﻿1
00:00:21,240 --> 00:00:25,320
‫
‫جرالد به سرطان  مبتلا شده بود.

2
00:00:26,720 --> 00:00:29,360
‫
‫چیزی که من و کیلب در حینِ
‫تلاش برای انجام کاری که...

3
00:00:29,360 --> 00:00:33,600
‫
‫دوستِ غایب‌مون معمولا انجام
‫می‌داد، درباره‌ش بحث کردیم.

4
00:00:35,920 --> 00:00:36,840
‫نه.

5
00:00:38,000 --> 00:00:39,040
‫نه.

6
00:00:39,320 --> 00:00:41,400
‫لامصب خیلی پیچیده‌اس.

7
00:00:41,400 --> 00:00:42,240
‫آره.

8
00:00:42,880 --> 00:00:45,920
‫با دکترها و چیزهایی که
‫می‌شناسم، تماس گرفته‌ام.

9
00:00:45,920 --> 00:00:46,760
‫خب؟

10
00:00:46,880 --> 00:00:49,680
‫و شانس درمانش خیلی بالاست.

11
00:00:49,880 --> 00:00:52,320
‫ولی داره تا سر حد مرگ می‌ترسوندش.

12
00:00:53,880 --> 00:00:55,440
‫این چیزها رو نمی‌فهمه دیگه.

13
00:00:55,440 --> 00:00:57,920
‫نه، می‌دونم که نمی‌فهمه.

14
00:00:57,920 --> 00:00:59,520
‫سردرگم شده، چون...

15
00:00:59,520 --> 00:01:02,960
‫به دلایل واضحی، یکی بهش
‫گفته: «شرمنده، سرطان داری.»

16
00:01:02,960 --> 00:01:04,880
‫این تموم چیزیه که شنیده.

17
00:01:05,080 --> 00:01:07,000
‫شدیدا ناراحته.

18
00:01:07,080 --> 00:01:08,880
‫بیچاره وحشت کرده.

19
00:01:10,400 --> 00:01:11,560
‫مردِ قوی‌ایه.

20
00:01:11,560 --> 00:01:13,280
‫تمام عمرش رو روی زمین کار کرده.

21
00:01:13,280 --> 00:01:15,320
‫آدم ضعیفی نیست، مگه نه؟

22
00:01:15,360 --> 00:01:17,240
‫می‌تونه یه روز کامل کار کنه...

23
00:01:17,240 --> 00:01:19,320
‫- چند سالشه؟
‫- 74.

24
00:01:19,560 --> 00:01:20,880
‫آدم معرکه‌ایه.

25
00:01:27,680 --> 00:01:30,280
‫
‫«مزرعه کلارکسون»
‫

26
00:01:30,280 --> 00:01:32,520
‫
‫«قسمت 18»
‫

27
00:01:32,520 --> 00:01:37,520
‫
‫«قسمت 18»
‫«خوکداری»

28
00:01:41,800 --> 00:01:44,400
‫
‫هم‌اکنون داشتیم به
‫اواخر پاییز نزدیک می‌شدیم.

29
00:01:46,320 --> 00:01:50,480
‫
‫و در بخشِ کیلب از مزرعه،
‫در یکی از زمین‌های زراعی،

30
00:01:50,480 --> 00:01:52,920
‫
‫کارها خوب پیش نمی‌رفت.

31
00:01:53,880 --> 00:01:58,280
‫جرمی و چارلی گفتن که
‫برای کاشت کلزا خیلی دیره.

32
00:01:58,560 --> 00:02:00,760
‫به عنوان مدیر مزرعه، تصمیم گرفتم،

33
00:02:00,760 --> 00:02:02,080
‫تا خودم بکارمش.

34
00:02:02,120 --> 00:02:04,280
‫و متاسفانه، شکست خورد.

35
00:02:12,120 --> 00:02:15,000
‫
‫و وقتی کیلب به دیدن من اومد،

36
00:02:15,000 --> 00:02:17,800
‫
‫حتی بیشتر هم اذیت شد.

37
00:02:21,920 --> 00:02:23,800
‫اون دیگه کیه؟

38
00:02:24,000 --> 00:02:26,520
‫خب جالبه که اینو باید بپرسی، چون...

39
00:02:26,520 --> 00:02:30,200
‫در حقیقت نصفِ گروهِ «Groove Armada»ــست.
‫(گروه دو نفره موسیقی الکترونیک در لندن)

40
00:02:31,680 --> 00:02:32,480
‫کی؟

41
00:02:32,480 --> 00:02:34,880
‫توی گروه Groove Armada بوده.

42
00:02:34,920 --> 00:02:37,600
‫اصلا نمی‌دونم چیه.
‫چرا داره تو زمین من کاشت می‌کنه؟

43
00:02:39,960 --> 00:02:43,720
‫
‫قضیه از این قراره که، «اندی کاتو»،
‫هموطن «دانکستری»‌مون،
‫ (Andy Cato عضو گروه Groove Armada
‫Doncaster شهری در شمال انگستان)

44
00:02:43,720 --> 00:02:46,000
‫
‫دیگه این کارو برای نون درآوردن نمی‌کنه:

45
00:02:46,000 --> 00:02:50,400
‫
‫و چند هفته پیش، اون و
‫شریک تجاریش، «جورج لمب»،
‫ (George Lamb مجری رادیو و تلویزیون)

46
00:02:51,080 --> 00:02:55,160
‫
‫یه سر به‌مون زدن تا درباره‌ی
‫ایده بزرگ‌شون با ما حرف بزنن.

47
00:02:55,920 --> 00:02:58,800
‫می‌دونم که بهش می‌گن
‫«کشاورزی احیاکننده»، مگه نه؟

48
00:02:58,840 --> 00:03:01,840
‫اما واقعا می‌خوام بدونم که چیه.

49
00:03:01,920 --> 00:03:03,000
‫اساسا...

50
00:03:03,000 --> 00:03:06,280
‫سیستم کشاورزی فعلی ما بر علیه
‫سیستم‌های طبیعی اعلان جنگ کردند.

51
00:03:06,280 --> 00:03:08,440
‫و شرایط سختی برامون ایجاد کرده.

52
00:03:08,480 --> 00:03:11,080
‫خاک‌مون سفت و سمی شده،

53
00:03:11,080 --> 00:03:14,840
‫تا جایی که در عرض
‫چند دهه دیگه کم آوردن.

54
00:03:14,920 --> 00:03:16,840
‫80درصد از حشرات‌مون رو از دست داده‌ایم،

55
00:03:16,840 --> 00:03:18,800
‫بنابراین نمی‌تونیم این‌طوری ادامه بدیم.

56
00:03:18,800 --> 00:03:21,000
‫و کشاورزی احیاکننده،

57
00:03:21,000 --> 00:03:24,160
‫روشی از کشاورزیه که سعی در
‫تقلید از سیستم‌های طبیعی رو داره.

58
00:03:24,160 --> 00:03:26,400
‫- ولی طبیعی که نیست؟
‫- نه.

59
00:03:26,440 --> 00:03:27,880
‫در روش طبیعی،

60
00:03:28,000 --> 00:03:31,520
‫اصل مطلب اینه که از هیچ
‫ماده شیمیایی استفاده نشه.

61
00:03:31,560 --> 00:03:33,320
‫تفاوت ما اینه که،

62
00:03:33,320 --> 00:03:36,720
‫تمام بخش‌های زمینِ
‫کشاورزی رو ارزیابی می‌کنیم،

63
00:03:36,760 --> 00:03:39,040
‫و سعی می‌کنیم که
‫بفهمیم چه چیزی نیاز داره.

64
00:03:39,120 --> 00:03:41,000
‫پس می‌ایم گیاه رو برمی‌داریم...

65
00:03:41,000 --> 00:03:42,320
‫و بررسی و آزمایشش می‌کنیم،

66
00:03:42,360 --> 00:03:44,640
‫و به‌مون می‌گه که...

67
00:03:44,640 --> 00:03:47,880
‫کمبود «بور» یا «منیزیم»
‫یا یه چیز خاص داره،
‫(عناصر جدول تناوبی)

68
00:03:47,880 --> 00:03:50,360
‫می‌تونیم براساس نیازش تغذیه‌ش کنیم،

69
00:03:50,440 --> 00:03:54,320
‫به‌جای این که بریم هزاران
‫کیلو چیز پخش کنیم رو زمین.

70
00:03:54,320 --> 00:03:56,120
‫ما همین کارو می‌کنیم.

71
00:03:56,120 --> 00:03:59,000
‫به معنای واقعی کلمه، یه سم‌پاش رو...

72
00:03:59,000 --> 00:04:00,960
‫با هزاران گالن مواد شیمیایی پر می‌کنیم،

73
00:04:00,960 --> 00:04:03,400
‫و می‌ریم روی تموم زمین‌ها می‌پاشیم.

74
00:04:03,440 --> 00:04:06,800
‫
‫سپس اندی توضیح داد که
‫هدف کشاورزی احیاکننده،

75
00:04:06,800 --> 00:04:08,920
‫
‫کپی کردن روشیه که...

76
00:04:08,920 --> 00:04:11,400
‫
‫طبیعت دوست داره همه
‫چیز رو با هم مخلوط کنه.

77
00:04:11,560 --> 00:04:14,840
‫چیزی که هرگز توی جنگل یا
‫کنار پرچین‌ها پیدا نخواهید کرد،

78
00:04:14,840 --> 00:04:16,320
‫یا توی هر سیستم طبیعی،

79
00:04:16,320 --> 00:04:17,960
‫اینه که فقط یه نوع گیاه رشد کنه.

80
00:04:17,960 --> 00:04:21,040
‫طبیعت هیچ‌وقت اجازه
‫نمی‌ده که یه نوع گیاه...

81
00:04:21,040 --> 00:04:22,600
‫توی یه منطقه بزرگ رشد کنه.

82
00:04:22,600 --> 00:04:24,960
‫اگه به یه سالِ خشک
‫مثل امسال نگاه کنید،

83
00:04:24,960 --> 00:04:26,920
‫تمام جاهایی که باهاش مقابله کردن،

84
00:04:26,920 --> 00:04:30,080
‫پرچین‌ها و جنگل‌ها و جاهایی
‫بوده که ما دست‌شون نزدیم.

85
00:04:30,080 --> 00:04:32,440
‫منظورت جاهاییه که سبز موندن؟

86
00:04:32,440 --> 00:04:33,320
‫
‫- آره.
‫منظورت جاهاییه که سبز موندن؟

87
00:04:33,400 --> 00:04:34,640
‫و نکته اصلی همینه،

88
00:04:34,640 --> 00:04:38,560
‫همان‌طور که پرچین و
‫جنگل یا چمن‌زار ثابت می‌کنه،

89
00:04:38,560 --> 00:04:40,160
‫وقتی این جواب می‌ده،

90
00:04:40,160 --> 00:04:43,280
‫نیازی نیست تغییرش بدی، چون
‫طبیعت همه چیزشو ردیف کرده.

91
00:04:43,360 --> 00:04:46,160
‫پس چیزی که باید ازش
‫دور بشیم، «تک‌کِشتی»ــه.
‫(کاشت یک محصول زراعی در یک زمین)

92
00:04:46,160 --> 00:04:47,880
‫
‫«توجه کنین!»

93
00:04:47,880 --> 00:04:50,400
‫
‫«این خیلی مهمه!»

94
00:04:50,760 --> 00:04:53,880
‫داری می‌گی که یعنی
‫گندم رو با یه چیز دیگه....

95
00:04:53,880 --> 00:04:55,680
‫توی یه زمین و همزمان بکاریم؟

96
00:04:55,680 --> 00:04:56,520
‫
‫- آره.
‫توی یه زمین و همزمان بکاریم؟

97
00:04:56,840 --> 00:04:58,480
‫خب ایده‌ی...

98
00:04:58,480 --> 00:05:00,760
‫گندم و لوبیا، برای شروع خوبه.

99
00:05:00,800 --> 00:05:03,040
‫- توی یه زمین؟
‫- توی یه زمین.

100
00:05:03,040 --> 00:05:04,560
‫دو تا اتفاق اونجا رخ می‌ده.

101
00:05:04,560 --> 00:05:05,760
‫یکیش اینه که...

102
00:05:05,760 --> 00:05:07,000
‫نیتروژنِ موجود در...

103
00:05:07,000 --> 00:05:09,640
‫در هوا که بی‌نهایت فراوونه...

104
00:05:09,680 --> 00:05:11,760
‫80درصدش، مگه نه؟

105
00:05:11,960 --> 00:05:14,480
‫لوبیاها اون رو می‌گیرن
‫و قرار می‌دن توی خاک،

106
00:05:14,480 --> 00:05:15,880
‫جایی که بهش نیاز داریم،

107
00:05:15,880 --> 00:05:18,400
‫و جایگزین کودهای شیمیایی می‌شن.

108
00:05:18,920 --> 00:05:20,600
‫- لوبیاها؟
‫- آره لوبیاها.

109
00:05:20,600 --> 00:05:22,600
‫تثبیت‌کننده‌های عالیِ نیتروژن هستند.

110
00:05:22,600 --> 00:05:24,200
‫و بدین ترتیب، با قرار دادن...

111
00:05:24,200 --> 00:05:26,240
‫دو خانواده گیاهی توی یه مزرعه،

112
00:05:26,240 --> 00:05:30,560
‫فرایند تغذیه میکروب‌های
‫خاک رو شروع می‌کنیم،

113
00:05:30,600 --> 00:05:32,600
‫که باید با انواع گیاهان...

114
00:05:32,600 --> 00:05:34,200
‫در بهبودشون کمک کنیم.

115
00:05:34,240 --> 00:05:37,200
‫مقدار محصولت خیلی پایین می‌اد دیگه.

116
00:05:37,320 --> 00:05:40,280
‫قرار نیست اون‌قدر لوبیا بکاری
‫که انگار همه‌ش زمین لوبیاست،

117
00:05:40,280 --> 00:05:42,680
‫یا به همون اندازه گندم دیگه؟

118
00:05:42,680 --> 00:05:43,960
‫یه نکته دیگه.

119
00:05:44,280 --> 00:05:47,200
‫خروجی کلی بیشتر هم خواهد بود.

120
00:05:47,960 --> 00:05:49,200
‫- واقعا؟
‫- آره؟

121
00:05:49,200 --> 00:05:51,280
‫فهمیدم داری چی می‌گی.

122
00:05:51,400 --> 00:05:54,160
‫منظورت حاشیه سود توی درآمد خالصه.
‫(درآمد کل / هزینه و مالیات - فروش کل)

123
00:05:54,160 --> 00:05:57,960
‫به طور کلی ممکنه با ما بازدهی
‫کمتری از نظر وزنی داشته باشید.

124
00:05:57,960 --> 00:06:00,000
‫اما اگه تمام مخارج رو ازش کم کنید،

125
00:06:00,000 --> 00:06:01,160
‫برای مثال،

126
00:06:01,160 --> 00:06:03,400
‫قیمت مواد شیمیایی در حال افزایشه،

127
00:06:03,400 --> 00:06:05,040
‫اما حاشیه سود شما می‌ره بالاتر.

128
00:06:05,040 --> 00:06:06,200
‫به‌علاوه این‌که...

129
00:06:06,200 --> 00:06:08,160
‫سلامتی رو توی خاکت ایجاد می‌کنی،

130
00:06:08,200 --> 00:06:10,240
‫تا بتونی به‌طور نامحدود کشاورزی کنی.

131
00:06:10,240 --> 00:06:12,640
‫اگه همچنان از همون سیستم استخراجی...

132
00:06:12,640 --> 00:06:14,280
‫مبتنی بر مواد شیمیایی استفاده کنید،

133
00:06:14,280 --> 00:06:17,360
‫احتمالش زیاده که بعد از چند نسل،

134
00:06:17,360 --> 00:06:19,760
‫دیگه نتونی توی مزرعه‌ت غذا تولید کنی.

135
00:06:19,760 --> 00:06:22,360
‫پس اگر از نظر مقدار خروجی فکر نکنیم،

136
00:06:22,360 --> 00:06:24,640
‫مثل میزان وزنی که از
‫یه زمین برداشت می‌کنیم،

137
00:06:24,640 --> 00:06:26,040
‫اما با چه قیمتی...

138
00:06:26,040 --> 00:06:28,080
‫چون تا الان همه‌ش در مورد این‌که...

139
00:06:28,160 --> 00:06:31,280
‫چند تن از هر جریب
‫برداشت می‌کنیم، حرف زدیم.

140
00:06:31,440 --> 00:06:34,800
‫اگه بحث در مورد
‫«چند پوند در هر هکتار» باشه...

141
00:06:34,800 --> 00:06:35,720
‫آره.

142
00:06:35,760 --> 00:06:36,920
‫خب از ایده‌ش خوشم می‌اد.

143
00:06:36,920 --> 00:06:38,360
‫آره، چون...

144
00:06:38,360 --> 00:06:39,680
‫دیگه مجبور نیستی...

145
00:06:39,680 --> 00:06:43,480
‫1,000 پوند به «CF Industries» بدی برای کود.
‫(شرکت آمریکایی، از بزرگ‌ترین
‫تولیدکنندگان کود در جهان)

146
00:06:43,480 --> 00:06:44,280
‫دقیقا.

147
00:06:44,520 --> 00:06:47,680
‫
‫بعدش قسمتِ واقعا وسوسه‌کننده‌ش رسید.

148
00:06:47,680 --> 00:06:49,760
‫
‫اندی و جورج تضمین می‌کنند که...

149
00:06:49,800 --> 00:06:53,160
‫
‫هر محصولی رو که با
‫روش اونها پرورش بدیم،

150
00:06:53,160 --> 00:06:55,680
‫
‫با یه قیمت ویژه می‌خرن.
‫(مازاد از قیمت بازار)

151
00:06:55,760 --> 00:06:57,880
‫- شما می‌خرینش؟
‫- مازاد قیمت ازتون می‌خریم.

152
00:06:57,880 --> 00:06:59,360
‫[نامفهوم]
‫- شما می‌خرینش؟
‫- مازاد قیمت ازتون می‌خریم.

153
00:06:59,360 --> 00:07:00,440
‫دیگه حتی بهتر.

154
00:07:00,480 --> 00:07:03,800
‫یعنی شما از یه تاجر غلاتِ
‫معمولی هم بیشتر می‌خرینش؟

155
00:07:03,800 --> 00:07:05,080
‫آره، حتما.

156
00:07:05,080 --> 00:07:06,760
‫و بعد به کی می‌فروشین؟

157
00:07:06,760 --> 00:07:09,840
‫تا الان تقریبا 250 تا مشتری دائمی داریم،

158
00:07:09,840 --> 00:07:14,640
‫و از نونوایی‌های کوچیک
‫گرفته تا «Marks & Spencer».
‫(ابرشرکت خرده‌فروشی شامل
‫پوشاک و مواد غذایی در 40 کسور)

159
00:07:14,640 --> 00:07:16,240
‫مارک اند اسپنسر؟

160
00:07:16,240 --> 00:07:17,280
‫مارک اند اسپنسر!

161
00:07:17,280 --> 00:07:21,880
‫پس آردی که به ما می‌فروشید،
‫ممکنه وارد M&S بشه.

162
00:07:24,200 --> 00:07:26,800
‫
‫من و چارلی که فروخته شدیم.
‫(گول‌شون رو خوردیم)

163
00:07:26,840 --> 00:07:30,480
‫
‫پس یکی از زمین‌هام رو به اندی سپردم...

164
00:07:32,480 --> 00:07:36,880
‫
‫تا ببینیم آیا این سیستم جدید
‫خاک‌دوستش جواب می‌ده یا نه.

165
00:07:37,880 --> 00:07:39,840
‫
‫و حالا فقط باید امیدوار باشم که...

166
00:07:39,840 --> 00:07:42,600
‫
‫کیلب مشکلی نداشته باشه.

167
00:07:45,040 --> 00:07:47,360
‫دیدنش سوار اون اعصابمو  خورد می‌کنه.

168
00:07:47,360 --> 00:07:49,920
‫نه، تو که هنوز نمی‌دونی
‫داره چی می‌کاره، گندم و لوبیا.

169
00:07:49,920 --> 00:07:51,040
‫یه کیسه لوبیا دیدم.

170
00:07:51,040 --> 00:07:54,280
‫آره، گندم و لوبیا توی مخزنش داره.

171
00:07:54,360 --> 00:07:56,080
‫ولی این زمین منه که.

172
00:07:56,080 --> 00:07:59,160
‫من 6 سال گذشته رو
‫توی این زمین کاشت کردم.

173
00:07:59,320 --> 00:08:02,800
‫خب دیگه نیازی نیست امسال
‫این کارو بکنی، چون اون انجامش می‌ده.

174
00:08:02,800 --> 00:08:05,000
‫داره با یه بذرپاشِ دیسکی می‌کاره.

175
00:08:05,000 --> 00:08:07,040
‫- جواب نمی‌ده.
‫- چرا؟

176
00:08:07,160 --> 00:08:08,760
‫اونجا رو ببین.

177
00:08:08,920 --> 00:08:10,560
‫- چی می‌بینی؟
‫- گل و لای.

178
00:08:10,640 --> 00:08:12,520
‫نه، اون چیزی که توی خاکه.

179
00:08:12,680 --> 00:08:13,920
‫- سنگ.
‫- آره.

180
00:08:13,920 --> 00:08:15,240
‫می‌دونی بذرپاش دیسکی چطور کار می‌کنه؟

181
00:08:15,240 --> 00:08:17,960
‫به همین دلیل بذرپاشِ سیخی داریم.
‫سنگ‌ها رو می‌زنه کنار...

182
00:08:17,960 --> 00:08:19,240
‫بعد بذر رو می‌کاره.

183
00:08:19,240 --> 00:08:20,440
‫- آره.
‫- آره؟

184
00:08:20,520 --> 00:08:23,160
‫اگه بذرپاش دیسکی استفاده کنی،
‫از روی سنگ رد می‌شه،

185
00:08:23,160 --> 00:08:25,680
‫و بذر رو بالای سنگ می‌کاره.

186
00:08:27,080 --> 00:08:28,440
‫- جدی؟
‫- آره.

187
00:08:29,920 --> 00:08:33,400
‫احتمالا اهل «سرزمین پسر»هاست.
‫اینجا «سرزمین مرد»هاست.

188
00:08:33,480 --> 00:08:36,760
‫
‫سپس کلاهِ «بطرس بطرس»ــم رو سرم گذاشتم،
‫ (Boutros-Ghali دبیرکل سازمان ملل در 1997-2002)

189
00:08:36,760 --> 00:08:40,200
‫
‫چون وقتِ ملاقات این دو فرا رسیده بود.

190
00:08:40,360 --> 00:08:44,000
‫مودب باش. مثل یه بچه کج‌خلقی نکن.

191
00:08:45,800 --> 00:08:47,320
‫اندی، کیلب.

192
00:08:47,800 --> 00:08:49,680
‫- حالت چطوره؟
‫- کیلب، اندی.

193
00:08:49,960 --> 00:08:51,800
‫- خیلی هیجان‌زده‌ست.
‫- خوشبختم.

194
00:08:51,920 --> 00:08:54,480
‫- واقعا هیجان‌زده‌ست.
‫- هیجان از ظاهرش می‌باره، آره.

195
00:08:54,480 --> 00:08:55,800
‫نه چون... خب...

196
00:08:55,800 --> 00:08:57,600
‫عه یکی دیگه هم اومد.

197
00:08:57,760 --> 00:08:58,200
‫سلام.

198
00:08:58,200 --> 00:09:01,400
‫- داشتی با بیلچه می‌کاشتی؟
‫- مثل مرغ زمینو می‌کنده.

199
00:09:01,400 --> 00:09:02,280
‫آره.

200
00:09:02,280 --> 00:09:05,280
‫خب، اولین چیزی که گفت اینه که...

201
00:09:05,360 --> 00:09:06,680
‫داری از بذرپاش دیسکی استفاده می‌کنی،

202
00:09:06,680 --> 00:09:08,200
‫که توی اون زمین جواب نمی‌ده.

203
00:09:08,240 --> 00:09:09,440
‫- آره؟
‫- خیلی سنگ توشه.

204
00:09:09,440 --> 00:09:10,600
‫سنگ زیاد داره.

205
00:09:10,600 --> 00:09:12,000
‫فکر می‌کنی جواب می‌ده؟

206
00:09:12,160 --> 00:09:13,840
‫در مورد سنگ‌ها باهات موافقم.

207
00:09:13,840 --> 00:09:17,960
‫این دستگاه برای کاشتِ
‫دو چیز به‌طور همزمان تنظیم شده،

208
00:09:17,960 --> 00:09:21,200
‫و کمی «مایع پروبیوتیک» همراه با بذر بپاشه.
‫(نوعی کود شامل باکتری برای بهبود خاک)

209
00:09:21,200 --> 00:09:23,360
‫پس اگه از بین سنگ‌ها رد بشیم،

210
00:09:23,480 --> 00:09:24,680
‫می‌تونیم کارو انجام بدیم.

211
00:09:24,680 --> 00:09:26,440
‫اون مایع برای چیه؟ کوده؟

212
00:09:26,440 --> 00:09:28,280
‫نه، مثل اینه که...

213
00:09:28,360 --> 00:09:31,680
‫چون سعی می‌کنیم که
‫خاک این زمین رو زنده کنیم.

214
00:09:31,680 --> 00:09:34,040
‫- و همه چیز رو...
‫- زنده‌اس که!

215
00:09:34,160 --> 00:09:36,320
‫داری می‌گی که اگه من اون قسمت رو بکارم،

216
00:09:36,320 --> 00:09:38,440
‫و تو این تیکه رو شخم بزنی و...

217
00:09:38,560 --> 00:09:39,840
‫هر کاری که داری می‌کنی الان،

218
00:09:39,840 --> 00:09:41,800
‫خروجیت بهتر از من می‌شه؟

219
00:09:41,800 --> 00:09:42,640
‫نه، نه.

220
00:09:42,640 --> 00:09:45,000
‫باشه، پس تو پول بیشتری درمی‌آری یا من؟

221
00:09:45,160 --> 00:09:48,000
‫خب، بذار یه قدم برگردیم عقب، چون اگه...

222
00:09:48,120 --> 00:09:50,600
‫- اندازه خورشید درازی.
‫- چیه؟

223
00:09:52,000 --> 00:09:54,000
‫- اگه...
‫- گردنم!

224
00:09:54,560 --> 00:09:57,040
‫- می‌خوای برم توی سراشیبی وایسم؟
‫- آره، اگه مشکی نداری.

225
00:09:57,040 --> 00:09:59,200
‫- آره، بهتر شد.
‫- بهتر شد!

226
00:09:59,320 --> 00:10:01,880
‫چی داری می‌کاری الان؟ گندم؟

227
00:10:01,960 --> 00:10:02,840
‫و لوبیا.

228
00:10:02,880 --> 00:10:04,920
‫چطور برداشتش می‌کنی؟

229
00:10:04,920 --> 00:10:06,760
‫و هیچیش رو از پشتِ
‫کمباین از دست نمی‌دی؟

230
00:10:06,800 --> 00:10:09,240
‫خب طوری تنظیمش می‌کنی
‫که هیچیش بیرون نریزه.

231
00:10:09,240 --> 00:10:11,200
‫و بعد می‌رن توی دستگاه غلات پاک‌کن
‫که از هم جداشون می‌کنه.

232
00:10:11,200 --> 00:10:12,880
‫که خرج بیشتری می‌بره.

233
00:10:12,960 --> 00:10:14,560
‫خب این رو نیازی نیست شما انجام بدین،

234
00:10:14,560 --> 00:10:16,720
‫چون بخشی از قراردادمون اینه که...

235
00:10:16,760 --> 00:10:18,600
‫ما گندم و لوبیا رو از شما می‌گیریم،

236
00:10:18,600 --> 00:10:19,600
‫و خودمون انجامش می‌دیم.

237
00:10:19,600 --> 00:10:21,560
‫- خودشون انجام می‌دن.
‫- پس به شما می‌فروشیمش؟

238
00:10:21,560 --> 00:10:22,520
‫آره.

239
00:10:22,640 --> 00:10:24,160
‫و مازاد قیمت هم می‌خرن.

240
00:10:24,160 --> 00:10:25,400
‫خوبه.

241
00:10:27,080 --> 00:10:29,240
‫خب سوال بعدی،
‫قبلا توی گروه موسیقی بودی؟

242
00:10:29,240 --> 00:10:31,160
‫- آره بودم.
‫- معلومه.

243
00:10:31,320 --> 00:10:31,920
‫چطور؟

244
00:10:31,920 --> 00:10:35,200
‫چون سوخت لیتری یک پونده و تو هم
‫تراکتورت رو همین‌طور روشن گذاشتی.

245
00:10:35,200 --> 00:10:37,680
‫
‫(اشاره به کلیشه‌ی‌‌ «موسیقی‌دان‌های
‫ورشکسته»، چون پولی از هنرشون درنمی‌آرن)

246
00:10:45,160 --> 00:10:47,520
‫
‫اواخر نوامبر بود،

247
00:10:48,240 --> 00:10:52,120
‫
‫و سرم مشغول آخرین تکالیفم بود.

248
00:10:52,960 --> 00:10:54,600
‫خوکِ .

249
00:10:54,840 --> 00:10:57,000
‫
‫
‫به کی نگاه می‌کنی؟

250
00:10:57,080 --> 00:10:59,760
‫
‫چون با وجود اعتراضات چارلی،

251
00:10:59,760 --> 00:11:01,080
‫
‫من چند تا خوک خریده بودم،

252
00:11:01,120 --> 00:11:04,600
‫
‫و چند روز دیگه از راه می‌رسیدن.

253
00:11:05,400 --> 00:11:07,080
‫آهن موجدار.

254
00:11:08,800 --> 00:11:09,880
‫
‫به همین دلیل،

255
00:11:09,880 --> 00:11:13,920
‫
‫باید سه تا آغل بزرگ توی
‫مزرعه سیب‌زمینی بسازم.

256
00:11:14,640 --> 00:11:16,200
‫
‫کارِ خیلی زیادی می‌بره،

257
00:11:16,200 --> 00:11:19,320
‫
‫و واقعا به کمک یه حرفه‌ای نیاز داشتم.

258
00:11:22,440 --> 00:11:23,760
‫کیلب مریضه.

259
00:11:24,120 --> 00:11:24,840
‫خب.

260
00:11:26,480 --> 00:11:27,360
‫قانون اول،

261
00:11:27,360 --> 00:11:28,880
‫من به کشاورزی فکر می‌کردم،

262
00:11:28,880 --> 00:11:30,080
‫باید بری سر کار.

263
00:11:30,080 --> 00:11:30,960
‫تمام!

264
00:11:31,120 --> 00:11:32,960
‫سرماخوردگی خیلی بدی شیوع کرده.

265
00:11:33,000 --> 00:11:35,520
‫- آره، سرماخوردگیه دیگه!
‫- وحشتناکه!

266
00:11:35,520 --> 00:11:36,920
‫واقعا بچه‌ای!

267
00:11:36,920 --> 00:11:38,440
‫می‌تونی لودر تلسکوپی رو بیاری؟

268
00:11:38,440 --> 00:11:40,480
‫از اونجایی که اضطراریه.

269
00:11:45,000 --> 00:11:45,960
‫نظاره کنین!

270
00:11:46,000 --> 00:11:48,960
‫تیم ماشین‌آلات سنگینِ Diddly Squat،

271
00:11:48,960 --> 00:11:51,160
‫وارد عمل می‌شود!

272
00:11:58,080 --> 00:11:59,080
‫لعنتی!

273
00:11:59,200 --> 00:12:00,000
‫باد!

274
00:12:02,240 --> 00:12:03,200
‫نه!

275
00:12:03,440 --> 00:12:05,280
‫بادبون دارم برا خودم!

276
00:12:07,720 --> 00:12:10,120
‫- می‌دونی چه خوک‌هایی گرفتم؟
‫- نه.

277
00:12:10,120 --> 00:12:12,800
‫به‌شون می‌گن «Shandy and Blacks».
‫(قهوه‌ای و مشکی)

278
00:12:12,960 --> 00:12:14,520
‫و اهلِ...

279
00:12:14,560 --> 00:12:16,480
‫جنگل‌های اونجا رو می‌بینی؟

280
00:12:16,600 --> 00:12:17,040
‫اره.

281
00:12:17,040 --> 00:12:18,800
‫از اونجا می‌ان.
‫جنگلِ «ویچوود».

282
00:12:18,800 --> 00:12:20,200
‫- شوخی می‌کنی؟
‫- نه.

283
00:12:20,240 --> 00:12:21,640
‫چند سال پیش...

284
00:12:21,680 --> 00:12:23,720
‫فقط یه خوکِ نر...

285
00:12:23,960 --> 00:12:25,640
‫باقی مونده بود.

286
00:12:25,840 --> 00:12:28,720
‫- «گراز»؟
‫- آره، فقط یه دونه ازش
‫تو کل دنیا باقی‌مونده بوده.
‫(جنس نر خوکِ وحشی که اخته نمی‌شود)

287
00:12:28,720 --> 00:12:29,760
‫- نه بابا!
‫- آره.

288
00:12:29,760 --> 00:12:31,880
‫و توسط یه مزرعه توی
‫«دین» نجات پیدا کرد.
‫ (Dean روستایی در شهرستان کامبریا، انگستان)

289
00:12:31,880 --> 00:12:33,200
‫و دارن تکثیرشون می‌کنن.

290
00:12:33,200 --> 00:12:35,960
‫پس تصمیم گرفتم که
‫شندی-اند-بلکس بگیرم.

291
00:12:36,040 --> 00:12:40,200
‫اسمش مثل چیزیه که انگار یه زنِ شمالی
‫شب جمعه توی میخونه می‌نوشه.
‫ (Northern بیشتر به مردم نواحی
‫اسکاندیناوی و سیبری می‌گویند)

292
00:12:40,200 --> 00:12:41,760
‫- 83 متر؟
‫- همین‌جا.

293
00:12:41,800 --> 00:12:44,400
‫- پس این می‌شه یه گوشه دیگه‌ش.
‫- اینم از این.

294
00:12:45,680 --> 00:12:47,200
‫نگاه یه کشاورز!

295
00:12:47,400 --> 00:12:47,960
‫سرِ کارش!

296
00:12:47,960 --> 00:12:49,840
‫احتمالا با یه سرماخوردگی خفیف،

297
00:12:49,840 --> 00:12:53,360
‫با آنفولانزای خفیف،
‫ولی می‌تونه بره سر کارش.

298
00:12:54,680 --> 00:12:56,480
‫
‫با اندازه‌گیری سایز آغل‌ها،

299
00:12:56,480 --> 00:12:59,000
‫
‫کار بعدی‌مون نصب حصارها بود،

300
00:12:59,000 --> 00:13:00,520
‫
‫با استفاده از ستون‌کوبی که...

301
00:13:00,560 --> 00:13:03,080
‫
‫از کارگاه کیلب دزدیده بودم.

302
00:13:03,640 --> 00:13:04,440
‫خب.

303
00:13:05,320 --> 00:13:07,680
‫کاری که باید بکنیم
‫اینه که اون پین رو...

304
00:13:07,680 --> 00:13:08,920
‫- بذاریم وسطش.
‫- ...بذاریم داخل اون.

305
00:13:08,920 --> 00:13:09,920
‫باشه.

306
00:13:12,920 --> 00:13:14,320
‫- خوبه؟
‫- آره.

307
00:13:15,560 --> 00:13:17,000
‫عالیه.

308
00:13:18,080 --> 00:13:20,480
‫می‌تونی تصور کنی سر
‫یه آدم رو بذاریم اونجا؟

309
00:13:20,920 --> 00:13:21,440
‫له شد!

310
00:13:21,440 --> 00:13:22,680
‫مثلِ «خلافکارانِ لندن».
‫ (سریال اکشن-جنایی بریتانیایی)

311
00:13:22,680 --> 00:13:24,120
‫این یکی خوب بود.

312
00:13:24,120 --> 00:13:26,640
‫باید اسمشو بذاریم
‫«خلافکاران چیپینگ نورتون»!

313
00:13:26,640 --> 00:13:29,120
‫سر ملت رو بذاریم بینش!

314
00:13:29,360 --> 00:13:32,080
‫باید این‌ها رو هر سه متر بذارم؟

315
00:13:32,080 --> 00:13:33,120
‫آره.

316
00:13:38,360 --> 00:13:40,760
‫بارون شدیدی می‌باره و...

317
00:13:40,760 --> 00:13:42,920
‫رسما شب شده.

318
00:13:44,440 --> 00:13:45,680
‫- یه حساب کتاب کردم.
‫- خب؟

319
00:13:45,680 --> 00:13:48,600
‫باید 75 تا ستون بذاریم،

320
00:13:48,600 --> 00:13:51,680
‫قبل از این‌که خودِ حصار رو نصب کنیم.

321
00:13:52,080 --> 00:13:54,920
‫سریع کار نمی‌کنیم،
‫ولی اولین روزمونه.

322
00:13:54,920 --> 00:13:57,680
‫و به نظرم می‌تونیم
‫به خودمون افتخار کنیم.

323
00:14:01,760 --> 00:14:05,040
‫
‫«دو روز بعد»

324
00:14:05,080 --> 00:14:07,440
‫خب باید اینو از بین این رد کنیم.

325
00:14:07,440 --> 00:14:08,560
‫- آره.
‫- باشه.

326
00:14:12,240 --> 00:14:14,080
‫اووه این یکی حال داد!

327
00:14:14,880 --> 00:14:16,760
‫خب، حالا حرکت می‌کنیم.

328
00:14:16,920 --> 00:14:20,200
‫وقتی به جلو حرکت کنم،
‫کشیده می‌شه.

329
00:14:29,600 --> 00:14:31,680
‫نه، نه، نه!

330
00:14:31,680 --> 00:14:33,680
‫جرمی! وای! وای!

331
00:14:33,880 --> 00:14:35,280
‫کشیدیش بیرون.

332
00:14:35,400 --> 00:14:37,200
‫چی؟ چیو کشیدم؟

333
00:14:37,200 --> 00:14:39,640
‫داشتم سرت داد می‌زدم و نمی‌شنیدی.

334
00:14:39,640 --> 00:14:40,960
‫چیو کشیدم بیرون؟

335
00:14:40,960 --> 00:14:43,400
‫ستون آخری رو درآوردی.

336
00:14:44,000 --> 00:14:45,400
‫کودن!

337
00:14:47,760 --> 00:14:50,080
‫زد همه چیزو جر داد.

338
00:14:52,640 --> 00:14:54,600
‫باید حواست به من می‌‌بود.

339
00:14:54,800 --> 00:14:56,560
‫- می‌تونستیم از گوشی استفاده کنیم.
‫- می‌تونیم بندازیم گردن همدیگه.

340
00:14:56,560 --> 00:14:57,480
‫نه، این‌طور نیست.

341
00:14:57,480 --> 00:14:59,920
‫می‌خواستم مطمئن بشم
‫اون چیز از جلو تکون نمی‌خوره.

342
00:14:59,920 --> 00:15:01,680
‫«بندازیم گردن همدیگه»؟

343
00:15:01,720 --> 00:15:04,560
‫باید ستون گوشه رو بذاریم یه جای دیگه...
‫چطور باید همچین...

344
00:15:04,560 --> 00:15:06,200
‫وایسا، بیشتر از یه مشکله.

345
00:15:06,200 --> 00:15:08,000
‫نه، یه لحظه صبر کن ببینم.

346
00:15:08,000 --> 00:15:10,240
‫ستون گوشه باید باید بره
‫اونجا تا راستِ اون باشه،

347
00:15:10,280 --> 00:15:11,880
‫و هم‌راست با این باشه.

348
00:15:11,920 --> 00:15:13,600
‫و زمین رو شل و ول کردیم، نه؟

349
00:15:13,640 --> 00:15:15,160
‫«ما» کردیم؟

350
00:15:15,560 --> 00:15:16,560
‫آره «ما»!

351
00:15:18,720 --> 00:15:20,800
‫
‫وقتی تمام حصارها نصب شدند،

352
00:15:20,800 --> 00:15:25,000
‫
‫به سرعت کشف کردیم که
‫یه مشکل برای خودمون ایجاد کرده بودیم.

353
00:15:25,360 --> 00:15:27,280
‫وایسا، بیا بهش فکر کنیم.

354
00:15:27,400 --> 00:15:29,040
‫اگه اونو باز کنی...

355
00:15:31,640 --> 00:15:32,480
‫آره.

356
00:15:33,960 --> 00:15:36,400
‫خب، پس باید اینو اول باز کنیم.

357
00:15:36,520 --> 00:15:38,160
‫یا باید اینو در بیاریم؟ آره؟

358
00:15:38,200 --> 00:15:40,360
‫خب اگه اینو اول باز کنیم...

359
00:15:41,480 --> 00:15:42,600
‫نه این...

360
00:15:43,800 --> 00:15:46,240
‫- آره می‌دونم، باید این...
‫- خب اونو در بیار.

361
00:15:46,360 --> 00:15:47,480
‫آره، دقیقا.

362
00:15:49,120 --> 00:15:50,760
‫
‫با وجود مشکلات،

363
00:15:50,760 --> 00:15:53,320
‫
‫موفق شدیم که بدون کیلب یا چارلی...

364
00:15:53,360 --> 00:15:55,520
‫
‫آغل‌ها رو بسازیم.

365
00:15:55,760 --> 00:15:59,400
‫
‫و بعدش باید شروع به ساختِ
‫خونه‌های خوک‌ها می‌کردیم،

366
00:15:59,400 --> 00:16:02,480
‫
‫که همراهش چیزی بود که
‫حالم ازش به هم می‌خورد:

367
00:16:02,480 --> 00:16:04,600
‫
‫«دفترچه راهنما»

368
00:16:05,360 --> 00:16:07,120
‫از این مرحله تا این 30...؟!

369
00:16:07,120 --> 00:16:09,520
‫30 دقیقه نگاه!

370
00:16:09,520 --> 00:16:12,480
‫این می‌ره روی اون، این‌طوریه، آره؟

371
00:16:12,560 --> 00:16:15,920
‫مثل «IKEA»ـست ولی برای خوک‌ها.
‫(شرکت سوئدی، فروشنده لوازم خانگی
‫که خریدار خودش باید اونو سرِ هم کنه)

372
00:16:16,160 --> 00:16:17,080
‫- آره؟
‫- آره.

373
00:16:17,320 --> 00:16:18,120
‫آره.

374
00:16:18,320 --> 00:16:20,800
‫اون‌طرفش که رنگ داره؟

375
00:16:22,760 --> 00:16:24,320
‫- خوبه.
‫- عالیه.

376
00:16:28,400 --> 00:16:30,280
‫- چی شده؟
‫- در نداره.

377
00:16:30,400 --> 00:16:31,720
‫باید از اون استفاده می‌کردیم.

378
00:16:31,720 --> 00:16:33,720
‫عه اون‌ها می‌خوره اینجا.

379
00:16:33,960 --> 00:16:35,080
‫خدایا.

380
00:16:35,640 --> 00:16:36,200
‫خوبه؟

381
00:16:36,240 --> 00:16:37,600
‫خب من نزدیک‌ترین تیکه
‫چوبی که دیدم رو برداشتم.

382
00:16:37,600 --> 00:16:39,000
‫نفهمیدم که درب هم نیاز داره.

383
00:16:39,040 --> 00:16:41,160
‫ولی خوک‌ها در نیاز دارن.

384
00:16:41,160 --> 00:16:42,760
‫باید بچرخونیمش، مگه نه؟

385
00:16:42,760 --> 00:16:43,680
‫آره.

386
00:16:43,800 --> 00:16:45,560
‫الان دقیقا شد نیم ساعت.

387
00:16:45,560 --> 00:16:46,240
‫خب.

388
00:16:47,080 --> 00:16:48,720
‫سانسا؟ آریا؟

389
00:16:49,320 --> 00:16:50,960
‫عه داشتم بازش می‌کردم.

390
00:16:51,400 --> 00:16:53,200
‫سانسا! آریا!

391
00:16:53,480 --> 00:16:54,600
‫بیاید اینجا.

392
00:16:54,800 --> 00:16:56,480
‫سانسا! آریا!

393
00:16:56,680 --> 00:16:57,760
‫سگ‌ها!

394
00:16:59,480 --> 00:17:00,880
‫آها اومدین.

395
00:17:01,680 --> 00:17:02,840
‫بشین.

396
00:17:03,440 --> 00:17:04,280
‫بشین.

397
00:17:05,080 --> 00:17:06,040
‫آریا بشین.

398
00:17:08,320 --> 00:17:09,200
‫بشین.

399
00:17:09,600 --> 00:17:10,480
‫بشین.

400
00:17:11,320 --> 00:17:12,080
‫بشین.

401
00:17:12,680 --> 00:17:13,920
‫وای خدایا.

402
00:17:14,200 --> 00:17:16,640
‫خب نگاه، محکمه دیگه.

403
00:17:16,800 --> 00:17:18,600
‫خوبه، بریم بعدی رو بیاریم.

404
00:17:26,200 --> 00:17:27,960
‫یادم نمیاد چند روز طول کشید...

405
00:17:28,000 --> 00:17:31,080
‫تا این مرکز مهاجرت خوک‌ها رو بسازیم،
‫(اشاره به مراکز مهاجرتی که
‫ترامپ در مرز مکزیک ساخته بود)

406
00:17:31,080 --> 00:17:33,880
‫اما دیگه تقریبا تمومه.

407
00:17:35,080 --> 00:17:35,880
‫آره.

408
00:17:37,440 --> 00:17:38,480
‫عالیه.

409
00:17:42,760 --> 00:17:45,600
‫واقعا خیلی ازش راضی‌ام.

410
00:17:46,200 --> 00:17:49,920
‫اگه کسی پرورش‌دهنده خوکه و داره
‫نگاه می‌کنه و می‌خواد نامه بنویسه،

411
00:17:49,920 --> 00:17:51,560
‫بنویسید، رو پاکت‌تون هم بنویسین:

412
00:17:51,560 --> 00:17:53,880
‫«آره ما هم از کارت حال کردیم.»

413
00:17:55,400 --> 00:17:58,200
‫بفرستین به: «مزرعه Diddly Squat
‫چیپینگ نورتون، اکسفوردشر.»

414
00:17:58,200 --> 00:18:00,880
‫
‫(اشاره به بخش News در TopGear که
‫نامه‌های دریافتی از مردم رو می‌خوندن)

415
00:18:01,120 --> 00:18:03,720
‫
‫اما با وجود تمام تلاش‌ها،

416
00:18:03,720 --> 00:18:06,560
‫
‫هتل خوک‌ها به هنگام رسیدن‌ مهمان‌ها...

417
00:18:06,600 --> 00:18:09,200
‫
‫هنوز کامل نشده بود.

418
00:18:12,480 --> 00:18:14,000
‫- جرمی هستم.
‫- سلام جرمی.

419
00:18:14,000 --> 00:18:16,000
‫حال‌تون چطوره؟ ایشون لیزا هست.

420
00:18:16,000 --> 00:18:17,880
‫- سلام، حالت چطوره؟
‫- خوشبختم.

421
00:18:17,880 --> 00:18:19,280
‫- منم خوشخبتم.
‫- سلام!

422
00:18:19,320 --> 00:18:20,760
‫- من پیترم.
‫- خوشبختم

423
00:18:20,760 --> 00:18:21,360
‫سلام.

424
00:18:21,360 --> 00:18:22,880
‫- جاش هستم، خوشبختم.
‫- سلام جاش، حالت چطوره؟

425
00:18:22,920 --> 00:18:24,200
‫چی داریم اینجا؟

426
00:18:24,200 --> 00:18:26,320
‫- تخته‌های هدایت خوک.
‫- برای چه کاری‌ان؟

427
00:18:26,360 --> 00:18:28,080
‫برای هدایت خوک‌ها توی آغله،

428
00:18:28,120 --> 00:18:29,680
‫تا به اون سمتی ندوند.

429
00:18:29,720 --> 00:18:31,840
‫آها پس از این تخته‌ها
‫استفاده می‌کنین، که این‌طور.

430
00:18:31,840 --> 00:18:33,040
‫عه چه خوب.

431
00:18:33,080 --> 00:18:35,160
‫نمی‌تونی افسار به‌شون ببندی.

432
00:18:35,880 --> 00:18:38,040
‫فیلمِ «Babe» رو دیده‌ام.
‫(داستان یک خوک مزرعه که
‫می‌خواد کار یک سگ گله رو انجام بده)

433
00:18:38,080 --> 00:18:39,880
‫می‌دونم چجوریه.

434
00:18:40,320 --> 00:18:41,560
‫خوکولی!

435
00:18:42,480 --> 00:18:43,960
‫این‌ها چند سال‌شونه؟

436
00:18:43,960 --> 00:18:44,600
‫تقریبا یه سال.

437
00:18:44,600 --> 00:18:47,160
‫این‌ها همون‌هایی هستن که به‌شون
‫می‌گین «وینر» یا «گیلت» هستن؟
‫ (Weaner خوکِ تازه از شیر گرفته شده
‫Gilt خوکِ مخصوص قصابی و تهیه گوشت)

438
00:18:47,160 --> 00:18:49,440
‫آره، دارن از وینر تبدیل می‌شن به گیلت.

439
00:18:49,480 --> 00:18:51,360
‫می‌شه بیاریم‌شون بیرون؟

440
00:18:51,360 --> 00:18:52,160
‫آره.

441
00:18:53,400 --> 00:18:54,680
‫دارن می‌ان!

442
00:18:55,840 --> 00:18:57,120
‫خوک‌های خوب!

443
00:18:59,240 --> 00:19:02,760
‫وای فوق‌العاده‌ان!
‫نگاه‌شون کن!

444
00:19:02,960 --> 00:19:04,960
‫نژاد کمیابی هستی!

445
00:19:05,520 --> 00:19:06,920
‫خب اون‌ها چند سال‌شونه؟

446
00:19:06,920 --> 00:19:08,760
‫داره یک سال‌شون می‌شه.

447
00:19:08,960 --> 00:19:10,720
‫عاشق اون جوراب‌هاشونم.

448
00:19:10,720 --> 00:19:12,200
‫منم!

449
00:19:14,000 --> 00:19:15,440
‫ولی یکی دیگه...

450
00:19:15,440 --> 00:19:16,560
‫خوکِ بزرگ‌تر.

451
00:19:17,160 --> 00:19:19,280
‫یه خوکِ خیلی بزرگ‌تر داره می‌اد.

452
00:19:19,720 --> 00:19:22,480
‫- چرا این یکی این‌قدر بزرگ‌تره؟
‫- خب سنش بیشتره.

453
00:19:22,520 --> 00:19:24,720
‫- چند سالشه؟
‫- این خوکِ مولده.
‫(خوک ماده بالغ)

454
00:19:24,720 --> 00:19:25,520
‫تقریبا 2 سال.

455
00:19:25,520 --> 00:19:27,240
‫قبلا بچه به دنیا آورده.

456
00:19:27,240 --> 00:19:28,560
‫قبلا همدیگه رو ندیدن.

457
00:19:28,560 --> 00:19:29,720
‫- عه ندیدن؟
‫- نه.

458
00:19:29,720 --> 00:19:32,280
‫پس ممکنه یه مدتی طول
‫بکشه تا بفهمن کی به کیه.

459
00:19:32,280 --> 00:19:33,680
‫این‌ها رو عقب نگه می‌دارم.

460
00:19:33,720 --> 00:19:36,800
‫و همه‌شون هم خوک ماده‌ان؟
‫- آره، آره.

461
00:19:37,200 --> 00:19:39,480
‫می‌بینی یال‌های پشتِ
‫گردن‌شون رو آوردن بالا.

462
00:19:39,480 --> 00:19:40,280
‫عه مثل یه سگ؟

463
00:19:40,280 --> 00:19:43,000
‫این‌طوری می‌فهمی که
‫با هم دیگه دعوا دارن.

464
00:19:43,040 --> 00:19:45,120
‫و از همدیگه خوش‌شون نمی‌اد چون...؟

465
00:19:45,120 --> 00:19:46,440
‫چون قبلا همدیگه رو ندیدن.

466
00:19:46,440 --> 00:19:48,080
‫به‌زودی با هم رفیق می‌شن.

467
00:19:49,120 --> 00:19:52,240
‫- دعوا! دعوا! دعوا!
‫- دخترها، مودب باشین!

468
00:19:52,320 --> 00:19:53,640
‫خیلی...

469
00:19:54,320 --> 00:19:55,480
‫اون خیلی بزرگ‌تره.

470
00:19:55,520 --> 00:19:58,200
‫ولی اون دوتا همدیگه رو دارن،
‫پس از خودشون دفاع می‌کنن.

471
00:20:00,680 --> 00:20:02,360
‫برق حصارها رو وصل کنیم؟

472
00:20:02,600 --> 00:20:04,160
‫اینم از این. وصله.

473
00:20:04,160 --> 00:20:06,200
‫وصله، پس اگه بخورن بهش...

474
00:20:06,960 --> 00:20:08,040
‫- ایناها!
‫- کار می‌کنه.

475
00:20:08,040 --> 00:20:10,000
‫فنس برقی قطعا روشنه.

476
00:20:10,000 --> 00:20:10,880
‫آره.

477
00:20:12,120 --> 00:20:16,400
‫
‫حالا وقتش بود که بچه خوک‌هایِ
‫جوون رو بذاریم توی محوطه‌شون.

478
00:20:17,320 --> 00:20:18,200
‫ده‌ تا اینجا برات دارم.

479
00:20:18,200 --> 00:20:20,480
‫مشتاقانه منتظرم. خیلی عالیه.

480
00:20:23,920 --> 00:20:27,120
‫بیاید خوکولی‌ها!
‫به Diddly Squat خوش اومدین!

481
00:20:27,480 --> 00:20:30,080
‫- خیلی خوشگلن!
‫- بی‌نظیرن، نه؟

482
00:20:30,120 --> 00:20:31,440
‫آره، معرکه‌ان.

483
00:20:31,440 --> 00:20:32,680
‫«Piggly Squat»

484
00:20:32,680 --> 00:20:33,960
‫اسم گله‌شون اینه.

485
00:20:33,960 --> 00:20:35,360
‫نژاد فوق‌العاده‌ایه.

486
00:20:35,400 --> 00:20:38,280
‫وقتی خورشید می‌تابه به‌شون،
‫براق به نظر می‌رسن.

487
00:20:38,280 --> 00:20:39,400
‫رنگِ خرمایی‌ان.

488
00:20:39,400 --> 00:20:41,120
‫مثل شاه بلوطن.

489
00:20:41,120 --> 00:20:44,160
‫هیچکی اینجا «NSU Ro 80» رو به یاد نمی‌اره.

490
00:20:44,200 --> 00:20:46,520
‫یه ماشین بود به اسم «NSU Ro 80».
‫(تولید NSU و Audi در 1967-1977)

491
00:20:46,520 --> 00:20:49,520
‫می‌تونستی دقیقا با همین رنگ بخریش.

492
00:20:49,520 --> 00:20:50,240
‫جدی؟

493
00:20:50,240 --> 00:20:52,200
‫نوعی برنز متالیک.

494
00:20:52,200 --> 00:20:53,280
‫آره.

495
00:20:54,280 --> 00:20:57,080
‫از همین حالا سیب‌زمینی‌ها رو پیدا کرده، نگاه.

496
00:20:57,400 --> 00:21:00,240
‫خیلی قشنگن! ببین چطور
‫می‌دوند. خوش‌شون اومده.

497
00:21:03,640 --> 00:21:06,000
‫چه ذوقی می‌کنه لیزا!

498
00:21:06,120 --> 00:21:07,920
‫چقدر شما نازین!

499
00:21:07,920 --> 00:21:09,960
‫عالی‌ان، مگه نه؟

500
00:21:09,960 --> 00:21:11,000
‫آره!

501
00:21:12,000 --> 00:21:13,160
‫«سیب‌زمینی! سیب‌زمینی!»

502
00:21:13,200 --> 00:21:14,400
‫نگاه دیوونه شدن!

503
00:21:14,400 --> 00:21:18,840
‫«ناهاره! واقعا ناهاره!
‫هر طرف که نگاه کنی!»

504
00:21:18,840 --> 00:21:21,520
‫نگاه چطور دنبال هم می‌دوند.
‫وای خدایا، خیلی نازن!

505
00:21:21,520 --> 00:21:23,880
‫اون یکی فکر می‌کنه سگه!

506
00:21:27,960 --> 00:21:29,640
‫چی کار می‌کنی اونجا؟

507
00:21:33,320 --> 00:21:35,760
‫خب تا کی باید اینجا باشن؟ چند ماه؟
‫بعدش می‌رن توی جنگل؟

508
00:21:35,760 --> 00:21:36,520
‫
‫- آره
‫خب تا کی باید اینجا باشن؟ چند ماه؟
‫بعدش می‌رن توی جنگل؟

509
00:21:36,520 --> 00:21:39,000
‫- زمستون رو همین‌جان.
‫- سلام دخترها!

510
00:21:39,080 --> 00:21:41,280
‫تا وقتی که همه‌‌ی
‫سیب‌زمینی‌ها رو بخورن.

511
00:21:42,120 --> 00:21:44,800
‫- و راه افتادن.
‫- خوک‌هایِ Piggly Squat!

512
00:21:46,600 --> 00:21:49,480
‫
‫در نهایت، مجبور شدیم
‫آخرین گروه خوک‌ها رو...

513
00:21:49,480 --> 00:21:51,360
‫
‫توی آغلی آزاد کنیم که...

514
00:21:51,360 --> 00:21:53,640
همه داخل اون باشن

515
00:21:53,640 --> 00:21:56,880
‫پس این زمین وسطی برای
‫یه «ساو»، یه گیلت و یه «بور» هست.
‫ (Boar خوکِ نر سالم و بالغ)

516
00:21:56,880 --> 00:21:58,800
‫پس ساو قبلا بچه داشته؟
‫ (Sow خوک ماده بالغ که برای
‫تولید مثل استفاده می‌شود)

517
00:21:58,800 --> 00:22:00,760
‫- آره، گیلت...
‫- گیلت نداشته.

518
00:22:01,160 --> 00:22:02,960
‫این اسمش «میبل»ــه.
‫یه کمی شیطونه.

519
00:22:02,960 --> 00:22:05,600
‫- و میبل یه ساو هست؟
‫- آره.

520
00:22:06,160 --> 00:22:07,240
‫بیا «سارا».

521
00:22:07,280 --> 00:22:08,280
‫بیااا سارا!

522
00:22:08,320 --> 00:22:09,840
‫بیا عزیزم، بیا.

523
00:22:09,840 --> 00:22:11,960
‫می‌دونم که اسم خوک نرمون...

524
00:22:11,960 --> 00:22:13,120
‫«آژاکس»ــه!
‫ (Ajax از اسطوره‌های یونان
‫و یکی از دلاوران نبرد تروا)

525
00:22:13,120 --> 00:22:15,000
‫- آژاکس؟
‫- آژاکس.

526
00:22:16,240 --> 00:22:17,280
‫ایناهاش.

527
00:22:17,360 --> 00:22:19,800
‫- بور جوونیه.
‫- آره.

528
00:22:21,520 --> 00:22:24,720
‫- اون‌قدر تپل و درشت
‫نیست که فکر می‌کردم.
‫- خب جوونه.

529
00:22:25,200 --> 00:22:27,000
‫اینم از این، نگاه.

530
00:22:27,640 --> 00:22:29,160
‫سلام! اینجا رو داشته باش!

531
00:22:29,160 --> 00:22:32,480
‫- دیدار سارا و آژاکس!
‫- «سلام دریانورد»!

532
00:22:32,480 --> 00:22:34,000
‫عشق در نگاه اول.

533
00:22:37,400 --> 00:22:42,840
‫
‫هر چند وقتی برای لذت بردن از
‫این صحنه‌ی «میلز و بون» نداشتیم.

534
00:22:45,720 --> 00:22:49,320
‫
‫چون باید خونه‌ی 
‫تیمی‌شون رو می‌ساختیم،

535
00:22:49,320 --> 00:22:51,200
‫
‫قبل از تاریک شدن هوا.

536
00:22:53,640 --> 00:22:55,480
‫بفرما اینم خونه‌تون.

537
00:22:55,840 --> 00:22:58,840
‫آژاکس و سارا و میبل.

538
00:23:02,240 --> 00:23:04,160
‫پس اگه یه صدای «دنگ» بلند اومد،

539
00:23:04,160 --> 00:23:06,000
‫یعنی یه خوک رو له کرده‌ام.

540
00:23:07,360 --> 00:23:08,280
‫خوبه.

541
00:23:09,400 --> 00:23:11,000
‫هم‌اکنون...

542
00:23:11,400 --> 00:23:12,920
‫هوا تاریک شد.

543
00:23:19,640 --> 00:23:20,560
‫خب.

544
00:23:21,280 --> 00:23:22,480
‫اوه اوه!

545
00:23:22,680 --> 00:23:25,800
‫ساو داره به لیزا ملحق می‌شه.

546
00:23:26,200 --> 00:23:27,720
‫اینم از این.

547
00:23:27,800 --> 00:23:28,640
‫وای نه!

548
00:23:28,640 --> 00:23:31,480
‫دیگه بدتر، بور هم اضافه شد.

549
00:23:32,000 --> 00:23:32,880
‫و این...

550
00:23:33,000 --> 00:23:33,800
‫نه، نه، نه!

551
00:23:33,800 --> 00:23:35,600
‫همه‌تون با هم نه!

552
00:23:39,320 --> 00:23:40,600
‫جرمی؟

553
00:23:42,200 --> 00:23:43,440
‫خدایا!

554
00:23:53,080 --> 00:23:56,160
‫♪ I'm sorry for the things that I told you ♪
‫♪ متاسفم بابت چیزهایی که بهت گفتم ♪

555
00:23:56,360 --> 00:23:58,160
‫♪ But words only go so far ♪
‫♪ کلمه‌ها فقط تا یه جایی پیش می‌رن ♪

556
00:23:58,720 --> 00:24:01,960
‫♪ And if I had my way,
‫♪ I would reach into Heaven
‫♪ و اگه راه خودم رو داشتم،
‫به بهشت می‌رسیدم ♪

557
00:24:02,000 --> 00:24:07,080
‫
‫خوک‌های Piggly Squat
‫مشغولِ سکونت شدند.

558
00:24:07,960 --> 00:24:10,480
‫♪ And pearls from a summer sea ♪
‫♪ و مروارید‌هایی از یه دریای تابستونی ♪

559
00:24:10,680 --> 00:24:13,360
‫♪ But all I can give you is
‫ ♪ a kiss in the morning
‫♪ اما تموم چیزی که می‌تونم
‫بهت بدم یه بوسه صبحگاهیه ♪

560
00:24:13,400 --> 00:24:15,160
‫♪ And a sweet apology ♪
‫♪ و یه عذرخواهی شیرین ♪

561
00:24:17,640 --> 00:24:21,320
‫♪ And tomorrow's gonna be a brighter day ♪
‫♪ و فردا روز روشن‌تری خواهد بود ♪

562
00:24:21,560 --> 00:24:24,520
‫
‫در همین حال، من هم به
‫زندگی کشاورزانه ادامه دادم،

563
00:24:24,560 --> 00:24:25,920
‫
‫که این هفته شامل یکی از اون...

564
00:24:25,920 --> 00:24:29,560
‫
‫گپ‌وگفت‌های جمجمه بی‌حس‌کنِ چارلی می‌شد.

565
00:24:29,560 --> 00:24:31,480
‫اگه بخوایم جنگل بکاریم،

566
00:24:31,480 --> 00:24:33,360
‫سازمانِ «Woodland Carbon Code» رو داریم.
‫ (تعیین‌کننده قوانین و دستورالعمل‌های
‫مرتبط با تغییرات اقلیمی و دی‌اکسیدکربن)

567
00:24:33,360 --> 00:24:35,520
‫پس به‌طور خلاصه،

568
00:24:35,520 --> 00:24:37,600
‫می‌تونیم بذاریم‌شون توی یه چمن‌زار.

569
00:24:37,600 --> 00:24:39,440
‫باید تمایل‌مون رو به «Defra» بگیم.
‫(وزارت محیط‌ زیست، غذا و امور روستایی)

570
00:24:39,440 --> 00:24:42,080
‫باید درخواستش رو تا آخر مارس بفرستیم.

571
00:24:44,400 --> 00:24:47,080
‫درصد معینی از درآمدشون رو...

572
00:24:47,120 --> 00:24:49,880
‫ به راهبری زیست‌محیطی،
‫اجتماعی و شرکتی اختصاص داده‌اند.

573
00:24:49,880 --> 00:24:52,960
‫به‌خصوص صنایع مواد غذایی،
‫در طرح شماره 3...

574
00:24:55,520 --> 00:24:58,600
‫
‫و بعد از این‌که دو روز
‫بعد از خواب بیدار شدم،

575
00:24:58,600 --> 00:25:02,960
‫
‫باید گندمِ اسپلتِ گران‌بها
‫رو به آسیاب می‌فرستادم.

576
00:25:02,960 --> 00:25:06,360
‫خب، این کامیون غلات
‫رو خودم تنهایی بار زدم،

577
00:25:06,600 --> 00:25:09,360
‫چون کیلب هنوز یه بچه نسل جدیده.
‫(سوسول و نازک‌نارنجیه)

578
00:25:09,800 --> 00:25:10,840
‫بریم تو کار.

579
00:25:44,480 --> 00:25:46,200
‫می‌تونیم اینو حذف کنیم؟

580
00:25:56,640 --> 00:25:58,520
‫
‫یک هفته پس از رسیدن خوک‌ها،

581
00:25:58,520 --> 00:26:00,560
‫
‫لیزا رو بردم تا اون‌ها رو ببینه،

582
00:26:00,560 --> 00:26:04,600
‫
‫چون برنامه‌ی تولید مثلم
‫به مشکل خورده بود.

583
00:26:06,120 --> 00:26:08,800
‫خب مشکل بزرگی که دارم اینه که...

584
00:26:08,800 --> 00:26:13,040
‫هر وقت که ببینی اون
‫خوک نر سوار ماده شده...

585
00:26:13,720 --> 00:26:17,160
‫چطوری بگم آخه؟
‫چیزش نمی‌رسه!

586
00:26:17,720 --> 00:26:19,040
‫باید کمکش کنی؟

587
00:26:19,080 --> 00:26:20,840
‫خب، اون خیلی کوچیک‌تره.

588
00:26:21,040 --> 00:26:22,440
‫- از ماده‌ها.
‫- آره.

589
00:26:22,560 --> 00:26:24,640
‫پس هر وقت که سوارش می‌شه...

590
00:26:26,720 --> 00:26:28,080
‫سلام، خوک‌ها.

591
00:26:30,120 --> 00:26:32,880
‫
‫بدین معنا بود که می‌تونیم
‫روی چیزهای دیگه تمرکز کنیم،

592
00:26:32,880 --> 00:26:34,240
‫
‫که بدرد بخور بود.

593
00:26:34,240 --> 00:26:36,560
‫
‫چون چند روز قبل...

594
00:26:37,240 --> 00:26:39,640
‫
‫«جرمی»، کشاورزی که
‫پایین جاده زندگی می‌کنه،

595
00:26:39,640 --> 00:26:42,120
‫
‫تعدادی از دوستان قدیمی رو برگردوند.

596
00:26:42,560 --> 00:26:43,600
‫بفرمایین.

597
00:26:43,800 --> 00:26:45,560
‫ببین کی برگشته!

598
00:26:45,880 --> 00:26:47,920
‫سلام گوسفندها!

599
00:26:50,560 --> 00:26:55,360
‫
‫لحظه‌ای که فقط کمی
‫با یه گافِ معاشرتی خراب شد.

600
00:26:55,640 --> 00:26:57,240
‫سلام، جرمیِ جوان.

601
00:26:57,320 --> 00:26:59,320
‫- سلام لیزا، حالت چطوره؟
‫- خوبم، آره.

602
00:26:59,360 --> 00:27:01,240
‫- ازدواجت رو تبریک می‌گم.
‫- ممنون.

603
00:27:01,240 --> 00:27:02,480
‫من خبر نداشتم.

604
00:27:02,480 --> 00:27:04,240
‫آره، به عروسی دعوت شدیم، عزیزم.

605
00:27:04,240 --> 00:27:06,960
‫- می‌دونستم البته، اوضاع چطوره؟
‫- آره.

606
00:27:09,840 --> 00:27:11,960
‫
‫بعدش نوبت به آماده‌سازی طویله رسید،

607
00:27:11,960 --> 00:27:15,640
‫
‫جایی که گاوهای باقی‌مونده‌مون
‫زمستون رو در اون خواهند گذروند.

608
00:27:15,640 --> 00:27:17,760
‫
‫کار دیگه‌ای که بازم کیلب...

609
00:27:17,760 --> 00:27:20,520
‫
‫به‌طرز چشمگیری غایب بود.

610
00:27:20,680 --> 00:27:22,560
‫می‌دونی حالش بهتر شده؟
‫کامل خوب شده.

611
00:27:22,560 --> 00:27:24,240
‫این‌قدر خوب شده که رفته مسافرت.

612
00:27:24,280 --> 00:27:25,480
‫شوخی می‌کنی؟

613
00:27:25,680 --> 00:27:26,680
‫تا کِی؟

614
00:27:26,680 --> 00:27:27,400
‫کل هفته.

615
00:27:27,400 --> 00:27:28,920
‫- چی؟
‫- رفته «کورنوال».
‫ (Cornwall یکی از شهرستان‌های
‫تشریفاتی در جنوب غربی انگستان)

616
00:27:28,920 --> 00:27:30,600
‫که خون دماغ می‌شه، چون...

617
00:27:30,600 --> 00:27:32,280
‫بیشتر از یه مایل از
‫چیپینگ نورتون فاصله داره.

618
00:27:32,280 --> 00:27:34,800
‫اما رفته، اونم توی این هوا.

619
00:27:34,920 --> 00:27:37,280
‫- به گمونم فکر می‌کنه که...
‫- خب؟

620
00:27:37,280 --> 00:27:39,920
‫بخشِ مزرعه اون، همون قسمت زراعی،

621
00:27:39,920 --> 00:27:42,640
‫چون هیچ‌کاری نمی‌تونه بکنه،
‫پس همون بهتر که مسافرته.

622
00:27:42,640 --> 00:27:44,440
‫- فکر می‌کردم مدیر مزرعه‌ست.
‫- بخشِ ما از مزرعه...

623
00:27:44,440 --> 00:27:47,040
‫...بخشِ سودآور مزرعه،

624
00:27:47,920 --> 00:27:49,720
‫...باید توش سخت کار کنیم.

625
00:27:56,680 --> 00:27:59,640
‫دنیا چطور بدون لودر تلسکوپی کار می‌کرده؟

626
00:27:59,680 --> 00:28:02,080
‫نمی‌دونم!

627
00:28:02,840 --> 00:28:04,160
‫آره، جلوتر.

628
00:28:08,720 --> 00:28:09,440
‫آره!

629
00:28:16,160 --> 00:28:17,440
‫گاوها بیاین!

630
00:28:17,440 --> 00:28:18,280
‫هی‌هو!

631
00:28:18,280 --> 00:28:20,160
‫آروم، هی‌هو!

632
00:28:20,680 --> 00:28:22,840
‫ببینین، هتل‌تون!

633
00:28:23,800 --> 00:28:24,680
‫هی‌هو!

634
00:28:24,680 --> 00:28:25,840
‫- برین.
‫- هی‌هو!

635
00:28:27,360 --> 00:28:29,040
‫خودشه، همینه.

636
00:28:29,080 --> 00:28:30,120
‫وای پسر!

637
00:28:30,400 --> 00:28:31,360
‫هورا!

638
00:28:32,520 --> 00:28:34,960
‫پنج ماه دیگه می‌ارم‌تون بیرون.

639
00:28:35,440 --> 00:28:37,400
‫اینو ببین، آقای گاو.

640
00:28:37,520 --> 00:28:38,400
‫خب.

641
00:28:38,800 --> 00:28:39,920
‫تموم شد.

642
00:28:40,920 --> 00:28:43,200
‫منظره‌ی دلپذیر و باصفاییه.

643
00:28:45,520 --> 00:28:46,440
‫تو...

644
00:28:46,840 --> 00:28:48,960
‫خوشمزه به نظر می‌ای.

645
00:28:56,640 --> 00:28:59,640
‫
‫درحالی که همه این‌ها در جریان بود،
‫مجبور بودیم فرض کنیم که...

646
00:28:59,640 --> 00:29:03,240
‫
‫خوکِ نر  تازه اشنا شده ،

647
00:29:03,240 --> 00:29:08,400
‫
‫و حالا می‌تونیم اون رو به خانم‌هایِ
‫توی آغل کناری معرفی کنیم.

648
00:29:10,280 --> 00:29:11,920
‫سلام، خوکولی‌ها.

649
00:29:11,920 --> 00:29:16,720
‫
‫معلوم شد که این یکی از
‫خیس‌ترین و گیج‌کننده‌ترین...

650
00:29:16,760 --> 00:29:19,200
‫
‫ ساعاتِ کل زندگیم بود.

651
00:29:20,400 --> 00:29:22,560
‫دوباره داره بارون می‌باره.

652
00:29:22,920 --> 00:29:25,160
‫باشه، «آنی لنکس».
‫ (Annie Lennox نوازنده فلوت
‫و خواننده‌ی اسکاتلندی)

653
00:29:29,440 --> 00:29:33,160
‫مثل «تتریس» می‌مونه.
‫این کجا باید بره؟
‫ (Tetris بازی پازلیِ چیدن
‫مکعب‌های رنگی روی هم)

654
00:29:34,000 --> 00:29:35,840
‫خیلی شدید می‌باره.

655
00:29:36,080 --> 00:29:36,880
‫آره.

656
00:29:38,480 --> 00:29:40,280
‫حالا دیگه شدید شد.

657
00:29:40,440 --> 00:29:42,760
‫- سریع‌تر!
‫- دیگه تمومه، ادامه بده.

658
00:29:42,760 --> 00:29:44,880
‫- آره!
‫- آره، آفرین لیزا!

659
00:29:45,120 --> 00:29:46,240
‫آفرین بهت.

660
00:29:47,960 --> 00:29:50,280
‫یه‌جوری خورد به سیم‌های برق.

661
00:29:50,280 --> 00:29:52,440
‫می‌تونی جلوی بیرون
‫اومدن خوک‌ها رو بگیری؟

662
00:29:52,480 --> 00:29:55,080
‫حالا دیگه رسما دوشِ حمامه.

663
00:29:56,480 --> 00:29:57,640
‫نه نمی‌شه.

664
00:29:59,480 --> 00:30:01,040
‫کاملا درست گفتی.

665
00:30:01,720 --> 00:30:02,480
‫باید...

666
00:30:02,480 --> 00:30:04,160
‫می‌دونم به درستی اندازه‌ نگرفتیم، نه؟

667
00:30:04,160 --> 00:30:05,200
‫
‫- نه.
‫می‌دونم به درستی اندازه‌ نگرفتیم، نه؟

668
00:30:05,440 --> 00:30:06,800
‫«ما» نگرفتیم.

669
00:30:09,880 --> 00:30:11,960
‫خب، سریع اون یکی رو باز کن.

670
00:30:12,400 --> 00:30:13,760
‫اون یکی رو باز کن.

671
00:30:14,520 --> 00:30:16,440
‫و یه‌ جوری...

672
00:30:17,160 --> 00:30:18,960
‫خوکِ نر رو می‌ارم بیرون بدون این‌که....

673
00:30:18,960 --> 00:30:20,760
‫فقط اونی رو نیاز داریم که...

674
00:30:20,760 --> 00:30:21,840
‫آلت داره.

675
00:30:21,840 --> 00:30:23,080
‫عه؟ باشه.

676
00:30:23,320 --> 00:30:24,760
‫- اون نه.
‫- بیا نگاه کن.

677
00:30:25,000 --> 00:30:27,640
‫- بیسکوییت!
‫- وای نه  

678
00:30:27,800 --> 00:30:30,000
‫- اون دیگه از کجا اومد؟
‫- چی؟

679
00:30:30,160 --> 00:30:32,120
‫یکی از گیلت‌ها رفت داخل.

680
00:30:32,440 --> 00:30:34,880
‫- حالا کدوم به کدومه؟
‫- کدوم یکی بود؟

681
00:30:36,520 --> 00:30:37,680
‫این یکی؟

682
00:30:38,640 --> 00:30:40,360
‫آره، این. نارنجی کوچولوئه.

683
00:30:40,360 --> 00:30:42,160
‫خب، باید برگردونیمش.

684
00:30:42,160 --> 00:30:43,480
‫وای خدایا!

685
00:30:43,760 --> 00:30:46,160
‫از این کشاورزیِ متنفرم!

686
00:30:46,200 --> 00:30:47,040
‫برید دیگه.

687
00:30:47,320 --> 00:30:48,200
‫بیاین.

688
00:30:50,240 --> 00:30:51,640
‫نه، نه وایسید.

689
00:30:51,880 --> 00:30:52,920
‫وایسید!

690
00:30:52,920 --> 00:30:53,960
‫برو، نه وایسا.

691
00:30:53,960 --> 00:30:56,360
‫تو وایسا! وایسا!

692
00:30:56,640 --> 00:30:58,880
‫
‫همین‌طور که سعی می‌کردم
‫این جوونِ چموش رو بگیرم،

693
00:30:58,920 --> 00:31:00,440
‫
‫خوک ماده‌ی بزرگ‌تر...

694
00:31:00,440 --> 00:31:01,000
‫
‫اعصابش خرد شد که دوستش...

695
00:31:01,000 --> 00:31:02,080
‫
‫اعصابش خرد شد که دوستش...

696
00:31:02,080 --> 00:31:06,040
‫
‫یهو به یه رقیبِ لاغر اندام‌تر علاقه‌مند شده.

697
00:31:06,440 --> 00:31:07,600
‫نه، نه بسه!

698
00:31:07,760 --> 00:31:09,280
‫حسودیش می‌شه.

699
00:31:11,320 --> 00:31:13,280
‫
‫و حالا می‌تونستم استراحت کنم.

700
00:31:18,520 --> 00:31:19,760
‫این دیه چه؟

701
00:31:22,240 --> 00:31:24,120
‫این دیگه چه زهرماریه؟

702
00:31:25,560 --> 00:31:29,160
‫یعنی یکی از خوک‌ها
‫استفراغ کرده تو جیبم؟

703
00:31:29,160 --> 00:31:30,400
‫شوخی می‌کنی؟

704
00:31:30,680 --> 00:31:32,360
‫- نگاه!
‫- این چیه...

705
00:31:35,640 --> 00:31:37,760
‫این دیگه چه کوفتیه؟

706
00:31:38,000 --> 00:31:38,600
‫اون...

707
00:31:55,320 --> 00:31:57,600
‫
‫حالا تقریبا دو ماه بود که...

708
00:31:57,600 --> 00:31:59,760
‫
‫اون یکی پسرِ دانکستری‌مون...

709
00:31:59,760 --> 00:32:02,560
‫
‫گندم و لوبیاش رو توی زمین کاشته بود.

710
00:32:02,800 --> 00:32:04,800
‫
‫و چارلی پیشنهاد داد که یه چک کنیم...

711
00:32:04,800 --> 00:32:08,560
‫
‫که کشاورزی احیا‌کننده‌ی
‫اون چطور پیش می‌ره.

712
00:32:09,960 --> 00:32:11,480
‫خب، چارلی می‌تونم بپرسم که...

713
00:32:11,480 --> 00:32:14,120
‫تمام چیزهایی که شبیه به علف هستن...

714
00:32:14,120 --> 00:32:14,640
‫
‫- آره.
‫تمام چیزهایی که شبیه به علف هستن...

715
00:32:14,640 --> 00:32:16,200
‫علف که نیست؟ گندمه؟

716
00:32:16,200 --> 00:32:16,840
‫آره.

717
00:32:16,840 --> 00:32:19,640
‫این گندمه و این که اینجاست،

718
00:32:19,800 --> 00:32:20,520
‫این‌ها لوبیا هستن.

719
00:32:20,520 --> 00:32:22,920
‫- لوبیا بودن.
‫- با ریشه درش آوردم.

720
00:32:22,920 --> 00:32:24,280
‫خیلی هیجان‌انگیزه.

721
00:32:24,280 --> 00:32:26,640
‫و این چیزیه که کیلب گفت جواب نمی‌ده...

722
00:32:26,640 --> 00:32:28,480
‫گفت که بذرپاش کار نمی‌کنه.

723
00:32:28,480 --> 00:32:30,280
‫- خب، کار کرد.
‫- درسته.

724
00:32:30,440 --> 00:32:32,360
‫- خیلی خوب شده، نه؟
‫- آره.

725
00:32:32,440 --> 00:32:33,240
‫کی می‌دونست آخه؟

726
00:32:33,240 --> 00:32:35,960
‫ Groove Armada سابق
‫کارِ خفنی اینجا انجام دادن.

727
00:32:35,960 --> 00:32:37,640
‫خب، خوب به نظر می‌رسه.

728
00:32:37,920 --> 00:32:38,840
‫و این‌که...

729
00:32:39,680 --> 00:32:40,440
‫نگاه.

730
00:32:40,480 --> 00:32:42,200
‫هیچ مریضی توش نیست. پاکِ پاکن.

731
00:32:42,200 --> 00:32:43,760
‫این همه کرم رو ببین، جرمی!

732
00:32:43,760 --> 00:32:45,800
‫این چیزیه که اون در موردش هیجان‌زده می‌شه.

733
00:32:45,800 --> 00:32:48,480
‫- کی؟ اون آره.
‫- آره، کرم‌های خاکی.

734
00:32:49,080 --> 00:32:50,680
‫می‌دونی این چیو نشون می‌ده؟

735
00:32:50,680 --> 00:32:53,280
‫نشون می‌ده که تو یه گیاهِ
‫کاملا سالم رو ریشه‌کن کردی،

736
00:32:53,280 --> 00:32:55,160
‫- ...بنابراین منو از مقداری پول محروم کردی.
‫- چند تا برآمدگی اینجاس داره.

737
00:32:55,160 --> 00:32:57,680
‫حالا که اینجاییم، بهتره یه درسِ
‫زیست‌شناسی هم داشته باشیم.

738
00:32:57,680 --> 00:32:59,080
‫یه چند تا گره روی اینجاشه.

739
00:32:59,080 --> 00:33:02,240
‫و توی حبوبات، این جاییه
‫که جادو رخ می‌ده،

740
00:33:02,240 --> 00:33:04,960
‫جایی که از هوا،
‫نیتروژن استخراج می‌کنه،

741
00:33:04,960 --> 00:33:07,120
‫و توی گیاه ذخیره‌ش می‌کنه.

742
00:33:07,120 --> 00:33:08,880
‫- این چیزیه که ما سعی داریم بکنیم؟
‫- آره.

743
00:33:08,880 --> 00:33:10,680
‫اما نه توی گیاه، توی خاک دیگه؟

744
00:33:10,680 --> 00:33:14,320
‫خب این توی خاک آزاد نمی‌شه
‫تا زمانی که بکشیمش و از بین ببریمش.

745
00:33:14,320 --> 00:33:15,400
‫ولی صورتی رنگ شدن.

746
00:33:15,400 --> 00:33:17,160
‫می‌بینی چطور صورتیِ گوشتی شدن؟

747
00:33:17,160 --> 00:33:17,920
‫آره.

748
00:33:17,920 --> 00:33:19,720
‫که یعنی فعالن.

749
00:33:19,800 --> 00:33:23,760
‫پس باکتری‌های توی
‫خاکت دارن نیتروژن می‌سازن.

750
00:33:24,040 --> 00:33:27,960
‫یه مرد از Groove Armada داره
‫توی خاک من نیتروژن می‌سازه.

751
00:33:27,960 --> 00:33:29,440
‫هیچکس تا حالا اینو نگفته.

752
00:33:29,440 --> 00:33:31,880
‫تا به حال به عنوان یه
‫جمله استفاده نشده.

753
00:33:33,840 --> 00:33:35,960
‫
‫سپس من و چارلی
‫رفتیم به سمت دفتر،

754
00:33:36,000 --> 00:33:43,440
‫
‫که فقط رستوران رو تعطیل نکرد.

755
00:33:43,480 --> 00:33:48,240
‫
‫حتی برقرار بودنِ فروشگاه
‫رو هم تقریبا غیرممکن کرد.

756
00:33:48,800 --> 00:33:51,560
‫
‫جایی که مشتری‌ها می‌تونستن
‫آبجویِ «هاوکستون»ــم رو بخرن.
‫(Hawkstone)

757
00:33:52,640 --> 00:33:56,520
‫
‫نمی‌خواستن که ما ماشین‌ها
‫رو توی مزرعه‌ها پارک کنیم.

758
00:33:56,600 --> 00:33:59,560
‫
‫و گفتند که باید دستشویی‌ها رو حذف کنیم.

759
00:33:59,960 --> 00:34:02,080
‫
‫و بدتر از همه، اصرار داشتن که...

760
00:34:02,080 --> 00:34:04,240
‫
‫باید ونِ برگر رو ببندیم.

761
00:34:04,680 --> 00:34:07,000
‫سفارش برای یه همبرگر،
‫دو تا ترافل، یه فلفلی.

762
00:34:07,040 --> 00:34:08,280
‫خیلی ممنون.

763
00:34:08,680 --> 00:34:12,960
‫
‫که حالا تنها روش ممکن
‫برای فروش گوشت‌هامون بود.

764
00:34:13,040 --> 00:34:14,880
‫خیلی ممنون
‫ممنون.

765
00:34:16,800 --> 00:34:18,000
‫
‫رستوران...

766
00:34:18,000 --> 00:34:20,480
‫
‫فکر نکنم دیگه هیچ‌وقت برگرده،

767
00:34:20,480 --> 00:34:24,680
‫
‫اما باید کاری برای محافظت
‫از فروشگاه‌مون می‌کردیم.

768
00:34:25,760 --> 00:34:26,960
‫فروشگاه مزرعه.

769
00:34:27,800 --> 00:34:28,560
‫فروشگاه مزرعه.

770
00:34:28,560 --> 00:34:30,520
‫چند تا انتخاب داریم.

771
00:34:30,520 --> 00:34:31,320
‫خب.

772
00:34:31,400 --> 00:34:34,000
‫اگه اون اطلاعیه‌ی اجرایی رو عملی کنن،

773
00:34:34,000 --> 00:34:35,200
‫«پارکینگ ممنوع»

774
00:34:35,200 --> 00:34:36,880
‫پارک کردن توی جاده رو هم ممنوع می‌کنن،

775
00:34:36,880 --> 00:34:40,240
‫و دیگه چیزی جز یه دونه
‫سیب نمی‌تونیم بفروشیم.

776
00:34:40,440 --> 00:34:44,880
‫پس داشتم فکر می‌کردم که
‫چرا مزرعه رو جابه‌جا نکنیم...

777
00:34:45,080 --> 00:34:45,920
‫...به اینجا؟

778
00:34:45,920 --> 00:34:49,320
‫اونجا خارج از محدوده‌یِ
‫«شورای محلی چدلینگتون»ــه.

779
00:34:49,320 --> 00:34:51,080
‫و مهم تر از همه، این بخش...

780
00:34:51,120 --> 00:34:54,400
‫توی محدوده‌یِ
‫«زیبایی طبیعی برجسته» نیست.
‫ (AONB مناطق طبیعی حفاظت شده)

781
00:34:54,400 --> 00:34:55,360
‫نه.

782
00:34:55,440 --> 00:34:58,480
‫خب چی می‌شه اگه ببریمش اونجا؟
‫این یکی رو می‌بندیم.

783
00:34:58,480 --> 00:35:01,720
‫کلی ضرر کردیم، با اون
‫همه کاری که انجام دادیم،

784
00:35:01,840 --> 00:35:03,400
‫می‌دونی دیگه، برق‌کشی براش،

785
00:35:03,400 --> 00:35:05,400
‫نصب کردن دستشویی‌ها،

786
00:35:05,400 --> 00:35:07,200
‫کفِ بتنی، همه چیز...

787
00:35:07,200 --> 00:35:08,720
‫ساختنِ خود فروشگاه حتی.

788
00:35:08,720 --> 00:35:09,200
‫
‫- آره.
‫ساختنِ خود فروشگاه حتی.

789
00:35:09,280 --> 00:35:11,520
‫چرا نریم به شورا بگیم که:

790
00:35:11,520 --> 00:35:15,680
‫«نظرتون چیه اگه فروشگاه رو
‫به نوک بالایی مزرعه منتقل کنیم؟»

791
00:35:15,800 --> 00:35:18,640
‫خب نظریه رو گرفتم،
‫استدلالت رو هم گرفتم، اما...

792
00:35:18,840 --> 00:35:20,440
‫می‌دونستم یه «اما»یی هست.

793
00:35:20,520 --> 00:35:23,200
‫هیچ ضمانتی نیست
‫که اجازه‌ی اونجا رو بدن.

794
00:35:23,360 --> 00:35:26,120
‫پس کاری که باید بکنیم اینه که...

795
00:35:27,120 --> 00:35:30,000
‫- شخصا، به نظرم...
‫- به نظرت باهاشون بحنگیم؟

796
00:35:30,000 --> 00:35:32,200
‫فکر نکنم «جنگ» لزوما
‫کلمه‌ی درستی باشه.

797
00:35:32,200 --> 00:35:33,480
‫کلمه‌ی احساسی هست.

798
00:35:33,480 --> 00:35:35,680
‫ولی درواقع کاری که من
‫فکر می‌کنم باید انجام بدیم...

799
00:35:35,680 --> 00:35:39,280
‫دیدگاه‌های خودمون رو به شیوه‌ای
‫معقول، منطقی و عینی در میون بذاریم،

800
00:35:39,280 --> 00:35:41,360
‫- ...که قبلا...
‫- با این ‌ها بجنگیم.

801
00:35:41,360 --> 00:35:42,800
‫...که قبلا انجام نشده.

802
00:35:42,800 --> 00:35:44,960
‫مثل میخ چادر بکوبیم‌شون تو زمین.

803
00:35:44,960 --> 00:35:47,120
‫خب فکر کنم درباره بعضی از نکات‌شون...

804
00:35:47,120 --> 00:35:47,600
‫باید محکم‌تر برخورد کنیم تا بقیه‌شون.

805
00:35:47,600 --> 00:35:48,800
‫[نامفهوم]
‫باید محکم‌تر برخورد کنیم تا بقیه‌شون.

806
00:35:48,800 --> 00:35:50,160
‫باید محکم‌تر برخورد کنیم تا بقیه‌شون.

807
00:35:50,240 --> 00:35:51,720
‫و مثلا...

808
00:35:51,720 --> 00:35:53,320
‫- مثلا...
‫- دستشویی‌ها.

809
00:35:53,320 --> 00:35:54,080
‫آره.

810
00:35:54,160 --> 00:35:55,840
‫خب گفتن نمی‌تونیم دستشویی داشته باشیم.

811
00:35:55,840 --> 00:35:59,360
‫پس وقتی یه دختر فروشنده
‫باشی و اجازه نداری که بری...

812
00:35:59,360 --> 00:36:02,000
‫- ...خب اصلا دستشویی در کار نیست.
‫- یا فروشنده‌ی پسر.

813
00:36:02,080 --> 00:36:03,320
‫می‌تونه هر کدوم باشه.

814
00:36:03,440 --> 00:36:05,840
‫خب سخت‌تره.
‫یه پسر نهایتش می‌ره پشت بوته.

815
00:36:05,840 --> 00:36:08,000
‫اگه اونجا کار می‌کنی و
‫نیاز داری که بری دستشویی،

816
00:36:08,000 --> 00:36:10,560
‫باید سوار ماشینت بشی،
‫مغازه رو ببندی،

817
00:36:10,560 --> 00:36:13,000
‫کل مسیر رو بری، باز برگردی.

818
00:36:13,000 --> 00:36:14,040
‫پس این یه مشکله.

819
00:36:14,040 --> 00:36:16,000
‫به‌هرحال، کاری که
‫به نظرم باید بکنیم...

820
00:36:16,040 --> 00:36:17,240
‫جابه‌جاش نکنیم.

821
00:36:17,360 --> 00:36:18,480
‫جابه‌جاش نکنیم.

822
00:36:18,520 --> 00:36:20,480
‫- با یه وکیل پایه یک صحبت کنیم.
‫- باهاشون هم دعوا نکنیم.

823
00:36:20,520 --> 00:36:24,800
‫و یه پاسخ قوی و عینی بدیم.

824
00:36:24,800 --> 00:36:25,800
‫قوی!

825
00:36:26,040 --> 00:36:26,920
‫آره.

826
00:36:27,520 --> 00:36:29,960
‫خب من داشتم «Yellowstone» رو می‌دیدم.
‫(سریالی درام، وسترن-نو آمریکایی)

827
00:36:30,320 --> 00:36:32,440
‫هر وقت یکی اذیت‌شون می‌کرد،
‫می‌کشتنش،

828
00:36:32,480 --> 00:36:35,760
‫از مرز ایالت ردش می‌کردن
‫و می‌انداختنش توی یه دره.

829
00:36:36,240 --> 00:36:38,680
‫خیلی اون سکانس رو نگاه کرده‌ام.

830
00:36:42,720 --> 00:36:45,440
‫
‫چارلی عقب‌نشینی کرد به دفتر کارش،

831
00:36:45,440 --> 00:36:48,240
‫
‫تا روی درخواست تجدیدنظر کار کنه.

832
00:36:50,640 --> 00:36:52,080
‫
‫و درحالی که اون مشغول بود،

833
00:36:52,080 --> 00:36:56,560
‫
‫من و لیزا به کارِ گل‌آلودِ
‫پرورش خوک برگشتیم.

834
00:37:00,800 --> 00:37:02,960
‫اینو نگاه.

835
00:37:08,720 --> 00:37:11,080
‫گیر کردیم و حالا نمی‌دونم چه کنیم.

836
00:37:14,440 --> 00:37:17,040
‫- توی گِل گیر کردیم.
‫- آره، اینم که...

837
00:37:17,040 --> 00:37:18,960
‫نگاه، اومدن بیرون تا نمایش رو ببینن.

838
00:37:18,960 --> 00:37:21,000
‫آره، اومدن بیرون تا به من بخندن.

839
00:37:21,080 --> 00:37:22,240
‫نگاه، دارن...

840
00:37:24,040 --> 00:37:27,000
‫نگاه‌شون کن!
‫چه بامزه‌ان! گوش‌های کوچولوشون!

841
00:37:27,000 --> 00:37:29,520
‫- «گوش‌هامون رو ببینین، گوش‌هامون!»
‫- صف کشیدن به ما بخندن.

842
00:37:29,520 --> 00:37:31,960
‫- خیلی سریع رشد می‌کنن.
‫- آره واقعا.

843
00:37:35,400 --> 00:37:36,240
‫خیلی‌خب.

844
00:37:36,240 --> 00:37:38,600
‫فکر کنم باید بپذیریم که این
‫دیگه همین‌جا می‌مونه...

845
00:37:38,640 --> 00:37:39,880
‫تا زمانی که...

846
00:37:39,880 --> 00:37:42,240
‫یخ بزنیم یا...

847
00:37:42,280 --> 00:37:45,080
‫نه، اگه تراکتور رو بیارم،
‫می‌تونیم درش بیاریم.

848
00:37:46,240 --> 00:37:48,040
‫
‫وقتی که با لامبو برگشتم،

849
00:37:48,040 --> 00:37:51,040
‫
‫من و لیزا یه سورپرایز کوچیک هم شدیم.

850
00:37:52,040 --> 00:37:53,080
‫سلام، لیزا.

851
00:37:53,280 --> 00:37:54,920
‫عه سلام !

852
00:37:55,200 --> 00:37:58,080
‫- مسافرت چطور بود؟
‫- «جودیت»! برگشتی!

853
00:37:58,520 --> 00:37:59,480
‫جودیت؟

854
00:37:59,880 --> 00:38:02,000
‫- «جودیت چالمرز»
‫- کیه اصن؟
‫ (Judith Chalmers مجری تلویزیون،
‫مشهور بابتِ برنامه‌های مسافرتیش)

855
00:38:02,000 --> 00:38:05,200
‫- یه آدم مسافرتی، مهم نیست حالا.
‫- یه بار کلا رفتم مسافرت.

856
00:38:06,080 --> 00:38:07,440
‫نظرت چیه؟

857
00:38:10,600 --> 00:38:11,960
‫بدک نیست، نه؟

858
00:38:12,520 --> 00:38:13,560
‫بدک نیست؟

859
00:38:13,600 --> 00:38:14,920
‫آره! نگاه!

860
00:38:15,320 --> 00:38:18,120
‫آخرین باری که این زمینو دیدم،
‫یه زمینِ سیب‌زمینی خوشگل بود.

861
00:38:18,160 --> 00:38:21,760
‫می‌دونم، حالا بهش نگاه کن.
‫یه شرکتِ بزرگ پرورش خوکه.

862
00:38:23,840 --> 00:38:25,240
‫محشره، مگه نه؟

863
00:38:25,240 --> 00:38:26,320
‫اولا...

864
00:38:26,480 --> 00:38:28,480
‫اولا گوش کن چی می‌گم.

865
00:38:28,800 --> 00:38:30,440
‫کی حصارکشی کرده؟

866
00:38:30,480 --> 00:38:31,600
‫ما!

867
00:38:31,600 --> 00:38:32,600
‫این «ما» کیه؟

868
00:38:32,600 --> 00:38:33,880
‫من و لیزا.

869
00:38:33,880 --> 00:38:36,520
‫اونم زیر بارون شدید، توی شب!

870
00:38:36,560 --> 00:38:38,600
‫کلِ حصارکشی رو انجام دادیم.

871
00:38:38,600 --> 00:38:40,640
‫- نگاه‌ش کن!
‫- چشه مگه؟

872
00:38:40,680 --> 00:38:43,720
‫خب، اول از همه این‌که تمام
‫ستون‌ها رو یه ارتفاع نزدین.

873
00:38:43,720 --> 00:38:45,520
‫ولی این‌که مهم نیست، کیلب.

874
00:38:45,520 --> 00:38:46,440
‫هست!

875
00:38:46,440 --> 00:38:48,640
‫و جاده هم که اونجاست!
‫بازم نگاه کن! نمی‌تونم...

876
00:38:48,640 --> 00:38:49,760
‫سخت‌گیر نباش.

877
00:38:49,760 --> 00:38:50,720
‫مشکل جاده چیه؟

878
00:38:50,720 --> 00:38:53,240
‫همه می‌تونن ببیننش. 

879
00:38:53,280 --> 00:38:54,760
‫- آها فهمیدم...
‫- نگاه! نگاه!

880
00:38:54,960 --> 00:38:56,160
‫این خطو نگاه کن!

881
00:38:56,160 --> 00:38:58,080
‫از نخ خط‌کشی استفاده کردی یا نه؟

882
00:38:58,120 --> 00:39:00,000
‫- چی؟
‫- از نخ خط‌کشی استفاده کردی؟

883
00:39:00,000 --> 00:39:01,360
‫خیلی وقت نداشتیم براش.

884
00:39:01,360 --> 00:39:03,920
‫مجبور شدیم عجله‌ای انجامش بدیم.

885
00:39:04,000 --> 00:39:06,040
‫بگذریم، بالاخره انجامش دادیم.

886
00:39:06,040 --> 00:39:09,360
‫حتی یکی‌شون هم فرار نکرده.
‫یه تابلو کنار جاده گذاشتیم که نوشته:

887
00:39:09,440 --> 00:39:11,760
‫«کیلب این حصارها رو ساخته.»

888
00:39:12,200 --> 00:39:13,920
‫خیلی عالیه.

889
00:39:14,280 --> 00:39:16,160
‫- پس...
‫- ولی خوک‌ها واقعا شگفت‌انگیزن.

890
00:39:16,160 --> 00:39:18,400
‫بذار توضیح بدم روال کار چطوریه، چون...

891
00:39:18,400 --> 00:39:20,200
‫- خوک!
‫- دارم یه کتاب می‌خونم.

892
00:39:20,280 --> 00:39:21,840
‫وینرها رو داریم.

893
00:39:21,840 --> 00:39:23,080
‫- اونجان.
‫- آره.

894
00:39:23,160 --> 00:39:26,960
‫یه خوک نر با دو تا ماده اینجا داریم.

895
00:39:26,960 --> 00:39:28,760
‫ولی از اونجا شروع کردیم،

896
00:39:28,800 --> 00:39:30,480
‫و بعد گذاشتیمش اینجا.

897
00:39:30,480 --> 00:39:32,400
‫- پیش این سه تا ماده.
‫- سه تا ماده؟

898
00:39:32,400 --> 00:39:35,160
‫- وایسا ببینم.
‫- پس الان ترتیب کل‌شون رو داده.

899
00:39:36,040 --> 00:39:38,920
‫نه واقعا یه ارتباط  تیمیِ خوکی برقرار بود.

900
00:39:39,240 --> 00:39:40,800
‫- خوک نر رو گذاشتی اینجا؟
‫- آره.

901
00:39:40,840 --> 00:39:43,480
‫و بعد با فاصله یک هفته
‫گذاشتیش توی اون یکی قسمت؟

902
00:39:43,520 --> 00:39:44,440
‫آره.

903
00:39:46,080 --> 00:39:47,240
‫مشکلش چیه؟

904
00:39:49,720 --> 00:39:51,600
‫نه، شوخی می‌کنی دیگه؟

905
00:39:51,760 --> 00:39:54,080
‫خواهشا، بگو که دروغ می‌گی؟

906
00:39:54,360 --> 00:39:55,320
‫نه.

907
00:39:55,800 --> 00:39:58,080
‫اصلا شمردی؟

908
00:39:58,560 --> 00:40:01,160
‫- نه.
‫- چند تاس .

909
00:40:01,240 --> 00:40:04,000
‫آره؟ 10 تا 14 بچه به دنیا می‌آرن.

910
00:40:04,000 --> 00:40:05,680
‫ولی خب انجامش دادم.

911
00:40:05,680 --> 00:40:07,600
‫آره، ولی بینش فاصله انداختی.

912
00:40:07,600 --> 00:40:08,760
‫نمی‌خوای که...

913
00:40:08,760 --> 00:40:11,160
‫50 تا بچه خوک همزمان گیرت بیاد که.

914
00:40:11,800 --> 00:40:15,920
‫قراره 50 تا بچه خوک کوچیک گیرت
‫بیاد که همزمان بدوند این‌ور اون‌ور.

915
00:40:15,920 --> 00:40:17,160
‫جدی می‌گم!

916
00:40:21,600 --> 00:40:22,440
‫
‫« در قسمت بعد»

917
00:40:22,440 --> 00:40:26,240
‫من در مورد انجام هر کاری اطراف
‫این رودخونه‌ها، خیلی محتاط هستم.

918
00:40:26,840 --> 00:40:28,280
‫آررره!

919
00:40:30,680 --> 00:40:33,640
‫تا حالا همچین بی‌عرضه‌ای ندیده‌ام.

920
00:40:35,520 --> 00:40:37,040
‫من...

921
00:40:38,360 --> 00:40:39,720
‫هنگ کرده‌ام.
