﻿1
00:00:12,887 --> 00:00:14,514
‫به دادم برسید!

2
00:00:14,514 --> 00:00:16,558
‫- چقدر گذشته؟
‫- دو دقیقه و ۴۳ ثانیه

3
00:00:19,811 --> 00:00:21,312
‫کمکـم کنید

4
00:00:38,413 --> 00:00:40,290
‫باز شده! بازه!

5
00:00:41,458 --> 00:00:43,626
‫- زده به سرت؟
‫- نمی‌ذارم دوباره از دستم در بره

6
00:00:43,626 --> 00:00:44,711
‫روحتم خبر نداره اونجا...

7
00:00:44,711 --> 00:00:47,255
‫به درک!
‫این دنیا دیگه به درد من نمی‌خوره!

8
00:01:04,189 --> 00:01:07,108
‫- به نظرت لیتون میاد دنبال‌مون؟
‫- آره

9
00:01:08,443 --> 00:01:11,237
‫به نظرت دنیای تو،
‫پشت یکی از همین درهاست؟

10
00:01:11,237 --> 00:01:12,489
‫قاعدتاً باید اینطوری باشه

11
00:01:12,489 --> 00:01:13,990
‫خب، چطوری پیداش کنیم؟

12
00:01:13,990 --> 00:01:15,533
‫نمی‌دونم

13
00:01:15,533 --> 00:01:20,705
ببین من حساب درهایی که رد کردیم دستمه و
‫این درِ ۲۲۰امیه که ازش رد شدیم

14
00:01:21,456 --> 00:01:23,124
‫تقریباً ۳ و نیم متر با همدیگه فاصله دارن

15
00:01:24,709 --> 00:01:26,461
‫پس تقریباً یک کیلومتر راه اومدیم

16
00:01:26,461 --> 00:01:29,672
‫آره. شاید هم وارد
‫یه جور... فضای لیمینال شدیم

17
00:01:29,672 --> 00:01:31,299
‫منظورت اینه که توهمه؟

18
00:01:31,299 --> 00:01:34,427
‫نه، واقعیـه. خیلی هم واقعی

19
00:01:34,427 --> 00:01:39,307
‫فکر کنم ذهن‌مون سعی داره
‫چیزی رو تجسم کنه

20
00:01:39,307 --> 00:01:42,143
‫که مغزمون از لحاظ بصری
‫اون‌قدری به تکامل نرسیده هضمش کنه

21
00:01:42,143 --> 00:01:44,479
‫- همون برهم‌نهی؟
‫- دقیقاً

22
00:01:44,479 --> 00:01:48,441
‫به گمونم این راهرو،
محل تلاقی واقعیت‌های مُحتملـه

23
00:01:50,276 --> 00:01:51,986
‫بیا از اینجا بزنیم بیرون

24
00:01:51,986 --> 00:01:53,613
‫شاید چیزی دستگیرمون شد

25
00:01:54,197 --> 00:01:56,116
‫یه کاری کنیم راحت دست‌شون بهمون نرسه

26
00:02:09,754 --> 00:02:11,047
‫بذار ببینم چی اینجاست

27
00:02:58,136 --> 00:02:59,137
‫هی

28
00:03:39,010 --> 00:03:40,136
‫خاکستره

29
00:04:12,377 --> 00:04:13,836
‫یا خدا

30
00:05:14,981 --> 00:05:16,441
‫چی به سرِ اینجا اومده؟

31
00:05:18,776 --> 00:05:20,194
‫فقط خدا می‌دونه

32
00:05:51,392 --> 00:05:52,352
‫بدو بریم

33
00:06:32,183 --> 00:06:33,267
وای خدا

34
00:06:33,267 --> 00:06:34,685
‫حالت خوبه تو؟

35
00:07:47,550 --> 00:07:55,808
‫« ماده‌ی تاریک »
‫« قسمت چهارم: راهـرو »

36
00:08:10,156 --> 00:08:25,505
‫« مکس »

37
00:08:46,317 --> 00:08:49,111
بگی نگی ‫ماشین مزخرفیـه ها، نه؟

38
00:08:50,112 --> 00:08:52,365
‫آره خب، قطعاً ماشین خاصی نیست

39
00:08:52,990 --> 00:08:55,076
‫باید دست به کار شیم و
‫یه فکری ببینیم

40
00:08:56,786 --> 00:08:58,829
‫- سرعتت رو کم نکنی. نه، گاز بده
‫- مـ...مطمئنی؟

41
00:08:58,829 --> 00:09:00,790
‫آره، آره، آره. تو می‌تونی

42
00:09:03,751 --> 00:09:06,003
‫آفرین، باریکلا

43
00:09:08,297 --> 00:09:09,924
‫- چیه؟
‫- هیچی

44
00:09:09,924 --> 00:09:14,011
‫آخه... خودت همیشه بهم می‌گفتی
‫سر چهارراه سرعتم رو کم کنم

45
00:09:14,011 --> 00:09:16,639
‫خب، چراغ قرمزش که زرد می‌زد

46
00:09:19,183 --> 00:09:21,978
‫بگو ببینم ۱۶ سالگیت
‫تا حالا چطور پیش رفته؟

47
00:09:23,604 --> 00:09:25,606
‫چمی‌دونم والا، مثل همیشه

48
00:09:26,774 --> 00:09:29,777
‫گمونم گواهینامه‌م رو بگیرم
بتونم حسش کنم

49
00:09:29,777 --> 00:09:31,279
‫آره، جشن بگیریم

50
00:09:31,279 --> 00:09:33,531
‫برنامه‌ی امشبت چیه، ها؟

51
00:09:34,282 --> 00:09:37,159
‫احتمالاً همون کار همیشگی

52
00:09:37,743 --> 00:09:39,453
‫همونطوری ساده پیش می‌ریم

53
00:09:42,665 --> 00:09:44,500
حرفم رو یادت نره، خب؟

54
00:09:44,500 --> 00:09:46,210
‫امروز هنوز روزِ توئـه

55
00:09:49,088 --> 00:09:50,089
مرسی

56
00:10:15,323 --> 00:10:16,365
‫۵۰‏ تاست

57
00:10:17,033 --> 00:10:18,284
‫که شده ۴۸ تا

58
00:10:22,038 --> 00:10:24,498
‫جی‌پی‌اس کار می‌کنه

59
00:10:24,498 --> 00:10:26,792
‫گمونم ماهواره‌ها هنوز توی مدارن

60
00:10:30,713 --> 00:10:33,799
‫فکر کنم دقیقاً توی موقعیت مکانیِ
ولاسیتیِ دنیای من هستیم

61
00:10:35,509 --> 00:10:38,262
‫خیلی‌خب. پس مختصات محفظه تغییر نمی‌کنه...

62
00:10:38,262 --> 00:10:40,765
‫که خب منطقیه...
فقط دنیای بیرونه که متفاوته

63
00:10:41,474 --> 00:10:45,311
‫آره، آره

64
00:10:47,438 --> 00:10:48,814
‫بجنب

65
00:10:53,694 --> 00:10:55,196
‫دنبال چی هستی؟

66
00:10:55,196 --> 00:10:57,907
‫دنبال یه وسیله برای کنترل کردنشم

67
00:10:58,699 --> 00:11:00,242
‫فقط دستگیره‌ی در داره

68
00:11:00,951 --> 00:11:02,328
‫یه محفظه‌ی خالیـه

69
00:11:02,328 --> 00:11:03,412
‫این؟

70
00:11:04,455 --> 00:11:06,290
‫یعنی چی که یه محفظه‌ی خالیه؟

71
00:11:06,290 --> 00:11:08,793
‫- عملکردش چطوریه؟
‫- چمی‌دونم، تو باید بهم بگی

72
00:11:09,377 --> 00:11:10,419
ناسلامتی ‫سازنده‌ش تو بودی

73
00:11:10,419 --> 00:11:12,088
‫شرمنده

74
00:11:12,088 --> 00:11:15,591
‫نسخه‌ی استاد فیزیک کالجِ جیسون
‫به پستت خورده

75
00:11:18,052 --> 00:11:19,261
‫آماده‌ی تزریقـه

76
00:11:20,429 --> 00:11:22,348
تأثیرش ‫مثل دفعه‌ی اول نیست

77
00:11:22,348 --> 00:11:24,266
‫بدنت زود بهش عادت می‌کنه

78
00:11:37,697 --> 00:11:38,864
‫خوبی؟

79
00:11:39,615 --> 00:11:41,409
‫اوهوم

80
00:12:04,682 --> 00:12:06,100
‫تهش به کجا ختم میشه؟

81
00:12:08,269 --> 00:12:12,857
‫اگه ادامه بدیم،
‫تهش به چی می‌رسیم؟

82
00:12:14,734 --> 00:12:16,944
‫خب، چندجهانی... نامحدوده

83
00:12:18,446 --> 00:12:20,239
‫گمونم پایانی وجود نداره

84
00:12:27,830 --> 00:12:28,998
‫جیسون!

85
00:12:38,048 --> 00:12:40,176
‫آماندا! آماندا!

86
00:12:59,528 --> 00:13:00,613
‫جیسون!

87
00:13:11,791 --> 00:13:12,792
‫درس امروز آماده‌ست

88
00:13:12,792 --> 00:13:14,502
‫متشکرم. نیازی بهش نداریم

89
00:13:15,628 --> 00:13:18,339
‫خیلی‌خب. همه دفترهاشون رو باز کنن

90
00:13:42,363 --> 00:13:46,534
‫خب، امروز یه امتحان کلاسی داریم

91
00:13:46,534 --> 00:13:50,204
‫یه برگه از دفترتون بکَنید و
‫اسم‌تون رو بالاش بنویسید

92
00:13:50,830 --> 00:13:53,123
‫بعد اعداد یک تا ده رو زیر هم بنویسید

93
00:13:53,666 --> 00:13:55,167
‫بله؟

94
00:13:55,167 --> 00:13:57,586
مگه کسی هست که از دفتر استفاده کنه؟
‫من فقط لپتاپم همراهمـه

95
00:13:57,586 --> 00:13:58,712
‫عه

96
00:14:00,548 --> 00:14:02,299
‫الان چی روی صفحه‌ی نمایشته؟

97
00:14:04,301 --> 00:14:05,636
‫داره چی می‌بینه؟

98
00:14:06,220 --> 00:14:07,221
‫یوتیوب

99
00:14:07,221 --> 00:14:08,722
‫افتادی

100
00:14:08,722 --> 00:14:10,391
‫جدی؟

101
00:14:10,391 --> 00:14:12,142
‫منم فقط لپتاپ همراهمـه

102
00:14:12,142 --> 00:14:13,310
‫شما چی داری نگاه می‌کنی؟

103
00:14:14,103 --> 00:14:15,479
‫شما هم افتادی

104
00:14:16,397 --> 00:14:20,901
‫هرکسی که فقط لپتاپ و
‫این چیزها همراهشه، این ترم افتاده

105
00:14:28,325 --> 00:14:30,703
اصلاً ‫می‌دونید چیه؟ صبر کنید

106
00:14:37,918 --> 00:14:38,919
‫موفق و پیروز باشید

107
00:14:42,631 --> 00:14:45,009
‫صبر کنید! کجا میرید... دکتر دسن؟

108
00:14:49,847 --> 00:14:50,931
‫جیسون؟

109
00:14:52,266 --> 00:14:57,146
‫دستیار آموزشیت بهم پیام داده یه بطری
‫وسط کلاس شکوندی و شاکی زدی بیرون

110
00:14:57,146 --> 00:14:59,773
‫من شاکی نیستم. فقط از کلاس رفتم

111
00:15:00,441 --> 00:15:02,192
‫چه مرگته بابا؟

112
00:15:02,192 --> 00:15:05,529
‫انگار دارن شکنجه‌م می‌کنن اون تو،
پس استعفا میدم

113
00:15:06,906 --> 00:15:08,073
‫نمی‌تونی این کار رو بکنی

114
00:15:08,073 --> 00:15:09,617
‫چرا، می‌تونم

115
00:15:10,409 --> 00:15:13,078
‫درواقع، هرکاری دلم بخواد می‌کنم

116
00:15:46,987 --> 00:15:48,322
‫مختصات همونه؟

117
00:15:48,322 --> 00:15:49,448
‫آره

118
00:15:51,033 --> 00:15:52,034
‫آره

119
00:16:11,595 --> 00:16:12,596
‫خیلی‌خب

120
00:16:14,556 --> 00:16:18,769
‫الان مشخص شد که برای
‫حفظ ارتباط بین درهای این راهرو و

121
00:16:18,769 --> 00:16:22,982
‫دنیاهای اون بیرون،
‫باید تحت تأثیر این دارو باشیم

122
00:16:39,206 --> 00:16:41,166
‫این دنیا جَو نداشت

123
00:16:46,338 --> 00:16:48,966
حتماً داریم خواب می‌بینیم، واقعی نیست

124
00:16:48,966 --> 00:16:52,636
‫آماندا. آماندا. هی

125
00:16:53,387 --> 00:16:55,973
‫هی!

126
00:16:57,391 --> 00:16:59,768
‫آماندا! هی!

127
00:17:01,478 --> 00:17:02,563
‫وایسا!

128
00:17:10,112 --> 00:17:11,238
‫آماندا!

129
00:17:16,410 --> 00:17:17,411
‫آماندا!

130
00:17:19,079 --> 00:17:20,664
باید به یه جایی ختم بشه

131
00:17:20,664 --> 00:17:23,417
‫گفتم که، این راهرو ته نداره!

132
00:17:24,084 --> 00:17:26,336
‫چرا همش این دنیاهای داغون
‫به پست‌مون می‌خوره؟

133
00:17:26,336 --> 00:17:29,298
‫چون یه چندجهانیـه،

134
00:17:29,298 --> 00:17:32,760
‫و هرچیزی که ممکن باشه،
‫اتفاق میفته

135
00:17:32,760 --> 00:17:37,097
‫یعنی یه جایی توی همین راهرو،
‫یه نسخه‌ای از من و تو هست

136
00:17:37,097 --> 00:17:39,767
‫که اصلاً فرارشون به سرانجام نرسید و
‫نتونستن به محفظه برسن

137
00:17:40,893 --> 00:17:43,353
‫بی‌نهایت احتمالات وجود داره

138
00:17:43,896 --> 00:17:45,481
‫بی‌نهایت

139
00:17:45,481 --> 00:17:47,566
‫کم‌کم این دُزِ دارو از سرمون می‌پره

140
00:17:47,566 --> 00:17:51,820
‫آره. بخاطر همین هم هست که
‫باید دونه دونه مشکلات‌مون رو حل کنیم

141
00:17:51,820 --> 00:17:55,324
باید به فکر آب و غذا باشیم

142
00:17:55,324 --> 00:17:57,409
‫پس بیا بریم
دونه دونه این درهارو باز کنیم و

143
00:17:58,160 --> 00:18:01,997
‫امیدوار باشیم که یکیش
‫شبیه به دنیای خودمون دربیاد

144
00:18:33,570 --> 00:18:34,988
‫فکر کنم موفق شدیم

145
00:18:43,122 --> 00:18:44,331
‫هی، می‌تونی یه کاری کنی
‫از اینجا بریم بیرون؟

146
00:18:44,915 --> 00:18:47,126
‫نمی‌دونم. سعی‌ام رو می‌کنم.
‫از این طرف.

147
00:18:49,211 --> 00:18:51,630
‫- وایسا، جیسون
‫- صبر کن... وایسا، لیتون

148
00:18:51,630 --> 00:18:53,799
‫آماندا دخلی به این ماجرا نداشته

149
00:18:53,799 --> 00:18:54,925
‫نه بابا؟

150
00:18:54,925 --> 00:18:56,885
‫من مجبورش کردم. چاره‌ی دیگه‌ای نداشت

151
00:18:56,885 --> 00:18:58,220
‫- مجبورت کرده؟
‫- آره

152
00:18:58,220 --> 00:18:59,680
‫من خیلی وقته می‌شناسمت ها،

153
00:18:59,680 --> 00:19:02,099
‫تا حالا ندیدم به ساز کسی برقصی

154
00:19:02,099 --> 00:19:04,184
‫نمی‌ذارم با خیال راحت بشینی
به این و اون آسیب بزنی، لیتون

155
00:19:04,184 --> 00:19:05,310
‫آماندا

156
00:19:05,310 --> 00:19:06,812
‫دیگه بُریدم

157
00:19:07,437 --> 00:19:08,564
‫عه

158
00:19:08,564 --> 00:19:09,773
‫لیتون

159
00:19:09,773 --> 00:19:11,150
‫باید بریم

160
00:19:11,150 --> 00:19:12,442
‫خب، حالا که اینجوریه...

161
00:19:13,026 --> 00:19:14,236
‫نه!

162
00:19:14,236 --> 00:19:16,363
‫بیا بریم

163
00:19:23,203 --> 00:19:24,204
‫آماندا

164
00:19:38,218 --> 00:19:41,096
‫هی، چیزی نشده

165
00:19:42,598 --> 00:19:44,892
‫تو در امانی. اون تو نبودی

166
00:19:44,892 --> 00:19:47,394
‫سه ساعت پیشِ خودم بود دیگه

167
00:19:48,562 --> 00:19:52,191
‫آماندا، اون آدم‌ها یه آماندای دیگه و
‫یه جیسون دیگه بودن

168
00:19:52,191 --> 00:19:54,693
‫حتماً چند ساعت بعد از ما،
‫تصمیم به فرار گرفتن

169
00:19:58,780 --> 00:20:00,199
‫باید ادامه بدیم

170
00:20:12,961 --> 00:20:14,671
با عقل جور درنمیاد

171
00:20:14,671 --> 00:20:16,256
‫باید جور دربیاد

172
00:20:17,674 --> 00:20:19,301
‫صرفاً هنوز نتونستیم درکش کنیم

173
00:20:21,511 --> 00:20:24,723
‫جیسونت اصلاً نمی‌دونست
‫چطوری باید کنترلش کنه؟

174
00:20:24,723 --> 00:20:27,517
‫نه. اگرم می‌دونست، به من چیزی نگفته

175
00:20:59,216 --> 00:21:01,093
‫هی، آماندا

176
00:21:08,267 --> 00:21:09,476
‫آماندا!

177
00:21:18,110 --> 00:21:19,319
‫هی!

178
00:21:19,319 --> 00:21:20,404
‫آماندا!

179
00:21:22,531 --> 00:21:23,865
‫کجا میری بابا؟

180
00:21:25,534 --> 00:21:26,618
‫وایسا!

181
00:21:29,663 --> 00:21:30,580
‫صبر کن!

182
00:21:31,415 --> 00:21:33,917
‫دیگه حتی یه ثانیه هم
‫نمی‌تونم این راهرو رو تحمل کنم!

183
00:21:33,917 --> 00:21:35,210
‫منجمد می‌شیم اینجا!

184
00:21:35,210 --> 00:21:36,586
‫باید برگردیم!

185
00:21:37,671 --> 00:21:39,006
‫من چیزی نمی‌بینم

186
00:21:45,762 --> 00:21:48,515
‫بیا. باید بریم پناهگاه پیدا کنیم. بجنب!

187
00:21:52,936 --> 00:21:53,937
‫بیا

188
00:22:20,630 --> 00:22:22,090
‫باید گرم بشی

189
00:22:22,090 --> 00:22:23,175
‫خیلی‌خب

190
00:22:27,262 --> 00:22:29,056
‫خیلی‌خب

191
00:22:30,766 --> 00:22:34,227
‫خیلی‌خب

192
00:22:56,583 --> 00:22:57,584
‫آهای؟

193
00:23:02,756 --> 00:23:06,426
‫کسی نیست؟

194
00:23:24,236 --> 00:23:25,320
‫« کبریت »

195
00:23:43,213 --> 00:23:44,297
‫جیسون!

196
00:23:50,762 --> 00:23:51,763
‫توروخدا

197
00:24:00,564 --> 00:24:02,315
‫نمی‌دونم کدوم‌وَری باید...

198
00:24:19,583 --> 00:24:21,251
‫من هم از دیدنت خوشحال شدم، رفیق

199
00:24:22,586 --> 00:24:26,423
‫خب بگو ببینم اینجا چه غلطی می‌کنی؟

200
00:24:26,423 --> 00:24:28,925
‫ها؟

201
00:24:29,509 --> 00:24:30,719
‫تدریس رو گذاشتم کنار

202
00:24:32,012 --> 00:24:33,430
‫می‌خوام یه چیزی نشونت بدم

203
00:26:03,436 --> 00:26:04,938
‫نگران نباش

204
00:26:04,938 --> 00:26:07,274
‫نقشه‌ی قتلت رو نکشیدم...

205
00:26:08,275 --> 00:26:09,276
‫نکنه دروغ میگم؟

206
00:26:09,276 --> 00:26:11,111
‫هاها، خندیدم

207
00:26:11,111 --> 00:26:14,406
‫من که بهت گفتم؛ هر داستانی
‫که داره، روی من حساب نکنی، پس...

208
00:26:16,241 --> 00:26:19,160
‫هی، داداش. این چیه؟

209
00:26:19,911 --> 00:26:23,415
‫یه داروی روان‌انگیز خیلی خاصـه

210
00:26:24,040 --> 00:26:25,208
‫بده ببینمش

211
00:26:26,501 --> 00:26:27,919
‫روان‌انگیزه پس

212
00:26:27,919 --> 00:26:29,462
‫آها، به چه دردی می‌خوره؟

213
00:26:29,462 --> 00:26:31,214
‫فقط یه جور میشه فهمید

214
00:26:39,514 --> 00:26:41,391
‫خیلی‌خب. بریم. زیاد وقت نداریم

215
00:28:24,411 --> 00:28:27,372
‫آروم، آروم باش

216
00:28:31,042 --> 00:28:32,419
‫چه مرگم شده؟

217
00:28:32,961 --> 00:28:34,129
‫بخاطر داروئـه

218
00:28:34,129 --> 00:28:35,714
‫اولین دفعه بدجور تحت‌تأثیر قرار می‌گیری

219
00:28:35,714 --> 00:28:36,881
‫- عه؟
‫- آره

220
00:28:36,881 --> 00:28:38,383
‫هی

221
00:28:41,386 --> 00:28:42,512
‫همین؟

222
00:28:43,596 --> 00:28:45,140
‫آره، بخشی ازشه

223
00:28:46,349 --> 00:28:48,226
‫- باشه
‫- خیلی‌خب، بیا

224
00:28:48,977 --> 00:28:49,978
‫بریم

225
00:29:00,613 --> 00:29:02,365
‫این دیگه چه کوفتیه؟

226
00:29:03,032 --> 00:29:04,451
‫محفظه‌ی منـه

227
00:29:06,369 --> 00:29:07,871
‫اینجا ساختیش؟

228
00:29:08,455 --> 00:29:11,040
‫یکمی پیچیده‌تر از این حرف‌هاست

229
00:29:11,040 --> 00:29:13,460
‫خب، به چه کاری میاد؟

230
00:29:14,335 --> 00:29:17,505
‫خودت باید ببینی

231
00:29:24,012 --> 00:29:25,597
‫سرکار گذاشتی ما رو؟

232
00:29:25,597 --> 00:29:26,806
‫نه

233
00:29:28,099 --> 00:29:29,267
‫بیا تو

234
00:29:36,399 --> 00:29:38,151
‫آم...

235
00:29:50,497 --> 00:29:52,791
‫بیا

236
00:29:52,791 --> 00:29:54,125
‫ممنونم

237
00:30:00,924 --> 00:30:02,258
‫محفظه رو گم کردیم

238
00:30:04,719 --> 00:30:06,179
‫توی طوفان دفن شده

239
00:30:11,434 --> 00:30:15,396
‫ناسلامتی خودم داوطلب‌های محفظه رو آموزش دادم؛
‫خونسردی‌شون رو حفظ کنن و به خودشون مسلط باشن

240
00:30:17,524 --> 00:30:19,526
‫خودم از پس هیچکدوم‌شون برنیومدم

241
00:30:22,904 --> 00:30:23,905
‫شرمنده

242
00:30:34,541 --> 00:30:39,045
‫کوچیک که بودم؛ زمستون هر سال،
‫دسته‌جمعی می‌رفتیم آرژانتین اسکی‌سواری

243
00:30:39,045 --> 00:30:40,964
‫بابام عاشق اسکی بود

244
00:30:42,131 --> 00:30:47,053
‫زمستون‌هاش برف و بوران وحشتناکی راه میفتاد

245
00:30:49,889 --> 00:30:55,436
‫توی همون هوا رانندگی می‌کرد
‫و جوری برف با شدت می‌بارید...

246
00:30:57,772 --> 00:30:59,941
‫که مجبور بودی ماشین رو نگه داری

247
00:31:01,359 --> 00:31:04,028
‫توی ماشینِ یخ‌زده بشینی

248
00:31:06,364 --> 00:31:08,408
‫انگار جهان از بین رفته بود

249
00:31:12,537 --> 00:31:16,207
‫احتمالش هست که دیروز توی راهرو
‫به این فکر کرده باشی؟

250
00:31:16,875 --> 00:31:18,543
‫به کدوم؟

251
00:31:18,543 --> 00:31:20,962
‫که توی برف و بوران گیر بیفتی

252
00:31:22,505 --> 00:31:25,383
‫آره، آره

253
00:31:27,135 --> 00:31:32,307
‫حس گیر افتادن و درموندگی بهم دست داد،
‫مثل همون حسِ توی برف و بوران

254
00:31:32,307 --> 00:31:33,808
‫کِی دقیقاً؟

255
00:31:35,143 --> 00:31:38,646
‫درست قبل از اینکه در رو
‫باز کنیم و وارد این دنیا بشیم

256
00:31:40,523 --> 00:31:41,941
‫چطور مگه؟

257
00:31:43,693 --> 00:31:46,029
‫می‌دونیم که درهای توی راهرو...

258
00:31:46,029 --> 00:31:49,908
‫به تعداد بی‌نهایتی از جهان‌های موازی
‫متصل هستن که به‌نظر تصادفی میان

259
00:31:50,074 --> 00:31:53,161
‫دنیاهایی که به‌کلی بی‌ربط و غیرقابل کنترلن

260
00:31:54,329 --> 00:31:57,332
‫ولی اگه ذهن‌مون اون ربط رو ایجاد کنه چی؟

261
00:31:57,373 --> 00:31:59,584
‫اگه تماماً تصادفی نباشن چی؟

262
00:31:59,584 --> 00:32:00,752
‫بلکه...

263
00:32:01,461 --> 00:32:05,214
‫ما به نوعی داریم این دنیاها رو انتخاب می‌کنیم

264
00:32:05,214 --> 00:32:06,674
‫من قطعاً این دنیا رو انتخاب نکردم

265
00:32:06,674 --> 00:32:08,760
‫نه، از قصد انتخابش نکردی، ولی...

266
00:32:08,760 --> 00:32:14,515
‫اگه دنیاها بازتابی از وضعیت احساسی ما...

267
00:32:14,515 --> 00:32:16,517
‫حین باز کردن در باشن چی؟

268
00:32:19,771 --> 00:32:21,230
‫جیسون...

269
00:32:22,482 --> 00:32:25,902
‫دیروز داشتی راجع‌به چندجهانی صحبت می‌کردی

270
00:32:25,944 --> 00:32:28,613
‫می‌گفتی هر اتفاقی که
‫احتمالش وجود داشته باشه رخ میده!

271
00:32:28,613 --> 00:32:32,700
‫می‌گفتی توی یه دنیایی یه نسخه‌ای
‫از من و تو نتونست وارد محفظه بشه

272
00:32:32,700 --> 00:32:35,244
‫- بعدش توی ولاسیتی در رو باز کردی...
‫- بعدش در رو...

273
00:32:35,244 --> 00:32:38,331
‫دیدیم موبه‌مو همون حرفی که زدم اتفاق افتاد

274
00:32:39,582 --> 00:32:43,127
‫ولی تمام مدت داشتم به این فکر می‌کردم:
‫«چطور محفظه رو کنترل کنیم؟»

275
00:32:43,127 --> 00:32:44,921
‫کنترلش دست خودمونـه!

276
00:32:44,921 --> 00:32:48,383
‫شاید، و اگه همین‌طور باشه
‫اون‌وقت می‌تونیم هرجایی که بخوایم بریم

277
00:32:50,718 --> 00:32:52,345
‫می‌تونیم برگردیم خونه

278
00:32:54,305 --> 00:32:58,309
‫خیلی‌خب، یه محفظه‌ی خالی؟

279
00:32:59,143 --> 00:33:01,312
‫ایده‌ی خلاقانه‌ات انباری بود؟

280
00:33:01,688 --> 00:33:03,898
‫از زندگیت راضی هستی؟

281
00:33:06,401 --> 00:33:08,236
‫آره، الان دیگه رسماً عجیب شد

282
00:33:08,236 --> 00:33:10,113
‫وایسا. وایسا به حرف‌هام گوش بده

283
00:33:10,697 --> 00:33:12,573
‫می‌خوام یه چیزی رو نشونت بدم

284
00:33:13,074 --> 00:33:16,119
‫که حتی میلیاردرهای دنیا هم بهش دسترسی ندارن

285
00:33:17,036 --> 00:33:18,955
‫واقعاً؟ چی هست؟

286
00:33:18,955 --> 00:33:20,832
‫راهِ نرفته

287
00:33:23,376 --> 00:33:26,963
‫هی، در رو باز کن تا نزدمت!

288
00:33:35,388 --> 00:33:36,472
‫آره

289
00:33:44,647 --> 00:33:46,232
‫هی

290
00:33:48,359 --> 00:33:49,694
‫توهم زدم؟

291
00:33:49,694 --> 00:33:51,446
‫نه راستش، نزدی

292
00:33:53,281 --> 00:33:55,867
‫لیتون، می‌خوام به حرف‌هام گوش بدی

293
00:33:55,867 --> 00:33:58,703
‫- این درها به کجا منتهی می‌شن؟
‫- هی، لیتون، هی لیتون!

294
00:33:58,703 --> 00:34:00,329
‫- هی، وایسا، وایسا
‫- آروم باش، آروم باش!

295
00:34:00,329 --> 00:34:02,665
‫- وایسا، وایسا، وایسا!
‫- آروم باش!

296
00:34:04,083 --> 00:34:07,587
‫اگه اینجا به موضوع اشتباهی فکر کنی،

297
00:34:07,837 --> 00:34:09,714
‫اون‌وقت دخل جفت‌مون اومده‌ست!

298
00:34:11,007 --> 00:34:14,218
‫نمی‌خوام بترسونمت، ولی خیلی مهمه، خب؟

299
00:34:14,218 --> 00:34:15,303
‫باشه

300
00:34:15,303 --> 00:34:18,306
‫حالا یکی از درها رو باز می‌کنم،

301
00:34:18,306 --> 00:34:20,808
‫و من یه کنترلی روی
‫اینکه چی اون سمت باشه دارم،

302
00:34:20,808 --> 00:34:23,728
‫ولی فکرِ تو هم تأثیر داره

303
00:34:24,020 --> 00:34:26,230
‫- چه چرت میگی؟
‫- خیلی‌خب، گوش کن چی می‌گم

304
00:34:26,230 --> 00:34:28,441
‫دارم گیجت می‌کنم، خب. فقط...

305
00:34:29,317 --> 00:34:31,360
‫مراقبه می‌کنی؟

306
00:34:32,737 --> 00:34:35,740
‫یه‌بار بیشتر مراقبه نکردم،
‫توش افتضاحم

307
00:34:35,782 --> 00:34:37,492
‫ذهنم آروم نمی‌گرفت

308
00:34:37,492 --> 00:34:39,035
‫باشه، مشکلی نیست

309
00:34:39,869 --> 00:34:42,455
‫آروم کردن ذهن واسه بلندمدت
‫می‌تونه سال‌ها زمان ببره

310
00:34:42,455 --> 00:34:45,875
‫ولی خبر خوب اینـه که فقط می‌خوام
‫واسه پنج ثانیه ذهنت رو آروم کنی

311
00:34:47,168 --> 00:34:50,004
‫خب. چطور این کارو کنم؟

312
00:34:50,004 --> 00:34:54,926
‫خیلی آروم نفست رو بده داخل

313
00:34:55,593 --> 00:34:57,887
‫و آروم بده بیرون

314
00:35:01,974 --> 00:35:03,392
‫حالا چشم‌هات رو ببند

315
00:35:04,560 --> 00:35:05,978
‫همین جوری نفس بکش

316
00:35:09,023 --> 00:35:13,152
‫بده تو. دو، سه...

317
00:35:13,903 --> 00:35:17,115
‫بده بیرون. دو، سه.
‫روی تنفست تمرکز کن

318
00:35:18,533 --> 00:35:19,534
‫بده تو

319
00:35:31,337 --> 00:35:32,964
‫محفظه باید اونجا باشه

320
00:35:36,968 --> 00:35:38,511
‫آماده‌ای؟

321
00:35:43,307 --> 00:35:44,433
‫مرسی

322
00:35:46,561 --> 00:35:48,980
‫خیلی‌خب، بریم پیداش کنیم

323
00:35:56,112 --> 00:35:57,989
‫بذار بازم چک کنم

324
00:36:04,036 --> 00:36:05,830
‫جی‌پی‌اس کار نمی‌کنـه!

325
00:36:05,830 --> 00:36:07,415
‫شاید چون یخ زده؟

326
00:36:07,415 --> 00:36:09,417
‫بدون این نمی‌تونیم پیداش کنیم

327
00:36:10,084 --> 00:36:12,336
‫مجبوریم، وگرنه توی این دنیا می‌میریم

328
00:36:16,257 --> 00:36:17,383
‫یالا

329
00:36:25,933 --> 00:36:27,143
‫برگرد

330
00:36:35,484 --> 00:36:36,485
‫چیه؟

331
00:36:36,485 --> 00:36:40,531
‫توی تمام جهان‌ها محفظه
‫توی یه موقعیت جغرافیاییه، خب؟

332
00:36:40,531 --> 00:36:42,867
‫مهم نیست چقدر دنیای پیرامونش بخواد عوض بشه

333
00:36:42,867 --> 00:36:45,494
‫مختصات جی‌پی‌اس همیشه ثابتـه

334
00:36:46,037 --> 00:36:47,955
‫اون «برج سیرز» رو می‌بینی؟

335
00:36:47,955 --> 00:36:49,582
‫اون جنوبـه

336
00:36:49,582 --> 00:36:51,334
‫حالا قطب‌نما رو نگاه کن

337
00:36:51,334 --> 00:36:53,711
‫باید به این سمت باشه،
‫باید سمت شمال باشه

338
00:36:54,253 --> 00:36:57,798
‫شمالِ مغناطیسی،
‫ولی به این سمتـه

339
00:36:59,258 --> 00:37:01,886
‫میدان مغناطیسی محفظه
‫روی عقربه تأثیر گذاشته

340
00:37:03,554 --> 00:37:06,224
‫نزدیکیم

341
00:37:30,164 --> 00:37:31,374
‫از این طرف

342
00:37:35,378 --> 00:37:37,421
‫- می‌بینیش؟
‫- آره

343
00:37:57,733 --> 00:37:58,651
‫آره!

344
00:38:00,820 --> 00:38:02,071
‫لعنتی!

345
00:38:05,574 --> 00:38:06,867
‫حاضری؟

346
00:38:08,035 --> 00:38:09,578
‫
‫بابا کجاست؟

347
00:38:11,163 --> 00:38:12,707
‫نمی‌دونم

348
00:38:12,873 --> 00:38:14,709
‫بهش هم زنگ زدم هم پیام دادم

349
00:38:14,709 --> 00:38:15,876
‫منتظر بمونیم؟

350
00:38:15,876 --> 00:38:18,963
‫نه، مشکلی نیست.
‫دیگه داره تاریک می‌شه، بیا بریم

351
00:38:33,811 --> 00:38:37,898
‫ممنون که نذاشتی اون بیرون یخ بزنم و تلف شم

352
00:38:40,151 --> 00:38:41,736
‫پس حساب‌مون صاف شد؟

353
00:38:42,236 --> 00:38:43,904
‫به همین خیال باش!

354
00:38:44,405 --> 00:38:47,825
‫یادمون نره که این‌ها همچنان تقصیر توئه

355
00:38:48,617 --> 00:38:51,037
‫آره، یادم می‌مونـه

356
00:39:02,340 --> 00:39:03,591
‫الان یادم اومد...

357
00:39:05,760 --> 00:39:08,012
‫امروز تولد پسرمـه

358
00:39:10,056 --> 00:39:11,057
‫میره توی چند سال؟

359
00:39:12,975 --> 00:39:14,393
‫۱۶

360
00:39:16,228 --> 00:39:18,105
‫متأسفم که پیشش نیستی

361
00:39:40,503 --> 00:39:42,088
‫داستانش رو برام تعریف کن

362
00:39:44,173 --> 00:39:45,174
‫باشه

363
00:39:47,760 --> 00:39:49,845
‫اولین‌بار که سونوگرافی رفتیم...

364
00:39:53,182 --> 00:39:55,101
‫صدای دوتا ضربان قلب شنیدیم

365
00:39:59,730 --> 00:40:03,567
‫سقف آرزوهامون...

366
00:40:03,567 --> 00:40:06,404
روی سرمون خراب شد

367
00:40:07,696 --> 00:40:10,157
ولی آخرش دنیا بهمون لبخند زد

368
00:40:12,993 --> 00:40:15,454
‫ما واقعاً آماده‌ی بچه‌دار شدن نبودیم

369
00:40:15,454 --> 00:40:17,039
‫خب، کیه که آماده باشه؟

370
00:40:17,790 --> 00:40:20,668
‫یه چیزیه که باهاش مواجه می‌شی

371
00:40:21,252 --> 00:40:24,255
‫بدون هیچ آمادگی‌ای

372
00:40:25,089 --> 00:40:30,594
‫توی جلسه‌ی بعدی‌مون،
‫دکتر گفت یکی از ضربان‌ها معمولیـه

373
00:40:31,262 --> 00:40:33,097
‫نابهنجاری

374
00:40:34,807 --> 00:40:36,642
‫حالا دیگه براش اسم هم گذاشتن

375
00:40:37,101 --> 00:40:38,978
‫اون یه جنگجو بود

376
00:40:42,440 --> 00:40:44,608
‫اون فرزند اول بود

377
00:40:48,028 --> 00:40:51,031
‫خیلی شجاع

378
00:40:52,366 --> 00:40:54,785
‫پر از روشنایی

379
00:40:56,245 --> 00:40:59,832
‫نتونستم زیر عمل دَووم بیاره

380
00:41:01,667 --> 00:41:04,128
‫عمل سوم رو نتونست تحمل کنـه

381
00:41:07,465 --> 00:41:08,716
‫متأسفم

382
00:41:11,594 --> 00:41:15,681
‫از اولش، شما دوتا جدانشدنی بودین

383
00:41:19,310 --> 00:41:21,020
‫وقتی به برادرت فکر می‌کنم

384
00:41:22,980 --> 00:41:24,523
‫اون همیشه کنارتـه

385
00:41:25,733 --> 00:41:29,778
‫اون ماه‌های آخر توی بیمارستان،
‫چارلی از کنار برادرش جُم نمی‌خورد

386
00:41:32,740 --> 00:41:34,492
‫هنوز هم براش سختـه؟

387
00:41:34,492 --> 00:41:37,244
‫آره، ولی خیلی راجع‌بهش حرفی نمی‌زنـه

388
00:41:39,079 --> 00:41:40,915
‫می‌دونی، یه درخت کاشتیم و

389
00:41:41,749 --> 00:41:45,794
‫و یکم توی خاکش خاکسترش رو ریختیم

390
00:41:49,131 --> 00:41:51,467
‫و هرسال توی روز تولدش...

391
00:41:52,635 --> 00:41:56,847
‫غروب که می‌شه اونجا کنارش می‌شینیم

392
00:42:01,393 --> 00:42:03,521
‫ولی الان دیگه اونجا نیستم

393
00:42:34,051 --> 00:42:35,511
‫اون زنده بود

394
00:42:37,096 --> 00:42:39,181
‫زندگی می‌کرد، نفس می‌کشید

395
00:42:39,682 --> 00:42:41,308
‫آره، می‌دونم

396
00:42:44,270 --> 00:42:45,980
‫درکش سختـه

397
00:42:45,980 --> 00:42:48,315
‫زیباترین چیزی بود که توی عمرم دیدم

398
00:42:48,315 --> 00:42:50,734
‫جیسون، زیباترین چیزی بود که توی عمرم دیدم!

399
00:42:53,904 --> 00:42:54,905
‫این...

400
00:42:59,034 --> 00:43:00,828
‫می‌تونستی این رو به هرکس نشون بدی

401
00:43:00,828 --> 00:43:03,080
‫هرچی می‌خواستی در ازاش بهت می‌دادن،
‫چرا به من نشون دادی؟

402
00:43:03,080 --> 00:43:05,082
‫چون نمی‌تونم به هیچکس اعتماد کنم

403
00:43:06,083 --> 00:43:07,167
‫و می‌دونم که به تو می‌شه اعتماد کرد

404
00:43:07,167 --> 00:43:09,670
‫تو حتی منو نمی‌شناسی، داداش!

405
00:43:10,671 --> 00:43:12,256
‫اونقدرها نمی‌شناسی!

406
00:43:14,133 --> 00:43:18,178
‫از جهانی که من ازش اومدم،

407
00:43:18,762 --> 00:43:20,764
‫والدینت فوت کردن

408
00:43:20,764 --> 00:43:22,474
‫پدربزرگت بزرگت کرد

409
00:43:22,474 --> 00:43:26,478
‫و به محض اینکه فارغ‌التحصیل شدی
‫آزمایشگاه ولاسیتی رو تقدیمت کرد

410
00:43:27,187 --> 00:43:30,566
‫و توی اون دنیا، بعد از اینکه
‫جایزه‌ی پاویا رو برنده شدم،

411
00:43:30,566 --> 00:43:32,109
‫خودت سراغم اومدی

412
00:43:32,109 --> 00:43:36,030
‫و ازم پرسیدی ایده‌ای دارم
‫که بخوای روش سرمایه‌گذاری کنی یا نه

413
00:43:36,822 --> 00:43:38,032
‫و داشتم

414
00:43:38,032 --> 00:43:40,618
‫و ما ۱۰ سال باهمدیگه کار کردیم

415
00:43:41,327 --> 00:43:44,038
‫نسخه‌ی اصلیِ محفظه رو ساختیم

416
00:43:45,164 --> 00:43:47,249
‫درست همین‌جایی که می‌بینی

417
00:43:47,833 --> 00:43:51,003
‫فقط با این تفاوت که اونجا یه آشیانه بود

418
00:43:51,003 --> 00:43:53,339
‫توش موتورهای جت رو آزمایش می‌کردن

419
00:43:55,132 --> 00:43:56,258
‫آره

420
00:44:01,680 --> 00:44:03,223
‫پس ما باهم صمیمی بودیم؟

421
00:44:04,600 --> 00:44:05,601
‫آره

422
00:44:06,894 --> 00:44:13,150
‫تو... در واقع اونی که توی دنیای منه،
‫یکی از صمیمی‌ترین دوست‌های منه

423
00:44:14,777 --> 00:44:16,362
‫به اون لیتون اعتماد داشتم

424
00:44:16,362 --> 00:44:18,697
‫خوب می‌دونستم که چه قابلیت‌هایی داره

425
00:44:21,367 --> 00:44:22,910
‫واسه همینه که به تو هم اعتماد دارم

426
00:44:40,552 --> 00:44:42,596
‫پس تو واسه این دنیا نیستی؟

427
00:44:48,435 --> 00:44:49,978
‫چرا اینجایی؟

428
00:44:50,396 --> 00:44:54,900
‫اومدم اشتباهی که کردم رو جبران کنم

429
00:45:02,700 --> 00:45:08,414
‫سؤالی که ازت دارم اینه که حاضر بودی
‫اگه قدرتش رو داشتی از این دنیا بری؟

430
00:45:08,455 --> 00:45:11,083
‫یه‌جای دیگه از نو شروع کنی؟

431
00:45:14,753 --> 00:45:16,338
‫شک نکن

432
00:45:16,547 --> 00:45:19,174
‫واسه این فرصت حاضر بودی چیکار کنی؟

433
00:45:20,718 --> 00:45:22,136
‫چیکار کنم؟

434
00:45:22,136 --> 00:45:23,220
‫آره

435
00:45:25,264 --> 00:45:26,390
‫همه‌کار!

436
00:45:27,808 --> 00:45:28,809
‫خب...

437
00:45:31,687 --> 00:45:33,230
‫این بلیط رفتنـه

438
00:45:42,740 --> 00:45:43,615
‫واو

439
00:45:46,452 --> 00:45:47,453
‫چی شده؟

440
00:45:49,747 --> 00:45:53,709
‫اون نگاهی که کردی

441
00:45:53,709 --> 00:45:55,002
‫همین نگاه

442
00:45:56,086 --> 00:45:59,965
‫با چشم‌های نیمه‌باز خیره می‌شی

443
00:46:01,467 --> 00:46:03,635
‫همیشه این کار رو می‌کردی

444
00:46:03,844 --> 00:46:05,262
‫دیوونه‌کننده‌ست

445
00:46:05,679 --> 00:46:08,390
‫تو رو یاد خودش انداختم

446
00:46:09,808 --> 00:46:10,851
‫آره

447
00:46:12,603 --> 00:46:14,480
‫از خیلی جهات

448
00:46:15,731 --> 00:46:17,357
‫از زندگیش راضی بود؟

449
00:46:20,152 --> 00:46:21,528
‫بگو دیگه

450
00:46:22,488 --> 00:46:26,992
‫یالا، به من می‌تونی بگی.
‫ناسلامتی جفت‌مون تقریباً یه‌نفریم

451
00:46:28,327 --> 00:46:29,787
‫راضی بود؟

452
00:46:30,204 --> 00:46:31,205
‫نه

453
00:46:31,789 --> 00:46:33,957
‫به‌نظرم راضی نبود

454
00:46:34,208 --> 00:46:36,001
‫کل زندگیش شده بود کار

455
00:46:36,251 --> 00:46:39,922
‫خشک و بی‌احساس بود

456
00:46:41,840 --> 00:46:44,885
‫مصمم‌ترین آدمی که دیدم

457
00:46:50,349 --> 00:46:53,352
‫می‌دونی که اون این بلا رو سرم آورد؟

458
00:46:55,103 --> 00:46:56,480
‫منظورت چیه؟

459
00:46:56,480 --> 00:46:58,899
‫از محفظه واسه پیدا کردن دنیای من استفاده کرد

460
00:46:59,817 --> 00:47:01,276
‫منو دزدید

461
00:47:03,570 --> 00:47:04,988
‫به این دنیا آورد

462
00:47:07,950 --> 00:47:09,284
‫کار خودش بود

463
00:47:09,284 --> 00:47:10,869
‫چرا باید این کارو کنه؟

464
00:47:11,411 --> 00:47:14,706
‫نمی‌دونم. تو باهاش زندگی کردی، تو بهم بگو

465
00:47:22,339 --> 00:47:23,841
‫پشیمونی

466
00:47:24,800 --> 00:47:26,844
‫اگه زندگی من رو می‌خواست...

467
00:47:27,761 --> 00:47:29,596
‫می‌تونست راحت... منو بُکشـه

468
00:47:29,596 --> 00:47:30,556
‫نه

469
00:47:30,556 --> 00:47:33,976
‫چرا باید این همه توی زحمت بیفتـه
‫تا منو توی این دنیا بفرستـه

470
00:47:33,976 --> 00:47:36,436
‫اون هیولا نیست،
‫همچین کاری نمی‌کنـه

471
00:47:37,896 --> 00:47:39,815
‫- اگه این‌ها زیر سر اون باشه
‫- می‌دونم که کار خود بوده

472
00:47:39,815 --> 00:47:41,525
‫حتماً پشتش منطقی بوده

473
00:47:41,942 --> 00:47:45,571
‫توی دنیای توی،
‫تو یه استادی، درستـه؟

474
00:47:45,988 --> 00:47:47,406
‫آره

475
00:47:49,032 --> 00:47:50,993
‫ثروتمندی؟

476
00:47:53,871 --> 00:47:55,998
‫نه، نیستم

477
00:47:56,707 --> 00:47:59,167
‫جیسونِ دنیای من حتماً با خودش گفتـه...

478
00:48:00,252 --> 00:48:04,798
‫داشته بهت یه فرصتی می‌داده که
‫فقط یکبار توی زندگی سراغت میاد

479
00:48:06,800 --> 00:48:09,428
‫فرصتی به راهِ نرفتـه

480
00:48:10,762 --> 00:48:12,514
‫برای خودت و خودش

481
00:48:13,140 --> 00:48:14,933
‫ولی چرا زندگی من؟

482
00:48:15,642 --> 00:48:19,354
‫از بین میلیاردها جیسون، چرا من؟

483
00:48:20,314 --> 00:48:23,525
‫چیزی که تو داشتی
‫و اون ازش محروم بود چیه؟

484
00:48:27,112 --> 00:48:29,197
‫دنیلا و چارلی

485
00:48:30,240 --> 00:48:31,700
‫نه

486
00:48:40,125 --> 00:48:42,461
‫- این چرندیات رو تحویل من نده
‫- داری اشتباه درستش می‌کنی

487
00:48:42,461 --> 00:48:44,671
‫- خیلی هم خوب می‌شن!
‫- بذار ببینم.

488
00:48:45,172 --> 00:48:48,050
‫- انقدر تظاهر کن تا موفق شی
‫- خیلی‌خب، یه همچین چیزی

489
00:48:57,267 --> 00:49:02,898
‫به‌نظرت... اتفاقی واسه بابا افتاده؟

490
00:49:09,571 --> 00:49:10,906
‫منظورت چیه؟

491
00:49:10,906 --> 00:49:14,326
‫خب، نمی‌دونم. حس می‌کنم
‫جدیداً همون آدم همیشگی نیست!

492
00:49:14,910 --> 00:49:16,411
‫می‌دونی چی می‌گم؟

493
00:49:17,329 --> 00:49:18,747
‫سلام به خونواده‌ی خودم

494
00:49:22,084 --> 00:49:23,210
‫چه بوی خوبی میده

495
00:49:23,210 --> 00:49:25,712
‫آره، داریم اسپاگتی با گوشت قلقلی درست می‌کنیم

496
00:49:26,505 --> 00:49:28,632
‫می‌دونی، غذای محبوب مکس

497
00:49:31,927 --> 00:49:34,096
‫قرار همیشگی‌مون جلوی درخت رو از دست دادی

498
00:49:37,432 --> 00:49:40,394
‫آره، می‌دونم. ببین... متأسفم

499
00:49:41,019 --> 00:49:45,065
‫روز بزرگی واسه خونواده‌ست!

500
00:49:47,234 --> 00:49:49,069
‫بازش نمی‌کنی؟

501
00:49:58,078 --> 00:49:59,079
‫چی؟

502
00:50:01,540 --> 00:50:03,083
‫تولدت مبارک، رفیق

503
00:50:05,836 --> 00:50:07,045
‫جدی می‌گی؟

504
00:50:08,422 --> 00:50:10,132
‫بیرون پارکـه

505
00:50:21,476 --> 00:50:22,060
یا خدا

506
00:50:36,491 --> 00:50:37,993
‫جیسون این چه کاری بود!

507
00:50:39,286 --> 00:50:41,038
‫ببین امروز از کارم استعفا دادم

508
00:50:41,413 --> 00:50:42,706
‫چی؟

509
00:50:42,706 --> 00:50:45,917
‫اونجا وایساده بودم،
‫به کلاس نگاه می‌کردم

510
00:50:45,917 --> 00:50:49,129
‫که یه فکری توی سرم تکرار می‌شد و فقط...

511
00:50:50,255 --> 00:50:52,549
‫بخت من بلندتر از این حرف‌هاست

512
00:50:52,591 --> 00:50:54,593
‫بدون اینکه با من مشورت کنی؟

513
00:50:54,968 --> 00:50:56,762
‫آره. می‌دونم، متأسفم

514
00:50:57,179 --> 00:50:58,722
‫- ولی نمی‌تونستم ادامه بدم
‫- خیلی‌خب

515
00:50:58,722 --> 00:51:03,018
‫ولی شغل من تنهایی برامون کافی نیست،
‫حالا ماشین رو کجای دلم بذارم!

516
00:51:03,018 --> 00:51:06,730
‫به‌نظرم تو هم باید استعفا بدی
‫و برگردی به نقاشی کردن

517
00:51:07,147 --> 00:51:09,107
‫جداً؟ چطور اون‌وقت؟

518
00:51:09,483 --> 00:51:12,652
‫قبل از اینکه چارلی بدنیا بیاد،
‫من روی یه چیزی داشتم کار می‌کردم

519
00:51:12,652 --> 00:51:14,446
‫اون محفظه‌ی کوچیک رو یادتـه؟

520
00:51:14,446 --> 00:51:15,280
‫خب؟

521
00:51:15,280 --> 00:51:16,615
‫برام خیلی مهم بود

522
00:51:16,615 --> 00:51:20,410
‫ولی ولش کردم
‫چون می‌خواستم پیش شما دوتا باشم

523
00:51:21,161 --> 00:51:23,038
‫حالا یه سرمایه‌گذار دارم

524
00:51:23,622 --> 00:51:24,873
‫هی!

525
00:51:24,873 --> 00:51:26,333
‫مرسی، بابا!

526
00:51:28,043 --> 00:51:30,921
‫دیگه نیازی نیست دغدغه‌ی پول رو داشته باشیم

527
00:51:32,798 --> 00:51:34,549
می‌خوای جلو بشینی؟

528
00:51:34,549 --> 00:51:35,884
‫مامان، نمیای؟

529
00:51:36,468 --> 00:51:37,677
‫اومدم
