﻿1
00:00:08,680 --> 00:00:11,280
‫
‫«مزرعه کلارکسون»
‫

2
00:00:11,280 --> 00:00:13,520
‫
‫«قسمت 22»
‫

3
00:00:13,520 --> 00:00:18,560
‫
‫«قسمت 22»
‫«قارچ»

4
00:00:32,120 --> 00:00:34,560
‫
‫حالا که به اواسط
‫تابستون نزدیک می‌شدیم،

5
00:00:34,560 --> 00:00:37,480
‫
‫زمانِ انجام یکی از
‫لذت‌بخش‌ترین کارها...

6
00:00:37,480 --> 00:00:40,000
‫
‫در تقویم کشاورزی فرا رسیده بود:

7
00:00:40,520 --> 00:00:42,880
‫
‫برگردوندن گاوها به زمین‌ها...

8
00:00:42,880 --> 00:00:46,920
‫
‫بعد از حبس‌ زمستونی‌شون توی سوله.

9
00:00:47,800 --> 00:00:50,520
‫خب، 4 تاشون رو بار می‌زنیم،

10
00:00:50,520 --> 00:00:51,640
‫و می‌بریم به «زمین گاوها».

11
00:00:51,640 --> 00:00:52,320
‫
‫- آره.
‫و می‌بریم به «زمین گاوها».

12
00:00:55,800 --> 00:00:57,680
‫اون یکی در رو باز کن.

13
00:00:59,480 --> 00:01:01,360
‫حالا دیگه از کار کردن
‫باهات خوشم می‌اد.

14
00:01:02,320 --> 00:01:04,280
‫- یعنی قبلا خوشت نمی‌اومد؟
‫- نه.

15
00:01:06,680 --> 00:01:08,280
‫برید داخل گاوها.
‫گاوهای خوب.

16
00:01:08,520 --> 00:01:09,320
‫برید داخل.

17
00:01:09,360 --> 00:01:10,200
‫- سوار بشید.
‫- آره.

18
00:01:10,280 --> 00:01:11,880
‫- برو داخل.
‫- اینم از این.

19
00:01:12,040 --> 00:01:13,120
‫برو داخل.

20
00:01:15,920 --> 00:01:16,840
‫خیلی‌خب.

21
00:01:16,920 --> 00:01:19,480
‫خودت تنهایی ببرشون و
‫منم 4 تای بعدی رو می‌ارم.

22
00:01:22,360 --> 00:01:24,280
‫این یکی از روزهای مورد علاقه منه،

23
00:01:24,280 --> 00:01:26,200
‫رها کردن گاوها...

24
00:01:26,360 --> 00:01:30,200
‫توی زمین‌ها، چون که
‫خیلی خوش‌حال می‌شن،

25
00:01:30,280 --> 00:01:33,960
‫این‌که بعد از پنج شیش ماه
‫حبس بودن توی طویله، آزاد می‌شن.

26
00:01:33,960 --> 00:01:36,320
‫یهو آزادی و اون همه
‫علف رو به‌دست می‌ارن،

27
00:01:36,320 --> 00:01:39,280
‫و این‌طوری‌ان که:
‫«وای داره یادم می‌اد.»

28
00:01:40,360 --> 00:01:42,760
‫
‫به زمین گاوها رسیدم،

29
00:01:42,760 --> 00:01:46,880
‫
‫خوب به یاد می‌ارم
‫آخرین باری که این کارو کردیم.

30
00:01:47,200 --> 00:01:48,760
‫نگاه‌شون کن!
‫گاوهای هیجان‌زده!

31
00:01:48,760 --> 00:01:50,680
‫«آزاد شدم!»

32
00:01:50,960 --> 00:01:52,400
‫خیلی خوش‌حالن!

33
00:01:53,320 --> 00:01:55,640
‫«بیرونم و آزاد!»

34
00:01:57,520 --> 00:02:00,720
‫و رپتورها رو آزاد می‌کند.
‫ (Raptors دایناسوری کوتاه قامت و چابک،
‫نام دایناسورهای فرانچایز پارک ژوراسیک)

35
00:02:02,240 --> 00:02:03,440
‫صبر کنید.

36
00:02:07,600 --> 00:02:09,760
‫بفرمایید، آزادید، حالا برید.

37
00:02:18,840 --> 00:02:20,400
‫همین؟

38
00:02:23,240 --> 00:02:26,080
‫بی‌خیال دیگه، چی شد
‫اون همه این‌ور اون‌ور دویدن‌تون؟

39
00:02:26,160 --> 00:02:29,080
‫الان باید بالا پایین
‫می‌پریدید و خوش‌حال بودید.

40
00:02:30,720 --> 00:02:32,840
‫ای نمک‌ نشناسا.

41
00:02:37,400 --> 00:02:38,920
‫
‫بعد از این ضدحال،

42
00:02:38,920 --> 00:02:42,320
‫
‫رفتم که یه سر به
‫قارچ های فضاییم بزنم،

43
00:02:42,320 --> 00:02:46,000
‫
‫کاملا انتظار نامیدی بیشتری رو داشتم.

44
00:02:47,400 --> 00:02:48,320
‫خب.

45
00:02:48,560 --> 00:02:51,800
‫می‌خوام با کمی خوش‌بینی...

46
00:02:52,040 --> 00:02:53,680
‫یه جعبه؟ دو جعبه ببرم.

47
00:02:53,680 --> 00:02:56,280
‫دو جعبه برای قارچ‌هام!

48
00:02:56,720 --> 00:02:59,520
‫باید لباس «دارث ویدر»ــم رو بپوشم.
‫ (Darth Vader شخصیتی در جنگ ستارگان
‫با لباس مشکی سراسر بدن و ماسکی بزرگ)

49
00:02:59,600 --> 00:03:01,720
‫دستکش لاستیکیم رو دست می‌کنم.

50
00:03:07,200 --> 00:03:10,680
‫واااای! یا خدا!

51
00:03:10,960 --> 00:03:13,080
‫این‌ها رو ببین!

52
00:03:13,600 --> 00:03:15,240
‫و اون‌ها!

53
00:03:15,840 --> 00:03:17,760
‫معرکه‌ست!

54
00:03:18,240 --> 00:03:20,960
‫این خوشگل‌ها رو ببین!
‫این‌ها رو ببین!

55
00:03:21,440 --> 00:03:24,800
‫ممکنه جواب بده.
‫واقعا ممکنه جواب بده.

56
00:03:25,120 --> 00:03:27,320
‫برای چیدن‌شون باید...

57
00:03:27,440 --> 00:03:31,520
‫باید بپیچی‌شون و یه
‫حرکت مثل خفه‌کردن...[بزنی.]

58
00:03:31,840 --> 00:03:34,080
‫البته این خیلی خوب نبود.

59
00:03:35,560 --> 00:03:38,800
‫خدایا، امشب «قارچ
‫روی تست» می‌زنم به بدن!
‫(قارچ‌های سرخ شده با سبزیجات،
‫بر روی نان تست سرو می‌شوند)

60
00:03:40,880 --> 00:03:43,680
‫
‫با بسته‌بندی قارچ‌ها،

61
00:03:43,760 --> 00:03:48,920
‫
‫به سرعت رفتم به فروشگاه مزرعه
‫
‫قبل از این‌که برای فروش باز بشه.

62
00:03:49,920 --> 00:03:51,280
‫- لیزا؟
‫- بله؟

63
00:03:51,320 --> 00:03:53,640
‫- خبرهای خوبی دارم.
‫- خب؟

64
00:03:55,560 --> 00:03:56,440
‫چقدر خوشگلن!

65
00:03:56,440 --> 00:03:58,480
‫- خوشگل، نه؟
‫- چه نوعی هستن؟

66
00:03:58,480 --> 00:04:00,440
‫- قارچ صدفی خاکستری.
‫- وای خدایا.

67
00:04:00,440 --> 00:04:04,640
‫یه تابلو براشون ساختم
‫پس توی سبد‌های
‫کوچیک می‌فروشیم‌شون.

68
00:04:04,640 --> 00:04:06,360
‫به نظرت هر سبد رو چند بدیم؟

69
00:04:06,400 --> 00:04:08,680
‫- من که می‌گم 3 یا 3.5 پوند.
‫- آره.

70
00:04:08,680 --> 00:04:10,680
‫
‫سپس رفتیم تا اون‌ها رو
‫به «اسکات» نشون بدیم،

71
00:04:10,720 --> 00:04:13,120
‫
‫سرآشپزمون در ونِ همبرگرِ مغازه.

72
00:04:13,120 --> 00:04:14,120
‫- نگاه‌شون کن.
‫- واااو!

73
00:04:14,120 --> 00:04:16,280
‫- خوشگل نیستن؟
‫- همه‌شون توی [مزرعه] پرورش یافتن؟

74
00:04:16,280 --> 00:04:20,440
‫آره، خودمون پرورش می‌دیم.
‫قراره یه منبع ثابت قارچ داشته باشیم.

75
00:04:20,520 --> 00:04:22,400
‫می‌تونیم برای صبحونه
‫قارچ روی تست درست کنیم.

76
00:04:22,400 --> 00:04:24,280
‫- آره، قارچ روی تست.
‫- آره! عالیه.

77
00:04:24,280 --> 00:04:26,320
‫همه قارچ روی تست دوست دارن.

78
00:04:26,400 --> 00:04:30,320
‫اگه ته‌ش چیزی براتون باقی‌موند
‫می‌تونیم سس کچاپ قارچ درست کنیم.

79
00:04:30,440 --> 00:04:32,120
‫- عالیه!
‫- سوپ قارچ چی؟

80
00:04:32,120 --> 00:04:33,400
‫آره، هر چی که بخواین.

81
00:04:33,440 --> 00:04:34,840
‫- همبرگر گیاهی!
‫- آره.

82
00:04:34,840 --> 00:04:36,560
‫- بالاخره می‌تونیم...[نامفهوم]

83
00:04:39,120 --> 00:04:40,800
‫چی‌کار کردی؟

84
00:04:41,760 --> 00:04:43,320
‫چی شده عشقم؟

85
00:04:44,960 --> 00:04:46,480
‫وای نه، چی شده؟

86
00:04:46,520 --> 00:04:47,600
‫حالت خوبه؟

87
00:04:47,600 --> 00:04:49,800
‫داری گریه می‌کنی یا می‌خندی؟

88
00:04:49,960 --> 00:04:51,080
‫پرونده تجدیدنظر رو بُردیم.

89
00:04:51,120 --> 00:04:52,440
‫خفه شو بابا!

90
00:04:52,560 --> 00:04:55,080
‫- نه بابا!
‫- عالی شد!

91
00:04:56,480 --> 00:04:57,560
‫وای خدایا!

92
00:04:57,560 --> 00:04:58,640
‫تجدیدنظر رو بردیم!

93
00:04:58,640 --> 00:05:00,560
‫گزارش خیلی بزرگیه ولی...

94
00:05:00,560 --> 00:05:01,840
‫لعنتی، خیلی زیاده.

95
00:05:01,920 --> 00:05:03,680
‫نکته 41:

96
00:05:03,720 --> 00:05:06,200
‫
‫«به منظور شفافیت و درک
‫بهتر، اعلام می‌کنم که:

97
00:05:06,240 --> 00:05:08,320
‫این حرفِ بازرس برنامه‌ریزیه،

98
00:05:08,400 --> 00:05:12,680
‫
‫ادعای تغییر کاربری
‫را به کاربریِ ترکیبی...

99
00:05:12,680 --> 00:05:15,760
‫
‫شامل کشاورزی، کافه،

100
00:05:15,840 --> 00:05:17,280
‫
‫رستوران،

101
00:05:17,280 --> 00:05:21,280
‫
‫فروشگاه مزرعه، پارکینگ و
‫سرویس بهداشتی، اصلاح می‌نمایم.»

102
00:05:21,280 --> 00:05:22,880
‫- مجوز تمامش رو به‌مون داد؟

103
00:05:22,880 --> 00:05:24,000
‫- تمامش رو!
‫- آره!

104
00:05:24,040 --> 00:05:27,360
‫یعنی... به نظر می‌رسه که...
‫اونو که از دست دادیم.

105
00:05:27,400 --> 00:05:28,680
‫اجازه نداریم که اونجا
‫رستوران داشته باشیم.

106
00:05:28,680 --> 00:05:29,400
‫[نامفهوم]
‫اجازه نداریم که اونجا
‫رستوران داشته باشیم.

107
00:05:29,400 --> 00:05:31,600
‫- اما می‌تونیم اینو داشته باشیم.
‫- عالیه.

108
00:05:31,600 --> 00:05:34,000
‫و می‌تونیم توی اون یه کافه بزنیم.

109
00:05:36,520 --> 00:05:40,600
‫این بزرگ‌ترین جوابی
‫به شوراست که تابه‌حال [دیده‌ام.]

110
00:05:41,800 --> 00:05:44,920
‫وای خدایا، چقدر نگرانش بودم.

111
00:05:45,160 --> 00:05:48,000
‫- عالیه.
‫- ولی منطقی هم هست دیگه.

112
00:05:48,000 --> 00:05:49,600
‫- خب البته که منطقیه!
‫- می‌دونم.

113
00:05:49,600 --> 00:05:51,360
‫شورا هیچی برای
‫ارائه نداشت و یه بازرس...

114
00:05:51,400 --> 00:05:53,400
‫به نظرت شورا درخواست تجدیدنظر می‌ده؟

115
00:05:53,520 --> 00:05:57,000
‫- فکر نکنم درخواست بده.
‫- و پول مردم رو خرج کنه؟

116
00:05:57,000 --> 00:06:00,040
‫این بازرس... چقدر طول کشید؟
‫4 ماه؟ [تا تصمیم بگیره.]

117
00:06:00,040 --> 00:06:02,440
‫فکر نکنم که اشتباه کرده باشه، نه؟

118
00:06:02,480 --> 00:06:04,360
‫پس الان در امانیم.

119
00:06:04,360 --> 00:06:06,160
‫به نظر می‌رسه برای سه سال باشه.

120
00:06:06,200 --> 00:06:09,080
‫پس تا سه سال مشکلی نداریم.

121
00:06:09,160 --> 00:06:11,560
‫- دوباره می‌تونیم کارو شروع کنیم.
‫- حالا مغازه می‌تونه هر کاری بکنه.

122
00:06:16,960 --> 00:06:20,840
‫
‫لیزا تصمیم گرفت که
‫این پیروزی بر شورا رو...

123
00:06:20,840 --> 00:06:25,160
‫
‫با دعوت از همه‌ی دوستای لاغر
‫و مو بلوند آکسفوردشریِ خودش...

124
00:06:25,160 --> 00:06:27,840
‫
‫به یوگای بزی، جشن بگیره.

125
00:06:27,920 --> 00:06:31,360
‫کتف‌ها رو فشار داده و
‫جمع کنید تا قفسه سینه باز بشه.

126
00:06:31,440 --> 00:06:33,360
‫وارد حالتِ «جنگجوی 3» بشید.

127
00:06:33,360 --> 00:06:36,600
‫باسن و شونه‌ها صاف باشه،
‫ماهیچه‌های شکم فعال باشه.

128
00:06:36,720 --> 00:06:37,640
‫و سپس فشار بدید...

129
00:06:37,640 --> 00:06:40,960
‫
‫مطمئنم که همه‌ی این‌ها خیلی مدرنه،

130
00:06:41,040 --> 00:06:45,040
‫
‫ولی من بزها رو نخریدم که
‫برای ابزار یوگا استفاده بشن،

131
00:06:45,080 --> 00:06:48,280
‫
‫خریدم‌شون تا بوته‌هام
‫رو با خاک یکسان کنن،

132
00:06:48,320 --> 00:06:54,200
‫
‫کاری که امیدوارم، حالا که یه
‫اردوگاه دارند، شروع به انجامش کنن.

133
00:06:55,480 --> 00:06:58,120
‫
‫هرچند، فقط درصورتی می‌تونیم
‫منتقل‌شون کنیم اونجا که...

134
00:06:58,120 --> 00:07:00,400
‫
‫اگه به اندازه کافی بزرگ باشن.

135
00:07:00,760 --> 00:07:01,920
‫خب.

136
00:07:02,240 --> 00:07:03,720
‫می‌دونی چی‌کار باید بکنیم؟

137
00:07:03,760 --> 00:07:05,040
‫باید وزن‌شون کنیم.

138
00:07:05,080 --> 00:07:06,680
‫و بعدش اگه...

139
00:07:06,880 --> 00:07:08,520
‫- ...وزنش کم بود...
‫- خب؟

140
00:07:08,640 --> 00:07:12,200
‫...یعنی اگه کمتر از 17 کیلوگرم
‫بود، رنگ قرمز می‌زنیم بهش.

141
00:07:13,120 --> 00:07:16,320
‫- چجوری بذاریم‌شون توی این هارنس؟
‫- این‌طوری، نگاه.
‫(حمایل یا هارنس ایمنی)

142
00:07:16,400 --> 00:07:17,880
‫تو که بلدی چطوری انجامش بدی.

143
00:07:18,720 --> 00:07:21,400
‫
‫قبل از این‌که بزها رو به
‫اردوگاه‌شون منتقل کنیم،

144
00:07:21,400 --> 00:07:24,760
‫
‫یه چیزی بود که باید تکلیفش
‫رو با لیزی روشن می‌کردم.

145
00:07:24,760 --> 00:07:28,040
‫این چیه که من شنیدم...
‫خب، داشتم توی کتابم می‌خوندم که...

146
00:07:28,080 --> 00:07:31,480
‫اگه فرار کنن، دیگه...

147
00:07:31,560 --> 00:07:34,480
‫- آره... یعنی...
‫- ولم کن.

148
00:07:35,080 --> 00:07:36,320
‫- اگه...
‫- ولم کن!

149
00:07:36,320 --> 00:07:38,200
‫اگه حصارکشی رو بد انجام بدی،

150
00:07:38,200 --> 00:07:39,200
‫باید قتل‌عام بشن،

151
00:07:39,560 --> 00:07:41,680
‫و حالا دارن همه چیزو می‌خورن.

152
00:07:41,680 --> 00:07:43,560
‫ولی اگه یکی‌شون همه‌ش فرار کنه...

153
00:07:43,560 --> 00:07:44,520
‫
‫- آره.
‫ولی اگه یکی‌شون همه‌ش فرار کنه...

154
00:07:44,760 --> 00:07:47,280
‫در بدترین حالت ممکن،
‫چه آسیبی می‌تونن بزنن؟

155
00:07:47,280 --> 00:07:49,360
‫به جز لگد زدن به شکم‌ مردم.

156
00:07:49,360 --> 00:07:52,160
‫سال‌ها پیش یه گروه خیلی بد داشتیم،

157
00:07:52,160 --> 00:07:53,960
‫و تمام نهال‌هامون رو خوردن.

158
00:07:53,960 --> 00:07:57,280
‫اول دو تا مزرعه رو کامل
‫خوردن تا برسن به نهال‌ها.

159
00:07:57,280 --> 00:07:59,800
‫می‌تونن برن توی جاده و تصادف کنن.

160
00:07:59,800 --> 00:08:01,000
‫یا می‌تونن فلفل‌هات رو بخون.

161
00:08:01,000 --> 00:08:02,920
‫- نمی‌دونم چقدر فلفل می‌خورن.
‫- فلفل که نمی‌خورن.

162
00:08:02,960 --> 00:08:04,880
‫قطعا می‌رن سراغ گلخونه‌هات.

163
00:08:04,880 --> 00:08:07,000
‫بزها و گلخونه ترکیب ناسازگاری‌ان.

164
00:08:07,880 --> 00:08:11,880
‫
‫سپس زمینی که بزها توش زندگی
‫می‌کنند رو به لیزی نشون دادیم.

165
00:08:12,000 --> 00:08:14,640
‫
‫موضوعِ مهارت‌های فرارشون.

166
00:08:14,720 --> 00:08:17,040
‫و چیزی هم نیاز دارن که برن بالاش؟

167
00:08:17,080 --> 00:08:19,360
‫ما چیزی از بیرون به‌شون نمی‌دیم،

168
00:08:19,360 --> 00:08:21,120
‫چون هلش می‌دن و
‫می‌برنش کنار حصار برقی...

169
00:08:21,160 --> 00:08:22,320
‫و به عنوان راه فرار
‫ازش استفاده می‌کنن.

170
00:08:22,320 --> 00:08:23,200
‫
‫- نه!
‫و به عنوان راه فرار
‫ازش استفاده می‌کنن.

171
00:08:23,200 --> 00:08:24,080
‫- آره!
‫- نه!

172
00:08:24,080 --> 00:08:27,240
‫- یعنی مثل «Stalag Luft III»؟
‫- آره، عین همون.
‫(زندانی تحت کنترل آلمان نازی که تعدادی
‫زندانی با حفر تونلی 100 متری از آن فرار کردند)

173
00:08:32,680 --> 00:08:34,400
‫
‫درحالی‌که ما داشتیم فکر می‌کردیم که...

174
00:08:34,400 --> 00:08:37,120
‫
‫آیا یه بز می‌تونه با موتور
‫از روی حصارها بپره یا نه،

175
00:08:37,120 --> 00:08:40,960
‫
‫کیلب و چارلی روز بزرگ‌تری داشتند،

176
00:08:40,960 --> 00:08:42,640
‫
‫در لندن.

177
00:08:43,040 --> 00:08:45,080
‫
‫به «خیابان داونینگ» دعوت شده بودند،
‫ (Downing Street خیابانی که حدود 200 سال
‫محل اقامت وزرای بلندپایه انگستان بوده است)

178
00:08:45,120 --> 00:08:47,080
‫
‫تا با نخست‌وزیر صحبت کنند،

179
00:08:47,120 --> 00:08:51,200
‫
‫درباره طرحِ «کشاورزی
‫بریتانیا از مزرعه تا سفره».
‫(طرحی برای حفاظت از محیط زیست و
‫تولید مواد غذایی ارگانیک بدون مواد شیمیایی)

180
00:08:51,240 --> 00:08:53,320
‫
‫و با توجه به اهمیت این جلسه،

181
00:08:53,320 --> 00:08:58,280
‫
‫برای گپ قبل از بازی،
‫توی یه کافه همدیگه رو ملاقات کردند.

182
00:08:58,280 --> 00:08:59,520
‫- پس امروز؟
‫- آره.

183
00:08:59,560 --> 00:09:01,920
‫- کلی آدم می‌اد.
‫- خیلی؟

184
00:09:01,960 --> 00:09:04,720
‫جرمی بهم گفت که:
‫«کیلب...

185
00:09:04,760 --> 00:09:06,480
‫
‫اگه نکته‌ای برای صحبت کردن می‌خوای،

186
00:09:06,480 --> 00:09:09,440
‫
‫فقط به 'ریکی' بگو که احتمالا
‫دیگه نخست‌وزیر نمی‌شه.»

187
00:09:09,440 --> 00:09:10,480
‫«ریشی»
‫(ریشی سوناک، نخست‌وزیر
‫هندی‌تبار بریتانیا از اکتبر 2022)

188
00:09:10,480 --> 00:09:11,440
‫ریشی!
‫(ریشی سوناک، نخست‌وزیر
‫هندی‌تبار بریتانیا از اکتبر 2022)

189
00:09:11,440 --> 00:09:13,720
‫همون رئیس جمهور.
‫نخست‌وزیر، ببخشید.

190
00:09:13,720 --> 00:09:15,360
‫آره، برای شروع عالیه.

191
00:09:15,400 --> 00:09:18,320
‫من باشم قطعا می‌گم:
‫«هوی سلام رئیس جمهور.

192
00:09:18,320 --> 00:09:20,120
‫- [چارلی] «حالت چطوره ریکی؟»
‫- «آخر هفته بیا به دیدنم.»

193
00:09:20,120 --> 00:09:22,840
‫«دیگه بار بعد نخست‌وزیر نمی‌شی.»

194
00:09:22,960 --> 00:09:25,120
‫خب می‌خوای درباره چی حرف بزنی؟

195
00:09:25,160 --> 00:09:27,600
‫- چی مدنظرته؟
‫- در مورد کشاورزهای جوون.

196
00:09:27,600 --> 00:09:30,200
‫- خوبه.
‫- ورود جوون‌ها به کشاورزی.

197
00:09:30,520 --> 00:09:32,440
‫امروزه دیگه نمی‌تونی بری و
‫مزرعه خودتو کشاورزی کنی.

198
00:09:32,440 --> 00:09:33,920
‫1. این‌که خیلی گرونن.

199
00:09:33,920 --> 00:09:36,360
‫2. همه چیز طرح و نقشه داره.

200
00:09:36,360 --> 00:09:36,960
‫آره.

201
00:09:36,960 --> 00:09:38,640
‫دیروز یه تراکتور رو قیمت کردم.

202
00:09:38,640 --> 00:09:39,080
‫
‫- خب.
‫دیروز یه تراکتور رو قیمت کردم.

203
00:09:39,080 --> 00:09:42,640
‫- با تخفیف 205,000 پوند بود.
‫- می‌دونم، وحشتناکه.

204
00:09:42,840 --> 00:09:44,600
‫بهتره بریم.

205
00:09:44,600 --> 00:09:46,040
‫دیرمون می‌شه.

206
00:09:50,880 --> 00:09:54,240
‫- «میدان ترافالگار»
‫- عه من اونجا رانندگی کردم.
‫ (Trafalgar Square میدان اصلی و
‫مشهور در مرکز لندن، ساخت 1845)

207
00:09:54,600 --> 00:09:57,160
‫توی تقاطع اینجا راهنما نزدم.

208
00:09:57,160 --> 00:09:58,480
‫- واقعا؟
‫- آره.

209
00:09:58,560 --> 00:10:01,120
‫- اون «نلسون»ــه، نگاه.
‫- نلسون کیه؟
‫ (Horatio Nelson از بزرگ‌ترین دریاسالاران
‫امپراتوری بریتانیا که در نبرد ترافالگار پیروز شد)

210
00:10:01,200 --> 00:10:02,680
‫یه دریاسالار بود.

211
00:10:02,800 --> 00:10:04,640
‫- خیلی بالاست مگه نه.
‫- توی یه نبرد پیروز شد.

212
00:10:04,640 --> 00:10:06,920
‫- می‌دونی به چی نگاه می‌کنه؟
‫- به چی؟

213
00:10:06,920 --> 00:10:09,400
‫می‌بینی اون پرچم‌ها کجان؟

214
00:10:09,400 --> 00:10:11,120
‫اون «طاق دریاسالاری»ــه.
‫ (Admiralty Arch یادبودی برای
‫نیروی دریایی بریتانیا، 1912)

215
00:10:11,160 --> 00:10:12,280
‫- گرفتی؟
‫- خب.

216
00:10:12,280 --> 00:10:14,600
‫و داره به بالای طاق نگاه می‌کنه.

217
00:10:14,600 --> 00:10:16,640
‫کلی کشتی روش کشیده شده.

218
00:10:16,720 --> 00:10:21,000
‫- و داره به اون‌ها نگاه می‌کنه.
‫- اون «نبرد ترافالگار» رو رهبری کرده.
‫ (Trafalgar نبردی در جنوب غرب اسپانیا
‫با پیروزی بریتانیا بر اسپانیا و فرانسه، 1805)

219
00:10:21,000 --> 00:10:23,920
‫اون همه بتن مصرف کردن
‫برای ساختن یه مرد که داره...

220
00:10:24,400 --> 00:10:25,920
‫دکمه رو بزن.

221
00:10:26,240 --> 00:10:27,840
‫خودت دکمه رو بزن.

222
00:10:30,840 --> 00:10:33,800
‫اینم از این، اینجا وایت‌هاله،
‫همه چیز اینجا رخ می‌ده.

223
00:10:33,960 --> 00:10:35,360
‫چی رخ می‌ده؟

224
00:10:35,520 --> 00:10:37,360
‫مدیریت کل کشور!

225
00:10:37,520 --> 00:10:39,040
‫این‌ها دفاتر اعضای کابینه هستن.

226
00:10:39,040 --> 00:10:40,440
‫- چیه اصلا؟
‫- می‌دونی کابینه چیه؟

227
00:10:40,480 --> 00:10:43,520
‫- نه.
‫- وزرای ارشد‌تر هستند.

228
00:10:43,560 --> 00:10:45,600
‫و همه‌شون همین
‫داخل کار می‌کنن، اره؟

229
00:10:45,840 --> 00:10:48,040
‫نمی‌دونم ساعت چنده.
‫ساعت چنده؟

230
00:10:48,240 --> 00:10:50,080
‫9:11

231
00:10:50,160 --> 00:10:51,760
‫عه خب یه کم زود رسیدیم.

232
00:10:51,840 --> 00:10:53,600
‫پس همین‌جا وایمیستیم.

233
00:11:02,400 --> 00:11:03,480
‫صبح بخیر.

234
00:11:04,200 --> 00:11:05,160
‫صبح بخیر.

235
00:11:06,800 --> 00:11:07,800
‫صبح بخیر.

236
00:11:08,480 --> 00:11:11,960
‫الان داری تلاش می‌کنی
‫که مردم بگن «صبح بخیر»؟

237
00:11:11,960 --> 00:11:12,920
‫صبح بخیر.

238
00:11:14,280 --> 00:11:18,200
‫- فکر می‌کنن که دیوونه‌ای.
‫- فقط دارم «صبح بخیر» می‌گم.

239
00:11:18,560 --> 00:11:20,880
‫نمی‌خوان حرف بزنن.

240
00:11:21,480 --> 00:11:27,080
‫
‫خیلی زود زمان اون فرا رسید
‫که به سمت درِ سیاه معروف برن.

241
00:11:29,400 --> 00:11:31,600
‫آماده‌ای؟ باید در بزنیم؟

242
00:11:31,640 --> 00:11:32,640
‫آره.

243
00:11:32,880 --> 00:11:33,720
‫خدایا.

244
00:11:33,760 --> 00:11:35,000
‫خیلی‌خب.

245
00:11:35,760 --> 00:11:36,800
‫چی؟ در بزنیم؟

246
00:11:36,840 --> 00:11:37,760
‫باشه.

247
00:11:37,800 --> 00:11:39,680
‫اگر می‌خواید بیاید داخل.

248
00:11:39,680 --> 00:11:42,040
‫- سلام دوستان، حال‌تون خوبه؟
‫- حال‌تون چطوره؟

249
00:11:42,280 --> 00:11:43,840
‫- خیلی ممنون.
‫- فقط یه چیزی.

250
00:11:43,920 --> 00:11:46,680
‫اگه یه بار دیگه این‌قدر محکم
‫در بزنی، می‌اندازمت بیرون.

251
00:11:46,680 --> 00:11:47,480
‫دوباره بگو؟

252
00:11:47,480 --> 00:11:50,200
‫- این‌قدر محکم در نزن.
‫- شرمنده ما کشاورزیم.

253
00:11:50,280 --> 00:11:51,600
‫- برام مهم نیست.
‫- باشه.

254
00:11:51,600 --> 00:11:53,760
‫- من که نیستم.
‫- باشه.

255
00:11:54,880 --> 00:11:56,400
‫مشخص بود.

256
00:11:57,920 --> 00:12:00,600
‫
‫درحالی که نگهبان خیابان داونینگ...

257
00:12:00,600 --> 00:12:03,280
‫
‫داشت سر کیلب و چارلی داد می‌زد...

258
00:12:03,280 --> 00:12:05,040
‫برید بزها.
‫برید داخل.

259
00:12:05,040 --> 00:12:09,960
‫
‫...من و لیزا بالاخره بزها رو
‫به خونه جدیدشون منتقل کردیم.

260
00:12:10,240 --> 00:12:12,200
‫خب برنامه اینه که...

261
00:12:12,320 --> 00:12:14,160
‫- این باغ تمرینی‌شونه.
‫- آره.

262
00:12:14,200 --> 00:12:17,880
‫و اینجا می‌مونن تا زمانی که
‫تمام برگ‌های ترشک‌ها رو بخورن.
‫(گیاهی با برگ‌های پهن که طعم
‫ترش دارد و مصارف دارویی نیز دارد)

263
00:12:17,880 --> 00:12:20,040
‫- باشه.
‫- بعد می‌بری‌شون اون پایین.

264
00:12:20,040 --> 00:12:22,520
‫و هدف اینه که دهن‌شون...

265
00:12:22,520 --> 00:12:23,520
‫- ...عادت کنه.
‫- سفت‌تر بشه.
‫(تجربه کسب کنند)

266
00:12:23,520 --> 00:12:24,800
‫آره دقیقا.

267
00:12:25,120 --> 00:12:27,560
‫و دهن‌شون سفت‌تر
‫می‌شه، اما بعدش..

268
00:12:27,640 --> 00:12:30,200
‫اون بوته‌ها رو می‌بینی،
‫این همون چیزیه که می‌خوام بخورن.

269
00:12:30,200 --> 00:12:31,480
‫
‫- آره آره.
‫اون بوته‌ها رو می‌بینی،
‫این همون چیزیه که می‌خوام بخورن.

270
00:12:31,480 --> 00:12:33,960
‫پس وقتی که برن سراغ بوته‌ها،

271
00:12:33,960 --> 00:12:35,640
‫اینه که برای من جالب خواهد بود،.

272
00:12:35,640 --> 00:12:37,880
‫این چیزیه که من می‌خوام بخورنش.

273
00:12:38,160 --> 00:12:39,440
‫
‫اما قبل از همه‌ی این‌ها،

274
00:12:39,440 --> 00:12:43,200
‫
‫باید کارِ ناخوشایند اما
‫ضروریِ عادت دادن اون‌ها...

275
00:12:43,200 --> 00:12:46,880
‫
‫به حصار برقی رو انجام می‌دادیم.

276
00:12:46,920 --> 00:12:48,280
‫بیاید بیرون.

277
00:12:48,360 --> 00:12:50,080
‫دارن می‌ان بیرون!

278
00:12:50,160 --> 00:12:52,280
‫پس سیم‌های سفید برق ضعیفه.

279
00:12:52,280 --> 00:12:52,920
‫
‫- آره.
‫پس سیم‌های سفید برق ضعیفه.

280
00:12:52,960 --> 00:12:56,520
‫و سیم‌های نارنجی برق شهریه.

281
00:12:56,760 --> 00:12:58,760
‫اوه نگاش کنین:
‫«دارم یه نقشه می‌ریزم...

282
00:12:58,960 --> 00:13:00,760
‫
‫یه راه فرار اینجا پیدا کردم.

283
00:13:00,800 --> 00:13:03,320
‫
‫هی بچه‌ها، دنبال من بیاین.»

284
00:13:03,680 --> 00:13:06,200
‫
‫«فکر کنم تو یه چشم
‫به هم زدن در بریم.»

285
00:13:07,520 --> 00:13:09,520
‫اوه! صدای زپ (برق‌گرفتگی) بود؟

286
00:13:09,640 --> 00:13:12,080
‫وای نه، دارن پایه‌ها رو می‌خورن.

287
00:13:13,480 --> 00:13:16,280
‫
‫«باشه دیگه پایه‌ها رو نمی‌خورم.»

288
00:13:20,280 --> 00:13:21,320
‫ببخشید.

289
00:13:30,480 --> 00:13:31,520
‫اصلا خنده‌دار نیست.

290
00:13:31,520 --> 00:13:33,960
‫- نه، یه شوک خیلی خفیفه، نگاه...
‫- اصلا خنده‌دار نیست.

291
00:13:34,040 --> 00:13:35,720
‫نباید بخندم.

292
00:13:36,720 --> 00:13:37,800
‫خوش‌حال نیستم.

293
00:13:37,800 --> 00:13:40,360
‫دوست ندارم حیوون‌ها
‫رو در حال درد ببینم، اما...

294
00:13:40,440 --> 00:13:42,160
‫باید یاد بگیرن.

295
00:13:43,240 --> 00:13:45,120
‫
‫و خیلی زود،

296
00:13:45,280 --> 00:13:46,840
‫
‫پیام رو دریافت کردن.

297
00:13:46,840 --> 00:13:48,920
‫نگاه کن، حالا همه‌شون این وسط هستن.

298
00:13:48,920 --> 00:13:52,040
‫- آره.
‫- نقشه‌های فرارشون به‌هم‌ریخت،

299
00:13:52,120 --> 00:13:54,000
‫به‌خاطر حراستِ من.

300
00:13:54,120 --> 00:13:55,200
‫بخورید.

301
00:13:55,960 --> 00:14:00,040
‫دهن‌تون رو عادت بدید و بعدش
‫می‌تونید برید بوته‌ها رو بخورید.

302
00:14:01,920 --> 00:14:03,200
‫
‫توی آپارتمان شماره 10،

303
00:14:03,200 --> 00:14:07,760
‫
‫چارلی در یک بحث و گفتگویِ
‫فکریِ سطح بالا شرکت می‌کرد.

304
00:14:07,800 --> 00:14:10,720
‫اما لیست کمک‌های مالی
‫اونجا رو بررسی کردید دیگه؟

305
00:14:11,000 --> 00:14:13,560
‫- و همه‌شون رو لیست نکردید؟
‫- نه.

306
00:14:13,560 --> 00:14:15,400
‫- و تمامِ طرح‌ها؟
‫- نه.

307
00:14:15,440 --> 00:14:17,160
‫حالا دیگه اگه کشاورز هستید...

308
00:14:17,160 --> 00:14:20,120
‫برای درخواست‌های کمک هزینه
‫باید مدرک دکترا داشته باشید.

309
00:14:20,200 --> 00:14:22,080
‫
‫در همین حال، توی باغ بیرونی،

310
00:14:22,120 --> 00:14:25,280
‫
‫رئیس جمهور ریکی کاملا
‫توی حالت خودمونی بود.

311
00:14:25,280 --> 00:14:27,880
‫حال‌تون چطوره؟ ریشی هستم.
‫خیلی خوشحالم از دیدن‌تون.

312
00:14:27,880 --> 00:14:30,360
‫خب الان شما اینجا...
‫همه‌ی این‌ها از مزرعه اومد؟

313
00:14:30,360 --> 00:14:31,720
‫آره، از مزرعه‌ست.

314
00:14:31,800 --> 00:14:33,400
‫سوسیس پرچم فِنلندی داریم.
‫ (Fenland محله‌ای در بریتانیا)

315
00:14:33,400 --> 00:14:35,200
‫و سوسیس قصابی
‫سنتی خودمون رو داریم.

316
00:14:35,200 --> 00:14:37,160
‫سوسیس «برامبلی بزرگ».
‫(سوسیس‌های بزرگ
‫دو قلو با وزن نیم کیلو)

317
00:14:37,160 --> 00:14:38,760
‫و همچنین مقداری بیکن هم داریم.

318
00:14:38,760 --> 00:14:41,800
‫وای خدایا، چه بویی داره.
‫جلسه کابینه رو اون بالا داریم.

319
00:14:41,840 --> 00:14:43,880
‫همه این‌ها اتاق‌های کابینه‌ست.

320
00:14:43,920 --> 00:14:46,920
‫و همه حواس‌شون پرت شده بود و
‫بوی چیزهای شما رو حس می‌کردن.

321
00:14:46,920 --> 00:14:48,160
‫عالیه!

322
00:14:49,320 --> 00:14:50,280
‫اینجا رو ببین.

323
00:14:50,280 --> 00:14:53,200
‫
‫سپس در اتاق واقعی کابینه...

324
00:14:53,200 --> 00:14:54,160
‫حالت چطوره؟

325
00:14:54,160 --> 00:14:56,840
‫
‫...کیلب با نخست‌وزیر ملاقات کرد.

326
00:14:56,840 --> 00:14:59,680
‫ممنون که تشریف آوردید.
‫کیلب! حالت چطوره؟

327
00:14:59,840 --> 00:15:01,440
‫
‫و این لحظه‌ی بزرگش بود...

328
00:15:01,440 --> 00:15:05,440
‫
‫تا در مورد جذب جوانان
‫به کشاورزی صحبت کنه.

329
00:15:05,760 --> 00:15:07,320
‫- حال‌تون خوبه؟
‫- خیلی خوبم، ممنون.

330
00:15:07,320 --> 00:15:08,680
‫چه موهای قشنگی داری.

331
00:15:08,680 --> 00:15:10,240
‫- من؟
‫- آره.

332
00:15:11,640 --> 00:15:13,360
‫- مگه غیر از این شنیدی؟
‫- نه، نه، نه.

333
00:15:13,360 --> 00:15:15,320
‫- یا یه نظر کلی بود؟
‫- من فقط از موها خوشم می‌اد.

334
00:15:15,320 --> 00:15:17,800
‫
‫وقتی که گفت‌وگو به بیرون کشیده شد،

335
00:15:17,800 --> 00:15:20,920
‫
‫کیلب بالاخره در مورد
‫کشاورزهای جوون حرف زد.

336
00:15:20,960 --> 00:15:22,080
‫چیزی که توی سرمه...

337
00:15:22,080 --> 00:15:25,560
‫
‫ولی خیلی لفتش داد
‫تا به موضوع اصلی برسه.

338
00:15:25,600 --> 00:15:27,200
‫کشاورزی یه شغل نیست.

339
00:15:27,240 --> 00:15:28,320
‫- یه سبک زندگیه.
‫- آره.

340
00:15:28,320 --> 00:15:31,280
‫همینه، هیچ گزینه دیگه‌ای نیست.
‫یه شیوه‌ی زندگیه.

341
00:15:31,280 --> 00:15:33,600
‫صبح بیدار نمی‌شی و بگی:
‫«امروز باید برم سر کار.»

342
00:15:33,640 --> 00:15:35,680
‫هیچ‌وقت تا حالا
‫صبح بیدار نشدم بگم:

343
00:15:35,720 --> 00:15:38,280
‫«باید برم سر کارم،
‫یه کارِ 8 تا 5 دارم،

344
00:15:38,280 --> 00:15:39,280
‫صبر ندارم تا تموم بشه.»

345
00:15:39,280 --> 00:15:42,720
‫بعد وسط روز با خودت می‌گی:
‫«وای دیگه می‌خوام برم خونه.»

346
00:15:42,720 --> 00:15:45,520
‫صبح بیدار می‌شم و می‌گم:
‫«خب، امروز باید چی‌کار کنم؟»

347
00:15:45,520 --> 00:15:48,600
‫دیروز، ببخشید، پریروز،
‫صبح داشتم گاوها رو می‌دوشیدم...

348
00:15:48,600 --> 00:15:53,280
‫بعد رفتم بیرون و علف
‫چیدم برای علوفه‌شون.
‫
‫«محض رضای خدا لامصب
‫برو سر اصل مطلب»
‫و بعدش رفتم سم‌پاشی.
‫روزها با هم متفاوته.

349
00:15:53,280 --> 00:15:54,960
‫به نظرم همه باید یه رویا داشته باشن.

350
00:15:54,960 --> 00:15:57,280
‫- آره درسته.
‫- رویا جاییه برای رفتن و رسیدن بهش.

351
00:15:57,280 --> 00:15:58,360
‫به محض تحققِ اون رویا،

352
00:15:58,360 --> 00:16:05,160
‫اگه توی دو سه یا
‫پنج سال انجامش بدی،
‫
‫«خواهشا...
‫یه کشورو باید اداره کنم»
‫تمومه، یه رویایی دیگه پیدا کن.
‫و چیزی که من همیشه می‌گم اینه که:
‫«رویاها جواب نمی‌دن مگر این‌که شما...

353
00:16:07,560 --> 00:16:11,600
‫
‫درحالی‌که کیلب کشور رو به
‫یه توقف فرسایشی سوق می‌داد،

354
00:16:11,600 --> 00:16:14,440
‫
‫من و لیزا به پناهگاه
‫قارچ‌ها رفته بودیم،

355
00:16:18,080 --> 00:16:20,920
‫- وای خدایا!
‫- رشد نکردن؟

356
00:16:23,080 --> 00:16:25,800
‫- وای خدا!
‫- چی شده؟

357
00:16:28,160 --> 00:16:29,680
‫یعنی چی...؟

358
00:16:30,160 --> 00:16:33,200
‫نگاه! چند تا داریم؟ هزاران تا!

359
00:16:33,200 --> 00:16:34,760
‫خدای من، پس این‌ها هستن.

360
00:16:35,920 --> 00:16:37,000
‫خب.

361
00:16:38,120 --> 00:16:41,280
‫24 ساعت پیش
‫این اصلا وجود نداشت.

362
00:16:41,280 --> 00:16:42,200
‫
‫- دقیقا.
‫24 ساعت پیش
‫این اصلا وجود نداشت.

363
00:16:42,200 --> 00:16:45,120
‫و اون ماده‌ای که اینو
‫می‌سازه از کجا اومده؟

364
00:16:45,160 --> 00:16:46,960
‫اونم توی 24 ساعت؟

365
00:16:47,000 --> 00:16:48,480
‫اینجا رو ببین.

366
00:16:48,960 --> 00:16:52,480
‫
‫علاوه بر این، قارچ‌هایِ
‫یال شیرِ شگفت‌آور هم...

367
00:16:52,520 --> 00:16:54,680
‫
‫ظاهر شده بودند.

368
00:16:55,720 --> 00:16:58,960
‫مثل اسفنجیه که با
‫گل کلم پیوند زدن.

369
00:16:59,080 --> 00:17:00,880
‫و این یه قارچه.

370
00:17:01,480 --> 00:17:05,560
‫اون یارو گفت که حدس می‌زنه
‫این‌ها قارچ های فضایی باشن.

371
00:17:05,560 --> 00:17:07,720
‫این به نظر می‌رسه از فضا اومده.

372
00:17:07,760 --> 00:17:09,680
‫واقعا همین‌طوره.

373
00:17:11,520 --> 00:17:12,680
‫
‫هیچ راهی وجود نداشت که بتونیم...

374
00:17:12,800 --> 00:17:14,920
‫
‫حتی یک دهمِ این مقدار رو...

375
00:17:14,960 --> 00:17:16,880
‫
‫توی فروشگاه مزرعه جا بدیم.

376
00:17:17,360 --> 00:17:20,280
‫
‫بنابراین مجبور شدم
‫برنامه‌های روزانه‌م رو رها کنم،

377
00:17:20,280 --> 00:17:25,000
‫
‫و یه غرفه قارچ‌فروشی که
‫با عجله برپا شده بود، ساختم.
‫
‫«قارچ»
‫«فقط امروز»
‫
‫«صدف خاکستری»
‫«یال شیر»

378
00:17:25,520 --> 00:17:28,800
‫می‌تونم توجه شما رو به محصولاتِ
‫جدید Diddly Squat جلب کنم؟

379
00:17:28,800 --> 00:17:30,280
‫قارچ صدف خاکستری.

380
00:17:30,280 --> 00:17:33,480
‫این‌ها مثل اون‌هایی که توی
‫سوپرمارکت می‌خرید نیست، یا...

381
00:17:33,760 --> 00:17:35,400
‫قارچ یال شیر.

382
00:17:35,400 --> 00:17:37,080
‫می‌شه از جفتش مقداری بردارم؟

383
00:17:37,080 --> 00:17:38,680
‫بله البته.

384
00:17:38,760 --> 00:17:42,800
‫این 427 گرمه.

385
00:17:43,600 --> 00:17:46,680
‫- می‌شه 12.81 پوند.
‫- خوبه.

386
00:17:56,480 --> 00:17:58,160
‫این چهار تا مورد نظرن،

387
00:17:58,160 --> 00:18:00,600
‫- که خب امیدوارم باردار باشن.
‫- آره، آره.

388
00:18:01,400 --> 00:18:05,920
‫
‫پس یه متخصص خوک محلی
‫اومده بود تا اسکن‌شون کنه.

389
00:18:06,280 --> 00:18:08,640
‫
‫و خبرهای خوبی هم اومد.

390
00:18:09,000 --> 00:18:10,120
‫همه‌شون حامله‌ن.

391
00:18:10,160 --> 00:18:12,160
‫- همه‌شون؟
‫- همه‌شون حامله‌ن؟

392
00:18:12,200 --> 00:18:15,320
‫پس مجبور نیستیم بفروشیم‌شون،
‫چون اگه حامله نبودن،

393
00:18:15,320 --> 00:18:18,680
‫فقط غذای مفت می‌خوردن.

394
00:18:18,720 --> 00:18:20,440
‫- جرالد!
‫- سلام جرالد!

395
00:18:20,440 --> 00:18:22,200
‫- سلام، سلام، ببخشید.
‫- سلام.

396
00:18:22,200 --> 00:18:23,480
‫- حال‌تون خوبه؟
‫- آره.

397
00:18:23,960 --> 00:18:24,960
‫خوک‌های قشنگی‌ان.

398
00:18:25,000 --> 00:18:26,200
‫- عالی هستن، نه؟
‫- آره.

399
00:18:26,200 --> 00:18:27,680
‫تا حالا خوک نگه داشتی؟

400
00:18:27,680 --> 00:18:29,560
‫[خروج حقِ مداوم از دهان جرالد]

401
00:18:29,560 --> 00:18:31,840
‫- نه،‌ این‌ها مادرن.
‫- آره.

402
00:18:31,920 --> 00:18:34,440
‫داستان‌هایی در مورد
‫ساوها و بورها شنیده‌ام.

403
00:18:34,440 --> 00:18:37,080
‫- می‌تونن خیلی کثیف باشن، نه؟
‫- چی باشن؟

404
00:18:37,480 --> 00:18:39,720
‫ساوها و [بورها] وقتی که...

405
00:18:39,720 --> 00:18:42,800
‫می‌رن زیر کمباین و می‌زنی
‫تیکه تیکه‌شون می‌کنی،

406
00:18:42,840 --> 00:18:45,320
‫و از اون‌طرف کمباین می‌ریزه بیرون.

407
00:18:45,520 --> 00:18:46,960
‫[نامفهوم]

408
00:18:48,400 --> 00:18:50,320
‫- جرالد؟
‫- بله، عزیزم.

409
00:18:50,320 --> 00:18:53,520
‫کی این درخت‌ها رو کاشتی؟
‫60 سال پیش بود یا بیشتر؟

410
00:18:53,520 --> 00:18:54,160
‫
‫- آره.
‫کی این درخت‌ها رو کاشتی؟
‫60 سال پیش بود یا بیشتر؟

411
00:18:54,200 --> 00:18:55,560
‫- تو این درخت‌ها رو کاشتی؟!
‫- آره.

412
00:18:55,560 --> 00:18:57,000
‫- 60 سال پیش.
‫- نه بابا!

413
00:18:57,000 --> 00:18:57,840
‫آره.

414
00:18:57,880 --> 00:18:58,800
‫همه‌ی اینجا...

415
00:18:58,800 --> 00:19:01,600
‫[سخنانی به زبان هیروگلیفی]

416
00:19:01,600 --> 00:19:03,240
‫...تمامش تا اونجا.

417
00:19:03,240 --> 00:19:04,840
‫درست تا اونجا رو چریدن...

418
00:19:05,040 --> 00:19:07,760
‫این‌ها همه... و همه اون‌ها.

419
00:19:07,920 --> 00:19:10,520
‫پس این درخت‌ها از تو جوون‌ترن؟

420
00:19:10,600 --> 00:19:11,400
‫آره.

421
00:19:12,400 --> 00:19:14,320
‫این جنگل جرالده.

422
00:19:14,400 --> 00:19:16,800
‫قبلا این‌طوری بیل قدیمی
‫رو دست می‌گرفتیم...

423
00:19:16,800 --> 00:19:17,800
‫- عجب جرالد.
‫- و بعد...

424
00:19:17,800 --> 00:19:20,120
‫بذر رو می‌ریختیم و
‫خاک می‌ریختیم روش.

425
00:19:20,120 --> 00:19:24,000
‫[سخنانی فراتر از محدوده شنوایی ما]

426
00:19:24,040 --> 00:19:26,000
‫با یه ستون خمش می‌کنی...

427
00:19:26,080 --> 00:19:27,440
‫با تمام مایعات داخلش.

428
00:19:27,440 --> 00:19:30,080
‫با گذشت سال‌ها...

429
00:19:30,240 --> 00:19:32,960
‫همه‌ی اون «ولینگتونیا‌»ها رشد کردن.
‫ (درخت سکویا، درختی بسیار
‫بزرگ و بیشتر در آمریکای شمالی)

430
00:19:32,960 --> 00:19:35,080
‫جنگل‌های اصلی اون‌ها بودن.

431
00:19:35,160 --> 00:19:36,080
‫می‌دونین دیگه...

432
00:19:36,320 --> 00:19:37,000
‫که این‌طور.

433
00:19:37,000 --> 00:19:38,720
‫حداقل هر دو هفته یه بار...

434
00:19:38,720 --> 00:19:42,360
‫[سخنانی برگرفته از زیگموند فروید]

435
00:19:42,440 --> 00:19:44,120
‫- ...گزنه‌ها.
‫- آره.

436
00:19:44,120 --> 00:19:45,960
‫شبیه به همین بود.

437
00:19:47,160 --> 00:19:50,320
‫اون برای زمانی بود که رئیس‌ها واقعا
‫رئیس بودن و به‌شون نه نمی‌گفتی.

438
00:19:50,320 --> 00:19:51,400
‫آره.

439
00:19:54,600 --> 00:19:55,800
‫واقعا خیلی خوش‌حال شدم.

440
00:19:55,800 --> 00:19:59,080
‫اصلا نمی‌دونستم که تو این کارو کردی.

441
00:19:59,200 --> 00:20:00,680
‫محشره.

442
00:20:00,840 --> 00:20:04,760
‫پس باید اسم‌شو بذاریم «جنگل جرالد».

443
00:20:05,240 --> 00:20:08,160
‫ما عادت داشتیم که
‫کمی اون رو پر کنیم...

444
00:20:10,720 --> 00:20:12,960
‫
‫هم‌اکنون به ماه ژوئن رسیده بودیم،

445
00:20:12,960 --> 00:20:17,640
‫
‫و زندگی توی مزرعه
‫تنوعی از مشغله‌ها بود.

446
00:20:24,120 --> 00:20:26,400
‫
‫توی زمینی به نام «Downs Ground»،

447
00:20:26,440 --> 00:20:30,600
‫
‫در اولین برداشتِ علفم شرکت کردم.

448
00:20:30,840 --> 00:20:35,280
‫
‫که شامل بسته‌بندی کپه‌های
‫علف توی ورقه‌های پلاستیکی بود،

449
00:20:35,280 --> 00:20:39,080
‫
‫که توی زمستون با اون‌ها
‫به گاوها غذا می‌دیم.

450
00:20:41,280 --> 00:20:43,840
‫
‫پس الان می‌خوایم علوفه جمع کنیم، آره؟

451
00:20:43,840 --> 00:20:44,840
‫
‫علوفه،

452
00:20:44,840 --> 00:20:47,840
‫علفیه که گذاشته شده توی کیسه‌ای خیس،

453
00:20:47,840 --> 00:20:51,520
‫
‫و با تموم قندهایی که به‌طور طبیعی
‫از علف‌ها بیرون می‌اد، تخمیر می‌شه،

454
00:20:51,520 --> 00:20:55,280
‫که برای گاوهایی که
‫گنجایش قند بالایی دارن مفیده.

455
00:20:56,200 --> 00:21:01,080
‫
‫کیلب هنوز از این ناراحت بود که وقتی
‫خوک‌های من توی این زمین بودن،

456
00:21:01,280 --> 00:21:04,520
‫
‫یه مقداری به کثافت کشیده بودنش.

457
00:21:07,320 --> 00:21:10,680
‫
‫چرا رو تابلو نوشته:
‫«ورود جرمی ممنوع!»؟

458
00:21:10,840 --> 00:21:13,600
‫
‫چون همه‌ش می‌زنی
‫این زمینو خراب میکنی.

459
00:21:13,680 --> 00:21:14,760
‫
‫اما با این وجود،

460
00:21:14,760 --> 00:21:18,200
‫
‫به نظر می‌رسید که
‫محصول خوبی برداشت می‌کنیم.

461
00:21:22,640 --> 00:21:24,840
‫خیلی از کشاورزی علف خوشم می‌اد.

462
00:21:24,840 --> 00:21:26,920
‫
‫خیلی دقیق و لذت‌بخشه.

463
00:21:26,920 --> 00:21:28,640
‫با خودت می‌گی:
‫«آره درست انجامش دادم.»

464
00:21:28,640 --> 00:21:30,720
‫مثل زمانیه که وقتی
‫چمن‌هات رو می‌زنی و...

465
00:21:30,720 --> 00:21:33,880
‫دیگه مجبور نیستی جایی
‫که قبلا زدی رو دوباره بزنی؟

466
00:21:34,960 --> 00:21:37,120
‫موندم خودش چمن‌هاش رو می‌زنه یا نه.

467
00:21:38,440 --> 00:21:39,600
‫
‫تمام شد.

468
00:21:39,640 --> 00:21:43,200
‫
‫به محض این‌که
‫برداشت علف‌ها تموم شد...

469
00:21:43,400 --> 00:21:45,680
‫خب باید یه نگاهی
‫به کودپاش بیاندازیم.

470
00:21:45,680 --> 00:21:49,120
‫
‫...زمانِ بازرسی سالانه‌ی
‫«تراکتور قرمز» رسیده بود،
‫(شرکتی بریتانیایی که کیفیت ابزارها
‫و محصولات کشاورزان رو تایید می‌کند)

471
00:21:49,120 --> 00:21:53,120
‫
‫جایی که باید ثابت کنیم
‫مزرعه تر و تمیز و کارآمده.

472
00:21:53,240 --> 00:21:55,640
‫آره، خوبه، خوبه.

473
00:21:56,040 --> 00:21:58,880
‫
‫و با توجه به این‌که حالا
‫دیگه کیلب مدیر مزرعه بود...

474
00:21:58,880 --> 00:21:59,240
‫1

475
00:21:59,240 --> 00:21:59,560
‫16

476
00:21:59,560 --> 00:22:00,520
‫166

477
00:22:00,520 --> 00:22:00,960
‫1668

478
00:22:00,960 --> 00:22:01,480
‫16680

479
00:22:01,480 --> 00:22:01,720
‫
‫8

480
00:22:01,760 --> 00:22:02,440
‫
‫80

481
00:22:02,480 --> 00:22:06,320
‫
‫...این بار همه چیز خیلی
‫بدون استرس پیش رفت.

482
00:22:06,480 --> 00:22:09,360
‫دفترچه تاریخچه NSF، خوبه.
‫(بنیاد ملی بهداشت)

483
00:22:09,560 --> 00:22:10,880
‫همه‌ش همین‌جاست.

484
00:22:10,880 --> 00:22:13,800
‫جعبه کمک‌های اولیه‌تون
‫رو اینجا دارید، که عالیه.

485
00:22:13,840 --> 00:22:15,480
‫علائم صحیح نصب کردید.

486
00:22:15,480 --> 00:22:15,960
‫عالیه.

487
00:22:15,960 --> 00:22:17,760
‫- سطل شن اون‌جاست.
‫- عالیه.

488
00:22:17,800 --> 00:22:19,160
‫- چی‌کارا می‌کنی؟
‫- صبح بخیر.

489
00:22:19,200 --> 00:22:20,720
‫بازم تو با قارچ‌هات!

490
00:22:20,760 --> 00:22:23,600
‫همه‌ جا فقط با قارچ ظاهر می‌شه!

491
00:22:23,720 --> 00:22:25,560
‫حالا دیگه زیر زمین زندگی می‌کنم.

492
00:22:27,080 --> 00:22:31,000
‫
‫آره، هر چقدر کیلب سرش شلوغ بود....

493
00:22:32,120 --> 00:22:35,680
‫
‫قارچ‌ها منو مشغول‌تر می‌کردن.

494
00:22:51,160 --> 00:22:52,240
‫خب...

495
00:22:52,800 --> 00:22:56,400
‫این «پل فورث رود» هست
‫که من ساخته‌ام، چون که...
‫ (Forth Road Bridge پلی معلق
‫بر خور فوث در اسکاتلند، 1964)

496
00:22:56,400 --> 00:22:59,680
‫در طول روز دائما داشتم قارچ می‌فروختم،

497
00:22:59,720 --> 00:23:01,680
‫و هنوز هم این‌قدر اینجا داریم،

498
00:23:01,680 --> 00:23:04,760
‫و فردا صبح بازم همین‌قدر
‫دیگه تولید می‌شه،

499
00:23:04,760 --> 00:23:07,480
‫و روز بعدش و روز بعدش...

500
00:23:09,000 --> 00:23:12,040
‫
‫در حقیقت، این‌قدری قارچ داشتم که...

501
00:23:12,040 --> 00:23:16,080
‫
‫که علاوه‌بر فروش‌شون
‫توی مغازه و ون برگر...

502
00:23:16,320 --> 00:23:19,600
‫
‫حالا داشتم توی کافه‌های
‫محلی هم می‌فروختم‌شون،

503
00:23:19,680 --> 00:23:22,880
‫
‫و حتی فروشگاه‌های مزرعه‌ی رقیب‌مون.

504
00:23:23,560 --> 00:23:24,920
‫یه چند تاشو دیشب خوردم.

505
00:23:24,920 --> 00:23:26,560
‫نمی‌تونم بگم که چقدر خوبن این‌ها.

506
00:23:26,560 --> 00:23:27,280
‫
‫- آره.
‫نمی‌تونم بگم که چقدر خوبن این‌ها.

507
00:23:27,320 --> 00:23:28,960
‫دیشب یه مقداری‌شو پختم.

508
00:23:28,960 --> 00:23:29,880
‫معرکه‌ان.

509
00:23:29,960 --> 00:23:31,320
‫خدایا، این‌ها رو دیشب امتحان کردم.

510
00:23:31,320 --> 00:23:32,880
‫فوق‌العاده‌ان.

511
00:23:33,160 --> 00:23:36,680
‫
‫حتی با وجود این‌که الگویِ
‫فروشِ بسیار متنوع من...

512
00:23:36,680 --> 00:23:38,640
‫
‫مقدار قابل توجهی رو کم می‌کرد...

513
00:23:38,640 --> 00:23:40,000
‫پنج کیلو می‌خوام.

514
00:23:40,040 --> 00:23:41,320
‫1.2

515
00:23:41,440 --> 00:23:42,760
‫6.1 کیلو.

516
00:23:42,800 --> 00:23:46,880
‫
‫هنوز هم به سختی
‫می‌تونستم چیزی ازشون کم کنم.

517
00:23:55,640 --> 00:23:59,560
‫
‫با این حال، هنوز هم زمانی
‫در میون همه‌ی دیوونگی‌ها وجود داشت،

518
00:23:59,560 --> 00:24:02,880
‫
‫تا گهگاهی برای یه پاداش، مکث کنیم.

519
00:24:03,280 --> 00:24:05,440
‫یه سورپرایز بزرگ برات دارم.

520
00:24:06,680 --> 00:24:08,600
‫می‌خوای خواستگاری کنی؟

521
00:24:12,080 --> 00:24:13,920
‫هر بار که می‌گی یه سورپرایز داری،

522
00:24:13,920 --> 00:24:16,080
‫با خودم می‌گم:
‫«می‌خواد خواستگاری کنه!»

523
00:24:16,320 --> 00:24:17,800
‫هر بار!

524
00:24:20,240 --> 00:24:22,280
‫درختی که افتاده بود رو یادته؟

525
00:24:22,600 --> 00:24:24,880
‫- همون بزرگ و خوشگله؟
‫- دوباره صافش کردیم.

526
00:24:24,880 --> 00:24:26,440
‫بیا یه نگاه بهش بنداز.

527
00:24:29,360 --> 00:24:30,920
‫اونو ببین.

528
00:24:31,640 --> 00:24:34,080
‫این همون درختیه که راستش کردیم.

529
00:24:36,080 --> 00:24:37,720
‫خیلی خوش‌حالم!

530
00:24:37,720 --> 00:24:38,680
‫آره!

531
00:24:38,840 --> 00:24:42,040
‫چون 6 ماه افتاده بود روی زمین.

532
00:24:42,160 --> 00:24:43,960
‫و حالا زنده‌ست!

533
00:24:44,560 --> 00:24:45,680
‫ولی می‌دونی چیش عجیبه؟

534
00:24:45,680 --> 00:24:48,840
‫این‌که شاخه‌های کوچیک
‫دارن از همه جاش رشد می‌کنن.

535
00:24:48,880 --> 00:24:50,320
‫آره، باورنکردنیه.

536
00:24:50,400 --> 00:24:52,520
‫به این می‌گن با شوق
‫به زندگی برگشتن، نه؟

537
00:24:52,520 --> 00:24:54,200
‫قطعا، آره.

538
00:24:54,880 --> 00:24:56,240
‫آفرین، واقعا خوب بود.

539
00:24:56,240 --> 00:24:57,440
‫من که خیلی خوش‌حالم بابتش.

540
00:24:57,440 --> 00:24:58,680
‫در مورد خواستگاری
‫هم فکر می‌کنم، باشه؟

541
00:24:58,680 --> 00:25:00,800
‫من هنوز آماده‌ش نیستم.

542
00:25:02,920 --> 00:25:03,600
‫
‫هر چند،

543
00:25:03,640 --> 00:25:06,000
‫
‫توانایی مادر طبیعت برای بهبود خودش...

544
00:25:06,000 --> 00:25:09,160
‫
‫همیشه هم منبع شادی نیست.

545
00:25:10,240 --> 00:25:13,800
‫
‫گاهی وقت‌ها می‌تونه
‫کاملا آزاردهنده باشه.

546
00:25:13,960 --> 00:25:16,480
‫
‫نکته‌ای که به شدت
‫به چشم می‌اومد...

547
00:25:16,480 --> 00:25:18,000
‫یا خود خدا!

548
00:25:18,040 --> 00:25:22,680
‫
‫...وقتی که من و کیلب تصمیم
‫گرفتیم کار روی سد رو از سر بگیریم.

549
00:25:22,960 --> 00:25:24,200
‫آخه این...

550
00:25:24,480 --> 00:25:26,680
‫دیگه دسترسی بهش نداریم.

551
00:25:27,520 --> 00:25:30,160
‫باید یه اره‌برقی بیاریم
‫و همه‌ی این‌ها رو ببریم.

552
00:25:30,200 --> 00:25:32,160
‫آخرین بار کی اینجا بودیم؟

553
00:25:33,160 --> 00:25:35,120
‫خیلی وقت پیش نبود که.

554
00:25:36,400 --> 00:25:39,120
‫و حالا یه جنگل اینجا رشد کرده.

555
00:25:41,960 --> 00:25:47,000
‫
‫اما خوشبختانه، این بدین معنا بود که
‫بهونه‌ای برای آتیش کردنِ WALL-E داشتم،

556
00:25:47,600 --> 00:25:51,720
‫
‫موردعلاقه‌ترین دستگاه
‫برای من توی جهان.

557
00:25:54,680 --> 00:25:56,080
‫من برگشتم!

558
00:25:56,160 --> 00:25:58,600
‫واحد حمایت عاطفی.

559
00:26:01,920 --> 00:26:04,160
‫مشاین تخریب!

560
00:26:04,680 --> 00:26:05,960
‫نگاه‌ش کنید.

561
00:26:06,280 --> 00:26:07,840
‫خردش می‌کنیم.

562
00:26:10,920 --> 00:26:12,440
‫تجزیه‌ش می‌کنیم!

563
00:26:17,600 --> 00:26:19,080
‫- این چیه؟
‫- ها؟

564
00:26:19,120 --> 00:26:20,960
‫- شلوار ایمنی اره‌برقیه.
‫- فقط برای جلوته؟

565
00:26:20,960 --> 00:26:21,600
‫آره، آره.

566
00:26:21,640 --> 00:26:24,080
‫اگه دست‌تو بیاری پایین
‫و بخوای بزنی به خودت،

567
00:26:24,080 --> 00:26:27,360
‫می‌خورن به این و می‌پیچه
‫توش و موتور رو از کار می‌اندازه.

568
00:26:27,440 --> 00:26:29,720
خیلی عجیبه

569
00:26:29,800 --> 00:26:31,000
‫چیه اصلا؟

570
00:26:31,440 --> 00:26:33,720
‫آره، آفرین سگ‌های خوب!

571
00:26:33,800 --> 00:26:40,000
‫بشین.

572
00:26:41,680 --> 00:26:43,440
‫بشین.

573
00:26:44,640 --> 00:26:45,880
‫و حالا رفت.

574
00:26:45,920 --> 00:26:48,000
‫و اون یکی هم الان رفت.

575
00:26:51,880 --> 00:26:54,760
‫
‫با باز کردن یه مسیر جدید به محل سد،

576
00:26:54,800 --> 00:26:58,560
‫
‫وارد حالت کارگر ساختمونی شدیم...

577
00:26:58,640 --> 00:27:00,840
‫
‫و رفتیم سراغ کار بعدی.

578
00:27:01,880 --> 00:27:03,400
‫ناهار!

579
00:27:10,240 --> 00:27:12,320
‫حالا بهتر به نظر می‌رسه، نه؟

580
00:27:13,840 --> 00:27:15,600
‫یه چیزی به ذهنم رسید.

581
00:27:15,840 --> 00:27:18,480
‫چرا داریم از اون
‫لوله استفاده می‌کنیم،

582
00:27:18,480 --> 00:27:21,800
‫وقتی می‌تونیم به جاش از
‫این تخته چوب‌ها استفاده کنیم.

583
00:27:22,200 --> 00:27:24,640
‫فهمیدم، فقط چوب‌ها
‫ رو می‌ذاریم روش و...

584
00:27:24,800 --> 00:27:26,880
‫اگه چوب‌ها رو قرار بدیم اونجا....

585
00:27:26,920 --> 00:27:29,000
‫- می‌فهمی که چی می‌گم؟
‫- آره، آره.

586
00:27:29,000 --> 00:27:30,320
‫یه سوراخ حفر می‌کنیم.

587
00:27:30,320 --> 00:27:32,360
‫چند تا ستون می‌ذاریم.
‫دقیقا عین این‌که پشت‌سرمونه.

588
00:27:32,360 --> 00:27:33,400
‫
‫- دقیقا.
‫چند تا ستون می‌ذاریم.
‫دقیقا عین این‌که پشت‌سرمونه.

589
00:27:33,480 --> 00:27:35,240
‫چند تا ستون می‌ذاریم،
‫یکیش رو می‌زنیم داخلش،

590
00:27:35,240 --> 00:27:36,920
‫بعد یکی دیگه و یکی دیگه.

591
00:27:36,920 --> 00:27:39,280
‫بعد تموم کاری که باید
‫با خاک رس انجام بدی،

592
00:27:39,320 --> 00:27:41,480
‫اینه که باهاش چوب‌ها رو محکم کنی.

593
00:27:41,520 --> 00:27:42,840
‫و بعدش...

594
00:27:43,880 --> 00:27:48,680
‫آب به سادگی از بالای
‫تخته چوب‌ها رد می‌شه.

595
00:27:50,920 --> 00:27:52,080
‫چرا قبلا این‌کارو نکردیم؟

596
00:27:52,080 --> 00:27:55,520
‫تازه به ذهنم رسید که اصلا
‫نیازی به لوله نداریم، مگه نه؟

597
00:27:55,560 --> 00:27:57,560
‫پس لوله رو از توی
‫دست و پا در می‌اریم،

598
00:27:57,720 --> 00:27:59,360
‫یه جای دیگه ازش استفاده می‌کنیم.

599
00:27:59,520 --> 00:28:02,600
‫- برمی‌گردونیمش به مزرعه.
‫- می‌بریمش به مزرعه.

600
00:28:08,800 --> 00:28:10,280
‫بازش کن.

601
00:28:10,720 --> 00:28:13,800
‫- می‌دونی الان چیو فهمیدم؟
‫- چی؟

602
00:28:13,800 --> 00:28:16,200
‫الان دقیقا برگشتیم همون جایی...

603
00:28:16,240 --> 00:28:19,880
‫که توی ژانویه شروع کرده بودیم.

604
00:28:20,240 --> 00:28:22,400
‫لوله بالای مزرعه‌ست.

605
00:28:22,680 --> 00:28:25,080
‫و هیچ‌کاری هم اون پایین انجام نشده.

606
00:28:25,320 --> 00:28:28,000
‫هیچ‌وقت قرار نیست
‫این سد کوفتی رو بسازیم.

607
00:28:30,480 --> 00:28:31,560
‫
‫هر چند،

608
00:28:31,560 --> 00:28:34,360
‫
‫حالا که طرحِ تخته چوب‌ها رو داشتیم،

609
00:28:34,400 --> 00:28:37,720
‫
‫من خیلی خوشبین‌تر
‫بودم که می‌سازیمش.

610
00:28:37,760 --> 00:28:40,560
‫بکشش بالا.
‫به اندازه کافی پره؟

611
00:28:41,360 --> 00:28:44,040
‫برای اولین بار، می‌خوام
‫کارو بیشتر از زمانی که...

612
00:28:44,040 --> 00:28:46,880
‫آخرین بار اومدیم اینجا، پیش ببرم.

613
00:28:48,840 --> 00:28:50,360
‫
‫با آماده کردن محل ساخت‌وساز،

614
00:28:50,400 --> 00:28:54,080
‫
‫و با فرو بردن چند تا ستونِ
‫نگهدارنده توی گل و لای،

615
00:28:54,280 --> 00:28:57,320
‫
‫نوبت این بود که
‫تخته چوب‌ها رو قرار بدیم.

616
00:28:57,320 --> 00:28:58,840
‫- آماده؟
‫- بندازش.

617
00:29:00,280 --> 00:29:01,080
‫خب.

618
00:29:01,080 --> 00:29:02,360
‫مردِ حفار.

619
00:29:06,080 --> 00:29:07,200
‫پایین‌تر.

620
00:29:07,240 --> 00:29:08,200
‫دور موتورِ بیشتر.

621
00:29:08,200 --> 00:29:10,080
‫
‫با استفاده از دهانه‌ی بیل،

622
00:29:10,080 --> 00:29:12,400
‫
‫سپس تخت چوب پایه رو...

623
00:29:12,400 --> 00:29:14,880
‫
‫محکم در جای خودش فشار دادم.

624
00:29:15,800 --> 00:29:17,120
‫
‫هر چند...

625
00:29:18,520 --> 00:29:19,920
‫شناور شد!

626
00:29:20,240 --> 00:29:22,280
‫به اینش فکر نکرده بودیم، نه؟

627
00:29:22,840 --> 00:29:24,960
‫تا ابد روش وایمیستم.

628
00:29:28,960 --> 00:29:30,600
‫اصلا میخ با خودت نیاوردی؟

629
00:29:30,600 --> 00:29:32,480
‫این... هیچ‌وقت...

630
00:29:32,600 --> 00:29:35,680
‫اگه یه میخ بزنی بالای تخته چوب،

631
00:29:35,680 --> 00:29:38,000
‫یه شکاف بزرگ‌تر می‌سازی،
‫آب از داخلش عبور می‌کنه.

632
00:29:38,000 --> 00:29:40,280
‫- فقط می‌خوام یه میخ بزنم
‫اینجاش تا محکمش کنم.
‫- آره می‌دونم ولی وقتی...

633
00:29:40,280 --> 00:29:41,480
‫
‫...تخته بعدی بره روش،

634
00:29:41,480 --> 00:29:44,720
‫
‫یه فاصله به اندازه‌ی
‫میخت می‌افته بین‌شون..

635
00:29:44,840 --> 00:29:47,680
‫پس چند تا گیره نیاز داریم.

636
00:29:48,080 --> 00:29:51,720
‫- یه چیزی مثل گیره؟
‫- یا می‌تونیم یه پیچ بزرگ بگیریم.

637
00:29:51,960 --> 00:29:54,080
‫تا از توی یه تخته چوب خیس ردش کنیم؟

638
00:29:54,120 --> 00:29:55,560
‫
‫- آره.
‫تا از توی یه تخته چوب خیس ردش کنیم؟

639
00:29:55,920 --> 00:29:58,280
‫باید بریم «StowAg».
‫(فروشگاه زنجیره‌ای
‫فروش ابزار‌ و ماشین‌آلات)

640
00:29:58,520 --> 00:30:00,600
‫پیشنهاد نمی‌کنم که
‫یه تخته دیگه بذاریم روش،

641
00:30:00,600 --> 00:30:05,000
‫تا زمانی که اون یکی
‫سر جای خودش محکم بشه.

642
00:30:05,360 --> 00:30:06,400
‫ببین.

643
00:30:06,640 --> 00:30:10,080
‫چرا توی هیچ کتابی ننوشته
‫که چوب‌ شناور می‌شه؟

644
00:30:10,400 --> 00:30:13,640
‫- می‌تونی اونو بذاری بالاش؟
‫- می‌تونی روش وایسی؟

645
00:30:15,400 --> 00:30:17,200
‫- داریش؟
‫- اینم از این.

646
00:30:17,280 --> 00:30:18,600
‫خوبه.

647
00:30:19,960 --> 00:30:20,880
‫خب.

648
00:30:21,680 --> 00:30:22,680
‫یه...

649
00:30:23,640 --> 00:30:25,440
‫یه کارِ بعد از ظهریِ دیگه.

650
00:30:25,480 --> 00:30:27,600
‫و کاری که انجام دادیم...

651
00:30:27,840 --> 00:30:31,000
‫هیچ...ارزشی نداره.

652
00:30:32,840 --> 00:30:34,920
‫مثل این‌که قرار نیست
‫این سد رو شکست بدم.

653
00:30:34,960 --> 00:30:36,680
‫نمی‌تونم دیگه.

654
00:30:37,680 --> 00:30:42,040
‫
‫با این حال، مدتی طول می‌کشید
‫تا بتونم برگردم سراغ سد،

655
00:30:42,080 --> 00:30:43,800
‫
‫چون همون‌طور که انتظار می‌رفت،

656
00:30:43,800 --> 00:30:46,600
‫
‫قارچ‌های بیشتری
‫برای جابه‌جایی وجود داشت.

657
00:30:52,200 --> 00:30:55,360
‫
‫هر چند، لیزا یه ایده داشت.

658
00:30:55,360 --> 00:30:58,720
‫
‫اون فکر می‌کرد که
‫اگر ما قارچ یال شیر رو...

659
00:30:58,760 --> 00:31:01,600
‫
‫توی دستگاهِ آب‌زدایی Diddly Squat،
‫خشک‌شون کنیم،

660
00:31:01,640 --> 00:31:03,480
‫
‫و اون‌ها رو به صورت پودر بفروشیم،

661
00:31:03,480 --> 00:31:06,040
‫
‫فکر می‌کرد که بیشتر
‫از من که اون‌ها رو...

662
00:31:06,040 --> 00:31:09,200
‫
‫به عنوان قارچ واقعی
‫می‌فروختم، پول دربیاره.

663
00:31:09,520 --> 00:31:12,720
‫خب، تو صد گرم رو
‫سه پوند می‌فروشی.

664
00:31:12,720 --> 00:31:14,840
‫و پنج روز سالم می‌مونن؟

665
00:31:15,040 --> 00:31:18,080
‫من می‌تونم صد گرمش رو...

666
00:31:18,240 --> 00:31:21,120
‫30 پوند بفروشم
‫و یک سال هم دووم می‌اره.

667
00:31:21,240 --> 00:31:22,200
‫پس یال شیر...

668
00:31:22,200 --> 00:31:23,880
‫رفته بودم به چیپی،
‫(چیپینگ نورتون)

669
00:31:23,880 --> 00:31:25,440
‫و یه مغازه‌ی غذای سالم اونجاست،

670
00:31:25,440 --> 00:31:27,960
‫و ازشون پرسیدم یال شیر
‫رو چقدر می‌فروشن،

671
00:31:27,960 --> 00:31:29,720
‫و گفت که فقط هفته‌ای
‫یه بار براشون می‌اد،

672
00:31:29,720 --> 00:31:31,960
‫و توی همون روز
‫همه‌ش فروخته می‌شه.

673
00:31:31,960 --> 00:31:33,720
‫خب اینجا نوشته که:

674
00:31:33,720 --> 00:31:35,600
‫
‫«پودر قارچ یال شیر،

675
00:31:35,600 --> 00:31:37,480
‫
‫برای 30 وعده،

676
00:31:37,520 --> 00:31:39,680
‫
‫40 پوند!»

677
00:31:40,240 --> 00:31:42,240
‫- 40 پوند!
‫- آره.

678
00:31:42,240 --> 00:31:43,760
‫هر روز صبح می‌ریزم توی قهوه‌ام،

679
00:31:43,760 --> 00:31:47,120
‫و مثل پونه از توی
‫سرت عبور می‌کنه.

680
00:31:47,120 --> 00:31:49,120
‫تمام ذهنت یهو باز می‌شه.

681
00:31:49,120 --> 00:31:51,080
‫و واقعا تمرکزت رو بالا می‌بره.

682
00:31:51,080 --> 00:31:52,480
‫و هر صبحی که نخورمش،

683
00:31:52,480 --> 00:31:54,640
‫واقعا تفاوتش رو احساس می‌کنم،
‫شگفت‌انگیزه.

684
00:31:54,640 --> 00:31:59,040
‫خب، این جدول ارزش غذایی
‫هست که روش نوشته، آره؟

685
00:31:59,040 --> 00:32:00,880
‫چربی کل: صفر.

686
00:32:00,880 --> 00:32:02,280
‫- عالیه.
‫- سدیم: صفر.

687
00:32:02,280 --> 00:32:03,360
‫قند کل: صفر.

688
00:32:03,360 --> 00:32:05,040
‫قند افزودنی: صفر.

689
00:32:05,040 --> 00:32:06,720
‫پروتئین: صفر.

690
00:32:06,720 --> 00:32:09,360
‫- هیچی توش نیست!
‫- عالی.

691
00:32:09,440 --> 00:32:12,240
‫خب چطوری می‌تونه به حافظه
‫و تمرکز و گوارشت کمک کنه...

692
00:32:12,240 --> 00:32:14,120
‫وقتی که هیچی توش نیست؟

693
00:32:14,120 --> 00:32:15,480
‫جادوی قارچه دیگه.

694
00:32:15,480 --> 00:32:18,160
‫آره، می‌دونم ولی اگه
‫کره بهش اضافه کنی،

695
00:32:18,320 --> 00:32:19,680
‫حداقل یه فایده‌ای داره.

696
00:32:19,680 --> 00:32:21,480
‫چطور مردم می‌تونن... چرا؟

697
00:32:21,520 --> 00:32:23,640
‫شاکی هستی یا داری
‫قارچ پرورش می‌دی؟

698
00:32:23,640 --> 00:32:26,240
‫سختمه که توی
‫فروشگاه وایسم و بگم:

699
00:32:26,240 --> 00:32:28,640
‫«آیا می‌خواید این
‫پودر قارچ رو بخرید؟»

700
00:32:28,640 --> 00:32:30,400
‫اونا بگن: «چی توشه؟»
‫منم بگم: «هیچی!»

701
00:32:30,480 --> 00:32:31,520
‫سلام.

702
00:32:31,640 --> 00:32:33,120
‫سلام، چارلیِ خندان!

703
00:32:33,200 --> 00:32:36,080
‫به دنیای خوش اومدی
‫که لیزا قصد داره...

704
00:32:36,080 --> 00:32:39,680
‫50 گرم رو به قیمت
‫40 پوند بفروشه.

705
00:32:39,760 --> 00:32:40,280
‫عجب!

706
00:32:40,280 --> 00:32:41,600
‫- چی‌کار می‌کنی؟
‫- نگاه کن.

707
00:32:41,600 --> 00:32:43,280
‫این دستگاه آب‌زدایی کوچیک منه.

708
00:32:43,280 --> 00:32:43,680
‫
‫- آره.
‫این دستگاه آب‌زدایی کوچیک منه.

709
00:32:43,680 --> 00:32:47,160
‫این که اینجاست یه سینیِ پر بود،

710
00:32:47,160 --> 00:32:48,560
‫و کاملا خشک شده،

711
00:32:48,560 --> 00:32:50,880
‫و بعدش فقط پودرشون می‌کنم،

712
00:32:50,880 --> 00:32:52,720
‫می‌ریزم‌شون توی کیسه‌های کوچیک،

713
00:32:52,720 --> 00:32:54,640
‫روش هم می‌زنیم:
‫«تاریخ انقضا 12 ماه.»

714
00:32:54,640 --> 00:32:57,320
‫می‌خوای یه پودر رو پشتِ
‫یه ماشین رنج روور بفروشی؟
‫(مثل مواد مخدر)

715
00:32:57,320 --> 00:32:58,160
‫
‫- پس تو...
‫می‌خوای یه پودر رو پشتِ
‫یه ماشین رنج روور بفروشی؟
‫(مثل مواد مخدر)

716
00:32:58,160 --> 00:32:59,080
‫خب...

717
00:32:59,320 --> 00:33:02,040
‫چطور می‌دونی که
‫یه سال دووم می‌اره؟

718
00:33:02,120 --> 00:33:04,840
‫چون وقتی که خشک و پودر بشه،

719
00:33:04,840 --> 00:33:05,880
‫12 ماه عمر می‌کنه.

720
00:33:05,920 --> 00:33:08,600
‫چون چیزهایی که من می‌خرم،
‫خشک و پودر شدن و 12 ماهه‌ن.

721
00:33:08,600 --> 00:33:11,760
‫خب به نظرت چطور اینو می‌دونن؟
‫آزمایشش کردن دیگه.

722
00:33:11,760 --> 00:33:14,040
‫- آره، آزمایشات‌شون رو انجام دادن.
‫- اون‌ها انجام دادن.

723
00:33:14,040 --> 00:33:15,560
‫آره و حتی مال ما بهتره
‫چون از پایین جاده می‌اد.

724
00:33:15,560 --> 00:33:17,280
‫
‫- نه، نه، نه.
‫آره و حتی مال ما بهتره
‫چون از پایین جاده می‌اد.

725
00:33:17,280 --> 00:33:19,320
‫اون‌ها آزمایش‌شون رو انجام دادن.

726
00:33:19,400 --> 00:33:21,240
‫پس تاییدش کردن.

727
00:33:21,240 --> 00:33:23,440
‫و این حقیقت رو تایید کردن که...

728
00:33:23,480 --> 00:33:25,440
‫چون توی آب‌زدایی،
‫تمام رطوبت رو از بین می‌بری.

729
00:33:25,440 --> 00:33:26,320
‫
‫- آره.
‫چون توی آب‌زدایی،
‫تمام رطوبت رو از بین می‌بری.

730
00:33:26,320 --> 00:33:28,000
‫پس محتوای آب رو حذف می‌کنی.

731
00:33:28,000 --> 00:33:30,480
‫- تا [کپک] نزنه...
‫- تا کپک توش رشد نکنه.

732
00:33:30,480 --> 00:33:31,920
‫- باکتری.
‫- آره، دقیقا.

733
00:33:31,920 --> 00:33:36,440
‫پس «تحلیل خطر نقاطِ
‫بحرانی واپایش» رو انجام دادی؟
‫ (HACCP فرایندی برای به حداقل
‫رساندن خطرات در مواد غذایی)

734
00:33:36,480 --> 00:33:38,960
‫ HACCP این استانداردهای
‫اولیه غذایی هست.

735
00:33:39,000 --> 00:33:40,800
‫ولی نه، این از...

736
00:33:40,800 --> 00:33:42,160
‫این از مزرعه‌ای به مزرعه‌ی دیگره،

737
00:33:42,160 --> 00:33:43,600
‫پس نیازی نیست این کارو بکنی.

738
00:33:43,600 --> 00:33:45,040
‫چون... نه، نه، نه.

739
00:33:45,040 --> 00:33:47,360
‫اون برای زمانیه که توی
‫بازار گسترده‌تری بفروشیش.

740
00:33:47,520 --> 00:33:49,560
‫چارلی، من اجازه دارم که...

741
00:33:49,560 --> 00:33:51,880
‫اینجا گوجه پرورش بدم
‫و توی مغازه بفروشم‌شون،

742
00:33:51,880 --> 00:33:54,800
‫و مجاز هستی که این کار رو
‫توی فروشگاه مزرعه‌ت انجام بدی.

743
00:33:54,800 --> 00:33:55,560
‫
‫- نه.
‫و مجاز هستی که این کار رو
‫توی فروشگاه مزرعه‌ت انجام بدی.

744
00:33:55,560 --> 00:33:58,040
‫ولی خب وقتی که خشک بشه،
‫دیگه آبی توش نیست.

745
00:33:58,080 --> 00:34:01,560
‫- هیچی توش نیست، فقط پودره.
‫- از کجا می‌دونی که خشک شده؟

746
00:34:01,760 --> 00:34:03,400
‫چون تبدیل به پودر می‌شه.

747
00:34:03,400 --> 00:34:05,520
‫آره ولی بعد 3 هفته،
‫ممکنه پر از کپک شده باشه.

748
00:34:05,520 --> 00:34:07,800
‫و فروختیش به کسی
‫و بعدش کپک زده.

749
00:34:07,800 --> 00:34:10,320
‫پس یه سال عمر نکرده،
‫فقط 3 هفته دووم آورده.

750
00:34:10,360 --> 00:34:11,640
‫
‫- باشه، گوش کن.
‫پس یه سال عمر نکرده،
‫فقط 3 هفته دووم آورده.

751
00:34:11,800 --> 00:34:14,920
‫قطعا یه آزمایشگاه هست و
‫باید بفهمیم کی آزمایشش کرده.

752
00:34:14,920 --> 00:34:17,080
‫یا می‌تونیم به عنوان قارچ بفروشیمش.

753
00:34:17,080 --> 00:34:18,720
‫چرا روش بزنی «یک سال»؟

754
00:34:18,720 --> 00:34:21,160
‫روش بزن 6 هفته یا دو ماه.

755
00:34:21,160 --> 00:34:22,240
‫- باشه.
‫- و این...

756
00:34:22,240 --> 00:34:23,520
‫و این مشکل منو حل می‌کنه؟

757
00:34:23,520 --> 00:34:24,920
‫- آره.
‫- آره، باشه.

758
00:34:25,000 --> 00:34:26,880
‫اما برای اون مدت
‫باید آزمایشش کنی.

759
00:34:26,880 --> 00:34:27,760
‫باشه.

760
00:34:27,840 --> 00:34:30,320
‫خب، اول از همه، ویدیو.

761
00:34:30,600 --> 00:34:33,080
‫اول از همه قارچ‌ها
‫ رو شستم... نه نشستم.

762
00:34:33,120 --> 00:34:35,160
‫اول ساقه‌شون رو جدا کردم،

763
00:34:35,200 --> 00:34:36,160
‫بعد شستم‌شون...

764
00:34:36,160 --> 00:34:38,000
‫توی یخچالن،

765
00:34:38,000 --> 00:34:38,960
‫توی یه...

766
00:34:39,440 --> 00:34:41,680
‫اول ته‌شون رو بریدم،

767
00:34:41,680 --> 00:34:42,480
‫و بعد شستم‌شون.

768
00:34:42,520 --> 00:34:46,880
‫و تمام آشپزخونه...مجوز داره.

769
00:34:51,120 --> 00:34:52,840
‫
‫وقتی به پایان ژوئن رسیدیم،

770
00:34:52,840 --> 00:34:56,480
‫
‫همه چیز توی مزرعه
‫فوق‌العاده به نظر می‌‌رسید.

771
00:34:58,480 --> 00:35:00,880
‫
‫اما یه «اما»ی بزرگ وجود داشت،

772
00:35:00,880 --> 00:35:04,120
‫
‫چون چارلی اصلا خوش‌حال نبود.

773
00:35:05,320 --> 00:35:09,480
‫
‫به زبان ساده، آب‌وهوا
‫جوری نبود که می‌خواستیم.

774
00:35:10,160 --> 00:35:13,640
‫
‫مارس پربارش‌ترین ماهِ
‫40 سال گذشته بوده.

775
00:35:15,040 --> 00:35:17,680
‫
‫ماه مِی به شدت سرد بود.

776
00:35:19,160 --> 00:35:22,760
‫
‫و ژوئن گرم‌ترین ماه توی تاریخ بوده.

777
00:35:24,240 --> 00:35:25,680
‫وضعش خرابه.

778
00:35:25,880 --> 00:35:27,120
‫ولی خب چرا؟

779
00:35:27,320 --> 00:35:30,880
‫
‫و از همین الان، چارلی می‌تونه
‫اثرات این تلاطم آب‌و‌هوایی رو...

780
00:35:30,880 --> 00:35:36,000
‫
‫با بررسی چیزی که از
‫کلزای کیلب باقی مونده، ببینه.

781
00:35:36,520 --> 00:35:39,920
‫ببین، گرده افشانی خیلی خوبی نداشته.

782
00:35:40,360 --> 00:35:42,160
‫مقدار زیادی رو از دست دادیم.

783
00:35:42,160 --> 00:35:45,880
‫احتمالا به‌خاطر هوای سرد و
‫بدی بود که توی آپریل داشتیم.

784
00:35:46,120 --> 00:35:48,480
‫- رشد نکرده، مگه نه؟
‫- نه.

785
00:35:49,960 --> 00:35:52,680
‫هر جریب نیم تن از دست دادیم.

786
00:35:52,800 --> 00:35:55,960
‫توی 25 جریب،
‫می‌شه 12 تن.

787
00:35:56,080 --> 00:35:56,880
‫آره.

788
00:35:57,640 --> 00:35:59,520
‫5,000 پوند.
‫[از دست دادیم]

789
00:36:00,160 --> 00:36:01,480
‫ضربه بدیه، نه؟

790
00:36:01,560 --> 00:36:04,840
‫سود درآوردن از این
‫محصول خودش یه چالشه.

791
00:36:06,360 --> 00:36:10,560
‫
‫وقتی جارو برقیِ
‫شادی‌خورش روشن شد،

792
00:36:10,560 --> 00:36:13,520
‫
‫شادی رو از همه جا می‌مکید.

793
00:36:14,920 --> 00:36:16,800
‫این جو بهاره‌ست،

794
00:36:16,800 --> 00:36:19,320
‫می دونی که دیر کاشتیمش.

795
00:36:19,680 --> 00:36:22,720
‫الان داره این جوونه‌های
‫کوچیک رو می‌زنه، نگاه.

796
00:36:22,720 --> 00:36:24,320
‫بهم نگو که داشتن این‌ها بده.

797
00:36:24,320 --> 00:36:25,000
‫
‫- خب.
‫بهم نگو که داشتن این‌ها بده.

798
00:36:25,040 --> 00:36:28,080
‫ممکنه جو رو خراب کنه.

799
00:36:28,240 --> 00:36:30,920
‫ممکنه نتونی ازش جو بسازی.

800
00:36:31,640 --> 00:36:32,720
‫چون که...

801
00:36:32,720 --> 00:36:35,280
‫دونه‌هایی داره که زود بالغ شدن،

802
00:36:35,280 --> 00:36:38,200
‫و هنوز مواد مغذی کافی
‫توی خاک هست،

803
00:36:38,200 --> 00:36:40,960
‫تا این جوونه‌های
‫کوچیک رو بزرگ کنه.

804
00:36:41,080 --> 00:36:44,640
‫و این‌ها که دیر بالغ می‌شن،
‫در زمان برداشت مشکل ساز می‌شن.

805
00:36:44,640 --> 00:36:47,560
‫چون قراره دونه‌های بزرگ و نابالغ رو
‫همراه با دونه‌های بالغ داشته باشیم.

806
00:36:47,560 --> 00:36:48,400
‫چون قراره دونه‌های بزرگ و نابالغ رو
‫همراه با دونه‌های بالغ داشته باشیم.

807
00:36:48,400 --> 00:36:51,520
‫چون نمی‌تونی به صورت فیزیکی
‫همه این‌ها رو جدا کنی.

808
00:36:52,680 --> 00:36:55,400
‫- پس می‌دونی...
‫- چی‌کار کنیم؟

809
00:36:55,520 --> 00:36:57,920
‫کاری نمی‌تونیم بکنیم.
‫فقط باید امیدوار باشیم که...

810
00:36:57,920 --> 00:37:00,360
‫هوا گرم و خشک باشه
‫و موقع برداشت بالغ باشن.

811
00:37:00,400 --> 00:37:04,080
‫وگرنه خبری از هاوکستون در اینجا نیست.

812
00:37:04,720 --> 00:37:06,280
‫اگه آب‌وهوا یاری کنه،

813
00:37:06,280 --> 00:37:08,160
‫شانس‌مون پنجاه پنجاه‌ست، وگرنه...

814
00:37:08,160 --> 00:37:10,120
‫خیلی نگران‌شم.

815
00:37:10,160 --> 00:37:12,080
‫آره، ما هم در موردش می‌دونیم.

816
00:37:12,080 --> 00:37:13,080
‫شما هم می‌دونین؟

817
00:37:13,120 --> 00:37:15,600
‫ماهم جو کاشتیم و...
‫[نامفهوم]

818
00:37:15,640 --> 00:37:17,720
‫و وضع جو شما چطوره؟

819
00:37:17,760 --> 00:37:19,080
‫به نظر خوب می‌اد.

820
00:37:19,080 --> 00:37:21,360
‫شنیدی چی می‌گن؟
‫وضع جو بهاره این‌ها که خوبه.

821
00:37:21,400 --> 00:37:22,200
‫اهل کجایین؟

822
00:37:22,200 --> 00:37:24,160
‫«مارکت هاربورو»
‫ (شهری در مرکز بریتانیا)

823
00:37:24,280 --> 00:37:26,120
‫اهل «لسترشر» هستن.
‫( یکی از شهرستان‌های
‫انگستان در میدلند شرقی)

824
00:37:26,120 --> 00:37:28,320
‫خب نظر شما در مورد جو بهاره ما چیه؟

825
00:37:28,720 --> 00:37:30,480
‫جوونه‌های پایینی مشکل شماست.

826
00:37:30,480 --> 00:37:32,720
‫دقیقا، جوونه‌های پایینه مشکل‌مونه.

827
00:37:32,760 --> 00:37:33,840
‫چیزی نیست که دلت بخواد بشنوی.

828
00:37:33,840 --> 00:37:35,040
‫
‫- نه.
‫چیزی نیست که دلت بخواد بشنوی.

829
00:37:39,320 --> 00:37:41,840
‫
‫پیش‌بینی غم‌انگیز
‫چارلی در زمینه کشاورزی،

830
00:37:41,840 --> 00:37:44,160
‫
‫پیشرفت‌مون رو کاهش داد،

831
00:37:44,160 --> 00:37:48,760
‫
‫همین‌طور که من و مدیر مزرعه
‫برای بررسی وایت‌برد جلسه گذاشتیم.

832
00:37:48,960 --> 00:37:52,600
‫
‫و فهمیدیم که هم‌اکنون مخارج کیلب...

833
00:37:52,600 --> 00:37:56,440
‫
‫از سد 100,000 پوندی عبور کرده.

834
00:37:57,440 --> 00:37:59,480
‫این... ترسناکه.

835
00:37:59,560 --> 00:38:02,040
‫باید 102,000 پوند خرج کنیم،

836
00:38:02,040 --> 00:38:04,680
‫و نمی‌تونیم مخارج‌مون رو کنترل کنیم.

837
00:38:04,680 --> 00:38:07,320
‫رویدادهای سیاسی، آب‌وهوا.

838
00:38:07,680 --> 00:38:10,240
‫- قیمت نهایی.
‫- آره، دقیقا.

839
00:38:10,920 --> 00:38:12,680
‫حتی نمی‌تونی موفقیت به حساب بیاریش.

840
00:38:12,680 --> 00:38:14,760
‫چهار تن اضافه آوردم.

841
00:38:14,760 --> 00:38:16,000
‫می‌دونی چرا؟

842
00:38:16,000 --> 00:38:19,440
‫چون هر وقت که می‌رسیدم آخر
‫مزرعه باید زودتر خاموشش می‌کردم.

843
00:38:19,440 --> 00:38:21,720
‫قیمت بذر هم رفته بالا.

844
00:38:22,000 --> 00:38:25,000
‫35درصد 40درصد بالا رفته.

845
00:38:26,440 --> 00:38:29,200
‫مواد شیمیایی...
‫می دونی رفتن بالا دیگه.

846
00:38:29,200 --> 00:38:33,640
‫مثلا قبلا «گلیفوسات»
‫هر قوطی 20 لیتریش 40 پوند بود.
‫ (Glyphosate نوعی علف‌کش)

847
00:38:33,640 --> 00:38:36,440
‫حالا 162 پونده!

848
00:38:36,720 --> 00:38:40,720
‫162 پوند برای یه قوطی
‫20 لیتریه گلیفوسات.

849
00:38:40,720 --> 00:38:42,880
‫- همون علف‌کشه دیگه؟
‫- آره.

850
00:38:43,280 --> 00:38:46,040
‫خدایا، این اعداد و ارقام وحشتناکه.

851
00:38:46,440 --> 00:38:51,280
‫
‫تنها نکته مثبت اینه که
‫درحالی‌که جدول منم توی ضرره،

852
00:38:51,320 --> 00:38:56,400
‫
‫به نظر می‌رسید بعضی از
‫طرح‌های من به زودی سود می‌دن.

853
00:38:56,760 --> 00:38:58,320
‫عسل که...

854
00:38:58,400 --> 00:39:01,040
‫- دوباره برمی‌گرده.
‫- آره، چند هفته دیگه.

855
00:39:02,040 --> 00:39:03,400
‫قارچ...

856
00:39:03,640 --> 00:39:05,320
‫اینم می‌تونه سود بده.

857
00:39:05,360 --> 00:39:07,240
‫- آره.
‫- خردل، خدا می‌دونه.

858
00:39:07,240 --> 00:39:09,320
‫- باید پول خوبی بده.
‫- باید سود بده.

859
00:39:09,320 --> 00:39:10,960
‫خوک‌ها خیلی خرج دارن.

860
00:39:10,960 --> 00:39:15,000
‫- چه وضعشه؟
‫- خب، نه راستش،
‫این در حال حاضر ضرر کله.

861
00:39:15,040 --> 00:39:18,280
‫ولی زمانی که همه اون‌هایی
‫که فروشی هستن رو بفروشیم،

862
00:39:18,280 --> 00:39:20,160
‫- خب.
‫- ...و اگه خوب فروش برن،

863
00:39:20,160 --> 00:39:22,760
‫- باید...
‫- ...باید سود بده.

864
00:39:22,800 --> 00:39:26,400
‫وایسا ببینم، چرا کشاورزیِ
‫وحشی توی جدول منه؟

865
00:39:26,400 --> 00:39:27,960
‫چون زمین توئه.

866
00:39:28,640 --> 00:39:31,080
‫آره، ولی من فکر کردم
‫این آزمایش توئه؟

867
00:39:31,080 --> 00:39:32,240
‫آره توی زمین تو.

868
00:39:32,280 --> 00:39:34,120
‫چطور منصفانه‌ست که
‫تو تصمیمش رو بگیری...

869
00:39:34,120 --> 00:39:34,600
‫
‫- آره.
‫چطور منصفانه‌ست که
‫تو تصمیمش رو بگیری...

870
00:39:34,600 --> 00:39:36,040
‫- و توی جدول من باشه؟
‫- می‌دونم.

871
00:39:36,040 --> 00:39:38,280
‫- باید توی جدول تو باشه.
‫- نه.

872
00:39:51,600 --> 00:39:53,280
‫دارم گریه می‌کنم لعنتی!

873
00:39:53,480 --> 00:39:54,800
‫یعنی چی آخه؟

874
00:39:55,320 --> 00:39:56,480
‫هیچ‌وقت...

875
00:39:56,960 --> 00:39:59,840
‫
‫درحالی‌که جدول کیلب
‫خیلی بی‌ثبات به نظر می‌رسید،

876
00:39:59,840 --> 00:40:04,920
‫
‫حیاتی بود که پروژه‌ کشاورزیِ
‫غیر زراعی من موفق بشه.

877
00:40:05,000 --> 00:40:07,240
‫سفارش برای یه برگر و یه بیکن.

878
00:40:07,240 --> 00:40:08,360
‫خیلی ممنون.

879
00:40:08,440 --> 00:40:10,360
‫- حرکت.
‫- اندازه‌گیری می‌کنیم.

880
00:40:10,600 --> 00:40:13,960
‫
‫این به معنای شروع کار پارکینگ هم بود.

881
00:40:14,160 --> 00:40:15,040
‫الان شد چند متر؟

882
00:40:15,040 --> 00:40:16,480
‫45 متر.

883
00:40:16,800 --> 00:40:18,600
‫باید تا 68 متر بریم.

884
00:40:18,960 --> 00:40:21,280
‫
‫فکر نمی‌کردم که
‫کار خیلی سختی باشه.

885
00:40:21,280 --> 00:40:22,200
‫اینجا.

886
00:40:22,560 --> 00:40:23,760
‫
‫یا گرون باشه.

887
00:40:23,760 --> 00:40:25,360
‫53 متر.

888
00:40:25,360 --> 00:40:27,040
‫
‫یا وقت‌گیر باشه.

889
00:40:27,080 --> 00:40:28,360
‫دقیقا اینجا.

890
00:40:28,800 --> 00:40:30,720
‫
‫ولی اشتباه می‌کردم.

891
00:40:30,840 --> 00:40:32,160
‫
‫بدجوری هم!

892
00:40:35,320 --> 00:40:38,160
‫
‫« در قسمت بعد»

893
00:40:38,360 --> 00:40:40,120
‫80,000 پوند؟

894
00:40:40,160 --> 00:40:42,040
‫چرا ما این کارو نکنیم؟

895
00:40:42,400 --> 00:40:44,320
‫توی دو روز تمومش می‌کنیم؟

896
00:40:44,320 --> 00:40:45,120
‫نه.
