﻿1
00:00:08,600 --> 00:00:11,200
‫«مزرعه کلارکسون»

2
00:00:20,040 --> 00:00:22,480
‫خیلی مشتاق بودم که آلنِ پیمانکار،

3
00:00:22,480 --> 00:00:25,840
‫شروع به تبدیل انباره بره‌ها به رستوران کرده.

4
00:00:26,760 --> 00:00:28,400
‫اما قبل از این‌که بتونه شروع به کار کنه،

5
00:00:28,440 --> 00:00:32,320
‫باید از مقامات محلی تاییدیه می‌گرفتم.

6
00:00:34,320 --> 00:00:37,680
‫الان اینجام تا...

7
00:00:38,600 --> 00:00:40,040
‫تا با زنی ملاقات کنم...

8
00:00:40,040 --> 00:00:43,840
‫که بخشِ برنامه‌ریزی در شورای غربِ آکسفوردشِر رو اداره می‌کنه.

9
00:00:43,840 --> 00:00:45,440
‫پس قراره که...

10
00:00:45,440 --> 00:00:46,920
‫دلش نمی‌خواد که ازش فیلم گرفته بشه.

11
00:00:46,920 --> 00:00:49,560
‫قراره که کلِ دوربین‌ها و ضبط‌کننده‌های صدا و همه چیز رو بذارن کنار...

12
00:00:49,560 --> 00:00:51,880
‫و بعد برن داخل، چون که این...

13
00:00:52,280 --> 00:00:53,520
‫این جلسه واقعا خیلی مهمه.

14
00:00:53,520 --> 00:00:56,960
‫اگه گند بزنم، زنِ قطعا میگه نه...

15
00:00:57,600 --> 00:01:01,760
‫عملا برنامه‌ام برای سال‌ها به هم می‌ریزه.

16
00:01:03,040 --> 00:01:04,440
‫آره، اومدش.

17
00:01:04,960 --> 00:01:06,120
‫از آشناییت خوشبختم.

18
00:01:06,160 --> 00:01:07,920
‫ممنون که تشریف آوردین.

19
00:01:09,320 --> 00:01:13,440
‫این جلسه که شامل بزرگان دیگر ادارات هم می‌شد،

20
00:01:13,760 --> 00:01:16,040
‫بیش از یک ساعت به طول انجامید.

21
00:01:16,400 --> 00:01:18,240
‫و وقتی که تموم شد،

22
00:01:18,920 --> 00:01:22,840
‫من و چارلی حساب کردیم که الان کجای کار هستیم.

23
00:01:25,120 --> 00:01:28,160
‫پس اون مردِ از بخشِ مشاغلِ توسعه اقتصادی شورا،

24
00:01:28,160 --> 00:01:30,080
‫که همین الان ملاقات‌شون کردیم،

25
00:01:30,080 --> 00:01:34,080
‫خیلی طرفدار برنامه‌مون بود
‫و گفت که تعداد زیادی از مردم رو می‌کشه به این منطقه.

26
00:01:34,080 --> 00:01:36,120
‫اما جوآن...

27
00:01:36,120 --> 00:01:37,320
‫- همون برنامه‌ریزه...
‫- آره.

28
00:01:37,320 --> 00:01:40,760
‫به وضوح اینطوری بود که:
‫«داشت حساسیت این منطقه رو تشخیص می‌داد»

29
00:01:40,760 --> 00:01:42,040
‫آره، خیلی نگران این واقعیت بود که،

30
00:01:42,040 --> 00:01:44,840
‫این یه منطقه با زیباییِ طبیعیِ فوق‌العاده‌اس،

31
00:01:44,840 --> 00:01:46,080
‫و از پارکینگ ماشین‌ها خوشش نمی‌آد،

32
00:01:46,080 --> 00:01:47,960
‫از آشفتگی و شلوغی هم خوشش نمی‌آد.

33
00:01:47,960 --> 00:01:49,680
‫سرزنشش نمی‌کنم، یه خرده ناجوره.

34
00:01:49,680 --> 00:01:51,520
‫و از دستشویی‌ها هم خوشش نیومد.

35
00:01:51,520 --> 00:01:53,120
‫- همه اینا رو گرفتم چی‌شد.
‫- خب.

36
00:01:53,120 --> 00:01:56,640
‫همونطور که فهمیدم، نگرانی اصلی این بود:

37
00:01:56,800 --> 00:01:58,240
‫«مردم محلی»

38
00:01:58,760 --> 00:02:01,320
‫آره مردم محلی، یه خرده باید باهاشون سر و کله بزنیم.

39
00:02:01,480 --> 00:02:03,120
‫حتما باید...

40
00:02:03,120 --> 00:02:06,720
‫به شیوه‌ای مثبت باهاشون تعامل داشته باشی، جرمی.

41
00:02:12,880 --> 00:02:15,880
‫
‫(تابلو: چدلینگتون)
‫این همون روستایی هست که یک مایل
‫یا بیشتر از انبار بره‌ها فاصله داره،

42
00:02:15,880 --> 00:02:16,600
‫این همون روستایی هست که یک مایل
‫یا بیشتر از انبار بره‌ها فاصله داره،

43
00:02:16,600 --> 00:02:19,280
‫جایی که نبرد من در اونجا به وقوع می‌پیونده:

44
00:02:19,280 --> 00:02:21,000
‫«چدلینگتون»

45
00:02:28,480 --> 00:02:30,040
‫مردم ساکنِ همین‌جا بودند که...

46
00:02:30,040 --> 00:02:32,320
‫(تابلو: لطفا رویِ چمن‌ها راه نروید، ممنون)
‫بعد از پخش شدنِ فصل اولِ برنامه،

47
00:02:32,320 --> 00:02:35,960
‫بیشتر از همه از محبوبیتِ فروشگاه من اذیت شده بودند.

48
00:02:43,480 --> 00:02:44,960
‫برای این‌که خوشحال‌شون کنم،

49
00:02:44,960 --> 00:02:48,480
‫تصمیم گرفتم که «عملیات قلب‌ها و ذهن‌ها» رو راه‌اندازی کنم،

50
00:02:48,480 --> 00:02:51,040
‫که از اینجا شروع می‌شد،

51
00:02:51,400 --> 00:02:54,040
‫در علف‌زارهای وحشیِ من.

52
00:02:55,280 --> 00:02:56,320
‫صبح بخیر.

53
00:02:56,920 --> 00:02:58,520
‫خب، چی داریم اینجا؟

54
00:02:58,560 --> 00:02:59,840
‫در دو سال گذشته...

55
00:02:59,840 --> 00:03:02,840
‫من نیمی از بذرهای گل‌های وحشی زمین‌هام رو...

56
00:03:02,840 --> 00:03:05,200
‫به یک انجمنِ باغبانی اهدا کرده ام.

57
00:03:05,600 --> 00:03:08,640
‫با این حال، الان قصد داشتم که،

58
00:03:08,640 --> 00:03:10,720
‫مقداری از اون رو به روستا هدیه بدم.

59
00:03:10,960 --> 00:03:14,680
‫علفزارِ اینجا، قسمتِ مورد علاقه‌ی من تویِ مزرعه است.

60
00:03:14,680 --> 00:03:18,120
‫و همچنین اگه بخوای این دونه‌ها رو بفروشی چقدر می‌شه؟

61
00:03:18,120 --> 00:03:20,160
‫هر کیلوش 90 یا 100 پوند می‌شه.

62
00:03:20,160 --> 00:03:21,680
‫هر کیلو صد پوند؟

63
00:03:21,680 --> 00:03:24,440
‫پس با اختلاف ارزشمندترین محصولِ این مزرعه هست.

64
00:03:24,440 --> 00:03:25,560
‫احتمالا!

65
00:03:25,840 --> 00:03:27,880
‫پس می‌تونیم اینا رو توی چدلینگتون بکاریم؟

66
00:03:27,880 --> 00:03:30,040
‫آره، جای خوبی واسه کاشتن‌شونه.

67
00:03:30,600 --> 00:03:31,680
‫شرمنده، این...

68
00:03:31,680 --> 00:03:33,400
‫آره هواپیماس.

69
00:03:33,400 --> 00:03:37,440
‫اینجا جاییه که سکوی شلیکِ موشک‌های زمین به هوام قرار می‌گیره.

70
00:03:37,560 --> 00:03:39,280
‫به ندرت دیدم هواپیما بیاد اینجا،

71
00:03:39,280 --> 00:03:40,640
‫مشخصه که می‌دونن امروز فیلمبرداری دارین اینجا.

72
00:03:40,640 --> 00:03:42,440
‫همیشه همین‌جا هستن.

73
00:03:42,440 --> 00:03:45,720
‫فکر کنم اگه به یکی‌شون شلیک کنم،
‫کارشون رو متوقف نمی‌کنن، فکر می‌کنن که یه اتفاق بوده.

74
00:03:45,720 --> 00:03:47,600
‫اما اگه دو یا سه تاشون رو بزنم،

75
00:03:47,600 --> 00:03:50,760
‫خبرش کلِ جامعه پروازی رو می‌گیره،

76
00:03:50,760 --> 00:03:53,880
‫ و مجبور می‌شن که وقت بیشتری رو با همسران‌شون بگذرونن.

77
00:03:54,200 --> 00:03:57,040
(چدلینگتون - لطفا با احتیاط رانندگی کنید)

78
00:03:57,680 --> 00:03:59,160
‫واسه همسایه‌ها دست تکون بدین.

79
00:03:59,160 --> 00:04:02,360
‫عملیاتِ قلب‌ها و ذهن‌ها و اینجور چیزا.

80
00:04:04,640 --> 00:04:05,760
‫رسیدیم.

81
00:04:06,120 --> 00:04:09,000
‫
‫(تالارِ یادبود - باشگاه ورزشی و اجتماعی)

82
00:04:10,760 --> 00:04:13,040
‫ایناهاش، اینم از دونه‌هام.

83
00:04:13,040 --> 00:04:16,040
‫دانه‌هایی به ارزشِ 250 پوند.

84
00:04:20,960 --> 00:04:23,520
‫
‫(تابلوی دیوار: فقط مخصوصِ ورود افراد معلول)

85
00:04:24,760 --> 00:04:25,760
‫سلام؟

86
00:04:26,240 --> 00:04:27,640
‫«سو» هستش؟
‫(اسم شخص)

87
00:04:27,640 --> 00:04:30,360
‫- کدوم «سو»؟
‫- «کات»

88
00:04:30,760 --> 00:04:32,960
‫نه، اینجا نیستش.

89
00:04:33,240 --> 00:04:34,920
‫اومدم تا دونه‌هام رو تحویلش بدم.

90
00:04:35,120 --> 00:04:36,240
‫اینجا نیستش.

91
00:04:36,560 --> 00:04:37,360
‫باشه.

92
00:04:41,480 --> 00:04:45,560
‫بالاخره یکی رو پیدا کردم تا دونه‌هام رو تحویل بگیره.

93
00:04:45,800 --> 00:04:46,640
‫سلام.

94
00:04:47,360 --> 00:04:48,680
‫شما باغبون اینجایی؟

95
00:04:49,080 --> 00:04:52,480
‫خب، نه. من رئیس هیئت امنای تالار هستم.

96
00:04:53,360 --> 00:04:54,160
‫عه.

97
00:04:54,440 --> 00:04:56,000
‫خیلی‌خب، بردارش.

98
00:04:56,000 --> 00:04:57,440
‫اینا «اُرکیده بال سبز» هستن.
‫(گلی با رنگ بنفش که در اروپا و خاورمیانه می‌روید)

99
00:04:57,480 --> 00:04:58,440
‫عالیه.

100
00:04:58,440 --> 00:05:00,400
‫- اُرکیده سیاه.
‫- واو

101
00:05:00,400 --> 00:05:01,400
‫خیلی متشکرم، جرمی.

102
00:05:01,400 --> 00:05:03,440
‫بسیارخب، خواهش می‌کنم، ممنون.

103
00:05:05,040 --> 00:05:05,880
‫با این حال، در حقیقت...

104
00:05:05,880 --> 00:05:09,360
‫دونه‌های گل‌های وحشی تازه فقط واسه دست‌گرمی بود.

105
00:05:09,720 --> 00:05:11,640
‫اگه قرار باشه که روستایی‌ها رو شکست بدم،

106
00:05:11,760 --> 00:05:14,720
‫نیازه که حرکت بزرگ‌تری بزنم.

107
00:05:14,720 --> 00:05:16,880
‫پس یه فکری به ذهنم رسید.

108
00:05:17,640 --> 00:05:19,320
‫1... 2... 3...

109
00:05:20,280 --> 00:05:21,080
‫عالی شد.

110
00:05:23,840 --> 00:05:27,960
‫«دیدلی اسکوات حامیِ باشگاهِ فوتبال چدلینگتون می‌شود»

111
00:05:35,520 --> 00:05:38,360
‫- لباس خوبیه.
‫- واقعا لباس خوبیه.

112
00:05:38,840 --> 00:05:40,800
‫سوت شروع بازی به صدا در اومد.

113
00:05:42,960 --> 00:05:47,640
‫و بازیِ افتتاحیه‌ی من به عنوانِ اسپانسرِ باشگاه در حال انجام بود.

114
00:05:52,520 --> 00:05:54,920
‫- ادامه بده چدلینگتون.
‫- یالا چَد.

115
00:05:57,080 --> 00:06:00,040
‫می‌دونی چیه، وقتی مدرسه می‌رفتم با همه این بچه‌ها بازی می‌کردم.

116
00:06:00,040 --> 00:06:02,040
‫همه‌شون قبلا تویِ تیم حریف بودن.

117
00:06:02,040 --> 00:06:04,520
‫- عکسی از وقتی که بازی می‌کردی داری؟
‫- آره، دارم.

118
00:06:04,640 --> 00:06:05,840
‫اون موقع موهای بلندی داشتم.

119
00:06:05,840 --> 00:06:07,880
‫- یه مدل مویِ دیگه؟
‫- آره

120
00:06:07,880 --> 00:06:09,160
‫چقدر تُپلی.

121
00:06:09,200 --> 00:06:11,280
‫- منظورت چیه تپلم؟
‫- گوشتالویی.

122
00:06:13,760 --> 00:06:15,080
‫یالا چدلینگتون.

123
00:06:16,080 --> 00:06:19,680
‫خوشبختانه، تعداد تماشاچی‌های مناسبی
‫واسه‌ی دیده شدنِ لباس جدید وجود داشت.

124
00:06:19,840 --> 00:06:20,760
‫یالا چَد.

125
00:06:20,760 --> 00:06:23,680
‫از جمله جرالد و برادرش.

126
00:06:25,320 --> 00:06:26,920
‫پرتاب واسه ماست!

127
00:06:27,120 --> 00:06:30,120
‫اسم تمومِ بازیکن‌های تیم فوتبال چلسی رو می‌دونی؟

128
00:06:30,120 --> 00:06:30,360
‫آره.

129
00:06:30,400 --> 00:06:33,560
‫اسم تموم بازیکن‌های این تیمی که اسپانسرش شدی رو هم می‌دونی؟

130
00:06:33,560 --> 00:06:35,280
‫- چدلینگتون؟ معلومه که می‌دونم.
‫- نه، عمرا.

131
00:06:35,280 --> 00:06:36,360
‫می‌دونم!

132
00:06:36,360 --> 00:06:37,840
‫خیلی آسونه، خب؟

133
00:06:37,840 --> 00:06:38,960
‫اسم حامیانِ تیم؟ آره؟

134
00:06:38,960 --> 00:06:41,040
‫کوپر، کوپر، کوپر، کوپر، کوپر...

135
00:06:41,280 --> 00:06:42,560
‫و اونم کوپره.

136
00:06:42,600 --> 00:06:44,760
‫این خیلی زندگی رو توی روستا راحت‌تر می‌کنه.
‫(همه‌ی روستا از یه طایفه‌ان)

137
00:06:44,760 --> 00:06:46,360
‫کوپرها همه چیزو به دست گرفتن.

138
00:06:49,840 --> 00:06:51,160
‫عجب توپی گرفت.

139
00:06:51,480 --> 00:06:55,240
‫هر چند کیلب تویِ تفاسیرش از بازی خیلی خشن‌تر عمل می‌کرد.

140
00:06:56,360 --> 00:06:57,720
‫چه حرکت مزخرفی بود!

141
00:06:59,040 --> 00:07:01,640
‫بگو که داری باهام شوخی می‌کنی 

142
00:07:03,760 --> 00:07:04,840
‫بلند شو ببینم.

143
00:07:05,440 --> 00:07:07,240
‫جاش! بلند شو لامصب!

144
00:07:08,760 --> 00:07:10,640
‫اگه تو امارات رو اداره می‌کردی...

145
00:07:11,520 --> 00:07:14,120
‫فکر می‌کنی همینطوری باشه وقتی که...

146
00:07:14,120 --> 00:07:15,840
‫می‌ری بازی آرسنال رو تماشا کنی؟

147
00:07:15,840 --> 00:07:18,360
‫چون من اسپانسر این تیم هستم،

148
00:07:18,360 --> 00:07:19,720
‫و می‌دونم که اون چه حسی داره الان.

149
00:07:19,720 --> 00:07:22,240
‫- فکر کنم یه ذره فرق داشته باشن!
‫- نه دقیقا عین همن.

150
00:07:22,240 --> 00:07:23,360
‫نه، فقط یه ذره.

151
00:07:24,320 --> 00:07:28,840
‫بین دو نیمه، بازیکن‌ها با سر رفتن توی نوشیدنی‌های انرژی‌زا.

152
00:07:29,800 --> 00:07:32,840
‫و جرالد ما رو به یه گشت‌زنی تویِ انجمنِ باشگاه برد...

153
00:07:32,880 --> 00:07:36,520
‫توی راه خونه از جاده خارج شد...
‫[حرف‌های نامفهومِ جرالد]

154
00:07:37,400 --> 00:07:41,440
‫تویِ انجمن باشگاه فهمیدیم که جرالد یه جورایی یه افسانه‌ی محلی بوده.

155
00:07:42,000 --> 00:07:44,360
‫این که تو نیستی، چون این عکسِ رنگیه.
‫(منظور: جرالد خیلی پیره)

156
00:07:46,160 --> 00:07:47,960
‫نگاه کن، یه «ک. کوپر» هم تو اسم‌های اینجاست.

157
00:07:47,960 --> 00:07:49,400
‫معلومه که هست.

158
00:07:49,920 --> 00:07:52,240
‫یه لحظه صبر کن ببنیم،
‫دارم لیست دهه 80 رو چک می‌کنم.

159
00:07:52,240 --> 00:07:54,240
‫
‫(اولین تیم در 85-1984
‫قهرمانِ مسابقات انجمن جوانان آکسفوردشر
‫قهرمانِ مسابقات ویتنی و حومه انجمن فِردفورد
‫قهرمانِ جامِ خیریه چارلبوری
‫قهرمانِ جامِ خیریه چیپینگ نورتون)
‫«جرالد کوپر»

160
00:07:54,280 --> 00:07:56,480
‫- کدوم‌شون تویی؟
‫- ایناها.

161
00:07:56,600 --> 00:07:59,200
‫- این تویی؟ هنوزم همون سبیل رو داری؟
‫- آره.

162
00:07:59,200 --> 00:08:01,640
‫بهت میگم اون بالا چیه...
‫[نامفهوم]

163
00:08:01,840 --> 00:08:04,280
‫[نامفهوم]

164
00:08:04,360 --> 00:08:07,560
‫توی این عکسِ همه‌مون 22 ساله‌مونه،
‫می‌گیری که چی میگم دیگه؟

165
00:08:08,000 --> 00:08:10,440
‫- اوی خدا، این... این تویی!
‫- آره.

166
00:08:10,440 --> 00:08:11,640
‫ظاهرت اینطوریه که:

167
00:08:13,920 --> 00:08:16,040
‫و حالا می‌خوام فوتبال بازی کنم»

168
00:08:16,480 --> 00:08:18,920
‫دنیس رو ببین، دوروبر اون گوشه‌اس.
‫[نامفهوم]

169
00:08:18,920 --> 00:08:20,680
‫ببین، آره این تویی. نه...

170
00:08:20,680 --> 00:08:23,640
‫مثل این‌که یکی از گروه سلید هم اونجاست.
‫(یک گروهِ موسیقی راک از ولورهمپتونِ انگلیس در 1970)

171
00:08:25,920 --> 00:08:30,040
‫توی نیمه دوم، زد و خوردها بی‌شمار شدن.

172
00:08:35,960 --> 00:08:36,960
‫یا خدا!

173
00:08:37,640 --> 00:08:38,840
‫آره!

174
00:08:39,640 --> 00:08:41,040
‫فوق‌العاده بود.

175
00:08:42,680 --> 00:08:47,440
‫و خیلی زود متوجه شدم که خریدِ بعدی من به عنوانِ اسپانسرِ تیم،

176
00:08:47,440 --> 00:08:49,560
‫اینه که یه تابلوی امتیازات بگیرم.

177
00:08:49,760 --> 00:08:51,560
‫- تو فکر می‌کنی که بازی چند چنده؟
‫- 3-1

178
00:08:51,760 --> 00:08:53,720
‫3-1
‫و تو فکر می‌کنی که 4-1 هست؟

179
00:08:53,720 --> 00:08:56,200
‫- فکر کنم 3-0 باشه.
‫- نه 2-2 هست.

180
00:08:56,200 --> 00:08:57,640
‫- 2-2؟
‫- نه.

181
00:08:57,640 --> 00:08:58,840
‫5-1ـه.

182
00:08:59,560 --> 00:09:00,960
‫سوت پایان بازی زده شد.

183
00:09:00,960 --> 00:09:04,480
‫بازی خوبی که برای تیم چدلینگتون رقم خورد.

184
00:09:04,640 --> 00:09:05,840
‫6... 6-1

185
00:09:05,840 --> 00:09:08,520
‫اما چدلینگتون که داشت با خودش بازی می‌کرد.

186
00:09:08,640 --> 00:09:10,840
‫و من فقط امیدوار بودم که این سرمایه‌گذاریم،

187
00:09:10,840 --> 00:09:13,240
‫اکنون واسم سود داشته باشه.

188
00:09:13,600 --> 00:09:16,560
‫به نظرت این کار باعث میشه
‫قلب‌ها و ذهن‌های توی روستا رو بدست بیاریم؟

189
00:09:16,560 --> 00:09:17,560
‫آره.

190
00:09:25,440 --> 00:09:28,480
‫در حالی که داشتم پاچه‌خواریِ مردم محلی رو می‌کردم،

191
00:09:28,480 --> 00:09:34,040
‫چارلی تویِ دفترش بود،
‫دفتری که از دیوارهاش هنرهای زیبا می‌چکید،

192
00:09:34,680 --> 00:09:38,560
‫و سخت رویِ برنامه‌ریزی رستوران کار می‌کرد.

193
00:09:39,000 --> 00:09:41,960
‫جرمی باید شورای بخش رو شکست بده،

194
00:09:41,960 --> 00:09:44,200
‫چون اونا نفوذ خیلی زیادی دارن،

195
00:09:44,200 --> 00:09:47,880
‫یه جورایی می‌تونن از برنامه حمایت کنن.

196
00:09:48,800 --> 00:09:53,200
‫اما در واقع شورایِ منطقه غربِ آکسفوردشر هست که...

197
00:09:53,200 --> 00:09:57,040
‫تصمیم می‌گیره پروژه رستوران ادامه پیدا کنه یا نه.

198
00:09:57,080 --> 00:09:58,440
‫و در موردِ روندِ برنامه‌ریزی...

199
00:09:58,440 --> 00:10:00,640
‫باید افراد زیادی رو راضی نگه داریم.

200
00:10:00,640 --> 00:10:02,160
‫مسئله‌ی پلیس رو داریم.

201
00:10:02,240 --> 00:10:04,720
‫اداره بزرگراه‌ها رو داریم.

202
00:10:04,720 --> 00:10:08,320
‫می‌دونین که، بزرگراه صاف از روی فروشگاه مزرعه رد می‌شه.

203
00:10:08,320 --> 00:10:11,360
‫پلیس یک روز در میون توقف می‌کنه تا ترافیک رو زیر نظر بگیره.

204
00:10:11,360 --> 00:10:14,480
‫پس ما باید دسترسی به ورود و خروج رو به درستی انجام بدیم.

205
00:10:14,520 --> 00:10:17,200
‫باید بررسی‌های باستان‌شناسی رو هم انجام بدیم.

206
00:10:17,200 --> 00:10:19,600
‫باید بررسی‌های زیست محیطی رو انجام بدیم.
‫باید همه چیزو درست پیش ببریم.

207
00:10:19,600 --> 00:10:21,960
‫شورای شهرستان آکسفوردشر می‌خواد بدونه که...

208
00:10:21,960 --> 00:10:24,560
‫این کار منافع اقتصادی داره یا نه.

209
00:10:24,560 --> 00:10:29,160
‫باید اداره‌ی «حفاظت از زیبایی‌های طبیعی» رو متقاعد کنیم که...

210
00:10:29,160 --> 00:10:32,360
‫رستوران چشم‌اندازِ منظره رو خراب نمی‌کنه.

211
00:10:32,360 --> 00:10:36,920
‫پس باید بهشون اطلاع بدیم که هر بوته و پرچین رو کجا می‌کاریم،

212
00:10:36,920 --> 00:10:40,080
‫تا آلودگیِ نوری تویِ سراسر دره پخش نشه.

213
00:10:40,080 --> 00:10:42,400
‫حجم زیادی از کار و کاغذ بازی‌های اداریه...

214
00:10:42,400 --> 00:10:44,600
‫و باید همه‌شون رو کاملا درست انجام بدیم.

215
00:10:44,600 --> 00:10:47,320
‫می‌دونین، این عین یه چیزی نیست که...

216
00:10:47,320 --> 00:10:50,040
‫یهو بندازیمش وسطِ روستا و تموم بشه.

217
00:10:57,720 --> 00:11:01,880
‫در همین حال، تویِ مزرعه، دیلوین دامپزشک
‫اومده بود که یه سری بزنه.

218
00:11:01,880 --> 00:11:06,960
‫هر چند، این بار برای این نیومده بود که
حیوانات رو معاینه بکنه

219
00:11:07,200 --> 00:11:09,720
‫دعوا نکنین، بیخیال.
‫سگ‌های خوب.

220
00:11:10,920 --> 00:11:12,000
‫نگاشون کن!

221
00:11:12,120 --> 00:11:14,400
‫نمی‌تونی مزرعه داشته باشی و سگ نداشته باشی.

222
00:11:14,440 --> 00:11:16,840
‫اوه، نگاشون کن!
‫چقدر جیگرن!

223
00:11:17,120 --> 00:11:18,600
‫- خوشگلن؟
‫- آره.

224
00:11:18,600 --> 00:11:20,720
‫- خواهرن باهم.
‫- بسیارخب.

225
00:11:20,720 --> 00:11:22,800
‫و نژادِ «لابرادورهای رنگ-روباهی» هستن.

226
00:11:22,840 --> 00:11:25,040
‫- از اینا این دوروبرها نیست.
‫- نه.

227
00:11:25,640 --> 00:11:26,800
‫هی توله‌ها.

228
00:11:26,800 --> 00:11:29,640
‫- لازمه که «انگل زدایی» بشن.
‫- آره.

229
00:11:29,640 --> 00:11:31,360
‫- باید «میکروچیپ» بهشون بزنیم.
‫- آره.

230
00:11:31,360 --> 00:11:32,680
‫- و دیگه چی...
‫- باید واکسینه بشن.

231
00:11:32,680 --> 00:11:34,040
‫واکسینه بشن.

232
00:11:34,120 --> 00:11:36,360
‫خیلی چیزای تو دل برویی هستن.

233
00:11:36,640 --> 00:11:37,240
‫بیا اینجا.

234
00:11:37,240 --> 00:11:40,040
‫می‌خوام غلتت بدم و شکمتو قلقلک بدم. اینجاتو.

235
00:11:40,320 --> 00:11:42,520
‫منظورم اینه، تا اونجایی که به من مربوط میشه، وقتشه دیگه...

236
00:11:42,520 --> 00:11:44,680
‫کشاورزی یه جورایی دیگه برام تموم شده.
‫(پیر شدم دیگه)

237
00:11:45,160 --> 00:11:47,240
‫سگ خوب، آفرین سگ خوب.

238
00:11:48,240 --> 00:11:49,840
‫اما، همون‌قدر که دلم می‌خواست...

239
00:11:49,880 --> 00:11:53,560
‫تموم روز رو به پرتاب توپ واسه این دو تا بگذرونم...

240
00:11:53,800 --> 00:11:56,440
‫مشخصا یه مزرعه‌ای هم واسه اداره‌ کردن وجود داشت.

241
00:11:57,960 --> 00:11:59,560
‫و با از راه رسیدنِ پاییز...

242
00:11:59,560 --> 00:12:03,480
‫بدین معنا بود که وقتِ وارد کردنِ محصولات سال آینده به زمین رسیده.
‫(کشت محصول)

243
00:12:05,960 --> 00:12:09,080
‫بعد از پخشِ اولین فصل از «مزرعه کلارکسون»،

244
00:12:09,080 --> 00:12:11,480
‫توسط بسیاری از کشاورزها به شدت مورد تمسخر قرار گرفتم،

245
00:12:11,480 --> 00:12:15,640
‫و اونا گفتن که این ماشینِ شخم‌زنیِ سه متری...

246
00:12:15,640 --> 00:12:17,440
‫واسه تراکتور من کوچیکه.

247
00:12:18,040 --> 00:12:20,000
‫خب، این‌ بار دیگه خبری از مسخره کردن‌هاشون نیست،

248
00:12:20,000 --> 00:12:22,360
‫چون یه دونه جدیدشو گرفتم.

249
00:12:24,320 --> 00:12:25,840
‫خودشه.

250
00:12:26,120 --> 00:12:28,160
‫قطعه‌ای عظیم و پیچیده‌ی پولادین...

251
00:12:28,160 --> 00:12:32,000
‫با 6 متر عرض، تشکیل شده از علم...

252
00:12:32,000 --> 00:12:33,840
‫و مهندسیِ سنگین.

253
00:12:34,360 --> 00:12:36,960
‫خوب شد که تراکتور بزرگی دارم.

254
00:12:37,600 --> 00:12:38,520
‫خیلی‌خب.

255
00:12:39,480 --> 00:12:40,880
‫کار اول:

256
00:12:40,880 --> 00:12:42,000
‫«بلند کردن».

257
00:12:42,000 --> 00:12:43,640
‫می‌بریمش بالا.

258
00:12:50,000 --> 00:12:51,040
‫پایین.

259
00:12:53,040 --> 00:12:56,320
‫چی می‌شه اگه اینقدر نیارمش بالا؟
‫راهش همینه، مگه نه؟ آره.

260
00:12:56,320 --> 00:12:58,640
‫خیلی‌خب، دوباره تلاش کنیم. بالا.

261
00:13:03,360 --> 00:13:05,440
‫یا خود خدا!

262
00:13:07,800 --> 00:13:08,760
‫این چی...

263
00:13:09,920 --> 00:13:12,480
‫نه، این خوب نیست.
‫چه مصیبتی‌ـه این؟

264
00:13:13,200 --> 00:13:14,240
‫یا خدا!

265
00:13:14,480 --> 00:13:16,840
‫همونطور که انتظارش می‌رفت، «یودا»ی دهاتی...

266
00:13:16,840 --> 00:13:19,840
‫دقیقا همون لحظه رو برای پدیدار شدن انتخاب کرد.

267
00:13:20,040 --> 00:13:21,520
‫اصلا تکون نمی‌خوره!

268
00:13:21,960 --> 00:13:24,360
‫چون یه دستگاه 4 تنی اون پشت داری!

269
00:13:24,520 --> 00:13:26,560
‫خب این...
‫[نامفهوم]

270
00:13:26,880 --> 00:13:29,200
‫چطور بقیه باهاش کار می‌کنن پس؟

271
00:13:29,360 --> 00:13:32,040
‫کودن خان، یه دونه وزنه تعادل نیاز داری جلوی تراکتورت!

272
00:13:36,560 --> 00:13:39,120
‫وقتی که کیلب وزنه رو متصل کرد...

273
00:13:39,520 --> 00:13:41,760
‫خب، الان این مشکلو حل می‌کنه؟

274
00:13:41,920 --> 00:13:42,960
‫باید درست بشه.

275
00:13:45,720 --> 00:13:47,920
‫راه افتادم به سمت مزرعه.

276
00:13:49,840 --> 00:13:52,040
‫الان 1.5 تن وزن جلوم دارم،

277
00:13:52,040 --> 00:13:54,880
‫4 تن وزن عقبم دارم و 9 تن هم وسطم دارم.

278
00:13:54,880 --> 00:13:57,240
‫تجهیزات سنگینیه واسه امروز صبح.

279
00:14:00,040 --> 00:14:02,680
‫اینم از این، رسیدیم به مزرعه.

280
00:14:06,000 --> 00:14:07,200
‫خب، کاری که این دستگاه می‌کنه،

281
00:14:07,200 --> 00:14:09,040
‫مثل دستگاه شخم‌زنی قبلی نیست که استفاده می‌کردیم.

282
00:14:09,040 --> 00:14:12,440
‫مطمئنا گاوآهن هم نیست، که واقعا برای محیط زیست بده.

283
00:14:12,760 --> 00:14:13,960
‫این یه...

284
00:14:14,240 --> 00:14:16,080
‫همین‌طور که شخم می‌زنه و می‌ره...

285
00:14:16,080 --> 00:14:17,960
‫و تموم چیزایی رو که...

286
00:14:18,000 --> 00:14:21,640
‫چیزایی مثل این رو که سال پیش به درستی برداشت نشده...

287
00:14:21,680 --> 00:14:24,640
‫با خاک مخلوط‌شون می‌کنه و
‫دوباره شروع به رشد کردن می‌کنند.

288
00:14:24,760 --> 00:14:26,720
‫بعدش وقتی که شروع به رشد کرد، ما می‌آییم...

289
00:14:26,720 --> 00:14:27,920
‫و همه چیزو از بین می‌بریم...

290
00:14:27,920 --> 00:14:29,840
‫و بعدش یه زمینِ خالی داریم...

291
00:14:29,840 --> 00:14:33,640
‫که روی اون محصولات سال آینده رو پرورش می‌دیم.

292
00:14:35,080 --> 00:14:38,000
‫من هم نمی‌فهمم چی به چیه.
‫اما به هر حال، می‌دونم که چطوری انجام می‌شه.

293
00:14:40,680 --> 00:14:41,840
‫می‌آریمش پایین.

294
00:14:43,120 --> 00:14:44,160
‫بزن بریم.

295
00:14:49,840 --> 00:14:51,480
‫دارم کشاورزی می‌کنم!

296
00:14:56,160 --> 00:15:00,760
‫تازه متوجه شدم که در واقع کشاورزیم رو
‫از همین زمینِ بزرگ شروع کردم.

297
00:15:01,200 --> 00:15:05,320
‫و حالا اولین مزرعه‌ای هست که برای سال 2022 کشت می‌کنم.

298
00:15:08,520 --> 00:15:10,760
‫و همه چی داشت خوب پیش می‌رفت.

299
00:15:11,680 --> 00:15:14,280
‫تا اینکه، چند دور بعد...

300
00:15:14,280 --> 00:15:17,240
‫تراکتور دوباره شروع به کج‌رفتاری کرد.

301
00:15:21,560 --> 00:15:22,840
‫نمی‌تونم انجامش بدم...

302
00:15:22,840 --> 00:15:26,760
‫چطوری وقتی چرخاش رو هواست می‌شه چرخوندش آخه؟

303
00:15:28,560 --> 00:15:30,040
‫این دیگه چه وضعشه!

304
00:15:30,560 --> 00:15:34,240
‫مشکل این بود که وقتی لامبوی من سوخت رو قورت می‌داد،

305
00:15:34,280 --> 00:15:36,920
‫باکِ سوخت سبک‌تر می‌شد.

306
00:15:36,920 --> 00:15:40,520
‫به این معنی بود که یه بار دیگه وزن کافی در جلو وجود نداشت،

307
00:15:40,520 --> 00:15:42,840
‫تا چرخ هارو روی زمین نگه داره.

308
00:15:43,040 --> 00:15:44,560
‫افتضاحه!

309
00:15:46,680 --> 00:15:50,520
‫بنابراین تصمیم گرفتم که برگردم به خونه و بنزین بزنم،

310
00:15:50,520 --> 00:15:52,920
‫قبل از این‌که وضع بدتر بشه.

311
00:15:55,120 --> 00:15:57,160
‫اووه، بیخیال دیگه.

312
00:16:01,040 --> 00:16:02,520
‫دور موتورم خیلی بالاست.

313
00:16:04,200 --> 00:16:06,080
‫بذار چهار چرخ متحرک رو امتحان کنیم.

314
00:16:06,080 --> 00:16:07,880
‫آره، ممکنه کمک کنه. یه امتحان کنیم.

315
00:16:10,040 --> 00:16:12,040
‫نه، نه، نه

316
00:16:13,000 --> 00:16:14,440
‫بهتر نشد!

317
00:16:15,040 --> 00:16:18,440
‫چطوری این لعنتی رو از اینجا ببرم بیرون؟

318
00:16:20,520 --> 00:16:22,800
وای

319
00:16:24,480 --> 00:16:26,520
‫یالا، یالا، زور بزن دیگه...

320
00:16:27,800 --> 00:16:29,440
‫یا خدای تبارک و تعالی!

321
00:16:30,240 --> 00:16:33,600
‫مشخص بود که باید یه کمی وزن اضافه پیدا می‌کردم.

322
00:16:33,600 --> 00:16:36,280
‫و خوشبختانه، یکی پیداش شد.

323
00:16:41,840 --> 00:16:43,360
‫خب، آماده‌ای؟

324
00:16:48,680 --> 00:16:51,480
‫ترمز دستی! ترمز دستی رو آزاد کن!

325
00:16:53,840 --> 00:16:55,360
‫جواب داد!

326
00:17:07,200 --> 00:17:11,600
‫روز بعد باید مقداری خاک‌گیری بیشتری میکردم،

327
00:17:11,880 --> 00:17:14,520
‫اما اکنون یه مسئله مهم‌تر وجود داشت.

328
00:17:14,760 --> 00:17:17,240
‫علی‌رغم تلاش‌هام برای جلب نظر مردم محلی،

329
00:17:17,240 --> 00:17:21,560
‫همچنان جریان ثابتی از شکایات رو دریافت می‌کردم.

330
00:17:24,360 --> 00:17:25,880
‫به هم ریخته به نظر می‌آی.

331
00:17:27,000 --> 00:17:30,680
‫متن نامه: «با یک بررسی فوری رسمی،
‫بیش از 400 بازدیدکننده رو تخمین زدیم...

332
00:17:30,680 --> 00:17:33,320
‫و صف‌های سه ساعته طولانی
‫به سمت فروشگاه مزرعه دیدلی اسکوات.

333
00:17:33,320 --> 00:17:35,720
‫تشکیلات اولیه در مقیاس کوچک...

334
00:17:35,720 --> 00:17:38,400
‫به یک عملیات بخور و نمیر طور تبدیل شده
‫که برای مقابله با آن تلاش می‌کند.

335
00:17:38,400 --> 00:17:43,720
‫...این باعث ایجاد ترافیک اجتماعی و مشکلاتِ
‫محیط زیستیِ ناگفته می‌شه که بر کیفیت...»

336
00:17:44,600 --> 00:17:46,840
‫این واسه من کل روز رو طول می‌کشه تا بنویسمش.

337
00:17:47,400 --> 00:17:50,920
‫و بعد یه عکس از اون اتوبوسِ فرستادن.

338
00:17:51,160 --> 00:17:53,280
‫و به حضورِ اتوبوس اعتراض کردن.

339
00:17:53,640 --> 00:17:55,320
‫پس به حضور تعداد زیادی ماشین اعتراض کردن.

340
00:17:55,320 --> 00:17:58,240
‫عده‌ای از افراد با اتوبوس به فروشگاه مزرعه می‌آن...

341
00:17:58,240 --> 00:18:00,800
‫- و حالا به اونم گیر دادن.
‫- آره در مورد اتوبوس عاجز نالی می‌کنن.

342
00:18:00,800 --> 00:18:02,840
‫خیلی دوست دارم این آدم‌ها رو ببینم...

343
00:18:02,840 --> 00:18:06,440
‫که به معنای واقعی کلمه کار دیگه‌ای
‫جز نوشتن نامه واسه‌مون ندارن.

344
00:18:06,440 --> 00:18:08,520
‫من خیلی سرم شلوغه، تو هم سرت شلوغه.

345
00:18:08,520 --> 00:18:12,360
‫من دو دقیقه هم فرصت ندارم بشینم
‫پشت کامپیوتر و واست یه نامه بزرگ بنویسم.

346
00:18:12,360 --> 00:18:13,240
‫نگاه کن.

347
00:18:13,760 --> 00:18:16,920
‫متن نامه: «من از همه چیزِ جرمی کلارکسون خسته شده‌ام»

348
00:18:17,280 --> 00:18:19,080
‫راستشو بخوای، می‌آی از همه اینا عبور کنی...

349
00:18:19,120 --> 00:18:20,520
‫یه نفر تو روستا...

350
00:18:20,520 --> 00:18:23,120
‫یه «تامین مالیِ جمعی» راه‌انداخته...
‫(جمع‌آوری پول از مردم برای کار یا هدفی خاص)

351
00:18:23,120 --> 00:18:25,080
‫با نام «جلویِ دیدلی اسکوات رو بگیرید».

352
00:18:25,120 --> 00:18:26,840
‫منظورم اینه، اونا فقط...

353
00:18:31,360 --> 00:18:33,040
‫از اونجایی که شایعه‌اش پخش شده بود که،

354
00:18:33,040 --> 00:18:36,360
‫من قصد دارم برای افتتاح یه رستوران درخواست مجوز بدم،

355
00:18:36,360 --> 00:18:38,760
‫تصمیم گرفتم که پا پیش بذارم،

356
00:18:38,760 --> 00:18:41,440
‫و یک جلسه روستایی تشکیل بدم.

357
00:18:43,360 --> 00:18:44,400
‫اینم از این.

358
00:18:45,760 --> 00:18:48,720
‫چیزی که اینجا نوشتم یه اعلان کوچیکه که میگه:

359
00:18:48,920 --> 00:18:52,160
‫«از اونجایی که به نظر می‌رسه بحث‌هایی در مورد
‫آنچه در دیدلی اسکوات اتفاق می‌افته وجود داره،

360
00:18:52,160 --> 00:18:54,840
‫جرمی کلارکسون در سالن یادبود خواهد بود،
‫*که همینجاست*

361
00:18:54,840 --> 00:18:57,200
‫تا برنامه‌های خودش رو توضیح بده و هر سوالی
‫رو که ممکن است داشته باشید رو پاسخ بده.

362
00:18:57,240 --> 00:18:59,320
‫حضور همه افرادِ منطقه گرامی داشته می‌شه.

363
00:18:59,320 --> 00:19:01,560
‫پنیر و نوشیدنی نیز پذیرایی خواهد شد.»

364
00:19:03,040 --> 00:19:04,840
‫چند روز پیش تویِ سایت رسمی شورا،

365
00:19:04,840 --> 00:19:07,120
‫یه شکایت خوب وجود داشت که می‌گفت:

366
00:19:07,120 --> 00:19:10,240
‫«اون یارو به اصطلاح کشاورزِ تویِ دیدلی اسکوات...»
‫(منظورش جرمی‌ـه)

367
00:19:10,720 --> 00:19:11,720
‫تا اینجاش قبوله.

368
00:19:12,040 --> 00:19:14,480
‫«...در واقع اصلا هیچی توی مزرعه‌اش تولید نمی‌کنه.»

369
00:19:14,520 --> 00:19:16,280
‫خب، تولید می‌کنم.

370
00:19:16,280 --> 00:19:17,480
‫و یکی دیگه گفته بود:

371
00:19:17,480 --> 00:19:20,640
‫«اون انبار بره‌ها اصلا برای زایمان بره ازش استفاده نشده.»

372
00:19:20,920 --> 00:19:24,240
‫اما به معنی واقعی کلمه شواهدِ مستندی
‫وجود داره که میگه چنین چیزی رخ داده.
‫(منظورش فصل پیشه)

373
00:19:24,240 --> 00:19:27,240
‫می‌دونین، این سطح از شکایته که فقط...

374
00:19:27,720 --> 00:19:31,360
‫به همین دلیل فکر کردم که یه
‫پرسش و پاسخ بذارم تا مردم بتونن بگن...

375
00:19:32,000 --> 00:19:35,040
‫«داری چی‌کار می‌کنی؟ برنامه‌ات چیه؟»

376
00:19:35,160 --> 00:19:37,320
‫اضطراب داری در موردش یا نه؟

377
00:19:38,120 --> 00:19:40,400
‫خب، آره دارم. چون که...

378
00:19:40,400 --> 00:19:42,480
‫اون خانمِ از شورایِ محله گفت که:

379
00:19:42,480 --> 00:19:45,760
‫«مردم عصبانی‌ان، خیلی هم عصبانی‌ان.»

380
00:19:46,200 --> 00:19:48,320
‫منظورم اینه که، واقعا خیلی عصبانی‌ان.

381
00:19:48,720 --> 00:19:50,520
‫اما آره خب، دلهره‌آوره.

382
00:19:50,560 --> 00:19:53,680
‫چون که من «سگ‌های پوشالی» رو دیدم

383
00:19:53,680 --> 00:19:55,520
‫«قهرمان محلی» رو هم دیدم. 

384
00:19:55,520 --> 00:19:58,520
‫می‌دونین که یه روستا می‌تونه چه شکلی باشه
‫وقتی خودش همه چیزو به هم می‌ریزه.

385
00:19:58,640 --> 00:20:00,320
‫با چنگک پا می‌شن میان سراغت.

386
00:20:00,320 --> 00:20:03,000
‫اما سعی می‌کنم که...
‫امیدوارم که آروم‌شون کنم.

387
00:20:11,840 --> 00:20:15,120
‫روز بعد، خبرِ جلسه پخش شده بود.

388
00:20:15,440 --> 00:20:17,440
‫نه به نحوه‌ی خوبی.

389
00:20:19,760 --> 00:20:21,920
‫خیلی‌خب، به هر حال، روستا که...

390
00:20:21,920 --> 00:20:24,480
‫تابلوی اعلانات جامعه چدلینگتون...

391
00:20:24,480 --> 00:20:26,760
‫میگه که وجود من شیطانیه...

392
00:20:26,840 --> 00:20:30,760
‫و برنامه کشاورزی فقط کارِ یه شیطونه...

393
00:20:31,040 --> 00:20:33,640
‫اون مزرعه خونه‌ی شیطونه.

394
00:20:34,920 --> 00:20:37,960
‫خب، ببینیم می‌تونم به اونجا برم یا نه...

395
00:20:44,760 --> 00:20:46,920
‫(چدلینگتون - به آرامی رانندگی کنید)

396
00:21:14,880 --> 00:21:17,000
‫با شروع ورود اهالی روستا،

397
00:21:17,040 --> 00:21:19,440
‫دوربین‌ها مجبور شدن که سالن رو ترک کنن،

398
00:21:19,440 --> 00:21:23,920
‫چون که مردم محلی اصرار داشتن که از فضای داخل فیلمبرداری نشه.

399
00:21:24,680 --> 00:21:28,720
‫بعد، در حالی که گوش‌های چارلی
‫و کیلب محکم چسبیده بود به پنجره،

400
00:21:28,720 --> 00:21:32,320
‫و میکروفون شخصیم هنوز روشن بود،

401
00:21:32,320 --> 00:21:35,040
‫منتظر موندم تا همه روی صندلی‌هاشون بشینن،

402
00:21:35,040 --> 00:21:37,200
‫و بعد مشغول به کار بشیم.

403
00:21:37,920 --> 00:21:41,120
‫وقتی که برنامه برای اولین بار پخش شد،

404
00:21:41,120 --> 00:21:42,560
‫ما کاملا غرق در اتفاقاتی شدیم که افتاد،

405
00:21:42,560 --> 00:21:46,120
‫مشکلاتی مثل ترافیک و گِل و لای و هرج و مرج و سرعت زیاد.

406
00:21:46,240 --> 00:21:48,520
‫
‫یه کابوس مطلق بود، قبول دارم

407
00:21:48,520 --> 00:21:51,840
‫خب چطور می‌تونیم اینو خوب جلوه بدیم ما؟

408
00:21:51,840 --> 00:21:54,280
‫مردم رو به این منطقه بکشونیم تا بتونن وقت بگذرونن،

409
00:21:54,280 --> 00:21:57,480
‫اما زندگی کسی رو تویِ روستا مختل نکنیم؟

410
00:21:57,680 --> 00:22:01,760
‫امیدوارم بودم که سخنان آغازینم بتونه امواج رو آروم‌ کنه.

411
00:22:01,920 --> 00:22:03,240
‫اما نکرد.

412
00:22:03,400 --> 00:22:07,160
‫شما اصلا هیچ حس همدردی و همدلی با مردمی
‫که توی روستا زندگی می‌کنن نشون ندادید.

413
00:22:07,160 --> 00:22:09,080
‫تو مارو احمق توصیف کردی!

414
00:22:09,080 --> 00:22:12,240
‫گفته بودی که: «هر روستایی یه دونه احمق داره، اینجا 6 تا!»

415
00:22:13,640 --> 00:22:15,000
‫من نمی‌خوام که بهم بگن احمق.

416
00:22:15,000 --> 00:22:17,280
‫فکر نمی‌کنم که اجازه همچین کاری داشته باشی،
‫به نظر من باید بابتش عذرخواهی کنی.

417
00:22:17,280 --> 00:22:19,440
‫من فورا از شما عذرخواهی می‌کنم.

418
00:22:19,480 --> 00:22:22,560
‫اصلا احمقانه به نظر نمی‌رسی.
‫و نکاتی که گفتی درسته.

419
00:22:22,560 --> 00:22:24,600
‫با این حال، برخی از نکاتِ مطرح شده،

420
00:22:24,600 --> 00:22:27,680
‫در سایتِ شورای منطقه غرب آکسفوردشر، واقعا احمقانه بود.

421
00:22:27,680 --> 00:22:29,880
‫مثل اونی که گفته بود: «اون انبار بره‌ها
‫اصلا برای زایمان بره ازش استفاده نشده.»

422
00:22:29,880 --> 00:22:31,640
‫یا گفته بود: «هیچی تویِ اون مزرعه تولید نمی‌شه.»

423
00:22:31,640 --> 00:22:33,560
‫گفتن این چیزاست که احمقانه است،

424
00:22:33,560 --> 00:22:35,640
‫چون مشخصه که ما یه چیزایی توی مزرعه تولید می‌کنیم.

425
00:22:35,640 --> 00:22:36,800
‫حق گفت، مگه نه؟

426
00:22:36,840 --> 00:22:39,320
‫اما واقعیت اینه که، در نهایت تو یه کشاورز نیستی.

427
00:22:39,320 --> 00:22:41,120
‫تو یه شخصیت رسانه‌ای هستی.

428
00:22:41,120 --> 00:22:44,000
‫اما ما که برنامه «جزیره عشق» نیستیم که.

429
00:22:44,000 --> 00:22:45,280
‫چی؟
‫[نامفهوم]

430
00:22:45,280 --> 00:22:47,760
‫حق با شماست. من مجریِ برنامه‌ی
‫«چه کسی می‌خواد میلیونر بشه؟» هم هستم.

431
00:22:47,760 --> 00:22:51,160
‫و من تویِ «تور بزرگ» هم هستم.
‫اما مزرعه چیز مورد علاقه منه.

432
00:22:51,200 --> 00:22:53,040
‫شما که نیازی به درآمد از فروشگاه ندارین.

433
00:22:53,080 --> 00:22:54,760
‫نه، مزرعه نیاز به درآمد داره.

434
00:22:54,760 --> 00:22:57,360
‫خودت شخصا به درآمد نیازی نداری.

435
00:22:57,960 --> 00:22:59,840
‫قطعا امشب خوب نیست .

436
00:22:59,880 --> 00:23:02,720
‫خوب نیست که بگیم فروشگاه رو ببند.
‫ما قرار نیست فروشگاه رو ببندیم.

437
00:23:02,720 --> 00:23:05,200
‫می‌دونین که، باید یه جریانِ درآمدی برای مزرعه داشته باشیم.

438
00:23:05,200 --> 00:23:07,360
‫- جرمی واقعا داره جواب‌شون رو می‌ده.
‫- آره، آره.

439
00:23:07,960 --> 00:23:10,560
‫بعد از این‌که مردمِ محلیِ خشمگین خالی شدن،

440
00:23:10,560 --> 00:23:13,280
‫یه سوالِ مهم مطرح شد.

441
00:23:13,960 --> 00:23:16,720
‫پس شما دارین برنامه می‌ریزین که سوله بره‌ها رو...

442
00:23:16,720 --> 00:23:19,240
‫به یه کافه یا رستوران یا هر چیز دیگه‌ای تبدیل کنین.

443
00:23:19,240 --> 00:23:19,920
‫آره.

444
00:23:19,920 --> 00:23:22,720
‫الان گاو هم داریم. برخی از گوساله‌ها آماده‌ان،
‫چند تا تلیسه هم داریم.

445
00:23:22,720 --> 00:23:23,920
‫اینا واسه‌مون گوشت تولید می‌کنن.

446
00:23:23,920 --> 00:23:26,080
‫خودمون تخم مرغ تولید می‌کنیم،
‫مرغ‌های خودمون رو داریم.

447
00:23:26,080 --> 00:23:28,760
‫پس ما شروع به فراهم کردن همه چیزهایی کردیم،

448
00:23:28,760 --> 00:23:31,040
‫که برای داشتن این رستوران نیاز داریم.

449
00:23:31,080 --> 00:23:33,000
‫فکر کنم اونچه که ما می‌خوایم بشنویم،

450
00:23:33,000 --> 00:23:35,240
‫برنامه‌های فوریِ شما برای...

451
00:23:35,240 --> 00:23:38,320
‫مرتب کردنِ همه چیز، کنترل ترافیک و همه چیزای دیگه‌اس.

452
00:23:38,320 --> 00:23:41,000
‫ما باید با اداره بزرگراه‌ها در مورد
‫خلاص شدن از شر مخروط‌ها صحبت کنیم.

453
00:23:41,000 --> 00:23:42,800
‫این اولین کاریه که فردا صبح می‌کنیم.

454
00:23:42,800 --> 00:23:44,880
‫در حال حاضر چیزِ بی‌ریختِ وحشتناکیه.

455
00:23:44,920 --> 00:23:48,560
‫ما باید یه کارواش کوچیک بذاریم تا مردم تایرهاشون رو بشورن،

456
00:23:48,560 --> 00:23:51,360
‫قبل از این‌که برگردن توی جاده
‫تا دیگه گِل و لای رو جاده نداشته باشیم.

457
00:23:51,360 --> 00:23:54,480
‫تابلوهای چوبیِ مرتب می‌ذاریم که میگه:
‫«لطفا در کناره‌ها پارک نکنید.»

458
00:23:54,560 --> 00:23:56,280
‫خب تعدادی کار وجود داره که می‌تونیم انجام بدیم که،

459
00:23:56,280 --> 00:23:58,800
‫می‌تونه اون رو به یه چیزِ مفید و دلپذیر تبدیل کنه که،

460
00:23:58,800 --> 00:24:01,280
‫وقتی از کنارش رد می‌شین با خودتون بگید:
‫«خوشگل به نظر می‌رسه».

461
00:24:01,280 --> 00:24:03,760
‫و من می‌خوام که بهش برسم،
‫پس می‌شه یه فروشگاه مزرعه‌ی کوچیکِ خوب،

462
00:24:03,760 --> 00:24:05,800
‫با یه کافه رستورانه خیلی خوب.

463
00:24:05,880 --> 00:24:08,640
‫آیا ما می‌تونیم یه معبرِ ویژه داشته باشیم؟

464
00:24:08,640 --> 00:24:09,960
‫آره.

465
00:24:10,640 --> 00:24:13,240
‫واسه‌تون معبر VIP می‌ذاریم با تخفیفِ ویژه.

466
00:24:13,240 --> 00:24:14,480
‫حالا چطوره؟

467
00:24:14,520 --> 00:24:15,440
‫عالیه!

468
00:24:16,800 --> 00:24:20,560
‫و با این تبصره‌ی خوشحال‌کننده،
‫ازتون خداحافظی می‌کنم.

469
00:24:22,680 --> 00:24:25,040
‫خب من دیگه رفتم، مراقب خودتون باشید.

470
00:24:31,320 --> 00:24:36,560
‫خیلی خیلی خیلی خیلی بهتر از اون
‫چیزی بود که فکر می‌کردم قراره باشه.

471
00:24:36,760 --> 00:24:39,240
‫یه ذره اولش شدیدا ازش انتقاد شد.

472
00:24:39,360 --> 00:24:42,680
‫مشخصا بعضی از افرادِ خاصی بودند
‫که با قصد و نیت اومده بودن.
‫(قصد و نیتِ بد)

473
00:24:44,160 --> 00:24:46,360
‫اما همیشه این اتفاق می‌افته دیگه، نه؟

474
00:24:46,680 --> 00:24:47,960
‫چی می‌تونم بگم؟

475
00:24:47,960 --> 00:24:51,400
‫می‌دونین دیگه، هر کسی حق داره نظر خودش رو داشته باشه.

476
00:24:51,440 --> 00:24:54,320
‫باید به حرف مردم گوش بدی،
‫باید اصیل برخورد کنی،

477
00:24:54,320 --> 00:24:56,880
‫باید نشون بدی که برات مهم هستن.
‫و من فکر ‌می‌کنم که جرمی همینطور بود.

478
00:24:56,880 --> 00:24:58,880
‫شروع خوبی بود.

479
00:24:59,040 --> 00:25:01,480
‫از فرصت پیش اومده برای گفتگو با اون لذت بردیم.

480
00:25:01,840 --> 00:25:03,440
‫و این مهم‌ترین چیزه.

481
00:25:04,120 --> 00:25:06,440
‫تعامل به جای مقابله.

482
00:25:13,480 --> 00:25:13,800
‫صبح روز بعد، همونطور که قول داده بودم،

483
00:25:13,800 --> 00:25:16,040
‫
‫صبح روز بعد، همونطور که قول داده بودم،

484
00:25:16,040 --> 00:25:16,840
‫مشغول مرتب کردن اطراف فروشگاه مزرعه شدم.

485
00:25:16,840 --> 00:25:20,680
‫
‫(وقتی از دروازه عبور می‌کنید به آرامی برانید)
‫مشغول مرتب کردن اطراف فروشگاه مزرعه شدم.

486
00:25:21,600 --> 00:25:24,040
‫که به معنای ملاقات با لیسا بود.

487
00:25:26,800 --> 00:25:28,840
‫باید از همین الان شروع کنیم.

488
00:25:29,320 --> 00:25:31,720
‫این مخروط‌ها رو برداریم و بریزیم دور.

489
00:25:31,920 --> 00:25:33,680
‫اون تور سیمی رو ببریم یه جا دیگه.

490
00:25:33,680 --> 00:25:36,240
‫و همینطور کلِ پلاستیک‌ها و جعبه‌های اونجا.

491
00:25:36,320 --> 00:25:38,480
‫اون سطل‌ها رو از جلو چشم برداریم.

492
00:25:38,560 --> 00:25:41,320
‫زباله‌هایی که می‌تونم ببینم همه‌جا ریخته.

493
00:25:41,320 --> 00:25:42,800
‫همه این چیزا باید محو بشه.

494
00:25:42,800 --> 00:25:45,480
‫اون بسته‌ی یونجه مسخره رو ببین.
‫بدردنخوره

495
00:25:45,520 --> 00:25:48,640
‫تو بودی که همه‌ش میگفتی چقدر قیمت یونجه
‫زیاده و حالا می‌خوای یکی دیگه بگیری!

496
00:25:48,640 --> 00:25:50,960
‫این مخروط‌ها رو نگاه کن.
‫«به یک مزرعه خوب بیاید...»

497
00:25:50,960 --> 00:25:52,520
‫اینا رو پلیس فرستاده!

498
00:25:52,520 --> 00:25:53,760
‫پلیس اونا رو گذاشت اون بیرون.

499
00:25:53,760 --> 00:25:55,800
‫ما اونا رو دزدیدیم و آوردیم اینجا.
‫خب البته من که نبودم.

500
00:25:55,840 --> 00:25:58,480
‫یه نفر برداشت‌شون آوردشون اینجا
‫و ازشون استفاده کرد،

501
00:25:58,480 --> 00:26:01,200
‫چون در دسترس بودن.
‫ما که اجازه دسترسی بهشون رو نداریم.

502
00:26:01,200 --> 00:26:02,160
‫این... اونو ببین!

503
00:26:02,160 --> 00:26:04,760
‫اون تابلوهای آبی رنگ ایده کی بود؟

504
00:26:04,840 --> 00:26:06,840
‫اونا فقط موقتی بودن واسه یکی دو روز.

505
00:26:06,840 --> 00:26:09,080
‫
‫(لطفا به همسایه‌ها احترام بگذارید
‫و بی ‌سر و صدا ترک کنید، ممنون)
‫اما سه ماهه که اونجان.

506
00:26:09,080 --> 00:26:12,360
‫الان تابلوی جدید می‌خوایم برای
‫کسایی که می‌رن روی چمن‌های کناری.

507
00:26:12,440 --> 00:26:14,640
‫می‌دونم، می‌دونم، می‌دونم!

508
00:26:15,000 --> 00:26:16,320
‫می‌فهمم، می‌دونی چیه؟

509
00:26:16,320 --> 00:26:18,880
‫من می‌تونم این کارو انجام بدم اما بعدش
‫هیچی سرمایه تویِ مغازه نخواهیم داشت.

510
00:26:18,880 --> 00:26:22,560
‫ببین طراحیِ برچسب‌های کوچیکِ خوشگل...

511
00:26:22,600 --> 00:26:24,200
‫برای چیزهای تویِ مغازه خیلی خوبه...

512
00:26:24,200 --> 00:26:27,960
‫اما وقتی به مغازه می‌رسی
‫و اینطوری به نظر می‌رسه، خب افتضاحه!

513
00:26:28,000 --> 00:26:31,160
‫- می‌دونم، حالا می‌خوای چی‌کار کنی واسش؟
‫- من اصلا وقت ندارم!

514
00:26:31,320 --> 00:26:33,880
‫نمی‌دونی که این چقدر...
‫من باید برم...

515
00:26:33,880 --> 00:26:35,960
‫امروز باید برم و یکی از اون...

516
00:26:36,120 --> 00:26:38,840
‫حتی نمی‌دونم اسمش چیه، گاو نره یا استیره چیه...

517
00:26:39,280 --> 00:26:43,560
‫چارلی رو دارم که می‌خواد بیاد در مورد
‫مقررات جدید دولت صحبت کنه برام...

518
00:26:43,560 --> 00:26:45,280
‫دیگه ذله شدم!

519
00:26:45,280 --> 00:26:48,440
‫من می‌تونم روزم رو با این کار بگذرونم،
‫ولی بعدش دیگه چیزی واسه فروش نداریم.

520
00:26:48,440 --> 00:26:52,520
‫ببخشید، تو گفتی به فروشگاه مزرعه
‫می‌رسی و منم به کارای مزرعه.

521
00:26:52,520 --> 00:26:55,920
‫- خب اینم از فروشگاه مزرعه.
‫- همچنین صبحونه، ناهار و شام رو هم من می‌پزم.

522
00:26:55,920 --> 00:26:58,800
‫کِی؟ کدوم صبحونه؟ کدوم ناهار؟ کدوم شام؟

523
00:26:58,800 --> 00:27:01,360
‫شام دیشبم رو که خودم پختم.
‫سوسیس و پوره سیب‌زمینی درست کردم.

524
00:27:01,360 --> 00:27:03,520
‫- تو که این‌کارو نکردی!
‫- خب، کردم.

525
00:27:03,520 --> 00:27:05,720
‫سوزوندمش، چون سگ‌ها روی فرش خراب کاری کرده بودن،

526
00:27:05,720 --> 00:27:08,120
‫و مجبور شدم حین پختن سوسیس‌هام
‫مدفوع سگ‌ها رو تمیز کنم.

527
00:27:08,160 --> 00:27:10,080
‫سگ‌های خودته، تمیزکاریش هم مال خودته.

528
00:27:10,080 --> 00:27:10,960
‫«سگ‌های من»؟

529
00:27:10,960 --> 00:27:13,600
‫خب «سگ‌های ما»، اما اگه سگ می‌خواستی،
‫بهت میگفتم: «همه رو خودت تمیز می کنی».

530
00:27:15,160 --> 00:27:16,600
‫عجب آدمیه

531
00:27:17,240 --> 00:27:19,720
‫منظورم اینه، آره حال به هم زنه.

532
00:27:20,160 --> 00:27:22,320
‫تو تابستون که خوب، مگه نه؟

533
00:27:22,680 --> 00:27:25,920
‫و بعد بارون اومد.
‫و وقتی بارون می‌باره، به فنا می‌ره.

534
00:27:34,320 --> 00:27:35,760
‫آره!
‫(معنی: همون تابلوی قبلی)

535
00:27:36,960 --> 00:27:40,640
‫در حالی که لیسا درگیر عملیاتِ تمیزکاری بود...

536
00:27:44,200 --> 00:27:50,320
‫داشتم فهرست بی‌پایانی از
‫«مشاغلی که کشاورزی به شما می‌ده» رو شخم می‌زدم.

537
00:27:50,520 --> 00:27:53,000
‫نه، نه، وایسا، وایسا، اگه اون تو بمونی...

538
00:27:53,000 --> 00:27:54,240
‫ازش بالا می‌رم می‌آم بیرون.

539
00:27:54,240 --> 00:27:55,760
‫یه بار با یه گاو نر تو یکی از اینا گیر کردم.

540
00:27:55,760 --> 00:27:57,520
‫چرا فقط ازش بیرون نمی‌آی؟

541
00:27:57,520 --> 00:28:00,520
‫- چون اینطوری انجامش راحت‌تره.
‫- گاوِ خیلی بزرگی هم نبوده.

542
00:28:08,240 --> 00:28:10,320
‫الان چیزی که اینجا داریم...

543
00:28:10,320 --> 00:28:11,920
‫یه کیسه‌اس...

544
00:28:11,920 --> 00:28:13,240
‫نه چیز دیگه‌ای.

545
00:28:20,800 --> 00:28:22,520
‫اوه، آزاد شد.
‫خداروشکر.

546
00:28:29,600 --> 00:28:31,280
‫می‌خوای من انجامش بدم؟

547
00:28:31,280 --> 00:28:32,240
‫نه.

548
00:28:32,520 --> 00:28:34,120
‫حالا اینو داشته باش.

549
00:28:39,200 --> 00:28:40,720
‫محض رضای خدا آخه!

550
00:28:43,040 --> 00:28:45,120
‫وقتی هم که یه لحظه‌ی خالی پیدا می‌کردم...

551
00:28:45,120 --> 00:28:46,640
‫این دوره نوسانات بالاست...

552
00:28:46,640 --> 00:28:50,520
‫چارلی همیشه مطمئن می‌شد که
‫واسه‌ی پر کردنش اونجا باشه.

553
00:28:50,560 --> 00:28:52,960
‫برخی آمار و ارقام و جزئیات کلیدی توی اون هست.

554
00:28:52,960 --> 00:28:54,440
‫همه‌شون به بازدهی بستگی داره.

555
00:28:54,480 --> 00:28:56,600
‫بنابراین این «حاشیه سودِ» کل مزرعه‌اس.
‫(مقدار سود باقی مانده پس از کسر مخارج)

556
00:28:56,600 --> 00:28:57,760
‫منظورت از «حاشیه» چیه؟

557
00:28:57,800 --> 00:29:00,840
‫بازدهیت فقط 0.75% هست.

558
00:29:00,840 --> 00:29:04,040
‫چون هزینه‌هات کمی تغییر کرده. پس چرا...

559
00:29:04,680 --> 00:29:09,520
‫اساسا اون خط آبی تیره رنگ برای سال 2021 هست.
‫خب این نشون می‌ده که...

560
00:29:09,520 --> 00:29:12,120
‫این خط تیره برای برداشتِ امساله.

561
00:29:12,120 --> 00:29:13,920
‫بدیهی‌ـه که پایه‌ی اصلیِ چرخه،

562
00:29:13,920 --> 00:29:17,440
‫اینه که ما گندم و دانه روغنی کلزا داریم...

563
00:29:18,040 --> 00:29:19,200
‫هزینه‌ها تقریبا یکسانه،

564
00:29:19,200 --> 00:29:21,920
‫اما این تولید اضافی مستقیما به سود خالص رسیده.

565
00:29:21,960 --> 00:29:24,120
‫لازمه که به جزئیات بپردازیم.

566
00:29:24,120 --> 00:29:27,040
‫شرمنده، اوه خدایا

567
00:29:27,040 --> 00:29:28,680
‫من همین تاثیر رو روی همه مشتری‌هام دارم.

568
00:29:28,680 --> 00:29:32,240
‫نه نداری. من فقط خیلی خسته ام.
‫کشاورزی زده پدرمو درآورده.

569
00:29:35,640 --> 00:29:37,280
‫علاوه بر فشارِ کاری،

570
00:29:37,280 --> 00:29:42,160
‫دنیای کوچیک «دیدلی اسکوات» ما،
‫اکنون تحت نظارت دقیق عمومی بود،

571
00:29:42,240 --> 00:29:46,520
‫و فعالیت‌های من شده بود موضوعِ مناظره‌های ملی.

572
00:29:46,720 --> 00:29:49,000
‫کارلا تویِ «کاتسولدز شمالی»ـه که خیلی هم دور نیست.

573
00:29:49,000 --> 00:29:51,720
‫و گفته که: «این اولین باری نیست که کلارکسون مجبور می‌شه...

574
00:29:51,720 --> 00:29:54,320
‫مردم محلی رو آروم کنه، به خصوص
‫زمانی که خونه‌اش رو منفجر کرد.

575
00:29:54,320 --> 00:29:57,240
‫راه مردم مسدود شده، روستایی که
‫یه زمانی روستای آرومی بود،

576
00:29:57,280 --> 00:29:59,960
‫برای این حجم عظیم از ترافیک طراحی نشده.

577
00:29:59,960 --> 00:30:02,040
‫مردم ساعت‌ها منتظر می‌مونن تا بتونن وارد بشن.

578
00:30:02,040 --> 00:30:03,600
‫اونا به این منطقه اصلا احترام نمی‌ذارن.»

579
00:30:03,640 --> 00:30:05,280
‫- این موضوع خلاف قانونه.
‫- خدایا!

580
00:30:05,280 --> 00:30:07,800
‫حالا بیاید با جولی که در «اسکاربرو» هست تماس بگیریم.

581
00:30:07,800 --> 00:30:09,240
‫جولی: «عصربخیر جرمی...

582
00:30:09,240 --> 00:30:11,840
‫این هفته برای تعطیلات رفته بودیم کاتسولدز.

583
00:30:11,840 --> 00:30:14,240
‫رد شدیم و اون همه ماشین رو دیدیم که...»

584
00:30:26,480 --> 00:30:27,960
‫با تمام این اتفاقات،

585
00:30:27,960 --> 00:30:32,360
‫تنها کاری که می‌خواستم انجام بدم
‫این بود که خودم رو توی مزرعه پنهون کنم.

586
00:30:33,280 --> 00:30:34,920
‫پس همین کارو کردم.

587
00:30:37,520 --> 00:30:39,200
‫عاشق این قسمت از روزم.

588
00:30:39,200 --> 00:30:41,120
‫با تراکتور راهی می‌شی می‌ری.

589
00:30:42,120 --> 00:30:43,960
‫خیلی آروم و دلنشینه.

590
00:30:47,440 --> 00:30:49,640
‫انتهایِ فیلم «فارست گامپ» رو دیدین که،

591
00:30:49,640 --> 00:30:52,520
‫وقتی که فارست سوارِ ماشین چمن‌زنی کوچیکش،

592
00:30:52,520 --> 00:30:55,720
‫داره چمن‌های زمین رو تویِ «گرین‌بوِ آلاباما» می‌زنه.

593
00:30:55,920 --> 00:30:58,040
‫این همون حسیه که من اینجا دارم.

594
00:30:58,880 --> 00:31:02,640
‫تموم اون ماجراجویی‌هایی که توی زندگیم داشتم، و با این حال...

595
00:31:03,280 --> 00:31:05,240
‫تهش هم سر از این کار درآوردم!

596
00:31:07,280 --> 00:31:09,720
‫و عاشقشم! واقعا عاشقشم!

597
00:31:13,360 --> 00:31:16,200
‫کیلب باید اینا رو با علف‌کش کامل خیس‌شون کنه،

598
00:31:16,200 --> 00:31:18,720
‫ واقعا باید این کارو بکنه.

599
00:31:19,120 --> 00:31:21,920
‫چون فکر کنم که جو بهاره‌ی امسال قراره توی این زمین کشت بشه،

600
00:31:21,920 --> 00:31:23,320
‫که مهم هم هست،

601
00:31:23,520 --> 00:31:25,840
‫چون قراره از اون برای ساختنِ...

602
00:31:30,080 --> 00:31:31,920
‫زدم به تیر «تلگراف».

603
00:31:47,520 --> 00:31:48,800
‫زدم خرابش کردم.

604
00:31:50,240 --> 00:31:51,400
‫کلِ این...

605
00:31:51,680 --> 00:31:52,920
‫این کامل به عقب خم شده.

606
00:31:52,960 --> 00:31:55,440
‫می‌تونین ببینین که الان جهت‌شون...
‫باید...

607
00:31:55,920 --> 00:31:57,360
‫و اون یکی رو هم زدم خراب کردم.

608
00:32:02,080 --> 00:32:04,560
‫چرا باید یه تیر تلگراف بذارن اینجا آخه؟

609
00:32:05,560 --> 00:32:10,200
‫تنها یه راه وجود داشت تا این وضعیت بدتر هم بشه.

610
00:32:22,920 --> 00:32:24,840
‫- سرت تو گوشیت بود؟
‫- نه.

611
00:32:28,360 --> 00:32:30,320
‫این بار دیگه بدجوری خراب کردی

612
00:32:31,600 --> 00:32:34,360
‫- اون یکی رو هم خراب کردم.

613
00:32:38,720 --> 00:32:40,240
‫چه کودنی هستی تو آخه!

614
00:32:40,680 --> 00:32:42,040
‫هر روزِ خدا!

615
00:32:42,120 --> 00:32:43,560
‫می دونم، می دونم، می دونم.

616
00:32:44,760 --> 00:32:47,800
‫چی‌ کار... اگه صافش کنیم کنده می‌شه از جاش، نه؟

617
00:32:47,800 --> 00:32:50,000
‫آره، جدا می‌شه.
‫باید تمام این قسمت رو صافش کنی.

618
00:32:50,000 --> 00:32:52,320
‫احتمالا بهتره که بِبُریمش و دوباره جوشش بدیم.

619
00:32:52,480 --> 00:32:55,200
‫- چقدر تو جوشکاری مهارت داری؟
‫- خودت حلش می‌کنی.

620
00:32:55,200 --> 00:32:56,640
‫- چی؟
‫- گردنِ خودته حل کردنش.

621
00:32:56,640 --> 00:32:57,440
‫من که نمی‌تونم جوشکاری کنم!

622
00:32:57,440 --> 00:32:59,280
‫اما خودت حلش می‌کنی.

623
00:32:59,320 --> 00:33:02,280
‫خدایا! ببین چقدر خوب...
‫همه این این کارو امروز صبح انجام دادم.

624
00:33:02,280 --> 00:33:04,120
‫من که قبلش نصفش رو انجام داده بودم!

625
00:33:04,120 --> 00:33:05,680
‫- تو ندادی که!
‫- دادم!

626
00:33:05,680 --> 00:33:07,840
‫تو که این زمین رو انجام ندادی.

627
00:33:07,840 --> 00:33:10,200
‫انجام دادم! کارِ نصفِ زمین رو من انجام دادم.

628
00:33:10,280 --> 00:33:12,000
‫پس چرا بهم نگفتی که انجامش دادی؟

629
00:33:12,000 --> 00:33:14,680
‫واضحه که! می‌آی اینجا و می‌بینی:
‫«نصف زمین کارش انجام شده!»

630
00:33:14,680 --> 00:33:16,800
‫- می‌تونی ببینی که...
‫- من که نتونستم ببینمش.

631
00:33:16,800 --> 00:33:18,880
‫- یعنی نتونستی تفاوتش رو ببینی؟
‫- نه.

632
00:33:21,040 --> 00:33:25,120
‫سپس در مورد تیرِ آسیب دیده‌ی برق بحث کردیم.

633
00:33:25,320 --> 00:33:27,120
‫بهتره بهشون زنگ بزنی و بهشون کنی.

634
00:33:28,000 --> 00:33:30,600
‫- می‌آن یه دونه جدیدشو نصب می‌کنن.
‫- می‌دونم.

635
00:33:30,880 --> 00:33:32,720
‫چرا فقط بیخیالش نشیم؟

636
00:33:33,280 --> 00:33:35,160
‫فقط یه آسیب سطحیه.
‫بیشترِ آسیب رو که...

637
00:33:35,160 --> 00:33:38,240
‫اصلا شاید بهشون زنگ بزنم و بگم که
‫اونا یه شخم‌زن جدید به من بدهکارن.

638
00:33:38,320 --> 00:33:40,760
‫(ادای جرمی): « شما یه تیر تلگراف گذاشتین وسط زمینم،

639
00:33:40,760 --> 00:33:42,680
‫و من اینقدر احمقم که نمی‌تونم دورش بزنم،

640
00:33:42,680 --> 00:33:43,760
‫پس شما بهم یه دونه...»

641
00:33:43,760 --> 00:33:45,920
‫خیلی مه‌آلود بود.
‫نمی‌تونستم ببینمش.

642
00:33:47,800 --> 00:33:51,600
‫در این مرحله فکر کردم که تحقیر کردن من به پایان رسیده.

643
00:33:51,800 --> 00:33:53,560
‫اما ظاهرا که نه.

644
00:33:53,880 --> 00:33:54,840
‫سلام.

645
00:33:55,640 --> 00:33:58,400
‫- چه مشکلی پیش اومده؟
‫- مشکلتو بهش بگو، جرمی.

646
00:33:59,560 --> 00:34:01,040
‫یه تصادف کردم.

647
00:34:01,720 --> 00:34:02,920
‫ای لعنت بهت!

648
00:34:03,560 --> 00:34:05,440
‫یعنی زدی ترکوندیش

649
00:34:05,720 --> 00:34:06,520
‫آره.

650
00:34:06,720 --> 00:34:08,520
‫زدی دستگاه رو اوراق کردی!

651
00:34:09,080 --> 00:34:10,800
‫مشکل اینجاست که...

652
00:34:11,040 --> 00:34:12,520
‫این مالِ ما نیست!

653
00:34:13,680 --> 00:34:15,240
‫این فقط...

654
00:34:16,000 --> 00:34:18,640
‫این فقط یه نمونه واسه نمایشه.

655
00:34:19,200 --> 00:34:20,000
‫پس...

656
00:34:20,760 --> 00:34:21,400
‫باشه.

657
00:34:21,600 --> 00:34:22,960
‫چقدر قیمتشه؟

658
00:34:22,960 --> 00:34:25,920
‫- 20,000 پوند.
‫- اوه، محض رضای خدا!

659
00:34:42,320 --> 00:34:45,840
‫با بیرون آوردن شخم‌زن قدیمی از بازنشستگی،

660
00:34:46,160 --> 00:34:48,680
‫بالاخره کار رو تموم کردیم.

661
00:34:54,840 --> 00:34:57,440
‫بعد بذرکار رو آتیش کردیم...

662
00:34:57,440 --> 00:34:58,640
‫خب، بزن بریم.

663
00:34:59,040 --> 00:35:02,440
‫و شروع کردیم به کاشتن دونه‌ها تویِ زمین.

664
00:35:12,720 --> 00:35:14,640
‫مثل همیشه، همراه با...

665
00:35:14,640 --> 00:35:17,400
‫ارتباطاتِ رادیویی سنتی.

666
00:35:17,720 --> 00:35:18,840
‫الان تغییر کرده.

667
00:35:18,880 --> 00:35:23,840
‫هشدارِ سرعتِ-صفر-کیلومتر-بر-ساعتِ تراکتور داره چشمک می‌زنه.

668
00:35:23,960 --> 00:35:26,200
‫بادزن‌ـت رو از کار انداختی، مگه نه؟

669
00:35:26,200 --> 00:35:27,920
‫آخه من چطوری همچین کاری کردم؟

670
00:35:27,920 --> 00:35:30,640
‫اصلا به هیچ دکمه‌ای دست نزدم.
‫دکمه بادزن کجاست؟

671
00:35:39,080 --> 00:35:42,480
‫آب و هوا همونطور موند،
‫و چند روز بعد...

672
00:35:43,240 --> 00:35:45,960
‫همه محصولات در زمین کشت شده بودند.

673
00:35:49,240 --> 00:35:52,760
‫سپس نوبت به جلسه‌ی ناهار یکشنبه با چارلی رسید...

674
00:35:52,760 --> 00:35:56,200
‫که بالاخره برنامه‌ی رستوران رو تموم کرده بود.

675
00:35:59,360 --> 00:36:00,680
‫فکرشو بکن.

676
00:36:01,400 --> 00:36:03,240
‫همه چیزایی که تویِ اون بشقابه،

677
00:36:03,240 --> 00:36:05,000
‫تویِ «دیدلی اسکوات» رشد کرده.

678
00:36:05,120 --> 00:36:07,880
‫گوشت بره، هویج، سیب‌زمینی...

679
00:36:07,920 --> 00:36:11,280
‫چفندر... آرد برای سُس.

680
00:36:11,800 --> 00:36:13,280
‫اینم آبِ چشمه‌اس.

681
00:36:13,320 --> 00:36:15,760
‫پس این چیزیه که کل رستوران قراره باشه.

682
00:36:16,080 --> 00:36:17,720
‫و این چیزیه که اون رو بسیار هیجان‌انگیز می‌کنه.

683
00:36:17,720 --> 00:36:20,000
‫چون واقعا شدنیه.

684
00:36:20,080 --> 00:36:22,480
‫- این برنامه‌ کاریه؟
‫- آره.

685
00:36:23,120 --> 00:36:25,880
‫و رویِ دو طرف برگه هم نوشتیش که برای محیط زیست خوبه.

686
00:36:25,880 --> 00:36:28,280
‫- و کاغذ بازیافتی هم هست.
‫- البته که هست.

687
00:36:28,600 --> 00:36:31,480
‫اونا باید تعداد زیادی از این‌ها رو از کشاورزهایی بگیرن که میگن:
‫«ما می‌خوایم یه سری تغییرات بدیم.»

688
00:36:31,480 --> 00:36:35,000
‫الزامات زیادی برای «تنوع بخشی» وجود داره.

689
00:36:35,040 --> 00:36:36,520
‫اما این نیازه.

690
00:36:36,560 --> 00:36:40,360
‫قراره که 82,000 پوند از کمک‌مالی‌ـت رو از دست بدی.

691
00:36:40,440 --> 00:36:42,560
‫و ما باید تلاش کنیم و این شکاف رو پر کنیم.

692
00:36:42,560 --> 00:36:44,600
‫می‌دونی که به همین دلیله ما داریم این کارو می‌کنیم.

693
00:36:44,600 --> 00:36:46,480
‫- و امروز قراره اتفاق بیوفته؟
‫- آره امروز.

694
00:36:46,480 --> 00:36:48,600
‫اگه مجوز نقشه‌کشی رو دریافت نکنیم،

695
00:36:48,600 --> 00:36:51,200
‫می‌شم عینِ یه درختِ صمغ...

696
00:36:51,200 --> 00:36:54,640
‫- یه درختِ صمغِ چسبناکِ کامل!
‫- می‌فهمم.

697
00:36:54,640 --> 00:36:56,560
‫چون کلی جنس رو دستم مونده،

698
00:36:56,560 --> 00:36:58,640
‫و هیچ جایی نمی‌تونم بفروشمش که،

699
00:36:58,640 --> 00:37:01,280
‫ذره‌ای نزدیک به سوددهی باشه.

700
00:37:01,400 --> 00:37:02,280
‫درسته.

701
00:37:02,280 --> 00:37:03,440
‫همه چیز آماده‌ست،

702
00:37:03,440 --> 00:37:07,320
‫فقط نیاز دارم که شورای منطقه غرب آکسفوردشر بگه که:

703
00:37:07,520 --> 00:37:08,680
‫«ایده خوبیه.»

704
00:37:12,080 --> 00:37:15,440
‫در حالی که تویِ کارخونه‌ی کاغذبازیِ محلی...

705
00:37:15,440 --> 00:37:18,080
‫درباره سرنوشت مزرعه صحبت می‌شد...

706
00:37:18,160 --> 00:37:20,000
‫(شورای منطقه غرب آکسفوردشر)

707
00:37:20,040 --> 00:37:20,960
‫یالا.

708
00:37:21,040 --> 00:37:23,720
‫مجبور شدم که دوباره توجه‌ام رو به گاوها برگردونم...

709
00:37:23,720 --> 00:37:28,080
‫که هر شب با تهدیدی مرگبار روبه‌رو می‌شدند.

710
00:37:43,640 --> 00:37:45,360
‫در قسمت بعد...

711
00:37:48,880 --> 00:37:50,160
‫- نمی‌تونی بهشون شلیک کنی؟
‫- نه.

712
00:37:50,160 --> 00:37:51,360
‫- یا با گاز بکشیم‌شون؟
‫- نه.

713
00:37:51,360 --> 00:37:53,280
‫- یا سوراخ‌هاشون رو پر کنیم؟
‫- نه.

714
00:37:53,440 --> 00:37:54,840
‫اگه دام‌هاتون سِل بگیرن،

715
00:37:54,840 --> 00:37:57,880
‫مزرعه‌ات عملا تعطیل می‌شه.

716
00:38:00,600 --> 00:38:01,880
‫(نتیجه آزمایش: مثبت)
