﻿1
00:01:11,071 --> 00:01:19,412
‫« ماده‌ی تاریک »
‫« قسمت دو: سفرِ تکرارنشدنی »

2
00:02:12,382 --> 00:02:14,300
‫داریم می‌بندیم، جناب. شرمنده.

3
00:02:17,262 --> 00:02:19,848
سلام

4
00:02:20,974 --> 00:02:23,309
‫منو می‌شناسی دیگه؟

5
00:02:23,434 --> 00:02:26,187
اولین باریه که دارم می‌بینمتون

6
00:02:33,069 --> 00:02:36,739
‫مت.
‫دارم میترسم 

7
00:02:36,739 --> 00:02:41,161
‫شوخیِ قشنگی نیست.
‫بگو که منو می‌شناسی.

8
00:02:41,744 --> 00:02:42,745
‫نه

9
00:02:47,041 --> 00:02:49,252
‫- آقای دِسن؟
‫- بله؟

10
00:02:49,252 --> 00:02:52,881
‫بنده دکتر رندالف هستم.
‫چرا امشب اومدید اورژانس؟

11
00:02:53,423 --> 00:02:59,304
‫خب، حس می‌کنم
یه مشکلی واسه مغزم پیش اومده

12
00:03:11,691 --> 00:03:12,692
‫اون چیه؟

13
00:03:13,234 --> 00:03:15,486
‫لورازپامه، کمک‌تون می‌کنه بخوابید

14
00:03:48,978 --> 00:03:50,313
باورم نمیشه

15
00:05:03,970 --> 00:05:05,722
‫خیلی‌خب، جیسون...

16
00:05:08,391 --> 00:05:10,685
‫قهوه‌ی رو کجا می‌ذاری؟

17
00:05:26,200 --> 00:05:27,744
‫شرمنده بیدارتون کردم

18
00:05:28,786 --> 00:05:30,079
‫می‌دونید الان کجا هستید؟

19
00:05:32,832 --> 00:05:37,420
‫بیمارستان «جان آو گاد»

20
00:05:37,420 --> 00:05:38,755
‫بسیارخب

21
00:05:38,755 --> 00:05:42,550
‫جواب سی‌تی اسکن‌تون رو گرفتم و
‫خبری از هیچگونه آسیب مغزی نیست

22
00:05:42,550 --> 00:05:43,634
‫تومور هم ندارید

23
00:05:44,594 --> 00:05:47,388
‫یکمی کبودیِ سطحی وجود داره
‫که جای نگرانی نیست

24
00:05:49,307 --> 00:05:51,559
‫آزمایش سم‌شناسی هم گرفتیم

25
00:05:52,143 --> 00:05:55,021
‫یه چیزی پیدا کردیم
‫که خودم تا حالا ندیده بودم

26
00:05:55,021 --> 00:05:57,440
‫یه ترکیب روان‌گردان

27
00:06:01,402 --> 00:06:03,154
‫ازمون خواستید که
‫خونواده‌تون رو پیدا کنیم

28
00:06:04,364 --> 00:06:05,490
‫بله

29
00:06:05,490 --> 00:06:09,452
‫اصلاً دنیلا دسن نامی توی
‫سرتاسر شیکاگو وجود نداره

30
00:06:10,286 --> 00:06:13,289
‫هیچ کسی هم به اسم چارلی دسن
‫توی دبیرستان «سینت پیتر» ثبت‌نام نشده

31
00:06:15,416 --> 00:06:17,251
‫- نه
‫- مایلم درمورد...

32
00:06:17,251 --> 00:06:19,712
‫حرفی که دیشب به دکتر رندالف زدید
‫صحبت کنیم

33
00:06:19,712 --> 00:06:21,005
‫گفتید...

34
00:06:22,632 --> 00:06:26,594
‫«خونه‌ی من نبود.
‫مبلمان عوض شده بود.

35
00:06:26,594 --> 00:06:29,430
‫آشپزخونه هم کلاً بازسازی شده بود»

36
00:06:33,309 --> 00:06:36,521
‫واقعاً همچین چیزی رو باور داری، جیسون؟

37
00:06:45,363 --> 00:06:49,450
‫«جیسون اشلی دسن،
‫متولد شهر دنیسونِ آیووا

38
00:06:50,410 --> 00:06:53,121
‫از دانشگاه شیکاگو
‫مدرک کارشناسی گرفته

39
00:06:53,121 --> 00:06:56,374
‫دکتراش رو هم از همون دانشگاه گرفته.»
‫تا اینجاشو تأیید می‌کنی؟

40
00:06:57,667 --> 00:06:58,918
‫بله

41
00:06:58,918 --> 00:07:02,004
‫«توی هاروارد و پرینستون،
‫بورسیه‌ی فوق دکتری شده

42
00:07:02,004 --> 00:07:05,299
‫سال ۲۰۱۰ جایزه‌ی پاویا رو کسب کرده»

43
00:07:05,883 --> 00:07:10,430
‫طبق این مقاله، نزدیک به یک ساله
‫که کسی در ملأعام ندیدتتون

44
00:07:11,931 --> 00:07:13,683
‫« پس از اعلام مفقود شدن
‫فیزیکدان تقدیرشده، جستجوی دوستان و

45
00:07:13,683 --> 00:07:14,767
‫خانواده‌ی وی همچنان ادامه دارد »

46
00:07:21,941 --> 00:07:23,151
« صفحه‌ی مجازی دنیلا دسن »

47
00:07:29,115 --> 00:07:30,116
« دنیلا وارگاس »

48
00:07:32,076 --> 00:07:34,370
‫مکان‌های ویژه‌ای برای...

49
00:07:34,370 --> 00:07:38,207
‫کمک به افرادی که تشخیص واقعیت از توهم

50
00:07:38,207 --> 00:07:40,960
‫براشون سخته وجود داره

51
00:07:40,960 --> 00:07:43,671
‫می‌خوام با یه ارزیابی کامل شروع کنم

52
00:07:43,671 --> 00:07:45,381
با این مسئله که مشکلی نداری؟

53
00:07:48,050 --> 00:07:49,343
ابداً

54
00:07:49,343 --> 00:07:50,595
‫ممنون، دکتر

55
00:07:59,854 --> 00:08:03,107
ممکنه رفته باشه
تموم اطلاعات‌مون لو بده

56
00:08:03,691 --> 00:08:05,067
‫باید بریم سراغ پلیس

57
00:08:05,067 --> 00:08:09,405
‫چهار نفر رو از دست دادیم و می‌خوای
‫توجه بیشتری رو به سمت «ولاسیتی» جلب کنی؟

58
00:08:09,405 --> 00:08:10,490
‫بی‌راه نمیگه

59
00:08:11,032 --> 00:08:14,702
‫اگه دانشمندی مثل جیسون بودی،
‫کجا می‌رفتی؟

60
00:08:17,330 --> 00:08:18,581
‫بیمارستان

61
00:08:27,507 --> 00:08:28,716
‫دکتر هالیس...

62
00:08:35,306 --> 00:08:36,807
‫- عذر می‌خوام، سلام
‫- سلام

63
00:08:37,892 --> 00:08:39,060
‫امروز اولین روز کاریِ بنده‌ست،

64
00:08:39,060 --> 00:08:42,939
‫می‌خواستم بدونم
‫میشه یه مداد بهم قرض بدید؟

65
00:08:42,939 --> 00:08:45,149
‫آره، حتماً. بفرمایید

66
00:08:46,067 --> 00:08:47,360
‫الان برمی‌گردونمش

67
00:08:50,530 --> 00:08:51,531
‫سلام، جیسون

68
00:08:52,657 --> 00:08:53,533
‫سلام

69
00:09:07,255 --> 00:09:09,340
‫اولین قانون ترمودینامیک

70
00:09:12,134 --> 00:09:14,303
‫شرمنده، ادامه بده

71
00:09:14,303 --> 00:09:16,347
‫کسی می‌دونه؟

72
00:09:19,350 --> 00:09:22,436
‫- واقعاً؟ کسی نیست؟
‫- سوال چی بود؟

73
00:09:23,229 --> 00:09:25,106
‫قوانین ترمودینامیک

74
00:09:25,606 --> 00:09:27,108
‫اولین قانون ترمودینامیک

75
00:09:27,108 --> 00:09:29,068
‫قانون بقای انرژیـه

76
00:09:29,068 --> 00:09:31,779
‫میگه که انرژی رو نه میشه ایجاد کرد و
‫نه نابود کرد

77
00:09:32,446 --> 00:09:34,740
‫حالا منظورم از انرژی چیه؟

78
00:09:37,159 --> 00:09:39,954
‫انرژی رو میشه توانایی انجام کار توصیف کرد

79
00:09:39,954 --> 00:09:41,205
‫کاری که...

80
00:09:42,373 --> 00:09:44,584
‫باقیش با من

81
00:10:00,016 --> 00:10:04,145
‫مرسی که جام اومدی.
‫شرمنده دیر کردم.

82
00:10:10,860 --> 00:10:13,154
‫براتون خسته‌کننده‌ست...

83
00:10:15,406 --> 00:10:17,742
‫یا که همه‌ش رو کامل بلدید؟

84
00:10:20,369 --> 00:10:22,538
‫طوری نیست.
قبول دارم یکمی خسته‌کننده‌ست

85
00:10:23,205 --> 00:10:24,165
‫جدی میگم

86
00:10:25,291 --> 00:10:26,500
برمی‌گرده به خودتون

87
00:10:29,795 --> 00:10:31,964
‫می‌دونید چیه که واقعاً
‫خسته‌کننده‌ست؟

88
00:10:32,840 --> 00:10:36,886
‫این که بفهمید بعد از پنج سال زندگی،
‫به هیچ چیزی توجه نکردید

89
00:10:38,971 --> 00:10:43,684
به خودتون میاید می‌بینید دارید زیر سایه‌ی
یکی دیگه، یحتمل یه مدیر میانی کار می‌کنید

90
00:10:43,684 --> 00:10:47,688
‫که دق و دلیِ تموم خستگی‌ها و
‫ناامیدی‌ش رو سر شما خالی می‌کنه

91
00:10:47,688 --> 00:10:51,942
‫اونم درحالیکه شما مسئول فروش محصولات و
‫خدمات یه شرکتِ چند ملیتی هستید

92
00:10:51,942 --> 00:10:57,073
که اصلاً برات مهم نیستن و
‫در مقابل وجودِ خودت هم مهم نیست...

93
00:10:59,075 --> 00:11:01,202
‫بابت بی‌ادبیـم معذرت می‌خوام

94
00:11:01,202 --> 00:11:02,286
‫ولی برای من مهمه،

95
00:11:03,162 --> 00:11:06,457
‫چون این لحظه‌ی گذرا...
‫اسمت چیه؟

96
00:11:06,457 --> 00:11:07,416
‫رایلی

97
00:11:07,416 --> 00:11:10,961
‫رایلی؟ که اینطور، رایلی.
‫چون در این لحظه‌ی گذرا...

98
00:11:10,961 --> 00:11:14,215
‫رایلی و بچه‌هایی که سرشون
‫توی گوشیه... بذاریدشون کنار...

99
00:11:14,215 --> 00:11:19,178
‫فرصت نشستن سر این کلاس رو داشتید
‫تا درمورد اسرار وجودی‌مون تعمق کنیم

100
00:11:21,389 --> 00:11:22,640
‫چی بهتر از این؟

101
00:11:22,640 --> 00:11:23,724
‫حالا...

102
00:11:25,810 --> 00:11:30,106
‫انتظار ندارم ریز و بم همه‌چیز رو متوجه بشید

103
00:11:30,106 --> 00:11:31,899
‫من مرد دیکتاتوری نیستم

104
00:11:32,483 --> 00:11:37,405
‫ولی ازتون انتظار دارم
‫به این فرصت احترام بذارید و

105
00:11:38,656 --> 00:11:39,782
‫توجه کنید

106
00:11:40,700 --> 00:11:41,701
‫فقط همین

107
00:11:42,702 --> 00:11:44,620
‫منظورم وقت‌هاییه که بهتون درس میدم

108
00:11:45,621 --> 00:11:47,957
‫مثلاً که در سال ۱۸۵۰،

109
00:11:47,957 --> 00:11:52,461
‫فرد برجسته‌ای به نام ‫«رودلف یولیوس»...

110
00:11:53,838 --> 00:11:56,841
‫میشه هرچیزی شنیدی،
‫سریع بهم زنگ بزنی؟

111
00:11:58,592 --> 00:12:01,262
‫آره، خیلی نگرانشـیم

112
00:12:03,639 --> 00:12:04,807
‫ممنون میشم

113
00:12:11,021 --> 00:12:13,315
« لیتون ونس »

114
00:12:15,484 --> 00:12:16,485
‫خبری شد؟

115
00:12:16,485 --> 00:12:19,029
‫نه. داون توی بیمارستان
‫«جان آو گاد» با یکی صحبت کرده

116
00:12:19,029 --> 00:12:20,573
‫جیسون دیشب اونجا بود

117
00:12:20,573 --> 00:12:22,700
‫قبل از اینکه داون برسه،
‫جیسون رفته بود

118
00:12:22,700 --> 00:12:24,660
‫چیزی درمورد وضعیتش دستگیرش شد؟

119
00:12:24,660 --> 00:12:27,288
‫نه، ولی حدأقل می‌دونیم
‫هنوز توی شهره

120
00:12:27,997 --> 00:12:30,332
‫- خودت به جایی رسیدی؟
‫- دیگه به بن‌بست خوردم

121
00:12:33,502 --> 00:12:34,628
‫رایان چی؟

122
00:12:35,171 --> 00:12:36,172
‫واسش پیغام گذاشتم

123
00:12:38,090 --> 00:12:41,927
‫خیلی‌خب. گوش بده، به گشتن ادامه بده.
‫هروقت چیزی دستگیرت شد، بهم زنگ بزن.

124
00:12:41,927 --> 00:12:43,012
‫باشه

125
00:13:06,076 --> 00:13:09,580
‫- میشه دعوتنامه‌تون رو ببینم؟
‫- من آشنای خودِ نقاشم. ایشون...

126
00:13:09,580 --> 00:13:11,791
‫افتتاحیه‌ی عمومی فرداست.
‫متأسفانه، امشب ورود عموم ممنوعه.

127
00:13:11,791 --> 00:13:12,875
‫بله، اما دنیلا...

128
00:13:12,875 --> 00:13:14,460
‫- گفته بود که می‌تونم بیام
‫- خیلی‌خب. اسم‌تون؟

129
00:13:15,461 --> 00:13:17,213
‫دسن، جیسون

130
00:13:17,213 --> 00:13:18,297
‫دکتر دسن؟

131
00:13:19,173 --> 00:13:20,424
‫بله

132
00:13:21,008 --> 00:13:22,468
‫یه لحظه

133
00:13:26,597 --> 00:13:28,432
‫داخل پاکت سه تا کارت هست

134
00:13:28,432 --> 00:13:30,726
‫یکی‌ش رو انتخاب کنید و
‫به خانمی که داخل هست نشون بدید

135
00:13:31,602 --> 00:13:33,103
‫شرمنده نشناختم‌تون

136
00:13:40,444 --> 00:13:43,656
‫سلام. خوش اومدید.
‫کارت‌تون رو انتخاب کردید؟

137
00:13:46,826 --> 00:13:49,036
‫می‌دونید دنیلا کجاست؟

138
00:13:49,036 --> 00:13:50,329
نقاش نمایشگاه رو میگم

139
00:13:50,329 --> 00:13:53,415
‫فقط می‌دونم یه جایی همون پشته. شرمنده.

140
00:13:53,415 --> 00:13:55,167
‫از درِ شماره‌ی دو وارد بشید

141
00:13:55,167 --> 00:13:57,044
‫لطفاً باقیِ کارت‌ها رو توی پاکت بذارید و

142
00:13:57,044 --> 00:13:59,463
‫تا پایان نمایشگاه
‫پیش خودتون نگه‌شون دارید

143
00:13:59,463 --> 00:14:01,090
‫- باشه
‫- خوش بگذره

144
00:14:01,131 --> 00:14:03,509
‫« صدای پاها در حافظه می‌پیچد »

145
00:14:03,509 --> 00:14:05,886
‫« در دالانی که از آن عبور نکرده‌ایم »

146
00:14:05,928 --> 00:14:08,472
‫« به سمت دری که هرگز نگشوده‌ایم »

147
00:14:08,514 --> 00:14:10,683
‫« دری به سوی باغ گلِ سرخ »
‫[شاعر: تی‌اس الیوت - برگردان: پیرایه یغمایی]

148
00:15:23,756 --> 00:15:26,592
‫عزیزدلم، موفق شدی

149
00:15:28,844 --> 00:15:29,970
‫ببین، از خبرگزاری «تایمز» اومدن

150
00:15:29,970 --> 00:15:33,599
‫خیلی‌خب، خوبه. ببخشید.
‫آلیسا، ایشون جیسون دسن هستن

151
00:15:33,599 --> 00:15:36,018
‫جیسون، ایشون آلیسا چِنی،
‫مدیر برنامه‌های من هستن

152
00:15:36,018 --> 00:15:37,853
‫همون جیسونی که الهام‌بخش برنامه بود؟

153
00:15:37,978 --> 00:15:39,855
‫ممنون. ببین کی اینجاست

154
00:15:40,439 --> 00:15:41,815
‫رایان؟

155
00:15:41,815 --> 00:15:43,150
‫آره. خیلی‌خب، من میرم

156
00:15:43,150 --> 00:15:44,318
‫شرمنده، رفقا

157
00:15:44,318 --> 00:15:47,696
‫باید برم میزبانی کنم،
‫ولی بعد از اینجا یه دورهمی کوچولو

158
00:15:47,696 --> 00:15:49,657
‫- توی خونه‌م دارم. میاید؟
‫- آره

159
00:15:49,657 --> 00:15:52,076
‫- جیسون؟
‫- آره، حتماً میام

160
00:15:56,372 --> 00:15:58,248
‫خب، کدوم قبرستونی بودی تو؟

161
00:16:02,378 --> 00:16:05,422
‫البته اینم شنیدم که رفتی کاستاریکا و
‫به کشاورزی روی آوردی

162
00:16:07,049 --> 00:16:08,801
‫بعلاوه، شنیدم مُردی

163
00:16:08,801 --> 00:16:12,304
‫خب، قاعدتاً نمُردم که اینجام، پس...

164
00:16:14,473 --> 00:16:19,103
‫هی، اون ترکیباتی که پارسال
‫برات درست کردم، چطور بود؟

165
00:16:19,979 --> 00:16:21,814
‫ترکیبات؟ کدوم ترکیبات؟

166
00:16:21,814 --> 00:16:24,775
‫خیلی‌خب. می‌دونم...

167
00:16:25,609 --> 00:16:28,779
‫می‌فهمم که زیر خروار خروار
‫قرارداد عدم افشا لِه شدی، جی

168
00:16:29,571 --> 00:16:30,531
‫نمی‌خوام هم نامرد بازی دربیارم

169
00:16:30,531 --> 00:16:35,244
‫ولی من هم پشت پرده، هم به تو و
‫هم به ولاسیتی خیلی کمک کردم

170
00:16:35,244 --> 00:16:36,620
‫- و...
‫- ولاسیتی؟

171
00:16:37,705 --> 00:16:38,789
‫گفتی...

172
00:16:38,789 --> 00:16:42,042
‫گفتی ولاسیتی،
‫پس می‌دونی چیه

173
00:16:43,836 --> 00:16:44,837
‫داری چیکار می‌کنی؟

174
00:16:45,379 --> 00:16:48,048
‫چته؟ چه مرگته؟

175
00:16:50,217 --> 00:16:53,053
‫- چیکار می‌کنی تو؟
‫- فقط... بحث‌مون ادامه داره

176
00:16:53,554 --> 00:16:55,723
‫سلام. عذر می‌خوام

177
00:16:55,723 --> 00:16:59,059
‫سلام به همه،
‫ممکنه یه لحظه به من گوش بدید؟

178
00:16:59,727 --> 00:17:02,062
‫می‌خوام چند کلمه‌ای صحبت کنم

179
00:17:02,187 --> 00:17:03,856
‫خب، نیویورک و بعدش بوستون و

180
00:17:03,856 --> 00:17:06,150
‫ماه بعدی هم میریم لس‌آنجلس

181
00:17:06,150 --> 00:17:09,069
احتمالاً باید با هواپیما برای بازدید رفت

182
00:17:11,071 --> 00:17:12,072
‫غذا رسیده

183
00:17:13,073 --> 00:17:14,950
‫میشه من بعداً بخورم؟

184
00:17:15,617 --> 00:17:18,620
‫بروک، درو، آدام و میشل

185
00:17:19,705 --> 00:17:20,706
‫خیلی‌خب

186
00:17:22,666 --> 00:17:24,209
‫شاید امشب وقتشه که به بروک بگی

187
00:17:27,046 --> 00:17:29,923
‫- چی بگه؟
‫- که ازش خوشش میاد

188
00:17:31,216 --> 00:17:32,843
‫شدیداً مخالفم

189
00:17:37,056 --> 00:17:42,644
‫ببین، روابط حکم مذاکره رو دارن و

190
00:17:42,644 --> 00:17:46,315
‫هرکسی که اول زبون وا کنه، بازنده‌ست

191
00:17:47,399 --> 00:17:51,236
‫چقدر به عشق بدبینی، عشقم

192
00:17:51,236 --> 00:17:52,988
‫کی از عشق حرف زد؟

193
00:17:54,406 --> 00:18:00,662
‫فقط نشونـش بده که بدت نمیاد و
‫اصل مطلب رو رو نکن

194
00:18:03,916 --> 00:18:06,376
‫یعنی... سرد رفتار کنم؟

195
00:18:06,376 --> 00:18:07,461
‫سرد رفتار کن

196
00:18:08,212 --> 00:18:10,506
‫آره، زیاده‌روی نکن

197
00:18:11,507 --> 00:18:12,508
‫اما طبیعی باش

198
00:18:16,345 --> 00:18:18,013
‫خوش بگذره. اَدا درنیار

199
00:18:19,807 --> 00:18:22,267
‫- باشه
‫- خوش بگذره

200
00:18:23,185 --> 00:18:24,895
‫- مرسی
‫- بله

201
00:18:28,899 --> 00:18:29,733
‫چی شد الان؟

202
00:18:29,733 --> 00:18:31,985
‫چی؟

203
00:18:38,909 --> 00:18:39,910
‫فرضیه؟

204
00:18:44,748 --> 00:18:49,419
‫یه دانشمند، استاد فیزیک...

205
00:18:49,419 --> 00:18:51,046
‫- خب
‫- ...که با زن

206
00:18:51,046 --> 00:18:55,300
‫رویاهاش ازدواج کرده و
‫یه پسر دارن

207
00:18:55,300 --> 00:18:56,844
‫زندگی‌شون هم گل و بلبله

208
00:18:57,469 --> 00:19:01,765
‫حالا یه شب،
‫این آقا به یه کافه میره

209
00:19:04,059 --> 00:19:09,106
‫با یکی از رفقای دانشکده‌ش، یکی از دوستانِ
‫قدیمی‌ش که برنده‌ی جایزه‌ی معتبری هم شده، قرار داره

210
00:19:10,816 --> 00:19:14,027
‫ولی توی راه برگشت، یه اتفاقی میفته

211
00:19:15,988 --> 00:19:17,239
‫به خونه نمی‌رسه

212
00:19:18,782 --> 00:19:22,286
‫وقتی کاملاً هشیار میشه،

213
00:19:22,286 --> 00:19:26,915
‫می‌بینه همه‌چیز عوض شده

214
00:19:29,334 --> 00:19:30,419
‫تومور مغزی؟ یا ضربه‌ی مغزی؟

215
00:19:30,419 --> 00:19:32,421
‫توی نتایج سی‌تی اسکن چیزی دیده نمیشه

216
00:19:32,421 --> 00:19:36,091
‫شاید یه شوخی تر و تمیزه

217
00:19:36,091 --> 00:19:41,555
‫در عرض چند ساعت،
‫کل فضای داخلی خونه‌ش بازسازی شده بود

218
00:19:42,055 --> 00:19:44,057
‫بازسازی که میگم منظورم وصل کردن
‫چهارتا قاب عکس رو دیوار نیست ها

219
00:19:44,057 --> 00:19:46,852
‫منظورم مبلمان جدید، وسایل جدیده

220
00:19:46,852 --> 00:19:49,813
‫پریزهای برق جابه‌جا شدن،
‫رنگ دیوارهام عوض شده بود

221
00:19:49,813 --> 00:19:52,900
‫هیچ شوخی‌ای نمی‌تونه انقدر پیچیده باشه

222
00:19:52,900 --> 00:19:55,235
‫آخه اصلاً چرا باید کسی
‫همچین کاری بکنه؟

223
00:19:56,570 --> 00:19:57,821
‫بستگی داره چقدر مواد مصرف کرده

224
00:19:58,488 --> 00:20:00,032
‫عامل تعیین‌کننده‌ای به نظر میاد

225
00:20:00,032 --> 00:20:04,494
‫خیلی‌خب. پس نمی‌دونم.
‫انگار که این بابا یه تخته‌ش کمه

226
00:20:05,287 --> 00:20:06,413
‫من یه تخته‌م کم نیست

227
00:20:22,262 --> 00:20:25,891
‫امشب مدیر برنامه‌هات بهم گفت که
‫من برای نمایشگاهت الهام‌بخش بودم

228
00:20:27,434 --> 00:20:29,436
‫- آره
‫- چطوری؟

229
00:20:30,896 --> 00:20:32,439
‫چند وقتی می‌شد
‫که همدیگه رو ندیده بودیم،

230
00:20:32,439 --> 00:20:36,193
‫یه شب یهویی سروکله‌ات پیدا شد

231
00:20:36,193 --> 00:20:39,196
‫گفتی تموم فکر و ذکرت من بودم.
‫واقعاً یادت نمیاد؟

232
00:20:41,323 --> 00:20:42,449
‫بهم گفتی

233
00:20:44,284 --> 00:20:46,954
‫که وجودِ ما بر پایه‌ی انتخاب‌هاست

234
00:20:50,165 --> 00:20:52,459
‫گفته بودی انتخاب‌های مائـن
که دنیاها رو می‌سازن

235
00:20:54,294 --> 00:20:56,088
‫بنابراین، به لحاظ نظری

236
00:20:56,880 --> 00:21:00,717
‫ما در آنِ واحد،
‫در دنیاهای بی‌شماری زندگی می‌کنیم

237
00:21:05,138 --> 00:21:06,848
‫بهم گفتی که توی این دنیا،

238
00:21:07,557 --> 00:21:10,394
‫بدترین انتخابت،
‫همونیه که با من داشتی

239
00:21:15,440 --> 00:21:16,566
‫من گفتم

240
00:21:17,401 --> 00:21:20,737
‫ما سال‌ها پیش
‫فرصت داشتیم که با هم باشیم و

241
00:21:22,155 --> 00:21:23,573
‫من دوستت داشتم

242
00:21:24,283 --> 00:21:25,951
‫همیشه هم دوستت دارم

243
00:21:25,951 --> 00:21:29,746
‫اما الان با همدیگه دوستیـم

244
00:21:30,289 --> 00:21:32,833
هردومون راه خودمون رو رفتیم

245
00:21:36,586 --> 00:21:38,338
‫چند ساعت با هم صحبت کردیم

246
00:21:40,549 --> 00:21:42,009
‫شروع کردی به صحبت کردن
‫درموردِ تحقیقاتت و

247
00:21:42,009 --> 00:21:44,678
‫گفتی روی یه پروژه‌ای کار می‌کنی
‫که محرمانه‌ست و

248
00:21:45,387 --> 00:21:48,390
‫یه چیزی بهم گفتی که جا خوردم،
‫بخاطر همینم هست که دقیق یادمه

249
00:21:49,391 --> 00:21:54,062
‫گفتی احتمالاً دیگه منو نمی‌بینی

250
00:22:05,782 --> 00:22:07,492
‫امشب که دیدمت،

251
00:22:07,492 --> 00:22:10,120
‫اولین سوالی که ازم پرسیدی
‫این بود که «چارلی کجاست؟»

252
00:22:12,664 --> 00:22:13,707
‫چارلی کیه؟

253
00:22:16,960 --> 00:22:18,003
‫پسرمون

254
00:22:23,550 --> 00:22:25,260
‫جان؟

255
00:22:25,260 --> 00:22:26,970
‫من اینو می‌دونم

256
00:22:29,097 --> 00:22:31,516
که ‫با همدیگه توی میدون لوگان

257
00:22:31,516 --> 00:22:32,976
‫زندگی می‌کنیم

258
00:22:33,643 --> 00:22:36,730
‫یه پسر ۱۵ ساله به اسم چارلی داریم

259
00:22:36,730 --> 00:22:39,941
‫خیلی‌خب، پسر. اصلاً بامزه نیست.
‫اصلاً چرا همچین بحثی رو کشیدی وسط؟

260
00:22:39,941 --> 00:22:41,026
‫رایان؟

261
00:22:44,237 --> 00:22:46,198
‫تو عصب‌شناس معروفی هستی

262
00:22:46,198 --> 00:22:48,075
‫- خداوکیلی؟
‫- جایزه‌ی پاویا رو بردی

263
00:22:48,075 --> 00:22:49,910
‫سرتاسر دنیا سخنرانی می‌کنی

264
00:22:49,910 --> 00:22:51,912
‫دیگه تهِ چرندیاته

265
00:22:51,912 --> 00:22:52,996
‫همه‌جا

266
00:22:54,915 --> 00:22:57,834
‫عرضم به حضورت که
‫آقای جی، به نظرم...

267
00:22:58,877 --> 00:23:00,212
واقعا باید مزخرف ترین غذارو بخوری

268
00:23:00,212 --> 00:23:02,381
‫تو رو خدا بذار
‫قبل خوردن برات گرم‌شون کنم

269
00:23:02,381 --> 00:23:04,424
‫که وقتی می‌خوری‌شون
‫یه حال درست و حسابی بهت بدن

270
00:23:04,424 --> 00:23:06,551
‫ جدی میگم، مرد

271
00:23:06,551 --> 00:23:08,595
‫رایان، گوش کن به من

272
00:23:08,595 --> 00:23:10,722
‫- رایان! سربه‌سرت نمی‌ذارم
‫- چی؟

273
00:23:10,722 --> 00:23:13,975
‫به خدا قسم،
‫عقلم رو از دست ندادم

274
00:23:13,975 --> 00:23:15,060
‫باشه

275
00:23:17,062 --> 00:23:18,230
‫یه سری کار و بار دارم

276
00:23:18,230 --> 00:23:21,191
‫- باشه
‫- می‌خوای بفرستمش بره؟

277
00:23:21,191 --> 00:23:23,110
‫- نیازی نیست
‫- جدی؟ باشه پس. خیلی‌خب

278
00:23:23,610 --> 00:23:24,736
‫شرمنده

279
00:24:03,233 --> 00:24:04,943
‫چرا مسواکِ من رو می‌زنی؟

280
00:24:29,926 --> 00:24:31,470
‫- هی
‫- هی

281
00:24:33,930 --> 00:24:35,640
‫واقعاً نیازی نبود خودت رو اذیت کنی

282
00:24:35,640 --> 00:24:37,142
‫- می‌تونستم برم یه هتلی جایی بمونم
‫- نه

283
00:24:37,142 --> 00:24:40,145
‫نه، پیش خودم می‌مونی. والسلام

284
00:24:42,647 --> 00:24:46,568
‫لباس‌هات رو ریختم توی لباسشویی.
‫برای همین هم این‌ها رو واست گذاشتم

285
00:24:48,570 --> 00:24:49,571
‫ممنونم

286
00:24:52,991 --> 00:24:57,287
‫خیلی‌خب. مطمئنی توی این وضعیت
‫بهترین کار همین نیست؟

287
00:24:57,287 --> 00:25:02,792
الان ‫نیازی به کمک روانپزشک ندارم.
‫فقط جواب سوال‌هام رو می‌خوام

288
00:25:04,169 --> 00:25:05,170
‫آره

289
00:25:08,590 --> 00:25:13,011
‫می‌دونم که فکر می‌کنی عقلم رو از دست دادم

290
00:25:17,557 --> 00:25:19,017
‫یکمی بخواب

291
00:25:51,049 --> 00:25:52,050
‫سلام

292
00:25:53,468 --> 00:25:56,638
‫ببخشید، نمی‌خواستم بترسونمت

293
00:25:57,138 --> 00:25:58,265
‫داری میری؟

294
00:26:00,058 --> 00:26:02,018
‫آره، روزِ تمرینه

295
00:26:02,519 --> 00:26:03,270
‫آها

296
00:26:58,074 --> 00:26:59,784
‫رفیق عزیزم. چه خبر؟

297
00:27:00,285 --> 00:27:02,162
‫- سلام، رایان
‫- سلام

298
00:27:02,162 --> 00:27:05,915
‫دنیلا گفت زنگ زدی.
‫به جای من، به زنـم زنگ می‌زنی؟

299
00:27:05,915 --> 00:27:08,585
‫آره، من... خب، با خودم گفتم
‫حتماً از خوشحالی بال درمیاره

300
00:27:08,585 --> 00:27:10,462
‫- خیلی‌خب. گوش بده، رایان
‫- چیه؟

301
00:27:10,462 --> 00:27:12,922
‫بذار باهات روراست باشم، خب؟

302
00:27:14,341 --> 00:27:18,053
‫من از زندگیـم توی شیکاگو راضی‌ام و
‫فکر رفتن ندارم

303
00:27:18,887 --> 00:27:21,056
‫پس پیشنهاد کاره رو رد می‌کنم

304
00:27:21,973 --> 00:27:23,308
‫خب؟

305
00:27:23,308 --> 00:27:25,560
‫- پس... باشه
‫- پس...

306
00:27:27,395 --> 00:27:29,773
‫شرمنده پام رو از گلیمم درازتر کردم

307
00:27:29,773 --> 00:27:31,983
‫آره، خب زیادی هم پات رو درازتر کردی

308
00:27:34,486 --> 00:27:35,654
‫باشه

309
00:27:36,237 --> 00:27:38,239
‫- خیلی‌خب
‫- باشه، متوجه شدم

310
00:27:38,239 --> 00:27:39,324
‫خیلی‌خب

311
00:27:57,884 --> 00:27:58,718
‫الو؟

312
00:27:59,928 --> 00:28:00,929
‫سلام

313
00:28:01,721 --> 00:28:04,432
‫وای، خدای من. جیسون.
‫حالت خوبه؟

314
00:28:06,476 --> 00:28:07,602
‫نمی‌دونم

315
00:28:12,899 --> 00:28:13,900
‫کجایی؟

316
00:28:15,235 --> 00:28:20,615
‫دارم میرم بیمارستان سلامت روان

317
00:28:21,908 --> 00:28:24,077
‫ای کاش می‌ذاشتی کمکت کنم

318
00:28:25,412 --> 00:28:28,248
‫فکر کنم باید کسی رو ببینم
‫که من رو نشناسه

319
00:28:34,504 --> 00:28:35,922
‫کدوم بیمارستان؟

320
00:29:02,073 --> 00:29:03,742
‫مطمئن نیستم که فکر خوبی باشه

321
00:29:05,201 --> 00:29:07,495
‫خب، در اصل خونه‌ی خودمه

322
00:29:35,023 --> 00:29:36,149
‫نه

323
00:29:43,656 --> 00:29:44,908
‫توی خونه‌مون،

324
00:29:46,493 --> 00:29:48,912
‫عکسِ اون آبشاره رو داریم

325
00:29:48,912 --> 00:29:53,041
‫فقط مال ما،
‫من و تو و چارلی هم توشیـم

326
00:29:58,421 --> 00:29:59,756
‫تا حالا نرفتم اونجا

327
00:30:01,508 --> 00:30:03,510
‫پنج سال پیش رفتیم اونجا

328
00:30:07,555 --> 00:30:09,724
‫سفر تکرارنشدنی‌ای بود

329
00:30:25,156 --> 00:30:27,659
‫جیسون، پشت تلفن...

330
00:30:28,993 --> 00:30:30,203
‫به نظر نگران میومد

331
00:30:31,246 --> 00:30:32,789
‫به نظرم باید بذاریم کمکت کنه

332
00:30:33,957 --> 00:30:36,751
‫اینجا اتاق پسرمه

333
00:30:37,752 --> 00:30:39,295
‫حدأقل باید اینطوری باشه

334
00:30:39,963 --> 00:30:40,964
‫پسرمون...

335
00:30:43,550 --> 00:30:45,009
‫که عاشق انیمه‌ و

336
00:30:45,677 --> 00:30:46,886
‫اسکیت‌سواری با تخته‌ست

337
00:30:47,387 --> 00:30:50,014
‫از یه دختره خوشش میاد.
‫چارلی... می‌دونی... بیخیال

338
00:30:50,014 --> 00:30:52,934
‫منظره‌های فوق‌العاده‌ای که
‫دوست داری رو می‌کشه

339
00:30:53,810 --> 00:30:55,979
‫پونزده سالشه و از الان
‫پیگیر مدارس هنریه و

340
00:30:55,979 --> 00:31:00,733
‫مایه‌ی افتخارته چون به خودت رفته

341
00:31:01,234 --> 00:31:02,235
‫ببین...

342
00:31:04,320 --> 00:31:06,656
‫وقتی که بهت گفتم باردارم،

343
00:31:07,282 --> 00:31:09,033
‫گفتی زمان لازم داری
‫تا بهش فکر کنی

344
00:31:09,033 --> 00:31:10,118
‫اینو یادمه

345
00:31:10,118 --> 00:31:12,579
‫بعد، روز بعدش پا شدی اومدی آپارتمانم و

346
00:31:12,579 --> 00:31:15,123
‫گفتی که بدجور درگیر تحقیقاتتی

347
00:31:15,123 --> 00:31:19,335
‫گفتی این یک سال از زندگیت
‫رو قراره توی آزمایشگاه بگذرونی و

348
00:31:19,335 --> 00:31:21,337
‫من لیاقتم بیشتر از اینه

349
00:31:22,547 --> 00:31:24,340
‫گفتی بچه‌مون لیاقتش بیشتر از اینه

350
00:31:26,175 --> 00:31:28,261
‫- نه
‫- من انتخابم این بود که تنهایی انجامش ندم

351
00:31:28,261 --> 00:31:30,471
‫هرکی مسیر خودش رو رفت و
‫به اینجا رسیدیم

352
00:31:30,471 --> 00:31:33,308
‫درست نیست.
‫درواقع درموردش فکر کردم و

353
00:31:33,308 --> 00:31:35,727
‫بهت گفتم وقتی پا به سن بذارم،

354
00:31:35,727 --> 00:31:39,439
‫ترجیح میدم خاطراتم با تو باشه
‫تا یه آزمایشگاه سرد و ضدعفونی‌شده

355
00:31:40,857 --> 00:31:44,986
‫نه. خودت گفتی آمادگی‌ش رو نداری

356
00:31:46,863 --> 00:31:48,281
‫من اصلاً همچین چیزی نگفتم

357
00:31:52,577 --> 00:31:54,370
‫شوخیت گرفته الان؟

358
00:31:56,080 --> 00:31:59,375
‫یا با یه روانی دارم توی
‫یه خونه‌ی تاریک می‌چرخم؟

359
00:32:02,795 --> 00:32:04,464
‫نه، همه‌ش عین حقیقته

360
00:32:10,011 --> 00:32:11,512
‫باید از اینجا بریم

361
00:32:40,083 --> 00:32:41,084
‫شرمنده...

362
00:32:45,505 --> 00:32:48,007
‫بابت اتفاقی که میگی به سرمون اومده

363
00:32:49,676 --> 00:32:51,260
‫این قضیه واسه مدت‌ها پیشه

364
00:32:51,260 --> 00:32:53,262
‫بابت این جریانات هم شرمنده‌م. آخه...

365
00:32:55,139 --> 00:32:56,557
‫نمی‌خوام بترسونمت

366
00:32:56,557 --> 00:33:00,144
‫فقط نمی‌فهمم چطوریه که
‫گذشته‌مون با همدیگه تطابقی نداره

367
00:33:01,229 --> 00:33:03,147
‫نمی‌فهممش ولی...

368
00:33:06,109 --> 00:33:10,863
‫می‌دونم که خاطرات سال‌ها زندگیمون
‫توی ذهنمه

369
00:33:10,863 --> 00:33:12,156
‫که...

370
00:33:13,866 --> 00:33:16,869
‫می‌دونم کاملاً عجیب و غریبه

371
00:33:19,414 --> 00:33:21,416
‫فقط می‌دونم که هیچوقت بهت دروغ نمیگم

372
00:33:24,836 --> 00:33:27,463
‫نمی‌دونم چه معنایی میده اما...

373
00:33:30,883 --> 00:33:32,051
‫حرفت رو باور می‌کنم

374
00:34:51,964 --> 00:34:53,299
‫ از پسش براومد

375
00:34:57,095 --> 00:34:58,554
‫موفق شده

376
00:35:01,182 --> 00:35:02,183
‫از پسِ چی براومده؟

377
00:35:03,726 --> 00:35:05,103
‫همون کاری که من سعی داشتم انجام بدم

378
00:35:07,438 --> 00:35:08,731
‫تئوریِ دیوونه‌کننده‌ایه

379
00:35:09,649 --> 00:35:10,525
‫دیوونه‌واره

380
00:35:10,525 --> 00:35:10,650
‫اگه جیسونی که توی این دنیا زندگی
‫می‌کنه... همونی که جایزه‌ی پاویا رو برده،

381
00:35:10,650 --> 00:35:14,570
‫اگه جیسونی که توی این دنیا زندگی
‫می‌کنه... همونی که جایزه‌ی پاویا رو برده،

382
00:35:15,238 --> 00:35:18,366
‫کسی که امروز توی خونه‌ش بودیم و
‫همه فکر می‌کنن منم...

383
00:35:19,408 --> 00:35:21,702
‫اگه این بشر مدل بزرگتری

384
00:35:21,702 --> 00:35:24,539
‫از محفظه‌ی من رو ساخته که

385
00:35:25,081 --> 00:35:27,625
‫نه تنها می‌تونه یک ذره

386
00:35:28,167 --> 00:35:32,463
‫بلکه یک انسان واقعی رو توی
‫موقعیت برهم‌نهی کوانتومی قرار بده، چی؟

387
00:35:37,927 --> 00:35:43,141
‫محفظه‌ای که... باعث میشه
‫یک شخص بتونه

388
00:35:43,141 --> 00:35:46,894
‫توی واقعیت‌های مختلف فیزیک کوانتومی سفر کنه

389
00:35:48,646 --> 00:35:54,610
‫اگه از همین محفظه برای سفر به
‫دنیای من استفاده کرده باشه، چی؟

390
00:36:01,033 --> 00:36:02,034
‫اگه...

391
00:36:03,911 --> 00:36:06,080
‫کسی که من رو ربوده...

392
00:36:07,790 --> 00:36:08,791
‫خودم باشم، چی؟

393
00:36:10,585 --> 00:36:12,128
‫چطور ممکنه خودت باشی؟

394
00:36:12,128 --> 00:36:15,965
‫دقیقاً خودِ من نه. یه نسخه‌ی دیگه از من

395
00:36:15,965 --> 00:36:17,925
‫مثلاً... خیلی‌خب، تصور کن

396
00:36:18,759 --> 00:36:22,054
‫همون چند سال پیش،
‫من و اون یه شخص بودیم

397
00:36:22,054 --> 00:36:24,015
‫تا زمانی که تو باردار شدی

398
00:36:25,433 --> 00:36:30,479
‫اون‌وقت به جایی رسیدیم
‫که مسیرمون به دو جهان متفاوت جدا شد

399
00:36:30,479 --> 00:36:34,066
‫مسیرمون جدا شد
‫چون من با تو بودن رو انتخاب کردم و

400
00:36:35,526 --> 00:36:37,236
‫اون شغلش رو بهت ترجیح داد،

401
00:36:37,236 --> 00:36:39,697
‫که بخاطر همین هم موفق به ساختن محفظه شد

402
00:36:56,964 --> 00:36:59,300
‫اگه توی این لحظه

403
00:37:00,218 --> 00:37:01,594
‫من توی دنیای اون باشم و...

404
00:37:04,096 --> 00:37:06,098
‫اون توی دنیای من باشه، چی؟

405
00:37:15,483 --> 00:37:17,902
‫چرا باید همچین کاری با خودت بکنی حالا؟

406
00:37:21,948 --> 00:37:23,824
« دوشنبه هفتم اکتبر »
« تولد شانزده سالگی چارلی »

407
00:37:45,846 --> 00:37:47,306
‫- سلام
‫- سلام

408
00:37:47,848 --> 00:37:48,849
‫هنوز بیداری؟

409
00:37:49,809 --> 00:37:50,810
‫آره

410
00:37:52,812 --> 00:37:54,021
‫می‌خوای بیای اینجا؟

411
00:38:10,579 --> 00:38:11,664
از زندگی‌مون بگو

412
00:38:13,457 --> 00:38:14,583
‫زندگی‌مون؟

413
00:38:19,297 --> 00:38:20,298
‫خیلی‌خب

414
00:38:24,051 --> 00:38:25,428
‫از کجا شروع کنم؟

415
00:38:30,433 --> 00:38:32,268
خیلی عجله‌ای ازدواج کردیم و

416
00:38:32,768 --> 00:38:34,854
‫خیلی‌ها از دست‌مون کفری شده بودن

417
00:38:36,314 --> 00:38:38,107
‫بعدش یه مهمونی فوق‌العاده راه انداختیم

418
00:38:38,816 --> 00:38:40,109
‫که معرکه بود

419
00:38:41,360 --> 00:38:45,614
‫خیلی نگذشت که بچه‌مون به دنیا اومد

420
00:38:46,574 --> 00:38:50,911
‫سال‌های اولش پیچیده گذشت

421
00:38:50,911 --> 00:38:52,955
‫- همه‌چیز سخت شد، خیلی سخت
‫- چرا؟

422
00:38:57,501 --> 00:39:00,212
‫می‌دونی که چطوریه، البته شایدم ندونی

423
00:39:00,212 --> 00:39:03,716
‫ولی راه و رسم زندگی اینجوریه که...

424
00:39:05,509 --> 00:39:06,677
‫رُست رو می‌کشه

425
00:39:08,429 --> 00:39:09,430
‫و

426
00:39:10,723 --> 00:39:12,308
‫باعث شد اولویت‌هامون عوض بشه

427
00:39:12,308 --> 00:39:16,228
‫یعنی من وقت کمتری توی آزمایشگاه گذروندم.
‫تو هم کمتر می‌رفتی استودیو

428
00:39:17,396 --> 00:39:19,774
‫آخرش بودجه‌م از کَف‌م رفت

429
00:39:20,399 --> 00:39:23,152
‫و تو هم بیخیال نقاشی شدی

430
00:39:23,736 --> 00:39:25,237
‫بیخیال نقاشی شدم؟

431
00:39:27,031 --> 00:39:28,074
‫آره

432
00:39:29,617 --> 00:39:33,329
‫پس یعنی دو تا آدم کسل‌کننده شدیم؟

433
00:39:36,290 --> 00:39:38,459
‫به چشم من اینطوری نیست

434
00:39:38,959 --> 00:39:41,295
‫خیلی‌خب، به چشم تو چطوریه؟

435
00:39:43,964 --> 00:39:45,800
‫با همدیگه زندگی‌مون رو ساختیم

436
00:39:51,389 --> 00:39:52,223
‫من خوشحالم؟

437
00:39:53,224 --> 00:39:54,225
‫آره

438
00:39:55,059 --> 00:39:58,854
‫فراز و نشیب‌های خودمون رو داشتیم
‫اما آره، خوشحالی

439
00:40:01,399 --> 00:40:04,652
‫بهترین دوست من هم هستی

440
00:40:21,794 --> 00:40:22,795
‫الو؟

441
00:40:24,630 --> 00:40:25,714
‫شما؟

442
00:40:30,511 --> 00:40:32,763
‫قطع کرد

443
00:40:48,070 --> 00:40:51,031
‫هی، گوش بده. لطفاً شلیک نکن.

444
00:40:51,031 --> 00:40:53,075
‫باهات میام.
این خانم هیچ ربطی به این قضایا نداره

445
00:40:53,075 --> 00:40:55,870
‫گوشی رو بنداز. چی گفتم الان؟

446
00:40:55,870 --> 00:40:58,205
‫دنیلا، هرچی میگه انجام بده

447
00:41:04,753 --> 00:41:06,839
‫نه، دنیلا

448
00:41:09,300 --> 00:41:12,636
‫دنیلا. نه، دنیلا

449
00:41:14,555 --> 00:41:15,556
‫نه

450
00:41:18,767 --> 00:41:19,768
‫دنیلا
