﻿1
00:00:08,640 --> 00:00:11,280
‫«مزرعه کلارکسون»

2
00:00:11,280 --> 00:00:13,520
‫«قسمت 16»

3
00:00:13,520 --> 00:00:18,560
‫«قسمت 16»
‫«به اوج رسیدن»

4
00:00:26,920 --> 00:00:29,920
‫«2:00 صبح»

5
00:00:38,760 --> 00:00:40,600
‫کسی قرار نیست ما رو ببینه؟

6
00:00:40,760 --> 00:00:43,200
‫خب می‌بینن، اما نمی‌دونن که ما داریم چی‌کار می‌کنیم.

7
00:00:43,360 --> 00:00:44,600
‫باید شروع کنیم.

8
00:00:44,600 --> 00:00:45,880
‫آلن گفت که،

9
00:00:45,880 --> 00:00:47,280
‫- از دوروبر اونجا.
‫- آره، از گوشه...

10
00:00:47,280 --> 00:00:48,040
‫آره.

11
00:00:48,280 --> 00:00:50,000
‫- از اون گوشه، آره؟
‫- آره.

12
00:00:52,320 --> 00:00:56,360
‫خب باید به لیسا زنگ بزنیم، چون نمی‌تونیم
‫ببینیم که داریم کجا می‌ریم.

13
00:00:57,880 --> 00:00:58,800
‫سلام.

14
00:00:59,400 --> 00:01:01,280
‫می‌تونی به سمت انبار رانندگی کنی،

15
00:01:01,280 --> 00:01:05,240
‫و بعد بچرخی و ماشین رو به سمت من بگیر،

16
00:01:05,280 --> 00:01:08,000
‫- و بعد می‌تونم ببینم که کجا باید برم؟
‫- گرفتم.

17
00:01:10,560 --> 00:01:12,560
‫خیلی‌خب کیلب، صدامو داری؟

18
00:01:12,720 --> 00:01:15,680
‫آره بلند و واضح. خب بیارش پایین.

19
00:01:17,920 --> 00:01:19,920
‫فقط برو به سمت اون چراغ‌ها، باشه؟

20
00:01:19,920 --> 00:01:20,720
‫باشه.

21
00:01:21,480 --> 00:01:22,720
‫خیلی‌خب، برو.

22
00:01:31,120 --> 00:01:32,600
‫چطور به نظر می‌سه؟

23
00:01:32,920 --> 00:01:33,760
‫خوبه.

24
00:01:35,560 --> 00:01:37,200
‫آروم، آروم، آروم.

25
00:01:47,520 --> 00:01:48,760
‫چقدرش رو رفتیم؟

26
00:01:49,080 --> 00:01:51,000
‫من که میگم یک سوم راه رو.

27
00:01:51,880 --> 00:01:53,240
‫اینم از این.

28
00:01:53,280 --> 00:01:54,240
‫انبار.

29
00:01:54,360 --> 00:01:56,320
‫به زودی می‌شه رستوران.

30
00:01:58,760 --> 00:01:59,560
‫وایسا.

31
00:02:01,080 --> 00:02:02,040
‫دستام...

32
00:02:02,480 --> 00:02:03,480
‫دستام...

33
00:02:05,040 --> 00:02:05,840
‫برو!

34
00:02:10,080 --> 00:02:11,160
‫خیلی مسخره‌اس.

35
00:02:11,160 --> 00:02:13,840
‫در تلاشیم که کشاورزیِ زیست محیطی انجام بدیم،

36
00:02:14,000 --> 00:02:16,960
‫یه رستوران راه بندازیم تا بتونیم گاوها رو سودآور کنیم،

37
00:02:16,960 --> 00:02:19,240
‫و از کشاورزهای محلی حمایت کنیم،

38
00:02:19,280 --> 00:02:20,800
‫و باید این کارو توی شب انجام بدیم،

39
00:02:20,800 --> 00:02:22,720
‫تا مردم روستا نتونن ما رو ببینن.

40
00:02:27,640 --> 00:02:29,640
‫چاره دیگه‌ای نداشتیم.

41
00:02:29,880 --> 00:02:32,920
‫مجبور شدیم به پنهان‌کاری و مخفی‌کاری متوسل بشیم،

42
00:02:32,920 --> 00:02:36,600
‫چون پس از این‌که مقامات محلی از دادن مجوز،

43
00:02:36,600 --> 00:02:39,320
‫حتی برای یه جاده خاکی ساده امتناع کردن،

44
00:02:39,320 --> 00:02:43,440
‫ما فکر کردیم که اونا واقعا توی مسیر جنگ قرار دارن.

45
00:02:44,800 --> 00:02:45,840
‫اینا دیه...

46
00:02:46,600 --> 00:02:49,040
‫اینا دیگه چه کوفتیه؟

47
00:02:51,520 --> 00:02:53,920
‫یا خدا! اینا رو ببینین!

48
00:02:55,400 --> 00:02:59,360
‫اینا احتمالا برای جلوگیری از پارک‌کردن توی فروشگاه دیگه.

49
00:02:59,360 --> 00:03:01,600
‫اما ببینین تا کجا پیش رفتن.

50
00:03:02,600 --> 00:03:03,640
‫یعنی چی؟

51
00:03:03,760 --> 00:03:06,920
‫نمی‌تونین ورودی زمین خودم رو که دیگه مسدود کنین.

52
00:03:06,920 --> 00:03:08,600
‫هر کی این کارو کرده،

53
00:03:08,640 --> 00:03:10,160
‫دیوونه بوده.

54
00:03:10,680 --> 00:03:12,320
‫فکر کنم بریم و «چارلی ایرلند» رو خبر کنیم.

55
00:03:12,360 --> 00:03:14,160
‫اون می‌دونه باید چی‌کار کنه.

56
00:03:18,960 --> 00:03:19,920
‫تو هم دیدی؟

57
00:03:20,120 --> 00:03:20,920
‫من...

58
00:03:21,480 --> 00:03:23,440
‫- مات و مبهوت موندم.
‫- می‌دونم.

59
00:03:25,200 --> 00:03:26,120
‫یعنی...

60
00:03:26,840 --> 00:03:28,680
‫در مورد پرخاشگری صحبت کنیم.

61
00:03:28,680 --> 00:03:30,720
‫می‌دونی، بدون هیچ مشورتی.

62
00:03:30,880 --> 00:03:31,520
‫اصلا هیچی.

63
00:03:31,520 --> 00:03:32,320
‫نه.

64
00:03:32,920 --> 00:03:35,040
‫2 کیلومتر همینطور ادامه داره.

65
00:03:36,720 --> 00:03:39,160
‫به معنی واقعی کلمه تا جایی که چشمم می‌بینه هست.

66
00:03:39,160 --> 00:03:42,000
‫یه نفر هم بوده و با اسپری جاشون رو علامت‌گذاری می‌کرده.

67
00:03:42,000 --> 00:03:43,120
‫آره این‌که کجا بذارن‌شون.

68
00:03:43,160 --> 00:03:45,400
‫و همچنین جلوی دروازه‌های ورودی هم گذاشتن.

69
00:03:45,400 --> 00:03:47,560
‫آره، متوجهش شدم. با خودم گفتم:
‫«خب، من چطور می‌تونم وارد زمینم بشم.»

70
00:03:47,560 --> 00:03:49,640
‫نمی‌تونیم تراکتورها رو ببریم توی مزرعه.

71
00:03:49,640 --> 00:03:51,280
‫- اوه ببین! غیرقانونیه!
‫- غیرقانونیه!

72
00:03:51,280 --> 00:03:51,920
‫غیرقانونیه!

73
00:03:51,920 --> 00:03:54,160
‫- نمی‌تونی اونجا وایسی.
‫- نمی‌تونی اونجا وایسی.

74
00:03:54,160 --> 00:03:55,920
‫نه، نه. نمی‌تونی.

75
00:03:56,280 --> 00:03:58,720
‫شورا کاملا اینو روشن کرده که،

76
00:03:58,720 --> 00:04:02,040
‫که اون آقای مسن رو نمی‌شه از اتوبوس پیاده کرد،

77
00:04:02,040 --> 00:04:04,520
‫و باید دو کیلومتر تا اونجا بره...

78
00:04:04,520 --> 00:04:06,120
‫فقط واسه‌ی رفتن به اونجا!

79
00:04:09,480 --> 00:04:10,560
‫جرالده؟ نه.

80
00:04:10,560 --> 00:04:12,000
‫یه نفر که تغییر قیافه داده به جرالد.

81
00:04:12,040 --> 00:04:13,080
‫- نه خودِ جرالده.
‫- آره.

82
00:04:13,080 --> 00:04:15,120
‫- و خانمِ جرالد.
‫- خب نمی‌تونه وایسه.

83
00:04:15,240 --> 00:04:16,240
‫نه، نمی‌تونه.

84
00:04:17,400 --> 00:04:20,560
‫
‫(تابلو: فروشگاه مزرعه دیدلی اسکوات از این طرف)
‫معمولا یه گفتگویی با جرالد داشتیم.

85
00:04:20,600 --> 00:04:22,160
‫اما نمی‌تونه وایسه.

86
00:04:22,240 --> 00:04:24,240
‫خب، چیزی که منو...

87
00:04:24,240 --> 00:04:25,520
‫به فکر فرو می‌بره،

88
00:04:25,520 --> 00:04:26,640
‫اینه که اونا به چه چیز دیگه‌ای فکر می‌کنن؟

89
00:04:26,640 --> 00:04:27,840
‫قراره چی‌کار کنن؟

90
00:04:27,840 --> 00:04:28,880
‫چون کارشون اینجا متوقف نمی‌شه.

91
00:04:28,880 --> 00:04:29,960
‫این تازه...

92
00:04:29,960 --> 00:04:31,720
‫اولین مرحله‌ است،

93
00:04:31,720 --> 00:04:34,920
‫از اقدامات کلی که بر علیه این مکان انجام می‌دن.

94
00:04:39,000 --> 00:04:42,000
‫نگرانی فوری ما این بود که،
‫اگر چه به ما گفته شده بود که...

95
00:04:42,000 --> 00:04:45,960
‫کاملا حق داریم که انبار رو به رستوران تبدیل کنیم،

96
00:04:46,000 --> 00:04:49,280
‫اما مجبور بودیم که به شورا اطلاع بدیم،

97
00:04:49,280 --> 00:04:53,200
‫که به اونا فرصت این رو می‌داد که جلوی ما رو بگیرن.

98
00:04:53,200 --> 00:04:54,640
‫جزئیات نحوه‌ی رسیدن به اونجا...

99
00:04:54,640 --> 00:04:57,640
‫پس من و چارلی توافق کردیم که بهترین تاکتیک...

100
00:04:57,640 --> 00:04:59,960
‫«سرعت»ـه.
‫(عبارت معروف جرمی: سرعت و قدرت)

101
00:04:59,960 --> 00:05:00,920
‫پس...

102
00:05:00,920 --> 00:05:02,320
‫کاری که ما می‌خوایم بکنیم،

103
00:05:02,320 --> 00:05:04,280
‫اینه که یه ایمیل ارسال کنیم،

104
00:05:04,280 --> 00:05:06,720
‫و شورا رو از برنامه‌هامون مطلع کنیم.

105
00:05:06,760 --> 00:05:10,280
‫پس از اون باید با سرعت هر چه تمام‌تر،

106
00:05:10,280 --> 00:05:13,400
‫رستوران رو بسازیم، تجهیزش کنیم،

107
00:05:13,400 --> 00:05:16,600
‫و توش غذا سرو کنیم، اونم فقط در ظرف 2 روز.

108
00:05:16,600 --> 00:05:19,440
‫امید ما اینه که تا زمانی که،

109
00:05:19,440 --> 00:05:24,120
‫ایمیل اطلاع‌رسانی از سلسله مراتب شورا عبور می‌کنه،

110
00:05:24,120 --> 00:05:25,800
‫ما رستوران رو راه‌ انداخته باشیم.

111
00:05:25,800 --> 00:05:27,040
‫و غذا سرو کنیم،

112
00:05:27,040 --> 00:05:29,920
‫قبل از این‌که شورا فرصت اعتراض پیدا کنه،

113
00:05:30,000 --> 00:05:32,920
‫
‫(تابلو: فروشگاه مزرعه دیدلی اسکوات)

114
00:05:33,080 --> 00:05:35,200
‫
‫(تابلو: از محصولات دور بمونید)
‫با جمع و جور کردن نقشه‌مون...

115
00:05:35,240 --> 00:05:37,160
‫- 3 تا ستون داری.
‫- آره.

116
00:05:37,160 --> 00:05:38,600
‫آشپزخونه اولی رو اِشغال می‌کنه...

117
00:05:38,600 --> 00:05:42,600
‫با آلن جلسه‌ای گرفتم تا کارهای ساختمون رو مرور کنیم.

118
00:05:42,840 --> 00:05:44,680
‫برای کفپوش‌های اینجا چه پیشنهادی داری؟

119
00:05:44,680 --> 00:05:46,040
‫می‌تونی هم‌سطحش کنی.

120
00:05:46,040 --> 00:05:47,760
‫یه خرده قلوه‌سنگ می‌ریزیم. چندتا هم «پالت» می‌ذاریم.
‫(تخته‌های مسطح چوبیِ نگهدارنده)

121
00:05:47,760 --> 00:05:49,400
‫چند اینج تخته‌ چندلا مارین هم می‌ذاریم بالاش.

122
00:05:49,400 --> 00:05:51,840
‫طرحشو روستایی‌طور نگه می‌داریم.
‫تهش خیلی خوب در می‌آد.

123
00:05:51,840 --> 00:05:54,240
‫- و بعدش این قراره چمن‌کاری بشه.
‫- آره.

124
00:05:54,240 --> 00:05:57,920
‫کاری که من دلم می‌خواد انجام بدم اینه که
‫بین هر یک از ستون‌های این جلو،

125
00:05:57,920 --> 00:06:00,520
‫درب‌های توری امنیتی بذارم، می‌دونی چیه دیگه.
‫(درب‌های کرکره‌ای توری شکل)

126
00:06:00,520 --> 00:06:02,240
‫- آره.
‫- از این چیزا که می‌کشنش پایین.

127
00:06:02,240 --> 00:06:04,160
‫قفل‌شون می‌کنیم.
‫و تبدیل به یه واحد امن می‌شه.

128
00:06:04,160 --> 00:06:05,040
‫آره، آره.

129
00:06:05,080 --> 00:06:07,520
‫خب، چیزی که ما نیاز داریم یه دریچه در اینجاست،

130
00:06:07,520 --> 00:06:10,240
‫که به اتاق ناهار خوری ویژه‌ی لیسا باز بشه.

131
00:06:10,240 --> 00:06:11,800
‫چند نفر قراره برن داخل اون اتاق؟

132
00:06:11,800 --> 00:06:12,760
‫اونا که میگن 4 نفر.

133
00:06:12,800 --> 00:06:14,120
‫مطمئنا برای من و تو که 4 تا نمی‌شه.
‫(یعنی چاقیم)

134
00:06:14,120 --> 00:06:15,120
‫نه خب، اون...

135
00:06:15,160 --> 00:06:16,440
‫ می‌دونم.

136
00:06:16,440 --> 00:06:18,800
‫اون در به سمت داخل باز می‌شه.
‫باید بچرخونیمش به بیرون.

137
00:06:18,800 --> 00:06:21,400
‫چون اگه به سمت داخل باز بشه،
‫می‌کوبه به اون میز کوفتی.

138
00:06:21,400 --> 00:06:22,120
‫حق میگی.

139
00:06:22,120 --> 00:06:23,280
‫که یه سقف جدید روش خواهد داشت.

140
00:06:23,280 --> 00:06:24,520
‫و یه پنجره کوچیک.

141
00:06:24,520 --> 00:06:25,600
‫می‌خوای توی این شیشه قرار بدی؟

142
00:06:25,600 --> 00:06:27,080
‫نه کرکره، کرکه‌ی چوبی.

143
00:06:27,080 --> 00:06:28,040
‫عه باشه.

144
00:06:28,080 --> 00:06:29,920
‫کاری که با دیوارهای داخلی می خوایم بکنیم اینه که...

145
00:06:29,960 --> 00:06:31,880
‫دیدی، خیلی‌ها «دوغاب آهک» می‌کشن روش.
‫(مخلوط آهک، آب و ماسه)

146
00:06:31,880 --> 00:06:32,920
‫که همه چیزو از بین می‌بره.

147
00:06:32,920 --> 00:06:34,280
‫اگر بذاری همینطور سنگِ طبیعی خودش باشه...

148
00:06:34,280 --> 00:06:36,520
‫- آره، دقیقا.
‫- و خوب تمیزش کنی، عالی می‌شه.

149
00:06:36,520 --> 00:06:39,240
‫در صدر این لیست کارهای طولانی،

150
00:06:39,240 --> 00:06:42,760
‫آلن همچنین باید آشپزخونه رو تجهیز و لوله‌کشی هم بکنه.

151
00:06:42,760 --> 00:06:46,600
‫پس مشتاق نبودم که جدول زمانی رو بهش بدم.

152
00:06:46,720 --> 00:06:49,840
‫حالا، مشکل بزرگی که ما داریم اینه که،

153
00:06:49,840 --> 00:06:53,560
‫قراره که به شورا بگیم که همچین کاری می خوایم بکنیم.

154
00:06:53,560 --> 00:06:57,240
‫و بعدش باید اون رو به طور کامل در...

155
00:06:57,960 --> 00:06:59,040
‫خب، ادامه بده.

156
00:06:59,360 --> 00:07:01,120
‫...در 2 روز عملیاتیش کنیم.

157
00:07:01,880 --> 00:07:03,240
‫می‌دونم.

158
00:07:03,720 --> 00:07:05,480
‫- برنامه «آنکا رو به چالش بکش» رو یادته؟
‫- آره.
‫ ( برنامه‌ای که مجری اون یک وظیفه‌ای رو در مدت 2 یا 3 روز انجام می‌داد)

159
00:07:05,480 --> 00:07:06,840
‫یه کمی شبیه به «آنکا رو به چالش بکش» هست.

160
00:07:06,840 --> 00:07:08,600
‫چون به محض این‌که بهشون بگیم،

161
00:07:08,640 --> 00:07:10,560
‫قبل از این‌که فرصتی پیدا کنن و بیان و بگن:

162
00:07:10,560 --> 00:07:12,160
‫«این کار شدنی نیست، شما نمی‌تونید انجامش بدید.»

163
00:07:12,160 --> 00:07:13,160
‫ما باید بگیم که:

164
00:07:13,160 --> 00:07:15,280
‫«این کار قابل اجراست، ببینین، انجامش دادیم.»

165
00:07:15,280 --> 00:07:16,280
‫آره، آره، گرفتم چی میگی.

166
00:07:16,280 --> 00:07:17,920
‫پس برای 10 روز آینده،

167
00:07:17,920 --> 00:07:21,240
‫می‌خوام که اون محل کاملا ساکت باشه.

168
00:07:21,320 --> 00:07:22,520
‫- هیچی؟
‫- هیچ کاری انجام نشه.

169
00:07:22,520 --> 00:07:24,840
‫و به محض ارسال ایمیل،

170
00:07:25,360 --> 00:07:26,320
‫شروع می‌کنیم.

171
00:07:29,000 --> 00:07:31,880
‫قبل از ارسال ایمیل به 10 روز زمان نیاز داشتیم،

172
00:07:31,880 --> 00:07:34,360
‫تا آلن بتونه کارگرهاش رو جمع کنه،

173
00:07:34,360 --> 00:07:36,760
‫و همه‌ی مواد اولیه رو پیدا کنه.

174
00:07:38,360 --> 00:07:40,440
‫همچنین به مقداری زمان نیاز داشتم تا...

175
00:07:40,440 --> 00:07:43,400
‫فشار برخی از کارهای کشاورزی رو از روی دوشم بردارم،

176
00:07:43,400 --> 00:07:46,280
‫مثل کمک کردن به ویکتور، زنبوردار اوکراینی‌مون،

177
00:07:46,280 --> 00:07:50,520
‫تا چند کندوی جدید در نزدیکی
‫گل‌گاوزبان‌های غنی از گرده بسازیم.

178
00:07:51,280 --> 00:07:53,320
‫وضع اوکراین چطوره؟ خونواده خوبن؟

179
00:07:53,320 --> 00:07:54,720
‫آره، روبه‌راهن.

180
00:07:55,080 --> 00:07:55,680
‫آره.

181
00:07:55,680 --> 00:07:57,920
‫خوبن، زنده‌ان، این مهم‌ترین چیزه.

182
00:07:58,400 --> 00:08:01,240
‫موشک‌ها همه طرف در حال پروازن...
‫اما اونا سرسختن دیگه.

183
00:08:02,040 --> 00:08:04,080
‫خب بیاید براشون دعا کنیم.

184
00:08:04,120 --> 00:08:04,880
‫آره.

185
00:08:06,120 --> 00:08:07,040
‫خب.

186
00:08:07,400 --> 00:08:09,320
‫نیشم نزن، نیشم نزن.

187
00:08:10,360 --> 00:08:13,000
‫پس اونا باید اینجا یه «رقص زنبوری» برن دیگه، مگه نه؟
‫(یک ابزار ارتباطی میان زنبورهای عسل که
‫در اشکالی مثل موج، @ یا θ حرکت می کنند)

188
00:08:13,040 --> 00:08:15,920
‫خب، وقتی منبع شهد رو پیدا کنن، می‌رقصن.

189
00:08:15,920 --> 00:08:17,840
‫دقیقا، پس وقتی که گل‌گاوزبان رشد کنه،

190
00:08:17,840 --> 00:08:20,720
‫اتفاقی که می‌افته، یکی از زنبورها اونا رو پیدا می‌کنه،

191
00:08:20,760 --> 00:08:22,000
‫برمی‌گرده،

192
00:08:22,000 --> 00:08:24,280
‫و یه رقص ریز واقعا پیچیده رو...

193
00:08:24,280 --> 00:08:26,040
‫بیرون از کندو انجام می‌ده.

194
00:08:26,040 --> 00:08:26,520
‫آره.

195
00:08:26,520 --> 00:08:28,720
‫و بعدش این به بقیه نشون می‌ده که،

196
00:08:28,760 --> 00:08:32,360
‫گل‌گاوزبان‌ها چقدر دورن و در چه جهتی هستن.

197
00:08:32,360 --> 00:08:34,120
‫- درست گفتم، مگه نه؟
‫- آره.

198
00:08:35,880 --> 00:08:39,240
‫- نگاش کن، عسل ازش می‌چکه.
‫- آره می‌چکه. خوبه.

199
00:08:39,240 --> 00:08:40,800
‫بی‌نظیره، مگه نه؟

200
00:08:40,800 --> 00:08:42,240
‫خدایا، چقدر اینا حیوون‌های خوبی‌ان.

201
00:08:42,240 --> 00:08:44,240
‫موجودات. جانوران.

202
00:08:47,000 --> 00:08:49,720
‫سپس، یک بازرسی سالانه لازم برای...

203
00:08:49,720 --> 00:08:52,400
‫تمدید گواهینامه‌ی تراکتور قرمز، وجود داشت.

204
00:08:52,800 --> 00:08:55,120
‫فکر کنم کمی ریزش داشتین اینجا.

205
00:08:55,280 --> 00:08:57,160
‫نیاز به پاکسازی داره.

206
00:08:57,200 --> 00:09:02,040
‫یک «علامت رسمیِ کیفیت» که
‫لازمه‌ی اون داشتن یک مزرعه تمیز و کارآمده.

207
00:09:02,320 --> 00:09:05,400
‫خب، اگر بشه در رو ببندیم تا مطمئن بشیم که کیپ می‌شه،

208
00:09:05,400 --> 00:09:06,280
‫خیلی خوب می‌شه.

209
00:09:06,280 --> 00:09:07,040
‫حتما.

210
00:09:08,600 --> 00:09:10,720
‫اوی، ببخشید.
‫دکمه‌ی اشتباهی رو زدم.

211
00:09:13,800 --> 00:09:15,440
‫واقعا دکمه‌ی اشتباهی رو فشار دادم.

212
00:09:25,480 --> 00:09:27,800
‫در حال حاضر در این مورد نمی‌تونم بهتون کمکی کنم.

213
00:09:27,800 --> 00:09:30,320
‫چند وقت یک بار گاوها رو چک می‌کنین؟

214
00:09:30,520 --> 00:09:31,480
‫- سر زدن بهشون؟
‫- آره.

215
00:09:31,480 --> 00:09:32,360
‫هر روز.

216
00:09:32,840 --> 00:09:33,920
‫حتی دو بار در روز.

217
00:09:33,920 --> 00:09:34,440
‫خیلی‌خب.

218
00:09:34,440 --> 00:09:37,720
‫نه، هر لحظه خبر دارم که کجا هستن.

219
00:09:38,520 --> 00:09:39,800
‫گاوها؟

220
00:09:41,240 --> 00:09:42,680
‫گاوها؟

221
00:09:44,680 --> 00:09:46,240
‫کدوم گوری رفتن؟

222
00:09:49,280 --> 00:09:50,960
‫ممکنه واسه‌ی نوشیدن آب رفته باشن.

223
00:09:50,960 --> 00:09:51,640
‫آره.

224
00:09:53,960 --> 00:09:54,840
‫نه.

225
00:09:55,560 --> 00:09:56,840
‫گاوها؟

226
00:10:00,120 --> 00:10:02,040
‫این واقعا خجالت‌آوره.

227
00:10:02,160 --> 00:10:02,800
‫آره.

228
00:10:03,800 --> 00:10:07,040
‫وقتی که بازرس رفت، 100% مطمئن نبودم که،

229
00:10:07,040 --> 00:10:09,720
‫برچسب تراکتور قرمز رو می‌گیرم یا نه.

230
00:10:10,920 --> 00:10:11,960
‫اما گرفتم.

231
00:10:12,120 --> 00:10:15,800
‫روز بعد کیلبِ هیجان‌زده که خبرهای خوب‌تری داشت،

232
00:10:15,840 --> 00:10:17,800
‫یقه‌ام رو گرفت.

233
00:10:19,120 --> 00:10:20,840
‫یه چیزی دارم که بهت نشون بدم.

234
00:10:20,960 --> 00:10:22,320
‫اوه گوشی، خب...

235
00:10:22,960 --> 00:10:26,160
‫در چند هفته گذشته، هر وقت که کسی گوشی خودش رو بیرون می‌آورد،

236
00:10:26,160 --> 00:10:28,520
‫قلبم می‌اومد تو دهنم،

237
00:10:28,520 --> 00:10:32,240
‫چون همه‌مون مشغول فیلمبرداری از فلفل و گاو نر بودیم،

238
00:10:32,240 --> 00:10:35,640
‫با نگرانی تماشاشون می‌کردیم
‫تا ببینیم کار عجیبی میکنن یا نه.

239
00:10:35,640 --> 00:10:38,480
‫با این وجود، با امید زندگی می‌کردم.

240
00:10:39,920 --> 00:10:42,080
‫- یه مدرک ویدئویی دارم...
‫- نه؟

241
00:10:42,080 --> 00:10:43,400
‫- از گاو نر...
‫- نه؟

242
00:10:43,400 --> 00:10:45,400
‫که نزدیک فلفل شده!

243
00:10:52,000 --> 00:10:55,880
‫«چهارشنبه، 6 جولای»

244
00:10:55,960 --> 00:10:59,200
‫ده روز از ملاقات من با آلن گذشته بود.

245
00:10:59,200 --> 00:11:01,840
‫و امروز عصر، چارلی ایمیلی می‌فرسته،

246
00:11:01,840 --> 00:11:04,640
‫و برنامه‌هامون رو به شورا میگه.

247
00:11:05,480 --> 00:11:08,040
‫سپس، فردا، آخرین شانس موفقیتِ ما،

248
00:11:08,040 --> 00:11:10,760
‫برای ساخت شتاب‌زده‌ی رستوران،

249
00:11:10,760 --> 00:11:12,280
‫شروع می‌شه.

250
00:11:13,040 --> 00:11:14,640
‫اونا رو روی زمین می‌ذاریم دیگه، نه؟

251
00:11:14,640 --> 00:11:18,160
‫در حیاط، آلن مواد اولیه‌اش رو جمع کرده بود.

252
00:11:18,160 --> 00:11:19,280
‫پالت‌ها عالی‌ان، مگه نه؟

253
00:11:19,320 --> 00:11:21,640
‫این دقیقا همون چیزیه که شما بهش میگین «بازیافت».

254
00:11:21,640 --> 00:11:24,840
‫اما هنوز در مورد جدول زمانی ناراضی بود.

255
00:11:25,640 --> 00:11:27,160
‫یه عصا لازم داریم.
‫(معنی دوم: چوب جادوگری)

256
00:11:27,960 --> 00:11:28,840
‫عصای کی؟

257
00:11:29,640 --> 00:11:31,080
‫آها، چوب جادوگری.

258
00:11:31,080 --> 00:11:32,520
‫خب این ایده‌ی تو بود، پس...

259
00:11:32,520 --> 00:11:34,640
‫آره، اما همیشه توافق می‌کردیم که چند هفته طول بکشه،

260
00:11:34,640 --> 00:11:36,240
‫نه دو روز که!

261
00:11:37,120 --> 00:11:37,920
‫خیلی هم خوبه!

262
00:11:38,560 --> 00:11:40,080
‫می‌آی بهمون کمک کنی؟

263
00:11:40,080 --> 00:11:41,240
‫آره.

264
00:11:41,280 --> 00:11:42,800
‫بریم پالت‌ها رو کار بذاریم.

265
00:11:42,840 --> 00:11:44,440
‫خب من می‌آرمشون.

266
00:11:44,440 --> 00:11:46,400
‫زودتر. باید یه شروع زود هنگام داشته باشیم.

267
00:11:46,400 --> 00:11:47,960
‫- ساعت چند؟
‫- حدود 6 صبح.

268
00:11:47,960 --> 00:11:49,920
‫- خیلی‌خب.
‫- مثل روزهای طولانیِ قدیم. می‌دونی منظورم چیه که؟

269
00:11:49,920 --> 00:11:50,560
‫آره.

270
00:11:51,800 --> 00:11:53,560
‫
‫«دفتر کار چارلی»
‫

271
00:11:53,560 --> 00:11:55,680
‫
‫«دفتر کار چارلی»
‫«5:30 بعد از ظهر»

272
00:12:01,720 --> 00:12:02,480
‫خب.

273
00:12:03,640 --> 00:12:04,840
‫اینم تموم شد.

274
00:12:05,000 --> 00:12:05,960
‫و حالا...

275
00:12:06,200 --> 00:12:07,440
‫ارسال شد.

276
00:12:08,720 --> 00:12:11,040
‫هم‌اکنون شورا خبردار شد.

277
00:12:12,440 --> 00:12:17,560
‫پس 48 ساعت فرصت دارم تا «انبارِ لولَند» رو
‫به یه رستوران تبدیل کنم.

278
00:12:22,920 --> 00:12:27,200
‫«پنج‌شنبه 6:00 صبح»

279
00:12:32,280 --> 00:12:33,680
‫اول از همه.

280
00:12:33,680 --> 00:12:35,840
‫این کار، آماده کردن این آشپزخونه تو فردا،

281
00:12:35,840 --> 00:12:37,760
‫بستگی به پایین آوردن این طبقه داره.

282
00:12:37,960 --> 00:12:40,120
‫پس مسئول‌های آشپزخونه می‌تونن صبح جمعه بیان.

283
00:12:40,120 --> 00:12:42,240
‫در غیر این صورت کامون تمومه، رستوران باز نمی‌شه.

284
00:12:47,200 --> 00:12:50,960
‫پس از بارگیری پالت‌هایی که پایه‌ی کف زمین رو تشکیل می‌دن،

285
00:12:50,960 --> 00:12:54,360
‫در سریع‌ترین زمان ممکن به سمت رستوران حرکت کردم.

286
00:12:55,080 --> 00:12:58,240
‫اما رسیدن به اونجا سخت‌تر از اون چیزی بود که فکر می‌کردم.

287
00:13:00,640 --> 00:13:02,560
‫عه خب، این که اصلا خوب نیست، نه؟

288
00:13:02,560 --> 00:13:05,800
‫چون من الان توی یه تراکتورم و یه اتوبوس داره می‌آد.

289
00:13:14,880 --> 00:13:16,160
‫شرمنده بابتش!

290
00:13:21,840 --> 00:13:22,560
‫ببخشید!

291
00:13:22,560 --> 00:13:23,560
‫احسنت شورا!

292
00:13:23,560 --> 00:13:26,160
‫واقعا همه چیز رو در اینجا بهبود بخشیدین.

293
00:13:31,680 --> 00:13:34,960
‫آره، مطمئن نیستم که اونا به این موضوع فکر کرده باشن.

294
00:13:42,400 --> 00:13:44,840
‫ابزار خوبیه واسه آوردن چند تا پالت، مگه نه؟

295
00:13:47,280 --> 00:13:49,400
‫مراقب باش. نزنی همه‌شون رو بشکونی.

296
00:13:49,400 --> 00:13:49,920
‫آره.

297
00:13:51,880 --> 00:13:53,640
‫آروم تا همه‌شون رو نشکوندی.

298
00:13:56,000 --> 00:13:57,440
‫برو کنار.

299
00:13:57,440 --> 00:13:58,720
‫می‌دونین که اون چه شکلیه.

300
00:13:58,720 --> 00:13:59,520
‫همه‌شون خالی شدن؟

301
00:13:59,520 --> 00:14:00,960
‫آره، داریم می‌بریم‌شون.

302
00:14:01,200 --> 00:14:03,440
‫الان باید از اینجا برگردم برم.

303
00:14:03,480 --> 00:14:04,680
‫نظرت چیه؟

304
00:14:04,680 --> 00:14:06,120
‫می‌تونی دنده‌عقب بگیری؟

305
00:14:06,120 --> 00:14:07,680
‫قرار نیست که... لعنت بهش.

306
00:14:07,680 --> 00:14:09,520
‫این دیگه کمی ناجوره.

307
00:14:10,400 --> 00:14:12,120
‫نه، چون اگه برگردم...
‫نه راهی نداره.

308
00:14:12,120 --> 00:14:13,440
‫باید از جلو برم بیرون.

309
00:14:13,440 --> 00:14:15,640
‫باید برم جلو، نمی‌تونم دنده‌عقب برم.

310
00:14:20,960 --> 00:14:23,640
‫یالا، لامبو. می‌تونی اینجا رو دور بزنی.

311
00:14:25,280 --> 00:14:27,320
‫مطمئنا به اون تیرک نمی‌زنه که، نه؟

312
00:14:28,280 --> 00:14:29,920
‫بیاین شرط ببندیم سرش.

313
00:14:30,520 --> 00:14:32,960
‫همونطور که اتفاق افتاد، نخوردم به تیرک.

314
00:14:33,160 --> 00:14:35,320
‫چون که تا اینقدر پیش نرفتم.

315
00:14:36,160 --> 00:14:37,040
‫چی بود؟

316
00:14:37,280 --> 00:14:38,560
‫وایسا! اوهووی!

317
00:14:39,040 --> 00:14:40,440
‫اووووه! وایسا!

318
00:14:41,400 --> 00:14:42,120
‫چیه؟

319
00:14:42,880 --> 00:14:43,760
‫نگاش کن!

320
00:14:43,760 --> 00:14:47,360
‫کلی سیم دور یاتاقانِ تایر تریلی پیچیدی.

321
00:14:50,640 --> 00:14:52,800
‫فقط بیا ببین چه گندی زدی.

322
00:14:52,800 --> 00:14:54,760
‫نگاه اون همه قطعه‌های فلزی رو.

323
00:14:57,160 --> 00:15:00,760
‫چون دور «ترمز درام» و همه چی پیچیده.
‫(نوعی ترمز که در اون لنت‌ها از سمت داخل
‫به یک سیلندر در حال چرخش فشار می‌آرن)

324
00:15:01,240 --> 00:15:03,120
‫پس مشخصه که یه حصار فلزی قدیمی اونجا وجود داره.

325
00:15:03,160 --> 00:15:05,000
‫- آره، حتما همینطور بوده.
‫- دیگه نیست.

326
00:15:05,000 --> 00:15:06,960
‫- الان دیگه حصاری نیست.
‫- نه.

327
00:15:07,040 --> 00:15:08,640
‫چرا منتظر نموندی من بیام؟

328
00:15:08,760 --> 00:15:09,720
‫تو کجا بودی آخه؟

329
00:15:09,760 --> 00:15:11,720
‫- خب، راستش، من می‌خوام...
‫- خب کجا بودی؟

330
00:15:11,720 --> 00:15:12,680
‫داشتم لودر رو می‌آوردم.

331
00:15:12,680 --> 00:15:15,040
‫و منم تقریبا گیر کردم چون یه اتوبوس اونجا بود.

332
00:15:16,640 --> 00:15:18,680
‫آلن، بذار جرمی انجامش بده.
‫بهتره برگردی سر کارت.

333
00:15:18,680 --> 00:15:19,640
‫آره باید برگردی سر کارت.

334
00:15:19,680 --> 00:15:21,560
‫آره، می‌رم، وگرنه دیر می‌شه.

335
00:15:24,840 --> 00:15:26,120
‫چرا نتونستی فقط صبر کنی؟

336
00:15:26,120 --> 00:15:27,040
‫چون که...

337
00:15:27,360 --> 00:15:29,080
‫وقت واسه صبر کردن نداریم.

338
00:15:29,080 --> 00:15:30,960
‫آره، اما الان هم داریم این کارو می‌کنیم.

339
00:15:34,920 --> 00:15:37,960
‫با محرومیت من از تمام تجهیزات بزرگ...

340
00:15:40,920 --> 00:15:43,560
‫کار بالاخره به راه افتاد.

341
00:15:45,320 --> 00:15:46,440
‫کار دوست‌داشتنیه.

342
00:15:52,880 --> 00:15:55,640
‫که فقط می‌تونست توسط چارلی قطع بشه...

343
00:15:55,640 --> 00:15:57,360
‫با «چارلی شدنش».
‫(سیریش شدنش)

344
00:15:57,480 --> 00:16:00,440
‫کی مسئوله... کی خط‌ مشی سلامت و ایمنی رو گرفته؟

345
00:16:00,440 --> 00:16:02,000
‫ببخشید، چی داری میگی؟

346
00:16:02,000 --> 00:16:04,360
‫اون یارو که سنک فرز دستشه،

347
00:16:04,600 --> 00:16:07,160
‫باید کمی پوشش محافظتی بیشتری داشته باشه.

348
00:16:07,760 --> 00:16:08,640
‫می‌دونی دیگه...

349
00:16:08,640 --> 00:16:11,080
‫عینک محافظ، جرقه می‌زنه، دستکش. این فقط...

350
00:16:11,360 --> 00:16:12,200
‫خب اون...

351
00:16:13,120 --> 00:16:14,840
‫کار هر روزش همینه...

352
00:16:14,840 --> 00:16:17,040
‫چی الان باید بهش بگم؟
‫بگم: «می‌شه تجهیزات محافظتی بپوشی؟»

353
00:16:17,040 --> 00:16:17,760
‫آره.

354
00:16:19,760 --> 00:16:24,080
‫با وجود ترس‌های بچه ننه، هیچ کسی
‫دست و پای خودش رو از دست نداد.

355
00:16:24,800 --> 00:16:29,520
‫اما با این وجود، در پایان روز، بسیار از برنامه عقب بودیم.

356
00:16:30,560 --> 00:16:33,760
‫باید بین اون چمن جدید تخته بچینیم، مگه نه؟

357
00:16:33,840 --> 00:16:36,280
‫تنها خبر خوب این بود که به نظر می‌رسید که...

358
00:16:36,280 --> 00:16:39,160
‫هنوز هیچ کس متوجه نشده که ما داریم چی‌کار می‌کنیم.

359
00:16:41,080 --> 00:16:41,760
‫خب.

360
00:16:42,280 --> 00:16:44,840
‫هنوز چیزی از شورا نشنیده‌ام.

361
00:16:45,240 --> 00:16:46,360
‫پس این خوبه.

362
00:16:46,360 --> 00:16:51,080
‫و 23 ساعت هست که بهشون اطلاع دادیم که،

363
00:16:51,080 --> 00:16:53,520
‫داریم یه رستوران وسط مزرعه...

364
00:16:53,520 --> 00:16:55,760
‫راه می‌اندازیم.

365
00:17:03,600 --> 00:17:07,040
‫«جمعه»

366
00:17:10,880 --> 00:17:11,760
‫صبح روز بعد،

367
00:17:11,760 --> 00:17:15,040
‫تیم آلن صبح زود به محل کار برگشته بودن.

368
00:17:15,680 --> 00:17:18,080
‫اما یک بار دیگه، من نبودم.

369
00:17:18,320 --> 00:17:21,560
‫چون وقتی که می‌خواستم محوطه مزرعه رو ترک کنم،

370
00:17:21,560 --> 00:17:26,160
‫خبری بهم رسید که در آلونک‌های قدیمی مرغ‌ها مشکلاتی پیش اومده.

371
00:17:26,560 --> 00:17:28,280
‫باید حدود...

372
00:17:28,280 --> 00:17:30,960
‫50 یا شاید 60 تا مرغ اینجا باشه.

373
00:17:33,840 --> 00:17:35,520
‫این اصلا خبر خوبی نیست.

374
00:17:35,720 --> 00:17:37,040
‫وای نه! بیشترم هست!

375
00:17:37,320 --> 00:17:40,640
‫در حقیقت، دقیقا هیچ مرغی اونجا نبود.

376
00:17:40,760 --> 00:17:43,040
‫عمرا یه روباه بتونه از اینجا رد بشه.

377
00:17:43,600 --> 00:17:45,560
‫یه «مینک» می‌تونه رد بشه.
‫ (Mink جانوری از خانواده راسوها)

378
00:17:45,560 --> 00:17:46,440
‫بهت قول می‌دم که...

379
00:17:46,480 --> 00:17:49,080
‫بعد که داشتم می‌رفتم به سمت ماشینم...

380
00:17:49,080 --> 00:17:50,520
‫همه چیز، همه چیز...

381
00:17:50,520 --> 00:17:54,040
‫لیسا بهم گفت که فشار آب یه مشکلی داره.

382
00:17:54,480 --> 00:17:56,560
‫نمی‌شه که آب‌مون تموم بشه.

383
00:17:56,680 --> 00:17:58,760
‫کل آشپزخونه‌ی آماده‌سازی دقیقا اون بیرونه.

384
00:17:58,880 --> 00:18:01,840
‫آیا هیچ فشاری روی عقربه‌ی روی «RO» وجود داره؟

385
00:18:01,880 --> 00:18:04,840
‫من نه نمی‌دونم «RO» چیه و نه می‌دونم عقربه‌اش کجاست.

386
00:18:04,840 --> 00:18:07,080
‫خب، امروز یه نفر رو می‌فرستم پیش‌تون.

387
00:18:07,120 --> 00:18:08,880
‫ما داریم یه رستوران باز می‌کنیم.

388
00:18:08,880 --> 00:18:11,640
‫می‌دونین، فکر نکنم «امروز» واقعا به ما کمکی کنه.

389
00:18:11,640 --> 00:18:14,360
‫منظورم اینه که «الان» واقعا کمک کننده هست.

390
00:18:14,360 --> 00:18:16,600
‫می‌تونستیم یه لهستانی بیاریم اینجا که اینطوری...

391
00:18:16,600 --> 00:18:18,040
‫و اون این کارو اینطوری انجامش می‌داد.

392
00:18:18,080 --> 00:18:20,600
‫خب، این‌که از همون اولش خراب نبود، مگه نه؟

393
00:18:20,800 --> 00:18:23,120
‫بالاخره، سوار ماشینم شدم،

394
00:18:23,120 --> 00:18:27,040
‫و حرکت کردم که از مزرعه به سمت محل رستوران برم.

395
00:18:29,640 --> 00:18:32,480
‫واقعا... اینو ببینین. این...

396
00:18:32,960 --> 00:18:34,040
‫شما؟

397
00:18:34,040 --> 00:18:36,880
‫سلام، انعام امروز رو من جمع می‌کنم. پیکم.

398
00:18:37,520 --> 00:18:40,000
‫یکی اون داخل هست که کارتو راه می‌اندازه، ممنون.

399
00:18:40,400 --> 00:18:41,760
‫و شما؟

400
00:18:41,880 --> 00:18:44,600
‫یه بسته از «عتیقه‌فروشی استیش میل» آوردم.

401
00:18:44,760 --> 00:18:47,920
‫عتیقه‌فروشی استیشن میل؟
‫باشه، خوبه، ممنون.

402
00:18:49,560 --> 00:18:51,880
‫و تو هم که «جک کارلین» هستی.
‫واسه خودمون کار می‌کنیم.

403
00:18:51,920 --> 00:18:54,120
‫و این که توی وانته دیگه کیه؟

404
00:18:55,200 --> 00:18:57,200
‫صبح بخیر، کار شما چیه اینجا؟

405
00:18:57,200 --> 00:18:58,880
‫یه دختر جوون پاش آسیب دیده.

406
00:18:58,880 --> 00:19:00,880
‫پس یکی از کارکنان پاش آسیب دیده؟

407
00:19:00,880 --> 00:19:02,240
‫عالیه، ممنون.

408
00:19:02,240 --> 00:19:04,120
‫- بریم دیگه.
‫- لازمه که...

409
00:19:04,120 --> 00:19:05,520
‫- «پَدی»!
‫- ببخشید... نه نگران نباش.

410
00:19:05,520 --> 00:19:06,560
‫نه، مشکلی نیست. هر کسی دیگه‌ای...

411
00:19:06,560 --> 00:19:07,840
‫می‌تونم یه مرد با اسلحه رو بیارم؟

412
00:19:07,840 --> 00:19:11,400
‫روباه‌ها مرغ‌های ما رو توی اون بیشه‌زار از بین بردن.

413
00:19:11,400 --> 00:19:13,120
‫- امشب.
‫- آره.

414
00:19:13,160 --> 00:19:14,360
‫فکر نمی‌کنم که روباره بوده باشه.

415
00:19:14,360 --> 00:19:15,920
‫- به نظرت چی بوده؟
‫- «مینک».

416
00:19:16,120 --> 00:19:19,240
‫- هنوزم می‌تونم امشب بهشون شلیک کنم؟
‫- آره، آره، آره.

417
00:19:19,600 --> 00:19:20,840
‫آره، ممنون پدی.

418
00:19:23,880 --> 00:19:25,600
‫خوش اومدین به کشاورزی!

419
00:19:32,640 --> 00:19:35,000
‫اگه بتونی دوباره برگردی عقب،
‫یا کمی بری کنارتر،

420
00:19:35,000 --> 00:19:37,280
‫می‌تونم سعی کنم از این طرفی بیام و برم اونجا.

421
00:19:37,280 --> 00:19:38,840
‫باید برم اونجا.

422
00:19:39,040 --> 00:19:39,920
‫سلام آلن.

423
00:19:39,920 --> 00:19:41,440
‫سلام رفیق، روبه‌راهی؟

424
00:19:41,440 --> 00:19:43,080
‫آب‌مون داره تموم می‌شه.

425
00:19:43,080 --> 00:19:45,080
‫مخزن اصلی تقریبا اینقدر آب توش داره.

426
00:19:46,280 --> 00:19:48,640
‫و سپس یه دلیل احتمالی برای این‌که...

427
00:19:48,640 --> 00:19:51,400
‫چرا فشار آب پایینه کشف کردیم.

428
00:19:51,920 --> 00:19:54,000
‫یه نفر آب‌پاش رو روی زمین گذاشته و کف رو خیس کرده،

429
00:19:54,000 --> 00:19:56,080
‫پس باید اول اون رو خشک کنیم.

430
00:19:58,400 --> 00:20:01,120
‫خب به نظرت کِی می‌تونیم وسایل آشپزخونه رو بچینیم؟

431
00:20:01,400 --> 00:20:04,280
‫خب ما باید اون رو به اندازه کافی خوب خشکش کنیم...

432
00:20:06,000 --> 00:20:07,640
‫فکر می‌کردم آشپزخونه تا الان چیده شده باشه.

433
00:20:07,640 --> 00:20:09,560
‫نه نه، منتظر بودم کارِ کفپوش‌ها تموم بشه.

434
00:20:12,840 --> 00:20:16,240
‫مشکلات و تاخیرها دردسرهای دائمی بودن.

435
00:20:16,240 --> 00:20:18,280
‫باید بیام اینجا، می‌بینی؟

436
00:20:18,280 --> 00:20:20,840
‫اما این «تیمِ دیدلی اسکوات»ـه...

437
00:20:20,840 --> 00:20:23,160
‫میزها فقط می‌رن اینجا و هیچکسی...

438
00:20:23,200 --> 00:20:26,280
‫و ما مصمم بودیم که بهش برسیم.

439
00:20:34,520 --> 00:20:37,080
‫دارم یه توئیت در مورد افتتاح رستوران ارسال می‌کنم.

440
00:20:37,080 --> 00:20:39,280
‫4 تا حرف بیشتر دارم.
‫(اشاره به محدودیت تعداد حروف در توئیتر)

441
00:20:46,120 --> 00:20:49,040
‫«3:00 بعد از ظهر روبه‌روی سوله»

442
00:20:50,440 --> 00:20:51,880
‫این پوشیده‌اس،

443
00:20:51,880 --> 00:20:53,320
‫مگر این‌که یه «باد غربی» بیاد،
‫(بادی غالب که از غرب به شرق می‌وزد،
‫به ویژه در میانه هر دو نیم‌کره)

444
00:20:53,320 --> 00:20:55,560
‫که در این صورت همه خیس می‌شن.

445
00:21:01,080 --> 00:21:03,400
‫کل این منو در اصل یه منوی گوشتِ گاو هست.

446
00:21:06,960 --> 00:21:08,720
‫«کروکت» سرخ شده داریم،
‫(کوفته‌ی گوشت یا سبزیجات که با تخم‌مرغ مخلوط شده)

447
00:21:08,720 --> 00:21:09,520
‫گوشت گاو داریم،

448
00:21:09,520 --> 00:21:11,440
‫مغز استخون روی کدو سبز داریم.

449
00:21:11,440 --> 00:21:13,560
‫«اِمپانادا» داریم با...
‫(غذای اسپانیایی، گوشت یا میوه‌ی خردشده
‫که در لایه‌ای از خمیر می‌پیچند و سرخ می‌کنند)

450
00:21:13,560 --> 00:21:14,920
‫ما بهش میگیم «پَستی».

451
00:21:14,960 --> 00:21:17,000
‫آره پستی، پستی‌ـه.

452
00:21:17,080 --> 00:21:19,960
‫فقط عادت دارم با این یکی وقت بگذرونم.

453
00:21:19,960 --> 00:21:21,200
‫من آرژانتینی‌ام.

454
00:21:21,200 --> 00:21:22,120
‫- آرژانتینی هستی؟
‫- آره.

455
00:21:22,120 --> 00:21:24,160
‫
‫ (اشاره به ویژه برنامه Patagonia از فصل 22 Top Gear که در اون توسطِ
‫گروه‌های تندروی آرژانتینیِ ضد بریتانیایی مورد حمله قرار می‌گیرند)

456
00:21:24,160 --> 00:21:25,840
‫
‫ (اشاره به ویژه برنامه Patagonia از فصل 22 Top Gear که در اون توسطِ
‫گروه‌های تندروی آرژانتینیِ ضد بریتانیایی مورد حمله قرار می‌گیرند)

457
00:21:26,280 --> 00:21:27,160
‫به اندازه کافی نزدیکه.

458
00:21:27,160 --> 00:21:28,160
‫کافیه، عالیه.

459
00:21:29,160 --> 00:21:30,720
‫واسه اتاق وی.‌آی.‌پی آماده‌این؟

460
00:21:30,720 --> 00:21:31,560
‫آره.

461
00:21:31,560 --> 00:21:34,680
‫این جاییه که «دیوید بکهام» یا «سایمون کاول» می‌آن.
‫(بازیکن سابق فوتبال انگستانی - مجری و بازیگر انگلستانی)

462
00:21:37,640 --> 00:21:38,280
‫نگاه کنین!

463
00:21:38,280 --> 00:21:39,840
‫4 تا چاقو باید بشورن!

464
00:21:40,120 --> 00:21:41,200
‫احمقانه‌اس.

465
00:21:48,120 --> 00:21:50,800
‫به طرز حیرت‌آوری، تا ساعت 6،

466
00:21:50,800 --> 00:21:55,400
‫بچه‌های آلن و تیم فضای‌سبز کارهاشون رو تموم کرده بودن.

467
00:21:55,760 --> 00:21:58,960
‫پس، تیم آشپزخونه پیپ می‌تونستن کارشون رو شروع کنن.

468
00:22:03,160 --> 00:22:05,240
‫صادقانه میگم که، کارتون چشمگیر بود.

469
00:22:05,240 --> 00:22:06,600
‫چون این فقط...

470
00:22:06,600 --> 00:22:08,280
‫مجبور بودیم که این رو توی 2 روز انجام بدیم و تو گفتی:

471
00:22:08,280 --> 00:22:09,960
‫«اوه قراره خیلی سخت باشه.» ولی...

472
00:22:09,960 --> 00:22:11,800
‫انجامش دادیم، مگه نه؟
‫معرکه بود، آره.

473
00:22:11,800 --> 00:22:13,680
‫و حالا ببینین کی داره می‌آد.

474
00:22:13,880 --> 00:22:15,480
‫کسی نیست جزء کیلب کوپر،

475
00:22:15,480 --> 00:22:17,800
‫که تموم میز و صندلی‌ها رو می‌آره.

476
00:22:24,400 --> 00:22:27,720
‫به طرز آزادهنده‌ای، اون دنده‌عقب گرفتنش کاملا چشمگیره.

477
00:22:28,840 --> 00:22:31,720
‫یعنی از شکم مامانش هم دنده‌عقب اومده بیرون؟

478
00:22:31,720 --> 00:22:34,600
‫شرط می‌بندم که همینطوره، با یه تریلی که پشتش چسبیده بوده.

479
00:22:36,560 --> 00:22:39,200
‫وقتی که داشتیم اثاثیه رو تخلیه می کردیم...

480
00:22:40,160 --> 00:22:42,400
‫متوجه یک تجمع عجیب شدیم...

481
00:22:42,400 --> 00:22:45,600
‫که از میان جوها به سمت ما حرکت می‌اومدن.

482
00:22:49,800 --> 00:22:54,120
‫اولش، کیلب فکر کرد که این تیمِ آدم‌کش‌های شوراست.

483
00:22:56,160 --> 00:22:57,440
‫اما در حقیقت...

484
00:22:57,440 --> 00:22:59,800
‫چیزی بود که من ترتیبش رو داده بودم.

485
00:22:59,960 --> 00:23:00,360
‫(بله، ما غذا برای گیاهخوارا نداریم)

486
00:23:00,360 --> 00:23:03,760
‫(بله، ما غذا برای گیاهخوارا نداریم)

487
00:23:07,920 --> 00:23:10,040
‫«شنبه 7:00 صبح»
‫

488
00:23:10,040 --> 00:23:13,880
‫«شنبه 7:00 صبح»
‫«روز افتتاح رستوران»

489
00:23:14,880 --> 00:23:18,040
‫اولین مهمانان‌مون، 5 ساعت دیگه از راه می‌رسن،

490
00:23:18,040 --> 00:23:18,600
‫
‫(تابلو: منوی غذای امروز: گوشت گاو از مزرعه خودمون)

491
00:23:18,600 --> 00:23:20,800
‫و من دعا می‌کردم که «مزرعه کلارکسون»...
‫(تابلو: منوی غذای امروز: گوشت گاو از مزرعه خودمون)

492
00:23:20,800 --> 00:23:23,480
‫به یکی از اون برنامه‌های زنده تبدیل نشه که...

493
00:23:23,480 --> 00:23:26,640
‫در اون همه چیز با شتاب و اشتباه پیش می‌ره.

494
00:23:28,120 --> 00:23:28,960
‫اما...

495
00:23:29,480 --> 00:23:30,920
‫2 ساعت بعد...

496
00:23:30,920 --> 00:23:32,040
‫اون چیه؟

497
00:23:32,400 --> 00:23:33,880
‫شبیه به سمِ موشه.

498
00:23:33,880 --> 00:23:35,480
‫اون آب رو تمیزش کنین.

499
00:23:38,360 --> 00:23:40,160
‫مایع ظرف‌شویی رو کجا می‌خواین؟

500
00:23:40,760 --> 00:23:41,440
‫و اون.

501
00:23:44,400 --> 00:23:46,040
‫این کوفتی‌ها دیگه چیه اینجا؟

502
00:23:48,920 --> 00:23:51,360
‫بهش گفتم که قاشق‌های بزرگ‌تر بگیره. احمق!

503
00:23:52,000 --> 00:23:54,440
‫می‌خوایم یه یخچال بیاریم، اما نمی‌تونیم...

504
00:23:54,440 --> 00:23:56,360
‫یکی از اون سردخونه‌ای‌هاش رو بگیریم.
‫(یخچال‌هایی بزرگ در رستوران‌ها که
‫شخص می‌تونه کامل واردش بشه)

505
00:23:56,400 --> 00:23:58,400
‫باشه، یه یخچال دیگه اینجا نیاز داریم.

506
00:23:58,400 --> 00:23:59,720
‫[نامفهوم]

507
00:23:59,720 --> 00:24:01,600
‫2 ساعت و 45 دقیقه دیگه باز می‌کنیم.

508
00:24:01,600 --> 00:24:04,840
‫تازه فکر کردم که ایده اینو داری که بیاری بذاریش همین‌جا.

509
00:24:04,840 --> 00:24:06,440
‫نه، امکان نداره، نمیشه.

510
00:24:06,560 --> 00:24:08,440
‫«11:30 قبل از ظهر»
‫

511
00:24:08,440 --> 00:24:11,240
‫«11:30 قبل از ظهر»
‫«30 دقیقه تا بازشدن»

512
00:24:15,520 --> 00:24:18,400
‫این باید پر بشه، این باید بیاد بیرون و گرم بشه.

513
00:24:20,360 --> 00:24:22,840
‫مهمون‌ها اومدن. داریم پاکسازی می‌کنیم.

514
00:24:22,840 --> 00:24:24,040
‫همگی پاکسازی کنین.

515
00:24:24,040 --> 00:24:27,520
‫همگی، مهم نیست چقدر آدم مهمی هستین،
‫شروع به پاکسازی کنین.

516
00:24:28,760 --> 00:24:30,480
‫چه اتفاقی افتاده اونجا؟

517
00:24:30,480 --> 00:24:33,320
‫یه دقیقه پیش اونجا رو جارو زدی، می‌دونم که زدی.

518
00:24:34,000 --> 00:24:39,960
‫سپس اونا با ترکیبی از تراکتور و تریلی که
‫توسط کیلب هدایت می‌شد به رستوران برده می‌شدند،

519
00:24:39,960 --> 00:24:43,600
‫کسی که واقعا خودش رو برای روز بزرگ آراسته بود.

520
00:24:46,440 --> 00:24:50,400
‫نه این‌که روز بزرگ هنوز آماده‌ی رخ دادن هم بود.

521
00:24:51,800 --> 00:24:53,200
‫واسه این وقت ندارم.

522
00:24:53,240 --> 00:24:55,720
‫مردم دارن می‌آن اینجا و دو تا صندلی داریم که...

523
00:24:55,720 --> 00:24:57,480
‫- چارلی، سلام.
‫- چه کمکی می‌تونم بکنم؟

524
00:24:57,480 --> 00:24:58,720
‫دوست داری چند تا جعبه بشقاب باز کنی؟

525
00:24:58,720 --> 00:25:00,840
‫به نظر خوب می‌آد. وضع آب و هوا رو فرستادن.

526
00:25:00,840 --> 00:25:02,720
‫این یه چیزی فراتر از یه خبر بود،

527
00:25:02,720 --> 00:25:03,840
‫10 دقیقه پیش گفتن که:

528
00:25:03,840 --> 00:25:06,240
‫«اولین مهمانان‌مون اومدن».
‫هنوز هیچ غذایی پخته نشده.

529
00:25:07,480 --> 00:25:09,200
‫باید اینم توی منو بزنیم که:

530
00:25:09,200 --> 00:25:13,840
‫«برخی از این ظروف ممکنه حاوی عرق پیشانی جرمی کلارکسون باشه.»

531
00:25:14,800 --> 00:25:16,800
‫نه، نه، داری چی‌کار می‌کنی؟

532
00:25:17,960 --> 00:25:20,200
‫این لیسا کدوم گوری رفته؟

533
00:25:21,360 --> 00:25:21,920
‫پیپ؟

534
00:25:21,920 --> 00:25:24,600
‫از الان به بعد، دیگه ماشین نمی‌آریم اینجا.

535
00:25:24,600 --> 00:25:27,080
‫اما چطور می‌خوایم غذا رو از تریلیِ آشپزخونه برسونیم اینجا؟

536
00:25:27,080 --> 00:25:28,280
‫از ماشین استفاده نمی‌کنیم.

537
00:25:28,280 --> 00:25:29,960
‫پس باید...

538
00:25:29,960 --> 00:25:31,000
‫از تراکتور استفاده کنیم؟

539
00:25:31,000 --> 00:25:32,000
‫غیر ممکنه.

540
00:25:32,000 --> 00:25:34,200
‫خیلی طول می‌کشه، اگه می‌خوای باز کنی.

541
00:25:37,560 --> 00:25:38,840
‫این ونِ کریسه؟

542
00:25:40,320 --> 00:25:41,000
‫عه جرمی؟

543
00:25:41,000 --> 00:25:44,560
‫یکی از دوشاخه‌ها خراب شده، که برای جایی که اونا
‫تموم پاستاها رو درست می‌کنن خیلی مهمه.

544
00:25:44,560 --> 00:25:45,760
‫برق‌کار 10 دقیقه دیگه می‌رسه.

545
00:25:51,080 --> 00:25:52,760
‫چقدر طول می‌کشه؟

546
00:25:52,760 --> 00:25:53,600
‫5 دقیقه.

547
00:25:54,480 --> 00:25:56,800
‫می‌تونم اینو بذارم پشت ماشینم و ببرمش؟

548
00:25:56,800 --> 00:25:58,720
‫فکر کنم لازمه اول تِی بکشیم زمین رو.

549
00:25:58,760 --> 00:26:00,440
‫نمی‌تونیم، مهمونا اومدن.

550
00:26:01,320 --> 00:26:02,080
‫اینجا یه مزرعه‌اس!

551
00:26:08,120 --> 00:26:09,120
‫دیگه نه.

552
00:26:09,680 --> 00:26:10,800
‫منتظر کی هستی؟

553
00:26:10,800 --> 00:26:12,560
‫باید اینارو به دست پیشخدمت‌ها برسونم.

554
00:26:12,560 --> 00:26:14,040
‫خب، اینم یه نکته،

555
00:26:14,040 --> 00:26:15,440
‫آگه کاری برای انجام دادن داری،

556
00:26:15,440 --> 00:26:16,760
‫از اون ماشین بیا بیرون و برو سراغش،

557
00:26:16,760 --> 00:26:18,920
‫چون باید این ماشینو جابه‌جا کنیم.

558
00:26:20,720 --> 00:26:23,920
‫ یکی دیگه هم داره می‌آد، این دیگه کیه؟

559
00:26:24,080 --> 00:26:25,800
‫داری چه غلطی می‌کنی آخه؟

560
00:26:27,160 --> 00:26:28,360
‫- چیه؟
‫- غذاتون رو آوردیم.

561
00:26:28,360 --> 00:26:29,800
‫خوبه، پیاده‌اش کنین.

562
00:26:31,160 --> 00:26:34,520
‫در این مرحله، متوجه شدم که «گوردون رمزی» درونی من...
‫(آشپز حرفه‌ای، صاحب چندین رستوران
‫و شخصیت تلویزیونی اهل اسکاتلند)

563
00:26:34,520 --> 00:26:37,080
‫بیشتر از این‌که فایده داشته باشه، داره آسیب می‌رسونه.

564
00:26:37,080 --> 00:26:38,840
‫پس یه تصمیم گرفتم.

565
00:26:39,400 --> 00:26:40,000
‫می‌خوام که...

566
00:26:40,000 --> 00:26:42,920
‫می‌خوام تن لشمو جمع کنم از اینجا ببرم.

567
00:26:47,000 --> 00:26:49,400
‫فقط عاشق نحوه‌ رفتن میزبان‌مون هستم،

568
00:26:49,720 --> 00:26:53,040
‫اونم حدود پنج دقیقه بعد از افتتاح رستوران.

569
00:26:55,760 --> 00:26:57,120
‫خب، با تمام توان به پیش.

570
00:26:58,160 --> 00:26:59,520
‫می‌شه فقط عجله کنیم؟

571
00:26:59,760 --> 00:27:01,080
‫اونو ببر بیرون.

572
00:27:01,920 --> 00:27:03,600
‫همه اینا رو ببر اونجا.

573
00:27:03,680 --> 00:27:05,520
‫دستگاه پخت پاستا کار نمی‌کنه؟

574
00:27:05,560 --> 00:27:06,840
‫آره، یه ایرادی داره.

575
00:27:06,840 --> 00:27:08,840
‫یه مشکلی توی خود دستگاه وجود داره.

576
00:27:08,880 --> 00:27:10,480
‫باشه، پس می‌رین دیگه؟

577
00:27:10,480 --> 00:27:12,080
‫خب، کاری از دست ما بر نمی‌آد.

578
00:27:12,840 --> 00:27:14,480
‫9... 9 تا از اونا.

579
00:27:15,840 --> 00:27:16,640
‫یالا.

580
00:27:20,160 --> 00:27:23,600
‫همون‌طور که اتفاق افتاد، کیلب تصمیم درستی گرفته بود،

581
00:27:23,800 --> 00:27:26,560
‫چون همینطور که مهمون‌ها رو به رستوران می‌برد،

582
00:27:29,200 --> 00:27:32,360
‫تیم پیپ که به وضوح به این فشار عادت کرده بود،

583
00:27:33,640 --> 00:27:36,720
‫شروع به تهیه‌ی غذاهای واقعی کرده بودن.

584
00:27:36,720 --> 00:27:38,080
‫روغن زیتون، آب لیمو.

585
00:27:38,080 --> 00:27:39,360
‫شیش، هفت، هشت.

586
00:27:42,120 --> 00:27:44,680
‫سپس، با خوردن یه قرص آرامبخش،

587
00:27:44,680 --> 00:27:45,920
‫برگشتم.

588
00:27:46,520 --> 00:27:48,000
‫خوش اومدید همگی.

589
00:27:48,960 --> 00:27:52,400
‫می‌دونم، یه کم روش غیرمعمولیه برای رفتن به رستوران.

590
00:27:52,640 --> 00:27:54,200
‫اما به هر حال، از اون پشت پیاده‌تون می‌کنم.

591
00:27:54,200 --> 00:27:55,160
‫و بفرمایید.

592
00:27:56,960 --> 00:27:59,360
‫اونو بذار کنار.
‫(لیوانِ انعام‌گیری دستشه)

593
00:27:59,760 --> 00:28:00,320
‫چیی؟

594
00:28:01,280 --> 00:28:02,560
‫آره، آماده‌اس، برو.

595
00:28:04,520 --> 00:28:05,800
‫ممنونم.

596
00:28:06,280 --> 00:28:08,600
‫امیدوارم شما واسه‌ی یه ضیافت آماده باشین.

597
00:28:09,760 --> 00:28:11,720
‫باشه، فقط یه پُرس دیگه.

598
00:28:14,760 --> 00:28:19,920
‫مهمان‌ها در حال غذاخوردن بودن،
‫و با همراهی من در حالتِ «باسیل فولتی»...
‫ (Basil Fawlty شخصیت اصلی برنامه‌ی طنز
‫Fawlty Towers بریتانیایی در 1970)

599
00:28:19,960 --> 00:28:20,880
‫- حالتون چطوره؟
‫- سلام.

600
00:28:20,880 --> 00:28:22,840
‫خوبم، خوبه که تشریف آوردین. ممنونم.

601
00:28:22,840 --> 00:28:25,040
‫سلام، خوش اومدین. ممنون که تشریف آوردین.

602
00:28:25,080 --> 00:28:29,880
‫یا چارلی که بیش از اونچه که لازم بود
‫در مورد گندم بهشون توضیح می‌داد...

603
00:28:30,080 --> 00:28:32,080
‫جوانه‌ی گندم توی پاستا هست.

604
00:28:32,080 --> 00:28:34,600
‫من به طور خاصی به جوانه‌ی گندم افتخار می‌کنم،

605
00:28:34,600 --> 00:28:35,640
‫چون معمولا توی ایتالیا رشد می‌کنه.

606
00:28:35,680 --> 00:28:36,360
‫و...

607
00:28:36,800 --> 00:28:40,080
‫اینا رو پایین «بری هیل جنوبی» پرورش دادم.
‫(محلی تاریخی در جنوب‌غربی شهر آندوور، همپ‌شر)

608
00:28:40,280 --> 00:28:41,600
‫غذاش خوبه؟ همه‌ بودید...

609
00:28:41,600 --> 00:28:42,680
‫خیلی خوشمزه‌اس!

610
00:28:42,680 --> 00:28:44,280
‫خوبه، ممنون، ممنون.

611
00:28:44,520 --> 00:28:47,680
‫سخت‌ترین کار این بود که جوانه گندم رو از ایتالیا،

612
00:28:47,720 --> 00:28:51,240
‫به عنوان بذر از گمرک ردش کنیم.
‫ده روز توی شهر «کاله» نشسته بود فقط.
‫ (Calais یک شهر ساحلی و بندرگاه مهم در شمال فرانسه)

613
00:28:53,080 --> 00:28:54,360
‫یه دونه هم اونجا.

614
00:28:54,680 --> 00:28:55,800
‫- آره.
‫- آره.

615
00:28:57,400 --> 00:28:58,720
‫اوضاعتون اونجا چطوره، بچه‌ها؟

616
00:28:58,720 --> 00:29:00,080
‫شگفت‌انگیزه.

617
00:29:00,080 --> 00:29:01,520
‫واقعا خیلی خوبه.

618
00:29:02,440 --> 00:29:04,760
‫به ناچار، لحظه‌ای فرا رسید که

619
00:29:04,800 --> 00:29:07,240
‫یه نفر نیاز به دستشویی رفتن داشت،

620
00:29:07,280 --> 00:29:11,520
‫که در فروشگاه مزرعه، اون طرف زمین بود.

621
00:29:11,920 --> 00:29:14,840
‫با تشخیص این‌که این ممکنه یه مشکل باشه...

622
00:29:16,080 --> 00:29:20,120
‫یک سیستم نقل و انتقالِ واکنش سریع تدارک دیدم.

623
00:29:20,600 --> 00:29:23,200
‫اما متاسفانه، این روند تا حدودی...

624
00:29:23,200 --> 00:29:26,000
‫با «چارلی شدنِ» دوباره‌ی چارلی، کند شد.

625
00:29:26,040 --> 00:29:29,240
‫برای سواری باید تجهیزات محافظی بپوشین...

626
00:29:29,240 --> 00:29:30,360
‫جدی میگم.

627
00:29:30,760 --> 00:29:33,680
‫ببینین، باید کلاه ایمنی و یه دست لباس بپوشه!

628
00:29:33,720 --> 00:29:35,520
‫آره و بعدشم کلاه. خوبه.

629
00:29:35,520 --> 00:29:38,880
‫ببخشید، فقط داریم از قوانین سلامت و ایمنی پیروی می کنیم.

630
00:29:44,200 --> 00:29:45,600
‫ای خدایا!

631
00:29:51,080 --> 00:29:52,400
‫جدای از دستشویی‌ها،

632
00:29:52,400 --> 00:29:56,160
‫به نظر می‌رسید که مردم از خودشون و غذای ما لذت می‌بردن.

633
00:29:59,040 --> 00:30:00,680
‫و در طول بعد از ظهر،

634
00:30:00,680 --> 00:30:04,240
‫جریان ثابتی از مهمانان می‌اومدن و می‌رفتن.

635
00:30:05,440 --> 00:30:06,840
‫خیلی متشکرم.

636
00:30:07,240 --> 00:30:08,360
‫سرزنشش نمی‌کنم.

637
00:30:08,880 --> 00:30:10,120
‫بیا جلو، بیا جلو.

638
00:30:11,880 --> 00:30:14,480
‫دیوید بکهام هم واقعا حضور یافت.

639
00:30:14,480 --> 00:30:16,160
‫
‫(اشاره به تتو‌های دیوید بکهام)

640
00:30:16,920 --> 00:30:19,920
‫و همچنین دوستانِ «دیدلی اسکوات»، همچون جورجیا،

641
00:30:19,920 --> 00:30:21,880
‫از اتحادیه ملی کشاورزان.

642
00:30:21,880 --> 00:30:24,600
‫با این حال، دیدن همه‌ی اینا کنار هم شگفت‌انگیزه.

643
00:30:24,640 --> 00:30:25,880
‫و تیم و کیتی که گاوهامون رو بهمون فروختن،

644
00:30:25,880 --> 00:30:27,160
‫چی در مورد فلفل به من گفتی؟

645
00:30:27,160 --> 00:30:29,480
‫بهم گفتی باید از فلفل مراقبت کنم، نه؟

646
00:30:29,880 --> 00:30:32,280
‫دقیقا. و فلفل هم داره خیلی بهش خوش می‌گذره.

647
00:30:32,280 --> 00:30:33,920
‫یه دوست‌ گیرش اومده.

648
00:30:33,920 --> 00:30:35,440
‫کلی هم علفِ خوشمزه داره.

649
00:30:35,440 --> 00:30:37,200
‫و فوق‌العاده خوشحاله، فلفل.

650
00:30:41,400 --> 00:30:43,440
‫همونطور که تابش عصرانه خورشید،

651
00:30:43,440 --> 00:30:45,600
‫در این روز گرم و عالیِ تابستونی...

652
00:30:45,600 --> 00:30:47,360
‫طلایی رنگ می‌شد.

653
00:30:49,520 --> 00:30:51,480
‫این‌که ما رستورانی رو...

654
00:30:51,480 --> 00:30:56,160
‫در برابر این همه رگبار مخالفت‌های بی وقفه، باز کردیم.

655
00:30:57,520 --> 00:31:00,080
‫اما واقعیت اینه که در نهایت شما یه کشاورز نیستی.

656
00:31:00,080 --> 00:31:01,760
‫تو یه شخصیت رسانه‌ای هستی.

657
00:31:01,800 --> 00:31:03,720
‫یه نفر از مردم روستا،

658
00:31:03,720 --> 00:31:06,840
‫یه تامین‌مالی جمعی راه انداخته به نام:

659
00:31:06,840 --> 00:31:08,920
‫«جلویِ دیدلی اسکوات رو بگیرید».

660
00:31:10,320 --> 00:31:12,480
‫رفتارِ متقاضی شرم‌آوره.

661
00:31:12,640 --> 00:31:15,680
‫این نشان دهنده‌ی نگرشِ «یک اینچ به من بدهید
‫و من تا یک مایل پیش خواهم رفت» هست.

662
00:31:15,680 --> 00:31:18,880
‫همه کسانی که نظر مخالف دارن، دست‌شون رو ببرن بالا.

663
00:31:20,320 --> 00:31:21,800
‫به سادگی در بالاش گفتن که...

664
00:31:21,840 --> 00:31:23,800
‫اوه نوشته: «بدین وسیله درخواست را رد می‌کند.»

665
00:31:23,800 --> 00:31:26,120
‫اونا که نمی‌تونن پارکینگ رو رد کنن که، چارلی.

666
00:31:26,160 --> 00:31:27,240
‫می‌تونی درخواست تجدید نظر بدی.

667
00:31:27,280 --> 00:31:28,480
‫به وزارتِ کشور.

668
00:31:28,480 --> 00:31:30,640
‫قراره نیم میلیون پوند هزینه‌اش بشه، مگه نه؟

669
00:31:30,640 --> 00:31:32,600
‫وقتی که همه حرف‌ها زده شد و تموم شد.

670
00:31:32,800 --> 00:31:36,520
‫تا حالا شنیده بودی که درخواست جاده خاکیِ یه کشاورز رد بشه؟

671
00:31:36,520 --> 00:31:38,080
‫- هرگز.
‫- هرگز.

672
00:31:41,800 --> 00:31:45,240
‫و از اونجایی که هنوز هیچ نشونی از اومدن یه مقام رسمی شورا،

673
00:31:45,240 --> 00:31:46,920
‫به سراغمون نبود،

674
00:31:46,920 --> 00:31:49,240
‫من و چارلی تصمیم گرفتیم که اینو جشن بگیریم،

675
00:31:49,280 --> 00:31:49,880
‫خب...

676
00:31:49,880 --> 00:31:52,960
‫داشتم با «تیم» حرف می‌زدم،
‫می‌دونی دیگه همون گاودارِ قبلیه،

677
00:31:52,960 --> 00:31:54,560
‫داشت به این انبار نگاه می‌کرد و گفت که:

678
00:31:54,560 --> 00:31:55,960
‫«منم یه انبار دارم.»

679
00:31:55,960 --> 00:31:58,840
‫«به طور کلی، دقیقا شبیه به همینه،
‫و نیم مایل با سیلورستون فاصله دارم...

680
00:31:58,840 --> 00:32:01,760
‫...جایی که تعداد زیادی از مردم رفت و آمد دائمی دارن.»

681
00:32:02,480 --> 00:32:04,040
‫«منم می‌تونم انجامش بدم؟»

682
00:32:04,680 --> 00:32:06,040
‫و این باعث شد که به فکر فرو برم،

683
00:32:06,040 --> 00:32:08,840
‫به نظرت کشاورزها اینو نگاه می‌کنن و میگن:

684
00:32:08,840 --> 00:32:10,240
‫«واقعا ایده‌ی خیلی خوبیه.»؟

685
00:32:10,240 --> 00:32:11,960
‫اما اگر زمان و تلاش خودشون رو صرف کنن،

686
00:32:11,960 --> 00:32:13,240
‫قطعا می‌تونن.

687
00:32:13,240 --> 00:32:14,800
‫کلی از این منظره‌ها وجود داره.

688
00:32:14,840 --> 00:32:17,120
‫می‌دونی، افراد زیادی مکان‌های شگفت‌انگیزی دارن،

689
00:32:17,120 --> 00:32:19,520
‫مکان‌های خاصی دارن، ساختمون‌های شگفت‌انگیزی دارن.

690
00:32:19,520 --> 00:32:20,880
‫دو شب در هفته بازه.

691
00:32:20,880 --> 00:32:22,440
‫دقیقا دو یا سه شب در هفته.

692
00:32:22,440 --> 00:32:23,080
‫می‌دونی...

693
00:32:23,080 --> 00:32:25,160
‫ماهِ مِی، ژوئن، جولای، اوت، سپتامبر.

694
00:32:25,160 --> 00:32:28,160
‫- لازم نیست که...
‫- توی «کورن‌وال» همینطوری عمل می‌کنن.

695
00:32:28,160 --> 00:32:30,760
‫می‌دونی دیگه، از اون مکان‌های کوچیک ساحلی،
‫که توی ماه مِی و ژوئن باز هستن...

696
00:32:30,760 --> 00:32:33,360
‫توی تابستون به طرز پاره کننده‌ای کار می‌کنن.

697
00:32:33,520 --> 00:32:35,640
‫- واقعا سودآوره.
‫- آره.

698
00:32:35,720 --> 00:32:37,800
‫همه قراره با یه پوست برنزه برن خونه،

699
00:32:38,080 --> 00:32:39,320
‫تو که باید خوشحال باشی.

700
00:32:41,400 --> 00:32:42,960
‫همه‌مون می‌تونیم باشیم.

701
00:32:42,960 --> 00:32:44,760
‫منظورم اینه... واقعا همش فقط من نبودم.

702
00:32:44,760 --> 00:32:47,280
‫حتی ایده‌اش هم از من نبود. کار آلن بود.

703
00:32:47,280 --> 00:32:49,160
‫- نه من ایده‌ی رستوران رو داشتم،
‫- آره، آره.

704
00:32:49,160 --> 00:32:50,840
‫که باعث شد چپ چپ نگام کنی و بعدش...

705
00:32:50,840 --> 00:32:52,920
‫آره چپ چپ نگاهت کردم، همه حرفامو پس می‌گیرم.

706
00:32:52,920 --> 00:32:55,440
‫- بگذریم، آفرین بهت.
‫- ممنون و همچنین خودت.

707
00:32:55,760 --> 00:32:56,800
‫روز بعدش،

708
00:32:56,800 --> 00:33:01,720
‫کلِ خونواده‌ی «دیدلی اسکوات» رو برای یه ناهارِ پیروزی...

709
00:33:01,720 --> 00:33:04,080
‫در زیر نور آفتاب، جمع کردم.

710
00:33:05,240 --> 00:33:07,880
‫- چرا تو همه‌ی استیک‌های تارتار رو برداشتی؟
‫- تو بهم معرفیش کردی.

711
00:33:07,880 --> 00:33:09,080
‫پس خوشت می‌آد ازش.

712
00:33:09,120 --> 00:33:10,000
‫ من که واقعا دوسش دارم.

713
00:33:10,680 --> 00:33:13,520
‫واقعا امسال خیلی خودت رو به دردسر انداختی و گرفتار کردی.

714
00:33:14,360 --> 00:33:16,080
‫آدم‌های خوش‌شانسی هستیم.

715
00:33:25,400 --> 00:33:28,000
‫ما همچنین می‌تونیم این واقعیت رو هم جشن بگیریم که،

716
00:33:28,000 --> 00:33:30,920
‫با وجود این‌که همه درگیر شورا و رستوران،

717
00:33:30,920 --> 00:33:32,800
‫و معترضینِ توی روستا بودیم،

718
00:33:32,800 --> 00:33:34,000
‫هنوز هم موفق شده بودیم که،

719
00:33:34,000 --> 00:33:37,280
‫به پایان یه سالِ کشاورزی دیگه برسیم.

720
00:34:00,960 --> 00:34:04,280
‫تنها چیزی که باقی مونده بود درو کردن محصولات بود.

721
00:34:05,480 --> 00:34:08,200
‫اما چون هنوز یک هفته تا اون مونده بود،

722
00:34:08,760 --> 00:34:13,000
‫وقتش رسیده بود که یه کوچولو کیلب رو غافلگیر کنیم.

723
00:34:16,440 --> 00:34:19,520
‫چند هفته پیش تولدت بود دیگه آره؟

724
00:34:19,560 --> 00:34:21,240
‫- آره و هنوز بهم هدیه‌ای ندادی.
‫- دقیقا.

725
00:34:21,240 --> 00:34:23,200
‫- خب، واست یه هدیه گرفتم.
‫- واقعا؟

726
00:34:23,200 --> 00:34:24,360
‫آره گرفتم.

727
00:34:24,520 --> 00:34:25,840
‫و دقیقا هم همینجاست.

728
00:34:25,840 --> 00:34:26,800
‫آماده‌ای؟

729
00:34:35,280 --> 00:34:36,480
‫تا حالا پرواز نکردم.

730
00:34:36,480 --> 00:34:37,680
‫می‌دونم.

731
00:34:38,640 --> 00:34:40,640
‫هیچوقت از رو زمین جدا هم نشدی.

732
00:34:40,640 --> 00:34:41,600
‫ایمنه؟

733
00:34:42,000 --> 00:34:44,160
‫اون هلی‌کوپترِ «آگوستا 109»ـه.
‫ (Agusta 109 اولین هلیکوپتر تمام ایتالیایی،
‫سبک، دو موتوره، 8 نفره و پر سرعت)

734
00:34:44,160 --> 00:34:45,560
‫پادشاه هلی‌کوپترهاست.

735
00:34:45,600 --> 00:34:47,680
‫و همون هلی‌کوپترِ واقعی هست که...

736
00:34:47,680 --> 00:34:50,400
‫تویِ جدیدترین فیلمِ «جیمز باند» ازش استفاده کردن.

737
00:34:50,600 --> 00:34:52,160
‫من اصلا جیمز باند ندیدم.

738
00:34:52,440 --> 00:34:53,560
‫ببخشید چی گفتی؟

739
00:34:53,560 --> 00:34:55,680
‫تا حالا فیلم جیمز باند رو ندیدم.

740
00:34:56,760 --> 00:34:58,280
‫پس این واسم معنایی نداره.

741
00:34:58,280 --> 00:35:01,280
‫- یعنی تا حالا فیلم جیمز باند رو ندیدی؟
‫- نه.

742
00:35:01,560 --> 00:35:03,120
‫و تا حالا پروازم نکردی...

743
00:35:03,120 --> 00:35:04,520
‫تا حالا توی آسمون نبودم.

744
00:35:04,520 --> 00:35:06,680
‫عملا قراره بدون پرواز بودن منو بگیری.

745
00:35:08,120 --> 00:35:11,480
‫- فکر می‌کردم که خوشحال می‌شی!
‫- خوشحالم، فقط دارم میترسم

746
00:35:13,000 --> 00:35:14,160
‫«جی-داگ»!

747
00:35:14,160 --> 00:35:16,360
‫- جرالد.
‫- می‌خوای بیای هلی‌کوپتر سواری؟

748
00:35:16,880 --> 00:35:21,640
‫
‫[سخنانِ خارج از عقل و فهمِ حقیرِ ما]

749
00:35:22,080 --> 00:35:23,680
‫فرِ موهاتو از بین می‌بره.

750
00:35:24,040 --> 00:35:25,800
‫با فرض این‌که این حرفش به معنای «نه» بود،

751
00:35:25,800 --> 00:35:28,640
‫به جنینِ ترسیده کمک کردم تا کمربند ایمنیش رو ببنده،

752
00:35:28,640 --> 00:35:33,120
‫که بعدش یک خلاصه‌ی کوتاهِ آرامش‌بخشِ
‫قبل از پرواز از خلبان دریافت کرد.

753
00:35:33,120 --> 00:35:35,360
‫اون نوار قرمز روی پنجره‌های بزرگ،

754
00:35:35,360 --> 00:35:37,160
‫اگر بِکشیش، پنجره از جاش می‌آد بیرون،

755
00:35:37,160 --> 00:35:39,160
‫البته اگه مجبور بودی از پنجره بری بیرون.

756
00:35:39,160 --> 00:35:40,000
‫و...

757
00:35:40,160 --> 00:35:42,280
‫اگه زمانی که هلی‌کوپتر در حال پروازه بری بیرون،

758
00:35:42,280 --> 00:35:43,840
‫می‌ذارم پرت بشی بری بیرون...

759
00:35:44,720 --> 00:35:46,120
‫و اگه هر جت جنگنده‌ای رو دیدی که،

760
00:35:46,120 --> 00:35:48,480
‫از طرف «نمایشگاه هوایی فایرفورد» می‌آد، خبرم کن.
‫ (Fairford شهرکی در جنوب انگلستان)

761
00:35:48,480 --> 00:35:49,480
‫به چه دلیلی آخه؟

762
00:35:49,480 --> 00:35:50,840
‫ممکنه ندیده باشیم‌شون.

763
00:35:50,840 --> 00:35:53,720
‫اگر هواپیمای دیگه‌ای رو دیدی که داره
‫به سمت‌مون می‌آد، با خودت نگو که:

764
00:35:53,720 --> 00:35:56,000
‫«اوی خب، به احتمال زیاد ما رو دیدن.»
‫چون ممکنه که ندیده باشن‌مون.

765
00:35:56,000 --> 00:35:57,680
‫وقتی سوار ماشینم، زنم نمی‌آد بهم بگه که:

766
00:35:57,680 --> 00:35:59,600
‫«یه ماشین سمت چپمه.»

767
00:36:08,440 --> 00:36:09,600
‫می‌خوام بالا بیارم.

768
00:36:10,600 --> 00:36:12,560
‫هنوز حتی از زمین هم بلند نشدیم که.

769
00:36:15,840 --> 00:36:18,280
‫اوه، کیلب از زمین بلند شد!

770
00:36:18,760 --> 00:36:20,280
‫کیلب کوپر...

771
00:36:20,280 --> 00:36:23,360
‫برای اولین بار در زندگیش از زمین بلند شد!

772
00:36:25,120 --> 00:36:26,160
‫داره چی‌کار می‌کنه؟

773
00:36:26,160 --> 00:36:27,440
‫مشکلی نیست، فقط داره کمی ورجه وورجه می‌کنه.

774
00:36:27,480 --> 00:36:29,080
‫چرا باید ورجه وورجه کنه؟

775
00:36:32,440 --> 00:36:33,080
‫ببین.

776
00:36:33,240 --> 00:36:34,360
‫مزرعه اونجاست.

777
00:36:34,720 --> 00:36:36,640
‫الان می‌تونی اسم زمین‌ها رو بگی.

778
00:36:36,760 --> 00:36:37,760
‫اون یکی...

779
00:36:37,760 --> 00:36:38,680
‫زمینِ «تیلور»ـه.

780
00:36:38,680 --> 00:36:39,800
‫تیلور.

781
00:36:39,800 --> 00:36:42,320
‫اولین باره داری از آسمون می‌بینیش.

782
00:36:44,360 --> 00:36:46,920
‫همینطور که بر فراز مزارع همسایه‌ها پرواز می‌کردیم،

783
00:36:46,920 --> 00:36:51,680
‫کیلب متوجه شد که هلی‌کوپتر واقعا خیلی مفیده.

784
00:36:52,080 --> 00:36:53,800
‫یه تیکه‌شو جا انداخته اون پایین، ببین.

785
00:36:54,760 --> 00:36:56,400
‫چه بلایی سر اون زمینِ اومده؟

786
00:36:56,400 --> 00:36:57,400
‫می‌دونم کی توش کشاورزی می‌کنه.

787
00:36:57,400 --> 00:37:00,160
‫به نظرت باید از ازشون عکس بگیرم و
‫همه‌شون رو بفرستم واسه کشاورزها؟

788
00:37:00,160 --> 00:37:02,600
‫بهشون بگیم: «چه گندی زدی اونجا، رفیق؟»

789
00:37:03,760 --> 00:37:06,560
‫ببین خط‌های تراموای کوددهیش چقدر به هم نزدیکه.

790
00:37:06,560 --> 00:37:08,200
‫می‌بینیش؟ می‌بینیش؟

791
00:37:09,480 --> 00:37:12,120
‫این اولین باره که با کسی سوار هلی‌کوپترم که،

792
00:37:12,120 --> 00:37:15,480
‫فقط در مورد اشتباهاتی که کشاورزها مرتکب شدن، نظر می‌ده.

793
00:37:20,360 --> 00:37:22,680
‫- منظره‌ی اون طرفو ببین.
‫- شگفت‌انگیزه.

794
00:37:26,440 --> 00:37:28,080
‫عاشقش شدی، مگه نه؟

795
00:37:29,640 --> 00:37:31,000
‫خیلی باحاله.

796
00:37:32,760 --> 00:37:34,320
‫خب، برگردیم به مزرعه دیگه.

797
00:37:35,040 --> 00:37:39,600
‫این بدین معنی بود که خیلی زود
‫به بخش اصلیِ این سواری می‌رسیم.

798
00:37:41,120 --> 00:37:43,200
‫هفت ماه از زمانی که کیلب...

799
00:37:43,200 --> 00:37:47,320
‫نتونسته بود یه نوارِ بزرگ در یکی از
‫زمین‌ها رو کاشت کنه، می‌گذره.

800
00:37:47,360 --> 00:37:48,520
‫بذرپاشی شده.

801
00:37:48,840 --> 00:37:50,680
‫- بذرپاشی شده.
‫- بذرپاشی نشده.

802
00:37:50,680 --> 00:37:51,720
‫بذرپاشی شده.

803
00:37:51,720 --> 00:37:53,080
‫بذرپاشیش نکردی.

804
00:37:54,360 --> 00:37:57,120
‫و حالا تذکر من بابت این گندی که بالا آورده بود،

805
00:37:57,120 --> 00:37:59,360
‫آماده رونمایی بود.

806
00:37:59,920 --> 00:38:02,080
‫اگه از این پنجره اونجا رو نگاه کنی،

807
00:38:02,440 --> 00:38:04,600
‫تویِ «زمین بزرگ»، خب؟

808
00:38:06,440 --> 00:38:07,680
‫کی اونو نوشته؟

809
00:38:08,280 --> 00:38:08,760
‫من.

810
00:38:08,760 --> 00:38:11,160
‫
‫ (kaleb's Crack: اسم کیلب)

811
00:38:11,200 --> 00:38:12,400
‫کار منه.

812
00:38:12,400 --> 00:38:14,000
‫با گل‌های وحشی درستش کردم.

813
00:38:14,000 --> 00:38:15,720
‫چون یه تیکه‌شو جا انداخته بودی.

814
00:38:19,440 --> 00:38:22,600
‫- باروم نمی‌شه تو اینو نوشتی.
‫- مطمئنا کار خودمه.

815
00:38:29,920 --> 00:38:33,240
‫خیلی عالی می‌شد اگه مستقیم از این هدیه‌ی تولد،

816
00:38:33,240 --> 00:38:36,000
‫می‌رفتیم سراغ لذتِ درو کردن.

817
00:38:37,800 --> 00:38:41,440
‫اما اول از همه، یه کار پر استرس بود که،

818
00:38:41,440 --> 00:38:43,520
‫که باید بهش رسیدگی می‌شد.

819
00:38:46,520 --> 00:38:51,000
‫5 هفته از زمانی که فلفل باید حامله میشد گذشته،

820
00:38:51,000 --> 00:38:52,000
‫و امروز...

821
00:38:52,000 --> 00:38:55,200
‫می‌فهمیم که آیا قرار مادر بشه...

822
00:38:55,720 --> 00:38:57,200
‫یا تبدیل به گوشت.

823
00:39:01,320 --> 00:39:02,920
‫خیلی‌خب، همینه. این...

824
00:39:02,920 --> 00:39:03,840
‫نه...

825
00:39:04,640 --> 00:39:06,960
‫همگی انرژی مثبت بدین.

826
00:39:07,080 --> 00:39:09,280
‫زندگیش توی دستای منه.

827
00:39:10,040 --> 00:39:10,880
‫خب.

828
00:39:11,000 --> 00:39:13,160
‫ببینیم می‌تونیم بچه‌ای پیدا کنیم یا نه.

829
00:39:13,400 --> 00:39:14,680
‫لطفا یکی پیدا کن!

830
00:39:16,800 --> 00:39:17,360
‫خب...

831
00:39:17,360 --> 00:39:18,640
‫ببینیم چی داریم اینجا.

832
00:39:23,760 --> 00:39:26,600
‫حامله نیست!

833
00:39:34,440 --> 00:39:36,080
‫همینه دیگه، نه؟

834
00:39:37,920 --> 00:39:39,280
‫بذارش برای رستوران.

835
00:39:41,960 --> 00:39:44,480
‫یعنی اصلا و ابدا و قطعا حامله نیست؟

836
00:39:44,760 --> 00:39:45,440
‫نه.

837
00:39:46,000 --> 00:39:47,400
‫و حالا چاق هم شده.

838
00:39:47,560 --> 00:39:48,800
‫یعنی چی؟

839
00:39:48,920 --> 00:39:50,400
‫هیچی تولید نمی‌کنه دیگه.

840
00:39:50,400 --> 00:39:51,960
‫خب این گاوها...

841
00:39:51,960 --> 00:39:53,400
‫- شیر تولید می‌کنن.
‫- آره شیر، گرفتم چی میگی.

842
00:39:53,400 --> 00:39:55,800
‫و همچنین در حال حاضر بارداری‌شون رو هم حفظ می‌کنن.

843
00:39:55,800 --> 00:39:57,120
‫پس یه کاری می‌کنن.

844
00:39:57,240 --> 00:39:58,880
‫در حالی که فلفل هیچ کاری نمی‌کنه.

845
00:39:58,880 --> 00:40:02,520
‫اون فقط همون مقدار غذا رو می‌خوره و چاق می‌شه.
‫(شیر تولید نمی‌کنه که اون چربی‌هاش کمتر بشه)

846
00:40:03,320 --> 00:40:04,520
‫زنگ بزنم «ماچ‌میتس» پس؟
‫(شرکتِ کشتارگاه و قصابی)

847
00:40:04,520 --> 00:40:05,720
‫وای خدایا!

848
00:40:07,800 --> 00:40:10,000
‫اون یکی رو ببین. اون واست پول در می‌آره.

849
00:40:11,720 --> 00:40:13,280
‫و اون یکی که سمت چپه و اون راستیه.

850
00:40:13,280 --> 00:40:15,440
‫آره، اما جرمی همیشه...
‫این همیشه گاو مورد علاقه‌اش بوده.

851
00:40:15,440 --> 00:40:17,760
‫- آره گاو موردعلاقمه.
‫- خب، یکی دیگه رو انتخاب کن.

852
00:40:20,560 --> 00:40:22,080
‫وای خدایا! چی‌کار باید بکنم؟

853
00:40:22,080 --> 00:40:24,200
‫خب بیاید بیاریمش بیرون حالا...

854
00:40:43,240 --> 00:40:44,520
‫چی‌کار می‌خوای بکنی؟

855
00:40:46,520 --> 00:40:47,160
‫خب...

856
00:40:48,240 --> 00:40:49,720
‫اولین گاو...

857
00:40:50,400 --> 00:40:52,200
‫تقریبا گوشتش تموم شد.

858
00:40:52,600 --> 00:40:54,560
‫دومین گاو آماده‌اس که...

859
00:40:54,560 --> 00:40:57,000
‫- مستقیم بره برای رستوران.
‫- آره برای رستوران.

860
00:40:57,120 --> 00:40:57,640
‫پس...

861
00:40:57,640 --> 00:41:00,800
‫اگر قرار باشه گاو سومی رو بفرستیم، که ما...

862
00:41:01,920 --> 00:41:03,880
‫اوایل هفته آینده می‌تونی دریافتش کنی.

863
00:41:03,920 --> 00:41:05,720
‫به اندازه 28 روز برات گوشت داره.

864
00:41:06,560 --> 00:41:07,800
‫یکیو انتخاب می‌کنیم که حامله نباشه.

865
00:41:07,800 --> 00:41:10,080
‫آره، تو اونی رو انتخاب می‌کنی که نتونه حامله بشه.

866
00:41:10,480 --> 00:41:12,000
‫پس اون توی وزن مناسبی برای ذبح قرار داره، آره؟

867
00:41:12,000 --> 00:41:13,440
‫آره، وزنش مناسبه، در حالی که بقیه‌شون...

868
00:41:13,440 --> 00:41:15,720
‫حداقل دو سه ماه دیگه وقت لازم دارن.

869
00:41:16,760 --> 00:41:18,400
‫حتما باید فلفل باشه، نه؟

870
00:41:18,400 --> 00:41:19,160
‫آره.

871
00:41:19,480 --> 00:41:21,920
‫تا همین الانشم کلی پول خرج اون گاو کردین،

872
00:41:21,920 --> 00:41:23,400
‫پس از نظر فنی...

873
00:41:23,880 --> 00:41:26,280
‫از نظر مقدار گوشت، باید بره برای ذبح.

874
00:41:26,640 --> 00:41:27,880
‫نباید یه گاو موردعلاقه داشته باشی.

875
00:41:27,880 --> 00:41:30,000
‫نه، واقعا نباید یه دونه موردعلاقه‌شو داشته باشی.

876
00:41:30,440 --> 00:41:31,720
‫وای خدایا.

877
00:41:33,200 --> 00:41:35,800
‫فکر کنم تا چند لحظه دیگه ممکنه خودشو انتخاب کنه.
‫(تمسخر جرمی بابت چاق و گوشتالو بودنش)

878
00:41:40,640 --> 00:41:41,880
‫حامله نیست.

879
00:41:42,440 --> 00:41:43,680
‫- دوباره؟
‫- اوعوم.

880
00:41:46,000 --> 00:41:48,000
‫واسه‌ی گاو نر پول دادیم.

881
00:41:48,800 --> 00:41:50,640
‫و دیگه واقعا باید بره،

882
00:41:50,640 --> 00:41:52,280
‫چون کار خودشو انجام داده.

883
00:41:52,280 --> 00:41:54,240
‫آره، بیشتر از این دیگه پولی بابت گاو نر نمی‌دیم.

884
00:41:54,240 --> 00:41:55,880
‫واقعیت اینه که...

885
00:41:55,880 --> 00:41:58,600
‫احتمال بارداریش خیلی کمه.

886
00:41:59,000 --> 00:42:01,400
‫پس، فایده‌اش واسه‌ی مزرعه چیه؟

887
00:42:02,600 --> 00:42:04,400
‫یعنی نگاش کن، زل زده بهم.

888
00:42:04,960 --> 00:42:06,200
‫داره نگاه می‌کنه.

889
00:42:08,560 --> 00:42:09,800
‫هعی خدایا!

890
00:42:21,360 --> 00:42:22,400
‫لیسا؟

891
00:42:23,680 --> 00:42:25,840
‫یه گاو خونگی گیرمون اومد!
‫(حیوون خونگی)

892
00:42:31,120 --> 00:42:34,480
‫«افرادی که در این مجموعه دیدید...»

893
00:43:03,640 --> 00:43:05,640
‫«مزرعه کلارکسون»
