --> 00:46:33,280
‫خب در کل 68601 پوند

823
00:46:33,360 --> 00:46:38,720
‫و بعدش 68457 پوند هم هزینه‌های جانبی بوده

824
00:46:38,800 --> 00:46:42,200
‫که شامل حقوق کیلیب، هزینه خرید ماشین آلات

825
00:46:43,160 --> 00:46:47,520
‫خب، از کل زمین‌های زراعی، 144 پوند سود بدست آوردی

826
00:46:56,520 --> 00:46:58,960
‫خب، حقیقت موضوع اینکه

827
00:46:59,040 --> 00:47:03,280
‫کشاورزی اونم هفت روز هفته برای یه سال توی زمین 1000 جریبی ام

828
00:47:03,360 --> 00:47:08,160
‫واسم 144 پوند سود ایجاد کرده؟

829
00:47:08,200 --> 00:47:09,480
.‫درسته

830
00:47:09,560 --> 00:47:10,720
‫خوشبختانه، الان

831
00:47:10,760 --> 00:47:12,880
... ‫ما یارانه دولتی داریم. پس وقتی اون برسه

832
00:47:14,160 --> 00:47:15,880
‫کشاورزها میخوان چیکار کنن؟

833
00:47:16,000 --> 00:47:17,840
‫منطورم اینکه واقعاً میخوان چیکار کنن؟

834
00:47:17,960 --> 00:47:20,600
‫همون کشاورزهایی که گروه فیلم‌برداری
آمازون دنبالشون راه نمی افته

835
00:47:20,680 --> 00:47:22,160
‫و گروه برنامه کی میخواد میلیونر بشه

836
00:47:22,200 --> 00:47:23,480
‫تا بتونی درامد رو بالا ببری؟

837
00:47:23,520 --> 00:47:28,360
‫آخه میشه چیکار کرد وقتی که یارانه دولت کم بشه

838
00:47:28,480 --> 00:47:31,000
‫قراره تغییرات زیادی اتفاق بیوفته

839
00:47:31,080 --> 00:47:33,200
‫توی بخش روستایی، میدونی، توی حومه شهر

840
00:47:33,240 --> 00:47:35,680
‫احتمالاً 30 درصد کشاورز کمتری خواهیم داشت

841
00:47:35,720 --> 00:47:39,040
‫ولی الان و توی این عصر، وضعیت ما توی کشاورزی اینجوریه

842
00:47:39,120 --> 00:47:41,680
... ‫و دفعه بعدی که یه کشاورز در مورد آب و هوا غر میزنه

843
00:47:44,240 --> 00:47:46,360
‫دستاتون رو بندازین دور گردنش و واسش یه نوشیدنی بخرین

844
00:47:46,480 --> 00:47:49,240
‫چون که به این خاطر غز نمیزنه که

845
00:47:49,320 --> 00:47:51,160
‫مثلاً کار کردن توی بارون سخته

846
00:47:51,200 --> 00:47:53,560
‫به این خاطر داره غر میزنه چون که بارون بدبختش میکنه

847
00:47:57,960 --> 00:48:00,000
‫سرگردان شده بودم

848
00:48:01,360 --> 00:48:03,840
‫کل سال سخت کار کردم

849
00:48:03,960 --> 00:48:07,600
‫و پاداشم 144 پوند ناقابل بود

850
00:48:08,840 --> 00:48:11,480
‫حتی با اضافه کردن کمک هزینه‌ها و یارانه‌ها

851
00:48:11,560 --> 00:48:14,120
‫خیلی به نفع ام بود که زمین رو بفروشم

852
00:48:14,200 --> 00:48:17,560
‫پولش رو بزارم توی بانک و با سودش زندگی کنم

853
00:48:20,320 --> 00:48:25,880
‫با این حال، سال قبل واقعاً بی نظیر بود

854
00:48:27,400 --> 00:48:31,960
‫خیلی کارها کردم که فکر می‌کردم قادر به انجامشون نیستم

855
00:48:33,840 --> 00:48:35,800
‫یه چوپون شدم

856
00:48:38,120 --> 00:48:39,200
‫یه راننده تراکتور

857
00:48:43,480 --> 00:48:44,760
‫یه کارگر کلیدی

858
00:48:46,320 --> 00:48:47,920
‫یه مهندس

859
00:48:50,640 --> 00:48:52,240
‫و یه طرفدار محیط زیست

860
00:49:00,720 --> 00:49:03,280
‫همه چیزها در کنار

861
00:49:03,360 --> 00:49:07,840
‫خانواده بی نهایت شاد و بی نهایت بهم ریخته ددلی اسکوات بود

862
00:49:17,360 --> 00:49:21,280
... ‫ولی آیا میتونم دوباره این چرخه رو تکرار کنم

863
00:49:23,600 --> 00:49:25,800
‫بخاطر 40 پنس به ازای هر روز؟

864
00:49:30,240 --> 00:49:33,280
‫این سوالیه که تقریباً بلافاصله

865
00:49:33,360 --> 00:49:35,760
‫توی دورهمی برداشت محصولمون مطرح میشه

866
00:49:37,320 --> 00:49:39,120
... ‫اگه یه چیزی رو بخوام انتخاب کنم، میرم سراغ یکی از اونا

867
00:49:39,160 --> 00:49:40,720
‫یکی از اون چیزها

868
00:49:40,760 --> 00:49:42,040
‫نه، اونا

869
00:49:42,120 --> 00:49:43,680
.‫-یکی از اینا
‫-خودشه، همونه

870
00:49:44,840 --> 00:49:47,840
‫خب، یک سال و یک روز از موقعی
‫که کشاورزی رو شروع کردیم، گذشته؟

871
00:49:47,920 --> 00:49:50,240
‫بله. بیشتر از یه سال

872
00:49:50,280 --> 00:49:52,720
‫خب، الان چیز بزرگی که باید روش کار کنم اینکه

873
00:49:52,760 --> 00:49:55,440
‫در واقع، من یه انتخاب دارم

874
00:49:55,520 --> 00:49:59,920
--‫میتونم برگردم لندن و زندگی قبلیم رو ادامه بدم

875
00:50:00,040 --> 00:50:01,120
.‫آره، همین کارو بکن

876
00:50:03,880 --> 00:50:05,080
‫تو هنوز اون یکی گزینه رو نشنیدی

877
00:50:05,160 --> 00:50:07,040
.‫نه، نه، نه. همین کارو بکن

878
00:50:07,120 --> 00:50:10,400
‫فکر کنم الان دلم نمیخواد که برگردم لندن

879
00:50:10,480 --> 00:50:12,480
‫-هیچ وقت؟
.‫-نه، اینجا خوشحالم

880
00:50:12,600 --> 00:50:14,720
‫تو از لندن خوشت میاد، میدونی دیگه، تو عاشق لندنی

881
00:50:15,760 --> 00:50:18,040
‫و لندن مناسب توئه

882
00:50:18,120 --> 00:50:20,240
‫توی لندن رفیق داری

883
00:50:20,280 --> 00:50:21,240
‫آره، توی لندن رفیق داری

884
00:50:21,280 --> 00:50:22,880
‫خیلی‌ها رو می‌شناسی

885
00:50:22,920 --> 00:50:24,080
‫اینجا هم خیلی رفیق داری

886
00:50:25,080 --> 00:50:25,880
‫هممم

887
00:50:26,840 --> 00:50:27,840
‫اون میخواد که من بمونم

888
00:50:29,440 --> 00:50:31,480
‫چون که من مثل یه گاو شیرده براش هستم

889
00:50:33,200 --> 00:50:37,040
‫اگه بزاریشون توی ترازو، من به مزرعه رای میدم

890
00:50:37,120 --> 00:50:38,320
‫فکر می‌کنم تو اینجا خوشحالی

891
00:50:38,400 --> 00:50:40,800
‫حق با توئه، من اینجا خوشحالم

892
00:50:40,880 --> 00:50:42,800
‫قبلاً، موقع به دنیا اومدن بره‌ها گفتم

893
00:50:42,840 --> 00:50:44,560
‫که تا حالا اینقدر خوشحال نبودم

894
00:50:44,600 --> 00:50:45,440
‫یادته، همه بره‌ها داشتن به دنیا می اومدن

895
00:50:45,480 --> 00:50:47,160
‫و یه روز خیلی قشنگ بود

896
00:50:47,200 --> 00:50:47,920
‫من گفتم: هیچ وقت

897
00:50:47,960 --> 00:50:49,760
.‫سر کار اینقدر خوشحال نبودم

898
00:50:49,760 --> 00:50:51,240
‫-واقعاً؟
.‫-نه واقعاً نبودم

899
00:50:51,280 --> 00:50:52,440
‫رنگ‌ها رو نگاه کن آخه

900
00:50:52,480 --> 00:50:54,280
.‫-مبهوت کننده است
.‫-پاییز داره میاد

901
00:50:54,280 --> 00:50:56,920
‫راستش، همه وقت توی مزرعه مبهوت کننده است

902
00:50:57,040 --> 00:50:58,040
‫هر روزی که باشه

903
00:50:58,080 --> 00:51:00,280
‫همیشه یه چیزی هست که واقعاً زیباست

904
00:51:01,280 --> 00:51:05,240
‫مسئله اینکه، برنامه تموم شده

905
00:51:06,280 --> 00:51:07,560
‫این یکی
