﻿1
00:00:16,933 --> 00:00:19,352
‫آنچه در «کارآگاهان جوان مرده» گذشت...

2
00:00:19,436 --> 00:00:22,397
‫اگه نکات موشکفانه رو یادداشت کنی،
‫می‌تونی خودت رو از مخمصه به در ببری.

3
00:00:22,480 --> 00:00:24,357
‫می‌خوام نذارم دیوید برگرده توی سرم.

4
00:00:24,441 --> 00:00:26,026
‫فکر کنم قدرت‌هام رو از دست دادم.

5
00:00:26,109 --> 00:00:29,029
‫وقتی زنده بودم هم،
‫ارتباطات انسانی برام راحت نبودن.

6
00:00:29,654 --> 00:00:31,656
‫من یه احساساتی دارم.

7
00:00:31,656 --> 00:00:33,074
‫داره برات دام پهن می‌کنه
‫که توی تله بندازتت.

8
00:00:33,158 --> 00:00:33,992
‫تو یه کلاغی!

9
00:00:36,745 --> 00:00:37,829
‫در خانواده ما، زن‌‌ کم پیدا میشه.

10
00:00:37,829 --> 00:00:39,664
‫با همدیگه می‌تونیم
‫به قدرتی مشترک دست پیدا کنیم.

11
00:00:39,748 --> 00:00:41,374
‫می‌تونم قدرت‌هام رو پس بگیرم؟

12
00:00:46,713 --> 00:00:49,966
‫بیاین همه با هم به زندگی پس از مرگی
‫که با ملاحظه برامون مقرر شده، بریم.

13
00:00:50,050 --> 00:00:52,886
‫جای اون تو جهنم نیست.
‫اون به خاطر یه نکته جزئی اون جا بود.

14
00:00:52,969 --> 00:00:54,971
‫این احمق رو به خوبی بترسون.

15
00:00:54,971 --> 00:00:55,764
‫توسط هم‌کلاسی‌هام که نمی‌دونستن
‫دارن چی کار می‌کنن، قربانی شدم.

16
00:00:55,847 --> 00:00:57,265
‫میگی که یه نکته جزئیه؟

17
00:01:00,226 --> 00:01:01,644
‫چارلز!

18
00:01:01,728 --> 00:01:02,937
‫ادوین!

19
00:01:30,924 --> 00:01:33,843
‫[کتک زدن یک گربه مرده]

20
00:01:44,979 --> 00:01:46,773
‫چی می‌خوای استر؟

21
00:01:46,856 --> 00:01:49,025
‫من شدیداً مشغول بی دل و دماغ بودنم.

22
00:01:50,318 --> 00:01:54,405
‫اون پسرهای مرده مزاحم غذا خوردن مارم
‫شدن، بهم بی احترامی کردن،

23
00:01:54,489 --> 00:01:56,491
‫و از زیر نقشه انتقامم در رفتن،

24
00:01:56,574 --> 00:01:58,326
‫و همه این کارها بیهوده بود.

25
00:02:03,832 --> 00:02:05,583
‫وای خدایا.

26
00:02:07,627 --> 00:02:09,546
‫وای خدای من.
‫اون وقت میگن من ترسوـم.

27
00:02:09,546 --> 00:02:11,548
‫خیلی رو مخی.

28
00:02:11,631 --> 00:02:14,592
‫«باید جوون بمونم. دلم می‌خواد خوشگل بشم.»

29
00:02:14,676 --> 00:02:17,387
‫«تمام مدت به فکر اینم
‫که از همه انتقام بگیرم.»

30
00:02:17,470 --> 00:02:19,222
‫اینجا چه غلطی می‌کنی؟

31
00:02:19,305 --> 00:02:22,851
‫چون من می‌دونم که تو موقعیت مانتی رو
‫خراب کردی، خبرچین عوضی.

32
00:02:22,934 --> 00:02:25,520
‫- وای خدا.
‫- تقریباً عنصر غافلگری تو دستم بود.

33
00:02:25,603 --> 00:02:26,896
‫مانتی، مانتی، مانتی!

34
00:02:26,980 --> 00:02:29,607
‫کلاغ کوچولوی تو گرفتار احساس شد
‫اون وقت تو، من رو سرزنش می‌کنی.

35
00:02:29,691 --> 00:02:30,692
‫معلومه که سرزنشت می‌کنم عزیزم.

36
00:02:30,817 --> 00:02:33,236
‫فکر کردی اون قارچ‌ها
‫می‌تونن این ارواح رو شکست بده.

37
00:02:33,319 --> 00:02:34,070
‫خیلی بامزه‌ـست.

38
00:02:34,070 --> 00:02:36,197
‫و تا وقتی که دوباره از جهنم فرار کنه،
‫منتظرش می‌مونم.

39
00:02:36,281 --> 00:02:38,283
‫خدایا، چه قدر عاشقانه رفتار می‌کنم،
‫ازش متنفرم.

40
00:02:38,366 --> 00:02:41,119
‫چه حرف جالبی زدی.

41
00:02:42,328 --> 00:02:43,746
‫- کندن پوست گربه.
‫- کندن پوست گربه.

42
00:02:44,747 --> 00:02:46,082
‫- از این جوک متنفرم.
‫- می‌دونم.

43
00:03:12,400 --> 00:03:16,321
‫« کارآگاهان جوان مرده »

44
00:04:26,015 --> 00:04:27,183
‫این چه کوفتی بود؟

45
00:04:27,267 --> 00:04:28,685
‫یه اهریمن از جهنم.

46
00:04:28,768 --> 00:04:31,187
‫به نظرم می‌رسید از یکی از طبقات میانی باشه.

47
00:04:32,021 --> 00:04:32,939
‫وای چه قدر ترسناک.

48
00:04:33,022 --> 00:04:36,484
‫نه، تو گفتی که کار ما رو راست و ریس می‌کنی،
‫و به این زودی نمی‌فرستیش برگرده.

49
00:04:36,567 --> 00:04:39,362
‫ تو هنوز زنده‌ای؟

50
00:04:39,445 --> 00:04:41,114
‫این خبر که قدیمی شده عزیزم.
‫سعی کن عقب نمونی.

51
00:04:41,197 --> 00:04:42,907
‫ولش کن! گفتی قدیمی شده، ها؟

52
00:04:42,991 --> 00:04:45,326
‫خبر جدید اینه که اون کلی چرت و پرت
‫به خوردمون داد راحع به این که می‌خواد

53
00:04:45,410 --> 00:04:47,453
‫به ما برای رفتن به دنیای پس از مرگ
‫فرصتی بده،

54
00:04:47,537 --> 00:04:49,580
‫و بعد یه چیزی از جهنم احضار کرد
‫که ادوین رو به جهنم برگردونه.

55
00:04:49,664 --> 00:04:50,748
‫ادوین تو جهنمه؟

56
00:04:50,832 --> 00:04:53,668
‫ببین، توی اتفاقاتی که الان افتاد،
‫من دخالتی نداشتم.

57
00:04:53,751 --> 00:04:56,004
‫یه چیزی توی نامه‌ـم بود
‫که به اهریمن هشدار داد.

58
00:04:56,087 --> 00:04:58,047
‫احتمالاً از قبل داشت دنبال دوستتون می‌گشت.

59
00:04:58,131 --> 00:05:01,259
‫اگه فکر می‌کنی احتمالی وجود داره
‫که بودن ادوین توی جهنم اشتباهه،

60
00:05:01,342 --> 00:05:03,136
‫باید بری دنبالش.
‫یعنی مجبوری که بری.

61
00:05:03,219 --> 00:05:06,389
‫از لحاظ فنی آره.
‫اما خیلی از توان من خارجه.

62
00:05:06,472 --> 00:05:08,725
‫تو گفتی که یه موجود فرا بُعدی بی‌پایانی.

63
00:05:08,808 --> 00:05:11,894
‫- چند باری بهش اشاره کردی.
‫- خیلی تاییدش کردی.

64
00:05:11,978 --> 00:05:14,605
‫خیلی خب، خیلی خب جونورهای کوچولو.

65
00:05:14,689 --> 00:05:19,193
‫باز کردن دری به جهنم کار ساده‌ایه،
‫ولی کسی دلش نمی‌خواد بره اون تو.

66
00:05:19,277 --> 00:05:22,322
‫تعداد مجوزها و تاییدیه‌هایی
‫که باید بابتش بگیرم خیلی زیاده.

67
00:05:22,405 --> 00:05:25,700
‫درسته. درسته، پس...
‫پس یه در باز کن، خودم میرم دنبالش.

68
00:05:25,783 --> 00:05:28,411
‫اگه توی جهنم گیر بیوفتیم،
‫اون وقت تو می‌دونی که ما کجاییم

69
00:05:28,494 --> 00:05:31,831
‫یا این که... یا این که می‌تونم برگردونمش،
‫بعدش ما در اختیار توییم.

70
00:05:31,914 --> 00:05:33,207
‫موقعیت برد بردیه.

71
00:05:33,291 --> 00:05:34,334
‫وایسا، از دست دادن دوست‌های بیشتری
‫توی جهنم اصلاً نقشه خوبی نیست. جهنمه ها.

72
00:05:36,127 --> 00:05:37,170
‫کی قراره گم بشه؟

73
00:05:38,713 --> 00:05:40,798
‫عمراً بتونی توی جهنم مسیرت رو پیدا کنی.

74
00:05:40,882 --> 00:05:43,885
‫جهنم خیلی بیشتر از خرابه‌های آتشین لوسیفره.

75
00:05:43,968 --> 00:05:45,261
‫اون فقط طبقه اوله.

76
00:05:45,928 --> 00:05:48,389
‫تو فقط یه پسربچه‌ای.
‫و اون جا کلی دنیاهایی هست...

77
00:05:48,473 --> 00:05:52,226
‫ادوین کلی داستان راجع به جهنم بهم گفته.
‫و بیشترشون رو هم نوشته.

78
00:05:52,310 --> 00:05:55,688
‫متوجه میشم که کجا باید برم چون...
‫اون دفعه قبل فهمید که چطور بیاد بیرون.

79
00:05:56,481 --> 00:05:58,358
‫فقط باید برعکس روش کار کنم، مگه نه؟

80
00:05:59,901 --> 00:06:01,319
‫نه، نمیای.

81
00:06:01,319 --> 00:06:03,237
‫این دیگه چه وضعشه؟

82
00:06:03,321 --> 00:06:05,948
‫باید جلوی «بانو تباهی» که اون بیرونه،
‫متحد و یکپارچه باشیم.

83
00:06:06,032 --> 00:06:07,575
‫جهنم جای خوبی برای موجودات زنده نیست.

84
00:06:07,658 --> 00:06:09,160
‫- و هیچی هم ازش زنده بر نمی‌گرده.
‫- وای.

85
00:06:09,243 --> 00:06:11,537
‫نمی‌تونم نگران تو هم باشم
‫وقتی باید تمرکز کنم روی...

86
00:06:11,621 --> 00:06:14,874
‫خدایا. تو هیچ‌وقت به جهنم نرفتی.
‫پس انقدر مثل متخصص‌ها رفتار نکن.

87
00:06:15,833 --> 00:06:19,420
‫ببین، وقتی که من تسخیر شدم،
‫وقتی نزدیک بود از بالای یه صخره بپرم پاییین،

88
00:06:19,504 --> 00:06:22,882
‫وقتی که گند زدم و قدرت‌هام رو
‫از دست دادم، جفتتون بهم کمک کردین.

89
00:06:22,965 --> 00:06:25,676
‫و حالا اون قدرت‌‌ها رو
‫با یکم قدرت اضافی، پس گرفتم.

90
00:06:25,760 --> 00:06:28,304
‫ببین چه بلایی سر استر و عنصر جنگل آوردم.

91
00:06:28,971 --> 00:06:32,475
‫وای خدای من، ادوین دوست منم هست،
‫چه خوشش بیاد چه خوشش نیاد.

92
00:06:33,142 --> 00:06:35,520
‫- می‌تونم کمک کنم.
‫- اگه اتفاقی برات بیوفته چی؟

93
00:06:35,603 --> 00:06:37,271
‫اگه اتفاقی برای تو بیوفته چی؟

94
00:06:39,816 --> 00:06:40,817
‫کریستال...

95
00:06:42,360 --> 00:06:43,361
‫نه.

96
00:06:46,114 --> 00:06:48,074
‫هیچ کدوم از کسایی که اینجان، نمیرن جهنم.

97
00:06:48,157 --> 00:06:50,326
‫- نه، ادوین...
‫- حتی اگه کمک هم می‌کردم،

98
00:06:50,410 --> 00:06:53,830
‫دلیلی وجود نداره که شما سر حرفتون بمونین
‫و با من به زندگی پس از مرگ بیاین.

99
00:06:53,913 --> 00:06:58,918
‫اگه باور نمی‌کنی که قراره پای حرفش بمونه،
‫جادوی ورود به ذهنش رو انجام بده.

100
00:06:59,001 --> 00:07:01,504
‫- روی صخره هم همین کار رو کردی، درسته؟
‫- ببخشید؟

101
00:07:01,587 --> 00:07:03,256
‫نمی‌تونه بهت دروع بگو.

102
00:07:03,339 --> 00:07:06,384
‫نمی‌تونی توی ذهنش رو نگاه کنی
‫و بفهمی که می‌تونی بهش اعتماد کنی یا نه؟

103
00:07:08,344 --> 00:07:10,179
‫وای، محض رضای خدا.

104
00:07:19,564 --> 00:07:21,065
‫جلو نیاین! جلو نیاین!

105
00:07:37,665 --> 00:07:38,666
‫کی اون جاست؟

106
00:07:44,213 --> 00:07:45,715
‫چی می‌خوای؟

107
00:07:49,051 --> 00:07:50,052
‫تو می‌‌تونی من رو ببینی؟

108
00:07:50,553 --> 00:07:53,347
‫من... با خودم فکر کردم
‫شاید این فانوس بهت کمک کنه.

109
00:07:53,431 --> 00:07:56,809
‫و اگه اون پسرها بیان این بالا،
‫به راحتی می‌تونی خاموشش کنی.

110
00:07:56,893 --> 00:07:58,436
‫- دیدیشون؟
‫- آره.

111
00:07:59,604 --> 00:08:03,524
‫خیلی وقت پیش، این جا مدرسه می‌رفتم.
‫ما هم قلدر داشتیم.

112
00:08:03,608 --> 00:08:04,650
‫خیالت راحت باشه.

113
00:08:06,527 --> 00:08:07,862
‫من بهت صدمه‌ای نمیزنم.

114
00:08:10,031 --> 00:08:11,032
‫ممنون رفیق.

115
00:08:12,492 --> 00:08:13,493
‫دارم یخ میزنم.

116
00:08:14,577 --> 00:08:16,204
‫تا حالا توی زندگیم انقدر سردم نبود.

117
00:08:19,624 --> 00:08:21,250
‫فقط درست به نظر نمی‌رسید.

118
00:08:22,210 --> 00:08:24,921
‫این که چون اون پسره پاکستانیه،
‫بذاریم که کتک بخوره.

119
00:08:25,588 --> 00:08:28,591
‫یعنی... منم نیمه هندیم.
‫چرا من انقدر فرق دارم؟

120
00:08:29,717 --> 00:08:30,968
‫نکته درستی بود.

121
00:08:31,969 --> 00:08:34,388
‫موقعی که من زنده بودم،
‫اون دوتا یه کشور بودن.

122
00:08:35,389 --> 00:08:36,390
‫درسته.

123
00:08:38,142 --> 00:08:39,143
‫وایسا، چی؟

124
00:08:42,772 --> 00:08:46,150
‫- حالت خوبه؟
‫- چیزیم نیست. فقط جواب سوالم رو بده.

125
00:08:46,234 --> 00:08:50,446
‫- سال 1913 تا 1916.
‫- نگو.

126
00:08:50,530 --> 00:08:52,323
‫جدی چه سالی این جا مدرسه می‌رفتی؟

127
00:08:52,406 --> 00:08:55,451
‫سال 1913 تا 1916.

128
00:08:55,535 --> 00:08:57,537
‫من مرده‌ام چارلز.

129
00:09:03,376 --> 00:09:04,377
‫اوه.

130
00:09:07,129 --> 00:09:10,716
‫درواقع، تو می‌تونی هر فضایی رو
‫هر طوری که دوست داری تکون بدی.

131
00:09:10,800 --> 00:09:15,096
‫این طوری نیست که نتونی چیزی رو لمس کنی،
‫صرفاً احساسشون نمی‌کنی.

132
00:09:16,097 --> 00:09:17,306
‫احمقانه‌ـست، ولی...

133
00:09:18,266 --> 00:09:19,267
‫خفه شو رفیق.

134
00:09:19,350 --> 00:09:21,978
‫این معرکه‌ـست.
‫چرا از زمین رد نمیشی و نمیوفتی؟

135
00:09:22,061 --> 00:09:25,147
‫به اصطلاح قوانین روحی زیادی داریم.

136
00:09:25,231 --> 00:09:26,732
‫که نباید زمانت رو باهاشون هدر بدم.

137
00:09:26,816 --> 00:09:28,192
‫من فقط راجع به زمین پرسیدم، مگه نه؟

138
00:09:28,276 --> 00:09:31,320
‫چون خودم دلم نمی‌خواد
‫از زمین رد بشم. خوشحال شدی؟

139
00:09:34,574 --> 00:09:38,494
‫آقای کارلایل پرسید: «به روح باور داری مکس؟»

140
00:09:39,203 --> 00:09:43,332
‫کارآگاه کارداس پاسخ داد: «فقط به عنوان روح قبولشون دارم.»

141
00:09:44,041 --> 00:09:48,713
‫«موقعی که توی مسائل مهم دخالت می‌کنن،
‫ارزش زمین رو پایین میارن...»

142
00:09:57,930 --> 00:10:00,516
‫«...باعث میشن دیگه باور نداشته باشم.»

143
00:10:02,518 --> 00:10:03,728
‫این یکی بهت کیف نمیده؟

144
00:10:05,396 --> 00:10:08,983
‫زمان من کتاب «کارداس، کارآگاه کور» داشت
‫خیلی محبوب میشد.

145
00:10:24,832 --> 00:10:27,627
‫وقتی دیدم می‌تونستی من رو ببینی،
‫فهمیدم که دیگه خیلی دیر شده.

146
00:10:28,294 --> 00:10:29,670
‫اما من فقط...

147
00:10:32,423 --> 00:10:34,216
‫فقط نمی‌خواستم بترسونمت.

148
00:10:37,136 --> 00:10:39,805
‫خب، خوش‌حالم که چیزی نگفتی.

149
00:10:43,017 --> 00:10:44,685
‫اون طوری که تصورش کردم،
‫به نظر نمیرسه.

150
00:10:45,353 --> 00:10:46,354
‫مرده بودن رو میگم.

151
00:10:47,146 --> 00:10:48,564
‫حس خوبی داره، مگه نه؟

152
00:10:48,648 --> 00:10:50,775
‫آرزو می‌کردم کاش می‌تونستیم
‫زمان بیشتری با هم دوست باشیم.

153
00:10:53,235 --> 00:10:56,155
‫الان مرگ به سراغت میاد.
‫وقتی که رسید، همراهش برو.

154
00:10:57,073 --> 00:10:58,783
‫خب من آماده نیستم، هستم؟

155
00:10:59,450 --> 00:11:01,327
‫هنوز دلم نمی‌خواد که برم یه جای دیگه.

156
00:11:02,203 --> 00:11:04,955
‫اگه به جاش یکم بیشتر
‫اینجا پیشت بمونم چی؟

157
00:11:05,039 --> 00:11:07,124
‫اون وقت تا ابد باید از دستش فرار کنی.

158
00:11:07,208 --> 00:11:09,085
‫بعدشم، من اصلاً توی ارتباط
‫با بقیه آدم‌ها خوب نیستم.

159
00:11:09,752 --> 00:11:12,505
‫و تازه بعد فرار از جهنم،
‫به این مدرسه برگشتم.

160
00:11:12,588 --> 00:11:14,757
‫اگه بخوام کاملاً صادق باشم،
‫باید بگم که اصلاً آماده نیستم.

161
00:11:14,840 --> 00:11:18,511
‫پس وقتی که نور آبی اومد،
‫تو اینجا می‌مونی و من میرم.

162
00:11:20,137 --> 00:11:22,431
‫خب، من توی ارتباط با بقیه آدم‌ها خوبم.

163
00:11:23,182 --> 00:11:25,142
‫خیلی خوشحالم که تونستی
‫از جهنم فرار کنی رفیق.

164
00:11:25,226 --> 00:11:26,686
‫خیلی سخت به نظر میرسه.

165
00:11:26,769 --> 00:11:28,020
‫کارت خوب بود.

166
00:11:28,104 --> 00:11:32,233
‫آدم که این طوری و بر اساس هر حسی
‫که در لحظه داره، تصمیم نمی‌گیره.

167
00:11:32,316 --> 00:11:33,567
‫کل عمرم این طوری زندگی کردم.

168
00:11:35,319 --> 00:11:37,113
‫الانم اون قدر متفاوت به نظر نمیرسه.

169
00:11:38,572 --> 00:11:40,032
‫مثل این که پیش من گیر افتادی.

170
00:11:59,051 --> 00:12:02,680
‫تو شانس داشتن آرامش ابدی رو

171
00:12:04,098 --> 00:12:05,099
‫به خاطر دوستت ول کردی؟

172
00:12:05,141 --> 00:12:09,478
‫حالا که این رو دیدی، بذار ازت بپرسم
‫که به نظرت این رفتار کسیه که جاش توی جهنمه؟

173
00:12:09,562 --> 00:12:10,813
‫قضاوتش بر عهده من نیست.

174
00:12:10,896 --> 00:12:12,148
‫من دارم بهت میگم

175
00:12:12,231 --> 00:12:15,609
‫که ادوین بهترین آدمیه که می‌شناسمش،
‫و من توی جهنم تنهاش نمیذارم.

176
00:12:15,693 --> 00:12:17,820
‫به نظر نمیرسه که در دیگه‌ای هم داشته باشه.

177
00:12:17,903 --> 00:12:20,156
‫پس توی راه برگشت هم نمی‌تونیم
‫مخفیانه از تو عبور کنیم.

178
00:12:20,239 --> 00:12:22,616
‫پای قولمون می‌مونیم و باهات میایم.

179
00:12:22,700 --> 00:12:23,951
‫اما اول،

180
00:12:25,035 --> 00:12:26,036
‫بذار برم دنبالش.

181
00:12:30,040 --> 00:12:31,083
‫نباید اجازه بدم.

182
00:12:32,918 --> 00:12:34,670
‫اگه گیر بیوفتی، از دستم کمکی بر نمیاد.

183
00:12:34,754 --> 00:12:36,589
‫هیچ‌وقت هم ازت همچین چیزی نخواستم، خواستم؟

184
00:12:41,469 --> 00:12:42,928
‫به آذوقه و تدارکات نیاز داری.

185
00:12:45,139 --> 00:12:49,560
‫وقتی برگشتم، باید کلی فرم پر کنم.

186
00:12:50,311 --> 00:12:52,772
‫من می‌مونم و یه کوهی از کاغذبازی.

187
00:13:08,871 --> 00:13:09,872
‫نیکو.

188
00:13:10,706 --> 00:13:12,166
‫تا من برگردم حواست بهش باشه...

189
00:13:13,459 --> 00:13:14,460
‫- باشه؟
‫- حتماً.

190
00:13:16,045 --> 00:13:17,505
‫دقیقاً چطور این کار رو کنم؟

191
00:13:17,588 --> 00:13:19,256
‫نگران خودت باش.

192
00:13:19,340 --> 00:13:21,550
‫این راه ورودی تا ابد باز نمی‌مونه.

193
00:14:53,767 --> 00:14:54,768
‫[دنیای فراموشی]

194
00:14:54,768 --> 00:14:55,853
‫[روی زنگوله نزن]

195
00:15:29,720 --> 00:15:31,597
‫[شکم‌پرستی - شهوت]

196
00:15:33,223 --> 00:15:35,517
‫[مسیر اشتباه - طمع]
‫[همه‌چیز سنگین است]

197
00:15:37,978 --> 00:15:39,855
‫[برگشت به خانه عروسکی. نه]

198
00:16:16,350 --> 00:16:17,351
‫[خروجی]

199
00:16:45,796 --> 00:16:48,298
‫[به خانه عروسکی خوش‌آمدید]

200
00:17:33,385 --> 00:17:34,386
‫ادوین؟

201
00:17:34,887 --> 00:17:35,888
‫سایمن؟

202
00:17:37,514 --> 00:17:39,600
‫تو واقعی نیستی.
‫تو فقط یه کلک دیگه‌ای.

203
00:17:40,934 --> 00:17:44,188
‫- باید بس کنی.
‫- نمی‌تونم.

204
00:17:45,814 --> 00:17:47,941
‫سایمن، منم. ادوینم.

205
00:17:48,025 --> 00:17:49,693
‫لطفاً، لازمه که ساکت بمونی.

206
00:17:51,528 --> 00:17:52,946
‫تمام این مدت اینجا بودی؟

207
00:17:53,030 --> 00:17:54,698
‫منظورت از «تمام این مدت» چه قدره؟

208
00:17:55,449 --> 00:17:56,492
‫بیشتر از یه قرن.

209
00:17:59,453 --> 00:18:00,621
‫اشکالی نداره.

210
00:18:00,704 --> 00:18:04,041
‫مدیر گفته که وقتی همه صفحات رو کندم،
‫می‌تونم برم.

211
00:18:10,964 --> 00:18:12,841
‫- میشه لطفاً ساکت باشی؟
‫- نه.

212
00:18:16,053 --> 00:18:17,054
‫صبر کن.

213
00:18:18,722 --> 00:18:21,100
‫- این مجازاتته؟
‫- چی؟

214
00:18:21,183 --> 00:18:24,603
‫تو من رو برای یه اهریمن قربانی کردی،
‫اون اهریمن من رو با یه اهریمن دیگه معامله کرد،

215
00:18:24,686 --> 00:18:26,355
‫که اون هم من رو
‫با چیزی بدتر از اهریمن معامله کرد.

216
00:18:26,438 --> 00:18:29,108
‫و مجازات تو اینه.
‫تا ابدیت دستت با کاغذ بریده بشه.

217
00:18:29,191 --> 00:18:30,442
‫من نمی‌دونستم.

218
00:18:30,526 --> 00:18:32,778
‫فقط یه شوخی خرکی بود.
‫فقط برای ترسوندنت بود.

219
00:18:32,861 --> 00:18:35,322
‫بعد از کاری کردی،
‫حقته که اینجا باشی.

220
00:18:35,405 --> 00:18:39,201
‫دلت می‌خواد بدونی این پایین،
‫هر روز و هر روز، دوباره و دوباره، چی بهم گذشت؟

221
00:18:58,137 --> 00:18:59,304
‫بازتاب تصویر خودم.

222
00:19:10,440 --> 00:19:11,608
‫این دیگه چه کوفتی بود؟

223
00:19:26,498 --> 00:19:28,584
‫وای. چی...

224
00:19:32,171 --> 00:19:33,213
‫اینجا دیگه کجاست؟

225
00:19:34,715 --> 00:19:35,757
‫تو یه اهریمنی؟

226
00:19:36,842 --> 00:19:38,051
‫اهریمن نیستم.

227
00:19:38,927 --> 00:19:39,928
‫پس یه روح دیگه‌‌ای؟

228
00:19:41,346 --> 00:19:43,056
‫یه جور پدیده‌‌ای؟

229
00:19:44,057 --> 00:19:45,142
‫کتابم همراهم نیست، پس...

230
00:19:45,225 --> 00:19:46,894
‫توی اون اتاق، کلی کتاب هست.

231
00:19:49,354 --> 00:19:50,647
‫اما اون‌ها کتاب‌های من نیستن.

232
00:19:52,149 --> 00:19:53,609
‫من چیم؟

233
00:19:54,443 --> 00:19:57,279
‫جوابش «بی‌پایان»ـه ادوین پین.

234
00:20:00,991 --> 00:20:02,159
‫اسم زیباییه.

235
00:20:03,535 --> 00:20:04,536
‫«پین.»

236
00:20:09,875 --> 00:20:10,918
‫من...

237
00:20:11,877 --> 00:20:13,837
‫- تو چرا اینجایی؟
‫- تویی که اومدی اینجا.

238
00:20:14,963 --> 00:20:16,048
‫من همه‌ جا هستم.

239
00:20:16,840 --> 00:20:19,968
‫تو الان در قلمرو منی،
‫جایی که من همه‌چیز رو می‌بینم.

240
00:20:20,802 --> 00:20:24,806
‫اما فقط از طریق دری که باهاش وارد شدی،
‫می‌تونی این جا رو ترک کنی.

241
00:20:26,183 --> 00:20:28,143
‫نگاهش کن.

242
00:20:28,769 --> 00:20:31,730
‫تقریباً 40 هزار شبانه روزه

243
00:20:32,814 --> 00:20:36,068
‫که داره صفحات اون کتاب احمقانه رو
‫پاره می‌کنه.

244
00:20:37,236 --> 00:20:38,612
‫و هر ثانیه

245
00:20:38,695 --> 00:20:41,281
‫یه درد، خون‌ریزی

246
00:20:42,115 --> 00:20:43,533
‫و عذاب کوچک،

247
00:20:44,201 --> 00:20:45,494
‫و ابدیه.

248
00:20:49,081 --> 00:20:50,999
‫زیبا نیست؟

249
00:20:52,084 --> 00:20:55,003
‫نمی‌تونی طعمش رو بچشی؟

250
00:20:56,296 --> 00:20:57,130
‫تو...

251
00:20:57,214 --> 00:20:58,632
‫من «يأس»ـم.

252
00:21:01,093 --> 00:21:02,094
‫و تو...

253
00:21:03,470 --> 00:21:04,471
‫به این جا تعلق نداری.

254
00:21:06,848 --> 00:21:08,016
‫برگرد پیش قاتلت.

255
00:21:09,643 --> 00:21:11,186
‫داشتم تماشا می‌کرد.

256
00:21:11,270 --> 00:21:12,854
‫داشتی عصبانی می‌شدی.

257
00:21:13,563 --> 00:21:16,566
‫داشتی به خاطر مجازاتش خوشحال می‌شدی.

258
00:21:17,859 --> 00:21:18,860
‫برو اون کار رو بکن.

259
00:21:19,611 --> 00:21:21,113
‫نه نه نه. من...

260
00:21:22,406 --> 00:21:23,490
‫نگران نباش.

261
00:21:25,242 --> 00:21:26,660
‫ما دیگه الان دوست شدیم.

262
00:21:27,744 --> 00:21:29,204
‫من خوشحال نشدم.

263
00:21:29,288 --> 00:21:30,289
‫اشتباه می‌کنی.

264
00:21:30,330 --> 00:21:32,207
‫اگه بهت نیاز داشتم، باهات تماس می‌گیرم.

265
00:21:32,291 --> 00:21:33,667
‫اون متوجه نشد که...

266
00:21:42,592 --> 00:21:43,760
‫سایمن.

267
00:21:43,844 --> 00:21:46,888
‫نیومدم اینجا که با تحقیر بهت نگاه کنم.
‫هیچ‌وقت همچین کاری نمی‌کنم. می‌دونی دیگه؟

268
00:22:06,158 --> 00:22:08,201
‫اون کلاه کپ آبی که سرت میذاشتی رو یادته؟

269
00:22:09,953 --> 00:22:11,788
‫یادمه که از روی سرم قاپیدیش.

270
00:22:13,790 --> 00:22:15,542
‫با اون کلاه خیلی باهوش به نظر می‌رسیدی.

271
00:22:16,251 --> 00:22:18,920
‫اما وقتی سعی کردم که این رو بهت بگم،
‫تو بی توجه رد شدی.

272
00:22:20,881 --> 00:22:22,591
‫هیچ‌وقت باهام صحبت نکردی.

273
00:22:23,300 --> 00:22:25,218
‫کلی خجالت کشیدم از این
‫که فکر می‌کردم ما...

274
00:22:28,305 --> 00:22:29,473
‫ما مثل همیم.

275
00:22:33,518 --> 00:22:34,895
‫سایمن.

276
00:22:35,812 --> 00:22:37,147
‫من...

277
00:22:37,230 --> 00:22:38,315
‫من نزدیک تو...

278
00:22:39,649 --> 00:22:41,026
‫مضطرب می‌شدم.

279
00:22:41,109 --> 00:22:43,820
‫- متوجه نشدم که...
‫- به نظرت حتماً باید عذاب‌آور باشه؟

280
00:22:45,697 --> 00:22:47,115
‫این که این جوری هستیم،
‫حتماً باید عذاب‌آور باشه؟

281
00:22:51,161 --> 00:22:52,162
‫به حرف‌هام گوش بده.

282
00:22:52,996 --> 00:22:54,206
‫نه، لازم نیست عذاب‌آور باشه.

283
00:22:55,040 --> 00:22:58,085
‫و اگرچه باورش برام سخته
‫اما احساس تاسف دارم.

284
00:22:59,961 --> 00:23:01,129
‫متاسفم.

285
00:23:01,213 --> 00:23:02,381
‫برای جفتمون.

286
00:23:04,091 --> 00:23:05,425
‫منم همین‌طور.

287
00:23:06,760 --> 00:23:07,761
‫منم همین‌طور.

288
00:23:14,101 --> 00:23:16,812
‫من می‌خوام دوباره از این جا فرار کنم.
‫تو هم باید باهام بیای.

289
00:23:17,604 --> 00:23:19,398
‫واقعاً بابت تمام این‌ها متاسفم.

290
00:23:19,481 --> 00:23:21,858
‫بابت کاری که کردم.
‫اصلاً نمی‌دونستم.

291
00:23:23,777 --> 00:23:25,362
‫فکر می‌کنم لیاقتم همینه.

292
00:23:27,197 --> 00:23:30,534
‫سایمن، اگه خودت رو مجازات کنی
‫همه‌جا تبدیل به جهنم میشه.

293
00:23:34,621 --> 00:23:36,415
‫مدیر خیلی عصبانی میشه.

294
00:23:49,845 --> 00:23:51,263
‫سایمن.

295
00:23:51,805 --> 00:23:52,889
‫با من بیا.

296
00:23:55,642 --> 00:23:56,643
‫برات آرزوی موفقیت می‌کنم.

297
00:24:38,477 --> 00:24:40,854
‫می‌دونستی اگه موقع قرص شدن ماه کسی بمیره...

298
00:24:40,937 --> 00:24:42,647
‫اسمت نیکو بود؟

299
00:24:42,731 --> 00:24:44,065
‫می‌تونم تشخیص بدم که مضطربی.

300
00:24:44,149 --> 00:24:46,359
‫و با این که متوجه شدم که انسان‌های زنده

301
00:24:46,443 --> 00:24:48,778
‫موقعی که دلواپسن،
‫از صحبت کردن لذت میبرن،

302
00:24:48,862 --> 00:24:50,614
‫ولی من یه انسان زنده نیستم.

303
00:24:52,449 --> 00:24:55,660
‫خب، پدر من موقع کامل شدن ماه مرد.
‫باعث میشه الان کجا باشه؟

304
00:24:58,538 --> 00:25:00,707
‫می‌تونی لطفاً بهم بگی
‫که الان بابام کجاست؟

305
00:25:00,790 --> 00:25:03,585
‫من بخش گم‌شده‌ها و پیداشده‌ها رو می‌گردونم.

306
00:25:03,668 --> 00:25:06,713
‫کارمون فقط اینه که به بچه‌های مرده‌ای که
‫توی دنیای پس از مرگ گم میشن، رسیدگی کنیم.

307
00:25:07,506 --> 00:25:08,590
‫چرا دارم این کار رو می‌کنم؟

308
00:25:08,715 --> 00:25:09,132
‫چرا با باز نگه داشتن این دروازه،
‫دارم این پسرها رو تشویق می‌کنم؟

309
00:25:09,216 --> 00:25:11,051
‫محض اطلاع بگم، من کار دیگه‌ای هم دارم.

310
00:25:11,134 --> 00:25:13,887
‫به نظر میرسه که شغل واقعاً غم‌انگیزی داری.

311
00:25:15,972 --> 00:25:16,973
‫دیوید؟

312
00:25:18,308 --> 00:25:21,144
‫می‌دونم که اینجایی.
‫اینجا بوی ماهی فاسد شده میده.

313
00:25:22,020 --> 00:25:23,980
‫- دیوید.
‫- این دیگه چه کوفتیه؟

314
00:25:24,064 --> 00:25:25,315
‫ جنی.

315
00:25:25,398 --> 00:25:27,776
‫- تو نباید اینجا باشی.
‫- نه، تویی که نباید اینجا باشی.

316
00:25:28,568 --> 00:25:29,945
‫کریستال، من بهت اهمیت میدم.

317
00:25:30,028 --> 00:25:31,947
‫اه... به امنیتت اهمیت میدم.

318
00:25:32,030 --> 00:25:35,951
‫و این جایی که مثال بارز
‫مرگ در یه شهر کوچک آمریکاییه،

319
00:25:36,034 --> 00:25:40,372
‫دقیقاً جای اشتباهی برای ملاقات
‫با دوست‌پسر سابق سوءاستفاده‌گر و احتمالاً خطرناکته.

320
00:25:41,665 --> 00:25:43,250
‫- جنی، بیرون منتظر بمون.
‫- نه.

321
00:25:44,209 --> 00:25:47,337
‫نمی‌دونم سعی داری که چی رو
‫ثابت کنی، اما می‌دونم که ترسیدی.

322
00:25:49,130 --> 00:25:50,840
‫پس فقط همین جا منتظر بمون، باشه؟

323
00:25:54,594 --> 00:25:57,389
‫حالا که من دیگه تو رو نمی‌خوام،
‫تو اومدی اینجا.

324
00:25:57,472 --> 00:25:59,558
‫ناامیدی، اون...

325
00:26:07,566 --> 00:26:09,109
‫قدرت‌هات رو پس گرفتی.

326
00:26:10,902 --> 00:26:11,903
‫خیلی خب!

327
00:26:14,322 --> 00:26:16,950
‫شاید الان منم
‫که باید صدام رو تغییر بدم، ها؟

328
00:26:17,033 --> 00:26:18,577
‫دوباره می‌تونم یه خدا بشم؟

329
00:26:18,660 --> 00:26:20,495
‫می‌تونم برگردم توی بدنت؟

330
00:26:20,579 --> 00:26:21,746
‫هیچ‌وقت نمیذارم دوباره برگردی.

331
00:26:23,665 --> 00:26:25,917
‫نیاز دارم که یه دروازه
‫به جهنم برام باز کنی.

332
00:26:26,001 --> 00:26:28,920
‫اصلاً و ابداً این کار رو نمی‌کنم.
‫اصلاً چرا همچین چیزی می‌خوای؟

333
00:26:29,004 --> 00:26:30,589
‫من الان قوی‌ترم.

334
00:26:30,672 --> 00:26:32,424
‫مجبورم نکن که مجبورت کنم انجامش بدی.

335
00:26:32,507 --> 00:26:34,342
‫وای وای! یه تهدید.

336
00:26:34,426 --> 00:26:35,552
‫بیا این رو تمومش کنیم.

337
00:26:35,635 --> 00:26:37,429
‫من فقط اومدم اینجا
‫که به دوست‌هام کمک کنم.

338
00:26:37,512 --> 00:26:40,307
‫و تو هم تنها مسیر جایگزین به جهنم بودی.

339
00:26:40,932 --> 00:26:43,560
‫- فکر می‌کردم که خیلی قوی‌تر شدی.
‫- همین‌طوره.

340
00:26:44,311 --> 00:26:46,980
‫من اون دختر تنها و غمگینی
‫که می‌خوای باشم، نیستم.

341
00:26:47,063 --> 00:26:49,941
‫اون دختری که بهت نیاز داره.
‫الان دوست‌هایی دارم که بهم اهمیت میدن.

342
00:26:50,025 --> 00:26:51,651
‫تو دیگه من رو نمی‌ترسونی.

343
00:26:51,735 --> 00:26:53,612
‫هی بچه‌جون، یکم بهش فضا بده.

344
00:26:53,695 --> 00:26:55,905
‫جنی، خودم از پسش بر میام. لطفاً.

345
00:26:58,033 --> 00:26:59,451
‫کسایی که بهت اهمیت میدن، ها؟

346
00:26:59,534 --> 00:27:00,702
‫هوم.

347
00:27:05,373 --> 00:27:06,541
‫ولش کن!

348
00:27:17,636 --> 00:27:22,349
‫چطوره که اگه به این دوستت که اینجاست
‫صدمه بزنی، اون وقت منم در رو باز می‌کنم.

349
00:27:22,432 --> 00:27:23,516
‫- این بین ماـه.
‫- اوه.

350
00:27:23,600 --> 00:27:25,435
‫چه قدر شجاعی که رفتی توی جنی مخفی شدی.

351
00:27:25,518 --> 00:27:29,147
‫وای نه! تو فکر می‌کنی
‫که شجاع بودن برام خیلی مهمه.

352
00:27:29,230 --> 00:27:32,233
‫موندم وقتی که دارم می‌بُرمت
‫قراره چه فکری کنی!

353
00:27:42,952 --> 00:27:46,206
‫خنده‌داره کریستال. خب که چی؟
‫چندتا حرکت جدید یاد گرفتی؟

354
00:27:46,289 --> 00:27:47,290
‫فکر کنم همین‌طوره.

355
00:27:47,374 --> 00:27:48,625
‫این جا...

356
00:27:49,292 --> 00:27:50,502
‫متعلق به منه.

357
00:27:50,585 --> 00:27:52,295
‫هیچ‌وقت هم مال تو نبود.

358
00:27:52,379 --> 00:27:55,090
‫حالا از بدن جنی بیا بیرون
‫و بذار که برم تو جهنم.

359
00:27:55,924 --> 00:27:58,635
‫اگه این کار رو نکنی،
‫پس چه فایده‌ای برام داری؟

360
00:27:59,302 --> 00:28:00,845
‫هیچ‌وقت هم نمی‌خواستم
‫که فایده‌ای برات داشته باشم.

361
00:28:00,929 --> 00:28:02,305
‫تلاش خوبی بود.

362
00:28:02,389 --> 00:28:06,184
‫ممکنه این جا ذهن تو باشه، اما درواقع
‫من خیلی خوب این جا راهم رو بلدم.

363
00:28:32,502 --> 00:28:34,963
‫ احمق، من نمی‌تونم
‫یه در به جهنم باز کنم.

364
00:28:35,046 --> 00:28:37,215
‫فکر نمی‌کنی اگه می‌تونستم
‫برگردم، تا الان بر می‌گشتم؟

365
00:28:38,675 --> 00:28:40,552
‫خوبه که می‌بینم به خود قبلیت برگشتی.

366
00:28:40,635 --> 00:28:44,389
‫به آدم‌ها آسیب میزنی،
‫داری با طعم مسی که میاد زیر زبونت

367
00:28:44,472 --> 00:28:46,182
‫موقعی که به یکی صدمه میزنی، حال می‌کنی.

368
00:28:46,266 --> 00:28:49,060
‫وای ببخشید، احتمالاً تو اصلاً یادت نمیاد.

369
00:28:49,853 --> 00:28:50,854
‫خیلی خب.

370
00:28:51,312 --> 00:28:56,067
‫تو نمی‌تونی کمکم کنی که برم جهنم،
‫اما حداقل می‌تونیم یه چیزی رو درست کنیم.

371
00:28:57,277 --> 00:29:01,030
‫دیگه از خاطرات دزدیده شده‌ام
‫علیهم استفاده نمی‌کنی.

372
00:29:15,670 --> 00:29:16,921
‫این‌ها مال منن عوضی.

373
00:29:17,005 --> 00:29:19,007
‫وای!

374
00:29:19,507 --> 00:29:22,177
‫این لحظه بزرگ توـه؟ واقعاً؟

375
00:29:22,260 --> 00:29:25,054
‫فکر می‌کنی قراره از چیزهایی
‫که توی اون‌ها پیدا می‌کنی، خوشت بیاد؟

376
00:29:26,097 --> 00:29:29,309
‫من یه اهریمن باستانیم!
‫تو نمی‌تونی من رو بکشی!

377
00:29:29,392 --> 00:29:32,520
‫برام مهم نیست فکر می‌کنی
‫که چه قدر قدرتمندی.

378
00:29:32,604 --> 00:29:35,690
‫بعد از این، هیچ‌وقت
‫دست از تعقیبت بر نمی‌دارم.

379
00:29:35,774 --> 00:29:37,859
‫اوه.

380
00:29:38,610 --> 00:29:40,361
‫رو کردن نقشت، حرکت اشتباهی بود.

381
00:29:41,362 --> 00:29:43,490
‫لازم نیست که تو رو بکشم دیوید.

382
00:29:44,491 --> 00:29:45,492
‫وقتی فقط می‌تونم...

383
00:29:46,701 --> 00:29:47,786
‫...دفنت کنم.

384
00:29:50,163 --> 00:29:52,040
‫و فکر کنم بدونم بهترین مکان
‫برای این کار کجاست.

385
00:29:57,128 --> 00:29:59,047
‫ ما کجاییم؟

386
00:29:59,130 --> 00:30:00,799
‫ببین همراه خودت چی آوردی.

387
00:30:01,049 --> 00:30:04,469
‫بهت وقت میدم که راجع به نقشت
‫برای شکار من فکر کنی.

388
00:30:04,552 --> 00:30:05,553
‫صبر کن کریستال.

389
00:30:05,637 --> 00:30:08,389
‫شاید... شاید بتونم یه دروازه‌ای
‫برای تو باز کنم، باشه؟

390
00:30:08,473 --> 00:30:10,600
‫شاید داشتم فقط سر به سرت میذاشتم.

391
00:30:10,683 --> 00:30:12,435
‫داری دروغ میگی.
‫الان دیگه می‌تونم تشخیص بدم.

392
00:30:12,519 --> 00:30:14,395
‫می‌تونم توی اون چشم‌های تماماً مشکیت ببینم.

393
00:30:14,479 --> 00:30:16,439
‫! باشه.
‫خاطراتت رو پس گرفتی.

394
00:30:16,523 --> 00:30:18,566
‫فقط من رو برگردون به همون زمین اسکیت

395
00:30:18,650 --> 00:30:20,527
‫و من ناپدید میشم. تنهات میذارم.

396
00:30:20,610 --> 00:30:21,820
‫هنوزم داری دروغ میگی.

397
00:30:23,071 --> 00:30:24,447
‫نه، نه!

398
00:30:28,827 --> 00:30:30,870
‫نه نه نه.

399
00:30:42,590 --> 00:30:43,925
‫اصلاً...

400
00:30:44,759 --> 00:30:45,760
‫اصلاً من چی کار کردم؟

401
00:30:45,844 --> 00:30:48,304
‫نگران نباش، کلی زمان
‫برای فهمیدنش داری.

402
00:30:49,681 --> 00:30:53,101
‫اما، ام... تو نمی‌تونی تا ابد
‫این اهریمن رو اینجا دفن کنی.

403
00:30:53,726 --> 00:30:54,936
‫برای درخت‌ ضرر داره.

404
00:31:10,535 --> 00:31:11,870
‫هی، هی.

405
00:31:14,664 --> 00:31:16,249
‫این چه کوفتی بود؟

406
00:31:16,332 --> 00:31:17,417
‫سوال خوبیه.

407
00:31:17,500 --> 00:31:18,334
‫پاشو.

408
00:31:18,418 --> 00:31:19,836
‫داستانش طولانیه.

409
00:31:20,753 --> 00:31:22,088
‫بیا فقط بریم، باشه؟

410
00:31:22,714 --> 00:31:23,715
‫باشه.

411
00:31:26,426 --> 00:31:28,094
‫ام... سلام؟

412
00:31:28,177 --> 00:31:29,679
‫من کجام؟

413
00:31:36,019 --> 00:31:37,103
‫عه... من...

414
00:31:37,186 --> 00:31:39,022
‫خیلی آزاردهنده‌ـست، مگه نه؟

415
00:31:40,273 --> 00:31:45,111
‫اما من نقشه قدیمی انتقام گرفتنم رو
‫به یه نقشه کاملاً جدید و افتضاح تبدیل کردم.

416
00:31:45,194 --> 00:31:47,572
‫من که میگم... وحشتناکه.

417
00:31:47,697 --> 00:31:52,201
‫این وسیله درد یه روح رو می‌گیره
‫و تبدیلش می‌کنه به...

418
00:31:53,453 --> 00:31:55,663
‫خوش‌مزه‌ترین، کمیاب‌ترین...

419
00:31:57,457 --> 00:31:58,791
‫...قدرت جادویی.

420
00:31:58,875 --> 00:32:01,002
‫اشتباه کردم.

421
00:32:01,377 --> 00:32:03,880
‫- اشتباه بزرگی کردم.
‫- اوهوم.

422
00:32:03,963 --> 00:32:05,840
‫من شغلم رو دوست دارم.

423
00:32:05,924 --> 00:32:07,383
‫کارم هم توش خوبه.

424
00:32:07,467 --> 00:32:09,761
‫باورم نمیشه که دارم
‫به خاطر این دوتا پسرها به خطر میندازمش

425
00:32:09,844 --> 00:32:12,263
‫فقط چون یه مرد شاد توی ماهی
‫بهم یه حلقه درخشان داد.

426
00:32:13,806 --> 00:32:16,225
‫می‌دونستی که آدم می‌تونه
‫بعد از این که می‌میره هم به زندگی برگرده؟

427
00:32:16,309 --> 00:32:17,393
‫آره.

428
00:32:17,477 --> 00:32:20,355
‫و منظورت از «تو می‌دوستی؟» چیه؟
‫اون کتاب لعنتی منه.

429
00:32:20,438 --> 00:32:23,650
‫- خوندنش تو دردسر میندازتت.
‫- بابام می‌تونه برگرده؟

430
00:32:24,901 --> 00:32:26,402
‫بهشون میگن «از گور برخواسته».

431
00:32:26,486 --> 00:32:29,864
‫و فکر می‌کنم توی فرهنگ محبوب شما
‫بهشون میگن زامبی.

432
00:32:29,948 --> 00:32:31,866
‫اصلاً دلت نمی‌خواد که اون شکلی برگرده.

433
00:32:33,868 --> 00:32:35,745
‫مردی که توی ماهی بود هم زامبی بود؟

434
00:32:35,828 --> 00:32:38,081
‫راستش رو بگم نمی‌دونم که چی بود.

435
00:32:39,082 --> 00:32:40,792
‫اما تو باعث میشی یادش بیوفتم.

436
00:32:40,875 --> 00:32:42,210
‫و تو ازش خوشت میومد، درسته؟

437
00:32:45,046 --> 00:32:46,047
‫نه.

438
00:33:15,159 --> 00:33:16,160
‫ادوین؟

439
00:33:24,252 --> 00:33:25,253
‫ادوین؟

440
00:33:32,051 --> 00:33:33,302
‫چارلز؟

441
00:33:39,392 --> 00:33:40,518
‫تویی؟

442
00:33:44,731 --> 00:33:46,399
‫وای رفیق، من...

443
00:33:47,984 --> 00:33:48,985
‫ادوین!

444
00:34:24,896 --> 00:34:27,774
‫تو باید خیلی خیلی ساکت باشی.

445
00:34:29,192 --> 00:34:31,277
‫چارلز، اینجا چی کار می‌کنی؟

446
00:34:32,820 --> 00:34:34,572
‫اومدم نجاتت بدم.

447
00:34:35,323 --> 00:34:36,657
‫یکی باید این کار رو بکنه.

448
00:34:37,366 --> 00:34:39,827
‫اون خون‌ها کجا رفتن رفیق؟
‫تا الان خون‌آلود بودی.

449
00:34:42,330 --> 00:34:43,623
‫اون من قبلی بود.

450
00:35:06,062 --> 00:35:07,188
‫چی...

451
00:35:07,271 --> 00:35:09,607
‫این افتضاحه. می‌دونم افتضاحه.

452
00:35:09,690 --> 00:35:12,235
‫اما باید خیلی ساکت باشیم.

453
00:35:19,951 --> 00:35:22,411
‫فرار می‌کنم و من رو می‌گیره.

454
00:35:24,956 --> 00:35:27,458
‫من رو تیکه تیکه می‌کنه و می‌خوره.

455
00:35:29,335 --> 00:35:30,878
‫بعد دوباره از اول شروع میشه.

456
00:35:33,005 --> 00:35:34,006
‫دوباره و دوباره.

457
00:35:34,966 --> 00:35:36,801
‫برای دهه‌ها.

458
00:35:38,052 --> 00:35:40,096
‫دوباره و دوباره و دوباره.

459
00:35:43,224 --> 00:35:45,643
‫هی، هی. بیا از اینجا ببریمت بیرون.

460
00:35:45,726 --> 00:35:47,895
‫لحظه که شروع به فرار کنم،
‫دنبال می‌کنه.

461
00:35:47,979 --> 00:35:49,480
‫نمی‌تونم ازش فرار کنم.

462
00:35:50,857 --> 00:35:51,858
‫نمی‌تونم.

463
00:35:57,613 --> 00:35:58,614
‫خب، الان من اینجام.

464
00:36:00,700 --> 00:36:01,701
‫پس...

465
00:36:04,829 --> 00:36:06,622
‫وقته بازی قدیمی فریب و فراره.

466
00:36:44,452 --> 00:36:46,871
‫تو اول رد شو.
‫من سریع پشت سرت میام. برو.

467
00:37:00,051 --> 00:37:02,011
‫- اون‌ها دیگه از کجا اومدن؟
‫- بجنب بیا.

468
00:37:30,081 --> 00:37:31,707
‫کاری از دستمون براشون بر نمیاد.

469
00:37:31,791 --> 00:37:33,084
‫زنگوله چی؟

470
00:37:33,167 --> 00:37:34,794
‫نه، بهشون آسیب میزنه.

471
00:37:35,711 --> 00:37:36,712
‫یالا.

472
00:37:38,547 --> 00:37:39,590
‫بجنب چارلز.

473
00:37:50,309 --> 00:37:52,061
‫تقریباً دیگه رسیدیم.
‫به آخرین مرحله رسیدیم.

474
00:38:04,991 --> 00:38:06,200
‫وای، یالا دیگه.
‫دیگه به خروج نزدیکیم.

475
00:38:07,201 --> 00:38:08,744
‫باید یه راه دیگه پیدا کنه
‫تا بهمون برسه، پس...

476
00:38:08,828 --> 00:38:10,246
‫فقط یه لحظه وقت نیاز دارم.

477
00:38:10,329 --> 00:38:13,499
‫و این که باورم نمیشه تو
‫تمام وجودیتت رو به خطر انداختی

478
00:38:13,582 --> 00:38:15,710
‫که به خاطر من
‫به این نمایش آپرا ترسناک بیای.

479
00:38:15,793 --> 00:38:17,670
‫خیلی احمقانه‌‌ـست. باورنکردنیه.

480
00:38:17,753 --> 00:38:20,214
‫متاسفم. هیچ نسخه‌ای از این پیدا نمیشه
‫که من دنبالت نیام.

481
00:38:22,508 --> 00:38:23,509
‫صبر کن چارلز.

482
00:38:25,511 --> 00:38:26,512
‫چارلز، من...

483
00:38:27,805 --> 00:38:28,723
‫من عصبانی نیستم. من...

484
00:38:28,806 --> 00:38:29,807
‫من...

485
00:38:30,641 --> 00:38:32,685
‫می‌خوام به حرف‌هام گوش بدی.

486
00:38:32,727 --> 00:38:35,938
‫تو، ادوین پین، بهترین دوست منی.

487
00:38:36,647 --> 00:38:38,274
‫این هیچ‌وقت تغییر نمی‌کنه.

488
00:38:38,357 --> 00:38:41,986
‫برای من، تو مهم‌ترین آدم دنیایی.

489
00:38:43,571 --> 00:38:45,531
‫و من واقعاً نمی‌تونم این شکلی بگمش

490
00:38:46,449 --> 00:38:48,743
‫که منم عاشقتم،

491
00:38:49,618 --> 00:38:51,037
‫اما هیچ کسی،

492
00:38:51,120 --> 00:38:52,872
‫هیچ کسی نیست

493
00:38:53,581 --> 00:38:55,166
‫که به خاطرش برم جهنم.

494
00:38:56,375 --> 00:38:57,376
‫و ما...

495
00:38:58,044 --> 00:39:02,798
‫و ما به معنا واقعی تا ابد وقت داریم
‫که بفهمیم بقیش چی میشه.

496
00:39:03,716 --> 00:39:05,301
‫اما موقعی این طوریه
‫که بتونیم از اینجا بریم بیرون.

497
00:39:05,384 --> 00:39:06,385
‫باشه؟

498
00:39:13,642 --> 00:39:14,769
‫فرار کن!

499
00:39:20,232 --> 00:39:21,567
‫عجله کنین لطفاً.

500
00:39:21,650 --> 00:39:24,653
‫- آره، داریم عجله می‌کنیم!
‫- داریم با تمام سرعت میایم.

501
00:39:24,737 --> 00:39:27,281
‫بیاین بیاین بیاین! یالا!

502
00:39:35,915 --> 00:39:37,666
‫وای، خدا رو شکر.

503
00:39:44,799 --> 00:39:46,967
‫خیلی تاثیرگذار بود پسرها.

504
00:39:47,635 --> 00:39:50,137
‫حالا، کجا بودیم؟

505
00:39:51,472 --> 00:39:53,599
‫کریستال، پسرها برگشتن.

506
00:39:53,682 --> 00:39:55,476
‫- پسرها از جهنم برگشتن.
‫- اوهوم.

507
00:40:00,022 --> 00:40:01,065
‫- یعنی...
‫- نیکو.

508
00:40:01,107 --> 00:40:03,818
‫الان گفتی کسی از جهنم برگشته؟

509
00:40:03,901 --> 00:40:05,861
‫نه، گفتم: «سلام».

510
00:40:05,945 --> 00:40:08,155
‫حالا هرچی.
‫من چیزهای مهم‌تری توی ذهنم دارم.

511
00:40:08,239 --> 00:40:10,825
‫آره. خیلی خب، کاملاً منصفانه‌ـست.
‫الان بر می‌گردم.

512
00:40:10,908 --> 00:40:12,660
‫خیلی سریع میام.

513
00:40:15,371 --> 00:40:16,372
‫یا خدا.

514
00:40:16,414 --> 00:40:19,375
‫حالا جفتتون می‌تونین برای انجام پروسه
‫به بخش گم‌شده‌ها و پیداشده‌ها برین.

515
00:40:19,458 --> 00:40:22,294
‫و ما این کثافت کاری رو راست و ریس می‌کنیم.

516
00:40:22,378 --> 00:40:25,631
‫اگه می‌خواین خداحافظی کنین،
‫بهتون 30 ثانیه کم و بیش وقت میدم.

517
00:40:25,714 --> 00:40:27,007
‫غیرمنطقی نمیگم.

518
00:40:29,468 --> 00:40:32,721
‫چارلز، منظورش از «انجام قرارمون» چیه؟

519
00:40:33,556 --> 00:40:35,766
‫تنها راهی بود که اجازه می‌داد بیام جهنم.

520
00:40:35,850 --> 00:40:37,226
‫متاسفم.

521
00:40:37,309 --> 00:40:39,979
‫با خودم فکر کردم که تو راه برگشت
‫وقت برای ریختن نقشه داریم، اما...

522
00:40:40,062 --> 00:40:43,566
‫اما چه طور باید برای یه عنکبوت غول‌پیکر
‫ساخته شده از سر عروسک بچه، نقشه‌ای بکشی؟

523
00:40:43,649 --> 00:40:45,151
‫- وای نه.
‫- اه...

524
00:40:45,234 --> 00:40:46,235
‫متاسفم.

525
00:40:46,277 --> 00:40:49,071
‫شما جفتتون روی اس‌اس‌آرآی اوردز کردین؟
‫(اس‌اس‌آرآی دسته‌ای از داروهای ضدافسردگی‌ـست.)

526
00:40:49,155 --> 00:40:50,739
‫اون جا دارن زنکس رایگان میدن؟

527
00:40:50,823 --> 00:40:53,534
‫- نمی‌تونین بذارین با خودش ببرتتون.
‫- فکر کنم مجبوریم.

528
00:40:53,617 --> 00:40:57,288
‫وای، این . یه کارآگاه خوب
‫کاری که باید رو برای بستن پرونده انجام میده.

529
00:40:57,371 --> 00:40:58,622
‫جفتتون این رو گفتین.

530
00:40:58,706 --> 00:41:00,916
‫ببخشید. من یه سوال دارم.

531
00:41:01,000 --> 00:41:03,502
‫تمام مدتی که نبودین،
‫این شکلی بودش.

532
00:41:03,586 --> 00:41:05,129
‫کلی سوال می‌پرسه.

533
00:41:05,212 --> 00:41:06,964
‫اگه مجبوری، بپرسشون.

534
00:41:07,047 --> 00:41:08,257
‫ممنون.

535
00:41:09,300 --> 00:41:10,301
‫ام...

536
00:41:10,968 --> 00:41:11,969
‫خیلی خب.

537
00:41:13,012 --> 00:41:17,349
‫طبق نوشته صفحه 179،
‫بند 14، پاراگراف 2،

538
00:41:17,433 --> 00:41:19,101
‫یه ماده وجود داره که بیان می‌کنه

539
00:41:19,185 --> 00:41:21,437
‫اگر ارواحی که قرار است جمع آوری شوند
‫بر روی زمین هستند،

540
00:41:21,520 --> 00:41:23,939
‫قبل از سفر به بُعد دیگر،

541
00:41:24,023 --> 00:41:28,903
‫باید فایلی به نام «برنامه ال‌اس 53-9» تشکیل شود

542
00:41:28,986 --> 00:41:32,907
‫که بشود ارواح نام برده را
‫برای بار دوم از بُعد فانی حذف کرد.

543
00:41:34,950 --> 00:41:37,453
‫مگه رفتن به جهنم
‫به عنوان رفتن به بُعد دیگه حساب نمیشه؟

544
00:41:37,536 --> 00:41:41,040
‫و مگه نباید یه فرمی پر کنی
‫تا بتونی حذفشون کنی؟

545
00:41:48,923 --> 00:41:50,007
‫هوم.

546
00:41:54,303 --> 00:41:55,304
‫من، عه...

547
00:41:57,598 --> 00:42:00,226
‫من باید این رو از سرپرستم بپرسم.

548
00:42:03,312 --> 00:42:04,313
‫واقعاً...

549
00:42:04,980 --> 00:42:07,483
‫این چیزیه که برای کمک کردن گیرم میاد؟

550
00:42:09,235 --> 00:42:12,112
‫این چیزیه که بابت قبول کردن
‫درخواستتون گیرم میاد؟

551
00:42:12,196 --> 00:42:15,533
‫از اینجا دور نشین.

552
00:42:20,663 --> 00:42:21,747
‫اون دیگه چی بود؟

553
00:42:21,830 --> 00:42:24,500
‫- نیکو، کارت فوق‌العاده بود.
‫- ممنون.

554
00:42:24,583 --> 00:42:26,001
‫می‌دونم که خیلی شجاع نیستم،

555
00:42:26,085 --> 00:42:29,213
‫اما مهارت درک مطلب فوق‌العاده‌ای دارم.

556
00:42:30,756 --> 00:42:33,509
‫وای، شما می‌دونستین؟
‫زامبی‌ها واقعین.

557
00:42:40,140 --> 00:42:41,475
‫عجب زندگی عجیبیه، مگه نه؟

558
00:42:42,726 --> 00:42:43,727
‫عجب مرگ عجیبیه.

559
00:42:45,187 --> 00:42:47,856
‫خب، در هر صورت، الان جفتمون اینجاییم.

560
00:42:54,446 --> 00:42:55,531
‫چارلز؟

561
00:42:56,448 --> 00:42:59,410
‫می‌خوام بگم متاسفم
‫اگه اعترافم باعث شد...

562
00:42:59,493 --> 00:43:00,744
‫باعث چیزی نشد.

563
00:43:03,664 --> 00:43:07,042
‫احتمالاً باید قبل از این که پرستار شب
‫برگرده، از شهر خارج بشیم.

564
00:43:07,126 --> 00:43:08,502
‫اگه برگردیم لندن خیلی خوب میشه.

565
00:43:09,420 --> 00:43:11,880
‫اینجا که دیگه خبری از دستبند نیست.

566
00:43:15,759 --> 00:43:16,885
‫حال جنی چه طوره؟

567
00:43:16,969 --> 00:43:18,971
‫داره استراحت می‌کنه، ولی ناراحته.

568
00:43:19,054 --> 00:43:21,599
‫خدایا. باید فکر کنم ببینم
‫چی باید بهش بگم.

569
00:43:21,682 --> 00:43:23,058
‫«کابوس به خاطر تب» به اندازه کافی خوب نیست،

570
00:43:23,142 --> 00:43:26,186
‫اما اون قرار هم نیست
‫که از «شیطان تسخیرت کرد» هم خوشش بیاد.

571
00:43:26,270 --> 00:43:29,231
‫احمقانه بود که خودت رو به خطر انداختی
‫و بدون ما با دیوید رو به رو شدی.

572
00:43:29,315 --> 00:43:31,275
‫دیوونه کننده‌ترین چیز بود.

573
00:43:31,358 --> 00:43:35,362
‫فهمیدم که دوستم رفته جهنم،
‫و باید سعی می‌کردم که نجاتش بدم.

574
00:43:35,446 --> 00:43:36,447
‫اه، آره.

575
00:43:37,656 --> 00:43:39,950
‫- خب...
‫- اگرچه هیچ‌وقت نتونستم بیام جهنم.

576
00:43:40,034 --> 00:43:41,785
‫آخرشم کمکی نکردم.

577
00:43:42,870 --> 00:43:44,538
‫خب، من که اسمش رو میذارم یه پیروزی بزرگ.

578
00:43:45,539 --> 00:43:47,207
‫دقیقاً دیوید رو کجا گیر انداختی؟

579
00:43:47,291 --> 00:43:50,794
‫یه جورهایی چیز جدیدیه برای همین
‫هنوز سعی دارم بفهمم چیه.

580
00:43:51,587 --> 00:43:52,838
‫اما فعلاً که رفته.

581
00:43:52,921 --> 00:43:54,632
‫و... آره،

582
00:43:55,674 --> 00:43:56,717
‫حالم خوبه.

583
00:43:56,800 --> 00:43:57,801
‫خوبم.

584
00:43:58,636 --> 00:44:00,846
‫و این هم از چیزی
‫که کل این ماجرا سرش بود.

585
00:44:04,350 --> 00:44:05,351
‫خاطرات من.

586
00:44:07,102 --> 00:44:08,562
‫حالا می‌خوای باهاشون چی کار کنی؟

587
00:44:37,925 --> 00:44:40,052
‫[بعید به نظر میرسه]
