﻿1
00:00:07,166 --> 00:00:09,083
« ...آن‌چه گذشت »

2
00:00:11,333 --> 00:00:15,000
این‌جا بعضی وقت‌ها بهترین وسیلۀ محافظت
تفنگ دستی کالیبر ۳۸ت نیست

3
00:00:15,041 --> 00:00:16,958
!بخواب

4
00:00:18,208 --> 00:00:20,416
فکر می‌کنه با روح تاریک مواجه شده

5
00:00:20,541 --> 00:00:21,750
یه دختر جوون حامله امروز اومد درمانگاه

6
00:00:21,791 --> 00:00:23,583
فقط می‌خوام خاطرجمع بشم که توی هیچ دردسری نیوفتاده باشه

7
00:00:23,625 --> 00:00:25,541
،‫چرا هر دفعه که یه حسی به‌ت دست می‌ده

8
00:00:25,541 --> 00:00:27,416
آخرسر همیشه کار بیش‌تری سر من می‌ریزه؟

9
00:00:27,458 --> 00:00:29,208
دل‌ت می‌خواد پیش من وْ جو بمونی؟

10
00:00:29,250 --> 00:00:30,458
این اتاق پسرت بوده؟

11
00:00:30,458 --> 00:00:33,458
میدان نفتی. این‌جا بود که پسرم رو از دست دادم

12
00:00:33,500 --> 00:00:34,750
تسلیت می‌گم بابت پسرتون

13
00:00:34,791 --> 00:00:36,541
می‌تونی فیلم‌بازی‌کردن رو
تموم کنی. می‌دونم «اِف‌بی‌آی»ای

14
00:00:36,541 --> 00:00:37,541
تو «اِف‌بی‌آی»ای؟

15
00:00:37,958 --> 00:00:39,375
از «اِف‌بی‌آی» اومدم بیرون

16
00:00:39,625 --> 00:00:40,916
توی فکرش‌ای یه‌مدت بمونی؟

17
00:00:40,958 --> 00:00:42,625
گزینه‌هام رو محدود نمی‌کنم

18
00:00:42,625 --> 00:00:44,541
خب، این اطراف همیشه برای کمک‌ت جا هست

19
00:01:29,958 --> 00:01:33,083
ناتالی، لیپ‌هورن‌ام، دریافت می‌کنی؟

20
00:01:33,208 --> 00:01:36,208
به‌گوش‌ام، ستوان

21
00:01:36,333 --> 00:01:38,333
با کلانتر سِنا تماس بگیر، به‌ش بگو که

22
00:01:38,333 --> 00:01:44,500
ردّ مظنون رو به یه خانۀ سیّار حوالی یک‌ساعتی
جنوبِ «راف راک» بین «پینیون» و «چینلی» زدیم

23
00:01:48,916 --> 00:01:50,333
ناتالی، دریافت شد، تمام؟

24
00:01:50,500 --> 00:01:52,375
دریافت شد

25
00:01:52,541 --> 00:01:54,833
کلانتر سِنا... پیداش کنید، منتظر نیروی کمکی بمونید

26
00:01:54,958 --> 00:01:58,416
به مظنون نزدیک نشید

27
00:01:58,541 --> 00:02:01,791
حدود دوسه ساعت فاصله دارن، در بهترین حالت

28
00:02:04,458 --> 00:02:07,583
من از دنبال‌کردن این یارو خسته شدم

29
00:03:14,958 --> 00:03:17,041
!پلیس قبیله‌ای ناواهو»! بیا بیرون»

30
00:03:17,166 --> 00:03:19,833
!دست‌هات جایی باشن که بتونیم ببینیم‌شون

31
00:04:13,458 --> 00:04:14,833
!بخواب، حالا

32
00:04:53,541 --> 00:04:56,416
« با همکاری رابرت ردفورد و جُرج آر. آر. مارتین »

33
00:05:41,708 --> 00:05:47,041
« شش روز قبل »

34
00:07:11,541 --> 00:07:13,458
چی شد؟

35
00:07:13,583 --> 00:07:16,375
به‌م حمله شد

36
00:07:16,500 --> 00:07:18,666
توسط چی؟

37
00:07:18,791 --> 00:07:21,208
فضایی‌ها

38
00:07:24,791 --> 00:07:26,791
ممکنه گوسفند بوده باشه

39
00:07:28,791 --> 00:07:30,166
می‌برم‌ت بیمارستان

40
00:07:30,333 --> 00:07:31,791
این چیه؟

41
00:07:31,916 --> 00:07:34,416
بقایام

42
00:07:34,541 --> 00:07:36,416
اوه

43
00:07:36,541 --> 00:07:38,166
آره

44
00:07:47,000 --> 00:07:48,875
!ببخشید

45
00:07:56,541 --> 00:07:58,833
‏‏15 آوریل

46
00:08:01,125 --> 00:08:03,291
‏‏15 آوریل

47
00:08:20,250 --> 00:08:21,541
اِما لیپ‌هورن

48
00:08:23,500 --> 00:08:24,916
جراحی‌ش تموم شد

49
00:08:25,041 --> 00:08:26,250
خبرت می‌کنم کِی می‌تونی ببینی‌ش

50
00:08:26,250 --> 00:08:28,041
دست‌ت درد نکنه

51
00:08:31,625 --> 00:08:39,250
شما در حال تماشای پوشش قرعه‌کشی بخت‌آزمایی
اعزام‌به‌جنگ 1971 از ستاد «خدمات انتخابی» هستید

52
00:08:39,375 --> 00:08:41,291
...اولین تاریخ تولدِ انتخاب‌شده

53
00:09:19,291 --> 00:09:21,375
!جو

54
00:09:21,500 --> 00:09:23,416
!جو -
بله؟ -

55
00:09:23,541 --> 00:09:25,375
اِما. یه اتفاقی افتاد

56
00:09:31,875 --> 00:09:33,458
اِما

57
00:09:35,541 --> 00:09:37,375
ببخشید، ستوان -
بله -

58
00:09:40,208 --> 00:09:42,291
خانم لیپ‌هورن

59
00:09:42,750 --> 00:09:44,500
[ «صحبت به «دینِی ]

60
00:09:52,666 --> 00:09:54,750
،قربانی ناواهویی بود

61
00:09:54,875 --> 00:09:57,791
برای درمان سرطان‌ش اومده بود

62
00:10:02,500 --> 00:10:05,208
اون چیزها واقعاً جواب می‌ده؟

63
00:10:05,375 --> 00:10:08,708
آره، به‌قدر کافی

64
00:10:08,833 --> 00:10:11,916
اسم‌ش اِمرسن چارلی بود

65
00:10:12,041 --> 00:10:14,041
می‌شناختی‌ش؟

66
00:10:14,208 --> 00:10:18,625
اسم‌ش رو به جا میارم. برادرش دیلن چارلی بود

67
00:10:18,750 --> 00:10:23,208
،توی «منطقه» یه کلیسا داشت
خودشون رو «مردمان تاریکی» خطاب می‌کردن
[ «اشاره به «منطقۀ اختصاصی سرخ‌پوستی ]
[ رمان تونی هیلرمن که سریال از آن اقتباس شده :People of Darkness ]

68
00:10:23,333 --> 00:10:27,625
چند سال پیش توی یه تصادف رانندگی کشته شد

69
00:10:27,750 --> 00:10:33,833
یه سال قبل از مُردن‌ش، پیش‌بینی کرد که
قراره اتفاق بدی در چاه نفت «درامکو» بیوفته

70
00:10:33,958 --> 00:10:40,041
اون انفجاره رو می‌گی، که شش نفر رو کُشت؟

71
00:10:40,166 --> 00:10:42,000
و پسرت رو؟

72
00:10:42,125 --> 00:10:43,458
آره

73
00:10:43,583 --> 00:10:45,250
،آره، خب

74
00:10:45,416 --> 00:10:47,916
به‌گمون‌م این‌یکی لولۀ سوخت‌رسانی‌ش نشتی داشت

75
00:10:48,041 --> 00:10:51,916
لوله رو خراش بندازی، موتور داغ می‌کنه و بنزین رو محترق می‌کنه

76
00:10:52,041 --> 00:10:55,750
و تا به خودت بیای، می‌دونی

77
00:11:03,208 --> 00:11:05,041
گفتی حوالی 10 اتفاق افتاد؟

78
00:11:05,166 --> 00:11:06,666
حوالی‌ش

79
00:11:08,583 --> 00:11:10,750
نوبت‌ش کِی بود؟

80
00:11:13,375 --> 00:11:14,875
هفت

81
00:11:15,000 --> 00:11:18,000
،پس وانت نزدیک سه ساعت این‌جا بوده

82
00:11:18,125 --> 00:11:19,708
این‌جا ول شده بوده

83
00:11:19,833 --> 00:11:21,416
با فرض بر این‌که به ساعت سرخ‌پوست‌ها کار نمی‌کرده

84
00:11:21,583 --> 00:11:24,166
موتور تا اون‌موقع سرد می‌شده

85
00:11:24,291 --> 00:11:26,375
موتور سرد بود

86
00:11:26,541 --> 00:11:28,583
مادۀ آتش‌زاش چی بوده؟

87
00:11:34,666 --> 00:11:36,500
چراغ‌قوه‌ت رو قرض بده

88
00:11:59,458 --> 00:12:03,291
فکر می‌کنی ممکنه موقع منفجرشدن
یه گوشواره از دست داده باشه؟

89
00:12:19,833 --> 00:12:21,458
اون چیه؟

90
00:12:21,583 --> 00:12:22,958
فنر زمان‌سنج

91
00:12:28,041 --> 00:12:32,875
اگه قشنگ بادقت نگاه کنی، تنها
تیکۀ بمبی نیست که پیدا می‌کنی

92
00:12:33,041 --> 00:12:35,541
اوه، هی، هی، هی، پیاده شو با هم بریم

93
00:12:35,666 --> 00:12:39,000
،اون... اون مرد داشت از سرطان می‌مرد، ستوان

94
00:12:39,125 --> 00:12:41,791
طبق گفتۀ دکترش، کم‌تر از دو ماه وقت داشت

95
00:12:41,916 --> 00:12:43,125
کی می‌خواد اون رو بفرسته هوا؟

96
00:12:43,250 --> 00:12:44,708
کی و چرا؟

97
00:12:44,833 --> 00:12:46,875
اوه، خدا لعنت‌ش کنه

98
00:12:49,500 --> 00:12:51,500
من نمی‌خواستم روزم رو این‌طوری شروع کنم

99
00:12:51,625 --> 00:12:53,625
یارو یه پسر داره

100
00:12:53,750 --> 00:12:56,791
اسم‌ش توماس‌ـه. حوالی «رِد مِیسا» زندگی می‌کنه
[ منطقه‌ای در شهرستان «آپاچی»ِ ایالت آریزونا  :Red Mesa ]

101
00:12:56,916 --> 00:13:00,541
از اون‌جا شروع می‌کنم، به‌ش می‌گم چه اتفاقی افتاده

102
00:13:00,666 --> 00:13:03,333
ببینم می‌تونم از چرایی‌ش سر در بیارم

103
00:13:03,458 --> 00:13:05,458
،شاید بهتر باشه نگاه دقیق‌تری به اون وانت بندازی

104
00:13:05,500 --> 00:13:07,791
ببینی می‌تونی سرنخی از این‌که کار کیه پیدا کنی

105
00:13:29,875 --> 00:13:31,375
خوب‌ای؟

106
00:13:33,791 --> 00:13:36,125
کُل این خانواده مراسم‌لازمه

107
00:13:36,250 --> 00:13:42,208
باز هم؟ اگه به تو باشه که من اصلاً از مراسم خارج نمی‌شم

108
00:13:42,375 --> 00:13:47,958
برای ما عادی نیست که دوروْبر این‌همه مرگ وْ خشونت باشیم

109
00:13:48,083 --> 00:13:50,416
ما باید در «هوژو» بمونیم
از مهم‌ترین واژه‌های زبان «ناواهو» و به‌معنای ]
[ صلح و آرامش، تعادل، زیبایی و سازگاری

110
00:13:51,250 --> 00:13:56,750
تو باید از اعتقادات‌مون به‌عنوان مردمان «دینِی» پیروی کنی
[ «صحبت به «دینِی ]

111
00:13:56,750 --> 00:13:59,750
من دارم از راه‌وْرسم‌مون پیروی می‌کنم
[ «صحبت به «دینِی ]

112
00:14:05,833 --> 00:14:08,541
و چیزی که امروز صبح از سر گذروندی، ترسوندت

113
00:14:08,666 --> 00:14:11,083
من رو هم ترسوند

114
00:14:14,333 --> 00:14:17,250
این خانواده باید به تعادل برگردونده بشه

115
00:14:17,375 --> 00:14:19,375
مراسم می‌گیریم

116
00:14:55,291 --> 00:14:56,916
یالا، برنی. چی داری؟

117
00:14:57,041 --> 00:14:59,125
،من در تعقیب یک مرد ناواهویی‌ام، توی دهۀ 20 زندگی‌ش

118
00:14:59,250 --> 00:15:02,708
«به‌سمت شمال «جادۀ قدیم»، چندکیلومتری شرق «کاینتا
[ منطقه‌ای مسکونی در شهرستان «ناواهو»ی ایالت آریزونا  :Kayenta ]

119
00:15:02,833 --> 00:15:04,041
فکر کنم دین بیتسوئی‌ـه

120
00:15:04,166 --> 00:15:05,625
‏‏10-4
[ کد تأیید و دریافت در مخابرات رادیویی ]

121
00:15:05,750 --> 00:15:07,416
باز چی‌کار کرده؟ یه ماشین دیگه دزدیده؟

122
00:15:07,541 --> 00:15:09,125
بدتر

123
00:15:09,250 --> 00:15:11,125
به لیپ‌هورن بگو من دیر میام

124
00:15:34,541 --> 00:15:38,750
پیداش شد؛ سگ بزرگ گلّه
[ «صحبت به «دینِی ]

125
00:15:50,125 --> 00:15:52,833
ستوان، برنی تماس گرفت

126
00:15:52,958 --> 00:15:54,916
دیر میاد

127
00:15:55,041 --> 00:15:56,250
به‌ش سخت نگیر

128
00:15:56,416 --> 00:15:58,166
پس به‌گمون‌م توجیهی با منه

129
00:16:08,583 --> 00:16:10,416
خیلی‌خب، همه گوش بدن

130
00:16:10,541 --> 00:16:13,666
فیلکس، یه شکایت دیگه از جرالد نِز داریم

131
00:16:13,791 --> 00:16:17,291
می‌گه یه نفر به‌طور غیرقانونی پسماند
کاروان رو خالی می‌کنه توی ملک‌ش

132
00:16:17,416 --> 00:16:19,583
ببین جریان چیه، باشه؟

133
00:16:19,708 --> 00:16:20,958
بله، قربان

134
00:16:21,083 --> 00:16:23,250
سلام و درود، زمینیان

135
00:16:23,375 --> 00:16:25,375
بشین

136
00:16:28,000 --> 00:16:29,250
روی صندلی، بی‌گِی

137
00:16:39,750 --> 00:16:42,250
قضیۀ بمب‌گذاری دیروز وانت توی «اسکاربرو» رو شنیدید؟

138
00:16:42,250 --> 00:16:42,833
کی؟

139
00:16:42,958 --> 00:16:45,291
قربانی یه ناواهویی‌ـه

140
00:16:45,416 --> 00:16:47,750
یه ریش‌سفید به اسم اِمرسن چارلی

141
00:16:47,875 --> 00:16:51,708
فکر می‌کردم اون‌جور اتفاقات فقط توی شهرهای بزرگ میوفته

142
00:16:51,833 --> 00:16:53,500
آره، خب، همه‌جا هیولا هست

143
00:16:53,625 --> 00:16:55,083
عموی من اِمرسن رو می‌شناخت

144
00:16:55,208 --> 00:16:57,416
گفت چند ماه بیش‌تر از عمرش نمونده بود

145
00:16:57,541 --> 00:17:01,041
...من می‌رم با پسرش توماس صحبت کنم، و سر در بیارم

146
00:17:03,041 --> 00:17:05,375
چه وضع‌شه؟

147
00:17:22,291 --> 00:17:24,458
اوه، بی‌خیال، برنادت، چرا باید من رو بندازی پشت میله‌ها، پسر؟

148
00:17:24,583 --> 00:17:26,416
دفعۀ قبل چی به‌ت گفتم، دین؟

149
00:17:26,541 --> 00:17:29,166
درسته، که دفعۀ بعد، می‌ندازم‌ت پشت میله‌ها

150
00:17:29,333 --> 00:17:33,208
خب، حدس بزن چیه؟ الآن دفعۀ بعده

151
00:17:33,333 --> 00:17:34,958
بی‌خیال. رحم داشته باش

152
00:17:35,083 --> 00:17:36,416
عقل داشته باش

153
00:17:36,541 --> 00:17:38,750
دین. این‌دفعه چی‌کار کرده؟

154
00:17:38,875 --> 00:17:41,250
قبل یا بعد از این‌که ماشین من رو توی ماسه‌ها گیر انداخت؟

155
00:17:41,375 --> 00:17:43,541
خیلی‌خب، دیگه تموم شد. بیاید به کارمون برسیم

156
00:17:50,416 --> 00:17:53,250
اون یه «اپلوسا»ست؟
[ نوعی اسب سواری در غرب آمریکا ]

157
00:17:53,375 --> 00:17:56,000
یه «کارـت خوب بود، گروهبان» چطوره؟

158
00:17:56,125 --> 00:18:00,333
خب، چطوره دفعۀ بعد که خواستی یه مظنون رو
سوار بر اسب بیاری پاسگاه، درخواست کمک کنی؟

159
00:18:00,458 --> 00:18:02,958
هوم؟

160
00:18:03,083 --> 00:18:05,291
کارـت این‌جا که تموم شد، ببین استیو چی واسه گفتن داره

161
00:18:08,916 --> 00:18:10,750
خب، بتازون، دختر نقره‌ای
«ارجاع به ترانه‌ای از «سایمن و گارفانکل ]
[ Bridge Over Troubled Water با عنوان

162
00:18:10,875 --> 00:18:12,541
من رو یادته؟

163
00:18:12,666 --> 00:18:14,166
نه

164
00:18:14,333 --> 00:18:18,000
سه‌چهار سال پیش یه اسب از برادرم دنی خریدی

165
00:18:18,166 --> 00:18:19,875
وقتی اومدی تحویل‌ش بگیری همدیگه رو دیدیم

166
00:18:20,000 --> 00:18:22,625
موفق باشی

167
00:18:22,750 --> 00:18:25,166
بذار یه چیزی ازت بپرسم، گروهبان منیولیتو

168
00:18:25,291 --> 00:18:26,750
اعتقاد داری؟

169
00:19:01,583 --> 00:19:08,458
« ممنون، جیم »

170
00:19:08,500 --> 00:19:10,708
شمارۀ آخرش رو نداره

171
00:19:15,666 --> 00:19:17,958
پیداش کردی؟

172
00:19:21,125 --> 00:19:22,833
یه نگاه بنداز

173
00:19:24,375 --> 00:19:26,375
اون رو می‌بینی؟

174
00:19:26,500 --> 00:19:28,500
لیندا مدکس

175
00:19:28,666 --> 00:19:30,791
آشنا می‌زنه؟

176
00:19:30,916 --> 00:19:33,875
فکر می‌کنی ممکنه اون باشه؟

177
00:19:38,083 --> 00:19:39,083
هست؟

178
00:19:45,875 --> 00:19:47,333
یه چیز دیگه هست

179
00:19:47,458 --> 00:19:50,083
...سوزنِ توی انبار کاه

180
00:19:50,208 --> 00:19:52,333
تازه کمی براق‌تر شد

181
00:19:52,458 --> 00:19:55,083
هی، به‌م اعتماد کن

182
00:19:55,416 --> 00:19:58,791
اون باید پیدا شه

183
00:20:05,708 --> 00:20:09,416
...این... این

184
00:20:09,541 --> 00:20:12,166
جوش نزن، پسر

185
00:20:12,291 --> 00:20:14,250
نزدیک‌ایم

186
00:20:14,375 --> 00:20:16,708
نزدیک‌ایم

187
00:20:18,541 --> 00:20:21,000
می‌تونم حس‌ش کنم

188
00:20:21,125 --> 00:20:25,208
من فقط می‌رم... دست‌هام رو بشورم

189
00:20:48,000 --> 00:20:50,458
پُره، رفیق

190
00:21:06,333 --> 00:21:08,000
لعنت به‌ش، پسر

191
00:22:17,875 --> 00:22:20,375
[ «صحبت به «دینِی ]

192
00:22:20,375 --> 00:22:21,500
چه دوچرخۀ قشنگی

193
00:22:21,500 --> 00:22:23,000
[ «صحبت به «دینِی ]

194
00:22:25,666 --> 00:22:28,541
بابات خونه‌ست؟ نه؟

195
00:22:28,666 --> 00:22:33,166
باشه، خب، اگه بابات رو دیدی، به‌ش بگو من یه سر اومدم، باشه؟

196
00:22:33,333 --> 00:22:36,666
خیلی‌خب. مواظب باش روی اون

197
00:22:57,458 --> 00:23:00,291
برادرزاده‌تونه که دونه‌های کاج‌تون رو می‌دزده

198
00:23:00,375 --> 00:23:03,791
!سانی‌بوی من نه
[ «صحبت به «دینِی ]

199
00:23:06,000 --> 00:23:08,083
متأسف‌ام، مادربزرگ

200
00:23:08,208 --> 00:23:09,916
فکر نمی‌کرد حواس‌تون بشه

201
00:23:10,791 --> 00:23:13,375
بچۀ خوبی نیست
[ «صحبت به «دینِی ]

202
00:23:21,958 --> 00:23:25,750
می‌تونی برای باقی‌ش تا اول ماه صبر کنی؟
[ «صحبت به «دینِی ]

203
00:23:35,583 --> 00:23:37,000
جیم چی

204
00:23:48,375 --> 00:23:50,375
‫جیم چی، اومده‌ام خانم واینز رو ببینم

205
00:23:50,500 --> 00:23:52,041
‫از این‌طرف

206
00:24:12,166 --> 00:24:13,958
‫همین‌جا صبر کنید

207
00:24:41,583 --> 00:24:44,333
‫از اونی که انتظار داشتم جوون‌تری

208
00:24:52,708 --> 00:24:54,958
‫مشکلی براتون نداره؟

209
00:24:55,083 --> 00:24:58,250
‫اوقات‌م رو تلخ نکنید، آقای چی. تازه با هم آشنا شدیم

210
00:24:58,375 --> 00:24:59,916
‫نوشیدنی؟

211
00:25:00,041 --> 00:25:02,666
‫قهوه، بی‌زحمت

212
00:25:04,708 --> 00:25:07,041
‫چه کمکی ازم ساخته‌ست، خانم واینز؟

213
00:25:07,166 --> 00:25:09,291
‫چند روز پیش از این‌جا دزدی شده

214
00:25:09,416 --> 00:25:11,291
‫یه نفر وارد شده، یه جعبه از توی گاوصندوق شوهرم دزدیده

215
00:25:11,416 --> 00:25:12,708
به پلیس هم گزارش دادید؟

216
00:25:12,833 --> 00:25:15,791
انتخابات قبلی شوهرم حامیِ رقیب کلانتر بود

217
00:25:15,958 --> 00:25:17,583
‫امکان نداره قدمی برای کمک‌کردن به‌مون برداره

218
00:25:17,708 --> 00:25:19,416
‫و تازه، این یه مسئلۀ سرخ‌پوستیه

219
00:25:19,541 --> 00:25:21,625
‫واسه همین با شما تماس گرفتم

220
00:25:22,666 --> 00:25:25,041
‫«مردمان تاریکی» به گوش‌ت خورده؟

221
00:25:25,208 --> 00:25:27,208
‫باید می‌خورده؟

222
00:25:27,333 --> 00:25:30,750
‫یک فرقۀ عرفانی این‌جا توی صحران،

223
00:25:30,875 --> 00:25:33,833
‫شفابخش‌هایی که مراسم «پیوت» و الهاماتی دارن،
‫[ کاکتوس مسکال که از آن مادۀ روان‌گردان ساخته می‌شود ]

224
00:25:34,000 --> 00:25:35,791
‫از اون رسم‌وْرسوم‌های «ناواهو»

225
00:25:35,958 --> 00:25:38,500
‫معتقدم که دزدی کار اون‌ها بوده

226
00:25:38,625 --> 00:25:40,625
‫خیلی‌خب

227
00:25:40,791 --> 00:25:41,958
‫توی جعبه چی بوده؟

228
00:25:42,083 --> 00:25:43,208
‫نمی‌دونم

229
00:25:43,333 --> 00:25:44,625
‫و فرقی به حال تو هم نمی‌کنه

230
00:25:44,625 --> 00:25:47,208
‫فقط باید پیداش کنی و برـش گردونی

231
00:25:47,333 --> 00:25:49,083
‫ساده به نظر میاد

232
00:25:49,208 --> 00:25:50,416
‫از این ساده‌تر نمی‌شه

233
00:25:50,583 --> 00:25:53,041
منتها چیزی به‌عنوان ساده نداریم

234
00:25:53,166 --> 00:25:56,416
‫یه چیزی رو دارید ازم پنهان می‌کنید، خانم واینز

235
00:25:56,541 --> 00:25:59,875
‫و به این نتیجه رسیده‌ام که وقتی
‫آدم‌ها یه چیزی رو پنهان می‌کنن،

236
00:26:00,000 --> 00:26:01,750
‫خودشون آسیب می‌بینن

237
00:26:05,083 --> 00:26:07,291
‫همراه‌م بیاید

238
00:26:12,583 --> 00:26:16,333
‫پدر توماس، اِمرسن، شوهرم رو
‫به «مردمان تاریکی» معرفی کرد،

239
00:26:16,500 --> 00:26:20,000
‫بعد تا مدتی به‌شون پول داد و بعد دل‌سرد شد

240
00:26:20,125 --> 00:26:23,375
‫به‌نظرم...

241
00:26:23,500 --> 00:26:26,041
‫به‌نظرم این‌طوری می‌خواستن کارش رو تلافی کنن

242
00:26:32,458 --> 00:26:36,208
‫مطمئن‌اید این‌ها از «ناواهو» هستن؟

243
00:26:36,333 --> 00:26:39,125
‫آقای چی، من نمی‌خوام کسی رو گوشمالی بدم

244
00:26:39,250 --> 00:26:40,708
‫فقط جعبه رو پس می‌خوام

245
00:26:43,916 --> 00:26:45,166
‫خواهش می‌کنم

246
00:26:47,333 --> 00:26:48,833
‫اگه پیداش نکنم چی؟

247
00:26:48,958 --> 00:26:52,375
‫اون‌وقت 500 دلار بیش‌تر پول دارید

248
00:26:52,541 --> 00:26:54,125
‫و اون مردی که خیال می‌کردم نیستید

249
00:27:27,708 --> 00:27:31,791
‫گفتم که، گوسفندی که انگشت‌هام رو کند، فضایی بود

250
00:27:31,916 --> 00:27:33,791
‫این‌طوری هم فرود اومده

251
00:27:51,916 --> 00:27:55,125
‫اموال نیروی هوایی ایالات متحده‌ست، احمق

252
00:27:57,875 --> 00:27:59,833
‫وایسا

253
00:28:05,833 --> 00:28:08,166
‫امکان نداره

254
00:28:10,791 --> 00:28:12,583
‫تعجبی نداره

255
00:28:12,708 --> 00:28:14,416
‫اون‌ها می‌خوان ما همین فکر رو بکنیم

256
00:28:14,541 --> 00:28:15,916
‫دارم به‌ت می‌گم

257
00:28:15,916 --> 00:28:18,041
‫دیشب یه گوسفند دیدم که از این‌جا اومد بیرون،

258
00:28:18,208 --> 00:28:22,708
‫یه گوسفند عجیب‌غریب، شاخ‌دار، پیچ‌پیچی و عجیب،

259
00:28:22,833 --> 00:28:25,083
‫احتمالاً داشته با گوسفند مادر ارتباط برقرار می‌کرده

260
00:28:27,500 --> 00:28:29,541
‫باید یه فکری به حال خودت بکنی، استیو

261
00:28:29,666 --> 00:28:31,541
‫از این چرت و پرت ها دست بکش

262
00:28:31,666 --> 00:28:33,666
‫یه مرد ناواهویی اون‌توئه،

263
00:28:33,833 --> 00:28:35,750
‫و اگه مراقب نباشی، از بین می‌بری‌ش

264
00:28:35,791 --> 00:28:37,375
‫ای خدا

265
00:28:39,541 --> 00:28:40,833
‫بابت توی‌زحمت‌افتادن‌م

266
00:28:40,958 --> 00:28:42,291
‫- وایسا
‫- نه

267
00:28:44,625 --> 00:28:46,625
‫کدوم مرد؟

268
00:29:43,791 --> 00:29:45,666
‫توماس چارلی؟

269
00:29:49,875 --> 00:29:51,333
‫- پلیس‌ای؟
‫- نه

270
00:29:51,458 --> 00:29:53,083
‫برای خانم واینز کار می‌کنم

271
00:29:53,208 --> 00:29:54,500
‫خیلی‌خب

272
00:29:54,625 --> 00:29:56,541
‫قالیچه می‌خواد یا چی؟

273
00:29:56,666 --> 00:29:58,541
‫جعبه‌ای که از شوهرش دزدیدی رو می‌خواد

274
00:29:58,625 --> 00:30:00,125
‫نمی‌دونم از چی داری حرف می‌زنی

275
00:30:00,125 --> 00:30:04,541
‫ببین، هیچ برام مهم نیست اگه دزدکی وارد
‫خونه‌ش شدی و اون جعبه رو دزدیدی

276
00:30:04,708 --> 00:30:06,375
‫من فقط پول می‌گیرم که برـش گردونم

277
00:30:09,041 --> 00:30:10,833
‫یا می‌تونیم با هم بریم کلانتری

278
00:30:15,166 --> 00:30:17,541
‫اون مرد سفیدپوست جادوگره

279
00:30:17,666 --> 00:30:19,333
‫داشت پدرم رو می‌کُشت

280
00:30:19,458 --> 00:30:20,541
‫چطوری؟

281
00:30:20,666 --> 00:30:22,541
‫سرطان

282
00:30:22,666 --> 00:30:24,708
‫جادوگری باعث سرطان نمی‌شه، توماس

283
00:30:24,833 --> 00:30:28,541
‫پدرم به‌م گفت بی.جِی. واینز نفرین‌ش کرده

284
00:30:28,666 --> 00:30:30,916
‫گفت که اون جعبه رو بردارم،

285
00:30:31,083 --> 00:30:32,958
‫و ببرم‌ش مکان مقدسی که می‌شناسیم

286
00:30:33,125 --> 00:30:36,916
‫گفت یه چیزی توی جعبه هست
‫که طلسم رو خنثی می‌کنه

287
00:30:37,041 --> 00:30:39,333
‫از جادوجنبل‌های «مردمان تاریکی»ـه، مگه نه؟

288
00:30:39,458 --> 00:30:42,666
‫واینز خودش از «مردمان تاریکی»ـه،

289
00:30:42,833 --> 00:30:45,291
‫اون و دوست‌های هیپی مایه‌دارش

290
00:30:45,416 --> 00:30:48,291
‫دیگه دوای بد حساب می‌شه

291
00:30:48,416 --> 00:30:50,250
‫دوای سفیدپوست‌ها

292
00:30:50,375 --> 00:30:53,125
‫- اون جعبه کجاست؟
‫- با-باشه

293
00:30:53,250 --> 00:30:56,333
‫باشه

294
00:30:56,500 --> 00:30:59,083
‫جعبه رو توی «ملپائیس» (بَدبوم) گذاشتم

295
00:30:59,208 --> 00:31:01,500
‫اگه تا الآن دست پدرم به‌ش نرسیده باشه، هنوز باید اون‌جا باشه

296
00:31:01,750 --> 00:31:03,458
‫می‌تونم نقشه‌ش رو بکشم

297
00:31:08,958 --> 00:31:11,000
‫خوب بکش

298
00:31:26,250 --> 00:31:29,041
‫یه‌خرده از حوزۀ استحفاظی‌ت پا
فراتر گذاشتی، ‫مگه نه، ستوان؟

299
00:31:29,166 --> 00:31:32,416
‫سلام (به دینِی)، جیم چی

300
00:31:32,541 --> 00:31:34,875
‫اومدی قالیچه بخری یا دنبال یه زوجۀ جدید می‌گردی؟

301
00:31:35,000 --> 00:31:38,458
‫هی، انگار از آخرین باری که دیدم‌ت، شوخ‌طبعی قرض گرفتی

302
00:31:38,583 --> 00:31:40,500
‫راست‌ش دارم کار می‌کنم

303
00:31:40,625 --> 00:31:42,791
‫هر هتلی یه مدیر خوب هم لازم داره انگار

304
00:31:42,916 --> 00:31:45,583
‫برای خانم واینز

305
00:31:45,708 --> 00:31:47,291
‫عجب

306
00:31:47,416 --> 00:31:49,708
‫برای بازیابی اموال مسروقه استخدام‌م کرد

307
00:31:49,833 --> 00:31:51,541
‫تو این‌جا چی‌کار می‌کنی؟

308
00:31:51,666 --> 00:31:53,625
‫چیزی از انفجار دیروز دم بیمارستان شنیدی؟

309
00:31:53,625 --> 00:31:55,791
‫آره، شنیدم یه ماشین اوراقی «منطقه» نشتی بنزین داشته

310
00:31:55,916 --> 00:31:57,208
‫نه، خودروی بمب‌گذاری‌شده بود

311
00:31:57,333 --> 00:31:59,541
‫یه ریش‌سفید کُشته شد. اِمرسن چارلی

312
00:31:59,708 --> 00:32:01,916
‫دنبال پسرش می‌گردم، گفتن این‌جا قالی‌فروشی داره

313
00:32:02,041 --> 00:32:05,041
‫وایسا، توماس چارلی که نیست؟

314
00:32:05,166 --> 00:32:06,750
‫چرا. چطور؟

315
00:32:06,875 --> 00:32:09,083
‫اون دزدکی وارد خونۀ واینز شده

316
00:32:09,208 --> 00:32:11,083
‫پیش پات داشتم باهاش صحبت می‌کردم

317
00:32:21,958 --> 00:32:25,791
‫گمون‌م فراری‌ش دادم

318
00:32:25,916 --> 00:32:28,125
‫از خونۀ واینز چی برده؟

319
00:32:28,291 --> 00:32:31,125
‫جعبه، از توی گاوصندوق. نمی‌دونم توش چیه

320
00:32:31,250 --> 00:32:32,875
‫توماس جعبه رو به‌ت داد؟

321
00:32:33,000 --> 00:32:35,875
‫نه، ولی جاش رو به‌م گفت البته

322
00:32:36,041 --> 00:32:38,625
‫یه... نقشه برام کشید

323
00:32:38,750 --> 00:32:39,916
‫بیا

324
00:32:47,333 --> 00:32:49,125
‫من می‌رونم

325
00:32:56,041 --> 00:32:58,750
‫بهتره مواظب باشی توی آفتاب آب نشه لباس‌ت

326
00:32:58,875 --> 00:33:01,208
‫یه پلیمر مصنوعی جدیده

327
00:33:01,333 --> 00:33:02,500
‫«عصر فضا»ست، جو
فوق‌مدرن؛ و اشاره به آغاز سفرهای فضایی ]
[ توسط ایالات متحده و شوروی و رقابت میان آن‌ها

328
00:33:02,625 --> 00:33:06,708
‫پس پولِ کارآگاه خصوصی این‌قدر خوبه
‫که بشه باهاش لباس‌کار فوق‌مدرن خرید؟

329
00:33:06,833 --> 00:33:09,458
‫با حقوق پلیسی «بی‌آی‌اِی»ت وسوسه‌م نکن
‫[ ادارۀ پلیس امور سرخ‌پوست‌ها ]

330
00:33:13,666 --> 00:33:15,333
‫برای برگشتن باز هم فکر کردی؟

331
00:33:15,458 --> 00:33:17,250
‫که چی؟ برای امرارِمعاش آب تو هاون بکوبم؟

332
00:33:17,375 --> 00:33:19,166
‫توی «منطقه» رو می‌گی؟

333
00:33:19,291 --> 00:33:21,708
‫هرجا که آب داشته باشه

334
00:33:21,833 --> 00:33:23,166
‫آره

335
00:33:23,291 --> 00:33:25,125
‫اوضاع «منطقه» داره پیچیده‌تر می‌شه

336
00:33:25,250 --> 00:33:27,458
‫کِی نشده؟

337
00:33:35,333 --> 00:33:38,375
‫برنادت در چه حاله؟

338
00:33:38,500 --> 00:33:41,166
‫یه تازه‌کار جدید توی دفتر داریم

339
00:33:41,291 --> 00:33:45,416
‫فکر کنم از تُپُل‌مُپُل‌ها خوش‌ش میاد

340
00:33:45,541 --> 00:33:47,166
‫وایسا، داری شوخی می‌کنی؟

341
00:33:49,708 --> 00:33:51,875
‫هنوز کُفریه

342
00:33:52,000 --> 00:33:53,916
‫از دست کی؟

343
00:33:57,750 --> 00:34:00,958
‫نصیحتی نداری که چطور با اون روی سگ‌ش مواجه نشم؟

344
00:34:01,125 --> 00:34:06,375
‫نمی‌دونم، شاید اون پارچۀ فوق‌مدرن
رو که ببینه، ‫به‌کُل عصبانیت‌ش بخوابه

345
00:34:06,500 --> 00:34:09,750
‫ضرر که نداره ولی

346
00:34:09,916 --> 00:34:10,916
‫وایسا، ممکنه؟

347
00:34:11,041 --> 00:34:12,041
‫ضرر داشته باشه؟

348
00:34:12,041 --> 00:34:15,500
‫تُف، مگه منظورت برای چشم‌های من باشه

349
00:34:15,625 --> 00:34:18,416
‫ها؟

350
00:34:20,541 --> 00:34:24,166
‫تو، دنیایی واسه خودت داری، جو لیپ‌هورن

351
00:34:30,458 --> 00:34:32,541
‫اون دیگه چه کوفتیه، پسر؟

352
00:34:32,625 --> 00:34:33,916
[ «صحبت به «دینِی ]

353
00:34:33,916 --> 00:34:36,875
‫نترسید، بچه‌ها، فقط یه گوسفنده

354
00:34:37,000 --> 00:34:39,500
‫مال کیه؟

355
00:34:39,625 --> 00:34:43,458
‫نمی‌دونم، ولی صاحب پیدا می‌کنه

356
00:34:43,583 --> 00:34:45,583
‫من می‌رم تجارتگاه

357
00:35:28,958 --> 00:35:30,708
‫- یادداشت کردی؟
‫- حله

358
00:36:08,583 --> 00:36:09,833
‫اون‌جا

359
00:37:45,166 --> 00:37:46,750
« رودیوء 1967 ناواهو در آریزونا »
« قهرمان سوارکاری بی‌زین »

360
00:37:57,416 --> 00:38:00,208
« جو لیپ‌هورن جونیور »

361
00:38:05,125 --> 00:38:06,000
‫چیه؟

362
00:38:17,583 --> 00:38:20,250
‫این مال پسرم بود

363
00:38:23,166 --> 00:38:26,458
‫روزی که مُرد بسته بودش

364
00:38:34,708 --> 00:38:36,041
‫از اون چیزهای جادوگری دیوانه‌واره

365
00:38:36,041 --> 00:38:36,458
‫از اون چیزهای جادوگری دیوانه‌واره

366
00:38:39,208 --> 00:38:41,125
‫آی!

367
00:38:46,291 --> 00:38:49,000
‫بیا

368
00:38:50,875 --> 00:38:52,458
‫بیا

369
00:39:02,458 --> 00:39:03,666
‫طوری... طوری‌م نمی‌شه

370
00:39:06,375 --> 00:39:09,166
‫خیلی‌خب، طاقت بیار

371
00:39:14,875 --> 00:39:16,541
‫باید بریم جای ماشین تا تفنگ رو بردارم

372
00:39:19,041 --> 00:39:21,291
‫این رو نگه دار

373
00:39:21,458 --> 00:39:22,958
‫بیا

374
00:39:23,083 --> 00:39:25,083
‫بیا

375
00:39:25,208 --> 00:39:26,625
‫خیلی‌خب

376
00:39:26,750 --> 00:39:28,750
‫سعی کن بری بالاسرش. من هم از پایین می‌رم

377
00:39:31,875 --> 00:39:33,500
‫حاضری؟

378
00:39:35,708 --> 00:39:36,875
‫برو

379
00:39:51,291 --> 00:39:56,791
یارو سفیدپوسته، توماس چارلی نیست
[ «صحبت به «دینِی ]

380
00:39:56,791 --> 00:39:58,708
آره. طاقت بیار
[ «صحبت به «دینِی ]

381
00:41:05,833 --> 00:41:07,041
‫ای نامرد

382
00:41:29,875 --> 00:41:32,333
‫چی. چی

383
00:41:36,041 --> 00:41:38,625
‫یالا، پا شو

384
00:41:38,791 --> 00:41:41,708
‫یالا

385
00:41:41,833 --> 00:41:43,208
‫بشین، بشین

386
00:41:43,333 --> 00:41:45,125
‫بذار ببینم

387
00:41:47,666 --> 00:41:50,125
‫سفت نگه‌ش دار

388
00:41:55,666 --> 00:41:57,500
‫زدم‌ش؟

389
00:41:57,625 --> 00:41:59,541
‫نه

390
00:41:59,666 --> 00:42:02,291
‫- اون تو رو زد؟
‫- نه

391
00:42:02,416 --> 00:42:03,916
‫می‌تونی راه بری؟

392
00:42:04,416 --> 00:42:06,208
می‌تونی راه بری؟

393
00:42:07,333 --> 00:42:09,000
‫می‌تونی یه دقیقه مهلت بدی؟

394
00:42:52,833 --> 00:42:55,708
‫باید باعث‌وْبانی‌ش رو پیدا کنم

395
00:42:56,000 --> 00:42:57,500
‫مجبورم

396
00:43:01,750 --> 00:43:03,125
‫لیپ‌هورن من رو فرستاد که اظهاریه‌ت رو بگیرم

397
00:43:03,125 --> 00:43:05,541
‫یه «چطوری؟ از دیدن‌ت خوش‌حال شدم» نمی‌گی؟

398
00:43:05,875 --> 00:43:07,750
‫اون پسر گفت یه مرد بور چاه رو منفجر کرده

399
00:43:07,791 --> 00:43:11,041
‫حالا یهو یه مرد بور اومده این‌جا آدم‌کُشی

400
00:43:11,166 --> 00:43:13,083
‫برن، اون این‌جاست

401
00:43:16,500 --> 00:43:18,708
‫پسرم جایی که الآن ملک شماست جون‌ش رو از دست داد

402
00:43:18,708 --> 00:43:20,416
‫اون هیچ ارتباطی به من نداره

403
00:43:20,416 --> 00:43:22,250
‫دنیا باید بدونه این‌جا چه خبره

404
00:43:22,416 --> 00:43:25,541
‫که بتونی چیزی درمورد ‫«ما سرخ‌پوست‌های بیچاره توی "منطقه"» بنویسی

405
00:43:25,666 --> 00:43:27,000
‫این‌جا چه خبره؟

406
00:43:27,000 --> 00:43:28,625
‫کار اون مرد بوره

407
00:43:28,625 --> 00:43:29,916
فکر کنم اون پسرم رو کُشته

408
00:43:30,666 --> 00:43:32,958
من از دنبال‌کردن این یارو خسته شدم

409
00:43:33,083 --> 00:43:34,333
‫جو، جو، جو!

410
00:43:35,000 --> 00:43:35,750
‫این مسئله دخلی به تو نداره

411
00:43:35,750 --> 00:43:38,500
‫هیولاها فقط توی سایه‌ها نیستن

412
00:43:38,625 --> 00:43:40,666
‫توی روز روشن لعنتی هم هستن

413
00:43:40,791 --> 00:43:43,291
‫اگه تا سپیده‌دم نگیریم‌ش، دیگه دست‌مون به‌ش نمی‌رسه

414
00:43:43,416 --> 00:43:45,041
‫نمی‌ذارم از دست‌م در بره
