﻿1
00:00:12,971 --> 00:00:14,305
‫جدی؟

2
00:00:30,530 --> 00:00:33,825
‫موفق شدی! تانجیرو، موفق شدی!

3
00:00:33,825 --> 00:00:35,952
‫لعنتی! شکستـم دادی!

4
00:00:38,455 --> 00:00:40,457
‫هنوز تموم نشده!

5
00:00:40,457 --> 00:00:43,793
‫اگه حتی برای یه ثانیه بایستم،
‫شُل می‌شم و پام لیز می‌خوره!

6
00:00:45,754 --> 00:00:49,215
‫باید شده حتی برای یه ثانیه هم
‫بیشتر این سنگ رو هول بدم!

7
00:00:50,091 --> 00:00:51,634
‫نه فقط با دستام!

8
00:00:51,634 --> 00:00:52,844
‫باید با پایین تنه‌امـم
‫هولـش بدم!

9
00:00:52,844 --> 00:00:54,596
‫با استفاده از پایین تنه‌ات هولـش بده!

10
00:00:54,596 --> 00:00:58,725
‫تو پایین تنه‌ات ماهیچه‌های بیشتری
‫نسبت به بالا تنه‌ات داری!

11
00:01:07,233 --> 00:01:08,193
‫تمپورا!

12
00:01:08,443 --> 00:01:09,402
‫تمپورا!

13
00:01:09,402 --> 00:01:12,030
‫دارم میام!

14
00:01:22,373 --> 00:01:25,210
‫اینوسکه هم موفق شد
‫سنگـش رو هول بده!

15
00:01:25,210 --> 00:01:26,586
‫افتضاحه!

16
00:01:26,920 --> 00:01:28,755
‫فقط من موندم!

17
00:01:28,755 --> 00:01:30,423
‫کاملاً افتضاحه!

18
00:01:34,010 --> 00:01:35,345
‫چونتارو؟

19
00:01:35,345 --> 00:01:36,846
‫چی می‌خوای؟

20
00:01:36,846 --> 00:01:41,810
‫من هنوز سنگـم رو هول ندادم،
‫پس نمی‌تونم به تمرین بعدی برم.

21
00:01:41,810 --> 00:01:43,645
‫میشه هولم نکنی؟

22
00:01:44,729 --> 00:01:46,272
‫آخ! چیه؟

23
00:01:48,775 --> 00:01:49,776
‫ها؟

24
00:01:49,776 --> 00:01:51,111
‫چی؟

25
00:01:51,111 --> 00:01:52,946
‫یه نامه؟

26
00:03:21,910 --> 00:03:27,081
‫قسمت 7:
‫هاشیرای سنگ هیمه‌جیما گیومه

27
00:03:48,394 --> 00:03:49,938
‫یک چو!

28
00:03:50,271 --> 00:03:52,023
‫موفق شدم تکونش بدم!

29
00:03:53,274 --> 00:03:54,317
‫که یعنی...

30
00:03:54,317 --> 00:03:58,071
‫تمریناتـم با... آقای هیمه‌جیما...

31
00:03:58,780 --> 00:04:00,823
‫تموم شد!

32
00:04:03,493 --> 00:04:04,494
‫ها؟

33
00:04:05,495 --> 00:04:06,454
‫اوه اوه...

34
00:04:07,247 --> 00:04:10,124
‫بدنم به شدت کم آب شده!

35
00:04:10,458 --> 00:04:15,672
‫چون یه‌دفعه کُلی عرق ریختم
‫و حتی یه قطره هم آب نخوردم!

36
00:04:17,715 --> 00:04:20,468
‫زنیتسو...

37
00:04:20,760 --> 00:04:22,178
‫اینوسکه...

38
00:04:22,512 --> 00:04:24,514
‫آقای موراتا...

39
00:04:25,431 --> 00:04:27,976
‫دارم همینجا جون می‌دم!

40
00:04:27,976 --> 00:04:31,104
‫یه نفر...

41
00:04:33,982 --> 00:04:34,691
‫چی...

42
00:04:36,192 --> 00:04:37,735
‫آقای هیمه‌جیما!

43
00:04:38,069 --> 00:04:39,570
‫نجات پیدا کردم!

44
00:04:39,862 --> 00:04:42,198
‫نامو آمیدا بوتسو

45
00:04:42,532 --> 00:04:44,575
‫نامو آمیدا بوتسو.

46
00:04:45,243 --> 00:04:47,287
‫نامو آمیدا بوتسو.

47
00:04:47,287 --> 00:04:49,706
‫ها؟ رفتم اون دنیا؟

48
00:04:50,206 --> 00:04:51,874
‫نه، زنده‌ام!

49
00:04:52,500 --> 00:04:54,877
‫خیلی ازتون ممنونـم!

50
00:04:57,714 --> 00:05:00,800
‫تمرین تخته سنگ رو پشت سر گذاشتی.

51
00:05:01,342 --> 00:05:05,430
‫علاوه بر اون، انتخاب‌های درستی
‫تو دهکده انجام دادی.

52
00:05:05,847 --> 00:05:08,391
‫من تو رو تصدیق می‌کنم.

53
00:05:09,976 --> 00:05:12,312
‫دهکده؟ آب...

54
00:05:12,937 --> 00:05:14,647
‫خوبه کافیه!

55
00:05:17,275 --> 00:05:20,069
‫تو دهکده شمشیر ساز ها...

56
00:05:20,069 --> 00:05:25,783
‫تو نجات انسان‌های دهکده رو
‫نسبت به نجات خواهرت در اولویت قرار دادی.

57
00:05:25,783 --> 00:05:26,993
‫اوه...

58
00:05:26,993 --> 00:05:28,494
‫در واقع...

59
00:05:28,494 --> 00:05:30,496
‫نیازی به خجالت نیست.

60
00:05:30,913 --> 00:05:33,333
‫تو یک شمشیرزن نمونه هستی.

61
00:05:34,334 --> 00:05:38,004
‫تو باید به اعمال با فضیلت خودت افتخار کنی.

62
00:05:41,090 --> 00:05:42,175
‫نه.

63
00:05:42,175 --> 00:05:43,426
‫اصل ماجرا این نیست.

64
00:05:43,760 --> 00:05:45,887
‫نزوکو بود که اون تصمیم رو گرفت.

65
00:05:45,887 --> 00:05:47,597
‫تصمیم من نبود.

66
00:05:48,014 --> 00:05:49,849
‫من بلاتکلیف بودم...

67
00:05:49,849 --> 00:05:52,852
‫و چیزی نمونده بود که اهالی دهکده کُشته بشن.

68
00:05:53,936 --> 00:05:55,897
‫درست نیست که منو تصدیق کنید.

69
00:06:07,575 --> 00:06:09,535
‫این موجودات که
‫بهشون «فرزندان» می‌گیم...

70
00:06:09,535 --> 00:06:11,704
‫پاک و معصوم...

71
00:06:11,704 --> 00:06:13,539
‫و ضعیف هستند.

72
00:06:13,539 --> 00:06:17,001
‫آن‌ها مستعد دروغگویی هستن
‫و هیچ ابایی از ظالم بودن ندارن.

73
00:06:17,001 --> 00:06:19,712
‫آن‌ها شخصیتی خودخواه دارن.

74
00:06:20,463 --> 00:06:22,965
‫هر چند، همانطور که فکر می‌کردم...

75
00:06:22,965 --> 00:06:25,259
‫این بچه متفاوتـه.

76
00:06:26,302 --> 00:06:31,182
‫من همیشه تلاش می‌کنم
‫تا در مسیر درستی قرار بگیرم...

77
00:06:31,516 --> 00:06:33,476
‫ولی نمی‌دونم چه چیزی
‫پیش روی من قرار داره.

78
00:06:34,352 --> 00:06:40,691
‫همیشه یه نفر بهم کمک می‌کنه، بنابراین
‫در نهایت از مسیرم منحرف نمی‌شم، فقط همین.

79
00:06:40,983 --> 00:06:42,193
‫اون روز هم
‫همین اتفاق افتاد.

80
00:06:42,193 --> 00:06:44,404
‫واقعاً خطر از بیخ گوشم رد شد.

81
00:06:46,072 --> 00:06:47,281
‫پس...

82
00:06:47,281 --> 00:06:50,201
‫ازتون می‌خوام که برای تصدیق کردن من
‫عجله نکنید.

83
00:06:50,201 --> 00:06:51,953
‫پسری لجباز و انعطاف ناپذیر

84
00:06:52,995 --> 00:06:55,123
‫بابت آب بسیار سپاس گزارم.

85
00:06:55,540 --> 00:06:58,126
‫و از اینکه تا به امروز
‫منو تمرین دادی خیلی خیلی ممنونم.

86
00:06:58,126 --> 00:06:59,585
‫چیز های زیادی یاد گرفتم!

87
00:07:01,254 --> 00:07:03,673
‫تو شک و تردید من رو برطرف کردی.

88
00:07:03,673 --> 00:07:05,800
‫مهم نیست بقیه آدم‌ها چی بگن...

89
00:07:05,800 --> 00:07:08,219
‫من تو رو تصدیق می‌کنم...

90
00:07:08,719 --> 00:07:10,847
‫کامادو تانجیرو.

91
00:07:10,847 --> 00:07:11,848
‫چی؟

92
00:07:11,848 --> 00:07:14,100
‫متوجه نمی‌شم.

93
00:07:14,100 --> 00:07:15,852
‫دلیلش چیه؟

94
00:07:16,686 --> 00:07:18,688
‫سال‌ها پیش...

95
00:07:19,105 --> 00:07:23,651
‫بچه‌های یتیم رو داخل معبد بزرگ می‌کردم.

96
00:07:25,111 --> 00:07:26,779
‫کازونوری!

97
00:07:26,779 --> 00:07:27,947
‫دیر اومدی!

98
00:07:27,947 --> 00:07:29,073
‫ببخشید!

99
00:07:29,073 --> 00:07:31,367
‫باید می‌رفتم دستشویی!

100
00:07:32,410 --> 00:07:33,619
‫استاد...

101
00:07:33,911 --> 00:07:35,872
‫کاملاً یه ضیافت برگزار کردید!

102
00:07:36,164 --> 00:07:37,415
‫بله.

103
00:07:37,415 --> 00:07:40,460
‫اتفاقی با یه فروشنده ماهی خشک‌شده
‫برخورد کردم.

104
00:07:40,960 --> 00:07:44,589
‫راضی شد تا جنس‌های فروخته نشده‌اش رو
‫با قیمت خیلی کمی به من بفروشه.

105
00:07:45,423 --> 00:07:47,967
‫بیاید از این فرد مهربان تشکر کنیم.

106
00:07:48,384 --> 00:07:53,264
‫و همچنین از ریوتارو و آسامی،
‫که امروز وظیفه پخت و پز رو بر عهده داشتن تشکر می‌کنیم.

107
00:07:53,264 --> 00:07:54,849
‫به نفعتونه قدر دست‌پختـم رو بدونید!

108
00:07:54,849 --> 00:07:56,809
‫هی! ریوتارو!

109
00:08:00,480 --> 00:08:01,355
‫سایو؟

110
00:08:05,026 --> 00:08:06,277
‫این چیه؟

111
00:08:06,694 --> 00:08:09,906
‫دارم ماهی خودم رو
‫بهتون می‌دم، استاد.

112
00:08:10,281 --> 00:08:13,117
‫چون شما خیلی لاغر هستید، استاد!

113
00:08:13,117 --> 00:08:14,911
‫بیشتر غذا بخورید، باشه؟

114
00:08:17,205 --> 00:08:18,789
‫اوه، که اینطور.

115
00:08:18,789 --> 00:08:20,917
‫چه بچه ناز و مهربونی هستی.

116
00:08:20,917 --> 00:08:23,169
‫بابت نگرانیـت ممنونم...

117
00:08:23,169 --> 00:08:27,715
‫ولی از اون‌جایی که تمرینات سختی رو
‫پشت سر گذاشتم، گرسنگی اذیتـم نمی‌کنه.

118
00:08:28,508 --> 00:08:31,427
‫حالا اینو ببر و کامل غذاتو بخور.

119
00:08:31,427 --> 00:08:32,386
‫باشه!

120
00:08:34,096 --> 00:08:37,475
‫شاید در ظاهر نشون ندم،
‫ولی از همه‌تون قوی‌تر هستم!

121
00:08:37,475 --> 00:08:39,477
‫باشه، پس، من می‌خورمـش!

122
00:08:39,477 --> 00:08:43,064
‫نخیر، به تو نمی‌شه!
‫فقط برای استاده!

123
00:08:51,531 --> 00:08:52,990
‫ما متواضعانه این غذا را میل می‌کنیم.

124
00:08:53,324 --> 00:08:54,992
‫ما متواضعانه این غذا را میل می‌کنیم!

125
00:08:55,868 --> 00:08:59,247
‫با اینکه هیچکدام از ما نسبت خونی نداشتیم...

126
00:08:59,914 --> 00:09:03,751
‫همه با هم خوب بودیم، به هم کمک می‌کردیم...

127
00:09:04,001 --> 00:09:06,796
‫مثل یه خانواده زندگی می‌کردیم.

128
00:09:08,089 --> 00:09:09,882
‫فکر می‌کردم که...

129
00:09:10,174 --> 00:09:13,636
‫قراره تا آخر عمر به همین منوال زندگی کنم.

130
00:09:15,471 --> 00:09:17,890
‫اگر چه یک شب...

131
00:09:27,733 --> 00:09:33,030
‫یکی از بچه‌ها که قانون‌شکنی کرده بود
‫و نتونسته بود که قبل از تاریکی خودش رو معبد برسونه...

132
00:09:33,030 --> 00:09:34,991
‫با یک شیطان مواجه شد.

133
00:09:35,449 --> 00:09:37,618
‫برای نجات جون خودش...

134
00:09:37,618 --> 00:09:44,250
‫به شیطان گفت که می‌تونه من و بقیه
‫هشت بچه‌ای که تو معبد هستند رو بخوره.

135
00:09:46,544 --> 00:09:49,297
‫شب بخیر!

136
00:09:56,262 --> 00:09:59,307
‫جایی که من زندگی می‌کردم...

137
00:09:59,307 --> 00:10:03,477
‫افسانه‌های قدیمی راجع به
‫حضور شیاطین هنوز روایت می‌شد...

138
00:10:03,477 --> 00:10:08,357
‫و وقتی شب می‌شد، من همیشه
‫عود چوب گلیسین می‌سوزوندم.

139
00:10:10,318 --> 00:10:12,486
‫اون بچه...

140
00:10:12,486 --> 00:10:15,906
‫بخور رو خاموش کرد
‫و عود سوزان رو از بین بُرد...

141
00:10:16,240 --> 00:10:20,161
‫بعدش شیطان رو به داخل معبد راهنمایی کرد.

142
00:10:32,214 --> 00:10:34,300
‫کی اون‌جاست؟

143
00:10:38,262 --> 00:10:40,723
‫چهار تا از بچه‌ها درجا کُشته شدن.

144
00:10:41,641 --> 00:10:45,186
‫تمام تلاشـم رو کردم
‫تا از چهارتای باقی مونده محافظت کنم...

145
00:10:45,186 --> 00:10:48,189
‫ولی سه تا از بچه‌ها...

146
00:10:48,481 --> 00:10:50,816
‫به حرف من گوش نکردن.

147
00:10:58,658 --> 00:11:01,702
‫به جای اینکه به من تکیه کنن، فرار کردن.

148
00:11:01,994 --> 00:11:05,206
‫گلو‌هاشون بُریده شد،
‫و جون‌شون رو از دست دادن.

149
00:11:06,040 --> 00:11:13,714
‫در اون زمان، غذای کمی برای خوردن داشتم،
‫و لاغر و ترسو بودم.

150
00:11:14,548 --> 00:11:18,052
‫حتی صدایم رو هم بلند نکرده بودم.

151
00:11:18,344 --> 00:11:24,350
‫علاوه بر اون، یه فرد بالغ نابینا
‫چه فایده‌ای می‌تونه داشته باشه؟

152
00:11:24,350 --> 00:11:27,561
‫همه این دلایل باعث شد تا
‫اون بچه‌ها فرار کردن رو انتخاب کنن.

153
00:11:27,853 --> 00:11:29,313
‫آقای هیمه‌جیما...

154
00:11:29,313 --> 00:11:30,648
‫نابیناـست؟

155
00:11:30,981 --> 00:11:37,405
‫فقط کوچک‌ترین بچه، سایو،
‫به حرفی که بهم زدم گوش کرد.

156
00:11:38,239 --> 00:11:42,159
‫سایو به تنهایی پشت من قایم شد.

157
00:11:45,162 --> 00:11:46,580
‫من...

158
00:11:47,581 --> 00:11:52,336
‫جنگیدم، با این باور که باید
‫از سایو محافظت کنم، مهم نیست که چی بشه.

159
00:12:26,537 --> 00:12:31,417
‫حمله به یک موجود زنده
‫برای من مثل جهنم بود.

160
00:12:32,376 --> 00:12:37,131
‫تا عمر دارم فراموش نمی‌کنم که
‫چقدر حال بهم زن بود.

161
00:12:37,548 --> 00:12:43,429
‫برای اولین بار در زندگیم، مُشتم رو
‫گره می‌کردم تا با تمام قدرت ضربه بزنم،

162
00:12:43,429 --> 00:12:46,390
‫و قدرتـم حتی برای خودم
‫چیز وحشتناکی بود.

163
00:12:47,183 --> 00:12:49,310
‫اگه اون شیطان
‫بهم حمله نکرده بود،

164
00:12:49,310 --> 00:12:54,940
‫تمام عمرم رو بدون اینکه
‫بفهمـم چقدر قوی هستم سپری می‌کردم.

165
00:12:55,357 --> 00:13:02,364
‫تا صبح به مُشت زدن
‫تو سر شیطان ادامه دادم.

166
00:13:02,698 --> 00:13:07,870
‫اون شب، خیلی از آدم‌ها
‫و خیلی چیز ها رو از دست دادم.

167
00:13:07,870 --> 00:13:09,789
‫زخمی بودم...

168
00:13:09,789 --> 00:13:13,042
‫و جونم رو برای محافظت از سایو
‫به خطر انداخته بودم...

169
00:13:13,667 --> 00:13:18,547
‫و وقتی بقیه به صحنه رسیدن
‫شروع به گفتن این حرف‌ها کرد.

170
00:13:19,215 --> 00:13:21,759
‫«اون یه هیولاـست.

171
00:13:21,759 --> 00:13:23,594
‫قاتل اونه.

172
00:13:24,094 --> 00:13:26,806
‫اون کسیـه که همه رو کُشته.»

173
00:13:26,806 --> 00:13:28,891
‫امکان نداره...

174
00:13:29,183 --> 00:13:32,478
‫ترس و وحشتِ اون اتفاق
‫باعث گیج شدن اون شده بود.

175
00:13:32,812 --> 00:13:35,397
‫اون فقط یه بچه چهار ساله بود.

176
00:13:35,397 --> 00:13:37,399
‫کی میتونه اون رو سرزنش کنه؟

177
00:13:37,733 --> 00:13:40,861
‫بچه‌ها چنین آفریده‌هایی هستن.

178
00:13:41,570 --> 00:13:43,823
‫ولی من...

179
00:13:43,823 --> 00:13:48,536
‫با این حال، می‌خواستم سایو، حداقل،
‫به‌خاطر کاری که انجام دادم ازم تشکر کنه.

180
00:13:49,036 --> 00:13:51,997
‫می‌خواستم بهم بگه...

181
00:13:51,997 --> 00:13:55,501
‫«ممنون که به‌خاطر من جنگیدی.»

182
00:13:57,753 --> 00:14:01,882
‫فقط شنیدن اون حرف‌ها
‫می‌تونست من رو نجات بده.

183
00:14:02,550 --> 00:14:07,346
‫ولی تمام کاری که بچه‌ها می‌تونن بکنن
‫اینه که به فکر خودشون باشن.

184
00:14:08,055 --> 00:14:11,225
‫جسد شیطان به خاکستر تبدیل شد
‫و ناپدید شد...

185
00:14:11,642 --> 00:14:15,312
‫و کُل چیزی که باقی مونده بود
‫جسد اون بچه‌ها بود.

186
00:14:16,063 --> 00:14:20,234
‫به جُرم قتل به زندان افتادم.

187
00:14:21,151 --> 00:14:26,448
‫اگه ارباب مداخله نمی‌کردن،
‫من اعدام می‌شدم.

188
00:14:26,824 --> 00:14:32,037
‫بعد از اون اتفاق، به نظرم
‫من تبدیل شدم به آدمی که نمی‌تونه اعتماد کنه.

189
00:14:32,663 --> 00:14:36,125
‫نیازی به گفتن نیست،
‫به تو هم مشکوک بودم.

190
00:14:36,125 --> 00:14:39,503
‫مهم نیست که آدم‌ها چقدر
‫با فضیلت به نظر میان...

191
00:14:39,503 --> 00:14:42,631
‫وقتی تحت فشار قرار می‌گیرن،
‫ماهیت واقعی اونا آشکار می‌شه.

192
00:14:42,965 --> 00:14:47,219
‫ولی تو... هرگز جا نزدی.
‫هیچوقت نگاهـت رو برنگردوندی.

193
00:14:47,219 --> 00:14:48,721
‫هرگز دروغ نگفتی.

194
00:14:48,721 --> 00:14:51,056
‫تو پاک و مصمم بودی.

195
00:14:51,974 --> 00:14:58,272
‫شاید مسئله ساده‌ای باشه، ولی
‫آدم‌هایی که می‌تونن در این شرایط باقی بمونن خیلی کم هستن.

196
00:14:59,398 --> 00:15:02,151
‫تو یه بچه خاص هستی.

197
00:15:02,568 --> 00:15:07,948
‫به عنوان کسی که آدم‌های زیادی رو
‫با چشمان روحـم مشاهده کردم،

198
00:15:07,948 --> 00:15:10,242
‫قضاوتـم نمی‌تونه اشتباه باشه.

199
00:15:16,749 --> 00:15:20,961
‫همه ما نسبت به آینده
‫بدبین هستیم.

200
00:15:21,295 --> 00:15:28,177
‫از حالا به بعد،من هم بهت کمک می‌کنم
‫تا تو هرگز از مسیرت منحرف نشی.

201
00:15:33,724 --> 00:15:35,142
‫تمام تلاشـم رو می‌کنم!

202
00:15:35,726 --> 00:15:37,394
‫خیلی ازتون ممنونـم!

203
00:15:56,830 --> 00:15:59,833
‫تمرینات من حالا به پایان رسید.

204
00:16:01,126 --> 00:16:03,545
‫خوشحالم که ازشون عبور کردی.

205
00:16:19,436 --> 00:16:23,399
‫هر چی که دلت می‌خواد بگو،
‫ولی آقای هیمه‌جیما انسان خوبیه.

206
00:16:24,900 --> 00:16:29,405
‫بهم گفت چون استعدادی ندارم
‫قرار نیست منو سوگوکوی خودش کنه،

207
00:16:29,405 --> 00:16:33,826
‫ولی وقتی حس کرد که شیاطین رو می‌خوردم
‫بهم اجازه داد که شاگردش باشم.

208
00:16:34,535 --> 00:16:39,289
‫و منو به خانم کوچو معرفی کرد
‫تا وضعیت بدنی منو بررسی کنه.

209
00:16:39,748 --> 00:16:42,001
‫هی، که اینطور؟

210
00:16:42,001 --> 00:16:44,712
‫خانم کوچو نگاه بدی بهم انداخت.

211
00:16:45,045 --> 00:16:47,214
‫هر بار که می‌بینمـش
‫واسم می‌ره بالای منبر.

212
00:16:49,800 --> 00:16:51,135
‫اینوسکه!

213
00:16:51,135 --> 00:16:53,470
‫اون سهم زنیتسوئه،
‫پس تو نمی‌تونی بخوریش!

214
00:16:53,470 --> 00:16:57,349
‫ها؟ اگه تا الآن پیداش نشده
‫یعنی نمی‌خواد بخوره دیگه، درسته؟

215
00:16:57,349 --> 00:17:01,020
‫شرط می‌بندم اون عوضی
‫تا الآن فرار کرده باشه!

216
00:17:01,020 --> 00:17:05,566
‫نه، در واقع، به نظر من که
‫خیلی هم گرسنه می‌اومد.

217
00:17:06,442 --> 00:17:08,277
لعنتی

218
00:17:08,277 --> 00:17:10,988
‫جدی می‌گم، شما کلاً
‫کارتون شده این که نگران آدم‌های دیگه باشید!

219
00:17:11,280 --> 00:17:15,868
‫تو خودت هم سرسخت به نظر میای،
‫فکر کردم که به تو هم یه سری بزنه.

220
00:17:15,868 --> 00:17:18,746
‫ولی اصلاً بهت سخت نگرفت، ها؟

221
00:17:18,746 --> 00:17:24,293
‫خب، اگه منـم نمی‌تونستم از تکنیک تنفس
‫استفاده کنم مطمئنم که رفتارش با منم همینجوری می‌شد.

222
00:17:24,585 --> 00:17:27,046
‫ولی... وضعیت جسمانیـت چطوره؟

223
00:17:27,046 --> 00:17:31,508
‫شینوبو احتمالاً بهت سخت گرفته
‫چون نگران سلامتیت بوده.

224
00:17:31,508 --> 00:17:32,968
‫اینطور فکر می‌کنی؟

225
00:17:32,968 --> 00:17:34,678
‫مطمئنم که نگرانـته!

226
00:17:34,970 --> 00:17:37,890
‫بعد از غذا، می‌خوام
‫به سراغ آقای گیو برم.

227
00:17:37,890 --> 00:17:39,391
‫تو هم میای، گنیا؟

228
00:17:39,391 --> 00:17:41,477
‫نه، نمی‌تونم.

229
00:17:41,477 --> 00:17:44,271
‫هنوز اون سنگ رو به اندازه
‫یک چو هول ندادم.

230
00:17:44,271 --> 00:17:46,690
‫من تقریباً انجامـش دادم!

231
00:17:46,690 --> 00:17:49,151
‫خب، به‌خاطر اینه که
‫نمی‌تونم از تکنیک تنفس استفاده کنم.

232
00:17:51,153 --> 00:17:53,614
‫چی، نمی‌تونی از تکنیک‌های تنفس استفاده کنی؟

233
00:17:53,614 --> 00:17:54,740
‫عجب بدبختی هستی تو!

234
00:17:54,740 --> 00:17:56,658
‫هی، الآن به من گفتی «بدبخت»؟

235
00:17:56,658 --> 00:17:57,743
‫مُرده خور!

236
00:17:57,743 --> 00:17:59,453
‫لعنت بهت!

237
00:17:59,453 --> 00:18:00,746
‫هی، هی، بیخیال!

238
00:18:01,997 --> 00:18:02,998
‫از رو من بلند شو!

239
00:18:06,001 --> 00:18:09,755
‫اگه باهام می‌اومدی
‫می‌خواستم تو راه باهات حرف بزنم.

240
00:18:09,755 --> 00:18:10,881
‫درباره چی؟

241
00:18:11,256 --> 00:18:12,966
‫در مورد هاشیرای باد...

242
00:18:12,966 --> 00:18:15,135
‫برادر بزرگترت.

243
00:18:16,762 --> 00:18:18,263
‫ببین، راجع به اون...

244
00:18:29,691 --> 00:18:31,401
‫هی، زنیتسو!

245
00:18:31,401 --> 00:18:32,945
‫پس، اینجا تشریف داری!

246
00:18:33,821 --> 00:18:35,614
‫سنگـت رو تکون دادی؟

247
00:18:36,907 --> 00:18:38,075
‫نه.

248
00:18:38,075 --> 00:18:39,451
‫هنوز نه.

249
00:18:39,701 --> 00:18:40,828
‫که اینطور.

250
00:18:41,203 --> 00:18:44,331
‫دارم سراغ تمرینات بعدیم می‌رم.

251
00:18:44,331 --> 00:18:45,624
‫حالت خوبه؟

252
00:18:45,624 --> 00:18:49,461
‫چند روز گذشته زیاد حرف نزدی،
‫و این منو نگران می‌کنه.

253
00:18:50,420 --> 00:18:51,672
‫که اینطور؟

254
00:18:52,297 --> 00:18:53,590
‫خوش به حالت.

255
00:18:54,216 --> 00:18:55,467
‫تمام تلاشت رو بکن.

256
00:18:57,344 --> 00:18:58,679
‫در مورد من...

257
00:19:00,722 --> 00:19:02,349
‫کاری که قراره انجام بدم...

258
00:19:02,975 --> 00:19:05,894
‫کاری که باید انجام بدم، مهم نیست چی باشه...
‫دیگه همه چیز برام روشن شده، فقط همین.

259
00:19:07,312 --> 00:19:09,314
‫اتفاقی افتاده؟

260
00:19:09,898 --> 00:19:11,692
‫اگه کاری هست که
‫من بتونم انجام بدم...

261
00:19:11,692 --> 00:19:12,985
‫تانجیرو...

262
00:19:14,820 --> 00:19:17,030
‫فقط کاری که لازمه رو بکن، تانجیرو.

263
00:19:18,490 --> 00:19:20,492
‫ولی... ولی...

264
00:19:20,701 --> 00:19:22,369
‫من خیلی نگرانـم!

265
00:19:30,711 --> 00:19:33,505
‫تو واقعاً پسر خوبی هستی، مگه نه؟

266
00:19:34,131 --> 00:19:35,257
‫ممنونـم.

267
00:19:38,343 --> 00:19:39,386
‫ولی...

268
00:19:43,307 --> 00:19:47,561
‫یه کاری هست که باید انجام بدم،
‫مهم نیست چی بشه.

269
00:20:02,326 --> 00:20:05,329
‫یعنی حال زنیتسو خوب می‌شه؟

270
00:20:08,457 --> 00:20:10,125
‫نزوکو رو هم که نگم برات...

271
00:20:10,500 --> 00:20:13,212
‫کار درستیه که برای مدت طولانی
‫پیش یه نفر دیگه گذاشتمش تا مراقبش باشه؟

272
00:20:15,756 --> 00:20:17,925
‫امیدوارم احساس غریبی نکنه!

273
00:20:19,092 --> 00:20:27,851
‫ها؟ بذار ببینم، خب الآن اینجام...
‫منزل آقای گیو باید همین اطراف باشه، درسته؟

274
00:20:54,044 --> 00:20:54,878
‫خیلی سریعن!

275
00:20:56,546 --> 00:20:58,131
‫تنفس باد...

276
00:20:58,131 --> 00:20:59,508
‫فرم اول...

277
00:20:59,508 --> 00:21:01,468
‫گرداب برش گرد و غبار!

278
00:21:01,760 --> 00:21:02,678
‫ولی...

279
00:21:07,182 --> 00:21:08,183
‫می‌تونم ببینم!

280
00:21:08,809 --> 00:21:10,477
‫می‌تونم حرکات‌شون رو دنبال کنم!

281
00:21:15,399 --> 00:21:17,442
‫هی، زودباش، چی شد پس؟

282
00:21:17,776 --> 00:21:21,280
‫فکر می‌کردم شبیه ما نیستی!

283
00:21:21,655 --> 00:21:23,532
‫من شبیه شما نیستم.

284
00:21:23,907 --> 00:21:27,160
‫اوه، هی... اون حرف...
‫منظورش این نبود!

285
00:21:27,869 --> 00:21:28,912
‫تنفس آب...

286
00:21:29,997 --> 00:21:31,164
‫فرم چهارم...

287
00:21:31,581 --> 00:21:33,083
‫جذر و مد زننده.

288
00:21:33,083 --> 00:21:34,793
‫از این کُند تر هم می‌تونی باشی؟

289
00:21:37,337 --> 00:21:38,797
‫فرم هفتم...

290
00:21:38,797 --> 00:21:40,632
‫قطرات موج دار منحنی.

291
00:21:40,632 --> 00:21:41,800
‫فرم پنجم...

292
00:21:41,800 --> 00:21:43,218
‫باد سرد کوهستان!

293
00:21:49,016 --> 00:21:50,309
‫خیلی خب...

294
00:21:50,684 --> 00:21:53,228
‫بیا حالا با دستای خالی
‫همدیگه رو بکشیم، ها؟

295
00:21:53,228 --> 00:21:54,855
‫وایسا، وایسا، وایسا!

296
00:21:55,272 --> 00:21:57,065
‫یه لحظه وایسا!

297
00:21:57,065 --> 00:21:58,942
‫نمی‌تونید همدیگه رو بکشید!

298
00:21:58,942 --> 00:22:01,361
‫چرا خفه خون نمی‌گیری، لعنتی؟

299
00:22:01,361 --> 00:22:03,947
‫پس حکم منع تعقیبـت چی شد؟

300
00:22:03,947 --> 00:22:07,451
‫داشتی جاسوسی‌مون رو می‌کردی، شپش!

301
00:22:07,784 --> 00:22:10,078
‫دارید سرِ موچی لوبیا قرمز دعوا می‌کنید؟

302
00:22:10,078 --> 00:22:14,207
‫اگه سر اینه که، من انقدری
‫موچی درست می‌کنم تا سیر بشی، باشه؟

303
00:22:14,541 --> 00:22:17,294
‫داری سر به سرم می‌ذاری، مگه نه؟

304
00:22:17,294 --> 00:22:17,961
‫ها؟

305
00:22:18,211 --> 00:22:18,962
‫چی؟

306
00:22:18,962 --> 00:22:20,922
‫نه، جدی می‌گم!

307
00:22:20,922 --> 00:22:23,884
‫تو عاشق موچی لوبیا قرمزی،
‫درسته، شینازوگاوا؟

308
00:22:24,176 --> 00:22:30,807
‫وقتی تو مکان خودت
‫تمرینات رو انجام می‌دادی...
‫همیشه بوی برنج موچی
‫و سس لوبیای قرمز به مشامـم می‌خورد.

309
00:22:31,266 --> 00:22:32,642
‫بوی خوشمزه‌ای داشت!

310
00:22:35,729 --> 00:22:39,524
‫هر بار که برمی‌گشتی، عطرِ خوشمزه لوبیا قرمز
‫و چای ماچا همه جا رو برمی‌داشت...

311
00:22:39,524 --> 00:22:40,650
‫بنابراین فرض کردم که...

312
00:22:42,444 --> 00:22:43,987
‫شینازوگاوا...

313
00:22:44,821 --> 00:22:46,907
‫تو موچی لوبیا قرمز دوس داری؟

314
00:22:47,240 --> 00:22:49,701
‫خیلی خوشمزه‌ان، مگه نه؟
‫موچی لوبیا قرمز؟

315
00:22:49,701 --> 00:22:52,037
‫لوبیای نرم دوس داری؟
‫یا لوبیای درشت؟

316
00:22:52,371 --> 00:22:55,415
‫می‌دونی، من واقعاً عاشق
‫موچی لوبیا قرمزی بودم که مادربزرگم درست می‌کرد!

317
00:22:57,250 --> 00:22:58,210
‫اوف!

318
00:23:04,716 --> 00:23:06,635
‫اوه خدای... ها؟

319
00:23:07,094 --> 00:23:08,387
‫آقای گیو؟

320
00:23:09,221 --> 00:23:13,475
‫شینازوگاوا عصبانی شد و
‫با داد و بیداد گذاشت رفت.

321
00:23:13,475 --> 00:23:15,352
‫که اینطور.

322
00:23:15,352 --> 00:23:17,562
‫برای چی دعوا می‌کردید؟

323
00:23:18,063 --> 00:23:21,608
‫دعوا نمی‌کردیم.
‫بخشی از تمرینات هاشیرا بود.

324
00:23:21,608 --> 00:23:24,778
‫با هم مبارزه می‌کنیم،
‫هاشیرا در مقابل هاشیرا.

325
00:23:25,112 --> 00:23:26,988
‫اوه، که اینطور؟

326
00:23:27,322 --> 00:23:29,491
‫اوه، درسته، فهمیدم!

327
00:23:29,491 --> 00:23:31,118
‫از شمشیرهای چوبی
‫استفاده می‌کردید!

328
00:23:31,118 --> 00:23:32,786
‫فهمیدم! که اینطور!

329
00:23:33,120 --> 00:23:34,871
‫ببخشید که مزاحم مبارزه‌تون شدم!

330
00:23:35,288 --> 00:23:37,416
‫نه، تو مزاحم نشدی.

331
00:23:37,749 --> 00:23:40,168
‫یعنی، نمی‌دونستم که
‫چه‌جوری باهاش حرف بزنم...

332
00:23:40,168 --> 00:23:43,296
‫و شینازوگاوا تمام مدت عصبانی بود.

333
00:23:43,713 --> 00:23:47,676
‫ولی خوشحالم که فهمیدم
‫غذای مورد علاقه شینازوگاوا چیه.

334
00:23:48,051 --> 00:23:51,138
‫از الآن به بعد، یه موچی لوبیا قرمز
‫تو آستینم قایم می‌کنم،

335
00:23:51,138 --> 00:23:54,015
‫و هر موقع که شینازوگاوا رو ببینم
‫بهش می‌دم.

336
00:23:54,015 --> 00:23:56,560
‫هی، فکر عالی‌ایه!

337
00:23:57,102 --> 00:24:00,480
‫اگه اینکارو بکنم، به نظرم
‫می‌تونیم دوستای خوبی برای هم بشیم.

338
00:24:00,480 --> 00:24:01,815
‫گمون کنم منم همین کارو بکنم!

339
00:24:02,107 --> 00:24:04,818
‫مزاحم نشو، کله پوک.

340
00:24:10,365 --> 00:24:11,658
‫لعنت بهشون!

341
00:24:11,658 --> 00:24:13,827
‫اصلاً کجا دارن می‌پلکن؟

342
00:24:14,161 --> 00:24:18,832
‫کی فکرش رو می‌کرد که ایگورو و توکیتو
‫همزمان بیرون رفته باشن؟

343
00:24:19,499 --> 00:24:22,335
‫اگه تمام تمریناتم بشه
‫به زمین کوبیدن اون بازنده‌ها...

344
00:24:22,335 --> 00:24:24,087
‫نمی‌تونم آمادگی کاملـم رو به دست بیارم!

345
00:24:24,087 --> 00:24:26,256
‫دارید سر موچی لوبیای قرمز دعوا می‌کنید؟

346
00:24:27,424 --> 00:24:32,262
‫کامادو تانجیرو! اگه اون بی شرف
‫مبارزه رو زهر مار من نمی‌کرد!

347
00:24:33,221 --> 00:24:34,764
‫لعنت بهش!

348
00:24:35,348 --> 00:24:37,434
‫اصلاً فازش چیه؟

349
00:24:37,809 --> 00:24:41,271
‫عجب آدم بیخود و درب و داغونیه
‫این بچه! جدی!

350
00:25:02,834 --> 00:25:05,879
‫این دیگه چه کوفتیه؟

351
00:25:16,348 --> 00:25:18,475
‫بهمون نفوذ کردن!

352
00:30:25,073 --> 00:30:26,574
‫خب، سلام.

353
00:30:26,574 --> 00:30:28,034
‫پس، اومدی؟

354
00:30:32,121 --> 00:30:34,457
‫باید بگم از آشناییت خوشبختم...

355
00:30:36,501 --> 00:30:38,211
‫کیبوتسوجی...

356
00:30:38,586 --> 00:30:40,046
‫موزان.

357
00:30:42,298 --> 00:30:44,175
‫تو...

358
00:30:44,175 --> 00:30:47,470
‫مطمئناً چهره شنیعی داری...

359
00:30:47,470 --> 00:30:49,472
‫اوبویاشیکی.

360
00:30:53,184 --> 00:30:54,102
‫بخش 7

361
00:30:54,978 --> 00:30:57,689
‫امروز می‌خواهیم
‫درباره آقای شینازوگاوا حرف بزنیم!

362
00:30:58,231 --> 00:30:59,607
‫چه غلطا؟

363
00:30:59,983 --> 00:31:03,027
‫با من کار و باری داشتی، کامادو؟

364
00:31:03,027 --> 00:31:05,488
‫عه، بیا اسمش رو این نذاریم.

365
00:31:05,905 --> 00:31:08,324
‫اگه کاری نداری، پس از جلوی چشمام گم شو!

366
00:31:11,619 --> 00:31:14,080
‫خیلی خب، اینم از راز دوره تایشو.

367
00:31:14,414 --> 00:31:17,834
‫سرگرمی آقای شینازوگاوا
‫پرورش سوسک کرگدنی ژاپنیه.

368
00:31:17,834 --> 00:31:20,295
‫و شنیدم که غذای مورد علاقه‌اش هم
‫موچی لوبیای قرمزه!

369
00:31:20,295 --> 00:31:22,630
‫- موچی لوبیای قرمز؟
‫- ها؟

370
00:31:23,006 --> 00:31:25,633
‫تو دوباره اسم موچی لوبیای قرمز آوردی؟

371
00:31:27,010 --> 00:31:30,096
‫قسمت بعد، قسمت پایانی،
‫«یکی شدن هاشیرا ها»!

372
00:31:30,096 --> 00:31:31,681
‫تن لشـت رو برگردون اینجا!

373
00:31:31,681 --> 00:31:33,141
‫ادامه دارد
