﻿1
00:00:00,458 --> 00:00:02,958
« ...آن‌چه گذشت »

2
00:00:03,375 --> 00:00:05,958
برای این‌که بمونی چه‌چیزی لازمه؟

3
00:00:06,000 --> 00:00:10,208
اومدن به «منطقه» و کُشتن سرخ‌پوست‌ها فکر تو نبود، بود؟

4
00:00:10,375 --> 00:00:13,458
بی‌جِی واینس و «مردمان تاریکی»ش

5
00:00:14,875 --> 00:00:18,375
،الآن ببری‌ش، هیچ‌وقت نمی‌فهمیم واسه کی کار می‌کنه

6
00:00:18,375 --> 00:00:20,291
و من نمی‌تونم با اون کنار بیام؛ تو می‌تونی؟

7
00:00:20,291 --> 00:00:22,166
از دست ما خارجه

8
00:00:25,666 --> 00:00:28,458
فرار کرد. فرار کرد -
خیلی‌خب. خیلی‌خب -

9
00:01:02,500 --> 00:01:07,250
یه قدم دیگه برداری، مرده‌شوی مجبور
می‌شه ساچمه از لای دندون‌هات دربیاره

10
00:01:12,916 --> 00:01:14,666
می‌دونی من کی‌ام؟

11
00:01:20,958 --> 00:01:22,625
خب، چقدر بَده؟

12
00:01:24,583 --> 00:01:28,000
خب، اون پلیس ناواهویی، لیپ‌هورن؛

13
00:01:28,000 --> 00:01:30,250
اون مشکوک شده که برای تو کار می‌کنم

14
00:01:31,875 --> 00:01:35,708
و وصل شده به انفجار «درامکو»، ولی نمی‌تونه ثابت‌ش کنه

15
00:01:39,666 --> 00:01:41,250
ازش مطمئن‌ای؟

16
00:01:45,208 --> 00:01:47,291
خب، مدرک‌ش توی اون جعبه بود، درسته؟

17
00:01:47,333 --> 00:01:49,166
ترتیب اون رو دادم

18
00:01:53,958 --> 00:01:56,666
«انتظار دارن بری به «مکزیک قدیم

19
00:01:56,708 --> 00:02:00,458
«جای تو بودم، می‌رفتم شرق، سمت «دورانگو
[ «یکی از سی‌وْیک ایالت «مکزیک ]

20
00:02:03,291 --> 00:02:05,083
فعلاً همین‌قدر توی خونه دارم

21
00:02:09,083 --> 00:02:11,083
حدود پنج‌هزار دلاره

22
00:02:15,333 --> 00:02:17,166
کس دیگه‌ای این‌جاست؟

23
00:02:18,958 --> 00:02:20,333
نه

24
00:02:46,041 --> 00:02:48,416
،همین مسیر رو سه‌کیلومتر مستقیم برو

25
00:02:48,458 --> 00:02:52,375
،یه «جیپ» توی یه آلونک می‌بینی
باک‌ش پُره، آمادۀ سوارشدن

26
00:03:54,291 --> 00:03:55,916
آره

27
00:04:19,708 --> 00:04:21,666
لیندا

28
00:05:48,458 --> 00:05:52,416
خب... داشتی میومدی داخل، باربارا رو دیدی؟

29
00:05:52,458 --> 00:05:55,875
آره، سلام‌علیک کردیم

30
00:05:55,875 --> 00:05:59,375
می‌دونی، تو همیشه به‌م می‌گفتی که مسابقه نیست

31
00:05:59,416 --> 00:06:02,291
ولی همیشه باید از من جلو بزنی، مگه نه؟

32
00:06:05,500 --> 00:06:07,708
نمی‌دونم چطور شد، جو

33
00:06:07,708 --> 00:06:10,958
...سرـم هوار شده بود

34
00:06:11,000 --> 00:06:13,625
قبل از این‌که فرصت کنم واکنش نشون بدم

35
00:06:16,291 --> 00:06:17,500
آره

36
00:06:21,166 --> 00:06:24,333
خودکارت رو روی صندلی‌عقب پیدا کردم

37
00:06:24,333 --> 00:06:26,500
ازش واسه بازکردن دست‌بند استفاده کرده بود

38
00:06:33,916 --> 00:06:36,000
...تو

39
00:06:36,000 --> 00:06:39,333
تابه‌حال کسی رو کُشتی، جو؟

40
00:06:41,791 --> 00:06:44,666
...توش دخیل بوده‌ام

41
00:06:44,708 --> 00:06:46,416
توی جنگ

42
00:06:48,250 --> 00:06:50,708
ولی خودم شخصاً؛ نه

43
00:06:50,708 --> 00:06:52,666
،سال 1957

44
00:06:52,666 --> 00:06:56,375
...به یه خشونت خانگی فرا خونده شدم

45
00:06:56,416 --> 00:07:01,166
،و این یارو رو اون پشت پیدا کردم که زیر یه درخت دراز کشیده بود

46
00:07:01,208 --> 00:07:04,416
طنابِ دار هم بالای سرش تاب می‌خورد

47
00:07:04,416 --> 00:07:08,375
کاشف به عمل اومد که به همسرش توی
تخت‌خواب‌شون به‌قصد کُشت شلیک کرده بود

48
00:07:08,375 --> 00:07:11,875
حالا نمی‌تونه بدون اون به زندگی ادامه بده

49
00:07:13,625 --> 00:07:17,875
،ولی می‌ترسه اگه مرتکب خودکُشی بشه

50
00:07:17,916 --> 00:07:20,250
...بره جهنم، پس

51
00:07:20,250 --> 00:07:23,875
چغلی خودش رو به قانون می‌کنه

52
00:07:26,375 --> 00:07:30,416
یه‌ذره مونده برسم بالای سرش که هفت‌تیر رو دیدم

53
00:07:30,458 --> 00:07:33,875
دست‌ش رو میاره بالا و به‌سمت من نشونه‌ش می‌ره

54
00:07:46,333 --> 00:07:50,375
زیر اون درخت پیش‌ش موندم

55
00:07:52,750 --> 00:07:55,250
...مُرد

56
00:07:55,250 --> 00:07:58,375
درست زمانی که آمبولانس رسید

57
00:07:58,375 --> 00:08:02,583
من آخرین چیزی بودم که توی عمرش دید

58
00:08:05,333 --> 00:08:09,000
حالا، به اون فکر کن

59
00:08:09,000 --> 00:08:12,916
وقتی کسی رو می‌کُشی، دیگه باهات عجین می‌شه

60
00:08:14,833 --> 00:08:18,625
هر جایی که توی این زندگی بری، همراه‌ت هست

61
00:08:20,041 --> 00:08:21,833
شاید توی زندگی بعدی هم همراه‌ت باشه

62
00:08:21,833 --> 00:08:23,583
نمی‌دونم

63
00:08:23,583 --> 00:08:25,666
من هم نمی‌دونم

64
00:08:25,666 --> 00:08:30,666
 ،دیشب با چشم‌های بسته اون‌جا دراز شده بودم

65
00:08:30,666 --> 00:08:32,625
...خودم رو به مُردن زده بودم

66
00:08:35,208 --> 00:08:37,916
...چون می‌ترسیدم اگه چشم‌هام رو باز کنم

67
00:08:40,125 --> 00:08:43,750
اون آخرین چیزی باشه که توی عمرم دیدم

68
00:08:43,791 --> 00:08:45,750
...و من

69
00:08:45,791 --> 00:08:47,083
...من

70
00:08:47,083 --> 00:08:50,375
آسیب دیده بودی، توی شوک بودی

71
00:08:50,416 --> 00:08:53,625
آ... آره

72
00:08:53,666 --> 00:08:55,833
آره. بیا با همون پیش بریم

73
00:09:12,458 --> 00:09:14,083
بله؟

74
00:09:14,125 --> 00:09:16,541
...سلام. من

75
00:09:16,541 --> 00:09:18,541
اون‌یکی خدمتکاره، گابریِلا؛ اون هست؟

76
00:09:18,541 --> 00:09:20,416
نه، قربان

77
00:09:44,875 --> 00:09:47,583
...آقای چی

78
00:09:47,583 --> 00:09:50,041
حدس می‌زنم که... بر سوءظن‌های من صحه گذاشتید؟

79
00:09:50,083 --> 00:09:52,125
نه

80
00:09:52,166 --> 00:09:54,500
ولی شما بر سوءظن‌های توماس چارلی صحه گذاشتید

81
00:09:54,500 --> 00:09:56,916
اوه؟ چطور؟

82
00:09:56,958 --> 00:09:58,833
اون به‌م گفت که شما جادوگری

83
00:09:58,875 --> 00:10:01,958
من به جادوگرها اعتقادی ندارم، ولی اون داشت

84
00:10:02,000 --> 00:10:04,500
همین‌طور کُلی آدم دیگه این دوروْبر

85
00:10:04,500 --> 00:10:09,000
و بعد از چیزی که دیشب در بزن‌وْبکوب کوچک‌تون
دیدم، برام سؤاله شما هم یکی از اون‌هائی یا نه

86
00:10:11,083 --> 00:10:12,750
...حورحه

87
00:10:14,791 --> 00:10:16,458
این رو بگیر

88
00:10:22,416 --> 00:10:26,541
ماجراجویی‌های معنوی من به شما مربوط نمی‌شه

89
00:10:27,958 --> 00:10:30,958
توصیه می‌کنم با چیزی که درکی ازش نداری، بازی نکنی ، بن

90
00:10:33,458 --> 00:10:37,083
،می‌تونی مراسم‌های ما رو تصاحب کنی

91
00:10:37,125 --> 00:10:40,083
ولی هیچ‌وقت از جادۀ سیاه خارج نمی‌شی

92
00:10:42,583 --> 00:10:43,958
همسرت کجاست؟

93
00:10:44,000 --> 00:10:46,666
...به‌ت می‌گم چیه

94
00:10:46,708 --> 00:10:49,333
ما تلاش‌مون رو کردیم، مگه نه، آقای چی؟

95
00:10:49,333 --> 00:10:51,541
...بذار ببینیم

96
00:10:51,583 --> 00:10:54,458
چیزی ارائه ندادی

97
00:10:54,458 --> 00:10:57,958
...من متنفرم واسه هیچ‌وْپوچ پول بدم، ولی

98
00:11:01,375 --> 00:11:02,916
حسابْ حسابه

99
00:11:05,666 --> 00:11:08,958
نگران رُزماری نباش. اون گور خودش رو کنده

100
00:11:43,875 --> 00:11:45,833
شیما» (مامان) چطوره؟»

101
00:11:45,833 --> 00:11:48,666
شاید باید بیش‌تر سر بزنی، خودت ببینی

102
00:11:51,625 --> 00:11:55,000
می‌خوام یه چیزی رو باهات درمیون بذارم

103
00:11:55,041 --> 00:11:58,875
به‌نظرم واینز مرد بوره رو اجیر کرد که چاه «درامکو» رو منفجر کنه

104
00:11:58,916 --> 00:12:02,458
داره هر کسی رو که بتونیم به‌ش وصل کنیم، می‌کُشه

105
00:12:02,458 --> 00:12:07,000
بهتره پشم گوسفندت رو بچّینی
،و نقره‌ت رو برق بندازی

106
00:12:07,000 --> 00:12:09,291
قبل از این‌که بری سروقت مردی مثل واینز

107
00:12:09,291 --> 00:12:14,416
آره، خب، گزارش زمین‌شناسیِ محل
درامکو» رو توی «مالپائیس» (بَدبوم) پیدا کردم»

108
00:12:14,458 --> 00:12:18,208
مرد بوره سعی کرد همراه با چندتا چیز
دیگه از گاوصندوق واینز بسوزوندش

109
00:12:18,208 --> 00:12:21,291
تنها راهی که واینز می‌تونسته دست‌ش به اون گزارش برسه

110
00:12:21,333 --> 00:12:24,875
اینه که دیلن چارلی داده باشدش به‌ش، یا پول گرفته باشه که بده

111
00:12:24,875 --> 00:12:26,750
ادامه بده

112
00:12:26,750 --> 00:12:29,375
دیلن برای «درامکو» کار می‌کرد. اون وْ واینز صمیمی بودن

113
00:12:29,375 --> 00:12:30,666
واینز از کلیساش حمایت می‌کرده

114
00:12:30,666 --> 00:12:32,875
«مردمان تاریکی» -
آره -

115
00:12:32,875 --> 00:12:37,291
به‌نظرم دیلن دربارۀ عملیات حفاری
درامکو» به واینز اطلاعات می‌داده»

116
00:12:37,333 --> 00:12:40,625
اون انفجار تقریباً مال چهار سال پیشه

117
00:12:40,625 --> 00:12:43,375
دیلن چارلی دو ساله که مُرده

118
00:12:43,375 --> 00:12:45,541
چرا الآن این کُشتارها راه افتاده؟

119
00:12:45,541 --> 00:12:48,416
چون اِمرسن چارلی فهمید که داره از سرطان می‌میره

120
00:12:48,416 --> 00:12:51,000
همه‌چیز عوض شد -
چطور؟ -

121
00:12:51,041 --> 00:12:53,458
اِمرسن می‌دونست برادرش چی‌کار کرده

122
00:12:53,500 --> 00:12:56,583
و این‌که واینز یه آتویی از دیلن داشت
که توی گاوصندوق‌ش نگه می‌داشت

123
00:12:56,625 --> 00:13:00,666
اِمرسن نمی‌خواست با ننگ برادرش روی وجدان‌ش بمیره

124
00:13:00,708 --> 00:13:05,916
پس به‌نظرم از توماس خواست که گزارشه رو از گاوصندوق
برداره تا بتونه قبل از مردن‌ش ببردش پیش مقامات

125
00:13:05,916 --> 00:13:08,958
کُلی اما و اگر توی ذهن‌ته

126
00:13:08,958 --> 00:13:10,708
دیگه چی داری؟

127
00:13:12,500 --> 00:13:14,250
تو رو

128
00:13:14,291 --> 00:13:16,583
هیچ‌کس بیش‌تر از تو از انفجارها سرش نمی‌شه؛

129
00:13:16,583 --> 00:13:18,541
این‌که روال‌شون چطوریه، چی جا می‌ذارن

130
00:13:18,541 --> 00:13:20,333
،اگه قرار باشه واینز رو وصل کنم به این

131
00:13:20,375 --> 00:13:24,416
گام اول اثبات‌کردن اینه که اون مرد بوره اون چاه رو منفجر کرده

132
00:14:37,791 --> 00:14:40,875
این‌ها رو ببین

133
00:14:40,875 --> 00:14:43,333
این سازه‌ها؛ این‌یکی ساییده شده

134
00:14:43,375 --> 00:14:45,125
این‌یکی متلاشی شده

135
00:14:45,166 --> 00:14:47,833
،این‌یکی رو منفجر کرده

136
00:14:47,875 --> 00:14:50,875
و باقی‌شون فرو ریختن روی خودشون

137
00:14:50,916 --> 00:14:54,583
تو باشی بمب رو نمی‌ذاری این پایین که نفت هست؟

138
00:14:54,583 --> 00:14:57,333
می‌خواسته اتفاقی جلوه‌ش بده

139
00:14:59,875 --> 00:15:02,291
گذاشتدش بالای بالا

140
00:15:02,291 --> 00:15:05,083
...پس، وقتی منفجر شد

141
00:15:05,083 --> 00:15:07,833
انفجار از «دریک» (جرثقیل) دورش کرد

142
00:15:10,041 --> 00:15:14,708
زمانی که یه بمب‌ساز، بمبی رو
،طراحی می‌کنه که جواب‌گوئه

143
00:15:14,750 --> 00:15:17,041
به همون می‌چسبه

144
00:15:17,041 --> 00:15:20,791
می‌شه امضای کارش

145
00:15:20,791 --> 00:15:22,875
،پس، اگه این‌جا بود

146
00:15:22,875 --> 00:15:26,833
،از همون سیم آبی استفاده می‌کرد، از همون زمان‌سنج

147
00:15:26,833 --> 00:15:30,958
...از همون «سمتکس»ی که روی عروسکه استفاده کرده بود

148
00:15:31,000 --> 00:15:33,208
و روی بمبی که اِمرسن چارلی رو کُشت

149
00:15:36,208 --> 00:15:42,541
باید هر سطح نفوذپذیر در محدودۀ
صد متری اون «دریک» رو بررسی کنی 

150
00:15:42,541 --> 00:15:44,583
،اگه قراره چیزی پیدا کنیم

151
00:15:44,625 --> 00:15:47,500
همون‌جاست

152
00:15:47,541 --> 00:15:50,416
من اون سازه‌ها رو بررسی می‌کنم

153
00:15:50,458 --> 00:15:52,208
تو برو بالای اون آسیاب بادی

154
00:15:55,375 --> 00:15:59,291
من چطور باید با یه دست شکسته برم اون بالا؟

155
00:15:59,333 --> 00:16:01,375
دو تا دست داری دیگه، مگه نه؟

156
00:16:06,250 --> 00:16:08,041
یا خدا

157
00:16:22,166 --> 00:16:24,833
خیلی‌خب

158
00:17:43,333 --> 00:17:44,916
چیه؟

159
00:17:49,333 --> 00:17:51,958
...حالا می‌دونی

160
00:17:52,000 --> 00:17:54,291
اما چه حاصل

161
00:18:23,625 --> 00:18:26,125
« آکاپولکو - مروارید اقیانوس آرام »

162
00:18:34,083 --> 00:18:37,166
چیِ این چیزها ان‌قدر مهمه؟

163
00:18:42,208 --> 00:18:44,541
چی رو متوجه نمی‌شم؟

164
00:18:57,333 --> 00:19:03,041
« توجه: این فیلم تنها ازطریق لنزهای انحصاری ما قابل‌ظاهرشدن است »

165
00:19:19,541 --> 00:19:21,083
ممنون

166
00:19:26,250 --> 00:19:27,666
این‌طوری می‌شه

167
00:19:27,666 --> 00:19:31,125
،وقتی بری بی‌جِی واینز رو دستگیر کنی

168
00:19:31,166 --> 00:19:33,625
کلانتر بازداشت‌ش می‌کنه

169
00:19:33,625 --> 00:19:37,125
و قاضی سفیدپوستی که واینز نشونددش روی اون مسند

170
00:19:37,125 --> 00:19:38,916
به‌قیدِوثیقه آزادش می‌کنه

171
00:19:38,958 --> 00:19:42,500
،وکلای واینز سیستم رو به کار می‌گیرن

172
00:19:42,541 --> 00:19:44,875
و اتهامات برداشته می‌شن

173
00:19:44,916 --> 00:19:47,125
نه، اشتباه می‌کنید

174
00:19:47,125 --> 00:19:50,708
...عدالت سفیدپوستانه

175
00:19:50,750 --> 00:19:53,458
...عدالت سرخ‌پوستانه

176
00:19:53,500 --> 00:19:55,916
دو چیز متفاوت‌ان

177
00:19:55,916 --> 00:20:00,000
همین امروز هم به‌اندازۀ دوران من صدق می‌کنه

178
00:20:08,000 --> 00:20:12,458
چارلی‌ها استحقاق کمی عدالت سرخ‌پوستانه رو دارن

179
00:20:12,458 --> 00:20:14,875
همین‌طور نوه‌م

180
00:20:14,916 --> 00:20:18,083
اما به این معنا نیست که به اون عدالت می‌رسن

181
00:20:18,125 --> 00:20:20,125
زمونه عوض شده، هنری

182
00:20:21,708 --> 00:20:24,000
...زمونه عوض شده

183
00:20:24,041 --> 00:20:26,083
اما اوضاع که عوض نشده

184
00:20:52,250 --> 00:20:57,041
خیلی‌خب، پس توماس با رُزماری واینز رابطه داشته

185
00:20:57,083 --> 00:21:00,958
...می‌فهمم چرا این عکس‌ها روی دوربین‌شه، ولی

186
00:21:01,000 --> 00:21:02,583
چرا عکسی از این داره؟

187
00:21:02,583 --> 00:21:06,333
اگه مجبور باشم حدس بزنم، می‌گم که بعد از
،این‌که جعبۀ قفل‌دار رو از گاوصندوق واینز دزدیده

188
00:21:06,333 --> 00:21:08,166
،یه نگاه به داخل‌ش انداخته، دیددش

189
00:21:08,166 --> 00:21:09,750
بنا به هر دلیلی تصمیم گرفته ازش عکس بگیره

190
00:21:09,791 --> 00:21:11,875
بذار ببینم

191
00:21:22,458 --> 00:21:26,375
بی‌جِی واینز گزارشی که تسلیم دولت کرده رو دستکاری کرده

192
00:21:27,916 --> 00:21:31,750
،توماس چارلی از این‌یکی عکس گرفته، از نسخۀ اصلی

193
00:21:31,791 --> 00:21:33,500
قبل از این‌که دستکاری شده باشه

194
00:21:36,916 --> 00:21:40,416
نشون می‌ده که توی اون ملک اورانیوم هست

195
00:21:40,458 --> 00:21:42,625
...و اونی که دیلن تسلیم دولت کرد

196
00:21:45,583 --> 00:21:49,333
نشون می‌ده که هیچ خبری از اورانیوم نیست

197
00:21:49,375 --> 00:21:52,166
به‌همین‌خاطر واینز می‌خواست نسخۀ اصلی از بین بره

198
00:21:52,208 --> 00:21:56,875
واینز چاه رو منفجر کرد تا «درامکو» رو
بترسونه که به قیمت کم‌تری به‌ش بفروشه؟

199
00:21:56,916 --> 00:21:59,750
و براش مهم نبود که به قیمت جون شش نفر تموم می‌شه؟

200
00:22:06,250 --> 00:22:07,625
!ناتالی

201
00:22:07,625 --> 00:22:09,291
گوردو سِنا رو پیدا کن

202
00:22:09,291 --> 00:22:13,125
به‌ش بگو یه حکم برای بی‌جِی واینز لازم داریم

203
00:22:13,166 --> 00:22:15,250
به‌ش بگو هماهنگ کنه قاضی ما رو توی دفترش ببینه

204
00:22:15,250 --> 00:22:16,750
!اون رو بیار

205
00:22:18,041 --> 00:22:20,791
هی، فرمانده، خوش‌حال‌ام که برگشتی

206
00:22:46,083 --> 00:22:49,083
چه وضع‌شه؟ -
شما بازداشت‌ای -

207
00:22:53,125 --> 00:22:54,875
به چه اتهامی؟

208
00:22:54,916 --> 00:22:56,708
توطئه برای ارتکاب قتل

209
00:22:56,750 --> 00:23:00,166
قبل از این‌که آفتاب بره، وکیل‌هام رو می‌ندازم به جون‌ت

210
00:23:00,166 --> 00:23:02,125
و تا دوباره آفتاب بزنه، هنوز ول‌کن‌ت نیستن

211
00:23:02,125 --> 00:23:04,125
بریم

212
00:23:04,125 --> 00:23:07,000
چطوره یه لباس درست بپوشم؟ -
نُچ -

213
00:23:10,583 --> 00:23:12,083
داستان‌ت رو خوندم

214
00:23:12,458 --> 00:23:15,458
« مبارزۀ پرستار ناواهویی با نا باروری سرخ‌پوستان آمریکا »

215
00:23:15,458 --> 00:23:18,291
داستان توئه. من فقط یادداشت‌ش کردم

216
00:23:22,916 --> 00:23:30,333
پسرم عشق و شادمانی بیش‌تر از اونی
که می‌دونستیم، برامون به ارمغان آورد

217
00:23:30,375 --> 00:23:34,250
،شاید بچۀ دیگه‌ای هم نمی‌داشتیم

218
00:23:34,291 --> 00:23:38,000
،ولی اون تصمیم‌ش با خودم بود

219
00:23:38,041 --> 00:23:40,291
،نه با دولت

220
00:23:40,291 --> 00:23:43,791
نه با دکتر، با خودم

221
00:23:43,833 --> 00:23:48,083
با یک نژاد کامل از آدم‌ها مثل دام رفتار کنی

222
00:23:48,083 --> 00:23:50,541
و جمعیت گلّه رو کنترل کنی

223
00:23:50,583 --> 00:23:53,125
چون می‌ترسی تعدادمون زیاد بشه؟

224
00:23:55,583 --> 00:23:58,708
چه‌جور آدمی باید باشی که همچین کاری بکنی؟

225
00:23:58,750 --> 00:24:00,791
چه‌جور کشوری؟

226
00:24:09,958 --> 00:24:10,958
منتشرش کن

227
00:24:12,958 --> 00:24:15,708
مطمئن‌ای؟ -
مطمئن‌ام -

228
00:24:15,708 --> 00:24:19,708
علنی‌کردن کاری که برای این زن‌ها انجام دادی؛

229
00:24:19,750 --> 00:24:24,125
نمی‌خوام تحت هیچ وهمی باشی. خطرناکه

230
00:24:24,166 --> 00:24:26,916
ساکت‌موندن خطرناک‌تره

231
00:24:49,041 --> 00:24:50,708
!چی

232
00:24:51,916 --> 00:24:54,916
خانم «بیلاگانا» می‌خواد باهات حرف بزنه
[ واژه‌ای «ناواهویی» برای سفیدپوستان آمریکا ]

233
00:24:55,750 --> 00:24:58,541
دنبال‌ت می‌گشتم. رفتم درِ خونه‌تون

234
00:24:58,541 --> 00:25:00,041
شب رو پیش گابریِلا موندم

235
00:25:00,041 --> 00:25:01,708
خونه بود؟

236
00:25:01,958 --> 00:25:04,250
‫البته. چرا نباشه؟

237
00:25:04,291 --> 00:25:06,666
‫- چیزت کو...
‫- لازم‌ش ندارم

238
00:25:06,666 --> 00:25:08,750
‫از کِی؟

239
00:25:08,750 --> 00:25:10,833
‫آقای چی، چرا همیشه باید...

240
00:25:14,833 --> 00:25:17,500
‫مطمئن‌ام از گرفتاری بن خبر داری

241
00:25:17,500 --> 00:25:19,166
‫گرفتاری...

242
00:25:19,166 --> 00:25:22,250
‫تعبیر قشنگی بود

243
00:25:22,250 --> 00:25:24,166
‫به‌ت که گفتم یه‌سری‌ها صدمه می‌بینن

244
00:25:24,166 --> 00:25:26,458
‫فکر نمی‌کردم منظورت شوهرم هم باشه

245
00:25:39,458 --> 00:25:43,125
‫نگران بودی که توماس دربارۀ شما دو تا به شوهرت بگه

246
00:25:43,166 --> 00:25:46,125
‫برای همین استخدام‌م کردی، مگه نه...

247
00:25:46,166 --> 00:25:48,875
‫که قضیۀ رابطه‌تون فاش نشه؟

248
00:25:48,916 --> 00:25:51,416
‫من استخدام‌ت کردم که از شوهرم محافظت کنم

249
00:25:51,416 --> 00:25:53,458
‫که الآن توی هلفدونیه،

250
00:25:53,458 --> 00:25:55,833
‫احتمالاً هم تا آخر عمرش،

251
00:25:55,875 --> 00:25:57,416
‫که تو به خواسته‌ت برسی

252
00:25:57,416 --> 00:25:59,875
‫تو هیچ نمی‌دونی من چی می‌خوام، آقای چی

253
00:25:59,916 --> 00:26:02,333
‫- الکی وانمود نکن می‌دونی
‫- این‌قدر می‌دونم

254
00:26:02,333 --> 00:26:05,333
‫که می‌خواستی اون گزارش زمین‌شناسی رو پیدا کنم

255
00:26:05,333 --> 00:26:07,416
‫می‌دونستی توی جعبۀ قفل‌دار شوهرته

256
00:26:07,458 --> 00:26:10,250
‫می‌دونستی که تنها مدرکیه که اون رو
‫به انفجار «درامکو» وصل می‌کنه

257
00:26:10,250 --> 00:26:12,000
‫می‌دونستی اگه درز پیدا کنه،

258
00:26:12,000 --> 00:26:15,500
‫کارش ساخته‌ست، تو هم آزاد می‌شی

259
00:26:15,541 --> 00:26:17,458
‫چرا این‌قدر خوش‌ت میاد آشفته‌م کنی؟

260
00:26:17,500 --> 00:26:19,375
‫می‌دونی که وقتی همچین کاری می‌کنی، تشنج می‌گیرم

261
00:26:19,416 --> 00:26:21,750
‫ماشین

262
00:26:51,458 --> 00:26:53,541
‫من رو یاد خودم می‌ندازی، آقای چی

263
00:26:53,583 --> 00:26:55,416
‫تو هم مثل من تک‌وْتنهائی

264
00:26:55,458 --> 00:26:58,291
‫هرجا بریم، فکر می‌کنیم...

265
00:26:58,333 --> 00:26:59,791
‫دیگه خودشه

266
00:26:59,791 --> 00:27:02,750
‫این‌جا جای منه، به این‌جا تعلق دارم

267
00:27:02,750 --> 00:27:04,708
‫خونه‌م همینه

268
00:27:07,041 --> 00:27:08,708
‫ولی هیچ‌وقت نیست، مگه نه؟

269
00:27:15,375 --> 00:27:18,416
‫تاحالا «آکاپولکو» رفتی؟

270
00:27:18,416 --> 00:27:20,708
‫شنیدم این وقت سال خیلی قشنگه

271
00:27:23,416 --> 00:27:25,833
‫از سفرکردنِ تنهایی متنفرم

272
00:27:32,250 --> 00:27:36,208
‫فکر می‌کنم تیره‌پوست‌های زیادی اون‌جا
‫باشن که باروْبندیل‌ت رو برات ببرن

273
00:27:36,208 --> 00:27:38,083
‫خدا رو چه دیدی

274
00:27:38,083 --> 00:27:40,291
‫شاید شروع یه اتفاق خوب باشه

275
00:27:40,333 --> 00:27:42,625
‫من به همین راضی‌ام. مرسی

276
00:27:42,750 --> 00:27:45,625
‫اوه، حرفی که قبل‌تر زدی،

277
00:27:45,666 --> 00:27:48,333
‫فرضیۀ کذایی‌ت

278
00:27:48,375 --> 00:27:51,916
‫تصور کن آدم زاروْنزاری مثل من قادر به چنین کارهایی باشه

279
00:27:54,666 --> 00:27:56,708
‫کی اصلاً باور می‌کنه؟

280
00:27:59,250 --> 00:28:01,500
‫من

281
00:28:07,208 --> 00:28:09,500
‫مراقب خودت باش، جیم چی

282
00:28:30,083 --> 00:28:34,083
‫و البته، گای می‌دونه که من عاشق کتاب «برگ‌های علف»ام، خب؟
[ کتاب شعری از والت ویتمن ]

283
00:28:34,083 --> 00:28:36,166
‫ولی هیچ‌جای «منطقه» پیداش نبود

284
00:28:36,208 --> 00:28:38,875
‫پس یه هفته بعدش،

285
00:28:38,875 --> 00:28:42,583
دم هوگان خانواده‌م با یه کیسۀ دوا پیداش می‌شه

286
00:28:42,583 --> 00:28:44,791
‫و بازش می‌کنم...

287
00:28:44,791 --> 00:28:49,125
‫و پُر از پهنک‌های علفه

288
00:28:49,166 --> 00:28:52,208
‫آره، گای همین‌جوریه

289
00:28:54,041 --> 00:28:55,750
‫اوه

290
00:28:55,791 --> 00:28:59,708
‫جو، خندوندی‌ش

291
00:28:59,750 --> 00:29:02,000
‫من؟ من که کاری نکردم بابا

292
00:29:02,041 --> 00:29:04,083
‫اولین خنده‌ش بود؟

293
00:29:04,083 --> 00:29:08,375
‫باید یک [واژۀ دینِی] بگیریم

294
00:29:08,416 --> 00:29:09,916
‫چی هست؟

295
00:29:09,916 --> 00:29:12,875
‫وقتی بچه‌ای برای اولین‌بار می‌خنده،

296
00:29:12,875 --> 00:29:14,708
‫یعنی...

297
00:29:14,750 --> 00:29:16,375
‫بالأخره یه آدم شده

298
00:29:26,458 --> 00:29:27,708
‫خیلی‌خب

299
00:29:34,000 --> 00:29:37,208
‫پس تصمیم گرفتی یکی از ما باشی، ها؟

300
00:29:37,250 --> 00:29:39,000
‫دیگه یه آدم هستی

301
00:29:44,750 --> 00:29:46,708
‫بیاید همین‌جا مراسم بگیریم

302
00:29:46,750 --> 00:29:50,375
‫می‌گفتی اوضاع این‌جا باید به تعادل برگرده

303
00:29:50,375 --> 00:29:53,125
‫ازاون‌جایی‌که من خندوندم‌ش،
‫فکر کنم مسئولیت‌ش با منه

304
00:29:54,250 --> 00:29:56,041
‫بیاید انجام‌ش بدیم

305
00:29:58,125 --> 00:30:00,500
‫خیلی‌خب

306
00:30:00,541 --> 00:30:03,291
‫هی، می‌رم یه آبی به سَروْروم بزنم

307
00:30:03,333 --> 00:30:05,333
‫- به مارگارت می‌گی؟
‫- آره

308
00:30:05,375 --> 00:30:06,791
‫ممنون

309
00:30:06,791 --> 00:30:13,416
‫مدیر اجرایی معدن‌کاری، بی‌جِی واینز، ‫عصر امروز
از کلانتری شهرستان «والنسیا» ‫از بازداشت آزاد شد

310
00:30:13,458 --> 00:30:15,875
‫و امشب به‌قیدِوثیقه آزاد است

311
00:30:15,875 --> 00:30:25,416
‫واینز به توطئه ‫برای ارتکاب قتل ‫در انفجار «نفت درامکو»ی
چهار سال پیش ‫که منجر به کُشته‌شدن شش کارگر شد، متهم شد

312
00:30:25,416 --> 00:30:27,750
‫اتهامی که این میلیونر آن را به‌جد رد می‌کند

313
00:30:47,333 --> 00:30:50,000
‫زهره‌ترک‌م کردی، لیپ‌هورن

314
00:30:50,041 --> 00:30:52,583
‫چی...

315
00:30:52,583 --> 00:30:54,416
‫چی‌کار می‌کنی؟

316
00:30:59,958 --> 00:31:02,791
‫روی میزت پیداش کردم

317
00:31:02,833 --> 00:31:04,833
‫باید توی گاوصندوق‌ت قایم‌ش می‌کردی،

318
00:31:04,875 --> 00:31:07,625
‫همون‌جا که سگک پسرم و غنیمت‌های دیگه‌ت رو نگه می‌داری

319
00:31:07,666 --> 00:31:09,416
‫تا زن‌م رو بیدار نکردی، از این‌جا برو

320
00:31:09,416 --> 00:31:12,166
‫اون این‌جا نیست

321
00:31:12,166 --> 00:31:13,875
‫خدمتکارت هم نیست

322
00:31:13,916 --> 00:31:17,458
‫فقط توئی و حالا من

323
00:31:17,500 --> 00:31:20,041
‫انفجار «درامکو»...

324
00:31:21,750 --> 00:31:26,375
‫چرا شب که کسی نیست، انجام‌ش ندادی؟ چرا؟

325
00:31:26,416 --> 00:31:29,000
‫چرا اون‌همه آدم رو کُشتی؟

326
00:31:29,000 --> 00:31:33,083
‫قبلاً هم رسماً گفتم که من هیچ دخلی توش نداشتم

327
00:31:33,125 --> 00:31:37,958
‫اون شش سرخ‌پوست توی یه انفجار اتفاقیِ معدن مُردن

328
00:31:38,000 --> 00:31:41,166
‫شواهد این رو نشون می‌دن. این‌طوری هم هست

329
00:31:46,041 --> 00:31:48,916
[ صحبت به دینِی ]

330
00:31:49,166 --> 00:31:50,041
‫دوباره بگو

331
00:32:00,583 --> 00:32:02,083
‫پا شو

332
00:32:10,875 --> 00:32:12,250
‫کـ-کجا داریم می‌ریم؟

333
00:32:27,958 --> 00:32:31,541
‫ستوان، هیچ می‌دونی توی چه دردسری افتادی؟

334
00:32:31,541 --> 00:32:33,875
‫ها؟

335
00:32:33,916 --> 00:32:36,125
‫بی‌اجازه وارد خونه‌م شدی و من رو ربودی

336
00:32:36,125 --> 00:32:38,291
‫فاتحه‌ت خونده‌ست، دوست من

337
00:32:45,583 --> 00:32:46,958
‫هی!

338
00:32:49,833 --> 00:32:52,291
‫چه غلطی داری می‌کنی؟

339
00:32:52,333 --> 00:32:54,166
‫کـ-کجا داریم می‌ریم؟

340
00:33:21,416 --> 00:33:23,083
‫چیزی از «پیاده‌روی طولانی» می‌دونی؟
‫[ پیاده‌روی طولانی ناواهو: جلای وطن و پاک‌سازی قومی نافرجام ]

341
00:33:23,083 --> 00:33:25,833
‫اوه، حالا داریم گفت‌وْگو می‌کنیم؟

342
00:33:28,833 --> 00:33:31,416
‫بیش‌تر از 200 نفر از اجدادم،

343
00:33:31,458 --> 00:33:34,500
‫مرد، زن و بچه‌ها،

344
00:33:34,541 --> 00:33:39,291
‫به‌خاطر این‌که مجبور شدن پابرهنه
‫توی بیابون راه برن، مُردن...

345
00:33:39,333 --> 00:33:43,000
‫بدون آب و غذا

346
00:33:45,833 --> 00:33:53,041
‫اون بیرون ارواح تمام کسایی که
‫تو و امثال تو کُشتید‌، سرگردون می‌چرخن

347
00:33:54,916 --> 00:33:58,791
‫می‌خوام آخرین چیزی باشن که می‌بینی

348
00:34:11,708 --> 00:34:13,708
‫از ماشین پیاده شو

349
00:34:22,291 --> 00:34:24,375
‫راه برو

350
00:34:24,416 --> 00:34:25,791
‫گـ-گوش کن، ستوان

351
00:34:25,791 --> 00:34:27,625
‫هی، جو. جو، صبر کن

352
00:34:27,625 --> 00:34:29,416
‫گفتم راه برو

353
00:34:29,458 --> 00:34:31,041
‫کُشتن من پسرت رو برنمی‌گردونه

354
00:34:31,083 --> 00:34:32,750
‫خودت می‌دونی

355
00:34:32,750 --> 00:34:34,375
‫انتقام چقدر برات ارزش داره، ها...

356
00:34:34,375 --> 00:34:38,291
‫1 میلیون، 2 میلیون؟

357
00:34:38,291 --> 00:34:41,583
‫جو، 3 میلیون دلار به‌ت می‌دم، جو، همین امروز

358
00:34:41,583 --> 00:34:45,500
‫می-می‌دونی که من ثروتمندترین مرد بیابون‌ام، نه؟

359
00:34:45,500 --> 00:34:48,083
‫زانو بزن

360
00:34:48,125 --> 00:34:50,875
‫زانو بزن

361
00:35:12,750 --> 00:35:15,083
‫وای خدا

362
00:35:15,125 --> 00:35:17,291
‫خدا، نه، خدا

363
00:35:17,333 --> 00:35:19,458
‫وای نه، خدا

364
00:35:22,000 --> 00:35:23,750
‫وای خدا

365
00:38:59,000 --> 00:39:01,166
‫اون چی می‌خواد؟

366
00:39:01,166 --> 00:39:03,000
‫نمی‌دونم

367
00:39:11,625 --> 00:39:13,875
‫سلام

368
00:39:13,875 --> 00:39:16,291
‫واسه چی اومدی، گوردو؟

369
00:39:16,333 --> 00:39:18,833
‫چندتا خبر دارم،

370
00:39:18,833 --> 00:39:22,041
‫می‌خواستم اول از زبون خودم بشنوی

371
00:39:22,083 --> 00:39:23,916
‫باشه

372
00:39:24,875 --> 00:39:27,625
‫تصمیم گرفتم بکشم کنار،

373
00:39:27,625 --> 00:39:30,291
‫آخر ماه

374
00:39:30,333 --> 00:39:32,291
‫نمی‌خوای دوران خدمت‌ت رو تموم کنی؟

375
00:39:32,333 --> 00:39:35,458
‫نه، یا اونه یا باید طلاق بگیرم، پس...

376
00:39:35,458 --> 00:39:37,333
‫لازم نیست حرفی بزنی

377
00:39:37,333 --> 00:39:40,291
‫فقط می‌خواستم خودم به‌ت بگم

378
00:39:40,291 --> 00:39:42,166
‫پس این هم از این

379
00:39:45,250 --> 00:39:49,250
‫اوه، و دوشنبه...

380
00:39:49,250 --> 00:39:53,333
‫قاضی قراره برای بی‌جِی واینز حکم صادر کنه

381
00:39:53,375 --> 00:39:56,666
‫به وثیقه‌ش پشت‌پا زد

382
00:39:56,708 --> 00:39:59,458
‫یه‌جورایی قضیۀ عجیبیه راست‌ش

383
00:39:59,500 --> 00:40:01,541
‫سوابق بانکی‌ش رو بررسی کردیم،

384
00:40:01,583 --> 00:40:05,208
‫خطوط هوایی و قطارها و اتوبوس‌ها رو بررسی کردیم

385
00:40:05,250 --> 00:40:09,708
‫از موقعی که از بازداشتگاه دراومده، هیچ‌کس ندیدد‌ش

386
00:40:09,708 --> 00:40:11,916
‫انگار که...

387
00:40:11,958 --> 00:40:13,666
‫آب شده رفته تو زمین

388
00:40:15,666 --> 00:40:17,875
‫عجیبه، همون‌طور که گفتی

389
00:40:19,708 --> 00:40:20,875
‫آره

390
00:40:24,166 --> 00:40:26,125
‫خب...

391
00:40:26,125 --> 00:40:28,666
‫دیگه مشکلِ یکی دیگه‌ست

392
00:40:30,583 --> 00:40:33,708
‫خب، مراقب خودت باش، جو

393
00:40:35,166 --> 00:40:38,625
‫- همچنین، گوردو
‫- باشه

394
00:40:38,666 --> 00:40:41,916
‫اوه، یه-یه چیز دیگه...

395
00:40:41,916 --> 00:40:44,250
‫اگه جای تو بودم...

396
00:40:44,291 --> 00:40:46,208
‫کاندید می‌شدم...
‫[ ایهام: فرار می‌کردم ]

397
00:40:48,583 --> 00:40:52,333
‫پاییز برای ریاست دفترم

398
00:40:52,375 --> 00:40:54,666
‫ممنون، ولی من زیاد سیاسی نیستم

399
00:40:54,666 --> 00:40:57,500
‫فکر کنم همین‌جا که هستم بمونم

400
00:41:06,125 --> 00:41:07,541
‫فرمانده

401
00:41:07,541 --> 00:41:09,250
‫لارنس

402
00:41:22,333 --> 00:41:24,000
‫از کِی اون‌جا وایستادی؟

403
00:41:24,000 --> 00:41:25,500
‫کل عمرت

404
00:41:32,750 --> 00:41:35,291
‫وایسا، بذار من برـش دارم، پسرم

405
00:41:49,375 --> 00:41:51,000
‫خیلی‌خب

406
00:41:53,000 --> 00:41:56,958
‫ای شیطون فسقلی. شیطون فسقلی

407
00:41:57,000 --> 00:41:59,458
‫اوه، ایناهاش

408
00:41:59,500 --> 00:42:01,375
‫- اوهوم
‫- خیلی‌خب، بشین

409
00:42:01,416 --> 00:42:03,250
‫آخ، خیلی‌خب

410
00:42:03,250 --> 00:42:09,791
‫پس عزیز‌م، باید حواس‌ت باشه
‫توی توزیع نمک‌ها کمک‌ش کنی، باشه؟

411
00:42:09,791 --> 00:42:12,291
‫پس اول به «شیماسانی» (مادربزرگ) بده

412
00:42:18,458 --> 00:42:19,833
‫مال من کو؟

413
00:42:19,833 --> 00:42:22,041
‫وای، مرسی

414
00:42:25,583 --> 00:42:27,583
‫هی

415
00:42:41,583 --> 00:42:43,041
‫مرسی

416
00:42:57,750 --> 00:43:00,458
...وقتی یه بچه برای اولین‌بار می‌خنده
[ صحبت به دینِی ]

417
00:43:00,625 --> 00:43:09,250
یعنی از دنیای ارواح «مردمان مقدس» به این دنیا منتقل شده
[ صحبت به دینِی ]

418
00:43:09,583 --> 00:43:12,791
حالا دخترم دعا می‌کنه
[ صحبت به دینِی ]

419
00:43:17,208 --> 00:43:19,541
از این‌جا، با زیبایی آغاز می‌شود
[ صحبت به دینِی ]

420
00:43:19,541 --> 00:43:22,375
...مادر زمین. پدر آسمان
[ صحبت به دینِی ]

421
00:43:22,958 --> 00:43:27,458
و حالا، همه‌چیز از این‌جا به تعادل بازگشته است
[ صحبت به دینِی ]

422
00:43:28,541 --> 00:43:29,958
و حالا زیبایی احیا شده است
[ صحبت به دینِی ]

423
00:43:47,583 --> 00:43:48,291
‫اوه

424
00:43:48,333 --> 00:43:50,666
‫اوه

425
00:43:50,666 --> 00:43:52,375
‫فکر کنم یه کارایی کرد

426
00:44:06,125 --> 00:44:09,208
‫هی

427
00:44:09,208 --> 00:44:12,666
‫دست‌ت درد نکنه امروز اومدی. لطف کردی

428
00:44:19,083 --> 00:44:20,583
‫جریان چیه؟

429
00:44:22,625 --> 00:44:25,125
‫قراره توی «گشت مرزی» کار کنم

430
00:44:31,833 --> 00:44:34,791
‫همین فکر رو می‌کردم

431
00:44:34,791 --> 00:44:36,791
‫چی شد که بالأخره تصمیم‌ت رو گرفتی؟

432
00:44:36,833 --> 00:44:41,541
‫همین‌که دیدم هیولایی مثل بی‌جِی واینز قسر در رفت و...

433
00:44:41,541 --> 00:44:44,166
‫هیچ غلطی نمی‌تونم بابت‌ش بکنم

434
00:44:47,750 --> 00:44:49,375
‫حق با هنری‌ـه

435
00:44:49,375 --> 00:44:51,708
‫دو دسته قانون وجود داره...

436
00:44:51,750 --> 00:44:54,166
‫یکی برای ماست...

437
00:44:54,166 --> 00:44:57,416
‫یکی هم برای افرادی مثل واینز

438
00:44:57,458 --> 00:45:00,666
‫ما هم همین‌طوری باید وانمود کنیم که این‌طور نیست؟

439
00:45:03,625 --> 00:45:04,916
‫معذرت می‌خوام، جو

440
00:45:07,125 --> 00:45:10,500
‫آخه دیگه نمی‌تونم وانمود کنم

441
00:45:14,750 --> 00:45:16,583
...دخترم، من
[ صحبت به دینِی ]

442
00:45:16,708 --> 00:45:18,166
‫می‌دونی، من...

443
00:45:18,166 --> 00:45:20,000
می‌دونم
[ صحبت به دینِی ]

444
00:45:53,250 --> 00:45:57,750
« اِما و جو »

445
00:46:03,375 --> 00:46:04,916
‫حاضری؟

446
00:46:56,916 --> 00:46:59,416
‫اوه. داستان چیه؟

447
00:46:59,458 --> 00:47:01,791
‫نو که اومد به بازار، کهنه می‌شه دل‌آزار

448
00:47:01,791 --> 00:47:05,708
‫گفتم یه‌خرده بمونم و یه کمکی به لیپ‌هورن بکنم

449
00:47:05,708 --> 00:47:09,583
‫- در نبود تو لازم‌ش می‌شه
‫- خوبه

450
00:47:09,583 --> 00:47:12,833
‫سخت می‌شه جا پای تو گذاشت البته...

451
00:47:12,875 --> 00:47:14,916
‫از نوع بزرگ و پاگنده‌ش هم هست

452
00:47:14,958 --> 00:47:16,791
‫هی

453
00:47:16,833 --> 00:47:19,375
‫همون پاهای گنده‌م از دست‌های کوچولوی تو بهتره

454
00:47:21,416 --> 00:47:23,291
‫کجاشون کوچولوئه؟

455
00:47:24,375 --> 00:47:26,125
‫پس...

456
00:47:26,166 --> 00:47:28,750
‫داری می‌ری دیگه؟

457
00:47:31,583 --> 00:47:33,958
‫آره

458
00:47:34,000 --> 00:47:36,041
‫یه چیزی برات دارم

459
00:47:36,083 --> 00:47:39,416
‫باز هم دونۀ کاج؟

460
00:47:39,416 --> 00:47:42,041
‫گفتم شاید دوات رو پس بخوای

461
00:47:44,166 --> 00:47:45,583
‫لازم‌ش نداری؟

462
00:47:46,375 --> 00:47:47,833
‫خودم دارم

463
00:47:47,875 --> 00:47:51,375
‫عجب

464
00:47:51,375 --> 00:47:53,916
‫خیلی‌خب

465
00:47:53,958 --> 00:47:56,791
‫انگار آخرسر روت تأثیر گذاشتم

466
00:47:56,833 --> 00:47:57,958
‫نه به‌اندازۀ کافی

467
00:48:04,125 --> 00:48:05,625
‫خداحافظ، چی

468
00:48:06,250 --> 00:48:07,750
‫خداحافظ، برنادت

469
00:50:04,708 --> 00:50:07,708
« پایان فصل دوم »
