﻿1
00:01:11,321 --> 00:01:19,370
‫« ماده‌ی تاریک »
‫« قسمت سوم: محفظه »

2
00:01:32,467 --> 00:01:33,510
‫« لیتون ونس »

3
00:01:35,428 --> 00:01:36,513
‫پیداش کردین؟

4
00:01:38,014 --> 00:01:39,099
‫حالش خوبه؟

5
00:01:41,726 --> 00:01:43,061
‫چی؟ چی شده مگه؟

6
00:01:59,536 --> 00:02:01,371
خدا به دادمون برسه، لیتون

7
00:02:35,363 --> 00:02:38,491
‫همه‌ی این جریانات تقصیر من

8
00:02:40,702 --> 00:02:43,997
‫می‌شنوی، جیسون؟
‫هرچی شد و نشد گردنِ من

9
00:02:45,039 --> 00:02:47,000
تو ‫تونستی برگردی اما ما آمادگی نداشتیم

10
00:02:49,085 --> 00:02:50,920
‫ما فکرشم نمی‌کردیم که تو...

11
00:02:55,300 --> 00:02:57,385
اینجوری به‌هم‌ریخته برگردی

12
00:02:59,470 --> 00:03:00,722
دلم نمی‌خواد زندونیت کنم

13
00:03:00,722 --> 00:03:03,391
‫اما تا زمانی که تهدیدی
‫برای خودت و بقیه به حساب بیای،

14
00:03:03,433 --> 00:03:05,310
‫همین آشـه و همین کاسـه

15
00:03:06,519 --> 00:03:08,146
‫تو...

16
00:03:10,440 --> 00:03:14,944
‫تو اون زن رو فرستادی آپارتمان دنیلا؟

17
00:03:38,635 --> 00:03:42,430
من فقط سعی دارم
یادت بیارم چه مرد بزرگی هستی و

18
00:03:45,183 --> 00:03:47,560
چه چیز حیرت‌انگیزی خلق کردی

19
00:04:01,407 --> 00:04:02,408
‫ممنونم

20
00:04:07,205 --> 00:04:08,331
ممنونم

21
00:04:12,001 --> 00:04:13,378
داستان چیه؟

22
00:04:13,378 --> 00:04:14,796
نوشیدنیه دیگه

23
00:04:14,796 --> 00:04:16,506
‫- یه بطری دیگه‌ گرفتم...
‫- خیلی‌خب

24
00:04:16,506 --> 00:04:17,632
‫...چون خیلی خوب بود

25
00:04:17,632 --> 00:04:19,634
‫آره خب، عالی بود

26
00:04:19,634 --> 00:04:22,679
‫ولی صد دلار هم پولش بود

27
00:04:29,519 --> 00:04:30,520
‫چیه؟

28
00:04:31,646 --> 00:04:34,023
‫انگار می‌خوای دوباره باهام ازدواج کنی

29
00:04:36,442 --> 00:04:38,444
‫شک نکن که قصدم همینه

30
00:04:38,444 --> 00:04:39,612
‫- نه بابا؟
‫- بله

31
00:04:39,612 --> 00:04:44,200
‫خیلی‌خب، اما این جریانِ

32
00:04:44,867 --> 00:04:46,202
‫خیلی وقت بود ندیدم از این کارها بکنی

33
00:04:47,495 --> 00:04:49,956
‫اشتباه برداشت نکنی ها، محشره

34
00:04:51,165 --> 00:04:52,417
‫همینطوری ادامه بده، اما...

35
00:04:52,542 --> 00:04:55,545
« آزمایشگاه ولاسیتی »

36
00:05:04,512 --> 00:05:05,763
‫الان می‌رسن خدمت‌تون

37
00:05:19,986 --> 00:05:21,821
‫اینجا دفتر پدربزرگم بود

38
00:05:22,905 --> 00:05:24,741
‫دست به هیچ چیزش نزدم

39
00:05:28,453 --> 00:05:30,038
‫کارآگاه میسون‌ام

40
00:05:31,331 --> 00:05:33,041
‫لیتون ونس. خوشبختم

41
00:05:35,668 --> 00:05:37,420
‫خونواده‌تون توی کار هوانوردی بودن؟

42
00:05:39,255 --> 00:05:41,257
‫پدربزرگم ۵۲ سال پیش ولاسیتی رو راه انداخت

43
00:05:42,258 --> 00:05:43,593
‫موتور جت تولید می‌کرد

44
00:05:46,054 --> 00:05:47,513
‫شما و پدربزرگ‌تونید؟

45
00:05:47,513 --> 00:05:49,307
‫وقتی بچه بودم،
‫پدر و مادرم رو از دست دادم

46
00:05:50,308 --> 00:05:51,309
‫پیش پدربزرگم بزرگ شدم

47
00:05:53,853 --> 00:05:55,396
‫بفرمایید، از این طرف

48
00:06:01,569 --> 00:06:05,490
خب، ‫جیسون دسن چند سال اینجا کار می‌کرده؟

49
00:06:05,490 --> 00:06:07,158
‫هشت سال

50
00:06:07,158 --> 00:06:08,910
‫آخرین باری که دیدیدشون، کِی بود؟

51
00:06:09,619 --> 00:06:11,287
‫یک سال رو رد کرده

52
00:06:11,287 --> 00:06:14,040
‫خب، یه روز دیدیم نیومد سرِکار و
‫از همون موقع هم دیگه ندیدمش

53
00:06:14,040 --> 00:06:15,333
‫تا جایی که من خبر دارم، هیچ کسی ندیدتش

54
00:06:18,169 --> 00:06:22,298
‫راستش، همون موقعی که جیسون غیبش زد،
‫من خودم با پلیس صحبت کردم

55
00:06:24,634 --> 00:06:26,386
‫کارتون چیه اینجا؟

56
00:06:26,511 --> 00:06:28,054
‫تحقیق و توسعه

57
00:06:28,554 --> 00:06:31,224
‫نه، اینو که می‌دونم

58
00:06:32,767 --> 00:06:33,893
‫چی می‌سازید؟

59
00:06:34,560 --> 00:06:37,105
‫کیوبیت‌های سیلیکونی ترانزیستوری
‫برای پردازنده‌های کوانتومی و شفابخش

60
00:06:37,814 --> 00:06:39,273
‫چه قلمبه سُلمبه

61
00:06:40,775 --> 00:06:41,609
‫ببینید،

62
00:06:42,193 --> 00:06:45,488
‫یه خانم دیگه‌ای هم بود، به اسم بلر کپلن

63
00:06:46,572 --> 00:06:48,324
ایشون هم ‫کارمند همینجا بود، درسته؟

64
00:06:48,908 --> 00:06:50,952
‫بله، بلر

65
00:06:50,952 --> 00:06:52,495
‫آره، ایشون هم یهو غیبش زد

66
00:06:53,788 --> 00:06:56,332
‫- هجده ماه پیش؟
‫- درسته...

67
00:06:59,210 --> 00:07:01,129
‫باعث شد بچه‌ها روحیه‌شون رو ببازن

68
00:07:04,257 --> 00:07:06,426
‫جیسون و بلر توی یه گروه بودن؟

69
00:07:07,051 --> 00:07:09,345
‫خیر، بلر توی بخش بهبود فرایندی بود

70
00:07:12,223 --> 00:07:13,641
‫چرا این سؤال‌ها رو می‌پرسید؟

71
00:07:17,937 --> 00:07:20,898
‫سه شب پیش، جیسون دسن
‫به بیمارستان جان‌آوگاد مراجعه کرده بود

72
00:07:21,774 --> 00:07:22,775
‫چی؟

73
00:07:24,026 --> 00:07:25,403
‫خبر نداشتید؟

74
00:07:25,403 --> 00:07:27,280
‫خیر، چیزی نمی‌دونستم

75
00:07:27,280 --> 00:07:28,739
‫حالش خوبه؟

76
00:07:28,739 --> 00:07:29,866
‫خبر نداریم

77
00:07:30,408 --> 00:07:32,869
‫قبل از اینکه برسم، از بیمارستان رفته بود

78
00:07:33,411 --> 00:07:37,957
‫ولی ظاهراً همون شب،
‫توی یه گالری نقاشی دیده شده

79
00:07:39,333 --> 00:07:42,378
‫فکر می‌کردم شاید باهاتون تماس گرفته باشه

80
00:07:42,378 --> 00:07:43,880
‫با من؟ نه

81
00:07:44,505 --> 00:07:45,590
‫ای کاش می‌گرفت

82
00:07:47,425 --> 00:07:49,844
‫خب، ما سعی داریم پیداش کنیم

83
00:07:50,428 --> 00:07:51,429
‫عجب

84
00:07:54,765 --> 00:07:57,393
‫طبق یادداشت‌های مسئول قبلی این پرونده،

85
00:07:57,393 --> 00:08:00,646
‫جیسون قبل از اینکه ناپدید بشه،
‫با یکی از کارمند‌های اینجا در ارتباط بوده

86
00:08:00,646 --> 00:08:01,731
‫بله

87
00:08:02,732 --> 00:08:03,774
‫دکتر آماندا لوکاس

88
00:08:05,943 --> 00:08:08,154
‫دکتر لوکاس تشریف دارن امروز؟

89
00:08:19,415 --> 00:08:20,583
‫چطور پیش رفت؟

90
00:08:21,751 --> 00:08:23,544
‫منظورت دروغ گفتن به پلیسه؟

91
00:08:24,337 --> 00:08:26,088
‫عالی. بهتر از این نمی‌شد

92
00:08:27,965 --> 00:08:29,634
‫دان گفت دختره می‌خواسته زنگ بزنه پلیس

93
00:08:29,634 --> 00:08:30,676
‫بخاطر همین بهش شلیک کرد؟

94
00:08:30,676 --> 00:08:32,094
‫صدات رو بیار پایین

95
00:08:34,972 --> 00:08:36,015
‫لیتون

96
00:08:38,559 --> 00:08:43,439
‫من بهش گفتم هردوشون رو بیاره، خب؟
‫نمی‌دونستم که می‌گیره...

97
00:08:43,439 --> 00:08:45,650
‫بخاطر اینه که شدیداً آدم بی‌ثباتیـه...

98
00:08:45,650 --> 00:08:47,944
‫- آماندا
‫- ...راضی نمیشه بخاطر اختلال پس از سانحه‌ش درمان بشه

99
00:08:47,944 --> 00:08:50,112
‫- آماندا
‫- گفته بودم اینو استخدام نکن

100
00:08:50,112 --> 00:08:52,573
‫بس کن! کافیـه

101
00:08:56,577 --> 00:08:59,664
‫حرفی از بلر زد؟ کارآگاهه رو میگم

102
00:09:00,456 --> 00:09:01,666
‫معلومه که آره

103
00:09:02,542 --> 00:09:05,753
‫آماندا، چیزی نمونده که
‫پلیس شیکاگو به اصل قضایای جیسون،

104
00:09:05,753 --> 00:09:06,963
‫بلر و همه‌چیز پی ببره

105
00:09:08,130 --> 00:09:09,882
‫می‌دونی که تهِ این جریانات به کجا ختم میشه

106
00:09:09,882 --> 00:09:11,968
‫تموم هست و نیست‌مون به باد میره.
‫خودمون هم میفتیم هلفدونی

107
00:09:13,302 --> 00:09:15,137
‫یک سال و نیمه که محفظه رو راه انداختیم

108
00:09:15,137 --> 00:09:17,181
‫- یه میلیارد پول حروم‌ این آشغال کردم
‫- پولت مهم نیست

109
00:09:17,181 --> 00:09:19,725
پولم مهم نیست؟
اوه پولم مهم نیست

110
00:09:19,725 --> 00:09:22,687
‫چهار نفر گم شدن و
‫حالا هم دنیلا وارگاس رو دست‌مون مونده

111
00:09:22,687 --> 00:09:25,690
‫جدای از این، جیسون یه راهی
‫برای برگشتن پیدا کرده

112
00:09:26,357 --> 00:09:29,193
‫چطوری؟ آخه چطوری تونسته برگرده؟

113
00:09:53,718 --> 00:09:55,511
‫می‌خوام بدونم چه مرگش شده؟

114
00:09:55,511 --> 00:09:57,555
‫شاید برهم‌نهی برای مغز آسیب‌زاست

115
00:09:57,555 --> 00:10:01,183
‫یعنی میگی حافظه‌ش رو از دست داده؟
‫هویتش رو فراموش کرده؟

116
00:10:01,809 --> 00:10:02,810
‫نمی‌دونم

117
00:10:04,562 --> 00:10:07,982
‫بخاطر همین گفتم آزمایشات بیشتری انجام بدیم.
‫اطلاعات‌مون در این زمینـه خیلی کمه. باید...

118
00:10:07,982 --> 00:10:09,108
آهای

119
00:10:12,737 --> 00:10:13,821
‫قبوله

120
00:10:16,490 --> 00:10:18,117
‫کمکم کنید حافظه‌م برگرده

121
00:10:37,136 --> 00:10:38,179
‫سلام، رفیق

122
00:10:42,099 --> 00:10:43,434
‫برات لباس آوردم

123
00:10:44,268 --> 00:10:45,603
‫ممنونم

124
00:10:49,273 --> 00:10:50,274
‫میگم...

125
00:10:51,734 --> 00:10:52,902
‫کنجکاو شدم بدونم...

126
00:10:54,445 --> 00:10:55,780
‫چرا فرار کردی؟

127
00:10:56,864 --> 00:10:58,199
‫ترسیده بودم

128
00:10:58,199 --> 00:10:59,825
‫واسه همین رفتی آپارتمان دنیلا؟

129
00:11:00,701 --> 00:11:05,081
از... رفقای قدیمیم بود

130
00:11:05,706 --> 00:11:10,002
‫فقط دنبال یه آشنا بودم، حالا هرکسی

131
00:11:10,920 --> 00:11:12,004
‫فقط همین

132
00:11:14,173 --> 00:11:16,967
‫درمورد اینجا،
‫به دنیلا یا کسِ دیگه‌ای چیزی گفتی؟

133
00:11:19,845 --> 00:11:21,514
‫اصلاً نمی‌دونم اینجا کجاست

134
00:11:24,517 --> 00:11:29,647
‫گفتی من و تو، با همدیگه صمیمی‌ایم

135
00:11:46,288 --> 00:11:50,167
‫اینجا دقیقاً داریم از چی محافظت می‌کنیم

136
00:11:50,167 --> 00:11:54,755
‫که کشتن یه آدم رو توجیه می‌کنه؟

137
00:11:54,755 --> 00:11:56,841
‫یعنی... منظورم برای همه‌مونه

138
00:11:56,841 --> 00:11:58,050
توجیهی نداره

139
00:11:59,051 --> 00:12:03,556
‫گوش بده، هرکسی که اینجا می‌بینی ‫زندگیش
رو وقفِ مطالعات تو کرده. همه‌چیزشون رو

140
00:12:06,225 --> 00:12:10,479
تک‌تک‌مون حاضریم
با جون‌مون ‫ازش محافظت کنیم

141
00:12:11,605 --> 00:12:12,940
‫حتی خودت

142
00:12:14,316 --> 00:12:16,152
‫علی‌الخصوص خودت

143
00:12:23,409 --> 00:12:24,452
‫جدی؟

144
00:12:27,121 --> 00:12:28,914
‫یادت نمیاد چی ساختیم

145
00:12:32,543 --> 00:12:33,794
‫نشونم بده پس

146
00:12:44,221 --> 00:12:46,974
‫- نام خود را وارد کنید
‫- لیتون ونس

147
00:12:47,141 --> 00:12:49,018
‫لطفاً رمز عبور را وارد کنید

148
00:12:53,606 --> 00:12:54,940
‫دسترسی اعطا شد

149
00:13:23,177 --> 00:13:27,473
‫خیلی وقت پیش،
‫سعی داشتم یه مکعب ۲.۵ سانتی بسازم

150
00:13:27,473 --> 00:13:32,394
‫که بتونه یه دیسک آلومینیوم نیتریدی
‫رو توی حالت برهم‌نهی قرار بده

151
00:13:33,229 --> 00:13:36,524
‫که درواقع چیزی که شرودینگر
‫برای گربه‌ش می‌خواست رو...

152
00:13:38,734 --> 00:13:40,569
‫- خلق کنم
‫- درسته

153
00:13:40,569 --> 00:13:42,321
‫پس دستاوردت رو یادت میاد

154
00:13:44,657 --> 00:13:46,367
‫یادته می‌خواستی مقیاسش رو بزرگ‌تر کنی؟

155
00:13:47,493 --> 00:13:49,370
‫نه، یادمه اصلاً به نتیجه نرسیدم

156
00:13:50,162 --> 00:13:53,833
‫نتونستم راهی پیدا کنم تا به طور کامل
‫از محفظه در مقابل محیط اطرافش محافظت کنم،

157
00:13:53,833 --> 00:13:57,837
‫و این برهم‌نهی هم هِی متلاشی می‌شد

158
00:13:58,963 --> 00:14:02,675
‫خیلی‌خب، پس تا قبل از بُردن
‫جایزه‌ی پاویا رو یادت میاد

159
00:14:04,426 --> 00:14:08,347
‫الان این یه جور آلیاژه؟
‫آخه بعیده جواب بده

160
00:14:08,347 --> 00:14:09,431
‫درسته

161
00:14:11,225 --> 00:14:12,935
‫جیسون، دستاوردهات فراتر از این‌هاست

162
00:14:14,270 --> 00:14:15,396
‫ببین، زیر این آلیاژ...

163
00:14:15,396 --> 00:14:17,982
‫یه محافظ فعال و تطبیقی هست
‫که ساخته‌ی دست خودته

164
00:14:17,982 --> 00:14:19,525
‫- تطبیقی؟
‫- آره

165
00:14:20,693 --> 00:14:23,696
‫آره، تطبیقی. خودشه

166
00:14:23,696 --> 00:14:27,783
‫پُر از مواد هوشمندیه که
‫یه سری میدان‌هایی رو ایجاد می‌کنن و

167
00:14:27,783 --> 00:14:31,287
‫این میدان‌ها هر تشعشع یا صدایی که
‫بخواد به داخل نفوذ کنه رو خنثی می‌کنن

168
00:14:32,621 --> 00:14:34,957
‫انگار پیشرفته‌ترین هدفونِ نویزگیر دنیاست

169
00:14:34,957 --> 00:14:39,670
‫نه فقط همین، بلکه سدِّ راهِ
هرگونه پارازیتی ‫از این بیرون میشه

170
00:14:39,670 --> 00:14:43,340
‫در اِزای این ترفند هم،
‫یه میدان مغناطیسی قوی ساطع می‌کنه

171
00:14:44,466 --> 00:14:45,885
‫داخلش چیه؟

172
00:15:06,572 --> 00:15:10,159
‫تا به امروز، تنها کسی که
داخلش ‫رفته و تونسته برگرده تو بودی

173
00:15:12,328 --> 00:15:15,080
‫بقیه هم رفتن یعنی؟
‫چه بلایی سرشون اومد؟

174
00:15:15,080 --> 00:15:19,460
‫فقط خدا می‌دونه.
‫داخلش دستگاه‌های ضبط صدا از کار میفتن

175
00:15:20,461 --> 00:15:21,837
‫چند نفر بودن؟

176
00:15:24,173 --> 00:15:25,382
‫سه نفر

177
00:15:26,300 --> 00:15:29,845
‫چطوری غیب شدنِ سه نفر رو لاپوشونی کردین؟

178
00:15:33,140 --> 00:15:34,433
‫اولی‌شون یکی از کارمندهامون بود

179
00:15:36,435 --> 00:15:38,312
‫وقتی دیدی خبری از بلر نشد،

180
00:15:38,938 --> 00:15:40,689
تصمیم گرفتی خودت نفر بعدی بری

181
00:15:41,941 --> 00:15:45,527
‫ما سعی کردیم منصرفت کنیم،
‫ولی عذاب وجدان داشتی

182
00:15:45,527 --> 00:15:47,237
‫گفتی خودت محفظه رو ساختی،

183
00:15:48,364 --> 00:15:51,450
‫خودت هم باید بفهمی عملکردش چطوریه و
حرفت رو هم به کُرسی نشوندی

184
00:16:01,585 --> 00:16:04,129
‫بعد از اینکه ناپدید شدم، چی شد؟

185
00:16:05,422 --> 00:16:08,759
‫به صورت ناشناس،
‫فراخوان دادیم هرکی داوطلبه بیاد

186
00:16:10,219 --> 00:16:14,390
‫اصلاً می‌دونستن برای چی ثبت‌نام می‌کنن؟

187
00:16:16,517 --> 00:16:17,518
‫تهش آره

188
00:16:36,787 --> 00:16:37,788
‫بفرما بشین

189
00:17:56,366 --> 00:17:58,660
آب شدی رفتی توی زمین

190
00:18:00,120 --> 00:18:01,455
‫تا سه روز پیش

191
00:18:32,236 --> 00:18:33,612
هرکدوم رو که می‌خوام، بردارم پس؟

192
00:18:34,238 --> 00:18:36,156
این گوی و این میدون، بچه‌جون

193
00:18:37,032 --> 00:18:39,201
پیش‌پیش کادوی تولدت

194
00:18:39,993 --> 00:18:40,994
‫ایول

195
00:18:49,253 --> 00:18:50,254
‫خیلی‌خب

196
00:18:51,171 --> 00:18:52,381
‫- همین یکی؟
‫- آره، آره

197
00:18:52,381 --> 00:18:55,843
‫یکمی گرونه ها. اشکالی نداره؟

198
00:18:55,843 --> 00:18:57,302
‫- فدای سرت
‫- باشه

199
00:18:57,302 --> 00:18:58,595
‫دیگه چی می‌خوای؟

200
00:18:59,972 --> 00:19:01,640
‫راحت باش، برو

201
00:19:07,104 --> 00:19:09,439
‫فرداشب شام پیش‌مون می‌مونی؟

202
00:19:10,399 --> 00:19:11,525
‫عمراً

203
00:19:13,402 --> 00:19:17,656
‫یعنی نمی‌خوای باربارا و مایک رو ببینی؟

204
00:19:18,532 --> 00:19:19,533
‫کی؟

205
00:19:21,785 --> 00:19:25,247
‫- جی‌جی و مارکوس هم قراره بیان
‫- آها، آره

206
00:19:25,497 --> 00:19:29,084
‫آره، قایق جدیده‌شون خیلی باحاله، نه؟

207
00:19:35,966 --> 00:19:37,801
‫« بلر... »

208
00:19:39,094 --> 00:19:43,640
‫چارلی، فامیلی بلر چی بود؟
‫هرچی فکر می‌کنم یادم نمیاد

209
00:19:44,349 --> 00:19:46,351
‫- چی شد؟
‫- فامیلیِ بلر...

210
00:19:46,351 --> 00:19:48,520
‫می‌خوام به همه ایمیل بزنم

211
00:19:50,314 --> 00:19:52,274
‫فکر کنم کپلن بود، ممنون

212
00:19:52,274 --> 00:19:53,358
‫کپلن

213
00:20:18,759 --> 00:20:19,760
‫اجازه هست؟

214
00:20:20,510 --> 00:20:21,511
‫بله

215
00:20:23,764 --> 00:20:25,224
مطالعاتت رو مرور می‌کنی؟

216
00:20:27,100 --> 00:20:31,021
‫انگار هرچی بودم و نبودم رو فراموش کردم و

217
00:20:31,021 --> 00:20:35,275
‫حالا نشستم زندگینامه‌ام رو می‌خونم

218
00:20:41,490 --> 00:20:44,034
‫پس گمونم واقعاً من رو هم یادت نمیاد

219
00:20:46,662 --> 00:20:48,455
‫پس باید از نو شروع کنم

220
00:20:52,376 --> 00:20:53,835
‫آماندا لوکاس

221
00:20:58,382 --> 00:20:59,633
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

222
00:20:59,633 --> 00:21:01,468
‫روانپزشک‌ام

223
00:21:02,177 --> 00:21:03,553
‫فقط همین آزمایشگاه؟

224
00:21:04,137 --> 00:21:05,806
‫داوطلب‌های محفظه رو آموزش میدم

225
00:21:05,806 --> 00:21:08,016
‫آموزش؟ چجور آموزشی؟

226
00:21:08,016 --> 00:21:10,936
‫آماده‌سازی روانی برای محیط‌های سخت

227
00:21:10,936 --> 00:21:14,064
‫تنظیم هیجان و تمرکز بیش از اندازه

228
00:21:14,898 --> 00:21:17,776
‫ناظر آزمایشات «لاوندر فِری»،

229
00:21:18,360 --> 00:21:20,028
‫دارویی که رایان ساخته، بودم

230
00:21:23,365 --> 00:21:25,575
‫گفته بودی با همدیگه زندگی می‌کنیم

231
00:21:26,660 --> 00:21:27,953
‫یک سالی می‌شه

232
00:21:30,414 --> 00:21:31,415
‫بگیر نگیر داشت

233
00:21:43,218 --> 00:21:46,388
‫ببین، روزی که من غیبم زد...

234
00:21:49,474 --> 00:21:50,934
‫اون روز چی اتفاقی افتاد؟

235
00:21:58,942 --> 00:22:00,152
‫ما...

236
00:22:01,528 --> 00:22:03,113
‫ما صبح بیدار شدیم،

237
00:22:03,697 --> 00:22:06,867
‫متوجه بودم که یه چیزی توی دلت سنگینی می‌کنه

238
00:22:08,952 --> 00:22:11,872
‫شب قبلش، یکی از
‫دوست‌های سابقت رو دیده بودی

239
00:22:12,581 --> 00:22:16,376
‫گفتی چیزیت نیست،
‫من هم گفتم که داری دروغ میگی

240
00:22:17,336 --> 00:22:20,380
‫می‌دونستم که می‌خوای یه حرکتی بزنی ها
‫اما چه حرکتی؟ اینو نمی‌دونستم

241
00:22:25,344 --> 00:22:27,095
‫رفتم دوش بگیرم...

242
00:22:29,264 --> 00:22:30,599
‫اومدم دیدم نیستی

243
00:22:35,062 --> 00:22:37,022
‫حتماً عقلم تاب برداشته بود

244
00:22:40,233 --> 00:22:43,278
‫آخه واقعاً این کارم
‫چه توجیهی می‌تونسته داشته باشه؟

245
00:22:46,698 --> 00:22:51,828
‫گاهاً ممکنه موقعیت‌های پُرفشار
‫به فراموشی تجزیه‌ای منجر بشه

246
00:22:53,538 --> 00:22:58,126
یعنی ‫عملکرد غیرطبیعی حافظه
‫بدون هیچ‌گونه آسیب ساختاریِ مغزی

247
00:23:05,133 --> 00:23:08,637
‫اگه آدمی نباشم که فکر می‌کنم هستم، چی؟

248
00:23:11,723 --> 00:23:15,477
‫که همه‌ی تصوراتم نشأت گرفته
‫از... همین حرف‌هاییه که زدی

249
00:23:15,477 --> 00:23:18,647
‫عوارض جانبیِ یه ضربه یا

250
00:23:18,647 --> 00:23:22,526
‫آسیب مغزی که از فعالیتم یا
‫داخل محفظه بودنم ایجاد شده

251
00:23:24,653 --> 00:23:29,366
‫این تصوراتم و پرونده‌ها،
‫همه‌شون... خودمم

252
00:23:29,366 --> 00:23:31,993
‫همه... این لباس‌ها، حتی این عینک

253
00:23:32,953 --> 00:23:35,789
‫هیچ‌کدوم‌شون مال من نیستن،
‫اما احتمال داره که من اشتباه کنم

254
00:23:37,165 --> 00:23:38,166
‫پس،

255
00:23:39,167 --> 00:23:40,210
‫اگه...

256
00:23:42,212 --> 00:23:46,675
‫من خودم نباشم، چی؟ اگه آدمی باشم که
‫بقیه فکر می‌کنن هستم، چی؟

257
00:24:29,468 --> 00:24:30,886
‫« بلر: دوست دنیلا، وکیله. صمیمی‌ان؟ »
‫« مارکوس و جی‌جی: گربه‌ی ماده و قایق دارن. تازه رفتن فیجی »
‫« مایک و باربارا: پسرشون کانره. نمی‌دونم شغل‌شون چیه »

258
00:24:30,886 --> 00:24:33,221
‫تو پیش مهمون‌ها باش
‫تا من برم لباس‌هام رو عوض کنم

259
00:24:34,681 --> 00:24:35,724
‫در رو وا کن

260
00:24:35,724 --> 00:24:37,601
‫- باشه
‫- دو دقیقه‌ای میام

261
00:24:39,311 --> 00:24:42,355
‫جی‌جی و مارکوس. باربارا و مایک.

262
00:24:43,064 --> 00:24:44,065
زندگی بر وفق مُراده؟

263
00:24:46,067 --> 00:24:47,611
‫شکایتی نیست

264
00:24:48,612 --> 00:24:53,658
‫ولی حتماً عاشق وکالتی...

265
00:24:54,701 --> 00:24:57,329
‫آره. آره، عاشق وکالتم

266
00:24:57,329 --> 00:25:00,248
‫- منظورت... خب، شغل خوبیـه
‫- آره

267
00:25:00,916 --> 00:25:02,834
‫خوشحالم می‌بینمت

268
00:25:03,502 --> 00:25:04,544
‫منم همین‌طور

269
00:25:04,544 --> 00:25:05,962
‫- آره، عالی به‌نظر میای
‫- ممنون

270
00:25:05,962 --> 00:25:06,755
‫- میرم به بقیه یه سری بزنم، آره
‫- البته، برو، برو

271
00:25:06,755 --> 00:25:08,548
‫بعداً می‌بینمت

272
00:25:08,548 --> 00:25:10,550
‫همیشه دلم می‌خواست فیجی برم

273
00:25:10,550 --> 00:25:11,635
‫- خدای من
‫- همیشه

274
00:25:11,635 --> 00:25:13,595
‫غواصیش زندگیم رو
‫از این‌رو به اون‌رو کرد

275
00:25:13,595 --> 00:25:15,222
‫دوست دارم یه‌بارِ دیگه برم، تو چی؟

276
00:25:15,222 --> 00:25:16,890
‫چی بگم،
‫من که دلم می‌خواد اونجا زندگی کنم

277
00:25:17,307 --> 00:25:18,391
‫حالا شد

278
00:25:20,310 --> 00:25:21,686
‫- سلام
‫- سلام

279
00:25:22,521 --> 00:25:24,689
‫دنیلا دعوتم کرد...

280
00:25:26,107 --> 00:25:27,484
‫آره، آره، آره

281
00:25:28,276 --> 00:25:31,821
‫- نوشیدنی بیارم؟
‫- من فعلاً میل ندارم، ولی ممنون

282
00:25:31,821 --> 00:25:34,991
‫خیلی‌خب، تو هم احتمالاً
‫یه نوشابه رژیمی می‌خوای

283
00:25:34,991 --> 00:25:38,912
‫من واسه نوشابه رژیمی آدم می‌کشم.
‫می‌شه برام بیاری؟ نوشابه رژیمی داری؟

284
00:25:40,830 --> 00:25:42,958
‫نه، فراموشش کن

285
00:25:44,876 --> 00:25:46,336
‫مشکلی بین‌مون نیست؟

286
00:25:48,129 --> 00:25:50,465
‫نه، نه نیست

287
00:25:55,845 --> 00:25:57,347
‫چیه؟

288
00:25:59,099 --> 00:26:00,767
‫خوشتیپ شدی

289
00:26:09,901 --> 00:26:12,362
‫شنیدم پرونده قدیمی رو مرور می‌کنی

290
00:26:14,364 --> 00:26:16,032
‫چیزی رو یادت نیاورد؟

291
00:26:17,117 --> 00:26:18,118
‫نه؟

292
00:26:19,995 --> 00:26:21,288
‫بد شد

293
00:26:21,580 --> 00:26:23,123
‫می‌دونی من چه فکری می‌کنم؟

294
00:26:23,665 --> 00:26:26,209
‫من فکر می‌کنم به این خاطر
‫هیچ چیزی از زندگیت رو یادت نمیاد...

295
00:26:26,209 --> 00:26:28,211
‫چون این اصلاً زندگی تو نیست

296
00:26:33,341 --> 00:26:36,136
‫کارِ نیمه‌تموم شبِ برگشتت رو قراره تموم کنیم

297
00:26:36,136 --> 00:26:37,554
‫چندتا سؤال ازت می‌پرسم

298
00:26:37,554 --> 00:26:39,973
‫و این دفعه بهم حقیقت رو می‌گی

299
00:26:40,515 --> 00:26:42,851
‫- دارم حقیقت رو می‌گم
‫- نه

300
00:26:44,394 --> 00:26:46,313
‫به دنیلا وارگاس حقیقت رو گفتی

301
00:26:49,441 --> 00:26:52,193
‫به رایان هولدر حقیقت رو گفتی

302
00:27:00,410 --> 00:27:01,953
‫بگو چی به رایان گفتی

303
00:27:02,746 --> 00:27:05,206
‫بگو چی به این زنی
‫که فکر کردی همسرته گفتی

304
00:27:07,417 --> 00:27:09,085
‫تو یه دورویی!

305
00:27:10,795 --> 00:27:12,922
‫یه نسخه‌ی دیگه از جیسونی که دوستش داریم

306
00:27:14,132 --> 00:27:15,342
‫از کجا اومدی؟

307
00:27:16,051 --> 00:27:17,427
‫جیسونِ ما کجاست؟

308
00:27:18,928 --> 00:27:21,431
‫چطور تونستی با محفظه به این دنیا برگردی؟

309
00:27:35,028 --> 00:27:37,072
‫- خب، حالا...
‫- آره، آپارتمان جدیدت...

310
00:27:37,072 --> 00:27:39,908
‫باید منتظر بمونم تا ببینم
‫آپارتمان رو بهم میدن یا نه

311
00:27:40,408 --> 00:27:42,827
‫- من که عاشق محله‌ی باک‌تاونم
‫- منم همین‌طور

312
00:27:42,827 --> 00:27:45,622
‫تازه ۲۵ دقیقه رفت‌وآمدم هم کمتر می‌شه

313
00:27:48,708 --> 00:27:50,418
‫جیسونِ ما کجاست؟

314
00:27:52,796 --> 00:27:54,506
‫جیسونِ ما کجاست؟

315
00:28:10,897 --> 00:28:12,190
‫دان!

316
00:28:21,408 --> 00:28:23,827
‫هر کاری که کردم
‫به این خاطر بود چون مجبور بودم

317
00:28:26,246 --> 00:28:28,581
‫می‌دونم اشتباهاتی کردم، ولی...

318
00:28:30,709 --> 00:28:32,293
‫هرگز نمی‌خواستم کسی چیزیش بشه

319
00:28:39,050 --> 00:28:41,219
‫هرگز نمی‌خواستم
‫هیچ کدوم از این اتفاقات بیفته

320
00:28:48,476 --> 00:28:51,187
‫کلید محفظه توی دستمه،

321
00:28:51,229 --> 00:28:53,189
‫ولی نمی‌دونم چطور ازش استفاده کنم

322
00:28:57,694 --> 00:28:59,529
‫داره دیوونم می‌کنـه

323
00:29:00,029 --> 00:29:01,906
‫خب، کمکی از من برنمیاد

324
00:29:02,449 --> 00:29:03,783
‫نمی‌دونم

325
00:29:04,451 --> 00:29:06,619
‫برادر، باید بیشتر از این‌ها
‫به مغزت فشار بیاری

326
00:29:08,538 --> 00:29:10,582
‫هر کسی که وارد محفظه می‌شه
‫غیبش می‌زنـه

327
00:29:10,623 --> 00:29:12,208
‫هرگز خبری ازش نمی‌شـه

328
00:29:12,500 --> 00:29:13,918
‫من نمی‌دونم چه اتفاقی توی اون محفظه میفتـه

329
00:29:13,918 --> 00:29:17,297
‫ممکنه تجربه‌ای ماورای تصوراتم باشه،
‫ممکنه یه کابوس باشه

330
00:29:18,423 --> 00:29:21,259
‫حتی اگه تو محفظه رو نساخته باشی،
‫نسخه‌ی بهترِ تو این کار رو کرده

331
00:29:21,301 --> 00:29:23,595
‫که یعنی تو هم ذاتاً
‫می‌دونی چطور کار می‌کنـه

332
00:29:25,388 --> 00:29:26,681
‫خواهش می‌کنم، جیسون

333
00:29:27,640 --> 00:29:30,268
‫این نه فقط واسه من،
‫واسه همه‌مون مهمـه

334
00:29:31,060 --> 00:29:33,271
‫- چرا؟ آره
‫- چرا؟

335
00:29:35,857 --> 00:29:38,234
‫اگه دنیایی وجود داشت که توش
‫سرطان رو درمان کرده بودن چی؟

336
00:29:38,234 --> 00:29:39,986
‫یا تغییرات اقلیمی و فقر

337
00:29:39,986 --> 00:29:41,821
‫گفتمان‌های اجتماعی، گرسنگی

338
00:29:42,489 --> 00:29:45,533
‫اگه بتونیم اون دانش‌ها رو به
‫جهان مصیبت‌بار خودمون بیاریم چی؟

339
00:29:45,533 --> 00:29:48,036
‫ولی اینجا همه‌چی داره
 به نابودی کشیده می‌شه

340
00:29:48,077 --> 00:29:50,789
‫پس فقط یه‌بار دیگه ازت می‌پرسم، جیسون

341
00:29:51,206 --> 00:29:53,708
‫محفظه چطور کار می‌کنه؟

342
00:29:56,920 --> 00:29:58,463
‫میری داخل

343
00:29:59,923 --> 00:30:01,341
‫در رو می‌بندی

344
00:30:03,343 --> 00:30:06,262
‫بعدش خدا خدا می‌کنی که کار کنه

345
00:30:06,262 --> 00:30:08,097
‫من از کجا بدونم!

346
00:30:15,647 --> 00:30:16,981
‫خدایا

347
00:30:41,965 --> 00:30:42,590
‫نه،

348
00:30:43,800 --> 00:30:45,969
‫هی، نه! بیشرف!

349
00:30:46,469 --> 00:30:50,181
‫- رایان! کمکم کن!
‫- هی.

350
00:30:50,181 --> 00:30:55,395
‫بیا اینجا، رفیق. خدای من

351
00:30:55,395 --> 00:30:59,315
‫بیا اینجا، خدای من.
‫چی شده، مرد؟

352
00:30:59,315 --> 00:31:02,777
‫متأسفم، فکر کنم تقصیر منه

353
00:31:02,777 --> 00:31:04,320
‫لیتون با من تماس گرفت،

354
00:31:04,320 --> 00:31:06,614
‫منم بعد از گالری دنیلا بهش زنگ زدم

355
00:31:06,781 --> 00:31:08,074
‫پس اینجوری...

356
00:31:08,741 --> 00:31:12,954
‫- اینجوری پیدام کردن.
‫- متأسفم، نمی‌دونستم

357
00:31:12,954 --> 00:31:15,164
‫نمی‌دونم. نمی‌دونم چه‌خبر شده

358
00:31:18,459 --> 00:31:19,836
‫- رایان
‫- هی

359
00:31:21,045 --> 00:31:22,839
‫- رایان
‫- چی شده؟

360
00:31:23,381 --> 00:31:24,966
‫دنیلا رو کشتن

361
00:31:25,884 --> 00:31:26,885
‫چی؟

362
00:31:27,218 --> 00:31:29,178
‫اومدن آپارتمانش

363
00:31:29,929 --> 00:31:33,349
‫و جلوی من بهش شلیک کردن

364
00:31:34,601 --> 00:31:37,812
‫دنیلا فوت کرده، اون...

365
00:31:38,771 --> 00:31:40,356
‫به‌خاطر تماس من بود

366
00:31:40,398 --> 00:31:42,317
‫- تقصیر منه، این...
‫- نه. نه، نه

367
00:31:42,317 --> 00:31:44,277
‫- تقصیر منه، من مقصرم
‫- گوش بده بهم

368
00:31:48,406 --> 00:31:52,327
‫تو مقصر نیستی، خب؟
‫تقصیر منه

369
00:31:52,327 --> 00:31:54,203
‫تقصیر منه، من...

370
00:31:55,538 --> 00:31:57,457
‫نباید اونجا می‌رفتم

371
00:31:58,082 --> 00:31:59,459
‫برادر، باید راستش رو بهم بگی

372
00:31:59,459 --> 00:32:02,086
‫توی ولاسیتی روی چی کار می‌کردی؟

373
00:32:03,963 --> 00:32:05,924
‫تو قطعه‌ی گمشده‌ای، رایان

374
00:32:05,924 --> 00:32:08,301
‫- فقط می‌خوام بهم بگی چی بود...
‫- تو

375
00:32:08,301 --> 00:32:10,970
‫تو ازم خواستی دارویی بسازم...

376
00:32:11,554 --> 00:32:14,724
‫تا ماهیت و ساختار
‫قشر پیش‌پیشانی مغز رو تغییر بده

377
00:32:14,724 --> 00:32:15,725
‫- تغییر بده؟
‫- آره

378
00:32:15,725 --> 00:32:17,060
‫- چطور؟
‫- قسمتی از...

379
00:32:17,060 --> 00:32:20,521
‫قسمتی از نواحی قشر پیش‌پیشانی
‫رو برای یک ساعت به خواب فرو ببره

380
00:32:20,521 --> 00:32:22,315
‫چرا؟ طرز استفاده‌ش چطور بود؟

381
00:32:22,315 --> 00:32:23,566
‫تو بهم نمی‌گفتی!

382
00:32:23,566 --> 00:32:26,736
‫جیسون، من بدون اینکه از چیزی
‫باخبر باشم داروها رو می‌ساختم

383
00:32:26,736 --> 00:32:29,572
‫و اگه نتیجه‌ی خوبی داشت
‫تو فقط بهم اطلاع می‌دادی

384
00:32:29,572 --> 00:32:32,533
‫من اونی که تو فکر می‌کنی نیستم

385
00:32:32,992 --> 00:32:36,788
‫اون‌ها می‌خواستن یه انسان رو
‫توی حالت برهم‌نهی کوانتومی قرار بدن

386
00:32:38,748 --> 00:32:41,292
‫روی کاغذ غیرممکنـه، خب؟

387
00:32:41,292 --> 00:32:44,587
‫چون ضمیر خودآگاه انسان این اجازه رو نمیده

388
00:32:46,422 --> 00:32:48,633
‫رایان، در اون صورت مشاهداتی داشتیم

389
00:32:48,675 --> 00:32:51,219
‫که باعث ایجاد ناهمدوسی کوانتومی می‌شد

390
00:32:51,260 --> 00:32:53,179
‫ولی اگه...

391
00:32:53,888 --> 00:32:57,517
‫توی مغز انسان مکانیزمی
‫برای این کار وجود داشت

392
00:32:57,517 --> 00:33:00,019
‫- اونوقت «اثر مشاهده‌گر»...
‫- اثر مشاهده‌گر!

393
00:33:00,061 --> 00:33:04,482
‫خودشـه! داروی من
‫جلوی ناهمدوسی مغز رو می‌گیره

394
00:33:04,941 --> 00:33:06,317
‫خودشـه

395
00:33:07,235 --> 00:33:08,528
‫خودشـه

396
00:33:09,028 --> 00:33:14,534
ولی اگه کسی ما رو ببینـه، دارو نمی‌تونه
جلوی تأثیر اون‌ها روی ناهمدوسی ما رو بگیره

397
00:33:17,870 --> 00:33:19,956
‫اونوقتـه که پای محفظه به داستان باز می‌شه

398
00:33:19,956 --> 00:33:22,083
‫محفظه؟ کدوم محفظه؟
‫راجع‌به چی حرف می‌زنی؟

399
00:33:22,083 --> 00:33:23,167
‫محفظه!

400
00:33:23,793 --> 00:33:26,004
پشت این در یه آشیانه‌ست

401
00:33:26,004 --> 00:33:30,800
‫- اون‌ها یه محفظه دارن که همون دروازه‌ست!
‫- تو...

402
00:33:34,929 --> 00:33:35,805
‫رایان

403
00:33:37,390 --> 00:33:38,725
‫می‌شه لطفاً همراه ما بیای؟

404
00:33:43,688 --> 00:33:47,984
‫وقتی از نوشیدنی‌فروشی رفتم،
‫ذهنم درگیر جای دیگه‌ای بود

405
00:33:48,484 --> 00:33:51,195
‫داشتم به پیشنهاد شغلی رایان فکر می‌کردم

406
00:33:52,030 --> 00:33:56,075
‫حالم گرفته بود و بدون اینکه
‫چراغ رو ببینم از خیابون رد شدم

407
00:34:04,292 --> 00:34:07,170
‫و چیزی نمونده بود یه تاکسی منو زیر بگیره

408
00:34:10,590 --> 00:34:15,261
‫و نمی‌دونم به‌خاطر اینه که زندگیم
‫از جلوی چشمام گذشت یا نه،

409
00:34:17,055 --> 00:34:21,934
‫ولی از اون لحظه به بعد خیلی سرحالم

410
00:34:23,811 --> 00:34:28,941
‫انگار بالاخره با قدرت و به وضوح
‫دارم می‌بینم زندگیم چه شکلیـه

411
00:34:29,859 --> 00:34:32,987
‫و تمام چیزهای دیگه‌ای
‫که به‌خاطرش باید قدردان باشم

412
00:34:34,572 --> 00:34:36,741
‫تو. بخصوص تو!

413
00:34:38,534 --> 00:34:44,165
‫فهمیدم که چقدر می‌ترسیدم
‫جوری که دلم می‌خواست زندگی کنم

414
00:34:46,250 --> 00:34:48,086
‫و دیگه قرار نیست این کار رو کنم

415
00:34:50,880 --> 00:34:54,383
‫باید همین الان باهام بیای.
‫می‌خوام از اینجا ببرمت

416
00:34:54,383 --> 00:34:56,094
‫چی؟ دوربین‌ها چی؟

417
00:34:56,094 --> 00:34:57,553
‫دوربین‌ها رو قطع کردم، بیا

418
00:34:58,888 --> 00:35:01,307
‫هی، رایان چی؟

419
00:35:03,142 --> 00:35:04,143
‫متأسفم

420
00:35:06,729 --> 00:35:07,814
‫باید بریم

421
00:35:38,302 --> 00:35:40,638
‫چرا داری کمکم می‌کنی؟

422
00:35:43,516 --> 00:35:46,394
‫نمی‌دونم راه برگشتی واسه پروژه‌ای
‫که جزئی ازش بودم هست یا نه،

423
00:35:47,854 --> 00:35:49,355
‫ولی دوست دارم سعیم رو بکنم

424
00:35:54,652 --> 00:35:55,653
‫همین‌جا بمون

425
00:35:58,948 --> 00:35:59,949
‫بیا

426
00:36:04,495 --> 00:36:05,913
‫حالا چی؟

427
00:36:05,913 --> 00:36:07,999
‫فقط کافیه نگهبان رو رد کنیم

428
00:36:07,999 --> 00:36:11,169
‫این آسانسور تنها راه خروجـه،
‫بیا بریم

429
00:36:15,673 --> 00:36:16,966
‫دان!

430
00:36:21,929 --> 00:36:23,264
‫حالا چیکار کنیم؟

431
00:36:24,432 --> 00:36:26,100
‫دارم فکر می‌کنم. 

432
00:36:28,978 --> 00:36:30,396
‫می‌تونیم بیرون بریم؟

433
00:36:37,153 --> 00:36:38,196
‫محفظه

434
00:36:38,696 --> 00:36:40,072
‫چی؟ محفظه؟

435
00:36:43,284 --> 00:36:44,869
‫- نام خود را وارد کنید
‫- آماندا لوکاس

436
00:36:44,869 --> 00:36:46,621
‫لطفاً رمز عبور را وارد کنید

437
00:36:47,121 --> 00:36:48,748
‫عدم دسترسی

438
00:36:49,332 --> 00:36:51,876
‫- نام خود را وارد کنید
‫- آماندا لوکاس

439
00:36:51,918 --> 00:36:53,544
‫عدم دسترسی

440
00:36:53,544 --> 00:36:55,504
‫دسترسی منو باطل کردن

441
00:36:56,047 --> 00:36:57,423
‫هی، وایسا

442
00:37:01,469 --> 00:37:02,720
‫نام خود را وارد کنید

443
00:37:03,804 --> 00:37:06,891
‫- جیسون دِسن
‫- لطفاً رمز عبور را وارد کنید

444
00:37:09,018 --> 00:37:10,228
‫باز شو!

445
00:37:10,603 --> 00:37:11,938
‫دسترسی اعطا شد

446
00:37:17,026 --> 00:37:18,236
‫جیسون، وایسا!

447
00:37:19,403 --> 00:37:20,404
‫برو داخل محفظه

448
00:37:23,658 --> 00:37:25,493
‫آماندا، نه!

449
00:37:27,370 --> 00:37:28,246
‫برو!

450
00:37:29,288 --> 00:37:30,331
‫یالا

451
00:37:38,589 --> 00:37:39,590
‫یالا

452
00:37:44,679 --> 00:37:46,514
‫کسی می‌تونه داخل بیاد؟

453
00:37:46,514 --> 00:37:50,059
‫فکر نکنم.
‫باید تا سه دقیقه بسته بمونـه

454
00:37:50,101 --> 00:37:51,394
‫وقت بگیر

455
00:37:51,769 --> 00:37:54,772
‫بعدش چی؟

456
00:37:56,607 --> 00:37:58,484
‫بهتره بعدش اینجا نباشیم

457
00:37:59,193 --> 00:38:00,444
‫نباشیم؟

458
00:38:01,862 --> 00:38:03,322
‫تو نمی‌تونی با من بیای

459
00:38:03,322 --> 00:38:04,532
‫اون‌ها بهمون شلیک کردن!

460
00:38:04,532 --> 00:38:07,159
‫بهشون بگو برات راهی نذاشتم.
‫بگو مجبورت کردم که...

461
00:38:07,159 --> 00:38:10,413
‫فرقی نمی‌کنـه، لیتون بخشش تو کارش نیست

462
00:38:16,043 --> 00:38:17,420
‫- خدایا...
‫- باید یکی از این‌ها رو...

463
00:38:17,461 --> 00:38:18,963
‫به خودمون تزریق کنیم

464
00:38:18,963 --> 00:38:21,632
‫آستینت رو بده بالا، اینو ببند

465
00:38:28,222 --> 00:38:29,640
‫خیلی‌خب، عالی

466
00:38:29,890 --> 00:38:32,518
‫باید سیاهرگ سَری رو بزنم، خب؟

467
00:38:32,518 --> 00:38:34,312
‫وقتی بالای رگ بیارمش سبز می‌شه

468
00:38:34,312 --> 00:38:35,646
‫- باشه
‫- خب؟

469
00:38:35,646 --> 00:38:36,731
‫چی هست؟

470
00:38:38,024 --> 00:38:39,567
‫ببخشید، خوبی؟

471
00:38:52,663 --> 00:38:56,625
‫نمی‌دونم چطور محفظه... کار می‌کنـه

472
00:38:56,625 --> 00:38:58,127
‫منم همین‌طور

473
00:39:01,339 --> 00:39:05,051
‫باید برگردم پیش خانواده‌ام

474
00:39:12,641 --> 00:39:13,642
‫نه...

475
00:39:13,642 --> 00:39:15,895
‫- این کارو می‌کنم!
‫- نه، نه داری زیرِ نقشت می‌زنی

476
00:39:15,895 --> 00:39:17,355
‫- آره
‫- ولی اون نقش نیستی!

477
00:39:17,855 --> 00:39:20,566
‫من یه کارآگاه درجه‌یکم...

478
00:39:20,566 --> 00:39:22,234
‫- و این کارو می‌کنم
‫- نه، نمی‌کنـه

479
00:39:22,234 --> 00:39:24,528
‫بگم یا نه؟ آره، می‌گم. خب...

480
00:39:26,572 --> 00:39:27,698
‫- خانم اسکارلت...
‫- نه

481
00:39:28,282 --> 00:39:29,700
‫- توی اتاق مطالعه، مشخصاً...
‫- نه

482
00:39:29,700 --> 00:39:32,787
‫با چاقو. باور نمی‌کنین؟

483
00:39:32,787 --> 00:39:36,040
‫حالا که تولدته، فقط بخون و اشک بریز،

484
00:39:36,082 --> 00:39:37,625
‫بخون و اشک بریز، چارلی

485
00:39:37,666 --> 00:39:39,001
‫خودشـه، مگه نه؟

486
00:39:45,966 --> 00:39:49,720
‫- لعنتی، نه!
‫- همیشه همینه! هر دفعـه!

487
00:39:49,720 --> 00:39:50,805
‫بخشکی شانس!

488
00:40:17,998 --> 00:40:20,960
‫« شماره‌ی ملی و گواهی تولد چارلی دِسن »

489
00:40:33,055 --> 00:40:36,225
‫« شماره‌ی ملی و گواهی تولد ماکسیمیلیان دِسن »

490
00:40:40,813 --> 00:40:45,818
‫« شماره‌ی ملی و گواهی تولد ماکسیمیلیان دِسن »
