﻿1
00:00:07,166 --> 00:00:09,166
« ...آن‌چه گذشت »

2
00:00:12,041 --> 00:00:13,416
فنر زمان‌سنج

3
00:00:13,541 --> 00:00:14,875
اون مرد داشت از سرطان می‌مرد

4
00:00:15,000 --> 00:00:16,708
کی می‌خواد اون رو بفرسته هوا؟ -
کی و چرا؟ -

5
00:00:17,000 --> 00:00:18,000
چه کمکی ازم ساخته‌ست، خانم واینز؟

6
00:00:18,250 --> 00:00:19,541
به‌ت پول می‌دم که پیداش کنی و برـش گردونی

7
00:00:20,791 --> 00:00:22,791
‫«مردمان تاریکی» به گوش‌ت خورده؟

8
00:00:23,291 --> 00:00:25,291
‫یه‌خرده از حوزۀ استحفاظی‌ت پا
فراتر گذاشتی، ‫مگه نه، ستوان؟

9
00:00:25,291 --> 00:00:26,375
قضیۀ بمب‌گذاری وانت رو شنیدید؟

10
00:00:26,500 --> 00:00:27,375
قربانی یه ناواهویی‌ـه

11
00:00:27,500 --> 00:00:28,750
این مال پسرم بود

12
00:00:28,875 --> 00:00:29,708
روزی که مُرد بسته بودش

13
00:00:30,583 --> 00:00:31,583
!اه

14
00:00:32,250 --> 00:00:33,083
همه‌جا هیولا هست

15
00:01:41,916 --> 00:01:43,208
بیا

16
00:01:43,333 --> 00:01:44,625
آب بدن‌ت کم شده

17
00:02:09,166 --> 00:02:12,250
فقط؛ فقط برو کمک بیار

18
00:02:12,375 --> 00:02:14,666
قبل از این‌که برگردم، تو از خون‌ریزی مُردی

19
00:02:14,833 --> 00:02:16,750
به‌هرحال که اون اتفاق میوفته

20
00:02:16,875 --> 00:02:18,000
آره

21
00:02:18,125 --> 00:02:19,666
شاید

22
00:02:22,708 --> 00:02:23,833
هی، با من بمون

23
00:02:23,958 --> 00:02:26,000
یالا. با من بمون

24
00:02:38,500 --> 00:02:39,791
جو؟

25
00:02:43,416 --> 00:02:44,750
!جو

26
00:04:33,708 --> 00:04:34,708
هی، برن

27
00:04:34,750 --> 00:04:36,041
[ صحبت به دینِی ]

28
00:04:36,208 --> 00:04:37,375
نامه‌ت رو دارم

29
00:04:42,333 --> 00:04:43,625
بفرما -
ممنون -

30
00:04:46,333 --> 00:04:47,375
می‌بینم‌ت، برن -
آره -

31
00:04:51,291 --> 00:04:54,458
« ادارۀ گمرک و حفاظت مرزی ایالات متحدۀ آمریکا »
« گمرک و گشت مرزی ایالات متحدۀ آمریکا »

32
00:05:04,500 --> 00:05:06,958
آ... بیگمن (گنده‌بک) روی بوم چی‌کار می‌کنه؟

33
00:05:07,083 --> 00:05:09,791
سعی داره آنتن تلویزیون رو درست کنه. فردا فرودبرماهه

34
00:05:09,916 --> 00:05:12,083
امان از «بیلاگانا»ها، نه؟

35
00:05:16,958 --> 00:05:19,208
هی، هنوز راه‌ش ننداخته؟

36
00:05:19,333 --> 00:05:22,083
،می‌دونی، بابای من سیم‌بانِ «اِن‌تی‌اواِی» بود
[ انجمن ملی افسران تاکتیکی  :NTOA ]

37
00:05:22,208 --> 00:05:24,375
پس، من از اون‌جور کارها سر در میارم

38
00:05:24,500 --> 00:05:26,000
فکر نکنم مشکلی داشته باشیم

39
00:05:26,125 --> 00:05:28,541
بی‌خیال، پسر، من باید فرودبرماه رو ببینم

40
00:05:28,666 --> 00:05:30,125
مهمه

41
00:05:30,291 --> 00:05:31,791
قراره اون ماشین‌کوچولوی فضایی‌شون رو برونن

42
00:05:31,916 --> 00:05:34,416
برنی، لیپ‌هورن باهات کار داره

43
00:05:34,541 --> 00:05:37,583
سه روز اون‌جاست. کُلی وقت داری

44
00:05:37,708 --> 00:05:39,708
سلام. کجائی؟

45
00:05:39,916 --> 00:05:41,750
منو چی توی هچل افتادیم

46
00:05:41,875 --> 00:05:44,333
تیر خورده. بیمارستان‌ایم

47
00:05:46,125 --> 00:05:47,500
چقدر بد؟

48
00:05:47,625 --> 00:05:49,166
خب، از توی کتف‌ش رد شد

49
00:05:49,291 --> 00:05:53,125
،دکترها وضعیت‌ش رو پایدار کرده‌ان
ولی چند روزی رو باید این‌جا بمونه

50
00:05:53,250 --> 00:05:55,541
باید بیای هر موقع به هوش اومد اظهاریه‌ش رو بگیری

51
00:05:57,000 --> 00:05:58,500
خب، مگه تو الآن اون‌جا نیستی؟

52
00:05:58,666 --> 00:06:00,833
چرا، ولی... باید پی یه چیزی رو بگیرم

53
00:06:00,958 --> 00:06:06,208
کاملاً مطمئن‌ام کسی که چی رو با تیر زد
همونیه که وانت اِمرسن چارلی رو منفجر کرد

54
00:06:06,333 --> 00:06:08,666
،پسرِ اِمرسن، توماس، یه دخلی به ماجرا داره

55
00:06:08,666 --> 00:06:09,958
و باید پیداش کنم

56
00:06:10,083 --> 00:06:11,791
خب، من بررسی می‌کنم ببینم کسی دیدتش یا نه

57
00:06:11,916 --> 00:06:13,416
چی تیرانداز رو قشنگ دید

58
00:06:13,541 --> 00:06:15,125
،هر موقع فکرش درست کار می‌کرد

59
00:06:15,125 --> 00:06:16,791
می‌خوام بدونم دیگه چی می‌دونه

60
00:06:19,166 --> 00:06:20,291
خیلی‌خب

61
00:06:20,458 --> 00:06:21,958
به‌زودی میام اون‌جا -
خیلی‌خب -

62
00:06:22,125 --> 00:06:23,250
هی

63
00:06:25,958 --> 00:06:29,291
خوش‌حال‌ام حال جفت‌تون خوبه -
آره -

64
00:07:51,458 --> 00:07:52,458
کجا بودی؟

65
00:07:52,583 --> 00:07:53,625
نگران شدم

66
00:07:53,750 --> 00:07:55,708
من خوب‌ام

67
00:07:55,833 --> 00:07:58,458
جو

68
00:07:58,583 --> 00:08:00,250
می‌تونی میز رو بچّینی؟

69
00:08:06,458 --> 00:08:07,666
اِما، گفتم که خوب‌ام

70
00:08:07,791 --> 00:08:09,625
خوب که به نظر نمی‌رسی

71
00:08:15,083 --> 00:08:17,166
حکیم امروز ساعت 5 میاد خونه

72
00:08:17,291 --> 00:08:18,875
امروز نمی‌تونم

73
00:08:19,000 --> 00:08:21,333
فقط به‌ش بگو دوشنبه بیاد، باشه؟

74
00:09:32,333 --> 00:09:34,333
یاته» (سلام)، برنی» -
یاته» (سلام)» -

75
00:09:34,458 --> 00:09:35,500
چی لازم داری؟

76
00:09:35,666 --> 00:09:36,583
آ... فقط یه کیسه

77
00:09:36,708 --> 00:09:39,875
باشه، کیسه. حله

78
00:09:40,000 --> 00:09:41,833
خدمت شما. نه، نه، نه، نه، بیا

79
00:09:41,958 --> 00:09:44,000
اون رو بردار

80
00:09:44,125 --> 00:09:45,416
این‌ها همه‌ش واسه فرودبرماهه؟

81
00:09:45,541 --> 00:09:46,750
همه میان

82
00:09:46,875 --> 00:09:48,958
یه صندلی برات نگه می‌دارم

83
00:09:49,083 --> 00:09:51,583
بهتره این رو هم برداری

84
00:09:51,708 --> 00:09:52,583
بفرما

85
00:09:57,708 --> 00:09:58,750
مال کیه؟

86
00:10:00,750 --> 00:10:02,333
یه دوست توی بیمارستانه

87
00:10:02,458 --> 00:10:04,250
خب، امیدوارم دوست‌ت خیلی زود بهتر بشه

88
00:10:04,375 --> 00:10:05,708
اوقات به کام

89
00:10:10,416 --> 00:10:14,166
ستوان لیپ‌هورن، خوش‌حال‌ام دوباره می‌بینم‌ت

90
00:10:14,291 --> 00:10:16,333
بابت شرایط این‌جا عذر می‌خوام

91
00:10:16,458 --> 00:10:19,833
همین دیشب برگشتم و سعی دارم به کارهای عقب‌مونده‌م برسم

92
00:10:22,208 --> 00:10:24,375
ببخشید. خواهش می‌کنم، چه کمکی از دست‌م ساخته‌ست؟

93
00:10:30,916 --> 00:10:32,916
این توی جعبۀ قفل‌دار شما بود

94
00:10:34,083 --> 00:10:35,166
دوست دارم بدونم چرا

95
00:10:35,333 --> 00:10:37,583
نمی‌دونم والا، من... این چی هست؟

96
00:10:37,708 --> 00:10:38,750
این مال پسرمه

97
00:10:38,875 --> 00:10:40,166
روزی که مُرد بسته بودش

98
00:10:45,208 --> 00:10:47,541
...آره. آم

99
00:10:47,666 --> 00:10:49,000
«انفجار «درامکو

100
00:10:49,125 --> 00:10:51,458
یادمه

101
00:10:51,583 --> 00:10:55,291
من؛ من حقیقتاً تسلیت می‌گم، ستوان

102
00:10:57,708 --> 00:11:02,250
اما دلیلی نداره که من چنین چیزی رو در اختیار داشته باشم

103
00:11:02,375 --> 00:11:06,083
و قطعاً دلیلی نداره که اگه به‌ش برخوردم، نگه‌ش دارم

104
00:11:06,208 --> 00:11:10,875
گفتید داخل جعبۀ قفل‌دار من پیداش کردید؟

105
00:11:11,000 --> 00:11:12,833
یه اطلاع محرمانه از مکان‌ش گرفتیم

106
00:11:12,958 --> 00:11:14,208
سگک همون نزدیکی‌ها بود

107
00:11:14,375 --> 00:11:16,125
ولی عملاً داخل جعبه نبود؟

108
00:11:18,333 --> 00:11:20,416
جعبه رو هنوز پیدا نکردیم

109
00:11:20,541 --> 00:11:24,250
پس فرض کردید که من قادر به چنین کار هولناکی‌ام

110
00:11:24,375 --> 00:11:26,416
پسر من در جایی مُرد که الآن ملک شماست

111
00:11:26,541 --> 00:11:29,666
سه سال قبل از این‌که من اون زمین رو بخرم

112
00:11:29,791 --> 00:11:33,041
اون زمان زیادیه که ملت اون محل رو کندوْکاو کنن

113
00:11:33,166 --> 00:11:35,000
یه چیزی رو به‌م توضیح بده، ستوان

114
00:11:35,125 --> 00:11:38,875
دزدی‌ای که این‌جا داشتیم، چطور به شما مربوط می‌شه؟

115
00:11:39,000 --> 00:11:41,041
همسرتون یک کارآگاه خصوصی استخدام کرد

116
00:11:41,166 --> 00:11:42,791
اون هم اومد سراغ من

117
00:11:42,791 --> 00:11:45,375
زمانی که این ورود غیرقانونی اتفاق افتاد، من اصلاً توی شهر نبودم

118
00:11:45,500 --> 00:11:47,291
رُزماری مجبور شد به‌م بگه

119
00:11:47,416 --> 00:11:50,625
...اون یه تئوری توطئه داره

120
00:11:50,750 --> 00:11:54,458
دربارۀ این کلیسای سرخ‌پوستی دیوانه‌وار

121
00:11:54,583 --> 00:11:57,750
من از دوستان خوب دیلن بودم، رئیس‌شون

122
00:11:57,875 --> 00:12:00,000
حتی خانواده‌ش رو هم کمی می‌شناختم

123
00:12:00,125 --> 00:12:08,125
ولی... نمی‌تونم چیزی رو توی جعبۀ قفل‌دارم متصور
بشم که کوچک‌ترین ارزشی برای اون‌ها داشته باشه

124
00:12:08,250 --> 00:12:09,958
شنیدید چی به سر برادرش اومد؟

125
00:12:10,125 --> 00:12:11,791
اوه، آره، سرطان

126
00:12:11,916 --> 00:12:13,875
وحشتناکه -
نه -

127
00:12:14,041 --> 00:12:16,750
پریروز به قتل رسید

128
00:12:16,916 --> 00:12:19,500
یه نفر وانت‌ش رو منفجر کرد

129
00:12:21,541 --> 00:12:25,541
،ستوان، متأسف‌ام پای شما به این هچل باز شد

130
00:12:25,541 --> 00:12:29,625
و حتی متأسف‌ترم که خاطرات دردآوری رو زنده کرده

131
00:12:29,750 --> 00:12:30,791
...ولی

132
00:12:32,791 --> 00:12:34,833
،این از هر جا که اومده

133
00:12:34,958 --> 00:12:37,333
هیچ ارتباطی به من نداره

134
00:12:44,916 --> 00:12:47,125
ممنون از وقت‌تون

135
00:13:14,583 --> 00:13:17,833
طبق گفتۀ واینز، همۀ چیزهایی که توی جعبه بود

136
00:13:22,833 --> 00:13:25,458
برای گرفتن ستارۀ نقره‌ای چی‌کار باید کرد؟

137
00:13:25,583 --> 00:13:28,375
جوری که گاهی اوقات حرف می‌زنی، فکر می‌کردم داری

138
00:13:28,500 --> 00:13:30,791
تهِ‌ته‌ش به برنز رسیدم

139
00:13:30,916 --> 00:13:32,291
این کُل لیسته؟

140
00:13:32,416 --> 00:13:34,166
چطور؟ کم‌وْکسری داره؟

141
00:13:47,416 --> 00:13:48,625
این مال پسرته؟

142
00:13:50,750 --> 00:13:53,375
آره. اون بالا پیداش کردم

143
00:13:53,500 --> 00:13:56,625
چی یه اطلاع محرمانه گرفت که جعبه کجاست

144
00:13:56,750 --> 00:13:59,083
یه‌عالمه چیز دیگه هم اون بالا هست

145
00:13:59,208 --> 00:14:02,875
یارویی که به‌مون تیراندازی کرد، سعی داشت بسوزوندش

146
00:14:03,000 --> 00:14:04,708
هوم

147
00:14:06,208 --> 00:14:09,958
خودت رو درگیر جادوجنبل ناواهویی کردی

148
00:14:11,791 --> 00:14:15,541
زمانی که «درامکو» رفت هوا، خیلی صحبت‌ش بود

149
00:14:15,666 --> 00:14:17,333
یادمه

150
00:14:17,458 --> 00:14:20,458
،«این... قضیۀ «مردمان تاریکی

151
00:14:20,583 --> 00:14:23,500
باید اون رو داخل «منطقه» نگه داری، ستوان

152
00:14:23,625 --> 00:14:26,625
سفیدپوست‌ها رو معذب می‌کنه -
چی نمی‌کنه؟ -

153
00:14:29,041 --> 00:14:31,541
می‌دونی با کی باید صحبت کنی؟

154
00:14:31,666 --> 00:14:34,000
با پیرمرد

155
00:14:34,125 --> 00:14:37,750
اون خوره‌های «پیوت» قدیم‌ها عاصی‌ش می‌کردن، پسر

156
00:14:37,875 --> 00:14:40,583
کج‌خلق‌ش کردن

157
00:14:40,708 --> 00:14:41,875
همیشه کج‌خلق نبود

158
00:14:42,000 --> 00:14:44,125
اره جون خودش

159
00:14:44,250 --> 00:14:49,416
مردمان تاریکی» مرد بوره رو توجیه نمی‌کنه»

160
00:14:49,541 --> 00:14:52,250
خب، اون بچه‌هه چارلی چی درباره‌ش می‌گه؟

161
00:14:52,416 --> 00:14:53,500
نمی‌دونم

162
00:14:53,625 --> 00:14:55,541
غیب‌ش زده

163
00:14:55,666 --> 00:15:01,000
یه حسی به‌م می‌گه اونه که نقاط بین وانت، مرد
بوره، و «مردمان تاریکی» رو به هم وصل می‌کنه

164
00:15:01,166 --> 00:15:03,416
سرنخی داری؟

165
00:15:03,541 --> 00:15:04,875
نه

166
00:15:08,083 --> 00:15:09,666
به‌گمون‌م باید با پیرمرد صحبت کنم

167
00:15:09,791 --> 00:15:10,958
می‌تونم این رو نگه دارم؟

168
00:15:11,083 --> 00:15:13,291
البته -
دست‌ت درد نکنه -

169
00:15:13,416 --> 00:15:17,750
یاتاهه» (سلام) من رو به بابا برسون» -
یاتاهه» (سلام). باشه» -

170
00:15:29,958 --> 00:15:31,666
لیپ‌هورن من رو فرستاده که اظهاریه‌ت رو بگیرم

171
00:15:31,791 --> 00:15:35,166
گفت تیرانداز رو دیدی، که قبل‌ترش
توی بازار قالی‌فروش‌ها دیده بودی‌ش

172
00:15:35,333 --> 00:15:36,541
آره

173
00:15:36,666 --> 00:15:38,708
یه یاروی سفیدپوست

174
00:15:38,833 --> 00:15:41,291
بور. خیلی بور

175
00:15:41,416 --> 00:15:45,916
رنگ‌پریده. قدبلند. حدود دو متر

176
00:15:46,083 --> 00:15:48,166
خب، چطوری فرار کرد؟

177
00:15:48,291 --> 00:15:49,541
وانت

178
00:15:49,666 --> 00:15:51,125
وانت‌بار داشت

179
00:15:51,250 --> 00:15:52,958
برند، مدل؟

180
00:15:53,083 --> 00:15:56,708
«فورد»، دورنگ، سبز وْ سفید، «اِف-100»

181
00:15:56,875 --> 00:15:58,500
فرض می‌کنم شماره‌پلاک رو برنداشتی؟

182
00:15:58,625 --> 00:16:01,291
بی‌شوخی؟ این‌جوریه؟

183
00:16:01,416 --> 00:16:04,291
‫یه «چطوری؟ از دیدن‌ت خوش‌حال شدم» نمی‌گی؟

184
00:16:17,250 --> 00:16:21,166
گوش کن، یه عذرخواهی به‌ت بدهکارم

185
00:16:24,250 --> 00:16:26,000
بابت؟

186
00:16:26,166 --> 00:16:28,916
دم غار با ویدوور توی موقعیت بدی قرارت دادم

187
00:16:29,041 --> 00:16:30,416
...من

188
00:16:32,291 --> 00:16:35,500
،تحت اون شرایط

189
00:16:35,625 --> 00:16:38,291
نمی‌دونم چجور دیگه‌ای می‌تونستیم انجام‌ش بدیم

190
00:16:41,291 --> 00:16:43,416
ببخشید، برنادت

191
00:16:49,416 --> 00:16:52,208
وسیلۀ حفاظتی همراه‌ت بود؟

192
00:16:52,333 --> 00:16:53,333
نه

193
00:16:53,458 --> 00:16:56,083
من دیگه اسلحه حمل نمی‌کنم

194
00:16:56,208 --> 00:16:58,166
منظورم کیسه‌ته

195
00:16:59,916 --> 00:17:01,916
روز اول به‌ت گفتم

196
00:17:02,041 --> 00:17:03,791
همراه‌م نبود، نه

197
00:17:03,916 --> 00:17:05,041
نه

198
00:17:12,541 --> 00:17:15,416
...خب

199
00:17:15,541 --> 00:17:19,041
اگه این همراه‌ت بود، ممکن بود الآن این‌جا نباشی

200
00:17:19,166 --> 00:17:21,458
و اگه من این‌جا نبودم، تو هم نبودی

201
00:18:02,291 --> 00:18:03,791
مامان
[ صحبت به دینِی ]

202
00:18:20,458 --> 00:18:22,458
سلام، مامان
[ صحبت به دینِی ]

203
00:18:22,458 --> 00:18:25,458
بله. سلام، پسرم
[ صحبت به دینِی ]

204
00:18:26,166 --> 00:18:28,791
چیزی می‌خوری؟
[ صحبت به دینِی ]

205
00:18:28,958 --> 00:18:31,791
خیلی‌وقته ندیدیم‌ت
[ صحبت به دینِی ]

206
00:18:32,791 --> 00:18:38,791
این قالی، خیلی‌وقته دارم روـش کار می‌کنم
[ صحبت به دینِی ]

207
00:18:40,291 --> 00:18:44,791
ذهن‌م رو تیز نگه می‌داره
[ صحبت به دینِی ]

208
00:19:04,791 --> 00:19:05,583
بابا
[ صحبت به دینِی ]

209
00:19:06,083 --> 00:19:08,541
واسه غذا اومدی؟

210
00:19:08,583 --> 00:19:10,250
[ صحبت به دینِی ]

211
00:19:10,458 --> 00:19:12,500
چندتا سؤال دارم

212
00:19:12,625 --> 00:19:14,916
کار پلیسی

213
00:19:15,041 --> 00:19:18,708
هنوز هم باید پرونده‌هات رو برات حل کنم، هان؟

214
00:19:21,333 --> 00:19:23,458
اسم «مردمان تاریکی» مطرح شد

215
00:19:23,583 --> 00:19:26,125
گفتم شاید بدونی کجا می‌تونم پیداشون کنم

216
00:19:26,250 --> 00:19:31,250
«زمانی که من رفتم، «پلیس قبیله‌ای
سر اون خوره‌های «پیوت» خیطی بالا آورد

217
00:19:34,875 --> 00:19:38,458
اسم‌شون [واژۀ دینِی] بود

218
00:19:38,583 --> 00:19:43,166
،از قانون سرپیچی می‌کردن، جلسه‌هاشون رو مخفیانه برگزار می‌کردن

219
00:19:43,291 --> 00:19:47,333
بیلاگانا»هایی رو جذب می‌کردن که در جست‌وْجوی الهام بودن»

220
00:19:47,500 --> 00:19:50,250
راه‌وْرسم مردمان ما این نیست

221
00:19:50,416 --> 00:19:53,916
اون‌ها مثل «کلیسای بومیان آمریکا» نبودن

222
00:19:54,041 --> 00:19:56,041
اون‌ها جنایتکار واقعی بودن

223
00:19:56,166 --> 00:19:58,250
یادته کی دخیل بود؟

224
00:19:58,375 --> 00:19:59,916
کسی که بتونم باهاش صحبت کنم؟

225
00:20:01,875 --> 00:20:05,500
من خیلی چیزها یادمه

226
00:20:05,625 --> 00:20:10,500
یادمه که بارها به‌ضرب و زور از پوست‌ت می‌گرفتم که برت ‌گردونم مدرسه
[ اشاره به پوشاک سرخ‌پوستان که از پوست حیوانات است ]

227
00:20:10,625 --> 00:20:14,708
«یادمه به‌ت می‌گفتم «برای خودت کسی شو

228
00:20:14,875 --> 00:20:20,750
و الآن این‌جائی، همون‌جایی که توش متولد شدی

229
00:20:20,875 --> 00:20:26,833
بدترین تصمیم زندگی‌ت این بود که
گذاشتی اون زن به‌زور برت گردونه این‌جا

230
00:20:26,958 --> 00:20:29,000
اون همسرمه

231
00:20:29,125 --> 00:20:32,000
اسم‌ش هم اِماست

232
00:20:32,125 --> 00:20:34,625
و دارم همون کاری که تو انجام می‌دادی رو انجام می‌دم، بابا

233
00:20:34,750 --> 00:20:35,916
آره؟

234
00:20:36,041 --> 00:20:38,416
مشکل هم همینه

235
00:20:49,541 --> 00:20:52,625
،برو با مادر دوست‌ت صحبت کن

236
00:20:52,750 --> 00:20:55,416
مارگارت فلانی

237
00:20:55,541 --> 00:20:58,625
اون زیروْبم «مردمان تاریکی» رو می‌دونه

238
00:21:08,416 --> 00:21:11,916
پسرم، افکار سنگینی داری
[ صحبت به دینِی ]

239
00:21:12,708 --> 00:21:16,708
پدرمادرت چطورن؟ خوش‌ان؟
[ صحبت به دینِی ]

240
00:21:16,916 --> 00:21:18,916
مامان خوبه
[ صحبت به دینِی ]

241
00:21:19,291 --> 00:21:29,708
بابا... من رو فرستاد تا دربارۀ «مردمان تاریکی» ازتون بپرسم
[ صحبت به دینِی ]

242
00:21:34,916 --> 00:21:38,916
اون‌ها کی‌ان؟ قاتل‌ان؟
[ صحبت به دینِی ]

243
00:21:38,916 --> 00:21:40,208
بسه
[ صحبت به دینِی ]

244
00:21:41,416 --> 00:21:43,916
اون مال قلب‌ته
[ صحبت به دینِی ]

245
00:21:59,416 --> 00:22:03,416
دنبال برادرزادۀ دیلن چارلی، توماس می‌گردم
[ صحبت به دینِی ]

246
00:22:04,708 --> 00:22:08,583
اون ممکنه بدونه چی به سر پسرم اومد
[ صحبت به دینِی ]

247
00:22:09,208 --> 00:22:15,208
دیلن خیلی زرنگ بود
[ صحبت به دینِی ]

248
00:22:15,416 --> 00:22:20,583
اون می‌دونست که راه‌وْرسم زندگی «بیلاگانا» به درد ما نمی‌خورد
[ صحبت به دینِی ]

249
00:22:21,083 --> 00:22:26,083
که مردمان خودمون از قوانین «بیلاگانا» بر علیه ما استفاده می‌کردن
[ صحبت به دینِی ]

250
00:22:26,291 --> 00:22:28,583
تا به‌مون آسیب بزنن
[ صحبت به دینِی ]

251
00:22:28,916 --> 00:22:36,916
،دیلن گفت اگه با «بیلاگانا»ها دوستی کنیم
[ صحبت به دینِی ]

252
00:22:37,166 --> 00:22:39,666
بر اون‌ها چیره می‌شیم
[ صحبت به دینِی ]

253
00:22:39,958 --> 00:22:45,458
دیلن چارلی پایه‌گذار «مردمان تاریکی» بود؟
[ صحبت به دینِی ]

254
00:22:45,750 --> 00:22:50,458
دیلن به «بیلاگانا»ها اجازه داد که مراسم‌ها رو تجاری‌سازی کنن
[ صحبت به دینِی ]

255
00:22:50,958 --> 00:22:56,250
به‌شون اجازه داد که از دواهای مقدس محض تفریح استفاده کنن
[ صحبت به دینِی ]

256
00:22:56,958 --> 00:22:58,958
ازش سوءاستفاده کرد
[ صحبت به دینِی ]

257
00:22:59,041 --> 00:23:03,666
آره. شاید به‌همین‌خاطر الآن «بیلاگانا»ها این‌جان
[ صحبت به دینِی ]

258
00:23:04,166 --> 00:23:10,666
افرادی که الآن خودشون رو «مردمان تاریکی» می‌نامن، نادان‌ان
[ صحبت به دینِی ]

259
00:23:11,666 --> 00:23:17,666
فکر می‌کردم زمانی که دیلن چارلی مُرد... «مردمان تاریکی» هم باهاش مُردن
[ صحبت به دینِی ]

260
00:23:25,416 --> 00:23:27,416
ممنون، مادرجان
[ صحبت به دینِی ]

261
00:23:27,916 --> 00:23:29,916
همه‌ش همین بود
[ صحبت به دینِی ]

262
00:23:49,833 --> 00:23:51,916
یا پیغمبر، انگار روبه‌موت‌ای

263
00:23:52,041 --> 00:23:54,375
هوم، تیرخوردن همین کار رو با آدم می‌کنه

264
00:23:54,541 --> 00:23:55,875
آره. گفتم شاید گشنه‌ت باشه

265
00:23:58,791 --> 00:23:59,791
ممنون

266
00:24:05,583 --> 00:24:06,875
چیه، ژله نگرفتی؟

267
00:24:12,416 --> 00:24:13,958
توماس رو پیدا کردی؟

268
00:24:14,125 --> 00:24:15,708
نُچ

269
00:24:15,833 --> 00:24:18,041
سرنخی از یارو بوره داری؟

270
00:24:18,166 --> 00:24:19,791
نه هنوز

271
00:24:21,208 --> 00:24:24,375
از آخرین باری که دیدم‌ت زیاد پُرچونه‌تر نشدی

272
00:24:24,500 --> 00:24:27,875
خانم واینز دربارۀ دزدی دقیقاً چی به‌ت گفت؟

273
00:24:28,000 --> 00:24:30,875
گفت که توماس چارلی جعبه رو برداشت

274
00:24:31,000 --> 00:24:32,791
و دیدن که اون برداشت‌ش

275
00:24:35,291 --> 00:24:38,083
صراحتاً به «مردمان تاریکی» اشاره کرد؟

276
00:24:38,208 --> 00:24:40,500
معتقده که اون‌ها پشت کُل ماجران

277
00:24:43,750 --> 00:24:48,166
مارگارت سیگارت به‌م گفت که «مردمان
تاریکی» ممکنه تغییرشکل داده باشن

278
00:24:48,333 --> 00:24:50,666
ممکنه هنوز وجود داشته باشن

279
00:24:50,791 --> 00:24:55,791
توماس چارلی به من گفت
بی‌جِی واینس خودش «مردمان تاریکی»ـه

280
00:24:55,916 --> 00:24:59,000
گفت که اون جادوگره و این‌که پدرش رو جادو کرد

281
00:24:59,166 --> 00:25:01,166
اون رو مقصر سرطان می‌دونه

282
00:25:02,208 --> 00:25:04,208
کنجکاوم بدونم چی اون فکر رو انداخته توی سرش

283
00:25:04,333 --> 00:25:08,375
تئوری رُزماری واینز این بود که
دیلن چارلی یه چیزی به شوهرش داد

284
00:25:08,500 --> 00:25:10,916
‫اِمرسن پس‌ش می‌خواست

285
00:25:11,041 --> 00:25:14,625
‫وقتی واینز اون رو به‌ش نداده، بحث‌شون می‌شه

286
00:25:14,791 --> 00:25:16,875
‫اِمرسن هم پسرش رو می‌فرسته که بگیردش

287
00:25:18,625 --> 00:25:21,125
‫سؤال این‌جاست،

288
00:25:21,250 --> 00:25:23,833
‫ارتباط‌ش با «مردمان تاریکی» چیه؟

289
00:25:28,833 --> 00:25:30,041
‫اون‌ها رو می‌خوری؟

290
00:25:32,916 --> 00:25:34,291
‫نه، راست‌ش

291
00:25:34,416 --> 00:25:36,166
‫مال تو

292
00:25:40,625 --> 00:25:44,291
‫من وْ برن باز فردا می‌ریم «ملپائیس» (بَدبوم)

293
00:25:44,416 --> 00:25:46,333
‫شاید یه چیزی اون بالا از زیر چشم‌مون در رفته باشه

294
00:25:49,291 --> 00:25:50,791
‫فعلاً

295
00:25:50,958 --> 00:25:51,791
‫فعلاً

296
00:25:59,625 --> 00:26:01,750
نمیدونم چیکار کنم همش داره گریه میکنه

297
00:26:01,750 --> 00:26:03,375
‫لطفاً عصبانی نشید. لطفاً ما رو نندازید بیرون

298
00:26:03,375 --> 00:26:05,375
‫فقط... نمی‌دونم چی‌کار کنم

299
00:26:05,500 --> 00:26:06,708
‫از این کارها بلد نیستم

300
00:26:06,833 --> 00:26:08,375
‫بده. بذار ببینم

301
00:26:10,916 --> 00:26:12,125
‫هیس

302
00:26:12,250 --> 00:26:15,208
‫آره. چیزی نیست

303
00:26:15,333 --> 00:26:17,625
‫آره. آره

304
00:26:17,750 --> 00:26:20,166
‫هیس

305
00:26:26,500 --> 00:26:29,291
‫داره دندون درمیاره، همین

306
00:26:29,416 --> 00:26:31,833
‫درد داره و نمی‌تونه جلوی درد رو بگیره

307
00:26:35,750 --> 00:26:37,750
می‌رم [واژۀ دینِی] درست کنم

308
00:27:00,291 --> 00:27:02,166
‫من وْ اِما قبلاً همین کار رو می‌کردیم

309
00:27:11,750 --> 00:27:19,583
...باید به روش سنتی زایمان کنی
[ صحبت به دینِی ]

310
00:27:20,333 --> 00:27:22,416
توی خونه. من کمک‌ت می‌کنم
[ صحبت به دینِی ]

311
00:27:23,958 --> 00:27:25,166
...نمی‌دونم
[ صحبت به دینِی ]

312
00:27:27,041 --> 00:27:28,666
به‌ش فکر کن
[ صحبت به دینِی ]

313
00:27:28,666 --> 00:27:32,666
با مادر و مادربزرگ‌ت صحبت کن
[ صحبت به دینِی ]

314
00:27:46,375 --> 00:27:47,625
‫اِما لیپ‌هورن؟

315
00:27:50,708 --> 00:27:52,333
‫بله. چه کمکی ازم ساخته‌ست؟

316
00:27:52,458 --> 00:27:55,416
‫مری لندن از «لس‌آنجلس تایمز»

317
00:27:55,541 --> 00:27:57,875
‫در حال تهیۀ گزارش یک ماجرا هستم،
‫و چند خانمی که باهاشون صحبت کرده‌ام

318
00:27:58,000 --> 00:27:59,291
‫گفتن که ممکنه شما بتونید کمک کنید

319
00:27:59,291 --> 00:28:00,291
‫کمک؟ چطوری؟

320
00:28:00,416 --> 00:28:04,791
‫دارم مطلبی درمورد تأثیر ‫«لایحۀ خدمات تنظیم خانواده»
بر زنان سرخ‌پوست می‌نویسم

321
00:28:06,750 --> 00:28:08,250
‫می‌تونم هویت‌تون رو فاش نکنم

322
00:28:08,375 --> 00:28:09,833
‫اگه نگرانی‌تون همینه

323
00:28:12,041 --> 00:28:16,125
‫می‌شه یه وقت دیگه برای صحبت تعیین کنیم؟

324
00:28:20,291 --> 00:28:21,875
‫فکر نکنم بتونم کمک‌تون کنم

325
00:28:22,000 --> 00:28:23,666
‫عذر می‌خوام

326
00:28:23,791 --> 00:28:26,000
‫خواهش می‌کنم

327
00:28:26,166 --> 00:28:29,791
‫می‌دونم برای کمک به این مادرهای
ناواهویی جوان ‫چه کارهایی می‌کنید

328
00:28:29,916 --> 00:28:31,666
‫همۀ دنیا باید بفهمه که این‌جا چه خبره،

329
00:28:31,791 --> 00:28:33,041
‫چه کمک‌هایی می‌کنید

330
00:28:33,166 --> 00:28:34,666
‫می‌خوام کمک کنم به گوش همه برسه

331
00:28:34,791 --> 00:28:36,291
‫به گوش همه برسه؟

332
00:28:36,416 --> 00:28:39,583
‫مسئله من یا شما نیست

333
00:28:39,708 --> 00:28:41,583
‫می‌خوای داستان این زن‌ها رو بگیری؟

334
00:28:41,708 --> 00:28:43,875
‫برای چی؟

335
00:28:44,000 --> 00:28:48,958
‫که بتونی چیزی درمورد ما
سرخ‌پوست‌های بیچاره توی «منطقه» ‫بنویسی

336
00:28:49,083 --> 00:28:52,916
‫این زندگی‌های ماست که داری به بازی می‌گیری، داستان‌های ما

337
00:28:53,041 --> 00:28:55,041
‫هیچ نمی‌دونی چه حسی داره که هر روز پا شی

338
00:28:55,166 --> 00:28:56,583
‫و بدونی اون‌همه کاری که نشد بکنی،

339
00:28:56,708 --> 00:28:59,625
‫کسایی که می‌شد ولی نجات ندادی، نه حتی بچۀ...

340
00:28:59,750 --> 00:29:00,875
‫چی؟

341
00:29:02,625 --> 00:29:04,250
‫چی می‌خواستی بگی؟

342
00:29:05,583 --> 00:29:07,250
‫ببخشید

343
00:29:17,750 --> 00:29:19,416
‫- سلام
‫- سلام

344
00:29:21,500 --> 00:29:22,541
‫اوم

345
00:29:27,000 --> 00:29:29,666
‫کاربراتور؟

346
00:29:29,791 --> 00:29:32,458
سیم گازش مشکل داره

347
00:29:32,625 --> 00:29:34,291
‫بیاری‌ش بیرون، راحت‌تر می‌شه بررسی کرد

348
00:29:34,416 --> 00:29:37,083
‫آره، سعی کردم. پیچ‌ش هرز شده

349
00:30:08,125 --> 00:30:09,375
‫ممنون

350
00:30:15,750 --> 00:30:18,708
‫حدود هشت ساعت برای «ملپائیس» (بَدبوم) زود اومدی

351
00:30:20,708 --> 00:30:22,541
‫می‌خواستم درمورد یه چیزی باهات صحبت کنم

352
00:30:22,666 --> 00:30:23,583
‫جدی؟

353
00:30:29,416 --> 00:30:30,625
‫گشت مرزی؟

354
00:30:32,916 --> 00:30:34,500
‫فقط یه مصاحبه‌ست

355
00:30:34,625 --> 00:30:38,125
‫چرا می‌خوای برای گشت مرزی مصاحبه کنی؟

356
00:30:38,250 --> 00:30:40,000
‫خب، یه قانون توی کنگره در حال تصویبه،

357
00:30:40,166 --> 00:30:43,708
‫و سال بعد باید افسرهای بومی استخدام کنن

358
00:30:43,833 --> 00:30:45,625
‫ما که خودمون این‌جا مرز داریم، برنی

359
00:30:48,500 --> 00:30:51,166
‫خب، آزمون ستوانی رو قبول شدم

360
00:30:51,291 --> 00:30:53,166
‫آمادۀ ترفیع‌گرفتن‌ام

361
00:31:00,375 --> 00:31:02,166
‫جایی برای رفتن نیست

362
00:31:02,291 --> 00:31:03,958
‫خب، جانشین من می‌شی

363
00:31:04,083 --> 00:31:07,083
‫باشه؟ تا ابد که نمی‌تونم انجام‌ش بدم

364
00:31:07,208 --> 00:31:09,666
‫بابت تمام کارهایی که برام کردی ازت ممنون‌ام، جو

365
00:31:09,791 --> 00:31:11,291
‫جدی می‌گم

366
00:31:11,458 --> 00:31:12,958
‫و دل‌م برای این‌جا تنگ می‌شه

367
00:31:13,083 --> 00:31:15,083
‫ولی چندتا زن ستوان شده‌ان؟

368
00:31:15,250 --> 00:31:18,083
‫خب، مگه توی گشت مرزی چندتا زن هست؟

369
00:31:18,250 --> 00:31:19,375
‫واقعاً فکر کردی اون‌جا برات بهتره؟

370
00:31:19,500 --> 00:31:22,000
‫نمی‌دونم، ولی این...

371
00:31:22,166 --> 00:31:23,000
‫چی؟

372
00:31:26,916 --> 00:31:29,375
‫باید راه خودم رو پیدا کنم

373
00:31:29,500 --> 00:31:31,208
‫حالا چرا باید بری اون‌جا که راه خودت رو پیدا کنی؟

374
00:31:31,333 --> 00:31:32,333
‫چرا همین‌جا نتونی پیداش کنی خب؟

375
00:31:32,458 --> 00:31:33,708
‫بابا

376
00:31:33,875 --> 00:31:35,375
‫برن... هی، برن، یه لحظه وایسا

377
00:31:35,500 --> 00:31:36,500
‫صبر کن

378
00:31:36,625 --> 00:31:37,958
‫برن، دست بردار

379
00:31:43,000 --> 00:31:44,500
‫ببخشید اگه بد حرف‌م رو زدم

380
00:31:47,541 --> 00:31:48,750
‫اگه توصیه‌نامه خواستی خبرم کن

381
00:31:48,875 --> 00:31:50,958
‫ببینم...

382
00:31:51,083 --> 00:31:53,166
‫ببینم می‌تونم کسی رو پیدا کنم که برات بنویسه

383
00:32:02,250 --> 00:32:04,041
‫- صبح برمی‌گردم
‫- خیلی‌خب

384
00:33:06,458 --> 00:33:09,375
‫به‌نظرت می‌خوره این جادوگری «ناواهو» باشه؟

385
00:33:09,500 --> 00:33:11,875
‫حس‌وْحال‌ش که نمی‌خوره

386
00:33:12,000 --> 00:33:14,041
‫انگار یکی خواسته مثل «ناواهو» جا بزندش

387
00:33:22,041 --> 00:33:23,166
‫«درامکو»

388
00:33:23,333 --> 00:33:24,208
‫ضبط‌ش کن

389
00:33:33,291 --> 00:33:34,166
‫برن

390
00:33:40,000 --> 00:33:42,666
« بی.جِی. واینز »

391
00:34:10,000 --> 00:34:13,083
‫اه. اون توماس‌ـه؟

392
00:34:13,250 --> 00:34:14,875
گمون کنم

393
00:34:40,250 --> 00:34:42,375
‫هی

394
00:34:42,541 --> 00:34:44,291
‫باید پسرش رو پیدا کنیم

395
00:34:58,833 --> 00:35:00,500
‫سلام، بنی
[ صحبت به دینِی ]

396
00:35:02,250 --> 00:35:04,250
بابام این‌جا نیست
[ صحبت به دینِی ]

397
00:35:07,208 --> 00:35:09,375
‫اوه

398
00:35:09,500 --> 00:35:11,166
‫اون‌جا چی داری؟

399
00:35:11,291 --> 00:35:14,291
‫فکر کنم بابام برام گذاشتدش

400
00:35:14,416 --> 00:35:17,458
‫خب، بده، بذار کمک‌ت کنم

401
00:35:35,000 --> 00:35:35,875
‫اوه

402
00:35:40,666 --> 00:35:42,583
‫مراقب باش. سنگینه

403
00:35:42,708 --> 00:35:44,083
‫بفرما

404
00:35:50,416 --> 00:35:52,375
‫تولدته؟

405
00:35:52,500 --> 00:35:54,500
‫بعضی وقت‌ها همین‌طوری چیزی برام می‌گیره

406
00:35:54,625 --> 00:35:57,541
‫معمولاً عروسک دخترونه نمی‌گیره ولی

407
00:36:00,875 --> 00:36:02,208
‫عروسک دخترونه؟

408
00:36:04,458 --> 00:36:08,125
‫هی، بنی، می‌شه ببینم‌ش؟ فقط یه لحظه

409
00:36:22,083 --> 00:36:23,291
‫برن

410
00:36:28,333 --> 00:36:30,625
‫همین حالا سوار ماشین‌ش کن

411
00:36:32,208 --> 00:36:34,958
‫هی، بنی، بیا بریم یه دور بزنیم

412
00:36:36,291 --> 00:36:37,791
عروسک چی می‌شه پس؟
[ صحبت به دینِی ]

413
00:36:38,125 --> 00:36:40,125
‫ستوان خیلی زود میاردش

414
00:36:41,708 --> 00:36:43,541
‫برن

415
00:36:43,541 --> 00:36:44,541
‫هنری رو خبر کن

416
00:36:44,708 --> 00:36:46,166
‫همین حالا بفرست‌ش این‌جا

417
00:36:53,916 --> 00:36:55,125
‫سَلی

418
00:36:57,166 --> 00:37:01,875
‫می‌دونی «پدر آسمان» و «مادر زمین»
چطوری با صاعقه گرد هم اومدن؟

419
00:37:02,000 --> 00:37:03,666
‫بشین

420
00:37:15,375 --> 00:37:17,833
اولین [واژۀ دینِی]

421
00:37:18,000 --> 00:37:22,041
ساخته شده بود برای [واژۀ دینِی]

422
00:37:24,875 --> 00:37:27,416
‫داشت گریه می‌کرد،

423
00:37:27,416 --> 00:37:32,750
و [صحبت به دینِی]
و [صحبت به دینِی]

424
00:37:32,875 --> 00:37:36,125
‫توی ابرها و پوستۀ گل‌سرخ صخره‌ای پیچیدش

425
00:37:36,250 --> 00:37:39,416
‫یه رنگین‌کمان بالاسرش گذاشتن که از سرش محافظت کنه

426
00:37:39,541 --> 00:37:43,458
‫و برای پاهای کوچیک‌ش هم یه رنگین‌کمان زیرش

427
00:37:43,583 --> 00:37:46,958
بعد اون رو بینِ [واژۀ دینِی] گرفتن

428
00:37:47,083 --> 00:37:51,000
و [واژۀ دینِی] با صاعقه

429
00:37:51,166 --> 00:37:53,625
‫داستان قشنگیه

430
00:37:53,750 --> 00:37:58,125
‫باید خاطرجمع بشیم که به گوش بچه‌هامون بخوره

431
00:37:58,250 --> 00:37:59,750
‫تا فراموش نکنن

432
00:38:09,500 --> 00:38:11,083
‫بیمارستان محلی «اسکاربرو»

433
00:38:11,083 --> 00:38:12,708
‫به کی می‌تونم وصل‌تون کنم؟

434
00:38:12,833 --> 00:38:16,416
‫مأمور ویژه رلستن از دفتر میدانی «فلگستف» هستم

435
00:38:16,583 --> 00:38:19,500
‫«اِف‌بی‌آی» داره درمورد تیراندازی‌های
دیروز در «ملپائیس» (بَدبوم) ‫تحقیق می‌کنه

436
00:38:19,625 --> 00:38:20,958
‫می‌خواستم با قربانی مصاحبه کنم

437
00:38:21,083 --> 00:38:22,750
‫اوه، البته

438
00:38:22,875 --> 00:38:24,250
‫زمان‌ش رو بگم که به‌ش اطلاع بدن؟

439
00:38:24,416 --> 00:38:27,000
‫نه، فقط شماره‌اتاق‌ش رو می‌خوام

440
00:38:47,375 --> 00:38:48,916
‫می‌خوای همون‌طوری اون‌جا وایستی؟

441
00:38:57,750 --> 00:39:00,041
‫عروسک با «سمتکس» پر شده
‫[ مادۀ منفجره ]

442
00:39:00,166 --> 00:39:02,083
‫به نخ‌کش عروسک وصل شده

443
00:39:02,208 --> 00:39:04,791
‫چه‌جور روانی مریضی همچین کاری می‌کنه؟

444
00:39:04,916 --> 00:39:06,250
‫می‌تونی خنثی‌ش کنی؟

445
00:39:19,000 --> 00:39:20,791
‫انبردست

446
00:39:20,916 --> 00:39:21,958
‫دَم‌باریک، پخمه

447
00:39:22,125 --> 00:39:23,625
‫نگفتی دَم‌باریک

448
00:39:23,750 --> 00:39:25,666
‫الآن دارم می‌گم

449
00:39:31,000 --> 00:39:34,500
‫باید اون قطعۀ فلزی رو دربیاری

450
00:39:34,625 --> 00:39:35,875
‫چرا من باید درش بیارم؟

451
00:39:36,000 --> 00:39:37,083
‫دست‌های من می‌لرزه

452
00:39:39,000 --> 00:39:42,666
‫اول باید اتصال‌به‌زمین کنی

453
00:39:42,791 --> 00:39:47,916
‫جرقه بزنه، جفت‌مون جزغاله شدیم

454
00:40:13,166 --> 00:40:15,250
‫آروم

455
00:40:15,375 --> 00:40:17,041
‫آروم

456
00:40:17,166 --> 00:40:17,958
‫آروم

457
00:40:18,083 --> 00:40:20,500
‫آروم‌ام دیگه

458
00:40:25,541 --> 00:40:26,958
‫- تموم
‫- خدایا

459
00:40:27,083 --> 00:40:28,833
‫خطر رفع شد

460
00:40:32,125 --> 00:40:33,875
‫چی‌کارش کنم؟

461
00:40:34,000 --> 00:40:37,750
‫یه پلیس خوب به‌عنوان مدرک برـش می‌داره

462
00:40:37,875 --> 00:40:40,750
‫ولی تو هر کار می‌خوای بکن

463
00:40:44,458 --> 00:40:45,375
‫همین؟

464
00:40:46,833 --> 00:40:48,125
‫یالا

465
00:40:48,250 --> 00:40:50,166
‫تا کلانتری می‌رسونم‌ت

466
00:40:50,291 --> 00:40:52,750
‫برای قضیۀ ماه باید به‌موقع برسم خونه

467
00:41:01,833 --> 00:41:04,333
ذرت‌پفکی کو؟
[ صحبت به دینِی ]

468
00:41:04,916 --> 00:41:06,583
‫خون‌سرد باش، پسر

469
00:41:06,750 --> 00:41:09,333
‫فضانوردان اسکات و اروین روی ماه رانندگی خواهند کرد

470
00:41:09,458 --> 00:41:11,625
‫می‌شه دید اون‌جا چی داریم می‌بینیم، والی؟

471
00:41:11,750 --> 00:41:13,833
‫به نظر اون نردبونیه که ازش پایین میاد

472
00:41:13,958 --> 00:41:16,375
‫فکر کنم داریم عایق رو می‌بینیم،

473
00:41:16,541 --> 00:41:18,916
‫عایق نارنجی و عایق طلایی

474
00:41:19,041 --> 00:41:20,541
‫در سرتاسر محفظۀ تجهیزات

475
00:41:20,666 --> 00:41:24,875
‫به‌نظرم این‌جا نشستیم و منتظریم ببینیم
‫چه سخن جاودانه‌ای از زبان دِیو خارج می‌شه

476
00:41:25,000 --> 00:41:27,208
‫قول میدم یه چیزی درمورد کاوش می‌گه

477
00:41:27,333 --> 00:41:28,916
‫سفیدها عاشق کاوش هستن

478
00:41:29,041 --> 00:41:31,583
‫اگه نگفت چی؟

479
00:41:31,708 --> 00:41:33,458
‫دو فنجون ژله مهمون من

480
00:41:33,625 --> 00:41:34,916
‫خب، هیوستن

481
00:41:35,041 --> 00:41:39,000
‫همان‌طور که این‌جا در شگفتی‌های...

482
00:41:39,125 --> 00:41:46,291
‫ناشناختۀ «هدلی» ایستاده‌ام، به‌نوعی پی بردم
‫که حقیقتی بنیادی در طبیعت ما وجود دارد

483
00:41:46,416 --> 00:41:48,333
‫انسان باید کاوش کند

484
00:41:50,458 --> 00:41:51,500
‫- سلام
‫- سلام

485
00:41:54,916 --> 00:41:56,666
‫حل‌ش کردی؟

486
00:41:56,833 --> 00:41:58,000
‫آره

487
00:42:03,375 --> 00:42:05,833
‫هی، بنی

488
00:42:05,958 --> 00:42:07,958
‫عروسک‌ت رو قراره یه‌کم نگه داریم

489
00:42:08,083 --> 00:42:09,291
‫مشکلی نداره؟

490
00:42:13,041 --> 00:42:15,166
‫با اون چی‌کار کنیم؟

491
00:42:15,291 --> 00:42:17,500
‫الآن چندتا تماس گرفتم. یکی میاد می‌بردش

492
00:42:20,416 --> 00:42:21,458
‫فهمیدم این چیه

493
00:42:21,583 --> 00:42:23,166
‫مهروْموم ایالت «آریزونا»

494
00:42:23,333 --> 00:42:27,083
‫اسنادیه که «درامکو» باید به دولت می‌فرستاد

495
00:42:27,250 --> 00:42:30,250
‫آره، فردا اولِ‌وقت برو اون‌جا
‫و ببین چی دستگیرت می‌شه

496
00:42:45,666 --> 00:42:50,041
‫می‌دونی فضانوردها قبلاً این اطراف تمرین می‌کردن؟

497
00:42:50,166 --> 00:42:54,000
‫چند سال پیش، یه ریش‌سفید توی صحرا پیداشون کرد

498
00:42:54,125 --> 00:42:57,166
‫به‌ش گفتن که قراره به ماه سفر کنن

499
00:42:57,291 --> 00:43:01,125
‫ریش‌سفیده ازشون خواست که اگه بشه
‫یه پیغام خیلی مهم با خودشون ببرن اون‌جا

500
00:43:01,250 --> 00:43:03,375
‫ازطرف مردم ما به ارواح ماه

501
00:43:03,500 --> 00:43:07,083
‫فضانوردها قبول کردن

502
00:43:07,250 --> 00:43:12,916
‫ریش‌سفیده هم پیغام رو به «دینِی» تکرار
‫کرد که بتونن بی‌کم‌وْکاست انتقال‌ش بدن

503
00:43:14,083 --> 00:43:15,750
‫اون پیغام چی بود؟

504
00:43:17,416 --> 00:43:19,166
حرف‌شون رو باور نکنید
[ صحبت به دینِی ]

505
00:43:19,166 --> 00:43:23,333
اون‌ها اومده‌ان سرزمین‌تون رو از چنگ‌تون دربیارن
[ صحبت به دینِی ]

506
00:43:30,250 --> 00:43:32,791
‫چرا به بابام زنگ نمی‌زنه خب؟

507
00:43:36,833 --> 00:43:38,250
‫نمی‌تونه

508
00:43:50,041 --> 00:43:52,041
دوباره بابام رو می‌بینم اصلاً؟
[ صحبت به دینِی ]

509
00:43:54,583 --> 00:43:55,583
نه
[ صحبت به دینِی ]

510
00:44:04,541 --> 00:44:06,583
‫و عالی

511
00:44:06,708 --> 00:44:09,083
‫خیلی تمیز بیرون میاد

512
00:44:17,583 --> 00:44:19,791
توی بازداشتگاه تلویزیون هست
[ صحبت به دینِی ]

513
00:44:20,000 --> 00:44:20,625
!بیاید بریم
[ صحبت به دینِی ]

514
00:44:30,000 --> 00:44:34,291
‫تا دوباره به خانه‌های انسان‌ها
‫بر روی تپه‌های سرسبز زمین برگردید

515
00:44:38,583 --> 00:44:39,958
‫ممنون، جو، ما آماده‌ایم تا...

516
00:44:40,125 --> 00:44:41,416
‫بفرما، بنی

517
00:44:44,875 --> 00:44:47,041
‫هفتۀ پیش فضانورده رو دیدم

518
00:44:47,166 --> 00:44:48,916
‫نزدیک خونه‌مون بود

519
00:44:49,041 --> 00:44:50,916
‫جدی؟

520
00:44:51,041 --> 00:44:54,625
‫شبیه اون بود، ولی با موهای روشن‌تر

521
00:44:54,791 --> 00:44:57,166
‫به بابابزرگ‌م گفتم،

522
00:44:57,291 --> 00:44:59,666
‫اون هم گفت که به‌ش نزدیک نشم،

523
00:44:59,791 --> 00:45:02,791
‫چون آدم بدیه

524
00:45:02,916 --> 00:45:05,083
‫چرا بابابزرگ‌ت گفت آدم بدیه؟

525
00:45:05,208 --> 00:45:09,291
‫چون اون چاه رو منفجر کرده بود

526
00:45:09,458 --> 00:45:11,708
‫کدوم چاه؟

527
00:45:11,833 --> 00:45:13,916
‫نمی‌دونم

528
00:45:27,541 --> 00:45:28,750
‫آره

529
00:45:38,125 --> 00:45:40,541
‫جو؟

530
00:45:40,708 --> 00:45:41,750
‫چی شده؟

531
00:45:41,750 --> 00:45:44,833
‫فکر کنم اون پسرم رو کُشته

532
00:46:14,750 --> 00:46:16,958
‫- ببخشید. یک سرخ‌پوست ندیدید؟
‫- بله، می‌تونم کمک‌تون کنم؟

533
00:46:16,958 --> 00:46:17,958
‫چی؟

534
00:46:19,125 --> 00:46:20,541
‫اون این‌جاست

535
00:46:22,500 --> 00:46:23,666
‫توی بیمارستانه

536
00:46:23,791 --> 00:46:26,125
‫رفته سراغ چی

537
00:46:29,041 --> 00:46:31,166
‫چی؟ چی، کجائی؟

538
00:46:31,333 --> 00:46:33,875
‫مشکلی که حیوون‌های هار دارن
‫اینه که غیرقابل‌پیش‌بینی‌ان
