﻿1
00:00:08,600 --> 00:00:11,320
‫«مزرعه کلارکسون»

2
00:00:11,320 --> 00:00:13,480
‫«قسمت 13»

3
00:00:13,480 --> 00:00:18,520
‫«قسمت 13»
‫«شورا»

4
00:00:21,600 --> 00:00:24,440
‫«دوشنبه»
‫

5
00:00:24,440 --> 00:00:30,320
‫«دوشنبه»
‫«روز اعلام نتایج آزمایش سل»

6
00:00:47,280 --> 00:00:49,320
‫خیلی‌خب، لحظه‌ی سرنوشت‌ساز رسید.

7
00:00:51,000 --> 00:00:51,800
‫خب.

8
00:00:52,840 --> 00:00:56,280
‫اگه سل بگیره می‌تونه به بقیه گاوها هم منتقل کنه؟

9
00:00:56,280 --> 00:00:57,760
‫سل ریه‌ها رو تحت تاثیر قرار می‌ده.

10
00:00:57,760 --> 00:00:59,960
‫باکتری توبرکولین رو سرفه می‌کنن به بیرون،

11
00:00:59,960 --> 00:01:01,920
‫و اون رو از یکی به دیگری منتقل می‌کنن.

12
00:01:01,960 --> 00:01:04,560
‫پس در نهایت، اونا بقیه گله رو هم آلوده می‌کنن.

13
00:01:04,560 --> 00:01:06,280
‫- آره.
‫- خیلی‌خب، گرفتم چی میگی.

14
00:01:06,880 --> 00:01:08,600
‫و الان دنبال چی می‌گردی دیلوین؟

15
00:01:08,600 --> 00:01:12,000
‫دارم ضخامتش رو اندازه می‌گیرم.
‫یه توده بالاش داره.

16
00:01:14,160 --> 00:01:15,560
‫12-9

17
00:01:16,280 --> 00:01:17,120
‫معنیش چیه؟

18
00:01:17,120 --> 00:01:20,000
‫اگه عدد اولی از دومی بزرگ‌تر باشه...

19
00:01:20,000 --> 00:01:21,240
‫پس گاوت مشکلی نداره.

20
00:01:21,280 --> 00:01:22,400
‫12-9؟
‫پس خوبه؟

21
00:01:22,440 --> 00:01:24,720
‫اگر عدداش برعکس بود،
‫اون موقع باید نگران می‌شدی.

22
00:01:25,120 --> 00:01:26,600
‫معنی عددها چیه؟

23
00:01:26,600 --> 00:01:28,600
‫سایز توده‌هاست.

24
00:01:28,600 --> 00:01:30,560
‫اندازه جایی از پوست رو می‌گیرم که...

25
00:01:30,560 --> 00:01:32,760
‫چند روز پیش اونجا تزریق کرده بودم.

26
00:01:33,200 --> 00:01:34,880
‫به نظر روبه‌راهی.

27
00:01:36,120 --> 00:01:37,480
‫بیا اینجا گاو.

28
00:01:45,320 --> 00:01:46,800
‫14-10

29
00:01:48,520 --> 00:01:49,760
‫اینم از این.

30
00:01:50,240 --> 00:01:51,280
‫برید، برید.

31
00:01:51,280 --> 00:01:52,480
‫برو تو.

32
00:01:54,160 --> 00:01:55,200
‫10-9

33
00:01:55,200 --> 00:01:57,360
‫- وای این یکی نزدیک بودا!
‫- آره.

34
00:01:57,960 --> 00:02:00,600
‫- خیلی موقعیت پرتنشیه، نه؟
‫- آره، وحشتناکه.

35
00:02:01,320 --> 00:02:03,920
‫چند روز پیش روی 400 تا حیوون آزمایش کردم،

36
00:02:03,920 --> 00:02:07,000
‫و یه عامل واکنش روی آخرین حیوون دیدم.

37
00:02:07,920 --> 00:02:10,000
‫همه خیال‌شون راحت بود...

38
00:02:10,040 --> 00:02:10,800
‫400 تا؟

39
00:02:10,800 --> 00:02:12,800
‫و اون شروعِ یه شیوع بود.

40
00:02:15,960 --> 00:02:18,280
‫15-10

41
00:02:18,440 --> 00:02:19,480
‫این خوبه.

42
00:02:21,280 --> 00:02:24,120
‫نتایج همچنان منفی بود.

43
00:02:24,160 --> 00:02:25,120
‫10-8

44
00:02:25,120 --> 00:02:26,880
‫- 10-8؟
‫- مشکلی نداره.

45
00:02:27,720 --> 00:02:31,600
‫و خیلی زود به دو تا گاو آخر رسیدیم.

46
00:02:31,680 --> 00:02:33,720
‫حالا نوبتِ گاو وحشیه‌اس.

47
00:02:33,720 --> 00:02:35,320
‫یالا، برو، برو...

48
00:02:36,560 --> 00:02:38,160
‫اوه خدایا...

49
00:02:38,320 --> 00:02:39,680
‫ای لعنت بهش!

50
00:02:40,040 --> 00:02:41,600
‫نمی‌تونی متوقفش کنی.

51
00:02:46,080 --> 00:02:46,880
‫خوبه.

52
00:02:47,240 --> 00:02:49,080
‫- این یکی هیچی نداشت؟
‫- هیچی.

53
00:02:49,480 --> 00:02:50,600
‫بیا فلفلی.

54
00:02:51,000 --> 00:02:53,000
‫اومدش، فلفلی!

55
00:03:00,720 --> 00:03:01,800
‫14-10

56
00:03:01,800 --> 00:03:03,240
‫آزمایش سل‌تون کاملا پاک بود.

57
00:03:03,240 --> 00:03:04,760
‫اینم از نتیجه‌اش!

58
00:03:04,960 --> 00:03:06,400
‫اوه، فوق‌العاده‌اس!

59
00:03:06,400 --> 00:03:08,000
‫از این بابت خیلی خوشحالم.

60
00:03:08,000 --> 00:03:09,000
‫احسنت، خبر خوبی بود.

61
00:03:09,000 --> 00:03:10,760
‫خبر خوبی بود، مگه نه؟

62
00:03:10,760 --> 00:03:12,680
‫- منظورم اینه واقعا خبر خوبی بود.
‫- آره.

63
00:03:23,160 --> 00:03:25,400
‫هم اکنون اواسط زمستان بود.

64
00:03:27,160 --> 00:03:30,600
‫و دو رویداد مهم به سرعت نزدیک می‌شدن.

65
00:03:31,000 --> 00:03:34,080
‫گاوهای حامله به زودی زایمان می‌کردند.

66
00:03:35,200 --> 00:03:35,640
‫و ما تصمیم شورای غرب آکسفوردشر رو در مورد...

67
00:03:35,640 --> 00:03:38,600
‫
‫(دفتر شورای غرب آکسفوردشر - خیابان وودگرین)
‫(دفتر ثبت)
‫و ما تصمیم شورای غرب آکسفوردشر رو در مورد...

68
00:03:38,600 --> 00:03:41,200
‫درخواست رستوران من دریافت خواهیم کرد.

69
00:03:42,560 --> 00:03:44,440
‫و در مقابل اون...

70
00:03:44,440 --> 00:03:46,800
‫چارلی از دنده کج بلند شده بود.

71
00:03:49,760 --> 00:03:51,200
‫آرد کم داریم.

72
00:03:52,000 --> 00:03:54,480
‫آره، آرد کم داریم.
‫رو هوا می‌زننش.

73
00:03:54,720 --> 00:03:55,800
‫صبح‌تون بخیر.

74
00:03:56,000 --> 00:03:57,560
‫آها، اومدی چارلی.

75
00:03:57,720 --> 00:03:59,680
‫- حال‌تون چطوره؟
‫- اینجا چی‌کار می‌کنی؟

76
00:03:59,720 --> 00:04:01,480
‫چون یه چند تایی خبر دارم.

77
00:04:01,480 --> 00:04:04,280
‫یه نامه‌ای از طرف...

78
00:04:04,280 --> 00:04:05,600
‫شورا دریافت کردی.

79
00:04:05,720 --> 00:04:06,440
‫اممم...

80
00:04:06,440 --> 00:04:09,280
‫در واقع خبر خیلی خوبی نیست.

81
00:04:10,000 --> 00:04:11,800
‫- اممم...
‫- غافلگیر کننده بود.

82
00:04:11,880 --> 00:04:13,240
‫آیا به فروشگاه هم مربوط می‌شه.

83
00:04:13,240 --> 00:04:14,600
‫به فروشگاه هم مربوطه.

84
00:04:14,600 --> 00:04:16,160
‫- پس چرا به نام من نوشته شده؟
‫- خب...

85
00:04:16,160 --> 00:04:17,480
‫تو بیشتر مسئول فروشگاه هستی.

86
00:04:17,480 --> 00:04:19,560
‫الان داریم از حجم زیادی...

87
00:04:20,680 --> 00:04:22,920
‫خب این یه اعلامیه نقض برنامه‌ریزی هست.

88
00:04:22,920 --> 00:04:24,280
‫پس خیلی جدیه.

89
00:04:24,280 --> 00:04:25,520
‫یعنی چی؟

90
00:04:25,520 --> 00:04:27,880
‫این به نوعی آخرین اخطارِ قبل از...

91
00:04:27,880 --> 00:04:29,480
‫حکم اجرایی هست...

92
00:04:29,480 --> 00:04:30,960
‫که احتمالا...

93
00:04:30,960 --> 00:04:33,320
‫- ...پلمپ کردن رو اجرایی می‌کنن.
‫- اولین اخطارم کی بود؟

94
00:04:33,320 --> 00:04:34,960
‫- اولین اخطارت رو داشتی.
‫- عه واقعا؟

95
00:04:34,960 --> 00:04:35,560
‫آره.

96
00:04:35,560 --> 00:04:37,600
‫- یعنی فرصت‌شو از دست دادم؟
‫- نه، ما در موردش بحث کردیم.

97
00:04:37,600 --> 00:04:38,240
‫نه.

98
00:04:38,240 --> 00:04:40,160
‫یه نامه بزرگ توی تابستون دریافت کردیم.

99
00:04:40,160 --> 00:04:42,400
‫باید دوباره تکرار کنم که...

100
00:04:42,440 --> 00:04:44,560
‫نگرش ایرلندی به این نوع چیزا داره.

101
00:04:44,560 --> 00:04:45,880
‫«اوی نه منظوری ندارن.»
‫[با لهجه ایرلندی]

102
00:04:45,880 --> 00:04:48,240
‫خب، من اهمیتی نمی‌دم، احمقانه‌اس.

103
00:04:48,280 --> 00:04:50,160
‫خب نیست، این...

104
00:04:50,440 --> 00:04:51,200
‫وقتی که...

105
00:04:51,200 --> 00:04:53,680
‫مجوز نقشه‌کشی رو گرفتیم، واضح گفتند که...

106
00:04:53,680 --> 00:04:55,960
‫محصول یا باید از مزرعه تولید بشه...

107
00:04:55,960 --> 00:04:56,440
‫آره.

108
00:04:56,440 --> 00:04:59,760
‫یا باید از تولیدکنندگان توی همین منطقه باشه.

109
00:04:59,760 --> 00:05:00,600
‫آره.

110
00:05:00,600 --> 00:05:02,200
‫مجوز برنامه‌ریزی میگه که...

111
00:05:02,200 --> 00:05:03,400
‫تا فاصله 16 مایلی...

112
00:05:03,400 --> 00:05:05,520
‫پس این چیزیه که باید باهاش کار کنیم.

113
00:05:05,520 --> 00:05:07,440
‫و اونا لیستی از چیزهایی که این معیارها رو،

114
00:05:07,440 --> 00:05:09,680
‫برآورده نمی‌کنه در اینجا قرار دادن.

115
00:05:09,680 --> 00:05:10,760
‫- چون که...
‫- صبر کن ببینم.

116
00:05:10,800 --> 00:05:12,320
‫چه اشتباهی کردیم؟

117
00:05:12,360 --> 00:05:14,920
‫خب، فکر کنم چند تا چیز وجود داره که مشخصا...

118
00:05:14,920 --> 00:05:16,560
‫«قهوه عربی».

119
00:05:16,560 --> 00:05:18,040
‫آره قهوه.

120
00:05:18,040 --> 00:05:20,880
‫قهوه تو این منطقه خوب در نمی‌آد.

121
00:05:20,960 --> 00:05:23,000
‫- کلاه چی...
‫- پس از یه جای دیگه...

122
00:05:23,080 --> 00:05:24,040
‫کلاه و تی‌شرت چی؟

123
00:05:24,040 --> 00:05:25,360
‫کلاه و تی‌شرت؟

124
00:05:25,360 --> 00:05:26,960
‫فکر کنم که باید...

125
00:05:26,960 --> 00:05:28,440
‫- مالِ همین پایین جاده باشن.
‫- ویتنامی‌ان.

126
00:05:28,440 --> 00:05:29,560
‫نه، ویتنامی‌ان.

127
00:05:29,560 --> 00:05:31,800
‫- داریم با چارلی حرف می‌زنیم ها.
‫- آهام.

128
00:05:34,240 --> 00:05:35,680
‫می‌تونیم از شر اینا خلاص بشیم؟

129
00:05:35,840 --> 00:05:36,760
‫چرا؟

130
00:05:36,920 --> 00:05:37,880
‫«تولید چین»

131
00:05:37,880 --> 00:05:40,200
‫فقط اینو گذاشتم اونجا تا عجیب غریب به نظر برسه.

132
00:05:40,200 --> 00:05:41,800
‫چون در غیر این صورت...

133
00:05:41,800 --> 00:05:43,080
‫- یه خرده خسته‌کننده‌اس.
‫- لیسا!

134
00:05:43,080 --> 00:05:45,280
‫از این یکی می‌شه گذشت.

135
00:05:45,680 --> 00:05:47,560
‫اما مشکل اونا اینه.

136
00:05:47,560 --> 00:05:48,880
‫ یه دیوار بزرگ پر از کلاه...

137
00:05:48,920 --> 00:05:50,160
‫...و مشکلات، آره.

138
00:05:50,160 --> 00:05:52,120
‫تی‌شرت... آره یه دیوار از مشکلات.

139
00:05:52,120 --> 00:05:55,680
‫فقط زمانی که مسئله این برنامه‌ریزی بزرگ‌تر رو...

140
00:05:55,680 --> 00:05:57,000
‫برای رستوران داریم،

141
00:05:57,000 --> 00:05:58,400
‫واقعا فکر می‌کنم که...

142
00:05:58,400 --> 00:06:00,400
‫باید اینجا بهتر رفتار کنیم.

143
00:06:00,400 --> 00:06:03,280
‫نمی‌تونیم بذاریم بیشتر از این خشاب‌شون پر باشه.
‫(ازمون آتو داشته باشن)

144
00:06:07,760 --> 00:06:11,400
‫توی طویله جدید، روحیه‌ها خیلی خیلی شادتر بود،

145
00:06:11,400 --> 00:06:14,320
‫چون که رام‌کننده گاوها پیش‌بینی خودش رو...

146
00:06:14,320 --> 00:06:17,600
‫درباره زمان زایمان گاوها ارائه می‌کرد.

147
00:06:18,200 --> 00:06:19,480
‫اون یکی که اونجاست...

148
00:06:19,760 --> 00:06:21,880
‫- احتمالا یه هفته دیگه فارغ می‌شه.
‫- آره.

149
00:06:21,880 --> 00:06:24,480
‫می‌بینی چطور تازه شروع کرده به پف کردن؟

150
00:06:24,480 --> 00:06:26,280
‫معده‌اش کم کم داره می‌ره بالا.

151
00:06:26,280 --> 00:06:26,800
‫خیلی‌خب.

152
00:06:26,800 --> 00:06:28,800
‫اون یکی اون پشت، اونم احتمالا
‫یه هفته دیگه زایمانشه.

153
00:06:28,800 --> 00:06:31,080
‫تا یه هفته دیگه، فکر کنم سرمون خیلی شلوغ بشه.

154
00:06:31,680 --> 00:06:35,200
‫همچنین، مادران آینده یه اسباب‌بازی جدید هم داشتن.

155
00:06:35,480 --> 00:06:36,760
‫این یکی خیلی باحاله.

156
00:06:36,760 --> 00:06:37,800
‫گاوها عاشقشن.

157
00:06:37,800 --> 00:06:39,680
‫یکی از اینا توی مزرعه قدیمی‌مون داشتیم.

158
00:06:39,680 --> 00:06:40,640
‫و یه راست می‌رن زیرش.

159
00:06:40,640 --> 00:06:41,880
‫تا حالا ازش استفاده کردی؟

160
00:06:41,880 --> 00:06:43,200
‫خب، نه...

161
00:06:44,440 --> 00:06:45,920
‫می‌ری زیرش، خب؟

162
00:06:50,480 --> 00:06:51,640
‫خیلی خوبه.

163
00:06:55,480 --> 00:06:57,240
‫حقیقتا بیا کمرتو بگیر زیرش.

164
00:06:57,280 --> 00:06:58,920
‫آقای گاو می‌آد...

165
00:06:58,920 --> 00:07:00,600
‫و یه خرده هلش بده.

166
00:07:01,880 --> 00:07:03,360
‫خوبه مگه نه؟

167
00:07:07,280 --> 00:07:08,400
‫لعنتی!

168
00:07:09,480 --> 00:07:12,160
‫با توجه به این‌که خط تولید گوشت در شرف شروع به کار بود،

169
00:07:12,160 --> 00:07:13,760
‫زمان بهتر دیگه‌ای وجود نداشت...

170
00:07:13,760 --> 00:07:15,480
‫تا یه ملاقات با چارلی داشته باشم...

171
00:07:15,480 --> 00:07:19,200
‫و بشینیم بررسی کنیم ببینیم برنامه‌ریزی
‫رستوران چطور باید پیش بره.

172
00:07:19,400 --> 00:07:20,760
‫و مثل همیشه...

173
00:07:20,760 --> 00:07:23,600
‫عین پرتوی از نور آفتاب بود.

174
00:07:23,760 --> 00:07:24,920
‫خب، ببین...

175
00:07:24,920 --> 00:07:26,400
‫فکر کنم اساسا من...

176
00:07:26,400 --> 00:07:28,280
‫مثل این‌که قرار نیست خوب پیش بره.

177
00:07:28,280 --> 00:07:31,040
‫فکر کنم چیزی که یه جورایی منو نگران می‌کنه،

178
00:07:31,040 --> 00:07:33,400
‫اینه که مشاورها...

179
00:07:33,400 --> 00:07:35,360
‫شدیدا طبق مقررات پیش برن.

180
00:07:35,360 --> 00:07:38,240
‫می‌دونی، نمی‌آن بگن:
‫«ممنونم، به نظر خوب می‌آد.»

181
00:07:38,240 --> 00:07:39,920
‫اظهار نظر می‌کنن.

182
00:07:39,960 --> 00:07:41,520
‫منظورت از «مشاورها» چیه؟

183
00:07:41,520 --> 00:07:42,560
‫کی‌ان اینا؟

184
00:07:42,560 --> 00:07:44,640
‫خب بهداشت محیط زیست،

185
00:07:44,640 --> 00:07:46,440
‫یا اداره بزرگراه‌های محلی،

186
00:07:46,440 --> 00:07:48,080
‫یا پلیس برای مثال.

187
00:07:48,080 --> 00:07:50,800
‫پلیس در این باره چی گفته؟

188
00:07:50,880 --> 00:07:52,560
‫چطور می‌تونی توی کشوری زندگی کنی که...

189
00:07:52,560 --> 00:07:55,360
‫پلیس توش اجازه داره در مورد یه رستوران نظر بده؟

190
00:07:55,400 --> 00:07:57,880
‫- صبر کن، پارکینگ دوچرخه؟
‫- درسته.

191
00:07:57,880 --> 00:08:00,200
‫«تدارکات لازم» همینطور که در اینجا گفته:

192
00:08:00,240 --> 00:08:03,200
‫«برای پارک‌کردن دوچرخه‌ها...»

193
00:08:03,920 --> 00:08:07,280
‫این چه ربطی به پلیس دارد؟

194
00:08:07,640 --> 00:08:10,600
‫خب اون «مشاور طراحی از پیشگیری از جرم» هست.

195
00:08:10,600 --> 00:08:11,600
‫چی؟

196
00:08:12,200 --> 00:08:13,320
‫کارش همینه.

197
00:08:13,360 --> 00:08:16,200
‫اما اگه بگیم ما دوچرخه‌سوارها رو بکار نمی‌گیریم چی؟

198
00:08:16,680 --> 00:08:19,320
‫فکر نمی‌کنم این خیلی کمک‌کننده باشه.

199
00:08:19,640 --> 00:08:21,600
‫اصلا منم می‌تونم شامل این بشم؟
‫(می‌تونم نظری بدم؟)

200
00:08:22,160 --> 00:08:23,640
‫تا جایی که فقط می‌تونی، به حساب می‌آی.

201
00:08:23,680 --> 00:08:26,080
‫منظورم اینه، خب منم شاملش می‌شم،
‫فقط دوچرخه‌سوار نباشه. من...
‫(تنفر همیشگی جرمی از دوچرخه‌سوارها در تمامی برنامه‌هاش)

202
00:08:26,080 --> 00:08:29,400
‫پس با بهداشت محیط زیست و «AONB» طرفی.

203
00:08:29,400 --> 00:08:32,120
‫که می‌شه همون «سازمان ناحیه‌ی زیبایی طبیعی برجسته».
‫ (Area of Outstanding Natural Beauty)

204
00:08:32,160 --> 00:08:34,080
‫قراره چه شرایطی برامون بذارن؟

205
00:08:34,080 --> 00:08:35,520
‫و زهکشی هم هست.

206
00:08:35,560 --> 00:08:38,280
‫پس شورای منطقه غرب آکسفوردشر،

207
00:08:38,280 --> 00:08:41,200
‫اونا می‌خوان که یه طرح کاهش خطر سیلاب رو ببینند،

208
00:08:41,200 --> 00:08:42,640
‫پس دچار بالا اومدنِ...

209
00:08:42,680 --> 00:08:45,800
‫800 فوت از سطح دریا بالاتریم و
‫مایل‌ها از یه رودخونه فاصله داریم.

210
00:08:45,800 --> 00:08:48,680
‫چرا فقط نمی‌نویسن و نمیگن که:
‫«ما چیزی برای گفتن نداریم.»

211
00:08:48,680 --> 00:08:52,200
‫آره، چون مردم خیلی آدم‌های بیکاری‌ان دیگه، مگه نه؟

212
00:08:53,320 --> 00:08:54,080
‫باشه.

213
00:08:55,280 --> 00:08:57,400
‫بهتره دیگه بیشتر از این بهش پیله نکنیم.

214
00:08:57,720 --> 00:09:00,600
‫کار... کارهای زیادی پیش‌رومونه.

215
00:09:05,120 --> 00:09:10,280
‫چند روز بعد، صبح زود یه تماس ضروری از کیلب گرفتم.

216
00:09:10,720 --> 00:09:12,000
‫چه اتفاقی افتاده؟

217
00:09:16,400 --> 00:09:17,440
‫تبریک میگم!

218
00:09:17,440 --> 00:09:18,720
‫نهههه!

219
00:09:19,640 --> 00:09:21,080
‫امکان نداره!

220
00:09:21,080 --> 00:09:22,240
‫کی این اتفاق افتاد؟

221
00:09:22,240 --> 00:09:24,240
‫- دیشب.
‫- وای خدای من!

222
00:09:24,240 --> 00:09:24,920
‫چیه این؟

223
00:09:24,920 --> 00:09:26,240
‫یه گوساله‌ی تلیسه‌ی کوچولو.

224
00:09:26,240 --> 00:09:27,280
‫اتفاقا دختر هم هست.

225
00:09:27,280 --> 00:09:28,960
‫می‌دونم، قبلا یاد گرفتمش.

226
00:09:28,960 --> 00:09:31,440
‫- قیافه‌شو ببین!
‫- به اون صورت کوچولوش نگاه کن!

227
00:09:31,440 --> 00:09:33,800
‫آخ، صورت کوچولوتو ببین!

228
00:09:33,880 --> 00:09:37,000
‫چه گاو خوش‌شانسی هستی.
‫به «دیدلی اسکوات» ملحق شدی.

229
00:09:37,360 --> 00:09:39,400
‫کارت عالی بود، مادر!

230
00:09:39,400 --> 00:09:41,960
‫مادرش خیلی مفتخر به نظر می‌رسه.

231
00:09:41,960 --> 00:09:44,200
‫- گاوها می‌تونن احساس افتخار کنن؟
‫- آره.

232
00:09:44,320 --> 00:09:46,600
‫زایمان گاو با گوسفند خیلی متفاوته.

233
00:09:46,600 --> 00:09:47,800
‫پس همین‌طوری می‌افته بیرون؟

234
00:09:47,800 --> 00:09:50,200
‫می‌افته بیرون، می‌ایسته. لیسش می‌زنه.

235
00:09:50,320 --> 00:09:51,680
‫پس این یکی تلیسه می‌شه.

236
00:09:51,680 --> 00:09:53,800
‫اینو نگه می‌داریم و قرار نیست بخوریمش دیگه؟

237
00:09:53,800 --> 00:09:56,800
‫آره، اینو تو گله نگه می‌داریم تا رشد کنه.

238
00:09:57,160 --> 00:09:58,680
‫- واقعا؟
‫- آره.

239
00:09:58,920 --> 00:10:02,320
‫چیزی در مورد آماری که چارلی
‫چند روز پیش به من گفت، شنیدی؟

240
00:10:02,440 --> 00:10:05,200
‫می‌دونی که الان همه میگن گاوها
‫واسه محیط زیست ضرر دارن.

241
00:10:05,240 --> 00:10:08,080
‫چون برای غذا دادن به گاوها باید علف بکاری،

242
00:10:08,080 --> 00:10:09,880
‫پس باید دو تا کار انجام بدی...

243
00:10:09,880 --> 00:10:11,000
‫قبل از این‌که بخوری‌شون.

244
00:10:11,040 --> 00:10:13,920
‫ظاهرا خوردن نصف یه گاو...

245
00:10:13,920 --> 00:10:15,600
‫همون تاثیر زیست محیطی رو داره...

246
00:10:15,640 --> 00:10:17,920
‫که یک نفر با هواپیما می‌ره استرالیا.
‫(منظور تولید گازهای سمی و مضره)

247
00:10:17,920 --> 00:10:19,960
‫- پس اونا واقعا...
‫- نه.

248
00:10:20,000 --> 00:10:22,040
‫در روز چند نفر با هواپیما می‌رن استرالیا؟

249
00:10:22,320 --> 00:10:23,160
‫خب...

250
00:10:23,160 --> 00:10:26,560
‫«نواک جوکوویچ»
‫ (Novak Djokovic تنیس‌باز حرفه‌ای صربستانی و نفر شماره یک
‫دنیا در حال حاضر، قهرمان 11 دوره مسابقات استرالیا)

251
00:10:28,120 --> 00:10:29,440
‫تنیس هم ندیدی؟

252
00:10:30,040 --> 00:10:31,640
‫همون خانومه؟ دختره؟

253
00:10:34,520 --> 00:10:37,560
‫شاید تولد اولین گوساله‌ام رو از دست داده باشم،

254
00:10:38,760 --> 00:10:40,040
‫اما بعدش...

255
00:10:40,360 --> 00:10:42,400
‫طی چند روز آینده...

256
00:10:42,400 --> 00:10:45,440
‫موفق شدم که دسته‌ی بعدی رو هم از دست بدم.

257
00:10:46,720 --> 00:10:48,440
‫آه، محض رضای خدا.

258
00:10:48,640 --> 00:10:51,560
‫یک، دو، سه تا گوساله به دنیا اومدن.

259
00:10:52,760 --> 00:10:54,080
‫مشکلی که ما داریم اینه که...

260
00:10:54,120 --> 00:10:56,760
‫گاو: «مطمئنم که دوست داری زایمان رو ببینی»،

261
00:10:56,760 --> 00:10:57,960
‫اما...

262
00:10:57,960 --> 00:10:59,960
‫گاوه اینطوری می‌کنه... *سرفه*

263
00:11:00,000 --> 00:11:01,440
‫و اینم از گوساله‌مون.

264
00:11:01,680 --> 00:11:03,960
‫فیلمبرداری ازش خیلی سخته.

265
00:11:05,120 --> 00:11:06,040
‫نگاه کن.

266
00:11:08,760 --> 00:11:09,960
‫وای ببین‌شون!

267
00:11:10,520 --> 00:11:12,240
‫سلام کوچولو موچولو.

268
00:11:12,480 --> 00:11:14,960
‫اون همه سر و صدا و الم شنگه با بره‌ها رو یادته؟

269
00:11:14,960 --> 00:11:15,640
‫اصلا بلبشویی بود.

270
00:11:15,680 --> 00:11:18,280
‫ولی اینا فقط یه سرفه می‌کنن و
‫زارتی یه گوساله می‌دن بیرون.

271
00:11:19,760 --> 00:11:22,360
‫هنوز چهار تا دیگه تو راه داریم. پس...

272
00:11:23,400 --> 00:11:25,360
‫امیدوارم بتونیم شاهدش باشیم.

273
00:11:27,320 --> 00:11:30,680
‫کیلب به من گفت که می‌تونی دستگاه‌هایی بخرین که...

274
00:11:30,680 --> 00:11:32,720
‫هنگام تولد قریب‌الوقوع بهت خبر می‌ده.

275
00:11:35,280 --> 00:11:38,160
‫پس، فورا راه افتادم تا برم چند تایی بخرم،

276
00:11:38,160 --> 00:11:40,720
‫چون این به معنای رفتن به...

277
00:11:40,720 --> 00:11:42,920
‫مورد علاقه‌ترین فروشگاه جدید من...

278
00:11:42,920 --> 00:11:44,840
‫در کل دنیا بود.

279
00:11:44,840 --> 00:11:47,320
‫
‫ (StowAg : عرضه محصولات کشاورزی در سراسر کشور)

280
00:11:51,360 --> 00:11:53,120
‫معمولا از خرید کردن بدم می‌آد.

281
00:11:53,120 --> 00:11:54,600
‫مطلقا متنفرم ازش.

282
00:11:54,600 --> 00:11:56,520
‫اما توی اینجا همه اینا رو می‌خوام.

283
00:12:01,640 --> 00:12:02,760
‫اوه، اینو بیین.

284
00:12:02,760 --> 00:12:04,600
‫این بخش ست‌های لباسه.

285
00:12:05,120 --> 00:12:06,120
‫نگاه، نگاه، نگاه!

286
00:12:06,120 --> 00:12:07,200
‫این همون...

287
00:12:07,200 --> 00:12:09,120
‫کمد لباس‌های کیلب همش از همینه.

288
00:12:09,120 --> 00:12:11,600
‫این لباس لاکچریه «باند استریت»شه.

289
00:12:11,640 --> 00:12:12,240
‫این...

290
00:12:12,240 --> 00:12:14,280
‫اجازه بدید در مورد پیراهن‌های مختلفی
‫که می‌تونین اینجا تهیه کنین حرف بزنم.

291
00:12:14,280 --> 00:12:15,920
‫این یکی رو داریم، اوکی؟

292
00:12:15,920 --> 00:12:16,560
‫باشه؟

293
00:12:17,280 --> 00:12:19,240
‫بعد... این یکی رو داریم.

294
00:12:20,600 --> 00:12:21,960
‫بعد...

295
00:12:22,600 --> 00:12:23,720
‫این یکی.

296
00:12:24,840 --> 00:12:26,360
‫بعدش هم...

297
00:12:27,000 --> 00:12:28,040
‫این یکی.

298
00:12:29,240 --> 00:12:31,760
‫این فولاده...
‫اوه، پوتین فولادیه؟

299
00:12:33,680 --> 00:12:34,840
‫نگاش کنین.

300
00:12:43,200 --> 00:12:44,960
‫مراقب دوربین‌ها باشین.

301
00:12:47,440 --> 00:12:49,280
‫با تمرکز بر روی کار مورد نظر،

302
00:12:49,280 --> 00:12:51,680
‫به بخش گاوها رفتم...

303
00:12:51,680 --> 00:12:53,520
‫جایی که از یافتنِ...

304
00:12:53,520 --> 00:12:56,760
‫دقیقا همون چیزی که به دنبالش بودم،
‫شگفت زده شدم.

305
00:12:57,360 --> 00:12:58,480
‫اوه خدایا.

306
00:12:59,480 --> 00:13:01,080
‫نه نه!

307
00:13:01,080 --> 00:13:03,560
‫باورم نمی‌شه اینو دیدم.

308
00:13:03,960 --> 00:13:05,560
‫«Moocall»

309
00:13:05,800 --> 00:13:09,240
‫پس کاری که می‌کنین اینه که می‌ذارینش روی دم حیوون.

310
00:13:09,520 --> 00:13:12,360
‫و بعد وقتی نزدیک به زایمانش بود...

311
00:13:12,440 --> 00:13:15,880
‫از طرق این دستگاه کوچیک یه پیام متنی دریافت می‌کنین.

312
00:13:17,360 --> 00:13:19,160
‫شوخی می‌کنی دیگه!

313
00:13:20,600 --> 00:13:22,440
‫برو، برو، اینم از این.

314
00:13:22,440 --> 00:13:25,960
‫برگشتیم به مزرعه، کیلب و من دستگاه‌های هشدار رو نصب کردیم.

315
00:13:26,560 --> 00:13:28,160
‫پس وقتی دمش رو ببره بالا...

316
00:13:28,160 --> 00:13:29,200
‫یه پیام برام می‌آد؟

317
00:13:29,200 --> 00:13:30,000
‫آره.

318
00:13:30,000 --> 00:13:32,360
‫برنامه «موکال» ایناهاش.

319
00:13:32,920 --> 00:13:35,560
‫و بعد از اون برای گپ زدن با چارلی رفتیم...

320
00:13:35,560 --> 00:13:39,640
‫تا در مورد «افزایش استراتوسفریِ» قیمت کود صحبت کنیم.
‫ (Stratosphere لایه‌ای که تا ۵۰ کیلومتری جو زمین ارتفاع داره
‫و اصطلاحی به معنای افزایش قیمت بسیار زیاد و تورم بالا است)

321
00:13:40,520 --> 00:13:42,520
‫الان این مثل طلاست، نه؟

322
00:13:42,520 --> 00:13:44,040
‫به معنای واقعی کلمه طلاست.

323
00:13:44,040 --> 00:13:45,960
‫چقدر بهای اینا رفته؟

324
00:13:46,000 --> 00:13:48,840
‫اینا رو قبلا به قیمت هر تن 275 پوند خریدیم.

325
00:13:48,880 --> 00:13:51,880
‫و الان هر تن حدود 675 پوند قیمتشه.

326
00:13:51,880 --> 00:13:52,960
‫چند تن گرفتیم؟

327
00:13:53,320 --> 00:13:55,400
‫اینا 80 تن هستن.

328
00:13:55,400 --> 00:13:57,760
‫پس می‌شه چقدر؟ 30,000 پوند.

329
00:13:58,120 --> 00:14:00,280
‫چرا این اینقدر گرونه؟

330
00:14:00,280 --> 00:14:02,200
‫یه یارویی این وسط هست.
‫بهش میگن «ولادیمیر».

331
00:14:02,200 --> 00:14:03,560
‫اوه، «پوتـ...» خب...
‫(پوتین)

332
00:14:03,600 --> 00:14:07,360
‫خب، مخصوصا با این همه جنگی که الان در جریانه.

333
00:14:07,640 --> 00:14:10,880
‫مبهوت از این‌که کیلب می‌دونست پوتین در مورد...

334
00:14:10,880 --> 00:14:12,800
‫حمله به اوکراین سر و صدا راه انداخته،
‫(زمانِ ضبط هنوز روسیه حمله نکرده بوده)

335
00:14:12,800 --> 00:14:15,080
‫مقداری از خرد خودم رو بهش دادم.

336
00:14:15,120 --> 00:14:17,040
‫- مثل این‌ که...
‫- نه، قرار نیست هیچ جنگی رخ بده.

337
00:14:17,080 --> 00:14:18,840
‫- اوه خب، نمی‌دونم...
‫- نه نیست.

338
00:14:19,880 --> 00:14:20,520
‫
‫«مگ»
‫ (مارگارت آن لیک، ستاره‌شناس انگلیسی که با نام هنری «مگ مرموز»
‫شناخته می‌شه، به دلیل طالع‌بینی و پیش‌بینی‌هاش معروف شده بود)

339
00:14:20,520 --> 00:14:23,200
‫
‫«مگِ مرموز»
‫ (مارگارت آن لیک، ستاره‌شناس انگلیسی که با نام هنری «مگ مرموز»
‫شناخته می‌شه، به دلیل طالع‌بینی و پیش‌بینی‌هاش معروف شده بود)

340
00:14:26,880 --> 00:14:30,800
‫از اونجایی که هم اکنون کودِ من بیشتر از «ایلان ماسک» ارزش داشت،
‫(بر اساس رتبه‌بندی فروزبر، ثروتمندترین شخص جهان)

341
00:14:30,800 --> 00:14:34,360
‫حفاظت از اون در مقابل سارقان منطقی بود.

342
00:14:34,400 --> 00:14:35,920
‫خیلی‌خب، همینجاست.

343
00:14:35,920 --> 00:14:37,480
‫خب می‌تونی یه کمکی بهمون بدی؟

344
00:14:37,480 --> 00:14:38,280
‫آره.

345
00:14:38,680 --> 00:14:41,800
‫بدین معنا بود که از رئیس حراستم بخوام به من کمک کنه...

346
00:14:41,800 --> 00:14:45,160
‫تا یه سیستم هشدار با تکنولوژی پیشرفته رو نصب کنم.

347
00:14:46,040 --> 00:14:48,040
‫اینو توی یوتیوب دیدم.

348
00:14:48,040 --> 00:14:49,480
‫با خودم گفتم شاید کاربردی باشه.

349
00:14:49,480 --> 00:14:51,080
‫واقعا ایده‌ی خوبیه این.

350
00:14:51,080 --> 00:14:52,960
‫همه یه گلوله شلیک می‌کنن.

351
00:14:52,960 --> 00:14:56,160
‫تام احتمالا یکی از اینا داره که تا اینجا بُردشه.

352
00:14:56,600 --> 00:14:57,280
‫و منم همیشه فکر می‌کنم که رویکرد تو به امنیت کاملا معقوله.

353
00:14:57,280 --> 00:15:00,000
‫و منم همیشه فکر می‌کنم که رویکرد تو به امنیت کاملا معقوله.

354
00:15:00,000 --> 00:15:02,760
‫آره، من نمی‌خوام که ورزش کنم...
‫[حرف‌های نامفهوم جرالد]

355
00:15:02,760 --> 00:15:05,840
‫وقتی که بیرون می‌آم با مرد‌های هیکلی ملاقات کنم، می‌دونی که.

356
00:15:05,880 --> 00:15:07,240
‫آدم‌هایی با تبر و این چیزا.

357
00:15:07,240 --> 00:15:09,360
‫این روزا زیاد از این چیزا دلم نمی‌خواد.

358
00:15:09,560 --> 00:15:11,040
‫حالا هر چی که هست...

359
00:15:11,040 --> 00:15:13,240
‫دیگه نیازی به نگرانی نیست.

360
00:15:13,320 --> 00:15:14,320
‫خب...

361
00:15:14,320 --> 00:15:15,360
‫اینو در بیار.

362
00:15:15,360 --> 00:15:17,960
‫اگه واقعا یه شب نمناک و مه‌آلود بود...

363
00:15:18,640 --> 00:15:20,000
‫آره، شاید.

364
00:15:21,080 --> 00:15:22,640
‫خب ایده‌اش اینطوریه که...

365
00:15:22,640 --> 00:15:24,200
‫یه نفر می‌آد داخل...

366
00:15:24,200 --> 00:15:26,360
‫این حرکت اون رو شناسایی می‌کنه.

367
00:15:26,600 --> 00:15:27,160
‫خب؟

368
00:15:27,160 --> 00:15:29,120
‫- خب؟
‫- و بعدش...

369
00:15:29,120 --> 00:15:30,880
‫آژیر به صدا در می‌آد.

370
00:15:30,880 --> 00:15:35,040
‫و آژیر اینا رو که کپسول‌های دود هستن رو به کار می‌اندازه.
‫(دودزا)

371
00:15:36,320 --> 00:15:38,320
‫- خب؟
‫- پس، یعنی کل این سوله...

372
00:15:38,360 --> 00:15:40,600
‫تاریک و پر از دود می‌شه...

373
00:15:40,600 --> 00:15:42,280
‫پر از دود غلیظ می‌شه.

374
00:15:42,280 --> 00:15:43,080
‫خب؟

375
00:15:43,080 --> 00:15:45,240
‫و دیگه هیچی نمی‌تونی ببینی.

376
00:15:45,400 --> 00:15:48,040
‫با این حال، مسئله اینه که با اون قطعه گچ بزرگی که...
‫[نامفهوم]

377
00:15:48,040 --> 00:15:49,280
‫جنگ‌ها رو شروع می‌کنن،

378
00:15:49,280 --> 00:15:52,600
‫و بعد قطعه‌ای وجود داره که حداقل 12 نفر رو می‌کشه...

379
00:15:52,600 --> 00:15:56,040
‫
‫[حرف‌های نامفهوم جرالد]

380
00:15:58,960 --> 00:16:00,880
‫تا وقتی همه‌اش رو تمیز نکنی...

381
00:16:00,880 --> 00:16:04,080
‫فقط لبه و کناره رو می‌خواد واقعا.

382
00:16:04,280 --> 00:16:05,280
‫اوهوم.

383
00:16:06,920 --> 00:16:09,600
‫با محافظت کامل از کودها،

384
00:16:09,600 --> 00:16:13,560
‫زمان ملاقات با آقا و خانم کاکلبین فرا رسید.

385
00:16:13,920 --> 00:16:15,240
‫صبح خیلی خوبیه.

386
00:16:15,320 --> 00:16:17,640
‫- زیباست.
‫- فقط یه نم‌نم ملایمِ بارون می‌آد.

387
00:16:17,960 --> 00:16:20,600
‫که اومده بودن تا در مورد اخبار نگران‌کننده‌ای که دریافت کرده بودم،

388
00:16:20,600 --> 00:16:23,040
‫بهم چند تایی توصیه بکنن.

389
00:16:23,360 --> 00:16:27,000
‫پس این پیام‌هایی که دائم برام می‌آد از طرف پلیس مرغ‌ها...

390
00:16:27,000 --> 00:16:28,480
‫کیه این؟ دولته؟

391
00:16:28,520 --> 00:16:30,240
‫آره از طرف دولته.

392
00:16:30,320 --> 00:16:31,560
‫«H...»

393
00:16:31,560 --> 00:16:32,720
‫- «H5N1».
‫- 5N1 آره.

394
00:16:32,760 --> 00:16:34,160
‫- «آنفلوانزای پرندگان»
‫- آره.

395
00:16:34,160 --> 00:16:35,840
‫در حوالی «واریک‌شر» دیده شده.
‫ (Warwickshire یکی از شهرستان‌های انگلستان در مرکز آن)

396
00:16:35,840 --> 00:16:37,000
‫این که...

397
00:16:37,000 --> 00:16:38,200
‫- 27 مایل...
‫- آره.

398
00:16:38,200 --> 00:16:39,840
‫27 مایل فاصله داره.

399
00:16:40,080 --> 00:16:41,760
‫پس کمی نگران‌کننده‌اس.

400
00:16:41,920 --> 00:16:44,360
‫خب چطور جلوش رو بگیریم تا این همه مرغ و خروس نگیرنش؟

401
00:16:44,360 --> 00:16:46,120
‫باید پرنده‌ها رو حبس کنیم توی آلونک‌شون.

402
00:16:46,120 --> 00:16:47,320
‫چی؟ واقعا؟

403
00:16:47,640 --> 00:16:49,560
‫- چی، کاملا؟
‫- کاملا.

404
00:16:49,840 --> 00:16:51,320
‫برای حدودا سه ماه.

405
00:16:51,920 --> 00:16:53,640
‫تا زمانی که بیماری کاملا بره، مگه نه؟

406
00:16:53,680 --> 00:16:55,360
‫تا زمانی که کاملا از بین بره.

407
00:16:57,040 --> 00:16:59,080
‫اگه همه‌اش داخل باشن کمتر تخم می‌ذارن؟

408
00:16:59,080 --> 00:17:01,280
‫نه، هیچ فرقی براشون نمی‌کنه.

409
00:17:01,280 --> 00:17:03,880
‫کمتر می‌شه دیگه، چون زندگی‌شون کمتر لذت‌بخش می‌شه.

410
00:17:03,880 --> 00:17:05,000
‫[نامفهوم]

411
00:17:05,000 --> 00:17:07,960
‫نه، راه‌هایی هست که می‌تونی زندگی
‫اونا رو داخل آلونک لذت‌بخش‌تر کنی.

412
00:17:07,960 --> 00:17:10,280
‫پس باید مطمئن بشی که مقدار زیادی خاک و کاه زیر پاشون باشه،

413
00:17:10,280 --> 00:17:11,840
‫تا بتونن «خاک‌بازی» کنن.

414
00:17:11,840 --> 00:17:13,920
‫- فکر کنم باید رادیو بذاریم داخلش.
‫- چند تا رادیو.

415
00:17:13,920 --> 00:17:16,120
‫آره، می‌تونن یه خرده آهنگ گوش کنن.

416
00:17:16,320 --> 00:17:17,680
‫الان دیگه دارین گیج می‌زنین.

417
00:17:17,680 --> 00:17:18,760
‫نه، توی...

418
00:17:18,760 --> 00:17:19,840
‫توی خونه‌مون...

419
00:17:19,880 --> 00:17:22,560
‫که مزرعه کاکلبری هست، هر آلونک یه دونه رادیو داره.

420
00:17:22,600 --> 00:17:24,880
‫آیا کتاب صوتی داری که بتونیم براشون پخش کنیم؟

421
00:17:24,880 --> 00:17:26,240
‫- عاشقشن.
‫- نه.

422
00:17:27,000 --> 00:17:29,040
‫از کجا می‌دونی که دوستش دارن؟

423
00:17:29,040 --> 00:17:30,240
‫لبخند می‌زنن؟

424
00:17:30,240 --> 00:17:31,400
‫- آواز می‌خونن.
‫- می‌رقصن؟

425
00:17:31,400 --> 00:17:33,160
‫- آره، می‌رقصن.
‫- نه عمرا.

426
00:17:34,000 --> 00:17:36,400
‫وقتی جوون هستن با «کانال رادیو 1» شروع می‌کنن،

427
00:17:36,400 --> 00:17:38,200
‫وقتی که میانسالن «کانال رادیو 2» گوش می‌دن،
‫(محبوب‌ترین رادیو در سراسر بریتانیا و بیشتر ساعات اون موسیقی پخش می‌شه)

428
00:17:38,200 --> 00:17:40,840
‫و وقتی هم که پیر می‌شن «کانال رادیو 4» براشون می‌ذاریم.
‫(بزرگ‌ترین شبکه مردمی پس از رادیو 2 که شامل
‫برنامه‌های تفریحی، طنز، تخیلی، فرهنگی و... می‌شه)

429
00:17:42,800 --> 00:17:45,960
‫با توجه به این‌که پروژه‌ی تقویت خاکِ مرغ و گاو من...

430
00:17:45,960 --> 00:17:48,760
‫هم اکنون به دلیل آنفلوانزای پرندگان متوقف شده بود...

431
00:17:49,320 --> 00:17:53,160
‫وقت اون بود که برای تغذیه نوزاد‌ها به طویله گاوها بریم.

432
00:17:56,280 --> 00:17:58,440
‫تو برو آجیل بیار تا بدیم بهشون.

433
00:17:59,160 --> 00:18:00,280
‫خیلی‌خب...

434
00:18:00,440 --> 00:18:02,840
‫باید یه آغل دیگه هم اینجا بذاریم.

435
00:18:04,800 --> 00:18:07,160
‫پس تو یه رفیق گیرت می‌آد که باهاش حرف بزنی.

436
00:18:07,320 --> 00:18:08,320
‫و بعدش...

437
00:18:10,480 --> 00:18:11,920
‫اوه نرفتی تو که؟

438
00:18:11,920 --> 00:18:13,080
‫این دیگه چیه؟

439
00:18:16,160 --> 00:18:17,320
‫رفتی داخل.

440
00:18:18,120 --> 00:18:18,920
‫اوه...

441
00:18:19,160 --> 00:18:20,560
‫کیلب!

442
00:18:26,360 --> 00:18:27,640
‫این دیگه چی بود؟

443
00:18:27,640 --> 00:18:30,800
‫ما این سیستم رو گذاشتیم که
‫اینجا رو کاملا با دود پر می‌کنه.

444
00:18:30,800 --> 00:18:32,240
‫چرا به من نگفتین آخه؟

445
00:18:32,240 --> 00:18:34,080
‫فکر کردم جرالد بهت گفته.
‫اون رئیس حراسته.

446
00:18:34,080 --> 00:18:35,280
‫امروز صبح اینو گذاشتیمش.

447
00:18:35,280 --> 00:18:37,240
‫خب، منو که در جریان نذاشته بود.

448
00:18:37,520 --> 00:18:39,160
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

449
00:18:39,280 --> 00:18:40,840
‫اووه... محض رضای خدا!

450
00:18:40,840 --> 00:18:42,360
‫نزدیک بود سکته کنم.

451
00:18:42,480 --> 00:18:44,920
‫خب به معنای واقعی کلمه، ما اینو...

452
00:18:44,920 --> 00:18:46,160
‫سه ساعت پیش نصبش کردیم.

453
00:18:46,200 --> 00:18:48,760
‫منظورم اینه که، امیدوار بودم که هیچوقت...

454
00:18:48,840 --> 00:18:51,480
‫نمی‌تونم... نمی‌تونم...
‫درِ کجاست؟

455
00:18:56,000 --> 00:18:57,160
‫همون شب...

456
00:18:57,160 --> 00:19:00,400
‫بخش دیگری از تکنولوژی وارد عمل شد.

457
00:19:01,320 --> 00:19:04,920
‫«11:28 شب»

458
00:19:06,840 --> 00:19:07,800
‫چی داریم اینجا؟

459
00:19:07,800 --> 00:19:09,400
‫3 ساعت گذشته.

460
00:19:12,560 --> 00:19:13,360
‫آره.

461
00:19:13,360 --> 00:19:14,840
‫بهم بگو کی می‌تونم برم.

462
00:19:14,840 --> 00:19:16,240
‫دخترِ حالش خوبه. داره پلک می‌زنه...

463
00:19:16,240 --> 00:19:17,560
‫پسره... چیزه...

464
00:19:17,560 --> 00:19:19,720
‫فعلا که همون «چیز» هست.

465
00:19:21,360 --> 00:19:22,800
‫وای خدای من!

466
00:19:23,080 --> 00:19:25,240
‫اندازه پاهاشو نگاه کنین!

467
00:19:28,760 --> 00:19:29,680
‫آره روبه‌راهه.

468
00:19:29,880 --> 00:19:32,120
‫- خوشحالی؟
‫- آره. دختره.

469
00:19:32,200 --> 00:19:34,360
‫- دختره؟
‫- اینم یکی دیگه.

470
00:19:35,120 --> 00:19:36,440
‫5 تا دختر!

471
00:19:36,440 --> 00:19:38,880
‫آخی، اون صورت کوچولوشو ببین.

472
00:19:39,880 --> 00:19:41,400
‫فوق‌العاده‌اس.

473
00:19:42,160 --> 00:19:44,080
‫زیباییِ مطلقه.

474
00:19:50,080 --> 00:19:51,040
‫دوستش داری؟

475
00:19:52,360 --> 00:19:53,760
‫بی نظیره!

476
00:19:55,520 --> 00:19:56,880
‫خیلی ازتون ممنونم، از هر دو تاتون.

477
00:19:56,880 --> 00:19:57,720
‫ممنون.

478
00:19:58,680 --> 00:20:00,120
‫سال‌هاست دارم این کارو می‌کنم،

479
00:20:00,120 --> 00:20:01,680
‫و هنوزم آدمو جذب می‌کنه.

480
00:20:01,680 --> 00:20:04,080
‫واقعا جذبت می‌کنه، شگفت‌انگیزه.

481
00:20:05,000 --> 00:20:07,320
‫می‌دونین، به خصوص وقتی که مادرش خیلی دوستش داره.

482
00:20:07,320 --> 00:20:09,160
‫و چی می‌شد اگه...

483
00:20:09,160 --> 00:20:10,440
‫بهش نمی‌رسیدیم؟

484
00:20:10,440 --> 00:20:12,160
‫کار خیلی مشکل می‌شد؟

485
00:20:13,960 --> 00:20:16,400
‫خیلی احتمالش بالا بود که گوساله از دست بره.

486
00:20:16,400 --> 00:20:17,520
‫- واقعا؟
‫- آره.

487
00:20:17,520 --> 00:20:18,600
‫اون گوساله...

488
00:20:18,600 --> 00:20:20,920
‫باید بیرون بیاد وقتی که لازمه بیرون باشه.

489
00:20:26,440 --> 00:20:28,240
‫اکنون کمتر از یک هفته...

490
00:20:28,240 --> 00:20:31,160
‫تا رو در روییِ نهایی بزرگ با شورا باقی مونده بود.

491
00:20:31,520 --> 00:20:35,320
‫پس، در «گالری ملی پرتره»...
‫(مجموعه‌ای از آثار هنری در لندن که شامل
‫چهره‌ی شخصیت‌های مهم تاریخی هست)

492
00:20:35,320 --> 00:20:39,240
‫چارلی تموم توجه‌اش رو روی برنامه‌ی رستوران گذاشته بود.

493
00:20:39,680 --> 00:20:42,440
‫«ونسا که اکنون خیس شده بود، ظاهرا...»

494
00:20:42,440 --> 00:20:43,520
‫در حالی که در مزرعه...

495
00:20:43,520 --> 00:20:46,880
‫مرغ‌ها از یکی از کتاب‌های صوتی لیسا لذت می‌بردند.

496
00:20:46,880 --> 00:20:49,720
‫و منم مجبور شدم که با قصاب محلیم جلسه‌ای بگیرم...

497
00:20:49,720 --> 00:20:52,440
‫اوه، هنری، هنری، پسر عزیزم.
‫حالت چطوره؟

498
00:20:52,640 --> 00:20:54,960
‫تا در مورد این‌ بحث کنیم که چقدر گوشت رستورانی...

499
00:20:55,000 --> 00:20:57,920
‫می‌تونم از هر یک از گاوهام تهیه کنم.

500
00:20:58,400 --> 00:21:01,240
‫پس شما سه، چهار، پنج، شیش، هفت تا مفصل...

501
00:21:01,240 --> 00:21:02,520
‫از هر پا دارین.

502
00:21:02,520 --> 00:21:05,960
‫پس این می‌شه چهارده‌ تا که هر کدوم 20 نفر رو سیر می‌کنه.

503
00:21:06,040 --> 00:21:06,760
‫دُنبه...

504
00:21:06,760 --> 00:21:08,920
‫22 تا استیک از هر دُنبه می‌شه گرفت.
‫(بخش انتهایی کمر بالای دو ران گاو)

505
00:21:08,960 --> 00:21:10,680
‫- 44 تا.
‫- اینم 44 تا.

506
00:21:10,720 --> 00:21:12,520
‫اعدادی که از دهن هنری در می‌اومد،

507
00:21:12,520 --> 00:21:15,240
‫مثل یه معدن طلای گوشتی به نظر می‌اومد.

508
00:21:15,240 --> 00:21:16,880
‫خب یه «راسته»...
‫(بخش میانه‌ی کمر گاو، محلی که بر روش می‌شه سوار شد)

509
00:21:16,880 --> 00:21:18,960
‫22 - 24 تا...

510
00:21:18,960 --> 00:21:21,320
‫- استیک از هر راسته...
‫- پس می‌ریم به وسطش.

511
00:21:21,320 --> 00:21:23,640
‫22 استیک راسته.

512
00:21:23,640 --> 00:21:24,680
‫ضربدر 2.

513
00:21:24,720 --> 00:21:26,560
‫- اوه، پس می‌شه 44 تا.
‫- آره.

514
00:21:26,560 --> 00:21:27,960
‫چند تا فیله‌ی استیک می‌شه؟
‫(گوشت صاف و درشت)

515
00:21:27,960 --> 00:21:28,960
‫هشت تا خوبه.

516
00:21:28,960 --> 00:21:31,320
‫- استیک‌های 8 اونسی.
‫- استیک فیله.
‫(1 اونس = 28 گرم)

517
00:21:31,320 --> 00:21:32,520
‫ضربدر 2.

518
00:21:32,520 --> 00:21:34,240
‫عه، پس می‌شه 16 تا.

519
00:21:34,240 --> 00:21:36,320
‫گوشت دنده هم دارین.

520
00:21:36,320 --> 00:21:38,000
‫می‌دونین دیگه، پادشاه کباب‌هاست.

521
00:21:38,040 --> 00:21:40,280
‫یه دنده چهار استخونیه، پس 16 نفر می‌شه...

522
00:21:40,280 --> 00:21:42,000
‫به ازای هر دنده، پس اینم می‌شه 32 تا.

523
00:21:42,040 --> 00:21:44,520
‫- ساق پا هم داریم.
‫- هر ساق پا احتمالا...

524
00:21:44,520 --> 00:21:45,640
‫3 کیلو وزن دارن.

525
00:21:45,640 --> 00:21:47,080
‫یعنی واسه 50 نفر.

526
00:21:47,120 --> 00:21:49,400
‫50 نفر می‌تونن خورشت گوشت گاو بخورن.

527
00:21:49,400 --> 00:21:52,080
‫و 520 نفر می‌تونن همبرگر بخورن.

528
00:21:52,120 --> 00:21:53,360
‫پس ما داریم...

529
00:21:53,360 --> 00:21:54,960
‫800 نفر رو...

530
00:21:54,960 --> 00:21:56,480
‫840...

531
00:21:56,480 --> 00:21:58,160
‫850، 860...

532
00:21:58,200 --> 00:21:59,640
‫900 و...

533
00:22:00,240 --> 00:22:02,560
‫...86 نفر رو از با یه گاو...

534
00:22:02,840 --> 00:22:04,360
‫غذا می‌دیم.

535
00:22:04,480 --> 00:22:06,440
‫نزدیک به هزار نفره.

536
00:22:06,440 --> 00:22:08,560
‫آره، لامصب خیلی گوشت می‌ده.

537
00:22:08,720 --> 00:22:09,720
‫اما بعدش...

538
00:22:09,760 --> 00:22:12,320
‫همه چیز فرو ریخت.

539
00:22:12,800 --> 00:22:14,080
‫ای خدایا.

540
00:22:14,480 --> 00:22:17,360
‫اگه 60 تا سفارش توی رستوران سرو کنیم...

541
00:22:17,360 --> 00:22:18,040
‫آره.

542
00:22:18,280 --> 00:22:21,120
‫و دو بار در روز هست.
‫یعنی 120 نفر در روز.

543
00:22:21,120 --> 00:22:21,840
‫آره.

544
00:22:22,040 --> 00:22:25,200
‫و من دو تا گاو دارم که آماده قصابی‌ان
‫یا به زودی آماده می‌شن.

545
00:22:25,200 --> 00:22:25,960
‫خب.

546
00:22:26,440 --> 00:22:28,040
‫پس اگه همه گوشت گاو بخوان،

547
00:22:28,040 --> 00:22:30,160
‫باید بعد از 16 روز رستوران رو ببندم.

548
00:22:30,160 --> 00:22:32,240
‫این که کسب و کار خوبی نیست، نه؟

549
00:22:33,200 --> 00:22:34,560
‫هعی خدایا...

550
00:22:37,080 --> 00:22:40,520
‫در آخر، چارلی بود که راه حلی رو ارائه کرد.

551
00:22:41,320 --> 00:22:43,600
‫اون گفت که ممکنه سایر کشاورزهای محلی...

552
00:22:43,600 --> 00:22:46,840
‫از تهیه محصولات‌شون برای رستوران خوشحال بشن.

553
00:22:47,480 --> 00:22:49,040
‫- سلام.
‫- سلام

554
00:22:49,200 --> 00:22:50,240
‫- سلام.
‫- سلام.

555
00:22:50,240 --> 00:22:53,560
‫پس، اونا رو واسه یه گپ و گفت دعوت کردیم.

556
00:22:54,640 --> 00:22:55,840
‫ممنون که تشریف آوردین.

557
00:22:55,840 --> 00:22:58,560
‫داریم برنامه‌ریزی می‌کنیم یه رستوران باز کنیم،

558
00:22:58,560 --> 00:23:01,400
‫توی انبار بره‌ها، کنار فروشگاه مزرعه.

559
00:23:01,400 --> 00:23:03,840
‫و بنابراین واقعا به این فکر می‌کردم که...

560
00:23:03,840 --> 00:23:05,640
‫آیا ممکنه...

561
00:23:05,880 --> 00:23:09,640
‫راهی وجود داشته باشه که بتونیم
‫از کشاورزهای محلی خرید کنیم و...

562
00:23:09,640 --> 00:23:11,520
‫چطور باید این کارو بکنیم. آیا این...

563
00:23:11,520 --> 00:23:13,320
‫آره، آره، فکر کنم دقیقا همین باشه.

564
00:23:13,320 --> 00:23:16,040
‫خب ما انتظار داریم و امیدواریم که تعدادی بیان...

565
00:23:16,040 --> 00:23:17,520
‫و در رستوران غذا بخورن.

566
00:23:17,520 --> 00:23:21,560
‫و بنابراین باید اون رو با محصولات محلی خوب پر کنیم.

567
00:23:21,560 --> 00:23:23,440
‫کسی اینجا سبزیجات کشت می‌کنه؟

568
00:23:23,440 --> 00:23:24,280
‫ما پرورش می‌دیم.

569
00:23:24,320 --> 00:23:25,720
‫- شما پرورش می‌دی؟
‫- آره؟

570
00:23:25,720 --> 00:23:26,960
‫خب سبزیجات هم داریم.

571
00:23:27,080 --> 00:23:27,720
‫آره.

572
00:23:28,360 --> 00:23:29,760
‫شما به سبزیجات نیاز دارین...

573
00:23:29,760 --> 00:23:31,840
‫چون اونا همراه با غذا هستند و...

574
00:23:33,160 --> 00:23:35,120
‫غذای توی بشقاب. نیاز داری یه چیز دیگه که...

575
00:23:35,120 --> 00:23:36,280
‫یه چیز اضافه کنارش باشه.

576
00:23:36,280 --> 00:23:37,480
‫چی پرورش می‌دی؟

577
00:23:37,480 --> 00:23:39,480
‫مقدار زیادی ذرت شیرین داریم.

578
00:23:39,480 --> 00:23:40,600
‫باقلا...

579
00:23:40,600 --> 00:23:41,720
‫کدو سبز...

580
00:23:41,720 --> 00:23:42,560
‫کدو تنبل...

581
00:23:42,560 --> 00:23:43,360
‫عالیه.

582
00:23:43,360 --> 00:23:45,040
‫اینجا کسی...

583
00:23:45,040 --> 00:23:47,240
‫مرغ و بوقلمون و غاز داره؟

584
00:23:47,240 --> 00:23:48,440
‫ما مقداری غاز و بوقلمون داریم.

585
00:23:48,520 --> 00:23:52,200
‫از نظر مالی، بدون اون، فکر کنم که دیگه باید دست بکشیم..

586
00:23:52,280 --> 00:23:53,560
‫- وای واقعا؟
‫- خب...

587
00:23:53,560 --> 00:23:55,120
‫چون بدون ماشین‌های فروش خودکار،

588
00:23:55,160 --> 00:23:58,080
‫برای هر لیتر شیرمون حدود 26 پنی دریافت می‌کنیم.

589
00:24:00,320 --> 00:24:02,360
‫من رایگان کار می‌کنم.پس...

590
00:24:02,360 --> 00:24:03,360
‫می‌دونین دیگه...

591
00:24:04,600 --> 00:24:06,560
‫خب من دستمزد نمی‌گیرم.
‫ما حقوق نمی‌گیریم.

592
00:24:06,560 --> 00:24:07,120
‫نمی‌گیریم.

593
00:24:07,120 --> 00:24:09,080
‫ما در حال حاضر دستمزد نگرفته‌ایم...

594
00:24:09,120 --> 00:24:11,000
‫چون از نظر مالی توانش رو نداریم.

595
00:24:11,000 --> 00:24:12,880
‫تا زمانی که قبوض دامپزشکی رو پرداخت کنیم...

596
00:24:12,880 --> 00:24:15,280
‫این اتفاق تو کشاورزی زیاد می‌افته؟

597
00:24:15,280 --> 00:24:16,600
‫آره، زیاد.

598
00:24:16,720 --> 00:24:20,560
‫بودجه‌ها اینقدر کمه که اگر قرار بود دستمزد واقع‌بینانه بگیریم،

599
00:24:20,560 --> 00:24:23,720
‫ده سال پیش باید دست از کار می‌کشیدیم.

600
00:24:24,880 --> 00:24:28,240
‫می‌تونین تصور کنین که صنعت دیگه‌ای روی این قضیه کار می‌کنه؟

601
00:24:28,320 --> 00:24:29,040
‫نه.

602
00:24:29,880 --> 00:24:31,520
‫من... راستش رو بخوای، همه‌اش...

603
00:24:31,560 --> 00:24:33,640
‫این اتفاق خیلی زیاد می‌افته. می‌دونین دیگه.

604
00:24:34,800 --> 00:24:38,840
‫جلسه با توافق بر تشکیل نوعی تعاونی به پایان رسید.

605
00:24:38,840 --> 00:24:39,680
‫قطعا، آره.

606
00:24:39,680 --> 00:24:41,920
‫و به نظرم خوبه که بتونیم بگیم:

607
00:24:41,920 --> 00:24:43,560
‫«غذایی که اینجا دارید از...».

608
00:24:43,560 --> 00:24:46,400
‫«...توسط تو تولید شده.»
‫می‌تونم به مزرعه‌ات اشاره کنم.

609
00:24:46,600 --> 00:24:49,200
‫بگم: «چیزی که می‌خوری رو می‌بینی، اون مادرشونه.»

610
00:24:49,440 --> 00:24:51,080
‫و با شنیدن حرف‌های اِما...

611
00:24:51,080 --> 00:24:55,120
‫فهمیدم که چقدر حیاتی بود که شورا...

612
00:24:55,120 --> 00:24:57,880
‫به ما اجازه‌ی برنامه‌ریزی برای رستوران رو بده.

613
00:25:04,200 --> 00:25:08,200
‫صبح زود روز بعد، یکی از «موکال»ها هشدار رو به صدا درآورد.

614
00:25:08,480 --> 00:25:10,920
‫داره تکون می‌خوره، تکون می‌خوره...

615
00:25:11,160 --> 00:25:12,680
‫زنده‌اس! زنده‌اس! ببین!

616
00:25:12,680 --> 00:25:15,040
‫ادامه بده، ادامه بده، ادامه بده، ادامه بده...

617
00:25:15,960 --> 00:25:17,520
‫- بذاریم مادرش بهش برسه؟
‫- آره.

618
00:25:21,560 --> 00:25:23,160
‫آره، حالا بهتره.

619
00:25:23,160 --> 00:25:24,440
‫نگاش کن آخه!

620
00:25:28,640 --> 00:25:29,880
‫کارت خوب بود، عالی بود.

621
00:25:29,880 --> 00:25:31,760
‫راه درست انجامش همینه.

622
00:25:31,760 --> 00:25:33,640
‫نه اون چیز ضامن‌دار بند‌دار.

623
00:25:33,640 --> 00:25:35,000
‫نه دیگه قرون‌وسطایی...

624
00:25:35,000 --> 00:25:38,040
‫وقتی که... وقتی که شروع به فشار دادن کرد، حسش کردم.

625
00:25:39,520 --> 00:25:41,120
‫مثل این که همه هشدار دریافت کردن!

626
00:25:41,120 --> 00:25:42,560
‫- باید برم سر کار!
‫- آره.

627
00:25:42,560 --> 00:25:44,520
‫همه مون زنگ ساعت‌مون به صدا در اومد.

628
00:25:44,680 --> 00:25:46,920
‫متاسفانه، مال من ساعت 8 خاموش می‌شه.

629
00:25:47,320 --> 00:25:49,120
‫یه ساعت هشته نسبتا آروم.

630
00:25:56,000 --> 00:25:58,720
‫با 6 گوساله که موفقیت‌آمیز به دنیا اومدن،

631
00:25:58,720 --> 00:26:01,440
‫«پروژه گاوها» به خوبی پیش می‌رفت.

632
00:26:01,720 --> 00:26:05,440
‫پس الان فقط نیاز داشتیم که قطعه نهایی پازل...

633
00:26:05,440 --> 00:26:07,600
‫در جای خودش قرار بگیره.

634
00:26:09,680 --> 00:26:12,200
‫«10 ژانویه»
‫

635
00:26:12,200 --> 00:26:15,160
‫«10 ژانویه»
‫«روز جلسه‌ی برنامه‌ریزی شورا»

636
00:26:15,200 --> 00:26:17,960
‫قبل از رفتن به برج‌های اداری...

637
00:26:17,960 --> 00:26:20,600
‫من و چارلی یه جلسه قبل از بازی باهم داشتیم.

638
00:26:20,600 --> 00:26:21,400
‫صبح بخیر.

639
00:26:21,600 --> 00:26:23,680
‫در واقع الان یکی از لباس‌هایی که برای...

640
00:26:23,680 --> 00:26:25,680
‫برنامه‌ی «کی می‌خواد میلیونر بشه؟» رو پوشیدم.

641
00:26:25,680 --> 00:26:28,120
‫- جلسه ساعت چنده؟
‫- ساعت 2.

642
00:26:28,360 --> 00:26:30,960
‫و چارلیِ شاد کارش رو به خوبی...

643
00:26:30,960 --> 00:26:33,320
‫در پاسخ به نگرانی‌های همه...

644
00:26:33,320 --> 00:26:35,520
‫در مورد درخواست ما، انجام داده بود.

645
00:26:35,680 --> 00:26:37,320
‫- یه خلاصه وضعیت نوشتم.
‫- بذار یه نگاهی بندازیم.

646
00:26:37,320 --> 00:26:38,920
‫چون شورای محلی از ما حمایت می‌کنه.

647
00:26:38,920 --> 00:26:40,720
‫دیگه هیچ اعتراضی نیست.

648
00:26:40,720 --> 00:26:43,000
‫اداره حفاظت از کاتس‌ولدز هیچ اعتراضی نداره.

649
00:26:43,000 --> 00:26:44,960
‫پلیس دره‌ی تِیمز، هیچ اعتراضی نداره.

650
00:26:44,960 --> 00:26:46,600
‫گروه بوم‌شناسی، هیچ اعتراضی نداره.

651
00:26:46,640 --> 00:26:48,560
‫باستان‌شناسی، هیچ اعتراضی نداره.

652
00:26:48,560 --> 00:26:51,080
‫- حمل و نقلِ «ش.ش.آ»...
‫- «حمل و نقلِ شورای شهرستان آکسفوردشر».

653
00:26:51,080 --> 00:26:52,960
‫این از اون بزرگاش بود. بدون هیچ اعتراضی.

654
00:26:52,960 --> 00:26:54,600
‫زهکشی، اعتراضی نداره.

655
00:26:54,600 --> 00:26:56,080
‫بهداشت محیط زیست، اعتراضی نداره.

656
00:26:56,120 --> 00:26:58,720
‫و توسعه‌ تجاری شورای منطقه غرب آکسفوردشر،

657
00:26:58,720 --> 00:27:00,720
‫- کاملا پشتیبانی می‌کنه.
‫- کاملا.

658
00:27:00,960 --> 00:27:05,520
‫در مقابل، به نظر می‌رسید که
‫تنها دو حوزه مقاومت وجود داشت.

659
00:27:05,840 --> 00:27:07,920
‫پس کمپین حفاظتِ روستایی انگلستان...

660
00:27:07,920 --> 00:27:10,720
‫به دلیل نیاز به لامپ‌های بیشتر، مخالفت کرده.

661
00:27:10,720 --> 00:27:11,720
‫اما روشنایی باید بیشتر بشه،

662
00:27:11,760 --> 00:27:14,200
‫چون که پلیس گفته، باید لامپ‌های بیشتری قرار بدیم.

663
00:27:14,200 --> 00:27:16,200
‫پس یه قسمت از اون، یعنی پلیس که میگه:

664
00:27:16,200 --> 00:27:18,120
‫- «به لامپ‌های بیشتری نیاز دارین».
‫- بخاطر امنیت بیشتر.

665
00:27:18,160 --> 00:27:21,120
‫آره، و بعد این قسمتش میگه که:
‫«شما نمی‌تونین هیچ لامپی قرار بدین».

666
00:27:21,320 --> 00:27:22,320
‫حقیقتا.

667
00:27:22,560 --> 00:27:24,800
‫حریف دوم یه شخص محلی بود که...

668
00:27:24,800 --> 00:27:27,720
‫تصمیم گرفته بود دشمن خونیِ من بشه.

669
00:27:27,920 --> 00:27:30,480
‫یکی از مردم روستای «همیش دوار»،

670
00:27:30,520 --> 00:27:34,040
‫یه وکیل برنامه‌ریزی لندنی رو استخدام کرده...

671
00:27:34,360 --> 00:27:36,760
‫تا اعتراض خودش رو در مورد درخواست ما...

672
00:27:36,760 --> 00:27:38,560
‫ارائه کنه.

673
00:27:38,600 --> 00:27:40,280
‫خیلی ترسناکه، می‌دونی.

674
00:27:40,280 --> 00:27:41,360
‫می‌دونم داری می‌خونیش.

675
00:27:41,360 --> 00:27:43,200
‫اما همونطور که اونجا نوشته،

676
00:27:43,520 --> 00:27:45,800
‫میگه که ما...

677
00:27:45,840 --> 00:27:47,360
‫«2 میلیون متر مربع» رو...

678
00:27:47,360 --> 00:27:48,840
‫در بر می‌گیریم.

679
00:27:49,240 --> 00:27:51,200
‫2 میلیون متر مربع!

680
00:27:51,280 --> 00:27:53,560
‫می‌دونی 2 میلیون متر مربع چقدر بزرگه؟

681
00:27:53,560 --> 00:27:55,600
‫- دو کیلومتر مربع، مگه نه؟
‫- آره.

682
00:27:55,600 --> 00:27:57,120
‫هکتار؟
‫(هر هکتار = یک مربع به ضلع 100 متر)

683
00:27:57,120 --> 00:27:57,760
‫جریب؟
‫(هر جریب = 4,046 متر مربع)

684
00:27:57,760 --> 00:28:00,320
‫برابره با 200 هکتار و 500 جریب!

685
00:28:00,320 --> 00:28:03,320
‫- 500 جریب؟
‫- می‌تونی توش یه شهر جدید بسازی.

686
00:28:03,800 --> 00:28:05,760
‫- 500 جریب!
‫- روی چمن رستوران...

687
00:28:05,800 --> 00:28:07,200
‫می‌تونی یه بیمارستان بذاری.

688
00:28:07,280 --> 00:28:08,840
‫می‌شه نصف مزرعه‌ام!

689
00:28:08,840 --> 00:28:11,000
‫نکته نگران‌کننده اینه که، افسر برنامه‌ریزی...

690
00:28:11,000 --> 00:28:14,200
‫اون رو مستقیما توی گزارش خودش که امروز می‌خونه قرار داده.

691
00:28:14,320 --> 00:28:16,960
‫یه مردی رو می‌شناسم که یه وکیل استخدام کرد،

692
00:28:16,960 --> 00:28:19,240
‫و نظر وکیل توسط یه زن توی شورا...

693
00:28:19,240 --> 00:28:21,320
‫به عنوان اشتباه برداشته شد،

694
00:28:21,320 --> 00:28:23,720
‫اما این بدین معنا نیست که اونا اینو رد می‌کنن.

695
00:28:23,720 --> 00:28:25,520
‫- نه نیست.
‫- دقیقا.

696
00:28:27,800 --> 00:28:31,520
‫در این لحظه، به سمت جلسه‌ی بزرگ رفتیم.

697
00:28:31,920 --> 00:28:33,320
‫ببین کی اینجاست.

698
00:28:34,000 --> 00:28:35,680
‫«جی-داگ»ـه.

699
00:28:35,920 --> 00:28:36,920
‫سلام.

700
00:28:37,120 --> 00:28:38,840
‫- می‌ریم سراغ شورا.
‫- آره.

701
00:28:38,960 --> 00:28:40,000
‫موفق باشی.

702
00:28:40,720 --> 00:28:42,400
‫آره، ممنون جرالد.

703
00:28:49,160 --> 00:28:52,040
‫دفاتر شورای منطقه غرب آکسفوردشر.

704
00:28:52,040 --> 00:28:53,040
‫- سلام.
‫- سلام.

705
00:28:53,040 --> 00:28:54,200
‫برای کمیته‌ی برنامه‌ریزی اومدین اینجا؟

706
00:28:54,200 --> 00:28:55,640
‫- آره.
‫- عالیه.

707
00:28:57,880 --> 00:29:00,720
‫وقتی که رسیدیم، به تمامِ اشتیاق...

708
00:29:00,720 --> 00:29:02,720
‫و تلاش و پولی که...

709
00:29:02,720 --> 00:29:06,920
‫در شیش ماه گذشته روی این پروژه
‫سرمایه‌گذاری کرده بودیم، فکر کردم.

710
00:29:08,240 --> 00:29:10,160
‫می‌شه 25,000 پوند.

711
00:29:10,320 --> 00:29:11,680
‫1,450 تا با حمل و نقل.

712
00:29:11,720 --> 00:29:13,400
‫خیلی‌خب، بیاین باهم دست بدیم.

713
00:29:13,400 --> 00:29:14,400
‫خوش اومدید!

714
00:29:14,720 --> 00:29:15,880
‫نگاشون کن!

715
00:29:15,880 --> 00:29:17,520
‫فوق‌العاده‌اس!

716
00:29:18,560 --> 00:29:20,440
‫این یکی شده 10,000 پوند.

717
00:29:21,960 --> 00:29:23,720
‫تمام شیشه‌ها باید دوجداره باشه.

718
00:29:23,720 --> 00:29:25,480
‫همه باید مطابق با قوانین ایمنی ساختمان باشه.

719
00:29:25,480 --> 00:29:26,960
‫کلی آدم قراره بیاد اینجا.

720
00:29:27,000 --> 00:29:28,480
‫250,000 پوند.

721
00:29:29,480 --> 00:29:30,680
‫گاوها رفتن بیرون!

722
00:29:37,720 --> 00:29:39,040
‫باهاشون چیپس درست می کنیم.

723
00:29:45,600 --> 00:29:47,560
‫یه ورودی تونل بزرگ و قدیمی هم اینجا داری.

724
00:29:47,560 --> 00:29:50,160
‫خیلی گنده‌اس، دقیقا از اینجا رد شده.

725
00:29:52,160 --> 00:29:53,560
‫لعنت بهش!

726
00:29:54,040 --> 00:29:56,040
‫
‫(نتیجه آزمایش سل: مثبت)

727
00:29:59,560 --> 00:30:01,240
‫در نهایت شما یه کشاورز نیستی.

728
00:30:01,240 --> 00:30:03,040
‫شما یه شخصیت رسانه‌ای هستی.

729
00:30:03,080 --> 00:30:04,960
‫شما نیازی به درآمد از فروشگاه ندارین.

730
00:30:04,960 --> 00:30:06,480
‫نه اما مزرعه نیاز داره.

731
00:30:06,480 --> 00:30:08,640
‫خودت شخصا نیازی به درآمد نداری.
‫(یعنی پولداری)

732
00:30:10,680 --> 00:30:14,240
‫«دیدلی اسکوات حامی باشگاه فوتبال چدلینگتون شده»

733
00:30:16,600 --> 00:30:18,760
‫یه گاو داره بهم حمله می کنه!

734
00:30:18,840 --> 00:30:20,120
‫دختر خوب.

735
00:30:21,960 --> 00:30:23,800
‫فوق‌العاده‌اس!

736
00:30:25,000 --> 00:30:27,240
‫چه منظره خوبیه این.

737
00:30:28,320 --> 00:30:30,840
‫
‫(شورای منطقه غرب آکسفوردشر)

738
00:30:31,040 --> 00:30:33,440
‫مستقیم برید جلو.
‫صندلی‌ها سمت چپ هستند.

739
00:30:33,440 --> 00:30:36,560
‫در ذهن ما، طرح رستوران منطقی به نظر می‌اومد.

740
00:30:36,600 --> 00:30:38,120
‫به خاک کمک می‌کرد،

741
00:30:38,120 --> 00:30:39,560
‫به کشاورزهای محلی کمک می‌کرد،

742
00:30:39,560 --> 00:30:41,080
‫و کسب و کارهای محلی،

743
00:30:41,080 --> 00:30:42,320
‫و به ما کمک خواهد کرد...

744
00:30:42,360 --> 00:30:45,360
‫تا یارانه‌های رو به کاهش دولت رو جبران کنیم.

745
00:30:45,520 --> 00:30:48,880
‫اما تجارب من به عنوان یه گزارشگر روزنامه محلی،

746
00:30:48,880 --> 00:30:50,840
‫به من آموخت که برنامه‌ریزان شورا...

747
00:30:50,840 --> 00:30:53,120
‫می‌تونن برای خودشون یه قانون باشن،

748
00:30:53,120 --> 00:30:55,560
‫پس من هیچ ایده‌ای نداشتم که...

749
00:30:55,560 --> 00:30:57,280
‫که چطور این اتفاق می‌افته.

750
00:31:00,320 --> 00:31:02,080
‫فکر کنم «همیش دِوار» اونجاست،
‫(همون دشمن خونیش)

751
00:31:02,080 --> 00:31:04,280
‫اون طرف، ماسک سفید داره. آره.

752
00:31:10,960 --> 00:31:12,480
‫عصرتون بخیر خانم‌ها و آقایون.

753
00:31:12,480 --> 00:31:14,760
‫خوش‌آمد گرمی دارم برای اعضای مردم.

754
00:31:14,760 --> 00:31:16,320
‫اگر بتونم با چند تا مقدمه شروع کنم.

755
00:31:16,320 --> 00:31:17,520
‫نام من «جف هاین» است،

756
00:31:17,520 --> 00:31:20,560
‫و من رئیس کمیته برنامه‌ریزی منطقه «آپلند» هستم.

757
00:31:20,760 --> 00:31:22,640
‫سمت چپ من منشی‌های شورا هستند،

758
00:31:22,640 --> 00:31:25,160
‫که صورت‌جلسه بعد از ظهر امروز رو ثبت خواهند کرد.

759
00:31:25,160 --> 00:31:26,920
‫سمت راستم افسران برنامه‌ریزی هستند،

760
00:31:26,920 --> 00:31:29,120
‫در مورد برنامه‌ی امروز در برابر ما قرار دارند.

761
00:31:29,120 --> 00:31:31,400
‫ما تعداد رای دهندگان برابر هستم،

762
00:31:31,400 --> 00:31:33,680
‫بنابراین در صورت مساوی،

763
00:31:33,680 --> 00:31:34,880
‫من آرا رو تعیین می‌کنم.

764
00:31:35,800 --> 00:31:38,080
‫بسیارخب، دادرسی می‌تونه شروع بشه.

765
00:31:38,240 --> 00:31:40,680
‫اول از همه، یه افسر برنامه‌ریزی به همه یادآوری کرد که،

766
00:31:40,680 --> 00:31:42,960
‫ما قصد انجام چه کاری رو داریم.

767
00:31:43,200 --> 00:31:47,000
‫این برنامه برای تبدیل یک ساختمان موجود...

768
00:31:47,000 --> 00:31:49,600
‫برای ایجاد یک کافه رستوران هست.

769
00:31:49,600 --> 00:31:54,000
‫در این مورد، مکانش در منطقه‌ی
‫اداره‌ی زیبایی طبیعی برجسته کاتس‌ولدز قرار داره،

770
00:31:54,040 --> 00:31:57,120
‫جایی که وزن زیادی باید به حفظ و تقویت چشم انداز...

771
00:31:57,120 --> 00:32:00,040
‫و زیبایی منظره داده بشه.

772
00:32:00,400 --> 00:32:02,640
‫سپس نوبت به وکیلی رسید که...

773
00:32:02,640 --> 00:32:06,880
‫توسط حریف سرسخت من از روستا استخدام شده بود.

774
00:32:07,440 --> 00:32:10,360
‫مجوز برنامه‌ریزی اخیرا در سال 2019 برای...

775
00:32:10,360 --> 00:32:13,760
‫سوله پرورش بره با پتانسیلِ فیلم‌سازیِ گاه به گاه صادر شده.

776
00:32:13,760 --> 00:32:15,080
‫پس از اون متقاضی گفت که:

777
00:32:15,120 --> 00:32:17,880
‫«پرورش گوسفند تجارت کشاورزی وسیع‌تر رو بهبود خواهد بخشید.»

778
00:32:17,880 --> 00:32:20,680
‫واقعیت این است که متقاضی پرورش گوسفند رو تمام کرده،

779
00:32:20,680 --> 00:32:22,520
‫اون هرگز قصد انجام اون رو بیش از یک بار نداشته.

780
00:32:22,520 --> 00:32:24,840
‫و سوله‌ی بره‌ها یک «اسب تروا» بود که...
‫ (Trojan Horse داستانی از جنگ تروآ که در اون از یک
‫اسب بزرگ چوبی برای نفوذ به شهر تروآ استفاده می‌شود)

781
00:32:24,840 --> 00:32:27,760
‫که با دسترسی راحت در کنار فروشگاه مزرعه قرار داشت،

782
00:32:27,760 --> 00:32:30,760
‫بنابراین می‌توان آن را به یک رستوران تبدیل کرد.

783
00:32:30,760 --> 00:32:32,280
‫و این چیزیه که اتفاق افتاده.

784
00:32:32,320 --> 00:32:34,640
‫رفتار متقاضی شرم‌آوره.

785
00:32:34,640 --> 00:32:37,720
‫این نشان می‌دهد که:
‫«یک اینچ به من بدهید و من نگرشِ یک مایل رو دارم»،
‫(یعنی لقمه‌ی بزرگ‌تر از دهنم برمی‌داریم)

786
00:32:37,720 --> 00:32:41,040
‫و به شدت مخالف اعطای مجوز برنامه‌ریزی است.

787
00:32:41,040 --> 00:32:44,040
‫اعطای مجوز برنامه‌ریزی با هدف قانونیِ...

788
00:32:44,080 --> 00:32:47,120
‫حفظ و ارتقای منطقه با زیبایی‌های طبیعی برجسته در تضاد است.

789
00:32:47,120 --> 00:32:50,160
‫رک و پوست‌کنده بگم، این یک موضوع بدیهی و آشکاره.

790
00:32:50,320 --> 00:32:51,960
‫تبدیل دشت‌های روستا به پارکینگ،

791
00:32:51,960 --> 00:32:54,080
‫و ایجاد ازدحام اضافی ظاهری،

792
00:32:54,080 --> 00:32:55,680
‫و افزایش در شبکه حمل و نقل،

793
00:32:55,680 --> 00:32:58,560
‫به زیبایی‌های طبیعی برجسته و آرامش اون آسیب می‌زنه.

794
00:32:58,680 --> 00:33:00,960
‫به طور معمول هرگز مجوز برنامه‌ریزی داده نمی‌شود،

795
00:33:00,960 --> 00:33:03,640
‫و هیچ دلیلی وجود ندارد که در این مورد چنین باشد.

796
00:33:04,200 --> 00:33:05,880
‫ممنون، آقای «استریتن.»

797
00:33:06,040 --> 00:33:07,880
‫بعد از این لگد جزئی...

798
00:33:07,880 --> 00:33:11,680
‫سه دقیقه به من فرصت داده شد تا به پرونده خودم رسیدگی کنم.

799
00:33:12,080 --> 00:33:14,080
‫ممنونم که ما رو همراهی می‌کنید.

800
00:33:14,080 --> 00:33:16,760
‫در مورد این واقعیت که این منطقه،

801
00:33:16,760 --> 00:33:19,640
‫منطقه‌ای با زیبایی‌های طبیعی برجسته است،
‫صحبت های زیادی شده است.

802
00:33:19,640 --> 00:33:22,960
‫و دلیل آن این است که کشاورزان اون رو حفظ می‌کنند.

803
00:33:22,960 --> 00:33:26,200
‫کشاورزها از جنگل‌ها مراقبت می‌کنند،
‫اونا از پرچین‌ها مراقبت می‌کنند،

804
00:33:26,200 --> 00:33:28,520
‫از نهرها و زمین‌ها مراقبت می‌کنند،
‫اونا این رو زیبا نگه می‌دارند.

805
00:33:28,520 --> 00:33:31,520
‫اما کشاورزها به دلیل وضعیت نامطلوب مالی‌شون...

806
00:33:31,520 --> 00:33:35,440
‫نمی‌توانند این کار رو برای مدت طولانی‌تری انجام بدن.

807
00:33:35,440 --> 00:33:38,080
‫به ما به عنوان کشاورز گفته شده است که تنوع ایجاد کنیم،

808
00:33:38,080 --> 00:33:39,840
‫و این دقیقا همون چیزی است که...

809
00:33:39,840 --> 00:33:41,640
‫این «پیشنهاد» هست.
‫(درخواست رستوران)

810
00:33:41,640 --> 00:33:45,640
‫این تنوع‌بخشی به کسب و کار کشاورزی است.

811
00:33:45,640 --> 00:33:49,080
‫میدونم شورایی که شما ازش شنیده‌این گزارشی تهیه کرده.

812
00:33:49,080 --> 00:33:49,920
‫که من اون رو خونده‌ام.

813
00:33:49,960 --> 00:33:52,080
‫و اگر بتونید از اشتباهات املایی گذر کنید،

814
00:33:52,120 --> 00:33:54,600
‫به این واقعیت می‌رسید که نوشته شده...

815
00:33:54,600 --> 00:33:55,760
‫پارکینگ ماشین قراره 2 کیلومتر مربع باشه.

816
00:33:55,760 --> 00:33:57,320
‫این می‌شه 500 جریب.

817
00:33:57,320 --> 00:33:59,080
‫و این نصفِ اندازه‌ی کل مزرعه‌اس.

818
00:33:59,120 --> 00:34:00,480
‫و حالا در شغل قدیمی‌ام،
‫(مجری و تستر ماشین‌ها)

819
00:34:00,480 --> 00:34:01,920
‫شاید دلم می‌خواست که دشت‌ها جاده‌سازی بشن،

820
00:34:01,960 --> 00:34:03,800
‫اما از اون کار گذشته‌ام،

821
00:34:03,800 --> 00:34:05,960
‫و نمی‌خوام که چنین کاری انجام بشه.

822
00:34:05,960 --> 00:34:07,640
‫این یه پارکینگ بسیار کوچیکه،

823
00:34:07,640 --> 00:34:09,560
‫که با حساسیت تمام در کنار هم قرار گرفته.

824
00:34:09,600 --> 00:34:12,680
‫ما قبلا شروع به صحبت کردن با کشاورزهای همسایه‌ی خودمون کردیم،

825
00:34:12,720 --> 00:34:15,680
‫ایده اینه که ما گوشت گاو و سیب‌زمینی رو تامین کنیم،

826
00:34:15,680 --> 00:34:17,800
‫و یکی دیگه مرغ، شیر و غیره رو.

827
00:34:17,840 --> 00:34:19,080
‫پس همه دور هم جمع شدیم.

828
00:34:19,120 --> 00:34:22,520
‫غذاهای کاملا تولید شده در این منطقه،
‫در این رستوران به فروش می‌رسه.

829
00:34:22,520 --> 00:34:23,920
‫همه در مورد اون بسیار هیجان‌زده شده‌اند.

830
00:34:23,920 --> 00:34:25,080
‫همونطور که می‌تونید تصور کنید،

831
00:34:25,080 --> 00:34:26,680
‫ما مجبور نیستیم که چیزی بسازیم.

832
00:34:26,680 --> 00:34:28,360
‫ساختمان از قبل همونجا هست.

833
00:34:28,360 --> 00:34:31,480
‫پس من این طرح‌ها رو به شما واگذار کردم،

834
00:34:31,480 --> 00:34:35,600
‫و به خاطر مزرعه‌ها و همه کشاورزان منطقه بسیار امیدوارم که...

835
00:34:35,640 --> 00:34:37,960
‫مجوز برنامه‌ریزی رو به ما بدید.

836
00:34:37,960 --> 00:34:40,080
‫خیلی ممنون از وقتی که گذاشتید.

837
00:34:42,320 --> 00:34:44,160
‫برو ابتدایی دوباره املا یاد بگیر.

838
00:34:44,880 --> 00:34:46,240
‫سپس نوبت به بحث و تبادل نظرِ اعضای شورا رسید.

839
00:34:46,240 --> 00:34:48,840
‫
‫(دیوید جکسون عضو شورا)
‫سپس نوبت به بحث و تبادل نظرِ اعضای شورا رسید.

840
00:34:48,840 --> 00:34:52,360
‫
‫(جف سال عضو شورا)
‫و به طرز دلگرم‌کننده‌ای، حمایت‌هایی ازم شد.

841
00:34:53,280 --> 00:34:54,120
‫خب...

842
00:34:54,120 --> 00:34:55,920
‫هرگز فکر نمی‌کردم این رو بگم،

843
00:34:55,920 --> 00:34:58,760
‫اما با همه چیزایی که آقای کلارکسون گفتند، موافقم.

844
00:34:59,320 --> 00:35:01,960
‫ایده‌ی همکاری تعاونی رو دوست داشتم.

845
00:35:01,960 --> 00:35:05,880
‫ما توی یه منطقه روستایی زندگی می‌کنیم
‫و باید از کشاورزها حمایت کنیم.

846
00:35:05,880 --> 00:35:07,920
‫و هم‌اکنون با سختی‌های بی‌سابقه‌ای روبه‌رو هستند.

847
00:35:07,920 --> 00:35:10,720
‫و اگر از این اقدامات حمایت نکنیم،

848
00:35:10,720 --> 00:35:13,880
‫سپس ناپدید شدن اونا رو خواهید دید،

849
00:35:13,880 --> 00:35:16,520
‫و سپس کل چشم‌انداز ما در غرب آکسفوردشر تغییر می‌کنه.

850
00:35:16,520 --> 00:35:19,360
‫
‫(نام اون خانم: جولیان کوپر)
‫(تابلو کناری: الیزابت پاسکیت)
‫رانندگی به سمت اون مکان،

851
00:35:19,360 --> 00:35:21,040
‫مزرعه دیدلی اسکوات،

852
00:35:21,040 --> 00:35:22,160
‫از سمت چدلینگتون،

853
00:35:22,160 --> 00:35:23,880
‫حدود یک مایل هست.

854
00:35:24,360 --> 00:35:26,480
‫فقط در چند صد یارد آخر هست که...

855
00:35:26,480 --> 00:35:28,840
‫شما واقعا مکان رو می‌بینید.

856
00:35:29,040 --> 00:35:29,760
‫و...

857
00:35:30,000 --> 00:35:32,080
‫و وقتی از اون دورتر شوید،

858
00:35:32,080 --> 00:35:34,480
‫واقعا قابل مشاهده نیست.

859
00:35:34,560 --> 00:35:35,360
‫و حالا...

860
00:35:35,360 --> 00:35:37,280
‫رسیدگی به شکایات ترافیک.

861
00:35:37,280 --> 00:35:41,560
‫اگر کمی حجم ترافیکِ بیشتر رو در منطقه بپذیریم،

862
00:35:41,560 --> 00:35:44,720
‫که برای چشم‌انداز شغلی برای
‫خانواده‌ی شما در آینده بهتر باشه،

863
00:35:44,720 --> 00:35:48,960
‫من معتقدم که عموم مردم ترافیک اضافی رو...

864
00:35:48,960 --> 00:35:51,440
‫به دلایل اقتصادی که این امر ایجاد می‌کنه، خواهند پذیرفت،

865
00:35:51,440 --> 00:35:52,360
‫ممنونم.

866
00:35:52,680 --> 00:35:55,480
‫
‫(جف سال عضو شورا)
‫سپس دهن مخالفان باز شد.

867
00:35:55,720 --> 00:35:57,480
‫فکر کنم...

868
00:35:57,480 --> 00:35:58,840
‫یکی از نگرانی‌های من...

869
00:35:58,840 --> 00:36:03,680
‫تاثیر بالقوه‌ی مضر بر شخصیت روستایی و...

870
00:36:03,680 --> 00:36:06,720
‫زیبایی منظره و آرامش منطقه هست.

871
00:36:06,720 --> 00:36:07,200
‫به علاوه این‌که به هر حال یک پارکینگ با ظرفیت هفتادتایی،

872
00:36:07,200 --> 00:36:10,000
‫
‫(آندرو بینی عضو شورا)
‫به علاوه این‌که به هر حال یک پارکینگ با ظرفیت هفتادتایی،

873
00:36:10,000 --> 00:36:12,200
‫در یک مکان از روستا وجود داره.

874
00:36:12,200 --> 00:36:16,200
‫آگاهم که در منطقه زیبایی‌های طبیعی برجسته، اصلا مناسب نیست.

875
00:36:16,200 --> 00:36:19,000
‫از زاویه‌ی دیدِ منطقه زیبایی‌های طبیعی برجسته،

876
00:36:19,000 --> 00:36:21,360
‫در اینجا نگران‌های واقعی...

877
00:36:21,360 --> 00:36:22,920
‫در مورد نحوه انطباق رستوران با اون وجود داره.

878
00:36:22,960 --> 00:36:26,720
‫می‌دونین، این منطقه‌ای هست که می‌شه
‫در اون به «آسمان تاریک» دست یافت،
‫(محل‌هایی در طبیعت و به دور از شهر‌ها که آلودگی نوری کم است
‫و ستاره‌ها و کهکشان راه شیری به خوبی دیده می‌شود)

879
00:36:26,720 --> 00:36:28,600
‫چون که مساکن بسیار کمی اطراف اون وجود داره.

880
00:36:28,640 --> 00:36:31,560
‫من فقط این بحث رو دائما ناامیدکننده می‌بینم.

881
00:36:31,560 --> 00:36:33,280
‫و ما در مورد «آسمان تاریک» حرف می‌زنیم...

882
00:36:33,280 --> 00:36:35,640
‫من کسی رو نمی‌شناسم که بایسته
‫و به آسمون تاریک نگاه کنه،

883
00:36:35,680 --> 00:36:37,400
‫و بگه: «اوه، آسمون تاریک».

884
00:36:37,400 --> 00:36:40,280
‫افرادی در مناطق زیبایی‌های طبیعی برجسته زندگی می‌کنن،

885
00:36:40,280 --> 00:36:41,400
‫که به کار نیاز دارن.

886
00:36:41,400 --> 00:36:45,600
‫من فقط می‌خوام به دوست خوبم در شورا بگم که،

887
00:36:46,040 --> 00:36:48,800
‫من برای دیدن آسمان تاریک بیرون می‌رم.

888
00:36:48,800 --> 00:36:49,960
‫نه بابا؟

889
00:36:49,960 --> 00:36:51,720
‫و من تا ساعت ده و نیم شب بیدار نمی‌مونم که...

890
00:36:51,720 --> 00:36:54,800
‫برنامه «آسمان در شب» رو واسه هیچی نگاه کنم.
‫ (The Sky at Night مستندی در زمینه نجوم)

891
00:36:55,560 --> 00:36:57,280
‫ممنون شورا کوپر.

892
00:36:57,800 --> 00:37:00,520
‫آیا اعضا موضوعی برای شفاف‌سازی دارند؟

893
00:37:00,520 --> 00:37:03,560
‫مناظره دوازده دور کامل رو طی کرده بود.

894
00:37:03,800 --> 00:37:04,640
‫نه؟

895
00:37:04,840 --> 00:37:09,480
‫و من فقط امیدوار بودم که عقل و منطق در اون روز پیروز بشه.

896
00:37:11,440 --> 00:37:14,360
‫همه کسانی که مخالف هستن دست‌شون رو ببرن بالا.

897
00:37:19,400 --> 00:37:21,040
‫و موافقان.

898
00:37:22,240 --> 00:37:23,960
‫درخواست رد شد.

899
00:37:51,840 --> 00:37:52,880
‫در قسمت بعد...

900
00:37:52,920 --> 00:37:54,440
‫30 سال طول می‌کشه.

901
00:37:54,440 --> 00:37:56,480
‫30 سال قبل از این‌که به سوددهی برسیم.

902
00:37:56,520 --> 00:37:57,680
‫می‌تونی درخواست تجدیدنظر بدی.

903
00:37:57,680 --> 00:37:58,840
‫وزیر امور خارجه.

904
00:37:58,840 --> 00:38:00,680
‫وزیر امور خارجه دیگه چیه؟

905
00:38:00,760 --> 00:38:02,960
‫اگه همه‌تون آماده‌این... شروع کنین.

906
00:38:06,680 --> 00:38:07,760
‫اینو ببین!

907
00:38:07,760 --> 00:38:08,840
‫شگفت‌انگیزه.
