﻿1
00:00:47,040 --> 00:00:50,000
‫
‫به «مزرعه کلارکسون» خوش برگشتین.

2
00:00:52,160 --> 00:00:55,080
‫
‫اواسط آگوستِ 2022 هست.

3
00:00:55,080 --> 00:00:56,440
‫
‫و همه چیز به نظر آشنا می‌رسه...

4
00:00:56,440 --> 00:00:57,680
‫خشکه.

5
00:00:59,320 --> 00:01:01,200
‫
‫و ساده و روستایی...

6
00:01:03,000 --> 00:01:04,760
‫
‫و شگفت‌انگیز.

7
00:01:09,280 --> 00:01:10,600
‫اما متاسفانه،

8
00:01:10,640 --> 00:01:14,520
‫پشت صحنه، اصلا فوق‌العاده نیست، چون...

9
00:01:15,360 --> 00:01:17,880
‫هر چیزی که می‌تونست اشتباه پیش بره،

10
00:01:18,000 --> 00:01:19,400
‫اشتباه پیش رفت.

11
00:01:22,560 --> 00:01:25,160
‫
‫«مزرعه کلارکسون»
‫

12
00:01:25,160 --> 00:01:27,400
‫
‫«قسمت 17»
‫

13
00:01:27,400 --> 00:01:32,360
‫
‫«قسمت 17»
‫«غیرکشاورزی»

14
00:01:37,760 --> 00:01:39,920
‫
‫بیاید با آب‌وهوا شروع کنیم.

15
00:01:40,080 --> 00:01:43,200
‫
‫بعد از خشک‌ترین تابستونِ 87 سال گذشته،

16
00:01:43,200 --> 00:01:46,800
‫
‫زمین خشکیده و مثل بتن سفت شده.

17
00:01:48,440 --> 00:01:52,400
‫
‫و در نتیجه، محصولات درحال نابودی بودن.

18
00:01:53,240 --> 00:01:56,720
‫خب وقتی سعی کنی سیب‌زمینی
‫رو جایی رشد بدی که رطوبتی نداره...

19
00:01:56,720 --> 00:01:59,280
‫ببین، پوستش سفت شده.
‫پس بیشتر از این رشد نمی‌کنه.

20
00:01:59,480 --> 00:02:00,640
‫یعنی چی پوستش سفت شده؟

21
00:02:00,640 --> 00:02:04,120
‫یعنی توی سیب‌زمینی‌های جدید،
‫اگه این کارو کنی، پوستش کنده می‌شه.

22
00:02:04,120 --> 00:02:06,160
‫- مثل «جرزی رویال»؟
‫- مثل جرزی رویال.

23
00:02:06,160 --> 00:02:09,200
‫اما الان این‌ها پوست‌شون رو
‫بستن تا رطوبت از دست ندن.

24
00:02:09,200 --> 00:02:11,280
‫یعنی همین‌قدری بزرگ می‌شن؟

25
00:02:11,280 --> 00:02:12,200
‫آره.

26
00:02:15,240 --> 00:02:19,240
‫
‫«کیلب» یه دست این سیب‌زمینی‌هایِ
‫ریزه میزه رو برداشت کرد،

27
00:02:19,240 --> 00:02:21,000
‫
‫اما بی‌فایده بود.

28
00:02:21,280 --> 00:02:22,840
‫نه، فقط دارم همه‌شون رو می‌ریزم، نگاه.

29
00:02:22,840 --> 00:02:27,080
‫سیب‌زمینی‌ها این‌قدر کوچیکن
‫که از بین غلتک‌ها می‌افتن.

30
00:02:27,560 --> 00:02:29,880
‫داره همه‌شون رو می‌ریزه روی زمین.

31
00:02:31,520 --> 00:02:35,960
‫
‫در مزرعه کناری، گل‌های آفتاب‌گردون
‫هم داشتن زجر می‌کشیدن.

32
00:02:36,320 --> 00:02:38,880
‫ببین، دیگه داره آخر آگوست می‌رسه.

33
00:02:39,040 --> 00:02:41,600
‫این گل‌ها باید رسیده و کامل باشن،

34
00:02:41,600 --> 00:02:43,440
‫تا قبل از این‌که برداشت‌شون کنیم.

35
00:02:43,440 --> 00:02:45,800
‫- الان تخمه‌های این آماده‌ان؟
‫- نه.

36
00:02:45,920 --> 00:02:47,720
‫- بدرد نمی‌خوره.
‫- پس نمی‌تونیم برداشت‌شون کنیم؟

37
00:02:47,720 --> 00:02:49,040
‫فایده‌ای نداره، نه.

38
00:02:54,600 --> 00:02:56,760
‫
‫محصول بعدی، گل‌گاوزبان بود،

39
00:02:56,760 --> 00:02:59,240
‫
‫نوعی روغنِ ماهی گیاهی،

40
00:02:59,240 --> 00:03:01,880
‫
‫که بهم گفته شده بود اگه
‫رشد خوبی داشته باشه،

41
00:03:01,880 --> 00:03:04,000
‫
‫پول خوبی به جیب می‌زنم ازش.

42
00:03:07,120 --> 00:03:08,520
‫همه‌ش همین؟

43
00:03:10,120 --> 00:03:11,600
‫خیلی نیست، نه؟

44
00:03:13,480 --> 00:03:15,200
‫اون فقط... اون...

45
00:03:15,560 --> 00:03:19,280
‫یه مزرعه «گندمِ اسپلت»
‫این همه برام تولید کرد.

46
00:03:19,400 --> 00:03:22,200
‫یه مزرعه گل‌گاوزبان...

47
00:03:22,640 --> 00:03:23,680
‫این‌قدر!

48
00:03:24,480 --> 00:03:25,840
‫ای لعنتی!

49
00:03:28,240 --> 00:03:30,640
‫
‫خشکیِ خاک همچنین بدین معنی بود که...

50
00:03:30,640 --> 00:03:35,200
‫
‫کاشت دانه‌ی روغنیِ کلزا
‫هم در سال آینده، عملا نشدنیه.

51
00:03:35,320 --> 00:03:36,200
‫نگاه...

52
00:03:36,320 --> 00:03:37,920
‫وای خدایا این...

53
00:03:38,040 --> 00:03:40,160
‫چند روز پیش یه فوت
‫ زمین رو کندم. هیچی نبود.

54
00:03:40,160 --> 00:03:42,200
‫پس اگه کلزا توش بکاریم،

55
00:03:42,480 --> 00:03:44,000
‫رشد نمی‌کنه.

56
00:03:46,440 --> 00:03:49,400
‫
‫مهم‌تر از همه، رستورانِ
‫کوچولوی خوشگل‌مون بود...

57
00:03:49,400 --> 00:03:51,560
‫
‫که اوایل تابستون افتتاحش کرده بودیم،

58
00:03:51,560 --> 00:03:55,960
‫
‫تا غذایی که توی مزرعه رشد و
‫پرورش داده بودیم رو بفروشیم.

59
00:03:56,120 --> 00:03:58,440
‫
‫اما فقط بعد از 6 هفته...

60
00:03:58,440 --> 00:04:01,560
‫
‫«اخطار تعطیلی»

61
00:04:01,560 --> 00:04:04,400
‫
‫شورا یک اطلاعیه‌ی اجرایی به ما ارائه داد،

62
00:04:04,440 --> 00:04:05,680
‫
‫و به ما گفت که...

63
00:04:05,680 --> 00:04:07,520
‫
‫باید تعطیل بشه.

64
00:04:08,160 --> 00:04:09,720
‫
‫سلام همگی.

65
00:04:09,880 --> 00:04:10,560
‫
‫حال‌تون چطوره؟

66
00:04:10,560 --> 00:04:12,640
‫
‫من که به شخصه به این
‫«گندم نی‌رشته» افتخار می‌کنم،

67
00:04:12,640 --> 00:04:14,160
‫
‫چون که معمولا توی ایتالیا رشد می‌کنه.

68
00:04:14,160 --> 00:04:16,160
‫
‫- همه خیلی سیر به نظر می‌رسن.
‫- استیک بیارم؟

69
00:04:16,200 --> 00:04:17,680
‫
‫ممنون که تشریف آوردید.

70
00:04:24,280 --> 00:04:25,480
‫اطلاعیه‌ی اجرایی.

71
00:04:25,480 --> 00:04:28,200
‫
‫«شما موظف هستید که ظرف مدت شش هفته...

72
00:04:28,200 --> 00:04:30,560
‫
‫از تاریخ این اطلاعیه، اقدامات لازم را انجام دهید.»

73
00:04:30,560 --> 00:04:33,640
‫
‫«استفاده از هر قسمت از
‫زمین برای فروش یا تهیه غذا...

74
00:04:33,640 --> 00:04:36,480
‫
‫یا نوشیدنی به مردم یا برای
‫مصرف در زمین را متوقف کنید.»

75
00:04:36,520 --> 00:04:39,640
‫
‫«استفاده از هر قسمت از زمین
‫به عنوان رستوران یا کافه را متوقف کنید.»

76
00:04:39,640 --> 00:04:41,800
‫حتی با این که اجازه‌شو داریم.

77
00:04:42,360 --> 00:04:44,600
‫
‫«استفاده از هر قسمت از زمین
‫برای پارکینگ را متوقف کنید.»

78
00:04:44,640 --> 00:04:46,080
‫- چی؟

79
00:04:46,240 --> 00:04:48,760
‫
‫«زمین اطراف رستوران را به وضعیتی مشابه با...

80
00:04:48,760 --> 00:04:52,800
‫
‫زمین کشاورزی که اطراف آن را
‫احاطه کرده است، بازگردانید،

81
00:04:52,800 --> 00:04:55,560
‫
‫تمام سنگ‌ریزه‌ها و سایرِ
‫مواد رویه‌کاری را حذف کنید،

82
00:04:55,600 --> 00:04:57,920
‫
‫از جمله خرده‌سنگ و ماسه.»

83
00:04:57,960 --> 00:05:00,880
‫چرا نمی‌شه توی مزرعه
‫ماسه داشت؟ نمی‌دونم، به‌‌هرحال.

84
00:05:00,880 --> 00:05:04,080
‫
‫«تمام مصالح محوطه‌سازی،
‫از جمله صفحه‌های چوبی،

85
00:05:04,120 --> 00:05:06,560
‫
‫نرده‌های چوبی و خرده چوب‌ها را حذف کنید.»

86
00:05:07,120 --> 00:05:08,480
‫- خرده چوب‌ها که می‌پوسن.
‫- می‌دونم...

87
00:05:08,480 --> 00:05:10,800
‫دیگه کلا زده به سرشون.

88
00:05:10,920 --> 00:05:14,400
‫
‫«تمام گیاه‌ها و گلدان‌ها را حذف کنید.»

89
00:05:14,480 --> 00:05:16,800
‫- نمی‌تونی توی مزرعه
‫هم گیاه داشته باشی؟
‫- مسخره‌ست.

90
00:05:16,800 --> 00:05:20,280
‫فقط داریم دور سر خودمون
‫می‌چرخیم و کلی پول هدر می‌دیم...

91
00:05:20,440 --> 00:05:21,640
‫پول تو البته.

92
00:05:21,640 --> 00:05:23,240
‫- برای همیشه!
‫- و پول مالیات‌دهنده‌ها.

93
00:05:23,240 --> 00:05:24,760
‫خب، پول همه داره...

94
00:05:24,760 --> 00:05:27,080
‫داره هدر میره، مسخره‌ست!

95
00:05:27,080 --> 00:05:30,280
‫اون همه زحمتی که براش کشیدیم
‫و برگشتیم سر جای اول‌مون.

96
00:05:35,480 --> 00:05:37,040
‫
‫با تعطیلی رستوران،

97
00:05:37,080 --> 00:05:40,480
‫
‫دیگه توان مالی نگهداری
‫از همه گاوها رو نداشتیم.

98
00:05:41,200 --> 00:05:43,240
‫
‫می‌تونستیم گوساله‌ها رو نگه داریم،

99
00:05:43,240 --> 00:05:45,920
‫
‫تا چاق‌شون کنیم، اما مامان‌هاشون...

100
00:05:46,120 --> 00:05:47,800
‫
‫باید می‌رفتن.

101
00:05:52,920 --> 00:05:55,880
‫19 تا خریدیم، 8 گوساله
‫به دنیا آوردن، شدن 27 تا.

102
00:05:55,920 --> 00:05:57,560
‫2 تاشون رو کشتیم، شد 25 تا.

103
00:05:57,560 --> 00:05:59,280
‫- درسته.
‫- چند تا رو نگه می‌داریم؟

104
00:05:59,280 --> 00:06:00,400
‫- 12 تا.

105
00:06:00,600 --> 00:06:03,080
‫پس 13 تاشون می‌رن...

106
00:06:03,480 --> 00:06:06,000
‫13 تا پاسپورت اینجا دارم.

107
00:06:09,720 --> 00:06:11,000
‫ولش کردم.

108
00:06:11,560 --> 00:06:14,000
‫امروز واقعا غمگینم.

109
00:06:14,040 --> 00:06:16,880
‫چون توی یه سال گذشته،
‫هر وقت پنجره‌ها رو باز می‌کردم،

110
00:06:16,920 --> 00:06:18,440
‫صبح‌ها که پرده‌ها رو می‌زدم کنار،

111
00:06:18,440 --> 00:06:20,960
‫و گاوها رو می‌دیدم و عاشق‌شونم.

112
00:06:21,160 --> 00:06:23,120
‫صدای گاو درمی‌آوردن.

113
00:06:23,800 --> 00:06:27,200
‫هر روز صبح با دیدن‌شون دلم شاد می‌شد.

114
00:06:28,160 --> 00:06:30,280
‫گوساله‌ها امشب کمی ناراحت می‌شن دیگه نه؟

115
00:06:30,280 --> 00:06:32,640
‫امشب دیگه خوابت نمی‌بره.

116
00:06:32,640 --> 00:06:33,560
‫- اون‌ها نمی‌خوابن؟
‫- نه.

117
00:06:33,560 --> 00:06:35,080
‫نه، تو نمی‌تونی بخوای.

118
00:06:35,240 --> 00:06:37,360
‫تمام شب مادرهاشون رو صدا می‌زنن.

119
00:06:40,200 --> 00:06:42,840
‫- می‌تونم بپرسم، فلفل هم می‌ره دیگه؟
‫- آره.

120
00:06:42,840 --> 00:06:45,000
‫به نظرت چه بلایی سرش می‌اد؟

121
00:06:46,560 --> 00:06:49,120
‫اگه من بودم زیادی در موردِ
‫فلفل سوال نمی‌پرسیدم.

122
00:06:49,520 --> 00:06:52,680
‫سوال‌هایی نپرس که
‫نمی‌خوای جواب‌شون رو بدونی.

123
00:07:07,040 --> 00:07:08,120
‫خدایا.

124
00:07:10,800 --> 00:07:13,720
‫
‫تمام چیزی که از درگذشتگان باقی مونده بود،

125
00:07:13,720 --> 00:07:18,480
‫
‫خاطرات سوزناکی از
‫لنز دوربین‌ گوشی‌مون بود.

126
00:07:18,480 --> 00:07:21,000
‫
‫نه نه نه!

127
00:07:21,440 --> 00:07:22,320
‫
‫برید بیرون.

128
00:07:22,320 --> 00:07:23,960
‫
‫نه، تو هم برو بیرون.

129
00:07:23,960 --> 00:07:26,360
‫
‫بیرون!
‫نه، گل‌هامو نخور!

130
00:07:26,480 --> 00:07:27,520
‫
‫برید بیرون!

131
00:07:27,760 --> 00:07:29,160
‫
‫برید، هوش!

132
00:07:29,560 --> 00:07:30,400
‫
‫هوش!

133
00:07:34,240 --> 00:07:35,600
‫یه فنجون چای؟

134
00:07:35,720 --> 00:07:36,440
‫آره.

135
00:07:36,440 --> 00:07:37,440
‫باشه.

136
00:07:43,080 --> 00:07:44,560
‫همه‌شون رو که ندادیم بره؟

137
00:07:44,560 --> 00:07:47,520
‫- نه، چند تایی‌شون رو نگه داشتیم.
‫- خوبه.

138
00:07:47,960 --> 00:07:50,120
‫همه اون‌هایی که به دنیا آوردیم رو.

139
00:07:57,840 --> 00:08:00,520
‫
‫با رفتن بیش از نیمی از گله،

140
00:08:00,520 --> 00:08:02,560
‫
‫برنامه سازگار با محیط‌ زیستم...

141
00:08:02,560 --> 00:08:05,160
‫
‫برای همکاری گاوها و مرغ‌ها با همدیگر...

142
00:08:05,160 --> 00:08:07,400
‫
‫برای تقویت کردن خاک،

143
00:08:07,400 --> 00:08:09,160
‫
‫خراب شد.

144
00:08:10,600 --> 00:08:12,200
‫زمین رو نگاه، «چارلی».

145
00:08:12,200 --> 00:08:14,040
‫- همه این‌ها برای خاک خوبه.
‫- آره، خاک جدید.

146
00:08:14,040 --> 00:08:17,160
‫آره، اما به لطفِ
‫«شورایِ منطقه غرب آکسفوردشر»،

147
00:08:17,160 --> 00:08:18,960
‫از این به بعد باید از
‫مواد شیمیایی استفاده کنیم.

148
00:08:18,960 --> 00:08:20,360
‫- کود نیتروژنی داریم.
‫- می‌دونم.

149
00:08:23,480 --> 00:08:25,840
‫
‫و همان‌طور که چارلیِ خندان بعدا توضیح داد،

150
00:08:25,880 --> 00:08:28,360
‫
‫امسال سالی نیست که...

151
00:08:28,360 --> 00:08:30,720
‫
‫بشه کود شیمیایی خرید.

152
00:08:32,880 --> 00:08:36,840
‫باید در مورد پیش‌بینی‌ها برای برداشتِ
‫محصولات سال 2023 واقع‌بین باشیم.

153
00:08:37,000 --> 00:08:38,400
‫- این قیمت گندمه.
‫- آره.

154
00:08:38,400 --> 00:08:40,000
‫و اگه به خط آبی توجه کنی،

155
00:08:40,000 --> 00:08:43,520
‫جایی که به اوج خودش،
‫هر تن 350 پوند رسیده.

156
00:08:43,800 --> 00:08:45,840
‫- قیمتش داره می‌ریزه؟
‫- داره می‌اد پایین.

157
00:08:45,880 --> 00:08:48,640
‫- چطور همچین اتفاقی می‌افته؟
‫- جنگ هنوز ادامه داره.

158
00:08:48,800 --> 00:08:51,240
‫- الان تا 200 تا اومده پایین.
‫- الان دقیقا زیر 250 پونده.

159
00:08:51,240 --> 00:08:53,720
‫پس 150 پوند به ازای هر تن کاهش یافته.

160
00:08:54,480 --> 00:08:57,480
‫و می‌دونی که قیمت کودهای شیمیایی بالا رفته؟

161
00:08:57,480 --> 00:09:00,000
‫چقدر واسه کود خرج کردیم؟

162
00:09:00,000 --> 00:09:02,040
‫یه کمی بیشتر از 800 پوند برای هر تن.

163
00:09:02,040 --> 00:09:03,320
‫سه برابر بیشتر از حد معمول.

164
00:09:03,320 --> 00:09:06,200
‫سه برابر. پس سه برابر افزایش یافته.

165
00:09:06,680 --> 00:09:08,920
‫و قیمت گندم اومده پایین... 

166
00:09:09,120 --> 00:09:11,080
‫خب سال گذشته،

167
00:09:11,080 --> 00:09:12,960
‫هزینه‌های رشد کمی داشتیم.

168
00:09:12,960 --> 00:09:15,480
‫اگه امسال، همون مقدار کود بخریم،

169
00:09:15,480 --> 00:09:19,240
‫فقط باید 100,000 پوند رو خرج کود کنیم.

170
00:09:19,800 --> 00:09:20,960
‫وحشتناکه!

171
00:09:21,680 --> 00:09:24,640
‫اگه بازدهی کم باشه، ممکنه بد باشه.

172
00:09:25,600 --> 00:09:28,640
‫و همچنین قیمت بنزین هم هست، قیمت سوخت.

173
00:09:28,640 --> 00:09:30,840
‫انرژی که برای خشک کردن
‫دانه‌ها مصرف می‌شه.

174
00:09:30,840 --> 00:09:32,840
‫هر طرف که سر بچرخونی...

175
00:09:33,000 --> 00:09:35,440
‫کشاورزی تحت تاثیرِ قیمت انرژیه.

176
00:09:36,160 --> 00:09:37,120
‫آره.

177
00:09:41,080 --> 00:09:44,280
‫
‫بدون دونستن این‌که در موردِ
‫پیش‌بینی تلخِ چارلی چه باید کرد،

178
00:09:44,280 --> 00:09:46,160
‫
‫رفتم تا «ویکتور» رو ببینم،

179
00:09:46,160 --> 00:09:48,640
‫
‫زنبوردارِ اوکراینی‌مون.

180
00:09:49,720 --> 00:09:50,880
‫چطوری ویکتور؟

181
00:09:50,880 --> 00:09:51,960
‫سلام جرمی.

182
00:09:52,000 --> 00:09:53,760
‫
‫که داشت کندوها رو بار می‌زد،

183
00:09:53,760 --> 00:09:57,640
‫
‫تا بتونیم آخرین نوبتِ
‫عسل‌مون رو استخراج کنیم.

184
00:09:59,160 --> 00:10:01,080
‫کلی زنبور مُرده اینجاست.

185
00:10:01,080 --> 00:10:03,520
‫عه خب، بدشانس بودن دیگه، نه؟

186
00:10:03,800 --> 00:10:07,040
‫مثل «نبرد دنباس»ــه.

187
00:10:08,120 --> 00:10:09,560
‫چند پوند عسل داخل اینه؟

188
00:10:09,560 --> 00:10:12,800
‫من که می‌گم هر جعبه تقریبا 10 کیلو.

189
00:10:13,120 --> 00:10:16,440
‫- 10 کیلو؟
‫- هر جعبه. در کل حدود 100 پوند.

190
00:10:18,760 --> 00:10:21,920
‫- اینو... اوه همه‌ش عسله!
‫- آره.

191
00:10:22,360 --> 00:10:24,840
‫می‌تونی برآمدگی رو دو طرفش ببینی.

192
00:10:24,840 --> 00:10:25,600
‫آره.

193
00:10:25,600 --> 00:10:28,600
‫تا خرخره پر از عسله.

194
00:10:28,880 --> 00:10:31,320
‫- چقدر عسل داریم!
‫- آره.

195
00:10:31,360 --> 00:10:34,080
‫تنها چیز توی مزرعه‌ست
‫که داره جواب می‌ده.

196
00:10:34,800 --> 00:10:38,400
‫به معنای واقعی کلمه تنها
‫چیزیه که داره پول می‌سازه.

197
00:10:39,640 --> 00:10:42,840
‫
‫بعد از گپ زدن با ویکتور،
‫یه فکری به ذهنم رسید.

198
00:10:42,880 --> 00:10:46,360
بیشترش مزارع قابل کِشته،

199
00:10:46,360 --> 00:10:51,640
‫
‫اما باید راه‌های دیگه‌ای هم برای
‫پول درآوردن به غیر از غلات باشه.

200
00:10:52,120 --> 00:10:54,320
‫
‫پس کلاه فکر کردنم رو سرم گذاشتم،

201
00:10:54,320 --> 00:10:58,280
‫
‫و با سگ‌های همیشه
‫حرف گوش کنم، رفتم قدم زدن.

202
00:10:58,440 --> 00:10:59,440
‫بشین!

203
00:10:59,680 --> 00:11:00,640
‫اوی!

204
00:11:01,840 --> 00:11:04,240
‫«سانسا»، «آریا»، بشینین!

205
00:11:04,480 --> 00:11:05,440
‫آریا!

206
00:11:05,600 --> 00:11:06,720
‫بشین!

207
00:11:10,720 --> 00:11:12,520
‫سانسا!
‫آریا!

208
00:11:13,600 --> 00:11:15,000
‫سانسا!
‫آریا!

209
00:11:15,000 --> 00:11:16,600
‫آریا!
‫سانسا!

210
00:11:20,760 --> 00:11:22,840
‫بهتره کمی صبر کنیم تا برگردن،

211
00:11:22,880 --> 00:11:26,720
‫تا قانع بشن که نمی‌تونن آهو رو بگیرن.

212
00:11:27,600 --> 00:11:31,040
‫اگه نگران «بامبی» هستید،
‫باید بگم که جاش کاملا امنه.

213
00:11:32,680 --> 00:11:35,400
‫این همون چیزیه که من
‫بهش می‌گم «پرچین فراوانی».

214
00:11:35,480 --> 00:11:38,240
‫چیزهای زیادی توش رشد می‌کنه.

215
00:11:38,440 --> 00:11:40,640
‫نیم مایل یا بیشتر طولشه.

216
00:11:40,640 --> 00:11:43,640
‫حدود 30 فوت عرضشه،
‫همین‌طور که اینجا می‌تونین ببینین.

217
00:11:44,160 --> 00:11:45,800
‫پر از توته.

218
00:11:46,760 --> 00:11:48,000
‫تمشک.

219
00:11:48,320 --> 00:11:50,440
‫این‌ها آلو بخارا هستن.

220
00:11:50,560 --> 00:11:51,720
‫آلو بخارا.

221
00:11:51,840 --> 00:11:54,240
‫آقطی.

222
00:11:55,760 --> 00:11:58,240
‫پس شد آقطی، آلو بخارا...

223
00:11:58,840 --> 00:12:00,080
‫میوه گل رز، 

224
00:12:00,080 --> 00:12:03,320
‫تمشک، سیب، «گالو» و آلو.

225
00:12:08,000 --> 00:12:10,280
‫داشتم فکر می‌کردم که این مزرعه...

226
00:12:10,280 --> 00:12:11,760
‫1,000 جریبه.
‫(تقریبا 500 هکتار)

227
00:12:11,760 --> 00:12:13,880
‫اما من فقط...

228
00:12:14,640 --> 00:12:16,240
‫حدود 500 جریبش رو کشاورزی کرده‌ام.

229
00:12:16,240 --> 00:12:18,280
‫500 تای دیگه...

230
00:12:18,600 --> 00:12:21,480
‫جنگل و مراتع گل‌های وحشی و...

231
00:12:21,480 --> 00:12:23,080
‫چیزهای دیگه‌ست.

232
00:12:23,560 --> 00:12:27,680
‫اما 500 جریبی که کشاورزی
‫نمی‌کنم، پر از توت و...

233
00:12:28,320 --> 00:12:33,280
‫و سیب و «علف چشمه»
‫و سیر وحشی و آهو هست.

234
00:12:35,600 --> 00:12:38,480
‫نمی‌دونم آیا می‌شه
‫زمین غیر زراعی رو هم...

235
00:12:39,000 --> 00:12:42,680
‫...کشاورزی کرد یا نه؟
‫می‌خوام بدونم که می‌تونم...

236
00:12:43,240 --> 00:12:46,840
‫...از بخشی از مزرعه که
‫کشاورزی نمی‌کنم، پول در بیارم؟

237
00:12:51,240 --> 00:12:54,160
‫
‫توی ذهن من، این ایده خوبی بود.

238
00:12:54,280 --> 00:12:58,160
‫
‫اما پول درآوردن از جنگل و چمن‌زار و پرچین‌ها...

239
00:12:58,200 --> 00:13:00,880
‫
‫کلی کار و دردسر داره.

240
00:13:03,760 --> 00:13:07,040
‫
‫پس با شماره دو خودم جلسه‌ای تشکیل دادم.

241
00:13:07,520 --> 00:13:10,280
‫یه چیز جدی دارم که باید بهت بگم.

242
00:13:12,000 --> 00:13:14,360
‫یه تصمیم بزرگ گرفته‌ام.

243
00:13:15,040 --> 00:13:18,880
‫از این به بعد دیگه راننده‌ی
‫تراکتور در این مزرعه نیستی.

244
00:13:19,920 --> 00:13:21,360
‫پس چی‌ام؟

245
00:13:22,960 --> 00:13:26,760
‫تصمیم گرفتم که تو رو مدیر مزرعه کنم.

246
00:13:27,640 --> 00:13:28,960
‫- واقعا؟
‫- آره.

247
00:13:29,120 --> 00:13:32,040
‫می‌خوام که بخش کشاورزی رو تو اداره کنی.

248
00:13:33,200 --> 00:13:34,160
‫اخراجی!

249
00:13:34,440 --> 00:13:35,480
‫چی؟

250
00:13:35,600 --> 00:13:36,520
‫اخراجی!

251
00:13:36,520 --> 00:13:38,360
‫نمی‌تونی منو اخراج کنی که،
‫من اینجا رییسم!

252
00:13:38,360 --> 00:13:39,760
‫منم مدیر مزرعه‌ام.

253
00:13:39,760 --> 00:13:41,120
‫- اخراجی!
‫- اخراج نیستم!

254
00:13:41,160 --> 00:13:42,000
‫هستی!

255
00:13:42,000 --> 00:13:45,040
‫نیستم، چون هنوز نشنیدی
‫که قراره چطور پیش بره.

256
00:13:45,040 --> 00:13:46,680
‫بهم بگو، بعدش اخراجی.

257
00:13:47,000 --> 00:13:48,880
‫می‌خوام این‌طوری پیش بره.

258
00:13:48,960 --> 00:13:52,480
‫من باید امسال روی پول درآوردن از...

259
00:13:52,480 --> 00:13:55,600
‫اون بخشی از مزرعه که
‫کشاورزی نشده، تمرکز کنم.

260
00:13:55,600 --> 00:13:57,520
‫- خب؟
‫- تو حتی تا حالا اینجاها نرفتی.

261
00:13:57,560 --> 00:13:58,560
‫نه.

262
00:13:58,800 --> 00:14:02,360
‫و این یعنی این‌که
‫من دیگه وقت ندارم...

263
00:14:02,640 --> 00:14:05,080
‫تا روی این قسمت از مزرعه تمرکز کنم.

264
00:14:05,080 --> 00:14:06,360
‫روی بخش زراعی، آره.

265
00:14:06,360 --> 00:14:09,760
‫پس تو رو می‌ذارم مسئول بخش زراعی.

266
00:14:10,200 --> 00:14:12,880
‫و منم روی این تمرکز می‌کنم.

267
00:14:13,400 --> 00:14:15,600
‫و همین الان یه چیزی به ذهنم رسید.

268
00:14:15,640 --> 00:14:17,600
‫چرا تبدیلش نکنیم به یه رقابت؟

269
00:14:17,600 --> 00:14:20,000
‫ببینیم کی توی 12 ماه آینده
‫بیشتر پول درمی‌آره.

270
00:14:20,040 --> 00:14:22,520
‫من از زمین‌های غیر زراعی،

271
00:14:22,520 --> 00:14:25,280
‫یا تو از زمین‌های زراعی.

272
00:14:26,560 --> 00:14:27,480
‫خوشم اومد.

273
00:14:27,480 --> 00:14:29,280
‫پس یه وایت‌برد می‌گیریم،

274
00:14:29,280 --> 00:14:30,560
‫می‌چسبونیمش رو دیوار،

275
00:14:30,560 --> 00:14:33,640
‫و یه طرفش می‌شه «سود و زیان‌ جرمی»،

276
00:14:33,680 --> 00:14:35,760
‫اون‌طرفش هم «سود و زیان کیلب».

277
00:14:35,760 --> 00:14:36,560
‫خوبه.

278
00:14:36,760 --> 00:14:37,800
‫اوکی؟

279
00:14:37,920 --> 00:14:40,320
‫و بعد توی طول سال پرش می‌کنیم.

280
00:14:41,280 --> 00:14:43,320
‫فکر کنم که سرگرمی خوبی بشه.

281
00:14:43,320 --> 00:14:45,320
‫منم فکر می‌کنم که باحال می‌شه.
‫و منم که می‌برم، پس خوبه.

282
00:14:45,360 --> 00:14:46,920
‫تو که نمی‌بری!

283
00:14:47,920 --> 00:14:49,880
‫من برنده این مسابقه‌ام.

284
00:14:51,080 --> 00:14:53,600
‫باشه، برو بیرون سوار همون
‫تراکتورت و مزرعه رو مدیریت کن.

285
00:14:53,600 --> 00:14:54,720
‫
‫- الان نیازی نیست.
‫باشه، برو بیرون سوار همون
‫تراکتورت و مزرعه رو مدیریت کن.

286
00:14:54,720 --> 00:14:57,040
‫می‌رم یه قدم دوروبر می‌زنم،

287
00:14:57,080 --> 00:14:58,840
‫خاک رو «آنالاسیس» می‌کنم.

288
00:14:58,880 --> 00:15:00,600
‫«آنالاسیس»؟

289
00:15:01,840 --> 00:15:03,680
‫یه کلمه‌ست دیگه، نه؟
‫«آنالاسیس»

290
00:15:03,680 --> 00:15:05,960
‫- نه!
‫- آنالاسیس، هست!

291
00:15:06,360 --> 00:15:08,560
‫- «آنالیز»
‫- آنالیز!

292
00:15:11,880 --> 00:15:15,120
‫
‫برای این‌که بتونم پروژه‌ی
‫«کشاورزی غیر زراعی»ــم رو اجرایی کنم،

293
00:15:15,120 --> 00:15:17,120
‫
‫کمی تحقیق کردم.

294
00:15:17,200 --> 00:15:19,560
‫
‫و فهمیدم که سوپرمارکت محلیم،

295
00:15:19,560 --> 00:15:23,080
‫
‫برای هر تمشک 6 پنی می‌گیره.

296
00:15:24,360 --> 00:15:26,640
‫
‫که بدین معناست که پرچین‌هایِ من...

297
00:15:26,640 --> 00:15:29,040
‫
‫معادنِ طلایِ میوه‌ای بودن.

298
00:15:29,040 --> 00:15:29,960
‫نگاه...

299
00:15:30,200 --> 00:15:32,960
‫6 پنی، 12، 24...

300
00:15:33,520 --> 00:15:35,200
‫همین‌جاش 50 پنی داره.

301
00:15:35,200 --> 00:15:37,560
‫50 پنی دیگه هم اونجا و اونجا،

302
00:15:37,560 --> 00:15:38,560
‫و اونجا.

303
00:15:38,560 --> 00:15:39,760
‫یک پوند اونجا.

304
00:15:39,760 --> 00:15:43,760
‫فقط توی این بوته، کمِ کمش
‫30 پوند پول خوابیده

305
00:15:44,480 --> 00:15:46,960
‫
‫هر چند، به منظورِ به حداکثر رسوندن سود،

306
00:15:47,000 --> 00:15:50,200
‫
‫باید با کم‌ترین خرج ممکن برداشت‌شون کنم.

307
00:15:51,080 --> 00:15:52,880
‫
‫پس خیلی زیرکانه...

308
00:15:52,880 --> 00:15:56,080
‫
‫درخواست کردم که آیا می‌تونم
‫یه دستگاه توت‌چین قرض بگیرم،

309
00:15:56,080 --> 00:15:58,840
‫
‫تا ببینم ازش خوشم می‌اد یا نه.

310
00:16:01,760 --> 00:16:04,040
‫بزرگ‌تر از اون چیزیه که انتظار داشتم، رفیق!

311
00:16:04,040 --> 00:16:04,840
‫یه کمی بزرگ‌تره!

312
00:16:04,880 --> 00:16:06,960
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم، ممنون.

313
00:16:07,480 --> 00:16:09,360
‫- کامیون غلات اینجاست.
‫- آره.

314
00:16:09,400 --> 00:16:11,520
‫الان بهش می‌گم بره عقب.
‫اگر بتونی سمت راستش پارک کنی.

315
00:16:11,520 --> 00:16:13,600
‫مشکلی نیست؟ سمت راستش.

316
00:16:13,880 --> 00:16:15,040
‫ببخشید، رفیق؟

317
00:16:15,040 --> 00:16:16,680
‫می‌شه دنده ‌عقب بگیری؟

318
00:16:16,680 --> 00:16:19,400
‫تا اون تریلی بتونه رد بشه
‫و بره اونجا. مشکلی نیست؟

319
00:16:19,400 --> 00:16:20,760
‫دمت گرم رفیق، ممنون.

320
00:16:24,080 --> 00:16:27,160
‫حالا دیگه شدم متصدی پارکینگ.

321
00:16:28,800 --> 00:16:30,280
‫چی‌کار می‌کنی؟

322
00:16:32,880 --> 00:16:34,520
‫داشتم کامیون رو پُر می‌کردم.

323
00:16:34,520 --> 00:16:36,360
‫آره، خب تو راه بود.

324
00:16:37,600 --> 00:16:39,840
‫کشاورزیت مزاحمِ کشاورزیِ منه.

325
00:16:39,840 --> 00:16:41,600
‫نه، کشاورزیِ تو توی دست و پای منه.

326
00:16:41,600 --> 00:16:43,800
‫نیست، فقط می‌خواستم اینو بیارم داخل.

327
00:16:44,000 --> 00:16:45,520
‫نظاره کن!

328
00:16:45,520 --> 00:16:47,880
‫- اصلا نمی‌دونی چیه، مگه نه؟
‫- نه.

329
00:16:47,880 --> 00:16:49,560
‫- چی‌کار داری می‌کنی مگه؟
‫- تمشک می‌چینم.

330
00:16:49,560 --> 00:16:53,080
‫کامیون رو پُر کن و بعدش بیا
‫و کشاورزی واقعی رو ببین.

331
00:16:58,000 --> 00:17:02,240
‫خب، کشاورزی تمشک رو شروع می‌کنیم.

332
00:17:07,480 --> 00:17:10,480
‫خب، اولین چیزی که متوجه شدم...

333
00:17:10,480 --> 00:17:13,760
‫اینه که عرض تریلر من 25 یارده.

334
00:17:14,880 --> 00:17:16,440
‫اگه یه اتوبوس از روبه‌رو بیاد،

335
00:17:16,480 --> 00:17:17,800
‫راننده‌ی اتوبوس...

336
00:17:17,800 --> 00:17:23,400
‫با یه دستگاه توت‌چینی که
‫مثل سبیل چسبیده به صورتش،

337
00:17:23,400 --> 00:17:25,480
‫برمی‌گرده خونه.

338
00:17:29,720 --> 00:17:31,800
‫همان‌طور که احتمالا می‌بینید،

339
00:17:31,800 --> 00:17:35,960
‫دستگاه توت‌چینی...

340
00:17:35,960 --> 00:17:37,520
‫مثل یه طاقه.

341
00:17:37,520 --> 00:17:41,240
‫پس برای شروع سعی می‌کنم
‫اون پرچین رو درو کنم.

342
00:17:41,240 --> 00:17:44,480
‫پس باید اول از همه دستگاه توت‌چینی رو...

343
00:17:44,480 --> 00:17:47,680
‫ روی این دیوار سوار کنم.

344
00:17:52,080 --> 00:17:56,160
‫
‫به‌طور قطع، گفتنش از
‫انجام دادنش آسون‌تر بود.

345
00:17:56,640 --> 00:17:59,240
‫یالا دیگه، یالا...

346
00:17:59,760 --> 00:18:01,880
‫نه، نه

347
00:18:02,760 --> 00:18:05,200
‫آخه چطوری باید انجامش بدم؟

348
00:18:15,520 --> 00:18:17,720
‫خب نمی‌شه دیگه، نه؟

349
00:18:19,480 --> 00:18:20,840
‫
‫چاره دیگه‌ای نداشتم.

350
00:18:20,840 --> 00:18:24,480
‫
‫مجبور شدم از رقیب تجاریم کمک بخوام.

351
00:18:24,760 --> 00:18:26,720
‫- خب اینو می‌بینی؟
‫- آره.

352
00:18:26,720 --> 00:18:28,480
‫- یه طاقه.
‫- خب.

353
00:18:28,680 --> 00:18:31,040
‫و باید کاری کنی که اون طاق...

354
00:18:31,040 --> 00:18:33,560
‫روی این دیوار سوار بشه.

355
00:18:34,160 --> 00:18:36,880
‫چون باید کل این دیوار رو بریم پایین،

356
00:18:36,880 --> 00:18:38,400
‫تا برسیم به جایی که تمشک‌ها هستن.

357
00:18:38,440 --> 00:18:39,760
‫
‫- باشه.
‫تا برسیم به جایی که تمشک‌ها هستن.

358
00:18:39,920 --> 00:18:41,200
‫می‌تونم انجامش بدم.

359
00:18:41,200 --> 00:18:42,440
‫شرط می‌بندم نمی‌تونه.

360
00:18:43,520 --> 00:18:45,080
‫یالا کیلب!

361
00:18:55,080 --> 00:18:57,760
‫
‫خب، سوارش شدیم. وصل شدیم.

362
00:18:59,040 --> 00:19:01,480
‫تا جایی که می‌تونم صاف می‌رم.

363
00:19:06,520 --> 00:19:08,040
‫
‫اوه کلی از حصارها...

364
00:19:08,040 --> 00:19:11,120
‫
‫داریم تمام ستون‌هایِ
‫حصارها رو می‌شکونیم.

365
00:19:14,760 --> 00:19:16,920
‫
‫کلِ دیوار داره تکون می‌خوره.

366
00:19:16,920 --> 00:19:20,720
‫
‫اگه اینجاشو حواست نباشه،
‫دیوار رو هم درو می‌کنیم.

367
00:19:21,440 --> 00:19:24,080
‫بهتره اون تمشک‌ها سودآور باشن.

368
00:19:26,440 --> 00:19:30,160
‫
‫اوه نگاه! زد کل دیوارو ترکوند تو هم!

369
00:19:31,200 --> 00:19:34,240
‫
‫- اووه...

370
00:19:36,000 --> 00:19:38,680
‫
‫چقدر دیگه باید بریم تا
‫برسیم به اون مثلا... [تمشک‌ها؟]

371
00:19:38,720 --> 00:19:41,200
‫
‫این دیوارِ بی‌صاحاب اصلا تموم نمی‌شه.

372
00:19:41,240 --> 00:19:42,200
‫
‫چی؟

373
00:19:42,200 --> 00:19:44,880
‫
‫دیوارِ تموم نمی‌شه.

374
00:19:55,040 --> 00:19:57,400
‫- باید برگردی عقب.
‫- نمی‌تونم.

375
00:19:57,400 --> 00:20:00,520
‫خب، از این جلوتر نمی‌تونیم
‫بریم چون بقیه‌شو نمی‌بینیم.

376
00:20:01,720 --> 00:20:03,720
‫به فنا رفتیم، مگه نه؟

377
00:20:10,120 --> 00:20:12,360
‫خدایا، چه کاری بود کردیم؟

378
00:20:13,080 --> 00:20:16,720
‫
‫کاری که کرده بودیم این بود که
‫هیچ تمشکی درو نکرده بودیم،

379
00:20:16,720 --> 00:20:19,600
‫
‫و کار یک هفته‌ای برای «جرالد» درست کردیم،

380
00:20:19,600 --> 00:20:20,840
‫
‫که نمی‌تونه انجامش بده،

381
00:20:20,880 --> 00:20:25,280
‫
‫چون اون صبح زنگ زده بود و گفته
‫بود که حالش خیلی خوب نیست.

382
00:20:25,680 --> 00:20:28,040
‫همون‌جایی که هستی وایسا.
‫خوبه، صاف وایسا.

383
00:20:28,040 --> 00:20:31,240
‫
‫و با خجالتِ بسیار، وقتی افرادشون اومدن تا...

384
00:20:31,240 --> 00:20:34,040
‫
‫دستگاه آزمایشی باارزش رو
‫که به من قرض داده بودن، ببرن،

385
00:20:34,080 --> 00:20:38,880
‫
‫مجبور شدیم اون رو با دو تا
‫لودرِ تلسکوپی از روی دیوار بلند کنیم.

386
00:20:42,480 --> 00:20:44,400
‫اون...
‫[نامفهوم]

387
00:20:44,400 --> 00:20:46,960
‫صدای حصار بود که دوباره شکست.

388
00:20:48,240 --> 00:20:50,680
‫اوه، بتنش رو ببینین.

389
00:20:56,880 --> 00:20:58,360
‫خدایا!

390
00:21:02,280 --> 00:21:04,400
‫بفرما، اینم دستگاه‌تون.

391
00:21:04,640 --> 00:21:07,400
‫
‫واضحه که حالا باید به یه راه جدید برای...

392
00:21:07,440 --> 00:21:09,960
‫
‫برداشت تمشک‌هام، فکر کنم.

393
00:21:13,200 --> 00:21:14,360
‫
‫اما قبلش،

394
00:21:14,360 --> 00:21:17,040
‫
‫حالا نوبت من بود که به کیلب کمک کنم.

395
00:21:18,600 --> 00:21:20,880
‫اون کودپخش‌کنِ جدید کیلبه.

396
00:21:21,000 --> 00:21:23,520
‫
‫چون وقتش رسیده بود تا کودهایی که...

397
00:21:23,520 --> 00:21:28,800
‫
‫گاوهای تازه درگذشته‌مون توی
‫11 ماه تولید کرده بودن رو بار بزنیم.

398
00:21:28,800 --> 00:21:30,720
‫آهااا آررره!

399
00:21:31,560 --> 00:21:33,920
‫- بوی تند و تیزی داره.
‫- چیز خوبیه!

400
00:21:34,080 --> 00:21:35,800
‫به نظرت کلش چقدره؟

401
00:21:35,800 --> 00:21:38,240
‫به نظرم تقریبا 200 تن اینجا داریم.

402
00:21:38,280 --> 00:21:40,480
‫- 200 تن مدفوع.
‫- آره.

403
00:21:42,120 --> 00:21:43,480
‫دستش بگیر.
‫(حسش کن)

404
00:21:43,640 --> 00:21:45,240
‫- گرماشو حس کن.
‫- نه!

405
00:21:45,360 --> 00:21:46,520
‫گرماشو حس کن.

406
00:21:46,680 --> 00:21:48,160
‫- حسش می‌کنی؟
‫- اووه!

407
00:21:49,480 --> 00:21:50,640
‫چرا اینقدر گرمه؟

408
00:21:50,640 --> 00:21:51,960
‫وقتی که تخمیر می‌شه...

409
00:21:52,400 --> 00:21:53,960
‫وسطش گرم می‌شه و می‌زنه بیرون.

410
00:21:54,000 --> 00:21:55,520
‫- پس وسطش خیلی داغه.
‫- آره.

411
00:21:55,520 --> 00:21:58,440
‫وقتی شروع کنی به بار زدن، به جوش می‌اد.

412
00:21:58,440 --> 00:22:00,000
‫بار بزنیم، آره؟

413
00:22:09,720 --> 00:22:12,560
‫
‫یک سطل، یک تن وزن داره.

414
00:22:14,440 --> 00:22:17,520
‫
‫اگه این کود شیمیایی مصنوعی بود،

415
00:22:17,520 --> 00:22:20,160
‫
‫هزار پوند پام خرج می‌برد.

416
00:22:20,160 --> 00:22:24,160
‫
‫البته اندازه دقیقش 1.6 تنه.

417
00:22:24,480 --> 00:22:27,160
‫کودپخش‌کن جدیدت ترازو هم داره؟

418
00:22:27,160 --> 00:22:28,240
‫
‫راه پیشرفت همینه.

419
00:22:28,240 --> 00:22:30,200
‫
‫می‌تونی دقیق ببینی که چقدر
‫کود پخش می‌شه روی زمینت.

420
00:22:30,200 --> 00:22:32,960
‫
‫این چیزیه که باید بدونیم.
‫قیمت کود خیلی زیاده.

421
00:22:37,000 --> 00:22:38,880
‫
‫دیگه کامل پر شد.

422
00:22:39,400 --> 00:22:40,320
‫
‫آره.

423
00:22:40,480 --> 00:22:43,960
‫
‫و بعدش کودها رو پرت
‫می‌کنه روی زمین، مگه نه؟

424
00:22:44,040 --> 00:22:47,560
‫
‫بذار این‌طوری بگم، چند روز
‫پیش یه سنگ توش بود...

425
00:22:47,560 --> 00:22:49,760
‫
‫که 48 متر پرت شد بیرون.

426
00:22:50,960 --> 00:22:53,880
‫48 متر! از پشتش پرت شد بیرون؟

427
00:22:54,080 --> 00:22:56,680
‫
‫48 متر از پشت کودپخش‌کن پرت شد بیرون،

428
00:22:56,680 --> 00:22:58,280
‫
‫یه پنجره رو شکوند، از یه پرده رد شد،

429
00:22:58,320 --> 00:23:00,160
‫
‫خرد به یه صندلی و یخچال.

430
00:23:00,160 --> 00:23:01,560
‫
‫کجا؟ توی «چدلینگتون»؟

431
00:23:01,560 --> 00:23:04,760
‫
‫آره، توی مزرعه سایمون، وسط چدلینگتون.

432
00:23:04,760 --> 00:23:07,800
‫
‫خرد بالای صندلی و تمام چرمش رو پاره کرد.

433
00:23:08,000 --> 00:23:10,400
‫پس نرو پشتِ کودپخش‌کنت.

434
00:23:13,480 --> 00:23:19,080
‫
‫سپس یه نمایش مستقیم از مسلسلِ
‫«گاتلینگِ» کودپخش‌کن رو مشاهده کردم

435
00:23:19,120 --> 00:23:22,800
‫
‫همین‌طور که برادر کیلب
‫زمین رو کودپاشی می‌کرد.

436
00:23:23,000 --> 00:23:24,120
‫خدایا!

437
00:23:24,120 --> 00:23:26,760
‫ارتش باید از اون استفاده کنه!

438
00:23:27,040 --> 00:23:28,600
‫کلی جنگ باهاش می‌برن، مگه نه؟

439
00:23:28,600 --> 00:23:30,720
‫اگه اونو با خرده‌سنگ پر کنی،

440
00:23:30,720 --> 00:23:32,320
‫و بعدش ببریش وسط یه منطقه جنگی...

441
00:23:32,320 --> 00:23:33,640
‫آره، واقعا...

442
00:23:33,640 --> 00:23:36,880
‫همه رو مجبور می‌کنی که خم بشن!

443
00:23:37,840 --> 00:23:41,840
‫
‫خیلی خوشحال بودم که داریم
‫از کود رایگان استفاده می‌کنیم،

444
00:23:41,880 --> 00:23:46,160
‫
‫اما فقط 25 جریب رو پوشش می‌داد.

445
00:23:46,160 --> 00:23:51,240
‫
‫پس تصمیم‌گیری در مورد میزانِ
‫کود شیمیایی برای جبرانِ این کمبود،

446
00:23:51,240 --> 00:23:53,480
‫
‫به عهده مدیر مزرعه، کیلب بود.

447
00:23:54,560 --> 00:23:58,760
‫
‫بنابراین چارلی رو به دفتر جدیدش دعوت کرد.

448
00:24:03,120 --> 00:24:04,840
‫خب داشتم اینو بررسی می‌کردم.

449
00:24:04,840 --> 00:24:06,040
‫«این» که می‌گی چیه؟

450
00:24:06,120 --> 00:24:07,320
‫کاشت محصولات.

451
00:24:07,320 --> 00:24:09,520
‫- من قبلا انجامش دادم که.
‫- آره اما من دارم انجامش می‌دم.

452
00:24:09,520 --> 00:24:11,000
‫چون من مدیر مزرعه‌ام.

453
00:24:11,800 --> 00:24:12,720
‫خب...

454
00:24:13,240 --> 00:24:15,880
‫باشه، برنامه تو چیه؟

455
00:24:16,480 --> 00:24:17,320
‫خب...

456
00:24:17,360 --> 00:24:19,200
‫به نظرم گندم رو توی
‫زمینِ پایین-راست بکاریم،

457
00:24:19,200 --> 00:24:22,280
‫که من بهش می‌گم دست-راست

458
00:24:22,320 --> 00:24:23,600
‫ضلع شرقی.

459
00:24:23,680 --> 00:24:25,640
‫آره، یا همون طرف، آره.

460
00:24:25,640 --> 00:24:28,440
‫- ضلع شرقی.
‫- آره، باشه، دست-راست.

461
00:24:28,440 --> 00:24:29,240
‫و بعد...

462
00:24:29,240 --> 00:24:31,800
‫«گندم بهاره» رو انتهایِ وسط مزرعه می‌کاریم.

463
00:24:31,800 --> 00:24:32,960
‫- باشه.
‫- آره؟

464
00:24:33,120 --> 00:24:34,920
‫و گفته بودی که...

465
00:24:34,920 --> 00:24:37,520
‫گفته بودی که حدودِ
‫100,000 پوند کود نیاز داریم؟

466
00:24:37,520 --> 00:24:38,640
‫تقریبا.

467
00:24:38,720 --> 00:24:42,400
‫فکر کنم بتونم تا 78,000 پوند کاهشش بدم.

468
00:24:42,440 --> 00:24:44,840
‫کود مرغ‌ها رو داریم،
‫کود گاوها رو هم داریم.

469
00:24:44,840 --> 00:24:48,120
‫خب، پس تو امیدواری که اون کودها،
‫مصرفِ نیتروژن مصنوعی‌مون رو کاهش بده؟

470
00:24:48,120 --> 00:24:50,440
‫- آره.
‫- در مورد نیتروژن کوتاهی نکن.

471
00:24:50,440 --> 00:24:53,480
‫و بی‌جهت سر و ته چیزی رو نزن.

472
00:24:53,480 --> 00:24:55,960
‫- چون ریسکش خیلی زیاده.
‫- آره.

473
00:24:55,960 --> 00:24:58,840
‫چون هزینه‌های رشد بیشتری
‫داری، قیمت بالاتری هم داری.

474
00:24:58,840 --> 00:25:02,040
‫برای به حداکثر رسوندن درآمدمون
‫به محصول خروجی نیاز داریم،

475
00:25:02,040 --> 00:25:05,360
‫چون اون چیزیه که آخر کار بهت سود می‌ده.

476
00:25:05,360 --> 00:25:07,360
‫به نظر من می‌تونیم
‫22,000 پوند صرفه‌جویی کنیم.

477
00:25:07,360 --> 00:25:09,160
‫بیا امیدوار باشیم جواب بده.

478
00:25:10,320 --> 00:25:12,400
‫- این مسابقه کشاورزی...
‫- آره.

479
00:25:12,400 --> 00:25:13,640
‫مشکلی باهاش نداری؟

480
00:25:13,640 --> 00:25:16,600
‫خب اون به سختی می‌تونه
‫زمین‌های زراعی رو کشاورزی کنه،

481
00:25:16,600 --> 00:25:19,280
‫چه برسه به زمین‌های غیر زراعی.

482
00:25:20,000 --> 00:25:22,840
‫خدا می‌دونه می‌خواد...
‫خدا می‌دونه تو مغزش چیه.

483
00:25:27,680 --> 00:25:31,720
‫
‫همین‌طور که اون‌ها بحث می‌کردن،
‫منم توی انبار مشغول بودم،

484
00:25:31,720 --> 00:25:35,160
‫
‫روی یه راه‌حل دیگه برای
‫تمشک‌چینی کار می‌کردم.

485
00:25:35,640 --> 00:25:37,160
‫
‫و باید بگم که،

486
00:25:37,160 --> 00:25:39,480
‫
‫خیلی هم ازش راضی بودم.

487
00:25:47,400 --> 00:25:51,200
‫و حالا می‌ریم اون‌طرف ماشین،

488
00:25:51,360 --> 00:25:52,920
‫جایی که...

489
00:25:53,800 --> 00:25:55,480
‫جارو برقی رو داریم.

490
00:25:55,520 --> 00:25:59,760
‫به سادگی، جارو برقی رو
‫می‌بریم نزدیک تمشک‌ها.

491
00:26:01,520 --> 00:26:02,680
‫آره!

492
00:26:02,880 --> 00:26:04,560
‫کی فکرشو می‌کرد!

493
00:26:04,560 --> 00:26:07,400
‫یه کاری کردم که جواب داد!

494
00:26:07,960 --> 00:26:10,040
‫دارم یه بوته رو درو می‌کنم.

495
00:26:10,200 --> 00:26:12,040
‫و فقط تمشک‌های سیاه رو هم برمی‌داره،

496
00:26:12,040 --> 00:26:14,680
‫قرمز‌های نارس رو برنمی‌داره.

497
00:26:15,400 --> 00:26:18,880
‫اینجا از جلوه‌های ویژه
‫استفاده نمی‌کنیم. همه‌ش واقعیه!

498
00:26:20,560 --> 00:26:21,560
‫آها!

499
00:26:22,160 --> 00:26:26,080
‫نمی‌دونم چه نوع جارو برقیه،
‫متخصص نیستم، اما...

500
00:26:26,080 --> 00:26:27,480
‫دارن اشتباه بازاریابیش می‌کنن.

501
00:26:27,480 --> 00:26:28,640
‫اینو ببینین!

502
00:26:28,800 --> 00:26:29,720
‫در عرض 5 دقیقه!

503
00:26:29,720 --> 00:26:32,680
‫و همه‌شونم قرمزن. خیلی  عجیبه!

504
00:26:37,080 --> 00:26:39,840
‫
‫وقتی که پرچین رو درو کردم...

505
00:26:40,280 --> 00:26:42,600
‫
‫رفتم به سمت آشپزخونه‌ی مزرعه،

506
00:26:42,640 --> 00:26:45,840
‫
‫کتاب آشپزی قدیمیِ «خانم بیتن» رو ورق زدم...

507
00:26:45,840 --> 00:26:49,320
‫تمشک، آب‌لیمو، شکر.

508
00:26:49,600 --> 00:26:54,480
‫
‫...و شروع کردم به درست کردنِ
‫مربای تمشکِ 

509
00:26:54,480 --> 00:26:55,520
‫اوووه!

510
00:26:55,520 --> 00:26:56,760
‫لعنتی!

511
00:27:02,440 --> 00:27:06,120
‫پس تمومِ کاری که باید بکنم
‫اینه که شکرِ مربا رو اضافه کنم،

512
00:27:06,120 --> 00:27:07,880
‫آب‌لیمو رو اضافه کنم،

513
00:27:08,080 --> 00:27:10,480
‫بذارم نیم ساعت یا بیشتر بجوشه،

514
00:27:10,480 --> 00:27:12,360
‫خنک بشه، بفروشمش.

515
00:27:12,400 --> 00:27:14,080
‫یک ساعت کار.

516
00:27:14,160 --> 00:27:16,640
‫یک ساعت هم درو کردن‌شون.
‫دو ساعت کار.

517
00:27:17,000 --> 00:27:19,160
‫به این می‌گن سود خالص.

518
00:27:21,800 --> 00:27:22,920
‫سلام.

519
00:27:23,760 --> 00:27:26,400
‫- چی‌کار می‌کنی؟
‫- مربا درست می‌کنم، پسر عزیزم، مربا.

520
00:27:26,440 --> 00:27:28,880
‫این کشاورزیِ جدیده.

521
00:27:29,120 --> 00:27:32,200
‫
‫از اونجایی که با گاوها یا
‫غلات سروکار نداشتیم،

522
00:27:32,240 --> 00:27:36,200
‫
‫فکر می‌کردم که جایی برای
‫توبیخ شدن وجود نداشت.

523
00:27:37,840 --> 00:27:39,880
‫خب، مشخصه که تمشکن.

524
00:27:39,880 --> 00:27:41,960
‫- آره.
‫- چقدر داخلشه؟

525
00:27:42,360 --> 00:27:43,600
‫خب، این‌قدر.

526
00:27:43,800 --> 00:27:45,480
‫- نه، خب چقدر؟
‫- نمی‌دونم.

527
00:27:45,480 --> 00:27:46,920
‫باید اندازه‌ش بگیری.

528
00:27:47,040 --> 00:27:49,120
‫نمی‌تونی همه‌ش رو
‫همین‌طوری بریزی توش که.

529
00:27:49,160 --> 00:27:51,720
‫- قاعدتا می‌خوای مربا رو بفروشی دیگه.
‫- آره.

530
00:27:51,720 --> 00:27:54,000
‫آیا تست بهداشت غذایی رو انجام دادی؟

531
00:27:54,880 --> 00:27:55,760
‫نه.

532
00:27:55,920 --> 00:27:57,560
‫PHــش چقدره؟

533
00:27:57,560 --> 00:27:58,880
‫آیا حاویِ مواد حساسیت‌زا است؟

534
00:27:58,880 --> 00:27:59,880
‫[نامفهوم]
‫آیا حاویِ مواد حساسیت‌زا است؟

535
00:27:59,880 --> 00:28:02,480
‫چی می‌شه اگه یه نفر
‫به تمشک آلرژی داشته باشه؟

536
00:28:02,560 --> 00:28:04,120
‫خب، باید روش بنویسی.

537
00:28:04,120 --> 00:28:06,880
‫«ممکن است این مربایِ
‫تمشک حاویِ تمشک باشد.»

538
00:28:06,880 --> 00:28:08,280
‫فقط تمشک توشه؟

539
00:28:08,280 --> 00:28:09,760
‫نه، آب‌لیمو هم.

540
00:28:09,880 --> 00:28:11,880
‫خب باید چیزی که اینجا
‫نوشته رو فهرست کنی.

541
00:28:11,880 --> 00:28:15,360
‫توش «پتاسیم متابی‌سولفیت» داره.

542
00:28:15,360 --> 00:28:17,760
‫- پس باید فهرستش کنی.
‫- پس روی مربام باید بنویسم...

543
00:28:17,800 --> 00:28:21,560
‫«ممکن است آثاری از پتاسیم
‫متابی‌سولفیت داشته باشد»؟

544
00:28:21,560 --> 00:28:23,720
‫- آره، چون...
‫- بازاریابی خوبی نیست که.

545
00:28:23,720 --> 00:28:27,640
‫خب، الان داری مربا درست
‫می‌کنی یا کمپوت یا کنسرو؟

546
00:28:28,600 --> 00:28:30,000
‫تفاوت‌شون چیه؟

547
00:28:30,320 --> 00:28:31,840
‫خب، باشه...

548
00:28:32,680 --> 00:28:35,040
‫یه تفاوت دارن و همه‌ش
‫به مقدارِ قند مربوط می‌شه.

549
00:28:35,040 --> 00:28:37,560
‫دیدی روی شیشه مربا نوشته:

550
00:28:37,760 --> 00:28:40,720
‫«این با فلان مقدار میوه درست شده.»

551
00:28:40,720 --> 00:28:45,080
‫خب مثلا 50 گرم میوه،
‫100 گرم مربا ازش درست شده.

552
00:28:45,760 --> 00:28:47,280
‫نمی‌دونم داری چی می‌گی.

553
00:28:47,480 --> 00:28:50,080
‫خانم بیتن چی می‌گه؟
‫می‌گه که...

554
00:28:50,080 --> 00:28:54,360
‫برای تهیه مربا باید مقدارِ
‫مشخصی شکر استفاده کنی.

555
00:28:54,360 --> 00:28:55,960
‫نه، ننوشته که.

556
00:28:58,120 --> 00:29:00,280
‫سه پوند به نسبتِ سه پوند!

557
00:29:00,280 --> 00:29:02,280
‫خب سه پوند شکر ریختم توش دیگه.

558
00:29:02,280 --> 00:29:04,680
‫- ولی چقدر تمشک توشه؟
‫- نمی‌دونم.

559
00:29:04,720 --> 00:29:08,280
‫خب اساسا... نمی‌تونی ازش استفاده کنی.

560
00:29:08,440 --> 00:29:10,360
‫- چی؟
‫- وزنش رو اندازه نگرفتی.

561
00:29:10,360 --> 00:29:12,040
‫- باید بدونی که...
‫- نمی‌تونم ازش استفاده کنم؟

562
00:29:12,080 --> 00:29:13,960
‫باید دوباره شروع کنی.

563
00:29:16,320 --> 00:29:19,960
‫
‫من تنها کسی نبودم که
‫توسط امواجِ منفی چارلی...

564
00:29:19,960 --> 00:29:22,200
‫
‫ به صخره‌ها کوبیده شدم،

565
00:29:22,200 --> 00:29:24,280
‫
‫چون که اون‌طرفِ مزرعه،

566
00:29:24,280 --> 00:29:30,680
‫
‫کیلب هم داشت به‌خاطر برنامه‌ی
‫کاشت کلزاش، کتک می‌خورد.

567
00:29:32,200 --> 00:29:33,360
‫الان...

568
00:29:34,680 --> 00:29:37,280
‫- برنامه کاشت جدیدت دستمه.
‫- خیلی‌خب، عالیه.

569
00:29:37,280 --> 00:29:39,560
‫- هنوزم کلزا رو داری که.
‫- آره.

570
00:29:39,920 --> 00:29:41,160
‫چرا؟

571
00:29:42,440 --> 00:29:43,960
‫به نظرم یه ریسکه.

572
00:29:43,960 --> 00:29:45,760
‫- آره ریسکه.
‫- آخرین بار کی بارون اومد؟

573
00:29:45,760 --> 00:29:47,000
‫- یادم نمی‌اد.
‫- آپریل بود.

574
00:29:47,000 --> 00:29:49,040
‫رطوبتی توی خاک نیست.
‫زمین سفته.

575
00:29:49,040 --> 00:29:50,880
‫هجوم «سوسک ککی» رو خواهیم داشت

576
00:29:50,880 --> 00:29:52,360
‫نمی‌دونم کی قراره بارون بیاد.

577
00:29:52,360 --> 00:29:54,680
‫اما به نظر من ریسکیه که باید بپذیریم.

578
00:29:54,760 --> 00:29:59,040
‫چند تا کشاورز امسال
‫به دلیل آب‌و‌هوا، کلزا نکاشتن؟

579
00:29:59,040 --> 00:30:01,520
‫- خب، خیلی زیاد.
‫- خیلی زیاد، آره.

580
00:30:01,520 --> 00:30:04,840
‫بنابراین قیمتش، اگه الان 5.57 پوند باشه،

581
00:30:04,840 --> 00:30:06,360
‫بعد از یه سال،

582
00:30:06,360 --> 00:30:07,840
‫وقتی که بگن کمبود کلزا وجود داره،

583
00:30:07,840 --> 00:30:11,120
‫چون که هیچ کشاورزی به دلیل
‫آب‌وهوا دیکه اونو نمی‌کاره، آره؟

584
00:30:11,120 --> 00:30:13,480
‫قیمتش می‌تونه بره بالا.

585
00:30:13,600 --> 00:30:15,720
‫- اگه این‌طوری پیش بره...
‫- «اگه!»

586
00:30:15,720 --> 00:30:17,680
‫یا شکست می‌خوره؟

587
00:30:20,720 --> 00:30:23,120
‫من مایلم که ریسکِ...

588
00:30:23,120 --> 00:30:25,280
‫کاشت کلزای امسال رو بپذیرم.

589
00:30:25,560 --> 00:30:28,040
‫- به عنوان مدیر مزرعه.
‫- الان داری...

590
00:30:28,400 --> 00:30:30,920
‫...سودآوری مزرعه رو دنبال می‌کنی،

591
00:30:30,960 --> 00:30:35,080
‫یا فقط سعی می‌کنی جرمی رو
‫تعقیب کنی، چون شروع بهتری داشته؟

592
00:30:35,080 --> 00:30:36,280
‫مزرعه.

593
00:30:36,880 --> 00:30:38,240
‫و جرمی.

594
00:30:38,480 --> 00:30:41,720
‫- فقط روی مزرعه تمرکز کن!
‫- کردم!

595
00:30:41,720 --> 00:30:42,760
‫باشه.

596
00:30:43,200 --> 00:30:44,400
‫کردم!

597
00:30:45,120 --> 00:30:46,280
‫چیزی نمی‌شه!

598
00:30:48,360 --> 00:30:51,800
‫
‫با چارلی موافق بودم که کلزا ایده بدیه،

599
00:30:51,840 --> 00:30:53,680
‫
‫اما وقتی برای بحث در این مورد نبود،

600
00:30:53,680 --> 00:30:58,160
‫
‫چون برای مربام باید تمشکِ
‫بیشتری جمع می‌کردم.

601
00:30:59,800 --> 00:31:03,560
‫اگه اینو وزن کنیم، می‌دونیم که
‫توی هر شیشه چقدر مربا می‌ره.

602
00:31:03,560 --> 00:31:05,680
‫از جا می‌دونی که هر بار
‫یه اندازه پرشون می‌کنی؟

603
00:31:05,720 --> 00:31:08,600
‫
‫این‌طور نیست که بگی 2 گرم یا 20 گرم.

604
00:31:08,600 --> 00:31:10,400
‫تفاوت زیادی بین‌شونه.

605
00:31:11,480 --> 00:31:13,160
‫با همین استدلالت پیش می‌رم.

606
00:31:13,160 --> 00:31:14,160
‫خب.

607
00:31:15,560 --> 00:31:19,440
‫اون شیشه با سرش، 228 گرم وزنشه.

608
00:31:19,440 --> 00:31:20,400
‫آره.

609
00:31:23,360 --> 00:31:27,080
‫با میوه‌ی داخلش می‌شه 443 گرم.

610
00:31:27,080 --> 00:31:28,440
‫می‌شه 215.

611
00:31:28,440 --> 00:31:29,840
‫- تفاوتی هست؟
‫- آره.

612
00:31:29,880 --> 00:31:35,480
‫پس می‌دونیم که توی هر
‫شیشه 215 گرم میوه خواهد بود.

613
00:31:35,960 --> 00:31:36,920
‫- آره؟
‫- آره.

614
00:31:36,920 --> 00:31:39,440
‫اگه بشورمش، می‌شه
‫دوباره استفاده‌ش کرد، مگه نه؟

615
00:31:39,440 --> 00:31:41,840
‫آره، نکته اصلی استفاده
‫از ظرف شیشه‌ای همینه.

616
00:31:41,840 --> 00:31:44,400
‫دقیـــــــقا!
‫[نامفهوم]

617
00:31:45,000 --> 00:31:46,640
‫باید استریلش کنم؟

618
00:31:46,640 --> 00:31:48,400
‫آره، باید استریلش کنی.

619
00:31:48,400 --> 00:31:49,560
‫قبلا تجربه‌ش کردیم.

620
00:31:49,560 --> 00:31:52,280
‫ده دقیقه بذارش توی فرِ گرم.

621
00:31:52,520 --> 00:31:54,960
‫استریل کردن درب و شیشه.

622
00:31:59,480 --> 00:32:01,040
‫نه.

623
00:32:08,240 --> 00:32:09,720
‫نه، هیچی توش نیست که.

624
00:32:09,720 --> 00:32:10,480
‫نه.

625
00:32:11,240 --> 00:32:14,120
‫- فر اینجاست.
‫- عه آره، پس این چیه؟

626
00:32:17,560 --> 00:32:19,840
‫
‫با وجودِ مشکلات جزئی،

627
00:32:19,840 --> 00:32:21,880
‫
‫چند روز بعد،

628
00:32:21,880 --> 00:32:25,080
‫
‫مرباهام آماده فروش بود.

629
00:32:25,240 --> 00:32:26,560
‫همه‌ی اون‌ها.

630
00:32:26,880 --> 00:32:28,120
‫همه‌ی این‌ها.

631
00:32:29,320 --> 00:32:31,320
‫کاشت تمشک‌ها...

632
00:32:31,320 --> 00:32:32,920
‫هیچ هزینه‌ای نداشت.

633
00:32:32,960 --> 00:32:34,520
‫لازم نبود کود به‌شون بدم.

634
00:32:34,520 --> 00:32:36,480
‫لازم نبود هیچ کاری بکنم.

635
00:32:36,600 --> 00:32:38,960
‫تا چشمت درآد، کیلب.

636
00:32:43,760 --> 00:32:46,040
‫ببین چی برات آوردم.

637
00:32:46,080 --> 00:32:48,760
‫- امکان نداره!
‫- داره!

638
00:32:49,200 --> 00:32:51,600
‫- با چه قیمتی می‌تونیم بفروشیم؟
‫- تو چه قیمتی می‌گی؟

639
00:32:51,600 --> 00:32:54,520
‫خب، هزینه تهیه‌ش 1.49 پوند شده.

640
00:32:54,520 --> 00:32:57,320
‫60 پنی برای شیشه،
‫47 پنی برای برچسب،

641
00:32:57,440 --> 00:33:00,280
‫و 42 پنی برای شکرِ هر ظرف.

642
00:33:00,440 --> 00:33:03,280
‫به نظرم 3.60 پوند قیمت معقولیه.

643
00:33:03,280 --> 00:33:05,360
‫خب من می‌تونم 4.80 پوند بفروشمش.

644
00:33:05,400 --> 00:33:07,400
‫همون 3.60 پوند.
‫از این حرف‌ها هم برام نزن...

645
00:33:07,400 --> 00:33:09,560
‫
‫[به لهجه ایرلندی]
‫خب می‌تونیم گرون‌تر بفروشیم.

646
00:33:09,560 --> 00:33:10,760
‫3.60 پوند.

647
00:33:13,000 --> 00:33:17,080
‫
‫همون‌قدر که دیدن مرباهام
‫توی قفسه‌ها خوب بود،

648
00:33:17,360 --> 00:33:20,120
‫
‫می‌دونستم که منابع درآمد فعلیم...

649
00:33:20,120 --> 00:33:21,520
‫
‫از کشاورزی زمین‌های غیر زراعی...

650
00:33:21,520 --> 00:33:23,600
‫
‫به زودی خشک خواهند شد.

651
00:33:25,800 --> 00:33:28,080
‫
‫پاییز در راه بود،

652
00:33:28,080 --> 00:33:30,680
‫
‫که یعنی زنبورها برای امسال
‫دیگه دست از کار می‌کشن،

653
00:33:30,720 --> 00:33:31,840
‫
‫و پرچین‌ها...

654
00:33:31,840 --> 00:33:34,480
‫
‫خالی از میوه می‌شن.

655
00:33:35,320 --> 00:33:36,240
‫
‫هر چند...

656
00:33:36,240 --> 00:33:39,000
‫
‫یه ایده فکریِ پول‌ساز دیگه داشتم،

657
00:33:39,040 --> 00:33:42,760
‫
‫و صبر نداشتم تا در موردش به چارلی بگم.

658
00:33:45,000 --> 00:33:46,760
‫یه چیز جدید دارم.

659
00:33:47,840 --> 00:33:48,960
‫خوک.

660
00:33:49,600 --> 00:33:50,680
‫خوک؟

661
00:33:50,880 --> 00:33:51,960
‫خوک.

662
00:33:52,480 --> 00:33:54,320
‫و دلیل هم براش دارم.

663
00:33:55,440 --> 00:33:58,320
‫این صدای نخست وزیره
‫که داره صحبت می‌کنه.

664
00:33:58,320 --> 00:33:59,360
‫آماده‌ای؟

665
00:34:02,320 --> 00:34:05,120
‫
‫در ماه دسامبر، به پکن می‌رم،

666
00:34:05,160 --> 00:34:08,440
‫
‫تا بازارهای جدید افتتاح کنم.

667
00:34:10,040 --> 00:34:13,040
‫و اینجاشو مکث کرد برای
‫تشویق ولی رخ نداد.

668
00:34:13,040 --> 00:34:14,840
‫ولی من حواسم بود.

669
00:34:14,960 --> 00:34:16,720
‫پس داره بازارهای جدیدِ
‫ باز می‌کنه.

670
00:34:16,720 --> 00:34:19,840
‫و این یه زنه که...
‫البته الان نخست وزیره.

671
00:34:19,880 --> 00:34:22,960
‫هزاران عضوِ «حزب محافظه‌کار»
‫این خانم رو زیر نظر گرفتن

672
00:34:22,960 --> 00:34:26,720
‫و گفتن که: «عاقله، مصممه،
‫باهوشه، انتخاب درستیه.»

673
00:34:26,720 --> 00:34:28,520
‫اون فکر می‌کنه که قراره...

674
00:34:28,520 --> 00:34:31,240
‫بازار در حال
‫رشدی توی چین باشه.

675
00:34:33,520 --> 00:34:35,760
‫پس می‌خوای خوک پرورش بدی؟

676
00:34:35,760 --> 00:34:37,680
‫آره، چون بعدش خوک گیرت می‌اد.

677
00:34:37,680 --> 00:34:40,520
‫چند تا خوک این‌ور اون‌ور بدوند، باحاله که.

678
00:34:40,800 --> 00:34:41,560
‫نیست؟

679
00:34:41,560 --> 00:34:44,400
‫از نظر مدیریت، خیلی راحت‌تره که...

680
00:34:44,400 --> 00:34:46,000
‫یهو از خوک‌ها پریدی به فروشگاه،

681
00:34:46,240 --> 00:34:50,200
‫بدون در نظر گرفتنِ بخشِ تولید.

682
00:34:50,200 --> 00:34:52,320
‫«لیز تراس» می‌گه می‌تونم
‫توی پکن بفروشم‌شون.

683
00:34:52,320 --> 00:34:54,840
‫من نمی‌خوام توی پکن بفروشی‌شون.
‫توی مغازه خودت بفروش‌شون.

684
00:34:54,840 --> 00:34:58,400
‫- می‌خوام همین‌جا بفروشم‌شون.
‫- کی ازشون مراقبت می‌کنه؟

685
00:34:59,440 --> 00:35:01,120
‫- خودم.
‫- هر روز؟

686
00:35:01,120 --> 00:35:02,080
‫آره.

687
00:35:02,240 --> 00:35:04,480
‫- من هر روز همین‌جام.
‫- وقتی که نیستی چی؟

688
00:35:04,480 --> 00:35:06,400
‫- کیلب.
‫- وقت داره براش؟

689
00:35:06,440 --> 00:35:07,440
‫آره.

690
00:35:07,600 --> 00:35:09,800
‫- کجا قراره زندگی کنن؟
‫- خب...

691
00:35:09,960 --> 00:35:13,280
‫چون کیلب نمی‌تونه سیب‌زمینی‌ها رو
‫از زمین در بیاره، اون‌ها می‌رن توی...

692
00:35:13,280 --> 00:35:15,440
‫- ...زمینی که سیب‌زمینی‌ها هستن.
‫- خوبه.

693
00:35:15,520 --> 00:35:17,320
‫اون بخش رو حصارکشی می‌کنیم.

694
00:35:17,320 --> 00:35:19,320
‫- آره.
‫- می‌رن اون تو.

695
00:35:19,400 --> 00:35:22,800
‫و سیب‌زمینی‌ها رو می‌خورن،
‫پس بهره‌ای هم از سیب‌زمینی‌ها می‌گیریم.

696
00:35:22,800 --> 00:35:24,040
‫آره، ولی برای همیشه
‫که اونجا نخواهند بود.

697
00:35:24,040 --> 00:35:25,000
‫
‫- نه!

698
00:35:25,000 --> 00:35:25,920
‫جنگل!

699
00:35:25,920 --> 00:35:27,640
‫می‌شن خوک‌های جنگلی.

700
00:35:27,640 --> 00:35:28,760
‫می‌تونم بذارم‌شون توی جنگل.

701
00:35:28,760 --> 00:35:31,720
‫چون می‌دونی که دارم
‫با کیلب رقابت می‌کنم دیگه؟

702
00:35:31,720 --> 00:35:34,960
‫بهش گفتم که می‌تونم
‫از جنگل هم پول در بیارم،

703
00:35:34,960 --> 00:35:35,840
‫- آره؟
‫- آره.

704
00:35:35,840 --> 00:35:37,840
‫اگه خوک‌ها رو وقتی که
‫تمام سیب‌زمینی‌هایی که...

705
00:35:37,840 --> 00:35:39,880
‫اون نتونست برداشت کنه
‫رو خوردن، بذارم توی جنگل،

706
00:35:39,920 --> 00:35:43,280
‫توی جنگل زندگی می‌کنن
‫و همه‌جا رو بو می‌کشن.

707
00:35:43,320 --> 00:35:46,000
‫و من از بخشِ کسب‌و‌کارِ خودم پول درمی‌آرم،

708
00:35:46,000 --> 00:35:47,880
‫چون می‌تونن دنبال «ترافل» بگردن

709
00:35:47,880 --> 00:35:51,280
‫و خاک و زیر و رو می‌کنن و دنبال
‫بلوط و این چیزها می‌گردن دیگه، نه؟

710
00:35:51,280 --> 00:35:55,280
‫عینِ دنیای خیالیِ «وینی پو».

711
00:35:55,280 --> 00:35:59,520
‫خوراک‌جو هستن، ولی بیشتر
‫شبیه به لودرهای «JCB»‌ هستن.
‫(تولیدکننده ماشین‌آلات سنگین)

712
00:35:59,520 --> 00:36:04,800
‫پس می‌خوای جنگل رو به
‫پیستِ ماشین‌سواری تبدیل کنی.

713
00:36:04,800 --> 00:36:07,120
‫بعدش هم بچه‌هایِ BMXسوار رو می‌اری...
‫(مشابقات دوچرخه‌سواری آفرود)

714
00:36:07,160 --> 00:36:10,880
‫تا توی این تپه‌های بزرگی که
‫درست کردن، دوچرخه‌سواری کنن.

715
00:36:10,880 --> 00:36:13,840
‫تا الان این منفی‌ترین نظریه که دادی.

716
00:36:13,880 --> 00:36:15,080
‫من فقط...

717
00:36:15,080 --> 00:36:17,440
‫در مورد پرورش خوک‌ها نگرانم.

718
00:36:17,440 --> 00:36:19,760
‫اون طبیعتِ ایده‌آلی که توی ذهن توئه...

719
00:36:19,760 --> 00:36:22,040
‫می‌خوام صداها تا از
‫اون‌ها رو بیارم توی جنگل،

720
00:36:22,080 --> 00:36:24,920
‫زمین رو بو بکشن،
‫خار و خاشاک رو تمیز کنن.

721
00:36:25,000 --> 00:36:26,840
‫[نامفهوم]

722
00:36:26,880 --> 00:36:28,600
‫می‌دونی چیه، اصلا می‌خوام شروعش کنم.

723
00:36:28,600 --> 00:36:31,400
‫
‫- خوبه.
‫- می‌رم یه کشاورزِ خوک
‫پیدا کنم و چند تا خوک بگیرم.

724
00:36:34,160 --> 00:36:35,640
‫بی‌خیال دیگه!

725
00:36:35,640 --> 00:36:37,280
‫آره!

726
00:36:42,800 --> 00:36:46,280
‫
‫هنگامی که دست به کار شدم،
‫بدون هیچ کمکی از چارلی،

727
00:36:46,320 --> 00:36:50,640
‫
‫کیلب، لامبو رو برای
‫سرویس‌های مورد نیاز برد،

728
00:36:52,280 --> 00:36:56,680
‫
‫و بعد از تراکتور اسباب‌بازیش
‫برای کار در زمین‌ها استفاده کرد،

729
00:36:56,680 --> 00:36:58,920
‫
‫زمینی که دیوارهاش کمی
‫خسته به نظر می‌رسن،

730
00:36:58,920 --> 00:37:02,320
‫
‫چون جرالد هنوز حالش بد بود.

731
00:37:03,960 --> 00:37:07,800
‫
‫سپس وقت این رسید که من و
‫کیلب یه گپ جدی با هم بزنیم،

732
00:37:07,800 --> 00:37:09,080
‫
‫درباره این‌که رقابت‌مون چطور پیش می‌ره.

733
00:37:09,080 --> 00:37:10,720
‫خب این می‌شه «دخل» و «خرج».

734
00:37:10,880 --> 00:37:14,520
‫مربا: 230 پوند.

735
00:37:15,280 --> 00:37:17,880
‫- آره؟ 230 پوند سود.
‫- آره.

736
00:37:17,880 --> 00:37:21,160
‫اونم وقتی که هزینه شیشه‌ها و
‫چیزهای دیگه رو ازش کم کردم، درسته؟

737
00:37:21,160 --> 00:37:26,040
‫تو 78,000 پوند برای کود خرج کردی.

738
00:37:26,480 --> 00:37:28,400
‫هیچی ازش در نیاوردی.

739
00:37:30,040 --> 00:37:33,120
‫خب وضع الان‌مون اینه.
‫من 230 پوند بالاترم.

740
00:37:33,120 --> 00:37:36,240
‫تو منفیِ 78,000 پوندی.

741
00:37:36,480 --> 00:37:38,280
‫و چقدر خرج بذر کردی؟

742
00:37:38,280 --> 00:37:40,000
‫2,500 پوند برای کلزا.

743
00:37:40,000 --> 00:37:41,160
‫پس شد کلزا،

744
00:37:41,160 --> 00:37:45,320
‫که بهت گفتم نکاری،
‫ولی کاشتی: 2,500.

745
00:37:45,520 --> 00:37:46,520
‫گندم؟

746
00:37:46,760 --> 00:37:49,440
‫- شیش هزارتا.
‫- 6,000 پوند.

747
00:37:49,600 --> 00:37:52,080
‫- مواد شیمیایی؟
‫- 1,500.

748
00:37:52,160 --> 00:37:53,200
‫گازوئیل؟

749
00:37:53,520 --> 00:37:55,960
‫- 2,000 پوند.
‫- 2,000 تا برای گازوئیل.

750
00:37:56,040 --> 00:37:57,320
‫از این بازی خوشم نمی‌اد.

751
00:37:57,320 --> 00:37:58,240
‫فقط...

752
00:37:58,320 --> 00:38:00,840
‫- سرویس تراکتور؟
‫- ولی تو خرابش کردی که.

753
00:38:00,840 --> 00:38:03,120
‫پس الان تو روی 78...

754
00:38:03,640 --> 00:38:08,160
‫80، 86، 87، 89، 94...

755
00:38:08,160 --> 00:38:13,160
‫منفیِ 95,400 پوند.

756
00:38:13,160 --> 00:38:17,120
‫و من مثبتِ 230 پوند.

757
00:38:18,240 --> 00:38:23,640
‫پس من 95,630 پوند ازت جلوترم.

758
00:38:25,240 --> 00:38:27,040
‫حتی... اوه عسل‌هام!

759
00:38:27,120 --> 00:38:29,200
‫- 8,000 پوند.
‫- چی؟

760
00:38:29,880 --> 00:38:31,640
‫کالای سودآوریه.

761
00:38:32,080 --> 00:38:35,920
‫پس درواقع من 8,230 پوند بالاترم،

762
00:38:35,920 --> 00:38:37,960
‫که اثبات می‌کنه ایده من...

763
00:38:37,960 --> 00:38:41,120
‫از کشاورزیِ زمین‌های غیر زراعی...

764
00:38:41,600 --> 00:38:43,440
‫داره خوب کار می‌کنه.

765
00:38:49,320 --> 00:38:51,360
‫
‫از اونجایی که جدول کیلب...

766
00:38:51,360 --> 00:38:54,080
‫
‫مثل صورت حسابِ «بوریس بکر» بود

767
00:38:54,080 --> 00:38:58,640
‫
‫تصمیم گرفتم که تراکتورِ
‫تازه سرویسم رو آتیش کنم،

768
00:38:59,320 --> 00:39:03,840
‫
‫و توی کارِ هرس کردنِ
‫زمین‌ها بهش کمک کنم.

769
00:39:04,280 --> 00:39:07,480
‫کیلب امروز سوارِ لامبورگینی قدیمی‌شه.

770
00:39:07,480 --> 00:39:10,320
‫پس امروز یه جفت لامبورگینی توی کار داریم.

771
00:39:12,480 --> 00:39:14,200
‫نگاه، یه کار هم برای جرالد داریم اونجا.

772
00:39:14,200 --> 00:39:15,960
‫یه دیوارِ خراب.

773
00:39:16,440 --> 00:39:18,440
‫احتمالا کارِ گورکن‌هاست.

774
00:39:19,640 --> 00:39:22,120
‫
‫چه حسی داره دوباره سوار تراکتورت شدن؟

775
00:39:22,320 --> 00:39:26,040
‫
‫خیلی خوبه و هر موقع که بخوام می‌ایسته.

776
00:39:26,200 --> 00:39:27,720
‫ترمزهاش خوبن.

777
00:39:27,800 --> 00:39:29,240
‫قدرتش خوبه.

778
00:39:29,600 --> 00:39:32,920
‫راحتیش خوبه، کولرش کار می‌کنه.

779
00:39:38,360 --> 00:39:39,440
‫سلام.

780
00:39:43,200 --> 00:39:44,040
‫آره.

781
00:39:46,280 --> 00:39:47,920
‫سلام، اوضاع چطوره؟

782
00:39:52,080 --> 00:39:53,560
‫وای نه!

783
00:40:05,880 --> 00:40:06,720
‫خب.

784
00:40:07,080 --> 00:40:07,920
‫آره.

785
00:40:08,400 --> 00:40:10,000
‫چیزی نیاز داری؟

786
00:40:11,640 --> 00:40:14,520
‫خیلی‌خب، باشه.
‫بعدا می‌بینمت، باشه؟

787
00:40:15,160 --> 00:40:16,560
‫خب مراقب باش.

788
00:40:22,400 --> 00:40:24,240
‫جرالد سرطان داره.
