﻿1
00:00:16,333 --> 00:00:17,291
‫الهه.

2
00:00:20,541 --> 00:00:20,583
‫لونا، ترس تو منو فراخوند.

3
00:00:20,583 --> 00:00:22,541
‫این خشمم بود، الهه!

4
00:00:22,625 --> 00:00:24,416
‫نیلوفرهای آبی دیگه نیستن.

5
00:00:24,500 --> 00:00:27,000
‫از یه قصه میترسی.

6
00:00:27,125 --> 00:00:28,250
‫همین عصبانیت میکنه.

7
00:00:28,375 --> 00:00:31,000
‫ولی شاید فقط یه قصه نباشه.

8
00:00:31,125 --> 00:00:32,875
‫شاید یه پیشگویی باشه.

9
00:00:32,916 --> 00:00:34,916
‫منم اونجا بودم، لونا.

10
00:00:35,000 --> 00:00:39,000
‫وقتی تاریخ دوباره بازگو میشه
‫به افسانه تبدیل میشه.

11
00:00:39,041 --> 00:00:42,000
‫به وقایعی اهمیت داده شده که 
‫هیچ معنای خاصی نداشتن.

12
00:00:42,041 --> 00:00:45,416
‫قول‌هایی که پدران شکست خورده میدن
‫به پیشگویی تبدیل میشن.

13
00:00:45,708 --> 00:00:49,416
‫همه‌شون از داستان‌های موقع خواب
‫برای بچه‌ها نشئت نشئت میگیرن.

14
00:00:49,500 --> 00:00:52,375
‫شاهزاده میرانا به خاطر شکستش تبعید شد.

15
00:00:52,500 --> 00:00:55,291
‫من با دست خالی از جستجوم برگشتم خونه.

16
00:00:55,375 --> 00:00:58,500
‫میرانا تبعید نشده.
‫خودش اینطور خواسته.

17
00:00:59,416 --> 00:01:02,625
‫ماجراجویی اون، با تو فرق داره.

18
00:01:04,916 --> 00:01:08,125
‫دزدیِ نیلوفرهای آبی، یه جرم بزرگه.

19
00:02:12,541 --> 00:02:17,666
‫بخش چهارم
‫[هیولای آخر این کتاب]

20
00:02:25,833 --> 00:02:28,583
‫آخ، چه عجب.
‫خیلی خوبه که از شر باد خلاص شدیم.

21
00:02:28,666 --> 00:02:29,666
‫دستت!

22
00:02:30,708 --> 00:02:31,916
‫متوجهش نشدم.

23
00:02:32,041 --> 00:02:33,333
‫بذار ببندمش.

24
00:02:33,416 --> 00:02:36,458
‫یه اصطبل با پتوی اسب هست 
‫که باید اندازه‌ی سیگن هم باشه.

25
00:02:41,500 --> 00:02:48,166
‫گوش کن. اگه خواستی حرف بزنی...
‫میدونی...من همینجام.

26
00:02:51,166 --> 00:02:54,541
‫یه غذای داغ خوب. بعدش هم خواب.
‫اونوقت دیگه خیلی زود شروع به حرف زدن میکنی.

27
00:02:55,291 --> 00:02:56,625
‫خیلی هم زود شروع نمیکنم.

28
00:03:06,000 --> 00:03:07,500
‫کیدن!

29
00:03:07,625 --> 00:03:10,125
‫اونو اینجا پیدا کردی. توی یخبندان!

30
00:03:10,166 --> 00:03:12,791
‫اونایی که طلایی و قرمزن، رفتارشون عجیب شده.

31
00:03:12,875 --> 00:03:15,291
‫شکارشون آسون‌تره، کُشتنشون سخت‌تره.

32
00:03:15,375 --> 00:03:17,375
‫تو که کاری نمیکنی سخت به نظر بیاد.

33
00:03:17,500 --> 00:03:21,291
‫همه‌ی تیکه‌های زرهم رو از اژدها ساختم.

34
00:03:21,375 --> 00:03:25,166
‫هر چی پیرتر باشن، بهتره.
‫بالغ بود. قدرتش رو مال خودم کردم.

35
00:03:25,250 --> 00:03:26,875
‫بالغ؟

36
00:03:26,916 --> 00:03:29,625
‫برای شکست یه اژدهای بالغ
‫حتماً نصف یه لشکر رو بردید.

37
00:03:31,041 --> 00:03:32,416
‫فقط خودم بودم.

38
00:03:35,125 --> 00:03:36,916
‫انتظار نداشتم اینجا ببینمت.

39
00:03:36,916 --> 00:03:39,250
‫به گمونم از نوچه‌ی من، «برم»، خبر داری.

40
00:03:39,250 --> 00:03:40,750
‫فرستادمش درگون هولد.

41
00:03:40,791 --> 00:03:42,375
‫از کجا فرستادیش؟

42
00:03:42,500 --> 00:03:45,000
‫«باروهیون». 
‫داشتم یه لونه‌ی اژدها رو پاکسازی میکردم.

43
00:03:45,125 --> 00:03:46,625
‫فکر کردم یه الدروم پیدا کردم.

44
00:03:47,166 --> 00:03:49,625
‫فکر کردی پیداش کردی یا واقعاً پیداش کردی؟

45
00:03:50,625 --> 00:03:53,541
‫ما...نه. پیداش نکردیم.

46
00:03:54,708 --> 00:03:56,500
‫خانم با این کار موافق نیست.

47
00:03:56,625 --> 00:03:57,791
‫جانم؟

48
00:03:57,875 --> 00:04:00,166
‫با طرز نگاه و دیدت آشنام.

49
00:04:00,250 --> 00:04:03,750
‫داری با خودت میگی: «حیوونِ بیچاره».

50
00:04:03,791 --> 00:04:06,291
‫میدونی اگه توی حیات وحش بودی
‫باهات چیکار میکرد؟

51
00:04:06,375 --> 00:04:08,458
‫گازش، گوشت رو ذوب میکنه.

52
00:04:08,458 --> 00:04:10,125
‫خون رو در رگ‌هات می‌پزه.

53
00:04:10,250 --> 00:04:12,416
‫زنده و جیغ‌زنان نگهت میداره.

54
00:04:12,416 --> 00:04:14,916
‫مردان قوی برای جونشون التماس میکنن.

55
00:04:15,541 --> 00:04:17,750
‫یه شوالیۀ اژدها به دشمنش احترام میذاره.

56
00:04:19,166 --> 00:04:21,375
‫ولی هیچوقت نمیتونیم فراموش کنیم که چی هستن.

57
00:04:22,750 --> 00:04:24,416
‫ماشین‌های کُشتار!

58
00:04:26,625 --> 00:04:29,500
‫من...من میرم ببینم مارسی مشکلی نداشته باشه.

59
00:04:34,625 --> 00:04:35,625
‫دویان، صبر کن!

60
00:04:35,666 --> 00:04:36,666
‫الان نه!

61
00:04:37,125 --> 00:04:38,500
‫بهش دروغ گفتی.

62
00:04:38,750 --> 00:04:40,375
‫تازه اینکه چیزی نبود.

63
00:04:40,416 --> 00:04:41,875
‫میخواستم باهاش بجنگم.

64
00:04:41,916 --> 00:04:43,000
‫باهاش بجنگی؟

65
00:04:43,125 --> 00:04:44,541
‫دیوونگی ـه، میدونم.

66
00:04:44,625 --> 00:04:47,541
‫وقتی میدیدم اون اژدها توی دست‌هاش و 
‫روی اون قلابه...

67
00:04:47,750 --> 00:04:49,000
‫یه حس بدی داشتم.

68
00:04:51,250 --> 00:04:54,875
‫میخواستی برگردی درگون هولد تا به یه نفر 
‫که دقیقاً مثل اونه، صحبت کنی.

69
00:04:55,000 --> 00:04:56,666
‫این فرصت خوبیه.

70
00:04:56,708 --> 00:04:58,375
‫اون هیچکدوم از این قضایا رو درک نمیکنه.

71
00:04:58,375 --> 00:05:00,416
‫منظورت اینه که میترسی که درک نکنه.

72
00:05:01,250 --> 00:05:04,916
‫فکر میکردم دویان درگون نایت از چیزی نمیترسه.
‫(شوالیۀ اژدها)

73
00:05:13,458 --> 00:05:16,666
‫وقتی یاد گرفتی از سایه به سایه قدم بگذاری
‫چند ساله بودی؟

74
00:05:16,708 --> 00:05:17,708
‫اواخرِ بچگیم بود.

75
00:05:19,083 --> 00:05:22,083
‫متغیر مؤثری در قدرت استفاده از این توانایی
‫وجود نداره؟

76
00:05:22,166 --> 00:05:23,166
‫شب!

77
00:05:23,791 --> 00:05:24,791
‫ماه‌های کامل!

78
00:05:26,083 --> 00:05:27,541
‫وقتایی که پیش خانواده‌م هستم.

79
00:05:28,541 --> 00:05:31,041
‫جالبه. فصل‌ها هم...

80
00:05:31,041 --> 00:05:32,916
‫دونستنِ این چیزا کمک میکنه که «منه» برگرده؟

81
00:05:33,541 --> 00:05:35,666
‫همیشه انقدر احساساتی هستی؟

82
00:05:36,708 --> 00:05:38,083
‫دیشب یه خوابی دیدم.

83
00:05:39,708 --> 00:05:41,416
‫میخوای بنویسیش؟

84
00:05:43,083 --> 00:05:45,166
‫- بهم بگو.
‫- هوا تاریک بود.

85
00:05:45,333 --> 00:05:47,458
‫اسم «منه» رو پشت سر هم میشنیدم.

86
00:05:47,541 --> 00:05:52,333
‫مردمم! خانواده‌م!
‫همگی میپرستیدیم و عشق می‌ورزیدیم.

87
00:05:52,833 --> 00:05:54,541
‫صورت‌هاشون رو دیدم.

88
00:05:55,333 --> 00:05:57,166
‫دیفد، ایدوال، ادارا.

89
00:05:57,916 --> 00:05:58,916
‫لبخند میزدن.

90
00:05:59,791 --> 00:06:00,791
‫بعدش بیدار شدم.

91
00:06:02,291 --> 00:06:04,208
‫تنها در برج!

92
00:06:04,291 --> 00:06:08,541
‫با این همه کتاب و این همه جادو، هیچی نمیفهمی.

93
00:06:15,458 --> 00:06:17,083
‫مثلاً باید با این چیکار کنم؟

94
00:06:17,583 --> 00:06:19,125
‫همه چیز رو بفهم.

95
00:06:26,583 --> 00:06:29,166
‫به خاطر غذاست یا به خاطر همنشین؟

96
00:06:30,041 --> 00:06:32,416
‫- جانم؟
‫- غذاتو نمیخوری.

97
00:06:33,083 --> 00:06:35,791
‫بالای کوه، سفر سختی داشتیم.

98
00:06:38,416 --> 00:06:41,041
‫پس اینا برای تو.
‫پولِ فلسِ اژدهایی ـه.

99
00:06:41,333 --> 00:06:43,125
‫اینا باید سختی سفر رو براتون کم کنن.

100
00:06:43,958 --> 00:06:44,958
‫ممنونم.

101
00:06:46,708 --> 00:06:50,916
‫تصور میکنم این همه راه رو برای شکار اژدهاها نیومدی

102
00:06:51,041 --> 00:06:54,166
‫دارم بدهیم رو صاف میکنم.
‫بدهی اژدهاییم!

103
00:06:54,291 --> 00:06:55,708
‫بدهیِ اژدهایی؟

104
00:06:55,791 --> 00:06:57,333
‫بدهی به اژدهاها؟

105
00:06:57,416 --> 00:07:00,041
‫به اژدهاها نه. به انسان‌ها.

106
00:07:01,666 --> 00:07:03,666
‫تقریباً 20 سال پیش بود.

107
00:07:04,416 --> 00:07:06,583
‫سی نفر از ما توی شهر «لثشام» بودن.

108
00:07:07,416 --> 00:07:10,666
‫شهر قشنگی بود. اژدهاها توش رؤیت میشدن.

109
00:07:11,541 --> 00:07:14,000
‫میترسیدیم یه موقع اژدهای بالغ باشه،

110
00:07:14,000 --> 00:07:16,291
‫نمیخواستیم هیچ جوره ریسک کنیم.

111
00:07:17,041 --> 00:07:20,083
‫اونموقع شرح وقایع مینوشتم.
‫نگران یه دختره بودم.

112
00:07:20,166 --> 00:07:22,041
‫یا اینکه نگران یه چیز چرند بودم.

113
00:07:22,916 --> 00:07:25,291
‫بعدش آسمون از هم شکافته شد.

114
00:07:25,291 --> 00:07:28,833
‫یه نوار آتشین دیده شد.
‫انگار روز شده بود.

115
00:07:29,583 --> 00:07:31,458
‫انگار جهنم شده بود.

116
00:07:31,500 --> 00:07:34,708
‫اون نگرانی‌هایی که برای دخترها داشتیم
‫توی آتیش‌ها گُم شدن.

117
00:07:34,708 --> 00:07:37,458
‫شجاعت و تمریناتمون ما رو به جلو پیش بردند...

118
00:07:37,541 --> 00:07:39,291
‫و به چنگال مرگ رفتیم.

119
00:07:42,916 --> 00:07:45,666
‫ما نمیدونستیم. نمیتونستیم بدونیم.

120
00:07:45,666 --> 00:07:47,791
‫تا اینکه اون رو...

121
00:07:47,833 --> 00:07:49,458
‫در روشنایی آتیش خودش دیدیم.

122
00:07:49,791 --> 00:07:52,333
‫فلس‌های قرمز، در نور ماه تغییر میکردند.

123
00:07:52,416 --> 00:07:54,458
‫چقدر بزرگ بود!

124
00:07:54,541 --> 00:07:57,041
‫درک نمیکردم که چطور میتونه راه بره.

125
00:07:57,166 --> 00:07:59,416
‫بعدش دهانش باز شد.

126
00:08:04,041 --> 00:08:05,625
‫از درونش، درد بیرون اومد.

127
00:08:17,666 --> 00:08:19,416
‫از درونش، مرگ بیرون اومد.

128
00:08:19,916 --> 00:08:22,166
‫دودِ گوشت‌های سوخته، هوا رو مه آلود کرد.

129
00:08:22,916 --> 00:08:24,708
‫دستِ فرمانده رو روی پام حس کردم.

130
00:08:24,791 --> 00:08:26,041
‫عقب عقب راه رفتم...

131
00:08:26,166 --> 00:08:30,291
‫و دیدم که از سینه به پایین، چیزی ازش نمونده.

132
00:08:30,333 --> 00:08:33,958
‫مردی که بهم جنگیدن رو یاد داده بود
‫الان خمیر شده بود.

133
00:08:34,291 --> 00:08:36,583
‫سی نفر به «لثشام» اومده بودن.

134
00:08:37,333 --> 00:08:38,666
‫یه نفرشون برگشت.

135
00:08:39,916 --> 00:08:42,166
‫من برگشتم!

136
00:08:43,666 --> 00:08:47,666
‫پس آره. میخوام یه چیز بزرگتر از اژدها شکار کنم.

137
00:08:48,333 --> 00:08:51,208
‫میخوام اسلایرک رو شکار کنم.

138
00:08:51,500 --> 00:08:54,791
‫بعد از نزدیک به 20 سال، بالاخره لونه‌ش رو پیدا کردم

139
00:08:55,541 --> 00:08:57,750
‫خالی بود. اون جونور رفته بود.

140
00:08:58,416 --> 00:09:00,666
‫رد پاش رو روی زمین دنبال کردم.

141
00:09:00,791 --> 00:09:03,916
‫منو تا یه کوه، بیرونِ باروهیون کِشوند.

142
00:09:04,458 --> 00:09:05,791
‫شهر قشنگیه.

143
00:09:06,833 --> 00:09:08,708
‫اسلایرک رو پیدا نکردم.

144
00:09:08,708 --> 00:09:12,041
‫یه اژدهای مُرده رو پیدا کردم.
‫یه مرد مُرده رو پیدا کردم.

145
00:09:12,291 --> 00:09:16,333
‫و اینو پیدا کردم. مال توئه!

146
00:09:16,416 --> 00:09:20,291
‫تو رفتی پایینِ اون غار 
‫ولی برای چیزی که دیدی آماده نبودی.

147
00:09:20,333 --> 00:09:23,083
‫فرار کردی و شرمسار بودی.

148
00:09:23,916 --> 00:09:25,041
‫شرمسار نباش.

149
00:09:26,083 --> 00:09:28,208
‫خودم از نزدیک دیدم که یه الدرومِ تنها...

150
00:09:28,291 --> 00:09:30,291
‫میتونه با یه گروه شوالیۀ اژدها چیکار کنه.

151
00:09:30,416 --> 00:09:35,416
‫یه مرد، مردی که آماده نیست، 
‫هیچ امیدی برای پیروزی نداره.

152
00:09:37,958 --> 00:09:40,000
‫ولی برای کُشتنِ اسلایرک...

153
00:09:40,000 --> 00:09:42,708
‫باید بدونم چی دیدی.

154
00:09:47,291 --> 00:09:50,083
‫وقتی بیدار شدم، هیچی تنم نبود.

155
00:09:50,083 --> 00:09:52,541
‫هیچ چیزی همراهم نبود. حتی این!

156
00:09:52,583 --> 00:09:54,208
‫فقط همینو یادم میاد.

157
00:09:54,208 --> 00:09:55,541
‫به کمکت نیاز دارم.

158
00:09:55,916 --> 00:09:57,833
‫ما یه سوگند مقدس خوردیم.

159
00:09:57,916 --> 00:09:59,291
‫شوالیه‌های اژدها.

160
00:09:59,416 --> 00:10:02,041
‫ما برادریم! بهت کمک میکنم.

161
00:10:03,125 --> 00:10:04,375
‫قول میدم!

162
00:10:06,916 --> 00:10:10,083
‫میدونستم کمکت میکنه.
‫خوب کسی داره بهت کمک میکنه.

163
00:10:10,166 --> 00:10:12,166
‫قبلش هم خوب کسی داشت بهم کمک میکرد.

164
00:10:12,208 --> 00:10:13,583
‫جفتمون همینطور بودیم.

165
00:10:14,791 --> 00:10:17,291
‫هنوز اون نوشیدنی رو داری؟ 
‫باید جشن بگیریم!

166
00:10:17,333 --> 00:10:21,166
‫به گمونم داشته باشمش و 
‫به گمونم حق با تو باشه.

167
00:10:21,291 --> 00:10:23,125
‫معلومه که حق با منه.

168
00:10:23,125 --> 00:10:25,083
‫تازه، فردا روز بزرگیه.

169
00:10:25,166 --> 00:10:29,541
‫کُشتنِ اژدهاها...
‫احتمالاً اژدها شدن و کُشته شدن.

170
00:10:29,666 --> 00:10:31,083
‫پس بیا استراحت کنیم.

171
00:10:32,166 --> 00:10:34,666
‫- چیه؟
‫- پس کلاً دنبال همینی؟

172
00:10:34,791 --> 00:10:36,583
‫منظورت رو نمیفهمم.

173
00:10:36,666 --> 00:10:39,291
‫لبخند! جشن !

174
00:10:39,416 --> 00:10:41,666
‫من و تو! قایم شدن‌ها!

175
00:10:41,708 --> 00:10:43,916
‫داری نقش «درگون نایت دویانِ کوفتی...

176
00:10:43,916 --> 00:10:45,708
‫که اژدهاهای کوفتی رو کُشت» رو بازی میکنی.

177
00:10:45,708 --> 00:10:46,708
‫بس کن!

178
00:10:46,791 --> 00:10:48,208
‫خب من دویان هستم که...

179
00:10:48,291 --> 00:10:50,583
‫بس کن! زره رو در بیار!

180
00:10:50,625 --> 00:10:52,291
‫آدم بودن عار نیست.

181
00:10:52,416 --> 00:10:54,416
‫من همیشه آدمم.

182
00:10:54,416 --> 00:10:56,166
‫میبینی؟ آدمم.

183
00:10:56,708 --> 00:10:59,916
‫صحیح! اصلاً میدونی، بیا ادامه‌ش ندیم.

184
00:11:01,500 --> 00:11:03,083
‫بهم بگو چی میخوای بگم.

185
00:11:04,750 --> 00:11:06,416
‫از چیزایی شروع کن که من میبینم.

186
00:11:06,541 --> 00:11:08,833
‫غذا نمیخوری، گیج شدی. داغونی!

187
00:11:08,916 --> 00:11:12,041
‫با قهرمانت هم تیمی شدی و باید احساس امنیت کنی.

188
00:11:12,166 --> 00:11:14,166
‫باید احساس بهتری داشته باشی ولی 
‫احساس بدتری داری.

189
00:11:14,208 --> 00:11:15,541
‫برای همین قایم میشی.

190
00:11:15,666 --> 00:11:17,583
‫تو، یعنی شاهزاده میرانا،

191
00:11:17,666 --> 00:11:20,041
‫داری برای من در مورد قایم شدن سخنرانی میکنی؟

192
00:11:23,208 --> 00:11:27,041
‫هر شب که میخوابم و هر روز صبح که بیدار میشم،

193
00:11:27,041 --> 00:11:28,500
‫برام سؤال میشه که کی هستم.

194
00:11:28,791 --> 00:11:30,375
‫قبلنا میدونستم.

195
00:11:30,375 --> 00:11:32,708
‫قبلنا ازش سر در میاوردم. 
‫من...

196
00:11:36,666 --> 00:11:37,791
‫نه.

197
00:11:38,458 --> 00:11:41,458
‫توی اون غار، چیزای وحشتناکی دیدم.

198
00:11:41,541 --> 00:11:44,541
‫یه سنگ قرمزِ عجیب رو می‌پرستیدن.

199
00:11:44,666 --> 00:11:46,291
‫سنگی غیر مادی!

200
00:11:47,291 --> 00:11:50,416
‫سنگی قدرتمند! 
‫من حسش کردم. صداش رو شنیدم.

201
00:11:50,458 --> 00:11:54,041
‫بهم قول میداد که خلأ وجودم رو پر کنه.
‫دیوونگی بود.

202
00:11:55,791 --> 00:11:57,708
‫ولی خب یه جواب بود.

203
00:11:57,791 --> 00:12:01,041
‫و من حاضر بودم تا بذارم جوابی که دنبالشم باشه.

204
00:12:01,416 --> 00:12:05,291
‫بعدش متوجه شدم، 
‫اونجا فقط یه جا برای قایم شدنه.

205
00:12:06,291 --> 00:12:09,416
‫و الان یه نوشیدنی و همنشین میخوام.

206
00:12:10,208 --> 00:12:12,958
‫و جوابی بهتر از دیوونگی!

207
00:12:13,041 --> 00:12:16,375
‫من جواب بهتری نیستم.
‫حتی جواب متفاوتی نیستم.

208
00:12:16,375 --> 00:12:19,000
‫حق نداری در این باره، برام تصمیم بگیری.

209
00:12:19,083 --> 00:12:20,666
‫وقتی بیدار شدی میبینمت.

210
00:12:34,250 --> 00:12:36,000
‫سلمینی!

211
00:12:51,500 --> 00:12:53,500
‫در پناه روشنایی هلال ماه.

212
00:12:54,125 --> 00:12:56,166
‫باشد که ماهت همیشه کامل باشد!

213
00:12:56,291 --> 00:12:57,666
‫دوستم داری؟

214
00:12:57,750 --> 00:13:00,625
‫تو نوری هستی که پشت چشم‌هام میدرخشه.

215
00:13:00,708 --> 00:13:02,708
‫دوستم داری؟

216
00:13:04,208 --> 00:13:06,875
‫منو دوست داری؟

217
00:13:07,500 --> 00:13:09,250
‫الهه، خواهش میکنم!

218
00:13:09,750 --> 00:13:11,375
‫دوستت دارم!

219
00:13:11,458 --> 00:13:12,708
‫خواهش میکنم!

220
00:13:24,083 --> 00:13:26,166
‫هزاران سال گذشته...

221
00:13:26,166 --> 00:13:29,541
‫ولی این مردم هنوز نمیدونن واقعاً کی هستی.

222
00:13:30,666 --> 00:13:34,500
‫روح اون همین الانش هم به جهان مادی برگشته.

223
00:13:34,666 --> 00:13:38,041
‫این خاطره رو اصلاً به یاد نمیاره
‫و فقط عشق نو و شدیدش به من رو...

224
00:13:38,166 --> 00:13:39,791
‫به یاد میاره.

225
00:13:39,833 --> 00:13:41,541
‫اشکالی توش نمیبینم.

226
00:13:41,666 --> 00:13:42,916
‫هیچوقت نمیبینی!

227
00:13:42,958 --> 00:13:45,041
‫میدونم که نیلوفرهای آبی دستِ توئه.

228
00:13:45,333 --> 00:13:47,541
‫میدونم به خاطر اوناست که تونستی بیای اینجا.

229
00:13:49,041 --> 00:13:52,416
‫فقط علت اومدنت رو نمیدونم.

230
00:13:53,416 --> 00:13:55,916
‫میخوام این قضیه رو تمومش کنم.

231
00:13:55,916 --> 00:13:57,458
‫میتونی نیلوفرها رو بگیری.

232
00:13:57,541 --> 00:13:59,458
‫من فقط یه چیز میخوام.

233
00:13:59,541 --> 00:14:00,875
‫هر چی باشه قبول.

234
00:14:01,083 --> 00:14:03,416
‫تا گذشته‌ها رو فراموش کنی.

235
00:14:03,541 --> 00:14:05,333
‫تا خودتو ببخشی.

236
00:14:05,416 --> 00:14:07,333
‫تا خداحافظی کنی.

237
00:14:07,416 --> 00:14:08,666
‫خداحافظی کنم؟

238
00:14:08,708 --> 00:14:11,041
‫با کی باید خداحافظی کنم؟

239
00:14:11,041 --> 00:14:12,916
‫تو دیگه حتی اسم هم نداری.

240
00:14:13,041 --> 00:14:15,416
‫چیزی که اسم نداره، شناخته نمیشه.

241
00:14:15,916 --> 00:14:18,583
‫چیزی که شناخته نمیشه، آسیب نمیبینه.

242
00:14:18,666 --> 00:14:19,875
‫دوست هم داشته نمیشه.

243
00:14:22,416 --> 00:14:23,541
‫هیچی...

244
00:14:25,833 --> 00:14:26,916
‫هیچی!

245
00:14:41,166 --> 00:14:42,958
‫من هیچی نیستم.

246
00:14:54,583 --> 00:14:55,583
‫کیدن؟

247
00:15:04,416 --> 00:15:05,791
‫دویان؟

248
00:15:06,458 --> 00:15:07,416
‫دویان!

249
00:15:16,791 --> 00:15:19,541
‫کیدن! داری چه غلطی میکنی؟

250
00:15:21,083 --> 00:15:22,083
‫کیدن!

251
00:15:30,291 --> 00:15:31,291
‫کیدن؟

252
00:15:33,083 --> 00:15:35,916
‫اژدهاهای ایونیایی نمیتونن دروغ بگن.

253
00:15:35,958 --> 00:15:37,416
‫حالا تو هم نمیتونی.

254
00:15:38,541 --> 00:15:39,791
‫کجایی؟

255
00:15:40,416 --> 00:15:41,708
‫خودتو نشون بده.

256
00:15:41,791 --> 00:15:43,166
‫نمیفهمم.

257
00:15:43,208 --> 00:15:45,583
‫تو رو نمیگم، برادر.
‫اونو میگم!

258
00:15:45,666 --> 00:15:46,916
‫اسلایرک.

259
00:15:47,041 --> 00:15:49,541
‫اون از بین رفته! مُرده!

260
00:15:49,666 --> 00:15:50,958
‫نمُرده.

261
00:15:56,291 --> 00:15:59,666
‫کجایی بزدل؟

262
00:16:08,833 --> 00:16:09,833
‫اینجا!

263
00:16:13,458 --> 00:16:16,541
‫- توی این پسر قایم شدی.
‫- دارم سفر میکنم.

264
00:16:16,750 --> 00:16:19,291
‫به کجا سفر میکنی؟ بهم بگو!

265
00:16:19,333 --> 00:16:23,041
‫موش کوچولو، ترس رو بو میکنه.

266
00:16:23,083 --> 00:16:27,166
‫من به تماشای غرق شدنِ کوه‌ها 
‫در اقیانوس‌ها می‌پردازم.

267
00:16:27,291 --> 00:16:30,208
‫هیچ انسانی نمیتونه به اونجایی که من میرم سفر کنه.

268
00:16:30,291 --> 00:16:33,541
‫بیا بیرون و بذار تا مرگت مشایعتت کنم.

269
00:16:33,666 --> 00:16:37,958
‫تو به دنبالِ نابود کردن من هستی.
‫آتشِ کینه‌توزیِ تو، خاموشی نداره.

270
00:16:38,041 --> 00:16:43,541
‫و آواز سرفرازی تو در تاریخ خونده نمیشه،
‫چون کسی برای خوندنش باقی نمی‌مونه.

271
00:16:43,666 --> 00:16:46,958
‫به محض اینکه از قید موانع جسمانی،

272
00:16:47,041 --> 00:16:51,208
‫زمان، فضا و فُرم‌های چندگانه رها بشم...

273
00:16:51,291 --> 00:16:54,791
‫ستون‌های نظم و هرج و مرج با هم یکی میشن.

274
00:16:54,833 --> 00:16:58,791
‫چیزی که در انتظار دنیاهای بی پایانه، نابودی‌ایه...

275
00:16:58,833 --> 00:17:01,916
‫که هیچ امیدی برای احیای اون نیست.

276
00:17:02,041 --> 00:17:07,166
‫در غیابِ هیچ و پوچ، نمیدونی که با چی طرفی.

277
00:17:07,208 --> 00:17:11,291
‫بیست ساله که دارم برای این آماده میشم.
‫برای تو!

278
00:17:11,333 --> 00:17:15,583
‫امپراطوری‌ها زیر نفس من میسوزن، موش کوچولو.

279
00:17:15,666 --> 00:17:18,041
‫ارتش‌ها، خاکستر میشن.

280
00:17:18,083 --> 00:17:20,791
‫ارتش‌ها در برابر تو، با جیغ و ناله میمیرن.

281
00:17:20,916 --> 00:17:24,583
‫من به ارتش یا اژدهای بالغ نیازی ندارم.

282
00:17:24,666 --> 00:17:26,916
‫هر چی بزرگتر باشی، ضربه‌ی من سهمگین‌تره.

283
00:17:27,041 --> 00:17:29,291
‫تو رو یادم میاد.

284
00:17:29,416 --> 00:17:33,041
‫یادم میاد که دوست‌هات چه مزه‌ای بودن.

285
00:17:33,083 --> 00:17:37,291
‫بوی ترسشون رو یادم میاد.

286
00:17:37,416 --> 00:17:41,750
‫واقعیت اینه که یه موش کوچولوی خوش شانس...

287
00:17:41,791 --> 00:17:43,666
‫تونست فرار کنه.

288
00:17:48,791 --> 00:17:50,666
‫منم اون بو رو یادم میاد.

289
00:17:51,625 --> 00:17:54,041
‫نمیتونم فراموشش کنم. یعنی نمیکنم!

290
00:17:54,041 --> 00:17:55,875
‫دیگه سؤالی ندارم.

291
00:17:57,916 --> 00:18:00,791
‫بیست سالِ کوفتی!

292
00:18:00,916 --> 00:18:02,708
‫برای من یه چشم به هم زدنه.

293
00:18:21,666 --> 00:18:24,791
‫بیست سال و 29 روحِ کوفتی!

294
00:18:24,916 --> 00:18:27,166
‫فکر میکنی برای این کار آماده نیستم؟

295
00:18:29,291 --> 00:18:31,916
‫تو هم نمیتونی یه اژدهای «کِی‌آس» رو بزنی.

296
00:18:51,083 --> 00:18:52,416
‫الهه!

297
00:18:52,458 --> 00:18:55,166
‫پس اینجایی

298
00:19:04,916 --> 00:19:06,666
‫مارسی! سیگن!

299
00:20:10,583 --> 00:20:12,416
‫اون مُرده.

300
00:20:32,916 --> 00:20:33,875
‫هممم.

301
00:20:35,000 --> 00:20:36,375
‫من ترکت کردم.

302
00:20:36,500 --> 00:20:38,500
‫ولی من الهه‌ی مهربونی هستم.

303
00:20:39,000 --> 00:20:40,041
‫میبخشمت.

304
00:20:40,125 --> 00:20:42,083
‫اون رو هم میبخشی؟

305
00:20:42,083 --> 00:20:43,083
‫شروع نکن!

306
00:20:43,208 --> 00:20:45,958
‫ تماشا کردم.

307
00:20:46,000 --> 00:20:50,250
‫دیدم که یه بچه، اونم بچه‌ی ما پژمرده شد.

308
00:20:50,333 --> 00:20:52,208
‫لطفاً بس کن. کاریه که شده.

309
00:20:53,083 --> 00:20:54,208
‫برگرد پیشم.

310
00:20:54,333 --> 00:20:57,708
‫اگه اسمش رو به زبون بیاری، من مال تو میشم.

311
00:20:58,750 --> 00:21:00,083
‫اون دخترت بود.

312
00:21:01,125 --> 00:21:02,333
‫دیگه رفته!

313
00:21:02,958 --> 00:21:05,875
‫همه‌ی بچه‌های فراموش شده‌ت، ازت متنفرن.

314
00:21:06,083 --> 00:21:08,250
‫الف‌ها شورش میکنن.

315
00:21:08,333 --> 00:21:13,708
‫یه ارتش مخفی، یه لشکر الفی،
‫داره از تمام سرزمین‌های محصورِ دنیا ظهور میکنه.

316
00:21:13,750 --> 00:21:16,583
‫و نیلوفرهای آبی دستِ منه.

317
00:21:16,708 --> 00:21:19,500
‫نمیتونی!

318
00:21:20,250 --> 00:21:21,708
‫نمیکنی!

319
00:21:21,750 --> 00:21:24,333
‫تو که نجاتش نمیدی.

320
00:21:25,333 --> 00:21:26,458
‫خودت رو هم نمیتونی نجات بدی.

321
00:21:38,583 --> 00:21:39,750
‫اون دختره، چه بلایی سرش اومد؟

322
00:21:46,458 --> 00:21:47,333
‫الهه!

323
00:21:47,458 --> 00:21:51,708
‫اونوقت در عوض اونا میذارن تفرقه و بدخواهی
‫در بینشون پخش بشه.

324
00:21:51,791 --> 00:21:53,875
‫- کی؟
‫- الف‌ها! سرزمین‌های محصور!

325
00:21:53,875 --> 00:21:56,750
‫رویایی که برای آخرالزمانِ دارک مونی‌شون دارن.

326
00:21:56,791 --> 00:21:58,166
‫شما که گفتید این فقط یه قصه‌ست.

327
00:21:59,041 --> 00:22:03,125
‫اونقدر مهتاب بر اون‌ها تابیده که...

328
00:22:03,208 --> 00:22:06,583
‫دیگه فراموش کردن که اون نور منه!

329
00:22:07,208 --> 00:22:10,625
‫تو یادآورِ خشم من میشی.

330
00:22:10,750 --> 00:22:12,791
‫ارتش دارک مون رو بردار.

331
00:22:13,625 --> 00:22:17,583
‫ناخالصی‌هایی که داخل سرزمین‌های محصور
‫زنده موندن رو بسوزون.

332
00:22:17,625 --> 00:22:20,708
‫اونا رو به آغوش من برگردون.

333
00:22:20,750 --> 00:22:24,625
‫هزار ساله که ارتش از جنگل نایت‌سیلور بیرون نرفته.

334
00:22:24,833 --> 00:22:28,833
‫به همون دلیلی که اون هزار سال قبل خارج شد
‫الان هم خارج میشه.

335
00:22:29,500 --> 00:22:32,958
‫الهه‌ی ماه، داره به جنگ میره!
